PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : جمع بندی آیا خداوند لایق پرستش است؟



بازی زندگی
۱۳۹۴/۱۰/۱۳, ۱۱:۰۶
با سلام
من زیاد تو سایت جستجو کردم اما مطلبی زیاد شبیه با تایپیک خودم نیافتم به همین دلیل این تایپیکو ایجاد کردم امیدوارم کارشناسان به این شبهه من پاسخ بدن.
یه مسئله ای هست که زیاد ذهن منو درگیر کرده اون هم اینه که اگه ما فرض کنیم خدا وجود داره و دین اسلام حقه اونوقت یک سری سوالات واسه آدم پیش میاد.
سوال اینه که چرا انسان ها همیشه باید با خضوع و خشوع تو هر شرایطی خدا رو بپرستند و شکر گذارش باشن کاری با ثروتمندان و افراد سالم جامعه که هیچ مشکل جسمی و روانی واسشون پیش نمیاد ندارم!
افرادی که معلول به دنیا میان یا زشتن یا در طول عمر مثلا دچار یک بیماری عذاب آور میشن یا در کشوری جنگ زده یا قحطی زده یا بدون امکانات به دنیا میان این افراد چه دلیلی داره از خدا به خاطر زندگی سخت و عذاب آورشون تشکر کنن ؟ مگه ما انسانها با خدا روز اول عهد بستیم که طبق هر شرایطی برده و فرمان بردار خدا باشیم ؟ این معامله و درخواست یک طرفه بوده ما آدما وارد یک بازی زندگی شدیم که هیچ اختیاری روز اول نداشتیم و این زندگی به ما تحمیل شد وقتی هم چشم باز کردیم خودمونو وسط دنیایی از بیماری ها و سختی هایی دیدیم که برای خیلی از ما قابل تحمل نیست....مثلا خود بنده به مدت چند سال با یک بیماری عذاب آور درگیر بودم در بهترین سالهای جوانی باعث شد تو تحصیلم دچار مشکل بشم فرصت های زیادی رو از دست دادم الان که به گذشته نگاه میکنم میبینم چقدر الکی عمرم و زندگیم تو اون شرایط حساس از دست رفت فقط به خاطر اون بیماری...من قبلا خیلی مذهبی و مومن بودم از بچگی تمام روضه های امام حسینو میرفتم بچه هیئتی بودم....اکثر روزای ماه رمضون رو روزه میگرفتم...نمازهام سروقت خونده میشد حتی قرآن رو ختم کردم..یه بارم خواب بهشتو دیدم...تعریف از خود نباشه تو فامیل خیلی رو من حساب میکردن از لحاظ دیندار بودن و.......بگذریم! اما بعد ها که با سخنان مخالفین اسلام روبرو شدم و کمی فکرم از اون چارچوب بسته و مسخ شده بندگی و بردگی بی چون و چرای خداوند آزاد شد به خودم اومدم... و فهمیدم نه بابا حق من خیلی بیشتر از اینهاست..من که روز اول خدارو ندیم و باهاش معامله ای نکردم اما اون از من انتظاراتی در حد خیلی زیادی داره...من چرا باید بازی داده بشم بیمار بشم بیکار و بی پول بشم اما همیشه شکر گذارش باشم ؟ اخه به خاطر کدوم نعمتش ؟ نه جسم سالمی به من داد نه خوانواده پولداری به من داد پدرم رو هم که تو بچگی ازم گرفت....خدا خودش اون بالا راحت نشسته از من میخواد مثل برده واسش خم و راست بشم که چی بشه ؟ خودش اگه یه مدت جای من یا بدتر از من بود میتونست تحمل کنه ؟ مگه نه اینکه حتی انسان ها خودشون واسه خودشون حقوق بشر درست کردن چرا ما پیش خدا حقوف انسانیت نداریم ؟ آیا اصولا هر موجودی که از ما بزرگتر و قویتر باشه باید احترام گذاشت و پرستید ؟ این که میشه ترس و بردگی....به هر موفقیتی هم رسیدم هرچند کم بود همش علت طبیعی و قابل توضیح داشته هیچ جا تو زندگیم علت غیر قابل کشف و غیر منتظره ماورالطبیعی ندیدم...اگه به وجود خدا اعتقاد نداشته باشم کمتر دچار عذاب روحی میشم چون فکر میکنم خدایی که نیست پس همش به علت جبر محیط و طبیعت و خودمه و از خدایی که نیست دیگه شاکی نمیشم...چون فکر میکنم اگه خدا و قدرت برتری بود بالاخره وضع زندگی و سلامتیم اینجوری نبود بهم کمک میکرد....آقا من نه رودخونه شیر و عسل میخوام نه حرمسرای بهشتی میخوام نه 100 تا حوری خوشگل که تا میلیارد ها سال باهاشون تو بهشت خوش بگذرونم...فقط یک جسم سالم و یه زندگی مرفه تو این دنیا میخوام کاریم به کار کسی ندارم...تو اون دنیا هم منو تو دیگ مواد مذاب یا آبجوش نندازه واسم کافیه من انتظار زیادی از خدا ندارم....آخه یعنی چی با خم و راست شدن نماز روزانه اونم با کلمات عربی و انجام ندادن گناهان کبیره و گریه واسه ائمه آدم بهشت جاویدانو بخره این کجاش عاقلانه و عادلانس ؟ اما بعضی که اعمال خیرخواهانه انجام مبدن و به کسی ظلم و تجاوز نکردن اما خدا رو با دلایل منطقی نمیپرستن و قوانین خدارو قبول ندارن باید تو جهنم برن؟ یه آدم باید چقد شستشوی مغزی و مسخ شده باشه که این حرفارو باور کنه ؟ مگه خدا عقده اییه که آدما رو بخاطر عبادت نکردنش عذاب بده ؟ خدا که اینقد عابد داره چه کمبودی داره که همه از ترس جهنم باید مثل برده تو هر شرایطی باید شکرگذارش باشن حتی افراد سرطانی و بدبختی که مثل آب خوردن جون میدن اونا واسه چی خدارو باید بپرستن و شکر گذار باشن؟ به امید حرمسرا تو بهشت ؟ یا نیفتادن تو دیگ مواد مذاب ؟ اون چیزی که من فهمیدم خدا پارتی بازی میکنه الان در جهان علما و روحانیونی هستن قدرت و ثروت دارن که ما اونارو مقدس تصور کردیم هم تو این دنیا تو رفاهن هم تو اخرت..اما یه عده خیلی زیادی هم تو این دنیا تو عذابن هم تو اون دنیا...ببخشید بحثم به درازا کشید حرف دلم زیاد بود.

مدیر ارجاع سوالات
۱۳۹۴/۱۰/۱۳, ۲۲:۴۴
با نام و یاد دوست







http://www.askdin.com/gallery/images/378/2_erjae.jpg









کارشناس بحث: استاد صدیق

صدیق
۱۳۹۴/۱۰/۱۵, ۰۸:۳۹
باسلام خدمت شما و ممنون از مشارکتی که داشتید.

در پستی که ایجاد کردید، مطالب متنوع و زیادی را مطرح کردید.
از فلسفه پرستش خدا، از نیاز خدا به پرستش ما، از فایده پرستش برای ما، از علت عذاب، از عذاب کافران، از فایده ایمان به خدا و اموری از این دست.
محور اساسی سوال شما، به این باز میگردد که چرا انسان باید خدا را عبادت کند؟
وقتی پاسخ این سوال مشخص شود، فلسفه عبادت همه انسانها، حتی کسانی که دچار مشکلات جسمی و روحی در این دنیا هستند نیز مشخص میشود.
در ضمن، لازم است به این نکته نیز توجه شود، تمامی مشکلاتی که برای انسان در دنیا پیش می آید، ناشی از خداوند است یا نه؟

قرآن کریم، فلسفه و هدف آفرینش انسان را عبادت و به قول بزرگی عبودیت و بندگی معرفی کرده است:

«و ما خلقت الجن و الانس الا لیعبدون»(1)
«و ما جن و انس را خلق نکردیم، مگر به خاطر اینکه عبادت کنند»


آفرینش انسان دارای هدف و قصدی بوده است، اما این قصد و غرض، عبادت کردن بندگان و عابد شدن آنان است نه معبود شدن خداوند.
به همین جهت، می فرماید هدف از خلقت، عبادت کردن بندگان است نه عبادت شدن خدا.
وگرنه می فرمود: "لاعبد" یا "لاکون معبودا لهم" یعنی نفرموده تا انکه من پرستش شود یا تا من معبودشان باشم.

بنابراین، با همین بیان لطیف مشخص میشود که فایده عبادت و عبودیت به خود انسان میرسد نه خداوند. چون خداوند غنی مطلق است:


«لَهُ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ وَ إِنَّ اللَّهَ لَهُوَ الْغَنِيُ‏ الْحَميدُ »(2)
«آنچه در آسمان‏ها و آنچه در زمين است، فقط در سيطره مالكيّت و فرمانروايى اوست؛ و يقيناً خداست كه خود بى‏نياز و ستوده است‏»

خداوند انسان را خلق کرد تا انان عابد و عبد شوند.
عابد میشوند تا خداوند را بهتر بشناسند و معرفت کامل بیابند.
از طریق معرفت، کامل میشوند و از رهگذر تمام این امور، رحمت و مغفرت خداوند شامل حالشان میشود.
پس مشخص میشود که عبادت خودش هدف اصلی خلقت نیست بلکه هدف میانی است و هدف نهایی کمال و قرب انسان است که از طریق عبادت و معرفت برایش حاصل میشود.(3)

چنانکه امام حسین(علیه السلام) در روایتی به این نکته اشاره دارد و می فرماید:

«ان اللَّه عز و جل ما خلق العباد الا ليعرفوه، فاذا عرفوه عبدوه، فاذا عبدوه استغنوا بعبادته عن عبادة من سواه‏»(4)
« خداوند بزرگ بندگان را نيافريده مگر به خاطر اين كه او را بشناسند، هنگامى كه او را بشناسند عبادتش مى‏ كنند، و هنگامى كه بندگى او كنند از بندگى غير او بى نياز مى ‏شوند»



ـــــــــــــــــــــــــ ـــــ
1.
سوره ذاریات، آیه56.
2. سوره حج، آیه64
3. تفسیر المیزان، ج18، ص386، جامع التفاسیر
4. بحار الانوار، ج5، ص312، طبع بیروت، جامع الاحادیث

صدیق
۱۳۹۴/۱۰/۱۵, ۰۸:۴۰
مطلب دوم: عبادت چیست؟
ایا عبادت، تنها انجام مراسمى مانند ركوع و سجود و قيام و قعود و نماز و روزه است؟ يا حقيقتى است بالاتر از اينها؟ هر چند عبادات رسمى نيز همگى واجد اهميتند.
عبادت از ریشه "عبد" است و عبد کسی است که آخرین درجه خضوع در برابر معبود و مولایش را انجام میدهد. در برابر او مالک چیزی نیست و در اطاعت او هیچگونه سستی به خود راه نمیدهد.(1)
عبادت، حقیقتی دارد که انسان را به کارهایی وا میدارد تا این حالت درونی را به مولایش نمایان کند.


مطلب سوم: فایده عبادت چیست؟
عبادت فواید زیادی دارد.
بعضی ازاین فواید اخروی و برخی دنیوی است.
بعضی برای خود فرد است و برخی مربوط به اجتماع میشود.

برخی از فواید عبادت عبارتند از:
1. رهایی از پوچی و سرگردانی در زندگی: کسی که در دنیای امروز که موج انسان پرستی و خودپرستی سراسر عالم را گرفته است، خداوند را معبود خودش گرفته و او را از صمیم قلب دوست دارد و میپرستد، افرینش خود را دارای هدفی میداند و به همین جهت هیچ گاه گرفتار پوچی و یاس و ناامیدی نمیشود.(2)

2. یافتن پشتوانه نیرومند و مهربان: انسانی که خداوند را عبادت میکند، در دنیایی که سراپا سختی، ظلم و مشکلات است، پشتوانه ای را برای خودش یافته است که در مشکلات به او پناه میبرد. میداند که اگر، این نیروی قهار مشکلاتش در این دنیا حل میکند و اگر حل و برطرف نکند حتما به صلاحش بوده و با صبر منتظر اجر اخروی پاداش صبرش می ماند.

3. سلامت و ارامش روان: عبادت به انسان آرامش روحی می بخشد. همانطور که قران کریم، یاد خداوند را مایه اطمینان قلب و آرامش معرفی میکند.(3) خصوصا در دنیای امروز که انسان همه تلاشش برای رسیدن به آرامش است، چه راهی بهتر از این.

4. جلوگیری از غرور و تکبر: حضرت علی(ع) در خطبه 196 نهج البلاغه بیان میکند که نماز و زکات و روزه، بندگان مومن را از سرکشی، ظلم و تکبر باز میدارد.

5. جلوگیری از فحشا و بی بند وباری: قرآن کریم به این فایده عبادت و خصوصا نماز اشاره دارد و در این مورد میفرماید:
همانا نماز، انسان را از کارهای زشت و ناپسند باز میدارد:
«ان الصلاه تنهی عن الفحشاء و المنکر»(4)

با توجه به این نکات مشخص میشود که عبادت، برای خود انسان است و فایده آن به خود انسان میرسد نه به خداوند. پس دیگر این سوال که چرا کسی که بدبخت است باید عبادت کند. این سوال درست مانند این میماند که درمورد کسی که نان شب ندارد بخورد، بگوییم چرا باید لباس داشته باشد؟


ـــــــــــــــــــــــــ ــــ
1. تفسیر نمونه، ج22، ص387، جامع التفاسیر
2. یادداشتهای شهید مطهری، ج6، ص196
3. سوره رعد، آیه28
4. سوره عنکبوت، آیه45

صدیق
۱۳۹۴/۱۰/۱۵, ۰۸:۴۱
مطلب چهارم: نکته دیگری که باید به آن توجه کرد آن است که بر اساس مباحث فلسفی و نیز آموزه های قران کریم، تمام بدبختی هایی که به انسان میرسد، از جانب خودش است.
خداوندی که بر اساس ادله عقلی، رحیم، کریم، علیم و قدیر است، هیچ گاه بد بنده اش را نمیخواهد.
سختی هایی که به انسان در این دنیا میرسد از جهت منشأ و به وجود آورنده بر 2 و به یک تعبیری 4 دسته کلی است:
دسته اول: مشکلاتی که مستقیما نتیجه خواست خداوند است و با هدف و مصلحتی به وجود آمده است.
دسته دوم: مشکلاتی که مستقیما نتیجه خواست و اراده و عملکرد خود شخص است.
دسته سوم: مشکلاتی که مستقیما نتیجه اراده و عملکرد دیگران(انسانهای دیگر، حیوانات) است.
دسته چهارم: مشکلاتی که مستقیما نتیجه قهری و تکوینی این دنیاست.

دسته دوم و سوم که بحث چندانی ندارد.
مشکلی که نتیجه قهری اراده و فعل خود انسان است که ربطی به خداوند ندارد و خداوند نباید پاسخگوی آن باشد. به همین جهت، هیچ عوضی نیز برای این دسته از مشکلات در جهان آخرت در نظر گرفته نمیشود. به قول معروف "خودم کردم که لعنت بر خودم باد"
مشکلی که نتیجه اراده و فعل انسانهای دیگر است نیز مستقیما ربطی به خداوند ندارد. نتیجه اراده آزاد و اختیار داشتن انسانهاست. اینکه چرا خداوند چنین اختیاری به انسانها داده تا به دیگران ظلم کنند، ربطی به این تاپیک ندارد و تحت عنوان "شرور اخلاقی" باید پیگیری شود. با این حال، خداوند به جهت لطفی که به بندگانش دارد، عوض این سختی ها را در سرای آخرت به انسان میدهد. بعلاوه اگر انسان صبر کند، پاداش صبرش را نیز در آخرت خواهد دید.
مشکلات دسته چهارم نیز تحت عنوان "شرور طبیعی" معروف است و نتیجه تراحمات و کاستی های عالم ماده است. عالم ماده بیش از این تاب و کشش ندارد و در آن منافع همگان تامین نمیشود. نتیجه قهری و تکوینی تراکم گازهای درون زمین، زلزله است و ... هرچند برخی اوقات، این شرور طبیعی نتیجه افعال اراده و "شرور اخلاقی" است. با این حال، خداوند متعال، به جهت اینکه این شخص خودش باعث این مشکل نشده است، هم عوض این مشکلش را در اخرت می بیند و هم اگر صبر کند، اجر صبرش را در می یابد.
میماند دسته اول مشکلات که مستقیما نتیجه اراده خود خداوند است و هیچ اراده و قانون طبیعی عامل آن نیست. مانند جریاناتی که در داستان حضرت خضر و موسی(علیهما السلام) روی داد.
این دسته که البته خیلی کم است و در موارد معدود صورت میگیرد، به جهت اینکه خداوند را رحیم و عالم میدانیم، قطعا دارای هدف و مصلحتی است که گاه فقط خود خداوند از آن آگاه است و خودش است که میداند به چه جهتی است. این موارد نیز قطعا عوض و پاداشی برای تحمل و صبر خواهد داشت.
به همین جهت خداوند می فرماید:
«عَسى‏ أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئاً وَ هُوَ خَيْرٌ لَكُمْ وَ عَسى‏ أَنْ تُحِبُّوا شَيْئاً وَ هُوَ شَرٌّ لَكُمْ وَ اللَّهُ يَعْلَمُ وَ أَنْتُمْ لا تَعْلَمُون‏»(1)
« و بسا چيزى را خوش نداريد و آن براى شما خير است، وبسا چيزى را دوست داريد و آن براى شما بد است؛ وخدا [مصلحت شما را در همه امور] مى‏ داند و شما نمى ‏دانيد.»

ــــــــــــــــــــــ
1. سوره بقره، آیه216

صدیق
۱۳۹۴/۱۰/۱۵, ۰۸:۴۱
در انتها نیاز به توجه به چندین نکته نمود.
نکته اول: این دنیا محل گذر است و انسان با عمر 60- 70 سال، قرار نیست در این سرا بماند. بلکه باید توشه جمع کند و به سرای ابدی برود.
بنابراین، اگر انسان بداند که عبادت برای خودش است و فایده اش کمال خودش و راحتی در سرای ابدی آخرت است، بی قراری نمیکند و امیدوار به فضل و رحمت خدا باقی میماند.

نکته دوم: مشکلات مالی و سعادت اخروی نه ملازم هم هستند نه منافات با هم دارند.
به همین جهت، چه بسا انسانهایی که پولدار هستند و هیچ مشکل بدنی ندارند و سعادت اخروی نیز دارند(نمونه بارز آن حضرت سلیمان است)
چه بسا انسانهایی که مشکلات زیادی دارند و به سعادت نیز دست نمی یابند.
چه بسا انسانهایی که مشکلی در دنیا ندارند ولی میدانیم که بدبخت شدند(نمونه بارز این دسته، قارون و فرعون و نمرود و... است)
چه بسا انسانهایی که مشکلات دنیایی دارند ولی سعادتمند شدند.(مانند خیلی از انسانها و مومنان)

خلاصه اینکه،
اولا: فایده عبادت برای خود انسان است نه برای خداوند.
ثانیا: مشکلات مالی و جسمانی در صورتی بهانه درستی برای عدم عبادت بود که فایده عبادت به خداوند میرسید، درصورتی که فایده آن برای خود انسان است. پس به این بهانه نمیتوان عبادت را ترک کرد. درست همانطور که انسان به بهانه لباس مناسب نداشتن، از خوردن غذا یا نفس کشیدن یا ... صرف نظر نمیکند.
ثالثا: اکثر مشکلات انسان، از جانب خود او، انسانهای دیگر یا طبیعت است. با این حال، خداوند در آخرت پاداشی برای صبر در برابر این مشکلات به او میدهد و عوضی نیز به او خواهد داد.

rejection
۱۳۹۴/۱۰/۱۵, ۰۹:۴۳
در انتها نیاز به توجه به چندین نکته نمود.
نکته اول: این دنیا محل گذر است و انسان با عمر 60- 70 سال، قرار نیست در این سرا بماند. بلکه باید توشه جمع کند و به سرای ابدی برود.
بنابراین، اگر انسان بداند که عبادت برای خودش است و فایده اش کمال خودش و راحتی در سرای ابدی آخرت است، بی قراری نمیکند و امیدوار به فضل و رحمت خدا باقی میماند.

نکته دوم: مشکلات مالی و سعادت اخروی نه ملازم هم هستند نه منافات با هم دارند.
به همین جهت، چه بسا انسانهایی که پولدار هستند و هیچ مشکل بدنی ندارند و سعادت اخروی نیز دارند(نمونه بارز آن حضرت سلیمان است)
چه بسا انسانهایی که مشکلات زیادی دارند و به سعادت نیز دست نمی یابند.
چه بسا انسانهایی که مشکلی در دنیا ندارند ولی میدانیم که بدبخت شدند(نمونه بارز این دسته، قارون و فرعون و نمرود و... است)
چه بسا انسانهایی که مشکلات دنیایی دارند ولی سعادتمند شدند.(مانند خیلی از انسانها و مومنان)

خلاصه اینکه،
اولا: فایده عبادت برای خود انسان است نه برای خداوند.
ثانیا: مشکلات مالی و جسمانی در صورتی بهانه درستی برای عدم عبادت بود که فایده عبادت به خداوند میرسید، درصورتی که فایده آن برای خود انسان است. پس به این بهانه نمیتوان عبادت را ترک کرد. درست همانطور که انسان به بهانه لباس مناسب نداشتن، از خوردن غذا یا نفس کشیدن یا ... صرف نظر نمیکند.
ثالثا: اکثر مشکلات انسان، از جانب خود او، انسانهای دیگر یا طبیعت است. با این حال، خداوند در آخرت پاداشی برای صبر در برابر این مشکلات به او میدهد و عوضی نیز به او خواهد داد.

سلام.

حال که صحبت از لیاقت عبادت است، بنده هم در مورد آیه های 75 و 76 سورۀ مائده سؤالی داشتم: مَّا الْمَسِيحُ ابْنُ مَرْيَمَ إِلاَّ رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِن قَبْلِهِ الرُّسُلُ وَأُمُّهُ صِدِّيقَةٌ كَانَا يَأْكُلاَنِ الطَّعَامَ انظُرْ كَيْفَ نُبَيِّنُ لَهُمُ الآيَاتِ ثُمَّ انظُرْ أَنَّى يُؤْفَكُونَ قُلْ أَتَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللّهِ مَا لاَ يَمْلِكُ لَكُمْ ضَرًّا وَلاَ نَفْعًا وَاللّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ

بر اساس این دو آیه آیه مشخص می شود غذا خوردن لیاقت پرستش را از بین می برد: لم یستحق المسیح ولا امه للعبادة; فانهما کانا محتاجین لحفظ حیاتهما باکل الطعام، وان الذی یستحق العبادة غنی فی ذاته عن غیره. والمسیح بنفسه کان یعبد الله کما ان امه الصدیقة کانت تعبد الله، فلم تعبد ولدها، کما لم تعبد نفسها ولم یعبد المسیح امه. (به نقل از رسالة المسیح (http://www.hawzah.net/fa/Article/View/78130))

سؤال اینجاست که چرا اگر موجودی غذا بخورد، لیاقت پرستش را از دست می دهد؟

seresht
۱۳۹۴/۱۰/۱۵, ۱۱:۱۲
سلام
نکته هایی نیز به ذهن این حقیر می رسد:

- آیا شما خودتان برای شفا یافتن و بهتر شدن سلامتی خود تلاش نکردید؟ آیا لوازم و امکانات موجود در حد توانتان را استفاده نکردید که از آن سختی جسمی رهایی پیدا کنید؟
نه تنها من و شما، بلکه تمام موجودات نیز در تلاش هستند که چیزی را که دارند نگه دارند و یا زیاد کنند.
اینها همه لوازم و نتایج «بودن» است. ما همه هستیم و همین که می خواهیم بودن و لوازم و نتایج آن را حفظ کنیم، نشان می دهد که بودن برای ما ارزشمند است.
از همه ی موجودات (حتی سنگ ها) نیز اگر بتوان سؤال کرد که آیا حاضری بودنت را از تو بگیرند؟ او قطعا پاسخ خواهد که خیر! ما خیلی اوقات آرزوی مرگ و نیستی می کنیم، اما حواسمان نیست که این آرزو (یا حتی خود کشی) صرفا برای رهایی از وضعیت الآن ماست، و گرنه هیچ موجودی دوست ندارد «بودن» خود را از دست بدهد.

- خودتان و خودتان باشید و پاسخ این سؤال را به خودتان بدهید: آیا اگر عاملی (فعلا اسمش را خدا نگذاریم) چیز با ارزشی را که شما خودتان اعتراف به خوب بودن و ارزش آن دارید به شما بدهد، صحیح است که به جای تشکر از او، او را نفرین کنیم یا از او طلبکار باشیم یا بخواهیم او را از بین ببریم؟! نهاد هر انسانی شهادت می دهد که در مقابل لطفی که عامل یا چیزی به او کرده، از او سپاسگزار باشد. نکته دیگر در این سپاسگزاری این است که ما خودمان می فهمیم و می بینیم که اگر کسی بدون هیچ انتظار و چشم داشت و نیازی، به ما لطف کند، از او طلبکار نمی شویم که چرا بیشتر ندادی، مگر این که بدی و صفت نکوهیده ای در ما باشد که همیشه در طلبکاری و حرص باشیم. این که عرض کردم، از ارتباط والدین و فرزند هم بالاتر و والاتر است. شاید پدر و مادر در تأمین فرزندشان، هدف و انتظاری داشته باشند که مثلا در پیری از آنها مواظبت نماید یا منبع درآمد والدین باشد و ... . اما وقتی کسی بدون چشم داشت به ما لطف و مرحمت می کند، ما واقعا در برابر او حس تشکر و سپاس گزاری داریم.

- حال با خودتان ببینید عاملی (فعلا اسمش را خدا نگذاریم) که بزرگترین و ارزشمند ترین و والاترین چیز، یعنی «بودن» (که همه ی ما آن را می خواهیم و اصلا دوست نداریم از دست بدهیم!) را به ما بدهد، آن هم بدون این که به ما نیازی داشته باشد یا چشم داشتی داشته باشد، ما در برابرش چطور باید باشیم؟ آیا شایسته است که در برابر او سپاسگزار باشیم؟ یا سرکشی کنیم؟

- ما با استفاده از عقلمان (که آن هم به ما بدون دلیل و چشم داشت داده شده، و گرنه فقط انسان بودن، حتما عاقل بودن نیست!) می فهمیم و می بینیم که تمام چیزهایی که بودن آنها را شناخته ایم نیز مانند ما هستند! یعنی بودنشان به آنها داده شده، وگرنه خودشان چیزی نبودند که اصلا قابل ذکر و یادآوری باشند، چه برسد به این که توانایی داشته باشند که اعتراض کنند! و همین نشانه ی این است که بودن ما و موجودات اطرافمان را خودمان نداشته ایم. بودنمان را چیزی به ما داده که نمی شود مانند خود ما نیازمند «بودن» باشد!

- و اگر نبود معرفی خدا در عالم ذر به ما، که باز این لطف و مهربانی اوست (و جای سپاسگزاری دارد!) نمی توانستیم بفهمیم که آن عامل که این لطف «بودن» را به ما کرده، خداست. اسمش را می گذاشتیم طبیعت، یا عوامل خارجی! اما به گواهی عقل و آن شناسایی که در نهاد ماست، می فهمیم که همین طبیعت و جبر محیط که شما نام بردید، خودشان وام دار و نیازمند آن خدا هستند.

- شما خود بگویید، آیا شایسته نیست که در برابر این لطف و مهربانی بزرگ و شگرف که هیچ کلمه و هیچ جمله و فکر و تعقل و هر چه و هر چه، نمی تواند آن را وصف کند، خاضع و سپاسگزار باشیم؟ حتی فلج 100% که 100% هم فقیر است، باز در تلاش است که همین بودن خود را حفظ کند و سختی های این بودن را کم کند، حال شما که اکنون سلامتی خود را باز یافته اید، حاضرید دوباره این سلامتی (قسمتی از بودن خود) را از دست بدهید؟ چرا در برابر خدایی که این بودن را به شما داده، به جای اعتراض و سرکش بودن و طلبکار بودن، تشکر نکنید؟

- همین خدا با تمام مهربانی و لطف و رحمتش، البته بزرگ است و سلطان ماست و اصلا همین بودن را که به ما داده به دل ما می اندازد که بزرگی او را ببینیم و از او بترسیم که همو که این را داده، قدرت گرفتنش را هم دارد!! ولی نمی گیرد. همیشه در این ترس و امید (یا به قول با سواد تر ها، خوف و رجاء) باشیم که همو که بودن را به من داده، همو مرا می چرخاند و تغییر می دهد و می تواند بودن من را بگیرد! همین سلطان و بزرگ و با عظمت، از ما خواسته کارهایی بکنیم و کارهایی نکنیم! آن نیز باز به خاطر جهل و نادانی ماست که نمی دانیم کارهایی که می کنیم چه اثرات مخرب یا سازنده برای خود ما دارد. به این خدای مهربان و بزرگ، اعتماد نمی کنیم و او را پشت گوش می اندازیم و حتی اندازه ی همکلاسی خود قبولش نداریم! اگر هم کلاسی ما بگوید فردا مدرسه تعطیل است باور می کنیم، ولی وقتی خدا می گوید این کار را نکن بد است، می گوییم به تو چه! ما اصلا کاری به خدا نداریم و او را تحویل نمی گیریم! و باز اوست که با لطف و مهربانی اش ما را به سوی خودش می خواند!

- زیاد حرف زدم، این دو جمله را هم بگویم: همین خدا از بشر خواسته که ربا نخورد و مستی نکند و دزدی نکند و ... . چرا بیماری یا فقر یا سختی زندگی خودمان را گردن گذشتگان خودمان یا افراد بدکار اطراف خودمان نمی اندازیم؟ چطور وقتی آب می نوشیم و سیراب می شویم، اعتراضی نمی کنیم، اما وقتی اطرافیانمان یا خودمان یا گذشتگانمان ربا خورده اند یا دزدی کرده اند (و با این که جهل داشته اند که این کارشان در دیگرانی مثل ما اثر می گذارد، باز به خدا اعتماد نکرده و پیروی شیطان را کرده اند) به آنها اعتراض نمی کنیم که فقر یا سختی و بیماری ما تقصیر شماها بوده؟!

- چرا از خود خدا نمی خواهید که همین سؤالات شما را پاسخ دهد؟!! حتی من پیشنهاد جالب تری دارم: از امام زمان بخواهید که این سؤالات شما را پاسخ دهد! وگرنه هر چه ما ها با هم حرف بزنیم و تایپ کنیم، شاید دلمان آرام نگیرد (:

yalda solimani
۱۳۹۴/۱۰/۱۵, ۱۵:۲۸
با سلام

«امیر مؤمنان علیه السّلام فرمود: گروهی در عبادت، به انگیزه دستیابی به منافع اخروی و بهشت، خدا را می پرستند که این رقم عبادت، عبادت تجار و بازرگانان است که هدف، سودجوئی است. گروهی دیگر به انگیزه ترس از عذاب و جهنم، خدا را عبادت می کنند؛ این هم عبادت بردگان است. گروهی هم به انگیزه شکر و سپاس از نعمت های فراوان خداوندی، عبادت خود را انجام می دهند و این عبادت آزاد مردان است.
بر اساس فرمایش علی بن ابی طالب علیه السّلام سه هدف و انگیزه در عبادت خداوند وجود دارد. 1- رسیدن به بهشت و رضوان الاهی. 2- دوری و اجتناب از جهنم. 3- سپاس از خداوند. چون خداوند لایق پرستش است. اگر یک وعده مهمان کسی باشید، یا پزشکی، بیمار شما را از مرگ نجات دهد، تا آخر عمر خود را مدیون میزبان و پزشک، دانسته و هر وقت ایشان را ببینید؛ کرنش کرده و تشکر می نمایید. بندگان، در تمام لحظات بر سر سفره خداوند نشسته اند. هر چه دارند از خداست. وجود، سرمایه، امنیت، سلامتی، خوراک، پوشاک و غیره همه را خداوند ارزانی کرده است. آیا تشکر از چنین شخصیت کریمی، لازم و واجب نیست. کریمی که هر چه عنایت کرده، بی منّت است. پزشک از شما توقع پول دارد، میزبان بشری، معمولا انتظار جبران دارد. ولی خداوند تمام نعمت ها را به انسان داده و توقع جبران ندارد. حال عقل بشر دستور به تشکر از چنین خدایی نمی دهد؟
شما به هر انگیزه ای که تشکر کنید؛ می شود عبادت. چون بشر در تشکر از انسان ها نیازی به آموزش ندارد؛ ولی در تشکر از خدا نمی داند که چگونه تشکر کند که لایق ایشان باشد، نیاز به آموزش دارد. به همین دلیل خداوند انبیا را فرستاده تا راه هدایت بشر و نحوه پرستش خدا را به آن ها آموزش دهند. پس هدف از عبادت، برطرف کردن نیازمندی های خداوند نیست؛ چرا که او وجودی نامحدود، نامتناهی و پیراسته از هر گونه نقص و نیاز و غنی مطلق است. پس احتیاجی به پرستش ما ندارد. در قرآن کریم آمده است: «اگر شما و همه مردم روی زمین کافر شوید؛ خدا بی نیاز و درخور ستایش است «زیرا هر که خدا را سپاس گوید به سود خود سپاس گفته، و هر که ناسپاسی کند، خدا بی نیاز و ستودنی است»

بازی زندگی
۱۳۹۴/۱۰/۱۶, ۱۰:۵۸
آفرینش انسان دارای هدف و قصدی بوده است، اما این قصد و غرض، عبادت کردن بندگان و عابد شدن آنان است نه معبود شدن خداوند.
به همین جهت، می فرماید هدف از خلقت، عبادت کردن بندگان است نه عبادت شدن خدا.
وگرنه می فرمود: "لاعبد" یا "لاکون معبودا لهم" یعنی نفرموده تا انکه من پرستش شود یا تا من معبودشان باشم.

بنابراین، با همین بیان لطیف مشخص میشود که فایده عبادت و عبودیت به خود انسان میرسد نه خداوند. چون خداوند غنی مطلق است:


«لَهُ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ وَ إِنَّ اللَّهَ لَهُوَ الْغَنِيُ‏ الْحَميدُ »(2)
«آنچه در آسمان‏ها و آنچه در زمين است، فقط در سيطره مالكيّت و فرمانروايى اوست؛ و يقيناً خداست كه خود بى‏نياز و ستوده است‏»

خداوند انسان را خلق کرد تا انان عابد و عبد شوند.
عابد میشوند تا خداوند را بهتر بشناسند و معرفت کامل بیابند.
از طریق معرفت، کامل میشوند و از رهگذر تمام این امور، رحمت و مغفرت خداوند شامل حالشان میشود.
پس مشخص میشود که عبادت خودش هدف اصلی خلقت نیست بلکه هدف میانی است و هدف نهایی کمال و قرب انسان است که از طریق عبادت و معرفت برایش حاصل میشود.(3)

چنانکه امام حسین(علیه السلام) در روایتی به این نکته اشاره دارد و می فرماید:
«ان اللَّه عز و جل ما خلق العباد الا ليعرفوه، فاذا عرفوه عبدوه، فاذا عبدوه استغنوا بعبادته عن عبادة من سواه‏»(4)
« خداوند بزرگ بندگان را نيافريده مگر به خاطر اين كه او را بشناسند، هنگامى كه او را بشناسند عبادتش مى‏ كنند، و هنگامى كه بندگى او كنند از بندگى غير او بى نياز مى ‏شوند»

سلام حاج آقا ممنون که به پست بنده توضیحات مفصلی ارائه کردید امام در جواب این قسمت از سخنان شما که گفتید هدف از عبادت شناخت خدا بوده باید عرض کنم متاسفانه وقتی من با توجه به محکوم شدن اجباری یه زندگی و اومدن به این دنیا این معامله یک طرفه جلوم گذاشته شده تا حد توان سعی در عبادت خدا داشتم اما باعث گمراهی بیشتر من و سوء ظن به خدا شد چون در این سنین جوانی هیچ رحمت و مغفرتی که ندیدم هیچ بدتر دچار مشکلات شدم و این شبیه اینه حاکم یک کشور مردمشو به سختی بندازه و خودش راحت زندگیشو بکنه و براشون قوانین سخت بزاره و تو زندان بیفتن تا فقط بعدا مثلا 50 سال دیگه بهشون آپارتمان و پول و امکانات بده و تازه اون موقع بفهمن عجب حاکم خوبی دارن !این با عقل متاسفانه جور در نمیاد وقتی من تو این دنیا به شناخت نمیرسم دیگه تو اخرت که خودشو میبینم شناخت حضوری دازم به چه دردم میخوره ؟ آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا؟!

بازی زندگی
۱۳۹۴/۱۰/۱۶, ۱۱:۱۰
مطلب سوم: فایده عبادت چیست؟
عبادت فواید زیادی دارد.
بعضی ازاین فواید اخروی و برخی دنیوی است.
بعضی برای خود فرد است و برخی مربوط به اجتماع میشود.

برخی از فواید عبادت عبارتند از:
1. رهایی از پوچی و سرگردانی در زندگی: کسی که در دنیای امروز که موج انسان پرستی و خودپرستی سراسر عالم را گرفته است، خداوند را معبود خودش گرفته و او را از صمیم قلب دوست دارد و میپرستد، افرینش خود را دارای هدفی میداند و به همین جهت هیچ گاه گرفتار پوچی و یاس و ناامیدی نمیشود.(2)

2. یافتن پشتوانه نیرومند و مهربان: انسانی که خداوند را عبادت میکند، در دنیایی که سراپا سختی، ظلم و مشکلات است، پشتوانه ای را برای خودش یافته است که در مشکلات به او پناه میبرد. میداند که اگر، این نیروی قهار مشکلاتش در این دنیا حل میکند و اگر حل و برطرف نکند حتما به صلاحش بوده و با صبر منتظر اجر اخروی پاداش صبرش می ماند.

3. سلامت و ارامش روان: عبادت به انسان آرامش روحی می بخشد. همانطور که قران کریم، یاد خداوند را مایه اطمینان قلب و آرامش معرفی میکند.(3) خصوصا در دنیای امروز که انسان همه تلاشش برای رسیدن به آرامش است، چه راهی بهتر از این.

4. جلوگیری از غرور و تکبر: حضرت علی(ع) در خطبه 196 نهج البلاغه بیان میکند که نماز و زکات و روزه، بندگان مومن را از سرکشی، ظلم و تکبر باز میدارد.

5. جلوگیری از فحشا و بی بند وباری: قرآن کریم به این فایده عبادت و خصوصا نماز اشاره دارد و در این مورد میفرماید:
همانا نماز، انسان را از کارهای زشت و ناپسند باز میدارد:
«ان الصلاه تنهی عن الفحشاء و المنکر»(4)

با توجه به این نکات مشخص میشود که عبادت، برای خود انسان است و فایده آن به خود انسان میرسد نه به خداوند. پس دیگر این سوال که چرا کسی که بدبخت است باید عبادت کند. این سوال درست مانند این میماند که درمورد کسی که نان شب ندارد بخورد، بگوییم چرا باید لباس داشته باشد؟

این قسمت سخنان شما هم عمدتا در خصوص فواید روانشناسانه عبادت هست و ربطی به حقیقت نداره...این شرایط وقتی برقرار میشه که انسان در سلامتی و رفاه باشه و با فراغ بال بتونه در مورد خدای خودش تفکر کنه و به خاطر نعماتش که هم جسمی و هم روحی هستند شکرگذارش باشه تازه اون موقع فقط از فواید روانشناسانه عبادت بهره مند میشه چه بسا ممکنه اینها مثل یک داروی مسکن باشه فقط ! اما کسی که دچار مشکلات جسمی و روحی باشه اعتقاد به وجود خدا همیشه باعث شاکی بودن و شکاک بودن در وجود خدا میشه چون نمیتونه قبول کنه مخلوق کسی شده که ازش انتظارات زیادی داره اما خودش هیچ مشکلی نداره حتی باعث حسادت میشه میگه ای کاش من جای خدا بودم ! در مورد فحشا و بی بندو باری شما عامل ترس رو در نظر گرفتید که معمولا قانون میتونه جلوی فحشا رو بگیره نه اعتقاد و انجام ندادن فحشا از روی ترس فقط فواید اجتماعبی داره نه اخلاقی چون انسان با نیت ناپاک همواره اون عمل زشت تو اعماق وجودش هست که امیدواره با رفتن به بهشت بهش جامه عمل بده ! چه بسا عرفا و علمایی که در خلوت چه معصیت هایی که نکردن که فقط خدا داند !

بازی زندگی
۱۳۹۴/۱۰/۱۶, ۱۱:۲۴
مطلب چهارم: نکته دیگری که باید به آن توجه کرد آن است که بر اساس مباحث فلسفی و نیز آموزه های قران کریم، تمام بدبختی هایی که به انسان میرسد، از جانب خودش است.
خداوندی که بر اساس ادله عقلی، رحیم، کریم، علیم و قدیر است، هیچ گاه بد بنده اش را نمیخواهد.
سختی هایی که به انسان در این دنیا میرسد از جهت منشأ و به وجود آورنده بر 2 و به یک تعبیری 4 دسته کلی است:
دسته اول: مشکلاتی که مستقیما نتیجه خواست خداوند است و با هدف و مصلحتی به وجود آمده است.
دسته دوم: مشکلاتی که مستقیما نتیجه خواست و اراده و عملکرد خود شخص است.
دسته سوم: مشکلاتی که مستقیما نتیجه اراده و عملکرد دیگران(انسانهای دیگر، حیوانات) است.
دسته چهارم: مشکلاتی که مستقیما نتیجه قهری و تکوینی این دنیاست.

دسته دوم و سوم که بحث چندانی ندارد.
مشکلی که نتیجه قهری اراده و فعل خود انسان است که ربطی به خداوند ندارد و خداوند نباید پاسخگوی آن باشد. به همین جهت، هیچ عوضی نیز برای این دسته از مشکلات در جهان آخرت در نظر گرفته نمیشود. به قول معروف "خودم کردم که لعنت بر خودم باد"
مشکلی که نتیجه اراده و فعل انسانهای دیگر است نیز مستقیما ربطی به خداوند ندارد. نتیجه اراده آزاد و اختیار داشتن انسانهاست. اینکه چرا خداوند چنین اختیاری به انسانها داده تا به دیگران ظلم کنند، ربطی به این تاپیک ندارد و تحت عنوان "شرور اخلاقی" باید پیگیری شود. با این حال، خداوند به جهت لطفی که به بندگانش دارد، عوض این سختی ها را در سرای آخرت به انسان میدهد. بعلاوه اگر انسان صبر کند، پاداش صبرش را نیز در آخرت خواهد دید.
مشکلات دسته چهارم نیز تحت عنوان "شرور طبیعی" معروف است و نتیجه تراحمات و کاستی های عالم ماده است. عالم ماده بیش از این تاب و کشش ندارد و در آن منافع همگان تامین نمیشود. نتیجه قهری و تکوینی تراکم گازهای درون زمین، زلزله است و ... هرچند برخی اوقات، این شرور طبیعی نتیجه افعال اراده و "شرور اخلاقی" است. با این حال، خداوند متعال، به جهت اینکه این شخص خودش باعث این مشکل نشده است، هم عوض این مشکلش را در اخرت می بیند و هم اگر صبر کند، اجر صبرش را در می یابد.
میماند دسته اول مشکلات که مستقیما نتیجه اراده خود خداوند است و هیچ اراده و قانون طبیعی عامل آن نیست. مانند جریاناتی که در داستان حضرت خضر و موسی(علیهما السلام) روی داد.
این دسته که البته خیلی کم است و در موارد معدود صورت میگیرد، به جهت اینکه خداوند را رحیم و عالم میدانیم، قطعا دارای هدف و مصلحتی است که گاه فقط خود خداوند از آن آگاه است و خودش است که میداند به چه جهتی است. این موارد نیز قطعا عوض و پاداشی برای تحمل و صبر خواهد داشت.
به همین جهت خداوند می فرماید:
«عَسى‏ أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئاً وَ هُوَ خَيْرٌ لَكُمْ وَ عَسى‏ أَنْ تُحِبُّوا شَيْئاً وَ هُوَ شَرٌّ لَكُمْ وَ اللَّهُ يَعْلَمُ وَ أَنْتُمْ لا تَعْلَمُون‏»(1)
« و بسا چيزى را خوش نداريد و آن براى شما خير است، وبسا چيزى را دوست داريد و آن براى شما بد است؛ وخدا [مصلحت شما را در همه امور] مى‏ داند و شما نمى ‏دانيد.»

بله خیلی از مشکلات علت اونها خود انسانه اما خودتون مستحضر هستید که انسان چقدر موجود ضعیفیه و در صورتی که به وجود خدا اعتقاد داشته باشیم حداقل انتظار ما اینه که سکوت نکنه ! بزارین برای روشن شدن موضوع با مثالی منظورمو بیان کنم :
مثلا اگه شما دو بچه 1 ساله و 3 ساله داشته باشید و اگه اون نوزاد شما مریض بشه شما اونو دکتر نمیبرین ؟ یا خدای نکرده بچه 3 ساله شما به چاقو بخواد به بچه کوچک تر حمله کنه شما صبر میکنید تا به بچه ضعیف تر آسیب برسه که بچه بزرگترو بعدا مثلا بکشید یا ادب کنید ؟! که بفهمه چه کار بدی کرده ؟یا مثلا به این اکتفا میکنید که شما به همسایتون (در نقش پیامبران در ادیان) قبلا گفتید که به فرزند شما بگه اگه بخواد داداششو بکشه شما اونو تو دیگ آب جوش میندازین ؟! و همچنین به همسایتون گفتید که در هر صورتی حتی اگه بچتون مریض بشه اون باید به شما بگه چشم و به حرفاتون گوش بده تا بعدا که مثلا 60 سال دیگه ! که بزرگ شد واسش دوچرخه بخرین و زن بگیرین اما تو این مدت باید به حرف پدرش گوش بده و تازه پدرش تو مسافرته و از طریق تلفن با همسایه در ارتباطه و اون همسایه نماینده شماست. وجدان کجای این حرفا و انتظارات عاقلانه و عادلانست؟
اون قسمت هم که گفتین بعضی مشکلات از جانب خداست اما ما حکمتشو نمیدونیم این هم مشکل بزرگیه که میتونه فقط توجیه باشه برای یک ادعای بزرگ !

بازی زندگی
۱۳۹۴/۱۰/۱۶, ۱۱:۴۵
- زیاد حرف زدم، این دو جمله را هم بگویم: همین خدا از بشر خواسته که ربا نخورد و مستی نکند و دزدی نکند و ... . چرا بیماری یا فقر یا سختی زندگی خودمان را گردن گذشتگان خودمان یا افراد بدکار اطراف خودمان نمی اندازیم؟ چطور وقتی آب می نوشیم و سیراب می شویم، اعتراضی نمی کنیم، اما وقتی اطرافیانمان یا خودمان یا گذشتگانمان ربا خورده اند یا دزدی کرده اند (و با این که جهل داشته اند که این کارشان در دیگرانی مثل ما اثر می گذارد، باز به خدا اعتماد نکرده و پیروی شیطان را کرده اند) به آنها اعتراض نمی کنیم که فقر یا سختی و بیماری ما تقصیر شماها بوده؟!

- چرا از خود خدا نمی خواهید که همین سؤالات شما را پاسخ دهد؟!! حتی من پیشنهاد جالب تری دارم: از امام زمان بخواهید که این سؤالات شما را پاسخ دهد! وگرنه هر چه ما ها با هم حرف بزنیم و تایپ کنیم، شاید دلمان آرام نگیرد (:

در خصوص سوال اول شما که گفتید شما آیا تلاشی برای سلامتی خودتون نکردین باید عرض کنم بله اتفاقا با وجود توان مالی ضعیف سالها دنبال دوا و درمان بودم که بالاخره بعد از 4 سال یک دکتر مسیحی بدون هیچ چشم داشت منو درمان کردن که بنده تا آخر عمر مدیون و مرید ایشون هستم...تو همین سالها بود که اعتقادمو به خدا به شدت از دست دادم و فهمیدم برای انسانیت و انسان بودن لزوما نیاز به اعتقاد به خدا نیست بلکه چیز بسیار با ارزش تری مهمه !
شما میگید در سختی ها آیا حاضرید بودن رو ازتون بگیرن من میگم بله حاضرم چون شما اون درد ها یی که من کشیدم و گریه ها و بی کسی های منو ندیدید و درک نکردید که چه روزگاری بر من گذشت حتی یکبار قصد خودکشی داشتم اما جراتشو نداشتم اما راضی بودم ناخواسته بمیرم من زمانی که در اواسط بیماری بودم نماز و همه واجبات رو ترک کرده بودم یه روز گفتم شاید تقصیر خودمه با عبادت و برگشتن به آغوش خدا خوب بشم اما باور کنید با اینکه مدت ها هم دوباره شروع به عبادت کردم هیچ لطفی از جانب پروردگار به من نشد و دوباره من از دین برگشتم...قسمت دیگر سخن شما بیشتر منو آزار میده که گفتید گناهان گذشتگان موجب عذاب من شده که اگه واقعا اینجور باشه نفرت من از خداوند بیشتر میشه چون من به گناه نکرده باید تاوان بدم پس منو گمراه تر نکنید دوست عزیز!
من از خدا بارها خواستم جواب سوالات منو بده اما در خواب و بیداری چیزی جز سکوت سنگین خدا ندیدم....در مورد امام زمان هم که با عرض معذرت باید عرض کنم ایمان و باور چندانی بهش ندارم چون نه از لحاظ تاریخی قابل اثبات هست و نه از لحاظ عقلی...متاسفانه امام زمان هم سکوت کرده و حتی جنایات ظالمانی مثل داعش رو میبینه و کاری بهشون نداره چه برسه به من حقیر ! نهایت باور من به خدا و امام زمان اینه که خدا فقط داره کینه یک عده افراد رو زمینو فقط تو خودش میریزه تا روز قیامت تا عذابشون بده و امام زمان هم احتمالا فقط نظاره گر و داره گریه میکنه...بیشتر از این تو کتم نمیره

بازی زندگی
۱۳۹۴/۱۰/۱۶, ۱۱:۵۸
با سلام

«امیر مؤمنان علیه السّلام فرمود: گروهی در عبادت، به انگیزه دستیابی به منافع اخروی و بهشت، خدا را می پرستند که این رقم عبادت، عبادت تجار و بازرگانان است که هدف، سودجوئی است. گروهی دیگر به انگیزه ترس از عذاب و جهنم، خدا را عبادت می کنند؛ این هم عبادت بردگان است. گروهی هم به انگیزه شکر و سپاس از نعمت های فراوان خداوندی، عبادت خود را انجام می دهند و این عبادت آزاد مردان است.
بر اساس فرمایش علی بن ابی طالب علیه السّلام سه هدف و انگیزه در عبادت خداوند وجود دارد. 1- رسیدن به بهشت و رضوان الاهی. 2- دوری و اجتناب از جهنم. 3- سپاس از خداوند. چون خداوند لایق پرستش است. اگر یک وعده مهمان کسی باشید، یا پزشکی، بیمار شما را از مرگ نجات دهد، تا آخر عمر خود را مدیون میزبان و پزشک، دانسته و هر وقت ایشان را ببینید؛ کرنش کرده و تشکر می نمایید. بندگان، در تمام لحظات بر سر سفره خداوند نشسته اند. هر چه دارند از خداست. وجود، سرمایه، امنیت، سلامتی، خوراک، پوشاک و غیره همه را خداوند ارزانی کرده است. آیا تشکر از چنین شخصیت کریمی، لازم و واجب نیست. کریمی که هر چه عنایت کرده، بی منّت است. پزشک از شما توقع پول دارد، میزبان بشری، معمولا انتظار جبران دارد. ولی خداوند تمام نعمت ها را به انسان داده و توقع جبران ندارد. حال عقل بشر دستور به تشکر از چنین خدایی نمی دهد؟
شما به هر انگیزه ای که تشکر کنید؛ می شود عبادت. چون بشر در تشکر از انسان ها نیازی به آموزش ندارد؛ ولی در تشکر از خدا نمی داند که چگونه تشکر کند که لایق ایشان باشد، نیاز به آموزش دارد. به همین دلیل خداوند انبیا را فرستاده تا راه هدایت بشر و نحوه پرستش خدا را به آن ها آموزش دهند. پس هدف از عبادت، برطرف کردن نیازمندی های خداوند نیست؛ چرا که او وجودی نامحدود، نامتناهی و پیراسته از هر گونه نقص و نیاز و غنی مطلق است. پس احتیاجی به پرستش ما ندارد. در قرآن کریم آمده است: «اگر شما و همه مردم روی زمین کافر شوید؛ خدا بی نیاز و درخور ستایش است «زیرا هر که خدا را سپاس گوید به سود خود سپاس گفته، و هر که ناسپاسی کند، خدا بی نیاز و ستودنی است»
علیک سلام خواهر گرامی
احساس میکنم شما منظور منو اشتباه متوجه شدید بنده نپرسیدم به چه روشی خداوند را عبادت کنم که لایقش باشه...برعکس پرسیدم با توجه به اینکه به من که سلامتی و امنیت نداده چه دلیلی برای عبادتش پیدا کنم ؟ آیا به خاطر قدرتش ؟ این که میشه ترس...من روز اول با خدا معامله ای نکردم که بهش پایبند باشم اگه شما رو به زور به ازدواج کسی در بیارن که در زندگی نه به شما پول بده نه محبت بکنه و نه در مواقع بیماری و سختی ها تکیه گاه شما باشه آیا شما اون فرد رو لایق ادامه زندگی و تعهد به فرامینش میکنید ؟ آیا واقعا حس خوبی بهش دارید ؟ آیا انسانیت حکم میکنه خود اون فرد کاملا بی نیاز باشه اما شما بدون هیچ پناهگاه به اون نیازمند باشید و شوهرتون بهتون هیچ اهمیتی نده ؟و ازتون انتظار حرف شنوی داشته باشه که مثلا 30 سال دیگه باهاتون مهربون بشه ؟ آیا این زندگی عادلانست به نظر شما ؟ بنده فعلا هیچ انگیزه ای برای پرستش خدا ندیدم جز اینکه منو تو اون دنیا دوباره عذاب نده که اوج بی انصافیه...هیچ چشم داشتی هم به بهشت وعده داده شده ندارم که آواز دهل شنیدن از دور خوش است!

صدیق
۱۳۹۴/۱۰/۱۷, ۰۵:۵۳
بر اساس این دو آیه آیه مشخص می شود غذا خوردن لیاقت پرستش را از بین می برد: لم یستحق المسیح ولا امه للعبادة; فانهما کانا محتاجین لحفظ حیاتهما باکل الطعام، وان الذی یستحق العبادة غنی فی ذاته عن غیره. والمسیح بنفسه کان یعبد الله کما ان امه الصدیقة کانت تعبد الله، فلم تعبد ولدها، کما لم تعبد نفسها ولم یعبد المسیح امه. (به نقل از رسالة المسیح)

سؤال اینجاست که چرا اگر موجودی غذا بخورد، لیاقت پرستش را از دست می دهد؟

باسلام
به این جهت که:
م1. مسیح مانند سایر انسانها، نیازمند بود.( زیرا مسیح نیز مانند سایر انسانها، غذا میخورد و اگر غذا نمیخورد از بین میرفت و کسی که برای زنده ماندنش نیاز به غذا خوردن دارد، پس نیازمند است)
م2. هیچ نیازمندی واجب الوجود نیست.(چون احتیاج اولین نشانه و دلیل بر امکان و مخلوقیت است؛ به بیان دیگر، تفاوت واجب الوجود و ممکن الوجود، غنای ذاتی و نیازمندی به علت است)
پس: مسیح واجب الوجود نیست.(ر.ک: تفسیر المیزان، ج6، ص106)

صدیق
۱۳۹۴/۱۰/۱۷, ۰۶:۳۳
سلام حاج آقا ممنون که به پست بنده توضیحات مفصلی ارائه کردید امام در جواب این قسمت از سخنان شما که گفتید هدف از عبادت شناخت خدا بوده باید عرض کنم متاسفانه وقتی من با توجه به محکوم شدن اجباری یه زندگی و اومدن به این دنیا این معامله یک طرفه جلوم گذاشته شده تا حد توان سعی در عبادت خدا داشتم اما باعث گمراهی بیشتر من و سوء ظن به خدا شد
باسلام
شناخت که هدف نهایی نیست.
اگر کسی به خاطر یک سری موانع نتواند به کمال لایق خود برسد و این موانع مستقیما ناشی از خودش و سوء تدبیر خودش نباشد، خداوند برایش این کمبود را جبران خواهد کرد.
البته اگر با دقت پستهای قبلی را بخوانید، میبینید که خیلی از مشکلات زندگی ما ربطی به خداوند ندارد. خوب چرا باید خدا را در این میان مقصر ببینیم.


این شبیه اینه حاکم یک کشور مردمشو به سختی بندازه و خودش راحت زندگیشو بکنه و براشون قوانین سخت بزاره و تو زندان بیفتن تا فقط بعدا مثلا 50 سال دیگه بهشون آپارتمان و پول و امکانات بده و تازه اون موقع بفهمن عجب حاکم خوبی دارن !این با عقل متاسفانه جور در نمیاد وقتی من تو این دنیا به شناخت نمیرسم دیگه تو اخرت که خودشو میبینم شناخت حضوری دازم به چه دردم میخوره ؟ آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا؟!
واقعا مقایسه زندگی 60 ساله دنیا و زندگی ابدی، با مثالی که شما زدید خیلی دور و قیاس نادرستی است.
در ضمن شما در این قیاس، خداوند را عامل و مقصر تمام مشکلات میبینید و اینکه به لطفش فرموده اگر صبر کنید اجر و پاداش و عوض مشکلاتی که حتی ازناحیه دیگران برایتان پیش امده را میدهم، را نسیه فروش می بینید.

صدیق
۱۳۹۴/۱۰/۱۷, ۰۶:۵۳
ین قسمت سخنان شما هم عمدتا در خصوص فواید روانشناسانه عبادت هست و ربطی به حقیقت نداره...این شرایط وقتی برقرار میشه که انسان در سلامتی و رفاه باشه و با فراغ بال بتونه در مورد خدای خودش تفکر کنه و به خاطر نعماتش که هم جسمی و هم روحی هستند شکرگذارش باشه
لطفا نظر خود را تعمیم ندهید.
این همه انسانهایی که خود من در اطرافم سراغ دارم که با وجود مشکلات زیاد جسمی همواره شکرگذار خداوند بوده اند.


تازه اون موقع فقط از فواید روانشناسانه عبادت بهره مند میشه چه بسا ممکنه اینها مثل یک داروی مسکن باشه فقط !
خیلی چیزها ممکنه و احتمال داره ولی درصد وقوعش بسیار پائین یا صرفا یک احتمال ذهنی عقلی و بدون در نظر گرفتن محیط خارج است.


اما کسی که دچار مشکلات جسمی و روحی باشه اعتقاد به وجود خدا همیشه باعث شاکی بودن و شکاک بودن در وجود خدا میشه چون نمیتونه قبول کنه مخلوق کسی شده که ازش انتظارات زیادی داره اما خودش هیچ مشکلی نداره حتی باعث حسادت میشه میگه ای کاش من جای خدا بودم !
ادعای بدون دلیل!!!


در مورد فحشا و بی بندو باری شما عامل ترش رو در نظر گرفتید که معمولا قانون میتونه جلوی فحشا رو بگیره نه اعتقاد و انجام ندادن فحشا از روی ترس فقط فواید اجتماعبی داره نه اخلاقی چون انسان با نیت ناپاک همواره اون عمل زشت تو اعماق وجودش هست که امیدواره با رفتن به بهشت بهش جامه عمل بده ! چه بسا عرفا و علمایی که در خلوت چه معصیت هایی که نکردن که فقط خدا داند !
فحشا و منکر، یعنی اینکه غریزه جنسی را از طریقی که اخلاق یا شرع نمی پسندد انجام دهیم. وگرنه اینکه انسان غریزه خود را از راه درست(حالا یا دینی یا اخلاقی) ارضا کند که فحشا نامیده نمیشود.

yalda solimani
۱۳۹۴/۱۰/۱۷, ۰۹:۵۸
علیک سلام خواهر گرامی
احساس میکنم شما منظور منو اشتباه متوجه شدید بنده نپرسیدم به چه روشی خداوند را عبادت کنم که لایقش باشه...برعکس پرسیدم با توجه به اینکه به من که سلامتی و امنیت نداده چه دلیلی برای عبادتش پیدا کنم ؟ !

با سلام مجدد

در خصوص آفرینش انسان هر چند خلقت انسان به نوعی خارج از حیطه اختیار و اراده او صورت پذیرفته است و هر انسان در نتیجه نوعی جبر علٌی و معلولی یعنی در اثر توالد و تناسل والدینمان پا در عرصه این عالم می نهد ، اما در عین حال این امر بدان معنا نیست که برای هریک از ما انسان ها امکان اختیار و انتخاب خلقت ممکن بود اما خداوند آن را از ما دریغ نمود و ما را به زور و اکراه به عالم آورد .
بیایید قدری دقیق تر به این مسئله نگاه بیندازیم. اگر خوب به داستان خلقت نظر کنیم، در می یابیم که انسان دارای دو نوع زندگی و حیات است:
1. حیات حیوانی و مادی:
این نوع حیات، بین انسان و حیوان مشترک است. اموری از قبیل: اصل وجود داشتن، مكان و زمان ولادت، توانمندي هاي روحي و جسمي و ديگر ويژگي هاي شخصي مانند والدين معين و ... در این گونه امور اختیار راه ندارد؛ زیرا : اوّلاً، قبل از خلقت، کسی نیست تا به او اختیار داده شود که خلق شود یا نشود يا چگونه خلق شود. اختیار دادن در خلق شدن، مشروط به این است که کسی باشد تا از او سؤال شود: دوست داری خلق شوی یا نه!
اگر آفریده شده باشد، دیگر سؤال از خلقت اختیاری، بی فایده است؛ چون تحقق یافته است. اگر آفریده نشده، سؤال از او بی معنا است؛ چون وجود ندارد تا سؤال شود. پس این نوع انتخاب و اختیار حیات، عقلاً ممکن نبود؛ نه آن که ممکن بود و خدا آن را از ما دریغ کرد.
ثانياً، طبق قانون علیّت، هر گاه علت تامه برای وجود معلول مهیّا شود، معلول حتماً موجود خواهد شد. معلول در اصل وجود خویش، هیچ گونه نقشی ندارد. این قاعده در اصطلاح فلسفه، جبر عِلّی و معلولی نامیده می شود؛ یعنی آفرینش انسان، مانند همه حوادث و پدیده‏ها بر اساس قانون علیّت است و معلول و پدیده در به وجود آمدن خود، هیچ نقشی ندارد.
باید پذیرفت در عالم، جبرهای بسیاری وجود دارد که همه آن ها ناپسند نیستند، مانند جبر تحقق معلول پس از تحقق علت. بنابراین، اراده و اختیار داشتن انسان در اصل خلقت، غیر منطقی و غیر عقلانی است .
2. حیات انسانی و معنوی که حیات فکری و عقلانی است و از مختصات آدمی است.
به جهت این نوع از خلقت، خداوند انسان را بر سایر مخلوقات برتری داده است. این حیات، اختیاری بوده و انسان چنان آفریده شده که با اختیار خویش توانایی آن را دارد تا در مسیر تکامل قدم نهاده و به جایی رسد که جز خدا نبیند، یا آن قدر سقوط کند که مانند حیوان، بلکه بدتر شود.
دعوت اسلام نیز به سوی همین حیات اختیاری است: «يَأَيهَُّا الَّذِينَ ءَامَنُواْ اسْتَجِيبُواْ لِلَّهِ وَ لِلرَّسُولِ إِذَا دَعَاكُمْ لِمَا يحُْيِيكُمْ »؛
ای کسانی که ایمان آوردید! دعوت خدا و پیامبر را اجابت کنید، هنگامی که شما را به سوی چیزی می خوانند که مایه حیات تان است».
بنابراین، درست است که انسان به اختیار خود نیامده است، اما بدین معنا نخواهد بود که هیچ اختیاری در کیفیت زندگی و تعیین اهداف خود،و رفتن به بهشت و جهنم نداشته باشد.
جمادات، گیاهان، حیوانات، ملائک و انسان ها، هر کدام در مرتبه‏ای از کمال قرار دارند. اشرف مخلوقات، انسان است که تمامی کمالات در وجود او به ظهور رسیده و یا به صورت بالقوه موجود می­باشد که با سعی و اختیار خویش به آن‏ها فعلیّت می بخشد. هر یک از موجودات به فراخور مرتبه وجودی خویش، به وجود آمده‏اند و جماداتی مثل سنگ، قابلیت حیوان شدن را ندارند؛ چنان که حیوان قابلیّت انسان شدن را ندارد.

حبیبه
۱۳۹۴/۱۰/۱۷, ۱۰:۳۴
در خصوص سوال اول شما که گفتید شما آیا تلاشی برای سلامتی خودتون نکردین باید عرض کنم بله اتفاقا با وجود توان مالی ضعیف سالها دنبال دوا و درمان بودم که بالاخره بعد از 4 سال یک دکتر مسیحی بدون هیچ چشم داشت منو درمان کردن که بنده تا آخر عمر مدیون و مرید ایشون هستم...تو همین سالها بود که اعتقادمو به خدا به شدت از دست دادم و فهمیدم برای انسانیت و انسان بودن لزوما نیاز به اعتقاد به خدا نیست بلکه چیز بسیار با ارزش تری مهمه !

بسم الله الرحمن الرحیم

با سلام

در زندگی همه ی انسانها از بی خداترینشان تا موحدترینشان سختی و رنج وجود داشته و دارد.

اگر شما خدا را از صحنه ی زندگیتان حذف کنید سختی هایتان تمام می شوند؟

خداوند عالم را با اسباب و مسبباتش اداره می فرماید،آن پزشک مسیحی هم یکی از اسباب الهی برای معالجه ی

شما بوده است در واقع مأمور الهی برای درمان شما.این خداست که مسبب الاسباب است.

آن دسته از مشکلاتی را که خودمان مسببب آن هستیم می گذاریم کنار.آن دسته ای از مشکلات زندگی را انسانهای بی خدا

برای انسان ایجاد می کنند،اگر همه ی مردم دستورات الهی را در کمک به فقرا و رسیدگی به حال آنها و دستور اسلام را در پرداخت

خمس و زکات و صدقات،اکرام ایتام رسیدگی به همسایه ووووو رعایت می کردند شما اینقدر رنج می کشیدید؟

اگر مردم خدا پرست بودند و به احکام دین التزام داشتند با هم مهربان می شدند،منافع مادی حرف اول و آخر زندگیشان را نمی زد.

ایثار می کردند.شخص اول حکومت در صدر اسلام علی ابن ابیطالب سلام الله علیه با اینکه خلیفه ی مسلمین بودند مانند فقیرترین مردم

زندگی می کردند و می فرمودند:نمی توانم اب خنک بنوشم شاید جگری در یمن تشنه باشد!

شما روش زندگی اولیاء را مطالعه بفرمائید،خدای حقیقی را در سیرت و صورت آنها می بینید.فقر و بدبختی و رنج و زحمت حاصل خدا پرستی

نیست نتیجه ی بی خدایی است.دین برای انسانها پیام آور رحمت و شفقت بوده است.شما مهربانی را در بین اهل ایمان می یابید

و یا کسانی که فطرت الهیشان سالم مانده است و به تعبیری انسانیت دارند.

هر چه بدی است در بی دینی و بی خدایی و دوری از فطرت سلیم الهی -انسانی است.

خداوند لایق پرستش است و لایق بندگی،بندگی او انسان را بردگی حرص و طمع و خودخواهی و خودپرستی و خودبینی رها می کند.

جهان ما زشت شده است چون از خدا دور شده است.قران را بخوانید،آیات روح بخش آن را مطالعه کنید،چقدر دستور رسیدگی به ایتام

فقرا،بیوه زنان،اسرا و وووووو دارد،خب اگر خدا پرستش شود این احکام هم در زندگی هر کس پیاده شود که جهان گلستان می شود.

rejection
۱۳۹۴/۱۰/۱۹, ۰۸:۴۴
باسلام
به این جهت که:
م1. مسیح مانند سایر انسانها، نیازمند بود.( زیرا مسیح نیز مانند سایر انسانها، غذا میخورد و اگر غذا نمیخورد از بین میرفت و کسی که برای زنده ماندنش نیاز به غذا خوردن دارد، پس نیازمند است)
م2. هیچ نیازمندی واجب الوجود نیست.(چون احتیاج اولین نشانه و دلیل بر امکان و مخلوقیت است؛ به بیان دیگر، تفاوت واجب الوجود و ممکن الوجود، غنای ذاتی و نیازمندی به علت است)
پس: مسیح واجب الوجود نیست.(ر.ک: تفسیر المیزان، ج6، ص106)


با سلام.

پس بنا به فرمایش شما، ابتدا یک مقدمه داریم که مسیح واجب الوجود نیست، کسی جز واجب الوجود لیاقت پرستش ندارد، آنگاه می توان گفت مسیح لیاقت پرستش ندارد.

اینکه کسی جز واجب الوجود لیاقت پرستش ندارد، را چگونه ثابت می کنیم؟

دختر ایرونی
۱۳۹۴/۱۰/۱۹, ۰۹:۳۴
ا سلام.

پس بنا به فرمایش شما، ابتدا یک مقدمه داریم که مسیح واجب الوجود نیست، کسی جز واجب الوجود لیاقت پرستش ندارد، آنگاه می توان گفت مسیح لیاقت پرستش ندارد.

اینکه کسی جز واجب الوجود لیاقت پرستش ندارد، را چگونه ثابت می کنیم؟
سلام
به نظر من برای پاسخ به سوال شما در ابتدا ، باید دید پرستش یعنی چه؟ و ما چرا نیاز داریم کسی را پرستش کنیم؟
پرستش آن حالتی را می گویند که در آن، انسان یک توجهی می کند از ناحیه باطنی خودش به آن حقیقتی که او را آفریده است و خودش را در قبضه قدرت او می بیند، خودش را به او نیازمند و محتاج می بیند
وقتی به چیزی نیازمند هستیم ، این وجود باید کامل و بی نقص باشد.
وجودی که واجب الوجود نیست یعنی کامل نیست و یعنی ناقص است. پس ایا می توان به وجودی که ناقص است اعتماد داشت ؟ او که خود نیاز مند است چطور می تواند پاسگوی نیازهای متنوع و متعدد انسان باشد؟

seresht
۱۳۹۴/۱۰/۱۹, ۱۰:۰۴
سلام دوباره

- عبادت دستور خداست و البته راه بسیار مهم و اساسی در شناخت خداست. خداوند روش و چگونگی عبادت خودش را طوری قرار داده که ما در طی آن، کوچکی و خواری و ذلیل بودن و کوچک بودن در برابر او را در یابیم.
شناخت اصلی خدا و شناخت خود خدا، در این دنیا میسر نیست، چرا که ما ابزاری بر آن نداریم. هم چنین، ما در آخرت به شناخت حضوری خدا نمی رسیم! اصلا راهی برای ما برای رسیدن به شناخت خدا وجود ندارد و تا او خودش، خودش را به ما نشناساند، ما هیچ ابزاری برای شناخت او نداریم. خداوند این شناخت را به ما داده. اما در زمانی که به دنیا آمدیم، خداوند جا و زمان این دادن معرفت را از یاد ما برد، ولی اثرش در ما هست. همان طور که امام صادق علیه السلام می فرماید، اگر شناساندن خدا خودش را به بندگان نبود، حتی یک بنده نیز مؤمن به خدا نمی گشت. عبادت یک معادله نیست که آن را حل کنیم، و مانند آب که روی آتش می گذاریم و بعد از مدتی گرم می شود، عبادت نیز بعد از مدتی به شناخت برساند و معادله حل شود! باید همه ی ما توجه کنیم که بنده ی خدا باشیم و حرف گوش کن باشیم و همیشه این توجه را داشته باشیم که او خدای ماست و ما بنده ی او هستیم، نه بر عکس!

- و نکته ی مهم دیگر این که ما بدون راهنمایی و روشنگری انبیاء و خلفای الهی، نمی توانیم حکمت و دلیل و جهت سختی ها و راحتی ها و مشکلات و خوشی ها را که خداوند در راه زندگی ما قرار می دهد بدانیم! این نکته ای بسیار مهم است که به «سر قدر» معروف است. ما واقعا نمی دانیم خدا چرا بیماری یا ثروت را در راه زندگی ما قرار می دهد. بله، بسیاری از سختی ها در زندگی به خاطر گناهان یا اشتباهات خود ماست. خداوند می تواند اثر کار زشت ما را از بین ببرد، یا جزای آن را به آخرت وا گذارد. شاید هم برای یک شخص ثروتمند بدکار، همین کار را کرده! اما واقعا نمی توانیم انگشت بر روی واقعه ای بگذاریم و بگوییم این واقعه در پی آن واقعه است و حکمت این بیماری یا سلامتی من، آن گناه یا آن عبادت بوده است. آقا خدا کجا باید خدایی خودش را ثابت کند پس؟! چنین جاهایی است که ما باید به بنده بودن و حقیر بودن خود معترف باشیم و خدایی او را ببینیم که واقعا نمی دانیم چرا من بیماری شدم و چرا دیگری سالم است؟ شاید دلیل سختی یا بیماری که بر ما وارد می شود گناه ما باشد، شاید هم نباشد. این ها همه می توانند سبب باشند، اما ما در جایگاهی نیستیم که تعیین مصداق کنیم. این گفتگوها در مقام تذکر هستند و امیدوارم اگر از صحبت من برداشت خوبی نداشته اید، خدا مرا ببخشد.

- بی ادبی نباشد، مثال شما در مورد پادشاه و خدا، بچه و چاقو و والدین، خدا را ناراحت می کند! دوست دارید دوست خوب و مهربان شما به خاطر قضاوت زود هنگام شما برنجد؟ خدا بسیار بسیار از دوست خوب و مهربان، خوب تر و مهربان تر است. دعای زیبای مشلول را ببینید: یا شفیق و یا رفیق، فکنی من حلق المزیق. خدا رفیق است، خدا شفیق است. خدا با بندگان خود رفاقت می کند. اما در مثال شما، شما خدا را تشبیه کرده اید و تازه به حاکم یا پادشاهی که بر زیر دستهایش سخت می گیرد و ظالم است! شک و سوء ظن به خدا دقیقا کار ابلیس است که در برابر خدا سر کشی کرد، شما این طور نباشید (: (:و باز جسارتا، خدا را مانند انسانی گرفته اید که کینه می ورزد و یا ظالم است و ... این کار خدا را می رنجاند (:

- مگر خدا شفا را فقط در دست مسلمانان قرار داده؟ مگر قرار است فقط مسلمانان یا شیعه ها به بهشت بروند؟ در همین زمان حاضر بسیارند مسیحیان یا یهودیان یا زرتشتیانی که بهشتی هستند و خوب هستند و خدا آنها را دوست دارد! خدا خیر بدهد پزشک مسیحی که شما را درمان کرد. خوب، چرا درمان شدن خود را لطف خدا نمی بینید؟ خدا نمی توانست کاری کند که درمان ایشان بر روی شما جواب ندهد و شما (خدای نکرده) از آن بیماری از دنیا بروید؟ نمی توانست خدا کاری کند که درد بیماری در شما ماندگار باشد؟ و البته شما به دنبال درمان خود بودید و خدا نیز این مسیر را برای شما به سر انجام رساند.
ما واقعا واقعا نمی دانیم دلیل بیماری شما و خودمان چه بوده و هست. من حتی یک حدس پیشنهاد می کنم که بر رویش فکر کنید: شاید حکمت بیماری شما این بوده که به خود شما ثابت شود، خدا را برای خودش عبادت نمی کنید! چون در سختی هاست که صداقت و آن چه در درون دل انسان است بروز می کند! (فقط یک حدس است، به دل نگیرید (: )
توجه داشته باشید که انسانهای زیادی بوده اند که سختی هایی بیشتر از ما کشیده اند و هم چنان بر اعتقادشان مانده اند. مگر در قرآن ندیده اید که فرعون سحره را تهدید که دست و پای شما را برعکس هم قطع می کنم اگر به موسی ایمان بیاورید! و آنها ایمان آوردند. یا نشنیده اید که حجاج ابن یوسف سقفی، هر هفته یکی ا ز شیعیان را قربانی می کرد؟! آیا کشته شدن امام حسین را نشنیده اید؟ خوب چرا خدا آنجا به آنها کمک نکرد؟! در دنیا، فقط ما و خدا که نیستیم، بسیاری موجود و انسان دیگر هم هست که چه بسیار وضعشان از ما بدتر باشد؟ به این مزاق اگر قرار باشد فکر کنیم، باید بپرسیم چرا خدا جلوی انفجار بمب اتم را نگرفت یا چرا جلوی کشته شدن حجاج در منا را نگرفت و چرا چرا چرا چرا....! اولین دلیل چنین سؤال هایی به نظرم این است که ما خدا را با خودمان مقایسه می کنیم، حداکثر یک آدم خیلی بزرگتر از خودمان!
- اگر کسی که شما او را خوب و صادق و نیکوکار می دانید به شما بگوید، 5 سال، 18 ساعت در روز کار کن و بعد تا 140 سال، رفاه کامل و بدون تغییر و بدون کم و کاست خواهی داشت، عقل من و شما چه حکمی می کند؟ آیا بی خیال چنین پیشنهادی می شویم؟ یا این که پیش خودمان حساب می کنیم که 5 سال، روزی 18 ساعت، به 140 سال رفاه کامل می ارزد!
آیا خدا معامله ای بهتر از این با ما نکرده؟ عمر کوتاهی که در دنیا هستیم، او را عبادت کنیم و تازه نه ریاضت و چله نشینی، همین نماز های پنج گانه و سالی یک ماه روزه (تازه اگر می توانیم!) بعد تا ابد بدون انتها، رفاه کامل و مهمترین پاداش، رضایت خدا، آیا واقعا راضی می شویم این پیشنهاد را رد کنیم؟ اگر وسوسه های شیطان را گوش نکنیم، واقعا رد نمی کنیم! البته همین گوش نکردن خودش کار سختی است!

seresht
۱۳۹۴/۱۰/۱۹, ۱۰:۰۷
ا سلام.

پس بنا به فرمایش شما، ابتدا یک مقدمه داریم که مسیح واجب الوجود نیست، کسی جز واجب الوجود لیاقت پرستش ندارد، آنگاه می توان گفت مسیح لیاقت پرستش ندارد.

اینکه کسی جز واجب الوجود لیاقت پرستش ندارد، را چگونه ثابت می کنیم؟

مسیح مخلوق خداست. خصوصیات خدا و خالق، در مخلوقات نیست. اصلا چون چنین است خداست و شایسته ی پرستش است
پیشنهاد می کنم اینقدر در گرداب بحث های فلسفی نباشید، داستان خیلی آسانتر از اثبات واجب الوجود و شایستگی پرستش و ... است

تازه اگر قرار باشد اثباتی بکنیم، باید پرستش را برای واجب الوجود من جمیع الجهات اثبات کنیم. وگرنه بنا بر مزاق فلسفی، وقتی ممکن الوجود، وجود گرفت، واجب الوجود می شود!
چقدر سخت شد!
خدا آسان است (:

دختر ایرونی
۱۳۹۴/۱۰/۱۹, ۱۲:۱۸
سوال اینه که چرا انسان ها همیشه باید با خضوع و خشوع تو هر شرایطی خدا رو بپرستند و شکر گذارش باشن کاری با ثروتمندان و افراد سالم جامعه که هیچ مشکل جسمی و روانی واسشون پیش نمیاد ندارم!
افرادی که معلول به دنیا میان یا زشتن یا در طول عمر مثلا دچار یک بیماری عذاب آور میشن یا در کشوری جنگ زده یا قحطی زده یا بدون امکانات به دنیا میان این افراد چه دلیلی داره از خدا به خاطر زندگی سخت و عذاب آورشون تشکر کنن ؟ مگه ما انسانها با خدا روز اول عهد بستیم که طبق هر شرایطی برده و فرمان بردار خدا باشیم ؟
به نام خدا
سلام
حرف شما درست
خدا انسان هایی را بیمارخلق میکند، نابنیا و یا ناشنوا و حتی کم توان ذهنی خلق میکند، گاهی برخی در فقر متولد می شوندو...
همان خدا افرادی را خلق میکند که بینا ، شنوا و در کمال سلامت جسمی ، ثروتند و در رفاه کامل و...
ولی
خدا همه ی انسان ها را ( چه سالم و چه بیمار, چه ثروتمند و چه فقیر) با فطرت پاک انسانی خلق میکند.
اما ایا می توان گفت تنها به دلیل تفاوتهای مادی , جسمی و دنیایی موجود، این به معنای ظلم در حق برخی انسان ها و بی عدالتی خداست؟
خدا هر انسانی را با استعدادهای ذاتی مختص خود او خلق کرده و از او هم به همان اندازه انتظار دارد.

خدا اگر به شخصی بینایی داده، در عوض به او مسیولیتهایی هم داده, از فرد بینا انتظار می رود شکرگذار خدا باشد و با نعمت بینایی مرتکب گناه و نافرمانی خدا نشود، و اگر مرتکب گناه شود مجازات خواهد شد
اما شخص نابینا مسیولتی هم ندارد پس مواخذه نخواهد شد.
مثلا
اگر یک معلم به دانش اموزی مساله بدهد و بگوید 2+2 چند می شود ؟ دانش اموز میگوید:4
حال به دانش اموز دیگر بگوید 10 +10 چند می شود؟ او می گوید 20
هر دو دانش اموز جواب صحیح را گفته اند. ایا عاقلانه است معلم بگوید پاسخ دانش اموز دوم بهتر است چون پاسخش 20 است؟
و یا دانش اموز اول باید به معلم اعتراض کند که اعداد در مساله ی من کمتر است؟ خوب معلم از او چه انتظاری دارد؟ ایا غیر از جواب صحیح به مساله

ما هر کدام با مساله ی خودمان روبه رو هستیم. و باید در زندگی به دنبال پاسخ صحیح مساله ی خود باشیم. پاسخ ما همان نتیجه ایست که از داده های خدا میگیریم.
نتیجه ای که من میگیرم به داده های خود من بستگی دارد و خدا هم مرا بر همین اساس نمره می دهد. مرا به خاطر چیزهایی که نداده ، مواخذه نخواهدکرد .
در نهایت پس نباید گفت او که بیمار است خدا به او ظلم کرده خیر. چرا که از او انتظار شکر سلامتی هم نیست در عوض اگر صبر کند پاداش هم میگیرد.

صدیق
۱۳۹۴/۱۰/۲۰, ۰۶:۳۹
پس بنا به فرمایش شما، ابتدا یک مقدمه داریم که مسیح واجب الوجود نیست، کسی جز واجب الوجود لیاقت پرستش ندارد، آنگاه می توان گفت مسیح لیاقت پرستش ندارد.

اینکه کسی جز واجب الوجود لیاقت پرستش ندارد، را چگونه ثابت می کنیم؟
م1. ممکن الوجود در حقیقت تنها به واجب الوجود نیازمند است .
م2. بر اساس ادله توحید، واجب الوجود تمام ممکنات، یک موجود بیشتر نیست.
م3. واجب الوجود خالق و رب انسانها و ممکنات نیز هست.
م4. رب و خالق حقیقی انسانها نیز یکی بیشتر نیست.(ر.ک: نهایه الحکمه، مرحله 12)
م5.بر اساس قاعده شکر منعم، انسان همواره میخواهد از منعم خویش تشکر کند.
م6. در ادبیات دینی به این تشکر، عبادت گفته میشود که در قالب اعمال و اذکار مختلف و مشخص و غیر مشخصی ارائه شده است. عبادتی که در طول تاریخ، انسانها به صورت فطری و امری ارتکازی، نسبت به آن ملتزم بوده و با انجام کارهای مختلف آنرا نشان میداند.

بنابراین:
تنها خالق و رب انسان است که سزاوار پرستش است(که نوعی ابراز تشکر از نعمتهای اوست) و غیر از او چنین حقی را ندارد.
ارتباط بین الوهیت و سزاوار پرستش بودن در قران کریم در قالبهای مختلف بیان شده است.
در آیه 25 سوره نوح خداوند متعال بیان میکند:

«وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِک مِنْ رَسُولٍ إِلاَّ نُوحی إِلَیهِ أَنَّهُ لا إِلهَ إِلاَّ أَنَا فَاعْبُدُون»
« ما پیش از تو هیچ پیامبری را نفرستادیم مگر اینکه به او وحی کردیم که معبودی جز من نیست پس تنها مرا پرستش کنید»
این یعنی انسان از توحید در الوهیت، پی به توحید عبادی پی می برد.


یا در سوره حمد بعد از اینکه گفتیم: «الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمینَ»
بعدش می گوییم: «إِیاک نَعْبُدُ»
این یعنی کسی لیاقت پرستش دارد که رب جهانیان باشد و این رب کسی نیست جز الله.
یعنی انسان از الوهیت و توحید در الوهیت و وجوب وجود، به توحید ربوبی پی میبرد و از توحید ربوبی پی به توحید در عبادت و توحید عبادی میرسد.

موفق باشید.

بازی زندگی
۱۳۹۴/۱۰/۲۰, ۰۹:۰۹
سلام

واقعا مقایسه زندگی 60 ساله دنیا و زندگی ابدی، با مثالی که شما زدید خیلی دور و قیاس نادرستی است.
در ضمن شما در این قیاس، خداوند را عامل و مقصر تمام مشکلات میبینید و اینکه به لطفش فرموده اگر صبر کنید اجر و پاداش و عوض مشکلاتی که حتی ازناحیه دیگران برایتان پیش امده را میدهم، را نسیه فروش می بینید.

اتفاقا خیلی قیاس درستی هست تازه قیاس من شرایط راحت تر و واقعی تری داره تا خدای نامرئی خداباوران

بازی زندگی
۱۳۹۴/۱۰/۲۰, ۰۹:۱۸
لطفا نظر خود را تعمیم ندهید.
این همه انسانهایی که خود من در اطرافم سراغ دارم که با وجود مشکلات زیاد جسمی همواره شکرگذار خداوند بوده اند.
اون افراد مورد ذکر شما صرفا امید به زندگی رو با روشهای روانشناسانه و تلقین با هر محرکی از جمله خدا و بهشت رو تو وجودشون افزایش دادند اما متاسفانه هر امیدی نشان از حقیقت نیست.


ادعای بدون دلیل!!!
سخن من کاملا مشخص بود دلیلش هم در خودش وجود داره و در مورد من و بسیاری از افراد شاهد بودم که سخن من رو تصدیق کردن!


فحشا و منکر، یعنی اینکه غریزه جنسی را از طریقی که اخلاق یا شرع نمی پسندد انجام دهیم. وگرنه اینکه انسان غریزه خود را از راه درست(حالا یا دینی یا اخلاقی) ارضا کند که فحشا نامیده نمیشود.
چیزی که در افراد خداباور طبق تعریف شما موجب جلوگیری از فحشا و منکر میشه فقط رضایت خدا و ترس از عقوبت و عذابش هست و هیچ ارزش اخلاقی نداره و اگه یه زمانی خدا اجازه فحشا بده با نام دین مسلمانان با جان و دل میپذیرند مثل صیغه در مذهب شیعه و زمان جنگ های پیامبر که مسلمانان در ضمن تصرف شهرهای مشرکین اجازه به کنیز گرفتن و تجاوز به همسران کفار رو به خودشون میدادند !

بازی زندگی
۱۳۹۴/۱۰/۲۰, ۰۹:۳۰
بنابراین، درست است که انسان به اختیار خود نیامده است، اما بدین معنا نخواهد بود که هیچ اختیاری در کیفیت زندگی و تعیین اهداف خود،و رفتن به بهشت و جهنم نداشته باشد.
جمادات، گیاهان، حیوانات، ملائک و انسان ها، هر کدام در مرتبه‏ای از کمال قرار دارند. اشرف مخلوقات، انسان است که تمامی کمالات در وجود او به ظهور رسیده و یا به صورت بالقوه موجود می­باشد که با سعی و اختیار خویش به آن‏ها فعلیّت می بخشد. هر یک از موجودات به فراخور مرتبه وجودی خویش، به وجود آمده‏اند و جماداتی مثل سنگ، قابلیت حیوان شدن را ندارند؛ چنان که حیوان قابلیّت انسان شدن را ندارد.
آیا انسان در زمین حقی نداره که بعدا پیش خدا در جهان آخرت بهانه ای نداشته باشه ؟ همونطور که گفتم انسان موجود بسار ضعیفی از لحاظ جسمی و روحی هست و همه که صبر ایوب ندارن خدا با ایجاد تبعیض در کیفیت خلقت جسم انسان و تبعیض در موقعیت جغرافیایی و رفاه خانوادگی و بسیاری از فاکتورهای دیگه جمعیت بسیاری از مسلمانان رو سرخورده کرده و نسبت به خدا و دین بدبین شدند شاید این افراد به دلایل امنیتی نتونن ابراز عقیده کنن اما این عقیده تا به رفتن به جهان آخرت تو وجودشون دارن و رسیدن به کمالی که فقط در آخرت برای انسان مسیر بشه هیچ فایده ای تداره...نمیدونم اگه به کمال در دنیا هم معتقدید از نظر شما کمال این دنیایی چی میتونه باشه ؟ شاید شما هم پیرو نظرات عرفا و کراماتشون باشید مثل احضار ارواح و اجنه و طی الارض و شعبده بازی اگه این مسائل از نظر شما در این دنیا جز کمالات محسوب میشه پس بنده میگم کافران هندی و بودایی که همین کارهارو انجام میدن هم دارای کمالن اگه هم فقط بگید این یک باور قلبی و آرامش احساسی هست که اصلا ارزش صحبت کردن نداره چون با انجام مدیتیشن و خلسه هم میتوان به آرامش مغزی و قلبی و روحی رسید.

بازی زندگی
۱۳۹۴/۱۰/۲۰, ۰۹:۴۲
بسم الله الرحمن الرحیم

با سلام

در زندگی همه ی انسانها از بی خداترینشان تا موحدترینشان سختی و رنج وجود داشته و دارد.

اگر شما خدا را از صحنه ی زندگیتان حذف کنید سختی هایتان تمام می شوند؟

خداوند عالم را با اسباب و مسبباتش اداره می فرماید،آن پزشک مسیحی هم یکی از اسباب الهی برای معالجه ی

شما بوده است در واقع مأمور الهی برای درمان شما.این خداست که مسبب الاسباب است.

آن دسته از مشکلاتی را که خودمان مسببب آن هستیم می گذاریم کنار.آن دسته ای از مشکلات زندگی را انسانهای بی خدا

برای انسان ایجاد می کنند،اگر همه ی مردم دستورات الهی را در کمک به فقرا و رسیدگی به حال آنها و دستور اسلام را در پرداخت

خمس و زکات و صدقات،اکرام ایتام رسیدگی به همسایه ووووو رعایت می کردند شما اینقدر رنج می کشیدید؟

اگر مردم خدا پرست بودند و به احکام دین التزام داشتند با هم مهربان می شدند،منافع مادی حرف اول و آخر زندگیشان را نمی زد.

ایثار می کردند.شخص اول حکومت در صدر اسلام علی ابن ابیطالب سلام الله علیه با اینکه خلیفه ی مسلمین بودند مانند فقیرترین مردم

زندگی می کردند و می فرمودند:نمی توانم اب خنک بنوشم شاید جگری در یمن تشنه باشد!

شما روش زندگی اولیاء را مطالعه بفرمائید،خدای حقیقی را در سیرت و صورت آنها می بینید.فقر و بدبختی و رنج و زحمت حاصل خدا پرستی

نیست نتیجه ی بی خدایی است.دین برای انسانها پیام آور رحمت و شفقت بوده است.شما مهربانی را در بین اهل ایمان می یابید

و یا کسانی که فطرت الهیشان سالم مانده است و به تعبیری انسانیت دارند.

هر چه بدی است در بی دینی و بی خدایی و دوری از فطرت سلیم الهی -انسانی است.

خداوند لایق پرستش است و لایق بندگی،بندگی او انسان را بردگی حرص و طمع و خودخواهی و خودپرستی و خودبینی رها می کند.

جهان ما زشت شده است چون از خدا دور شده است.قران را بخوانید،آیات روح بخش آن را مطالعه کنید،چقدر دستور رسیدگی به ایتام

فقرا،بیوه زنان،اسرا و وووووو دارد،خب اگر خدا پرستش شود این احکام هم در زندگی هر کس پیاده شود که جهان گلستان می شود.
علیک سلام خواهر
سخنان شما بیشتر شبیه خطابه و شعاری بود.
بله اگه بنده خدا رو صحنه زندگیم حذف کنم اعتماد به نفسم بالا میره و دیگه منتظر کمک خدا نمیشم و از استجابت نشدنش سرخورده نمیشم..ترجیح میدم یک فرد بیخدا باشم تا کسی که با شک و ظاهر سازی خدارو باور داشته باشم...همون جور که گفتم بنده علی رغم ارادت و توسل و عبادت خداوند تاکنون هیچ امداد غیبی و ماورالطبیعی و یکباره از طرف خداوند در دوران مسلمان بودن خودم ندیدم...هر پیروزی یا شکستی تحت تاثیر عوامل طبیعی و شخصی بود...خدا میتونست در این بین خیلی کارها بکنه اما من چیزی ندیدم که نشانی از دخالت خدا بوده باشه....انسان تا زمانی که به خدا اعتقاد داره حتی قبول شدن تو امتحانات مدرسه و دانشگاه رو کار خدا میدونه چون ذهنش از خداباوری مسخ شده ! سخنان شما مبنی بر مریض شدن بنده به علت ندادن خمس و زکات مسلمین موجب آزار من میشه...ازتون خواهش میکنم با این حرفاتون به شعور بنده توهین نکنین...متاسفانه بقیه حرفاتون هم مثل نصیحت آخوندا بود... گوشم پره از این سفسطه ها و کلی گویی ها وقیاس مع الفارق های شدید !!

حبیبه
۱۳۹۴/۱۰/۲۰, ۰۹:۵۳
سخنان شما مبنی بر مریض شدن بنده به علت ندادن خمس و زکات مسلمین موجب آزار من میشه...ازتون خواهش میکنم با این حرفاتون به شعور بنده توهین نکنین...متاسفانه بقیه حرفاتون هم مثل نصیحت آخوندا بود... گوشم پره از این سفسطه ها و کلی گویی ها وقیاس مع الفارق های شدید !!

بسمه الرئوف

با سلام

بنده عرض نکردم علت بیماری شما عدم پرداخت خمس مسلمین بوده است!

سخن من کلی است مقصود این است که اگر مسلمانان طبق دستورات قران عمل کنند

برادران و خواهران دینیشان و حتی غیر هم کیششان برای آنها مهم می شوند و مشکل

آنها را مشکل خویش می بینند و بی تفاوت از کنار آن ردّ نمی شوند.



حضرت علی علیه السلام می فرمایند: "مردم دو دسته اند یا هم کیش تو و یا هم نوع تو"

و در هر دو صورت محبت به آنها را توصیه می فرمایند.

امیدوارم حقیقت زندگی روزی برای شما رخ بنماید.

بازی زندگی
۱۳۹۴/۱۰/۲۰, ۱۰:۰۳
سلام

بی ادبی نباشد، مثال شما در مورد پادشاه و خدا، بچه و چاقو و والدین، خدا را ناراحت می کند! دوست دارید دوست خوب و مهربان شما به خاطر قضاوت زود هنگام شما برنجد؟
واسه خدا مهم نیست من ناراحت میشم ؟ خدا که خیلی نامحدوده از همه لحاظ چرا ناراحت بشه ؟ مگه پدر از حرفای بچه ناراحت میشه ؟ پدر وقتی میبینه بچش به کمک احتیاج داره و هیچ یار و یاوری نداره باید بهش کمک کنه نه اینکه ازش نا امید بشه و از خونه فرار کنه پدری که فقط اسمش پدره و از دهن دیگران شنیده چه ارزشی واسه گوش دادن به حرفاش داره ؟ مگه نمیدونه من موجود ضعیفی هستم من هیچگاه تو زندگیم خدا رو مهربان ندیدم....واسه بقیه مهربان بود اما واسه من نه




چرا درمان شدن خود را لطف خدا نمی بینید؟ خدا نمی توانست کاری کند که درمان ایشان بر روی شما جواب ندهد و شما (خدای نکرده) از آن بیماری از دنیا بروید؟ نمی توانست خدا کاری کند که درد بیماری در شما ماندگار باشد؟ و البته شما به دنبال درمان خود بودید و خدا نیز این مسیر را برای شما به سر انجام رساند.
ما واقعا واقعا نمی دانیم دلیل بیماری شما و خودمان چه بوده و هست. من حتی یک حدس پیشنهاد می کنم که بر رویش فکر کنید: شاید حکمت بیماری شما این بوده که به خود شما ثابت شود، خدا را برای خودش عبادت نمی کنید! چون در سختی هاست که صداقت و آن چه در درون دل انسان است بروز می کند! (فقط یک حدس است، به دل نگیرید (: )
چرا باید لطف خدا ببینم؟ بنده از آشنایان پرسیدم و اونها آدرس چند دکتر رو دادن و یکیشون منجر به درمان شد...اسم این دکتر نه تو مکاشفه به من الهام شده بود و نه خوابشو دیدم و نه شخصی گمنام بی دلیل اسمشو مثلا تو تاکسی بهم گفته باشه...همه روند کار کاملا طبیعی بود چرا دوس دارین این مسئله رو ماورالطبیعی جلوه بدید ؟ من چیزی به دل نگرفتم اتفاقا من جز اون دسته آدما بودم که به خاطر بهشت و جهنم خداوند رو عبادت نمیکردم همیشه به خاطر خودش و عمل به دستوراتش عبادتش میکردم.


توجه داشته باشید که انسانهای زیادی بوده اند که سختی هایی بیشتر از ما کشیده اند و هم چنان بر اعتقادشان مانده اند. مگر در قرآن ندیده اید که فرعون سحره را تهدید که دست و پای شما را برعکس هم قطع می کنم اگر به موسی ایمان بیاورید! و آنها ایمان آوردند. یا نشنیده اید که حجاج ابن یوسف سقفی، هر هفته یکی ا ز شیعیان را قربانی می کرد؟! آیا کشته شدن امام حسین را نشنیده اید؟ خوب چرا خدا آنجا به آنها کمک نکرد؟! در دنیا، فقط ما و خدا که نیستیم، بسیاری موجود و انسان دیگر هم هست که چه بسیار وضعشان از ما بدتر باشد؟ به این مزاق اگر قرار باشد فکر کنیم، باید بپرسیم چرا خدا جلوی انفجار بمب اتم را نگرفت یا چرا جلوی کشته شدن حجاج در منا را نگرفت و چرا چرا چرا چرا....! اولین دلیل چنین سؤال هایی به نظرم این است که ما خدا را با خودمان مقایسه می کنیم، حداکثر یک آدم خیلی بزرگتر از خودمان!
متاسفانه این مسئله هم به قول معروف قوز بالا قوزه همین که خداوند در کشته شدن امام حسین دخالتی نکرده موجب بی اعتقادی بیشتر بنده شده که در یکی از تایپیک های همین سایت در حال بحث و گفتگو با دوستان و اساتید هستیم.



- اگر کسی که شما او را خوب و صادق و نیکوکار می دانید به شما بگوید، 5 سال، 18 ساعت در روز کار کن و بعد تا 140 سال، رفاه کامل و بدون تغییر و بدون کم و کاست خواهی داشت، عقل من و شما چه حکمی می کند؟ آیا بی خیال چنین پیشنهادی می شویم؟ یا این که پیش خودمان حساب می کنیم که 5 سال، روزی 18 ساعت، به 140 سال رفاه کامل می ارزد!
آیا خدا معامله ای بهتر از این با ما نکرده؟ عمر کوتاهی که در دنیا هستیم، او را عبادت کنیم و تازه نه ریاضت و چله نشینی، همین نماز های پنج گانه و سالی یک ماه روزه (تازه اگر می توانیم!) بعد تا ابد بدون انتها، رفاه کامل و مهمترین پاداش، رضایت خدا، آیا واقعا راضی می شویم این پیشنهاد را رد کنیم؟ اگر وسوسه های شیطان را گوش نکنیم، واقعا رد نمی کنیم! البته همین گوش نکردن خودش کار سختی است!

متاسفانه این قیاس شما بسار مع الفارق هست...باور کردن سخنان اشخاص قابل مشاهده و قرارداد بستن با اونا بسیار باورپذیر تر و عقلانی تر هست تا خدای نامرئی و غیر قابل تصور به زعم خداباوران که سوالات بساری رو بدون جواب و بدون هیچ نماینده و پیامبری در عصر حاضر که عصر انفجار اطلاعات و پیشرفت و تکنولوژی هست و باور انسان به گذشته و حقیقت جهان و مدعیان معجزه بسیار تغییر کرده

بازی زندگی
۱۳۹۴/۱۰/۲۰, ۱۰:۱۰
سلام

خدا همه ی انسان ها را ( چه سالم و چه بیمار, چه ثروتمند و چه فقیر) با فطرت پاک انسانی خلق میکند.
اما ایا می توان گفت تنها به دلیل تفاوتهای مادی , جسمی و دنیایی موجود، این به معنای ظلم در حق برخی انسان ها و بی عدالتی خداست؟
خدا هر انسانی را با استعدادهای ذاتی مختص خود او خلق کرده و از او هم به همان اندازه انتظار دارد.
چرا خدا همه انسانها رو به جز فطرت پاک انسانی با فطرت پاک جسمانی هم خلق نکرده که دیگه حجت بر همه تمام بشه ؟ و در جواب سوال دوم بله ایجاد تفاوت های جسمانی و مریضی های مادرزادگی ظلم در حق کسانیست که هنوز پا به عرصه وجود نذاشتن...همونطور که خدا به اون همه عظمتش به خودش حق میده که از یک موجود ناتوان و ضعیف انتظار حالا در هر سطحی به قول شما داشته باشه بنده هم به خودم حق میدم خدا نعمات این دنیا رو هم به من میداد که حداقل شکر گذارش باشم و موقع رفتن به جهان آخرت عذری نداشته باشم

دختر ایرونی
۱۳۹۴/۱۰/۲۰, ۱۰:۳۱
چرا خدا همه انسانها رو به جز فطرت پاک انسانی با فطرت پاک جسمانی هم خلق نکرده که دیگه حجت بر همه تمام بشه ؟ و در جواب سوال دوم بله ایجاد تفاوت های جسمانی و مریضی های مادرزادگی ظلم در حق کسانیست که هنوز پا به عرصه وجود نذاشتن...همونطور که خدا به اون همه عظمتش به خودش حق میده که از یک موجود ناتوان و ضعیف انتظار حالا در هر سطحی به قول شما داشته باشه بنده هم به خودم حق میدم خدا نعمات این دنیا رو هم به من میداد که حداقل شکر گذارش باشم و موقع رفتن به جهان آخرت عذری نداشته باشم
به نام خدا
سلام
خدا از خلقت هر موجودی هدفی داشته است. مسلما هدف از خلقت انسان تنها پاسخ گویی به نیازهای جسمی نبوده....چرا که در این صورت تفاوتی با حیوانات نخواهد داشت. برای انسان هدفهای والاتری وجود دارد.
اینکه من خود را به خواب غفلت بزنم به کسی جز خودم ضرری نخواهد رسید.
بی قراری و اعتراض هم دردی را دوا نخواهد کرد.
پس عاقلانه است که به جای تنبلی و ناامیدی و شکوه از خدا، تلاش کنم، امیدوار باشم و شکرگذار باشم.
موفق باشید.

yalda solimani
۱۳۹۴/۱۰/۲۰, ۱۱:۰۸
آیا از نظر شما کمال این دنیایی چی میتونه باشه ؟.


با سلام


در این مجموعه نوشته سعی میکنم که هم ویژگیهای دنیای کامل رو از دید منطقی بررسی کنم و هم عدالت الهی رو برای این دنیایی که داریم بررسی کنم...برای راحت شدن بررسی این مساله به ذهنم رسید که به صورت ریاضی توضیحش بدم...
خوب اول احتیاج به یه تعریف داریم...دنیای کامل یعنی چه؟
دنیای کامل به این معنی هست که دنیایی باشه که در اون همه چیز به بهترین نحو ممکن هست که چگونگی این بهترین نحو ممکن احتیاج به بررسی داره...
فرض مساله: این دنیا یه خالق با کمال مطلق داره (موضوع این نوشتم اثبات وجود خالق با کمال مطلق برای این دنیا نیست...از راههای متنوع و زیادی میشه وجود این خالق با کمال مطلق رو اثبات کرد)
هدف مساله: بررسی کردن اینکه این خالق با کمال مطلق چه جور دنیای رو خلق خواهد کرد؟
مراحل بررسی: چرایی خلقت...هدف خلقت...چگونگی خلقت...ویژگیهای دنیای کامل...بررسی ویژگیهای این دنیا و مقایسه با دنیای کامل...بررسی وجود عدالت در این دنیا...عدالت الهی

خوب این مساله رو سعی می کنم که کاملا به صورت منطقی بهش نگاه کنم و حلش کنم...یه نوشته چند قسمتی در این مورد می نویسم که هم طولانی نشه هم بهتر بتونم در موردش بنویسم...
برای اینکه ببینیم این خالق مطلق چه جور دنیایی رو خلق خواهد کرد در پله اول باید بررسی کنیم که چرا خلقت وجود داره و بعد از اون بپردازیم به اینکه هدف از خلقت توسط این خالق مطلق چی هست...
ما به خاطر جایگاه مخلوقی که داریم بررسی چرایی خلقت خالق برامون کار غیر ممکنی هست...در این راه فقط میشه نظریه هایی داد...
نظریه اول اینکه خالق با کمال مطلق به علت اینکه دارای کمال مطلق هست عده ای از صفات مطلق بودنش در خلقتش نمود پیدا می کنه...یه نمونه انسانی مثال میزنم که فهمش آسون تر باشه...
فرض کنین که یه کسی باشه که نقاش به نهایت هنرمندی هست...این هنرمندی فقط وقتی می تونه نمود پیدا کنه که اون هنرمند یه تابلو خلق بکنه و از طریق تابلویی که خلق کرده صفت هنرمندیش نمود پیدا میکنه...
با یه مقیاس بی نهایت بزرگتر همین مورد رو برای خالق با کمال مطلق نسبت بدین...پاره ای از صفات مطلق بودن خداوند ایجاب میکنه که خلقتی داشته باشه تا نمودی از اون دسته از صفاتش باشه...یه بحثی هم در این مورد پیش میاد که اهمیت زیادی داره...خداوند برای خدایی وابسته به خلقتش نیست...یعنی اینطوری نیست که نیازی به خلق کردن داشته باشه و از طریق اون خلق کردن اون نیاز برطرف بشه...بلکه ذات خداوند به خودی خود وجود خلقت رو ایجاب میکنه...بنابراین خداوند نیازمند خلقت نیست بلکه خلقت نتیجه وجودی خداوندی با کمال مطلق هست...
نظریه دومی که هست در واقع نمونه آشکارتری از دلیل خلقت رو به این ترتیب میگه که کلیه کائنات و موجودات تجلی عشق خداوند هستند...چیزی که حافظ به این نحو گفته:
در ازل پرتو حسنت ز تجلی دم زد / عشق پیدا شد و آتش به همه عالم زد
این بحث مشابه همون بحث قبلیه...یعنی تجلی پرتو حسن پروردگار خود به خود این دنیا رو پدید میاره...و نمود این عشق به نحوهای مختلف در آفرینش موجودات متفاوت نمود پیدا میکنه...و نهایت این نمود در موجودات زمینی مربوط به انسان هاست...

صدیق
۱۳۹۴/۱۰/۲۰, ۱۷:۰۷
اون افراد مورد ذکر شما صرفا امید به زندگی رو با روشهای روانشناسانه و تلقین با هر محرکی از جمله خدا و بهشت رو تو وجودشون افزایش دادند اما متاسفانه هر امیدی نشان از حقیقت نیست.
باسلام
واقعا جالب است که هر کسی نظر مخالف ما داشت، با هر ترفند و ان قلت و قلتی از مسیر بحث خارج کنیم.
یکی امید واهی دارد و دیگری به دنبال ارضای شهواتش و آن دیگر...




سخن من کاملا مشخص بود دلیلش هم در خودش وجود داره و در مورد من و بسیاری از افراد شاهد بودم که سخن من رو تصدیق کردن!
دلیل!!


چیزی که در افراد خداباور طبق تعریف شما موجب جلوگیری از فحشا و منکر میشه فقط رضایت خدا و ترس از عقوبت و عذابش هست و هیچ ارزش اخلاقی نداره
بر اساس کدام مسلک و مرام اخلاقی؟
میشود تعریف خود از اخلاق را بیان کنید.
ظاهرا بین اخلاق و اخلاص اشتباهی شده.


و اگه یه زمانی خدا اجازه فحشا بده با نام دین مسلمانان با جان و دل میپذیرند مثل صیغه در مذهب شیعه و زمان جنگ های پیامبر که مسلمانان در ضمن تصرف شهرهای مشرکین اجازه به کنیز گرفتن و تجاوز به همسران کفار رو به خودشون میدادند !
اگر مقررات دینی نباشد، فرق استفاده جنسی از همسر دائم، موقت و کنیز چیست؟
بدون اطلاع از مقررات دینی، فرق استفاده جنسی از همسر و غیر همسر(یعنی از طریق غیر مجاز) چیست؟ اصلا مجاز وغیر مجاز در آن صورت چه معنایی میتواند داشته باشد؟
چطور یک ا ستمتاع مجاز است و دیگری نیست؟(با فرض اینکه جواز را منوط به دین نکنیم)

صدیق
۱۳۹۴/۱۰/۲۰, ۱۷:۱۲
اتفاقا خیلی قیاس درستی هست تازه قیاس من شرایط راحت تر و واقعی تری داره تا خدای نامرئی خداباوران
شما بدون اینکه مطالب قبلی پاسخ من را بخوانید و درنهایت رد یا قبول کنید، مدام سخن خود را تکرار کنید.
لطفا برای اینکه بحث به سرانجامی برسد، بحث را منطقی ادامه دهید و نسبت به سخنان دیگران با دلیل و استدلال برخورد کنید.

باتشکر

seresht
۱۳۹۴/۱۰/۲۰, ۱۸:۵۶
سلام دوست خوب، بازی زندگی


واسه خدا مهم نیست من ناراحت میشم ؟ خدا که خیلی نامحدوده از همه لحاظ چرا ناراحت بشه ؟ مگه پدر از حرفای بچه ناراحت میشه ؟ پدر وقتی میبینه بچش به کمک احتیاج داره و هیچ یار و یاوری نداره باید بهش کمک کنه نه اینکه ازش نا امید بشه و از خونه فرار کنه پدری که فقط اسمش پدره و از دهن دیگران شنیده چه ارزشی واسه گوش دادن به حرفاش داره ؟ مگه نمیدونه من موجود ضعیفی هستم من هیچگاه تو زندگیم خدا رو مهربان ندیدم....واسه بقیه مهربان بود اما واسه من نه
- چرا برای خدا مهم است که شما ناراحت باشید یا نباشید، اما خدا دو قدم جلوتر شما را نگاه نمی کند! عرض کردم که ما نمی دانیم خدا چه می کند! او خداست او را با پدر مقایسه نکنید. مشکلات ما با خدا همه از آنجا ناشی می شود که او را با مخلوقاتش مقایسه می کنیم. اصلا او خداست چون غیر آن چیزی است که ما او را تحلیل و قضاوت می کنیم!
آیا واقعا خدا بر همه مهربان است جز شما؟ آیا خدا بر دیگران سخت نمی گیرد؟ کودکان معلول آفریقایی در رنج و سختی و فقر، بیشتر هستند یا شما عزیز که جلوی کامپیوتر نشسته اید و انگشتان و چشمان شما کار می کند و غذا دارید برای خوردن و ...؟

- خداوند ما را با خیر و شر مورد امتحان قرار می دهد. حضرت علی، (که مفسر حقیقی قرآن و راسخ در علم قرآن هستند) خیر را سلامتی و ثروت و شر را بیماری و فقر معنا فرموده اند. خلاصه مواظب باشید که در امتحان خدا نبازید (:

- چرا صبر نمی کنید؟ آیا خدا آنقدر که معشوقه ای برای عاشقش ارزش دارد و او برای رسیدن به او 20 سال صبر می کند ارزش ندارد؟ خدا با صبر کنندگان است. البته صبر و اعتماد به خدا، کاری است که شما با اختیار خود انجام یا رد خواهید کرد و کسی نمی تواند شما را قانع یا مجبور کند.

- و چنین است که بقیه عمر المرء لا قیمه له یدرک بها ما قد فات و یحیی ما مات، چرا اینقدر عجله دارید؟ چرا منتظر ادامه ی زندگی تان نیستید؟


..... بعضی مشکلات از جانب خداست اما ما حکمتشو نمیدونیم این هم مشکل بزرگیه که میتونه فقط توجیه باشه برای یک ادعای بزرگ ......
- ما واقعا در برابر خدا نادان و جاهل هستیم، حال شما هر چه اسمش را بگذارید. نمی شود از ضعف در جسم و علم انسان فرار کرد، چنان که خودتان به این ضعف و خواری اعتراف فرمودید (:


....... هر پیروزی یا شکستی تحت تاثیر عوامل طبیعی و شخصی بود...خدا میتونست در این بین خیلی کارها بکنه اما من چیزی ندیدم که نشانی از دخالت خدا بوده باشه......
- چرا تصور می کنید که خدا کار چاق کن و نوکر ماست که هر وقت خواستیم، در وقتی که ما تعیین کرده ایم به ما پاسخ دهد؟ جایی برای خدایی و قدرت و اختیار و بزرگی او هم قائل باشید!

-
.....کسی که با شک و ظاهر سازی خدارو باور داشته باشم...... اگر خدا را این طور قبول داشته باشید که در واقع خدا را قبول ندارید!! از خاطر نبرید که خدا قابل اثبات نیست! یعنی نمی شود کسی بنشیند جلوی شما و بعد از چند مقدمه، خدا را برای شما اثبات کند! (خدایی که ما را آفریده و ما را تغییر می دهد و می چرخاند و مریض می کند و شفا می دهد و سیرآب می کند و گرسنه می کند و ... را می گویم (: )

.
.....کسی که دچار مشکلات جسمی و روحی باشه اعتقاد به وجود خدا همیشه باعث شاکی بودن و شکاک بودن در وجود خدا میشه.....
- ما هیچ کدام همدیگر را نمی شناسیم، قطعا گفتگوی ما در جهت کمک به هم است. بسیار مراقب شیطان باشید. شیطان دقیقا به سراغ کسانی می آید که عبادت کرده اند و مؤمن بوده اند و مسلمان و شیعه هستند و ....! او که با دزدها و مشروب خوار ها و ربا خوار ها کاری ندارد!!! او دقیقا سراغ افرادی مثل من و شما می آید که ما را به چاه بیاندازد، مانند خودش! از او به خدا پناه ببرید. او در سختی ها به سراغ ما می آید که ما را نسبت به خدا بدبین کند و ما را از خدا نا امید کند. بسیارند کسانی که مشکلات جسمی و روحی در آنها، اعتقادشان را به خدا محکم تر می کند. این «باعث شاکی بودن ...» که فرمودید صحیح نیست، بیایید شما هم با قدرت اختیار خود، جزو آن آدمها باشید.


.....پس همش به علت جبر محیط و طبیعت و خودمه و از خدایی که نیست دیگه شاکی نمیشم......
- اتفاقا این جا شاکی شدن خیلی مهم تر است! طبیعت خیلی بی جا می کند که با جبر خود ما را بیمار کند! مگر طبیعت چه به ما داده و چه قدرتی دارد و چه مقامی است که بخواهد با جبرش ما را بیمار کند!!


چرا باید لطف خدا ببینم؟ بنده از آشنایان پرسیدم و اونها آدرس چند دکتر رو دادن و یکیشون منجر به درمان شد...اسم این دکتر نه تو مکاشفه به من الهام شده بود و نه خوابشو دیدم و نه شخصی گمنام بی دلیل اسمشو مثلا تو تاکسی بهم گفته باشه...همه روند کار کاملا طبیعی بود چرا دوس دارین این مسئله رو ماورالطبیعی جلوه بدید ؟ من چیزی به دل نگرفتم اتفاقا من جز اون دسته آدما بودم که به خاطر بهشت و جهنم خداوند رو عبادت نمیکردم همیشه به خاطر خودش و عمل به دستوراتش عبادتش میکردم.
- من عرض نکردم که ماواء الطبیعی ببینید. کاملا و 100% طبیعی است. اما آیا خدا نمی توانست این روند را تغییر دهد؟ این روند کار کاملا طبیعی را؟ این طور فکر می کنید؟ آیا این که درمان شما و بقیه ی عوامل طبیعی و شخصی کار می کنند و نتیجه می دهند خارج از قدرت خدا هستند؟ چرا خدا را در جواب دادن و کار کردن این عوامل طبیعی نمی بینید و از او تشکر نمی کنید؟ آیا خدا در یک طرف است و طبیعت و خلقتش را رها کرده؟


خدای نامرئی و غیر قابل تصور به زعم خداباوران که سوالات بساری رو بدون جواب و بدون هیچ نماینده و پیامبری در عصر حاضر که عصر انفجار اطلاعات و پیشرفت و تکنولوژی هست و باور انسان به گذشته و حقیقت جهان و مدعیان معجزه بسیار تغییر کرده
- اگر خدا مرئی بود و قابل تصور بود که خدا نبود! زاییده و خلق شده ی ذهن کوچک ما بود! توجه شما را به این نکته نیز جلب می کندم که خدا «بی نهایت» نیست! بی نهایت بودن، از خصوصیات مخلوقات و چیزهای قابل تصور ماست! خدا منزه و والاتر از چنین وصف های کوچکی است!
همین خدا ناباوران در سؤالات خیلی خیلی بیشتری بی جواب هستند. چرا دنیای اینترنت و اطلاعات و پیشرفت، شما را مقهور و خوار کرده؟ خدا به انسان ها این توانایی را داده که با تلاش خود به این توانایی ها دست بیابند، چه ربطی دارد؟ چه ربطی به توحید و اعتقاد به او دارد؟ در زمان تمام پیامبران گذشته نیز، افراد زیادی بوده اند که پیامبران را مسخره می کردند و به خدا ایمان نمی آوردند، آنها هم در عصر انفجار اطلاعات بوده اند؟ خیر!
- خدا از هر شخص و هر چیز به ما نزدیک تر است می شود او را دید، نه با چشم سر. البته به شرطی که چشم خود را نبندیم (:



متاسفانه این مسئله هم به قول معروف قوز بالا قوزه همین که خداوند در کشته شدن امام حسین دخالتی نکرده موجب بی اعتقادی بیشتر بنده شده که در یکی از تایپیک های همین سایت در حال بحث و گفتگو با دوستان و اساتید هستیم.
- اتفاقا چون خدا در این شهادت، دست یزید و شمر را باز گذاشته، نشانه ی این است که انسان ها را مجبور نیافریده و به آنها اختیار و قدرت انتخاب داده. اگر قرار بود در هر جا، خدا وارد عمل شود و جلوی هر کار بد یا خوب انسان ها را بگیرد، دیگر اختیار معنا نداشت. و دیگر امتحان و آزمایش الهی معنا نداشت. این را نباید فراموش کنیم که اساسا آمدن ما به این دنیا، به علت آن است که دنیا محل سختی و رنج و مشقت است. دقیقا برای همین به عده ای در دنیا رفاه داده می شود! جالبی خلقت انسان و آمدن روح او در این دنیا به همین است. البته باز هم عرضم را تکرار می کنم که ما واقعا در برابر خدا و کارها و خلقت های او جاهل و نادانیم و جز دانش کمی به ما داده نشده.

و در آخر،
- من پیشنهادم را تکرار می کنم. فرض کنید که امام زمان هیچ دلیل عقلی و تاریخی ندارد. فقط این طور دعا کنید: ای امام زمانی که می گن هستی! اگر واقعا هستی به من کمک کن و من رو هدایت کن و دستم رو بگیر!

- تصادفی نیست که به ما سفارش شده در این دعا ها را بخوانیم:
- ربنا لا تزغ قلوبنا بعد از هدیتنا: خدایا بعد از این که ما را هدایت کردی، از راه بر مگردان!
- اللهم عرفنی نفسک، فان لم تعرفنی نفسک، لم اعرف نبیک. اللهم عرفنی رسولک فانک ان لم تعرفنی رسولک لم اعرف حجتک. اللهم عرفنی حجتک فان لم تعرفنی حجتک ضللت عن دینی: خدایا خودت را به من بشناسان، اگر تو خودت را به من نشناسانی، من پیامبرت را نمی شناسم. خدایا پیامبرت را به من بشناسان، اگر پیامبرت را به من نشناسانی، حجت تو را نمی شناسم، خدایا حجتت را به من بشناسان، اگر او را نشناسانی، من از دینم گمراه می شوم (ببینید، شناخت امام زمان، نیازی به تاریخ و عقل ندارد!)
- یا مقلب القلوب، ثبت قلبی علی دینک: خدایا مرا بر دینت ثابت قدم گردان! (همه ی ما در خطر هستیم، بلا استثتناء واقعا واقعا خدا ما را باید حفظ کند)

- من برای شما دعا کردم. امیدوارم خدا به شما کمک کند

seresht
۱۳۹۴/۱۰/۲۰, ۱۹:۰۲
سلام دوست گرامی


با یه مقیاس بی نهایت بزرگتر همین مورد رو برای خالق با کمال مطلق نسبت بدین...پاره ای از صفات مطلق بودن خداوند ایجاب میکنه که خلقتی داشته باشه تا نمودی از اون دسته از صفاتش باشه...یه بحثی هم در این مورد پیش میاد که اهمیت زیادی داره...خداوند برای خدایی وابسته به خلقتش نیست...یعنی اینطوری نیست که نیازی به خلق کردن داشته باشه و از طریق اون خلق کردن اون نیاز برطرف بشه...بلکه ذات خداوند به خودی خود وجود خلقت رو ایجاب میکنه...بنابراین خداوند نیازمند خلقت نیست بلکه خلقت نتیجه وجودی خداوندی با کمال مطلق هست...

به مقیاس بی نهایت، بالاخره قیاس است. خدا منزه است از قیاس با مخلوقاتش، به هر نحوی (:
این ایجاب می کند، به این معنی است که خدا نمی تواند جلوی خلق کردن خودش را بگیرد؟ آیا خدا ناتوان است که نیافریند؟ صفت مطلق بودن خدا یا ذات خدا او را مجبور می کند که بیافریند؟

yalda solimani
۱۳۹۴/۱۰/۲۱, ۱۱:۲۱
سلام دوست گرامی


آیا خدا ناتوان است که نیافریند؟ صفت مطلق بودن خدا یا ذات خدا او را مجبور می کند که بیافریند؟

با سلام

بايد دانست صفات خدا دوگونه است صفات ذاتي و صفات فعلي. صفات ذاتي صفاتي است كه در انتزاع آن ها ذات خداوند كافي است مثل عليم و قدير بودن. صفات فعلي صفاتي است كه انتزاع آن ها بر فرض غير متوقف است. يعني بايد چيزي غير از ذات خداوند فرض شود و بعد بين خدا و آن چيز رابطه اي باشد تا بتوان صفات فعلي را كه حاكي از اين نوع رابطه است، انتزاع كرد. صفات خالق براي خداوند جزء صفات فعلي است. وقتي به خدا صفت خالق اطلاق مي شود که چيزي ديگر به نام مخلوق فرض شود و بين خدا و آن مخلوق رابطه اي برقرار است كه به موجب آن به خدا خالق و به آن چيز، مخلوق گفته شود. بنابراين نمي توانيم بگوييم چون خدا خالق بوده، پس نمي توانسته نيافريند. چون همان طور كه گفته شد تا خدا نيافريند و بين او و موجود ديگري رابطه اي خاص برقرار نشود به خدا، خالق نمي گوييم. پس اول خلقت اتفاق مي افتد بعد به خدا صفت خالق را نسبت مي دهيم.

چون اگرچه خالق بودن را مي توان به يكي از صفات ذات برگرداند مثل اينكه بگوييم مراد از خالق، قدرت داشتن بر خلقت است. بنابراين صفت فعل را مي توان به صفت ذات برگرداند و گفت گرچه خالق بودن بعد از فعل خلقت توسط خدا و ايجاد مخلوقات، به او نسبت داده مي شود، ولي در ذات خدا بالاخره يك صفاتي بوده است كه سبب شده خلقت از او سر بزند همچون علم و قدرت خداوند.

پس علم و قدرت خدا در آفرينش موجودات دخيل بوده و به موجب اين دو صفت، خلقت صورت گرفته است. حال سؤال اين است که با توجه به علم و قدرت خدا آيا پروردگار مي توانست ما را نيافريند؟

جواب اين اشكال اين است كه وقتي مي گوييم «نمي توانسته ما را نيافريند» دو صورت دارد:

الف: يا مرادمان آن است كه در آفرينش ما مجبور بوده است. و كسي خدا را بر اين كار مجبور كرده است . اگر واقعاً اين گونه باشد، شكر كردن از او معنا ندارد. شكر از كسي بايد كرد كه با ميل و اختيار خود به ما خدمتي كند و نعمتي دهد. اما آيا واقعاً كسي خدا را بر آفرينش ما مجبور كرده است. اين كس يا خدايي است در كنار خداي تبارك و تعالي و يا مخلوقي است از آفريدگان خداي تبارك و تعالي . صورت اول با توحيد ناسازگار است و از باطل است و صورت دوم نيز بطلانش روشن و واضح است.

خداوند متعال در اين باره مي فرمايد: «بدانيد كه شما نمي توانيد خدا را ناتوان سازيد»

بلكه اين خداي يگانه است كه بر همه چيز غلبه دارد؛ اوست خداي يكتاي پيروز و قهّار. بنابراين كسي نيست كه بتواند خدا را بر چيزي مجبور كند پس اگر كاري مي كند كار خود اوست و با اختيار خود انجام داده است.

ب: يا وقتي مي گوييم «نمي توانسته نيافريند» مرادمان آن است كه به موجب ذات و صفات کماليش بايد ما را مي آفريد؟ در اين صورت شكر كردن بايد انجام گيرد و نمي توانيم بگوييم «نبايد از او تشكر كنيم» چون شكر كردن در برابر نعمت اختياري لازم است و خدا نيز نعمت خلقت و آفرينش را با اختيار خود و نه اجبار كسي به ما داده است. چون به كسي فاعل موجب و غيرمختار مي گوييم كه كارش بدون علم و اراده از او سر بزند يا اگر علم و اراده دارد كارش برخلاف ميلش صادر شود. حال آن كه خداي تعالي علم و اراده و قدرتش عين ذات او است و اين كمالات در او به نحو بي نهايت موجود است و كار او نيز موافق ذات اوست. و گرنه آن را انجام نمي داد چون كسي نيست كه او را بر كاري مجبور كند. اين شخصِ مجبور است كه كاري را برخلاف ذاتش انجام مي دهد. بنابراين خداوند كه هم نسبت به كارش علم و اراده دارد و هم كارش برطبق ذات اوست فاعل مختار است، بلكه اختيار او بالاترين اختيارها است.

اما كلمه (بايد) در اين جمله كه «بايد ما را مي آفريد» ربطي به اجبار داشتن در انجام كار ندارد. بلكه بيانگر اين است كه زمينه و علت انجام كار، فراهم است و هيچ شرط و سبب ديگري در تحقق آن لازم نيست و به قول فلاسفه حاكي از اين است كه علت تامه موجود است لذا بايد معلول نيز موجود باشد. چرا که «معلول نزد علت تامه واجب است موجود باشد». مثل اين كه علت تامه چرخيدن كليد در داخل قفل، حركت دست من باشد. پس وقتي دست من حركت مي كند بايد كليد در داخل قفل بچرخد. در مورد بحث ما وقتي خدا، علم داشته باشد كه آفرينش خير است حتماً مي آفريند، چون هم علم دارد و هم قدرت. پس چون علم و قدرت، علت تامه آفريدن است؛ لذا آفرينش نيز تحقق مي يابد. و اين وجوب صدور فعل با اختيار داشتن خدا منافاتي ندارد.بنابراين در عين اين كه خدا مختار است افعال او به نحو وجوب از او صادر مي شود، چون صفات ذاتيه او به عنوان علت تامه فراهم مي باشد در نتيجه معلول كه افعال او هستند بايد متحقق گردد و ما نيز بايد از او تشكر كنيم.

غریبه آشنا
۱۳۹۴/۱۰/۲۱, ۱۲:۵۲
خدا از خلقت هر موجودی هدفی داشته است. مسلما هدف از خلقت انسان تنها پاسخ گویی به نیازهای جسمی نبوده....چرا که در این صورت تفاوتی با حیوانات نخواهد داشت. برای انسان هدفهای والاتری وجود دارد.

با سلام
اگر هدف انسان متوقف به نیاز ها و خواسته ی اون نباشد، عدالت خداوند و مهربانی او چگونه برای ما ثابت میشود؟؟؟!!!

دختر ایرونی
۱۳۹۴/۱۰/۲۱, ۱۲:۵۶
با سلام
اگر هدف انسان متوقف به نیاز ها و خواسته ی اون نباشد
سلام.
یعنی چه؟ منظور سوال را متوجه نشدم.

غریبه آشنا
۱۳۹۴/۱۰/۲۱, ۱۳:۳۶
یعنی چه؟ منظور سوال را متوجه نشدم.

یعنی اینکه برای اثبات عدالت و مهربانیت خداوند عقلا نمیشه نیازهای انسان رو در نظر نگرفت
در غیر اینصورت چیزی اثبات نمیشه بلکه تعبدا و تقلیدی یه چیزی رو قبول کردیم

اگه استعداد و نیاز رو در اثبات این امور محور قرار ندیم هیچی ثابت نمیشه ..در این صورت حتی میشه گفت که اگر ما بدون گناه هم تا ابد در عذاب باشیم باز خدا مهربان و عادل است
چرا؟
چون ربطی به نیاز ما ندارد

نتیجه اینکه نیاز و خواسته های ما عدالت را تعریف میکند نه بلعکس

غریبه آشنا
۱۳۹۴/۱۰/۲۱, ۱۳:۴۱
با سلام
من زیاد تو سایت جستجو کردم اما مطلبی زیاد شبیه با تایپیک خودم نیافتم به همین دلیل این تایپیکو ایجاد کردم امیدوارم کارشناسان به این شبهه من پاسخ بدن.
یه مسئله ای هست که زیاد ذهن منو درگیر کرده اون هم اینه که اگه ما فرض کنیم خدا وجود داره و دین اسلام حقه اونوقت یک سری سوالات واسه آدم پیش میاد.
سوال اینه که چرا انسان ها همیشه باید با خضوع و خشوع تو هر شرایطی خدا رو بپرستند و شکر گذارش باشن کاری با ثروتمندان و افراد سالم جامعه که هیچ مشکل جسمی و روانی واسشون پیش نمیاد ندارم!
افرادی که معلول به دنیا میان یا زشتن یا در طول عمر مثلا دچار یک بیماری عذاب آور میشن یا در کشوری جنگ زده یا قحطی زده یا بدون امکانات به دنیا میان این افراد چه دلیلی داره از خدا به خاطر زندگی سخت و عذاب آورشون تشکر کنن ؟ مگه ما انسانها با خدا روز اول عهد بستیم که طبق هر شرایطی برده و فرمان بردار خدا باشیم ؟ این معامله و درخواست یک طرفه بوده ما آدما وارد یک بازی زندگی شدیم که هیچ اختیاری روز اول نداشتیم و این زندگی به ما تحمیل شد وقتی هم چشم باز کردیم خودمونو وسط دنیایی از بیماری ها و سختی هایی دیدیم که برای خیلی از ما قابل تحمل نیست....مثلا خود بنده به مدت چند سال با یک بیماری عذاب آور درگیر بودم در بهترین سالهای جوانی باعث شد تو تحصیلم دچار مشکل بشم فرصت های زیادی رو از دست دادم الان که به گذشته نگاه میکنم میبینم چقدر الکی عمرم و زندگیم تو اون شرایط حساس از دست رفت فقط به خاطر اون بیماری...من قبلا خیلی مذهبی و مومن بودم از بچگی تمام روضه های امام حسینو میرفتم بچه هیئتی بودم....اکثر روزای ماه رمضون رو روزه میگرفتم...نمازهام سروقت خونده میشد حتی قرآن رو ختم کردم..یه بارم خواب بهشتو دیدم...تعریف از خود نباشه تو فامیل خیلی رو من حساب میکردن از لحاظ دیندار بودن و.......بگذریم! اما بعد ها که با سخنان مخالفین اسلام روبرو شدم و کمی فکرم از اون چارچوب بسته و مسخ شده بندگی و بردگی بی چون و چرای خداوند آزاد شد به خودم اومدم... و فهمیدم نه بابا حق من خیلی بیشتر از اینهاست..من که روز اول خدارو ندیم و باهاش معامله ای نکردم اما اون از من انتظاراتی در حد خیلی زیادی داره...من چرا باید بازی داده بشم بیمار بشم بیکار و بی پول بشم اما همیشه شکر گذارش باشم ؟ اخه به خاطر کدوم نعمتش ؟ نه جسم سالمی به من داد نه خوانواده پولداری به من داد پدرم رو هم که تو بچگی ازم گرفت....خدا خودش اون بالا راحت نشسته از من میخواد مثل برده واسش خم و راست بشم که چی بشه ؟ خودش اگه یه مدت جای من یا بدتر از من بود میتونست تحمل کنه ؟ مگه نه اینکه حتی انسان ها خودشون واسه خودشون حقوق بشر درست کردن چرا ما پیش خدا حقوف انسانیت نداریم ؟ آیا اصولا هر موجودی که از ما بزرگتر و قویتر باشه باید احترام گذاشت و پرستید ؟ این که میشه ترس و بردگی....به هر موفقیتی هم رسیدم هرچند کم بود همش علت طبیعی و قابل توضیح داشته هیچ جا تو زندگیم علت غیر قابل کشف و غیر منتظره ماورالطبیعی ندیدم...اگه به وجود خدا اعتقاد نداشته باشم کمتر دچار عذاب روحی میشم چون فکر میکنم خدایی که نیست پس همش به علت جبر محیط و طبیعت و خودمه و از خدایی که نیست دیگه شاکی نمیشم...چون فکر میکنم اگه خدا و قدرت برتری بود بالاخره وضع زندگی و سلامتیم اینجوری نبود بهم کمک میکرد....آقا من نه رودخونه شیر و عسل میخوام نه حرمسرای بهشتی میخوام نه 100 تا حوری خوشگل که تا میلیارد ها سال باهاشون تو بهشت خوش بگذرونم...فقط یک جسم سالم و یه زندگی مرفه تو این دنیا میخوام کاریم به کار کسی ندارم...تو اون دنیا هم منو تو دیگ مواد مذاب یا آبجوش نندازه واسم کافیه من انتظار زیادی از خدا ندارم....آخه یعنی چی با خم و راست شدن نماز روزانه اونم با کلمات عربی و انجام ندادن گناهان کبیره و گریه واسه ائمه آدم بهشت جاویدانو بخره این کجاش عاقلانه و عادلانس ؟ اما بعضی که اعمال خیرخواهانه انجام مبدن و به کسی ظلم و تجاوز نکردن اما خدا رو با دلایل منطقی نمیپرستن و قوانین خدارو قبول ندارن باید تو جهنم برن؟ یه آدم باید چقد شستشوی مغزی و مسخ شده باشه که این حرفارو باور کنه ؟ مگه خدا عقده اییه که آدما رو بخاطر عبادت نکردنش عذاب بده ؟ خدا که اینقد عابد داره چه کمبودی داره که همه از ترس جهنم باید مثل برده تو هر شرایطی باید شکرگذارش باشن حتی افراد سرطانی و بدبختی که مثل آب خوردن جون میدن اونا واسه چی خدارو باید بپرستن و شکر گذار باشن؟ به امید حرمسرا تو بهشت ؟ یا نیفتادن تو دیگ مواد مذاب ؟ اون چیزی که من فهمیدم خدا پارتی بازی میکنه الان در جهان علما و روحانیونی هستن قدرت و ثروت دارن که ما اونارو مقدس تصور کردیم هم تو این دنیا تو رفاهن هم تو اخرت..اما یه عده خیلی زیادی هم تو این دنیا تو عذابن هم تو اون دنیا...ببخشید بحثم به درازا کشید حرف دلم زیاد بود.

با سلام

بنده هم قبول دارم که بدون عدالت و آبادی دنیا ، عموم مردم به مقام عبادت و پرستش خداوند نمیرسند
اما از دغدغه و سوال شما برمی آید که شاید شما جز اون عموم نباشید

اغاثاذیمون
۱۳۹۴/۱۰/۲۱, ۱۴:۰۷
بسم هو

با سلام و عرض ادب


دقیقا این سوال برا منم مطرح بود و من خودمو اینطوری قانع کردم که


انسان وقتی کسی رو زیاد دوست داره ممکنه تا سر حد عبادت دوستش داشته باشه و این باعث میشه صفات طرف به اون شخص منتقل بشه و عین کسی بشه که بهش علاقه داشت

و این عبادت وسیله ای هست برای اینکه صفات خداوند و معبودمون به ما منتقل بشه و در واقع برا خودمونه که به مرحله تکوینی و اشرف مخلوقات شدن برسیم

نمیدونم تونستم منظورمو برسونم یا نع ولی خودم که قانع شدم:khaneh:


یه حدیثی میگه که:


ای فرزند آدم،
من بی نیازی هستم که نیازمند نمیشوم
مرا در آنچه به تو امر کرده ام اطاعت کن
تا تو را آن چنان بی نیاز کنم که نیازمند نشوی

ای فرزند آدم،
من زنده ای هستم که نمیمیرم
مرا در آنچه به تو امر کرده ام اطاعت کن
تا تو را زندگی ای بخشم که نمیری

ای فرزند آدم،
من به هر چیزی میگویم ((باش)) میشود
مرا در آنچه به تو امر کرده ام اطاعت کن
تا تو را چنان قرار دهم
که به هر چیز بگویی ((باش)) بشود...

seresht
۱۳۹۴/۱۰/۲۱, ۲۱:۵۹
سلام دوست گرامی، yalda solimani
(http://www.askdin.com/member.php?u=47713)
البته جملاتی که عرض می کنم، بر سیاق و مبنای صحبت های شماست، و گرنه نظر این حقیر متفاوت است. اگر موافق باشید، در تاپیک دیگری به این بحث بپردازیم تا از موضوعی که دوست خوب، بازی زندگی مطرح کردن دور نشیم (:


بايد دانست صفات خدا دوگونه است صفات ذاتي و صفات فعلي. صفات ذاتي صفاتي است كه در انتزاع آن ها ذات خداوند كافي است مثل عليم و قدير بودن.
علیم بودن نیز، لازمه اش آن است که معلومی وجود داشته باشد. پس در انتزاع علیم و قدیر بودن نیز، ذات خداوند کافی نیست.
هم چنین، اگر قرار است انتزاع ما از صفات خدا را به او نسبت دهیم، با مبانی و مقسم های دیگر نیز می توان انتزاع های مختلف داشت. نسبت دادن این نظرات به خدا بر چه مبنایی صحیح است؟
ما مفاهیم و برداشت هایی از این صفات و کلمات داریم، آیا تجزیه و تحلیل خدا با این مفاهیم انسانی و عقلانی صحیح است؟


ولي در ذات خدا بالاخره يك صفاتي بوده است كه سبب شده خلقت از او سر بزند همچون علم و قدرت خداوند.
آیا شما ذات خدا را مورد تجزیه و تحلیل قرار می دهید؟


پس علم و قدرت خدا در آفرينش موجودات دخيل بوده و به موجب اين دو صفت، خلقت صورت گرفته است. حال سؤال اين است که با توجه به علم و قدرت خدا آيا پروردگار مي توانست ما را نيافريند؟
آیا واقعا چیز دیگری نمی تواند در خلقت خدا دخیل بوده باشد؟ یعنی این حصر که شما در علم و قدرت فرمودید، حصر عقلی است؟


جواب اين اشكال اين است كه وقتي مي گوييم «نمي توانسته ما را نيافريند» دو صورت دارد:

الف: يا مرادمان آن است كه در آفرينش ما مجبور بوده است. و كسي خدا را بر اين كار مجبور كرده است . اگر واقعاً اين گونه باشد، شكر كردن از او معنا ندارد. شكر از كسي بايد كرد كه با ميل و اختيار خود به ما خدمتي كند و نعمتي دهد. اما آيا واقعاً كسي خدا را بر آفرينش ما مجبور كرده است. ........
ب: يا وقتي مي گوييم «نمي توانسته نيافريند» مرادمان آن است ........... اين شخصِ مجبور است كه كاري را برخلاف ذاتش انجام مي دهد. بنابراين خداوند كه هم نسبت به كارش علم و اراده دارد و هم كارش برطبق ذات اوست فاعل مختار است، بلكه اختيار او بالاترين اختيارها است.

در این بیان شما، «شکر کردن» فرض شده که خود محل بحث است. وقتی در مورد شکر کردن هنوز اتفاق نظر وجود ندارد، نمی توان آن را مقدمه ای در استدلال مربوط به طور خلقت خدا قرار داد. منظور این است که به راحتی می توان گفت: شکر کردن کلا لازم نیست، لذا استدلال شما در بخش الف، اشکال خواهد داشت. و خود ذات خدا طوری است که مجبور است بیافریند و نیازی به عامل مجبور کننده دیگر نیست. نظر فلسفه نیز با صحبت این حقیر همراه است؛ چرا که در فلسفه، واجب الوجود بالذات، واجب الوجود من جمیع الجهات است و واجب الرحمه و واجب الخلق و واجب الهمه چیز است!



اما كلمه (بايد) در اين جمله كه «بايد ما را مي آفريد» ربطي به اجبار داشتن در انجام كار ندارد. بلكه بيانگر اين است كه زمينه و علت انجام كار، فراهم است و هيچ شرط و سبب ديگري در تحقق آن لازم نيست و به قول فلاسفه حاكي از اين است كه علت تامه موجود است لذا بايد معلول نيز موجود باشد.
چرا علت تامه محدود به جمع علم و قدرت است؟ شاید علل دیگری نیز در تامه کردن نیاز باشند که در نظر شما نیامده.
آیا نظام علیت را می توان در مورد خود خدا هم به کار برد؟ یعنی آیا علیت جهان شمول است؟ یا خدا در نظام علیت استثناء است؟


چرا که «معلول نزد علت تامه واجب است موجود باشد». مثل اين كه علت تامه چرخيدن كليد در داخل قفل، حركت دست من باشد. پس وقتي دست من حركت مي كند بايد كليد در داخل قفل بچرخد. در مورد بحث ما وقتي خدا، علم داشته باشد كه آفرينش خير است حتماً مي آفريند، چون هم علم دارد و هم قدرت.
ما می دانیم که علم و قدرت خداوند ازلی است. بنا بر فرمایش شما، باید خود خلقت هم ازلی باشد. این طور نیست؟


و اين وجوب صدور فعل با اختيار داشتن خدا منافاتي ندارد. بنابراين در عين اين كه خدا مختار است افعال او به نحو وجوب از او صادر مي شود، چون صفات ذاتيه او به عنوان علت تامه فراهم مي باشد در نتيجه معلول كه افعال او هستند بايد متحقق گردد و ما نيز بايد از او تشكر كنيم.
در مجموعه عللی که علت تامه را سامان می دهند، بنا بر فرموده ي شما، خبری از اختیار نیست و فقط علم و قدرت علت تامه هستند، بعد معلولی متحقق می گردد که اختیار در آن نقشی ندارد و علی السبیل بت و اللزوم باید تحقق یابد (چون تامه است)، بعد ما باید از آن تشکر کنیم؟ چرا؟ طبق فرموده ي شما در ابتدای صحبت، تشکر از چیزی که باید تحقق یابد معنی ندارد. هم چنین عرض کردم که علم و قدرت ازلی هستند، پس به طور ازلی، علت تامه بوده و خلقت هم ازلی است، چطور این ریسمان با اختیار منافات ندارد؟ این عین منافات با اختیار است! اصلا جایی برای صحبت از اختیار خدا نمی ماند. خدا ازلا علت تامه بوده برای خلقت و اگر علت تامه نبوده، پس نقصی داشته.

امیدوارم کلام این حقیر را بر گفتگو و مباحثه ي علمی حمل بفرمایید. واقعا قصد آزار ندارم (:

seresht
۱۳۹۴/۱۰/۲۱, ۲۲:۰۱
سلام دوست خوب


برای اینکه صفات خداوند و معبودمون به ما منتقل بشه

یعنی صفات خدای بی نهایت و بی انتها، منتقل شود به مای حقیر کوچک فقیر بی نوای ضعیف؟ :Gig:

اغاثاذیمون
۱۳۹۴/۱۰/۲۴, ۱۴:۱۰
سلام دوست خوب



یعنی صفات خدای بی نهایت و بی انتها، منتقل شود به مای حقیر کوچک فقیر بی نوای ضعیف؟ :Gig:

سلام و عرض ادب

ما هیچوقت نمیتونیم خدا بشیم چون ما وجودمون از خودمون نیست پس در نتیجه همیشه نیازمندیم و خداست که وجودش از خودشه و نیازمند نیست

ولی اگه یکسری صفات خداوند به ما برسه بر اساس ظرفیت هرکس ... میتونیم کارهایی رو انجام بدیم و به رشد و تکوین برسیم و یعنی اشرف مخلوقات یعنی ما از جن ها هم برتریم

توان تجرد داریم ولی چون لیاقتمون رو ثابت نکردیم و همچنین عبودیتی درسته حسابی انجام ندادیم اعتا نمیشه اینجور چیزها

البته عبودیتی که برای مکاشفه باشه به دردی نمیخوره و خودش حجاب بین انسان و خداست


مهم اینه که به حضور برسیم یعنی هر لحظه خدارو کنارمون درک کنیم

شاعر میگه:

بی دلی در همه احوال خدا با او بود.........او نمیدیدش و از دور خدایا میکرد

به من بیاموز
۱۳۹۴/۱۰/۲۵, ۱۱:۱۹
سلام و عرض ادب

ما هیچوقت نمیتونیم خدا بشیم



پس دیگه به چه امیدی زندگی کنیم ؟ تا آخر برده و بنده ، دستور میدن و بر خلاف میلمون باید اونکارو بکنیم و عذاب بکشیم ، این زندگی چه معنی میده ؟

به من بیاموز
۱۳۹۴/۱۰/۲۵, ۱۱:۲۹
مشکلی هست این وسط، شما میگین خداوند رحمان و رحیم هستش، پس چرا ما صفات جبار و متکبرش رو بیشتر میبینیم ؟ رحم کن خدایا، کمی مهربانتر، وجود نحیف من تحمل این زمختی دنیا را ندارد .

اغاثاذیمون
۱۳۹۴/۱۰/۲۵, ۱۳:۱۱
مشکلی هست این وسط، شما میگین خداوند رحمان و رحیم هستش، پس چرا ما صفات جبار و متکبرش رو بیشتر میبینیم ؟ رحم کن خدایا، کمی مهربانتر، وجود نحیف من تحمل این زمختی دنیا را ندارد .


ببینید عزیز

اگه شما یک روز فقط یک روز تمام ارزهاتون قبول بشه اون موقع خواهید دید که شما مصلحت خودتون رو نمیدونید و هممون

ولی خدا حکمت میدونه

برای من این اتفاق افتاده که ارزوهام براورده شد و دیدم که چقدر خواسته هایم به ضررم هست اینه که الان دیگه زیاد هم رو چیز خاصی گیر نمیکنم همه چیزو بسپارید به خدا

چون خدا میدونه شما نحیفی و تحمل بعضی چیزهارو نداری به همین خاطر برات سخت نگرفته همیشه یادتون باشه که به بدبخت تر از خودتون هم نگاهی بکنید

اغاثاذیمون
۱۳۹۴/۱۰/۲۵, ۱۳:۱۸
پس دیگه به چه امیدی زندگی کنیم ؟ تا آخر برده و بنده ، دستور میدن و بر خلاف میلمون باید اونکارو بکنیم و عذاب بکشیم ، این زندگی چه معنی میده ؟

به امید خدا زندگی کنید و از همه نا امید باشید :ok:

ایا کسی بجز خدا دعاهاتون رو براورده می کنه ؟! ایا دعاها و نجواهای شما به درگاه کسی دیگه ای میره ؟! کسی میتونه ازتون دفع بلا کنه یا بهتون خیر برسونه ؟!

اگه بنده ی واقعی باشید شما شاهی خواهید کرد و از همین بندگی لذت خواهید برد


یه شعر قشنگی هم هست که میگه : خدایااا من از ان دم که در بند توام ازادم


مشکل ما اینه که نمیتونیم از نفسمون بگذریم و به خدا اعتماد نداریم


غیر ممکنه بطور خالصانه خدارو صدا کنید و ازش سوال کنید و درخواستی داشته باشید و بهتون جواب نده

اگه خدا جواب نده انسانها بسیار بسیار برای خیر رسانی و ... عاجزند

به من بیاموز
۱۳۹۴/۱۰/۲۵, ۱۳:۲۶
ببینید عزیز

اگه شما یک روز فقط یک روز تمام ارزهاتون قبول بشه اون موقع خواهید دید که شما مصلحت خودتون رو نمیدونید و هممون

ولی خدا حکمت میدونه

برای من این اتفاق افتاده که ارزوهام براورده شد و دیدم که چقدر خواسته هایم به ضررم هست اینه که الان دیگه زیاد هم رو چیز خاصی گیر نمیکنم همه چیزو بسپارید به خدا

چون خدا میدونه شما نحیفی و تحمل بعضی چیزهارو نداری به همین خاطر برات سخت نگرفته همیشه یادتون باشه که به بدبخت تر از خودتون هم نگاهی بکنید

من به خاطر نمیاورم چیزی از خدا خواسته باشم و او بهم داده باشد و بعدش من پشیمان شده باشم، مگر اینکه شک داشته باشم از جانب خداوند بوده، اگر هم نتیجه خوبی نداشته باشد حداقل میدانم چیزی بود که بهش علاقه داشتم نه جبر جبار اکبر ... من میخوام خودم انتخاب کنم ، بده ؟ پس چرا نمیشه ؟ پس چرا همش باید مثل برده ها زندگی کرد ؟ من میخوام خداوند موتور قایقم باشد و من از نگاه کردن به مناظر دریا لذت ببرم تا اینکه با جون کندن پارو بزنم چند تا هم کوسه برام خط و نشون بکشن چند نفرم بالا سرم باشن بگن وضع تو بهتره ، اونی که افتاد تو آب رو مگه ندیدی ؟

اغاثاذیمون
۱۳۹۴/۱۰/۲۵, ۱۳:۵۵
من میخوام خداوند موتور قایقم باشد و من از نگاه کردن به مناظر دریا لذت ببرم تا اینکه با جون کندن پارو بزنم چند تا هم کوسه برام خط و نشون بکشن چند نفرم بالا سرم باشن بگن وضع تو بهتره ، اونی که افتاد تو آب رو مگه ندیدی ؟


ببینید بگذارید مختصر عرض کنم:

اینکه عملی رو انجام ندید و انتظار پاداش داشته باشید تو این دنیا این خیال خام هست

اینکه امتیازی از شما کسر شده باشه و امتیاز دیگری به شما اهدا نشه اینهم غیر ممکنه


باید با خودت به توافق برسی و حدیثی هست که میگه

اگه خداوند رو اطلاعت کنید خدا شمارو بجز خودش به کسی دیگه واگذار نخواهد کرد

ولی اگه اطاعت نکنید ابایی نداره از اینکه تو کدوم دیاری به هلاکت برسید

به من بیاموز
۱۳۹۴/۱۰/۲۵, ۱۴:۱۳
راستش این چیزارو درست متوجه نمیشم، سوال من اینه، خداوند چطور دوستی هستش که میتونه نزاره ولی میزاره که دوستش عذاب بکشه :Ghamgin: یا دوست نیست و ارباب هستش که با شلاق بالا سرمون هستش که غلط اضافی نکنیم ؟

بازی زندگی
۱۳۹۴/۱۰/۲۶, ۱۰:۰۹
به نام خدا
سلام
خدا از خلقت هر موجودی هدفی داشته است. مسلما هدف از خلقت انسان تنها پاسخ گویی به نیازهای جسمی نبوده....چرا که در این صورت تفاوتی با حیوانات نخواهد داشت. برای انسان هدفهای والاتری وجود دارد.
اینکه من خود را به خواب غفلت بزنم به کسی جز خودم ضرری نخواهد رسید.
بی قراری و اعتراض هم دردی را دوا نخواهد کرد.
پس عاقلانه است که به جای تنبلی و ناامیدی و شکوه از خدا، تلاش کنم، امیدوار باشم و شکرگذار باشم.
موفق باشید.
علیک سلام
من نگفتم تنها پاسخگویی به نیاز های جسمی باید باشه اما خدا باید در کنار پاسخگویی به نیاز های روحی که معلوم نیست چند میلیارد سال دیگه در قیامت به ما داده بشه وظیفه داره پاسخگوی نیازهای جسمی یک موجود ضعیف در این دنیا هم باشه چون خودتون مستحضر هستید شرایط جسمی تاثیر شدیدی روی روح و روان داره بحث بنده در اینجا بحث حقوق بشر در محضر خدا هست با تعاریف ادیان خداوند عامدانه حقوق بشر انسانها رو زیر پا گذاشته و برای منتقدین خودش آتش دوزخ رو مهیا کرده

بازی زندگی
۱۳۹۴/۱۰/۲۶, ۱۰:۱۴
با سلام
علیک سلام خواهر یلدا
با عرض معذرت متاسفانه باز صحبت های شما ربط مستقیمی با گفته های من نداشت بحث سر حقوق انسانی انسانها با توجه به قدرت خدا در این جهان بود که بسیار نقض شده.

بازی زندگی
۱۳۹۴/۱۰/۲۶, ۱۰:۳۰
باسلام
واقعا جالب است که هر کسی نظر مخالف ما داشت، با هر ترفند و ان قلت و قلتی از مسیر بحث خارج کنیم.
یکی امید واهی دارد و دیگری به دنبال ارضای شهواتش و آن دیگر...
علیک سلام حاج آقا صدیق استاد بزرگوار
خب شما که از دل تک تک افراد معلول و درمونده خبر ندارین حاج آقا بالاخره اون گفته های من هم احتمالش ممکنه با مثال زدن یکی دو نفر که نمیشه حکم کلی داد.



دلیل!!
دلیل من حق الیقین در مورد خودم و عین الیقین در خصوص دیگران تا حد امکان در خصوص گفته هام هست دلیل مخالفت شما چی هست ؟


بر اساس کدام مسلک و مرام اخلاقی؟
میشود تعریف خود از اخلاق را بیان کنید.
ظاهرا بین اخلاق و اخلاص اشتباهی شده.
بر اساس همون مرام و مسلک اخلاقی که بساری از افراد خداناباور در جهان به امور خیریه کمک میکنند و موقع صدقه دادن نمیگن در راه رضای خدا بلکه با تفکر جمعی و وجدان اخلاقی فهمیدن برای کمک و انجام ندادن امور خلاف حقوق بشر و تجاوز نیازی به دستور از مافوق نیست بلکه نیاز به دستور از درون هست. به نظر من اخلاق علم خوبی و بدی هست. که این خوبی و بدی در سطح کلان در همه جوامع مشترک هست.


اگر مقررات دینی نباشد، فرق استفاده جنسی از همسر دائم، موقت و کنیز چیست؟
بدون اطلاع از مقررات دینی، فرق استفاده جنسی از همسر و غیر همسر(یعنی از طریق غیر مجاز) چیست؟ اصلا مجاز وغیر مجاز در آن صورت چه معنایی میتواند داشته باشد؟
چطور یک ا ستمتاع مجاز است و دیگری نیست؟(با فرض اینکه جواز را منوط به دین نکنیم)
خب مشکل همین جاست که به نام دین عمل خلاف اخلاق و عفت صورت میگیره و باعث دین گریزی افراد روشن فکر میشه به عنوان مثال چند وقت پیش در خصوص مبحث صیغه موقت در همین سایت در تایپیک دوستان و اساتید توجیهاتی برای انجام این عمل دیدم که باعث تنفر و انزجار من از مذهب تشیع شد

yalda solimani
۱۳۹۴/۱۰/۲۶, ۱۱:۰۵
علیک سلام خواهر یلدا
با عرض معذرت متاسفانه باز صحبت های شما ربط مستقیمی با گفته های من نداشت بحث سر حقوق انسانی انسانها با توجه به قدرت خدا در این جهان بود که بسیار نقض شده.


با سلام

در تعریف پرستش می گوید: پرستش آن حالتی را می گویند که در آن انسان یک توجهی می کند از ناحیه باطنی خودش، به آن حقیقتی که او را آفریده است و خودش را در قبضه قدرت او می بیند. خودش را به او نیازمند و محتاج می بیند. در واقع سیری است که انسان از خلق به سوی خالق می کند. این امر اساساً قطع نظر از هر فایده و اثری که داشته باشد، خودش یکی از نیازهای روحی بشر است. یک مثال ساده ای عرض کنم: اگر ما کجاوه ای داشته باشیم و حیوان هایی، خورجین هایی که روی این حیوان ها می گذارند؛ باید تعادلشان برقرار باشد. نمی شود یک طرف پر باشد و طرف دیگر خالی. انسان در وجود خودش خانه خالی زیاد دارد. در دل انسان جای خیلی چیزها هست. هر احتیاجی که برآورده نشود؛ روح انسان را مضطرب و نامتعادل می کند. اگر انسان بخواهد در تمام عمر به عبادت بپردازد و حاجت های دیگر خود را بر نیاورد؛ همان حاجت ها او را ناراحت می کند. عکس مطلب هم این است که اگر انسان همیشه دنبال مادیات برود و وقتی برای معنویات نگذارد؛ باز همیشه روح و روان او ناراحت است.
نهرو مردی است که از سنین جوانی لامذهب شده است. در اواخر عمر یک تغییر حالی در او پیدا شده بود. خودش می گوید: من، هم در روح خودم و هم در جهان یک خلائی را، یک جای خالی را احساس می کنم که هیچ چیز نمی تواند آن را پر کند؛ مگر یک معنویتی. و این اضطرابی که در جهان پیدا شده است، علتش این است که نیروهای معنوی جهان تضعیف شده است. این بی تعادلی در جهان، از همین است.
ما گمان می کنیم که عبادت، فقط در گوشه ای نشستن و نماز و دعا خواندن است. حال آن که هر عملی از ما که در راستای جلب رضایت خدا و با یاد او صورت بگیرد؛ عبادت محسوب می شود. شما وقتی در انفاق، خدمت به دیگران قصد قربت داشته باشید؛ در حال عبادت می باشید. حالا شما بفرمایید به چه انگیزه ای خدا را بپرستیم؟

بازی زندگی
۱۳۹۴/۱۰/۲۶, ۱۱:۰۵
علیک سلام به شما

عرض کردم که ما نمی دانیم خدا چه می کند! او خداست او را با پدر مقایسه نکنید. مشکلات ما با خدا همه از آنجا ناشی می شود که او را با مخلوقاتش مقایسه می کنیم. اصلا او خداست چون غیر آن چیزی است که ما او را تحلیل و قضاوت می کنیم!
آیا واقعا خدا بر همه مهربان است جز شما؟ آیا خدا بر دیگران سخت نمی گیرد؟ کودکان معلول آفریقایی در رنج و سختی و فقر، بیشتر هستند یا شما عزیز که جلوی کامپیوتر نشسته اید و انگشتان و چشمان شما کار می کند و غذا دارید برای خوردن و .................................................. ..؟
ببخشید اگر شما نمیدانید خدا چه میکند و چه در سر دارد پس چطور بنده را نصیحت میکنید در حالیکه که خود خدا را کامل نشناخته اید.
در خصوص مقایسه خدا با پدر باید عرض کنم اول بار مسلمین و خداباوران این قیاس رو انجام دادن همون جا که همیشه مثال میزنن اگه پدر به کودکش میگه دست به چاقو یا کبریت نزن و حتی با تحکم و اجبار میگه به این دلیل هست که اون پدر صلاح بچشو میخواد و بچه نمیدونه حتی اگه تنبیه بشه به نفعشه....بنده هم از همون مثال به خودم حق میدم سوال خودمو بر اساس این قیاس انجام بدم ! چطور مسلمانان به خودشون حق میدن هر قیاسی چه غلط یا درست انجام بدن اما منتقدین حق ندارن ؟
گفتن مشکلات کودکان آفریقایی هم قوز بالا قوز هست جناب موجب سوالات بیشتر میشه و شک بیشتر در وجود خدای ادیان.


- ما واقعا در برابر خدا نادان و جاهل هستیم، حال شما هر چه اسمش را بگذارید. نمی شود از ضعف در جسم و علم انسان فرار کرد، چنان که خودتان به این ضعف و خواری اعتراف فرمودید (:
اگه ما نادان و جاهل هستیم پس منادیان دین هم نادان و جاهل هستند اما اونها خودشونو نمایندگان خدا بر روی زمین میدوننن و در مقابل تناقضات و ناعدالتی خدا جواب اونها رو به جهان آخرت محول میکنند..اگه اینطوره بنده هم میگم خدا تو اون دنیا به افرادی که با عقل خودشون شرایط زندگی مسالمت آمیز و احترام به همدیگه و تفکر جمعی پی ریزی کردن اجر بیشتری میده نه به افراد برده و مقلد.


- چرا تصور می کنید که خدا کار چاق کن و نوکر ماست که هر وقت خواستیم، در وقتی که ما تعیین کرده ایم به ما پاسخ دهد؟ جایی برای خدایی و قدرت و اختیار و بزرگی او هم قائل باشید!
چون به من حق انتخاب نداد و در شرایط بدی از روز اول قرار داد خدا باید در قبال مشکلات من پاسخگو باشه چون خودش خیلی راحت اون بالا نشسته و فقط دستور میده من به این شرایط اعتراض دارم و از ترس دوست ندارم زیر بار بردگی و اسارت قرار بگیرم.


اگر خدا را این طور قبول داشته باشید که در واقع خدا را قبول ندارید!! از خاطر نبرید که خدا قابل اثبات نیست!
من همچین خدایی رو دوست ندارم در زندگیم هم به حق کسی تجاوز نکردم اما دلیلی برای عبادتش نمیبینم چون نعمت خاصی به من نداد که از دیگران برتر باشم و از ندادن حق سلامتی به بدتز از من هم شاکی هستم....خوشحالم که گفتید خدا قابل اثبات نیست ممنون.


سیار مراقب شیطان باشید
در عجبم شیطان با توجه به شناختی که از خدا داشته و باهاش گفتگو کرده باز با خدا در افتاده این شیطان عجب احمقیه که به خاطر یک لجبازی اتش دوزخ رو به جون خودش خرید ! این جراتو نمیدونم از کجا آورده


طبیعت خیلی بی جا می کند که با جبر خود ما را بیمار کند! مگر طبیعت چه به ما داده و چه قدرتی دارد و چه مقامی است که بخواهد با جبرش ما را بیمار کند!!
اتفاقا طبیعت خیلی قدرت داره اینو که نمیشه منکرش شد!


- اگر خدا مرئی بود و قابل تصور بود که خدا نبود! زاییده و خلق شده ی ذهن کوچک ما بود! توجه شما را به این نکته نیز جلب می کندم که خدا «بی نهایت» نیست! بی نهایت بودن، از خصوصیات مخلوقات و چیزهای قابل تصور ماست! خدا منزه و والاتر از چنین وصف های کوچکی است!
چرا مرئی باشه دیگه خدا نیست ؟ چه ربطی به دیده شدن و دیده نشدن داره اگه یک ربات مارو ببینه آیا ما از انسان بودن میفتیم ؟
اگه خدا بی نهایت نیست پس محدوده و کران داره پس منتها داره با توجه به گفته های شما.



و در آخر،
- من پیشنهادم را تکرار می کنم. فرض کنید که امام زمان هیچ دلیل عقلی و تاریخی ندارد. فقط این طور دعا کنید: ای امام زمانی که می گن هستی! اگر واقعا هستی به من کمک کن و من رو هدایت کن و دستم رو بگیر!
ببینید بنده هنوز تو وجود خدا شک دارم اونوقت انتظار دارید به مخلوقش برای ارتباط معنوی پناه ببرم ؟ این امام زمان نامرئی که با این درخواست من میشه شریکی برای خدا...اتفاقا یکی از دلایلی که باعث شد در عبادات سست بشم همین توسل به ائمه بود که منو خیلی از خدا دور کرده بود اوقد تو ذهنم امام زاده و امام زمان و امام حسین و.... صدا میزدم و واسطه میکردم که اصلا یادم رفته بود باید خدا رو صدا بزنم ...راستی چه موقع باید امام جواد رو وصدا بزنم یا چه موقع امام موسی کاظم ؟ یا چه موقع شاه عبدالعظیم ؟ مثلا در یک هفته شنبه ها با امام علی شروع کنم دوشنبه با امام حسن تا بگیر برو آخر...پس این وسط نقش امام زمان چیه ؟ امام زمان رو کی صدا کنم اگه امام زمان هست چرا ائمه ای که مردن رو صدا کنم ؟ از یک طرف میگن حضرت ذینب رو صدا بزن یه عده میگن حضرت فاطمه زهرا؟! بین این همه ائمه پس خدا کجاست ؟خدا رو کی صدا کنم بندازم اخر ماه ؟ آیا هدف خدا این بوده که من به نمایندگانش پناه ببرم یا اینکه اونها اومدن مارو به خدا بشناسونن و برن آیا هدف خدا از خلقت واسطه کردن یک عده مخلوق برای ارتباط معنوی بوده ؟ چرا علمای شیعه اجازه نمیدن ما کسی رو واسطه نکنیم ؟ آیا هدف خدا از خلقت و عبادت این بود واسه ائمه گنبد طلایی بسازیم ؟ همین کاراست که منو از مذهب شیعه و دین بدبین کرده.

بازی زندگی
۱۳۹۴/۱۰/۲۶, ۱۱:۰۸
با سلام

بنده هم قبول دارم که بدون عدالت و آبادی دنیا ، عموم مردم به مقام عبادت و پرستش خداوند نمیرسند
اما از دغدغه و سوال شما برمی آید که شاید شما جز اون عموم نباشید
سلام
دقیقا متوجه منظور شما نشدم بیشتر توضیح بفرمایید.

صدیق
۱۳۹۴/۱۰/۲۸, ۲۳:۰۴
من نگفتم تنها پاسخگویی به نیاز های جسمی باید باشه اما خدا باید در کنار پاسخگویی به نیاز های روحی که معلوم نیست چند میلیارد سال دیگه در قیامت به ما داده بشه وظیفه داره پاسخگوی نیازهای جسمی یک موجود ضعیف در این دنیا هم باشه
باسلام
این وظیفه را چه کسی برای خدا تعیین کرده است؟
خودش، شما، بشریت یا...؟
اگر خودش تعیین کرده در کجا و اگر شما تعیین کردید، بر اساس چه دلیلی؟
دلیل نقلی، عقلی، تجربی، یا احساسی و روانی؟
اگر شما اختراعی کنید و مثلا رباتی بسازید ولی یک قسمت آنرا کامل نکنید، آن ربات میتواند شما را مواخذه کند که چرا مثلا دست مرا کج گذاشتی؟


بحث بنده در اینجا بحث حقوق بشر در محضر خدا هست با تعاریف ادیان خداوند عامدانه حقوق بشر انسانها رو زیر پا گذاشته و برای منتقدین خودش آتش دوزخ رو مهیا کرده
کدام حقوق بشر؟
چه کسی این حقوق بشر را بر اساس چه ملاک و معیاری ارائه کرده است؟
آیا همه انسانها بدان معتقدند یا برخی از آنها(ولو اکثریت)
آنهایی که نپذیرفتند، بشر نیستند! یا حرفشان ملاک نیست؟
حق بشر بر چه کسی؟!
بر خالقش!
بر اساس چه دلیلی، بشر بر خالقش حقی دارد؟
اگر کسی به ما جا داد، غذا داد، کار داد، لباس و پوشاک داد، باید به او اعتراض کنیم که مثلا چرا جائی که به ما دادی، تشک تختش، فلان مارک نبود یا لباسش، بهمان برند نبود!
آیا آنجا عقلای عالم به روی زیاد ما اعتراض نمیکنند!؟


برای منتقدین خودش آتش دوزخ رو مهیا کرده
خدا برای هیچ کسی نه بهشت را مهیا کرده و نه جهنم را.
این انسان است که به دست خود، بهشت و جهنم خود را میسازد.
بهشت و جهنم انسان، همین کارهای ماست که به شکل عذاب و ثواب در می آید.

صدیق
۱۳۹۴/۱۰/۲۹, ۰۰:۰۴
خب شما که از دل تک تک افراد معلول و درمونده خبر ندارین حاج آقا بالاخره اون گفته های من هم احتمالش ممکنه با مثال زدن یکی دو نفر که نمیشه حکم کلی داد.
باسلام
دوست عزیز
کسی نگفت که شما اشتباه میکنید، بلکه منظور بنده نیز دقیقا همین نکته ای بود که شما اشاره کردید:
شما مگر از دل افراد خداپرست خبر دارید که در مورد آنان چنین حکمی میکنید؟



دلیل من حق الیقین در مورد خودم و عین الیقین در خصوص دیگران تا حد امکان در خصوص گفته هام هست دلیل مخالفت شما چی هست ؟
شما مدعی شدید:

این شرایط وقتی برقرار میشه که انسان در سلامتی و رفاه باشه و با فراغ بال بتونه در مورد خدای خودش تفکر کنه و به خاطر نعماتش که هم جسمی و هم روحی هستند شکرگذارش باشه تازه اون موقع فقط از فواید روانشناسانه عبادت بهره مند میشه چه بسا ممکنه اینها مثل یک داروی مسکن باشه فقط ! اما کسی که دچار مشکلات جسمی و روحی باشه اعتقاد به وجود خدا همیشه باعث شاکی بودن و شکاک بودن در وجود خدا میشه چون نمیتونه قبول کنه مخلوق کسی شده که ازش انتظارات زیادی داره اما خودش هیچ مشکلی نداره حتی باعث حسادت میشه میگه ای کاش من جای خدا بودم !
اما هنوز دلیلی برای این ادعای خود ندارید.
اینکه شما و احتمالا عده ای از نزدیکان شما که چنین حالتی داشته باشند، نهایتا استقرای ناقص در حد بسیار پائین را فراهم آورده است که به دلیل عدم انتخاب تصادفی موارد مورد ازمایش و مصاحبه، حتی از آن نمیتوان در حد یک نظر سنجی اجتماعی نیز بهره برد.
لطفا اگر برای ادعای خود، تحقیق دقیق و بر اساس اسلوب و شیوه درست یا آمار معتبری دارید بفرمایید وگرنه که هیچ چیزی اثبات نمیشود.

صدیق
۱۳۹۴/۱۰/۲۹, ۰۰:۰۴
بر اساس همون مرام و مسلک اخلاقی که بساری از افراد خداناباور در جهان به امور خیریه کمک میکنند و موقع صدقه دادن نمیگن در راه رضای خدا بلکه با تفکر جمعی و وجدان اخلاقی فهمیدن برای کمک و انجام ندادن امور خلاف حقوق بشر و تجاوز نیازی به دستور از مافوق نیست بلکه نیاز به دستور از درون هست. به نظر من اخلاق علم خوبی و بدی هست. که این خوبی و بدی در سطح کلان در همه جوامع مشترک هست.
خب دوست عزیز
بله اصول اخلاق دینی نیست و مبتنی بر عقل عملی است.
اصولا اگر چنین نبود، شاید در اثبات نبوت و ادیان نیز مشکل داشتیم.
اما بحث ما بر سر اصول اخلاقی نبود، بحث بر سر این بود که شما یک کار جزئی را غیر اخلاقی معرفی میکنید، امورجزیی، دیگر در حیطه درک عقل نیست و هیچ عقلی نیست که اخلاقی یا غیر اخلاقی بودن این کارهای جزیی را بفهمد.
بنابراین در اینجا شما لازم است، مبنای خود در اخلاق را بیان کنید که پیرو کدام مرام و مسلک اخلاقی هستید.
در ضمن، اینکه کاری که خداپرستان بر اساس مبانی خود انجام میدهند، به نظر شما یا کسی غیر اخلاقی باشد، برای خداپرستان حجیتی و ضمانت اجرائی ندارد. آنان نه مبانی شما را قبول میکنند نه نتایج و اموزه های بر امده ازمبانی را.
یعنی همانطور که شما ادعاها و مبانی خداپرستان را قبول نمیکنید، خداپرستان نیز مبانی شما را قبول نمیکنند.
بنابراین باز هم نیاز از بحث در مورد فلسفه اخلاق و تفاهمی در این زمینه است(اگر اصولا چنین تفاهمی قابل دست یابی باشد)


خب مشکل همین جاست که به نام دین عمل خلاف اخلاق و عفت صورت میگیره و باعث دین گریزی افراد روشن فکر میشه به عنوان مثال چند وقت پیش در خصوص مبحث صیغه موقت در همین سایت در تایپیک دوستان و اساتید توجیهاتی برای انجام این عمل دیدم که باعث تنفر و انزجار من از مذهب تشیع شد
باز هم ادعای بی اخلاقی، بدون مشخص کردن مبنای فلسفه اخلاقی و اثبات آن.
اینکه ازدواج موقت، با عفت ناسازگار باشد، نیاز به یک تحقیق میدانی دارد و نمیتوان بر اساس برداشت شخصی خود، حکمی را صادر کنیم.
البته بحث من فعلا این مسئله نیست و بحثی کلی تر است.

لی لی ت
۱۳۹۴/۱۰/۲۹, ۰۰:۲۵
اگر من یک ربات بسازم که فاقد حس و احساس باشه و بهش پا ندم ... مهم نیست .
ولی اگر رباتی بسازم که حس و احساس داشته باشه ... بخواد عاشق بشه و نتونه ... در اونصورت من در حق اون رباط ظلم کردم .

لی لی ت
۱۳۹۴/۱۰/۲۹, ۱۳:۲۵
باسلام
این وظیفه را چه کسی برای خدا تعیین کرده است؟
خودش، شما، بشریت یا...؟
اگر خودش تعیین کرده در کجا و اگر شما تعیین کردید، بر اساس چه دلیلی؟
دلیل نقلی، عقلی، تجربی، یا احساسی و روانی؟
اگر شما اختراعی کنید و مثلا رباتی بسازید ولی یک قسمت آنرا کامل نکنید، آن ربات میتواند شما را مواخذه کند که چرا مثلا دست مرا کج گذاشتی؟


چه کسی این وظیفه رو برای خدا تعیین کرده !!!
بصیر بودن ... علیم بودن ... سمیع بودن ... رحیم و رحمان بودن ...

لابد شما اعتقاد دارین که خدا میتونه بصیر باشه و این همه ظلم رو ببینه و به رویه خودش هم نیاره ...
لابد شما اعتقاد دارین که خدا میتونه سمیع باشع و این همه نجواهای شبانه و التماسهای شبانه رو شنیده باشه و به رویه خودش هم نیاره ...
لابد شما اعتقاد دارین خدا میتونه رحمن رحیم باشه و ...
اصلا شما این تعاریف رو چجوری بهش اعتقاد دارین ... منظور از بصیر بودن و سمیع بودن خدا اینه که فقط خدا میبینه و میشنوه !!!
شما اعتقادتون این هست که خدا ته دلش خیلی خیلی مهربون هست ...خوب اینکه خدا ته دلش خیلی خیلی مهربونه ... اینکه خدا میبینه ... اینکه خدا میشنوه ... به چه درده من میخوره ...

اجازه بدین من هم یه سوال ازتون بپرسم ...
دختری تو خیابون داره رد میشه ...
ناگهان 5 تا مرد چاقو کش میریزن سرش....
میزننش ... مورد ضرب و شتم قرار میدن ...
دخترک هم پشت سره هم داد میزنه مردم کمک !!! مردم کمک !!! مردم کمک !!!
از دره هیچ کدوم از خونه ها مردی بیرون نمیاد ...
هیچ کس بهش کمک نمیکنه ... دخترک هم با صورتی خون آلود رو به آسمون چشماش رو میبنده ...
بعدش هم شما میاین و استدلال میکنین یه مرده خیلی قوی و مهربون و بصیر و سمیع در درون این کوجه بوده ... ولی خوب وظیفه خودش نمیدونسته به اون کمک کنه ...

لی لی ت
۱۳۹۴/۱۰/۲۹, ۱۳:۳۷
کدام حقوق بشر؟
چه کسی این حقوق بشر را بر اساس چه ملاک و معیاری ارائه کرده است؟
آیا همه انسانها بدان معتقدند یا برخی از آنها(ولو اکثریت)
آنهایی که نپذیرفتند، بشر نیستند! یا حرفشان ملاک نیست؟
حق بشر بر چه کسی؟!
بر خالقش!
بر اساس چه دلیلی، بشر بر خالقش حقی دارد؟
اگر کسی به ما جا داد، غذا داد، کار داد، لباس و پوشاک داد، باید به او اعتراض کنیم که مثلا چرا جائی که به ما دادی، تشک تختش، فلان مارک نبود یا لباسش، بهمان برند نبود!
آیا آنجا عقلای عالم به روی زیاد ما اعتراض نمیکنند!؟


بر اساس چه دلیلی بشر بر پروردگارش حقی دارد !!!
یعنی شما اعتقادتون این هست که چون خدا کسی رو خلق کرده ... میتونه هر کاری که میخواد رو با بنده هاش بکنه ؟؟؟
بر چه اساسی شما این حرف رو میزنین !!!
ملاکتون برای این حرف چی هست ؟؟؟
بر چه اساسی این صحبت رو میکنین که چون خدا کسی رو خلق میکنه میتونه هر کاری باهاش بکنه ؟؟؟
آیا همه انسانها به این اعتقاد دارند ( ولو اکثریت ؟؟؟ )
آنهایی که نپذیرفتند بشر نیستند ؟؟؟ یا حرفشان ملاک نیست ؟؟؟

اگر کسی جا داد ... غذا داد ... کار داد ... لباس و پوشاک داد ...

دو تا حالت داره ...
* یا انسان هست ... که فاعل نقصهای ( گرسنگی . برهنگی . بی خانمانی ) نیست . بنابراین لطف کرده ... و نعمت داده .
و اگر کسی خودش نقصهای ( گرسنگی . برهنگی . بی خانمانی ) رو ایجاد کرده باشه .. بعدش همون ها رو داده باشه . هیچ لطفی نکرده . هیچ نعمتی نداده . اگر یک کدومشون رو هم نده ظلم کرده .

لی لی ت
۱۳۹۴/۱۰/۲۹, ۱۳:۴۷
خدا برای هیچ کسی نه بهشت را مهیا کرده و نه جهنم را.
این انسان است که به دست خود، بهشت و جهنم خود را میسازد.
بهشت و جهنم انسان، همین کارهای ماست که به شکل عذاب و ثواب در می آید.


کارهای ما اصالت دارند ؟؟؟
یعنی ربطی به این ندارند که اون تصمیم و اون کار را در چه زمان و در چه شرایطی اتخاذ کرده ایم ؟؟؟
یعنی فرقی نمیکند که من فقیر باشم یا غنی
یعنی فرقی نمیکند که من ضعیف باشم یا قوی
یعنی فرقی نمیکند که اون کار رو در دنیا انجام داده باشم یا آخرت

من دارم در درون این دنیا زندگی میکنم ...
این دنیا قوانینی دارد و من مجبور ... تکرار میکنم مجبورم که بر اساس قوانین این دنیا زندگی کنم .
من مجبور ... تکرار میکنم مجبور ... تکرار میکنم ... مجبور هستم که اگر یک یا دو یا سه بار یا چهار بار از خدا رحمتی ندیدم از لطفش نا امید بشم . ( به صورت سخت افزاری در درون مغز پشتیبانی میشود )
بعدش خدا میاد و در اون دنیا ...
قوانین رو عوض میکنه ...
چرا !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! !!!!!!!!!!!

مگه من در آخرت زندگی میکردم که میبایست طبق مقررات اونجا حساب و کتاب پس بدم ؟؟؟
من در این دنیا زندگی میکردم ...

این ظالمانه ترین نوع برخورد هستش که کسی مجبور باشه برای زندگی کردن درس فیزیک بخونه ... بر اساس فیزیک زندگی کنه ...
ولی بر اساس شیمی باید جوابگو باشه ...

کسی به من یه لیوان شربت تعارف میکنه ...
و کسی هم به من میگه توش زهر هست ...
من یه لیوان شربت میخورم ... شربت شیرین و گوارا هست ... ازش هم لذت میبرم ... و دیگران هم میخورند ...
اینی که کسی میاد ... توی شربت گوارای من سم میریزه ...

من مقصر هستم که شربتی گوارا را نوشیدم ... یا کسی مقصر هست که در درون شربت گوارای من زهر ریخته ...
چرا خدا تویه شربت شیرین من زهر قاطی کرده که من بنوشم و در اون دنیا هلاک بشم ؟؟؟

صدیق
۱۳۹۴/۱۰/۳۰, ۲۳:۳۷
اگر من یک ربات بسازم که فاقد حس و احساس باشه و بهش پا ندم ... مهم نیست .
ولی اگر رباتی بسازم که حس و احساس داشته باشه ... بخواد عاشق بشه و نتونه ... در اونصورت من در حق اون رباط ظلم کردم
اگر چنین غریزه ای در کار باشه و وسیله ارضای آن را ندهد، بله میتوان خرده گرفت. ولی این نیاز به اثبات دارد.

صدیق
۱۳۹۴/۱۰/۳۰, ۲۳:۴۶
لابد شما اعتقاد دارین که خدا میتونه بصیر باشه و این همه ظلم رو ببینه و به رویه خودش هم نیاره ...
درسته که خدا بصیر است، ولی صحبت بر سر این است که چه کسی وظیفه برطرف کردن ظلم را بر دوش خداوند گذارده.
در ضمن، اگر برای این عکس العمل سریع نشان ندادن، هدف و حکمتی در کار باشد(که خودش نیز بیان کرده) باز هم ایرادی هست.
اگر میخواست هر موقع ظلم دید عکس العمل نشان دهد، آن وقت از کجا باید انسانها در کوران حوادث و مشکلات و سختی ها، ساخته شوند.




لابد شما اعتقاد دارین که خدا میتونه سمیع باشع و این همه نجواهای شبانه و التماسهای شبانه رو شنیده باشه و به رویه خودش هم نیاره ...
از کجا میدانید که به روی خودش هم نمی اورد.
پدری که گریه های بچه بیمارش را هنگام پانسمان می بیند ولی جلوی پرستار را نمیگیرد، به روی خودش نمی آورد؟
امامی که برای هدایت امت، حاضر میشوند بچه هایش را در خونشان غوطه ور ببیند، ناراحتی و زجر بچه هایش را میبیند و به روی خودی نمی اورد؟
مادری که برای بچه مریضش غذایی را نمی اورد که برایش ضرر دارد هرچند او بسیار اصرار میکند، به روی خودش نمی اورد و بی تفاوت است؟؟




اجازه بدین من هم یه سوال ازتون بپرسم ...
دختری تو خیابون داره رد میشه ...
ناگهان 5 تا مرد چاقو کش میریزن سرش....
میزننش ... مورد ضرب و شتم قرار میدن ...
دخترک هم پشت سره هم داد میزنه مردم کمک !!! مردم کمک !!! مردم کمک !!!
از دره هیچ کدوم از خونه ها مردی بیرون نمیاد ...
هیچ کس بهش کمک نمیکنه ... دخترک هم با صورتی خون آلود رو به آسمون چشماش رو میبنده ...
بعدش هم شما میاین و استدلال میکنین یه مرده خیلی قوی و مهربون و بصیر و سمیع در درون این کوجه بوده ... ولی خوب وظیفه خودش نمیدونسته به اون کمک کنه ...
اگر خدا حاکم و قاضی این دنیا بود، بله باید جلوی ظلم را میگرفت.
ولی خدا حاکم آن دنیا است و در این دنیا قرار بر این نیست که پلیس و قاضی باشد و حکم صادر کند و ظالم را مواخذه و عقاب کند.

صدیق
۱۳۹۴/۱۱/۰۱, ۰۰:۰۱
بر اساس چه دلیلی بشر بر پروردگارش حقی دارد !!!
یعنی شما اعتقادتون این هست که چون خدا کسی رو خلق کرده ... میتونه هر کاری که میخواد رو با بنده هاش بکنه ؟؟؟
بر چه اساسی شما این حرف رو میزنین !!!
ملاکتون برای این حرف چی هست ؟؟؟
بر چه اساسی این صحبت رو میکنین که چون خدا کسی رو خلق میکنه میتونه هر کاری باهاش بکنه ؟؟؟
آیا همه انسانها به این اعتقاد دارند ( ولو اکثریت ؟؟؟ )
آنهایی که نپذیرفتند بشر نیستند ؟؟؟ یا حرفشان ملاک نیست ؟؟؟
بهتره برای اینکه بحث کلا از مسیر خودش منحرف نشه، دوباره حالتهای شرور رو بررسی کنیم.
چون به نظرم کلا تیپ بحث عوض شد و قیافه حق به جانب در مقابل خدا گرفتیم، گویی که خدا ظلمی در حق ما کرده است.

گنه کرد در بلخ آهنگری ...

شر گاهی طبیعی است و گاهی اخلاقی.
منشأ شرور طبیعی، طبیعت و قوانین طبیعت است و خداوند به عنوان خالق جهان، انسان را بر اساس هدفی که داشت در بهترین جای ممکن قرار داده است.
منشأ شرور اخلاقی نیز، اختیار داشتن انسان است.
هیچ یک به صورت مستقیم، مربوط به خداوند نمیشود.
ولی با این حال، اگر کسی بدون اختیار خودش در برابر این مصیبتها صبر کرد، اجر صبرش و عوض سختی اش را در سرای دیگر خواهد دید.
دقت کنید که این لطف خداوند است نه اینکه وظیفه اش باشد(چون او که اینها را به وجود نیاورده است)

لی لی ت
۱۳۹۴/۱۱/۰۱, ۰۱:۵۶
بهتره برای اینکه بحث کلا از مسیر خودش منحرف نشه، دوباره حالتهای شرور رو بررسی کنیم.
چون به نظرم کلا تیپ بحث عوض شد و قیافه حق به جانب در مقابل خدا گرفتیم، گویی که خدا ظلمی در حق ما کرده است.

گنه کرد در بلخ آهنگری ...

شر گاهی طبیعی است و گاهی اخلاقی.
منشأ شرور طبیعی، طبیعت و قوانین طبیعت است و خداوند به عنوان خالق جهان، انسان را بر اساس هدفی که داشت در بهترین جای ممکن قرار داده است.
منشأ شرور اخلاقی نیز، اختیار داشتن انسان است.
هیچ یک به صورت مستقیم، مربوط به خداوند نمیشود.
ولی با این حال، اگر کسی بدون اختیار خودش در برابر این مصیبتها صبر کرد، اجر صبرش و عوض سختی اش را در سرای دیگر خواهد دید.
دقت کنید که این لطف خداوند است نه اینکه وظیفه اش باشد(چون او که اینها را به وجود نیاورده است)

بحث شرور ...
لابد اگر من دختر 14ساله ای رو با یه مرد 40 ساله ...
که سابقه انواع جرم ها رو داره ... در درون یک سلول بندازم ...
گناهکار نیستم ..و فقط اون مرد 40 ساله گناهکار هست ...

ادمها بابته صفتهایی که دارند ... پاسخگو هستند ...
مثلا اگر شخصی مدیر و مدبر و مهربان و عادل باشه ...
معلوم هست که یه مرد 40 ساله مریض با انواع شهوات رو با یه دختر 14 ساله در یه سلول نمیندازه .

ولی خوب شما اعتقاد دارین که کسی میتونه ...
اول . اخر . سمیع . بصیر . ارحم الراحمین . ظاهر . باطن . القیوم . عادل . مومن و ...
باشه و این کار رو بکنه ... و کار و عمل اون مرده هیچ ربطی هم به اون شخص نداره ...

بر اساس ایمانتون این حرف رو میزنین یا بر اساس عقلتون ؟

لی لی ت
۱۳۹۴/۱۱/۰۱, ۰۲:۰۸
بهتره برای اینکه بحث کلا از مسیر خودش منحرف نشه، دوباره حالتهای شرور رو بررسی کنیم.
چون به نظرم کلا تیپ بحث عوض شد و قیافه حق به جانب در مقابل خدا گرفتیم، گویی که خدا ظلمی در حق ما کرده )

جناب صدیق ...
من واقعانمیدونم شخصی که در مثال فوق بهش اشاره کردم باید چجوری جلویه خدا وایسه ...
واقعا اگر اون شخص دختر خودتون بود ...

. میرفنین و یقه اون مرد 40 ساله ... مریض با هزاران مشگل روحی و عصبی و ... رو میگرفتین .
یا میرفتین کسی که ادعای رحمن و رحیم بودن کرده و دختر شما رو با یه مرد 40 ساله هم بند کرده رو بازخواست میکردین

همچنین شما در مورد تیپ حرف زدن صحبت کردین ...
در درون قیامت ... اگر من دروغی گفته باشم ... نمازی نخونده باشم ... کسی رو از خودم رنجونده باشم ...
دست و زبان و پا و انگشتانم به صدا در میاد و فریاد میزنن که من دروغ گفتم ... فریاد میزنن که من نماز نخوندم ... فریاد میزنن که کسی رو از خودم رنجوندم ...

ولی آیا این دست و پا و انگشتان اجازه دارن که داد بزنن که هیچ اثری از رحمان و رحیم بودن ... هیچ اثری از بصیر و سمیع بودن ... و ... ندیدن ...

یا اینکه در اون لحظه مهر میزنن به دهان و پا و انگشتان ...

بازی زندگی
۱۳۹۴/۱۱/۰۱, ۱۶:۵۰
سلام

باسلام
این وظیفه را چه کسی برای خدا تعیین کرده است؟
خودش، شما، بشریت یا...؟
اگر خودش تعیین کرده در کجا و اگر شما تعیین کردید، بر اساس چه دلیلی؟
دلیل نقلی، عقلی، تجربی، یا احساسی و روانی؟
اگر شما اختراعی کنید و مثلا رباتی بسازید ولی یک قسمت آنرا کامل نکنید، آن ربات میتواند شما را مواخذه کند که چرا مثلا دست مرا کج گذاشتی؟
این سخنان شما این معنی رو میده که انسان باید در هر شرایطی برده خدا باشه حتی اگه ناراضی باشه...این خدایی که ادیان مخصوصا اسلام معرفی میکنه بسیار مستبد سخت گیر و از خود راضی هست...من چه دلیلی دازه که رباتی بسازم و بهش احساس و درد بدم بعد ناقص خلقش کنم ؟ مگه دیوانم ؟ اگه منو مواخذه کنه حق داره بله



کدام حقوق بشر؟
چه کسی این حقوق بشر را بر اساس چه ملاک و معیاری ارائه کرده است؟
آیا همه انسانها بدان معتقدند یا برخی از آنها(ولو اکثریت)
آنهایی که نپذیرفتند، بشر نیستند! یا حرفشان ملاک نیست؟
حق بشر بر چه کسی؟!
بر خالقش!
بر اساس چه دلیلی، بشر بر خالقش حقی دارد؟
اگر کسی به ما جا داد، غذا داد، کار داد، لباس و پوشاک داد، باید به او اعتراض کنیم که مثلا چرا جائی که به ما دادی، تشک تختش، فلان مارک نبود یا لباسش، بهمان برند نبود!
آیا آنجا عقلای عالم به روی زیاد ما اعتراض نمیکنند!؟
همون خرد جمعی که امکانات تکنولوژی رو فراهم کرد تا شما توسط اون در فضای مجازی به شبهات پاسخ بدبد پدران انها این حقوق بشر رو ایجاد کردند که هیچ انسان عاقلی در جهان از لحاظ تئوری اونو رد نمیکنه حتی خود ایران هم پذیرفته...زیر پا گذاشتن تئوری توسط اشخاص ربطی به بد بودن تئوری نداره اون آدما با اختیار خود مسیر بدی رو رفتن....آیا ما باید با مسلمانانی که اعمال تروریستی انجام میدن نتیجه بگیریم ایراد از اسلام و قرانه؟ چطور خدا به من جا و غذا و امکانات داده ؟ همه که توسط خود من و خانواده ام بوده...مگه شما فکر کدید ما تو زندانیم که هیچ انتظاری نداشته باشیم ؟


بهشت و جهنم انسان، همین کارهای ماست که به شکل عذاب و ثواب در می آید.
پس یعنی جهان آخرت دروغه و همش عذاب های این دنیا جهنم ماست ؟


اما هنوز دلیلی برای این ادعای خود ندارید.
دلیل من اینه که اشخاص معلول و سرطانی و بدبخت به شکرانه کدام نعمت شکر گذار خدا باشن و عبادتش کنن ؟ مهمترین چیز در این دنیا سلامتی هست که ندارن پس واسه این باید خدا رو بپرستن که در اون دنیا به دلیل شکایت از سرنوشت خود مورد غضب خدا واقع نشن...اگه میگید به خاطر عظمت خدا باید اونو پرستید که مثلا خدا کهکشان ها رو به این بزرگی رو آفرید خب عظمت یک موجود دلیل قانع کننده برای پرستش نیست...این میشه بردگی و ترس از خدا...اگه هم به امید بهشت و حوریان بهشتی و حرمسرا خدا رو بپرستیم این میشه عبادت چاپلوسان و تجار...شما فقط یک دلیل قانع کننده برای عبادت افراد بدبخت و بیمار لاعلاج بیارید ممنون.

پارسا مهر
۱۳۹۴/۱۱/۰۱, ۱۸:۵۳
سلام...:Sham:
بنده تازه از راه رسیدم و این اولین پستم هست...:Nishkhand:
ببخشید بدون اینکه پست های پیشین رو خونده باشم وارد بحث می شم...
نظری دارم فکر می کنم مرتبط با تاپیک و ممنون می شم استاد صدیق پاسخ گو باشند...

آیا خداوند لایق پرستش هست؟؟ پاسخ به نظر من با توجه به تعریف و نگاهی که به خدا داریم، خیر هست.
به هیچ وجه معنی ندارد خدا را پرستش کنیم، چه خدا ما را معلول آفریده باشد و چه نیرومند و در سلامتی کامل، در رفاه کامل، در ناز و نعمت....
خدایی که فلاسفه اسلامی بیان می کنن و دین هم فکر می کنم همین نوع نگاه رو داره، خدایی هست که از آفریدن انسان و دنیا هدفی برای خود نداشته...یعنی خودش هدفی نداشته...داشتن هدف نشان ضعف برای خداست... خالق بودن خدا ایجاب می کرده که خلق کند... خدا انتخاب نکرده که خلق کند... خالق بودن خدا ایجاب می کرده خلق کند...بخشنده بودن خدا ایجاب می کند بخشنده باشد( حالا بماند که این خدا قربانش بروم، گویا یادش رفته بعضی ها را معلول آفریده و آن ها را از نعمتی اساسی و بنیادی که سلامتی باشد محروم ساخته) ودیگر صفات خدا هم همینطور...بگیرید تا مثلا عادل بودن خدا ایجاب می کند که قیامتی برپا کند...و خدا هم در بدست آوردن این صفات، سعی و تلاش و زمانی صرف نکرده... سختی ای هم که بر خدا نیامده...
خوب خدایی که صفاتی دارد و این صفات ایجاب می کنند و گو خدا را مجبور می کنند که اقدامی کند و یا فعل و اثری ازش نشات بگیرد، چه جای شکر و سپاس و پرستش(خدا هم در بدست آوردن آن صفات اختیاری نداشته)دارد؟؟پرستیدن خدا با این اوصاف و توضیحات که عرض کردم، آیا عملی مهمل و پوچ و بی معنا نیست؟؟

من پزشکی را پرستش می کنم که وقتی در رنج و بیماری به سختی روز می گزروندم و خدا هیچ توجهی به من نداشت، با حوصله و صرف زمان و با استفاده از اندوخته هایی که با سالها مطالعه و در سختی و مشقت برای خیر رساندن، جمع آوری کرده بود، بدون هیچ چشم داشتی به پول من، منو درمان کرد...من جلوی این پزشک به سجده می افتم و دستش رو می بوسم ولی پرستش به درگاه خدا رو امری مهمل می دونم....

می خواستم نظر استاد صدیق(و البته دیگر دوستان) رو بدونم، ممنوم می شوم مختصر بیان کنند، یا اگر در اینباره نظرشان را پیشتر در همین تاپیک بیان داشته اند، مرا به آن ارجاع دهند...

M A H D I
۱۳۹۴/۱۱/۰۱, ۱۸:۵۸
بحث شرور ...
لابد اگر من دختر 14ساله ای رو با یه مرد 40 ساله ...
که سابقه انواع جرم ها رو داره ... در درون یک سلول بندازم ...
گناهکار نیستم ..و فقط اون مرد 40 ساله گناهکار هست ...

ادمها بابته صفتهایی که دارند ... پاسخگو هستند ...
مثلا اگر شخصی مدیر و مدبر و مهربان و عادل باشه ...
معلوم هست که یه مرد 40 ساله مریض با انواع شهوات رو با یه دختر 14 ساله در یه سلول نمیندازه .

ولی خوب شما اعتقاد دارین که کسی میتونه ...
اول . اخر . سمیع . بصیر . ارحم الراحمین . ظاهر . باطن . القیوم . عادل . مومن و ...
باشه و این کار رو بکنه ... و کار و عمل اون مرده هیچ ربطی هم به اون شخص نداره ...

بر اساس ایمانتون این حرف رو میزنین یا بر اساس عقلتون ؟
خانوم مارینر . اخه چرا دختر 14 ساله تو سلول جانی 40 ساله ! خشن شدید هااا!!

M A H D I
۱۳۹۴/۱۱/۰۱, ۱۹:۰۷
آیا خداوند لایق پرستش هست؟؟ پاسخ به نظر من با توجه به تعریف و نگاهی که به خدا داریم، خیر هست.
به هیچ وجه معنی ندارد خدا را پرستش کنیم، چه خدا ما را معلول آفریده باشد و چه نیرومند و در سلامتی کامل، در رفاه کامل، در ناز و نعمت....
خدایی که فلاسفه اسلامی بیان می کنن و دین هم فکر می کنم همین نوع نگاه رو داره، خدایی هست که از آفریدن انسان و دنیا هدفی برای خود نداشته...یعنی خودش هدفی نداشته...داشتن هدف نشان ضعف برای خداست... خالق بودن خدا ایجاب می کرده که خلق کند... خدا انتخاب نکرده که خلق کند... خالق بودن خدا ایجاب می کرده خلق کند...بخشنده بودن خدا ایجاب می کند بخشنده باشد( حالا بماند که این خدا قربانش بروم، گویا یادش رفته بعضی ها را معلول آفریده و آن ها را از نعمتی اساسی و بنیادی که سلامتی باشد محروم ساخته) ودیگر صفات خدا هم همینطور...بگیرید تا مثلا عادل بودن خدا ایجاب می کند که قیامتی برپا کند...و خدا هم در بدست آوردن این صفات، سعی و تلاش و زمانی صرف نکرده... سختی ای هم که بر خدا نیامده...
خوب خدایی که صفاتی دارد و این صفات ایجاب می کنند و گو خدا را مجبور می کنند که اقدامی کند و یا فغل و اثری ازش نشات بگیرد، چه جای شکر و سپاس و پرستش(خدا هم در بدست آوردن آن صفات اختیاری نداشته)؟؟پرستیدن خدا با این اوصاف و توضیحات که عرض کردم، آیا عملی مهمل و پوچ و بی معنا نیست؟؟
یعنی خداوند مجبور بوده شما رو خلق بکنه ؟


من پزشکی را پرستش می کنم که وقتی در رنج و بیماری به سختی روز می گزروندم و خدا هیچ توجهی به من نداشت، با حوصله و صرف زمان و با استفاده از اندوخته هایی که با سالها مطالعه و در سختی و مشقت برای خیر رساندن، جمع آوری کرده بود، بدون هیچ چشم داشتی به پول من، منو درمان کرد...من جلوی این پزشک به سجده می افتم و دستش رو می بوسم ولی پرستش به درگاه خدا رو امری مهمل می دونم....خوب خدا خودشم گفته مریض شدید برید دکتر ! مشکل چیه؟:Cheshmak:

M A H D I
۱۳۹۴/۱۱/۰۱, ۱۹:۱۱
سلام . آیا نظر افراد معلول و موفق رو درمورد معلولیتشون پرسیدین که الان به جاشون به خدا اعتراض دارید .
اونها معتقدند شاید اگه این کمبود رو احساس نمیکردن نمیتونستن به این موفقیت برسن . چرا همش یک طرفه به قاضی میرین اخه ؟؟؟!!!:Gig:

پارسا مهر
۱۳۹۴/۱۱/۰۱, ۱۹:۴۵
یعنی خداوند مجبور بوده شما رو خلق بکنه ؟
خدا هم مجبور بوده ما رو خلق کنه...هم مجبور عدالت برپا کنه و هم مجبور بخشنده باشه...والله این رو من نمی گن...فلاسفه اسلامی می گن...خدا تمام صفات کمالی رو در حد بی نهایت داره...و خودش هم به آنها نرسیده که...یا انتخابشون نکرده که...عدالت خدا ایجاب می کنه...یعنی خدا را مجبور می کنه که قیامتی برپا بکنه...خدا هم که عدالت رو از جای نیاورده که...
البته این بیشر نگاه فلاسفه اسلامی هست فکر می کنم....چون به نظر می رسه از قرآن اینگونه تعبیر هایی داشت که مثلا خدا می تونه ظلم کنه...و خدا خودش مثلا انتخاب می کنه که ظلم نکنه و عدالت برقرار کنه...ولی خوب گفتم، در نگاه فلسه اسلامی که من فکر می کنم همون نگاه شیعیان هم هست....اصلا خدا خودش انتخاب نمی کنه که ظلم نکنه....اصلا ذات خدا شرارت نیست...در ذات خدا نیست که ظلم کنه.....پس خدا مجبوره عدالت رو برقرار کنه و ظلم نکنه دیگه...اینطور نیست؟؟

M A H D I
۱۳۹۴/۱۱/۰۱, ۲۰:۴۸
خدا هم مجبور بوده ما رو خلق کنه...هم مجبور عدالت برپا کنه و هم مجبور بخشنده باشه...والله این رو من نمی گن...فلاسفه اسلامی می گن...خدا تمام صفات کمالی رو در حد بی نهایت داره...و خودش هم به آنها نرسیده که...یا انتخابشون نکرده که...عدالت خدا ایجاب می کنه...یعنی خدا را مجبور می کنه که قیامتی برپا بکنه...خدا هم که عدالت رو از جای نیاورده که...
البته این بیشر نگاه فلاسفه اسلامی هست فکر می کنم....چون به نظر می رسه از قرآن اینگونه تعبیر هایی داشت که مثلا خدا می تونه ظلم کنه...و خدا خودش مثلا انتخاب می کنه که ظلم نکنه و عدالت برقرار کنه...ولی خوب گفتم، در نگاه فلسه اسلامی که من فکر می کنم همون نگاه شیعیان هم هست....اصلا خدا خودش انتخاب نمی کنه که ظلم نکنه....اصلا ذات خدا شرارت نیست...در ذات خدا نیست که ظلم کنه.....پس خدا مجبوره عدالت رو برقرار کنه و ظلم نکنه دیگه...اینطور نیست؟؟
والا من نمیدونم کدوم مکتب اسلامی گفته خدا مجبوره . و اینکه چه کسی تونسته خدا رو مجبور کنه ؟
من فقط میدونم کسی رو که عادل بشناسم دلیل نمیشه که نمیتونه ظلم کنه . میتونه ولی نمیکنه چون اگه ظلم کنه دیگه عادل نیست. خدا هم رفتاری نمیکنه که با تعریف خدا بودن منافات داشته باشه . اگه خدا رو اینجوری که شما گفتید فرض کنیم . خدا از یک انسان اختیارش خیلی خیلی خیلی کمتره ؟! و چنین موجودی مطمئنا خدا نیست .

پارسا مهر
۱۳۹۴/۱۱/۰۱, ۲۱:۰۲
والا من نمیدونم کدوم مکتب اسلامی گفته خدا مجبوره
خوب....مکتب اسلامی که مستقیما ادعا نمی کنه که خدا مجبوره....و لازم نیست حتما مستقیم بگه...من توضیح دادم که چطور اسنباط می شه کرد که خدا در واقع از نظر فلسفه اسلامی مجبوره...

و اینکه چه کسی تونسته خدا رو مجبور کنه ؟ .
دوست عزیز...لازمه اینکه موجودی مجبور باشه که کاری و فعلی انجام بده، حما و لزوما این هست که کسی اون رو مجبور کرده باشه؟؟اگر بلی...این حرف شما تقریبا مثل این می مونه که بگید هز موجودی که هست پس لزوما کسی اون رو هست کرده...پس خدا هم که هست باید کسی اون رو هست کرده باشه...

موجودی می تونه مجبور باشه، بی آنکه کسی مجبورش کرده باشه...همانطور که موجودی می تونه باشه(خدا) که هست کننده ای نداره(خدا)

من فقط میدونم کسی رو که عادل بشناسم دلیل نمیشه که نمیتونه ظلم کنه . میتونه ولی نمیکنه چون اگه ظلم کنه دیگه عادل نیست. خدا هم رفتاری نمیکنه که با تعریف خدا بودن منافات داشته باشه . اگه خدا رو اینجوری که شما گفتید فرض کنیم . خدا از یک انسان اختیارش خیلی خیلی خیلی کمتره ؟! و چنین موجودی مطمئنا خدا نیست .
همانطور که من عرض کردم...اگر اشتباه نکنم..(شاید دارم اشتباه می کنم.استاد صدیق اشتباه می کنم تصحیح بفرمایند)ادعای شیعه و فلسفه اسلامی که معروفه اینطور نیست که خدا می تونه ظلم کنه ولی نمی کنه...این حرف شما مثل تفکر تقریبا عموم سنی مذهب هاست که من هم اشاره کردم اتفاقا این اعتقاد از آیات قرآن هم فکر می کنم می شه استنباط کرد...ولی شیعه و یا براهینی که خدا رو می خوان اثیات کنن...رو شما دنبال کنید، می بینید که خدا اگر ظلم کنه، دیگر خدا نیست....اصلا انجام ظلم با وجود خدا متضاده، یعنی خدا بخواد هم نمی تونه ظلم کنه... خدا آتیشه و ظلم آب یخ...اما تا اونجا که می دونم، سنی ها اینگونه اعتقاد ندارن...سنی ها می گویند اگر خدا ظلم هم کنه، چیزی از خداییش کم نمی شه...یعنی خدا باز هم خداست...ولی با این حال خدا هیچگاه ظلم نمی کنه...فکر کنم استاد صدیق به پست اول من پاسخ بدن...ماجرا روشن بشه...

M A H D I
۱۳۹۴/۱۱/۰۱, ۲۲:۱۴
موجودی می تونه مجبور باشه، بی آنکه کسی مجبورش کرده باشه...همانطور که موجودی می تونه باشه(خدا) که هست کننده ای نداره(خدا)
من نتونستم چنین چیزی تصورکنم . مجبور کسی هست که یک جبر بالا سرش باشه . حالا شما میگید مجبوری که جبر بالا سرش نیست !



حرف شما تقریبا مثل این می مونه که بگید هز موجودی که هست پس لزوما کسی اون رو هست کرده...پس خدا هم که هست باید کسی اون رو هست کرده باشه...
خوب ته هست کننده ها که بینهایت نیست . اگه واسه خدا هست کننده هم قائل بشیم یک جایی باید کم بیاریم و بگیم بسه !! اون جایی که شد بسه میشه خدا بقیه میشن مخلوق !


اصلا انجام ظلم با وجود خدا متضاده، یعنی خدا بخواد هم نمی تونه ظلم کن
به نظرم این نتیجه گیری یکم مشکل داره . مثل مادری که قاتل بچشه . امینی که خیانت در امانت میکنه. بی گناهی که گناه میکنه . پیش اینا بزاریم خدایی که ظلم میکنه .
شما به دوستتون اعتماد کامل دارید کلید خونتون رو میسپارید بهش . آیا دوستتون میتونه خونتون رو خالی کنه ؟ یا اینکه وقتی اسمش شد معتمد دیگه مجبوره امین خونتون باشه ؟ شماهمه ی عمر ازش اعتماد دیدید و انتظار امانت داری دارید . اگه خیانت کنه دیگه معتمد نیست ولی اینطور نیست که نتونه خیانت کنه .

به من بیاموز
۱۳۹۴/۱۱/۰۲, ۱۱:۲۶
بسم الله الرحمن الرحیم

وَلِلَّهِ غَيْبُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَإِلَيْهِ يُرْجَعُ الْأَمْرُ كُلُّهُ فَاعْبُدْهُ وَتَوَكَّلْ عَلَيْهِ ۚ وَمَا رَبُّكَ بِغَافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ


و (آگاهی از) غیب (و اسرار نهان) آسمانها و زمین، تنها از آن خداست؛ و همه کارها به سوی او بازمی‌گردد! پس او را پرستش کن! و بر او توکّل نما! و پروردگارت از کارهایی که می‌کنید، هرگز غافل نیست!(11:123)

رَبُّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا فَاعْبُدْهُ وَاصْطَبِرْ لِعِبَادَتِهِ ۚ هَلْ تَعْلَمُ لَهُ سَمِيًّا


همان پروردگار آسمانها و زمین، و آنچه میان آن دو قرار دارد! او را پرستش کن؛ و در راه عبادتش شکیبا باش! آیا مثل و مانندی برای او می‌یابی؟!(19:65)

وَإِبْرَاهِيمَ إِذْ قَالَ لِقَوْمِهِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَاتَّقُوهُ ۖ ذَٰلِكُمْ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ


ما ابراهیم را (نیز) فرستادیم، هنگامی که به قومش گفت: «خدا را پرستش کنید و از (عذاب) او بپرهیزید که این برای شما بهتر است اگر بدانید!(29:16)

وَمَا لِيَ لَا أَعْبُدُ الَّذِي فَطَرَنِي وَإِلَيْهِ تُرْجَعُونَ


من چرا کسی را پرستش نکنم که مرا آفریده، و همگی به سوی او بازگشت داده می‌شوید؟!(36:22)

هر خیری به ما میرسد از جانب خداست پس جای دارد به خاطر سپاس از نعمت های خداوند او را پرستش و عبادت کنیم، اما شاید شخصی بگوید من که خیری در دنیا نمیبینم، چرا او را عبادت کنم ؟ خب شما به امید اینکه خیر خداوند به شما برسد و گناهان شما بخشیده شود باید خداوند را پرستش و عبادت کنید و نا امید نباشید و متوجه باشید که خداوند از وضعیت شما آگاه است و عبادتتان را بی پاداش نخواهد گذاشت، دیر و زود دارد ولی سوخت و سوز ندارد، اینقدر هم ناراحت نباشید که دیر میشود، هر چه دیرتر شود بهره اش بیشتر میشود.

متحیر
۱۳۹۴/۱۱/۰۲, ۱۴:۵۳
سلام و عرض ادب

من نتونستم چنین چیزی تصورکنم . مجبور کسی هست که یک جبر بالا سرش باشه . حالا شما میگید مجبوری که جبر بالا سرش نیست !

خواص ذاتی
شاید این توضیح کمک کتتده باشد
مثلا نمک طعام که شور نباشد نمک نیست. نمک طعام مجبور است که شور باشد خاصیت و ذات نمک شور بودن است کسی آن را مجبور نکرده و لی اگر چیزی را معرفی کنید که نمک طعام باشد Na Clیعنی همان ترکیب شیمیایی و فیزیکی را داشته باشد و شور نباشد آن جسم دیگر نمک نیست
خدایی که همه صفات نیک را برای آن میشمارند چنین خدایی ناگزیر از واجد بودن همه آنهاست یعنی مجبور است که خلاق یا خیر مطلق باشد
و یا خدایی که تعریف میکنند فاقد هر صفت رذیله باشد ظلم نکند چنین خدایی علیرغم قادر مطلق بودنش لازمه اش ظالم نبودنش نیز هست
اینگونه هست که خدا مجبور هست
توضیح مقدماتی را در انتهای الحاقیه پست 187 تاپیک چرا براهین اثبات وجود خدا براحتی با شکست مواجه میشن؟ (http://www.askdin.com/showthread.php?t=52851&page=5) خدمت شما بازگو کردم
موفق باشید

نیلوفر 0
۱۳۹۴/۱۱/۰۲, ۱۵:۰۰
در پستی که ایجاد کردید، مطالب متنوع و زیادی را مطرح کردید.
از فلسفه پرستش خدا، از نیاز خدا به پرستش ما، از فایده پرستش برای ما، از علت عذاب، از عذاب کافران، از فایده ایمان به خدا و اموری از این دست.
محور اساسی سوال شما، به این باز میگردد که چرا انسان باید خدا را عبادت کند؟
وقتی پاسخ این سوال مشخص شود، فلسفه عبادت همه انسانها، حتی کسانی که دچار مشکلات جسمی و روحی در این دنیا هستند نیز مشخص میشود.
در ضمن، لازم است به این نکته نیز توجه شود، تمامی مشکلاتی که برای انسان در دنیا پیش می آید، ناشی از خداوند است یا نه؟

قرآن کریم، فلسفه و هدف آفرینش انسان را عبادت و به قول بزرگی عبودیت و بندگی معرفی کرده است:
«و ما خلقت الجن و الانس الا لیعبدون»(1)
«و ما جن و انس را خلق نکردیم، مگر به خاطر اینکه عبادت کنند»

آفرینش انسان دارای هدف و قصدی بوده است، اما این قصد و غرض، عبادت کردن بندگان و عابد شدن آنان است نه معبود شدن خداوند.
به همین جهت، می فرماید هدف از خلقت، عبادت کردن بندگان است نه عبادت شدن خدا.
وگرنه می فرمود: "لاعبد" یا "لاکون معبودا لهم" یعنی نفرموده تا انکه من پرستش شود یا تا من معبودشان باشم.

بنابراین، با همین بیان لطیف مشخص میشود که فایده عبادت و عبودیت به خود انسان میرسد نه خداوند. چون خداوند غنی مطلق است:


«لَهُ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ وَ إِنَّ اللَّهَ لَهُوَ الْغَنِيُ‏ الْحَميدُ »(2)
«آنچه در آسمان‏ها و آنچه در زمين است، فقط در سيطره مالكيّت و فرمانروايى اوست؛ و يقيناً خداست كه خود بى‏نياز و ستوده است‏»

خداوند انسان را خلق کرد تا انان عابد و عبد شوند.
عابد میشوند تا خداوند را بهتر بشناسند و معرفت کامل بیابند.
از طریق معرفت، کامل میشوند و از رهگذر تمام این امور، رحمت و مغفرت خداوند شامل حالشان میشود.
پس مشخص میشود که عبادت خودش هدف اصلی خلقت نیست بلکه هدف میانی است و هدف نهایی کمال و قرب انسان است که از طریق عبادت و معرفت برایش حاصل میشود.(3)

چنانکه امام حسین(علیه السلام) در روایتی به این نکته اشاره دارد و می فرماید:
«ان اللَّه عز و جل ما خلق العباد الا ليعرفوه، فاذا عرفوه عبدوه، فاذا عبدوه استغنوا بعبادته عن عبادة من سواه‏»(4)
« خداوند بزرگ بندگان را نيافريده مگر به خاطر اين كه او را بشناسند، هنگامى كه او را بشناسند عبادتش مى‏ كنند، و هنگامى كه بندگى او كنند از بندگى غير او بى نياز مى ‏شوند»
چرا خداوند انسان ها را برای عبادت خلق کرده؟
اگر بگید برای لذت بردن او را مثل انسان فرض کردید

M A H D I
۱۳۹۴/۱۱/۰۲, ۱۷:۵۲
خواص ذاتی
شاید این توضیح کمک کتتده باشد
مثلا نمک طعام که شور نباشد نمک نیست. نمک طعام مجبور است که شور باشد خاصیت و ذات نمک شور بودن است کسی آن را مجبور نکرده و لی اگر چیزی را معرفی کنید که نمک طعام باشد Na Clیعنی همان ترکیب شیمیایی و فیزیکی را داشته باشد و شور نباشد آن جسم دیگر نمک نیست
خدایی که همه صفات نیک را برای آن میشمارند چنین خدایی ناگزیر از واجد بودن همه آنهاست یعنی مجبور است که خلاق یا خیر مطلق باشد
و یا خدایی که تعریف میکنند فاقد هر صفت رذیله باشد ظلم نکند چنین خدایی علیرغم قادر مطلق بودنش لازمه اش ظالم نبودنش نیز هست
اینگونه هست که خدا مجبور هست
توضیح مقدماتی را در انتهای الحاقیه پست 187 تاپیک چرا براهین اثبات وجود خدا براحتی با شکست مواجه میشن؟ خدمت شما بازگو کردم
موفق باشید
من خدا رو با انسان مقایسه کردم که از صفات خدا به مقدار کمتر در انسان هست !
شما خدا رو با نمک مقایسه میکنید !!!!!!!:Moteajeb!: خدا انقدر تک بعدی هست یعنی . مقایسه کردن هم یک شرایطی داره مثلا ها !

پارسا مهر
۱۳۹۴/۱۱/۰۲, ۱۸:۲۱
من خدا رو با انسان مقایسه کردم که از صفات خدا به مقدار کمتر در انسان هست !
مقایسه خدا با انسانی که شما انجام می دهید با توجه عرایضی که بنده داشم اشتباه هست...خدا بله کاملا تک بعدیست....انسان علاوه بر خوی و صفات خیر، خوی و صفات حیوانی و شر و شهوانی هم داره....این می شه که اختیار برای انسان معنا پیدا می کنه (البته با تبصره هایی) که بین خوب و بد و بین ظلم و عدالت، بین روحانیت وحیوانیت یکی رو انتخاب کنه. و اگر ظلم رو انتخاب کرد...باز ه انسان است و باز هم موجود است و مفهوم دارد...ولی خدا بنده از نظر شیعه و فلاسفه اسلامی ای که حداقل فکر می کنم مورد پسند کارشناسان هست، شرح دادم که..خدا تک بعدی است ازیک منظر و مجبور است که قیامت برپا کند...خوب عادل است خدا به حد کمال، خیر مطلق است دیگر، اگر ظلم کند از خدایی می افتد دیگر...چطور قیامت برپا نکند؟؟غیر از این است که اینجا خدا مجبور است...این خصلت خداست و از یک منظر که نگاه کنیم در پاسخ به سوال شما باید گفت که هیچ کس خدا را مجبور نکرده، و مقایسه نمک با خدا، فکر می کنم تنها از این جهت بود که روشن کند که برای اینکه موجودی مجبور باشد، لزوما نیاز نیست که کسی او را مجبور کرده باشد...همین!!و فکر می کنم خیلی مقایسه و مثال خوبی بود...
اما سوال شما که پرسیدید، چه کسی خدا را مجبور کرده، شاید بشود از نگاهی دیگر به آن پاسخ داد :Gig: و در پاسخ گفت، بله چیزی خدا رو مجبور می کند...
مثلا چه کسی خدا را مجبور کرده که قیامت برپا کند...سوال شما مثلا این است؟؟خوب کسی یا چیزی خدا را مجبور کرده و آن هم بی عدالتی موجود در این دنیا است...این بی عدالتی خدا را مجبور می کند که قیامتی بر پا کند...بی عدالتی موجود در این دنیا و خیر مطلق بودن خدا...:Gig:
شاید بهتر باشد که منظور سوالتان که چه کسی خدا را مجبور کرده و اینکه فکر می کنید باید جبری در خدا حاکم باشد و کسی خدا را مجبور کند تا بگوییم که خدا مجبور است را توضیح دهید/البته اگر پاسخ نگرفتید_/.

M A H D I
۱۳۹۴/۱۱/۰۲, ۱۹:۰۷
خدا بله کاملا تک بعدیست شما 1 تا 100 خداتون رو میشناسید پس . چون خیلی باقاطعیت میگید . منم با قاطعیت میگم خدایی که من میپرستم نمک نیست !



اما سوال شما که پرسیدید، چه کسی خدا را مجبور کرده، شاید بشود از نگاهی دیگر به آن پاسخ داد و در پاسخ گفت، بله چیزی خدا رو مجبور می کند...
من سوالم رو اشتباه پرسیدم . به نظر بنده خدای من با شما فرق میکنه ! شما از خدای من اشنایی چندانی ندارید ! خدای بنده نیازی نداره کسی مجبورش کنه کار خوب انجام بده . به من نگفتن خدات مهربان هست . من خدا رو با کارهاش شناختم که مهربان هست . خدا رو با عدالتش که برقرار کرده شناختم نه اینکه بگن خدات اسمش عادل هست پس مجبوره عادل باشه . کی از پیش خدا اومده گفته من خدارو دیدم عادل بود ؟؟؟ همه ی این تعریف ها رو از آثار خداوند میشناسیم . من از عدالت خداوند پی به لزوم وجود آخرت نبردم . از برپایی قیامت پی به عدالت خداوند بردم .



مقایسه نمک با خدا، فکر می کنم تنها از این جهت بود که روشن کند که برای اینکه موجودی مجبور باشد، لزوما نیاز نیست که کسی او را مجبور کرده باشد...همین!!و فکر می کنم خیلی مقایسه و مثال خوبی بود...
اصلا مثال درستی نبود چون شما نمک رو کاملا بهش احاطه دارید ولی خدا رو هم همینجور میشناسید که خیلی راحت صحبت میکنید ؟ تعریفی برای خدا وجود داره که تمام جنبه های خدا رو مشخص کنه ؟ این راه درستی نیست برای اینکه نظر خودمون رو غالب کنیم از هر راهی استفاده کنیم . . شما موجودی رو گرفتید تو مشتتون و این ور و اونور میکنید و اسمش رو گذاشتید خدا . راحت در موردش نظریه پردازی میکنید .

صدیق
۱۳۹۴/۱۱/۰۳, ۰۸:۰۵
من واقعانمیدونم شخصی که در مثال فوق بهش اشاره کردم باید چجوری جلویه خدا وایسه ...
واقعا اگر اون شخص دختر خودتون بود ...
باسلام
وقتی ما این همه نعمت خدا که در زندگی روزمره ما و تمامی انسانها(اعم از کافر و مومن هست) را نمیبینیم، دیگه حرفی نمیتوان زد.
وقتی ما نخواهیم ببینیم، اینها که زبان ندارند که بگن ما همگی نشانه خدا و رحمت او هستیم.
خب پس بیائید فرض و پیش فرض خودمون رو عوض کنیم

بیائید فرض کنیم خدایی در کار نیست.
اون وقت مشکلات زندگی رو به گردن چه کسی می انداختیم؟

وقتی پدر و مادر ما رعایت مسائل ژنتیکی را نکردند و با ریسک بالا ازدواج و بچه دار شدند.
وقتی در رانندگی درست توجه نمی کنیم و تصادف میکنیم. هم خودمان را بدبخت میکنیم هم دیگری را.
وقتی وقتی و ...

خب در این شرایط چه میکردیم؟




همچنین شما در مورد تیپ حرف زدن صحبت کردین ...
در درون قیامت ... اگر من دروغی گفته باشم ... نمازی نخونده باشم ... کسی رو از خودم رنجونده باشم ...
دست و زبان و پا و انگشتانم به صدا در میاد و فریاد میزنن که من دروغ گفتم ... فریاد میزنن که من نماز نخوندم ... فریاد میزنن که کسی رو از خودم رنجوندم ...

ولی آیا این دست و پا و انگشتان اجازه دارن که داد بزنن که هیچ اثری از رحمان و رحیم بودن ... هیچ اثری از بصیر و سمیع بودن ... و ... ندیدن ...
خب از قیامت که خبر نداریم که برخورد خدا با فرد فرد ما چطور خواهد بود.
شاید با شما اینطوری باشد که منتظرش هستید.
شاید توجیه شما را بپذیرید.
اما فکر این را بکنید که شاید توجیه شما را نپذیرد و دست و پای شما، به زبان در آیند و خلاف انتظار شما صحبت کنند، آن وقت چه میکنید.
دیگر راه بازگشتی نیست.
اگر با این احتمال کنار می آئید که هیچ وگرنه عاقلانه اش این است که احتمال اشتباه خودتان را بدهید.

صدیق
۱۳۹۴/۱۱/۰۳, ۰۸:۰۹
چرا خداوند انسان ها را برای عبادت خلق کرده؟
اگر بگید برای لذت بردن او را مثل انسان فرض کردید
برای اینکه با عبودیت و بندگی، کامل میشوند و خودپرستی و خودپسندی که بشر امروز گرفتارش هست را کنار میگذارد.
هیچ منفعتی به خدا نمیرسد.
چون عقلا اثبات شده که هیچ نقصی در او راه ندارد.
همه فایده برای انسان است و بس.

صدیق
۱۳۹۴/۱۱/۰۳, ۰۹:۰۲
باسلام

این سخنان شما این معنی رو میده که انسان باید در هر شرایطی برده خدا باشه حتی اگه ناراضی باشه
برده نه بنده.
در ضمن بایدی در کار نیست.
هر کسی مختار است راه بندگی خدا را انتخاب کند یا بندگی غیر خدا(شیطان، خودش یا ..)



این خدایی که ادیان مخصوصا اسلام معرفی میکنه بسیار مستبد سخت گیر و از خود راضی هست
نه سخت گیره و نه مستبد.
شما وقتی با یک پلیس روبرو میشوید که قوانین رانندگی را به دقت رعایت میکند و مراقب رانندگی ماست، میگویید مستبد؟
وقتی می بینید یک قاضی در برابر تخلفات ما می ایستد و به اصطلاح مو را از ماست بیرون میکشد میگویید سخت گیر یا عادل؟


من چه دلیلی دازه که رباتی بسازم و بهش احساس و درد بدم بعد ناقص خلقش کنم ؟ مگه دیوانم ؟ اگه منو مواخذه کنه حق داره بله
اگر رباتی برای راه رفتن بسازید ولی پا برایش تعبیه نکنید، باید به عقل شما شک کرد.
ولی اگر رباتی بسازید برای کنار هم چیدن قطعات ماشین، در این صورت، این ربات نیازی به پا ندارد و اتفاقا اگر برایش پا بگذارید کار بیهوده انجام داده اید.
قصدم این است که هدف سازنده مهم است نه آنچه فرد ناظر دوست دارد.
باید دید هدف سازنده با آنچه ساخته مطابق هست یا نه.
در ان صورت میتوان فهمید که سازنده عاقل است و حکیم یا دیوانه و سفیه.


همون خرد جمعی که امکانات تکنولوژی رو فراهم کرد تا شما توسط اون در فضای مجازی به شبهات پاسخ بدبد پدران انها این حقوق بشر رو ایجاد کردند که هیچ انسان عاقلی در جهان از لحاظ تئوری اونو رد نمیکنه حتی خود ایران هم پذیرفته
مغالطه!
تکنولوژی چه ربطی به حقوق بشر دارد!


چطور خدا به من جا و غذا و امکانات داده ؟ همه که توسط خود من و خانواده ام بوده...مگه شما فکر کدید ما تو زندانیم که هیچ انتظاری نداشته باشیم ؟
چطور وقتی سراغ امکانات میروید، فقط خودتان و عوامل طبیعی را میبینید، اما وقتی سراغ مشکلات میروید، از علت و عوامل فراطبیعی سخن میگویید؟!
کسی که به خدا ایمان ندارد، عامل بدبختی خودش را چه میداند؟
شما هم که عامل خوشبختی را خودتان و عوامل زمینی میدانید، عامل بدبختی و مشکلات خودتان را نیز خودتان و عوامل زمینی بدانید.
لطفا سیاست یک بام و دو هوا نداشته باشید.

صدیق
۱۳۹۴/۱۱/۰۳, ۰۹:۰۲
پس یعنی جهان آخرت دروغه و همش عذاب های این دنیا جهنم ماست ؟
خیر عذاب اخرت با سختی دنیا فرق دارد
بحث این بود که بر اساس یک دیدگاه معروف، عذاب اخرت از پیش اماده نشده.
یعنی اینطور نیست که یک جایی باشد که پر از اتش باشد و ما را به درون آن بیندازند.
بلکه ما خودمان عذاب خودمان را با اعمالمان اماده میکنیم.
همانطور که بهشت را نیز خودمان می سازیم.



دلیل من اینه که اشخاص معلول و سرطانی و بدبخت به شکرانه کدام نعمت شکر گذار خدا باشن و عبادتش کنن ؟ مهمترین چیز در این دنیا سلامتی هست که ندارن پس واسه این باید خدا رو بپرستن که در اون دنیا به دلیل شکایت از سرنوشت خود مورد غضب خدا واقع نشن...اگه میگید به خاطر عظمت خدا باید اونو پرستید که مثلا خدا کهکشان ها رو به این بزرگی رو آفرید خب عظمت یک موجود دلیل قانع کننده برای پرستش نیست
خب این چه اشکالی داره؟
افراد یک آپارتمان رو در نظر بگیرید که همگی به حقوق همسایگی پایبند هستند و اخلاق اجتماعی خوبی دارند.
برای داشتن یک مجتمع مسکونی خوب، همین مقدار کافی نیست؟
حالا اینکه قصد یکی، نیفتادن از چشم بقیه باشه و قصد دیگری، رسیدن به محبوبیت و قصد نفر بعدی، مطلوب بودن خود خوبی و مهربانی و نظم فرقی در اصل ماجرا میکنه؟
شما در این مجتمع، از قصد ادمها سوال میپرسید؟
از اینکه هدفشان از خوب بودن چیست؟
اینکه کسی به خاطر بهشت از خدا اطاعت کنه و دیگری از ترس جهنم خللی در اصل اطاعت نمیزنه.
مهم این هست که هر دو نفر میدونند(یا حداقل احتمال عقلائی میدهند) که خدایی وجود دارد و عالمی ورای این عالم.
اینها میدونند که هرچه سختی در این دنیا میکشند اگر صبر کنند و ایمانشان را از دست ندهند، در آن سرا، پاداشی در انتظارشان هست و از سختی رها خواهند شد.


دلیل من اینه که اشخاص معلول و سرطانی و بدبخت به شکرانه کدام نعمت شکر گذار خدا باشن و عبادتش کنن ؟
کسی که معلول نیست، در لذت کامل به سر میبره؟
هر لذتی در این دنیا، همراه با سختی و درد و رنج هست.
اگر درست نگاه کنیم، بدبختی در این دنیا، دور ما رو گرفته.
اصلا این دنیا قرار بر ارامش و راحتی نیست.
پس اگر بنا بر شکایت باشه، همه میتوانند شکایت کنند، اما ازچه کسی؟

صدیق
۱۳۹۴/۱۱/۰۳, ۰۹:۱۶
خدا هم مجبور بوده ما رو خلق کنه...هم مجبور عدالت برپا کنه و هم مجبور بخشنده باشه...والله این رو من نمی گن...فلاسفه اسلامی می گن...خدا تمام صفات کمالی رو در حد بی نهایت داره...و خودش هم به آنها نرسیده که...یا انتخابشون نکرده که...عدالت خدا ایجاب می کنه...یعنی خدا را مجبور می کنه که قیامتی برپا بکنه...خدا هم که عدالت رو از جای نیاورده که...
دوست عزیز
شما بین اجبار و ضرورت خلط کردید.
اجبار در جایی است که یک نفر دیگر انسان را الزام به انجام کاری کند که خودش در ان موقع قصد انجامش را نداشته است، در صورتی که هیچ راهی جز آن نداشته باشد.
ولی کسی که توان مجبور کردن خدا را ندارد.
نه قدرت انرا دارد و نه اصلا او را میبیند تا بخواهد او را مجبور به کاری بکند.
این خود خداوند است که به خاطر کمالش، یک سری اصول را بر خود الزامی کرده است، بدون اینکه اجباری در کار باشد.


چون به نظر می رسه از قرآن اینگونه تعبیر هایی داشت که مثلا خدا می تونه ظلم کنه.
میتونه ظلم کنه یعنی احتمال عقلی دارد ولی چنین کاری نمیکند.
چون اگر بکند با کمالش منافات دارد.


در نگاه فلسه اسلامی که من فکر می کنم همون نگاه شیعیان هم هست.
؟؟


.پس خدا مجبوره عدالت رو برقرار کنه و ظلم نکنه دیگه...اینطور نیست؟؟
خیر مجبور نیست.
خودش خواسته که اینطوری باشد.
«کتب علی نفسه الرحمة»(سوره انعام، آیه12)
خداوند خودش بر خودش رحیم بودن را الزام کرده است.

نیلوفر 0
۱۳۹۴/۱۱/۰۳, ۰۹:۵۸
برای اینکه با عبودیت و بندگی، کامل میشوند و خودپرستی و خودپسندی که بشر امروز گرفتارش هست را کنار میگذارد.
هیچ منفعتی به خدا نمیرسد.
چون عقلا اثبات شده که هیچ نقصی در او راه ندارد.
همه فایده برای انسان است و بس.
خود خدا برای چی جهان را خلق کرد؟ مگر نیازی به آن داشت؟

پارسا مهر
۱۳۹۴/۱۱/۰۳, ۱۰:۰۰
شما بین اجبار و ضرورت خلط کردید.
اجبار در جایی است که یک نفر دیگر انسان را الزام به انجام کاری کند که خودش در ان موقع قصد انجامش را نداشته است، در صورتی که هیچ راهی جز آن نداشته باشد.
سلام مجدد....
حوب یک مثال می زنیم....مثلا فرض کنید، یک ربات(یک شحص منظورم نیست، شما نوشتید، اجبار جایی است که یک نفر دیگر انسان را الزام به انجام کاری کند.خواستم بگویم، لزوما یک نفر به معنای اینکه آدم و اختیار و اراده داشته باشد، لازم نیست، بلکه یک موقعیت و یک شرایط و یک ربات می تواند باشد...اینجا من احساس می کنم بازی با کلمات پیش نیاید، به همان حرف می رسیم که خدا مجبور است)خوب عرض می کردم، فرض کنید که یک ربات، صدا می کند کسی را که "اگر در جا نشینی مثلا، من جانت را می گیرم." خوب، اینجا طرف، ذاتا میل به جاودانگی دارد و فکر کنید مثلا به آخرت هم ایمان ندارد...خوب فرد، در همچین موقعیت آیا در جا نمی شیند؟؟آیا اینجا فرد در درجا نشستن، مجبور است و یا اختیار دارد و خودش را الزام که اصولی مثلا چون درجا پریدن را رعایت کند؟؟حوب، اینجا اگر بازی با کلمات را کنار بگذاریم...با توجه به همان بیان شما که فرمودید:
"اجبار در جایی است که یک نفر دیگر(یک موقعیت)، انسان را الزام به انجام کاری کند"
اینجا هم فرد مجبور است...که در در جا بنشیند.یک موقعیت و یا یک ربات، انسانی را الزام می کند که در جا بنشیند.
حالا ببینیم در مورد خدا چه رخ می دهد.شما می فرمایید که کسی که توان مجبور کردن خدا را ندارد....خوب اول اینکه عرض کردم...فکر کنم شما باید می گفتید، یک موقعیت و نه لزوما یک کسی...
خوب حالا این دنیا، بی عدالتی است...یک موقعیتی است که خدا در آن گیر افتاده...مشاهده می کند که دنیای آفریده در آن بی عدالتی است.از طرفی خدا عادل است.تمام صفات کمالی را در حد اعلی داراست.خدایی که ظلم کند اصلا خدا نیست.از خدایی می افتد.چه کار کند چه کار نکند.آها!!قیامت بر پا می کند.آیا اینجا خدا مجبور نیست که قیامتی بر پا کند؟
شما اینجا می گویید که خدا مجبور نیست، بلکه خودش یک اصول را بر خودش الزام کرده بی آنکه اجباری باشد؟؟
یعنی عدل بر خودش الزام کرده؟و بعد قیامت بر پا می کند؟
چرا بر خودش عدل الزام کرده؟

((خوب حالا در پرانتز بگویم، بحث و اختلاف نظر های پیرامون عدالت خدا که بین شیعه و سنی برقرار است را دنبال کنیم، این حرف ها و این مجبور بودن ها و این توضیحات که دادم با اعتقاد شیعه بیشتر همخوانی دارد تا اعتقاد سنی ها.البته شاید نوع برداشت من اشتباه باشد.که شاید بهتر باشد در تاپیک دیگر در این باب سوالی را مطرح کنم تا در آنجا در این باره از شما استاد گرامی درس بگیریم و اشتباهی هست رفع شود)

خداوند خودش بر خودش رحیم بودن را الزام کرده است
پس چرا فلاسفه اسلامی در بحث اثبات خدا.وقتی یک واجب الوجود را ثابت می کنند.در پی اش ثابت می کنند که واجب الوجود حتما باید خیر مطلق و عادل در حد کمال باشد.این صفات را چطور ثابت می کنند که خدا باید دارا باشد.اگر خدا خودش عدل و عادل بودن را الزام کرده و مجبور نیست و اگر ظالم بودن را بر خودش الزام می کرد، باز هم خدا بود.چرا در اثبات واجب الوجود، فلان و بهمان صفاتی را برای خدا بر می گزینند و ثابت می کنند که باید اینگونه باشد؟؟

صدیق
۱۳۹۴/۱۱/۰۳, ۱۷:۱۲
خود خدا برای چی جهان را خلق کرد؟ مگر نیازی به آن داشت؟
باسلام
علت غایی افعال الهی به خاطر حب به کمال و خیر است.
کمال و خیری که به صورت اصیل به ذات خودش متعلق است(یعنی به صورت اصیل و اولا و بالذات، خودش را دوست دارد) و به صورت تبعی به آثارش(یعنی بعد از حب به ذات خودش، چون آثارش از خودش ناشی میشود، به آنها نیز حب دارد).
این حب به ذات، علت غایی شده برای ایجاد جهان و در میان جهان هر کدام از مخلوقات که کمالات بیشتری داشته باشد، از انجا که به او و ذات کامل او شبیه تر است، او را بیشتر دوست دارد.(آموزش فلسفه، استاد مصباح، درس68)

به بیان ساده تر:
باید دید منظور از این سوال چیست؟
اگر منظور این است که خداوند هدفی دارد که به خودش باز میگردد، مثلا او را از خستگی دور میکند یا لذتی برایش ایجاد میکند. خداوند چنین هدف و غرضی از کارهایش ندارد. زیرا او کامل است و هیچ نقصی ندارد تا با کارش بخواهد انرا برطرف کند.
اگر هم منظور حکیمانه بودن و لغو نبودن کاری است که خداوند انجام میدهد، بله خداوند چنین هدفی دارد و هدف او، نفعی است که به دیگران و بندگانش میرسد. ذات او به گونه ای است که مقتضی بهره دادن به دیگران است.

صدیق
۱۳۹۴/۱۱/۰۳, ۱۸:۰۸
خوب حالا این دنیا، بی عدالتی است...یک موقعیتی است که خدا در آن گیر افتاده...مشاهده می کند که دنیای آفریده در آن بی عدالتی است.از طرفی خدا عادل است.تمام صفات کمالی را در حد اعلی داراست.خدایی که ظلم کند اصلا خدا نیست.از خدایی می افتد.چه کار کند چه کار نکند.آها!!قیامت بر پا می کند.آیا اینجا خدا مجبور نیست که قیامتی بر پا کند؟
شما اینجا می گویید که خدا مجبور نیست، بلکه خودش یک اصول را بر خودش الزام کرده بی آنکه اجباری باشد؟؟
یعنی عدل بر خودش الزام کرده؟و بعد قیامت بر پا می کند؟
چرا بر خودش عدل الزام کرده؟
باسلام
بازی با کلمات نیست.(البته مثالی که زدید خیلی مبهم بود و اصلا جملاتش را متوجه نشدم)
دوست عزیز، منظور از اجبار این است که یک شخص، به خاطر عامل بیرونی(شخص دیگر از باب مثال بود) خواه شخص، موقعیت یا موجودی دیگر، اختیار را از دست داده باشد و بدون اینکه قصد انجام کاری را داشته باشد،به خاطر ان موقعیت و عامل بیرون از خودش، آن کار را انجام دهد.
اما خداوند در چنین وضعیتی گرفتار نمیشود.
یعنی اینطور نیست که خدا مجبور به انجام کاری شود، خواه موقعیتی که خودش انرا ایجاد کرده یا دیگری.
در مورد مثال شرور هم موضوع از این قرار است:
خداوند عالم را خلق کرد، چون هدف و غرضی از این کار داشت که به مخلوقاتش میرسد.(در پست قبل بصورت خلاصه طرح شد)
خودش میدانست که این عالم، تزاحماتی دارد، تزاحماتی از جانب عالم ماده که شرور طبیعی را ایجاد میکند و از جانب اراده انسان که شرور اخلاقی را ایجاد میکند.
چون خودش میدانست، به مخلوقات مختارش فرمود که هر کسی بدی کند به خودش کرده و هر که خوبی کند برای خودش کرده.
به همین جهت، بهشت و جهنم نتیجه قهری افعال اختیاری انسانها خواهد بود(چه به نحو تجسم اعمال انسان و چه خلقت مستقیم از جانب خدا)
اما اینکه چرا عدل را بر خودش الزام کرده، زیرا لازمه صداقتش است و اگر کسی وعده به پاداشی بدهد و انرا ندهد، خلف وعده کرده و خلف وعده، هم نقص است و هم نشانه نقص و با وجود کامل مطلق سازگار نیست.

صدیق
۱۳۹۴/۱۱/۰۳, ۱۸:۰۸
خوب حالا در پرانتز بگویم، بحث و اختلاف نظر های پیرامون عدالت خدا که بین شیعه و سنی برقرار است را دنبال کنیم، این حرف ها و این مجبور بودن ها و این توضیحات که دادم با اعتقاد شیعه بیشتر همخوانی دارد تا اعتقاد سنی ها.البته شاید نوع برداشت من اشتباه باشد.که شاید بهتر باشد در تاپیک دیگر در این باب سوالی را مطرح کنم تا در آنجا در این باره از شما استاد گرامی درس بگیریم و اشتباهی هست رفع شود
اگر منظور، عدالت الهی است، باید دانست که هیچ مسلمانی معتقد نیست که خداوند کار ظالمانه میکند.
بلکه اگر اختلافی نیز هست( بین عدلیه و اشاعره) این است که ایا ما میتوانیم بفهمیم چه چیزی عقلا حسن است تا به عنوان مصداق کار حسن، بفهمیم فلان کار عادلانه است یا نه.
این اختلاف هم بین شیعه و معتزله در یک سو و اشاعره از سوی دیگر است.


که شاید بهتر باشد در تاپیک دیگر در این باب سوالی را مطرح کنم تا در آنجا در این باره از شما استاد گرامی درس بگیریم و اشتباهی هست رفع شود
موافقم و در خدمت.


پس چرا فلاسفه اسلامی در بحث اثبات خدا.وقتی یک واجب الوجود را ثابت می کنند.در پی اش ثابت می کنند که واجب الوجود حتما باید خیر مطلق و عادل در حد کمال باشد.این صفات را چطور ثابت می کنند که خدا باید دارا باشد.اگر خدا خودش عدل و عادل بودن را الزام کرده و مجبور نیست و اگر ظالم بودن را بر خودش الزام می کرد، باز هم خدا بود.چرا در اثبات واجب الوجود، فلان و بهمان صفاتی را برای خدا بر می گزینند و ثابت می کنند که باید اینگونه باشد؟؟
این باید یعنی ذاتش مقتضی این است که اینطور باشد نه اینکه کسی یا موقعیتی او را مجبور به این کار کرده باشد.
در مورد صفات نیز، مسئله برگزیدن و استناد دادن ما نیست، بلکه گزارش دادن از ویژگی های ذات الهی است.
یعنی ما گزارش میکنیم که خدا چنین صفاتی را دارد.
و منظور این است که ذات کامل مطلق، چنین صفاتی را به نحو اعلا دارد.
نه اینکه کسی او را مجبور به این کار میکند.
البته این ضرورت، جلوی اختیار او را نمیگیرد و او میتواند ظلم بکند ولی ظلم نمیکند چون ذاتش حسن است و چون هر نوع ظلمی، ناشی از نوعی نقص است که چون در او راه ندارد پس ظلم نمیکند.(یعنی به این خاطر که هر ظلمی بازگشت به نوعی نقص دارد: ندانستن، نتوانستن، اراده نداشتن، تحت تاثیر هوای نفس قرار گرفتن و...، و او که هیچ نقصی ندارد پس ظلم نیز نمیکند.)

پارسا مهر
۱۳۹۴/۱۱/۰۳, ۱۸:۴۴
سلام مجدد و تشکر از استاد گرامی،
فقط اگر شما لطف کنید کمی صریح تر بیان فرمایید ممنون می شوم.چون این قضیه برایم واقعا جای سوال شده.احساس می کنم که خدا به نحوی مجبور است که و آزادی ندارد که فلان کند یا نکند و از این جهت اصلا نمی توانم ارزشی برای کار خدا قائل شوم و در تتیجه شکر و سپاس و ستایش و بندگی خدا را امری مهمل می بینم که تنها پشتوانه ی بندگی خدا می تواند بهشت و ترس از جهنمی باشد که خدا خودش بر پا می کند.


و منظور این است که ذات کامل مطلق، چنین صفاتی را به نحو اعلا دارد.
نه اینکه کسی او را مجبور به این کار میکند.

بنده این حرف شما را اینگونه تعبیر می کنم که خدا را کسی مجبور نکرده که فلان رفتار را داشته باشد.اما خوب در عوض خدا ذاتا اقتضای وجودی اش حکم می کند که تنها یک مسیر را برگزیند، پس در رفتن در آن مسیر مجبور است، اینطور نیست؟یعنی مجبور است در حالیکه کسی مجبورش نکرده.ولی اقتضای وجودی انسان، انسان را مجبور نمی کند که تنها یک مسیر را انتخاب کند و آن مسیر بندگی مثلا باشد.انسان می تواند مسیر حیوان خویی را دنبال کند.اقتضای وجودی اش این حق را می دهد.ولی در مورد خدا چه....
با این توضیحات آیا نباید گفت که خدا در واقع مجبور است که یک مسیر را انتخاب کند؟خلق کند دنیایی را و قیامتی را برپاکند و الی آخر؟؟
واقعیت اینگونه من احساس خوبی نسبت به خدایم نمی توانم داشته باشم.

البته این ضرورت، جلوی اختیار او را نمیگیرد و او میتواند ظلم بکند ولی ظلم نمیکند چون ذاتش حسن است و چون هر نوع ظلمی
خوب شما می فرمایید که ذات خدا حسن است.آیا قبول دارید که خدا که این ذات را انتخاب نکرده.خوب، این ذات حسن، باعث می شود یا به عبارتی مجبور می کند خدا را که ظلم نکند و در نهایت باید گفت خدا مجبور است دیگر...تنها یک مسیر خیر را مثلا انتخاب کند.
اما ذات انسان تنها حسن نیست.انسان هم بعد روحانی دارد و هم بعد حیوانی، می تواند ظلم کند و طوری هم نمی شود.ولی شما می فرمایید که خدا تنها یک مسیر را با توجه به ذاتی که دارد بر می گزیند و باز دم از اختیار خدا می زنید؟؟بنده درک نمی کنم....
تنها نتیجه که تا اینجا گرفتم نهایت این است که کسی خدا را مجبور نکرده، اما این به این معنا نیست که مجبور نیست....
لطف کنید کمی بیشتر شرح دهید.ممنونم واقعا....

لی لی ت
۱۳۹۴/۱۱/۰۳, ۲۰:۰۵
سلام .
جناب صدیق ...

فرض کنین کسی بالاجبار ( و بدون اختیار ) اومده و در درون این دنیا زندگی میکنه ... و با سختی ها و مصائبی رو برو هست ...
و شما هم این سختی ها و مصائب رو یه جور انداختین تقصیر خوده انسان ... یا انداختین تقصیر بابا مامانش . بحث ژنتیک و رعایت بهداشت رو وسط میکشین و میگین که چون پدر و مادرش رعایت مسائل ژنتیکی رو نکردن این بچه بدبخت شده ...
بگذریم که خدا میتونست عوامل علت و معلولی رو به نوعی کنار هم بچینه که علیل شدن یک شخص به پدر و مادرش ربطی پیدا نمیکرد ... ( بگذریم !!! )

به هر حال انسان علیلی اومد در این دنیا ...
این شخص با هزاران مشگل عدیده روبرو بود ...
به طوری که دیگه زندگی کردن براش درد کشیدن و شکنجه شدن بود ...
این شخص هم هر روز و هر ساعت آرزویه مرگ میکنه ... تا زودتر بمیره و راحت بشه ...
ولی خدا نمیکشتش ... ( چرا !!! دوست داره شکنجه شدن رو ببینه ؟؟؟ )

این موجود هم میمونه و به لجن کشیده میشه ...
این موجود چه چیزی رو تقدیس کنه !!!

یعنی با گوشت و استخونش چیزه دیگری رو لمس کرده ولی دروغ بگه ... سبحان الله سبحان الله سبحان الله ...
یعنی با گوشت و استخونش چیزه دیگری رو لمس کرده ولی دروغ بگه ... بسم الله الرحمن الرحیم ...
و ...
واقعا این کارا صواب داره !!!

من واقعا نمیدونم خدا چجوری میخواد جواب اون کسایی که آرزویه مرگ کردن ... ولی بهشون مرگ رو نداده ... و بصیر بوده و شکنجه شدنشون رو دیده ... سمیع بوده و فریادهاشون رو شنیده ... و اونقدر نگهشون داشته تا گند بزنن به خودشون رو بده ...

Angizeh
۱۳۹۴/۱۱/۰۳, ۲۰:۵۴
سلام .
جناب صدیق ...

فرض کنین کسی بالاجبار ( و بدون اختیار ) اومده و در درون این دنیا زندگی میکنه ... و با سختی ها و مصائبی رو برو هست ...
و شما هم این سختی ها و مصائب رو یه جور انداختین تقصیر خوده انسان ... یا انداختین تقصیر بابا مامانش . بحث ژنتیک و رعایت بهداشت رو وسط میکشین و میگین که چون پدر و مادرش رعایت مسائل ژنتیکی رو نکردن این بچه بدبخت شده ...
بگذریم که خدا میتونست عوامل علت و معلولی رو به نوعی کنار هم بچینه که علیل شدن یک شخص به پدر و مادرش ربطی پیدا نمیکرد ... ( بگذریم !!! )

به هر حال انسان علیلی اومد در این دنیا ...
این شخص با هزاران مشگل عدیده روبرو بود ...
به طوری که دیگه زندگی کردن براش درد کشیدن و شکنجه شدن بود ...
این شخص هم هر روز و هر ساعت آرزویه مرگ میکنه ... تا زودتر بمیره و راحت بشه ...
ولی خدا نمیکشتش ... ( چرا !!! دوست داره شکنجه شدن رو ببینه ؟؟؟ )

این موجود هم میمونه و به لجن کشیده میشه ...
این موجود چه چیزی رو تقدیس کنه !!!

یعنی با گوشت و استخونش چیزه دیگری رو لمس کرده ولی دروغ بگه ... سبحان الله سبحان الله سبحان الله ...
یعنی با گوشت و استخونش چیزه دیگری رو لمس کرده ولی دروغ بگه ... بسم الله الرحمن الرحیم ...
و ...
واقعا این کارا صواب داره !!!

من واقعا نمیدونم خدا چجوری میخواد جواب اون کسایی که آرزویه مرگ کردن ... ولی بهشون مرگ رو نداده ... و بصیر بوده و شکنجه شدنشون رو دیده ... سمیع بوده و فریادهاشون رو شنیده ... و اونقدر نگهشون داشته تا گند بزنن به خودشون رو بده ...

سلام
ببخشید من نمیدونم این اجباری که میگین یعنی چی؟!!
مگه انسان برای آفریده شدن اختیار داشته که ازش سلب شده بعد تبدیل شده به اجبار!!!!!
آفرینش انسان یک لطفی بوده از طرف خدا چون من الان دارای هویت هستم و از نیستی به هستی اومدم
چیزی که الان مشخصه اینه که من الان وجود دارم و عقل من به من میگه که وجود من بدون هدف نیست و تنها چیزی که آدمو میتونه به هدفش برسونه فقط خالقشه
حالا شما بیاین کلی دلیل بیارین که خدا لایق پرستش نیست آخه کی باور میکنه!!!!!!!!!
یه چیز دیگه اینکه چرا فکر میکنین افرادی که بیماری ژنتیکی یا سختی دارن یا نابینا و معلول هستن همش آرزوی مرگ دارن و مدام دارن از وضعشون شکایت میکنن؟!!
اتفاقا همچین آدمایی درکشون نسبت به خدا از منو شمای سالم خیلی بیشتره چون خدا در قبال چیزی که ازشون گرفته خیلی چیزای دیگه بهشون داده و دیدشون نسبت به زندگی واقعا زیباست
یکی از نزدیکانم نابیناست زندگیش واقعا قشنگه نوع عبادتش نوع شناختش از خدا واقعا بی نظیره جوری که بعضی اوقات واقعا حسرتشو میخورم و وقتی میبینمش یه حسی بهم میگه که خدا حواسش به همه ی بنده هاش هست مهم اینه که خود بنده چی بخواد خوشبختی یا بدبختی...

لی لی ت
۱۳۹۴/۱۱/۰۳, ۲۱:۴۶
سلام
ببخشید من نمیدونم این اجباری که میگین یعنی چی؟!!
مگه انسان برای آفریده شدن اختیار داشته که ازش سلب شده بعد تبدیل شده به اجبار!!!!!
آفرینش انسان یک لطفی بوده از طرف خدا چون من الان دارای هویت هستم و از نیستی به هستی اومدم
چیزی که الان مشخصه اینه که من الان وجود دارم و عقل من به من میگه که وجود من بدون هدف نیست و تنها چیزی که آدمو میتونه به هدفش برسونه فقط خالقشه
حالا شما بیاین کلی دلیل بیارین که خدا لایق پرستش نیست آخه کی باور میکنه!!!!!!!!!
یه چیز دیگه اینکه چرا فکر میکنین افرادی که بیماری ژنتیکی یا سختی دارن یا نابینا و معلول هستن همش آرزوی مرگ دارن و مدام دارن از وضعشون شکایت میکنن؟!!
اتفاقا همچین آدمایی درکشون نسبت به خدا از منو شمای سالم خیلی بیشتره چون خدا در قبال چیزی که ازشون گرفته خیلی چیزای دیگه بهشون داده و دیدشون نسبت به زندگی واقعا زیباست
یکی از نزدیکانم نابیناست زندگیش واقعا قشنگه نوع عبادتش نوع شناختش از خدا واقعا بی نظیره جوری که بعضی اوقات واقعا حسرتشو میخورم و وقتی میبینمش یه حسی بهم میگه که خدا حواسش به همه ی بنده هاش هست مهم اینه که خود بنده چی بخواد خوشبختی یا بدبختی...

1- شما در درون صحبتتون فهمودین که { " مگه انسان برای آفریده شدن اختیار داشته که ازش سلب شده و تبدیل شده به اجبار!!!!! " } خوب این به نوعی بازی کردن با کلمات هست ... مثلا من میتونم امشب که شما خوابیدین و از خودتون اختیاری ندارین ... اثر انگشتتون رو پای برگه ای بندازم و دارایی هاتون رو صاحب بشم ... قیامت هم استدلال کنم که شما که خواب بودین ... از خودتون اختیاری نداشتین که من اون رو از شما صلب کرده باشم و اثر انگشتتون رو انداخته باشم زیر برگه ای ... شما خواب بودین ... پس اختیاری نداشتین که من اونو از شما گرفته باشم و مجبورتون کرده باشم ... و استدلال کنم که من در حق شما ظلمی نکردم ...

2- در مورد این صحبت کردین که { "آفرینش انسان یک لطفی بوده از طرف خدا چون من الان دارای هویت هستم و از نیستی به هستی اومدم " } آیا تنها داشتن هویت به نظره شما لطف هست ؟؟؟ اینی که هویتتون چی هست مهم نیست ؟؟؟

3- در مورد این صحبت کردین که " { چیزی که الان مشخصه اینه که من الان وجود دارم و عقل من به من میگه که وجود من بدون هدف نیست و تنها چیزی که آدمو میتونه به هدفش برسونه فقط خالقشه } " خوب این برای من مشخص نیست ... برای من مشخص نیست که وجود من هدفی داره ... و برای من مشخص نیست که تنها چیزی که میتونه آدم رو به هدفش برسونه فقط خالقشه ... مثلا بیل گیتس برای درست کردن مایکروسافت " فقط خالقش بهش کمک کرد " کمی توضیح بدین ... مثلا " هیتر برای کشت و کشتار فقط خدا بهش کمک کرد " ... به این یکی کمک کرد ... به اون یکی کمک نکرد ... واقعا حرفاتون موهومی هستن برام

4- نابینا ها از زندگیشون راضی هستند " فرقی نداره وقتی نبینی و ندونی ... غصه ات میگیره وقتی میدونی و میبینی " ... اکثر کسایی که از زندگیشون راضی نیستند فلاسفه ... دانشمندان و کسانی هستند که بر اساس واقعیت ها میبینند و اندیشه میکنند و نمیتونند تغییر کنند خودشون رو اصلاح کنند ... در مورد اینکه شما حسرتی نمیخورین و دوست دارین مانند اون نابیناهه بشین ... علتی که اون نابیناهه حسرتی نمیخوره .... این هست که علمی نداره ... اگر داشت حسرت میخورد ...

M A H D I
۱۳۹۴/۱۱/۰۳, ۲۳:۳۸
به هر حال انسان علیلی اومد در این دنیا ...
این شخص با هزاران مشگل عدیده روبرو بود ...
به طوری که دیگه زندگی کردن براش درد کشیدن و شکنجه شدن بود ...
این شخص هم هر روز و هر ساعت آرزویه مرگ میکنه ... تا زودتر بمیره و راحت بشه ...
ولی خدا نمیکشتش ... ( چرا !!! دوست داره شکنجه شدن رو ببینه ؟؟؟ )

این موجود هم میمونه و به لجن کشیده میشه ...
این موجود چه چیزی رو تقدیس کنه !!!

یعنی با گوشت و استخونش چیزه دیگری رو لمس کرده ولی دروغ بگه ... سبحان الله سبحان الله سبحان الله ...
یعنی با گوشت و استخونش چیزه دیگری رو لمس کرده ولی دروغ بگه ... بسم الله الرحمن الرحیم ...
و ...
واقعا این کارا صواب داره !!!
به نظر من میتونه خدا رو عبادت نکنه . خدا کسی رو مجبور به عبادت نکرده که .
دوستی در زمان سختی معنی پیدا میکنه والا دوستی که فقط مال روزهای خوشی باشه به درد نمی خوره !


من واقعا نمیدونم خدا چجوری میخواد جواب اون کسایی که آرزویه مرگ کردن ... ولی بهشون مرگ رو نداده ... و بصیر بوده و شکنجه شدنشون رو دیده ... سمیع بوده و فریادهاشون رو شنیده ... و اونقدر نگهشون داشته تا گند بزنن به خودشون رو بده ...
منم اینجوری فکر میکردم
معلمی میخواد یک شاگردش رو تنبیه کنه به خاطر درس نخوندن و شاگرد میگه خوب من شرایط خانوادگیم بده اگه هر کسی در شرایط من باشه نمیتونه درس بخونه ! معلم مثل خدا چی باید جوابش رو بده؟ معلم یک شاگرد دیگش رو صدا میزنه شاگرد اول کلاسه . میگه ببین اینو . این شرایطش از مال تو خیلی بدتره ولی شاگرد اوله!! بعدش دهن شاگرد بسته میشه .
سر امامان و پیامبران خیلی بلاها اومده . مگه یادتون رفته خانواده ی امام حسین رو جلوش سلاخی کردن . اگه کسی بتونه پیش خدا دلیلی محکمتر برای پرستش نکردنش بیاره واقعا دمش گرم . اگه ناعدالتی بزرگتری نسبت به امام حسین در حقش واقع شد و دیگه خدا رو پرستش نکرد من خودم بهش حق میدم . خدا زرنگ تر از این حرفاست که واسه کسی اون دنیا بهانه ای بزاره بمونه :ok:

و طاها
۱۳۹۴/۱۱/۰۴, ۰۳:۲۲
سبحان الله
پاک و منزه است
و لایق پرستش
و تنها راه نجات بشر انتخاب راه پرستش است و الا طعمه جهنم میشود.
آیا جهنم از آتش خود در عذاب است یا ندای هل من مزیدش بلند است؟
هر کس عبد شد نجات یافت.
سبحان الله
والحمد لله
و لا اله الا الله
و الله اکبر

ابوالبرکات
۱۳۹۴/۱۱/۰۴, ۰۸:۵۷
سلام
اول سوالی از آغاز کننده تاپیک بپرسم که آیا قبول دارید کسانی که در این دنیا هم از نظر مادی و هم از نظر معنوی تامین هستند حق ندارند حرف شما را بزنند؟ یعنی آیا آن ها موظف اند خدا را عبادت کنند؟ مثلا یک جوان را تصور کنید که پدرش پولدار است و در خانه شان از همان اول معنویت و دین بوده. پدر و مادر او خداترس هم هستند و مثلا در سن 18 سالگی پسره رو داماد می کنند و خانه و زندگی در اختیارش می گذارند. پسره هیچ مشکل جسمی هم ندارد. آیا چنین شخصی موظف به عبادت خدا نیست؟ شما اگر جای چنین انسانی بودید خدا را عبادت می کردید یا نه؟ خودتون را بگذارید جای او. آیا او دلیلی برای عبادت خدا دارد؟
سوال دیگر :به نظر میاد بیماری جسمی تون خوب شده. درسته؟
سوال دیگر: تصور کنید همین الان خدا تمام امکانات رابه شما داد. مثلا بیماریتان را اگه خوب نشده خوب کرد. یک پول قلمبه بهتون داد. شرایط بهترین تحصیلات را برایتان فراهم کرد. خلاصه ایام به کامتان می شد آیا حاضر بودید خدا را عبادت کنید یا نه؟ آیا در آن صورت اعتقاد داشتید که خدا لایق عبادت است یا نه؟
این ها را جواب بدید تا ببینیم آیامی تونیم بریم جلو؟

صدیق
۱۳۹۴/۱۱/۰۴, ۱۶:۳۹
یعنی مجبور است در حالیکه کسی مجبورش نکرده.ولی اقتضای وجودی انسان، انسان را مجبور نمی کند که تنها یک مسیر را انتخاب کند و آن مسیر بندگی مثلا باشد.انسان می تواند مسیر حیوان خویی را دنبال کند
باسلام
دوست عزیز تفاوت بین جبر بیرونی و اقتضای ذات، بسیار ظریف است.
اگر بخواهم تشبیهی برای شما داشته باشم، میتوان به خوب بودن برای معصوم اشاره کرد.
شخصی که معصوم است، در ان حیطه و گستره ای که عصمت دارد، گناه نمیکند، یعنی به صورتی است که حتی فکر اینکه گناه بکند نیز به سرش نمیزند.
اما با این وجود، ایا این شخص مجبور است که گناه نکند.
در اینجا هم، گناه نکردن، مانند لازمه ذات شخص شده است. عرض لازمی که خودش به اختیار خودش آنرا به دست اورده است.
این عرض لازم قابل مفارقت نیست ولی با اختیار نیز منافات ندارد.


با این توضیحات آیا نباید گفت که خدا در واقع مجبور است که یک مسیر را انتخاب کند؟خلق کند دنیایی را و قیامتی را برپاکند و الی آخر؟؟
خداوند خودش انتخاب کرده که چنین کاری را انجام دهد. اجباری در کار نیست.


واقعیت اینگونه من احساس خوبی نسبت به خدایم نمی توانم داشته باشم.
چرا!
خدائی که خوبی برایش امری ذاتی است، قابل اطمینان تر است یا خدایی که نمیدانی خوبی میکند یا بدی؟
خدایی که نمیدانی در جواب کارهای نیک، پاداش میدهد یا عذاب؟

صدیق
۱۳۹۴/۱۱/۰۴, ۱۶:۴۰
خوب شما می فرمایید که ذات خدا حسن است.آیا قبول دارید که خدا که این ذات را انتخاب نکرده.خوب، این ذات حسن، باعث می شود یا به عبارتی مجبور می کند خدا را که ظلم نکند و در نهایت باید گفت خدا مجبور است دیگر...تنها یک مسیر خیر را مثلا انتخاب کند.
ذات که انتخاب کردنی نیست.
ذات که یا همان وجود است یا قالب وجود(اگر ماهیت منظور باشد)، همان وجودی است که در واجب، ضرورت دارد و نه خودش انرا انتخاب کرده و نه دیگری به او داده است.
اتفاقا این ذات غیر قابل انتخاب و غیر قابل دادن ازجانب غیر، در اوج کمال است.
اما اینکه میفرمایید خدا مجبور است، با توضیحاتی که قبلا دادم برایم قابل فهم نیست.
در ضمن، اینکه امری از ذات ناشی شود، به معنای آن نیست که اجباری در کار هست، بلکه به این معناست که ضرورت دارد.
ضروری بودن اوصاف کمالی برای خداوند نیز به این معناست که حالت امکانی ندارد.
حالت امکانی داشتن یعنی اینکه یک موقع داشته باشد و یک موقع نداشته باشد.
یعنی مثلا خدا یک بار در برابر یک نیکوکار، بهشت بدهد و در موقعیت دیگر، احتمال دارد که بهشت را ندهد و عدالتش جاری نشود بلکه ظلم کند.


ولی شما می فرمایید که خدا تنها یک مسیر را با توجه به ذاتی که دارد بر می گزیند و باز دم از اختیار خدا می زنید؟؟بنده درک نمی کنم....
تنها نتیجه که تا اینجا گرفتم نهایت این است که کسی خدا را مجبور نکرده، اما این به این معنا نیست که مجبور نیست....
لطف کنید کمی بیشتر شرح دهید.ممنونم واقعا....
دوست عزیز
لطفا دقت کنید.
اجبار در برابر اختیار است
و
ضرورت در برابر امکان خاص(تساوی دو حالت بودن و نبودن)

بنابراین این دو واژه به جای هم به کار نبرید.
اجبار هیچ ربطی به ضرورت ندارد.

مثلا کسی که خود را از ساختمان پرتاب میکند، زمانی که در فضای سقوط قرار گرفت، دیگر توان انکه نیفتد را ندارد و ضرورتا می افتد. اما ضرورتی که خودش منشأ آن بوده است.
در این مثال، اجباری در افتادن هست؟
خیر.
اما با این حال، حالت دیگری روی نمیدهد. یعنی ضرورت هست ولی اجبار نیست.

golzar84
۱۳۹۴/۱۱/۰۴, ۱۸:۲۸
استاد شهید مطهری در تعریف پرستش می گوید: پرستش آن حالتی را می گویند که در آن انسان یک توجهی می کند از ناحیه باطنی خودش، به آن حقیقتی که او را آفریده است و خودش را در قبضه قدرت او می بیند. خودش را به او نیازمند و محتاج می بیند. در واقع سیری است که انسان از خلق به سوی خالق می کند. این امر اساساً قطع نظر از هر فایده و اثری که داشته باشد، خودش یکی از نیازهای روحی بشر است.
یک مثال ساده ای عرض کنم: اگر ما کجاوه ای داشته باشیم و حیوان هایی، خورجین هایی که روی این حیوان ها می گذارند؛ باید تعادلشان برقرار باشد. نمی شود یک طرف پر باشد و طرف دیگر خالی. انسان در وجود خودش خانه خالی زیاد دارد. در دل انسان جای خیلی چیزها هست. هر احتیاجی که برآورده نشود؛ روح انسان را مضطرب و نامتعادل می کند. اگر انسان بخواهد در تمام عمر به عبادت بپردازد و حاجت های دیگر خود را بر نیاورد؛ همان حاجت ها او را ناراحت می کند. عکس مطلب هم این است که اگر انسان همیشه دنبال مادیات برود و وقتی برای معنویات نگذارد؛ باز همیشه روح و روان او ناراحت است.

بازی زندگی
۱۳۹۴/۱۱/۰۶, ۱۰:۰۱
سلام

برده نه بنده.
در ضمن بایدی در کار نیست.
هر کسی مختار است راه بندگی خدا را انتخاب کند یا بندگی غیر خدا(شیطان، خودش یا ..)
اجبار هست چون در حکومت اسلامی آزادی بیان وجود ندارد و مرتد اعدام میشود...شما اگه بیرون همین دنیای مجازی دستتون بهم میرسید پوستمو میکندید:khaneh:

نه سخت گیره و نه مستبد.
شما وقتی با یک پلیس روبرو میشوید که قوانین رانندگی را به دقت رعایت میکند و مراقب رانندگی ماست، میگویید مستبد؟
وقتی می بینید یک قاضی در برابر تخلفات ما می ایستد و به اصطلاح مو را از ماست بیرون میکشد میگویید سخت گیر یا عادل؟
پلیس یک موجود نامرئی نیست که به ما زندگی داده باشه و از ما بخاد که اونو بپرستیم و یا مارو تو آتیش بندازه از طرفی رابطه ما و پلیس کاملا مادی و قابل مشاهده هست...قیاس مع الفارق.


اگر رباتی برای راه رفتن بسازید ولی پا برایش تعبیه نکنید، باید به عقل شما شک کرد.
ولی اگر رباتی بسازید برای کنار هم چیدن قطعات ماشین، در این صورت، این ربات نیازی به پا ندارد و اتفاقا اگر برایش پا بگذارید کار بیهوده انجام داده اید.
قصدم این است که هدف سازنده مهم است نه آنچه فرد ناظر دوست دارد.
باید دید هدف سازنده با آنچه ساخته مطابق هست یا نه.
در ان صورت میتوان فهمید که سازنده عاقل است و حکیم یا دیوانه و سفیه.
با حدس و گمان نمیشه که حکمت خدا رو توجیه و ماستمالی کرد استاد عزیز...شما باید ثابت کنید اون فرد بیمار در موقع سلامت مضر هست یا در موقع بیماری مفید.


مغالطه!
تکنولوژی چه ربطی به حقوق بشر دارد!
مغالطه نیست...تکنولوِِژی و حقوق بشر در عرض یکدیگر در طول زمان پرورش یافتند...یعنی این افراد که این پیشرفت ها رو باعث شدند اونقدر عقل و شعور داشتند که برای سعادت دنیای انسانها قوانینی بشر دوستانه وضع کنند.


چطور وقتی سراغ امکانات میروید، فقط خودتان و عوامل طبیعی را میبینید، اما وقتی سراغ مشکلات میروید، از علت و عوامل فراطبیعی سخن میگویید؟!
کسی که به خدا ایمان ندارد، عامل بدبختی خودش را چه میداند؟
شما هم که عامل خوشبختی را خودتان و عوامل زمینی میدانید، عامل بدبختی و مشکلات خودتان را نیز خودتان و عوامل زمینی بدانید.
لطفا سیاست یک بام و دو هوا نداشته باشید.
اگر قرار باشه به خدا اعتقاد داشته باشم از بین امکانات رفاهی و سلامتی 10 درصد و در مقابل مشکلات و سختی ها 90 درصد...حالا خود ملتفت باشید که کدوم حالت بیشتر به نفع اثبات عدالت خدای شماست.

خیر عذاب اخرت با سختی دنیا فرق دارد
بحث این بود که بر اساس یک دیدگاه معروف، عذاب اخرت از پیش اماده نشده.
یعنی اینطور نیست که یک جایی باشد که پر از اتش باشد و ما را به درون آن بیندازند.
بلکه ما خودمان عذاب خودمان را با اعمالمان اماده میکنیم.
همانطور که بهشت را نیز خودمان می سازیم.
به نظر شما عذاب های خدا مثل اتش و سوزاندن در مواد مذاب منزجر کننده و خلاف روح بشر و عواطف انسان نیست ؟ مثلا برای مشرکان یا کافران....آیا در جهنم بین جرم و مجازات تناسب رعایت شده ؟

خب این چه اشکالی داره؟........................................ ........
به نظر به این سادگی ها نیست...شما معتقدید که فقط کافیه عبادت کنیم و گوش بفرمان باشیم که بریم بهشت...بعد از طرفی معتقدید خدا مارو برای شناخت و رسیدن به کمال خلق کرد ! این چه جور شناخت و کمالی هست که با خم و راست شدن و با ادای کلمات عربی هم حاصل میشه...طرف شاید تا آخر عمرش واقعا ندونه داره چی میگه و چیکار میکنه...هدف خدا از این کارا چیه ؟ آیا این هدف از خلقت بسار سطحی و آبکی نیست به نظر شما ؟...به عنوان مثال اگر من یک ربات طراحی کنم در چه حالتی اون ربات به کمال و شناخت میرسه و من حتی به اون افتجار میکنم ؟ وقتی خوب فکر میکنم به این نتیجه میرسم که اگه ربات و هوش مصنوعی اون اونقدر پیشرفت کنه که حتی خود منو به چالش بکشه و مثلا در یک بازی شطرنج منو شکست بده یا از وجود من سوال کنه یا حتی بر علیه من اقدامی کنه بنده بیشتر هیجان زده میشم تا وقتی که فقط دستورات منو اطاعت کنه...در واقع کمال اون ربات در این هست که حتی منو پشت سر بذاره و من در مقابلش کم بیارم اون زمان هست که اون ربات مایه تحسین و حیرت همگان شده و همه به سازندش که همچین موجود باهوشی رو ساخته تجلیل و ستایش میکنن.نه رباتی که به جز دستورات محدود من کاری بلد نباشه.(فقط در اینجا مغالطه نکنید که اون ربات میره و آدمارو بکشه...بحث سر هوش و علم ربات هست)این واقعا نظر من بود.

بازی زندگی
۱۳۹۴/۱۱/۰۶, ۱۰:۱۵
سلام

سلام
اول سوالی از آغاز کننده تاپیک بپرسم که آیا قبول دارید کسانی که در این دنیا هم از نظر مادی و هم از نظر معنوی تامین هستند حق ندارند حرف شما را بزنند؟ یعنی آیا آن ها موظف اند خدا را عبادت کنند؟ مثلا یک جوان را تصور کنید که پدرش پولدار است و در خانه شان از همان اول معنویت و دین بوده. پدر و مادر او خداترس هم هستند و مثلا در سن 18 سالگی پسره رو داماد می کنند و خانه و زندگی در اختیارش می گذارند. پسره هیچ مشکل جسمی هم ندارد. آیا چنین شخصی موظف به عبادت خدا نیست؟ شما اگر جای چنین انسانی بودید خدا را عبادت می کردید یا نه؟ خودتون را بگذارید جای او. آیا او دلیلی برای عبادت خدا دارد؟
به نظر من همچین شخصی موظف به عبادت خدا هست مگر اینکه اون شخص به دلیل بی عدالتی در حق دیگر انسانها از خدا شاکی باشد.فعلا ما به یک آش شله قلمکار در دستگاه آفرینش طرف هستیم..هرکسی میتونه دلیلی برای عبادت یا عبادت نکردن خدا داشته باشه...در واقع هیچ نظمی وجود نداره...خداباوران فقط به نظم فیزیکی جهان اذعان دارند اما نظم های دیگرو غافل شدند.

سوال دیگر :به نظر میاد بیماری جسمی تون خوب شده. درسته؟
متاسفانه نه آنچنان به صورت تقریبی خوب شده.


سوال دیگر: تصور کنید همین الان خدا تمام امکانات رابه شما داد. مثلا بیماریتان را اگه خوب نشده خوب کرد. یک پول قلمبه بهتون داد. شرایط بهترین تحصیلات را برایتان فراهم کرد. خلاصه ایام به کامتان می شد آیا حاضر بودید خدا را عبادت کنید یا نه؟ آیا در آن صورت اعتقاد داشتید که خدا لایق عبادت است یا نه؟
این ها را جواب بدید تا ببینیم آیامی تونیم بریم جلو؟
مشکل که فقط من نیستم...بنده مورد بیماری خودمو فقط به عنوان مثال عرض کردم...اگر گفتم افراد بیچاره چرا باید خدا را عبادت کنند فقط از سر ناچاری بود...این افراد در قیامت بهانه ای در حضور خدا خواهند داشت...و همینطور افراد ثروتمند هم میتونن به دلیل تقسیم ناعادلانه ثروت و سلامتی خدا را بازخواست کنند البته اگه خدا اجازه حرف زدن بهشون بده و مثل بعضی از منادیان دین هم اکنونٰ آدمو اعدام نکنند:khaneh:.

صدیق
۱۳۹۴/۱۱/۰۷, ۰۹:۲۸
اجبار هست چون در حکومت اسلامی آزادی بیان وجود ندارد و مرتد اعدام میشود...
سلام
ارتداد شرایط زیادی دارد که در بیشتر موارد قابل اثبات نیست و بیشتر افراد، به خاطر شبهه علمی گرفتار شده اند.
شما هم اگر خواستید مرتد شوید، مختارید ولی نباید جار بزنید. اگر شبهه علمی دارید در محافل علمی مطرح کنید نه در بین عوام.


شما اگه بیرون همین دنیای مجازی دستتون بهم میرسید پوستمو میکندید
:Moteajeb!:


پلیس یک موجود نامرئی نیست که به ما زندگی داده باشه و از ما بخاد که اونو بپرستیم و یا مارو تو آتیش بندازه از طرفی رابطه ما و پلیس کاملا مادی و قابل مشاهده هست...قیاس مع الفارق.
بحث ما مگه ربطی به مرئی و غیر مرئی بودن بود؟
بحث بر سر این بود که این خداوند سختگیر است، من هم گفتم


با حدس و گمان نمیشه که حکمت خدا رو توجیه و ماستمالی کرد
حکمت خدا دلیل عقلی دارد.


شما باید ثابت کنید اون فرد بیمار در موقع سلامت مضر هست یا در موقع بیماری مفید.
سوال واضح نیست؟


مغالطه نیست...تکنولوِِژی و حقوق بشر در عرض یکدیگر در طول زمان پرورش یافتند...یعنی این افراد که این پیشرفت ها رو باعث شدند اونقدر عقل و شعور داشتند که برای سعادت دنیای انسانها قوانینی بشر دوستانه وضع کنند.
اگه عقل داشت که الان وضعش این نبود.
بیماری های روحی و جسمی قرن اخیر به خاطر همین عقل! بشر بوده.
بشر خود اتکا و مغرور امروز سرمه به چشم میزنه ولی چشم رو هم کور میکنه.
راحتی ایجاد میکنه ولی انواع و اقسام مریضی های جدید را ایجاد میکنه.


اگر قرار باشه به خدا اعتقاد داشته باشم از بین امکانات رفاهی و سلامتی 10 درصد و در مقابل مشکلات و سختی ها 90 درصد...حالا خود ملتفت باشید که کدوم حالت بیشتر به نفع اثبات عدالت خدای شماست.
چه ربطی داره؟
حرف من اینه که اگر قراره امکانات رفاهی و سلامتی را به حساب عوامل زمینی بگذاریم، برای مشکلاتمان دنبال عوامل فرازمینی نباشیم.


به نظر شما عذاب های خدا مثل اتش و سوزاندن در مواد مذاب منزجر کننده و خلاف روح بشر و عواطف انسان نیست ؟ مثلا برای مشرکان یا کافران....آیا در جهنم بین جرم و مجازات تناسب رعایت شده ؟
لطفا دقت کنید.
گفتم طبق دیدگاه تجسم اعمال، مجازات را خود انسان با اعمالش میسازد نه اینکه کسی از قبل انرا اماده کرده باشد.
بنابراین، تناسب یک امر تکوینی هست نه قراردادی تا بخواهیم سوال کنیم تناسبی وجود داره یا نه.

صدیق
۱۳۹۴/۱۱/۰۷, ۰۹:۲۸
به نظر به این سادگی ها نیست...شما معتقدید که فقط کافیه عبادت کنیم و گوش بفرمان باشیم که بریم بهشت...بعد از طرفی معتقدید خدا مارو برای شناخت و رسیدن به کمال خلق کرد ! این چه جور شناخت و کمالی هست که با خم و راست شدن و با ادای کلمات عربی هم حاصل میشه...طرف شاید تا آخر عمرش واقعا ندونه داره چی میگه و چیکار میکنه....
هر کسی به هر اندازه که سطح شناختش بیشتر بشه، کمالش بیشتر میشه.
در ضمن، بالا رفتن سطح شناخت و معرفت، فقط به ادا کردن نماز و کلمات عربی اون نیست(هرچند او لازمه ولی شرط کافی نیست). چه بسا عربهایی که معنای کلمات را میفهمند ولی هیچ بهره ای از واقعیت او ندارند و چه بسا انسانهایی که هیچ سواد ندارند و اطلاعات عربی ندارند ولی هنگام نماز میفهمند با چه کسی سخن میگویند و با او ارتباط برقرار میکنند.


هدف خدا از این کارا چیه ؟ آیا این هدف از خلقت بسار سطحی و آبکی نیست به نظر شما ؟...به عنوان مثال اگر من یک ربات طراحی کنم در چه حالتی اون ربات به کمال و شناخت میرسه و من حتی به اون افتجار میکنم ؟ وقتی خوب فکر میکنم به این نتیجه میرسم که اگه ربات و هوش مصنوعی اون اونقدر پیشرفت کنه که حتی خود منو به چالش بکشه و مثلا در یک بازی شطرنج منو شکست بده یا از وجود من سوال کنه یا حتی بر علیه من اقدامی کنه بنده بیشتر هیجان زده میشم تا وقتی که فقط دستورات منو اطاعت کنه...در واقع کمال اون ربات در این هست که حتی منو پشت سر بذاره و من در مقابلش کم بیارم اون زمان هست که اون ربات مایه تحسین و حیرت همگان شده و همه به سازندش که همچین موجود باهوشی رو ساخته تجلیل و ستایش میکنن.نه رباتی که به جز دستورات محدود من کاری بلد نباشه.(فقط در اینجا مغالطه نکنید که اون ربات میره و آدمارو بکشه...بحث سر هوش و علم ربات هست)این واقعا نظر من بود.
عبادتهای رسمی، خودشان اهداف میان مدت و متوسط است.
هدف اصلی خلقت، عبودیت و عبد شدن است که با عبادت ایجاد میشود.
عبادت نیز فقط همین افعال و رفتار مرسوم نیست بلکه اینها تنها بخشی از عبادت است.
حتما برای شما عجیبه که در دین ما، کارهایی مثل کسب روزی حلال، از برترین عبادتها دانسته شده.
هر کاری که برای رضای خدا باشه و منعی از جانب دین نداشته باشه، عبادت محسوب میشه.


به عنوان مثال اگر من یک ربات طراحی کنم در چه حالتی اون ربات به کمال و شناخت میرسه و من حتی به اون افتجار میکنم ؟ وقتی خوب فکر میکنم به این نتیجه میرسم که اگه ربات و هوش مصنوعی اون اونقدر پیشرفت کنه که حتی خود منو به چالش بکشه و مثلا در یک بازی شطرنج منو شکست بده یا از وجود من سوال کنه یا حتی بر علیه من اقدامی کنه بنده بیشتر هیجان زده میشم تا وقتی که فقط دستورات منو اطاعت کنه...
خب؟
این یعنی چی؟
خدا که مشکلی با سوال کردن و به چالش کشیدنش نداره.
هر سوالی داری بپرس ولی درست بپرس.
طبق اسلوب و شیوه بپرس.
شما وقتی دکتر برای مریضی شما نسخه مینویسه ازش میپرسی که چرا این دارو رو نوشتی و چرا باید مثلا هر 8 ساعت از این دارو بخورم و هر 4 ساعت نخورم!؟
مشکل اینجاست که ما در زندگی روزمره خودمون که فهمش هیچ مشکلی نداره، این دقت نظرها رو نداریم و خیلی راحت زندگی میکنیم و اعتماد میکنیم.
بعد که نوبت مسائل ماورائی میشه میخواهیم از همه چیز سردر بیاریم.
دین یک برنامه مهندسی شده هست که فقط کلیات و اصولش با عقل ما قابل درک هست.
وگرنه جزئیات و دلیل ترکیبات آن، یک امر سری هست که خداوند اون رو به ما نداده.
مثل مخترعی که حتی اگر ترکیبات کلی اختراعش رو به ما بده، ولی میزان این ترکیب و علت و فلسفه اون رو به ما نمیده.

صدیق
۱۳۹۵/۰۶/۱۸, ۰۸:۳۹
پرسش:
سوال اینه که چرا انسان ها همیشه باید با خضوع و خشوع تو هر شرایطی خدا رو بپرستند و شکر گذارش باشند؟ مگه ما انسانها با خدا روز اول عهد بستیم که طبق هر شرایطی فرمان بردار خدا باشیم؟

پاسخ:
باسلام خدمت شما و ممنون از مشارکتی که داشتید.

در مطلبی که ارسال کردید، مطالب متنوع و زیادی را مطرح کردید.
از فلسفه پرستش خدا، از نیاز خدا به پرستش ما، از فایده پرستش برای ما، از علت عذاب، از عذاب کافران، از فایده ایمان به خدا و اموری از این دست.
محور اساسی سوال شما، به این باز میگردد که چرا انسان باید خدا را عبادت کند؟
وقتی پاسخ این سوال مشخص شود، فلسفه عبادت همه انسانها، حتی کسانی که دچار مشکلات جسمی و روحی در این دنیا هستند نیز مشخص میشود.
در ضمن، لازم است به این نکته نیز توجه شود، تمامی مشکلاتی که برای انسان در دنیا پیش می آید، ناشی از خداوند است یا نه؟

قرآن کریم، فلسفه و هدف آفرینش انسان را عبادت و به قول بزرگی عبودیت و بندگی معرفی کرده است:

«و ما خلقت الجن و الانس الا لیعبدون»(1)
«و ما جن و انس را خلق نکردیم، مگر به خاطر اینکه عبادت کنند»


آفرینش انسان دارای هدف و قصدی بوده است، اما این قصد و غرض، عبادت کردن بندگان و عابد شدن آنان است نه معبود شدن خداوند. به عبارت بهتر، این هدف ناظر به مخلوقات است نه خالق.
به همین جهت، می فرماید هدف از خلقت، عبادت کردن بندگان است نه عبادت شدن خدا.
وگرنه می فرمود: "لاعبد" یا "لاکون معبودا لهم" یعنی نفرموده تا انکه من پرستش شود یا تا من معبودشان باشم.

بنابراین، با همین بیان لطیف مشخص میشود که فایده عبادت و عبودیت به خود انسان میرسد نه خداوند. چون خداوند غنی مطلق است:


«لَهُ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ وَ إِنَّ اللَّهَ لَهُوَ الْغَنِيُ‏ الْحَميدُ »(2)
«آنچه در آسمان‏ها و آنچه در زمين است، فقط در سيطره مالكيّت و فرمانروايى اوست؛ و يقيناً خداست كه خود بى‏نياز و ستوده است‏»

خداوند انسان را خلق کرد تا انان عابد و عبد شوند.
عابد میشوند تا خداوند را بهتر بشناسند و معرفت کامل بیابند.
از طریق معرفت، کامل میشوند و از رهگذر تمام این امور، رحمت و مغفرت خداوند شامل حالشان میشود.
پس مشخص میشود که عبادت خودش هدف اصلی خلقت نیست بلکه هدف میانی است و هدف نهایی کمال و قرب انسان است که از طریق عبادت و معرفت برایش حاصل میشود.(3)

چنانکه امام حسین(علیه السلام) در روایتی به این نکته اشاره دارد و می فرماید:

«ان اللَّه عز و جل ما خلق العباد الا ليعرفوه، فاذا عرفوه عبدوه، فاذا عبدوه استغنوا بعبادته عن عبادة من سواه‏»(4)
« خداوند بزرگ بندگان را نيافريده مگر به خاطر اين كه او را بشناسند، هنگامى كه او را بشناسند عبادتش مى‏ كنند، و هنگامى كه بندگى او كنند از بندگى غير او بى نياز مى ‏شوند»



مطلب دوم: عبادت چیست؟ایا عبادت، تنها انجام مراسمى مانند ركوع و سجود و قيام و قعود و نماز و روزه است؟ يا حقيقتى است بالاتر از اينها؟ هر چند عبادات رسمى نيز همگى واجد اهميتند.
عبادت از ریشه "عبد" است و عبد کسی است که آخرین درجه خضوع در برابر معبود و مولایش را انجام میدهد. در برابر او مالک چیزی نیست و در اطاعت او هیچگونه سستی به خود راه نمیدهد.(5)
عبادت، حقیقتی دارد که انسان را به کارهایی وا میدارد تا این حالت درونی را به مولایش نمایان کند.


مطلب سوم: فایده عبادت چیست؟عبادت فواید زیادی دارد.
بعضی ازاین فواید اخروی و برخی دنیوی است.
بعضی برای خود فرد است و برخی مربوط به اجتماع میشود.

برخی از فواید عبادت عبارتند از:
1. رهایی از پوچی و سرگردانی در زندگی: کسی که در دنیای امروز که موج انسان پرستی و خودپرستی سراسر عالم را گرفته است، خداوند را معبود خودش گرفته و او را از صمیم قلب دوست دارد و میپرستد، افرینش خود را دارای هدفی میداند و به همین جهت هیچ گاه گرفتار پوچی و یاس و ناامیدی نمیشود.(6)

2. یافتن پشتوانه نیرومند و مهربان: انسانی که خداوند را عبادت میکند، در دنیایی که سراپا سختی، ظلم و مشکلات است، پشتوانه ای را برای خودش یافته است که در مشکلات به او پناه میبرد. میداند که اگر، این نیروی قهار مشکلاتش در این دنیا حل میکند و اگر حل و برطرف نکند حتما به صلاحش بوده و با صبر منتظر اجر اخروی پاداش صبرش می ماند.

3. سلامت و ارامش روان: عبادت به انسان آرامش روحی می بخشد. همانطور که قران کریم، یاد خداوند را مایه اطمینان قلب و آرامش معرفی میکند.(7) خصوصا در دنیای امروز که انسان همه تلاشش برای رسیدن به آرامش است، چه راهی بهتر از این.

4. جلوگیری از غرور و تکبر: حضرت علی(ع) در خطبه 196 نهج البلاغه بیان میکند که نماز و زکات و روزه، بندگان مومن را از سرکشی، ظلم و تکبر باز میدارد.

5. جلوگیری از فحشا و بی بند وباری: قرآن کریم به این فایده عبادت و خصوصا نماز اشاره دارد و در این مورد میفرماید:
همانا نماز، انسان را از کارهای زشت و ناپسند باز میدارد:


«ان الصلاه تنهی عن الفحشاء و المنکر»(8)


با توجه به این نکات مشخص میشود که عبادت، برای خود انسان است و فایده آن به خود انسان میرسد نه به خداوند. پس دیگر این سوال که چرا کسی که بدبخت است باید عبادت کند. این سوال درست مانند این میماند که درمورد کسی که نان شب ندارد بخورد، بگوییم چرا باید لباس داشته باشد؟


مطلب چهارم: نکته دیگری که باید به آن توجه کرد آن است که بر اساس مباحث فلسفی و نیز آموزه های قران کریم، تمام بدبختی هایی که به انسان میرسد، از جانب خودش است.
خداوندی که بر اساس ادله عقلی، رحیم، کریم، علیم و قدیر است، هیچ گاه بد بنده اش را نمیخواهد.
سختی هایی که به انسان در این دنیا میرسد از جهت منشأ و به وجود آورنده بر 2 و به یک تعبیری 4 دسته کلی است:
دسته اول: مشکلاتی که مستقیما نتیجه خواست خداوند است و با هدف و مصلحتی به وجود آمده است.
دسته دوم: مشکلاتی که مستقیما نتیجه خواست و اراده و عملکرد خود شخص است.
دسته سوم: مشکلاتی که مستقیما نتیجه اراده و عملکرد دیگران(انسانهای دیگر، حیوانات) است.
دسته چهارم: مشکلاتی که مستقیما نتیجه قهری و تکوینی این دنیاست.

دسته دوم و سوم که بحث چندانی ندارد.
مشکلی که نتیجه قهری اراده و فعل خود انسان است که ربطی به خداوند ندارد و خداوند نباید پاسخگوی آن باشد. به همین جهت، هیچ عوضی نیز برای این دسته از مشکلات در جهان آخرت در نظر گرفته نمیشود. به قول معروف "خودم کردم که لعنت بر خودم باد"
مشکلی که نتیجه اراده و فعل انسانهای دیگر است نیز مستقیما ربطی به خداوند ندارد. نتیجه اراده آزاد و اختیار داشتن انسانهاست. اینکه چرا خداوند چنین اختیاری به انسانها داده تا به دیگران ظلم کنند، ربطی به این تاپیک ندارد و تحت عنوان "شرور اخلاقی" باید پیگیری شود. با این حال، خداوند به جهت لطفی که به بندگانش دارد، عوض این سختی ها را در سرای آخرت به انسان میدهد. بعلاوه اگر انسان صبر کند، پاداش صبرش را نیز در آخرت خواهد دید.
مشکلات دسته چهارم نیز تحت عنوان "شرور طبیعی" معروف است و نتیجه تراحمات و کاستی های عالم ماده است. عالم ماده بیش از این تاب و کشش ندارد و در آن منافع همگان تامین نمیشود. نتیجه قهری و تکوینی تراکم گازهای درون زمین، زلزله است و ... هرچند برخی اوقات، این شرور طبیعی نتیجه افعال اراده و "شرور اخلاقی" است. با این حال، خداوند متعال، به جهت اینکه این شخص خودش باعث این مشکل نشده است، هم عوض این مشکلش را در اخرت می بیند و هم اگر صبر کند، اجر صبرش را در می یابد.
میماند دسته اول مشکلات که مستقیما نتیجه اراده خود خداوند است و هیچ اراده و قانون طبیعی عامل آن نیست. مانند جریاناتی که در داستان حضرت خضر و موسی(علیهما السلام) روی داد.
این دسته که البته خیلی کم است و در موارد معدود صورت میگیرد، به جهت اینکه خداوند را رحیم و عالم میدانیم، قطعا دارای هدف و مصلحتی است که گاه فقط خود خداوند از آن آگاه است و خودش است که میداند به چه جهتی است. این موارد نیز قطعا عوض و پاداشی برای تحمل و صبر خواهد داشت.
به همین جهت خداوند می فرماید:


«عَسى‏ أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئاً وَ هُوَ خَيْرٌ لَكُمْ وَ عَسى‏ أَنْ تُحِبُّوا شَيْئاً وَ هُوَ شَرٌّ لَكُمْ وَ اللَّهُ يَعْلَمُ وَ أَنْتُمْ لا تَعْلَمُون‏»(9)
« و بسا چيزى را خوش نداريد و آن براى شما خير است، وبسا چيزى را دوست داريد و آن براى شما بد است؛ وخدا [مصلحت شما را در همه امور] مى‏ داند و شما نمى ‏دانيد.»


بنابراین:
اولا: فایده عبادت برای خود انسان است نه برای خداوند.
ثانیا: مشکلات مالی و جسمانی در صورتی بهانه درستی برای عدم عبادت بود که فایده عبادت به خداوند میرسید، درصورتی که فایده آن برای خود انسان است. پس به این بهانه نمیتوان عبادت را ترک کرد. درست همانطور که انسان به بهانه لباس مناسب نداشتن، از خوردن غذا یا نفس کشیدن یا ... صرف نظر نمیکند.
ثالثا: اکثر مشکلات انسان، از جانب خود او، انسانهای دیگر یا طبیعت است. با این حال، خداوند در آخرت پاداشی برای صبر در برابر این مشکلات به او میدهد و عوضی نیز به او خواهد داد.

ـــــــــــــــــــــــــ ـــــ
1.سوره ذاریات، آیه56.
2. سوره حج، آیه64
3. تفسیر المیزان، ج18، ص386، جامع التفاسیر
4. بحار الانوار، ج5، ص312، طبع بیروت، جامع الاحادیث
5. تفسیر نمونه، ج22، ص387، جامع التفاسیر
6. یادداشتهای شهید مطهری، ج6، ص196
7. سوره رعد، آیه28
8. سوره عنکبوت، آیه45
9. سوره بقره، آیه216