جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: آقا اجازه! پس کو بابای من....؟؟

  1. #1
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    علاقه
    خدا و حضرت زهرا (س) و امام زمان(عج)
    نوشته
    6,241
    حضور
    60 روز 3 ساعت 15 دقیقه
    دریافت
    66
    آپلود
    42
    گالری
    3111
    صلوات
    55734

    آقا اجازه! پس کو بابای من....؟؟




    آقا اجازه! پس کو بابای من....؟؟

    آقا اجازه! پس کو بابای من....؟؟

    آقا اجازه ! آب ، نان ، آباد ، بابا
    آقا اجازه ! غصه ، غم ، فریاد ، بابا

    آقا اجازه ! سین گمانم مثل سارا
    سارا یکی از هفت سین آزاد ، بابا

    آقا اجازه ! دست ، پا ، سر ، بی سر و پا
    دارا و خاک و خون او در باد ، بابا

    آقا اجازه ! درس ، دفتر ، مشق ، خودکار
    در امتحان خرداد ، بابا

    آقا اجازه ! کودک همسایه می گفت
    ما را کمیته بابت امداد ... بابا

    آقا اجازه ! درد ، دارو ، داد ، بیداد
    مادر کنار کوچه مان افتاد ، بابا

    آقا اجازه ! شین مثل شیمیایی
    یا زخم های سینه اش همزاد ، بابا

    آقا اجازه ! درس باران ، درس آن مرد
    پس کو نشان وعده ی میعاد بابا ؟!

    آقا اجازه ! خواستم رازی بگویم
    این بار ، بار آخری ، جان داد بابا

    با این همه آقا اجا .... بابا اجازه
    بابای من باش هر چه بادا باد بابا ...

    مــــولاي غريبــــــم!

    اشتياقــــــي که به ديــــدار تـــو دارد دل مــــن

    دل مـــــن دانـــد

    و مـــــــن دانــــــم و

    تنــــها دل مــــــن ...


    شـــادی
    روح شـــهـــدا صـــلـــوات


  2. صلوات ها 22


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۳
    علاقه
    خـــــــــــــــــــــــــــــــــدا
    نوشته
    1,401
    حضور
    77 روز 2 ساعت 12 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    6569



    گنجشک ناز و زیبا، که میپری اون بالا

    بال و پرت به رنگ خاک، دلت مهربون و پاک
    به من بگو وقتی که پر کشیدی بابام رو تو ندیدی؟

    دیدمش از این جا رفت اون بالا بالاها رفت
    پیش ستاره ها رفت
    یواش و بی صدا رفت

    ستاره آی ستاره، پولک ابر پاره
    خاموشی و می تابی، بیداری یا که خوابی
    به من بگو وقتی که خواب نبودی بابام رو تو ندیدی؟

    دیدمش از این جا رفت اون بالا بالاها رفت
    از اون طرف از اون راه
    رفته به خونه ی ماه


    ماه سفید تنها، که هستی پشت ابرا
    نقره نشون کهکشون، چراغ سقف آسمون
    به من بگو وقتی که نور پاشیدی، بابام رو تو ندیدی؟

    همینجا پیش من بود، نموند و رفت زود زود
    اون بالا بالاها رفت
    بابات پیش خدا رفت


    خدا که مهربونه، پیش بابام می مونه
    گریه نمیکنم من، که شاد نباشه دشمن






    Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ و اُفــوِّضُ أمری إلَی الله إنّ ✿الله✿ بصیــــــــرٌ بالعباد Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ
    {。^◕‿◕^。}

  5. صلوات ها 3


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. آیا این مورد هم حق تالیف و چاپ محسوب میشه؟؟
    توسط binammm در انجمن حقوق چاپ، تأليف و...
    پاسخ: 7
    آخرين نوشته: ۱۳۹۲/۰۵/۱۳, ۱۳:۱۹
  2. چرا شیعیان به حدیث ثقلین عمل نمی کنند؟؟!!
    توسط عمر فاروق در انجمن شیعه شناسی
    پاسخ: 79
    آخرين نوشته: ۱۳۹۲/۰۳/۲۴, ۱۹:۳۹
  3. روزه مستحبی و روزه قضا باهم ؟؟
    توسط H a n a در انجمن متفرقه
    پاسخ: 2
    آخرين نوشته: ۱۳۹۲/۰۲/۱۱, ۱۴:۰۲
  4. پاسخ: 1
    آخرين نوشته: ۱۳۹۲/۰۱/۳۰, ۱۸:۴۸
  5. ساخت فلزیاب چه حکمی داره؟؟
    توسط maedeh-r در انجمن ساير موارد
    پاسخ: 4
    آخرين نوشته: ۱۳۹۲/۰۱/۱۱, ۱۶:۳۰

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود