PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : جمع بندی بی عدالتی در حفاظت



دلسوخته
۱۳۹۷/۰۶/۰۶, ۲۱:۱۲
به نام خداوند نگهبان.

می خوام‌از درد و رنج که از کودکی تحمیل شده شکایت کنم.
خداوند ادعا کرده بر هر چیزی نگهبان است.آیات و روایات بسیاری وجود دارد که خالق خودش در کتابش گفته و من اینجا بیان می کنم.


وَ رَبُّكَ عَلى كلِّ شىْءٍ حَفِیظٌ
و پروردگار تو بر هر چیزی نگاهبان است




...إنَّ رَبِّى عَلى كُلِّ شَىْءٍ حَفِیظٌ
[از قول حضرت هود] در حقیقت، پروردگارم بر هر چیزی نگاهبان است





الَّذِینَ اتَّخَذُوا مِن دُونِهِ أَوْلِیاءَ اللَّهُ حَفِیظٌ عَلَیهِمْ وَ مَا أَنتَ عَلَیهِم بِوَکیلٍ) ؛ «و کسانی که به جای او برای خود اولیا گرفتند، خدا برایشان نگهبان است و تو بر آنان گمارده و وکیل نیستی».




.(وَ هُوَ الْقاهِرُ فَوْقَ عِبادِهِ وَ یرْسِلُ عَلَیکمْ حَفَظَةً حَتَّی إِذا جاءَ أَحَدَکمُ الْمَوْتُ تَوَفَّتْهُ رُسُلُنا وَ هُمْ لا یفَرِّطُونَ ) (5).

«و اوست که بر بندگانش قاهر [و غالب] است و نگهبانانی بر شما می ‏فرستد تا هنگامی که یکی از شما را مرگ فرا رسد فرشتگان ما جانش بستانند در حالی که کوتاهی نمی‏ کنند».


برای انسان، مأمورانی است که پی در پی، از پیش رو، و از پشت سرش او را از فرمان خدا [= حوادث غیر حتمی‌] حفظ می‌کنند؛ (امّا) خداوند سرنوشت هیچ قوم (و ملّتی) را تغییر نمی‌دهد مگر آنکه آنان آنچه را در خودشان است تغییر دهند! و هنگامی که خدا اراده سوئی به قومی (بخاطر اعمالشان) کند، هیچ چیز مانع آن نخواهد شد؛ و جز خدا، سرپرستی نخواهند داشت!

چیزی که وجود داره فرشتگانی در امور دنیوی طبق ادعای خداوند وظیفه ی نگهداری انسان را در بلاها و آفات دنیوی دارند‌.

اما در روایات و احادیث هم این مورد دیده میشه


امیرمؤمنان (علیه السلام) می فرماید:

«لیس احد من الناس الا و معه ملائکة حفظة یحفظونه من ان لتردی فی بئر، او یقع علیه حائط او یصیبه سوء فاذا حان اجله خلوا بینه و بین ما یصیبه» (6).

«احدی از مردم نیست، مگر اینکه با او ملائکه ای است که او را حفظ می کنند؛ از اینکه پایش بلغزد [و] در چاه [بیفتد]، یا اینکه دیواری رویش بیاید و یا اینکه بدی به او برسد. پس هنگامی که مرگ او فرا رسید، میان او و آنچه را به او [از بدی ها و خطرات و حوادث] می رسد، خالی می کنند».




امام صادق (علیه السلام) می فرماید:

«...و ان الله برأفته و لطفه ایضا وکلهم بعباده یذبون عنهم مردة الشیاطین و هو امّ الارض و آفات کثیرة من حیث لا یرون باذن الله الی ان یجئی امر الله عزوجل» (7)

«و حقیقت آن است که خداوند به واسطه ی رأفت و لطفش، [فرشتگانی را] موکل بندگان خویش کرده است [تا بدین طریق] متمردین از شیاطین و حشرات موذی زمینی و آفات فراوانی را - از جایی که انسان ها نمی بینند - به اذن خداوند بر می گردانند تا اینکه امر خداوند عزوجل بیاید [مبنی بر اینکه دیگر امر حفظ دنبال نشود]».




پس نمیشه منکر این شد که کسی مراقبت انسان در بلاها و آفات نباشه.
پس وظیفه ای بر گردن خداوند است که از انسان در برابر شر مخصوصا کودک و نوجوان محافظت کند.اما مسئله ای که اینجاست این است که این فرشتگان مطیع امر خداوند هستند یعنی اگر خداوند دستور دهد محافظت صورت نمی گیرد.
اما چرا خداوند دستور محافظت نشدن را می دهد؟؟
در عالم ذر خداوند تمام آدمیان تا قیامت را از پشت آدم بیرون می کشد.

بهشت و جهنم طبق وعده خداوند داریم آیا بین این آدمیان و تعدادشان در بهشت و جهنم تناسب وجود دارد ؟؟ یعنی تعداد بهشتیان و جهنمیان نصف نصف است ؟؟
حال با توجه به لوح محفوظ خداوند که عالم به سرنوشت و تقدیرات عالم است این شرایط آدم در عالم ماده و دنیا طوری رقم بخورد که با علم خداوند جهل نشود ؟ ( بنده دنبال جبر و اختیار فعلا نیستم )
حال برای اینکه علم خداوند برای بدبختان در لوح محفوظ جهل نشود فرشتگان را دستور می دهد تا آدمی را از شرارت ها و بلاها حفظ نکنند تا با دست خود مهر تایید بر بدبختی خود بزنند ؟؟!!


وَ نَبْلُونَّكُمْ بِالشَرَّ وَ الْخَیرِ فِتْنَةً [انبیاء/35]؛ و با خیر و شرّ شما را امتحان می ‌کنیم



این شر چیست و چرا و این شر با همان محافظت نکردن فرشتگان ارتباط دارد؟

و سوال اصلی من این است :

چرا من باید در شر بیفتم و فرشته ی نگهبانی نداشتم آیا این همان شقاوت ذاتی نیست ؟
چرا من باید در شر بیفتم و فرشته ی نگهبانی نداشتم آیا این همان شقاوت ذاتی نیست ؟
چرا من باید در شر بیفتم و فرشته ی نگهبانی نداشتم آیا این همان شقاوت ذاتی نیست ؟

مدیر ارجاع سوالات
۱۳۹۷/۰۶/۰۷, ۱۵:۳۳
با نام و یاد دوست






http://s9.picofile.com/file/8329320292/1_erjae2.png





کارشناس بحث: استاد مسلم

مسلم
۱۳۹۷/۰۶/۰۸, ۱۶:۰۱
بسم الله الرحمن الرحیم

با سلام و احترام


چرا من باید در شر بیفتم و فرشته ی نگهبانی نداشتم آیا این همان شقاوت ذاتی نیست ؟

برای پاسخ به این سوال باید به چند نکته توجه بفرمایید:

نکته اول:
بله در اینکه خداوند برای بندگان محافظانی قرار داده است شکی وجود ندارد، اما این محافظت بی قید و شرط و مطلق نیست، بلکه هر گاه خداوند صلاح بداند مأموران محافظ را از محافظت بازداشته و اراده خود را محقق می سازد، همان طور که خودتان هم به روایتی از امام صادق(ع) اشاره فرمودید:
«إِنَّ اللَّهَ بِرَأْفَتِهِ وَ لُطْفِهِ أَيْضاً وَكَّلَهُمْ بِعِبَادِهِ يَذُبُّونَ عَنْهُمْ مَرَدَةَ الشَّيْطَانِ وَ هَوَامَّ الْأَرْضِ وَ آفَاتٍ كَثِيرَةً مِنْ حَيْثُ لَا يَرَوْنَ بِإِذْنِ اللَّهِ إِلَى أَنْ يَجِي‏ءَ أَمْرُ اللَّه‏»؛ و حقیقت آن است که خداوند به واسطه ی رأفت و لطفش، [فرشتگانی را] موکل بندگان خویش کرده است [تا بدین طریق] متمردین از شیاطین و حشرات موذی زمینی و آفات فراوانی را - از جایی که انسان ها نمی بینند - به اذن خداوند بر می گردانند تا اینکه امر خداوند عزوجل بیاید.(الاحتجاج، ج2، ص348)

نکته دوم:
قطعا رفتارهای خدا چه محافظت کردن ها و چه محافظت نکردن ها حکیمانه است، ولو آنکه ما حکمت آن را ندانیم؛ وقتی ما یک مبانی داریم که به آن علم یقینی داریم نمی توانیم آن را به خاطر آنچه که به آن علم کامل نداریم کنار بگذاریم! ما به عدالت و حکمت الهی علم قطعی داریم، اما به مصادیق و اتفاقات و حکمت های آنها در دنیا آگاهی نداریم، خب چگونه میتوانیم رفتار خدا را قضاوت کنیم؟

مثل این که یک نفر از قرون ابتدایی بشری به زمان امروز بیاید و با دیدن رفتار یک پزشک بخواهد او را قضاوت کند! می بینید این پزشک به یکی قرص می دهد، به یکی دارو را با سوزن به صورت دردناک تزریق می کند، و شکم یکی را برای جراحی می شکافد!! روشن است که به خاطر جهلی که نسبت به حقیقت دارد نمی تواند قضاوت درستی داشته باشد و این رفتارهای دوگانه را شاید ظالمانه بپندارد!

نکته سوم:
اینکه ما گمان کنیم که از پیش جهنم رفتنِ برخی قطعی شده است و حالا خداوند مجبور است برای آنکه این علمش تبدیل به جهل نشود حفاظتش از برخی را بردارد هم خلاف عقل است، و هم خلاف وجدان درونی که خودمان درک می کنم، و هم خلاف آیات و روایات!
اصلا لازم نیست که حتما انسانِ جهنمی هم وجود داشته باشد تا خدا برای تحقق این امر مجبور شود حفاظتش از برخی بندگان را بردارد! خداوند دوست دارد همه مردم بهشتی باشند، اگر همه به بهشت بروند که چیزی از او کم نمیشود که لازم باشد حتما برخی را جهنمی کند!

سرنوشت انسان ها به دست خود آنهاست، و علم پیشین الهی هم به اختیار و انتخاب خود آنها تعلق گرفته است، یعنی خداوند پیش از انتخاب آنها می داند چه مسیری را انتخاب خواهند کرد، نه اینکه خدا انتخاب کرده باشد و آنها مجبور باشند که همان مسیر را بروند!

اینکه مثلا یک معلم می گوید از این کلاس 5 نفر نمره نمی آورند نه اینکه برای اینکه حرفش جهل نشود مجبور است به آنها نمره ندهد، یا حفاظت علمی اش از آنها را بر میدارد، و نه اینکه می خواهد این 5 نفر نمره نیاورند، بلکه او با توجه به نوع رفتار این شاگردان دارد از آینده آنها خبر می دهد اما همه چیز به اراده خود ایشان اتفاق می افتد.

نکته چهارم:
عمده اتفاقات زندگی انسان به دست خود انسان است، در آیات بسیاری به این مطلب اشاره شده است:
«لَيْسَ لِلْإِنْسانِ إِلاَّ ما سَعى‏»؛ برای انسان بهره ای جز به اندازه تلاشش نیست.(نجم:39)
«أَنَّ اللَّهَ لَمْ يَكُ مُغَيِّراً نِعْمَةً أَنْعَمَها عَلى‏ قَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِم‏»؛ خداوند، هيچ نعمتى را كه به گروهى داده، تغيير نمى‏دهد جز آنكه آنها خودشان را تغيير دهند.(انفال:53)
«إِنَّ اللَّهَ لا يُغَيِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِم‏»؛ خداوند سرنوشت هيچ قوم (و ملّتى) را تغيير نمى‏دهد مگر آنكه آنان آنچه را در خودشان است تغيير دهند.(رعد:11)

بنابراین اینکه گمان کنیم ما تافته جدا بافته هستیم که خداوند فقط با ما دشمنی دارد و وظیفه اش را در قبال ما انجام نداده است یک تلقی اشتباه است، خداوند با کسی قرابت و خویشاوندی ندارد؛ مگر انسان هایی که در سنین کودکی و نوجوانانی دچار حادثه شده یا منحرف شده اند کم هستند؟ خداوند که نمی خواهد اراده انسان ها را نقض کرده یا دائما معجزه کند.

ما واقعا نمی توانیم حکمت رفتارهای خداوند را بفهمیم، سطح اطلاعات و آگاهی های ما بسیار ناچیزتر از این حرف هاست که بخواهیم خدا را قضاوت کنیم! اصلا این روش تفکر از پایین به بالا اشتباه است.

نکته پنجم:
قدرت درونی انسان نامحدود است، و اگر بر مسئله ای تمرکز کند در آن بسیار پیشرفت خواهد داشت، به همین خاطر یکی از مهمترین ترفندهای شیطان برای زمینگیر کردن انسان منحرف کردن افکار انسان از مسائل رشد دهنده، به مسائل انحرافی و زمینگیر کننده است.
اینکه انسان به جای حل مشکل دنبال مقصر بگردد از روشن ترین مصادیق این ترفند به شمار می رود، چنین تفکری در زندگی بدون هیچ فایده ای فقط حس شکست و ناتوانی از خروج را به انسان القاء می کند.

فرض کنید انسانی که درون چاه 2 متری افتاده اگر شروع کند به این فکر که چه کسی مقصر است آیا چاه کن مقصر است؟ آیا کسی که روی آن را نپوشانده مقصر است یا دیگران؟ تا زمانی که در این افکار باشد هرگز از آن چاه خارج نخواهد شد! او علی رغم این که توان خروج از آن چاه را دارد اما به دلیل ناامیدی که در درونش رسوخ کرده تنها به دنبال این است که از عذاب وجدان خلاص شود، به همین خاطر در همان چاه خواهد ماند.

قدرت انسان نامحدود است اما به شرط آنکه ذهنش اسیر حواشی نشده و ناتوانی به خودش القاء نکند. عموم انسان های ناموفق را شما اگر دقت کنید در قفس افکار خودشان اسیر هستند، نه در قفس دیگران یا شرایط! انسان های ضعیف ناتوانی خودشان را به نبود شرایط و امکانات و مانند آن حواله می دهند و انسان های قوی شرایط را تغییر می دهند. بر فرض که نعوذبالله خدا در حق شما کم کاری کرده باشد و مقصر باشد، خب حالا که چی؟! شما فرض کنید مقصر را پیدا کردید حالا می خواهید چه کنید؟ به همین وضعیت ادامه می دهید؟

یادم نمی رود وقت ما سال ها پیش تر به مادرمان اعتراض کردیم که ما را به گونه ای تربیت کرده اید که اعتماد به نفس نداریم! به ما گفت حالا ما کاری در حق شما نکردیم، شما خودتان چکار برای تربیت و اعتماد به نفس خودتان کرده اید؟ این جمله خیلی روی من تأثیر گذاشت.

شما هم حالا می توانید یکی از این دو مسیر را انتخاب کنید، یا به بهانه یافتن آرامش و خلاصی از عذاب وجدان بابت مشکلات دنبال مقصر بگردید، یا اینکه مانند بسیاری از انسانها که سخت ترین مشکلات را از پیش رو برداشته اند بدون نگاه به این و آن خودتان آستین بالا بزنید و موانع را از سر راه بردارید.

شروحیل
۱۳۹۷/۰۶/۰۸, ۲۰:۱۷
به نام خداوند نگهبان.

می خوام‌از درد و رنج که از کودکی تحمیل شده شکایت کنم.
خداوند ادعا کرده بر هر چیزی نگهبان است.آیات و روایات بسیاری وجود دارد که خالق خودش در کتابش گفته و من اینجا بیان می کنم.
؟[/SPOILER]

سلام و عرض ادب

دوست گرامی باید تمام آیات را در کنار هم دید


مساله این است که این دنیا مکانی برای آزمایش است


حال اگر خداوند هم انسان ها را ازهمه بلایا و خطاها حفظ کند ، دیگر آزمایش و اختیار چه معنایی دارد؟؟؟؟


خداوند بسیاری از بلاها و خطاها را که ما از آن اطلاع نداریم ، دفع می کند( به واسطه قضا و قدر ، دعا ، صدقه و...) ،
اما آن مقداری که برای آزمایش ما لازم است ، اتفاق خواهد افتاد



وَلَقَدْ فَتَنَّا الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ ۖ فَلَيَعْلَمَنَّ اللَّهُ الَّذِينَ صَدَقُوا وَلَيَعْلَمَنَّ الْكَاذِبِينَ


در پناه حق تعالی

محی الدین
۱۳۹۷/۰۶/۰۹, ۰۹:۴۶
حال برای اینکه علم خداوند برای بدبختان در لوح محفوظ جهل نشود فرشتگان را دستور می دهد تا آدمی را از شرارت ها و بلاها حفظ نکنند تا با دست خود مهر تایید بر بدبختی خود بزنند ؟؟!!
سلام
امیر مومنان ع می فرماید خداوند وعده داده به شما ظلم نکند اما وعده نداده شما را آزمون نکند.
نتیجه اینکه همه آنچه بعنوان ظلم به خداوند نسبت داده می شود آزمون های الهی از انسان است.
البته ذکر این نکته هم لازم است که محافظت الهی بر محور اسباب عادی است یعنی آن فرشتگان روایات موکلین بر امور و اسباب عادی همین عالم اند نه معجزگران آسمانی
یا علیم

دلسوخته
۱۳۹۷/۰۶/۱۰, ۱۸:۵۶
سلام.
شما وقتی خودتان می گویید علم نداریم که خداوند را قضاوت کنیم چرا خودتون قضاوت می کنید که عادل است ؟!
وقتی شما به اون مقر فرماندهی که حکمت اسمش رو گذاشتید دسترسی ندارید چطور حکم به عدالت خداوند بدون مدرک قطعی می دید ؟!
لطفا بحث را به سعی و تلاش انسان سوق ندهید هر آدم دست و پا چفلتی هم برای زنده ماندن زندگی می کند.من هم الان می نوسیم اینجا قطعا برای زنده موندن تلاش کردم.درد چیز دیگری است.
در سوره ی فلق دیده میشه که شرارت ها ساخته ی خود خداوند است :

أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ
بگو: به پروردگار صبحگاه پناه می برم،
مِن شَرِّ مَا خَلَقَ
از شر آنچه آفریده است،
..
..


مسائلی پیش میاد می خواهم نظرتون رو بگید :
۱-شر در جهان است و خدا خبر دارد و ناتوان در نابودی آن است پس قادر مطلق نیست؟
۲-شر در جهان وجود دارد و خدا خبر ندارد پس عالم مطلق نیست ؟
۳- شر در جهان وجود دارد و خدا توانایی نابودی آن را دارد پس خیرخواه مطلق نیست ؟؟
نظر شما چیست ؟؟

به نظر می رسد در جهان شرها صد در صد شر و بدی نیستند و فوایدی دارند ( ولو اینکه عده ای در بدختی بمیرند و ناله سر دهند ) و موجب شکوفا شدن خیرات شود و قربانیان شرارت ها به فلاکت بیفتند و کسی هم کاری نخواهد کرد.اگر تعریف عدالت این است که عالم ماده اینگونه استعدادها را شکوفا کند و قربانیان را با ذلت به خاک سیاه بنشاند شاید برای شما درست باشد اما برای بیچارگان و قربانیان این تعریف عدالت نیست.

اینکه مثال اعتماد به نفس رو زدید درست نیست.اعتماد به نفس کجا و انحراف و شر و خسران روحی و بدنی کجا !؟

اتفاقا خداوند کسی را بخواهد تافته جدا بافته کند می تواند :

موسی از قوم خود، هفتاد تن از مردان را برای میعادگاه ما برگزید؛ و هنگامی که زمین‌لرزه آنها را فرا گرفت (و هلاک شدند)، گفت: «پروردگارا! اگر می‌خواستی، می توانستی آنها و مرا پیش از این نیز هلاک کنی! آیا ما را به آنچه سفیهانمان انجام داده‌اند، (مجازات و) هلاک می‌کنی؟! این، جز آزمایش تو، چیز دیگر نیست؛ که هر کس را بخواهی (و مستحق بدانی)، به وسیله آن گمراه می‌سازی؛ و هر کس را بخواهی (و شایسته ببینی)، هدایت می‌کنی! تو ولیّ مایی، و ما را بیامرز، بر ما رحم کن، و تو بهترین آمرزندگانی!



درباره حضرت یحیی :

وآتیناه الحُکم َ صبیا؛ما فرمان نبوّت و عقل و هوش و درایت را در کودکی به او دادیم .

و حناناً من لَدُنا و زکاة؛با لطف خاص خود به او رحمت و مهربانی و پاکی و پارسایی دادیم.

وکان َ تَقیا؛او پرهیزگار بود.

وَبراً بوالدیهِ؛او را نسبت به پدر و مادرش خوشرفتار و نیکوکار و پر محبّت قرار دادیم.




درباره حضرت موسی
فولادوند: و به مادر موسى وحى كرديم كه او را شير ده و چون بر او بيمناك شدى او را در نيل بينداز و مترس و اندوه مدار كه ما او را به تو بازمى‏ گردانيم و از [زمره] پيمبرانش قرار مى‏ دهيم

فولادوند: و دل مادر موسى [از هر چيز جز از فكر فرزند] تهى گشت اگر قلبش را استوار نساخته بوديم تا از ايمان‏ آورندگان باشد چيزى نمانده بود كه آن [راز] را افشا كند

...




درباره حضرت یوسف :


وَقَالَ الَّذِي اشْتَرَاهُ مِن مِّصْرَ لاِمْرَأَتِهِ أَكْرِمِي مَثْوَاهُ عَسَى أَن يَنفَعَنَا أَوْ نَتَّخِذَهُ وَلَدًا وَكَذَلِكَ مَكَّنِّا لِيُوسُفَ فِي الأَرْضِ وَلِنُعَلِّمَهُ مِن تَأْوِيلِ الأَحَادِيثِ وَاللّهُ غَالِبٌ عَلَى أَمْرِهِ وَلَـكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لاَ يَعْلَمُونَ

کسی از مردم مصر که او را خریده بود به زنش گفت : تا در اینجاست گرامیش، بدار، شاید به ما سودی برساند، یا او را به فرزندی بپذیریم و بدین سان یوسف را در زمین مکانت دادیم تا به او تعبیر خواب آموزیم و خدا بر کار خویش غالب است ، ولی بیشتر مردم نمی دانند


اما درباره بلعم باعورا می گوید :


مکارم شیرازی :
و اگر می‌خواستیم، (مقام) او را با این آیات (و علوم و دانشها) بالا می‌بردیم؛ (اما اجبار، بر خلاف سنت ماست؛ پس او را به حال خود رها کردیم) و او به پستی گرایید، و از هوای نفس پیروی کرد! مثل او همچون سگ (هار) است که اگر به او حمله کنی، دهانش را باز، و زبانش را برون می‌آورد، و اگر او را به حال خود واگذاری، باز همین کار را می‌کند؛ (گویی چنان تشنه دنیاپرستی است که هرگز سیراب نمی‌شود! (این مثل گروهی است که آیات ما را تکذیب کردند؛ این داستانها را (برای آنها) بازگو کن، شاید بیندیشند (و بیدار شوند)!

اگر اجبار سنت خداوند نیست چرا از او محافظت نکرد اما قبل از اون افرادی را مستقیما خودش اجبارا محافظت می کند و به عزت رساند ؟!

در مورد علم خداوند به اعمال انسان هم بهتر است مواردی رو ببینیم :
خطبه حضرت زینب در کوفه :

فلا تدعونّکم انفسکم الی الجذل بما اصبتم من دمائنا، و نالت ایدیکم من اموالنا، فانّ ما اصابنا من المصائب الجلیلة و الرّزایا العظیمة «فِی کِتابٍ مِنْ قَبْلِ أَنْ نَبْرَأَها إِنَّ ذلِکَ عَلَی اللَّهِ یَسِیرٌ، لِکَیْلا تَأْسَوْا عَلی ما فاتَکُمْ وَ لا تَفْرَحُوا بِما آتاکُمْ وَ اللَّهُ لا یُحِبُّ کُلَّ مُخْتالٍ فَخُورٍ.»

تبّا لکم، فانتظروا اللّعنة و العذاب، فکأن قد حلّ بکم و تواترت من السّماء نقمات، بعذاب، و یُذِیقَ بَعْضَکُمْ بَأْسَ بَعْضٍ ثمّ تخلّدون فی العذاب الالیم یوم القیامة بما ظلمتمونا أَلا لَعْنَةُ اللَّهِ عَلَی الظَّالِمِینَ (اقتباس از آیه 22 و 23 سوره حدید)

مبادا به خاطر خونی که از ما ریختید، و اموالی را که از ما تاراج کردید، شاد باشید، چرا که مصائب بزرگ و حوادث تلخ بسیار دشواری که به ما رسید، در کتاب تقدیرات الهی ثبت بود قبل از آنکه زمین را بیافرینند، و این بر خدا آسان است، این به خاطر آن است که برای آنچه از دست داده اید، تأسّف نخورید، و به آنچه به شما داده است دلبسته و شادمان نباشید، و خداوند هیچ متکبّر فخر فروشی را دوست ندارد.


چرا خداوند حکم را پیش پیش صادر کرده است ؟!!


خداوند متعال در قرآن کریم می‌فرماید: «یَوْمَ یَأْتِ لاَ تَکَلَّمُ نَفْسٌ إِلاَّ بِإِذْنِهِ فَمِنْهُمْ شَقِیٌّ وَ سَعِیدٌ: آن روز که (قیامت و زمان مجازات) فرا رسد، هیچ کس جز به اجازة او سخن نمى‏گوید؛ گروهى بدبختند و گروهى خوشبخت» (هود/ 105).


باز هم من‌سوالم رو تکرار می کنم :

نگهبانی از من در کودکی چرا انجام نشده ؟


چرا خداوند علاقه مند به گرفتن قربانی است ؟

شروحیل
۱۳۹۷/۰۶/۱۰, ۱۹:۱۵
سلام.
شما وقتی خودتان می گویید علم نداریم که خداوند را قضاوت کنیم چرا خودتون قضاوت می کنید که عادل است ؟!
وقتی شما به اون مقر فرماندهی که حکمت اسمش رو گذاشتید دسترسی ندارید چطور حکم به عدالت خداوند بدون مدرک قطعی می دید ؟!
لطفا بحث را به سعی و تلاش انسان سوق ندهید هر آدم دست و پا چفلتی هم برای زنده ماندن زندگی می کند.من هم الان می نوسیم اینجا قطعا برای زنده موندن تلاش کردم.درد چیز دیگری است.
در سوره ی فلق دیده میشه که شرارت ها ساخته ی خود خداوند است :

أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ
بگو: به پروردگار صبحگاه پناه می برم،
مِن شَرِّ مَا خَلَقَ
از شر آنچه آفریده است،
..
..


مسائلی پیش میاد می خواهم نظرتون رو بگید :
۱-شر در جهان است و خدا خبر دارد و ناتوان در نابودی آن است پس قادر مطلق نیست؟
۲-شر در جهان وجود دارد و خدا خبر ندارد پس عالم مطلق نیست ؟
۳- شر در جهان وجود دارد و خدا توانایی نابودی آن را دارد پس خیرخواه مطلق نیست ؟؟
نظر شما چیست ؟؟

به نظر می رسد در جهان شرها صد در صد شر و بدی نیستند و فوایدی دارند ( ولو اینکه عده ای در بدختی بمیرند و ناله سر دهند ) و موجب شکوفا شدن خیرات شود و قربانیان شرارت ها به فلاکت بیفتند و کسی هم کاری نخواهد کرد.اگر تعریف عدالت این است که عالم ماده اینگونه استعدادها را شکوفا کند و قربانیان را با ذلت به خاک سیاه بنشاند شاید برای شما درست باشد اما برای بیچارگان و قربانیان این تعریف عدالت نیست.

اینکه مثال اعتماد به نفس رو زدید درست نیست.اعتماد به نفس کجا و انحراف و شر و خسران روحی و بدنی کجا !؟

اتفاقا خداوند کسی را بخواهد تافته جدا بافته کند می تواند :

موسی از قوم خود، هفتاد تن از مردان را برای میعادگاه ما برگزید؛ و هنگامی که زمین‌لرزه آنها را فرا گرفت (و هلاک شدند)، گفت: «پروردگارا! اگر می‌خواستی، می توانستی آنها و مرا پیش از این نیز هلاک کنی! آیا ما را به آنچه سفیهانمان انجام داده‌اند، (مجازات و) هلاک می‌کنی؟! این، جز آزمایش تو، چیز دیگر نیست؛ که هر کس را بخواهی (و مستحق بدانی)، به وسیله آن گمراه می‌سازی؛ و هر کس را بخواهی (و شایسته ببینی)، هدایت می‌کنی! تو ولیّ مایی، و ما را بیامرز، بر ما رحم کن، و تو بهترین آمرزندگانی!



درباره حضرت یحیی :

وآتیناه الحُکم َ صبیا؛ما فرمان نبوّت و عقل و هوش و درایت را در کودکی به او دادیم .

و حناناً من لَدُنا و زکاة؛با لطف خاص خود به او رحمت و مهربانی و پاکی و پارسایی دادیم.

وکان َ تَقیا؛او پرهیزگار بود.

وَبراً بوالدیهِ؛او را نسبت به پدر و مادرش خوشرفتار و نیکوکار و پر محبّت قرار دادیم.




درباره حضرت موسی
فولادوند: و به مادر موسى وحى كرديم كه او را شير ده و چون بر او بيمناك شدى او را در نيل بينداز و مترس و اندوه مدار كه ما او را به تو بازمى‏ گردانيم و از [زمره] پيمبرانش قرار مى‏ دهيم

فولادوند: و دل مادر موسى [از هر چيز جز از فكر فرزند] تهى گشت اگر قلبش را استوار نساخته بوديم تا از ايمان‏ آورندگان باشد چيزى نمانده بود كه آن [راز] را افشا كند

...




درباره حضرت یوسف :


وَقَالَ الَّذِي اشْتَرَاهُ مِن مِّصْرَ لاِمْرَأَتِهِ أَكْرِمِي مَثْوَاهُ عَسَى أَن يَنفَعَنَا أَوْ نَتَّخِذَهُ وَلَدًا وَكَذَلِكَ مَكَّنِّا لِيُوسُفَ فِي الأَرْضِ وَلِنُعَلِّمَهُ مِن تَأْوِيلِ الأَحَادِيثِ وَاللّهُ غَالِبٌ عَلَى أَمْرِهِ وَلَـكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لاَ يَعْلَمُونَ

کسی از مردم مصر که او را خریده بود به زنش گفت : تا در اینجاست گرامیش، بدار، شاید به ما سودی برساند، یا او را به فرزندی بپذیریم و بدین سان یوسف را در زمین مکانت دادیم تا به او تعبیر خواب آموزیم و خدا بر کار خویش غالب است ، ولی بیشتر مردم نمی دانند


اما درباره بلعم باعورا می گوید :


مکارم شیرازی :
و اگر می‌خواستیم، (مقام) او را با این آیات (و علوم و دانشها) بالا می‌بردیم؛ (اما اجبار، بر خلاف سنت ماست؛ پس او را به حال خود رها کردیم) و او به پستی گرایید، و از هوای نفس پیروی کرد! مثل او همچون سگ (هار) است که اگر به او حمله کنی، دهانش را باز، و زبانش را برون می‌آورد، و اگر او را به حال خود واگذاری، باز همین کار را می‌کند؛ (گویی چنان تشنه دنیاپرستی است که هرگز سیراب نمی‌شود! (این مثل گروهی است که آیات ما را تکذیب کردند؛ این داستانها را (برای آنها) بازگو کن، شاید بیندیشند (و بیدار شوند)!

اگر اجبار سنت خداوند نیست چرا از او محافظت نکرد اما قبل از اون افرادی را مستقیما خودش اجبارا محافظت می کند و به عزت رساند ؟!

در مورد علم خداوند به اعمال انسان هم بهتر است مواردی رو ببینیم :
خطبه حضرت زینب در کوفه :

فلا تدعونّکم انفسکم الی الجذل بما اصبتم من دمائنا، و نالت ایدیکم من اموالنا، فانّ ما اصابنا من المصائب الجلیلة و الرّزایا العظیمة «فِی کِتابٍ مِنْ قَبْلِ أَنْ نَبْرَأَها إِنَّ ذلِکَ عَلَی اللَّهِ یَسِیرٌ، لِکَیْلا تَأْسَوْا عَلی ما فاتَکُمْ وَ لا تَفْرَحُوا بِما آتاکُمْ وَ اللَّهُ لا یُحِبُّ کُلَّ مُخْتالٍ فَخُورٍ.»

تبّا لکم، فانتظروا اللّعنة و العذاب، فکأن قد حلّ بکم و تواترت من السّماء نقمات، بعذاب، و یُذِیقَ بَعْضَکُمْ بَأْسَ بَعْضٍ ثمّ تخلّدون فی العذاب الالیم یوم القیامة بما ظلمتمونا أَلا لَعْنَةُ اللَّهِ عَلَی الظَّالِمِینَ (اقتباس از آیه 22 و 23 سوره حدید)

مبادا به خاطر خونی که از ما ریختید، و اموالی را که از ما تاراج کردید، شاد باشید، چرا که مصائب بزرگ و حوادث تلخ بسیار دشواری که به ما رسید، در کتاب تقدیرات الهی ثبت بود قبل از آنکه زمین را بیافرینند، و این بر خدا آسان است، این به خاطر آن است که برای آنچه از دست داده اید، تأسّف نخورید، و به آنچه به شما داده است دلبسته و شادمان نباشید، و خداوند هیچ متکبّر فخر فروشی را دوست ندارد.


چرا خداوند حکم را پیش پیش صادر کرده است ؟!!


خداوند متعال در قرآن کریم می‌فرماید: «یَوْمَ یَأْتِ لاَ تَکَلَّمُ نَفْسٌ إِلاَّ بِإِذْنِهِ فَمِنْهُمْ شَقِیٌّ وَ سَعِیدٌ: آن روز که (قیامت و زمان مجازات) فرا رسد، هیچ کس جز به اجازة او سخن نمى‏گوید؛ گروهى بدبختند و گروهى خوشبخت» (هود/ 105).


باز هم من‌سوالم رو تکرار می کنم :

نگهبانی از من در کودکی چرا انجام نشده ؟


چرا خداوند علاقه مند به گرفتن قربانی است ؟

سلام و عرض ادب و احترام

برادر گرامی

شما نه مثل موسی (ع)

فقط یک صدم ایشان بندگی کن



وَ مَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِکْری فَإِنَّ لَهُ مَعیشَةً ضَنْکاً وَ نَحْشُرُهُ یَوْمَ الْقِیامَةِ أَعْمى»‏؛

و هر کس از یاد من روى گردان شود، عیشی دردناک و سخت خواهد داشت و روز قیامت، او را نابینا محشور مى‏کنیم!



ناله و زاری نکن

و خدا را ظالم ندان

و عدالت خداوند را باور کن

معنای خدایی خداوند را خواهی چشید


الَّذِينَ آمَنُوا وَهَاجَرُوا وَجَاهَدُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ أَعْظَمُ دَرَجَةً عِنْدَ اللَّهِ وَأُولَئِكَ هُمُ الْفَائِزُونَ
آنان که ایمان آوردند و هجرت کردند و با اموال و جان هایشان در راه خدا به جهاد برخاستند، منزلتشان در پیشگاه خدا بزرگ تر و برتر است، و فقط اینانند که کامیابند.



ثُمَّ يَتُوبُ اللَّهُ مِنْ بَعْدِ ذَلِكَ عَلَى مَنْ يَشَاءُ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ
سپس خدا بعد از این ، توبه هر کس را که بخواهد می پذیرد؛ و خدا بسیار آمرزنده و مهربان است.








«یا داود بلغ اهل الارض انی حبیب من احبنی و جلیس من جالسنی و مونس لمن انس بذکری و صاحب لمن صاحبنی و مختار لمن اختارنی و مطیع لمن اطاعنی و ما احبنی احد من خلقی عرفت ذلک من قلبه الا احببته حبا لایتقدمه احد من خلقی من طلبنی بالحق وجدنی و من طلبه غیری لم یجدنی فارفضوا یا اهل الارض ما انتم علیه من غرورها و هلموا الی کرامتی و مصاحبتی و مجالستی و مؤانستی و آنسوا بی أو انسکم و اسارع الی محبتکم؛

خداوند به حضرت داود می فرماید:
ای داود من دوست کسی هستم که مرا دوست بدارد، همنشین کسی هستم که با من همنشینی کند، مونس کسی هستم که با ذکر من مأنوس باشد، همراه کسی هستم که با من همراهی کند، برگزیده کسی هستم که مرا برگزیند، مطیع کسی هستم که از من اطاعت کند و دوست نمی دارد مرا هیچ کس از بندگانم که من این دوستی را از قلب او بدانم مگر این که او را دوست می دارم دوست داشتنی که هیچ کس از خلق من قبلا او را دوست نداشته هر کس به راستی مرا طلب کند خواهد یافت و هر کس غیر مرا جستجو کند مرا نخواهد یافت. پس ای اهل زمین دور بیندازید از خودتان آنچه را بر آن هستید از غرور دنیایی و بشتابید به سوی کرامت من و همراهی و همنشینی و انس با من و با من مأنوس شوید تا با شما انس بگیرم و بشتابم به سوی محبت شما»
(الجواهر السنیه، ص 94 - بحارالانوار، ج 67، ص 25).







درپناه حق تعالی

مسلم
۱۳۹۷/۰۶/۱۱, ۱۳:۵۱
شما وقتی خودتان می گویید علم نداریم که خداوند را قضاوت کنیم چرا خودتون قضاوت می کنید که عادل است ؟!

شما می خواهید از رفتار خدا عدالت یا عدم عدالتش را تشخیص دهید ما می گوییم این نشدنی است! ما عدالت خدا را هرگز از رفتارش اثبات نمی کنیم تا همین اشکال به ما وارد باشد، ما می گوییم عدالت خدا نفیا و اثباتا از طریق افعالش معلوم نمی شود.
وقتی واجب الوجود را اثبات می کنیم تمام اوصاف کمالیه چه ذاتی و چه فعلی مثل عدالت برای او اثبات می شود.

مثال واضح آن است که ما از نگاه به نسخه پزشک نمی توانیم پزشک بودن یا نبودن او را تشخیص دهیم مگر آنکه خودمان پزشک بودیم!! پزشک بودن یک پزشک از طریق کد نظام پزشکی او اثبات میشود و وقتی اثبات شد ما دیگر نمی توانیم رفتار پزشکی او را قضاوت کنیم.



مِن شَرِّ مَا خَلَقَ
از شر آنچه آفریده است

منظور این آیه این نیست که خداوند شرور را به نیت شرشان آفریده، که در این صورت معنا نداشت که بگوید به من پناه بیاورید!
همه امور دو جهت دارند، یک جهت خیر و یک جهت شر، خداوند آنها را به جهت شرشان خلق نکرده، جاذبه زمین منشأ خیر است اما می تواند منجر به شر شود، مار و عقرب و اینها هیچ کدام برای نیش زدن انسان آفریده نشده اند هر کدام نقش لازمی در طبیعت دارند اما ممکن است این خیر حداکثری برای انسان مایه شر شود.




مسائلی پیش میاد می خواهم نظرتون رو بگید :
۱-شر در جهان است و خدا خبر دارد و ناتوان در نابودی آن است پس قادر مطلق نیست؟
۲-شر در جهان وجود دارد و خدا خبر ندارد پس عالم مطلق نیست ؟
۳- شر در جهان وجود دارد و خدا توانایی نابودی آن را دارد پس خیرخواه مطلق نیست ؟؟
نظر شما چیست ؟؟

مسئله منحصر در این مسائلی که می فرمایید نیست، بلکه گزینه دیگری هم مطرح است:
شر در جهان است اما یک شر حداقلی است که به خاطر خیر حداکثری آن، لازم است، مثل وجود مار، مثل آتش، مثل جاذبه، مثل اختیار انسان، و...
اینها گاهی منجر به شر می شوند، خدا هم بدان آگاه است، اما به خاطر خیر حداکثری آنها، خداوند آنها را خلق کرده است.


اعتماد به نفس کجا و انحراف و شر و خسران روحی و بدنی کجا !؟

هیچ فرقی نمی کند، همه این ها به دست خود انسان است؛ و ما در هر کدام نمونه های مختلفی از موفقیت داشته ایم.
هم کسانی را داشته ایم که از اوج فقر و نداری با تلاش به چه جاهایی که نرسیده اند.
هم معلولینی را داشته ایم که به جای نشستن و اندوه خوردن مسیر تلاش را برگزیده اند و امروز کارآفرین محسوب میشوند مثل سید محمد موسوی کارآفرین نمونه کشور
هم کسانی را داشته ایم که سال ها به خودارضایی ابتلا داشته اند و با اراده ترک کرده اند
هم کسانی را داشته ایم که در بدترین خانواده ها بزرگ شده اند اما مسیر درست را رفته اند
هم کسانی که سال ها به مواد مخدر اعتیاد داشته اند اما با اراده ترک کرده اند...
خلاصه همه نوع سابقه ای در بشر دیده میشود، فقط کافیست انسان به جای تمرکز روی نقاط ضعف و خودخوری، خودش را تشویق به پیشروی کند، چیزی که البته شیطان با حیله هایش نمی گذارد و در قالبی خیرخواهانه انسان را غرق در عذاب وجدان می کند تا به رشد فکر نکند!




اتفاقا خداوند کسی را بخواهد تافته جدا بافته کند می تواند

هیچ کدام از آیاتی که اشاره فرموده اید دلالت بر تافته جدا بافته بودن برخی ندارد؛ چون این آیات فقط می گویند ما هر کسی را بخواهیم بر می گزینیم، یا فلانی وفلانی را برگزیده ایم، اما شما از کجا می گویید که این برگزیدن بدون حکمت و دلیل بوده است؟ این را باید اثبات کنید.

حتما گمان می کنید چون فرموده: "هر کسی را بخواهیم" یعنی اصلا قاعده ندارد و مثل بچه ها که می گویند به هر کسی خواستم آب نبات می دهم، اینگونه است؟! حاشا و کلا!
خداوند حکمتش نامحدود است، مگر می شود کاری را بدون حکمت انجام دهد؟ در آیات دیگر به گوشه ای از این ملاک ها اشاره فرموده است:

«لا يَنالُ عَهْدِي الظَّالِمين‏»؛ عهد من به ظالمین نمی رسد.(بقره:124)
«جَعَلْنا مِنْهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنا لَمَّا صَبَرُوا وَ كانُوا بِآياتِنا يُوقِنُونَ»؛ و برخى از آنان را چون [در برابر مشكلات، و سختى‏ ها‏] صبر كردند و همواره به آيات ما يقين داشتند، امامانی قرار داديم كه به فرمان ما [مردم را] هدايت مى‏ كردند.(سجده:24)
«اللَّهُ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمين‏»؛ خداوند ظالمین را هدایت نمیکند.(بقره:258)
«اللَّهُ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْكافِرين‏»؛ خداوند کافرین را هدایت نمی کند.( بقره:264)
«اللَّهُ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفاسِقينَ» خداوند فاسقین را هدایت نمی کند.(مائده:108)
«إِنَّ اللَّهَ لا يَهْدي مَنْ هُوَ مُسْرِفٌ كَذَّابٌ»؛ خدا كسى را كه اسراف‏كار و بسيار دروغگوست، هدايت نمى ‏كند.(غافر:28)

پس تمام آنچه که خدا می خواهد همان است که حکمت محض است

دلسوخته
۱۳۹۷/۰۶/۱۲, ۱۳:۱۷
سلام.
۱-
شما پزشک رو با کد نظام پزشکیش که نشون دهنده ی اعمالش در دوران تحصلیشه تشخیص می دید اما خداوند رو بدون بررسی اعمالش می خواهید پی برید عادله ؟!
شما کارشناسید باید عدالت رو برای من ثابت کنید چرا من فقط باید ثابت کنم عدالت نداره . ؟!
خداوند خودش بهتر خودش رو توصیف کرده بنده هر حرفی بزنم ناقص العقلم.

انصاریان: کلیدهای آسمان ها و زمین فقط در سیطره مالکیّت اوست. رزق و روزی را برای هر کس که بخواهد وسعت می دهد و یا تنگ می گیرد. یقیناً او به همه چیز داناست.



انصاریان: آیا آنان هستند که رحمت پروردگارت را تقسیم می کنند؟ ما در زندگی دنیا معیشت آنان را میانشان تقسیم کرده ایم، و برخی را از جهت درجات [فکری و مادی] بر برخی برتری داده ایم تا برخی از آنان برخی دیگر را [در امر معیشت و سایر امور] به خدمت گیرند؛ و رحمت پروردگارت از آنچه آنان جمع می کنند، بهتر است.



انصاریان:بگو: خدایا! ای مالک همه موجودات! به هر که خواهی حکومت می دهی و از هر که خواهی حکومت را می ستانی، و هر که را خواهی عزت می بخشی و هر که را خواهی خوار و بی مقدار می کنی، هر خیری به دست توست، یقیناً تو بر هر کاری توانایی.


۲-
اینکه شما اعتماد به نفس رو با خسران دیگه که نتایج بدتری دارد را یکی می دونید بنده دیگه حرفی ندارم چون معلومه درک نمی کنید.
فقط همین رو می گم اگر به تلاش بود الان بدبختان دیگه هم به جایی می رسیدند اونجوری ‌که شما مثال نقض میارید برای حرفتون هم مثال نقض وجود داره.

کودک و لاشخور


۳-
مجبور می کنید وارد جبر و اختیار بشم . قبل از اون شما به چیز معتقید : بین الامرین ، کسب ، اضطرار ، جبر کامل ، اختیار کامل ، کدومش؟؟
۱-اگر انسان خالق افعال خود بود که هر آدمی دوست دارد کارهایش به نحو احسن اجرا شود اما هیچ چیز طبق برنامه ریزی ها پیش نمی رود نتیجه می شود دست دیگری در کار است.
۲- لازمه توحید خالقیت، نفی خالقیت بندگان است و اگر انسان قدرت خلق داشته باشد، شرک است.

انسان را از نطفه بی‌ارزشی آفرید؛ و سرانجام (او موجودی فصیح، و) مدافع آشکار از خویشتن گردید!( نحل ۴ )

۳- اگر انسان خالق فعل خود باشد بین فعل او و فعل خداوند مشابهت به وجود میاد که خداوند این را رد کرده کرده است .

مکارم شیرازی :
بگو: «چه کسی پروردگار آسمانها و زمین است؟» بگو: «اللّه!» (سپس) بگو: «آیا اولیا (و خدایانی) غیر از او برای خود برگزیده‌اید که (حتّی) مالک سود و زیان خود نیستند (تا چه رسد به شما؟!)» بگو: «آیا نابینا و بینا یکسانند؟! یا ظلمتها و نور برابرند؟! آیا آنها همتایانی برای خدا قرار دادند بخاطر اینکه آنان همانند خدا آفرینشی داشتند، و این آفرینشها بر آنها مشتبه شده است؟!» بگو: «خدا خالق همه چیز است؛ و اوست یکتا و پیروز!»(۱۶ رعد)

مواردی در باب نظریه کسب است که فعلا نیازی به بیان نیست تا ببینم شما به چی معتقید.

۴- گفتگو ما در باب شر است.شر اخلاقی که به انسان مربوط است نه شر طبیعی.
شر حداقلی دیگر چه صیغه ای است؟ قربانی گرفتن برای ظهور خیر؟؟
خداوند مدعی در طول تاریخ معجزاتی انجام داده که قوانین طبیعی و عالم ماده را نقض کرده پس نمی توان قدرت خداوند در نابودی شر و جلوگیری آن ناممکن داست.
اگر قدرت نابودی شر وجود نداشت تمام ادعیه ها و صحیفه ها هم بیهوده است و کلا دعا و پناه بردن به خدا از شر معنی نداشت که خودش درخواست کرده که امری محال است.!!
ملاک سنجش خیر و شر کیفیت است نه کمیت.

۵-
بهتره یه بار مفهوم تاپیک رو دوباره بیان کنم تا متوجه بشید:
بنده از شری حرف می زنم‌که کودک و نوجوان در حال توسعه و رشد را با ریل گذاری اشتباه منحرف می کند که در آینده به فنا می روند نه منافق و مشرک و کافر و آدم ها ۲۰ ۳۰ ۴۰ ... ساله که شاید اینها هم در کودکی اینجور شده اند!!
برای بار سوم تکرار می کنم .سوال این است چرا کودک و نوجوانانی باید دچار معصومیت از دست رفته شوند ؟

مسلم
۱۳۹۷/۰۶/۱۲, ۱۹:۱۴
شما پزشک رو با کد نظام پزشکیش که نشون دهنده ی اعمالش در دوران تحصلیشه تشخیص می دید اما خداوند رو بدون بررسی اعمالش می خواهید پی برید عادله ؟!
شما کارشناسید باید عدالت رو برای من ثابت کنید چرا من فقط باید ثابت کنم عدالت نداره . ؟!

برادر عزیز به مثال بنده دقت نکردید، عرض کردم ما در مورد هیچکدام از این دو نمی توانیم از طریق رفتارشان پی به عدالتشان ببریم مگر آنکه به اندازه همان ها علم داشته باشیم، ما عدالت خدا را هرگز از طریق افعالش اثبات نمی کنیم، همانطور که از طریق افعالش ابطال شدنی نیست!



کلیدهای آسمان ها و زمین فقط در سیطره مالکیّت اوست. رزق و روزی را برای هر کس که بخواهد وسعت می دهد و یا تنگ می گیرد. یقیناً او به همه چیز داناست.

آیا آنان هستند که رحمت پروردگارت را تقسیم می کنند؟ ما در زندگی دنیا معیشت آنان را میانشان تقسیم کرده ایم، و برخی را از جهت درجات [فکری و مادی] بر برخی برتری داده ایم تا برخی از آنان برخی دیگر را [در امر معیشت و سایر امور] به خدمت گیرند؛ و رحمت پروردگارت از آنچه آنان جمع می کنند، بهتر است.

بگو: خدایا! ای مالک همه موجودات! به هر که خواهی حکومت می دهی و از هر که خواهی حکومت را می ستانی، و هر که را خواهی عزت می بخشی و هر که را خواهی خوار و بی مقدار می کنی، هر خیری به دست توست، یقیناً تو بر هر کاری توانایی.

من نمی فهمم این آیاتی که ذکر فرموده اید چه چیز را اثبات می کند؟ آنچه آیات می فرماید که بنده هم منکر آنها نیستم، او مالک همه چیز است، همه چیز به دست اوست، رزق و روزی بشر به دست اوست و... در هیچ کدام از اینها حرفی نیست، اما تبعیض آمیز و بی قاعده بودن اینها را از کجا آورده اید؟



فقط همین رو می گم اگر به تلاش بود الان بدبختان دیگه هم به جایی می رسیدند اونجوری ‌که شما مثال نقض میارید برای حرفتون هم مثال نقض وجود داره
من عرض نکردم تلاش همه چیز است اما 99 درصد از کسانی که در مانده اند یا تلاش نکرده اند، یا تلاششان در مسیر درست و با برنامه نبوده است.



مجبور می کنید وارد جبر و اختیار بشم . قبل از اون شما به چیز معتقید : بین الامرین ، کسب ، اضطرار ، جبر کامل ، اختیار کامل ، کدومش؟؟
۱-اگر انسان خالق افعال خود بود که هر آدمی دوست دارد کارهایش به نحو احسن اجرا شود اما هیچ چیز طبق برنامه ریزی ها پیش نمی رود نتیجه می شود دست دیگری در کار است.
۲- لازمه توحید خالقیت، نفی خالقیت بندگان است و اگر انسان قدرت خلق داشته باشد، شرک است.
این را به عنوان سوال مستقلی مطرح بفرمایید چون بحثش به قدری مفصل و مهم است که موضوع تاپیک را تحت الشعاع خودش قرار خواهد داد



۳- اگر انسان خالق فعل خود باشد بین فعل او و فعل خداوند مشابهت به وجود میاد که خداوند این را رد کرده کرده است .

این که مشابهت نیست، وگرنه انسان هم عالم است، انسان هم قادر است، انسان هم حیات دارد و...!
به صرف اینکه ما هم آن اوصاف را داشته باشیم که شباهت پیش نمی آید، مهم ان است که خدا این اوصاف را از خود دارد و ما از خدا داریم،همه ما در این اوصاف وابسته به خداوند هستیم.




۴- گفتگو ما در باب شر است.شر اخلاقی که به انسان مربوط است نه شر طبیعی.
شر حداقلی دیگر چه صیغه ای است؟ قربانی گرفتن برای ظهور خیر؟؟

خب در همان شرور اخلاقی، بنده عرض می کنم خیر حداکثری در اختیار است، انسان یا باید ختیار داشته باشد و شرور هم باشند، یا نباید اختیار داشته باشد و شرور هم نباشند! خیر کدام بیشتر است؟



بهتره یه بار مفهوم تاپیک رو دوباره بیان کنم تا متوجه بشید:
بنده از شری حرف می زنم‌که کودک و نوجوان در حال توسعه و رشد را با ریل گذاری اشتباه منحرف می کند که در آینده به فنا می روند نه منافق و مشرک و کافر و آدم ها ۲۰ ۳۰ ۴۰ ... ساله که شاید اینها هم در کودکی اینجور شده اند!!
برای بار سوم تکرار می کنم .سوال این است چرا کودک و نوجوانانی باید دچار معصومیت از دست رفته شوند ؟

در یک کلام تمام رشد انسان در مبارزه است، این سختی مبارزه با نفس است که انسان را می سازد، هر کسی هم که بخواهد رشد کند چاره ای از این مبارزه و سختی نیست، قرآن می فرماید: «إن مع العسر یسرا»
تمام فلسفه آفرینش همین مبارزه با نفس است، هر چه سخت تر بهتر، به همین خاطر پیامبر(ص) می فرمایند: افضل الاعمال احمزه، بهترین اعمال دشوارترین آنهاست.

پس هرگز گمان نکنید خداوند کسی را که دوست دارد از این مبارزه نجات می دهد، چون این سختی کشیدن خودش موضوعیت دارد، باید با نفس کشتی بگیریم، زمین بزنیم و زمین بخوریم تا رشد کنیم، خدا تا کسی را دوست داشته باشد او را از این رقابت رشد دهنده خارج نمی کند، بله اگر کسی را دوست نداشته باشد دنیا را به سمت او می آورد و او ا از رقابت خارج می سازد.

پس گمان نکنید با ارتکاب گناه و مانند آن انسان چیزی را از دست داده که دیگر جبران نمی شود، اتفاقا خود این مبارزه است که موضوعیت دارد، تا زمانی که انسان مشغول مبارزه باشد هیچ چیزی را از دست نداده حتی اگر دو هزار بار زمین خورده باشد، اما اگر روی زمین بماند و میدان مسابقه را ترک کند و به جای مبارزه دنبال مقصر بگردد آن روز است که همه چیز را از دست داده است.

دلسوخته
۱۳۹۷/۰۶/۱۳, ۲۱:۴۵
سلام.
من چند روزی فرصت ندارم مفصل مجدد بیان کنم و اگر زنده بودم مفصل تر بیان می کنم.
به طور خلاصه :
۱- شما عدالت در محافظت خداوند رو برا من اثبات کنید
۲- همونطور بی قاعده که من سفید پوستم فردی دیگر در آفریقا سیاه پوست . من سیرم او گرسنه . جبر در انتخاب خانواده . جبر در زندگی . جبر در شکل و شمایل . جبر در ژنتیک . جبر در زندگی . جبر در مرگ . جبر در مجازات و بازخواست . جبر و .....
۳- چرا من‌در کودکی منحرف می شوم اما در همان ثانیه کودکی دیگر خوش است؟
۴-خوب که ۹۹ درصد افراد درمانده رو کودن و نفهم دونستید بدون اینکه جبر حکام و اجتماع و تمدن ها و ... در نظر بگیرید.
۵- خیر حداکثری اختیار هم دارم با چشمانم مشاهده می کنم : قتل ، جنایت ، دزدی ، فساد ، اربابیت دنیا ، کلا قانون جنگل و ...

إِذْ قالَ رَبُّكَ لِلْمَلائِكَةِ إِنِّي جاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً قالُوا أَ تَجْعَلُ فِيها مَنْ يُفْسِدُ فِيها وَ يَسْفِكُ الدِّماءَ وَ نَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَ نُقَدِّسُ لَكَ قالَ إِنِّي أَعْلَمُ ما لا تَعْلَمُونَ (1) هنگامى كه پروردگار تو به فرشتگان گفت: من در روى زمين جانشين و حاكمى قرار خواهم داد. فرشتگان گفتند (پروردگارا) آيا كسى را در زمين قرار مى ‏دهى كه فساد و خونريزى كند؟ (زيرا موجودات زمينى ديگر كه قبل از اين آدم پا به عرصه وجود گذاشتند، به حكم طبع جهان ماده نيز آلوده فساد و خونريزى شدند، اگر هدف از آفرينش انسان عبادت است) ما تسبيح و حمد تو را به جا مى‏آوريم، پروردگار فرمود: من حقائقى را مى‏دانم كه شما نمى‏دانيد.

مسلم
۱۳۹۷/۰۶/۱۵, ۱۰:۱۰
۱- شما عدالت در محافظت خداوند رو برا من اثبات کنید

برادر عزیزم من عرض می کنم نمی توانیم رفتار خداوند را قضاوت کنیم، چون آگاهی او را نداریم. ما عدالت خداوند را از طریق کامل بودن و واجب الوجود بودن او اثبات می کنیم، نمی شود از روی رفتار یک شخص عادل بودن و یا نبودن او را اثبات کرد، مگر آنکه به حقیقت ماجرا علم داشت.
مثلا شما اگر ببینید یک پزشک دارد به یکی قرص میدهد، به یکی آمپول، و دیگری را جراحی می کند نمی توانید او را به عدالت یا بی عدالتی متهم کنید چون آگاهی او را ندارید، در صورتی میتوان رفتارهای دیگران را قضاوت کرد که به همان اندازه آگاهی داشته باشیم.

شما اگر ببینید حاکم شهر یکی را زندانی می کند، یکی را می کشد و با دیگری کاری ندارد نمی توانید این تفاوت ها را نه عدالت بدانید نه بی عدالتی، مگر آنکه بدانید آن کسی که کشته میشود مثلا آیا واقعا قاتل است یا خیر؟ آن کسی که زندانی میشود آیا واقعا مجرم است یا خیر و...

ما در مورد رفتارهای خداوند خیلی علمو آگاهی مان کمتر از آن است که بخواهیم او را قضاوت کنیم...


همونطور بی قاعده که من سفید پوستم فردی دیگر در آفریقا سیاه پوست . من سیرم او گرسنه . جبر در انتخاب خانواده . جبر در زندگی . جبر در شکل و شمایل . جبر در ژنتیک . جبر در زندگی . جبر در مرگ . جبر در مجازات و بازخواست . جبر و .....

اینها اگرچه جبری هستند اما هیچکدام بی قاعده نیستند، شما هم اگر ژنتیک یک افریقای را داشتید پوستتان سیاه بود! هر کسی در هر خانواده ای به دنیا می آید ویژگی هایش متناسب با ژنتیک پدر و مادرش است نه اینکه بی قاعده باشد، یا اینکه خداوند ما را از قبل خلق کرده باشد و با قرعه کشی به خانواده های مختلف بفرستد!



۳- چرا من‌در کودکی منحرف می شوم اما در همان ثانیه کودکی دیگر خوش است؟

میلیون ها کودک منحرف می شوند، و میلیون ها کودک هم به تعبیر شما خوش هستند، اما همه قاعده مند است، هیچ کسی با خدا قرابت و خویشاوندی ندارد، اینکه گمان کنیم ما برای خدا فرق می کنیم چه مثبت و چه منفی صحیح نیست! هر تفاوتی که در جهان وجود دارد به خاطر علل و عوامل پیشینی است. یا وراثت، یا تربیت، یا اختیار، یا شرایط، و...
اما در هنگام حسابرسی این فاکتورهای پیشینی لحاظ می شوند.



۵- خیر حداکثری اختیار هم دارم با چشمانم مشاهده می کنم : قتل ، جنایت ، دزدی ، فساد ، اربابیت دنیا ، کلا قانون جنگل و ...

منظور از خیر حداکثری این نیست که اکثریت مردم درستکارند! منظور این است که آیا اختیار داشتن انسان مهمتر است یا اختیار نداشتن آنها و نبود شر؟ انسان مجبور که فایده ندارد، پس خدا یا باید انسان را اصلا خلق نمی کرد، یا همینگونه خلق می کرد، خب حالا کدام بهتر است؟ قطعا خیر اختیار برتر و بالاتر از وجود شرور اختیاری است، خصوصا آنکه شرور اختیاری را هم خداوند در قیامت جبران خواهد کرد و حق مظلومین را از ظالمین خواهد گرفت.


إِذْ قالَ رَبُّكَ لِلْمَلائِكَةِ إِنِّي جاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً قالُوا أَ تَجْعَلُ فِيها مَنْ يُفْسِدُ فِيها وَ يَسْفِكُ الدِّماءَ وَ نَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَ نُقَدِّسُ لَكَ قالَ إِنِّي أَعْلَمُ ما لا تَعْلَمُونَ (1) هنگامى كه پروردگار تو به فرشتگان گفت: من در روى زمين جانشين و حاكمى قرار خواهم داد. فرشتگان گفتند (پروردگارا) آيا كسى را در زمين قرار مى ‏دهى كه فساد و خونريزى كند؟ (زيرا موجودات زمينى ديگر كه قبل از اين آدم پا به عرصه وجود گذاشتند، به حكم طبع جهان ماده نيز آلوده فساد و خونريزى شدند، اگر هدف از آفرينش انسان عبادت است) ما تسبيح و حمد تو را به جا مى‏آوريم، پروردگار فرمود: من حقائقى را مى ‏دانم كه شما نمى‏ دانيد.

خب این آیه ای که فرمودید خیلی خوب است، باور کنیم خدا خیلی چیزها را می داند که در مورد آنها هیچ چیزی نمی دانیم...


نکته:
من به عنوان کسی که در تاپیک های متعدد و پیام های خصوصی با شما ارتباط داشته ام و شناخت نسبی از شما و مشکلتان به دست آورده ام عرض می کنم که تمرکزتان را روی خلاصی از مشکل قرار دهید، در شرایطی که شما هستید اصلا فکر کردن به این سوالات به مصلحت شما نیست، کسی که تحت فشار درونی و هیجانات و احساسات باشد پرداختن به مباحث علمی اینچنینی گرهی از او باز نمی کند، شما باید ببینید چطور می توانید گرهی که به کارتان افتاده را باز کنید، اگر ان گره عملی باز شود، گره های اعتقادی شما هم باز می شود.

انسانی که در یک مشکل افتاده تا زمانی که به دنبال مقصر بگردد یعنی در ناخودآگاه خودش قبول کرده است که خروج از آن مشکل برای او امکان پذیر نیست! این پیامی است که چه بخواهیم و چه نخواهیم از جستجوی مقصر به ناخودآگاهمان انتقال می دهیم، و از آن طرف به خاطر عذاب درونی که گرفتار آن هستیم در مباحث علمی نمی توانیم آنچنان که باید بی طرفی علمی را رعایت کنیم.
اما اگر بر خروج از آن مشکل تمرکز کنیم و تمام توان ذهنی و جسمی مان را برای خروج از آن به کار بگیریم، بعد از آن است که می توانیم در یک شریط مناسب تر مباحث علمی را پی بگیریم، و تحت تأثیر احساسات منفی و ناکارآمدی های زدگی مان نیستیم.

نکته ای که همواه بر آن تأکید کرده ام هیچ کسی با تحقیر و پایین بردن خودش موفق به برداشتن گام های بلند نشده است، شما برای موفقیت در برابر مشکلی که با آن روبرو هستید احتیاج دارید که به خودتان باور القاء کنید، کوچکترین موفقیت را برای خودتان بزرگ بدانید، و بدانید خداوند شرایط شما را درک می کند، پس نگذارید شیطان بیش از حد شما را دچار عذاب وجدان کند که عمده ناکامی انسان ها همین است. عذاب وجدان بیش از حد و خودخوری ها و تحقیر نفس انسان را زمینگیر می کند، شما درگیر یک مبارزه سخت هستید و تا زمانی که به مبارزه مشغول هستید یعنی شکست نخورده اید، پس دنبال مقصر نگردید و تمرکزتان را بر پیروزی قرار دهید.

دلسوخته
۱۳۹۷/۰۶/۱۹, ۰۷:۰۵
سلام.
پس نمی تونید عدالت رو ثابت کنید چون توانایی وجود نداره و هر چی بگید مثال نقض توشه ...
۱- همون عوامل و علل پیشین که انسان هر چه عقب تر و عقب تر بره به خدا می رسه که افعالش بدون اراده خداوند انجام نمیشه.اون علل پیشین و ... باقاعده هستند؟؟ اون بنیان اول که نسل انسانی شکل گرفته باقاعده بوده؟؟ یا جبر و قرعه کشی بوده ؟؟
روایات و تفاسیر خلقت روح قبل از بدن در عوالم پیشین رو بیان می کنه.شما می تونید اثبات کنید قرعه کشی نبوده ؟؟
۲- شما اجازه ندادید اختیار باز بشه...
پس اختیار اینجور برای شما معنی می ده که مثلا ۲۰ - ۳۰ نفر آدم خوب تو دنیا پیدا شد درد و بلاشون فدای سر ۹ میلیارد آدم دیگه!!
خداوند قبل از آدم اینجور که خودش گفته موجوات مختار دیگری خلق کرده بود.خلق موجود مختار دیگه با عقل جور در نمیاد.
بنده در تاپیک دیگر این آیه آوردم که نقش تربیت و ... است و خداوند در مجازات تخفیف نمی دهد .

مکارم شیرازی:
ای کسانی که ایمان آورده‌اید خود و خانواده خویش را از آتشی که هیزم آن انسانها و سنگهاست نگه دارید؛ آتشی که فرشتگانی بر آن گمارده شده که خشن و سختگیرند و هرگز فرمان خدا را مخالفت نمی‌کنند و آنچه را فرمان داده شده‌اند (به طور کامل) اجرا می‌نمایند!(۶-تحریم)



چیزی که من متوجه شدم هیچ کدوم از کارشناسای این سایت گویا تسلط خوبی رو آیات قرآن ندارند !!


۳- اما چرا ما نباید دنبال مقصر بگردیم؟؟
دو نفر با ماشین تصادف می کنند فرد خاطی چون در دسترس است شکایت علیه او انجام می شود و پلیس و بیمه و دادگاه خسارت او را پرداخت می کنند.طبق خواست شما فرد خسران دیده هم بگوید ولش کن کاریه که شده کی به کیه چرا دنبال مقصر بگردم !؟
نخیر بشر چون دستش به خداوند نمی رسد تا شکایت کند به بی خیالی زده و مطالبه گر نیست.اگر همه مطالبه گر بودندالان وضع این نبود.
بنده می خوام دنبال مقصر بگردم حرف های شما برای اینکه کسی را محافظت می کند و کسی را محافظت نمی کند برایم قانع کننده نیست.

مسلم
۱۳۹۷/۰۶/۱۹, ۱۰:۵۸
پس نمی تونید عدالت رو ثابت کنید چون توانایی وجود نداره و هر چی بگید مثال نقض توشه ...

بله بنده هم عرض کردم از طریق افعال، عدالت نه قابل اثبات است و نه قابل نفی! ما هم یک طرفه و این ور بوم زمستان، اون ور بوم تابستون سخن نگفتیم، نگفتیم از طریق اعمال خدا عدالت او را اثبات می کنیم! می گوییم از این طریق نه میشود اثبات کرد و نه میشود نفی کرد.



۱- همون عوامل و علل پیشین که انسان هر چه عقب تر و عقب تر بره به خدا می رسه که افعالش بدون اراده خداوند انجام نمیشه.اون علل پیشین و ... باقاعده هستند؟؟ اون بنیان اول که نسل انسانی شکل گرفته باقاعده بوده؟؟ یا جبر و قرعه کشی بوده ؟؟
روایات و تفاسیر خلقت روح قبل از بدن در عوالم پیشین رو بیان می کنه.شما می تونید اثبات کنید قرعه کشی نبوده ؟؟

این بحث ها بحثهای تخصصی و مفصلی می طلبد! باید تمام ادله عقلی و نقلی را دید.
معلول همیشه محدود تر از علت است و آن بنیان اول رفته رفته به سمت محدودیت پیش می رود، و این اختیارات انسان در سرنوشت نسل بعدی او تاثیر دارد، همانطور که پدر و مادری که رعایت نکرده اند و سرطان گرفته یا دیابت گرفته اند فرزندشان را مستعد می کنند در امور ورحی هم همین است و فرزند متاثر از والدین است.



ای کسانی که ایمان آورده‌اید خود و خانواده خویش را از آتشی که هیزم آن انسانها و سنگهاست نگه دارید؛ آتشی که فرشتگانی بر آن گمارده شده که خشن و سختگیرند و هرگز فرمان خدا را مخالفت نمی‌کنند و آنچه را فرمان داده شده‌اند (به طور کامل) اجرا می‌نمایند!(۶-تحریم)
چیزی که من متوجه شدم هیچ کدوم از کارشناسای این سایت گویا تسلط خوبی رو آیات قرآن ندارند !!

بر عکس آن هم ممکن است، کسی که فقط آیات منفی را ببیند و حکم کند در حقیقت این رفتارش ناشی از عدم تسلط بر آیات است.
اما بالعکس کسی که تسلط روی آیات دارد می داند که آیات دیگری هم وجود دارد، به عنوان نمونه اینکه خداوند میفرماید من متناسب با امکاناتی که به شما داده ام از شما توقع داشته و شما را امتحان می کنم:
«وَ لَوْ شاءَ اللَّهُ لَجَعَلَكُمْ أُمَّةً واحِدَةً وَ لكِنْ لِيَبْلُوَكُمْ في‏ ما آتاكُم‏»؛ اگر خدا مى‏ خواست، همه شما را امت واحدى قرار مى‏ داد ولى خدا مى‏ خواهد شما را در آنچه به شما بخشيده بيازمايد(مائده:48)
«هُوَ الَّذي جَعَلَكُمْ خَلائِفَ الْأَرْضِ وَ رَفَعَ بَعْضَكُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجاتٍ لِيَبْلُوَكُمْ في‏ ما آتاكُم‏»؛ و او كسى است كه شما را جانشينان (و نمايندگان) خود در زمين ساخت، و درجات بعضى از شما را بالاتر از بعضى ديگر قرار داد، تا شما را با آنچه در اختيارتان قرار داده بيازمايد (انعام:165)




اما چرا ما نباید دنبال مقصر بگردیم؟؟
دو نفر با ماشین تصادف می کنند

این در جایی است که اولا: با بررسی شواهد تشخیص مقصر امکان پذیر باشد و ثانیا: با تشخیص مقصر ضرر ما جبران شود.
این مسئله ای که شما دنبال آن هستید هرگز دردی از شما دوا نمیکند، مگر آنکه شما را به رخوت و سستی می کشاند؛ چون راهی که برای تشخیص مقصر پیش گرفته اید ناکارآمد است، و ثانیا بر فرض اینکه در ذهنتان خدا را مقصر کردید هیچ ثمره ای عاید شما نخواهد شد، قرار نیست خداوند به شما خسارت بدهد!
اگر او عادل باشد پس در حق شما ظلم نخواهد کرد، و اگر عادل نباشد قرار نیست به شما خسارت بدهد!

باز شما صاحب اختیارید که به این مسئله بپردازید یا خیر.

دلسوخته
۱۳۹۷/۰۶/۲۲, ۰۹:۰۲
سلام.
۱- شما چرا حرف های منو یه جور دیگه دوباره تحویل من می دید ؟!
من هم قبل شما گفتم چون بشر دستش به خدا نمی رسد قادر نیست شکایت کند و خسارت بگیرد!
۲- وقتی می گم تسلط روی آیات ندارید ناراحت نشید :
یکبار دیگه ترجمه آیاتی که بیان کردید بخوانید.هر دو آیه اعلام کرده نعمت ها و استعدادهایی متفاوت به هر کس اعطا شده ( حالا بحث اینکه آیا این تبعیض است یا نه بعدا بحث خواهد شد ) و موضوع تاپیک درباره نعمت ها و استعدادهایی است که در اثر شر و انحراف از فردی گرفته شده است دیگر درجه ای باقی نمی ماند !
ثانیا آیاتی که شما روش اسم گذاشتید و می گویید منفی ، توسط خداوند بیان شده که حقیقت است نه منفی !! و اگر نتایجی در زندگی وجود نداشت خداوند این آیات را بیان نمی کرد.
۳- در ابتدای تاپیک گفتم شر هم جز آزمایش های الهی است آنطور که خودش اعلام کرده شما نگفتید چرا خداوند با شر آزمایش می کند و این شر واقعا چیست؟
۴- شما قبول دارید تاثیر اسباب در مسببات با اذن خداوند است ؟؟

مسلم
۱۳۹۷/۰۶/۲۲, ۱۰:۴۴
شما چرا حرف های منو یه جور دیگه دوباره تحویل من می دید ؟!
من هم قبل شما گفتم چون بشر دستش به خدا نمی رسد قادر نیست شکایت کند و خسارت بگیرد!

خب پس چرا با هدف اینکه خسارت بگیرید این مباحث را دنبال می کنید:


چرا ما نباید دنبال مقصر بگردیم؟؟
دو نفر با ماشین تصادف می کنند فرد خاطی چون در دسترس است شکایت علیه او انجام می شود و پلیس و بیمه و دادگاه خسارت او را پرداخت می کنند

باور کنید این افکار برای انسان هایی که احساس ناامیدی می کنند سمّ است، تنها ثمره اش این است که آنها را از حرکت باز میدارد؛ سمّی شیرین وخواب آور است که کم کم انسان را به رکون و سکون می کشاند، علت نهی بنده این است.
این را بدانید که هر وقت انسانی دیدید که برای رفع آنچه از عهده خودش بر می آید دنبال مقصر می گردد یعنی نمی خواهد خارج شود، یعنی در ناخودآگاه ذهنش آن شرایط را برای خودش پذیرفته است و فقط برای آرامش وجدانش دنبال مقصر می گردد؛ باید این انسان ها را از این فکر نهی کرد تا رشد کنند.

خداوند همه انسان ها را برای رشد آفریده و هیچ انسانی نیست، تأکید می کنم هیچ انسانی نیست که توانایی رشد و تکاملش به دست خودش نباشد.


وقتی می گم تسلط روی آیات ندارید ناراحت نشید :
یکبار دیگه ترجمه آیاتی که بیان کردید بخوانید.هر دو آیه اعلام کرده نعمت ها و استعدادهایی متفاوت به هر کس اعطا شده ( حالا بحث اینکه آیا این تبعیض است یا نه بعدا بحث خواهد شد ) و موضوع تاپیک درباره نعمت ها و استعدادهایی است که در اثر شر و انحراف از فردی گرفته شده است دیگر درجه ای باقی نمی ماند !

خیالتان راحت، من ناراحت نمی شوم
اعطاء شده همانطور که خودتان هم فرمودید به معنای این نیست که بی قاعده اعطاء شده، پس اینکه با تبعیض است یا بی تبعیض از این آیه چیزی برداشت نمیشود.
اما اصلا منظور من این بخش آیه نبود، منظورم آن بخش بود که می فرمود: «لِيَبْلُوَكُمْ في‏ ما آتاكُمْ»؛ تا شما را به آنچه داده بیازماید؛ پس هر که بامش بیش، برفش بیشتر؛ هر چه نعمت بیشتر، توقع و امتحان هم بیشتر.


۳- در ابتدای تاپیک گفتم شر هم جز آزمایش های الهی است آنطور که خودش اعلام کرده شما نگفتید چرا خداوند با شر آزمایش می کند و این شر واقعا چیست؟
خب بحث اصل شر یک بحث مستقلی است، اما اینقدر بدانید که اینطور نیست خداوند نعوذ بالله بالا نشسته باشد و قرعه کشی کند برای یکی شر بفرستد و برای دیگری خیر! مگر این که بشر به یک مقام خاصی بالا بیاید، یا از یک مقام خاصی پایین تر برود که تحت توجهات خاص یا بی توجهی خاص خداوند قرار بگیرد، وگرنه عموم مردم امتحانشان با همان حوادثی است که به صورت طبیعی و تحت عوامل مختلف در زندگی شان اتفاق می اقتد!


۴- شما قبول دارید تاثیر اسباب در مسببات با اذن خداوند است ؟؟
بله، اما نه بی قاعده! آتش به اذن الهی می سوزاند، اما تا کنون به غیر از آتش ابراهیم(ع) آتشی دیده اید که نسوزاند؟ اینکه همه چیز به اذن خداوند است که نباید در ما توقع ایجاد کند که خداوند مرتب تأثیر آنها را نقض کند!

دلسوخته
۱۳۹۷/۰۶/۲۲, ۱۹:۳۴
۱- شما راهی برای اینکه بتوانم خسارت بگیرم به من نشان دهید !
۲- لطفا این بی قاعده و باقاعده که می گویید را باز کنید.
۳-بحث تبعیض بماند برای بعد. باز هم آنچه به شما داده همان حرف قبلی من است. بله به من اعطا شده بود ! اما از دست رفت ! و خودش گرفت ( شما تو این آیاتی حرفی از افرادی که ازشون نعمتی گرفته شده می بینید؟ ) این آیات برای حال بنده نیست برای کسانی است که دچار بلا و انحراف نشدند و با داشتن شرایط مناسب رفتار می کنند. اما بنده رفتارهایم وابسته به عوامل و بلاها و انحرافات پیشین است که آینده ام را تباه ساخته است .
۴- مثل اینکه یهودیان اعتقاد داشتند خداوند تقدیرات را در ابتدای آفرینش نوشته و دیگر کاری از او ساخته نیست . همانند شما عزیزان که می گویید نباید از خداوند توقع زیادی داشته باشیم . اما این جواب خداوند :

انصاریان :
و یهود گفتند: دست [قدرت] خدا [نسبت به تصرّف در امور آفرینش، تشریع قوانین و عطا کردنِ روزی] بسته است. دست هاشان بسته باد و به کیفر گفتار باطلشان بر آنان لعنت باد؛ بلکه هر دو دست خدا همواره گشوده و باز است [به هر چیز و به هر کس] هر گونه بخواهد، روزی می دهد. و مسلماً آنچه از جانب پروردگارت به سوی تو نازل شده است، بر سرکشی و کفر بسیاری از آنان می افزاید. و ما میان [یهود، نصاری و گروه های دیگر] آنان تا روز قیامت کینه و دشمنی انداختیم. هر زمان آتشی را برای جنگ [با اهل ایمان] افروختند خدا آن را خاموش کرد، و همواره در زمین برای فساد می کوشند، و خدا مفسدان را دوست ندارد.( ۶۴ مائده)



«وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلاً مِّن قَبْلِكَ وَجَعَلْنَا لَهُمْ أَزْوَاجًا وَذُرِّیَّةً وَمَا كَانَ لِرَسُولٍ أَن یَأْتِیَ بِآیَةٍ إِلاَّ بِإِذْنِ اللّهِ لِكُلِّ أَجَلٍ كِتَابٌ یَمْحُو اللّهُ مَا یَشَاء وَیُثْبِتُ وَعِندَهُ أُمُّ الْكِتَابِ »2 (هیچ رسولی را نرسد كه معجزهای ارائه دهد مگر اینكه از خدای سبحان اذن داشته باشد. اجل هر صاحب اجلی- افراد یا جوامع بشری- در كتاب سرنوشت مكتوب است. خدای سبحان هر مكتوبی را بخواهد از دفتر سرنوشت محو میكند و هر آنچه را بخواهد جدیدا ثبت میكند. نسخه اصلی كتاب آفرینش هم در نزد اوست.)

و مسائلی همچون بداء و ...

۵- قرعه کشی وجود ندارد ؟ شما بگویید چگونه است .

مسلم
۱۳۹۷/۰۶/۲۳, ۱۱:۱۴
۱- شما راهی برای اینکه بتوانم خسارت بگیرم به من نشان دهید !

به جای گلایه برای نداشته هایتان، به خاطر داشته هایتان شکر کنید


۲- لطفا این بی قاعده و باقاعده که می گویید را باز کنید.

همه چیز در چارچوب علل و عوامل مادی و معنوی محقق میشود؛ کسانی که ایمانشان و تقوایشان قوی تر است به خاطر علل پیشینی است، همانطور که قرآن کریم در مورد مثلا اصحاب کهف که خدا بر ایمانشان افزوده می فرماید: «إِنَّهُمْ فِتْيَةٌ آمَنُوا بِرَبِّهِمْ وَ زِدْناهُمْ هُدى‏»؛ به درستی که آنها جوانمردانی بودند که ایمان آوردند و ما بر ایمانشان افزودیم.(کهف:13) یعنی همان چیزی که ما از آن به توفیق تعبیر می کنیم، کسی که به سمت خدا برود خداوند هم بر ایمان و تقوایش می افزاید.

این یک نمونه بود، تمام داشته های مادی و معنوی انسان در گرو علل و عوامل مادی و معنوی پیشینی است، بخشی پیش از تولد خارج از اختیار او بوده مانند مسائل ژنتیکی، و بعد از تولد در اختیار خود اوست.



بله به من اعطا شده بود ! اما از دست رفت ! و خودش گرفت

خودش نگرفت، خودتان گرفتید؛ او که مجبورتان نکرده بود.


مثل اینکه یهودیان اعتقاد داشتند خداوند تقدیرات را در ابتدای آفرینش نوشته و دیگر کاری از او ساخته نیست . همانند شما عزیزان که می گویید نباید از خداوند توقع زیادی داشته باشیم

ما نه حرف یهودیان را می زنیم و نه حرفی که شما به ما نسبت می دهید، ما می گوییم خداوند قدرت تغییر دارد، اما تغییر را متوقف بر اراده انسان کرده است، به عبارتی در غیر اینصورت إعمال قدرت نمی کند نه اینکه ناتوان باشد:

«ِأَنَّ اللَّهَ لَمْ يَكُ مُغَيِّراً نِعْمَةً أَنْعَمَها عَلى‏ قَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِم‏»؛ خداوند، هيچ نعمتى را كه به گروهى داده، تغيير نمى‏دهد جز آنكه آنها خودشان را تغيير دهند.(انفال:53)
«إِنَّ اللَّهَ لا يُغَيِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ»؛ خداوند سرنوشت هيچ قوم (و ملّتى) را تغيير نمى‏ دهد مگر آنكه آنان آنچه را در خودشان است تغيير دهند.(رعد:11)
«َالَّذينَ جاهَدُوا فينا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنا»؛ آنها كه در راه ما (با خلوص نيّت) جهاد كنند، قطعاً به راه‏هاى خود، هدايتشان خواهيم كرد (عنکبوت:69)

دلسوخته
۱۳۹۷/۰۶/۲۳, ۱۳:۱۱
سلام.
من چیزی بنیادی ندارم اصلی ترین موارد را از دست دادم‌ هم بیمارم هم به شر مبتلا شدم‌.
و آفرین به شما من هم همین جواب خداوند را سالیان سال در ذهن دارم اینکه بعد از چندین سال زندگی در دنیا این جواب را در صدم ثانیه بشنوم : تو مختار بودی و به من ربطی نداره ! تشریف ببرید جهنم ! بسیار زجر آور است.
من حرفی نسبت ندادم گفتید توقع نداشته باش منم جواب خدا رو گفتم که فقط برای یهودیان نیست و آیندگان هم گفته که الان ما باشیم و بعدها ...
چیزی که معلومه بعد از این همه پست درک نکردید کودک و نوجوانی که شعور و فهم درست از اطراف ندارند و به فلاکت می افتند موضوع است نه افراد جوان و سن بالاتر که عقل و شعور دارند و آیات برای این هاست نه کودک و نوجوان .
نه مثل اینکه باید مرگ حل کنه این موضوع رو کسی پاسخگو نیست.از اثبات عدالت هم که همه فراری اند.مشیت الهی برای من و امثال من فلاکت بوده و خواهد بود . ریل گذاری اشکال داره.

مسلم
۱۳۹۷/۰۶/۲۴, ۱۶:۲۱
چیزی که معلومه بعد از این همه پست درک نکردید کودک و نوجوانی که شعور و فهم درست از اطراف ندارند و به فلاکت می افتند موضوع است نه افراد جوان و سن بالاتر که عقل و شعور دارند و آیات برای این هاست نه کودک و نوجوان

جناب مضطرب گرامی، برادر عزیزم؛ شما اگر در نوجوانی که هنوز فهم درستی نداشته اید به یک شر مبتلا شده اید و. امروز ترک آن برای شما بسیار دشوار است خب تمام اینها لحاظ میشود، آن موقعی که درک درستی نداشته اید که گناهی بر شما نیست، چون هم خودتان از این بابت ناراحت هستید، و هم اینکه امام باقر(ع) می فرمایند: خداوند به اندازه عقل مردم از آنها بازخواست خواهد کرد؛ امروز هم که ترک آن براش ما دشوار است متناسب با همین دشواری پاداش خواهید داشت، همانطور که پیامبر(ص) می فرماید: برترین اعمال دشوارترین آنهاست.

همه چیز دقیق و منظم است، هیچ تبعیضی در کار نیست، همه چیز قاعده مند و عادلانه است.

مسلم
۱۳۹۷/۰۷/۰۵, ۱۲:۲۵
پرسش:
خداوند ادعا کرده بر هر چیزی نگهبان است؛ و طبق روایات فرشتگانی را بر انسان گماشته که وظیفه ی نگهداری انسان را در بلاها و آفات دنیوی دارند‌، اما چرا گاهی خداوند دستور محافظت نشدن را می دهد؟؟ شاید به این خاطر که بالاخره در لوح محفوظ به جهنم رفتن بخشی از انسان ها مقدر شده و علم خداوند نباید جهل بشود. براستی چرا من باید در شر بیفتم و فرشته ی نگهبانی نداشتم آیا این همان شقاوت ذاتی نیست؟

پاسخ:
برای پاسخ به این سوال باید به چند نکته توجه بفرمایید:

نکته اول:
بله در اینکه خداوند برای بندگان محافظانی قرار داده است شکی وجود ندارد، اما این محافظت بی قید و شرط و مطلق نیست، بلکه هر گاه خداوند صلاح بداند مأموران محافظ را از محافظت بازداشته و اراده خود را محقق می سازد، همان طور که خودتان هم به روایتی از امام صادق(علیه السلام) اشاره فرمودید:
«إِنَّ اللَّهَ بِرَأْفَتِهِ وَ لُطْفِهِ أَيْضاً وَكَّلَهُمْ بِعِبَادِهِ يَذُبُّونَ عَنْهُمْ مَرَدَةَ الشَّيْطَانِ وَ هَوَامَّ الْأَرْضِ وَ آفَاتٍ كَثِيرَةً مِنْ حَيْثُ لَا يَرَوْنَ بِإِذْنِ اللَّهِ إِلَى أَنْ يَجِي‏ءَ أَمْرُ اللَّه‏»؛ و حقیقت آن است که خداوند به واسطه ی رأفت و لطفش، [فرشتگانی را] موکل بندگان خویش کرده است [تا بدین طریق] متمردین از شیاطین و حشرات موذی زمینی و آفات فراوانی را - از جایی که انسان ها نمی بینند - به اذن خداوند بر می گردانند تا اینکه امر خداوند عزوجل بیاید.(1)

نکته دوم:
ابتلای بندگان به شرور یا حتی گناه هرگز علامت شقاوت مندی ایشان نیست، همانطور که کسی که دچار هیچ شری نیست این مسئله دلالتی بر محبوبیت او نزد خداوند ندارد. مصیبتی که امام حسین(ع) به آن مبتلا شد در طول تاریخ بی سابقه بوده و هست، و این بلای عظیم اتفاقا موجب محبوبیت ایشان نزد خداوند شد.

نکته سوم:
قطعا رفتارهای خدا چه محافظت کردن ها و چه محافظت نکردن ها حکیمانه است، ولو آنکه ما حکمت آن را ندانیم؛ وقتی ما یک مبانی داریم که به آن علم یقینی داریم نمی توانیم آن را به خاطر آنچه که به آن علم کامل نداریم کنار بگذاریم! ما به عدالت و حکمت الهی علم قطعی داریم، اما به مصادیق و اتفاقات و حکمت های آنها در دنیا آگاهی نداریم، خب چگونه میتوانیم رفتار خدا را قضاوت کنیم؟

خصوصا اینکه نمی شود از روی ظاهر رفتار یک شخص، عادل بودن و یا نبودن او را اثبات کرد، مگر آنکه به حقیقت ماجرا علم داشت. مثلا شما اگر ببینید یک پزشک دارد به یکی قرص میدهد، به یکی آمپول، و شکم دیگری را برای جراحی پاره می کند نمی توانید او را به عدالت یا بی عدالتی متهم کنید چون آگاهیِ او را ندارید، در صورتی میتوان رفتارهای دیگران را قضاوت کرد که به همان اندازه آگاهی داشته باشیم. یا اگر ببینید حاکم شهر یکی را زندانی می کند، یکی را می کشد و با دیگری کاری ندارد نمی توانید این تفاوت ها را نه عدالت بدانید نه بی عدالتی، مگر آنکه بدانید آن کسی که کشته میشود مثلا آیا واقعا قاتل است یا خیر؟ آن کسی که زندانی میشود آیا واقعا مجرم است یا خیر و...

بنابراین قضاوت کردن افعال الهی با این سطح آگاهی اندک نشدنی است، وقتی واجب الوجود را اثبات می کنیم تمام اوصاف کمالیه چه ذاتی و چه فعلی مثل عدالت برای او اثبات می شود، دیگر نمی شود با جهالتمان، علم و عدالت او را که به صورت برهانی اثبات شده زیر سوال برد.

نکته چهارم:
اینکه ما گمان کنیم که از پیش جهنم رفتنِ برخی قطعی شده است و حالا خداوند مجبور است برای آنکه این علمش تبدیل به جهل نشود حفاظتش از برخی را بردارد هم خلاف عقل است، و هم خلاف وجدان درونی که خودمان درک می کنم، و هم خلاف آیات و روایات!
اصلا لازم نیست که حتما انسانِ جهنمی هم وجود داشته باشد تا خدا برای تحقق این امر مجبور شود حفاظتش از برخی بندگان را بردارد! خداوند دوست دارد همه مردم بهشتی باشند، اگر همه به بهشت بروند که چیزی از او کم نمیشود که لازم باشد حتما برخی را جهنمی کند!

سرنوشت انسان ها به دست خود آنهاست، و علم پیشین الهی هم به اختیار و انتخاب خود آنها تعلق گرفته است، یعنی خداوند پیش از انتخاب آنها می داند چه مسیری را انتخاب خواهند کرد، نه اینکه خدا انتخاب کرده باشد و آنها مجبور باشند که همان مسیر را بروند!

اینکه مثلا یک معلم می گوید از این کلاس 5 نفر نمره نمی آورند نه اینکه برای اینکه حرفش جهل نشود مجبور است به آنها نمره ندهد، یا حفاظت علمی اش از آنها را بر میدارد، و نه اینکه می خواهد این 5 نفر نمره نیاورند، بلکه او با توجه به نوع رفتار این شاگردان دارد از آینده آنها خبر می دهد اما همه چیز به اراده خود ایشان اتفاق می افتد.

نکته پنجم:
عمده اتفاقات زندگی انسان به دست خود انسان است، در آیات بسیاری به این مطلب اشاره شده است:
«لَيْسَ لِلْإِنْسانِ إِلاَّ ما سَعى‏»؛ برای انسان بهره ای جز به اندازه تلاشش نیست.(2)
«أَنَّ اللَّهَ لَمْ يَكُ مُغَيِّراً نِعْمَةً أَنْعَمَها عَلى‏ قَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِم‏»؛ خداوند، هيچ نعمتى را كه به گروهى داده، تغيير نمى‏دهد جز آنكه آنها خودشان را تغيير دهند.(3)
«إِنَّ اللَّهَ لا يُغَيِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِم‏»؛ خداوند سرنوشت هيچ قوم (و ملّتى) را تغيير نمى‏دهد مگر آنكه آنان آنچه را در خودشان است تغيير دهند.(4)

بنابراین اینکه گمان کنیم ما تافته جدا بافته هستیم که خداوند فقط با ما دشمنی دارد و وظیفه اش را در قبال ما انجام نداده است یک تلقی اشتباه است، خداوند با کسی قرابت و خویشاوندی ندارد؛ مگر انسان هایی که در سنین کودکی و نوجوانانی دچار حادثه شده یا منحرف شده اند کم هستند؟ خداوند که نمی خواهد اراده انسان ها را نقض کرده یا دائما معجزه کند.

ما واقعا نمی توانیم حکمت رفتارهای خداوند را بفهمیم، سطح اطلاعات و آگاهی های ما بسیار ناچیزتر از این حرف هاست که بخواهیم خدا را قضاوت کنیم! اصلا این روش تفکر از پایین به بالا اشتباه است.

نکته ششم:
حفاظت به این معنا نیست که خدا نگذارد انسان گناه کند؛ بالاخره لازمه اختیار این است که انسان هر چه را که دوست دارد بتواند انتخاب کند، و اتفاقا رشد هم در سایه همین اختیار و انتخاب حاصل میشود. هر کسی که بخواهد رشد کند چاره ای از این مبارزه و سختی نیست، قرآن می فرماید: «إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْراً»؛ به درستی که با هر سختی، آسانی است.(5)
و هر چه این مبارزه سخت تر باشد سازنده تر است، به همین خاطر پیامبر(ص) می فرمایند: افضل الاعمال احمزه، بهترین اعمال دشوارترین آنهاست.(6)

پس هرگز گمان نکنید اینکه خداوند کسی را از مبارزه با نفس نجات نمیدهد علامت این است که او را دوست ندارد! این سختی کشیدن خودش موضوعیت دارد، باید با نفس کشتی بگیریم، زمین بزنیم و زمین بخوریم تا رشد کنیم، خدا تا کسی را دوست داشته باشد او را از این رقابت رشد دهنده خارج نمی کند، بله اگر کسی را دوست نداشته باشد دنیا را به سمت او می آورد و او ا از رقابت خارج می سازد.

و نیز گمان نکنید با ارتکاب گناه و مانند آن انسان چیزی را از دست داده که دیگر جبران نمی شود، اتفاقا خود این مبارزه است که موضوعیت دارد، تا زمانی که انسان مشغول مبارزه باشد هیچ چیزی را از دست نداده حتی اگر دو هزار بار زمین خورده باشد، اما اگر روی زمین بماند و میدان مسابقه را ترک کند و به جای مبارزه دنبال مقصر بگردد آن روز است که همه چیز را از دست داده است

نکته هفتم:
قدرت درونی انسان نامحدود است، و اگر بر مسئله ای تمرکز کند در آن بسیار پیشرفت خواهد داشت، به همین خاطر یکی از مهمترین ترفندهای شیطان برای زمینگیر کردن انسان منحرف کردن افکار انسان از مسائل رشد دهنده، به مسائل انحرافی و زمینگیر کننده است.
اینکه انسان به جای حل مشکل دنبال مقصر بگردد از روشن ترین مصادیق این ترفند به شمار می رود، چنین تفکری در زندگی بدون هیچ فایده ای فقط حس شکست و ناتوانی از خروج را به انسان القاء می کند.

فرض کنید انسانی که درون چاه 2 متری افتاده اگر شروع کند به این فکر که چه کسی مقصر است آیا چاه کن مقصر است؟ آیا کسی که روی آن را نپوشانده مقصر است یا دیگران؟ تا زمانی که در این افکار باشد هرگز از آن چاه خارج نخواهد شد! او علی رغم این که توان خروج از آن چاه را دارد اما به دلیل ناامیدی که در درونش رسوخ کرده تنها به دنبال این است که از عذاب وجدان خلاص شود، به همین خاطر در همان چاه خواهد ماند.

قدرت انسان نامحدود است اما به شرط آنکه ذهنش اسیر حواشی نشده و ناتوانی به خودش القاء نکند. عموم انسان های ناموفق را شما اگر دقت کنید در قفس افکار خودشان اسیر هستند، نه در قفس دیگران یا شرایط! انسان های ضعیف ناتوانی خودشان را به نبود شرایط و امکانات و مانند آن حواله می دهند و انسان های قوی شرایط را تغییر می دهند. بر فرض که نعوذبالله خدا در حق شما کم کاری کرده باشد و مقصر باشد، خب حالا که چی؟! شما فرض کنید مقصر را پیدا کردید حالا می خواهید چه کنید؟ به همین وضعیت ادامه می دهید؟

شما می توانید یکی از این دو مسیر را انتخاب کنید، یا به بهانه یافتن آرامش و خلاصی از عذاب وجدان بابت مشکلات دنبال مقصر بگردید، یا اینکه مانند بسیاری از انسانها که سخت ترین مشکلات را از پیش رو برداشته اند بدون نگاه به این و آن خودتان آستین بالا بزنید و موانع را از سر راه بردارید.

پی نوشت ها:
1. طبرسى، احمد بن على‏، الاحتجاج علی اهل اللجاج، نشر مرتضى‏، مشهد، چاپ اول، 1403ق، ج2، ص348.
2. نجم:39/53.
3. انفال:53/8.
4. رعد:11/13.
5. شرح:6/94.
6. مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، دار إحياء التراث العربي‏، بیروت، چاپ دوم، 1403ق، ج67، ص237.