صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: اگر خدا عادل است چرا بعضی فقیرند بعضی غنی؟(کارشناس:فرقان)

  1. #1

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    اهل بیت علیهم السلام
    نوشته
    1,899
    حضور
    3 ساعت 47 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    39
    صلوات
    13135

    اگر خدا عادل است چرا بعضی فقیرند بعضی غنی؟(کارشناس:فرقان)




    اگر خدا عادل است چرا بعضی فقیرند بعضی غنی؟
    از غم هجر مکن ناله و فریاد که دوش
    زده ام فالی و فریاد رسی می آید . . .

  2. صلوات ها 9


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    2,644
    حضور
    1 روز 12 ساعت 38 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    11247



    براى فهم دقيق اين اشكال و جواب آن در ابتدا به معناى «عدل و ظلم» اشاره مى‏شود. 1- مفهوم عدل: معناى لغوى عدل، برابرى و برابر كردن است و در عرف به معناى رعايت حقوق ديگران در برابر ظلم (تجاوز به حقوق مردم)است. در تعريف عدل آمده است: اعطاء كل ذى حق حقه همچنين معانى ديگرى براى عدل ذكر شده است؛ ليكن معنايى از عدل كه به خداوند نسبت مى‏دهيم عبارت است از: «رعايت استحقاق‏ها در افاضه وجود و امتناع نكردن از افاضه و رحمت به آنچه امكان وجود يا كمال وجود دارد». بنابراين عدل خداوند عبارت است از فيض عام و بخشش گسترده در مورد همه موجوداتى كه امكان هستى يا كمال در هستى دارند؛ بدون هيچ‏گونه امساك يا تبعيضى. در اينجا ممكن است سؤال شود: چرا در جهان تبعيض وجود دارد؛ چرا يكى سفيد است و ديگرى سياه؟ يكى زشت است و ديگرى زيبا؟ يكى سالم است و ديگرى ناقص؟ در پاسخ گفتنى است: آنچه در نظام خلقت وجود دارد، تفاوت است؛ نه تبعيض و آنچه مذموم مى‏باشد، تبعيض است نه تفاوت. لازمه عدل، برابر قرار دادن همه انسان‏ها يا همه اشيا نيست؛ مثلاً معلم عادل كسى نيست كه همه شاگردان را - خواه كوشا باشند و خواه تنبل - به طور يكسان مورد تشويق و توبيخ قرار دهد و قاضى عادل كسى نيست كه مال مورد نزاع را به طور مساوى بين طرفين دعوا تقسيم كند؛ بلكه معلم عادل، كسى است كه هر كدام از شاگردان را به اندازه استحقاقشان، ستايش يا نكوهش كند و قاضى عادل كسى است كه مال مورد نزاع را به صاحبش بدهد. پس مقتضاى حكمت و عدل الهى اين نيست كه همه مخلوقات را يكسان بيافريند؛ بلكه اقتضاى حكمت اين است كه جهان را به گونه‏اى بيافريند كه موجودات مختلف متناسب با هدف نهايى باشند.
    در اين رابطه اجزاى عالم اشياء نبايد گسسته و جدا از يكديگر در نظر گرفت، بلكه بايد آنها را به صورت مجموعى كه هر عضو واقعاً و تكويناً جزء و عضو يك نظامند و در اين صورت هر امر جزيى و موردى بايد با نظام سنجيده شود. در يك مجموعه، هر جزء موقعيت خاصى دارد كه برحسب آن، كيفيت خاصى را دارا مى‏شود. جهان چون چشم و خط و خال و ابروست كه هر چيزى به جاى خويش نيكوست. اساساً اگر تفاوت وجود نداشته باشد، كثرت و تنوع نيز نخواهد بود و اگر كثرت و تنوع نباشد، ديگر مجموعه و نظام، مفهومى نخواهد داشت. در اينجا ممكن است سؤال شود كه چرا خداوند موجودات عالم را متفاوت و گوناگون و با ظرفيت‏هاى مختلف آفريده است؟ جواب اين است كه تفاوت موجودات ذاتى آن‏ها لازمه نظام على و معلولى عالم است.
    توضيح اين كه در حكمت الهى اين بحث تحت عنوان «كيفيت صدور موجودات از ذات بارى» مطرح است. موضوع بحث اين است كه آيا اراده خدا به طور جداگانه به آفرينش موجودات تعلق مى‏گيرد؛ مثلاً اراده مى‏كند «الف» را مى‏آفريند و اراده ديگرى مى‏كند «ب» را مى‏آفريند و... يا آن كه همه اينها را با يك اراده واحد و بسيط ايجاد مى‏نمايد؟ دلايل عقلى و براهين فلسفى و نيز شواهدى از قرآن، بر درستى نظريه دوم دلالت دارد. به موجب اين نظريه - همه جهان - از آغاز تا انجام - با يك اراده الهى به وجود آمده است - قرآن مى‏فرمايد: إِنَّا كُلَّ شَيْ‏ءٍ خَلَقْناهُ بِقَدَرٍ * وَ ما أَمْرُنا إِلاَّ واحِدَةٌ{w1-10w}{I54:50-49I}/}؛ ما همه چيز را با اندازه و قدر مشخصى آفريده‏ايم و كار ما جز يكى نيست‏»، (قمر، آيه 49 و 50). به موجب اين عقيده، براى آفرينش نظام خاص و قانون و ترتيب معينى هست و اراده خدا به وجود اشياء عين اراده نظام است. از همين‏جاست كه قانون علت و معلوم و يا نظام اسباب و مسببات به وجود مى‏آيد. بدين معنا كه هر معلولى، علت خاصى و هر علتى، معلول مخصوص دارد. در حقيقت هر موجودى در نظام علت و معلول، جاى مشخص و مقام معلومى دارد؛ يعنى، آن معلول، معلول شى‏ء و معين و آن علت، علت شى‏ء معين است. نبودن نظام معين در بين موجودات، مستلزم اين است كه هر موجودى بتواند منشأ ايجاد هر چيزى بشود و نيز ممكن است هر چيزى از هر چيز ديگر به وجود آيد؛ مثلاً اثر يك شعله كبريت با اثر خورشيد برابرى كند. بنابراين ارتباط هر علت با معلول خودش و ارتباط هر معلول با علت خودش، از ذات علت و معلول برمى‏خيزد. معلول به تمام ذات، با علت مرتبط است و علت نيز با تمام ذات خود، منشأ صدور معلول است. پس مرتبه هر وجودى، عين ذات است و تخلف‏ناپذير است (مانند مراتب اعداد).
    گفتنى است كه جهان طبيعت بر پايه اسباب و مسببات استوار است و اصطكاك و تزاحم در طبيعت آن نهفته است و تصوير ماده منهاى اين ويژگى، نفى وجود آن است. آتش در هر كجا باشد، اثر ويژه آن سوزاندن است؛ خواه در كلبه و مسجد باشد خواه در خانه و مغازه. بنابراين نمى‏توان انتظار داشت كه جهان ماده - خارج از نظام عليت - كارى را صورت دهد؛ مثلاً الكل فقط در فرد الكلى اثر بگذارد نه در نسل او. يا بيمارى سل فقط خود بيمار را از پاى درآورد و در محيط اثر نگذارد. چنين انتظارى از جهان طبيعت، انتظار بى‏جايى است و معناى آن اين است كه خداوند در آفرينش تنها به جهان مجردات اكتفا ورزد و اصولاً ماده را در هم پيچيده، اثرى از آن ظاهر نشود. اين خود مفسده عظيمى دارد كه نتيجه آن، ناديده گرفتن خيرات عظيمى است كه در اين بخش از هستى وجود دارد. البته ناگوارى‏هايى كه در محيط زندگى - به خصوص در بستگان و فرزندان به وجود مى‏آيد - معلول ناآگاهى انسان از قوانين طبيعت و يا احكام الهى است. طبق تحقيقات به عمل آمده، قسمت عظيمى از معلوليت‏هاى جسمى و روانى فرزندان، معلول ناآگاهى و احياناً بى‏مبالاتى والدين است. چه بسا انسان آگاه و مقيد به اصول زندگى، از اولاد سالم‏تر برخوردار مى‏شود. ولى در برابر اين واقعيت، عدل الهى ايجاب مى‏كند كه گرفتاران بى‏گناه را از طريق پاداشهاى اخروى، (بقره، آيه 155) و يا تخفيف در احكام، (نور، آيه 61) و مكلف ساختن ديگران در اعانت و همكارى با حادثه‏ديدگان و معلولان جبران سازد. درباره علل تفاوت‏ها در بين افراد بشر بايد دانست. تفاوت در كيفيت خلقت انسان‏ها نتيجه و لازمه حتمى نظام‏مندى و قانونمندى جهان هستى است. يعنى:
    1) نظام خلقت نظام علت و معلول است. هيچ معلولى بدون علت به وجود نمى‏آيد و تخلف هيچ معلولى از علت تامه‏اش ممكن نيست (اصل ضرورت عِلّى).
    2) رابطه علت و معلول داراى قوانين و قواعد معين است؛ يعنى چنان نيست كه از هر علتى، هر معلولى قابل ايجاد باشد.
    به تعبير ديگر هر علت معيّنى معلول معيّنى دارد؛ مثلا از علف خوردن گوسفند، بوعلى سينا درست نمى‏شود و آمريكايى‏ها به خاطر خوردن قهوه، به كره ماه نرفتند (اصل سنخيت علت و معلول). اگر دو اصل فوق با ژرفكاوى دقيق فلسفى مورد بررسى قرار گيرد، مشخص خواهد شد بينا يا نابينا تولد يافتن يك فرد لازمه حتمى مجموعه عللى است كه در به وجود آوردن وى مؤثر بوده‏اند. در اين امور عوامل بسيار متعددى دخيل‏اند، حتى كيفيت آميزش والدين، زمان، مكان، روحيات و حالات روانى، وضعيت جسمى، نوع و مقدار غذاهايى كه مصرف كرده‏اند و... هر يك به سهم خود نقشى در كيفيت تكوين جنين ايفا مى‏كنند. در اين جا ممكن است سوال شود كه آيا خداوند نمى‏تواند با تفاوت چشمگيرى كه همه اين عوامل دارند، ولى تأثير همه را يكسان سازد؟ پاسخ آن است كه چنين چيزى سر از تناقض درمى‏آورد، زيرا لازمه آن اين است كه علت پديده‏اى محقق باشد، ولى تأثير نكند و علت بودن و تاثير نكردن تناقض‏آميز (Self Contradictory) است. و يا معلولى بدون علت پديد آيد، كه لازمه آن اين است كه كل طرح نظام آفرينش به هم بخورد، زيرا در اين صورت پديد آمدن هر چيز از هر امر نامربوطى محتمل مى‏شود و آن گاه است كه از علف خوردن گوسفند بايد ابوعلى سينا پديد آيد! براى آگاهى بيشتر ر.ك: عدل الهى، شهيد مطهرى، بحث راز تفاوت‏ها. در قيامت نيز خداوند هر كس را به اندازه نعمتى كه به او داده، بازخواست مى‏كند. در روايت است كه در قيامت سه ديوان براى هر فرد گشوده مى‏شود: ديوان حسنات، ديوان سيئات و ديوان نعمت‏ها. نيز در بحارالانوار، ج 81 ، ص 182 آمده است: خداوند از گناه كسى كه يك چشم و يا دو چشم خود را از دست داده است، بازخواست نمى‏كند. پس اگر كسى از نعمتى محروم است، در قبال آن از مزايايى و تخفيفاتى برخوردار است و به هر نحو ممكن عدالت برقرار است.

  5. صلوات ها 9


  6. #3

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    نوشته
    590
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2890



    بسم الله الرحمن الرحیم
    جهان دارای یک نظام علت ومعلول است وبا توجه به اینکه انسان مختار آفریده شده است ودارای استعدادهای خاصی است و همه انسانها نیز به دلیل اختلاف در نوع جهان بینی و سلایق واندیشه و...عمللکرد متفاوت دارند که در نوع زیستن آنها رفتارهای آدمی تأثیر فراوان دارد و در تمامی ابعاد زندگی کاملا نمایان است .یکی فکر خوبی دارد دیگری اخلاق خوبی دارد و آن دیگری نیز خصوصیت دیگری دارد که دیگران از آن محروم هستند لذا یکی فقیر و دیگری غنی می شود و از آنجا که تأثیر عمل را خدا می دهد و اثربخشی از ان اوست به خدا نسبت داده می شود.
    از سوی دیگر حکمت الهی اقتضاء دارد که هیچ کار بیهوده انجام ندهد فقر و غنی افراد نیز حکمت و مصلحت به دنبال دارد که به دلیل علم محدود آدمی ان را درک نمیکند.مثل امتحان ،ترفیع درجه،کفاره گناه،برگشت به سوی خدا و...
    اگر هیچکدام اینها نبود خداوند در آخرت جبران خواهد کرد وبالاخره هیچ احدی از درگاه الهی دست خالی بر نمی گردد.

    ویرایش توسط زمزم : ۱۳۸۸/۱۲/۰۵ در ساعت ۲۲:۰۳
    این بقیةالله التّی لا تخلوا من العترة الهادیة!!

  7. صلوات ها 10


  8. #4

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,905
    حضور
    84 روز 15 ساعت 11 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40518



    جز حكم حقی كه حكم را شايد ، نيست
    حكمی كه زحكم حق فزون آيد نيست
    هر چيز كه هست ، آن چنان می‏بايد
    آن چيز كه آن چنان نمی‏بايد نيست

    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  9. صلوات ها 4


  10. #5

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    علاقه
    گفتگو در مباحث معرفتی
    نوشته
    6,663
    حضور
    32 روز 3 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    23682



    سلام
    عدل به معنای تساوی نیست به معنای تعادل است . عدل تعادل معادل ....
    تعادل جامعه به چیست ؟
    به اینکه همه فقیر باشند یا همه غنی ؟
    نه به اینکه متعادل باشند
    تا هریک در مقابل دیگری وظیف ی بیابد و با انجام وظیفه به کمال برسد
    تا فقیر به صبر و غنی به شکر به مقصد برسند
    اتفاقا قرآن فرمود: و قلیل من عبادی الشکور اما نفرمود و قلیل من عبادی الصبور
    معلوم می شود امتحان شکر سخت تر از امتحان صبر است
    آقا جان قربانتان گردم خدا خیلی حکیم است
    حیران می شوی گر تو بدانی یک نکته از آن حکمت
    موفق در پناه حق


  11. صلوات ها 2


  12. #6

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    1,508
    حضور
    23 روز 22 ساعت 42 دقیقه
    دریافت
    16
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    6204



    نقل قول نوشته اصلی توسط محمد نمایش پست ها
    اگر خدا عادل است چرا بعضی فقیرند بعضی غنی؟
    با سلام وتشکر از جواب خوب دوستان.
    عدل خداوند عبارت است از فيض عام و بخشش گسترده در مورد همه موجوداتي كه امكان هستي يا كمال در هستي دارند، بدون هيچ‌گونه امساك يا تبعيضي.
    دوست عزیز آنچه در نظام خلقت وجود دارد تفاوت است، نه تبعيض و آنچه مذموم است تبعيض است نه تفاوت. لازمه عدل الهي اين نيست كه همه انسانها مساوي و برابر باشند، مثلاً لازمه عدالت يك معلم اين نيست كه به همه دانشجويان نمره بيست بدهد، چه كوشا و چه تنبل را بطور يكسان تشويق يا تنبيه كند. معلم عادل آن است كه به هر دانشجويي به اندازه كوشش، لياقت و استحقاقش نمره بدهد. پس وجود تفاوت و نه تبعيض در عالم، جلوه‌اي از كمال عالم است، چنانكه زيبايي يك تابلوي نقاشي به اين است كه نقاش به بهترين شكل ممكن در آن رنگها را بكار ببرد.

    اگر خدا عادل است چرا بعضی فقیرند بعضی غنی؟(کارشناس:فرقان)

    الهی من ذاالذی ذاق حلاوه محبتک فرام منک بدلا

    آن کس که تورا شناخت جان را چه کند
    فرزند وعیال وخانمان را چه کند.




  13. صلوات


  14. #7

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    علاقه
    گفتگو در مباحث معرفتی
    نوشته
    6,663
    حضور
    32 روز 3 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    23682



    نقل قول نوشته اصلی توسط عمار نمایش پست ها
    لازمه عدل الهي اين نيست كه همه انسانها مساوي و برابر باشند
    سلام استاد عمار
    عدم تساوی در مقام ذات و استعداد انسانها چطور اگر خدای متعال را مفیض ذوات و استعداها بدانیم . که می دانیم .
    آنوقت باید از کدام افق نگاه کرد تا کار درست شود ؟
    موفق در پناه حق


  15. #8

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۰
    نوشته
    27
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    18
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    47



    باسلام وتشکر: فقر بر دو نوع است 1- انتخابی :این فقر نه تنها مذموم نیست بلکه شایسته نیز است 2-تحمیلی :مثل اینکه شخص دنبال تلاش وکوشش نرود ویا بی تدبیری و بی نظم در زندگی اش دچار چنین مشکلی شود چون عالم تابع علت ومعلول است وباید این شخص فقیر شودوشانس هم معناندارداین فقر ناپسند است وخداوند مارا در تمام افعال مختار آفریدهاست وگاهی اوقات فقر مجب رشد ما در امور معنوی و...که ماعلم به آن هانداریم می شود وباید توجه داشت که عالم دانشگاه است نه آسایشگاه وعدالت چیزی جزءقراردادن هرچیز در جای مناسب خودنیست
    ویرایش توسط morteza_422 : ۱۳۹۰/۰۳/۲۵ در ساعت ۱۱:۵۱

  16. #9

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۰
    نوشته
    27
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    18
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    47



    [باسلام وتشکر: فقر بر دو نوع است 1- انتخابی :این فقر نه تنها مذموم نیست بلکه شایسته نیز است 2-تحمیلی :مثل اینکه شخص دنبال تلاش وکوشش نرود ویا بی تدبیری و بی نظم در زندگی اش دچار چنین مشکلی شود چون عالم تابع علت ومعلول است وباید این شخص فقیر شودوشانس هم معناندارداین فقر ناپسند است وخداوند مارا در تمام افعال مختار آفریدهاست وگاهی اوقات فقر موجب رشد ما در امور معنوی و...که ماعلم به آن هانداریم می شود وباید توجه داشت که عالم دانشگاه است نه آسایشگاه وعدالت چیزی جزءقراردادن هرچیز در جای مناسب خودنیست
    موفق باشید

  17. صلوات ها 2


  18. #10

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۰
    علاقه
    دين
    نوشته
    72
    حضور
    12 ساعت 33 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    144



    سلام
    در جامعه بعضي ادمها استعداد كسب درامد هاي كلان دارند و برخي اينطور نيستند به نظر شما اگر هر دو يه درامد مساوي داشته باشند عدالته ؟
    يا مثلا كسي كه تو يه اداره مدرك دكتري داره با يكي كه سيكل هم نداره بايد يه جور حقوق بگيرن ؟
    بنابراين مفهوم عدالت با مساوات فرق داره ...
    عدالت به اينه كه به هر كس به ميزان سوادش حقوق بدن و هر كس به ميزان مهارتش درامد داشته باشه...
    البته خداوند با تكاليفي مثل انفاق، زكات، خمس،‌صدقه و ... جلوي اختلاف طبقاتي رو گرفته و فرموده : وَ في‏ أَمْوالِهِمْ حَقٌّ لِلسَّائِلِ وَ الْمَحْرُوم‏ (ذاريات 19 ) يعني متمولين بايد حق كساني كه استعداد كسب درامد رو ندارن را بپردازن
    با تمام اين حرفها گاهي اوقات فقر مايه امتحان بندگان و خير انهاست : عسي ان تكرهوا شيئا و هو خير لكم ...

  19. صلوات ها 2


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. جمع بندی هویت اسلامی؟ایرانی؟ غربی؟ نسبت این ها با هم چه می تواند باشد؟
    توسط شهید علی اصغر پازوکی در انجمن حیات دنیوی انسان
    پاسخ: 60
    آخرين نوشته: ۱۳۹۴/۰۲/۱۲, ۰۷:۱۵
  2. سیر به سوی کمال و سوالی در مورد آن
    توسط ملاصدرا در انجمن تفاوت زن و مرد
    پاسخ: 61
    آخرين نوشته: ۱۳۹۳/۰۲/۲۲, ۰۸:۲۷
  3. جمع بندی حد رعایت حلال و طیب بودن غذاها در دوران بارداری؟
    توسط ترنـم در انجمن احکام خوردنیها و آشامیدنیها
    پاسخ: 2
    آخرين نوشته: ۱۳۹۲/۰۶/۱۴, ۱۰:۳۴
  4. آزادی یعنی چی؟!
    توسط hoorshid در انجمن حیات دنیوی انسان
    پاسخ: 62
    آخرين نوشته: ۱۳۹۲/۰۳/۰۳, ۲۱:۱۴

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 2

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود