صفحه 1 از 3 123 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: آیا پیامبراکرم(ص)ازهمان ابتدای تولدشان از عصمت تکوینی برخوردار بودند؟

  1. #1

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    نوشته
    3
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    12

    آیا پیامبراکرم(ص)ازهمان ابتدای تولدشان از عصمت تکوینی برخوردار بودند؟




    هوالرحیم
    آیا عصمت تکوینی که به پیامبر(ص) داده شده است از همان ابتدای تولدشان با ایشان بوده یا از آغاز رسالتشون از این عصمت برخوردار شدند؟

    ویرایش توسط zoha_shams : ۱۳۸۹/۱۰/۲۴ در ساعت ۱۹:۴۱

  2. صلوات ها 8


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    علاقه
    گفتگو در مباحث معرفتی
    نوشته
    6,663
    حضور
    32 روز 3 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    23682



    سلام
    در خطبه نهج از آقا امیر مومنان ع می خوانیم :
    خداوند متعال از همان کودکی بزرگترین فرشته خویش را بر او ( پیامبر ) گماشت
    و بنابر اصل سنخیت ، بزرگترین فرشته الهی مامور مراقبت و تربیت هر کسی نمی شود به عبارت دیگر در وجود مقدس پیامبر اعظم تکوینا از همان کودکی این شایستگی بوده که برترین فرشته الهی بر او گماشته می شود .
    موفق در پناه حق

    هردو عالم یک فروغ روی اوست




  5. صلوات ها 8


  6. #3

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    1,508
    حضور
    23 روز 22 ساعت 45 دقیقه
    دریافت
    16
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    6207



    با سلام به خدمت دوست جدید zoha-shams
    در جواب سوال شما باید عرض کنم که عصمت پيامبر اکرم (ص) و بلکه دیگر پیامبران و ائمه(ع) - در يك كلام معصومان(ع) - از ابتداي تولد و حتي در رحم مادر است. خداوند متعال از آن جا كه مي‏دانست عده‏اي از بندگانش به اختيار خويش - هر چند با استعدادي در سطح ساير افراد - بيش از ديگران و در بالاترين حد ممكن، از استعداد خود بهره‏برداري مي‏كنند؛ تفضلاً اين پاداش و موهبت ويژه را به آنان عطا فرمود و آنان را از علم و اراده‏اي برخوردار ساخت كه به واسطه آن به «مصونيت كامل و مطلق» برسند.

    بايد توجّه داشت كه اعطاي اين موهبت، معلول شايستگي‏هاي آنان است؛ نه محصول استعداد جبري ايشان. چنان كه در دعاي ندبه مي‏خوانيم: «اللهم لك الحمد علي ماجري... لنفسك و دينك... بعد ان شرطت عليهم الزهد في درجات هذه‏الدنيا الدنية و زخرفها و زبرجها فشرطوا لك ذلك و علمت منهم الوفاء به فقبلتهم و قربتهم و قدمت لهم الذكر العليّ والثناء الجلي واهبطت عليهم ملائكتك و كرمتهم بوحيك و رفدتهم بعلمك و جعلتهم الذريعة اليك...» ؛ «خدايا براي توست حمد بر... تو با آنان شرط نمودي كه نسبت به زينت‏ها و منزلت‏هاي دنيوي بي‏اعتنا باشند [و جز به مقام قرب تو نينديشند ]و آنها نيز اين شرط را پذيرفتند و چون مي‏دانستي به اين شرط عمل خواهند كرد، آنان را پذيرفتي و مقرّب خويش ساختي و [به جهت همين شايستگي‏]... فرشتگان را بر آنان نازل فرمودي و با وحي خود ايشان را گرامي داشتي و از خوان علم بي‏كران خويش بهره‏ها دادي».

    با توجه به تحليل «اصل عصمت»، مي‏توان دليل و چرايي عصمت در دوران كودكي معصومان را به دو وجه تقرير كرد:

    1- عصمت پاداشي: عصمت در طفوليت، به عنوان پاداشي براي عصمت اختياري در بزرگ‏سالي است؛ يعني، وقتي خداوند متعال مي‏داند كه فردي در آينده زندگي خود، چه مسيري را انتخاب مي‏كند؛ به ميزان حسن انتخاب او و تلاش مداوم آينده‏اش، وي را از نخستين روز زندگي، مورد لطف و عنايت قرار مي‏دهد و از لغزش‏ها مصون مي‏دارد.

    2- زمان تكليف معصومان(ع): ملاك عصمت «علم و اراده» است و نيز عصمت نگا: محمدمحمدي ري‏شهري، فلسفه وحي و نبوت، دفترتبليغات اسلامي، قم:1366 ش، ص‏220.، متفرع بر شأنيت و لياقت تكليف و مسؤوليت‏پذيري است و اين هر دو در طفوليت وجود ندارد. اما اين مسأله عموميت ندارد؛ چرا كه علم و اراده، هم در زمان طفوليت هست وهم در زمان بزرگ‏سالي؛ هر چند از لحاظ شدّت و ضعف متفاوت باشند.

    همچنين زمان تكليف و مسؤوليت‏ پذيري، نسبت به انسان‏هاي مختلف متفاوت است؛ چنان كه حضرت عيسي(ع) در زمان نوزادي مي‏فرمايد:«قال اني عبدالله آتاني الكتاب وجعلني نبيّا...» «[كودك (حضرت عيسي)]گفت: منم بنده خدا، به من كتاب داده و مرا پيامبر قرارداده‏است». مريم (19)، آيه 30.

    يا درباره يحيي(ع) مي‏فرمايد: «يا يحيي خذالكتاب بقوة و ءاتيناه الحكم صبياً» «اي يحيي! كتاب [خدا] را به جد و جهد بگير و از كودكي به او نبوت داديم».

    همچنين براساس نصوص ديني همان، آيه 12. و شواهد مسلّم تاريخي، عده‏اي از ائمه(ع) در سنين كودكي و نوجواني به مقام والاي امامت نايل آمدند. امام جواد(ع) در هفت يا نه سالگي، امام هادي(ع) در هشت يا نه سالگي و امام زمان(عج) در چهار يا پنج‏سالگي. شيخ مفيد، ارشاد، موسسه الاعلمي للمطبوعات، چاپ سوم، 1399ق ، صص‏319-317 و 327-366.

    بنابراين هر چند عصمت، متفرع بر تكليف است؛ اما زمان خاصي نمي‏توان براي آن تعيين كرد؛ بلكه زمان تكليف در انسان‏ها، متفاوت است و آن گونه كه از شواهد ياد شده به دست آمد، برخي از آدميان در سنين طفوليت، مكلّف و عهده‏دار مقامات و مسؤوليت‏هايي مي‏شوند و چون ائمه(ع) و برخي، از ابتدا چنين بودند، از عصمت در طفوليت نيز برخوردار بودند.
    محمد تقي مصباح يزدي، راهنماشناسي، اميركبير، تهران: 1375 ش، ص 673.



    آیا پیامبراکرم(ص)ازهمان ابتدای تولدشان از عصمت تکوینی برخوردار بودند؟

    الهی من ذاالذی ذاق حلاوه محبتک فرام منک بدلا

    آن کس که تورا شناخت جان را چه کند
    فرزند وعیال وخانمان را چه کند.




  7. صلوات ها 11


  8. #4

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    علاقه
    گفتگو در مباحث معرفتی
    نوشته
    6,663
    حضور
    32 روز 3 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    23682



    نقل قول نوشته اصلی توسط عمار نمایش پست ها
    با سلام به خدمت دوست جدید zoha-shams
    در جواب سوال شما باید عرض کنم که عصمت پيامبر اکرم (ص) و بلکه دیگر پیامبران و ائمه(ع) - در يك كلام معصومان(ع) - از ابتداي تولد و حتي در رحم مادر است. خداوند متعال از آن جا كه مي‏دانست عده‏اي از بندگانش به اختيار خويش - هر چند با استعدادي در سطح ساير افراد - بيش از ديگران و در بالاترين حد ممكن، از استعداد خود بهره‏برداري مي‏كنند؛ تفضلاً اين پاداش و موهبت ويژه را به آنان عطا فرمود و آنان را از علم و اراده‏اي برخوردار ساخت كه به واسطه آن به «مصونيت كامل و مطلق» برسند.
    سلام
    دوری بودن این پاسخ واضح است
    می گوییم چرا عصمت دارند پاسخ : چون خداوند داد
    چرا خداوند داد : چون می دانست آنها بندگان خالص می شوند
    چرا بنده خالص شدند :
    چون خداوند به آنها عصمت داد

    و به انحاء دیگر هم بیان این دور ممکن است
    عصمت و امثال آن و بلکه باقی ویژگیهای روحی و جسمی ذاتیند و قابل تعلیل نیستند
    مثل این که الماس الماس است و سنگ گرانیت گرانیت
    حال شما بپرس چرا ؟
    چرا ندارد
    امر ذاتی تعلیل پذیر نیست
    هستی یک حقیقت به هم پیوسته است که هرچیزی در آن حکیمانه سرجای خودش قرار گرفته است
    مراتب کمال افراد هم به عنوان امر تکوینی در جایگاه خودش قرار دارد
    آنچه که ما را بر می انگیزاند تا برای کسب کمال سعی و تلاش کنیم آنتستکه نمی دانیم در تابلو فردای جهان ما کجای آن هستیم شاید یک قدم جلوتر و یک پله بالاتر لذا سعی می کنیم و باید هم سعی کنیم . ممکن است برای انسان مراتبی باشد که با این تلاش محقق شود
    پس تا می توانید سعی و تلاش کنید
    موفق در پناه حق
    هردو عالم یک فروغ روی اوست




  9. صلوات ها 7


  10. #5

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۹
    نوشته
    1,160
    حضور
    5 روز 4 ساعت 5 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2443



    ..یا ستار..

    با سلام..

    عصمت نتیجه علمی است که به معصوم عنایت نموده است و ان نیز فقط در دار مادی محقق است که سروکار با تصورات وتصدیقات است چون این امور ذهنی هستند وخطا واشتباه نیز فقط در ذهن انجام می گیرد...


    خداوند می فرماید:

    و انزل الله عليك الكتاب و الحكمه ، و علمك ما لم تكن تعلم ، و كان فضل الله عليك عظيما (نساء: 113)

    - و خدا كتاب و حكمت بر تو نازل كرد، و آنچه را نمى دانستى به تو آموخت ، و تفضل خدا بر تو همواره بزرگ بوده است


    به عبارتی عصمت از تکوین خارج است چون امور تکوینی ؛تخلف ناپذیرند ونتیجتا حکم ضرورت را به همراه دارند ؛در حالی که معصوم نیز تکلیف داشت ؛نتیجتا اگر عصمت تکوینی بود ،دیگر تکلیف برای او معنا نداشت چون به حکم ضرورت دیگر اشتیاه و گناه انجام نمی داد...

    در حالی که معصوم نیز تکلیف دارد .....

    یاحق


    هر
    کسی را نتوان گفت که صاحب نظر است -----عشقبازی دگر و نفس پرستی دگر
    است

    نه هر
    آن چشم که بیند که سیاه است و سپید ---یا سپیدی ز سیاهی بشناسد بصر است

  11. صلوات ها 6


  12. #6

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    علاقه
    گفتگو در مباحث معرفتی
    نوشته
    6,663
    حضور
    32 روز 3 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    23682



    نقل قول نوشته اصلی توسط erfan_alavi نمایش پست ها



    به عبارتی عصمت از تکوین خارج است چون امور تکوینی ؛تخلف ناپذیرند ونتیجتا حکم ضرورت را به همراه دارند ؛در حالی که معصوم نیز تکلیف داشت ؛نتیجتا اگر عصمت تکوینی بود ،دیگر تکلیف برای او معنا نداشت چون به حکم ضرورت دیگر اشتیاه و گناه انجام نمی داد...

    در حالی که معصوم نیز تکلیف دارد .....

    یاحق
    سلام
    فرموده اید عصمت از تکوین خارج است . تکوین چیست ؟ عصمت چیست ؟
    تکوین همین عالم آفرینش است . عصمت هم ملکه ای نفسانی است که صاحبش را از هر خطا و گناهی مصون می دارد . تکوین جایگاه پدیده هاست و عصمت هم پدیده ای از پدیده هاست که در متن وجودی معصوم است . حالا بفرمایید نحو خروج عصمت از تکوین چطوری است ؟
    ذهنیت خروج تشریع از تکوین یک ذهنیت غریب است . کجای تشریع از تکوین خارج است ؟ جبرییل خارج از تکوین است . تجلی اش بر جناب پیامبر خارج است . آنچه پیامبر می شنود و می بیند خارج است . حقیقت معنوی پیام و مفهوم ذهنی اش خارج است ؟ ابلاغش به مردم خارج است . مضامین پیام خارج دار وجود و تکوینند ؟ کدام بخش تشریع از تکوین جداست ؟
    تقابلی بین تشریع و تکوین نیست . تشریع در متن تکوین است و مانند هر سبب دیگری تاثیر خاص خود را دارد . فرمان اقم الصلاه سبب تکوینی نماز من و شماست و هلم جرا
    موفق در پناه حق

    هردو عالم یک فروغ روی اوست




  13. صلوات ها 5


  14. #7

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    1,508
    حضور
    23 روز 22 ساعت 45 دقیقه
    دریافت
    16
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    6207



    نقل قول نوشته اصلی توسط حامد نمایش پست ها
    عصمت و امثال آن و بلکه باقی ویژگیهای روحی و جسمی ذاتیند و قابل تعلیل نیستند مثل این که الماس الماس است و سنگ گرانیت گرانیت حال شما بپرس چرا ؟ چرا ندارد امر ذاتی تعلیل پذیر نیست

    با سلام به حامد عزیز

    در مورد ذاتی بودن عصمت باید عرض کنم که دانشمندان علم كلام كه پاسخ گوي اصلي در اينگونه مسائل هستند معتقدند كه عصمت موهبت و تفضلي است الهي كه خداوند پس از وجود زمينه و شايستگي به شخص معصوم مي دهد و هرگز قابل تحصيل نيست. به بيان ديگر عصمت لطف الهي است كه تحت شرايطي به افراد معصوم داده مي شود.

    پرچمدار علم كلام شيخ مفيد در اين باره مي گويد: «العصمة تفضّل من الله تعالي علي من علم انه يتمسك بعصمته»[3] يعني عصمت بخششي است از جانب خداوند دربارة كسي كه به عصمت او تمسك جويد. هم چنين مرحوم سيد مرتضي[4] و علامه حلي[5] و فاضل مقداد،[6] عصمت را موهبتي دانسته اند نه اكتسابي.

    براي موهبتي و بخششي بودن عصمت به آياتي از قرآن مجيد نيز تمسك شده است. از جمله آياتي كه مورد استشهاد قرار گرفته است آيه شريفه تطهير[7] است كه در آن خداوند فرموده است: خداوند مي خواهد پليديها را از شما اهل بيت ـ عليهم السّلام ـ ببرد و شما را پاك گرداند» از آنجايي كه اراده تكويني خداوند بر ازاله رجس از اهل بيت تعلق گرفته است فهميده مي شود كه عصمت امر تفضّلي است.[8] به عبارت ديگر خواستن تشريعي اختصاص به اهل بيت ندارد يعني خداوند از همه انسان ها خواسته است كه در پرتو اطاعت از او خودشان را پاك كنند ولي اينكه اساساً عده اي را پاك آفريده است مخصوص اهل بيت ـ عليهم السّلام ـ است كه خداوند به آنها اين حقيقت را تفضّل و عنايت نموده است نه اينكه از راه اكتساب و تحصيل به اين مقام رسيده باشند.

    بنابراين اگر مراد شما از ذاتي بودن عصمت، موهبتي بودن و بخششي بودن عصمت باشد كه در مقابل اكتسابي بودن عصمت قرار گرفته است؛ يقيناً عصمت همه پيامبران الهي هم در گرفتن وحي و هم در ابلاغ و هم در اعمال و زندگي عصمت امامان معصوم ـ عليهم السّلام ـ امر موهبتي است نه اكتسابي، هر چند مراتب پايين عصمت آن گونه كه اشاره شد، امر اكتسابي است.

    و اگر مراد از ذاتي بودن اين باشد كه شخص معصوم به گونه اي آفريده شده است كه اساساً قدرت بر گناه ندارد چنين تصوري از عصمت پيامبر صحيح نيست بلكه عصمت امري كاملاً اختياري است، پس صدور گناه از معصومين ذاتاً امر ممتنع و محال نيست زيرا اگر صدور گناه ذاتاً از پيامبر و ديگر معصومان محال بودن، اطاعت و فرمان برداري ذاتاً ضروري مي بود، در اين صورت اطاعت مورد تكليف قرار نمي گرفت و انذارها و وعده و عيدها بي مورد و بي فايده بود همانند فرشتگان كه عصمت ذاتي و غير اختياري دارند و مكلّف به اطاعت نيستند.[9]

    بله، صدور گناه در همه مراحل هم در مرتبة تلّقي وحي و هم در مرحله ابلاغ وحي و هم در اعمال و اجراء دين ممتنع اختياري است؛ پيامبران و امامان با اينكه توان ارتكاب گناه را دارند ولي از روي اراده و رغبت خويش به دنبال گناه نمي روند و حتي به فكر گناه هم نمي افتند. اگر بخواهيم اين مسأله را در ضمن مثالي بيان نمائيم، عصمت اختياري پيامبران شبيه اين مي ماند كه انسان عاقل با اينكه مي تواند دست خود را به دهان مار سمي خطرناك و افعي كشنده قرار دهد. اين كار را از روي اختيار نمي كند و در اين مقدار از كار معصوم است.

    پس عصمت پيامبران (و امامان) به طور كلي چه در مرحله دريافت وحي از فرشته مربوط به وحي و ... و چه در مرتبة رساندن وحي به انسان ها، امر موهبتي است كه خداوند به بعضي از انسانهاي لايق بخشش مي كند نه اينكه، آنها چنين مقام و موقعيتي را به دست آورده باشند، البته اين نه بدان معنا است كه هيچ زمينة براي اعطاي عصمت وجود ندارد، بلكه عصمت پيامبران نياز به زمينه ها و مقدماتي دارد ولي بر فرض اين نيازمندي زمينه ها خداوند عصمت را به آنها اعطا مي كند نه اينكه ايشان از روي استحقاق و تلاش هاي شخصي به آن مقام رسيده باشند. ضمناً حفظ و نگهداري اين مقام عصمت اجباري نيست بلكه اختياري است يعني با علم و يقين و ارادة شخصي خود گناه نمي كنند.

    آیا پیامبراکرم(ص)ازهمان ابتدای تولدشان از عصمت تکوینی برخوردار بودند؟

    الهی من ذاالذی ذاق حلاوه محبتک فرام منک بدلا

    آن کس که تورا شناخت جان را چه کند
    فرزند وعیال وخانمان را چه کند.




  15. صلوات ها 7


  16. #8

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    علاقه
    گفتگو در مباحث معرفتی
    نوشته
    6,663
    حضور
    32 روز 3 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    23682



    نقل قول نوشته اصلی توسط عمار نمایش پست ها
    بنابراين اگر مراد شما از ذاتي بودن عصمت، موهبتي بودن و بخششي بودن عصمت باشد كه در مقابل اكتسابي بودن عصمت قرار گرفته است؛ يقيناً عصمت همه پيامبران الهي هم در گرفتن وحي و هم در ابلاغ و هم در اعمال و زندگي عصمت امامان معصوم ـ عليهم السّلام ـ امر موهبتي است نه اكتسابي، هر چند مراتب پايين عصمت آن گونه كه اشاره شد، امر اكتسابي است.
    سلام
    شما برادر عزیز همان مطلب ما را تایید فرموده اید ما از عنوان ذاتی استفاده کرده ایم و شما از عنوان موهبتی بودن . فرقی نیست چه اینکه ذوات هم به ذات او تبارک و تعالی متکی اند و از او فیض وجود می گیرند .
    بله ما می خواستیم بگوییم که عصمت جوشیده از ذات وجود مطهر این بزرگواران است . معصوم در نظر اول به هستی در یک افق بسیار بلندتری نسبت به دیگران با عالم تعامل برقرار می کند . او همنشین و هم گفتگوی کروبیان عالم مجردات است و اساسا عنایتی به این وادی ندارد که بخواهد از او ظلم و خطایی سربزند بعنوان مثال :
    معصوم مانند ثروتمند میلیاردری است که با امثال خود نشست و برخاست دارد چنین کسی چه داعیه ای دارد اسباب بازی فلان بچه کوچه های گلی جنوب شهر را بگیرد و با آن بازی کند ؟
    موفق در پناه حق

    هردو عالم یک فروغ روی اوست




  17. صلوات ها 6


  18. #9

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۹
    نوشته
    1,160
    حضور
    5 روز 4 ساعت 5 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2443



    نقل قول نوشته اصلی توسط حامد نمایش پست ها
    سلام
    فرموده اید عصمت از تکوین خارج است . تکوین چیست ؟ عصمت چیست ؟
    تکوین همین عالم آفرینش است . عصمت هم ملکه ای نفسانی است که صاحبش را از هر خطا و گناهی مصون می دارد . تکوین جایگاه پدیده هاست و عصمت هم پدیده ای از پدیده هاست که در متن وجودی معصوم است . حالا بفرمایید نحو خروج عصمت از تکوین چطوری است ؟
    ذهنیت خروج تشریع از تکوین یک ذهنیت غریب است . کجای تشریع از تکوین خارج است ؟ جبرییل خارج از تکوین است . تجلی اش بر جناب پیامبر خارج است . آنچه پیامبر می شنود و می بیند خارج است . حقیقت معنوی پیام و مفهوم ذهنی اش خارج است ؟ ابلاغش به مردم خارج است . مضامین پیام خارج دار وجود و تکوینند ؟ کدام بخش تشریع از تکوین جداست ؟
    تقابلی بین تشریع و تکوین نیست . تشریع در متن تکوین است و مانند هر سبب دیگری تاثیر خاص خود را دارد . فرمان اقم الصلاه سبب تکوینی نماز من و شماست و هلم جرا
    موفق در پناه حق


    یا ستار ..

    با سلام..

    جناب حامد در مورد ولایت در تشریع و تکوین در این تاپیک وصفحات بعد از ان به اندازه کافی بحث شده است رجوع نمایید:

    http://www.askdin.com/showthread.php?t=2775&page=11

    در انجا اثبات شده است ولایت در تشریع وتکوین اصلا تحت یک حقیقت نیستند رجوع کنید ؛چون نوشتن مطالب تکرار مکررات است...


    اینکه عصمت ملکه نفسانی باشد دلیل بر تکوینی بودن ان نیست این از واضحات است ؛مانند اینکه ممکن است یک عمل ملکه نفس شما گردد ودر ان رسوخ نماید ؛حال در اثر تکرار یا وسواس و غیرهم ...به عبارتی ملکه بودن جزء ذات نیست و یک امر عارضی است و نتیجتا خارج از تکوین است ....

    البته علم ملکه نفسانی می تواند باشد منتها نه هر علمی بلکه علمی که داده شده باشد و ان نیز علمی حصولی و مفهومی نیست چون با وجود شناخت باز قوه شهوت وخشم غلبه گراست...نتیجتا علم مربوطه از نوع علمی دیگر است و حقیقت و واقعیت گراست..یعنی از نوع یقین است...


    عصمت نتیجه علم است ؛به عبارتی معصوم به واسطه علم مربوطه ؛گناه و اشتباه را انطور که هست می دیده و نتیجتا انزجار عینی از گناه برای ایشان ایجاد می گردید ه است...


    هر چه به تکوین برگردد به ضرورت بر می گردد وجایی که ضرورت باشد وجوب است وجایی که وجوب باشد تخلف ممکن نیست نتیجتا ؛عصمت از لوازم ذات یا به عبارتی تکوینی نیست چون جایی که تکوین باشد تکلیف بی معناست در حالی که معصوم نیز در برابر اوامر الهی تکلیف داشتند....

    خوب است کمی دقت نمایید...

    یاحق


    هر
    کسی را نتوان گفت که صاحب نظر است -----عشقبازی دگر و نفس پرستی دگر
    است

    نه هر
    آن چشم که بیند که سیاه است و سپید ---یا سپیدی ز سیاهی بشناسد بصر است

  19. #10

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    نوشته
    590
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2890



    بسم الله الرحمن الرحیم
    آنچه ازراه عقل میتوان ثابت کرد عصمت در مقام تلقی و ابلاغ وحی است ولی عصمت در قبل از بعثت و حتی در زمان کودکی از راه ایه و روایت که بسیار نیز وجود دارد ثابت میشود. بلی این فضلی است از سوی خدا که انبیا عملا هم معصوم باشند چون باعث اعتماد مردم به آنها میشود و رفتارشان برای مردم اسوه و الگو میشود. بلی اعتقاد شیعه بر اینست که انبیا از ابتدا تولد تا مرگ معصوم از هرگونه خطا و گناه چه صغیره و چه کبیره ؛هستند.
    در قران سوره ص،83 :فبعزتک لاغوینهم اجمعین الا عبادک منهم المخلََصین؛
    مخلص (به فتح لام) انسانهایی هستند که خا آنها را خالص کرده است و خودشان مخلصند (فتح لام) و نه عملان . یعنی سراسر وجودشان برای خدا خالص شده است. دیگر از این افراد بهره ای از شیطان وجود ندارد. این تعبیر مخلص(فتح لام ) تقریبا بر همان اصطلاح معصوم منطبق می شود. معصوم یعنی بنده ای که خدا او را از گناهان حفظ کرده است- البته با اختیار منافات ندارد خدا تضمین کرده است انها مرتکب گناه نشوند-
    بندگانی که خدا انها را خالص برای خودش قرار داده و سهمی برای شیطان در وجود انها نیست و به گونه ای هستند که شیطان طمعی در اغواء آنها ندارد.
    و لولا ان ثبتناک لقد کدت ترکن الیهم شیئا قلیلا ،اذا لاذقناک ضعف الحیاة و ضعف الممات ثم لا تجد لک علینا نصیرا؛ اسرا،74-75
    پیامبر صلی الله علیه واله در شرایطی قرار گرفتند که نزدیک بود تحت تاثیر قرار گیرد که ایه نازل شد اگر نبود که ما تو را تثبیت کردیم و ثابت نگه داشتیم نزدیک بود که اندکی به انان اعتماد کرده گرایش پبدا کنی ولی ما تو را حفظ کرده ثابت نگه می داریم .
    البته هیچ انسانی ولو پیامبر خدا هیچ گاه از کمک خدا بی نیاز نمی باشد و فضیلت پیغمبر همین است که خدا او را نگه میدارد .و این یعنی عصمت پیامبر صلی الله عیه واله، که البته با اختیار منافاتی ندارد.

    راه و راهنما شناسی،محمد تقی مصباح یزدی،ص161.
    ویرایش توسط زمزم : ۱۳۸۹/۱۰/۲۹ در ساعت ۱۹:۵۵
    این بقیةالله التّی لا تخلوا من العترة الهادیة!!

  20. صلوات ها 6


صفحه 1 از 3 123 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود