PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : انحصار طلبی و برده داری سلیمان پسر داود



غلامعلی نوری
۱۳۸۹/۱۰/۲۰, ۰۰:۲۰
بنام خدا
با درود بر راستجویان ارجمند

در آیات 35 تا 40 سوره ی صاد از زبان سلیمان پیامبر سخنانی آمده است که نشانگر انحصار طلبی ،اشرافی گری رفاه طلبی ، کشور گشایی ، ریخت و پاش های بی حساب و کتاب ، برده داری و غل و زنجیر است و آخر سر هم نزد الله نیز مقام بزرگی دارد ودر سورهای دیگر نیزنمونه هایی از این ویژگی های او هست


قَالَ رَبِّ اغْفِرْ لِي وَهَبْ لِي مُلْكًا لَا ينْبَغِي لِأَحَدٍ مِنْ بَعْدِي إِنَّكَ أَنْتَ الْوَهَّابُ(ص/35)
]گفت: پروردگارا! مرا ببخش و حکومتي به من عطا کن که بعد از من سزاوار هيچ کس نباشد، که تو بسيار بخشنده‌اي!
فَسَخَّرْنَا لَهُ الرِّيحَ تَجْرِي بِأَمْرِهِ رُخَاءً حَيثُ أَصَابَ(ص/36)
پس ما باد را مسخر او ساختيم تا به فرمانش بنرمي حرکت کند و به هر جا او مي‌خواهد برود!
وَالشَّياطِينَ كُلَّ بَنَّاءٍ وَغَوَّاصٍ(ص/37)
و شياطين را مسخر او کرديم، هر بنا و غواصي از آنها را!
وَآخَرِينَ مُقَرَّنِينَ فِي الْأَصْفَادِ(ص/38)
و گروه ديگري را در غل و زنجير( او ) قرار داديم،
هَذَا عَطَاؤُنَا فَامْنُنْ أَوْ أَمْسِكْ بِغَيرِ حِسَابٍ(ص/39)
(و به او گفتيم:) اين عطاي ما است،بی حساب به هر مي‌خواهي ببخش، و از هر کس مي‌خواهي امساک کن
وَإِنَّ لَهُ عِنْدَنَا لَزُلْفَى وَحُسْنَ مَآبٍ(ص/40)
و براي او [= سليمان‌] نزد ما مقامي ارجمند و سرانجامي نيکوست!


اکنون پرسش اینجاست
این پیامبر اشرافی الله چگونه پیامبری است که مردم تنگدست و ستمدیده به او دلخوش و اقتدا کرده بودند و به حرفهایش ایمان می آورد ند ؟؟

آیا این آیات تجویز پادشاهی ،خود کامگی و دیکتاتوری نیست ؟؟



از طرفی تاریخ نشان داده است پادشاهان بزرگی چون کوروش و داریوش در منش و کردار

ویژگی های نوع دوستانه تری داشته اند و خود بزرگ بینی و خود خواهی سلیمان را هم نداشته اند !!!!

حتما می گویید برای اولی الامران الله این اوصاف جایز است !!!!





[/size]

رضا
۱۳۸۹/۱۰/۲۰, ۰۱:۳۲
بنام خدا
با درود بر راستجویان ارجمند
در آیات 35 تا 40 سوره ی صاد از زبان سلیمان پیامبر سخنانی آمده است که نشانگر انحصار طلبی ،اشرافی گری رفاه طلبی ، کشور گشایی ، ریخت و پاش های بی حساب و کتاب ، برده داری و غل و زنجیر است و آخر سر هم نزد الله نیز مقام بزرگی دارد ودر سورهای دیگر نیزنمونه هایی از این ویژگی های او هست

با سلام
جناب نوری بازم که تفسیر به رای کردید ؟
و نتیجه نادرست از کلام خداوند !!و چقدر هم مطلق سخن میگوید !تفسیر ،چیز دیگری میگوید !!دقت کنید ؟!:Sokhan:
تا عزیزان انجمن قرآن تشریف بیاورند بنده نکاتی را یادآور میشوم !



قَالَ رَبِّ اغْفِرْ لِي وَهَبْ لِي مُلْكًا لَا ينْبَغِي لِأَحَدٍ مِنْ بَعْدِي إِنَّكَ أَنْتَ الْوَهَّابُ(ص/35)
]گفت: پروردگارا! مرا ببخش و حکومتي به من عطا کن که بعد از من سزاوار هيچ کس نباشد، که تو بسيار بخشنده‌اي![/SIZE]
از ظـاهـر سـياق برمى آيد كه اين استغفار مربوط به آيه قبلى و داستان انداختن جسد بر تـفـسـيـر كرسى سليمان (عليه السلام ) است ، و اگر واو عاطفه نياورده ، براى اين است كه كلام به منزله جواب از سؤ الى است كه ممكن است بشود، گويا بعد از آنكه فرموده : (ثـم انـاب ) كسى پرسيده : در انابه اش چه گفت ؟ فرموده : (گفت پروردگارا مرا بيامرز...)
چـه بـسا از مفسرين كه بر اين درخواست سليمان كه گفت : (ملكى به من بده كه بعد از مـن سزاوار احدى نباشد، اشكال كرده اند كه اين چه بخلى است كه سليمان مرتكب شده ، و از خدا خواسته مثل سلطنت او را بعد از او به احدى ندهد؟).
و جـواب آن ايـن اسـت كـه : درخـواسـت او درخـواسـت بـراى خودش است ، نه درخواست منع از ديـگـران ، نـمى خواهد درخواست كند كه ديگران را از سلطنتى چون سلطنت او محروم كند، و فرق است بين اينكه ملكى را مختص به خود درخواست كند، و اينكه اختصاص آن را به خود بخواهد.


فَسَخَّرْنَا لَهُ الرِّيحَ تَجْرِي بِأَمْرِهِ رُخَاءً حَيثُ أَصَابَ(ص/36)
پس ما باد را مسخر او ساختيم تا به فرمانش بنرمي حرکت کند و به هر جا او مي‌خواهد برود!

ايـن آيـه فـرع و نتيجه درخواست ملك است و از استجابت آن درخواست خبر مى دهد و ملكى را كـه سـزاوار احدى بعد از او نباشد بيان مى كند و آن ملكى است كه دامنه اش حتى باد و جن را هم گرفته ، و آن دو نيز مسخر وى شدند.
و كـلمه [B](رخاء) - به ضمه را - به معناى نرمى است و ظاهرا مراد از جريان باد به نرمى و به امر سليمان اين باشد كه : باد در اطاعت كردن از فرمان سليمان نرم بوده و بـر طـبـق خـواسـتـه او بـه آسـانـى جـريـان مـى يـافـتـه . پـس ديـگـر اشـكـال نـشود به اينكه توصيف باد به صفت نرمى ، با توصيف آن به صفت (عاصفه تـنـد) كـه آيه (و لسليمان الريح عاصفة تجرى بامره ) آن را حكايت كرده ، منافات دارد. بـراى اينكه گفتيم : منظور از جريان باد به نرمى ، اين است كه : جارى ساختن باد بـراى آن جـنـاب هـزيـنـه اى نـداشـتـه ، و بـه آسـانـى جـارى مـى شـده ، حال يا به نرمى و يا به تندى .
ولى بـعـضـى از مـفـسـريـن از اين اشكال جواب داده اند به اينكه : ممكن است خداوند باد را مـسخر سليمان (عليه السلام ) كرده ، كه هر وقت او خواست نرم بوزد، و هر وقت او خواست تند بوزد.
و معناى جمله (حيث اصاب ) اين است كه : به هر جا هم كه او خواست بوزد؛ چون اين جمله متعلق به جمله (تجرى ) است .




وَالشَّياطِينَ كُلَّ بَنَّاءٍ وَغَوَّاصٍ(ص/37)
و شياطين را مسخر او کرديم، هر بنا و غواصي از آنها را!
يعنى ما شيطان هاى جنى را براى سليمان (عليه السلام ) مسخر كرديم ، تا هر يك از آنها كـه كـار بـنـايـى را مـى دانـسـتـه ، برايش بنايى كند و هر يك از آنها كه غواصى را مى دانـسـتـه بـرايـش در دريـاهـا غـواصـى كـنـد، و لؤ لؤ و سـايـر منافع دريايى را برايش استخراج كند.

رضا
۱۳۸۹/۱۰/۲۰, ۰۱:۳۲
وَآخَرِينَ مُقَرَّنِينَ فِي الْأَصْفَادِ(ص/38)
و گروه ديگري را در غل و زنجير( او ) قرار داديم،
كـلمـه (اصـفـاد) جـمـع (صـفـد) اسـت ، كـه بـه مـعـنـاى غـل آهـنـى است ، و معناى جمله اين است كه : ما ساير طبقات جن را براى او مسخر كرديم ، تا همه را غل و زنجير كند و از شرشان راحت باشد.


هَذَا عَطَاؤُنَا فَامْنُنْ أَوْ أَمْسِكْ بِغَيرِ حِسَابٍ(ص/39)
(و به او گفتيم:) اين عطاي ما است،بی حساب به هر مي‌خواهي ببخش، و از هر کس مي‌خواهي امساک کن

يـعنى اين سلطنت كه به تو داديم عطاى ما به تو بود، عطايى بى حساب ، و ظاهرا مراد از بى حساب بودن آن ، اين است كه : عطاى ما حساب و اندازه ندارد كه اگر تو از آن زياد بـذل و بـخـشـش كـنـى ، كـم شـود. پـس هـر چـه مـى خـواهـى بـذل و بـخـشـش بـكـن ، و لذا فـرمـود: (فـامـنـن او امـسـك مـيـخـواهـى بـذل بـكـن و نـخـواسـتـى نـكن ) يعنى هر دو يكسان است ، چه بخشش بكنى و چه نكنى ، تاثيرى در كم شدن عطاى ما ندارد.
ولى بعضى از مفسرين گفته اند: (مراد از بى حساب بودن عطا، اين است كه : روز قيامت از تـو حساب نمى كشيم ) بعضى ديگر گفته اند: (مراد اين است كه : عطاى ما به تو از بـاب تفضل بوده ، نه از باب اينكه خواسته باشيم پاداش به تو داده باشيم ). و معانى ديگرى هم براى آن كرده اند.


وَإِنَّ لَهُ عِنْدَنَا لَزُلْفَى وَحُسْنَ مَآبٍ(ص/40)
و براي او [= سليمان‌] نزد ما مقامي ارجمند و سرانجامي نيکوست!

معناى اين جمله در سابق گذشت .
بحث روايتى
روايـــاتـى در ذيـل آيـه ! (فـقـال انـى احـبـبـت حـب الخير عن ذكر ربى ...) و درباره افتادنجسدى بر تخت او)
در مجمع البيان در ذيل آيه (فقال انى احببت حب الخير عن ذكر ربى ...) گفته : بعضى از مفسرين گفته اند: رسيدگى به كار اسبان ، او را از نماز عصر بازداشت تا وقت نماز فـوت شـد، - بـه نقل از على (عليه السلام ) - . و در روايات اصحاب ما اماميه آمده كه فضيلت اول وقت از او فوت شد.
و نـيـز در مـجـمـع البيان گفته : ابن عباس نقل كرده كه از على (عليه السلام ) از اين آيه پـرسـيـدم ، فـرمـود: اى ابن عباس تو درباره اين آيه چه شنيده اى ؟ عرض كردم : از كعب شـنـيـدم مـيـگـفت : سليمان سرگرم ديدن از اسبان شد تا وقتى كه نمازش فوت شد، پس گفت اسبان را به من برگردانيد، و اسبها چهارده تا بودند، دستور داد با شمشير ساقها و گردنهاى اسبان را قطع كنند و بكشند و خداى تعالى به همين جهت چهارده روز سلطنت او را از او بگرفت ؛ چون به اسبان ظلم كرد، و آنها را بكشت .
عـلى (عـليه السلام ) فرمود: كعب دروغ گفته و مطلب بدين قرار بوده كه سليمان روزى از اسـبـان خـود سـان ديد، چون مى خواست با دشمنان خدا جهاد كند، پس آفتاب غروب كرد، به امر خداى تعالى به ملائكه موكل بر آفتاب گفت تا آن را برگردانند، ملائكه آفتاب را بـرگرداندند، و سليمان نماز عصر را در وقتش بجاى آورد. آرى انبيا (عليهم السلام ) هرگز ظلم نمى كنند، و به ظلم دستور هم نمى دهند، براى اينكه پاك و معصومند.
مـؤ لف : ايـن قـسـمـت از كلام كعب كه گفت : خداى تعالى چهارده روز ملك را از او بگرفت ، اشاره است به انگشترى كه ماجرايش از نظر خواننده مى گذرد.
و در كـتـاب فـقيه از امام صادق (عليه السلام ) روايت آورده كه فرمود: سليمان بن داوود، روزى بـعـد از ظـهـر از اسـبـان خـود بـازديـد بـه عـمـل آورد، و مـشـغـول تـمـاشـاى آنـهـا شـد تـا آفـتـاب غـروب كرد، به ملائكه گفت : آفتاب را برايم بـرگـردانيد تا نمازم را در وقتش بخوانم . ملائكه چنين كردند، سليمان برخاست و نماز خود را خواند. و آفتاب دوباره غروب كرده و ستارگان درخشيدن گرفتند، و اين است معناى كـلام خـداى عـزّوجـلّ كـه مـى فرمايد: (و وهبنا لداود سليمان )، تا آنجا كه مى فرمايد: (مسحا بالسوق و الاعناق ).
رد كلام فخر رازى در اشكال به رد شمس در قضيه سليمان (ع )
مـؤ لف : ايـن روايـت اگـر لفـظ آيـه بـا آن مـسـاعـدت كـنـد، يـعـنى با جمله (فطفق مسحا بـالسـوق و الاعـنـاق ) بـسازد، روايت بى اشكالى است ، و اما مساءله برگشتن خورشيد اشكالى ندارد، براى اينكه وقتى ما معجزه را براى انبياء بپذيريم و اثبات كنيم ،
ديگر چه فرقى بين معجزات هست ؟ مخصوصا با در نظر گرفتن اينكه از نظر روايات ، آفتاب تنها براى سليمان (عليه السلام ) برنگشته بلكه براى يوشع بن نون و على بـن ابـى طـالب (عـليـه السـلام ) نـيـز بـازگـشـتـه و روايـات آن در كـمـال اعـتـبار است ، پس ديگر نبايد به اشكالى كه فخر رازى در تفسير كبير خود كرده اعتنا نمود.
و اما پى كردن اسبان و زدن گردنهاى آنها با شمشير، مطلبى است كه (تنها در اين روايت نـيـامـده ) در چـنـد روايـت ديـگـر نـيـز از طـريـق اهـل سـنـت نقل شده ، كه قمى هم آنها را در تفسير خود آورده . ولى چيزى كه هست همه اين روايات به كـعـب الاحـبـار يـهـودى الاصـل برمى گردد، همچنان كه در روايات گذشته از ابن عباس هم گذشت ، و به هر حال به همان بيانى كه گذشت نبايد به آن اعتنا كرد.
تفسير الميزان جلد ۱۷

غلامعلی نوری
۱۳۸۹/۱۰/۲۰, ۰۱:۴۷
رضا خان
باز که تویی

باز که تویی
نمونه ای از شیعه ی فعال ؟؟؟ علی !!
سرو کله ات باز پیدا شد که با آن کپی و پیست های ملال آور و ذهنیات کوتاه خود فضل فروشی کنی و درغیاب مخالف افکارت برای عوام فریبی فرصت طلبی کنی

آِیا تو نمونه ای از شیعه ی علی هستی ؟؟؟

در غیاب طرف فرصت طلبی نمی کنی و به هر دست آویزی برای توجیه ذهنیات خود آویزان نمی شوی؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!

باز که تویی با آن جوابهای تکراری و فرسوده ات که فقط سوار بر ذهنیات خودت می روی مطالب را از سایتهای دیگر بار زده اینجا برای افاده ی فیض خالی می کنی

برای بار چندم بهت میگم این ترجمه ها مال من که نیست

جنابعالی ترجمه ی ناصر مکارم شیرازی را اگر قبول نداری برو ترجمه های دیگرو نگاه کن تا یاد بگیری چی نوشته اند

اگر شهامت داری و آزاده هستی آشکارا تیر تهمت تفسیر به رای را متوجه آنها هم بکن

جناب همه چیز دان کپی پیست نکن متفکر!!!!

غلامعلی نوری
۱۳۸۹/۱۰/۲۰, ۰۲:۲۴
و به هر حال به همان بيانى كه گذشت نبايد به آن اعتنا كرد.

بله آنجایی که روایت از قول قطعی معصوم ؟؟؟؟ هم باشداما هر جا که دیدین نمی شه عوام فریبی کرد تنها راه چاره رو در این می بینید که بگویید

نباید به آن اعتناء کرد ، جعلی است !!!!

و شمشیر تیز بهانه ی جعلی بودن را بر کلام قطعی امام معصوم ؟؟؟خود وارد می آورید

و شگفتا عجب مذهب شناور و پویایی دارین !!!!!!!!!!!!!

پس معصوم بودن این امامان خودرا برای من نوعی امروزی با چه چیزی می خواهید ثابت کنید ؟؟؟؟

وقتی که خودتان به حرفای آنان هم آنجا که بر خلاف خرد است اعتناء نمی کنید !!!

رضا
۱۳۸۹/۱۰/۲۰, ۰۳:۱۱
رضا خان
باز که تویی

باز که تویی
نمونه ای از شیعه ی فعال ؟؟؟ علی !!
سرو کله ات باز پیدا شد که با آن کپی و پیست های ملال آور و ذهنیات کوتاه خود فضل فروشی کنی و درغیاب مخالف افکارت برای عوام فریبی فرصت طلبی کنی

آِیا تو نمونه ای از شیعه ی علی هستی ؟؟؟


صلوات و سلام خداوند بر تمامى انبيا،اوصيا، فقها و علما به خصوص سرسلسله آنان، عقلِ كل و كلِّ عقل «محمد بن عبدالله» و اوصياى طاهرينش كه خيمه دين را در اين عالم برافراشتند و آنچه نور، هدايت و خير و بركت بود به انسان ها رساندند و آنان را با فرامين سعادتبخش الهى آشنا ساختند.
تا همچون من نوعی شیعه علی ع با شم
بله جناب نوری بازم منم این بنده حقیر, شیعه علی ع !!
تا همان گونه که علی علیه السلام می فرماید:عمل کنم :Sham:
بندگان خدا! شما را به تقوای الهی سفارش می کنم و از اهل نفاق برحذرتان می دارم.!!

آنان گمراهند و گمراه گر.:Sham:
خود لغزنده اند و دیگران را نیز به لغزش وامی دارند.:Sham:
رنگ های گوناگون به خود می گیرند و از هر ترفندی برای گمراه کردن شما بهره می جویند.:Sham:
در هرپناهگاهی قصد شما می کنند.:Sham:
در هرجا به کمین شما می نشینند. :Sham:

دل هایی سخت بیمار و سیمایی بس آراسته و نیکو دارند. :Sham:
مخفیانه این سو و آن سو می روند و همچون خزندگان جنگل ها، نرم و پوشیده می خزند.:Sham:
سخن گفتنشان به دارو ماند و در زبانی، شفای دیگران می خواهند اما عمل آن ها درد بی درمان است. :Sham:



در غیاب طرف فرصت طلبی نمی کنی و به هر دست آویزی برای توجیه ذهنیات خود آویزان نمی شوی؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!

باز که تویی با آن جوابهای تکراری و فرسوده ات که فقط سوار بر ذهنیات خودت می روی مطالب را از سایتهای دیگر بار زده اینجا برای افاده ی فیض خالی می کنی

برای بار چندم بهت میگم این ترجمه ها مال من که نیست

جنابعالی ترجمه ی ناصر مکارم شیرازی را اگر قبول نداری برو ترجمه های دیگرو نگاه کن تا یاد بگیری چی نوشته اند

اگر شهامت داری و آزاده هستی آشکارا تیر تهمت تفسیر به رای را متوجه آنها هم بکن

جناب همه چیز دان کپی پیست نکن متفکر!!!!


بله جناب نوری آنچه از طرف خداوند متعال به عنوان تكليف براى انسان آمده، يك نوع كرامت و شرافت براى اوست.
زيرا، اين تكاليف گوياى اين مطلب است كه انسان به خاطر عقل و توانى كه دارد مى تواند با بكارگيرى اين فرامين و دستورها موجباتِ رشد و تعالى خويش را فراهم ساخته و به كمال انسانى برساند.
عَنْ عَبْدِاللهِ بْنِ سَنانَ قالَ: سَأَلْتُ اَبا عَبْدِاللهِ جَعْفَرَبْنَ مُحَمَّد الصّادِقَ (عليهما السلام) فَقُلْتُ: اَلْمَلائِكَةُ اَفْضَلُ اَمْ بَنُو آدَمَ؟ فَقالَ: قالَ اَميرُ الْمُؤمِنينَ عَلِىُّ بْنُ اَبى طالِب (عليه السلام) : «اِنَّ اللهَ رَكَّبَ فى الْمَلائِكَةِ عَقْلا بِلا شَهْوَة، وَ رَكَّبَ فِى الْبَهائِمِ شَهْوَةً بِلا عَقْل، وَ رَكَّبَ فِى بَنى ادَمَ كِلْتَيْهِما، فَمَنْ غَلَبَ عَقْلُهُ شَهْوَتَهُ فَهُوَ خَيْرٌ مِنَ الْمَلائِكَةِ، وَ مَنْ غَلَبَ شَهْوَتُهُ عَقْلَهُ فَهُوَ شَرٌّ مِنَ الْبَهائِمِ.»
شخصى به نام عبدالله بن سنان مى گويد: از حضرت صادق (عليه السلام) سؤال كردم، از ملائكه و انسانها كدام يك برترند؟
حضرت فرمود: امير المؤمنين (عليه السلام) فرموده است: :Sham:

«خداوند به ملائكه عقل داده ولى شهوت نداده است. و به چهارپايان شهوت داده ولى عقل نداده است، و به انسان ها عقل و شهوت (هر دو را) كرامت كرده است.

پس هر كس شهوتش را در كنترل و تحت فرمان عقلش قرار دهد، از ملائكه برتر خواهد شد.

و هر كس به عكس عمل كند از چهار پايان بدتر خواهد بود».میدانید چرا جناب نوری؟؟؟
چون دين مقدّس اسلام دين زندگى است و براى تمامى كارها و حركات انسان دستور و برنامه دارد.
لذا، دين شناسى و فراگرفتن تكاليف و احكامِ موردِ ابتلا را بر همه واجب نموده است كه ذيلا نمونه اى از آن سفارشات را بيان مى داريم:
قالَ اَميرُ الْمُؤمِنينَ (عليه السلام) : «يا كُمَيْلُ! ما مِنْ حَرَكَة اِلاّ وَ اَنْتَ تَحْتاجُ اِلى مَعْرِفَة».
حضرت امير المؤمنين (عليه السلام) مى فرمايد: «اى كميل! هيچ عمل و حركتى نيست مگر آنكه تو نيازمند به معرفت و شناخت هستى».:Sham:

خیر البریه
۱۳۸۹/۱۰/۲۰, ۰۹:۵۳
با سلام

جناب نوری گرامی ، خدای سبحان اینچنین خواسته که بندگانی را مشمول فضل مخصوص خود گرداند وفرمود که چرا شما به فضل خدادادی حسادت میورزید ؟؟؟!!

أَمْ يَحْسُدُونَ النَّاسَ عَلَى مَا آَتَاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ فَقَدْ آَتَيْنَا آَلَ إِبْرَاهِيمَ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَآَتَيْنَاهُمْ مُلْكًا عَظِيمًا


بلکه شما هم از فضلش درخواست کنید (خدا که مثل ما بخیل نیست ):

وَاسْأَلُوا اللَّهَ مِنْ فَضْلِهِ ...

واین آیه را هم ببین که دوستی با خدا چه امتیازاتی بهمراه داره که بدیگران نمیده :


تُرْجِي مَنْ تَشَاءُ مِنْهُنَّ وَتُؤْوِي إِلَيْكَ مَنْ تَشَاءُ وَمَنِ ابْتَغَيْتَ مِمَّنْ عَزَلْتَ فَلا جُنَاحَ عَلَيْكَ ذَلِكَ أَدْنَى أَنْ تَقَرَّ أَعْيُنُهُنَّ وَلَا يَحْزَنَّ وَيَرْضَيْنَ بِمَا آَتَيْتَهُنَّ كُلُّهُنَّ وَاللَّهُ يَعْلَمُ مَا فِي قُلُوبِكُمْ وَكَانَ اللَّهُ عَلِيمًا حَلِيمًا (احزاب51)


نوبت هر كدام از زنها را كه مى خواهى, بـه تاءخير انداز و هر كدام را كه خواهى, پيش خود جاى ده. بـر تو بـاكى نيست كه هر كدام را كه ترك كرده اى,[ دوبـاره] طلب كنى. اين نزديكتـر اسـت بـراى اينكه چـشمانشان روشن گردد و دلتـنگ نشوند و همگى بـه آنچـه بـه آنان داده اى, خشنود شوند.

وخصوصا آیه : وَامْرَأَةً مُؤْمِنَةً إِنْ وَهَبَتْ نَفْسَهَا لِلنَّبِيِّ إِنْ أَرَادَ النَّبِيُّ أَنْ يَسْتَنْكِحَهَا خَالِصَةً لَكَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِينَ ، یعنی فقط مخصوص پیامبر .

وَلا أَنْ تَنْكِحُوا أَزْوَاجَهُ مِنْ بَعْدِهِ أَبَدًا إِنَّ ذَلِكُمْ كَانَ عِنْدَ اللَّهِ عَظِيمًا ...


وَإِذْ تَقُولُ لِلَّذِي أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِ وَأَنْعَمْتَ عَلَيْهِ أَمْسِكْ عَلَيْكَ زَوْجَكَ وَاتَّقِ اللَّهَ وَتُخْفِي فِي نَفْسِكَ مَا اللَّهُ مُبْدِيهِ وَتَخْشَى النَّاسَ وَاللَّهُ أَحَقُّ أَنْ تَخْشَاهُ فَلَمَّا قَضَى زَيْدٌ مِنْهَا وَطَرًا زَوَّجْنَاكَهَا لِكَيْ لَا يَكُونَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ حَرَجٌ فِي أَزْوَاجِ أَدْعِيَائِهِمْ إِذَا قَضَوْا مِنْهُنَّ وَطَرًا وَكَانَ أَمْرُ اللَّهِ مَفْعُولًا (37احزاب)

يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ لِمَ تُحَرِّمُ مَا أَحَلَّ اللَّهُ لَكَ تَبْتَغِي مَرْضَاةَ أَزْوَاجِكَ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ (تحریم1)


اینست ثمره عبادت و دوستی با الله .

ABCDEFG
۱۳۸۹/۱۰/۲۰, ۱۵:۴۷
در آیات 35 تا 40 سوره ی صاد از زبان سلیمان پیامبر سخنانی آمده است که نشانگر انحصار طلبی ،اشرافی گری رفاه طلبی ، کشور گشایی ، ریخت و پاش های بی حساب و کتاب ، برده داری و غل و زنجیر است و آخر سر هم نزد الله نیز مقام بزرگی دارد ودر سورهای دیگر نیزنمونه هایی از این ویژگی های او هست

با سلام
بالاخره چی شد؟ حضرت سلیمان برده داشت یا نداشت؟!!!

ABCDEFG
۱۳۸۹/۱۰/۲۰, ۱۵:۴۸
واین آیه را هم ببین که دوستی با خدا چه امتیازاتی بهمراه داره که بدیگران نمیده : تُرْجِي مَنْ تَشَاءُ مِنْهُنَّ وَتُؤْوِي إِلَيْكَ مَنْ تَشَاءُ وَمَنِ ابْتَغَيْتَ مِمَّنْ عَزَلْتَ فَلا جُنَاحَ عَلَيْكَ ذَلِكَ أَدْنَى أَنْ تَقَرَّ أَعْيُنُهُنَّ وَلَا يَحْزَنَّ وَيَرْضَيْنَ بِمَا آَتَيْتَهُنَّ كُلُّهُنَّ وَاللَّهُ يَعْلَمُ مَا فِي قُلُوبِكُمْ وَكَانَ اللَّهُ عَلِيمًا حَلِيمًا (احزاب51) نوبت هر كدام از زنها را كه مى خواهى, بـه تاءخير انداز و هر كدام را كه خواهى, پيش خود جاى ده. بـر تو بـاكى نيست كه هر كدام را كه ترك كرده اى,[ دوبـاره] طلب كنى. اين نزديكتـر اسـت بـراى اينكه چـشمانشان روشن گردد و دلتـنگ نشوند و همگى بـه آنچـه بـه آنان داده اى, خشنود شوند. وخصوصا آیه : وَامْرَأَةً مُؤْمِنَةً إِنْ وَهَبَتْ نَفْسَهَا لِلنَّبِيِّ إِنْ أَرَادَ النَّبِيُّ أَنْ يَسْتَنْكِحَهَا خَالِصَةً لَكَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِينَ ، یعنی فقط مخصوص پیامبر . وَلا أَنْ تَنْكِحُوا أَزْوَاجَهُ مِنْ بَعْدِهِ أَبَدًا إِنَّ ذَلِكُمْ كَانَ عِنْدَ اللَّهِ عَظِيمًا ... وَإِذْ تَقُولُ لِلَّذِي أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِ وَأَنْعَمْتَ عَلَيْهِ أَمْسِكْ عَلَيْكَ زَوْجَكَ وَاتَّقِ اللَّهَ وَتُخْفِي فِي نَفْسِكَ مَا اللَّهُ مُبْدِيهِ وَتَخْشَى النَّاسَ وَاللَّهُ أَحَقُّ أَنْ تَخْشَاهُ فَلَمَّا قَضَى زَيْدٌ مِنْهَا وَطَرًا زَوَّجْنَاكَهَا لِكَيْ لَا يَكُونَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ حَرَجٌ فِي أَزْوَاجِ أَدْعِيَائِهِمْ إِذَا قَضَوْا مِنْهُنَّ وَطَرًا وَكَانَ أَمْرُ اللَّهِ مَفْعُولًا (37احزاب) يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ لِمَ تُحَرِّمُ مَا أَحَلَّ اللَّهُ لَكَ تَبْتَغِي مَرْضَاةَ أَزْوَاجِكَ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ (تحریم1)

جالب بود تا حالا فکر میکردم پیامبر برای رسالتش مزد و مواجبی نداشته! ولی مثل اینکه بیمزد هم نبوده!!!

ABCDEFG
۱۳۸۹/۱۰/۲۰, ۱۵:۵۰
جناب نوری گرامی ، خدای سبحان اینچنین خواسته که بندگانی را مشمول فضل مخصوص خود گرداند وفرمود که چرا شما به فضل خدادادی حسادت میورزید ؟؟؟!!

در این مورد هم قسمتی از نوشتار بهرام صالحی در مورد مبارزه با مذهب جالب است!!!!



بنگر چگونه در دنیا بعضی مردم را بر بعضی دیگر برتری بخشیدیم (سوره الاسراء ، آیه 21)
شما که برای آنکه چهره ای انسانی به اسلام بدهید ، می گویید اسلام دین برادری و برابری انسانهاست ! گفته های مستند خدای خودتان را هم تحریف می کنید ، خدا خودش می گوید ، بین مردم تبعیض قائل شده و آنها را نابرابر آفریده .
اینجاست استدلال ما بر این ادعا که مذهب در تضاد آشکار با آزادی و برابری و خوشبختی انسانهاست و تیشه ها را برداشتیم و می خواهیم ریشه آن را بزنیم .
مذهب نابرابری ها را توجیه میکند ، به درستی که قدرتمند ترین ابزار در دست حاکمان برای به انقیاد کشیدن توده ها و حفظ وضع موجود است .
کسی حق ندارد در کار خدا دخالت کند ، کسی حق اعتراض به خدا را ندارد ، خدا خواسته است که انسانها نابرابر باشند ، کسی حق ندارد مخالف خواست خدا حرکت کند . بنا بر این ، کمونیستها را که پرچمدار مبارزه برای برابری انسانها هستند را به جرم ارتداد باید کشت . مذهب این جنایتها را توجیه میکند .

حامد
۱۳۸۹/۱۰/۲۱, ۰۰:۰۰
برای بار چندم بهت میگم این ترجمه ها مال من که نیست جنابعالی ترجمه ی ناصر مکارم شیرازی را اگر قبول نداری برو ترجمه های دیگرو نگاه کن تا یاد بگیری چی نوشته اند

را
اکنون پرسش اینجاست این پیامبر اشرافی الله چگونه پیامبری است که مردم تنگدست و ستمدیده به او دلخوش و اقتدا کرده بودند و به حرفهایش ایمان می آورد ند ؟؟ آیا این آیات تجویز پادشاهی ،خود کامگی و دیکتاتوری نیست ؟؟ از طرفی تاریخ نشان داده است پادشاهان بزرگی چون کوروش و داریوش در منش و کردار ویژگی های نوع دوستانه تری داشته اند و خود بزرگ بینی و خود خواهی سلیمان را هم نداشته اند !!!! حتما می گویید برای اولی الامران الله این اوصاف جایز است !!!!

جناب نوری
با خدا مشکل دارید یا با حضرت سلیمان
اگر خدا عطا کرده شما چرا حسادت می کنید
دیگر اینکه دیکتاتوری و ریخت و پاش و انحصار طلبی و ... همه برداشت ذهن شماست نه مفهوم آیه
حالا در فهم دین و قرآن همین اندازه اوج گرفتید که بروید ترجمه آیات رو بخونید ؟
حتی ترجمه ها هم در این برداشتهای بی مبنا به شما کمک نمی کنن .
آقاجان اگه مشکل مالی داری بگو تا برات کاری بکنیم
چرا با خدا و قرآن جنگ می کنی ؟
حالا چارتا کلمه غربیها تو گوش شما کردن که معلوم نیست باباشون کیه ننشون کی . از حلالند یا از حرام .
شما باید حرف اونا رو بگیری بیایی به جنگ قرآنی که بزرگان عالم پیش آن سر تعظیم فرود میارن ؟
ببین اول چه اندازه ای بعد شمشیر بکش .
بازم می گم اگه مشکل مالی داری بگو تا حلش کنیم .
موفق در جستجوی حق

خیر البریه
۱۳۸۹/۱۰/۲۱, ۰۷:۴۵
جالب بود تا حالا فکر میکردم پیامبر برای رسالتش مزد و مواجبی نداشته! ولی مثل اینکه بیمزد هم نبوده!!!

با سلام

نمیدانم منظورتان از مواجب چیست ؟ اما در آیه23 سوره شوری ، اجر ومزد رسالت پیامبر (ص) ، محبت وولایت اهل بیتش قرار داده شده که آنهم بسود خود ماست :

قُلْ لَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبَى ....قُلْ مَا سَأَلْتُكُمْ مِنْ أَجْرٍ فَهُوَ لَكُمْ (48 سبا)






شما که برای آنکه چهره ای انسانی به اسلام بدهید ، می گویید اسلام دین برادری و برابری انسانهاست ! گفته های مستند خدای خودتان را هم تحریف می کنید ، خدا خودش می گوید ، بین مردم تبعیض قائل شده و آنها را نابرابر آفریده .


چیزی که عیان است چه حاجت به بیان است !

برابری در کدام حوزه ؟ برادری تا کجا ؟

اگر بدور از احساسات ، نگاهی عمیق وهمه جانبه به تاریخ بشر وزندگی اجتماعی او بیندازیم ، وجود اختلاف در مرد وزن وهمه انسانها ، باعث بقا وگردش چرخه زندگی است .

در عین اینکه همه فرزند یک مرد وزن هستیم وشرافت به تقوا است اما امام (ع) فرماید : خير مردم در تفاوت آنهاست و اگر همه مساوى باشند هلاك شوند.بحار الانوار.


«بسيارى تصور مى‏كنند كه لازمه سوسياليسم آن است كه دستمزد كارگران به تساوى پرداخت شود، حال آنكه اين مساواتى كه بدان دعوت مى‏كنند بى‏نهايت واهى و بى اساس بوده، موجب زيانهاى جبران ناپذيرى به ما شده است.» استالین

حال کمونیست و...سایر مکاتب افراطی وتفریطی یک زندگی آرمانی ورمانتیک را بر اساس مفروضات بی پایه خود بنا نهاده؛ اما حقیقت(عین واقعیت) همانست که خدای متعال فرمود :

أَهُمْ يَقْسِمُونَ رَحْمَةَ رَبِّكَ نَحْنُ قَسَمْنَا بَيْنَهُمْ مَعِيشَتَهُمْ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَرَفَعْنَا بَعْضَهُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجَاتٍ لِيَتَّخِذَ بَعْضُهُمْ بَعْضًا سُخْرِيًّا وَرَحْمَةُ رَبِّكَ خَيْرٌ مِمَّا يَجْمَعُونَ (زخرف32)



آیا انها رحمت پروردگارت را تقسیم میکنند ؟ ما وسايل معيشت آنان در زندگى دنيا را ميانشان تقسيم كرديم و برخى از آنان را چند مرتبه بر بعضى ديگر بالا برديم تا برخى از آنان بعضى ديگر را استخدام كنند .و رحمت ورضای خدایت بهتراز جمع آوری دنیا است.


تفصیل مطلب در :

http://www.aviny.com/Library/ahlebeyt/1-mohammad/Sire_Ejtemaei/01.aspx (http://www.aviny.com/Library/ahlebeyt/1-mohammad/Sire_Ejtemaei/01.aspx)

غلامعلی نوری
۱۳۸۹/۱۲/۲۵, ۲۰:۳۱
مذهب نابرابری ها را توجیه میکند ، به درستی که قدرتمند ترین ابزار در دست حاکمان برای به انقیاد کشیدن توده ها و حفظ وضع موجود است .
کسی حق ندارد در کار خدا دخالت کند ، کسی حق اعتراض به خدا را ندارد ، خدا خواسته است که انسانها نابرابر باشند ، کسی حق ندارد مخالف خواست خدا حرکت کند . بنا بر این ، کمونیستها را که پرچمدار مبارزه برای برابری انسانها هستند را به جرم ارتداد باید کشت . مذهب این جنایتها را توجیه میکند .


با درود
اما نگران نباش دوست گرانمایه

که حافظ صلوات الله و سلامه علیه می فرماید

ترسم که صرفه ای نبرد روز باز خواست

نان حلال شیخ ز آب حرام ما

شکیبا باش که خدای ما بزرگتر است

و حافظ که درود ما بر او می فرماید


صبر کن حافظ به سختی روز و شب

که عاقبت روزی بیابی کام را

حامد
۱۳۸۹/۱۲/۲۵, ۲۲:۲۱
با درود اما نگران نباش دوست گرانمایه که حافظ صلوات الله و سلامه علیه می فرماید ترسم که صرفه ای نبرد روز باز خواست نان حلال شیخ ز آب حرام ما شکیبا باش که خدای ما بزرگتر است و حافظ که درود ما بر او می فرماید صبر کن حافظ به سختی روز و شب که عاقبت روزی بیابی کام را
سلام بر اهل انصاف
شما را با اهل معرفت چه کار که دم به دم در محضر رب العالمین به او و دین و آیینش بی هیچ دلیل و برهان و سلطان افترا می بندید . شما خود را به این بزرگان بسته اید که برای خود جای پایی پیدا کنید وگرنه حافظ اسرار را چه به آدم غدار
موفق اهل حق

غلامعلی نوری
۱۳۸۹/۱۲/۲۵, ۲۳:۱۹
سلام بر اهل انصاف
شما را با اهل معرفت چه کار که دم به دم در محضر رب العالمین به او و دین و آیینش بی هیچ دلیل و برهان و سلطان افترا می بندید . شما خود را به این بزرگان بسته اید که برای خود جای پایی پیدا کنید وگرنه حافظ اسرار را چه به آدم غدار
موفق اهل حق
["]
دوست گرانقدر

این چیزهایی که بنام دین خدا می گویید دین پر حاشیه ای ساخت خود شما هاست نه دین خدا

از سوی دیگر به خداوندی خداسوگند می خورم که حافظ از ماست نه از شما

در ضمن به ما کنایه ی آدم غدار می زنی

در حالیکه او علیه سلام می فرماید

من اگر نیکم وگر بد تو برو خود را باش

هرکسی آن درود عاقبت کار که کشت ]

عماد
۱۳۸۹/۱۲/۲۶, ۰۸:۵۳
جنابعالی ترجمه ی ناصر مکارم شیرازی را اگر قبول نداری برو ترجمه های دیگرو نگاه کن تا یاد بگیری چی نوشته اند

سلام
به همه دستان
اقاي غلامعلي نوري ،آقا رضا در ترجمه آيه اشکال ندارد که شما آدرس ترجمه آيه الله مکارم رامي دهيد در برداشت شما از آيه اعتراض دارد ،وبجاست


وَإِنَّ لَهُ عِنْدَنَا لَزُلْفَى وَحُسْنَ مَآبٍ(ص/40) و براي او [= سليمان‌] نزد ما مقامي ارجمند و سرانجامي نيکوست!

اما شما هر ديني داري حتما خدا راقبول داري واين از پستهايتان مشخص است،اگر برداشت شما از ايه (همان تفسير براي شما) درست است چرا خدا اولا اين زياده خواهي رابه او داد وثانيا چرا فرمود که سليمان نزد ما مقامي بس زياد دارد



با سلام بالاخره چی شد؟ حضرت سلیمان برده داشت یا نداشت؟!!!

برده داري در زمان حضرت سليمان وبعد از آن امري طبيعي بود اين اسلام بود که به بهانه هاي مختلف زمينه آزاد سازي بردگان رامحيا نمود آن همنه فوري بلکه به مرورزمان بعضي از اوليا بيش از ائمه بيش از هزار برده خريدند آزاد نمودند
لذا اينکه حضرت سليمان برده داشته باشد ،چيزي از مقام ايشان کم نمي کند،
اوليا برده ها رامي خريدند و ياآزادشان مي کردند يا اينکه از يوغ صاحبان بي رحم آنان بيرون مي کشيدند ورفتار هاي انساني با آنها مي نمودند پس اگر حضرت سليمان بابرده اي بد رفتار ي نموده جاي سوال است اما اگر برده داشته جاي هيچ سوالي نيست

موثق
۱۳۹۰/۰۱/۲۰, ۱۷:۰۶
با وجود حكمراني گسترده‌اي كه حضرت سليمان(ع) داشت بنده‌اي متواضع بود. براساس روايتي از امام صادق(ع)، سليمان مهمانان را با غذاهاي نيكو پذيرايي مي‌كرد، اما خود و عيالش نان خشك و زبر مي‌خوردندو خودش نان جوين سبوس نگرفته مي‌خورد. شب هنگام لباس زبر مي‌پوشيد، تا صبح عبادت مي‌كرد و از راه زنبيل‌بافي امرارمعاش مي‌نمود.آيه ای آمده است: «اين عطاي ماست، به هر كس مي‌خواهي عطا كن و از هر كس مايلي دريغ نما و بر تو حسابي نيست».که بی حساب بودن در مورد بخشش به بندگان است نه مطلق که ایراد شود ..... آيه 35 از سوره مباركه «ص» از ديگر آياتي است كه گفتاري از حضرت سليمان(ع) را با خداي متعال مطرح كرده است. اين گفتار پس از آزمايشي است كه نسبت به حضرت سليمان صورت گرفته است. در آيه مذكور آمده است: «گفت: پروردگارا! مرا عفو نما و حكومتي به من عطا كن كه پس از من سزاوار هيچ كس نباشد كه تو بسيار بخشنده‌اي».
در اين آيه كه محور آن همان درخواست حاكميتي فراگير مي‌باشد؛ نحوه ورود حضرت سليمان به دعا جالب توجه است؛ چرا كه در روايات آمده است كه قبل از هر درخواست، عفو گناهان را از خداوند درخواست كنيم؛ زيرا چنين خواسته‌اي گوياي قصور و تقصير و كوتاهي بنده به درگاه خداست.در حقيقت حضرت سليمان قبول دارد كه در راه بندگي و عبوديت كوتاهي‌هايي داشته است؛ لذا از خداوند عفو و بخشش اين كوتاهي‌ها را درخواست مي‌كند و سپس خواسته مهم خود را كه حاكميتي فراگير و گسترده است عنوان مي‌دارد؛ حاكميتي كه بعد از آن به كسي داده نشود. البته در يك نگاه سطحي به اين درخواست، ظاهراً نوعي انحصارطلبي در آن به چشم مي‌خورد؛ در حالي كه در اين درخواست بخل و انحصارطلبي نيست؛ بلكه طبق فرموده امام كاظم(ع) در جواب علي‌بن يقطين: درخواست حضرت سليمان بر اين مطلب مبتني بر آن بود كه خدايا حكومتي به من بده كه پس از من كسي نتواند آن را فراهم آمده ظلم و ستم و سركشي بداند.(4) تفسير نمونه، ج 19، ص 290
همان، ج 13، ص 466
همان، ج 15، ص 415
برای مطالعه منبع 4. همان، ج 19، ص 284

موثق
۱۳۹۰/۰۱/۲۰, ۱۷:۵۰
موهبت ديگر خداوند به سليمان مهار كردن گروهى از نيروهاى مخرب بود، زيرا به هر حال در ميان شياطين افرادى بودند كه به عنوان يك نيروى مفيد و سازنده قابل استفاده به حساب نمى آمدند، و چاره اى جز اين نبود كه آنها در بند باشند، تا جامعه از شر مزاحمت آنها در امان بماند، چنانكه قرآن در آيه مى گويد: و گروه ديگرى از شياطين را در غل و زنجير تحت سلطه او قرار داديم (و آخرين مقرنين فى الاصفاد).
واين به معناي برده داري نيست