صفحه 1 از 15 12311 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: مسیحیان : یک برابر سه ، اهل سنت : یک بزرگتر از دویست

  1. #1

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    علاقه
    گفتگو در مباحث معرفتی
    نوشته
    6,663
    حضور
    32 روز 3 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    23682

    مسیحیان : یک برابر سه ، اهل سنت : یک بزرگتر از دویست




    سلام
    ما مسلمانان به مسیحیان اعتراض می کنیم که چرا شما خدا را در عین یکی بودن سه تا می دانید . چه اینکه این مطلب از نظر عقل واضح البطلان است اما از عجایب اینستکه برادران اهل سنت حرفی بالاتر از این را می زنند . آنها قائلند یک بزرگتر از دویست است .
    مطلب نا آشنا نیست .
    می دانید که از عجایب روزگار چهار نفر در تاریخ پشت سر هم به خلافت رسیده اند و عجیب آنستکه که فضیلت هریک نسبت به دیگری دقیقا بر اساس همین ترتیب زمانی است . آن چهار نفر خلفای راشدین هستند .
    اهل سنت معتقدند ابوبکر از عمر ، عمر از عثمان و عثمان از علی ع برتر است . می گوییم چرا ابوبکر برتر از علی ع می گویند چون در جریان هجرت ابوبکر مصاحب پیامبر ص بود و آیه ای در مصاحبت ایشان با پیامبر نازل شده است . ما مته به خشاش نمی گذاریم و آیه را مورد مداقه قرار نمی دهیم تا ببینیم جهت فضیلتی در آیه برای جناب ابوبکر هست یا نه ولی می گوییم : بنابر تحقیق علمای بزرگ خودتان بیش از دویست آیه در شان و فضیلت علی ع نازل شده است چطور یک آیه که یک فضیلت را و آن هم مصاحبت را بیان می کند از دویست آیه ای که دهها وصف بی مانند را به علی ع نسبت می دهد ترجیح می دهید ؟
    می گویند ؟؟؟؟
    به نظر شما این ادعای برادران اهل سنت از ادعای مسیحیان عجیبتر نیست ؟
    توضیح 1 : جناب حاکم حسکانی در کتاب شواهد التنزیل بیش از دویست آیه که در منقبت علی ع نازل شده است بر اساس مدارک اهل سنت جمع آوری نموده است .
    توضیح 2 : حاکم در اصطلاح حدیث بالاترین درجه یک محدث است و عبارتست از اینکه محدث نزدیک به یک میلیون حدیث با سند را در حافظه داشته باشد و ما در تاریخ اسلام دو سه حاکم بیشتر نداریم .
    موفق در پناه حق

    ویرایش توسط رحیق مختوم : ۱۳۹۱/۰۶/۲۲ در ساعت ۲۱:۲۹
    هردو عالم یک فروغ روی اوست




  2. صلوات ها 22


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    علاقه
    حقیقت/ راستی/
    نوشته
    149
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1149



    جالبه
    برای سلامتی اقا و تعجیل درظهورش و هدیه به روح پدر مرحومم یک صلوات

    اللهم صل علی محمد و ال محمد و عجل فرجهم

  5. صلوات ها 6


  6. #3

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    نوشته
    421
    حضور
    2 روز 8 ساعت 45 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    914



    به نام خدا
    سلام

    علتش را خود قرآن گفته (البته به نظر من):"و كذب به قومك"

    ولی امیدوارم ما این قوم باشیم:"فان يكفر بها هولاء فقد وكلنا بها قوماً ليسوا بها بكافرين"
    مَنْ کانَ عَدُوّاً لِلّهِ وَ مَلائِکَتِهِ وَ رُسُلِهِ وَ جِبْریلَ وَ میکالَ فَإِنَّ اللّهَ عَدُوٌّ لِلْکافِرینَ

  7. صلوات ها 8


  8. #4

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۸
    علاقه
    فلسفه - فقه استدلالی
    نوشته
    885
    حضور
    13 روز 5 ساعت 27 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    3130



    بسم الله الرحمان الرحیم
    با سلام وتشکر از مطالب خوبتان

    گفتید اهل سنت آیه 40 سوره توبه را فضیلتی برای خلیفه اول میدانند، درست است. این آیه در مورد هجرت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله به مدینه است جالب است آیه ای دیگر هم در قرآن درباره هجرت پیامبر صلی الله علیه و آله آمده که در مورد ایثار و فداکاری بزرگ امیر المومنین علی علیه السلام است.
    نکاتی در مورد این دو آیه عرض می شود که نتیجه با مخاطب است:
    ـ آیه 40 سوره توبه: إِلاَّ تَنْصُرُوهُ فَقَدْ نَصَرَهُ اللَّهُ إِذْ أَخْرَجَهُ الَّذِينَ كَفَرُوا ثانِيَ اثْنَيْنِ إِذْ هُما فِي الْغارِ إِذْ يَقُولُ لِصاحِبِهِ لا تَحْزَنْ إِنَّ اللَّهَ مَعَنا فَأَنْزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلَيْهِ وَ أَيَّدَهُ بِجُنُودٍ لَمْ تَرَوْها وَ جَعَلَ كَلِمَةَ الَّذِينَ كَفَرُوا السُّفْلى‏ وَ كَلِمَةُ اللَّهِ هِيَ الْعُلْيا وَ اللَّهُ عَزِيزٌ حَكِيم « اگر او را (پيامبر را) يارى نكنيد بى ‏ترديد خدا (ياريش مى‏كند چنان كه) او را يارى نمود هنگامى كه كافران او را (از مكه) بيرون كردند در حالى كه يكى از دو تن بود، (پيامبر و ابو بكر) آن گاه كه هر دو در آن غار (غار ثور نزديك مكه) بودند، وقتى كه به همراه خود مى‏گفت: اندوه مخور كه حتما خدا با ماست، پس خدا سكينه و آرامش خود را بر او (پيامبر) فرود آورد و او را با سپاهيانى كه شما آنها را نمى‏ديديد (در جنگ‏هاى اسلامى) تقويت نمود و سخن كسانى را كه كفر ورزيدند پست كرد، و كلمه خداوند (وعده ازلى او در يارى انبيا و پيروزى دينش بر اديان) است كه والا و برترست، و خداوند مقتدر غالب و صاحب حكمت است»

    قرآن می فرمایدإِذْ يَقُولُ لِصاحِبِهِ لا تَحْزَنْ إِنَّ اللَّهَ مَعَنا) یعنی در آن موقع ترس و وحشت، يار و همسفر پيامبر را فرا گرفت و پيامبر او را دلدارى داد" و گفت: غم مخور خدا با ما است"
    ترس از نعمتهای الهی است که گاهی مقبول و گاهی مذموم است.
    ترس مقبول مانند ترس در مورد حضرت موسی علیه السلام است آنجایی که قرآن فرمود: «فاوجس فی نفسه خیفه موسی» که این ترس به خاطر اين نبود كه حضرت موسی علیه السلام براى صحنه رعب‏ انگيزى كه بر اثر سحر ساحران به وجود آمده بود اهميتى قائل شده باشد، بلكه از اين بيم داشت كه نكند مردم تحت تاثير اين صحنه واقع شوند، آن چنان كه بازگرداندن آنها آسان نباشد.
    يا اينكه پيش از آنكه موسى مجال نشان دادن معجزه خود را داشته باشد جمعى صحنه را ترك گويند يا از صحنه بيرونشان كنند و حق آشكار نگردد.
    چنان كه در خطبه 6 نهج البلاغه مى ‏خوانيم:
    لم يوجس موسى (ع) خيفة على نفسه بل اشفق من غلبة الجهال و دول الضلال:
    " موسى ع هرگز به خاطر خودش در درون دل احساس ترس نكرد، بلكه از آن ترسيد كه جاهلان غلبه كنند و دولتهاى ضلال، پيروز شوند".
    به هر حال در اين موقع، نصرت و يارى الهى به سراغ موسى آمد و فرمان وحى وظيفه او را مشخص كرد، چنان كه قرآن مى ‏گويد:" به او گفتيم ترس به خود راه مده تو مسلما برترى"! (قُلْنا لا تَخَفْ إِنَّكَ أَنْتَ الْأَعْلى‏).
    اما ترس در آیه ای که در مورد جناب ابوبکر آمده ترس مذموم است
    زیرا جناب أبوبكر اطمينان به وعده الهي و فرمايش پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم نداشت و الّا محزون نمي شد و احتياج به كلمه «لا تحزن» نداشت.و کلام خدای متعال در مورد پیامبر صلّى اللّه عليه و آله که به همراهش فرمود (لا تحزن ان الله معنا)ْ دلالت بر این دارد که همراهش پیوسته مضطرب و نگران بوده و آرامش نداشته زیرا آوردن فعل مضارع اشاره به اين دارد كه پیامبر صلّى اللّه عليه و آله اين گفته را تكرار كرده است. و در روایات هم این مطلب تایید می شود:

    امام صادق علیه السلام می فرماید: إن رسول الله (صلى الله عليه و آله) أقبل يقول لأبي بكر في الغار: اسكن، فإن الله معنا. و قد أخذته الرعدة و هو لا يسكن، فلما رأى رسول الله (صلى الله عليه و آله) حاله، قال: تريد أن أريك أصحابي من الأنصار في مجالسهم يتحدثون، و أريك جعفرا و أصحابه في البحر يغوصون؟ قال: نعم. فمسح رسول الله (صلى الله عليه و آله) بيده على وجهه، فنظر إلى الأنصار في مجالسهم يتحدثون، و نظر إلى جعفر و أصحابه في البحر يغوصون، فأضمر تلك الساعة أنه ساحر» ( پيامبر اكرم صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم در غار ثور رو به ابو بكر كرد و فرمود: آرام گير كه خدا با ماست. و اين در حالى بود كه وجود ابو بكر را لرزه فرا گرفته بود و آرامى نداشت، و چون پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم حال او را بديد فرمود: مى‏خواهى من اصحاب خود را از انصار مدينه همان طور كه در مجالس خود نشسته و با هم سخن مى‏گويند به تو نشان دهم و نيز جعفر و همراهان او را كه در دريا شناورى مى‏كنند به تو نشان دهم؟ ابو بكر گفت: آرى، پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم دستى بر چهره ابو بكر كشيد و ابو بكر ديد كه انصار نشسته‏اند و با يك ديگر سخن مى‏گويند و مشاهده كرد كه جعفر و همراهانش در دريا شنا مى‏كردند، پس در همان لحظه به دل ابو بكر گذر كرد كه پيامبر افسونگر است.)
    - آیه 207 سوره بقره:وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْرِي نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ وَ اللَّهُ رَؤُفٌ بِالْعِباد« بعضى از مردم (با ايمان و فداكار، همچون على ع در" ليلة المبيت" به هنگام خفتن در جايگاه پيغمبر ص)، جان خود را به خاطر خشنودى خدا مى‏فروشند، و خداوند نسبت به بندگان مهربان است»

    مفسر معروف اهل تسنن" ثعلبى" مى‏گويد: هنگامى كه پيغمبر اسلام تصميم گرفت مهاجرت كند براى اداى دينهاى خود و تحويل دادن امانتهايى كه نزد او بود على علیه السلام را به جاى خويش قرار داد و شب هنگام كه مى‏خواست به سوى غار" ثور" برود و مشركان اطراف خانه او را براى حمله به او محاصره كرده بودند دستور داد على ع در بستر او بخوابد و پارچه سبز رنگى (برد حضرمى) كه مخصوص خود پيغمبر بود روى خود بكشد در اين هنگام خداوند به" جبرئيل" و" ميكائيل" وحى فرستاد كه من بين شما برادرى ايجاد كردم و عمر يكى از شما را طولانى‏تر قرار دادم كدام يك از شما حاضر است ايثار به نفس كند و زندگى ديگرى را بر خود مقدم دارد هيچكدام حاضر نشدند. به آنها وحى شد اكنون على علیه السلام در بستر پيغمبر خوابيده و آماده شده جان خويش را فداى او سازد به زمين برويد و حافظ و نگهبان او باشيد.

    هنگامى كه جبرئيل بالاى سر و ميكائيل پايين پاى على علیه السلام نشسته بودند جبرئيل مى ‏گفت:" به به آفرين بر تو اى على! خداوند بواسطه تو بر فرشتگان مباهات مى‏كند".

    در اين هنگام آيه فوق نازل گرديد و به همين دليل آن شب تاريخى به نام" ليلة المبيت" ناميده شده است.

    " ابن عباس" مى‏گويد اين آيه هنگامى كه پيغمبر از مشركان كناره گرفته بود و با ابو بكر به سوى غار مى‏رفت در باره على علیه السلام كه در بستر پيغمبر خوابيده بود نازل شد.

    " ابو جعفر اسكافى" مى‏ گويد: (همانطور كه" ابن ابى الحديد" در شرح نهج البلاغه جلد 3 صفحه 270 ذكر كرده است) جريان خوابيدن على علیه السلام در بستر پيغمبر ص به تواتر ثابت شده و غير از كسانى كه مسلمان نيستند و افراد سبك مغز آن را انكار نمى‏كنند در جلد دوم" الغدير" ذيل آيه مورد بحث (صفحه 48 به بعد) مى‏نويسد:" غزالى" در كتاب" احياء العلوم" جلد سوم صفحه 238 و" گنجى" در كتاب" كفاية الطالب" صفحه 114 و" صفورى" در" نزهة المجالس" جلد دوم صفحه 209 و ابن" صباغ مالكى" در كتاب" الفصول المهمة" صفحه 33،" سبط ابن جوزى حنفى" در" تذكرة الخواص" صفحه 21" شبلنجى" در" نور الأبصار" صفحه 86 و احمد در" مسند" جلد يك صفحه 348 و" تاريخ طبرى" جلد دوم صفحه 99 تا 101 و" ابن هشام" در" سيرة" جلد دوم صفحه 291 و" حلبى" در" سيره" خود و" تاريخ يعقوبى" جلد دوم صفحه 29 جريان" ليلة المبيت" را نقل كرده‏اند.




    آری علی علیه السلام است که تنها با خدا معامله مى‏كند و هر چه دارد حتى جان خود را به او مى‏فروشد و جز رضا و خشنودى او چيزى خريدار نيست. و با فداكارى و ايثار آنهاست كه امر دين و دنيا اصلاح و حق زنده و پايدار مى‏شود و زندگى انسان گوارا و درخت اسلام بارور مى‏گردد.
    موفق باشید



  9. صلوات ها 10


  10. #5

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۰
    نوشته
    86
    حضور
    7 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    228



    اين فضيلت براي ابوبكر ثابت نيست و همراهي او با رسول الله(ص)مورد ترديد جدي است.در منابع معتبر اهل سنت روایتی وجود دارد که همراهی ابوبکر با رسول الله(ص) در غار را نفی می کند.
    سیره نویسان اتفاق دارند که بیشتر مسلمانان قبل از رسول الله(ص) به مدینه هجرت کردند.امام جماعت آنان در مدتی که رسول الله(ص) حضور نداشت به عهده سالم مولی ابی حذیفه بود چرا که در قرائت قرآن از دیگران بهتر بود.بخاری در صحیح خود به نقل از ابن عمر می نویسد:«حَدَّثَنَا إِبْرَاهِيمُ بْنُ الْمُنْذِرِ قَالَ حَدَّثَنَا أَنَسُ بْنُ عِيَاضٍ عَنْ عُبَيْدِ اللَّهِ عَنْ نَافِعٍ عَنِ ابْنِ عُمَرَ قَالَ لَمَّا قَدِمَ الْمُهَاجِرُونَ الأَوَّلُونَ الْعُصْبَةَ - مَوْضِعٌ بِقُبَاءٍ - قَبْلَ مَقْدَمِ رَسُولِ اللَّهِ - صلى الله عليه وسلم - كَانَ يَؤُمُّهُمْ سَالِمٌ مَوْلَى أَبِى حُذَيْفَةَ ، وَكَانَ أَكْثَرَهُمْ قُرْآنًا»(صحیح بخاری،ج3،ص:168 و نیز رک:سنن أبي داود،ج1،ص:229)
    بخاری در جای دیگری از کتاب خود باز به نقل از ابن عمر،ابوبکر و عمر را جزو افرادی به شمار آورده که در این نماز حضور داشته اند. وی می نویسد:«حَدَّثَنَا عُثْمَانُ بْنُ صَالِحٍ حَدَّثَنَا عَبْدُ اللَّهِ بْنُ وَهْبٍ أَخْبَرَنِى ابْنُ جُرَيْجٍ أَنَّ نَافِعًا أَخْبَرَهُ أَنَّ ابْنَ عُمَرَ - رضى الله عنهما - أَخْبَرَهُ قَالَ كَانَ سَالِمٌ مَوْلَى أَبِى حُذَيْفَةَ يَؤُمُّ الْمُهَاجِرِينَ الأَوَّلِينَ وَأَصْحَابَ النَّبِىِّ - صلى الله عليه وسلم - فِى مَسْجِدِ قُبَاءٍ ، فِيهِمْ أَبُو بَكْرٍ وَعُمَرُ وَأَبُو سَلَمَةَ وَزَيْدٌ وَعَامِرُ بْنُ رَبِيعَةَ»(صحیح بخاری،ج23،ص:416).عبدالرزاق صنعانی و طبرانی نیز با سند خود همین روایت را نقل کرده اند(رک: مصنف عبد الرزاق،ج2،ص:388- المعجم الكبير،ج7،ص:59)
    بر اساس این دو روایت،ابوبکر همراه با دیگر مهاجرین اولیه و قبل از رسول الله(ص) به مدینه هجرت کرده است بنابراین همراهی ابوبکر با رسول الله(ص) در غار زیر سوال می رود و این روایات با روایات دیگری که همراهی ابوبکر با رسول الله(ص) در غار را مطرح می کنند در تعارض قرار می گیرند.به همین دلیل شارحان صحیح بخاری سعی کرده اند که روایت بخاری را به گونه ای توجیه کنند.بدر الدین عینی که وجود ابوبکر در بین مامومین و مهاجرین اولیه را بعنوان مشکل جدی مطرح کرده است،در توجیه این موضوع، اشکال را متوجه ابن عمر کرده و می نویسد:«فإن قلت عد أبي بكر رضي الله تعالى عنه في هؤلاء مشكل جدا لأنه إنما هاجر في صحبة النبي قلت لا إشكال إلا على قول ابن عمر إن ذلك كان قبل مقدم النبي»(عمدة القاري شرح صحيح البخاري،ج35،ص:271):«اگر بگویی که وجود ابوبکر در بین مامومین و مهاجرین اولیه مشکل جدی است به این دلیل که او همراه رسول الله(ص) هجرت کرد می گویم:اشکالی در این مطلب نیست مگر به این سخن ابن عمر که گفت:این ماجرا(نمازگزاردن ابوبکر پشت سر سالم) قبل از ورود رسول الله(ص) بوده است».در حقیقت بدرالدین عینی نمازگزاردن ابوبکر پشت سر سالم را می پذیرد اما بعد از آنکه ابوبکر به همراه رسول الله(ص) وارد مدینه شدند.ابن حجر عسقلانی نیز همین احتمال را ذکر می کند و می گوید:«فيحتمل ان يقال فكان أبو بكر يصلي خلفه إذا جاء إلى قباء»(فتح الباري شرح صحيح البخاري،ج13،ص:168)
    بیهقی نیز پس از ذکر این روایت در توضیح آن دچار سردرگمی شده و با"شاید و احتمال"در صدد توجیه این روایت برآمده است.بیهقی ادعا می کند که شاید این نماز در وقت دیگری بوده است و اینکه راوی گفت:«و فیهم ابوبکر» منظورش پس از آمدن ابوبکر به همراه رسول الله(ص)به مدینه بوده است .وی می نویسد:«قال الشيخ كذا قال في هذا وفيما قبله وفيهم أبو بكر وعمر ولعله في وقت آخر فإنه انما قدم أبو بكر رضي الله عنه مع النبي صلى الله عليه وسلم ويحتمل ان تكون امامته اياهم قبل قدومه وبعده وقول الراوى وفيهم أبو بكر اراد بعد قدومه والله اعلم»(السنن الكبرى،ج3،ص:89)
    بنابر آنچه بیان گردید سخن همه شارحان بر این محور استوار بود که این نماز پس از ورود رسول الله(ص) و ابوبکر به مدینه اقامه شده است.اما این توجیهات ،ضعیف و غیر قابل قبول است چرا که:
    اولا:این توجیهات خلاف ظاهر روایات مذکورست.این روایات تصریح دارند که نماز قبل از ورود رسول الله(ص) برگزار شده است و ابوبکر نیز در میان نمازگزاران بوده است.لذا توجیه این شارحان از جمله توجیه بیهقی که می گوید:«لعله فی وقت آخر» کاملا بی اساس است.
    ثانیا:اگر چنانکه شارحان ادعا می کنند که این نماز پس از ورود رسول الله(ص) و ابوبکر به مدینه اقامه شده است،این سوال و اشکال پیش می آید که با وجود رسول الله(ص)-که نه در سفر است و نه بیمار- چرا سالم مولی ابی حذیفه امامت نماز را بعهده داشته است؟بدیهی است در این صورت دو فرض متصورست که هر دو نیز باطل است.فرض اول اینکه نماز به امامت سالم اقامه شده و رسول الله(ص) نیز در نماز حضور داشته است.این فرض قطعا باطل است و کسی نیز چنین ادعایی نکرده است چون اگر چنین مطلبی صحت داشت نام رسول الله(ص) نیز در این روایت و دیگر روایات- به دلیل انگیزه نقل زیاد این موضوع- ذکر می شد و در کارنامه فضایل و مناقب سالم نیز بیان می گردید. علاوه بر این در روایات تصریح شده است که امامت سالم بخاطر این بوده که او بیشتر از دیگران قرآن می دانست(کان اکثرهم قرآنا) بنابر این با وجود رسول الله(ص) اصل امامتش از موضوعیت می افتد.فرض دوم نیز این است که نماز به امامت سالم و پس از ورود رسول الله(ص) برگزار شده اما رسول الله(ص) در نماز جماعت حاضر نشده است.این فرض نیز قطعا باطل است چرا که طبق روایات صحیح السند فریقین، رسول الله(ص) به نماز جماعت اهمیت فراوان می داد

    ویرایش توسط مدیر اجرایی : ۱۳۹۰/۰۷/۱۸ در ساعت ۱۵:۵۸

  11. صلوات ها 7


  12. #6

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    نوشته
    1,066
    حضور
    36 روز 8 ساعت 23 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    3947



    به نام یگانه هستی بخش

    با تشکر از دوستان.

    بنابراین فرض که ابوبکر همراه پیامبر(ص) درغار بود و این همراهی فضیلت شمرده شود؛ اگر بخواهیم با برخی از آیاتی که در مورد علی(ع) نازل شده مقایسه ای داشته باشیم، وضعیت به چه صورت خواهد بود.

    خداوند می فرماید:« فَمَنْ حَاجَّكَ فِيهِ مِن بَعْدِ مَا جَاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْاْ نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَ أَبْنَاءَكمُ‏ْ وَ نِسَاءَنَا وَ نِسَاءَكُمْ وَ أَنفُسَنَا وَ أَنفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتهَِلْ فَنَجْعَل لَّعْنَتَ اللَّهِ عَلىَ الْكَذِبِينَ» (هر گاه بعد از علم و دانشى كه (در باره مسيح) به تو رسيده، (باز) كسانى با تو به محاجّه و ستيز برخيزند، به آنها بگو: «بياييد ما فرزندان خود را دعوت كنيم، شما هم فرزندان خود را ما زنان خويش را دعوت نماييم، شما هم زنان خود را ما از نفوس خود دعوت كنيم، شما هم از نفوس خود آن گاه مباهله كنيم و لعنت خدا را بر دروغگويان قرار دهيم). سوره آل عمران، آیه61.
    خداوند در این آیه علی(ع) را جان پیامبر(ص) معرفی می کند. جا پیامبر(ص) بودن کجا و در یک سفر همراه پیامبر(ص) بودن کجا.
    جالب این که در جریان هجرت پیامبر(ص) که مولی امیرالمومنین(ع) در بستر آن حضرت می خوابند، خداوند از این فداکاری و ایثار چنین یاد می کند:« وَ مِنَ النَّاسِ مَن يَشْرِى نَفْسَهُ ابْتِغَاءَ مَرْضَاتِ اللَّهِ وَ اللَّهُ رَءُوفُ بِالْعِبَاد» (بعضى از مردم (با ايمان و فداكار، همچون على (ع) در «ليلة المبيت» به هنگام خفتن در جايگاه پيغمبر ص)، جان خود را به خاطر خشنودى خدا مى‏فروشند و خداوند نسبت به بندگان مهربان است). سوره بقره،آیه207.
    و یا آیه که در مورد انفاق خالصانه علی(ع) نازل شد و خداوند فرمود:« إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِينَ ءَامَنُواْ الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَوةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكَوةَ وَ هُمْ رَاكِعُون» (سرپرست و ولىّ شما، تنها خداست و پيامبر او و آنها كه ايمان آورده‏اند همانها كه نماز را برپا مى‏دارند، و در حال ركوع، زكات مى‏دهند.) سوره مائده،آیه55.
    همانطور که دوستان اشاره فرمودند، آیاتی که در مورد فضایل علی(ع) ذکر شده است بسیار فراوان است.
    در خانه اگر کس است یک حرف بس است. ذکر سخن ابن ابی الحدید معتزلی در مورد فضیلت ابوبکر بر علی(ع) در خور تامل است که گفت:« الحمد لله الذی قدم المفضول علی الفاضل» ( سپاس خدایی را که آن کسی را که پایین تر بود بر کسی که بالاتر و برتر بود مقدم کرد)؟!



  13. صلوات ها 6


  14. #7

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۶
    علاقه
    تحقیق
    نوشته
    2,487
    حضور
    14 روز 3 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    8530



    وَ يَقُولُ الَّذينَ كَفَرُوا لَسْتَ مُرْسَلاً قُلْ كَفى‏ بِاللَّهِ شَهيداً بَيْني‏ وَ بَيْنَكُمْ وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتاب(رعد43)
    آنها كه كافر شدند مى‏گويند: «تو پيامبر نيستى!» بگو: «كافى است كه خداوند، و كسى كه علم كتاب (و آگاهى بر قرآن) نزد اوست، ميان من و شما گواه باشند!
    ابو سعيد خدرى مى‏گويد از پيامبر درباره قالَ الَّذِي عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الْكِتابِ (كه در داستان سليمان وارد شده است) سؤال كردم فرمود:
    ذاك وصى اخى سليمان بن داود:
    " او وصى و جانشين برادرم سليمان بود" عرض كردم قُلْ كَفى‏ بِاللَّهِ شَهِيداً بَيْنِي وَ بَيْنَكُمْ وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتابِ از چه كسى سخن مى‏گويد و اشاره به كيست فرمود:
    ذاك اخى على بن ابى طالب:
    " او برادرم على بن ابى طالب است" «1»!
    __________________________________________________
    (1) الميزان جلد 11 صفحه 427.


  15. صلوات ها 5


  16. #8

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۰
    علاقه
    قرآن
    نوشته
    952
    حضور
    22 ساعت 39 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    1
    گالری
    0
    صلوات
    2918



    سلام

    یه سوال ما مسلمانان شیعه هم از این حرفا میزنیم نمیزنیم؟؟

    دیه زن از چه قرار است؟؟ دیه یک انگشت 10 مثقال طلا دیه دو انگشت 20 مثقال طلا دیه سه انگشت 30 مثقال طلاست اما دیه چهار انگشت دوباره20 مثقال طلاست یعنی ما شیعه ها میگیم 4 از 3 کوچکتر است

    در ضمن 4 مساوی 2 هم هست از این حرفا شیعه هم داره اگه شیعه از این خلاف منطق ها داره از برادران سنی که اساس خلافت خلیفه شون خلاف منطقه چه انتظاریه؟؟

  17. صلوات ها 4


  18. #9

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    رجال و حدیث، فقه و کلام در حوزه اهل سنت
    نوشته
    2,857
    حضور
    47 روز 14 ساعت 13 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    10620



    نقل قول نوشته اصلی توسط مهدی عباس زاده نمایش پست ها
    سلام

    یه سوال ما مسلمانان شیعه هم از این حرفا میزنیم نمیزنیم؟؟

    دیه زن از چه قرار است؟؟ دیه یک انگشت 10 مثقال طلا دیه دو انگشت 20 مثقال طلا دیه سه انگشت 30 مثقال طلاست اما دیه چهار انگشت دوباره20 مثقال طلاست یعنی ما شیعه ها میگیم 4 از 3 کوچکتر است

    در ضمن 4 مساوی 2 هم هست از این حرفا شیعه هم داره اگه شیعه از این خلاف منطق ها داره از برادران سنی که اساس خلافت خلیفه شون خلاف منطقه چه انتظاریه؟؟
    باسلام
    ابان بن تغلب مى‏گوید:
    از امام صادق علیه السلام پرسیدم: مردى یکى از انگشتان زنى را قطع مى‏کند دیه آن چقدر است؟ فرمود: ده شتر، گفتم دو انگشت قطع کرده دیه‏اش چقدر است؟ فرمود: بیست‏شتر پرسیدم سه انگشت قطع مى‏کند فرمود: سى شتر، گفتم اگر چهار انگشت زن را قطع کند دیه‏اش چقدر است فرمود: بیست‏شتر، گفتم: سبحان‏الله سه انگشت قطع مى‏کند و دیه آن سى شتر است وقتى چهار انگشت را قطع مى‏کند دیه‏اش بیست‏شتر مى‏شود؟
    وقتى ما در عراق بودیم این مطلب را مى‏شنیدم و از گوینده آن بیزارى مى‏جستیم و مى‏گفتیم آورنده چنین حکمى شیطان است، امام(علیه السلام) فرمود: ابان صبر کن، این حکم پیامبرخدا(صلی الله علیه وآله) است.
    همانا دیه زن با مرد برابر است تا وقتى به ثلث‏برسد و هنگامى که به ثلث رسد، دیه زن به نصف برمى‏گردد، اى ابان تو دست‏به قیاس زده‏اى و اگر در سنت قیاس شود، دین از بین مى‏رود.[1]

    [1].الکافی،ج1ص57؛ بحارالانوار، ج101،ص405المحاسن : أبى عن صفوان ، عن عبد الرحمن بن الحجاج ، عن أبان بن تغلب قال : قلت لأبي عبد الله عليه السلام : رجل قطع أصبع امرأة ، فقال : فيها عشرة من الإبل ، قلت : قطع اثنتين ، قال : فيهما عشرون من الإبل ، قلت : قطع ثلاث أصابع قال : فيها ثلاثون من الإبل ، قلت : قطع أربعا ، قال : فيهن عشرون من الإبل قلت : أيقطع ثلاثا وفيهن ثلاثون من الإبل ويقطع أربعا وفيها عشرون من الإبل ؟ قال : نعم إن المرأة إذا بلغت الثلث من دية الرجل سفلت المرأة وارتفع الرجل ، إن السنة لا تقاس ، ألا ترى أنه تؤمر بقضاء صومها ولا تؤمر بقضاء صلاتها ، يا أبان أخذتني بالقياس ، وإن السنة إذا قيست محق الدين».
    مسیحیان : یک برابر سه ، اهل سنت : یک بزرگتر از دویست
    مناجات العارفین لمولانا علی بن الحسین (علیهما السلام)

    «إلهى! فَاجْعَلْنا مِنَ الَّذينَ تَوَشَّحَتْ [تَرَسَّخَتْ‏] أشْجارُ الشَوْقِ إلَيْكَ فى حَدآئِقِ صُدُورِهِمْ، وَأخَذَتْ لَوْعَةُ مَحَبَّتِكَ بِمَجامِعِ قُلُوبِهِمْ»؛

    (معبودا! پس ما را از آنانى قرار دِهْ كه نهالهاى شوق به تو در باغ دلشان سبز و خرّم [يا: پايدار] گشته، و سوز محبّتت شراشر قلب آنها را فرا گرفته است).

    بحارالانوار، ج91، ص150.





  19. صلوات ها 5


  20. #10

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۰
    علاقه
    قرآن
    نوشته
    952
    حضور
    22 ساعت 39 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    1
    گالری
    0
    صلوات
    2918



    سلام آقا صدرا خیلی ممنون از زحماتتون

    قیاس دارای دو شکل هست یکی قیاس تمثیل که کار شیطان است خلقته من طین و ... گفتن

    یکی قیاسات قطعی عقلی مثل این که اگر در آیه ای آمد به پدر و مادر اف نگویید یعنی به اولویت قطعیه زدن آنها هم حرام است

    قیاس اول باعث از بین رفتن دین میشود اما علمای شیعه کم استفاده نمیکنن از این قیاس شما که ماشاالله درس خارجی هستید یکم دقت کنید از این قیاسات زیاد میبینید اگه هم حوصله دقت ندارید برید لمعه قسمت نزح دلو رو بخونید و ببینید چه جوری با قیاس تمثیل اونایی که حدیثی براشون نیومده رو در دیگری جا داده اند و از اینا زیاده خودم تو درس خارج دیدم که میگم نه این که بخوام تیری در غیب بزنم البته من خودم این قیاس رو قبول ندارم چون حرام است و اول من قاس الشیطان این است

    اما دومی که نه تنها ایرادی ندارد بلکه کاملا ممدوح است و ما از این قیاسات بسیار استفاده میکنیم شما هم همینطور همه استفاده میکنن مخصوصا فقها

    این حدیث هم کاملا آشکاراست که جعلی میباشد چون خلاف عقل محض است به دو دلیل که بیان میشود:

  21. صلوات ها 3


صفحه 1 از 15 12311 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 2

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود