صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: انواع خشونت روانی

  1. #1

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    ایمان ، اخلاق ، عمل ، امر به معروف و نهی از منکر
    نوشته
    1,947
    حضور
    3 روز 22 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    20
    آپلود
    0
    گالری
    75
    صلوات
    10621

    انواع خشونت روانی




    برای بررسی انواع خشونت روانی، شاید بد نباشه روی یه موضوعی تاکید کنیم: همون طور که هر خشونتی دو طرف عامل و قربانی رو داره، از هر دو دیدگاه هم قابل بررسیه. فرد خشن ممکنه خیلی دلایل و انگیزه ها برای ارتکاب خشونت داشته باشه. ممکنه بعضی از این دلایل قابل درک باشن - قابل درک و نه قابل توجیه، چون خشونت توجیه پذیر نیست! - یا راهکارهایی بشه پیدا کرد برای جلوگیری از وقوع خشونت. ولی در این نوشته، ما خشونت رو فقط از دیدگاه قربانی و با توجه به اثری که روی قربانی می ذاره بررسی می کنیم تا مطلب درهم پیچیده و پراکنده و بحرطویل نشه.

    منبع : سایت روبان سفید
    قَد تَّبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ

    قال الامام الباقر (ع): ان حدیثنا یحیی القلوب


    صبا از نكهت كویت نسیمی سوی ما آورد
    ز سوز شعلة شوقت چو تاب افتاد در دلها

    بار الها: از تو پوزش می خوام که به اصرار می خواستم اراده خودم بر زندگیم حاکم باشه!خدایا اینک سکان زندگی طوفان زده ام را به تو می سپارم!باشد که آرامش نتیجه این اعتماد و توکل باشد.من وثق بالله اراه السرور و من توکل علیه کفاه الامور

  2. صلوات ها 6


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    ایمان ، اخلاق ، عمل ، امر به معروف و نهی از منکر
    نوشته
    1,947
    حضور
    3 روز 22 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    20
    آپلود
    0
    گالری
    75
    صلوات
    10621



    خشونت روانی انواع مختلفی داره که معمولن به شکل یک طیف درمی یان. نمی شه دقیقن مشخص کرد که خشونت از چه نوعیه ولی شاید این سبک دسته بندی برای شناخت اتفاقاتی که داره می افته مفید باشه:

    ١- خشونت کلامی: سرزنش، تمسخر، ناسزا، تحقیرهای متناوب و مداوم، متداول ترین شکل خشونت روانیه. قبلن درباره خشونت کلامی، تاثیراتش، روشهای مقاومت درونی و مقاومت بیرونی صحبت کردیم با تاکید به این نکته که هر بگومگویی خشونت کلامی نیست. خشونت یک روند تکراری، هدفمند و قابل پیش بینیه.

    قَد تَّبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ

    قال الامام الباقر (ع): ان حدیثنا یحیی القلوب


    صبا از نكهت كویت نسیمی سوی ما آورد
    ز سوز شعلة شوقت چو تاب افتاد در دلها

    بار الها: از تو پوزش می خوام که به اصرار می خواستم اراده خودم بر زندگیم حاکم باشه!خدایا اینک سکان زندگی طوفان زده ام را به تو می سپارم!باشد که آرامش نتیجه این اعتماد و توکل باشد.من وثق بالله اراه السرور و من توکل علیه کفاه الامور

  5. صلوات ها 5


  6. #3

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    ایمان ، اخلاق ، عمل ، امر به معروف و نهی از منکر
    نوشته
    1,947
    حضور
    3 روز 22 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    20
    آپلود
    0
    گالری
    75
    صلوات
    10621



    ٢- ارعاب و تهدید: کلام یا اقدام تهدیدآمیز نشات گرفته از خشونت روانیه. تهدید به قتل قربانی یا دیگراعضای خانواده (مثل بچه ها یا والدین)، تهدید به خشونت جسمی، آسیب رسوندن به وسایل (مثل شکستن در، پرت کردن قابلمه،...)، رانندگی جنون آمیز و خطرناک،... به طور کلی حرف یا عملی که هدفش ترسوندن قربانی نسبت به سلامت جسمی خودش یا عزیزانش باشه، زیرمجموعه خشونت روانی هست. مثالی که در مرکز حمایت زنان زیاد دیدم، تهدید بعد از خشونت هست. فرد خشن، مرتکب خشونت شده؛ مثلن قربانی رو کتک زده یا فریادهای هشت ریشتری کشیده یا هرچی تو خونه بوده به هم کوبیده و شکسته و داغون کرده؛ حالا قربانی می خواد اعتراض کنه، اعتراضش هم معمولن گریه بی صداست در تنهایی؛ عامل با لحن تهدیدآمیز (و احتمالن مشت گره کرده) می گه: تمومش کن! اگه تمومش نکنی عصبانی می شم و تو می دونی اگه عصبانی بشم چی کار می کنم! این حربه، با ایجاد رعب و وحشت، شرایط رو برای انجماد قربانی در رابطه خشونت بار فراهم می کنه: به مرور قربانی یاد می گیره که خشونت رو تحمل کنه و بلافاصله فراموش کنه و به روی خودش نیاره چون هر نوع اعتراض و پیگیری باعث وخامت بیشتر اوضاع می شه.
    قَد تَّبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ

    قال الامام الباقر (ع): ان حدیثنا یحیی القلوب


    صبا از نكهت كویت نسیمی سوی ما آورد
    ز سوز شعلة شوقت چو تاب افتاد در دلها

    بار الها: از تو پوزش می خوام که به اصرار می خواستم اراده خودم بر زندگیم حاکم باشه!خدایا اینک سکان زندگی طوفان زده ام را به تو می سپارم!باشد که آرامش نتیجه این اعتماد و توکل باشد.من وثق بالله اراه السرور و من توکل علیه کفاه الامور

  7. صلوات ها 4


  8. #4

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    ایمان ، اخلاق ، عمل ، امر به معروف و نهی از منکر
    نوشته
    1,947
    حضور
    3 روز 22 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    20
    آپلود
    0
    گالری
    75
    صلوات
    10621



    ٣- کنترل و محدودیت: طبیعتن تصور ما از کنترل و محدودیت به باورهای فرهنگیمون برمی گرده. توی سایتی که تو پست قبلی آدرسش رو گذاشتم، کنترل رفت و آمد همسر و معاشرتهاش، یا توقع اجازه گرفتن برای انجام کارها نوعی خشونت روانی تلقی شده ولی فکر می کنم این مساله در فرهنگهای مختلف شدت و ضعف داشته باشه. به هرحال، کنترل رفت و آمد، درآمد، تلفن و ایمیل فرد در هر ثانیه، زندانی کردن فرد در خونه، قایم کردن تلفن و سایر وسایل ارتباطی، ایزوله کردن فرد و قطع ارتباطش با خانواده و دوستان، جلوگیری از دسترسی فرد به دکتر، مشاور، پلیس یا هر سازمان حمایتی،... همه و همه مثالهایی از خشونت روانی هستن.
    قَد تَّبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ

    قال الامام الباقر (ع): ان حدیثنا یحیی القلوب


    صبا از نكهت كویت نسیمی سوی ما آورد
    ز سوز شعلة شوقت چو تاب افتاد در دلها

    بار الها: از تو پوزش می خوام که به اصرار می خواستم اراده خودم بر زندگیم حاکم باشه!خدایا اینک سکان زندگی طوفان زده ام را به تو می سپارم!باشد که آرامش نتیجه این اعتماد و توکل باشد.من وثق بالله اراه السرور و من توکل علیه کفاه الامور

  9. صلوات ها 4


  10. #5

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    ایمان ، اخلاق ، عمل ، امر به معروف و نهی از منکر
    نوشته
    1,947
    حضور
    3 روز 22 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    20
    آپلود
    0
    گالری
    75
    صلوات
    10621



    ۴- بازیهای ذهنی: بعد از خشونت کلامی، بازیهای ذهنی از انواع رایج خشونت روانی هستن. فرد خشن با ذهن قربانی بازی می کنه، سناریو می چینه و فرد رو درگیر بازی نقشهای مختلف در سناریوهاش می کنه. یکی از بازیهای معمول، نادیده گرفتن قربانیه. عامل وانمود می کنه که قربانی وجود خارجی نداره؛ قربانی رو نمی بینه، باهاش حرف نمی زنه، هیچ توجهی بهش نمی کنه. خیلی از ما ممکنه وقت عصبانیت، به صورت مقطعی قهر کنیم و به طرف مقابلمون محل نذاریم ولی نادیده گرفتن برای مدت طولانی، به خصوص به شکل یک الگوی تکراری، می تونه به سلامت روان قربانی آسیب جدی بزنه.
    قَد تَّبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ

    قال الامام الباقر (ع): ان حدیثنا یحیی القلوب


    صبا از نكهت كویت نسیمی سوی ما آورد
    ز سوز شعلة شوقت چو تاب افتاد در دلها

    بار الها: از تو پوزش می خوام که به اصرار می خواستم اراده خودم بر زندگیم حاکم باشه!خدایا اینک سکان زندگی طوفان زده ام را به تو می سپارم!باشد که آرامش نتیجه این اعتماد و توکل باشد.من وثق بالله اراه السرور و من توکل علیه کفاه الامور

  11. صلوات ها 5


  12. #6

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    ایمان ، اخلاق ، عمل ، امر به معروف و نهی از منکر
    نوشته
    1,947
    حضور
    3 روز 22 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    20
    آپلود
    0
    گالری
    75
    صلوات
    10621

    مثلث خشونت روانی




    انواع خشونت روانی

    قَد تَّبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ

    قال الامام الباقر (ع): ان حدیثنا یحیی القلوب


    صبا از نكهت كویت نسیمی سوی ما آورد
    ز سوز شعلة شوقت چو تاب افتاد در دلها

    بار الها: از تو پوزش می خوام که به اصرار می خواستم اراده خودم بر زندگیم حاکم باشه!خدایا اینک سکان زندگی طوفان زده ام را به تو می سپارم!باشد که آرامش نتیجه این اعتماد و توکل باشد.من وثق بالله اراه السرور و من توکل علیه کفاه الامور

  13. صلوات ها 3


  14. #7

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    ایمان ، اخلاق ، عمل ، امر به معروف و نهی از منکر
    نوشته
    1,947
    حضور
    3 روز 22 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    20
    آپلود
    0
    گالری
    75
    صلوات
    10621



    خشونت روانی معمولن بین دونفر اتفاق می افته اما اینجا سه راس به شکل مثلث داریم٬ درواقع سه شخصیت: بدرفتار٬ قربانی و پرستار. علتش اینه که فردی که خشونت بهش اعمال می شه در قالب دو شخصیت قربانی و پرستار ظاهر می شه. این دو شخصیت با هم و با فرد خشن درتعامل قرار می گیرن.
    خشونت از بدرفتار شروع می شه. فردخشن با تحقیر٬ فحش٬ انتقادهای مداوم خردکننده و انتظارات بی پایان با قربانی برخورد می کنه. احساس متداولی که قربانیان خشونت روانی دارن٬ احساس ناامنی٬ بی دفاعی٬ ضعف٬ ترس و مهم تر از همه نفرت از خود هستش. ما تحقیر رو می پذیریم٬ باورش می کنیم و از خودمون متنفر می شیم. تعاملی که قربانی با بدرفتار داره آمیزه ای از نفرت و عشقه. نفرت از خشونت اعمال شده٬ درعین حال عشق به کسی که از حقارت قربانی "آگاهه" اما "تحملش می کنه" (اینجاست که قربانی تحقیر رو باور کرده). نفرت از بدرفتاری و عشق به زمانی که این بدرفتاری نیست
    قَد تَّبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ

    قال الامام الباقر (ع): ان حدیثنا یحیی القلوب


    صبا از نكهت كویت نسیمی سوی ما آورد
    ز سوز شعلة شوقت چو تاب افتاد در دلها

    بار الها: از تو پوزش می خوام که به اصرار می خواستم اراده خودم بر زندگیم حاکم باشه!خدایا اینک سکان زندگی طوفان زده ام را به تو می سپارم!باشد که آرامش نتیجه این اعتماد و توکل باشد.من وثق بالله اراه السرور و من توکل علیه کفاه الامور

  15. صلوات ها 3


  16. #8

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    ایمان ، اخلاق ، عمل ، امر به معروف و نهی از منکر
    نوشته
    1,947
    حضور
    3 روز 22 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    20
    آپلود
    0
    گالری
    75
    صلوات
    10621



    اما وضعیت به همین صورت نمی مونه. چون قربانی به هرحال مایله این وضعیت رو تغییر بده و عوامل تحقیر رو از بین ببره. اینجاست که به قالب پرستار درمی یاد: مهربون می شه. با گذشت می شه. سعی می کنه (به خیال خودش) انتقادپذیر باشه و خودش رو با ازخودگذشتگی فراوون اصلاح کنه. حمایت می کنه. تعامل قربانی و پرستار خیلی جالب توجهه. مای قربانی از یک طرف چون از خودمون بدمون اومده حمایت و نوازش روحی مای پرستار رو می پذیریم. از طرف دیگه چون نسبت به خشونت اعمال شده عصبی و ناراحتیم (طبیعیه که باشیم) حمایت پرستار رو به انفعال و ترسو بودن تعبیر می کنیم و ازش خشمگین و شرمنده می شیم. به همین شکل٬ مای پرستار درعین حال که از مای قربانی مراقبت می کنه٬ از خشم و ناراحتی قربانی نگران و سرخورده می شه و تو مجموعه ای از احساسات متضاد گیر می کنیم: از طرفی باور داریم آدم حقیری هستیم از طرفی از پذیرش این حقارت خشمگینیم. از طرفی دوست داریم ببخشیم و "اصلاح" بشیم از طرف دیگه بخشش مایه شرمندگیمونه. و شرم سرزنش بیشتر رو به همراه می یاره: خاک بر سرت که می خوای ببخشیش. نه من باید ببخشم٬... می تونم؟ نمی تونم؟ باید؟ نباید؟... دیدی؟ حق با اونه من آدم بدی هستم! خاک برسر بی عرضه ام کنن هیچ کاری نمی تونم بکنم!... نه نه! می تونم! یه کاریش می کنم!
    قَد تَّبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ

    قال الامام الباقر (ع): ان حدیثنا یحیی القلوب


    صبا از نكهت كویت نسیمی سوی ما آورد
    ز سوز شعلة شوقت چو تاب افتاد در دلها

    بار الها: از تو پوزش می خوام که به اصرار می خواستم اراده خودم بر زندگیم حاکم باشه!خدایا اینک سکان زندگی طوفان زده ام را به تو می سپارم!باشد که آرامش نتیجه این اعتماد و توکل باشد.من وثق بالله اراه السرور و من توکل علیه کفاه الامور

  17. صلوات ها 3


  18. #9

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    ایمان ، اخلاق ، عمل ، امر به معروف و نهی از منکر
    نوشته
    1,947
    حضور
    3 روز 22 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    20
    آپلود
    0
    گالری
    75
    صلوات
    10621



    پرستار هم با بدرفتار تعامل داره. بدرفتار رو دعوت به آرامش می کنه. سعی می کنه بخشش و محبتش رو جلب کنه. در این راه "خستگی ناپذیر" و درعین حال "دانای کل" می شه. "نباید امیدم رو از دست بدم٬ صبر می کنم درست می شه همه چی" یا "هیچ کس حرف منو نمی فهمه من خودم می دونم دارم چی کار می کنم هیچ کس اونو به اندازه من نمی شناسه" "تو هر دعوایی هر دوطرف مقصرن من هم مراقب رفتار خودم باید باشم هم بهانه دست اون ندم" "با محبت رامش می کنم" دوستان نازنینی که درگیر خشونت روانی بودین یا هستین! این جملات براتون آشنا نیست؟! این همون پرستاره. بدرفتار از پرستار حمایت می کنه. نوازش و محبتش رو می پذیره. پشتیبانیش مسلمن محدود و مشروط به امتیازات و شرایط کسب رضایتشه.
    قَد تَّبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ

    قال الامام الباقر (ع): ان حدیثنا یحیی القلوب


    صبا از نكهت كویت نسیمی سوی ما آورد
    ز سوز شعلة شوقت چو تاب افتاد در دلها

    بار الها: از تو پوزش می خوام که به اصرار می خواستم اراده خودم بر زندگیم حاکم باشه!خدایا اینک سکان زندگی طوفان زده ام را به تو می سپارم!باشد که آرامش نتیجه این اعتماد و توکل باشد.من وثق بالله اراه السرور و من توکل علیه کفاه الامور

  19. صلوات ها 3


  20. #10

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    ایمان ، اخلاق ، عمل ، امر به معروف و نهی از منکر
    نوشته
    1,947
    حضور
    3 روز 22 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    20
    آپلود
    0
    گالری
    75
    صلوات
    10621



    و در نهایت چی؟ درنهایت این مثلث تا قیامت ادامه پیدا می کنه. چون تعامل این سه شخصیت تعامل پایداریه. بدرفتار قربانی رو از خودش متنفر می کنه. قربانی به قالب پرستار درمی یاد و پرستار حمایت می کنه. اما از کی؟ از بدرفتار! و دوباره این روند تکرار می شه. ماحصل این چرخه تو مرکز مثلث نوشته شده: کاهش اعتماد به نفس و افزایش دروغ... معمولن شروع خشونت روانی احساس عدم اعتماد به نفس از جانب بدرفتاره. واضحه که خشونت٬ اعتماد به نفس قربانی رو هم از بین می بره اما ثباتی برای بدرفتار هم نمی یاره. حمایت پرستار٬ به شکل ناخودآگاه وحشت بدرفتار رو نسبت به از دست دادن حمایت و "کار نکردن حربه هاش" تشدید می کنه و به مرور خشونت بدتر می شه. به مرور که اعتماد به نفس طرفین از بین بره دروغ و دورویی جاشو می گیره. نمی تونیم صادق باشیم چون خودمون هم خودمون رو باور نداریم و وحشت زندگیمون رو تسخیر کرده. چه عامل خشونت باشیم چه پذیرنده اون...
    قَد تَّبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ

    قال الامام الباقر (ع): ان حدیثنا یحیی القلوب


    صبا از نكهت كویت نسیمی سوی ما آورد
    ز سوز شعلة شوقت چو تاب افتاد در دلها

    بار الها: از تو پوزش می خوام که به اصرار می خواستم اراده خودم بر زندگیم حاکم باشه!خدایا اینک سکان زندگی طوفان زده ام را به تو می سپارم!باشد که آرامش نتیجه این اعتماد و توکل باشد.من وثق بالله اراه السرور و من توکل علیه کفاه الامور

  21. صلوات ها 3


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود