مشاهده RSS Feed

اویس

دلنوشته ای برای زائرین پیاده اربعین حسینی

به این مطلب امتیاز بدهید
بسم رب الحسین

تقدیم به زائران پای پیاده دیار حضرت اباعبدالله علیه السلام


هان ای نفس! حسین، اسم اعظم عشق الهی است که موجب اتصال همه جداول نفوس به پروردگاراست و این صراط که پیش روی توست صراط حسین است، همو که مَیَلان دلهای عاشق به درگاه او و هیجان جانهای مشتاق به بارگاه اوست.

و ای مسافر کربلا! بشارت باد بر تو که منتهای عزم طریقت خویش را حسین قرار داده ای!

آری قدمها را استوار آفریده اند تا معین تجلی شیدایی عاشق باشند. پس گامها را محکم بردار تا کوهها از صلابت و استواریت درس ایستادگی بیاموزند. اگر می خواهی لذت مستیِ بی سرانجامِ جامِ عشق را، به جان آوری، همچنان پايدار بمان و پاهای زخم خورده ات را، مرهمی نه و با صلابت قدم بردار که این قدمها تو را از درکات عالم کثرت، به برکات بی منتهای عالم وحدت می رسانند.


و این را نیز بدان:
به هوس راست نیاید به تمنی نشود
کندرین راه بسی خون جگر باید خورد

ای مشتاق حسین، ظاهرت به جمال یار مزین باد و باطنت به کمال وی. زخم و تاولی که بر پایت نشسته است تجلی شراره‌ی آتشی است که از شوق دیدار جانان به جان و جگرت رسیده است. و چه نیکو گفته اند که الجنون فنون

آری شیدایی را شیوه هایی است و عقل ناخالص، اندیشه نمایان، قاصرتر از آن است که رمز آغوش تو را به مشقت طریق بیابد. اطرافت را نظاره کن و خیل عاشقان را نیک بنگر که هر یک شعله های آتش اشتیاق درون را چگونه اظهار می دارند.

جن و انس را از آن روی از عدمستان نیستی به گلستان وجود آورده اند تا از شهد شیرین عشق بنوشند و بارگاه کبرایی حضرت دوست را خالصانه عبادت کنند. پس مباد در این سفر جز رضای دوست را بجویی و جز محبت او را بخواهی که خلّص سوغات این سفر لبخند رضایت محبوب است.

عشق آن است که به وفای دوست، فزون نگردد و به جفای وی، خاموش نشود. گوهر محبتت را چنان خالص ساز که نه دل بر وفای اجابت معشوق بندی و نه از جفای عدم اجابت دعایت، سست گردی.پس همتت مردانه ساز و متاع جان خویشتن را، تحفه محبت حضرت عشق قرار ده.

ای حبیب! رضای حق به فنای عبد گره خورده است و ابتهاج و التذاذ دلدار با اشتعال و انکسار دل. چون مقصد کربلا است، گریزی از کرب و بلا نباشد پس مباد این میل وصال جان را بی نیل بدانی و بر تحفه‌ی زخمهایی که بر پایت نشسته است شوراب ناسپاسی و ناامیدی زنی. اجابت هزار حاجت در گرو این اظهار احتیاج است و این حسین است که بر قله‌ی آتشفشان عشق انتظارت را می کشد و بر بلندای بیکرانه‌ی ایمان تو را فرا می خواند.

هرگاه خستگی و ناتوانی به سراغت آمد،کمی درنگ کن ، در گوشه ای بنشین، آبی بنوش و دست و صورتی بشوی آنگاه حسین و یاران غریبش را به یاد آور که در کوبنده ترین شدائد روزگار استقامت ورزیدند، آری هجرت از خویشتن، آغاز سیر الی الله است و مردان حق را سزاوار نیست که دل به سراب دنیا بندند و سرو سامان اختیار کنند.

این کلام حق است که می فرماید لقد خلقنا الانسان فی کبََد . خلقت آدمی با سختی در هم آمیخته و عیار مردانگی انسان، ابتلای وی به شدائد است .ابتلائات دهر همچون طوفانی است که قفس تعلق جسمانیت را در هم کوبیده، طوطی خراباتی نفس را به جانب ملکوت پرواز می دهد و ایستادگی تو در برابر مشقات این طریق نیز از زمره آن شدائد است.

حال در خلوتکده دل رحل اقامت گزین و نیک بشنو...آری نغمه ای که به گوش می رسد ترنم سلام بغض آلود فاطمه به زائران خسته فرزند غریبش حسین است.


تصاویر پیوست شده فایل های پیوست شده

نظرات

  1. یا عالی آواتار ها
    بسم الله الرحمن الرحیم
    سلام علیکم و الرحمه
    بزرگوار از متن زیبا و مطالب ارزشمندی که برای مشتاقان زیارت سالار شهیدان (ع) مکتوب و بیان فرموده اید سپاسگزارم
    ان شاءالله یکتای بی قرین بهترین عطایش را نصیب حضرتتان فرماید
    موفق و سعادتمند عالمین باشید
    التماس دعا

    آپدیت شده 1395/08/24 در 22:38 توسط یا عالی
^

ورود

ورود