صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: آشنایی با اصطلاحات رجالی اهل سنت

  1. #1

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    رجال و حدیث، فقه و کلام در حوزه اهل سنت
    نوشته
    2,860
    حضور
    47 روز 16 ساعت 5 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    10623

    آشنایی با اصطلاحات رجالی اهل سنت




    آشنايى با اصطلاحات رجالى اهل‏سنّت


    علم رجال علمى است كه درباره ويژگى‏هاى راويان حديث و صفات و شرايطى كه موجب پذيرش يا عدم پذيرش احاديث آنها مى‏شود بحث مى‏كند؛ به عبارت ديگر علم رجال علمى است كه حالات و اوصاف راويان حديث را از آن جهت كه در جواز و عدم جواز پذيرش خبر آنان مؤثر است مورد بررسى قرار مى‏دهد.

    در این علم الفاظی برای شناخت حال راویان استفاده می شود که تعدادی از این الفاظ برای تعدیل و توثیق رجال بکار می روند و تعدادی برای مذمت و جرح راوی، که به اختصار آنها را بیان می نمائیم.
    ویرایش توسط صدرا : ۱۳۸۹/۱۲/۲۱ در ساعت ۰۰:۰۶
    آشنایی با اصطلاحات رجالی اهل سنت
    مناجات العارفین لمولانا علی بن الحسین (علیهما السلام)

    «إلهى! فَاجْعَلْنا مِنَ الَّذينَ تَوَشَّحَتْ [تَرَسَّخَتْ‏] أشْجارُ الشَوْقِ إلَيْكَ فى حَدآئِقِ صُدُورِهِمْ، وَأخَذَتْ لَوْعَةُ مَحَبَّتِكَ بِمَجامِعِ قُلُوبِهِمْ»؛

    (معبودا! پس ما را از آنانى قرار دِهْ كه نهالهاى شوق به تو در باغ دلشان سبز و خرّم [يا: پايدار] گشته، و سوز محبّتت شراشر قلب آنها را فرا گرفته است).

    بحارالانوار، ج91، ص150.





  2. صلوات ها 10


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    رجال و حدیث، فقه و کلام در حوزه اهل سنت
    نوشته
    2,860
    حضور
    47 روز 16 ساعت 5 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    10623



    الف: الفاظ مدح وتعديل راوي:
    الفاظی كه بر وثاقت وراستگویی و قدرت حفظ راوی دلالت دارند که خود دارای مراتبی اند که نتیجۀ همۀ آنها قبول روایت راوی است.

    1- ثبت حجت .

    بالاترين عبارت براى تعديل «ثبت حجة» است.

    2- ثبت حافظ .

    3- ثقة متقن.

    4- ثقة ثقة.

    5- ثقة صدق.

    6- لا باس به.

    اين عبارت نوعى توثيق است ولى مثل ثقه ثبت نيست.

    7- ليس به باس.

    8- محلّه الصدق.

    9- جيّد الحديث.

    10- صالح الحديث.

    11- شيخ وسط .[1]

    12- «صدوق» ان شاءاللّه‏ «صويلح».[2]


    [1].شیخ وسط کسی است که نه خیلی ثقه و معتبر است و نه خیلی غیر معتبر.

    [2].صویلح مصغر صالح است.
    آشنایی با اصطلاحات رجالی اهل سنت
    مناجات العارفین لمولانا علی بن الحسین (علیهما السلام)

    «إلهى! فَاجْعَلْنا مِنَ الَّذينَ تَوَشَّحَتْ [تَرَسَّخَتْ‏] أشْجارُ الشَوْقِ إلَيْكَ فى حَدآئِقِ صُدُورِهِمْ، وَأخَذَتْ لَوْعَةُ مَحَبَّتِكَ بِمَجامِعِ قُلُوبِهِمْ»؛

    (معبودا! پس ما را از آنانى قرار دِهْ كه نهالهاى شوق به تو در باغ دلشان سبز و خرّم [يا: پايدار] گشته، و سوز محبّتت شراشر قلب آنها را فرا گرفته است).

    بحارالانوار، ج91، ص150.





  5. صلوات ها 7


  6. #3

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    رجال و حدیث، فقه و کلام در حوزه اهل سنت
    نوشته
    2,860
    حضور
    47 روز 16 ساعت 5 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    10623



    2- عبارات جرح و تضعیف راوی

    1- دجال.[1]

    2- كذّاب.

    3- وضّاع يضع الحديث.

    4- متّهم بالكذب.

    5- متّفق على تركه.

    6- متروك.

    7- ليس بثقة.

    8- سكتوا عنه.

    9- ذاهب الحديث.

    10- فيه نظر.

    11- هالك.

    12- ساقط .

    13. واهٍ .

    14. واة بمّره .

    15. ضعيف جدا .

    16. ضعيف واه .

    17. يضعّف .

    18. فيه ضعف.

    19. ليس بالحجة.

    20. ليس بالقوى.

    21. ليس بذاك.

    22. لايحتج به.

    23. اختلف فيه.

    24. صدوق لكنه مبتدع.[2]

    [1].بدترین عبارت جرح است .

    [2].از الفاظ جرح است اما از مراتب خیلی پائین آن.
    آشنایی با اصطلاحات رجالی اهل سنت
    مناجات العارفین لمولانا علی بن الحسین (علیهما السلام)

    «إلهى! فَاجْعَلْنا مِنَ الَّذينَ تَوَشَّحَتْ [تَرَسَّخَتْ‏] أشْجارُ الشَوْقِ إلَيْكَ فى حَدآئِقِ صُدُورِهِمْ، وَأخَذَتْ لَوْعَةُ مَحَبَّتِكَ بِمَجامِعِ قُلُوبِهِمْ»؛

    (معبودا! پس ما را از آنانى قرار دِهْ كه نهالهاى شوق به تو در باغ دلشان سبز و خرّم [يا: پايدار] گشته، و سوز محبّتت شراشر قلب آنها را فرا گرفته است).

    بحارالانوار، ج91، ص150.





  7. صلوات ها 6


  8. #4

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    رجال و حدیث، فقه و کلام در حوزه اهل سنت
    نوشته
    2,860
    حضور
    47 روز 16 ساعت 5 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    10623



    3- اصطلاحات خاص

    برخى از اصطلاحات رجالى اهل‏سنت بيانگر مرتبه‏اى خاص از مقامات علمى است. در اين خصوص مى‏توان به سه اصطلاح اشاره كرد:

    الف:حافظ

    اين عنوان بر كسى اطلاق مى‏شود كه به صد هزار حديث از حيث سند و متن احاطه داشته باشد؛
    مانند ابن ابى‏دارم(م:352) وى از جمله افرادى است كه جريان هجوم و جسارت عمر به فاطمه زهرا«سلام الله علیها» را بيان كرده است.

    ذهبى در شرح حال او مى‏گويد:
    «الإمام الحافظ الفاضل أبوبكر أحمد بن محمّد السري بن يحيى بن السري بن أبي دارم التميمي الكوفي الشيعي [چگونه وی شیعه استً!!] محدّث الكوفه، حدّث عنه الحاكم، و أبوبكر بن مردويه، و يحيى بن إبراهيم المزكّي، وأبو الحسن بن الحمّامي، والقاضي أبوبكر الجيلي، وآخرون. كان موصوفاً بالحفظ والمعرفة، إلّاأنّه يترفّض [چرا رافضی است؟!]، قد ألّف في الحطّ على‏ بعض الصحابة و هو مع ذلک لیس بثقة فی النقل؟!»[1]
    «امام، حافظ، فاضل، ابوبكر احمد بن محمّد السرى التميمى الكوفى، الشيعى [شيعى شده‏]؛وی از محدّثان كوفه است که حاكم نیشابوری و ابوبكر بن مردويه، يحيى بن ابراهيم مزكّى، ابوالحسن بن الحمّامى، قاضى ابوبكر جيلى و ديگران، از او حديث نقل كرده‏اند.
    او متّصف به حفظ و معرفت است [و در وثاقت او مشكلى نيست‏] جز اين كه رافضى‏گرى مى‏كند، و درباره معايب برخى از صحابه، كتابى نگاشته است».
    ذهبى در اين كتاب، بيش از اين نمى‏گويد و به اتّهام رافضى‏گرى و اشاره به نگاشتن كتاب در معايب صحابه اكتفا مى‏كند؛ امّا وقتى به كتاب‏ ديگر ذهبى به نام« ميزان الإعتدال» مراجعه مى‏كنيم، مى‏بينيم كه در آن جا نيز از اين شخص ياد كرده است و از حافظ محمّد بن احمد كوفى[2] نقل مى‏كند که او دربارۀ دارمی مى‏گويد:
    «.... كان مستقيم الأمر عامّة دهره، ثمّ في آخر أيّامه كان أكثر ما يقرأ عليه المثالب، حضرتُه ورجل يقرأ عليه: إنّ عمر رفس فاطمة حتّى‏ أسقطت بمحسن»[3]
    «او در طول زندگانى خود داراى عقيده مستقيم بود؛ امّا در روزهاى پايانى عمر، بيشترين رواياتى كه بر او خوانده مى‏شد درباره كارهاى ننگ‏آور صحابه بود. روزى بر او وارد شدم، ديدم شخصى نزد او چنين مى‏خواند: عمر با لگد به فاطمه زد و او محسن را سقط كرد».
    بسیار عجیب است اين راوى در طول زندگانى داراى عقيده مستقيم بود؛ امّا چون در پايان زندگانى، روايات مربوط به كارهاى ننگ‏آور صحابه را نقل مى‏كند، از عقيده مستقيم خارج مى‏شود!!لذا ذهبی بر خلاف مبنای رجالی خود او را در میزان الاعتدال بخاطر ین روایت کذاب خطاب می کند؟!


    [1]. سير أعلام النبلاء: 15/ 576.

    [2]. سير أعلام النبلاء: 14/ 309.

    [3]. ميزان الإعتدال: 1/ 283.دارالکتب العلمیة.
    ویرایش توسط صدرا : ۱۳۸۹/۱۲/۲۵ در ساعت ۲۳:۲۷
    آشنایی با اصطلاحات رجالی اهل سنت
    مناجات العارفین لمولانا علی بن الحسین (علیهما السلام)

    «إلهى! فَاجْعَلْنا مِنَ الَّذينَ تَوَشَّحَتْ [تَرَسَّخَتْ‏] أشْجارُ الشَوْقِ إلَيْكَ فى حَدآئِقِ صُدُورِهِمْ، وَأخَذَتْ لَوْعَةُ مَحَبَّتِكَ بِمَجامِعِ قُلُوبِهِمْ»؛

    (معبودا! پس ما را از آنانى قرار دِهْ كه نهالهاى شوق به تو در باغ دلشان سبز و خرّم [يا: پايدار] گشته، و سوز محبّتت شراشر قلب آنها را فرا گرفته است).

    بحارالانوار، ج91، ص150.





  9. صلوات ها 4


  10. #5

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۹
    نوشته
    14
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    62



    سلام
    1- خیلی برام عجیب بود مگه میشه کسی صد هزار حدیث رو از حفظ باشه و اشتباه نکنه؟!
    2- خدا لعنت کنه ظالمین به اهل بیت رو.و مزدورانی رو که الان مسلمونا رو تو کشورهای اسلامی میکشن مخصوصا سعودی ها رو.البته روز مکافاتشون نزدیکه.
    ویرایش توسط سلیمان کربلا : ۱۳۸۹/۱۲/۲۶ در ساعت ۱۰:۱۵

  11. صلوات ها 4


  12. #6

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    2,900
    حضور
    21 روز 10 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    8432



    خیلی برام عجیب بود مگه میشه کسی صد هزار حدیث رو از حفظ باشه و اشتباه نکنه؟!
    با سلام

    100 هزار که سهله ! ببین :


    أحمد بن حنبل : به مرتبه ریاست رسید با حفط یک میلیون حدیث !

    ومیگویند که 12 بار کتاب (حمل شتر) از حفظ داشت !


    همچنین محمد بن إسماعيل البخاري : میگفت که حفظ کردم : 100000 حديث صحيح و 200000 حديث غير صحيح .

    وحافظه عجیبی داشت مثلا با یک بار شنیدن حدیث را با اسنادش از حفظ میکرد بدون اختلاط با احادیث دیگرو داستان ورودبه بغداد وآزمایش او مشهور است.

    أبو زرعة : رازی که از بخاری حافظ تر بوده که100000 حدیث را چیز بزرگی نمیدانسته !
    وتنها در قرائات 10000 حدیث از حفظ داشته است.

    ابوالعباس احمد بن محمد بن سعید کوفی سبیعی معروف به ابن عقده (249- 333 ق):
    استاد کليني رحمه الله بوده جايی گفته است که من يکصد و بيست هزار روايت مسند از اهل بيت رسول الله به خاطر دارم و روی هم رفته می توانم پيرامون سيصد هزار حديث شيعه به بحث و مذاکره علمی بنشينم.

    نیز درباره ی ابن عقده، نقل می كند كه: چهار برادر طی اقامت خود در كوفه هر یك صد هزار حدیث به املای ابن عقده نوشتند و هنگام مراجعت و تودیع استاد، به آنان اظهار داشت: شما به همین قلیل اكتفا كردید؟ من كمترین مقداری كه از یك استاد سماع نمودم، بالغ بر یكصد هزار حدیث می شود


    وی از مهم ترین مشایخ نعمانی و از راویان مشهور شیعه و اهل سنت می باشد. رجال نویسان دو فرقه از او به نیکی و عظمت یاد کرده و او را ثقه می دانند. نجاشی می گوید: او مردی بزرگ در میان اصحاب حدیث و مشهور به حفظ است. (2) شیخ طوسی با عناوین «جلیل القدر و عظیم المنزله» از او یاد کرده و به نقل از خود ابن عقده می نویسد: 120 هزار حدیث با سند حفظ بوده و سیصدهزار حدیث دیگر در اختیار داشته است. (3) وی هم چنین می گوید: وثاقت و بزرگواری و عظمت او در حفظ حدیث مشهورتر از آن است که نیاز به بیان داشته باشد. (4)
    از میان رجال شناسان اهل سنت، ذهبی از او با تعبیر حافظ، علامه، نادر زمان و یکی از بزرگان حدیث یاد می کند و در عین حال به وجود ضعف در او اشاره کرده می نویسد: خوب و بد را جمع کرده است. (5) به گفته ی دارقطنی اهل کوفه متفق اند که از زمان ابن مسعود تا زمان ابوالعباس ابن عقده، حافظ تر از او ندیده اند. (6) ذهبی می نویسد: چنین نیست، اما این که در کوفه حافظ تر از او نبوده و نخواهد بود درست است. (7

    _______

    . رجال نجاشی، ج 1، ص 240.
    3. رجال شیخ طوسی، ص 409 و ر.ک: خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، ج 5، ص 220.
    4. الفهرست، ص 73.
    5. سیر اعلام النبلاء، ج 15، ص 342.
    6. تاریخ بغداد، ج 5، ص 219.
    7. سیر اعلام النبلاء، ج15، ص 345.

    درباره آگاهي زياد وي از حديث، شخصي به نام برقاني نقل مي‌كند كه: ما چهاربرادر بوديم و سال‌ها در دروس ابن‌عقدة شركت مي‌كرديم و در كوفه، كتاب‌ها و دفترها پر كرده بوديم. هنگامي خواستيم از نزد او بازگرديم، به ما گفت: آيا آن چه از من شنيديد، براي شما كفايت مي‌كند؟ گفتيم: آري، ما هر كدام، صدهزار حديث از شما نقل كرده‌ايم. ابن‌عقدة گفت: اين مقدار، كم‌ترين احاديثي است كه من از يكي از اساتيد خود فراگرفته‌ام. به همين دليل دارقطني مي‌گويد: «يعلم ما عند الناس و لايعلم الناس ما عنده.» آن چه يادآوري شد درباره حافظه ابن‌عقده بود. و در مورد دقت نظر ايشان نيز ابن جعابي مي‌گويد: ابن‌عقدة سه بار براي نقل حديث به بغداد آمد. بار دوم، به من گفت: برو احاديث ابن صاعد را بياور ببينم. من نزد ابن صاعد رفتم. او نيز مسندي را درباره حضرت علي‌بن ابي‌طالب (عليه السلام)، به من داد و من نيز آن را به ابن‌عقدة دادم. وي آن را مطالعه كرد و به من برگرداند. به او گفتم: نظرتان چيست؟


    گفت: در آن، يك غلط وجود دارد.


    گفتم چيست؟


    پاسخ داد: تا زماني كه از بغداد خارج نشوم آن را نمي‌گويم. من منتظر شدم تا روز موعود فرارسيد. هنگامي از شهر دور شديم، گفتم: اكنون به وعده‌ات، وفا كن.


    وي گفت: ابن‌صاعد، حديثي را نقل كرده كه سندش اين گونه است «عن ابي‌سعيد الأشج عن يحيي بن زكريابن أبي زائده» در صورتي كه «ابوسعيد اشج» در شبي به دنيا آمد كه در آن شب، يحيي، درگذشته است چگونه از او حديث شنيده؟ پس اين سند، اشتباه است. ابن جعابي مي‌گويد: هنگامي به بغداد بازگشتم و قضيه را به ابن‌صاعد گفتم، چنان خشمگين شد كه گفت: هر قطعه از گوشت بدنش را به شاخه‌اي از اين درخت آويزان خواهم كرد. او مرا رسوا كرده است؛ ولي هنگامي به دفترهايش مراجعه كرد، ديد در سند روايت، اشتباه كرده است و سند صحيح اين گونه بوده: «عن شيخ غيرالأشج عن ابي زائده.» چنين شخصي تنها 300 هزار حديث درباره اهل‌بيت (عليهم السلام) از حفظ است و اين گونه نيز دقت نظر دارد؛ امّا بعضي از وي، ناخرسندند. براي مثال، عبدالله بن احمد بن حنبل مي‌گويد: از زماني كه ابن‌عقدة رشد كرد، احاديث كوفه فاسد شد. ذهبي خود نيز مي‌گويد: ابن‌عقده مشكلي ندارد جز اين كه در مذمّت شيخين سخن مي‌گويد و در مجموع، مشكل وي تشيّع اوست .

    ذهبي جايي ديگر مي‌گويد: مردي از بني‌هاشم نزد ابن‌عقده بود كه ميان آن‌ها بحث و گفتگو درگرفت. ابن‌عقده خطاب به او گفت: ساكت شو! من درباره فضايل خاندان شما 300 هزار حديث از حفظ دارم.

    البته عجیب نیست چون در قدیم مثل امروز همه چیز شیمیایی وهورمونی نبوده و آرامش طبیعی بجای ماشین حکومت میکرده است.
    ویرایش توسط خیر البریه : ۱۳۸۹/۱۲/۲۶ در ساعت ۱۲:۱۱

  13. صلوات ها 6


  14. #7

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    رجال و حدیث، فقه و کلام در حوزه اهل سنت
    نوشته
    2,860
    حضور
    47 روز 16 ساعت 5 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    10623



    ب:حجّت

    اين عنوان بر كسى اطلاق مى‏شود كه سيصد هزار حديث را با متن و سند همراه با آگاهى از احوال راويان از جهت جرح و تعديل و تاريخ از حفظ داشته باشد.

    ج:حاكم

    اين اصطلاح بر كسى اطلاع مى‏شود كه بر تمامى احاديث از حيث سند، متن، جرح و تعديل و تاريخ آگاه باشد؛ حاكم نيشابورى را مى‏توان نمونه بارز آن دانست.
    آشنایی با اصطلاحات رجالی اهل سنت
    مناجات العارفین لمولانا علی بن الحسین (علیهما السلام)

    «إلهى! فَاجْعَلْنا مِنَ الَّذينَ تَوَشَّحَتْ [تَرَسَّخَتْ‏] أشْجارُ الشَوْقِ إلَيْكَ فى حَدآئِقِ صُدُورِهِمْ، وَأخَذَتْ لَوْعَةُ مَحَبَّتِكَ بِمَجامِعِ قُلُوبِهِمْ»؛

    (معبودا! پس ما را از آنانى قرار دِهْ كه نهالهاى شوق به تو در باغ دلشان سبز و خرّم [يا: پايدار] گشته، و سوز محبّتت شراشر قلب آنها را فرا گرفته است).

    بحارالانوار، ج91، ص150.





  15. صلوات ها 2


  16. #8

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    رجال و حدیث، فقه و کلام در حوزه اهل سنت
    نوشته
    2,860
    حضور
    47 روز 16 ساعت 5 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    10623



    بیان اشکال در مورد حاکم نیشابوری

    اشکال:ایراد مهمی در مورد حاکم نیشابوری وجود دارد که روایات منقول از وی را خدشه دار می سازد:
    وآن این است که وی متهم به تشیع است، علاوه بر اینکه از راویان شیعی روایت نقل می کند.


    ویرایش توسط صدرا : ۱۳۹۰/۰۲/۲۶ در ساعت ۲۲:۲۳
    آشنایی با اصطلاحات رجالی اهل سنت
    مناجات العارفین لمولانا علی بن الحسین (علیهما السلام)

    «إلهى! فَاجْعَلْنا مِنَ الَّذينَ تَوَشَّحَتْ [تَرَسَّخَتْ‏] أشْجارُ الشَوْقِ إلَيْكَ فى حَدآئِقِ صُدُورِهِمْ، وَأخَذَتْ لَوْعَةُ مَحَبَّتِكَ بِمَجامِعِ قُلُوبِهِمْ»؛

    (معبودا! پس ما را از آنانى قرار دِهْ كه نهالهاى شوق به تو در باغ دلشان سبز و خرّم [يا: پايدار] گشته، و سوز محبّتت شراشر قلب آنها را فرا گرفته است).

    بحارالانوار، ج91، ص150.





  17. صلوات ها 2


  18. #9

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    رجال و حدیث، فقه و کلام در حوزه اهل سنت
    نوشته
    2,860
    حضور
    47 روز 16 ساعت 5 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    10623



    جواب:اتهام حاکم به تشیع به معنای خاص آن وارد نمی باشد

    توضیح:شيعه در لغت يعنى پيرو و ياور[1] اما افزون بر معناى لغوى، شيعه داراى معانى اصطلاحى نيز هست.
    شيعه در اصطلاح شيعيان بر كسى اطلاق مى‏شود كه ولايت امام على «عليه‏السلام» را پذيرفته باشد.

    اما در اصطلاح اهل‏سنّت معانى چندى از شیعه برداشت مى‏شود:
    1- «من احب عليا عليه‏السلام و اولاده؛ با تمسك به آيه «قل لا اسئلكم عليه اجرا الا المودة فى القربى». طبق اين معنا همه مسلمانانى كه اهل‏بيت عليهم‏السلام را دوست دارند در رديف شيعيان قرار گرفته و دشمنان اهل‏بيت عليهم‏السلام ناصبى و كافر شمرده مى‏شوند.

    2- كسى كه معتقد باشد على«عليه‏السلام» خليفه چهارم اما برترين خلفاست.
    در اين معنا على«عليه‏السلام» به عنوان خليفه چهارم بعد از رسول خدا «صلى‏الله‏عليه‏و‏آله»مط رح است ولى بر ديگر خلفا به خاطر كثرت فضايل در نزد پيامبر «صلى‏الله‏عليه‏و‏آله» ترجيح دارد.
    ذهبى در اين باره مى‏گويد: تشيع به اين معنا در ميان اهل‏سنت بسيار زياد است[2] و شايد اين عقيده ـ ترجيح على عليه‏السلام بر عثمان - عاملى است براى جرح و تضعيف بعضى از راويان نزد عامه.

    3- شيعه كسى است كه عقيده دارد جانشين بلافصل رسول خدا «صلى‏الله‏عليه‏و‏آله» على«عليه‏السلام» است و بعد از آن حضرت عليه‏السلام فرزندان على«عليه‏السلام» به عنوان جانشينان پيامبر«صلی الله علیه وآله»از طرف خدا منسوب شده‏اند[3].


    [1]. لسان العرب، الشيعه: اتباع الرجل و انصار.

    [2]. میزان الاعتدال، شمس الدین ذهبی،ج1ص118،ترجمۀ ابان بن تغلب؛«ان البدعة على ضربين فبدعة صغرى كغلو التشيع او كالتشيع بلا غلو ولا تحرف فهذا كثير في التابعين وتابعيهم مع الدين والورع والصدق فلو رد حديث هؤلاء لذهب جملة من الاثار النبوية وهذه مفسدة بينة .ثم بدعة كبرى كالرفض الكامل والغلو فيه والحط على أبي بكر وعمر - رضي الله عنهما - والدعاء الى ذلك فهذا النوع لا يحتج بهم ولا كرامة. وايضا فما استحضر الان في هذا الضرب رجلا صادقا ولا مامونا بل الكذب شعارهم والتقية والنفاق دثارهم فكيف يقبل نقل من هذا حاله حاشا وكلا .فالشيعي الغالي في زمان السلف وعرفهم هو من تكلم في عثمان والزبير وطلحة ومعاوية وطائفة ممن حارب عليا - رضي الله عنه وتعرض لسبهم. والغالي في زماننا وعرفنا هو الذى يكفر هؤلاء السادة ويتبرأ من الشيخين ايضا فهذا ضال معثر ولم يكن ابان بن تغلب يعرض للشيخين اصلا بل قد يعتقد عليا افضل منهما».

    [3]. ذهبى مى‏گويد: اما شيعه در اصطلاح امروز كسى است كه بزرگان را تكفير كند و در برابر شيخين موضع بگيرد. شاهد بر معناى اخير سخن خطيب بغدادى است كه نقل مى‏كند، او مى‏گويد: شنيدم كه از محمد بن يعقوب سؤال كردند شعرانى چطور آدمى است؟ گفت: او راستگوست ولى در تشيع غالى است.
    به او پاسخ داده شد اگر او شيعه غالى است پس چرا از او حديث نقل مى‏كنيد؟ و او جواب داد: حديث از او نقل مى‏كنم زيرا كتاب استاد من مملو از احاديث اوست. ابن اثير نيز در كامل مى‏گويد: «عنى الفقيه كان شيعيا و هو من مشايخ البخارى فى صحيحه».
    ویرایش توسط صدرا : ۱۳۹۰/۰۱/۰۲ در ساعت ۱۴:۴۲
    آشنایی با اصطلاحات رجالی اهل سنت
    مناجات العارفین لمولانا علی بن الحسین (علیهما السلام)

    «إلهى! فَاجْعَلْنا مِنَ الَّذينَ تَوَشَّحَتْ [تَرَسَّخَتْ‏] أشْجارُ الشَوْقِ إلَيْكَ فى حَدآئِقِ صُدُورِهِمْ، وَأخَذَتْ لَوْعَةُ مَحَبَّتِكَ بِمَجامِعِ قُلُوبِهِمْ»؛

    (معبودا! پس ما را از آنانى قرار دِهْ كه نهالهاى شوق به تو در باغ دلشان سبز و خرّم [يا: پايدار] گشته، و سوز محبّتت شراشر قلب آنها را فرا گرفته است).

    بحارالانوار، ج91، ص150.





  19. صلوات ها 2


  20. #10

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    رجال و حدیث، فقه و کلام در حوزه اهل سنت
    نوشته
    2,860
    حضور
    47 روز 16 ساعت 5 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    10623



    تشیع حاكم نيشابورى


    يكى از كسانى كه در شمار شيعيان به اعتبار معناى دوم قرار دارد، حاكم نيشابورى است. بدين خاطر ذهبى گاهى از او بسيار تمجيد مى‏كند و گاهى او را مطرود و مجروح جلوه مى‏دهد.
    ذهبى در كتاب العبر مى‏گويد: «حاكم در فن حديث متخصص بوده و رياست اين پيشه در خراسان و كل جهان بر عهده او بوده است»[1].
    ذهبى در ادامه فقط يك نقطه ضعف از او نقل مى‏كند و مى‏گويد:«و كان فيه تشيع»؛ اين ديدگاه از آن جهت مطرح شده كه حاكم نيشابورى نسبت به معاويه نظر مثبتى نداشته است. البته حاكم نيشابورى در بيان فضايل على«عليه‏السلام» نيز كوتاهى نمى‏كند و مواردى مانند حديث طير، حديث «من كنت مولاه فهذا على مولاه» و حديث قال رسول اللّه‏ صلى‏الله‏عليه‏و‏آله:«لعلى عليه‏السلام لا يحبك الا مؤمن و لا يبغضك الا منافق،از او نقل شده است. ذهبى در کتاب خود نقل می کندحاكم نيشابورى در اعتقاد خود بسيار متعصب بوده و از معاويه بيزارى مى‏جسته و چه بسا در باطن شيعه بوده است.[2]
    سرانجام حاكم نيشابورى به وسيله افرادى كور باطن مورد ضرب و جرح قرار گرفته، و منبرش شكسته شده و خانه‏نشين مى‏شود.[3]


    ادامه دارد

    [1].العبر فی خبر من غبر،الذهبی،ج2ص211،دارالکتب العلمیة،«والحاكم أبو عبد الله محمد بن عبد الله بن محمد بن حمدويه بن نعيم الضبِّي الطهمان النيسابوري، الحافظ الكبير، ويعرف أيضاً بابن البيِّع، ولدسنة إحدى وعشرين وثلاثمئة، واعتنى به أبوه، فسمّع في صغره، ثم هو بنفسه، وكتب عن نحو ألفي شيخ، وحدّث عن الأصمّ، وعثمان بن السمك، وطبقتهما، وقرأ القراءات على جماعة، وبرع في معرفة الحديث وفنونه، وصنّف التصانيف الكثيرة، وانتهت إليه رئاسة الفن بخراسان، لا بل في الدنيا، وكان فيه تشيُّع وحطّ على معاوية. وهو ثقة حجة. توفي في صفر».

    [2].سیر اعلام النبلاء، الذهبی،ج17،ص168.وص175، موقع یعسوب.«قال ابن طاهر: كان شديد التعصب للشيعة في الباطن، وكان يظهر التسنن في التقديم والخلافة، وكان منحرفا غاليا عن معاوية رضي الله عنه وعن أهل بيته».

    [3].تاریخ بغداد، ج5،ص473.
    ویرایش توسط صدرا : ۱۳۹۰/۰۱/۰۲ در ساعت ۱۴:۴۸
    آشنایی با اصطلاحات رجالی اهل سنت
    مناجات العارفین لمولانا علی بن الحسین (علیهما السلام)

    «إلهى! فَاجْعَلْنا مِنَ الَّذينَ تَوَشَّحَتْ [تَرَسَّخَتْ‏] أشْجارُ الشَوْقِ إلَيْكَ فى حَدآئِقِ صُدُورِهِمْ، وَأخَذَتْ لَوْعَةُ مَحَبَّتِكَ بِمَجامِعِ قُلُوبِهِمْ»؛

    (معبودا! پس ما را از آنانى قرار دِهْ كه نهالهاى شوق به تو در باغ دلشان سبز و خرّم [يا: پايدار] گشته، و سوز محبّتت شراشر قلب آنها را فرا گرفته است).

    بحارالانوار، ج91، ص150.





  21. صلوات ها 3


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ: 17
    آخرين نوشته: ۱۳۹۲/۰۶/۰۹, ۰۹:۴۴
  2. تو میایی ای پسر فاطمه
    توسط safareeshghe در انجمن مهدویت و آخرالزمان
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: ۱۳۹۲/۰۴/۲۰, ۱۹:۴۷
  3. پاسخ: 5
    آخرين نوشته: ۱۳۹۱/۰۳/۰۸, ۲۱:۴۲
  4. مقایسه ؛ بلایی خانمان سوز یا سکویی برای پرش؟؟؟؟؟
    توسط راهی در انجمن مهارت های زندگی
    پاسخ: 7
    آخرين نوشته: ۱۳۹۰/۰۷/۱۹, ۲۲:۰۲

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 1

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود