صفحه 1 از 4 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: حضرت علی (ع) و زندانیان سیاسی

  1. #1

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۸
    نوشته
    70
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    228

    حضرت علی (ع) و زندانیان سیاسی




    بنده به با توجه به مطالعات ناچیزی داشتم تا کنون در منابع ندیده ام که زمان حکومت حضرت امیر (ع) فردی به عنوان زندانی سیاسی و قبیل آن وجود داشته باشد.

    اگر از دوستان کسی مطالعاتی دارند و یا مشاهده نموده اند لطفا اشاره ای بدان ها بکنند

  2. صلوات ها 16


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,907
    حضور
    84 روز 17 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40531



    با سلام

    حجت الاسلام سروش محلاتی محقق فقه سیاسی در حوزه علمیه قم در نوشتاری به بررسی “زندان و زندانی” در دوران حکومت حضرت علی بن ابیطالب (ع) پرداخته است که متن کامل این نوشتار را از نظر می گذرانید:


    در زندان امیرالمؤمنین، شکنجه وجود نداشت به این معنی که زندانی برای اقرار کردن تحت فشار قرار نمی‌گرفت و حضرت دستور داده بود اگر کوچک‌ترین تهدیدی نسبت به افراد زندانی وجود داشته باشد، اعترافات آن‌ها قابل استناد نبوده، و نمی‌توان آن‌ها را مجازات کرد، دستور حضرت چنین بود “من أقرّ عند تجرید او تخویف او حبس او تهدیدفلا حد علیه”(کافی، ج۷، ص۲۶۰)
    در فرمانی حضرت اقرار در ۴ مورد را بی‌اثر شمردند: “اقرار کسی که لباس از تنش برون می‌آورند و به او اهانت می‌کنند، اقرار کسی که در حال ترساندن اعتراف می‌کند، اقرار کسی که در زندان محبوس است، اقرار کسی که تهدید شده است”.


    اینک به زندان امیر المؤمنین وارد می‌شویم تا پشت صحنه‌ی نمایشگاه کرامت را تماشا کنیم و قضاوت کنیم که آیا در دولت علوی بین ظاهر و باطن،و شعار و عمل فرقی بوده است؟
    * * *
    ۱ـ بنای زندان
    در منابع مختلف حدیث و تاریخ، ثبت شده است که امیر المؤمنین برای اولین بار، ساختمانی به عنوان زندان بنا کرد.

    سیوطی گفته است که پیش از آن، خلفا، زندانیان را در چاه، حبس می‌کردند، مقصود از چاه، زیر زمین‌های تاریک و وحشتناک با ورودی‌های بسیار تنگ و باریک بوده است.(التراتیب الاداریه، ج۱، ص۲۹۷)، با این حساب، ساختن زندان را یکی از اقدامات افتخارآفرین حضرت باید دانست که در شیوه‌ی در بند نگهداشتن محکومین، تحولی به وجود آورده و زجر و شکنجه حبس در سیاه چال را از بین برد.
    ۲ـ بندهای زندان
    در زندان امیر المؤمنین، گروه‌های مختلفی از مجرمان، حبس بودند، اهمّ این موارد عبارتند از:
    ۱ـ اشرار، اراذل و اوباش هر محل: کان علی(ع) اذا کافی القبیلة او القوم الرجل الاعر حبسه(ابی یوسف، الخراج، ص۱۵۰)
    ۲ـ اختلاس و دزدی: ان امیرالمؤمنین اتی برجل اختلس درة من اذن جاریة فقال: هذه الدغارة المعلنه، فضر به و حبسه(کافی، ج۷، ص۲۶۶)
    ۳ـ خیانت در اموال مردم: کان علی(ع) لا یحبس فی السجن الاثلاثة: الغاصب، و من اکل مال الیتیم ظلماً و من أتمن علی امانة فذهب بها.(رسائل، ج۱۸، ص۱۸۱)
    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  5. صلوات ها 15


  6. #3

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,907
    حضور
    84 روز 17 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40531



    ۴ـ عالمان فاسق و پزشکان بی‌سواد و ورشکستگان: قال علی(ع) یجب علی الامام ان یحبس الفساق من العلماء، و الجهال من الاطباء و المفالیس من الاکیراء(من لا یحضره الفقیه، ج۳، ص۲۰)
    ۵ـ گواهی به دروغ: انه(ع) کان اذا اخذ شاهد زور،… طیف به ثم حبسه ایاماً ثم یخلّی سبیله(وسائل الشیعه، ج۱۸، ص۲۴۴)
    ۶ـ امتناع از ادای حقوق همسر: قال علی(ع): یجبر الرجل علی النفقة علی امرأته فان لم یفعل حبس(مستدرک، ج۱۵، ص۱۵۷)
    ۷ـ زنان مرتد: انّ علیاً(ع) قال: اذا ارتدت المرأة عن الاسلام لم قتل ولکن تحبس دائماً(من لا یحضره الفقیه، ج۳، ص۹۰)
    ۸ـ کارگزاران خائن:
    ـ ابن هرمه که در اهواز، ناظر بازار بود.(نهج السعادة، ج۴، ص۳۴)
    ـ منذربن جارود، کارگزار در فارس و اختلاس از بیت المال.(ابن ابی الحدید، ج۱۸، ص۵۴)
    ـ زید بن حجیه، فرماندار و دزدی از بیت المال.(ابن ابی الحدید، ج۴، ص۸۳)
    ـ مصقلة بن هبیره، فرماندار محلی در فارس و سوءاستفاده.(همان، ص۱۴۵)
    ـ مسیب، فرماندار نظامی نالایق.(نهج السعاده، ج۲، ص۵۷۷)

    ۹ـ دستیاران قاتل: مثل کسی که دیگری را نگهدارد تا قاتل او را به قتل برساند.(کافی،ج۷، ص۲۸۷)
    ۱۰ـ اسیرانی که در شورش‌های مسلحانه‌ی اهل بغی دستگیر می‌شوند.(مستدرک،ج۱۱، ص۵۷)
    علاوه براین موارد، موارد نادر دیگری هم دیده می‌شود که حضرت دستور حبس داده اند، مثلاً نجاشی شاعر که در ماه رمضان شرب خمر کرده بوده، یک شب در زندان بود(کافی، ج۷، ص ۲۱۶) و یا زنی که با اصرار و اقرار خود به زنای محصنه،چون حامله بود تا وضع حمل و اجرای حد، زندانی گردید.(فقیه، ج۴، ص۲۰)

    در ایلاء هم شوهری که قسم می‌خورد از همسر خود کناره‌گیری کند، اگر حاضر به طلاق و یا برگشت به زندگی نباشد، زندانی می‌شود تا طلاق دهد.(کافی، ج۶، ص۱۳۳)
    ۳ـ حقوق زندانیان
    حضرت دستور می‌داد که با تعهد اولیاء زندانیان، آن‌ها را روزهای جمعه آزاد کنند تا در مراسم نماز جمعه حاضر شوند.(جامع احادیث الشیعه، ج۶، ص۶۸) حضرت در نامه به رفاعه درباره‌ی ابن هرمه که زندانی بود، نوشتند که هر کس برای او خوردنی یا پوشیدنی یا لوازم دیگر می‌آورد، در اختیار او بگذار(دعائم الاسلام، ج۲، ص۵۳۲)، حبس‌های موقّت بیش از یک هفته به طول نمی‌انجامید و در پایان هفته، اگر فردی استحقاق اجرای حد داشت، حد درباره‌ی او اجرا می‌شد، و الا آزاد می‌شد(مستدرک، ج۱۸، ص۳۶)،

    زندانیان، بر حسب شرایط خاص خود، از امکانات رفاهی و بهداشتی و درمانی برخوردار بودند، مثلاً یک سیاه حبشی در مدینه با مشک به مردم آب می‌داد، ولی انگشتان یک دستش قطع شده بود، فردی از او پرسید؛ چه شده؟

    وی پاسخ داد: قطعنی خیر الناس، دستم را بهترین خلق خدا، قطع کرده است، ۸ نفری بودیم که دزدی کردیم ودر نزد حضرت اقرار کردیم،

    حضرت پرسید: آیا می‌دانستید که دزدی حرام است؟ گفتیم: آری، حضرت دستور داد که دستمان را قطع کنند، ولی بعد از آن ما را در خانه‌ای نگه‌داری کردند و با روغن حیوانی و عسل، از ما پذیرائی کردند تا زخم دستمان بهبود پیدا کرد، و سپس با احترام ما را آزاد کردند و لباس مناسبی به ما هدیه دادند. سپس امام به ما فرمود: ان تتوبوا و تصلحوا فهو خیر لکم یلحقکم‌الله بأیدیکم الی الجنة و ان لاتفعلوا یلحقکم‌الله بأیدیکم فی النار(کافی، ج۷، ص۲۶۴) نمونه دیگر خوش رفتاری با زندانیان، سفارشات حضرت درباره‌ی ابن ملجم مرادی است.
    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  7. صلوات ها 16


  8. #4

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,907
    حضور
    84 روز 17 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40531



    ۴ـ زندانی متهمّان
    یکی از تفاوت‌های زندان امیر المؤمنین با زندان‌های دیگر این است که در این زندان” مجرمان”، کیفر و عقوبت خود را تحمّل می‌کنند، یعنی کسانی که جرمشان به اثبات رسیده است، ولی حضرت اجازه‌ی زندانی کردن “افراد متهم” را نمی‌داد.
    تنها استثنائی که در این باره وجود داشت، فردی است که متهم به جنایت آدم کشی و قتل باشد، که او را تا روشن شدن مسأله، حبس می‌کنند، دستور حضرت این بود که: لاحبس فی تهمة الّا فی دم(مستدرک، ج۱۷، ص۴۰۳) و چون زندانی بودن نوعی کیفر و مجازات است لذا تا جرمی به اثبات نرسیده باشد، نمی‌توان کسی را مجازات کرد، تعبیر فقها، مانند شیخ طوسی این است: ان الحبس عذاب.(مبسوط، ج۸، ص۹۱)
    ۵ـ زندانیان سیاسی
    در دولت علوی، زندانی سیاسی، دیده نمی‌شود، این بدان معنا نیست که در حکومت حضرت، کسی مرتکب جرم سیاسی علیه حکومت نمی‌شد، بلکه به عکس، در آن دوره به دلیل فتنه خوارج، شورش طلحه و زبیر، و شرارت‌های معاویه، اوضاع جامعه از نظر سیاسی بسیار ملتهب بود، به خصوص که چون خوارج و اصحاب جمل، از میان یاران حضرت انشعاب پیدا کردند و با تبلیغات گمراه‌کننده‌ی ضدِ حضرت، عضو گیری می‌کردند، ارتکاب جرائم علیه حکومت فراوان اتفاق می‌افتاد، این گروه‌ها، پس از شورش مسلحانه، با مقابله‌ی حضرت و جنگ رو به رو شدند، ولی قبل از آن، زندانی نداشتند در حالی که برخی از آن‌ها به حضرت دشنام می‌دادند، برخی دیگر به نشر اکاذیب و تشویش اذهان می‌پرداختند، برخی هم تجمعات علیه حکومت تشکیل می‌دادند و….
    شگفت آور است که در آن شرائط حادّ امنیتی و سیاسی، حتی نام “چند نفر” که زندانی شده باشند، دیده نمی‌شود! در حالی که مخالفان، افراد سرشناسی بودند و حبس آن‌ها در تاریخ ثبت می‌شد، و شگفت آورتر آنکه در همان اوضاع، افراد متعددی از مسئولان دولتی به دلیل تخلفات خود، در زندان بودند!
    کثیر حضرمی، می‌گوید در مسجد کوفه، گروهی علیه امیرالمؤمنین صحبت می‌کردند و یکی از آن‌ها قسم خورد که حضرت را خواهد کشت، من او را گرفتم وخدمت حضرت آوردم،
    حضرت فرمود: آزادش کن! توقع‌داری که قبل از اقدام به قتل، او را بکشم! گفتم: به شما اهانت می‌کرد! فرمود: تو هم به او اهانت کن یا رهایش کن.(مبسوط سرخسی، ج۱۰، ص۱۲۵)
    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  9. صلوات ها 14


  10. #5

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,907
    حضور
    84 روز 17 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40531



    حکومت‌ها معمولاً، مخالفان را پیش از اقدام علیه حکومت دستگیر می‌کنند، تا فرصت اقدامات ضد حکومتی را از آنان بگیرند، ولی امیرالمؤمنین شیوه‌ی دیگری داشت، مثلاً خرّیت بن راشد، سر به عصیان برداشت و خروج کرد، برخی اصحاب اصرار داشتند که حضرت او را دستگیر کند و حتی در این باره به حضرت اعتراض کردند، ولی پاسخ حضرت این بود که تا جنایتی اتفاق نیفتاده نمی‌توان کسی را زندانی کرد، و الّا باید زندان را از متهمان پر کنیم: انا لو فعلنا هذا لکل من نتهمّه من الناس ملأنا السجون منهم (الغارات، ج۱، ص۳۳۵)
    سیره‌ی امیرالمؤمنین چنان بود که در جریان جنگ جمل، اسیران را به پشت میدان جنگ فرستاد و آن‌ها را که دست به شورش مسلحانه زده بودند، زندانی کرد، ولی با پایان جنگ، آن‌ها را آزاد کرد، لذا فقها درباره‌ی همین مجرمان هم فتوی داده‌اند که زندانی شدن آن‌ها در مدّت جنگ و برای آن است که به دشمن نپیوندند، ولی پس از آن آزاد می‌شوند.(شهید، الدروس، ج۲، ص۴۳)
    ۶ـ شکنجه برای گرفتن اعتراف
    در زندان امیرالمؤمنین، شکنجه وجود نداشت به این معنی که زندانی برای اقرار کردن تحت فشار قرار نمی‌گرفت و حضرت دستور داده بود اگر کوچک‌ترین تهدیدی نسبت به افراد زندانی وجود داشته باشد، اعترافات آن‌ها قابل استناد نبوده، و نمی‌توان آن‌ها را مجازات کرد،
    دستور حضرت چنین بودمن أقرّ عند تجرید او تخویف او حبس او تهدیدفلا حد علیه”(کافی، ج۷، ص۲۶۰) در فرمانی حضرت اقرار در ۴ مورد را بی‌اثر شمردند: “اقرار کسی که لباس از تنش برون می‌آورند و به او اهانت می‌کنند، اقرار کسی که در حال ترساندن اعتراف می‌کند، اقرار کسی که در زندان محبوس است، اقرار کسی که تهدید شده است”. دستور دیگری نیز از حضرت وجود دارد که فرمودند اگر فرد متهم به سرقت در اثر ترساندن از کتک، ویا در بند کشیده شدن و یا زندانی کردن، و یا شدت عمل، اقرار کند، دستش قطع نمی‌شود، مگر آنکه بدون زور و فشار اقرار کند. (الوافی، ج۱۵، ص۴۱۲)
    ویرایش توسط رضا : ۱۳۸۹/۱۲/۱۰ در ساعت ۰۳:۱۶
    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  11. صلوات ها 17


  12. #6

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۸
    نوشته
    70
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    228



    سلام علیکم،

    با تشکر از اینکه وقت خود را جهت پاسخ به بنده صرف نمودید.
    مطلب بسیار گرانبها و جمع آوری بسیاری عالی بود و البته عمده مطالب را سابقا مشاهده کرده بودم.

    اما بحث بنده در مورد زندانیان سیاسی بود که ظاهرا آنچه از فحوای بحث مشخص است، این است که در زمان حضرت کسی به سبب مسائل سیاسی و سلایق سیاسی و نوع نگاه سیاسی در زندان نبوده است.

    با تشکر

  13. صلوات ها 10


  14. #7

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۹
    علاقه
    کتابی، خلوتی، شعری، سکوتی
    نوشته
    150
    حضور
    1 ساعت 14 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    3
    صلوات
    769



    نقل قول نوشته اصلی توسط alitadayon نمایش پست ها
    اما بحث بنده در مورد زندانیان سیاسی بود که ظاهرا آنچه از فحوای بحث مشخص است، این است که در زمان حضرت کسی به سبب مسائل سیاسی و سلایق سیاسی و نوع نگاه سیاسی در زندان نبوده است.


    با سلام
    برادر عزیز، مسلم است که زندانی سیاسی نبوده است!! آخه اون زمان هنوز آمریکا کشف نشده بود و اسرائیل هم تشکیل نشده بود!!
    فقط منافقین بودند که در پرونده اونها هم در چند تا جنگ بسته شد و به دادگاه نرسید!!
    یک سوال دیگه:
    آیا در زمان حضرت علی (ع) کسی بدون محاکمه زندان میشد؟؟ چه خانگی چه غیرخانگی؟؟!!!

  15. صلوات ها 8


  16. #8

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    1,509
    حضور
    24 روز 12 ساعت 34 دقیقه
    دریافت
    16
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    6220



    با سلام به دوستان خوبم
    ابتدا در مورد خود زندان و شروع آن توضيحي عرض كنم تا به زنداني سياسي هم بپردازيم:

    در مورد تاريخ تأسيس زندان در اسلام ميان سيره نويسان و علماي اسلام وحدت نظر وجود ندارد: برخي آن را به زمان پيامبر(ص) مربوط مي دانند، دسته اي به زمان خليفه دوم و گروهي به زمان حضرت علي(ع). هر يک از اين سه نظر درجاي خود درست است لکن اختلاف در چگونگي آن است.

    توضيح آن که گاهي سخن در حبس است و گاهي در محبس؛ در مورد اصل حبس علاوه بر آنکه در آياتي از قرآن کريم آمده است، (سوره مائده، آيات: 33 و 106؛ نساء، آيه 15)،
    در سيره رسول خدا(ص) نيز نقل و در مواردي اجرا شده است. اما در مورد محبس و زندان، در زمان پيامبر(ص) هر چند مکان مستقلي براي اين منظور پيش بيني نشده بود، (تأسيس زندان مستقل در زمان پيامبر دلايل مختلفي داشت: مانند کم بودن تعداد مسلمانان، محدوديت امکانات، قوي بودن ايمان مذهبي و در نتيجه پايين بودن آمار جرايم.) ، لکن در هر صورت، مجرمين يا متهمين و احياناً اسرا در مساجد و منازل افراد تحت نظر قرار گرفته و محصور مي شده اند و حتي آن حضرت دستور مي دادند جاي زنان از مردان جدا باشد و زندانيان را در مکان هاي متعارفي که همگان در آن مکان ها زندگي مي کنند نگه دارند تا احساس سختي نکنند، (نجم الدين طبرسي، موارد السجن في النصوص و الفتاوي، قم مکتب اعلام الاسلامي، 1374، ص 498 و 499 و 566).

    در زمان خليفه دوم منزل مسکوني صفوان ابن امبيه خريداري و تبديل به زندان شد. در زمان حضرت علي(ع)، آن حضرت ابتدا به وسيله ني زندان مستقلي تأسيس کرد و آن را به عنوان «نافع» نام نهاد اما چون يکي از زندانيان آن را سوراخ کرد و فرار نمود، لذا با خشت و گل زندان ديگري ساخت و آنرا «مخيس» نام نهادند. بدين ترتيب، اصل زندان و زنداني از همان صدر اسلام وجود داشته، لکن به تدريج که قلمرو اسلام گسترش مي يافت و وضعيت جديدي پيش مي آمد، در وضعت زندان نيز دگرگوني ايجاد مي شد.

    بنابراين اولين مکاني که به طور اختصاصي و تحت عنوان زندان تأسيس شده، مربوط به زمان حضرت علي(ع) است، (پيشين، ص 564) با توجه به مقدمه فوق در پاسخ سؤال بايد گفت که:
    اولاً: ساخته شدن زندان براي اولين بار در اسلام توسط امام علي(ع)، دليل بر نبودن مجازات زندان در زمان پيامبر اکرم(ص) نمي باشد. بلکه همچنانکه گذشت اين نوع مجازات براي مجرمين خاص خود وجود داشته است. چنانکه در روايتي از امام صادق(ع) نقل شده است: پيامبر(ص) شخصي را که متهم به قتل بود، شش روز حبس مي کرد...»، (وسائل الشيعه، شيخ حر عاملي، ج 19، باب 12، ابواب دعوي القتل، ح 1)

    ثانياً: حرف زدن عليه حکومت اسلامي دو صورت دارد:

    اگر صرف انتقاد از مشکلات و يا نقاط ضعفي است که در بدنه حکومت وجود دارد و با روش صحيح و سازنده انجام شود؛ از نظر اسلام نه تنها منعي نداشته، بلکه از باب «نصيحه ائمه مسلمين» و «امر به معروف و منهي از منکر»، امري پسنديده و از وظايف اساسي احاد مردم نسبت به حاکمان خويش است.

    اما اگر اين حرف زدن از حالت انتقاد سازنده، نصح و خيرخواهي و امر به معروف و نهي از منکر خارج و در جهت توطئه چيني، تضعيف و براندازي نظام اسلامي شکل گرفته باشد، از آنجا که حفظ نظام اسلامي از اوجب واجبات است؛ بايد با هر وسيله ممکن با عاملين آن برخورد شود.

    اما بايد به اين نکته مهم نيز توجه داشت که شيوه برخورد نسبت به نوع جرم و شرايط زماني متفاوت خواهد بود گاهي زندان است، گاهي اعدام و گاهي جريمه و يا اعمال برخي محدوديتها و ... مثلاً پيامبر اکرم(ص) در جهت حفظ نظام اسلامي، مسجد ضرار را که کانون توطئه گران بود، تخريب مي نمايد و يا اينکه حضرت علي(ع) جهت سرکوبي توطئه گران و دشمنان داخلي، سه جنگ جمل، صفين، و نهروان را اداره و رهبري مي نمايد و ... .

    خلاصه آنچه که در برخورد با توطئه چينان مهم است برخورد قاطع با آنهاست نه اصرار بر شيوه اي خاص مانند زندان.

    ثالثاً: در تاريخ اسلام جرايمي همچون: توطئه براي براندازي حکومت اسلامي، تحريک مردم براي ضديت با حکومت، سوء قصد عليه جان پيامبر اکرم(ص)، اتفاق افتاده است و پيامبر(ص) نيز به صلاحديد خود مجازاتهاي مختلفي همچون قتل و زندان درباره آنها معمول داشته يا مجرمان را مورد عفو قرار داده است، (ر.ک: جرم سياسي، عباس زراعت، انتشارات ققنوس، چاپ اول، 1377).
    بناراين چنين موضوعي نه تنها فقط محدود به زمان امام علي(ع) نيست بلكه در زمان پيامبر هم بوده است.

    رابعاً: نکته کليدي که در پاسخ سؤال شما بايد مد نظر قرار گيرد اين است که در بررسي ميزان مشروعيت موضوعي از ديدگاه اسلام، منابع متعددي نظير قرآن، سنت (قول و سيره هر يک از معصومين(ع) و ادله عقلي) وجود دارد که استناد به هر کدام از اين منابع به تنهايي در اثبات مشروعيت آن موضوع کفايت مي کند. مع الوصف، اثبات سيره امام علي(ع) در برخورد با مخالفين، معيار و الگوي کاملي براي ساير حکومتهاي اسلامي در تمام زمانهاست.

    حضرت علی (ع) و زندانیان سیاسی

    الهی من ذاالذی ذاق حلاوه محبتک فرام منک بدلا

    آن کس که تورا شناخت جان را چه کند
    فرزند وعیال وخانمان را چه کند.




  17. صلوات ها 8


  18. #9

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    1,509
    حضور
    24 روز 12 ساعت 34 دقیقه
    دریافت
    16
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    6220



    توضيحاتي ديگري هم در اين زمينه عرض كنم :
    بر اساس ماده 22 اعلاميه اسلامي حقوق بشر , آزادي بيان به اين حدود , مقيد شده است ؛

    1. مغاير نبودن با اصول و ضوابط شريعت اسلامي .
    2 . عدم اهانت و حمله به مقدسات اسلامي و کرامت انبيا .
    3 . عدم اخلال در ارزش ها .
    4 . برهم نزدن ثبات جامعه و ايجاد نکردن تشتّت در جامعه .
    5 . عدم تزلزل در اعتقادات .
    6 . برانگيخته نساختن احساسات قومي و نژادي . (مباني حقوق بشر , ص 258 .)

    بنابراين اصل آزادي سياسي هم در اسلام و هم در قانون اساسي جمهوري اسلامي محترم مي‎باشد البته اين اصل داراي حدود و شرايطي است كه رعايت آنها لازم است، زيرا اگر آزادي سياسي و مطبوعات به اين معنا باشد كه هر كس هر چه را خواست، در جامعه مطرح كند، اعم از اينكه به حال جامعه مفيد باشد يا مضر و يا سبب گمراهي , فساد , تباهي اخلاق , فتنه و آشوب و تضعيف استقلال ، منافع ، امنيت و وحدت ملي شود و زمينه هاي نفوذ و سلطه بيگانگان را فراهم نياورد , چنين آزادي سياسي قطعاً به زيان بشر است و آن جا كه بيان جنبه مجرمانه به خود بگيرد يعني مخل نظم عمومي امنيت ملي، اخلاقي حسنه و حقوق و آزادي هاي ديگران شود، مطلقاً قابل تحمل و در خور احترام نخواهد بود. و هيچ جامعه و نظامي آن را تحمل نخواهد کرد .

    از اين رو در اصل 168 قانون اساسي جمهوري اسلامي طريقه برخورد با اين قبيل جرائم پيش بيني شده است: « رسيدگي‏ به‏ جرائم‏ سياسي‏ و مطبوعاتي‏ علني‏ است‏ و با حضور هيات‏ منصفه‏ در محاکم‏ دادگستري‏ صورت‏ مي‏ گيرد. نحوه‏ انتخاب‏، شرايط، اختيارات‏ هيات‏ منصفه‏ و تعريف‏ جرم‏ سياسي‏ را قانون‏ بر اساس‏ موازين‏ اسلامي‏ معين‏ مي‏ کند.» هرچند نيم نگاهي به اين اصل مبين اين موضوع است که روح حاكم در اصل فوق مبتني بر ارفاق و تسهيل فعاليتهاي سياسي است .و بنا بر اين در فعاليت سياسي اعدام منتفي است و شدت عمل نيز وجود ندارد . و بنا بر لايحه قوه قضائيه مجازات جرم سياسي حبس از شش ماه تا دو سال يا اجبار به اقامت در محل معين يا منع از اقامت در محل معين از دو تا سه سال و محروميت از حقوق اجتماعي به مدت پنج سال مشخص شده است. و حتي در اين رويكرد برخي امتيازات را براي زنداني سياسي در نظر گرفته مي شود . و در يکي از تبصره هاي اين لايحه آمده است صرف انتقاد از نظام سياسي يا اصول قانون اساسي يا اعتراض به عملکرد مسئولان کشور يا دستگاه هاي اجرايي يا بيان عقيده در ارتباط با امور سياسي، اجتماعي، فرهنگي، اقتصادي و نظاير آن جرم محسوب نمي شود.

    حضرت علی (ع) و زندانیان سیاسی

    الهی من ذاالذی ذاق حلاوه محبتک فرام منک بدلا

    آن کس که تورا شناخت جان را چه کند
    فرزند وعیال وخانمان را چه کند.




  19. صلوات ها 8


  20. #10

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۸
    نوشته
    70
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    228



    با عرض سلام مجدد خدمت دوستان عزیز،

    متاسفانه بیش تر از اینکه در مورد موضوع تاپیک بحث شود به بحث دیگر (که البته بی ربط با بحث نبود) پرداخته شد
    قصد بنده فعلا این نیست که به دلایل و فلسفه این نوع حبس بپردازم.
    موضوع این تاپیک بررسی این موضوع از لحاظ تاریخی بود که ظاهرا دوستان به غیر از چند مطلب کوتاه بدان نپرداختند.
    لذا در مورد این چند جمله پاسخ هایی را ارائه می کنم و ان شاالله پس از آن در مورد فلسفه و روش های آن نیز سخن خواهم گفت.

    نقل قول نوشته اصلی توسط عمار نمایش پست ها
    در تاريخ اسلام جرايمي همچون: توطئه براي براندازي حکومت اسلامي، تحريک مردم براي ضديت با حکومت، سوء قصد عليه جان پيامبر اکرم(ص)، اتفاق افتاده است و پيامبر(ص) نيز به صلاحديد خود مجازاتهاي مختلفي همچون قتل و زندان درباره آنها معمول داشته يا مجرمان را مورد عفو قرار داده است، (ر.ک: جرم سياسي، عباس زراعت، انتشارات ققنوس، چاپ اول، 1377). بناراين چنين موضوعي نه تنها فقط محدود به زمان امام علي(ع) نيست بلكه در زمان پيامبر هم بوده است.
    جملات مطرح شده تنها ذکر منبع دارند و دلیل و شاهدی ندارند. اگر لطف بفرمایید مصادیق آن ها را بیان بفرمایید خوشحال می شوم.

  21. صلوات ها 4


صفحه 1 از 4 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع رو مطالعه کرده اند از ۱۳۹۳/۰۹/۰۷, ۱۳:۳۸ : 2

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود