PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : آیا در قرآن آیاتی وجو دارد که دلیل قاطعی بر عدل دنیوی خدا باشد؟



غلامعلی نوری
۱۳۸۹/۰۵/۰۳, ۰۸:۲۷
یک پرسش؟


آیا در قرآن آیاتی وجو دارد که دلیل قاطعی بر عدالت دنیوی خدا باشد ؟

عاشق
۱۳۸۹/۰۵/۰۳, ۱۰:۳۴
با سلام در خدمت جناب نوري هستيم

آيات ذيل به واسطه اطلاقي كه دارند ظهور در عدالت اخروي و هم دنيوي خداوند دارند :

1- وَ مَا تُنفِقُواْ مِنْ خَيرٍْ يُوَفَّ إِلَيْكُمْ وَ أَنتُمْ لَا تُظْلَمُونَ ( بقره 272 )
و آنچه از خوبيها انفاق مى‏كنيد، (پاداش آن) به طور كامل به شما داده مى ‏شود و به شما ستم نخواهد شد.

2- تِلْكَ ءَايَاتُ اللَّهِ نَتْلُوهَا عَلَيْكَ بِالْحَقّ‏ِ وَ مَا اللَّهُ يُرِيدُ ظُلْمًا لِّلْعَالَمِينَ(آل عمران108)
اينها آيات خداست كه بحق بر تو مى‏ خوانيم. و خداوند (هيچ گاه) ستمى براى (احدى از) جهانيان نمى‏خواهد.

3- ذلِكَ بِما قَدَّمَتْ أَيْديكُمْ وَ أَنَّ اللَّهَ لَيْسَ بِظَلاَّمٍ لِلْعَبيدِ (آل عمران182 )
اين بخاطر چيزى است كه دستهاى شما از پيش فرستاده (و نتيجه كار شماست) و بخاطر آن است كه خداوند، به بندگان (خود)، ستم نمى‏ كند.

4- أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذينَ يُزَكُّونَ أَنْفُسَهُمْ بَلِ اللَّهُ يُزَكِّي مَنْ يَشاءُ وَ لا يُظْلَمُونَ فَتيلاً (49)
آيا نديدى كسانى را كه خودستايى مى‏ كنند؟! (اين خودستاييها، بى‏ارزش است) بلكه خدا هر كس را بخواهد، ستايش مى‏ كند و كمترين ستمى به آنها نخواهد شد.

5- إِنَّ اللَّهَ لا يَظْلِمُ النَّاسَ شَيْئاً وَ لكِنَّ النَّاسَ أَنْفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ (يونس 44)
خداوند هيچ به مردم ستم نمى‏كند ولى اين مردمند كه به خويشتن ستم مى‏كند!

6- وَ عَلَى الَّذينَ هادُوا حَرَّمْنا ما قَصَصْنا عَلَيْكَ مِنْ قَبْلُ وَ ما ظَلَمْناهُمْ وَ لكِنْ كانُوا أَنْفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ (نحل 118)
چيزهايى را كه پيش از اين براى تو شرح داديم، بر يهود حرام كرديم ما به آنها ستم نكرديم، اما آنها به خودشان ظلم و ستم مى‏كردند!

7- ذِكْرى‏ وَ ما كُنَّا ظالِمينَ ( شعراء 209 )
تا متذكّر شوند و ما هرگز ستمكار نبوديم! (كه بدون اتمام حجّت مجازات كنيم)

8- مِثْلَ دَأْبِ قَوْمِ نُوحٍ وَ عادٍ وَ ثَمُودَ وَ الَّذينَ مِنْ بَعْدِهِمْ وَ مَا اللَّهُ يُريدُ ظُلْماً لِلْعِبادِ ( غافر 31 )
و از عادتى همچون عادت قوم نوح و عاد و ثمود و كسانى كه بعد از آنان بودند (از شرك و كفر و طغيان) مى‏ترسم و خداوند ظلم و ستمى بر بندگانش نمى‏ خواهد.

توجه :
ممكن است اشكالاتي در دلالت صريح برخي آيات فوق از حيث شأن نزول ، معناي آيات قبل و بعد و كلمات خود آيه و غيره بشود اما استدلال به اطلاق آيات ( به ويژه استيناف قسمت آخر آيات ) و مجموع آيات فوق و آيات ديگري كه وجود دارد مي تواند دليل قاطعي بر عدل الهي حتي در امور دنيوي باشد .

موفق باشيد

غلامعلی نوری
۱۳۸۹/۰۵/۰۳, ۱۱:۴۰
سلام بر عاشق

از اینکه
زحمت کشیدید و آیات خوبی هم در ارتباط با موضوع آوردید ممنون


به نظر اینجانب در امور دنیوی خداوند بیطرف است و با یک دید ثابت به همه مردم ( کافر و مومن)

نگاه می کند

اگر هم خوشحالی و بدحالی دنیوی برای مومن با کافر پیش می آید ربطی به خدا ندارد

این حالات زاده و نتیجه ی

یک
کردار خود انسانها
دو
احتمالات است

نه پاداش یا کیفر مستقیم خداوندی


خداوند در امور دنیوی برای همه ی مردم در آغاز امکانات یکسانی مقرر کرده و ربطی به اینکه در زندگی

دنیوی مومن یا کافر می شوند ندارد

شکوفایی عدالت خداوند در آخرت است نه در دنیا

در دنیا خداوند پاداش معنی دارو پایداری از طرف خود به عده ای خاص عطاء نمی کند



نظر نهایی اینجانب این است که در زندگی دنیوی موجودات زنده عدالت مستقیم و متناسبی از طرف خدا

وجود ندارد

و در زندگی دنیایی انسانها خداوند بیطرف است و خداوند در پی اجرای عدالت نبوده است ولی این به این معنی

نیست که با اجرای عدالت در دنیا مخالف است بلکه این موضوع را به بینش ، تفکر وکردار خود انسانها واگذار کرده است

بهمین خاطر است که خداوند به طور مطلق خود را مالک یوم الدین می نامد چون در آن هنگام دیگر بینش و تفکر وکردار انسانها وجود ندارد

بلکه تماما هنگامه ی اجرای عدالت و پاداش محض است

اعتماد
۱۳۸۹/۰۵/۰۳, ۱۱:۵۶
این طور که شما فکر میکنی نیست پس این آیه چی میگه " (وَ رَحْمَتِي وَسِعَتْ كُلَّ شَيْ‏ءٍ).
اين رحمت واسعه پروردگار اشاره به نعمتها و بركات دنيوى باشد كه همگان را در برگرفته و بر و فاجر و نيك و بد از آن بهره مى‏برند.
و نيز مى‏تواند اشاره به همه رحمتهاى مادى و معنوى باشد زيرا نعمتهاى معنوى اختصاص به قوم و جمعيتى ندارد، هر چند شرائطى دارد كه بدون آن، شامل كسى نمى‏شود، و به تعبير ديگر درهاى رحمت الهى به روى همگان گشوده است و اين خود مردمند كه بايد تصميم بگيرند و از اين در وارد شوند و اگر كسانى شرائط ورود در آن را فراهم نسازند دليل بر تقصير خود آنها است، نه محدود بودن رحمت خدا

غلامعلی نوری
۱۳۸۹/۰۵/۰۳, ۱۲:۲۸
این طور که شما فکر میکنی نیست پس این آیه چی میگه " (وَ رَحْمَتِي وَسِعَتْ كُلَّ شَيْ‏ءٍ).
اين رحمت واسعه پروردگار اشاره به نعمتها و بركات دنيوى باشد كه همگان را در برگرفته و بر و فاجر و نيك و بد از آن بهره مى‏برند.
و نيز مى‏تواند اشاره به همه رحمتهاى مادى و معنوى باشد زيرا نعمتهاى معنوى اختصاص به قوم و جمعيتى ندارد، هر چند شرائطى دارد كه بدون آن، شامل كسى نمى‏شود، و به تعبير ديگر درهاى رحمت الهى به روى همگان گشوده است و اين خود مردمند كه بايد تصميم بگيرند و از اين در وارد شوند و اگر كسانى شرائط ورود در آن را فراهم نسازند دليل بر تقصير خود آنها است، نه محدود بودن رحمت خدا


آفرین

خودت مثل اینکه متوجه نوشته هات نشدی و ناخود آگاه در تایید حرفای من مطالبی گفته ای :Kaf::Kaf:

صدیق
۱۳۸۹/۰۵/۰۳, ۱۷:۱۵
سلام بر عاشق
به نظر اینجانب در امور دنیوی خداوند بیطرف است و با یک دید ثابت به همه مردم ( کافر و مومن)نگاه می کند
اگر هم خوشحالی و بدحالی دنیوی برای مومن با کافر پیش می آید ربطی به خدا ندارد
این حالات زاده و نتیجه ی
یک
کردار خود انسانها
دو
احتمالات است
نه پاداش یا کیفر مستقیم خداوندی
خداوند در امور دنیوی برای همه ی مردم در آغاز امکانات یکسانی مقرر کرده و ربطی به اینکه در زندگی
دنیوی مومن یا کافر می شوند ندارد
با سلام

آقای نوری

برای روشن شدن شما اجمالاً توجه و التفات شما را به چند نکته جلب می کنم، و برای آگاهی بیشتر، به مطالعه تفصیلی و جامع تر منابع کلامی توصیه می کنم:

اولاً: اینگونه نیست که خداوند در دنیا با یک دید ثابت به مؤمن و کافر بنگرد، اگر اینگونه باشد تکلیف رحمت عامه و خاصه خدا خداوند با بندگان چه می شود؟ تکلیف آیات و روایاتی که به عدم برابری دانا و نادان «قل هل يستوى الذين يعلمون والذين لايعلمون»؛[1] بینا و بصیر و فاقد بصیرت و ... «و ما یستَوی الاَعمی وَ البَصیرُ. وَلا الظُّلماتُ وَ لا النُّورُ. وَ لا الظل وَ لا الحَرُورُ؛ وَمَايَسْتَوِي الْأَحْيَاء وَلَا الْأَمْوَاتُ ... »[2] اشاره مستقیم دارند چه؟ ...

ثانیاً: شما که دخالت خداوند در امور دنیا را نفی می کنید، آیاتی که گویای ارادۀ الهی در همۀ امور مادی و معنوی دنیاست، نظیر، روزی دادن خداوند "یرزق من یشاء ..." و هدایت و گمراهی بندگان "یهدی من یشاء و یضل من یشاء ..." را چگونه تفسیر خواهید نمود؟ ...

ثالثاً: گفتنی است؛ مطلب اخیر شما نیز عمیقاً با اعتقادات دینی و کلامی بالکل متضاد است، زیرا که اگر چنین باشد، سنت های الهی جاری و ساری در عالم هستی را چگونه می توان هضم نمود؟ اینکه خداوند بطور مستقیم و بدون اسباب و علل در امور دنیوی دخالت نمی کند یک اصل پذیرفته شده است (ابی الله ان یجری الامور الا باسبابها) اما این مطلب بدین معنا نیست که دست خدا در امور دنیا قطع است بلکه خداوند بر اساس سنت هائی که در نظام هستی تعریف نموده جهان هستی و امور بندگانش را اداره می کند. و این عین حکمت و دانائی مطلق است.

آیا نمونه هائی که بر شمردیم (رحمت عامه و خاصه؛ هدایت و گمراهی و ...) مصادیقی از تحقق عدالت خداوند در دنیا نیست؟ ...


شکوفایی عدالت خداوند در آخرت است نه در دنیا
در دنیا خداوند پاداش معنی دارو پایداری از طرف خود به عده ای خاص عطاء نمی کند

نظر نهایی اینجانب این است که در زندگی دنیوی موجودات زنده عدالت مستقیم و متناسبی از طرف خدا وجود ندارد
و در زندگی دنیایی انسانها خداوند بیطرف است و خداوند در پی اجرای عدالت نبوده است ولی این به این معنی
نیست که با اجرای عدالت در دنیا مخالف است بلکه این موضوع را به بینش ، تفکر وکردار خود انسانها واگذار کرده است
بهمین خاطر است که خداوند به طور مطلق خود را مالک یوم الدین می نامد چون در آن هنگام دیگر بینش و تفکر وکردار انسانها وجود ندارد
بلکه تماما هنگامه ی اجرای عدالت و پاداش محض است
در پایان، به جهت تکملۀ بحث اول؛ مصادیق كلی عدل و حكمت الهی را می توان در موارد زیر بر شمرد:

1. خداوند هر موجودی را با توجه به استعداد و قابلیت ذاتی او ایجاد كرده، و متناسب با غایت مطلوب آن موجود، اسباب و شرایط لازم اعم از مادی و معنوی را برای نیل به آن غایت، در اختیار او گذاشته است. چنانکه آیه كریمه «رَبُّنَا الَّذِی أَعْطى كُلَّ شَیْ‏ءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدى».[3] بیانگر این مطلب است. همین گونه است آیه كریمه «الَّذِی خَلَقَ فَسَوَّى وَ الَّذِی قَدَّرَ فَهَدى»[4] در حدیث نبوی معروف آمده است: «بالعدل قامت السموات و الأرض»، این مطلب، مصداق عدل و حكمت الهی در آفرینش و تدبیر و در امور دنیوی است.

2. خداوند موجوداتی كه شایستگی دریافت كمالات عقلانی و معنوی را دارند، از هدایت‎های تشریعی بهره ‎مند ساخته، و معارف و احكام و تعالیم دینی كه تأمین كننده نیازها و پرورش دهنده استعدادهای آنان است را از طریق عقل و وحی به آنان آموخته است. نكته دیگر این كه در قانون گذاری و تشریع، توان و طاقت بشر را نیز در نظر گرفته و تكلیف به مالایطاق نكرده است. این دو مطلب نیز در آیات قرآن بیان شده است. این مطلب، گویای عدل و حكمت الهی در تشریع و تحقق آن در دنیا است.

3. اما تجلی حقیقی عدل الهی در روز قیامت، ظهور و بروز دارد، در قیامت خداوند بر پایه عدل و حكمت كیفر می‎دهد، و از پاداش نیكوكاران نیز نمی‎كاهد، و آنچه را شایسته آنان است و به آنها وعده داده است به آنان عطا خواهد فرمود: «وَ نَضَعُ الْمَوازِینَ الْقِسْطَ لِیَوْمِ الْقِیامَهِ فَلا تُظْلَمُ نَفْسٌ شَیْئاً».[5] می توان از این مصداق با عنوان عدل و حكمت الهی در جزا، نام برد.

موفق باشید ...:Gol:

پاورقی______________________________
[1] . زمر، آیه 9.
[2] . فاطر، 18-22.
[3] . طه/ 50.
[4] . اعلی/ 2ـ3.
[5] . انبیاء/ 47.

غلامعلی نوری
۱۳۸۹/۰۵/۰۳, ۱۷:۳۴
با سلام

آقای نوری

برای روشن شدن شما اجمالاً توجه و التفات شما را به چند نکته جلب می کنم، و برای آگاهی بیشتر، به مطالعه تفصیلی و جامع تر منابع کلامی توصیه می کنم:


اولاً: اینگونه نیست که خداوند در دنیا با یک دید ثابت به مؤمن و کافر بنگرد، اگر اینگونه باشد تکلیف رحمت عامه و خاصه خدا خداوند با بندگان چه می شود؟ تکلیف آیات و روایاتی که به عدم برابری دانا و نادان «قل هل يستوى الذين يعلمون والذين لايعلمون»؛[1] بینا و بصیر و فاقد بصیرت و ... «و ما یستَوی الاَعمی وَ البَصیرُ. وَلا الظُّلماتُ وَ لا النُّورُ. وَ لا الظل وَ لا الحَرُورُ؛ وَمَا يَسْتَوِي الْأَحْيَاء وَلَا الْأَمْوَاتُ ... »[2] اشاره مستقیم دارند چه؟ ...

ثانیاً: شما که دخالت خداوند در امور دنیا را نفی می کنید، آیاتی که گویای ارادۀ الهی در همۀ امور مادی و معنوی دنیاست، نظیر، روزی دادن خداوند "یرزق من یشاء ..." و هدایت و گمراهی بندگان "یهدی من یشاء و یضل من یشاء ..." را چگونه تفسیر خواهید نمود؟ ...

ثالثاً: گفتنی است؛ مطلب اخیر شما نیز عمیقاً با اعتقادات دینی و کلامی بالکل متضاد است، زیرا که اگر چنین باشد، سنت های الهی جاری و ساری در عالم هستی را چگونه می توان هضم نمود؟ اینکه خداوند بطور مستقیم و بدون اسباب و علل در امور دنیوی دخالت نمی کند یک اصل پذیرفته شده است (ابی الله ان یجری الامور الا باسبابها) اما این مطلب بدین معنا نیست که دست خدا در امور دنیا قطع است بلکه خداوند بر اساس سنت هائی که در نظام هستی تعریف نموده جهان هستی و امور بندگانش را اداره می کند. و این عین حکمت و دانائی مطلق است.

آیا نمونه هائی که بر شمردیم (رحمت عامه و خاصه؛ هدایت و گمراهی و ...) مصادیقی از تحقق عدالت خداوند در دنیا نیست؟ ...


[/size] در پایان، به جهت تکملۀ بحث اول؛ مصادیق كلی عدل و حكمت الهی را می توان در موارد زیر بر شمرد:


1. خداوند هر موجودی را با توجه به استعداد و قابلیت ذاتی او ایجاد كرده، و متناسب با غایت مطلوب آن موجود، اسباب و شرایط لازم اعم از مادی و معنوی را برای نیل به آن غایت، در اختیار او گذاشته است. چنانکه آیه كریمه «رَبُّنَا الَّذِی أَعْطى كُلَّ شَیْ‏ءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدى».[3] بیانگر این مطلب است. همین گونه است آیه كریمه «الَّذِی خَلَقَ فَسَوَّى وَ الَّذِی قَدَّرَ فَهَدى»[4] در حدیث نبوی معروف آمده است: «بالعدل قامت السموات و الأرض»، این مطلب، مصداق عدل و حكمت الهی در آفرینش و تدبیر و در امور دنیوی است.

2. خداوند موجوداتی كه شایستگی دریافت كمالات عقلانی و معنوی را دارند، از هدایت‎های تشریعی بهره ‎مند ساخته، و معارف و احكام و تعالیم دینی كه تأمین كننده نیازها و پرورش دهنده استعدادهای آنان است را از طریق عقل و وحی به آنان آموخته است. نكته دیگر این كه در قانون گذاری و تشریع، توان و طاقت بشر را نیز در نظر گرفته و تكلیف به مالایطاق نكرده است. این دو مطلب نیز در آیات قرآن بیان شده است. این مطلب، گویای عدل و حكمت الهی در تشریع و تحقق آن در دنیا است.

3. اما تجلی حقیقی عدل الهی در روز قیامت، ظهور و بروز دارد، در قیامت خداوند بر پایه عدل و حكمت كیفر می‎دهد، و از پاداش نیكوكاران نیز نمی‎كاهد، و آنچه را شایسته آنان است و به آنها وعده داده است به آنان عطا خواهد فرمود: «وَ نَضَعُ الْمَوازِینَ الْقِسْطَ لِیَوْمِ الْقِیامَهِ فَلا تُظْلَمُ نَفْسٌ شَیْئاً».[5] می توان از این مصداق با عنوان عدل و حكمت الهی در جزا، نام برد.

موفق باشید ...:gol:

پاورقی______________________________
[1] . زمر، آیه 9.
[2] . فاطر، 18-22.
[3] . طه/ 50.
[4] . اعلی/ 2ـ3.
[5] . انبیاء/ 47.


سلام برصدیق

آفرین استاد شما هم ناخود آگاه حرفای مرا تصدیق کردید چرا ؟؟تا بگویم

اولا دنبال علم رفتن یا نادان ماندن بستگی به خود فرد دارد که از امکانات مساوی خداوندی استفاده کند یا نه

دوم
دخالت خدا را فقط در اجرای عدالت د نیوی نفی می کنم نه موضوعات دیگر

سوم
استاد معظم !
یرزق من یشاء هر چه که باشد دلیلی بر عدالت نیست !

حکمت ، امتحان ، احتمالات وغیره را می توان به آن ربط داد و لی عدالت را نه

چهارم

خودتان خوب آورده اید !!! در رَبُّنَا الَّذِی أَعْطى كُلَّ شَیْ‏ءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدى از کل

شیء

بیطرفی خداوند در توزیع امکانت برای همه فهیمیده می شود که در پست پیش گفتم


شما هر کاری که بکنید نمی توانید عدالت خداوندی را دنیا اثبات کنید

و عدالت دنیوی خدا از اصول دین نیست

خدا خودش در دنیا عدالت را بر گزار نمی کند بلکه این را به تغییرات درونی، فکری وکرداری انسانها

واگذار کرده است و من به این نتیجه ی قاطع رسیده ام و بهتر است شما هم بیطرفانه و بدون تعصب

اندیشه کنید تا به این نتیجه برسید

وسلام علی من اتبع الهدی

مجید
۱۳۸۹/۰۵/۰۳, ۲۰:۱۰
به نظر اینجانب در امور دنیوی خداوند بیطرف است و با یک دید ثابت به همه مردم ( کافر و مومن) نگاه می کند
از شما مي پرسم با ديد ثابت نگاه كردن عدل است يا ظلم ؟
شما چاره اي نداريد جز اين كه افعال خدا را مصداق عدل بداني يا ظلم ؟ نمي شود هيچكدام نباشد (مانعة الخلو است )
هر فعلي كه در عالم محقق ميشود يا مصداق ظلم است يا عدل ،يا اين كار به جاست يا بي جا

غلامعلی نوری
۱۳۸۹/۰۵/۰۳, ۲۱:۲۷
از شما مي پرسم با ديد ثابت نگاه كردن عدل است يا ظلم ؟
شما چاره اي نداريد جز اين كه افعال خدا را مصداق عدل بداني يا ظلم ؟ نمي شود هيچكدام نباشد (مانعة الخلو است )
هر فعلي كه در عالم محقق ميشود يا مصداق ظلم است يا عدل ،يا اين كار به جاست يا بي جا

استاد سوال یک حرفه ای پرسیدی آفرین

اما پاسخ

با دید ثابت و بیطرفانه نگاه کردن نه ظلم است نه عدل بلکه مساوات یارحمت است

پدیده ی عدالت یا ستم معمولا پاداشی مثبت یا منفی متناسب یا غیر متناسب درپاسخ به کردار خود

انسانها است

قبل از انجام دادن عملی اجرای عدالت و پاداش آن معنی ندارد


به نظر اینجانب در دنیا مساوات و در آخرت عدالت است

خدا همیشه خواهان عدالت است در دنیا اجرای آن را به خلیفه ی با اختیار خود تفویض کرده اما در

آخرت خودش اجرا می کند

ممکن است مومنی فکر کند چرا خدا این همه امکانات و برتری مادی را به غربیان بد کردارداده است

آیا این عدالت است ؟؟؟ ما که این همه خالصانه او را می پرستیم چرا این امکانات را نداریم

در صورتیکه اگر کمی فکر کند ریشه ی این عدم پیشرفت را باید در خود پیدا کند نه در ظلم یا عدالت خدا

خدا یک سری فرصت + امکانات اولیه + تفکر به تمام انسانها به طور مساوی داده است

حال دیگر به خود انسان بر می گردد از این قدرت تفکردر چه جهتی استفاده کند

مثال:
پدری به دو فرزندش هر روز مثلا به طور مساوی 5000 تومان پول می دهد

حال یکی ممکن است برود با آن یخمک بخرد و دیگری شیر

در اینجا دیگر طرز تفکر و کردار بچه ها باعث ضعف و پژمردگی اولی یا سلامت دومی شده است

بکار بردن تقصیر ، ظلم یاعدل برای پدر در این مثال موردی ندارد امکانات داده و هدایت یکسان هم کرده

ولی یکی حرف گوش می کند و دیگری گوش نمی کند خودشان در حق خود بدی یا نیکی کرده اند پاداش یا ستم پدر که باعث

این دوگانگی نشده است

صدیق
۱۳۸۹/۰۵/۰۴, ۱۱:۲۹
سلام برصدیق


آفرین استاد شما هم ناخود آگاه حرفای مرا تصدیق کردید چرا ؟؟تا بگویم


اولا دنبال علم رفتن یا نادان ماندن بستگی به خود فرد دارد که از امکانات مساوی خداوندی استفاده کند یا نه

دوم
دخالت خدا را فقط در اجرای عدالت د نیوی نفی می کنم نه موضوعات دیگر

سوم
استاد معظم !
یرزق من یشاء هر چه که باشد دلیلی بر عدالت نیست !

حکمت ، امتحان ، احتمالات وغیره را می توان به آن ربط داد و لی عدالت را نه

چهارم

خودتان خوب آورده اید !!! در رَبُّنَا الَّذِی أَعْطى كُلَّ شَیْ‏ءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدى از کل

شیء

بیطرفی خداوند در توزیع امکانت برای همه فهیمیده می شود که در پست پیش گفتم


شما هر کاری که بکنید نمی توانید عدالت خداوندی را دنیا اثبات کنید

و عدالت دنیوی خدا از اصول دین نیست

خدا خودش در دنیا عدالت را بر گزار نمی کند بلکه این را به تغییرات درونی، فکری وکرداری انسانها

واگذار کرده است و من به این نتیجه ی قاطع رسیده ام و بهتر است شما هم بیطرفانه و بدون تعصب

اندیشه کنید تا به این نتیجه برسید

وسلام علی من اتبع الهدی

سلام

جناب نوری خوشم به هوشت اومد؟؟؟

بنظر خوب شیوه ای را در پیش گرفتید مبنی بر اینکه هر کس مطلبی نگاشت، حکم به تأیید مطالب خودتان کنید. نه برادر تأییدی در کار نیست. شما با تصورات ذهنی تان می توانید هر مطلبی را به هر سمتی بچرخانید اما این با حقیقت جوئی فاصله ها دارد...

اگر عدالت خدا ثابت باشد که هست، زمان و مکان و حد و مرز ندارد. تحقق آن دنیا و آخرت ندارد، نمی توانیم تحت این گزاره بگوییم خدا در دنیا با عدالت رفتار نمی کند.
یعنی: آیا خداوند در دنیا با ظلم رفتار می کند؟؟؟

و اگر هر گزینۀ دیگری را جایگزین کنیم، نظیر اینکه بگوییم خداوند در دنیا با مساوات و رحمت و ... برخورد می کند این موارد همه نشان از عدالت خداست، زیرا از اقتضاءات دنیا تعجیل در جزا و عقاب و قرار گرفتن در محکمۀ عدل الهی نیست، بلکه دنیا فرصتی است که خداوند برای امتحان و آزمایش بندگان قرار داده و این نامش هر چه باشد باز هم از مصادیق عدل الهی است.

آیا آزمایش و امتحان الهی که از سنت های الهی است و سنت امهال و امداد و ... و دیگر سنن الهی جاری در عالم هستی، همه و همه ... نشان عدالت خداوندی در دنیا نیست؟

بی شک؛

اگر معرفت و شناخت به وحدانیت خویش (درک توحید) را برای رسیدن بندگانش به قله های عبودیت و بندگی و کمال و سعادت از سرچشمه های فیض و رحمتش و از طریق بندگان خاص و برگزیده اش به سوی بشریت سرازیر می کند، نشان عدل و حکمت الهی است.

اگر خداوند پیامبرانش را برای هدایت و نوربخشی بشر می فرستد و والاترین معارف را با عنوان کتاب از لوح محفوظ و از مقام اعلی تنزل بخشیده و در اختیار بشر ناسپاس قرار داده نشانی دیگر از عدل و حکمت خداوندی است.

و اگر برای تداوم نبوت و تکمیل این رسالت، مسئولیت رهبری و هدایت، تفسیر قرآن و جلوگیری از گمراهی و انحراف دین را بر دوش اوصیاء و برگزیدگان الهی اش (اهل بیت عصمت و طهارت (ع)) می گذارد. گواهی دیگر بر عدل و حکمت خداوندی است.

علاوه بر اینکه می بینیم بر اساس شرایع الهی و احکام و دستورات دین، اجرای عدالت الهی چه در زمان پیامبر و چه در زمان حکومت صالحان، به معنای "رسیدن حق به حق دار" در دنیا تعطیل بردار نیست. و اگر حکومت در اختیار برگزیدگان الهی و صالحان باشد حتی الامکان از ظلم و ستم پیشگیری و عدالت الهی بر اساس احکام دین، برقرار می گردد اگر چه تحقق عدالت واقعی در این دنیا تا ظهور منجی عالم بشریت حضرت مهدی (عج) امکان پذیر نباشد و البته حقیقت عدالت و عدالت حقیقی بطور تام و کامل در این دنیا میسر نیست و از بی شک بر اساس آیات و روایات از شئون روز جزاست.

و این بدان معنا نیست که خداوند امر عدالت را در دنیا تعطیل و به روز عقبی واگذار کرده است. بلکه به نمایندگان و برگزیدگان و حاکمان صالح اجرای آن را توصیه نموده است. که مصادیق آن در جامعۀ دینی نمایان و آشکار است.

علاوه بر آنکه آیات بسیاری به تشکیل حکومت صالحان وعده داده و روایات بسیاری به ظهور حضرت مهدی (عج) به عنوان سمبل عدالت اشاره می کند اینکه ظهور حضرت حجت در زمانی صورت می گیرد که ظلم و جور عالم را فراگرفته و او با آمدنش عدل و داد را حاکم می کند.

آیا این مطالب برای معتقدان به مبانی دین و مذهب نشان اجرا و تحقق عدالت الهی در دنیا نیست؟

البته بر آنهائی که به هیچ مبنا و ملاکی پایبند نیستند و تنها به تصورات و بافته های ذهنی خودشان اتکاء می کنند خورده ای نیست؟؟؟

موفق باشید ...:Gol:

مجید
۱۳۸۹/۰۵/۰۴, ۱۴:۵۶
استاد سوال یک حرفه ای پرسیدی آفرین اما پاسخ با دید ثابت و بیطرفانه نگاه کردن نه ظلم است نه عدل بلکه مساوات یارحمت است پدیده ی عدالت یا ستم معمولا پاداشی مثبت یا منفی متناسب یا غیر متناسب درپاسخ به کردار خود انسانها است

جناب غلامعلي
تقابل ظلم و عدل از نظر منطقي چه نوع تقابلي است ؟
1-ضدين است ؟
2- ملكه و عدم ملكه است ؟
3- نقيضين است ؟
4- ....
لطفا جواب را خلاصه و كوتاه بفرمائيد

غلامعلی نوری
۱۳۸۹/۰۵/۰۵, ۱۴:۱۴
جناب غلامعلي
تقابل ظلم و عدل از نظر منطقي چه نوع تقابلي است ؟
1-ضدين است ؟
2- ملكه و عدم ملكه است ؟
3- نقيضين است ؟
4- ....
لطفا جواب را خلاصه و كوتاه بفرمائيد

جناب مجید علیکم السلام و رحمه


من لزومی نمی بینم که تکرار مکررات کنم و مثل مرحوم ابن سینا ،صدر و مطهری بگویم تقابل آنها از نوع

ملکه و غیر ملکه است

اینها تعریف آنهاست و من نظر دیگری دارم لازم نیست اطلاعات مرا با گفته های پیشنیان بسنجید

حرف و نظر خود را با تفکر خدادای که در مغز تمام انسانها وجود دارد بیان می کنم شاید تایید حرف آنها

باشد و شاید نظریه ی جدیدی باشد و شاید هم به زعم شما به بیراهه بروم

ولی قدر مسلم این است که در اینطور موارد اندیشه مدار مقلد کسی نیستم گرچه به دوزخ هم بروم !

پس خود فکر خواهم کرد و می خواهم به نتیجه برسم


مثال

لیوانی برای آب آشامیدنی داریم با ظرفیت 100سی سی پر از آب پاک می کنیم ( عدالت واقعی )

ولی اگر حتی یک قطره آب آلوده به آن اضافه کنیم دیگر پاک نیست بلکه ظلم است


حال اگر همین لیوان را با 100 سی سی آب آلوده پر کنیم باز آلوده است و باز ظلم

بنابراین عدل و ظلم نفیض یا ضد دوطرفه ی یکدیگر نیستند بلکه در اینجا نفیض یکطرفه معنی پیدا

می کند

کوچکترین ظلمی می تواندعدالت را آلوده کند ولی غایت و نهایت عدالت هم نمی تواند در یکجایی اثر ظلم

را در همانجا پاک کند



در حالت عدالت واقعی کوچکترین ظلمی هم وجود ندارد چرا با کوچکترین ستم دیگر عدالتی وجود ندارد

بخاطر همین مسئله هست که در قرآن می فرمایید وما انا بظلام للعبید یعنی خداوند کوچکترین ظلمی

رادر حق ضعیفترین بندگان انجام نمی دهد و این یعنی عدالت واقعی ، که در آن دنیا بر قرار می شود

صدیق
۱۳۸۹/۰۵/۰۵, ۱۵:۵۴
جناب مجید علیکم السلام و رحمه


من لزومی نمی بینم که تکرار مکررات کنم و مثل مرحوم ابن سینا ،صدر و مطهری بگویم تقابل آنها از نوع

ملکه و غیر ملکه است

اینها تعریف آنهاست و من نظر دیگری دارم لازم نیست اطلاعات مرا با گفته های پیشنیان بسنجید

حرف و نظر خود را با تفکر خدادای که در مغز تمام انسانها وجود دارد بیان می کنم شاید تایید حرف آنها

باشد و شاید نظریه ی جدیدی باشد و شاید هم به زعم شما به بیراهه بروم

ولی قدر مسلم این است که در اینطور موارد اندیشه مدار مقلد کسی نیستم گرچه به دوزخ هم بروم !

پس خود فکر خواهم کرد و می خواهم به نتیجه برسم


مثال

لیوانی برای آب آشامیدنی داریم با ظرفیت 100سی سی پر از آب پاک می کنیم ( عدالت واقعی )

ولی اگر حتی یک قطره آب آلوده به آن اضافه کنیم دیگر پاک نیست بلکه ظلم است

حال اگر همین لیوان را با 100 سی سی آب آلوده پر کنیم باز آلوده است و باز ظلم

بنابراین عدل و ظلم نفیض یا ضد دوطرفه ی یکدیگر نیستند بلکه در اینجا نفیض یکطرفه معنی پیدا

می کند

کوچکترین ظلمی می تواندعدالت را آلوده کند ولی غایت و نهایت عدالت هم نمی تواند در یکجایی اثر ظلم

را در همانجا پاک کند

در حالت عدالت واقعی کوچکترین ظلمی هم وجود ندارد چرا با کوچکترین ستم دیگر عدالتی وجود ندارد

بخاطر همین مسئله هست که در قرآن می فرمایید وما انا بظلام للعبید یعنی خداوند کوچکترین ظلمی

رادر حق ضعیفترین بندگان انجام نمی دهد و این یعنی عدالت واقعی ، که در آن دنیا بر قرار می شود
با سلام

بنده در پاسخ دادن به مطالب اخیرتان ضرورتی نمی بینم زیرا همچون روز روشن است که با خواندن مطالب اخیرتان هر کاربری به عاری بودن مطالب تان از هر گونه استدلال و بنیان و ملاکی پی می برد.

و باز هم بر عقاید ناصواب تان تکرار کرده اید اما اینبار با یک حالت ضعف و ناتوانی و انفعال که گویا خود نیز به بی ملاکی و فقدان مبنای صحیح در آنها پی برده اید و باز هم تکرار و تأکید متعصبانه و توأم با جمود تا جائیکه حاضرید به آتش جهنم درآیید اما حقیقت را نپذیرید؟؟؟

حتی یک نوجوان دبیرستانی ما هم بخوبی می داند که خداوند عالم هستی و همۀ امور وابسته به دنیا را بر اساس نظم و عدل و حکمت بی انتهایش برپا کرده و وجود ظلم در دنیا از جهل و زیاده خواهی خود بشر ناشی می شود و به هیچوجه نشان اراده خداوند به ظلم و بی عدالتی در دنیا نیست.

دوست عزیز

خدائی که خیر مطلق است و فیاض علی الاطلاق است در همۀ زمان ها اراده اش بر مبنای خیر و عدل است و تعطیل بردار نیست، اینگونه نیست که عدل خداوند اختصاص به آخرت داشته باشد و در دنیا تعطیل؟؟؟

اما با توجه به اقتضاءات و تفاوت های ما بین دنیا و آخرت و ظرفیت هر کدام اجرای عدالت الهی در هر زمان از حداقل و حدوسط و حداکثری برخوردار است.

موفق باشید ...

عاشق
۱۳۸۹/۰۵/۰۵, ۱۶:۰۴
بخاطر همین مسئله هست که در قرآن می فرمایید وما انا بظلام للعبید یعنی خداوند کوچکترین ظلمی رادر حق ضعیفترین بندگان انجام نمی دهد و این یعنی عدالت واقعی ، که در آن دنیا بر قرار می شود

سلام جناب نوري و تشكر

سئوالي از شما دارم همين آيه اي را كه مثال زديد از كجاي آيه استفاده فرموديد كه آيه فقط اشاره به آخرت دارد آيا نمي توان گفت (همانگونه كه در پست هاي قبلي عرض كردم) آيه اطلاق دارد و شامل دنيا و آخرت مي شود ؟

اين مسئله روشن است كه در آيه ، اطلاق ظهور دارد و خلاف ظهور معنا كردن آيه هم دليل مي خواهد .

موفق باشيد

غلامعلی نوری
۱۳۸۹/۰۵/۰۵, ۱۷:۵۶
سلام جناب نوري و تشكر

سئوالي از شما دارم همين آيه اي را كه مثال زديد از كجاي آيه استفاده فرموديد كه آيه فقط اشاره به آخرت دارد آيا نمي توان گفت (همانگونه كه در پست هاي قبلي عرض كردم) آيه اطلاق دارد و شامل دنيا و آخرت مي شود ؟

اين مسئله روشن است كه در آيه ، اطلاق ظهور دارد و خلاف ظهور معنا كردن آيه هم دليل مي خواهد .

موفق باشيد


سلام عاشق


به پاس احترامی که شما برای شخصیت عظیم خود قایلید من هم وظیفه ی خود می دانم به شما احترام

گذاشته وپاسخ گویم

اگر پستهای قبلی اینجانب را دیده باشید داشته باشید گفته ام که :::

خداوند همیشه عادل و خواهان عدالت است

اما در این دنیا اجرای عدالت را به اندیشه وراه وروش و تحولات درونی خلیفه ی خود( انسانها) واگذار

کرده است و دخالتی در اجرای عدالت دنیوی ندارد

اما این در آخرت است که عدالت حقیقی راخود شخصا اجرا می کند

اما آیه های ی مذکور در سوره قاف است بعد از مرگ یک انسان

نوعی ::::

وَجَاءَتْ سَكْرَةُ الْمَوْتِ بِالْحَقِّ ذَلِكَ مَا كُنْتَ مِنْهُ تَحِيدُ(ق/19)

و سکرات مرگ به راستي در رسيد اين همان است که از آن مي‏گريختي

...........وَمَا أَنَا بِظَلَّامٍ لِلْعَبِيدِ(ق/29)

....... من [نسبت] به بندگانم بيدادگر نيستم

غلامعلی نوری
۱۳۸۹/۰۵/۰۵, ۱۸:۲۹
دوست عزیز

خدائی که خیر مطلق است و فیاض علی الاطلاق است در همۀ زمان ها اراده اش بر مبنای خیر و عدل است و تعطیل بردار نیست، اینگونه نیست که عدل خداوند اختصاص به آخرت داشته باشد و در دنیا تعطیل؟؟؟

اما با توجه به اقتضاءات و تفاوت های ما بین دنیا و آخرت و ظرفیت هر کدام اجرای عدالت الهی در هر زمان از حداقل و حدوسط و حداکثری برخوردار است.

موفق باشید ...
[/size]

باز یا به اشتباه متوجه شدی یا اشتباهی میخواهی

منظور مرا به دیگران ابلاغ کنی

دوست عزیز

من هیچگاه نگفته ام خداعادل نیست بله خدا خیر مطلق است ولی دنیا ارزش این را ندارد

که خدا عدالت را در آن اجرا کندوبه قول معروف خودمان نهایت تلاش خود را برای عدالت

در این دنیا که مثل یک فیلم لحظه ای زود گذر است بکار ببرد

این دنیا به اصطلاح تاجران ارزش حساب کتاب ندارد روز عمل است و

حسابی در کار نیست و فردا روز حساب وعدالت است و عملی در کار نیست

چرا متوجه نیستین که زندگی فیلم بازی کردن و لهو ولعب است مثل بازی کودکان

یا فیلم ها که یکی شاه می شود و یکی گدا ، یکی روحانی ، یکی راننده و یکی دکتر و.....

دوست من

اجرای عدالت در نقش بازی وتئاترهای کودکانه ی زودگذر لزومی ندارد

اگر قرار بود عدالت واقعی در این دنیا بر قرار شود دیگر معاد لزومی نداشت که وجود داشته باشد

دنیای پاداش و روز جزا معنی ندا شت و خدا دیگر نمی توانست بگوید که من

مالک یو م الدین ام

کدام یوم الدین ؟؟؟ حسابها همه پرداخت و تسویه شده است !

دیگر چه می خواهی خدا دست بردار از سرما !!

پس اینطور که شما می گویید دیگر لزومی نداشت که ما برای اجرای عدالت خداوندی در پیشگاه خدا حاضر شویم

آقایان شما هیچ فکرکرده اید که چه می گویید با این حرفا ارزش معاد را زیز سوال می برید !!!!


بیشتر از مغز خدادای تان استفاده کنید و کمتر حمیت جاهلی داشته و علیه حقانیت

گفته های من بیخودجبهه گیری خشک کنید چراکه دومتر پارچه دور سرم نیست

فکر کنید که چه می گویید در حالیکه از نادانی شماگاهی خوشحالم و گاهی هم دلم

می سوزد که چقدر نادانید

عاشق
۱۳۸۹/۰۵/۰۵, ۱۹:۲۳
سلام عاشق به پاس احترامی که شما برای شخصیت عظیم خود قایلید من هم وظیفه ی خود می دانم به شما احترام گذاشته وپاسخ گویم

سلام مجدد بر جناب نوري

از اينكه متواضعانه وارد بحث شديد خوشحالم چون نويدي بر نتيجه گيري درست است و خود بهتر مي دانيد كه در يك بحث منطقي و دور از تعصب هر كس بايد بدور از عصبانيت و توهين به ديگران ، سخنان خود را مطرح نمايد

اما بر گرديم به بحث خودمان

من احساس مي كنم با توجه به توضيحات بيشتري كه از شما ديدم ، ديدگاه هاي ما دارد به هم نزديك مي شود . بگذاريد نگاه شما را به اين مقوله واگويه كنم تا بفهمم آيا درست متوجه شدم يا خير ؟

شما فرموديد كه :

عدالت واقعي خداوند در اين دنيا بر قرار نمي شود و دنيا ارزش چنين عدالتي را ندارد و....

اگر منظور شما اينست كه دنيا ظرفيت عدالت واقعي خداوند را ندارد = با شما موافقم

اگر منظور شما اينست كه تمام عدالت خداوند در اينجا اجرا نمي شود ولي برخي از آن اجرا مي شود= با شما موافقم

اگر منظور شما اينست كه هيچ عدالتي از ناحيه خداوند در دنيا اجرا نمي شود = با شما مخالفم

پس اين عذاب هاي الهي كه در حق اقوام ظالم و افراد ظالم در دنيا بواسطه خداوند انجام مي پذيرد چه توجيهي دارد آيا پاداش هاي دنيوي افراد از قبيل عدل الهي نيست بگذريم از اينكه تمام عدالتي كه بواسطه مردم ايجاد مي شود در حقيقت افعال خداوند است ( ليقوم الناس بالقسط )
...

موفق باشيد

غلامعلی نوری
۱۳۸۹/۰۵/۰۵, ۲۰:۴۷
سلام مجدد بر جناب نوري

]با شما مخالفم

پس اين عذاب هاي الهي كه در حق اقوام ظالم و افراد ظالم در دنيا بواسطه خداوند انجام مي پذيرد چه توجيهي دارد آيا پاداش هاي دنيوي افراد از قبيل عدل الهي نيست بگذريم از اينكه تمام عدالتي كه بواسطه مردم ايجاد مي شود در حقيقت افعال خداوند است ( ليقوم الناس بالقسط )
...

موفق باشيد


باز با سلام به شما

معلوم است که شما واقعا آگاهانه بحث می کنید

همانطور که در پست اول گفتم

عذاب های دنیوی نتیجه ی دو پدیده است

یکی

کردار خود انسانها

و دیگری

قانون احتمالات

( یک اصل ریاضی فیزیکی در مراحل زندگی است که فکر نکنم شما قبلا در مورد

ارتباط آن با وقایع زندگی شنیده باشید و این نظریه ی جالب وجدید اینجانب است که بعدا مفصل می گویم )

اما آیات مربوطه

آیاتی برای اثبات بند اول می آورم ( هم ارز قانون سوم نیوتن در فیزیک )


وَمَا أَصَابَكُمْ مِنْ مُصِيبَةٍ فَبِمَا كَسَبَتْ أَيدِيكُمْ وَيعْفُو عَنْ كَثِيرٍ(شوري/30)

و هر [گونه] مصيبتي به شما برسد به سبب دستاورد خود شماست و [خدا] از بسياري درمي‏گذرد



ظَهَرَ الْفَسَادُ فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ بِمَا كَسَبَتْ أَيدِي النَّاسِ لِيذِيقَهُمْ بَعْضَ الَّذِي عَمِلُوا لَعَلَّهُمْ يرْجِعُونَ(الروم/41)

به سبب آنچه دستهاي مردم فراهم آورده فساد در خشکي و دريا نمودار شده است تا [سزاي] بعضي از

آنچه را که کرده‏اند به آنان بچشاند باشد که بازگردند



فَكَيفَ إِذَا أَصَابَتْهُمْ مُصِيبَةٌ بِمَا قَدَّمَتْ أَيدِيهِمْ ثُمَّ جَاءُوكَ يحْلِفُونَ بِاللَّهِ إِنْ أَرَدْنَا إِلَّا إِحْسَانًا وَتَوْفِيقًا(النساء/62)

پس چگونه هنگامي که به [سزاي] کار و کردار پيشينشان مصيبتي به آنان مي‏رسد نزد تو مي‏آيند ......

و آیات دیگری ......


همین لکه ی نفتی خلیج مکزیک که اینقدر فساد ببار آورد در نتیجه ی عملکرد خود انسان است

یا وقوع بسیاری از سیل ها بخاطر دخالت بی رویه در طبیعت است

و انتشارو شیوع بیماریهایی مثل طاعون ووبا در گذشته بخاطر عدم رعایت بهداشت و آگاهی خود انسانها

بوده است

و امروزه هم شیوع معلولیت ها و دست وپاشکستگی ها و مرگ دستجمعی مسافران فلان هواپیما بخاطر وسایل نقلیه ی

هوایی و زمینی ساخت خود انسان است


( یکی از مشکلات روحانیون در درک حرفهای های جدید به نظر اینجانب این است که آنهااز علم روز اطلاعی ندارند

آنها می دانند که فلان شیخ وراوی در بیش از 1000 سال پیش چه گفته ولی نمی دانند که ارتباط بین تحولات

علمی و دینی زمان فعلی خودشان چگونه است !

فقط به گذشته خیره شده اند و چیز دیگری را نمی خواهند ببیند !!!!

توچه دانی که در اوج فلک چیست که ندانی اندر سرایت کیست

بگذریم

اما آیات برای بند دوم یعنی اجرای امور با اسباب فیزیکی ریاضی ( قانو ن احتمالات )

که اشاره ای به اصل عدم قطعیت و مکانیک کوانتوم است ( غیر قابل پیشبینی مطلق)

فَعَّالٌ لِمَا يرِيدُ(البروج/16)

هر چه را بخواهد انجام مي‏دهد( کردار او برای ما غیر قابل پیشبینی و غیر قابل محاسبه ی قطعی است)


اللَّهُ لَطِيفٌ بِعِبَادِهِ يرْزُقُ مَنْ يشَاءُ وَهُوَ الْقَوِي الْعَزِيزُ(شوري/19)

خدا نسبت به بندگانش مهربان است هر که را بخواهد روزي مي‏دهد و اوست نيرومند غالب


.........وَتَرْزُقُ مَنْ تَشَاءُ بِغَيرِ حِسَابٍ(آل عمران/27)

....و هر که را خواهی بی حساب روزی می دهی

این آیات همه نشانگر اهمیت احتمالات در وقایع زندگی ما هستند که قابل پیشبینی قطعی با محاسبات ما نیستند


یعنی بسیاری از رخدادا های زندگی ما قابل پیشبینی مطلق نیستند و از قوانین احتمالات فیزیکی و

ریاضی پیروی می کنند


و من یک فیزیکدانم

erfan_alavi
۱۳۸۹/۰۵/۰۶, ۰۰:۵۹
باز با سلام به شما


یعنی بسیاری از رخدادا های زندگی ما قابل پیشبینی مطلق نیستند و از قوانین احتمالات فیزیکی و

ریاضی پیروی می کنند


و من یک فیزیکدانم


یا ستار..

با سلام..

این مطلب اشتباهی است؛یک مورد نیز در زندگی و اصلا در دار هستی پیدا نخواهد شد که از قوانین احتمالات و اتفاقات پیروی نماید؛..

این احتمالاتی که در ریاضیات مطرح می شود همه نسبی هستند ؛و فردی و لی از لحاظ نگاه به کل عالم هستی اتفاق و احتمال بی معنا می باشد...

مثلا ممکن است کسی اتفاقی از جایی عبور کند و سنگی از دست کسی رها شود ودرست بر سر ان شخص بخورد .این عمل به صورت مفرد اتفاقی می باشد ؛یعنی از نقطه نظر ؛اینکه فقط شخص را مد نظر داشته باشی ولی همین مورد را اگر از نگاه بر کل عالم هستی در نظر بگیری ضرورت و واقعی و انتزاع از علل است...

رفتن ان شخص به مکان مورد نظر علل بسیاری را در طول یکدیگر رقم می زند تا ان شخص بالضروره از انجا عبور نماید ؛واز طرفی رها شدن سنگ نیز بالضروره در طول سلسله علل مختلفی انجام می گیرد که منجر به رها شدن سنگ می گردد و زمان رسیدن این دو به مکان مورد نظر در یک ان ویا زمان مشخصی صورت می گیرد که انطباق بین ان دو اثابت بین سنگ و فرد را در مکان مورد نظر رقم می زند...

به عبارتی افتادن یک برگ از یک درخت ؛متاثر از کل عالم هستی است که چونان چیزی را رقم میزند و لی ؛فردی و تشخصی اگر مورد نظر قرار گیرد افتادن ان از درخت در یک لحظه یک اتفاق محسوب می گردد...


نتیجتا هیچ امری در دار هستی به وجود نمی اید مگر بالضروره از جهتی اتفاق و احتمالات با تمام خصایص ان از این دید (همه جانبه و کلی) باطل می باشند...

پس کسی که اشراف به کل عالم هستی داشته باشد؛همه امور اینده را از طریق امور فعلی خیلی راحت می تواند پیش بینی نماید ؛...

یا حق..

عاشق
۱۳۸۹/۰۵/۰۶, ۰۹:۰۰
و دیگری قانون احتمالات ( یک اصل ریاضی فیزیکی در مراحل زندگی است که فکر نکنم شما قبلا در مورد ارتباط آن با وقایع زندگی شنیده باشید و این نظریه ی جالب وجدید اینجانب است که بعدا مفصل می گویم )

با سلام خدمت دوست گرانقدر جناب نوري

اگر منظور همان قانون احتمالات معروف است كه بله راجع به آن شنيده ام و در آموزش هاي كلاسيك و غيره خوانده ام اما اگر چيز جديدي است مشتاق به شنيدن آن هستم .


اما آیات مربوطه آیاتی برای اثبات بند اول می آورم ( هم ارز قانون سوم نیوتن در فیزیک ) وَمَا أَصَابَكُمْ مِنْ مُصِيبَةٍ فَبِمَا كَسَبَتْ أَيدِيكُمْ وَيعْفُو عَنْ كَثِيرٍ(شوري/30) و هر [گونه] مصيبتي به شما برسد به سبب دستاورد خود شماست و [خدا] از بسياري درمي‏گذرد ظَهَرَ الْفَسَادُ فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ بِمَا كَسَبَتْ أَيدِي النَّاسِ لِيذِيقَهُمْ بَعْضَ الَّذِي عَمِلُوا لَعَلَّهُمْ يرْجِعُونَ(الروم/41) به سبب آنچه دستهاي مردم فراهم آورده فساد در خشکي و دريا نمودار شده است تا [سزاي] بعضي از آنچه را که کرده‏اند به آنان بچشاند باشد که بازگردند فَكَيفَ إِذَا أَصَابَتْهُمْ مُصِيبَةٌ بِمَا قَدَّمَتْ أَيدِيهِمْ ثُمَّ جَاءُوكَ يحْلِفُونَ بِاللَّهِ إِنْ أَرَدْنَا إِلَّا إِحْسَانًا وَتَوْفِيقًا(النساء/62) پس چگونه هنگامي که به [سزاي] کار و کردار پيشينشان مصيبتي به آنان مي‏رسد نزد تو مي‏آيند ...... و آیات دیگری ...... همین لکه ی نفتی خلیج مکزیک که اینقدر فساد ببار آورد در نتیجه ی عملکرد خود انسان است یا وقوع بسیاری از سیل ها بخاطر دخالت بی رویه در طبیعت است و انتشارو شیوع بیماریهایی مثل طاعون ووبا در گذشته بخاطر عدم رعایت بهداشت و آگاهی خود انسانها بوده است و امروزه هم شیوع معلولیت ها و دست وپاشکستگی ها و مرگ دستجمعی مسافران فلان هواپیما بخاطر وسایل نقلیه ی هوایی و زمینی ساخت خود انسان است

آيات خوبي براي بحث آورديد اما ما مگر ادعا كرديم كه نعوذ بالله خداوند بدون علت كسي را عذاب مي كند !!!

خوب معلوم است ظلمي كه قوم عاد و ثمود كردند باعث شد تا خداوند آنها را به عذاب سختش دچار كند و اين همه آنچه بايد بچشند (همه عدالت خداوند) نيست بلكه در قيامت عذاب سخت تري خواهند داشت .


اما آیات برای بند دوم یعنی اجرای امور با اسباب فیزیکی ریاضی ( قانو ن احتمالات ) که اشاره ای به اصل عدم قطعیت و مکانیک کوانتوم است ( غیر قابل پیشبینی مطلق) فَعَّالٌ لِمَا يرِيدُ(البروج/16) هر چه را بخواهد انجام مي‏دهد( کردار او برای ما غیر قابل پیشبینی و غیر قابل محاسبه ی قطعی است) اللَّهُ لَطِيفٌ بِعِبَادِهِ يرْزُقُ مَنْ يشَاءُ وَهُوَ الْقَوِي الْعَزِيزُ(شوري/19) خدا نسبت به بندگانش مهربان است هر که را بخواهد روزي مي‏دهد و اوست نيرومند غالب .........وَتَرْزُقُ مَنْ تَشَاءُ بِغَيرِ حِسَابٍ(آل عمران/27) ....و هر که را خواهی بی حساب روزی می دهی این آیات همه نشانگر اهمیت احتمالات در وقایع زندگی ما هستند که قابل پیشبینی قطعی با محاسبات ما نیستند یعنی بسیاری از رخدادا های زندگی ما قابل پیشبینی مطلق نیستند و از قوانین احتمالات فیزیکی و ریاضی پیروی می کنند و من یک فیزیکدانم

خوب اين قسمت از بحث شما هم نمي تواند ثابت كند خداوند در دنيا عدالت را اجرا نمي كند .
چرا كه طبق همين فرمايش حضرتعالي و قانوني كه قبول داريد احتمال هر كاري از خداوند وجود دارد كه ما نمي توانيم آنرا درك كنيم پس شما از كجا متوجه شديد كه خداوند قطعا هيچگونه عدالتي را در دنيا اجرا نمي نمايد خوب اجراي عدالت هم يكي از آن احتمالاتي است كه به گفته جنابعالي ما قادر به درك آن نيستيم ؟!!

با وجود همه اين سخنان هنوز حقير پاسخ خود را دريافت نكردم چون عرض بنده اين بود كه خداوندي كه اقوام عاد و ثمود و مانند آنها را عذاب مي كند
( كه مطمئنا بخاطر اعمال خود آنهاست :
أَ لَمْ يَأْتِهِمْ نَبَأُ الَّذينَ مِنْ قَبْلِهِمْ قَوْمِ نُوحٍ وَ عادٍ وَ ثَمُودَ وَ قَوْمِ إِبْراهيمَ وَ أَصْحابِ مَدْيَنَ وَ الْمُؤْتَفِكاتِ أَتَتْهُمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَيِّناتِ فَما كانَ اللَّهُ لِيَظْلِمَهُمْ وَ لكِنْ كانُوا أَنْفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ (توبه 70)
-وَ أَمَّا ثَمُودُ فَهَدَيْناهُمْ فَاسْتَحَبُّوا الْعَمى‏ عَلَى الْهُدى‏ فَأَخَذَتْهُمْ صاعِقَةُ الْعَذابِ الْهُونِ بِما كانُوا يَكْسِبُونَ (فصلت 17) )
آيا عدالت را اجرا نكرده است ؟

آنجا كه مي فرمايد :

وَ أَمَّا عادٌ فَأُهْلِكُوا بِريحٍ صَرْصَرٍ عاتِيَةٍ (6) سَخَّرَها عَلَيْهِمْ سَبْعَ لَيالٍ وَ ثَمانِيَةَ أَيَّامٍ حُسُوماً فَتَرَى الْقَوْمَ فيها صَرْعى‏ كَأَنَّهُمْ أَعْجازُ نَخْلٍ خاوِيَةٍ (الحاقه 7)
و امّا قوم «عاد» با تندبادى طغيانگر و سرد و پرصدا به هلاكت رسيدند،(خداوند) اين تندباد بنيان‏كن را هفت شب و هشت روز پى در پى بر آنها مسلّط ساخت، (و اگر آنجا بودى) مى‏ديدى كه آن قوم همچون تنه‏هاى پوسيده و تو خالى درختان نخل در ميان اين تند باد روى زمين افتاده و هلاك شده‏اند!

و نيز در

فَانْظُرْ كَيْفَ كانَ عاقِبَةُ مَكْرِهِمْ أَنَّا دَمَّرْناهُمْ وَ قَوْمَهُمْ أَجْمَعينَ (نمل 51)
فَتِلْكَ بُيُوتُهُمْ خاوِيَةً بِما ظَلَمُوا إِنَّ في‏ ذلِكَ لَآيَةً لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ (نمل 52)
بنگر عاقبت توطئه آنها چه شد، كه ما آنها و قومشان همگى را نابود كرديم‏.
اين خانه‏هاى آنهاست كه بخاطر ظلم و ستمشان خالى مانده و در اين نشانه روشنى است براى كسانى كه آگاهند!

***جالب است كه در آيات فوق هر دو مقوله جمع شده است يكي عذاب الهي و اجراي عدالت توسط خود خداوند و ديگري نتيجه عمل خود آنها بودن اين عذاب ***

بگذاريد مثالي هم از فيزيك بزنم همانطور كه مي دانيد در تلسكوپ هاي شكستي دو عدسي وظيفه انتقال نور و ايجاد بزرگنمايي را انجام مي دهند اما هر كدام از آنها وظايف خاصي دارند مثلا عدسي شيئي ، وظيفه رفع كجنمايي رنگي و .. و عدسي چشمي وظيفه بزرگتر كردن تصوير حاصل از انتقال را دارد و در نتيجه عمل هر دو عدسي است كه تصويري شفاف و بزرگ تر از تصويري كه با چشم مي بينيم ، داخل تلسكوپ قابل مشاهده است .

آيا در اينجا مي شود گفت اين فقط يكي از عدسي ها يا مجموع هر دوست كه عمل بزرگنمايي را انجام مي دهند و انسان هيچ دخالتي در آن ندارد حكايت خداوند و عالم هم به همين صورت است.

اميدوارم با ادامه بحث به صورت منطقي بتوانيم نتيجه روشني بگيريم .

موفق باشيد

غلامعلی نوری
۱۳۸۹/۰۵/۰۶, ۱۱:۵۰
دوست گرامی به گرمی از ادامه بحث با شما استقبال می کنم


اما بعد

خداوند بر تمام امور جهان احاطه دارد ،نظر دارد خیر مطلق است ودانا است و چرخش آسمانها و زمین

همه به اراده و خواست اوست

هیچ شک و بحثی در اینها نیست

اما یادتان باشد دنیا دنیای امتحان است فرار است نه قرار

اجرای عدالت دنیوی توسط انسانها را نیز خدا برای امتحان عملکرد بشر قرار داده است

اگر خدا می خواست در یک لحظه آن چنان عدالتی برقرار می کرد که اینجا چون بهشت شود ولی در آن

صورت دیگر آزادی و اختیار انسان در انجام امتحان الهی(اجرای عدالت )معنی نداشت

ما هم می شدیم مثل بقیه ی موجودات که از خودش هیچ اختیاری ندارد پس خدا چطور به ما اشرف

مخلوقات بگوید در حالی که هیچ اختیاری در اجرای امتحان از خود نداریم


در زندگی اجتماعی بشر اجرای عدالت از مهمترین ارکان وامتحانات الهی برای اوست است

اگر قرار باشد خدا خودش در این دنیا عدالت را بر قرار کند دیگر به چه بهانه ای آن دنیا به افراد پاداش

دهد


به نظر اینجانب عدالت به تمام امور دینی بشر بستگی دارد

حتی خود توحید ( یگانه پرستی خداوند ) هم نشانه ای از اجرای عدالت انسان می تواند باشد

شاید تعجب کنید که چه می گویم این دیگر چه ادعایی است !!

اما بیشتر توضیح می دهم

عدالت همانطور که می دانید یعنی قرار دادن یک چیز در جایی که سزاوار آن است


خوب انسانی که خداوند آفریننده کیهان و کهکشان را در مسند خدایی قرار می دهد و تنها او را می

پرستد این انسان به نوعی عدالت را بر قرار کرده است و خداوند را در مقام خدایی گرفته که سزاوار آن

است پس انسان موحد درتوحید عادل است

برای همین است که خدا می فرماید ما آسمانها و زمین را به جز به حق نیافریدیم یعنی تا اثبات کند

واقعا سزاوار پرستش است که این برای اثبات حقانیت خود در مسند خدایی است

و به همین صورت اعتقاد به معاد هم نوعی اجرای عدالت برای انسانها است


پس اگر ژرفنگری کنیم تمام آفرینش به عدالت پیوند خورده است


اما عدالت هم دو نوع است خدایی و انسانی خدایی در آن دنیا و انسانی برای امتحان بشر در این دنیا

همین

وَلَوْ يؤَاخِذُ اللَّهُ النَّاسَ بِظُلْمِهِمْ مَا تَرَكَ عَلَيهَا مِنْ دَابَّةٍ وَلَكِنْ يؤَخِّرُهُمْ إِلَى أَجَلٍ مُسَمًّى فَإِذَا جَاءَ أَجَلُهُمْ لَا يسْتَأْخِرُونَ سَاعَةً وَلَا يسْتَقْدِمُونَ(النحل/61)

و اگر خداوند مردم را به [سزاي] ستمشان مؤاخذه مي‏کرد(و عدالت را بر قرار می کرد) جنبنده‏اي بر روي زمين باقي نمي‏گذاشت ليکن [کيفر] آنان را تا وقتي معين بازپس مي‏اندازد و چون اجلشان فرا رسد ساعتي آن را پس و پيش نمي‏توانند افکنند

عاشق
۱۳۸۹/۰۵/۰۶, ۱۷:۳۶
با تشكر از ادامه بحث


اما یادتان باشد دنیا دنیای امتحان است فرار است نه قرار اجرای عدالت دنیوی توسط انسانها را نیز خدا برای امتحان عملکرد بشر قرار داده است اگر خدا می خواست در یک لحظه آن چنان عدالتی برقرار می کرد که اینجا چون بهشت شود ولی در آن صورت دیگر آزادی و اختیار انسان در انجام امتحان الهی(اجرای عدالت )معنی نداشت ما هم می شدیم مثل بقیه ی موجودات که از خودش هیچ اختیاری ندارد پس خدا چطور به ما اشرف مخلوقات بگوید در حالی که هیچ اختیاری در اجرای امتحان از خود نداریم در زندگی اجتماعی بشر اجرای عدالت از مهمترین ارکان وامتحانات الهی برای اوست است اگر قرار باشد خدا خودش در این دنیا عدالت را بر قرار کند دیگر به چه بهانه ای آن دنیا به افراد پاداش دهد

اما جناب نوري شما كه به سئوال حقير پاسخ نفرموديد !

اينكه عدالت كامل خداوند بايد در آن دنيا اجرا شود تا زمينه امتحان بشر باقي بماند را كه ما هم مي پذيريم اما اين با فرموده شما كه خداوند هيچگونه عدالتي در اين دنيا به اجرا در نمي آورد همخواني ندارد .

به تعبير روشن تر ما هم مي پذيريم اين دنيا ظرفيت اجراي كامل عدالت الهي را ندارد و اگر هم دارد مصلحت نيست تا زمينه امتحان بشر فراهم آيد.
اما آيا اين دليل مي شود كه خداوند هيچ عدالتي در اين جهان اجرا ننمايد .

اين سخن انسان را به ياد اين آيه مي اندازد :‌

و قالت اليهود يد الله مغلولة غلت ايديهم و لعنوا بما قالوا بل يداه مبسوطتان ينفق كيف يشاء و ليزيدن كثيرا منهم ما انزل اليك من ربك طغيانا و كفرا و القينا بينهم العداوة و البغضاء الي يوم القيامة كلما اوقدوا نارا للحرب اطفاها الله و يسعون في الارض فسادا و الله لا يحب المفسدين ( مائده 64)
يهود گفتند دست خدا بسته است ، دست آنها بسته شد و به خاطر گفتارشان به لعنت خدا گرفتار گرديدند بلكه دو دست خدا گشاده است هر گونه بخواهد انفاق مي كند .....

بله دست خداوند بسته نيست و همانطور كه خدمتتان در پست قبلي عرض كردم و آياتي را مثال آوردم كه پاسخ نفرموديد ، هرگاه بخواهد خود اقدام به اجراي عدالت مي كند همانطور كه در حق اقوام ظالم گذشته انجام داده است .


وَلَوْ يؤَاخِذُ اللَّهُ النَّاسَ بِظُلْمِهِمْ مَا تَرَكَ عَلَيهَا مِنْ دَابَّةٍ وَلَكِنْ يؤَخِّرُهُمْ إِلَى أَجَلٍ مُسَمًّى فَإِذَا جَاءَ أَجَلُهُمْ لَا يسْتَأْخِرُونَ سَاعَةً وَلَا يسْتَقْدِمُونَ(النحل/61) و اگر خداوند مردم را به [سزاي] ستمشان مؤاخذه مي‏کرد(و عدالت را بر قرار می کرد) جنبنده‏اي بر روي زمين باقي نمي‏گذاشت ليکن [کيفر] آنان را تا وقتي معين بازپس مي‏اندازد و چون اجلشان فرا رسد ساعتي آن را پس و پيش نمي‏توانند افکنند

و درست است از همين آيه اي را كه مثال زديد روشن مي شود كه اگر خداوند بخواهد عدالت را در حق تمام مردم اجرا كند ، كسي در زمين باقي نمي ماند ! بنابر اين خداوند در حق همه مردم در اين دنيا عدالت را اجرا نمي كند.
اما آيا اين دليل مي شود كه در حق برخي از مردم هم عدالت را اجرا نكند !!!

موفق و پيروز باشيد

غلامعلی نوری
۱۳۸۹/۰۵/۰۶, ۱۹:۱۸
با تشكر از ادامه بحث




و قالت اليهود يد الله مغلولة غلت ايديهم و لعنوا بما قالوا بل يداه مبسوطتان ينفق كيف يشاء و ليزيدن كثيرا منهم ما انزل اليك من ربك طغيانا و كفرا و القينا بينهم العداوة و البغضاء الي يوم القيامة كلما اوقدوا نارا للحرب اطفاها الله و يسعون في الارض فسادا و الله لا يحب المفسدين ( مائده 64)
يهود گفتند دست خدا بسته است ، دست آنها بسته شد و به خاطر گفتارشان به لعنت خدا گرفتار گرديدند بلكه دو دست خدا گشاده است هر گونه بخواهد انفاق مي كند .....

بله دست خداوند بسته نيست و همانطور كه خدمتتان در پست قبلي عرض كردم و آياتي را مثال آوردم كه پاسخ نفرموديد ، هرگاه بخواهد خود اقدام به اجراي عدالت مي كند همانطور كه در حق اقوام ظالم گذشته انجام داده است .



و درست است از همين آيه اي را كه مثال زديد روشن مي شود كه اگر خداوند بخواهد عدالت را در حق تمام مردم اجرا كند ، كسي در زمين باقي نمي ماند ! بنابر اين خداوند در حق همه مردم در اين دنيا عدالت را اجرا نمي كند.
اما آيا اين دليل مي شود كه در حق برخي از مردم هم عدالت را اجرا نكند !!!

موفق و پيروز باشيد



سلام

اولا آیه ای که در مورد یهودیها آوردی خودت بگو شان نزولش چه بوده است ؟؟

انها می گفتن که خدا تنگدست شده که از مردم پول (قرض الحسنه )میخاد

این آیه ربطی به بحث عدالتی ما ندارد جواب گفته ی یهودی هاست درمورد آیه ی قرض الحسنه

ودر جواب آنها آیه گفته است خدا آنطور که بخواهد انفاق می کند

که اگر دقت کنی آیه ی قرض الحسنه نوعی امتحان برای خلوص افراد است اگر نه خدا خودش اگر

بخواهد تمام زمین را پر از پول می کند

پس خدا برای امتحان بشر در اجرای عدالت دنیوی دخالت نمی کند اما در تمام امور دیگر فعال است

یک مثال بزنم

در عزت و خداپرستی و آزادگی و بیگناهی امام حسین کی شک دارد؟؟

دیدید که چطور شهید شد

خدا چرا از این انسان والا و گرانقدر در جنگ با یزید ستمگر پشتیبانی نکرد ؟؟ چرا در این مورد محدود هم

عدالت رابرای نجات جان آن عزیز اجرا نکرد آیا دستش بسته بود ؟؟؟

وقتی که خدا برای امام حسین با آن همه عظمت وبیگناهی جلوی یزید ظالم اقدامی نکرد حسابش

برای دفاع از افراد معمولی دیگر روش است !

چرا برای دفاع از امام عدالت را اجرا نکرد که در یک چشم بهم زدن لشکر ظلم سنگ شود

تا امام حسین عزیز زنده بماند ؟؟؟

اینها فقط یک جواب دارد و آن اینکه اجرای عدالت دنیوی را خدا به اختیار خود انسانها و تحولات درونی

وبرونی آنها واگذار کرذه است ؟ اینها همه امتحان است



اسباب داده+ تفکر داده که خودتان عمل کنید تا ببینیم کی نیک کردار تر است و در امتحان الهی قبول

می شود

و حسین قبول شد


در ضمن اگر خدا در دنیا با قدرت قهار خود

عدالت بر قرار می کرد دیگر پویایی و حق طلبی وجود نداشت

همه دست رو دست می گذاشتند که بله خدا خودش حقمان را می گیرد

ما نباید برای گرفتن حق خود و برقراری عدالت تلاش کنیم

خدا خودش اینکار را انجام می دهد

ما همین جا می نشینیم !!!!


............إِنَّا هَاهُنَا قَاعِدُونَ(المائدة/24)


................ ما همين جا مي‏نشينيم

[/size][/font]

عاشق
۱۳۸۹/۰۵/۰۷, ۰۵:۳۰
با سلام خدمت جناب نوري عزيز و ديگر دوستاني كه تاپيك را ملاحظه نمودند

خوب به نظر حقير بحث به جايي رسيده است كه نياز به نتيجه گيري دارد و به صورت واضحي با بيان ادله از طرفين امكان قضاوت صحيح را به ديگران داده است .

لذا از جناب نوري درخواست مي كنيم اگر فرمايش ديگري دارند بيان بفرمايند تا بحث را جمع بندي كنيم .

غلامعلی نوری
۱۳۸۹/۰۵/۰۷, ۱۱:۱۶
با سلام خدمت جناب نوري عزيز و ديگر دوستاني كه تاپيك را ملاحظه نمودند

خوب به نظر حقير بحث به جايي رسيده است كه نياز به نتيجه گيري دارد و به صورت واضحي با بيان ادله از طرفين امكان قضاوت صحيح را به ديگران داده است .

لذا از جناب نوري درخواست مي كنيم اگر فرمايش ديگري دارند بيان بفرمايند تا بحث را جمع بندي كنيم .


با سلام حضور عاشق عزیز

من از شما بخاطر اینکه آگاهانه وواقع بینانه در بحث شرکت کردید سپاسگزارم

واقعا حق شما بیش از اینهاست

من به مدیر محترم سایت پیشنهاد می کنم که اختیارات شما را در این سایت

بیشتر کند چرا که شایستگی شما خیلی بیش از بعضی دیگر است

عاشق
۱۳۸۹/۰۵/۰۸, ۰۷:۱۰
با سلام حضور عاشق عزیز من از شما بخاطر اینکه آگاهانه وواقع بینانه در بحث شرکت کردید سپاسگزارم واقعا حق شما بیش از اینهاست من به مدیر محترم سایت پیشنهاد می کنم که اختیارات شما را در این سایت بیشتر کند چرا که شایستگی شما خیلی بیش از بعضی دیگر است

سلام خدمت جناب نوري

از ابراز لطفتان متشكرم اما شايستگاني در اين سايت هستند كه بسيار بيش از حقير دانش اندوخته اند

موفق باشيد

عاشق
۱۳۸۹/۰۵/۰۸, ۰۷:۳۱
بسم الله الرحمن الرحيم

جمع بندي مبحث آيا در قرآن آياتي وجود دارد كه دليل قاطعي بر عدل دنيوي خدا باشد ؟

اين تاپيك را جناب نوري ايجاد فرموده اند با عنوان بالا كه حاكي از دقت ايشان در مباحث قرآني است لذا حقير ابتداء سعي كردم با آياتي كه عدالت الهي را به صورت مطلق بيان مي كردند ، پاسخ ايشان را بدهم .

آيات ذيل به واسطه اطلاقي كه دارند ظهور در عدالت اخروي و هم دنيوي خداوند دارند :

1-وَ مَا تُنفِقُواْ مِنْ خَيرٍْ يُوَفَّ إِلَيْكُمْ وَ أَنتُمْ لَا تُظْلَمُونَ ( بقره 272 )
و آنچه از خوبيها انفاق مى‏كنيد، (پاداش آن) به طور كامل به شما داده مى ‏شود و به شما ستم نخواهد شد.

2- تِلْكَ ءَايَاتُ اللَّهِ نَتْلُوهَا عَلَيْكَ بِالْحَقّ‏ِ وَ مَا اللَّهُ يُرِيدُ ظُلْمًا لِّلْعَالَمِينَ(آل عمران108)
اينها آيات خداست كه بحق بر تو مى‏ خوانيم. و خداوند (هيچ گاه) ستمى براى (احدى از) جهانيان نمى‏خواهد.

3- ذلِكَ بِما قَدَّمَتْ أَيْديكُمْ وَ أَنَّ اللَّهَ لَيْسَ بِظَلاَّمٍ لِلْعَبيدِ (آل عمران182 )
اين بخاطر چيزى است كه دستهاى شما از پيش فرستاده (و نتيجه كار شماست) و بخاطر آن است كه خداوند، به بندگان (خود)، ستم نمى‏ كند.

4- أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذينَ يُزَكُّونَ أَنْفُسَهُمْ بَلِ اللَّهُ يُزَكِّي مَنْ يَشاءُ وَ لا يُظْلَمُونَ فَتيلاً (49)
آيا نديدى كسانى را كه خودستايى مى‏ كنند؟! (اين خودستاييها، بى‏ارزش است) بلكه خدا هر كس را بخواهد، ستايش مى‏ كند و كمترين ستمى به آنها نخواهد شد.

5- إِنَّ اللَّهَ لا يَظْلِمُ النَّاسَ شَيْئاً وَ لكِنَّ النَّاسَ أَنْفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ (يونس 44)
خداوند هيچ به مردم ستم نمى‏كند ولى اين مردمند كه به خويشتن ستم مى‏كند!

6- وَ عَلَى الَّذينَ هادُوا حَرَّمْنا ما قَصَصْنا عَلَيْكَ مِنْ قَبْلُ وَ ما ظَلَمْناهُمْ وَ لكِنْ كانُوا أَنْفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ (نحل 118)
چيزهايى را كه پيش از اين براى تو شرح داديم، بر يهود حرام كرديم ما به آنها ستم نكرديم، اما آنها به خودشان ظلم و ستم مى‏كردند!

7- ذِكْرى‏ وَ ما كُنَّا ظالِمينَ ( شعراء 209 )
تا متذكّر شوند و ما هرگز ستمكار نبوديم! (كه بدون اتمام حجّت مجازات كنيم)

8- مِثْلَ دَأْبِ قَوْمِ نُوحٍ وَ عادٍ وَ ثَمُودَ وَ الَّذينَ مِنْ بَعْدِهِمْ وَ مَا اللَّهُ يُريدُ ظُلْماً لِلْعِبادِ ( غافر 31 )
و از عادتى همچون عادت قوم نوح و عاد و ثمود و كسانى كه بعد از آنان بودند (از شرك و كفر و طغيان) مى‏ترسم و خداوند ظلم و ستمى بر بندگانش نمى‏ خواهد.

توجه :
ممكن است اشكالاتي در دلالت صريح برخي آيات فوق از حيث شأن نزول ، معناي آيات قبل و بعد و كلمات خود آيه و غيره بشود اما استدلال به اطلاق آيات ( به ويژه استيناف قسمت آخر آيات ) و مجموع آيات فوق و آيات ديگري كه وجود دارد مي تواند دليل قاطعي بر عدل الهي حتي در امور دنيوي باشد .

اما ايشان اين آيات را نپذيرفتند :



نظر نهایی اینجانب این است که در زندگی دنیوی موجودات زنده عدالت مستقیم و متناسبی از طرف خدا

وجود ندارد

و در زندگی دنیایی انسانها خداوند بیطرف است و خداوند در پی اجرای عدالت نبوده است ولی این به این معنی

نیست که با اجرای عدالت در دنیا مخالف است بلکه این موضوع را به بینش ، تفکر وکردار خود انسانها واگذار کرده است

عاشق
۱۳۸۹/۰۵/۰۸, ۰۷:۳۳
در پاسخ سخن ايشان جناب صديق و جناب اعتماد مطالب خوبي بيان داشتند :


این طور که شما فکر میکنی نیست پس این آیه چی میگه " (وَ رَحْمَتِي وَسِعَتْ كُلَّ شَيْ‏ءٍ). اين رحمت واسعه پروردگار اشاره به نعمتها و بركات دنيوى باشد كه همگان را در برگرفته و بر و فاجر و نيك و بد از آن بهره مى‏برند.


برای روشن شدن شما اجمالاً توجه و التفات شما را به چند نکته جلب می کنم، و برای آگاهی بیشتر، به مطالعه تفصیلی و جامع تر منابع کلامی توصیه می کنم: اولاً: اینگونه نیست که خداوند در دنیا با یک دید ثابت به مؤمن و کافر بنگرد، اگر اینگونه باشد تکلیف رحمت عامه و خاصه خدا خداوند با بندگان چه می شود؟ تکلیف آیات و روایاتی که به عدم برابری دانا و نادان «قل هل يستوى الذين يعلمون والذين لايعلمون»؛[1] بینا و بصیر و فاقد بصیرت و ... «و ما یستَوی الاَعمی وَ البَصیرُ. وَلا الظُّلماتُ وَ لا النُّورُ. وَ لا الظل وَ لا الحَرُورُ؛ وَمَايَسْتَوِي الْأَحْيَاء وَلَا الْأَمْوَاتُ ... »[2] اشاره مستقیم دارند چه؟ ... ثانیاً: شما که دخالت خداوند در امور دنیا را نفی می کنید، آیاتی که گویای ارادۀ الهی در همۀ امور مادی و معنوی دنیاست، نظیر، روزی دادن خداوند "یرزق من یشاء ..." و هدایت و گمراهی بندگان "یهدی من یشاء و یضل من یشاء ..." را چگونه تفسیر خواهید نمود؟ ... ثالثاً: گفتنی است؛ مطلب اخیر شما نیز عمیقاً با اعتقادات دینی و کلامی بالکل متضاد است، زیرا که اگر چنین باشد، سنت های الهی جاری و ساری در عالم هستی را چگونه می توان هضم نمود؟ اینکه خداوند بطور مستقیم و بدون اسباب و علل در امور دنیوی دخالت نمی کند یک اصل پذیرفته شده است (ابی الله ان یجری الامور الا باسبابها) اما این مطلب بدین معنا نیست که دست خدا در امور دنیا قطع است بلکه خداوند بر اساس سنت هائی که در نظام هستی تعریف نموده جهان هستی و امور بندگانش را اداره می کند. و این عین حکمت و دانائی مطلق است. آیا نمونه هائی که بر شمردیم (رحمت عامه و خاصه؛ هدایت و گمراهی و ...) مصادیقی از تحقق عدالت خداوند در دنیا نیست؟ ...

اما جناب نوري با بياناتي اين مطالب را نپذيرفتند :


سلام برصدیق آفرین استاد شما هم ناخود آگاه حرفای مرا تصدیق کردید چرا ؟؟تا بگویم اولا دنبال علم رفتن یا نادان ماندن بستگی به خود فرد دارد که از امکانات مساوی خداوندی استفاده کند یا نه دوم دخالت خدا را فقط در اجرای عدالت د نیوی نفی می کنم نه موضوعات دیگر سوم استاد معظم ! یرزق من یشاء هر چه که باشد دلیلی بر عدالت نیست ! حکمت ، امتحان ، احتمالات وغیره را می توان به آن ربط داد و لی عدالت را نه چهارم خودتان خوب آورده اید !!! در رَبُّنَا الَّذِی أَعْطى كُلَّ شَیْ‏ءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدى از کل شیء بیطرفی خداوند در توزیع امکانت برای همه فهیمیده می شود که در پست پیش گفتم شما هر کاری که بکنید نمی توانید عدالت خداوندی را دنیا اثبات کنید و عدالت دنیوی خدا از اصول دین نیست خدا خودش در دنیا عدالت را بر گزار نمی کند بلکه این را به تغییرات درونی، فکری وکرداری انسانها واگذار کرده است و من به این نتیجه ی قاطع رسیده ام و بهتر است شما هم بیطرفانه و بدون تعصب اندیشه کنید تا به این نتیجه برسید

و اشكال جناب مجيد را هم آقاي نوري با بيان زير قبول نكردند:


نقل نمایش پست ها نوشته اصلی توسط : مجید جناب غلامعلي تقابل ظلم و عدل از نظر منطقي چه نوع تقابلي است ؟ 1-ضدين است ؟ 2- ملكه و عدم ملكه است ؟ 3- نقيضين است ؟ 4- .... لطفا جواب را خلاصه و كوتاه بفرمائيد جناب مجید علیکم السلام و رحمه من لزومی نمی بینم که تکرار مکررات کنم و مثل مرحوم ابن سینا ،صدر و مطهری بگویم تقابل آنها از نوع ملکه و غیر ملکه است اینها تعریف آنهاست و من نظر دیگری دارم لازم نیست اطلاعات مرا با گفته های پیشنیان بسنجید حرف و نظر خود را با تفکر خدادای که در مغز تمام انسانها وجود دارد بیان می کنم شاید تایید حرف آنها باشد و شاید نظریه ی جدیدی باشد و شاید هم به زعم شما به بیراهه بروم ولی قدر مسلم این است که در اینطور موارد اندیشه مدار مقلد کسی نیستم گرچه به دوزخ هم بروم ! پس خود فکر خواهم کرد و می خواهم به نتیجه برسم مثال لیوانی برای آب آشامیدنی داریم با ظرفیت 100سی سی پر از آب پاک می کنیم ( عدالت واقعی ) ولی اگر حتی یک قطره آب آلوده به آن اضافه کنیم دیگر پاک نیست بلکه ظلم است حال اگر همین لیوان را با 100 سی سی آب آلوده پر کنیم باز آلوده است و باز ظلم بنابراین عدل و ظلم نفیض یا ضد دوطرفه ی یکدیگر نیستند بلکه در اینجا نفیض یکطرفه معنی پیدا می کند کوچکترین ظلمی می تواندعدالت را آلوده کند ولی غایت و نهایت عدالت هم نمی تواند در یکجایی اثر ظلم را در همانجا پاک کند

لذا حقير با رفتن به سراغ آياتي كه مستقيما اشاره به افعال الهي در دنيا دارد بحث را پي گرفتم :


شما فرموديد كه : عدالت واقعي خداوند در اين دنيا بر قرار نمي شود و دنيا ارزش چنين عدالتي را ندارد و.... اگر منظور شما اينست كه دنيا ظرفيت عدالت واقعي خداوند را ندارد = با شما موافقم اگر منظور شما اينست كه تمام عدالت خداوند در اينجا اجرا نمي شود ولي برخي از آن اجرا مي شود= با شما موافقم اگر منظور شما اينست كه هيچ عدالتي از ناحيه خداوند در دنيا اجرا نمي شود = با شما مخالفم پس اين عذاب هاي الهي كه در حق اقوام ظالم و افراد ظالم در دنيا بواسطه خداوند انجام مي پذيرد چه توجيهي دارد آيا پاداش هاي دنيوي افراد از قبيل عدل الهي نيست بگذريم از اينكه تمام عدالتي كه بواسطه مردم ايجاد مي شود در حقيقت افعال خداوند است ( ليقوم الناس بالقسط )


با وجود همه اين سخنان هنوز حقير پاسخ خود را دريافت نكردم چون عرض بنده اين بود كه خداوندي كه اقوام عاد و ثمود و مانند آنها را عذاب مي كند ( كه مطمئنا بخاطر اعمال خود آنهاست : أَ لَمْ يَأْتِهِمْ نَبَأُ الَّذينَ مِنْ قَبْلِهِمْ قَوْمِ نُوحٍ وَ عادٍ وَ ثَمُودَ وَ قَوْمِ إِبْراهيمَ وَ أَصْحابِ مَدْيَنَ وَ الْمُؤْتَفِكاتِ أَتَتْهُمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَيِّناتِ فَما كانَ اللَّهُ لِيَظْلِمَهُمْ وَ لكِنْ كانُوا أَنْفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ (توبه 70) -وَ أَمَّا ثَمُودُ فَهَدَيْناهُمْ فَاسْتَحَبُّوا الْعَمى‏ عَلَى الْهُدى‏ فَأَخَذَتْهُمْ صاعِقَةُ الْعَذابِ الْهُونِ بِما كانُوا يَكْسِبُونَ (فصلت 17) ) آيا عدالت را اجرا نكرده است ؟ آنجا كه مي فرمايد : وَ أَمَّا عادٌ فَأُهْلِكُوا بِريحٍ صَرْصَرٍ عاتِيَةٍ (6)سَخَّرَها عَلَيْهِمْ سَبْعَ لَيالٍ وَ ثَمانِيَةَ أَيَّامٍ حُسُوماً فَتَرَى الْقَوْمَ فيها صَرْعى‏ كَأَنَّهُمْ أَعْجازُ نَخْلٍ خاوِيَةٍ (الحاقه 7) و امّا قوم «عاد» با تندبادى طغيانگر و سرد و پرصدا به هلاكت رسيدند،(خداوند) اين تندباد بنيان‏كن را هفت شب و هشت روز پى در پى بر آنها مسلّط ساخت، (و اگر آنجا بودى) مى‏ديدى كه آن قوم همچون تنه‏هاى پوسيده و تو خالى درختان نخل در ميان اين تند باد روى زمين افتاده و هلاك شده‏اند! و نيز در فَانْظُرْ كَيْفَ كانَ عاقِبَةُ مَكْرِهِمْ أَنَّا دَمَّرْناهُمْ وَ قَوْمَهُمْ أَجْمَعينَ (نمل 51) فَتِلْكَ بُيُوتُهُمْ خاوِيَةً بِما ظَلَمُوا إِنَّ في‏ ذلِكَ لَآيَةً لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ (نمل 52) بنگر عاقبت توطئه آنها چه شد، كه ما آنها و قومشان همگى را نابود كرديم‏. اين خانه‏هاى آنهاست كه بخاطر ظلم و ستمشان خالى مانده و در اين نشانه روشنى است براى كسانى كه آگاهند! ***جالب است كه در آيات فوق هر دو مقوله جمع شده است يكي عذاب الهي و اجراي عدالت توسط خود خداوند و ديگري نتيجه عمل خود آنها بودن اين عذاب *** بگذاريد مثالي هم از فيزيك بزنم همانطور كه مي دانيد در تلسكوپ هاي شكستي دو عدسي وظيفه انتقال نور و ايجاد بزرگنمايي را انجام مي دهند اما هر كدام از آنها وظايف خاصي دارند مثلا عدسي شيئي ، وظيفه رفع كجنمايي رنگي و .. و عدسي چشمي وظيفه بزرگتر كردن تصوير حاصل از انتقال را دارد و در نتيجه عمل هر دو عدسي است كه تصويري شفاف و بزرگ تر از تصويري كه با چشم مي بينيم ، داخل تلسكوپ قابل مشاهده است . آيا در اينجا مي شود گفت اين فقط يكي از عدسي ها يا مجموع هر دوست كه عمل بزرگنمايي را انجام مي دهند و انسان هيچ دخالتي در آن ندارد حكايت خداوند و عالم هم به همين صورت است.

عاشق
۱۳۸۹/۰۵/۰۸, ۰۷:۳۸
ايشان در ادامه بحث به مسئله امتحان بودن دنيا اشاره كردند :


اجرای عدالت دنیوی توسط انسانها را نیز خدا برای امتحان عملکرد بشر قرار داده است اگر خدا می خواست در یک لحظه آن چنان عدالتی برقرار می کرد که اینجا چون بهشت شود ولی در آن صورت
دیگر آزادی و اختیار انسان در انجام امتحان الهی(اجرای عدالت )معنی نداشت

كه حقير در پاسخ ايشان عرض كردم :


اما جناب نوري شما كه به سئوال حقير پاسخ نفرموديد ! اينكه عدالت كامل خداوند بايد در آن دنيا اجرا شود تا زمينه امتحان بشر باقي بماند را كه ما هم مي پذيريم اما اين با فرموده شما كه خداوند هيچگونه عدالتي در اين دنيا به اجرا در نمي آورد همخواني ندارد . به تعبير روشن تر ما هم مي پذيريم اين دنيا ظرفيت اجراي كامل عدالت الهي را ندارد و اگر هم دارد مصلحت نيست تا زمينه امتحان بشر فراهم آيد. اما آيا اين دليل مي شود كه خداوند هيچ عدالتي در اين جهان اجرا ننمايد . اين سخن انسان را به ياد اين آيه مي اندازد :‌ و قالت اليهود يد الله مغلولة غلت ايديهم و لعنوا بما قالوا بل يداه مبسوطتان ينفق كيف يشاء و ليزيدن كثيرا منهم ما انزل اليك من ربك طغيانا و كفرا و القينا بينهم العداوة و البغضاء الي يوم القيامة كلما اوقدوا نارا للحرب اطفاها الله و يسعون في الارض فسادا و الله لا يحب المفسدين ( مائده 64) يهود گفتند دست خدا بسته است ، دست آنها بسته شد و به خاطر گفتارشان به لعنت خدا گرفتار گرديدند بلكه دو دست خدا گشاده است هر گونه بخواهد انفاق مي كند ..... بله دست خداوند بسته نيست و همانطور كه خدمتتان در پست قبلي عرض كردم و آياتي را مثال آوردم كه پاسخ نفرموديد ، هرگاه بخواهد خود اقدام به اجراي عدالت مي كند همانطور كه در حق اقوام ظالم گذشته انجام داده است .

الحمد لله بحث خوبي بود و احساس مي كنم كه مطالب خوبي از دو طرف مطرح شد كه قضاوت را به خوانندگان واگذار مي كنم و براي تمام دوستان شركت كننده و ناظر بحث خصوصا اساتيد معظم و جناب نوري ، آرزوي توفيقات روزافزون دارم .