PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : نسبی بودن مراتب انسان ها باتوجه به سرمایه اولیه



mnrhm
۱۳۹۵/۱۲/۱۲, ۲۱:۳۷
سلام
با توجه به این مبحث http://www.askdin.com/showthread.php?t=41628 اینطور جمع بندی میشه که جایگاه انسان ها با توجه به سرمایه اولیه ایست که در اختیار دارند و مثلا پیامبری که وظایف خود را کامل انجام میدهد با انسان معمولی که در حد توان و سرمایه (محیط- خانواده-استعداد-...) عمل صالح انجام میدهد برابر است
حال سوالم اینه که آیا در مورد گناه هم این صادقه؟ یعنی اگر یک انسانی در خانواده گناه کار و محیط خرابی به دنیا آمد و گناه کار شد ولی تقوا پیشه کرد و کمتر گناه کرد در مقایسه با انسانی که در خانواده مذهبی به دنیا میاد و از کودکی در محیط سالمی بزرگ میشه و گناه نمی کنه امکان برابری درجه در پیشگاه خداوند قابل تصوره؟ یعنی در این مثال ممکنه که یک انسان گناه کار درجش در پیشگاه خدا بالاتر از انسان کمتر گناه کار باشه که با توجه به سرمایه ای که داشته اهمال کرده و به اصطلاح کم گذاشته؟

مدیر ارجاع سوالات
۱۳۹۵/۱۲/۱۳, ۲۲:۰۹
با نام و یاد دوست






http://askdin.com/gallery/images/22107/1_erjae1.jpg









کارشناس بحث: استاد کریم

کریم
۱۳۹۵/۱۲/۱۷, ۱۴:۲۵
سلام
با توجه به این مبحث http://www.askdin.com/showthread.php?t=41628 اینطور جمع بندی میشه که جایگاه انسان ها با توجه به سرمایه اولیه ایست که در اختیار دارند و مثلا پیامبری که وظایف خود را کامل انجام میدهد با انسان معمولی که در حد توان و سرمایه (محیط- خانواده-استعداد-...) عمل صالح انجام میدهد برابر است
حال سوالم اینه که آیا در مورد گناه هم این صادقه؟ یعنی اگر یک انسانی در خانواده گناه کار و محیط خرابی به دنیا آمد و گناه کار شد ولی تقوا پیشه کرد و کمتر گناه کرد در مقایسه با انسانی که در خانواده مذهبی به دنیا میاد و از کودکی در محیط سالمی بزرگ میشه و گناه نمی کنه امکان برابری درجه در پیشگاه خداوند قابل تصوره؟ یعنی در این مثال ممکنه که یک انسان گناه کار درجش در پیشگاه خدا بالاتر از انسان کمتر گناه کار باشه که با توجه به سرمایه ای که داشته اهمال کرده و به اصطلاح کم گذاشته؟
سلام
قرآن در زمینه تکلیف ما اصولی را بیان کرده است که در دقت در آنها جواب این سوال را آسان می کند.
1. لایکلف الله النفس إلّا وسعها، خداوند نفس انسانی را بیشتر از توانش تکلیف نکرده است.
2. افضل الأعمل أحمزها، شایسته ترین اعمال سخت ترین آنهاست.
حال با توجه به این آیه شریفه وحدیث شریف باید گفت انسان به اندازه توانش تکلیف شده است. واگر کسی به اندازه توان عقلی وجسمی خود در راه خدا تلاش کند ثوب کامل را در ک خواهد کرد.
3. نیت: نیت خیلی مهم است ودر حدیث داریم، نیة المومن خیر من عمله، نیت مومن از عملش بهتر است.
یا در بحث اقسام عبادت از امیرمومنان هست که عده ای برای بهشت وعده ای بخاطر ترس از جهنم وعده ای بخاطر خود خدا او را عبادت می کنند. قسم سوم عبادت احرار وآزادگان است. مقام اینها هم رضوان الهی است که بالاتر از بهشت است.
بنابراین چه بسا کسی در عمل کوتاهی نکرده است ولی نیتش پایین بوده وبرای آن نیت تلاش کرده است. به نیت خود وتلاشی که کرده خواهد رسید ولی اگر از اول نیت قوی تر بود با همان عمل چه بسا به درجات بالاتری می رسید.

کریم
۱۳۹۵/۱۲/۱۸, ۱۶:۴۱
اینطور جمع بندی میشه که جایگاه انسان ها با توجه به سرمایه اولیه ایست که در اختیار دارند و مثلا پیامبری که وظایف خود را کامل انجام میدهد با انسان معمولی که در حد توان و سرمایه (محیط- خانواده-استعداد-...) عمل صالح انجام میدهد برابر است
سلام وعرض ادب
پیامبران وامامان طبق صریح قرآن کریم انسانهای برگزیده خداوند هستند. که می فرماید:

وَ مِنْ آبائِهِمْ وَ ذُرِّيَّاتِهِمْ وَ إِخْوانِهِمْ وَ اجْتَبَيْناهُمْ‏ وَ هَدَيْناهُمْ إِلى‏ صِراطٍ مُسْتَقيم‏، و از پدران و فرزندان و برادرانشان برخى را [بر جهانيان برترى داديم‏]، و آنان را برگزيديم و به راه راست راهنمايى كرديم.(1)

این آیه شریفه بعد از بیان اسامی برخی از انبیاء الهی آمده است. لذا انبیاء انسانهای برگزیده الهی هستند. در مورد اهل بیت که گل سرسبد خلقت هستند چقدر حدیث در عظمت آنها بالاخص در مورد طینت آنها که از علیین است وجود دارد.
لذا گفتن این سخن که انسان با این بزرگواران در یک مقام باشد حرف راحتی نیست. ومی توان گفت از احادیث نمی توان چنین چیزی به دست آورد. بله احادیثی داریم که انسان در بهشت در درجه ال بیت یا برخی از انبیاء باشد. اما در درجه مکانی آنها خواهد بود نه درجه معرفتی وقربی که در نزد پروردگار دارند.
حال اینکه این بزرگواران چه خصوصیاتی داشتند که مورد عنایت خاصه الهی قرار گرفتند از حد علم ما خارج است. اما نسبت به باقی انسانها؛




حال سوالم اینه که آیا در مورد گناه هم این صادقه؟ یعنی اگر یک انسانی در خانواده گناه کار و محیط خرابی به دنیا آمد و گناه کار شد ولی تقوا پیشه کرد و کمتر گناه کرد در مقایسه با انسانی که در خانواده مذهبی به دنیا میاد و از کودکی در محیط سالمی بزرگ میشه و گناه نمی کنه امکان برابری درجه در پیشگاه خداوند قابل تصوره؟ یعنی در این مثال ممکنه که یک انسان گناه کار درجش در پیشگاه خدا بالاتر از انسان کمتر گناه کار باشه که با توجه به سرمایه ای که داشته اهمال کرده و به اصطلاح کم گذاشته؟
اگر کسی با عقل خود وعلم می داند این گناه است وبخاطر غلبه نفس مرتکب معصیت می شود. درست است که در صورت توبه گناهش بخشیده میشود. اما با کسی که در فضایی بهتر زندگی کرده ومرتکب گناه نمی شود نمی شود گفت برابر است. چون گناه آثار وضعی در ظرفیت وجودی انسان و پاکی درون او دارد. اما یکی بحسب شرایط به علم خود عمل می کند واز کسی که در محیط بهتری است شاید هم کمتر عمل کرده باشد اما چون عملش در شرایط سخت تری بوده است ارزش بیشتری دارد چون بهترین عمل سخت ترین آنهاست.

پی نوشت:
1. انعام/87

mnrhm
۱۳۹۵/۱۲/۲۰, ۱۰:۲۵
ممنون که پاسخ دادید ولی شاید منظورمو درست نتونستم برسونم سعی می کنم یک فرض دیگه بگم
فرض کنید شخص الف در خانواده مذهبی و با پدری مهربان و مذهبی و با نان حلال بزرگ میشه و آخرش میشه یک روحانی برجسته
شخص ب در خانواده بزه کار و پدری دزد و مادری نامهربان بزرگ میشه و ...
حالا اگر شخص ب از نظر خدا بالاتر از شخص الف باشه لزوما به معنای اینه که روحانی برجسته ای شده یا از نظر اخلاقیات و معارف بالاتر از شخص الف شده؟!
یا بالاتر بودن این شخص لزوما به این معنا نخواهد بود و مثلا یک انسان علی الظاهر معمولیه که چون دزد و قاتل نشده خدا بهش این جایگاه رو داده؟
نمی دونم باز تونستم اون چیزی که تو ذهنم هست رو درست بیان کنم یا نه
آیا جایگاه افراد پیش خدا نشون دهنده میزان معرفت و دانش و علمه ؟ البته میدونم که خود خدا گفته صرفا تقواست!

کریم
۱۳۹۵/۱۲/۲۱, ۱۰:۰۲
ممنون که پاسخ دادید ولی شاید منظورمو درست نتونستم برسونم سعی می کنم یک فرض دیگه بگم
فرض کنید شخص الف در خانواده مذهبی و با پدری مهربان و مذهبی و با نان حلال بزرگ میشه و آخرش میشه یک روحانی برجسته
شخص ب در خانواده بزه کار و پدری دزد و مادری نامهربان بزرگ میشه و ...
حالا اگر شخص ب از نظر خدا بالاتر از شخص الف باشه لزوما به معنای اینه که روحانی برجسته ای شده یا از نظر اخلاقیات و معارف بالاتر از شخص الف شده؟!
یا بالاتر بودن این شخص لزوما به این معنا نخواهد بود و مثلا یک انسان علی الظاهر معمولیه که چون دزد و قاتل نشده خدا بهش این جایگاه رو داده؟
نمی دونم باز تونستم اون چیزی که تو ذهنم هست رو درست بیان کنم یا نه
آیا جایگاه افراد پیش خدا نشون دهنده میزان معرفت و دانش و علمه ؟ البته میدونم که خود خدا گفته صرفا تقواست!
سلام علیکم
همنطور که اشاره کردید در پیشگاه الهی ارزش انسانها به تقوای آنهاست. إنّ أکرمکم عندالله أتقاکم(1)
تقوا هم با عمل نمایان می شود. هر کس از خدا بیشتر پروا کند و برای آخرتش اهمیت قائل شود بیشتر عمل به خوبی ها خواهد داشت. نبی مکرم اسلام به دخترشان حضرت زهراء فرمودند:
قول الرسول على رؤوس الأشهاد في آخر أيّامه من الدنيا حيث وعظ امّته و ذكّرهم و وصّاهم، ثمّ أقبل على أهل بيته خاصّة، فقال: «يا فاطمة ابنة محمّد، اعملي‏ فإنّي لا اغني عنك‏ من اللّه شيئا. (2) حضرت در اواخر عمر شریفشان وقتی امت را نصیحت وتوصیه می کردند، خطاب به اهل بیت خود وحضرت زهراء می فرماید: یا فاطمه،دخترم عمل کن چون من فردای روز قیامت (بدون عمل) نمی توانم کاری برات انجام بدم.
ارزش عمل هم به کمیت ومقدار زیاد آن نیست بلکه به کیفیت آن است. چون اگر شبانه روز عبادت کنی ولی ریا داشته باشی، هیچ است. اما دو رکعت نمازی که با حضور قلب خوانده می شود موجب نجات انسان از آتش جهنم می شود. در این زمینه آیات وروایات زیادی وجود دارد که مراجعه به سوره ماعون در مورد وای بر نمازگزارانی که ریا می کنند ویا نماز را سبک می شمارند نشان می دهد که مهم کیفیت عمل است.
وقتی ملاک عمل است وعملی ارزشش بیشتر است که در سخت تر باشد. کسی که در سختی ودر محیطی غیر دینی به دین عمل کرده است مسلم ارزش او خیلی بیشتر از کسانی است که در محیطی آماده وفضایی دینی این چنین عمل کرده اند. واگر گناهی مرتکب شده باشد زودتر بخشیده می شود.
بنابراین جایگاه افراد در پیشگاه الهی به معرفت وعمل آنهاست. هر قدر معرفت بیشتر باشد کیفیت عمل هم بیشتر خواهد بود. وبدون عمل در قیامت حتی اگر علامه دهر هم باشد جایگاهی نخواهد داشت. بلکه چون با وجود علم عمل کرده است وضعیتش بدتر هم هست. چون در حدیث داریم که هفتاد گناه از جاهل بخشیده می شود بدون اینکه یک گناه از عالم بخشیده شود.

پی نوشت
1. حجرات/13
2. كراجكى، محمد بن على، التعجب من أغلاط العامة في مسألة الإمامة، ص94، دار الغدير - قم، چاپ: اول، 1421ق.