مشاهده RSS Feed

سخن های دل

نازنین دلربا

به این مطلب امتیاز بدهید
بسم الله الرحمن الرحیم
تقدیم به
آنکه عشق را در بشر به ودیعه نهاد
تقدیم به
اله عالمیان


نازنین دلربا

نازنین دلربا مِهرت چو بیرون می کنی


عشق خود اندر دلم افزون افزون می کنی



برده ای دل دیده را هم چون کنی

برده ای جان عقل مجنون می کنی



سینه سوزد در فراغت چون تو افسون می کنی

این دل آشفته را پرخون پرخون می کنی



چون لسان ما بگردد سوزد از پا تا به سر

عاشق گم گشته را مفتون مفتون می کنی



چشم من را در دمی دریای گلگون می کنی


با نگاهی مردمش را جملگی چون می کنی



چونکه نوشم زان خم قالوا بلی

جان من را هم سراسر جوش مِی گون می کنی



همچو دریا در بیابان وجود نیمه جان

رود جان را در مثل همچو جیحون می کنی

ز.ا. الحسینی


آپدیت شده 1395/09/01 در 15:49 توسط یا عالی

برچسب ها: نازنین دلربا ویرایش برچسب ها
دسته بندی ها
شعر
^

ورود

ورود