جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: نارضايتي و غضب فاطمه زهرا، نسبت به خلفاء در چه كتابهاي بيان شده است؟

  1. #1

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    2,644
    حضور
    1 روز 12 ساعت 38 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    11247

    نارضايتي و غضب فاطمه زهرا، نسبت به خلفاء در چه كتابهاي بيان شده است؟




    در اكثر تواريخ و كتب روائي معتبر اهل سنت اين حقيقت با عباراتي نزديك به اين مضمون منعكس شده است:
    ابوبكر به قنفذ گفت: بسوي علي برگرد و به او بگو: خليفه رسول خدا از تو مي خواهد كه بيعت كني، پس قنفذ آمد و آنچه كه به آن امر شده بود بجا آورد، علي صدايش را بلند كرد و گفت: سبحان الله؟ مرا دعوت مي كند به پذيرفتن آنچه كه براي او نيست(خلافت). پس قنفذ برگشت، و سخن حضرت را به ابوبكر ابلاغ كرد، ابوبكر گريه اي طولاني كرد؛ سپس عمر بلند شد و جماعتي هم با او همراه شدند تا به درب خانه فاطمه رسيدند و دق الباب كردند، وقتي فاطمه صداي آنها را شنيد با نداي بلندي سر داد: اي پدر، اي رسول خدا؛ بعد از تو از ابن خطاب و ابن ابي قحافه چه مي بينيم، تا آن جماعيت صدا و گريه فاطمه را شنيدند، با چشمي گريان از كارشان منصرف شدند و در حالي كه نزديك بود دلهايشان دو تكه شود و جگرهايشان پاره شود برگشتند اما عمر با عده اي باقي ماندند، و علي را از منزلش خارج كردند و كشان كشان نزد ابي بكر بردند، و گفتند كه بيعت كن، علي گفت: هرگز من چنين كاري نمي كنم و به زبان نمي آورم. گفتند: قسم به خدايي كه غير از او خدايي نيست گردنت را مي زنيم. علي گفت: چگونه بنده خدا و برادر رسول او را مي كشيد؟ عمر گفت: بنده خدا هستي و اما برادر رسول خدا نه. ولي ابوبكر ساكت بود و حرفي نمي زد، عمر به ابوبكر گفت آيا امري در مورد او نمي كني؟ ابوبكر گفت: او را به چيزي مجبور نمي كنم....
    زماني عمر به ابي بكر گفت: بيا برويم به پيش فاطمه، ما او را غضبناك كرديم، همه با هم رفتند، پس اجازه خواستند تا بر فاطمه وارد شوند، فاطمه به عمر و ابوبكر اجازه نداد، با علي صحبت كردند، پس علي آنها را داخل منزل كرد، هنوز ننشسته بودند كه فاطمه صورتش را به طرف حياط منزل برگردانده (يعني به ابوبكر و عمر نگاه نكرد) آن دو به فاطمه سلام كردند، اما فاطمه جواب سلام آنها را نداد، پس ابوبكر صحبت كرد و گفت: اي حبيبه رسول خدا! .....
    فاطمه گفت: شما را به خدا سوگند مي دهم آيا نشنيديد رسول خدا فرمود: «رضايت و خشنودي فاطمه، رضايت و خشنودي من است، و نارضايتي او نارضايتي من است، پس هر كس دخترم فاطمه را دوست بدارد مرا دوست داشته است.....» عمر و ابوبكر گفتند بلي.....
    فاطمه گفت: «همانا خدا و ملائكه اش را شاهد مي گيرم كه شما مرا ناراحت و ناخشنود كرده ايد و من از شما ناراضي هستم و وقتي با پيامبر ملاقات كنم از شما به او شكايت مي كنم!........»
    اين قضيه با اندك تفاوت هايي در كتب ديگري مثل صحيح بخاري، ج43، ص170، عوالم العلوم و المعارف، تاليف شيخ بحراني، ص225، المستر شد تاليف محمد بن جرير طبري، ص377، الهدايه الكبري تاليف حسين بن حمدان ص40، و نيز در الغدير تاليف علامه اميني، جلد9، ص382 كه از منابع مختلف اهل سنت نقل كرده است.
    معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
    1. بيت الاخوان، تاليف شيخ عباس قمي.
    2. كتاب سليم بن قيس.
    3. صحيح بخاري جلد پنجم.

  2. صلوات


  3.  

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود