صفحه 1 از 3 123 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: گریه بر امام حسین مخالف توحید؟

  1. #1

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۹
    علاقه
    ALLAH
    نوشته
    2,406
    حضور
    20 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    9
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    11066

    گریه بر امام حسین مخالف توحید؟




    بسم الله الرحمن الرحیم



    گریه بر امام حسین مخالف توحید؟ نقل گریه بر امام حسین مخالف توحید؟
    گریه بر امام حسین مخالف توحید؟ گریه بر امام حسین مخالف توحید؟ نوشته اصلی توسط : bina88 گریه بر امام حسین مخالف توحید؟
    گریه بر امام حسین مخالف توحید؟



    ( اشک حسینى سرمایه شیعه به نقل از کامل‏الزیارات ) حدیث چهارم : ( اکسیرالعبادات به نقل از منتخب ) امام صادق علیه السلام فرمودند: گریه کننده جدَّم از جاى خود برنمى‏خیزد مگر اینکه مانند روزى که از مادر متولد شده از گناهان پاک است. حدیث پنجم : ( اشک حسینى سرمایه شیعه به نقل از البکا ص 86 ) حضرت زهرا علیها السلام فرمودند: هرگاه گریه کنندگان بر حسینم داخل بهشت شوند، من هم داخل بهشت مى‏شوم. اشک حسینى سرمایه شیعه به نقل از البکا ص 94 ) حضرت صادق علیه السلام فرمودند: خدا حیا مى‏کند گریه کننده بر حسین ابن على علیه السلام را عذاب نماید. کامل‏الزیارات باب 39 ) امام صادق علیه السلام فرمودند: حضرت امام حسین علیه السلام با حالى حزین و اندوه کشته شدند و سزاوار است بر خدا که هیچ حزین و اندوهگینى به زیارت آن جناب نرود مگر آنکه حق تعالى وى را مسرور و شادمان به اهلش برگرداند. ( اکسیر العبادات به نقل از کامل‏الزیارات ) امام صادق علیه السلام فرمودند: هر کسى هنگام یاد ما اشک از چشمانش جارى شود خدا آتش را بر صورت او حرام مى‏کند. ( العیون العبرى ) امام رضا علیه السلام فرمودند: بر همچو حسینى گریه کنندگان گریه کنند که گریه بر او گناهان بزرگ را از بین مى‏برد. ( العیون العبرى ) امام رضا علیه السلام فرمودند: همانا روز حسین چشمهاى ما را زخم و اشکهاى ما را جارى کرده است و عزیز ما را در کربلا خوار شمردند و ما را وارث محنت و بلا کرده است تا روز قیامت.
    گریه بر امام حسین مخالف توحید؟
    گریه بر امام حسین مخالف توحید؟

    ان احادیث با توحید عدل معاد و امامت در تضادند.


    جناب بینا88 مدعی هستند موارد بالا را

    اساتید پاسخ دهند
    امام حسین علیه السلام

    زنهار زنهار بپرهیز از ظلم به کسی که در مقابل تو یاوری جز خدا ندارد

  2. صلوات ها 2


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۹
    نوشته
    5,227
    حضور
    68 روز 6 ساعت 54 دقیقه
    دریافت
    253
    آپلود
    48
    گالری
    41
    صلوات
    22069



    اینهم واضحتر تا بتوان این عبارات را خواند
    اینهم نظر بنده:
    این احادیث با توحید عدل معاد و امامت در تضادند.

    ( اشک حسینى سرمایه شیعه به نقل از کامل‏الزیارات )


    حدیث چهارم : ( اکسیرالعبادات به نقل از منتخب )

    امام صادق علیه السلام فرمودند:
    گریه کننده جدَّم از جاى خود برنمى‏خیزد مگر اینکه مانند روزى که از مادر متولد شده از گناهان پاک است.


    حدیث پنجم : ( اشک حسینى سرمایه شیعه به نقل از البکا ص 86 )

    حضرت زهرا علیها السلام فرمودند:
    هرگاه گریه کنندگان بر حسینم داخل بهشت شوند، من هم داخل بهشت مى‏شوم.



    اشک حسینى سرمایه شیعه به نقل از البکا ص 94 )
    حضرت صادق علیه السلام فرمودند:
    خدا حیا مى‏کند گریه کننده بر حسین ابن على علیه السلام را عذاب نماید.


    کامل‏الزیارات باب 39 )
    امام صادق علیه السلام فرمودند:

    حضرت امام حسین علیه السلام با حالى حزین و اندوه کشته شدند و سزاوار است بر خدا که هیچ حزین و اندوهگینى به زیارت آن جناب نرود مگر آنکه حق تعالى وى را مسرور و شادمان به اهلش برگرداند.

    ( اکسیر العبادات به نقل از کامل‏الزیارات )
    امام صادق علیه السلام فرمودند:
    هر کسى هنگام یاد ما اشک از چشمانش جارى شود خدا آتش را بر صورت او حرام مى‏کند.

    ( العیون العبرى )
    امام رضا علیه السلام فرمودند:
    بر همچو حسینى گریه کنندگان گریه کنند که گریه بر او گناهان بزرگ را از بین مى‏برد.


    ( العیون العبرى )
    امام رضا علیه السلام فرمودند:
    همانا روز حسین چشمهاى ما را زخم و اشکهاى ما را جارى کرده است و عزیز ما را در کربلا خوار شمردند و ما را وارث محنت و بلا کرده است تا روز قیامت.


    علی علیه السلام :
    خداوند، ملائكه را از نيروى عقل محض ، حيوانات را از غرائز و شهوات محض و انسان را تركيبى از هر دو آفريد. آن كس كه نيروى انديشه و فكرش ‍ بر شهوتش غلبه كند، از ملائكه برتر و آن كس كه نيروى شهوت و غريزه اش ‍ بر قوه عقل غالب شود از حيوانات پست تر است . ( بحارالانوار، ج 57، ص 299، حديث 5 )

  5. #3

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۹
    علاقه
    ALLAH
    نوشته
    2,406
    حضور
    20 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    9
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    11066



    بله انشاالله به بحث می نشینیم متشکرم
    امام حسین علیه السلام

    زنهار زنهار بپرهیز از ظلم به کسی که در مقابل تو یاوری جز خدا ندارد

  6. صلوات


  7. #4

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,905
    حضور
    84 روز 15 ساعت 5 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40518



    با سلام
    حدیث‌شناسان برای اعتبار روایات دو دسته شرایط و معیار را در نظر می‌گیرند:
    یک دسته مربوط به سند و شرایط راوی است و دسته دیگر مربوط به متن و محتوای روایت در زمینه شرایط راوی گفته‌اند: اسلام، بلوغ، عقل،‌ عدالت، ثبت، حفظ و فراموشکار نبودن، از جمله شرایطی است که راوی می‌‌بایست از آن بهره‌مند باشد تا بتوان روایتش را ارزشمند و معتبر به حساب آورد.(1)
    از جهت متن و محتوای حدیث، می‌بایست شرایطی داشته باشد،
    از جمله:

    1- موافقت روایت با قرآن : پیامبر(ص)فرمود: «بر هر حقی ، حقیقتی است و بر هر راه درستی ، نور وچراغی هست . پس آن چه از روایات مطابق قرآن باشد، آن را مورد عمل قرار بدهید و آن چه را مخالف قرآن باشد، رها کنید».(2)

    امام صادق (ع) فرمود:«احادیثی که موفق قرآن نباشد، باطل است ».(3)
    پیامبر (ص) در سرزمین منی برای مردم خطبه خواند و فرمود: «ای مردم ! آن چه از من به شما رسید و ازمن نقل کردند، اگر موافق قرآن باشد، آن را گفته ام و قبول دارم و آن چه که مخالف قرآن باشد، آن را نگفته ام ».(4)


    2- مخالفت روایت با شهرت : اگر روایتی مخالف با روایات مشهور باشد یا مخالف با ضرورت مشهوری باشد،(5) آن روایت را قبول نمی کنیم و به آن روایت شاذ و نادر می گوییم .

    3- مخالفت احادیث با عقل ناب و مستقلات عقلی
    احادیث نقل شده که بر خلاف عقل سلیم باشد ، نمی تواند مورد قبول باشد. البته عقل شخصی معیار نیست ، تا هر کس بگوید این روایت با عقل من جور در نمی آید ، پس غیرمعتبر است ، بلکه باید از نوع مستقلات عقلی بوده و نوع عقلا آن را بر خلاف عقل می دانند ، نه عقل شخصی.


    4ـ بر خلاف سنت قطعی و اخبار متواتر و مسلّمات تاریخی نباشد.(6) .

    5- روایاتی که در کتاب های روایی نقل شده ، چون دارای چند واسطه است ، باید دربارهء هر یک از واسطه ها و راوی ها تحقیق بشود که آیا این شخص که روایت را از امام (ع) شنیده و به دیگری گفته و دیگری هم به سومی و او هم به چهارمی انتقال داده ، همه ، انسان های درستکار و موثّقی بوده
    اند یا نه؟ این کار از عهدهء هر کس بر نمی آید، بلکه فقهای عظام و کسانی که حدیث های صحیح را تشخیص می دهند، باید سند روایت را مورد تحقیق قرار دهند. این تحقیق و جست و جو را «بحث سندی » می گویند.
    بعد از تشخیص صحّت سند، نوبت به دلالت و فهم مضمون آن حدیث می رسد.
    در فهم دلالت حدیث ، باید انسان تشخیص بدهد این کلام را که امام(ع) به فلان شخص گفته، تقیه یا مسئله دیگری درکار نبوده یا فهم آن شخص ، چقدر بوده است .
    گاهی شخصی که از امام سؤال می کند، کم سواد یا بی‌سواد و عامی است ، ولی یک وقت فرد عالم و دانشمندی است.
    بنابراین ، فهم تشخیص روایات صحیح از غیر صحیح کار بسیار مشکلی است ؛ از این رو نمی توانیم حدیثی را به راحتی ردّ و یا قبول کنیم .

    علاوه بر این امور می‌توان از این راه ها به جعلی بودن احادیث پی برد:
    ـ اعتراف جعل کننده به جعل حدیث،
    ـ وجود غلط ‌هایی از لحاظ قواعد ادبی در متن حدیث، یا از ناحیه معنا رکیک باشد؛ زیرا از پیامبر که فصیح‌ترین عرب است، نیز امامان(ع) که سرآمد فصحای عربند، جمله‌ای نادرست و یا با معنای زننده‌ای صادر نمی‌شود.
    ـ مفاد و معنای حدیث مخالف با حس و مشاهده باشد، به گونه‌ای که تأویل آن ممکن نباشد.
    ـ افراط در ثواب فراوان بر عمل کوچک،
    ـ‌ مضمون حدیث مخالف با مقصد و هدف شارع نباشد.
    ـ مضمون حدیث مشتمل بر اموری باشد که بر خلاف سیره و رفتار و گفتار عقلا است.(7)

    پی‌نوشت:
    1 . وسائل الشیعه ، ج 18 ص 78.
    2. کاظم مدیر شانه‌چی، علم الحدیث، ص 184.
    3. همان، ص 122 و 123.
    4. همان، ص122 ـ‌ 126.
    5 . همان .
    6 . همان ، ص 79.
    7 . همان ، ص 80.
    ویرایش توسط رضا : ۱۳۸۹/۱۲/۰۶ در ساعت ۰۴:۲۹
    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  8. صلوات ها 6


  9. #5

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۹
    علاقه
    ALLAH
    نوشته
    2,406
    حضور
    20 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    9
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    11066



    رضا جان
    بحث بینا این نیست که احادیث جعلی هستند
    ایشان کلا این مقوله را متضاد با توحید عدل امامت و معاد می دانند
    امام حسین علیه السلام

    زنهار زنهار بپرهیز از ظلم به کسی که در مقابل تو یاوری جز خدا ندارد

  10. صلوات


  11. #6

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۹
    نوشته
    5,227
    حضور
    68 روز 6 ساعت 54 دقیقه
    دریافت
    253
    آپلود
    48
    گالری
    41
    صلوات
    22069

    گریه بر امام حسین مخالف توحیدهرگز موضوع بحث بنده نیست




    نقل قول نوشته اصلی توسط fagheer نمایش پست ها
    رضا جان بحث بینا این نیست که احادیث جعلی هستند ایشان کلا این مقوله را متضاد با توحید عدل امامت و معاد می دانند
    دقیقا بنده این احادیث را در منافات کامل با آموزه های شریعت اسلامی و مطابق با تثلیث - شرک یهودیان کابالائیست میدام.

    ضمنا

    گریه بر امام حسین مخالف توحید؟

    هرگز موضوع بحث بنده
    نیست
    ویرایش توسط bina88 : ۱۳۸۹/۱۲/۰۶ در ساعت ۰۳:۰۰
    علی علیه السلام :
    خداوند، ملائكه را از نيروى عقل محض ، حيوانات را از غرائز و شهوات محض و انسان را تركيبى از هر دو آفريد. آن كس كه نيروى انديشه و فكرش ‍ بر شهوتش غلبه كند، از ملائكه برتر و آن كس كه نيروى شهوت و غريزه اش ‍ بر قوه عقل غالب شود از حيوانات پست تر است . ( بحارالانوار، ج 57، ص 299، حديث 5 )

  12. صلوات


  13. #7

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,905
    حضور
    84 روز 15 ساعت 5 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40518



    نقل قول نوشته اصلی توسط Fagheer نمایش پست ها
    رضا جان
    بحث بینا این نیست که احادیث جعلی هستند
    ایشان کلا این مقوله را متضاد با توحید عدل امامت و معاد می دانند
    با سلام
    فقیر گرامی باید در نظر داشت!که اینجا همگی دور هم جمع شدیم تا خدمت کنیم به دور از هرگونه غرض ورزی !

    اگر گفتند این عزا را احیا کنید، زنده نگهدارید، برای اینست که این نکته ها را بفهمیم و دریابیم و عظمت حسین را درک کنیم؛و اگر اشکی می ریزیم از روی معرفت باشد. معرفت حسین)
    ما را بالا می برد. ما را انسان می کند، ما را اهل حق و حقیقت می کند، اهل عدالت می کند، یک مسلمان واقعی می کند، مکتب حسین)مکتب انسان سازی است.
    نه مکتب گنهکار سازی. حسین
    )سنگر عمل صالح است، نه سنگر گنهکاری. پس فلسفه این که گفته اند عزای حسین بن علی را زنده نگهدارید، اینست.

    استاد شهید مطهری در کتاب اسلام و مقتضیات زمان در معنای نقد می‌نویسد:

    «به طور کلی برای هر انسانی لازم است که دارای فکر نقادی باشد. قوه نقادی و انتقاد کردن به معنای عیب گرفتن نیست.
    معنای انتقاد، یک شیء را در محک قرار دادن و به وسیله محک زدن به آن، سالم و ناسالم را تشخیص دادن است. مثلاً انتقاد از یک کتاب معنایش این نیست که حتماً باید معایب آن کتاب نمودار بشود، بلکه باید هرچه از معایب و محاسن داشته باشد، آشکار بشود.» (مطهری، 1379، ج1، 285)

    و یا در جای دیگری در معنای نقد می‌فرمایند:

    «نقد به معنی واقعی، روشن کردن نقاط (قوت) و نقاط ضعف و نشان دادن چهره واقعی یک نوشته، یک شخصیت (است).» (مطهری، 1372، 62)

    بنابراین می‌توان گفت: «نقد، تشخیص سره از ناسره، تمایز نقاط قوت از ضعف و آشکار کردن درست و واقعی از امری نادرست و غیرواقعی است.


    استاد مطهری در بیان ضرورت نقد و اهمیت توجه به آن می‌گوید:

    «انسان باید هر چیزی که از دیگران می‌شنود نقاد باشد یعنی آن را بررسی و تجزیه و تحلیل بکند. صرف این که یک حرفی در میان مردم شهرت پیدا می‌کند خصوصاً که با یک بیان زیبا و قشنگ باشد دلیل بر آن نیست که انسان حتماً باید آن را بپذیرد و قبول بکند. به ویژه در امر دین و آنچه که مربوط به دین است، انسان باید نقاد باشد.» (مطهری، 1372، 62)

    ایشان حدیث منقول از پیامبر(ص) را بیان کرده و می‌فرمایند:

    «آنچه که راجع به احادیث بحث می‌کردیم که پیغمبر فرمود آنچه را که از من می‌شنوید به قرآن عرضه بدارید اگر موافق است بپذیرید و اگر مخالف است، نه، خود نوعی نقادی است.» (همان، 286)

    در جای دیگر استاد با آوردن حدیثی از حضرت عیسی(ع) می‌فرمایند:

    «در این زمینه احادیث زیاد و عجیبی داریم. یکی این است که در روایات ما از حضرت مسیح روایت شده که می‌فرمود: "خذ الحق من اهل الباطل و لا تأخذ الباطل من اهل الحق" در اینجا ظاهراً توجه به این است که شما به گوینده سخن توجه نداشته باشید، سخن‌شناس باشید، تکیه‌تان روی گوینده سخن نباشد، ای بسا حق را از اهل باطل بشنوید بگیرید، و ای بسا باطل را از اهل حق بشنوید نگیرید. شاهدم این جمله آخر است که فرمود: کونوا نقاد الکلام، صرّاف سخن باشید.» (مطهری، 1374، 43)

    به نظر ایشان در مقام تجزیه و تحلیل کلام دو روش وجود دارد؛ یکی اینکه انسان از بین دو سخن درستش را بگیرد و نادرستش را رها کند و دیگر این که یک سخن را تجزیه و تحلیل کرده، عناصر درست را گرفته و نادرست را رها کند.

    از نظر استاد نقد و انتقاد از نوع دوم است و معتقدند که وقتی در روایات گفته شده است "انتقد الدرهم یا انتقاد الکلام" یعنی عیوب و محاسن را با هم دیدن و با هم محک زدن. یعنی طلای خالص را از ناخالص جدا کردن و سخن معیوب را از سخن نیک تشخیص دادن. (ایمانی‌پور، 1387، 15 ـ 16)

    ویرایش توسط رضا : ۱۳۸۹/۱۲/۰۶ در ساعت ۰۵:۴۸
    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  14. صلوات ها 3


  15. #8

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,905
    حضور
    84 روز 15 ساعت 5 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40518



    مسأله دیگر مسأله تجزیه کردن یک سخن است، یعنی عناصر درست را از عناصر نادرست جدا کردن.
    فرق است میان اینکه انسان از دو سخن، درستش را بگیرد و نادرستش را رها کند و تجزیه کردن یک سخن که انسان عناصر درستش را بگیرد و عناصر نادرستش را الغاء کند و این قدر تشخیص داشته باشد که بگوید از این سخن این قسمتش درست است و این قسمتش نادرست.

    این همان مطلبی است که در روایات تعبیر به نقد و انتقاد شده است.

    وقتی می‌گوید انتقد الدرهم یا انتقد الکلام (که درهر دو مورد به کار می‌رود) یعنی اظهر عیوبه و محاسنه (عیوب و محاسن آن درهم یا کلام را آشکار کردن) چنان که سکه‌ای را که محک می‌زنند آن طلای خالص و به اصطلاح عیارش را به دست می‌آورند. کلامی را نقد کردن یعنی خوبی‌های آن را از بدی‌های آن جدا کردن. (مطهری، 1374، 42ـ43)
    شهید مطهری همچنین در ضرورت نقد می‌فرمایند:
    ضرورت این کار به دو دلیل (است):
    الف) شیوع و رواج فوق‌العاده و روانی و نفوذ اینها (مطالب نادرست).
    ب) کمین کردن گروهی که نقاط ضعف اینها را پایه و مبنای یک سلسله برداشت‌های نادرست از اسلام به عنوان تدوین فرهنگ انقلابی و به نام رنسانس اسلامی قرار دهند. (مطهری، 1372، 62)


    ویرایش توسط رضا : ۱۳۸۹/۱۲/۰۶ در ساعت ۰۴:۵۲
    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  16. صلوات ها 3


  17. #9

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,905
    حضور
    84 روز 15 ساعت 5 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40518



    با بررسی آثار، آراء و اقوال استاد شهید مرتضی مطهری، آنچه که به عنوان اصول، روش‌شناسی و یا چگونگی نقد مطرح است عبارتند از"
    1ـ برخورد اثباتی و بیان نکات مثبت در کنار اشکالات:
    استاد مطهری در مواجهه با افکار مخالف و انحرافی پیش از نفی و نادرست خواندن آنها، نخست آنچه خود به آن اعتقاد داشت اثبات می‌نمود و سپس به رد آن فکر انحرافی می‌پرداخت ... در بررسی این اندیشه‌ها، باید نخست مطالب درست از نادرست نمایانده شود، تا پس از آن مطالب نادرست نقد شود. (باقی، 1382، 106)

    2ـ جدال احسن و برخورد احترام‌آمیز در نقل اقوال:
    از دیگر شیوه‌های استاد مطهری، در نقد اندیشه‌ها، بهره‌گیری از آموزه جدال احسن قرآن کریم در برخورد با مخاطبان است.
    خداوند در قرآن خطاب به پیامبر(ص) می‌گوید:

    ادع الی سبیل ربّک بالحکمۀ و الموعظۀ الحسنۀ و جادلهم بالّتی هی احسن (نحل،125). مردم را با پند و حکمت به سوی خدا بخوان و با آنها به بهترین طریق مناظره کن.
    همچنین استاد در پی طرح شبهه و پاسخگویی به آن، به هنگام نقل اقوال، با ادای احترام به افراد، دیدگاه و نظرات افراد را مورد تجزیه وتحلیل و نقد قرار می‌داد.

    3ـ پرهیز از مطلق‌گرایی و خود را عقل کل و بحر العلوم دانستن:
    از دیگر شیوه‌های استاد مطهری، پرهیز از خود بزرگ‌بینی و غرور علمی و خود را عقل کل دانستن و با عینک بدبینی قضاوت کردن است.
    ایشان همواره در نقد اندیشه‌ها، علیرغم ارائه استدلال‌ها و منطق قوی، مطلق‌گرا نبود و برای طرف مقابل جایی برای اظهارنظر باقی می‌گذاشت تا دیدگاه‌های خود را اصلاح نماید. چنانکه در یکی از تعابیر خود آورده است:

    «بار دیگر از همه فضلا و دانشمندان درخواست دارم که به دقت در آنچه گفته شد بنگرند، اگر مرا برخطا می‌بینند واقفم فرمایند که با سپاسگزاری فراوان خواهم پذیرفت.» (مطهری، 1361، 43)
    4ـ استقلال فکری و آزاداندیشی:
    از امتیازات شهید مطهری استقلال فکر و آزاداندیشی وی بود. استقلال فکری و واقع‌گرایی باعث می‌شد که وی همواره حقیقت را بر عوامل دیگر مقدم بدارد و با دیدی انتقادی به گفته دیگران نگاه کند. آزاداندیشی وی باعث می‌شد که وی خود را در قید و بند اقوال و آراء دیگران محصور و محدود نسازد، لذا با دید انتقادی به دیدگاه‌ها و نظرات دیگران می‌نگریست و در نتیجه کارهای علمی‌اش به جای آن که "تقریر و تقلیدی" از حرفهای دیگران باشد، "تحقیقی" زاییده از سرچشمه خلاقیت خود او بود. (باقی، 1383، 111)

    5ـ برخورد بنیادی و رعایت انصاف علمی:
    ذهن نقاد و تحلیلی استاد مطهری، او را قادر ساخته بود از ظواهر به بواطن امور پی ببرد و در طرح مسایل فلسفی، اجتماعی، شبهات اعتقادی و ... سعی بر آن داشت که به ریشه تاریخی و اجتماعی یک تفکر پی ببرد. انصاف علمی سبب شده بود که استاد مطهری بر روی حرف مخالفان نظر خود کاملاً بیندیشد. همیشه هر سخن و گفته‌ای را تا حد امکان تجزیه و تحلیل می‌کرد و شقوق درست و قابل قبول آن را از احتمالات نادرست جداکرده، به حساب هر یک جداگانه رسیدگی می‌کرد. (همان، 112)

    6ـ رعایت مصلحت و توجه به اقتضای زمان:
    یکی از شیوه‌های نقد استاد مطهری توجه به مصالح، نیازها و اقتضائات است. طرح برخی مسایل در زمانی خاص و یا مکان و مخاطبین خاص، شاید پیامدهای نامطلوبی داشته که باید شدیداً از آن پرهیز کرد. اگرچه مبلغین و هادیان دینی و انقلابی، همواره در یک فضای پارادوکسی و تضادی قرار دارند، یعنی از یکسو رسالت توجیه و هدایت مخاطب را بر اساس رسالت پیامبری و تبلیغی عهده دارند اما از سوی دیگر باید با توجه به عقول و فهم و توان هضم مسایل و سعه وجودی مخاطبین، مسایل گوناگون را برای آنان طرح نمایند.
    بر این اساس استاد مطهری در طرح مسایل، چنین عمل می‌کرد، آنجا که تشخیص می‌داد وقت آن رسیده، بی‌درنگ اقدام می‌نمود و آنجا که فکر می‌کرد وقت آن نرسیده، تأمل می‌کرد. استاد مطهری در سال 56 بعد از درگذشت شریعتی، نامه‌ای به حضرت امام خمینی(ره) می‌نویسد و ضمن روشن نمودن بسیاری از حقایق در مورد دکتر شریعتی، رعایت مصلحت را مدنظر داشته است. (همان، 109)
    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  18. صلوات ها 3


  19. #10

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,905
    حضور
    84 روز 15 ساعت 5 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40518



    نمونه‌ها و مصادیق نقد:
    در آثار شهید مطهری، نمونه‌ها و مصادیق فراوانی از نقد آراء، آثار و اقوال دیگران است که طرح آن می‌تواند برای هادیان سیاسی به عنوان معیارها و الگوهای مطلوب در نقد آراء و اندیشه‌های شخصیت‌ها، احزاب، جریان‌ها و نظام‌های سیاسی مفید واقع گردد. در ادامه چند نمونه از شیوه عینی نقد استاد مطهری را بیان می‌نماییم:


    1ـ نقد آرای دکتر علی شریعتی
    در قسمتی از اعلامیه استاد مطهری در سال 56 درباره دکتر شریعتی آمده است:
    «اینجانبان که علاوه بر آشنایی به آثار و نوشته‌های مشارالیه با شخص او فی‌الجمله معاشرت داشتیم، معتقدیم نسبت‌هایی از قبیل سنی‌گری و وهابی‌گری به او بی‌اساس است و او در هیچ یک از مسایل اصولی اسلام از توحید گرفته تا نبوت و معاد و عدل و امامت، گرایش غیراسلامی نداشته است.
    ولی نظر به این که تحصیلات عالیه و فرهنگ او غربی بود و هنوز فرصت و مجال کافی نیافته بود در معارف اسلامی مطالعات وافی داشته باشد تا آنجا که گاهی از مسلمات قرآن و سنت و معارف و فقه اسلامی بی‌خبر می‌ماند، هرچند با کوشش زیاد به تدریج بر اطلاعات خود در این زمینه می‌افزود.
    در مسایل اسلامی دچار اشتباهات گردیده است که سکوت در برابر آنها ناروا و نوعی کتمان حقیقت و مشمول سخن خداست ... از این رو با توجه به اقبال فراوان جوانان به کتب مشارالیه، و این که خود او در اواخر عمر در اثر تذکرات متوالی افراد بی‌غرض و بالاتر رفتن سطح معلومات خودش، به یکی از نزدیکانش وکالت تام برای اصلاح آنها داد، اینجانبان (مطهری و بازرگان) بر آن شدیم به حول و قوه الهی، ضمن احترام به شخصیت و تقدیر از زحمات و خدماتش در سوق دادن نسل جوان به طرف اسلام، بدون مجامله و پرده‌پوشی و بدون اعتنا به احساسات طرفداران متعصب و یا دشمنان مغرض، طی نشریاتی نظرات خود را درباره مطالب و مندرجات کتاب‌های ایشان بالصراحه اعلام داریم ...» (مطهری، 1372، 63ـ64)

    ویرایش توسط رضا : ۱۳۸۹/۱۲/۰۶ در ساعت ۰۵:۲۴
    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  20. صلوات ها 4


صفحه 1 از 3 123 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 2

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود