صفحه 1 از 4 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: دلم میخواهد زن باشم

  1. #1

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۹
    علاقه
    معصومین
    نوشته
    46
    حضور
    1 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    5
    صلوات
    355

    دلم میخواهد زن باشم





    دلنوشته اقای حسن حسینی این نوشته اقای حسینی است ارتباطی با عارف ندارد برای نقد برسی گذاشتم



    دلم می خواهد زن باشم!


    تقدیم به همه زنان و مردان ، چه روشن ضمیر و آگاه

    چه دربند و اسیر

    تقدیم به همه ...

    چه آنهائی که می دانند ، چه آنهائی که نمی دانند ...

    آنهائی که اقرار می کنند و آنانی که انکار .... سین . جیم



    من به زنِ وجودم افتخار مي کنم


    دلم می خواهد زن باشم... یک زن آزاد... یک زن آزاده


    من متولد می شوم، رشد می کنم


    تصمیم می گیرم و بالا می روم.




    من گیاه و حیوان نیستم. جنس دوم هم نیستم.


    من یک روح متعالی هستم؛ تبلوری از مقدس ترین ها !


    ـ من را با باورهایت تعریف نکن ! بهتر بگویم تحقیر نکن!


    ـمن آنطور که خود می پسندم لباس می پوشم








    برای خودم آواز می خوانم حتی اگرصدایم بد باشد و فالش بخوانم،


    آهنگ میزنم و شاد ترین آهنگ ها را گوش می دهم،



    اشک می ریزم! من عشق می ورزم......ـمن می اندیشم...


    من نظرم را ابراز می کنم حتی اگر بی ادبانه باشد و مخالف میل تو،


    فریاد می کشم و اگر عصبانی شوم دعوا می کنم...


    حتی اگر تمام این ها باآنچه تو از مفهوم یک زن خوب


    در ذهن داری مغایر باشد.



    زن من یک موجود مقدس است؛


    نه از آن ها که تو در گنجه می گذاریشان یا در پستوقایم می کنی


    تا مبادا چشم کسی به آن بیفتد.


    نه بدنش و نه روحش را نمی فروشد،حتی اگر گران بخرند.








    زن من به دنبال یک همسفر است،


    یک همراه، شانه به شانه.


    گاه من تکیه گاه باشم گاه او.


    گاه من نردبان باشم ،


    گاه او.


    مهر بورزد و مهر دریافت کند.




    زن من کارگر بی مزد خانه نیست


    که تمام وجودش بوی قورمه سبزی بدهد


    و دست هایش همیشه بوی پیاز داغ؛


    که بزرگترین هنرش گلدوزی کردن و دمکنی دوختن باشد.


    روزهابشوید و بساید


    و عصرها جوراب ها و زیر پوش های شوهرش را وصله کندـ





    دستانش پر حرارتند و روحش پر شور؛




    من یک زنم ...


    نه جنس دوم...


    نه یک موجود تابع...


    نه یک ضعیفه ...


    نه یک تابلوی نقاشی شده،


    نه یک عروسک متحرک برای چشم چرانی،


    نه یک کارگر بی مزد تمام وقت،


    نه یک دستگاه جوجه کشی.




    من سعی می کنم آنگونه که می اندیشم باشم ،


    بی آنکه دیگری را بیازارم...


    فرای تمام تصورات کور،


    هنجارهای ناهنجار، تقدسات نامقدس!







    آری؛ زن من عشق می خواهد و عشق می ورزد،


    احترام می خواهد و احترام می کند.

    من به زن وجودم افتخار می کنم،


    هر روز و هر لحظه ...


    من به تمام زنان آزاده وسربلند دنیا افتخار می کنم


    و به تمام مردانی که یک زن را اینگونه می بینند


    و تحسین می کنند




    آری؛ زن من عشق می خواهد و عشق می ورزد،


    احترام می خواهد و احترام می کند.

    ویرایش توسط عارف گنو : ۱۳۸۹/۱۰/۲۷ در ساعت ۱۷:۴۶
    از انم به دیر مغان عزیز میدارندکه اتشی که نمیرد همیشه در دل ماست

  2. صلوات ها 22


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۹
    علاقه
    مقدسات , مطالعه , شکلات و بستنی و لواشک
    نوشته
    1,034
    حضور
    2 روز 15 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    39
    آپلود
    3
    گالری
    51
    صلوات
    9068



    قلب زنان جهان را میچرخاند!(خانمها بخونید و افتخار کنید..)!!!

    از هنگامی که خداوند مشغول خلق کردن زن بود.
    شش روز می گذشت ….

    فرشته ای ظاهر شد و عرض کرد:

    چرا این همه وقت صرف این یکی می فرمایید ؟

    خداوند پاسخ داد:دستور کار او را دیده ای ؟

    او باید کاملا” قابل شستشو باشد، اما پلاستیکی نباشد.

    باید بتواند با خوردن قهوه تلخ بدون شکر و غذای شب مانده کار کند.

    باید دامنی داشته باشد که همزمان دو بچه را در خودش جا دهد و وقتی از
    جایش بلند شد ناپدید شود.

    قلبی داشته باشد که بتواند همه دردها را، از زانوی خراشیده گرفته تا
    قلب شکسته، درمان کند.

    این همه کار برای یک روز خیلی زیاد است. باشد فردا تمامش بفرمایید .

    خداوند فرمود:نمی شود !!
    چیزی نمانده تا کار خلق این مخلوقی…..
    را که این همه به من نزدیک است،تمام کنم.

    از این پس می تواند هنگام بیماری، خودش را درمان کند، یک خانواده را با
    یک قرص نان سیر کند و یک بچه پنج سال را وادار کند دوش بگیرد.


    فرشته نزدیک شد و به زن دست زد.

    اما ای خداوند، او را خیلی نرم آفریدی .

    بله نرم است، اما او را سخت هم آفریده ام. تصورش را هم نمی توانی بکنی
    که تا چه حد می تواند تحمل کند و زحمت بکشد .


    فرشته پرسید:فکر هم می تواند بکند ؟

    خداوند پاسخ داد:نه تنها فکر می کند، بلکه قوه استدلال و مذاکره هم دارد.

    آن گاه فرشته متوجه چیزی شد و به گونه زن دست زد.

    ای وای، مثل اینکه این نمونه نشتی دارد. به شما گفتم که در این یکی
    زیادی مواد مصرف کرده اید.

    خداوند مخالفت کرد:آن که نشتی نیست، اشک است.

    فرشته پرسید:اشک دیگر چیست ؟

    خداوند گفت:اشک وسیله ای است برای ابراز شادی، اندوه، درد، نا امیدی،
    تنهایی، سوگ و غرورش.

    فرشته متاثر شد.

    شما نابغه اید ای خداوند، شما فکر همه چیز را کرده اید

    چون زن ها “واقعا” حیرت انگیزند.

    زن ها قدرتی دارند که مردان را متحیر می کنند.

    همواره بچه ها را به دندان می کشند.

    سختی ها را بهتر تحمل می کنند.

    بار زندگی را به دوش می کشند،

    ولی شادی، عشق و لذت به فضای خانه می پراکنند.

    وقتی می خواهند جیغ بزنند، با لبخند می زنند.

    وقتی می خواهند گریه کنند، آواز می خوانند.

    وقتی خوشحالند گریه می کنند..

    و وقتی عصبانی اند می خندند.

    برای آنچه باور دارند می جنگند.

    در مقابل بی عدالتی می ایستند.

    وقتی مطمئن اند راه حل دیگری وجود دارد، نه نمی پذیرند.

    بدون کفش نو سر می کنند، که بچه هایشان کفش نو داشته باشند.

    برای همراهی یک دوست مضطرب، با او به دکتر می روند.

    بدون قید و شرط دوست می دارند.

    وقتی بچه هایشان به موفقیتی دست پیدا می کنند گریه می کنند و وقتی
    دوستانشان پاداش می گیرند، می خندند.

    در مرگ یک دوست، دل شان می شکند.

    در از دست دادن یکی از اعضای خانواده اندوهگین می شوند،

    با اینحال وقتی می بینند همه از پا افتاده اند، قوی، پابرجا می مانند.

    آنها می رانند، می پرند، راه می روند، می دوند که نشانتان بدهند

    چه قدر برایشان مهم هستید.

    قلب زن است که جهان را به چرخش در می آورد

    زن ها در هر اندازه و رنگ و شکلی موجودند می دانند که بغل کردن و
    بوسیدن می تواند هر دل شکسته ای را التیام بخشد

    کار زن ها بیش از بچه به دنیا آوردن است،

    آنها شادی و امید به ارمغان می آورند. آنها شفقت و فکر نو می بخشند

    زن ها چیزهای زیادی برای گفتن و برای بخشیدن دارند

    خداوند گفت:این مخلوق عظیم فقط یکعیب دارد

    فرشته پرسید:چه عیبی ؟

    خداوند گفت:قدر خودش را نمی داند

  5. صلوات ها 20


  6. #3

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    علاقه
    گفتگو در مباحث معرفتی
    نوشته
    6,663
    حضور
    32 روز 3 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    23682



    نقل قول نوشته اصلی توسط عارف گنو نمایش پست ها
    آری؛ زن من عشق می خواهد و عشق می ورزد، احترام می خواهد و احترام می کند.
    سلام
    وقتی یک مرد بخواهد یک زن بشود بهتر از این هم نمی شود
    یک زن مدرن مقدس
    که تنها او خوبست و دیگران بد
    از نشانه های قشری بودنش نگاه کردن با ظاهر امور است
    به باطن راهی نیافته
    سبکسر و بچه است
    بزرگی را تجربه نکرده و متانت را
    همه اینها در حوزه داخلی یک زندگی قابل تصور است اما بعضی ها اوپن می خواهند همه چیز را
    حتی .....
    خدا می داند
    چه می خواهند این جماعت
    حرفهایشان قشنگ است و عملشان .....
    زن را می خواهند به راه بیاورند یا از راه بدر ..
    و شاید می خواهند او را راهی خودشان بکنند با این زرق و برق
    مثل غرب بی غیرت
    خدا می داند
    زن یک انسان است و تنها از راه مخصوص به خودش به آن کمال و سعادت می رسد
    اگر مرد گاهی دست در درون آشغال خانه دیگران می کند که بریزد در گاریش چونکه بابای محله است
    زن هم گاهی باید دستش بوی پیاز داغ بدهد چون مادر خانه است
    اینها معیار است ؟
    این سخن عارف گنو است یا عارف گنا
    موفق ای اهل حق

    هردو عالم یک فروغ روی اوست




  7. صلوات ها 13


  8. #4

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۹
    علاقه
    مهدی موعود(عج)
    نوشته
    503
    حضور
    10 ساعت 56 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    9
    گالری
    23
    صلوات
    2852



    سلام
    تناقض از این نوشته میبارد.
    رود شو روان شو پناه بی کسان شو
    گندم کشتزاران چاره درد نان شو
    ----------------------------------------

  9. صلوات ها 10


  10. #5

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۹
    علاقه
    مقدسات , مطالعه , شکلات و بستنی و لواشک
    نوشته
    1,034
    حضور
    2 روز 15 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    39
    آپلود
    3
    گالری
    51
    صلوات
    9068



    نقل قول نوشته اصلی توسط نان شب نمایش پست ها
    تناقض از این نوشته میبارد.


  11. صلوات ها 10


  12. #6

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۹
    علاقه
    معصومین
    نوشته
    46
    حضور
    1 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    5
    صلوات
    355

    به باطن راهی نیافته




    جای تحسین دارد قدرت باطنی شما که از دور معیار باطنی افراد را تشخیص میدهید وصدای نا خوداگاهتان که تجلی یافته اینگونه انعکاس میدهیدجناب حامد گل توحید نروید به زمینی که دراو خاک بغض وحسدو کبر وریا و کین است توفیق

    ویرایش توسط عارف گنو : ۱۳۸۹/۱۰/۲۷ در ساعت ۱۹:۲۹
    از انم به دیر مغان عزیز میدارندکه اتشی که نمیرد همیشه در دل ماست

  13. صلوات ها 10


  14. #7

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۹
    علاقه
    معصومین
    نوشته
    46
    حضور
    1 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    5
    صلوات
    355

    همت حیدر شعر حسن حسینی






    همت حيدر
    ديده اگر باتو برابرشود
    چشم من آيينه ی محشر شود
    دم بزن ای غنچه ی باغ ازل
    تا نفس خاک معطر شود
    دم به دم ازنام تو دم می زنم
    تا سخنم قند مکرر شود
    منظره در منظره گل می کند
    چشم تو گر آينه گسترشود
    پاسخ لبخنددلم تابه کی
    قهقه ی تيغه ی خنجر شود؟
    خسته شدم خسته زديوارها
    عشق مگر پنجره پرورشود
    همت حيدر مدد عاشق است
    روی زمين گو همه خيبر شود
    درقفسم آينه ای نصب کن
    تا پروبالم دوبرابر شود!
    حسن حسينی(مسيحا)۲۷/۴/۱۳۷۸
    از انم به دیر مغان عزیز میدارندکه اتشی که نمیرد همیشه در دل ماست

  15. صلوات ها 8


  16. #8

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    علاقه
    گفتگو در مباحث معرفتی
    نوشته
    6,663
    حضور
    32 روز 3 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    23682



    نقل قول نوشته اصلی توسط po0neh نمایش پست ها
    جناب حامد گل توحید نروید به زمینی که دراو خاک بغض وحسدو کبر وریا و کین است توفیق
    سلام عارف جان گنو
    این بغض نیست کینه نیست حسد نیست کبر نیست و ...
    این غیرت است
    این مردانگی است
    این تعصب به دینی است که حد و حدودش را همه می شناسیم
    از نمونه هایش خبر نداری
    برو به گلزار شهدای شهرتان تا نمونه های غیرت را ببینید
    اینها برای که و برای چه زیر خاک آرمیده اند بلکه عند ربهم یرزقونند
    برای لا ابالی ها و تساهل پذیری ها
    اگر اینگونه بود که امروز من و تو ناموس هردویمان زیر چکمه بعثی بی غیرت بودیم
    با چه جنگیدند با ناز و نوازش یا با سرنیزه و تیر و تفنگ
    کجا بودیم آنگاه که دندان خشم بر هم می ساییدند و با قهر نیزه در شکم دشمن فرو می کردند ؟
    و اینگونه دین ماند کشور ماند ناموس ماند و من و تو ماندیم
    و اما کلام خود خبر می دهد از با مایگی یا بی مایگی نیازی به چشم باطن بین ندارد
    نه هر که سر بتراشد قلندری داند
    موفق در پناه حق

    هردو عالم یک فروغ روی اوست




  17. صلوات ها 9


  18. #9

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    علاقه
    خدا و اهل بیت
    نوشته
    25
    حضور
    1 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    15
    صلوات
    230



    سلام
    شاید نوشته ی من بی ربط به نوشته های دوستان باشد اما اولین برداشت خودم رو از این موضوع عنوان شده بیان می کنم :

    من زنم و وقتی به نام حضرت زینب (س) بر می خورم ، بی اختیار به زن بودنم افتخار می کنم و
    دلم می خواهد مانند ایشان با تمام معنایش زن باشم ، آنگونه که دربرابر مردان نامرد کوفه ایستاد
    و از ولایت بر حق خویش دفاع کرد و از جنایات قاتلان وحشی دشت کربلا پرده برداشت ...

    کمی قبل تر به نام نامی حضرت زهرا (س) می رسم آن زمان که در اوج غربت و تنهایی امامش یک تنه ایستاد
    و با تمام هستی اش درس ولایتمداری را به همگان آموخت ...

    آری ! من دلم می خواهد زن باشم و بمانم تا ولایتمدارانه ، راه امام و شهیدان را ادامه دهم انشااله!
    الهی !

    از سجده کردن شرمسارم

    و سر از سجده برداشتن شرمسارتر ...

  19. صلوات ها 16


  20. #10

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    علاقه
    تدریس - تألیف - تحصیل
    نوشته
    1,916
    حضور
    34 روز 17 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    12300



    سلام بر بقیةالله الاعظم ومنتظرانش

    دلم میخواهد زن باشم اگر پیرو فاطمه (س) باشم

    دلم میخواهد زن باشم اگر همچو زینب کوه استقامت باشم

    دلم میخواهد زن باشم اگر همچو خدیجه دنیا را با آخرت معامله کنم

    دلم میخواهد زن باشم اگر همچو مریم پاک زندگی گنم

    دلم میخواهد زن باشم اگر همچون آسیه شهادت را بر ملکه ی ظلم بودن را ترجیح دهم .

    دلم میخواهد زن باشم اگر لیاقت مادری فرزندانی را داشته باشم که عاشق فرزند فاطمه بنت اسد باشند

    دلم میخواهد زن باشم اگر مطیع همسرم باشم همانگونه که شرع فرمانم داده

    دلم میخواهد زن باشم اگر بتوانم آنطور که شایسته است متانت وعفت و وقار را باهم بیامیزم وبه زن بودنم افتخار کنم .

    ..................................................... ............. حق یارتان .................................................. ..............................
    ویرایش توسط ••ostad•• : ۱۳۸۹/۱۰/۲۷ در ساعت ۲۳:۵۵

  21. صلوات ها 18


صفحه 1 از 4 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود