جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: داستان اصحاب جنه چیست؟

  1. #1

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۸
    نوشته
    327
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1147

    داستان اصحاب جنه چیست؟




    داستان اصحاب الجنه در کدام منطقه اتفاق افتاد؟ آیه 17 سوره قلم
    ویرایش توسط هوريا شاهويي : ۱۳۸۹/۱۱/۰۴ در ساعت ۲۳:۳۴
    کاکه موسلمان خه وتن هه تاکه ی
    گوی نه دان به دین سر ه وتن تاکه ی
    مامه له ی کالای مه عریفت و دین
    سه یری سه یرانگای بی گول و په رژین
    هه تا که ی ئه بی ده مارت ببرن
    به رگی زیرینی حه یات دادرن
    با هه مو ساتی تیفکرین به دل
    تامه و داماوه و نه چوینه ته گل
    بزانین بو چی دروس کراوین
    به بنی ئاده م بو ناو براوین

  2.  

  3. #2

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,902
    حضور
    84 روز 14 ساعت 39 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40514



    با سلام
    داستان عبرت انگيز ((اصحاب الجنة )) به تناسب بحثى كه در آيات گذشته پيرامون ثروتمندان خودخواه و مغرور بود كه بر اثر فزونى مال و فرزندان پشت پا به همه چيز مى زنند، در اين آيات داستانى را درباره عده اى از ثروتمندان پيشين كه داراى باغ خرم و سرسبزى بودند، و سرانجام بر اثر خيره سرى نابود شدند ذكر مى كند، داستانى به نظر مى رسد در آن عصر در ميان مردم معروف بوده ، و به همين دليل به آن استشهاد شده است .
    نخست مى فرمايد: ((ما آنها را آزموديم همانگونه كه صاحبان باغ را آزمايش كرديم )) (انا بلوناهم كما بلونا اصحاب الجنة ).
    در اينكه باغ كجا بوده ؟ در سرزمين يمن در نزديكى شهر بزرگ صنعاء؟
    يا در سرزمين حبشه ؟
    يا در ميان بنى اسرائيل در سرزمين شام ؟
    و يا طائف ؟
    گفتگو است ولى مشهور همان يمن است .
    ماجرا چنين بود كه اين باغ در اختيار پيرمرد مؤ من قرار داشت ، او به قدر نياز از آن برمى گرفت ، و بقيه را به مستحقان و نيازمندان مى داد، اما هنگامى كه چشم از دنيا پوشيد، فرزندانش گفتند: ما خود به محصول اين باغ سزاوارتريم ، چرا كه عيال و فرزندان ما بسيارند، و ما نمى توانيم مانند پدرمان عمل كنيم ! و به اين ترتيب تصميم گرفتند تمام مستمندان را كه هر ساله از آن بهره مى گرفتند محروم سازند، و سرنوشت آنها همان شد كه در اين آيات مى خوانيم : مى گويد: ((ما آنها را آزموديم ، آن زمان كه سوگند ياد كردند كه ميوه هاى باغ را صبحگاهان و دور از انظار مستمندان بچينند)) (اذ اقسموا ليصرمنها مصبحين ). <30> ((و هيچ از آن استثنا نكنند)) و براى مستمندان چيزى فرو نگذارند (و لا يستثنون ). اين تصميم آنها نشان مى دهد كه اين كار ناشى از نياز نبود، بلكه ناشى از بخل و ضعف ايمان آنها بود، زيرا انسان هر قدر هم نيازمند باشد مى تواند كمى از محصول يك باغ پردرآمد را به نيازمندان اختصاص ‍ دهد، بعضى گفته اند منظور از عدم استثناء اين است كه آنها ((الا ان يشاءالله )) نگفتند، يعنى آنقدر مغرور بودند كه گفتند مى رويم و اين كار را مى كنيم حتى خود را از گفتن ((انشاءالله )) بى نياز ديدند. ولى تفسير اول صحيحتر است . <31>
    سپس در ادامه اين سخن مى افزايد: ((به هنگام شب ، در آن موقع كه همه آنها در خواب بودند عذاب و بلائى فراگير از ناحيه پروردگارت بر تمام باغ فرود آمد در حالى كه همه در خواب بودند)) (فطاف عليها طائف من ربك و هم نائمون ). آتشى سوزان و صاعقه اى مرگبار چنان بر آن مسلط شد كه ((آن باغ خرم و سرسبز همچون شب سياه و ظلمانى گرديد)) و جز مشتى خاكستر از آن باقى نماند (فاصبحت كالصريم ). ((طائف )) از ماده ((طواف )) در اصل به معنى كسى است كه بر گرد چيزى مى گردد، ولى گاه كنايه از بلا و مصيبتى است كه در شب روى مى دهد، و منظور در اينجا همين است . ((صريم )) از ماده ((صرم )) به معنى ((قطع )) است و در اينجا به معنى ((شب ظلمانى ))، يا ((درخت بدون ميوه )) يا ((خاكستر سياه )) است : زيرا شب با فرا رسيدن روز قطع مى شود همانگونه كه روز با فرارسيدن شب ، و لذا گاهى به شب و روز ((صريمان )) مى گويند، به هر حال منظور اين است كه آنچنان اين بلاى آسمانى كه ظاهرا صاعقه عظيمى بوده است در اين باغستان فرود آمد كه تمام آن را يكجا آتش زد، و چيزى جز مشتى زغال و خاكستر سياه از آن باقى نماند، و صاعقه ها هرگاه به چيزى بزنند همين گونه خواهد بود. به هر حال صاحبان باغ به گمان اينكه درختهاى پربارشان آماده براى چيدن ميوه است ((در آغاز صبح يكديگر را صدا زدند)) (فتنادوا مصبحين ). <32> و گفتند: ((به سوى كشتزار و باغستان خود حركت كنيد، اگر مى خواهيد ميوه هاى خود را بچينيد))! (ان اغدوا على حرثكم ان كنتم صارمين ): ((اغدوا)) از ماده ((غدوة )) به معنى اول روز است ، و لذا به غذائى كه در آغاز روز خورده مى شود (صبحانه ) ((غداء)) مى گويند (هر چند در تعبيرات عربى روزمره كنونى ((غداء)) به ناهار گفته مى شود). به اين ترتيب ((آنها به سوى باغشان حركت كردند در حالى كه آهسته با هم سخن مى گفتند)) (فانطلقوا و هم يتخافتون ). ((كه مواظب باشيد امروز حتى يك فقير وارد بر شما نشود))! (ان لا يدخلنها اليوم عليكم مسكين ). و چنان آهسته سخن مى گفتند كه صداى آنها به گوش كسى نرسد، مبادا مسكينى خبردار شود، و براى خوشه چينى ، يا گرفتن مختصرى ميوه براى سير كردن شكم خود، به سراغ آنها برود! چنين به نظر مى رسد كه به خاطر سابقه اعمال نيك پدر، جمعى از فقرا همه سال در انتظار چنين ايامى بودند كه ميوه چينى باغ شروع شود و بهره اى عائد آنها گردد، و لذا اين فرزندان بخيل و ناخلف چنان مخفيانه حركت كردند كه هيچكس احتمال ندهد چنان روزى فرا رسيده ، و هنگامى فقرا باخبر شوند كه كار از كار گذشته باشد. و به اين ترتيب ((آنها صبحگاهان به قصد باغ و كشتزار خود با قدرت تمام بر منع مستمندان حركت كردند)) (و غدوا على حرد قادرين ). ((حرد)) (بر وزن سرد) به معنى ممانعت تواءم با شدت و غضب است ، آرى آنها از تمنا و انتظار مستمندان عصبانى بودند، و تصميم داشتند با كمال قدرت از آنها جلوگيرى كنند (و لذا اين تعبير در مورد سالهائى كه باران قطع مى شود، يا شترى كه شير آن نيز قطع شده بكار مى رود). اكنون ببينيم سرانجام كار آنها به كجا انجاميد:
    پاورقی :
    30-«يصرمن» از ماده «صرم» بر وزن (شرم) به معني چيدن ميوه است ، و به معني قطع کردن به طور مطلق ، و همچنين محکم کردن کار نيز آمده است.
    31-زيرا علامت بر تناسب خاصي که معني اول با اصل ماجرا دارد ، اگر معني دوم منظور بود بايد به جاي «و لا يستثنون» «ولم تستثنوا» گفته شود (دقت کنيد).
    32-«تنادوا» «راغب» در «مفردات» مي گويد : اصل «نداء» از «ندي» (بر وزن عنا) به معني رطوبت گرفته شده ، زيرا معروف است کساني که دهانشان رطوبت کافي دارد به راحتي سخن مي گويند ، و کلامي فصيح (وصدائي رسا) دارند.
    تفسیر نمونه

    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  4. صلوات ها 2


  5. #3

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۸
    نوشته
    327
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1147



    آخه مگه یه شب تا صبح چقدر میوه میشد چید که اینها می خواستند یه شبه همه را بچینند؟ یا باغ خیلی خیلی کوچک بوده ؟ یا تعداد این ها خیلی زیاد بوده ؟ چون معمولا نمی شه یه باغ را یه روزه چید. اسامی این افراد در قرآن نیامده است؟ تعدادشان دقیق مشخص است؟

    کاکه موسلمان خه وتن هه تاکه ی
    گوی نه دان به دین سر ه وتن تاکه ی
    مامه له ی کالای مه عریفت و دین
    سه یری سه یرانگای بی گول و په رژین
    هه تا که ی ئه بی ده مارت ببرن
    به رگی زیرینی حه یات دادرن
    با هه مو ساتی تیفکرین به دل
    تامه و داماوه و نه چوینه ته گل
    بزانین بو چی دروس کراوین
    به بنی ئاده م بو ناو براوین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود