صفحه 1 از 8 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: قیام حضرت حسین – سلام الله علیه - از دیدگاه اهل سنّت

  1. #1

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۹
    نوشته
    196
    حضور
    2 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    188

    قیام حضرت حسین – سلام الله علیه - از دیدگاه اهل سنّت




    سم الله الرَّحمن الرَّحیم


    قیام حضرت حسین – سلام الله علیه - از دیدگاه اهل سنّت
    سؤال: لطفاً دیدگاه اهل سنّت را درباره ی واقعه ی عاشورا بیان کنید.
    جواب: چون قیام حضرت حسین علیه سلطنت یزید به اقدام معاویه ( انتخاب فرزندش به عنوان جانشین خود به خلاف صلحنامه ای که با حضرت حسن امضا کرده بود ) بر می گردد، بنابراین برای روشن شدن دیدگاه ما مسلمانان اهل سنت درباره ی حادثه ی عاشورا نخست به دو موضوع مرتبط به هم (1ـ خلافت اسلامی از نظر اهل سنت 2ـ مواد قرارداد صلح میان حضرت حسن و معاویه ) اشاره می کنیم:
    1ـ هم چنان که می دانید درباره ی نوع حکومت ما مسلمانان اهل سنّت «حکومت شوری و دولت خلافت» را قبول داریم و معتقدیم بعد از وفات حضرت محمّد ـ ص ـ به الهام ربّانی پیش بینی فرموده بود که مدت خلافت سی سال خواهد بود سپس به پادشاهی تبدیل می شود و مدت خلافت آن بزرگواران سی سال بود (حضرت ابوبکر 2 سال و 3 ماه، حضرت عمر 10 سال و 6 ماه، حضرت عثمان 12 سال و 3 ماه، حضرت علی 4 سال و 6 ماه و حضرت حسن 6 ماه) در فتح الباری ج 9 ص 683 اثر ابن حجر عسقلانی از قول حضرت رسول ـ ص ـ می خوانیم: « الخلافه بعدی ثلاثون سنه ثم تصیر ملکاً عضوضا ـ اخرجه احمد و اصحاب السنن و صحّحه ابن حبّان و غیره »
    2ـ وقتی حضرت عثمان توسط باغیان ( تجاوزگران ) به شهادت رسید شورای مهاجرین و انصار حضرت علی را به عنوان خلیفه ی مسلمین برگزیدند و همه ی مسلمانان به جز معاویه و مردم شام با او بیعت کردند و مخالفت های معاویه طی مراحل مختلفی به جنگ صفین انجامید. چون قبول حکمیت بر حضرت علی تحمیل شد جمعی از یارانش ـ که بعداً به خوارج شهرت پیدا کردند ـ از وی جدا شدند و به نام دین جنایت ها کردند. حضرت علی سرکوبی آنها را وظیفه ی خود دانست. بعد از متلاشی شدن لشکر خوارج در جنگ نهروان سه نفر از آنها بعد از رایزنی به این نتیجه رسیدند که حضرت علی و معاویه و عمروعاص را به قتل برسانند تا مسلمانان به اتّفاق خلیفه ای برگزینند و فتنه ی برادرکشی میان مسلمانان خاتمه یابد. عبدالرحمان ابن ملجم حضرت علی را هنگامی که برای ادای نماز صبح راهی مسجد بود در کوچه به قتل رسانید اما دو نفر دیگر موفق نشدند عمروعاص و معاویه را بکشند. بعد از شهادت حضرت علی بزرگان اسلام شورایی تشکیل دادند و به اتفاق حضرت حسن را به خلافت برگزیدند. معاویه با خلافت او نیز مخالفت نمود و اینبار هم به رأی اجماعی صحابه پشت کرد. حضرت حسن برای جلوگیری از جنگ و خونریزی میان مسلمانان ناچار با معاویه پیمان صلحی امضا کرد. مواد اساسی آن صلحنامه به قرار ذیل بود.
    1ـ معاویه طبق قرآن و سنت و به روش خلفای راشدین عمل کند.
    2ـ معاویه حق ندارد برای بعد از خود ولیعهد و جانشین تعیین کند.
    3ـ بعد از مرگ معاویه شورا امور مسلمین را بدست گیرد.
    متن قرارداد صلح در کتب معتبر سنی و شیعه چنین گزارش شده است.
    « بسم الله الرحمن الرحیم ـ هذا ما صالح علیه الحسن بن علی معاویه بن ابی سفیان صالحه علی أن یسلّم الیه ولایه المسلمین علی أن یعمل فیهم بکتاب الله و سنه نبیه محمد ـ صلی الله علیه و آله و سلّم ـ و سیره الخلفاء الصالحین و لیس لمعاویه بن ابی سفیان أن یعهد لإحد من بعده عهداً بل یکون الامر من بعده شوری بین المسلمین »
    حضرت حسن بعد از ده سال (50 هجری) به رحمت ایزدی پیوست او تا آخر عمر شریفش به صلحی که امضا کرده بود پایبند بود و علیه معاویه اقدامی نکرد و برادرش حضرت حسین نیز در طول بیست سال سلطنت معاویه هیچ حرکتی جهت براندازی وی نکرد امّا معاویه به خلاف عهدی که امضا کرده بود فرزندش یزید را جانشین خود قرار داد و اکثر سران اقوام و عشایر را به بیعت با فرزندش وادار نمود. معاویه با این اقدامش سلطنت موروثی را پایه ریزی کرد و مانع شد حکومت، اسلامی شود یعنی مجدداً بر پایه ی شورا استوار گردد. بعد از مرگ او یزید بر تخت سلطنت نشست حضرت حسین حاضر نشد بایزید بیعت کند و سلطنت را به رسمیت بشناسد و چون در برابر لشکر انبوه یزید سپاهی نداشت جز سکوت چاره ای ندید، امّا وقتی اکثر مردم کوفه برای حضرت نامه فرستادند و اعلام کردند که رهبری او را می پذیرند. اینجا بود که حضرت حسین خود را موظف دانست به سوی کوفه حرکت کند. چون یزید از اقدام کوفیان مطلع گشت نعمان بن بشیر والی کوفه را خلع و ابن زیاد را مأمور سرکوب مخالفان کرد و او با تهدید و خشونت و کشتار با مردم رفتار کرد در نتیجه حمایت مردمی از نهضت حضرت حسین خنثی شد و او در حالی که از انصراف و ملغی شدن حمایت کوفیان و جنایات عمال یزید از جمله کشته شدن پَیکَش، مسلم بن عقیل بی خبر بود هم چنان به سوی کوفه حرکت می کرد تا اینکه در منطقه ی کربلا لشکر یزید راه را بر وی بستند و آن حضرت را بر سر یک دو راهی قرار دادند ( یا بپذیرد که با یزید بیعت کند و یا جنگ را تحمّل نماید ) امّا آن اُسوه ی ایمان و تقوا تسلیم درخواست آنها نشد و قبول نکرد با یزید بیعت کند و چون خواست به مکه برگردد به او اجازه ندادند و جنگ را بر آن حضرت و یارانش تحمیل کردند سرانجام او و جمع زیادی از همراهانش به قتل رسیدند ـ سلام و رحمت و برکات خدا بر آن شهیدان والا مقام باد ـ
    اکنون این سؤال مطرح است که چرا حضرت حسین علیه یزید قیام کرد؟
    پاسخ به سؤال مزبور این است که حضرت حسین ـ سلام الله علیه ـ برای احیای نظام شورایی قیام کرد. توضیح اینکه: اگر معاویه طبق مفاد صلحنامه عمل می کرد و جانشینی برای خود قرار نمی داد و پس از مرگ وی بزرگان اسلام شورایی تشکیل می دادند و زمام امور مسلمانان را بدست می گرفتند و به اتفاق خلیفه ای بر می گزیدند در آن صورت حضرت حسین نیز با منتخب شورای مسلمین بیعت می کرد.
    اما چون معاویه به خلاف عهدنامه یزید را جانشین خود قرار داد و مانع شد اصل مهمی از دین (نظام شورایی) احیا شود علیه یزید قیام کرد بنابراین شکی نیست که قیام حضرت حسین برای اجرای مفاد صلحنامه بود او قیام کرد تا سلطنت ( نظام فردی ) بر چیده شود و نظام و حکومت شورایی احیا گردد. به اعتقاد ما اگر معاویه فردی درستکار و شریف را هم جانشین خود می کرد چون تعیین ولیعهد بخلاف عهدنامه بود باز حضرت حسین با او بیعت نمی کرد. اگر گفته شود حضرت حسین قیام کرد تا حکومت را بدست آورد و بجای یزید زمام امور مسلمین را بدست گیرد این تصور اهانت به آن حضرت محسوب می شود زیرا به معنی آن است که حضرت حسین نیز مانند معاویه بر خلاف عهدنامه عمل کرد و به اصل مهم و اساسی صلحنامه (بعد از مرگ معاویه باید شورای مسلمین حکومت را در دست گیرد) بی اعتنا بود و آن را پایمال نمود. آری حضرت حسین - سلام الله علیه – جانش را در راه احیای نظام شورایی فدا کرد.

    ( عبدالکریم راهنما)

    ـــــــــــــــــــــــــ ــــــــ
    پاورقی:
    1- آیت الله نعمت الله صالحی نجف آبادی در کتاب ده گفتار یکی از مقالاتش را به این موضوع اختصاص داده است که طبق روایات و اسناد و مدارک تاریخی حضرت علی در کوچه ضربت خورد نه در داخل مسجد.
    2- به الصواعق المحرقه ص 136 اثر دانشمند مشهور اهل سنت ابن حجر هیثمی و بحار الانوار ج 44 ص 65 اثر علامه مجلسی از علمای شیعی و نیز الفتوح اثر احمد بن اعثم کوفی از علمای شیعی ج 4 ص 160 نگاه کنید

    ویرایش توسط صدرا : ۱۳۸۹/۱۱/۰۵ در ساعت ۲۱:۰۷
    [SIZE=2]
    خدایا !
    رحمتی کن تا ایمان ، نان و نام برایم نیاورد ،
    قوتم بخش تا نانم را و حتی نامم را در خطر ایمانم افکنم
    تا از آنها باشم که پول دنیا را میگیرند و برای دین کار میکنند ،
    نه از آنان که پول دین را میگیرند
    [CENTER]و برای دنیا کار می کنند.
    [COLOR=Magenta][B]



  2. صلوات ها 3


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    رجال و حدیث، فقه و کلام در حوزه اهل سنت
    نوشته
    2,857
    حضور
    47 روز 14 ساعت 27 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    10620



    با سلام به ایمان عزیز و معذرت از اینکه برخی از جملات ارسالی شما را رنگی نمودم.
    مطالب فی الجملة خوب بود اما در مواردی که به رنگ قرمز مشخص شده است جای تامل جدی وجود دارد.
    1- اگر اهل سنت نظام شورایی را قبول دارند مشروعیت آن چگونه ثابت می شود؟ .آیا رای مردم در نظر شارع مقدس مشروعیّت زا است؟
    2- در نظام سیاسی اهل سنت بجز شوری مسالۀ اجماع ؟و نصب هم وجود دارد .کدام یک از اینها درستند؟آیا ادلۀ شرعی بر مشروعیت آنها وجود دارد؟
    3- از کجا می گویید امام برای احیای شوری قیام نمود؟!!!! شاید حضرت برای احیای «نصب» آن هم نصب الهی ونه مردمی قیام نموده باشند.علاوه بر اینکه هدف آن حضرت احیای سنت نبوی صلی الله علیه وآله بوده است.
    4- اینکه حضرت علی علیه السلام در کوچه شهید شده اند جای بسی تعجب است.ونهایت بی خبری یک نویسنده را می رساند.
    5-با اوصافی که حضرتعالی بیان نمودید معاویه«علیه الهاویة»نمی تواند جز صحابی رسول خدا باشد بلکه جزو منافقانی است که به اکراه اسلام را پذیرفتند.حال سوال این است اهل سنت چگونه هنگام ذکر او به او القابی می دهند و از او به نیکی یاد می کنند؟!
    6- چه کسی معاویه و بنی امیه را بر کول مردم سوار نمود؟ تا امر خلافت را به پادشاهی تبدیل نماید و در نتیجه خود او در مقابل امام علی علیه السلام و امام مجتبی علیه السلام بایستد و فرزند او پسر پیامبر خدا صلی الله علیه و آله را به شهادت برساند؟
    7- در قتل عثمان مردم مدینه و صحابی شرکت داشتند چگونه شما آنها را باغی می نامید؟
    8- اینکه نویسنده متن گفته امام حسین علیه السلام از او ضاع کوفه بی خبر بوده اند نیز مطلبی قابل تامل است؟!!!
    9- در ذکر موارد تاریخی و حدیثی هیچگاه به دیدگاه شاذ«طبق مبنای فریقین»اعتنائی نمی شود و این امر مهمی در مباحث است.
    منتظر پاسخ شما هستیم.

    ویرایش توسط صدرا : ۱۳۸۹/۱۱/۰۵ در ساعت ۲۳:۴۰
    قیام حضرت حسین – سلام الله علیه - از دیدگاه اهل سنّت
    مناجات العارفین لمولانا علی بن الحسین (علیهما السلام)

    «إلهى! فَاجْعَلْنا مِنَ الَّذينَ تَوَشَّحَتْ [تَرَسَّخَتْ‏] أشْجارُ الشَوْقِ إلَيْكَ فى حَدآئِقِ صُدُورِهِمْ، وَأخَذَتْ لَوْعَةُ مَحَبَّتِكَ بِمَجامِعِ قُلُوبِهِمْ»؛

    (معبودا! پس ما را از آنانى قرار دِهْ كه نهالهاى شوق به تو در باغ دلشان سبز و خرّم [يا: پايدار] گشته، و سوز محبّتت شراشر قلب آنها را فرا گرفته است).

    بحارالانوار، ج91، ص150.





  5. صلوات ها 5


  6. #3

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۹
    نوشته
    196
    حضور
    2 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    188



    با سلام.
    خوانندگان عزیز توجه کنند که همانطور که خود جناب صدرا گفتند رنگی کردن جملات توسط ایشان صورت گرفته نه بنده. و اما جواب سوالات شما بصورت خیلی خیلی خلاصه:
    1. اطیعوالله و اطیعوالرسول و اولی الامر منکم.....(اولی الامر جمع است و به یک جمع و گروه مربوط میشود). و امرهم شوری بینم... (و کدام امر مهمتر از امر مملکت داری است در اسلام؟).
    2. امیدوارم درست متوجه سوال شده باشم. منظور از اجماع همان شوری میتواند باشد. هر چند بنده تخصصی در قسمت حدیث ندارم. ولی اجماع هم همان شوری است و فرقی بین آنها نیست. دو بیان مختلف هستند از یک مسئله. شوری یک نفر را از میان خود با رای اکثریت شوری (همان اجماع) انتخاب کرده تا دستورات و تصمیمات گرفته شده در شوری را اجرایی کند و اهل سنت اصطلاحا آن شخص را خلیفه مینامند. پس خلیفه در حقیقت مقام خاصی نیست بلکه شخصی است که از میان خود شوری و با رای اکثریت شوری انتخاب میشود تا دستورات گرفته شده در شوری را به عموم ابلاغ کند و مورد اجرا قرار دهد.
    3. از آنجا که تا زمانی که معاویه زنده بود حضرت حسین برسر پیبمانی که حضرت حسن با معاویه بسته بود استوار ماند. اگر هدف حضرت حسین نصب میبود باید بعد از فوت حضرت حسن علیه معاویه قیام میکرد ولی چنین صورت نگرفت و معاویه طبق مفاد صلح نامه قول داده بود که بعد از خودش کسی را جانشین نکند و جانشینی را به شوری اولی الامر بسپارد. ولی وقتی معاویه برخلاف این بند از صلح نامه عمل کرد و یزید را جانشین خود کرد حضرت حسین سلطنت یزید را نپذیرفت. زیرا اگر میپذیرفت باید این روند همانطور ادامه پیدا میکرد و بعد از یزید هم فرزند یزید حاکم شود و تا آخر به همین منوال......
    4. در مورد شهادت حضرت علی دو نظریه وجود دارد. اصلا بحث سر نحوه شهادت حضرت علی نیست و شاید هم حق با شما باشد و حضرت علی در محراب شهید شده باشند. این مورد بحث این قسمت نیست. در پاورقی توضیح بسیار اندکی در این مورد داده ایم. الله اعلم
    5. متاسفانه این جزو اشتباهات اهل سنت است که معاویه را از یاران پیامبر میدانند. بنده با افکار کاکه احمد مفتی زاده آشنا شدم و کاک احمد مفتی زاده نیز جزو آن دسته از اهل سنت است که معاویه را جزو بدترین افرادی میداند که بدترین ضربات را به اسلام زدند. معاویه و ابوسفیان جزو صحابه نیستند!!! معاویه و ابوسفیان افرادی بودند که تقریبا از سرناچاری اسلام آوردند. هنگام فتح مکه اسلام آوردند و میدانیم که در هنگام فتح مکه اکثریت مردم مکه مسلمان شده بودند و ابوسفیان دیگر قدرت و شوکتی نداشت و اگر اسلام نمیاورد دیگر هیچ احترامی پیش مردم مکه برایش وجود نمیداشت حتی ممکن بود کسب و کار ابوسفیان و تجارتش دچار اشکالات جدی شود. چرا که مسلمین ترجیح میدادند امور خود را از طریق مسلمین انجام دهند نه از طریق مشرکین. پس ابوسفیان خود را مجبور میدانست که اسلام بیاورد تا ضریه مادی کمتری بخورد.......
    6. کسی معاویه را بر کول مردم سوار نکرد. زیاده طلبی معاویه این بلا را سر او آورد. معاویه کسی بود که از نظر کارایی در مملکت داری وارد و باهوش بود ولی زیاده خواهیهای ایشان باعث تفرقه در اسلام و از میان رفتن نطام شوری شد. لذا تفرقه از زمان معاویه شروع شد و شاید بتوان گفت که خوراج هم نتیجه نافرمانی معاویه بودند.
    7. در قتل حضرت عثمان افرادی از مصر و... حضور داشتند و صحابی در قتل ایشان حضور نداشتند.



    [SIZE=2]
    خدایا !
    رحمتی کن تا ایمان ، نان و نام برایم نیاورد ،
    قوتم بخش تا نانم را و حتی نامم را در خطر ایمانم افکنم
    تا از آنها باشم که پول دنیا را میگیرند و برای دین کار میکنند ،
    نه از آنان که پول دین را میگیرند
    [CENTER]و برای دنیا کار می کنند.
    [COLOR=Magenta][B]



  7. صلوات ها 2


  8. #4

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    رجال و حدیث، فقه و کلام در حوزه اهل سنت
    نوشته
    2,857
    حضور
    47 روز 14 ساعت 27 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    10620



    نقل قول نوشته اصلی توسط iman2010 نمایش پست ها
    با سلام.
    خوانندگان عزیز توجه کنند که همانطور که خود جناب صدرا گفتند رنگی کردن جملات توسط ایشان صورت گرفته نه بنده. و اما جواب سوالات شما بصورت خیلی خیلی خلاصه:
    1. اطیعوالله و اطیعوالرسول و اولی الامر منکم.....(اولی الامر جمع است و به یک جمع و گروه مربوط میشود). و امرهم شوری بینم... (و کدام امر مهمتر از امر مملکت داری است در اسلام؟).
    با سلام
    اوردن ایات کریمه قرآن باید همراه استدلال منطقی باشد . آیه اول هیچ دلالتی بر مشروعیت خلافت خلفای سه گانه ندارد چون مقتضای عطف اولی الامر به اطاعت رسول عصمت آنها را می رساند و خدا امر به اطاعت از اشخاص گنهکار را صادر نمی فرمایدچون نقض غرض است.
    در مورد شوری:شورى منحصرا در مورد كارهاى اجرايى و شناسايى موضوعات است نه در باره احكام كه تنها بايد از مبدء وحى و از كتاب و سنت گرفته شود تعبير به" امرهم" (كارهايشان) نيز ناظر به همين معنى است چرا كه احكام كار مردم نيست كار خدا است.

    قیام حضرت حسین – سلام الله علیه - از دیدگاه اهل سنّت
    مناجات العارفین لمولانا علی بن الحسین (علیهما السلام)

    «إلهى! فَاجْعَلْنا مِنَ الَّذينَ تَوَشَّحَتْ [تَرَسَّخَتْ‏] أشْجارُ الشَوْقِ إلَيْكَ فى حَدآئِقِ صُدُورِهِمْ، وَأخَذَتْ لَوْعَةُ مَحَبَّتِكَ بِمَجامِعِ قُلُوبِهِمْ»؛

    (معبودا! پس ما را از آنانى قرار دِهْ كه نهالهاى شوق به تو در باغ دلشان سبز و خرّم [يا: پايدار] گشته، و سوز محبّتت شراشر قلب آنها را فرا گرفته است).

    بحارالانوار، ج91، ص150.





  9. صلوات ها 5


  10. #5

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    رجال و حدیث، فقه و کلام در حوزه اهل سنت
    نوشته
    2,857
    حضور
    47 روز 14 ساعت 27 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    10620



    نقل قول نوشته اصلی توسط iman2010 نمایش پست ها

    2. امیدوارم درست متوجه سوال شده باشم. منظور از اجماع همان شوری میتواند باشد. هر چند بنده تخصصی در قسمت حدیث ندارم. ولی اجماع هم همان شوری است و فرقی بین آنها نیست. دو بیان مختلف هستند از یک مسئله. شوری یک نفر را از میان خود با رای اکثریت شوری (همان اجماع) انتخاب کرده تا دستورات و تصمیمات گرفته شده در شوری را اجرایی کند و اهل سنت اصطلاحا آن شخص را خلیفه مینامند. پس خلیفه در حقیقت مقام خاصی نیست بلکه شخصی است که از میان خود شوری و با رای اکثریت شوری انتخاب میشود تا دستورات گرفته شده در شوری را به عموم ابلاغ کند و مورد اجرا قرار دهد.

    شورای مورد نظر با اجماع متفاوت است ولو اینکه در واقع امر،اگر اکثریت در یک امر شرکت داشته باشند می توان گفت اجماع از شوری نشات گرفته اما سخن این است که در مورد ابوبکر شورایی صورت نگرفت.
    رسول خدا صلى اللَّه عليه وآله از دنيا رفت در حالى كه هنوز بدن شريفش بر زمين بود؛ عدّه اى از مهاجران و انصار متحيّر در منزل‏هاى خود بودند، عدّه‏ اى نيز همراه امير مؤمنان على عليه السلام در كنار آن پيكر مطهّر بودند و گروهى از انصار در سقيفه دور هم جمع شدند و در اندك زمانى تعدادى از مهاجران نيز به آنان پيوستند و شد آن چه شد و ماجرا بر بيعت با ابوبكر پايان يافت؛ امّا هيچ كس مدّعى نبود و نشد كه اين بيعت از طريق شورا حاصل گشته است؛ زيرا كه در سقيفه هيچ خبرى از شورا و سخنى از آن در ميان نبود؛ بلكه تنها فرياد بود و دشنام و شتم و مرافعه و كش مكش تا آن جا كه نزديك بود سعد بن عباده در زير دست و پا بميرد و يا كشته شود.

    ویرایش توسط صدرا : ۱۳۸۹/۱۱/۰۵ در ساعت ۲۲:۳۸
    قیام حضرت حسین – سلام الله علیه - از دیدگاه اهل سنّت
    مناجات العارفین لمولانا علی بن الحسین (علیهما السلام)

    «إلهى! فَاجْعَلْنا مِنَ الَّذينَ تَوَشَّحَتْ [تَرَسَّخَتْ‏] أشْجارُ الشَوْقِ إلَيْكَ فى حَدآئِقِ صُدُورِهِمْ، وَأخَذَتْ لَوْعَةُ مَحَبَّتِكَ بِمَجامِعِ قُلُوبِهِمْ»؛

    (معبودا! پس ما را از آنانى قرار دِهْ كه نهالهاى شوق به تو در باغ دلشان سبز و خرّم [يا: پايدار] گشته، و سوز محبّتت شراشر قلب آنها را فرا گرفته است).

    بحارالانوار، ج91، ص150.





  11. صلوات ها 4


  12. #6

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    رجال و حدیث، فقه و کلام در حوزه اهل سنت
    نوشته
    2,857
    حضور
    47 روز 14 ساعت 27 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    10620



    نقل قول نوشته اصلی توسط iman2010 نمایش پست ها

    5. متاسفانه این جزو اشتباهات اهل سنت است که معاویه را از یاران پیامبر میدانند. بنده با افکار کاکه احمد مفتی زاده آشنا شدم و کاک احمد مفتی زاده نیز جزو آن دسته از اهل سنت است که معاویه را جزو بدترین افرادی میداند که بدترین ضربات را به اسلام زدند. معاویه و ابوسفیان جزو صحابه نیستند!!! معاویه و ابوسفیان افرادی بودند که تقریبا از سرناچاری اسلام آوردند. هنگام فتح مکه اسلام آوردند و میدانیم که در هنگام فتح مکه اکثریت مردم مکه مسلمان شده بودند و ابوسفیان دیگر قدرت و شوکتی نداشت و اگر اسلام نمیاورد دیگر هیچ احترامی پیش مردم مکه برایش وجود نمیداشت حتی ممکن بود کسب و کار ابوسفیان و تجارتش دچار اشکالات جدی شود. چرا که مسلمین ترجیح میدادند امور خود را از طریق مسلمین انجام دهند نه از طریق مشرکین. پس ابوسفیان خود را مجبور میدانست که اسلام بیاورد تا ضریه مادی کمتری بخورد.......
    این سخن شما نشان از انصاف جنابعالی دارد و جای تشکر دارد ولی بحث این است با اینکه در صحیح بخاری،هنگام ذکر معاویه ، وی نیز برای او منقبتی قائل نیست اما با این حال اکثر برادران اهل سنت از وی با تجلیل یاد می کنند.
    http://www.muawiah.blogsky.com/1387/11/06/post-30/

    http://www.islamtxt.net/content/question/403
    ویرایش توسط صدرا : ۱۳۸۹/۱۱/۰۵ در ساعت ۲۳:۳۸
    قیام حضرت حسین – سلام الله علیه - از دیدگاه اهل سنّت
    مناجات العارفین لمولانا علی بن الحسین (علیهما السلام)

    «إلهى! فَاجْعَلْنا مِنَ الَّذينَ تَوَشَّحَتْ [تَرَسَّخَتْ‏] أشْجارُ الشَوْقِ إلَيْكَ فى حَدآئِقِ صُدُورِهِمْ، وَأخَذَتْ لَوْعَةُ مَحَبَّتِكَ بِمَجامِعِ قُلُوبِهِمْ»؛

    (معبودا! پس ما را از آنانى قرار دِهْ كه نهالهاى شوق به تو در باغ دلشان سبز و خرّم [يا: پايدار] گشته، و سوز محبّتت شراشر قلب آنها را فرا گرفته است).

    بحارالانوار، ج91، ص150.





  13. صلوات ها 4


  14. #7

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    رجال و حدیث، فقه و کلام در حوزه اهل سنت
    نوشته
    2,857
    حضور
    47 روز 14 ساعت 27 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    10620



    نقل قول نوشته اصلی توسط iman2010 نمایش پست ها

    6. کسی معاویه را بر کول مردم سوار نکرد. زیاده طلبی معاویه این بلا را سر او آورد. معاویه کسی بود که از نظر کارایی در مملکت داری وارد و باهوش بود ولی زیاده خواهیهای ایشان باعث تفرقه در اسلام و از میان رفتن نطام شوری شد. لذا تفرقه از زمان معاویه شروع شد و شاید بتوان گفت که خوراج هم نتیجه نافرمانی معاویه بودند.
    7. در قتل حضرت عثمان افرادی از مصر و... حضور داشتند و صحابی در قتل ایشان حضور نداشتند.

    در مورد معاویه وی از زمان خلیفه دوم در شام حکومت نمود وچون با عثمان رابطۀ خویشاوندی داشت وی دامنه حکومت او را گسترش داد.اما سوال این است چرا خلفا افراد بی ایمان را حاکم بر مردم می نمایند و مردم شام را از صحابی جلیل القدری که تقوی و درایت آنها ثابت بود محروم نمودند.
    در مورد سخن دوم سخن غریبی بیان فرمودید چگونه صحابی در قتل عثمان حضور نداشتند ودر کجا چنین سخنی آمده است؟
    قیام حضرت حسین – سلام الله علیه - از دیدگاه اهل سنّت
    مناجات العارفین لمولانا علی بن الحسین (علیهما السلام)

    «إلهى! فَاجْعَلْنا مِنَ الَّذينَ تَوَشَّحَتْ [تَرَسَّخَتْ‏] أشْجارُ الشَوْقِ إلَيْكَ فى حَدآئِقِ صُدُورِهِمْ، وَأخَذَتْ لَوْعَةُ مَحَبَّتِكَ بِمَجامِعِ قُلُوبِهِمْ»؛

    (معبودا! پس ما را از آنانى قرار دِهْ كه نهالهاى شوق به تو در باغ دلشان سبز و خرّم [يا: پايدار] گشته، و سوز محبّتت شراشر قلب آنها را فرا گرفته است).

    بحارالانوار، ج91، ص150.





  15. صلوات ها 3


  16. #8

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۹
    نوشته
    196
    حضور
    2 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    188



    با سلام
    متاسفانه مطالب مختلف را باید جواب دهیم که هر کدام خودش نیاز به یک سرنگار جداگانه دارد. ولی در کل:
    1. اهل سنت به عصمت اعتقاد ندارند و عصمت شرط حاکم بودن نیست
    2. حکم حکم خداست و امرهم شوری بینهم نیز حکم خداست و خداوند حکم شوری را واجب الطاعه میداند
    3. اتفاقا شوری مهاجرین و انصار در سقیفه جمع شدند و حضرت ابوبکر را انتخاب کردند. البته این بی انصافی شماست که میگویید هیچ کس مدعی نشد که شوری بوده. زیرا خود حضرت علی در نامه ششم میگوید که انتخاب خلفای پیشین با شورا بوده است. در ضمن مرگ رهبر اصلی و پایه اولیه اسلام (یعنی پیامبر) بزرگترین شوک و ضربه بر مسلمین بود و بزرگترین فرصت برای مشرکین و یهودیان و کشورهای همسایه (مثل امپراطوری رم) بود که به جامعه بدون رهبر اسلام ضربه بزنند و تمام تلاشهای پیامبر را به باد دهند. حال در این شرایط آیا نباید انتخاب به سرعت صورت بگیرد؟ آیا اگر در همین مجلس کشور خودمان اگر تعدادی از نماینده ها حضور نداشته باشند هیچ طرحی را برای تصویب بررسی نخواهند کرد؟ مخصوصا اگر یک طرح اضطراری باشد؟
    4. آیا حضرت علی میدانست که شمر قاتل فرزندش خواهد شد که شمر را یکی از فرماندهان اصلی جنگ صفین قرار داد؟ همچنین یکی از حاکمان ایران که از سمت حضرت علی منصوب شده بود نادرست از آب در آمد و حضرت علی خودشان این قضیه را بیان کرده اند. انسان بر اساس حال فعلی مردم تصمیم میگیرد. در آن زمان که معاویه حاکم شده بود هیچ ضرری را متوجه نکرده بود و حتی در جنگها نیز کمک شایانی به سپاه اسلام میکرد ولی وقتی توسط حضرت علی عزل شد قبول نکرد و زمان خرابکاری اش شروع شد. کسی که از آینده خبر دارد فقط خداست و لذا ما مجبوریم براساس حال فعلی افراد تصمیم بگیریم و از تواناییهای آنان استفاده کنیم (همانطور که حضرت علی از شمر استفاده کرد. و همینطور در مورد حاکم منصوب شده توسط حضرت علی در ایران).

    [SIZE=2]
    خدایا !
    رحمتی کن تا ایمان ، نان و نام برایم نیاورد ،
    قوتم بخش تا نانم را و حتی نامم را در خطر ایمانم افکنم
    تا از آنها باشم که پول دنیا را میگیرند و برای دین کار میکنند ،
    نه از آنان که پول دین را میگیرند
    [CENTER]و برای دنیا کار می کنند.
    [COLOR=Magenta][B]



  17. صلوات ها 3


  18. #9

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۹
    نوشته
    101
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    488

    غمگین تحریف عاشورا!!!




    نقل قول نوشته اصلی توسط iman2010 نمایش پست ها
    پاسخ به سؤال مزبور این است که حضرت حسین ـ سلام الله علیه ـ برای احیای نظام شورایی قیام کرد. توضیح اینکه: اگر معاویه طبق مفاد صلحنامه عمل می کرد و جانشینی برای خود قرار نمی داد و پس از مرگ وی بزرگان اسلام شورایی تشکیل می دادند و زمام امور مسلمانان را بدست می گرفتند و به اتفاق خلیفه ای بر می گزیدند در آن صورت حضرت حسین نیز با منتخب شورای مسلمین بیعت می کرد. اما چون معاویه به خلاف عهدنامه یزید را جانشین خود قرار داد و مانع شد اصل مهمی از دین (نظام شورایی) احیا شود علیه یزید قیام کرد بنابراین شکی نیست که قیام حضرت حسین برای اجرای مفاد صلحنامه بود او قیام کرد تا سلطنت ( نظام فردی ) بر چیده شود و نظام و حکومت شورایی احیا گردد. به اعتقاد ما اگر معاویه فردی درستکار و شریف را هم جانشین خود می کرد چون تعیین ولیعهد بخلاف عهدنامه بود باز حضرت حسین با او بیعت نمی کرد.(!!!!!!) اگر گفته شود حضرت حسین قیام کرد تا حکومت را بدست آورد و بجای یزید زمام امور مسلمین را بدست گیرد این تصور اهانت به آن حضرت محسوب می شود زیرا به معنی آن است که حضرت حسین نیز مانند معاویه بر خلاف عهدنامه عمل کرد و به اصل مهم و اساسی صلحنامه (بعد از مرگ معاویه باید شورای مسلمین حکومت را در دست گیرد) بی اعتنا بود و آن را پایمال نمود. آری حضرت حسین - سلام الله علیه – جانش را در راه احیای نظام شورایی فدا کرد. ...
    بسم الله الرحمن الرحیم
    با سلام و کسب اجازه از کارشناسان محترم؛
    ایمان عزیز! لطفا در معنای پیمان، صلح نامه و عهدنامه تأمل کنید تا به اشکال استدلالتن پی ببرید.
    پیامبرهم با کفّار قریش پیمان نامۀ صلح حدیبیّه امضاء فرمود که درآن توافق شده بود: «اگر كسى از قرشيان كه تحت قيمومت و ولايت ديگرى است بنزد محمّد آمد اگر چه مسلمان شده باشد او را بسوى قريش باز گردانند.» این که پیامبر از باب دفع افسد، ناچار به پذیرش شروط مشرکان قریش شد و از باب "اوفوا بالعقود" پایبند به آن شروط ماند حقانیت مشرکان و شروطشان را نمی رساند.
    این که امام حسن علیه السلام شرطِ :تعییین جانشین توسط شورای مسلمین را باز به جهت دفع فاسد به افسد یعنی (دفع نظام سلطنت و پادشاهی با قبول نظام شورایی) پذیرفت دلیل بر این نمی شود که نظام شورایی برحق است.
    اساسا انحرافات و بدعت ها پس از پیامبر به سرعت آغاز شد:
    1- ابتدا پس از آن که امر خدا و رسول را وانهاده همچون قوم موسی که به دنبال سامری افتادند و از دست هارون هم کاری بر نیامد به رأی انحرافی شورای سقیفه روی آوردند و بدعت نظام شورایی را بنیان نهادند.
    مبارزۀ فاطمۀ زهرا با این انحراف منجر به شهادت ایشان شد.
    2- این انحراف به این جا ختم نشد و رفته رفته به سوی نظام پادشاهی و سلطنت موروثی در زمان معاویه و یزید پیش رفت و به شهادت امام حسین منجر شد. و مطمئن باشید که اگر حضرت ابی عبدالله الحسین نیز به مقابله به آن نمی پرداخت این نظام نیز از سوی عامّۀ مردم آن زمان پذیرفته می شد همچنان که اکنون شاهدیم نظام پادشاهی بر همین کشورهای عربی به اصطلاح اسلامی حاکم است.
    والسلام علی من التبع الهدی
    ویرایش توسط نی نوا : ۱۳۸۹/۱۱/۰۶ در ساعت ۰۰:۱۹

    یاد ده ما را سخن‌های دقیق***** ***** کان به رحم آرد تو را ای خوش رفیق


    گر خطا گفتیم اصلاحش تو کن***** ******مصلحی تو ای تو سلطان سخن

  19. صلوات ها 4


  20. #10

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۹
    نوشته
    101
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    488

    چشمک دخالت علم در رفتار ضروری نیست




    نقل قول نوشته اصلی توسط iman2010 نمایش پست ها
    با سلام متاسفانه مطالب مختلف را باید جواب دهیم که هر کدام خودش نیاز به یک سرنگار جداگانه دارد. ولی در کل: 1. اهل سنت به عصمت اعتقاد ندارند و عصمت شرط حاکم بودن نیست 2. حکم حکم خداست و امرهم شوری بینهم نیز حکم خداست و خداوند حکم شوری را واجب الطاعه میداند 3. اتفاقا شوری مهاجرین و انصار در سقیفه جمع شدند و حضرت ابوبکر را انتخاب کردند. البته این بی انصافی شماست که میگویید هیچ کس مدعی نشد که شوری بوده. زیرا خود حضرت علی در نامه ششم میگوید که انتخاب خلفای پیشین با شورا بوده است. در ضمن مرگ رهبر اصلی و پایه اولیه اسلام (یعنی پیامبر) بزرگترین شوک و ضربه بر مسلمین بود و بزرگترین فرصت برای مشرکین و یهودیان و کشورهای همسایه (مثل امپراطوری رم) بود که به جامعه بدون رهبر اسلام ضربه بزنند و تمام تلاشهای پیامبر را به باد دهند. حال در این شرایط آیا نباید انتخاب به سرعت صورت بگیرد؟ آیا اگر در همین مجلس کشور خودمان اگر تعدادی از نماینده ها حضور نداشته باشند هیچ طرحی را برای تصویب بررسی نخواهند کرد؟ مخصوصا اگر یک طرح اضطراری باشد؟ 4. آیا حضرت علی میدانست که شمر قاتل فرزندش خواهد شد که شمر را یکی از فرماندهان اصلی جنگ صفین قرار داد؟ همچنین یکی از حاکمان ایران که از سمت حضرت علی منصوب شده بود نادرست از آب در آمد و حضرت علی خودشان این قضیه را بیان کرده اند. انسان بر اساس حال فعلی مردم تصمیم میگیرد. در آن زمان که معاویه حاکم شده بود هیچ ضرری را متوجه نکرده بود و حتی در جنگها نیز کمک شایانی به سپاه اسلام میکرد ولی وقتی توسط حضرت علی عزل شد قبول نکرد و زمان خرابکاری اش شروع شد. کسی که از آینده خبر دارد فقط خداست و لذا ما مجبوریم براساس حال فعلی افراد تصمیم بگیریم و از تواناییهای آنان استفاده کنیم (همانطور که حضرت علی از شمر استفاده کرد. و همینطور در مورد حاکم منصوب شده توسط حضرت علی در ایران).
    بسم الله الرحمن الرحیم
    ایمان عزیز
    بحث علم امام را پیش کشیدید
    شما بفرمایید خدای شما علم و قدرت دارد یا خیر؟ یعنی می داند کدام انسان بهشتی خواهد بود و کدام جهنمی یا خیر؟ اگر نمی داند که معاذ الله خدای نادانی است و اگر می داند پس چرا علم و قدرت خود را دخالت نمی دهد تا مانع کشته شدن دوستان و اولیاء خود شود؟


    یاد ده ما را سخن‌های دقیق***** ***** کان به رحم آرد تو را ای خوش رفیق


    گر خطا گفتیم اصلاحش تو کن***** ******مصلحی تو ای تو سلطان سخن

  21. صلوات ها 3


صفحه 1 از 8 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود