صفحه 1 از 11 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: آتش در عقاید ایرانیان باستان

  1. #1

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,905
    حضور
    84 روز 15 ساعت 11 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40518

    مطلب آتش در عقاید ایرانیان باستان




    با سلام

    واژه آتش در اوستا

    واژه آتش در اوستا به صورت اتر، و در زبان پهلوی به صورت آتور و آتر و آتش، و در زبان پارسی به صورت آذر و آدر، و در گویش های گوناگون آن به صورت های آتیش، آدیش، تش و شکل های کم و بیش نزدیک به این صورت ها آمده و ثبت و ضبط شده است.
    ریشه این کلمه در زبان سانسکریت آدری بوده است و مفهوم آن زبانه و شعله آتش است و به عنوان صفت ایزد آتش که آگنی نامیده می شده، نیز به کار می رفته است.
    آتش، (یا آذر) در ایران پیش از اسلام عنصری مقدس بوده و در عقاید زردشتیان مظهر فروغ ایزدی و پسر اهورمزدا به شمار می آمده و جنبه، الوهیت داشته است (یسنا، 25: 7).
    همانند دیگر ایزدان زردشتی، آتش نیز دعایی ویژه دارد که «آتش نیایش» خوانده می شود.
    در منابع متأخرتر دورهساسانی، آتش هفتمین مخلوق از «مخلوقات هفتگانه گیتی» (مخلوق این جهانی) به شمار آمده است (بندهشن، 3: 7؛ زادسپرم، 1: 25). احتمال دارد که منظور از خورشید و روشنان در آغاز فروردین یشت، که از 6 مخلوق سخن رفته، آتش باشد.
    اورمزد همه آفریدگان «مینو» (آفریدگان در حالت غیر محسوس و روحانی) را پیش از درآمدن به صورت «گیتی» (به صورت محسوس و جسمانی)، نخست به شکل «اخگر آتشی» آفرید که این صورت خود برخاسته از روشنی بی آغاز (نور ازلی) اورمزد است (بندهشن، 1 الف: 4، 44، 50؛ روایات پهلوی، 128). همچنین آمده است که اورمزد آت را از دل خویش آفرید و نور آن را از نور ازلی خلق کرد (روایات پهلوی، 44: 28).
    جنس آتش همچون آسمان و فلز و باد، نر به شمار آمده است (بندهشن، 15 الف: 1).
    گفته شده که آتش در همه آفریدگان وجود دارد: در آسمان به صورت نور خورشید و روشنان دیگر و نیز به صورت برق؛ در زمین نیز گرمی آتش است که ریشه های درختان و چشمه های آبها را زنده نگاه می دارد. بدن گیومرث (نمونه نخستین و مثالی بشر که اولین زوج بشر از او پدید آمده است) و گاو ایوداد (نمونه نخستین چارپایان) از زمین، ولی نطفه آنان از آتش بود (بندهشن، 1 الف: 3).

    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  2. صلوات ها 6


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,905
    حضور
    84 روز 15 ساعت 11 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40518



    انواع آتش در اوستا و در کتابهای پهلوی
    اوستا پنج گونه آتش را نام برده است و بر هر یک درود مخصوص فرستاده است.
    نخستین آتش، آتش بزرگ است که به آتش بهرام مشهور بوده است و در آتشکده ها نگاهداری می شده است.
    دومین آتش در بدن جانوران و کالبد آدمی پنهان است و آتش درون نامیده شده است.
    سومین آتش در روییدنی ها و بدنه چوبین گیاهان و درختان جاری است و مولد جیات نباتات و جانداران است.
    چهارمین آتش در ابر ها نهفته است و به صورت برقش یا آذرخش از دل ابرها بیرون می جهد و این همان آتش جهنده ای است که از گرز تشتر زبانه می کشد و شراره می گیرد.
    پنجمین آتش، آتش ایزدی است که در عرش جاودان و در برابر اهورامزدا قرار دارد.
    آتش مقدس زندگی در نهاد تمام فرزندان طبیعت، به امانت گذشاته شده است و به همه موجودات جهان ارمغان داده شده است.
    گوهر زندگی انسان و سایر موجودات زنده و جاندار همین آتش جاودانه درون است، آتشی که هرگز نمی میرد و مظهر دوام و بقای جان است. این همان آتش درون است که از آن تعبیر به آتش نامیرای عشق و آتش جاودان جان شده است و گوهر هستی موجودات زنده، به ویژه آدمیزاده است. ادبیات اساطیری و عرفانی ما سرشار است از روشنی و شعله این آتش نامیرا. آتش مینوی نگاهبان و نگه دارنده زدگی جانوران است، و آتش زمینی پاک سازنده و سوزنده پلیدی و پلشتی و گناه است. رسم برافروختن آتش در اغلب جشن های آیینی ایران باستان وجود داشته است.
    از جشن سده که جشن رسمی ستایش و گرامی داشت آتش بوده است تا جشن چهارشنبه سوری، از جشن شب یلدا تا جشن مهرگان و جشن آذرگان، و از همه مهم تر جشن نوروز. در خانه های ایرانیان باستان، در روز نخست فروردین، پس از آراستن اتاق برگزاری مراسم نوروز، روی میز مراسم، کوزه ای آب و صراحی شراب و گلدانی گل و بشقابی شیرینی و کاسه ای نقل و آتشدانی پر از آتش می گذاشتند و آتش را با چوب صندل و عود و سایر چوب های خوشبو نیرو می دادند و هر کس موظف بود که با دست خود چوب بر آتش بگذارد و نام درگذشتگان خود را بر شمارد، زیرا بر این باور بودند که روح آن ها که در گذشته اند در صورت یاد کردن از ایشان به خانه و کاشانه زمینی خود بر می گردد و از روشنایی آتش شاد دلگرم و روشن روان می شود و تطهیر می گردد.
    آتش نوروزی در تمام مدت جشن های نوروزی روشن نگاه داشته می شد و به طور مداوم با چوب های معطر عود و صندل جان تازه و فروغ نو می گرفت و زبانه می کشید. این آتش پاک کننده بدی ها و گناهان بود و برکت بخشنده و میمنت بار، و ارمغان آور بهروزی و تندرستی و شادکامی، در تمام طول سال آینده برای اهل خانه و خویشان آن ها بود و هر چه مشتعل تر می شد خیر و برکت و میمنت آن افزون تر و بخشندگی آن کریمانه تر می شد و سرچشمه خجستگی و بهروزی افزون تر می گشت. نگهبانی و پاسداری آتش در ایران باستان بر عهده اردیبهشت بوده است.
    اردیبهشت که از امشاسپندان بوده است در عالم روحانی نماینده راستی و پاکی و تقدس اهورامزدا است و در عالم مادی، نگهبان همه آتش های روی زمین. واژه آذردر زبان فارسی شکل دیگری از آتش و یکی از قدیمی ترین نام های آن در زبان های آریایی است. یسنای 62 در ستایش آذر می باشد و آتش نیایش که نماز ویژه آتش است، از این یسنا گرفته شده است. مطابق متن یشت ها، آذر ایزد نگهبان خاص آتش بوده است و از میان گیاهان آذرگون یا آذریون به ایزد آذر اختصاص داشته است.
    نهمین ماه سال و نهمین روز هر ماه به نام این ایزد و آذر روز از آذر ماه جشن آذرگان بوده است، که در این روز مردم در آتشکده ها، آتش نیایش می خوانده اند.


    ادامه دارد....!!
    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  5. صلوات ها 5


  6. #3

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    علاقه
    اینترنت ، موسیقی
    نوشته
    1,453
    حضور
    20 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    21
    صلوات
    8532



    سلام

    حالا من یک سوالی از شما می کنم آتش نباشد چه می شود؟؟
    -+- ما هم تهران رو آره -+-

    سایت قرآن آنلاین + ترجمه فارسی
    wWw.Quran14.TK


  7. صلوات ها 3


  8. #4

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,905
    حضور
    84 روز 15 ساعت 11 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40518



    آتش درسروده هاى گاهانى
    گاتها اصیل ترین پاره اوستاى موجوداند؛ سروده هایى که به باور عموم پژوهندگان از خود زرتشت به جامانده است.
    نیایش با آتش و احترام به آن در میان ایرانیان سابقه اى دیرینه و کهن تر از آیین زرتشت دارد. استاد زرین کوب این رسم و باور رابازمانده و یادگارى عصر پیش از جدایى اقوام هند و ایرانى مى داند و در باره خویشکارى آتش مى نویسد: نقش آتش در داورى بین پاک و ناپاک و درست و نادرست به ادوار قبل از جدایى اقوام هند و آریایى مى رسد.
    علاوه بر این با توجه به اساطیر ایران باستان مشاهده مى کنیم که باور به ایزد آذر بر تعالیم زرتشت مقدم است. پس مى توان به صراحت این ایده را مطرح کرد که آتش پرستارى و نیایش با آن جزیى از بدنه اصلى آیین زرتشت نیست.
    به هر حال آتش در سروده هاى گاهانى تقدس و نقش خود را حفظ کرده است و مظهر عدالت و داد خداوندى است.
    مزدا پرستان در نزد آن نماز به پا مى دارند و سوپرستى است.
    زردشت ادعا مى کند که در پرتو گرماى آذر، نیروى «منش نیک» به او روى آورد.
    در پرتو گرماى آذر تو - که نیرومندى اش از اشه است - نیروى «منش نیک» به من روى خواهد نمود.
    آذر در جهان پسین نشان دهنده و مشخص کننده جایگاه نیکوکاران و بدکاران است. اى مزدا اهوره! با آذر فروزان خویش، واپسین جایگاه هر دو گروه پیروان راستین و پیروان دروندرا آشکار کن.
    علاوه بر این خویشکارى آتش در آن سرا براى نیکان موجب خیر و خوشى و شادکامى است و براى بدکاران وسیله عذاب وکیفر است: اى مزدا! تو با آذر فروزان و آهن گدازان هر دو گروه را خواهى آزمود پاداش و پادافره خواهى داد.
    هر یک از آفریدگان جهان در حمایت یکی از ایزدان است و نگاهبان آتش، اردیبهشت امشاسپند است (بندهشن، 3: 15، 26: 41 به بعد). این پیوستگی آتش و اشه (اردیبهشت) را در کهن ترین بخش اوستا یعنی گاهان نیز می بینیم (یسنای 43، بند 4 و غیره).
    اهریمن همان گونه که در آغاز خلقت بر همه افریدگان تاخت و آنها را آلوده ساخت، بر آتش نیز حمله برد
    دودی که همراه آتش است، اثری از آلودگی اهریمن است (بندهشن، 4: 27). از این رو ریختن چیزهای ناپاک یا هیزم تر بر آتش که سبب دود کردن آن می گردد، منع شده است و بر عکس، ریختن هیزم خشک و بویهای خوش بر آتش سبب خشنودی آن می شود (دینکرد، 2/794ـ 795).

    ادامه دارد....!!
    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  9. صلوات ها 5


  10. #5

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,905
    حضور
    84 روز 15 ساعت 11 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40518



    آتش در متون غیرگاهانى
    یکى از ویژگیهاى اختصاصى مزدا پرستان، احترام و نیایش آتش تا سر حد پرستش است. به طورى که موبدان آتش نیایش رادر پنج وعده عبادت، در آتشکده مى خوانند.
    روز نهم هر ماه آذر (آتش) نام دارد و در آن جشن هاى ویژه آتش بر گزار مى کنند. در آتش نیایش، آذر، بزرگترین بخشوده اهورامزدا، جلوه گاه او، بزرگترین سزاوار ستایش و نزدیک ترین ایزد به اهورامزدا (پسراهورامزدا) است.
    در بندهاى نهایى آتش نیایش آمده است: درود و ستایش به تو، اى آتش اهورامزدا، مى ستایم این روشنایى پاک و درخشان را، اینک که به ما آشکارى، توان و نیرویمان بخشاى تا بهترین اندیشه و گفتار و کردار را داشته باشیم. یاریمان ده که با بدى و زشتى و دروغ پیکار کنیم روان ما را پالوده گردان از بدى و راه بى فرجامى، تا شایسته پرستش اهوراى بزرگ باشیم.

    آتش نیایش به آتش بهرام نیایش نیز مشهور است؛ زیرا بر پایه گزارش اوستا پنج نوع آتش وجود دارد که برترین آنها برزى سونگهه (در پهلوى آتش بهرام) است.
    بزرگداشت آتش نزد پیروان آیین زرتشت از چنان اهمیتى برخوردار است که هر گاه فردى از آنان بمیرد، در فصل زمستان نه شب و در فصل تابستان مى بایست به مدت یک ماه، آتش از خانه او دور شود، به گونه اى که اگر کسى از این فرمان سرپیچى کند، سزاوار دویست تازیانه با اسپهه - اشترا، و دویست تازیانه با سروشو - چرن است.
    امروزه نیز زرتشیان آتش را گرامى مى دارند و در بخشى از اعتقادنامه سال 1370 که از سوى انجمن موبدان تهران منتشر شده در باره پرستش نورها و فروغها آمده است.
    در دین زرتشتى اعتقاد بر این است که تمام نورها و فروغها از اهورامزدا نشأت مى گیرد و روشنایى در هر جلوه اى مانند خورشید، آتش، ماه، ستاره و هر چیز نورانى که باشد آن را نمادى از اهورامزدا دانسته و پرستش سوى خود قرار مى دهند.

    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  11. صلوات ها 5


  12. #6

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,905
    حضور
    84 روز 15 ساعت 11 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40518



    آتش در اساطیر ایران باستان
    کشف آتش یکی از مهم ترین و حیاتی ترین اکتشافات تاریخ زندگی بشر بوده است و به دلیل اهمیت حیاتی این اکتشاف، و نقش بسیار مهم و زندگانی بخشی که آتش در حیات بشر باستانی ایفا می کرده، ستایش و تقدیس آتش از همان دوران باستان رواج و تداول داشته و آتش در اغلب فرهنگ های اساطیری، موجودی مقدس و متعالی یه شمار می رفته و ستایش می شده است.
    در اساطیر ایران باستان، پیدایش آتش را به هوشنگ نسبت می دادند.
    به روایت شاهنامه فردوسی، در یکی از روزهایی که هوشنگ به شکار رفته بود، ماری بر سر راه دید و چون مار قصد حمله و آسیب رساندن به او را داشت، هوشنگ به قصد کشتن مار سنگی به جانبش پرتاب کرد.
    سنگ به مار برخورد نکرد، بلکه به سنگ دیگری برخورد و از این برخورد، شراره آتش جهید و آتشی پدید آمد که تا آن روزگار ناشناخته بود. هوشنگ به شکرانه و میمنت پیدایش این فروغ ایزدی، آن روز را جشن گرفت و به شادمانی و تکریم ایزدان آسمانی پرداخت و این همان جشن سده است که در آن ایرانیان باستان به تقدیس و ستایش آتش می پرداختند.
    در برخی دیگر از روایت های ایرانی، آفرینش آتش وابسته به پیدایش گیاهان و روییدنی ها است.
    شاید اعتقاد به سرچشمه گیاهی و نباتی آتش در اقوام کهن ایرانی از اینجا ریشه گرفته باشد که چون این اقوام آتش را از سایش دو تکه چوب به یکدیگر ایجاد می کردند و شعله اش را از این مالش و سایش بر می افروختند، این باور در آنان ریشه دوانید که سرچشمه آتش، چوب درختان است، پس آتش منشاء نباتی دارد و روح درخت و گیاه است.
    این باور کم کم پرورش یافت و نضج گرفت و به این صورت تکامل یافت که آتش روح طبیعت و هر آن چیزی است که در طبیعت شکوفا می شود و می بالد، تعمیم این باور چنان گسترش یافت که آتش روح و روان زندگی و حیات شناخته شد و در طی گذشت سده ها و هزاره ها، این استنتاج فلسفی و هستی شناسانه به وجود آمد که آتش روح هستی و آفرینش است. و بر مبنای همین باور، آتش حرمتی مقدس و آسمانی یافت و پرستش شد، و چنین بود که با گذشت زمان، آتش بنیانی ایزدی و سرشتی مینوی یافت. در اوستا، آتش پسر اهورامزدا و سپندارمذ، و زمین دختر ایشان معرفی شده است.
    این عنصر آسمانی و مقدس، نزدیک ترین دوست و خویشاوند، و طبیعی ترین همراه و یاور بشر تلقی شده، هم چنین به عنوان پیکی میان انسان و ایزدان مورد احترام بسیار بوده است.
    از این رو در ایران باستان آن را مظهر ربانیت، و شعله اش را یادآور فروغی ایزدی می پنداشتند
    و برای شعله مقدسی که با چوب عود و اتر در آتشکده ها، همیشه فروزان نگاه می داشتند احترام و ارزش خاص و مقدسی قائل بودند.
    این آتشدان فروزان، در پرستش گاه ها و نیایش گاه ها، به منزله محراب پیروان آیین مزدایسنا بوده است.


    ادامه دارد....!!
    ویرایش توسط رضا : ۱۳۸۹/۱۱/۱۵ در ساعت ۰۳:۳۵
    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  13. صلوات ها 5


  14. #7

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,905
    حضور
    84 روز 15 ساعت 11 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40518



    سابقه آتش پرستى و تقدیس آتش در میان ایرانیان
    کرتیر هیربد و موبد بزرگ که سى سال رهبرى روحانى را در سلطنت شاپور اول هرمز اول و بهرام دوم بر عهد داشت، مى گوید: آئین مزدائى با دست من تحکیم یافت و مردان فروزانه بدست من تنبیه شدند و یا با اعتراف به خطاى خویش، گناهانشان بخشوده شد. آتشکده ها بدست من ایجاد شد و مغان بر آنها گماشته شدند. به فرمان آفریدگار، منصب پادشاهان را تأئید نمودم؛ و در سراسر ایران آتشکده هاى متعددى ساخته شد.
    و ازدواج با اقارب دوباره ممنوع گردید.
    به هر جا که ارتش شاهنشاهى قدم گذاشت، آتشکده هائى در آن بر پا شد، در انطاکیه و... آتشکده ها بنا گردید.
    در اساطیر مذهبى ادیان از جمله اسلام، آمده است که بشر از دیرباز آتش را گرامى مى داشته است.
    برخى اساطیر مدعى اند که انسان اولیه به تقدیس آتش پرداخت و بر این کار اصرار کرد که آتش قربانى او را قبول کند و بسوزاند.
    برخى گفته اند آتش پرستى پس از داستان حضرت ابراهیم آغاز شده است. برخى معتقدند که قبل از پیدایش نفت و مواد سوختنى، آتش در نزد اقوام مختلف، اعتبارى تام و ارزشى فراوان داشته است.
    مؤلف فرهنگ قرآن مى گوید: اگر چه بعد از این، عقیده آتش پرستى در بسیارى از نقاط زمین رونق گرفت، ولى در نقاط نفت خیز رواج بیشترى داشت. مى توان گفت که کیش آتش پرستى با مواد نفتى و سوختى رابطه نزدیکى داشته است. در غرب باکو منطقه اى نفت خیز وجود دارد که در آن آتشکده بزرگى داشته اند.
    آئین زرتشت که ترکیبى از آئین زروانى یعنى عناصرپرستى و ستاره پرستى بود، از باکو به اطراف و اکناف ایران و هند و قسمتى از عربستان انتشار یافت.
    آئین زروانى قبل از زرتشت نیز در ماوراء النهر و غرب هند و افغانستان رایج بوده است.
    کلمه زروانى مشتق از کلمه زوکه معنى عناصر چهارگانه: آب، خاک، آتش و باد است، همین را مى رساند. چون آتش از میان این عناصر الطاف و حالت فعال ترى دارد، مردم آن نواحى آن را به عنوان خداى بزرگ مى پرستنده اند و آن سه عنصر دیگر را خدایان کوچک مى دانسته اند. زرتشت میان این دو آئین را (زروانى و ستاره پرستى) تلفیق کرد و آئین خود را پدید آورد. تقدیس آتش از ایران به یونان راه یافت و پیروانى پیدا کرد.
    آتش المپیاد یادگارى است از آن دوران که جزء تشریفات اولیه مراسم جهانى ورزش معاصر است.
    فلاسفه اسلامى بر این باورند که تقدیس آتش نتیجه اعتقاد به خیر و شر، پاک و پلید نور و تاریکى است. و این جزء ضدین است یا عنصر غالب دو ضد، و عنصر برتر آن، پس شایسته تقدیس بوده است.
    محققان جدید براین عقیده اند که سابقه آتش پرستى به دوران طبیعت پرستى مى رسد. به گفته یک مورخ ایرانى، در عهد اردشیر آتشکده هاى خاموش دوباره مشتعل شد و این زمان رسمیت یافتن آئین زرتشت به عنوان دین رسمى و سراسرى کشور ایران بوده است.

    ادامه دارد....!!
    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  15. صلوات ها 6


  16. #8

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,905
    حضور
    84 روز 15 ساعت 11 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40518



    دیدگاه کریستن سن در مورد تقدیس آتش در میان ایرانیان
    کریستن سن مى گوید: نصوص متعدده اوستا ثابت مى کند که پرستش عناصر طبیعى از اصول دیانت زرتشتى بوده است.
    منظور از عناصر طبیعى: آب، خاک، و آتش است. آتش در این مذهب از سایر عناصر مهم تر بوده است. اوستا آتش را پنج نوع مى شمارد و نام آنها را در یسناى 11 و17 آورده است.
    در کتاب نبدهشن اسامى این آتشها با مختصر اشتباهى نقل شده است:
    1- آتش معابد که آتش و هرام نامیده مى شد.
    2- آتش در جسم و جان آدمیان و جانوران.
    3- آتش نهفته در نباتات.
    4- آتش نهفته در ابر (صاعقه)
    5- آتش موجود در بهشت در حضور اهورا مزدا. و ظاهرا این آتش مربوط به جاه و جلال و جبروت پادشاهان است که پیوسته همراه آنان بوده و به نام خورنه (و در زبان پهلوى خور) و در فارسى فرشیده مشهور است.
    آتش در اوستا آتر نامیده شده که در فارسى دورهاى میانه آذر مى باشد و آن را پسر اهورا مزدا خوانده اند.
    عیسویان گاهى آتش مقدس زرتشتیان را دختر اهورا مزدا نامیده اند، چنانکه هئونام کشیش عیسوى که از روى خشم آتش یکى از آتشکده ها را خاموش کرد، گفته است: نه آن خانه، خانه خداست و نه آن آتش دختر خدا بود، بلکه دخترى بود دستخوش هوس شاهان و گدایان. احتمالا این از جمله تغییراتى باشد که در نزد ارمنیان قبلا زرتشتى صورت گرفته است، زیرا در آثار عامیانه ارمنه هنوز هم آتش را موجودى مونث مى شمارند.
    گفته مى شود در اوستاى دوره ساسانى که فعلا مفقود است، مطالب فراوانى در رابطه با تقدیس آتش و فوائد روحانى حاصله از آن و وظایف انسان در قبال آتش موجود بوده است. وى (کریستن سن) مى گوید یکى از ماههاى زرتشتیان آذر نام داشته است. ماههاى زرتشتى 30 روزه بوده اند و هر روز اختصاص به خدائى خاص داشته است. جد اردشیر اول ریاست معبد آناهیتا در استخر فارس را بر عهده داشته است.


    (ادامه دارد...)
    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  17. صلوات ها 4


  18. #9

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,905
    حضور
    84 روز 15 ساعت 11 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40518



    دیدگاه سایکس در مورد تقدیس آتش در میان ایرانیان
    سایکس مى گوید: در مذهب زرتشت با ارزش ترین چیزها آتش است و از قداست بسیارى برخوردار مى باشد.
    وى این تقدیس و تکریم را به سنت هاى کهن مردم آذربایجان (باکو) ربط مى دهد. زرتشتیان آتش را مظهر خالق جهان مى دانند. زرتشتیان به پاس گرامى داشت آتش مقدس شمع روشن را خاموش نمى کنند و بر آن نمى دمند. دخانیات نزد آنان ممنوع است، زیرا باید چوب کبریت را با دهان خاموش کنند و این اهانت به آتش است.

    دیدگاه فلیسین شاله در مورد تقدیس آتش در میان ایرانیان

    فلیسین شاله مى گوید: آتش، نشان وجود نورانى خداوند متعال است. آتش اصل آداب دینى است و هر آتشگاه، محل و مکان ویژه دارد و در آنجا شعله آتش جاویدان مى سوزد. وجود نقش آتشدان و آتش در حال اشتعال بر قبور سلاطین هخامنشى، نشانه اى از تقدیس آتش در دوره هخامنشى است.
    احترام براى آتش تا آنجا بود که باعث گردید تا بنائى برگرد آتش بسازند که آن را از عوامل طبیعى حفظ کند. براى حفظ آتش مقدس طریقه اى بکار رفت که از تابش نور خورشید بر جایگاه آتش و شعله فروزان آن در آتشکده جلوگیرى شود. تابش آفتاب بر آتش، اهانت به آتش مقدس محسوب مى شود.
    بر مسکوکات رایج ایران نقش آتشکده و آتشدان حک شد. و این سنت، تا اوائل دوره ساسانى ادامه داشت. غیر از آتش شاهى آتشهاى دیگرى وجود داشت؛ از جمله، آتش خانه (اجاق)، آتش معابد (آتش ‍ آذران)، آتش و هرام، و... در آغاز یادآور شدیم که آتش در زندگى انسان بدوى (اولیه) نقش بسیار تعیین کننده اى داشته است.
    وجود چاههاى نفت و فوران ناگهانى آن و در نتیجه افروختن مشعلى فواره اى که در چشم و روان بدویان عظمتى شگفت مى آفریند، زمینه هاى روانى پرستش یا تقدیس آتش را پدید آورد. این تقدیس و تکریم علتى دیگر نیز داشت و آن اعتقادات خورشید پرستى و ستاره پرستى بدویان بود، و چون خورشید و اجرام سماوى که ارباب انواع بودند در تمام ساعات شبانه روز دیده نمى شدند، معابدى به نامشان بر پا کردند و در آنها آتش افروختند. نور آتش را پرتوى از ذات خداى خورشید یا سایر خدایان دانسته، در برابر آن سجده و عبادت مى کردند. در مذهب مهرپرستى ایران باستان، مهر یا میترا توتمى بود که خداى خورشید و آفریدگارجهان وجود نامیده مى شد.
    هوشنگ بنیان گذار این آئین بود. در آئین زرتشت مهر از مقام خدائى فرو افتاد و در ردیف فرشتگان (ایزدان) قرار گرفت که از طرف اهورامزدا حافظ عهد و میثاق و طرفدار پادشاهان گردید و عنوان فرشته روشنائى به خود گرفت.
    در آخرت نیز وظیفه داشت تا در سر پل چینوات داورى اموات را به همراه فرشته چنوه (عدل) انجام دهد.
    زرتشتیان مهر را چشم اهورامزدا مى دانند. اهورامزدا به خورشید (مهر) هزار گوش و دو هزار چشم داد تا اعمال بندگان را ببیند و سخنانشان را بشنود. در اساطیر هند نیز سخن از تقدیس آتش رفته است. در چین نیز وضع به همین صورت است. یونگ نخستین پادشاهى است که در چین آتش را کشف کرد و در ردیف خدایان قرارش داد. محققان بر پیشینه تاریخى تقدیس آتش در کلیه ادوار ما قبل و ما بعد تاریخ اعتراف کرده اند.
    آتش علاوه بر عظمت ذهنى، عامل و سپر تدافعى بدویان و حتى انسان متمدن بوده و مى باشد. براى بر حذر بودن از خطر حیوانات وحشى و... آتش عامل مهمى بوده است. جشن آتش افروزى در ایران باستان و ایران پس از اسلام همچنان رواج داشته و دارد. گویند مردآویج سردار ایرانى در سال 323 هجرى قمرى جشن آتش افروزى بزرگى تدارک دید. او دستور داد تا هیزم بسیارى گرد آوردند و نفت و آلات آتش افروزى تدارک دیدند. استادان آتش افروز جمع شدند، مشعلها ساختند و بر سر هر کوه و کمر و پشته، توده ها و مشعلها گذاشتند، کلاغها و بازها به کمک آتش بازان شتافتند و آسمان تاریک آن مقطع سیاه تاریخ ایران را به نور مشعلهاى خویش که بر منقارها و پاها داشتند، روشن ساختند.

    (ادامه دارد...)
    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  19. صلوات ها 4


  20. #10

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,905
    حضور
    84 روز 15 ساعت 11 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40518



    دلایل احترام و تقدس آتش در ایران باستان
    یکی از دلایل احترام و تقدس آتش، در ایران باستان، این بوده است که آتش را همانند آب، مولد و موجد زندگی می پنداشتند و بر این باور بودند که وجود همه چیز به نوعی به آن وابسته است. بر طبق باورهای اساطیری تخمه و نطفه آدمیزاد از آتش بوده و آتش سرچشمه زندگی بشری بر زمین بوده است.
    زبده و گوهر آتش در اوستا فریا فره نامیده شده است و آن فروغ یا فر و شکوه مخصوصی است که از طرف اهورامزدا به پیامبران و پهلوانان و صاحبان کی و کیان بزرگ، از سر موهبت، بخشیده می شده است.
    در آیین مزدایسنا چنین آمده است که زرتشت نگاه دارنده و پاس دارند آتش جاودانی بوده است.

    ریشه های آتش در اساطیر ایران

    در کتاب شناخت اساطیر ایران- نوشته جان هینلز درباره آتر یا آتش چنین آمده است: تا به امروز آتش کانون آیین های هندو و زرتشتی بوده است، اما ریشه های آن به دوران هند واروپایی باز می گردد... عنصر آتش همچنین در همه جهان پراکنده است، در خورشید که در آسمان برین است، وجود دارد.
    آتش در ابر توفان زا افروخته می شود و به صورت برق به زمین فرود می آید و در اینجا دائما به دست مردمان دوباره متولد می شود... مرکزیت آتش در دین زرتشتی، شاید یکی از شناخته ترین جنبه های این دین باشد، اما بسیار بد تعبیر شده است.
    هم باورها و هم اعمال دینی مربوط به دوران پیش از زرتشت کاملا رنگ زرتشتی به خود گرفته اند، و در اسطوره شناسی ایرانی غالبا دشوار است که عقاید قدیم را از متاخر جدا سازیم. آتش پسر اهوره مزداست و نشانه مرئی حضور او، و نمادی از نظم راستینش. یکی از پارسیان کنونی می نویسد: واقعا چه چیزی می تواند بیش از شعله پاک و بی آلایش نماینده طبیعی و والای خدا باشد که خود نور جاودانی است؟
    به هر حال آیین های زردشتی بسیاری از عقاید قدیمی را حفظ کرده اند. در این آیین ها آتش مستقیما مورد خطاب قرار می گیرد و موبد بدو نثار می کند. در نیایش آتش موبد این سخنان را بر می خواند: آفرین خوانم بر یزش و نیایش، نثار خوب، نثار آرزو کردنی و نثار ستایش آمیز که بر تو، ای آتش پسر اهوره مزدا، (نثار می شود) تو شایسته ستایش هستی، شایسته دعا هستی باشد که تو شایسته ستایش، شایسته دعا باشی در خانه های مردم. نیکی باد مردی را که تو را بپرستد.

    (ادامه دارد...)
    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  21. صلوات ها 4


صفحه 1 از 11 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع رو مطالعه کرده اند از ۱۳۹۳/۱۰/۲۶, ۰۰:۱۲ : 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود