صفحه 1 از 4 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: مختار ثقفی مدعی نبوت یا قهرمان؟!

  1. #1

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۹
    نوشته
    196
    حضور
    2 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    188

    مختار ثقفی مدعی نبوت یا قهرمان؟!




    اینروزها بینندگان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران جمعه شب ها شاهد پخش سریال مختار نامه از شبکه یک سیما هستند ، سریالی که در مدت پنج سال و به کارگردانی داود میرباقری و با هزینه ی ای بالغ بر 20 میلیارد تومان ساخته شده است.
    اما سؤالی که پیش می آید این است ، مگر مختار ثقفی کیست ؟ و هدف از ساخت این سریال چه می باشد؟ این شاء الله قصد داریم در این مجال بحث مختصری داشته باشیم.

    اما مختار ثقفی کیست؟
    مختار بن أبی عبید ثقفی یکی از شخصیت های تاریخی شیعه و بنیانگذار برخی از عقائدشان می باشد ، گرچه مختار در بسیاری از موارد مخالف با اعتقادات شیعه ی اثنا عشری می باشد بویژه اعتقاد به امامت محمد بن حنفیه رحمه الله فرزند علی بن ابیطالب و مهدی منتظر دانستن او و همچنین ادعای نزول وحی و غیره... اما با وجود این مختار در نزد شیعه شخصیتی گرانمایه می باشد چرا که با امویان جنگید و توانست از قاتلان حسین رضی الله عنه انتقام بگیرد.
    پدرش أبی عبید ثقفی رحمه الله در زمان رسول خدا صلی الله علیه و سلم مسلمان شد اما توفیق مشرف شدن به خدمت آنحضرت را نیافت ، در سال 13 هجری امیرالمؤمنین عمر بن الخطاب رضی الله عنه او را به فرماندهی لشکرش در نبرد با سپاه ایران تعیین نمود که در نبرد معروف جسر ( پل) به شهادت رسید.
    ابی عبید دو فرزند داشت ، دختری بنام صفیه که زنی پارسا بود که به همسری عبدالله بن عمر رضی الله عنه در آمد و پسری بنام مختار.
    سیرت و زندگی مختار کاملا متفاوت با زندگی پدرش می باشد. وی مراحل مختلفی را در زندگی خود پشت سر گذاشت ، و افکار و اندیشه های متعددی را در زندگی خود پذیرفت و در نهایت کارش به جایی رسید که ادعای پیامبری کرد و می گفت که وحی بر او نازل می شود.

    ابن کثیر رحمه الله در البدایة و النهایة می نویسد:
    مختار در بدایت امر فردی ناصبی بود که کینه و عداوت شدیدی نسبت به علی بن ابیطالب رضی الله عنه داشت ، روزی که اهل عراق از حمایت حسن دست برداشتند و ایشان روانه ی شام بود تا با معاویه مبارزه کند مختار خطاب به عمویش گفت: چه می شود اگر حسن را دستگیر نموده و او را به معاویه تحویل دهی تا جایگاهی نزد او بیابی؟
    عمویش گفت: مرا به چه کار بسیار بدی امر می کنی.
    وی همچنان مورد خشم شیعیان بود تا اینکه حادثه کشته شدن مسلم بن عقیل پیش آمد ، پس از این حادثه فریاد برآورد که بخدا قسم او را یاری می کنم، عبید الله بن زیاد پس از شنیدن سخنانش او را به زندان انداخت و تصمیم گرفت او را به قتل برساند اما دیری نگذشت که عبدالله بن عمر رضی الله عنه پیغامی به یزید فرستاد و از او خواست مختار را آزاد نماید، و یزید هم امر کرد که مختار آزاد شود، مختار پس از آزاد شدن به مکه رفت و به سپاه عبدالله بن زبیر پیوست و بهنگام محاصره شدن وی در زمان یزید در کنار وی ایستاد و از او دفاع کرد.

    پس از آن مختار روانه ی کوفه شد.پس از رسیدن به کوفه توانست استاندار کوفه که از جانب یزید تعیین شده بود را شکست دهد و مردم را به خونخواهی حسین رضی الله عنه فراخواند، سپس برای جنگ با امویان لشکری به فرماندهی ابراهیم بن مالک اشتر تدارک دید ، که موفق شدند سپاه امویان به فرماندهی عبیدالله بن زیاد را شکست داده و عبیدالله بن زیاد را به قتل برسانند.
    پس از کشته شدن عبیدالله بن زیاد مختار سر وی را به مکه نزد عبدالله بن زبیر فرستاد و تصور کرد که دیگر توانسته جایگاه خود را در نزد ابن زبیر تثبیت نماید.

    دیری نگذشت که مختار ادعای امامت محمد بن حنفیه نمود و او را مهدی منتظر خواند و خود را نماینده ی وی دانست ، محمد بن حنفیه پس از شنیدن این خبر روانه ی کوفه شد . مختار وقتی شنید محمد بن حنفیه عزم کوفه نموده است ، پست و مقام و جان خود را در خطر دید لهذا گفت: یکی از نشانه های مهدی این است که اگر با شمشیر ضربه ای بر وی وارد شود او را ضرری نخواهد رسید، محمد بن حنفیه پس از شنیدن این خبر دریافت که مختار قصد جان او نموده است لهذا از تصمیم خود خودداری نمود.

    پس از آن مختار ادعای نبوت کرد ، وقتی عبدالله بن زبیر به نیت های پلید مختار و عقیده ی فاسد وی آگاه شد سپاهی به فرماندهی برادرش مصعب بن زبیر روانه ی کوفه نمود که توانست سپاه مختار را شکست داده و او را به قتل برساند.

    سخنانی که اهل سنت در مورد مختار می گویند بمنزله دفاع از قاتلان حسین نیست که توسط مختار کشته شدند بلکه همانگونه که شیخ الاسلام ابن تیمیه رحمه الله می فرماید: لعنت خدا بر کسی که حسین را به شهادت رساند و کسی که بدان امر نمود و کسی که بدان راضی شد.

    علامه ابن کثیر رحمه الله درباره ی مختار کذاب می فرماید: كَانَ ضَالًّا مُضِلًّا،أَرَاحَ اللَّهُ الْمُسْلِمِینَ مِنْهُ بَعْدَمَا انْتَقَمَ بِهِ مِنْ قَوْم ٍآخَرِینَ مِنَ الظَّالِمِینَ ،كمَا قَالَ تَعَالَى (وَكَذَلِكَ نُوَلِّی بَعْضَ الظَّالِمِینَ بَعْضًابِمَاكَانُوا یَكْسِبُونَ) الانعام 129- همانا که مختار انسانی گمراه و گمراهگر بود که خداوند مسلمانان را از شر او راحت نمود پس از اینکه بوسیله ی وی از انسانهایی ستمگر انتقام کرفت و این است مصداق گفته ی پروردگار آنجایی که می فرماید : (‏و همان گونه برخی از ستمگران را بر برخی دیگر مسلط می‌گردانیم ، و این به خاطر اعمالی است كه انجام می‌داده‌اند .‏)

    اما حدیثی که از آمدن مختار کذاب خبر داده است .امام مسلم رحمه الله در کتاب صحیح خود در باب فضائل الصحابة حدیث 2545 از ابو نوفل نقل می کند : عبدالله بن زبیر را دیدم که در مکه به دار آویخته شده بود و مردم بر وی می گذشتند تا اینکه عبدالله بن عمر رضی الله عنهما از کنار ایشان رد شد و فرمود: سلام بر تو ای ابو خبیب، سلام بر تو ای ابو خبیب، سلام بر تو ای ابو خبیب، بخدا سوگند که تو را از این کار منع کردم ( جنگیدن با عبدالملک) ، بخدا سوگند که تو را از این کار منع کردم ، بخدا سوگند که تو را از این کار منع کردم، تا جایی که می دانم کسی بودی که بسیار روزه می گرفتی و نماز شب برپا می داشتی ، و چنانچه امتی تو بدترینش باشی آن امت بهترین است ، سپس عبدالله بن عمر از آنجا گذشت ، وقتی گفته ی ابن عمر به حجاج رسید دستور داد ابن زبیر را از چوبه ی دار پائین آورده و در مقبره ی یهود دفن کنند، سپس حجاج کسی را فرستاد تا أسماء بنت ابوبکر صدیق مادر عبدالله بن زبیر را بطلبند، اما أسماء خودداری کرد، قاصد حجاج به نزد او بازگشت، حجاج به قاصدش گفت دوباره به نزد او بازگرد و به او بگو به نزد من می آیی یا اینکه کسی را بفرستم تا موهای سرت را بگیرد و کشان کشان به نزد من آورد؟ اما باز أسماء خودداری کرد و گفت: نمی روم تا اینکه کسی را بفرستد تا مرا کشان کشان ببرد، حجاج وقتی این شهامت را دید ناچار شد خود به نزد اسماء برود، وقتی به نزدش آمد خطاب به او گفت: کار من در مقابل( فرزندت) دشمن خدا را چگونه دیدی؟ اسماء فرمود: می بینم که دنیای او را خراب کردی، و او هم آخرت تو را خراب کرد، خبردار شده ام که به او گفتی ای فرزند صاحب دو کمربند! بخدا سوگند که من صاحب دو کمربند هستم، کمر بند خود را دو نیمه کردم و با نیمه ای آذوقه ی رسول خدا صلی الله علیه و سلم و ابوبکر را ( در سفر هجرت) محکم بستم و نیم دیگر را برای خود گذاشتم. همانا که از رسول الله صلی الله علیه و سلم شنیدم که می فرمود: ان فی ثقیف كذابا ومُبِیرا". ( همانا در قبیله ثقیف شخصی بسیار دروغگو و شخصی بسیار خونریز خواهند آمد)، اما بسیار دروغگو را دیدیم اما بسیار خونریز را گمان نمی کنم کسی غیر از تو باشد . سپس از نزد حجاج برخاست و رفت.

    امام نووی رحمه الله در شرح ابن حدیث می گوید: و اما گفته ی أسماء که فرمود: اما بسیار دروغگو را دیدیم _ مقصود وی مختار بن ابی عبید ثقفی می باشد، که شخصی بسیار دروغگو بود، و از قباحت ها و رسوائی های وی این بود که ادعا می کرد که جبرئیل علیه السلام به نزد او می آید. و مورد اتفاق علما می باشد که مراد از بسیار دروغگو مختار بن ابی عبید و مراد از بسیار خونریز حجاج بن یوسف می باشد.

    به عبدالله بن عمر رضی الله عنهما که مختار برادر زن وی بود گفته شد: مختار می گوید که به وی وحی می شود، ابن عمر رضی الله عنهما فرمود: بخدا سوگند راست می گوید، مگر نه این است که خداوند می فرماید: (وَإِنَّ ٱلشَّیَـٰطِینَ لَیُوحُونَ إِلَىٰ أَوْلِیَآئِهِمْ لِیُجَـٰدِلُوكُمْ) همانا که شیاطین به دوستداران خود وحی می کنند.

    از دروغهای مختار کذاب این بود که صندلی بزرگ و مجللی را آراسته بود و آنرا بر اسب و قاطر سوار می کرد و ادعا می کرد که این صندلی با تابوت بنی اسرائیل برابر است و نیز وقتی جبرئیل به نزدش می آید بر این صندلی می نشیند.


    [SIZE=2]
    خدایا !
    رحمتی کن تا ایمان ، نان و نام برایم نیاورد ،
    قوتم بخش تا نانم را و حتی نامم را در خطر ایمانم افکنم
    تا از آنها باشم که پول دنیا را میگیرند و برای دین کار میکنند ،
    نه از آنان که پول دین را میگیرند
    [CENTER]و برای دنیا کار می کنند.
    [COLOR=Magenta][B]



  2. صلوات ها 2


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۹
    نوشته
    196
    حضور
    2 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    188



    مختار از دیدگاه کتب شیعه:
    نوبختی از علمای شیعه در کتاب خود فرق الشیعه بهنگام ذکر فرقه ی کیسانیه که منسوب به مختار کذاب است می نویسد: و گروهی معتقد به امامت محمد بن حنفیه فرزند علی بن ابیطالب شدند که در روز بصره ( جنگ جمل) پرچمدار پدرش بود. جدا از دوبرادرش( حسن و حسین) و علت نامگذاری این گروه به کیسانیه این بود که رئیسشان مختار بن ابی عبید ثقفی بود که کیسان لقب داشت، و او همان کسی است که به خونخواهی حسین برخاست و از قاتلان او انتقام گرفت، و ادعا می کرد محمد بن حنفیه او را به این کار امر نموده است و امام و جانشین پدرش می باشد ، و گفته شده سبب ملقب شدن مختار به کیسان این بوده که رئیس لشکرش کیسان نام داشت، و در قول و عمل و قتل از مختار تندروتر بود، و ادعا می کرد که محمد بن حنفیه وصی و جانشین علی بن ابیطالب می باشد و مختار نائب اوست و پس از آن ادعا می کرد که از جانب خدا به مختار وحی می شود.

    عبدالحسین زرینکوب از روشنفکران معاصر شیعه در کتاب خود بامداد اسلام می نویسد:
    گویند مختاریك روزدركوفه همراه مغیرة بن شعبه مى رفت مغیره وقتى انبوه جمعیت مردم را در سرراه دید گفت من سخنى مى شناسم كه با آن مى توان همه مردم خاصه عجم را همدست و همراه كرد مختار پرسید كه آن سخن چیست؟ گفت كمك به اهل بیت وخونخواهى آنها. مختار از آن پس سعى كرد از این وسیله براى ارضاء میل ریاستجویى و قدرت طلبى خویش استفاده كند. از اینرو بعد از آن كه سعى بیهوده كرد تا در خدمت ابن زبیر والى عراق وارد شود و نشد خود را در پیشاپیش نهضت شیعه و بقایاى توّابین كوفه قرارداد. این مختار مردى بود ماجراجو و حیله گر. در آغاز یك چند از خوارج بود بعد به عبداللّه بن زبیر پیوست و آخر شیعه شد. خونخواهى از قاتلان حسین را بهانه یى كرد براى جلب ناراضیهاى عراق. دعوت خود را نیز در زیر نقاب نام محمد حنفیه كه بعد از واقعه كربلا دعوتش كاملا سرّى شده بود عنوان مى كرد. با این همه دعاوى دیگر هم داشت و از وحى و غیب نیز سخن مى گفت. به یاران خویش كه بسیارى از آنها موالى عجم بودند چنان فرامى نمود كه در جنگ فتح نهایى با آنهاست و حتى در صورت ضرورت فرشتگان خداوند-به صورت كبوتران-به یارى آنها خواهند آمد. گویند این كبوتران را هم خود شب نهانى به سرداران خویش مى داد و مى سپرد تا وقتى در هنگام جنگ حس مى كنند كه نزدیك است مغلوب آیند آنها را رها كنند. پرواز آنها البته هم مختار را از وضع جنگ آگاه مى كرد و او را به فكر چاره جویى مى انداخت هم لشكریان را دل مى داد.

    انگیزه های تولید این پروژه
    شکی نیست تولید پروژه ای با هزینه ی سرسام آور بیست ملیارد تومان انگیزه ای مهم در ورای آن نهفته شده است و آن هم یکی از ایدئولوژی های مذهبی شیعه یعنی مظلومیت اهل بیت در تاریخ و انتقامجویی از کسانی است که آنان را دشمنان اهل بیت می خوانند، آنچه مختار ثقفی را در نزد شیعه بعنوان یک قهرمان مطرح می کند انتقامجویی از قاتلین حسین رضی الله عنه می باشد.

    اگر تاریخ را ورق بزنیم در می یابیم که این ایدئولوژی اساس تمام جنبشهای شیعه بوده است از حرکت بنیانگذار این مذهب عبدالله بن سبأ گرفته تا جنبش مختار ثقفی و همکاری نصیر الکفر طوسی و ابن العلقمی با مغول در راستای براندازی خلافت عباسی و قتل عام کردن مردم بغداد و نیز شکل گرفتن دولت آل بویه و نیز دولت فاطمیان در مصر و وحشیگریهایشان و به خاک و خون کشیدن صدها هزار نفر از حجاج بیت الله الحرام توسط شیعیان قرمطی و انداختن جسدهای بسیاری از آنان در چاه زمزم و به سرقت بردن حجر الأسود و...... تا امروزه اگر سپاه مهدی و قدس و بدر در عراق هزاران مسجد اهل سنت را به آتش می کشد و صدها هزار مسلمان سنی را به خاک و خون می کشند همه و همه نشأت گرفته از ایدئولوژی انتقامجویی از کسانی است که آنها را دشمنان اهل بیت می خوانند.

    اگر امروزه در ایران مفتی زاده ها و ناصر سبحانی ها و فاروق فرسادها و مولوی عبدالملک ها و شیخ محمد ضیائی ها و شیخ علی دهواری ها توسط خون آشامان صفوی قربانی می شوند بر اساس این ایدئولوژی وحشیگری می باشد. آری انگیزه ساخت چنین سریالی در این برهه تنها یک معنا می تواند داشته باشد و آنهم توجیه جنایتهای خون آشامان صفوی در مقابل مخالفان سیاسی و مذهبی است که از آنان بعنوان دشمنان اهل بیت یاد می شود.

    [SIZE=2]
    خدایا !
    رحمتی کن تا ایمان ، نان و نام برایم نیاورد ،
    قوتم بخش تا نانم را و حتی نامم را در خطر ایمانم افکنم
    تا از آنها باشم که پول دنیا را میگیرند و برای دین کار میکنند ،
    نه از آنان که پول دین را میگیرند
    [CENTER]و برای دنیا کار می کنند.
    [COLOR=Magenta][B]



  5. صلوات


  6. #3

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    فقه جعفري
    نوشته
    3,119
    حضور
    52 روز 23 ساعت 3 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    8
    صلوات
    11219



    نقل قول نوشته اصلی توسط iman2010 نمایش پست ها
    نوبختی از علمای شیعه در کتاب خود فرق الشیعه بهنگام ذکر فرقه ی کیسانیه که منسوب به مختار کذاب است می نویسد: و گروهی معتقد به امامت محمد بن حنفیه فرزند علی بن ابیطالب شدند که در روز بصره ( جنگ جمل) پرچمدار پدرش بود. جدا از دوبرادرش( حسن و حسین) و علت نامگذاری این گروه به کیسانیه این بود که رئیسشان مختار بن ابی عبید ثقفی بود که کیسان لقب داشت، و او همان کسی است که به خونخواهی حسین برخاست و از قاتلان او انتقام گرفت،

    اولا بهتر است بدانید مذهب کیسانیه بعد از فوت محمد حنفیه روی کار امد در حالیکه مختار قبل از وفات محمد حنفیه شهید شد
    ثانیا تمام روایاتی که در مذمت مختار امده ضعیف است این فرموده حضرت ایت الله خویی در کتاب شریف معجم است و اساسا در کتب اهل سنت می باشد مثل روایاتی که انها در مذمت محمدبن مسلم و بریر و خلاصه اشخاص معتبر و معروف شیعه نقل کرده اند

    مختار شیعه معتقد به امامت حضرت علی و امام حسن و امام حسین بود علامه مجلسی در جلد 45 بحار ص 352 نقل می کند :
    مختار فضایل اهل بیت پیامبر را بیان می کرد و مناقب حضرت علی علیه السلام و امام حسن و امام حسین علیهما السلام
    را برای مردم منتشر می ساخت و معتقد بود خاندان پیامبر از هر کسی برای امامت و حکومت سزاوارترند و از مصائبی که بر خاندان پیامبر وارد میشد نا خشنود بود.

    نقل قول نوشته اصلی توسط iman2010 نمایش پست ها
    روزی که اهل عراق از حمایت حسن دست برداشتند و ایشان روانه ی شام بود تا با معاویه مبارزه کند مختار خطاب به عمویش گفت: چه می شود اگر حسن را دستگیر نموده و او را به معاویه تحویل دهی تا جایگاهی نزد او بیابی؟ عمویش گفت: مرا به چه کار بسیار بدی امر می کنی.
    ایت الله خویی همین جریان را می فرماید که اولا روایتش مرسل است واگر صحت هم داشته باشد مختار می خواست عمویش را امتحان کند زیرا ان زمان در اطرافیان امام افراد دسیسه گر و مکار زیاد بودند و مختار قصد داشت جان امام را نجات دهد
    مختار ثقفی مدعی نبوت یا قهرمان؟!

    مختار ثقفی مدعی نبوت یا قهرمان؟!

  7. صلوات ها 8


  8. #4

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۹
    نوشته
    516
    حضور
    2 روز 21 ساعت 9 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    2
    صلوات
    1161



    جناب ايمان مي خواستم جوابتان رابدهم ولي سطر سطر نوشته هايتان پر بود از اکاذيبي که اگر بخواهم جواب دهم مثنوي هفتاد من کاغذ مي خواهد.
    هنگام حکومت مختار در کوفه پسر ناخلف سردمدار جنگ جمل يعني عبد الله بن زبير در حجاز وبني اميه در شام حکومت مي کردند ومختار باهردوي آنان مخالف بود ودرحال جنگ لذل هردو گروه که بوي ازايمان نبرده بودند تا توانستند عليه اين شهيد بزرگوار روايت ساختند.واين روايات در کتابهاي اهل تسنن تاثير گذاشته ودشمني که بامختاردارند بايزيد هم ندارند حتي درکتابهاي شيعه نيز تاثير گذاشته است
    اما اتهامات واهي شما به مختار
    1.مختار بنيانگذار بعضي از عقايدشيعيان بوده است
    2.اعتقاد به امامت محمد بن اعتقاد به امامت محمد بن حنفیه رحمه الله فرزند علی بن ابیطالب و مهدی منتظر دانستن اوحنفیه رحمه الله فرزند علی بن ابیطالب و مهدی منتظر دانستن او
    3.همچنین ادعای نزول وحی و غیره...
    4.سیرت و زندگی مختار کاملا متفاوت با زندگی پدرش می باشد
    5.در نهایت کارش به جایی رسید که ادعای پیامبری کرد و می گفت که وحی بر او نازل می شود.
    6.مختار در بدایت امر فردی ناصبی بود که کینه و عداوت شدیدی نسبت به علی بن ابیطالب رضی الله عنه داشت
    7.مختار وقتی شنید محمد بن حنفیه عزم کوفه نموده است ، پست و مقام و جان خود را در خطر دید لهذا گفت: یکی از نشانه های مهدی این است که اگر با شمشیر ضربه ای بر وی وارد شود او را ضرری نخواهد رسید، محمد بن حنفیه پس از شنیدن این خبر دریافت که مختار قصد جان او نموده است لهذا از تصمیم خود خودداری نمود.
    9.همانا که مختار انسانی گمراه و گمراهگر بود که خداوند مسلمانان را از شر او راحت نمود
    وتهمتهاي ديگر
    اما برادر فريب خورده عزير
    راستي عبدالله بن عمر که خيلي شانشان پيش شما مورد تقديس است چرا واسطه بيرون آمدن اين کذاب اذهان شما شد بخاطر فاميلي بود يادرکارهايش شريک بوددر هر دوصورت آياشريک اين همه تهمت که شما به مختار زديد نيست؟
    همه تهمتهايي که زده ايد جواب داردودرهمين سايت بارها آمده است ولي چون ظاهرا شما گوي سبقت راازديگر دشمنان مختار برده ايد لذا جواب دادن بي فايده است


    ویرایش توسط سید معصوم : ۱۳۸۹/۱۱/۱۷ در ساعت ۱۵:۴۹

  9. صلوات ها 7


  10. #5

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۹
    علاقه
    music
    نوشته
    202
    حضور
    22 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1177



    مطالب با اين كه زياد بود خوندم و مرسي
    Punisher coming from far away for punishment some body.


    be careful.im coming back

  11. صلوات ها 4


  12. #6

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۹
    نوشته
    516
    حضور
    2 روز 21 ساعت 9 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    2
    صلوات
    1161



    نقل قول نوشته اصلی توسط iman2010 نمایش پست ها
    اگر امروزه در ایران مفتی زاده ها و ناصر سبحانی ها و فاروق فرسادها و مولوی عبدالملک ها و شیخ محمد ضیائی ها و شیخ علی دهواری ها توسط خون آشامان صفوی قربانی می شوند بر اساس این ایدئولوژی وحشیگری می باشد. آری انگیزه ساخت چنین سریالی در این برهه تنها یک معنا می تواند داشته باشد و آنهم توجیه جنایتهای خون آشامان صفوی در مقابل مخالفان سیاسی و مذهبی است که از آنان بعنوان دشمنان اهل بیت یاد می شود.
    ازادي بيان يعني اين ،شما تنها مملکت اسلامي در روي کره آسماني راخوناشام وصفوي معرفي کرديد و حتي به سردمداران ورهبران الهي آن اهانت کرديد کسي نوشته شما رابرنمي داردولي اگر مابه بزرگان شما اهانت کنيم همين به قول شما صفوي هاصداي وحدت سرداده ونوشته هاي ماراحذف مي کنند
    جناب ايمان موضع گيري شما نسبت به حکومت مقدس علوي ايران همان موضعگيري آل منفور اميه وآل مکار زبير نسبت به حکومت 18ماهه مختار است در طول تاريخ شما بر گرده مسلمانان سوار بوده ايد الا زمان خلافت حضرت علي که همين زبيرهاو..نتوانستند تحمل کنند وحکومت مختار که هنوز کينه ان بر دل دشمنان ال علي هست وانقلاب شکوهمند ايران که مورد غضب امثال زبير ها هستند
    جناب اقا اگر صاحبان حکومت در ايران خون اشام هستند پس چه نامي براي امثال صدام وملک عبدالله وحسني مبارک و...مي گذاريد
    دولت ايران برادران سني مذهب حماس رامالا وجاناکمک مي کندو حسني نامبارک شما انان رازنداني مي کند کي خون آشام است در سرتاسر جهان اسلام بين رهبران کشورهاي اسلامي يک نفر مثل ايه الله العظمي خامنه اي پيدا کند که هم عالم باشدهم باتقوا باشد وهم شجاع باشد
    اگر صداي اسلام بلند است چون ايران زنده است وگرنه باشاهان خود فروخته اي مثل ملک عبدالله و...اسلامي نمي ماند
    اگر صداي اسلام هنوز مي آيد چون علماي شيعه زنده اند اگر اينها نبودند علماي حقوق بگير دربارهاي شاهان چگونه مي توانستند درمقابل شاهان خود حرفي بزنند ايا حقوقشان قطع نمي شد

  13. صلوات ها 6


  14. #7

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۹
    نوشته
    516
    حضور
    2 روز 21 ساعت 9 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    2
    صلوات
    1161



    يكي از مردان نامي تاريخ اسلام بالاخص تاريخ شيعه كه به خاطر اقدام درست و خداپسندانه اش دل اهل بيت و خاندان پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ را بعد از واقعة عاشورا شاد كرد مردي است از تبار ثقيف و از شيعيان آل علي ـ عليه السلام ـ كه در هميشة تاريخ جايگاه خاصي نزد علماي شيعه و مورخين دارد.
    در منابع تاريخي شيعه غالبا كه به واقعة عاشورا و تاريخ زندگاني امام حسين ـ عليه السلام ـ پرداخته به اقدام مختار هم اشاره شده است. نيز به جملاتي كه در تحسين عمل مختار از ائمة معصومين ـ عليهم السلام ـ وارد شده پرداخته اند، كه اين خود شايسته ترين يادي است كه امامان معصوم ـ عليهم السلام ـ از يك شيعه خالص مي كنند. از لابلاي روايات بسياري بر مي آيد كه امامان و پيشوايان مذهبي همواره نسبت به مختار اظهار علاقة فراوان مي كردند و از اقدام او در انتقام گرفتن از قاتلين امام حسين ـ عليه السلام ـ و اصحابش مسرور بوده اند. اینک توجه شما را به چند نمونه از این روایات جلب می کنم که خود بهترین نشانه مبنی بر تایید مختار توسط امام سجاد(ع) و سایر ائمه بوده است:
    امام باقر ـ عليه السلام ـ فرمودند: «مختار را بد نگوئيد كه او دشمن ما را كشت و انتقام خون ما را گرفت.» (عالمي، محمدعلي، حسين نفس مطمئنه، تهران، انتشارات هاد، چاپ اول، 1372، ص 39.(در جاي ديگر به پسر مختار مي فرمايد: «خدا پدرت را بيامرزد، حق ما را از هر كه بر او حق داشتيم گرفت.»(مجلسي. بحارالانوار، بيروت، موسسه وفاء، چاپ دوم، 1403، ج 45، ص 351)
    همچنين زماني كه سر عبيدالله بن زياد را به مدينه نزد امام سجاد ـ عليه السلام ـ آوردند امام فرمودند: «كه هيچ كس از بني هاشم نبود مگر اينكه به مختار درود فرستاد و در حق وي دعا كرد و نسبت به وي سخن نيك گفت.» (محمد بن سعد. طبقات الكبري، بيروت، دارالاحياء التراث العربي، 1405، ج5، ص 285 ).ودر جای دیگر فرمود: «حمد و ستايش، خدايي را كه انتقام ما را از دشمنانم گرفت و خداوند به مختار، پاداش و جزايي خير عطا فرمايد»( جامع الرواة، ج1، ص 22.)
    امیرالمومنین علی (علیه السلام ) در مورد این واقعه می فرمایند: «به زودي ستمكاران، توسط كسي كه خداوند براي انتقام ما بر آنان خواهد فرستاد، به بلايي گرفتار خواهند شد و اين به خاطر فسق و جنايتي است كه مرتكب شده‌اند، همان‌گونه كه بني‌ اسرائيل گرفتار عذاب شدند ... او جواني از قبيله ثقيف است كه او را مختار بن ابي عبيد مي‌گويند.» (مقدس اردبيلي، احمد بن علي؛ حديقة الشيعه، انتشارات كلي، بي‌جا، چاپ پنجم، بي‌تا، ص 509.)
    حضرت ابا عبدالله (عليه‌السّلام) هم پس از خطبه‌اي كه در راه كربلا ایراد نمودند، مي‌فرمايند: «پروردگارا، آن جوانمرد ثقيفي را بر آنان مسلط كن تا جام تلخ مرگ و ذلت را به ايشان بچشاند و از قاتلان ما احدي را معاف نكند. به جاي هر قتلي، كشتني و به جاي ضربت، ضربتي؛ و انتقام مرا و خواندن و دوستان و شيعيانم را از اين‌ها بگيرد» (بحارالانوار، ج45، ص 340.)
    برای مطالعه بیشتر در این مورد که این قيام مورد تأييد امامان شيعه و علماي شيعه بوده است مراجعه کنید به : الغدير، ج دوم، ص343 چاپ اسلاميه.
    از مجموع اين احاديث به دست مي‌آيد كه در شخصيت و حُسن عقيده مختار هيچ شك و شبهه‌اي نيست و قيام او مرضیّ خدا و اهل بيت پيامبر (ص) بوده است (حديقه الشيعه، ص 510 ) و از طلب رحمتي كه حضرت سجاد (ع)در حق او نمودند، روشن مي‌شود كه قیام او مورد تایید امام سجاد(ع) بوده است.


  15. صلوات ها 7


  16. #8

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۹
    نوشته
    516
    حضور
    2 روز 21 ساعت 9 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    2
    صلوات
    1161



    اما عبدالله بن زبر که شما تعريفش کرديد کيست
    نقل قول نوشته اصلی توسط iman2010 نمایش پست ها
    تا اینکه عبدالله بن عمر رضی الله عنهما از کنار ایشان رد شد و فرمود: سلام بر تو ای ابو خبیب، سلام بر تو ای ابو خبیب، سلام بر تو ای ابو خبیب، بخدا سوگند که تو را از این کار منع کردم ( جنگیدن با عبدالملک) ، بخدا سوگند که تو را از این کار منع کردم ، بخدا سوگند که تو را از این کار منع کردم، تا جایی که می دانم کسی بودی که بسیار روزه می گرفتی و نماز شب برپا می داشتی ، و چنانچه امتی تو بدترینش باشی آن امت بهترین است
    ابن زبير دشمن سختي براي علي (ع) بود و نسبت به آن حضرت جسارت و اسائه ادب مي نمود. در سخنراني اش، به آن حضرت دشنام مي داد و او را با جملات ركيك خطاب مي كرد. البته حضرت علي (ع) در همان جنگ او را اسير كرد ولي او را آزاد كرد و فرمود: از اينجا برو تا تو را نبينم.
    او در دوراني كه خود را خليفه مسلمين مي خواند، چهل جمعه صلوات بر پيغمبر و آل او را در خطبه خود نياورد و مي گفت: بدين سبب نمي گويم كه كساني بدين جمله مباهات نكنند و مقصودش آل علي (ع) بود.
    روايت ديگري از 'سعيد بن جبير' نقل شده كه روزي عبدالله بن زبير، به عبدالله بن عباس گفت: چهل سال است كه دشمني شما اهل بيت پيغمبر را در دل خويش دارم و آن را پنهان مي كنم.
    وي بعد از قتل عثمان از جمله افراد تأثيرگذار در جنگ جمل بود به گونه اي كه عايشه و پدرش، زبير را به اين اقدام تحريك مي كرد و بسياري در اين قضيه نقش اول را به او مي دهند.
    همين نكته از نقش فعال و تأثير گذار او در واقعه جمل كافي است كه وقتي عايشه در منطقه 'حواب' با پارس كردن سگ ها بر هودج وي فرمايش پيامبر (ص) را به ياد آورد و خواست از درگيري و رويارويي با علي پرهيز كند، عبدالله به دروغ با آوردن شاهد مبني بر اين كه اين منطقه، حواب نيست، مانع از برگشت عايشه شد.
    ابن زبير كسي است كه پس از پشيماني پدرش از ادامه جنگ كه اميرالمومنين (ع) سخنان رسول خدا (ص) را به او يادآور شد، با تعصبات عربي و قبيله اي از خاموش شدن آتش ممانعت نمود و موجب كناره گيري فردي زبير و در نتيجه كشته شدن او گرديد كه البته عبدالله جان سالم بدر برد.
    او بعد از شهادت حضرت علي (ع) از هر فرصت و وسيله اي براي جمع آوري مال و كسب وجهه و مقام استفاده نمود. وي بعد از مرگ معاويه، مخفيانه وارد مكه شد و در آنجا پناه گرفت و با اينكه مخالف يزيد بود ولي اقدامي صورت نداد و يا حداقل با امام حسين (ع) جهت مبارزه با دستگاه فسادانگيز امويان همراه نشد و وقتي امام حسين (ع) را به ماندن در مكه دعوت مي كرد گفت: اگر تو در مكه بماني من با تو به عنوان خلافت بيعت مي كنم ولي آن حضرت فرمود: نمي خواهم حرمت مكه به خاطر من هتك شود و حاضرم يك وجب بيرون حرم كشته شوم ولي حرمت خانه حفظ شود.
    عبدالله، مكه را پناهگاه خود قرار داد و هر موقع براي سركوب وي به مكه حمله مي شد در كنار خانه كعبه پناه مي گرفت و اين امر باعث شد در مدت تسلط او سه مرتبه خانه خدا مورد تعرض قرار گيرد.
    وي از كساني بود كه در ظاهر سيدالشهدا (ع) را از سفر به عراق منصرف كرد ولي در باطن مي خواست كه امام حسين (ع) مكه را ترك كند. زيرا مي دانست با حضور آن حضرت، هيچكس به او رغبت نمي كند و زمينه اي براي توفيق او پيدا نمي شود.
    اين نكته در سخنان سيدالشهداء (ع) ديده مي شود كه فرمودند: اگر چه 'ابن زبير' به ظاهر به بودن من در مكه علاقه نشان مي دهد ولي در واقع بيشتر از هر چيز به بيرون رفتن من از مكه، علاقه مند است. بعد از رفتن امام حسين (ع) از مكه به سمت عراق، زمينه سياسي مكه در اختيار او قرار گرفت و به تدريج بر اوضاع مكه مسلط شد.
    با شهادت امام حسين (ع)، ابن زبير زمينه را براي اجراي اهداف و سياست هاي خود فراهم ديد و به طمع خلافت مناطق وسيعي را تحت سيطره گرفت. وي بر حجاز، عراق، مصر و قسمتي از شرق اسلامي تسلط يافت. در حالي كه قلمرو حكومت بني اميه تنها به شام و بخشي از مناطق ديگر محدود شده بود. لذا از سال 61 تا سال 73 هجري در سرزمين هاي اسلامي عملاً دو خليفه حكم مي راند.
    ابن زبير با كمك برادران و با استفاده از وضع جامعه كه بر مخالفان يزيد و امويان روز به روز افزون مي شد، به حكومت رسيد و در مدت حدود هشت سال حكومت، با بني اميه، مختار و خوارج درگير جنگ بود و از طرف ديگر بني هاشم نيز حكومت وي را به رسميت نشناخت.
    عمده هدف او بر پائي مجدد حاكميت قرشي بر مبناي حكومت خلفاي راشدين بود. وي نماينده گروه 'ابناء المهاجرين' بود. آنها دسته اي از صحابه پيغمبر بودند كه الگويشان 'عمر' بود و با 'امويان' و 'علويان' رابطه خوبي نداشتند. شعار سياسي آنان 'شورا' بود. عبدالله بن زبير مي گفت: ما 'ابناي مهاجرين و اولي الامر' هستيم.
    ابن زبير توانست بعد از شهادت حضرت سيدالشهدا (ع) نيروهاي مخالفي را كه از كشته شدن آن حضرت، به وجود آمده بود به طرف خودش جلب كند، هرچند خود از دشمنان آل علي (ع) سپس ادعاي خلافت كرد و با يزيد مخالفت نمود و برعليه يزيد سخن گفت و او را دشنام مي داد، مردم شهر حجاز و تهامه با او بيعت كردند و مدينه مركز خلافت او شد.
    سال 63 هجري قمري در جريان 'جنگ حره' كه عبدالله بن زبير از محركان اصلي اين شورش بود، لشگريان يزيد به قتل عام مردم مدينه و براي سركوبي او در مكه پرداختند و مكه را محاصره كردند. وي به خانه كعبه پناه برد و لذا لشگريان يزيد، داخل مسجدالحرام و كعبه را سنگباران كردند كه در اثر آن قسمتي از كعبه خراب شد و پرده و سقف آن آتش گرفت.
    بعد از مرگ يزيد ابن زبير مردم را به بيعت با خود دعوت كرد و تدريجا بيشتر مردم حجاز و عراق و فارس و خراسان يعني تمام ممالك اسلامي آن روز، به جز مصر و شام، خلافت او را قبول كردند. مدت خلافت او هشت سال و نيم طول كشيد تا اينكه عبدالملك بن مروان حجاج بن يوسف را با سپاهي به جنگ او فرستاد. عبدالله به خانه كعبه پناه برد.
    حجاج مكه را محاصره كرد و از منجنيق هايي كه بر بالاي كوه 'ابوقبيس' نصب كرده بود، خانه كعبه را خراب كرد و داخل مسجدالحرام را سنگباران نمود. عبدالله به جهت كج انديشي، بخل، حسد و حرص زياد و هوش و ذكاوت و تدبير كم با مدعيان خلافتش مانند مروانيان، مختار و خوارج مواجه گشت و از طرفي چون هاشميان و پيروان آنها خلافت و حاكميت او را به رسميت نمي شناختند، نتوانست خلافت طولاني و مستقر داشته باشد.


  17. صلوات ها 7


  18. #9

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۹
    نوشته
    516
    حضور
    2 روز 21 ساعت 9 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    2
    صلوات
    1161



    سخنى كوتاه در شخصيّت عبداللّه بن عمر
    طبق نقل تاريخ، وى از كسانى بود كه پس از عثمان از بيعت با امير مؤمنان على عليه السلام خوددارى كرد و از يارى آن حضرت امتناع ورزيد و در جنگ ها با آن بزرگوار همراهى نكرد; ولى آن گاه كه حجّاج بن يوسف از طرف عبدالملك والى حجاز شد، عبداللّه بن عمر شبانه براى بيعت به نزد حجّاج آمد.
    حجّاج به او گفت: براى چه با شتاب آمده اى؟
    پاسخ داد: از رسول خدا صلى اللّه عليه وآله شنيدم كه مى فرمود:
    من مات ولم يعرف إمام زمانه مات ميتة جاهليّة.
    هر كس بميرد در حالى كه امام زمانش را نشناخته باشد به مرگ دوران جاهليت مرده است.
    حجّاج كه مشغول نوشتن بود به او گفت: دستم مشغول است، پايم را بگير و بيعت كن]![
    عبداللّه بن عمر پاى حجّاج را مسح كرد و بيرون رفت]![1

    1 . الفصول المختاره: 245.


  19. صلوات ها 6


  20. #10

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۹
    نوشته
    196
    حضور
    2 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    188



    برای درک عظمت و شخصیت بزرگ عبدالله بن زبیر لطفا کتاب مفید زیر را حقیقت جویان بخوانند:

    1. عبدالله بن زبیر- پرچمدار عدالت خواهی
    www.aqeedeh.com/book/1194

    البته با توجه به عدالت شدید حاکم بر جامعه ی ما چون سایت عقیده فیلتر است. اگر کسی در دریافت کتاب دچار مشکل شد به من پیام خصوصی دهد تا کتاب را برایش ایمیل کنم.

    ویرایش توسط iman2010 : ۱۳۸۹/۱۱/۱۷ در ساعت ۱۹:۴۸
    [SIZE=2]
    خدایا !
    رحمتی کن تا ایمان ، نان و نام برایم نیاورد ،
    قوتم بخش تا نانم را و حتی نامم را در خطر ایمانم افکنم
    تا از آنها باشم که پول دنیا را میگیرند و برای دین کار میکنند ،
    نه از آنان که پول دین را میگیرند
    [CENTER]و برای دنیا کار می کنند.
    [COLOR=Magenta][B]



  21. صلوات ها 2


صفحه 1 از 4 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 1

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود