صفحه 1 از 5 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: فرق حكومت ولايت فقيه و ديكتاتوري چيست ؟

  1. #1

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    اهل بیت علیهم السلام
    نوشته
    1,899
    حضور
    3 ساعت 47 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    39
    صلوات
    13135

    فرق حكومت ولايت فقيه و ديكتاتوري چيست ؟




    فرق حكومت ولايت فقيه و ديكتاتوري چيست ؟

    از غم هجر مکن ناله و فریاد که دوش
    زده ام فالی و فریاد رسی می آید . . .

  2. صلوات ها 13


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    2,644
    حضور
    1 روز 12 ساعت 38 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    11247



    به نام خدا

    پاسخ این شبهه برای عقل های سلیم و اذهان روشن مشخص است.

    در حاکمیت دیکتاتوری رضایت اشخاص ملاک حاکمیت است اما در حاکمیت ولایت فقیه مانند حاکمیت پیامبر و ائمه رضایت خداوند ملاک عمل حکومت است.

    در حاکمیت دیکتاتوری اگر رضایت یک نفر ملاک باشد، به آن دیکتاتوری فردی می گویند. اگر رضایت یک گروه مثل یک خاندان یا قبیله یا حزب و امثال آن ملاک باشد، به آن دیکتاتوری قومی، حزبی و امثال آن می گویند. و اگر رضایت اکثریت ملاک باشد به آن دیکتاتوری اکثریت می گویند. نظام های دموکراسی که رضایت خداوند در آن جایی ندارد از همین قبیل است.

    تفاوت دیگر حکومت دیکتاتوری با ولایت فقیه این است که در انواع نظام های دیکتاتوری حیوانیت و اشرافیگری و دنیاطلبی و رفاه نهایت آمال و آرزوی حکام است. اما در حاکمیت الهی مانند ولایت فقیه کمال انسان و رسیدن به سعادت دنیا و آخرت و جلب رضایت حق تعالی منتهای آرزوی حکومت و مردم است. یعنی هم برای رفاه دنیوی و پیشرفت و توسعه مادی تلاش می کنند و هم برای سعادت اخروی که البته دستاوردهای دنیوی فی نفسه هدف نیست بلکه وسیله ای برای همان سعادت اخروی و کمال انسانی است.

    تفاوت دیگر بین آن ها شایسته سالاری در نظام ولایی و زد و بند بازی در نظام های دیکتاتوری است.

    تفاوت دیگر حرکت به سوی عدالت محوری در نظام ولایی و رشد نظام طبقاتی در دیکتاتوری است.

    تفاوت های بسیار دیگر نیز هست که همه از آنچه ذکر شد ناشی می شود و می توان با تدبر و تفکر بدون تعصب به آن ها پی برد.
    یا حق


  5. صلوات ها 16


  6. #3

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    25
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    73



    نقل قول نوشته اصلی توسط گمنام نمایش پست ها
    در حاکمیت دیکتاتوری رضایت اشخاص ملاک حاکمیت است اما در حاکمیت ولایت فقیه مانند حاکمیت پیامبر و ائمه رضایت خداوند ملاک عمل حکومت است.
    اینکه بگوییم در حکومت ولایت فقیه ملاک عمل رضایت خداست، تغییری در دیکتاتوری بودن یا نبودن ولایت فقیه ایجاد نمیکند. اساسا تشخیص اینکه آیا یک شکل حکومت مبتنی بر دیکتاتوری است یا خیر، با توجه به عمل حاکمان آن سنجیده نمیشود. بلکه ملاک قضاوت، نحوه ی تقسیم قدرت است. از اینرو حکومت ولایت فقیه مصداقی از حکومت دیکتاتوری است، چرا که تمام قدرت حکومتی در دست یک نفر (یا گروه خاص فقها ) است.

    نقل قول نوشته اصلی توسط گمنام نمایش پست ها
    در حاکمیت دیکتاتوری اگر رضایت یک نفر ملاک باشد، به آن دیکتاتوری فردی می گویند. اگر رضایت یک گروه مثل یک خاندان یا قبیله یا حزب و امثال آن ملاک باشد، به آن دیکتاتوری قومی، حزبی و امثال آن می گویند. و اگر رضایت اکثریت ملاک باشد به آن دیکتاتوری اکثریت می گویند. نظام های دموکراسی که رضایت خداوند در آن جایی ندارد از همین قبیل است.
    ما چیزی بنام دیکتاتوری اکثریت نداریم! آنجا که قدرت در دست تمام افراد جامعه باشد و آرای اکثریت افراد جامعه ملاک عمل باشد، بدان دموکراسی میگویند نه دیکتاتوری اکثریت. نیز ملاک دیکتاتوری بودن یا نبودن یک حکومت، این نیست که رضایت چه کسی ملاک است، بلکه باز هم همان شکل حکومت و تقسیم قدرت ملاک است.

    نقل قول نوشته اصلی توسط گمنام نمایش پست ها
    تفاوت دیگر حکومت دیکتاتوری با ولایت فقیه این است که در انواع نظام های دیکتاتوری حیوانیت و اشرافیگری و دنیاطلبی و رفاه نهایت آمال و آرزوی حکام است. اما در حاکمیت الهی مانند ولایت فقیه کمال انسان و رسیدن به سعادت دنیا و آخرت و جلب رضایت حق تعالی منتهای آرزوی حکومت و مردم است. یعنی هم برای رفاه دنیوی و پیشرفت و توسعه مادی تلاش می کنند و هم برای سعادت اخروی که البته دستاوردهای دنیوی فی نفسه هدف نیست بلکه وسیله ای برای همان سعادت اخروی و کمال انسانی است.
    پر واضح است که هیچ حکومتی نمیگوید که با تعالی و سعادت انسانها مخالف است. بلکه اتفاقا همگی ادعا میکنند که در راستای سعادت بشر عمل میکنند. بنابراین اینکه حکومت ولایت فقیه در پی سعادت دنیا و آخرت است یا خیر، باز هم تاثیری روی دیکتاتوری بودن یا نبودن حکومت ولایی ندارد.
    همچنین اینکه فرمودید " در انواع نظام های دیکتاتوری حیوانیت و اشرافیگری و دنیاطلبی و رفاه نهایت آمال و آرزوی حکام است" ادعایی بی اساس و اشتباه است. مثلا در یک نظام سوسیالیستی، هر چند که حاکم احیانا دیکتاتور است، اما نه تنها حاکم بدنبال اشرافیت نیست، بلکه کاملا با آن مخالف است و هدف آن نابود کردن نظام سرمایه داری و اشرافیگری است.

    نقل قول نوشته اصلی توسط گمنام نمایش پست ها
    تفاوت دیگر بین آن ها شایسته سالاری در نظام ولایی و زد و بند بازی در نظام های دیکتاتوری است.
    زد و بند و فساد در یک حکومت هیچ ربطی به دیکتاتوری بودن یا نبودن آن ندارد. زد و بند و فساد یکی از عوارض هر نوع حکومتی است که ممکن است شدت و ضعف داشته باشد. ممکن است در یک حکومت مبتنی بر ولایت فقیه، فساد فراوانی را شاهد باشیم و برعکس یک نظام توتالیتر نظامی نسبتا سالم و قانونمدار باشد.

    نقل قول نوشته اصلی توسط گمنام نمایش پست ها
    تفاوت دیگر حرکت به سوی عدالت محوری در نظام ولایی و رشد نظام طبقاتی در دیکتاتوری است.
    پر واضح است که عدالت محوری و نفی جامعه طبقاتی هم ارتباطی با توتالیتر بودن یا نبودن حکومت ندارد. مثلا نظام کمونیستی شوروی هر چند که مبتنی بر دیکتاتوری شخصی بود، اما هدف آن بر اندازی نظام طبقاتی بود.

    نقل قول نوشته اصلی توسط گمنام نمایش پست ها
    تفاوت های بسیار دیگر نیز هست که همه از آنچه ذکر شد ناشی می شود و می توان با تدبر و تفکر بدون تعصب به آن ها پی برد.
    فکر میکنم که تا کنون تفاوتی میان نظام مبتنی بر ولایت فقیه و دیکتاتوری نفرمودید، بلکه تنها عوارضی از حکومتداری را ذکر نمودید که ممکن است هر نظام سیاسی مبتلا به آن باشد یا نباشد و هیچکدام از آنها ملاکی برای قضاوت در مورد توتالیتر بودن با نبودن ولایت فقیه نیستند. و از طرفی میتوان نشان داد که ولایت فقیه مصداقی از دیکتاتوری و نظام توتالیتر است

    خردبین سبز اندیش.
    الـمـلـک یـبـقـی مـع الـکـفـر و لا یـبـقـی مـع الـظـلـم


  7. صلوات ها 13


  8. #4

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    علاقه
    تاریخ و شعر
    نوشته
    3,140
    حضور
    45 روز 19 ساعت 27 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    10540

    راننده جامعه




    سلام دوستان عزیز
    تفاوت هر دو دوست عزیز در این استکه ، برخی بهترین ساختار حکومت را تقسیم قدرت و برتری ندادن هیچ گروه یا فرد را در اداره جامعه بدانند . در حالیکه گروهی دیگر برای برترین حکومت ، ملاک دیگری را در نظر بگیرند . تفاوت دیگر این دو دوست ما این استکه یکی مسیرزندگی یک فرد در جامعه را دوره ملموس ، کوتاه و مفید مادی وی در عرصه های مختلف جامعه می داند و دیگری کل دوره حیات سیاسی و اجتماعی و.... یک فرد در جامعه را تنها بخشی از زندگانی او دانسته و به اصطلاح معتقد به ادامه مسیر پس از مرگ برای افراد جامعه است .اگر جامعه را یک اتوبوس در حال حرکت بدانیم که قرار است سرنشینان خود را با عبور از مناظر زیبا و همچنین عبور دادن از گردنه های صعب العبور به مقصد برساند می توانیم برای انتخاب راننده این اتوبوس سه ملاک را در نظر بگیریم :
    1)اینکه هرکس قدرت بیشتری داشته و بتواند دیگر رقبا را کنار بزند او راننده اتوبوس است (معنای تقریبی دیکتاتوری) .
    2)اینکه هر کس را که همه بر او اتفاق دارند یا اکثریت بر او اتفاق دارند راننده اتوبوس باشد( معنای تقریبی دموکراسی).
    3)اینکه هر کس به این راه و رانندگی با این خودرو آگاهی بیشتر دارد ، هرچند که اکثریت بر او اتفاق نداشته باشند ، شایستگی رانندگی را دارد و به اصطلاح مشروعیت برای رانندگی دارد . حال اگراکثر مردم نیزاز او حمایت کردند مقبولیت نیز حاصل خواهد شد(ملاک تقریبی دینی).
    تفاوت دیکتاتوری ، دموکراسی و ولایت فقیه درمقایسه اجمالی همین مثال است .

  9. صلوات ها 11


  10. #5

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    مطالعه و تفکر
    نوشته
    5,135
    حضور
    59 روز 22 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    15170

    راهنما وجوه تمایز حکومت ولایت فقیه و حکومت دیکتاتوری




    با سلام

    با تشکر از سؤال خوبتان و در پاسخ به آن باید گفت:

    گاهى چنين تصور مى شود كه ولایت فقیه و دیکتاتوری از یک جنس اند و یا لفظ ((مطلقه)), هم در ولايت مطلقۀ فقیه (در حکومت اسلامی) و هم در حكومت مطلقه (دیکتاتوری) به معناى رها از هرگونه قيد و شرط است و ولایت مطلقه بمثابۀ دیکتاتوری و نشانگر حکومتی است که به هیچ ضابطه و قانونی پایبند نیست.

    این تصور مخدوش و فاقد منطق، معمولاً بدلیل عدم شناخت و تمیز دقیق از این قبیل مفاهیم و مبانی آنها صورت می گیرد، زیرا این در حالی است که از منظر اسلام، حتی اِعمال ولایت و تصرفات پیامبران و ائمه (ع) نیز مقید به قیود و شروط معینی است و مطلق از جمیع جهات نیست و هیچ یک از معصومین (ع) نمی تواند مردم را به کارهای خلاف شرع امر کرده یا آنان را از انجام واجبات الهی نهی کند.

    وقتی که اعمال ولایت پیامبر و معصومان (ع) این چنین مقید و محدود باشد، تکلیف ولی فقیه نیز معلوم خواهد بود.

    پس منظور از مطلقه در ولایت فقیه، مطلقه به معنای استبدادی و رها از هرگونه مبنای مقبول و معقول نیست. که اگر چنین معنایی برای ولایت فقیه تصور شود با شرط عدالت در ولایت فقیه سازگار نیست.مقصود از «ولایت مطلقه»، ولایت مطلقه در اجرای احکام اسلام است؛ یعنی اوّلا؛ فقیه و حاکم اسلامی، ولایت مطلقه‏اش، محدود به حیطهٴ اجراست نه اینکه بتواند احکام اسلام را تغییر دهد و ثانیاً در مقام اجراء نیز، مطلق به این معنا نیست که هر گونه میل داشت، احکام را اجرا کند، بلکه اجرای احکام اسلامی نیز باید توسط راهکارهایی که خود شرع مقدس و عقل ناب و خالص بیان نموده‏اند، صورت گیرد.(1)

    بعلاوه، ولایت یا مسؤولیّت مطلقه، اختصاص به برترین فقیه جامع‏الشرایط زمان دارد که اوّلا اجتهاد مطلق دارد و همه ابعاد اسلام را به خوبی می‏شناسد و ثانیاً از عدالت و امانتی در خور ادارهٴ جامعه اسلامی بهره‏مند است که او را از کجروی‏ها و هوامداری‏ها دور می‏سازد و ثالثاً، دارای شناخت دقیق زمان و درک شرایط جاری جامعه و هوش و استعداد سیاسی و قدرت مدیریت و شجاعت و تدبیر است و چنین فقیهی را خبرگان مجتهد و عادل و منتخب مردم، پس از فحص و جستجوی فراوان، شناسایی کرده، به مردم معرفی می‏نمایند و سپس، بر بقاء و دوام و اجتماع همهٴ شرایط و اوصاف رهبری در شخص رهبر نظارت دارند و از اینرو، وجهی برای نگرانی نسبت به عدم کارایی یا هوامداری و دیکتاتوری فقیه حاکم وجود ندارد.(2)

    نظر حضرت امام خمینی (ره) نیز، در اینباره چنین است: "اسلام بنيانگذار حكومتى است كه در آن نه شيوه استبداد حاكم است كه آراء و تمايلات نفسانى يك تن را بر سراسر جامعه تحميل كند و نه شيوه مشروطه و جمهورى كه متكى بر قوانينى باشد كه گروهى از افراد جامعه براى تمامى آن وضع مى كنند. بلكه حكومت اسلامى نظامى است ملهم و منبعث از وحى الهى كه در تمام زمينه ها از قانون الهى مدد مى گيرد و هيچ يك از زمامداران و سرپرستان امور جامعه را حق استبداد رأى نيست. تمام برنامه هايى كه در زمينه زمامدارى جامعه و شئون و لوازم آن جهت رفع نيازهاى مردم به اجرا در می آيد بايد بر اساس قوانين الهى باشد. اين اصل كلى حتى در مورد اطاعت از زمامداران و متصديان امر حكومت نيز جارى و سارى است. بلى اين نكته را بايد بيفزاييم كه حاكم جامعه اسلامى مى تواند در موضوعات بنابر مصالح كلى مسلمانان يا طبق مصالح افراد حوزه حكومت خودعمل كند, اين اختيار هرگز استبداد به رأى نيست, بلكه در اين امر مصلحت اسلام و مسلمين منظور شده است. پس انديشه حاكم جامعه اسلامى نيز همچون عمل او تابع مصالح اسلام و مسلمين است."(3)

    بنابر این، بر اساس نکات و مسائلی که در خصوص ولایت مطلقۀ فقیه گفته شد، مهمترین وجوه تمایز و تفاوت ولایت مطلقۀ فقیه و حکومت دیکتاتوری در موارد زیر است:

    1.در حکومت های توتالیتر و دیکتاتوری، صحبت از شرایط حاکم و قدرت حاکمه، حدود اختیارات و وظایف و محدودیت ها، آنگونه که در جامعۀ اسلامی و برای ولی فقیه مطرح است، نیست.

    2.بعلاوه در حکومت های مطلقه و دیکتاتوری های فردی و گروهی، رأی و نظر مستبدانۀ شخص حاکم، معمولاً از تمایلات نفسانیِ شخصی و یا گروهی به خصوص، نشأت می گیرد و این خواسته ها و تمایلات بی قید و بند بوده و هیچ محدودیتی ندارد.

    3.تعیین حاکم در حکومت های دیکتاتوری معمولاً بصورت میراثی و خانوادگی و یا در جریان انتخاب حزب و گروهی و بدون توجه به شایسته سالاری صورت می گیرد و ملاحظاتی نظیر، جامعیت علمی، روح عدالت محوری، آگاهی از مسائل روز و زمانه، تدبیر، سیاست و شجاعت و ... مورد توجه قرار نمی گیرد اما چنانکه گفته شد، ملاحظات مذکور، در جریان انتخاب ولی فقیه جزو ضروریات است.

    پاورقی____________________

    1. ر.ک: کتاب ولایت فقیه، استاد فرزانه آیة الله جوادی آملی.
    2. همان منبع.
    3. امام خمینی (ره)،كتاب البيع، ج 2، ص 461.(ترجمه)
    ویرایش توسط مدیر سایت : ۱۳۸۸/۰۸/۳۰ در ساعت ۱۴:۰۷ دلیل: تغییر فونت
    فرق حكومت ولايت فقيه و ديكتاتوري چيست ؟

  11. صلوات ها 9


  12. #6

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    نوشته
    66
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    285



    لازم است مطالبی را در این جا درباره توتالیتریانیسم بیارم تا فرق آن با نظام ولایت فقیه مشخص گردد.
    (توتالیتر) Totalitar به معنای تام گرا،تمامت خواه،مطلق گرا،یکّه تاز،استبداد فراگیر است.می گویند این واژه را (موسولینی) ابداع کرده است.بر اساس این نظام،دیکتاتور،نه تنها حکومت را کنترل می کند بلکه اقتصاد،خانه،مدرسه،مطبوعات ،رادیو،سینما،کلیسا و اگر بتواند روح و فکر تمام مردم،در کنترل رهبری قرار می گیرد.
    ویژگی های عمده ی توتالیتریانیسم عبارتند از:
    1.ایدئولوژی: در نظام های توتالیتر،ایدئولوژی یک نظریه ی رسمی و اعلام شده از پیش شخص یا حکومت است که تمام مردم زیر سلطه باید آن را به ظاهر هم که شده،بپذیرند. یعنی در حقیقت جهان را آن گونه ببینند که شخص جناب حاکم و دیکتاتور می خواهد.این نوع حکومت ها یک سراب آبادی را به عنوان نقطه اوج جامعه ی خودشان به شکل خیالی تصویر می کنند.
    2.رهبر: هر رژیم توتالیتر دارای سلسله مراتبی است که در رأس آن یک رهبر وجود دارد.معمولاً این رهبر عنوان ویژه ای برای خود انتخاب می کند.مثلاً هیتلر همیشه اصرار داشت که او (مردم آلمان) است. ستایش های غیر عادی از رهبر،یکی از مشخصّات این رژیم ها است که گاهی حتّی تا مقام پرستش او را بالا می برند و در حقیقت رهبر به صورت یک (بُت) به تمام معنی در می آید.
    3.حزب: یک حزب سراسری دارای تشکیلات شبه نظامی و حتی نیمه نظامی (مثل نازی ها).
    4.استفاده از ترور و ارعاب و فشار،برای نیل به اهداف خود.
    5.کنترل متمرکز و شدید تمام وسایل ارتباطات و تبلیغات.
    6.انحصار قدرت:تمامی قدرت نظامی در دست حکومت و دولت توتالیتر است.
    7.کنترل اقتصادی متمرکز: که در حقیقت همین کنترل هم هست که بیشترین قدرت را در دست دیکتاتور متمرکز می سازد.
    8.ضدّیت با فرهنگ و معنویت: کافی است برای نمونه به تاریخ هنر و فرهنگ در شوروی و آلمان (درزمان هیتلر) و موسولینی در ایتالیا،نظری شود و ادبیات و هنر فرمایشی این نظام ها مورد دقت قرار گیرد.با توجه به آن چه بیان شد و آن چه که می آید کاملاً معلوم می شود که نظام مبتنی بر ولایت فقیه،ضدّیت عمیقی با شیوه ی حکومت توتالیتریانیسم دارد.
    برداشت ناصحیح از مفهوم (اطلاق) باعث گردیده بعضی ولایت مطلقه را با دیکتاتوری اشتباه بگیرند. بلکه چنان چه پیشتر گفته
    شد،(اطلاق) در مقابل (تقیید) است و هرگز به معنای نامحدود بودن ولایت فقیه نیست،لذا این اطلاق،اطلاق نسبی است،و در چارچوب مقتضیات فقه و شریعت و مصالح امت،محدود می باشد.

    منبع :http://noorportal.net/951/1746/1750/6347.aspx
    ویرایش توسط hakim : ۱۳۸۸/۰۸/۳۰ در ساعت ۱۴:۲۰

  13. صلوات ها 9


  14. #7

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    نوشته
    66
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    285



    جدای از این نکته ی مهم،به چند تفاوت اصلی در این زمینه اشاره می شود:
    1.در نظام توتالیتر،حاکمیت مطلقه ی فرد و شخص دیکتاتور و یا نظام مستبد است،در صورتی که در نظام مبتنی بر ولایت فقیه،حاکمیت از آن شخصیت فقیه است و شخص ولی فقیه نیز ملزم به رعایت اصول است و خواسته های فردی و شخصی او دخالتی در امور جامعه ی مسلمین ندارد،و نباید داشته باشد؛اگر چه عنوان ولایت فقیه در شخص ولی فقیه تبلور می کند.
    به عبارتی دیگر،در حکومت های توتالیتر،کسانی غیر از زورمداران حاکم،مشمول قانون هستند؛و از این رو هماره منافع خاص حاکم یا حاکمان مدار تصمیم و تصویب است نه مصالح عمومی! و هرگز تعدّد حیثیت و مرزبندی میان منافع شخص و مصالح نوعی وجود نداشته و با یکدیگر آمیخته شده است.اما بر اساس اندیشه ی دینی حکومت،ولی فقیه دارای دو حیث حقوقی یا منصبی،و حقیقی یا شخصی است. از لحاظ حقیقی فردی از آحاد ملت و امت اسلامی است و مشمول قانون و در مقابل آن پاسخگو می باشد. و به لحاظ حقوقی که در واقع به بینش و دانش خاصّ دینی و صلاحیت ها و قابلیت های عملی او بر می گردد یک (دین شناسِ برتر) است،لذا در جامعه ی دینی قول و حکم او مسموع و مقبول و حتی الزامی است.
    2.در نظام توتالیتری،هدف (انسانی یا غیر انسانی،مقدس یا غیر مقدس) وسیله را توجیه می کند؛و حال آن که در نظام ولایت فقیه،هدف مقدّس و انسانی،وسیله را توجیه نمی کند و از هر وسیله ای برای وصول به هدف نمی توان استفاده کرد.
    3.در نظام توتالیتری،حاکمیت فراگیر بر تمامی گستره،ابعاد و مراتب وجودی ملت و مردم،نوعاً برون زا،عارضی و تحمیلی است،در صورتی که در نظام مبتنی بر ولایت فقیه،این خصیصه،مبتنی و منبعث از ایمان و اعتقاد و نیز گرایش آزادانه،اختیاری و انتخاب خود ملت و مردم است و به اصطلاح درون زا می باشد.
    بد نیست که اشاره کنیم که القای این شبهه در مورد ولایت فقیه تازگی ندارد؛در آغاز انقلاب به هنگام بحث درباره ی قانون اساسی در مجلس خبرگان به صورت گسترده ای این شبهه شایع شد،تا آن که امام خمینی (رحمت الله عليه) فرمود:
    (مع الاسف،اشخاصی که اطلاع ندارند بر وضعیت برنامه های اسلامی،گمان می کنند که اگر چنان چه ولایت فقیه در قانون اساسی بگذرد،این اسباب دیکتاتوری می شود،در صورتی که ولایت فقیه است که جلوی دیکتاتوری را می گیرد؛اگر ولایت فقیه نباشد،دیکتاتوری می شود...
    اسلام،حکومتش حکومت قانون است،یعنی قانون الهی،قانون قرآن و سنّت است؛و حکومت،حکومت تابع قانون است.یعنی خود پیغمبر هم تابع قانون خود،امیرالمؤمنین هم تابع قانون خود،تخلف از قانون یک قدم نمی کردند و نمی توانستند بکنند ) (2).
    مقام معظم رهبری نیز در این خصوص می فرماید:
    (ولایت،یعنی حکومت الهی،که هیچ اثری از خودپرستی،سلطنت و اقتدار خود خواهانه در آن وجود ندارد.اگر وجود پیدا کرد،ولایت نیست فرق بین حکومت و ضمانت های الهی با غیر الهی این است که در ضمانت های الهی ضمانت درونی است،اگر کسی که متصدّی مقامی است،شرایط آن را نداشت،به خودی خود این پیوند خلع می شود.این امر خیلی مهم است.بنای ولایت الهی،بر هضم شدن در امر و نهی پروردگار است؛درست نقطه ی مقابل سلاطین مادی و حکومت های بشری) .

    منبع :http://noorportal.net/951/1746/1750/6347.aspx
    ویرایش توسط hakim : ۱۳۸۸/۰۸/۳۰ در ساعت ۱۴:۲۳

  15. صلوات ها 9


  16. #8

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    نوشته
    66
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    285



    ولایت فقیه،ولایت بر فرزانگان و عاقلان است


    توضیح مطلب: کسی که ولایت یک مجنون یا سفیه و یا کودک خردسالی را بر عهده دارد آنان را برابر با اندیشه و آزادی خود تدبیر می کند.و در بازی و تفریح خواب و تغذیه و امور دیگر به میل و اراده ی خود رفتار می کند.این معنای ولایت بر محجور است.اما ولایت پیغمبر و امام و جانشینان امام بر مردم این گونه نیست،بلکه ولایت آنها به ولایت الله باز می گردد،یعنی خود مکتب و دین،رهبری و سرپرستی و هدایت جامعه را به عهده می گیرد.چون همان طور که مردم (مولّی علیه) دین هستند،شخصیت حقیقی پیامبر و دیگر معصومان هم تحت ولایت دین و شخصیت حقوقی آنهاست؛ زیرا معصوم از آن جهت که معصوم است،جز از طرف خداوند چیزی ندارد. اگر حکی یا فتوایی را پیغمبر به عنوان رسول و به عنوان امین وحی الهی از خدا تلّقی و به مردم ابلاغ کرد،عمل به این فتوا بر همگان،حتی بر پیامبر،واجب است؛همین طور است حکم یا فتوایی که از جانب امام یا ولیّ فقیه صادر شود.
    پس ولایت فقیه،مثل ولایت بر مجنون و سفیه و صغیر نیست،بلکه به معنای ولایت مکتب است که والی آن انسان معصوم یا نایب عادل اوست.خود پیغمبر جزوِ (مولّی علیه) مکتب است؛یعنی شخصیت حقیقی پیامبر و نیز امامان با افراد دیگر جزو مولّی علیه و شخصیت حقوقی او،(ولیّ) است.لذا رهبر،در جامعه ی اسلامی ایران هیچ امتیاز شخصی بر دیگران ندارد تا فرد یا افرادی بگویند مردم ایران محجور نیستند تاولی طلب کنند. با توجه به این حقیقت،انسان به ولایت فخر می کند،چون ولایت دین خداست. اگر شخص،ولایت داشت و مثل پدر نسبت به پسر بود،پسر هر فرمانی را که به پسر می داد باید اجرا کند و نگوید که اول تو انجام بده بعد من،اما در این نوع ولایت،اگر رهبر کاری را دستور دهد پیشاپیش امت،خودش عمل می کند و اگر این کار را نکرد،امت حق اعتراض به او را دارد.



    منابع پاسخ :
    1. حسین رهجو،واژه نامه ی اجتماعی- سیاسی اسلامی،صص 85-86.
    2. امام خمینی (رحمت الله عليه)،صحیفه ی نور،ج6،ص253.
    3. آیت اله خامنه ای،سخنرانی 16/1/1378 ، به نقل از روزنامه ی جمهوری اسلامی.
    4. مهدی حایری یزدی،حکمت و حکومت،ص177.
    5. ر.ک: جوادی آملی،حکومت اسلامی،شماره ی 1،ص55،شماره ی 2،صص 224 و 236.
    6. امام خمینی (رحمت الله عليه)،ولایت فقیه،ص34.

    7.کتاب،ولایت فقیه در عصر غیبت،علیرضا رجالی تهرانی،انتشارات نبوغ،چ دوم،1383،صص 254 تا
    ویرایش توسط hakim : ۱۳۸۸/۰۸/۳۰ در ساعت ۱۴:۲۴

  17. صلوات ها 8


  18. #9

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    مطالعات علوم عقلی و نقلی
    نوشته
    4,418
    حضور
    14 روز 5 ساعت 52 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    25229



    نقل قول نوشته اصلی توسط خردبین نمایش پست ها
    اینکه بگوییم در حکومت ولایت فقیه ملاک عمل رضایت خداست، تغییری در دیکتاتوری بودن یا نبودن ولایت فقیه ایجاد نمیکند. .


    با سلام خدمت دوستان
    دلیل شما بر این مدعا که در حکومت ولایت فقیه ملاک عمل رضایت خداست تغییری در دیکتاتور بودن یا نبودن ولایت فقیه ایجاد نمی کند چیست؟
    چرا ملاک عمل فرد تغییری در رفتارش ایجاد نمی کند بنده از شما سوال می کنم مگر شما به آنچه معتقد هستید عمل نمی کنید ؟
    حرفها واعمال شما با آنچه در هدف شماست تغییر نمی کند ؟
    شما و همه افراد بشر طبق اهداف و غایاتی که دارند اعمالی انجام می دهند

    در مورد ولایت فقیه هم همین طور، چون ایشان طبق اعتقادات خویش که دیکتاتوری را نفی می کند بر سر کار آمده است نمی تواند دیکتاتور باشد

    این که نمی تواند محال عقلی نیست بلکه از این باب که دیکتاتوری برخلاف اعتقادات فقیه است ایشان در دینی که بر آن معتقد است ولایت فقیه را نفی می کند
    واصلا ولایت فقیه یعنی ولایت فردی که متخصص در دین است و طبق برنامه های سیاسی همان دین -که اینجا مراد دین اسلام ومبانی معرفتی سیاست در تشیّع مراد است-حکومت خواهد کرد

    حال کاری نداریم که در عمل چطور می شود بحث بر سر تئوری ولایت فقیه است که بهترین مدل حکومت در دنیا است حکومت فردی که عادل وشجاع ومدبّر ومتخصص در دین و....است
    ملاک عمل دیکتاتور خدشد است وآنچه می پندارد درست است هر چند کارهای خوبی هم داشته باشد
    و اصل ملاک ایشان قوانینی است که بر خلاف دین است یا لائق در بهترین حالت موافق دین نیست.

  19. صلوات ها 8


  20. #10

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    مطالعات علوم عقلی و نقلی
    نوشته
    4,418
    حضور
    14 روز 5 ساعت 52 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    25229



    [quote=خردبین;3339] اساسا تشخیص اینکه آیا یک شکل حکومت مبتنی بر دیکتاتوری است یا خیر، با توجه به عمل حاکمان آن سنجیده نمیشود. بلکه ملاک قضاوت، نحوه ی تقسیم قدرت است. از اینرو حکومت ولایت فقیه مصداقی از حکومت دیکتاتوری است، چرا که تمام قدرت حکومتی در دست یک نفر (یا گروه خاص فقها ) است.[/quote]

    با سلام

    فکر کنم جناب خردبین اولین فردی باشد که ملاک عمل را تشخیص حکومت دیکتاتوری از ولایت فقیه نمی داند وشاید آخرین فرد
    عزیز برادر

    هدف از حکومت در فلسفه سیاسی چیست ؟حال از هر منظر -دینی غیر دینی- که می خواهی ببینید
    مگر حاکمان به قول شما- هیچ حکومتی نمیگوید که با تعالی و سعادت انسانها مخالف است.

    بلکه اتفاقا همگی ادعا میکنند که در راستای سعادت بشر عمل میکنند.- این را نمی خواهند حال چه این را دستاویزی برای رسیدن به مقاصد پلید خود به کارگیرند ویا این که واقعا به ان معتقد باشند که ما طبق نظریه ولایت فقیه به این نوع حکومت معتقدیم.

    برادر عزیز منظور شما از نحوه تقسیم قدرت چیست؟ -لطفا توضیح دهید-

    اگرمنظور این باشد که جایی برای مردم در امر حکومت داری باشد در کدام یک از تئوری های حکومت در دنیا به اندازه حکومت ولایت فقیه به مردم اجازه حضور در صحنه سیاست داده می شود ومردم حق شرکت در حکومت را دارند ؟

    کجای تئوری ولایت فقیه حکوکت را منحصر در یک یا چند نفر می کند ؟

    این حرف بی اطلاعیه شما از مبانی ولایت فقیه را به وضوح می رساند!

    تعجب بنده از دوست سوال کننده است که چرا اصلا این دو حکومت را با هم مقایسه می کند؟

    وجه مشترک حکومت ولایت فقیه با دیکتاتوری در چیست که شما به فکر مقایسه افتاده اید؟

    کجای حکومت فقیه در دین را با حکومکت دیکتاتوری می خواهید مقایسه کنید ؟


  21. صلوات ها 11


صفحه 1 از 5 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ: 13
    آخرين نوشته: ۱۳۹۴/۰۴/۱۲, ۱۷:۱۲
  2. پاسخ: 31
    آخرين نوشته: ۱۳۹۳/۰۶/۲۹, ۲۲:۴۲
  3. چرا هرچي به خدا نزديكتر ميشم اون از من دورتر ميشه
    توسط مرضيه - ف در انجمن حکایات و توصیه های اخلاقی
    پاسخ: 20
    آخرين نوشته: ۱۳۹۱/۰۱/۲۲, ۲۰:۲۰
  4. همسرم از لحاظ مهر و محبت سرده چيكار كنم؟
    توسط اميرعباس در انجمن آسیب شناسی و آسیب زدایی
    پاسخ: 17
    آخرين نوشته: ۱۳۹۰/۰۵/۱۲, ۱۶:۰۶
  5. پاسخ: 49
    آخرين نوشته: ۱۳۸۹/۱۲/۰۴, ۱۰:۵۲

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 3

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود