صفحه 1 از 4 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: هدایا ی اخلاقی ارزنده برای دوستانم

  1. #1

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    علاقه
    تدریس - تألیف - تحصیل
    نوشته
    1,916
    حضور
    34 روز 17 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    12300

    هدایا ی اخلاقی ارزنده برای دوستانم




    سلام بر بقیةالله الاعظم ومنتظرانش

    حاصل دقایق عمر انسانها تجربیاتی است که می توان آنها را در قالب کلمات وجملات به دوستان هدیه کرد .

    ویا می توان از هدایایی که دیگر افراد در غالبهای مختلف به ما ارزانی نموده اند نیز برای بقیه ی دوستان هدیه فرستاد .

    وسپس منتظر رحمت ماند واز رحمت فراگیر بهره برد .

    منتظر هدایای ناب شما هستیم


    .................................................. .............................. حق یارتان .................................................. ..............................
    ویرایش توسط ••ostad•• : ۱۳۸۹/۱۲/۲۵ در ساعت ۲۳:۴۰

  2. صلوات ها 23


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,905
    حضور
    84 روز 15 ساعت 11 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40521



    با سلام
    و تشکر از سرکار استاد گرامی و تاپیک خوبشان
    هدایا ی اخلاقی ارزنده برای دوستانم

    بنده این تاپیک را هدیه به عزیزان اسک دین میکنم

    از چالشها تا حقایق اروپاه !سوال کنید؟!
    .

    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  5. صلوات ها 19


  6. #3

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    علاقه
    تدریس - تألیف - تحصیل
    نوشته
    1,916
    حضور
    34 روز 17 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    12300

    خدا جای حق نشسته




    سلام بر بقیةالله الاعظم ومنتظرانش

    پسرش با دختر عمو ازدواج کرده بود . زیاد خوشحال و ر اضی نبودند . با این وجود دختر را هم به پسر همان عمو دادند .

    سالها اتش دعواها ی این دو دامن هر دو خانواده را گرفت .

    اخرین دعوا میان دخترش وپسر عمو بود . از صمیم قلب عمو را نفرین کرد ومرگ اورا خواست تا زجر خانوداه اش را ببیند . دلم ریخت !

    عمو دو ماه بعد (به نظرم از غصه ) مرد .

    و او بسیار شادمان از اینکه خداوند جای حق نشسته !!!

    سه روز بعد از چهلم عمو او هم سکته کرد وسه روز بعد در بیمارستان مرد .

    این بار زن عمو هم خوشحال بود از این که خدا جای حق نشسته !!!

    یک سال و دو ماه بعد زن عمو هم مرد و عروسش خوشحال بود که خدا جای حق نشسته !!!

    عروس هشت ماه بعد در تصادف رانندگی مرد !!!

    واکنون دیگر کسی جرأت نمی کند بگوید خدا جای حق نشسته !!!!

    چون دیگر همه به خوبی میدانند که خدا واقعا" جای حق نشسته !!!

    .................................................. ................. حق یارتان .................................................. ...................................
    ویرایش توسط ••ostad•• : ۱۳۸۹/۱۲/۲۵ در ساعت ۱۰:۱۳

  7. صلوات ها 25


  8. #4

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    علاقه
    تدریس - تألیف - تحصیل
    نوشته
    1,916
    حضور
    34 روز 17 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    12300

    معماری شخصیت




    سلام بر بقیةالله الاعظم ومنتظرانش

    پسرش بیش از سی سال سن داشت وبرای دخترهای چهارده ساله تا هفده ساله خواستگاری میرفت !!!

    خودش وپسرش از سطح فرهنگ پایینی بر خوردار بودند ودر خانه هایی را میزد که فرهنگ متوسط ویا بالایی داشتند .

    خودش همراه نه نفر از اعضای خانواده اش در دو اتاق 12 متری مستاجر بودند ؛ اما در خانه هایی را میزد که حداقل دو طبقه 3اتاقه را داشته باشد .

    سه سال تمام بی وقفه حداقل هفته ای یک بار این شده بود برنامه ی روز مرگی اش !

    مردم مسخره اش میکردند .دیگر کمتر کسی بود که رفتار و گفتار او را جدی بگیرد . دخترها همه جا از مادر وپسری می گفتند که خواستگار همه شان در محل و محله های اطراف بودند .

    وهرکدام از رفتارها وگفتارهای خود خواهانه ی آنها مطلبی را نقل میکردند .

    عده ای هم اورا دیوانه وخل تصور میکردند . پسرش مطیع مطلق
    بود ورفتارهای مادر برایش حجت وآیت .

    در میان هیاهوی تمسخر جامعه ی کوچک آن زمان روزی خواهر این خانواده دخترک 13 ساله ای را در مکانی عمومی مخصوص بانوان دید که در کمال سادگی با دایه از خانه بیرون آمده بود و کودکانه در عالم خود سیر میکرد .

    جلو رفت وآدرس منزل او را پرسید .دایه تشری زد که آدرس برای چی ؟ خواهر بی توجه به دایه گفت می خواهم با تو دوست شوم.
    دخترک تنها ؛ که پدر اورا از آفتاب و مهتاب هم دور نگاه میداشت به عشق داشتن دوستی گرچه چند سال بزرگتر آدرس منزل را به او داد .وبعد از این گفت که عروسکهایم را با تو قسمت میکنم .

    چند روز بعد وقتی دخترک در ایوان خانه ی چند صد متری با عروسکهایش بازی میکرد خواهر ومادر ش در زدند ویکراست به اتاق پذیرایی رفتند وبعد از چند دقیقه دخترک راهم به داخل اتاق صدا کردند . دحترک عروسک به بغل به اتاق رفت . و مادر خواستگار با کمی ورانداز گفت ای بد نیست؛افقط امیدوارم بزرگتر که شد کمی قد بکشد . 2ماه بعد لباس سفیدی که از چند جا با سنجاق جمع کرده بودند تا دخترک در آن گم نشود رابر تنش کردند وبه او آموزش دادند که هروقت صدای آقایی را شنیدی که از تو سؤال کرد وکیلم تو فقط بار سوم بگو بله !!! سالها بعد از تحمل زجرهای بی وقفه دخترک دلیل این کار خانواده را پرسید فقط یک جمله که برای او از شبه جمله هم کوتاه تر و شاید از جهتی بی محتوا تر می نمود را در پاسخ می شنید (تو نذر سید بودی )!!!


    اوفقط دوماه توانست در آن دو اتاق 12 متری با 9 نفر دیگر سر کند . مادر خانواده اصرار داشت که من عروس کم سن گرفتم که با شیوه ی خودمان تربیتش کنم !!!

    شیوه ی پرخاش و خود خواهی و تنفر !!!

    ودخترک مصمم بر این که شخصیت من شایسته ی متانت و احترام و کرامت است .

    سی سال پراز سختی و رنج بر او گذشت اما هنوز کسی نتوانسته و او اجازه نداده که کسی برای شکل شخصیت او تصمیم بگیرد . واین فقط خود اوست که نه تنها شخصیت خودش را بلکه شخصیت فرزندانش را نیز مستقل و با فرهنگ دین پرورش داد .

    اکنون او(مادر ) خود را شکست خورده می بیند و هنوز از هیج کاری برای تغییر شخصیت دخترک وفرزندانش فرو گزار نمیکند . واین راحق!!! خود میداند به عنوان بزرگ خانواده!!!

    ودخترک در این سی سال یاد گرفته که دیگر این عروسکهای جان دارش را با هرکسی ! نباید تقسیم کند . عمرش را صرف این کرد که دیگر کسی به خود اجازه ندهد تا شخصیت او و فرزندانش که مالکیت معنوی آنها را دارا بود را تخریب کند و شخصیتی نو مطابق با خواست خود بسازد !


    زیرا معتقد است که شخصیت انسانها مالکیت خصوصی هستی ایشان است . که تنها از طریق موروثی و یا معاملات شخصی و آگاهانه قابل دخل وتصرف میباشد . وانسان کریم دایما" خود مراقب این سرمایه ی زندگی مادی ومعنوی اش میباشد ومعماری این بنای انسانیتش را خود ش باید به عهده بگیرد . تا طوفان حوادث بر باد غفلتش ندهند واین سرمایه ی زحمت کشیده را قدر بداند .

    زیرا در جامعه افراد بسیاری هستند که ادعای معماری شخصیت برای دیگران را دارند . اما باید دید کدامیک را می توان صادق و حاذق دید !!! و البته در صورت لزوم معماری که سایه ی خدا اورا همراهی کند !!!

    .................................................. ............................. حق یارتان .................................................. .........................................
    ویرایش توسط ••ostad•• : ۱۳۸۹/۱۲/۲۵ در ساعت ۱۰:۱۲

  9. صلوات ها 25


  10. #5

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۰
    نوشته
    1,538
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    44
    آپلود
    0
    گالری
    8
    صلوات
    15416



    از استاد عزیز متشکرم
    استاد پستهای زیبایی بود واقعا مایه عبرت من شد.خیر دنیا و آخرت نصیبتان.


  11. صلوات ها 20


  12. #6

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۶
    علاقه
    تحقیق
    نوشته
    2,487
    حضور
    14 روز 3 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    8533



    پس اصل تربیت وتربیت پذیری کجا میره ؟آیامحیط بر انسان تاثیر گذار نیست؟

  13. صلوات ها 16


  14. #7

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    علاقه
    قرآن، اهل بيت
    نوشته
    2,058
    حضور
    15 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    17932



    حضرت امام جعفر صادق (علیه السلام ) فرموده است: در شگفتم برای کسی که از چهار چیز بیم دارد، چگونه به چهار کلمه پناه نمی برد!
    ۱- در شگفتم برای کسی که ترس بر او غلبه کرده، چگونه به ذکر «حسبنا الله و نعم الوکیل» (آل عمران آیه‌ ۱۷۱) پناه نمی برد. در صورتی که خداوند به دنبال ذکر یاد شده فرموده است: پس (آن کسانی که به عزم جهاد خارج گشتند، و تخویف شیاطین در آنها اثر نکرد و به ذکر فوق تمسک جستند) همراه
    با نعمتی از جانب خداوند (عافیت) و چیزی زاید بر آن (سود در تجارت) بازگشتند، و هیچگونه بدی به آنان نرسید.
    ۲- در شگفتم برای کسی که اندوهگین است چگونه به ذکر «لا‌اله‌الا‌انت سبحانک انی کنت من الظالمین» (سوره انبیاء آیه ۸۷) پناه نمی برد. زیرا خداوند به دنبال این ذکر فرموده است: «پس ما یونس را در اثر تمسک به ذکر یاد شده، از اندوه نجات دادیم و همین گونه مومنین را نجات می بخشیم.» (سوره انبیاء آیه ۸۸)


    ۳- در شگفتم برای کسی که مورد مکر و حیله واقع شده، چگونه به ذکر «افوض امری الی الله، ان الله بصیر بالعباد» (سوره غافر آیه ۴۴) ... پناه نمی برد. زیرا خداوند به دنبال ذکر فوق فرموده است: «پس خداوند (موسی را در اثر ذکر یاد شده) از شر و مکر فرعونیان مصون داشت.» (سوره غافر آیه ۴۵)


    ۴- در شگفتم برای کسی که طالب دنیا و زیباییهای دنیاست چگونه به ذکر «ماشاءالله لاحول و لاقوة الا بالله» پناه نمی برد، زیرا خداوند بعد از ذکر یاد شده فرموده است: «مردی که فاقد نعمتهای دنیوی بود، خطاب به مردی که از نعمتها برخوردار بود فرمود: اگر تو مرا به مال و فرزند، کمتر از خود می دانی امید است خداوند مرا بهتر از باغ تو بدهد.»
    از خلق جهان کناره کردیم *

    سر رشته عقل پاره کردیم *

    کس چاره ما نکرد و ما خود *

    بی منت خلق چاره کردیم *

    ننمود رهی بجز ره عشق *

    هر چند که استخاره کردیم*

  15. صلوات ها 15


  16. #8

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    علاقه
    تدریس - تألیف - تحصیل
    نوشته
    1,916
    حضور
    34 روز 17 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    12300



    نقل قول نوشته اصلی توسط پیام نمایش پست ها
    پس اصل تربیت وتربیت پذیری کجا میره ؟آیامحیط بر انسان تاثیر گذار نیست؟
    سلام بر بقیةالله الاعظم ومنتظرانش

    با تشکر از شرکت شما در بحث

    بزرگوار منظور شما را از این سؤال متوجه نشدم .

    احتمالا" منظور شما بحث معماری شخصیت است که در پست شماره ی4 نوشته ام .

    بزرگوار اگر دقت کرده باشید منظور بنده اختیار انسانها در قالب گیری شخصیتشان میباشد واین که تا انسان خود نخواهد امکان ندارد که دیگران برای او شخصیت سازی کنند .
    البته تأثیر پذیری از محیط امری اجتناب ناپذیر است که در مبحث روانشناسی باید تحلیل شود نه در بحث اخلاق که اکنون در نظر ما است . اگر پاسخ کافی نیست بفرمایید تا توضیح بیشتر بدهم .

    .................................................. ................. حق یارتان .................................................. .......................................

  17. صلوات ها 16


  18. #9

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    علاقه
    تدریس - تألیف - تحصیل
    نوشته
    1,916
    حضور
    34 روز 17 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    12300



    سلام بر بقیةالله الاعظم ومنتظرانش

    باتشکر از دوستان بزرگوار

    از همه ی دوستان گرامی برای شرکت در بحث دعوت میکنم تا با ارایه ی تجربیات خود و نتیجه گیری از این تجربیات آنها را به سایر دوستان خود هدیه دهند.

    وتقاضا دارم با توجه به عناوین مختلف تاپیک ها در انجمنهای دیگر سعی شود در این تاپیک بیشتر تجربیات ونتایج به دست آمده از آنها قرار داده شود .

    سلامتی و موفقیت دوستان را آرزو دارم

    .................................................. .......................... حق یارتان .................................................. ................................
    ویرایش توسط ••ostad•• : ۱۳۸۹/۱۲/۲۵ در ساعت ۱۱:۵۴

  19. صلوات ها 10


  20. #10

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    علاقه
    اشراق
    نوشته
    60
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    356



    سلام !
    اميدوارم حال همگي خوب باشه!
    اجازه ميديد منم اينجا اين مطالب را به عنوان عيدي به دوستان هديه كنم!


    پـیشینـه عیـد نـوروز ما ایـرانیـان

    هدایا ی اخلاقی ارزنده برای دوستانم
    نوروز، جشن ایرانیان از روزگاران كهن پر شكوه ترین جشن بهاری در جهان بوده است. نوروز بهارانه ای است كه روایت های تاریخ درباره پیدایش آن بسیار گوناگون است. نوروز جشن شروع فروردین یا "فرودگان" است كه یادآور اجداد و نیاكان ما بود و چنان می پنداشتند كه در پنج شب، ارواح پاك مردگان، برای دیدار وضع زندگی و احوال بازماندگان به زمین فرود می آیند و در خانه و آشیانه خویش سرگرم تماشا و سركشی می شوند. اگر خانه روشن و پاكیزه و ساكنان آن راحت و شاد باشند، ارواح مسرور و سرافراز برمی گردند. اما درغیر اینصورت، آنان غمگین و ناراحت به منزلگاه خویش باز می گردند و تا سال آینده به انتظار می نشینند.
    درباره پیدایش نوروز در روایتی دیگر چنین آمده است كه نیشكر را جمشید در این روز یافت و مردم از كشف خاصیت آن متحیر شدند. پس جمشید دستور داد تا از شهد آن شكر ساختند و به مردم هدیه دادند. از این رو، آن را نوروز نامیدند.
    همچنین روایت شده كه اهریمن، بلای خشكسالی و قحطی را بر زمین فرو نشانید اما جمشید به جنگ با اهریمن پرداخت و عاقبت او را شكست داد. آنگاه خشكسالی، قحطی و نكبت را بر روی زمین از ریشه خشكانید و به زمین بازگشت با بازگشت وی درختان و هر نهال و چوب خشكی سبز شدند. پس مردم این روز را "نوروز" خواندند و هر كس به یمن و مباركی در تشتی جو كاشت و این رسم سبزه نشانیدن در ایام نوروز از آن زمان به امروز باقی مانده است.


    در خیام نامه آمده است :
    چون از امیری جمشید 421 سال گذشت، جهان از او یكسره راست همی آمد. ایران و ایرانیان هم مطیع و مرید او شدند تا بفرمود گرمابه های بسیار ساختند و سیم و زر از معادن بر آوردند و دیبای ابریشمی بافتند كه آن روز، روز اول "حمل" بود. پس جشنی بر پا ساخته و نوروزش نام نهاد تا هر سال چو فروردین آید، آن روز را جشن گیرند.
    در میان اقوام آریایی كه وارد ایران شدند، جشن سال نو در اصل به دو شكل زیر بوده است :
    آریاییها در روزگاران باستانی دارای دو فصل گرما و سرما بودند. فصل سرما شامل دو ماه و فصل گرما شامل ده ماه می شد. ولی پس از مدتی، تابستان دارای هفت ماه و زمستان دارای پنج ماه شد. در هر یك از این دو فصل جشنی برگزار می كردند كه هر دو این جشنها را آغاز سال نو تلقی می كردند. در جشن اول كه به هنگام آغاز فصل گرما یعنی به هنگامی كه گله ها را از آغل به چمنهای سبز و خرم می كشانیدند و از دیدن چهره گرمابخش خورشید شاد می شدند. جشن دوم با شروع سرما آغاز می شد. در این ایام گله را به آغل باز می گرداندند و با توشه های اندوخته از آنها نگهداری می كردند. بر اساس شواهد و قرائن، جشن نوروز حتی به هنگام تدوین بخش كهن اوستا نیز در آغاز بهار بر پا می شده و شاید به نحوی كه اكنون بر ما معلوم نیست آن را در برج مزبور ثابت نگاه می داشتند.
    عید نوروز شش روز متوالی دوام داشت و در این روزها، سلاطین بار عام می دادند و نجبای بزرگ و اعضای خاندان خود را به ترتیب می پذیرفتند و به حاضران عیدی می دادند. در روز اول سال مردم زود از خواب برمی خواستند، به كنار نهرها و قناتها و خود را می شستند و به یكدیگر آب می پاشیدند و شیرینی تعارف می كردند. صبح قبل از آنكه كلامی گویند، شكر یا عسل می خورند و برای حفظ بدن از نا خوشی ها و بدبختی ها روغن به تن می مالیدند.
    اما نوروز، پس از مرگ جمشید نیز به حیات خود ادامه داد. در معنا، نوروز، از هجمه ها و حمله های یونانیان، اعراب، تركها و مغول ها جان به در برد و نوروز ثابت كرد كه مهم ترین جشن فرهنگی میلیون ها ایرانی است كه چه در درون و چه در خارج از ایران زندگی می كنند.

    جشن نوروز پیشاپیش بر ایرانیان سراسر گیتی مبارك باد
    از تلخي مرگ مترس ،كه تلخي آن درترسيدن از آن است!

  21. صلوات ها 5


صفحه 1 از 4 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع رو مطالعه کرده اند از ۱۳۹۳/۱۰/۲۳, ۱۲:۰۰ : 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود