PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : آیا مرگ انسان براستی بدلیل جانگیری توسط عزرائیل است؟



غلامعلی نوری
۱۳۸۹/۰۸/۰۳, ۱۹:۰۲
بنام خدا

درود بر راستجویان ارجمند


مرگ یک تعریف علمی و پزشکی خاص دارد و حالتی است که بافت زنده ی مغز انسان به هر دلیلی مانند له شدن در اثر تصادف یا ضربه یاقطع جریان خون ، توانایی زنده ماندن و ادامه زندگی را از دست بدهد

اکنون پرسش من این است


وقتی که با این دلایل علمی استوار و قاطع مرگ اتفاق می افتد فرشته ای بنام عزرائیل دیگر کیست که

مرگ افراد را به او نسبت می دهند ؟

با توجه به معلوم بودن دلایل علمی علت مرگ اصلا چه لزومی بوجود او هست که جان افراد را بگیرد ؟

رضا
۱۳۸۹/۰۸/۰۳, ۲۱:۲۸
با سلام
جناب نوری این مطلب را داشته باشید خالی از لطف نیست یه جوری با سوال شما در ارتباط !!تا یکی یکی بریم جلو !!


آيا حيات پس از مرگ وجود دارد؟

دين شناسان مي توانند ساعتها در اين مورد بحث كنند،

اما دكتر جفري لانگ (Jeffrey Long) متخصص تومور چه اعتقادي دارد؟



وي معتقد است شواهد علمي صراحتا مي گويند پاسخ به سوال فوق بله است.
وي در كتاب «شاهدِ پس از مرگ» (Evidence of the Afterlife) كه اين هفته وارد بازار شد، نتيجه ي مناقشه برانگيز خود را در اين مورد ارائه كرده است.
كتابي كه حاصل پژوهشهاي ده ساله ي وي در موضوع تجربيات هنگام مرگ و بررسي تجربيات شخصي 1600 نفر در هنگام مرگ است.

وي در گفت و گو با مجله ي تايم درباره ي ماهيت تجربه ي هنگام مرگ و درهم‌كنش مذهب و علم صحبت مي كند.
اين مصاحبه پرخواننده ترين صفحه ي امروز وب سايت تايم بود.



پرسش: از نظر علمي، تجربه ي هنگام مرگ چيست؟
http://www.iranianuk.com/uk87/pic25/4223800.jpgپاسخ: تجربه ي هنگام مرگ داراي دو مولفه است. نخست اين كه فرد بايد به مرگ نزديك باشد.
به اين معني كه شرايط جسمي اش به قدري وخيم باشد كه در صورت عدم بهبود، بميرد. معمولا فردي را كه بيهوش است، يا از نظر باليني مرده است و ضربان قلب و تنفسش متوقف شده است مي توان نزديك به مرگ در نظر گرفت.
مولفه ي دوم اين است كه مرگ درست از بيخ گوش شخص عبور كند و وي در عين حال بتواند اين مساله را به وضوح تجربه كند و به خاطر بياورد.


پرسش: پاسخ شما به شكاكاني كه كه مي گويند بايد پايه و اساس زيست شناسانه يا فيزيولوژيكي براي چنين تجربه اي وجود داشته باشد چيست؟ چرا كه شما در كتاب خودتان مي گوييد چنين تجربه اي از نظر پزشكي غير قابل توضيح است.
پاسخ: جالب اين جا است كه بر خلاف كتاب من كه توضيحي در مورد اين تجربه ارائه نمي دهد، بيش از بيست توضيح جايگزين براي اين تجربه از سوي شكاكان ارائه شده است.
دليل اين تعداد زياد كاملا مشخص است. چرا كه هيچ يك از اين توضيحات، حتي براي خود شكاكان، قابل فهم نيستند.


پرسش: شما مي گوييد، ميزان شك و ترديد درمورد تجربه ي هنگام مرگ نسبت به گذشته بسيار كاهش يافته است و آگاهي در اين مورد نيز افزايش داشته است. دليل اين اتفاق چيست؟
ظرف 35 سال گذشته صدها مقاله ي علمي درمورد تجربيات هنگام مرگ منتشر شده است. علاوه بر آن، رسانه ها توجه ويژه اي به اين پديده داشته اند.
بخصوص وب سايتهاي اينترنتي صدها هزار صفحه را به اين موضوع اختصاص داده اند. همه ي اينها به افزايش آگاهي مردم در اين زمينه كمك كرده است.


پرسش: شما در كتاب خود اشاره مي كنيد كه برخي از منتقدان مي گويند همه ي كساني كه تجربه ي هنگام مرگ داشته اند، جزييات اين تجربه را قبلا از ديگران شنيده اند وبه نوعي تحت تاثير محيط بوده اند. شما در تحقيقات خود چگونه با اين مساله مقابله كرديد؟
پاسخ: ما داستانهايي كه درمورد تجربه ي هنگام مرگ دريافت مي كنيم، عينا به وب سايت خودمان مي فرستيم. با توجه به اين كه ماهانه 300 هزار صفحه توسط 40 هزار بازديد كننده از سراسر دنيا خوانده مي شود، و تا كنون هيچ كسي موفق نشده است داستانهاي تكراري را شناسايي كند، نشان دهنده ي با اصالت بودن داستانها است. در ضمن، شفافيت كار ما و تعداد بالاي بازديدكنندگان وب سايت، خود بيانگر كيفيت بالاي كار است.


پرسش: شما مي گوييد اين پژوهش تاثيرات شخصي زيادي هم بر روي شما گذاشته است. چگونه؟
پاسخ: من يك پزشك هستم كه با سرطان مبارزه مي كنم. علي رغم همه ي تلاشهايمان، همه ي بيماران علاج پيدا نمي كنند. اعتقاد من به زندگي زيباي پس از مرگ، به من كمك مي كند تا بتوانم با نيروي بيشتري به جنگ اين هيولاي وحشتناك بروم. نيرويي كه قبلا نداشتم. اين اعتقاد به من كمك مي كند كه بتوانم پزشك بهتري براي بيمارانم باشم.
پرسش: شما مي گوييد ما مي توانيم با بررسي تجربيات هنگام مرگ درمورد حيات پس از مرگ نتيجه گيري كنيم.

اما واقعا فكر نمي كنيد اين كار مثل مقايسه ي سيب و پرتقال است؟
پاسخ: از نظر علمي مصاحبه با افرادي كه كاملا مرده اند، امكان پذير نيست. با توجه به اين محدوديت، ما بايد ببينيم بهترين كار ممكن چيست. اگر مغز كسي هيچگونه عملكردي نداشته باشد، مانند زماني كه شما دچار سكته ي قلبي مي شويد، به نظر من اين فرد نزديكترين مدل به آن چه است كه دنبالش هستيم. يعني مطالعه و بررسي اين مساله كه آيا تجربه ي هوشيارانه در جايي خارج از مغز امكان پذير است يا خير.


پرسش: شما در كتابتان به اين نكته اشاره كرده ايد كه تحقيقات شما مي تواند دست مذهب را بازتر كند. اما آيا مساله ي حيات پس از مرگ يك مساله ي علمي است يا مذهبي؟
پاسخ: من فكر مي كنم ما هم اكنون تركيب جالبي از اين دو داريم. اين پژوهش مستقيما به ما يادآور مي شود كه مذهب در طول هزاره هاي گذشته چه چيزهايي به ما گفته است.

مذهب مشخصا به ما گفته است كه حيات پس از مرگ وجود دارد و كل جهان داراي هدف مشخصي است. در واقع پژوهش علمي ما مهر تاييدي براي همه ي چيزهايي است كه مذهب سالها است به ما گفته است. اين كتاب گام بزرگي در نزديك كردن علم و مذهب به يكديگر است.


پرسش: آيا جنبه اي از تجربيات بشري وجود دارد كه به نظر شما علم نمي تواند حتي نزديكش بشود؟
پاسخ: قطعا همين طور است. آنچه كه واقعا پس از مرگ اتفاق مي افتد يكي از اين مسائل است. توجه كنيد كه همه ي آنچه در اين مورد مي دانيم، همواره نيازمند مقداري ايمان نيز هست.:Sham:
در عين حال، وقتي شما به شواهد علمي زندگي پس از مرگ نگاه مي كنيد، مقدار ايمان مورد نياز براي باور داشتن به حيات پس از مرگ به طرز قابل توجهي كاهش مي يابد.


منبع اصلي : http://www.time.com/time/health/article/0,8599,1955636,00.html

رضا
۱۳۸۹/۰۸/۰۳, ۲۱:۳۷
اینم یک مطلب دیگر

تجربه نزدیک به مرگ (NDE) زیاد اتفاق افتاده است ولی اطلاعات مربوط به آن هنوز جزئی است
داستان‌هایی که افراد از زمانی‌هایی تعریف می‌کنند که بنا به دلایل مختلفی همچون سکته دچار ایست قلبی شده‌اند و برای چند دقیقه مردن را تجریه کرده‌اند حتما شنیدنی است.
معمولا از این افراد جملات همچون "من همه زندگی گذشته‌ام را جلوی چشمانم دیدم" و یا "به سوی روشنایی می رفتم" را بسیار تکرار می‌کنند. همه این جملات تنها زمانی بیان می‌شوند که شخص برای دقایقی "مرده (http://www.hamshahrionline.ir/News/?id=78732)" باشد و نکته جالب در مورد تمامی این تجارب شبیه بودن آنها به هم است.
اما اینکه دقیقا "تجربه نزدیک به مرگ " چیست و آیا تجاربی که بیان شده‌اند واقعی هستند و یا به تغییرات شیمیایی که در بدن رخ می دهند نسبت دارند موضوعی است که از لحاظ علمی ثابت شده و اینجا مورد بحث قرار خواهد گرفت.
تاریخچه تجربه نزدیک به مرگ (Near dead experience):
دکتر "ریموند مودی" اولین فردی بود که سال 1975 در کتاب خود از این تجربه نام برد.
"زندگی بعد از زندگی" کتابی یود که در آن تجارب افرادی که تنها برای چند دقیقه مرده بودند جمع‌آوری شده بود و برای اولین بار برای عموم مطرح می‌شد.



اما گزارش افرادی که چنین تحربه‌ای را در زندگی خود داشته‌اند به سالیان سال قبل از آن هم بر می‌گردد.
"افلاطون" در کتاب تاریخی خود به عنوان "جمهوری" که سال 360 قبل از میلاد مسیح نوشته از خاطرات سربازی یاد کرده که در دوران جنگ بر اثر درگیری‌ها جان خود را برای چند دقیقه از دست می‌دهد. این سرباز از خارج شدن روح از بدنش و وارد شدن به جنگلی که شبیه بهشت بوده سخن گفته است.


حالات تشبیه شده در تجربه نزدیک به مرگ:
تقریبا تمامی افرادی که تجریه دقایقی مرگ را داشته‌اند اتفاقات شبیه به هم را عنوان کرده‌اند که چند نمونه آنها از این قبیل است:
احساس آرامش: احساس آرامش درونی و جسمی و حالت تسلیم در برابر مرگ
دیدن نور روشن: گاهی اوقات دیدن نورهای شدید که با وجود روشنی بسیار، آزار دهنده نیستند.
تجربه خروج از بدن: فرد احساس می‌کند که روحش از بدن جدا شده و خودش می‌تواند از بالا بدن بی‌جانش را ببیند و حتی بعضی‌ها از خارج شدن روح از اتاق و گردش آن در آسمان سخن گفته‌اند.
وارد شدن به قلمرو: افراد معمولا احساس می‌کنند که وارد جهانی دیگر شده‌اند.
دیدن ارواح و فرشته‌ها: در بعضی موارد افرادی که تجربه دقایقی مرگ را داشته‌اند گفته‌اند نورهایی شکل فرشته‌ها را دیده‌اند.
تونل: بسیاری از افراد از رد شدن تونلی سفید رنگ خبر داده‌اند.
ارتباط با فرشته‌ها: معمولا افرادی که دقایقی را در حالت مرگ سپری کرده‌اند از صحبت کردن با فرشته‌ای که صدای قوی داشته خبر داده‌اند که به آنان گفته زمان مرگ آنها نرسیده و باید به جسم خود بازگردند. برخی‌ها این تجربه را با امکان انتخاب و برخی آن را با اجبار به برگشتن به جسم تجربه کرده‌اند.
بازبینی زندگی: فرد تمام زندگی قدیمش را همچون فیلمی جلوی چشمان خود می‌بیند که حتی با جزئیات همراه است.


کسانی که تجربه نزدیک به مرگ را داشته‌اند چه کسانی هستند؟
در سال 1982 کتابی در مورد این موضوع انتشار یافت که افراد تجارب خود را در این رابطه عنوان کرده بودند که هنوز هم به عنوان مرجعی برای این اتفاق به شمار می‌آید.


در این کتاب اشاره شده است که نقریبا 15 درصد تمام آمریکایی‌هایی که در حالت مرگ قرار گرفته‌اند از تجارب مشترکی با دیگران که همین تجربه را داشته‌اند سخن گفته‌اند. 11 درصد از وارد شدن به محیطی متفاوت، 8 درصد ازدیدن نورهایی شبیه فرشته‌ها و تنها 1 درصد از نداشتن هر گونه تجربه‌ای در زمان خروج ایست قلبی کامل سخن گفته‌اند.

http://www.hamshahrionline.ir/images/upload/news/pose/8711/nde-1-es.jpg
اما این اعداد و ارقام به تحقیقی که بیش از 20 سال قبل صورت گرفته باز می‌گردد و تحقیقات جدید نشان می‌دهد آمار افرادی که این تجربه را داشته‌اند و آن را در میان گذاشته‌اند بسیار بالاتر رفته است.
تحقیقات بیشتر محققان روی تاثیری که این تجربه در زندگی افراد گذاشته تمرکز کرده است. این تحقیقات نشان داده که افرادی که این تحربه را داشته‌‌اند احساس اطمینان بیشتری دارند و رفتار آنها نسبت به زندگی تغییر چشمگیری داشته است. تنها تعداد بسیار کمی از این افراد پس از این تجریه دچار حالات ترس و یا افسردگی شده‌اند.


تئوری‌های تجربه نزدیک به مرگ:
تئوری‌هایی که تجربه نزدیکی با مرگ را توصیف می‌کنند دو دسته هستند. علمی و ماوراء طبیعی. هیچکدام از این تئوری‌ها تائید و یاتکذیب نشده‌اند و به اعتقاد فرد بستگی دارند.


تئوری‌های علمی:
علم هرگز نتوانسته است تا به طور قطعی اثبات کند که چطور فرد می‌تواند تجریه خروج روح از بدن و یا همان نزدیکی به مرگ را داشته باشد و هیچ توجیه علمی برای آن ارائه نشده است.


آنچه که علم در مورد تجربه نزدیکی به مرگ عنوان می‌کند آن است که در حالی که آنان نظریه احتمال خروج روح از بدن و حتی دیدن دنیای دیگر را رد نمی‌کنند اما معتقدند که برخی از داروها می‌تواند توهم‌هایی را ایجاد کند که سبب می‌شود فرد تصور کند به مردن نزدیک شده است.


مکانیزم این تجزبه بسیار عجیب؛ می‌تواند به سادگی یک بازیابی حافظه برای مغز و یک دوره کردن خاطرات باشد.
مغز می‌تواند تحت تاثیر داروها یک سری اطلاعات غلط را صادر کند و در واقع از کار دست خود دور شود.
آنچه فرد در تجربه نزدیک به مرگ می‌بیند همان تلاش مغز برای بازیابی اطلاعاتی است که بر اثر تاثیر داروها شکل درست خود را از دست داده است. برخی از محققان نیز تئوری را مطرح کرده‌اند که کمبود اکسیژن ارسالی به مغز نیز می‌تواند حالاتی را که بیماران توصیف کرده‌اند برای آنان به ارمغان بیاورد.


تئوری‌های ماوراء طبیعی:
نکته اساسی در تئوری‌های ماوراء طبیعی آن است که فردی که این تجربه را پشت سر گذاشته در واقع در حال تجربه کردن و به یاد آوردن مسائلی است که در زندگی او رخ داده و در ضمیر ناخود آگاه او هنوز زنده مانده است.



بر اساس این تئوری وقتی که فرد به تجربه نزدیک به مرگ می‌رسد روح از بدن جدا می‌شود و به همین خاطر است که چیزهایی که در حالت عادی افراد نمی‌تواند آنها را ببینند تجربه می‌کند.


روح از جسم خارج می‌شود و به محیطی می‌رود که معمولا به همان تونل سفید رنگی تشبیه می‌شود که بسیاری از افراد آن را تجربه کرده‌اند و عنوان می‌کنند از آن گذر کرده و با دیگر فرشته‌ها ارتباط داشته‌اند. اما نکته جالب در مورد این تجربه آن است که گاهی اوقات افراد با اینکه با چشمان بسته در بیمارستان خوابیده و حتی مورد عمل جراحی قرار گرفته‌اند انگار که همه چیز را دیده باشند می‌توانند حتی رنگ بلوز پزشک معالج خود را بیاد بیاورند که این خود نوعی اثبات اینتجربه است


http://www.hamshahrionline.ir/news-74971.aspx

رضا
۱۳۸۹/۰۸/۰۳, ۲۲:۴۶
خوب حالا جناب نوری اگر به خداوند و کتاب خداوند ایمان دارید!!
که :
قال‌ اللهُ الحكيمُ في‌ كتابِه‌ الكريم‌:

قُلْ يَتَوَفَّب'كُم‌ مَّلَكُ الْمَوْتِ الَّذِي‌ وُكِّلَ بِكُمْ ثُمَّ إِلَي‌' رَبِّكُمْ تُرْجَعُونَ.

اين‌ آية‌ كريمه‌ يازدهمين‌ آيه‌ از سورة‌ سجده‌، سي‌ و دوّمين‌ سوره‌ از قرآن‌ مجيد است‌. ميفرمايد:

«بگو (اي‌ پيغمبر) كه‌: شما را مي‌ميراند و جان‌ شما را مي‌گيرد آن‌ فرشتة‌ مرگي‌ كه‌ بر شما گماشته‌ شده‌ است‌ و مأموريّت‌ قبض‌ روح‌ شما را دارد، و پس‌ از آن‌ بسوي‌ پروردگارتان‌ بازگشت‌ خواهيد نمود.»

در اين‌ آية‌ مباركه‌ خداوند جلّ و عزّ قبض‌ روح‌ مردم‌ را نسبت‌ به‌ ملك‌ الموت‌ كه‌ همان‌ عزرائيل‌ است‌ داده‌ است‌.:Sham:

در آية‌ شريفه‌اي‌ كه‌ مفصّلاً در مجلس‌ قبل‌ پيرامونش‌ بحث‌ شد خداوند نسبت‌ قبض‌ روح‌ را مستقيماً به‌ خودش‌ ميدهد:

اللَهُ يَتَوَفَّي‌ الاْنفُسَ حِينَ مَوْتِهَا. 1

«خداوند است‌ فقط‌ كه‌ هميشه‌ جانها را در هنگام‌ مرگ‌ مي‌گيرد.»

در آية‌ ديگر نسبت‌ قبض‌ روح‌ را نه‌ به‌ يك‌ فرشتة‌ خاصّ بلكه‌ به‌ فرشتگان‌ داده‌ است‌::Sham:

وَ هُوَ الْقَاهِرُ فَوْقَ عِبَادِهِ وَ يُرْسِلُ عَلَيْكُمْ حَفَظَةً حَتَّي‌'´ إِذَا جَآءَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ تَوَفَّتْهُ رُسُلُنَا وَ هُمْ لاَ يُفَرِّطُونَ.2

«و اوست‌ آن‌ خداوندي‌ كه‌ سيطره‌ دارد بر بندگانش‌، و از مقام‌ عالي‌ خود آنها را در تحت‌ عبوديّت‌ مسخّر داشته‌ و براي‌ حفظ‌ و حراست‌ آنها فرشتگاني‌ را مي‌گمارد و بسوي‌ آنان‌ گسيل‌ ميدارد، تا زمانيكه‌ مرگِ يكي‌ از شما مقدّر گردد فرشتگاني‌ كه‌ براي‌ انجام‌ اين‌ مأموريّت‌ فرستاده‌ايم‌ جان‌ او را مي‌گيرند و در اين‌ امر كوتاهي‌ نمي‌نمايند.»

در آية‌ چهارم‌ نسبت‌ سلام‌ و تحيّت‌ به‌ ملائكه‌اي‌ كه‌ قبض‌ روح‌ مردم‌ پاك‌ و پاكيزه‌ را مي‌كنند ميدهد:

الَّذِينَ تَتَوَفَّـ'هُمُ الملائكة طَيِّبِينَ يَقُولُونَ سَلَـ'مٌ عَلَيْكُمُ ادْخُلُوا الْجَنَّةَ بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ 3 .

«آن‌ دسته‌ از مردمي‌ كه‌ پاك‌ و پاكيزه‌اند، ملائكة‌ قبض‌ روح‌ از طرف‌ خدا به‌ آنها سلام‌ و تحيّت‌ فرستاده‌ مي‌گويند: سلامٌ عليكم‌، داخل‌ در بهشت‌ شويد در مقابل‌ أفعال‌ نيك‌ كه‌ بجاي‌ آورده‌ايد.»

در آية‌ ديگر از همين‌ سوره‌ ميفرمايد: در هنگام‌ قبض‌ روح‌ مردم‌ ظالم‌ و ستم‌ پيشه‌، چون‌ ميخواهند آن‌ مردم‌ از در آشتي‌ و مسالمت‌ با آن‌ فرشتگان‌ رفتار كنند و زشتيها و بديهاي‌ خود را انكار بنمايند، براي‌ آنان‌ فائده‌اي‌ ندارد.

الَّذِينَ تَتَوَفَّـ'هُمُ الْمَلَائِكَةُ ظَالِمِي‌´ أَنفُسِهِمْ فَأَلْقَوُا السَّلَمَ مَا كُنَّا نَعْمَلُ مِن‌ سُوءٍ بَلَي‌'´ إِنَّ اللَهَ عَلِيمُ بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ. 4

«آن‌ دسته‌ از مردمي‌ كه‌ به‌ نفس‌هاي‌ خود ستم‌ روا داشته‌اند، با فرشتگان‌ قبض‌ روح‌ از راه‌ مسالمت‌ و صلح‌ وارد شده‌ و اظهار ميدارند كه‌ ما مردمي‌ نبوديم‌ كه‌ مرتكب‌ عمل‌ بدي‌ شده‌ باشيم‌. بلي‌، بدرستيكه‌ خداوند به‌ آنچه‌ در دنيا بجاي‌ مي‌آورده‌ايد داناست‌.»

و پس‌ از آنكه‌ فرشتگان‌ اين‌ خطاب‌ را به‌ آنها مي‌كنند، آنها را دوباره‌ مخاطب‌ ساخته‌ مي‌گويند:

فَادْخُلُو´ا أَبْوَ ' بَ جَهَنَّمَ خَـ'لِدِينَ فِيهَا فَلَبِئْسَ مَثْوَي‌ الْمُتَكَبِّرِينَ. 5

«پس‌ داخل‌ شويد از درهاي‌ جهنّم‌، و در جهنّم‌ مُخلَّد و جاودان‌ خواهيد بود؛ پس‌ بد جايگاهي‌ است‌ منزل‌ و محلّ مستكبران‌ و خودپسندان‌!»

در اين‌ آيات‌ همانطور كه‌ ملاحظه‌ مي‌شود، در بعضي‌ نسبت‌ قبض‌ روح‌ را به‌ خدا داده‌ است‌ و در بعضي‌ به‌ ملك‌ الموت‌ و در بعضي‌ به‌ ملائكه‌، و آن‌ ملائكه‌ نيز به‌ طريقي‌، قبض‌ روح‌ طيّبين‌ و پاكان‌ را مينمايند و بطريق‌ دگري‌ قبض‌ روح‌ ظالمين‌ و ستمكاران‌ را مي‌كنند.

جمع‌ بين‌ اين‌ آيات‌ را چه‌ قسم‌ بايد كرد ؟
اگر خود خدا قبض‌ روح‌ مي‌كند عزرائيل‌ و سائر فرشتگان‌ چه‌ مي‌كنند ؟
و اگر عزرائيل‌ مي‌كند سائر فرشتگان‌ چه‌ عملي‌ انجام‌ مي‌دهند ؟
و نسبت‌ اين‌ فعل‌ به‌ ذات‌ مقدّس‌ حضرت‌ ربوبي‌ عزّوجلّ چه‌ معني‌ دارد ؟
و اگر فرشتگان‌ مي‌كنند ملك‌ الموت‌ چكاره‌ است‌ ؟
و نسبت‌ قبض‌ روح‌ به‌ خدا نيز چه‌ معني‌ دارد ؟

اين‌ يك‌ مسأله‌اي‌ است‌ كه‌ بايد روشن‌ شود؛ زيرا علاوه‌ بر آنكه‌ در قرآن‌ كريم‌ تناقض‌ نيست‌،
اين‌ آيات‌ اصل‌ مهمّي‌ از اصول‌ متقنة‌ توحيد را بيان‌ مي‌كنند.:Sham:

1ـ صدر آيه‌ 42، از سورة‌ 39: الزّمر
2 ـ آية‌ 61، از سورة‌ 6: الانعام‌
3 ـ آية‌ 32، از سورة‌ 16: النّحل‌
4 ـ آية‌ 28، از سورة‌ 16: النّحل‌
5 ـ آية‌ 29، از سورة‌ 16: النّحل‌

ادامه دارد...!!

سعید
۱۳۸۹/۰۸/۰۳, ۲۳:۰۴
بسمه تعالی

با سلام و تشکر
«قُلْ يَتَوَفَّاكُمْ مَلَكُ الْمَوْتِ الَّذِي وُكِّلَ بِكُمْ ثُمَّ إِلى‏ رَبِّكُمْ تُرْجَعُونَ» سجده 11
بگو: فرشته مرگ كه موكل بر شماست شما را مى‏ميراند. سپس به سوى پروردگارتان باز گردانده می‏شويد.
با توجه به مفهوم" يتوفاكم" كه از ماده" توفى" (بر وزن تصدى) به معنى بازستاندن است مرگ به معنى فنا و نابودى نخواهد بود، بلكه يك نوع قبض و دريافت فرشتگان نسبت به روح آدمى است كه اساسى‏ترين بخش وجود انسان را تشكيل می‏دهد.

تشکر:Gol:

رضا
۱۳۸۹/۰۸/۰۳, ۲۳:۴۲
با سلام

در كتاب‌ «من‌ لايحضره‌ الفقيه‌» از حضرت‌ صادق‌ عليه‌ السّلام‌ روايت‌ كرده‌ است‌ كه‌:

قِيلَ لِمَلَكِ الْمَوْتِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ: كَيْفَ تَقْبِضُ الاْرْوَاحَ وَ بَعْضُهَا فِي‌ الْمَغْرِبِ وَ بَعْضُهَا فِي‌ الْمَشْرِقِ، فِي‌ سَاعَةٍ وَاحِدَةٍ ؟
فَقَالَ: أَدْعُوهَا فَتُجِيبُنِي‌.
قَالَ: فَقَالَ مَلَكُ الْمَوْتِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ: إنَّ الدُّنْيَا بَيْنَ يَدَيَّ كَالْقَصْعَةِ بَيْنَ يَدَيْ أَحَدِكُمْ يَتَنَاوَلُ مِنْهَا مَا شَآءَ. وَ الدُّنْيَا عِنْدِي‌ كَالدِّرْهَمِ فِي‌ كَفِّ أَحَدِكُمْ يُقَلِّبُهُ كَيْفَ يَشَآءُ.1

«از ملك‌ الموت‌ عليه‌ السّلام‌ سؤال‌ شد: چگونه‌ قبض‌ ارواح‌ آدميان‌ را در يك‌ ساعت‌ مي‌كني‌ در حاليكه‌ بعضي‌ در مغرب‌ عالم‌ و بعضي‌ دگر در مشرق‌ عالم‌ هستند.
ملك‌ الموت‌ در پاسخ‌ گفت‌: من‌ فقط‌ آنها را ميخوانم‌ و آنها جواب‌ مرا ميدهند.

سپس‌ حضرت‌ صادق‌ فرمود: پس‌ از اين‌ پاسخ‌ ملك‌ الموت‌ عليه‌ السّلام‌ گفت‌:
بدرستيكه‌ تمام‌ اين‌ جهان‌ در مقابل‌ من‌ مانند يك‌ كاسه‌اي‌ است‌ كه‌ در نزد يكي‌ از شما باشد، و هر چه‌ از آن‌ كاسه‌ بخواهد غذا تناول‌ كند، تناول‌ مي‌كند.

و تمام‌ اين‌ دنيا در نزد من‌ مانند يك‌ درهمي‌ است‌ كه‌ در دست‌ يكي‌ از شماست‌ و آنرا هر قسم‌ كه‌ بخواهد ميگرداند و پشت‌ و روي‌ آنرا مي‌نگرد.»

همچنين‌ در كتاب‌ «من‌ لايحضره‌ الفقيه‌» روايت‌ كرده‌ است‌ كه‌ از حضرت‌ صادق‌ عليه‌ السّلام‌ دربارة‌ اين‌ آيات‌ سؤال‌ شد:

از قول‌ خدا عزّوجلّ: اللَهُ يَتَوَفَّي‌ الاْنفُسَ حِينَ مَوْتِهَا و از قول‌ خدا عزّوجلّ: قُلْ يَتَوَفَّـ'كُم‌ مَّلَكُ الْمَوْتِ الَّذِي‌ وُكِّلَ بِكُمْ
و از قول‌ خدا عزّوجلّ: الَّذِينَ تَتَوَفَّـ'هُمُ الْمَلَائِكَةُ طَيِّبِينَ، و الَّذِينَ تَتَوَفَّـ'هُمُ الْمَلَائِكَةُ ظَالِمِي‌´ أَنفُسِهِمْ
و از قول‌ خدا عزّوجلّ: تَوَفَّتْهُ رُسُلُنَا
و از قول‌ خدا عزّوجلّ: وَ لَوْ تَرَي‌'´ إِذْ يَتَوَفَّي‌ الَّذِينَ كَفَرُوا الْمَلَائِكَةُ. 2 و به‌ تحقيق‌ كه‌ در يك‌ ساعت‌ در جميع‌ آفاق‌ عالم‌ آنقدر از مردمان‌ مي‌ميرند كه‌ عدد آنها را غير از خداوند عزّوجلّ كسي‌ نمي‌تواند به‌ شمارش‌ درآورد، اين‌ چگونه‌ متصوّر است‌ ؟

حضرت‌ صادق‌ عليه‌ السّلام‌ در پاسخ‌ فرمودند: خداوند تبارك‌ و تعالي‌ براي‌ ملك‌ الموت‌ ياران‌ و مددكاراني‌ گماشته‌ است‌ كه‌ آنها ارواح‌ را قبض‌ مي‌كنند.
مانند صاحب‌ الشُّرطَة‌ (يعني‌ رئيس‌ پليس‌) كه‌ براي‌ او ياران‌ و كمك‌ كاراني‌ از افراد انسان‌ قرار داده‌ شده‌ است‌، و آن‌ رئيس‌ پليس‌ آن‌ اعوان‌ و ياران‌ خود را در پيش‌آمدها براي‌ انجام‌ اموري‌ كه‌ بعهده‌ دارند مي‌فرستد.
بنابراين‌ تَتَوَفَّاهُمُ الْمَلَ´ئِكَةُ، وَ يَتَوَفَّاهُمْ مَلَكُ الْمَوْتِ مِنَ الْمَلَ´ئِكَةِ مَعَ مَا يَقْبِضُ هُوَ، وَ يَتَوَفَّاهَا اللَهُ عَزَّوَجَلَّ مِنْ مَلَكِ الْمَوْتِ.
«فرشتگان‌ رحمت‌ و غضب‌، قبض‌ روح‌ مؤمنين‌ و ظالمين‌ را مي‌كنند يعني‌ روح‌ آنها را به‌ نزد خود مي‌گيرند و جذب‌ مي‌كنند، و ملك‌ الموت‌ روح‌ آنها را بواسطة‌ آن‌ فرشتگان‌ مي‌گيرد و به‌ نزد خود جذب‌ مي‌كند با روح‌ آن‌ افرادي‌ را كه‌ خودش‌ بلاواسطه‌ مي‌گرفته‌ و به‌ خود جذب‌ مي‌نموده‌ است‌، و خداوند عزّوجلّ آن‌ ارواح‌ را بواسطة‌ ملك‌ الموت‌ مي‌گيرد و جذب‌ مي‌نمايد.» 3 :Sham:
از اين‌ روايت‌ استفاده‌ مي‌شود كه‌ روح‌ بعضي‌ را ملك‌ الموت‌ بدون‌ واسطة‌ فرشتگان‌ جزئيّه‌ مي‌گيرد و خودش‌ بنفسه‌ متصدّي‌ و مباشر قبض‌ روح‌ آنان‌ ميگردد.


1«من‌ لايحضره‌ الفقيه‌» باب‌ غسل‌ الميّت‌، طبع‌ نجف‌، جلد 1، ص‌80
2ـ صدر آية‌ 50، از سورة‌ 8: الانفال‌

3ـ «من‌ لايحضره‌ الفقيه‌» باب‌ غسل‌ الميّت‌، طبع‌ نجف‌، جلد 1، ص‌ 82

غلامعلی نوری
۱۳۸۹/۰۸/۰۴, ۰۰:۲۰
درود بر دوستان

خود خوب می دانید که آیاتی که شما آورده اید من خوب می دانم

اما منظور من بررسی 1 -علمی 2- قرآنی مرگ و موضوعات مرتبط با آن است

علت مرگ مغزی را همانطور که گفتم علم قاطع بیان کرده و جای هیچ گونه شکی هم وجود نداره و اصلا عقلانه و منطقی هم فکر کنیم خود مرگ هم ربطی و نیازی براستی به وجود عزرائیل ندارد

و اینکه بپذیریم مرگ بوسیله ی فرشته ای بنام عزراییل ایجاد می شود غیر منطقی و با عقل سالم و اصول مسلم علمی جور در نمی آید


آیاتی که آورده اید درست !

اما در ترجمه و تفسیر و برداشت از آنها مشکل وجود دارد !!

اگر در آیات مربوط به مرگ انسانها دقت و تدبر شود ملک الموت ( عزرائیل )کسی نیست که ما را می میراند بلکه همانطوریکه گفتم خود مرگ توضیح علمی استواری دارد و نیازی به وجود فرشته ای بنام عزراییل ندارد

بزودی می گویم چرا !!!

نخست زمانی بیندیشید و جستجو کنید

رضا
۱۳۸۹/۰۸/۰۴, ۰۱:۴۲
اما در ترجمه و تفسیر و برداشت از آنها مشکل وجود دارد !!

اگر در آیات مربوط به مرگ انسانها دقت و تدبر شود ملک الموت ( عزرائیل )کسی نیست که ما را می میراند بلکه همانطوریکه گفتم خود مرگ توضیح علمی استواری دارد و نیازی به وجود فرشته ای بنام عزراییل ندارد

بزودی می گویم چرا !!!

نخست زمانی بیندیشید و جستجو کنید





با سلام


روايتي‌ را شيخ‌ صدوق‌ عليه‌ الرّحمة‌ در كتاب‌ «توحيد» نقل‌ مي‌كند از أحمد بن‌ الحسن‌ القَطّان‌ از أحمد بن‌ يحيي‌ از بِكر بن‌ عبدالله‌ ابن‌ حبيب‌ از أحمد بن‌ يعقوب‌ بن‌ مطر از محمّد بن‌ حسن‌ بن‌ عبدالعزيز الاحدب‌ الجند در نيشابور كه‌ او گفت‌:

من‌ در كتاب‌ پدر خودم‌ كه‌ بخطّ خود نوشته‌ بود يافتم‌ كه‌ او ميگويد: روايت‌ كرد براي‌ من‌ طلحة‌ بن‌ يزيد از عبيدالله‌ بن‌ عبيد از أبي‌ معمّر السّعداني‌ كه‌:

مردي‌ بخدمت‌ أميرالمؤمنين‌ عليّ بن‌ أبي‌طالب‌ عليه‌ السّلام‌ آمد و عرض‌ كرد:

يا أميرالمؤمنين‌! من‌ در كتاب‌ خداي‌ كه‌ بر پيغمبرش‌ فرستاده‌ است‌ شكّ نموده‌ام‌.

أميرالمؤمنين‌ عليه‌ السّلام‌ فرمود: ثَكَلَتْكَ أُمُّكَ، وَ كَيْفَ شَكَكْتَ فِي‌ كِتَابِ اللَهِ الْمُنْزَلِ ؟
مادرت‌ بر تو بگريد و در سوك‌ و عزاي‌ تو اشكبار باشد، چگونه‌ در كتاب‌ فرستاده‌ از ناحية‌ خدا شكّ نمودي‌ ؟

گفت‌: من‌ در كتاب‌ خدا چنين‌ يافتم‌ كه‌ بعضي‌ از آيات‌ آن‌ تكذيب‌ بعض‌ از آيات‌ ديگر آنرا ميكند، پس‌ چگونه‌ من‌ در آن‌ شكّ نكنم‌ ؟

حضرت‌ فرمودند: كتاب‌ خداوند عزّوجلّ آياتش‌ بهم‌ پيوسته‌ و مربوط‌ است‌ و آياتش‌ تصديق‌ يكديگر را ميكند، و ابداً بعضي‌ از آيات‌ آن‌ تكذيب‌ آية‌ ديگري‌ را نمي‌نمايد.
ولي‌ سهميّة‌ تو از روزيهاي‌ معنوي‌ و عقلاني‌ به‌ آن‌ پايه‌ نرسيده‌ است‌ كه‌ بتواني‌ از عقلت‌ و فهمت‌ استفاده‌ كني‌.
بياور شكوك‌ خود را از كتاب‌ خدا و بيان‌ كن‌.:Sham:

آن‌ مرد شروع‌ كرد به‌ بيان‌ كردن‌ و حضرت‌ أميرالمؤمنين‌ عليه‌ السّلام‌ يكايك‌ را جواب‌ گفتند.:Sham:
و اين‌ روايت‌ بسيار مفصّل‌ و طولاني‌ است‌ و در كتاب‌ «توحيد» صدوق‌ طبع‌ حيدري‌، از ص‌ 254 تا ص‌ 269 بيان‌ شده‌ است‌.:Sham:

ولي‌ ما موضع‌ حاجت‌ خود را راجع‌ به‌ ادّعاي‌ تناقض‌ و تنافي‌ در آيات‌ قبض‌ روح‌، از آن‌ انتخاب‌ و در اينجا بيان‌ مي‌كنيم‌:

حضرت‌ أميرالمؤمنين‌ عليه‌ السّلام‌ فرمودند: و آنچه‌ بيان‌ كردي‌ از آيات‌ قبض‌ روح‌ مانند قوله‌: قُلْ يَتَوَفَّـ'كُم‌ مَّلَكُ الْمَوْتِ الَّذِي‌ وُكِّلَ بِكُمْ ثُمَّ إِلَي‌' رَبِّكُمْ تُرْجَعُونَ و قوله‌: اللَهُ يَتَوَفَّي‌ الاْنفُسَ حِينَ مَوْتِهَا و قوله‌: تَوَفَّتْهُ رُسُلُنَا وَ هُمْ لاَ يُفَرِّطُونَ و قوله‌: الَّذِينَ تَتَوَفَّـ'هُمُ الْمَلَائِكَةُ ظَالِمِي‌´ أَنفُسِهِمْ و قوله‌: تَتَوَفَّـ'هُمُ الْمَلَائِكَةُ طَيِّبِينَ يَقُولُونَ سَلَـ'مٌ عَلَيْكُم‌،
پس‌ بدان‌ كه‌ خداوند تبارك‌ و تعالي‌ تدبير امور خود را به‌ هر كيفيّتي‌ كه‌ بخواهد ميكند، و از مخلوقات‌ خود هر كدام‌ را كه‌ بخواهد به‌ هر كاري‌ كه‌ بخواهد مي‌گمارد.:Sham:

امّا ملك‌ الموت‌، خداوند او را بر قبض‌ روح‌ بندگان‌ خاصّ خود كه‌ اراده‌ كرده‌ است‌ گماشته‌ تا بالمباشره‌ ارواح‌ آنان‌ را قبض‌ كند.:Sham:

و دسته‌اي‌ از فرشتگان‌ خاصّ خود را براي‌ قبض‌ روح‌ افرادي‌ از بندگان‌ خود كه‌ اراده‌ فرموده‌ است‌ قرار داده‌ است‌.:Sham:

فرشتگاني‌ را كه‌ خداوند عزّوجلّ نام‌ آنان‌ را برده‌، آنان‌ را مأمور افراد معيّن‌ و مشخّصي‌ از مخلوقات‌ خود فرموده‌ است‌.:Sham:

خداوند تبارك‌ و تعالي‌ تدبير امور را به‌ هر كيفيّتي‌ كه‌ اراده‌ كند و مشيّتش‌ تعلّق‌ گيرد مي‌نمايد.:Sham:

و سپس‌ فرمود:
وَ لَيْسَ كُلُّ الْعِلْمِ يَسْتَطِيعُ صَاحِبُ الْعِلْمِ أَنْ يُفَسِّرَهُ لِكُلِّ النَّاسِ؛ لاِنَّ مِنْهُمُ الْقَوِيَّ وَ الضَّعِيفَ. وَ لاِنَّ مِنْهُ مَا يُطَاقُ حَمْلُهُ وَ مِنْهُ مَا لاَ يُطَاقُ حَمْلُهُ إلاَّ مَنْ يُسَهِّلُ اللَهُ لَهُ حَمْلَهُ وَ أَعَانَهُ عَلَيْهِ مِنْ خَآصَّةِ أَوْلِيَآئِهِ.
وَ إنَّمَا يَكْفِيكَ أَنْ تَعْلَمَ أَنَّ اللَهَ هُوَ الْمُحْيِي‌ الْمُمِيتُ، وَ أَنَّهُ يَتَوَفَّي‌ الاْنْفُسَ عَلَي‌ يَدَيْ مَنْ يَشَآءُ مِنْ خَلْقِهِ مِنْ مَلَ´ئِكَتِهِ وَ غَيْرِهِمْ.
قَالَ: فَرَّجْتَ عَنِّي‌، فَرَّجَ اللَهُ عَنْكَ يَا أَمِيرَالْمُؤْمِنِينَ، وَ نَفَعَ اللَهُ الْمُسْلِمِينَ بِكَ 1-

مي‌فرمايد: «و شخص‌ دانشمند و صاحب‌ علم‌ را چنين‌ قدرتي‌ نيست‌ كه‌ بتواند هر علمي‌ را براي‌ تمام‌ افراد مردم‌ شرح‌ و تفسير كند؛ چون‌ در ميان‌ مردم‌ از نقطة‌ نظر ادراك‌ و تعقّل‌ بعضي‌ مستعدّ و قويّ هستند و برخي‌ دگر ضعيف‌ و ناقابل‌، و همچنين‌ اقسام‌ علوم‌ همه‌ در يك‌ پايه‌ نيستند بلكه‌ بعضي‌ از علوم‌ قابل‌ تحمّل‌اند و برخي‌ دگر قابل‌ تحمّل‌ نيستند و از عهده‌ و طاقت‌ عامّة‌ مردم‌ خارج‌ است‌، مگر افراد اندكي‌ كه‌ از اولياء و خواصّ خدا بوده‌ و خداوند براي‌ آنان‌ ادراك‌ آن‌ علوم‌ را آسان‌ نموده‌ و براي‌ تفهّم‌ و تعقّل‌ و تحمّل‌ آن‌ علوم‌ آنان‌ را نيرو بخشيده‌ و ياري‌ فرموده‌ است‌.:Sham::Sham:

و براي‌ تو اي ‌غلام علی همين‌ قدر كافي‌ است‌ كه‌ بداني‌: ذات‌ مقدّس‌ حضرت‌ پروردگار زنده‌ كننده‌ و ميراننده‌ است‌، و اوست‌ كه‌ قبض‌ ارواح‌ مي‌كند بر دست‌ هر كدام‌ از بندگان‌ و مخلوقات‌ خود كه‌ بخواهد، خواه‌ آنها از طائفة‌ فرشتگان‌ باشند يا از غير فرشتگان‌.:Sokhan:


1-«توحيد» صدوق‌، كتاب‌ التّوحيد، باب‌ الرّدّ علي‌ الثّنويّة‌ و الزّنادقة‌، طبع‌ حيدري‌ (سنة‌ 1387 ) ص‌ 268

غلامعلی نوری
۱۳۸۹/۰۸/۰۴, ۱۴:۴۰
باسپاس از رحمات شما

ولی هنوز جواب تاپیک داده نشده است و دلایل قاطع علمی و پزشکی که جای هیچ شکی نمی گذارد ایجاد مرگ توسط فرشته ای بنام عزراییل را نفی می کند

منتظرم دوستان پیش از پست زدن یک کمی دلایل علمی مرگ را در ذهن مرور کرده و با چشم باز و خردمندانه به این موضوع نگاه کنند

زمزم
۱۳۸۹/۰۸/۰۴, ۱۷:۲۲
بسم الله الرحمن الرحیم


سوال به دلیل عدم درک درست از ماهیت مرگ و اینکه پس از این عالم عالمی دیگر در انتظار بشر است.
وجود انسان دو بعدی است . روح و جسم . جسم که هویدا است وروح نیز با استدلالهایی چون :انتساب اعضا و جوارح و افعال به "من" که همان روح یا نفس است و یا زیاد شدن علم و بزرگ نشدن سلولهای مغز به طور ظاهری و دیدن خواب و روءیا و خواب مغناطیسی و تله پاتی و.. قابل اثبات است.
چون انسان دوبعدی است هرچه در جسم تاثیر گذار روح نیز متأثر میشود و هرآنچه روح متأثر شود جسم نیز متأثر میشود که امروزه با یافته های پزشکی اثبات شده است.
با این مقدمه میرویم سراغ ماهیت مرگ :
در قران از مرگ به توفّی تعبیر شده است ؛الله یتوفی الانفس حین موتها ؛زمر،42
که توفی به معنی بازگیری شیی به طور کامل ؛است .که با این تفسیر مرگ نوعی قطع علاقه تدبیری روح از جسم استکه توسط فرشته مرگ روح کاملا تحویل گرفته میشود و به عالمی دیگر منتقل میگردد.یا انتقال روح از نشئه دنیایی به نشئه دیگر .
عواملی که باعث از بین رفتن جسم هرچه میخواهد باشد تصادف،قطع خون و ... بالاخره در هنگام مرگ روح از جسم دنیایی قطع علاقه میکند و تحویل گرفته میشود به طور کامل و منتقل به عالمی دیگر میشود . حال این تحویل و انتقال را خداوند به دست جناب عزرائیل انجام میدهد.

غلامعلی نوری
۱۳۸۹/۰۸/۰۴, ۱۸:۲۴
بسم الله الرحمن الرحیم


سوال به دلیل عدم درک درست از ماهیت مرگ و اینکه پس از این عالم عالمی دیگر در انتظار بشر است.
وجود انسان دو بعدی است . روح و جسم . جسم که هویدا است وروح نیز با استدلالهایی چون :انتساب اعضا و جوارح و افعال به "من" که همان روح یا نفس است و یا زیاد شدن علم و بزرگ نشدن سلولهای مغز به طور ظاهری و دیدن خواب و روءیا و خواب مغناطیسی و تله پاتی و.. قابل اثبات است.
چون انسان دوبعدی است هرچه در جسم تاثیر گذار روح نیز متأثر میشود و هرآنچه روح متأثر شود جسم نیز متأثر میشود که امروزه با یافته های پزشکی اثبات شده است.
با این مقدمه میرویم سراغ ماهیت مرگ :
در قران از مرگ به توفّی تعبیر شده است ؛الله یتوفی الانفس حین موتها ؛زمر،42
که توفی به معنی بازگیری شیی به طور کامل ؛است .که با این تفسیر مرگ نوعی قطع علاقه تدبیری روح از جسم استکه توسط فرشته مرگ روح کاملا تحویل گرفته میشود و به عالمی دیگر منتقل میگردد.یا انتقال روح از نشئه دنیایی به نشئه دیگر .
عواملی که باعث از بین رفتن جسم هرچه میخواهد باشد تصادف،قطع خون و ... بالاخره در هنگام مرگ روح از جسم دنیایی قطع علاقه میکند و تحویل گرفته میشود به طور کامل و منتقل به عالمی دیگر میشود . حال این تحویل و انتقال را خداوند به دست جناب عزرائیل انجام میدهد.

درود بر شما زمزم آفرین

معلوم شد که در این امر از مغز تان تدبر کشیده ای

گرچه در خط اول نوشته ات باز تند رفته ای ولی چون در دنباله مطلب منطقی گفته ای من شما را می بخشم

بله الان این شد یک چیزی و این پاسخ منطقی تر است

ومن چقدر منتظر این چنین برداشت منطقی ایی بودم ؟؟؟

نه اینکه مانند برخی چون نیروی تدبر و تفحص ندارند طرف را سریع به عناد و دشمنی با خدا و قرآن متهم می کنند و خلاص !!!!!!

توفی بطور کلی یعنی تحویل گرفتن یا تحویل دادن چیزی به طور کامل ( نه اینکه میراندن و کشتن و نیست کردن )

اما توضیح کامل را خودم می آورم

فرشتگان موکل مرگ ( ملک الموت ) موجب مرگ ونیستی نمی شوند بلکه «بعد از مرگ» روح را تحویل گرفته و آن را به جایگاه درخورش در عالم بالا گسیل می دارند


در ضمن هر فردی در این صورت یک ملک الموت و موکل مربوط به خود دارد

و در نظر گرفتن فرشته ای واحدی بنام عزراییل برای همه انسانها پشتوانه ی عقلی و قرآنی ندارد


نتیجه ی نهایی

عزرائیلی با تعریف عامیانه ی رایج اصلا وجود ندارد

شیخ هادی
۱۳۸۹/۰۸/۰۴, ۲۱:۱۳
و در نظر گرفتن فرشته ای واحدی بنام عزراییل برای همه انسانها پستوانه ی عقلی و قرآنی ندارد
باسلام به دوستان خوبم:
دوستان هر كدام از فرشتگان وظيفه يا وظايفي دارند كه وظائف آنان از جانب خدا به آنان داده شده است . ازجملهء فرشتگان عزرائيل است كه وظيفهء او قبض ارواح انسان ها هنگامي كه وقت مردنشان رسيده است , مي باشد.البته مأمور قبض ارواح تنها عزرائيل نيست .
در قرآن سه جور تعبير دربارهء قبض ارواح آمده است :
1 گاهي قبض روح به خدا نسبت داده شده است.
2 گاهي به ملك الموت نسبت داده شده است .
3 در جاي ديگر تعبير به فرشتگان شده است .
هنگامي كه مرگِ يكي از شما فرا رسد, رسولان ما (فرشتگان ) جان شما را مي گيرند و در اين امر كوتاهي نمي كنند.
از مجموع اين سه آيه مي توان برداشت كرد: قبض كنندهء اصلي خداوند متعال است , ولي در عالم اسباب فرشته ءمرگ يعني عزرائيل مجري اين فرمان است و او نيز به وسيلهء گروهي از فرشتگان كه تحت نظر او هستند, اين مأموريت را انجام مي دهد.(1)

1.با استفاده از فرشتگان , نوشتهء عليرضا رجالي تهراني , ص .115

غلامعلی نوری
۱۳۸۹/۰۸/۰۵, ۱۰:۱۸
باسلام به دوستان خوبم:
دوستان هر كدام از فرشتگان وظيفه يا وظايفي دارند كه وظائف آنان از جانب خدا به آنان داده شده است . ازجملهء فرشتگان عزرائيل است كه وظيفهء او قبض ارواح انسان ها هنگامي كه وقت مردنشان رسيده است , مي باشد.البته مأمور قبض ارواح تنها عزرائيل نيست .
در قرآن سه جور تعبير دربارهء قبض ارواح آمده است :
1 گاهي قبض روح به خدا نسبت داده شده است.
2 گاهي به ملك الموت نسبت داده شده است .
3 در جاي ديگر تعبير به فرشتگان شده است .
هنگامي كه مرگِ يكي از شما فرا رسد, رسولان ما (فرشتگان ) جان شما را مي گيرند و در اين امر كوتاهي نمي كنند.
از مجموع اين سه آيه مي توان برداشت كرد: قبض كنندهء اصلي خداوند متعال است , ولي در عالم اسباب فرشته ءمرگ يعني عزرائيل مجري اين فرمان است و او نيز به وسيلهء گروهي از فرشتگان كه تحت نظر او هستند, اين مأموريت را انجام مي دهد.(1)

1.با استفاده از فرشتگان , نوشتهء عليرضا رجالي تهراني , ص .115



:Gig:

زمزم
۱۳۸۹/۰۸/۰۵, ۱۹:۳۴
توفی بطور کلی یعنی تحویل گرفتن یا تحویل دادن چیزی به طور کامل ( نه اینکه میراندن و کشتن و نیست کردن )

چرا میراندن را به نیستی معنا میکنید؟ به چه دلیلی ؟کشتن نیز چنین معنایی نمی دهد.

تا یک جهان بینی صحیح توحیدی نداشته باشید نمی توانید تبیین درستی از ماهیت مرگ داشته باشید.

اساسا توحید و معاد کاملا مرتبط باهم هستند . اصول مشترک در ادیان توحیدی همانا توحید،نبوت و معاد است. کسی معتقد به معاد استکه توحید را پذیرفته باشد و چنانچه معاد را بپذیرد ماهیت مرگ را به وسیله ادله نقلی به راحتی میتواند تبیین کند و دیگر شبهه ای نمی ماند.

غلامعلی نوری
۱۳۸۹/۰۸/۰۵, ۲۰:۱۷
چرا میراندن را به نیستی معنا میکنید؟ به چه دلیلی ؟کشتن نیز چنین معنایی نمی دهد.

تا یک جهان بینی صحیح توحیدی نداشته باشید نمی توانید تبیین درستی از ماهیت مرگ داشته باشید.

اساسا توحید و معاد کاملا مرتبط باهم هستند . اصول مشترک در ادیان توحیدی همانا توحید،نبوت و معاد است. کسی معتقد به معاد استکه توحید را پذیرفته باشد و چنانچه معاد را بپذیرد ماهیت مرگ را به وسیله ادله نقلی به راحتی میتواند تبیین کند و دیگر شبهه ای نمی ماند.

ببین کاخ تدبر خوبت را با عجله خراب نکن زمزم گرامی

مثل اینکه توجه نکرد ه ا ی یا یادت رفته که درمورد چی داشتیم حرف می زنیم !!! در مورد توفی بود دیگه !!!!

من گفته ام که توفی این معنی ها را نمی دهد عزیز

ولی مثل اینکه شما اصلا از موضوع دیگری خارج از بحث پیشین حرف می زنی !!!!:Gig:

بحر را گذاشته به نهر چسبیده ای ؟؟

چیزی که میگی بحث جدایی است پس اول بیشتر دقت کن بعد از اینجانب ایراد بگیر

در تدبر موفق باشی

سعید
۱۳۸۹/۰۸/۱۰, ۲۲:۴۰
بسمه تعالی

با سلام و تشکر از همه دوستان
جناب غلامعلی تعریفی که شما از مرگ ارائه نمودید تنها ناظر به جسم انسان است د ر حالی که حقیقت مرگ چیز دیگری است که خدای متعال آن را در قرآن بیان کرده است. شما هر چه که عاقل باشید در برابر کلام خالق عقل شایسته است کرنش کنید. با وجود اینکه قرآن با صراحت بیان می کند حضرت عزرائیل جانها را کامل می گیرد جایی برای دلیل شما باقی نمی ماند.جایی که آب است تیمم باطل است. از شما که خود را معتقد به کلام خدای متعال معرفی کردید طرح چنین سوالی بعید بود. اللهم نعوذ بک من شرور انفسنا
با تشکر:Gol:

غلامعلی نوری
۱۳۸۹/۰۸/۱۰, ۲۳:۰۲
با وجود اینکه قرآن با صراحت بیان می کند حضرت عزرائیل جانها را کامل می گیرد جایی برای دلیل شما باقی نمی ماند.جایی که آب است تیمم باطل است. از شما که خود را معتقد به کلام خدای متعال معرفی کردید طرح چنین سوالی بعید بود. اللهم نعوذ بک من شرور انفسنا
با تشکر

او لا جناب کار شناس پاسخگوی گرامی قرآنی نام مرحوم عزراییل در قرآن نیامده است

دوما که نامبرده به فرض وجود مسئول جانگیری نیست چون مرگ و رحلت انسان تعریف قاطع علمی و بدون شکی دارد

ایشان اگر هم باشه بعد از مرگ طرف روحش رو به سوی عالم بالا یی که سزایش است سوق می ده

عزراییل با تعریف رایجی که الان در جامعه هست اصلا وجود خارجی نداره

اگر هم فرشته هایی بنام عزر اییل باشه بعد از جاندهی انسان است نه مسئول جانگیری

پست های پیشین مرا بخوان تا بیشتر در جریان باشی

سعید
۱۳۸۹/۰۸/۱۱, ۲۱:۳۲
بسمه تعالی

با سلام و تشکر
اولا:تعریفی که شما از مرگ ارائه کردید یک تعریف صرف مادی است و تجربی که روح در آن لحاظ نشده است و این تعریف از مرگ بر خلاف تعالیم دینی است.
ثانیا: اینکه شما می گویید این علم قطعی است جای تعجب است چون تجربه خطا پذیر است.
ثالثا: از تعليم قرآن برمى‏آيد كه مرگ به معناى عدم حيات نيست، بلكه به معناى انتقال است. امرى است وجودى كه مانند حيات خلقت‏ پذير است" الَّذِي خَلَقَ الْمَوْتَ وَ الْحَياةَ لِيَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا وَ هُوَ الْعَزِيزُ الْغَفُورُ
شما نوشتید که: با توجه به معلوم بودن دلایل علمی علت مرگ اصلا چه لزومی بوجود او هست که جان افراد را بگیرد ؟
اگر بپذیریم علت مرگ همانی باشد که شما نوشتید چه بعدی وجود دارد که ملک الموت روح میت را قبض کند؟
رابعا:شما مرقوم فرمودید که نام عزرائیل کجا در قرآن آمده شاید منظورتان این است که ملک الموت غیر از عزرائیل است؟
:Gol:تشکر

غلامعلی نوری
۱۳۸۹/۰۸/۱۱, ۲۲:۰۲
شما نوشتید که: با توجه به معلوم بودن دلایل علمی علت مرگ اصلا چه لزومی بوجود او هست که جان افراد را بگیرد ؟
اگر بپذیریم علت مرگ همانی باشد که شما نوشتید چه بعدی وجود دارد که ملک الموت روح میت را قبض کند؟
رابعا:شما مرقوم فرمودید که نام عزرائیل کجا در قرآن آمده شاید منظورتان این است که ملک الموت غیر از عزرائیل است؟

درود بر شما

قرآن که نگفته ملک الموت شما را می میراند مرگ به اذن و ارده و در نهایت در دست وکار خداست

ملک الموت هیچ کسی را نمی تواند بمیراند و جانگیری کند


بلکه قرآن در آیه ی ملک الموت توفی بکار برده است نه موت و میراندن یعنی بعد از مرگ

روح را تحویل گرفته و به عالم بالا و جایی می برد که سزای آن است

ملک الموت به معنی همان عزراییل مرسوم در بین عامه نیست

هر کسی یک ملک الموت خاص و موکل مربوط به خود دارد

این طور نیست که یک فرشته واحدی داشته باشیم بنام عزراییل که ملک الموت چند میلیارد انسان شود

این نه عقلی است نه قرآنی

برهان
۱۳۸۹/۰۸/۱۲, ۱۳:۱۹
ولی هنوز جواب تاپیک داده نشده است و دلایل قاطع علمی و پزشکی که جای هیچ شکی نمی گذارد ایجاد مرگ توسط فرشته ای بنام عزراییل را نفی می کند

منتظرم دوستان پیش از پست زدن یک کمی دلایل علمی مرگ را در ذهن مرور کرده و با چشم باز و خردمندانه به این موضوع نگاه کنند
در پاسخ باید گفت :

اولا هنوز علم (منظور علوم تجربی) در مورد پدیده مرگ اطلاع دقیقی ندارد.

بنابراین در مرحله اول وظیفه شماست که مرگ را تعریف بفرمایید.

آنکه در پست نخستین فرمودید هیچ ارتباطی به مرگ ندارد و خودش پر از تناقض است.

تعریف شما این بوده :

مرگ یک تعریف علمی و پزشکی خاص دارد و حالتی است که بافت زنده ی مغز انسان به هر دلیلی مانند له شدن در اثر تصادف یا ضربه یاقطع جریان خون ، توانایی زنده ماندن و ادامه زندگی را از دست بدهد

در حالی که این اسمش از کار افتادن مغز است نه مرگ.


مثل قدما که فکر می کردند از کار افتادن قلب مساوی با مرگ است.

که مشخص شد اینگونه نیست. و می توان مثلا دستگاه قلب مصنوعی ساخت که کار آن را انجام دهد .

و امروزه هم موارد بسیاری از "مرگ مغزی" داریم که بعد از مدتی دوباره به زندگی برگشته اند و تعدادشان هم کم نیست.

ضمن اینکه باز در تعریفتان از واژه "زنده" ، "توانایی زنده ماندن" ، "ادامه زندگی" استفاده کردید که مفاهیم متافیزیکی هستند و نه اصطلاحات پزشکی و علمی.

پس تعریفتان که بکل بی پایه بود.

دومین خطایتان هم قاطی کردن دو دیدگاه متفاوت مادی و متافیزیکی در مورد مرگ است .
فرشتگان مگر موجودات مادی هستند که برای اثبات یا رد عملکردشان به دستاورد های پزشکی چنگ زده اید.

حرم امن الهی
۱۳۸۹/۰۸/۱۳, ۰۷:۳۶
سلام ، من طبق تجربیاتم به یک نکته رسیدم و اون اینکه اگر انسان از تمام تعلقاتش در دنیا دست بکشه با صحت جسم می تونه بمیره !

نمی دونم تا چه حد درست هست ولی خیلی عجیبه!

مسعودی
۱۳۸۹/۰۸/۱۳, ۰۷:۴۷
سلام ، من طبق تجربیاتم به یک نکته رسیدم و اون اینکه اگر انسان از تمام تعلقاتش در دنیا دست بکشه با صحت جسم می تونه بمیره !

نمی دونم تا چه حد درست هست ولی خیلی عجیبه!
ببخشید متوجه نشدم یعنی سالم باشه و بمیره ؟ اینطوری یعنی خدا به وقت خود بلاخره جونو میگیره؟ میشه از اون تجربه که میفرمایین بیشتر توضیح بدین ؟
فکر میکنین انسانی با مشخصاتی که میفرمایین پیدا میشه یا میشناسیدش؟

حرم امن الهی
۱۳۸۹/۰۸/۱۳, ۰۸:۰۴
ببخشید متوجه نشدم یعنی سالم باشه و بمیره ؟ اینطوری یعنی خدا به وقت خود بلاخره جونو میگیره؟ میشه از اون تجربه که میفرمایین بیشتر توضیح بدین ؟
فکر میکنین انسانی با مشخصاتی که میفرمایین پیدا میشه یا میشناسیدش؟


سلام ، بله سالم باشه و بمیره ، به خاطر قطع کلی تعلقاتش از دنیا ، گفتم که در حد حدس و گمان می باشد، افرادی که خودشون تعلقاتشونو قطع کردن و روحشون از جسمشون خارج شده و مرده اند!

سعید
۱۳۸۹/۰۸/۱۴, ۲۰:۵۶
بسمه تعالی

با سلام و تشکر

اولا:طبق روایات «ملک الموت» در قرآن کریم، حضرت عزرائیل است.ابن شهر آشوب از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله روایت می کند که ایشان فرمودند «يا أبا ذر، لما أسري بي إلى السماء مررت بملك جالس على سرير من نور، على رأسه تاج من نور، إحدى رجليه في المشرق و الاخرى في المغرب، و بين يديه لوح ينظر فيه، و الدنيا كلها بين عينيه، و الخلق بين ركبتيه، و يده تبلغ المشرق و المغرب، فقلت: يا جبرئيل، من هذا؟ فما رأيت من ملائكة ربي جل جلاله أعظم خلقا منه. قال: هذا عزرائيل ملك الموت.(البرهان ج4 ص391)
ثانیا: جناب آقای غلامعلی «ما ورثک الله من کتابه حرفا،انما یعرف القران من خوطب به» برای فهم کامل و تمام معارف قرآن باید در خانه ی اهل بیت علیهم السلام رفت.شخصی از امام صادق علیه السلام سوال کرد چگونه است که در قرآن آمده «الله یتوفی الانفس حین موتها» و در جای دیگر می فرماید« قل یتوفاکم ملک الموت الذی وکل بکم» و جایی دیگر می فرماید «وَ لَوْ تَرى‏ إِذْ يَتَوَفَّى الَّذِينَ كَفَرُوا الْمَلائِكَه» و حال آنکه در یک ساعت تعداد زیادی می میرند که فقط خدا می داند؟
امام صادقعلیه السلام فرمودند:«إن الله تبارك و تعالى جعل لملك الموت أعوانا من الملائكة، يقبضون الأرواح بمنزلة صاحب الشرطة له أعوان من الإنس، يبعثهم في حوائجه، فتتوفاهم الملائكة، و يتوفاهم ملك الموت من الملائكة مع ما يقبضه هو، و يتوفاهم الله عز و جل من ملك الموت» یعنی خدای متعال برای حضرت عزرائیل یارانی از ملائکه قرار داده است که ارواح را قبض می کنند به مانند رئیس پلیس که انسانهایی تحت امر اوست، ملائکه ی تحت امر خود را برای آنچه لازم و ضروری است می فرستد آنگاه ملائکه ارواح را قبض می کنند و حضرت عزرائیل آن ارواحی که ملائکه قبض کردند و آنچه خود قبض کرده کامل دریافت می کند و خدای متعال همه ارواح را از ملک الموت کامل دریافت می نماید.
تشکر:Gol: