مشاهده RSS Feed

سخن های دل

دلدار ندیدم من....کی می شودم یارا

به این مطلب امتیاز بدهید
دلدار ندیدم من

بر خان(1) امید
تو/دل، لَختی بنشینم من
در سختی و درد و رنج، آغوش تو بینم من

یک دم نظری فرما بر این دل مسکینم
بینی تو مرا آنجا بر خاک نشینم من

مِی خوردم و افتادم بر جاده رسوایی
این راحل بیچاره آشفته ترینم من

غرق گنهم جانا بر من نظری فرما
دلسوخته در راهت بین مست ترینم من

لغزیدم و افتادم در حالت مستی ام
بر جاده رسوایی با بند قرینم من

آه از دل رسوایم، آه از تن رنجورم
آه از نفس کوته آخر که چنینم من

دلدار ندیدم من از غصه خمیدم من
کی می شودم یارا رویت که ببینم من

1.سفره

ز.ا.الحسینی
ماهنامه خانه خوبان، ش94، دیماه 1395




آپدیت شده 1395/09/30 در 20:08 توسط یا عالی

دسته بندی ها
شعر
^

ورود

ورود