صفحه 1 از 4 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: ۩۞۩ در سوگ اربعین ۩۞۩

  1. #1

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    نوشته
    4,747
    حضور
    46 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    41
    صلوات
    26912

    ۩۞۩ در سوگ اربعین ۩۞۩




    ۩۞۩   در سوگ اربعین  ۩۞۩



    ۩۞۩   در سوگ اربعین  ۩۞۩

    ویرایش توسط نیایش : ۱۳۸۹/۱۱/۰۲ در ساعت ۰۸:۵۵

  2. صلوات ها 5


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    نوشته
    4,747
    حضور
    46 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    41
    صلوات
    26912



    در سوگ اربعین

    ۩۞۩   در سوگ اربعین  ۩۞۩۩۞۩   در سوگ اربعین  ۩۞۩۩۞۩   در سوگ اربعین  ۩۞۩۩۞۩   در سوگ اربعین  ۩۞۩

    صدای پای اشتران از دل كویر می‎آید. كاروانی خسته و غم‎دیده و محزون هر كسی سر به کنج كجاوه گذاشته و آرام آرام می‎گرید، باد با رقص جنون‎آمیز خود شن‎های صحرا را پا به پای خود به وجد آورده و به آسمان می‎برد.

    صدای زوزه باد هر از گاهی مصیبت‎دیدگان را از دل دریای غم بیرون می‎آورد.

    آری، كاروان اُسراء اینك به سمت مدینه باز می‎گشت، مدینة النّبی كه اینك محزون و داغدار پسر پیامبر بود.

    هنگامی كه كاروان به دوراهی عراق و مدینه رسید، ناگهان نسیمی از جانب كربلا دختر امام حسین (علیه السلام) را متوجّه خود كرد.
    آه چه لحظه‎ای بود، صدای شیون او بلند شد و همه را متوجّه خود نمود همگی مست نسیم كوی حسین (علیه السلام) گشتند.

    با هم به ساربان گفتند كه ما را از دشت كربلا و مزار یار عبور ده.
    قافله مسیر خود را تغییر داد. زمان فراق دیگر به سر آمده بود و عاشقان به كوی معشوق نزدیك می‎شدند.

    هر چه این فاصله كمتر می‎شد بر شور و افغان كاروان افزوده می‎گشت.
    هنگامی كه آن پروانگان به مدفن خورشید رسیدند از روی ناقه‎ها همچون برگ خزان خود را به زیر افكندند.

    هر كس قبر عزیزی را در آغوش گرفت صدای فغان و ناله در تمام صحرا مستولی گشت. جابر بن عبدالله انصاری نیز كه در اربعین به كربلا رسیده بود، با داغدیدگان هم ناله شد.

    یكی می‎گوید: همین جا بود كه عزیز خود را از دست دادیم.
    یكی دیگر می‎گوید: همین جا بود كه خیمه‎های ما را آتش زدند و اموالمان را غارت كردند.

    آه همین جا بود كه شمر با شمشیر سر از بدن حسینم جدا ساخت.
    وای عمویم، این جا بودكه او را به شهادت رساندند.

    وای پسرم علی اصغر. صدای جانسوز رباب شور دیگری به این مرثیه‎خوانی می‎داد. او سخت می‎گریست، خدا این جا بودكه با تیر سه شعبه گلوی كوچك اصغرم را هدف گرفتند.

    آری هر كسی به نحوی از دل غم دیده‎اش عقده‎گشائی می‎كرد.
    در این اثنا بی‎بی زینب كبری (سلام الله علیها) خود را تمام قد بر روی قبر برادر انداخت و با اشك و آه و صدای محزون گفت:

    ای وای برادرم حسین جان، ای وای محبوب دل پیامبر خدا، ای فرزند مكه و مِنا. ای پسر فاطمه زهرا (سلام الله علیها) و ای فرزند علی مرتضی (علیه السلام).

    ای برادر، شرمنده‎ات گشتم که نازدانه‎ات رقیه را در خرابه شام جا گذاشتم .

    ای برادر، اگر اینجا نامحرم نبود، جای تازیانه و سنگ‎ها را به تو نشان می‎دادم.

    ای برادر ما را خارجی خواندند و از بالای بام‎ها بر ما سنگ زدند و بر رویمان خاك و خاكستر پاشیدند.

    ای عزیز مادرم ای میوه قلبم و ...
    ناگهان زینب بی هوش شد و به زمین افتاد.

    ۩۞۩   در سوگ اربعین  ۩۞۩۩۞۩   در سوگ اربعین  ۩۞۩۩۞۩   در سوگ اربعین  ۩۞۩۩۞۩   در سوگ اربعین  ۩۞۩

    منبع:
    شبکه امام صادق علیه السلام


  5. صلوات ها 6


  6. #3

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    نوشته
    4,747
    حضور
    46 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    41
    صلوات
    26912



    ۩۞۩   در سوگ اربعین  ۩۞۩


  7. صلوات ها 6


  8. #4

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    نوشته
    4,747
    حضور
    46 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    41
    صلوات
    26912



    من برای گریستن، به آغوشت محتاجم

    ۩۞۩   در سوگ اربعین  ۩۞۩۩۞۩   در سوگ اربعین  ۩۞۩۩۞۩   در سوگ اربعین  ۩۞۩۩۞۩   در سوگ اربعین  ۩۞۩

    از پا افتاده ام؛ از بس که کنار هر جنازه صدچاک زانو زدم و نشانی از تو ندیدم.

    بعد از آن همه آوارگی و اسارت و در به دری، برایم رمقی نمانده که میان سر و تن از هم جدایت، سعی میان صفا و مروه کنم.

    خودت را به من نشان بده، ای بی نشانه ترین!

    روا مدار که زینب علیهاالسلام با این پای پر آبله و قامت خمیده، در میان کشته های نینوا بچرخد و زمین بخورد و تو را نیابد.

    با من باز گو، تو را چگونه بازشناسم ای غریب ترین آشنا!

    کجاست آن پیراهن کهنه ای که به یادگار، از مادرمان بر تن کرده بودی؟

    چرا جای بوسه های مادرم به خون نشسته و خاک غربت، بر تن آفتاب خورده ات خزیده است؟

    صدایم کن برادر!

    من از همسایگی با درد و تازیانه می آیم و از جوار همشهریانی که سنگم زدند و ناسزایم گفتند. در کوفه، جایت خالی بود که چگونه با هلهله و خاکستر و اهانت به استقبال کاروان عزادارمان آمدند و در شام... همان بهتر که نبودی و ندیدی که آن خیزران که بر لب و دندان نازنین تو می خورد، چگونه بر جان نیم سوخته ام شرر می زد و دل به خاکستر نشسته ام را دوباره به آتش می کشاند.

    همان بهتر که نبودی و ندیدی آن سنگی که سر بریده تو را بر نیزه هدف گرفت، به خون پیشانی شکسته ام رنگ یافت و آن دختر معصومت که به کنیزی خواسته شد و...
    پس تو دیگر بر اندوه دلم، رنج جدایی ات را اضافه نکن و خودت را به من بنمایان!
    نکند مرا نشناخته ای که با من از سر آشنایی سخن نمی گویی؟

    بگذار رد خون پیشانی شکسته ام را پاک کنم و خاکستر کوچه های کوفه را از معجر نیم سوخته ام بروبم!

    برادرم! کبودی رخسارم را بهانه نکن که تو از سال ها پیش، با طعم تلخ سیلی و تازیانه آشنا هستی؛ این قامت خمیده هم که به پای شکستگی قد مادرمان نمی رسد.

    چرا خودت را از من دریغ می کنی؟

    نکند از خواهرت رنجیده ای؟ دلتنگ دختر سه ساله ات هستی که در خرابه های شام تنها ماند؟ داغ دلم را تازه تر نکن! بگذار این زخم کهنه، سربسته بماند؛ من خسته تر از آنم که بتوانم دوباره بر قصه غم انگیز دختر سه ساله و سر بریده، زار بگریم.

    چشمم به خون نشست از دیدن آن تن کوچک پر از کبودی و سوختگی!

    تو را به جان رقیه علیهاالسلام مرا دریاب!

    من برای یک دل سیر گریستن به آغوشت محتاجم!

    ۩۞۩   در سوگ اربعین  ۩۞۩۩۞۩   در سوگ اربعین  ۩۞۩۩۞۩   در سوگ اربعین  ۩۞۩۩۞۩   در سوگ اربعین  ۩۞۩


    نزهت بادی


  9. صلوات ها 7


  10. #5

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    نوشته
    4,747
    حضور
    46 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    41
    صلوات
    26912



    پرچمت بر زمین نخواهد ماند


    ۩۞۩   در سوگ اربعین  ۩۞۩۩۞۩   در سوگ اربعین  ۩۞۩۩۞۩   در سوگ اربعین  ۩۞۩۩۞۩   در سوگ اربعین  ۩۞۩

    چهل روز گذشت.

    نه اشک ها در چشم دوام آوردند، نه حرف ها بر زبان! روایت درد، آسان نیست. خاک های بیابان می دانند که سیلی آفتاب یعنی چه؟

    تشنگی را باید از ریگ های ساحل پرسید تا بگویند آب به چه می ارزد؟
    هم کوفه از سکوت پر بود و هم شام. تنگ راه های شام، انتظار کشیدند تا صدای قدم های کسی بگذرد و دریغ! مسلمانان شهر بیگانه اند، غریبه اند با برادران خویش!

    حرف ها فاسد شده اند پشت میله های زندان سینه ها. دستی بیرون نمی آید که سلامی را پاسخ دهد. فریاد را از قاموس کوفه و شام ربوده اند. اراده ها را چپاول کرده اند. دست ها را بریده اند. به آدم ها یاد داده اند خم و راست شوند. کسی نمی داند شجاعت چیست و جوان مردی را با کدام قلم می نویسند؟

    چهل روز گذشت؛ نه از آب خبری شد، نه بابا!

    آسایش از فراز سرمان پر کشیده بود. چشم هایمان به تاریکی خرابه عادت کرده بود. اشک هایمان را چهل روز است که نشسته ایم! چهل روز است که از پا ننشسته ایم. زنجیر بر دست هایمان نهادند و در میدان های شهر گرداندند؛ غافل که چلچراغ را به دیار شب می برند. خواب کودکانمان را آشفتند تا بر مصیبت مان بیفزایند؛ غافل که ما صبر را سال هاست می شناسیم؛ ما صبر را در خانه علی علیه السلام آموخته ایم.

    از دشنه و دشنام کم نگذاشتند. از «گرد و خاک کردن» کم نگذاشتند تا حقیقت پاکی مان پوشیده شود؛ ولی چه باک! حقیقت، بی نیاز از این گرد و خاک کردن هاست. حضرت دوست اگر با ماست، چه باک از این همه دشمنی! زبان ها را دستور به سکوت دادند؛ ولی آنچه البته نمی پاید، سکوت است.

    قلب ها را نتوانستند باز دارند از اندوه.

    مغزها را نتوانستند باز دارند از تأمل. خطبه های زین العابدین علیه السلام قیام کرده بود و قد برافراشته بود در جمعیت تا پیام رسان خون تو باشد. طنین شهادت تو، پرده ها را لرزاند، ریسمان ها را گسیخت و قلب ها را گشود؛

    چهل روز گذشت.

    اما چهل سال دیگر چهارصد سال،... هم بگذرد،
    صدای «هل من ناصر»
    تو بی جواب نخواهد ماند.


    روزگار این چنین نخواهد ماند

    دولتِ ظالمین نخواهد ماند

    قرن ها می روند و می آیند

    پرچمت بر زمین نخواهد ماند


    ۩۞۩   در سوگ اربعین  ۩۞۩۩۞۩   در سوگ اربعین  ۩۞۩۩۞۩   در سوگ اربعین  ۩۞۩۩۞۩   در سوگ اربعین  ۩۞۩

    میثم امانی


  11. صلوات ها 5


  12. #6

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    نوشته
    4,747
    حضور
    46 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    41
    صلوات
    26912



    چله عارفانه تشيّع

    ۩۞۩   در سوگ اربعین  ۩۞۩۩۞۩   در سوگ اربعین  ۩۞۩۩۞۩   در سوگ اربعین  ۩۞۩۩۞۩   در سوگ اربعین  ۩۞۩

    عاشورا، روز شهادت حماسه سازان و
    اربعين، روز زيارت مرقد عاشورا سازان است.

    عاشورا، خروش خون حسين واربعين، پژواک اين فرياد ظلم شکن است. عاشورا و اربعين، نقطه ابتدا و انتهاي عشق نيست؛

    بلکه چله عارفانه تشيع سرخ علوي است.

    عاشورا تا اربعين، نقطه اوج عشق حسيني است و در اين چهل روز، حسين عليه‏السلام تنها سخن محافل است تا در طول عمر انسان، بهانه بيداري و ظلم‏ستيزي باشد.

    عاشورا، زمانه خون و ايثار است و اربعين، بهانه تبليغ و پيمان. در عاشورا، حسين عليه‏السلام با تاريخْ سخن گفت و در اربعين، تاريخ پاي درس حسين عليه‏السلام نشست.

    عاشورا روز کشت «خون خدا» در کوير جامعه ظلم‏زده است

    و

    اربعين، آغاز برداشت نخستين ثمره آن.

    آري، اربعينْ فرصتي براي اعلام همبستگي با عاشوراست.


    ۩۞۩   در سوگ اربعین  ۩۞۩۩۞۩   در سوگ اربعین  ۩۞۩۩۞۩   در سوگ اربعین  ۩۞۩۩۞۩   در سوگ اربعین  ۩۞۩

    ویرایش توسط نیایش : ۱۳۸۹/۱۱/۰۲ در ساعت ۰۹:۱۸

  13. صلوات ها 6


  14. #7

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    نوشته
    4,747
    حضور
    46 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    41
    صلوات
    26912



    اهميت اربعين

    ۩۞۩   در سوگ اربعین  ۩۞۩۩۞۩   در سوگ اربعین  ۩۞۩۩۞۩   در سوگ اربعین  ۩۞۩۩۞۩   در سوگ اربعین  ۩۞۩

    گرامي داشت اربعين، تعظيم شعاير ديني و رمز پويايي هميشگي نهضت پربار حسيني و اعلام پاي‏بندي به مکتب سرخ عاشوراست.

    اگر پيشوايان معصوم ما به برگزاري مراسم عزاداري، نوحه خواني و مرثيه‏سرايي تأکيد بسيار داشته‏اند و اگر براي گرياندن و گريستن،

    زيارت کردن و نماز خواندن بر تربت امام حسين7 ثواب و فضيلت‏هاي فراواني بيان کرده‏اند، به دليل همين آثار بالنده معنوي و عاطفي است که در روح مسلمانان آزاده بر جاي مي‏گذارد.


    ۩۞۩   در سوگ اربعین  ۩۞۩۩۞۩   در سوگ اربعین  ۩۞۩۩۞۩   در سوگ اربعین  ۩۞۩۩۞۩   در سوگ اربعین  ۩۞۩


  15. صلوات ها 6


  16. #8

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    نوشته
    4,747
    حضور
    46 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    41
    صلوات
    26912



    سرگذشت جاودانه

    ۩۞۩   در سوگ اربعین  ۩۞۩۩۞۩   در سوگ اربعین  ۩۞۩۩۞۩   در سوگ اربعین  ۩۞۩۩۞۩   در سوگ اربعین  ۩۞۩

    در آينه تاريخ، حوادثي ديده مي‏شود که مثل يک حباب در خاطره‏ها مي‏ترکد و گرد و غبار فراموشي مي‏پذيرد و به کلي از صفحه يادها محو مي‏شود.

    اما حوادثي نيز هست که همانند موج، دامنه مي‏گيرد، گسترده مي‏شود و کران تاکران را در مي‏نوردد. چنين حادثه‏هايي، جاويد و بي‏مرگ است و هيچ سدّ و پرده‏اي را توان پوشاندن آنها نيست.

    يکي از اين سرگذشت‏هاي جاودانه، ياد بزرگ سردار دشت کربلا، حضرت حسين بن علي عليه‏السلام است که با هر اربعين، حرمتي فزون‏تر مي‏يابد؛

    زيرا گرامي داشت چهلمين روز شهادت آن پرچمدار بزرگ اسلام، زنده نگه داشتن ياد و خاطره او و پاسداري از ارزش‏هاي معنوي است.

    حتي در نخستين اربعين عاشوراي حسيني نيز، جابر بن عبداللّه‏ انصاري و عطيه عوفي، به زيارت تربت پاک سيدالشهداء رفتند و در سوگ آن عزيز گريستند و به عزاداري پرداختند.

    از آن پس، در اين روز، مراسم با شکوهي در کشورهاي مختلف برگزار مي‏شود تا شور و حماسه ديگري در تداوم عاشورا پديد آيد.

    ۩۞۩   در سوگ اربعین  ۩۞۩۩۞۩   در سوگ اربعین  ۩۞۩۩۞۩   در سوگ اربعین  ۩۞۩۩۞۩   در سوگ اربعین  ۩۞۩


  17. صلوات ها 6


  18. #9

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    علاقه
    خدا و حضرت زهرا (س) و امام زمان(عج)
    نوشته
    6,241
    حضور
    60 روز 3 ساعت 15 دقیقه
    دریافت
    66
    آپلود
    42
    گالری
    3111
    صلوات
    55734



    اربعین عطش‏های پرپر


    کاروان خاطرات، بازگشته است از جایی که چهل روز گذشته است از ماتم‏های سرخ، از عطش‏های پرپر شده.
    این آتشیادها، چهل روز چون اسبان تاخته‏اند بر پیکر صبر آنان.
    بازماندگانِ حادثه تیغ و تاول، رسیده‏اند به نقطه‏ای از آغاز؛ به نگاه‏های در خون شناور، به گلوهای بریده شده در دلِ تشنگیِ دشت.
    کاروانِ اربعین، با خطبه‏های گریه، از شام رسوا برگشته است و تصاویر جراحت، در سوزنده‏ترین بیان قاب می‏شود و در سوزنده‏ترین بیابان.
    بغل بغل شعله ریخته می‏شود در صحرا.
    دوبیتی‏های پرلهیب، سطح مصیبت‏زده دشت را گلگون‏تر می‏کند. اکنون چهل روز از آن سیل عطش، سپری شده است. قافله‏ای زخم خورده، وارد سرزمین چهلمین روز می‏شود.
    اینان اربعین را با خود آورده‏اند؛ با نقل خاطرات قطعه قطعه شده. دنیای ادب نیز گل و ستاره آورده است که به پای سربلندی‏شان بریزد.
    سلام بر استواری غیرقابل ترسیم شما! سلام بر آن گام‏های شکیباتان که جاده‏های دراز شام را خسته کرد!
    هر سال، چشمان غمبار اربعین که می‏آید، اطراف ما پر می‏شود از هیئت‏های مذهبی التماس و دسته دسته گل‏های اشک.
    هر سال اربعین، از لابه‏لای واژه‏های مذاب مداحان، دل‏های آسمانی شما دیده می‏شود و علم‏های ما از هوش می‏روند.
    لباس‏های مشکی تقویم، بوی قتلگاه می‏گیرند.
    اربعین! به یاد روشنیِ شما شمع‏گونه می‏سوزیم و گریه سر می‏دهیم برای فاصله‏های خود و زجرهای شما.
    خوشا زندگی در این گریستن و مردن‏های پیاپی!
    خوشا گریستن برای داغ‏های زینب علیهاالسلام ، برای مصیبت‏های سجاد علیه‏السلام ، برای بی‏تابی بچه‏های آسمان!
    سلام بر اربعین که عاشورایی دیگر از گریه را برای ما به راه می‏اندازد!
    من برای گریستن، به آغوشت محتاجم

    ۩۞۩   در سوگ اربعین  ۩۞۩

    محمد کاظم بدرالدین

    مــــولاي غريبــــــم!

    اشتياقــــــي که به ديــــدار تـــو دارد دل مــــن

    دل مـــــن دانـــد

    و مـــــــن دانــــــم و

    تنــــها دل مــــــن ...


    شـــادی
    روح شـــهـــدا صـــلـــوات


  19. صلوات ها 6


  20. #10

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    نوشته
    4,747
    حضور
    46 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    41
    صلوات
    26912



    تأکيد بر زيارت امام حسين عليه‏السلام

    ۩۞۩   در سوگ اربعین  ۩۞۩۩۞۩   در سوگ اربعین  ۩۞۩۩۞۩   در سوگ اربعین  ۩۞۩۩۞۩   در سوگ اربعین  ۩۞۩

    از مقدس‏ترين و با فضيلت‏ترين عبادت‏هايي که در فرهنگ روايي اسلام به آن سفارش شده، زيارت اولياي الهي و امامان معصوم عليهم‏السلام است و در ميان آن بزرگواران، زيارت امام حسين عليه‏السلام اهميت ويژه‏اي دارد، به گونه‏اي که براي زيارت هيچ يک از معصومان، اين اندازه سفارش نشده است.

    امام صادق عليه‏السلام به ابن بُکَير که از ترس در راه زيارت امام حسين عليه‏السلام سخن مي‏گفت، فرمود: «آيا دوست نداري که خداوند تو را در راه ما ترسان ببيند؟»

    از آن جا که خداوند قلب‏هاي مردم را در گرو عشق به امام حسين عليه‏السلام نهاد و عشق، عاشق را به سر منزل دوست مي‏رساند، عاشقان حسين عليه‏السلام از نخستين اربعين، با وجود حاکميت بيداد اموي و انواع فشارهاي پنهان و آشکار، پاي در راه زيارت حضرت ابي عبداللّه‏ نهادند و تا به امروز، زيارت امام حسين عليه‏السلام به عنوان يک آرزوي هميشگي براي هر مرد و زن مسلمان بوده است.


    زائر امام حسين عليه‏السلام در فراز عرش،
    هم سخن آفريدگارش مي‏ شود

    ۩۞۩   در سوگ اربعین  ۩۞۩۩۞۩   در سوگ اربعین  ۩۞۩۩۞۩   در سوگ اربعین  ۩۞۩۩۞۩   در سوگ اربعین  ۩۞۩


  21. صلوات ها 5


صفحه 1 از 4 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود