جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: بررسی تعریف‌های علم كلام

  1. #1

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    2,644
    حضور
    1 روز 12 ساعت 38 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    11247

    بررسی تعریف‌های علم كلام




    پس از آگاهی از موضوع، غایت و روشهای بحث در علم كلام و با توجه به اینكه تعریف علوم از طریق یكی از امور یاد شده (موضوع، عنایت و روش بحث) انجام می‌گیرد. و جامع‌ترین تعریف آن است كه مشتمل بر همه این جهات باشد، در این فصل به بررسی و نقد نمونه‌هایی از تعریف علم كلام پرداخته و جامع‌ترین تعریف را یادآور می‌شویم.
    1. ابن خلدون در تعریف علم كلام گفته است: «هُوَ عِلمٌ یتضمن الحجاج عن العقائد الایمانیه بالادله العقلیه و الردِّ علی المبتدعه المنحرفین فی الاعتقادات عن مذاهب السّلف و اهل السّنّه»:[1]
    علم كلام متكفل احتجاج و اقامه دلایل عقلی بر عقائد دینی و ردّ بدعت گذاران و منحرفان از روش‌های پیشینیان و اهل سنّت در اعتقادات می‌باشد.
    در تعریف فوق چند نكته مورد توجه گرفته است:
    الف. رسالت و غایت علم كلام (دفاع از عقاید).
    ب. موضوع علم كلام (عقاید دینی).
    ج. روش علم كلام (بهره‌گیری از دلائل عقلی).
    از اینجا معلوم می‌شود كه ابن خلدون در تعریف علم كلام از موضوع، روش و غایت علم كلام بهره گرفته است، و از این جهت الگوی تعریف جامع را برگزیده است، ولی نكته‌ای كه وی در پایان تعریف خود اضافه نموده یعنی انحراف از روش‌های اهل سنت در اعتقادات، ربطی به تعریف علم كلام، به گونه‌ای كه همه مذاهب كلامی اسلامی را شامل شود، ندارد و تنها به مذهب كلامی خاصّی نظر دارد و نتیجه آن جامع نبودن تعریف است.
    مؤلفان «تاریخ فلسفه در جهان اسلامی» نیز همین خطا را تكرار كرده و رسالت علم كلام را دفاع از حدیث دانسته و بر این اساس گروه عدلیّه را در زمره متكلمان به شمار نیاورده‌اند و كلام اسلامی را منحصر در مكتب كلامی اشاعره دانسته‌اند.[2]
    روش بحث‌های كلامی نیز، چنان كه در فصل‌های قبل بیان شد، به دلائل عقلی اختصاص ندارد و از طرق دیگر نیز استفاده می‌نماید.
    2. علم كلام علمی است كه پیرامون اصول عقاید یا اصول دین بحث می‌كند و به همین جهت آن را علم اصول دین و علم اصول عقاید نیز می‌نامند. این تعریف از طریق بیان موضوع علم كلام است و كمال‌الدین ابن‌میثم بحرانی (متوفای/679) آن را یادآور شده است.[3]
    3. علم كلام درباره ذات و صفات و افعال خداوند بحث می‌كند و به همین جهت آن را علم توحید و صفات نیز نامیده‌اند. این تعریف از آنِ كسانی است كه موضوع علم كلام را ذات و صفات و افعال الهی دانسته‌اند.[4]
    4. یكی از تعاریفی كه میرسید شریف در كتاب «تعریفات» برای كلام نقل نموده است این است كه علم كلام علمی است كه پیرامون اموری بحث می‌كند كه معاد ومسائل مربوط به آن مانند بهشت و دوزخ، صراط و میزان، ثواب و عقاب، دانسته می‌شود،[5] جامع نبوده این تعریف كاملاً آشكار است.
    5. قاضی عضدالدین ایجی علم كلام را چنین تعریف كرده است: «هو علم یقتدر معه علی اثبات العقائد الدینیه بایراد الحجج و دفع الشُّبه»[6] علم كلام علمی است كه به واسطه آن انسان بر اثبات عقاید دینی بر پایه استدلال توانا می‌گردد. در این تعریف قیود یاد شده در زیر به كار رفته است:
    الف. موضوع علم كلام كه عقاید دینی است.
    ب. هدف علم كلام كه اثبات عقاید دینی و دفع شبهات از آنها است.
    ج. شیوه بحث كلامی كه اقامه دلائل گوناگون است.
    امتیاز تعریف صاحب مواقف بر تعریف ابن خلدون در قید اخیر است، زیرا دلیل و حجت را به دلیل عقلی اختصاص نداده است.
    6. سعدالدین تفتازانی در تعریف علم كلام گفته است: «انَّه العلم بالقواعد الشرعیه الاعتقادیه المكتسب من ادلَّتها الیقینیه»،[7] علم كلام عبارت است از علم به قواعد شرعی اعتقادی كه از طریق دلایل یقینی به دست می‌آید.
    در این تعریف نیز موضوع (قواعد شرعی اعتقادی) و شیوه بحث (دلایل یقینی) به كار رفته است؛ ولی مقیَّد نمودن دلائل علم كلام به دلایل یقینی، علاوه بر اینكه كار را بر متكلم دشوار می‌سازد، اصولاً با شیوه بحث‌های متكلمان در طول تاریخ علم كلام مطابقت ندارد؛ زیرا بسیاری از دلایل متكلمان الزامی یا اقناعی است نه برهانی و یقینی، و به عبارت دیگر، لازمه قید مزبور این است كه متكلم نتواند از ظواهر كتاب و سنّت (دلایل نقلی) استقراء، تمثیل، قیاس خطابی و جدلی بهره بگیرد و فقط باید از قیاس برهانی استفاده كند، و این راهی است كه پیمودنش برای متكلم میسور نبوده برای ایفاء رسالت كلامی او در همه زمینه‌ها كافی نمی‌باشد.
    محقق لاهیجی ش درباره تفاوت تعریف مواقف و مقاصد می‌گوید: بنابر تعریف مواقف، مباحثی از قبیل آنچه پیرامون جواهر و اعراض در متون كلامی مطرح می‌گردد داخل در تعریف علم كلام خواهد بود؛ زیرا این گونه مباحث در قدرت و توانائی متكلم بر اثبات عقاید دینی مؤثرند ولی بنابر تعریف مقاصد از دائره علم كلام بیرون می‌باشند؛ زیرا از جمله قواعد و مسائل دینی به شمار نمی‌روند.[8]
    7. نامبرده سپس می‌گوید بهتر است در تعریف كلام چنین بگوئیم: «صناعه نظریه یقتدر بها علی اثبات العقاید الدینیه»: كلام صناعتی نظری است كه به واسطه آن می‌توان عقاید دینی را اثبات نمود.
    این تعریف از سه مطلب تشكیل یافته است.
    1. علم كلام از صناعات نظری است نه صناعات علمی.
    2. موضوع آن عقاید دینی است.
    3. هدف آن اثبات عقاید دینی است.
    وجه اولویّت تعریف لاهیجی بر تعریف مواقف و مقاصد این است كه تعریف مزبور در عین اینكه مزایای تعریف مواقف را دارا است، فشرده و مختصر می‌باشد؛ زیرا واژه نظری بیانگر معنای استدلال و احتجاج است، همان‌گونه كه اثبات عقاید دینی بدون دفع شبهات امكان‌پذیر نمی‌باشد، بنابراین لاهیجی با به كار بردن واژه «صناعت نظری» به جای واژه «علم» از بكار گرفتن دو واژه «ایراد الحجج» و «دفع الشبه» بی‌نیاز گردیده است و از آنجا كه نوع استدلال را تعیین نكرده است، همه انواع آن را (عقلی، نقلی، قیاسی، استقرائی و ...) شامل می‌گردد و از این نظر خللی را كه در تعریف شارح مقاصد به چشم می‌خورد ندارد.
    8. تعریف دیگری كه برای علم كلام گفته شده است این است كه: «علمٌ باحث‌ٌ عن الارض الذاتیه للموجود من حیث هو موجود علی قاعده الاسلام»: علم كلام درباره اعراض ذاتی موجود بما هو موجود بر اساس قواعد اسلامی بحث می‌كند.
    این تعریف از آن كسانی است كه موضوع علم كلام را «موجود بما هو موجود» دانسته‌اند.
    مؤلف مواقف بر این تعریف دو اشكال نموده است، كه در بحث مربوط به بررسی موضوع علم كلام نقل و بررسی شد.
    9. استاد شهید مطهری در تعریف علم كلام گفته است: «علم كلام علمی است كه درباره عقاید اسلامی یعنی آنچه از نظر اسلام باید بدان معتقد بود و ایمان داشت بحث می‌كند به این نحو كه آنها را توضیح می‌دهد و درباره آنها استدلال می‌كند و از آنها دفاع می‌نماید».[9]
    برتری این تعریف نسبت به تعریف‌های گذشته (در عین اینكه جهات حسن همه آنها را داراست) این است كه توضیح و تبیین عقاید اسلامی را نیز از وظایف كلام و متكلم دانسته است؛ زیرا چه بسا منشأ شبهات و اعتراضات مخالفان عقاید تفسیرهای نادرست آنان از عقاید و مفاهیم دینی می‌باشد، چنانكه مثلاً ماركسیست‌ها كه دین را ابزاری در دست استثمارگران معرفی كرده‌اند، مفاهیمی نظیر زهد و صبر را به گونه‌ای نادرست تفسیر نموده گفته‌اند: اینگونه اصول دینی، مانع قیام و خروش توده‌های مستضعف بر علیه استثمارگران است و بر این اساس دین را عالم تخدیر دانسته‌اند.
    بدیهی است راه دفاع از دین و پاسخگوئی به این قبیل شبهات، توضیح و تفسیر صحیح مفاهیم و عقاید دینی است؛ بدین جهت ما نیز همین تعریف را برگزیده و در قالب عبارت‌های ذیل بیان می‌نماییم:
    10. علم كلام، علمی است كه اصول و عقاید دینی را تبیین نموده و با استفاده از روش‌های مختلف استدلال به اثبات آنها و پاسخگوئی به شبهات و اعتراضات مخالفان می‌پردازد. وجه امتیاز این تعریف نسبت به تعریف مرحوم مطهری علاوه بر مختصر بودن آن این است كه به كلام اسلامی اختصاص ندارد.[1] . مقدمه ابن خلدون، صفحه 458.
    [2] . تاریخ فلسفه در جهان اسلامی: جلد 1، صفحه 144.
    [3] . قواعد المرام: مقدمه كتاب.
    [4] . میر سید شریف نیز این تعریف را یادآور شده است لیكن قید «و احوال الممكنات من المبدأ والمعاد» و «قید علی قانون الاسلام» را نیز به آن افزوده است. (التعریفات: ط تهران، ناصر خسرو، صفحه 80).
    [5] . التعریفات: صفحه 80.
    [6] . المواقف: صفحه 7.
    [7] . شرح المقاصد: جلد 1، صفحه 165.
    [8] . شوارق الالهام: صفحه 5.
    [9] . آشنایی با علوم اسلامی: كلام، عرفان، درس اوّل.

  2. صلوات


  3.  

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود