جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: مجنون و ساربان

  1. #1

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۹
    علاقه
    معصومین
    نوشته
    46
    حضور
    1 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    5
    صلوات
    355

    مجنون و ساربان




    مجنون گفت روزی ساربانی چرا بیهوده در صحرا دوانی
    اگر با لیلی ات باشد سر وکار
    من او را دیدمش با دیگری یار
    سر زلفش به دست دیگران است
    تو را بیهوده در صحرا دوان است
    ز حرف ساربان مجنون فغان کرد
    جوابش این رباعی را بیان کرد
    درخت بی ثمر هر کس نشاند
    دوای درد مجنون را بداند
    زبان طفل بد خو دایه داند
    بد همسایه را همسایه داند
    میان عاشق و معشوق رمزی است
    چه داند آنکه اشتر می چراند
    به مجنون گفت کاخر ای بد اختر
    گناهی از محبت نیست بد تر
    تو را ایزد به توبه امر فرمود
    برو از عشق لیلا توبه کن زود
    چو بشنید این سخن مجنون فغان کرد
    به زاری سر بسوی آسمان کرد
    بگفتا توبه کردم توبه اولی
    ز هر چیزی به غیر از عشق لیلا!
    ویرایش توسط عارف گنو : ۱۳۸۹/۱۱/۰۹ در ساعت ۱۴:۴۱
    از انم به دیر مغان عزیز میدارندکه اتشی که نمیرد همیشه در دل ماست

  2. صلوات ها 3


  3.  

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود