صفحه 19 از 19 نخست ... 9171819
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: چه انتقاداتی به جبر محض و عدم اختیار در انسان می توان وارد ساخت؟

  1. #181

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۹
    علاقه
    فلسفه و علوم اجتماعی و ..
    نوشته
    823
    حضور
    18 روز 12 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1887



    با سلام
    نقل قول نوشته اصلی توسط باء نمایش پست ها
    آن ربات درکی از خودش ندارد ..
    ببینید اینکه بحث را به نوعی به خودآگاهی حواله دهیم که دم نقدی هیچ کس تعریف مشخصی نمیتواند از آن بکند مشکلی را حل نمیکند. نظام علی چه ربطی به داشتن یا نداشتن خودآگاهی دارد.
    اصلا خودم را مثال میزنم! فرض بفرمایید مخلص هیچ اعتباری برای مذهب قائل نیستم. چند صباحی همنشینی گلی چون شما میشوم بعد برخواسته و صبح علی الطلوع به نماز خواندن مشغول میشوم. اگر این چند صباح درخدمت شما به نصایح شما نگذرانده بودم همچنان به جهالت به زار و زندگی و خودم مشغول بودم . خوب شما بفرمایید این نمازخواندن من علتش مگر شما نیستید؟ درست است که خود من تصمیم میگیرم که نماز بخوانم ولی در اصل این شما هستید که باعث آن شده اید. در یک نگاه کامل تر تمام سبک سگین کردن های من برای انتخاب یک امر مبتنی بر عواملی است که قبلا در من اثر گذارده است و اگر من تصمیمی میگیرم که به توهم اختیار داشتن است را نمیتوان خارج ازنظام علی دانست. این تاثیر محیط است.
    به همین نوع تاثیرژنتیک هم نقش دارد.
    و جز این دو هیچ عامل دیگری که خارج از نظام علی در کارهای من تاثیرداشته باشد وجود ندارد .

    به نام خداوند جان و خرد
    کزین برتر اندیشه برنگذرد

  2. صلوات ها 2


  3. #182

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۲
    علاقه
    فهمیدن ... مفید بودن ...
    نوشته
    2,845
    حضور
    80 روز 23 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    8269



    نقل قول نوشته اصلی توسط متحیر نمایش پست ها
    عجیب هست وقتی میگویید فرمول بندی ریاضی، یعنی اختیار را مجبور کردید در جبر فرمول تغییر پیدا کند
    به این میگویند متغیر نه اختیار
    اگر در نگر شما به متغیرها اختیار بگویید میل شماست ولی این شیر بی یال و دم هست، شیر عَلَم هست حرکت میکند، ولی درقالب فرمول بندی حرکت پرچم حرکت میکند، هیچ اختیار دیگری ندارد!
    سلام،
    دقت نکردید دوست عزیز، گفتم به صورت یک تابع چند جمله‌ای که اختیار تعیین کند کدام گزینه برگزیده شود ... اختیار نقش این را دارد که مثلاً یک پارامتر s چه مقداری به خودش بگیرد و بر همان اساس کدام ضابطه انتخاب شود ...
    این مقدار گرفتن s نه بر اساس یک ضابطه‌ی منطق‌پذیر است (خود اختیار صورت‌بندی منطقی ندارد) و نه اتفاقی و به قول جناب پارسامهر شانسکی است ... کل جادو را این وسط دارد آگاهی و هویت «من» به عهده می‌گیرد ...
    مسأله‌ی اختیار اینقدر ساده که شما می‌فرمایید رد می‌شد که این همه سرش دعوا نبود ... شبیه این چیزهایی که جناب پارسامهر می‌گویند را سالها و بلکه قرن‌هاست دارند رویش بحث می‌کنند، دست آخر هم یک نفر قائل به این طرف می‌شود و یک نفر هم قائل به آن طرف، ولی تا جایی که من دیده‌ام توهم داشتن اختیار را جز آقای پارسامهر کس دیگری تا کنون انکار نکرده است ... ایشان از این نظر شاید بتوانند مکتب شخصی خودشان را تأسیس کنند
    متن زیر از ویکی‌پدیاست


    Determinism is the philosophical proposition that every event, including human cognition, decision and action, is causally determined by an unbroken chain of prior occurrences. It holds that nothing happens that has not already been determined. The principal consequence of the deterministic claim is that it poses a challenge to the existence of free will.

    The problem of free will is the problem of whether rational agents exercise control over their own actions and decisions. Addressing this problem requires understanding the relation between freedom and causation, and determining whether the laws of nature are causally deterministic. Some philosophers, known as Incompatibilists, view determinism and free will as mutually exclusive. If they believe in determinism, they will therefore believe free will to be an illusion, a position known as Hard Determinism. Proponents range from Baruch Spinoza to Ted Honderich. Henri Bergson defended free will in his dissertation Time and Free Will from 1889.
    Others, labeled Compatibilists (or "Soft Determinists"), believe that the two ideas can be reconciled coherently. Adherents of this view include Thomas Hobbes and many modern philosophers such as John Martin Fischer.
    Incompatibilists who accept free will but reject determinism are called Libertarians, a term not to be confused with the political sense. Robert Kane and Alvin Plantinga are modern defenders of this theory.


    نقل قول نوشته اصلی توسط متحیر نمایش پست ها
    من وارد این جزئیات و اصطلاحات نمیشوم؛ میگویم هر چیز یا هر علتی یا وجود خارجی دارد یا ندارد اگر وجود خارجی ندارد که در بحث ما وارد نمیشود و اگر چیزی بخواهد ممکن شود و وجود خارجی پیدا کند ناچار هست محال یا غیر منطقی نباشد و تابع قوانین فیزیک باشد
    این اصطلاحات صرف توتولوژی نیستند ... همین یک اصطاح را واردش شوید شاید بحث برایتان رنگ و روی دیگری پیدا کند ...
    در ضمن اینکه وقتی بحث سر نفس «من» باشد سطح بحث بالاتر از این است که اصولاً درباره‌ی چیزی به نام «وجود خارجی» بحث کنیم ... وجود خارجی یعنی خارج از کجا؟ آیا اصلاً خارجی وجود دارد؟ توهم خارجیت از کجا در من شکل گرفته است؟ ... تجربه‌گراها و نتیجه‌گراها خیلی کاری به این سؤالات ندارند، شما هم شاید نداشته باشید، ولی در این صورت باید بدانید که شما اصولاً با نفس‌الأمر مسائل کاری ندارید و بحث کردن در این زمینه‌ها که اختیاری وجود دارد یا نه خودبخود خارج از حیطه‌ی تفکر شما قرار می‌گیرد ... اگر نگویید برای ما این مباحث بی‌معنا هستند اشتباه کرده‌اید ... ولی نمی‌توانید بگویید اختیار را می‌دانیم که وجود ندارد، حداکثر باید بگویید که ما اصلاً کاری به این بحث‌ها نداریم و وارد بحث بر روی آن‌ها نمی‌شویم ...
    حالا تا جایی که من متوجه می‌شوم بحث اینطوری است ...

    آیا می‌دانستید که بهترین سرمایه‌گذاری عمر در کمک به تعجیل در ظهور است؟
    بضاعتی محدود اما اثرگذاری نامحدود ... خدا هم تضمین کرده که قیام به بار خواهد نشست (سود تضمینی!)
    هر که می‌خواهد نامحدود بندگی خدا را کند و در هر خیری سهیم شود بسم الله ...
    حقانیت خدا و اسلام و قرآن و اهل بیت علیهم‌السلام تنها چیزی است که می‌دانم، ... دیگر هر چه که گفتم برداشت‌های شخصی‌ام هستند ... شک نکنید که بعید نیست اشتباه باشند

  4. صلوات


  5. #183

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۲
    علاقه
    فهمیدن ... مفید بودن ...
    نوشته
    2,845
    حضور
    80 روز 23 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    8269



    نقل قول نوشته اصلی توسط متحیر نمایش پست ها
    خیر به این میگویند امر ناشناخته و یا کمتر شناخته شده امور و مقدراتی که ما الآن نمیشناسیم ولی پیگیری میکنیم که بشناسیم و آنرا درک کنیم
    زمانی حرکت ابرها را به یمن قدرت فرشته ها (متافیزیک یا ماوراءالطبیعه) میدانستند اگر همچنان حرکت ابرها برایمان ناشناخته بود و ناشناخته هم میماند و هرگز به نیروهای حرکت دهنده ابرها وقوف پیدا نمیکردیم به این نیرو واثر متافیزیک میگویند
    ولی اکنون میدانیم که حرکت ابرها به خاطر جابجایی هوا (باد) که در اثر گردش زمین، گرم و سرد شدن جو زمین به واسطه نیروی خورشید و انحراف محور زمین هست این نیروها فیزیکی هستند
    شما همین الآن هم نمی‌دانید که فرشتگان ابرها را حرکت می‌دهند یا نه،‌ چون نه می‌دانید باد به واقع خودش چه هست و نه می‌دانید نفس‌الأمر قوانین فیزیکی که ظاهراً با حواسّتان درکشان می‌کنید چه هستند ... شما صرفاً و حداکثر می‌توانید بگویید که این مقدار شناختی که من از طبیعت و قوانین حاکم بر آن دارم برای کاربردهای عادی من کفایت می‌کند .... مگرنه تا کنون اثباتی ندیده‌ام که نشان بدهد در حرکت ابرها فرشتگان نقشی ندارند ... اتفاقاً روایاتی دیده‌ام که بادها را به فرشتگان نسبت بدهند که گروه فرشتگان مانند باد حرکت می‌کرده‌اند ...
    نقل قول نوشته اصلی توسط متحیر نمایش پست ها
    یا اینکه در گذشته علت صرع را تسلط جن بر فرد میدانستند ولی اکنون میدانیم به خاطرنامتوازن شدن ریتم‌های الکتریکی مغزهست که منجر به بروز تشنج میشود
    اگر همچنان جن موجب صرع میبود این یعنی متافیزیک هست و میتوان به اختیارباور داشت. ولی اکنون صرع را میشناسیم و بیشتر آنها را درمان میکنیم چنین چیزی ناشی از پذیرفتن جبر و نطام عِلّی هست.
    به طریق مشابه همین الآن هم دلیلی نداریم که جن‌ها در صرع تأثیر نداشته باشند ... نداشتن دلیل بر اثرگذاری جن‌ها به معنای داشتن دلیل بر اثر نداشتن آن‌ها نیست ...
    مباحث شما مبتنی بر تیغ اوکام است که می‌خواهد حدود بحث علمی در قاموس Science را مشخص کند تا از خرافات تنزیه شود ... ما هم کاری به خرافات نداریم، ولی احتمالات را به صورت همان احتمالات می‌توان در نظر گرفت، شاید یک زمان به حل برخی مسائل کمکی بکنند ...
    نقل قول نوشته اصلی توسط متحیر نمایش پست ها
    مثلا با وجود هزاران سال باور مذهبی و ماورائی اگر ناراحتی یا مصیبتی بر شخصی وارد شود در نگاه مذهبی چه میگویند ؟اگر تشخیص دهند که فرد خطاکار یا کافر هست آن را به واسطه سنت الهی میدانند که در مقابل کفر و گناهی که کرده مستحق آن ناراحتی هست .و اگر اتفاقا همان ناراحتی به فرد مومن و وارسته ای وارد شود آن را به خاطر آزمودن صبر وی و بالارفتن قرب و منزلتش در پیش خدا میدانند خود و انصافتان این تفسیر و دانستن سنت الهی هست؟
    این تفسیر نیست. شما با این نگرش هر رویداد را قادر به تفسیر هستید بی آنکه از عهده شناختش برآیید
    همه چیز را بله می‌شود نفسیر کرد، ولی کسی که علم بیشتری دارد با آگاهی بیشتری هم نفسیر می‌کند ... و این مسیر هرگز بسته نیست و کسی جلوی کس دیگری را نمی‌گیرد که شناختت را از این بیشتر نکن ... اینکه کسی دنبال شناخت بیشتر برود وقتی انجام می‌شود که احساس نیاز بیشتری بکند تا اتگیزه‌ای برای این کار داشته باشد ... الآن که احساس نیازش فراهم شده است همه می‌توانند در این مسیر با انگیزه گام بردارند، چه با خدا باشند و چه بی‌خدا ... اینکه تفسیر یک مطلب را در یک مرتبه بدانیم مانع دانستن تفصیل آن در مرتبه‌ای دیگر نمی‌شود ...
    نقل قول نوشته اصلی توسط متحیر نمایش پست ها
    متافیزیک یعنی خارج از قوانین فیزیک هر چیز خارج از قوانین فیزیک محال و غیر ممکن هست به همین سادگی
    همانطور که خودتان هم مثال زدید چه بسیار چیزهایی که گمان شود خارج از فیزیک است و به تدریج به فیزیک وارد شود، پس من هنوز سر برداشت خودم از متافیزیک باقی می‌مانم ... حداقل در مورد بسیاری از مسائل متافیزیک اگر نه تمام آن‌ها ...

    آیا می‌دانستید که بهترین سرمایه‌گذاری عمر در کمک به تعجیل در ظهور است؟
    بضاعتی محدود اما اثرگذاری نامحدود ... خدا هم تضمین کرده که قیام به بار خواهد نشست (سود تضمینی!)
    هر که می‌خواهد نامحدود بندگی خدا را کند و در هر خیری سهیم شود بسم الله ...
    حقانیت خدا و اسلام و قرآن و اهل بیت علیهم‌السلام تنها چیزی است که می‌دانم، ... دیگر هر چه که گفتم برداشت‌های شخصی‌ام هستند ... شک نکنید که بعید نیست اشتباه باشند

  6. #184

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۲
    علاقه
    فهمیدن ... مفید بودن ...
    نوشته
    2,845
    حضور
    80 روز 23 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    8269



    نقل قول نوشته اصلی توسط manmehdiam نمایش پست ها
    با سلام

    ببینید اینکه بحث را به نوعی به خودآگاهی حواله دهیم که دم نقدی هیچ کس تعریف مشخصی نمیتواند از آن بکند مشکلی را حل نمیکند. نظام علی چه ربطی به داشتن یا نداشتن خودآگاهی دارد.
    اصلا خودم را مثال میزنم! فرض بفرمایید مخلص هیچ اعتباری برای مذهب قائل نیستم. چند صباحی همنشینی گلی چون شما میشوم بعد برخواسته و صبح علی الطلوع به نماز خواندن مشغول میشوم. اگر این چند صباح درخدمت شما به نصایح شما نگذرانده بودم همچنان به جهالت به زار و زندگی و خودم مشغول بودم . خوب شما بفرمایید این نمازخواندن من علتش مگر شما نیستید؟ درست است که خود من تصمیم میگیرم که نماز بخوانم ولی در اصل این شما هستید که باعث آن شده اید. در یک نگاه کامل تر تمام سبک سگین کردن های من برای انتخاب یک امر مبتنی بر عواملی است که قبلا در من اثر گذارده است و اگر من تصمیمی میگیرم که به توهم اختیار داشتن است را نمیتوان خارج ازنظام علی دانست. این تاثیر محیط است.
    به همین نوع تاثیرژنتیک هم نقش دارد.
    و جز این دو هیچ عامل دیگری که خارج از نظام علی در کارهای من تاثیرداشته باشد وجود ندارد .
    سلام برادر،
    در مثالی که زدید، من حداکثر نقش معدّات را دارم نه علت ... علت همان خود شما هستید در تصمیمی که می‌گیرید ... بگذارید یک مثال برایتان بیاورم:
    یک نفر پیش دوستش بود، دوستش صحبت از یک چیزی کرد، این شخص آن چیز را در ذهنش تصور کرد و دلش خواست، بلند شد رفت و آن چیز را خرید و خورد ...
    الآن علت این تکاپوی در این شخص چیست؟ دوست او که مطلبی را گفت؟ فقدان آن چیز و در اصل نیاز او؟ احساس نیاز او؟ اراده‌ی او؟
    اینکه آن دوست چیزی بگوید حداکثر می‌شود علت برای تصویری که در ذهن آن شخص شکل می‌گیرد ... بسته به اینکه آن شخص در چه شرایطی باشد ممکن است این تصویر به صورت‌های مختلفی شکل بگیرد، و بسته به اینکه باز در چه شرایطی باشد ممکن است برای او تبدیل به نیاز بشود یا نشود ... مثلاً ممکن است دیروز از همان چیز ۶ تا خورده باشد و الآن هیچ نیازی به آن شکل نگیرد ...
    نیازی که در شخص ایجاد شود یک امر عدمی است و یک امر عدمی نمی‌تواند علت برای یک امر وجودی مانند تکاپو باشد ...
    این امر عدمی وقتی توسط «من» احساس بشود، این احساس نیاز می‌شود یک انگیزه برای «من» که بخواهد نیازش را رفع کند ...
    الآن این «من» در یک چند راهی است، یا بلند شود و سختی پوشیدن لباس و تا سر کوچه رفتن و مقدار پول خرج کردن را به خودش بدهد و آن نیاز را برآورده کند، یا بماند کنار بخاری روی مبل و آن احساس نیاز را سرکوب کند ...
    اگر یک چند راهی شکل بگیرد که حداقل به دو طرف آن انگیزه‌ی کم و بیش یکسان باشد یا نسبت به حداقل دو طرف آن کراهت کم و بیش یکسان باشد، آن وقت است که اختیار به وضوح دیده می‌شود ... این را با طراحی یک آزمایش برای خودتان در خودتان به آزمایش بگذارید ... آزمایش کنید ببینید اختیار دارید یا ندارید ... بارها هم آزمایش کنید ... شرایط تحقق آن را فراهم کنید ... این آزمایش که الآن دستم را ببرم بالا یا نبرم بالا آزمایش درستی نیست چون آن انگیزه یا کراهت به هیچ کدام از دو سمت وجود ندارد، باید شرایط تحقق آن را فراهم کنید ... آزمایش‌های دینی که انسان بین دو راهی ایمان و گناه قرار می‌گیرد یک زمینه‌ی مناسب برای این سنجش است، به شرط آنکه برای بار چندم نباشد که با این آزمایش روبرو می‌شویم و ذهنمان نسبت به آن شرطی نشده باشد که یک گزینه را به صورت پیش‌فرض و بدون فکر انتخاب کنیم ...

    آیا می‌دانستید که بهترین سرمایه‌گذاری عمر در کمک به تعجیل در ظهور است؟
    بضاعتی محدود اما اثرگذاری نامحدود ... خدا هم تضمین کرده که قیام به بار خواهد نشست (سود تضمینی!)
    هر که می‌خواهد نامحدود بندگی خدا را کند و در هر خیری سهیم شود بسم الله ...
    حقانیت خدا و اسلام و قرآن و اهل بیت علیهم‌السلام تنها چیزی است که می‌دانم، ... دیگر هر چه که گفتم برداشت‌های شخصی‌ام هستند ... شک نکنید که بعید نیست اشتباه باشند

  7. #185

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    مطالعه و تفکر
    نوشته
    6,668
    حضور
    80 روز 6 ساعت 56 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    16819

    جمع بندی




    پرسش: بر نظریه جبر، چه اشکالات عقلی ای وارد است. اشکالاتی که میتواند این تفکر را از اساس و زیربنایی رد کنه نه اشکالات احساسی و اخلاقی و اجتمایی و قانونی.


    پاسخ:
    نظریه جبر که اولین بار برخی از متکلمان اهل سنت ارائه شد، بر آن است که در نظام عالم، تنها یک قدرت است که منشأ اثر است. آن قدرت نیز قدرت و اراده خداوند است.
    آنان برای تحفظ بر اراده وقدرت الهی، اراده و قدرت انسان را کنار گذاردند.
    اما بر دیدگاه آنان ایرادهایی وارد شده است.

    از نظر عقلی، استدلالی که میتوان اقامه کرد اینچنین است:
    اگر انسان در کارهای خود هیچ اختیاری نداشته باشد، یا حکمت الهی مخدوش میشود یا عدالت او و یا صدقش.
    والتالی باطل.
    فالمقدم مثله.

    اثبات ملازمه بین دو جزء قضیه شرطیه این استدلال به صورت تفکیکی و مجزا در ادامه مطرح میشود.

    نخست. لازمه مخدوش شدن حکمت الهی به دو صورت قابل تبیین است:

    الف. مخدوش شدن حکمت الهی در آفرینش انسان:
    این ایراد مبتنی بر مقدماتی است:
    م1. خداوند متعال حکیم است و حکیم کار بی هدف و بی ثمر انجام نمیدهد.
    م2. خداوند متعال هدفی از آفرینش انسان داشته است.(در اینجا مهم این است او هدف دارد نوع آن مهم نیست)
    م3. هدف خداوند این بوده که انسان با اراده خود به این هدف خلقت برسد.
    م4. محقق شدن هدف الهی در صورتی امکان پذیر است که آن مخلوقات دارای اراده باشند و با اختیار خود به هدف خود برسند.

    بر این اساس، اگر انسان در کارهای خود اختیاری نداشته باشد، هدف خداوند از خلقت او محقق نخواهد شد و این به معنای مخدوش شدن حکمت الهی است که امری است عقلا محال.

    ب. مخدوش شدن حکمت الهی در ارسال پیامبران:
    این استدلال نیز متوقف بر مقدماتی است:
    م1. بر اساس این دیدگاه، انسان مجبور است و انتساب کارها به او غیر حقیقی است. نقش انسان در رویکرد افراطی این دیدگاه، درست شبیه نقش سخت افزاری است که با یک برنامه ریزی از پیش تعیین شده حرکت میکند.
    م2. آموزش و هدایت در صورتی محقق میشود که مخاطب آنها دارای عقل، شعور و اراده آزاد باشد. در اثر وجود چنین ویزگی هایی است که او را میتوان تربیت کرد و به سمت و سویی که میخواهیم رهنمون میشویم.
    م3. پیامبران الهی حامل پیامی هستندکه از سوی خداوند برای هدایت بشر فرستاده شده است.
    م4. خداوند متعال، حکیم است.
    م5. حکیم کار لغو و بی ثمر انجام نمیدهد.
    بر اساس این مقدمات، در صورتی که انسان مجبور باشد هدف خداوند از ارسال پیامبران محقق نخواهد شد و در این صورت، حکمت او مخدوش میشود. در حالیکه حکمت الهی، امری است عقلی.

    دوم. لازمه مخدوش شدن عدالت الهی بدین صورت است که:
    م1. خداوند متعال در کتاب آسمانی خویش به بندگانش وعده و وعیدهایی داده است.
    م2. این وعده ها و وعیدها، به واسطه کارهایی است که انسانها قرار است انجام دهند.
    بر این اساس
    اگر انسان در کارهای خود اختیاری از خود نداشته باشد و نقش در آن نداشته باشد، تحقق این وعیدها و عذاب و عقاب در حق کسانی که واقعا آن کارها را انجام نداده اند، امری است غیر عادلانه.

    سوم. لازمه مخدوش شدن صدق الهی نیز بدین صورت است:
    اگر گفته شود که خداوند متعال این وعده ها را داده است ولی این وعده ها به واسطه اینکه انسان انجام دهنده واقعی و حقیقی کارهایش نیست و استناد این کارها به او حقیقی نیست، پس این وعده ها واقعیت ندارند.
    در این صورت، این مسئله مستلزم آن میشود که وعده ها و وعیدهای الهی، معنایی خلاف واقع داشته باشند و واقعیتی در ورای آنها نباشد.

    اما بطلان تالی نیز بدین جهت است که
    م1. خداوند متعال، واجب الوجود بالذات است.
    م2. واجب الوجود بالذات همه اوصاف کمالی را در نهایت و شدتش دارد و هیچ نقصی در او راه ندارد.
    م3. کذب، ظلم و کار غیر حکیمانه، اوصافی سلبی و مستلزم نقص هستند.

    بنابراین، وجوب وجود الهی و بی نیازی او با هیچ یک از این اوصاف نمیسازد و خلف فرض وجوب وجود اوست در نتیجه این امور عقلا باطل هستند.

    باتوجه به این استدلال که تنها از ملازمات عقلی جبرگرایی استفاده شد، مشخص میشود که جبرگرایی به همه انحایش(چه جهمی وچه کسبی) باطل است.
    البته ایرادهایی دیگری نیز وجود دارد که بیشتر ناظر به مسئله اخلاق ووجدان است ولی چون مورد نظر پرسشگر محترم نبود مطرح نشد.



    حُسن عالم سوز یوسف چون بر اندازد نقاب **** نیست ممکن پاس عصمت از زلیخا داشتن

    چه انتقاداتی به جبر محض و عدم اختیار در انسان می توان وارد ساخت؟

  8. صلوات


صفحه 19 از 19 نخست ... 9171819

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع رو مطالعه کرده اند از ۱۳۹۸/۰۱/۳۱, ۰۰:۲۶ : 2

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود