صفحه 1 از 3 123 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: توحید صمدی قرآنی

  1. #1

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    علاقه
    یا هو یا من لا هو الا هو
    نوشته
    1,236
    حضور
    3 روز 13 دقیقه
    دریافت
    66
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    6874

    توحید صمدی قرآنی




    توحید صمدی قرآنی

    هدف از توحید صمدی این است که:انسان پله های معرفت را بالا برود و از علم الیقین به عین الیقین،و از عین الیقین به حق الیقین به برد الیقین،برسد و ببیند که:
    هو الاول و الاخر و الظاهر و الباطن
    اوست اول و آخر و ظاهر و باطن
    کسانی که یک عمر دنبال استدلالند،به هیچ جا نمی رسند.اصلا تمام درس و بحث و استدلال برای رسیدن به مقصد است.کسی که از طریق استدلال می خواهد به خدا برسد ،اولا امکان ندارد،ثانیا جز یک مشت مفاهیم،هیچ عائد او نمی شود.
    مولانا می فرماید:
    جز به مصنوعی ندیدی صانعی بر قیاس اقترانی قانعی
    می فزاید بر وسائط فلسفی از دلائل باز بر عکسش صفی
    [مثنوی-دفتر پنجم-بیت569و569]
    آنکه اهل استدلال است،عمری در حد وسط مانده است و وسائط،همان حد وسط در منطق است. در منطق،یک صغری و یک کبری و یک حد وسط است
    بدین ترتیب:اصغر-حد وسط-اکبر.حد وسط:اکبر را بر اصغر بار میکند.مثلا میگویند:عالم مخلوق است.هر مخلوقی خالقی دارد،پس خالقی دارد.در این مثال«عالم»اصغر است،و مخلوق حد وسط است و خالقی دارد اکبر است.
    کار حد وسط بار کردن اکبر،بر اصغر است.
    گاهی حد وسط نظم است،می گویند:عالم نظم دارد،هر نظم،ناظم دارد،پس عالم ناظم دارد.
    مثال سوم:عالم حرکت دارد،هر چیزی که حرکت دارد محرک دارد،پس عالم محرک دارد.در این قیاس حرکت حد وسط است. و گاه میگوییم:عالم،متغیر است،هر متغیری حادث است،پس عالم،حادث است.در این قیاس حد وسط متغیر است.

    اللهم ارزقنا حلاوت ذکرک و لقائک و الحضور عندک
    بمعرفة حججک سیما معرفة حجتک حجة ابن الحسن صلواتک علیه وعلی آبائه
    و معرفة اولیائک سیما معرفة ولیک نجم الدّین

    حسن حسن زاده آملی

  2. صلوات ها 15


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    علاقه
    یا هو یا من لا هو الا هو
    نوشته
    1,236
    حضور
    3 روز 13 دقیقه
    دریافت
    66
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    6874



    حضرت علامه حسن زاده می فرمایند: هدف انسان رسیدن به توحید صمدی است.
    یعنی انسان باید پله های نردبان معرفت را بپیماید و بالا برود و از علم الیقین به عین الیقین و به حق الیقین و به برد الیقین برسد یعنی به جایی برسد تا بفهمد و ببیند که:
    هو الاول و الاخر و الظاهر و الباطن
    اوست اول و آخر و ظاهر و باطن[سوره حدید-3]
    علم الیقین:عبارتست از این که انسان،از طریق استدلال و برهان،حقیقتی را بفهمد.ماند اثبات وجود آتش از طریق وجود دود.
    مولانا می فرماید:
    خود هنر آن دان که دید آتش عیان نه گپ دل علی النار دخان
    [مثنوی،دفتر ششم،بیت3505]
    هنر آن است که شخص،خود آتش را ببیند،نه اینکه بگوید:چون دودی هست پس آتش هم هست(و دود دلالت بر وجود آتش می کند)،جز سیاهی و تیرگی و روسیاهی برای او حاصل نیست.
    مولانا،در این بیت،اوج معرفت را دیدن می داند. در حالیکه،اهل الله،اوج معرفت را شدن می داند.
    حضرت علامه(قده)در اثارشان برد الیقین را اوج معرفت انسانی می داند و می فرمایند:
    روایات برد القین را در حکمت اخلاق مرتضوی(حکمت علی )آورده ایم.
    انسان هنگامی که به مقصد و مقصودش رسید،یک آرامش و طمانینه برایش حاصل می شود که به آن آرامش و طمانینه و خنکی،برد الیقین می گویند.

    اللهم ارزقنا حلاوت ذکرک و لقائک و الحضور عندک
    بمعرفة حججک سیما معرفة حجتک حجة ابن الحسن صلواتک علیه وعلی آبائه
    و معرفة اولیائک سیما معرفة ولیک نجم الدّین

    حسن حسن زاده آملی

  5. صلوات ها 11


  6. #3

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    علاقه
    یا هو یا من لا هو الا هو
    نوشته
    1,236
    حضور
    3 روز 13 دقیقه
    دریافت
    66
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    6874



    وجود اصل است و مساوق حق است و حق غیر متناهی است،أعنی اجوف نیست و صمد است،یعنی وجود حقیقت واحد شخصی ذات مظاهر است و بسیط الحقیقه کل الأشیاست که کثرات مقهورند و وحدت قاهر.این آب است که:و جعلنا من الماء کل شیء حی[و از آب هر چیزی را زنده گردانیدیم-انبیا/31]و آنهاکسراب بقیعه یحسبه الظمان ماء حتی اذا جاءه لم یجده شیئا و وجد الله عنده[اعمالشان در مثل به سرابی ماند در بیابان هموار بی آب که شخص تشنه آن را آب پندارد و به جانب آن شتابد چون بدانجا رسد و هیچ آب نیابد و آن کافر خدا را حاظر و اعمال خویش بیند-نور/40]بدان کثرتی که به ظاهر مشهود است در حقیقت اعتباری است و وحدت حقیقی است،یعنی در چشم توحید اهل الله تحقق جمیع عوالم غیر متناهی،لحاظات آن وحدت حقه حقیقیه اند که همه مرایا و مظاهر،بلکه تجلیات و ظهورات و تطورات و تشئنات او سبحانه اند"کل یوم هو فی شأن[در هر عالم او به شأنی و کاری میپردازد-رحمن/30]،هو الاول و الآخر و الظاهر و الباطن[اول و آخر هستی و پیدا و نهان وجود همه اوست-حدید/4]پس هرچه دم به دم به ظهور رسد،شأن اوست خواه در ارض خواه در سماء،
    أرض به مراتبش و سماء به مراتبش،یوم عبارت از ظهور است که در این مقام شب و روز ما یوم الله است.پس"کل یوم هو فی شأن" ظهور آثارش در هر آن،در جمیع عوالم و مظاهر غیر متناهی است.و آن واحد قیوم،قیم و مصدر همه است و همه به او قائم به اضافه اشراقیه یعنی روابط محضه آن اصلند نه اینکه اشیایی هستند که آنان را ربط است،بلکه عین ربطند به فقر نوری و امکان فقری.

    اللهم ارزقنا حلاوت ذکرک و لقائک و الحضور عندک
    بمعرفة حججک سیما معرفة حجتک حجة ابن الحسن صلواتک علیه وعلی آبائه
    و معرفة اولیائک سیما معرفة ولیک نجم الدّین

    حسن حسن زاده آملی

  7. صلوات ها 11


  8. #4

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    علاقه
    یا هو یا من لا هو الا هو
    نوشته
    1,236
    حضور
    3 روز 13 دقیقه
    دریافت
    66
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    6874



    حق مشهود است و خلق موهوم که "فاینما تولوا فثم وجه الله[پی به هر طرف رو کنید به سوی خدا روی آورده اید-بقره/116]:
    بار توحید هیر کسی نکشد طعم توحید هر خسی نچشد
    جل جناب الحق عن یکون شریعه لکل وارد أو یطلع علیه الا واحد بعد واحد[جناب حق سبحانه و تعالی مقام و منزلتش بالاتر از آن است که هر کسی تواند از آبراه آن بنوشد جز اینکه یک به یک به محظر آن راه می یابد]
    در یک حقیقت محض و بسیط و صرف وجود نه سخن از حلول توان گفت و نه از اتحاد،زیرا که آن نور کل و حیات کل،احد و صمد است و چون صمد است،لم یلد و لم یولدلم یکن له کفوا احد [نه کسی فرزند او و نه او فرزند کسی است*و نه هیچ کس مثل و همتای اوست.توحید/4و5]است،شهد الله انه لا اله الا هو[خدا به یکتایی خود گواهی دهد که جز ذات او خدایی نیست.آل عمران/19]
    باری تعالی تمام اشیاءبه نحو اعلی است و اشیاءهمگی هالک و مضمحل و فانی در وجودند و هو هو لا هو الا هو،در عین حال خالق خالق است و مخلوق مخلوق"هو سبحانه هو و الاشیاء اشیا"[او اوست و تمام اشیاء اشیا].
    لذا فرمودی اند که ممکن بما هو ممکن هم ماهیتش اعتباری است و هم وجودش فهو اعتبار فی اعتبار "من کان حقیقته دعاوی فکیف لا یکون دعاویه دعاوی"و غایت قصوای سالکان،اسقاط اضافات و اعتبارات است که"التوحید اسقاط الاضافات،التوحید ان تنسی غیر الله،خدا است و شیئی جز او نسیت تا با باشد"کان الله و لم یکن معه شیء و هو الآن کما کان"
    به قدر نیستی تو،حق ظاهر میشود نمیبینی که در رکوع سبحان ربی العظیم میگویی و در سجود سبحان ربی الاعلی.
    کثرات همه صورت اند و روح این صور وجود است که جمیع کثرات را یک روح است و به تعبیری:
    حق جان جهان است و جهان جمله بدن
    که واقع،فوق این تعبیرات است.حضرت صادق آل محمد(ص)فرمود:ان الجمع بلا تفرقه زندقه و التفرقه بدون الجمع تعطیل و الجمع بینهما توحید
    وجود ملک است و اسمای حسنی و صفات علیایش عسکرش.هرکجا آن سلطان قدم نهاد،این لشگر با اوست،بلکه انتشاء أسماء و صفات از آن ذات أقدس است و جمیع عوالم حتی الأسماء و الصفات ظهورات کمال اوست،یعنی همه تجلیات أسمائیه حق جل و علی میباشند که"لا اله الا الله وحده وحده وحده"اشاره به توحید ذات و توحید صفات و توحید افعال است که توحید مطلقا مختص به حقیقت واجب الوجود بالذات است."بحول الله و قوته و اقوم و اقعد."<و ما تشاءون الا أن یشاء اللهو لا حول ولا قوه الا بالله.
    و این تطورات وجود به اطوار گوناگون أسماءالله است<أیا ما تدعوا فله الأسماء الحسنی>[به هر اسمی بخوانید اسماءنیکو مخصوص اوست/اسراء-111]"الأسماء الحسنی کلها للهخیر الأسماءلله"و همین اسماأ کلمات الهی اند و حق تعالی متکلم که به این کلمات وجودی گویا است و هستی خیر محض است و از خیر محض جز نیکویی ناید.
    و در پایان هم یکی از ابیات جناب عارف رومی مولانا جلال الدین محمد بلحی(قدس الله نفسه)که در بیان توحید است این کراسه را به پایان میبرم:
    جمله معشوق است و عاشق پرده ای / زنده معشوق است و عاشق مرده ای

    اللهم ارزقنا حلاوت ذکرک و لقائک و الحضور عندک
    بمعرفة حججک سیما معرفة حجتک حجة ابن الحسن صلواتک علیه وعلی آبائه
    و معرفة اولیائک سیما معرفة ولیک نجم الدّین

    حسن حسن زاده آملی

  9. صلوات ها 10


  10. #5

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    علاقه
    یا هو یا من لا هو الا هو
    نوشته
    1,236
    حضور
    3 روز 13 دقیقه
    دریافت
    66
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    6874



    توحید صمدی قرآنی

    وجود مساوق با حق است و تمام عالم بر اساس حق آفریده شده است «هوَ الَّذی خَلَقَ السَموات وَالارض بِالحق»
    هم آب حق است و هم تشنگی تو به آن ، آب حق است، زیرا اگر باطل بود پس ازتشنگی هرگز آنرا طلب
    نمی کردی و تشنگی هم حق است، زیرا اگر باطل بود بعد از آن آب را طلب نمیکردی.
    علاوه بر مشهود شهود وشاهد نیز وجودند. یعنی آنچه دیده می شود وآنکه می بیند همه وجودند ، حتی دیدن نیز وجود است .پس همه جا را وجود پر کرده است. اگر حقیقتی قیام کند و بخواهد این دو سطر اول درس اول (--نویسنده متن: منظور استاد صمدی دروس معرفت نفس است--) را به من و شما بنمایاند ، آن قیام ، قیامتِ حقیقت انسانی خواهد بود. زیرا دو سطر اول هم شامل مبدا می شود وهم شامل معاد. چرا که مبدا و معاد هر دو وجودند اگر وجود به حقیقت، برای ما قیام کند، مبدایی قیام خواهد کرد که آن عین معاد است .در آن حال انسان جز وجود ، چیزی نمی بیند .
    به تعبیر میرزا حسین فاطمی قمی که وقتی از ایشان خواسته شد تا از استاد خود ، آقا میرزا جواد ملکی تبریزی مطلبی مرحمت فرمایند ، فرمود : او خودش دستورالعمل بود. شب که می شد در صحن حرم دیوانه وار قدم
    می زد و زبانش به این بیت مترنم بود:
    گر بشکافند سر و پای من جز تو نیابند در اجزای من
    از این مقام در قرآن به مقام خلّت تعبیر می شود . مقام خلّت مقامی است که در آن ، حقیقت در سراسر وجود انسان تخلّل می یابد، «واتّخذ ابراهیم سبیلا» .اگر به حضرت ابراهیم (ع) لقب دادند به این خاطر است که یکی از مقامات انسانی به نام مقام خلّت در اوتجلی یافته بود.
    و این فرمایش میرزا جواد ملکی تبریزی هم بیان مقام خلیل اللهی آن جناب است. مثل اینکه به غذا بگوید :
    گر بشکافند سر و پای من جز تو نیابند در اجزای من

    ویرایش توسط توحید صمدی : ۱۳۸۹/۱۲/۰۶ در ساعت ۰۶:۵۷
    اللهم ارزقنا حلاوت ذکرک و لقائک و الحضور عندک
    بمعرفة حججک سیما معرفة حجتک حجة ابن الحسن صلواتک علیه وعلی آبائه
    و معرفة اولیائک سیما معرفة ولیک نجم الدّین

    حسن حسن زاده آملی

  11. صلوات ها 10


  12. #6

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    علاقه
    یا هو یا من لا هو الا هو
    نوشته
    1,236
    حضور
    3 روز 13 دقیقه
    دریافت
    66
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    6874



    همین آب ونان است که در جان انسان تخلل کرده و تبدیل به خون شده وتمامی اعضاء وجوارح انسانی را تشکیل داده و از آنجا که غذا در مغتذی فرو می رود پس هم غذا ی تواند بگوید من مغتذی شده ام و هم مغتذی می تواد بگوید که من غذا شده ام «انأ أنت وأنت انأ».
    و در آن مقام از من وما اثری نمی ماند ،زیرا ما موجودیم و جز ما همه موجودند ، ما جز وجود نیستسم و جز وجود را نداریم و جز وجود را نمی یابیم وجز وجود را نمی بینیم .
    توحید صمدی قرآنی ( -- نویسنده متن : حضرت علامه حسن زاده «ارواحنا فداه» منظورشان از «توحید صمدی قرآنی» همان وحدت وجود است و این لفظ زیبا و دلنشین «توحید صمدی قرآنی» را خودشان برای اولین بار نامگذاری کرده اند—) که اهل الله قائل به آنند ، باید در همین دو سطر پیاده شود.
    جناب حکیم هیدجی از بزرگان اهل حکمت و معرفت است که بعضی از اساتید آقا ، همانند مرحوم علامه شعرانی و مرحوم آقا شیخ عزیز الله طبرسی «ره» نزد ایشان شرح منظومه می خواندند ، ایشان می فرمودند:
    من به هر کجا می گذرم ذکر دوست می شنوم من به هر کجا می نگرم روی اوست می بینم
    نی عجب اگر گویم او من است ومن اویم وین عجب که او اوست و من اینم
    این دو بیت اشاره به حدیث امام صادق«ع» دارد که فرموده اند : برای ما حالتی پیش می آید که می بینیم او ما شده وما اوشده ایم، اما در عین حال او اوست و ما ماییم . زیرا ما ضعیفیم و او قوی است ، ما ذلیلیم و او عزیز است ، ما حقیریم و او بزرگ است برای وجود غیری نیست زیرا غیر وجود عدم است و عدم را در نظام هستی جایگاهی نیست،«هوَ الَّذی خَلَقَ السَموات وَالارض بِالحق»
    از آقا امیرالمومنین (ع) پرسیدند: وجود چیست؟ آقا فرمودند غیر وجود چیست ؟ ودر جای دیگر وقتی کمیل از ایشان سوال می کند حقیقت چیست؟ می فرماید شما را با حقیقت چه کار ؟ یافتن وجود هم روشن ترین روشن هاست و هم پنهان ترین پنهان ها. آنجا که سوال از وجود و ظهور است، اشاره به آن واضح و بدیهی
    می نماید وآنجا که سوال از کنه وحقیقت وجود است ، اشاره به آن دشوار و غیر ممکن می باشد. به تعبیر ابن ترکه در تمهیدالقواعد ، رسیدن به سر وجود وآوردن لفظی مطابق با آن دشوار است جداً.
    نباید به هیچ موجودی از موجودات نظام هستی سوء ظن داشت . اولین پله ی سیر انسانی این است که عینک بدبینی را از چشمانمان کنار بگذاریم.

    اللهم ارزقنا حلاوت ذکرک و لقائک و الحضور عندک
    بمعرفة حججک سیما معرفة حجتک حجة ابن الحسن صلواتک علیه وعلی آبائه
    و معرفة اولیائک سیما معرفة ولیک نجم الدّین

    حسن حسن زاده آملی

  13. صلوات ها 10


  14. #7

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    علاقه
    یا هو یا من لا هو الا هو
    نوشته
    1,236
    حضور
    3 روز 13 دقیقه
    دریافت
    66
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    6874



    چون به چشمت داشتی شیشه کبود زین سبب عالم کبودت می نمود
    وقتی این عینک را از چشمانت کنار گذاشتی ، همه عالم را حق می بینی واین همان معنای مرگ است.
    جناب بابا طاهر بسیار لطیف گفته است :
    به صحرا بنگرم صحرا ته وینم به دریا بنگرم دریا ته وینم
    به هر جا بنگرم کوه و در ودشت نشان از قامت رعنا ته وینم
    این دوبیتی نشان می دهد که توحید جناب بابا طاهر، توحید صمدی قرآنی بوده است.
    بابا افضل کاشانی هم می فرماید « افضل کاشی تا چشم گشود غیر از تو ندید.»
    به همین خاطر فرموده اند : العلم غیبٌ لم یظهر؛ عالم ،غیبی است که اصلاً ظهور نکرده وخداوند ظاهری است که اصلاً باطن نشده است.
    همه از دست شد و او شده است انا وانت وهو ، هو شده است
    ما همه شیران ولی شیرعَلَم حمله مان از باد شد دم به دم
    حمله مان از باد و ناپیداست باد جان فدای آن که ناپیداست باد
    «باد» در مصرع بیت دوم ، به معنای بود است .اما باد در بیت اول حقیقتی است که همه کثرات را می کرداند ، این باد، هم پیداست ، وهم ناپیدا ، هم ظاهراست وهم باطن.
    به آن که درصدد شناخت حقیقت نظام هستی است می گوییم : آیا تو وجود داری یا نه؟ قطعاً خواهد گفت :بله! وجود دارم! بار دوم می گوییم : آیاخواستن تو هم وجود دارد ؟باز هم خواهد گفت بله ! وقی شخصی به موجود بودن تمام این امور ، یعنی عقل و عاقل ومعقول اعتراف کرد ، به او میگوییم :پس شما دم به دم در حال صدا کردن آن حقیقت نامتنای هستی ، یعنی در هر لحظه داری می گویی : خدا خدا خدا خدا ...
    این است که حضرت استاد در الهی نامه می فرماید :«الهی همه کوکو گویند وحسن هوهو».
    لذا در عرفان اصلاً حرفی از اثبات حق تعالی وجود ندارد ، برخلاف فلاسفه که به انحاء گوناگون همچون برهان حرکت،برهان نظم،برهان تمانع،برهان علت ومعلول و امثال ذلک در پی اثبات حق متعال است. مرحوم علامه طباطبایی (ره) می فرماید: «اثبات کردن تو آن حقیقت را ، عین نفی کردن آن حقیقت است.برای این که تا بخواهی بگویی من می خواهم حق رااثبات کنم ، لازمه اش این است که ابتدا بگویی «من موجود نیستم»زیرا آنکه از ابتدا به موجود بودن خود اقرار دارد، دیگر در پی اثبات وجود نخواهد بود. به خاطر همین
    امام محمد باقر «ع» می فرمایند:تمام آنچه را که در ذهنت از اثبات حق متعال ساخته ای ، مخلوق تو هستند.
    شیخ اکبر محیی الدین ابن عربی را رساله ایست به نام «رسالة الوجودیة فی معنی قوله «ص» من عرف نفسه فقد عرف ربه» ،حضرت استاد (---نویسنده متن: منظور استاد صمدی از حضرت استاد یا حضرت آقا ، علامه حسن زاده می باشد---) قسمتی از ای رساله را در جلد سوم هزار ویک نکته صفحه 189 آورده اند.درآنجا فرمایش ابن عربی را ملاحظه می کنید که می فرمودند:
    ... قال «ص»(من عرف نفسه فقد عرف ربه)) ولم یقل عرف ذات ربّه ، فانّ ذات الرب لها الغنی علی الاطلاق و أنّی للمقیّد بمعرفةِ المطلق؟))
    یعنی رسول خدا«ص» فرمودند: کسی که خود راشناخت، پروردگارش را شناخته است و نفرمود که ذات پروردگارش را شناخت، زیرا ذات ربّ ، غنای علی الاطلاق است وچگونه برای مقید، معرفت مطلق خواهد بود؟!
    اگر در روایات فرمودند « لاتَفَکّرو فی ذاتِ الله » به این معنی نیست که تفکر در ذات حق تعالی حرام می باشد، بلکه ائمه از باب دلسوزی چنین فرمایشاتی داشته اند. ائمه«ع» من و تو را دوست دارند و می دانند ما هر چه سعی وتلاش کنیم نخواهیم توانست به سرّ وذات حق متعال راه پیدا کنیم و لذا می فرمایند:
    خودتان را خسته نکنید و ازتفکر در ذات حق متعال بر حذر باشید.رحمت رحمانیه ی وجود آنچنان گسترده است که حتی به عدم هم بها داده وآن را در ذهن ما موجود کرده است. منتهی این عدم در متن حقیقت قدم نمی گذارد . دیگر نمی توانید در خارج جایی را پیدا کنید که آنجا هیچ باشد. هر چه هست وجود است وهمه آن تجلیّات آن حقیقتند.
    جلوه کند نگار من تازه به تازه نو به نو دل برد از دیار من تازه به تازه نو به نو
    شرح دروس معرفت نفس صفحه 269-274

    اللهم ارزقنا حلاوت ذکرک و لقائک و الحضور عندک
    بمعرفة حججک سیما معرفة حجتک حجة ابن الحسن صلواتک علیه وعلی آبائه
    و معرفة اولیائک سیما معرفة ولیک نجم الدّین

    حسن حسن زاده آملی

  15. صلوات ها 10


  16. #8

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۹
    نوشته
    781
    حضور
    1 روز 9 ساعت 12 دقیقه
    دریافت
    19
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2698



    با سلام و عرض ادب

    و تشکر ویژه به خاطر مطالب و مفاهیم عمیقی که در سایت قرار می دهید. اجرتان با ولی عصر (عج)

    به روایاتی اشاره فرمودید:

    حضرت صادق آل محمد(ص)فرمود:ان الجمع بلا تفرقه زندقه و التفرقه بدون الجمع تعطیل و الجمع بینهما توحید

    این دو بیت اشاره به حدیث امام صادق«ع» دارد که فرموده اند : برای ما حالتی پیش می آید که می بینیم او ما شده وما اوشده ایم، اما در عین حال او اوست و ما ماییم . زیرا ما ضعیفیم و او قوی است ، ما ذلیلیم و او عزیز است ، ما حقیریم و او بزرگ است برای وجود غیری نیست زیرا غیر وجود عدم است و عدم را در نظام هستی جایگاهی نیست،«هوَ الَّذی خَلَقَ السَموات وَالارض بِالحق»

    از آقا امیرالمومنین (ع) پرسیدند: وجود چیست؟ آقا فرمودند غیر وجود چیست ؟ ودر جای دیگر وقتی کمیل از ایشان سوال می کند حقیقت چیست؟ می فرماید شما را با حقیقت چه کار ؟ یافتن وجود هم روشن ترین روشن هاست و هم پنهان ترین پنهان ها.

    امام محمد باقر «ع» می فرمایند:تمام آنچه را که در ذهنت از اثبات حق متعال ساخته ای ، مخلوق تو هستند.

    خاهشمندم معنای روایت اولی، و در صورتی که مقدور است منبع این روایات را هم ذکر بفرمایید.

    از این باب درخواست منبع نمی کنم که در صحت روایات شک داشته باشم، بلکه با خود گفتم شاید در همان صفحاتی که این روایات ذکر شده اند، روایات عمیق دیگری هم موجود باشند؛ و یا اینکه روایات ارائه شده قسمتی از روایاتی طولانی تر بوده باشند.

    باز هم متشکرم
    یا حق
    امام صادق (ع) می فرمایند:

    قَوْمٌ یَزْعَمونَ أنّی إمامُهُمْ، وَاللّهِ ما أنَا لَهُمْ بِإمامٍ لَعَنَهُم اللّهُ کُلّ ما سَتَرْتُ سِتْرا هَتَکوهُ، أقولُ: کذا وکذا، فَیَقولون: اِنّما یَعْنی کذا وکذا. اِنَّما أَنَا إمامُ مَنْ أطاعَنی.
    گروهی خیال می کنند که من امام آنها هستم، به خدا قسم من امام آنها نیستم، نفرین خدا بر آنها باد. [زیرا] هر گاه رازی را پنهان می کنم آنها آشکار می کنند، من می گویم: چنین و چنین است و آنها می گویند چنین و چنان اراده کرده است. همانا من امام کسی هستم که از من پیروی کند.

  17. صلوات ها 10


  18. #9

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    علاقه
    یا هو یا من لا هو الا هو
    نوشته
    1,236
    حضور
    3 روز 13 دقیقه
    دریافت
    66
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    6874



    بسم الله خیر الاسماء
    علیک سلام و رحمه الله و با تشکر از کاربر محترم بینام

    حضرت صادق آل محمد(ص)فرمود:ان الجمع بلا تفرقه زندقه و التفرقه بدون الجمع تعطیل و الجمع بینهما توحید
    جمع بدون تفرقه زندقه است و تفرقه بدون جمع در حکم تعطیل است و توحید جمع بین ان دو است.
    حدیث عرشی فوق را جناب حکیم عارف متاله محمد رضای قمشه ای در تعالیق خود بر تمهید القواعد ابن ترکه در شرح قواعد التوحید ابوحامد ترکه ذکر فرموده اند.
    عده ای از افراد کثرت را نفی نمودند و عده ای از افراد وحدت را. اما توحید حقیقی کثرت در وحدت و وحدت در کثرت است.
    از آقا امیرالمومنین (ع) پرسیدند: وجود چیست؟ آقا فرمودند غیر وجود چیست ؟ ودر جای دیگر وقتی کمیل از ایشان سوال می کند حقیقت چیست؟ می فرماید شما را با حقیقت چه کار ؟ یافتن وجود هم روشن ترین روشن هاست و هم پنهان ترین پنهان ها.

    منبع حدیث فوق الذکر صفحه 31 کتاب کشف الحقایق نسفی است
    عارف روشن ضمیر آقا محمد رضا قمشه ئی در یك اثر موجز و مختصری كه از او بجای مانده صوفیه را به دو گروه تقسیم كرده كه نام یك از آن دو گروه نظریه ای ضد گروه دیگر در این باب ابراز داشته اند.
    گروه اول معتقدند وجود حقیقت واحده ای است كه هیچ گونه تكثر و اختلاف در آن نیست و آنچه آن را وجود ممكن می نامند امری موهوم و باطل الذات است كه ثانی چشم احوال بشمار می آید. عارف قمشه ئی این نظریه را نوعی زندقه و انكار خداوند دانسته است زیرا نفی وجود ممكنات مستلزم نفی فاعلیت خداوند است و چون علیت خداوند با ذات او متحد و یگانه است ناچار نفی فاعلیت حق مستلزم نفی ذات او خواهد بود.
    گروه دوم برخلاف گروه اول بر این عقیده اند كه آنچه ممكن نامیده می شود موجود و متكثر است و وجود مطلق نه تنها با ممكنات متحد است بلكه عین آنها بشمار می آید عارف قمشه ئی این نظریه را نیز مستلزم تعطیل و انكار واجب دانسته است زیرا در این فرض از یك سو اعطا كننده وجود مورد انكار واقع شده و از سوی دیگر این مسئله مسلم است كه ممكن ذاتی هرگز به وجوب بالذات بعقیده این عارف روشن ضمیر در هر یك از این دو قول كه به صوفیه منسوب گشته است نوعی تناقض دیده می شود
    زیرا جمع بدون تفرقه مستلزم نفی جمع است چنانكه تفرقه بدون جمع نیز مستلزم نفی تفرقه خواهد بود آقا محمد رضا (۳) قمشه ئی برای تایید سخن خود در این باب به یك حدیث تمسك كرده كه آن حدیث به امام جعفر صادق علیه السلام منسوب است آن حدیث به این صورت نقل شده است: «ان الجمع بلا تفرقه زندقهٔ و التفرقه بدون الجمع تعطیل و الجمع بینهما توحید».
    همانگونه كه در عبارت این حدیث مشاهده می شود جمع بدون تفرقه كفر و زندقه بوده و تفرقه بدون جمع تعطیل شناخته شده است تنها طریق درست كه توحید پروردگار در آن است جمع میان وحدت و كثرت را باید نام برد. جمع بدون تفرقه اشاره به وحدت محض و بگانگی صرف است چنانكه تفرقه بدون جمع نیز اشاره به كثرت و پراكندگی خواهد بود.
    امام محمد باقر «ع» می فرمایند:تمام آنچه را که در ذهنت از اثبات حق متعال ساخته ای ، مخلوق تو هستند.
    منبع روایت فوق جلد اول شرح دروس معرفت نفس است. نقل بنده از ان جا است: «إنّ لي مع اللّه وقت لا يسعنى فيه ملك مقرَّب ، ولا نبي مرسل ، ولا مؤمن امتحن اللّه قلبه بالايمان»(1) و يا «إنّ لي مع اللّه حالات» ؛ ما با حق تعالى حالاتى داريم كه آن حالات را هيچ نبى و پيامبرى يا فرشته‏ى مقربى مانند جبراييل و نه هيچ مؤمنى ادراك نمى‏كند ؛ حتى مؤمنى كه خدا ايمان او را امتحان كرده است و همانند سلمان باشد . : منبع حدیث فوق بحارالانوار ، ج18 ، ص360 .


    اللهم ارزقنا حلاوت ذکرک و لقائک و الحضور عندک
    بمعرفة حججک سیما معرفة حجتک حجة ابن الحسن صلواتک علیه وعلی آبائه
    و معرفة اولیائک سیما معرفة ولیک نجم الدّین

    حسن حسن زاده آملی

  19. صلوات ها 7


  20. #10

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    علاقه
    یا هو یا من لا هو الا هو
    نوشته
    1,236
    حضور
    3 روز 13 دقیقه
    دریافت
    66
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    6874



    حضرت امام (اعلی الله مقامه الشریف) در شرح چهل حدیث، بعد از نقل برخی از مقامات بلند بندگی و عدم درک ما از آن‌ها، می‌فرماید:
    «افسوس که ما بیچاره‌های گرفتار حجاب ظلمانی طبیعت و بسته‌های زنجیرهای آمال و امانی جز مطعومات و مشروبات و منکوحات و امثال این ها چیزی نمی‌فهمیم؛ و اگر صاحب نظری یا صاحب دلی بخواهد پرده از این حجب بردارد، جز حمل بر غلط و خطا نکنیم. و تا در چاه ظلمانی عالم ملک مسجونیم، از معارف و مشاهدات اصحاب آن چیزی ادراک ننماییم.
    ولی ای عزیز، اولیا را با خود قیاس مکن و قلوب انبیا و اهل معارف را گمان مکن مثل قلوب ماست. دل‌های ما غبار توجه به دنیا و مشتهیات آن را دارد و آلودگی انغمار در شهوات نمی‌گذارد مرآت تجلّیات حق شود و مورد جلوه‌ی محبوب گردد. البته با این خود بینی و خود خواهی و خود پرستی باید از تجلّیات حق تعالی و جمال و جلال او چیزی نفهمیم، بلکه کلمات اولیا و اهل معرفت را تکذیب کنیم
    و اگر در ظاهر نیز تکذیب نکنیم، در قلوب تکذیب آن ها نمايیم و اگر راهی برای تکذیب نداشته باشیم، مثل آن‌که قائل به پیغمبر يا ائمه معصومین (علیهم السلام) باشیم، باب تأویل و توجیه را مفتوح می‌کنیم؛ و بالجمله سدّ باب معرفت الله می‌کنیم.
    سپس حضرت امام (رحمه الله) به مصادیق آن اشاره می‌کنند و می‌فرمایند:
    «ما رأیتُ شَئیاً اِلاّ وَ رَأَیتُ اللهَ مَعَهُ وَ قبلَهُ وَ فیه1 را حمل بر رؤیت آثار می‌کنیم. لَم أَعبُد رَبَّاً لَم أَرَهُ2 را به علم به مفاهیم کلیه مثل علوم خود حمل می‌نماییم! آیات لقاء الله را به لقای روز جزا محمول می‌داریم. لی مع الله حاَلة3 را به حالت رقت قلب برای مثال حمل می‌کنیم
    وَارزُقنِی النَّظَر اِلی وَجهِک الکَرِیم 4 و آن همه سوز و گدازهای اولیا از درد فراق، به فراق حورالعین و طیور بهشتی حمل می‌کنیم! و این نیست جز این که چون ما مرد این میدان نیستیم و جز حظّ حیوانی و جسمانی چیز دیگر نمی‌فهمیم، همه معارف را منکر می‌شویم.»5
    1. «ندیدم چیزی را مگر آن که خدا را همراه آن و پیش از آن و در آن دیدم». اسفار، ج 1، ص117
    2. «ما کُنتُ اَعبُدُ رَبَّاً لَم اَرَهُ؛ پروردگاری که ندیدم نپرستیدم» اصول کافی، ج1،ص97
    3. «لَی مَعَ للهِ وَقتٌ(حالُ) لا یَسَعُهُ مَلَک مُقَرَّبٌ وشلا نَبِیُّ مُرسَلٌ؛ مرا با خداوند حالتی است که هیچ ملک مقرب و نبی مرسلی نمی تواند آن را تحمل کند» (بحار الانوار، همان)
    4. «وَاسَئلُکَ لذَّهَ النَّظرِ اِلی وَجهِک الکَریمِ؛ از تو می خواهم دیدار وجه کریمت را روزی ام گردانی» (همان، ج95، ص359
    5. شرح چهل حدیث، 455 و
    456

    اللهم ارزقنا حلاوت ذکرک و لقائک و الحضور عندک
    بمعرفة حججک سیما معرفة حجتک حجة ابن الحسن صلواتک علیه وعلی آبائه
    و معرفة اولیائک سیما معرفة ولیک نجم الدّین

    حسن حسن زاده آملی

  21. صلوات ها 9


صفحه 1 از 3 123 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع رو مطالعه کرده اند از ۱۳۹۴/۰۲/۲۷, ۱۷:۳۶ : 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود