PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : جمع بندی سوال درباره عدل خداوند!!!



صفحه ها : [1] 2

ََAli_zne
۱۳۹۶/۰۸/۱۴, ۱۵:۰۴
به نام خدا
یه سوال داشتم
ببینید مگه نمیگن خدا قادر مطلقه؟!
مگه غیر از اینه که خود خداوند فرموده اگر کسی توان و قدرت داشت نسبت به همسایه هاشم مسئوله
حالا خودش نسبت به بنده هاش مسئول نیست!
شما فرض کنید یه دختری از یه رابطه نامشروع به دنیا بیاد
پدر و مادر ادمای پلیدی باشن و مجبور کنن این دخترو که در سن 16 ، 17 سالگی فحشا کنه
این دختره با تمام وجود خدا رو بخواد
اما پدرش با زور کتک و تهدید و شکنجه
کاری کنه که این دختره گناه کنه
دختر هم مقاومت کنه ولی بلاخره بعد از هزار جور مشکل قبول کنه
هر کس یه ظرفیتی داره
این دختر بعد از صد بار که کتک خورد و خدا رو صدا کرد و نه صدایی اومد نه کمکی رسید
دیگه نمیتونه پای حرفش بمونه و شک میکنه
و حقم داره
چرا باید کتک بخوره و شکنجه بشه برای کسی که حتی جواب نمیده و کمکش نمیکنه
به هر حال این دختر گناه میکنه
تو دنیا هم زجر میکشه
و وقتی میمیره
میره جهنم؟!
به این دلیل که ناخواسته به این دنیا؟
به این دلیل که خدا میتونسته کمکش کنه و نکرده؟
به این دلیل که نمیخواسته پدر و مادرش اونا باشن و شدن؟
به این دلیل که مجبور شده و اومده تو این دنیا و خدا تو شرایطی قرارش داده که مجبور شده گناه کنه
حقش جهنمه؟!
با این استدلال خداوند متعال عادله؟!

مدیر اجرایی_فرهنگی
۱۳۹۶/۰۸/۱۵, ۱۰:۵۸
با نام و یاد دوست






http://askdin.com/gallery/images/22107/1_erjae1.jpg









کارشناس بحث: استاد مسلم

مسلم
۱۳۹۶/۰۸/۲۱, ۱۳:۱۲
بسم الله الرحمن الرحیم
با سلام و احترام


با این استدلال خداوند متعال عادله؟!

نکته اول: تخلف علت از معلول محال است
ببینید آفرینش جبری است و چاره ای از آن نیست. وقتی علت یک چیز محقق شود معلول هم محقق می شود، فرزند معلولِ علتی است به نام پدر و مادر؛ هم جسم او و هم روح او معلول این ترکیب هست.
اینطور نیست که خداوند روح ما را خلق کرده باشد و بعد یکی را به خانواده «الف» بفرستد، و دیگری را به خانواده «ب» و بعدی را به خانواده «ج»! بلکه همانطور که جسم انسان در خانواده خاص و متناسب با ویژگی های ژنتیکی پدر و مادر متولد می شود روح او هم از همین بستر برخواسته است، و اصلا تولد او در خانواده دیگر ناممکن است!

نکته دوم: اختیار ضرورت دارد
رشد انسان در سایه اختیار محقق میشود، یعنی اینکه انسان مختار باشد در هر مسیری که می خواهد قدم بردارد و هرگونه می خواهد رفتار کند، در غیر این صورت هرگز رشدی محقق نمیشود!این که کسی بدون اختیار خودش مجبور شود دست و صورتش را بشوید و اذکاری را بگوید و دولا و راست شود هرگز جای نماز را نخواهد گرفت! پس جهان آفرینش بدون اختیار حکیمانه نیست!
اما وقتی پای اختیار به میان آمد طبیعتا برخی از آن سوء استفاده می کنند، اما نمیشود رشد و تکامل انسان را به خاطر این سوء استفاده او، تعطیل کرده و اختیار را از ایشان گرفت!

بنابراین بنا بر یک مصلحت بزرگتر همه انسان ها باید اختیار داشته باشند ولو آنکه از این اختیار بد استفاده کنند، مانند پدر و مادری که در مسئله شما مطرح شده که دخترشان را مجبور به فحشا می کنند، خب این لازمه عالمی است که انسان بتواند در آن رشد کند، خداوند که نمی تواند آنها را مجبور کند که خوب باشند، باید پدر و مادرها در انتخاب نوع رفتارشان با فرزندشان آزاد باشند.

نکته سوم: گناه از روی اجبار
پیامبر(ص) در روایتی می فرمایند:
«وُضِعَ عَنْ أُمَّتِي تِسْعُ خِصَالٍ الْخَطَأُ وَ النِّسْيَانِ وَ مَا لَا يَعْلَمُونَ وَ مَا لَا يُطِيقُونَ وَ مَا اضْطُرُّوا إِلَيْهِ وَ مَا اسْتُكْرِهُوا عَلَيْهِ وَ الطِّيَرَةُ وَ الْوَسْوَسَةُ فِي التَّفَكُّرِ فِي الْخَلْقِ وَ الْحَسَدُ مَا لَمْ يُظْهِرْ بِلِسَانٍ أَوْ يَد»؛ از امت من گناه 9 چیز برداشته شده است: گناهانی که اشتباها یا از روی فراموشی انجام می گیرد، و آنچه را که نمی دانند، و آنچه که طاقت آن را ندارند، و آنچه که از انجام آن چاره ای ندارند، و آنچه که به انجام آن اجبار می شوند، و فال بد زدن، تفکر های وسوسه آلود در مورد خلقت، و حسادت مادامی که در گفتار و رفتار ظاهر نشده باشد.
بنابراین در فرض مسئله، شدت گناه آن دختر بستگی به شدت اجبار او دارد، اگر 50 درصد اجبار شود خب به همان اندازه از گناه او کاسته میشود، و اگر آنگونه که شما می فرمایید فرض کنیم که دختر را با کتک و شکنجه مجبور می کرده اند و راه و چاره دیگری چون فرار و مانند آن نداشته خب گناهی بر او نیست.
پس نباید گمان کرد که چنین دختری روز قیامت هم در جهنم است، که در این صورت کاملا ظالمانه می بود!
چنین دختری نه تنها به خاطر زنا مجازات نمیشود بلکه به خاطر زجری که از این فحشا کشیده است به او عوض داده میشود، هم به خاطر آن کتک ها و شکنجه ها، و هم به خاطر تجاوزهایی که به او شده است، چون این در روحیه دختر خیلی نقش تخریبی دارد! خداوند تک تک ان سختی ها را در قیامت برای او جبران خواهد کرد به گونه ای که آن دختر کاملا راضی شود.

نکته چهارم: تفاوت حسابرسی های اخروی
حسابرسی خداوند نسبت به اعمال بندگان در روز قیامت یکسان نیست، بلکه متناسب با نعمت ها و امکاناتی است که به هر انسانی داده است، همانطور که می فرماید:
«رَفَعَ بَعْضَكُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجاتٍ لِيَبْلُوَكُمْ في‏ ما آتاكُمْ»؛ بعضی از شما را بر بعضی دیگر برتری داد تا شما را نسبت به نچه که به شما ارزانی داشته امتحان دهد.(انعام:165)

بنابراین قرار نیست گناهان و ثواب های همه یکسان محاسبه شود، گناه زنای این دختر هرگز با گناه زنای کسی که از سر هوس بازی زنا می کند یکسان نیست، شرایط او در میزان گناهش لحاظ میشود.
همینطور در حسابرسی سایر رفتارهای اشتباه این دختر نقش خانواده و پدر و مادر و محیط و خانواده بد او لحاظ می شود، و حسابرسی او با دختری که در خانواده مذهبی به دنیا آمده و بزرگ شده و این اشتباهات را مرتکب شده کاملا متفاوت خواهد بود.

پارسا مهر
۱۳۹۶/۰۸/۲۲, ۰۰:۱۶
رشد انسان در سایه اختیار محقق میشود، یعنی اینکه انسان مختار باشد در هر مسیری که می خواهد قدم بردارد و هرگونه می خواهد رفتار کند، در غیر این صورت هرگز رشدی محقق نمیشود!سلام.می شه بیشتر توضیح بدید که انسان در سایه اختیار رشد پیدا می کنه یعنی چی...مثلا شما یک ژیان رو حساب کنید، فرضا...این ماشین ژیان می تونه جبرا توسط سازنده رشد پیدا کنه و مثلا تبدیل بشه به بنز، یعنی ژیان رشد می کنه به سمت بنز، بدون اینکه اختیاری داشته باشه...یعنی چی رشد انسان در سایه اختیار محقق می شود، چرا نتونه جبرا رشد پیدا کنه...

fateme 88
۱۳۹۶/۰۸/۲۲, ۰۹:۴۷
بله منم به این موضوع یا موضوعات مشابه خیلی فک کردم و دیدم این واقعا عادلانه نیست. مثلا ی بچه ای که یتیم بوده و گناهی نداشته میفته تو راه دزدی یا مواد مخدر آخرش دستگیر میشه میفته زندان این واقعا نهایت بی عدالتیه.

مسلم
۱۳۹۶/۰۸/۲۲, ۱۰:۱۴
با سلام و احترام


سلام.می شه بیشتر توضیح بدید که انسان در سایه اختیار رشد پیدا می کنه یعنی چی...مثلا شما یک ژیان رو حساب کنید، فرضا...این ماشین ژیان می تونه جبرا توسط سازنده رشد پیدا کنه و مثلا تبدیل بشه به بنز، یعنی ژیان رشد می کنه به سمت بنز، بدون اینکه اختیاری داشته باشه...یعنی چی رشد انسان در سایه اختیار محقق می شود، چرا نتونه جبرا رشد پیدا کنه...

بله درست می فرمایید اما دقت کنید این رشد خود ژیان نیست، از بیرون ارتقاء پیدا کرده.
ببینید یک وقت سازنده از فعلش انتظار خاصی دارد خب فعل را در همان مرتبه میسازد، مثل اینکه خداوند ملائکه و حیوانات را آفریده و در همان مرتبه ای که خواسته آفریده است، لذا از رشد انسانی خالی هستند.

منطقی نیست که مثلا یک موجود را در مرتبه پایین تر بسازد و بعد خودش آن را ارتقاء بدهد، این بی حکمتی است! مثلا سازندگان یک کارخانه، به بنز نیاز دارند اول بیایند ژیان بسازند و بعد آن را ارتقاء بدهند!

بنابراین اگر موجودی را در مرتبه پایین تر خلق می کنند یا برای عجز خالق است، یا برای این است که خودش ارتقاء بیابد.
در خداوند عجز راه ندارد، و ملائکه را که برای اهداف خاص خلق کرده در همان مرتبه خلق کرده است، پس اگر انسان را در مرتبه پایین تر و برای تکامل به مراتب بالاتر خلق کرده، برای این است که از درون رشد کند، اگر قرار بود از بیرون رشد کند که خب از اول کامل تر می آفرید! معنا ندارد خدا انسان را اول ضعیف بیافریند و بعد خودش آن را رشد دهد!
علاوه بر اینکه اگر این بود باید همه انسان ها رشد مثبت می یافتند، در حالی که برخی انسان ها رشد منفی داشته و سقوط می کنند.

پس رشد از درون در گرو اختیار است، و حال که روشن شد رشد انسان باید از درون باشد، دیگر این هم روشن می شود که پس شخص باید اختیار داشته باشد.
این خاصیت انسان است، وگرنه ملائکه و حیوانات هستند که می بینید به خاطر عدم امیال متعارض رشد به معنای رشد انسانی هم ندارند!

مسلم
۱۳۹۶/۰۸/۲۲, ۱۰:۲۰
بله منم به این موضوع یا موضوعات مشابه خیلی فک کردم و دیدم این واقعا عادلانه نیست. مثلا ی بچه ای که یتیم بوده و گناهی نداشته میفته تو راه دزدی یا مواد مخدر آخرش دستگیر میشه میفته زندان این واقعا نهایت بی عدالتیه.

با سلام
با پاسخی که عرض شد مسئله حل نشد؟

بگذارید اینطوری مسئله را مطرح کنم، برای رفع ظلم از این بچه یتیم ها سه راه وجود دارد:

1- قوانین عالم را به هم بزند، مثلا تمام پدران و مادران بد بچه دار نشوند!
2- اختیار از والدین این بچه یا کسانی که در حقش ظلم می کنند سلب شود تا مجبور باشند خوب رفتار کنند!.
3- در آخرت و زندگی ابدی برای آن کودک جبران شود.

خدا بین این سه راه، راه سوم را برگزیده است.

شایا
۱۳۹۶/۰۸/۲۲, ۱۵:۵۰
با سلام
با پاسخی که عرض شد مسئله حل نشد؟

بگذارید اینطوری مسئله را مطرح کنم، برای رفع ظلم از این بچه یتیم ها سه راه وجود دارد:

1- قوانین عالم را به هم بزند، مثلا تمام پدران و مادران بد بچه دار نشوند!
2- اختیار از والدین این بچه یا کسانی که در حقش ظلم می کنند سلب شود تا مجبور باشند خوب رفتار کنند!.
3- در آخرت و زندگی ابدی برای آن کودک جبران شود.

خدا بین این سه راه، راه سوم را برگزیده است.
سلام
لازم نیست خداوند قوانین را نقض کرده یا اختیار را از انسان بگیرد. خداوند با علم به اینکه میلیون ها کودک بدون هیچ گناهی زجر خواهند کشید قوانین را وضع کرده و اختیار به انسان داده است. به نظر عجیب میاد که خداوند عادل و توانا و مهربان نتونسته راهی برای زجر نکشیدن کودکان پیدا کنه و بهترین راه حل رو در این دیده که بذاریم کودکان زجر بکشن و در عوض در آخرت جبران کنیم.

مسلم
۱۳۹۶/۰۸/۲۲, ۱۷:۴۷
لازم نیست خداوند قوانین را نقض کرده یا اختیار را از انسان بگیرد. خداوند با علم به اینکه میلیون ها کودک بدون هیچ گناهی زجر خواهند کشید قوانین را وضع کرده و اختیار به انسان داده است. به نظر عجیب میاد که خداوند عادل و توانا و مهربان نتونسته راهی برای زجر نکشیدن کودکان پیدا کنه و بهترین راه حل رو در این دیده که بذاریم کودکان زجر بکشن و در عوض در آخرت جبران کنیم.


جناب شایای عزیز
در بحث عدل و شرور مطلقا نباید احساساتی نگاه کرد!!
اولا عقل ما وقتی طبق براهین کمال مطلق بودن خداوند را اثبات کرد هرگز نمی تواند رفتارهای او را قضاوت کند! مگر آنکه ادعا داشته باشد به اندازه او از حقیقت همه جهان آگاهی دارد! وگرنه قضاوت ما به مثابه کودکی می ماند که به خاطر درد آمپول عدالت پزشک فوق تخصص را به چالش می کشد و در درون خودش محکومش می سازد!!

اما بنده با این حال آمدم و تا حدی که عقل اجازه می دهد مطلب را بازتر کردم، خواهش می کنم اولا در مطلبی که عرض کردم دقت بفرمایید، من نگفتم خداوند نمی تواند این کودکان را از رنج نجات دهد، گفتم نقض این قوانین به مصلحت نیست! و اگر این قوانین باشد چاره ای از درد و رنج نیست، مثل این است که شما بگویید خداوند اشیاء کروی را به گونه ای روی هم بچیند که فاصله ای بین آنها نباشد!! می گوییم بابا نمی شود! یا باید اشیاء را عوض کرده و مکعب کند، یا اگر کروی باشند نمیشود بین آنها فاصله نباشد!!
اختیار هم همچنین خداوند در قرآن می فرماید: ما اگر بخواهیم همه شما را به اجبار هدایت می کنیم(انعام:149) اما این که خدا این کار را نمی کند به خاطر این است که مصلحت نیست، سلب اختیار و ایمان اجباری که فضیلت نیست!!

انسان در این بستر دنیا نیامده که بماند که!! چرا ما افق دیدمان اینقدر محدود است؟! این دنیا در برابر آخرت حتی به اندازه 5 دقیقه اول یک فیلم سینمایی هم به حساب نمی آید! انسان امده در این دنیا تا با سختی ها رشد کند، ما باید این مسئله را درک کنیم!!

علاوه بر اینکه قرآن کریم از یک افق سخن می گوید که ما ممکن است از آن غافل باشیم: «ان مع العسر یسرا»؛ با هر سختی آسانی است! خب تا حدی خدا می خواهد فضا را برای ما روشن کند، افق دید ما به افق دید خدا نزدیک شود! نگرش احساساتی در این مسئله کاملا رهزن است! مثل این میشود که مردم در روستاها با سختی بیشتری زندگی می کنند و بچه ها از ابتدای کودکی با این سختی ها دست و پنجه نرم می کنند اما بسیاری ااز مردم در شهرها معتقدند آب در دل بچه ها نباید تکان بخورد و آنها را در ناز و نعمت بزرگ می کنند تا بچه ها سختی نکشند! اما خروجی این دو روش چه شده؟ کیست که قوی تر بودن از نظر روحی و جسمی، و پشتکار و سخت کوشی بچه های روستا نسبت به شهرها را به طور کلی تصدیق نکند؟! مگر کسانی که در شهرها هم روش دیگری در تربیت دنبال کرده اند.

در این راستا سخن زیاد است می توانم تا فردا صبح بنویسم اما برای توضیح مطلب فکر می کنم کافی باشد چون شما استدلالی بیان نکردید که به آن پاسخ دهم، فقط فهم مطلب برایتان کمی دشوار بود که فکر می کنم این توضیحات کافی باشد.

باز اگر ابهامی بود شفاف بفرمایید، در خدمتم

شایا
۱۳۹۶/۰۸/۲۲, ۱۹:۱۱
سلام
اگه میشه قبل از اینکه بحث جلو بره من یک سوال مطرح کنم.
آیا در این جهان عدالت برقراره؟
الف)اگر خیر با عدالت خدا تضاد نداره؟
ب) اگر بله، آیا در زندگی همگان نیز عدالت برقرار است؟



اما بنده با این حال آمدم و تا حدی که عقل اجازه می دهد مطلب را بازتر کردم، خواهش می کنم اولا در مطلبی که عرض کردم دقت بفرمایید، من نگفتم خداوند نمی تواند این کودکان را از رنج نجات دهد، گفتم نقض این قوانین به مصلحت نیست! و اگر این قوانین باشد چاره ای از درد و رنج نیست، مثل این است که شما بگویید خداوند اشیاء کروی را به گونه ای روی هم بچیند که فاصله ای بین آنها نباشد!! می گوییم بابا نمی شود! یا باید اشیاء را عوض کرده و مکعب کند، یا اگر کروی باشند نمیشود بین آنها فاصله نباشد!!

دقیقا مشکل من همینجاس. خداوند هم اشیاء کروی آفریده هم گفته این اشیاء را بدون فاصله کنار هم میچینم. وجود رنج برای کودکان و عدالت برای من گنگه.


انسان امده در این دنیا تا با سختی ها رشد کند، ما باید این مسئله را درک کنیم!!
چرا؟ یعنی بدون سختی کشیدن نمیشه رشد کرد؟ یعنی حضرت آدم و حوا که اول بهشت بودن رشدی نداشتن؟ آیا افرادی که در آینده به بهشت میروند رشد نخواهند کرد؟ آیا لازمه رشد سختی است؟
در ضمن من لحنم شاید تند به نظر بیاد که عذرخواهی میکنم و منظوری ندارم :d
تشکر

مسلم
۱۳۹۶/۰۸/۲۳, ۰۷:۴۹
سلام و احترام


آیا در این جهان عدالت برقراره؟
الف)اگر خیر با عدالت خدا تضاد نداره؟
ب) اگر بله، آیا در زندگی همگان نیز عدالت برقرار است؟

قطعا گزینه «الف» درست است، در جهان عدالت برقرار نیست، اما این با عدالت خدا تضادی ندارد.
خواهش میکنم دقت بفرمایید، در خلقت بندگان دو راه بیشتر نیست:

الف) آنها اختیار نداشته باشند و همیشه از روی جبر به عدالت رفتار کنند! خب بله در این صورت هرگز بی عدالتی در جهان وجود نمی داشت!

ب) آنها اختیار داشته باشند که به عدالت رفتار کنند و یا به ظلم! در این صورت بی عدالتی در جهان وجود خواهد داشت، اما این با عدالت خدا در تضاد نیست چون سوء استفاده مردم است از ان چیزی که خداوند به خاطر خوبی اش به اینها داده!

حال از بین این دو گزینه شما کدام را می پسندید؟
اگر قرار باشد خداوند یک عده موجود مجبور بیافریند، بود و نبود آنها چه فرقی می کند؟! خداوند که نعوذ بالله عقده ی خلق کردن ندارد! بلکه برای مخلوقاتش هدفی در نظر گرفته است، و هدفی که از انسان انتظار می رود جز با اختیار ممکن نیست.



دقیقا مشکل من همینجاس. خداوند هم اشیاء کروی آفریده هم گفته این اشیاء را بدون فاصله کنار هم میچینم. وجود رنج برای کودکان و عدالت برای من گنگه

خیر!
عرض من این بود همانطور که اگر اجسام کروی باشند نمی شود بین آنها فاصله نباشد، وقتی انسان را با اختیار می آفرینیم دیگر نمیشود مانع بی عدالتی آنها شد، مگر آنکه اختیار را دوباره از آنها بگیریم! تا زمانی که اختیار هست این شکاف ها و بی عدالتی ها هم هست! تا زمانی که اجسام کروی هست، این شکاف و فاصله هست.
مثال بنده از این جهت بود! اگر شما می گویید خداوند از انسان ها اختیار را بگیرد، خب آن حرف دیگری است!



چرا؟ یعنی بدون سختی کشیدن نمیشه رشد کرد؟ یعنی حضرت آدم و حوا که اول بهشت بودن رشدی نداشتن؟ آیا افرادی که در آینده به بهشت میروند رشد نخواهند کرد؟ آیا لازمه رشد سختی است؟

بدون اختیار نمیشود رشد کرد، و البته سختی ها هم در این مسیر کمک کننده هستند.
حضرت آدم و حوا هم در بهشت جاویدان نبودند(بحثش مفصل است) اما بله هر کسی وارد بهشت اخروی شد دیگر رشد ندارد.



در ضمن من لحنم شاید تند به نظر بیاد که عذرخواهی میکنم و منظوری ندارم
خواهش می کنم عیبی ندارد.@};-

fateme 88
۱۳۹۶/۰۸/۲۳, ۰۸:۲۴
با سلام
با پاسخی که عرض شد مسئله حل نشد؟

بگذارید اینطوری مسئله را مطرح کنم، برای رفع ظلم از این بچه یتیم ها سه راه وجود دارد:

1- قوانین عالم را به هم بزند، مثلا تمام پدران و مادران بد بچه دار نشوند!
2- اختیار از والدین این بچه یا کسانی که در حقش ظلم می کنند سلب شود تا مجبور باشند خوب رفتار کنند!.
3- در آخرت و زندگی ابدی برای آن کودک جبران شود.

خدا بین این سه راه، راه سوم را برگزیده است.

بله دوست عزیز حل نشد. این مواردی که گفتید اصلا منطقی نیست. با توجه به عدل خدا و رحمان بودن خدا . این موارد که آدم تو دنیا میبینه خیلی نقیضه

مسلم
۱۳۹۶/۰۸/۲۳, ۰۸:۵۶
بله دوست عزیز حل نشد. این مواردی که گفتید اصلا منطقی نیست. با توجه به عدل خدا و رحمان بودن خدا . این موارد که آدم تو دنیا میبینه خیلی نقیضه

خواهش می کم مطلبتان را بازتر کنید، من الان نمی فهم اشکال شما به کجای استدلال بنده است؟ تا بتوانم پاسخ بدهم، اینکه بگویید نه نمی شود و منطقی نیست و خیلی نقیض است شفاف نیست که به کجای استدلال اشکال وارد می کنید.
من استدلالی بیان کردم خب شفاف بفرمایید دلیلی بر بی منطقی آن دارید یا اینکه نسبت به مسئله استبعاد دارید؟

شایا
۱۳۹۶/۰۸/۲۷, ۱۸:۵۲
سلام و احترام
قطعا گزینه «الف» درست است، در جهان عدالت برقرار نیست، اما این با عدالت خدا تضادی ندارد.
خواهش میکنم دقت بفرمایید، در خلقت بندگان دو راه بیشتر نیست:

الف) آنها اختیار نداشته باشند و همیشه از روی جبر به عدالت رفتار کنند! خب بله در این صورت هرگز بی عدالتی در جهان وجود نمی داشت!

ب) آنها اختیار داشته باشند که به عدالت رفتار کنند و یا به ظلم! در این صورت بی عدالتی در جهان وجود خواهد داشت، اما این با عدالت خدا در تضاد نیست چون سوء استفاده مردم است از ان چیزی که خداوند به خاطر خوبی اش به اینها داده!

حال از بین این دو گزینه شما کدام را می پسندید؟
اگر قرار باشد خداوند یک عده موجود مجبور بیافریند، بود و نبود آنها چه فرقی می کند؟! خداوند که نعوذ بالله عقده ی خلق کردن ندارد! بلکه برای مخلوقاتش هدفی در نظر گرفته است، و هدفی که از انسان انتظار می رود جز با اختیار ممکن نیست.

سلام.
یعنی به نظر شما ناعدالتی تنها ناشی از اختیار انسان ها میشه؟ چون به نظرم ناعدالتی های زیادی هست که ربطی به اختیار نداره. از ناعدالتی های موجود در طبیعت میشه نام برد.

س.سعید
۱۳۹۶/۰۸/۲۷, ۲۰:۰۰
سلام
چون انسان مختار هست پس مورد آزمایش قرار میگیرد و این دنیا سرای امتحان و ابتلاست اصل داستان هبوط آدم از بهشت هم به خاطر همین انتخاب و اختیار بود چون میوه ممنوعه را خورد که خود از روی اختیار دست به اینکار زد پس شایستگی بودن در بهشت را از دست داد تا اینکه به این شایستگی نرسد هرگز به بهشت نخواهد رفت پس دنیا مکانی شد برای اثبات شایسته بهشت بودن شد اگر خدا میخواست از همه یک امتحان را بگیرد مسلم بود که تا یک نفر امتحان کرد دیگران کاملا مطمئن میشوند که چه اتفاقی برایشان قرار هست بیفتد پس اینکه هر انسانی با ویژگیها و سرنوست مجزا به دنیا می آید برای این هست که امتحان ویژه خود را پس بدهد امتحانات خداوند برای هر فرد متفاوت از فرد دیگر است ولی این به معنای تبعیض یا ظلم نیست نمره ها به گونه ای داده میشود که هیچ اجحافی به شخص نمی شود میگویید یک نفر چرا این همه سختی میکشد و یک نفر کاملا در آسایش است پس عدالت کجاست؟ حتی سختیهایی که میکشیم موجب بخشایش گناهان و یا رسیدن ثواب به ما میشود بله سوال سخت تر امتیاز بالاتر دارد این هرگز بی عدالتی نیست به خصوص اگر بنده خاص پروردگار باشید چون خدا شما را با امتحانهای سختر آزمایش می کند تا عیار و ارزش ایمان شما نمایان شود و اشخاص ظالم را دستشان را باز میگذارد تا ببیند تا چه حد به ظلم و شقاوت ادامه می دهند تا پرونده آنها روز بروز سیاه تر شود در حقیقت این امتحانها برای مشخص شدن عیار انسانهاست هر امتحانی متناسب با شخص طراحی میشود تا سنجش کاملا واضحی از فرد ایجادشود کاملا رتبه فرد را مشخص می کند شما یک درس مثلا زبان را در نظر بگیرید آزمونهای زیادی برای سطوح مختلف انجام میشود سوالات هر آزمون متناسب با سطح یادگیرنده زبان هست سطح خوب و سطح متوسط و سطح مبتدی. پس اگر بخواهیم از همه یک نوع آزمون بگیریم شاید دهها نفر بیست و یا بر عکس ده ها نفر صفر بگیرند آیا همه بیستها در یک سطحند؟آیا همه صفرها در یک سطحند؟پس متنوع بودن سوالات برای افراد گوناگون نه تنها خلاف عدل نیست بلکه برای تشخیص دقیق عیار و ارزش هر انسان هست که عین عدالت هست

مسلم
۱۳۹۶/۰۸/۲۷, ۲۰:۲۱
سلام.
یعنی به نظر شما ناعدالتی تنها ناشی از اختیار انسان ها میشه؟ چون به نظرم ناعدالتی های زیادی هست که ربطی به اختیار نداره. از ناعدالتی های موجود در طبیعت میشه نام برد.

با سلام و ادب
خیر، مصیبت های طبیعی نیز وجود دارد اما چون سوال پرسشگر از بی عدالتی های اجتماعی که مربوط به رفتار انسان می شود بود بنده نیز در همین فضا پاسخ دادم.

اما در مورد پاسخ شما باید سه نکته عجالتا عرض کنم:

نکته اول: وقتی بشر علم و حکمت و قدرت و کمالات بی نهایت الهی را اثبات کرد دیگر نمی تواند با این آگاهی اندک خودش رفتار کسی که خالق جهان است و به همه امور احاطه علمی دارد را قضاوت کند، چنین کسی مانند کودکی می ماند که درد آمپول را میفهمد اما چون از علم پزشک به ضرورت این تزریق بی اطلاع است، جز کینه و ناراحتی از پزشک چیزی عایدش نمیشود.


نکته دوم: مصیبت های طبیعی لازمه عالم ماده است، نمی شود این نظام مادی باشد اما این مصیبت ها نباشد! مثال میزنم، جاذبه برای زندگی بشر ضرورت دارد نمی شود که جاذبه که برای انداختن تخم مرغ در ماهیتابه و راه رفتن بشر روی زمین و ... لازم است باشد اما انسان را از روی پشت بام به پایین نکشد، یا هواپیمایی که موتورش آسیب دیده را به پایین نکشد! نمی شود پوست بدن انسان برای راحتی حرکت کردن او نرم و انعطاف پذیر باشد اما در تصادف که آهن لوله و مچاله میشود آسیب نبیند!


نکته سوم: مشکلات و مصیبت های طبیعی برخی نشأت گرفته از لوازم تکامل و تکوّن زمین است، و برخی هم باز ناشی از سوء اختیار خود انسان، مثلا برداشت بی رویه از آب های زیرزمینی موجب رانش زمین میشود، یا آلاینده های طبیعی و بر هم زدن اکو سیستم مناطق و...
قرآن کریم هم به این مطئله اشاره فرموده است:
«ظَهَرَ الْفَسادُ فِي الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ بِما كَسَبَتْ أَيْدِي النَّاسِ لِيُذيقَهُمْ بَعْضَ الَّذي عَمِلُوا لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُون‏»؛ فساد، در خشكى و دريا بخاطر كارهايى كه مردم انجام داده ‏اند آشكار شده است خدا مى‏ خواهد نتيجه بعضى از اعمالشان را به آنان بچشاند، شايد (بسوى حق) بازگردند.(روم:41)

به من بیاموز
۱۳۹۶/۰۸/۲۸, ۱۰:۲۵
وگرنه قضاوت ما به مثابه کودکی می ماند که به خاطر درد آمپول عدالت پزشک فوق تخصص را به چالش می کشد و در درون خودش محکومش می سازد!

سلام، به نظرم فرق میکند ، پزشک فوق تخصص مجبور است درد آمپول را به ما تحمیل کند تا زود خوب بشیم، ولی خداوند چرا مجبور باشد ؟ تا اینکه ما اختیار داشته باشیم ؟

به نظرم مشکل از جای دیگریست، ما فکر کرده ایم عادل بودن خداوند به این معنی است که به همه خیر و لذت برساند، در صورتی که عادل بودن خداوند به این معنی است که هر چیزی را سر جای خودش قرار دهد، مثلا اگر شخصی به صلاحش است سرما بخورد تا گناهانش پاک شود او را به سرماخوردگی دچار کند و اگر کسی با سرماخوردگی بیشتر به گناه میوفتد و عذاب خودش را بیشتر میکند ، عذاب او را نگه دارد برای آخرت، یا اگر کسی ظلمش و گناهش از یه حدی بیشتر باشد هم در دنیا و هم در آخرت او را مجازات کند !

به من بیاموز
۱۳۹۶/۰۸/۲۸, ۱۰:۳۳
به نظرم ما نمیتوینم بگیم خداوند عادله مگه اینکه اولا اثبات کنیم که خداوند علیم هستش، چون یک شخص علیم هست که میتونه هر چیزی رو سر جای خودش قرار بده و عادل باشه، ولی وقتی علیم بودن خداوند اثبات شد نوبت به این میرسد که چرا با اینکه خدا علیم و عادل هستش دنیا پر از بی عدالتی هستش ؟ جوابش به نظرم این هستش که چون ما دونستیم علیمه ، و چون میدونیم موجود علیم کارهایش را بر اساس دلیل میکند و از جایی که علم دارد هر چیزی را سر جای خودش و به بهترین شکل قرار میدهد، اما در دنیا همه چیز سر جای خودش نیست پس معاد اثبات میشود تا تناقض برطرف شود .

یعنی چون خدا علیم و عادل هستش، و در دنیا عدل برقرار نیست ، ضرورت معاد اثبات میشود تا عدل خدوند کامل شود !

بی ادعا
۱۳۹۶/۰۸/۲۸, ۱۰:۵۸
ببینید آفرینش جبری است و چاره ای از آن نیست. وقتی علت یک چیز محقق شود معلول هم محقق می شود، فرزند معلولِ علتی است به نام پدر و مادر؛ هم جسم او و هم روح او معلول این ترکیب هست.
اینطور نیست که خداوند روح ما را خلق کرده باشد و بعد یکی را به خانواده «الف» بفرستد، و دیگری را به خانواده «ب» و بعدی را به خانواده «ج»! بلکه همانطور که جسم انسان در خانواده خاص و متناسب با ویژگی های ژنتیکی پدر و مادر متولد می شود روح او هم از همین بستر برخواسته است، و اصلا تولد او در خانواده دیگر ناممکن است!
با سلام
شاید این سوال بنده ربطی مستقیم به پرسش تاپیک نداشته ولی میتونه به عدل الهی ربط داشته باشه:
پس تکلیف افرادیکه میتونستن بدنیا بیان ولی نیومدن چی میشه؟ خیلی از نطفه هایی که بسته شده ولی قبل از اینکه این نطفه درون رحم رشد کنه ممکنه مثلا مادر فوت کنه.در حالیکه اگر این نطفه رشد میکرد میشد یک انسان و حتی انسان صالحی میشد.حال که چنین نشده و فیض هستی یافتن از او سلب شده تکلیفش چیست و این چگونهن با عدل الهی سازگار هست.؟

شایا
۱۳۹۶/۰۸/۲۸, ۱۱:۱۴
سلام

نکته اول: وقتی بشر علم و حکمت و قدرت و کمالات بی نهایت الهی را اثبات کرد دیگر نمی تواند با این آگاهی اندک خودش رفتار کسی که خالق جهان است و به همه امور احاطه علمی دارد را قضاوت کند، چنین کسی مانند کودکی می ماند که درد آمپول را میفهمد اما چون از علم پزشک به ضرورت این تزریق بی اطلاع است، جز کینه و ناراحتی از پزشک چیزی عایدش نمیشود.
مثال شما یک ایراد خیلی بزرگ داره که خدای قادر و عالم را با یک دکتر مقایسه کردین. شما باید اثبات کنید که خداوند هیچ راهی برای رشد انسان ها به غیر از سختی دادن به اونها نداره.

نکته دوم: مصیبت های طبیعی لازمه عالم ماده است
به نظرم دچار مغلطه شدید. اگر میشه با استدلال و نه استفاده از مثالی که وجه تشابهی نداره این گزاره را هم استدلال کنید. البته بعد از این، باید اثبات کنید چرا خداوند دنیای دیگه ای نمیتوانست بیافریند که ناعدالتی در آن نباشد.

«ظَهَرَ الْفَسادُ فِي الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ بِما كَسَبَتْ أَيْدِي النَّاسِ لِيُذيقَهُمْ بَعْضَ الَّذي عَمِلُوا لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُون‏»؛ فساد، در خشكى و دريا بخاطر كارهايى كه مردم انجام داده ‏اند آشكار شده است خدا مى‏ خواهد نتيجه بعضى از اعمالشان را به آنان بچشاند، شايد (بسوى حق) بازگردند.(روم:41)
نکته ای که اینجا هست خداوند تر و خشک را با هم میسوزاند. عده ای گناهکار هستند ولی خداوند کوچک و بزرگ را مجازات میکند. آیا راهی بهتر وجود ندارد؟

با تشکر

مسلم
۱۳۹۶/۰۸/۲۸, ۱۵:۱۷
سلام، به نظرم فرق میکند ، پزشک فوق تخصص مجبور است درد آمپول را به ما تحمیل کند تا زود خوب بشیم، ولی خداوند چرا مجبور باشد ؟ تا اینکه ما اختیار داشته باشیم ؟

سلام و احترام

ببینید از جهت مثال فرقی نمی کند، جهت مثال بنده این است:

اولا: چاره ای از آن نیست، و این در هر دو مشترک است! یعنی هر دو ضرورت دارد، بله قبل دارم که تفاوتی هم در میان است، و آن این است که در اولی یعنی مصیبت های جهان این ناچاری به خاطر عجز و ناتوانی خدا نیست، بلکه به خاطر لوازم عالم ماده است که چاره ای از آن نیست. اما در دومی به خاطر ناتوانی پزشک است، اما در هر دو صورت این زجر به خاطر این است که چاره ای از آن نیست، یا به خاطر ضعف در فاعلیت(مثل پزشک)، و یا به خاطر ضعف در قابلیت(مثل مصیبت های جهان مادی)

و ثانیا: هر دو مصلحت دارند که ممکن است انسان از آن غافل باشد.


به نظرم مشکل از جای دیگریست، ما فکر کرده ایم عادل بودن خداوند به این معنی است که به همه خیر و لذت برساند، در صورتی که عادل بودن خداوند به این معنی است که هر چیزی را سر جای خودش قرار دهد، مثلا اگر شخصی به صلاحش است سرما بخورد تا گناهانش پاک شود او را به سرماخوردگی دچار کند و اگر کسی با سرماخوردگی بیشتر به گناه میوفتد و عذاب خودش را بیشتر میکند ، عذاب او را نگه دارد برای آخرت، یا اگر کسی ظلمش و گناهش از یه حدی بیشتر باشد هم در دنیا و هم در آخرت او را مجازات کند !

حرفتان را با کمی اصلاح قبول دارم، و آن اصلاح این است که عدالت به معنای اعطاء هر حقی به صاحب آن است؛ لذا مثالتان را قبول ندارم.
چون نباید گمان کنیم که خدا نشسته و به برخی سرماخوردگی و مانند آن می دهد و به برخی نه! همه اینها طبق علل و اسباب عادی است! عمده بیماری ها به نوع رفتار خودِ مردم برمی گردد!
مثلا تغذیه ها افتضاح شده، کارها همه ماشینی شده و بی تحرکی فریاد می کشد، آلودگی آب و هوا هم تا دلتان بخواهد، بعد می گوییم خدا فلانی را به سرطان مبتلا کرده تا پاکش کند یا چون ظلم کرده، یا چون دوستش داشته یا...


به نظرم ما نمیتوینم بگیم خداوند عادله مگه اینکه اولا اثبات کنیم که خداوند علیم هستش

این سخن شما درست است و بنده هم در پست های پیشین به آن اشاره کردم که ظلم در جایی تحقق می یابد که نقصی در انسان نباشد مثلا یا علمش ناقص باشد، یا قدرتش محدود باشد، یا عقده داشته باشد یا نیاز داشته باشد، و...در غیر این صورت اگر موجودی بی نیاز کامل باشد صدور ظلماز او محال است.


از جایی که علم دارد هر چیزی را سر جای خودش و به بهترین شکل قرار میدهد، اما در دنیا همه چیز سر جای خودش نیست پس معاد اثبات میشود تا تناقض برطرف شود

یک تذکر باید بیان کنم:
باید دقت شود به اینکه "خداوند عادل نیست" برای اثبات معاد استناد نشود؛ بلکه از آنجا که بی عدالتی در جهان هست، معاد اثبات میشود! اما این بی عدالتی خدشه ای به عدالت خداوند وارد نمی سازد، بلکه نشأت گرفته از تزاحم های مادی، و سوء اختیار بشریت است.


یعنی چون خدا علیم و عادل هستش، و در دنیا عدل برقرار نیست ، ضرورت معاد اثبات میشود تا عدل خدوند کامل شود !

یک اصلاح جزئی باید بیان کنم و آن اینکه عدل خدا کامل هست و ربطی به معاد ندارد برای کامل شدن، معاد بروز و نمود آن عدالت است، لازمه عدل الهی معاد است، یعنی اگر معاد نبود می بایست خداوند در همین دنیا انتقام مظلومین و مصیبت دیدگان را بدهد! پس حالا که نگرفته در آینده می گیرد!

مسلم
۱۳۹۶/۰۸/۲۸, ۱۵:۲۷
پس تکلیف افرادیکه میتونستن بدنیا بیان ولی نیومدن چی میشه؟ خیلی از نطفه هایی که بسته شده ولی قبل از اینکه این نطفه درون رحم رشد کنه ممکنه مثلا مادر فوت کنه.در حالیکه اگر این نطفه رشد میکرد میشد یک انسان و حتی انسان صالحی میشد.حال که چنین نشده و فیض هستی یافتن از او سلب شده تکلیفش چیست و این چگونهن با عدل الهی سازگار هست.؟


اگر همه این نطفه ها بخواهند بچه بشوند که هر پدر و مادری باید میلیاردها بچه داشته باشند!!
ببینید عدالت یعنی اینکه حق هر کسی به او اعطاء شود، و حقوق تکیوینیِ موجودات به اندازه ظرفیت و رتبه وجودی انهاست، نطفه ی انسان، انسان نیست تا حق حیات انسانی داشته باشد، مثل دانه های گندمی می ماند که می توانستند تبدیل به بوته گندمی بشود اما نشده! این که بی عدالتی نیست، حقی از ایشان سلب نشده!

بله اگر به مرتبه ای از تکامل برسند که نفس انسانی در آنها دمیده شود حتی اگر سقط هم بشوند باز در آخرت خواهند بود، چون وارد مرحله انسانی شده اند، اما اگر زودتر سقط شوند خب حرکتی بوده اند که ممکن بود در آینده به انسانی تبدیل شوند، اما در میانه راه به مانع برخورد کرده و انسان نشده اند.

مسلم
۱۳۹۶/۰۸/۲۸, ۱۵:۵۶
با سلام و ادب


مثال شما یک ایراد خیلی بزرگ داره که خدای قادر و عالم را با یک دکتر مقایسه کردین. شما باید اثبات کنید که خداوند هیچ راهی برای رشد انسان ها به غیر از سختی دادن به اونها نداره

ببینید جناب شایای عزیز
مثال بنده از این بابت بود که این سختی ها گاهی ضرورت دارد، کار ندارم که این ضرورت به خاطر عجز و ناتوانی پزشک است، یا عدم قابلیت ماده، مثال در این است که گاهی ضرورت دارد، تفصیل ماجرا را به جناب به من بیاموز عرض کردم:


جهت مثال بنده این است:

اولا: چاره ای از آن نیست، و این در هر دو مشترک است! یعنی هر دو ضرورت دارد، بله قبل دارم که تفاوتی هم در میان است، و آن این است که در اولی یعنی مصیبت های جهان این ناچاری به خاطر عجز و ناتوانی خدا نیست، بلکه به خاطر لوازم عالم ماده است که چاره ای از آن نیست. اما در دومی به خاطر ناتوانی پزشک است، اما در هر دو صورت این زجر به خاطر این است که چاره ای از آن نیست، یا به خاطر ضعف در فاعلیت(مثل پزشک)، و یا به خاطر ضعف در قابلیت(مثل مصیبت های جهان مادی)

و ثانیا: هر دو مصلحت دارند که ممکن است انسان از آن غافل باشد.

مثال بنده این نیست که نعوذ بالله، خدا هم مثل پزشک نمی تواند درد را برطرف کند، بلکه می گویم تزاحم و تعارض علل مادی که موجب رنج میشود لازمه ی عالم ماده اس، که در ادامه توضیح بیشتری عرض خواهم کرد.



به نظرم دچار مغلطه شدید. اگر میشه با استدلال و نه استفاده از مثالی که وجه تشابهی نداره این گزاره را هم استدلال کنید. البته بعد از این، باید اثبات کنید چرا خداوند دنیای دیگه ای نمیتوانست بیافریند که ناعدالتی در آن نباشد.

ببینید دو راه داریم، یکی از بالا به پایین، و دیگری از پایین به بالا

اول) از بالا به پایین: وقتی خدا و اوصاف او را اثبات کنیم می فهمیم که ظلم و بی عدالتی در خصوص خداوند راه ندارد، پس اگر مصیبتی در عالم خلقت وجود دارد، یا چاره ای از آن نیستف یا خیر آن بیشتر از شر آن است.

دوم) از پایین به بالا: وقتی مصیبت ها و دردهای جهان را نگاه می کنیم می بینیم اینها ناشی از قوانینی هستند که این قوانین برای زندگی بشر ضرورت دارند اما بالاخره بی احتیاطی موجب مصیبت می شود!
بحث در این خصوص بسیار مفصل است، قبلا هم به دو مورد اشاره کردم:


جاذبه برای زندگی بشر ضرورت دارد نمی شود که جاذبه که برای انداختن تخم مرغ در ماهیتابه و راه رفتن بشر روی زمین و ... لازم است باشد اما انسان را از روی پشت بام به پایین نکشد، یا هواپیمایی که موتورش آسیب دیده را به پایین نکشد! نمی شود پوست بدن انسان برای راحتی حرکت کردن او نرم و انعطاف پذیر باشد اما در تصادف که آهن لوله و مچاله میشود آسیب نبیند!

اما باز هم به موارد دیگری اشاره میشود:

قانون سرعت، قانون حرکت، و مانند آن قوانینی هستند که وجود آنها برای حیات ضرورت دارد، خب انسان با استفائه از همین قوانین هست که وسایلی برای نقل و انتقالات سریع میسازد، اما نمی شود انسان اتومبیل و هواپیما بسازد و با سرعت حرکت کند اما در هنگام برخورد با مانع آسیب نبیند!

همچنین بسیاری از شرور نسبی هستند، یعنی نسبت به دیگران شر هستند، مثلا مار برای بقاء نیاز به نیش، گاو برای بقاء نیاز به شاخ، و شیر و پلنگ برای بقاء نیاز به چنگال و دندان دارند، اینها برای خودشان خوب است، به نسبت به ماست که اینها شر تلقی می شوند! نباید گفت اینها شر هستند، درحالی که اگر مارها نبودند جوندگان همه چیز را نابود می کردند، اگر علف خواران نبودند مراتع کنترل نمیشدند، و اگر گوشت خواران نبودند علف زارها و مراتع نابود میشدند، همه اینها در کنار هم هستند که تعادل را به محیط زیست به رمغان می آورند.



نکته ای که اینجا هست خداوند تر و خشک را با هم میسوزاند. عده ای گناهکار هستند ولی خداوند کوچک و بزرگ را مجازات میکند. آیا راهی بهتر وجود ندارد؟

ببینید دنیا که مکان حسابرسی نیست که گنهکاران از بی گناهان جدا شوند، محیط زندگی یکسان اقتضا می کند هر کسی آن را خراب کرد همه آسیب ببینند، مثل کشتی که اگر سوراخ شود فرقی نمی کند چه کسی آن را سوراخ کرده باشد، همه غرق می شوند!
آلودگی هوا، الودگی آب، برداشت های بی رویه از آب های زیرزمینی که موجب رانش زمین، و نیز گسترش بیابان ها و غبارالود شدن هوا می شود، و مسائلی مانند آن را که نمی شود گنهکار را از بی گناه جدا کرد، همه آسیب میبینند! حتی اقوام گذشته را که خداوند میخواست عذاب کند به انبیا می فرمود که به هراه پیروانتان آن منطقه را ترک کنید، چون تفکیک گنهکار از بی گناه در این عذاب های اجتماعی ممکن نیست، مگر با نقض قوانین ظاهری جهان که به مصلحت نیست و باب کشف علوم طبیعی را بسته وعلوم مهندسی را فلج می کند!


آنچه که باز در پایان تأکید می کنم این است که نگرش دلسوزانه و عاطفی در مباحث عدل و حکمت به شدت رهزن است، باید با دسد کاملا عقلی و بدون تریک احساسات به مسئله نگاه کنید.

بی ادعا
۱۳۹۶/۰۸/۲۹, ۱۷:۵۵
گر همه این نطفه ها بخواهند بچه بشوند که هر پدر و مادری باید میلیاردها بچه داشته باشند!!
ببینید عدالت یعنی اینکه حق هر کسی به او اعطاء شود، و حقوق تکیوینیِ موجودات به اندازه ظرفیت و رتبه وجودی انهاست، نطفه ی انسان، انسان نیست تا حق حیات انسانی داشته باشد، مثل دانه های گندمی می ماند که می توانستند تبدیل به بوته گندمی بشود اما نشده! این که بی عدالتی نیست، حقی از ایشان سلب نشده!

بله اگر به مرتبه ای از تکامل برسند که نفس انسانی در آنها دمیده شود حتی اگر سقط هم بشوند باز در آخرت خواهند بود، چون وارد مرحله انسانی شده اند، اما اگر زودتر سقط شوند خب حرکتی بوده اند که ممکن بود در آینده به انسانی تبدیل شوند، اما در میانه راه به مانع برخورد کرده و انسان نشده اند.
پس یعنی وجود همه ما تصادفی بوده؟

مسلم
۱۳۹۶/۰۸/۲۹, ۱۸:۰۵
پس یعنی وجود همه ما تصادفی بوده؟

حقیقتش متوجه منظورتان نشدم؛ بنده منظورم تصادفی بودن وجود ما نبود، نمی دانم از کدامین بخش از سخنان بنده شما تصادف را برداشت کردید!
همه این وقایع طبق قانون علت و معلول اتفاق افتاده است، یعنی رسیدن یک سلول به تخمک و ناکام ماندن بقیه، یا رشد جنین و سپس سقط آن به خاطر بیماری، یا ضربه، یا مانند آن همه قابل تبیین علمی در چارچوب قوانین است، هیچ تصادفی در کار نیست.

تصادف به معنای شانسی بودن یا بی علت بودن مطلقا در تکوّن این نظام راه ندارد، بله از نگاه مردم که نسبت به این علل و عوامل جاهل هستند ممکن است تعبیر شانس یا تصادف به کار برود و مثلا بگویند از میان میلیاردها سلول اسپرم انسان های موجود از خواهر و برادرهای احتمالی خویش سبقت گرفته اند و به دنیا آمده اند. اما این مطلقا از نگاه علمی پذیرفتنی نیست، بلکه تک تک علل و عوامل در پیدایش برخی موجودات، و ناکام ماندن برخی دیگر تابع علل و قوانین خلل ناپذیر است.

بی ادعا
۱۳۹۶/۰۸/۲۹, ۱۹:۲۳
تصادف به معنای شانسی بودن یا بی علت بودن مطلقا در تکوّن این نظام راه ندارد، بله از نگاه مردم که نسبت به این علل و عوامل جاهل هستند ممکن است تعبیر شانس یا تصادف به کار برود و مثلا بگویند از میان میلیاردها سلول اسپرم انسان های موجود از خواهر و برادرهای احتمالی خویش سبقت گرفته اند و به دنیا آمده اند. اما این مطلقا از نگاه علمی پذیرفتنی نیست، بلکه تک تک علل و عوامل در پیدایش برخی موجودات، و ناکام ماندن برخی دیگر تابع علل و قوانین خلل ناپذیر است.
سلام
توجه فرمایید در میان میلیونها اسپرم فقط ممکنه یکی از انها شانس ترکیب با یک سلول تخمک رو داشته باشه.که حاصلش میشه یک انسان و اگر اسپرم دیگه شانس میورد و با همان سول تخمک ترکیب میشد باز انسان دیگه خلق میشد.خود این شانسی بودن در کتاب های زیست شناسی هم ذکر شده .پس این یعنی خلقت ما تصادفی و شانسی بوده و ممکن وبده بجای هر یک از ما انسان دیگه ای بدنیا بیاد.

مسلم
۱۳۹۶/۰۸/۳۰, ۱۲:۵۱
توجه فرمایید در میان میلیونها اسپرم فقط ممکنه یکی از انها شانس ترکیب با یک سلول تخمک رو داشته باشه.که حاصلش میشه یک انسان و اگر اسپرم دیگه شانس میورد و با همان سول تخمک ترکیب میشد باز انسان دیگه خلق میشد.خود این شانسی بودن در کتاب های زیست شناسی هم ذکر شده .پس این یعنی خلقت ما تصادفی و شانسی بوده و ممکن وبده بجای هر یک از ما انسان دیگه ای بدنیا بیاد.

با سلام و احترام
ببینید تعبیر شانس به خاطر استبعاد این مسئله است، نه اینکه حقیقتا زودتر رسیدن آن اسپرم از بقیه خواهر و برادرهایش تصادفی باشد!
اینکه امروز میگویند با تغییر محیط رحم می شود تا حدی کاری کرد که اسپرم حاوی کروموزوم x زودتر از اسپرم حاوی کروموزوم y به تخمک برسد یا برعکس و بدین ترتیب پیش از انعقاد نطفه می توان تا حدی تعیین جنسیت کرد به خاطر این است که این مسئله تصادفی نیست بلکه تابع قوانینی است که خیلی ظریف و دقیق است.

فکر کنید در یک مسابقه دو تمام میلیون ها انسان 20 ساله جهان با یک وزن و یک توان جسمی به رقابت بپردازند، کسی نمی تواند بگوید پیروز این میدان، رقابت را شانسی برده است! بلکه نهایتا می توان گفت اینقدر این رقابت تنگاتنگ بوده است که نمی توان علت این پیروزی را دقیقا برآورد کرد.
یعنی هیچ پزشکی هم نمیگوید رسیدن اسپرم مثلا شماره 23456 به تخمک بی علت و از روی تصادف بوده است، البته قبول دارم در ادبیات عُرفی این اصطلاح به کار برده میشود اما علمی نیست!

مثلا کسی که از خیابانی می گذرد و آجری در دو سانتی متری او به زمین می خورد همه می گویند عجب شانسی آورد، اما در حقیقت آجر طبق علت پرتاب خویش و قوانین فیزیک اینجا زمین خورد، و این شخص هم طبق انرژی ماهیچه ای و تدبیر نفس خویش درست اینجا قرار گرفته بود، هیچ تصادفی در کار نیست!
هزار بار دیگر هم همین علت و معلول اگر دقیقا با همین شرایط مشابه تکرار شوند باز هم این آجر در دو سانتی متری آن شخص زمین خواهد خورد.

مبنای 2
۱۳۹۶/۰۸/۳۰, ۱۹:۲۵
سلام ...
امیدوارم که خوب و خوش و سلامت باشید .

به نظره من اشاره به دو نکته در این مقال مهم و ضروری به نظر میرسد .

1. درست نیست که فکر کنیم اگر اجبار وجود داشته باشد ؛ رشدی وجود نخواهد داشت ؛ اتفاقا هر جا رشدی رو میبینیم دقیقا میتونیم در اطراف اون شاهد اجبار باشیم . تقریبا هر جایی که رشد وجود داره ؛ اجبار هم وجود داره .

2. و اما در مورد مثالی که جناب مسلم شما فرمودید ... من مانند شما فکر نمیکنم که خدا قدرتش رو داشته باشه که بتونه ظلمی که به یک یتیم شده باشه رو جبران کنه ... علتش هم این هستش که ما انسانها مهره نیستیم که یک سری بلایا سرمون بیاد ؛ بی تفاوت باشیم ؛ و در نهیات بابته اون ظلم هایی که بهمون شده بریم و ادعای غرامت کنیم . ما انسانها بر اساس چیزهایی که در درون دنیا میبینیم تشکیل ایدیولوژی میدیم و بر اساس ایدیولوژیمون عمل میکنیم ؛

ما دو نوع مساله داریم ...

الف ) فرض کنین که من پدر و مادری داشته باشم که این پدر و مادر بسیار مهربان و قدرتمند و نیرومند باشند ؛ و وقتی من 24 سالم شد و پس از اینکه عمری رو در کنار این پدر و مادر متنعم بودم ... برام مشگلی پیش میاد ...

میدونم که اگر اشتباه کنم ... پدر و مادرم در کنارم هستند و بهم کمک میکنند ...
دوما مطمئن هستم که اون پدر و مادرم رحمن و رحیم هستند ...
سوما از وجود پدر و مادرم مطمئن هستم ... چون پدر و مادرم رو هر روز دیدم ...

در نهایت اون چیزی که باعث میشه من بتونم اون مشگل رو حل کنم ... تحمل سختی نیست ... اون چیزی که باعث حل اون مساله میشه ... فرم نگاهی هست که من نسبت به اون مساله دارم ... که این فرم نگاه بر اثر بودن در کنار پدر و مادرم حاصل شده ...

وقتی که یک بچه یتیم بهش ظلم میشه ...
وقتی هیچ پدر و مادر رحمن و رحیمی رو بالای سرش نمیبینه
وقتی به وجود پدر و مادری مهربان و رحمن و رحیم اطمینان و اعتماد نداره ...

مغزش دیگه مانند یک انسان عادی که از وجود پدر و مادر متنعم هست کار نمیکنه ... اون ایدیولوژی های خودش رو داره ... اون میدونه که برای بدست آوردن پول بهترین کار تن فروشی هست ... از بودن در کنار موادی ها و هشیشی ها لذت میبره ... و رشد کردنش متوقف میشه ...

خوب حالا خدا میخواد تو اون دنیا جبران کنه ...
چجوری میخواد جبران کنه ... میخواد فرم اندیشیدن رو بهش تزریق کنه ...

خودتون دارین میگین که رشد و پیشترفت در سایه اختیار هست ... هیچ کسی نمیتونه فرم اندیشیدن رو به کسی دیگر تزریق کنه و اگر هم بخواد این کار رو بکنه فکر نمیکنم دیگه اسمش جبران کردن باشه ...

من وقتی در درون زندگیم ظلم رو میبینم و سایه هیچ ارحم الراحمینی رو نمیبینم بابته این فرم اندیشیدن تشکیل ایدیولوژی میدم و این حق مسلم من هست ...
ولی شما میگین یک شخص یتیم ... اگر ظلم رو میبینه با این حال باید به رحمن و رحیم بودن خدا باور داشته باشه ... و عوضش بره بابته ظلمی که بهش شده غرامت بگیره ...

خوب این مساله نیاز به این داره که اون شخص به درجه ای از شناخت نسبت به طبیعت و دنیا رسیده باشه که بتونه چنین چیزی رو قبول کنه ... که معمولا برای هیچ بچه یتیمی چنین اتفاقی نمیوفته ...

تنها یک راه برای جبران ظلم وجود داره ... ایدیولوژی ها در درون ما پیکر بندی شده باشه ... و ما نسبت به اونها وفادار ... یا بی تفاوت باشیم ...

وقتی باور به ایدیولوژی اسلامی ... اونقدر در درون حاله ای از ابهام هست ... و نتیجه گرفتن از اون هم بیشتر ...

به نظره من خدا نمیتونه ظلم رو جبران کنه ... چون بابته ظلمی که میکنه ایدیولوژی ها رو تغییر میده ... و مردم بر اثر تغییر ایدیولوژی اعمالشون تغییر میکنه ...

اگر خدا ظلمی رو انجام بده ... یا شخصی رو در درون میدانی قرار بده که در درون اون میدان بهش ظلم بشه ... دو تا حالت داره ...

1. یا اون شخص اونقدر بنیه قوی ایدیولوژیکی داره ... که اون مساله رو تحلیل میکنه و صبر پیشه میکنه ... که در این صورت به نظره من ظلمی که به ایشون میشه قابل جبران هست .

2. یا اینکه اون شخص بنیه قوی ایدیولوژیکی ندراه ... یا قدرت تجزیه و تحلیل نداره ... یا اینکه اصلا تهییج میشه ... یا اینکه انسان هست و تطمیع میشه و مثلا اشتباهی رو میکنه . در اینصورت مساله دیگه از حالت جبران کردن خارج میشه ...

چون ایدیولوژی اون شخص تغییر پیدا میکنه و به صورت پروانه وار رفتارهایی اشتباه ازش سر میزنه ...

مثلا پروانه وارد تریاک مصرف میکنه
مثلا پروانه وار دزدی میکنه
مثلا پروانه وار قتل میکنه
مثلا پروانه وار فحشا میکنه
کثلا پروانه وار دیگران رو آزار و اذیت میکنه .

خوب حالا سوال پیش میاد خدا میخواد چجوری جبران کنه ...
میخواد قتلها و فحشاها و آزار و اذیتهایی که به دیگران کرده ( حق الناس هستش ) رو ببخشه !!!

یا اینکه مثلا میخواد برش گردونه به همون زمان و همون شرایط و میدانی براش ایجاد کنه که در درون اون میدان ایدیولوژیش رو از دست نده ...

اگر خدا قتلها و فحشاها و اذیتهای که به دیگران روا کرده رو بخواد ببخشه و اون رو به بهشت عدن هم ببره ... سوال پیش میاد که چرا !!!!

آیه صریح قرآن هم هست که انسانها به دنیا برنمیگردند ...

بنابراین به نظره من ظلم قابل جبران هست ... به شزط اینکه ظلمی که به یک شخص روا میشه ... باعث نشه ایدیولوژیش تغییر کنه ...

ولی اگر خدا انسان رو در درون میدانی قرار بده که اون انسان از نقطه کارکردش خارج بشه ... دیگه نمیتونه ظلمی رو که در حقش کرده جبران کنه ...

بی ادعا
۱۳۹۶/۰۹/۰۱, ۱۸:۴۷
ببینید تعبیر شانس به خاطر استبعاد این مسئله است، نه اینکه حقیقتا زودتر رسیدن آن اسپرم از بقیه خواهر و برادرهایش تصادفی باشد!
اینکه امروز میگویند با تغییر محیط رحم می شود تا حدی کاری کرد که اسپرم حاوی کروموزوم x زودتر از اسپرم حاوی کروموزوم y به تخمک برسد یا برعکس و بدین ترتیب پیش از انعقاد نطفه می توان تا حدی تعیین جنسیت کرد به خاطر این است که این مسئله تصادفی نیست بلکه تابع قوانینی است که خیلی ظریف و دقیق است.
پس میتوان نتیجه گرفت که این خواست خدا هست که چه کسی بدنیا بیاید و چه کسی بدنیا نیاید یا چه کسی مرد شود و چه کسی زن؟

مسلم
۱۳۹۶/۰۹/۰۱, ۱۹:۲۱
پس میتوان نتیجه گرفت که این خواست خدا هست که چه کسی بدنیا بیاید و چه کسی بدنیا نیاید یا چه کسی مرد شود و چه کسی زن؟

بله همینطور است، همه چیز خواست خداست، اما همانطور که امام صادق(ع) فرموده اند: خداوند ابا دارد از اینکه امور را جز در مجرای طبیعی خودش جاری سازد(الکافی، ج1، ص183) بنابراین مثلا اگر قرار باشد دعای کسی که که دختر میخواهد یا پسر میخواهد مستجاب شود، این استجابت از طرق طبیعی، چون تغییرات در رحم اتفاق می افتد تا اسپرم خاص زودتر به تخمک برسد.

مسلم
۱۳۹۶/۰۹/۰۱, ۱۹:۵۰
با سلام و احترام
از لحن شما به نظر میرسد همان خانم مرینر و سپس خانم مینوی خرد باشید.
از مشارکت شما در بحث متشکرم


1. درست نیست که فکر کنیم اگر اجبار وجود داشته باشد ؛ رشدی وجود نخواهد داشت ؛ اتفاقا هر جا رشدی رو میبینیم دقیقا میتونیم در اطراف اون شاهد اجبار باشیم . تقریبا هر جایی که رشد وجود داره ؛ اجبار هم وجود داره .

2. و اما در مورد مثالی که جناب مسلم شما فرمودید ... من مانند شما فکر نمیکنم که خدا قدرتش رو داشته باشه که بتونه ظلمی که به یک یتیم شده باشه رو جبران کنه ... علتش هم این هستش که ما انسانها مهره نیستیم که یک سری بلایا سرمون بیاد ؛ بی تفاوت باشیم ؛ و در نهیات بابته اون ظلم هایی که بهمون شده بریم و ادعای غرامت کنیم . ما انسانها بر اساس چیزهایی که در درون دنیا میبینیم تشکیل ایدیولوژی میدیم و بر اساس ایدیولوژیمون عمل میکنیم

به نظرم منشأ این اشتباه شما خلط بین جبر فلسفی و جبر روانشناختی است. جبری که شما می فرمایید با جبری که بنده عرض می کنم متفاوت است، شما از جبر روانشناختی سخن می گویید، و بنده از جبر فلسفی!

خواهش می کنم دقت بفرمایید بنده که می گوییم انسان باید اختیار داشته باشد منظورم این است که اگر کسی از خود اراده نداشته باشد و مجبور باشد طبق اراده خداوند رفتار کند اینجا دیگر رشدی اتفاق نمی افتد؛ چطور ممکن است مثلا کسی را به زور خم و راست کرد و به اذکار نماز واداشت و توقع داشت که بهره نماز را به دست آورد؟!!
اما آنچه که شما می گویید این است که انسان اراده دارد اما به صورت یک اجبار روانی متناسب با آنچه که جامعه و خانواده و شرایط زندگی به او القاء می کند تصمیم میگیرد!

پس با دقت روشن میشود که بین دو «جبر» تفاوت وجود دارد، اولی می گوید انسان اصلا اراده ندارد، و دومی می گوید اراده دارد اما اراده اش را جبراً در امور خاصی به کار می گیرد.
اولی(جبر فلسفی) قطعا مانع رشد می شود اما در خصوص دومی(جبر روانشناختی) باید به چهار نکته توجه بفرمایید:

نکته اول: جبر روانشناختی یک جبر 100درصدی نیست! بلکه بسیار شده است که انسان ها با اراده قوی برخلاف جامعه و خانواده و خلاصه برخلاف موج شنا کرده اند و مسیر یک جامعه را عوض کرده اند.

نکته دوم: اسلام هم برای این امور نقش قائل است و لذا تأکید می کند بر تربیت درست، جامعه سالم، و مانند آن باید جدی گرفته شود، اما مسئولیت خود انسان را از عهده او بر نمی دارد، یعنی اینطور نیست که کسی که خانواده بدی داشته باشد، یا یتیم شده است حق داشته باشد گمراه شود! خیر، چون امکان هدایت و رشد با عقل و فطرت را دارد.

نکته سوم: ما متأسفانه گمان می کنیم رشد در راحتی تحقق می یابد در حالی که اگر سخن دین را باور نداریم حداقل باید توجه داشته باشیم که تجربه نشان داده در بسیاری از موارد برعکس است، یعنی سختی هایی چون یتیمی انسان را قوی تر می کند، مثلا کسانی که بدون پدر و مادر بزرگ شده اند از ابتدا می دانستند که باید روی پای خودشان بایستند و به همین خاطر انسان های مقاومی شده اند، نمونه روشن آن امام خمینی(ره) است.
البته نممونه های بی شماری دارد که می توانید به کتاب "قطره هایی که دریا شدند" مراجعه بفرمایید، این کتاب زندگی بزرگان و مشاهیری که از کودکی یتیم بودند را شرح داده است.

نکته چهارم:اگر کسی به خاطر یک جامعه فاسد و خانواده نابسامان مسیر گمراهی را برگزید خداوند در محاسبه این مسئله را لحاظ خواهد کرد و از ضریب شدت حسابرسی می کاهد اما بالاخره انسان عقل دارد و خداوند حق دارد به اندازه عقلش از او بازخواست کند.
اینکه کسی حق دیگران را بخورد، دزدی کند و کارهایی مانند آن، خب اینها جزء اموری است که ربطی به تربیت و دین و خانواده ندارد، و هر کسی می داند که اینها ظلم است، پس خداوند می تواند او را در این خصوص بازخواست کند و بی عدالتی نیست، البته بازخواست انسانی که در خانواده سالم و جامعه مذهبی بزرگ شده و این اعمال را انجام بدهد شدیدتر خواهد بود.
و اگر بر فرض این عوامل محیطی آنقدر در زندگی یک شخص نقش پررنگی داشته اند که شخص اصلا باورش نمیشده که اعمالش منحرفانه است یعنی جاهل قاصر بوده است خداوند هرگز او را مجازات نمیکند.

Im_Masoud.Freeman
۱۳۹۶/۰۹/۰۱, ۲۱:۴۴
یعنی اینطور نیست که کسی که خانواده بدی داشته باشد، یا یتیم شده است حق داشته باشد گمراه شود! خیر، چون امکان هدایت و رشد با عقل و فطرت را دارد.

حداقل حق چنین افرادی اینه که درک بشن. درک بشن . درک بشن.

این حرف درستی نیست که طرف بگه من میرم گمراه میشم چون این مشکلات رو داشتم

ولی مسئله اینه که این افراد بخاطر شرایط سختی که داشتند و مشکلات روحی که براشون بوجود اومده دچار یک سری ضعف ها شدن.

و خودشون هم می خوان که از این شرایط بیان بیرون ولی هرچی زور میزنن نمی تونن. هرچی تلاش میکنن به در بسته می خورن.

بخاطر همون ضعف هایی که به نا حق بهشون تحمیل شده.

یه سری تفکرات توی شخصیتشون رسوخ کرده که به این سادگی ها بیرون نمیاد.

خدا حال چنین بندگانی رو درک میکنه؟ بنده ای که حسابی بهش ظلم شده، حسابی باورهای نادرست توی ذهنش کاشتن و با این باورها و تفکرات غلط بزرگ شده.

ولی میخواد که اصلاح بشه می خواد که تغییر کنه. ولی نمی تونه نمی تونه نمی تونه. شرایطی که توش گیر کرده این اجازه رو بهش نمیده.

نیاز به ابزار و امکانات و هوای تازه داره تا کم کم و با برنامه ریزی بلند مدت تغییر کنه.

می تونید این "نمی تونه" رو درک کنید؟

اللیل والنهار
۱۳۹۶/۰۹/۰۱, ۲۲:۰۱
می تونید این "نمی تونه" رو درک کنید؟

باسلام

برای هیچ کس نمی تونه معنی نداره

همین که تلاش میکنه تغییر کنه این یعنی می تونه

و ارزش و جایگاهی که این ادم داره کمتر از اون فردی نیست که به راحتی و در شرایط بهتر بوده

مهم اینکه تلاش کنه و بخواد که در مسیر درست باشه

چه بسا افرادی در محیط و شرایط بهتر حتی در سطح و حد این فرد از خیلی مسائل برخوردار نباشند و این فرد جلوتر هم باشه

این نمی توانم ها هم مکر شیطان هستش بس توجه نکنند

توکل بر خدا تا اونجایی که می تونند در مسیر درست قد بردارند ما بقی رو بسپارند به خدا

خدا خارج از توان بنده امتحان و ازش انتظار نداره مهم اینه تو اون شرایط تلاشش رو کرده باشه

مبنای 2
۱۳۹۶/۰۹/۰۲, ۱۰:۰۸
سلام جناب مسلم ...
بابته اینکه زحمت کشیدید و متن فوق رو نوشتین در ابتدا ازتون تشکر میکنم ...

هر روز که دارم زندگی میکنم و هر روز که دارم به افقهای علمی جدیدی دست پیدا میکنم ... دارم میبینم که از خدا دارم دورتر میشم .... ( نمیخوام در موردش بحث کنم ) من معمولا در درون محیط کار یا مهمانی ها بحث نمیکنم ... چون چنین بحثهایی باعث میشه برداشتهای متفاوتی از شخصیتت بشه و در نهایت فرصتهات رو از بین میبره ...

اسکدین تقریبا تنها جایی هستش که من در درونش از این بحثها میکنم ...

همین دیروز بود که دو نفر داشتند در درون شرکت بحث میکردند ... بحثشون هم اعتقادی بود ... تا اینکه یکیشون به اون یکی گفت ... حضرت محمد و ابوبکر رفتند در درون غار ... بر رویه سوراخ غار عنکبوتی تار تنید ... ابوبکر تمام ثروتش رو در راه اسلام خرج کرد ... و تا آخره عمرش در درون نمازهاش گریه میکرد ... تو این رو معجزه نمیدونی ...

که نوع گویش و نوع صحبت ایشون رویه من هم تاثیر گذاشت ...

اگر هر روز با گزاره ها و رفتارها و مسائلی آشنا میشم که باعث میشن از خدا دور تر بشم ... ناگهان چنین گزارها ها و چنین مسائلی رو هم میشنوم که هیچ پاسخی در موردشون ندارم ...

بحث در مورد عدالت خدا هم همینجور هست .... اگر من میتونم دهها دلیل متقن بیارم که خدا نمیتونه عدالت رو اجرا کنه ( بنا به شرایطی که این دنیا داره ) ولی خوب داستانهایی از عدالت حضرت علی هم شنیدم که ایشون بدون اینکه ریاضی دان باشند ... مسائل بسیار سخت ریاضی که مرتبط با حق و حقوق هستش رو حل میکنند ....

به هر حال نه میتونم به عدالت خدا باور داشته باشم ... و نه میتونم باور نداشته باشم ...
نه میتونم قسم بخورم که خدا عادل هست ... نه میتونم قسم بخورم که عادل نیست ...


مثلا ...
میگن در درون اون دنیا یه کارنامه اعمال دستت میدن و در درونش نوشته دقیقا چه کارهایی رو کردی و تو از کارهایی که کردی پشیمون میشی و ...

خوب ...
در درون همین دنیا یک بار به من همین کارنامه اعمال رو دادن ...
شخصی در محیط کار در مورد گویش و رفتار و منش من ... پروفایل درست کرده بود که در چنان موقعیت چنان رفتاری رو کرده ... در بهمان جا ... بهمان رفتار رو کرده ...
و همه این رفتارها و منش ها تلمبار شده و یهو برده بود و گذاشته بود رویه میز مدیر عامل ...


و طول کشید که من یادم بیاد هر کدوم از اون رفتارها برای خودش موقعیتی داشته ...
از لحاظ روحی در درون شرایط بخصوصی بودم
از لحاظ فیزیولوژیکی در درون شرایط بخصوصی بودم
اینی که اون رفتار من عمل نبوده ... بلکه عکس العمل بوده


من قبول دارم که یک کارنامه اعمالی باشه که در درونش 10000000 کاره غلط و اشتباه من نوشته شده باشه ... به شرط اینکه در زمان قضاوت دقیقا من آدمی باشم که همزمان 10000000000 شرایط ناسازگار رو توامان و همزمان داشته باشم و از من بپرسند که چرا این 10000000 کار بد رو کردی ....

1. مثلا من دندون درد میگیرم و پول ندارم برم و دندونم رو درست کنم ... میرم و 1 میلیون پول دزدی میکنم .
2. مثلا من دیروزش با برادرم دعوام میشه ... میام سره کار و دق و دلیم رو سره یکی دیگه خالی میکنم
3. مثلا با ماشینم تصادف میکنم ... و حق هم با من هست و پلیس میاد در حق من نامردی میکنه ... منم با ماشینم به آینه ماشین یه بنده خدا میزنم و رد میشم .
4. مثلا فلان مسئول دولتی تصمصم نادرست میگیره و کشور رو ورشکست میکنه ... و من هم برای اینکه بتونم زندگی کنم و چون زورم به اون مسئول دولتی نمیرسه ... یه بنده خدایی رو میجزونم یا سرش کلاه میزارم .


من قبول دارم در درون کارنامه اعمال من .... نوشته شده باشه ... ( فلانی یک میلیون تومن دزدی کرده . با ماشینش به ماشینه یکی دیگه کوبونده باشه ... و سره یه بنده خدایی رو کلاه گذاشته ) به شرط اینکه ....

اون روزی که در قیامت حاضر میشم ...

1. یه دندون نداشته باشم و در حال درد کشیدن از درد دندون باشم و اصلا صدای خدا که داره داد میزنه چرا دزدی کردی رو نشنونم
2. همون زمان در حال دعوا کردن با براردم باشم .... و اعصابم حسابی خورد باشه
3. در همون حین که دندونم درد میکنه و دارم با برادرم دعوا میکنم با ماشینم بکوبم به ماشین یه بنده خدایی
4. و در همون زمان یک مسئول دولتی بدبختمون کرده باشه و تصمیم های محیر العقولی گرفته باشه ...

در حالیکه من وقتی ذکر حال انسانهایی که کارنامه اعمالشون رو میخونند ... رو بررسی میکنم ... متوجه میشم اونها چنین شرایطی رو ندارند ... و اونها تهییج شده ... تغفیل شده ... تحریک شده ... تطمیع شده نیستند ....

یا حدیثهای زیادی که در مورد عدالت در درون قیامت وجود داره ... که اگر واقعا اون احادیث درست باشن ... به نظره من باید قید عدالت در درون قیامت رو زد ....

مسلم
۱۳۹۶/۰۹/۰۲, ۱۰:۴۹
حداقل حق چنین افرادی اینه که درک بشن. درک بشن . درک بشن.
این حرف درستی نیست که طرف بگه من میرم گمراه میشم چون این مشکلات رو داشتم
ولی مسئله اینه که این افراد بخاطر شرایط سختی که داشتند و مشکلات روحی که براشون بوجود اومده دچار یک سری ضعف ها شدن.
و خودشون هم می خوان که از این شرایط بیان بیرون ولی هرچی زور میزنن نمی تونن. هرچی تلاش میکنن به در بسته می خورن.
بخاطر همون ضعف هایی که به نا حق بهشون تحمیل شده.
یه سری تفکرات توی شخصیتشون رسوخ کرده که به این سادگی ها بیرون نمیاد.
خدا حال چنین بندگانی رو درک میکنه؟ بنده ای که حسابی بهش ظلم شده، حسابی باورهای نادرست توی ذهنش کاشتن و با این باورها و تفکرات غلط بزرگ شده.
ولی میخواد که اصلاح بشه می خواد که تغییر کنه. ولی نمی تونه نمی تونه نمی تونه. شرایطی که توش گیر کرده این اجازه رو بهش نمیده.
نیاز به ابزار و امکانات و هوای تازه داره تا کم کم و با برنامه ریزی بلند مدت تغییر کنه.
می تونید این "نمی تونه" رو درک کنید؟

صد درصد حرفتون درست هست و بنده قبول دارم.
اما فضای بحث بنده و سرکار خانم مبنای2 در این بود که ایشان می گوید مطلقا خروج از این وضعیت امکان ندارد، لذا تحقق عدالت ممکن نیست، و بنده با این مخالفت کردم، اما سختی آن و اینکه گاهی اراده انسان ضعیف میشود و واقعا خود را به اشتباه عاجز از رهایی می بیند و مشکلات روحی و روانی دیگر را 100 دصد قبول دارم.

و اصلا من چه کاره ام خود خداوند بهتر از هر کس دیگری روحیات بنده اش را درک می کند، اگر به خاطر محیط و خانواده این شخصیت مثلا 70 درصد از اراده و اعتماد به نفس خود را از دست داده است خب خداوند به اندازه 30 درصد باقیمانده از او توقع دارد، و اگر بتواند با تلاش آن 70 درصد را تحصیل کند خداوند اجر مضاعف به او خواهد داد، خیلی فراتر از اجری که قرار است به انسان برخاسته از خانواده و جامعه مذهبی که اراده و اعتماد به نفسش را افزایش داده، بدهد.

حتی اگر بر فرض کسی 100 درصد از اراده اش را از دست بدهد و دچار مشکلات شدیدی روانی بشود که اعمالش دست خودش نباشد، و خودکشی یا دیگر کشی کند خداوند به اندازه ای او را مجازات خواهد کرد که در این از دست دادن اراده نقش داشته باشد، و اگر بر فر کاملا بی تقصیر باشد مجازات نخواهد شد.

ما داریم از خدایی سخن می گوییم که عدالتش مو را از ماست میکشد، کمالاتش بی حد و مرز است، علاوه بر اینکه ان شاالله قرار نیست با عدالتش قضاوت کند، بلکه رحمتش بر غضبش پیشی خواهد گرفت.

مسلم
۱۳۹۶/۰۹/۰۲, ۱۱:۱۶
با سلام و احترام

پیش از پاسخ به سوال شما یک نکته و یک ابهام را عرض کنم:


دارم میبینم که از خدا دارم دورتر میشم

اگر هر روز با گزاره ها و رفتارها و مسائلی آشنا میشم که باعث میشن از خدا دور تر بشم


نکته اول اینکه حتی به زبان آوردن چنین کلماتی نقش تلقینی دارند، چه کسی گفته شما دارید از خدا دور می شوید؟ گاهی انسان ها به اشتباه برخی حالات و برخی افکار را دوری از خدا می دانند!
اجازه ندهید حتی چنین افکاری به ذهنتان ورود پیدا کنند.



حضرت محمد و ابوبکر رفتند در درون غار ... بر رویه سوراخ غار عنکبوتی تار تنید ... ابوبکر تمام ثروتش رو در راه اسلام خرج کرد ... و تا آخره عمرش در درون نمازهاش گریه میکرد ... تو این رو معجزه نمیدونی

و نکته دوم که ابهام بنده است راجع به این معجزه ای که نقل فرمودید، تار تنیدن عنکبوت جلوی غار درست، اما خرج شدن ثروت ابوبکر و گریه های او در نماز و... چه ربطی به معجزه دارد؟


اما در مورد سخن شما:

ببینید اولا نباید با دید عوامانه به مسائل معاد نگاه کنیم! اینکه نامه هر کسی را به او می دهند که ریز و درشت اعمالش در آن نوشته شده را هرگز نباید به معنای کارنامه های دنیوی قلمداد کرد، که اگر این باشد 50 تُن کاغذ برای هر کسی لازم است!! شما فقط اعمال خوب و بد یک روزتان را یادداشت کنید و ببینید چقدر میشود، دیگر چه برسد اعمال یک عُمر! و بعد خواندن آن خودش چند سال زمان می برد!!

جهان آخرت خیلی متمایز و متفاوت از دنیاست! هرگز از ابزار و قوانین دنیوی برای تشخیص آن استفاده نکنید! این کارنامه یک کارنامه کاغذی نیست! بلکه یک کارنامه تکوینی است، کیفیت دقیق آن معلوم نیست اما همه اعمال را بالفعل و با تمام شرایطش در خود دارد.

حسابرسی و جزاهای آخرت تکوینی است، قراردادی نیست که حالا بیایند جرم را بررسی کنند و بعد مجازاتی مناسب با آن به انسان بدهند!!! تکوینی است مثل خودکار زدن به چشم، عمل همانا و اثر همان!! آخرت فقط عرصه آشکار شدن این اثرهاست! یعنی کسی که مال حرام خورده است، همان موقع که حرام خورده، آتش خورده است، اینطور نیست که نیاز به بررسی و سپس حکم به آتش خوراندن به او باشد!! خیر، او همان موقع آتش خورده است( نساء:10) فقط در آخرت این را درک می کند!! آخرت باطن و ملکوت دنیاست!!
این است که می گوییم خداوند هم سریع الحساب است(غافر:17) و هم دقیق الحساب!(زلزله:7و8)

این معطل شدن در حسابرسی به خاطر این نیست که خداوند نمی تواند زودتر حسابرسی کند، بلکه این معطلی خودش از مجازات است، برای پاک شدن یک عده، و برای آغاز مجازات عده ای دیگر! اینکه پیامبر(ص) می فرمایند: هر کسی حسابرسی شود عذاب میشود(بحارالانوار، ج7، ص263) به همین خاطر است، وگرنه کسی که حسابش پاک باشد حتی در حسابرسی هم معطل نمیشود!

یعنی قدرت خداوند به گونه ای است که برای این حسابرسی فشرده حتی به زمان هم نیاز ندارد و اگر کسی را معطل می کند به عنوان مجازات است.

مشکل شما و استبعاد شما در خصوص عدالت این است که اولا خداوند را با قوه قضاییه! و آخرت را با دنیا مقایسه می کنید! خداوندی که این جهان عظیم حاصل خلقت اوست آیا اینکه شرایط را در محاسبه دخالت دهد برایش دشوار است؟! بله برای قاضی دنیوی اینکه تک تک قاتلین و مجرمین را ببینند روحیاتشان چند درصد در ارتکاب جرم دخالت داشته و سپس از مجازات کم کنند غیر ممکن است! لذا هر کسی در خیابان مشروب بخورد 80 ضربه تازیانه خواهد خورد چه از خانواده مذهبی باشد و چه غیر مذهبی! این به خاطر محدودیت های بشر است، اما خالق بشر هرگز این محدودیت ها را نداشته، و اینگونه حسابرسی نخواهد کرد!

و ثانیا آخرت محدودیت های دنیوی را ندارد، به همین خاطر خداوند حسابرسی انسان ها و اعطاء پاداش و جزا را در دنیا قرار نداده، چرا که در دنیا محدودیت قوانین است به گونه ای که حتی سختی هایش هم توأم با رشد و لذت است(شرح:5و6) اما در آخرت سختی هایش سختی محض و بدون ذره ای اثر مثبت یا لذت است(سَواءٌ عَلَيْنا أَ جَزِعْنا أَمْ صَبَرْنا(ابراهیم:21) و راحتی هایش راحتی بدون ذره ای درد و غم و ناراحتی است(فاطر:34و35)

پس اینکه بگوییم ما نمی توانیم چگونگی تحقق عدالت با شرایطش در آخرت را درک کنیم حرف درستی است، اما این غیر از این است که بگوییم خداوند نمی تواند(دقت کنید) اولی 100 رصددرست، و دومی 100 درصد اشتباه است.

Im_Masoud.Freeman
۱۳۹۶/۰۹/۰۲, ۱۲:۱۰
صد درصد حرفتون درست هست و بنده قبول دارم.
می گوید مطلقا خروج از این وضعیت امکان ندارد، لذا تحقق عدالت ممکن نیست، و بنده با این مخالفت کردم،
اما سختی آن و اینکه گاهی اراده انسان ضعیف میشود و واقعا خود را به اشتباه عاجز از رهایی می بیند و مشکلات روحی و روانی دیگر را 100 دصد قبول دارم.

و اصلا من چه کاره ام خود خداوند بهتر از هر کس دیگری روحیات بنده اش را درک می کند، اگر به خاطر محیط و خانواده این شخصیت مثلا 70 درصد از اراده و اعتماد به نفس خود را از دست داده است خب خداوند به اندازه 30 درصد باقیمانده از او توقع دارد، و اگر بتواند با تلاش آن 70 درصد را تحصیل کند خداوند اجر مضاعف به او خواهد داد، خیلی فراتر از اجری که قرار است به انسان برخاسته از خانواده و جامعه مذهبی که اراده و اعتماد به نفسش را افزایش داده، بدهد.

حتی اگر بر فرض کسی 100 درصد از اراده اش را از دست بدهد و دچار مشکلات شدیدی روانی بشود که اعمالش دست خودش نباشد، و خودکشی یا دیگر کشی کند خداوند به اندازه ای او را مجازات خواهد کرد که در این از دست دادن اراده نقش داشته باشد، و اگر بر فر کاملا بی تقصیر باشد مجازات نخواهد شد.

ما داریم از خدایی سخن می گوییم که عدالتش مو را از ماست میکشد، کمالاتش بی حد و مرز است، علاوه بر اینکه ان شاالله قرار نیست با عدالتش قضاوت کند، بلکه رحمتش بر غضبش پیشی خواهد گرفت.

تاحالا توی زندگیم از هیچ کارشناسی چنین جواب نشنیدم.

اگر همینجوری باشه که شما میگید خیلی امیدوار شدم

همیشه به این فکر می کردم که خدا بنده هاش رو درک میکنه؟ می فهمه وقتی می خوای ولی نمی تونی یعنی چی؟

این نتونستن به معنی امکان نداشتن نیست. به این معناست که در گذر زمان مثلا شش ماه می تونی این گناه رو برطرف کنی

و در طول این شش ماه هرروز مرتکب اون گناه میشی تا زمانی که به خودت مسلط بشی و بزاریش کنار.

و خدا نباید بخاطر گناهی که از در طول اون شش ماه از سر ضعف روحی مرتکب شدی تورو مجازات کنه.

و گاهی در روند برطرف کردن یک ایراد به مشکلات بدتری که کنترلش از دست تو خارجه دچار میشی

و باز هم خدا نباید بخاطر گناهی که از سر ضعف روحی ( نه آزادی عمل دادن به خودت ) مرتکب شدی تورو مجازات کنه.

تمام منظور من از نمی تونه همین بود.

استاد مسلم خیلی پاسخ خوبی دادید.

مرسی که هستی :khaneh::khandeh!::hamdel:

مبنای 2
۱۳۹۶/۰۹/۰۲, ۱۲:۱۸
باسلام

برای هیچ کس نمی تونه معنی نداره

همین که تلاش میکنه تغییر کنه این یعنی می تونه

و ارزش و جایگاهی که این ادم داره کمتر از اون فردی نیست که به راحتی و در شرایط بهتر بوده

مهم اینکه تلاش کنه و بخواد که در مسیر درست باشه

چه بسا افرادی در محیط و شرایط بهتر حتی در سطح و حد این فرد از خیلی مسائل برخوردار نباشند و این فرد جلوتر هم باشه

این نمی توانم ها هم مکر شیطان هستش بس توجه نکنند

توکل بر خدا تا اونجایی که می تونند در مسیر درست قد بردارند ما بقی رو بسپارند به خدا

خدا خارج از توان بنده امتحان و ازش انتظار نداره مهم اینه تو اون شرایط تلاشش رو کرده باشه


سلام ...
بزارین کمی با هم مغز یک انسانی که در درون چنین خانواده هایی به دنیا میاد رو تحلیل کنیم .

خاطرم هست چندین سال پیش آقای مهران مدیری سریال طنزی رو کارگردانی کرده بود ... یکی از قسمتهای این سریال ( که نامش خاطرم نیست ) اینجوری بود که یک چراغی گویا بوده با عنوان چراغ جادو ...
و این چراغ جادو هر بار به دسته کسی میوفتاده ...

یه روز یه پسری این چراغ جادو رو از گوشه خیابون برمیداره و میاره خونه ...
و شروع میکنه به تمییز کردنش که ناگهان غول چراغ جادو ازش بیرون میاد ...

پسرک افسرده و ناراحت بوده ...
غول چراغ بهش میگه که تو خونه بزرگ و پدر و مادر پولداری داری و هر چیزی که بخوای رو میتونی داشته باشی ....
من چه آرزویی از تو رو میتونم برآورده کنم ...

پسرک افسرده بوده و میگه من میخوام تابلوی مونالیزا رو از درون موزه لوور بدزدم ...
غول چراغ تعجب میکنه ... میگه پدر و مادر تو خیلی خیلی پولدار هستند ... و تو هر چیزی که بخوای رو میتونی داشته باشی ....

چرا میخوای اون تابلو رو بدزدی ...

پسرک میگه ...
خانواده من همشون دزد هستند ...

دائیم تا حالا دو بار بانک زده ... و باعث افتخار فامیل هست
عموم دو بار از موزه سرقت کرده .... و گل محافل هست .
پدرم ... تو کاره ماشین های مدل بالاست

منم میخوام رشد کنم ... منم میخوام بهترین باشم و به بالاترین جاها برسم ... میخوام باعث افتخار فامیل باشم ...


میخوام بهم کمک کنی ...

و هیچی ... غول چراغ شروع میکنه بهش کمک کردن ... که دزدی بکنه ....



همه دنبال رشد و پیشترفت هستند ... هیچ بحثی هم در درونش نیست .

مبنای 2
۱۳۹۶/۰۹/۰۲, ۱۲:۵۲
تاحالا توی زندگیم از هیچ کارشناسی چنین جواب نشنیدم.

اگر همینجوری باشه که شما میگید خیلی امیدوار شدم

همیشه به این فکر می کردم که خدا بنده هاش رو درک میکنه؟ می فهمه وقتی می خوای ولی نمی تونی یعنی چی؟

این نتونستن به معنی امکان نداشتن نیست. به این معناست که در گذر زمان مثلا شش ماه می تونی این گناه رو برطرف کنی

و در طول این شش ماه هرروز مرتکب اون گناه میشی تا زمانی که به خودت مسلط بشی و بزاریش کنار.

و خدا نباید بخاطر گناهی که از در طول اون شش ماه از سر ضعف روحی مرتکب شدی تورو مجازات کنه.

و گاهی در روند برطرف کردن یک ایراد به مشکلات بدتری که کنترلش از دست تو خارجه دچار میشی

و باز هم خدا نباید بخاطر گناهی که از سر ضعف روحی ( نه آزادی عمل دادن به خودت ) مرتکب شدی تورو مجازات کنه.

تمام منظور من از نمی تونه همین بود.

استاد مسلم خیلی پاسخ خوبی دادید.

مرسی که هستی :khaneh::khandeh!::hamdel:

سلام...

خوبید آقا مسعود ...

آقا مسعود با کمال احترامی که برای جناب مسلم قائل هستم ... ولی یک چیز رو بهتون خاطرنشان کنم .

اون چیزی که علمای اسلامی دارند به ما میگن ... اسلام نیست ... بیشتر یک سری تئوری های فکری هست که علمی هستند و ما حدس میزنیم که باید خداوند بر اساس عدالتش اینجوری با ما برخورد کنه ...

متنی که جناب مسلم نوشتند از نظره من کاملا عقلانی و منطقی هست ... ولی مطمئن نباشید که اسلامی باشد ....

ما با دینی طرف هستیم که به مرور زمان Update شده ...

ما با خدائی طرف هستیم که به خاطره خوردن یک دونه سیب ؛ انسان و کل نسل اون رو از بهشت بیرون انداخت
ما با خدائی طرف هستیم که به خاطره یک مویه بیرون مونده ؛ دیگهای آتشینی درست کرده و انسانها رو در درونش میندازه
ما با حضرت محمدی طرف هستیم که یک قوم ( بنی قریظه ) که یهودی بودند و عده کمی از اونها به مسلمانها خیانت میکنند رو به علت خیانت عده ای هم همشون رو قتل عام میکنه ( حدود 800 نفر )
ما با خدائی طرف هستیم که دستور داده اگر پدر و مادرت برده بودند ؛ تو هم باید برده باشی
ما با خدائی طرف هستیم که اگر دنیا بیای و پدر و مادرت عقد نکرده باشند ؛ هر چقدر هم که خوب باشی ؛ در نهایت باز هم جهنمی میشی ؛ ولی درختی هست که سایه اش بر رویه تو میوفته که زیاد گرماش به تو نرسه

میدونی چرا دین بهائیت این همه طرفدار پیدا کرده ( الان یک چیزی در حدود 7 میلیون نفر بهائی در درون دنیا داریم )
چون یک سری روانشناس نشستن و اون رو نوشتن

تمام حرفهای خوب و قشنگ رو جمع کردن و باهاش دین جدید ساختن ...

در همین سایت موضوعی هست در مورد استخاره کردن که استاد عمار پاسخگویی کردند ...
و در درون پاسخ به مساله شور و مشورت نیز اشاره کرده اند ... که شخصی که میخاد استخاره کنه قبلش باید تحقیق بکنه ... باید مشورت بکنه و بعدش میتونه بره و استخاره کنه ...

خوب این رو از کجا در آوردن ... اینا همش تکامل دین هست ...

در درون همون موضوع من مطلبی را با عنوان یوم التوپ نوشتم ... که محمد علی شاه برای به توپ بستن مجلس از یکی از علمای صاحب نام ایران ( ابوطالب زنجانی ) تقاضای استخاره میکنه ...
و اون عالم صاحب نام ... میگه مجلس رو به توپ ببیند ... آیه هم همینو میگه ....

یا در مورد شناسنامه داشتن ... که شناسنامه داشتن در درون ایران توسط علما در برهه ای از زمان تحریم شد

یا برید و تاریخ رو بخونین و ببینید که حضور علما در درون مجلس به چه حالت و عنوانی بوده ... و همکنون چجوری هست ... وقتی علما در زمانهای قدیم میخواستند برن مجلس ... ابتدا همه مجلسیان میرفتند و مثلا راس ساعت 10 صبح در مجلس حضور پیدا میکردند ... تقریبا ساعت 10:30 که میشده ... نوچه اون عالم که خودش هم روحانی بوده ... متکای اون عالم رو میاورده در درون مجلس و جای حاج آقا رو گرم میکرده .... ساعت 11 که میشده حاج آقا پاش رو میزاشته درون مجلس ... بعدش هم که مثله بچه آدم نمیرفته سره جاش بشینه ... همه مجلسی ها باید از سره جاشون پا میشدند و حاج آقا سلانه سلانه و با قدم های کوتاه و آرام آرام میرفته و در درون جایگاه میشسته ....

و این تمدن بوده که ما رو بزرگ کرده و به علمامون هم فهمونده که چجوری باید رفتار کنند ...

بنابراین به نظرم اگر میخواهید در مورد عدالت خدا فکر کنین ...

به متونی مانند قرآن مراجعه کنین ...

نوع رفتار خدا در قبال انسان در مساله خوردن سیب
نوع رفتار خدا در مورد شیطان که به انسان سجده نکرد و اون رو تبعید کرد
و ...

مراجعه کنین ...

بقیش ... مسائل Update شده هست ...

البته با عرض پوزش از جناب مسلم .

Im_Masoud.Freeman
۱۳۹۶/۰۹/۰۲, ۱۳:۲۰
سلام...

خوبید آقا مسعود ...

آقا مسعود با کمال احترامی که برای جناب مسلم قائل هستم ... ولی یک چیز رو بهتون خاطرنشان کنم .

اون چیزی که علمای اسلامی دارند به ما میگن ... اسلام نیست ... بیشتر یک سری تئوری های فکری هست که علمی هستند و ما حدس میزنیم که باید خداوند بر اساس عدالتش اینجوری با ما برخورد کنه ...

متنی که جناب مسلم نوشتند از نظره من کاملا عقلانی و منطقی هست ... ولی مطمئن نباشید که اسلامی باشد ....

ما با دینی طرف هستیم که به مرور زمان Update شده ...

ما با خدائی طرف هستیم که به خاطره خوردن یک دونه سیب ؛ انسان و کل نسل اون رو از بهشت بیرون انداخت
ما با خدائی طرف هستیم که به خاطره یک مویه بیرون مونده ؛ دیگهای آتشینی درست کرده و انسانها رو در درونش میندازه
ما با حضرت محمدی طرف هستیم که یک قوم ( بنی قریظه ) که یهودی بودند و عده کمی از اونها به مسلمانها خیانت میکنند رو به علت خیانت عده ای هم همشون رو قتل عام میکنه ( حدود 800 نفر )
ما با خدائی طرف هستیم که دستور داده اگر پدر و مادرت برده بودند ؛ تو هم باید برده باشی
ما با خدائی طرف هستیم که اگر دنیا بیای و پدر و مادرت عقد نکرده باشند ؛ هر چقدر هم که خوب باشی ؛ در نهایت باز هم جهنمی میشی ؛ ولی درختی هست که سایه اش بر رویه تو میوفته که زیاد گرماش به تو نرسه

میدونی چرا دین بهائیت این همه طرفدار پیدا کرده ( الان یک چیزی در حدود 7 میلیون نفر بهائی در درون دنیا داریم )
چون یک سری روانشناس نشستن و اون رو نوشتن

تمام حرفهای خوب و قشنگ رو جمع کردن و باهاش دین جدید ساختن ...

در همین سایت موضوعی هست در مورد استخاره کردن که استاد عمار پاسخگویی کردند ...
و در درون پاسخ به مساله شور و مشورت نیز اشاره کرده اند ... که شخصی که میخاد استخاره کنه قبلش باید تحقیق بکنه ... باید مشورت بکنه و بعدش میتونه بره و استخاره کنه ...

خوب این رو از کجا در آوردن ... اینا همش تکامل دین هست ...

در درون همون موضوع من مطلبی را با عنوان یوم التوپ نوشتم ... که محمد علی شاه برای به توپ بستن مجلس از یکی از علمای صاحب نام ایران ( ابوطالب زنجانی ) تقاضای استخاره میکنه ...
و اون عالم صاحب نام ... میگه مجلس رو به توپ ببیند ... آیه هم همینو میگه ....

یا در مورد شناسنامه داشتن ... که شناسنامه داشتن در درون ایران توسط علما در برهه ای از زمان تحریم شد

یا برید و تاریخ رو بخونین و ببینید که حضور علما در درون مجلس به چه حالت و عنوانی بوده ... و همکنون چجوری هست ... وقتی علما در زمانهای قدیم میخواستند برن مجلس ... ابتدا همه مجلسیان میرفتند و مثلا راس ساعت 10 صبح در مجلس حضور پیدا میکردند ... تقریبا ساعت 10:30 که میشده ... نوچه اون عالم که خودش هم روحانی بوده ... متکای اون عالم رو میاورده در درون مجلس و جای حاج آقا رو گرم میکرده .... ساعت 11 که میشده حاج آقا پاش رو میزاشته درون مجلس ... بعدش هم که مثله بچه آدم نمیرفته سره جاش بشینه ... همه مجلسی ها باید از سره جاشون پا میشدند و حاج آقا سلانه سلانه و با قدم های کوتاه و آرام آرام میرفته و در درون جایگاه میشسته ....

و این تمدن بوده که ما رو بزرگ کرده و به علمامون هم فهمونده که چجوری باید رفتار کنند ...

بنابراین به نظرم اگر میخواهید در مورد عدالت خدا فکر کنین ...

به متونی مانند قرآن مراجعه کنین ...

نوع رفتار خدا در قبال انسان در مساله خوردن سیب
نوع رفتار خدا در مورد شیطان که به انسان سجده نکرد و اون رو تبعید کرد
و ...

مراجعه کنین ...

بقیش ... مسائل Update شده هست ...

البته با عرض پوزش از جناب مسلم .
سلام

دین اسلام نیمه ی گمشده ی منه که از بچگی دنبالش میگشتم.

ولی پازل دین اسلام که دین منطق، دین انصاف، دین وجدان، دین لذت بردن از زندگی هست برای من حدود 70 درصدش کامل شده.

به دنبال قطعات دیگرش می گردم. ولی بیشتر قطعاتی که میارن به پازل من نمی خوره. چون منطقی نیست.

ولی حرفی که استاد مسلم زدن کاملا برای من قانع کننده هست.

من خیلی از علما و بزرگان دین رو نمیشناسم و دوست هم ندارم بشناسم و این حرفهای تاریخی هم که زدی رو نه سر در میارم و نه خوشم میاد سر در بیارم.

اگر یه روزی پازل دینم کامل شد و هیچ شک و شبهه ای نداشتم حتما بر میگردم و برعکس جمله ی آبی رنگ عمل میکنم.

ولی تا اون روز فعلا من می خوام توی این دنیا در چهارچوب همینقدری که از دین اسلام فهمیدم زندگی و پیشرفت کنم

و از اونجایی که توی باورهام آدم یه دنده ای هستم همون مسیری رو میرم که بهش اعتقاد دارم.

مبنای 2
۱۳۹۶/۰۹/۰۲, ۱۴:۱۲
سلام

دین اسلام نیمه ی گمشده ی منه که از بچگی دنبالش میگشتم.

ولی پازل دین اسلام که دین منطق، دین انصاف، دین وجدان، دین لذت بردن از زندگی هست برای من حدود 70 درصدش کامل شده.

به دنبال قطعات دیگرش می گردم. ولی بیشتر قطعاتی که میارن به پازل من نمی خوره. چون منطقی نیست.

ولی حرفی که استاد مسلم زدن کاملا برای من قانع کننده هست.

من خیلی از علما و بزرگان دین رو نمیشناسم و دوست هم ندارم بشناسم و این حرفهای تاریخی هم که زدی رو نه سر در میارم و نه خوشم میاد سر در بیارم.

اگر یه روزی پازل دینم کامل شد و هیچ شک و شبهه ای نداشتم حتما بر میگردم و برعکس جمله ی آبی رنگ عمل میکنم.

ولی تا اون روز فعلا من می خوام توی این دنیا در چهارچوب همینقدری که از دین اسلام فهمیدم زندگی و پیشرفت کنم

و از اونجایی که توی باورهام آدم یه دنده ای هستم همون مسیری رو میرم که بهش اعتقاد دارم.


سلام ...
آقا مسعود این بار من کیف کردم از نوع پاسخ دادن شما ...
شاید بتونم بگم این یکی از بهترین پستهای شما در درون این سایت بوده و هست ( البته اگر تصمیم نگیرین که پاکش کنین )

ببینید جناب آقا مسعود ...
چه من ... چه تمام ایرانی ها و چه اکثر مردم دنیا همین حالت شما رو دارند ... همه تقریبا 70 درصد دین اسلام رو قبول دارند ...
میمونه اون 30 درصدش ...

من 10 تا دستور در زیر مینویسم .

1. به پدر و مادر خود نیکی کنید
2. به دیگران کمک کنید
3. قتل نکنید
4. به همسایه خود کمک کنید
5. صدقه بدهید
6. دزدی نکنین
7. به دیگران احسان کنین .
8. برای کنترل اینکه مردم خدایی نکرده آهنگ گوگوش گوش نمیدن ؛ میتونین به خودتون اسلحه ببندین ... ماشین ها رو جلوشون رو نگهدارین ... بگین شیشه ماشین رو بدن پائین ... ظبطشون رو چک کنین ... داخل داشبورد رو نگاه کنین که نکنه خدایی نکرده در درونش نوار باشه و .... ( البته الان این کار رو نمیکنند ... چون خوب تمدن خیلی چیزهای بیشتر رو آورده ... ولی من در مسافرتهایی که با پدر و مادرم میرفتم خاطرم هست که این کارها رو میکردند ... و اگر جناب مسلم هم بودند شاید با بصیرتی که اون زمان از روحانیون اسلامی پیدا میکردند چشمشون رو میبستند ؛ تفنگ رویه بازوشون مینداختند و همین کار رو میکردند چون اعتقادد به درست بودن بندهای 1 تا 7 دارند )

کل صحبت کسایی امثال من این هست ...
70 درصدش درست و خوب و اوکی ... ولی یعنی چی که اون 70 درصد درست هست حتما اون 30 درصد رو انجام بدیم ... نمیفهمیم باید انجام بدیم ... و در آینده میفهمیم که درست بوده ...

قصد من از بیان مثالهایی که خدمتتون هم زدم همین بود ...

زمان قدیم همون 70 درصد رو ملاک میگرفتند ؛ صورتشون رو ارغوانی میکردند و فکر میکردند که بصیرت پیدا کردند ... بعدش هم همون 30 درصدشون رو با باتوم انجام میدادند .

اگر هنوز بصیرت پیدا نکردین ... خوب به نظره من جای خوشحالی هست ...

ولی خوب خیلی کسا رو میبینم و میشناسم که در این مسیر بصیرت پیدا میکنند و مثلا وقتی ازشون میپرسی که چرا بچه ای که پدر و مادرش برده بودند باید برده باشه ... شروع به استدلال کردن میکنند ...

اینها همونهایی هستند که بابته بصیرتشون هر کاری میکنند ... ( دقیقا هر کاری )

مسلم
۱۳۹۶/۰۹/۰۲, ۱۴:۱۹
با سلام و احترام


اون چیزی که علمای اسلامی دارند به ما میگن ... اسلام نیست ... بیشتر یک سری تئوری های فکری هست که علمی هستند و ما حدس میزنیم که باید خداوند بر اساس عدالتش اینجوری با ما برخورد کنه

متنی که جناب مسلم نوشتند از نظره من کاملا عقلانی و منطقی هست ... ولی مطمئن نباشید که اسلامی باشد ....

ما با دینی طرف هستیم که به مرور زمان Update شده ...

سرکار خانم مبنای 2 موضع خودتان را روشن کنید، شما می فرمایید سخن بنده در مورد عدالت خداوند نشدنی است یا می فرمایید این سخن اسلام نیست؟!

شاید لطف خود خداوند بود که به صورت ناخودآگاه به من القاء کرد در پست پیشین در پاسخ شما مرتب به آیات قرآن کریم استناد کنم!! شاید خداوند میدانست پست بعدی شما چنین اشکالی خواهد بود!!

اما اگر سند اسلامی سخنانی را که به آقا مسعود عرض کردم می خواهید قرآن کریم همه این جملات گسترده، پراکنده و غیر منظم بنده را فصیحانه و بلیغانه در یک جمله فرموده است:

«وَ هُوَ الَّذي جَعَلَكُمْ خَلائِفَ الْأَرْضِ وَ رَفَعَ بَعْضَكُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجاتٍ لِيَبْلُوَكُمْ في‏ ما آتاكُم‏»؛ و او كسى است كه شما را جانشينان خود در زمين قرار داد، و بعضى از شما را بالاتر از بعضى ديگر قرار داد، تا شما را به وسيله آنچه در اختيارتان قرار داده بيازمايد(انعام:165)
طبق آیهشریفه خداوند متناسب با «فیما آتاکم»«آنچه که به شما داده است» توقع دارد، پس اگر کسی سلامت روان نداشت، ضعف اراده داشت، خانواده خوبی نداشت، خبری از اسلام نداشت، و... خداوند توقعی که از یک انسان با خانواده خوب، و داای سلامت روان و اراده قوی، و ... دارد را از او ندارد.

البته آیه و روایتی که سخن بنده از آنها برداشت شده زیاد است، اما همین یک آیه به خوبی آنچه بنده گفته ام را بیان می کند.

خانم مبنای2 درست است که احکام و اعتقادات اسلام خیلی پویاتر شده است اما این در تبیین است، نه در اصول؛ ما ننشسته ایم از خودمان ببافیم، بلکه فهم از آیات و روایات عمیق تر شده است، همانطور که این پویایی در هر علمی بوده و هست.




وع رفتار خدا در قبال انسان در مساله خوردن سیب
نوع رفتار خدا در مورد شیطان که به انسان سجده نکرد و اون رو تبعید کرد

آنچه شما به عنوان اشکال مطرح فرموده اید دقیقا تأیید کننده حرف بنده است، شما ناخواسته به جای رد سخنان بنده آنها را تأیید می کنید.
قرآن کریم می فرماید ما از هر کسی متناسب با آنچه که به او داده ایم توقع داریم...
طبیتا طبق این قاعده خداوند بیشتر از هر کسی از انبیاء توقع دارد...
طبق این قاعده باید خداوند نسبت به حضرت آدم(ع) سخت گیری کند، اما هرگز این سخت گیری را نسبت به ما ندارد...
چه برسد به کسی که از خانواده خوب و جامعه مذهبی و سلامت روان هم بی بهره است...

شیطان هم همینطور
او هم شش هزار سال عبادت کرده و در زمره بندگان مقرب خداوند شده بود
اگرچه اگر توبه میکرد زودتر از آدم بخشیده میشد
چون توقع از آدم توقع ویژه تری بود...

ضمن اینکه لازم است عرض کنم ماجرای سیب خوردن حضرت آدم(ع) حقیقت دیگری دارد و در بهشت جاویدان اخروی هم نبود که سخن از ان و همچنین سخن از سایر احکامی که به آنها اشاره فرمودید مجال خود را می طلبد.
تنها نکته ای که باید دوباره مجددا به آن اشاره کنم این است که عرصه عقائد، خصوصا عرصه عدل و حکمت عرصه خشک عقلی است و تحریک احساسات و عواطف در این وادی مطلقا رهزن است.



بقیش ... مسائل Update شده هست ...
البته با عرض پوزش از جناب مسلم

خواهش می کنم، نیازی به عذرخواهی نیست، بنده ناراحت نمیشوم.
بالاخره محیط برای تضارب آراء و نظرات و روشن شدن دیدگاه درست است، لذا مطلقا نیازی به پوزش طلبی نیست، و بنده هم ناراحت نمی شوم چون می دانم قصد و غرضی در کار نیست، بحث علمی است.

شایا
۱۳۹۶/۰۹/۰۲, ۱۴:۳۱
سلام

دوم) از پایین به بالا: وقتی مصیبت ها و دردهای جهان را نگاه می کنیم می بینیم اینها ناشی از قوانینی هستند که این قوانین برای زندگی بشر ضرورت دارند اما بالاخره بی احتیاطی موجب مصیبت می شود!
یعنی بی احتیاطی موجب مصیبت ها میشود؟ میتونم مصیبتهای زیادی رو مثال بزنم که انسان ها هیچ نقشی در اون نداشتن.
لطفا اگه میشه تمامی علت های مصبیبت ها رو بفرمایید. تا الان 2 مورد اختیار انسان ها و بی احتیاطی آنها در استفاده از قوانین رو فرمودین.

تفکیک گنهکار از بی گناه در این عذاب های اجتماعی ممکن نیست، مگر با نقض قوانین ظاهری جهان که به مصلحت نیست و باب کشف علوم طبیعی را بسته وعلوم مهندسی را فلج می کند!
دوباره این موضوع مطرح شد. شما به گونه ای میفرمایید که انگار قوانین بشر موجب میشوند که نشود گناهکار را از بی گناه تفکیک کرد. در حالی که این قوانین نیز ساخته خداوند است. سوال من این است که چرا خداوند نمیتوانست قوانین را به گونه های طراحی کند تا گناهکار از بی گناه متمایز شود و بی گناه به عذاب گناهکار دچار نشود؟

Im_Masoud.Freeman
۱۳۹۶/۰۹/۰۲, ۱۴:۴۰
سلام ...
آقا مسعود این بار من کیف کردم از نوع پاسخ دادن شما ...
شاید بتونم بگم این یکی از بهترین پستهای شما در درون این سایت بوده و هست ( البته اگر تصمیم نگیرین که پاکش کنین )

ببینید جناب آقا مسعود ...
چه من ... چه تمام ایرانی ها و چه اکثر مردم دنیا همین حالت شما رو دارند ... همه تقریبا 70 درصد دین اسلام رو قبول دارند ...
میمونه اون 30 درصدش ...

من 10 تا دستور در زیر مینویسم .

1. به پدر و مادر خود نیکی کنید
2. به دیگران کمک کنید
3. قتل نکنید
4. به همسایه خود کمک کنید
5. صدقه بدهید
6. دزدی نکنین
7. به دیگران احسان کنین .
8. برای کنترل اینکه مردم خدایی نکرده آهنگ گوگوش گوش نمیدن ؛ میتونین به خودتون اسلحه ببندین ... ماشین ها رو جلوشون رو نگهدارین ... بگین شیشه ماشین رو بدن پائین ... ظبطشون رو چک کنین ... داخل داشبورد رو نگاه کنین که نکنه خدایی نکرده در درونش نوار باشه و .... ( البته الان این کار رو نمیکنند ... چون خوب تمدن خیلی چیزهای بیشتر رو آورده ... ولی من در مسافرتهایی که با پدر و مادرم میرفتم خاطرم هست که این کارها رو میکردند ... و اگر جناب مسلم هم بودند شاید با بصیرتی که اون زمان از روحانیون اسلامی پیدا میکردند چشمشون رو میبستند ؛ تفنگ رویه بازوشون مینداختند و همین کار رو میکردند چون اعتقادد به درست بودن بندهای 1 تا 7 دارند )

کل صحبت کسایی امثال من این هست ...

70 درصدش درست و خوب و اوکی ... ولی یعنی چی که اون 70 درصد درست هست حتما اون 30 درصد رو انجام بدیم ... نمیفهمیم باید انجام بدیم ... و در آینده میفهمیم که درست بوده ...

قصد من از بیان مثالهایی که خدمتتون هم زدم همین بود ...

زمان قدیم همون 70 درصد رو ملاک میگرفتند ؛ صورتشون رو ارغوانی میکردند و فکر میکردند که بصیرت پیدا کردند ... بعدش هم همون 30 درصدشون رو با باتوم انجام میدادند.

اگر هنوز بصیرت پیدا نکردین ... خوب به نظره من جای خوشحالی هست ...

ولی خوب خیلی کسا رو میبینم و میشناسم که در این مسیر بصیرت پیدا میکنند و مثلا وقتی ازشون میپرسی که چرا بچه ای که پدر و مادرش برده بودند باید برده باشه ... شروع به استدلال کردن میکنند ...

اینها همونهایی هستند که بابته بصیرتشون هر کاری میکنند ... ( دقیقا هر کاری )


اینکه همه 70 درصد اسلام رو قبول دارند رو قبول ندارم.

خیلی ها هستن اصلا نمی فهمن دین چیه خدا کیه. فقط بخاطر اینکه از سوی دیگران سرزنش نشن وانمود میکنن که فهمیدن و قبول دارن.

شاید شبهه هایی که مطرح میشه برای خودشون هم سوال باشه ولی فکر میکنن هرجوری شده به هر قیمتی و از هر روشی باید از "پاسخ شبهه" دفاع کنند

و توهم میزنن که دارن از "اسلام" دفاع میکنند. در حالی که دارن از یه پاسخ از پیش تعیین شده دفاع میکنن و همونو بدون هیچ انعطاف پذیری می خوان بکنن تو مغز بقیه.

در مورد مورد 8 که گفتی، چنین چیزهایی بوده و هست و باز هم خواهد بود.

متاسفانه این افراد فقط به گناه جوانان نگاه میکنن. به عاملش کاری ندارن.

خب شما برای جوانان این مملکت چکار کردید؟ استخر با هزینه معقول ساختی برن توش پشتک وارو بزنن هیجانشون تخلیه بشه؟

با هزینه ی معقول می تونن ورزش ها و تفریحات هیجان انگیز بکنن دلشون سبک بشه؟

تمام درها رو به روش بستی، والا همینقدر که زنده زنده دفنشون نمی کنیم لطف کردیم بهشون

و البته این افراد ارتباطی به اسلام و بسیج و انقلابی بودن ندارند.

ارتباط به کج فهمی و خریت داره. خب کسی که خره خره دیگه. فرقی هم نمی کنه چادری باشه یا سانتی مانتال.

و ما حق نداریم همه رو با یه چوب بزنیم.

مثلا ما یه زن خر توی فامیلمون داریم که حجابش کامله کلاس قرآن میره روضه میره. هرسال اربعین زیارت میره و از این کارها.

ولی تنها چیزی که نداره دینه و هزار جور فتنه و اختلاف توی زندگی دیگران ایجاد میکنه

و به خون امام حسین علیه السلام قسم من به یه دختر خیابونی که با صد تا مرد رابطه ی نامشروع داشته بیشتر از این زن امید به بهشتی شدن دارم.

به قول حسن آقامیری "از بعضی عبادت ها باید به خدا پناه برد"

وجود چنین موجوداتی هیچ ارتباطی به اسلام نداره و هرگز دختران و زنان پاک و با حیا و محجبه رو زیر سوال نمی بره.

و من اینو مطمئنم که دین اسلام برای هــــــر شبهه ای یه پاسخ "قانع کننده، آرامش بخش و لذت بخش" داره.

ولی این ما هستیم که نمی تونیم به این سوالات و شبهات به زیبایی و شیرینی پاسخ بدیم.

رهبری چند وقت پیش فرمودند "اگر بتوانیم حرف های نو و جذاب اسلام را خصوص انسان، جامعه و سیاست به گوش جهانیان و بویژه جوانان برسانیم

قطعا مورد قبول قرار خواهند گرفت"

این همون چیزیه که من رو امیدوار نگه داشته که در آینده پازل دینم رو کامل کنم.

مسلم
۱۳۹۶/۰۹/۰۲, ۲۰:۴۷
یعنی بی احتیاطی موجب مصیبت ها میشود؟ میتونم مصیبتهای زیادی رو مثال بزنم که انسان ها هیچ نقشی در اون نداشتن.
لطفا اگه میشه تمامی علت های مصبیبت ها رو بفرمایید. تا الان 2 مورد اختیار انسان ها و بی احتیاطی آنها در استفاده از قوانین رو فرمودین

خیر برادر من!
منظورم این است که توقع دارید خداوند این قوانین را خلق نکند؟ مثلا در مورد قانون جاذبه که موجب مرگ بسیاری از انسان ها میشود شما چه توقعی دارید؟ شفاف بفرمایید:
الف) قانون جاذبه را خلق نکند!
ب) قانون جاذبه را خلق کند اما مثلا اگر هواپیما موتورش خاموش شد و یا انسان از روی پشت بام پایش لغزید، موقتا قوه جاذبه از کار بیفتد!!



دوباره این موضوع مطرح شد. شما به گونه ای میفرمایید که انگار قوانین بشر موجب میشوند که نشود گناهکار را از بی گناه تفکیک کرد. در حالی که این قوانین نیز ساخته خداوند است. سوال من این است که چرا خداوند نمیتوانست قوانین را به گونه های طراحی کند تا گناهکار از بی گناه متمایز شود و بی گناه به عذاب گناهکار دچار نشود؟

خواهش می کنم منطقی به ماجرا نگاه کنید، نمیشود که زلزله بیاید و درست آجرهای بیاید پایین که زیرش انسان بی گناهی نباشد!! این تمام قوانین فیزیک را زیر سوال می برد!!
سیل بیاید اما وقتی به انسان های گنهکار رسید مثل معجزه موسی(ع) یکدفعه سیل شکافته شده و آن انسان را دور بزند!!

ما داریم علمی صحبت می کنیم! شما اگر می خواهید اشکال کنید باید به صورت شفاف، نه اینکه چرا خدا این کار را کرد و آن کار را نکرد!! بلکه به صرت شفاف یک راهکار بهتر از این وضع موجود ارائه بدهید تا بتوانیم روی آن بحث کنیم.

مبنای 2
۱۳۹۶/۰۹/۰۲, ۲۱:۰۸
سلام ...
جناب مسلم بابته سخنانتون در ابتدا تشکر میکنم ...

من جواب صحبتهای شما رو میدم فقط میخوام به چند تا نکته دیگه اشاره کنم و بعد شروع میکنم به پاسخ دادن به مسائلی که شما طرح کردید ...

تصمیم گیری هایی که مغز ما انجام میده ... در دو سطح انجام میشن ...

1. تصمیم هایی هستند که مغز ما در شرایط عادی میگیره ... مثلا من و شما همکنون پشت میزهامون نشستیم و داریم به مساله فکر میکنم ... مغز هامون باز هست و یک مساله رو از زوایای مختلف بررسی میکنیم ... نوشتن یک جواب شاید یک یا دو روز طول بکشه ... چون شاید مستلزم این باشه که مساله رو از زوایای مختلف ببینیم و بسنجیدم و در نهایت بابته اون مساله یک راهکار ارائه کنیم . برخی از سوالها هستند که شاید روزها به طول بیانجامند و تمام پتانسیل مغز ما رو هم درگیر کنند و در نهایت نتونیم حتی به جواب هم نزدیک بشیم و ...

- این نوع تصمیم ها توسط کل مغز ما سنجیده میشن
- تمام لایه هایه مغزی و تمام سلولها در درون این تصمیم گیری شرکت میکنند
- با این نوع تصمیم گیری میتونیم مسائل عقلانی و ریاضی و ... رو حل و فصل کنیم


نوعی دیگر از تصمیم های ما هستند که لحظه ای هستند ... مثلا اگر همین الان شما روتون رو برگردونین و یک مار رو پشت سرتون ببینید ... هیچ فکری نمیکنید ... و در کسری از ثانهی از جاتون میپرید و پا به فرار میزارید ... حتی اگر تا کنون ماری رو ندیده باشید ... حتی اگر تا حالا مار نیشتون نزده باشه ... حتی اگر تا کنون در درون تلویزیون مار ندیده باشید و اصلا ندونین مار چس هستش ...

اینگونه از تصمیم ها در جایی دیگر گرفته میشن ... ما در درون مغز یک ناحیه ای به اندازه یک بادام داریم ... که با همین نام نیز میشناسنش و به نام بادامه معروف هست ... این قسمت از مغز ما حاصل تمدن ما در درون طبیعت هست ... انسانی اگر حتی در درون کل طبیعت مار ندیده باشه ... وقتی یک مار رو میبینه پا به فرار میزاره ... این بادامه مسئول تصمیم های هیجانی ما هست ...

وقتی که یک مساله ای باعث درد کشیدن بیش از اندازه ما میشه
وقتی یک مساله ای باعث تهییج بیش از اندازه ما میشه
وقتی که یک مساله ای باعث ترس بیش از اندازه ما میشه

به صورت اتوماتیک کل مغز با تمامی سلولهایی که داره ... از مسیر تصمیم گیری خارج میشه و کنترل کار بر عهده بادامک مغز قرار میگیره ...

چون ...

1. مداراتی که در درون بادامک هست بسیار کوچک تر هست ... بنابراین سرعت اقدام و سرعت پاسخگویی به یک محرک در درونش به شدت افزایش پیدا میکنه ...
2. تصمیم هایی که بادامک میگیره ... مسقل از سایر سلولهای مغزی هست و اون سلولها در درون تصمیم گیری دخالت نمیکنند
3. اینی که کسی میتونه هیجانات دیگران رو کنترل کنه ... اینی که میتونه هیجانات خودش رو کنترل کنه و تصمیم های منطقی در شرایط سخت بگیره ... بیشتر از این جهت هستش که بادامک قوی داره ... نه اینکه لزوما مغز قویتری داشته باشه ...

بنابراین خیلی از انسانها رو میبینیم که عاقل هستند ... خیلی هوشمند هستند ... ولی در زندگیشون موفق نیستند ... و این بیشتر بابته این هستش که نمیتونند کنترلی بر رویه هیجاناتشون داشته باشند .

البته بادامک مغز هم قابل پاک کردن و برنامه ریزی مجدد هست ... که نیازمند تکنیکهای روانشناسی زیادی هست که مجالش اینجا نیست ...

من وقتی داشتم یک کتابی رو در این ارتباط میخوندم ... نویسنده کتاب عنوان کرده بود که به همین خاطر هستش که در بسیاری از قتلهایی که صورت میگیره ... مجرم رو آزاد میکنند که بره ... چون بهش جنون آنی دست داده ... چون تصمیمی بوده که بادامک مغز گرفته ... و در درون اون تصمیم کل سلولهای مغز اون شخص دخیل نبودن ...

جنون لحظه ای هیچ ربطی به مغز نداره و تصمیمی هست که از بادامک صادر شده ...

تصمیمی مانند کشتن مهاجم
فرار کردن از دست یک مار
و ...

خوب این مساله برای من خیلی جالب بود ... که علم به چنین جایی رسیده که میتونه مصدر افعال ما رو تشخیص بده و اگر به این نتیجه رسید که مصدر اون فعل جایی غیر ارادی بود .... شخص رو آزاد میکنه بره خونش ...

وقتی من این مساله رو در کنار واقعه بنی قریظه میزارم که حضرت محمد دستور دادند آدمهایی که اصلا روحشون هم از خیانت هم کیشانشون خبر نداشته و مثلا بقال بودند ... مزرعه دار بودند و ... و حضرت محمد چنین تصمیمی رو در موردشون میگیرند ...

خوب میمیونم ...

غربی که میاد و مصدر تصمیمها رو اونقدر در درونش ریز میشه ... که مصدر اون فعل رئ تشخیص بوده و اگر مصدر اون فعل مثلا غیر ارادی بوده باشه ... شخص رو آزاد میکنه که بره ... و دینی که میگه چون هم کیشانت خیانت کردن تو هم باید بمیری ...

البته نمیدونم ... شاید الان هم در درون ایران جنون لحظه ای رو ببخشند ( که فکر نمیکنم ) ... ولی آیا در درون قرآن ... یا در درون احادیث حتی ما اشاره ای به همچین چیزی داشتیم ... آیا اینقدر در درون حق ریز بین شدیم ...

و بعد شما دم از این میزنین که خدا مو رو از ماست بیرون میکشه و از این جور حرفها ...

خوب چجوری .... مثله قضیه بنی قریظه ...

البته این بحث خیلی خیلی فراتر از این مثال من هست و تایپ کردن و پس و پیش کردن کلمات برای رسوندن مطلب هم زمانبر هست و هم تفهیم اون چیزی که در درون ذهنم هست بسیار دشوار ...

ولی تصمیم گرفتم در درون این موضوع دیگه کم نیارم و تا آخرش باشم ... یا شما من رو راضی میکنین ... یا من شما رو ...

مبنای 2
۱۳۹۶/۰۹/۰۲, ۲۲:۳۲
سلام ...
جناب مسلم یک سوال دیگر هم داشتم ...

اینقدر من نمونه های کاری تعریف میکنم که صدای بچه ها هم در اومده ... ولی میخواستم نظرتون رو هم در مورد این مساله عنوان کنید ....

چندی پیش من یک پروژه ای رو در درون یک شرکت تقبل کردم و قرار بود که اون پروژه رو انجام بدم ...
هیچی پروژه تعیین مختوا شد ... و زمانبندی شد ... و قرار شد که برای تاریخی مشخص اون رو ببریم آزمایشگاه تا تائیدیه هاش رو از آزمایشگاه بگیریم ...

پروژه تقریبا باید 3 ماهه تموم میشد ... و من با هزار بدبختی اون رو 4 ماهه تموم کردم ... و دیر به آزمایشگاه رسید و چون شرکت در ارائه کردن اون دستگاه با سایر شرکتهایه رقیب ؛ رقابت میکرد ... باعث شد آبرویه شرکت نزد دیگر شرکتها و سازمان متبوع متزلزل بشه ... ( بماند که برخی از شرکتها در درون آزمایش رد شدند )

ولی هر بار که من میخواستم برم و برای مدیر عامل توضیح بدم ...
مدیر عامل ؛ انگشت اشاره اش رو میزاشت بر رویه دماغش ... و میگفت ... هیییییسسسسس .... کی به تو اجازه داد که توضیح بدی .... از اتاق برو بیرون ...

من میخواستم بدونم ... خدا بر اساس چه منطقی ما رو در شرایط ظلم قرار میده و بعدش میخواد توضیح بده ... اگر من نخوام ازش بایته این مساله توضیح بشنوم چی ....

حتما باید توضیحات خدا رو بشنوم ؟؟؟

حتما باید بهم ظلم بشه و منتظر جبران کردن خدا باشم ؟؟؟

چرا ؟؟؟ بر اساس چه منطقی ؟؟؟

اگر جبران کردن خدا رو نپذیرم چی ؟؟؟

مسلم
۱۳۹۶/۰۹/۰۳, ۱۴:۳۲
با سلام و احترام

در خصوص پست شما ابتدا به یک نکته در کلام شما اشاره کنم و سپس پاسخ شما را عرض خواهم کرد:


ولی هر بار که من میخواستم برم و برای مدیر عامل توضیح بدم ...
مدیر عامل ؛ انگشت اشاره اش رو میزاشت بر رویه دماغش ... و میگفت ... هیییییسسسسس .... کی به تو اجازه داد که توضیح بدی .... از اتاق برو بیرون ...

آیا شما این رفتار مدیر را تأیید می کنید؟! اگر تأیید می کنید پس می پذیرید که کم کاری از خودتان بوده! اما اگر تأیید نمی کنید و معتقد هستید که باید اجازه داد تا طرف حرفش را بزند و از خودش دفاع کند پس باید دفاع خداوند را نیز بشنوید، علت این مشکلات و مصیبت ها و ظلم های دنیوی را بفهمید و سپس قضاوت کنید.

به عبارت دیگر این مثالتان مطلقا در مورد خداوند جاری نیست، چرا که:
اگر شما کم کاری کرده بودید و مدیر به حق اجازه حرف زدن به شما نداد این در مورد خداوند جاری نیست...
و اگر شما کم کاری نکرده بودید و مدیر به ناحق اجازه حرف زدن به شما نداد، خب چطور چنین رفتاری را نسبت به خدا روا می دارید:



اگر من نخوام ازش بایته این مساله توضیح بشنوم چی ....

حتما باید توضیحات خدا رو بشنوم ؟؟؟

اما در مورد پاسخ به سوال شما:



حتما باید بهم ظلم بشه و منتظر جبران کردن خدا باشم ؟؟؟

ببینید بنده قبلا در پست های پیشین هم عرض کردم، ظلم ها و مصیبت هایی که در جهان اتفاق می افتد از دو حال خارج نیست:

یا مصیبت هایی است که چاره ای از آنها نیست، یعنی نشأت گرفته از قوانینی هستند که برای زندگش بشر ضرورت دارند، اما طبیعتا در شرایط عادی و غیر عادی کار خودشان را می کنند و گاهی ممکن است موجب خسارت شوند، مثل قوه جاذبه که برای بشر ضرورت دارد اما همین جاذبه هواپیمایی که موتورش آسیب دیده را به زیر میکشد!!
یا مثل اختیار برای بشر که وقتی باشد دیگر چاره ای از بروز برخی مشکلات هم نیست.


یا مصیبت هایی هستند که اگرچه موجب ضرر میشوند اما حکیمانه هستند، یعنی یک هدف مهم تر در ورای آنها وجود دارد، مثلا گاهی خداوند برای متنبه ساختن بشر و بیدار کردن وجدان های خفته آنها ، ایشان را دچار مصیبت می کند، قرآن در برخی آیات به این مسئله اشاره دارد، آیاتی چون 41 روم؛ 21 سجده؛ 168 اعراف و مانند آن که تعبیر «لعلهم یرجعون» در پایان خود دارند، یعنی اینکه شاید برگردند.

مسلم
۱۳۹۶/۰۹/۰۳, ۱۵:۲۳
بنده الان تفصیلا به پاسخ پست شما می پردازم، اما پیش از خواندن پاسخ از شما خواهش می کنم با نگرش محض عقلی به مسئله نگاه کنید، نگرش احساساتی و توأم با عواطف در این مباحث رهزن است.


خوب این مساله برای من خیلی جالب بود ... که علم به چنین جایی رسیده که میتونه مصدر افعال ما رو تشخیص بده و اگر به این نتیجه رسید که مصدر اون فعل جایی غیر ارادی بود .... شخص رو آزاد میکنه بره خونش ...


غربی که میاد و مصدر تصمیمها رو اونقدر در درونش ریز میشه ... که مصدر اون فعل رئ تشخیص بوده و اگر مصدر اون فعل مثلا غیر ارادی بوده باشه ... شخص رو آزاد میکنه که بره

بنابرسخن شما آنچه در غرب کشف شده این است که منشأ این افعال می تواند غیر ارادی و هیجانی باشد، تا اینجا درست!! اما در این خصوص به چند نکته باید توجه بفرمایید:

نکته اول: این ملاک هرگز نمی تواند ملاکی در مباحث حقوقی قرار گیرد، چون اولا تشخیص اینکه زمان جرم این شخص طبق عقلش تصمیم گرفته یا طبق این بادام قابل پیگیری نیست!! خصوصا اینکه همه قاتلین مدعی خواهند بود طبق این غده بادام مانندشان تصمیم گرفته اند!!!

نکته دوم: این کشف بر فرض کارآمدی، تعارضی با حکم اسلام دارد، تفصیل ماجرا:

اسلام از 1400 سال پیش بسیار دقیق فرموده است که اگر شخص مشکلات روحی و روانی داشته باشد با تشخیص پزشکی قانونی از قصاص رهایی می یابد، بنابراین اگر علوم جدید راهی بیابند که بتوان قتل های خودآگاه را از قتل های ناخودآگاه، یا قتل های با سلامت روان را از قتل های قاتلی که فاقد سلامت روان بوده تشخیص دهد می توان در صدور حکم از این دستاوردهای جدید استفاده کرد.

و نیز اگر کسی در دفاع از جان خود و دور کردن مهاجم باشد، باز هم اسلام می فرماید قصاص او واجب نیست، همانطورکه خود شما اشاره فرموده اید:


تصمیمی مانند کشتن مهاجم

نکته مهم دیگری که توجه به آن لازم است این است که درست است که بسیاری از قتل ها به خاطر فوران هیجانات اتفاق می افتد اما اینگونه نیست که نشود این هیجانات را کنترل کرد، دشوار است اما نشدنی نیست، مثالی میزنم تا روشن شود، فکر کنید بنده ماری را ببینم و پشت سرم هم دره ای عمیق باشد، اگرچه فوری عکس العمل نشان خواهم داد اما هرگز حتی ناخودآگاه به سمت آن دره نخواهم پرید! حکم قصاص هم در حقیقت همین نقش را دارد یعنی انسان در اوج هیجانات به یاد حکم قصاص که می افتد نقش بازدارندگی خود را خواهد داشت، در حقیقت این حکم برای کنترل این هیجانات است.

مبحث حقوقی در این خصوص خیلی در اسلام مفصل و دقیق بحث شده حتی نوع آلتی که برای قتل استفاده میشود در نگاه اسلام برای صدور حکم نقش دارد که ابزار قتل باشد یا نباشد، مثلا اگر کسی با چاقو یا تفنگ کسی را بکشد و بعد ادعای قتل سهوی داشته باشد فرق می کند تا با مثلا انبردستی یا آچارفرانسه کشته باشد!!

انصافا اسلام در مباحث حقوقی آنقدر دقیق و قوی نظریه داده است که انسان به عنوان مسلمان احساس غرور می کند.




واقعه بنی قریظه میزارم که حضرت محمد دستور دادند آدمهایی که اصلا روحشون هم از خیانت هم کیشانشون خبر نداشته و مثلا بقال بودند ... مزرعه دار بودند و ... و حضرت محمد چنین تصمیمی رو در موردشون میگیرند ...

و دینی که میگه چون هم کیشانت خیانت کردن تو هم باید بمیری ...

در مورد واقعه بنی قریضه باید عرض کنم این ماجرا از اساس با تردید جدی روبرو است، اقای دکتر رجبی دوانی که یکی از پژوهشگران مطرح در تاریخ اسلام هستند نیز در بحث مبسوطی علل تردید در این ماجرا را بیان کرده اند.
اما فارغ از این ماجرا باید دقت بفرمایید:

مطلقا، تأکید می کنم مطلقا مجازات بی گناه به خاطر این که شخص گنهکار با او نستی دارد چون پدرش است، برادرش است یا مانند آن جایز نیست، هم در این خصوص نصوص قرآنی داریم(انعام:164؛ فاطر:18؛ نجم:38) و هم تا دلتان بخواهد روایت!
پیامبری که در فتح مکه حتی وحشی قاتل عمویش حمزه، و ابوسفیان و مانند ایشان را بخشید و فرمان عفو عمومی صادر کرد می آید یکی سری انسان را به گناه دیگران اعدام کند؟!!

باید استدلال را روی یقینیات بنا کرد.



یا شما من رو راضی میکنین ... یا من شما رو ...

تصمیم درستی گرفته اید، بنده هم تا پایان در خدمتم شما هستم تا بتوانیم با همفکری به نتیجه واحد برسیم.

مبنای 2
۱۳۹۶/۰۹/۰۳, ۱۶:۳۲
سلام ...

جناب مسلم ... در مورد صحبتهاتون ... و اینکه وقت میزارین تا پاسخ بدین در ابتدا تشکر میکنم ...

من امروز میرم از یک کریستال فروشی یک دونه ظرف کریستالی میخرم ...

مرد کریستال فروش به من میگه این کریستال اصل هستش و Fake نیست ... ( کریستال های اصل وقتی خورد میشن ... به تکه های بسیار بسیار ریز قسمت بندی میشن ( هزاران تکه ) .... ولی کریستال های تقلبی مثلا 10 تکه میشن ... یا 20 تکه میشن )

من هم وقتی که میام خونه ... چون دسترسی به مرد کریستال فروش ندارم ... و شک میکنم که کریستال اصل نیست ... میزنم و ظرف کریستالی رو میشکونم ... و میبنم که 10 تکه شد ... و با خودم میگم ... این کریستال فروشه جنس تقلبی دست مشتری میده ... و بهش زنگ هم نمیزنم ( چون امکانش رو ندارم ) ...

وقتی که من زدم و کریستاله کریستال فروش رو شکستم ... دو روز بعدش ( قیامت ) کریستال فروشه زنگ میزنه خونمون و میگه من در حق شما ظلم کردم ... کریستالی که بهتون دادم Fake بوده اون رو پس بیارین ... تا من براتون جبران کنم و بهتون کریستال اصل رو بدم ...

منم خورده های کریستال رو برمیدارم و صد هزار تومن پول ماشین میدم و براش میبرم ... میگم بیا کریستال Fake خودت رو بگیر و کریستال اصل من رو بده ...

کریستال فروش میگه ... چرا زدی کریستال من رو شیکوندی ... من اون زمان کریستال اصل نداشتم ( در محدودیت قوانین دنیوی بودم ) بهت کریستال Fake دادم و با خودم گفتم بعدا جبران میکنم ...

شما کریستال فروش ... چی کار میکنین ...

اگر شما در حالت اول دستتون بسته بود و درگیر قوانین دنیوی بودید و نمیتونستید بهم کریستال اصل بدید ... حالا که دو روز گذشته ... چی شده که دستتون باز شده ؟؟؟

اگر من اون کریستال رو گذاشته بودم تویه سفره عروسیم ... و خواهر شوهرم اومده بود و من رو مسخره کرده بود که کریستال Fake بهم انداختین ... شما این بی ابرویی رو هم جبران میکردین یا نه ...

چجوری ...
شما که دستتون بسته بوده که یک کریستال اصل بهم بدین ... چی شده یهو دستتون باز شده که پروانه وار میلیاردها اثر جانبی که اون فروش نا به حق بر رویه زندگی من گذاشته رو جبران کنین ...

مسلم
۱۳۹۶/۰۹/۰۳, ۲۰:۰۴
شما که دستتون بسته بوده که یک کریستال اصل بهم بدین ... چی شده یهو دستتون باز شده که پروانه وار میلیاردها اثر جانبی که اون فروش نا به حق بر رویه زندگی من گذاشته رو جبران کنین ...

با سلام مجدد
اگر منظورتان از آن کریستال فروش خداوند است و میخواهید تشبیه کنید باید عرض کنم مثالتان صحیح و راهگشا نیست.

چون از دو حال خارج نیست:

الف) یا کسی که کریستال Fake به شما فروخته آگاهانه این کار را کرده است.

اگر آگاهانه باشد که خب این یا از سر طمع است، یا از سر ناتوانی!! اما هیچ کدام در خصوص خداوند راه ندارد!!
براهین امکان و وجوب ما را به واجب الوجودی میرساند که از هر لحاظ کامل است، نه عقده ظلم و طمع دارد، و نه ذره ای عجز و ناتوانی در او راه دارد.

این که این جهان پر از ظلم و مصیبت و مشکلات است از سر ناتوانی خدا نیست!! از سر قوانین مادی حاکم بر جهان است!! به تعبیر فلسفی فاعلیّت مشکلی ندارد، این بی ظرفیتی از سر قابلیّت است، قابل ظرفیت بیش از آن را ندارد.
لذا می بینیم در عوالم مثال و عالم عقل هیچ مصیبتی نیست، هیچ تزاحمی بین علل نیست، همه اینها متعلق به این عالم ناسوتی مادی است.

مثالی عرض می کنم تا روشن شود، ببینید اجسام کروی را هر طوری روی هم بچینید بین آنها فاصله خواهد افتاد، این فاصله لازمه این صورت کروی است نه اینکه آن کسی که می چیند به عجز و ناتوانی توصیف شود.
تا این اشیاء کروی هستند، این فاصله در چیدن آنها هم هست، نظام عالم ماده بدون تزاحم و درگیری علل غیر ممکن است، کسی نمیگوید خدا نمی تواند، می گوییم نمی شود!


ب) یا از روی نا گاهی جنس تقلبی به شما فروخته است، و این به نسبت خداوند عذر بدتر از گناه است، خدایی که از سر نا آگاهی مجبور به ظلم بندگان میشود نمی تواند خدای کاملی باشد که براهین وجوب وجود آن را اثبات می کنند.

مبنای 2
۱۳۹۶/۰۹/۰۳, ۲۰:۲۱
با سلام مجدد ...

آخه خوب این چه صحبتی هست ...
من در درون خونمون یک سفیه فضایی درست کردم که میتونه طی طریق و طی الاسما کنه ... فقط برای اینکه توربین های این سفیه به حرکت در بیاد باید یک سوزن 15 سانتی متری رو در درون بدن یک بچه 15 روزه به طور کامل فرو کنم و با گریه این کودکی که مورد ظلم قرار گرفته سفیه به پرواز در میاد ...

خوب که چی ...
اینی که ما یک هدف عالی داریم ... آیا مجوز این رو خواهیم داشت که ظلم کنیم ...
یک زمانی هست که من این مجوز رو میدم ... ولی وقتی من چنین مجوزی رو به کسی نمیدم ... چه مفهومی داره که کسی بهم بگه بهت ظلم میکنم بعدا جبران میکنم ...

ثانیا ... اگر به من ظلم شد ... و من طاقت نیاوردم و تغییر کردم ... اون تغییر رو خدا میبخشه ...
بارها براتون مثال زدم ...

ظلم ... مسیر زندگی رو عوض میکنه و پروانه وار بر رویه تمامی تصمیم های آتی اون شخص به صورت آشکارا و خفی تاثیر میزاره ...

آیا خدا همه اونها رو حساب میکنه ....

مبنای 2
۱۳۹۶/۰۹/۰۳, ۲۰:۲۹
سلام ...

جناب مسلم ... پدر من آهن فروش بود و یک مغازه در بازار آهن داشت ...
اون زمانها میخواستند بازار آهن زو از تهران به خارج ازد تهران منتقل کنند و پدر من مغازه رو میفروشه و 4 یا 5 تا مغازه در درون آهن مکان پیش خرید میکنه ...
پدر و عموی من با سرمایه گذار آهن مکان آشنا بودند ...

بعد از اینکه پدر من فوت میشه ...
عموم تمام دارایی ما رو بالا میکشه و چون تمام پیش خرید ها در درون مغازه بوده و حالت سند نداشته ... عموم به راحتی تمام اون معازه ها رو تصاحب میکنه ...

خوب ...
عموم به من و برادرم ظلم کرد ...
من در درون زندگیم با مشگلات اقتصادی زیادی دست و پنجه نرم کردم و این کاره عموم بر رویه همه چیز زندگی ما اثر گذاشت ...

رویه ازدواجم
رویه روابطم
رویه اعتبارم
رویه اخلاقم
و ...

مثلا اگر عموم این ظلم رو نمیکرد من میتونستم با x ازدواج کنم و از اون بچه دار میشدم ... و عاشق بچه هام میشدم ... و تا آخر عمرم شاد بودم ...

حالا که عموم این ظلم رو در حق من کرده من با y ازدواج میکنم ... از اونم بچه دار میشم ... بچه هام رو دوست ندارم ... و تا آخر عمرم معمولیم ...

میزنه و من میمیرم ...
اون دنیا عموم یا خدا یا ... میخواد جبران کنه ...

دقیقا چی کار میکنه ...

بچه هام رو عوض میکنه و یه کاری میکنه که من به صورت مجازی با x ازدواج کردم و از x بچه دار شدم و در کنار بچه هام از x هستم ...

خوب چی کار میکنه ...

مسلم
۱۳۹۶/۰۹/۰۳, ۲۰:۴۳
با سلام مجدد


آخه خوب این چه صحبتی هست ...
من در درون خونمون یک سفیه فضایی درست کردم که میتونه طی طریق و طی الاسما کنه ... فقط برای اینکه توربین های این سفیه به حرکت در بیاد باید یک سوزن 15 سانتی متری رو در درون بدن یک بچه 15 روزه به طور کامل فرو کنم و با گریه این کودکی که مورد ظلم قرار گرفته سفیه به پرواز در میاد ...

خوب که چی ...
اینی که ما یک هدف عالی داریم ... آیا مجوز این رو خواهیم داشت که ظلم کنیم ...

سر کار خانم این چه مثالهایی است که شما می زنید؟!!!!
اینکه ما با تکنولوژی علتِ روشن شدن سفینه را فروکردن سوزن در بدن بچه قرار بدهیم احمقانه و ظالمانه است، چون راه های دیگری هم وجود داشته و دارد!
اما در خصوص رشد انسان که در سایه اختیار حاصل میشود شما چطور می توانید جلوی ظلم را بگیرید؟!
یا باید اختیار داد یا نداد! اگر اختیار بدهی باید لازمه آن که ظلم هست را هم بپذیری! اگر اختیار ندهی خب پس سفینه ای اصلا در کار نیست!!

مثال شما مغلطه روشنی است!! گره زدن روشن شدن یک سفینه به فرو کردن سوزن در تن یک کودک حتی اگر ممکن باشد پیچاندن لقمه دور سر است، راه های بسیار بهتری برای روشن شدن سفینه وجود دارد، اما آیا برای خلقت جهان مادی راه یگری جز این مصیبت ها و ظلم ها وجود دارد؟!!



ثانیا ... اگر به من ظلم شد ... و من طاقت نیاوردم و تغییر کردم ... اون تغییر رو خدا میبخشه ...
بارها براتون مثال زدم ...

بنده هم بارها عرض کردم نقش تمام عوامل در حسابرسی دخالت داده خواهد شد!! آیه قرآنش را هم برای شما خواندم.
به هر میزان که خانواده و جامعه در انسان نقش داشته باشد خداوند به همان اندازه حسابرسی را تخفیف خواهد داد، و اگر کسی موفق شود علی رغم این مشکلات مسیر درست را برود خداوند به همان مقدار تلاش مضاعف پاداش مضاعف خواهد داد.

نگویید اینها اسلام up to date شده است، همه اینها آیه و روایت دارد، پیامبر(ص) می فرمایند: برترین اعمال، سخت ترین آنهاست!(بحارالانوار، ج67، ص191) هرچه عوامل محیطی مثل جامعه و خانواده لامذهب تر باشند دینداری انسان دشوارتر خواهد شد و این مجاهدت برتر است و اجر مضاعفی می طلبد!!
یا اینکه در روایت داریم خداوند به اندازه عقل انسان ها در حسابرسی دقت به خرج می دهد(محاسن، ج1، ص195)
همه این مطالب برگرفته شده از دین هستند، من از خودم سخنی نمیگویم!

انسان تا زمانی که عقل و فطرت دارد مکلّف است، چون اگر تمام خانواده شخص، همگی دزد باشند باز عقل می گوید دزدی خوب نیست، اما این میل افراطی به دزدی که ناشی از پرورش در چنین خانواده ای هست تا چند درصد اراده انسان را تضعیف می کند، اما خداوند در حسابرسی این را لحاظ خواهد کرد.

علاوه بر اینکه خداوند می داند این علائم نقش دارند، اسلام این نقش را انکار نکرده است، لذا در روایت داریم که اگر فرزند گناهی انجام بدهد که ناشی از کوتاهی پدر و مادر باشد آنها در آن گناه شریک خواهند بود.
اما چاره ای از این تفاوت ها نیست، خداوند که نمیتواند پدر و مادرها را برای تربیت صحیح مجبور کند!!!

اینکه میگویم با نگرش خشک عقلی به مسئله نگاه کنید از این بابت است، دلسوزی برای افراد خوب است اما نمی گذارد انسان نگاه کل نگر داشته باشد، این جزء نگری را رها کنید و بیایید از بالا و از بالا به تمام نظام و قوانین به صورت یکجا نگاه کنید.

مسلم
۱۳۹۶/۰۹/۰۳, ۲۰:۵۱
اون دنیا عموم یا خدا یا ... میخواد جبران کنه ...

دقیقا چی کار میکنه ...

معذرت می خواهم که این را می گویم دید شما محدود به این عالم ماده است که من مثلا با فلانی ازدواج کنم و بچه هایم را دوست داشته باشم، و...؛ این دید خیلی پایین است!! اصلا آینده نگری در آن نیست!! خوب است که انسان بخواهد با یک شخص خاص ازدواج کند و..

در پاسخ فقط یک حرف میزنم: زندگی اخروی ما میلیاردها سال طول خواهد کشید!!! عمر ما در جهان آخرت نامحدود است و در دنیا نهایتا 100 سال! 100 سال در برابر نامحدود؟ یعنی ریاضی اگر حساب کنید هیچ است! دنیا به معنای واقعی در برابر آخرت هیچ است...

در دنیا اگر بهترین ها را هم به شما بدهند موقت است، گذرا است، تا چشم به هم بزنید می گذرد، اما زندگی آخرت بی پایان است، آیا رنج مدت کوتاهی که به چشم نمی آید را نمی تواند در یک زمان نامحدود جبران کرد؟!!

حتی اگر این جبران با رنج برابر نباشد اما باز هم به لحاظ زمان که سنجیده می شود ارزشش را دارد، اگر به شما بگویند ده دقیقه دو میلیارد به شما بدهیم می خواهید یا ده میلیون را برای ده سال؟!!

به همین خاطر در روایات می فرمایند مردم خوابند، وقتی مردند بیدار می شوند، و برای همین می فرمایند مردم در قیامت آرزو می کنند کاش تمام عمرشان در سختی و فلاکت بودند، و برای همین است که آرزو می کنند کاش هیچ کدام از دعاهایشان مستجاب نشده بود!!!

پولی که شما قرار بوده از عمویتان بگیرید برای هفتاد، هشتاد سال بوده، اما در قیامت پولی را می گیرید که بهره از ان نامحدود است!! از نظر ازدواج هم همینطور ، در اخرت هیچ کسی رنجشی از همسرش نخواهد دید، همه زنان و مردان برگزیده هستند که خالی از خصوصیات بد اخلاقی هستند، و هر کسی هر کسی را که خواست به همسری بر می گزیند.
هیچ چیزی نیست که بخواهید و به شما داده نشود.

و هزاران وصفی که در این مقال نمی گنجد، کمی افق دیدتان را عمیق تر سازید...

Im_Masoud.Freeman
۱۳۹۶/۰۹/۰۳, ۲۱:۴۴
معذرت می خواهم که این را می گویم دید شما محدود به این عالم ماده است که من مثلا با فلانی ازدواج کنم و بچه هایم را دوست داشته باشم، و...؛ این دید خیلی پایین است!! اصلا آینده نگری در آن نیست!! خوب است که انسان بخواهد با یک شخص خاص ازدواج کند و..

در پاسخ فقط یک حرف میزنم: زندگی اخروی ما میلیاردها سال طول خواهد کشید!!! عمر ما در جهان آخرت نامحدود است و در دنیا نهایتا 100 سال! 100 سال در برابر نامحدود؟ یعنی ریاضی اگر حساب کنید هیچ است! دنیا به معنای واقعی در برابر آخرت هیچ است...

در دنیا اگر بهترین ها را هم به شما بدهند موقت است، گذرا است، تا چشم به هم بزنید می گذرد، اما زندگی آخرت بی پایان است، آیا رنج مدت کوتاهی که به چشم نمی آید را نمی تواند در یک زمان نامحدود جبران کرد؟!!

حتی اگر این جبران با رنج برابر نباشد اما باز هم به لحاظ زمان که سنجیده می شود ارزشش را دارد، اگر به شما بگویند ده دقیقه دو میلیارد به شما بدهیم می خواهید یا ده میلیون را برای ده سال؟!!

به همین خاطر در روایات می فرمایند مردم خوابند، وقتی مردند بیدار می شوند، و برای همین می فرمایند مردم در قیامت آرزو می کنند کاش تمام عمرشان در سختی و فلاکت بودند، و برای همین است که آرزو می کنند کاش هیچ کدام از دعاهایشان مستجاب نشده بود!!!

پولی که شما قرار بوده از عمویتان بگیرید برای هفتاد، هشتاد سال بوده، اما در قیامت پولی را می گیرید که بهره از ان نامحدود است!! از نظر ازدواج هم همینطور ، در اخرت هیچ کسی رنجشی از همسرش نخواهد دید، همه زنان و مردان برگزیده هستند که خالی از خصوصیات بد اخلاقی هستند، و هر کسی هر کسی را که خواست به همسری بر می گزیند.
هیچ چیزی نیست که بخواهید و به شما داده نشود.

و هزاران وصفی که در این مقال نمی گنجد، کمی افق دیدتان را عمیق تر سازید...

سلام استاد مسلم عزیز.

اینجور که من متوجه شدم شاید بشه این دنیا و آخرت رو به یک مسابقه فوتبال تشبیه کرد ولی نه با این قوانینی که الان توسط بشر اداره میشه.

در فوتبال دو تیم با هم برای پیروزی مسابقه می دهند.

مسابقات فوتبال در طول بازی یک داور دارند که بازی رو مدیریت میکنه و بعد از بازی کمیته انضباطی هست که به طور مفصل و دقیق بازی رو بررسی میکنه

که به تخلفات رسیدگی کنند.

فرق این مسابقه فوتبالی که من میگم با اونی که توی این دنیا هست اینه که فوتبال مورد نظر من با قوانین خداوند اداره میشه.

خداوند خودش هم داور مسابقه هست و هم رئیس کمیته انضباطی. فقط وظایفش در هر پست متفاوت هست.

داور مسابقه ( خداوند ) که وسط زمین هست کارش مدیریت مسابقه هست.

اگر داور نداشته باشه که فوتبالیست ها میفتن به جون هم به جای فوتبال میشه کشتی و بعدشم تماشاگرا میریزن توی زمین و آخر سر هم مسابقه نیمه تمام می مونه

یعنی خدا داور ( خودش ) رو گذاشته که مسابقه رو بشه برگزار کرد.

و کمیته انضباطی رو هم گذاشته که بعد از مسابقه به تخلفات هر بازیکن رسیدگی بشه.

یه مثال بزنم.

یه بار داشتم فوتبال میدیدم. توی یه صحنه که به طور اتفاقی توسط دوربینهای تلوزیونی شکار شده بود

بازیکن یکی از تیم ها رفت جفت کرد با بازیکن تیم حریف بعد یه نگاه به داور و کمک داور کرد دید حواسشون نیست

بعد با کف پا زد روی ساق پای بازیکن بیچاره پهن زمینش کرد.

بازیکن بیچاره خیلی از درد به خودش پیچید و شش ماه هم بخاطر مصدومیت خانه نشین شد ولی داور این صحنه رو ندید و بازی ادامه پیدا کرد.

اما اینطور که من متوجه شدم قوانین خداوند اینجوری نیستند.

یعنی خداوند ظلم رو می بینه ولی بازی رو متوقف نمی کنه که با بازیکن خاطی برخورد مفصل انجام بده.

چون اگر اینکارو بکنه کلی بازیکن خطاکار توی این دنیا هستند و اگر بخواد همون موقع برخورد کنه دنیا از انسان خالی میشه.

یعنی ممکنه بازیکنی که لگد زده توی همون بازی که حقش اخراج بوده سه تا گل هم بزنه و بازی رو ببرن و به ریش بازیکن لگد خورده بخنده.

ولی بازیکنی که لگد خورده بابت کمیته انضباطی خیالش راحته و میگه بزار بازی تمام بشه کمیته انظباطی خدمتت میرسه.

بعد از بازی می بینیم که بله، کمیته انظباطی بازیکنی که لگد زده رو یک سال محروم کرده و بازی هم سه بر صفر به نفع تیم حریف اعلام میشه.

در واقع خدا در دنیا فقط در حدی با بازیکن های خاطی برخورد میکنه که مسابقه به هم نریزه و مسابقه نیمه تمام نمونه.

مثلا اگر یه بازیکنی چون روش خطا شده بگه من نمیزارم بازی ادامه پیدا کنه و زمین مسابقه رو آتیش میزنم خدا بهش کارت قرمز میده و از زمین اخراجش میکنه

چون این دیگه تخلفی نیست که بشه به کمیته انضباطی بعد از بازی حواله اش داد. داره جو مسابقه رو بهم میزنه.

شاید به همین دلیل باشه که خداوند در قرآن می فرماید:

« اگر خدا [تجاوز و ستم] برخی از مردم را به وسیله برخی دیگر دفع نمی کرد، قطعاً زمین را فساد فرا می گرفت؛ ولی خدا نسبت به جهانیان دارای فضل و احسان است.»

صندلی
۱۳۹۶/۰۹/۰۳, ۲۳:۰۲
سلام.
جدا چقدر بی مزه میشد که ظالم در ظلمش اختیار نداشته باشه و صالح در عمل صالحش.

اصلا مگه فلسفه دنیا همین ها نیست؟

اگر شرایط افراد فرق نمیکرد و اگر کسی اختیار نداشت دیگه اصلا چه نیاز به دنیا بود. من مثلا خدا(نعوذ بالله) خب من میدونم اینو دارم خلق میکنم تا آخر عمرش در شرایط بدی قرار نمیگیره که دلش بخواد بره سمت گناه و فلان، خب چه کاریه چرا بفرستمش دنیا میدونم که تا آخرش پاک میمونه چون شرایط بدی براش پیش نمیاد خب مستقیم میفرستادمش بهشت!

خب باید شرایط بد پیش بیاد تا آدما امتحان بشن تا عیارشون سنجیده بشه. چه وسیله ای برای امتحان مردم بهتر از اختیار! که بتونن خودشون همدیگه رو در شرایط خوب یا بد قرار بدن و امتحانی باشه براشون. این سیستم ،شاهکار خلقت خداست!

فتبارک الله احسن الخالقین...

مسلم
۱۳۹۶/۰۹/۰۴, ۰۷:۴۳
شاید بشه این دنیا و آخرت رو به یک مسابقه فوتبال تشبیه کرد ولی نه با این قوانینی که الان توسط بشر اداره میشه.

در فوتبال دو تیم با هم برای پیروزی مسابقه می دهند.

مسابقات فوتبال در طول بازی یک داور دارند که بازی رو مدیریت میکنه و بعد از بازی کمیته انضباطی هست که به طور مفصل و دقیق بازی رو بررسی میکنه

که به تخلفات رسیدگی کنند.

با سلام و احترام آقا مسعود عزیز

بله مثالتون خیلی جالب و برای برخی مخاطبان مخصوصا فوتبال دوستان جذاب هست.

البته فقط این رو می توان در قالب تمثیل و تشبیه پذیرفت، چون بین این دو یک تفاوت بزرگی هم وجود داره، و آن اینکه رأی و مجازات کمیته انضباطی یک رأی و مجازات قراردادی است، مثلا اگر کسی خلافی کرد 1000 دلار جریمه میشه!! این پرداخت پول هیچ ارتباطی با آن جرم ندارد، بلکه به عنوان جریمه ای برای آن جرم قرارداد شده است؛ اما مجازات های اخروی قراردادی نیستند، تکوینی هستند، مثل کور شدن بر اثر خوردن خودکار به چشم!! اینطور نیست که کسی بگوید چون خودکار زدی به چشمت پس ما تو را کور می کنیم!! این اثر تکوینی خود عمل است، قراردادی نیست.
لذا قرآن می فرماید: کسانی که دارند مال حرام می خورند، نه اینکه ما بعدا به آنها آتش بخورانیم، خیر، همین الان دارند آتش می خورند(نساء:10)

فارغ از این تفاوت، بله مثال خوب و گیرایی بود، خصوصا این جمله که من در تاپیک های مختلف با تعابیر مختلف بیان کرده ام، و حالا به لطف شما مثالی هم برایش یافتم:


در واقع خدا در دنیا فقط در حدی با بازیکن های خاطی برخورد میکنه که مسابقه به هم نریزه و مسابقه نیمه تمام نمونه

همیشه میگفتم استجابت دعا، معجزه، مجازات های الهی نباید به گونه ای اتفاق بیفتند که فضای امتحان را برهم بزنند.
ممنونم@};-

(javad)
۱۳۹۶/۰۹/۰۴, ۱۰:۲۱
وقتی در دینی خدایی وجود داره که کارش قانون نویسی برای بقیه هست و عدم اطاعت از دستورش جرم به حساب میاد و مجازات داره.حتی برای اعتقادات شما هم جرمی وجود داره.شما اگه به عدل خدا شک کنید حتما مشکل دارین.باید به بی عدالتیش مطمین باشین.

مسلم
۱۳۹۶/۰۹/۰۴, ۱۲:۵۱
وقتی در دینی خدایی وجود داره که کارش قانون نویسی برای بقیه هست و عدم اطاعت از دستورش جرم به حساب میاد و مجازات داره.حتی برای اعتقادات شما هم جرمی وجود داره.شما اگه به عدل خدا شک کنید حتما مشکل دارین

جواد آقای عزیز اولا وجود خدا در دین یا نبود آن ربطی به دل بخواهی ما ندارد، تابع ادله است، اگر ادله بگویند خدایی وجود دارد، پس وجود دارد چه دینی باشد و چه نباشد، چه ما بخواهیم و چه نخواهیم!!!

وقتی ادله میگویند این خدا بی نیاز مطلق است وگرنه نمی تواند مبدأ افرینش باشد پس هر قانونی هم بنویسد نفعش به خود مخلوقات برمیگردد، تا امکان رشد داشته باشند، ورگنه موجودات ثابتی مثل ملائکه و حیوانات را هم آفریده است.

پس روشن میشود مجازات خداوند از باب زورگویی نیست!! بلکه از باب بیان قوانین عالم است که برای رشد انسان ضروری است، پس این مجازات ها نتیجه و اثر خود فعل است، مثل پزشکی است که از قوانین بیماری زا و درمان آنها خبر دارد، وقتی به بیمارش می گوید اگر قرصت را نخوری میمیری، بیمار هرگز از پزشک شاکی نمیشود که چرا زور میگویی؟!! چون سخن پزشک به این معنا نیست که اگر قرصت را نخوری من میکشمت، بلکه یعنی قرص نخوردنت تو را میکشد!!

وجود قوانین جهان چون اختیار انسان، و نیز بدن مادی در جهان مادی برای رشد انسان ضرورت دارد، و طبیعتا وقتی قوانین ضرورت دارد نتیجه آنها هم ضرورت دارد! و خداوند می بایست ما را از اثرات این افعال آگاه کند.

(javad)
۱۳۹۶/۰۹/۰۴, ۱۳:۱۴
متاسفانه این قانونای خدا سر خیلیا رو باد داده چه صدر اسلام چه در دوره انقلاب و چه در حال حاضر.......من نمیدونم کشتن یه عده به جرم های ساختگی مثل کافر و مفسد فی الارض و محارب با خدا.....دقیقا چه جوری میخواد به رشد بشر کمک کنه.

مسلم
۱۳۹۶/۰۹/۰۴, ۱۸:۱۶
متاسفانه این قانونای خدا سر خیلیا رو باد داده چه صدر اسلام چه در دوره انقلاب و چه در حال حاضر.......من نمیدونم کشتن یه عده به جرم های ساختگی مثل کافر و مفسد فی الارض و محارب با خدا.....دقیقا چه جوری میخواد به رشد بشر کمک کنه.

بنده متوجه نشدم که اشکال شما در اصل حکم است، یا تشخیص مصادیق؟ یعنی شما در اصل حکم کشتن مفسد فی الارض و محارب و کفار حربی اشکال دارید؟ یا این احکام را قبول دارید اما می فرمایید کسانی که کشته شدند مفسد و محارب نبوده اند؟ این دو سوال، پاسخ متفاوتی خواهند داشت.

مبنای 2
۱۳۹۶/۰۹/۰۴, ۱۹:۱۰
سلام ...
جناب مسلم در ابتدا بابته پاسخهاتون تشکر میکنم ...

یک سوال دیگه هم میخواستم ازتون بپرسم ...

فکر میکنم سوال آقا مسعود سوال خوبی بود ... اون رو مبنا قرار میدم ...

فرض کنین که یک مسابقه فوتبال هست ... و کسی در درون اون مسابقه فوتبال ؛ زیر پایی میزنه و به قول آقا مسعود اون بنده خدا رو پهن میکنه رویه زمین ...
و بعدش هم یک لگد بهش میزنه ...
و داور هم نمیبینه و مسابقه همینجوری جلو میره ...

در خلال بازی ... اون اواحرش که میشه ... یکی از بازیکن های حریف دقیقا همین بلا رو بر سره تیم رقیب میاره ...
اون وقت به نظره شما عدالت چجوری میخواد انجام بشه ...

بگن ... این جفت پا به اون جفت پا در ...
بگن ... این وسط زمین بود ... ولی اون یکی نزدیک دروازه بوده ...
بگن ... اون بازیکن حرفه ای بود ... ولی اون یکی حرفه ای نبود ...

هزار تا حالت پیش میاد ...

خوده من زمانی که کوچکتر بودم و سره کار میرفتم ... در درون کار نه غیبت میکردم ... نه زیر آب میزدم ... نه دیگران رو مسخره میکردم و ...
تا اینکه حرفهای کسی رویه من اثر گذاشت ... و بهم گفت ... تا زمانی که غیبت نکنی و زیر آب نزنی و دیگران رو مسخره نکنی ... بزرگ نمیشی و روابطتت رو نمیتونی کنترل کنی ...

بعدش به مرور هم غیبت میکردم و هم مسخره میکردم و هم زیر آب میزدم ... حتی بابته این کارها من رو از دو تا شرکت بیرون انداختن ...
ولی خوب الان میدونم چجوری باید دیگران رو مسخره کنم که تعادلش رو در درون کار از دست بده ... و یک خطایی بکنه و بابته اون خطا برم و زیر آبش رو بزنم..
و هم اینکه دیگران ؛ همه حق رو به من میدن ...

اگر من وارد این مسیر نمیشدم ... میتونم بگم هیچی نبودم ... هیچی ...

من از یکی دو نفر آسیب میخورم ... و به یکی دو نفر آسیب میزنم و فرصتهاشون رو تصاحب میکنم ...

چجوری قرار هست این چیزها حساب کتاب بشه ...

یا یه چیزه دیگه ...

1. الان جناب .... که سابقا رئیس جمهور کشور بودند ... 100 ها تصمیم اشتباه گرفتند و باعث شدند که مثلا من ماهی 2 میلیون تومن حقوق کمتری بگیرم .
2. الان جناب ... با ماشینش میزنه به ماشین من و بعدش در میره
3. الان آقای ترامپ ... کشور رو ورشکست میکنه و باعث میشه من برجی 2 میلیون کمتر حقوق بگیرم .
و ...

یعنی میتونم راحت خدمتتون بگم ... دارم در درون جامعه ای زندکی میکنم که خودی ها و غیر خودی ها و دشمن هام دارن برجی 5 میلیون ازم کلاه برداری میکنن ...
حالا من برم و از جیب یه بنده خدایی 100 هزار تومن بردارم ...

مگه میخواد چی بشه ...
فوق فوقش ...
در اون دنیا ...

اون رئیس جمهوری که همش تصمیم های اشتباه گرفته و ترامپ و اونی که به ماشینم کوبوندن از خوبی هاشون کم میشه و به خوبی های من اضافه میشه ... ( مثلا 500 تا 5 میلیون تومن )
و 100 هزار تومن هم من به اون شخصی که ازش دزدی کردم بدهکار میشم ... و از خوبی هام برمیدارن و به اون میدن ...

اتفاق خاصی که نمیوفته ...

Im_Masoud.Freeman
۱۳۹۶/۰۹/۰۴, ۲۰:۰۲
اگر من وارد این مسیر نمیشدم ... میتونم بگم هیچی نبودم ... هیچی ...

استاد مسلم من این جمله رو 100 درصد تایید میکنم

چون من کسی هستم که هیچوقت وارد این مسیر نشدم و الان هم هیچی نیستم. هیچی.

فقط خدا می دونه که من چقدر استعداد و توانایی دارم و چقدر آرزوها و اهداف بزرگی برای خودم دارم

ولی دوست ندارم برای موفقیت دست به هرکاری بزنم

دوست دارم توی یه فضای سالم رقابت کنم و اگر اول شدم اولی حقم باشه و اگر آخر شدم هم حقم باشه

خدا می دونه که چقدر زور زدم و تلاش کردم که از روش های سالم و حلال و اخلاقی پیشرفت کنم

نمی دونم شما دیدید یا نه. ولی خیلی از کسب و کارهای امروزی در حالی که خیلی شیک و باکلاس به نظر میرسن بخشی از درآمدشون شبهه ناک هست.

یعنی درآمد حرام یه چیز خیلی عادی شده و توی سیستم کسب و کار کاملا حل شده.

رفتم محل کار یکی از آشناها داشت برای کرایه آژانسش فاکتور می نوشت.

بهش گفتم تو که برای این مرکز آژانس نگرفتی برای استفاده شخصی گرفتی نباید فاکتور رو به نام مرکز بنویسی.

اونم یه چشمک زد و یه زبون درآورد، یعنی بیخیال بابا

و همین شخص به من میگفت اگر بخوای اینجوری زندگی کنی هیچ جا نمی تونی کار کنی

من می دونم که این راه ها آخرش تباهیه برای همین تحت هیچ شرایطی وارد این مسیرها نمیشم

این خیلی بده که راه حرام اینقدر راحت نتیجه بده و راه های حلال بسته باشه

متاسفانه جوری شده که نه تنها شیرینی اسلام به کام مردم نمیشینه بلکه در ظاهر اسلام شده یه مانعی برای رشد و پیشرفت.

واقعا اسلام داره این وسط مظلوم واقع میشه.

من کاملا می فهمم که اسلام چه مسیر زیبایی رو برای من می خواد و همین احساس شور و شعف زیادی در من ایجاد میکنه و به من انگیزه میده که همینجوری مقاومت کنم

ولی واقعا خیلی ها نمی دونن و همه ی این بی عرضگی های مسئولین چماق میشه توی سر اسلام می خوره

خیلی دوست دارم بدونم اون حیوونای انسان نمایی که باعث بوجود اومدن چنین شرایطی شدن روز قیامت چه سرنوشتی خواهند داشت.

صندلی
۱۳۹۶/۰۹/۰۴, ۲۰:۱۹
چون من کسی هستم که هیچوقت وارد این مسیر نشدم و الان هم هیچی نیستم. هیچی.
سلام.
این چه فکریه مسعود جان.
شما همه چی هستی. اونی هیچه که با زیر آب کاراشو پیش میبره و راضی هم هست.
اگه هدف آخرت باشه که هست شما کارت درسته.

این شرایط وجود داره احتمالا قرار هم نیست خوب بشه بد تر هم میشه. مومن کسیه که در همین شرایط هم خودشو نگه داره. مثل شما، زنده باشی برادر.
کسی که تو این شرایط وا میده و از مسیرش خارج میشه و فکر میکنه خیلی چیزا به دست آورده! به زودی میفهه که هیچی به دست نیاورده که بماند خیلی چیزا هم از دست داده.

Im_Masoud.Freeman
۱۳۹۶/۰۹/۰۴, ۲۰:۲۴
سلام.
این چه فکریه مسعود جان.
شما همه چی هستی. اونی هیچه که با زیر آب کاراشو پیش میبره و راضی هم هست.
اگه هدف آخرت باشه که هست شما کارت درسته.

این شرایط وجود داره احتمالا قرار هم نیست خوب بشه بد تر هم میشه. مومن کسیه که در همین شرایط هم خودشو نگه داره. مثل شما، زنده باشی برادر.
کسی که تو این شرایط وا میده و از مسیرش خارج میشه و فکر میکنه خیلی چیزا به دست آورده! به زودی میفهه که هیچی به دست نیاورده که بماند خیلی چیزا هم از دست داده.
سلام برادر عزیز

توی پستم گفتم : من کاملا می فهمم که اسلام.....

من کاملا متوجه فرمایشات شما هستم

منظورم از هیچی ، نسبت به اهدافم بود.

وگرنه تفاوت خودم با دیگرانی که تن به خفت دادن رو به وضوح احساس میکنم

مبنای 2
۱۳۹۶/۰۹/۰۴, ۲۰:۳۶
سلام. ....




وگرنه تفاوت خودم با دیگرانی که تن به خفت دادن رو به وضوح احساس میکنم

عجب آدمایه خوبیییی ....

8->

مسلم
۱۳۹۶/۰۹/۰۵, ۰۸:۳۸
با سلام و احترام


سلام ...
جناب مسلم در ابتدا بابته پاسخهاتون تشکر میکنم .

خواهش می کنم وظیفه است



در خلال بازی ... اون اواحرش که میشه ... یکی از بازیکن های حریف دقیقا همین بلا رو بر سره تیم رقیب میاره ...
اون وقت به نظره شما عدالت چجوری میخواد انجام بشه ...

بگن ... این جفت پا به اون جفت پا در ...
بگن ... این وسط زمین بود ... ولی اون یکی نزدیک دروازه بوده ...
بگن ... اون بازیکن حرفه ای بود ... ولی اون یکی حرفه ای نبود ...

ببینید این مثال فقط از یک جهت به مسئله قیامت تشبیه شده و آن اینکه اگر خداوند می خواست عدالت را در جهان محقق سازد این مسابقه به هم میریخت!! توجه کنید تشبیه فقط از این جهت است، نه از جهات دیگر!!

اما در فرضِ شما برای تحقق عدالت در این مثال، هم جای خطا مهم است، هم شدت ضربه مهم است، هم اینکه همان بازیکنی که ضربه خورده، با همان شدت به همان بازیکنی که ضربه زده ضربه بزند...، نه اینکه بازیکن دیگری از همان تیم باشد، چون حق تیم یک چیز است، و حق بازیکن چیز دیگر، و ...

لذا کسانی که مثلا شهید مطهری(ره) یا شهید رجایی(ره) و مانند آن را شهید کردند علاوه بر اینکه به خاطر این ضربه شخصی باید به خود این شهیدان پاسخگو باشند، باید به تمامی مردم ایران و جامعه اسلامی ایران هم پاسخگو باشند که یک متفکر دینی و مدافع کم نظیر اسلام، و یک مسئول اجرایی کارآمد و مخلص را از تیم ایشان گرفتند.



خوده من زمانی که کوچکتر بودم و سره کار میرفتم ... در درون کار نه غیبت میکردم ... نه زیر آب میزدم ... نه دیگران رو مسخره میکردم و ...
تا اینکه حرفهای کسی رویه من اثر گذاشت ... و بهم گفت ... تا زمانی که غیبت نکنی و زیر آب نزنی و دیگران رو مسخره نکنی ... بزرگ نمیشی و روابطتت رو نمیتونی کنترل کنی ...

بعدش به مرور هم غیبت میکردم و هم مسخره میکردم و هم زیر آب میزدم ... حتی بابته این کارها من رو از دو تا شرکت بیرون انداختن ...
ولی خوب الان میدونم چجوری باید دیگران رو مسخره کنم که تعادلش رو در درون کار از دست بده ... و یک خطایی بکنه و بابته اون خطا برم و زیر آبش رو بزنم..
و هم اینکه دیگران ؛ همه حق رو به من میدن ...

اگر من وارد این مسیر نمیشدم ... میتونم بگم هیچی نبودم ... هیچی ...

من از یکی دو نفر آسیب میخورم ... و به یکی دو نفر آسیب میزنم و فرصتهاشون رو تصاحب میکنم ...

چجوری قرار هست این چیزها حساب کتاب بشه ...

این سخنان شما تشبیه است دیگر...
چون در این چند سالی که در این سایت با پست های مختلف شما برخورد داشته ام بعید می دانم چنین شخصیتی داشته باشید؛ پس بنده این سخنان را از باب مثال برداشت میکنم، چون شما معمولا همه حرفهایتان را با مثال بیان میکنید.

ببینید این که انسان به هر چیزی چنگ بیندازد تا پُست و مقامی در دنیا کسب کند قطعا بازخواست میشود؛ اینکه همه از این مسیر پیش می روند و اگر پیش نروند به جایی نمی رسند ملاکی برای مشروع بودن آن نمیشود!!
تک تک غیبت ها و دروغ ها و زیرآب زدن ها و مانند آن در آخرت لحاظ خواهد شد.
قطعا کسانی که با پارتی یا زرنگی و مانند آن جای دیگری را گرفته اند و گمان می کنند که سود برده اند در اشتباه محض هستند، فقط کافیست به آن نکته ای که عرض کردم یک نگاه کوچکی بشود، یک دنیای محدود، در برابر یک زندگی نامحدود!! خیلی عجیب است که انسان ها با فروختن زندگی نامحدودشان و خریدن دنیای بسیار حقیر و محدود گمان کنند که سود برده اند...!!
جریان اینها مانند کسی است که یک چک پول 100 هزار تومانی را آتش زده و یک سکه 50 تومانی که برای دیگری بوده را پیدا کرده و اکنون احساس رضایت و منفعت می کند!!!

ای کاش تمام کسانی که در گذشته از این طرق نامشروع به پُست و مقامی رسیده و زندگی خوبی در دنیا برای خودشان رقم زده بودند و سپس آن را برای ورّاث باقی گذاشته و رفتند، چند دقیقه ای می توانستند برگردند و پشیمانی شان را ابراز کنند!!



1. الان جناب .... که سابقا رئیس جمهور کشور بودند ... 100 ها تصمیم اشتباه گرفتند و باعث شدند که مثلا من ماهی 2 میلیون تومن حقوق کمتری بگیرم .
2. الان جناب ... با ماشینش میزنه به ماشین من و بعدش در میره
3. الان آقای ترامپ ... کشور رو ورشکست میکنه و باعث میشه من برجی 2 میلیون کمتر حقوق بگیرم .
و ...

قاعده این است سرکار خانم: تک تک کسانی که مستقیم یا غیر مستقیم به من و شما لطمه مالی و غیر مالی زده اند روز قیامت بازخواست خواهند شد!! حتی همین اختلاس کنندگانی که از بیت المال پول برداشته وفرار می کنند و به خارج می روند و گاهی برخی تحسینشان می کنند من واقعا از حماقتشان تعجب می کنم، چون اگر من مال شما را بردارم فقط باید شما را راضی کنم، اما بیت المال حق 80 میلیون آدم است، حساب پس دادنش خیلی سخت است!!!

مسئولیت هم همینطور!! اینکه من مسئولیت اجرایی این بیت المال را بر عهده بگیرم حتی تصور سنگینی آن تن انسان را می لرزاند!!
کسانی که مسئولیتی قبول می کنند که توان آن را ندارند، یا جدیّتی در انجام آن ندارند واقعا شجاع ترین مردم جهان هستند که از عذاب خدا و حسابرسی آن باکی ندارند!!

شیخ انصاری(ره) وقتی بعد از استادش با اصرار به عنوان مرجع تقلید شیعیان انتخاب شد شب تا صبح در حرم امیرالمومنین(ع) اشک میریخت که بتواند این مسئولیت را ادا کند، مسئولیت شوخی نیست...! اما حالا ببینید برخی برای رسیدن به مسئولیت هیچ خط قرمز اخلاقی را به رسمیت نمی شناسند! شیخ علی اکبر ابوترابی(ره) یا همان سید آزادگان وقتی در انتخابات مجلس رأی نیاورد شیرینی پخش می کرد! گفتند حاج آقا شاید اشتباه فهمیده اید، شما رأی نیاورده اید!! گفت برای همین شیرینی پخش می کنم، چون احساس مسئولیت کردم و پیش آمدم و حالا که رأی نیاورده ام این بار از روی دوش من برداشته شده است، و من مسئولیتم را انجام دادم دارم شیرینی پخش می کنم!! این تفکر با منطق مادی گرایان و دنیا پرتان اصلا جور در نمی آید!!



یعنی میتونم راحت خدمتتون بگم ... دارم در درون جامعه ای زندکی میکنم که خودی ها و غیر خودی ها و دشمن هام دارن برجی 5 میلیون ازم کلاه برداری میکنن ...
حالا من برم و از جیب یه بنده خدایی 100 هزار تومن بردارم ...

مگه میخواد چی بشه ...
فوق فوقش ...
در اون دنیا ...

اون رئیس جمهوری که همش تصمیم های اشتباه گرفته و ترامپ و اونی که به ماشینم کوبوندن از خوبی هاشون کم میشه و به خوبی های من اضافه میشه ... ( مثلا 500 تا 5 میلیون تومن )
و 100 هزار تومن هم من به اون شخصی که ازش دزدی کردم بدهکار میشم ... و از خوبی هام برمیدارن و به اون میدن ...

اتفاق خاصی که نمیوفته ...

شاید با ملاک های دنیوی و اقتصادی حرف شما توجیه پذیر باشد اما قطعا قضیه غیر از اینهاست:
اولا این پول حرام شخصیت انسان را دگرگون می کند، یعنی انسان یک سیر نزولی به خود می گیرد! 10 سال بعد می بیند شده است مثل همان کسانی دارند برای پول و مقام له له می زنند و هیچ خط قرمزی برایشان معنا ندارد!! امام حسین(ع) به عنوان طبیب نفوس علت اینکه لشگر عمر سعد به چنین جانیان خونخواری تبدیل شده بودند را لقمه حرام بیان کرده بود، که مثل سرسره ای می ماند که مبدأ آن دست خود انسان است، امام مقصد آن معلوم نیست...!

ثانیا: در آخرت طبق متون دینی پدر و مادر و فرزندان که در دنیا جانشان را برای هم میدهند، یک ذره از عباداتشان را به هم نمی دهند!! یعنی انسان بعد از مرگ که خود را در یک زندگی ابدی می بیند آن موقع است که می فهمد چقدر به تلاش های دنیوی نیاز داشته است، پاداش یک عمل نیک ضرب در بی نهایت زمان خواهد شد!!! مغز انسان قدرت تصور آن را ندارد...!!
اگر به شما بگویند بابت هر نماز یک میلیون به مدت ده سال می گیرید، خب مرتب نماز میخوانید!! نقش این نماز برایتان ملموس تر میشود، در آخرت زمان این پاداش نامحدود است!! تصور نامحدود آنقدر دشوار است که انسان بی خیالش میشود!! خصوصا اینکه دیگر راه بازگشتی نیست، دیگر راه اضافه کردن عملی نیست...!! به هر کسی فقط یک بار این فرصت داده میشود، و همه کسانی که رفته اند حسرت یک رکعت نماز، یا یک درهم و دینار صدقه را دارند.
حتی در روایات حضرت مریم(س) به عیسی(ع) در خواب می گوید ای کاش به دیا بازمیگشتم تا در روزهای گرم روزه بگیرم و در شب های سرد نماز بخوانم...

مسلم
۱۳۹۶/۰۹/۰۵, ۰۸:۵۴
چون من کسی هستم که هیچوقت وارد این مسیر نشدم و الان هم هیچی نیستم. هیچی


سلام جناب مسعود عزیز
خوشحالم که در آشفته بازار این جامعه هنوز می بینم جوانانی هستند که خط قرمز رفتارشان نارضایتی الهی است.
همانطور که دوست عزیزمان جنا «خدا را خدا را» فرمودند اشتباه نکنید، خودتان را با ملاک های دنیوی نسنجید، با ملاک های الهی و امام زمانی(عج) بسنجید، ممکن است با خط کش های دنیوی بگویند شما به جایی نرسیده اید، اما قطعا خط کش خدا فرق می کند، عزت وقرب بندگان در نگاه خدا به همان اموری است که شما بدان پایبند بوده اید.

شما پیش خدا بسیار ارزشمند تر از کسی هستید که به خاطر روابط بر ضوابط فائق آمده و الان کسب و کاری برای خودش رقم زده و بیا و برویی دارد!! اینها همه اش برای 10 دقیقه اول فیلم است! این فیلم سینمایی از نظر زمانی نامحدود است، 10 دقیقه اولش تلاش است، و بقیه اش پاداش!!
بعد از این 10 دقیقه است که معلوم میشود چه کسانی واقعا برای خودشان کسی شدند، و چه کسانی فقط در دنیا برای خودشان شخصیت تراشیدند!!!

نکات دیگری را هم برای خانم «مبنای2» نوشته ام که برخی که به درد شما می خورد را به رنگ آبی در می آورم.

البته اینطور نیست که خداوند این تلاش ها و مجاهدت های شما در دنیا را ندیده بگیرد، بلکه منظورم این است که پاداش اصلی شما پس از این 10 دقیقه است، اما پاداشی که در این 10 دقیقه به شما می دهد، همین است که خودتان فرموده اید:


من کاملا می فهمم که اسلام چه مسیر زیبایی رو برای من می خواد و همین احساس شور و شعف زیادی در من ایجاد میکنه و به من انگیزه میده که همینجوری مقاومت کنم

اولین چیزی که خداوند از کسانی که با پارتی جای دیگری را در مشاغل اشغال کنند این است که عشق به خدا و عشق در دین از آنها گرفته میشود، این توان تفکیک که این نارسایی ها به خاطر اسلام عزیز نیست از آنها گرفته میشود.
در شرح حال یکی از عرفا آمده است که نیمه شب گریه می کرد که خدایا چرا هر چه صدایت میکنم جوابم را نمی دهی؟ ندا آمد همین گریه و مناجات تو لبیک ماست، اینکه خداوند شما را در اسلام ثابت قدم نگه داشته، و طعم حقیقی اسلام را به شما چشانده است به خودش قسم به تمامی این منصب ها و پول ها می ارزد.

اما کسی که با پارتی جای یک انسن کارآمدتر را گرفته و حقوقش را می خورد مسیر خطرناکی را در پیش گرفته است، قرآن می فرماید عاقبت گناه ممکن است به کفر منجر شود، و سپس آیات خدا را به مسخره بگیرند!! از همه گناهان بدتر لقمه های شبهه ناک است!!


خیلی دوست دارم بدونم اون حیوونای انسان نمایی که باعث بوجود اومدن چنین شرایطی شدن روز قیامت چه سرنوشتی خواهند داشت

واقعا قابل وصف نیست...

مبنای 2
۱۳۹۶/۰۹/۰۵, ۱۴:۵۰
سلام ...
خوب ببینید اینی که من خدمتتون عنوان میکنم دین Uodate شده همین هست دیگه ...
الان شما دارین میگین کسی که با پارتی بازی جای کسی دیگری رو میگیره ...

خوب حاج آقا ( البته نمیدونم چند سالتونه ) ...
همین الان میخواین من طرح مساله میکنم در قسمت احکام و میگم که من با پارتی بازی وارد یک شرکت شدم . آیا پولی که من میگیرم حلال هست .

جوابشون هم حدس میزنم اینجنین باشه ...
اگر توانایی انجام اون کار رو داشته باشید ... مشگلی نیست ...

میخواین بزنم ... ببینین جواب چی میدن ...

شما میتونین اسمش رو بزارین پارتی بازی ... من هر جا استخدام شدم ... با پارتی بازی بوده ...

خوب آدم دوست پیدا میکنه برای همین دیگه ...

اصلا شما چه انتظاری دارین ... دو نفر در درون خیابون همدیگه رو ببینین و بتونن با هم به تعامل برسند که با هم کار کنند !!!!

فرض کنینم شما مدیر عامل یک شرکت هستید و میخواهید برای قسمت فروش ... قسمت مالی ... و ... نیرو استخدام کنین ...

کسایی رو استخدام میکنین که بهشون اطمینان بیشتری دارین ...

مثلا دوستانتون ...
مثلا قوم و خیشتون ...

از سره کوچه که آدم نمیارین ...

حتی اکر دوستان و آشنایانتون تخصصشون هم کمتر باشه ... زیاد براتون مهم نیست ... اون چیزی که براتون مهم هست ... اطمینانی هست که به این افراد میکنین ...

مسلم
۱۳۹۶/۰۹/۰۵, ۱۵:۲۱
سلام ...
خوب ببینید اینی که من خدمتتون عنوان میکنم دین Uodate شده همین هست دیگه ...
الان شما دارین میگین کسی که با پارتی بازی جای کسی دیگری رو میگیره ...

خوب حاج آقا ( البته نمیدونم چند سالتونه ) ...
همین الان میخواین من طرح مساله میکنم در قسمت احکام و میگم که من با پارتی بازی وارد یک شرکت شدم . آیا پولی که من میگیرم حلال هست .

جوابشون هم حدس میزنم اینجنین باشه ...
اگر توانایی انجام اون کار رو داشته باشید ... مشگلی نیست ...

میخواین بزنم ... ببینین جواب چی میدن ...

شما میتونین اسمش رو بزارین پارتی بازی ... من هر جا استخدام شدم ... با پارتی بازی بوده ...

خوب آدم دوست پیدا میکنه برای همین دیگه ...

اصلا شما چه انتظاری دارین ... دو نفر در درون خیابون همدیگه رو ببینین و بتونن با هم به تعامل برسند که با هم کار کنند !!!!


ببینید مباحث از نگاه ما روشن و شفاف و تفکیک شده است، اما شما چون هر بار با یک پرسش جدید با یک بُعد جدید از پاسخ روبرو می شوید ممکن است احساس کنید دین دارد آپ دیت میشود!!
بگذارید مسئله را کاملا و یک باره برای شما باز و شفاف کنم؛ آشناییت در اشتغال دو حالت کلی دارد:

در مشاغل خصوصی: اگر کسی شرکت خصوصی دارد خب استخدام هم بر عهده خودش است، هر کسی را که دوست دارد استخدام می کند، کسی حق ندارد به او بگید آقا این آقای «الف» که کار کارش بهتر است چرا این را استخدام نمی کنی؟! اگر خواست تمام آشناهایش را به سر کار بیاورد هیچ اشکال شرعی ندارد!! اتفاقا خوب است که انسان اگر اشتغال زایی هم می کند اول دست خویشاوندانش را بگیرد.

در مشاغل دولتی: اما یک جا سخن از استخدام دولتی است، در استخدام دولتی چون این فرصت شغلی حق تمام مردم ایران است قطعا باید شایسته سالاری باشد، لذا استفاده از رابطه سه حالت دارد:

الف) شخص اصلح(برترین) باشد: عیبی ندارد که من شخص شایسته را از طریق دوستان یا آشنایان که به آنها اعتماد دارم انتخاب کنم، مثلا من وزیر کشور هستم و میخواهم برای استان ها استاندار انتخاب کنم خب بالاخره ممکن است کسانی باشند که برای این کار شایسته ترین باشند اما من نمی شناسم! بله اینجا چاره ای نیست که انسان از طریق شناخت و آشنایی انتخاب کند، اما آنچه که مهم است این است که این انتخاب به خاطر آشنایی نباشد، بلکه به خاطر تخصص و شایستگی باشد، و این آشنایی فقط راه کشف آن شایستگی باشد، نه اینکه جانشین آن شود.

ب) شخص صالح باشد: اگر کسی شایسته ترین و برترین نبود اما بالاخره به ادازه انجام کار توانایی دارد و کار را به اندازه نیاز انجام میداد، یعنی صلاحیت آن کار را دارا باشد در اینجا هم به خاطر آن که حقوق در برابر کار داده میشود لذا می گویند حقوقش حلال است، چون بالاخره دارد کارش را انجام می دهد اما حق دیگری را به خاطر اشغال فرصت شغلی غصب کرده است.
بنابراین اگر مثلا شرکت نفت به به یک دکترای مربوط به مهندسی نفت نیاز دارد باید از طریق اعلان رسمی و آزمون سراسری جذب کند، اما اگر آمد و یک نفر که دارای این مدرک بود را بدون رقابت استخدام کرد اگرچه حق دیگران ضایع شده و حق الناس به گردن استخدام شونده و استخدام کننده خواهد بود اما حقوقش حلال است.

ج) شخص صالح نباشد: لقمه حرام در صورتی است که انسان توانایی آن کار را نداشته باشد، و از غم اینکه کار و اشتغال نیست اصلا برایش مهم نیست کاری که با پارتی پیدا می کند با تخصص و مدرکش سازگار باشد یا نباشد!! او فقط دنبال این است که بیکار نباشد، لذا اگر کاری را بپذیرد که توان و تخصص آن را ندارد، اینجا حقوقش مشکل پیدا خواهد کرد، لذا من به مسئولیت هم که اشاره کردم عرض کردم در جایی که انسان می داند که از اجرا ناتوان است، یا در آن جدیت ندارد.

یا حق

Im_Masoud.Freeman
۱۳۹۶/۰۹/۰۵, ۲۰:۰۷
کسی که با پارتی جای یک انسان کارآمدتر را گرفته و حقوقش را می خورد مسیر خطرناکی را در پیش گرفته است، قرآن می فرماید عاقبت گناه ممکن است به کفر منجر شود، و سپس آیات خدا را به مسخره بگیرند!! از همه گناهان بدتر لقمه های شبهه ناک است!!

سلام مجدد خدمت استاد مسلم عزیز

یادمه بچه که بودم توی کوچه فوتبال بازی میکردیم.

یکی از بچه ها تیر دروازه میورد گل کوچیک بازی می کردیم.

یکی از مشکلاتی که من با صاحب دروازه ها داشتم این بود که ما توی کوچه یارکشی می کردیم و مسابقه می دادیم

بعد صاحب تیردروازه ها یه فامیلی داشتن که این همیشه وسط بازی ما میومد و بازی رو بهم میزد و میگفت:

«بچه ها مسابقه رو ول کنید حالا که من اومدم بازی رو از صفر صفر شروع میکنیم»

و من بهش اعتراض میکردم که «تو برای چی می پری وسط بازی. من این همه دویدم گل زدم. بعد تو میای بازی ما رو میریزی بهم.»

اونم میگفت «به تو چه تیردروازه ها مال فامیلمونه دلم می خواد بازی رو بریزم بهم، اصلا مسعود رو دیگه بازی نمیدیم»

و به من میگفتن تو دیگه بازی نیستی. منم دیگه باهاشون بازی نمی کردم ولی چون بازیم خوب بود چند روز بعد میومدن در خونمون آشتی می کردن.

خب من واقعا با اون شخص مشکلی نداشتم ولی حس میکردم داره به گلهایی که زدم و تلاشی که کردم بی احترامی میشه برای همین بهم برمی خورد.

یک مدل برخوردی که من نگرانش هستم همچین برخوردی از طرف خداوند با سایر انسانهاست.

مثلا من یه نفرو میشناسم که سالها پیش با شکستن گلدان و شیشه های خونه و داد و بیداد از پدر و مادرش پول گرفته برای پول پیش خونه اش

خب هر فرزندی پاره ی تن پدر و مادرشه. پدر و مادر هر بلایی هم فرزندشون سرشون بیاره بازم میرن دنبال بچشون.

پدرومادر این پسر که بچشون رو نفرین نمی کنن. و پولی هم که بهش دادن با کمال میل راضی هستن و حلال هست.

که اگر این پولو پدر و مادرش بهش نمی دادن هیچوقت نمی تونست امروز خونه و ماشین داشته باشه

خب منم می تونستم با انجام کارهای مشابه به خانواده ام فشار بیارم ولی به هیچ وجه حاضر نیستم همچین کاری بکنم

و تصور چنین کاری هم اعصابم رو بهم میریزه.

من نگران این هستم که این شخص یه روز بره دست پدر و مادرش رو ببوسه و توبه کنه. بعدشم با خونه و ماشین حلالش به زندگیش ادامه بده و وارد بهشت بشه.

خب پس تلاش ها و زحمت های من چی میشه؟

این بی انصافیه که خدا بگه «مگه تو طلبی از من داری؟ دوست دارم اینو ببرم بهشت. مگه تو بخیلی؟ تو اگر بنده ی خوبی باشی راضی نمیشی کسی جهنمی بشه»

من راضی به جهنمی شدن این شخص نیستم. ولی وقتی مسابقه دادیم و تلاش کردیم و من برنده شدم اون باید بازنده باشه و نباید امتیازی بهش تعلق بگیره.

واقعا تا الان هیچ جواب قانع کننده ای برای این سوال پیدا نکردم.


توی پست هایی که گذاشتم شاید مطالبم جوری بیان شده باشه که چهره ی یه بنده ی مومن و پاک و صالح خدا رو از خودم نشون داده باشم

در حالی که واقعا اصلا اصلا همچین آدمی نیستم و شاید وضعیتم از اون کسی که گناهکار می دونمش خیلی خیلی بدتر باشه.

فقط برای اینکه بتونم منظورم رو به خوبی برسونم این مدلی مطالبم رو نوشتم.

صندلی
۱۳۹۶/۰۹/۰۵, ۲۰:۱۹
سلام مجدد خدمت استاد مسلم عزیز

یادمه بچه که بودم توی کوچه فوتبال بازی میکردیم.

یکی از بچه ها تیر دروازه میورد گل کوچیک بازی می کردیم.

یکی از مشکلاتی که من با صاحب دروازه ها داشتم این بود که ما توی کوچه یارکشی می کردیم و مسابقه می دادیم

بعد صاحب تیردروازه ها یه فامیلی داشتن که این همیشه وسط بازی ما میومد و بازی رو بهم میزد و میگفت:

«بچه ها مسابقه رو ول کنید حالا که من اومدم بازی رو از صفر صفر شروع میکنیم»

و من بهش اعتراض میکردم که «تو برای چی می پری وسط بازی. من این همه دویدم گل زدم. بعد تو میای بازی ما رو میریزی بهم.»

اونم میگفت «به تو چه تیردروازه ها مال فامیلمونه دلم می خواد بازی رو بریزم بهم، اصلا مسعود رو دیگه بازی نمیدیم»

و به من میگفتن تو دیگه بازی نیستی. منم دیگه باهاشون بازی نمی کردم ولی چون بازیم خوب بود چند روز بعد میومدن در خونمون آشتی می کردن.

خب من واقعا با اون شخص مشکلی نداشتم ولی حس میکردم داره به گلهایی که زدم و تلاشی که کردم بی احترامی میشه برای همین بهم برمی خورد.

یک مدل برخوردی که من نگرانش هستم همچین برخوردی از طرف خداوند با سایر انسانهاست.

مثلا من یه نفرو میشناسم که سالها پیش با شکستن گلدان و شیشه های خونه و داد و بیداد از پدر و مادرش پول گرفته برای پول پیش خونه اش

خب هر فرزندی پاره ی تن پدر و مادرشه. پدر و مادر هر بلایی هم فرزندشون سرشون بیاره بازم میرن دنبال بچشون.

پدرومادر این پسر که بچشون رو نفرین نمی کنن. و پولی هم که بهش دادن با کمال میل راضی هستن و حلال هست.

که اگر این پولو پدر و مادرش بهش نمی دادن هیچوقت نمی تونست امروز خونه و ماشین داشته باشه

خب منم می تونستم با انجام کارهای مشابه به خانواده ام فشار بیارم ولی به هیچ وجه حاضر نیستم همچین کاری بکنم

و تصور چنین کاری هم اعصابم رو بهم میریزه.

من نگران این هستم که این شخص یه روز بره دست پدر و مادرش رو ببوسه و توبه کنه. بعدشم با خونه و ماشین حلالش به زندگیش ادامه بده و وارد بهشت بشه.

خب پس تلاش ها و زحمت های من چی میشه؟

این بی انصافیه که خدا بگه «مگه تو طلبی از من داری؟ دوست دارم اینو ببرم بهشت. مگه تو بخیلی؟ تو اگر بنده ی خوبی باشی راضی نمیشی کسی جهنمی بشه»

من راضی به جهنمی شدن این شخص نیستم. ولی وقتی مسابقه دادیم و تلاش کردیم و من برنده شدم اون باید بازنده باشه و نباید امتیازی بهش تعلق بگیره.

واقعا تا الان هیچ جواب قانع کننده ای برای این سوال پیدا نکردم.


توی پست هایی که گذاشتم شاید مطالبم جوری بیان شده باشه که چهره ی یه بنده ی مومن و پاک و صالح خدا رو از خودم نشون داده باشم

در حالی که واقعا اصلا اصلا همچین آدمی نیستم و شاید وضعیتم از اون کسی که گناهکار می دونمش خیلی خیلی بدتر باشه.

فقط برای اینکه بتونم منظورم رو به خوبی برسونم این مدلی مطالبم رو نوشتم.


سلام.
ببخشید که جای کارشناس جواب میدم.

اگر اون شخص از ته دل هم توبه کنه و خدا و والدینش ببخشنش مسلما پاداشش مثل شمایی که هرگز دست از پا خطا نکردی نخواهد بود. در بهشت مقام شما بالا تر خواهد بود. پاداش و بهشت، طبقاتی داره. صفر و یک نیست که بگیم یا هست یا نیست.

Im_Masoud.Freeman
۱۳۹۶/۰۹/۰۵, ۲۰:۲۹
سلام.
ببخشید که جای کارشناس جواب میدم.

اگر اون شخص از ته دل هم توبه کنه و خدا و والدینش ببخشنش مسلما پاداشش مثل شمایی که هرگز دست از پا خطا نکردی نخواهد بود. در بهشت مقام شما بالا تر خواهد بود. پاداش و بهشت، طبقاتی داره. صفر و یک نیست که بگیم یا هست یا نیست.
سلام

اینارو قبلا از کارشناس دیگری شنیدم.

ولی نمی تونم بپذیرم طرف وارد بهشت بشه حتی اگر جایگاهش خیلی از من پایین تر باشه.

چون جایگاه من و اون در دنیا به همین شکل بود در آخرت هم باید دقیقا جایگاهمون عوض بشه.

مبنای 2
۱۳۹۶/۰۹/۰۵, ۲۰:۳۵
سلام.
ببخشید که جای کارشناس جواب میدم.

اگر اون شخص از ته دل هم توبه کنه و خدا و والدینش ببخشنش مسلما پاداشش مثل شمایی که هرگز دست از پا خطا نکردی نخواهد بود. در بهشت مقام شما بالا تر خواهد بود. پاداش و بهشت، طبقاتی داره. صفر و یک نیست که بگیم یا هست یا نیست.

رویه چه حسابی این حرف رو میزنی ...

دو نفر سوار یک ماشین میشن و ...

1. نفر اول ... شروع میکنه با راننده گفتن و خندیدن و چرت و پرت گفتن و کل مسیر رو هم با راننده میگه و میخنده ... وقتی به انتهای مسیر میرسه مسافر رو میکنه به راننده و میگه چقدر شد و ارننده میگه هر چقدر دوست داری بده ... اونم دست میکنه در درون جیبش و یک 500 تومنی میده و میره .

2. نفر دوم همون مسیر رو با همون راننده میره ... راننده میگه هرچقدر دوست داری بده ... اونم دست میکنه در درون جیبش و یک 5000 تومنی میده ...

چرا نفر دوم بره بهشت درجه 1 و نفره اول بره بهشت درجه 2 ...


من هیچ دلیلی نمیبینم ... اتاقا مثالهای اینجوری زیاد هم هستند ...

صندلی
۱۳۹۶/۰۹/۰۵, ۲۱:۲۵
سلام

اینارو قبلا از کارشناس دیگری شنیدم.

ولی نمی تونم بپذیرم طرف وارد بهشت بشه حتی اگر جایگاهش خیلی از من پایین تر باشه.

چون جایگاه من و اون در دنیا به همین شکل بود در آخرت هم باید دقیقا جایگاهمون عوض بشه.

سلام
دیگه اینش دیگه دست شما نیست. چون طرف حساب ظلم اون فرزند شما نیستی اصلا. به والدینش ظلم کرده اونا باید بگن میبخشم یا نه.
شما بیشتر خویشتن داری کردی اجرت بیشتر مقامت بالاتر.

-------

به نظرم مثال مسافر و تاکسی کمی بی ربطه!
هر دو نفر کرایه تاکسی دادن. به دلخواه خودشون و راننده تاکسی. چه ربطی به بحث مسعود جان داره!

Im_Masoud.Freeman
۱۳۹۶/۰۹/۰۵, ۲۱:۳۹
سلام
دیگه اینش دیگه دست شما نیست. چون طرف حساب ظلم اون فرزند شما نیستی اصلا. به والدینش ظلم کرده اونا باید بگن میبخشم یا نه.
شما بیشتر خویشتن داری کردی اجرت بیشتر مقامت بالاتر.

-------

به نظرم مثال مسافر و تاکسی کمی بی ربطه!
هر دو نفر کرایه تاکسی دادن. به دلخواه خودشون و راننده تاکسی. چه ربطی به بحث مسعود جان داره!
این اصلا منطقی و منصفانه نیست.

پس اون دو نفری هم که زنا میکنن دوتاشون راضی هستن. پس نباید گناهی گردنشون باشه.

هیچکس به دلخواه خودش پونصد تومن و پنج تومن نمیده.

هرکسی به اندازه ی مرامش پول میده.

پس باید به اندازه ی مرامش هم جایگاه داشته باشه.

به نظر من جایگاه کسی که کرمش پونصد تومنه جایگاه vip جهنمه.

خاک تو سرش با اون مرامش.

مبنای 2
۱۳۹۶/۰۹/۰۵, ۲۱:۴۷
جناب خدا را خدا را ...
فرض کنین من میرم یه خونه ای و تدریس خصوصی میکنم ... روز اول هم باهاشون طی میکنم که هر جلسه 100 هزار تومن ...
10 جلسه میرم خونشون و تدریس میکنم ...

جلسه 10 ام که تموم میشه ... میخوان حساب و کتاب کنند ...
من هم ادب و نزاکت به خرج میدم و میگم قابلتون رو نداره هر چقدر که راحت هستید بدید ( شاید ندارن که بدن و تا 800 هزار تومن هم برام قابل قبول هست )

اونم یک پاکت نامه برمیداره و در درونش 200 هزار تومن میزاره و به من میده ...
منم برش میدارم و از خونه میام بیرون ...

ببینم ...
به نظره شما هیچ فرقی بین این شخص با کسی که 1 میلیون میده ... با کسی که میگه با پسرم خوب کار کرد بزار یک میلیون و ده هزار تومن بهش بدم نیست

برام یه همچین چیزهایی پیش اومده که دارم میگم ها ...

صندلی
۱۳۹۶/۰۹/۰۵, ۲۱:۵۰
این اصلا منطقی و منصفانه نیست.

پس اون دو نفری هم که زنا میکنن دوتاشون راضی هستن. پس نباید گناهی گردنشون باشه.

هیچکس به دلخواه خودش پونصد تومن و پنج تومن نمیده.

هرکسی به اندازه ی مرامش پول میده.

پس باید به اندازه ی مرامش هم جایگاه داشته باشه.

به نظر من جایگاه کسی که کرمش پونصد تومنه جایگاه vip جهنمه.

خاک تو سرش با اون مرامش.

زنا کار گناه گردنه. ولی گناهش حق الله هست نه حق الناس. خلط مبحث نشه. مثال ها با قضیه ای که اول پرسیدی فرق داره هم مثال زنا هم تاکسی.

اون فرزند بد هم م حق الناس داره هم حق الله. با رضایت والدین حق الناس حله. اگه توبه اش ته دلی باشه حق الله هم حله و اگر باقی شرایطو داشته باشه میتونه بهشتی بشه. ولی مقامش کمه. این کجاش بی انصافیه.

حالا که ناف این تاپیک رو با مثال بریدن منم یه مثال بزنم.

مثلا دو نفر دانش آموز. یکی اسمش مثلا مسعوده یکیش حامد.
مسعود ترم یک نمرش میشه 18. حامد میشه 10. چون درس نخونده نمرش کم شده.
واسه ترم دوم حامد متنبه بیشتر درس خونده شده 17 ، مسعود شده 20.

هر دو تاشون قبول شدن. آیا میشه گفت چرا حامد قبول شد و این بی انصافیه؟ خب کم تلاش کرد، بعدشم که متنبه شد اشتباهشو جبران کرد ولی جایگاهش مثل مسعود نیست. چون مسعود نمره و معدلش کلا میشه 19، موقعیتش بهتر از حامده. هر دو قبول شدند اما مقام مسعود بالاتر شده.
میشه گفت بی انصافیه؟!

Im_Masoud.Freeman
۱۳۹۶/۰۹/۰۵, ۲۲:۴۳
زنا کار گناه گردنه. ولی گناهش حق الله هست نه حق الناس. خلط مبحث نشه. مثال ها با قضیه ای که اول پرسیدی فرق داره هم مثال زنا هم تاکسی.

اون فرزند بد هم م حق الناس داره هم حق الله. با رضایت والدین حق الناس حله. اگه توبه اش ته دلی باشه حق الله هم حله و اگر باقی شرایطو داشته باشه میتونه بهشتی بشه. ولی مقامش کمه. این کجاش بی انصافیه.

حالا که ناف این تاپیک رو با مثال بریدن منم یه مثال بزنم.

مثلا دو نفر دانش آموز. یکی اسمش مثلا مسعوده یکیش حامد.
مسعود ترم یک نمرش میشه 18. حامد میشه 10. چون درس نخونده نمرش کم شده.
واسه ترم دوم حامد متنبه بیشتر درس خونده شده 17 ، مسعود شده 20.

هر دو تاشون قبول شدن. آیا میشه گفت چرا حامد قبول شد و این بی انصافیه؟ خب کم تلاش کرد، بعدشم که متنبه شد اشتباهشو جبران کرد ولی جایگاهش مثل مسعود نیست. چون مسعود نمره و معدلش کلا میشه 19، موقعیتش بهتر از حامده. هر دو قبول شدند اما مقام مسعود بالاتر شده.
میشه گفت بی انصافیه؟!
مثال شما مثال درستی نیست.

حالا من مثال شما رو تغییر میدم.

ترم یک مسعود معدلش میشه 18 - و حامد میشه 12

دلیل اینکه مسعود معدلش شده 18 اینه که پاچه خواری استاد هارو میکرد و سوالای امتحان رو می خرید.

دلیل اینکه حامد معدلش شده 12 اینه که مشکلات زیادی داشت و دقیقا برعکس مسعود بود و می خواست از راه سالم نمره بگیره و دست به کارهای زشتی که مسعود انجام داد نزد.

زمان میگذره و میشه ترم آخر. مسعود معدل کلش شده 19 ، حامد شده 13 و دلیلشم همونایی بود که گفتم.

ولی ترم آخر مسعود به اشتباهاتش پی می بره و می خواد جبران کنه. میره از تمام کسانی که در حقشون ظلم کرده حلالیت می گیره.

و آخر سرم بهش میگن خب حالا که دیگه کارشناسی رو با نامردی و معدل 19 گرفتی اشکالی نداره ولی دیگه بچه خوبی باش.

مسعود هم با معدل 19 صد تا شغل بهش پیشنهاد میشه و همه جا می خوانش

ولی حامد بیچاره چون مثل مسعود شارلاتان بازی بلد نبود با معدل 13 هیچ جا نمی خوانش

الان مسعود توبه کرده و پاک شده و داره پاک زندگی میکنه و سر کار خوب هست.

حامد هم همون پاکیشو ادامه داده و داره پاک زندگی میکنه و شغلی نداره و کلی هم مشکل داره.

آیا این منصفانه هست؟

نه نیست.

منصفانه اینه که به مسعود بگن غلط کردی با نامردی مدرک گرفتی.

باید برگردی از صفر کارشناسی رو شروع کنی و چند سال از زندگی بیفتی عقب تا آدم بشی.

به نظر من این منصفانه است.

مبنای 2
۱۳۹۶/۰۹/۰۵, ۲۳:۴۲
سلام ...
راستی جناب مسلم این کارو باور کنین که کردم ...
ولی بعدش از خودم خجالت کشیدم ...

یه روز تو خونم ... تو یخچال یه دونه ران مرغ و سینه مرغ مونده بود ...
این غذا مدت زمان زیادی در درون یخچال مونده بود ... تا اینکه دیگه غیر قابل مصرف شدش ...

منم اون رو برداشتم و کمی رو گاز داغشون کردم و رفتم در درون پارک ...
پارک روبروی خونمون ... مردم به گربه ها غذا میدن و بنابراین گربه ها از مردم نمیترسن ...

منم میو میو کردم و دو تا گربه اومدن دنبالم ...
یکیشون سفید و خوشگل بود ...
اونیکیش خاکستری و پشمالو بود ...

منم یه نقشه شیطانی به سرم زد ...
مرغ رو به تیکه های کوچیک تقسیم کردم ...

اولین لقمه رو انداختم جلویه اون گربه ای که زیبا و سفید و ملوس بود ...
اونیکی گربهه ( که زشت بود هیچ کاری نکرد !!! ) انگار فکر کرده بود دومین لقمه رو به اون میدم ...

ولی دوباره دومین لقمه رو هم انداختم جلویه اون گربه زیبا و سفیده ...
باز هم گربه بنده خدا کاری نکرد ...

فکر میکنم لقمه 4 یا پنجم بود که اون گربه زشته ... کفری شد و شروع به جیغ زدن کرد و یه جوری میخواست به منم حمله کنه ...

منم دستم رو بردم به سمتش و بهش گفتم ... ماله خودمه ... به هر که بخواهم میدهم و به هر که نخواهم نمیدهم ... ( برداشتی از آل عمران 27 )

به نظرم این گربه ها هیچ چیزی از عدالت سرشون نمیشه ... بعدش هم یه دونه لگد نثارش کردم و گفتم ... برو دنبال کارت ...

اونیکی گربه هم انگار خیلی از کاره من خوشش اومد ...

به نظرم انسان عادل باشه ... خیلی کیف میده ... تازه اسلامی هم هست ... و بابته اینکه به اون گربه زیباهه کمک کردم و تو سرما بهش غذا دادم اجر جزیل هم نصیبم میشه ...

نظره شما چی هست ...

یکی دیگه.
۱۳۹۶/۰۹/۰۶, ۰۰:۴۸
مسعود هم با معدل 19 صد تا شغل بهش پیشنهاد میشه و همه جا می خوانش

ولی حامد بیچاره چون مثل مسعود شارلاتان بازی بلد نبود با معدل 13 هیچ جا نمی خوانش
با عرض سلام
اگر مسعود توبه واقعی کرده باشه،بدون دانش و مهارت نمی تواند کار را بپذیرد. چون دیگر قرار نیست با پارتی بازی و پاچه خاری کارش را پیش ببرد . پس مجبور است برگردد و زمان و انرژی صرف کند تا مهارت لازم را کسب کند.
در روایت داریم که با هر گناهی قسمتی از عقل جدا میشود که هرگز به او باز نمیگردد.
البته صحت سندش را نمی دانم و به طور واضح هم متوجهش نمی شوم. اما شاید بشود با مثال تطبیقش داد.
بنده هم مثل شما بسیار مشتاقم که توضیحات جناب مسلم را بشنوم.

Im_Masoud.Freeman
۱۳۹۶/۰۹/۰۶, ۰۱:۰۰
با عرض سلام
اگر مسعود توبه واقعی کرده باشه،بدون دانش و مهارت نمی تواند کار را بپذیرد. چون دیگر قرار نیست با پارتی بازی و پاچه خاری کارش را پیش ببرد . پس مجبور است برگردد و زمان و انرژی صرف کند تا مهارت لازم را کسب کند.
در روایت داریم که با هر گناهی قسمتی از عقل جدا میشود که هرگز به او باز نمیگردد.
البته صحت سندش را نمی دانم و به طور واضح هم متوجهش نمی شوم. اما شاید بشود با مثال تطبیقش داد.
بنده هم مثل شما بسیار مشتاقم که توضیحات جناب مسلم را بشنوم.

سلام

اینجوری نبوده که فقط نمره بگیره.

در اثر این نمره گرفتن های به ناحق کلی دوست و آشنا پیدا کرده و با روابطش با همون دوست و آشناها مهارتهای مورد نیاز رو هم یاد گرفته.

ولی از مسیر غیراخلاقی و غیر شرعی بهشون رسیده.

یکی دیگه.
۱۳۹۶/۰۹/۰۶, ۰۱:۰۸
اینجوری نبوده که فقط نمره بگیره.

در اثر این نمره گرفتن های به ناحق کلی دوست و آشنا پیدا کرده و با روابطش با همون دوست و آشناها مهارتهای مورد نیاز رو هم یاد گرفته.

ولی از مسیدر مثال شما یک ملاک مطرح بود اونهم معدل بود. الان ملاک دانش از مهارت جدا شد.
جدای از این،در مثل مناقشه نکنید.منظور اینه که برای رسیدن به سطح مورد نیاز باید راهی رو به سختی طی کنه.یعنی باید به سختی با نفسش بجنگه تا متقاعدش کنه که بعد از این راه میانبر غیر اخلاقی نرود.منظور از وقت و انرژی این است.

(javad)
۱۳۹۶/۰۹/۰۶, ۰۷:۰۰
حقیقتش بخواین من به شخصه در اسلام هیچ عدلی از خدا ندیدم.کلا این اسلام کارش ساختن جرم الکی برا این و اونه.
روزه خواری....نماز نخواندن و ...........

مبنای 2
۱۳۹۶/۰۹/۰۶, ۰۸:۱۰
حقیقتش بخواین من به شخصه در اسلام هیچ عدلی از خدا ندیدم.کلا این اسلام کارش ساختن جرم الکی برا این و اونه.
روزه خواری....نماز نخواندن و ...........

سلام ...
اتفاقا آقا جواد من عکس شما فکر میکنم ...

ببینید ...
الان فرض کنیم که شما یک کاره اشتباهی رو انجام میدین ... مثلا دست من رو قطع کنین ... در درون دنیا دو جور با این مقوله کنار میان ...

1. در درون ایران میگن شما باید قصاص بشی و دستت رو قطع میکنند . و با خودشون میگن این جبران اینی هستش که شما دست من رو قطع کردین ... و با خودشون نمیاندیشند که اگر دست شما رو قطع کنند ... دست من که دوباره در نمیاد ؛ برخی از روحانیون هم اومدن و به این قائل شدن که این جزای دنیوی هست که شما دست من رو در این دنیا قطع کردین و وقتی که رفتیم اون دنیا ... دوباره بازخواستت میکنند . و باز نمگین پس دست قطع کردن در درون دنیا چه صیغه ای هست ... اینی که میگن چشم در برابر چشم چه صیغه ای هست و ...

2. در درون اروپا یه کاره دیگه میکنند ... میگن این جرم در درون همین دنیا اتفاق افتاده و باید در درون همین دنیا هم مجرم به جزاش برسه ... اینجوری تحلیل میکنند که اینی که شما به اینجا رسیدی که دست من رو قطع کردی مراحلی داشته که به این سطح رسیدی ...

یک سری از این مراتب ژنتیکی بوده ... که خوب بابتش مسئول نیستی
یک سری از این مراتب محیطی بوده ... که خوب بازم بابتش مسئول نیستی
یک سری از این مراتب بابته تحلیل های ناردست شما بوده ... که محیطی و ژنتیکی بوده که باز هم شما مسئول نیستی

و اون چیزی که باعث شده شما تهییج بشی و مثلا چنین کاری رو بکنی ... این بوده که مثلا من سره شما کلاه گذاشتم و شما زدی و دست من رو قطع کردی ...

و اینها با خودشون اینجوری میاندیشن که اتفاقا این جرم در درون این میدان اتفاق افتاده ( میدانی که در درونش حضوری از ارحم الراحمین نیست ؛ میدانی که در درونش گرسنگی و فقر و ... وجود داره ) و اون شخص دقیقا در چنین میدانی قرار گرفته که چنین تصمیمی رو گرفته ... بنابراین خودشون رو دقیقا در درون اون میدان قرار میدن ( هیئت منصفه درست میکنند ) و با خودشون میاندیشند که اگر شخصی دقیقا در درون چنین جایگاهی وجود داشت ؛ مجرم بود یا نبود . حتی من یک بار شنیدم که یک فاحشه در درون آلمان قتلی رو مرتکب میشه و چون هیئت منصفه نمیتونست خودش رو جای اون فاحشه قرار بده ... دو نفر از اعضای هیئت منصفه رو فاحشه انتخاب کردند و اونها برای سایر اعضا توضیح دادند که یک فاحشه چجوری فکر میکنه و در چه میدان فکری هست .

و در نهایت باج و خراج من ... رو از اون شخص میگیرند ... و یا اینکه اگر نداشت از بیت المال برمیدارن ... ( بگذریم که این همه در درون ایران فقیر هستند و پول ندارن و در درون زندان بابته دیه باید 50 سال زندگیشون رو بگذرونن )

و اون شخص رو یا آزاد میکنند که بره ...
یا جریمه مالی میکننش
یا اینکه هم جریمه مالیش میکنند و هم زندانی میکننش ...

ولی اون چیزی که خیلی خیلی برای اونها اهمییت داره این هستش که این جامعه و ژنتیک و محیط بوده که چنین فردی رو در چنین شرایطی قرار داده ...

دائی من در درون کشور انگلیس هست ... یک بار در درون اتوبان یک خروجی رو رد میکنه ... و دنده عقب میگیره تا برگرده ...
دوربین ها شماره پلاک ماشین دائی من رو بر میدارن ...

دائی من دو سال از رانندگی محروم میشه ...
و باید میرفته یک بار دیگه گواهینامه میگرفته ...
و مجبورش کردند که 12 کیلومتر نرده هایه یه اتوبانی رو نقاشی کنه ...

خوب این دائی من دیگه به هیچ عنوان در اتوبان دنده عتقب نمیاد ...

ولی اگر همین دائی من در درون همین کشور دست کسی رو قطع کنه ... مثلا دو سال زندانیش میکنن و یه مقدار هم باید پول بده ...
استدلالشون هم این هستش که ما محیط درستی ایجاد نکردیم که چنین اتفاقی افتاده ...

...

حالا چرا من با نظره شما مخالف هستم ...
دین اسلام به نظره من داره دقیقا یه تخیلی از عدالت محض ایجاد میکنه که به نظره من اصلا نمیتونه وجود داشته باشه ...
شما تو ذهنت میگی من حق داشتم دستش رو قطع کنم ... چون اون از من دزدی کرده ... و با خودت میگی اگر هم برم اون دنیا براش جواب دارم .
منم با خودم میاندیشم که این همه آدم سرم کلاه گذاشتند ... حالا 100 هزار تومن از شما کلاه برداری کردم ... دلیل نمیشه شما دست من رو قطع کنی .

و هممون تخیل عدالت داریم ...
هر کسی یه جوری عدالت رو تصویر میکنه و همه هم با خودشون فکر میکنند که یه عدالتی برقرار میشه ...

اتفاقا من هر بار که تصادف کردم ... فکر کردم که حق با من بوده ... و وقتی چهره های عصبانی اونها رو میدیدم ... با خودم میاندیشیدم که شاید حق با اونها بوده باشه و تخیل عدالت بوده که من رو محق کرده ... ( چون اگر کسی هم جایه من بود ... همون کار رو میکرد )

بنابراین من فکر میکنم که تخیل عدالت ... میتونه خیلی عدالت کاملی رو نشون بده ... چون هر چیزی رو میتونی تصور کنی
و به نظرم دقیقا مشگل همینجاست ...

نه در این دنیا ... و نه در اون دنیا ... امکان این مساله وجود نداره که کسی بگه در حق من عدالت رعایت شد ... چون حتی اون دزده و اون قاتله در دزدی و قتلش خودش رو محق میدونه ...

اصلا عدالت نمیتونه وجود داشته باشه ...

الان شما 10000 تومن از من برمیدارین .... و همون لحظه برادر من سکته میکنه و من پول ندارم که اون رو بیمارستان برسونم ... و برادر من یک ساعت بعد فوت میشه ... و شما 3 ساعت بعد میاید و بهم 10000 تومنم رو برمیگردونین

الان شما کلوچه صبحانه من رو برمیدارین ... و من گرسنه میشم و عصبانی میشم و سره برادرم داد میزنم و بد اخلاقی میکنم ... برادرم هم سره یکی دیگه در میاره و همینجوری پروانه وار ادامه پیدا میکنه تا اینکه مثلا یکی با ماشینش به یک عابر میزنه و یک ساعت بعد شما میاید و دقیقا کلوچه من رو جبران میکنین ...


هیچ راهی برای جبران وجود نداره ...

مگر اینکه دقیقا زمان به عقب برگرده ... دقیقا همه سره جاشون قرار بگیرند ... و دقیقا اون مساله جبران بشه ...


اسلام در نهایت باعث میشه ... که خیلی ها از حقشون بگذرن و مساله رو به خدا و قیامت و عدل و از این جور چیزها واگذار کنند .... در حالیکه اگر برای هر مساله ای دقیقا فکر میشد ... و سعی میکردند در درون یک سیستم اون مساله رو تجزیه تحلیل بکنند ... دیگه جرمی اتفاق نمیوفتاد ... اونچنانچه یک بار در درون روزنامه همشهری خوندم ... زندانهای یکی از کشورهای اسکاندیناوی ( الان اسمش خاطرم نیست ) رو تعطیل کردن و مردم میرن توش گل کوچیک بازی میکنن ....

مبنای 2
۱۳۹۶/۰۹/۰۶, ۰۸:۳۰
چند سال پیش یک کلیپی رو دیدم که در درون این کلیپ یه پسره به زور وارد یک خونه شده بود و یک خانومی تقریبا 50 یا 60 ساله رو اسیر کرده بود ...
بعدش دوربین رو به سمتش گرفته بود و بهش میگفت " بِکَن ... بِکَن ... " یعنی لباسهات رو در بیار ...
و بعدش نشون میده که نیروهای سپاه یا بسیجی ها یا یه ارگانی همین آقاهه رو گرفتن و در درون خیابون لختش کردن و دارن کتکش میزنن و بهش میگفتن ... " بِکَن ... بِکَن ... " یعنی لباسهات رو در بیار ...

و همه حق میدادن به اون سپاهیه یا بسیجیه که چنین بلایی رو سره اون پسره در بیاره ...

من هیچ فرقی ... بین اون سپاهیه و اون پسره ندیدم ...

شاید اگر دوربینی هم بود ... و گذشته اون پسر رو دقیق و کامل به تصویر میکشید ... هممون بهش حق میدادیم که به زور به اون خانومه بگه " بکن ... بکن ... "
ولی خوب چنین دوربینی وجود نداشت ...

حالا یک فرضی بکنیم ...
فرض کنیم که فسمت اول اون کلیپ رو حذف میکردیم ... در اینصورت یک بسیجی رو میدیم که داره یک پسری رو کتک میزنه و به زور میخواد لباسهاش رو در بیاره ... در اینصورت حکم شرعی چنین فردی چی میشد ...

اتفاقی هم که برای اون پسره افتاده همین بوده ... بلایی رو که به زور سرش در آوردن ( خانواده اون خانومه ) از ابتدای فیلم حذف شده ... و تنها اون قسمتیش دیده شده که رفته تو خونه مردم و داره میگه ... بکن ... بکن ...

نه اینکه بخوام بگم مجرم نیست .... مجرم هست ...

ولی نه اینکه اینجوری بخواد قصاص کنه ...

مبنای 2
۱۳۹۶/۰۹/۰۶, ۰۸:۴۲
من شرایطی در درون زندگیم حکم فرما میشه ... و مثلا دست کسی رو قطع میکنم ...

من رو میگیرند و میبرند دادگاه ...

اون شخص دستش قطع شده و براش شرایطی جکم فرما میشه ... که میگه بابته اون شرایط دست من رو قطع کنند ...

فرق من و اون شخص در چی هست ...

Im_Masoud.Freeman
۱۳۹۶/۰۹/۰۶, ۰۹:۳۱
در مثال شما یک ملاک مطرح بود اونهم معدل بود. الان ملاک دانش از مهارت جدا شد.
جدای از این،در مثل مناقشه نکنید.منظور اینه که برای رسیدن به سطح مورد نیاز باید راهی رو به سختی طی کنه.یعنی باید به سختی با نفسش بجنگه تا متقاعدش کنه که بعد از این راه میانبر غیر اخلاقی نرود.منظور از وقت و انرژی این است.
اگر فقط نمره مطرح بود که اصلا نیازی به جبران نبود چون من خیالم راحت بود که هیچی بارش نیست و به هیچ جا هم نمی رسه.

ولی مسئله اینه که در اثر همین روشهای ناجوانمردانه ای که به کار گرفته فرصت های جدیدی واسش بوجود اومده

و مهارت های خیلی خوبی رو هم یاد گرفته. در حالی که اگر از ابتدا اون کارها رو نمی کرد خودش این توانایی رو نداشت که با اتکا به اراده و پشتکار خودش پیشرفت کنه.

مبنای 2
۱۳۹۶/۰۹/۰۶, ۱۰:۰۴
اگر فقط نمره مطرح بود که اصلا نیازی به جبران نبود چون من خیالم راحت بود که هیچی بارش نیست و به هیچ جا هم نمی رسه.

ولی مسئله اینه که در اثر همین روشهای ناجوانمردانه ای که به کار گرفته فرصت های جدیدی واسش بوجود اومده

و مهارت های خیلی خوبی رو هم یاد گرفته. در حالی که اگر از ابتدا اون کارها رو نمی کرد خودش این توانایی رو نداشت که با اتکا به اراده و پشتکار خودش پیشرفت کنه.

آقا مسعود ...
تازه شمایی که جوانمردانه امتحان دادین و مثلا نمره های خوبی نگرفتین ... وارد یک میدانی میشین که در درون اون میدان ... حلال و حرم با هم بیشتر قاطی پاتی میشن ... در آینده بهتون بیشتر ظلم میشه و یه بار از دستتون در میره و ظلم بزرگی رو انجام میدین ... شاید 10 برابر بدتر ا تقلب کردن ...

و کسی که مثلا تقلب میکنه و نمره به ناحق میگیره ... مثلا وضعیت مالیش خوب میشه ... به مرور زمان اخلاقش خوب میشه و ازدواج خوبی هم میکنه ... بعدش هم بچه های خوبی هم دنیا میاره ... بعدش به دیگران هم کمک بیشتری میکنه و در نهایت میمیره ...

الان خیلی ها مثلا در دوران اولیه زندگیشون دوست پسر و دوست دختر نداشتن ... بعدش بزرگ میشن و میخوان جبران کنن ... با دهها نفر میگردن و ایدز میگیرن و آبروشون میره ...

یک سری ها هم اول زندگیشون یکی دو تا دوست پسر یا دوست دختر عوض میکنن ... ( مقید نیستند ) و بعدش بزرگ میشن براشون اصلا این چیزها مهم نیست ... تمرکزشون رو به درسشون و زندگی میدن ... آدمهای موفق تری هم میشن ... و گناه کمتری هم میکنند .

میدونم الان داری با خودت میگی ... کسایی که در دوران جوونی دوست پسر داشتن ... همین مسیر رو ادامه میدن ...

ولی خوب اصلا اینجوری نیست ... خسته میشن و میفهمن که ته دوستی های اینجوری چیزی نیست ... و به زندگیشون میچسبن ...

ولی آدمهایی که نداشتن و یه عمر دنبال دوست پسر یا دوست دختر بودن ... و فکر میکنن سرشون کلاه رفته ... هر کاری میکنند ...

کسی رو میشناختم که با شوهرش دعوا داشت ... و شوهرش قبل از ایشون نه با کسی دوست بوده و نه با کسی گفته و خندیده ...

بعدش میگفت .... کاشکی شوهرم قبل از من دوست دختر داشت ... حداقلش میدونست که باید چجوری با یه خانوم حرف زد و چجوری ...

Im_Masoud.Freeman
۱۳۹۶/۰۹/۰۶, ۱۰:۳۹
در آینده بهتون بیشتر ظلم میشه و یه بار از دستتون در میره و ظلم بزرگی رو انجام میدین ... شاید 10 برابر بدتر ا تقلب کردن ...

و کسی که مثلا تقلب میکنه و نمره به ناحق میگیره ... مثلا وضعیت مالیش خوب میشه ... به مرور زمان اخلاقش خوب میشه و ازدواج خوبی هم میکنه ... بعدش هم بچه های خوبی هم دنیا میاره ... بعدش به دیگران هم کمک بیشتری میکنه و در نهایت میمیره ...

الان خیلی ها مثلا در دوران اولیه زندگیشون دوست پسر و دوست دختر نداشتن ... بعدش بزرگ میشن و میخوان جبران کنن ... با دهها نفر میگردن و ایدز میگیرن و آبروشون میره ...

منم چند ماهی اینجوری فکر میکردم ولی بعد متوجه شدم کاملا برعکس هست.



الان خیلی ها مثلا در دوران اولیه زندگیشون دوست پسر و دوست دختر نداشتن ... بعدش بزرگ میشن و میخوان جبران کنن ... با دهها نفر میگردن و ایدز میگیرن و آبروشون میره ...

یه نفرو میشناسم سال 80 در سن 20 سالگی ازدواج کرد.

تا چند سال مثل آدم زندگی کرد، بعد یه کم وضعش خوب شد و تونست بره بگرده و ببینه.

بارها و بارها توی خیابون که باهم میگشتیم دیدمش وقتی یه دختر بد لباس می بینه مثل کسایی که از پشت کوه اومدن نگاهش میکنه و آب از لب و لوچه اش سرازیر میشه

یکی از اقوام هم که خیلی آدم شارلاتانی هست حسابی از این نقطه ضعفش استفاده میکنه و بهش میگه خونتونو خالی کن پول بده تا یه دختر بیارم برای دو ساعت....

اصلا دین رو بزاریم کنار. یعنی یه آدم باید خیلی خیلی خرفت باشه که دویست هزارتومن حق زن و بچه اش رو بده واسه اینکار.


من اگر مدام خودم رو با چنین افرادی مقایسه میکنم فقط منظورم از نظر مادی هست.

یعنی دلم می خواد به اندازه ای که اون داره پول حلال داشته باشم وگرنه از نظر شخصیتی و سبک زندگی حالم از خودش و زندگیشو تمام علایقش بهم می خوره


دلیل بروز چنین رفتارهایی محدودیت نیست. دلیلش اینه که طرف هیچوقت دلیل محکمی برای انجام ندادن اینکار نداشته.

یعنی اینکه زنا نمی کرده بخاطر این نبود که گناه بود. دلیلش این بود که پولشو نداشت موقعیتشو نداشت.

مثل کسی که پنج سال میندازنش زندان وقتی آزاد میشه دوباره میره دنبال دزدی. خب این که پنج سال توی حبس بوده و دزدی نکرده پس باید به دزدی نکردن عادت کرده باشه.

ولی می بینیم که اینجوری نیست. دلیلشم اینه که طرف دلیلی برای کنار گذاشتنش نداره. صد سالم بره زندان باز بر می گرده همون کارها رو میکنه.


کسی رو میشناختم که با شوهرش دعوا داشت ... و شوهرش قبل از ایشون نه با کسی دوست بوده و نه با کسی گفته و خندیده ...

بعدش میگفت .... کاشکی شوهرم قبل از من دوست دختر داشت ... حداقلش میدونست که باید چجوری با یه خانوم حرف زد و چجوری ...

خب این خانوم دچار کج فهمی شده. برای اینکه بدونی با یه خانوم چجوری باید حرف بزنی باید در مورد خانم ها مطالعه کنی کلاس بری کتاب بخونی

وگرنه دوست بودن هیچ شناختی از خانوم ها به آدم نمیده و فقط و فقط آدمو بدبین و بدبین تر میکنه.

من وقتی کلاس های خانواده موفق آقای فرهنگ رو دیدم متوجه شدم چرا مادرم بعضی حرف های منو متوجه نمیشه و دیگه اصلا ازش ایراد نمی گیرم

اگر کسی می خواد مشکلی رو حل کنه باید از راه درستش اقدام کنه.

صندلی
۱۳۹۶/۰۹/۰۶, ۱۱:۳۱
مثال شما مثال درستی نیست.

حالا من مثال شما رو تغییر میدم.

ترم یک مسعود معدلش میشه 18 - و حامد میشه 12

دلیل اینکه مسعود معدلش شده 18 اینه که پاچه خواری استاد هارو میکرد و سوالای امتحان رو می خرید.

دلیل اینکه حامد معدلش شده 12 اینه که مشکلات زیادی داشت و دقیقا برعکس مسعود بود و می خواست از راه سالم نمره بگیره و دست به کارهای زشتی که مسعود انجام داد نزد.

زمان میگذره و میشه ترم آخر. مسعود معدل کلش شده 19 ، حامد شده 13 و دلیلشم همونایی بود که گفتم.

ولی ترم آخر مسعود به اشتباهاتش پی می بره و می خواد جبران کنه. میره از تمام کسانی که در حقشون ظلم کرده حلالیت می گیره.

و آخر سرم بهش میگن خب حالا که دیگه کارشناسی رو با نامردی و معدل 19 گرفتی اشکالی نداره ولی دیگه بچه خوبی باش.

مسعود هم با معدل 19 صد تا شغل بهش پیشنهاد میشه و همه جا می خوانش

ولی حامد بیچاره چون مثل مسعود شارلاتان بازی بلد نبود با معدل 13 هیچ جا نمی خوانش

الان مسعود توبه کرده و پاک شده و داره پاک زندگی میکنه و سر کار خوب هست.

حامد هم همون پاکیشو ادامه داده و داره پاک زندگی میکنه و شغلی نداره و کلی هم مشکل داره.

آیا این منصفانه هست؟

نه نیست.

منصفانه اینه که به مسعود بگن غلط کردی با نامردی مدرک گرفتی.

باید برگردی از صفر کارشناسی رو شروع کنی و چند سال از زندگی بیفتی عقب تا آدم بشی.

به نظر من این منصفانه است.



سلام مسعود جان.
نه نگرفتی. من تشبیه کردم کلاس رو به محضر خدا.
درباره فرزند بد حرف زدیم.
مثال این بود که دو نفر یکیش در کلاس احترام به والدین در ترم اول 18 میگیره یکی 10 یا تجدید. در ترم دو اونی که 10 بود جبران میکنه. هر دو قبول میشید ولی نمره ی مسعود در گذشته اش خوب تر بوده و دچار خطا نشده باعث میشه ترم دو هم نمرش خوب باشه. هر دو قبول میشید ولی تو که تلاشت در گذشته و حال بیشتر بوده نمره بیشتر و موقعیت بهتری داری. و این ها منافاتی با انصاف و عدل نداره.

منظورم از مثالی که زدم این بود.

یکی دیگه.
۱۳۹۶/۰۹/۰۶, ۱۱:۳۴
ولی مسئله اینه که در اثر همین روشهای ناجوانمردانه ای که به کار گرفته فرصت های جدیدی واسش بوجود اومده

و مهارت های خیلی خوبی رو هم یاد گرفته. در حالی که اگر از ابتدا اون کارها رو نمی کرد خودش این توانایی رو نداشت که با اتکا به اراده و پشتکار خودش پیشرفت کنه.
منظورتون رو متوجه نمیشم.یعنی بدون روش ناجوانمردانه انسان نمیتونه مهارت یاد بگیره؟؟
اگر ملاک مهارت داشتنه که اون فرد هم میتونست و باید دنبال یادگیری مهارت میرفت.
اتفاقا من این رو در پست قبلیم عنوان کرده بودم ولی ویرایشش کردم . چون فکر کردم در نهایت میفرمایید بهرحال شرط معدل هم در استخدام موثر بوده.و از این جهت برد با او بوده.که عرض میکنم با این صفتی که با این روش در نفس او رسوخ کرده،به این راحتی نمی تونه دست از این روش بردارد و ....،علاوه بر اینکه بهرحال ذهن این فرد در مقایسه با فرد دوم اون ورزیدگی رو نداره.

مسلم
۱۳۹۶/۰۹/۰۶, ۱۳:۱۰
من نگران این هستم که این شخص یه روز بره دست پدر و مادرش رو ببوسه و توبه کنه. بعدشم با خونه و ماشین حلالش به زندگیش ادامه بده و وارد بهشت بشه.
خب پس تلاش ها و زحمت های من چی میشه؟
این بی انصافیه که خدا بگه «مگه تو طلبی از من داری؟ دوست دارم اینو ببرم بهشت. مگه تو بخیلی؟ تو اگر بنده ی خوبی باشی راضی نمیشی کسی جهنمی بشه»
من راضی به جهنمی شدن این شخص نیستم. ولی وقتی مسابقه دادیم و تلاش کردیم و من برنده شدم اون باید بازنده باشه و نباید امتیازی بهش تعلق بگیره.
واقعا تا الان هیچ جواب قانع کننده ای برای این سوال پیدا نکردم.


بگذارید پاسخ شما را با یک سوال آغاز کنم، می دانید چرا خداوند در آیه 70 سوره فرقان می فرماید کسانی که توبه کنند خداوند گناهانشان را به حسنات تبدیل می کند؟ یعنی گناهانی که شخص نافرمانی خدا را کرده و از آنها لذت های حرام برده به منزله ثواب در نامه اعمالش ثبت می شوند!!!

اگر بر فرض انسان «الف» باشد که گناهی نکرده اما ثواب هایش کمتر از آای «ب» است که گناهان زیادی کرده و بعد توبه کرده و گناهانش تبدیل به حسنات شده خب در این صورت شخص«ب» از نفر اول یعنی آقای «الف» سبقت خواهد گرفت!! و این بی عدالتی است..!!

منشأ این گمان نادرست این است که گمان می کنیم انسان هایی که گناه نمی کنند چیزی عایدشان نمی شود، و انسان هایی که گناه می کنند بعد از توبه چیزی را از دست نداده اند!!!

در حالی که چنین نیست، خود گناه نکردن موجب ارتقاء درجه میشود، و خود گناه کردن موجب سقوط درجه!! اینجا بحث حسنه نیست، بحث درجه است!! انسانی که گناه می کند درجه درجه دارد سقوط می کند، و انسانی که گناه نمیکند درجه درجه دارد رشد می کند، و مرتب فاصله شان دارد زیاد میشود!! نه حسنه حسنه، بلکه درجه درجه!!!


لذا خداوند برای جبران این درجات کسی که توبه می کند گناهانش را تبدیل به حسنات می کند، در حقیقت این به خاطر این است که کسی که گناه کرده است به خاطر این گناهان آنقدر از کسی که گناه نکرده عقب افتاده که خداوند می خواهد به خاطر توبه اش با تبدیل سیئات به حسنات قدری این فاصله را جبران کند!! و با این تبدیل سیئات باز هم به او نمیرسد!!

مسلم
۱۳۹۶/۰۹/۰۶, ۱۳:۲۹
فکر میکنم لقمه 4 یا پنجم بود که اون گربه زشته ... کفری شد و شروع به جیغ زدن کرد و یه جوری میخواست به منم حمله کنه ...
منم دستم رو بردم به سمتش و بهش گفتم ... ماله خودمه ... به هر که بخواهم میدهم و به هر که نخواهم نمیدهم ... ( برداشتی از آل عمران 27 )
به نظرم این گربه ها هیچ چیزی از عدالت سرشون نمیشه ... بعدش هم یه دونه لگد نثارش کردم و گفتم ... برو دنبال کارت ...
اونیکی گربه هم انگار خیلی از کاره من خوشش اومد ...
به نظرم انسان عادل باشه ... خیلی کیف میده ... تازه اسلامی هم هست ... و بابته اینکه به اون گربه زیباهه کمک کردم و تو سرما بهش غذا دادم اجر جزیل هم نصیبم میشه ...
نظره شما چی هست ...

با سلام و احترام
سرکار خانم مبنای 2 متآسفانه بسیاری از شبهات دینی به خاطر برداشت های نادرست از متون دینی و تعالیم دین است!!
هرگز دل بخواهی خداوند را مانند دل بخواهی های مردم معنا نکنید!!! اینکه گاهی در عُرف مردم می گویند من دلم خواست فلان کار را بکنم، یا هر کار دلم خواست می کنم و از این حرف ها اینها که در مورد خداوند راه ندارد! ما انسان ها گاهی که برای کارهایمان توجیه منطقی نداریم برای فرار از پاسخگویی می گوییم دلم می خواهد!

تو رو خدا قرآن را اینطور معنا نکنید! این سخنان در مورد انسان هایی است که حکمت نداشته یا می خواهند خلاف حکمت رفتار کنند، اما وقتی کسی که 100 درصد حکیم است وقتی می گوید به هر کسی بخواهم می بخشم یعنی بخششم 100 درصد مبتنی بر حکمت است! یعنی کسی ک تلاش نکند به او نمی بخشم! کسی که برای تلاشش برنامه ریزی نداشته باشد به او نمی بخشم! یعنی بخشش من 100 درصد مبتنی بر حکمت است.

مثال بزنم تا روشن شود:
خداوند می فرماید هر کسی را بخواهم هدایت می کنم، بعد در بقیه آیات ملاک های این اراده الهی را مشخص می کند:

«وَ اللَّهُ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْكافِرين‏»؛ خدا کافرین را هدایت نمی کند.(بقره:264)
«اللَّهُ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمين‏»؛ خدا ظالمین را هدایت نمی کند(بقره: 258)
«وَ اللَّهُ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفاسِقين‏»؛ خداوند فاسقین را هدایت نمیکند.(مائده:108)
«إِنَّ اللَّهَ لا يَهْدي مَنْ هُوَ مُسْرِفٌ كَذَّاب‏»؛ خداوند اسراف کننده دروغگو را هدایت نمی کند.(غافر:28)

می بینید که همه اراده های الهی ملاکمند و ضابطه مند است، خواستن خداوند را مانند خواستن مردم معنا نکنید.

قرآن در مورد رزق و روزی هم در ایات وروایات ماک هایی بیان شده است که نشان می دهد خداوند کجا اراده می کند روزی بدهد و کجا اراده نمی کند، مثلا می فرماید:«لَيْسَ لِلْإِنْسانِ إِلاَّ ما سَعى‏»؛ انسان جز به اندازه تلاشش بهره ای ندارد. (نجم:39)
اما ملاکی که شما برای ترجیح گربه سفید بر گربه خاکستری انتخاب کرده اید یک ملاک کاملا احساسی و غیر حکیمانه است، عقل و منطق و حکمت هرگز زیبایی را ملاک رزق و روزی دادن نمی داند، اما شما از این ملاک استفاده کرده اید، یعنی به خاطر سن یا هر چیزی در آن لحظه طبق احساساتتان رفتار کرده اید، اما اگر میخواستید منطقی رفتار کنید قطعا به هر دو گربه غذا می دادید.

مسلم
۱۳۹۶/۰۹/۰۶, ۱۳:۳۱
حقیقتش بخواین من به شخصه در اسلام هیچ عدلی از خدا ندیدم.کلا این اسلام کارش ساختن جرم الکی برا این و اونه.
روزه خواری....نماز نخواندن و ...........

جناب جواد عزیز
بنده در چند پست از شما خواستم به جای توصیف، تبیین بفرمایید تا بتوانیم با درک و فهم متقابل به پیش بردن مطلب بپردازیم.
ممنون میشوم شفاف تر توضیح بدهید و ابهامتان را روشن تر بیان کنید@};-

مسلم
۱۳۹۶/۰۹/۰۶, ۱۳:۴۰
ولی ترم آخر مسعود به اشتباهاتش پی می بره و می خواد جبران کنه. میره از تمام کسانی که در حقشون ظلم کرده حلالیت می گیره.
و آخر سرم بهش میگن خب حالا که دیگه کارشناسی رو با نامردی و معدل 19 گرفتی اشکالی نداره ولی دیگه بچه خوبی باش.
مسعود هم با معدل 19 صد تا شغل بهش پیشنهاد میشه و همه جا می خوانش
ولی حامد بیچاره چون مثل مسعود شارلاتان بازی بلد نبود با معدل 13 هیچ جا نمی خوانش
الان مسعود توبه کرده و پاک شده و داره پاک زندگی میکنه و سر کار خوب هست.
حامد هم همون پاکیشو ادامه داده و داره پاک زندگی میکنه و شغلی نداره و کلی هم مشکل داره.
آیا این منصفانه هست؟

قطعا منصفانه نیست، اگر فرصت اشتغال برابر باشد باید دید که مسعود در شرایط عادی و بدون دخالت عوامل ناعادلانه معدلش چند میشد اگر کمتر از 13 میشود آن شغل حق حامد است.

اما باید دقت کنید این بی عدالتی ها در دنیاست، در آخرت مطلقا تک تک رنج هایی که حتی حامد از بابت دیدن این بی عدالتی ها متحمل میشود جبران خواهد شد! تک تک جایگاه هایی که باید میرسید و نرسید، ذره ذره پولی که بابت اشتغال باید میرسید و حقش را خوردند و نرسید...

و مسعود هم که توبه کرده هرگز در همان معدل 19 نخواهد ماند، این معدل ظاهری دنیوی است، او معدل اخروی اش قطعا پایین تر از حامد خواهد بود.

مسلم
۱۳۹۶/۰۹/۰۶, ۱۳:۴۷
اصلا عدالت نمیتونه وجود داشته باشه ...

الان شما 10000 تومن از من برمیدارین .... و همون لحظه برادر من سکته میکنه و من پول ندارم که اون رو بیمارستان برسونم ... و برادر من یک ساعت بعد فوت میشه ... و شما 3 ساعت بعد میاید و بهم 10000 تومنم رو برمیگردونین

الان شما کلوچه صبحانه من رو برمیدارین ... و من گرسنه میشم و عصبانی میشم و سره برادرم داد میزنم و بد اخلاقی میکنم ... برادرم هم سره یکی دیگه در میاره و همینجوری پروانه وار ادامه پیدا میکنه تا اینکه مثلا یکی با ماشینش به یک عابر میزنه و یک ساعت بعد شما میاید و دقیقا کلوچه من رو جبران میکنین ...


هیچ راهی برای جبران وجود نداره ...

مگر اینکه دقیقا زمان به عقب برگرده ... دقیقا همه سره جاشون قرار بگیرند ... و دقیقا اون مساله جبران بشه ...


سرکار خانم مشکل شما همانطور که پیشین هم عرض کردم در دو چیز است:

اولا: قدرت خداوند را با قدرت های بشری مقایسه می کنید...

ثانیا: آخرت را با دنیا مقایسه میکنید و اصلا توجهی به نامحدود بودن زمانی آن ندارید؛ وقتی زمان جبران نامحدود باشد هر مصیبت و مشکلی را می توان جبران کرد، چون رنج و درد همه مصیبت ها محدود هستند(مسئله خیلی دقیق است امیدوارم درست تصور کنید) با هر شدتی که باشند بالاخره محدود هستند، و قرار است قادر مطلق در زمانی مطلق و نامحدود آن را جبران کند!!



اسلام در نهایت باعث میشه ... که خیلی ها از حقشون بگذرن و مساله رو به خدا و قیامت و عدل و از این جور چیزها واگذار کنند .... در حالیکه اگر برای هر مساله ای دقیقا فکر میشد ... و سعی میکردند در درون یک سیستم اون مساله رو تجزیه تحلیل بکنند ... دیگه جرمی اتفاق نمیوفتاد ... اونچنانچه یک بار در درون روزنامه همشهری خوندم ... زندانهای یکی از کشورهای اسکاندیناوی ( الان اسمش خاطرم نیست ) رو تعطیل کردن و مردم میرن توش گل کوچیک بازی میکنن ....

این هم ناشی از بداشت نادرست از اسلام است.
اسلام اجازه ظلم پذیری نداده است، لذا می فرماید مظلوم در جایی که بتواند از حقش دفاع کند و نکند به امید آخرت، با ظالم هر دو در جهنم خواهند بود!!!
اینکه بگوییم همه چیز با فرهنگ سازی حل میشود که خیالی باطل است، اما اسلام منکر فرهنگ سازی در کنار مجازات های حقوقی نیست، بالاخره در کنار آموزش و پرورش و مساجد و کانون های پرورش و مانند آن زندانی هم باید باشد!!

یکی دیگه.
۱۳۹۶/۰۹/۰۶, ۱۴:۲۶
اتفاقا من این رو در پست قبلیم عنوان کرده بودم ولی ویرایشش کردم . چون فکر کردم در نهایت میفرمایید بهرحال شرط معدل هم در استخدام موثر بوده.و از این جهت برد با او بوده.که عرض میکنم با این صفتی که با این روش در نفس او رسوخ کرده،به این راحتی نمی تونه دست از این روش بردارد و ....،علاوه بر اینکه بهرحال ذهن این فرد در مقایسه با فرد دوم اون ورزیدگی رو نداره.
گفتم ذهنش اون ورزیدگی رو نداره. بگذارید با یه مثال کمی این رو بازش کنم.
مثلا مسعود الان در یک شرکت برنامه نویسی مشغول شده.میخواد فلو چارتی را طراحی کنه برای یک پروژه.ولی حتی در حدی به ذهنش زحمت نداده که الان نمی تونه حدس بزنه یک لوپ در کجاها ممکنه گیر کنه و نقاط ابتدا و انتهاش رو چه جوری باید مدیریت کنه.چه برسه به اینکه بخواد چندین لوپ تو در تو رو طراحی کنه. مسعود نهایتا چند تا تکنیک بلده که بتونه برنامه ی اصلی رو که توسط یک ذهن ورزیده نوشته شده ،پیاده کنه.بنابراین در حد یک کد زن باقی میمونه و مسلما با یک مهندس که میتونه در تیم طراحی باشه خیلی تفاوت داره.اگر بخواد از راه درست پیشرفت کنه مجبور خواهد بود همان راه نرفته اش را طی کند.همینه که میگن بالاخره این دو فرد با هم تفاوت دارن.

س.سعید
۱۳۹۶/۰۹/۰۶, ۱۹:۴۸
سلام
با توجه به آیه زیر
«وَ لَنَبْلُوَنَّکُمْ بِشَیْ‏ءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَ الْجُوعِ وَ نَقْصٍ مِنَ الْأَمْوالِ وَ الْأَنْفُسِ وَ الثَّمَراتِ وَ بَشِّرِ الصَّابِرینَ * الَّذینَ إِذا أَصابَتْهُمْ مُصیبَةٌ قالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَیْهِ راجِعُونَ * أُولئِکَ عَلَیْهِمْ صَلَواتٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَ رَحْمَةٌ وَ أُولئِکَ هُمُ الْمُهْتَدُونَ»؛ «قطعاً همه شما را با چیزى از ترس، گرسنگى، و کاهش در مال ها و جان ها و میوه‏ ها، آزمایش مى‏کنیم و بشارت ده به استقامت‏ کنندگان! * آنها که هر گاه مصیبتى به ایشان مى‏رسد، مى‏گویند: «ما از آنِ خدائیم و به سوى او باز مى‏گردیم!» * اینها، همان ها هستند که الطاف و رحمت خدا شامل حالشان شده و آنها هستند هدایت‏ یافتگان!»و با توجه به آیات دیگر قرآن آن چیزی که من درک کردم ما در این دنیا هر کدام به نوعی مورد امتحان قرار می گیریم تا عیار وجودیمان محک بخورد یکی مثل حضرت ایوب(ع) را به بلاهای متعدد گرفتار می کنند تا درجه ایمان و خلوصش ثابت شود به یکی آنقدر امکانات داده میشود تا ببینند ظرفیت این همه نعمت را دارد یا نه. زلزله یک آزمایش هست همه زندگی دنیوی انسانها امتحان هست پس سوال میشود پس چرا برای هر کس امتحان متفاوتی در نظر گرفته شده آیا این خلاف عدالت خداوند نیست؟دقیقا جواب این سوال عکس هست چون شما از یک استاد دانشگاه امتحان اول ابتدایی را بگیری حتما بیست میشود مسلم برای ارزیابی هر نفر یک امتحان جوابگو نیست چون اگر از فردی که ظرفیت کمی داشته باشد امتحان سختی گرفته شود صفر خواهد گرفت ببینید امتحان باید جوری طراحی شود وجه تمایز افراد نشان داده شود شما زبان هم که میخواهید امتحان دهید اول تعیین سطح میشوید چون هر کس باید متناسب با سطحی که درش هست آزموده شود تا بتوان ارزیابی درستی از فرد شود پس تفاوت در امتحان از دقت ارزیابی خبر میدهد پس نه تنها اینکه هر فردی به صورتی امتحان میشود خلاف عدالت نیست دقیقا عین عدالت پروردگار می باشد تشخیص و تمیز بهتر انسانهاست این دنیا سرای ابتلا و امتحان هست پس این تفکر که در این دنیا انتظار اجرای عدالت محض داشته باشیم یک برداشت خلاف واقع هست چون هدف از خلقت آدم و دادن اختیار به او این هست که خود با اختیار به کمال برسد و شایستگی خود را به اثبات برساند داستان هبوط حضرت آدم به این دنیا هم به خاطر این بود به حضرت آدم(ع) این مسئله را بگویند تا زمانی که شایسته بهشت نباشی بدانجا راهی نخواهی داشت اگر از ابتدا خلقت بدون هیچ خطائی او را در مهلکه دنیا می انداختند حتما می گفت برای چه گناهی؟ همه داستان درخت سیب بدان خاطر بود که به آدم بفهمانند که تا لایق بهشت نباشی بدان نخواهی رسید به قول حافظ"هر که در این دیر مقربتر است/جام بلا بیشترش میدهند"
چون هر چقدر درجه آدمی بالاتر میرود باید امتحانی سختر برای ارزیابی دقیقترش انجام شود تا بهتر سنجیده شود تا عدالت درباره او بهتر اجرا شود

شایا
۱۳۹۶/۰۹/۰۷, ۲۱:۳۸
خیر برادر من!
منظورم این است که توقع دارید خداوند این قوانین را خلق نکند؟ مثلا در مورد قانون جاذبه که موجب مرگ بسیاری از انسان ها میشود شما چه توقعی دارید؟ شفاف بفرمایید:
الف) قانون جاذبه را خلق نکند!
ب) قانون جاذبه را خلق کند اما مثلا اگر هواپیما موتورش خاموش شد و یا انسان از روی پشت بام پایش لغزید، موقتا قوه جاذبه از کار بیفتد!!




خواهش می کنم منطقی به ماجرا نگاه کنید، نمیشود که زلزله بیاید و درست آجرهای بیاید پایین که زیرش انسان بی گناهی نباشد!! این تمام قوانین فیزیک را زیر سوال می برد!!
سیل بیاید اما وقتی به انسان های گنهکار رسید مثل معجزه موسی(ع) یکدفعه سیل شکافته شده و آن انسان را دور بزند!!

ما داریم علمی صحبت می کنیم! شما اگر می خواهید اشکال کنید باید به صورت شفاف، نه اینکه چرا خدا این کار را کرد و آن کار را نکرد!! بلکه به صرت شفاف یک راهکار بهتر از این وضع موجود ارائه بدهید تا بتوانیم روی آن بحث کنیم.


سلام
شما به سوالات من جواب ندادین. حس میکنم شما اصلا متن من رو نمیخونید. من یه بار دیگه سوالاتم رو میپرسم.
1-لطفا اگه میشه تمام علت های مصبیت ها را بفرمایید.
2-چرا خداوند نمیتواند قوانین را به گونه های طراحی کند تا گناهکار از بی گناه متمایز شود و بی گناه به عذاب گناهکار دچار نشود؟
3-آیا جنبه ای از زندگی انسان وجود دارد که عدالت در آن برقرار باشد؟
تشکر

مبنای 2
۱۳۹۶/۰۹/۰۷, ۲۳:۲۲
یک مساله دیگر ...
گفتم این رو هم ازتون بپرسم ...

حدودا 10 سال پیش من خیلی خیلی درگیر مبحث عدل خدا بودم و الان دیگه مباحث عدل الهی مانند یک زخم قدیمی برام هستند که خوب شدنی هم نیستند ...

خاطرم هست ... در همین حدود یعنی 10 سال پیش هر روز و هر شب داشتم به عدل الهی و ... فکر میکردم و حرص میخوردم ...
یک شب میگرم و در درون رخت خواب میخوابم ...


حدودا 2 ساعت بعدش هم از تخت خواب بلند میشم و بیدار میشم ...
میرم درن آشپزخونه و یه سری کارها رو انجام میدم .
بعدش میام بیرون ...
میبینم که پدرم درب رو باز میکنه و با دستی پر و لبی خندون میاد خونه ( پدرم نزدیک 20 سال هست که فوت شده )
منم میگم ... بابا که فوت شده بود ... ولی خودم رو میزنم به بی خیالی ... میرم و اجناس رو از دست بابام میگیرم ...
همینجوری که برمیگردم و میخوام اون اجناس رو ببرم بزارم درون آشپزخونه ...

نگاهم به یه مبل میوفته ...
مبله به صورت برعکس چسبیده شده بوده به سقف ...
یعنی اگر کسی میخواست روش بشینه باید میرفت رویه سقف ...

تا برمیگردم ... یه مردی با لباسهای سفید و پوستی جوگندمی و به شدت زیبا ... بهم میگه ...
اگر عدالتی در درون دنیا وجود نداره بخاطره این هستش که خوابی ... بیدار بشی عدالت رو میبینی .

بعدش هم بیدار میشم ...

در حقیقت اگر اون مبل برعکس ( یک چیز غیر طبیعی ) رو نمیدیدم هیچ وقت نمیفهمیدم که خواب هستم ... و دیدن اون بود که من فهمیدم خواب هستم ... و احتمالا ایشون هم نظرشون این بوده که بی عدالتی در درون دنیا نشانه ای از این هستش که خواب هستی و ...


من اون بابا رو دیگه ندیدمش ( همون مرده جوگندمی )؛ راستش خیلی دوست داشتم جوابش رو بدم ... ولی دیگه ندیدمش ...

میخواستم بدونم به نظره شما هم استدلالش غلط بوده دیگه ... نظره شما چیه ....

Im_Masoud.Freeman
۱۳۹۶/۰۹/۰۷, ۲۳:۵۵
قطعا منصفانه نیست، اگر فرصت اشتغال برابر باشد باید دید که مسعود در شرایط عادی و بدون دخالت عوامل ناعادلانه معدلش چند میشد اگر کمتر از 13 میشود آن شغل حق حامد است.

اما باید دقت کنید این بی عدالتی ها در دنیاست، در آخرت مطلقا تک تک رنج هایی که حتی حامد از بابت دیدن این بی عدالتی ها متحمل میشود جبران خواهد شد! تک تک جایگاه هایی که باید میرسید و نرسید، ذره ذره پولی که بابت اشتغال باید میرسید و حقش را خوردند و نرسید...

و مسعود هم که توبه کرده هرگز در همان معدل 19 نخواهد ماند، این معدل ظاهری دنیوی است، او معدل اخروی اش قطعا پایین تر از حامد خواهد بود.

سلام و عرض احترام خدمت استاد مسلم عزیز و دوست داشتنی.

من به پاسخی که شما دادید و علامت سوال های خودم فکر کردم و به یه نتایجی رسیدم.

به نظرم شما اگر به من و امثال من وعده ی تمام بهشت رو هم در ازای سختی هایی که کشیدیم بدید باز هم نمی پذیریم و قانع نمیشیم.

دلیلش هم اینه که ( اینطور که من فهمیدم ) بهشت مثل دنیا جذاب نیست.

یعنی امکان فضای رقابتی بین آدم ها و شور و نشاط و رفت و آمد و شکوفایی استعداد ها و درخشش و ابراز وجود ، وجود نداره.

فقط بخور و بخوابه و بخور و بخواب جذاب نیست. حتی اگر امکان تحصیل علم هم وجود داشته باشه بازم جذاب نیست.

شما اگر به یک انسانی تمام دنیا رو هم بدید بهش بگید برو توی جنگل زندگی کن و با هیچکس ارتباط نداشته باش ولی بهترین امکانات رو در اختیارت میزاریم امکان نداره قبول کنه

چون انسان موجودی اجتماعی هست و دوست داره بگرده بچرخه بدرخشه دیگران تحسینش کنن.

ولی اینطور که من فهمیدم بهشت پر از امکانات و رفاه هست ولی جذاب نیست. هیجان انگیز نیست.

دیگه رفیق ها و دوست و آشناها نیستن که توی سر و کله ی هم بزنیم. بریم با هم فوتبال و بیلیارد بازی کنیم.

من نمی تونم آخرت رو ادامه ی زندگی دنیا ببینم و اینطور می بینم که بعد از دنیا همه ی رقابت ها و هیجانات و انگیزه ها و شور و نشاط ها پایان می پذیره.

و این خیلی برای من تلخ و دردناک هست.

مبنای 2
۱۳۹۶/۰۹/۰۸, ۰۰:۰۰
سلام و عرض احترام خدمت استاد مسلم عزیز و دوست داشتنی.

من به پاسخی که شما دادید و علامت سوال های خودم فکر کردم و به یه نتایجی رسیدم.

به نظرم شما اگر به من و امثال من وعده ی تمام بهشت رو هم در ازای سختی هایی که کشیدیم بدید باز هم نمی پذیریم و قانع نمیشیم.

دلیلش هم اینه که ( اینطور که من فهمیدم ) بهشت مثل دنیا جذاب نیست.

یعنی امکان فضای رقابتی بین آدم ها و شور و نشاط و رفت و آمد و شکوفایی استعداد ها و درخشش و ابراز وجود ، وجود نداره.

فقط بخور و بخوابه و بخور و بخواب جذاب نیست. حتی اگر امکان تحصیل علم هم وجود داشته باشه بازم جذاب نیست.

شما اگر به یک انسانی تمام دنیا رو هم بدید بهش بگید برو توی جنگل زندگی کن و با هیچکس ارتباط نداشته باش ولی بهترین امکانات رو در اختیارت میزاریم امکان نداره قبول کنه

چون انسان موجودی اجتماعی هست و دوست داره بگرده بچرخه بدرخشه دیگران تحسینش کنن.

ولی اینطور که من فهمیدم بهشت پر از امکانات و رفاه هست ولی جذاب نیست. هیجان انگیز نیست.

دیگه رفیق ها و دوست و آشناها نیستن که توی سر و کله ی هم بزنیم. بریم با هم فوتبال و بیلیارد بازی کنیم.

من نمی تونم آخرت رو ادامه ی زندگی دنیا ببینم و اینطور می بینم که بعد از دنیا همه ی رقابت ها و هیجانات و انگیزه ها و شور و نشاط ها پایان می پذیره.

و این خیلی برای من تلخ و دردناک هست.

تازه آقا مسعود ... حوری هاشم پلاستیکی هستند و روح ندارن ....

صبح_صادق
۱۳۹۶/۰۹/۰۸, ۱۲:۴۰
سلام و عرض احترام خدمت استاد مسلم عزیز و دوست داشتنی.

من به پاسخی که شما دادید و علامت سوال های خودم فکر کردم و به یه نتایجی رسیدم.

به نظرم شما اگر به من و امثال من وعده ی تمام بهشت رو هم در ازای سختی هایی که کشیدیم بدید باز هم نمی پذیریم و قانع نمیشیم.

دلیلش هم اینه که ( اینطور که من فهمیدم ) بهشت مثل دنیا جذاب نیست.

باسلام خدمت شما دوست عزیز
پروردگار ذات پاک و مقدسی ست که تمام صفات خوب از اوست و صفات بد و ناپسند و ناقص از عدم بودن صفات ذات اقدس نشات می گیریند
پروردگار حکیم و علیم و حلیم ..
خداوندی که بی منت خلق کرد ..سرپرستی کرد تغذیه کرد و هدایت می کند

تک تک ذرات هستی نوک پیکانی رو بسوی او دارند
خداوندی که عقل هیچ مخلوقی نمی گنجد درک او
خداوندی که چشم هیچ موجودی تحمل یک لحظه نظر به جمالش را ندارند
خداوندی که پا بر عرشش ننهاده بعد از خلق این دنیا نظر به آن ننمونه چون آن را دشمن خویش و بنده اش می داند
به هیچ کس به اندازه تکلیفش عمل نمی خواهد
انچه می خواهد حق برای هدایت و سعادت بنده خود است
چنان مهربان است که مهرمادری هم در وصفش مهرش به بنده اش قابل مقایسه نیست
چنان دل به بنداش دارد که گویی تمام عالم را تنها فقط برای او خلق کرده(اسباب را مهیا می کند)

خداوند قادر خلاق ..زیبا که زیبایی رو دوست دارد.
شما از بهشت چه میدانید؟ شما از خلقت دگرگون شده عالم دیگر چی میدانید ؟چه کسی میداند؟

توصیه دارم در نمازهاتون مواظبت کنید که بینی شیطان را به خاک می مالد.. و نور حق در دل جوانه می زند و خویشتن به پاسخ این شبهات پیش پا افتاده می رسید.
یاحق/

پارسا مهر
۱۳۹۶/۰۹/۰۸, ۱۲:۵۷
یا بر انسان ظلم می شه یا خیر...از این دو خارج نیست...اگر خارجه، یکی توضیح بده....ممنون می شم....
خوب وقتی یک بچه داره شکنجه می شه بر اثر یک بیماری ویروسی...آیا داره بر این کودک ظلم می شه یا خیر...اگر خیر می شه که باشه از این خیرا...منم فردا بچم ویروسی شد داشت شکنجه می شد...می زارم به شکنجه شدن ادامه بده...خیره دیگه...بهش کمک نمی کنم....اگرم داره بهش ظلم می شه...خوب اظهر من الشمسه که یا ظالم خودش شخص خداست یا یکی از ظالم ها که دستی بر غذا داره خداست...
ببخشید اومدم تو بحثتون....

مسلم
۱۳۹۶/۰۹/۰۸, ۲۰:۴۶
1-لطفا اگه میشه تمام علت های مصبیت ها را بفرمایید.

نه من، بلکه هیچ شخص دیگری هم نمی تواند علت تمام مصیبت ها را کشف کند، مگر آنکه انسان به تمام قوانین مادی و غیر مادی عالم احاطه داشته باشد!!
از نظر منطقی کسی می تواند رفتار بالاتر از خودش را قضاوت کند که از نظر آگاهی در سطح همو باشد!!
بشر فقط به اندازه عقلش می تواند به دنبال کشف علل حوادث باشد، مثلا می گوید علت سقوط هواپیما جاذبه است، علت کشته شدن انسان در تصادف انعطاف بدن+قانون حرکت+برخورد اجسام سخت است!!

خواهش می کنم دقت بفرمایید، در فلسفه همه چیز از بالا به پایین اثبات می شود چون سطح آگاهی بشر که بخواهد از پایین به بالا برد بسیار محدود است، قرن های گذشته بشر حتی نمی دانست کره زمین گرد است!! چطور می تواند رفتارهای خالق را به قضاوت بنشیند؟!

لذا در فلسفه سیر اثبات پس از وجود خدا به اوصاف او، و سپس به افعال او میرسد!! وقتی خدایی وجود محض باشد و بی نیاز از غیر، ظلم و جهل و ناتوانی و مانند آن همه از او منتفی است، وقتی این مقدمه اثبات شد شما دیگر نمی توانید نسبت به اموری که از حکمت آن جاهل هستید او را قضاوت کنید.

مثل این است که من با دلیل و برهان اثبات کنم فلان پزشک برترین پزشک جهان بوده و بر فرض در علم پزشکی معصوم است، دقت کنید عمدا تعبیر معصوم را به کار می برم! حال اگر این پزشک به شما گفت خدای ناکرده باید پای شما هم قطع شود در عدالت او شک نمیکنید، می دانید این کار حکمتی دارد و این دستور معلول یک علتی است که شما از آن بی خبر هستید، هرگز به اینکه این پزشک ظالم است فکر نمی کنید.

نگویید قوانین به دست پزشک نیست اما به دست خداوند است، مطلقا این منظورم نیست، جهت مثال بنده چیز دیگری است: اینکه وقتی عصمت و عدالت کسی از بالا اثبات شد انسانی که از نظر علمی در طراز او نیست نمیتواند از پایین و با دیدن رفتارهایی که حکمت آنها را نمی داند او را قضاوت کند.(دقت بفرمایید)



2-چرا خداوند نمیتواند قوانین را به گونه های طراحی کند تا گناهکار از بی گناه متمایز شود و بی گناه به عذاب گناهکار دچار نشود؟

ببینید خداوند باید برای نجات بی گناهان یا باید دائما قوانین ظاهری عالم را نقض کند!!
مثلا طبق قانون محاسبات فنی سقف لرزانی که تحمل بیش از 60 کیلو را ندارد اگر 65 کیلو روی آن قرار بگیرد فرو خواهد ریخت، از نظر قوانین فیزیکی فرقی نمی کند زیر این سقف امام خمینی(ره) باشد یا صدام!!

یا باید دائما از طریق معجزه آسا بی گناهان را از قرار گرفتن در معرض این مصیبت ها نجات دهد.

اگر خداوند بخواهد قوانین را دائما نقض کند دیگر تمام علوم طبیعی و مهندسی از بین خواهد رفت، چون دیگر قانون ثابتی وجود نخواهد داشت که در علوم طبیعی شناخته شده، و در علوم مهندسی برای مقاصد بشری به کار گرفته شود! چون می گویند یک سقف معلوم نیست چه وزنی را تحمل می کند بلکه بستگی دارد چه کسی زیر آن باشد!!

و اگر بخواهد به طریق معجزه آسا دائما مانع ضربه خوردن بی گناهان بشود زمینه امتحان الهی به هم میخورد، چون آنچه که مومنین صادق را از مومنین کاذب جدا می سازد همین مشکلات دنیوی است، آنچه که کفار و مشرکین و منکرین دین را از قبول دین باز میدارد و به بی دینی وا می دارد مطامع دنیوی است، اما اگر ببینند که بی گناهان همواره در برابر آسیب ها در امان هستند و همواره با معجزه از مصیبت ها جان سالم به در می برند خب روشن است که در ایمان آوردن از مومنین سبقت می گیرند!!


3-آیا جنبه ای از زندگی انسان وجود دارد که عدالت در آن برقرار باشد؟

منظورتان را از جنبه به طور دقیق متوجه نشدم.

اگر نوع انسان ها و همه انسان ها را در نظر بگیریم هیچ عرصه ای از زندگی دنیوی نیست که بتوان گفت مطلقا عدالت در آن است، اما اشخاص و رفتارهای برخی اشخاص چرا، مثلا وجود ائمه(ع) و رفتار آنها عدالت محض است، لذا پیامبر(ص) فرمودند: علی مع الحق، و الحق مع علی

اما عدالت برای نوع بشر تا حدی زیادی در زندگی دنیا پس از ظهور حضرت ولی عصر(عج) برقرار خواهد شد، رفتار مردم با یکدیگر و نحوه برخورد دستگاه ها برای تحقق عدالت به اوج خودش خواهد رسید و زمین و آسمان نیز برکاتشان را بر مردم نازل خواهند کرد، اما باز هم بالاخره امکان دارد کسی ظلم هم بکند، یا حادثه ای پیش بیاید چون بالاخره مرگ و میر وجود خواهد داشت، و تزاحم علل مادی در دنیا هرگز قابل حذف نیست.

اما در زندگی پس از دنیا عدالت محض بدون ذره ای ظلم وجود خواهد داشت، چه عدالت حقوقی و چه عدالت تکوینی

پارسا مهر
۱۳۹۶/۰۹/۰۸, ۲۲:۵۸
سلام مجدد...من همینطور که در انتظار پاسخ استاد مسلم به پست قبلیم هستم...یک نکته یا نکاتی رو بگم...یک سری مصیبت ها و درد و رنج ها هست که نسیب آدمیزاد می شه...اینا یا خیرن یا شرن، یا برکتن و ظلم هستن...اگر خیرن که هیچی... قربون خدا برم، خدا درد و بلا و مصیبت به ما بده...ما رو زیر ماشین بنداز و ما رو سکته مغزی بده، آمین!!!...اگر شرن یا ظلم هستن یا بد هستن...دو حالت داره، یا مقصر تنها و تنها شخصی هست که ظلم دیده...مثلا من خودم می رم دستم رو می زارم لای دستگاه پرس...خودم با عقل خودم...اگر مصیبتی شد، خودم مقصرم...خودم کردم، خودم به خودم ظلم کردم...این هیچی...یا پیش می آد که ظالم کسی غیر از خود من هست...و من اصلا تقصیری ندارم....در این صورت قطعا و قطعا و بلا شک، خدا هم ظالمه و در اون ظلم نقش داره....شک نداشته باشید....آقا خدا علت العلله...خدا ابر و باد و مه و خورشید و فلک رو در اختیار داعش گذاشته که ظلمش رو انجام بده...خداست که ویروس رو خلق کرده و خیلی دقیق و حساب شده تنظیمش کرده برو به جون یک کودک بیافت، بچزونش...یعنی پدر اون بچه رو در بیار، صدای سگ بده...ببخشید من اینطور حرف می زنم.حقیقت رو باس گفت...قطعا و قطعا خدا هم در اون ظلم شریکه...شکی نیست....با این توضیحات...دیگه توجیه تراشی که این ظلم ها، سبب تعالی روح می شن و باعث تکامل و مایه آزمایشن و اینا بی معنیه....پس اصلا پرداختن به این سوال زیر که دوستمون مطرح کردن بی معنی می شه....
منظورم این سواله:
1-لطفا اگه میشه تمام علت های مصبیت ها را بفرمایید.

نمی دونم این سوال برای چی اصلا مطرح می شه...

پس.اگر که می گید اون مصیبت ها شر نیستن...ظلم نیستن یا می تونن که نباشن، بنا به دلایلی.. خیلی خوب حالا می تونید دنبال علت های این مصیبت ها باشید که علمتون زیاد بشه... بیشتر خدا رو بشناسید....بر داعش و هم پیمان هایش هم درود که در این مصیبت ها نقش دارن، که باعث تکامل و سعادت ما می شن...نور به قبر داعشی ها بباره....خدا اون دنیا با حوریان محشورشون بکنه...کار بدی نمی کنن که می آن ما رو زجر می دن که هدف و قرض خلقت بر قرار بشه..ما به تکامل برسیم...آزمایش بشیم...خوب این خیلی خوبه...اگر اونا نبود، دنیا پوچ و بی معنیمی شد و ما به تکامل نمی رسیدیم...اگر بیماری نبود و ویروس نبود ما به تکامل نمی رسیدیم...اگر زلزله نبود همچنین...خدا مبارک باشه و خدا دستت درد نکنه، این زلزله کرمان چند وقت پیش...یک دونه هم تو تهران بنداز.. ولی اگر می گید مصیبت ها بدن و ظلمن...دیگه اینجا خدا قربونش برم می شه ظالم و آدم بده...دیگه فرقی هم نمی کنه حالا شما دنبال توجیه باشی که حالا نمی دونم آزمایشه، مایه تکامله...

در کل به نظر من یا باید بپذیریم خدا موجودی شرور و ظالمه...یا باید تغییرات اساسی و بنیادین در دیدگاهمون داشته باشیم...مثلا بیاییم از این به بعد وقتی بچمون داشت شکنجه می شد...شکر کنیم خدا رو...بگیم، خدا قربونت برم که بچم داره زجر می کشه...حتما امشب مهمونی و جشن می گیرم...از اون طرف وقتی بچمون سلامت بود و خوشحال بود هم باز شکر کنیم و جشن بگیریم....هر چی پیش اومد بادا باد....بچمون هم مرد..یا البته بازم دیدگاه های دیگه هست..ولی به هر حال باید اساسی دیدگاه عوض بشه....

مسلم
۱۳۹۶/۰۹/۰۹, ۱۶:۴۲
پدرم نزدیک 20 سال هست که فوت شده

خداوند ان شالله ایشان را رحمت کند.


یه مردی با لباسهای سفید و پوستی جوگندمی و به شدت زیبا ... بهم میگه ...
اگر عدالتی در درون دنیا وجود نداره بخاطره این هستش که خوابی ... بیدار بشی عدالت رو میبینی

بنده تعبیر خواب بلد نیستم، اما اگر بخواهم با آگاهی محدود خودم خواب شما را معنا کنم، به این روایت پیامبر(ص) اشاره می کنم که فرمود:

«الناس نیام اذا ماتوا انتبهوا»؛ مردم در خواب هستند، زمانی که از دنیا بروند بیدار می شوند.

طبق این روایت، انسان خواب انسانی است که افکارش محض در دنیا شده و به آخرت توجه ندارد، طبیعتا چنین کسی دنیا را عادلانه نخواهد دید، واقعا هم عادلانه نیست.

خواب شما به شما می گوید با ملاک های دنیوی هرگز تحقق عدالت را درک نخواهید کرد، با ضمیمه ی آخرت به دنیا هست که همه چیز عادلانه میشود.

مسلم
۱۳۹۶/۰۹/۰۹, ۱۸:۴۹
چون انسان موجودی اجتماعی هست و دوست داره بگرده بچرخه بدرخشه دیگران تحسینش کنن.

ولی اینطور که من فهمیدم بهشت پر از امکانات و رفاه هست ولی جذاب نیست. هیجان انگیز نیست.

با سلام و احترام خدمت آقا مسعود عزیز

پاسخ سوال شما به تفاوت بین انسان ها در دنیا و آخرت برمی گردد.

کاملا درست است که رقابت و مسابقه و مانند آن در دنیا برای انسان ها لذت بخش است اما انسان در دنیا با آخرت تفاوت خواهد کرد، و در اخرت تنها لذت های حقیقی را خواستار خواهد بود.
مثلا در دنیا عموم انسان ها به خاطر حوریان بهشتی و لذت های مادی بهشت عبادت می کنند اما هیچ کدام در بهشت این حوریان و سایر لذت های بهشت را هم طراز رضوان و لقاء الهی نمی دانند و رضایت الهی را با هزارتا حوری عوض نمی کنند.

البته در دنیا هم ممکن است انسان های نادری به این دست پیدا کنند، چنین انسان هایی اصلا دنبال رقابت و مانند آن نیستند، خلاصه اینکه این حس ممکن است در دنیا برای انسان لذت بخش باشد اما در آخرت انسان کاملا یک انسان برگزیده و تصفیه شده میشود.
البته اگر کسی خواهان لذت رقابت و مسابقه باشد طبق ادله قرآنی که هرچه بخواهیم در بهشت برای ما فراهم خواهد بود، آن را دارا خواهد شد، ولو آنکه ما کیفیت آن را نتوانیم درک کنیم.

بنابراین شک نکنید که بهشت شما را قانع خواهد کرد.

مسلم
۱۳۹۶/۰۹/۰۹, ۱۹:۰۸
با سلام و احترام


ببخشید اومدم تو بحثتون....

خواهش می کنم، بحث متعلق به خودتونه...


یا بر انسان ظلم می شه یا خیر...از این دو خارج نیست...اگر خارجه، یکی توضیح بده....ممنون می شم....
خوب وقتی یک بچه داره شکنجه می شه بر اثر یک بیماری ویروسی...آیا داره بر این کودک ظلم می شه یا خیر...اگر خیر می شه که باشه از این خیرا...منم فردا بچم ویروسی شد داشت شکنجه می شد...می زارم به شکنجه شدن ادامه بده...خیره دیگه...بهش کمک نمی کنم....اگرم داره بهش ظلم می شه...خوب اظهر من الشمسه که یا ظالم خودش شخص خداست یا یکی از ظالم ها که دستی بر غذا داره خداست...

ببینید برای اینکه یک رفتار مصداق ظلم و عدل شود باید مجموع شرایط را در نظر گرفت.
مثلا دروغ گفتن اگر برای کلاهبرداری در معامله باشد مصداق ظلم و اگر برای نجات جان یک انسان باشد مصداق عدل است؛ بنابراین در تشخیص عدل یا ظلم بودن یک رفتار باید نگاه کُل نگرانه داشت، نه نگاه جزء نگرانه!

اگر بشر روزی به این سطح آگاهی برسد و بتواند با قاطعیت حکم کند که ویروس ها و باکتری ها و سایر عوامل بیماری زا هیچ نقش مثبتی در جهان خلقت ندارد، بله در آن صورت انسان می تواند حکم کند که خداوند با خلقت آنها ظلم، یا حداقل خلاف حکمت رفتار کرده است.
اما اگر بداند اینها فوائدی دارند، یا احتمال بدهد وجود اینها مصلحتی دارد اینجا تصدیق می کند که خداوند امری را خلق کرده که خوب است اما گاهی به نسبت انسان نقش شر ایفا می کند.

باز مثال می زنم:
جاذبه زمین در جای خود بسیار نیکو و ضروری است، اما این قانون که مصلحت بسیار مهمی دارد گاهی موجب شر می شود و مثلا هواپیمای آسیب دیده را به زمین میکشد.
اینجا در نگاه جزء نگرانه انسان فقط سقوط هواپیما را می بیند و می گوید ظلم است.
اما در نگاه کل نگرانه می گوییم بابا این جاذبه ضرورت دارد، زندگی بشر بدون آن مختل میشود، پس خیر و برکت آن خیلی بر شرش غلبه دارد کسی نمی تواند بگوید خداوند ظلم کرده آن را خلق کرده است.



خدا ابر و باد و مه و خورشید و فلک رو در اختیار داعش گذاشته

در مورد داعش و سایر ظالمین هم همینطور
خدا یا باید اختیار به بشر میداد، یا نمیداد!!
اگر نمیداد که اصلا خلقت انسان ضرورتی نداشت، خداوند دنبال خلق کردن ربات که نبوده!! موجودی که بخواهد تکامل داشته باشد باید اختیار داشته باشد.
و اگر اختیار بدهد چاره ای از این ظلم ها نیست...
یعنی باز هم پای یک مصلحت مهمتر در میان است، پس ظلم نیست.

پارسا مهر
۱۳۹۶/۰۹/۰۹, ۱۹:۴۸
در مورد داعش و سایر ظالمین هم همینطور
خدا یا باید اختیار به بشر میداد، یا نمیداد!!
اگر نمیداد که اصلا خلقت انسان ضرورتی نداشت، خداوند دنبال خلق کردن ربات که نبوده!! موجودی که بخواهد تکامل داشته باشد باید اختیار داشته باشد.
و اگر اختیار بدهد چاره ای از این ظلم ها نیست...
یعنی باز هم پای یک مصلحت مهمتر در میان است، پس ظلم نیست.
با سلام...
استاد گرامی به هر حال، ظلمی رخ داده...و خدا در این ظلم ها شریک است...اگر غیر از این است بگویید نه، خدا شریک نیست...اونوقت مسئله فرق می کند...
ولی استاد وقتی خدا شریک است...یعنی خدا ظالم است و والسلام...مثلا فرض کنید من در جنایت داعش شریکم به این نحو که آمده آن شمشیری که داعش بدون آن نمی توانست جنایت بکند را ساخته ام...خوب این جا می توانیم بگوییم که من انسانم و محدودم و آگاه نبودم و نمی دانستم که مثلا داعش می خواهد از آن شمشیر استفاده سوء بکند...یا من نمی خواستم که داعش استفاده سوء بکند...ولی در مورد خدا ماجرا فرق می کند..دیگر در مورد خدا نمی توانیم بگوییم، مثلا خدا حواسش نبوده!!!!!آگاه نبوده!!!!!!!ناچار بوده!!!!!مجبور بوده!!!!!!در مورد خدا نمی تونیم این صحبت ها رو داشته باشیم...پس خدا آمده ابر و باد و مه و خورشید و فلک را در اختیار داعش گذاشته که داعش برود ظلم کند...پس خدا در این ظلم شریک است . هیچ توجیه ای هم پذیرفته نیست که مثلا فرضا بگوییم که خدا چاره ای نداشت!!!!اگر اختیار به داعش نمی داد، دنیا بی معنی می شد!!!!!!خیر استاد!!!هیچ توجیه ای پذیرفته نیست....تنها راه برون رفت این است که بگوییم، داعش که بر ما ظلم نمی کند...داعش خیلی هم خوب می کند که ما را شکنجه می کند...دست خدا هم درد نکنه که داعش رو کمک می کنه و ادوات دست داعش گذاشته...انشا الله اون دنیا هم حوریان نصیب داعش بکنه....ما برای برون رفت از این مشکل ناچار همین یک راه رو داریم...جالب اینکه شما در مورد ویروس هم همین راه کار رو در پیش گرفتید...می خوایید بگید که ویروس که بد نیست..منفعت هم داره...خوب بگید داعش هم که بد نیست...خیلی هم خوبه...

بنده مساله رو از یک سمت دیگه مطرح می کنه...خدا کریم، حکم می کنه، در اجرا و عملی شدن یک ظلم شریک نباشه و همکاری نکنه...و تا جای ممکن اون ظلم رو جلوگیری کنه...تا جای ممکن البته...خوب حالا استاد وقتی حکمت خدا بر این امر استوار گردید...دیگر هیچ و هیچ و هیچ چیز نمی تواند جلوی حکمت خدا باایستد...مثلا این اشتباس که بگوییم که خوب خدا ناچار بود دیگه، اگر به داعش کمک نمی کرد و همکاری نمی کرد خوب دنیا بی معنی می شد و آدما می شدن مثل ربات...اصولا این پاسخ ها و بهانه ها بی معناست...استاد توجه کنید، اصلا بی معناست و چون بی معناست اصلا لزومی ندارد که من حالا سر آنها بحث کنم و بگویم نه شاید این ایراد را داشته باشند یا نه...کلا از ریشه بی معنا هستن و اصلا جای بحث باقی نمی گذارند..این نکته اول....پس اگر داعش ظالم است...پس خدا هم ظالم است....

پارسا مهر
۱۳۹۶/۰۹/۰۹, ۲۰:۰۵
مثلا دروغ گفتن اگر برای کلاهبرداری در معامله باشد مصداق ظلم و اگر برای نجات جان یک انسان باشد مصداق عدل است؛ بنابراین در تشخیص عدل یا ظلم بودن یک رفتار باید نگاه کُل نگرانه داشت، نه نگاه جزء نگرانهاستاد با اینکه بنده با این گذاره ی شما شکل دارم..ولی فعلا آن را در اینجا می پذیرم...شما حرفتان درست...بنده می گویم...خیلی خوب پس از این به بعد نگویید که ویروس بد است...ناراحت نشود کسی که بچه اش ویروس گرفت و دارد زجر می بیند...احساسی عمل نکنید که وای بچه ام دارد زجر می کشد...نه، چه بسا باید خوشحال باشید....



اگر بشر روزی به این سطح آگاهی برسد و بتواند با قاطعیت حکم کند که ویروس ها و باکتری ها و سایر عوامل بیماری زا هیچ نقش مثبتی در جهان خلقت ندارد، بله در آن صورت انسان می تواند حکم کند که خداوند با خلقت آنها ظلم، یا حداقل خلاف حکمت رفتار کرده است.
استاد اولا بنده اصلا مشکلی ندارد که ویروس ها نقش های مثبتی هم دارند...بحث من این است که بالاخره نقش منفی و ظلم دارند یا نه...اگر ندارند...خیلی خوب...پس شما می فرمایید که وقتی بچه ی من مریض شد و داشت زجه می زد...من اقدامی نکنم و نارحت نشوم..چون ویروس و مریضی که بد نیست..نقش مثبت دارد...پس من اقدامی علیه ویروس و بیماری نمی کند...چرا بکنم

گاهی موجب شر می شود
خوب همین که گاهی موجب شر می شود پس خدا شرور است...آنجا که شر به پا کرده، مگر جز به تبعیت و اراده و فرمان خدا بوده...پس خدا در آن شر شریک است و شرور است و والسلام...بالاخره خودتان می گویید که گاهی موجب شر می شود..پس گاهی خدا شرور می شود دیگه...بحث خیلی واضح است...دیگه اینکه جاذبه خیلی جاها هم مفید است که دردی دوا نمی کند....خوب اونجا که مثبت است..خیلی خوب دست خدا درد نکنه...ولی اونجا که شر به پا می کند...پس خدا شرور بوده دیگه...والسلام...استاد اینجا هم برای برون رفت، به ناچار باید بگویید که جاذبه هیچگاه و هیچوقت موجب شر نمی شود....هیچگاه..اینطوری مشکل حل می شود...ولی وقتی می گویید گاهی موجب شر می شود...یعنی خدا گاهی شرور می شود دیگه...بحث واضح است....هر شری، شروری دارد...این اصل علت و معلول است...خوب شر هم اصولا چیز بدی است دیگر..گاهی شر می شود...یعنی گاهی خدا شرور می شود و شر به پا می کند...واضح است

حسام 1999
۱۳۹۶/۰۹/۱۱, ۱۲:۰۵
ببینید مگه نمیگن خدا قادر مطلقه؟!
سلام برادر عزیز
این مسئله همون مسئله خیر و شر هستش در اصل! بنظر من تاکنون جوابی که بین شر و خدا هماهنگی ایجاد کند داده نشده و داده نمیشود با احتمال بالایی!هیچ چیز بر استواری این استدلال خدشه ای وارد نمیکند!استدلالی چنین کوتاه چنین قاطع چنین استوار ..هیوم
برای شما قابلیت قابل را بگویند هر چه بگویند شر شر است و خدای خیر هم در تعارض!
فردریک کاپلستون که کتاب گرانسگ تاریخ فلسفه اش بهترین کتاب تاریخ فلسفه است وقتی به مسئله شر رسید گفت این ایراد ایرادی بزرگ بر خداشناسی است که جوابی تا کنون داده نشده!
دیگر سنگینی این مسئله را در گفتار پاپ(از پر طرفدار ترین رهبر کاریزماتیک) با آن دختر فلیپینی ببینید

پاپ مسئله شر را بدون پاسخ دانست
در پرجمعیت‌ترین نماز پاپ ، رهبر کاتولیک‌های جهان، روز یکشنبه ۱۸ ژانویه، ۶ میلیون نمازگزار در شهر بارانی مانیل، پایتخت کشور فیلپین، گرد آمدند.
لحظاتی پیش از این مراسم، فرانسیس پاپ فرانسیس در دانشگاه مانیل در مقابل سوال سخت یک دختربچه فیلیپینی قرار گرفت که از او پرسید: «چرا خدا اجازه می‌دهد که دختربچه‌ها به فحشا کشیده بشوند؟»
پاپ پس از شنیدن این سوال این دختر را، که پدر و مادرش ر‌هایش کرده‌اند، در آغوش گرفت.
گلیزل پالومار، دختر دوازده ساله فیلیپینی، با چشمانی اشکبار از پاپ پرسید: «کودکان زیادی به مواد مخدر و فحشا مبتلا می‌شوند. چرا خداوند اجازه می‌دهد این اتفاقات برای ما بیفتد؟ بچه‌ها که گناهی ندارند‌».
پاپ که آشکارا تحت تأثیر قرار گرفته بود، گفت: «این دختر سؤالی را مطرح کرده ‌که هیچ پاسخی برای آن نیست.»
او که از این سوال به گریه افتاده بود گفت: «این سوال بزرگی برای همه ماست: برای چه کودکان باید رنج ببرند؟ چرا؟»
برآورد‌ها حاکی از آن دارد که در کشور صد میلیونی فیلیپین، حدود ۱.‌۲ میلیون کودک خیابانی وجود دارد. سرشماری سال ۲۰۰۹ از زندگی ۳۵ درصد کودکان این کشور زیر خط فقر حکایت دارد. موضوع همدردی با فقرا در کانون سفر پاپ کشور فیلیپین قرار داشت.

س.سعید
۱۳۹۶/۰۹/۱۱, ۱۳:۲۷
استاد با اینکه بنده با این گذاره ی شما شکل دارم..ولی فعلا آن را در اینجا می پذیرم...شما حرفتان درست...بنده می گویم...خیلی خوب پس از این به بعد نگویید که ویروس بد است...ناراحت نشود کسی که بچه اش ویروس گرفت و دارد زجر می بیند...احساسی عمل نکنید که وای بچه ام دارد زجر می کشد...نه، چه بسا باید خوشحال باشید....



استاد اولا بنده اصلا مشکلی ندارد که ویروس ها نقش های مثبتی هم دارند...بحث من این است که بالاخره نقش منفی و ظلم دارند یا نه...اگر ندارند...خیلی خوب...پس شما می فرمایید که وقتی بچه ی من مریض شد و داشت زجه می زد...من اقدامی نکنم و نارحت نشوم..چون ویروس و مریضی که بد نیست..نقش مثبت دارد...پس من اقدامی علیه ویروس و بیماری نمی کند...چرا بکنم

خوب همین که گاهی موجب شر می شود پس خدا شرور است...آنجا که شر به پا کرده، مگر جز به تبعیت و اراده و فرمان خدا بوده...پس خدا در آن شر شریک است و شرور است و والسلام...بالاخره خودتان می گویید که گاهی موجب شر می شود..پس گاهی خدا شرور می شود دیگه...بحث خیلی واضح است...دیگه اینکه جاذبه خیلی جاها هم مفید است که دردی دوا نمی کند....خوب اونجا که مثبت است..خیلی خوب دست خدا درد نکنه...ولی اونجا که شر به پا می کند...پس خدا شرور بوده دیگه...والسلام...استاد اینجا هم برای برون رفت، به ناچار باید بگویید که جاذبه هیچگاه و هیچوقت موجب شر نمی شود....هیچگاه..اینطوری مشکل حل می شود...ولی وقتی می گویید گاهی موجب شر می شود...یعنی خدا گاهی شرور می شود دیگه...بحث واضح است....هر شری، شروری دارد...این اصل علت و معلول است...خوب شر هم اصولا چیز بدی است دیگر..گاهی شر می شود...یعنی گاهی خدا شرور می شود و شر به پا می کند...واضح است


سلام
با توجه به آیه زیر
«وَ لَنَبْلُوَنَّکُمْ بِشَیْ‏ءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَ الْجُوعِ وَ نَقْصٍ مِنَ الْأَمْوالِ وَ الْأَنْفُسِ وَ الثَّمَراتِ وَ بَشِّرِ الصَّابِرینَ * الَّذینَ إِذا أَصابَتْهُمْ مُصیبَةٌ قالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَیْهِ راجِعُونَ * أُولئِکَ عَلَیْهِمْ صَلَواتٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَ رَحْمَةٌ وَ أُولئِکَ هُمُ الْمُهْتَدُونَ»؛ «قطعاً همه شما را با چیزى از ترس، گرسنگى، و کاهش در مال ها و جان ها و میوه‏ ها، آزمایش مى‏کنیم و بشارت ده به استقامت‏ کنندگان! * آنها که هر گاه مصیبتى به ایشان مى‏رسد، مى‏گویند: «ما از آنِ خدائیم و به سوى او باز مى‏گردیم!» * اینها، همان ها هستند که الطاف و رحمت خدا شامل حالشان شده و آنها هستند هدایت‏ یافتگان!»و با توجه به آیات دیگر قرآن آن چیزی که من درک کردم ما در این دنیا هر کدام به نوعی مورد امتحان قرار می گیریم تا عیار وجودیمان محک بخورد یکی مثل حضرت ایوب(ع) را به بلاهای متعدد گرفتار می کنند تا درجه ایمان و خلوصش ثابت شود به یکی آنقدر امکانات داده میشود تا ببینند ظرفیت این همه نعمت را دارد یا نه. زلزله یک آزمایش هست همه زندگی دنیوی انسانها امتحان هست پس سوال میشود پس چرا برای هر کس امتحان متفاوتی در نظر گرفته شده آیا این خلاف عدالت خداوند نیست؟دقیقا جواب این سوال عکس هست چون شما از یک استاد دانشگاه امتحان اول ابتدایی را بگیری حتما بیست میشود مسلم برای ارزیابی هر نفر یک امتحان جوابگو نیست چون اگر از فردی که ظرفیت کمی داشته باشد امتحان سختی گرفته شود صفر خواهد گرفت ببینید امتحان باید جوری طراحی شود وجه تمایز افراد نشان داده شود شما زبان هم که میخواهید امتحان دهید اول تعیین سطح میشوید چون هر کس باید متناسب با سطحی که درش هست آزموده شود تا بتوان ارزیابی درستی از فرد شود پس تفاوت در امتحان از دقت ارزیابی خبر میدهد پس نه تنها اینکه هر فردی به صورتی امتحان میشود خلاف عدالت نیست دقیقا عین عدالت پروردگار می باشد تشخیص و تمیز بهتر انسانهاست این دنیا سرای ابتلا و امتحان هست پس این تفکر که در این دنیا انتظار اجرای عدالت محض داشته باشیم یک برداشت خلاف واقع هست چون هدف از خلقت آدم و دادن اختیار به او این هست که خود با اختیار به کمال برسد و شایستگی خود را به اثبات برساند داستان هبوط حضرت آدم به این دنیا هم به خاطر این بود به حضرت آدم(ع) این مسئله را بگویند تا زمانی که شایسته بهشت نباشی بدانجا راهی نخواهی داشت اگر از ابتدا خلقت بدون هیچ خطائی او را در مهلکه دنیا می انداختند حتما می گفت برای چه گناهی؟ همه داستان درخت سیب بدان خاطر بود که به آدم بفهمانند که تا لایق بهشت نباشی بدان نخواهی رسید به قول حافظ"هر که در این دیر مقربتر است/جام بلا بیشترش میدهند"
چون هر چقدر درجه آدمی بالاتر میرود باید امتحانی سختر برای ارزیابی دقیقترش انجام شود تا بهتر سنجیده شود تا عدالت درباره او بهتر اجرا شود
در پست قبلی من تا حدی جواب جنابعالی داده شده که در بالا آوردم وقتی انسان مختار آفریده شد پس لازمه این اختیار آزمایش و امتحان هست انسان وارد این دنیا پست شده تا شایستگی مورد ارزیابی قرار گیرد همین که گفتید ایمان آوردهاید فکر می کنید رها شده اید خیر حتما شما را امتحان خواهیم کرد به انواع نقصها و وسوسه ها. اصلا باز خدا میگوید که من شیطان را آزاد گذاشتم تا هر کس از بنی بشر را بخواهد وسوسه کند و از راه راست باز دارد
یک بیت از حافظ هست«خوش بود گر محک تجربه آید به میان-تا سیه روی شود هر که در او غش باشد» در حقیقت همه شروری که گفتید برای این هست عین عدالت خداست تا با آن هر کس امتحان شود و به رتبه درخور خودش ارتقا یا تنزل کند در حقیقت تمام این نقصها و شرور برای آزمایش انسانهاست تا خوب از بد و مقرب از ابرار بد از بدتر مشخص و نمایان شود خدا مثلا یک عده بدون هیچ فرصتی در جهنم می انداخت و یک عده را به بهشت رهنمون میکرد آیا این سوال پیش نمی آمد که برای چه؟چرا یکی بهشتیست و یکی جهنمی کجاست عدالت خدا؟ در تمام سختیها و خوشیها و شرور و نعمتها همه برای نمایان شدن ذات انسانهاست تا هر انسانی مطابق با عمل انجام داده به استحقاق آنچه که هست برسد و ذره ای در حق هیچ کس ظلم نشود دقیقا تعریف عدل و عدالت همین هست هر چیز در سر جایگاه مناسب خود قرار گیرد

پارسا مهر
۱۳۹۶/۰۹/۱۱, ۱۳:۴۴
در پست قبلی من تا حدی جواب جنابعالی داده شده که در بالا آوردم وقتی انسان مختار آفریده شد پس لازمه این اختیار آزمایش و امتحان هست انسان وارد این دنیا پست شده تا شایستگی مورد ارزیابی قرار گیرد همین که گفتید ایمان آوردهاید فکر می کنید رها شده اید خیر حتما شما را امتحان خواهیم کرد به انواع نقصها و وسوسه ها. اصلا باز خدا میگوید که من شیطان را آزاد گذاشتم تا هر کس از بنی بشر را بخواهد وسوسه کند و از راه راست باز دارد
یک بیت از حافظ هست«خوش بود گر محک تجربه آید به میان-تا سیه روی شود هر که در او غش باشد» در حقیقت همه شروری که گفتید برای این هست عین عدالت خداست تا با آن هر کس امتحان شود و به رتبه درخور خودش ارتقا یا تنزل کند در حقیقت تمام این نقصها و شرور برای آزمایش انسانهاست تا خوب از بد و مقرب از ابرار بد از بدتر مشخص و نمایان شود خدا مثلا یک عده بدون هیچ فرصتی در جهنم می انداخت و یک عده را به بهشت رهنمون میکرد آیا این سوال پیش نمی آمد که برای چه؟چرا یکی بهشتیست و یکی جهنمی کجاست عدالت خدا؟ در تمام سختیها و خوشیها و شرور و نعمتها همه برای نمایان شدن ذات انسانهاست تا هر انسانی مطابق با عمل انجام داده به استحقاق آنچه که هست برسد و ذره ای در حق هیچ کس ظلم نشود دقیقا تعریف عدل و عدالت همین هست هر چیز در سر جایگاه مناسب خود قرار گیر
گرامی اگر بنده اشتباه نکرده باشم...پس از نظرشما، ظلم هایی که داعش بر ما می کند چیز بدی نیستند...لازم هستند...اشکالی بر انها نیست..عیب نیستند...بد نیستند...قبیح نیستند....اگر نبودند اصلا دنیا بی معنی می شد به قول شما اصلا عدالت نبود...درسته؟!پس لفظ ظالم بر داعش گذاشتن از نظر شما چیز بدی است؟!اشکال دارد که ما بگوییم داعش ها ظالم هستند؟!؟!بالاخره ظالم یک موجود منفیست؟!؟!قبول دارید؟!کسی که ظالم است دیگر خدا نمی تواند باشد؟!قبول دارید؟!از نظر شما داعش انسان های شروری نیستن و بد و ظالم نیستن؟!؟خواهشن به این سوالات خیلی دقیق و واضح پاسخ بدید...گرامی بنده احساس می کنم شما کلا موضوع را اشتباه دارید تصویر می کنید....شاید من دارم اشتباه می کنم...شما ابتدائا به این سوال ها خواهش پاسخ بدید....ماجرا روشن می شود...

س.سعید
۱۳۹۶/۰۹/۱۱, ۱۳:۵۴
سلام مجدد
شما وقتی از نگاه حضرت زینب(س) بنگریم که در فاچعه صحرای کربلا می گوید ما رایت الا جمیلا. به جزء زیبایی چیزی ندیدم متعجب میشوید که این همه مصیبت چه زیبایی دارد یک شعر که همه شنیدید اگر با من نبودش هیچ میلی-چرا جام مرا بشکست لیلی. یا شعر دیگری که میگوید "تو مو می بینی من پیچش مو- تو ابرو میبینی من اشارتهای ابرو".
چون حضرت فراتر این دید زمینی ما نگاه می کند این حادثه را عین عدالت خدا میبیند عین خیر می بیند چون واقعا در صحرای کربلا خوب از بد جدا شد مدعیان دروغین از عاشقان حقیقی جدا شدند و ذات هر کس نمایان شد دقیقا حضرت لطف و عدالت خدا را در آنجا می بیند. و لذا میگوید به جزء زیبایی چیز دیگری نمی بینم

س.سعید
۱۳۹۶/۰۹/۱۱, ۱۴:۲۱
گرامی اگر بنده اشتباه نکرده باشم...پس از نظرشما، ظلم هایی که داعش بر ما می کند چیز بدی نیستند...لازم هستند...اشکالی بر انها نیست..عیب نیستند...بد نیستند...قبیح نیستند....اگر نبودند اصلا دنیا بی معنی می شد به قول شما اصلا عدالت نبود...درسته؟!پس لفظ ظالم بر داعش گذاشتن از نظر شما چیز بدی است؟!اشکال دارد که ما بگوییم داعش ها ظالم هستند؟!؟!بالاخره ظالم یک موجود منفیست؟!؟!قبول دارید؟!کسی که ظالم است دیگر خدا نمی تواند باشد؟!قبول دارید؟!از نظر شما داعش انسان های شروری نیستن و بد و ظالم نیستن؟!؟خواهشن به این سوالات خیلی دقیق و واضح پاسخ بدید...گرامی بنده احساس می کنم شما کلا موضوع را اشتباه دارید تصویر می کنید...خواهشن به این سوالات پاسخ بدید...شاید من دارم اشتباه می کنم...شما ابتدائا به این سوال ها خواهش پاسخ بدید....ماجرا دوشن می شود...
سلام
فعل داعش ظلم هست و داعش ظالم. ولی همین ظلمی که شما می بیند نمایانگر باطن وجودی ظالم و اثبات کننده حق مظلوم هست پس در کل قضیه که نگاه می کنیم چیزی به غیر از عدالت خدا نمی بینیم که این جدایی حق از باطل عین عدالت هست شما اگر قصه موسی و خضر را در سوره بقره خوانده باشید حضرت موسی (ع) چون از اسرار غیب با خبر نیست حضرت خضر(ع) را ظالم خطاب می کند و به شدت اعتراض می کند چون خضر(ع) دلایل اعمالش را بیان می کند تازه حضرت موسی(ع) به واقعیت پشت پرده پی می برد و پی به عدالت حضرت خضر(ع) می برد

پارسا مهر
۱۳۹۶/۰۹/۱۱, ۱۴:۲۶
سلام مجدد
شما وقتی از نگاه حضرت زینب(س) بنگریم که در فاچعه صحرای کربلا می گوید ما رایت الا جمیلا. به جزء زیبایی چیزی ندیدم متعجب میشوید که این همه مصیبت چه زیبایی دارد یک شعر که همه شنیدید اگر با من نبودش هیچ میلی-چرا جام مرا بشکست لیلی. یا شعر دیگری که میگوید "تو مو می بینی من پیچش مو- تو ابرو میبینی من اشارتهای ابرو".
چون حضرت فراتر این دید زمینی ما نگاه می کند این حادثه را عین عدالت خدا میبیند عین خیر می بیند چون واقعا در صحرای کربلا خوب از بد جدا شد مدعیان دروغین از عاشقان حقیقی جدا شدند و ذات هر کس نمایان شد دقیقا حضرت لطف و عدالت خدا را در آنجا می بیند. و لذا میگوید به جزء زیبایی چیز دیگری نمی بینم
خوب گرامی، شما خودتان می فرمایید در صحرای کربلا خوب از بد جدا شد....یک سری ها رو قبول دارید بد ها هستند....قبول دارید که این بد ها از بد ترین کارها و ظالمانه ترین کارهایشان به اسارت و خون کشیدن امام حسین و یارانش بود...شما از این جهت آن آدم بدها را ظالم می دانید...و لعنت و نفرینشان می کنید....ولی اگر خوب به مساله نگاه کنید می بینید که ابر و باد و ماه و خورشید و فلک را خدا در اختیار این ظالم ها قرار داده که ظلمشان ر اانجام بدهند...پس خدا هم در ظلم آنها شریک است...حال شما می خواهید بگویید که خدا اگر این کار را نمی کرد، دنیا بی معنی می شد و خوب و بد از تشخصی داده نمی شدند...خوب من در پست بالا خطاب استاد مسلم عرض کردم...این توجیهات و پاسخ ها بی معنیست....شما با این توجیهات می خواهید بگویید که خدا ناچار بوده ظلم کند یعنی در ظلم های ظالمان شریک شود...خوب اینکه می شود قوز بالا قوز...شما خدا رو تبدیل می کنید به یک موجود محدود و ناچار و مجبور....اصل این است که خدا مایه ظلم نشود...در ظلم ظالم شریک نشود..دیگر اگر شد پس ظالم است...دیگر توجیه آوردن که خدا اگر این کار را نمی کرد دنیا بی معنی می شد و اینها اصلا جایی ندارد....شما برای برون رفت از این مشکل باید بگویید که یزیدیان ظلمی مرتکب نشدن یا ظلم انجام دادند ولی اشکالی نداشت...ظلمشان خیلی هم خوب بود...خدا عوضش را بهشان بدهد...یعنی کلا تصورتان را به عالم تغییر بدید....خواهش این پست رو دوباره بخونید....
http://www.askdin.com/showthread.php?t=60970&p=954902&viewfull=1#post954902

پارسا مهر
۱۳۹۶/۰۹/۱۱, ۱۴:۳۱
سلام
فعل داعش ظلم هست و داعش ظالم.سلام...خوب پس قبول دارید که داعش آدم بده است و کارش قبیح است و ظالم است!؟!؟قبول دارید که خدا ابر و باد را در اختیار داعش قرار داده و قبول دارید که خدا در این ظلم با داعش شریک است!؟!؟!؟شما چطور می خواهید توجیه کنید که خدا با ظلم داعش شریک است!؟!؟چطور می خواهید توجیه کنید که خدا به داعش کمک کرده!؟!؟گرامی اینجا هیچ توجیه و بهانه ای پذیرفته نمی شود...این بی معناست که بگوییم که خدا کمک کرده به ظالم اگر نمی کرد بد و خوب از هم تشخصی داده نمی شدن...این توجیه ها و پاسخ ها اصلا از ریشه بی معناست...شما یک راه بیشتر ندارید...و آن اینکه بگویید که کار داعش ظلم نبوده و داعش ظالم نبوده....

س.سعید
۱۳۹۶/۰۹/۱۱, ۱۶:۵۲
سلام...خوب پس قبول دارید که داعش آدم بده است و کارش قبیح است و ظالم است!؟!؟قبول دارید که خدا ابر و باد را در اختیار داعش قرار داده و قبول دارید که خدا در این ظلم با داعش شریک است!؟!؟!؟شما چطور می خواهید توجیه کنید که خدا با ظلم داعش شریک است!؟!؟چطور می خواهید توجیه کنید که خدا به داعش کمک کرده!؟!؟گرامی اینجا هیچ توجیه و بهانه ای پذیرفته نمی شود...این بی معناست که بگوییم که خدا کمک کرده به ظالم اگر نمی کرد بد و خوب از هم تشخصی داده نمی شدن...این توجیه ها و پاسخ ها اصلا از ریشه بی معناست...شما یک راه بیشتر ندارید...و آن اینکه بگویید که کار داعش ظلم نبوده و داعش ظالم نبوده....
سلام مجدد
سوال خوبی مطرح کردید انسان مختار آفریده شده پس می تواند گناه کند می تواند شر به پا کند آن وقت شر انجام شده توسط انسان را نسبت به خدا میدهید خوب می گویید واجب الوجود هیچ محدودیتی ندارد درست. پس واجب الوجود باید انسان مجبور به خوبی کند تا هیچ شری به وجود نیآید پس فلسفه وجودی انسان را انکار می کنید در حقیقت همان اجتماع نقیضین هست هم شما انسان مختار را میخواهید هم او را مجبور به خوبی میخواهید که امری محال هست یعنی هم باشد و هم نباشد

پارسا مهر
۱۳۹۶/۰۹/۱۱, ۱۷:۲۳
سوال خوبی مطرح کردید انسان مختار آفریده شده پس می تواند گناه کند می تواند شر به پا کند آن وقت شر انجام شده توسط انسان را نسبت به خدا میدهید خوب می گویید واجب الوجود هیچ محدودیتی ندارد درست.
سلام...خوب ببینید...بله ما باید شر انجام شده را به خدا نسبت بدیم، حداقل بخشیشو و فکر می کنم خدا هم در این شر سهیم است...شریک است...عامل است... پس خدا ظالم است تا حدی، چون ظلم انجام داده...اگر فکر می کنید که داعش شرور و ظالم است و ظلم انجام داده پس باید بپذیرید که خدا هم ظالم است و ظلم انجام داده...پس این از این و بحث و موضع تمام است...

پس واجب الوجود باید انسان مجبور به خوبی کند تا هیچ شری به وجود نیآید پس فلسفه وجودی انسان را انکار می کنید در حقیقت همان اجتماع نقیضین هست هم شما انسان مختار را میخواهید هم او را مجبور به خوبی میخواهید که امری محال هست یعنی هم باشد و هم نباشد
خوب ببینید وقتی مشخص شد که خدا هم شرور است و ظلم می کند، دیگر تا حد زیادی به جواب رسیده ایم من، دیگر به این مسئله زیاد فکر نمی کنم که خدا اگر قرار بود شرارت نکند مثل داعش، چه باید می کرد...آیا یاید حتما انسان را مجبور به خوبی می کرد!؟!!؟! آیا واقعا راه دیگری نبود!؟!من فکر می کنم این بحث ها و این سوالات اصلا ربطی به بحث این تاپیک و بحث عدالت و شر نداره...ما می خواهیم ببینیم که آیا خدا به تمامی عادل هست یا ممکنه ظلم هم بکنه و ممکنه شرارت هم بکنه، آیا خدا خیر مطلقه؟!که خوب دیدیم که خدا همونطور که داعش ظالمه و ظلم می کنه، خدا هم ظالمه و ظلم می کنه و در ظلم داعش شریکه، پس خدا خیر مطلق نیست..خدا ممکنه و یا میتونه شرور باشه و شرارت کنه و ظالم باشه و اصلا دیگه مشخص نیست، شاید فردا پس فردا همه ی ما رو انداخت جهنم، خدا که خیر مطلق نیست...شما دیگه از کجا می دانی که خدا، فردا ما را به بهشت می برد؟ ما دیدیم که در خدا خورده شیشه هست و می تونه مثل داعش بد باشه و ظلم کنه....پس دیکه این موضوع و این سوالی که شما مطرح می کنید که مثلا می گید پس باید خدا انسان رو مجبور می آفرید یا باید چنان می کرد یک بحث دیگست و ربطی به بحث ما نداره و مشکلی رو حل نمی کنه..این سوالی که شما پرسیدید ربطی به موضوع ما نداره....یک سوال فلسفی دیگه است...

مسلم
۱۳۹۶/۰۹/۱۱, ۱۸:۲۴
به هر حال، ظلمی رخ داده...و خدا در این ظلم ها شریک است...اگر غیر از این است بگویید نه، خدا شریک نیست...اونوقت مسئله فرق می کند...
ولی استاد وقتی خدا شریک است...یعنی خدا ظالم است و والسلام

بله در مورد سوء اختیار های بشری قطعا ظلم رخ داده است، اما همانطور که خودتان اشاره فرمودید خداوند شریک نیست، توضیحش را عرض خواهم کرد...



فرض کنید من در جنایت داعش شریکم به این نحو که آمده آن شمشیری که داعش بدون آن نمی توانست جنایت بکند را ساخته ام...خوب این جا می توانیم بگوییم که من انسانم و محدودم و آگاه نبودم و نمی دانستم که مثلا داعش می خواهد از آن شمشیر استفاده سوء بکند...یا من نمی خواستم که داعش استفاده سوء بکند...ولی در مورد خدا ماجرا فرق می کند..دیگر در مورد خدا نمی توانیم بگوییم، مثلا خدا حواسش نبوده!!!!!آگاه نبوده!!!!!!!ناچار بوده!!!!!مجبور بوده!!!!!!در مورد خدا نمی تونیم این صحبت ها رو داشته باشیم

این ناشی از یک نگرش عُرفی به مسئله است، اما اگر فلسفی به مسئله نگاه کنید خواهید دید که همانطور که تولد بشر معلول علت است، تربیت و جهت گیری او و استفاده از ابزارهایش نیز معلول علت هایی است که خداوند برای پیشگیری از آن معلول باید علتش را از میان ببرد...!!

یعنی خداوند می بایست تمام انسان های بی دین را نازا و عقیم کرده و تمام انسان های مومن را وادار به تربیت صحیح کند تا نسل بدی از آنها به وجود نیاید، یا اختیار را از انسان های ظالم بگیرد، در یک کلام یعنی جهان را نابود کند!!
چون جهان را برای تکامل انسان آفریده و در این فرض هیچ تکاملی دیگر وجود نخواهد داشت!

خواهش می کنم با دقت دقیق عقلی به مسئله نگاه کنید، ابزار قتل ابزاری است که متعلق به نوع بشر نیست، شما می توانید به یکی بدهید و به یکی ندهید، لذا اگر بدانید مجرم است و به او بدهید در جرمش شرک هستید، اما اختیار ویژگی نوع بشر است، یعنی فاقد اختیار اصلا انسان نیست...!
برای اینکه مسئله روشن شود و بدانید راهی جز این وجود ندارد، خودتان سعی کنید راهکار بدهید، آن وقت متوجه خواهید شد چاره ای از آن نیست.




جالب اینکه شما در مورد ویروس هم همین راه کار رو در پیش گرفتید...می خوایید بگید که ویروس که بد نیست..منفعت هم داره...خوب بگید داعش هم که بد نیست...خیلی هم خوبه...

اولا بحث اختیار انسان، با بحث ویروس و باکتری تفاوت دارد.
ثانیا: صحبت بنده همواره در این است که این ها یک نقش های خوبی در جهان دارند که حداکثری است و یک نقش های بد حداقلی که لوازم آنها هستند و چاره ای از آنها نیست، و حکیمانه نیست که خداوند این خیر حداکثری را به خاطر شر حداقلی خلق نکند!!

این مسئله اصلا بدیهی است و تا دلتان بخواهد در زندگی بشر هم نمونه های آن را مشاهده می کنید، مثلا بشر اتومبیل را ساخت که خیرش حداکثری است اما در ایران سالانه حدود 20 هزار نفر را می کشد! یا در کشورهای دیگر! (خواهش می کنم سر ارقام بحث نکنید) اصلا سالانه 1 نفر را می کشد!
آیا منطقی است که کسی به کارخانه های اتومبیل سازی اعتراض کند که چرا چیزی ساخته اید که گاهی موجب قتل انسان ها میشود؟! خب بابا باید خیر و شر آن را با هم سنجید و آن وقت قضاوت کرد ارزشش را داشته یا خیر!

قانون جاذبه و ویروس و مانند آن هم همینطور است، خیر آن حداکثری است، و به خاطر شر حداقلی آنها واقعا منطقی نیست کسی اعتراض کند به وجود آنها!
مثلا وجود خزندگان برای کنترل جمعیت جوندگان ضروری است وگرنه زندگی برای بشر مختل میشود، اما خب در این بین ممکن است برخی هم توسط همین خزندگان نیش زده شوند، خب منطقی نیست بگوییم خدا چرا این ها را خلق کردی، ظلم است!!



بنده مساله رو از یک سمت دیگه مطرح می کنه...خدا کریم، حکم می کنه، در اجرا و عملی شدن یک ظلم شریک نباشه و همکاری نکنه...و تا جای ممکن اون ظلم رو جلوگیری کنه...تا جای ممکن البته...خوب حالا استاد وقتی حکمت خدا بر این امر استوار گردید...دیگر هیچ و هیچ و هیچ چیز نمی تواند جلوی حکمت خدا باایستد...مثلا این اشتباس که بگوییم که خوب خدا ناچار بود دیگه، اگر به داعش کمک نمی کرد و همکاری نمی کرد خوب دنیا بی معنی می شد و آدما می شدن مثل ربات...اصولا این پاسخ ها و بهانه ها بی معناست

اگر همانطور که عرض کردم فلسفی به مسئله نگاه کنیم مشکلی نیست!
من بارها در مبحث عدل الهی تأکید کرده ام که نگرش در این مباحث باید نگرش خشک عقلی باشد، احساسات، عواطف، و نگرش های عُرفی در این وادی رهزن است!

با اینکه بنده با این گذاره ی شما شکل دارم..ولی فعلا آن را در اینجا می پذیرم...شما حرفتان درست...بنده می گویم...خیلی خوب پس از این به بعد نگویید که ویروس بد است...ناراحت نشود کسی که بچه اش ویروس گرفت و دارد زجر می بیند...احساسی عمل نکنید که وای بچه ام دارد زجر می کشد...نه، چه بسا باید خوشحال باشید.

منظور بنده را درست متوجه نشدید، ببینید جناب پارسامهر عزیز من عرض کردم خدا این امور را به خاطر نقش های مثبت آنها خلق کرده است، اما یک نقش های حداقلی منفی هم دارند که لوازم این خیرات است.
مثلا نیش مار برای جوندگان بوده و نقش آن در طبیعت خوب و به جاست است اما به نسبت انسان است که شر است، لذا انسان این نیش را لازم و خیر میشمارد اما نه برای خودش! بلکه برای حیات جهان و طبیعت! خود انسان باید از آن پرهیز کرده و پادزهر آن را تهیه کند.
ویروس ها و باکتری ها قطعا نقش مفیدی در طبیعت دارند، اما انسان باید از آنها پرهیز کند!
این را هر کسی می فهمد! محیط بانان و کارشناسان محیط زیست به خوبی نقش گربه سانان بزرگ و ضرورت وجود آنها را در طبیعت درک می کنند و از انقراض آنها جلوگیری می کنند، اما هرگز خودشان را جلوی آنها نمی اندازند! بلکه در مواقع خطر خودشان آنها را می کشند!


استاد اولا بنده اصلا مشکلی ندارد که ویروس ها نقش های مثبتی هم دارند...بحث من این است که بالاخره نقش منفی و ظلم دارند یا نه...اگر ندارند...خیلی خوب...پس شما می فرمایید که وقتی بچه ی من مریض شد و داشت زجه می زد...من اقدامی نکنم و نارحت نشوم..چون ویروس و مریضی که بد نیست..نقش مثبت دارد...پس من اقدامی علیه ویروس و بیماری نمی کند...چرا بکنم

بله نقش منفی دارند، اما این لوازم فعل است، (دقت کنید) مثل کسی که ماشین تولید می کند هرگز کشته شدن انسان ها در جاده را اراده نکرده است، او سریع رسیدن به مقصد را اراده کرده است و ماشین را به این قصد ساخته، اما لازمه گریز ناپذیر این وسیله، کشته شدن برخی انسان هاست.

مسلم
۱۳۹۶/۰۹/۱۱, ۱۸:۳۰
این مسئله همون مسئله خیر و شر هستش در اصل! بنظر من تاکنون جوابی که بین شر و خدا هماهنگی ایجاد کند داده نشده و داده نمیشود با احتمال بالایی!هیچ چیز بر استواری این استدلال خدشه ای وارد نمیکند!استدلالی چنین کوتاه چنین قاطع چنین استوار ..هیوم
برای شما قابلیت قابل را بگویند هر چه بگویند شر شر است و خدای خیر هم در تعارض!
فردریک کاپلستون که کتاب گرانسگ تاریخ فلسفه اش بهترین کتاب تاریخ فلسفه است وقتی به مسئله شر رسید گفت این ایراد ایرادی بزرگ بر خداشناسی است که جوابی تا کنون داده نشده!
دیگر سنگینی این مسئله را در گفتار پاپ(از پر طرفدار ترین رهبر کاریزماتیک) با آن دختر فلیپینی ببینید

پاپ که آشکارا تحت تأثیر قرار گرفته بود، گفت: «این دختر سؤالی را مطرح کرده ‌که هیچ پاسخی برای آن نیست.»

بیشترین ظلم را در حق ادیان مسیحیت امروزی کرده است!!
ناتوانی آن از پاسخگوی به شبهات، علم ستیزی آن، حاکمیت ظالمانه آن، عقل ستیز بودن اعتقادات آن، و خلاصه همه کاستی های آن به پای همه ادیان از جمله اسلام نوشته شد!! و بدتر اینکه عموم فلاسفه در غرب نیز فقط دین را به نام مسیحیت می شناختند!!!
خود داوکینز در کتاب پندار خدا تصریح می کند که با توجه به شناختم از مسیحیت بیشتر به آن می پردازم، نیچه بیشتر به مسیحیت می تازد، و برتراند راسل به تعبیر شهید مطهری در زمینه آگاهی از معارف اسلامی کودک دبستانی هم به شمار نمی رود!!
و من همواره از این سرایت دادن ناجوانمردانه تأسف خورده ام.

پارسا مهر
۱۳۹۶/۰۹/۱۱, ۱۹:۰۷
اما همانطور که خودتان اشاره فرمودید خداوند شریک نیست، توضیحش را عرض خواهم کرد...

این ناشی از یک نگرش عُرفی به مسئله است، اما اگر فلسفی به مسئله نگاه کنید خواهید دید که همانطور که تولد بشر معلول علت است، تربیت و جهت گیری او و استفاده از ابزارهایش نیز معلول علت هایی است که خداوند برای پیشگیری از آن معلول باید علتش را از میان ببرد...!!
یعنی خداوند می بایست تمام انسان های بی دین را نازا و عقیم کرده و تمام انسان های مومن را وادار به تربیت صحیح کند تا نسل بدی از آنها به وجود نیاید، یا اختیار را از انسان های ظالم بگیرد، در یک کلام یعنی جهان را نابود کند!!
چون جهان را برای تکامل انسان آفریده و در این فرض هیچ تکاملی دیگر وجود نخواهد داشت!
با سلام و تشکر...پس می فرمایید که خداوند شریک نیست..بله مشتاقانه توضیحش را می خوانم...
استاد گرامی...متاسفانه شما نشان نمی دهید که خداوند شریک نیست...بلکه می پذیرید که خدا شریک است و بعد می خواهید توجیه کنید و بگویید که خدا ناچار لوده...اگر می خواست شریک نباشد پس باید تمام انسان های بی دین را نازا و عقیم می کرد!!!استاد شما در عمل شریک نبودن خدا را منکر نمی شوید..بلکه می خواهیم بگویید خدا به ناچار شریک شده!!که من گفتم این حرف در مورد خدا بی معناست...در مورد بنده حقیر می توانید بگویید به ناچار شریک شده.


خواهش می کنم با دقت دقیق عقلی به مسئله نگاه کنید، ابزار قتل ابزاری است که متعلق به نوع بشر نیست، شما می توانید به یکی بدهید و به یکی ندهید، لذا اگر بدانید مجرم است و به او بدهید در جرمش شرک هستید، اما اختیار ویژگی نوع بشر است، یعنی فاقد اختیار اصلا انسان نیست...!
استاد بنده یک مثال می زنم...فرض کنید که صدام به ایران حمله کرده...خوب من ابزار قتل که یک شمشیر باشد می سازم که به دست رزمندگان اسلام بدهم بروند صدام را نابود کنند...قبول دارید که فاقد شمشیر اصلا سرباز نیست!؟همانطور که فاقد اختیار اصلا انسان نیست!؟حالا این یک مثال است زیاد سخت نگیرید...نگویید سرباز با مشتش می رود لوی توپ و تانک می جنگئ!!خوب حالا فرض کنید یکی از رزمنده های اسلام، از شمشیری که من به او داده ام و خود هم می دانسته ام، رفته و برادرش را به ناحق زجر کش کرده و ظلم کرده...خوب استاد مسئله اختیار هم مثل این شمشیر و رزمنده هاس....به هر حال خدا با این اختیار دادنش و این ابر و باد و ماه و خورشید را در اختیار گذاشتن داعش، در جرم داعش شریک است..فقط هم بحث اختیار نیست که...مثلا یکی آدم در بهشت بود اختیار داشت، آزمایش شد به خودش هم ظلم کرد ولی اصلا کسی آنجا نبود به جز حوا که او برود زجرش بکند...پس فقط بحث اختیار نیست...بحث این است که خدا ابر و باد و ماه و خورشید را در اختیار داعش گذاشته..حالا به هر حال، فرقی نمی کند.پس خدا شریک است استاد...والسلام...شما آخر چطور می خواهید بگویید شریک نیست.




برای اینکه مسئله روشن شود و بدانید راهی جز این وجود ندارد، خودتان سعی کنید راهکار بدهید، آن وقت متوجه خواهید شد چاره ای از آن نیست
اولا استاد...یک راهی هم که طبیعتا هست..و اون اینکه خدا دنیا را اصلا خلق نمی کرد...مگر کسی الان حکم کرده و یا فرض کرده که واجب بوده خدا دنیا را خلق کند.خوب دنیا را خلق نمی کرد...چیزی که خدایی خدا کم نمی شد..ولی به هر حال، استاد فرضا راهی جز این وجود نداشت...پس شما دارید می گویید که راهی جز این نبود که خدا در ظلم یک ظالم شریک شود!؟!؟

استاد خواهشن نشان دهید که اینکه خدا اختیار به ظالم داده و همه شرایط و محیط را در اختیار داعش گذاشته که داعش ظلم کند...به این معنی نیست که خدا در ظلم داعش شریک است!؟خواهشن این را روشن کنید.نگویید که خدا ناچار بود، اگر اختیار به داعش نمی داد...هیچ تکاملی وجود نداشت و اینطوری می شد و آنطوری می شد...ما کاری نداریم که اگر خدا اختیار به داعش نمی داد چی می شد...ما می گوییم حالا که خدا به داعش اختیار داده در ظلم داعش شریک است یا نه...خوب این اصلا ربطی ندارد که اگر اختیار نمی داد چنین و چنان می شد...خوب می شد...چی می شد..اصلا تکامل فرضا معنی نداشت...خوب چی می شد!؟!؟زمین به آسمان می رسید...محال عقلی رخ می داد!؟!؟!؟اصلا آخر ما کاری به این مسائل نداریم که اگر اختیار داده نمی شد چنین و چنان می شد...ما کاری به اینها نداریم...من نمی دانم شما چرا این مسائل را مطرح می کنید...استاد گرامی...این مساله مهمی است..خواهشن همچنان با صبوری پاسخ گو باشید...

پارسا مهر
۱۳۹۶/۰۹/۱۱, ۱۹:۴۶
حکیمانه نیست که خداوند این خیر حداکثری را به خاطر شر حداقلی خلق نکند!!استاد گرامی پس من نتیجه می گیرم که حکیمانه است که خدا برای یک خیر حداکثری، یک کوچولو ظلم و شر هم بکند...بالاخره همانطور که گفتم خود قبول دارید...یک شر حداقلی هست دیگه...اون شر حداقلی عاملش کیست...هر شری شروری دارد...شرور اینجا کیست!؟این شرور اینجا کیست!؟!!؟!استاد بنده عرض کردم برای برون رفت از این مشکل شما باید بگویید که هیچ شری وجود ندارد و باید بگویید که جاذبه هیچگاه شر به ما نمی کند...خلاصه استاد سوالم اینکه این شرور که اینجا یک شر حداقلی می کند کیست!؟!

این مسئله اصلا بدیهی است و تا دلتان بخواهد در زندگی بشر هم نمونه های آن را مشاهده می کنید
استاد گرامی..بنده که عرض کردم که خدا را با انسان و بشر مقایسه نکنید..شما می فرمایید که تا دلتان بخواهد در زندگی بشر هم نمونه های آن را مشاهده می کنید، این حرف اشتباست...شما دارید خدا را با بشرش مقایسه می کنید!!!
مثال می زنید که خوب یک خودرو ساز، یک خودرو می سازد که خیرش حداکثری است...خوب استاد خودروساز محدود است...ناقص است...همه چیز دست اراده و اختیار او نیست....او ماشین را می سازد با اهداف نیک با نیت خیر!!!دقت کنید..اما بر خلاف اراده و اختیار و انتخاب او، با دنیایی مواجه می شود که در آن، ماشینی که ساخته که مایه ی برکات شود، شری به پا می کند...اما استاد، اینجا خودرو ساز شرور نیست...گفتیم...خودرو ساز انسان است...محدود است...می توانیم بگوییم، حواسش نبوده، ناچاربوده، نیتش خیر بوده..پس به هیچوجه او شرور نیست که خودرو می سازد، اینجا ما شر می بینیم و هر شری شروری دارد ولی شرور اینجا خودرو ساز نیست...می خواهید بدانید کیست!؟!جالبه که در اینجا شرور خداست نه خودرو ساز و کسی هم به خودرو ساز نمی گوید شرور هستی!به هر حال، در مورد ویروس...وقتی خدا، ویروسی می سازد که مایه شر میشود..نمی گویم خیر ندارد...اما به هر حال مثل ماشین، شر هایی هم فراهم می کند...اینجا قطعا خدا شرور است....چون خود خدا همه ی عالم و آدم را با اختیار و با آگاهی و انتخاب خود طوری خلق کرده که ویروس شر هم بکند...خود خدا قوانین عالم را تنظیم کرده که ویروس شر هم بکند، خود خدا دستور داده فلان ساعت برو کودک را شکنجه بده..بنده خدا خودرو ساز قوانین طبیعت در اراده اش بوده!؟!.استاد مقایسه خودرو ساز با خدا خیلی اشتباه هست.....پس خدا شرارت به خرج داده...اما اینکه مایه خیر هم می تواند باشد...بله، حرفی نیست...اما همینکه ویروس گاه گاهی مایه شر می شود..پس خدا شرور است..در حالی که خودرو ساز شرور نبوده...استاد اگر متوجه ی منظور بنده تا اینجا نشدید...اینها را بگذارید کنار...بنده می گویم، در مورد خودرو ساز، درسته که خودرو شر به پا می کندمثلا در فلان جا کودکی را شکنجه می کند..ولی این خودرو ساز نیست که شرور است، اگر شرور بود، دادگاه پدرش را در می آورد....و خودرو ساز شرور نبوده و گناهی ندارد و اشکالی بر او نیست، یک آدم بدبخت ناقص بوده...شرور چیزی غیر از خودرو ساز است، دقت کنید هر شری شروری دارد، حتی اگر فرض کنیم که شرور اینجا خودرو ساز است، این شرارت را از سر نا آگاهی و ناتوانی انجام داده که البته به نظرم من اشتباس که شرور را خودرو ساز بنامیم...پس استاد گرامی....
شما به من بنده بگویید، ویروس که شرارت به پا می کند و کودکی را زجر کش می کند...به من بگویید، شرور اینجا کیست!؟!شما شرور را مشخص کنید...مگر هر نظمی ناظمی ندارد..مگر هر معلولی علتی ندارد!؟!خوب هر شری شروری دارد...شما به من بگویید که شرور در مورد ویروس کیست!؟اگر بگویید خداست..پس خدا شرور است و ظالم است والسلام...حداقل خیر مطلق نیست.، دیگر نمی توانید او را با خودرو ساز که یک بشر است مقایسه اش کنید...اینکه بگویید خیر حداکثری دارد که مشکل حل نمی شود...بالاخره خدا شرارت به خرج داده...نمی توانیم بگوییم که حواسش نبوده و بی اطلاع بوده، نمی توانیم که او را با خودرو ساز مقایسه کنیم...استاد به خدا خیلی مسائل واضح است...من نمی دانم چرا مسائل را پیچیده می کنید، آقا جان خدا شری به پا کرده، پس خرده شیشه دارد، پس خیر مطلق نیست...دیگر تظمینی نیست که بهشت و جهنمی باشد، همه عقاید زیر سوال می رود..از کجا معلوم همونطور که یک ویروس را انداخته به جان یک کودک، فردا امام حسین را جهنم نیاندازد و شمر را به بهشت نبرد!؟!.
شر بد است، تا اینجا اینطور فهمیده ایم...ما بفهمیم که کسی شرور است پدرش را در می آوریم...اگر بدانیم که خودرو ساز در ماجرای آن شر یعنی یک حادثه تصادف و شکنجه شدن یک کودک، دخالت مستقیم داشته و مسئول بوده و او مثل خدا مسئول بوده و شرور بوده، پدرش را در می آوریم، ولو هزاران خیرو برکت به راه کرده باشد، ما سر خودرو ساز را بالای دار می بریم، همین حالا رهبر خودمان که جنایتی بکند، زنده اش نمی گذاریم، نمی گوییم که هزاران برکات برای نظام داشته پس ظالم نبوده که!!!!

حسام 1999
۱۳۹۶/۰۹/۱۱, ۲۱:۰۸
بیشترین ظلم را در حق ادیان مسیحیت امروزی کرده است!!
سلام استاد عزیز و گرامی
با اینکه ظلم کلیسای کاتولیک در حق دانشمندان قابل مقایسه با چیزی نیست ولی تجربه این رشته از دین خیلی بیشتره!چون عملا دو قدرت در برابرش ایستاد یکی پروتستان و دیگری علم،البته من پاپ رو تحسین میکنم با این حرفش!چون خیلی سخته شما ریاست چیزی رو برعهده داشته باشید اونم در سن پیری یک چنین حرف عمیقی بزنید که علیه خودتون استفاده شه!
بنظرم تا امروز تنها دینی که واقعا خیر بوده برای بشریت و حداقل ظلمی نداشته آیین جین هستش که گاندی هم تا حدودی متاثر از اون بوده!که بقول انیشتین به وجود چنین مرد نازنینی بشریت به اخلاق خویش مینازد
اما حالا برسم به نظر شما!من خیلی با این حرف مخالفما یعنی خیلی!
شما مطمئن باشید تمامی تلاش های فلسفه اسلامی در مسئله شر و راه حل هایش بصورت بسیار مبسوط تر در فلسفه غرب بحث شده!مثلا مشابه راه حل ملا صدرا رو گوتفرید لایب نیتس ریاضی دان بزرگ الهی دان در کتاب تئودیسه ارائه داده بود! وقتی گفت خدا خیر محض است و مشابه خویش نمیتواند خلق کند و هر موجودی خلق کند از خودش پایین تر است در قیاس با خدا در مرتبه ای شر دارد مشابه همان محدودیت وجودی ملاصدرا و امثالهم است
دیگر از توماس آکویناس ،آگوستین قدیس و فلوطین و... که تمامی استدلال های اسلامی و ارسطو و ... را به دین مسیحیت وارد کردند نگویم!مسیحیت عصاره فلاسفه یهودیت چون ابن میمون و... عصاره اسلام چون ابن رشد و... را در خود دارد و با نقد آن دین هر 3 دین نقد میشوند پس با نقد یک دین ابراهیمی تمامی ادیانش نقد میشوند چون در اصول مشترک هستند


خود داوکینز در کتاب پندار خدا تصریح می کند که با توجه به شناختم از مسیحیت بیشتر به آن می پردازم
داوکینز که آنتی تئیست هست هر خدایی را نقد میکند که البته به نظرم قابل قیاس با نیچه نیست.تاثیر نیچه بر پست مدرن فلسفه اگزیستانسیال و... قابل مقایسه با تاثیر داوکینز در علم فرگشت نیست.زیگموند فروید این روانکاو بزرگ در مورد نیچه میگه جرئت نکردم تمامی کتاب نیچه را بخوانم از ترس اینکه ذهنم عقیم شود!!!که متاسفانه آن زمان چشم دنیا به مارکس بود تا نیچه و به درستی اشاره کرد که من فیلسوفی هستم که (پسامرگزاد)پس از مرگ زاده خواهم شد! هیوم رو دوست دارم چون اهالی محل صداش میکردن هیوم مهربان هیوم قدیس!ولی امثال داوکینز و هیچنز خدا بیامرز و... عقده ها و عصبانیت خودشونو هم در الحاد وارد میکنن!



برتراند راسل به تعبیر شهید مطهری در زمینه آگاهی از معارف اسلامی کودک دبستانی هم به شمار نمی رود!!
جناب مطهری احترامشان بالای سر ولی حرف زیاد میزنن!جناب طباطبایی در اصول فلسفه رئالیسم سعی کرده اخلاق و انصاف را رعایت کند در نقد، ایشون زدند خراب کردن!وسط پاورقی نوشته شوپنهاور خیاطشو موردآزار قرار داده!
شوپنهاور بزرگی که داروین بسیار دوسش داشت ،فلسفه اش را اینطور نقد کرده!بعید میدانم کسی شوپنهاور(جهان همچون اراده وتصور. در باب حکمت زندگی...) رو بخونه و مثل خودش افسردگی نگیره!در مورد راسل هم که می فرمایید چنین حرفی زده!ایشون فکر کنم نام کتاب چرا مسیحی نیستم رو شنیده این نتیجه رو گرفته!آقای راسل با وایتهد 300 صفحه جون کنده ثابت کنه 1+1=2 بعد خدا برایش اینقدر بی ارزش است که ادیان بزرگ زمانه خودش را مطالعه نکنه؟اگر چه نقد هایی هم که به مسیحیت کرده اصول مشترک ادیان است!


و من همواره از این سرایت دادن ناجوانمردانه تأسف خورده ام.
و منم ازینکه امثال فرانسیس بیکن و هیوم و.. در فلسفه اسلامی نداشتیم!که فکر کنم ریشه آن هم بر میگردد به امام غزالی که از حمله مغول برای خرد گرایی تاریخی ما خطرناک تر بود!هر چند که زیرکی های خودش را هم داشت

حسام 1999
۱۳۹۶/۰۹/۱۱, ۲۱:۲۷
مثال می زنید که خوب یک خودرو ساز،
سلام ببینید برادر جان!
زمانی که میگوییم در آوردن ناقه از سنگ!عصای موسی و... با چه عقل و منطقی جور میاد ،دوستان می فرمایند معجزه!حالا میگوییم در این مسائل هم معجزه کند خرد گرایی برخورد میکنند میگویند خدا بیکار نیست همش معجزه کنه!
درد و رنج گزافی را که امروزه خطای زیستی می شماریم از لازمه جهان طبیعی می دانند! اینطور که معلوم است گویا زمان پروژه خلقت بقول ابی دوستان با خدا چای خورده اند!و از تمام پروژه های احتمالی آگاهند!خدا بگم چی کار کنه امثال خروسپیوس رو که گفتند جهان بدون اضداد نمیشه!بعد وارد ادیان شد..
اما باز هم بنظرم باید گوش جان سپرد به هیوم
درد و رنج بمثابه شر : نقل مضمون) خدا نمیتوانست درد دندان را مانند خارش بدن به وجود آورد؟که محال منطقی هم نمیباشد؟هم متوجه پوسیدگی دندان می شدیم هم چنین رنج بی فایده ای را متحمل نمیشدیم؟که بعد به سولات و ایرادات احتمالی پاسخ میده!
کاملا درست گفته!خدا نمیتونه مارو با دو تا خیر آزمایش کنه؟مثلا برای نماز خواندن لذتی می گذاشت و برای زنا هم لذتی!حال انسان مخیر است بین دو لذت حلال و حرام یکی را انتخاب کند!

اما پاسخ این راه حل را در خدای مهربان نباید جستجو کرد،بلکه در فرگشت و جهش های ژنی که منجر به پدید آمدن رنج بردن شده!(چنان که انسان هایی داریم متوجه درد و رنج نمیشود)

حسام 1999
۱۳۹۶/۰۹/۱۱, ۲۱:۴۹
چن تا چیز جالب بذارم!
http://s9.picofile.com/file/8313286650/ss.JPG

از کتاب تاریخ طبیعی دین استاد هیوم! هستش!شما ببینید خیلی جالبه!
حالا من این آیه قرآن رو میذارم ببینید چقد شبیشه!!!
آیه 6 و 7 علق
كَلَّا إِنَّ الْإِنْسَانَ لَيَطْغَىٰ
حقاً كه انسان سركشى مى‌كند،
أَنْ رَآهُ اسْتَغْنَىٰ
همين كه خود را بى‌نياز پندارد.

http://s8.picofile.com/file/8313287250/Capture87989.JPG

س.سعید
۱۳۹۶/۰۹/۱۱, ۲۲:۴۱
سلام ببینید برادر جان!
زمانی که میگوییم در آوردن ناقه از سنگ!عصای موسی و... با چه عقل و منطقی جور میاد ،دوستان می فرمایند معجزه!حالا میگوییم در این مسائل هم معجزه کند خرد گرایی برخورد میکنند میگویند خدا بیکار نیست همش معجزه کنه!
درد و رنج گزافی را که امروزه خطای زیستی می شماریم از لازمه جهان طبیعی می دانند! اینطور که معلوم است گویا زمان پروژه خلقت بقول ابی دوستان با خدا چای خورده اند!و از تمام پروژه های احتمالی آگاهند!خدا بگم چی کار کنه امثال خروسپیوس رو که گفتند جهان بدون اضداد نمیشه!بعد وارد ادیان شد..
اما باز هم بنظرم باید گوش جان سپرد به هیوم
درد و رنج بمثابه شر : نقل مضمون) خدا نمیتوانست درد دندان را مانند خارش بدن به وجود آورد؟که محال منطقی هم نمیباشد؟هم متوجه پوسیدگی دندان می شدیم هم چنین رنج بی فایده ای را متحمل نمیشدیم؟که بعد به سولات و ایرادات احتمالی پاسخ میده!
کاملا درست گفته!خدا نمیتونه مارو با دو تا خیر آزمایش کنه؟مثلا برای نماز خواندن لذتی می گذاشت و برای زنا هم لذتی!حال انسان مخیر است بین دو لذت حلال و حرام یکی را انتخاب کند!

اما پاسخ این راه حل را در خدای مهربان نباید جستجو کرد،بلکه در فرگشت و جهش های ژنی که منجر به پدید آمدن رنج بردن شده!(چنان که انسان هایی داریم متوجه درد و رنج نمیشود)

سلام
زمانی که میگوییم در آوردن ناقه از سنگ!عصای موسی و... با چه عقل و منطقی جور میاد ،دوستان می فرمایند معجزه!حالا میگوییم در این مسائل هم معجزه کند خرد گرایی برخورد میکنند میگویند خدا بیکار نیست همش معجزه کنه! من با این استدلال مخالفم معجزه خودش دلایل و اسباب و قوانین خاص خود را دارد که خود این قوانین نقض کننده قوانین طبیعی هست که برای اثبات نبوت پیامبران آمده است که باب معجزه بعد از فوت رسول اکرم(ص) بسته شد
صحبت از درد و رنج کردید بله آیه داریم لقد خلقنا الانسان فی کبد. اگر انسان کامل بود دیگر نیازی به تکامل و پیشرفت نداشت مگر آدم ابوالبشر در بهشت نبود چرا به این دنیا هبوط کرد برای اینکه اختیار او باعث این امر شد او که همه چیز داشت تنها از یک چیز منع شده بود رفت دقیقا همان موردی که نهی شده بود را امتحان کند فلسفه آمدن به این دنیا چیست؟ غیر از سنجیده شدن و آزمایش شدن هست اگر همه راهها خیر بود اصلا انتخابی در کار بود این حرفی که شما میزنید که بین خوب و خوبتر انتخاب میکردیم سوال خوب لابد نقصی داشته نسبت به خوبتر پس نقص همان بدی است باز انتخاب بین بد و خوب میشود اصلا بدی ماهیت وجودی دارد؟ یا همان فقدان خوبیست وقتی از تاریکی نام میبریم چیزی غیر از عدم وجود نور منظورمان هست
حال اگر مرضی نبود که انسان بدان مبتلا شود چه میشد؟ چرا این همه درد؟چرا یکی به انواع خوشیها و لذتهای دنیوی امتحان میشود و دیگری با انواع مصیبتها و فقدانها؟
هر کسی با توجه به سطح و مرتبه ای که در آن هست سنجیده میشود شما حتی آزمون زبان دارای سطوح مختلفیست و همه را با یک امتحان مشترک نمی توان سنجید چون برای یکی آزمون خیلی سخت و نمره صفر میگیرد و برای دیگری خیلی آسان و بیست میگیرد در پست قبلی در این باره توضیح دادم پس هر کس به فراخور ظرفیت و تواناییش سنجیده میشود

حسام 1999
۱۳۹۶/۰۹/۱۱, ۲۳:۰۶
بله آیه داریم لقد خلقنا الانسان فی کبد
سلام داداشی جان!



دقیقا همان موردی که نهی شده بود را امتحان کند فلسفه آمدن به این دنیا چیست؟
بنده چون این داستان افرینش را از بیخ و بن قبول ندارم در نتیجه که جوابی برای شما برادر گل ندارم
اما یک خط نوشتید که اگر واقعا به آن اعتقاد داشته باشید چاره ای جز انکار بهشت یا قرآن پیش روی شما نیست!



بین خوب و خوبتر انتخاب میکردیم سوال خوب لابد نقصی داشته نسبت به خوبتر پس نقص همان بدی است
شما گفتید خوب و خوب تر!خوب در مقایسه با خوب تر نقصی دارد و این نقص همان بدیست
همانطور که بهتر میدانید در بهشت لذت ها و خوبی ها مراتبی دارد!(از هیچ لذت بالاتر از خدا نیست،هیچ کدام از مومنان به اندازه لذت آمیزش با حوری لذت نمیبرد و...)
یعنی ما در بهشت هم خوبی و خوب تر و لذت و لذت بیشتر داریم!این یعنی یک لذت و خوبی نقصی دارد!که یکی بهتر است!به همین روال تناقض حرفتان باقرآن چون در قرآن گفته شده در بهشت به هیچکس بدی نمیرسد!اگر بگویید تفاوت خوبی نشان دهنده وجود بدی است

پارسا مهر
۱۳۹۶/۰۹/۱۱, ۲۳:۰۷
خدا نمیتوانست درد دندان را مانند خارش بدن به وجود آورد؟که محال منطقی هم نمیباشد؟هم متوجه پوسیدگی دندان می شدیم هم چنین رنج بی فایده ای را متحمل نمیشدیم؟که بعد به سولات و ایرادات احتمالی پاسخ میده!
کاملا درست گفته!خدا نمیتونه مارو با دو تا خیر آزمایش کنه؟مثلا برای نماز خواندن لذتی می گذاشت و برای زنا هم لذتی!حال انسان مخیر است بین دو لذت حلال و حرام یکی را انتخاب کند!

سلام
زمانی که میگوییم در آوردن ناقه از سنگ!عصای موسی و... با چه عقل و منطقی جور میاد ،دوستان می فرمایند معجزه!حالا میگوییم در این مسائل هم معجزه کند خرد گرایی برخورد میکنند میگویند خدا بیکار نیست همش معجزه کنه! من با این استدلال مخالفم معجزه خودش دلایل و اسباب و قوانین خاص خود را دارد که خود این قوانین نقض کننده قوانین طبیعی هست که برای اثبات نبوت پیامبران آمده است که باب معجزه بعد از فوت رسول اکرم(ص) بسته شد
صحبت از درد و رنج کردید بله آیه داریم لقد خلقنا الانسان فی کبد. اگر انسان کامل بود دیگر نیازی به تکامل و پیشرفت نداشت مگر آدم ابوالبشر در بهشت نبود چرا به این دنیا هبوط کرد برای اینکه اختیار او باعث این امر شد او که همه چیز داشت تنها از یک چیز منع شده بود رفت دقیقا همان موردی که نهی شده بود را امتحان کند فلسفه آمدن به این دنیا چیست؟ غیر از سنجیده شدن و آزمایش شدن هست اگر همه راهها خیر بود اصلا انتخابی در کار بود این حرفی که شما میزنید که بین خوب و خوبتر انتخاب میکردیم سوال خوب لابد نقصی داشته نسبت به خوبتر پس نقص همان بدی است باز انتخاب بین بد و خوب میشود اصلا بدی ماهیت وجودی دارد؟ یا همان فقدان خوبیست وقتی از تاریکی نام میبریم چیزی غیر از عدم وجود نور منظورمان هست
حال اگر مرضی نبود که انسان بدان مبتلا شود چه میشد؟ چرا این همه درد؟چرا یکی به انواع خوشیها و لذتهای دنیوی امتحان میشود و دیگری با انواع مصیبتها و فقدانها؟
هر کسی با توجه به سطح و مرتبه ای که در آن هست سنجیده میشود شما حتی آزمون زبان دارای سطوح مختلفیست و همه را با یک امتحان مشترک نمی توان سنجید چون برای یکی آزمون خیلی سخت و نمره صفر میگیرد و برای دیگری خیلی آسان و بیست میگیرد در پست قبلی در این باره توضیح دادم پس هر کس به فراخور ظرفیت و تواناییش سنجیده میشود

سلام...نظر هیوم در جای خودشون محترم..ولی به نظرم وقتی با مذهبیون بحث می کنید، اصلا این صحبت ها که از هیوم مطرح کردید رو طرح نکنید....چون به جز بحث و جدل های متوالی که ارتباط چندانی به بحث هم نداره، سودی فراهم نمی شه..وقتی خیلی ساده می شه بحث کرد و به نتیجه رسید چرا این مسائل رو طرح کنیم؟؟من می گم اصلا کاری نداریم که خدا باید چی کار می کرد و چی کار نمی کرد...آیا درد دندان را باید چی کار می کرد...من می گم به هر حال ال الظاهر داریم می بینیم که شری هست...و خدا هم شرور...والسلام نامه شد تمام، می بینیم که داعش ظالم و آدم بده است و می بینیم که خدا به داعش کمک می کنه و شریک جرمشه...دیگه خدا خیر مطلق نیست و این ضربه می زنه به وجود خدا، دیگه بحث به همین سادگی تموم می شه...مگر اینکه بیاییم کلا تعریفمون رو از خیر و شر و بد و خوب تغییر بدیم..یهو فردا دیدی مثلا، مذهبیون فردا پس فردا گفتن، نور به قبر داعش بباره، عجب آدمای باحالی بودن happy
خلاصه من توصیه ام اینه که اصلا این مسائل که طرح کردید رو با مذهبیون مطرح نکنید بهتره، نتیجه ای نداره...happy

حسام 1999
۱۳۹۶/۰۹/۱۱, ۲۳:۲۶
من می گم اصلا کاری نداریم که خدا باید چی کار می کرد و چی کار نمی کرد...آیا درد دندان را باید چی کار می کرد...من می گم به هر حال ال الظاهر داریم می بینیم که شری هست
سلام برادر جان
حرفتان متین ،شما شهودی صحبت میکنید و من این رابسیار دوست دارم،اما بعضی از رفقا برای انکارش وارد فلسفه میشن!
چون ممکن است شر متافیزیکی در نظر دوستان باشد!من موضوعرو به هیوم کشوندم که رنچ گزاف است
چون چیزی را که غالبا شر میدانیم درد و رنج فیزیکی است و نه محدودیت وجودی نسبت به مراتب بالایی
البته سخن شما متین و موافق هستم به آن

amd
۱۳۹۶/۰۹/۱۲, ۰۰:۲۰
سلام

استاد، ٱیه 45 سوره فاطر، نمیتواند ربطی به عدل خداوند داشته باشد؟

وَلَوْ يُؤَاخِذُ اللَّهُ النَّاسَ بِمَا كَسَبُوا مَا تَرَكَ عَلَىٰ ظَهْرِهَا مِن دَابَّةٍ وَلَٰكِن يُؤَخِّرُهُمْ إِلَىٰ أَجَلٍ مُّسَمًّى ۖ فَإِذَا جَاءَ أَجَلُهُمْ فَإِنَّ اللَّهَ كَانَ بِعِبَادِهِ بَصِيرًا(فاطر/45)

اگر خدا مردم را بخاطر عملکردشان مواخذه و عذاب میکرد،هیچ جنبنده ای روی زمین باقی نمی ماند.اما خداوند انها را تاموعد معینی به تاخیر می اندازد.

اینطور که پیداست فعلا عدل برقرار نیست... ٱیا درست است؟

مسلم
۱۳۹۶/۰۹/۱۲, ۰۸:۳۵
استاد گرامی پس من نتیجه می گیرم که حکیمانه است که خدا برای یک خیر حداکثری، یک کوچولو ظلم و شر هم بکند.

جناب پارسامهر عزیز دقت نفرمودید، یک بار دیگر سعی می کنم مقدمات را با تبیین بهتری ارائه کنم ان شاالله مطلب روشن شود:

1- قطعا در جهان ظلم و شر وجود دارد، در این شکی نیست، بنده از ابتدا تا کنون این را تأیید کرده ام.

2- بینید شر حداقلی در این نظام مادی لازمه خیر حداکثری است؛ این بدین معنا نیست که خداوند باید در کنار خیر یه خرده شر کند!!! بلکه لازمه آن است، مثل سایه که لازمه نور خورشید است، یعنی نور خورشید برای روشنایی آمده است اما لازمه آن سایه است! لازمه یعنی فاعل آن را اراده نکرده است(دقت کنید)
خداوند جاذبه را خلق نکرده است که انسان ها را بکشد، اما لازمه این قانون این است که گاهی انسان ها کشته شوند! بله این کشته شدن به خداوند نسبت داده میشود اما به جهت تأثیر این جاذبه، نه به جهت قُبح آن!

برای اینکه این انسان ها کشته نشوند چند راه وجود دارد:
الف) انسان ها را خلق نکند!
ب) جاذبه را خلق نکند!
ج) دائما جاذبه را در هنگام خطر نقض کند!
د) این سختی را در عالم دیگری جبران کرده و عوض بدهد!

خواهش می کنم نگذارید احساساتتان در نتیجه گیری دخالت کند، از سه راه اول هیچکدام منطقی نیست! فقط می ماند راه چهارم.

3- شرور گاهی در نسبت هستند که شر هستند، یعنی وجودشان خیر است اما نسبت به انسان هستند که شر تلقی می شوند، مثل نیش مار که برای طبیعت و محیط زیست ضرورت دارد اما برای انسان شر است، نمیشود گفت که خداوند چون مار را با نیش خلق کرده به انسان ظلم کرده است!! نیش مار برای حیات خودش و برای تعدیل محیط زیست ضرورت دارد، اما نیش زدن انسان از آن لوازم گریز ناپذیر است.



خودروساز محدود است...ناقص است...همه چیز دست اراده و اختیار او نیست....او ماشین را می سازد با اهداف نیک با نیت خیر!!!دقت کنید..اما بر خلاف اراده و اختیار و انتخاب او، با دنیایی مواجه می شود که در آن، ماشینی که ساخته که مایه ی برکات شود، شری به پا می کند...


آنچه که موجب شر میشود محدودیت است، اما دقت کنید فرقی نمی کند این محدودیت از جانب فاعل باشد، یا قابل؛ هر دو موجب شر میشود و کسی هم تقصیری ندارد! گاهی محدودیت از جانب فاعل است مثل خودروساز، و گاهی از جانب قابل است مثل خلقت خداوند! یعنی دنیا کشش عدالت را ندارد، وگرنه در عوالم فراتر از عالم ماده هیچ بی عدالتی و تزاحم عللی وجود ندارد!(خواهش می کنم دقت بفرمایید، این مطالب دقیق است)
قابل که محدودیت داشته باشد، فاعل به ناتوانی وصف نمیشود! مثل این است که توقع داشته باشید خداوند اشیاء کروی را طوری روی هم بچیند که بین آنها فاصله ای نباشد، هی ما می گوییم نمی شود، شما می گویید بشر است که نمی تواند اما خداوند باید بتواند!! بابا ما نمی گوییم خدا نمی تواند، می گوییم اشیاء کروی محدودیت دارند و قابلیت این را ندارند که بدون فاصله روی هم چیده شوند!! مشکل در قابلیت است، نه فاعلیت!!




قبول دارید که فاقد شمشیر اصلا سرباز نیست!؟همانطور که فاقد اختیار اصلا انسان نیست!؟

مثال شما از زمین تا آسمان با مطلب فرق می کند!!
بحث سر نوع است،نوع آدمی بدون اختیار نمیشود، اما مثال شما روی صنف است...!!
خداوند یا می خواهد انسان خلق کند یا خیر!
اگر بخواهد انسان خلق کند اختیار ویژگی نوع انسان است، یعنی انسان منهای اختیار اصلا انسان نیست!! از نوع انسانی خارج است!! خب تناقض است که خدایی که خلقت انسان را اراده کرده است یک موجود بی اختیار خلق کند!! این اصلا انسان نیست!!

اما ابزار جنگی و مانند آن چه به طرف بدهیم چه ندهیم او از نوع خارج نمیشود، فقط اگر ابزار داشته باشد در صنف سربازها هست، و اگر نداشته باشد از صنف آنها نیست!

خواهش می کنم تفاوت دو مسئله را درک کنید، اختیار داشتن ضرورت معلولیِ وجود انسان است! شما می توانید به یک انسان ابزار بدهید و می توانید ندهید، اما هرگز نمی توانید حرارت را به یک آتش بدهید یا از آن بگیرید! حرارت ویژگی نوعِ آتش است! این آتش و حرارت با هم هستند، نمیشود بگویید من به آتشی که برای غذا خوردن برپا شود حرارت می دهم، اما به آتشی که برای سوزاندن خانه ها برپا شده حرارت نمی دهم! حرارت، معلول آتش است و از آن جدا نمیشود! اختیار و انسان از هم جدا نمیشوند.

مسلم
۱۳۹۶/۰۹/۱۲, ۰۸:۵۰
دیگر از توماس آکویناس ،آگوستین قدیس و فلوطین و... که تمامی استدلال های اسلامی و ارسطو و ... را به دین مسیحیت وارد کردند نگویم!مسیحیت عصاره فلاسفه یهودیت چون ابن میمون و... عصاره اسلام چون ابن رشد و... را در خود دارد

همانطور که جریان روشنفکری در ایران به تعبیر مقام معظم رهبری ناقص به دنیا آمد، اندیشه های فلسفه اسلامی هم به طور ناقص وارد اندیشه های مسیحیت شد، و بعد هم پویایی ای که در فلسفه اسلامی داشت در فضای مسیحیت نداشته و متوقف شد! لذا این فهم ناقص به جای نقش مثبت، به مرور بر ناکارآمدی حمل شده، و موجب موضع گیری های نفی شد!!

روشن است مثلا اگر یک نظر ناقص از فلسفه غرب را من بفهمم و آن را فهم کاملی به شمار آورم و سپس در بررسی و ارزیابی آن را ناکارآمد بدانم هرگز دیگر سراغ حقیقت آن نمیروم!(چون فرضم این است که مطلب را کامل فهمیده ام و گمان میکنم هرچه بوده را من نقد کرده ام واین بزرگترین ظلم است!

سیر صعودی برهان امکان و وجوب(امکان فقری) یا صدیقین و مانند آن را در فلسفه غرب نمی بینید، چرا که گمان می کنند برهان امکان و وجوب بتمامه همان است که در فلسفه غرب مطرح شده است و گاهی حتی همان را نفهمیده نقد کرده اند!
در هر صورت سخن در این مجال فراتر از حوصله این تاپیک است


با نقد آن دین هر 3 دین نقد میشوند پس با نقد یک دین ابراهیمی تمامی ادیانش نقد میشوند چون در اصول مشترک هستند

دقیقا بنده هم از همین نگاه بیم دارم! که گمان شود اصول این سه دین یکسان است، در حالی که حقیقتا یهودیت امروز و مسیحیت امروز حتی در توحید هم اختلافات اساسی و عمیق با اسلام دارند! که تیغ آنها ناجوانمردانه بر پیکر اسلام خورده ست!

مسلم
۱۳۹۶/۰۹/۱۲, ۰۸:۵۲
استاد، ٱیه 45 سوره فاطر، نمیتواند ربطی به عدل خداوند داشته باشد؟

وَلَوْ يُؤَاخِذُ اللَّهُ النَّاسَ بِمَا كَسَبُوا مَا تَرَكَ عَلَىٰ ظَهْرِهَا مِن دَابَّةٍ وَلَٰكِن يُؤَخِّرُهُمْ إِلَىٰ أَجَلٍ مُّسَمًّى ۖ فَإِذَا جَاءَ أَجَلُهُمْ فَإِنَّ اللَّهَ كَانَ بِعِبَادِهِ بَصِيرًا(فاطر/45)

اگر خدا مردم را بخاطر عملکردشان مواخذه و عذاب میکرد،هیچ جنبنده ای روی زمین باقی نمی ماند.اما خداوند انها را تاموعد معینی به تاخیر می اندازد.

اینطور که پیداست فعلا عدل برقرار نیست... ٱیا درست است؟

سلام جناب amd عزیز
بله همانطور که فرمودید قطعا در دنیا عدالت به صورت کامل برقرار نیست، و اصلا یکی از براهین اثبات معاد هم همین بی عدالتی های در جهان است.
اما سخن در این است که خداوند چقدر در این بی عدالتی ها مقصر است؟!
برخی دوستان نظرشان این است که خداوند در این بی عدالتی ها مقصر است که بنده آن را نفی می کنم.

پارسا مهر
۱۳۹۶/۰۹/۱۲, ۱۲:۰۶
خداوند جاذبه را خلق نکرده است که انسان ها را بکشد،
با سلام استاد.بیایید نکته به نکته پیش برویم، تا نکته ای حل نشده، به نکته ی بعد نرویم، الان من کاری به داعش و اینها ندارم.....الان بنده با این نکته مشکل دارم...شما می فرمایید که خداوند جاذبه را خلق نکرده که انسان ها را بکشد!!!..بله خدا جاذبه را خلق نکرده تک تک انسان ها را بکشد، این چیزی است که ما داریم می بینیم...حرفی نیست...همانطور که خدا ویروس را خلق نکرده که تک تک انسان ها را بکشد...ولی به هر حال، ویروس تک و توک اینجا و آنجا کودکانی را شکنجه می دهد دیگر...شما می فرمایید که خدا ویروس را خلق نکرده که کودکان را شکنجه بدهد...درست است؟؟؟؟حرف شما این است؟؟؟؟بعد ویروس با اراده و فرمان و دستور و با چه علتی می رود کودک را شکنجه می کند، این را خواهشن پاسخ بدید....اگر خداوند ویروس را خلق نکرده که کسی را شکنجه بکند، ویروس کی باشد که به خودش اجازه بدهد که کسی را شکنجه بکند؟؟؟؟اگر با چشم بصیرت به ماجرا نگاه کنید..وقتی یک کودک دارد با ویروس شکنجه می بیند، شما بالا سر کودک ویروس را نمی بیند...خدا را می بینید که بالا سر کودک نشسته، خیلی مسئولانه با اراده خود با آزادی خود بدون هیچ قید و بنده و اجباری دارد کودک را شکنجه می کند...یعنی آنقدر نقش خدا و اراده خدا دخیل است که شما وقتی با صحنه شکنجه شدن یک کودک مواجه می شوید، با چشم بصیرت خود، خدا را کنار کودک می بینید که با دستان خودش،آگاهانه دارد کودک را زجر کش میکند...این واقعیت امر است..بعد شما میگویید که خدا ویروس را خلق نکرده که انسان ها را بکشد؟؟!




3- شرور گاهی در نسبت هستند که شر هستند، یعنی وجودشان خیر است اما نسبت به انسان هستند که شر تلقی می شوند، مثل نیش مار که برای طبیعت و محیط زیست ضرورت دارد اما برای انسان شر است، نمیشود گفت که خداوند چون مار را با نیش خلق کرده به انسان ظلم کرده است!! نیش مار برای حیات خودش و برای تعدیل محیط زیست ضرورت دارد، اما نیش زدن انسان از آن لوازم گریز ناپذیر است.
پس استاد گرامی شما می فرمایید که خدا مار را آفریده که و به آن نیش داده که چرا که برای طبیعت و محیط زیست ضرورت داشته و برای تعدیل محیط زیست ضرورت داشته و بعد اصلا خود خدا معین نکرده که مار به انسان نیش بزند؟؟ وقتی مار را خلق کرده، یهو مواجه شده با این صحنه که ای داد بی داد، مار انسان را نیش می زند و دقت کنید و شخص خدا خودش با دستان و اراده ی خودش، معین نکرده که این مار انسان را نیش بزند؟؟حرف شما این است؟؟؟اگر بگویید که نه خود خدا معین کرد و اراده کرد که مار انسان را نیش بزند...پس، بی معناست که بگویید که نیش زدن از آن لوازم گریز ناپذیر است و بی معناست طوری وانمود کنید که گویا خدا نیش مار را آفرید برای طبیعت و بعد بی خبر، متوجه شده که ای وای، نیش مار ناگذیر به انسان خطر ناک است و ناگذیر مار به انسان نیش می زند!!!!!استاد اشکال سخنان شما این است که شما مدام خدا و کارهای خدا را با کارها و اعمال و رفتار مخلوقات خدا مقایسه می کنید، مخلوقاتی در یک محیط بسته و از پیش طراحی شده قرار گرفته اند...این یک خودرو ساز است که خودرویی می سازد و میلی ندارد که کودکی تصادف کند ولی ناگذیر و بر خلاف اراده اش مواجه می شود با این صحنه که تصادف از آن لوازم ناگذیر است، به خاطر قوانین طبیعت مثلا....ولی وقتی متوجه باشید که همه چیز از صفر با اراده و آگاهی و اختیار و فرمان خدا ساخته شده دیگر از این حرف ها نمی زنید...
خواهشن این نکات روشن کنید...بعد سراغ داعش می رویم....

حسام 1999
۱۳۹۶/۰۹/۱۲, ۱۵:۴۰
همانطور که جریان روشنفکری در ایران به تعبیر مقام معظم رهبری ناقص به دنیا آمد
سلام مجدد
من همیشه اینطور فکر میکنم که منشاء خرد گرایی از باستان تا کنون غرب بوده، و منشاء اخلاق گرایی و احساس در شرق و ایران بوده!(به طور کلی) مثلا نیچه هم که یک اخلاق ناباور است منشاءشو از زرتشت شروع میکنه و میگه اکنون برگشتم که از همه آدمیان در اخلاق تجربه ام بیشتر است و در صدد جبران این اشتباه هستم...
رهبری درست فرمودن روشنفکری در ایران ناقص به دنیا آمد ناقص زندگی کرد و تاکنون هم ناقص از دنیا رفته!
من نمیدونم امثال دکارت ،جان لاک ،بیکن ،نیوتن و... اگه روشنفکر بودن ما کیو اینجا باید روشنفکر حساب کنیم!؟



پویایی ای که در فلسفه اسلامی داشت در فضای مسیحیت نداشته و متوقف شد!
من این موضوع رو قبول ندارم، شما رشد علمی رو ببینید چه پیشرفتی کرده!رشد فکری و فلسفی هم داشتن!چه بسی شما تاثیر غرب بر ما رو میتونین ببینید و لی تاثیر ما یا ملاصدرا بر اونا رو خیر!
همین ابن عربی که بعدا ملاصدرا کل عصاره اسفارشو به وحدت وجودش مدیونه، اندلسی بوده!من بعید میدونم در وحدت وجود از تثلیث مسیحیت اقتباسی صورت نگرفته باشه!



مانند آن را در فلسفه غرب نمی بینید
بله هم اکنون و پست مدرن با ظهور ویتگنشتاین و پست مدرنیسم و... دیگه مسئله اصلی اونا از وجود و منشا گذشته به مسائل دیگری معطوف شده (اگر چه هنوزم افرادی هستن که به این مسائل بپردازند چون پلانتینگا و...)
ولی شما ببینید اینطور برسی کنیم میشود گفت فلاسفه ما هم امثال ملکیان سروش شبستری(بنظرم فیلسوف نباید گفت بلکه فلسفه دان چون فلسفی خاصی نکردن)این براهین رو قبول ندارن به آن صورت یا اهل کلام که تا مرز تکفیر هم پیش میبرن!
بنده هم سیره امامان و خصوصا احادیث هشام را میبینم رویکرد فلسفی در گفتار ائمه نمیبینم!(گر چه میتوان از سازوکار فلسفی هم استفاده کرد)



در هر صورت سخن در این مجال فراتر از حوصله این تاپیک است
بله موافقم@};-



در حالی که حقیقتا یهودیت امروز و مسیحیت امروز حتی در توحید هم اختلافات اساسی و عمیق با اسلام دارند!
استاد موقعی که قرار است سر شماری کنیم میگویند تعداد افراد موحد در جهان بیشتر است و یهودیت و اسلام و مسیحیت دین وحدانی است! در این مواقع میشود کاملا رویکرد تغییر میکن!
اما من بازهم میگم وقتی راسل میگه:شما به من میگویید دنیا پیچدست پس باید خالقی داشته باشد،خالق دنیای پیچیده پیچیده تر از آن نیست که خالقی داشته باشد هم در مسیحیت و هم اسلام وجه مشترک است
یا ماثلا جی ال مکی یا هیوم که به رنج اشاره میکنن جهان شمول هستش
متشکرم

وایسلی گوجا
۱۳۹۶/۰۹/۱۲, ۲۰:۲۴
ماجرا از این قرار است که، خدا انسان را لازم دید که خلق کند(از نظر شما، حالا نمی دونم چون می خواست خیر برسونه و اینها، یک خیر کثیر)...

اصلا لازم نیست از اینجا جلوتر بریم. خداوند اگر چیزی رو "لازم" دیده خلق کنه یعنی موجود بی نیازی نیست چون به هر چیزی که خلفت انسان اون رو ملزوم می کرده نیازمند بوده (در غیر این صورت خداوند کار عبث و بیهوده کرده و به دلایل عبث و بیهوده، کاری کرده شر پدیدار بشه).

موجود نیازمند نمی تونه عادل باشه، چون ضرورت رفع نیاز فردی همیشه در تضاد است با عدالت جمعی. این دو نمیتونند با هم همیشه صحیح باشند. برای همین خداوند به هر دلیلی که انسان رو آفرید میزانی شر رو هم به جان خرید. چون نیازش به آفرینش انسان برایش مهمتر از میزان شری بوده که از چنین آفرینشی ناشی شده.

(javad)
۱۳۹۶/۰۹/۱۲, ۲۱:۱۹
شما وقتی بخوای عیار چیزی رو بسنجی باید در شرایط سخت قرارش بدی.وجود شر هم در دنیای مادی انسان دلیلش همینه تا عیار هر کسی مشخص بشه.شما دنیای بدون شر میخوای دنیای فرشته ها به خاطر همین هم هر چه قدر یک انسان در شرایط سخت تری باشه و ازش عمل نیکی سر بزنه ارزشش با عمل نیکی که شخص دیگه در شرایط ایده ال سر میزنه برابر نیست.
ولی بازم این جواب همه چیز رو حل نمیکنه.اگه فشار به حدی شد که شخص مجبور به رفتار نا متعارف بشه اون وقت چی؟!

وایسلی گوجا
۱۳۹۶/۰۹/۱۲, ۲۱:۳۹
شما وقتی بخوای عیار چیزی رو بسنجی باید در شرایط سخت قرارش بدی.وجود شر هم در دنیای مادی انسان دلیلش همینه تا عیار هر کسی مشخص بشه.شما دنیای بدون شر میخوای دنیای فرشته ها به خاطر همین هم هر چه قدر یک انسان در شرایط سخت تری باشه و ازش عمل نیکی سر بزنه ارزشش با عمل نیکی که شخص دیگه در شرایط ایده ال سر میزنه برابر نیست.
ولی بازم این جواب همه چیز رو حل نمیکنه.اگه فشار به حدی شد که شخص مجبور به رفتار نا متعارف بشه اون وقت چی؟!

لزوم سنجش عیار انسان چیست؟ چه میشد اگه عیار انسان سنجیده نمی شد؟ خدا چه نیازی داشته انسان رو بیافرینه و بعد برای سنجیدن عیارش، شر رو بیافرینه؟

وال ئی
۱۳۹۶/۰۹/۱۲, ۲۲:۱۱
لزوم سنجش عیار انسان چیست؟ چه میشد اگه عیار انسان سنجیده نمی شد؟ خدا چه نیازی داشته انسان رو بیافرینه و بعد برای سنجیدن عیارش، شر رو بیافرینه؟
اگر شما این توانایی و قدرت رو داشتید که میلیون ها انسان را خلق کنید و به دنیا بیاورید که اگر درست زندگی کنند، تا ابد در بهترین لذت های بهشت می توانند زندگی کنند و خوشحال باشند و لذت ببرند و رشد کنند، نمی آفرینید؟؟ هر چند باید آنها رو برای یک دوره محدودی آزمایش کنید؟اگر نمی آفرینید، چرا؟ اگر می آفرینید، آیا شما نیازی دارید که می آفرینید؟البته من بر نظری خاص پافشاری ندارم.همینطوری این سوال رو پرسیدم که نظرتون رو بدونم.خودم جواب هایی برای سوالی که پرسیدم دارم.

(javad)
۱۳۹۶/۰۹/۱۲, ۲۲:۲۸
خب وقتی شما یک موجود رو میافرینی باید براش هدفی هم تعیین کنی یا نه؟!

(javad)
۱۳۹۶/۰۹/۱۲, ۲۲:۲۹
لزوم سنجش عیار انسان چیست؟ چه میشد اگه عیار انسان سنجیده نمی شد؟ خدا چه نیازی داشته انسان رو بیافرینه و بعد برای سنجیدن عیارش، شر رو بیافرینه؟
خب وقتی شما یک موجود رو میافرینی باید براش هدفی هم تعیین کنی یا نه؟!و هر شخصی باید مطابق با عیارش پاداش بگیره.

حسام 1999
۱۳۹۶/۰۹/۱۳, ۰۰:۳۲
اصلا لازم نیست از اینجا جلوتر بریم. خداوند اگر چیزی رو "لازم" دیده خلق کنه یعنی موجود بی نیازی نیست چون به هر چیزی که خلفت انسان اون رو ملزوم می کرده نیازمند بوده (در غیر این صورت خداوند کار عبث و بیهوده کرده و به دلایل عبث و بیهوده، کاری کرده شر پدیدار بشه).
دقیقا همینطوره افعال الله معلل به اغراض نیست اگر باشد نیاز پدید میاورد و اگر هم نباشد کار بیهوده ایست(یا نیازش بود و زین رو خلق کرد یا که بیهوده جهان را خلق کرد)
یعنی دوستان مسلمان هر حرفی بزنن تا ارجحیت خلقت بر عدم خلقت رو توجیه کنن ،باعث نقص در خدا میشود
من صندلی میسازم چون نیاز دارم اگه نیاز نداشته باشم صندلی بسازم کار بیهوده ایست اگر میگویند تمثیل نامناسبی است باید شق سوم خود را ارائه دهند چگونه هم نیاز نباشد هم کار بیهوده نباشد!که این شق سوم وجود ندارد

پارسا مهر
۱۳۹۶/۰۹/۱۳, ۰۲:۴۲
بلکه لازمه آن است، مثل سایه که لازمه نور خورشید است، یعنی نور خورشید برای روشنایی آمده است اما لازمه آن سایه است!
استاد در تکمیل پست قبلی...من یک مثال می زنم...اگر من یا شما که یک انسان محدود هستید...بخواهید خورشید بسازید...لاجرم با این صحنه مواجه می شوید که سایه لازمه نور خورشید است و بدون آنکه سایه را اراده کرده باشید با سایه مواجه می شوید...چرا!؟چون قوانین نور این را می گوید...قوانینی که از پیش توسط خدا طراحی شده..یعنی نور خورشید وقتی به یک جسم سخت می خورد منحرف شده یا جذب آن سطح می شود و یک سایه در پشت جسم ایجاد می کند...ولی خدا که اینطور نبوده که خورشید را خلق کرده دیده، ای!!عجب، یک سایه هم اونجا تشکیل شده که من براش برنامه نریخته بودم و من طراحیش نکرده بودم و اراده نکرده بودم!!!خیر..خود خدا همه چیز و همه قوانین طبیعت را می آفریند...معنی ندارد که بگوییم که خدا خورشید را آفرید سایه را که نیافرید!!!سایه لازمه نور خورشید است!!!سایه ناگذیر همراه خورشید است!!!!پس مشکل این است که شما خدا را با انسان و مخلوقات انسان مقایسه می کنید...

مسلم
۱۳۹۶/۰۹/۱۳, ۰۸:۱۴
با سلام و عرض ادب


بیایید نکته به نکته پیش برویم، تا نکته ای حل نشده، به نکته ی بعد نرویم،

بله موافقم@};-


الان بنده با این نکته مشکل دارم...شما می فرمایید که خداوند جاذبه را خلق نکرده که انسان ها را بکشد!!!..بله خدا جاذبه را خلق نکرده تک تک انسان ها را بکشد، این چیزی است که ما داریم می بینیم...حرفی نیست...همانطور که خدا ویروس را خلق نکرده که تک تک انسان ها را بکشد...ولی به هر حال، ویروس تک و توک اینجا و آنجا کودکانی را شکنجه می دهد دیگر...شما می فرمایید که خدا ویروس را خلق نکرده که کودکان را شکنجه بدهد...درست است؟؟؟؟حرف شما این است؟؟؟؟

بله


بعد ویروس با اراده و فرمان و دستور و با چه علتی می رود کودک را شکنجه می کند، این را خواهشن پاسخ بدید....اگر خداوند ویروس را خلق نکرده که کسی را شکنجه بکند، ویروس کی باشد که به خودش اجازه بدهد که کسی را شکنجه بکند؟؟؟؟اگر با چشم بصیرت به ماجرا نگاه کنید..وقتی یک کودک دارد با ویروس شکنجه می بیند، شما بالا سر کودک ویروس را نمی بیند...خدا را می بینید که بالا سر کودک نشسته، خیلی مسئولانه با اراده خود با آزادی خود بدون هیچ قید و بنده و اجباری دارد کودک را شکنجه می کند...یعنی آنقدر نقش خدا و اراده خدا دخیل است که شما وقتی با صحنه شکنجه شدن یک کودک مواجه می شوید، با چشم بصیرت خود، خدا را کنار کودک می بینید که با دستان خودش،آگاهانه دارد کودک را زجر کش میکند...این واقعیت امر است..بعد شما میگویید که خدا ویروس را خلق نکرده که انسان ها را بکشد؟؟!

ویروس که ربات نیست که دستگاه کنترل از راه دور آن هم به دست خداوند باشد و خداوند هم آن را به سمت کودک حرکت دهد...!! موجودات انگلی نقششان در طبیعت، نقش انگلی است، اگرچه همه موجودات نقششان را از خداوند دارند و هیچکدام مستقل از او نیستند، اما اینکه گمان کنیم خداوند بی ضابطه و بی قاعده از آنها بهره می برد اشتباه است، کودکی که هرگز در مسیر ویروس قرار نگیرد هرگز مبتلا نمیشود!!
گمان نکنید ویروس و باکتری مثل سگی هسند برای خدا که خداوند از هر کسی خوشش نیاید دستور حمله آنها به او را میدهد! ویروس و باکتری و سایر عوامل انگلی نقش خود را در طبیعت دارند و از طرق طبیعی انتقال می یابند.
فرض کنید یک ببر از باغ وحش فرار کرده یا به هر طریق دیگری وارد منطقه مسکونی شده است، این اگر به یک کودک حمله کند آیا خداوند مقصر است؟! منطقا که نگاه کنیم می بینیم وجودش که برای طبیعت و کنترل گیاهخواران و حفظ مراتع ضرورت دارد، حمله کردن هم که جزء ذات اوست اینطور نیست که خداوند به طور خاص در اینجا فرمان حمله بدهد، این برخورد این ببر با این کودک هم ناشی از عوامل طبیعی است که قابل پیگیری است.
صف اینکه خداوند این موجود را آفریده به خاطر نقش ضروری ای که دارد نمی توان او را مقصر دانست!!

اما خداوند می فرماید تمام این سختی هایی که گریزناپذیر بوده و ممانعت از آنها نظم جهان به هم می ریزد را من روز قیامت به گونه ای جبران خواهم کرد که کسی ناراضی نماند.




پس استاد گرامی شما می فرمایید که خدا مار را آفریده که و به آن نیش داده که چرا که برای طبیعت و محیط زیست ضرورت داشته و برای تعدیل محیط زیست ضرورت داشته و بعد اصلا خود خدا معین نکرده که مار به انسان نیش بزند؟؟ وقتی مار را خلق کرده، یهو مواجه شده با این صحنه که ای داد بی داد، مار انسان را نیش می زند و دقت کنید و شخص خدا خودش با دستان و اراده ی خودش، معین نکرده که این مار انسان را نیش بزند؟؟حرف شما این است؟؟؟

منظور من مطلقا این نبود که خداوند تازه بعد از خلقت می فهمد مار ممکن است به انسان هم نیش بزند..!
منظور بنده این است خداوند می داند مارها برای طبیعت ضرورت دارند، و می داند برای شکار نیاز به نیش دارند، اما از آن طرف می داند ممکن است با برخورد به انسان او را هم نیش بزنند! حال باید چه کند؟
الف) مار را خلق نکند و ضرورت نقش او را نادیده بگیرد؟
ب) مار به انسان که میرسد خشک شود یا هر بار به طریق معجزه آسایی نیش نزند؟!
ج) انسان از مار پرهیز کرده و همچنین به دنبال پادزهر آن باشد، و از جانب خداوند هم اگر ماری انسان را نیش زد خداوند این سختی را جبران کند.

شما اگر گزینه دیگری سراغ دارید بفرمایید، و اگر ندارید پس طبیعی است که گزینه (ج) منطقی تر از سایر گزینه هاست.

خداوند می دانست که مار ممکن است انسان را نیش بزند اما چاره ای از خلقت او نبود!(خواهش می کنم دقت بفرمایید)
مار و مانند آن را را با ربات یا سگ نگهبان اشتباه نگیرید!! اینها خودشان غریزه دارند، طبق غریزه شان هر کجا احساس خطر کنند حمله می کنند!



استاد در تکمیل پست قبلی...من یک مثال می زنم...اگر من یا شما که یک انسان محدود هستید...بخواهید خورشید بسازید...لاجرم با این صحنه مواجه می شوید که سایه لازمه نور خورشید است و بدون آنکه سایه را اراده کرده باشید با سایه مواجه می شوید...چرا!؟چون قوانین نور این را می گوید...قوانینی که از پیش توسط خدا طراحی شده..یعنی نور خورشید وقتی به یک جسم سخت می خورد منحرف شده یا جذب آن سطح می شود و یک سایه در پشت جسم ایجاد می کند...ولی خدا که اینطور نبوده که خورشید را خلق کرده دیده، ای!!عجب، یک سایه هم اونجا تشکیل شده که من براش برنامه نریخته بودم و من طراحیش نکرده بودم و اراده نکرده بودم!!!خیر..خود خدا همه چیز و همه قوانین طبیعت را می آفریند...معنی ندارد که بگوییم که خدا خورشید را آفرید سایه را که نیافرید!!!سایه لازمه نور خورشید است!!!سایه ناگذیر همراه خورشید است!!!!پس مشکل این است که شما خدا را با انسان و مخلوقات انسان مقایسه می کنید...

اشکال عمده این است که شما محدودیت ها را مستقیما به فاعل نسبت می دهید، در حالی که محدودیت در بسیاری از اوقات از جانب قابل است.
من بارها مثال زدم، شما اشیاء کروی را نمی توانید به گونه ای روی هم بچینید که بین آنها فاصله نباشد، اصلا این نشدنی است، نمی توانید بگویید خدا با من فرق می کند! خدا قدرتش نامحدود است باید بتواند!!
می گوییم بله خدا توانای مطلق است، اما این نشدنی است!(دقت کنید)

گاهی هم بله خداوند قدرت دارد اما به مصلحت نیست، مثلا اگر خداوند بخواهد انسان ها را در حوادث نجات دهد باید دائما معجزه اتفاق بیفتد، چون هر ثانیه در چند جای دنیا انسان ها در حوادث کشته میشوند، و خداوند باید قوانین را به صورت معجزه آسایی نقض کند تا آنها زنده بمانند! خب انسان ها اصلا نیامده اند که بمانند، آمده اند که بروند! بالاخره باید رزی بمیرند، حالا یا بر اثر بیماری، یا بر اثر حوادث، یا کهولت سن و نارسایی اعضای بدن، و...
باید دید دنیا برای چیست، آخرت برای چیست، ما برای چه آمده ایم، و...

مسلم
۱۳۹۶/۰۹/۱۳, ۰۸:۳۰
با سلام و عرض ادب


خداوند اگر چیزی رو "لازم" دیده خلق کنه یعنی موجود بی نیازی نیست چون به هر چیزی که خلفت انسان اون رو ملزوم می کرده نیازمند بوده

جناب وایسلی گوجای عزیز این مسئله، مسئله ای بوده که از قدیم در فلسفه اسلامی مطرح بوده است، یعنی حتی ابن سینا هم در اشارات به این مسئله اشاره دارد تا سوء برداشت از این مطلب موجب گمان نقص در خداوند نشود.
خلاصه اینکه: خداوند خلق نکرده تا کامل شود، بلکه چون کامل بوده خلق کرده است!
یعنی خداوند غرضی خارج از ذات خویش نداشته است، هدفی که خداوند برای انسان ها در نظر گرفته است هم غرض فعل است، نه غرض فاعل!

در هر صورت این نکته را اجمالا عرض کردم، در این درس با تفصیل بیشتری به این مطلب پرداخته ام:

http://www.askquran.ir/showthread.php?t=59601
لذا مقدمه ای که شما می خواهید از آن بی عدالتی خداوند را نتیجه بگیرید خودش مشکل دارد.


موجود نیازمند نمی تونه عادل باشه، چون ضرورت رفع نیاز فردی همیشه در تضاد است با عدالت جمعی

همانطور که عرض کردم اصلا کار به این مقدمه نمی رسد، اما در هر صورت این مقدمه هم اشکال دارد، چرا که ایثار خلاف این مطلب را می گوید.




برای همین خداوند به هر دلیلی که انسان رو آفرید میزانی شر رو هم به جان خرید. چون نیازش به آفرینش انسان برایش مهمتر از میزان شری بوده که از چنین آفرینشی ناشی شده.

کلمه «نیاز» رو باهاش موافق نیستم همانطور که عرض کردم
اما اگر منظورتان این است که خداوند به خاطر شر حداقلی که لازمه خیر حداکثری بود، باز هم خیر حداکثری را آفرید، یعنی اهم و مهم کرد و دید خیر حداکثری اهم است، بله حرف شما پذیرفتنی است.


لزوم سنجش عیار انسان چیست؟ چه میشد اگه عیار انسان سنجیده نمی شد؟ خدا چه نیازی داشته انسان رو بیافرینه و بعد برای سنجیدن عیارش، شر رو بیافرینه؟

باید از این برداشت های غعُرفی فراتر رفت، و فلسفی به مسئله نگریست! این امتحان ها و نتیجه آن ، یعنی ثواب ها و عذاب ها همه ناظر به حرکت انسان است، تکوینی است!
اینکه خداوند امتحان کند ببینید کی خوب است، کی بد، برداشت های عرفی است، انسان با این سختی ها تازه عیار پیدا می کند، نه اینه عیارش روشن شود!
دنیا اصلا برای این نیست که انسان های خوب از انسان های بد جدا شوند، انسان های خوب و بد ساخته می شوند، و آخرت هم مقصد این حرکت است.

مسلم
۱۳۹۶/۰۹/۱۳, ۰۸:۳۳
دقیقا همینطوره افعال الله معلل به اغراض نیست اگر باشد نیاز پدید میاورد و اگر هم نباشد کار بیهوده ایست(یا نیازش بود و زین رو خلق کرد یا که بیهوده جهان را خلق کرد)
یعنی دوستان مسلمان هر حرفی بزنن تا ارجحیت خلقت بر عدم خلقت رو توجیه کنن ،باعث نقص در خدا میشود

حسام جان از شما توقع دیگری داشتم!
این مباحث که دیگر مباحث جدیدی نیست، حتی ابن سینا قرن ها پیش به این مطالب پرداخته است، و تبیین درست از مسئله در فلسفه اسلامی مطرح شده است!
هدف فعل و فاعل فرق میکند، خداوند هدف فعل دارد اما هدف فاعلی ندارد!
خداوند خلق نکرده است تا کامل شود، بلکه چون کامل بوده خلق کرده است! خلقت لازمه کمال است، نه علت کمال!(دقت کنید)

پارسا مهر
۱۳۹۶/۰۹/۱۳, ۱۰:۴۳
خداوند خلق نکرده تا کامل شود، بلکه چون کامل بوده خلق کرده است!


اصلا لازم نیست از اینجا جلوتر بریم. خداوند اگر چیزی رو "لازم" دیده خلق کنه یعنی موجود بی نیازی نیست چون به هر چیزی که خلفت انسان اون رو ملزوم می کرده نیازمند بوده (در غیر این صورت خداوند کار عبث و بیهوده کرده و به دلایل عبث و بیهوده، کاری کرده شر پدیدار بشه).

موجود نیازمند نمی تونه عادل باشه، چون ضرورت رفع نیاز فردی همیشه در تضاد است با عدالت جمعی. این دو نمیتونند با هم همیشه صحیح باشند. برای همین خداوند به هر دلیلی که انسان رو آفرید میزانی شر رو هم به جان خرید. چون نیازش به آفرینش انسان برایش مهمتر از میزان شری بوده که از چنین آفرینشی ناشی شده.

دقیقا همینطوره افعال الله معلل به اغراض نیست اگر باشد نیاز پدید میاورد و اگر هم نباشد کار بیهوده ایست(یا نیازش بود و زین رو خلق کرد یا که بیهوده جهان را خلق کرد)
یعنی دوستان مسلمان هر حرفی بزنن تا ارجحیت خلقت بر عدم خلقت رو توجیه کنن ،باعث نقص در خدا میشود
من صندلی میسازم چون نیاز دارم اگه نیاز نداشته باشم صندلی بسازم کار بیهوده ایست اگر میگویند تمثیل نامناسبی است باید شق سوم خود را ارائه دهند چگونه هم نیاز نباشد هم کار بیهوده نباشد!که این شق سوم وجود ندارد
سلام بر سه برادر گرامی;;) تا جایی که من فکر کردم... امر خلقت با نیاز مند بودن یا نبودن خدا در تضاد نیست.و نمی تونم ایراد بگیریم که چون خدا نیاز مند بود خلق کرد، می شه پاسخ هایی برای این ایراد پیدا کرد...اما من می گم، یک ایراد ریشه ای تر می شه گرفت...به نظر من یک فاعل یا شخص، تا اقدامی می کنه، حالا می خواد خوردن باشه، خوابیدن باشه، خلق کردن باشه، باید نتیجه بگیریم که اون فاعل یا شخص اختیار نداره، اصولا موجودی که اختیار داره و اراده ی آزاد داره، هیچ عملی از خودش بروز نمی ده!!!!...در مورد خدا هم همینه، ایراد اصلی و ریشه ای تر در اینجاست که اینکه خدا خلق کرده، یعنی اراده و اختیار نداشته در اون عمل....مثلا استاد مسلم می گن، چون خدا کامل بوده خلق کرده...خوب، پس باید نتیجه بگیریم که کامل بودن خدا ایجاب می کند و این ضرورت را فراهم می کند که خدا دنیا را خلق کند...خوب دیگه اراده و اختیار معنی نداره...یا بر عکس، خدا خلق کرده که کامل بشه...یعنی کامل شدن، این ضرورت و اجبار رو فراهم کرده که خدا خلق کنه بازم خدا اختیار نداشته...یعنی از هر طرف نگاه کنیم می بینیم که خدا اختیار نداره و این ایراد و مشکل اصلیه و ریشه ای تره، پس به جای اینکه بگیم چون خدا نیازمند بوده که خلق کرده، ریشه تر ایراد کنیم، چون خدا مجبور بوده خلق کرده...شاید این نظر من کمی مسخره به نظر برسه...ولی حالا بازم روش فکر کنید ;;) که حالا احتمالا فکر هم کردید..پس اگر واقعا خدا مختاره و اراده ی آزاد داشت، اصولا هیچ دنیا را نمی آفرید...هیچ انسانی را نمی آفرید که حالا این انسان به تکامل برسد و به خیر حداکثری برسد.. و اینکه خدا اختیار و اراده نداشته باشه، حداقلش اینه که خدای ادیان نقض می شه.

مسلم
۱۳۹۶/۰۹/۱۳, ۱۲:۳۶
ایراد اصلی و ریشه ای تر در اینجاست که اینکه خدا خلق کرده، یعنی اراده و اختیار نداشته در اون عمل....مثلا استاد مسلم می گن، چون خدا کامل بوده خلق کرده...خوب، پس باید نتیجه بگیریم که کامل بودن خدا ایجاب می کند و این ضرورت را فراهم می کند که خدا دنیا را خلق کند...خوب دیگه اراده و اختیار معنی نداره...یا بر عکس، خدا خلق کرده که کامل بشه...یعنی کامل شدن، این ضرورت و اجبار رو فراهم کرده که خدا خلق کنه بازم خدا اختیار نداشته...یعنی از هر طرف نگاه کنیم می بینیم که خدا اختیار نداره و این ایراد و مشکل اصلیه و ریشه ای تره

ببینید جناب پارسامهر تمامی اشکالات شما و دوستان سالهاست که در فلسفه اسلامی طرح شده و پاسخ داده شده است.

لذا در کلام علما آمده است که افعال خیر «وجب من الله»، نه «وجب علی الله»؛ به تعبیر دیگر این افعال از خدا واجب است، نه بر خدا واجب است!! این دقت در تعبیر نشأت گرفته از همین مسئله ای است که سابقا مطرح بوده و الان شما به آن اشاره کردید.

یعنی کسی که مثلا سخاوتش بی حد و مرز است جود و سخاء از او ضرورت دارد، نه اینکه کسی این را بر او واجب می کند، بلکه او به خاطر این صفت سخاوتی که دارد همواره جود و بخشش را بر عدم آن برمی گزیند، قئرت بر ترک دارد اما انگیزه برای ترک ندارد.


اما اجازه بدهید بحث در همان موضوع تاپیک یعنی عدل الهی ادامه پیدا کند، اشاره بنده به این موضوع هم از این باب بود که برخی دوستان میخواستند بی عدالتی را از این طریق توجیه کنند که بنده عرض کردم صحیح نیست.
در هر صورت محور همان بحث عدل الهی باشد اما اگر بحث جنبی حول این محور شکل گرفت که مربوط به عدل الهی بود طرح آن اشکالی ندارد.

مسلم
۱۳۹۶/۰۹/۱۳, ۱۲:۴۳
بله موافقم

@};-


استاد موقعی که قرار است سر شماری کنیم میگویند تعداد افراد موحد در جهان بیشتر است و یهودیت و اسلام و مسیحیت دین وحدانی است! در این مواقع میشود کاملا رویکرد تغییر میکن!

فقط این نکته را عرض کنم که این اشتراک از این باب است که همه این ادیان خود را موحد دانسته و به خدای یکتا معتقد هستند، اما در تبیینِ خداوند، همه ادیان به جز اسلام سر از شرک در می آورند، یعنی هیچکدام تبیینی که اسلام ارائه می دهد را ندارند، و تبیین انها مطلقا در نگاه اسلام توحیدی نیست، بلکه شرک محض است!!

یعنی این توحیدی دانستن این ادیان از باب منشأ تحریف نشده آنها و اعتقاد درونی آنهاست، اما تعالیم ادیان تحریف شده امروزی و تبیین متدینین آنها مطلقا در نگاه اسلام پذیرفتنی نیست.

پارسا مهر
۱۳۹۶/۰۹/۱۳, ۱۲:۵۴
منظور من مطلقا این نبود که خداوند تازه بعد از خلقت می فهمد مار ممکن است به انسان هم نیش بزند..!
البته استاد من هم منظورم این نبود...شاید من اشتباه منظورم رو رسوندم....من من می خواستم نشون بدم که چه بی اندازه خدا در این امر که مار ممکن اسن به انسان نیش هم بزند بی تاثیر بوده...انقدر بی تاثیر بوده و آنقدر در این امر دخیلی نبوده که تازه بعد از خلقت می فهمد، ای!عجب مار ممکنه به انسان نیش بزنه..من می خواستم اوج عدم دخالت خدا رو دراین امر نشون بدم...یک جور کنایه بود...منم منظورم این نبود که واقعا خدا تازه بعدش فهمید...به هر حال...حالا مهم نیست...




الف) مار را خلق نکند و ضرورت نقش او را نادیده بگیرد؟
ب) مار به انسان که میرسد خشک شود یا هر بار به طریق معجزه آسایی نیش نزند؟!
ج) انسان از مار پرهیز کرده و همچنین به دنبال پادزهر آن باشد، و از جانب خداوند هم اگر ماری انسان را نیش زد خداوند این سختی را جبران کند.

شما اگر گزینه دیگری سراغ دارید بفرمایید، و اگر ندارید پس طبیعی است که گزینه (ج) منطقی تر از سایر گزینه هاست.
استاد گرامی...سوالی می پرسید و بعد برای جواب گزینه هایی طرح می کنید و بعد می گویید که طبیعی است که ج منطقی ترین جواب است و دیگر جوابی وجود ندارد...ولی استاد انصافا، واقعا، راه و گزینه ی دیگری نیست؟؟اینکه گزینه ی دیگری به ذهنتان نمی رسد که دلیل نمی شود که پس گزینه ی دیگری نیست...مثلا چرا در بین این گزینه ها، ذکر نکردید که خدا می توانست انسان را مثل فولاد بسازد که آنوقت، مار نتواند نیش بزند یا نیشش بر روی انسان بی تاثیر باشد؟آیا واقعا ما احاطه ای بر همه چیز داریم که ثابت کنیم که عقلا گزینه ای غیر از این سه گزینه که طرح کردید وجود ندارد؟؟پس بهتر نیست که اصلا طرح گزینه نکنید نهایت می توانید بگویید، شاید و احتمالا، منطقی ترین شکل خلقت گزینه ج بوده، یعنی همین گزینه ای که حالا می بینیم و اگر به شکل دیگری دنیا آفریده می شد مثلا انسان به تکامل نمی رسید و اینها...و بعد از من بخواهید که اگر خلافش را ادعا می کنم اثبات کنم...وگرنه دیگر ادعا خلاف نکنم...ولی شما طوری سخن می گویید که انگار عقلا و منطقا ثابت کردید و هیچ شک و شبهه ای هم نیست که گزینه ج یعنی همین که حالا ما داریم، منطقی ترین و معقول ترین است!ولی واقعی این کار به همین سادگی نیست!که مهم نیست...

خداوند می دانست که مار ممکن است انسان را نیش بزند اما چاره ای از خلقت او نبود!(خواهش می کنم دقت بفرمایید)
خوب من این سخن شما را اینطور تعبیر می کنم...شما می گویید که چاره ای از خلقت مار نبود...پس باید بگوییم که چاره ای جز این نبود که خدا خود شخصا طوری دنیا را خلق کند که مار نیش بزند پس خود خدا طوری دنیا را خلق کرد که مار نیش بزند...پس در واقع، خود خداست که نیش می زند...حالا شما می گویید، چاره ی دیگری نبود..این یک بحث دیگس...اما چیزی که مهمه اینه که خدا خود اینجا موضوعیت داره...خود خدا خواسته...شما نمی خواهید این ماجرا را قبول کنید و می می گویید که خدا که اراده نکرده که مار نیش بزند!!!خدا که اراده نکرده جاذبه انسان را بکشد!ما داریم می بینیم که خداست که طبیعت را طوری آفریده که مار نیش بزند دیگر...پس خدا اراده کرده مار نیش بزند...والا این خیلی بدیهیه....

فرض کنید یک ببر از باغ وحش فرار کرده یا به هر طریق دیگری وارد منطقه مسکونی شده است، این اگر به یک کودک حمله کند آیا خداوند مقصر است؟! منطقا که نگاه کنیم می بینیم وجودش که برای طبیعت و کنترل گیاهخواران و حفظ مراتع ضرورت دارد، حمله کردن هم که جزء ذات اوست اینطور نیست که خداوند به طور خاص در اینجا فرمان حمله بدهد، این برخورد این ببر با این کودک هم ناشی از عوامل طبیعی است که قابل پیگیری است.
بله استاد در این مثال که ببر را مثال زدید...خداوند مقصر است...اما توضیحش بماند...من از شما سوال می کنم، فرض کنید خدا بخواهد که مقصر باشد...و اراده کند که مقصر باشد...اصلا خودش بخواهد که در این مورد خاص کودک را شکنجه دهد...من از شما می پرسم، در این صورت، خدا چطور رفتار می کرد..چطور باید رفتار می کرد و دنیا را خلق می کرد که بتوانیم بگوییم که خدا مقصر است ها؟؟صرفا یک روش و یک طریق را نگویید...تمام طرق و روش هایی را که خدا می توانست عمل کرده و بدان وسیله ها، در این حمله مقصر باشد را ذکر کنید...تا ما ببینیم چطور می تواند خدا را مقصر بدانیم که الان مقصر نیست...

من بارها مثال زدم، شما اشیاء کروی را نمی توانید به گونه ای روی هم بچینید که بین آنها فاصله نباشد، اصلا این نشدنی است، نمی توانید بگویید خدا با من فرق می کند! خدا قدرتش نامحدود است باید بتواند!!
شما می گویید که خدا اراده نکرده که بین این کره ها که داریم می بینیم موجوده فاصله نباشد....بلکه خدا کره را به قصدی آفریده و بدون آنکه خود خدا مقرر کند و اراده کند، بین کره ها فاصله است و این فاصله لازمه ی کره است و این را خدا اراده نکرده...والا در این مورد خاص، بحث یک خورده چالشی و استثنائیست، این یکم موردش خاصه...من می گم، آره در حال حاظر ما در جهانی زندگی می کنیم که در اون اگر قراره کره ها خلق بشه این کره نمی شه بینشون فاصله نباشه..درست، اما ببینید..در عین حال ما نمی تونیم خورشیدی داشته باشیم که سایه نداشته باشه...خود شما این مثال خورشید رو زدید...ولی نمی تونیم بگیم که حالا اگر خدا خورشید رو آفریده پس خود خدا اراده نکرده که خورشید سایه نداشته باشه..چون خود خدا از پیش قوانین نور رو خلق کرده پس خود خدا اراده کرده که خورشید بدون سایه نباشه نه اینکه شما بگید، خدا خورشید را خلق کرده ولی اراده نکرده که سایه همراهش باشه!!!!....اما شاید این اشکال طرح بشه که این دنیای سه بعدی رو که خدا دیگه نمی تونست به شکل دیگری خلق کنه...و خدا که نمی تونسته دنیای سه بعدی ای خلق کنه که در اون کره ها فاصله نداشته باشن، در حالی که خدا می تونه دنیایی خلق کنه که قوانین نورش به شکلی دیگر باشه به شکلی که دیگه لزومی نداشته باشه که خورشید حتما همراه با سایه باشه...اینجاست که می گم این مثالی که شما زدید استاد یکم چالشی و استثنائیست...اما به هر حال، استاد قبول دارید که در مورد ویروس، خود خدا مقرر کرده و اراده کرده که ویروس شکنجه بکنه؟؟خود خدا قوانین طبیعت رو به نحوی آفرید که ویروس ها نتوانند وجود داشته باشند در عین حالی که شکنجه نکنند!!؟؟؟بازم می گم استاد این مثال کره که شما زدید، خیلی چالشی هست، یک مورد خاصه...طوری که افرادی اعتقاد دارند که اصلا مکان، را خدا خلق نکرده و مکان و زمان مخلوق خدا نیستند...
استاد حالا فرض کنیم حرف های شما درست باشه، استاد شما فکر نمی کنید این تفکر و ذهنیتی که در پیش گرفتید آخر به این امر منتهی بشه که، اصولا، خدا هیچ چیز را اراده نکرده که خلق بشه؟؟همونطور که خدا به قول شما اراده نکرده که سایه همراه خورشید باشه...فکر نمی کنید با این طرز تفکری که دارید، باید بگید که خدا، نیست که اراده کرده، محبت بین بچه و مادر وجود داشته باشه؟؟خدا اراده نکرده که درمان باشه؟؟همانطور که خدا اراده نکرده که ویروس شکنجه بکنه، خدا اراده نکرده که ویروس خیر برسونه؟؟؟؟فکر نمی کنید که این طرز تفکری که در پیش گرفتید همچین نتیجه ای بده؟؟

پارسا مهر
۱۳۹۶/۰۹/۱۳, ۱۳:۵۲
استاد در مورد اختیار خدا...من فقط می آم اون چیزی که طرح شد رو دوباره تکرار می کنم...چیز جدیدی نمی گم، البته سعی می کنمhappy

او به خاطر این صفت سخاوتی که دارد همواره جود و بخشش را بر عدم آن برمی گزیند،
خوب سوال می شود که چرا به خاطر این صفت سخاوتی که دارد جود را بر عدم آن بر می گزیند...چرا اینجا بر می گزیند...آیا نیازی داشته، اگر نه چرا برگزیده...اگر بگویید بدون دلیل، علت و معلول نقض شده، اگر دلیل داشته دلیلش را بگویید...من دلیلش را می گویم، از زبان خودتان...اصلا ما در ابتدا دنبال این جواب و دلیل بودی دیگر که گفتیم، چون خدا کامل بوده و صفت سخاوتی دارد...پس کامل بودن خدا و صفت سخاوتی که دارد، خدا را مجبور کرده که بر گزیند...%-(:-@

پارسا مهر
۱۳۹۶/۰۹/۱۳, ۱۴:۰۴
استاد حالا فرض کنیم حرف های شما درست باشه، استاد شما فکر نمی کنید این تفکر و ذهنیتی که در پیش گرفتید آخر به این امر منتهی بشه که، اصولا، خدا هیچ چیز را اراده نکرده که خلق بشه؟؟همونطور که خدا به قول شما اراده نکرده که سایه همراه خورشید باشه...فکر نمی کنید با این طرز تفکری که دارید، باید بگید که خدا، نیست که اراده کرده، محبت بین بچه و مادر وجود داشته باشه؟؟خدا اراده نکرده که درمان باشه؟؟همانطور که خدا اراده نکرده که ویروس شکنجه بکنه، خدا اراده نکرده که ویروس خیر برسونه؟؟؟؟فکر نمی کنید که این طرز تفکری که در پیش گرفتید همچین نتیجه ای بده؟؟

فقط
من می خوام با ذهنیت و تفکر استاد مسلم پیش برم..ببینم چی می شه...خوب خدا خواسته انسان رو خلق کنه، ما دو گزینه داریم

الف:خدا معجزه کنه و یک هو یک آدم بندازه زمین...بعد یک آدم دیگه بندازه زمین...
ب:خدا رحم رو خلق کنه و مادر رو خلق کنه و پدر رو خلق کنه که اونا مولد یک کودک باشد و بزرگش کنن....

گزینه ی ب منطقی است...پس چاره ای نیست و گریز ناپذیره وجود پدر و مادر، پس خدا اراده نکرده که مادر و پدر رو خلق کنه که، لازمه خلقت انسان، پدر و مادره...پس خدا که اراده نکرده که مادر و پدر خلق بشن و خدا که پدر و مادر رو خلق نکرده، وجود پدر ومادر گریز ناپذیره و همراه انسانه...همانطور که خدا اراده نکرده که ویروس انسان را ذجر بدهد و این شر گریز ناپذیره...این طرز ذهنیت استاد مسلم است، اگر اشتباه نکنم...حالا من نمی دونم چرا ما خدا رو به خاطر پدر و مادر این دو نعمت شکر می کنیم...مگر خدا اراده کرده که پدر و مادر باشن

حسام 1999
۱۳۹۶/۰۹/۱۴, ۰۲:۲۶
حسام جان از شما توقع دیگری داشتم!
این مباحث که دیگر مباحث جدیدی نیست،
سلام برادر جان،مسئله مگه باید جدید باشه!مهم ترین مسئله ای که برای من شد برهان شر اپیکورس بود!(من خودم حتی زمانی که علم رو دیدم مخالف قرآنه گفتم فدای سرم بازم میخوام قبولش داشته باشم اما با مسئله ای که اپیکورس مدت ها قبل گفته!اثرش از روانشناسی فروید ،انقلاب کوپرنیک،فرگشت داروین و... برام بیشتر بود!)برای من در طول زندگی نه علم مهمه نه فلسفه نه دین نه هیچ چیز دیگری!اخلاق مهمه و این رنجی که جانداران آگاه میبرن!که این مسئله قدمتی به بلندای تاریخ داره!حالا چون افرادی مثل صدرا بوعلی ذهنیاتشون در مورد مسئله شر رو دادن و به زعم اونا حل شده مگه مسئله شر و رنج حل شده؟معلومه نه)



هدف فعل و فاعل فرق میکند، خداوند هدف فعل دارد اما هدف فاعلی ندارد!
اسپینوزا هم پرداخته!اما با تعریف خودش از اختیار مسئله رو حل میکنه برای خدای اسپینوزایی(ربطی به خدای دین نداره) اما باید اینجا رو مد نظر داشت که با فرض اثبات چنین چیزی جای دیگه رو خراب نکرده؟تعریف اختیار عوض شه یا مسئله دیگه بله!ممکنه حل شه خداوند مجبور باشه این مسئله حل میشه به راحتی



خداوند خلق نکرده است تا کامل شود، بلکه چون کامل بوده خلق کرده است! خلقت لازمه کمال است، نه علت کمال
من این جملتونو به چند روش مثال میزنم!
لذت بردن لازمه انسان است(یعنی اگر کسی لذت نبرد انسان نیست)
غذا خوردن لازمه جاندار است(یعنی جانداری که غذا نخورد نداریم)
خلقت موجودات لازمه کمال خدا است(یعنی اگر خلق نکند کامل نیست)
نتیجتا خدا برای خلق کردن مجبور است چون اگر خلق نکند کامل نیست پس خداوند برای کمالش به خلق کردن نیاز دارد
خواهشا هم نفرمایید خدا بخشنده است کجای خدای قرآن به بخشندگی میخورد؟(هی بر شما منت گذاشتیم آفریدیم،بر شما منت گذاشتیم،ماچنین کردیم ما چنان کردیم)
من میگویم جناب مسلم خیلی آدم بخشنده و ،جود مهربانیست،بعد بروید به افرادی که باهاشون صحبت میکنین بفرمایید من دارم منت میذارم که نوشته هاتونو میخونما،من دارم منت میذارم جوابتونو میدما کسی میگه جناب مسلم بخشندس؟الان برام مثال میزنید خب مادر هم بخشندگی میکنه ولی منت میذاره کسی بهش نمیگه مهربان و بخشنده نیست اینجا من باز باید بگم خدا مطلقا بخشنده و مهربانه!وقتی ما منت گذاری رو در تعارض با بخشندگی میدونیم واسه خدا هم ک مطلقه معنی نداره!
راجب فرمایشتون که بر خدا واجب بشه و اینا باز هم مشکل زده جای دیگه رو خراب کرده)
این افعال از خدا واجب است، نه بر خدا واجب است!!ببینید استاد موضوع جبر و اختیار برای انسان حل نشده!حالا شما اختیار خدا رو مطرح میکنید؟نتیجتا اینکه این مشکل اغراض خدا برای تببین به اختیار میخورد (به تعبیر کارشناسان اینجا ومطهری و... مسائل سخت است)که اختیار هم در خودش شک و تردید فراوان است حال می فرمایید مدت ها قبل این سوال حل شده؟در اشارات؟اشارات مگر کتاب خاصی است؟در آنجا به زکریای رازی چه حرف های بیخودی زده!)

فقط این نکته را عرض کنم که این اشتراک از این باب است که همه این ادیان خود را موحد دانسته و به خدای یکتا معتقد هستند، اما در تبیینِ خداوند، همه ادیان به جز اسلام سر از شرک در می آورند، یعنی هیچکدام تبیینی که اسلام ارائه می دهد را ندارند، و تبیین انها مطلقا در نگاه اسلام توحیدی نیست، بلکه شرک محض است!!
یعنی این توحیدی دانستن این ادیان از باب منشأ تحریف نشده آنها و اعتقاد درونی آنهاست، اما تعالیم ادیان تحریف شده امروزی و تبیین متدینین آنها مطلقا در نگاه اسلام پذیرفتنی نیست.
ممنون برادر جان،اینجا بحث هایی میشود میگویند اکثر انسان ها موحدن!بعد به ادیان ابراهیمی اشاره میکنن!الان تکلیفم معلوم شد@};-

حسام 1999
۱۳۹۶/۰۹/۱۴, ۰۳:۰۸
اما من می گم، یک ایراد ریشه ای تر می شه گرفت...
برادر جان،من میگم از هر طرف که رفتم جز وحشتم نیفزود!شما هر جا رو دس بذارید مشکل داره!ریشه دس بذارین مشکل داره ساقه و برگشو بگیرین مشکل داره!
آخه ی موجود مطلقا مهربان و بخشنده منت میذاره؟ما از ی آدم عادی که به بخشندگی معروفه انتظار منت گذاشتن نداریم(هر که نان از عمل خویش خورد،منت حاتم طایی نبرد)نتیجه اینکه برادر من خدای فلسفه با قرآن متفاوته!در هردوتا هم ایرادی میشه پیدا کرد،عرفان اسلامی هم مشکل داره و کلا فاز دیگه ای داره!
میگیم خدای خیرخواه شر نباس بپا میکرد میگن ضروریه! میگیم خدای مطلقا بخشنده و مهربان منت نباس بذاره اونم میخوان بگن ضروریه
حرف شما هم درسته اصن اختیار خدا مشکلی داره بس عظیم!همه این مشکلا ازونجاس که صفات انسانی به خدا نسبت دادن

مبنای 2
۱۳۹۶/۰۹/۱۴, ۱۰:۱۱
برادر جان،من میگم از هر طرف که رفتم جز وحشتم نیفزود!شما هر جا رو دس بذارید مشکل داره!ریشه دس بذارین مشکل داره ساقه و برگشو بگیرین مشکل داره!
آخه ی موجود مطلقا مهربان و بخشنده منت میذاره؟ما از ی آدم عادی که به بخشندگی معروفه انتظار منت گذاشتن نداریم(هر که نان از عمل خویش خورد،منت حاتم طایی نبرد)نتیجه اینکه برادر من خدای فلسفه با قرآن متفاوته!در هردوتا هم ایرادی میشه پیدا کرد،عرفان اسلامی هم مشکل داره و کلا فاز دیگه ای داره!
میگیم خدای خیرخواه شر نباس بپا میکرد میگن ضروریه! میگیم خدای مطلقا بخشنده و مهربان منت نباس بذاره اونم میخوان بگن ضروریه
حرف شما هم درسته اصن اختیار خدا مشکلی داره بس عظیم!همه این مشکلا ازونجاس که صفات انسانی به خدا نسبت دادن


سلام ...
کاشکی به همین راحتی بود ...
من اعتقادم این نیست که هر جاش رو دست بزاریم مشگل داره ...

اگر هم دوست داشته باشید میتونیم در موردش بحث کنیم . و استدلال من در درون موضوعات مختلف ناظر به این مطلب هست که اگر خدایی هست باید لیوان کامل کامل پر باشه ... نه اینکه یه جایی از طبیعت بلنگه ...

مثلا ... من این استدلال رو میپذیرم ... که برای نگاه داشتن یک بستنی قیفی بر رویه جاش دهها پارامتر لازم و حیاتی هست ... دمای بستنی ؛ جنس بستنی ؛ شکل ظاهری نان ؛ نوع ریختن بستنی بر رویه نان و اگر شرایط یک بستنی قیفی محیا نیاشه ... کمتر از یک ربع کلا از بین میره ...

خوب ... داریم در درون دنیایی زندگی میکنیم که به نظره من پابرجا نگه داشتنش به این حالت پارمترهای خیلی خیلی زیادی لازم داره و نمیتونیم بگیم این پارامتر ها همینجوری برقرار شدن ...

البته میدونم که برای هر کدوم از این صحبتهام نقد دارید ... و اگر خودم بخوام این استدلال رو نقضش کنم میتونم در حدود 5 تا دلیل بیارم که خودم هم نمیتونم نفیش کنم ...

ولی این استدلال برای من کافی هست ...

مشگل من بیشتر از اینکه در ارتباط با وجود یا عدم وجود خدا باشه ... ناظر به صفات خدا هست ...

اگر هر جاش رو دست میزاشتیم مشگل داشت ... که کاره همه راحت شده بود ... به نظره من همه در درون یک بلاتکلیفی هستیم و نمیدونیم جواب مساله چی هست ...

راستی شاید براتون مهم باشه ...

1. چند سال پیش که داشتم قرآن میخوندم به آیه ای برخودر کردم که خدا در درونش قسم خورده بود به شب هنگامی که پشت میکند و قسم خورده بود به روز هنگامی که دوباره چهره برمیگشاید ... و این بدون در نظر گرفتن کروی بودن زمین امکان پذیر نیست .

2. یا در جایی دیگر ... خدا گفته بود که در قیامت کوه ها رو تبدیل به شن میکنه و در درون آسمان پخش میکنه ... من همیشه با خودم میاندیشیدم که این مساله امکان پذیر نیست ... قبل از اینکه کوه ها بخوان تبدیل به شن بشن و در درون هوا پخش بشن .... هممون مردیم ... تا اینکه چند سال پیش در درون خبر گذاری یکی از کشورهای خارجی دیدم که گزارش میداد بر اثر زلزله ای که گویا در درون سیستان و بلوچستان اومده بود کوه های اطراف محلی تبدیل به شن شدند و آدمی هم نمرده بود .

از نظره من استدلال ها راه به جایی نمیبرند ...

همچنین به نظره من یه کم دست به عصا تر صحبت کنین ... به هر حال داریم در درون یک جامعه اسلامی زندگی میکنیم ... یه روز یه خرگوشه داشت فرار میکرد ... روباه ازش میپرسه برای چی داری فرار میکنی ... اونم جواب میده یه شکارچی اومده و میخواد فیل ها رو شکار کنه ... روباه ازش میپرسه خوب تو چرا فرار میکنی ...

خرگوشه هم میگه تا من بخوام ثابت کنم که فیل نیستم ... شکار شدم .

مبنای 2
۱۳۹۶/۰۹/۱۴, ۱۰:۳۳
آقای هرزینند ...
میتونم ازتون بپرسم برای چند در صد از کارهاتون استدلال های 100 درصد متقن دارین ...
مثلا کار کردنتون ... درس خوندنتون ... لباس پوشیدنتون ... احترام به دیگران و ...

ما همواره طوری قدم برمیداریم که بیشترین فرصت برامون ایجاد بشه و کمترین تهدید ...

شاید گزاره های قرآن هم ناظر به این مطلب باشن ....

پارسا مهر
۱۳۹۶/۰۹/۱۴, ۱۳:۲۳
شما می گویید که خدا اراده نکرده که بین این کره ها که داریم می بینیم موجوده فاصله نباشد....بلکه خدا کره را به قصدی آفریده و بدون آنکه خود خدا مقرر کند و اراده کند، بین کره ها فاصله است و این فاصله لازمه ی کره است و این را خدا اراده نکرده...والا در این مورد خاص، بحث یک خورده چالشی و استثنائیست، این یکم موردش خاصه...من می گم، آره در حال حاظر ما در جهانی زندگی می کنیم که در اون اگر قراره کره ها خلق بشه این کره نمی شه بینشون فاصله نباشه..درست، اما ببینید..در عین حال ما نمی تونیم خورشیدی داشته باشیم که سایه نداشته باشه...خود شما این مثال خورشید رو زدید...ولی نمی تونیم بگیم که حالا اگر خدا خورشید رو آفریده پس خود خدا اراده نکرده که خورشید سایه نداشته باشه..چون خود خدا از پیش قوانین نور رو خلق کرده پس خود خدا اراده کرده که خورشید بدون سایه نباشه نه اینکه شما بگید، خدا خورشید را خلق کرده ولی اراده نکرده که سایه همراهش باشه!!!!....اما شاید این اشکال طرح بشه که این دنیای سه بعدی رو که خدا دیگه نمی تونست به شکل دیگری خلق کنه...و خدا که نمی تونسته دنیای سه بعدی ای خلق کنه که در اون کره ها فاصله نداشته باشن، در حالی که خدا می تونه دنیایی خلق کنه که قوانین نورش به شکلی دیگر باشه به شکلی که دیگه لزومی نداشته باشه که خورشید حتما همراه با سایه باشه...اینجاست که می گم این مثالی که شما زدید استاد یکم چالشی و استثنائیست...اما به هر حال، استاد قبول دارید که در مورد ویروس، خود خدا مقرر کرده و اراده کرده که ویروس شکنجه بکنه؟؟خود خدا قوانین طبیعت رو به نحوی آفرید که ویروس ها نتوانند وجود داشته باشند در عین حالی که شکنجه نکنند!!؟؟؟بازم می گم استاد این مثال کره که شما زدید، خیلی چالشی هست، یک مورد خاصه...طوری که افرادی اعتقاد دارند که اصلا مکان، را خدا خلق نکرده و مکان و زمان مخلوق خدا نیستند...

من بارها مثال زدم، شما اشیاء کروی را نمی توانید به گونه ای روی هم بچینید که بین آنها فاصله نباشد، اصلا این نشدنی است، نمی توانید بگویید خدا با من فرق می کند! خدا قدرتش نامحدود است باید بتواند!!
با سلام...استاد گرامی...من عرض کردم که این مثال کره که زدید کمی چالش و استثنائیس..واقعیت من احساس می کنم در این مثال کره یک مغلطه ای وجود دارد و باعث اشتباه من شد...استاد گرامی، شما می خواهید بگویید که، خدا اراده نکرده که بین اون کره ها فاصله باشه، و اون فاصله ها گریز ناپذیره و خدا اون فاصله ها رو بوجود نباورده...حرف شما اینه؟؟خوب استاد فرض کنید ما ماشین رو اینطور تعریف می کنیم..وسیله ای نقلیه که چهار چرخ داره...این تعریف من از وسیله ی نقلیه...بعد من از شما می خواهم یک ماشین بسازید...خوب شما می خواهید ماشین بسازید...آیا شما می تونید یک ماشین بسازید که چهار چرخ نداشته باشه...خیر این محاله...حالا اگر شما یک ماشین چهار چرخ بسازید....آیا این به این معنیه که این شما نبودی که چهار چرخ رو ساختی؟؟؟؟شما می گی ماشین بدون چهار چرخ که معنی نداره....من خواستم ماشین بسازم، من که چهار چرخ رو اراده نکردم....که!چهار چرخ گریز ناپذیره...من که خالق اون چهار چرخ نیستم که!!آیا شما اینطور می گویید؟؟می گویید که من خواستم ماشین خلق کنم، ولی اون چهار چرخ رو که خلق نکردم و اراده نکردم؟؟خوب این مثال کره ها هم همینه....استاد خود خدا، اون فاصله های بین کره ها رو اراده کرده و خلق کرده...خود خدا اجسامی آفریده که بینشون فاصله باشه...پس خود خدا اون فاصله ها رو خلق کرده...معنی نداره که شما بگی، خدا کره خلق کرده، ولی فاصله رو که خلق نکرد!!اشتباهه که بگید اون فاصله ها گریز ناپذیره و اون فاصله ها به اراده ی خدا خلق نشده....خوب استاد حرف من اینه که اگر ویروس شری داره، خدا اراده کرده و خدا خلقش کرده دیگه!!!!بحث ساده است...پس این مثال کره و فاصله هم دردی دوا نمی کنه....همونطور که ماشین بدون چهار چرخ بی معنیه و شما نمی تونی ماشینی بسازی که چهار چرخ نداشته باشه ولی در عین حال خالق چرخ ها هستی و خودتون اراده کردید که چهار چرخ باشه...همون طور هم، خدا فاصله ی بین اون کره ها رو یا بهتره بگم اجسام رو بوجود آورد و اراده کرد....

مسلم
۱۳۹۶/۰۹/۱۴, ۱۸:۳۹
چیزی که مهمه اینه که خدا خود اینجا موضوعیت داره


به طور کلی برای شفافیت سازی مسئله و نظم دادن به مباحث عرایضم را در قابل چند نکته عرض می کنم:

نکته اول:
قطعا خداوند نقش داشته ما به دنبال انکار نقش خداوند نیستیم!!
ببینید از حیث این که وجود همه چیز به خداوند برمی گردد که ما منکر نیستیم، هر اتفاقی در جهان می افتد از حیث وجودی به خدا نسبت داده میشود و این عیبی ندارد، اما از جهت قُبح و ظلم بودنش محل بحث است!
توضیح بیشتر را در نکته سوم عرض خواهم کرد.

نکته دوم:
دقت بفرمایید ما مطلقا نمی خواهیم با نگاه به دنیا بگوییم دنیا عادلانه است پس خداوند عدالت دارد، بله اگر از این طریق میخواستیم پیش برویم اشکال شما وارد بود.
ما عدالت را از طریق ادله دالّ بر اوصافش اثبات می کنیم که بحث مستقلی است و مجال خود را می طلبد؛ وقتی عدالت و حکمت خدا در جای خودش اثبات شد، برای نقض آن در افعالش باید دست روی یک مسئله ای بگذاریم که بتوانیم ناعادلانه و غیر حکیمانه بودن آن را به صورت یقینی اثبات کنیم(دقت کنید)
اینکه ما حکمت حکمیم را نمی فهمیم مطلقا نمیتواند دلیلی بر رد عدالت خداوند تلقی شود، مثلا در مورد اینکه بدن انسان فولادین باشد یک احتمال است، که:

اولا برتر بودن آن بر این بدنی گوشتی اید اثبات شود.
ثانیا: با دقت و تدبر در بدن انسان بر خلاف ان اثبات میشود، چون بدن باید زنده باشد، باید سیستم عصبی و خونرسانی و مانند آن داشته باشد، باید توانایی بازسازی داشته باشد، باید انعطاف داشته باشد، و...، پس چنین احتمالی قطعا ناشی از ناآگاهی و یا کم آگاهی ماست و عقل با دقت می فهمد اتفاقا این بدن گوشتی خیلی به جاست!

این همان تأکید بنده است که با احتمالات نمیشود عدالت خدا را زیر سوال برد.


نکته سوم:
خداوند حکیم مطلق است، و حکیم کاری را که خیر آن حداکثری باشد ولو آنکه شر قلیلی داشته باشد انجام داده و ترک نمیکند، اما هیچ کسی این را خلاف عدل و حکمت نمیداند!! اینکه فعلی خیر حداکثری و شر حداقلی داشته باشد.
اینکه می گویید دنیا می توانست به گونه ای آفریده شود که شری در آن نباشد یک ادعاست که باید اثبات شود، تبیین ها و دقت عقل اتفاقا بر خلاف آن را می فهمد، بنده بارها به تبیین این مسئله پرداخته ام، و برای روشن شدن بهتر یکبار دیگر عرض می کنم، خداوند اجازه داده همه چیز سر جای خودش و قانونمند باشد، این حوادث در چند دسته قرار می گیرند:

الف) برخی حوادث طبیعی طبق قوانین فیزیکی عالم است، این ثبات قوانین است که علوم طبیعی و علوم مهندسی وپزشکی را موجب شده است، مثلا فرض کنید علم فیزیک و محاسبات فنی می گوید این دیوار تحمل بیش از 50 کیلوگرم را ندارد، اگر این سقف 70 کیلو وزن روی این سقف برود فرو میریزد، حالا اگر بخواهد این سقف اگر انسانی زیر آن باشد فرو نریزد، خب این قانون باید نقض شود!
اینکه ببینیم فرو ریختن یک سقف، نه به استحاکم فنی آن، بلکه به انسان زیر آن بستگی دارد یعنی فاتحه علوم را باید خواند...
یا ببینند هواپیمایی که موتورش خاموش است روی هوا مانده و مثل برگ درخت آرام آرام به پایین می آید!!

ب) برخی ناشی از غرائز موجودات است، مانند نیش مار
خب این حیوانات اراده دارند، با غرائزی که خداوند به آنها داده است، حرکت کرده، تغذیه می کنند، شکار می کنند، و...؛ خودشان هستند که تشخیص می دهند که به چه کسی حمله کنند و کجا فرار کنند، و...

ج) برخی ناشی از سوء اختیار انسان ها هستند مانند ظلم داعش، خب خداوند به این انسان اختیار داده است برای تکامل اگر قرار باشد در برابر هر اراده ظلمی که می کند خداوند اختیار را از او بگیرد که دیگر انسانی وجود ندارد تکاملی نیست، حرکتی نیست، یک عده ربات به چه دردی می خورند؟!

مسلم
۱۳۹۶/۰۹/۱۴, ۱۸:۴۲
خوب سوال می شود که چرا به خاطر این صفت سخاوتی که دارد جود را بر عدم آن بر می گزیند...چرا اینجا بر می گزیند...آیا نیازی داشته، اگر نه چرا برگزیده...اگر بگویید بدون دلیل، علت و معلول نقض شده،


لذت بردن لازمه انسان است(یعنی اگر کسی لذت نبرد انسان نیست)
غذا خوردن لازمه جاندار است(یعنی جانداری که غذا نخورد نداریم)
خلقت موجودات لازمه کمال خدا است(یعنی اگر خلق نکند کامل نیست)
نتیجتا خدا برای خلق کردن مجبور است چون اگر خلق نکند کامل نیست پس خداوند برای کمالش به خلق کردن نیاز دارد


با سلام و احترام
خود بنده هم مشتاق این بحث هستم اما باید در یک تاپیک مستقل بحث شود.@};-

پارسا مهر
۱۳۹۶/۰۹/۱۴, ۱۹:۲۵
با سلام...من استاد گرامی سعی می کنم یک جمع بندی بکنم و یک سوال بکنم از شما....

اینکه می گویید دنیا می توانست به گونه ای آفریده شود که شری در آن نباشد یک ادعاست که باید اثبات شود،
استاد گرامی باور کنید من ابدا و اصلا در این بحث عرض نکردم که دنیا می توانست به گونه ای آفریده شود که شری در آن نباشد...بنده قبول دارم یا فرض گرفتم درست است و قابل قبول است که برای یک خیر کثیر و برای انکه انسان به تکامل برسد و خیر کثیری نصیبش شود، لازم بوده که شری باشد...اما استاد تمام حرف من...یا حرف اصلی بنده این بود که اگر شری است و آن شر لازم است و بی آن نمی توان به تکامل رسید و به خیر کثیر رسید، این شر توسط شخص خدا خلق شده، به نحوی که اگر می بینیم که به کودکی شری می شود و یا ظلمی می شود، یعنی دارد شکنجه می بیند، این شکنجه را خدا خودش با اراده ی خود و با اختیار خودش و با دستان خودش انجام می دهد...یعنی شما بالا سر کودک خدا را می بینید که دارد کودک را زجر می دهد...حرف اصلی و کلام اصلی بنده این بود..من تعجب می کنم، من کجا گفتم استاد گرامی که دنیا می توانست به گونه ای آفریده شود که شری در آن نباشد؟!بنده قبول کردم برای نیل به این اهداف عالی و درجه یک، و یک خیر کثیر، باید شر می بود و باشد..ولی عرض کردم، کلام اصلی بنده این است که خدا در این جا موضوعیت دارد..خدا شر را آفرید...خدا علت شر است....خداست بالا سر کودک دارد کودک را شکنجه می کند...
خوب این یک جمع بندی....حالا استاد گرامی...فرض کنید که واقعا این خداست که دارد کودک را شکنجه می کند، البته قبول، حرف شما درست، این شر لازم است برای خیر حداکثری...من فرض می گیرم این کلام و نظر شما درست است و عالم بدون شر بی معنی بود...(در حالی که به نظرم این سخن اشتباست)
حالا استاد فرض کنید که نظر بنده هم درست باشد و این خدا باشد که این شر که در این عالم هست را که خود شما آن را شر و ظلم می دانید را سبب می شود...خودتون از لفض و کلمه شر و ظلم استفاده می کنید...فرض کنید این خود خداست که کودک را با دستان خود شکنجه می کند...خوب حالا با این فرض من از شما سوال می کنم:
1-این که خدا ما را شکنجه می کند، برای خیر حداکثری ما لازم است و خیر حداکثری بدون این شر ناممکن بود(این حرف شماست)...خوب در این صورت، آیا معنی دارد که ما این شکنجه شدن رو، یک امر شر و ظلم بدونیم که باید باهاش مقابله کنیم؟!این شر که تنها دروازه ی ما به سوی یک خیر کثیر است، را نباید با آغوش باز پذیرا باشیم؟! مثلا آیا لزومی داره که من دیدم که بچم داره شکنجه می شه، برم نجاتش بدم؟!؟!مگر این شر، خوب نیست؟!مگر این شر، برای خیر حداکثری لازم نیست؟!؟!چرا من برم جلوی آن را بگیرم، چرا به سر و کله ی خودم بزنم که بچه ام دارد زجر می بینید، مگر این شر و ظلم و شکنجه شدن، لازمه ی خیر حداکثری نیست، چرا جلویش را بگیرم، مگر من می خوام بچه ام به خیر حداکثری نرسد، چرا نارحت بشوم که بچه ام دارد توسط خدا شکنجه می شود، مگر خدا کار بدی می کند؟!شما فکر می کنید این گونه رفتار ها که ما در قبال کودکمان انجام می دهیم در هنگام شکنجه شدنش، از سر جهل و احساسات است؟!فکر می کنید اینکه وجدانیات می گویند، جلوی این شکنجه شدن بچه را بگیر و عامل و مقصر این شر و ظلم، منحوس است، اوهام و خیالات است؟!؟!خواهشن به این سوال پاسخ بدید...(البته آن فرضی که در مطرح کردم را در نظر داشته باشیم)

پارسا مهر
۱۳۹۶/۰۹/۱۴, ۱۹:۴۰
حالا استاد فرض کنید که نظر بنده هم درست باشد و این خدا باشد که این شر که در این عالم هست را که خود شما آن را شر و ظلم می دانید را سبب می شود...خودتون از لفض و کلمه شر و ظلم استفاده می کنید...فرض کنید این خود خداست که کودک را با دستان خود شکنجه می کند...خوب حالا با این فرض من از شما سوال می کنم:
سوال بعدی از استاد مسلم...با این فرضی که گرفتم و مطرح کردم، آیا معنی دارد و منطقیست که همچنان به خدا بگوییم، او خیر مطلق است؟!اینکه خدا خود شخصا می آید بالا سر کودک و کودک را شکنجه می کند برای یک خیر حداکثری،و خودتون این شکنجه رو یک شر و ظلم می دونید، آیا همچنان می توانیم بگوییم که خدا خیر مطلق است؟!؟!

حسام 1999
۱۳۹۶/۰۹/۱۴, ۲۰:۱۸
سلام ...
کاشکی به همین راحتی بود ...
من اعتقادم این نیست که هر جاش رو دست بزاریم مشگل داره ...
سلام خواهر جان
اول ی تشکر کنم بابت این مثال خوبتون و این تذکر بجا

همچنین به نظره من یه کم دست به عصا تر صحبت کنین ... به هر حال داریم در درون یک جامعه اسلامی زندگی میکنیم ... یه روز یه خرگوشه داشت فرار میکرد ... روباه ازش میپرسه برای چی داری فرار میکنی ... اونم جواب میده یه شکارچی اومده و میخواد فیل ها رو شکار کنه ... روباه ازش میپرسه خوب تو چرا فرار میکنی ...
خرگوشه هم میگه تا من بخوام ثابت کنم که فیل نیستم ... شکار شدم .
حرفتون کاملا درسته،چون به چشم دیدم،ولی از ویژگی های نامطلوب نوجوانی همین بی پرواییه که متاسفانه گریبان منو گرفته در این مورد



از نظره من استدلال ها راه به جایی نمیبرند ...
دقیقا همین الان زلزله اومد گیلان،داشتم قبلش به خدا فکر میکردم ،هی شکایت که ای خدا چه گرفتاریه واسمون درست کردی،الان فهمیدم استدلال و اینا فایده نداره،تا موقعی ک ترس و درد هستش مجبورا توناخودآگاه اکثر افراد خدا هس



اگر هر جاش رو دست میزاشتیم مشگل داشت ... که کاره همه راحت شده بود ... به نظره من همه در درون یک بلاتکلیفی هستیم و نمیدونیم جواب مساله چی هست ...
با حرفتون موافقم،ولی بنظرم اکثر مردم بخاطر دلیل و اثبات نیست که خداباورن،بلکه شر و رنجی که بهشون میرسه



مشگل من بیشتر از اینکه در ارتباط با وجود یا عدم وجود خدا باشه ... ناظر به صفات خدا هست ...
خالق رو همه قبول دارن،ولی برخی ماده میدونن برخی خدای شخص وار که همون دارای صفاته

اگر هم دوست داشته باشید میتونیم در موردش بحث کنیم .
خیلی ممنون صحبت های شما جالبه مخصوصا مثالای قشنگتون

به نظره من همه در درون یک بلاتکلیفی هستیم و نمیدونیم جواب مساله چی هست ...
بله واقعا



البته میدونم که برای هر کدوم از این صحبتهام نقد دارید ... و اگر خودم بخوام این استدلال رو نقضش کنم میتونم در حدود 5 تا دلیل بیارم که خودم هم نمیتونم نفیش کنم ...

ولی این استدلال برای من کافی هست ...
درسته صحبتتون



میتونم ازتون بپرسم برای چند در صد از کارهاتون استدلال های 100 درصد متقن دارین ...
دقیقا این ایرادتون درسته ،قبل از من هیوم هم این اشکالو بر خودش میگیره،(نقل مضمون)میگه من این تشکیکی که برای خدا کردمو در مسئله زندگی انجام بدم عملا کاری نباید بکنم)ولی من این شکو بخاطر جدایی از خرافاتو تعصب مجبورم انجام بدم
دقیقا درست گفته
ابن سینا هم به این بزرگیش نتونست خودشو حفظ کنه از تعصب و اونجوری زکریای رازی رو تخریب شخصیت میکنه!

ما همواره طوری قدم برمیداریم که بیشترین فرصت برامون ایجاد بشه و کمترین تهدید ...

شاید گزاره های قرآن هم ناظر به این مطلب باشن ....
حرفتون درسته!
ولی ببینین بقول نیچه آنکس که چرایی برای زیستن داشته باشد باهر چگونه ای خواهد ساخت مسئله ایدئولوژی خیلی مهمه،مخصوصا اینکه افراد مختلف نتیجه واحدی ندارن

من اعتقادم این نیست که هر جاش رو دست بزاریم مشگل داره ...
بازم امیدوارم من اشتباه کنم چون منم خیلی دلم میخواد خدا باشه ولی هر راهی رفتم نسبت به خدا(خدای مهربان) بن بست بود

مبنای 2
۱۳۹۶/۰۹/۱۴, ۲۳:۲۷
بازم امیدوارم من اشتباه کنم چوتن منم خیلی دلم میخواد خدا باشه ولی هر راهی رفتم نسبت به خدا(خدای مهربان) بن بست بود

سلام ...
آقای هرزینند ...
چندین سال پیش داشتم سوره کهف رو میخوندم ... سوره کهف یک جایی داره که به زندگی ذوالقرنین اشاره میکنه ... اشاره داستان به این مساله هستش که ذوالقرنین شروع میکنه در رویه زمین به حرکت کردن و شرق رو پیمایش میکنه ...

فرض کن من یک دروغگو هستم ... و هیچ دیدی از دنیا ندارم و میخوام داستان ذوالقرنین رو بیان کنم ... و صد البته نیاز به داستان های تهییج کننده دارم ... داستانم رو اینجوری بیان میکنم ...

1. ذوالقرنین شروع میکنه بر رویه زمین به گشت و گذار کردن تا اینکه از غرب به جایی میرسه که خورشید در درون آب غروب میکنه و از شرق به جایی میرسه که خورشید از بین مردم طلوع میکنه ...

( خوب اینجا راوای من هستم و اگر این داستان از زبان من عنوان میشد مطمئنا بعد از گذشت 1400 سال عالم بودن من نقض میشد )

من یه بار داشتم قرآن رو میخوندم تا به این آیه رسیدم ... ابتدا مفهوم آیه رو خوندم ... و گفتم !!!! ای بابا ... در قرآن نوشته شده که خورشید در درون آب فرو میرود ... اینکه کل اعجاز قرآن و ... رو زیر سوال میبره ...

بنابراین مجبور شدم بارها و بارها اون جمله رو بخونم ... تا اینکه متوجه شدم جمله یه جور دیگه هست ...

قرآن داستان رو اینجوری تعریف میکنه ....

2. ذوالقرنین شروع میکنه بر رویه زمین به گشت و گذار کردن تا اینکه از غرب به جایی میرسه که ( فکر میکند ) خورشید در درون آب غروب میکند و از شرق به جایی میرسد که ( احساس میکند ) خورشید از میان مردمی که هیچ ساتری میان آنها و خورشید وجود ندارد طلوع میکند .

اینجا ضمیر اندیشیدن به ذوالقرنین برمیگرده ... نه دیگه به راوی داستان ...

یعنی قرآن در بیان خیلی چیزها بسیار بسیار دقیق بوده ...

ببینید ...
دخترها به مرور زمان شامه قوی پیدا میکنند و میفهمند که کسی داره سره کارشون میزاره ... یا اینکه واقعا احساسات در میون هست ...
و یکی از مهمترین چیزها هم در درون اقتصاد همین مساله هست ... که بفهمی داری بازی میخوری ... یا نه ...

مهمترین چیز این هستش که به جزئیات توجه کنی ...
کسی که داره دروغ میگه ... یا داره تهییج میشه ... تعادلش رو از دست میده و شروع میکنه به چرت و پرت گفتن ....

درست هست که من و شما در کلیات ( مانند برده داری و ... ) نسبت به قرآن نقد داریم ... ولی من متن قرآن رو یک متن کاملا محکم میدونم ... خیلی خیلی خصیصه دقت در درونش بالا هست و من این رو متوجه میشم .

منظورم چی هست ...

ببینید ... فرض کنین من الان بخوام یک دستور العمل خوب برای تغذیه برای خودم درست کنم ... میتونم یک روز در درون اینترنت تحقیق کنم و بعد از یک روز تحقیق 100 تا دستور خوب برای تغذیه که هم علمی هستند و هم من رو به اهدافم میرسونند رو جمع آوری کنم . بعدش اولویت بندی کنم و بعدش هم شروع به انجام دادنشون کنم .

ما یک سوره ای هم در درون قرآن داریم با عنوان مائده ... که در مورد حلال و حرام بودن و طاهر بودن غذا و ... صحبت میکنه ... اون زمانها نظرم این بود که اگر کسی یک روز تحقیق بکنه ؛دستور العمل هایی که پیدا میکنه خیلی خیلی دقیق تر از سوره مائده هست ( این تجربه سالیان پیشم بود )

تا اینکه اتفاقی برام افتاد ...

چندین سال پیش داشتم در مورد عدالت خدا فکر میکردم و سوالی رو از یکی از کارشناس های سایت پرسیدم ... مبنی بر اینکه چرا خدا به برخی میده ... و به برخی نمیده ... و ایشون توضیحات بسیار زیادی به من دادند و در نهایت موضوع اینجوری به اتمام رسید که گویا خدا به هر کسی اونقدر که حقش هست میده ... ولی اگر کسی بیشتر از اون میخواد باید از فضل خدا بخواد ...

این مساله باعث شد که من شروع به بالا و پایین کردن قران بکنم ...

و دقیقا جاهای زیادی رو دیدم و خوندم که کلمه " فضل " در درونش به کار رفته شده بود ...

مثلا ... هدا من فضل ربی ...

و هر جایی از قرآن رو میدیم که خدا به کسانی نعمت داده بود دقیقا از کلمه " فضل " استفاده کرده بود .....

خوب این به من میگه که قرآن یک کتاب بسیار دقیق هست ...

چون میتونست هر جایی از کلامی برای برخورد با این پدیده استفاده کنه ... ولی همه جا از لفظ " فضل " استفاده میکرد ... ( قررآن 23 سال نازل شدنش به طول میانجامه )


البته شاید اگر شما یک انسان عادی بودید این مساله رو براتون تعریف نمیکردم ... ولی میدونم که روش فکر میکنین ...

آدمها و رفتارهایی هستند که به نظر ساده میان ... ( و شاید غلط و اشتباه ) ولی وقتی روشون ریز میشی ... میبینی که اون شخصیت یک تانکی هست که 40 تا زیر لایه داره و در هر زیر لایه ... لایه های محافظتی داره ... و هر لایه محافظتی توسط زیر لایه های دیگه محافظت میشه ...

وقتی که من بر رویه کلمه های "عدالت" و "فضل" ... ریز شدم دقیقا این چیز رو دیدم ...

شاید اگر این چیزها نبودند ... من هم قرآن رو متنی ساده میانگاشتم ... در حالیکه برای من یک متن بر رمز و رازه ...

حسام 1999
۱۳۹۶/۰۹/۱۵, ۰۲:۲۸
سلام ...
سلام خواهر گرامی ،ازونجا که فکر کنم شما اجبار و برده داری و.. را تو اسلام قبول ندارین ،انتقاد از این ایدئولوژی شما که صلح آمیزه شاید درست نباشه!و باعث اذیت بشه که من پیشاپیش عذر خواهی میکنم!
معمولا هم من با اهل تسامح اصلا انتقاد نمیکنم ولی اینجا اما ایرادامو میگم!
یکی از دوستان من که شاگرد جناب مصطفی ملیکان بودن چند تا سخنرانیشو برام فرستاد که بسیار جالب بود
ایشون میگفتن که ما تو تفکراتی که دوست داریم درست باشن اونقد ریز و شکاک نمیشیم تا تفکراتی که مخالفشون هستیم(چنین حرفی رو شوپنهاور هم زده آدمی استدلال پذیر نیست بلکه دلیل ساز است چیزی را میبیند و از آن خوشش میاید و برایش دلیل میسازد) تو زندگی روز مره هم بارها میبینیم
مثلا.. مادرمون زنگ میزنه پسرم داری میای چن تا نان بگیر... اینجا چون حوصله رفتن به نانوایی رو نداریم ،اول میگیم نه مامان نمیتونم..
بعد میپرسه چرا؟تازه بهش فکر میکنیم تا دلیل بسازیم،چون فلان کار دارم بسان کار دارم...باید برم پیش دوستم منتظرمه



دخترها به مرور زمان شامه قوی پیدا میکنند و میفهمند که کسی داره سره کارشون میزاره ... یا اینکه واقعا احساسات در میون هست ...
حرفتون رو قبول دارم ولی من بعضی اوقات اینو ی جور دیگه تعبیر میکنم! بنظر من این دخترا نیستن که در این مسائل تیز هوشن(اگر چه در فرایند فرگشت دقتشون در این مسائل رفته بالا)بلکه این پسران که توانایی لازم برای سرکار گذاشتن رو ندارن!!
مثالی بزنم.. در گونه ای از عنکبوت ها که نزدیک هستش به بیوه سیاه، عنکبوت ماده بعد از آمیزش با عنکبوت تر ،عنکبوت نر رو میخوره!
مگر اینکه حشره خاصی رو با تارش بپوشونه براش بیاره تا مشغول خوردن حشره بشه و نر بعد آمیزش فرارکنه..
حالا جدیدا مشاهده شده ی سری نر ها که در گرفتن اون حشرات تنبلن ولی میخوان ژنشون تکثیر شه!
اومدن ی بسته به صورت تار رو درست کردن که ماده فکر کنه توش حشره مورد علاقشه!بعد آمیزش و خلاصه نر میره الفرار.... ،
ماده تا اون تار بسته ای رو باز میکنه میبینه ای دل غافل پوچه!توش هیچی نیست!
حالا میخوام اینو بگم اگه اون پسری که میخواد دختره رو سر کار بذاره یکم از روانشناسی شخصیت کاریزماتیک و شخصیت شناسی بدونه، اگه بتونه 3 فاکتور مهم
اینکه دختره احساس کنه پسره مامن گاه و جای تکیه مهمی هستش براش، و به ظاهر دوسش داره، و زبون خوبی ام داره در اکثر مواقع پسر عادی با داشتن این موارد میتونه سرکار بذاره!
ولی چون اکثر مواقع پسرا چلمنگ بازی در میارن،حتی رفیق های خودشون هم که لزوما جنس مخالف نیست متوجه میشه داره سرکار میذاره!
چقد از بحث اصلی دور شدم!


کسی که داره دروغ میگه ... یا داره تهییج میشه ... تعادلش رو از دست میده
حالا شما مثالی زدین من میگم کاملا حرفتون درسته!در این مورد فضل خدا دقیقه!ولی اینطور نیست که در قاطبه موارد دقت کافی وجود داشته باشه!بازم مثالی بزنم که بیربط هم نیست به تاپیک!
ما میگیم خدا عادله یعنی عدالت برقرار میکنه کسی که ظلمی مرتکب شده به همون اندازه جزاشو میده!
فمن یعمل مثقالة خیرا یره...
اما میریم جای دیگه (http://wiki.ahlolbait.com/%D8%A2%DB%8C%D9%87_27_%D8%B3%D9%88%D8%B1%D9%87_%D9 %81%D8%B5%D9%84%D8%AA#%D9%81%D9%88%D9%84%D8%A7%D8% AF%D9%88%D9%86%D8%AF)قرآنو میخونیم میبینیم اصن مخالفه عدالته!
و قطعاً كسانى را كه كافر شده‌اند عذابى سخت مى‌چشانيم و حتماً آنها را به بدتر از آنچه مى‌كرده‌اند جزا مى‌دهيم.
حالا میشه اینو با تفسیر تغییر در ترجمه ی جوری کرد که درست باشه!
ببینین خواهر جان اصن آزمایشی انجام دادن(اینجا (http://herzinand.ir/2017/08/%da%86%d8%b1%d8%a7-%d9%85%d8%b1%d8%af%d9%85-%d8%af%d8%b1-%d8%b3%d8%ae%d9%86%d8%a7%d9%86-%d8%b3%d8%b7%d8%ad%db%8c-%d9%85%d8%a7%d9%86%d9%86%d8%af-%d9%86%d9%88%d8%b4%d8%aa%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c/)) ی مشت کلمات بی معنی به هم بافتن ،مردم گفتن جمله معنی داره! حالا ببینین ادم چیزی که دلش میخواد درست باشه رو چطور مقاومت کنه !

وقتی که من بر رویه کلمه های "عدالت" و "فضل" ... ریز شدم دقیقا این چیز رو دیدم ...
یا مثلا در اینجا (http://wiki.ahlolbait.com/%D8%A2%DB%8C%D9%87_160_%D8%B3%D9%88%D8%B1%D9%87_%D 8%A7%D9%86%D8%B9%D8%A7%D9%85) که ده برابر کرده(بیش از حقش) ولی فضل نگفته و ادامه هم گفته به قدر کار زشت(ولی در بالا گفته به بیش از آنچه کرده اند مجازات میکنیم)
هر کس کار نیکو کند او را ده برابر آن خواهد بود و هر کس کار زشت کند به قدر کار زشتش مجازات شود و بر آنها اصلا ستم نخواهد شد.


البته شاید اگر شما یک انسان عادی بودید این مساله رو براتون تعریف نمیکردم ... ولی میدونم که روش فکر میکنین ...
ممنونم نظر لطفتونه،ولی راسش منم مثل همه مردم عادی هستم نه برتر نه بدتر مثه همونا

پوزش که زیاد نوشتم!و پوزش بعدی بابت اینکه متنتون رو برخی جاها نقد کردم چون تفکر شما از قرآن صلح آمیزه، وافرادی که دنبال مسلامت و صلح هستن من واسشون احترام زیادی قائلم،

مبنای 2
۱۳۹۶/۰۹/۱۵, ۰۲:۵۸
مثالی بزنم.. در گونه ای از عنکبوت ها که نزدیک هستش به بیوه سیاه، عنکبوت ماده بعد از آمیزش با عنکبوت تر ،عنکبوت نر رو میخوره!
مگر اینکه حشره خاصی رو با تارش بپوشونه براش بیاره تا مشغول خوردن حشره بشه و نر بعد آمیزش فرارکنه..
حالا جدیدا مشاهده شده ی سری نر ها که در گرفتن اون حشرات تنبلن ولی میخوان ژنشون تکثیر شه!
اومدن ی بسته به صورت تار رو درابته ست کردن که ماده فکر کنه توش حشره مورد علاقشه!بعد آمیزش و خلاصه نر میره الفرار.... ،


سلام ...
بابته صحبتهاتون ممنونم ...
ولی واقعا این فرار کردن عنکبوت نر چه دلیلی میتونه داشته باشه ... اصلا خدا عنکبوت نر رو آفریده که خورده بشه ...
و این کاره عنکبوت نر ... گول زدن هست ...

به قول استاد مسلم بیایم و منطقی باشیم ...
خوب وقتی عنکبوت ماده میخواد تولید مثل بکنه ... نیاز به انرژی داره ... و چه غذایی مقوی تر از همجنسش که تمامی ویتامین ها و اسید آمینه های مورد نیازش رو داره ...

به نظرم اگر عنکبوتها هم پیامبر میداشتند به عنکبوتهای نر دستور میداد که وایسن و در نرن ...
چون اینجوری با فطرتشون هماهنگ تر بود ...

مسلم
۱۳۹۶/۰۹/۱۵, ۱۰:۵۷
با سلام مجدد


تمام حرف من...یا حرف اصلی بنده این بود که اگر شری است و آن شر لازم است و بی آن نمی توان به تکامل رسید و به خیر کثیر رسید، این شر توسط شخص خدا خلق شده، به نحوی که اگر می بینیم که به کودکی شری می شود و یا ظلمی می شود، یعنی دارد شکنجه می بیند، این شکنجه را خدا خودش با اراده ی خود و با اختیار خودش و با دستان خودش انجام می دهد...یعنی شما بالا سر کودک خدا را می بینید که دارد کودک را زجر می دهد...حرف اصلی و کلام اصلی بنده این بود

ببینید جناب پارسا مهر من عرض کردم در اینکه هر اتفاقی در عالم می افتد به اراده خداوند است شکی وجود ندارد، لذا اینکه ویروسی دارد یک بچه را زجر می دهد از حیث وحود این ویروس، و از حیث آثار این ویروس منتسب به خداوند است، اما انتقال این ویروس به بدن این کودک به خاطر عوامل طبیعی اتفاق افتاده است، نه اینکه خداوند بدون قاعده و ضابطه و به قصد آزار کودک این ویروس را به او منتقل کرده باشد!! بزنگاه بحث اینجاست، خواهش می کنم خیلی دقت بفرمایید.

این که خداوند یک موجود انگلی را به خاطر نقشش در طبیعت خلق کرده است و آثار انگلی در او قرار داده اشکالی به او وارد نمیسازد، اما انسان باید از او پرهیز کند، این که انسان در معرض این انگل قرار بگیرد و نقش این انگل در او آغاز شود این طبق نظام عادی و فیزیکی و طبیعی جهان است!!




1-این که خدا ما را شکنجه می کند، برای خیر حداکثری ما لازم است و خیر حداکثری بدون این شر ناممکن بود(این حرف شماست)...خوب در این صورت، آیا معنی دارد که ما این شکنجه شدن رو، یک امر شر و ظلم بدونیم که باید باهاش مقابله کنیم؟!این شر که تنها دروازه ی ما به سوی یک خیر کثیر است، را نباید با آغوش باز پذیرا باشیم؟! مثلا آیا لزومی داره که من دیدم که بچم داره شکنجه می شه، برم نجاتش بدم؟!؟!مگر این شر، خوب نیست؟!مگر این شر، برای خیر حداکثری لازم نیست؟!؟!

جناب پارسامهر در حرف بنده دقت بیشتری بفرمایید، من نمی گویم آن شرِّ حداقلی، خیر است، می گویم شرّ است اما لازمه خیر حداکثری است، مثلا وجود ببر خیر است به خاطر نقش آن در طبیعت اما ممکن است برای انسان یک شر حداقلی تلقی شود لذا انسان برای کاهش این شر حداقلی نباید درمعرض ببر قرار بگیرد، این که ببری انسان را دریابد قطعا برای انسان شر است، هیچکسی حتی خود خداوند هم نمی گوید خیر است!! قطعا شرّ است، اما شرّی که لازمه خلقت ببر و انسان است، لذا انسان باید تا می تواند از این ببر دوری کند تا فقط نقش خیر آن در طبیعت باشد و شر آن تا حد امکان کاهش پیدا کند!
ویروس ها و باکتری های مرگبار هم همینطور، خب روشن است که برای انسان شر هستند، آنچه که خیر است نقش کلّی آنها در طبیعت است، اما بالاخره برای انسان شر هستند و انسان نباید به سمت آنها برود!!



با این فرضی که گرفتم و مطرح کردم، آیا معنی دارد و منطقیست که همچنان به خدا بگوییم، او خیر مطلق است؟!اینکه خدا خود شخصا می آید بالا سر کودک و کودک را شکنجه می کند برای یک خیر حداکثری،و خودتون این شکنجه رو یک شر و ظلم می دونید، آیا همچنان می توانیم بگوییم که خدا خیر مطلق است؟!؟!

خدا خیر مطلق است، این مسائل و شرور حداقلی در ذات خدا که نیست، در آفرینش اوست، آن هم افرینش مادّی که ناشی از عدم قابلیت عالم ماده است، وگرنه در عوالم فراتر از عالم ماده هرگز شرّی در کار نیست، حتی شرّ حداقلی!

پارسا مهر
۱۳۹۶/۰۹/۱۵, ۱۱:۵۶
اما انتقال این ویروس به بدن این کودک به خاطر عوامل طبیعی اتفاق افتاده است
با سلام....استاد من اصلا نمی فهمم، اینکه انتقال ویروس به بدن به خاطر عوامل طبیعی اتفاق می افته چه اهمیتی داره...استاد اگر فرض کنیم که ما از تکامل پدید آمدیدم و سر منشامون به تک سلولی ها میرسه، اونوقت باید بگیم که عوامل طبیعی ما رو بوجود آورده، ما به خاطر عوامل طبیعی به اینجا رسیدیم، حالا فرض کنید که نظریه تکامل درست باشه، شاید بگید که کی گفته نظریه تکامل درسته، استاد فرض کنید که درسته...خوب حالا ما باید بگیم که عوامل طبیعیه ما رو بوجود آورده، آیا اونوقت باید بگیم که خدا نیست که با اراده و دستان خودش، مثل یک مجسمه ساز ما را خلق کرده؟!؟!باید بگوییم که خدا که اراده نکرده ما خلق بشیم؟!خدا که خالق ما نیست، درسته؟!؟!شما در مورد شر ویروس از همین الفاظ عوامل طبیعی استفاده می کنید....خوب در مورد خلقت انسان هم عوامل طبیعی مطرحه...حتی اگرنظریه تکامل رو نپذیرید، همین الان شخص شما و شخص بنده مگر غیر اینه که توسط عوامل طبیعی از رحم مادر پدید اومدیم؟!خیلی مثال می شه زد...پس در این صورت این همه نعمت رو خدا با دستان خودش اراده نکرده و نیافریده؟!وجود ما رو خدا نیافریده؟!استاد اصلا چه اهمیتی داره و چه ارزشی دارکه شما میگید این انتقال ویروس به خاطر عوامل طبیعیه؟!من نمی فهمم...اینکه من و شما اینجا هستیم به خاطر عوامل طبیعیه...شما این رو چطور توجیه و تبیین می کنید؟!؟!

لذا انسان باید تا می تواند از این ببر دوری کند تا فقط نقش خیر آن در طبیعت باشد و شر آن تا حد امکان کاهش پیدا کند!
پس برای خیر حداکثری لزومی نیست که حتما ما توسط ببر شر ببینیم...ما باید با شر این ببر مقابله کنیم؟!حرف شما این است؟!پس لزومی ندارد که ما برای تکامل و به خیر رسیدنمون حتما از دروازه ی شر عبور کنیم...یعنی شر دیدن و زجر کشیدن، تنها دروازه ی ما برای رسیدن به خیر کثیر نیست...و ضرورتی ندارد که یک کودک شر ببیند و شکنجه شود و طعم شکنجه را ببیند!؟!درست است!؟!!؟!پس با این توضیح، فرض بنده کلا محال است، یعنی محال است که خدا خودش با دستان خودش بیاید کودک را زجر بدهد!؟!چون از نظر شما این شر که برای خیر حداکثری لازم نیست!؟!درست است!؟!!؟

خدا خیر مطلق است، این مسائل و شرور حداقلی در ذات خدا که نیست، در آفرینش اوست، آن هم افرینش مادّی که ناشی از عدم قابلیت عالم ماده است، وگرنه در عوالم فراتر از عالم ماده هرگز شرّی در کار نیست، حتی شرّ حداقلی!
استاد گرامی شما به سوال بنده پاسخ ندادید...بنده عرض کردم که شما که حرف مرا قبول ندارید...بیایید فرض بگیرید که حرف من درست است...فرض کنید که خود خدا با دستان و اراده ی خود بالا سر کودک می نشیند و کودک را زجر می کند...با این فرض به سوال من پاسخ بدید...از نظر شما این فرض یک فرض محال است؟! و با دیگر صفات خدا در تضاد است؟!؟!شما این فرض بنده را گویا نپذیرفتید و بعد خواستید جواب بدید و گفتید نمی دونم، آفرینش هم ناشی از عدم قابلیت ماده است...خواهشن با اون فرضی که مطرح کردم به سوال پاسه بدید...خدا بالا سر کودک نشسته و کودک را زجر می دهد...آیا این نشان از این است که خدا خیر مطلق نیست!؟!

مسلم
۱۳۹۶/۰۹/۱۵, ۱۳:۴۷
با سلام...

سلام و احترام


استاد من اصلا نمی فهمم، اینکه انتقال ویروس به بدن به خاطر عوامل طبیعی اتفاق می افته چه اهمیتی داره...استاد اگر فرض کنیم که ما از تکامل پدید آمدیدم و سر منشامون به تک سلولی ها میرسه، اونوقت باید بگیم که عوامل طبیعی ما رو بوجود آورده، ما به خاطر عوامل طبیعی به اینجا رسیدیم، حالا فرض کنید که نظریه تکامل درست باشه، شاید بگید که کی گفته نظریه تکامل درسته، استاد فرض کنید که درسته...خوب حالا ما باید بگیم که عوامل طبیعیه ما رو بوجود آورده، آیا اونوقت باید بگیم که خدا نیست که با اراده و دستان خودش، مثل یک مجسمه ساز ما را خلق کرده؟!؟!باید بگوییم که خدا که اراده نکرده ما خلق بشیم؟!خدا که خالق ما نیست، درسته؟!؟!شما در مورد شر ویروس از همین الفاظ عوامل طبیعی استفاده می کنید....خوب در مورد خلقت انسان هم عوامل طبیعی مطرحه...حتی اگرنظریه تکامل رو نپذیرید، همین الان شخص شما و شخص بنده مگر غیر اینه که توسط عوامل طبیعی از رحم مادر پدید اومدیم؟!خیلی مثال می شه زد...پس در این صورت این همه نعمت رو خدا با دستان خودش اراده نکرده و نیافریده؟!وجود ما رو خدا نیافریده؟!استاد اصلا چه اهمیتی داره و چه ارزشی دارکه شما میگید این انتقال ویروس به خاطر عوامل طبیعیه؟!من نمی فهمم...اینکه من و شما اینجا هستیم به خاطر عوامل طبیعیه...شما این رو چطور توجیه و تبیین می کنید؟!؟!

ببینید جناب پارسامهر عزیز بین این دو مسئله فرق می کند.
یک جا اراده خداوند مستقیما به یک فعل تعلق گرفته، و یک جا لازمه فعل الهی است.
در مورد خلقت انسان چه از طریق خلقت مستقیم، و چه از طریق تکامل ژنتیکی، بالاخره خداوند مستقیما وجود انسان، و اختیار داشتن او را اراده کرده است، اما هرگز راضی به این نبوده که انسان ها از اختیارشان سوء استفاده کنند، سوء استفاده برخی از انسان ها لازمه ی این اختیار است که خداوند آن را مستقیما اراده کرده است.
خداوند هرگز خورشید را برای سایه اش خلق نکرده، بلکه برای نورش خلق کرده است، اما سایه لازمه نور خورشید است!(کار نداریم غیر از این هم یشده یا خیر، طبق قانون موجود داریم صحبت می کنیم)
خداوند ببر را برای کشتن انسان خلق نکرده است، اما لازمه خلقت ببر این است که اگر انسانی را ببیند او را بدرد!!

به عبارت دیگر خداوند دو اراده دارد، یکی اراده تکوینی و دیگری اراده تشریعی ، اینها در کتب کلامی بحث شده است، آن ارده ای که به معنای رضایت الهی است اراده تشریعی است، اما اراده تکوینی به معنای مصلحت سنجی خداوند است، مثلا کشته شدن یک مظلوم مطلقا به معنای رضایت الهی از آن فعل نیست، به همین خاطرخداوند از آنن هی فرموده است، یعنی نهی خداوند نشان از اراده تشریعی(قانونگذاری) او دارد، اما اراده تکوینی او به خاطر مصلحت عالم به این تعلق گرفته است که همه اسباب نقش طبیعی خود را داشته باشند!!



پس برای خیر حداکثری لزومی نیست که حتما ما توسط ببر شر ببینیم...ما باید با شر این ببر مقابله کنیم؟!حرف شما این است؟!پس لزومی ندارد که ما برای تکامل و به خیر رسیدنمون حتما از دروازه ی شر عبور کنیم...یعنی شر دیدن و زجر کشیدن، تنها دروازه ی ما برای رسیدن به خیر کثیر نیست...و ضرورتی ندارد که یک کودک شر ببیند و شکنجه شود و طعم شکنجه را ببیند!؟!درست است!؟!!؟!پس با این توضیح، فرض بنده کلا محال است، یعنی محال است که خدا خودش با دستان خودش بیاید کودک را زجر بدهد!؟!چون از نظر شما این شر که برای خیر حداکثری لازم نیست!؟!درست است!؟!!؟

مطلقا لازم نیست انسان برای خیر حداکثری توسط ببر شرّ ببیند! اصلا انسان لازم نیست به سمت شر برود!! برخی هستند که از این حرفها می زنند، اما اینها قطعا اسلام را نفهمیده اند، جابر بن عبدالله انصاری که از صحابه پیامبر(ص) بود در دیدار با امام باقر(ع)، امام(ع) از او پرسید: از این معصومینی که در طول زندگی دیده ای چه یاد گرفته ای؟ گفت: یاد گرفته ام که بیماری را بیشتر از سلامتی ورنج را بیشتر از رفاه دوست بدارم، امام(ع) به تعبیر من، فرمود: پس نفهمیده ای!! ما آن چیزی را می پسندیم که خدا بپسندد، اگر سلامت باشیم ما هم همین را می پسندیم، و اگر بیمار شدیم هم همین را، و...

پس مطلقا شر نباید برای انسان مطلوبیت ذاتی داشته باشد، فقط نکته ای که لازم است توجه شود این است که از این باب که سختی ها گاهی به نسبت برخی انسان ها نقش تربیتی دارند می توانند در حق ایشان لطف باشند، این دست خود خداوند است، و خود خداوند است که در این خصوص آگاهی دارد و گاهی از این طریق بشر را تنبیه می کند، در برخی ایات به ان مسئله اشاره شده است(سجده:21) لذا خود شخص هرگز نباید به استقبال شر برود، اما اگر با تمام پیشگیری ها و درمان ها شری دامن او را گرفت می تواند به پای حکمت و مصلحت الهی بگذارد.

در اینجا هم شرّ برای خدا موضوعیت ندارد، بلکه آنچه که موضوعیت دارد حکمت ورای آن است.



بنده عرض کردم که شما که حرف مرا قبول ندارید...بیایید فرض بگیرید که حرف من درست است...فرض کنید که خود خدا با دستان و اراده ی خود بالا سر کودک می نشیند و کودک را زجر می کند...با این فرض به سوال من پاسخ بدید...از نظر شما این فرض یک فرض محال است؟! و با دیگر صفات خدا در تضاد است؟!؟!شما این فرض بنده را گویا نپذیرفتید و بعد خواستید جواب بدید و گفتید نمی دونم، آفرینش هم ناشی از عدم قابلیت ماده است...خواهشن با اون فرضی که مطرح کردم به سوال پاسه بدید...خدا بالا سر کودک نشسته و کودک را زجر می دهد...آیا این نشان از این است که خدا خیر مطلق نیست!؟!


من دقیق متوجه فرض شما نشدم، اگر فرض شما این است که خداوند بدون هیچ عاملی چون ویروس و اینها خودش کودکی را زجر بدهد، و هیچ حکمتی در ورای آن نباشد، بله این قبیح و غیر حکیمانه است!
چنین فعلی از خداوندی که کمال و خیر مطلق است صادر نمیشود!

مبنای 2
۱۳۹۶/۰۹/۱۵, ۱۳:۵۸
سلام ...
جناب مسلم من حرف شما در مورد شر رو قبول ندارم ...

چون ...
همکنون در بدن انسان ما مکانیسمی داریم که بابته اون مکانیسم انسان بیهوش میشه ... اگر به کسی بیش از یک حد بخصوص درد وارد بشه اون شخص بیهوش میشه مثلا اگر با یک چوب از پشت سر بزنن در درون سر انسانی اون شخص بیهوش میشه ...

ولی از نظره من این سیستم کامل نیست ... مثلا میتونیم با درد دندان یکی رو شکنجه کنیم ... یا ...

خدا خیلی راحت میتونیست کاری بکنه که اگر به انسانها دردی بیش از یک حد بخصوص وارد شد ... اون شخص بیهوش بشه ... و دیگه امکان شکنجه کردن اون وجود نداشته باشه ... ولی خوب چنین سیستمی رو در درون بدن انسان دیده نشده ...

پارسا مهر
۱۳۹۶/۰۹/۱۵, ۱۴:۳۲
خداوند هرگز خورشید را برای سایه اش خلق نکرده، بلکه برای نورش خلق کرده است، اما سایه لازمه نور خورشید است!(کار نداریم غیر از این هم یشده یا خیر، طبق قانون موجود داریم صحبت می کنیم)
با سلام...والا استاد گرامی بنده هر چه بیشتر پیام های شما رو می خونم بیشتر به تضاد های بین آنها پی می برم....شما می گویید که خدا خورشید رو برای سایه اش خلق نکرده...اولا به نظر می رسه این حرف شما با آیه زیر در تضاد آشکاری باشه...
آيا نديده‏اى كه پروردگارت چگونه سايه را گسترده است و اگر مى‏خواست آن را ساكن قرار مى‏داد آنگاه خورشيد را بر آن دليل گردانيديم (۴۵)
سپس آن [سايه] را اندك اندك به سوى خود بازمى‏گيريم (۴۶)

حالا خیلی مهم نیست این تضاد...استاد خواهشن دقت کنید...شما می فرمایید، خدا خورشید رو برای نورش خلق کرده و نه سایه اش...و سایه لازمه ی خورشیده و خدا خورشید رو برای نور آفریده...خوب، آیا این حرف به این معنیه که، سایه رو خدا خلق نکرده و خدا اراده نکرده که سایه باشه!!؟ و شما می گید که خدا سایه ای رو که خورشید روی زمین می اندازه رو خلق نکرده و اراده نکرده!!؟!!؟!!؟اگر بگید که خدا خلق کرده...پس این به این معنیه که خدا اراده نکرده که سایه باشه...مگر می شه خدا یک چیزی رو خلق کنه، ولی اون رو اراده نکرده باشه...یعنی بر خلاف اراده اش خدا سایه آفریده!!؟!!؟
ببینید بحث اصلی اینه که، آیا اینکه ویروس شکنجه می کنه با اراده و اختیار مستقیم خدا بوده یا نه، آیا خدا اراده کرده یا نه...آیا می تونیم بگیم که خدا بالا سر کودک نشسته و داره کودک رو شکنجه می کنه یا نه!!؟ما فعلا کاری نداریم که خدا برای فلان کار و فلان چیز چی کار می کنه...مثلا خدا برای خیر کودک رو شکنجه می کنه یا نه...ما کاری نداریم که خدا برای نور خورشید رو آفریده یا نه...من می گم، به هر حال الان یک سایه هست و یا شکنجه شدنی هست...آیا خدا اینها رو خلق کرده، آیا خدا اینها رو اراده کرده یا نه...اگر بله، پس می تونیم بگیم که خداست که داره کودگ رو شکنجه می کنه...خداست که بالا سر کودک نشسته و داره کودک رو شکنجه می کنه، خداست که اراده کرده کودک رو شکنجه بکنه...شما چرا این را نمی پذیرید!!؟

(javad)
۱۳۹۶/۰۹/۱۵, ۱۶:۲۸
خلاصه کلام اینه که آیا افرینش وجودی با اختیار که توان آسیب رسوندن به دیگران رو داره عدل الهی رو زیر سوال نمیبره؟
یا افرینش دنیای انسان به گونه ای باشه که هر لحظه خطرات طبیعی تهدیدیش کنه.
آیا افرینش دنیای انسان به گونه ی دیگری امکان پذیر نبود؟
به نظر میرسه این عدلی که بیان میکنن بیشتر در قضاوت منظورشون بوده.

مسلم
۱۳۹۶/۰۹/۱۵, ۱۶:۴۰
با سلام و احترام


شما می گویید که خدا خورشید رو برای سایه اش خلق نکرده...
اولا به نظر می رسه این حرف شما با آیه زیر در تضاد آشکاری باشه...

بله ایراد شما به مثال بنده وارد است، طبق آیه شریفه ای که بیان فرمودید به نظر میرسد که در اراده الهی سایه هم در کنار نور موضوعیت داشته باشد، لذا این مثال به درستی نمی تواند رف بنده را منتقل کند، ان شالله در ادامه مثال درست تری برای سخنم عرض خواهم کرد.
از بابت اشاره به این مسئله و آوردن آیات کریمه از شما تشکر می کنم.




شما می فرمایید، خدا خورشید رو برای نورش خلق کرده و نه سایه اش...و سایه لازمه ی خورشیده و خدا خورشید رو برای نور آفریده...خوب، آیا این حرف به این معنیه که، سایه رو خدا خلق نکرده و خدا اراده نکرده که سایه باشه!!؟ و شما می گید که خدا سایه ای رو که خورشید روی زمین می اندازه رو خلق نکرده و اراده نکرده!!؟!!؟!!؟

خیر ، من در پُست های گذشته ام بارها شفاف و با صراحت اعلام کرده ام که هر چیزی که در عالم اتفاق می افتد به اراده الهی است، مطلقا چنین منظوری ندارم که بگویم شرور حداقلی به اراده الهی نیست!! کار به این مثال خورشید و سایه که مثال اشتباهی بود ندارم، اما اصل حرفم درست است و آن اینکه هدف الهی از خلقت این امور آن شر حداقلی نیست، اگرچه از اراده کردن آنها چاره ای نیست، بگذارید یک مثال درست تر بزنم.

خداوند اراده کرده است که قوه جاذبه را خلق کند تا زندگی بشر سامان پیدا کند، یعنی بدون این قوه اصلا زندگی بشر مختل میشود، خداوند این جاذبه را در زمین به خاطر خیر و خوبی آن قرار داده است، نه به این خاطر تا انسان ها را از بام خانه، یا هواپیمایی آسیب دیده از آسمان را به زیر بکشد! هدف آن خیر است، نه این شر! اگر چه تمام آثار این قوه جاذبه چه مثبت و چه منفی(نسبت به انسان) همواره به اذن و اراده الهی است، اما نیت از خلقت جاذبه، آن خیر حداکثری اش است، نه این شر حداقلی اش، بالاخره نمی شود که جاذبه یکجا فعالیت داشته باشد و یک جا نداشته باشد!!

یا در مورد اختیار انسان، داون رشد انسان در سایه این اختیار را اراده کرده است، و لذا نارضایتی خودش از سوء استفاده از این اختیار را بیان داشته است، یعنی مطلقا هدفش این نیست که انسان ها از این اختیارشان سوء استفاده کنند، اما چاره ای از اراده کردن اختیار انسان ها نیست ولو آنکه شر را اراده کنند!

امیدوارم این بار مثال های جدیدم مسئله را حل و روشن کند!



ما کاری نداریم که خدا برای نور خورشید رو آفریده یا نه...من می گم، به هر حال الان یک سایه هست و یا شکنجه شدنی هست...آیا خدا اینها رو خلق کرده، آیا خدا اینها رو اراده کرده یا نه...اگر بله، پس می تونیم بگیم که خداست که داره کودگ رو شکنجه می کنه...خداست که بالا سر کودک نشسته و داره کودک رو شکنجه می کنه، خداست که اراده کرده کودک رو شکنجه بکنه...شما چرا این را نمی پذیرید!!؟

من که نمیگویم خدا این را اراده نکرده است جناب پارسامهر عزیز!
من میگویم برای حکم بی عدالتی باید یک نگاه کل نگر داشت، نه جزء نگر!

یک قاضی وقتی میخواهد در خصوص یک قتل قضاوت کند نباید فقط نگاه کند که قتل شده است!! بله اگر فقط به قتل نگاه شود همه قاتلین مقصر بوده و به قصاص محکوم خواهند شد!
اما قاضی باید به مجموع قضیه نگاه کند، که آیا چاره دیگری از قتل بوده است؟! آیا این قتل حکمتی نداشته است؟!
اگر در جایی باشد که مقتول قصد قتل کسی را داشته و قاتل فقط از خودش دفاع کرده! اگر قاتل پزشکی بوده که به دنبال نجات جان مقتول او را به اتاق جراحی برده اما عمل موفقیت آمیز نبوده، و هزاران احتمال دیگر نشان از بی گناهی قاتل دارد.

حالا اشکال این بحث همین است که شما اصرار دارید فقط زجر کشیدن و بیماری این کودک را نگاه کنید و چیزی ورای آن را نبینید...!!
خب من زجر کشیدن وبیماری آن کودک، و اراده خداوند نسبت به آن را قبول دارم، تا اینجا مشکلی ندارم، اما برای قضاوت در خصوص عدالت نباید به این مقدار نگاه بسنده کرد!!

من می گویم باید با نگاهی کل نگر به ماجرا نگاه کرد:
خداوند نظامی خلق کرده است که همه چیز طبق اسباب پیش برود...
ویروس و باکتری که نقش مثبت در طبیعت داشته و ضرورت دارد...
و طبق عوامل طبیعی این کودک در معرض این عوامل قرار گرفته است، و مبتلا شده است...
و تمام این شرور هم در زندگی ابدی انسان جبران خواهند شد...


و ما در صورتی می توانیم بگوییم خداوند اینجا بی عدالتی کرده که بتوانیم اثبات کنیم:
اگر انسان را خلق نمیکرد بهتر بود...
میشد ویروس وباکتری را خلق نکند و اگر خلق نمیکرد بهتر بود...
میشد ویروس و باکتری روی انسان تأثیر نداشته باشند و اگر تأثیری نمیداشتند بهتر بود...
و...

لذا عقل اگر چه این بیماری ها را به اراده الهی می داند اما آن را موجب سلب عدالت نمی داند.

اختلاف من و شما این است که شما می گویید هرکجا انسان در شروری نقش داشته باشد بی عدالتی کرده، کاری به بقیه ماجرا نداریم! اما بنده می گویم: خیر، باید نگاهی کل نگر داشت، اگر در نگاه کل نگر باز هم بی عدالتی برداشت میشد، بله بی عدالتی است، در غیر این صورت به صرف وجود شرّ، نمی توان حکم به بی عدالتی کرد.

مسلم
۱۳۹۶/۰۹/۱۵, ۱۷:۳۹
با سلام و احترام


خدا خیلی راحت میتونیست کاری بکنه که اگر به انسانها دردی بیش از یک حد بخصوص وارد شد ... اون شخص بیهوش بشه


خلاصه کلام اینه که آیا افرینش وجودی با اختیار که توان آسیب رسوندن به دیگران رو داره عدل الهی رو زیر سوال نمیبره؟
یا افرینش دنیای انسان به گونه ای باشه که هر لحظه خطرات طبیعی تهدیدیش کنه.
آیا افرینش دنیای انسان به گونه ی دیگری امکان پذیر نبود؟
به نظر میرسه این عدلی که بیان میکنن بیشتر در قضاوت منظورشون بوده.


ما هرگز از طریق مشاهده جهان آفرینش عدالت خداوند را اثبات نمی کنیم که لازم باشد به صورت یقینی عدالت خدا را در تک تک افعالش و آفرینش اثبات کنیم، عدالت خدا ادله خودش را دارد که در جای خود بحث شده است، ما در بررسی افعال او دنبال پاسخگویی به شبهات هستیم نه اثبات عدالت!(دقت کنید)

پس کسی که می خواهد عدالت خداوند را رد کند هم یا باید ادله عدالت خداوند را رد کند، یا در جهان امری پیدا کند که بتواند 100 درصد، تأکید می کنم 100 درصد اثبات کند که این کار هیچ حکمتی ندارد، بلکه بهتر از آن هم ممکن است! روشن است که هرگز کسی نمی تواند چنین ادعایی بکند، چرا که چنین ادعایی مستلزم این است که ما به تمام جهان احاطه علمی داشته باشیم به گونه ای که بگوییم هرگز در آینده افق جدیدی پیش روی ما گشوده نمی شود!

در غیر این صورت مثل این است که من بخواهم رفتار پرفسور سمیعی در جراحی مغز و اعصاب را نقد کنم، بگویم اگر این کار را می کرد بهتر بود!!! بلکه میلیون ها برابر بالاتر از این مثال! چون پرفسور سمیعی فقط چند ده سال از من در پزشکی جلوتر است، اما خالق و مخلوق بی نهایت بینشان فاصله است!!

خلاصه اینکه کسی که می خواهد رفتار کسی را قضاوت کند نمی تواند دست روی احتمالات بگذارد، بلکه باید به صورت یقینی بگوید این اشکال به کار او وارد است و اینجا اگر این کار را می کرد بهتر بود!

اینکه آیا نبود اختیار بهتر نبود، آیا مکانیسم دیگری امکان نداشت، آیا جهان به شکل دیگری مصلحت نبود، و مانند آن جملات پرسشی هستند که بشر هرگز نمی توان با آنها رفتار خالقش را نقد کند!

مبنای 2
۱۳۹۶/۰۹/۱۵, ۱۷:۵۵
سلام ...
خوب جناب مسلم به طور یقین بهتون میگم که 99.99 درصد آدمهایی که از خدا میبرن و کافر میشن ... به این خاطر هستش که به نظرشون میرسه که هیچ عادل و عدل گستری وجود نداره ...

یعنی حکمت خدا این بوده که این آدمها کافر بشن و تا ابد در قیامت بسوزن !!!
یعنی هدف عالی خدا برای این آدمها این بوده که جهنم زغال داشته باشه ...

ببخشید ها ... ولی بزارین من یه چیزی بگم ...

دانشمندها همش در حال تحقیق و پیشترفت هستند ... هر چیز رو که علتش رو پیدا کنند ... اون قانونی علی و معلولی رو بیان میکنند ... مثلا میگن علت باران ... ابر هست ... علت ابر دریا هست و ... اگر چیزی رو هم ندودنند ... خیلی راحت میگن نمیدونیم ...

خوب این روشه خوبی هستش ...

حکمت خدا که جواب نشد ...
حکمت خدا یعنی اینکه جواب نداریم ... خوب رک بگین جواب نداریم ...

اکثر کسایی که به مساله عدل الهی گیر میدن ... در حقیقت بحث رو برون دینی دارن پیگیری میکنند ...
اون شخص چون عدالتی نمیبینه ... به سمت بی خدایی میره ...

و بعد شما وجود خدا و حکیم بودن اون روفرض گرفتین و دارین از اون مسیر پولتیک میزنین به این مسیر ...

سوال این هستش ...
کسی در درون زندگیش هیچ عدلی نمیبینه ... بنابراین شک میکنه که اصلا خدایی وجود دارد یا نه ...
و بعد شما استدلال میکنین که چون خدایی وجود دارد و چون آن خدا حکیم هست ... ممکن هست در جاهایی شر ظاهر بشه ...

پارسا مهر
۱۳۹۶/۰۹/۱۵, ۱۷:۵۸
من در پُست های گذشته ام بارها شفاف و با صراحت اعلام کرده ام که هر چیزی که در عالم اتفاق می افتد به اراده الهی است، مطلقا چنین منظوری ندارم که بگویم شرور حداقلی به اراده الهی نیست!! با سلام مجدد....استاد والا سخنان شما برای بنده ضد و نقیض است...والا شما در پست های پیشین می فرمودید که خدا مسبب این شر نیست!!!...خدا اراده نکرده که این شر باشد!!...حالا می گویید که من هم قبول دارم که شر حداقلی به اراده الهی است، می فرمایید "اگرچه از اراده کردن آنها چاره ای نیست،"...استاد والا من گیج شده ام...
مثلا در پست های پیشینتان، شما اینجا خدا را با یک خودرو ساز مقایسه کردید:
بله نقش منفی دارند، اما این لوازم فعل است، (دقت کنید) مثل کسی که ماشین تولید می کند هرگز کشته شدن انسان ها در جاده را اراده نکرده است، او سریع رسیدن به مقصد را اراده کرده است و ماشین را به این قصد ساخته، اما لازمه گریز ناپذیر این وسیله، کشته شدن برخی انسان هاست.


خوب شما با این مثال مگر نمی خواستید بگویید که این شرا را خدا اراده نکرده...حالا می گویید که من هم قبول دارم که شر حداقلی به اراده الهی است

یا شما خود نوشته اید که:


2- بینید شر حداقلی در این نظام مادی لازمه خیر حداکثری است؛ این بدین معنا نیست که خداوند باید در کنار خیر یه خرده شر کند!!! بلکه لازمه آن است، مثل سایه که لازمه نور خورشید است، یعنی نور خورشید برای روشنایی آمده است اما لازمه آن سایه است! لازمه یعنی فاعل آن را اراده نکرده است(دقت کنید)


شما می گویید که فاعل آن را اراده نکرده..یعنی می خواستید که بگوید خدا این شر را اراده نکرده...خدا اراده نکرده که کودک شکنجه بشود، خدا این شر را پدید نیاورده!!1
استاد شما بارها خواستید در طول بحث ها بگویید که خدا نیتش و ارده اش چیز دیگری بوده و خیر بوده، و اراده اش شر نبوده، و شر گریز ناپذیر است و شر را خدا پدید نیاورده...ولی حالا می گویید که من مطلقا چنین منظوری ندارم که بگویم که شرور حداقلی به اراده الهی نیست....
استاد الان حق بدید من گیج بشم....
شما باز در ادامه سخنانی رو مطرح کردید که باز باید نتیجه بگیریم که خدا آن شر حداقلی را اراده نکرده...والا بنده گیج شد...استاد بنده خیلی شفاف و روشن از شما سوال می کنم....در ادامه که:

من میگویم برای حکم بی عدالتی باید یک نگاه کل نگر داشت، نه جزء نگر
استاد ما به این مسئله می رسیم که برای حکم برای بی عدالتی باید یک نگاه کل نگر داشت یا جزء نگر...اما، ابتدا ... تا الان استاد شما قبول دارید که این شر حداقلی را خدا خلق کرده و اراده کرده؟یعنی مثلا اینکه کودک شکنجه شود و عذاب ببیند را قبول دارید که خدا اراده کرده و خلق کرده و قبول دارید که می توانیم به عبارتی بگوییم که خداست که بالا سر کودک نشسته و دارد کودک را شکنجه می کند...استاد من کاری ندارم که الان چه باید نتیجه بگیرم...کاری ندارم که اینکه خدا دارد کودک را شکنجه می کند نیتش خیر بوده یا چی....آیا خدا عادل است یا نه...در هر صورت آیا تا اینجا پذیرفته اید که شکنجه شدن کودک با اراده ی مستقیم خدا و توسط شخص خداست؟آیا قبول دارید که خداست، که بالا سر کودک نشسته و دارد کودک را شکنجه می کند(البته من منکر نمی شم، شاید کنار خدا، یک بابای دیگه ای هم نشسته و این دو باهم دارند کودک رو شکنجه می کنند، ولی به هر حال، خدا هم آنجا هست و دارد کودک را شکنجه می کند)؟این را قبول دارید یا نه؟قعلا من هیچ نتیچه گیری ای نمی کنم...بعدا قضاوت می کنیم...

س.سعید
۱۳۹۶/۰۹/۱۵, ۱۸:۱۶
با سلام...والا استاد گرامی بنده هر چه بیشتر پیام های شما رو می خونم بیشتر به تضاد های بین آنها پی می برم....شما می گویید که خدا خورشید رو برای سایه اش خلق نکرده...اولا به نظر می رسه این حرف شما با آیه زیر در تضاد آشکاری باشه...
آيا نديده‏اى كه پروردگارت چگونه سايه را گسترده است و اگر مى‏خواست آن را ساكن قرار مى‏داد آنگاه خورشيد را بر آن دليل گردانيديم (۴۵)
سپس آن [سايه] را اندك اندك به سوى خود بازمى‏گيريم (۴۶)

حالا خیلی مهم نیست این تضاد...استاد خواهشن دقت کنید...شما می فرمایید، خدا خورشید رو برای نورش خلق کرده و نه سایه اش...و سایه لازمه ی خورشیده و خدا خورشید رو برای نور آفریده...خوب، آیا این حرف به این معنیه که، سایه رو خدا خلق نکرده و خدا اراده نکرده که سایه باشه!!؟ و شما می گید که خدا سایه ای رو که خورشید روی زمین می اندازه رو خلق نکرده و اراده نکرده!!؟!!؟!!؟اگر بگید که خدا خلق کرده...پس این به این معنیه که خدا اراده نکرده که سایه باشه...مگر می شه خدا یک چیزی رو خلق کنه، ولی اون رو اراده نکرده باشه...یعنی بر خلاف اراده اش خدا سایه آفریده!!؟!!؟
ببینید بحث اصلی اینه که، آیا اینکه ویروس شکنجه می کنه با اراده و اختیار مستقیم خدا بوده یا نه، آیا خدا اراده کرده یا نه...آیا می تونیم بگیم که خدا بالا سر کودک نشسته و داره کودک رو شکنجه می کنه یا نه!!؟ما فعلا کاری نداریم که خدا برای فلان کار و فلان چیز چی کار می کنه...مثلا خدا برای خیر کودک رو شکنجه می کنه یا نه...ما کاری نداریم که خدا برای نور خورشید رو آفریده یا نه...من می گم، به هر حال الان یک سایه هست و یا شکنجه شدنی هست...آیا خدا اینها رو خلق کرده، آیا خدا اینها رو اراده کرده یا نه...اگر بله، پس می تونیم بگیم که خداست که داره کودگ رو شکنجه می کنه...خداست که بالا سر کودک نشسته و داره کودک رو شکنجه می کنه، خداست که اراده کرده کودک رو شکنجه بکنه...شما چرا این را نمی پذیرید!!؟

سلام
اگر انسان در خیر آفریده میشد یعنی همان بهشت که هیچ درد و الم و سختی نکشد هر چیز که میخواست فراهم بود دیگر در این شرایط چه دلیلی برای گناه کردن داشت اصلا چه طور اختیارش به بوته آزمایش قرار میگرفت اصلا چجوری مشخص میشد که انسان شایستگی این همه نعمت را دارد یا نه. وقتی مانعی نباشد حتی یک توپ که با سرعت حرکت میکند سرعتش تا قیامت همان خواهد بود در حقیقت انسان در مشکلات خلق شد که با عقل و اختیارش بر مشکلات غلبه کند و شایستگی و جوهره وجودیش را به اثبات برساند اگر این شروری که شما گفتید نبود که هرگز به مرحله آزمایش نمی رسید
لازمه اختیار آزمایش هست تا عیار خلوصش هر کس سنجیده شود یعنی دیگر رقابتی در کار نبود دیگر آزمونی نبود همه خوب بودند

پارسا مهر
۱۳۹۶/۰۹/۱۵, ۱۸:۳۱
سلام
اگر انسان در خیر آفریده میشد یعنی همان بهشت که هیچ درد و الم و سختی نکشد هر چیز که میخواست فراهم بود دیگر در این شرایط چه دلیلی برای گناه کردن داشت اصلا چه طور اختیارش به بوته آزمایش قرار میگرفت اصلا چجوری مشخص میشد که انسان شایستگی این همه نعمت را دارد یا نه. وقتی مانعی نباشد حتی یک توپ که با سرعت حرکت میکند سرعتش تا قیامت همان خواهد بود در حقیقت انسان در مشکلات خلق شد که با عقل و اختیارش بر مشکلات غلبه کند و شایستگی و جوهره وجودیش را به اثبات برساند اگر این شروری که شما گفتید نبود که هرگز به مرحله آزمایش نمی رسید
لازمه اختیار آزمایش هست تا عیار خلوصش هر کس سنجیده شود یعنی دیگر رقابتی در کار نبود دیگر آزمونی نبود همه خوب بودند
با سلام... والا من به این سوال در پست های مختلف پاسخ دادم...ولی ببینید...شما فرض گرفتید که با اختیار آزموده شدن و با اختیار به بهشت رسیدن، و با اختیار رشد کردنه که ارزشمنده و معنا داره...اگر ما با اختیار رشد نکنیم و بدون آزمون به بهشت بریم...اصلا تکامل و رشدمون بی معنیه....و وقتی بدون آزمایش به تکامل رسیدیم و به درجه عالی بهشتی رسیدیم، اصلا ارزشی نداریم!!!من در پاسخ به شما می گم، اگر اینطوره که می گید پس بی ارزش ترین موجود خداست!!! چون خدا که کامل ترین موجوده و اصلا الگوی ما خداست...این خدا قربونش برم با اختیار خودش به جایی نرسیده.خدا قربونش برم نه آزمایش شده، نه سنجیده شده، نه هیچی.....بلکه همیشه کامل بوده..همیشه در حد اعلای خودش بوده، همیشه برترین بوده، جبرا..آیا باید بگیم که چقدر خدا بی ارزشه؟؟..خوب این دیدگاه شما که بدون اختیار و آزمایش شدن به تکامل رسیدن و به رشد رسیدن بی معنیه و بی ارزشه...یک حرف ناصوابه...وگرنه خدا هم هیچ ارزشی نداره و شما که بهشت می رسید از خدا بالاتری، چون با اختیار خودت به بهشت و رشد و تکامل رسیدی... به نظر من اینکه اختیار داده بشه تا انسان آزمایش بشه در سختی و مشقت به رشد برسه یک امر مهمل و بی معنی و ظالمانه است...مثل این می مونه که ما چند تا گاو رو بندازیم به جون هم و به هم شاخ بزنن...که چی؟ که مثلا فرضا به تکامل برسن!!!خوب این چه کاریه...خدا از همون اول انسان رو کامل و در بهشت بیافرینه...مثل خودش...اینکه خیلی عالیه...حالا که اینکار رو نکردی.... و اختیار دادی تا ما آزمایش بشیم و با آزمایش به بهشت برسیم و زجر ببینیم...پس تو ظالمی...ببینید این یک پاسخ که به شما دادم، پاسخ های دیگه هم می شه داد...

amd
۱۳۹۶/۰۹/۱۵, ۱۹:۳۲
اگر اینطوره که می گید پس بی ارزش ترین موجود خداست!!! چون خدا که کامل ترین موجوده و اصلا الگوی ما خداست...این خدا قربونش برم با اختیار خودش به جایی نرسیده.خدا قربونش برم نه آزمایش شده، نه سنجیده شده، نه هیچی.....بلکه همیشه کامل بوده..همیشه در حد اعلای خودش بوده، همیشه برترین بوده....

سلام
نمیخواهم مزاحم بحث تان بشوم، فقط خواستم به یک نکته ای اشاره کنم که بنظرم در صحبت شما گم شده،ٱن هم این است که خداوند محدود به زمان نیست که اصلا امتحان بشود یا نشود...برای امتحان شدن باید یک زمان قبل و بعدی وجود داشته باشد... امتحان یعنی تغییر...اما کسی که محدود به زمان نیست، تغییر هم در ٱن راه ندارد و عملا امتحان شدن خدا، باطل و بی معنی است...

مسلم
۱۳۹۶/۰۹/۱۶, ۱۴:۴۰
استاد والا سخنان شما برای بنده ضد و نقیض است...والا شما در پست های پیشین می فرمودید که خدا مسبب این شر نیست!!!...خدا اراده نکرده که این شر باشد!!...حالا می گویید که من هم قبول دارم که شر حداقلی به اراده الهی است، می فرمایید "اگرچه از اراده کردن آنها چاره ای نیست،"...استاد والا من گیج شده ام...
مثلا در پست های پیشینتان، شما اینجا خدا را با یک خودرو ساز مقایسه کردید:

شما می گویید که فاعل آن را اراده نکرده..یعنی می خواستید که بگوید خدا این شر را اراده نکرده...خدا اراده نکرده که کودک شکنجه بشود، خدا این شر را پدید نیاورده!!


من در پست های متعدد در طول این تاپیک تصریح کرده ام که همه چیز به اراده الهی است و مطلقا نمی خواهم اراده خداوند ار محدود کرده و شرور را به اراده الهی ندانم:


خداوند جاذبه را خلق نکرده است که انسان ها را بکشد، اما لازمه این قانون این است که گاهی انسان ها کشته شوند! بله این کشته شدن به خداوند نسبت داده میشود اما به جهت تأثیر این جاذبه، نه به جهت قُبح آن!

اگرچه همه موجودات نقششان را از خداوند دارند و هیچکدام مستقل از او نیستند، اما اینکه گمان کنیم خداوند بی ضابطه و بی قاعده از آنها بهره می برد اشتباه است، کودکی که هرگز در مسیر ویروس قرار نگیرد هرگز مبتلا نمیشود!!

اگر خداوند بخواهد انسان ها را در حوادث نجات دهد باید دائما معجزه اتفاق بیفتد، چون هر ثانیه در چند جای دنیا انسان ها در حوادث کشته میشوند، و خداوند باید قوانین را به صورت معجزه آسایی نقض کند تا آنها زنده بمانند!


حکیم کاری را که خیر آن حداکثری باشد ولو آنکه شر قلیلی داشته باشد انجام داده و ترک نمیکند

اگر بخواهد این سقف اگر انسانی زیر آن باشد فرو نریزد، خب این قانون باید نقض شود!

خداوند اجازه داده همه چیز سر جای خودش و قانونمند باشد

در اینکه هر اتفاقی در عالم می افتد به اراده خداوند است شکی وجود ندارد

من در پُست های گذشته ام بارها شفاف و با صراحت اعلام کرده ام که هر چیزی که در عالم اتفاق می افتد به اراده الهی است، مطلقا چنین منظوری ندارم که بگویم شرور حداقلی به اراده الهی نیست!!

بنابراین به نظرم مثال ها گاهی رهزن بوده اند، مثلا در این مثال:


مثل کسی که ماشین تولید می کند هرگز کشته شدن انسان ها در جاده را اراده نکرده است، او سریع رسیدن به مقصد را اراده کرده است و ماشین را به این قصد ساخته، اما لازمه گریز ناپذیر این وسیله، کشته شدن برخی انسان هاست

بله در مثال خودروساز کشته شدن رانندگان نه به رضایت خودروساز بوده و نه به اراده آنها؛ اما در مبحث ما کشته شدن رانندگان به رضایت خداوند نبوده، لذا از آن نهی کرده است، اما به اراده او بوده است، چرا که نقض نشدن قوانین در نگاه خداوند مصلحتی مهمتر است.



استاد ما به این مسئله می رسیم که برای حکم برای بی عدالتی باید یک نگاه کل نگر داشت یا جزء نگر...اما، ابتدا ... تا الان استاد شما قبول دارید که این شر حداقلی را خدا خلق کرده و اراده کرده؟یعنی مثلا اینکه کودک شکنجه شود و عذاب ببیند را قبول دارید که خدا اراده کرده و خلق کرده و قبول دارید که می توانیم به عبارتی بگوییم که خداست که بالا سر کودک نشسته و دارد کودک را شکنجه می کند...استاد من کاری ندارم که الان چه باید نتیجه بگیرم...کاری ندارم که اینکه خدا دارد کودک را شکنجه می کند نیتش خیر بوده یا چی....آیا خدا عادل است یا نه...در هر صورت آیا تا اینجا پذیرفته اید که شکنجه شدن کودک با اراده ی مستقیم خدا و توسط شخص خداست؟آیا قبول دارید که خداست، که بالا سر کودک نشسته و دارد کودک را شکنجه می کند(البته من منکر نمی شم، شاید کنار خدا، یک بابای دیگه ای هم نشسته و این دو باهم دارند کودک رو شکنجه می کنند، ولی به هر حال، خدا هم آنجا هست و دارد کودک را شکنجه می کند)؟این را قبول دارید یا نه؟قعلا من هیچ نتیچه گیری ای نمی کنم...بعدا قضاوت می کنیم...


بله در اینکه به اراده خداوند است شکی وجود ندارد

مسلم
۱۳۹۶/۰۹/۱۶, ۱۵:۰۵
با سلام و احترام


خوب جناب مسلم به طور یقین بهتون میگم که 99.99 درصد آدمهایی که از خدا میبرن و کافر میشن ... به این خاطر هستش که به نظرشون میرسه که هیچ عادل و عدل گستری وجود نداره ...

خب رفتار دیگران که ملاک حقانیت نیست! تمام 100% از اون 99.99% اشتباه کرده اند! این که انسان تا خوش است به خدا اعتقاد و اعتماد داشته باشد که خداپرستی نیست، آرامش پرستی است، آسایش پرستی است!
اتفاقا خود قرآن تصریح می کند که ما مومنان را با سختی ها و مشکلات امتحان و آزمایش می کنیم تا معلوم شود چه کسی به خدا ایمان آورده، و چه کسی تا زمانی که دین موافق سلیقه اش باشد ایمان آورده است:

«أَحَسِبَ النَّاسُ أَنْ يُتْرَكُوا أَنْ يَقُولُوا آمَنَّا وَ هُمْ لا يُفْتَنُون‏»؛آيا مردم گمان كردند همين كه بگويند: «ايمان آورديم»، به حال خود رها مى‏شوند و آزمايش نخواهند شد؟(عنکبوت:2)

آزمایش های گذشه از حضرت ایوب(ع) و ابراهیم(ع) گرفته تا پیامبر(ص) و امام حسین(ع) همه با این سختی ها امتحان شدند!



دانشمندها همش در حال تحقیق و پیشترفت هستند ... هر چیز رو که علتش رو پیدا کنند ... اون قانونی علی و معلولی رو بیان میکنند ... مثلا میگن علت باران ... ابر هست ... علت ابر دریا هست و ... اگر چیزی رو هم ندودنند ... خیلی راحت میگن نمیدونیم ...

خوب این روشه خوبی هستش ...

حکمت خدا که جواب نشد ...
حکمت خدا یعنی اینکه جواب نداریم ... خوب رک بگین جواب نداریم ...

این پاسخ شما هم جای بسی شگفتی برای بنده داشت...!!

اولا قلمرو فلسفه با قلمرو تجربی با هم متفاوت است همانطور که نباید از علوم تجربی و پزشکی توقع داشت که در آزمایشگاه وجود خدا و حکمت او را اثبات کنند، نباید توقع داشت فلسفه بیاید قوانین طبیعی بین پدیده ها را کشف کند!
ما که نمیگوییم نباید علت پدیده ها را کشف کرد، اتفاقا خوب است اما بر عهده علوم تجربی است، و نباید گفت قوانین و مدلولات فلسفی فرار از پاسخ است!! این چه حرفی است آخر..!

ثانیا: این قاعده عقلی که عرض کردم، یک قاعده دینی نیست، یک قاعده عقلی کلی است که اگر شما مبنایی را با دلیل اثبات کردید با احتمالات نمیتوانید آن را نقض کنید، اختصاصی هم به دین ندارد الان برای شما مثال تجربی می زنم:

خواهش می کنم به دقت جایگاهی که میگویم را تصور کنید:

فرض کنید شما در یک عمل جراحی به عنوان دستیار یکی از بهترین جراحان دنیا هستید، ایشان می گویند بیمار نباید بیهوش شود، و در حین جراحی دو میله میخ مانند که شما نمی دانید چیست را در درون پهلوی بیمار فرو می کند و بیمار هم از شدت درد ناله میزند، آیا به پزشک اعتراض می کنید؟ روشن است که خیر! چرا؟
آیا بیهوش کردن بیمار بهتر نیست؟
آیا میخ فرو کردن در پهلوی یک بیماری که هوشیار است درد ندارد و خوب است؟
پس چرا اعتراض نمیکنید؟
چون شما یک مبنای محکم در درون ذهنتان دارید، این آقا حکیم است، یکی از بهترین پزشکان جراح دنیاست، قطعا بیهوشی برای بیمار ضرر داشته و این میله ها ضرورت دارد. حتی فکر اعتراض هم نمی کنید، در حالی که اینجا که اصلا بحث خدا و دین نیست، بحث تجربی است، اما می بینید که مطلبی که عرض کردم در همه جا جاری است.


اشکال شما در این مبحث در حقیقت به این برمی گردد که ما خدا را به اندازه یک پزشک جراح که مخلوق حقیری از مخلوقات اوست قبول نداشته و اعتماد نداریم!!
وگرنه اگر حکمت او را قبول داشته باشیم محال است به او اعتراض کنیم! محال!!



اکثر کسایی که به مساله عدل الهی گیر میدن ... در حقیقت بحث رو برون دینی دارن پیگیری میکنند ...
اون شخص چون عدالتی نمیبینه ... به سمت بی خدایی میره ...

و بعد شما وجود خدا و حکیم بودن اون روفرض گرفتین و دارین از اون مسیر پولتیک میزنین به این مسیر ...

خب مشکل از اونهاست
شما در تشخیص حکمت یک پزشک باید بر سر مدرک پزشکی و تخصص اون بحث کنید، اما اگر پذیرفتید که او پزشک متخصص و حرفه ای است دیگر نمی توانید رفتارهای او را قضاوت کنید، مگر آنکه از نظر آگاهی در سطح خودش باشید!
کسانی که می خواهند عدالت و حکمت خداوند را رد کنند باید مستقیما دلیل بر رد عدالت و حکمت بیاورند، وگرنه اگر بخواهند از رفتار خدا قضاوت کنند مثل این است که ما بخواهیم با این سطح آگاهی، رفتارهای پرفسور سمیعی را قضاوت کنیم!!

damad
۱۳۹۶/۰۹/۱۶, ۱۵:۰۹
سلام دوستان.
یک روز از استادم پرسیدم که آیا مختار که در زمان امام حسن آن امام را تنها گذاشت و همچنین در زمان امام حسین هم باز این کارو تکرار کرد ولی بعد به خون خواهی امام حسین برخاست آیا توی جهنمه یا توی بهشت؟
استادم جواب داد : این موضوعیه که به خود خدا و بندش مربوطه و ما نمیتونیم بگیم که میره بهشت یا جهنم و این موضوع را بسپارید به خود خدا!!!
منظور من از این جملات اینه که ما خیلی چیزای این دنیارو نه میدونیم و نه میتونیم بفهمیم. پس بهتره که قضاوت نکنیم و بسپاریم به خود خدا

حسام 1999
۱۳۹۶/۰۹/۱۶, ۱۵:۳۴
کسی در درون زندگیش هیچ عدلی نمیبینه ... بنابراین شک میکنه که اصلا خدایی وجود دارد یا نه ...
و بعد شما استدلال میکنین که چون خدایی وجود دارد و چون آن خدا حکیم هست ... ممکن هست در جاهایی شر ظاهر بشه ...
http://usofts.ir/wp-content/uploads/2014/08/0.432339001351012938_irannaz_com.jpghttps://encrypted-tbn0.gstatic.com/images?q=tbn:ANd9GcTaLdhwV7CxqHcr-GZDc0X74uBAYtu-G3qeOX46HRRL4HH5t5S_https://encrypted-tbn0.gstatic.com/images?q=tbn:ANd9GcSc_lX67nx1ax3yi-rWHOOHuAm1zFEA-P2Vv8Ni2H8w87taYoDwfA

همانا ما منت نهادیم!که پای این بدبختان را به دایره جود و بخشش خویش باز کردیم

یعنی هدف عالی خدا برای این آدمها این بوده که جهنم زغال داشته باشه ...
دقیقا همین جملتون رو چن وقت پیش بهش رسیدم! (http://www.askdin.com/showthread.php?t=61202)

پارسا مهر
۱۳۹۶/۰۹/۱۶, ۱۵:۴۱
بله در اینکه به اراده خداوند است شکی وجود ندارد
خیلی خوب، سلام و تشکر بر استاد گرامی...حالا مشخص شد و پذیرفته شد که این خداست که اراده کرده و با آگاهی و اختیار آزاد خود که کودک را شکنجه کند وهیچکس هم و هیچ چیز هم، دخیل در ماجرا نیست...یعنی من وارد می شم وارد اتاقی و می بینیم خدا داره کودک رو شکنجه می کنه(فکر می کنم شما این امر و مثال رو که زذم پذیرفتید، و خودتون متن من رو نقل قول کردید و در پاسخ بنده که گفتن آیا حرفم رو می پذیرید یا نه، پاسخ منفی ای ندادید)پس گفتم ما وارد اتاق می شیم و می بینیم که خدا داره یک کودک رو زجر می ده...

.حالا سوالی که می شه اینه که آیا خدا اراده کرده و مشغوله که کار بد و ناپسند انجام بده یا اراده کرده کار پسندیده و نیکو و صحیح انجام بده و داره کار نیکو به جا و لازمی انجام می ده؟؟؟
اگر کار به جا و شایسته و نیکو و لازمی انجام می ده و نیتش خیره....خوب حالا سوالم اینه که چرا ما وقتی می بینیم که در اتاق کودک داره شکنجه می شه، ناراحت و افسرده می شیم و تمام تلاشمون رو می کنیم که اون کودک رو از اون حالت شکنجه بیرون بیاریم...مگر خدا کار بیهوده و ناشایست و پست انجام می ده؟؟؟چرا ما می ریم که شکنجه ای رو که خدا داره انجام می ده رو جلوش رو بگیریم، آیا این کار ما مارو نادان و کافر جلوه نمی ده؟؟
اگرم خدا کار به جا و شایسته و نیکو و لازمی انجام نمی ده، پس دیگه خدا از خدایی افتاد و ما نشون دادیم که خدا خیر مطلق نیست...تموم شد بحث...ما می خواستیم ثابت کنیم که خدا کار ناشایست و نا پست انجام نمی ده یا نه که دیدیم که داره انجام می ده..
خواهشن به این سوالات پاسخ یدید.....

پارسا مهر
۱۳۹۶/۰۹/۱۶, ۱۵:۴۵
منظور من از این جملات اینه که ما خیلی چیزای این دنیارو نه میدونیم و نه میتونیم بفهمیم. پس بهتره که قضاوت نکنیم و بسپاریم به خود خدا
با سلام...برادر گرامی...خیلی از دوستانی که دارند در مورد عدالت خدا و اینکه خدا خیر مطلق نیست و ظالمه و اینها بحث می کنن، دارند دقیقا همون کاری رو انجام می دن که فلاسفه اسلامی و حکما و متکلما انجام دادن تا به خدا برسن...اگر شما به ما پیشنهاد می کنید که ما از این کار انجام ندیم و کارمون اشتباس...خوب اون حکما و فلاسفه هم کارشون اشتباس...اون فلاسفه چرا قضاوت می کنن و می گن خدایی هست؟؟شما چرا می گی خدایی هست؟؟مگر ما کاری غیر از حکمای و عالمان اسلامی انجام میدیم؟؟

مسلم
۱۳۹۶/۰۹/۱۶, ۱۷:۵۸
همانا ما منت نهادیم!که پای این بدبختان را به دایره جود و بخشش خویش باز کردیم

جناب حسام مطلقا این تصاویر بار استدلال منطقی ندارند و معمولا در سایت های ضد دین به جهت تحریک احساسات استفاده میشوند، به نظرم نگاه به این تصاویر به جهت بار روانی که دارند مانع نتیجه گیری منطقی میشوند، درست مثل اینکه برای یک قاضی که قرار است برای یک متهم که در واقع بی گناه است حکم صادر کند، فیلم گریه های و ناله های مظلوم آن پرونده نمایش داده شود!!!

من هم این عکس ها را ظلم می دانم، اما این مطلقا ظالم را نشان نمی دهد، فقط مظلوم را نشان می دهد، باید دید ظالم کیست...

خداوند منابع را به اندازه تمامی بشر آفریده است، ما عادلانه توزیع نکردیم...

مسلم
۱۳۹۶/۰۹/۱۶, ۱۸:۱۳
با سلام و عرض ادب


حالا مشخص شد و پذیرفته شد که این خداست که اراده کرده و با آگاهی و اختیار آزاد خود که کودک را شکنجه کند وهیچکس هم و هیچ چیز هم، دخیل در ماجرا نیست...

بخشی که بزنگاه مطلب است همین نکته است که بنده به رنگ قرمز شان داده ام، اتفاقا می خواهم عرض کنم هر کجا شر است اتفاقا پای دیگران در میان است، درست است به اراده خداوند است، اما در طول فاعلیت الهی است!



.حالا سوالی که می شه اینه که آیا خدا اراده کرده و مشغوله که کار بد و ناپسند انجام بده یا اراده کرده کار پسندیده و نیکو و صحیح انجام بده و داره کار نیکو به جا و لازمی انجام می ده؟؟؟
اگر کار به جا و شایسته و نیکو و لازمی انجام می ده و نیتش خیره....خوب حالا سوالم اینه که چرا ما وقتی می بینیم که در اتاق کودک داره شکنجه می شه، ناراحت و افسرده می شیم و تمام تلاشمون رو می کنیم که اون کودک رو از اون حالت شکنجه بیرون بیاریم...مگر خدا کار بیهوده و ناشایست و پست انجام می ده؟؟؟چرا ما می ریم که شکنجه ای رو که خدا داره انجام می ده رو جلوش رو بگیریم، آیا این کار ما مارو نادان و کافر جلوه نمی ده؟؟
اگرم خدا کار به جا و شایسته و نیکو و لازمی انجام نمی ده، پس دیگه خدا از خدایی افتاد و ما نشون دادیم که خدا خیر مطلق نیست...تموم شد بحث...ما می خواستیم ثابت کنیم که خدا کار ناشایست و نا پست انجام نمی ده یا نه که دیدیم که داره انجام می ده..
خواهشن به این سوالات پاسخ یدید.....


خب پاسخ روشن است، اگر یک مصلحت مهمتری در میان باشد آن شرّ اگرچه شرّ است اما ظالمانه نیست! یعنی باید نگاهی جامع نگر داشت! باز هم اجازه بدهید در قالب یک مثال توضیح بدهم:

امکان سرعت بالایی که در ماشین ها قرار داده شده موجب مرگ بسیاری انسان ها میشود، پس شکی نیست که در حقیقت این خودروسازان هستند که موجب مرگ بسیاری شده اند، غیر از این است؟
آیا ظالم هستند؟ پاسخ خیر است
آیا حالا که با این ماشین امکان مرگ هست لازم است رانندگان به سمت مرگ بروند؟ باز هم پاسخ خیر است!
آیا کسی توقع می کند که به خاطر این شرّ حداقلی، ماشین ها سریع نباشند و این خیر حداکثری در کار نباشد؟ باز هم پاسخ منفی است.

این سرعت به خاطر مصلحت حداکثری اش در این ماشین قرار داده شده است، نه به این خاطر شر حداقلی اش، اگرچه بالاخره موجب این شرّ حداقلی را نیز خواهد شد.

س.سعید
۱۳۹۶/۰۹/۱۶, ۱۹:۰۶
با سلام... والا من به این سوال در پست های مختلف پاسخ دادم...ولی ببینید...شما فرض گرفتید که با اختیار آزموده شدن و با اختیار به بهشت رسیدن، و با اختیار رشد کردنه که ارزشمنده و معنا داره...اگر ما با اختیار رشد نکنیم و بدون آزمون به بهشت بریم...اصلا تکامل و رشدمون بی معنیه....و وقتی بدون آزمایش به تکامل رسیدیم و به درجه عالی بهشتی رسیدیم، اصلا ارزشی نداریم!!!من در پاسخ به شما می گم، اگر اینطوره که می گید پس بی ارزش ترین موجود خداست!!! چون خدا که کامل ترین موجوده و اصلا الگوی ما خداست...این خدا قربونش برم با اختیار خودش به جایی نرسیده.خدا قربونش برم نه آزمایش شده، نه سنجیده شده، نه هیچی.....بلکه همیشه کامل بوده..همیشه در حد اعلای خودش بوده، همیشه برترین بوده، جبرا..آیا باید بگیم که چقدر خدا بی ارزشه؟؟..خوب این دیدگاه شما که بدون اختیار و آزمایش شدن به تکامل رسیدن و به رشد رسیدن بی معنیه و بی ارزشه...یک حرف ناصوابه...وگرنه خدا هم هیچ ارزشی نداره و شما که بهشت می رسید از خدا بالاتری، چون با اختیار خودت به بهشت و رشد و تکامل رسیدی... به نظر من اینکه اختیار داده بشه تا انسان آزمایش بشه در سختی و مشقت به رشد برسه یک امر مهمل و بی معنی و ظالمانه است...مثل این می مونه که ما چند تا گاو رو بندازیم به جون هم و به هم شاخ بزنن...که چی؟ که مثلا فرضا به تکامل برسن!!!خوب این چه کاریه...خدا از همون اول انسان رو کامل و در بهشت بیافرینه...مثل خودش...اینکه خیلی عالیه...حالا که اینکار رو نکردی.... و اختیار دادی تا ما آزمایش بشیم و با آزمایش به بهشت برسیم و زجر ببینیم...پس تو ظالمی...ببینید این یک پاسخ که به شما دادم، پاسخ های دیگه هم می شه داد...
قیاس انسان با خداوند در این مورد قیاس مع الفارق است چون انسان موجود هست و خدا واجب الوجود. موجود نیازمند هست و کامل نیست بله موجوداتی مانند ملائک خدا آفریده است که هر کدام منرلتی دارند و نمی توانند از جایگاه خود بالاتر بروند دارای مقام ثابتی هستند به همین دلیل همه ملایک به دستور خداوند به آدم سجده کردند چون انسان این ظرفیت را دارد تا به بالاترین مرتبه ها برسد
چون اختیار دارد و همین اختیار موجب میشود بتواند به درجات بالاتر نائل شود در حقیقت آدم بالاترین خلقت خداست چون تنها موجودی است که می تواند از همه به خدا نزدیکتر شود

پارسا مهر
۱۳۹۶/۰۹/۱۶, ۲۰:۲۷
امکان سرعت بالایی که در ماشین ها قرار داده شده موجب مرگ بسیاری انسان ها میشود، پس شکی نیست که در حقیقت این خودروسازان هستند که موجب مرگ بسیاری شده اند، غیر از این است؟
آیا ظالم هستند؟ پاسخ خیر است
با سلام....استاد می فرمایید که آیا در حقیقت این خودروسازان هستند که موجب مرگ(من می گویم شکنجه) بسیاری شده اند؟فرض کنید پاسخ بله باشد...بعد می پرسید که آیا ظالم هستند...می گویید خیر..من کاری ندارم به اینکه خودرو ساز ظالم است یا نه...چون واقعا گیج شده ام که اصلا ظالم یعنی چی...آیا ظالم منفیست و آدم بده است یا نه!!!اصلا گیج شدم و نمی دونم ظالم چه مفهومی دارد...پس من به جای اینکه بپرسم آیا ظالم هستند، می پرسم آیا کار ناشایسته و بد و نا به جا انجام داده اند یا کننده ی یک کار نا به جا و پست بودند؟قبول است؟

1-کار نا به جا و ناشایست انجام داده اند... من می گویم که اما اشکالی بر انها نیست... ولی اگر ماجرای خدا و داستان خدا هم مثل این خودرو ساز و ماشینش باشد...یعنی خدا هم یک کار نا به جا و ناشایست انجام داده باشد که خوب خدا از خدایی می افتد....دیگه کاری نداریم که کلی نگر باشیم یا نه و بر خلاف خودرو ساز که بر او اشکالی نبود بر خدا اشکال هست، بنده قبلا توضیح دادم.یعنی توضیح دادم که چرا بر خدا اشکال می شود ولی بر خودرو ساز اشکال نمی شود.من چند وقت پیش کتاب حق الیقین از علامه مجلسی رو می خوندم..جالب اینه به همین نکته ی بنده به خوبی اشاره می کنن، آنجا که می گویند...
http://s8.picofile.com/file/8313689600/%D9%85%D9%85.png
استاد گرامی، علامله مجلسی می گویند که خدا فعل قبیح انجام نمی دهد.، یعنی یک عمل نامیمون و ناپسند که و نا به جا و نا حق و بد....پس سخن اینکه، اگر خورو ساز یک عمل ناپسند و ناشایسته را انجام دهد که ما فرض گرفتیم که انجام داده، یا به ناپسند بودن و ناشایسته بودن آن فعل آگاه نداشته، یا داشته و قادر بر ترک ان نبوده!(در مورد خودرو ساز این مورد صحیح مصداق دارد) یا محتاج است به آن فعل قبیح یا به عبث ان قعل را انجام می دهد...
پس اگر مثل خدا مثل همان خودرو ساز باشد، و اگر خودرو ساز را فرض کنیم که ی عمل ناپسند و ناشایسته انجام داده...اشکالی بر او نیست...ولی اشکال بر خدا هست....

ولی اگر این خودرو ساز که موجب مرگ شده است، یک کار بد و ناشایست و نا به جا انجام نداده است...یعنی:

2-کار نا به جا و ناشایست انجام نداده است... اگر کار نا به جا و ناشایست انجام نداده است...پس بنده می گویم که، خوب حالا یک نفر اون جا تصادف کرد داشت شکنجه می شد، چرا ما بریم نجاتش بدیم و کمکش کنیم...خودرو ساز که موجب شکنجه شده که کار ناپسند و نامیمون ونا به جایی انجام نداده...بزاریم که راننده شکنجه بشه....

پارسا مهر
۱۳۹۶/۰۹/۱۶, ۲۰:۳۸
قیاس انسان با خداوند در این مورد قیاس مع الفارق است چون انسان موجود هست و خدا واجب الوجود. موجود نیازمند هست و کامل نیست
با سلام...راستش را بخواهیم من خودم کمی به تردید افتادم که آیا اینجا قیاس انسان با خداوند یک قیاس مع الفارق است به قول شما یا نه...من شخصا به تردید افتادم..ولی یقین ندارم که قطعا قیاس اشتباست و مع الفارق است...شما می توانی ثابت کنی که این قیاس مع الفارق است؟؟شما برای انکه نشون بدید این قیاس مع الفارق است...می گویید که خدا واجب الوجود است ولی انسان موجودی نیازمند...خوب من سوال می کنم..چه اشکالی دارد و چه ارزشی دارد که انسان نیازمند است ولی خدا واجب الوجود؟؟شما دقیقا توضیح ندادید که چه اهمیتی دارد این موضوع که خدا واجب الوجود است ولی انسان نیاز مند؟؟یعنی چون انسان نیازمند است، بی ارزش است که جبرا به رشد و تکامل عالی برسد؟؟
اگر هم بگویید که چون انسان نیازمند است ولی خدا واجب الوجود پس انسان نمی تواند جبرا به کمالات عالی برسد...خود قرآن می گوید اگر می خواستم شما را چنین و چنان می آفریدم...پس اینکار شدنی و محال نیست...
خلاصه گرامی شما که ادعا می کنید اگر انسان با اختیار و آزمایش نمی تواند به کمال اعلی و برترین مرتبه و رشد برسد یا اگر هم بتواند، موجودی بی ارزش و حقیر و پست مرتبه تر دلیل بیاورید...

چون اختیار دارد و همین اختیار موجب میشود بتواند به درجات بالاتر نائل شود در حقیقت آدم بالاترین خلقت خداست چون تنها موجودی است که می تواند از همه به خدا نزدیکتر شود
گرامی شما می گویید که چون اختیار دارد می تواند به درجات بالاتر ناتل آید...من تعجب می کنم..شما این را کجا آوردید....یعنی خدا نمی تواند جبرا و در یک چشم به هم زدنی، انسان را به بالاترین کمالات ارتقاء دهد؟؟شما می توانید این را ثابت کنید؟؟خواهشن صرفا از قرآن دلیل نیارید...دلیل عقلی بیارید...قرآن که طبیعتا برای ما اینجا حجت نیست...شما نشان دهید که انسان بدون اختیار نمی تواند به بالاترین درجات کمالی برسد...و خدا نمی تواند انسان را جبرا در یک چشم بر هم زدنی به بالاتری درجات کمالی برساند....

مسلم
۱۳۹۶/۰۹/۱۷, ۱۲:۴۳
می پرسم آیا کار ناشایسته و بد و نا به جا انجام داده اند یا کننده ی یک کار نا به جا و پست بودند؟

علامله مجلسی می گویند که خدا فعل قبیح انجام نمی دهد

حرف علامه مجلسی درست است، هیچ قبیحی از جانب خداوند صادر نمیشود، این شروری که به ما میرسد هم به عنوان افعال قبیحی از جانب خداوند تلقی نمیشود.

ببینید جناب پارسامهر عزیز سخن بنده این است که سقوط یک هواپیما شرّ است، در این شکی وجود ندارد لذا انسان ها باید تمام تدابیر لازم برای پیشگیری از آن را انجام دهند مطلقا نباید آن را خیر تلقی کرده و به سمت آن بروند!
اما نباید توقع داشته باشند که اگر موتور هواپیما آسیب دید خداوند قوه جاذبه را نقض کند، یا گمان شود قانون جاذبه شرّ است، یا خداوند که قانون جاذبه را قرار داده مقصر است و کار ناشایستی انجام داده است! تمام سخن بنده در این است.

یعنی اینجا بین دو مسئله تزاحم به وجود آمده، یکی نجات جان مسافرین، و دیگری حفظ قوانین علمی که موجب نابودی تمام علوم طبیعی و مهندسی میشود!! لذا خداوند دومی را برگزیده است! اما بشر همچنان می تواند با رشد علمی و استفاده از همین قوانین سقوط هواپیما را به حداقل برساند.

پارسا مهر
۱۳۹۶/۰۹/۱۷, ۱۶:۳۸
حرف علامه مجلسی درست است، هیچ قبیحی از جانب خداوند صادر نمیشود، این شروری که به ما میرسد هم به عنوان افعال قبیحی از جانب خداوند تلقی نمیشود.

ببینید جناب پارسامهر عزیز سخن بنده این است که سقوط یک هواپیما شرّ است، در این شکی وجود ندارد لذا انسان ها باید تمام تدابیر لازم برای پیشگیری از آن را انجام دهند مطلقا نباید آن را خیر تلقی کرده و به سمت آن بروند!
اما نباید توقع داشته باشند که اگر موتور هواپیما آسیب دید خداوند قوه جاذبه را نقض کند، یا گمان شود قانون جاذبه شرّ است، یا خداوند که قانون جاذبه را قرار داده مقصر است و کار ناشایستی انجام داده است! تمام سخن بنده در این است.

یعنی اینجا بین دو مسئله تزاحم به وجود آمده، یکی نجات جان مسافرین، و دیگری حفظ قوانین علمی که موجب نابودی تمام علوم طبیعی و مهندسی میشود!! لذا خداوند دومی را برگزیده است! اما بشر همچنان می تواند با رشد علمی و استفاده از همین قوانین سقوط هواپیما را به حداقل برساند.
با سلام...اولا واقعا تشکر می کنم که همچنان در بحث هستید.
اول یک درد دل کوچولو happy والا استاد گرامی، بنده هرچه بیشتر دقت می کنم می بینم که چقدر مسئله شفاف و روشن و بدیهی هست و انقدر به نظرم بدیهی هست که نا خودآگاه به شک می افتم که حتما دارم اشتباه می کنم، چطور ممکنه این همه علما و فلاسفه ی اسلامی و کارشناسان سایت، این مسئله بدیهی را در نمی یابند ولی من به سادگی در می یابم...شک می افتم که نکند من دارم یک جا یک اشتباه وحشتناک می کنم که فکر می کنم مساله انقدر بدیهی و روشن است....اما چشم به متن هایی می افتد و دیدگاه هایی می بینم که کمی دلم آرام می گرد...مثلا آنجه که هیوم می گوید:
هیچ چیز نمی‌تواند استواری این استدلال را متزلزل سازد، استدلالی چنین کوتاه، چنین واضح، چنین قاطع

استاد من یک سوال می کنم و سعی می کنم دیگر بحث را کم کم خاتمه بدهم.شما وارد یک اتاقی می شوید و می بینید کودکی که مبتلا به یک ویروس شده در حال شکنجه شدن است....شما پاسخ بدید:
آیا مطلقا رد می کنید که ما از این صحنه بتوانیم استفاده کنیم و نتیجه و اظهار نظری در مورد وجود خدا و صفات خدا بدهیم؟؟اگر بلی چرا؟؟دلیلتون چیه که می گویید مطلقا نمی شه از این صحنه نتیجه ای گرفت و این صحنه هیچ نقشی در نتیجه گیری ما نمی تونه داشته باشه؟؟
اگر فکر می کنید که نه ما می تونیم از این صحنه در نتیجه گیری استفاده کنیم و این صحنه در نتیجه گیری ما نقش بسزایی دارد، از شما می پرسم، شما انتظار دارید ما چه چیز را نشان بدهیم و چه چیز را روشن کنیم که شما از این صحنه شکنجه شدن نتیجه بگیرید که بله خدا دیگر از خدایی افتاده؟؟شما برای ما بگویید چه چیز باید روشن شود که ما بینیم که ایا واقعا آن را روشن نیست؟؟آیا مثل روز، روشن نیست؟؟به ما بگویید، این مورد و این مورد باید مشخص بشه.ببینیم که ایا مشخص شده یا نه

پارسا مهر
۱۳۹۶/۰۹/۱۷, ۱۶:۴۹
حرف
استاد خواهش دارم که برای پاسخ دادن...کلا واژه های شر، ظلم، قبیح را در سخنانتان به کار نبرید....من متوجه شده ام که این واژه ها مدام تغییر معنا و مفهوم می دهند...به جای این واژه ها از معادل ها و تعریف و مفاهیم آن ها استفاده کنید...تعریفشون رو به کار ببرید..

مسلم
۱۳۹۶/۰۹/۱۸, ۱۰:۴۲
با سلام و احترام

با سلام...اولا واقعا تشکر می کنم که همچنان در بحث هستید.

خواهش می کنم، وظیفه است



اول یک درد دل کوچولو والا استاد گرامی، بنده هرچه بیشتر دقت می کنم می بینم که چقدر مسئله شفاف و روشن و بدیهی هست و انقدر به نظرم بدیهی هست که نا خودآگاه به شک می افتم که حتما دارم اشتباه می کنم، چطور ممکنه این همه علما و فلاسفه ی اسلامی و کارشناسان سایت، این مسئله بدیهی را در نمی یابند ولی من به سادگی در می یابم...شک می افتم که نکند من دارم یک جا یک اشتباه وحشتناک می کنم که فکر می کنم مساله انقدر بدیهی و روشن است....اما چشم به متن هایی می افتد و دیدگاه هایی می بینم که کمی دلم آرام می گرد...مثلا آنجه که هیوم می گوید:
هیچ چیز نمی‌تواند استواری این استدلال را متزلزل سازد، استدلالی چنین کوتاه، چنین واضح، چنین قاطع

به نتیجه نرسیدن این شبهه در غرب بیشتر موانع جامعه شناختی و روان شناختی دارد تا مباحث علمی؛ متاسفانه در جامعه غرب مسیحیت به عنوان نماینده ادیان الهی ظهور یافت و تمام جامعه غرب را نسبت به خدا و دین بدبین کرد؛ مسیحیتی که نه اعتقادات درستی داشت، و نه با علوم تجربی تعامل خوبی داشت، و نه فلسفه پویایی داشت، لذا عمده دانشمندان غربی فقط مسیحیت را شناخته و تمام ادیان را نقد کردند!!
خلاصه اینکه سخن در این مجال زیاد است...


استاد من یک سوال می کنم و سعی می کنم دیگر بحث را کم کم خاتمه بدهم.شما وارد یک اتاقی می شوید و می بینید کودکی که مبتلا به یک ویروس شده در حال شکنجه شدن است....شما پاسخ بدید:
آیا مطلقا رد می کنید که ما از این صحنه بتوانیم استفاده کنیم و نتیجه و اظهار نظری در مورد وجود خدا و صفات خدا بدهیم؟؟اگر بلی چرا؟؟دلیلتون چیه که می گویید مطلقا نمی شه از این صحنه نتیجه ای گرفت و این صحنه هیچ نقشی در نتیجه گیری ما نمی تونه داشته باشه؟؟
اگر فکر می کنید که نه ما می تونیم از این صحنه در نتیجه گیری استفاده کنیم و این صحنه در نتیجه گیری ما نقش بسزایی دارد، از شما می پرسم، شما انتظار دارید ما چه چیز را نشان بدهیم و چه چیز را روشن کنیم که شما از این صحنه شکنجه شدن نتیجه بگیرید که بله خدا دیگر از خدایی افتاده؟؟شما برای ما بگویید چه چیز باید روشن شود که ما بینیم که ایا واقعا آن را روشن نیست؟؟آیا مثل روز، روشن نیست؟؟به ما بگویید، این مورد و این مورد باید مشخص بشه.ببینیم که ایا مشخص شده یا نه

ببینید جناب پارسامهر عزیز این زجر کشیدن یک صحنه است که یک سری آگاهی هایی به ما میدهد، اما مطلقا برای نتیجه گیری کافی نیست، ما فقط عامل طبیعی یعنی ویروس و معلول این ویروس یعنی درد و رنج این کودک را می بینیم، آیا به نظر شما همین در مقصر دانستن خداوند کافیست؟!؟!
نمی توانید با این اگاهی اندک و محدود قضاوت کنید، قضاوت ما نسبت به مقصر دانستن خداوند در گرو اثبات این مقدمات است:

الف) بهتر بود که خداوند این وریروس را خلق نکند!
ب) بهتر بود که خداوند این کودک را مبتلا نکند!
ج) بهتر بود که خداوند جنس انسان را به صورت دیگری می افرید!
د) بهتر بود که ...

در حالی که هیچ کدام از اینها قابل اثبات نیستند، در برخی از کتاب ها از نقش مفید این موجودات انگلی سخن به میان آمده، مثلا در کتاب "در جستجوی خدا" آمده است اگر این عوامل بیماری زا نبودند قد انسان از یک متر بلندتر نمیشد، یعنی این عوامل بیماری زا در ارتقاء سطح ایمنی و قدرت گرفتن بدن نقش مثبت دارند. اگر بگویید قطعی نیست، حداقل احتمالش که هست!
ما باید با قضاوتی قاطعانه قضاوت کنیم، نه با احتمالات!!

شما در صورتی می توانید رفتار خداوند را نقد کنید که آنقدر احاطه علمی به مسئله داشته باشید که بگویید خدا دقیقا به جای رفتار x می توانست رفتار y را داشته باشد!

فکر کنید صحنه آمپول زدن یک پزشک امروزی با ناله یک کودک را به هزار سال پیش ببریم: یک مرد جوانمرد و دلسوز که متعلق به هزار سال پیش است وارد اتاق میشود و می بیند یک مرد سفید پوش یک سوزن را تا ته دارد در پای بچه فرو می کند و آن کودک هم دارد جیغ و فریاد میکشد؟ به نظر شما عکس العمل آن جوانمرد چه خواهد بود؟!

پارسا مهر
۱۳۹۶/۰۹/۱۸, ۱۱:۳۳
فکر کنید صحنه آمپول زدن یک پزشک امروزی با ناله یک کودک را به هزار سال پیش ببریم: یک مرد جوانمرد و دلسوز که متعلق به هزار سال پیش است وارد اتاق میشود و می بیند یک مرد سفید پوش یک سوزن را تا ته دارد در پای بچه فرو می کند و آن کودک هم دارد جیغ و فریاد میکشد؟ به نظر شما عکس العمل آن جوانمرد چه خواهد بود؟!

شما در صورتی می توانید رفتار خداوند را نقد کنید که آنقدر احاطه علمی به مسئله داشته باشید که بگویید خدا دقیقا به جای رفتار x می توانست رفتار y را داشته باشد
با سلام استاد محترم.شما می فرمایید که ما در صورتی می توانیم رفتار خدا را نقد کنیم که احاطه ی علمی به مسئله داشته باشیم که بگوییم که دقیقا به جای رفتار x می توانست رفتار y را داشته باشد.و مثلا صحنه ی آمپول زدن یک پزشک رو مثال می زنید...من می گم قبول ما وقتی ناداناسته در مورد آمپول زدن پزشک قضاوت می کنیم در حالی که احاطه ای بر علم و سواد و هدف اون نداریم داریم اشتباه می کنیم...پس اگر قضاوتش کنیم و برویم کودک را نجات بدهیم و نگذاریم که پزشک کودک را آمپول بزند و بگوییم که پزشک کار اشتباهی می کند، یک رفتار نابه خردانه انجام داده ایم درست است؟؟؟خوب ما می تونیم اون صحنه شکنجه شدن رو با صحنه آمپول زدن دکتر مقایسه کنیم از بعضی جهات، خوب من می گویم پس استاد گرامی شما چرا، در مورد رفتار خدا قضاوت می کنید و می گویید وای، این بچه دارد شکنجه می شود من بروم نجاتش بدهم و به دادم برسم؟؟؟شما ی نمی گویید اگر با صحنه آمپول زدن پزشک مواجه شدیم و قضاوت کرده رفته مریض را از زیر دست آمپول زدن رها کنیم و بگوییم پزشک کار اشتباهی می کند، کار نابه خردانه انجام داده ایم...پس اگر عمل آمپول زدن پزشک به مانند مثال شکنجه شدن کودکیست که خدا مسببش است و دارد انجامش می دهد...پس من می گویم از این به بعد شکنجه شدن کودک را دیدیم قضاوت بی جا نکنیم و اگر می دانیم کار کار خداست، و خدا فهمیدیم که حکیم است، ما به داد کودک نرسیم، همانطور که ما به داد بیمار زیر دست پزشک نمی رسیم...پس استاد این شما و اجداد شما و بنده و اجداد بنده هستند که در مورد رفتار خدا قضاوت بی جا می کنیم....
اگر هم می گویید که این شکنجه شدن کودک، کار خدا نیست و با نیت خدا هم سو نیست(یعنی خدا نیتش این نیست و نبوده که این کودک شکنجه شود) و با اراده خدا نبوده و خدا نیست که با دستان خود دارد کودک را شکنجه می کند، سخن ما این است که ما اول این را یعنی اینکه کودک دارد با دستان خدا شکنجه می بیند را با دلایل عقلی و نه مشاهده بلکه با دلایلی عقلی نشان می دهیم....ما با دلایل عقلی نشان می دهیم که این عمل شکنجه شدن توسط شخص خدا و توسط دستان خدا دارد انجام می شود...حالا من می پرسم که شما استاد گرامی چرا قضاوت می کنید در مورد رفتار خدا و می روید کودک را از ریر دست شکنجه شدن نجات می دهید و می گویید که خدا دارد اشتباه می کند، شما فهمیدید که این خدا که دارد شکنجه می کند، کارش باطلی انجام می دهد؟؟، شما وقتی ببینید که یک کودک دارد توسط پزشک شکنجه می بیند، می روی کودک را از زیر دست پزشک بیرون می کشی، یعنی اونقدر که شما پزشک را حکیم و دانا می دانی خدا را نمی دانی؟؟
پس سخن کوتاه اینکه، اولا ما با دلایل عقلی و نه مشاهده که بگوییم، اگر فلان نمی شد فلان می شد، اگر مثلا، اون طور نبود باید اونطور می بود..نه کاری به مشاهده نداریم.با دلایل عقلی می گوییم که این شکنجه شدن کار خداست، یعنی به نحوی که این خداست که گویا فارق از هر قانون و هر اجبار و محدودیتی، این کودک را در عرش اعلی گرفته و دارد خفه می کند و شکنجه اش می کندو..بعد از شما می پرسم، شما چرا در مورد رفتار خدا قضاوت غلط می کنید و می گویید من بروم این کودک را نجات بدهم؟؟اصلا چرا قضاوت می کنید؟؟

مسلم
۱۳۹۶/۰۹/۱۸, ۱۲:۴۲
اگر با صحنه آمپول زدن پزشک مواجه شدیم و قضاوت کرده رفته مریض را از زیر دست آمپول زدن رها کنیم و بگوییم پزشک کار اشتباهی می کند، کار نابه خردانه انجام داده ایم...پس اگر عمل آمپول زدن پزشک به مانند مثال شکنجه شدن کودکیست که خدا مسببش است و دارد انجامش می دهد...پس من می گویم از این به بعد شکنجه شدن کودک را دیدیم قضاوت بی جا نکنیم و اگر می دانیم کار کار خداست، و خدا فهمیدیم

بنده از این جهت مثال زدم که عدم احاطه علمی موجب قضاوت نادرست میشود و برای قضاوت کافی نیست، فقط از این جهت مثال زدم، نه از جهات دیگر، و قبول دارم که از جهات دیگر تفاوت وجود دارد.
در خصوص این مثال با مسئله خدا و شرور دو تفاوت وجود دارد که اگر این دو تفاوت وجود نداشت حرف شما کاملا درست بود:

تفاوت اول: اینکه اراده خدا به تنهایی نیست، بلکه خداوند برای علل طبیعی، غرائز حیوانی، و اختیار انسانی اعتبار قائل شده است، و همان ها را اراده کرده است، مثلا اگر شمری اراده کند امام حسین(ع) را شهید کند خداوند راضی نیست و نهی هم می کند، و شما را هم امر به دفاع از امام حسین(ع) می کند اما برّندگی را از شمشیر و خنجر، و قدرت بازو را از شمر نمی گیرد!! شما نمی توانید بگویید پس حالا که نیروی بازوی او سر جایش هست و شمشیر شمر هم برید پس خدا اراده کرده، ما چه کاره ایم!!
اگر ویروسی به جان کودکی افتاده، ببری به انسانی حمله کرده، یا ماری مردی را نیش زده، به خاطر حفظ نقش این حیوانات در طبیعت خداوند اراده ی آنها را از آنها نگرفته و تصمیم و اراده آنها را امضاء کرده است! یعنی اراده غریزی آنها در میان است! نه اینکه هیچ کدام از این علل نقش اعدادی نداشته باشند!
ما باید انسانی را که در چنگال حیوانی اسیر است را نجات دهیم، و این نجات دادن ما هم به اراده الهی است!

تفاوت دوم: اینکه ما از اراده خدا به صورت کامل آگاهی نداریم، در روایتی وارد شده است که امام باقر(ع) فرزند بیماری داشتند که حالش وخیم بود و حضرت(ع) خیلی در تب و تاب بودند به گونه ای که اطرافیان می ترسیدند که اگر این کودک از دنیا برود جان حضرت به خطر افتد، از قضا این کودک در بیماری اش جان سپرد، اما اطرافیان دیدند حال امام برگشته و کاملا صبورانه به ماجرا مینگرد واطرافیان را به صبر سفارش می کند! گفتند آقا ما به خاطر نگرانی شدید شما بر جان شما بیمناک بودیم! فرمود: ما چون نمی دانیم که خداوند مرگ این کودک را اراده کرده یا شفای او را باید تلاش خودمان را می کردیم، حال که روشن شد که خداوند مرگ او را اراده کرده است دیگر باید بر قضای الهی صبر کنیم.
کودکی که به بیماری مبتلاست، یا انسانی که به دست حیوانی گیر افتاده، و.. معلوم نیست خداوند نجات او به دست ما را اراده کرده است، یا شفای او را، یا مرگ او را، یا...؛ لذا ما آنچه که از دستمان بر می آید را باید انجام دهیم!

saeedrz
۱۳۹۶/۰۹/۱۸, ۱۳:۱۵
با سلام و احترام
من فکر میکنم، تعریف ما از خیر خواه بودن مطلق خداوند نادرست باشد...
استاد گرامی،خداوند در قرآن اشاره میکند که اقوام پیشین را بخاطر نافرمانی هایشان،عذاب فرستاده و ٱنها را هلاک می نمود...عذاب، شر است...
حال، عذاب چطور با خیر خواه بودن مطلق، قابل جمع است؟؟
آیا این بدان معنا نیست که خیرخواه بودن خداوند را درست متوجه نشدیم؟
من همیشه احساس میکنم خدایی که فلسفه معرفی میکند با خدایی که قرٱن معرفی می کند متفاوت است، نمی دانم چرا....فرض کنید شخصی در مورد رفتار و افکار و عقاید خودش کتابی می نویسد و خودش را معرفی میکند، بعد ما بگوییم نه، شما خودت را نمیشناسی، ما بهتر اخلاق و رفتارت را می شناسیم...حالا در نظر بگیرید همچین کاری را با کسی که اصلا هیچ احاطه ای به ٱن نداریم، بخواهیم تعریف کنیم...

مسلم
۱۳۹۶/۰۹/۱۸, ۱۸:۴۱
من فکر میکنم، تعریف ما از خیر خواه بودن مطلق خداوند نادرست باشد...
استاد گرامی،خداوند در قرآن اشاره میکند که اقوام پیشین را بخاطر نافرمانی هایشان،عذاب فرستاده و ٱنها را هلاک می نمود...عذاب، شر است...
حال، عذاب چطور با خیر خواه بودن مطلق، قابل جمع است؟؟
آیا این بدان معنا نیست که خیرخواه بودن خداوند را درست متوجه نشدیم؟
من همیشه احساس میکنم خدایی که فلسفه معرفی میکند با خدایی که قرٱن معرفی می کند متفاوت است

با سلام و احترام
در اینکه زبان قرآن و فلسفه متفاوت است شکی وجود ندارد، چرا که قرآن نه باز بان خشک عقلی و فلسفی، بلکه با بیان فطرت انسان ها با ایشان سخن می گوید لذا متن آن اصلا به کتاب های فلسفی نمیخورد، همانطور که آیت الله جوادی آملی نیز در برخی آثارشان به این مطلب اشاره فرموده اند؛ اما باید توجه کرد استحکام اعتقادات و معارف اعتقادی بیان شده در قرآن همان مطالبی است که در فلسفه به انها اشاره شده است.

البته نمی خواهم بگویم هر چه فلسفه و عرفان گفته میشود مطابق قرآن است، بله اختلافاتی هم ممکن است در برخی نظرات فلسفی و عرفانی باشد که خلاف قرآن است و هر کجا که خط فلسفه و عرفان از خط قرآن و روایات جدا شود ما حرف قرآن و روایات را دنبال می کنیم، همانطور که برخی در خصوص خلود در عذاب سخنانی گفته اند!

اما در خصوص موضوع مورد بحث یعنی عدالت خداوند، یا خیرخواهی محض او اختلافی بین قرآن وفلسفه وجود ندارد، خیرخواهی محض به این معنا نیست که خداوند خشم و غضب نداشته باشد، چنین خدایی که غضب نداشته باشد که خدای کاملی نیست، لذا نه مورد قبول قران است، و نه فلسفه!

خداوند نسبت به همه امت ها حتی امت های پیشین که عذاب شدند خیرخواه بوده است، حتی عذاب کردن خدا از سر رحمتش است، اینکه نسبت به هدایت انسان ها بی تفاوت نیست خودش نشان دهنده خیرخواهی اوست! حتی فلسفه هم هدایتگری را لازمه کمال الهی می دانند و کمال این هدایت گری انذار در کنار تشویق است.
اینکه خداوند برای هدایت این اقوام پیامبرانی فرستاد، اینکه سال های سال آزار پیامبرانش را به خاطر هدایت حداکثری آنها تحمل کرد، اینکه آنها را بارها از عذاب خودش بیم داد اینها همه از سر خیرخواهی بوده است، اما اینکه بر یک قومی که حجت بر ایشان تمام شده و در برابر حق دارند لجاجت به خرج میدهند و دست از کفر و بت پرستی و انحرافات دیگر دست بر نمیدارند غضب کند هرگز با خیرخواهی محض منافاتی ندارد.

اما خودش می فرماید ما تا با فرستادن انبیاء، حجت را بر اقوام تمام نکنیم آنها را عذاب نمیکنیم.(اسراء:15)

پارسا مهر
۱۳۹۶/۰۹/۱۹, ۱۵:۱۹
با سلام...



کودکی که به بیماری مبتلاست،...معلوم نیست خداوند نجات او به دست ما را اراده کرده استاستاد گرامی آخر شما چطور می فرمایید این حرف را!!!چطور می فرمایید که معلوم نیست که خداوند نجات او به دست ما را اراده کرده است یا نه...من می گویم که معلوم است که خداوند نجات او به دست ما را ارده نکرده...مگر می شود خدا اراده کرده باشد که برویم او را نجات بدهیم؟؟مگر خدا خودش اراده نکرده آن کودک شکنجه بشود؟؟بعد چطور می گویید که ما نمی دانیم که خدا اراده کرده که ما کودک را نجات بدهیم یا نه؟؟این یعنی چی؟؟این تناقض گوییست!!!!اینکه خدا اراده کرده کودک شکنجه شود، یا ما مطمئن هستیم که خدا اراده نکرده یا نیتش این نیست که ما برویم او را نجات بدهیم...بعد شما چطور می گویید که ما، نمی دانیم؟؟
استاد گرامی بنده می گویم ما داریم می بینیم که این کودک در حال شکنجه شدن است...و نشان هم دادیم که این شکنجه شدن کودک با اراده مستقیم و نیت همسو با عمل انجام شده...خوب بنده می گویم که اگر این شکنجه شدن چیز بدست، چرا برویم نجاتش بدهیم....من کاری به مرگ و مردن این کودک ندارم که شما مثال و داستانی از امام صادف را طرح کردید...امام صادق می گویند که من چون ما نمی دانیم که خدامرگ این کودک را اراده کرده یا نه، باید تلاش خودمان را بکنیم..من به امام صادق می گویم، امام جان، شما که نمی دانی که خدا مرگ کودک را اراده کرده یا نه.چرا می روی کودک را نجات بدهی..چرا می گویی چون نمی دانیم، می رویم کودک را نجات می دهیم؟؟چرا نمی گویی که چون از اراده ی خدا بی اطلاعیم دست رو دست نمی گذاریم تا کودک بمیرد..چرا یکی را بر دیگری ترجیح می دهی..چرا تلاش می کنیم که کودک نمیرد؟؟، واقعیت امر این است که چون امام فرض گرفته که اصولا مردن کودک بد است، نا به جاست، نامیمون است و زجر کشیدن کودک دو صد چندان بد تر است. و خدا هم که کار نا به جا انجام نمی دهد؟؟پس وقتی امام برای نجات کودک تلاش می کنند، یعنی این فرض را هم مسلم دانسته که خدا اراده کرده که کودک نمیرد.چون خدا که اراده نمی کند که یک کار نامیمون و نا به جا انجام دهد.
استاد اینها همه تناقضاتیست که در داستانها مطرح می شود و در مثال ها مطرح می شود چون بر پایه ی یک فرض باطل استوار شده اند و آن اینکه خدایی هست حکیم و دانا و خیر مطلق.
پس این از تفاوت دوم...من نفهمیدم شما با این تفاوت چه می خواستید بگویید.

memari98
۱۳۹۶/۰۹/۱۹, ۱۷:۵۹
سلام و خسته نباشید
بنده مدیر فروشگاه معماری (https://memari98.com/cat/shop/) هستم و بعضی اوقات با مواردی روبرو میشوم برای مثال بعضی از خریداران ادرس ایمیل خود را اشتباه وارد میکنند و به اشتباه نیز دو بار خرید انجام میدهند یعنی یک بار اضافه هزینه پرداخت میکنند اما متاسفانه چون ایمیل استباه وارد میکنند امکان بازگردانی این وجه به خریداران نیست و بنده از این مسئله عذاب وجدان میگیرم میخواستم بدونم این هزینه رو میشه صرف کمک به نیازمندان از طرف صاحب پول کرد ؟

مسلم
۱۳۹۶/۰۹/۱۹, ۱۸:۱۶
سلام و خسته نباشید
بنده مدیر فروشگاه معماری هستم و بعضی اوقات با مواردی روبرو میشوم برای مثال بعضی از خریداران ادرس ایمیل خود را اشتباه وارد میکنند و به اشتباه نیز دو بار خرید انجام میدهند یعنی یک بار اضافه هزینه پرداخت میکنند اما متاسفانه چون ایمیل استباه وارد میکنند امکان بازگردانی این وجه به خریداران نیست و بنده از این مسئله عذاب وجدان میگیرم میخواستم بدونم این هزینه رو میشه صرف کمک به نیازمندان از طرف صاحب پول کرد ؟

با سلام و احترام
دغدغه شما در این خصوص به جا و در خور تحسین و ستایش است
اگر هیچ راهی برای پیدا کردن خریدار وجود ندارد، بله می توانید آن را از جانب ایشان به نیازمندان واقعی بدهید.

مسلم
۱۳۹۶/۰۹/۱۹, ۱۹:۰۹
آخر شما چطور می فرمایید این حرف را!!!چطور می فرمایید که معلوم نیست که خداوند نجات او به دست ما را اراده کرده است یا نه...من می گویم که معلوم است که خداوند نجات او به دست ما را ارده نکرده...مگر می شود خدا اراده کرده باشد که برویم او را نجات بدهیم؟؟مگر خدا خودش اراده نکرده آن کودک شکنجه بشود؟؟بعد چطور می گویید که ما نمی دانیم که خدا اراده کرده که ما کودک را نجات بدهیم یا نه؟؟این یعنی چی؟؟این تناقض گوییست!!!!

جناب پارسامهر تا دو سال دیگر هم بحث طول بکشد بنده در خدمت شما هستم تا مسئله حل شود، اما با دقت بیشتر مسئله حل میشود:

ببینید مشکل این است که شما اراده خداوند را به معنای رضایت می گیرید در حالی که اینطور نیست، من سعی می کنم اول از مثال اختیار بشر شروع کنم چون شرور در این مسئله واضح تر است، لذا اول این را تشریح میکنم تا پُلی شود برای فهم بقیه شرور؛ پس فعلا روی همین بحث کنیم ببینیم به نتیجه میرسیم یا به نتیجه میرسیمhappy


خداوند اراده کرده است انسان اختیار داشته باشد، اما مطلقا نسبت به انجام ظلم توسط انسان راضی نیست، لذا از اینکه انسان ها اختیارشان را در راه ظلم و ستم به کار بگیرند نهی کرده است!! اما نمی شود اختیار داد و مانع ظلم شد، اینکه با اختیار سازگاری ندارد..!!

حالا اگر شما ببینید ظالمی دارد مظلومی را میکشد آیا به این نتیجه میرسید که خداوند به این کشتن راضی است و همین را به صورت یقینی اراده کرده و شما نباید در این زمینه ورود کنید؟!
روشن است که پاسخ منفی است:

چون اولا همانطور که آن ظالم دارد از اراده اش استفاده منفی میکند، شما هم می توانید از اراده تان استفاده مثبت کنید، یعنی خداوند تصمیم گیری در خصوص ظلم یا جلوگیری از ظلم را بر عهده خود ایشان گذاشته است.

علاوه بر اینکه خود خداوند دستور داده است که به مظلوم کمک کنید، پس روشن میشود رضایت خداوند به این است که آن مظلوم نجات یابد، نه اینکه زیر دست و پا لگدمال شود!!

پارسا مهر
۱۳۹۶/۰۹/۲۰, ۰۱:۰۱
جناب پارسامهر تا دو سال دیگر هم بحث طول بکشد بنده در خدمت شما هستم تا مسئله حل شود
سلام.استاد واقعا ممنونم.شما لطف بزرگی می کنید.

پس روشن میشود رضایت خداوند به این است که آن مظلوم نجات یابد، نه اینکه زیر دست و پا لگدمال شود!!
استاد گرامی، می فرمایید که روشن می شود که رضایت خداوند به این است که آن مظلوم نجات یابد، استاد بنده نمی دانم شما می خواهید چه پیامی برسانید....
قبول دارید که دلیل و فلسفه ی اینکه رضایت خداوند به این است که آن مظلوم نجات یابد،(استاد دقت کنید، خود می گویید نجات) این است که اصولا، آن شکنجه ای که مظلوم دارد می بیند، یک شکنجه و ظلم گذاف و نالازم و نامیمون است؟!مثلا دکتر از ما نمی خواهد و رضایتش به این نیست که ما برویم بیمار را از زیر دستش نجات بدهیم...چون این شکنجه شدنی که کودک می بیند، تنها راه ممکن و نفع کودک است...خوب شما میفرمایید که رضایت خدا به این است که ما برویم مظلوم را نجات بدهیم...پس دارید می گویید که آن که مظلوم در حال شکنجه شدن است، یک اتفاق نامیمون و نالازم و نا به جاست و گذاف است که باید برچیده شود...حالا بنده می گویم، اگر شکنجه شدن آن مظلوم نابه جاست، چرا خدا اراده کرده که آن مظلوم شکنجه ببیند..بالاخره بر لحظه ای آن مظلوم یک شکنجه و عذاب گذافی می بیند دیگر و مگر آن شکنجه را خدا اراده نکرده...خوب شما این را چطور توجیه کنید..چطور توجیه می کنید که مظلومی نا به جا شکنجه شد...حداقل برای لحظه ای...ما چه کار داریم که حالا رضایت خدا در ادامه ی امر چیست.فرض کنید که رضایت خدا در این است که ما کودک را نجات بدهیم...این مشکلی را حل نمی کند....این امر چه چیز را حل می کند!؟
اتفاقا استاد گرامی، بنده می گویم اگر رضایت خدا بر این بود که ما مظلوم را نجات ندهیم بهتر بود....چون آنوفت می توانستیم بگوییم که آن شکنجه ای که مظلوم می بیند یک شکنجه گذاف و نا به جا نبوده...مثلش مثل آن شکنجه ای است که کودک زیر دست پزشک می دیده و پزشک هم رضایت ندارد که ما برویم کودک را نجات بدهیم...یعنی استاد گرامی اینکه شما می فرمایید رضایت خدا این است که ما برویم مظلوم را نجات بدهیم در واقع دارید بر نظرات بنده مهر تائیدی می زنید که یک ظلم هایی هست که لازم نیستند..گذاف هستند...نامیمون و نا به جا هستند...که آنها را هم توضیح دادیم که خدا اراده کرده...شما این را چطور توجیه می کنید.چطور توجیه می کنید بالاخره ظلم ها و شکنجه های گذافی وجود دارد که خدا اراده کرده...اون ظلم های گذاف به اراده ی خدا را چطور توجیه می کنید!؟بالاخره یک ظلم ها و رنج های گذافی رخ می دهد یا نه!؟ما کاری نداریم که در ادامه خدا چه اراده کرده و چه رضایت دارد....اینکه بمیرد یا نه...نجات یا بد یا نه....

حالا اگر شما ببینید ظالمی دارد مظلومی را میکشد آیا به این نتیجه میرسید که خداوند به این کشتن راضی است و همین را به صورت یقینی اراده کرده و شما نباید در این زمینه ورود کنید؟!
استاد بنده می گویم، اگر ظالمی دارد مظلومی را میکشد(بنده می گویم، شکنجه می دهد) بنده می گویم، چون خدا اراده کرده و در این شکنجه شدن، شریک است، پس این شکنجه شدن، یک شکنجه شدن نا میمون و نا لازم و ناشایسته نیست...مثلش مثل آن کودکیست که زیر دست پزشک شکنجه می شود..پس بنده می گویم که نمی روم آن کودک را نجات بدهم، استاد دقت کنید نجات بدهم...اگر شما بروید و آن مظلوم را نجات بدهی، یعنی دارید می گویید که من خدا را در حد و اندازه یک پزشک حکیم ندیدم و فهمیدم که خدا دارد به ناحق کودک را شکنجه می کند...و بنده خدا، خدا هم که مجبور بوده و راه چاره ای نداشته جز شکنجه کردن به ناحق آن مظلوم، و چشم انتظار من است و اراده کرده است که من بروم مظلوم را نجات بدهم، پس می روم مظلوم را نجات می دهمhappy

مسلم
۱۳۹۶/۰۹/۲۰, ۱۷:۵۰
شما میفرمایید که رضایت خدا به این است که ما برویم مظلوم را نجات بدهیم...پس دارید می گویید که آن که مظلوم در حال شکنجه شدن است، یک اتفاق نامیمون و نالازم و نا به جاست و گذاف است که باید برچیده شود...

در اینکه ظلمی که به مظلوم میشود یک اتفاق نابه جا و نامیمون است شکی وجود ندارد، اما باید دقت بفرمایید در این ظلم فقط پای اراده خداوند در میان نیست!

دقت کنید بین این دو مثال خداوند و پزشک تفاوت وجود دارد، پزشک با اراده خودش دارد درمان می کند لذا ورود ما توجیهی ندارد، اما خداوند اراده انسان را امضاء کرده است، لذا فقط پای اراده خداوند در میان نیست، تا ما بگوییم خداوند همین را اراده کرده است، بلکه پای اراده و انتخاب انسان نیز در میان است.
بله اگر انسان ها مجبور بودند که طبق اراده الهی رفتار کنند حرف شما درست بود، همین که کسی به دیگری ظلم میکرد ما نباید دخالت می کردیم میگفتیم حتما مصلحتی دارد که ما نمی دانیم مانند پزشکی که دارد بیمار را مداوا میکرد، اما وقتی می دانیم به سوء انتخاب خود فرد است چه؟
مثال شبیه بحث ما در مورد پزشک این است که فرض کنید پزشک آمپول را به یک تزریقاتی بدهد و به او اجازه دهد که تزریق کند و به او بگوید به پای بیمار تزریق کن، اما ما ببینیم که آن شخصی که دارد تزریق می کند دارد سوزن را در گردن بیمار فرو می کند، اینجا نمی توانیم بگوییم اراده آن پزشک است، چون داریم می بینیم خلاف گفته آن پزشک دارد رفتار می کند.
البته باز هم از جهاتی با بحث ما فرق دارد، اما به جهت تمثیل بیان شد.


بنده می گویم، اگر شکنجه شدن آن مظلوم نابه جاست، چرا خدا اراده کرده که آن مظلوم شکنجه ببیند..بالاخره بر لحظه ای آن مظلوم یک شکنجه و عذاب گذافی می بیند دیگر و مگر آن شکنجه را خدا اراده نکرده...خوب شما این را چطور توجیه کنید

چاره ای از آن نیست جناب پارسامهر!
چون خداوند باید برای تکامل بشر به بشر اختیار می داد، و وقتی اختیار داده شود دیگر انسان است که تصمیم می گیرد به عدل رفتار کند یا به ظلم!!
تنها چاره بر کندن ظلم از جامعه این است که بشر را مجبور به رعایت عدل کند که این هم با هدف از خلقت بشر که همان رشد و تکامل است در تعارض است، چون انسانِ مجبور، بود و نبودش تفاوتی ندارد!

اما خداوند وعده داده است حکومت دینی در دنیا حق این مظلوم را بگیرد، و اگر به هر صورت این امر محقق نشد وعده داده است در جهانی دیگر حق این مظلوم را از ظالم بگیرد، بله اگر این حسابرسی و احقاق حقوق در قیامت نبود اشکال شما وارد می بود!

پارسا مهر
۱۳۹۶/۰۹/۲۰, ۲۰:۰۶
در این ظلم فقط پای اراده خداوند در میان نیست!
با سلام.استاد گرامی می فرمایید در این ظلم فقط پای اراده ی خداوند در میان نیست...استاد گرامی، آیا خودتان نفرمودیدی که بعضی از ظلم ها و شرها، ظلم های طبیعی هستند و اختیار انسان در آن دخیل نیست؟نظرتان در این مورد چیست؟فقطی اختیار انسان مطرح نباشد، آیا، جز اراده ی خدا کس دیگری هم در آن ظلم ها نقش ایفا می کند؟اگر بلی، پس چطور می فرمایید که ما یک سری ظلم های طبیعی هم داریم که اختیار انسان در آن مطرح نیست؟
حالا فرض کنید اختیار انسان را هم مد نظر داشته باشیم...شما می فرمایید که:

دقت کنید بین این دو مثال خداوند و پزشک تفاوت وجود دارد، پزشک با اراده خودش دارد درمان می کند لذا ورود ما توجیهی ندارد، اما خداوند اراده انسان را امضاء کرده است، لذا فقط پای اراده خداوند در میان نیست، تا ما بگوییم خداوند همین را اراده کرده است، بلکه پای اراده و انتخاب انسان نیز در میان است.
آیا اینکه می فرمایید که فقط پای اراده ی خداوند در میان نیست تا بگوییم که خداوند همین را اراده کرده مشکلی را حل می کند؟آیا اینکه پای اراده و انتخاب انسان نیز در میان هست، مشکلی را حل می کند؟؟خوب اینجا استاد می رسیم به بحث داعش...اگر مشخص شود که، اراده ی خدا همسو و با نیت و قرض انسانی که می فرمایید پای اراده و انتخابش نیز در میان است، یکی و همسو بود، می پذیزید پس این انتخاب و اراده های انسان که طرح می کنید مشکلی را حل نمی کند؟؟؟خوب ببینیم که آیا نیت و رضایت و میل خدا همسو با نیت و قرض ظالم هست یا نه...
بنده می گویم که اگر ظالم، که مثلا داعش باشد ظلمی می کند و کودکی را شکنجه می کند، قطعا و قطعا خدا با داعش شریک است.اگر شک دارید و ایرادی به این حرف دارید بفرمایید...حداقلش این است که خداست که اختیار را به این داعش داده.پس خدا در ظلمی که ظالم انجام می دهد شریک است... حالا شک دارید که این به این معنیست که خدا به داعش کمک کرده که ظلم کند؟؟؟حالا به بنده بگویید، آیا ممکن است که، خدا میل و علاقه و اراده کرده باشد که ظلم اتفاق نیافتد ولی به داعش کمک بکند که داعش ظلم کند؟؟پس حالا شکی هست در این که، میل و علاقه و رضایت خدا در این بوده که ظلم اتفاق بیافتد....پس نیت و قصد و میل و رضایت خدا در این بوده که ظلم اتفاق بیافتد.پس حتی اگر شما یک اراده ای را در کنار اراده خدا قرار دهید یا پای اراده و انتخاب انسان را نیز در میان بگذارید، مشکلی حل نمی شود، چون رضایت و میل قلبی خدا آن بوده که آن ظلم اتفاق بیافتد...حالا چطور شما در مورد این ظلمی که با میل و رضایت قلبی خدا اتفاق افتاده و خدا در آن رضایت دارد، به قضاوت می نشینید و می گویید که این ظلم و یا این شکنجه شدن، یک شکنجه شدن گزاف هست و ما باید به داد مظلوم برسیم؟؟؟

پارسا مهر
۱۳۹۶/۰۹/۲۱, ۰۲:۲۷
چاره ای از آن نیست جناب پارسامهر!
چون خداوند باید برای تکامل بشر به بشر اختیار می داد، و وقتی اختیار داده شود دیگر انسان است که تصمیم می گیرد به عدل رفتار کند یا به ظلم!!
تنها چاره بر کندن ظلم از جامعه این است که بشر را مجبور به رعایت عدل کند که این هم با هدف از خلقت بشر که همان رشد و تکامل است در تعارض است، چون انسانِ مجبور، بود و نبودش تفاوتی ندارد!
استاد گرامی ما با اصل ظلم فعلا مشکل نداریم...(البته مشکل دار هست و این هم بستگی دارد که ظلم را چگونه تعریف کنیم)ولی به هر حال ما با ظلم های گذاف فعلا مشکل داریم...شما که فکر نمی کنید که خدا مثل داعش ظلم می کند و بعد هم بگویید که خوب این ظلم ها برای تکامل بشر لازم است یا تکامل بشر بدون آن ظلم ها مقدور نیست؟پس بر خدا اشکالی نیست؟شما همچین باور و اعتقادی دارید؟استاد بنده تعجب می کنم!!!بعد از نظر شما یک همچین عالمی عادلانه هست؟؟...یعنی فکر می کنید خدا که به ناچار برای اینکه شرایط تکامل ما فراهم بیاید، لاجرم ظلم می کند؟؟

و اگر به هر صورت این امر محقق نشد وعده داده است در جهانی دیگر حق این مظلوم را از ظالم بگیرد، بله اگر این حسابرسی و احقاق حقوق در قیامت نبود اشکال شما وارد می بود
استاد گرامی بنده تعجب می کنم.یعنی اگر بنده به کودکی ظلم کنم و بعد در جای دیگری، آن را با شراب و رود روان جبران کنم، به این معنیست که دیگر ظالم نبوده و کار خطا نکرده بوده ام و ظلمی از من بیرون نیامده بوده؟؟استاد گرامی ما داریم بررسی می کنیم که آیا خدا ظلم گذاف و قبیح انجام داده یا نه که می بینیم داده...دیگر از خدایی می افتد..حالا هزار و هزاران، بهشت . جهنم هم برپا شود که آب ریخته را جبران نمی کند!!!چطور می فرمایید که حسابرسی و بهشت و جهنم، خدا رو از این وضعیتی که دچار شده، بیرون می آورد...یعنی خدا یک جا، ظلم کند و بعد یک جا جبران کند، با وجود خدا سازگاری دارد؟؟خدایی که یک جا ظلم کرده و کودکی را شکنجه کرده به نا حق، دیگر چه اعتباری هست که، بهشت و حساب رسی ای برپا کند؟؟؟کودکی که شکنجه می کند کودکی را، می تواند همان الله باشد؟؟

مسلم
۱۳۹۶/۰۹/۲۱, ۰۹:۰۷
با سلام و احترام


آیا خودتان نفرمودیدی که بعضی از ظلم ها و شرها، ظلم های طبیعی هستند و اختیار انسان در آن دخیل نیست؟نظرتان در این مورد چیست؟

بله، اما بعد عرض کردم شرور در این سه عرصه(اختیار، غریزه، قوانین طبیعی) را از هم جدا کرده و جدا جدا به بررسی هر کدام بپردازیم، اول از اختیار شروع کردیم چون این مسئله روشن تر بود و بعد قرار شد با روشن شدن حکم این مسئله به سایر شرور پُل بزنیم، همانجا که عرض کردم:



من سعی می کنم اول از مثال اختیار بشر شروع کنم چون شرور در این مسئله واضح تر است، لذا اول این را تشریح میکنم تا پُلی شود برای فهم بقیه شرور؛ پس فعلا روی همین بحث کنیم ببینیم به نتیجه میرسیم یا به نتیجه میرسیم

پس فعلا بحث را متمرکز روی شرور ناشی از سوء اختیار کنیم تا اول نتیجه این بحث روشن شود.(ممنون)

اما در مورد سخن شما:


خداست که اختیار را به این داعش داده.پس خدا در ظلمی که ظالم انجام می دهد شریک است... حالا شک دارید که این به این معنیست که خدا به داعش کمک کرده که ظلم کند؟؟؟حالا به بنده بگویید، آیا ممکن است که، خدا میل و علاقه و اراده کرده باشد که ظلم اتفاق نیافتد ولی به داعش کمک بکند که داعش ظلم کند؟؟پس حالا شکی هست در این که، میل و علاقه و رضایت خدا در این بوده که ظلم اتفاق بیافتد...

ببینید جناب پارسامهر در این مسائل مطلقا باید فلسفی نگاه کتید، نگاه های عُرفی در این مسئله واقعا رهزن هستند.
اینکه مسئله انسان و اختیار را به چاقو دادن به یک قاتل تشبیه کنید حقیقتا مثالی رهزن است تا مثالی رهنما!!
خداوند داعشیان را داعشی خلق نکرده است، انسان هایی که به دنیا می آیند انسان هستند و اختیار دارند، اینها بعدا تبدیل به داعشی می شوند!!

همین الان می شود تربیت یک بچه 7 یا 8 ساله را طوری آغاز کرد که در جوانی یک داعشی خونخوار جنایتکار شود!! اینطور نیست که وقتی داعشی شد خداوند اختیار را به او بدهد تا بگوییم تو که میدانستی این داعشی است!!

همانطور که تولد انسان ها معلول علل پیشین است، تربیت و جهت گیری های فکری آنها هم معلول عوامل پیشین است، تحقق یک گروهک تروریستی به نام داعش معلول یک سری علل پیشینی است.

برای اینکه انسان قاتلی در دنیا وجود نداشته باشد، خدا یا نباید انسان ها را بیافریند! یا باید همه را مجبور کند که بچه هایشان را خوب تربیت کنند که این هم فلسفه وجودی انسان را زیر سوال می برد! چون انسان مجبور که فایده ندارد، پس دوباره به همان شقّ اول برمیگردد!!
پس برای اینکه انسان قاتلی در دنیا وجود نداشته باشد خداوند اصلا نباید انسانی خلق میکرد.




این ظلم ها برای تکامل بشر لازم است یا تکامل بشر بدون آن ظلم ها مقدور نیست؟پس بر خدا اشکالی نیست؟شما همچین باور و اعتقادی دارید؟استاد بنده تعجب می کنم!!!بعد از نظر شما یک همچین عالمی عادلانه هست؟؟...یعنی فکر می کنید خدا که به ناچار برای اینکه شرایط تکامل ما فراهم بیاید، لاجرم ظلم می کند؟؟

عرض کردم چاره ای نیست!
برای اینکه انسان ها بتوانند رشد کنند باید اختیار داشته باشند، ما نمی گوییم قطعا با وجود اختیار دنیا عادلانه خواهد بود، اما در غیر این صورت اصلا عالَمی نخواهد بود!!! چون هیچ توجیهی ندارد.



یعنی اگر بنده به کودکی ظلم کنم و بعد در جای دیگری، آن را با شراب و رود روان جبران کنم، به این معنیست که دیگر ظالم نبوده و کار خطا نکرده بوده ام و ظلمی از من بیرون نیامده بوده؟؟استاد گرامی ما داریم بررسی می کنیم که آیا خدا ظلم گذاف و قبیح انجام داده یا نه که می بینیم داده...دیگر از خدایی می افتد..حالا هزار و هزاران، بهشت . جهنم هم برپا شود که آب ریخته را جبران نمی کند!!!چطور می فرمایید که حسابرسی و بهشت و جهنم، خدا رو از این وضعیتی که دچار شده، بیرون می آورد...یعنی خدا یک جا، ظلم کند و بعد یک جا جبران کند

طبق تفصیلاتی که پیش تر عرض کردم خدا ظالم نیست، خداوند فقط وجود می دهد، این انسان ها هستند که از این وجود هایی که خداوند به آنها داده استفاده می کنند یا سوء استفاده!
پس فلسفه قیامت این نیست که خداوند نعوذ بالله ظلم خودش را جبران کند، بلکه خدا ظلم ظالمین را جبران میکند، یعنی حق مظلوم را از ظالم می گیرد.
ظلم هایی که در زندگی محدود به انسان شده را در یک زندگی نامحدود جبران می کند.

پارسا مهر
۱۳۹۶/۰۹/۲۱, ۱۱:۲۷
خداوند داعشیان را داعشی خلق نکرده است، انسان هایی که به دنیا می آیند انسان هستند و اختیار دارند، اینها بعدا تبدیل به داعشی می شوند!!با سلام.استاد گرامی... مهم نیست که داعش بعدا به داعش تبدیل می شود یا نه...به هر حال، خداست که اختیار را به آن کودک پاک و معصومی داده که می دانسته داعشی خواهد شد...پس در ظلم داعش شریک است...به هر حال، داعش ظلمی می کند نوسط اختیاری که خدا به او داده...حالا کی و کجا و در چه زمانی خدا اختیار را به داعش داده مگر فرقی می کند
؟مگر برای خدا فرقی می کند؟
و استاد بنده یک سوال می پرسم.بنده می گویم که، اگر خدا رضایتش این بوده که کودک توسط داعش شکنجه نشود و ظلم نبیند و بر خلاف رضایت و ارداه ی خدا، داعش ظلم می کند و شکنجه می کند...شما دلیلتان و برهانتان چیست که می فرمایید که خدا بهشت و جهنمی برپا می کند و اگر نکند کار خطا و ظالمانه ای انجام داده
؟می توانم بپرسم، وقتی اول بار، بر خلاف میل و رضایت و اراده ی خدا، داعش کودکی را شکنجه کند و یک کار خطا و نا صواب و نا میمونی انجام دهد، چه تضمینی هست که دگر بار، بر خلاف رضایت و تصمیم و اراده ی خدا، امام حسین ع خالدین در جهنم نشوند و شمر خالدین در بهشت نشود؟این موضوع را می شود توضیح دهید....
اینطور نیست که وقتی داعشی شد خداوند اختیار را به او بدهد تا بگوییم تو که میدانستی این داعشی است!!استاد گرامی، آخر فرقی نمی کند....چه وقتی داعشی شد خداوند اختیار را به او بدهد و یا چه خدا به کودک پاک و معصومی که ازرحم بدنیا می آید اختیار بدهد که بعد ها قرار است با آن اختیار کودکی را شکنجه بدهد...استاد چه فرقی می کند، چه فرقی در عرضی که بنده طرح کردم می کند؟؟؟؟

پس برای اینکه انسان قاتلی در دنیا وجود نداشته باشد خداوند اصلا نباید انسانی خلق میکرد.استاد به هر حال عرض شد که خدا در ظلم داعش شریک هست و اگر داعش ظلم و ظالمی کرده خدا هم انجام داده....بنده خواهش دارم تنها و تنها روی همین مساله بپردازید...یا این حرف مرا قبول ندارید به این دلیل به آن دلیل که خوب حرفی نیست دیگر...یا قبول دارید...اگر قبول دارید...، پس باز هم قبول دارید که این توجیهات دردی دوا نمی کنند...این توجیهات مثل آن می ماند...که شما بگویید که خدا برای اینکه انسان قاتلی در دنیا وجود نداشته باشد و خدا هم ظلم و ظالمی نکند، خدا نباید انسانی را خلق می کرد....شما این را توجیه و دلیل ردی می دانید
؟؟بر چه؟؟؟بنده متوجه نمی شوم که دلیل اینکه این مسائل را طرح می کنید چیست.

طبق تفصیلاتی که پیش تر عرض کردم خدا ظالم نیست، خداوند فقط وجود می دهد، این انسان ها هستند که از این وجود هایی که خداوند به آنها داده استفاده می کنند یا سوء استفاده!پس فلسفه قیامت این نیست که خداوند نعوذ بالله ظلم خودش را جبران کند، بلکه خدا ظلم ظالمین را جبران میکند، یعنی حق مظلوم را از ظالم می گیرد.ظلم هایی که در زندگی محدود به انسان شده را در یک زندگی نامحدود جبران می کند.
استاد گرامی اگر شما نشان دادید که خدا ظلم و خطایی نکرده و عمل قبیح و شری را مرتکب نشده، من دیگر بحث را خاتمه یافته می دانم و نیازی نیست که شما به بحث بهشت و جهنم و آخرت اشاره کنید...ولی اگر حق با بنده بوده باشد و خدا عمل قبیحی و نا به جا و نا میمونی را مرتکب شده، خدا از خدایی می افتد.پس دیگر فلسفه ی طرح مسائلی از این دست که بهشت و جهنمی خواهد بود و آنجا ظلم ها جبران خواهد شد و امثال اینها چیست.استاد خرف بنده این است که خدا ظلم هایی را مرتکب شده...شما همین را رد کنید کافیست...دیگر چرا بحث بهشت و جهنم و قیامت را مطرح می کنید

؟؟
[RIGHT]
http://www.askdin.com/themecrate/debutant/misc/quote_icon.png نوشته اصلی توسط مسلم http://www.askdin.com/themecrate/debutant/buttons/viewpost-left.png (http://www.askdin.com/showthread.php?p=956596#post956596)
عرض کردم چاره ای نیست!




http://www.askdin.com/themecrate/debutant/misc/quote_icon.png نوشته اصلی توسط مسلم http://www.askdin.com/themecrate/debutant/buttons/viewpost-left.png (http://www.askdin.com/showthread.php?p=956596#post956596)
برای اینکه انسان ها بتوانند رشد کنند باید اختیار داشته باشند، ما نمی گوییم قطعا با وجود اختیار دنیا عادلانه خواهد بود، اما در غیر این صورت اصلا عالَمی نخواهد بود!!! چون هیچ توجیهی ندارد.



[COLOR=#333333]
استاد گرامی، باز بنده تاکید می کنم. بنده دلایلی می آورم و می گویم که خدا ظلم و خطا و عمل قبیحی انجام داده.خوب شما این دلایل را رد کنید...اینکه، بیایید مباحثی را طرح کنید که مثلا بگویید راه چاره ای نبود و اینها، که پاسخ به عرایض بنده نیست....

س.سعید
۱۳۹۶/۰۹/۲۱, ۱۳:۲۴
اگر شما نشان دادید که خدا ظلم و خطایی نکرده و عمل قبیح و شری را مرتکب نشده، من دیjستاد به هر حال عرض شد که خدا در ظلم داعش شریک هست و اگر داعش ظلم و ظالمی کرده خدا هم انجام داده....بنده خواهش دارم تنها و تنها روی همین مساله بپردازید...یا این حرف مرا قبول ندارید به این دلیل به آن دلیل که خوب حرفی نیست دیگر...یا قبول دارید...اگر قبول دارید...، پس باز هم قبول دارید که این توجیهات دردی دوا نمی کنند...این توجیهات مثل آن می ماند...که شما بگویید که خدا برای اینکه انسان قاتلی در دنیا وجود نداشته باشد و خدا هم ظلم و ظالمی نکند، خدا نباید انسانی را خلق می کرد....شما این را توجیه و دلیل ردی می دانید

؟؟بر چه؟؟؟بنده متوجه نمی شوم که دلیل اینکه این مسائل را طرح می کنید چیست.استاد گرامی اگر شما نشان دادید که خدا ظلم و خطایی نکرده و عمل قبیح و شری را مرتکب نشده، من دیگر بحث را خاتمه یافته می دانم و نیازی نیست که شما به بحث بهشت و جهنم و آخرت اشاره کنید...ولی اگر حق با بنده بوده باشد و خدا عمل قبیحی و نا به جا و نا میمونی را مرتکب شده، خدا از خدایی می افتد.پس دیگر فلسفه ی طرح مسائلی از این دست که بهشت و جهنمی خواهد بود و آنجا ظلم ها جبران خواهد شد و امثال اینها چیست.استاد خرف بنده این است که خدا ظلم هایی را مرتکب شده...شما همین را رد کنید کافیست...دیگر چرا بحث بهشت و جهنم و قیامت را مطرح می کنید؟؟

سلام
فعل خداوند خیر هست ولی فعل ظالم شر هست شما مثلا برای آزمایش یک نفر یک اسلحه در اختیارش می گذارید ولی فشنگ مشقی در آن می گذارید طرف تیر را به سوی مقتول شلیک می کند به خاطر اینکه فشنگ جنگی در آن نبوده قتلی رخ نمی دهد آیا فعل شر توسط شخص انجام شده یا نه؟ آزمایش ما کاری خطا یا شر هست؟
حال خداوند اسباب آزمایش را فراهم می کند به ظاهر شری به ما میرسد ولی همان شری که ما فکر می کنیم عین خیر برایمان هست(عسی ان تکروهوا شیئا و هو خیرلکم) همین که شخصی به دردی مبتلا میشود کلی ثواب برایش نوشته میشود یا متوجه خدا میشود

پارسا مهر
۱۳۹۶/۰۹/۲۱, ۱۳:۵۱
حال خداوند اسباب آزمایش را فراهم می کند به ظاهر شری به ما میرسد ولی همان شری که ما فکر می کنیم عین خیر برایمان هست(عسی ان تکروهوا شیئا و هو خیرلکم) همین که شخصی به دردی مبتلا میشود کلی ثواب برایش نوشته میشود یا متوجه خدا میشودسلام...خوب گرامی...شما می گویید که تنها در ظاهر است که شری به ما رسیده و ما خیال می کنیم و فکر می کنیم که شری به ما رسیده...خوب می توانم بپرسم...وقتی کودکی در حال شکنجه شدن است. و به قول شما، صرفا ما خیال می کنیم که شری به او دارد می رسد و بلکه دارد به او خیر می شود..می توانم بپرسم که، چرا شما می روی این کودک را نجات می دهی.چرا می گویی دارد به کودک ظلم می شود من بروم نجاتش بدهم... به قول شما ما داریم خیال می کنیم و تصور غلط می کنیم که دارد به کودک ظلم و شر وارد می شود..شما چرا می روی کودک را نجات بدهی...این را توضیح دهید.

س.سعید
۱۳۹۶/۰۹/۲۲, ۰۰:۱۸
سلام...خوب گرامی...شما می گویید که تنها در ظاهر است که شری به ما رسیده و ما خیال می کنیم و فکر می کنیم که شری به ما رسیده...خوب می توانم بپرسم...وقتی کودکی در حال شکنجه شدن است. و به قول شما، صرفا ما خیال می کنیم که شری به او دارد می رسد و بلکه دارد به او خیر می شود..می توانم بپرسم که، چرا شما می روی این کودک را نجات می دهی.چرا می گویی دارد به کودک ظلم می شود من بروم نجاتش بدهم... به قول شما ما داریم خیال می کنیم و تصور غلط می کنیم که دارد به کودک ظلم و شر وارد می شود..شما چرا می روی کودک را نجات بدهی...این را توضیح دهید.
سلام
خدا به شما عقل و اختیار داده تا بچه را از درد و ضجر برهانی خود خدا توصیه هم کرده که به دیگران کمک کنید شما را مورد آزمایش قرار داده تا چه می کنید؟ راه خیر و درست را انتخاب می کنید یا راه ناصواب را. ضمنا ما به اسرار غیب که آگاه نیستیم. خیر آن بچه آنست که توسط شما نجات یابد خیر در امتحان شدن شماست و مشخص شدن نوع عمل شما در این زمینه.
اسراری هست که عقل من و شما به آن قد نمیدهد باز این را گفتم که این جهان سرای امتحان و ابتلاست در سختی و آسانی امتحان نمی شود اعتراض کرد که هر کدام برای نمایان کردن ذات انسان هست.
همه این گرفتاریها به خاطر اختیار هست"دوش دیدم که ملائک در میخانه زدند/گل آدم بسرشتند و به پیمانه زدند----ساکنان حرم ستر عفاف ملکوت /با من راه نشین باده مستانه زدند----آسمان بار امانت نتوانست کشید/قرعه فال به نام من دیوانه زدند"
تا محک نخوریم تا بر سختیها غلبه نکنیم راه به سرمنزل مقصود نبریم همان مریضی که بچه ها مبتلا میشوند خودش باعث مصونیت و مقاوم شدن آنها در برابر میکروبها میشود فقط باید در برابر بیماری دوام بیارند که با کمک شما و دکترها که وسیله هستند میسر میشود

دکترنادرنوری
۱۳۹۶/۰۹/۲۲, ۰۰:۴۳
درود
یک پرسش دارم


ایا در قرآن ایه ای هست که بیان کنه خداوند در امور روزمره بشری عادله ؟

به سخن دیگر آیا در قران گفته که خدا در زندگی زمینی بشر کاراش عادلانه است ؟

مسلم
۱۳۹۶/۰۹/۲۲, ۰۹:۰۷
یک سوال می پرسم.بنده می گویم که، اگر خدا رضایتش این بوده که کودک توسط داعش شکنجه نشود و ظلم نبیند و بر خلاف رضایت و ارداه ی خدا، داعش ظلم می کند و شکنجه می کند...شما دلیلتان و برهانتان چیست که می فرمایید که خدا بهشت و جهنمی برپا می کند و اگر نکند کار خطا و ظالمانه ای انجام داده
؟می توانم بپرسم، وقتی اول بار، بر خلاف میل و رضایت و اراده ی خدا، داعش کودکی را شکنجه کند و یک کار خطا و نا صواب و نا میمونی انجام دهد، چه تضمینی هست که دگر بار، بر خلاف رضایت و تصمیم و اراده ی خدا، امام حسین ع خالدین در جهنم نشوند و شمر خالدین در بهشت نشود؟این موضوع را می شود توضیح دهید....

جناب پارسامهر عزیز دقت کنید که ما در این تاپیک به دنبال اثبات عدالت خداوند نیستیم، عدالت خداوند و دوری او از ظلم در جای خودش اثبات میشود که راه های متعددی دارد، در مورد این قسمت از پیام شما اجمالا و مختصر عرض کنم ببینید ظلم نشأت گرفته از عواملی است: یا نیازمندی، یا عقده های درونی، یا جهل و نادانی، یا عجز و ناتوانی، اما اینها هیچکدام در خدا راه ندارد، پس دلیلی ندارد خداوند ظالمین ار به بهشت برده و مظلومین را به جهنم..!! یعنی علل صدور چنین فعلی در خداوند راه ندارد، و وقتی علت نباشد معلول هم نخواهد بود.



آخر فرقی نمی کند....چه وقتی داعشی شد خداوند اختیار را به او بدهد و یا چه خدا به کودک پاک و معصومی که ازرحم بدنیا می آید اختیار بدهد که بعد ها قرار است با آن اختیار کودکی را شکنجه بدهد...استاد چه فرقی می کند، چه فرقی در عرضی که بنده طرح کردم می کند؟؟؟؟

در نگاه عُرفی خیلی فرق است که شما به یک کسی که الان قاتل است و نیت قتل دارد چاقو بدهید، یا به یک انسان مومن و مذهبی که الان قاتل نیست و انسان خوبی است، اما بعدها تبدیل به قاتل میشود و از چاقوی شما برای قتل استفاده می کند!!
البته این مثال عُرفی بود!

اما در نگاه دقیق فلسفی حرف بنده و منظور بنده این بود که همه چیز در قالب علت و معلول و نظام مند محقق میشود، شما نمی توانید آتشی روشن کنید که حرارت نداشته باشد، چون علت را که موجود کنید معلول خودش موجود خواهد شد!!
وقتی علل طبیعی تحقق چنین انسان هایی محقق شود طبیعتا معلول آن هم محقق خواهد شد، خداوند فقط این رابطه علّی و معلولی را آفریده، خداوند حرارت را برای آتش آفریده اما این ما هستیم که تصمیم می گیریم در جنگل آتشمان را روشن کنیم یا خیر! اگر روشن کردیم و جنگل را آتش زدیم نباید توقع داشته باشم خداوند این قانون حرارت را از آتش بردارد تا جنگل آتش نگیرد!!

خداوند قانون تولد انسان و تربیت انسان ها و اختیار آنها را یک قاعده چارچوب مند و نظام مند آفریده، و طبیعتا نتیجه چنین قانونی هم انسان های خوب خواهد بود و هم انسان های بد!



به هر حال عرض شد که خدا در ظلم داعش شریک هست و اگر داعش ظلم و ظالمی کرده خدا هم انجام داده....بنده خواهش دارم تنها و تنها روی همین مساله بپردازید...یا این حرف مرا قبول ندارید

بنده دلایلی می آورم و می گویم که خدا ظلم و خطا و عمل قبیحی انجام داده.خوب شما این دلایل را رد کنید...اینکه، بیایید مباحثی را طرح کنید که مثلا بگویید راه چاره ای نبود و اینها، که پاسخ به عرایض بنده نیست...

این که میگویم برای تشخیص جرم باید کل نگر بود برای همین است...
نمی شود فقط فعل را دید و گفت آیا شریک است یا خیر، آیا مجرم است یا خیر...!
باید نگاهی کل نگر داشت.
شما حتی اگر دیدید یکی با چاقو دارد دیگری را میکشد حق اعدام او را ندارید، باید او را بازجویی کنید تا جوانب مسئله برایتان روشن شود، شاید در نگاه کل نگر قاتل بی گناه باشد، و مقتول گنهکار!!
نمی توانید فقط اختیاری که خدا به انسان داده را ببینید اما چرایی و ضرورت آن را بگویید لازم نیست!

چاره ای نیست که انسان اختیار داشته باشد...
باز بگذارید اینطوری بحث کنیم، من از شما میپرسم اگر شما راهی سراغ دارید که انسان ها اختیار داشته باشند اما ظلم نکنند بسم الله...
بفرمایید تا روی آن بحث کنیم، اگر دقت کنید می بینید که نمیشود...

این اختیاری که انسان ها دارند معلول یک سری قوانین کلی و منظم و قاعده مند عالم است که بسیاری از انسان ها در پرتو آن رشد می کنند، آیا خداوند به خاطر ظلم برخی انسان ها، باید آن خیر حداکثری را هم از همه دریغ می کرد؟
باید بی خیال خلقت انسان میشد و حتی امام حسین(ع) را هم خلق نمیکرد که شمری به وجود نیاید؟! واقعا منطقی نیست!!
راهکار شما واقعا چیست؟ شما که به خدا ایراد می گیرید خب باید بدانید کجای کارش ایراد دارد و باید چکار میکرد، لطفا دقیق بفرمایید خداوند باید چکار میکرد تا ظالم نبوده و عادل باشد؟!
اگر می گویید من نمی دانم خب با نمی دانم که نمیشود کسی را قضاوت کرد!
قاضی هم که میخواهد مجرمی را تفهیم اتهام کند می گوید شما نباید فلانی را میکشتی، بلکه باید او را زنده میگذاشتی؛ یا شما نباید دزدی میکردی بلکه باید اموال مردم را سر جایش میگذاشتی و...

خب شما دقیقا از خداوند چه انتظاری دارید؟! کدام رفتارش جرم بوده که باید آن را ترک میکرده؟! خواهش می کنم دقیق بگویید، نه کلّی

مسلم
۱۳۹۶/۰۹/۲۲, ۰۹:۱۴
درود
یک پرسش دارم


ایا در قرآن ایه ای هست که بیان کنه خداوند در امور روزمره بشری عادله ؟

به سخن دیگر آیا در قران گفته که خدا در زندگی زمینی بشر کاراش عادلانه است ؟

با سلام و احترام

در برخی آیات خداوند به طور مطلق فرموده ذره ای به بندگان ظلم نمی کند:
«إِنَّ اللَّهَ لا يَظْلِمُ النَّاسَ شَيْئاً وَ لكِنَّ النَّاسَ أَنْفُسَهُمْ يَظْلِمُون‏»؛ خداوند هيچ به مردم ستم نمى‏كند ولى اين مردمند كه به خويشتن ستم مى‏كند (یونس:44)

روشن است که این ظلم نکردن قطعا دنیا را هم شامل میشود، چون اولا خداوند مظلقا ظلم کردن به بندگان را از خود نفی کرده است، و این طبیعتا هم دنیا و هم آخرت را شامل میشود، چون اگر کسی بخواهد بگوید این ظلم نکردن مختص آخرت است خب باید بر این تخصیصش دلیلی ارائه کند.

علاوه بر اینکه ادامه آیه نشان می دهد اتفاقا ظلم نکردن در دنیا آشکارتر است، چون در ادامه آیه فرموده مردم در حق خود ظلم می کنند و روشن است که ظلم کردن مردم در دنیاست، چون مردم در دنیاست که در حق خود ظلم میکنند، در اخرت که کسی در حق خودش ظلم نمی کند!! پس قطعا ظلم نکردن خدا در این آیه هم شامل ظلم نکردن در دنیا میشود.

پارسا مهر
۱۳۹۶/۰۹/۲۲, ۱۰:۵۵
خدا به شما عقل و اختیار داده تا بچه را از درد و ضجر برهانی
با سلام.ببخشید ولی من جواب دقیقی نگرفتم...من تعجب می کنم، خوب این عقل من برای چی باید بره تا بچه رو از درد و زجر نجات بده؟والا عقل من می گه داره یک ظلم و شر گذافی رخ می ده می رم کودک رو نجات می دم؟مگر شما نمی گید که این درد و زجر ها ظلم نیستن، شر نیستن و خیلی هم خوبن...خوب عقل من دیگه دلیلی نمی دونه که برم کودک رو نجات بدم، می تونم بگم عقل شما برای چی می گه بری کودک رو نجات بدی؟؟؟؟عقل شما اصلا نمی دونه برای چی باید بری کودک رو نجات بدید
می فرمایید که خدا توصیه کرده که بریم کودکان را نجات بدهیم یا کمک کنیم...آخه این توصیه ی خدا برای چیه...برای چی خدا توصیه کرده که من برم یک کار مهمل انجام بدم؟؟مگر نمی گویید که ما خیال می کنیم که داره به اون کودک ظلم می شه؟وقتی به کودک ظلم نمی شه و خیلی هم خوبه براش، چه معنی می ده که ما رو توصیه کنه که بریم کمکش کنیم....تا ما رو آزمایش کنه؟یعنی خدا توصیه کرده که ما یک کار مهمل انجام بدیم که بعد مورد آزمایش قرار داده بشیم؟
ببینید...من کاری ندارم که ما فطرتا می فهمیم که اینجا ظلم رخ داده...نه اینکه ما خیال می کنیم ظلم رخ داده...ما فطرتا می فهمیم، ظلم و شر گذاف و ناحقی رخ داده...و ما باید از این ظلم جلوگیری کنیم و کودک را نجات بدهیم...کسی نمی گه من فطرتا می فهمم که خیلی هم خوبه که اون بچه داره شکنجه می شه...فقط برای اینکه خدا دستور داده و توصیه کرده من می رم نجاتش می دم...حالا گفتم ما کاری به فطرت و وجدانمون نداریم...شما ادبیات دینی ما رو ببینی...همیشه از این جور رخداد ها به عنوان ظلم یاد شده....حرف از گرفتن حق مظلوم به میان آمده...
اما باشه، اگر شما اینطور نظر دارید...اشکالی نداره....به نظر من می رسیم به حرف اول من که:
در کل به نظر من یا باید بپذیریم خدا موجودی شرور و ظالمه...یا باید تغییرات اساسی و بنیادین در دیدگاهمون داشته باشیم...مثلا بیاییم از این به بعد وقتی بچمون داشت شکنجه می شد، زیر چک و لگد له می شد...شکر کنیم خدا رو...بگیم، خدا قربونت برم که بچم داره زجر می کشه...حتما امشب مهمونی و جشن می گیرم...از اون طرف وقتی بچمون سلامت بود و خوشحال بود هم باز شکر کنیم و جشن بگیریم....هر چی پیش اومد بادا باد....بچمون هم مرد..یا البته بازم دیدگاه های دیگه هست..ولی به هر حال باید اساسی دیدگاه عوض بشه....

پارسا مهر
۱۳۹۶/۰۹/۲۲, ۱۲:۲۴
در نگاه عُرفی خیلی فرق است که شما به یک کسی که الان قاتل است و نیت قتل دارد چاقو بدهید، یا به یک انسان مومن و مذهبی که الان قاتل نیست و انسان خوبی است، اما بعدها تبدیل به قاتل میشود و از چاقوی شما برای قتل استفاده می کند!!
استاد گرامی...ما در مورد خدا سخن می گوییم.مگر برای خدا فرقی هست..مگر خدا مثل ما محدود به زمانه...مگر خدا مثل ما از آینده بی اطلاع هست...آخر این نگاه عرفی اصلا چه جای طرح دارد؟؟
استاد بنده یک بار دیگر توضیح می دهم، کمی الفاظ رو تغییر می دهم که گمراه کننده نباشن، ولی همان سخن و کلام قبلی من است.داعش کودکی را شکنجه می کند، خدا در ظلم داعش شریک هست، خدا در ظلمی که اتفاق می افتد شریک است.چون حداقل و حداقل و حداقل داعش دارد با اختیار و وقدرت و توانی که خدا بوجود آورده و به او داده دارد کودک را شکنجه می کند.دیگر ما کاری نداریم که خدا کی و چگونه این اختیار را بوجود آورده..مگر فرقی می کند....به هر حال خدا شریک است....خوب وقتی خدا شریک است، مگر غیر از این است که خدا کمک کننده و نقش افرین بوده در این ظلم؟؟آیا ممکن است که خدا میل و علاقه و اراده کرده باشد که ظلم اتفاق نایفتد ولی کمک کننده و نقش آفرین باشد در این ظلم و شکنجه؟؟پس حالا شکی هست که خدا میل و علاقه و رضایت خدا در این بوده که ظلم اتفاق بیافتد؟پس نیت و قصد و میل و رضایت خدا در این بوده که ظلم اتفاق بیافتد....خواهشن بفرمایید با کدوم بند مشکل دارید...البته تا حدی در ادامه پاسخ دادید که عرض می کنم....




اما در نگاه دقیق فلسفی حرف بنده و منظور بنده این بود که همه چیز در قالب علت و معلول و نظام مند محقق میشود، شما نمی توانید آتشی روشن کنید که حرارت نداشته باشد، چون علت را که موجود کنید معلول خودش موجود خواهد شد!!

وقتی علل طبیعی تحقق چنین انسان هایی محقق شود طبیعتا معلول آن هم محقق خواهد شد، خداوند فقط این رابطه علّی و معلولی را آفریده
استاد مگر علل طبیعی ای نیست که وجود ما و شما را محقق کرده؟؟؟؟حالا باید بگوییم که خداوند فقط این رابطه ی علی و معلولی را آفریده...ما را که نیافریده....من نمی دونم، الان من بروم، کی را شکر و پرستش کنم....خدا که ما را نیافریده...استاد آخر اشاره به این علل طبیعی و امثال اینها چه معنی دارد...من اصلا متوجه نمی شوم...مگر چه فرقی می کند؟؟؟؟

نظور بنده این بود که همه چیز در قالب علت و معلول و نظام مند محقق میشود
از نظر شما، این تام ما در تصویر می بینید، دارد سعی میکند و نقشه می کشد در غالب یک نظام علت و معلول، تام را به چنگ آورد و بخورد، به جری یا موش ما ظلم نمی کند؟؟؟happy شما می گویید که این تام بی گناه هست، چون انتظار ندارید وقتی نخ در حال پاره شدن بود و گاو صندوق روی جری قرار بود بیافتد، تام برود نخ را از پاره شدن جلو گیری کند؟؟

http://dualsportalchemy.com/wp-content/uploads/2013/10/DesignsJerry3.jpg

پس استاد گرامی بنده اصلا نمی فهمم یعنی چی و چه معنا دارد که شما حرف از یک نظام علت و معلول و نظام مند به میان می آورید...من نمی فهمم...پس استاد، صرف اینکه ظلم ها، در یک چهاچوب نظام مند و علت و معلولی رخ می دهد، مشکل را حل نمی کند و این ایراد را برطرف نمی کنده که خدا ظلم نکرده....شما به ما شفاف بگویید که چرا خدا ظلم نکرده؟؟؟بهتر نیست اصلا و ابدا به نظام علت و معلولی اشاره نکنید، چون اهمیتی ندارند؟
یا در ظلم اختیار مطرح هست یا نیست.....خوب ما در مورد اختیار داریم صحبت می کنیم...بنده، در مورد داعش و شریک بودن خدا در آن ظلم در بالا توضیح دادم.خواهشن آن را پاسخ دهید...شما کاری نداشته باشید به نظام علت و معلولی....

پارسا مهر
۱۳۹۶/۰۹/۲۲, ۱۳:۰۸
راهکار شما واقعا چیست؟ شما که به خدا ایراد می گیرید خب باید بدانید کجای کارش ایراد دارد و باید چکار میکرد، لطفا دقیق بفرمایید خداوند باید چکار میکرد تا ظالم نبوده و عادل باشد؟!
استاد بنده می گویم که خدا همه ما را در بهترین و نیکوترین و عالی ترین مرتبه های وجودی و کمالی می آفرید....اینطور هم ظالم نبود و هم عادل بود.

مسلم
۱۳۹۶/۰۹/۲۲, ۱۳:۱۵
با سلام و عرض ادب

به هر حال خدا شریک است

جناب پارسامهر عزیز دراینکه خداوند به لحاظ وجود دادن به این داعش، و به لحاظ اختیار و توان دادن به داعش در تحقق این ظلم نقش داشته که بنده مخالفتی ندارم، بارها عرض کردم هرچه محقق میشود به قدرت و اراده خداوند است.

به عبارت دیگر هر فعلی دو بُعد دارد: یکی وجود و هستی، یکی خوبی و بدی!

مثلا زور بازو از حیث وجودی اش به خداوند منسوب است اما اینکه به سینه ظالم بخورد یا به سینه مظلوم این را خداوند گفته هر چه شما اراده کنید من هم همان را امضاء و اراده می کنم!! لذا اگرچه از حیث وجود و هستی همه اعال منتسب به خداوند هستند، اما از نظر خوبی و بدی به ما منسوب هستند، نه خدا!!

به صرف نگاه به یک فعل نمیشود قضاوت داشت که این فعل عادلانه است یا خیر!! شما باید نگاهی کل نگر داشته باشید!! یعنی در یک نگاه کلان مجموع حواشی، و مفاسد و مصالح هر دو شقّ قضیه را با هم مقایسه کنید، ببینید خداوند چه کارهایی می توانست انجام دهد، و آیا کار بهتر را انجام داده یا خیر! در ادامه توضیح بیشتری خواهم داد.


آیا ممکن است که خدا میل و علاقه و اراده کرده باشد که ظلم اتفاق نایفتد ولی کمک کننده و نقش آفرین باشد در این ظلم و شکنجه؟؟

بله که میشود، همانطور که سابقا هم عرض کردم اراده خداوند به منزله رضایت او نیست! بلکه از سر مصلحت سنجی است!!
خداوند هرگز به کشتن امام حسین(ع) راضی نیست، اما حفظ قوانین جهان و نظام دنیا در ارجح است، چرا که می توان حق امام حسین(ع) را جبران کرد، اما نابودی قوانین عالم و نظام را نمیشود جبران کرد.

خواهش می کنم دقت بفرمایید، خداوند می بایست از بین این دو کار یکی اش را انتخاب می کرد:

الف) خلقت انسان ها و اختیار دادن به آنها و رشد و تکامل انسان ها!! و گرفتن حق مظلومین از ظالمین

ب) اصلا انسانی خلق نکند، ی آنها همه مجبور باشند آدم های خوبی باشند! یا پدر و مادرانی که بلد نیستند بچه تربیت کنند را نازا کند! یا آنها را به تربیت درست مجبور کند!!


خواهش می کنم از بالا نگاه کنید، کلان نگاه کنید.
عمده اشکال ها در مبحث عدل الهی جزئی نگری است، همه چیز را باید با هم دید و سپس قضاوت کرد که آیا این فعل می ارزد یا خیر! یعنی مجموع فوائد و مفاسد یک فعل را باید با هم سنجید و سپس قضاوت کرد.



استاد مگر علل طبیعی ای نیست که وجود ما و شما را محقق کرده؟؟؟؟حالا باید بگوییم که خداوند فقط این رابطه ی علی و معلولی را آفریده...ما را که نیافریده....من نمی دونم، الان من بروم، کی را شکر و پرستش کنم....خدا که ما را نیافریده...استاد آخر اشاره به این علل طبیعی و امثال اینها چه معنی دارد...من اصلا متوجه نمی شوم...مگر چه فرقی می کند؟؟؟؟

از نظر شما، این تام ما در تصویر می بینید، دارد سعی میکند و نقشه می کشد در غالب یک نظام علت و معلول، تام را به چنگ آورد و بخورد، به جری یا موش ما ظلم نمی کند؟؟؟ شما می گویید که این تام بی گناه هست، چون انتظار ندارید وقتی نخ در حال پاره شدن بود و گاو صندوق روی جری قرار بود بیافتد، تام برود نخ را از پاره شدن جلو گیری کند؟؟

این چه قیاسی است جناب پارسامهر!!!
من میگویم خداوند یک قانونی در جهان چیده است که خیر و خوب است، از امثال امام حسین(ع) تا عرفایی چون آیت الله بهجت و امام خمینی(ره) تربیت می کند، لذا اینکه برخی از این قانون خوب سوء استفاده نمی کنند و شمر میشوند نباید موجب شود که خداوند قانونش را نقض کند! کاری که خیرش بیشتر از شرّش است را نباید به خاطر آن شرّ ترک کرد!
این یک قادعده عقلی است، آیا این را قبول دارید؟!!
پزشک دارو هم که تجویز می کند روی دارو نوشته است به موازات تآثیر خوب، عوارض جانبی ای هم دارد، آیا شما به پزشک می گویید ظالم؟ چون شما را دچار این عوارض جانبی کرده است؟!
بحث ما ین خیر حداکثری و شرّ حداقلی است، دقت بفرمایید.

اما در این مثالی که شما می زنید این قانونِ تام چه خیر و خوبی ای دارد!؟ بله اگر این قانون موجب نجات جان، یا رشد هزاران نفر میشد، می گفتیم خب کشته شدن یک موش به این فوائد عظیم این قانون می ارزد!!

خواهش می کنم دقت بیشتری داشته باشید.


خدا همه ما را در بهترین و نیکوترین و عالی ترین مرتبه های وجودی و کمالی می آفرید....اینطور هم ظالم نبود و هم عادل بود.

وجود یک موجود و ظرفیت آن بستگی به علل پیشینی آن دارد، خداوند فیضش محدودیتی ندارد اما موجوداتی که فیض را می گیرند هر کدام ظرفیت خاصی دارند، مثلا نمی توان توقع داشت که خداوند که بخیل نیست اما چرا از دو گاو یک انسان به دنیا نمی آورد!! می گوییم نطفه گاو ظرفیت انسان شدن را ندارد!!!

در مورد مراتب انسانی هم همینطور است، این که می گویند بچه حرامزاده نور معنویت در او کمرنگ تر است و ممکن است دشمن علی(ع) شود از این باب است، یعنی تأثیرات پیشینی!

عالم همه نظام مند و منظم و در چارچوب است، همانطور که ویژگی های جسمی پدر و مادر مانند دیابت و سرطان و مانند آن فرزند را مستعدّ این بیماری ها می کند ویژگی های روحی پدر و مادر نیز در فرزند تأثیر دارند، اینطور نیست که همه فرزندان در یک مرتبه متولد شوند.
هر بچه ای متناسب با علل پیشینی به هر اندازه که ظرفیت داشته باشد از خداوند فیض می گیرد!

به همین خاطر در نسل انبیا و ائمه(ع) تا حضرت آدم(ع) نباید پدر و مادر مشرک یا بدکاره وجود داشته باشد چون از ایشان انسان معصوم متولد نمیشود! همانطور که در زیارات ائمه(ع) هم میخوانیم:
کنتم نورا فی الصلاب الشامخه و الارحام المطهره...» شما نوری بودید در صلب پدران بزرگوار و بلند مرتبه و مادران پاک دامن...

پارسا مهر
۱۳۹۶/۰۹/۲۲, ۱۴:۲۷
هرچه محقق میشود به قدرت و اراده خداوند است.
با سلام...اول استاد گرامی، این سخن شما، که، نتیجه اش جبر است...آیا واقعا هرچه محقق می شود به قدرت و اراده ی خداوند است؟؟اگر من اراده کردم این متن را بنویسم، یعنی خدا اراده کرد من بنویسم؟؟خودم اراده نکردم.؟..
شما می فرمایی که خدا اراده کرد که شما اراده کنی!!!!...ولی این که معنی ندارد..مثل این است که بگویید، مربی ارداه کرد که، که کاپیتان اراده کند.حالا اگر کاپیتان، اراده کرد که شوت کند.آیا مربی اراده کرد که کاپیتان شوت کند؟؟؟؟پس استاد اینکه می فرمایید هرچه محقق می شود به قدرت و ارداه خداست، جبر را لازم می آورد که خود شما هم گفتید اگبر جبر وجود داشت، خدا ظالم بود...پس همین که شما می فرمایید که هرچه محقق می شود به قدرت و اراده ی خداوند است، جبر را لازم می آورد و خدا ظالم است....حالا دیگر ما کاری نداریم...که وارد جبر و اختیار می شویم..



به صرف نگاه به یک فعل نمیشود قضاوت داشت که این فعل عادلانه است یا خیر!!شما باید نگاهی کل نگر داشته باشید!!
استاد به هر حال، قبول دارید که آن فعل داعش که انجام می شود که ظالمانه و شر است.در این هم شک دارید؟؟در این امر شک دارید که فعل ها و رخداد هایی در دنیای ما پدید می آیند که عادلانه نیستند و ظلم هستند، یا فکر می کنید ما باید نگاهی کلی نگر داشته باشیم؟؟ اگر قبول ندارید....پس چرا می فرمایید که در دنیا ما ظلم هست.خوب اگر قبول دارید که ظلم هستند...بنده به شما نشان می دهد که این ظلمی که هست، خدا هم نقش دارد و به این دلیل به آن دلیل چون نقش دارد، پس ظالم است...حالا چه نیازی هست که ما کل نگر باشیم یا نه؟؟؟
الان اشکال این سخن بنده در چیست؟؟؟شما می فرمایید برای آنکه نشان دهیم و ثابت کنیم که خدا هم در این ظلم ها نقش دارد و ظالم است، باید ببینید خداوند چه کارهایی می توانست انجام دهد، و آیا کار بهتر را انجام داده یا خیر!
پس اگر من به شما نشان دادم که خود خدا به در گوش داعش گفته که داعش برو ظلم کن، آنوقت، از نظر شما خدا ظالم نیست؟؟ یا داعشی نشد، هر ظالم دیگری، هر ظلمی که خودتان می دانید...یک ظلم معرفی کنید..مثلا شکنجه شدن کودک توسط ویروس.یک ظلم رو در نظر یگیرید.بالاخره قبول دارید که ظلم هایی در نیای ما رخ می دهد دیگر.شما یک ظلم رو اینجا نام ببر، بنده به شما نشان می دهد که آن ظلم توسط خدا انجام شده یا با رضایت و میل و خواست خدا...خوب همین کافی نیست که بگوییم که خدا ظالم است و شما می گویید که ظالم نیست، چون باید ببینید خداوند چه کارهایی می توانست انجام دهد و آیا کاربهتری را انجام داده یا خیر؟؟یعنی همین که من نشان دهم که داعش ظلم مرتکب شده و خدا هم رفته به در گوش داعش گفته برو ظلم کن و با میل و رضایت و انتخاب و اختیار خداست کافی نیست که خدا را از خدایی بیاندازد...خواهشن به این سوال پاسخی دقیق بدهید...


و استاد معذرت می خواهم، این بحث دارد طولانی می شود...انشاالله که سرتان در نیامده باشد

دکترنادرنوری
۱۳۹۶/۰۹/۲۲, ۱۵:۳۰
در برخی آیات خداوند به طور مطلق فرموده ذره ای به بندگان ظلم نمی کند:
«إِنَّ اللَّهَ لا يَظْلِمُ النَّاسَ شَيْئاً وَ لكِنَّ النَّاسَ أَنْفُسَهُمْ يَظْلِمُون‏»؛ خداوند هيچ به مردم ستم نمى‏كند ولى اين مردمند كه به خويشتن ستم مى‏كند (یونس:44)

درود
سپاس از پاسخ گویی

با توجه به خود همین آیه چند پرسش ایجاد می شود ؟

گفته خدا هیچ ستم نمی کند ولی مردم خودشون در حق خودشون ستم می کنند


پرسش ها :


@};-جنینی که نزدیک تولدش بوده و در زمین لرزه درشکم مادر زیر خر وارها آوار له شده است آن جنین چه ظلمی در حق

خودش کرده بود که این چنین مستوجب عذاب بشه و به هلاکت برسه ؟

این چه عدالت خدایی می تونه باشه ؟



@};-آن جنین هایی که با نقایص مادر زادی وحشتناک بدنیا میان ایا چه ظلمی و ستمی مرتکب شدن که این چنین ناعادلانه باید بدنیا بیایند


شاید بگین که گناه از پدر و مادر بوده که این چنین شده ولی مگر خود قران نگفته ( لا تَزرو وازره وزر اُخری....... هیچ کس به گناه فرد دیگری مجازات نمیشود ) چرا باید جنین بی دفاع و بی گناه تاوان کسان دیگری را بدهد ؟

این عدالت خداست ؟


@};-چرا اختلاسگران و دروغ گویان و دزدان بیت مال با میلیاردها تومان پول دزدی به خارج فرار می کنند یا زندگی راحت و بدون دغدغه ای دارند ولی زلزله بر مردم فقیر و تنگ دست و روستایی و زجر کشیده ی هشت سال دوران جنگ ایران و عراق در سر پل ذهاب و قصر شیرین فرود می آید

آیا این زلزله عدالت خداست ؟؟؟؟

و بسیاری مثالهای روزمره ی دیگر

لطفن پاسخهای خرد پذیر و واقعی بدهید نه جملات جسته گریخته
و پاسخ این پرسش ها را به ان دنیا حواله ندین و با وعده های بهشتی ما را سرگرم نکنید باشد

امید وارم پولی که برای پاسخ گویی محکمه پسند می گیرید حلالتان باشد

وقتی که خدا در این دنیا عدالت را رعایت نمی کند از کجا اسوده خاطر بشیم که اون دنیا هم خدا اینجوری بی عدالت نباشه


خدا اگر عادل است باید نمودی و سرنخ آرامش بخشی عملن در همین دنیا به ما نشان بده نه فقط وعده بدهد

وعده هایی که هیچ تضمین عملی از آنان ندیده ایم و فقط روی کاغذ بوده است

مسلم
۱۳۹۶/۰۹/۲۲, ۲۲:۲۸
شما یک ظلم رو اینجا نام ببر، بنده به شما نشان می دهد که آن ظلم توسط خدا انجام شده یا با رضایت و میل و خواست خدا...

شهادت امام حسین(ع) به دست شمر!!
لطفا نشان بدهید، نه با اراده خدا، در آن حرفی نیست، بلکه با رضایت و میل خدا


استاد معذرت می خواهم، این بحث دارد طولانی می شود...انشاالله که سرتان در نیامده باشد
نیازی به معذرت خواهی نیست
بنده سرم درد می کند برای این حرفها، سری که درد نمی کند که دستمال نمی بندند!!happy
ان شالله بحث را به نتیجه میرسانیم
فقط اگر موافق باشید تا حصول نتیجه این تاپیک، به خاطر تمرکز ری این موضوع، تاپیک جدیدتان در خصوص «اختیار در خلقت» را بازگشایی نکنیم، اگر هم عجله دارید که هیچ، بازگشایی می کنیم.

مسلم
۱۳۹۶/۰۹/۲۲, ۲۲:۵۴
با سلام و عرض ادب



لطفن پاسخهای خرد پذیر و واقعی بدهید نه جملات جسته گریخته

بله به روی چشم، فقط بنده هم دو خواسته از شما دارم که انصافا آنها را رعایت کنید، صرفا قول لفظی ندهید:

الف) کاملا نگرش های احساساتی را در بحث عدل کنار بگذارید و با نگاه خشک عقلی قضاوت کنید!
ب) از نگاه جزء نگرانه جدّا بپرهیزید و با نگاهی کلان و کل نگرانه ماجرای آفرینش را نگاه کنید.


جنینی که نزدیک تولدش بوده و در زمین لرزه درشکم مادر زیر خر وارها آوار له شده است آن جنین چه ظلمی در حق
خودش کرده بود که این چنین مستوجب عذاب بشه و به هلاکت برسه ؟
این چه عدالت خدایی می تونه باشه ؟

چه کسی گفته که این کشته شدن جنین در شکم مادر عذاب الهی بوده تا ظلم تلقی شود؟!
یک حادثه طبیعی بوده که منجر به کشته شدن این جنین شده است.
امیدوارم این 23 صفحه تاپیک که به اینجا رسیده حداقل پست های بنده را خوانده باشید.
باید فلسفی به جهان نگاه کنید، همه موجودات در حال حرکت(تغییر و تکامل) هستند، اما بعضی از این حرکت ها با موانعی روبرو میشوند و از ادامه حرکت باز می مانند، این ظلم نیست، این تعارض قوانین است!
دانشمندان زلزله شناسی دائما دارند از گسل های فعال در لایه های زیرزمینی کشورمان سخن می گویند! خب این حوادث طبیعی است، و قوانین جهان هم نظام مند است، ما مقصریم! مردم ژاپن اگر همه شان آیت الله بهجت هم بشوند این کشور از مناطق زلزله خیز خارج نمیشود، این قانون طبیعت است، ما باید مقاوم سازی کنیم!!

زلزله خیز بودن یک مسئله طبیعی و جغرافیایی است، این که ما در ساخت و ساز ها مسائل جغرافیایی را رعایت نمی کنیم این کار ما اشکال دارد، مثل این است که کسی با معماری مناطق کویری برود در شمال کشور خانه بسازد و وقتی سقفش دائما چکه چکه میکند به عدالت خداوند اعتراض کند!! خب باید به او گفت معماری تو به درد این منطقه نمیخورد، به خدا چه؟!

قوانین عالم ثابت هستند، نمیشود توقع داشت سقفی که مثلا 50 کیلو بیشتر تحمل نمی کند اگر کودکی بی گناه زیر آن بود تا 100 کیلو را تحمل کند اما اگر انسان کافری زیر آن بود فرو بریزد!! این خواست ما زیربنای تمام علوم مهندسی را فرو میریزد.




آن جنین هایی که با نقایص مادر زادی وحشتناک بدنیا میان ایا چه ظلمی و ستمی مرتکب شدن که این چنین ناعادلانه باید بدنیا بیایند
شاید بگین که گناه از پدر و مادر بوده که این چنین شده ولی مگر خود قران نگفته

این نقایص مادرزادی هم مجازات پدر و مادر نیست که دامن بچه را گرفته باشد، اصلا کار پدر و مادر هم عمدی نبوده تا مستحق مجازات باشند!! حتی آنها هم مستحق مجازات نیستند، چه برسد آن فرزندی که متولد شده است!!
تمام این نواقص مادرزادی ناشی از اختلالات ژنتیکی یا مشکلات تغذیه ای است، اینها همه لازمه قوانین ثابت جهان آفرینش هستند، اینطور نیست که خداوند هر کسی را دوست دارد سالم بیافریند و هر کسی را دوست ندارد معلول!! لذا تمام اختلالات ژنتیکی قابل پیگیری وقابل پیشگیری است، چون نظم واحد است، اما اگر خداوند میخواست با معجزه دائما خلء ها را پُر کند دانشگاه ها برای شناخت طبیعت و قوانین عالِم باید تعطیل میشد چون هیچ قانون ثابتی در جهان یافت نمیشد!!
خداوند باید نظام ژنتیک را برای تولید مثل و انتقال ویژگی های والدین به فرزندان برپا می نمود، طبیعتا ممکن است این خیر حداکثری ، یک شرور حداقلی هم داشته باشد ما نمی توان به خدا اشکال گرفت که چرا این ژنتیک را آفریدی؟!!



چرا اختلاسگران و دروغ گویان و دزدان بیت مال با میلیاردها تومان پول دزدی به خارج فرار می کنند یا زندگی راحت و بدون دغدغه ای دارند ولی زلزله بر مردم فقیر و تنگ دست و روستایی و زجر کشیده ی هشت سال دوران جنگ ایران و عراق در سر پل ذهاب و قصر شیرین فرود می آید
آیا این زلزله عدالت خداست ؟؟؟؟

قبلا هم عرض کردم چنین استدلال هایی متوقف بر این است که شما اثبات کنید این زلزله به قصد تنبیه وعذاب کردن مردم بوده است!!
ثانیا: خود خداوند در قرآن وعده داده که کسانی که خیلی از او دور شوند را گرفتار سنت استدراج نموده و آنها را گرفتار رفاه دنیوی می کند تا در آخرت با آنها تسویه حساب کند(اعراف:182)



وقتی که خدا در این دنیا عدالت را رعایت نمی کند از کجا اسوده خاطر بشیم که اون دنیا هم خدا اینجوری بی عدالت نباشه

اولا همانطور که عرض شد خداوند در دنیا بی عدالتی نکرده است.
ثانیا: دنیا با آخرت تفاوت ماهوی دارند، دنیا محل کاشت است و آخرت برداشت! دنیا مسیر است و آخرت مقصد! هیچ تلازمی وجود ندارد که انسان که در دنیا با بی عدالتی هایی مواجه میشود در آخرت هم همان باشد!!

س.سعید
۱۳۹۶/۰۹/۲۳, ۰۰:۱۳
سلام
فعل خداوند خیر هست ولی فعل ظالم شر هست شما مثلا برای آزمایش یک نفر یک اسلحه در اختیارش می گذارید ولی فشنگ مشقی در آن می گذارید طرف تیر را به سوی مقتول شلیک می کند به خاطر اینکه فشنگ جنگی در آن نبوده قتلی رخ نمی دهد آیا فعل شر توسط شخص انجام شده یا نه؟ آزمایش ما کاری خطا یا شر هست؟
حال خداوند اسباب آزمایش را فراهم می کند به ظاهر شری به ما میرسد ولی همان شری که ما فکر می کنیم عین خیر برایمان هست(عسی ان تکروهوا شیئا و هو خیرلکم) همین که شخصی به دردی مبتلا میشود کلی ثواب برایش نوشته میشود یا متوجه خدا میشود

می فرمایید که خدا توصیه کرده که بریم کودکان را نجات بدهیم یا کمک کنیم...آخه این توصیه ی خدا برای چیه...برای چی خدا توصیه کرده که من برم یک کار مهمل انجام بدم؟؟مگر نمی گویید که ما خیال می کنیم که داره به اون کودک ظلم می شه؟وقتی به کودک ظلم نمی شه و خیلی هم خوبه براش، چه معنی می ده که ما رو توصیه کنه که بریم کمکش کنیم....تا ما رو آزمایش کنه؟یعنی خدا توصیه کرده که ما یک کار مهمل انجام بدیم که بعد مورد آزمایش قرار داده بشیم؟

سلام مجدد خدمت جنابعالی و کاربران محترم
عدالت چیست؟غیر از این هست هر چیز و هر کس در جایگاه مناسب و متناسب خود قرار گیرد
خصوصیت ذاتی انسان اختیار اوست.
پس عدالت در مورد انسان چگونه باید اجرا شود؟ به غیر از محک خوردن انسان و اختیارش راهی برای تعیین شان و جایگاه انسان وجود دارد و به عبارتی دیگر تا آزمونی نباشد سنجشی در کار نخواهد بود اگر به قول شما همه چیز گل و بلبل بود و مانعی سر راه نبود آیا خوب از بد تشخیص داده میشد یا مقرب از ابرار قابل تشخیص بودند بد از بدتر قابل تشخیص بود هر کس بنا به مقام و جایگاهی که در آن بود معترض نبود چون سنجیده نشده بود و ادعا میکرد چرا من در این رتبه قرار گرفتم
تا انسان به شرور و سختیها آزمایش نمیشد به جایگاه درخور و شایسته خودش نمی رسید در حقیقت عدالت در مورد او اجرا نمیشد این آزمایش برای اجرای عدالت میان انسانهاست و عدل که نمی تواند ظلم شود فعل پروردگار عین خیرخواهی و عدالت در حق بندگانش هست

پارسا مهر
۱۳۹۶/۰۹/۲۳, ۱۷:۴۳
شهادت امام حسین(ع) به دست شمر!!
لطفا نشان بدهید، نه با اراده خدا، در آن حرفی نیست، بلکه با رضایت و میل خدا
سلام مجدد....

خوب در اینکه خدا در جنایت و ظلم شمر شریک است که شکی نیست و جای تردیدی نیست و خدا نقش آفرین بوده در این ظلم که شکی نیست...شما خودتون نوشتید که:

دراینکه خداوند به لحاظ وجود دادن به این داعش، و به لحاظ اختیار و توان دادن به داعش در تحقق این ظلم نقش داشته که بنده مخالفتی ندارم
حالا می رسیم به این که، آیا خدا که نقش آفرین بوده در تحقق این ظلم توسط شمر، آیا میل و رضایتش هم بر این بوده که شمر ظلم کند یا نه....
استاد که مخالفن که میل و رضایت خدا این بوده که شمر امام حسین را به شهادت برسانند...
خوب اول سوال که پیش می آید، این است که، اگر اول بار، بر خلاف میل و رضایت خدا شمر امام حسین را شهید می کنند، و یک کار نا به جا و نا لازمی انجام می دهند و خدا هم از جهتی که میل و رضایتش این نبوده، گناهی و تقصیری متحملش نیست و لایق سرزنش نیست و کسی او را ظالم نمی خواند، چه تضمینی هست که دگر بار، بر خلاف رضایت و میل خدا، امام خالدین در جهنم نشوند و شمر خالدین در بهشت؟؟
این سوال جالبیه....استاد مسلم سعی کردن به این سوال پاسخ بدن به این نحو که:

جناب پارسامهر عزیز دقت کنید که ما در این تاپیک به دنبال اثبات عدالت خداوند نیستیم، عدالت خداوند و دوری او از ظلم در جای خودش اثبات میشود که راه های متعددی دارد، در مورد این قسمت از پیام شما اجمالا و مختصر عرض کنم ببینید ظلم نشأت گرفته از عواملی است: یا نیازمندی، یا عقده های درونی، یا جهل و نادانی، یا عجز و ناتوانی، اما اینها هیچکدام در خدا راه ندارد، پس دلیلی ندارد خداوند ظالمین ار به بهشت برده و مظلومین را به جهنم..!! یعنی علل صدور چنین فعلی در خداوند راه ندارد، و وقتی علت نباشد معلول هم نخواهد بود.

استاد می فرمایند که ظلم نشات گرفته از عواملیست، مثل نیازمندی و عقده های درونی و الی آخر و می فرمایند که اینها در خدا راه ندارد...و قبول، اینکه بر خلاف میل و رضایت خدا که این است که امام حسین شهید نشوند، امام حسین توسط شمر شهید بشوند منافاتی با این امر ندارد که ظلم در خدا راه ندارد، از نظر استاد مسلم... پس می توانیم بگوییم که اینکه ظلم در خدا راه ندارد منافاتی با این امر ندارد که بر خلاف میل و رضایت خدا که می خواهند امام حسین خالدین در جهنم نشوند و شمر خالدین در بهشت نشوند، امام حسین ع خالدین در جهنم بشوند....ما که نمی گوییم که خدا با میل و رضایت خود امام حسین را در جهنم خالدین می کنند.می گوییم که خدا بر خلاف میل و رضایتش، مشاهده می کند که امام حسین خالدین در جهنم می شوند...خوب این چه تنافی و تضادی با وجود خدا دارد و چه تضادی با این امر دارد که ظلم در خدا راه ندارد که استاد مسلم در پاسخ عرض ما گفتند که، ظلم نشات گرفته از فلان و فلان است و اینها هیچکدام در خدا راه ندارد؟؟اینکه عدالت خدا ثابت شده، منافاتی دارد با اینکه بر خلاف میل و رضایت خدا، شمر خالدین در بهشت بشود؟؟پاسخ خیر است....
پس سوالی که بنده از استاد مسلم دارم اینه که بگویند چه تضمینی هست که همانطور گه بار اول، بر امام حسین ظلم شد و به شهادت رسیدند، چه تضمینی هست که دگر بار بر امام حسین ظلم نشود و امام حسین خالدین در جهنم نشوند؟؟خدا دنیا را آفریده و رضایتش این بوده که امام حسین به شهادت نرسند توسط شمر...اما بر خلاف میل و ورضایت خدا، که اشکالی هم به خدا نیست و خدا را ظالم نمی کند، امام حسین به شهادت می رسند...حالا چه اشکالی دارد که خدا رضایت و میلش این است که امام حسین خالدین در بهشت شوند، و شمر خالدین در جهنم، این دو جایشان عوض شود؟؟چه اشکالی بر خدا پیش می آید؟خدا می شود ظالم؟برای چه؟؟
خلاصه شما هر جا و هرجا، خواستید یک ظلم را نشان بدهید...ما می گوییم، که آن ظلم بر خلاف میل و رضایت خدا اتفاق افتاده پس خدا ظالم نیست....خدا عادل ترین عادل هاست و هیچگاه ظلم نمی کند.این رو چطور پاسخ می دید.
این رو هم بگم....اینکه شمر ظلم کنه به امام حسین...هزار بار و هزار بار هم بهشت و جهنمی رخ بده زمان که به عقب بر نمی گرده....در هر صورت عالمی که خدا خلق کرده چه با بهشتش و چه بدون بهشتش عادلانه نبوده...اگر عادلانه بوده، پس چطور در اون عالمی که عادلانه بوده، امام حسین شهید می شه و ظلم می شه؟؟
شما وارد یک شرکت می شی...اول راهرو یکی نا حق می زنه تو گوش شما، و به شما ظلم می کنه....حالا گیرم شما از پله ها رفتی بالا و طبقات بالا و کلی بهت رسیدن و حوری و شراب بهت دادن و تو رو استخدام کردن به خاطر سواد و کمالاتت و کلی بهت رسیدن خلاصه و گفتن که اونکه تو رو به ناحق زد رو سرش رو بریدیم و انداختیم جلو سگ ها، و خلاصه همه جوره بهش رسیدن...حالا اگر از شما بپرسن که آثا این شرکت که شما واردش شدی، عادلانه بود یا نه، شما چی می گی؟؟؟؟می گی عادلانه بود؟؟یا می گی عادلانه نبود؟؟؟؟طبیعیه که می گی عادلانه نبود...چون به هر حال، یکی اومد به ناحق به گوشت زد و ظلم کرد...اون ظلمی که بهت کرد که هیججوره پاک نمی شه...پس به هر حال، اون شرکت دیگه مطلق عادلانه نمی شه....کسی هم نمی گه اون شرکت که من واردش شدن عادلانه بود....نهایت شما می تونی بگی...اولش که عادلانه نبود و بهم ظلم و ناحث شد...اما در ادامه که از پله ها رفتم، عدالت رو دیدم...ولی در کل، اون شرکت که مطلق عادلانه حساب نمی شه...پس همین که امام حسین بهش ظلم شده، این عالم هستی که امام حسین روش پا گذاشته عادلانه حساب نمی شه....نهایت امام حسین می تونه بگه، در ادامه من عدالت رو دیدم....مثلا وقتی از پله ها بالا رفتن، یعنی پس ار مرگم...پس برای پاسخ به سوال من نگید که اگر امام حسین خالدین در بهشت نشه و شمر خالدین در جهنم نشه، عالم نا عادلانه می شه....چون همین که امام حسین قبل از این پاشو از پله ها بالا بزار هم بهش ظلم شده، عالمی که خدا آفریده ناعادلانه هست...با هزار تا بهشت و جهنم هم تغییری در رویه ایجاد نمی شه....

ادامه دارد....

مسلم
۱۳۹۶/۰۹/۲۴, ۱۱:۴۲
با سلام و احترام


اگر اول بار، بر خلاف میل و رضایت خدا شمر امام حسین را شهید می کنند، و یک کار نا به جا و نا لازمی انجام می دهند و خدا هم از جهتی که میل و رضایتش این نبوده، گناهی و تقصیری متحملش نیست و لایق سرزنش نیست و کسی او را ظالم نمی خواند، چه تضمینی هست که دگر بار، بر خلاف رضایت و میل خدا، امام خالدین در جهنم نشوند و شمر خالدین در بهشت؟؟

جناب پارسامهر فکر می کنم سوء تفاهمی پیش آمده است. ببینید منظور ما این نیست که خدا توان نجات جان امام حسین(ع) را نداشته است!! که بگویید از کجا معلوم در آخرت بتواند عدالت را محقق سازد.
من بارها در پست های پیشین عرض کردم همه چیز به اراده او انجام می گیرد!

پس خداوند در دنیا توان نجات امام حسین(ع) را داشت، اما اینکه خداوند امام حسین(ع) را نجات نداد دو علت دارد که هر دو در آخرت منتفی است:

الف) خدا همواره دنبال عدالت است، اما هدف خدا از خلقت دنیا تحقق عدالت نیست، بلکه رشد انسان در سایه اختیار است، اما هدف از خلقت آخرت تحقق عدالت است!! یعنی اصلا آخرت بنا میشود تا کمی ها و کاستی هایی ه انسان ها در دنیا با آن روبرو بوده اند را جبران کند، آخرت بنا میشود تا حق مظلومین از ظالمین گرفته شود! اما دنیا برای آزادی عمل و انتخاب مسیر است، خدا نباید مانع اختیار انسان ها شود، نه اینکه نمی تواند، می تواند اما هدف این است که خودشان زادانه مسیرشان را انتخاب کنند تا رشد کنند.

ب)علاوه بر اینکه دنیا محدودیت های قانونی خودش را دارد اما این محدودیت ها هیچ کدام در آخرت وجود ندارد، مثلا قرآن کریم می فرماید در دنیا «إن مع العسر یسرا» یعنی سختی های دنیوی با یک نوع رشد و ساخته شدن همراه است، مثلا می بینید که انسان های که در سختی بزرگ می شوند انسان های قوی تری هستند، یعنی ناخوشی های دنیا، ناخوشی محض نیست اما آخرت سختی هایش سختی محض و خوشی هایش خوشی محض است همانطور که می فرماید اهل جهنم میگوید سواء علینا أجزعنا ام صبرنا! برای ما فرقی نمی کند صبر کنیم یا جزع و فزع کنیم! این سختی جهنم سختی ای نیست که مثل سختی های دنیا صبر در آن موجب ساختگی انسان شود! سختی و ناخوشی محض است.



شما وارد یک شرکت می شی...اول راهرو یکی نا حق می زنه تو گوش شما، و به شما ظلم می کنه....حالا گیرم شما از پله ها رفتی بالا و

قیاستون صحیح نیست، بله اگر مدیر دستور داده باشه که توی گوش شما بزنند ایراد شما وارد است اما فرض کنید یکی از کارمندان آن شرکت خودش از روی خصومت شخصی خودش با اراده خودش، به عنوان شخصیت حقیقی، نه شخصیت حقوقی توی صورت شما بزند در این صورت عدالت آن شرکت زیر سوال نمی رود! خصوصا اینکه مدیر آن شرکت اگرچه مقصر نبوده اما ظلم او را جبران می کند و به شما عوض می دهد و حق شما را از او می گیرد در این صورت کاملا عادلانه است.

پارسا مهر
۱۳۹۶/۰۹/۲۴, ۱۲:۳۷
سلام.

قیاستون صحیح نیست، بله اگر مدیر دستور داده باشه که توی گوش شما بزنند ایراد شما وارد است اما فرض کنید یکی از کارمندان آن شرکت خودش از روی خصومت شخصی خودش با اراده خودش، به عنوان شخصیت حقیقی، نه شخصیت حقوقی توی صورت شما بزند در این صورت عدالت آن شرکت زیر سوال نمی رود! خصوصا اینکه مدیر آن شرکت اگرچه مقصر نبوده اما ظلم او را جبران می کند و به شما عوض می دهد و حق شما را از او می گیرد در این صورت کاملا عادلانه است.
استاد حدس می زدم اینطور بگویید...ولی اینکه من گفتم آن شرکت عادلانه نیست...منظورم این نبود که مدیران و رئیسانش ظالم بودند و عادل نبودند...که شما می گویید که یکی از کارمندان آن شرکت خودش از روی خصومت به صورت شما زده...ما کاری نداریم که مدیر شرکت توی گوش طرف زده یا نه...به هر حال، یک ظلمی اتفاق افتاده در درون شرکت، و در اون شرکت عدالت وجود نداشته دیگر...استاد بازم تاکید می کنم منظورم این نیست که روسا و مدیران شرکت ظالم هستند....
خوب در مورد جهان هم همینطوره...وقتی در یک زمان به امام حسین ظلم شد، دیگه عالمی که خدا خلق کرده و پا روش گذاشتیم...عادلانه نیست و نخواهد بود..من نمی گم، خدا ظالمه یا عادل نیست...فرض میگیریم که خدا ظالم نیست و خیلی هم عادله...و لی به هر حال، همین که در یک زمانی بر امام حسین ظلم می شه....خوب عالم می شه نا عادلانه دیگه....
شما مگر خودتان نمی گویید که الان این دنیای خاکی که ما پا روش گذاشتیم....نا عادلانه هست...خوب این دنیای خاکی بخشی از کل عالم هستی که ما حالا قراره از پله هاش بریم...پس وقتی یک زمان و برهه و مکانی از عالم هستی که این کره خاکی باشه، ناعادلانه هست...خوب دیگه طبیعتا کل عالم هستی ناعادلانه می شه دیگه....الان شما اشکالی می بینید در این سخن؟!؟!
مثلا شما وارد شمال کشور می شید...یک لحظه که وارد شمال می شید، یک پشه ای مزاحم شما می شه...خوب حالا همین که یک بار و یک لحظه و یک زمان در شما پشه ای به شما مزاحم می شه، دیگه، نمی تونیم بگید که در شما مزاحمت نیست...حالا شهرداری بیاد، همه پشه ها و مزاحم های شمال رو نابود کنه و زندانی کنه، شما رو هم درمان کنه، جا و خواب همه چی به شما بده..دیگر زمان که به عقب بر نمی گرده که شما بگید من در شمال مزاحمتی ندیدم....خوب این عالم هم همینه دیگه..به هر حال به امام حسین ظلمی شده...همین که ظلمی شده دیگه، فاتحه ی عدالت در عالم هستی زده شده..هزار بار هم بهشت و جهنم بر پا بشه...این عالم هستی ای که خدا آفریده عادلانه نیست....

ببینید منظور ما این نیست که خدا توان نجات جان امام حسین(ع) را نداشته است!! که بگویید از کجا معلوم در آخرت بتواند عدالت را محقق سازد.
نه استاد، فکر نکنم سوء تفاهم پیش آمده باشد...بنده هم فرض نگرفتم که خدا توان نجات امام حسین را نداشته...می گوییم، همین که رضایت خدا این بوده که امام حسین شهید نشوند و شهید شدند، بر عدالت و عادل بودن خدا خدشه ای وارد نمی سازد...این که در آینده هم شمر خالدین در بهشت و شوند و امام خالدین در جهنم، تضادی با عدالت و عادل بودن خدا ندارد...و خدا ظالم نمی شود...پس دیگر از جهت عدل و عدالت بخواهیم حساب کنیم...چه تضمینی هست که فردا شمر، خالدین در بهشت نشود؟!به نظر شما اگر فردا امام حسین خالدین در جهنم شوند، خدا ظالم می شود؟!؟!ما می گوییم نه، خوب خدا که رضایتش این نبوده که امام حسین خالدین در جهنم شوند...پس دیگر چه تضمینی هست که فردا این اتفاق ها رخ ندهد؟!

پس به بنده بگویید که اگر فردا امام یا هر مظلوم دیگری خالدین درجهنم شود و یزیدیان خالدین در بهشت شوند، خدا را ظالم خواهد کرد؟!؟!به عادل بودن خدا ضربه ای وارد می شود؟!
و اینکه،
آیا عالم هستی ناعادلانه خواهد بود؟!با توجه به توضیحی که دادم مگر همین که به امام حسین ظلم شده، عالم هستی ناعادلانه نیست؟!؟مگر می شود آب ریخته شده را جمع کرد؟!؟!ظلمی به امام شده که دیگه، عوض کردنی نیست....پس عالم هستی چه بخواهیم چه نخواهیم ناعادلانه هست....

پارسا مهر
۱۳۹۶/۰۹/۲۴, ۱۳:۰۸
اما بریم سر اصل مطلب که: آیا میل و رضایت خدا بر این بود که امام حسین به شهادت نرسن

اول این بدیهی هست که اگر میل و رضایت خدا بر چیزی تعلق گرفته باشه، قطعا او کار عملی می شه...من نمی فهمم مگر می شه که، میل و رضایت و خواست خدا به این باشه که مثلا قیامتی بر پا بشه، ولی خواست و رضایت و میل خدا عملی نشه...مگر می شه همچین چیزی؟!؟!دیگه سنگ و رو سنگ بند نمی شه که...من نمی دونم چطور می شه که میل و رضایت و خواست خدا این بوده باشه که امام حسین به شهادت نرسن توسط شمر، ولی همچین اتفاقی بیافته...پس اگرمیل و رضایت خدا و خواست خدا بر چیزی بود، قطعا و قطعا عملی می شه و هیچ بهانه ای هم پذیرفته نیست...هیچی...

اما حالا سوال من اینه، یک عادم عاقل اگر میل و رضایتش این باشه که فلان اتفاق نیافته، هیچگاه شرایط و لوازم رو مهیا نمی کنه که اون اتفاق بیافته....مثلا رضایت من این نیست که به بچم آسییب برسه...حالا اگر من یک سگ وحشی بیارم خونه که مقدمات و شرایطی رو فراهم کنه که به بچم آسیب برسه...یا دیوانه بوده ام...یا نا اگاه بوده ام...حالا وقتی میل و رضایت خدا این نیست که شمر امام حسین را بکشد، چطور ممکن است که لوازم و شرایط را مهیا کند که شمر امام حسین را بکشد..هیچ توجیه ای پذیرفته نیست...هیچی....اینکه بگوییم، خدا مصلحی می دیده، خدا، ناچار بوده، اگر اینطور نمی کرد، اونطور می شد...هیچی بهانه ای و توجیه ای پذیرفته نیست....بله اگر خدا رو با شخص بنده مقایسه کنید...بله توجیهاتی پذیرفته می شود..مثلا بگوییم، خدا آگاه نبوده!!!حواسش نبوده...ولی گفتم ماجرا در مورد خدا فرق می کنه...مگر می شه خدا میل و رضایتش این نبوده که شمر امام حسین را شهید کنند، ولی خودشان مقدمات و شرایط و لوازمی رو فراهم کنند که شمر امام حسین را شهید کنند...آخر کدام آدم عاقلی همچین کاری می کند که خدا اینکار را بکند؟!؟!این خیلی بدیهی...من می خواستم کلی مطلب در این باره بنویسم...دیدم خیلی بدیهی هست...یعنی نیاز نیست که یک سری مقدمات و مثال بزنم، خود استاد مسلم مطلع هستند و باید همچین چیزی برایشان بدیهی باشد...من نمی دونم چطوور استاد مسلم می گویند که خدا رضایت و میل نداشته که شمر امام حسین را شهید کنند، ولی لوازم و شرایط و اختیاری را داده اند که این اتفاق بیافتد!!!

مسلم
۱۳۹۶/۰۹/۲۴, ۲۱:۲۶
وقتی در یک زمان به امام حسین ظلم شد، دیگه عالمی که خدا خلق کرده و پا روش گذاشتیم...عادلانه نیست

فرض میگیریم که خدا ظالم نیست و خیلی هم عادله...و لی به هر حال، همین که در یک زمانی بر امام حسین ظلم می شه....خوب عالم می شه نا عادلانه دیگه...

بنده به دنبال دفاع از عدالت خداوند هستم که شما هم آن را فرض گرفته اید(رنگ آبی) اگر می خواهید بگویید دنیا عادلانه نیست که ما هم مخالفتی نداریم(رنگ قرمز) این را از اول می گفتید!



پس وقتی یک زمان و برهه و مکانی از عالم هستی که این کره خاکی باشه، ناعادلانه هست...خوب دیگه طبیعتا کل عالم هستی ناعادلانه می شه

اگر مجموعه هستی را در نظر بگیرید و بگویید بی عدالتی هایی در مجوعه هستی بوده و هست بنده قبول دارم، اما اگر منظورتان این است که چون در دنیا بی عدالتی وجود دارد در آخرت هم بی عدالتی وجود دارد حرف درستی نیست، در قسمت بعدی در پاسخ به مثال شما با تفصیل عرض خواهم کرد.


مثلا شما وارد شمال کشور می شید...یک لحظه که وارد شمال می شید، یک پشه ای مزاحم شما می شه...خوب حالا همین که یک بار و یک لحظه و یک زمان در شما پشه ای به شما مزاحم می شه، دیگه، نمی تونیم بگید که در شما مزاحمت نیست...حالا شهرداری بیاد، همه پشه ها و مزاحم های شمال رو نابود کنه و زندانی کنه، شما رو هم درمان کنه، جا و خواب همه چی به شما بده..دیگر زمان که به عقب بر نمی گرده که شما بگید من در شمال مزاحمتی ندیدم....

بله قطعا مزاحمت بوده است، وقطعا زمان به عقب باز نمیگردد تا نیش پشه ها جبران شود، اما اگر شهرداری به شما بگوید به خاطر نیش این پشه ها در این چند ساعت، در عوض به شما یک سال اقامت رایگان در بهترین هتل شمال با غذای سه وعده و خدمتکار و تورهای گردشگری و مانند آن می دهیم! خلاصه در این یک سال هر چه بخواهید و هر طور که بخواهید به شما داده میشود!
آیا شما نیش آن پشه ها را جبران ناشده می دانید؟!



همین که رضایت خدا این بوده که امام حسین شهید نشوند و شهید شدند، بر عدالت و عادل بودن خدا خدشه ای وارد نمی سازد...این که در آینده هم شمر خالدین در بهشت و شوند و امام خالدین در جهنم، تضادی با عدالت و عادل بودن خدا ندارد...و خدا ظالم نمی شود..
ببینید در مورد امام حسین(ع) رضایت خداوند(اارده تشریعی) به کشته نشدن امام حسیت(ع) تعلق گرفته بود اما اراده تکوینی او به کشته شدن امام حسین(ع) لذا علی رغم اینکه خداوند از کشته شدن امام حسین(ع) نهی کرده بود و به آن راضی نبود برای حفظ اختیار بشر و قوانین عالم و حفظ دین از طریق طبیعی کشته شدن امام حسین(ع) را اراده کرد.
اما هیچ کدام از این محدودیت ها در آخرت وجود ندارد، دین در خطر نیست، قوانین این عالم مادی در آن جهان جریان ندارد، لذا هم رضایت، و هم اراده خداوند به تحقق عدالت در آخرت تعلق گرفته است، همانطور که آیات متعدد قرآن کریم بر این مطلب دلالت دارند.

س.سعید
۱۳۹۶/۰۹/۲۴, ۲۱:۲۹
اما بریم سر اصل مطلب که: آیا میل و رضایت خدا بر این بود که امام حسین به شهادت نرسن

اول این بدیهی هست که اگر میل و رضایت خدا بر چیزی تعلق گرفته باشه، قطعا او کار عملی می شه...من نمی فهمم مگر می شه که، میل و رضایت و خواست خدا به این باشه که مثلا قیامتی بر پا بشه، ولی خواست و رضایت و میل خدا عملی نشه...مگر می شه همچین چیزی؟!؟!دیگه سنگ و رو سنگ بند نمی شه که...من نمی دونم چطور می شه که میل و رضایت و خواست خدا این بوده باشه که امام حسین به شهادت نرسن توسط شمر، ولی همچین اتفاقی بیافته...پس اگرمیل و رضایت خدا و خواست خدا بر چیزی بود، قطعا و قطعا عملی می شه و هیچ بهانه ای هم پذیرفته نیست...هیچی...

اما حالا سوال من اینه، یک عادم عاقل اگر میل و رضایتش این باشه که فلان اتفاق نیافته، هیچگاه شرایط و لوازم رو مهیا نمی کنه که اون اتفاق بیافته....مثلا رضایت من این نیست که به بچم آسییب برسه...حالا اگر من یک سگ وحشی بیارم خونه که مقدمات و شرایطی رو فراهم کنه که به بچم آسیب برسه...یا دیوانه بوده ام...یا نا اگاه بوده ام...حالا وقتی میل و رضایت خدا این نیست که شمر امام حسین را بکشد، چطور ممکن است که لوازم و شرایط را مهیا کند که شمر امام حسین را بکشد..هیچ توجیه ای پذیرفته نیست...هیچی....اینکه بگوییم، خدا مصلحی می دیده، خدا، ناچار بوده، اگر اینطور نمی کرد، اونطور می شد...هیچی بهانه ای و توجیه ای پذیرفته نیست....بله اگر خدا رو با شخص بنده مقایسه کنید...بله توجیهاتی پذیرفته می شود..مثلا بگوییم، خدا آگاه نبوده!!!حواسش نبوده...ولی گفتم ماجرا در مورد خدا فرق می کنه...مگر می شه خدا میل و رضایتش این نبوده که شمر امام حسین را شهید کنند، ولی خودشان مقدمات و شرایط و لوازمی رو فراهم کنند که شمر امام حسین را شهید کنند...آخر کدام آدم عاقلی همچین کاری می کند که خدا اینکار را بکند؟!؟!این خیلی بدیهی...من می خواستم کلی مطلب در این باره بنویسم...دیدم خیلی بدیهی هست...یعنی نیاز نیست که یک سری مقدمات و مثال بزنم، خود استاد مسلم مطلع هستند و باید همچین چیزی برایشان بدیهی باشد...من نمی دونم چطوور استاد مسلم می گویند که خدا رضایت و میل نداشته که شمر امام حسین را شهید کنند، ولی لوازم و شرایط و اختیاری را داده اند که این اتفاق بیافتد!!!

سلام
بله هیچ برگی بی اذن خدا حرکت نمی کند شکی نیست بله شما کاملا درست میگویید خدا تمام شرایط را فراهم کرد تا واقعه کربلا پیش بیاید من از شما می پرسم هدف خدا چه بوده؟
برای چه زمینه را برای گناه آزاد کرده؟
چرا حضرت چراغها را خاموش کرد و بیعت را از دوش یاران برداشت؟
اصلا چرا باید چنین صحنه هایی به وجود آید؟
چرا حضرت ابا عبدالله (ع) علی اصغر را در دست گرفت و از آنها آب خواست برای نوزاد؟
آیا درجه انحطاط سفاکان صحرای کربلا نباید عیان میشد؟
آیا درجه اخلاص یاران امام(ع) نباید سنجیده میشد؟
آیا عدالت به غیر از جدایی حق از باطل نیست مشخص شدن خالص از ناخالص نیست؟
اگر کربلا بوجود نمی آمد تکلیف 18 هزار کوفی که نامه به امام حسین(ع)نوشتند و ادعای شیعه خاص حسین بودن داشتن مشخص نمیشد و اخلاص 72 نفر ثابت نمیشد این عین عدالت بود؟

مسلم
۱۳۹۶/۰۹/۲۴, ۲۲:۰۱
اول این بدیهی هست که اگر میل و رضایت خدا بر چیزی تعلق گرفته باشه، قطعا او کار عملی می شه...من نمی فهمم مگر می شه که، میل و رضایت و خواست خدا به این باشه که مثلا قیامتی بر پا بشه، ولی خواست و رضایت و میل خدا عملی نشه...مگر می شه همچین چیزی؟!؟!

سوال من اینه، یک عادم عاقل اگر میل و رضایتش این باشه که فلان اتفاق نیافته، هیچگاه شرایط و لوازم رو مهیا نمی کنه که اون اتفاق بیافته....مثلا رضایت من این نیست که به بچم آسییب برسه...حالا اگر من یک سگ وحشی بیارم خونه که مقدمات و شرایطی رو فراهم کنه که به بچم آسیب برسه...یا دیوانه بوده ام...یا نا اگاه بوده ام...


منظورم از رضایت و اراده همانطور که قبلا هم اشاره کرده ام همان اراده تشریعی و اراده تکوینی خداوند است که بنده برای روشن شدن بحث آن را به رضایت و اراده بیان کرده ام که البته خالی از مسامحه نیست اما مطلب را روشن تر می کند.
لذا اینکه اراده تکوینی و اراده تشریعی به دو امر متفاوت تعلق بگیرد مشکلی پیش نمی آورد، خداوند رضایتش به این است که همه نماز بخوانند به همین خاطر همه رابه آن امر کرده است، اما مصلحت مهمتری چون رشد مردم اقتضاء می کند که خداوند آنها را مجبور به نماز نکند، چرا که مصلحت نماز در جایی است که این امر با اختیار و اراده انجام شود، نه جبر!

باز اجازه بدهید در قالب یک تمثیل به شما عرض کنم، والدین مجبور هستند برای تربیت فرزندشان اجازه بدهند آنها برخی از امور را تجربه کنند، مثلا هر پدر و مادری دوست دارد فرزندش درس بخواند، اما اگر با زور و اجبار او را به درس خواند بازدارید هیچ رشد درسی نخواهند داشت که هیچ، بلکه نسبت به درس بیزار خواهند شد. لذا اگرچه درس خواند فرزندشان را دوست دارند اما برای یک مصلحت مهم تر از اجبار به آن چشم پوشی می کنند!

خداوند مطلقا به کشته شدن امام حسین(ع) راضی نیست اما برای اینکه قوانین جهان حفظ شود، اختیار ار انسان ها سلب نشود، و انسان های بسیاری بتوانند در پرتو این اختیار رشد کرده و تکامل یابند باید این کشته شدن را اراده می کرد.

پارسا مهر
۱۳۹۶/۰۹/۲۴, ۲۳:۴۹
خداوند رضایتش به این است که همه نماز بخوانند به همین خاطر همه رابه آن امر کرده است،
با سلام و تشکر....
استاد گرامی، بنده تعجب می کنم...می فرمایید که خداوند رضایتش به این است که همه نماز بخوانند...چطور این را می فرمایید؟؟مثلا بنده و شما رفتیم تحقیق کردیم و واقعا به این نتیجه رسیدیم که اسلام بر حق نبوده و دیگر نماز را می گذاریم کنار...حال، شما می فرمایید که خدا رضایتش بر این است که ما نماز بخوانیم؟؟طبیعی است که، خیر!!!خدا به ما اختیار داده و به ما امر کرده نماز بخوانیم...ولی به این معنی نیست که رضایتش این است که ما همه نماز بخوانیم....آدم ها با هم فرق می کنند...ما اختیار داریم...خدا رضایتش این است که هرکس با توجه به عقل و دانش و اختیارش همان عمل کند...یکی نماز بخواند یکی نماز نخواند...اگر من نماز نخواندم، رضایت خدا هم بر این بوده که من نماز نخوانم...اگر رضایت خدا این نبود که من نماز نخوام، اصلا شرایط و لوازم آن را فراهم نمی کرد که من الان در این نقطه ای باشم که نماز نخوانم....
استاد عرض بنده این است که، هیچ آدم عاقلی و آگاه و توانایی، بر خلاف رضایتش کاری نمی کند....
وقتی می فرمایید که رضایت خدا این نبوده که شمر امام حسین را بکشد، قطعا، شرایط و لوازم و اختیاری را فراهم نمی کرد که این اتفاق بیافتد...

از اجازه بدهید در قالب یک تمثیل به شما عرض کنم، والدین مجبور هستند برای تربیت فرزندشان اجازه بدهند آنها برخی از امور را تجربه کنند، مثلا هر پدر و مادری دوست دارد فرزندش درس بخواند، اما اگر با زور و اجبار او را به درس خواند بازدارید هیچ رشد درسی نخواهند داشت که هیچ، بلکه نسبت به درس بیزار خواهند شد. لذا اگرچه درس خواند فرزندشان را دوست دارند اما برای یک مصلحت مهم تر از اجبار به آن چشم پوشی می کنند!استاد گرامی،اما اصل مطلب این است که، والدین رضایتشان این است که کودکشان با اختیار خود درس بخواند.از این جهت مجبورش نمی کنند که درس بخواند...پس این طور نیست که اگر مجبورش نمی کنند که درس بخواند، بر خلاف میل و رضایتشان کاری می کنند....آنها رضایتشان این است که کودک با اختیار درس بخواند...بله اگر والدین، رضایتشان این بود که کودک به هر قیمتی شده درس بخواند، آنوقت می گفتیم چرا پس والدین بر خلاف رضایت و میلشان، کودک را مجبور نمی کنند...حتما ناتوانند، ناقص اند، آگاه نیستند.

خداوند مطلقا به کشته شدن امام حسین(ع) راضی نیست اما برای اینکه قوانین جهان حفظ شود، اختیار ار انسان ها سلب نشود، و انسان های بسیاری بتوانند در پرتو این اختیار رشد کرده و تکامل یابند باید این کشته شدن را اراده می کرد.
استاد گرامی، اگر به یقین، خدا از کشته شدن امام راضی نبود و میل نداشت و رضایتش در این نبود...قطعا، لوازم و شرایط و ابر و باد و مه و خورشید و فلک را فراهم نمی کرد که امام حسیت توسط شمر کشته شود...و هیچ چیز و هیچ چیز نمی تواند بهانه شود...استاد بنده اصلا درک نمی کنم، که شما چطور می فرمایید که خدا رضایت نداشت که امام حسین کشته شود، ولی خودش، رفت، ابر و باد و ماه و خورشید و فلک را مهیا کرد که امام حسین توسط شمر کشته شود....

دکترنادرنوری
۱۳۹۶/۰۹/۲۵, ۰۲:۱۴
این تعارض قوانین است!

باید فلسفی به جهان نگاه کنید، همه موجودات در حال حرکت(تغییر و تکامل) هستند، اما بعضی از این حرکت ها با موانعی روبرو میشوند و از ادامه حرکت باز می مانند، این ظلم نیست، این تعارض قوانین است!
دانشمندان زلزله شناسی دائما دارند از گسل های فعال در لایه های زیرزمینی کشورمان سخن می گویند! خب این حوادث طبیعی است، و قوانین جهان هم نظام مند است،

درود و سپاس از پاسخ گویی

شما فرمودید که زلزله و حوادث طبیعی تعارض قوانین است !

نخست :
تعارض قوانین ینی چی ؟

ینی قوانین خداوندی باهم اختلاف دارند و در تضاد هستند !

خب اگر اینجوری است چرا خدا وند در قرآن گفته ما تری فی خلق الرحمن من تفاوت ! در آفرینش خداوند تفاوت و ناهماهنگی نمی بینی
اگر سخن شما را بپذیریم آیه را چه کنیم ؟

هنگامی که سخن از تعارض و ناهماهنگی باشد ینی مدبر و ساماندهنده ای وجود ندارد و هر موجودی و پدیده ای به اجتهاد و مطلوب خودش عمل می کند ( قانون جنگل )

دوم :
در ایات زیادی از قران آمده که خداوند بوسیله ی رویداد های طبیعی بندگان را عذاب کرده است ( زلزله - صاعقه - توفان- خشگ سالی )

پاسخ شما در برابر آن آیات چیست ؟





زلزله خیز بودن یک مسئله طبیعی و جغرافیایی است، این که ما در ساخت و ساز ها مسائل جغرافیایی را رعایت نمی کنیم این کار ما اشکال دارد، مثل این است که کسی با معماری مناطق کویری برود در شمال کشور خانه بسازد و وقتی سقفش دائما چکه چکه میکند به عدالت خداوند اعتراض کند!! خب باید به او گفت معماری تو به درد این منطقه نمیخورد، به خدا چه؟!

این را قبول دارم و مانند همان سروده ی خودم است happy




تمام این نواقص مادرزادی ناشی از اختلالات ژنتیکی یا مشکلات تغذیه ای است،

وقتی که افرینش یک جنین طبق قران لحظه به لحظه زیر نظر و به فرمان خدا وند است و پس از توضیح افرینش مرحله به مرحله جنین

از خودش تعریف می کنه که فتبارک الله احسن الخالقین ( برترین و بهترین افریننده )

آیا این کدام احسن الخالقینی است که این همه بیماریهای ژنتیکی زیر نظر مستقیم و به اراده ی او بوجود می اید و نوزادان بی گناه و بی دفاع را دچار می سازد ؟

ایا این موجود بی دفاع و بی گناه چه آزاری به خدا رسانده که او را ناقص المخلوقین می کند

برخی جنین ها سالم و برخی دیگر ناقص ناقص ( خدای هر دو هم یکی است ) این یک بام دو هوای احسن الخالقین برای چیست ؟

نکته ی دیگر : ایا بهتر نبود خداوند نخست با قدرت بیکران خود بیماریهای ژنیکی را از جنین افریده ی خودش دفع می کرد انگاه می گفت فتبارک الله احسن الخالقین ؟؟





قوانین عالم ثابت هستند

نمی دانم منظور شما از قوانین ثابت کدام قوانین است ؟

ولی این را می دانم که قوانین هستی از اغاز تا کنون تغییرات زیادی کرده اند و تکامل پیدا کرده تا به حد امروزی برسند

قوانین فیزیک از نقطه ای به نقطه ای دیگر از جهان هستی (https://article.tebyan.net/109832/%D8%B3%D9%82%D9%81-%D8%B3%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%A8%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B1-%D9%86%D9%82%D8%B4)تغییر می کند.

برای نمونه طول شبانه روز زمین درچند ملیون سال پیش با حالا خیلی فرق داشته است زمان پرخش زمین بدور خورشید هم 365 روز نبوده

توزیع اعداد اول تابع هیچ قانون ثابتی نیست و نبوده است


طول عمر و قد و ریخت انسان نیز یک قانون ثابت نداشته و ندارد و در طول هزاران سال گذشته تغییر کرده است


سرعت نور و سدا در محیط های مختلف کم و زیاد می شوند همیشه ثابت نیست






خداوند باید نظام ژنتیک را برای تولید مثل و انتقال ویژگی های والدین به فرزندان برپا می نمود، طبیعتا ممکن است این خیر حداکثری ، یک شرور حداقلی هم داشته باشد ما نمی توان به خدا اشکال گرفت که چرا این ژنتیک را آفریدی؟!!

ایات زیر رو چه می فرمایید ؟

فتبارک الله احسن الخالقین


الذی احسنکل شی ء خلقه = خدا کسی است که هر چیزی را به بهترین نحو خلق کرد( آن كه هر چه را آفريد به نيكوترين وجه آفريد)
؟
بیماریهای ژنتیکی خیلی زیادتر از ان چیزی است که دوستان فکر می کنند

هفت هزار نوع بیماری ژنتیکی کمیاب کشف شده است تا حالا ( بماند مواردی شایعتر ماننند فشار خون و چربی خون تالاسمی . )


[*=left]There are approximately 7,000 different types of rare diseases (https://globalgenes.org/rarelist/) and disorders, with more being discovered each day


پس برابر آنچه شما می فرمایید در کار و افرینش مستقیم خدا نقصی بوده است !!

شایا
۱۳۹۶/۰۹/۲۵, ۰۸:۴۴
سلام
با توجه به اینکه از بحث من جدا شدیم من فقط یه مثال میزنم اگه میشه توضیح لازم را بدین.
در ماجرای حضرت نوح یا قوم لوط آیا عذاب ها مثل بارش سنگ! و سیل توسط اراده مستقیم خداوند صورت نگرفته است؟ در این جوامعی که این اتفاق افتاده کودکان و یا افراد بی گناه نبوده اند که توسط این عذابها کشته شوند؟ آیا کشته شدن آنها ظلم به این افراد محسوب نمیشود؟ چگونه این موضوع توجیه میشود؟
اگه میشه از استدلال قوانین طبیعی تان استفاده نکنید. چون فکر نمیکنم بارش سنگ از آسمان جزو این دسته طبقه بندی شود
با تشکر

fateme 88
۱۳۹۶/۰۹/۲۵, ۱۰:۱۰
خیلی دلم گرفته انقد واقعا از خدا میخوام بمیرم این زندگی خیلی پوچه. دلم خوشه میان تو این سایت (http://adibcarpet.com/fa/)ا میچرخم.

مسلم
۱۳۹۶/۰۹/۲۵, ۱۰:۴۷
خدا رضایتش این است که هرکس با توجه به عقل و دانش و اختیارش همان عمل کند...یکی نماز بخواند یکی نماز نخواند...اگر من نماز نخواندم، رضایت خدا هم بر این بوده که من نماز نخوانم...

ببینید ما در فضای اسلام و کسی که وجوب نماز خواندن برای او مسلّم است صحبت می کنیم، وقتی ما وجوب نماز را قبول داریم یعنی خداوند از تمام انسان ها خواسته که نماز بخوانند، رضایت خداوند و خشنودی خداوند در این نماز خواندن است.
حالا اگر روی نماز هم حرف دارید فرقی نمی کند، موضوع مثال را عوض می کنیم بالاخره اینکه خداوند امر به خوبی ها کرده است یعنی خشنودی و رضایتش در این عمل به خوبی هاست، اگر شما اوامر و نواهی خداوند را قبول ندارید که حرف دیگری است اما اگر قبول دارید در این صورت مسئله روشن خواهد بود.

اینکه من به فرزندم ار و نهی کنم این امر و نهی نشانه رضایت و خشنودی من است، نه اینکه به فرزندم اجازه می دهم امر من را اطاعت کند یا نکند! آن به خاطر یک مصلحت است.



اصل مطلب این است که، والدین رضایتشان این است که کودکشان با اختیار خود درس بخواند

قربون دهنت، دقیقا پاسخ بنده همین است که چند صفحه است دارم میگم، خدا میخواد بشر با اختیار خودش خوب باشه، نه با اجبار خدا؛ پس پای عدالت خدا به میان نمی آید، سخن شما بی عدالتی بشر و جهان مادی را اثبات می کند که ما هم در آن حرفی نداریم.




وقتی می فرمایید که رضایت خدا این نبوده که شمر امام حسین را بکشد، قطعا، شرایط و لوازم و اختیاری را فراهم نمی کرد که این اتفاق بیافتد...

اگر به یقین، خدا از کشته شدن امام راضی نبود و میل نداشت و رضایتش در این نبود...قطعا، لوازم و شرایط و ابر و باد و مه و خورشید و فلک را فراهم نمی کرد که امام حسیت توسط شمر کشته شود.

چه ابر و بادی؟ خدا که برندگی را در نیزه و خنجر قرار نداد که امام حسین(ع) کشته شود!! خدا از ابتدا انرژی ماهیچه ای را در بازو، و بُرّندگی را در نیزه و شمشیر و خنجر قرار داده بود، اما شمر و دشمنان این نیرو، و این بُرّندگی را در راه کشتن امام حسین(ع) به کار بردند.

قطعا اگر خداوند می خواست قوانین ظاهری را نقض کند و از طریق معجزه اراده اش را پیش ببرد این قدرت را در راه نجات امام حسین(ع) به کار می گرفت، اما خداوند می خواهد همه چیز به صورت طبیعی و اختیار خود بشر پیش برود.

مسلم
۱۳۹۶/۰۹/۲۵, ۱۱:۲۱
با سلام و احترام


شما فرمودید که زلزله و حوادث طبیعی تعارض قوانین است !

نخست :
تعارض قوانین ینی چی ؟

ینی قوانین خداوندی باهم اختلاف دارند و در تضاد هستند !

خب اگر اینجوری است چرا خداوند در قرآن گفته ما تری فی خلق الرحمن من تفاوت ! در آفرینش خداوند تفاوت و ناهماهنگی نمی بینی

جناب نوری عزیز منظور از تعارض قوانین هرج و مرج قانونی و تضاد در آفرینش نیست، بلکه موضوعات این قوانین هستند. هر چیزی در جای خودش نیکوست و دارد وظیفه اش را انجام می دهد، و همه جهان در حال تکامل و الیه راجعون هستند!
این حرکت ها هر کدام به تنهایی، و مجموع کلی آفرینش را که در نگاه کلان نگاه کنید هدفمند و منظم است، منظورم از تعارض و تضاد قوانین این است که مثلا قانون جاذبه و گرانش هر چیزی را به زمین میکشد، و این قانون هرگز استثناء نمی پذیرد، یعنی لحظه ای از غعالیت خود باز نمی ایستد، اما انسان هم طبق قوانین فیزیک و قانون سرعت و حرکت برای سرعت در حمل و نقل هواپیمایی میسازد و بر این جاذبه غلبه می کند و به آسمان می رود ، اگر موتور این هواپیما که موجب غلبه بر جاذبه شده است از کار بیفتد این قانون گرانش هواپیما را به زمین میکشد، این دو قانون یکی بر دیگری غالب شده بود اما دیگری دوباره برآن غالب شد.

این غلبه های قوانین را کسی بی قانونی و هرج و مرج قانونی معنا نمی کند، کسی نمی گوید خلقت ناهماهنگ و نامنظم است، اتفاقا منظم است که هر قانونی سر جای خودش است!

اینکه با حرکت در گسل های زیرزمینی زلزله رخ می دهد طبیعتا باقی ماندن بناهای روی زمین در گرو میزان مقاومت آنهاست، نمی شود توقع داشت این مقاومت به جای وابستگی به استحکام بنای آن به پاکی انسان های درون آن بستگی داشته باشد!

این اتفاقا نشانه نظم است که استحکام یک بنا بستگی به قدرت تخریبی قانون مقابل باشد.




آیا این کدام احسن الخالقینی است که این همه بیماریهای ژنتیکی زیر نظر مستقیم و به اراده ی او بوجود می اید و نوزادان بی گناه و بی دفاع را دچار می سازد ؟
ایا این موجود بی دفاع و بی گناه چه آزاری به خدا رسانده که او را ناقص المخلوقین می کند
برخی جنین ها سالم و برخی دیگر ناقص ناقص ( خدای هر دو هم یکی است ) این یک بام دو هوای احسن الخالقین برای چیست ؟

مطلقا نمی شود با این تعابیر بی عدالتی خداوند را اثبات کرد، چون همانطور که برای اثبات عدالت باید از مقدمات یقینی کمک گرفت برای اثبات بی عدالتی هم باید از مقدمات یقینی بهره گرفت، این که ما یگوییم آیا نمیشد و آیا امکان نداشت و آیا بهتر نبود و از این حرف ها مطلقا نمی توان چیزی را اثبات کرد، اینها نا آگاهی ما را اثبات می کنند نه بی عدالتی خدا را.
در صورتی ما می توانیم با این ها بی عدالتی خداوند را اثبات کنیم که مدعی باشیم به تمام حواشی مسئله علم داشته و هرگز در آینده افق های جدید علمی پیش روی ما گشوده نمیشود!! یعنی بگوییم امکان ندارد بشر 500 سال دیگر 100 سال دیگر به دستاوردهای جدیدی در عرصه ژنتیک دست یابد که بفهمد این ها گریز ناپذیر هستند، یا مصلحت هایی دارند، یا هزار امر محتمل دیگر.





می دانم منظور شما از قوانین ثابت کدام قوانین است ؟
ولی این را می دانم که قوانین هستی از اغاز تا کنون تغییرات زیادی کرده اند و تکامل پیدا کرده تا به حد امروزی برسند
قوانین فیزیک از نقطه ای به نقطه ای دیگر از جهان هستی تغییر می کند.
برای نمونه طول شبانه روز زمین درچند ملیون سال پیش با حالا خیلی فرق داشته است زمان پرخش زمین بدور خورشید هم 365 روز نبوده

منظور بنده از ثابت اسن اس که طبیعی است، یعنی قوانین به صورت معجزه آسا نقض نمی شوند، بلکه همواره همان ها جاری می شوند، البته ممکن است به قول شما تغییر یابند، اما این تغییر همه طبیعی است، این که هواپیما سقوط می کند ناشی از قانون طبیعی و ثابت (در شرایط فعلی) جاذبه است، بله اگر روزی نیروی گرانش از بین رفت دیگر ما هم توقع نداریم که ههواپیما سقوط کند، اما نباید توقع داشت خداوند با معجزات مانع حوادث تلخ شود.



ایات زیر رو چه می فرمایید ؟

فتبارک الله احسن الخالقین
الذی احسنکل شی ء خلقه = خدا کسی است که هر چیزی را به بهترین نحو خلق کرد( آن كه هر چه را آفريد به نيكوترين وجه آفريد)
؟
بیماریهای ژنتیکی خیلی زیادتر از ان چیزی است که دوستان فکر می کنند
هفت هزار نوع بیماری ژنتیکی کمیاب کشف شده است تا حالا ( بماند مواردی شایعتر ماننند فشار خون و چربی خون تالاسمی . )

تبارک الله احسن الخالقین فقط در مورد خلقت انسان نیست، وصف خداوند است، وقتی خداوند احسن الخالقین باشد یعنی در خلقت هر چیزی احسن الخالقین است، در خلقت انسان، در خلقت جهان، در خلقت پشه، در خلقت ویروس، در خلقت باکتری، در خلقت ژنتیک، و...

احسن الخلقه انسان به این معنا نیست که قرار نیست مانعی بر سر راه انسان قرار بگیرد، اگر این بود که اصلا انسان از دنیا نمی رفت! منظور از احسن الخلقه یعنی تمام ابزار درونی و بیرونی انسان متناسب با هدفی که از خلقتش در نظر گرفته شده است می باشد، از جمله همین ژنتیک که برای انتقال خصوصیات از پدر و مادر به فرزند و شکل گیری بشر لازم و ضروری است.

اما واقع بشر در حدّی نیست که بخواهد خلقت خداوند را قضاوت کند و حکم به بی عدالتی کند، عمر علم ژنتیک به معنای مدرن آن کمتر از دو سده است، چطور می شود با این آگاهی کمتر از دویست ساله خالق را قضاوت کرد؟ علم ژنتیکی که الان در حد 200 سال از آن می گذرد حدود 500 یا 1000 سال دیگر به کجا میرسد؟ خب الان چطور می تواند خلقت خدا را به قضاوت بنشیند؟!
مثل من می ماند که با این آگاهی اندک بخواهم رفتار یک جراح برتر دنیا را قضاوت کنم!! بلکه هزاران مرتبه بالاتر! چون قیاس خالق و مخلوق فاصله بین محدود و نامحدود است، نه متخصص و غیر متخصص!

پارسا مهر
۱۳۹۶/۰۹/۲۵, ۱۱:۵۶
ببینید ما در فضای اسلام و کسی که وجوب نماز خواندن برای او مسلّم است صحبت می کنیم، وقتی ما وجوب نماز را قبول داریم یعنی خداوند از تمام انسان ها خواسته که نماز بخوانند، رضایت خداوند و خشنودی خداوند در این نماز خواندن است.
با سلام...استاد گرامی، فرقی نمی کند...حالا من یک مثال زدم..مثلا شخص شما در یک فضای اسلامی که وجوب نماز برای شما مسلم است...مثلا امروز نماز نخواندید...یعنی شما می فرمایید، امروی که نماز نخواندید، رضایت خدا این بود که شما نماز بخوانید؟؟استاد گرامی چرا اینطور می فرمایید؟؟؟خدا به شما عقل و اختیار داده...شما با همین عقل و اختیارتان، صلاح دید و یا تصمیم گرفتید یا اصلا جسارت ناشد تنبلی کردید و با آگاهی و اختیارتان نماز نخواندید...خوب اینکه نماز هم نخواندید...رضایت خدا هم این بوده که نماز نخوانید....شما چرا می گویید، نه، رضایت خدا این بوده که من نماز بخوانم!!

اینکه من به فرزندم ار و نهی کنم این امر و نهی نشانه رضایت و خشنودی من است، نه اینکه به فرزندم اجازه می دهم امر من را اطاعت کند یا نکند! آن به خاطر یک مصلحت است.
استاد گرامی، اینکه شما به فرزندتان امر می کنید که مثلا کار خوب بکند.بله رضایت شما این است که فرزندتان کار خوب بکند... اما خوب، رضایت ما عملی نمی شود و شما مشاهده می کنید که بر خلاف رضایت شما، فرزندتان به سخن شما گوش نداده...ولی آیا ممکن است که شما، رضایتتان این باشد فرزندتان کار خوب بکند، بعد ابر و باد و خورشید و فلک را فراهم کنید که بچتان برود کار خلاف انجام دهد و مطمئن هم هستید که بچتان کار خلاف می کند؟؟؟این را می شود پاسخ بدهید، که چطور ممکن است....شما می فرمایید که خدا امر کرده که مثلا شمر و کلا انسان ها، امام حسین را شهید نکنند و رضایتش این بوده که امام حسین شهید نشود...ولی خدا ابر و باد و خورشید و فلک را فراهم کرده که امام حسین شهید شوند و می دانسته هم که شهید می شود...استاد گرامی، شما به بنده بگویید که کدام عاقلی همچین کاری می کند که خدا میکند؟؟



قربون دهنت، دقیقا پاسخ بنده همین است که چند صفحه است دارم میگم، خدا میخواد بشر با اختیار خودش خوب باشه، نه با اجبار خدا؛ پس پای عدالت خدا به میان نمی آید، سخن شما بی عدالتی بشر و جهان مادی را اثبات می کند که ما هم در آن حرفی نداریم.
استاد گرامی، اما عرض بنده این هم هست که خدا رضایت دارد که شمر با اختیار خود امام حسین را شهید کنند...شما می فرمایید که خیر، خدا رضایت نداشت که امام حسین توسط شمر شهید شود...
حالا وقتی خدا رضایت دارد که شمر با اختیار خود، امام حسین را شهید کند و خودش هم ابر و باد و خورشید و فلک را فراهم کرده که همچین اتفاق یبیافتد... شما می فرمایید که پس، پای عدالت خدا به میان نمی آید؟؟این بی عدالتی بشر و جهان مادی، عین بی عدالتی خدا هست.این حرف ماست....



چه ابر و بادی؟ خدا که برندگی را در نیزه و خنجر قرار نداد که امام حسین(ع) کشته شود!!خدا از ابتدا انرژی ماهیچه ای را در بازو، و بُرّندگی را در نیزه و شمشیر و خنجر قرار داده بود، اما شمر و دشمنان این نیرو، و این بُرّندگی را در راه کشتن امام حسین(ع) به کار بردند.
استاد به هر حال، قبول دارید که ابر و باد و خورشید و فلک را مهیا بود که شمر امام حسین را شهید کنند...این را قبول دارید یا نه؟؟؟؟
این برندگی که باعث شد که امام حسین شهید شوند، را خدا مقرر کرده و قرار داده...آن انرژی ماهیچه ای در بازو و برندگی در نیزه را خدا قرار داده...حالا ما به قول شما فرض می گیریم، یک فرض محال، که خدا این ها قرار نداده بوده که امام حسین کشته شود...به هر حال این ها را خدا مقرر کرده یا آفریده یا نه؟؟؟...خوب، بنده می گویم، وقتی خداست که ابر و باد و خورشید را طوری مهیا می کند که شمر امام حسین را شهید کند...حتما رضایت داشته که شمر امام حسین را شهید کند...اگر رضایت نداشته، پس چرا ابر و باد و خورشید و فلک را مهیا کرده که می دانسته نتیجه اش این خواهد بود که امام حسین شهید شود را آفریده؟؟؟
پس نتیجه می گیرید که رضایت خدا هم در این بوده که امام حسین شهید شوند...پس در پاسخ به فرمای شما که می فرمایید که خدا که برندگی را در نیزه و خنجر قرار نداد که امام حسین کشته شود، باید گفت اتفاقا خدا خدا، برندگی را در نیزه و خنجر قرار داد که امام حسین کشته شوند.

پارسا مهر
۱۳۹۶/۰۹/۲۵, ۱۲:۱۲
بله هیچ برگی بی اذن خدا حرکت نمی کند شکی نیست بله شما کاملا درست میگویید خدا تمام شرایط را فراهم کرد تا واقعه کربلا پیش بیاید من از شما می پرسم هدف خدا چه بوده؟
برای چه زمینه را برای گناه آزاد کرده؟
چرا حضرت چراغها را خاموش کرد و بیعت را از دوش یاران برداشت؟
اصلا چرا باید چنین صحنه هایی به وجود آید؟
چرا حضرت ابا عبدالله (ع) علی اصغر را در دست گرفت و از آنها آب خواست برای نوزاد؟
آیا درجه انحطاط سفاکان صحرای کربلا نباید عیان میشد؟
آیا درجه اخلاص یاران امام(ع) نباید سنجیده میشد؟
آیا عدالت به غیر از جدایی حق از باطل نیست مشخص شدن خالص از ناخالص نیست؟
اگر کربلا بوجود نمی آمد تکلیف 18 هزار کوفی که نامه به امام حسین(ع)نوشتند و ادعای شیعه خاص حسین بودن داشتن مشخص نمیشد و اخلاص 72 نفر ثابت نمیشد این عین عدالت بود؟
با سلام..اگر بحث به جلوتر برود به نظر بنده احتمال زیاد دارد که، استاد مسلم با شما هم عقیده شوند و مباحث شما را طرح کند... در آن موقع به این مسائلی که شما مطرح کردید و در پست پیشن هم به نحوی مطرح کردید برسیم بهتر است... که تکرار مکررات نشود...

مسلم
۱۳۹۶/۰۹/۲۵, ۱۲:۳۷
خوب اینکه نماز هم نخواندید...رضایت خدا هم این بوده که نماز نخوانید....شما چرا می گویید، نه، رضایت خدا این بوده که من نماز بخوانم!!

جناب پارسامهر حرف بنده عجیب نیست، حرف شما عجیب است!!
وقتی خداوند می گوید نماز بخوانید، نماز بر شما واجب است، ترک آن مجازات دارد، هیچ چیز مانند نماز شما را به من نزدیک نمی کند، هر کس نماز نخواند کافر است، و جملات متعدد مانند آن؛ با این حال آیا می شود گفت نماز نخواندن من به رضایت الهی است؟!!! آحر این چه حرفی است که میزنید؟!!


آیا ممکن است که شما، رضایتتان این باشد فرزندتان کار خوب بکند، بعد ابر و باد و خورشید و فلک را فراهم کنید که بچتان برود کار خلاف انجام دهد

من نمی فهمم منظورتان از ابر و باد چیست؟!! همه چیز طبیعی اتفاق افتاده، خدا ابر و باد را نفرستده تا امام حسین(ع) کشته شوند!
اگر منظورتان نیروی بازوی شمر و برّندگی شمشیر است که این ها همواره بوده اند، توقع دارید خداوند این نیروها را بگیرد تا امام حسین(ع) شهید نشوند؟ اگر چنین توقعی دارید نباید بگویید ابر وباد و مه و خورشید را فرستاده، بلکه باید بگویید چرا مانع ابر و باد و مه و خورشید و فلک نشده!



این برندگی که باعث شد که امام حسین شهید شوند، را خدا مقرر کرده و قرار داده...آن انرژی ماهیچه ای در بازو و برندگی در نیزه را خدا قرار داده...حالا ما به قول شما فرض می گیریم، یک فرض محال، که خدا این ها قرار نداده بوده که امام حسین کشته شود...به هر حال این ها را خدا مقرر کرده یا آفریده یا نه؟؟

قانون فیزیکی جهان است که اگر یک شیء هر چه باریک تر شود تیزتر و برنده تر میشود، و از آن طرف هر چه یک شیء انعطاف داشته باشد در برابر شیء تیزآسیب پذیرتر خواهد بود، هم برندگی شمشیر طبیعی و در جای خود نیکوست، و هم انعطاف گلوی سیدالشهدا(ع) به جای خود نیکو و ضروریست، این برخورد این دو است که ظلم بوده و به سوء اختیار شمر برمی کردد.
پس خداوند تیزی خنجر و انعطاف گلوی انسان را خلق نکرده که امام حسین(ع) شهید شود، این اقتضای قوانین طبیعی فیزیک است، شما توقع دارید خداوند برای اینکه امام حسین(ع) شهید نشوند قوانین را نقض کند؟!

پارسا مهر
۱۳۹۶/۰۹/۲۵, ۱۳:۰۵
جناب پارسامهر حرف بنده عجیب نیست، حرف شما عجیب است!!
وقتی خداوند می گوید نماز بخوانید، نماز بر شما واجب است، ترک آن مجازات دارد، هیچ چیز مانند نماز شما را به من نزدیک نمی کند، هر کس نماز نخواند کافر است، و جملات متعدد مانند آن؛ با این حال آیا می شود گفت نماز نخواندن من به رضایت الهی است؟!!! آحر این چه حرفی است که میزنید؟!!
استاد گرامی، خدا می گوید که نماز بخوانید.نماز بر شما واجب است، ترک آن مجازات دارد، همه چیز مانند نماز شما را به من نزدیک نمی کند...هرکس نماز نخواد کافر است...و به قول شما دیگر جملات متعدد آن را می گوید.....، برای چه؟؟برای چه، برای آنکه رضایتش آن است که همه نماز بخوانند؟؟استاد، خدا از چند جهت قول ها را می گوید...بنده می گویم که یک عده، به سخنان خدا گوش می کنند و عمل می کنند...در نتیجه، همانطور که رضایت خدا بوده که نماز بخوانند، نماز می خواننده...پس رضایت خدا برابرده می شود...اما یک عده هم هستند که نماز نمی خوانند، مثلا تنبلی می کنند، دیگر رضایت خدا آن نبوده که آنها که تنبلی کردند و نماز نخواندند هم نماز می خواندند...
استاد چرا فکر می کنید که نه، حتی آنها که نماز نخواندن هم خدا رضایت داشته نماز بخواند....
این را هم بگویم...ما نباید وارد مباحث درون دینی بشویم...شاید شما یک ایه نشان دادید که در آن خدا به صراحت گفته بود که آنها که تنبلی کردند و نماز نخواندن، رضایتم در این بوده که نماز بخوانند...ما کاری به روایت نداریم و آیات نداریم که اگر این گونه بودند به نظرم باطل می ایند و نمی توانند کلام خدا باشند...ما اصلا کاری به نماز نداریم...شما هم یک مثل دیگر زدید..ما اصلا کاری به گذاره های درون دینی ادیان نداریم...فرض کنید که خدا به طرق مختلفی به ما امر کرده که خوبی بکنیم...مثلا فطرتا به ما گفته خوبی بکنید...حالا آیا این به این معنیست که خدا رضایتش این بوده که ما همه خوبی بکنیم؟!
بنده می گویم که یک عده به این سخن خدا گوش می دهند و خوبی می کنند، و رضایت خدا برآبرده می شود از آن جهت که رضایت خدا این بوده که یک عده خوبی بکنند...آن یک عده هم همان ها بودند که عرض شد که گوش فرا داده و خوبی کردند....حالا یک عده هم هستند که به سخن خدا گوش فرا نداده و بدی کردند و به جهنم می افتند...بنده می گویم که، رضایت خدا هم همین بوده که این عده سخن خدا را گوش نکنند و به جهنم بیافتند...
خوب استاد اگر رضایت خدا این بوده که همه ی انهایی که به آنها امر شده، با اختیارشان، خوبی کنند یا نماز بخوانند...پس حدا دیگر چرا اصلا آنها را بوجود آورد...مگر خدا رضایتش ان نبوده که آنها باشند و بعد با اختیارشان مثلا نماز بخوانند...خوب وقتی این رضایت برآبرده نمی شود چرا خدا آنها را آفریده؟!؟!بهتر است استاد گرامی، این مسئله روشن شود...

مسلم
۱۳۹۶/۰۹/۲۵, ۱۴:۲۸
در ماجرای حضرت نوح یا قوم لوط آیا عذاب ها مثل بارش سنگ! و سیل توسط اراده مستقیم خداوند صورت نگرفته است؟ در این جوامعی که این اتفاق افتاده کودکان و یا افراد بی گناه نبوده اند که توسط این عذابها کشته شوند؟ آیا کشته شدن آنها ظلم به این افراد محسوب نمیشود؟ چگونه این موضوع توجیه میشود؟

با سلام و احترام
در برخی نقل ها مانند طوفان نوح آمده است که مدت ها قبل از نزول عذاب اهل منطقه را عقیم نمود تا بچه ای متولد نشود.

اما حتی اگر بچه ای هم در این عذاب ها کشته شود، این مرگ برای او حکم عذاب را ندارد و در آخرت در برابر این سختی عوض خواهد گرفت، همانطور که مثلا الان در زلزله های امروزی برخی بچه ها کشته میشوند، خب این مصیبت ها که مانند قوم نوح و مانند آن از سر عذاب نیست، حوادث طبیعی است که اتفاق می افتد و خداوند روز قیامت این سختی ها را پاداش خواهد داد.

بالاخره هر انسانی یک روز و تحت تأثیر یکی از عوامل می میرد، اگر این مُردن ها ظلم باشد که اصلا انسان ها نباید بمیرند!! چون بالاخره همه یا در حادثه، یا بیماری، یا کهولت سن یا مانند آن میمیرند، این مرگ که ظلم نیست!! اصلا به منزله عذاب هم نیست که بگوییم جرمشان چه بوده!!

لذا اگر قومی عذاب هم بشوند این مرگ برای بچه های آنها حکم عذاب را ندارد.

مسلم
۱۳۹۶/۰۹/۲۵, ۱۴:۴۰
خدا می گوید که نماز بخوانید.نماز بر شما واجب است، ترک آن مجازات دارد، همه چیز مانند نماز شما را به من نزدیک نمی کند...هرکس نماز نخواد کافر است...و به قول شما دیگر جملات متعدد آن را می گوید.....، برای چه؟؟برای چه، برای آنکه رضایتش آن است که همه نماز بخوانند؟

جناب پارسامهر خواهش می کنم دقت بفرمایید، خداوند وقتی همه انسان ها را بهدون استثنا به نماز دعوت می کند یعنی راضی به ترک این نماز نیست، همه را به آن امر وجوبی می کند.



بنده می گویم که، رضایت خدا هم همین بوده که این عده سخن خدا را گوش نکنند و به جهنم بیافتند...

این چه حرفی است جناب پارسامهر!!! این که شما می فرمایید که قطعا ظلم و جبر است، و خلاف وجدان است، الان من و شما دقیقا در درون خودمان حس می کنیم و می دانیم که می توانیم دنبال کار و تلاش حلال رفته و با انسانیت زندگی کنیم، و می توانیم هم یک اسلحه برداریم و یک بانک بزنیم و دزدی کنیم و یک زندگی راحت و مرفه را بر مال حرام بنا کنیم! ما واقعا توان انتخاب را در درون خودمان درک می کنیم!
خدا هرگز راضی نیست بنده ای به جهنم بیفتد!! همانطور که هیچ والدینی راضی به انحراف فرزندانشان نیسند، اما بالاخره اختیار این عواقب را دارد.


اگر رضایت خدا این بوده که همه ی انهایی که به آنها امر شده، با اختیارشان، خوبی کنند یا نماز بخوانند...پس حدا دیگر چرا اصلا آنها را بوجود آورد

این یک مبحث دیگر است که پاسخ آن مفصل بوده و مجال خود را می طلبد، خلاصه اش این است که همانطور که سابقا عرض کنم باید فلسفی به مسئله نگاه کنید، تحقق تمام انسان ها تحت یک سری قوانین طبیعی به وجود می آید، و خداوند برای ممانعت از تحقق معلول، باید علت را نابود کند! یعنی یا تمام والدین بد عقیم شوند، یا مسائلی از این قبیل...!

پارسا مهر
۱۳۹۶/۰۹/۲۵, ۱۵:۰۳
قطعا ظلم و جبر استاستاد شاید ظلم باشد..ولی ربطش را به جبر نمی دانم...اگر اینکه خدا رضایتش این باشد که یک عده، بروند جتایت بکنند، می شود جبر...خوب برعکسش هم هست...پس آنوقت بگوییم، اینکه خدا رضایتش این است که یک عده بروند خوبی بکنند، می شود، جبر....من متوجه نشدم، این مطلبی که بنده عرض کردم، چطور جبر را نتیجه می دهد...

همانطور که هیچ والدینی راضی به انحراف فرزندانشان نیسند
استاد گرامی فرض کنید که اینطور است که می فرمایید...یعنی هیچ والدینی راضی به انحراف فرزندانشان نیستند...حالا اگر والدین از طرقی از آینده با خبر شوند و یقین حاصل کنند که فرزندشان منحرف می شود، آیا باز رابطه ای جنسی برقرار می کنند، که فرزندی را مولد شوند؟!؟!؟!قطعا خیر...پس چطور ممکن است که خدا به قول شما، رضایتش در این است که فرزندانش یا مخلوقاتش هیچ کدام، تاکید می کنم، هیچکدام، به انحراف کشیده نشوند و جهنمی نشوند، می آید مولد این جهان می شود؟!؟!استاد شما اصلا یک مطلبی را بیان می کنید که محال عقلی است....

استاد گرامی این یک قاعده ی عقلی است که هر انسان ذی شعوری و صاحب اختیاری، کاری را می کند که به آن راضی هست...محال اندر محال است که کسی کاری بکند که به بر خلاف رضایتش است...البته تاکید می کنم، انسان ذی شعور و صاحب اختیاری و آگاهی...مثلا من رضایت ندارم که به کودکم صدمه بزنم...خوب حالا اگر من، خواب باشم و در خواب، مشت بزنم بر صورت کودکم، این آگاهانه و از روی اختیار نبوده...
مگر می شود آدمی اختیار داشته باشد و بعد بگوید، من راضی به انجام فلان کاری نیستم...ولی با اینکه راضی نیستم...خیلی خوب آن را انجام می دهم...استاد مگر می شود همچین چیزی....عرض کردم اگر یک همچین چیزی مطرح باشد..دیگر سنگ روی سنگ بند نمی آید...مثلا خدا رضایتش این است که هرکس نتیجه ی اعمالش را درآخرت ببیند..شما می فرمایید ممکن است بر خلاف رضایت خدا اتفاق بیافتد؟!؟!؟!قطعا پاسخ شما خیر است...
حالا چطور ممکن است که رضایت خدا این است که جهانی بیافریند که همه انسان هایش، بهشتی شوند، ولی بر خلاف رضایت خدا اتفاق بیافتد....



تحقق تمام انسان ها تحت یک سری قوانین طبیعی به وجود می آید،
شما می فرمایید، که تحقق تمام انسان ها تحت یک سری قوانین طبیعی بوجود می آید..و می فرمایید که رضایت خدا هم در این بوده که، قوانین طبیعی، مولد انسان هایی شوند که همه بهشتی شوند...خوب وقتی خدا می بیند که این قوانین طبیعی بر خلاف رضایتش است، چطور این قوانین طبیعی را پدید می آورد...


استاد بنده واقعا خیلی تعجب می کنم...شما یک ادعایی می کنید که حتی در دنیای انسان ها و هم نمی شود مصداقش را پیدا کرد...می فرمایید که یک عاقل برخلاف میل و رضایتش عملی می کند!!!!!اگر انسانی بر خلاف میل و رضایتش عملی کند دیگر در آن عمل مختار نبوده که...این چطور ادعایی است که شما می کنید، استاد گرامی!!!!

مسلم
۱۳۹۶/۰۹/۲۵, ۲۲:۲۶
فرض کنید که اینطور است که می فرمایید...یعنی هیچ والدینی راضی به انحراف فرزندانشان نیستند...حالا اگر والدین از طرقی از آینده با خبر شوند و یقین حاصل کنند که فرزندشان منحرف می شود، آیا باز رابطه ای جنسی برقرار می کنند، که فرزندی را مولد شوند؟!؟!؟!قطعا خیر...پس چطور ممکن است که خدا به قول شما، رضایتش در این است که فرزندانش یا مخلوقاتش هیچ کدام، تاکید می کنم، هیچکدام، به انحراف کشیده نشوند و جهنمی نشوند، می آید مولد این جهان می شود؟!؟!استاد شما اصلا یک مطلبی را بیان می کنید که محال عقلی است....

حرف بنده هم همین است، وقتی پدر و مادر می فهمند که فرزندشان منحرف میشود مانع علت تحقق آن فرزند می شوند، یعنی علت به وجود آوردن آن بچه را از بین میبرند، سخن بنده همین است که اگر خداوند بخواهد این انسان ها متولد نشوند باید علت به وجود آوردن آنها را از بین ببرد! و این موجب بر هم خوردن نظم عالم میشود! مثلا باید همه پدر و مادرهای این انسان ها عقیم شوند!!



استاد گرامی این یک قاعده ی عقلی است که هر انسان ذی شعوری و صاحب اختیاری، کاری را می کند که به آن راضی هست...محال اندر محال است که کسی کاری بکند که به بر خلاف رضایتش است..

مگر می شود آدمی اختیار داشته باشد و بعد بگوید، من راضی به انجام فلان کاری نیستم...ولی با اینکه راضی نیستم...خیلی خوب آن را انجام می دهم...استاد مگر می شود همچین چیزی.

خوب وقتی خدا می بیند که این قوانین طبیعی بر خلاف رضایتش است، چطور این قوانین طبیعی را پدید می آورد...

جناب پارسامهر عزیر
خواهش می کنم مسئله را به صورت دقیق تصور کنید، منظور بنده از این سخنان مطلقا این ها نیست که خداوند مجبور است، ناتوان است، چیز دیگری را می خواهد اما از انجام آن نعوذ بالله عاجز است و مانند آن.

بنده مسئله را به صورت های مختلف بیان کردم نمی دانم مشکل کار کجاست،، این هم یک تعبیر جدید، تعبیر دیگری غیر اینها به ذهنم نمیرسد، ببینید:

شما یک مجموعه کلی را می خواهید خلق کنید که این مجموعه به رضایت شما است، و مصلحت مهمتر را در خلقت آن می بینید اما در این مجموعه بزرگ چیزهای کوچکی هم وجود دارد که به رضایت شما نیست اما چاره ای هم از آنها نیست، شما نسبت به این امور کوچک و جزئی راضی نیستید اما نسبت به مجموع که سنجیده میشود آن را اراده می کنید.

شما نسبت به آن جزئیات رضایتی ندارید اما به خاطر حفظ آن مجموعه کلی آنها را اراده می کنید(خواهش می کنم مسئله را تصور کنید)

خدا اگر بخواهد اختیار انسان ها، غرائز حیوانات و قوانین فیزیکی را نقض کند مجموعه جهان مختل میشود، جهانی که خلق شده تا انسان ها با اختیار رشد کنند، حیواناتی که طبق غرائز رفتار کنند، و قوانینی که زیربنای علوم طبیعی و مهندسی را تشکیل می دهند اختلال در هر کدام اختلال در مجموعه کلی نظام است.

پارسا مهر
۱۳۹۶/۰۹/۲۵, ۲۳:۳۳
شما یک مجموعه کلی را می خواهید خلق کنید که این مجموعه به رضایت شما است، و مصلحت مهمتر را در خلقت آن می بینید اما در این مجموعه بزرگ چیزهای کوچکی هم وجود دارد که به رضایت شما نیست اما چاره ای هم از آنها نیست، شما نسبت به این امور کوچک و جزئی راضی نیستید اما نسبت به مجموع که سنجیده میشود آن را اراده می کنید.
استاد حالا اگر من آمدم و این مجموعه را که توضیحش را دادید را خلق کردم یعنی چه؟!؟یعنی به وجود داشتن انها راضی شده ام یا راضی هستم دیگر...یعنی گفتم اشکالی ندارد به خاطر آن مناقع بزرگ مثلا، آن چیز های کوچک مضر هم وجود پیدا کنند،راضی شدم...نهایت می توانیم بگوییم که نهایت در رویا و خیال و تصورات شیرین و وهمی ام می گویم، کاش آن چیز های کوچک وجود نمی داشت، من راضی به وجودشان نیستم....به قول عوام، قلبا راضی نبوده ام، اما همین که آن مجموعه را خلق کرده ام، یعنی با رضایت به اینکه همه آن پیامده های ناگوارش بوجود بیایند، آن مجموعه را خلق کرده ام...یعنی مهر و امضا کرده ام، که همه ی آن پیامد های ناگوار بوجود بیاید، آن پیامد هایی که یقین داشته ام که پدید می ایند...
استاد باز تکرار می کنم، شما می فرمایید که من بر خلاف رضایتم، آن مجموعه را خلق کردم؟!یعنی شما می فرمایید که من هنگامی که خلق می کرده ام، رضایت نداشتم که آن مجموعه ای را که پیامد های ناگوار دارد را خلق کنم؟!؟، ولی خلق کرده ام؟!این می شود عدم اختیار...استاد خواهشن شما به دنیای وهمی و خیالی و شیرین من کاری نداشته باشید...دنیای واقعی را ببینید..ما در دنیای واقعی زندگی می کنیم...
و استاد من فکر نمی کنم که شما اعتقاد داشته باشید که خدا مثل ما انسان ها، در خیال شیرینش و رویاهایش و به قول بعضی عوام قلبا رضایت نداشته باشد به چیزی، ولی به ناچار در صحنه عمل و واقعیت و در دنیای واقعی، رضایت بدهد؟!؟؟!؟این مورد، قضاوتش با شما!!!!!

پس حالا که خدا این دنیا را خلق کرده و به همه پیامد هایش هم آگاه بوده، پس راضی شده و رضایت داشته که جمع کثیری در ادامه ی این خلقت، سخنانش را گوش نکنند، و جهنمی شوند...
اگر رضایت نداشت...خوب استاد عرض کرده، پس چرا جهان را آفرید؟!؟ یعنی رضایت خدا این نبود که جهانی که خلق می کند، جهنمی داشته باشد، بعد بر خلاف این رضایت و میلش، جهان را آفرید؟!؟خوب فاتحه ی اختیار خدا خوانده شد دیگر....عرض کردم، نهایت می توانیم بگوییم، که خدا در خیال شیرینش و رویا و دنیای وهمی و خیالیش، رضایت نداشته، که قضاوتش با شما، فکر می کنید، خدا هم اینگونه است؟!؟؟!؟

پس استاد گرامی، عرض بنده این است که، اگر کسی با علم و آگاهی با اختیار خود عملی انجام می دهد، یعنی به انجام آن عمل و پیامد هایش رضایت داشته که آن عمل را انجام داده دیگر، در دنیای واقعی، نه وهمی.ما نهایت و نهایت می توانیم بگوییم که، به قول عوام، قلبا راضی نبوده، در خیال شیرینش راضی نبوده...
هیچ انسانی عملی را انجام نمی دهد که به آن راضی نباشد...اگر خودرو سازی خودرویی می سازد و می داند که خودروهایش به یقین، تصادف کرده و جان کودکان را می گیرند، پس با ساخت و روانه کردن خودرویش، رضایت خودش را به این صانحه ها نشان داده...اگر رضایت نداشته که همانگونه که یقین می دانسته کودکی شکنجه خواهند شد، هیچگاه، خودرو را روانه ی بازار نمی کرد...باز عرض می کنم، نهایت، در اوهام و خیالات و خیالات شیرینش، می گویند، ما راضی نیستم که کودکان در تصادفات بمیرند....ولی در دنیای واقعی ما، در عالمی که ما با اون سر و کار داریم، می آیند مهر و امضا می کنند و رضایت می دهند که کودکان در تصادفات بمیرند، و الا، دیگر خودرو را روانه ی بازار نمی کردند.
پس استاد، آیا واقعا هنوز که هنوز، بر این اعتقادید که، رضایت خدا در این بوده و هست که، همه بهشتی شوند؟!؟ولی این دنیا را آفریده؟!؟؟

پارسا مهر
۱۳۹۶/۰۹/۲۵, ۲۳:۳۶
حرف بنده هم همین است، وقتی پدر و مادر می فهمند که فرزندشان منحرف میشود مانع علت تحقق آن فرزند می شوند، یعنی علت به وجود آوردن آن بچه را از بین میبرند، سخن بنده همین است که اگر خداوند بخواهد این انسان ها متولد نشوند باید علت به وجود آوردن آنها را از بین ببرد! و این موجب بر هم خوردن نظم عالم میشود! مثلا باید همه پدر و مادرهای این انسان ها عقیم شوند!!
به هر حال، پس حالا که نظم عالم را بر هم نزده به قول شما...پس رضایت داده که و رضایتش این بوده که جمع کثیری از انسان ها جهنمی و بد کاره شوند...استاد گرامی مساله خیلی روشن...

دکترنادرنوری
۱۳۹۶/۰۹/۲۶, ۰۸:۵۸
http://www.askdin.com/gallery/images/55390/2______________________________.png