PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : جمع بندی آیا خداوند هابیل و قابیل را خوب و بد آفریده؟



لبیک
۱۳۹۵/۰۷/۲۲, ۱۸:۰۵
سلام خدمت دوستان و اساتید محترم.
سوالی داشتم
در زمان هابیل و قابیل که تمام شرایط یکسان بوده و این دو نفر هیچ از لحاظ محیط و خانواده تفاوتی با هم نداشتن.
چرا هابیل شخص خوبی بود
و در مقابل قالبیل ادم بدی بود؟
ایا خدا ان ها را این چنین خلق کرده؟

و اگر خدا از همان ابتدا قالبل را بد افریده ایا در قیامت سرزنش میشود؟؟

مدیر ارجاع سوالات
۱۳۹۵/۰۷/۲۶, ۲۳:۴۷
با نام و یاد دوست






http://askdin.com/gallery/images/22107/1_erjae1.jpg









کارشناس بحث: استاد صدیق

صدیق
۱۳۹۵/۰۷/۲۸, ۰۹:۴۳
در زمان هابیل و قابیل که تمام شرایط یکسان بوده و این دو نفر هیچ از لحاظ محیط و خانواده تفاوتی با هم نداشتن.
چرا هابیل شخص خوبی بود
و در مقابل قالبیل ادم بدی بود؟
ایا خدا ان ها را این چنین خلق کرده؟

و اگر خدا از همان ابتدا قالبل را بد افریده ایا در قیامت سرزنش میشود؟؟
باسلام

پیش از پاسخ به این سوال، لازم است ابتدا عوامل و شرایطی که در تحقق یک کار اختیاری لازم است بیان شود.
در تحقق یک عمل اختیاری، یک سری عوامل بیرونی همراه با یک سری عوامل درونی نقش دارند.
عوامل بیرونی عبارتند از:
اموری که از طریق وراثت و والدین به انسان منتقل میشود که از لحظه انعقاد نطفه و حتی کمی قبل از ان میتواند شروع شود و تا زمانی که فرد نان خور خانواده محسوب میشود ادامه دارد.
اموری که در اجتماع و اطراف فرد میگذرد: مانند اینکه میزان سلامت یا فساد اخلاقی، اعتقادی و روانی خانواده، جامعه، مدرسه، دوستان و ...
عواملی متافیزیکی که در او تاثیر میگذارند: مانند امدادهای الهی یا وسوسه های شیطانی.

یک سری عوامل هم درونی است که عبارتند از:
تصور، تصدیق، میل و شوق و در نهایت انتخاب یک عمل و اراده انجام آن.( مصباح یزدی، آموزش فلسفه، ج2، ص 58)

در دسته اول از عوامل:
هم عواملی وجود دارد که فرد نقشی در آن ندارد و قابل تغییر نیز نیست و هم عواملی که گرچه خودش آنرا ایجاد و انتخاب نکرده است ولی گاه قابل تغییر است مانند دوستان و جامعه و ...

در دسته دوم از عوامل:
یک سری از عوامل و مبادی هست که آنها در غالب انسانها اختیاری نیست و در اثر عوامل دسته اول، ایجاد میشود. مانند تصور و تصدیق یک عمل و تصدیق فایده آن. در این موارد، اینکه فرزند یک مسلمان شیعه در کشوری شیعی یا محب اهل بیت، ناخودآگاه در محرم به یاد امام حسین(ع) و عزاداری می افتد و در ماه رمضان به یاد روزه گرفتن و یک فرزند کافر اصلا به یاد این امور نمی افتد، ناشی از زمینه هایی است که فرد از قبل داشته است.
اما یک سری از عوامل مانند میل و شوق و نیز قسمت آخر فرایند انتخاب، که همان اراده انجام کار است، دیگر اجباری در کار نیست و در اینجا فرد است که موقعیت و آن عمل را که میخواهد انجام بدهد، سبک سنگین میکند و بر اساس مصالح و مفاسدی که تشخیص میدهد(ولو به اشتباه) یکی از طرفین را انتخاب میکند. در این مرحله آخر است که گاه شخص کاملا برخلاف آنچه عوامل بیرونی و نیز مبادی غیر اختیاری درونی اقتضا داشت انتخاب میکند.

صدیق
۱۳۹۵/۰۷/۲۸, ۱۰:۰۵
باتوجه به این مقدمه، پاسخ سوال شما این است که
گرچه در آن زمان، در ظاهر شرایط و زمینه های یکسانی برای این دو فرزند حضرت آدم(ع) وجود دارد، ولی برخورد این دو با دستور الهی با هم فرق داشت.
«وَ اتْلُ عَلَيهِمْ نَبَأَ ابْنىْ ءَادَمَ بِالْحَقِّ إِذْ قَرَّبَا قُرْبَاناً فَتُقُبِّلَ مِنْ أَحَدِهِمَا وَ لَمْ يُتَقَبَّلْ مِنَ الاَخَرِ»
«داستان دو فرزند آدم را به حق بر آنها بخوان ، هنگامى که هر کدام عملى براى تقرب (به پروردگار) انجام دادند، اما از يکى پذيرفته شد و از ديگرى پذيرفته نشد »

یکی دستور الهی را به بهترین نحو پاسخ داد و دیگری به خاطر هوای نفسش، انتخاب مطلوبی نداشت و هم باعث شد که خداوند عمل یکی را قبول کند.
و همین مسئله باعث کینه بیشتر و عداوت قابیل نسبت به براردش شد و در نهایت باعث شد او را به قتل برساند:
«قَالَ لاَقْتُلَنَّک قَالَ إِنَّمَا يَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقِينَ»
«(برادرى که عملش مردود شده بود به برادر ديگر) گفت: بخدا سوگند تو را خواهم کشت (برادر ديگر) گفت (من چه گناهى دارم زيرا) خدا تنها از پرهيزکاران ميپذيرد!»


در اینجا هابیل به برادرش علت پذیرفته نشدن قربانی او را گوشزد کرده و نکته مهمی را بیان میکند. ابن عباس در مورد این ایه بیان میکند که:
منظور اين است كه خدا قربانى را از انسان هاى پاكدل مى پذيرد و نه آلودگان، و تو از آن جايى كه در دل پاك انديش نيستى، قربانى ات پذيرفته نشد.(ترجمه مجمع البیان، ج6، ص281)

قرآن کریم در نهایت، عامل اصلی این قتل را هوای نفس و حسد قابیل معرفی میکند یعنی قابیل تحت تاثیر هوای نفس خویش و به انتخاب خود چنین عملی را انتخاب کرد:(تفسیر المیزان،ج5، ص298-307)
«فَطوَّعَت لَهُ نَفْسهُ قَتْلَ أَخِيهِ فَقَتَلَهُ فَأَصبَحَ مِنَ الخْسِرِينَ»(سوره مائده، ایات 27-30)
«نفس سرکش تدريجا او را مصمم به کشتن برادر کرد، و او را کشت ، و از زيانکاران شد.»

صدیق
۱۳۹۶/۰۲/۰۳, ۰۹:۳۴
پرسش: در زمان هابیل و قابیل که تمام شرایط یکسان بوده و این دو نفر هیچ از لحاظ محیط و خانواده تفاوتی با هم نداشتن.
چرا هابیل شخص خوبی بود. و در مقابل قالبیل ادم بدی بود؟ایا خدا ان ها را این چنین خلق کرده؟
و اگر خدا از همان ابتدا قالبل را بد افریده ایا در قیامت سرزنش میشود؟؟

پاسخ:
پیش از پاسخ به این سوال، لازم است ابتدا عوامل و شرایطی که در تحقق یک کار اختیاری لازم است بیان شود.
در تحقق یک عمل اختیاری، یک سری عوامل بیرونی همراه با یک سری عوامل درونی نقش دارند.
عوامل بیرونی عبارتند از:
اموری که از طریق وراثت و والدین به انسان منتقل میشود که از لحظه انعقاد نطفه و حتی کمی قبل از ان میتواند شروع شود و تا زمانی که فرد نان خور خانواده محسوب میشود ادامه دارد.
اموری که در اجتماع و اطراف فرد میگذرد: مانند اینکه میزان سلامت یا فساد اخلاقی، اعتقادی و روانی خانواده، جامعه، مدرسه، دوستان و ...
عواملی متافیزیکی که در او تاثیر میگذارند: مانند امدادهای الهی یا وسوسه های شیطانی.

یک سری عوامل هم درونی است که عبارتند از:
تصور، تصدیق، میل و شوق و در نهایت انتخاب یک عمل و اراده انجام آن.( 1)

در دسته اول از عوامل:
هم عواملی وجود دارد که فرد نقشی در آن ندارد و قابل تغییر نیز نیست و هم عواملی که گرچه خودش آنرا ایجاد و انتخاب نکرده است ولی گاه قابل تغییر است مانند دوستان و جامعه و ...

در دسته دوم از عوامل:
یک سری از عوامل و مبادی هست که آنها در غالب انسانها اختیاری نیست و در اثر عوامل دسته اول، ایجاد میشود. مانند تصور و تصدیق یک عمل و تصدیق فایده آن. در این موارد، اینکه فرزند یک مسلمان شیعه در کشوری شیعی یا محب اهل بیت، ناخودآگاه در محرم به یاد امام حسین(ع) و عزاداری می افتد و در ماه رمضان به یاد روزه گرفتن و یک فرزند کافر اصلا به یاد این امور نمی افتد، ناشی از زمینه هایی است که فرد از قبل داشته است.
اما یک سری از عوامل مانند میل و شوق و نیز قسمت آخر فرایند انتخاب، که همان اراده انجام کار است، دیگر اجباری در کار نیست و در اینجا فرد است که موقعیت و آن عمل را که میخواهد انجام بدهد، سبک سنگین میکند و بر اساس مصالح و مفاسدی که تشخیص میدهد(ولو به اشتباه) یکی از طرفین را انتخاب میکند. در این مرحله آخر است که گاه شخص کاملا برخلاف آنچه عوامل بیرونی و نیز مبادی غیر اختیاری درونی اقتضا داشت انتخاب میکند.


باتوجه به این مقدمه، پاسخ سوال شما این است که
گرچه در آن زمان، در ظاهر شرایط و زمینه های یکسانی برای این دو فرزند حضرت آدم(ع) وجود دارد، ولی برخورد این دو با دستور الهی با هم فرق داشت.
«وَ اتْلُ عَلَيهِمْ نَبَأَ ابْنىْ ءَادَمَ بِالْحَقِّ إِذْ قَرَّبَا قُرْبَاناً فَتُقُبِّلَ مِنْ أَحَدِهِمَا وَ لَمْ يُتَقَبَّلْ مِنَ الاَخَرِ»
«داستان دو فرزند آدم را به حق بر آنها بخوان ، هنگامى که هر کدام عملى براى تقرب (به پروردگار) انجام دادند، اما از يکى پذيرفته شد و از ديگرى پذيرفته نشد »


یکی دستور الهی را به بهترین نحو پاسخ داد و دیگری به خاطر هوای نفسش، انتخاب مطلوبی نداشت و هم باعث شد که خداوند عمل یکی را قبول کند.
و همین مسئله باعث کینه بیشتر و عداوت قابیل نسبت به براردش شد و در نهایت باعث شد او را به قتل برساند:
«قَالَ لاَقْتُلَنَّک قَالَ إِنَّمَا يَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقِينَ»
«(برادرى که عملش مردود شده بود به برادر ديگر) گفت: بخدا سوگند تو را خواهم کشت (برادر ديگر) گفت (من چه گناهى دارم زيرا) خدا تنها از پرهيزکاران ميپذيرد!»


در اینجا هابیل به برادرش علت پذیرفته نشدن قربانی او را گوشزد کرده و نکته مهمی را بیان میکند. ابن عباس در مورد این ایه بیان میکند که:
منظور اين است كه خدا قربانى را از انسان هاى پاكدل مى پذيرد و نه آلودگان، و تو از آن جايى كه در دل پاك انديش نيستى، قربانى ات پذيرفته نشد.(2)

قرآن کریم در نهایت، عامل اصلی این قتل را هوای نفس و حسد قابیل معرفی میکند یعنی قابیل تحت تاثیر هوای نفس خویش و به انتخاب خود چنین عملی را انتخاب کرد:(3)
«فَطوَّعَت لَهُ نَفْسهُ قَتْلَ أَخِيهِ فَقَتَلَهُ فَأَصبَحَ مِنَ الخْسِرِينَ»(3)
«نفس سرکش تدريجا او را مصمم به کشتن برادر کرد، و او را کشت ، و از زيانکاران شد.»


ـــــــــ
1. آموزش فلسفه، مصباح یزدی، تهران، نشر امیرکبیر، 1377، ج2، ص 58
2. مجمع البیان فی تفسیر القرآن، فضل بن حسن طبرسی، تهران، ناصر خسرو، 1372، ج3، ص281.
3. المیزان فی تفسر القران، محمد حسین طباطبایی، قم، نشر اسلامی، 1417، چاپ پنجم، ج5، ص298-307.
4. سوره مائده، ایات 27-30