جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: درسنامه ی اسماء الحسنی ( معانی اسماء الهی )

  1. #1
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۸
    نوشته
    963
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    6043

    مطلب درسنامه ی اسماء الحسنی ( معانی اسماء الهی )




    بسم الله الرحمن الرحیم


    با توجه به اهمیت اسمای حسنای پروردگار در شناخت و معرفت به حضرت باری تعالی و در عرفان عملی و نظری در این تاپیک معانی 99 اسم پروردگار را به صورت توضیح مختصر بیان می داریم ، دوستان و کاربران گرامی نیز اگر سئوالی در خصوص این اسمای شریفه دارند در تاپیک جداگانه مطرح بفرمایند تا به اتفاق سایر عزیزان جواب گو باشیم از این جهت بعد از ارائه ی هر مطلب تاپیک قفل می گردد تا احیاناَ بحث به حاشیه کشیده نشود و جنبه ی درسنامه داشته باشد .

    و من الله التوفیق

    ویرایش توسط سلیم : ۱۳۸۹/۱۲/۱۸ در ساعت ۱۷:۳۱

  2. صلوات ها 10


  3.  

  4. #2
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۸
    نوشته
    963
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    6043

    مطلب الله




    این اسم مبارک اصلش اله بر وزن کتاب به معنای معبود است و این اسم یگانه ای است که مستجمع جمیع صفات جمالیه و جلالیه ی پروردگار است و به همین علت خداوند متعال سزاوار پرستش و حمد است .

    این اسم شریف در بین سایر اسمای الهی دارای جایگاه و امتیاز ویژه ای است
    .

    امتیازات اسم جلاله ی الله :
    1 - مشهورترین اسمای خداوند است .
    2 - بالاترین اسماء است از حیث محل در قرآن .
    3 - مهم ترین اسماء است در ادعیه .
    4 - بر همه ی اسمای خداوند مقدم است .
    5 - کلمه اخلاص یعنی ( لا اله الا الله ) به این اسم شریف اختصاص یافته است .
    6 - شهادت ( اشهد ان لا اله الا الله ) به گفتن این اسم محقق می شود .
    7 - اسم ذات خداوند است و جایز نیست بر غیر حضرت حق اطلاق شود چه به حقیقت و چه به صورت مجاز .
    8 - این اسم بر خلاف سایر اسماء مستجمع جمیع صفات خداوند و وصف کننده ی جمیع کمالات الهی است .
    9 - تمام اسمای خداوند تحت دائره ی اسم شریف قرار دارند مانند : خالق یا صبور اسمی از اسماء الله است .
    10 - به خلاف باقی اسمای خداوند که بر غیر حق تعالی امکان اطلاق دارد ، این اسم شریف فقط بر خداوند اطلاق می شود . البته در اطلاق آن اسماء نیز فرق بسیار است که پرداخته خواهد شد .

    نکته : کاربرد و ثمرات این اسم شریف در فقه و احکام شرعیه هم موضوعی است که پرداخته خواهد شد .


    ادامه دارد .....
    ویرایش توسط سلیم : ۱۳۸۹/۱۲/۱۸ در ساعت ۱۷:۴۲

  5. صلوات ها 7


  6. #3

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    اخلاق-فلسفه-عرفان
    نوشته
    3,816
    حضور
    47 روز 14 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    16428



    باسمه تعالی
    باسلام:
    هر اسم کلی ودر راس آنها ،اسم جامع الله این ویژگی اساسی را دارد که :
    اولا اسمای جزئی را به طور اندماجی در خود دارد
    ثانیا در همه آنها سریان دارد
    بنابراین اسم جامع الله یا اسم الوهیت،واجد تمام اسما به صورت اندماجی است ودر عین حال،همان حقیقت کلی است که خود را در جزئیات نشان می دهد
    به بیان دیگر همان الله است که به صورت شافی،هادی،رازق.......نشان می دهد ،
    یعنی کسی که بیمار شده و از عمق جان می گوید یا الله در واقع می گوید یا شافی
    کسی که شیی ای را گم کرده ومی گوید یا الله در واقع می گوید یا هادی
    از این رو هر اسم جزئی را باید (الله)جزئی دانست زیرا همان حقیقت کلی است که خود را در آن قالب در آورده است
    عارفان این مطلب رابا عنوان اشتمال وظهور مطرح کرده اند.مقصود از این بیان آن است که اسم کلی ،همه اسما را به نحو اندماجی در خود دارد(اشتمال) ودر همه آنها سریان دارد(ظهور)(1)
    پی نوشت:
    1-قیصری ،شرح فصوص الحکم تصحیح اشتیانی ص117 ومبانی واصول عرفان نظری یدالله یزانپناه ص456
    ویرایش توسط سمیع : ۱۳۹۱/۰۷/۰۱ در ساعت ۱۵:۲۷

  7. صلوات ها 5


  8. #4

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    اخلاق-فلسفه-عرفان
    نوشته
    3,816
    حضور
    47 روز 14 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    16428



    با سمه تعالی
    باسلام:
    اهل معرفت اسم الله را در دو عنوان بررسی می کنند:
    1-الله ذاتی
    2-الله وصفی
    الله ذاتی به مقام ذات اشاره دارد و در حقیقت ،اسم عرفانی نیست،
    اما الله وصفی اسم عرفانی است
    در واقع،الله وصفی همان اسم جامع الله است ،این تقسیم بندی، به کاربرد کلمه الله در متون شرعی ناظر است .
    عارفان دریافتند که نمی توان تمام موارد کاربرد اسم الله را در قرآن به چیزی ناظر دانست که در نظام معرفتی عرفانی از ان به اسم جامع الله تعبیر می شود .
    برای نمونه آیاتی چون(وکان الله غفورا رحیما1)از تعبیرهای معمول قرآنی است که مصداق کلمه الله در آن را می توان به راحتی اسم جامع الله (الله وصفی ) دانست اما در آیاتی همچون (قل هو الله احد2)با توجه به اینکه (احد)در تفسیر عرفانی به مرحله تعین اول اشاره دارد دیگر نمی توان الله را الله وصفی دانست بلکه منظور مرتبه ذات است(الله ذاتی)
    بنابر این در مواردی که منظور از الله ،ذات حق است ولحاظ اسما مطرح نیست ،این کلمه علم است ،اما در موارد دیگر همین کلمه کاربرد وصفی دارد
    پی نوشت
    1-نساء96
    2-اخلاص1
    3-قیصری شرح فصوص الحکم تصحیح آشتیانی ص292

  9. صلوات ها 5


  10. #5

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    مطالعه
    نوشته
    1,740
    حضور
    11 روز 11 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    47
    آپلود
    141
    گالری
    208
    صلوات
    8477



    فهرست الفبایی اسماء الحسنی در قرآن
    1.الابقی: طه: 73 وَ اللَّهُ خَيْرٌ وَ أَبْقى‏
    2.الاحد: الإخلاص: 1 قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ
    * الواحد: الزمر: 4 هُوَ اللَّهُ الْواحِدُ الْقَهَّارُ
    3.احسن الخالقین: المؤمنون: 14 فَتَبارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخالِقينَ
    * الخالق: الرعد: 16 اللَّهُ خالِقُ كُلِّ شَيْ‏ءٍ
    * الخلاق: الحجر : 86 إِنَّ رَبَّكَ هُوَ الْخَلاَّقُ الْعَليمُ
    4.احکم الحاکمین: هود : 45 أَنْتَ أَحْكَمُ الْحاكِمينَ
    * الحَکَم: الأنعام : 114 أَ فَغَيْرَ اللَّهِ أَبْتَغي‏ حَكَماً
    * الحکیم: المائدة: 118 أَنْتَ الْعَزيزُ الْحَكيمُ
    * خیر الحاکمین: الأعراف : 87 هُوَ خَيْرُ الْحاكِمينَ
    5.الآخر: الحدید: 3 هُوَ الْأَوَّلُ وَ الْآخِرُ
    6.ارحم الراحمین: یوسف: 64 هُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ
    * الرحمن: ‏الإسراء: 110 قُلِ ادْعُوا اللَّهَ أَوِ ادْعُوا الرَّحْمنَ
    * الرحیم: البقرة: 143 كانَ بِالْمُؤْمِنينَ رَحيماً
    * ذو الرحمة: الأنعام: 147 رَبُّكُمْ ذُو رَحْمَةٍ واسِعَةٍ
    * خیر الراحمین: المؤمنون : 118 أَنْتَ خَيْرُ الرَّاحِمينَ
    7.اسرع الحاسبین: الأنعام: 62 هُوَ أَسْرَعُ الْحاسِبِينَ
    * الحاسب: الأنبياء : 47 كَفى بِنا حاسِبينَ
    * الحسیب: النساء: 6 كَفى بِاللَّهِ حَسيباً
    * سریع الحساب: البقرة : 202 وَ اللَّهُ سَريعُ الْحِسابِ
    8.الأعلم: الأنعام: 124 اللَّهُ أَعْلَمُ حَيْثُ يَجْعَلُ رِسالَتَهُ
    * العلّام: المائدة : 109 إِنَّكَ أَنْتَ عَلاَّمُ الْغُيُوبِ
    * العلیم: آل‏عمران: 119 إِنَّ اللَّهَ عَليمٌ بِذاتِ الصُّدُورِ
    * العالم: الجن : 26 عالِمُ الْغَيْبِ فَلا يُظْهِرُ عَلى‏ غَيْبِهِ أَحَداً
    9.الاعلی: الأعلى : 1 سَبِّحِ اسْمَ رَبِّكَ الْأَعْلَى
    * العلی: البقرة: 255 هُوَ الْعَلِيُّ الْعَظيمُ
    * المتعال: الرعد: 10 عَالِمُ الْغَيْبِ وَ الشَّهادَةِ الْكَبِيرُ الْمُتَعَال‏
    10. الاکرم: العلق: 3 اقْرَأْ وَ رَبُّكَ الْأَكْرَمُ
    * الکریم: النمل: 40 رَبِّي غَنِيٌّ كَريمٌ
    11. اهل التقوی: المدثر : 56 هُوَ أَهْلُ التَّقْوى‏
    12. اهل المغفره: المدثر : 56 هُوَ أَهْلُ التَّقْوى‏ وَ أَهْلُ الْمَغْفِرَةِ
    * الغفار: طه: 82 وَ إِنِّي لَغَفَّارٌ لِمَنْ تابَ
    * الغفور: آل‏عمران: 31 وَ اللَّهُ غَفُورٌ رَحيمٌ
    * خیر الغافرین: الأعراف : 155 أَنْتَ خَيْرُ الْغافِرينَ
    * ذو مغفرة: الرعد : 6 إِنَّ رَبَّكَ لَذُو مَغْفِرَةٍ لِلنَّاسِ
    * الغافر: غافر : 3 غافِرِ الذَّنْبِ وَ قابِلِ التَّوْبِ
    13. الاول: الحدید: 3 هُوَ الْأَوَّلُ وَ الْآخِرُ
    14. الباریء: الحشر: 24 هُوَ اللَّهُ الْخالِقُ الْبارِئُ
    15. الباطن: الحدید: 3 هُوَ الْأَوَّلُ وَ الْآخِرُ وَ الظَّاهِرُ وَ الْباطِنُ
    16. البدیع: الأنعام: 101 بَديعُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ
    17. البَرّ: الطور: 28 إِنَّهُ هُوَ الْبرَُّ الرَّحِيمُ‏
    18. البصیر: الملك: 19 إِنَّهُ بِكُلِّ شَيْ‏ءٍ بَصيرٌ
    19. التواب: النصر: 3 بِحَمْدِ رَبِّكَ وَ اسْتَغْفِرْهُ إِنَّهُ كانَ تَوَّاباً
    * قابل التوب: غافر: 3 غافِرِ الذَّنْبِ وَ قابِلِ التَّوْبِ
    20. الجاعل: فاطر: 1 جاعِلِ الْمَلائِكَةِ رُسُلًا
    21. الجامع: آل‏عمران: 9 رَبَّنا إِنَّكَ جامِعُ النَّاسِ
    22. الجبار: الحشر: 23 الْمُهَيْمِنُ الْعَزيزُ الْجَبَّارُ
    23. الحاسب: ر.ج: اسرع الحاسبین
    24. الحسیب: ر.ج: اسرع الحاسبین
    25. الحفی: مريم : 47 إِنَّهُ كانَ بي‏ حَفِيًّا
    26. الحفیظ: هود: 57 إِنَّ رَبِّي عَلى‏ كُلِّ شَيْ‏ءٍ حَفيظٌ
    27. الحق: النور: 25 هُوَ الْحَقُّ الْمُبينُ
    28. الحَکَم: ر.ج احکم الحاکمینً
    29. الحکیم: ر.ج احکم الحاکمین
    30. الحلیم: البقرة: 263 وَ اللَّهُ غَنِيٌّ حَليمٌ
    31. الحمید: الحج : 64 إِنَّ اللَّهَ لَهُوَ الْغَنِيُّ الْحَميدُ
    32. الحی: البقرة: 255 اللَّهُ لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ الْحَيُّ
    33. الخالق: ر.ج: احسن الخالقین
    34. الخلاق: ر.ج احسن الخالقین
    35. الخلیل: النساء : 125 وَ اتَّخَذَ اللَّهُ إِبْراهيمَ خَليلاً
    36. خیر الحاکمین: ر.ج: احکم الحاکمین
    37. خیر الراحمین: ر.ج: ارحم الراحمین
    38. خیر الرازقین: الجمعة: 11 وَ اللَّهُ خَيْرُ الرَّازِقينَ
    * الرزّاق: الذاريات: 58 إِنَّ اللَّهَ هُوَ الرَّزَّاقُ ذُو الْقُوَّةِ الْمَتينُ
    39. خیر الغافرین: ر.ج: اهل المغفرة
    40. خیر الفاتحین: الأعراف: 89 أَنْتَ خَيْرُ الْفاتِحينَ
    * الفتاح: سبأ: 26 هُوَ الْفَتَّاحُ الْعَليمُ
    41. خیر الفاصلین: الأنعام: 57 هُوَ خَيْرُ الْفاصِلينَ
    42. خیر الماکرین: آل‏عمران : 54 وَ اللَّهُ خَيْرُ الْماكِرينَ
    43. خیر المنزلین: المؤمنون : 29 أَنْتَ خَيْرُ الْمُنْزِلينَ
    44. خیر الناصرین: آل‏عمران : 150 هُوَ خَيْرُ النَّاصِرينَ
    * النصیر: النساء : 45 كَفى‏ بِاللَّهِ نَصيراً
    45. خیر الوارثین: الأنبياء: 89 أَنْتَ خَيْرُ الْوارِثينَ
    46. ذو الجلال و الاکرام: الرحمن: 27 وَ يَبْقى‏ وَجْهُ رَبِّكَ ذُو الْجَلالِ وَ الْإِكْرامِ
    47. ذو الرحمة: ر.ج: ارحم الراحمین.
    48. ذو الطول: غافر: 3 شَدِيدِ الْعِقَابِ ذِى الطَّوْلِ
    49. ذو العرش: البروج : 15 ذُو الْعَرْشِ الْمَجيدُ
    50. ذو الفضل العظیم: الحديد : 29 وَ اللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظيمِ
    51. ذو القوة: الذاريات: 58 إِنَّ اللَّهَ هُوَ الرَّزَّاقُ ذُو الْقُوَّةِ الْمَتينُ
    * القویّ: الحج: 74 إِنَّ اللَّهَ لَقَوِيٌّ عَزيزٌ
    52. ذو المعارح: المعارج: 1 3 سَأَلَ سائِلٌ بِعَذابٍ واقِعٍ لِلْكافِرينَ لَيْسَ لَهُ دافِعٌ مِنَ اللَّهِ ذِي الْمَعارِجِ
    53. ذو انتقام: إبراهيم: 47 إِنَّ اللَّهَ عَزيزٌ ذُو انتِقامٍ
    * المنتقم: السجدة: 22 إِنَّا مِنَ الْمُجْرِمينَ مُنْتَقِمُونَ
    54. ذو عقاب: فصلت : 43 إِنَّ رَبَّكَ لَذُو مَغْفِرَةٍ وَ ذُو عِقابٍ أَليمٍ
    * شدید العقاب: المائدة : 98 اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ شَديدُ الْعِقابِ
    55. ذو مغفرة: ر.ج: اهل المغفرة
    56. الرب: يس : 58 سَلامٌ قَوْلاً مِنْ رَبٍّ رَحيمٍ
    57. الرحمن: ر.ج: ارحم الراحمین
    58. الرحیم: ر.ج: ارحم الراحمین
    59. الرزّاق: ر.ج: خیر الرازقین
    60. رفیع الدرجات: غافر: 15 رَفيعُ الدَّرَجاتِ
    61. الرقیب: الأحزاب: 52 كانَ اللَّهُ عَلى‏ كُلِّ شَيْ‏ءٍ رَقيباً
    62. الرؤوف: النحل: 7 إِنَّ رَبَّكُمْ لَرَؤُفٌ رَحيمٌ
    63. سریع الحساب: اسرع الحاسبین
    64. السلام: الحشر: 23 الْقُدُّوسُ السَّلامُ الْمُؤْمِنُ
    65. السمیع: المجادلة: 1 إِنَّ اللَّهَ سَميعٌ بَصيرٌ
    66. الشاکر: النساء: 147 كانَ اللَّهُ شاكِراً عَليماً
    * الشکور: فاطر: 30 إِنَّهُ غَفُورٌ شَكُورٌ
    67. الشاهد: الأنبياء : 78 كُنَّا لِحُكْمِهِمْ شاهِدينَ
    * الشهید: آل‏عمران: 98 وَ اللَّهُ شَهيدٌ عَلى‏ ما تَعْمَلُونَ
    68. شدید العقاب: ر.ج: ذو عقاب
    69. شدید المحال: الرعد: 13 هُوَ شَديدُ الْمِحالِ
    70. الشکور: ر.ج: الشاکر
    71. الشهید: ر.ج الشاهد
    72. الصمد: الإخلاص: 2 اللَّهُ الصَّمَدُ
    73. الظاهر: الحدید: 3 هُوَ الْأَوَّلُ وَ الْآخِرُ وَ الظَّاهِرُ وَ الْباطِنُ
    74. العالم: ر.ج: الأعلم
    75. العظیم: الشوری: 4 هُوَ الْعَلِيُّ الْعَظيمُ
    76. العفوّ: النساء: 99 كانَ اللَّهُ عَفُوًّا غَفُوراً
    77. العلّام: ر.ج: الأعلم
    78. العلی: ر.ج: الأعلی
    79. العلیم: ر.ج: الأعلم
    80. الغافر: ر.ج: اهل المغفرة
    81. الغالب: يوسف : 21 وَ اللَّهُ غالِبٌ عَلى‏ أَمْرِهِ
    82. الغفار: ر.ج: اهل المغفرة
    83. الغفور: ر.ج: اهل المغفرة
    84. الغنی: فاطر: 15 وَ اللَّهُ هُوَ الْغَنِيُّ الْحَميدُ
    85. الفاطر: الأنعام : 14 قُلْ أَ غَيْرَ اللَّهِ أَتَّخِذُ وَلِيًّا فاطِرِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ
    86. الفالق: الأنعام : 95 إِنَّ اللَّهَ فالِقُ الْحَبِّ وَ النَّوى
    87. الفتاح: ر.ج: خیر الفاتحین
    88. الفعال: البروج: 16 فَعَّالٌ لِّمَا يُرِيدُ
    89. قابل التوب: ر.ج: التواب
    90. القادر: الأنعام: 37 إِنَّ اللَّهَ قادِرٌ
    * القدیر: آل‏عمران: 165 إِنَّ اللَّهَ عَلى‏ كُلِّ شَيْ‏ءٍ قَديرٌ
    91. القاهر: الأنعام : 18 وَ هُوَ الْقاهِرُ فَوْقَ عِبادِهِ
    * القهار: الزمر: 4 هُوَ اللَّهُ الْواحِدُ الْقَهَّارُ
    92. القدوس: الجمعة: 1 الْمَلِكِ الْقُدُّوسِ
    93. القدیر: ر.ج: القادر
    94. القریب: البقرة: 186 وَ إِذا سَأَلَكَ عِبادي عَنِّي فَإِنِّي قَريبٌ
    95. القویّ: ر.ج: ذو القوة
    96. القهار: ر.ج: القاهر
    97. القیوم: طه: 111 وَ عَنَتِ الْوُجُوهُ لِلْحَيِّ الْقَيُّومِ
    98. الکاشف: یونس: 107 وَ إِنْ يَمْسَسْكَ اللَّهُ بِضُرٍّ فَلا كاشِفَ لَهُ إِلاَّ هُوَ
    99. الکافی: الزمر : 36 أَ لَيْسَ اللَّهُ بِكافٍ عَبْدَهُ
    100. الکبیر: غافر: 12 فَالحُْكْمُ لِلَّهِ الْعَلىِ‏ِّ الْكَبِيرِ
    * المتکبر: الحشر: 23 الْجَبَّارُ الْمُتَكَبِّرُ
    101. الکریم: ر.ج: الأکرم
    102. الله: طه : 14 إِنَّني‏ أَنَا اللَّهُ
    103. اللطیف: الأنعام: 103 هُوَ اللَّطيفُ الْخَبيرُ
    104. المالک: آل عمران: 26 قُلِ اللَّهُمَّ مالِكَ الْمُلْكِ
    * الملک: طه: 114 فَتَعَلىَ اللَّهُ الْمَلِكُ الْحَقُّ
    * الملیک: القمر: 55 في‏ مَقْعَدِ صِدْقٍ عِنْدَ مَليكٍ مُقْتَدِرٍ
    105. المتعال: ر.ج: الأعلی
    106. المتکبر: ر.ج: الکبیر
    107. المتین: الذاريات: 58 إِنَّ اللَّهَ هُوَ الرَّزَّاقُ ذُو الْقُوَّةِ الْمَتينُ
    108. المجیب: هود : 61 إِنَّ رَبِّي قَريبٌ مُجيبٌ
    109. المجید: هود: 73 إِنَّهُ حَميدٌ مَجيدٌ
    110. المحیط: النساء : 126 كانَ اللَّهُ بِكُلِّ شَيْ‏ءٍ مُحيطاً
    111. المحیی: الروم: 50 إِنَّ ذلِكَ لَمُحْيِ الْمَوْتى‏
    112. المستعان: يوسف : 18 وَ اللَّهُ الْمُسْتَعانُ عَلى‏ ما تَصِفُونَ
    113. المصور: الحشر: 24 هُوَ اللَّهُ الْخالِقُ الْبارِئُ الْمُصَوِّرُ
    114. المقتدر: القمر: 55 إِنَّ المُْتَّقِينَ فىِ جَنَّاتٍ وَ نهََرٍ، فىِ مَقْعَدِ صِدْقٍ عِندَ مَلِيكٍ مُّقْتَدِرِ
    115. الملک: ر.ج: المالک
    116. الملیک: ر.ج: المالک
    117. المنتقم: ر.ج: ذو انتقام
    118. المهیمن: الحشر: 23 الْمُهَيْمِنُ الْعَزيزُ
    119. المولی: الأنفال 40: أَنَّ اللَّهَ مَوْلاكُمْ نِعْمَ الْمَوْلى
    * الولی: البقرة: 257 اللَّهُ وَلِيُّ الَّذينَ آمَنُوا
    120. المؤمن: الحشر: 23 هُوَ الْمُؤْمِنُ الْمُهَيْمِنُ
    121. النصیر: ر.ج: خیر الناصرین
    122. النور: النور: 35 اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ
    123. الهادی: الفرقان : 31 كَفى‏ بِرَبِّكَ هادِياً وَ نَصيراً
    124. الواحد: ر.ج الأحد.
    125. الوارث: الحجر: 23 نَحْنُ الْوارِثُونَ
    126. الواسع: البقرة: 261 وَ اللَّهُ واسِعٌ عَليمٌ
    127. واسع المغفرة: النجم : 32 إِنَّ رَبَّكَ واسِعُ الْمَغْفِرَةِ
    128. الوکیل: النساء: 132 كَفى‏ بِاللَّهِ وَكيلاً
    129. الولی: ر.چ: المولی
    130. الوهاب: آل‏عمران: 8 إِنَّكَ أَنْتَ الْوَهَّابُ


  11. صلوات ها 6


  12. #6

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    اخلاق-فلسفه-عرفان
    نوشته
    3,816
    حضور
    47 روز 14 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    16428



    باسمه تعالی
    باسلام:
    در یک تقسیم بندی می توان تمام اسما را تحت حیطه چهار اسم اصلی دانست که عبارتنداز:
    الاول-الآخر-الظاهر-الباطن
    به باور عارفان ،تمامی اسما زیر عنوان یکی از این اسمای چهار گانه می گنجد
    اسمایی که جهت ایجادی دارند مانند المبدئ،الموجد،المرید،الفا طر،....که در ابتدای جریان ظهور کثرات قرار می گیرند تحت اسم کلی الاول هستند.اسمایی چون معید ،قابض،باسط و...نیز محکوم اسم الآخر قرار می گیرند.
    از سوی دیگر،تمامی اسما یا جهت بطونی دارند ویا جهت ظهوری وبه تناسب ،تحت سیطره اسم الظاهر ویا الباطن قرار می گیرند.برای مثال،سبوح وقدوس ،اسمای بطونی و اسمایی همچون علم،قدرت اسمای ظهوری اند1)
    پی نوشت:
    1-قیصری-شرح فصوص الحکم،تصحیح آشتیانیص 45

  13. صلوات ها 4


  14. #7

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    اخلاق-فلسفه-عرفان
    نوشته
    3,816
    حضور
    47 روز 14 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    16428



    باسمه تعالی
    باسلام:
    در منطق ،مفهوم را به دو قسم کلی وجزئی تقسیم می کنند .در فلسفه به ویژه در فلسفه صدرایی نیز،در مباحث وجود،از کلی سعی سخن می گویند وآن را در مقابل وجودات جزئی قرار می دهند .کلی سعی در این اصطلاح عبارت از آن وجودی است که شامل جزئیات وجودی افراد می شود .
    بحث اسمای کلی در مقابل اسمای جزئی در عرفان نیز مشابه این بحث است.
    اسم کلی آن است که شامل اسمای جزئی می شود و اسم جزئی نیز آن است که تحت اسم کلی دیگری قرار گیرد.
    اهل معرفت معتقدندچون هر کدام از مخلوقات حق تعالی،مظهر اسم یا اسمایی هستند واز سویی،مخلوقات حق تعالی نا متناهی است ،پس اسمای جزیی نا متناهی اند،ولی اسمای کلی را می توان در هفت اسم یا چهار اسم منحصر کرد
    ادامه دارد.....
    ویرایش توسط سمیع : ۱۳۹۱/۰۷/۰۲ در ساعت ۰۸:۱۲

  15. صلوات ها 4


  16. #8

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    اخلاق-فلسفه-عرفان
    نوشته
    3,816
    حضور
    47 روز 14 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    16428



    برای مثال ،در بحث های فلسفی مطرح می شود که علم حق تعالی امری عام است که سمع وبصر را که گونه های خاصی از علم اند ،شامل می شود.در اینجا دو اسم سمیع وبصیر را نسبت به اسم کلی علیم،دو اسم جزئی به شمار می آورند.
    در مورد اسمای کلی تقسیم های گوناگونی مطرح است که مشهور ترین آنها هفت اسمی است که در فلسفه مطرح است وعبارتند از :حیات،اراده،قدرت،علم، سمع،بصر وکلام
    این هفت اسم،در عین آنکه نسبت به اسمای دیگر عام اند وبرای آنها اصل به شمار می آیند ،نسبت به همدیگر از تقدم وتاخر بر خور دارند،زیرا برخی از این اسمابرای برخی شرط هستند،برای نمونه تا چهار اسم حی،علیم،قدیر ومرید نباشند ،سه اسم دیگر متکلم وسمیع وبصیر متحقق نمی شوند ،از این رو این چهار اسم ،شرط اسمای سه گانه یاد شده خواهند بود ،همین گونه اسم حی،شرط اسم علیم واسم قدیر است .
    به طبع هر اسمی که شرط قرار می گیرد نسبت به اسمای مشروط کلی تر خواهد بود(1)
    پی نوشت:
    1-جامی نقد النصوصص40،پاورقی 32،به نقل از اصطلاحات الصوفیه کاشانی ص33
    وقیصری شرح فصوص الحکم،تصحیح آشتیانی ص44-45
    ویرایش توسط سمیع : ۱۳۹۱/۰۷/۰۲ در ساعت ۰۸:۳۲

  17. صلوات ها 4


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود