صفحه 1 از 3 123 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: ๑۩๑ غروب خورشید مکه(رحلت پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله )๑۩๑

  1. #1

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    نوشته
    4,747
    حضور
    46 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    41
    صلوات
    26912

    ๑۩๑ غروب خورشید مکه(رحلت پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله )๑۩๑




    ๑۩๑ غروب خورشید مکه(رحلت پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله )๑۩๑

    ๑۩๑ غروب خورشید مکه(رحلت پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله )๑۩๑

    ویرایش توسط نیایش : ۱۳۸۹/۱۱/۰۶ در ساعت ۱۰:۳۷

  2. صلوات ها 5


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    نوشته
    4,747
    حضور
    46 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    41
    صلوات
    26912



    نگاهی به زندگی پیامبر صلی الله علیه و آله

    ๑۩๑ غروب خورشید مکه(رحلت پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله )๑۩๑

    پیامبر اکرم، حضرت محمد بن عبداللّه صلی الله علیه و آله ، در سال 570 بعد از میلاد مسیح علیه السلام به دنیا آمد و در چهل سالگی، به مقام نبوت مبعوث گشت.

    آن حضرت، سیزده سال در مکه مردم را به اسلام دعوت نمود ودر این مدت، سختی های بسیاری در راه دین خدا به جان خود و نزدیک ترین کسانش خرید. پس از آن، به مدینه هجرت نمود و در آن جا، حکومتی اسلامی تأسیس نمود و در مدت ده سال که در شهر مدینه بود، آزادانه دین مبین اسلام را تبلیغ کرد و همواره با دشمنان و سرکشان عرب در جنگ های مختلف به مبارزه پرداخت.

    پس از این ده سال، همه جزیرة العرب مسلمان شدند و شیفتگی عجیبی به قرآن و شخصیت رسول اکرم صلی الله علیه و آله پیدا کردند.

    دیری نپایید که در یازدهمین سال هجرت، پیامبر خدا صلی الله علیه و آله در حالی که 63 سال از عمر نورانی شان می گذشت، رحلت فرمودند و جامعه اسلامی را که سراسر نشاط و روح ایمان بود، در سوگ خود فرو بردند.

    ๑۩๑ غروب خورشید مکه(رحلت پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله )๑۩๑


  5. صلوات ها 6


  6. #3

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    نوشته
    4,747
    حضور
    46 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    41
    صلوات
    26912



    گوشه ای از سیره پیامبر صلی الله علیه و آله

    ๑۩๑ غروب خورشید مکه(رحلت پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله )๑۩๑

    درباره سیره رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله چنین نقل کرده اند که آن حضرت، همواره با اهل خانه خود در کارهای خانه شرکت می کرد،

    گوسفندان را می دوشید، جامه و کفش خود را می دوخت، با خادمش گندم آسیاب می کرد و خمیر می نمود، و همواره با نیازمندان هم نشینی می نمود و با آن ها غذا می خورد.

    صورت ظاهری آن حضرت با دیگر مردمان تفاوتی نداشت و از این رو، وقتی در جمعی می نشست، گاه کسی می آمد و می پرسید: کدام یک از شما محمد صلی الله علیه و آله هستید؟!
    آن گاه اصحاب، پیامبر خدا را به او نشان می دادند.

    آری، آن چه پیامبر خدا صلی الله علیه و آله را از دیگران متمایز می کرد، همان روح بلند، لطیف و ملکوتی ایشان بود، نه وضعیت ظاهری شان.

    ๑۩๑ غروب خورشید مکه(رحلت پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله )๑۩๑

    ویرایش توسط نیایش : ۱۳۸۹/۱۱/۰۶ در ساعت ۱۲:۴۷

  7. صلوات ها 5


  8. #4

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    نوشته
    4,747
    حضور
    46 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    41
    صلوات
    26912



    اهمیت کار و تلاش

    ๑۩๑ غروب خورشید مکه(رحلت پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله )๑۩๑

    در سیره پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله ، فعالیت های اقتصادی افراد، ارزش بالایی داشت.

    آن حضرت، کارگران و تولیدگنندگان عرصه اقتصادی را چنان تشویق می کرد که در طول تاریخ جوامع بشری، هیچ فرقه و مذهبی چنین جایگاهی برای این گروه قائل نشده است.

    انس بن مالک می گوید: هنگامی که پیامبر خدا صلی الله علیه و آله از جنگ تبوک برمی گشت، سعد انصاری، یکی از کارگران مدینه به استقبال آن حضرت آمد.

    وقتی رسول اللّه صلی الله علیه و آله با او دست داد، لمس دست های زِبْر و خشن مرد انصاری، حضرت را تحت تأثیر قرار داد.

    برای همین، از او پرسید: چرا دست های تو این چنین خشن می باشد؟! عرضه داشت: یا رسول اللّه ، این خشونت و زبری، بر اثر کار با بیل و طناب است که به وسیله آن ها، مخارج خود و خانواده ام را تأمین کنم.

    پس پیامبر خدا صلی الله علیه و آله دست او را بوسیده و فرمود: «این دستی است که آتش جهنم آن را لمس نخواهد کرد».

    ๑۩๑ غروب خورشید مکه(رحلت پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله )๑۩๑

    ویرایش توسط نیایش : ۱۳۸۹/۱۱/۰۶ در ساعت ۱۲:۴۸

  9. صلوات ها 5


  10. #5

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    نوشته
    4,747
    حضور
    46 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    41
    صلوات
    26912



    در سوگ احمد

    ๑۩๑ غروب خورشید مکه(رحلت پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله )๑۩๑

    امشب، شب گریه ستاره هاست.

    امشب، شب سراسیمگی ابر پاره ها و شب ضجّه همه سیاره ها است. امشب، زمین نظاره گر اشک های مهتاب است.

    امشب، دل آسمان گرفته و آرامش از همه جا رخت بربسته است. آری، این ها همه در سوگ احمد است؛

    او که اگر نگاه سبزش نمی بود، هیچ سبزه ای در جهان نمی رست و اگر صدای گام هایش گوش تاریخ را نوازش نمی داد، جغرافیای عشق بی رنگ می شد.

    آفتاب گرم دست های او بود که یتیمی جهان را جبران کرد. حسن یوسف، پرتویی از تجلی آفتاب زیبایی اوست.

    دم عیسوی از تنفس او برکت یافته و عصای همت او، ساحران سیه پوش کفر و نفاق را از اتاق اندیشه ها اخراج کرد و باران صفا و سادگی او، بر جلگه های جوامع، همه انسان ها را به سمت حاصل خیزی هدایت نمود.

    ๑۩๑ غروب خورشید مکه(رحلت پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله )๑۩๑

    حمزه کریم خانی
    پایگاه حوزه


  11. صلوات ها 4


  12. #6

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    نوشته
    4,747
    حضور
    46 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    41
    صلوات
    26912



    بیت الاحزان غم

    ๑۩๑ غروب خورشید مکه(رحلت پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله )๑۩๑

    غمی به وسعت بیت الاحزان غم، آسمان و زمین را پوشانده است. بیم تنهایی، تازه ترین تصویر آغشته به اشک است؛ اشکی که ماندگارترین خاطره زمین خواهد شد.

    چه زود می روید!

    ای آفتابِ «سدره نشین»! با کدامین غروب؛ نجواهایم را بخوانم، که سال ها دست های خالی ام، بر آستانه نگاهتان، دخیل می بستند و شما، همان مهربان ترین بودید که همیشه، تبسّم خود را با همه تقسیم می کرد.

    می گذشتید از میان کوچه ها، با هر تبسّم کوچه می شد در میانِ عطر لب های شما، گم آه ای پیغمبر ای اشراق های سبزِ باور آه از آیین و از آیینه های قلب مردم!

    چشم های فقیرم هنوز از روزنه تاریخ، به دست های سخاوت مند شما، خیره مانده است، تا شاید لقمه ای معرفت، جرعه ای کمال و ذره ای عنایت بستاند!

    چه زود می روید! زمینی که بار امانت را نتوانست تحمل کند، چگونه می تواند بار اندوه شما را تحمل کند؟!

    آه ای همیشه عاشق، ای محبوب خدا و ای رحمت حق! چگونه می توان زهرای علیهاالسلام خسته را با بیت الاحزان و علیِ علیه السلام دل شکسته را با چاه؛ تنها گذارد!

    بعد از شما از کدامین داغ، آتش به جان شویم؟ از بقیع یا کربلا؟ از لحظه های نیلیِ یاس، یا دست های حضرت عباس علیه السلام ؟
    از خاطرات دردناک حضرت زینب علیهاالسلام ، یا از گلوی خسته تنهاترین سجاد علیه السلام ؟

    یا سیّدی! یا رسول اللّه صلی الله علیه و آله وسلم ؛ فدایتان! فدای آن لحظه ای که آسمان سر بر داشت و قامت دلارای شما را به نظاره نشست! «لَولاکَ لَما خَلَقْتُ الاَفْلاک».

    چگونه می توانم باور کنم که امروز، مدینه، سوگ شما را به مرثیه بنشیند! مگر می شود جاری ترین نور الهی، خاموشی گُزیند! مگر می شود آسمان، تمام پنجره های آبی اش را، سیاه پوش کند!

    مگر می شود، بغض ها بر گلوی ابرها ببارند و پرندگان، سر به تنهایی فرو برده، مویه های غریبانه بنوازند! به خدا که امروز، روز اندوه زمین است!

    اندوهی که هزاران عاشورا در وسعت آن گم می شوند! اندوهی که تمام دردها و داغ های عالم، با بیت الاحزان حضرت زهرا علیهاالسلام پیوند می خورد.

    ๑۩๑ غروب خورشید مکه(رحلت پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله )๑۩๑

    سیدعلی اصغر موسوی


  13. صلوات ها 5


  14. #7

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    نوشته
    4,747
    حضور
    46 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    41
    صلوات
    26912



    تا همیشه نوای توحید تو بلند است

    ๑۩๑ غروب خورشید مکه(رحلت پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله )๑۩๑

    در انتظار رهایی، دل به موج های زمان سپرده ای و جان به دست های خدا.

    چشم هایت در ساحل ملکوت، فرود آمده اند و دریای خروشان دنیای ما، همچنان در تکاپو است.

    یوسف گمگشته قرن های تاریکی! جهانی گرداگرد نفس های تو حلقه زده اند؛ تو هیچ گاه از ابلاغ نامه های رسالت خویش، زبان نبسته ای. چشم های تب دارت، هنوز نگران آینده امت اند و نگران حق الناس.

    چه بسیارند نام های بزرگ که به بدنامی رفته اند! درس تو این بود که زندگی زیبا داشته باشید تا مرگ زیبا داشته باشید. گردونه های تمدن را که در دست های جهالت بود، به دست های اخلاق سپرده ای، و ما اگر هدایت یافته ایم، به مدد انفاس قدسی توست.

    سر بر بالین نهادن ات، خاموشی نیست، فراموشی نیست، تازه دارد ندای «لا اله الا اللّه » شنیده می شود و فردا پشت بام های زمین را روشن خواهد ساخت.

    ๑۩๑ غروب خورشید مکه(رحلت پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله )๑۩๑


    میثم امانی


  15. صلوات ها 3


  16. #8

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    نوشته
    4,747
    حضور
    46 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    41
    صلوات
    26912



    نرمی در عین صلابت


    ๑۩๑ غروب خورشید مکه(رحلت پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله )๑۩๑

    رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله همواره در مسایل شخصی و مربوط به خود آن حضرت، ملایم و با گذشت بود؛

    ولی در مسایل عمومی و حریم قانون، دیگر گذشت و ملایمت نمی نمود.

    برای مثال، پس از فتح مکه و پیروزی بر قریش رسول خدا صلی الله علیه و آله ، تمام بدی هایی را که قریش در طول بیست سال درباره او مرتکب شده بودند، نادیده گرفت و همه را یک جا بخشید و حتی توبه وحشی، قاتل حمزه، عموی گرامی خویش را پذیرفت؛

    ولی در همان فتح مکه، وقتی زنی به نام بنی مخزوم، مرتکب سرقت شد و جرمش محرز گردید، رسول خدا صلی الله علیه و آله بدون ملاحظه اشرافی بودن خاندان او، دستور داد حکم خدا درباره آن زن اجرا شود و فرمود:

    «چه جای شفاعت؟ مگر قانون خدا را می توان به خاطر افراد تعطیل کرد؟»


    ๑۩๑ غروب خورشید مکه(رحلت پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله )๑۩๑


  17. صلوات ها 4


  18. #9

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    علاقه
    خدا و حضرت زهرا (س) و امام زمان(عج)
    نوشته
    6,241
    حضور
    60 روز 3 ساعت 15 دقیقه
    دریافت
    66
    آپلود
    42
    گالری
    3111
    صلوات
    55734



    سوگواره


    ملائک، بر سر و سینه زنان، در اطراف حجره محقر رسول خدا صلى الله علیه و آله طواف مى کنند و به فاطمه که غریبانه در گوشه اى اشک مى ریزد، تسلیت مى گویند.
    حسن و حسین علیهماالسلام ، صورت بر سینه رسول خدا صلى الله علیه و آله گذارده، بى اختیار اشک مى ریزند.


    آن سوتر، على مرتضى علیه السلام با چشمانى پر اشک، سر رسول خدا صلى الله علیه و آله را به دامن گرفته، زیر لب مى گوید: «اِنّا للّه ِ وَ اِنّا إِلَیْهِ راجِعُونَ»؛ اى حبیب قلب هاى ما! با رفتنت مصیبتى بر ما وارد شده و چه عظیم است مصیبت تو...!
    کوبنده در کیست؟
    عربى هستم و مى خواهم با رسول خدا صلى الله علیه و آله ملاقات کنم... و این سومین بار بود که همین جواب از پس در، در پاسخ پرسش فاطمه علیهاالسلام که با حزن مى پرسید «کیست در را مى کوبد؟» به گوش مى رسید. زهرا علیها السلام مى خواست این بار نیز بیمارى رسول خدا صلى الله علیه و آله و حال ناگوارش را یادآور شود و از باز کردن در، امتناع کند؛ صداى رسول خدا صلى الله علیه و آله ، لرزه بر اندامش افکند: «زهرا جان! این کوبنده در، برادرم عزرائیل است که براى قبض روح من آمده و او جز این خانه، بر در هیچ خانه اى اذن ورود نمى گیرد...» اشک هاى زهرا علیهاالسلام بى اختیار جارى مى شود؛ در گوشه اى مى نشیند... .

    لرزش شانه هاى او کافى است تا حسن و حسین علیهماالسلام ، اندوه مادر را دریابند. خود را روى سینه پیامبر مى اندازند و سخت مى گریند.

    ـ نه على جان! ایشان را از روى سینه ام برندار که با بودنشان، راحت تر کوچ خواهم کرد.
    و چیزى نگذشت که دیگر کلامى از آن دردانه هستى به گوش نرسید.


    روح الله حبیبیان

    مــــولاي غريبــــــم!

    اشتياقــــــي که به ديــــدار تـــو دارد دل مــــن

    دل مـــــن دانـــد

    و مـــــــن دانــــــم و

    تنــــها دل مــــــن ...


    شـــادی
    روح شـــهـــدا صـــلـــوات


  19. صلوات ها 4


  20. #10

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۹
    علاقه
    مهدی موعود(عج)
    نوشته
    503
    حضور
    10 ساعت 56 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    9
    گالری
    23
    صلوات
    2852



    سلام
    رحلت بود یا شهادت؟
    متشکرم
    رود شو روان شو پناه بی کسان شو
    گندم کشتزاران چاره درد نان شو
    ----------------------------------------

  21. صلوات ها 3


صفحه 1 از 3 123 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود