جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: اهداف و غایات علم كلام

  1. #1

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    2,644
    حضور
    1 روز 12 ساعت 38 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    11247

    اهداف و غایات علم كلام




    اهداف علم كلام را می‌توان به صورت زیر فهرست كرد:
    1. غایت و هدف علم كلام در ارتباط با متكلم كه دو جنبه دارد یكی جنبه نظری و علمی، و دیگری جنبه علمی و تربیتی.
    2. غایت و هدف مربوط به انسانهای دیگر كه به دو صورت ارشاد و الزام تحقق می‌پذیرد.
    3. غایت مربوط به عقاید دینی كه عبارت از تبیین، اثبات و دفاع آنها است.
    4. غایت مربوط به علوم دینی دیگر كه اساس ومبنای آنها به شمار می‌رود.
    اینك تبیین غایات و اهداف یاد شده:
    الف‌. دین شناسی تحقیقی
    محقق لاهیجی در این باره گفته است: اولین فایده علم كلام كه به خود متكلم باز می‌گردد این است كه از مرز تقلید گذشته و به مرتبه تحقیق ارتقاء می‌یابد.
    معرفت تفصیلی و تحقیقی درباره معارف دینی و به ویژه «معرفه اللّه» از ارزشی بس والا برخوردار است كه بر كسی پوشیده نیست. دراین جا نمونه‌هایی از توجه فوق العاده اولیاء دین نسبت به این مسأله را یادآور می‌شویم:
    1. در حدیثی كه از پیامبر اكرم ـ صلّی اللّه علیه و آله ـ روایت شده، از خداشناسی به عنوان سرآمد و رأس همه دانشها یاد شده است.[1]
    2. آنگاه كه علی ـ علیه السّلام ـ با سپاهیان خود عازم نبرد با اصحاب جمل بود، یكی از همراهیان، مسأله توحید را مطرح نمود و از امام خواست تا در این باره توضیح دهد، گروهی از افراد سپاه، وی را بر طرح این مسأله در آن شرایط حساس جنگی نكوهش نمودند، ولی امام ـ علیه السّلام ـ نكوهش آنان را بی‌مورد دانسته و فرمود: «دَعُوهُ فَاِنَّ الَّذی یُرِیْدُهُ الْاَعْرابِیّ` هُوَ الَّذیِ نُرِیْدُهُ مِنَ الْقَوْمِ»: او را به حال خود واگذارید، زیرا آنچه او می‌خواهد، همان است كه ما از این جمعیت (اصحاب جمل) می‌خواهیم.
    آنگاه تحلیلی بسیار عمیق پیرامون یگانگی خداوند و این كه مقصود از وحدانیت او چیست ارائه فرمود.[2]
    3. آنگاه كه آن حضرت برای بار دوم عازم نبرد با معاویه بود، سپاهیان خود را گرد آورد و به ایراد سخن پرداخت ولی به جای آنكه درباره مسائل مربوط به جنگ سخن بگوید، خطبه‌ای مفصل و عمیق پیرامون خداشناسی ایراد فرمود.[3]
    4. معاویه بن وهب از اصحاب معروف امام صادق ـ علیه السّلام ـ است، هشام بن حكم گوید: روزی من نزد امام صادق ـ علیه السّلام ـ بودم، ناگاه معاویه بن وهب و عبدالملك ابن اعین وارد شدند، معاویه درباره دو روایت كه یكی می‌گوید پیامبر ـ صلّی اللّه علیه و آله ـ خدا را دید، و دیگری می‌گوید: مؤمنان در قیامت خدا را می‌بینند از امام ـ علیه السّلام ـ سئوال كرد و گفت: خداوند به كدام صورت دیده می‌شود؟
    امام ـ علیه السّلام ـ در حالی كه تبسّم بر لب داشت فرمود: «یا مُعاوِیه ما اَقْبَحَ بِالرَّجُلِ یَأْتی عَلَیْهِ سَبْعُونَ سَنَهً اَوْ ثَمانُونَ سَنَهً یَعِیشُ فِی مِلْكِ اللهِ وَ یَأْكُلُ مِنْ نِعَمِه ثُمَّ لا یَعْرِفُ اللهَ حَقَّ مَعْرِفَتِه» ای معاویه، چه نارواست برای كسی كه هفتاد یا هشتاد سال در قلمرو مملكت خداوند زندگی می‌كند، و از نعمت‌های او بهره‌مند می‌گردد، ولی خدا را به خوبی نمی‌شناسد!! آنگاه فرمود: مقصود رؤیت قلبی است، نه رؤیت بصری، سپس بار دیگر ارزش و اهمیّت خداشناسی را یادآور شده فرمود: «اِنَّ اَفْضَلَ الْفَرائِض وَ اَوْجَبَها عَلَی الاِْنْسانِ مَعْرِفَهُ الرَّبِّ وَالاِْقْرارُ لَهُ بِالْعُبودِیَّهِ»:[4] برترین و واجب‌ترین فرائض بر انسان معرفت پروردگار، و اقرار به بندگی او است.
    ب. نتیجه تربیتی علم كلام
    علم كلام، برای متكلم غایت و نتیجه تربیتی نیز دارد. زیرا در سایه غایت نخست، معرفت وی به خداوند رشد می‌كند و این رشد معرفتی، اعتقاد او را به خدا و احكام دینی راسخ‌تر می‌كند و در پرتو چنین اعتقاد راسخ و پایداری به نیّتی پاك و عبادتی خالص دست پیدا می‌كند[5].
    ج. ارشاد و هدایت
    مؤلف مواقف در این باره گفته است:[6] یكی از فواید كلام راهنمایی حقیقت جویان با آشكار نمودن راههای معرفت خدا، و الزام معاندان با اقامه دلایل و براهین است.
    یكی از اهداف متكلمان و فوائد علم كلام، ارشاد و هدایت جاهلان و منحرفان است، متكلم با بهره‌گیری از شیوه‌های مختلف بحث و استدلال، افراد مستعد را ارشاد نموده و گمراهان را هدایت می‌كند، تاریخ علم كلام یادآور نمونه‌های بسیاری از هدایت یافتگان توسط بحثهای هوشیارانه متكلمان زبردست و خیرخواه است.[7]
    در این باره می‌توان از افرادی یاد كرد كه توسط ائمه معصومین ـ علیهم السّلام ـ و بحث‌های كلامی روشنفكرانه آنان به راه راست رهنمون شدند، ذكر نام و شرح داستان هدایت آنان به تدوین كتاب و بلكه كتاب‌هایی احتیاج دارد، لیكن به عنوان شاهد گفتار به داستان هدایت دو تن از آنان توسط امام جعفر صادق ـ علیه السّلام ـ اشاره می‌كنیم:
    1. عبدالملك زندیق:[8] وی كه مقیم مصر بود با شنیدن نام و آوازه امام صادق ـ علیه السّلام ـ به قصد مناظره با او رهسپار مدینه شد، ولی در آن هنگام امام با جمعی از اصحاب برای انجام مراسم حج در مكه به سر می‌بردند، عبدالملك به مكه آمد و امام را در حال طواف دید، نزدیك شد و با زدن شانه خود به شانه امام نظر امام را متوجه ساخت، امام كه از مقصود او مطلع بود از وی پرسید: نامت چیست؟
    گفت: عبدالملك.
    امام: كنیه‌ات چیست؟
    گفت: ابو عبداللّه.
    امام: آن فرمانروایی كه تو بنده او هستی فرمانروای كجا است، آیا فرمانروای زمین است یا فرمانروای آسمان؟ و آن خدایی كه فرزند تو بنده او است خدای زمین است یا خدای آسمان؟ هر كدام را انتخاب كنی مغلوب خواهی شد.
    امام ـ علیه السّلام ـ به او فرمود: پس از پایان یافتن طواف نزد ما بیا.
    زندیق بعد از آنكه امام از طواف فارغ شد نزد او آمد و پس از یك مذاكره كلامی نسبتاً طولانی به آفریدگار یكتا ایمان آورد و از امام خواست تا او را در زمره شاگردان خود به شمار آورد، امام ـ علیه السّلام ـ به هشام بن حكم دستور داد تا او را آموزش دهد، هشام به وی تعلیم داد و او به عنوان معلم شام و مصر انتخاب گردید.[9]
    2. عبداللّه دیصانی:[10] وی نزد امام صادق ـ علیه السّلام ـ آمد و از آن حضرت خواست تا او را بر وجود خدا راهنمایی كند. امام نام او را پرسید، وی از گفتن نام خود امتناع ورزیده نزد دوستان خود بازگشت، به او گفتند: چرا نام خود را به حضرت صادق نگفتی؟ گفت: اگر می‌گفتم از من می‌پرسید خدایی كه تو بنده او هستی كیست؟ گفتند بار دیگر نزد او برو و بخواه تا بدون آنكه نامت را بپرسد درباره خدا با تو سخن بگوید، عبداللّه نزد امام بازگشت و پیشنهاد همراهیان خود را به امام عرضه نمود، امام به او فرمود بنشین، آنگاه تخم مرغی را در دست گرفت و فرمود: ای دیصانی، این پناه‌گاهی سرپوشیده است، كه پوستی محكم پیرامون آن را فرا گرفته، و زیر آن پوستی رقیق است، و زیر پوست رقیق طلایی مایع و نقره‌أی مذاب قرار دارد، كه به یكدیگر آمیخته نمی‌شوند و كسی از داخل آن اطلاعی ندارد و بر صلاح و فساد آن آگاه نیست، و معلوم نیست كه از آن جوجه نر پدید خواهد آمد یا جوجه ماده، ناگهان شكافته می‌شود و مرغانی مانند طاووس‌ها از آن خارج می‌گردند، آیا برای آن مدبری نمی‌اندیشی؟!
    هشام بن حكم گوید: دیصانی لحظه‌ای سر فرو افكند، آنگاه به توحید نبوت و امامت ایمان آورد.[11]
    د. پاسداری از عقاید دینی
    محقق لاهیجی سومین فایده علم كلام را حفظ عقاید دینی دانسته و گفته است:[12]
    «سومین فایده علم كلام مربوط به اصول اسلامی است كه عبارت است از حفظ عقاید دینی در برابر شبهات اهل باطل».
    چنانكه در آینده خواهیم گفت، عمده‌ترین انگیزه ظهور علم كلام به عنوان یكی از علوم ویژه اسلامی، دفاع از عقاید دینی و مبارزه با اندیشه‌های الحادی و پاسخگویی به شبهات معترضان بوده است.
    دفاع از عقاید دینی و پاسداری از سنگرهای اعتقادی و ایدئولوژیكی، یكی از اهداف مقدّس و رسالت‌های خطیر پیامبران الهی بوده و از ارزش بسیار والایی برخوردار است، امام صادق ـ علیه السّلام ـ دانشمندان شیعه را مجاهدانی دانسته است كه رویارویی شیطان و جنود او به مصاف ایستاده و از هجوم آنان بر عقاید شیعیانی كه قدرت پاسخگویی به شبهات شیاطین را ندارند، جلوگیری می‌نمایند و حتی ارزش جهاد اعتقادی آنان را از جهاد با جسم و جان بالاتر توصیف نموده است.[13] ، [14]
    امام جواد ـ علیه السّلام ـ علمای پاسدار دین را سكان داران قلبهای مؤمنان دانسته كه در پیشگاه الهی مقامی عالی‌تر از دیگران دارند.[15] ، [16]
    امین الاسلام طبرسی در ذیل آیه كریمه: « فَلا تُطِعِ الْكافِرِینَ وَ جاهِدْهُمْ بِهِ جِهاداً كَبِیراً »[17][18] این آیه دلالت می‌كند بر این كه برترین جهادها و ارزشمندترین آنها نزد خداوند سبحان، جهاد متكلمان در پاسخگویی به شبهات دشمنان دین و پیروان باطل است.
    ه‍ . نیازمندی علوم دینی به كلام
    همه علوم دینی در اثبات موضوع خود نیازمند علم كلام می‌باشند، زیرا تا وجود و صفات الهی، بعثت و عصمت پیامبران و رهبران آسمانی و ... اثبات نگردد، موضوع علومی مانند: تفسیر، حدیث، فقه و غیره اثبات نخواهد گردید.
    بدین جهت محقق طوسی در این باره گفته است:[19] اساس همه علوم دینی، علم اصول دین است كه مسائلش بر محور یقین می‌گردد، و بدون آن ورود در مباحث علوم دینی دیگر مانند اصول فقه و فروع آن ممكن نیست؛ زیرا شروع در آنها بدون آگاهی بر مسائل مربوط به اصول دین مانند سقف بدون پایه است.
    گفته است:[1] . توحید صدوق، باب 40، روایت 5.
    [2] . توحید صدوق، صفحه 83، حدیث 3.
    [3] . توحید صدوق، باب 2، صفحه 41، حدیث 3.
    [4] . علامه مجلسی، بحارالانوار، جلد 4، صفحه 55ـ54.
    [5] . به شوارق الالهام، ص 12 رجوع شود.
    [6] . «ارشاد المسترشدین بایضاح المحجه و الزام المعاندین باقامه الحجه».
    [7] . از آن جمله می‌توان محمد بن عبدالله بن مُمْلك اصفهانی را نام برد كه در آغاز در مسأله امامت طرفدار عقیده معتزله بود، ولی توسط عبدالرحمن بن احمد بن جبریه كه از متكلمان چیره دست امامیه بود به مكتب امامیه گرایش یافت. (رجال نجاشی، ص 236، شماره ترجمه 625).
    [8] . زندیق بر وزن قندیل یعنی دهری و منكر وجود خدا، معانی دیگری نیز برای آن گفته‌اند، به كتب لغت یا شرح اصول كافی صدرالمتألهین: صفحه 215 رجوع شود.
    [9] . اصول كافی: جلد 1، كتاب التوحید، باب 1، حدیث 1.
    [10] . دیصانی منسوب به دیصان به معنی انحراف است، گفته شده است وی در آغاز مؤمن و از شاگران حسن بصری بود ولی شبهاتی برای او پیش آمد كه حسن بصری از عهده پاسخ آنها برنیامد و در نتیجه وی به الحاد گرایید.
    [11] . اصول كافی: جلد 1، كتاب التوحید، باب 1، حدیث 4.
    [12] . «الثالث بالنسبه الی اصول الاسلام وهو حفظ عقائد الدین عن ان یزلزلها شبه المبطلین» (شوارق الالهام: صفحه 12).
    [13] . عُلَماءُ شِیعَتِنا مُرابطُونَ فِی الثَّغْرِ الَّذی یَلی إبْلیسَ وَ عَفاریتَه، یَمْنَعونَهُمْ عَنِ الْخُروجِ عَلی ضُعَفاءِ شِیعتِنا ... .
    [14] . احتجاج طبرسی: صفحه 17.
    [15] . ... وَلكِنَّهُم الَّذینَ یُمسِكُونَ اِزمّه‌قُلُوبِ ضُعَفاءِ الشیعه، كَما یُمْسِكُ صاحِبُ السَّفِینَهِ سُكّانَها، اوُلئك هُمْ اْلاَفْضَلُونَ عِنْدَ الله عَزَّوَجَلَّ.
    [16] . احتجاج طبرسی: صفحه 18.
    [17] . سوره فرقان: آیه 52.
    .[18] وفی هذا دلاله علی ان من اجلِّ الجهاد واعظمه منزله عندالله سبحانه جهاد المتكلمین فی حلِّ شبه المبطلین و اعداء الدین». (مجمع البیان،جلد 8ـ7، صفحه 175).
    [19] . «ان اساس العلوم الدینیه علم اصول الدین الذی یحوم مسائله حول الیقین و لا یتمُّ بدونه الخوض فی سائرها كاصول الفقه و فروعه، فان الشروع فی جمیعها محتاج الی تقدیم شروعه حتی لا یكون الخائض فیها، و ان كان مقلدا لاصولها، كبانٍ علی غیر اساس». (نقد المحصل: صفحه 1).


  2.  

  3. #2

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    2,644
    حضور
    1 روز 12 ساعت 38 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    11247



    در يك جمع‌بندي از سخنان متكلمان مي‌توان اهداف علم كلام را چنين برشمرد: الف) رسيدن به دين‌داري مدلل و محققانه در زمينه عقايد ديني
    ب) اثبات پيش فرض‌ها و موضوع‌هاي ساير علوم ديني از طريق علم كلام (به اين معنا كه تا وجود خداوند و رستاخيز و فرستادن انبياء، در كلام ثابت نشود و تا زماني كه بحث‌هاي مربوط به هدفمندي و تكليف انسان در اين علم بررسي نگردد، بحث در ساير علوم اسلامي؛ نظير تفسير، فقه، حقوق و... بي‌موضوع و بي‌معنا خواهد بود.)
    ج) هدايت حق‌جويان و نقد سفسطه گران
    د) دفاع از اصول و عقايد ديني[4]

    [4] .همان، ص 37- 44.

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود