مشاهده RSS Feed

اویس

عطش بندگی

به این مطلب امتیاز بدهید
به حقیقت برو و بگو: آمدم.

اگر گفتند : اینجا چرا آمدی ؟

بگو به کجا روم و به کدام در رو کنم؟

این ره است و دگر دوم ره نیست

این درست و دگر دوم در نیست

اگر گفتند : به اذن کی آمدی؟ بگو شنیدم:

بر ضیافتخانه‌ فیض نوالت منع نیست

در گشاده است و صلا در داده خوان انداخته

اگر گفتند: تا بحال کجا بودی؟ بگو راه گم کرده بودم.

اگر گفتند:چه آوردی؟ بگو اولاً دل شکسته که از شما نقل است:

در کوی ما شکسته دلی میخرند و بس

بازار خود فروشی از آن سوی دیگر است

و ثانیاً:

جز نداری نبود مایه دارائی من

طمع بخششم از درگه سلطان من است

و ثالثا:الهی آفریدی رایگان٬ روزی دادی رایگان٬ بیامرز رایگان٬ تو خدایی نه بازرگان

اگر گفتند: برونش کنید بگو:

نمی روم ز دیار شما بکشور دیگر

برون کنید از این در در آیم از در دیگر

اگر گفتند: این جرأت را از که آموختی؟ بگو از حلم شما.

اگر گفتند: قابلیت استفاضه نداری. بگو : قابلیت را هم شما افاضه می فرمائید٬

باز اگر از تو اعراض نمودند بگو:

به والله به بالله به تالله * * * * * * * بحق آیه نصر من الله

که مو از دامنت دست بر ندیرم * * * * * * اگر کشته شوم الحکم الله

اگر گفتند : مذنبی. بگو: اولاً شنیدم شما غفارید و ثانیاً من ملک نیستم آدم زاده ام و ثالثاً:

نا کرده گنه در این جهان کیست بگو * * * * * آنکس که گنه نکرده و زیست بگو

من بد کنم و تو بد مکافات دهی * * * * * * پس فرق میان من و تو چیست بگو

اگر گفتند: این حرفها را از کجا یاد گرفتی؟ بگو:

بلبل از فیض گل آموخت سخن ورنه نبود * * * این همه قول و غزل تعبیه در منقارش

اگر گفتند: چه می خواهی؟ بگو:

جز تو ما را هوای دیگر نیست * * * * * * * جز لقای تو هیچ در سر نیست

مناجاتی از علامه حسن زاده آملی در کلمه 61 هزار و یک کلمه

آپدیت شده 1395/08/30 در 12:27 توسط اویس

برچسب ها: هیچ یک ویرایش برچسب ها
دسته بندی ها
دسته بندی نشده

نظرات

  1. یا عالی آواتار ها
    بسم الله الرحمن الرحیم
    سلام علیکم والرحمه
    عظم الله اجورکم
    بسیار آموزنده و زیبا
    موفق و عاقبت به خیر باشید
^

ورود

ورود