PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : جمع بندی پرداخت صدقه؛ نوعی باج و زیر سبیلی؟!



آبـرنـگـ
۱۳۹۴/۰۳/۳۰, ۲۳:۵۳
اگرچه نفس «زکات» و «صدقه» کار بسیار پسندیده‌ای هست؛ اما موضوعی ذهن منو درگیر کرده:

«صدقه هفتاد بلا را دفع میکند».

چرا تا زمانی که من به خدا (یا در راه خدا) پول ندم، بلاها از من دفع نمی‌شن؟
آیا این‌کار خدا، نوعی زورگیری نیست؟
یه باج‌گیر میگه: «بهم پول بده تا در امان باشی؛ وگرنه بلا سرت میارم». خدا هم میگه: «صدقه بده تا در امان باشی و گرنه ...».
آیا این باج گیری نیست؟ آیا این خدا، خدایی نیازمند جیب بنده‌هاش نیست؟

مدیر ارجاع سوالات
۱۳۹۴/۰۴/۰۳, ۱۹:۰۴
با نام و یاد دوست







http://www.askdin.com/gallery/images/378/2_erjae.jpg










کارشناس بحث: استاد شعیب

شعیب
۱۳۹۴/۰۴/۰۵, ۱۹:۲۸
با سلام خدمت شما دوست گرامی
صدقه از نظر اسلام داراى دامنه گسترده‏اى است كه شامل هر گونه انجام كار خیر و مساعدت به دیگران و برداشتن گامى در جهت خدمت به مردم است؛ گاهى ارشاد یا گفتن كلمه خیرى از كمك مالى ارزشمندتر و ماندگارتر است. ممكن است براى شهر یا خانواده ما بلا و مصیبتى رقم خورده باشد ولى ما با صدقه مى توانیم آن را تغییر دهیم. صدقه موجب دفع بلا و طولانى شدن عمر مى گردد، چنانچه پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم)فرمودند : الصَّدَقَةُ تَدْفَعُ الْبَلَاءَ وَ هِیَ أَنْجَحُ دَوَاءً وَ تَدْفَعُ الْقَضَاءَ وَ قَدْ أُبْرِمَ إِبْرَاماً وَ لَا یَذْهَبُ بِالْأَدْوَاءِ إِلَّا الدُّعَاءُ وَ الصَّدَقَة(بحارالأنوار، ج 93، ص 137، ح71.)؛ صدقه بلا را برطرف مى‏ كند و مۆثرترینِ داروست. همچنین، قضاى حتمى را برمى‏ گرداند و درد و بیمارى‏ ها را چیزى جز دعا و صدقه از بین نمى ‏برد.امام باقر (علیه السلام): اَلبِرُّ وَ الصَّدَقَةُ یَنفیانِ الفَقرَ وَ یَزیدانِ فِى العُمرِ وَ یَدفَعانِ عَن صاحِبِهِما سَبعینَ میتَةَ سوءٍ ؛(من لا یحضره الفقیه، ج 2 ، ص 66 ، ح 1729.) كار خیر و صدقه، فقر را مى‏ بَرند، بر عمر مى‏ افزایند و هفتاد مرگ بد را از صاحب خود دور مى‏ كنند.رسول خدا (صلی الله علیه و آله): هر که سه مرتبه بگوید: « به نام خداوند بخشنده مهربان، هیچ نیرو و قدرتی جز با خدای والا و بلند مرتبه نیست»، خداوند متعال او را از نود و نه بلا کفایت کند که آسان ترین آن خفگی است(الکافی، ج 2، ص 276 ،ح 31.)

این روایات نشان می دهد که خدا به واسطه صدقه بلا ها را از بندگان دور می کند
نکته مهم این است که آنچه که خدا از بندگان دفع می کند بلاها و مصائبی است که خود آنها موجب به وجود آمدنش بوده اند و خود باعث آن اند نه این که خدا بدون دلیل بخواهد به آنها مصیبتی وارد کند و بگوبد پول بدهید تا آن را به شما نرسانم.
قرآن می فرماید آنچه که از بدی ها به شما می رسد دست پرورده خود شماست ما اصابكم من مصيبة فبما كسبت ايديكم
پس اولا این صدقه ای که ما می دهیم منحصر در پول و کمک مالی نیست
ثانیا این صدقه نفعی به خدا نمی رساند که خدا بخواهد از بندگانش باج بگیرد
ثالثا این صدقه وسیله ای است برای بندگان برای دفع بلاهایی که خود سبب آن شده اند
و رابعا خدا این راه را به بندگان برای رفع این مصائب نشان داده است.
امام صادق (علیه السلام ) نقل كرده است كه روزى مردى یهودى بر حضرت رسول (صلى الله علیه و آله) گذشت و گفت: (السام علیک ؛ مرگ بر تو ) حضرت در پاسخ فرمود: (السام علیك؛ مرگ بر خودت ) اصحاب گفتند: یا رسول الله (صلى الله علیه و آله ) این مرد یهودى بر شما، مرگ طلبید. فرمود: من نیز همان را به سوى خودش باز گردانیدم. امروز او را مارى مى گزد و مى میرد. مرد یهودى هیزم شكن بود، از همان جا به صحرا رفت و هیزم خود را گرد آورد و بر پشت گرفت و بازگشت. حضرت رسول (صلى الله علیه و آله ) او را دید و به شگفت در آمد. فرمود: هیزم را به زمین بگذار. وقتى مرد یهودى، هیزم را به زمین گذاشت، مارى از میان هیزم ها بیرون خزید كه چوبى میان دندانش گیر كرده بود. حضرت فرمود: امروز چه كرده اى؟ یهودى گفت: دو گرده نان داشتم، یكى را به فقیرى دادم و یكى را خودم خوردم. حضرت فرمود: خداوند با همان صدقه، بلا را از تو دفع فرموده و چوب در دهان مار، گیر كرده است، سپس فرمود: صدقه مرگ بد را دفع مى كند.(محمد باقر مجلسى ، عین الحیاه ؛ فروع كافى ، ج 4، ص 7، ح 1.)

و نکته پایانی این که در عالم اسباب و وسائلی در کار است که برخی از آنها امور و اسباب مادی و برخی معنوی هستند خدا از روی فضل و کرم این اسباب را برای رسیدن به مقصود قرار داده است که یکی از مهمترین آنها صدقه است

آبـرنـگـ
۱۳۹۴/۰۴/۰۶, ۰۰:۳۱
درود :Gol:
جناب طاهر موضوع گفتار رو تغییر دادن!
پرسش من هم در مورد صدقه‌س، هم خمس.

این روایات نشان می دهد که خدا به واسطه صدقه بلا ها را از بندگان دور می کنداون گردنه بگیر هم به واسطه‌ی پول، از بلایی که قراره سر مردم بیاد پیش‌گیری میکنه.

نکته مهم این است که آنچه که خدا از بندگان دفع می کند بلاها و مصائبی است که خود آنها موجب به وجود آمدنش بوده اند و خود باعث آن اند نه این که خدا بدون دلیل بخواهد به آنها مصیبتی وارد کند و بگوبد پول بدهید تا آن را به شما نرسانم.
قرآن می فرماید آنچه که از بدی ها به شما می رسد دست پرورده خود شماست ما اصابكم من مصيبة فبما كسبت ايديكمآیه‌هایی هم بیان‌گر این هستن که همه‌چیز (خوبی یا بدی) از جانب خداست.
اما اگر زحمتی نیست بیشتر روی موضوع «عقلی» گفت و گو کنیم نه «نقلی» چون موضوع مربوط به خداشناسی هستش.

از نظر عقل، اگر کسی «مهربان مطلق» باشه بدون نیاز به واسطه و دلیل هرچه خوبی از دستش برمیاد، انجام میده.
خورشید از مردم پول نمی‌گیره که نوری ویژه به اون‌ها بتابونه
اگر کسی برای نیکی کردن پول دریافت کنه، صفتش «مهربان» و بدتر از اون «مهربان مطلق» نیست. حتی اگر پول رو برای خودش نخواد و اون رو هزینه‌ی بچه‌هاش بکنه.

ثانیا این صدقه نفعی به خدا نمی رساند که خدا بخواهد از بندگانش باج بگیرد پس چرا درخواست پول می‌کنه؟
چرا مردم رو می‌ترسونه که اگر پول ندید، بلا سرتون می‌آد؟
سودش به چه کسی می‌رسه؟

ثالثا این صدقه وسیله ای است برای بندگان برای دفع بلاهایی که خود سبب آن شده اندمی‌شه بفرمایید چطوری میشه فهمید که این بلاها از کارهای مردم ناشی شده و همچنین، چطوری می‌شه مطمن شد که صدقه دادن بلاها رو دفع می‌کنه؟
با چه معیاری این رو میشه فهمید؟

من به چن دیدگاه ناسازگار در این زمینه رسیدم:
یک: هرکس بدی کنه، بدی می‌بینه.
دوم: هرکه در این بزم مقرب تر است، جام بلا بیشترش می‌دهند (هرکی آدم بهتریه، بیشتر بلا سرش میاد). نمونه‌ش هم یعقوب پیامبر.
سوم: اگر می‌بینی آدم‌های ستم‌گر و مال مردم خور بلایی سرشون نمیاد، برای اینه که «مستمع آزاد» شدن و خدا رهاشون کرده.

پس این یه قانون ثابت نیست که اگر کسی بدی کرد، بلا سرش می‌آد و هرکی خوبی کرد (صدقه داد، کمک جهیزه داد و ...) بلا سرش نیاد.
این‌طور نیس؟

من با توجه به این حرفای ناسازگار، نمی‌تونم این رو بپذیرم که «خدای اسلام» از گرفتن پول‌های صدقه و خمس، سودی عایدش نمی‌شه.
اگر امکانش هست، منو راهنمایی کنید.

شعیب
۱۳۹۴/۰۴/۱۰, ۱۸:۲۵
از نظر عقل، اگر کسی «مهربان مطلق» باشه بدون نیاز به واسطه و دلیل هرچه خوبی از دستش برمیاد، انجام میده.
خورشید از مردم پول نمی‌گیره که نوری ویژه به اون‌ها بتابونه
اگر کسی برای نیکی کردن پول دریافت کنه، صفتش «مهربان» و بدتر از اون «مهربان مطلق» نیست. حتی اگر پول رو برای خودش نخواد و اون رو هزینه‌ی بچه‌هاش بکنه.
اگر کسی در مقابل خورشید دیواری بلند بکشد و در پشت آن زندگی کند و از نور خورشید خود را در حجاب کند آیا باز هم خورشید به او نورش را می دهد. هرگز
خدا صفت رحمانیت دارد یعنی به همه چه کافر و چه مومن حیات و رزق و روزی می دهد اما در برخی از موارد که عده ای خود را در پشت دیوار گناهان محبوس می کنند خدا نمی گوید حال که خود را از رحمانیت من محجوب کردید من به شما رحم نمی کنم بلکه راه هایی را برای این به دست آوردن این نور محجوب معرفی می کند .
نکته دیگر این دنیای ما دنیای علت و اسباب است و خدا ابا دارد که این ترتیب را به هم بریزد و امور را در اسباب و علل جاری می کند انسان که دارای قوه اختیار است با بقیه موجودات فرق دارد او با استفاده از قوه اختیار خود می تواند خوب یا بد زندگی کند می تواند در نور خورشید قرار بگیرد و یا پرده ها را بکشد و در تاریکی زندگی کند اما موجودات دیگر که اختیار ندارند تکاملشان در زندگی معمولی و طبیعی است و رشد می کنند و زایل می شوند اما انسان بیشترین خیر را با اخذ اختیار می تواند کسب کند این که اعمالش به طور غیر اختیاری انجام شود اصلا به صلاح و در راستای کمال او نیست بلکه مصادره اختیار او به ضرر اوست پس این که خدا خیری را در راستای اعمال اختیاری به او برساند عین مهربانی و حکمت الهی است.



پس چرا درخواست پول می‌کنه؟
چرا مردم رو می‌ترسونه که اگر پول ندید، بلا سرتون می‌آد؟
سودش به چه کسی می‌رسه؟
به خود فرد پول دهنده می رسد
چرا که با اعمال اختیاری به کمال خود می رسد و این صدقه دادن راهی است برای جلب رحمت اضافی ، رحمتی فوق رحمت عادی که خود فرد از اختیارش کسب کرده است.



می‌شه بفرمایید چطوری میشه فهمید که این بلاها از کارهای مردم ناشی شده و همچنین، چطوری می‌شه مطمن شد که صدقه دادن بلاها رو دفع می‌کنه؟
با چه معیاری این رو میشه فهمید؟
این دیگر بحثی درون دینی است
به این معنا که باید از آیات و روایاتی که در این باره سخن می گوید بهره جست.



من به چن دیدگاه ناسازگار در این زمینه رسیدم:
یک: هرکس بدی کنه، بدی می‌بینه.
دوم: هرکه در این بزم مقرب تر است، جام بلا بیشترش می‌دهند (هرکی آدم بهتریه، بیشتر بلا سرش میاد). نمونه‌ش هم یعقوب پیامبر.
سوم: اگر می‌بینی آدم‌های ستم‌گر و مال مردم خور بلایی سرشون نمیاد، برای اینه که «مستمع آزاد» شدن و خدا رهاشون کرده.

پس این یه قانون ثابت نیست که اگر کسی بدی کرد، بلا سرش می‌آد و هرکی خوبی کرد (صدقه داد، کمک جهیزه داد و ...) بلا سرش نیاد.
این‌طور نیس؟
اول این که قرار نیست تمام بلا ها با صدقه دفع شوند اگر کسی صدقه داد و یک لیوان سم را بلا فاصله بعد از آن خورد نمی توان ادعا کرد که باید آن بلا را هم دفع کند .
بله بلا ها یک سنخ نیستند
وقتی درباره مردم عادی صحبت می کنیم باید بگوییم وَ ما اصابَکُم مِن مُصیبَةٍ فَبِما کَسَبَت ایدیکُم
و آنچه که از بلا ها برای اولیای الهی است و پیامبران و ائمه واقع می شود باید گفت: ما اصاب من مصیبته فی الارض و لا فی انفسکم الا فی کتاب من قبل ان نبراها ان ذلک علی الله یسیر
ما این درس را از کلام امام سجاد دربرابر یزید فرا گرفته ایم که ؛
وقتی بعد از حادثه عاشورا امام سجاد و اهلبیت امام حسین را به مجلس یزید بردند یزید آیه وَ ما اصابَکُم مِن مُصیبَةٍ فَبِما کَسَبَت ایدیکُم را خواند و گفت :
ای پسر حسین
پدرت رابطه خویشاوندی را نادیده گرفت و مقام و منزلت مرا در نیافت و با سلطنت من درآویخت و خدا آنگونه که دیدی با او رفتار کرد.

امام سجاد (ع) فرمودند :

امام سجاد علیه السلام این آیه را تلاوت فرمود: «
ما اصاب من مصیبته فی الارض و لا فی انفسکم الا فی کتاب من قبل ان نبراها ان ذلک علی الله یسیر»
آری بلا و مصیبتی که به اولیای خدا می رسد به خاطر گناه و کوتاهی آنها نیست بلکه به خاطر آنچه است که خدا برای آنها از بلا و مصیبت برای ترفیع درجه قرار داده است.

من با توجه به این حرفای ناسازگار، نمی‌تونم این رو بپذیرم که «خدای اسلام» از گرفتن پول‌های صدقه و خمس، سودی عایدش نمی‌شه.
اگر امکانش هست، منو راهنمایی کنید
نگاه شما به خدا در حد یک بشر ضعیف بیش نیست اصلا این خدایی که شما فرض کرده اید خدا نیست خدایی که ما می شناسیم و ثابت می کنیم خدایی غنی و بی نیاز است تمام آسمان و زمین و آنچه مابین آنها است خلق خدا است و مال خداست له ما فی السماوات و ما فی الارض آنگاه چگونه می توان گفت که خدا به صدقات ناچیز بندگان نیازدارد چگونه می توان گفت که خدا نگاهش به خمس و زکاتی است که در مقابل ملک آسمان و زمین ذره ای هم به حساب نمی آید.
5 کیلو گندمی که شما به فقیر می دهید از یک مزرعه 100 متری است و آن مزرعه جزء شهری است و آن شهر جزء کشوری است و آن کشور جزء قاره ایست و آن قاره روی زمین است و آن زمین جزء منزومه شمسی است و منظومه شمسی جزء کهکشان راه شیری است و نسبت زمین به کهکشان راه شیری مانند دانه گندمی است در روی کره زمین و کهکشان راه شیری یکی از کوچکترین کهکشان های کشف شده است و فاصله کهکشان راه شیری با دیگر کهکشان ها حد اقل هزار سال نوری است.
و همه این ها مال خداست و تازه همه این ها در آسمان اول است در عالم هفت آسمان وجود دارد.
آیا این خدایی که این عظمت را مالک است به پنج کیلو گندم منو تو نیازمند است.

آبـرنـگـ
۱۳۹۴/۰۵/۲۲, ۰۲:۵۷
درود :Gol:
من طبق روال هرماه، به دستان پرتوان مدیر سایت بازم -نمیدونم چرا- اخراج شدم!
برای همین دیر خدمت کارشناس گرامی رسیدم.


اگر کسی در مقابل خورشید دیواری بلند بکشد و در پشت آن زندگی کند و از نور خورشید خود را در حجاب کند آیا باز هم خورشید به او نورش را می دهد. هرگزکارشناس گرامی!
گفت و گو بر سر «پول گرفتن» هست. اگر طرف نمیاد جلو خورشید، نیاد ما کاری به اینجاش نداریم خورشید هم کاری بهش نداره.
اما وقتی خدای ادیان میگن هرکی که مخالف منه بهم پول نده، در آینده سرب داغ به خوردش میدم و در کل شکنجه‌ش میدم و ... ، رفتارش خدایی نیست و حتی در حد یک خورشید یا یک مادر هم بخشنده نیست.
پس لطفا دقت فرمایید.

این صدقه دادن راهی است برای جلب رحمت اضافی ، رحمتی فوق رحمت عادی که خود فرد از اختیارش کسب کرده است.منم همین رو میگم. چرا رحمت خدا رو میشه با پول خرید؟
و بهتر بگم: چرا خود خدا رو میشه با پول خرید؟

یه زمانی بهشت رو با پول میخریدند؛ امروزه هم تقریبا همونه ولی بصورت غیر مستقیم میگن.
آیا اینطور نیست؟

این دیگر بحثی درون دینی است
به این معنا که باید از آیات و روایاتی که در این باره سخن می گوید بهره جست.پس اگر گفت و گوی ما برون دینی است، لطفا سخن های مربوط به درون دینی نگذارید؛ که اگر من اثباتش را خواستم، چنین حرفی رو بزنید.
با سپاس.

نگاه شما به خدا در حد یک بشر ضعیف بیش نیست اصلا این خدایی که شما فرض کرده اید خدا نیست خدایی که ما می شناسیم و ثابت می کنیم خدایی غنی و بی نیاز استاتفاقا خدایی که شما گزارشش رو دادید نمیتونه خدا باشه. چرا که اگه بهش پول بدن، مهربون‌تر میشه و اگه بهش پول ندن، خشم‌گین میشه.
این دقیقا شبیه رفتار «زورگیرهای» زمینی هست نه خدای آسمانی که گفته میشه همه چی داره و بی نیازه.

کسی که بی نیازه، رفتارش وابسته به پول دیگرانه؟
خشم و مهرش به پول بستگی داره؟

asad
۱۳۹۴/۰۵/۲۲, ۱۰:۴۱
اتفاقا خدایی که شما گزارشش رو دادید نمیتونه خدا باشه. چرا که اگه بهش پول بدن، مهربون‌تر میشه و اگه بهش پول ندن، خشم‌گین میشه

مهربونی و خشمگینیش به خاطر پول نیست. به خاطر اطاعت و عدم اطاعت از دستوراتش هست.
اگر به دستورش عمل کنند مهربون تر میشه و اگر از دستورش سرپیچی کنند خشمگین میشه! با عقل جور در میاد. نه؟ :Cheshmak:

حالا یکی از هزاران دستور ریز و درشت خداوند پرداخت خمس و زکات هست


کسی که بی نیازه، رفتارش وابسته به پول دیگرانه؟
خشم و مهرش به پول بستگی داره؟

اگر فقط به پول وابسته بود حق با شما بود.
اما خمس و زکات یکی از اعضای یک مجموعه ی بزرگ (به نام واجبات) است. شما هرکدومشو که انجام ندی خدا رو خشمگین میکنه و هرکدومشو انجام بدی خدا رو مهربون میکنه!

پس بهتره به جای اینکه سر این بحث کنید که چرا خشم و مهر خدا به پول ما بستگی داره .. بایید سر این بحث کنید که چرا خشم و مهر خدا به عمل بنده هاش بستگی داره.

حبیبه
۱۳۹۴/۰۵/۲۲, ۱۱:۱۱
اگرچه نفس «زکات» و «صدقه» کار بسیار پسندیده‌ای هست؛ اما موضوعی ذهن منو درگیر کرده:

«صدقه هفتاد بلا را دفع میکند».

چرا تا زمانی که من به خدا (یا در راه خدا) پول ندم، بلاها از من دفع نمی‌شن؟
آیا این‌کار خدا، نوعی زورگیری نیست؟
یه باج‌گیر میگه: «بهم پول بده تا در امان باشی؛ وگرنه بلا سرت میارم». خدا هم میگه: «صدقه بده تا در امان باشی و گرنه ...».
آیا این باج گیری نیست؟ آیا این خدا، خدایی نیازمند جیب بنده‌هاش نیست؟

پرسشگر گرامی:

صدقه چه از نوع واجبش و چه مستحبش یکی از راههای دفع بلاست نه همه ی آن.

ولی نه آنطور که شما و اغلب ما خوش بینانه یا با تنگ نظری نگاه می کنیم.

صدقه چیست؟قسمتی از مال من(مجازا و گرنه مالک حقیقی همه چیز خداست)

مال من گوشه ای از تعلقات من است و تعلقات من چیزهایی است که مرا خودخواه می کند،من در شرایط بی خدایی و بی وجدانی برای رسیدن به مال و منال

ممکن است دست به هر جنایتی بزنم هر حقی را ضایع کنم هر مظلومی را زیر پای زیاده خواهی هایم له کنم.

وقتی به خدا ایمان بیاورم آن عزیز مهربان برای کمک به کمال من،برای انسان شدنم برای بیرون آمدنم از حصار نفس از زندان خودخواهیها و خودپرستیهایم

یکی از راهکارهایی که نشانم می دهد آن است که گاهی قسمتی ولو اندک از مالت(دلبستگی) را ببخش،این خروج از خودخواهی و خود بینی است

چرا که قرار است همنوعانت را هم ببینی،گرسنگان را با مالت سیر کنی،برهنه ای را بپوشانی وووو این تقویت نوع دوستی است به فقرا می رسد نه به خدا!!!!!

و قبل از آن به خودت،می شوی یک انسان سخاوتمند غنی النفس،بلند نظر می شوی،نوع دوست می شوی،دغدغه ات فقط خودت نیستی،فقر مردم برایت دردناک می شود

و اگر همه به این دستور عمل کنند در عمل فقر و فحشاء و دزدی و هزار گناه دیگری که در اثر فقر و البته بی ایمانی رقم می خورد اگر کاملا از بین نرود کم می شود

و با یک وسعت دید هزاران بلای ناشی از فقر از سر مردم و هم خود انسانی که بین همین مردم زندگی می کند رفع می گردد.

مردم که خودخواه نباشند وقتی به داد هم برسند وقتی با هم مهربان باشند که یکی از ظهوراتش کمک مالی بهم است از شرّ هم در امان می مانند.

این رفع بلا نیست؟

دخترک کبریت فروش
۱۳۹۴/۰۵/۲۲, ۱۲:۴۷
صدقه دادن تمیرینی برای بخشیدن است

غلام عشقتم یاعلی
۱۳۹۴/۰۵/۲۲, ۱۵:۰۹
بسم رب الحیدر

سلام و ادب
منطقی توی سوال شما وجود نداره
هر چیزی یه خاصیتی داره آیا میشه شما بگید من تلاش نمیکنم اما همه چیز باید برام فراهم باشه و اعتراض کنید به اینکه چرا برای سیر شدن احتیاج به غذا خوردن دارید
یکی از خاصیتهای صدقه دفع بلاست
اگه قرار باشه به خودی خود تمام اتفاقات و خوبی ها برای ما اتفاق بیفته پس دیگه تلاش ما و حکمت خدا و خاصیت خیلی مسائل و به نوعی هدف آفرینش بی معنا میشد
تنها صدقه نیست که دفع بلا میکنه و اینطور نیست اگه کسی صدقه نداد در بدبختی و بلا و گرفتاری غرق بشه
خیلی از بلا هایی که سرمون میاد منشاش خودمون هستیم پس این یه توقع زیادیه که ما بلا نازل کنیم و هی از خدا بخوایم اون رو دفع کنه هر چند مهربانی خداوند بیش از اینهاست
شما میگید خداوند نیازمند جیب بنده هاشه واقعا ما بنده ها چقدر قدر نشناسیم که حتی اینجا که خداوند به فکر فقرا و نیازمندانه اسمش رو میزاریم باج و زورگیری!! مگه این پولا مستقیم به خزانه خدا واریز میشه!!
اینکه خوبی و بدی از جانب خداست به این معناست که بدون اذن خدا هیچ خیر و شری اتفاق نمی افته نه اینکه به زور بر ما خیر و شر وارد کنه
نکته ای که شما باید توجه کنید اینه که هر بلا و مصیبتی بدی نیست بلکه مصیبت سبب افزایش کمال و درجات و ... میشه
خداوند مهربان است اما حکیم هم هست عادل هم هست
خورشید از مردم پول نمیگیره خداوند هم برای این همه نعمت که خورشید ذره ای از نعمتهای بیشمارش هست چیزی از ما نخواسته این اعمال و دستورات هم فقط برای رشد و خیرخواهی خودمونه هرچند مگه خورشید از خودش به خودی خود نور داره که در عوض از ما چیزی هم بخواد
و در آخر براتون یه مثال میزنم که نیازمند دقت زیادیه شما توی دانشگاه با یک استاد طرف هستید
استاد فردیه عادل توانا و مهربان(مشابه صفات خدا) و هیچ کاستی در تدریس خود نداشته(اگه شما موفق نیستید و گرفتاری و کسر نمره دارید مقصر خود شمایید) اما به دوستان خود میگید من سر کلاس این استاد کسر نمره دارم(آیا منظور شما اینه که مقصر کسر نمره استاد هست یا منظور اینه اگه این درس و کلاس و استاد رو این ترم نمیداشتم طبیعتا درسی هم نبود که کسر نمره ای داشته باشم پس مسبب اینکه شما در این درس کسر نمره بیارید این کلاس و استاد بوده اما نه مسبب اصل گرفتاری شما) اما استادی که هیچ کاستی در استادی خود نداشته باز از روی لطف میگه هر کسی تحقیق ارائه کنه 2 نمره بهش ارفاق میکنم و یه راهی رو میگذاره برای جبران این گرفتاری
حالا آیا این منطقیه که شما اعتراض کنید چرا تا زمانیکه من تحقیق ارائه ندم 2 نمره نمیگیرم
چرا استاد مارو میترسونه که اگه تحقیق ارائه ندید می افتید
چرا رحمت استاد با تحقیق ما بروز پیدا میکنه
چرا استاد زور میگه من نمیخوام تحقیق ارائه بدم
چرا استاد که خودش مسبب این درسه و همه کاری میتونه بکنه و مهربان هم هست 2 نمره به من نمیده
چرا میخواد مفت از ما تحقیق بچاپه
ضمن اینکه درس خواندن شما و قبولی با اون 2 نمره هیچ نفعی به استاد نمیرسونه و اگر چه استاد در عوض زحماتش میخواد که به قوانین کلاس احترام بگذارید و درس بخونید اما آیا اینارو برای خودش میگه یا برای منفعت ما

بپاخیزیم
۱۳۹۴/۰۵/۲۲, ۱۸:۵۸
یه باج‌گیر میگه: «بهم پول بده تا در امان باشی؛ وگرنه بلا سرت میارم». خدا هم میگه: «صدقه بده تا در امان باشی و گرنه ...»
باج گیر پول زور میگیره برای خودش .
خدا میخواد ما فقط به فکر خودمون نباشیم و با احسان به دیگران حس بخشش و دوری از طمع و دنیا پرستی را در ما ایجاد کند . این کجا و آن کجا

آبـرنـگـ
۱۳۹۴/۰۵/۲۲, ۲۰:۲۰
حالا یکی از هزاران دستور ریز و درشت خداوند پرداخت خمس و زکات هست
اگر فقط به پول وابسته بود حق با شما بود.
اما خمس و زکات یکی از اعضای یک مجموعه ی بزرگ (به نام واجبات) است. شما هرکدومشو که انجام ندی خدا رو خشمگین میکنه و هرکدومشو انجام بدی خدا رو مهربون میکنه!
پس بهتره به جای اینکه سر این بحث کنید که چرا خشم و مهر خدا به پول ما بستگی داره .. بایید سر این بحث کنید که چرا خشم و مهر خدا به عمل بنده هاش بستگی داره.هر گفتاری مربوط به یکی از هزاران موضوع هست. پس من تنها در این گفتار میتونم به یکی از اینها بپردازم.

*****

مال من گوشه ای از تعلقات من است و تعلقات من چیزهایی است که مرا خودخواه می کند،من در شرایط بی خدایی و بی وجدانی برای رسیدن به مال و منال ممکن است دست به هر جنایتی بزنممن در ابتدا گفتم که کمک به همنوع، بسیار کار خوبیه. مشکل من در زور کردن به این کمک هست؛ وقتی کسی با اراده ی خودش پول میده، این میشه کمک؛ اما وقتی پول دادنش از روی ترس باشه، میشه باج.
صدقه هم کمکی از روی ترسه که مردم میدن تا بلا سرشون نیاد. به زورگیر هم پول میدن تا زندگی آسونی داشته باشن و بلا سرشون نیاد.


*****

یکی از خاصیتهای صدقه دفع بلاستاین سخن رو ثابت کنید.

حبیبه
۱۳۹۴/۰۵/۲۲, ۲۰:۲۹
صدقه هم کمکی از روی ترسه که مردم میدن تا بلا سرشون نیاد. به زورگیر هم پول میدن تا زندگی آسونی داشته باشن و بلا سرشون نیاد.

صدقه به زور؟

نفرمودند اگر صدقه ندهید هفتاد بلا سر شما می آوریم،فرمودند صدقه هفتاد بلا را رفع می کند،می تواند این بلایا اجتماعی باشد یا مثل خودخواهی و خست وووو نفسانی!

اینکه بعضی ها از ترس نزول بلا صدقه می دهند ضعف نفس خودشان است خوب نیتشان را الهی -انسانی کنند،ارزش کار هم به نیت است"انما الاعمال بالنیات"

در سوره انسان حضرت علی و اهل بیتشان علیهم السلام برای چه ستایش می شوند"علی حبه...." دو وجه تفسیری دارد 1- غذای خودشان را برای محبت و عشق به خداوند

به مسکین و یتیم و اسیر دادند2- به خاطر حب و عشق به یتیم و اسیر و یتیم.

همه ی اشکالات به خود ما بر می گردد.

آبـرنـگـ
۱۳۹۴/۰۵/۲۲, ۲۲:۰۶
صدقه به زور؟
نفرمودند اگر صدقه ندهید هفتاد بلا سر شما می آوریم،فرمودند صدقه هفتاد بلا را رفع می کند،حبیبیه گرامی!
خواهشمندم ابتدا به دقت گفته های گفته شده رو بخونید، سپس نگاشتی بفرستید:

«صدقه هفتاد بلا را دفع میکند».
چرا تا زمانی که من به خدا (یا در راه خدا) پول ندم، بلاها از من دفع نمی‌شن؟چرا با پول؟
چرا برای بخشیده شدن، باید پول (کفاره) داد؟

اینکه بعضی ها از ترس نزول بلا صدقه می دهند ضعف نفس خودشان استاین یک اصل در اسلام است که باعث ترسیدن مردم می‌شود.

گمنـام
۱۳۹۴/۰۵/۲۲, ۲۲:۲۹
آیا این خدا، خدایی نیازمند جیب بنده‌هاش نیست؟پ

سلام
باشه بابا تو روشن فکر
ولمون کن دروخدا
تو که هیچیو قبول نمیکنی
هر چی بگم
بیخیال
تو خوب

باء
۱۳۹۴/۰۵/۲۲, ۲۲:۳۹
اگرچه نفس «زکات» و «صدقه» کار بسیار پسندیده‌ای هست؛ اما موضوعی ذهن منو درگیر کرده:

«صدقه هفتاد بلا را دفع میکند».

چرا تا زمانی که من به خدا (یا در راه خدا) پول ندم، بلاها از من دفع نمی‌شن؟
آیا این‌کار خدا، نوعی زورگیری نیست؟
یه باج‌گیر میگه: «بهم پول بده تا در امان باشی؛ وگرنه بلا سرت میارم». خدا هم میگه: «صدقه بده تا در امان باشی و گرنه ...».
آیا این باج گیری نیست؟ آیا این خدا، خدایی نیازمند جیب بنده‌هاش نیست؟
بسم الله الرحمن ... الرحیم
باز هم ایجاد شبهه‌ای دیگر ...
به کسی گفتند اگر به دیگران نیکی کنی خودت هم احساس خوبی خواهی داشت! گفت ای وای از این خدای سوء استفاده‌گر که برای آنکه حال خوبی داشته باشم مرا مجبور می‌کند به دیگران نیکی کنم ...
در کل عینکتان غبارآلود است و کثیف ... و نگاهتان به بیراهه است ... چشمانتان را بشویید تا در همین مسائل محبت خدا به بندگانش را ببینید نه باج‌گیری دزدان و غارتگران را ...

من طبق روال هرماه، به دستان پرتوان مدیر سایت بازم -نمیدونم چرا- اخراج شدم!
موافق سؤالهای اخیری که با تعصبات کوری مطرح می‌کنید شما مسائل خیلی ساده‌تر را هم متوجه نیستید مگر نه اخراج نشدنتان با این وضع عجیب‌تر است تا اخراج‌شدنتان سر هر ماه، اگر می‌دانستید

Reza-D
۱۳۹۴/۰۵/۲۲, ۲۲:۵۴
«صدقه هفتاد بلا را دفع میکند».
چرا تا زمانی که من به خدا (یا در راه خدا) پول ندم، بلاها از من دفع نمی‌شن؟
سلام
بخش "به خدا" در پرسش شما اشتباست. پس نیاید اون رو در متن اصلی بنویسید و برای اینکه این سفسطهء نوشتاری رو پنهان کنید جملهء "برای خدا" رو در پرانتز بیارید
دقیقاً باید بپرسید: چرا برای خدا باید صدقه داد و....



1 - برای خدا ، جملهء جدیدی نیست که صرفاً درمورد پرداخت صدقه به کار رفته باشه و در نتیجه سؤال برای ما پیش بیاد که :
چرا باید "این کار را (صدقه دادن را)" برای خدا انجام بدهیم؟

ما تمام کارهای خوبمون برای خداست نه فقط این یک کار. لذا برمیگردیم به اصل موضوع آفرینش و تعالی انسان که شبیه به رشد یک دانه از دل خاک هست تا رسیدن به مرحلهء درختی سرسبز شدن. همونطور که استاد "شعیب" به زیبایی و اختصار گفتن ، این دنیا ، دنیای اسباب و علل هست. و همونطور که دانه برای رشد خودش به اسبابی نیاز داره ، انسان هم برای تعالی به اسباب و عللی نیازداره که یکی از اونها از خود گذشتگی هست



2 - از خود گذشتگی ابعاد مختلفی داره ، از جمله گذشتن از جان (شهادت) ، گذشتن از خشم (صبر) و گذشتن از مال (صدقه). پس تا اینجا مشخص شد که هدف از این کلام خداوند ، رشد انسان هست. رشد انسان چند بخش داره که یکی از اونها (شاید به نوعی مهمترین اونها) از خود گذشتگی هست و یکی از جلوه های از خودگذشتگی ، گذشتن از مال هست. البته در بحث صدقه خصوصیات دیگری مثل نوع دوستی ، محبت و صداقت هم خودنمایی میکنه




این یک اصل در اسلام است که باعث ترسیدن مردم می‌شود
3 - باز هم از کلماتی استفاده کردید که معنای بدی رو به مخاطب انتقال میده. ترساندن!
درستش اینه که بفرمایید: هشدار دادن
از همون مثال دانه و نهال و درخت استفاده میکنم. شما کشاورز هستید و باغی دارید. شخصی که در این زمینه کاردان هست و البته خیرخواه شما ، به شما میگه:
اگر این مزرعه رو سم پاشی کنید ، 70 آفت از باغ شما دفع میشه ، و اگر نکنید ، این آفت ها مزرعهء شما رو با خطر مواجه میکنه
آیا شما در پاسخ میفرمایید که این شخص هدفش ترساندن شماست؟! یا اینکه از هشدارش بسیار خوشحال میشید؟



4 -
چرا با پول؟
چرا با پول نه؟!
چه رشدی بهتر از اینکه شما به حدی از بزرگی برسی که هم نوع رو برخود ترجیح بدی؟ و برای سنجش این از خود گذشتگی ، چه وسیله ای بهتر از پول که خیلی از زور زدنها ، دعواها و دشمنی ها ، بخاطر همین پول پیش میاد؟

حبیبه
۱۳۹۴/۰۵/۲۲, ۲۳:۱۴
حبیبیه گرامی!
خواهشمندم ابتدا به دقت گفته های گفته شده رو بخونید، سپس نگاشتی بفرستید:
چرا با پول؟
چرا برای بخشیده شدن، باید پول (کفاره) داد؟
این یک اصل در اسلام است که باعث ترسیدن مردم می‌شود.

فکر می کنم چرا با پول را توضیح دادم،فقط پول نیست پول و ثروت و دارایی یکی از تعلقات نفسانی است.

چه کسی گفته برای بخشش فقط با ید پول داد برای بخشش توبه کافی است مگر اینکه حق الناس از نوع مالی به گردنت باشد.

در مورد صدقه و کفاره بعنوان مثال روزه و شبیه به آن،اینها ابزاری برای رفع فقر مالی جامعه اسلامی است.

در هر آئین دیگری کمک به هم نوع هست در اسلام هم هست بعلاوه پاداش و ثواب و آثار اجتماعی و فردی که دارد.

در اسلام ترساندن اصل نیست،شما چقدر راجع به اسلام مطالعه دارید؟

"سبقت رحمتی غضبی" سخن خداست یعنی رحمت من بر غضبم پیشی گرفته است.خب حالا اگر کسی به جای

عشق به خدا خواست وجود خودش را تنزل دهد و از ترس جانش کاری بکند مقصر خود اوست،اصل در اسلام عشق

و محبت و رحمت است.

asad
۱۳۹۴/۰۵/۲۲, ۲۳:۲۲
هر گفتاری مربوط به یکی از هزاران موضوع هست. پس من تنها در این گفتار میتونم به یکی از اینها بپردازم..

خشم و مهر خدا یک موضوعه کلیه.
در حالی که
خمس و زکات یک موضوع جزئیه

اگه میخوایین در مورد جزئیات بحث کنید به کلیات ربطش ندهید و اگر ربط دادید طاقت شنیدن جوابی کلی رو داشته باشید.


جواب کلی: خشم و مهر خدا به عمل بنده هاش وابسته است نه به پول بنده هاش.

آبـرنـگـ
۱۳۹۴/۰۵/۲۲, ۲۳:۵۷
بسم الله الرحمن ... الرحیم
باز هم ایجاد شبهه‌ای دیگر ...خالی شدی؟
خوب حمله به شخصت رو انجام دادی؟
آفرین! روز بروز داری حمله گر بهتری میشی.

*****

سلام
بخش "به خدا" در پرسش شما اشتباست. دقیقاً باید بپرسید: چرا برای خدا باید صدقه داد و....
«کیست خدا را وامی نیکو دهد؟»
آیه‌ی قرآنه و در اون «راه خدا» دیده نمیشه؛ بلکه میگه «به خدا».

پس نیاید اون رو در متن اصلی بنویسید و برای اینکه این سفسطهء نوشتاری رو پنهان کنید جملهء "برای خدا" رو در پرانتز بیاریدجناب ملا نقطی!
از همین ابتدا آغاز به اتهام زنی و برهم زدن آرامش دیگری؟
چشم این اشتباه رو دیگه انجام نمیدم!
من با شما پیشتر گفت و گو کردم و از اون گفت و گو یادواره خوبی ندارم.

در اون گفتار هم شما و «باء» اومدید و تمرکز من رو بهم زدید؛ دوست ندارم دیگه با شماها گفت و گو کنم. الان هم نشون دادم که گفتارتون پر از اشتباه و از همین ابتدا آشکاره. پس ادامه ش نمیدم.

حالا فکر میکنید کم اوردم، حرف حق رو میزنید و من حق ستیزم و ... مهم نیست. و مهم، آرامش خودمه.
*****

فکر می کنم چرا با پول را توضیح دادم،فقط پول نیست پول و ثروت و دارایی یکی از تعلقات نفسانی است.این رو جناب «اسد» هم فرمودند و من گفتم:
هر گفتاری مربوط به یکی از هزاران موضوع هست. پس من تنها در این گفتار میتونم به یکی از اینها بپردازم.من نگفتم «فقط پول». گفتم چرا پول گرفتن جزیی از این کاره؟

در اسلام ترساندن اصل نیست،شما چقدر راجع به اسلام مطالعه دارید؟آیه هایی که از عذاب های شکنجه مانند سخن میگن و آیه هایی که پی در پی میگن: «از خدا بترسید» کم نیستن که بگیم ترس از خدا چیز کمی در ادیان هست.
یه بار آقای قرائتی میگفت: «هواپیمایی ها نیازی نیست بیمه داشته باشن! اگر برای هر پرواز مقداری صدقه بدن، هواپیمایی سقوط نمیکنه». صدقه بدید، تا نمیرید.
صدقه بدید تا تصادف نکنید.
اینها چیزی جز ترس رو القا میکنن؟
هیچ کس نگفته و نمیگه عشق به خدا بورزید تا نمیرید!

پژوهش من در مورد اسلام و به ویژه تاریخ اسلام به اندازه نیاز هست.
*****


خشم و مهر خدا یک موضوعه کلیه.
در حالی که
خمس و زکات یک موضوع جزئیه
اگه میخوایین در مورد جزئیات بحث کنید به کلیات ربطش ندهید و اگر ربط دادید طاقت شنیدن جوابی کلی رو داشته باشید.
جواب کلی: خشم و مهر خدا به عمل بنده هاش وابسته است نه به پول بنده هاش.سپاس از شما.

حبیبه
۱۳۹۴/۰۵/۲۳, ۰۰:۳۲
آیه هایی که از عذاب های شکنجه مانند سخن میگن و آیه هایی که پی در پی میگن: «از خدا بترسید» کم نیستن که بگیم ترس از خدا چیز کمی در ادیان هست.
یه بار آقای قرائتی میگفت: «هواپیمایی ها نیازی نیست بیمه داشته باشن! اگر برای هر پرواز مقداری صدقه بدن، هواپیمایی سقوط نمیکنه». صدقه بدید، تا نمیرید.
صدقه بدید تا تصادف نکنید.
اینها چیزی جز ترس رو القا میکنن؟
هیچ کس نگفته و نمیگه عشق به خدا بورزید تا نمیرید!

پژوهش من در مورد اسلام و به ویژه تاریخ اسلام به اندازه نیاز هست.

نگفتیم چیز کمی است خوف و رجا در کنار هم هستند عرض کردم اصل ترس نیست،ترساندن نیست،گرچه بستگی به دریافت و ظرفیت مخاطب دارد

الان شما را بترسانند واکنش منقادانه خواهید داشت یا تشویق کنند و یا انگیزه ای قوی تر مانند تمایل خودتان داشته باشید؟

مخاطبان دین هم سه دسته اند در حدیث هم داریم.

ببینید مشکل شما با این مسائل نیست فکر می کنم توضیح این چیزها مفید نباشد و مطمئنا شما را راضی و اقناع نخواهد کرد

بهتر نیست اصلا از اصل شروع کنید؟

شما مشکلتان را با خدا ابتدا حل کنید چون اگر این موضوع حل نشود همه ی مسائل دیگر در ذهن شما قالب شبهه می یابند.

آبـرنـگـ
۱۳۹۴/۰۵/۲۳, ۰۱:۰۷
نگفتیم چیز کمی است خوف و رجا در کنار هم هستند عرض کردم اصل ترس نیست،ترساندن نیست،گرچه بستگی به دریافت و ظرفیت مخاطب دارد
الان شما را بترسانند واکنش منقادانه خواهید داشت یا تشویق کنند و یا انگیزه ای قوی تر مانند تمایل خودتان داشته باشید؟
مخاطبان دین هم سه دسته اند در حدیث هم داریم.ترس در ادیان شالوده اصلی ایمان آوردن اکثریت مردم است.
مومنان از اندیشدن در مورد خدا میترسن و خدا آنها را از این کار بسیار ترسانده است؛ ترس از کافر شدن، اعدام شدن و ...

إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِینَ إِذَا ذُکِرَ اللّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ وَإِذَا تُلِیَتْ عَلَیْهِمْ آیَاتُهُ زَادَتْهُمْ إِیمَانًا وَعَلَى رَبِّهِمْ یَتَوَکَّلُونَ
مؤمنان تنها کسانی هستند که هر وقت نام خدا برده شود دلهاشان ترسان می‏گردد، و هنگامی که آیات او بر آنها خوانده می‏شود ایمانشان افزون می‏گردد و تنها بر پروردگارشان توکل دارند

و یا آیه ای که تقریبا جنبه ی طنز داره:
(آل عمران/ 175): «جز این نیست که آن شیطان است که دوستان خود را میترساند. پس از آنها مترسید و از من بترسید».
ویژگی پلید و پست شیطان، ترساندن دوسدارانش است؛ اما خود خدای اسلام نیز به دوسدارانش میگوید «از من بترسید»!
به هر روی؛ سخن ما در مورد چرایی پول گرفتن خدا برای دفع بلاهایی هست که میتواند آنها را دفع کند؛ ولی تا پول نگیرد، کاری انجام نمیدهد.

ببینید مشکل شما با این مسائل نیست فکر می کنم توضیح این چیزها مفید نباشد و مطمئنا شما را راضی و اقناع نخواهد کرد
بهتر نیست اصلا از اصل شروع کنید؟
شما مشکلتان را با خدا ابتدا حل کنید چون اگر این موضوع حل نشود همه ی مسائل دیگر در ذهن شما قالب شبهه می یابند.من دارم رفتارهای خدای اسلام رو بررسی میکنم.

حبیبه
۱۳۹۴/۰۵/۲۳, ۰۱:۳۱
من دارم رفتارهای خدای اسلام رو بررسی میکنم.

اشکالی ندارد این حق شماست.اما خدای اسلام نه، خدای همه ی ادیان الهی.


ترس در ادیان شالوده اصلی ایمان آوردن اکثریت مردم است.
مومنان از اندیشدن در مورد خدا میترسن و خدا آنها را از این کار بسیار ترسانده است؛ ترس از کافر شدن، اعدام شدن و ...

این دیگر از ان حرفهاست!هیچ دینی مانند اسلام مردم را به اندیشیدن دعوت نمی کند.

شالوده اصلی ایمان شناخت و معرفت است و کسی که از ترس مجازات ایمان بیاورد مانند کسی است که از ترس مجازات ایمانش را پنهان کند به هر حال هر دو به اصل خویش باز می گردند

چقدر دل آدم می سوزد که شما آیاتی به این زیبایی و با مفاهیمی بلند را اینگونه برداشت می کنید!!!!!!

وجلت اشاره به خوف عقلی دارد نه خوف نفسی!معنایش را نمی گویم تا زحمت تحقیق را به عهده خودتان بگذارم شاید هم چیزی نصیبتان شد.

غلام عشقتم یاعلی
۱۳۹۴/۰۵/۲۳, ۰۲:۵۲
بسم رب الحیدر


این سخن رو ثابت کنید.

خدارو شکر که بقیه متن رو انگار به خوبی متوجه شدید

شما تا چه حد این سخن ها رو قبول دارید:

عقل بشر در برابر خداوند مثل ذره ای در برابر تمام هستی بلکه بیشتر است و اصلا گنجایش درک خیلی چیزهارو نداره

اگه اینطور باشه که هر چیز خداوند میدونه و درک میکنه ما هم بدونیم پس دیگه تفاوتی میان خالق و مخلوق نبود همینطور که در قرآن هم مواردی به این مضمون داریم "من میدانم و شما نمیدانید"

البته اینها به این معنا نیست که کسی که به اسلام روی می آوره باید کر و کور و بی عقل باشه خیلی از احکام اسلام عقلی و علمی ثابت شده

ضمن اینکه برای اثبات "صدقه دفع بلاست" میشه به اتفاقات و تجربه های افراد و احادیث و روایات اشاره کرد

آبـرنـگـ
۱۳۹۴/۰۵/۲۳, ۰۳:۲۳
اشکالی ندارد این حق شماست.اما خدای اسلام نه، خدای همه ی ادیان الهی.
این دیگر از ان حرفهاست!هیچ دینی مانند اسلام مردم را به اندیشیدن دعوت نمی کند.
شالوده اصلی ایمان شناخت و معرفت است و کسی که از ترس مجازات ایمان بیاورد مانند کسی است که از ترس مجازات ایمانش را پنهان کند به هر حال هر دو به اصل خویش باز می گردند
چقدر دل آدم می سوزد که شما آیاتی به این زیبایی و با مفاهیمی بلند را اینگونه برداشت می کنید!!!!!!
وجلت اشاره به خوف عقلی دارد نه خوف نفسی!معنایش را نمی گویم تا زحمت تحقیق را به عهده خودتان بگذارم شاید هم چیزی نصیبتان شد.
هیچ اشکالی نداره؛ دل منم به حال شما میسوزه.

این تفسیرها رو زیاد دیدیم؛ با همین تفسیرها، حافظ هم سنی میتونه باشه، هم شیعه، هم زردشتی و هم حتی بی دین!
پس این تفسیرهای آزادی که هیچ قرینه ای ندارن، یک برداشت آزادن که هرکسی اون رو داره.
برای نمونه در این اینجا (http://kayhan.ir/fa/news/29698)، «ترس عقلی» رو تنها برای «اولیا» دونسته که شمار چنین کسانی، استثناس و در خورد توجه نیست.
پس برای بیشتر مردم، چنین ترسی، ترس ساده و مرسومه.

*****

بسم رب الحیدر
خدارو شکر که بقیه متن رو انگار به خوبی متوجه شدید
شما تا چه حد این سخن ها رو قبول دارید:
عقل بشر در برابر خداوند مثل ذره ای در برابر تمام هستی بلکه بیشتر است و اصلا گنجایش درک خیلی چیزهارو نداره
اگه اینطور باشه که هر چیز خداوند میدونه و درک میکنه ما هم بدونیم پس دیگه تفاوتی میان خالق و مخلوق نبود همینطور که در قرآن هم مواردی به این مضمون داریم "من میدانم و شما نمیدانید"
البته اینها به این معنا نیست که کسی که به اسلام روی می آوره باید کر و کور و بی عقل باشه خیلی از احکام اسلام عقلی و علمی ثابت شده
ضمن اینکه برای اثبات "صدقه دفع بلاست" میشه به اتفاقات و تجربه های افراد و احادیث و روایات اشاره کرد
سپاس از شما:Gol:

حبیبه
۱۳۹۴/۰۵/۲۳, ۰۹:۳۰
این تفسیرها رو زیاد دیدیم؛ با همین تفسیرها، حافظ هم سنی میتونه باشه، هم شیعه، هم زردشتی و هم حتی بی دین!
پس این تفسیرهای آزادی که هیچ قرینه ای ندارن، یک برداشت آزادن که هرکسی اون رو داره.
برای نمونه در این اینجا، «ترس عقلی» رو تنها برای «اولیا» دونسته که شمار چنین کسانی، استثناس و در خورد توجه نیست.
پس برای بیشتر مردم، چنین ترسی، ترس ساده و مرسومه.

این تفسیر نیست آن هم آزاد و بدون قرینه!

این حکم بدیهی عقل است.انسانها یا از درک عظمت حق می ترسند و در محضرش حریم می گیرند و از معصیتش حیا می کنند.

یا از عاقبت گناهان خویش می ترسند که این هم لازمه اش اعتقاد به حساب و کتاب و قیامت است که باز هم ترس نفسی نیست چون مبانی آن

اعتقادات قلبی و ایمان است.

mohsen1990
۱۳۹۴/۰۵/۲۳, ۱۰:۳۵
«صدقه هفتاد بلا را دفع میکند».

؟یه سوال از کارشناس:چرا با اینکه میگن هفتاد بلا رادفع میکنه.من یه بار ازخونه اومدم بیرون پول انداختم صندوق صدقات تو همون روز 2بار تصادف کردم :) یعنی چرا!اگه نمینداختم 72 تا بلا سرم میومده!

آبـرنـگـ
۱۳۹۴/۰۵/۲۳, ۱۰:۴۲
این تفسیر نیست آن هم آزاد و بدون قرینه!
این حکم بدیهی عقل است.انسانها یا از درک عظمت حق می ترسند و در محضرش حریم می گیرند و از معصیتش حیا می کنند.
یا از عاقبت گناهان خویش می ترسند که این هم لازمه اش اعتقاد به حساب و کتاب و قیامت است که باز هم ترس نفسی نیست چون مبانی آن
اعتقادات قلبی و ایمان است.
سپاس از شما :Gol:

Reza-D
۱۳۹۴/۰۵/۲۳, ۱۲:۱۷
حالا فکر میکنید کم اوردم، حرف حق رو میزنید و من حق ستیزم و ...چنین فکر نمیکنم چون دنبال مسائلی مثل کم آوردن و این چیزا نیستم




جناب ملا نقطی!
از همین ابتدا آغاز به اتهام زنی و برهم زدن آرامش دیگری؟اتهام نبود. ابتدای تاپیک شما گفتید که:

یه باج‌گیر میگه: «بهم پول بده تا در امان باشی؛ وگرنه بلا سرت میارم». خدا هم میگه: «صدقه بده تا در امان باشی و گرنه ...».
آیا این باج گیری نیست؟ آیا این خدا، خدایی نیازمند جیب بنده‌هاش نیست؟
یعنی شما از ابتدا اصل رو بر این گرفتید که خدا داره از ما برای خودش پول میگیره و با مثال باج گیر و تطبیق خدا بر اون ، سعی کردید همین معنا رو منتقل کنید. اما من و شما هر اختلاف نظری هم که داشته باشیم ، دیگه این رو هر دوی ما میدونیم که ما این پول رو نه شخصاً دست خدا میدیم ، نه با واسطه به دست خدا میرسه و شما بدون شک به منظور آیه واقف هستید. به خوبی هم اطلاع دارید. و وقتی شما از معنای چیزی به خوبی اطلاع دارید ولی سعی میکنید جور دیگری اون رو جلوه بدید میشه نوعی سفسطه. پس اتهام نزدم

«کیست خدا را وامی نیکو دهد؟»
آیه‌ی قرآنه و در اون «راه خدا» دیده نمیشه؛ بلکه میگه «به خدا»استناد شما به ظاهر آیه ، در حالیکه معنی اون رو به خوبی میدونید ، نه پاسخ به بنده ، که تایید حرف من بود که شما سعی دارید با استفاده از ظاهر کلمات ، اصل حرف رو تغییر بدید


اما اگر اصرار دارید که واقعاً فکر شما اینه که ما میریم پول رو میدیم دست خدا!!!

تفسیر اطيب البيان
(245)(من ذالذي يقرض الله قرضا حسنا ):(كيست كه خدا را وامي نيكودهد؟)، خداوند براي ترغيب مردم به اين عمل ، وام را به خودش نسبت داده است ،در حاليكه اين وام در راه خداست ،(فيضاعفه له اضعافا كثيره و الله يقبض و يبصط و اليه ترجعون ):(پس خدا وام او را به چند برابر افزون كند و خداست كه تنگي ووسعت مي بخشد و شما بسوي او باز مي گرديد) و همچنين براي تشويق و تهييج مؤمنان براي آنكه قرض الحسنه بدهند، مي فرمايد: كه آن را براي آنها دويا چند برابر مي كند و قبض به معناي گرفتن چيزي و بسط به معناي مقابل آنست ،در بيان اين سه صفت يعني (قابض ، باسط و مرجع عباد) براي فهماندن اين معناست كه آنچه در راه خدا قرض بدهند هدر نمي رود و باطل نمي شود و هيچ بعيدنيست كه به چند برابر تبديل شود ،چون خدا قابض است ،يعني خداست كه اين قرض را مي گيرد و باسط است يعني هر چه را بخواهد زياد مي كند و مرجع است ، يعني شما به سوي او باز مي گرديد و آن مبلغ افزوده را پس مي گيريد، آنهم بصورت تمام و كمال

نتیجه اینکه جملهء "به خدا وام دهید" ، به این معناست که مخاطب و طرف حساب شما خداست ، نه اون شخص فقیر
نه اینکه خدا میاد از ما پول میگیره میذاره جیبش!




من با شما پیشتر گفت و گو کردم و از اون گفت و گو یادواره خوبی ندارم. در اون گفتار هم شما و «باء» اومدید و تمرکز من رو بهم زدید؛ دوست ندارم دیگه با شماها گفت و گو کنم. الان هم نشون دادم که گفتارتون پر از اشتباه و از همین ابتدا آشکاره. پس ادامه ش نمیدمپر از اشتباه؟! کاش لااقل یک نمونه میاوردید
شما مختار هستید که با من و جناب "باء" صحبت کنید یا نکنید. اما چون به ما اتهام زدید که ما اومدیم و تمرکز شما رو به هم زدیم ، عرض میکنم اون تاپیک هنوز موجوده و کاملاً مشخصه که ما تمرکز شما رو بر هم زدیم ، یا اینکه جواب حق به شما دادیم

asad
۱۳۹۴/۰۵/۲۳, ۱۳:۳۱
سپاس از شما.

:deldari: و همچنان خدا باج گیر است عیب نداره...

آبـرنـگـ
۱۳۹۴/۰۵/۲۳, ۱۳:۵۶
و همچنان خدا باج گیر است عیب نداره...نتیجه بدست اومده برای من اینه که: «در این حکم اسلام، خدای بی نیازی دیده نمیشه؛ بلکه انسانهای سودجوی زمینی، به نام خدا در پی پول گرفتن از مردم هستن».
این سودجویی، به سود مبلغان دینی است؛ مبلغانی که همواره جزو پولدارترین قشر جامعه هستن؛ از سردم داران بت خانه ها گرفته، تا کلیسا و حوزه.
این قشر جامعه جز با گرفتن چنین پول هایی -که از راه تبلیغ ترس و وحشت انجام میشه- کار دیگه ای انجام نمیدن؛ اما همواره جزو پولدارترین ها هستن (آخوندها حتی در زمان پهلوی نیز، جزو زمین داران بزرگ بودن و هنوزم هستن).

پس گرفتن صدقه، کفاره، خمس و دیگر چیزهایی که در جیب سردمداران دین میره، تفاوتی با زورگیری نداره. چرا که اونها میگن: اگر پول بدید، خدا با شما مهربان تر خواهد شد.همونجوری که کارشناس فرمودن:

این صدقه دادن راهی است برای جلب رحمت اضافی ، رحمتی فوق رحمت عادی که خود فرد از اختیارش کسب کرده است.همون چیزی که نوچه های زورگیرها میگن: «اگه سر کیسه رو شل کنی، در امونی».
سپاس از همگی:Gol:

یا زینب کبری
۱۳۹۴/۰۵/۲۳, ۱۶:۳۸
یه سوال از کارشناس:چرا با اینکه میگن هفتاد بلا رادفع میکنه.من یه بار ازخونه اومدم بیرون پول انداختم صندوق صدقات تو همون روز 2بار تصادف کردم :) یعنی چرا!اگه نمینداختم 72 تا بلا سرم میومده!

سلام

من که کارشناس نیستم... ولی با یخورده مزاح نظرمو می گم:khandeh!:

در فرض سوال قرار بوده دچار فاجعه شوید، ولی با عنایت پروردگار این بلا تقلیل پیدا کرده...

البته دو تا احتمال دیگم هست!

یا پولت گوشه نداشته بید ... جیگر:khaneh:...
یا صندوق صدقش offline بوده...:Nishkhand:...

:Cheshmak:

اصل حالت چطوره آقا محسن... خوبی.. خو.شی... سلامتی... دماغت چاقه... کیفین بارده...

asad
۱۳۹۴/۰۵/۲۳, ۱۶:۵۹
نتیجه بدست اومده برای من اینه که: «در این حکم اسلام، خدای بی نیازی دیده نمیشه؛ بلکه انسانهای سودجوی زمینی، به نام خدا در پی پول گرفتن از مردم هستن».
این سودجویی، به سود مبلغان دینی است؛ مبلغانی که همواره جزو پولدارترین قشر جامعه هستن؛ از سردم داران بت خانه ها گرفته، تا کلیسا و حوزه.
این قشر جامعه جز با گرفتن چنین پول هایی -که از راه تبلیغ ترس و وحشت انجام میشه- کار دیگه ای انجام نمیدن؛ اما همواره جزو پولدارترین ها هستن (آخوندها حتی در زمان پهلوی نیز، جزو زمین داران بزرگ بودن و هنوزم هستن).

پس گرفتن صدقه، کفاره، خمس و دیگر چیزهایی که در جیب سردمداران دین میره، تفاوتی با زورگیری نداره. چرا که اونها میگن: اگر پول بدید، خدا با شما مهربان تر خواهد شد.همونجوری که کارشناس فرمودن:
همون چیزی که نوچه های زورگیرها میگن: «اگه سر کیسه رو شل کنی، در امونی».
سپاس از همگی:Gol:

چه جوری همچین نتیجه گیری کردید؟
برگشتید سر حرف اولتون و در یک دور باطل قرار گرفتید بدون اینکه به مطالب دقت کنید. انگار مبنا را بر این گذاشته اید که همه اشتباه میکنند و شما درست میگید .

من گفتم مهم برای خدا اطاعت و عدم اطاعت کردن بنده هاش هست. نه پول دادن و ندادن. ای چه بسا به کسانی که پول میدهند برکت هم میدهد و مال اضافی هم عطا میکند.

مثل همون داستان معروف که عده ای از به ظاهر شیعیان نزد امام رفتن و امام بهشون فرمود داخل تنور سوزان بپرند. هیچ کدام اطاعت نکردند جز غلام امام که با سر به داخل تنور پرید و اطاعت کرد.
و چون اطاعت کرد خدا آتش را بر او بی اثر کرد.
چون اطاعت کرد.
اگه شما اونجا بودی حتما میگفتی خدا مثل داعشه که از بنده هاش میخواد بپرن توی آتش.
(اما دیگه به بعدش نگاه نمیکنی که خدا نسبت به کسانی که بی پروا اطاعت میکنن چه لطفی داره و حتی آتش رو بی اثر میکنه)

در اینجا هم ظاهر قضیه اینه که انسان مبلغی پول از دست میده اما برکتی که توی زندگی میاره دقیقا مثل همون بی اثر کردن آتشه.
مهم اطاعته اس. نه پول دادنه....

و همچنان خدا باجگیر است.... :nini:

بای.

باء
۱۳۹۴/۰۵/۲۳, ۱۸:۴۸
نتیجه بدست اومده برای من اینه که: «در این حکم اسلام، خدای بی نیازی دیده نمیشه؛ بلکه انسانهای سودجوی زمینی، به نام خدا در پی پول گرفتن از مردم هستن».
این سودجویی، به سود مبلغان دینی است؛ مبلغانی که همواره جزو پولدارترین قشر جامعه هستن؛ از سردم داران بت خانه ها گرفته، تا کلیسا و حوزه.
این قشر جامعه جز با گرفتن چنین پول هایی -که از راه تبلیغ ترس و وحشت انجام میشه- کار دیگه ای انجام نمیدن؛ اما همواره جزو پولدارترین ها هستن (آخوندها حتی در زمان پهلوی نیز، جزو زمین داران بزرگ بودن و هنوزم هستن).

پس گرفتن صدقه، کفاره، خمس و دیگر چیزهایی که در جیب سردمداران دین میره، تفاوتی با زورگیری نداره. چرا که اونها میگن: اگر پول بدید، خدا با شما مهربان تر خواهد شد.همونجوری که کارشناس فرمودن:
همون چیزی که نوچه های زورگیرها میگن: «اگه سر کیسه رو شل کنی، در امونی».
سپاس از همگی:Gol:
بسم الله الرحمن الرحیم
و نه خود شما برای ما ارزشی دارید و نه نتیجه‌گیری‌هایتان ...
ژست روشن‌فکری‌اتان برایم کمترین اهمیتی ندارد، اینکه خود را اخلاق‌مدار جا زده و مطلوم‌نمایی کنید هم برایم اهمیتی ندارد ... گذشت آن زمان که بنده هم فریب عوام‌فریبی‌های شما را می‌خوردم ... آن زمان که گمان می‌کردم به دنبال حقیقت هستید و اخلاق‌مدار هستید و خلاصه دغدغه‌ی یافتن حقیقت را دارید و از در مدارا با شما وارد می‌شدم ... شما اسمش را حمله‌وری بگذار یا هر چیز دیگری که دوست دارید هموطن! ... خدای من نهی کرده است مرا از مهربانی کردن با شما وقتی امید هدایت در شما نمی‌یابم پس ان شاء الله بنده را اشداء علی الکفار خواهید یافت ... اینجا ظاهر سازی می‌کنید ولی در خصوصی مفصل تا ته صحبت‌هایمان را کرده‌اید و کپی نامه‌هایتان را هم دارم، آنجا مقصودتان از بحث‌هایتان و از پرسش‌هایتان را بیان کردید، گفتید که به دنبال آگاه‌سازی هموطنان خود هستید، همان آگاه‌سازی که ما اسمش را می‌گذاریم شبهه‌سازی و شبهه‌پراکنی ... گفتید که ناراحت هستید که بودجه‌ی دولتی کشورتان صرف تبلیغ اسلام که به زعم شما اشتباه است می‌شود و برای خود سهمی در تبلیغ باطلی می‌خواهید که دلباخته‌اش هستید ...

مگرنه گمان کردید سؤالتان سؤالی است که پاسخ دادن به آن حتی نیاز به دقایقی فکر کردن داشته باشد ...؟ در یک جمله پاسختان را دادم:

به کسی گفتند اگر به دیگران نیکی کنی خودت هم احساس خوبی خواهی داشت! گفت ای وای از این خدای سوء استفاده‌گر که برای آنکه حال خوبی داشته باشم مرا مجبور می‌کند به دیگران نیکی کنم ...
در کل عینکتان غبارآلود است و کثیف ... و نگاهتان به بیراهه است ... چشمانتان را بشویید تا در همین مسائل محبت خدا به بندگانش را ببینید نه باج‌گیری دزدان و غارتگران را ...

هوش خیلی بالایی لازم نبود تا ارتباط آن مثال را با سؤال خود متوجه شوید اگر به دنبال پاسخ بودید، گرچه از ابتدا هم امیدی نداشتم که به دنبال پاسخ باشید ... کارتان سفسطه است و شیطنت کردن و فتنه‌انگیزی ...
کاری که در اینجا کردید را هم مشابهش را در قرآن از منافقان و کافران خوانده‌ایم، که در ابتدای روز می‌گفتند ایمان آوردیم و در آخر روز می‌گفتند کافر شدیم تا ایمان مؤمنان سست شود، شما هم می‌گویید به دنبال پاسخ هستم و ژست اخلاقمداری و حقیقت‌خواهی به خود می‌گیرید و بعد از اینکه کارشناسان و دوستان دیگر با صبوری و حسن‌نیت پاسختان را می‌دهند می‌گویید که خیر! هیچ کدام از پاسخ‌ها پاسخ سؤال شما نبود و شما قانع نشدید و بعد نتیجه می‌گیرید که سؤال شما پاسخی در اسلام ندارد و نتیجه‌گیری خلاف عقل و منطق و انصاف و انسانیت خود را بیان می‌کنید! این کاری است که در آن تاپیک دیگر (که در پاسخ به جناب رضا هم از آن یاد کردید) هم مرتکب شدید، وقتی چندین و چند صفحه بحث مفصل و پاسخ‌های مبسوط و روشن‌گرانه برایتان نوشتیم و چندین و چند نفر در آن بحث مشارکت کردند و هر کسی به زبانی و با منطق خودش پاسخی صحیح و کامل به شما داد شما دست آخر همینطوری نتیجه‌گیری کردید که من قانع نشدم و پاسخ‌هایتان قابل قبول نیست! پرسیدیم چرا قانع‌کننده نیست گفتید مگر نمایندگان مجلس که وزیری را استیضاح می‌کنند و قانع نمی‌شوند مجبورند پاسخگو باشند که چرا قانع نشدند که حالا من لازم باشد پاسخگو باشم ... احسنت به این همه تواضع و اخلاق‌گرایی و احسنت به این همه منطق ...

و بعد نگران آرامش یا تمرکز خودتان هستید ...

خدا ما را از مانند شما حفظ نماید ... هیچ کس از شر شیاطین در امان نیست اگر خدا کمک نکند ...

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّبِعُوا خُطُوَاتِ الشَّيْطَانِ ۚ وَمَن يَتَّبِعْ خُطُوَاتِ الشَّيْطَانِ فَإِنَّهُ يَأْمُرُ‌ بِالْفَحْشَاءِ وَالْمُنكَرِ‌ ۚ وَلَوْلَا فَضْلُ اللَّـهِ عَلَيْكُمْ وَرَ‌حْمَتُهُ مَا زَكَىٰ مِنكُم مِّنْ أَحَدٍ أَبَدًا وَلَـٰكِنَّ اللَّـهَ يُزَكِّي مَن يَشَاءُ ۗ وَاللَّـهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ

اگر به دامان دین بازگشتید با ما در دین خدا برادرید و مساوی، اما اگر می‌خواهید به این روش خود ادامه دهید ما را همیشه مخل آسایش و آرامش و تمرکز خود بدانید ... ان شاء الله
روی سخنم به دوستانی است که در تاپیک قبل و در این تاپیک با شما آشنا شدند ... دیگر شما مخاطبم نیستید:

گویند روزی مرد فاضل و عالمی که شیطان بر او چیرگی نداشت مشغول کاری بود ... شیاطین جمع شدند که چه کنیم؟ یکی گفت من می‌روم با او به بحث می‌نشینم تا مگر او را منکوب کنم. رفت و هر اشکالی که می‌گرفت آن مرد پارسا جوابی می‌داد که او نمی‌توانست از آن مسیر ادامه دهد .. عاقبت بعد از چند ساعت آن شیطان گردنش نزد آن مرد پارسا کج شد ... به او گفت مرا می‌شناسی؟ گفت نه! گفت من یک شیطان هستم که می‌خواستم تو را از راه به در کنم! مرد خوشحال شد و گفت بحمدالله باز هم نتوانستی و از این مباحثه طرفی نبستی! شیطان لبخندی زد و گفت دستم از این مباحثه خالی خالی هم نیست! مرد با تعجب پرسید که ولی من ذره‌ای هم در اعتقادات خود تردید نکردم یا سست نشدم!؟ جواب داد که همینکه چند ساعت از عمرت را به کار بیهوده گذراندی برایم بس بود ...

این حکایت را به عنوان مثل نگاه کنید ... در مثل مناقشه نیست ... غرض اینکه وقتی سؤالاتی بی‌محتوا که پاسخ ساده دارند و ارزش بحث ندارند مطرح می‌شود بهتر است انرژی مؤمنان در پاسخ دادن به آن تا این حد مصرف نشود ... وارد بازی دشمنان یا بدخواهان دین شدن یعنی در زمین ایشان بازی کردن که دست‌آورد بالایی ندارد ... احتمالاً ... همینکه مؤمنی احساس کند نتوانسته کسی که قصد پاسخ گرفتن هم ندارد را قانع کند ناراحت شود همانقدر هم ضرر برای ما سنگین است ...

آبـرنـگـ
۱۳۹۴/۰۵/۲۴, ۰۱:۲۶
و نه خود شما برای ما ارزشی دارید و نه نتیجه‌گیری‌هایتانمنم ادعایی ندارم که من برای شما ارزشی دارم. قدر زر، زرگر بداند.

باز هم خودت رو خالی کردی و هرچی از دهنت درومد گفتی؟
مشکلی نیست؛ من از این همه فشاری که بهت اومده، که توهین نامه ی دیروزت رو پاک کردی و تا امروز روش کار کردی تا توهینی همه جانبه باشه(ولی میگی اهمیتی نداره) تنها خندم میگیره و هیچ نیازی نمیبینم عین خودت کودکانه حرف بزنم؛ اگرچه گفتن: پس زبان کودکی باید گشاد.
خدای من نهی کرده است مرا از مهربانی کردن با شما وقتی امید هدایت در شما نمی‌یابم پس ان شاء الله بنده را اشداء علی الکفار خواهید یافتبله ارادت خدمت خدای خشنت دارم.
من نه جنگی کردم، نه تفنگ بدست گرفتم؛ تو همونی نیستی که میگفتی اسلام دین آزادی و اندیشه‌س؟
آیا من کاری جز تبادل اندیشه کردم؟

اینجا ظاهر سازی می‌کنید ولی در خصوصی مفصل تا ته صحبت‌هایمان را کرده‌ایدبرام عجیب بود که مسلمان با اعتقادی چون تو، چجور تونسته برای حریم خصوصی دیگرانی که مخالفش هستن احترام قایل بشه و حرفاش رو پخش نکنه که خوشبختانه شگفتیم برطرف شد.
حتم دارم به مدیر سایت هم رونوشتی از حرفام دادی.
مشکلی نیست؛ همونجوری که من رو تهدید کردی و ازم خواستی زبان به کام بگیرم تا مردم آگاه نشن، امروز هم میگم: هرکاری دوست داری بکن پهلوون!
بگو بیان منو اعدام کنن.

و کپی نامه‌هایتان را هم دارم آفررررررین.

آنجا مقصودتان از بحث‌هایتان و از پرسش‌هایتان را بیان کردید، گفتید که به دنبال آگاه‌سازی هموطنان خود هستید، همان آگاه‌سازی که ما اسمش را می‌گذاریم شبهه‌سازی و شبهه‌پراکنیتو که البته پرحرفی میکنی و فک نمیکنم کسی حرفات رو حوصله داشته باشه بخونه و این حرفت از روی خود خوشگل بینیه؛ اما کارشناسا وظیفه دارن پاسخ بدن؛ چه طرف برا گفت و گو اومده باشه، چه برای هرچیز دیگه ای.

گفتید که ناراحت هستید که بودجه‌ی دولتی کشورتان صرف تبلیغ اسلام که به زعم شما اشتباه است می‌شودحرفای منو تحریف نکن پهلوون تهدیدگر مسلمون!
تو منو تهدید کردی و گفتی توی سایت حرفات رو ادامه نده وگرنه من نمیذارم تو سایت اسلامی تبلیغ کنی و گزارش میدم کارهاتو و ...؛ منم گفتم به همون اندازه که تو حق داری حرف بزنی، منم حق دارم؛ چرا که اینجا با پول همه ما برپاس.
شانس اوردیم فیس بوک و بقیه رسانه های بین المللی مال مسلمونا نیست!

مگرنه گمان کردید سؤالتان سؤالی است که پاسخ دادن به آن حتی نیاز به دقایقی فکر کردن داشته باشدتو عجالتا فکری به حال «خلاصه نویسی» خودت بکن؛ بعد که تونستی این کار ساده رو، به سختی انجام بدی، بیا در مورد چیزای دیگه م فکر کن.
طرف بعد یه سال پس از اینکه چندین نفر از بلند بودن نوشته هاش گله کردن، هنوز نتونسته یه خط از نوشته هاش رو چکیده نویسی کنه و یه پیشرفت کوچیک در این زمینه ساده بکنه، بعد میاد از اراده ی پولادینش در برابر اندیشه و سختی ها دم میزنه!

کارتان سفسطه است و شیطنت کردن و فتنه‌انگیزیکار من از نظر تو هرچی باشه مهم نیست. من با گفت و گو دارم انجامش میدم؛ اما تو و امثال تو، با تهدید و ایجاد ترس و وحشت کارت رو پیش میبری.
همونجوری که در این گفتار گفتم: شالوده ی فکری شما، بر پایه ترس هست؛ نه اندیشه. وگرنه دشمنی سرسخت با اندیشه جایی تو رفتارت نداشت.

اگر به دامان دین بازگشتید با ما در دین خدا برادرید و مساوی، اما اگر می‌خواهید به این روش خود ادامه دهید ما را همیشه مخل آسایش و آرامش و تمرکز خود بدانید ... ان شاء اللهشما با هر دینی باشی، با من برابری؛ و این برتری اندیشه ی بدور از تبعیض ماست.
مشکلی نیست؛ بیا مخل شو. کسی اهمیتی به گفته های بلن بالا و خسته کننده ت نمیده.

الانم برو گزارش بده بیان منو اخراج کنن :Cheshmak:

غلام عشقتم یاعلی
۱۳۹۴/۰۵/۲۴, ۰۱:۴۶
بسم رب الحیدر

سلام و ادب
من نمیدونم واقعا این همه جواب قانع کننده نبوده
چرا باید یه سوال ساده که جوابش هم داده شده به بحث و دعوا و توهین به شخصیت و اعتقادات افراد و عناد و پرخاشگری برسه
مگه هدف کاربرای این انجمن چیزی به غیر از آموختن از یکدیگر هم هست

خَتَمَ اللَّهُ عَلى قُلُوبِهِمْ وَ عَلى سَمْعِهِمْ وَ عَلى أَبْصارِهِمْ غِشاوَةٌ وَ لَهُمْ عَذابٌ عَظیمٌ

Reza-D
۱۳۹۴/۰۵/۲۴, ۰۱:۵۴
بسم رب الحیدر

سلام و ادب
من نمیدونم واقعا این همه جواب قانع کننده نبوده
چرا باید یه سوال ساده که جوابش هم داده شده به بحث و دعوا و توهین به شخصیت و اعتقادات افراد و عناد و پرخاشگری برسه
مگه هدف کاربرای این انجمن چیزی به غیر از آموختن از یکدیگر هم هست

خَتَمَ اللَّهُ عَلى قُلُوبِهِمْ وَ عَلى سَمْعِهِمْ وَ عَلى أَبْصارِهِمْ غِشاوَةٌ وَ لَهُمْ عَذابٌ عَظیمٌ

مشکل دقیقاً همین موضوعه برادر که به قول شما این همه جواب قانع کننده نبوده
چون اصلاً هدف قانع شدن نیست!

هدف چیز دیگه ایه برادر

سبحان ا
۱۳۹۴/۰۵/۲۴, ۰۸:۵۲
نتیجه بدست اومده برای من اینه که: «در این حکم اسلام، خدای بی نیازی دیده نمیشه؛ بلکه انسانهای سودجوی زمینی، به نام خدا در پی پول گرفتن از مردم هستن».
این سودجویی، به سود مبلغان دینی است؛ مبلغانی که همواره جزو پولدارترین قشر جامعه هستن؛ از سردم داران بت خانه ها گرفته، تا کلیسا و حوزه.
سلام

شما اگه اینطور باور داری که مبلغان دینی و آخوندها چه در اسلام و یا ادیان دیگه این وسط سود جویی می کنن
خودت مستقیم به فقرا و نیازمندان کمک کن و صدقه بده.
در واقع این موضوع انفاق رو اینطوری حلش کن.
مشکلی دیگه ای هست بگو تا واسش راه حل پیدا کنیم .

آبـرنـگـ
۱۳۹۴/۰۵/۲۴, ۱۰:۳۸
بسم رب الحیدر
سلام و ادب
من نمیدونم واقعا این همه جواب قانع کننده نبوده
چرا باید یه سوال ساده که جوابش هم داده شده به بحث و دعوا و توهین به شخصیت و اعتقادات افراد و عناد و پرخاشگری برسه
مگه هدف کاربرای این انجمن چیزی به غیر از آموختن از یکدیگر هم هست
خَتَمَ اللَّهُ عَلى قُلُوبِهِمْ وَ عَلى سَمْعِهِمْ وَ عَلى أَبْصارِهِمْ غِشاوَةٌ وَ لَهُمْ عَذابٌ عَظیمٌ
اینکه پاسخی درست و قانع کننده س، بر عهده ی خودمون هست؛ چون پاسخی برای شما قانع کننده س، دلیل نمیشه برای دیگران هم باشه.
ایشون (باء) تو چندین گفتار، به جای گفت و گو در مورد پرسش من، حمله به شخصیت کرده، تو همینجا هم نوشتاری تنها به خاطر حمله به من گذاشت، که پاسخی بهش ندادم، تو خصوصی منو تهدید به سکوت کرد، من نیومدم جلوی دیگران حریم خصوصیش رو پخش کنم؛ بعد دوباره تو همین گفتار یه توهین نامه ای که صرفا حمله به شخصیت من بوده گذاشته!
من که از آهن نیستم وایسم نگاه و خود خوری کنم!

هدف من هرچیزی که باشه، به کسی ربطی نداره. هیچ کاربر ساده ای وظیفه نداره اینجا پاسخگو باشه؛ پس اگه کسی به صورت داوطلبانه میاد گفت و گو میکنه، پاسخش رو بگه و بره. زوری که نیست من حتما پاسخ شما رو بپذیرم.
تنها کسی که وظیفه داره پاسخگو باشه، کارشناسه و بس. تو یه گفتار من گفتم: «فقط با کارشناس حرف میزنم». بعد کلی کاربر (از جمله reza-d) اومدن گفتن چرا با ما گفت و گو نمیکنی؟!
گفت و گوام که میکنی، انتظار دارن حتما حرفشون رو بپذیری!
برادر من این که دیگه گفت و گو نیست! تحمیل عقایده.

اینجا کارشناس متخصص داره، دوستان متخصص زیادی هم داره که نظر های مخالف اسلام رو نقد میکنن؛ کسی که بیاد اسلام رو نقد کنه، انقد برای این آدم های اندیشه ستیز خطرناکه؟

همونجوری که شما حرف منو به صورت کامل نمیپذیری، منم حرف شما رو نمیپذیرم؛ اگه من متعصبم، شمام متعصبی.

به هر روی سپاس از ادب شما؛ منم به شدت مخالف حمله به شخصیت دیگران هستم و این رو بارها به «باء» تذکر دادم. ولی ایشون من رو کافر میدونه و احترام به من رو، چیزی بی معنی میدونه!

آبـرنـگـ
۱۳۹۴/۰۵/۲۴, ۱۰:۴۴
مشکل دقیقاً همین موضوعه برادر که به قول شما این همه جواب قانع کننده نبوده
چون اصلاً هدف قانع شدن نیست!
هدف چیز دیگه ایه برادر
هدف من هرچیزی که باشه، کوچکترین ربطی به شما نداره.
کسی از شما نخواسته بیای نظرت رو تراوش کنی. پس اگه به صورت داوطلبانه اومدی، حرفت رو بزن و انتظاری نداشته باش.

تو اگه حرف منو میپذیری، از منم انتظار داشته باش که حرفت رو بپذیرم.
تو اگه خودت رو بر حق میدونی، از منم انتظار داشته باش خودم رو برحق بدونم.

اگه بازم حمله به شخصیتی داری، بگو.

غلام عشقتم یاعلی
۱۳۹۴/۰۵/۲۴, ۱۲:۰۴
بسم رب الحیدر



اینکه پاسخی درست و قانع کننده س، بر عهده ی خودمون هست؛ چون پاسخی برای شما قانع کننده س، دلیل نمیشه برای دیگران هم باشه.
ایشون (باء) تو چندین گفتار، به جای گفت و گو در مورد پرسش من، حمله به شخصیت کرده، تو همینجا هم نوشتاری تنها به خاطر حمله به من گذاشت، که پاسخی بهش ندادم، تو خصوصی منو تهدید به سکوت کرد، من نیومدم جلوی دیگران حریم خصوصیش رو پخش کنم؛ بعد دوباره تو همین گفتار یه توهین نامه ای که صرفا حمله به شخصیت من بوده گذاشته!
من که از آهن نیستم وایسم نگاه و خود خوری کنم!

هدف من هرچیزی که باشه، به کسی ربطی نداره. هیچ کاربر ساده ای وظیفه نداره اینجا پاسخگو باشه؛ پس اگه کسی به صورت داوطلبانه میاد گفت و گو میکنه، پاسخش رو بگه و بره. زوری که نیست من حتما پاسخ شما رو بپذیرم.
تنها کسی که وظیفه داره پاسخگو باشه، کارشناسه و بس. تو یه گفتار من گفتم: «فقط با کارشناس حرف میزنم». بعد کلی کاربر (از جمله reza-d) اومدن گفتن چرا با ما گفت و گو نمیکنی؟!
گفت و گوام که میکنی، انتظار دارن حتما حرفشون رو بپذیری!
برادر من این که دیگه گفت و گو نیست! تحمیل عقایده.

اینجا کارشناس متخصص داره، دوستان متخصص زیادی هم داره که نظر های مخالف اسلام رو نقد میکنن؛ کسی که بیاد اسلام رو نقد کنه، انقد برای این آدم های اندیشه ستیز خطرناکه؟

همونجوری که شما حرف منو به صورت کامل نمیپذیری، منم حرف شما رو نمیپذیرم؛ اگه من متعصبم، شمام متعصبی.

به هر روی سپاس از ادب شما؛ منم به شدت مخالف حمله به شخصیت دیگران هستم و این رو بارها به «باء» تذکر دادم. ولی ایشون من رو کافر میدونه و احترام به من رو، چیزی بی معنی میدونه!

مشکل اینجاست که تنها بر عهده خودتونه

چون پاسخی که برای همه قانع کننده اس دلیلی هست که برای شما و هم کیشانتان قانع کننده نیست

کاری به شخص نداشته باشید شما اصل اسلام رو دریابید و نه عده ای مسلمان رو

شما چه کافر اول بشی چه شیعه مطلق هیچ ضرر یا منفعتی برای ما نداره که تحمیلی در کار باشه این تفکر رو از ذهنتون خارج کنید هنگام بحث کردن

چیزی که مارو در این نوع گفتگو ها آزار میده و از نگاه شماها تحمیل و ... دیده میشه با عرض معذرت بی منطقی و کج فهمی و عناد و لجبازی و اعتماد به نفس کاذب در فهم بالا و عمیق و علم و اطلاعات بالا و صحیح هست

من قلبا فوق العاده تعصب به عقاید و ارزشهام و بخصوص به صاحب اسمم دارم اما در گفتگو و بحث و دیگر موارد سعی کردم هرگز اینطور نباشه

و برام عجیب و قابل تامله که شما به چه چیزی باید تعصب داشته باشید

جهنم
۱۳۹۴/۰۵/۲۴, ۱۲:۵۵
آن کسانی که عیب‌جویی می‌کنند بر آن مؤمنانی که به صدقات مستحب فقیران را دستگیری می‌کنند
و همچنین مسخره می‌کنند مؤمنانی را که از اندک چیزی که مقدور آنهاست
هم (در راه خدا) مضایقه نمی‌کنند، خدا هم آنها را البته مسخره و مجازات می‌کند و به آنها عذابی دردناک خواهد رسید.(سورة التوبة)



از پيامبر گرامى(ص) آورده‏ اند كه فرمود: خداوند تنها صدقه‏ هاى پاك و خالصانه را می پذيرد و بر مقدار آنها می افزايد، به همان صورت كه شما بچّه‏ شتر را پرورش مى‏دهيد و بزرگ می‏كنيد.

عارف
۱۳۹۴/۰۵/۲۴, ۱۵:۱۹
سلام علیکم و رحمه الله
بنده همه تاپیک رو مطالعه نکردم ولی چند پیام اول و چند پیام آخر رو دیدم, امیدوارم بتونم کمکی کنم.

اگرچه نفس «زکات» و «صدقه» کار بسیار پسندیده‌ای هست؛ اما موضوعی ذهن منو درگیر کرده:

«صدقه هفتاد بلا را دفع میکند».

چرا تا زمانی که من به خدا (یا در راه خدا) پول ندم، بلاها از من دفع نمی‌شن؟
آیا این‌کار خدا، نوعی زورگیری نیست؟
یه باج‌گیر میگه: «بهم پول بده تا در امان باشی؛ وگرنه بلا سرت میارم». خدا هم میگه: «صدقه بده تا در امان باشی و گرنه ...».
آیا این باج گیری نیست؟ آیا این خدا، خدایی نیازمند جیب بنده‌هاش نیست؟
دوست گرامی,معمولا وقتی سیستمی را میخواهیم تحلیل کنیم, حالا هر چی که باشه, مثلا یک تئوری, یک مکتب, یک دین, بخش از علم فیزیک, مثلا دینامیک یا استاتیک...یک مبحث ریاض....معمولا اون سیستم یک سری اصول و یک سری فروع داره که در واقع از همون اصول مشتق شده اند.
حالا اگر کسی اصول یک مکتب یا نظریه یا دینی رو قبول نداشته باشه, آیا این عاقلانست که بخواد در مورد فروع اون رو نقد کنه؟
من نمیدونم که شما اصول دین رو (توحید,نبوت و معاد) را قبول دارید یا نه, اگر قبول دارید (منظورم به زعم مسلمین است) که خوب, بفرمائید, اگر هم قبول ندارید که باز بفرمایئد تا طرف بحث شما بداند از کدام موضع صحبت کند.
به نظرم مهمتر از این بحث صدقه و زکات در فروعیات باز هم مسائلی باشد که قابل بحث باشه....
مثلا جهاد که به جای مال, جان انسان درگیر اون هستش و وقتی حکم جهاد صادر بشه, باز فرقی نداره مثل خمس و زکات برای مسلمین واجب هستش که جان خود را فدا کنند (و ممکن به قول شما جانشان برای زنده ماندن یک سری آخوند فدا می کنند)...مسلما این مهمتر از مال هستش.
لذا اگر بفرمائید نظرتان در مورد اصول دین اسلام چی هستش شاید بهتر بشه بحث را به نتیجه رساند.
مثلا اگر شا اصل نبوت و حقانیت قرآن را قبول نداشته باشید, واقعا کار عبثی هستش که در مورد برخی از آیات قرآن بخواهید بحث کنید.در این حالت به نظرم بهتره کمی ریشه ای تر مثلا در مورد اصل بعثت یا اصل نزول قرآن بحث بشه.

Reza-D
۱۳۹۴/۰۵/۲۴, ۲۲:۲۵
هدف من هرچیزی که باشه، کوچکترین ربطی به شما ندارهاونجایی که هدف گل آلود کردن آب باشه به همه ربط داره
ما افرادی توی این سایت داریم که در وجود خدا هم شک دارن ، اما هم من هم جناب "باء" هم سایر دوستان نشده که اینطوری با اونها صحبت کنیم
چون علمی بحث میکنن و نظر میدن. چون حق رو اگر بشناسن میپذیرن




اگه بازم حمله به شخصیتی داری، بگوحمله به شخصیت نکردم ، حمله به سفسطه کردم. میفرمایید سفسطه نکردید؟ بررسی میکنیم
کلام شما چی بود؟
گرفتن صدقه، کفاره، خمس و دیگر چیزهایی که در جیب سردمداران دین میرهمیفرمایید حق پذیر هستید و هدف تخریب ندارید؟ پس بخونید

صدقه
چندین مصداق داره که فقط یکی از اونها پوله. آیا لبخند زدن که نوعی صدقه است توی جیب سردمداران دین میره؟! آیا کمک به یک فرد نیازمند توی جیب سردمداران میره؟

کفاره
کفاره هم فقط پول نیست. مثلاً در کفاره روزه ، شما میتونید
1 - فقرا رو سیر کنید
2 - روزه بگیرید
3 - برده ای رو آزاد کنید
کدوم یکی از این 3 مورد توی جیب سردمداران دین میره؟!

خمس
دو بخش داره که بخشی سهم ساداته و بخشی سهم امام که با مشورت با مرجع تقلید ، میتونید سهم امام رو در جایی که فکر میکنید مفید هست خرج کنید

زکات
این که اصلاً مستقیماً دستور داده شده که به نیازمندان برسه
1 - فقرا و نیازمندان
2 - کسانی که در راه مانده اند
3 - کسانی که بدهی دارن اما توان پرداخت ندارن
4 - هر کاری که برای مردم مفید باشه و رضای خدا در اون باشه ، مثلاً ساختن جاده
و.......
کدوم یکی از این موارد توی جیب سردمداران دین میره؟

(تازه بگذریم از اینکه خیلی از مواردی که مطرح کردید ،اصلاً موضوع تاپیک نبود!)

در موارد بالا فقط روی بحث خمس میتونید تشکیک ایجاد کنید. اون هم فقط در بخشی از خمس که چرا باید به سادات برسه که تاپیک های مختلف هست و درست و غلطش رو میشه در جای دیگه بررسی کرد. اما در سایر موارد اولاً امکان نداره که شما از این توضیحات بی خبر بوده باشید. ثانیاً به فرض محال که نمی دونستید ، تک تک دوستان توضیحات بالا رو قبل از من چندین بار به شما گفتن. دلایل واضح و روشن هست که اتهام شما به هیچ وجه به موارد بالا وارد نیست

اما شما همچنان با بازی با کلمات سعی میکنید نشون بدید که ((صدقه ، کفاره ، خمس و دیگر چیزها.....)) فقط و فقط جنبهء مادی دارن و فقط و فقط هم توی جیب سردمداران دین میرن. آیا این یعنی حق پذیری؟

آبـرنـگـ
۱۳۹۴/۰۵/۲۴, ۲۳:۰۴
اونجایی که هدف گل آلود کردن آب باشه به همه ربط دارهاین دید شماس و من هیچ دلیل نمیبینیم که بخوام شما رو به زور قانع کنم تا دیدتون شبیه من بشه و اگه نشد، بگم داری آب گلالود میکنی، متعصبی و ...
خیلی مسخره س! قانع کردن زوری ندیدم بودم که دیدم!
من چرا باید حتما از حرفای شما قانع بشم؟
زوریه؟

ما افرادی توی این سایت داریم که در وجود خدا هم شک دارن ، اما هم من هم جناب "باء" هم سایر دوستان نشده که اینطوری با اونها صحبت کنیممن خودمم و قابل مقایسه با کسی نیستم. پس چون با دیگران یه رفتار دارید، قرار نیست با منم همون باشه.
منم با حبیبه گفت و گو کردم و بدون اینکه دلخوری پیش بیاد، گفت و گومون به پایان رسید؛ اما چرا با شما و باء اینجوری حرف میزنم؟
با اسد همچنین، با غلام عشق علی و ...؛ چرا با اونا مشکلی نداشتم؟
چون مودبانه حرف نمیزنید و اون یکی فقط حمله میکنه، شمام فک میکنید با رنگی کردن نوشته ها و ملا نقطی بودن، خیلی دقیق شدید ولی حتی نوشته های گفتار رو هم با دقت نمیخونید و حرفایی میزنید که دیگران پیشتر گفتن؛ و من باید دوباره برا شما تکرارش کنم.

چون علمی بحث میکنن و نظر میدن. چون حق رو اگر بشناسن میپذیرناینم نظر شماس و اگر چه بازم به من حمله کردی و گفتی من حق گریزم؛ اما بازهم هیچ اجباری به شما نیس که از نظرت برگردی.
اگه از نظرت برنگشتی، من تو رو متعصب نمیخونم. به زور مجبورت نمیکنم از حرفای من قانع بشی و اگه نشدی، بهت حمله کنم و یا بیام توی خصوصیت تهدیدت کنم که اگه خفه خون نگیری، فلان و بهمانت میکنم!

چندین مصداق داره که فقط یکی از اونها پوله. آیا لبخند زدن که نوعی صدقه است توی جیب سردمداران دین میره؟! آیا کمک به یک فرد نیازمند توی جیب سردمداران میره؟این صندوقای صدقه تو جیب مردم میرن، یا کمیته امداد؟
کمیته امداد چن وقت پیش اختلاس نکرد؟

امروزه با این رسانه ها اختلاس ها پخش میشه؛ هزاران اختلاس کمیته ای انجام شده و پخش نشده.
وگرنه اخوندی که جز منبر رفتن و حرف زدن کاری نمیکنه، چرا باید این همه پولدار باشه؟ (منظور گردن کلفتاشونه)

کفاره
کفاره هم فقط پول نیست. مثلاً در کفاره روزه ، شما میتونیداین حرف رو دو نفر پیش از شما هم گفتن و من پاسخ اونا رو دادم.
شما که حق پذیری، شما که با دقت وای میستی با ماژیک نوشته های منو رنگی میکنی، ابتدا خوب حرفا رو بخون، بعد بیا نظر بده؛ چرا که این کارت باعث برهم خوردن تمرکز من میشه (چیزی که توی گفتار پیشین هم تکرارش کردی).
پس با دقت بخون، سپس نظر بده.

کدوم یکی از این 3 مورد توی جیب سردمداران دین میره؟!در هر مسجدی، یه صندوق کفاره و صدقه هست؛ که تو جیب من میره.
پول خمس همه ش به حساب من میره.
پول ضریح امازاده هام، تو جیب بابام میره.
آخوندام ارث باباشون بهشون رسیده که انقد پولدارن.

(تازه بگذریم از اینکه خیلی از مواردی که مطرح کردید ،اصلاً موضوع تاپیک نبود!) شما یه پرسشی که دوبار پرسیده شده رو ندیدید؛ چطوری دارید در مورد سخنان من نظر میدید که چی گفتم، چی نگفتم؟
به هر روی اینم دیدگاه شماس و هیچ اجباری در تغییرش نیست.

اما شما همچنان با بازی با کلمات سعی میکنید نشون بدید که ((صدقه ، کفاره ، خمس و دیگر چیزها.....)) فقط و فقط جنبهء مادی دارن و فقط و فقط هم توی جیب سردمداران دین میرن. آیا این یعنی حق پذیری؟از دید من، شما دارید با واژگان بازی میکنید و از دید شما، من.
شما منو حق گریز خطاب میکنید، اما من نیازی نمیبینم چنین توهینی به شما بکنم.
منو دغل کار میخونید که با حیله گری (یا بقول اون چریک، عوام فریبی) میکنم، اما بازهم من چنین توهینی به شما نمیکنم.

حرف خودتون رو حق مطلق میدونید و اگه من حرف شما رو نپذیرم، حقیقت گریز و آب گل کن هستم. پس باید به زور هم شده، بگم شما درست میگید تا بهم حمله نکنید.
اما وقتی شما حرف من رو نمیپذیرید، نشونه ی ثبات ایمانتونه!!

اینا حقیقت پذیریه ...


من دیگه حرفی با هیچ کسی تو این گفتار ندارم.

Reza-D
۱۳۹۴/۰۵/۲۴, ۲۳:۱۱
در هر مسجدی، یه صندوق کفاره و صدقه هست؛ که تو جیب من میره.
پول خمس همه ش به حساب من میره.
پول ضریح امازاده هام، تو جیب بابام میره.
آخوندام ارث باباشون بهشون رسیده که انقد پولدارن
کاملاً علمی و مستدل پاسخ تک تک حرفهای من رو دادید. احسنت

Dahim Darni
۱۳۹۴/۰۵/۲۴, ۲۳:۴۳
اجازه بدید من هم نظری داده باشم .


صدقه
چندین مصداق داره که فقط یکی از اونها پوله. آیا لبخند زدن که نوعی صدقه است توی جیب سردمداران دین میره؟! آیا کمک به یک فرد نیازمند توی جیب سردمداران میره؟

همون یکی کافیه .


در ضمن من تا حالا آخوندی رو ندیدم که گفته باشه به شکرانه فلان چیز ، مثلا لبخند صدقه بده !!

کفاره
کفاره هم فقط پول نیست. مثلاً در کفاره روزه ، شما میتونید
1 - فقرا رو سیر کنید
2 - روزه بگیرید
3 - برده ای رو آزاد کنید
کدوم یکی از این 3 مورد توی جیب سردمداران دین میره؟!

نه نیست ، اما پول هم جزئی از اون حساب میشه ، یه جزء بزرگ !

برای اجرای مورد سوم هم مگر به داعش مهاجرت کنیم !

خمس
دو بخش داره که بخشی سهم ساداته و بخشی سهم امام که با مشورت با مرجع تقلید ، میتونید سهم امام رو در جایی که فکر میکنید مفید هست خرج کنید

نع خیر ! « بخشی » از سهم امام ، اونهم با اجازه از فقیه ! نه اینکه سرخود پول ندید ! خیر اسلام این حق را به شما ندادَ . مراد از بخشی هم یه قسمت بسیار کوچولو هست ، تازه اگر فقیه و مرجع رضایت بدن !

کدوم یکی از این موارد توی جیب سردمداران دین میره؟

از هر کدوم قسمت عمده اش .

اما شما همچنان با بازی با کلمات سعی میکنید نشون بدید که ((صدقه ، کفاره ، خمس و دیگر چیزها.....)) فقط و فقط جنبهء مادی دارن و فقط و فقط هم توی جیب سردمداران دین میرن. آیا این یعنی حق پذیری؟

بیشتر جنبه مادی دارند .



موید باشید .

asad
۱۳۹۴/۰۵/۲۴, ۲۳:۵۵
[COLOR="DarkSlateBlue"]
[SIZE="3"].

تو اگه حرف منو میپذیری، از منم انتظار داشته باش که حرفت رو بپذیرم.
تو اگه خودت رو بر حق میدونی، از منم انتظار داشته باش خودم رو برحق بدونم.

.





همونجوری که شما حرف منو به صورت کامل نمیپذیری، منم حرف شما رو نمیپذیرم؛ اگه من متعصبم، شمام متعصبی


عجب دلایل جالبی دارید واسه نپذیرفتن حق.

حرف اگه محکمه پسند باشه باید پذیرفت. شما هم ۴تا دلیل محکمه پسند واسه ما بیار هرکی نپذیرفت با من.

محکمه پسند یعنی اینکه اگر حرفهای ما رو بردند توی یک محکمه گذاشتن جلوی یک قاضی بپذیره. نتونه رد کنه. دلیلی واسه ردش نباشه . سکوت پیشه کنه ...
شما در جواب ما اینجوری شدی.
ما هنوز در جواب شما هزاران هزار جواب منطقی داریم .
اما شما یک دونشو هم رد نکردی .
و تنها دلیلت برای نپذیرفتن همون دو نقل قول بالاست.....

شریعت عقلانی
۱۳۹۴/۰۵/۲۵, ۰۰:۲۱
با سلام خدمت تمام دوستان و علی الخصوص دوست گرامی و قدیمی جناب آبرنگ.
یادم می آید قبلا که با هم مباحثه می کردیم رویکردی متعادل تر نسبت به اسلام داشتی و الان بسیار تندروانه به نقد اسلام مشغول شدی.
به هر حال نقد نقد است و باید پاسخ داد.
چند نکته :
1. دو رویکرد متفاوت در دین اسلام وجود دارد که یکی را فقها بیشتر تمایل دارند و دیگری را عرفا. رویکرد اول تقواپیشگی و ترس است و دومی حب و عشق. این دو رویکرد دو رویکرد و روایت و قرائت متفاوت از دین هستند. برخی متدینان کوشیده اند که این دو رویکرد را به هم نزدیک کنند و یکی بدانند ولی به اعتقاد بنده اینها با هم متفاوتند.
2. اینکه ما بیاییم و فقط با یک رویکرد به نقد یکطرفانه دین بپردازیم کمی دور از انصاف است.
3. در رویکرد عاشقانه و عارفانه از دین هر کاری باید با خلوص نیت و با عشق انجام شود. رویکرد اصلی در صدقه ابتدا نیت است و گذشت. پول اصلا مهم نیست. صرفا یک ابزار است برای گذشت. برای همین هم اصلا به مقدار آن اهمیت نداده اند و گفته اند حتی یک ریال هم داری برای صدقه بدی قابل قبول است. ممکن است گاهی همان یک ریال هفتاد بلا را دفع کند و گاهی یک میلیارد صدقه بلا را کم که نه بیشتر هم بکند. گاهی وقتا صدقه ندادنش بهتر از دادنش هست. چون ممکن است با منت همراه باشد. ( لا تبطلوا صدقاتکم بالمن و .... )
4. در مورد خمس و زکات هم اینها سنت های اعراب قبل از اسلام بوده حالا با اسم های متفاوت که در اسلام تایید و امضاء شده. اینها یک نوع شیوه مالیاتی برای اداره جامعه است برای تامین اقتصادی حکومت که به اعتقاد حقیر در جامعه ی امروزی با روش های نوین اقتصادی دیگر جایگاهی ندارد به عنوان امری واجب. ولی به عنوان امری مستحب و نیک که بتواند بهانه ای برای عشق و گذشت باشد محسوب شود.
5. اینکه امروزه فقها بر این اعتقادند که اینها امروزهم واجب است و باید حتما پرداخت شود وگرنه مستوجب عذاب است مربوط به رویکرد اول است که به اعتقاد بنده ربطی به اصل دین ندارد.
بنده نرسیدم تمام مطالب را بخوانم. اگر مطالب تکراری است پوزش می طلبم.
و من الله توفیق

شریعت عقلانی
۱۳۹۴/۰۵/۲۵, ۰۰:۳۷
این صندوقای صدقه تو جیب مردم میرن، یا کمیته امداد؟
کمیته امداد چن وقت پیش اختلاس نکرد؟

امروزه با این رسانه ها اختلاس ها پخش میشه؛ هزاران اختلاس کمیته ای انجام شده و پخش نشده.
وگرنه اخوندی که جز منبر رفتن و حرف زدن کاری نمیکنه، چرا باید این همه پولدار باشه؟ (منظور گردن کلفتاشونه)

در هر مسجدی، یه صندوق کفاره و صدقه هست؛ که تو جیب من میره.
پول خمس همه ش به حساب من میره.
پول ضریح امازاده هام، تو جیب بابام میره.
آخوندام ارث باباشون بهشون رسیده که انقد پولدارن.
سلام مجدد.
شما دو رویکرد متفاوت در این تاپیک داشته اید. ایتدا فرمودید پرسش شما در زمینه خداشناسی است و الان به سیاست های سیاست گذاران امروز نقد وارد می کنید که هیچ ربطی به خدا ندارد. این ها دو مقوله جدا هستند. لطفا یک رویه را در بحث پیش بگیرید.
و من الله توفیق

باء
۱۳۹۴/۰۵/۲۵, ۰۰:۴۶
بسم الله الرحمن ... الرحیم

بله ارادت خدمت خدای خشنت دارم.

مشکل شما این است که فهمی از مطالبی که بر زبان جاری می‌کنید ندارید ... فقط نگران هستید آرامشتان به هم بخورد یا کسی بگوید بالای چشمتان ابروست، ولی بعد خودتان هر سخنی که بخواهید می‌گویید ...

من نه جنگی کردم، نه تفنگ بدست گرفتم؛

شما کمر به قتل انبیاء بسته‌اید ... بنی‌اسرائیل به سبک شما انبیاء زمان خود را می‌کشتند ... و در اسلام فتنه‌گری از قتل بالاتر است ... کار شما کمتر از تفنگ بر دست گرفتن نیست ... برایتان مثال زدم که مثل این تاپیک‌های اخیر شما در قرآن به صورت آن اقوام از بنی‌اسرائیل آمده که اول روز تظاهر به ایمان می‌کردند و در آخر روز اظهار کفر می‌کردند تا مردم را در اعتقادات خود سست کنند، اینکه سؤالی می‌پرسید و می‌گویید می‌خواهم بدانم و بعد از شنیدن پاسخ‌ها می‌گویید قانع نشدم و پاسخ‌های شما قانع‌کننده نیست، انگار که شما همه ایمان موروثی دارید و خودتان اهل فهم نبوده‌اید و کورکورانه ایمان آورده‌اید و اگر یک نفر منصفانه و بی‌طرف به این مسائل نگاه کند می‌یابد که پاسخ‌ها همگی توجیه هستند و قانع‌کننده یا عقلایی نیستند ... خیر ... شما هستید که یک سره از تعقل به دورید ... مگرنه حتی قادر به نقد پاسخ‌های آن تاپیک دیگر هم نبودید و فقط گفتید قانع نشدم ... و باز قانع نشدم ...

تو همونی نیستی که میگفتی اسلام دین آزادی و اندیشه‌س؟

بروید پست‌هایم را بخوانید ... آزادی اندیشه داریم ولی آزادی بیان به معنای مطلق آزادی نداریم ... همانطور که آزادی عمل مطلق نداریم و عمل چهارچوبی اخلاقی و منطقی و شرعی و اجتماعی دارد گفتار هم همینطور است ... چه کسی است که نداند زخم زبان یا تهمت اثری بیشتر از بسیاری از رفتارهای ناهنجار اجتماعی داشته باشد؟ ... این شما روشن‌فکرنمایان هستید که این مسائل ساده را متوجه نیستید ... شعار آزادی بیان سر می‌دهید و نگران این هستید که چه کسی به شما چه گفت :ok:

آیا من کاری جز تبادل اندیشه کردم؟

تا اسم سفسطه را هم بشود اندیشه گذاشت یا نه ... یا اسم عوام‌فریبی را ...

برام عجیب بود که مسلمان با اعتقادی چون تو، چجور تونسته برای حریم خصوصی دیگرانی که مخالفش هستن احترام قایل بشه و حرفاش رو پخش نکنه که خوشبختانه شگفتیم برطرف شد.

اگر مخالفت با بنده بود انتظار بجایی بود که باید حریم حفظ کنم ... مگرنه ساده‌لوحی است کسی بخواهد یکجا خرابکاری کند و بعد انتظار داشته باشد کسی که می‌داند سکوت کند تا او به کارش برسد ... حالا به هر حال حریم خصوصی بود یا نبود، در آن نامه‌ها قصد خود را تبیین کردید، پس آنچه می‌گویم تهمت نیست و آنچه شما می‌کنید هم پرسش‌وپاسخ نیست و با این ادعا که به دنبال شناخت پیدا کردن بهتر نسبت به اسلام هستید دارید عوام‌فریبی می‌کنید ...
شما دیگر که هستید که قبول دارید آن مطالب را بیان کرده‌اید ولی باز بر مواضعی که تظاهر می‌کنید مواضعتان باشند پافشاری می‌کنید ... :Moteajeb!:

حتم دارم به مدیر سایت هم رونوشتی از حرفام دادی.
مشکلی نیست؛ همونجوری که من رو تهدید کردی و ازم خواستی زبان به کام بگیرم تا مردم آگاه نشن، امروز هم میگم: هرکاری دوست داری بکن پهلوون!
بگو بیان منو اعدام کنن.

حدستان اشتباه است ...
تهدیدم این اخطار و هشدار بود که زبان در کام گیرید که مردم گمراه نشوند مگرنه با شما برخورد می‌شود ... که چند بار هم مدیریت سایت با شما برخورد کرده‌اند بدون آنکه بنده گزارشی از شما داده باشم، در واقع فعالیت شما نیازی به گزارش دادن ندارد، بعد هم شما تعجب کرده‌اید که نمی‌دانم چرا مدام مرا اخراج می‌کنند ... همچین می‌گویید تهدید و بعد می‌گویید اعدام که هر که نداند گمان کند چه تهدیدی کرده‌ام :Gig: گرچه همینطور پیش بروید خودبخود تا آنجاها هم پیش می‌روید


تو که البته پرحرفی میکنی و فک نمیکنم کسی حرفات رو حوصله داشته باشه بخونه و این حرفت از روی خود خوشگل بینیه؛ اما کارشناسا وظیفه دارن پاسخ بدن؛ چه طرف برا گفت و گو اومده باشه، چه برای هرچیز دیگه ای.

کارشناسان وظیفه دارند پاسخ سؤال کسی که از روی تمسخر یا به قصد تضعیف دین سؤال می‌پرسند را بدهند؟ کارشناسان وظیفه دارند کار عبث کنند یا بازیچه‌ی شما شوند؟ خیر! کارشناسان وظیفه دارند کسانی که اطلاعات می‌خواهند تا از آن اطلاعات استفاده کنند را بهره‌مند کنند از دانشی که در آن کارشناس و خبره هستند ...

حرفای منو تحریف نکن پهلوون تهدیدگر مسلمون!
تو منو تهدید کردی و گفتی توی سایت حرفات رو ادامه نده وگرنه من نمیذارم تو سایت اسلامی تبلیغ کنی و گزارش میدم کارهاتو و ...؛ منم گفتم به همون اندازه که تو حق داری حرف بزنی، منم حق دارم؛ چرا که اینجا با پول همه ما برپاس.

بله همین را گفتم و شما هم همین را گفتید ... به هر حال شما در این سایت مجاز به تبلیغ افکار منحط خودتان نیستید ... همانطور که مجاز به تبلیغ چرخ‌گوشت برای فروش نیستید

تو عجالتا فکری به حال «خلاصه نویسی» خودت بکن؛ بعد که تونستی این کار ساده رو، به سختی انجام بدی، بیا در مورد چیزای دیگه م فکر کن.
طرف بعد یه سال پس از اینکه چندین نفر از بلند بودن نوشته هاش گله کردن، هنوز نتونسته یه خط از نوشته هاش رو چکیده نویسی کنه و یه پیشرفت کوچیک در این زمینه ساده بکنه، بعد میاد از اراده ی پولادینش در برابر اندیشه و سختی ها دم میزنه!

آخرین بحثی که در فیزیک داشتیم هم به همینجا ختم شد ... به بنده تذکر دادید که بروم اسم هاوکینگ را با اسم کامل کوچک و وسطش یاد بگیرم و تمام نقدتان به نظراتم همین بود که تو حتی اسم هاوکینگ را هم اشتباه نوشته بودی پس یعنی هیچ چیزی در مورد فیزیک نمی‌دانی ... مرحبا به این همه منطق و دانش‌مندی و انصاف ...

ایشون (باء) تو چندین گفتار، به جای گفت و گو در مورد پرسش من، حمله به شخصیت کرده، تو همینجا هم نوشتاری تنها به خاطر حمله به من گذاشت، که پاسخی بهش ندادم، تو خصوصی منو تهدید به سکوت کرد، من نیومدم جلوی دیگران حریم خصوصیش رو پخش کنم؛ بعد دوباره تو همین گفتار یه توهین نامه ای که صرفا حمله به شخصیت من بوده گذاشته!
بیش از یک سال با شما در کمال احترام دوطرفه بحث داشتیم و بنایمان مدارا بود ... سنگ کج اول را جناب دارنی گذاشتند که خطا کردید و یکی از صحبت‌های خصوصی خود را در کنار چشم و گوش دیگران انجام دادید و در آنجا بیان کردید که با این جماعت حالی به حالی باید وارد بحث نشد و فقط باید گفت و رد شد ... بعد شما در آن تاپیک کذایی نشان دادید که به منطق و اخلاق مباحثه پایبند نیستید ... بعد از آن بحث و بحث‌های نسبتاً مفصلی که در پی آن در خصوصی داشتیم دیگر با شما بحث خصوصی نداشتم و ندارم ... دیگر اختلافم با شما اختلافی که بترسم شاید از روی سوء ظن باشد نیست ... خودتان صراحتاً گفته‌اید که در پی چه هستید نیازی نیست حرفهایی که در این تاپیک یا آن تاپیک می‌زنید را از خودم حمل بر درست یا غلط کنم، معیار نظراتم اعترافات خودتان هست و بر اساس آن اعترافات تلاش و تقلای شما در تاپیک‌های این‌چنینی بر اساس عام‌فریبی است و به قصد بازداشتن مؤمنین و مسلمین از راه خدا ...
بنده در مورد حریم خصوصی‌ام با کسی از جمله با شما صحبتی نکرده‌ام که شما بخواهید آنها را جایی برملا کنید یا نکنید، تا آن مقدار که به شما گفتم را در تاپیک‌های متعدد علناً هم بیان کرده‌ام و اگر هم راز نگویی بوده است همان بحث‌های با شما بوده است که الآن که می‌بینم کمر به زدن تاپیک‌های این‌چنینی و اغواگرایانه زده‌اید دلیلی ندارم که آن را هم مکتوم نگاه دارم ...
شما برایم ارزشی ندارید که بخواهم به شخصیت شما حمله‌ای کنم، حمله‌ای اگر هست برای دفاع از چیزی است که پیشتر مورد هجوم شما واقع شده است ... در اسلام مسلمین هرگز آغازکننده‌ی جنگ نیستند، ان شاء الله که بنده هم بر همین اصل بمانم

آیا در مطالب بالا جانب انصاف را نگاه نداشته و به شما ظلم کرده‌ام؟ ... دیگر دوستان صبوری که با شما بحث می‌کنند هم نسبت به تعصبات بیجای شما اعتراضاتی را داشته‌اند، گرچه نه به لطفی بنده ... پس حداقل اگر سوء تفاهمی است فقط برای بنده نیست ... اگر آنچه در دل دارید با آنچه ما از ظاهر ولو در نامه‌نگاری‌های خصوصی با شما دیده‌ایم متفاوت است رفتارتان را تغییر دهید ... رفتار ظاهری شما مانند زیاد نوشتن‌های بنده نیست که به خیر آن امید نباشد، رفتار ظاهری شما منبع شر است پس اصلاحش کنید اگر مدعی هستید باطنتان اینطور نیست ظاهرتان را بر باطنتان منطبق کنید ...
زین‌پس اگر به جزئیات اسلام سؤال وارد دانستید و به شما گفته شد که پرداختن این جزئیات متوقف است بر فهم کلیات دین و پذیرش آنها گوش داده و از همان راهی که به شما ارائه می‌شود پاسخ را بررسی کنید ... بی‌نیازی خدا دلایل بسیاری عقلی و نقلی خود را دارد و دلایل نقلی آن هم به طریق‌های گوناگون اعتبار خود را یافته‌اند ... اینکه از روی یک مثال که تازه ابهام دارد چنان مسأله‌ای را به چالش بکشید و گوشتان هم به هیچ پاسخی شنوا نباشد اینها از نظر همان اخلاقی که شاید خود را به آن پایبند می‌دانید هم پذیرفته شده نیست، توجیه منطقی و عقلایی هم ندارد ...

دیگر خود دانید ...
بنده تا شما اینطور هستید اگر خدا بخواهد رفتارم با شما اینطور خواهد بود ... پس یا شما عوض شوید یا یکی از ما یا هر دوی ما به طور موقت یا دائمی از سایت اخراج می‌شویم
:Gol:

باء
۱۳۹۴/۰۵/۲۵, ۰۰:۵۵
در ضمن من تا حالا آخوندی رو ندیدم که گفته باشه به شکرانه فلان چیز ، مثلا لبخند صدقه بده !!
بسم الله
شما ندیدید بنده دیده‌ام ... در روایات حداقل دو روایت در این مورد وارده شده است ... اول اینکه هر حسنه‌ای صدقه است و دوم اینکه ظاهراً امام رضا علیه‌السلام حدیثی به این مضمون دارند که مال تو آنقدر نیست که بتوانی همه‌ی نیازمندان را صدقه دهی پس آن مالی که هرگز تمام نشود ایشان را صدقه بده و آن خوش‌خلقی است ... برخی علما هم چنین مواعظی دارند ...

برای اجرای مورد سوم هم مگر به داعش مهاجرت کنیم !
برخی می‌گویند امکان دارد مصداقش آزاد کردن زندانیان غیرمقصر باشد و برخی هم می‌گویند در زمان حاضر مصداقی برای آن نیست، ولی در هر صورت در گذشته مصداق عینی داشته است ...

نع خیر ! « بخشی » از سهم امام ، اونهم با اجازه از فقیه ! نه اینکه سرخود پول ندید ! خیر اسلام این حق را به شما ندادَ . مراد از بخشی هم یه قسمت بسیار کوچولو هست ، تازه اگر فقیه و مرجع رضایت بدن !
برخی از علما اجازه داده‌اند و مراد از بخشی هم ۵۰٪ است و نه قسمت بسیار کوچولو

از هر کدوم قسمت عمده اش .
دلیلی جز اقوال گویندگان شبکه‌های ماهواره‌ای و افراد هم‌عقیده‌ی با خود هم دارید؟

بیشتر جنبه مادی دارند .
تمامش هم جنبه‌ی مادی داشته باشد نفعش به خدایی که صمد و غنی‌عن‌العالمین باشد نمی‌رسد و خرج خود مردم می‌شود، این خرج ممکن است در کارهای عام‌المنفعه مانند ساختن مدرسه و پروژه‌های عمرانی و مساجد باشد و یا صرف کارهای علمی و فرهنگی شود مانند خرید کتاب برای حوزه‌های علمیه و از این دست مسائل ... اگر اشتباه نکنم شهریه‌ی طلاب حوزه‌ها هم از همین منبع تأمین می‌شود

Reza-D
۱۳۹۴/۰۵/۲۵, ۰۱:۰۳
اجازه بدید من هم نظری داده باشمحتماً. خوشحال میشم




نع خیر ! « بخشی » از سهم امام ، اونهم با اجازه از فقیه ! نه اینکه سرخود پول ندید ! خیر اسلام این حق را به شما ندادَ . مراد از بخشی هم یه قسمت بسیار کوچولو هست ، تازه اگر فقیه و مرجع رضایت بدن !این رو خودم هم در ابتدا عرض کردم تنها بخشی هست که میشه درموردش تشکیک ایجاد کرد. همونجا هم عرض کردم میشه به تاپیک های دیگه مراجعه کرد و درصدرت قانع نشدن تاپیکی مجزا براش زد. بحث این تاپیک درمورد صدقه هست ، نه خمس و زکات و کفاره




همون یکی کافیه

من تا حالا آخوندی رو ندیدم که گفته باشه به شکرانه فلان چیز ، مثلا لبخند صدقه بده !

پول هم جزئی از اون حساب میشه ، یه جزء بزرگ !

برای اجرای مورد سوم هم مگر به داعش مهاجرت کنیم !

از هر کدوم قسمت عمده اش

بیشتر جنبه مادی دارند
به این بیان من دقت بفرمایید:
الان شب نیست
بلکه روز است
شما اشتباه میکنید که شب است
کاملاً مشخص است که روز است

دوست عزیز ، مثل همین چند جمله ، اینهایی که شما گفتید هم حتی یک دلیل داخلشون نبود! با احترام ، صرفاً ادعا کردید ، اما ادعای بدون دلیل



1 - اول اینکه طبق کدوم سند و دلیل میفرمایید قسمت عمدهء اینها به جیب سردمداران دین میره؟ لطفاً با دلیل بفرمایید



2 - جزء بزرگ رو از کجا آوردید؟! طعام به فقیر ، آزاد کردن برده ، روزه گرفتن شخص. جزء بزرگش که از نظر شما پوله ، دقیقاً کجاست؟



3 - مگر ما ادعا کردیم که در این امور اصلاً پول وجود نداره که میفرمایید همین یکی کافیه! موضوع سر اینه که آیا این پول به خدا میرسه؟ یا به سران دینی؟ یا به فقرا؟
ضمناً روحانی هم دلیلی نداره که در جایی که بحث مالی محوریت داره ، از لبخند صحبت کنه. اما در مواردی غیر از این ، اگر شما ندیدید ، ما دیدیم



4 - لطفاً این سؤال ها رو دونه دونه پاسخ بفرمایید:

الف) بخش مادی صدقه رو باید به فرد نیازمند داد. مثلاً پول نقد به فقیر بدیم یا لباس و غذای اون رو تهیه کنیم. چطور میره تو جیب سران دینی؟

ب) صدقه جنبهء معنوی هم داره. از کمک به رد شدن یک نابینا از خیابون بگیرید ، تا سوار کردن یک عابر پیاده. چطور میره تو جیب سران دینی؟

پ) کفاره روزه ، روزه گرفتن هست. چطور میره تو جیب سران دینی؟

ت) کفاره روزه ، طعام دادن به فقراست. چطور میره تو جیب سران دینی؟

ث) کفاره روزه ، آزاد کردن اسیر است. چطور میره تو جیب سران دینی؟

ج) از روش های پرداخت زکات کمک به نیازمندان و فقراست. چطور میره تو جیب سران دینی؟

چ) از روش های پرداخت زکات کمک به کسانی است که در راه مانده اند (مسافرانی که به مشکل برخوردن). چطور میره تو جیب سران دینی؟

ح) از روش های پرداخت زکات پرداخت قرض بدهکاری است که در پرداخت بدهی ناتوان است. چطور میره تو جیب سران دینی؟

خ) از روش های پرداخت زکات کمک به کارهای مفید برای مردم است ، مثل ساختن جاده ، مدرسه و.... چطور میره تو جیب سران دینی؟

Dahim Darni
۱۳۹۴/۰۵/۲۵, ۰۹:۳۰
بسم الله
شما ندیدید بنده دیده‌ام ... در روایات حداقل دو روایت در این مورد وارده شده است ... اول اینکه هر حسنه‌ای صدقه است و دوم اینکه ظاهراً امام رضا علیه‌السلام حدیثی به این مضمون دارند که مال تو آنقدر نیست که بتوانی همه‌ی نیازمندان را صدقه دهی پس آن مالی که هرگز تمام نشود ایشان را صدقه بده و آن خوش‌خلقی است ... برخی علما هم چنین مواعظی دارند ...

خُذْ مِنْ أَمْوالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَ تُزَكِّيهِمْ بِها وَ صَلِّ عَلَيْهِمْ إِنَّ صَلاتَكَ سَكَنٌ لَهُمْ وَ اللَّهُ سَميعٌ عَليمٌ ( توبه - 103 )

ترجمه ( فولادوند ) : از اموال آنان صدقه‏اى بگير تا به وسيله آن پاك و پاكيزه‏شان سازى، و برايشان دعا كن، زيرا دعاى تو براى آنان آرامشى است، و خدا شنواى داناست.


حالا چه ارتباطی بین پول دادن به حضرت رسالت پناه علیه افضل الصلوات و پاکیزگی هست ، الله سبحانه وتعالی می داند ، اما به هر طریق قرآن به پول دادن توصیه فرموده اند .

برخی می‌گویند امکان دارد مصداقش آزاد کردن زندانیان غیرمقصر باشد و برخی هم می‌گویند در زمان حاضر مصداقی برای آن نیست، ولی در هر صورت در گذشته مصداق عینی داشته است ...

به هر حال اکنون مصداقی ندارد .

برخی از علما اجازه داده‌اند و مراد از بخشی هم ۵۰٪ است و نه قسمت بسیار کوچولو

این عدد را از کجا آوردید ؟!

دلیلی جز اقوال گویندگان شبکه‌های ماهواره‌ای و افراد هم‌عقیده‌ی با خود هم دارید؟

آنچه که عیان است ، چه حاجت به بیان است ؟!

آنان هم صرفا مشاهدات خود را گفته اند ، حال شما ندیده اید و یا نخواسته اید ببینید ، بحثش جداست .

تمامش هم جنبه‌ی مادی داشته باشد نفعش به خدایی که صمد و غنی‌عن‌العالمین باشد نمی‌رسد و خرج خود مردم می‌شود، این خرج ممکن است در کارهای عام‌المنفعه مانند ساختن مدرسه و پروژه‌های عمرانی و مساجد باشد و یا صرف کارهای علمی و فرهنگی شود مانند خرید کتاب برای حوزه‌های علمیه و از این دست مسائل ... اگر اشتباه نکنم شهریه‌ی طلاب حوزه‌ها هم از همین منبع تأمین می‌شود


اینها که نام بردید ، همه ادعاست و باید ثابت شود .


-----------------------------------------------------


1 - اول اینکه طبق کدوم سند و دلیل میفرمایید قسمت عمدهء اینها به جیب سردمداران دین میره؟ لطفاً با دلیل بفرمایید

2 - جزء بزرگ رو از کجا آوردید؟! طعام به فقیر ، آزاد کردن برده ، روزه گرفتن شخص. جزء بزرگش که از نظر شما پوله ، دقیقاً کجاست؟

دوست گرامی ، شما تعداد قبور و مزار امامزاده ها ، ائمه ، اولیاء ، صندوق صدقات و سایر مکان هائی که صدقات و نذورات مردم را جمع می کنند را حساب کنید ، بعد به ازای هر مکانی که گفتم ، فقط و فقط 100 تومان درآمد روزانه را قائل شوید . ( فقط 100 تومان ) . روزانه میلیون ها و بلکه میلیاردها تومان از محل این بقاع و ... درآمد حاصل می شود . ( تازه با همان 100 تومانی که گفتم ) . و این می شود بخشی بسیار بسیار بزرگتر از آن چیزی که گفتم .

خب این به جیب کی می رود ؟! من ؟! شما ؟! اونها ؟! کیا ؟!


الف) بخش مادی صدقه رو باید به فرد نیازمند داد. مثلاً پول نقد به فقیر بدیم یا لباس و غذای اون رو تهیه کنیم. چطور میره تو جیب سران دینی؟

چند درصد مردم خودشون شخصا به فقرا کمک می کنند ؟! ( ای کاش همه اینطور بودند ، اما به اطرافمون اگه نگاه کنیم ، درصد خیلی خیلی کوچولوئی مستقیم به فقیر کمک می کنند )

در عوض این سران محترم دینی هزاران نهاد و ارگان برای جمع آوری صدقات و نذورات مردمی راه اندازی کردند ، از همان امامزاده آ شیخ جلیل ها بگیرید تا بنیاد های مختلف فلان و بهمان .

ب) صدقه جنبهء معنوی هم داره. از کمک به رد شدن یک نابینا از خیابون بگیرید ، تا سوار کردن یک عابر پیاده. چطور میره تو جیب سران دینی؟

پ) کفاره روزه ، روزه گرفتن هست. چطور میره تو جیب سران دینی؟

ت) کفاره روزه ، طعام دادن به فقراست. چطور میره تو جیب سران دینی؟

ث) کفاره روزه ، آزاد کردن اسیر است. چطور میره تو جیب سران دینی؟
این بخش به جیب مبارک نمیره ، لاکِن این بخش بسیار بسیار کوچولوئه . در قرآن به جنبه مالی صدقات پرداخته شده ، نه این مواردی که می فرمائید .


چ) از روش های پرداخت زکات کمک به کسانی است که در راه مانده اند (مسافرانی که به مشکل برخوردن). چطور میره تو جیب سران دینی؟

ح) از روش های پرداخت زکات پرداخت قرض بدهکاری است که در پرداخت بدهی ناتوان است. چطور میره تو جیب سران دینی؟

خ) از روش های پرداخت زکات کمک به کارهای مفید برای مردم است ، مثل ساختن جاده ، مدرسه و.... چطور میره تو جیب سران دینی؟

خیلی کم پیش میاد که سران دینی مردم رو به این امور نیکو تشویق کنند ( به این معنا که خود مردم این کار ها رو انجام بدن )


بیشتر تکیه بر اینه که زکات رو به حاکم شرع بدیم .

Reza-D
۱۳۹۴/۰۵/۲۵, ۱۰:۳۳
بیشتر تکیه بر اینه که زکات رو به حاکم شرع بدیم
سلام
تمام صحبت شما رو نقل قول نکردم ، کلی پاسخ میدم



1 - به فرض قبول که تمام پولهای امام زاده ها ، صندوق های صدقات و..... همه به جیب افرادی سودجو میره. خب؟ چه خدشه ای به کلام خدا وارد میکنه؟

دوستی تعریف میکرد که
در شهری ، کسی بود که خودش رو سید جا میزد و میومد در خانه های مردم و میگفت:
پدرت (یا مادرت) اومده به خوابم و گفته به فلانی فلان مقدار بدهکارم. از من خواست بیام پول رو از شما بگیرم و بدهیش رو بپردازم!
پسره یا دختره هم به احترام پدر و مادرش و اینکه بدهکار نباشه قبول میکرد و پول رو بهش میداد!!! :Gig:

خدا گفته به سید احترام بذارید. همچنین فرموده به پدر و مادر احترام بذارید. اما همین خدا فرموده که برای صحت یک خبر تحقیق کنید و هر حرف کذبی رو سریع نپذیرید. همین خدا گفته از عقلتون استفاده کنید. حالا اگر مردم نصف حرف خدا رو گوش میدن و نصفش رو خیر ، ایرادی به حرف خدا نیست



2 - فرض بالا صرفاً فرض بود. شما با صحبتی که میکنید ، میدونید چقدر انسان رو زیر سؤال بردید؟
تمام روحانیون مسئول در این امور (صدقات و خیرات مردم و....)
تمام افراد شاغل در بخش های مربوط
تمام افرادی که در کمیته امداد و محل های خیریه کار میکنن
امکانش هست مدرکی ارائه بفرمایید که اثبات کنه تمام این افراد ، پول های صندوق های صدقات و خیرات مردم رو به مصرف شخصی میرسونن؟



3 - چطور میفرمایید کمک به فقرا ، کمک به ایتام و کمک هایی که ما در طول عمر به همدیگه میکنیم بخش کوچکه؟!
فقط یک نمونه اش عاشوراست که مردم به احترام امام حسین(ع) شربت درست میکنن تا هر کی تشنه ست بخوره
غذا می پزن و در مساجد یا محل های دیگه پخش میکنن. تعداد اینها واقعاً شمارشش سخته. هیچکدوم هم تو جیب کسی نمیره

ضمناً گویا به عرض بنده توجه نفرمودید (در پاسخی که به قسمت کفاره دادید)
پاسخ دادید که در قرآن به جنبهء مالی صدقه پرداخته شده ، نه این مواردی که بنده گفتم!!! ولی گویا من هم موارد مالی رو گفته بودم :ok:
دقت بفرمایید:
ت) کفاره روزه ، طعام دادن به فقراست. ((یعنی باید بری با پولت غذا بخری و بدی به فقرا))
ث) کفاره روزه ، آزاد کردن اسیر است. ((یعنی باید بهای آزادی اون برده یا اسیر رو بپردازی))

متاسفانه باز دارید دور باطل میزنید. برای چندمین بار عرض میکنم:
ما نگفتیم در صدقه جنبهء مالی وجود نداره ، عرض ما این بود که قرآن گفته به کسی پول رو بدید؟ این پول خرج چه کسانی میشه؟
پس مهم نیست که جنبهء مالی مطرح شده باشه. مهم اینه که مسیر انی پول ، برای کمک به فقرا و نیازمندان تعیین شده
میفرمایید سوء استفاده میشه؟ برای جندمین بار: هر کسی شک داره ، میتونه پول رو مستقیم به فقرا بده. به همین سادگی
اون بخشی رو هم که واجبه به دیگری (حاکم شرع ، مرجع تقلید....) بده ، اگر میخواد مطمئن بشه ، تحقیق کنه ببینه آیا رد راه درست خرج میشه یا خیر



4 - اینکه تاکید شده پول رو به حاکم شرع بدید دلیلش اینه که پول در جای درستی خرج بشه
بعضی اوقات مردم همین که یکی بیاد بهشون بگه به من بینوا کمک کنید ، بهش پول میدن. درحالیکه ممکنه واقعاً نیازمند نباشه. اگر پول به دست کسانی برسه که نیازمند واقعی رو میشناسن ، بهتر و مفیدتر اون رو خرج میکنن. من خودم چندین مؤسسه خیره رو میشناسم و شخصاً باهاشون در ارتباط هستم و میدونم چه کمکهایی به افراد واقعاً نیازمند میکنن. نمونه ش مؤسسه 14 معصوم(ع) و همچنین کمیته امداد

مؤسسه 14 معصوم(ع) اهواز ، توی یکی دو سالی که من خبر دارم ، حدوداً برای 100 تا 150 نفر کار پیدا کرده
تعداد 70 تا 80 وام اشتغال داده و مکان برای راه اندازی شغل هم به مردم داده (البته مکان به تعداد کمتر)
حتی قرار بود برای من هم کار پیدا کنن ، ولی کار من جای دیگه ای جور شد (من یه مشکل جسمی دارم و هر شغلی رو نمیتونم انجام بدم)
شاید بفرمایید این تعداد چندان زیاد نیست ، ولی توان این مؤسسه همینه و همین که در حد توانشون تلاش کردن جای قدردانی داره
جالب اینکه اکثر بودجهء این مؤسسه ، از کمک های مردمی هست. یعنی همون صدقات و نذورات



5 - مطلب آخر اینکه من حرف شما رو صددرصد هم رد نمیکنم که هیچ سوء استفاده ای نمیشه. بله قبول دارم که مردم باید آگاه بشن که دو کار رو انجام بدن
الف) تحقیق کنن که پولشون در جای درست خرج میشه
ب) خودشون هم پول رو به فقیر واقعی بدن

با توجه به اینکه مردم زیاد دو مورد بالا رو جدی نمیگیرن ، این امکان کاملاً رد نیست که عده ای از سادگی مردم سوء استفاده کنن
اما:
اولاً این موضوع خدشه ای به حرف خداوند در قرآن وارد نمیکنه
ثانیاً دور از انصافه که بخاطر اینکه ممکنه برخی سوء استفاده ها بشه ، تلاش اون همه آدم صادق رو که هدفشون کمک به فقرای واقعی هست نادیده بگیریم

Dahim Darni
۱۳۹۴/۰۵/۲۵, ۱۲:۴۰
1 - به فرض قبول که تمام پولهای امام زاده ها ، صندوق های صدقات و..... همه به جیب افرادی سودجو میره. خب؟ چه خدشه ای به کلام خدا وارد میکنه؟

کلام خدا چیه ؟! مگر در قرآن نخوانده اید :

خُذْ مِنْ أَمْوالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَ تُزَكِّيهِمْ بِها وَ صَلِّ عَلَيْهِمْ إِنَّ صَلاتَكَ سَكَنٌ لَهُمْ وَ اللَّهُ سَميعٌ عَليمٌ ( توبه - 103 )

ترجمه ( فولادوند ) : از اموال آنان صدقه‏اى بگير تا به وسيله آن پاك و پاكيزه‏شان سازى، و برايشان دعا كن، زيرا دعاى تو براى آنان آرامشى است، و خدا شنواى داناست.



2 - فرض بالا صرفاً فرض بود. شما با صحبتی که میکنید ، میدونید چقدر انسان رو زیر سؤال بردید؟
تمام روحانیون مسئول در این امور (صدقات و خیرات مردم و....)
تمام افراد شاغل در بخش های مربوط
تمام افرادی که در کمیته امداد و محل های خیریه کار میکنن
امکانش هست مدرکی ارائه بفرمایید که اثبات کنه تمام این افراد ، پول های صندوق های صدقات و خیرات مردم رو به مصرف شخصی میرسونن؟

دوست عزیز ، با این درآمدهای میلیاردی که روزانه فقط و فقط از محل نذورات و صدقات مردم به دست میاد ، میشه کلی کار انجام داد . اما ما تاثیرش رو نمیبینیم ، پس حتما دست هایی در پس پرده وجود دارند که از این درآمدها استفاده می کنند .

3 - چطور میفرمایید کمک به فقرا ، کمک به ایتام و کمک هایی که ما در طول عمر به همدیگه میکنیم بخش کوچکه؟!

نسبت به درآمد هنگفتی که از هزاران امامزاده و میلیون ها صندوق صدقه به دست میاد ، بخشی بسیار بسیار کوچکه .

اگر میخواد مطمئن بشه ، تحقیق کنه ببینه آیا رد راه درست خرج میشه یا خیر

چطور تحقیق کنیم وقتی هاله ای از قداست اطراف این مراجع و فقها رو فراگرفته ؟!


به نظر من هم بهتره به هیچ مرجع و فقیهی اعتماد نکنیم ، اونقدر فقیر و نیازمند اطراف همه ما وجود داره ، که نیازی به تحقیق نیست . مستقیما به همین فقیران کمک کنیم .


اما از طرف دیگه یه پول هایی رو شما مطابق مذهبتون باید به فقها بدید ، خمس هیچ گذشتی نداره ! :ok:

4 - اینکه تاکید شده پول رو به حاکم شرع بدید دلیلش اینه که پول در جای درستی خرج بشه

دلیلش هرچه باشه ، نان به نام دین خوردنه . به اسم الله مردم باید به پیامبر پول بدن ( مطابق آیه ای که آوردم ) ، از این واضح تر ؟!

5 - مطلب آخر اینکه من حرف شما رو صددرصد هم رد نمیکنم که هیچ سوء استفاده ای نمیشه. بله قبول دارم که مردم باید آگاه بشن که دو کار رو انجام بدن
الف) تحقیق کنن که پولشون در جای درست خرج میشه
ب) خودشون هم پول رو به فقیر واقعی بدن

با توجه به اینکه مردم زیاد دو مورد بالا رو جدی نمیگیرن ، این امکان کاملاً رد نیست که عده ای از سادگی مردم سوء استفاده کنن
اما:
اولاً این موضوع خدشه ای به حرف خداوند در قرآن وارد نمیکنه
ثانیاً دور از انصافه که بخاطر اینکه ممکنه برخی سوء استفاده ها بشه ، تلاش اون همه آدم صادق رو که هدفشون کمک به فقرای واقعی هست نادیده بگیریم

مطابق با همون آیه ثابت میشه که این صدقات باید به جناب رسول الله داده شود . این همون نکته ای بود که دوست من ، آبرنگ از همون ابتدا بر اون تاکید داشت : پول گرفتن از مردم ، به اسم دین و الله .

**گلشن**
۱۳۹۴/۰۵/۲۵, ۱۳:۵۴
سلام بر همه

یک مطلبی می خوام بگم که نقد هر دو طرف هست
معمولا وقتی بعضی دین داران در مقابل بعضی دین ناباوران قرار می گیرند
از انوع و اقسام رذائل اخلاقی در گفتار استفاده کرده از ترس و تهدید طرف و تخریب شخصیت و تهمت و ...
اما دین ناباوران اخلاق مدار هستند
چرا اینگونه است ؟ ایا این خودش یک پارادوکس عجیب نیست ؟
چرا که در اصل باید موضوع برعکس باشد

Reza-D
۱۳۹۴/۰۵/۲۵, ۱۴:۰۱
کلام خدا چیه ؟! مگر در قرآن نخوانده اید :
خُذْ مِنْ أَمْوالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَ تُزَكِّيهِمْ بِها وَ صَلِّ عَلَيْهِمْ إِنَّ صَلاتَكَ سَكَنٌ لَهُمْ وَ اللَّهُ سَميعٌ عَليمٌ ( توبه - 103 )
ترجمه ( فولادوند ) : از اموال آنان صدقه‏اى بگير تا به وسيله آن پاك و پاكيزه‏شان سازى، و برايشان دعا كن، زيرا دعاى تو براى آنان آرامشى است، و خدا شنواى داناستاین آیه به ذکات اشاره داره که توضیحاتش قبلاً خدمت شما گفته شد و موارد مصرف اون کامل توضیح داده شد. لذا در اینجا منظور از "از اموال آنان صدقه بگیر" منظور این نیست که "برای خودت بگیر!". بلکه منظور زکات است و زکات هم نوعی صدقه هست و برای همین از لفظ صدقه استفاده شده و رسول الله(ع) هم متولی اجرای دستور خدا هستن و لذا خداوند به ایشان گفته زکات را بگیر

تفسیر اطيب البيان
توبه - (103)
خذ من اموالهم صدقه تطهرهم و تزكيهم بهاو صل عليهم ان صلوتك سكن لهم و الله سميع عليم
اي پيامبر از اموال آنها صدقه بگير و به اين صورت آنها را پاكيزه گردان و اموالشان را نمو بده و بر آنها دعاي خيرنما، همانا دعاي توباعث آرامش آنهاست و خدا شنوا و داناستمنظور از صدقه در اينجا، صدقه واجب يا زكات است كه از نقود به طلا و نقره و از چهار پايان به شتر و گاو وگوسفند و از غلات به گندم ، جو ، خرما و كشمش تعلق مي گيرد و خطاب به رسول خود مي فرمايد: از اموال مردم ((زكات)) بگير و به اين وسيله آنها را پاكيزه كن و اموالشان را پر بركت نما و نيز در حق آنان دعاي خير كن كه خدا به مالشان خيرو بركت عطا كند

عجیبه که ابتدا جناب آبرنگ پول رو به خدا نسبت دادن و الان هم شما پول رو به پیامبر(ص) نسبت می دید. درحالیکه هم ایشون و هم شما میدونید که نه در آیهء اول گیرندهء صدقه خداست و نه در این آیه گیرندهء زکات رسول خدا(ص). اگر هم بگم دارید سفسطه ناراحت میشید




دوست عزیز ، با این درآمدهای میلیاردی که روزانه فقط و فقط از محل نذورات و صدقات مردم به دست میاد ، میشه کلی کار انجام داد . اما ما تاثیرش رو نمیبینیم ، پس حتما دست هایی در پس پرده وجود دارند که از این درآمدها استفاده می کنند

نسبت به درآمد هنگفتی که از هزاران امامزاده و میلیون ها صندوق صدقه به دست میاد ، بخشی بسیار بسیار کوچکهبا احترام ، پاسخ های شما هیچ دلیل و سندی نداره. من یک نمونه ش رو برای شما توضیح دادم که این پول ها صرف کمک به ایتام و نیازمندان ، ایجاد اشتغال ، کاریابی و.... شده. البته شما میتونید حرف من رو نپذیرید ، اما شخصاً به عنوان فردی از این جامعه ، وقتی چنین مواردی رو می بینم ، نمیتونم دلایل شما رو بدون ارائهء سند بپذیرم :Gol:




چطور تحقیق کنیم وقتی هاله ای از قداست اطراف این مراجع و فقها رو فراگرفته ؟!این رو تا حدودی قبول دارم. گاهی این قداست دادن تا حد معصوم بودن (و بلکه فاتر از اون) پیش میره متاسفانه. ولی اینطور هم نیست که کلاً نشه هیچ تحقیقی کرد



سایت مدام ارور دیتا بیس میده. ادامش رو تو پست دیگه ای مینویسم

Dahim Darni
۱۳۹۴/۰۵/۲۵, ۱۴:۰۴
بانو گلشن ، سلام

میدانید چرا؟

چون اسلام امده و دلها دگرگون شده ، پیمان و پایبندی دیگر وجود ندارد...


به تاریخ رجوع کنید و ماجرای این جمله رو پیدا کنید.

گرچه من خداناباور نیستم.

Dahim Darni
۱۳۹۴/۰۵/۲۵, ۱۴:۳۲
این آیه به ذکات اشاره داره که توضیحاتش قبلاً خدمت شما گفته شد و موارد مصرف اون کامل توضیح داده شد. لذا در اینجا منظور از "از اموال آنان صدقه بگیر" منظور این نیست که "برای خودت بگیر!". بلکه منظور زکات است و زکات هم نوعی صدقه هست و برای همین از لفظ صدقه استفاده شده و رسول الله(ع) هم متولی اجرای دستور خدا هستن و لذا خداوند به ایشان گفته زکات را بگیر

تفسیر اطيب البيان
توبه - (103)
خذ من اموالهم صدقه تطهرهم و تزكيهم بهاو صل عليهم ان صلوتك سكن لهم و الله سميع عليم
اي پيامبر از اموال آنها صدقه بگير و به اين صورت آنها را پاكيزه گردان و اموالشان را نمو بده و بر آنها دعاي خيرنما، همانا دعاي توباعث آرامش آنهاست و خدا شنوا و داناستمنظور از صدقه در اينجا، صدقه واجب يا زكات است كه از نقود به طلا و نقره و از چهار پايان به شتر و گاو وگوسفند و از غلات به گندم ، جو ، خرما و كشمش تعلق مي گيرد و خطاب به رسول خود مي فرمايد: از اموال مردم ((زكات)) بگير و به اين وسيله آنها را پاكيزه كن و اموالشان را پر بركت نما و نيز در حق آنان دعاي خير كن كه خدا به مالشان خيرو بركت عطا كند

داستان شان نزول آیه نشان می دهد که این آیه مربوط به زکات نیست ، بلکه مفسران آنرا به زکات ارتباط داده اند . پس نمی توان گفت منظور همان زکات است و صدقه را شامل نمی شود . و همانطور که گفتید زکات هم نوعی صدقه است ، نمی توان کل را به جزء تفسیر کرد . نتیجه : هر نوع صدقه ای را شامل می شود .


اما بحث اصلی اینجاست که الله گفته صدقات را به چه کسی بدهید ؟! محمد .

خب تا اینجا روشن است که اموال به محمد داده می شود ، اما سخن شما اینجاست که محمد آن اموال را برای خود نمی خواسته ، بلکه عادلانه تقسیم می کرده ، خب سلمنا ، چنین است .


حالا که پیامبری وجود ندارد ( در زمان ما ) باید به چه کسی صدقات ( که زکات هم شامل آن است ) را بدهیم ؟! خب اولی الامر !


اولی الامر را شیعه به معصوم تعبیر می کند ، خب معصوم هم که طبق نظر شیعه فعلا غایب است ، پس تکلیف صدقات ( و از جمله زکات ) چیست ؟!

بدهیم به فقها و مراجعه و یا نهایتا حاکم شرع .


خب تا اینجا مشکلی ندارید ؟!


این حاکم شرع ، فقیه یا مرجع آیا معصوم است ؟! مسلما می گوئید خیر !


خب آیا احتمال دارد که این حاکم یا مرجع یا فقیه در این اموال خیات کند ؟! مسلما باید بگوئیم بله ، احتمال دارد ( زمانی احتمال ندارد که معصوم از خطا و اشتباه باشد )


خب احتمال رخدادش ثابت شد ، لذا محال نیست که ممکن است . از طرف دیگر چون قدرت و ثروت اکثریت مطلق انسان ها را وسوسه می کند ، این احتمال زیاد هم می شود .

مشکلی که نیست ؟!


به هر حال ما باید این دین را از ابتدا تا الان بررسی کنیم . فرضا الله موجبات خیانت در امانات و صدقات مسلمین را تا 250 سال پس از هجرت حضرت رسالت پناه فراهم نکرده باشد ، لاکن مطابق مذهب شیعه این امکان از بعد از غیبت آقا امام زمان ممکن و میسر خواهد بود . از این رو نان به نام دین خوردن دیگر محال نمی شود که هیچ ، بلکه بر اساس آز و حرص و طمع انسانی که در وجود همه ما هست ، احتمالش بیشتر است که مثلا در آن یک پنجم از مال مردم یه تصرفاتی هم داشته باشد !



با احترام ، پاسخ های شما هیچ دلیل و سندی نداره. من یک نمونه ش رو برای شما توضیح دادم که این پول ها صرف کمک به ایتام و نیازمندان ، ایجاد اشتغال ، کاریابی و.... شده. البته شما میتونید حرف من رو نپذیرید ، اما شخصاً به عنوان فردی از این جامعه ، وقتی چنین مواردی رو می بینم ، نمیتونم دلایل شما رو بدون ارائهء سند بپذیرم

گرامی ! من هم مطابق مشاهدات خودم عرض می کنم ، در عین حال انتظار نداشته باشید سند رسمی بیاورم که فلان آخوند و ملا چنین و چنان کردند ، گرچه وقتی وثیقه ی آزادی یکی از این آقازاده ها چندصد میلیاردی هست ، می توان حدیث مفصل را اجمالا از این مجمل خواند ! خب این پول ها از جا آمده ؟!


این فرزندان اشراف ، این نوه های اعیان ، این نتیجه های رهبران ، اینا از کجا میارن ؟! جز از سهم شما و من ؟!

**گلشن**
۱۳۹۴/۰۵/۲۵, ۱۴:۳۳
سلام

گرچه نظرات همه گفته شده و الان بحث به اخر رسیده
به نظر حقیر پرداخت صدقه و یا خمس و زکات ابتکار جالبی برای اداره جامعه و کمک به فقراست
حالا اگر عده ای از این پولها سوئ استفاده می کنند تقصیر قانون گذار نیست
بلکه مقصر مجریان قانون هستند

Reza-D
۱۳۹۴/۰۵/۲۵, ۱۴:۳۷
سلام خواهر گلشن. سلامت هستید انشاالله؟


معمولا....همیشه هم اینطور نیست.....

**گلشن**
۱۳۹۴/۰۵/۲۵, ۱۴:۴۹
سلام خواهر گلشن. سلامت هستید انشاالله؟

سلام بر شما ممنون
انشالله شما هم سلامت باشید




با توجه به مواردی که عرض کردم ، ممنون میشم بفرمایید بر چه اساسی فرمودید گفتار خداباوران آلوده به انواع! و اقسام! رذائل اخلاقی هست و خداناباوران رو اخلاق مدار دونستید؟!

بیشتر منظور من پستهای جناب با بود که بسیار از تخریب شخصیت و ترسوندن و ارعاب طرف مقابلشون و موارد غیر اخلاقی دیگری
استفاده کرده بودن
حقیقتش پست ایشون رو که خوندم خیلی ناراحت شدم در حدی که لازم دیدم حتی برای این موضوع یک تاپیک بزنم
تا از شک و شبهه در بیام ولی فعلا به همین پست اکتفا کردم شاید یک تاپیک هم زدم
البته این موضوع مربوط به این تاپیک نیست و در جاهای دیگر هم دیده ام

Reza-D
۱۳۹۴/۰۵/۲۵, ۱۴:۵۵
داستان شان نزول آیه نشان می دهد که این آیه مربوط به زکات نیست ، بلکه مفسران آنرا به زکات ارتباط داده اند . پس نمی توان گفت منظور همان زکات است و صدقه را شامل نمی شود . و همانطور که گفتید زکات هم نوعی صدقه است ، نمی توان کل را به جزء تفسیر کرد . نتیجه : هر نوع صدقه ای را شامل می شود .


اما بحث اصلی اینجاست که الله گفته صدقات را به چه کسی بدهید ؟! محمد .

خب تا اینجا روشن است که اموال به محمد داده می شود ، اما سخن شما اینجاست که محمد آن اموال را برای خود نمی خواسته ، بلکه عادلانه تقسیم می کرده ، خب سلمنا ، چنین است .


حالا که پیامبری وجود ندارد ( در زمان ما ) باید به چه کسی صدقات ( که زکات هم شامل آن است ) را بدهیم ؟! خب اولی الامر !


اولی الامر را شیعه به معصوم تعبیر می کند ، خب معصوم هم که طبق نظر شیعه فعلا غایب است ، پس تکلیف صدقات ( و از جمله زکات ) چیست ؟!

بدهیم به فقها و مراجعه و یا نهایتا حاکم شرع .


خب تا اینجا مشکلی ندارید ؟!


این حاکم شرع ، فقیه یا مرجع آیا معصوم است ؟! مسلما می گوئید خیر !


خب آیا احتمال دارد که این حاکم یا مرجع یا فقیه در این اموال خیات کند ؟! مسلما باید بگوئیم بله ، احتمال دارد ( زمانی احتمال ندارد که معصوم از خطا و اشتباه باشد )


خب احتمال رخدادش ثابت شد ، لذا محال نیست که ممکن است . از طرف دیگر چون قدرت و ثروت اکثریت مطلق انسان ها را وسوسه می کند ، این احتمال زیاد هم می شود .

مشکلی که نیست ؟!


به هر حال ما باید این دین را از ابتدا تا الان بررسی کنیم . فرضا الله موجبات خیانت در امانات و صدقات مسلمین را تا 250 سال پس از هجرت حضرت رسالت پناه فراهم نکرده باشد ، لاکن مطابق مذهب شیعه این امکان از بعد از غیبت آقا امام زمان ممکن و میسر خواهد بود . از این رو نان به نام دین خوردن دیگر محال نمی شود که هیچ ، بلکه بر اساس آز و حرص و طمع انسانی که در وجود همه ما هست ، احتمالش بیشتر است که مثلا در آن یک پنجم از مال مردم یه تصرفاتی هم داشته باشد !
عزیز چرا دور باطل میزنی؟!
تمام اینهایی که گفتید همون دو صحبت خود من هست. اینکه این آیه مربوط به چیست و نتیجهء اون چه میشه و..... تمامش نهایتاً به این میرسه که در تمام صدقه ها شما آزاد هستید هرجور که دلتون میخواد مال رو خرج کنید (منظور یعنی نیازی نیست به شارع داده بشه) و فقط خمس میمونه. خب من هم همون ابتدا گفتم که فقط بحث خمس جای تشکیک داره که میتونید در تاپیک دیگری که مربوط به اون باشه پیگیری بفرمایید و از کارشناس بپرسید. درمورد احتمال خطا هم که باز در ابتدا بنده تایید کردم که این احتمال وجود داره. لذا شما چیز جدیدی رو به بنده نفرمودید

اما درمورد بخشی از صحبت شما:

این حاکم شرع ، فقیه یا مرجع آیا معصوم است ؟! مسلما می گوئید خیر! خب آیا احتمال دارد که این حاکم یا مرجع یا فقیه در این اموال خیات کند ؟! مسلما باید بگوئیم بله ، احتمال دارد (زمانی احتمال ندارد که معصوم از خطا و اشتباه باشد). خب احتمال رخدادش ثابت شد ، لذا محال نیست که ممکن است . از طرف دیگر چون قدرت و ثروت اکثریت مطلق انسان ها را وسوسه می کند ، این احتمال زیاد هم می شوداین نوع نتیجه گیری بسیار یک طرفه ست و مقداری هم غیرمنصفانه
اینکه وقتی کسی معصوم نیست ، احتمال خطا دارد ، کاملاً درسته (بخش صحیح فرمایش شما)
اما اینکه چون کسی معصوم نیست ، پس کلاً قابل اعتماد نیست ، خود شما هم میدونید که حرف درستی نیست
شما حتی اگر دین رو هم کنار بگذارید ، برای اینکه امور کشور رو دست فرد یا افرادی بسپارید ، میگردید و از بین اونها کسی رو که قابل اعتماد می بینید ، انتخاب میکنید. حالا این معیارها در حکومت دینی مقداری متفاوته. اما اصل اینکه شما بالاخره باید به کسی اعتماد کنید پا بر جاست. با استدلال شما که مردم اروپا و آمریکا و..... هیچکدوم نباید مالیات بدن و بگن: آخه مسئولین معصوم نیستن و ما هم به غیر معصوم کلاً اعتماد نداریم!




گرامی ! من هم مطابق مشاهدات خودم عرض می کنم ، در عین حال انتظار نداشته باشید سند رسمی بیاورم که فلان آخوند و ملا چنین و چنان کردند ، گرچه وقتی وثیقه ی آزادی یکی از این آقازاده ها چندصد میلیاردی هست ، می توان حدیث مفصل را اجمالا از این مجمل خواند ! خب این پول ها از جا آمده ؟!درست میفرمایید ، واقعاً امکانش نیست که برای هر حرفی سند مستدل آورد :Gol:
اما این از اون بحث هاست که شبیه به ماجرای فیل هست. یکی گوش فیل رو گرفت و گفت بادبزنه ، یکی پای فیل رو گرفت و گفت ستونه و.....
در این مورد خاص ، نظر کلی من اینه:
نمیشه وجود برخی دزدی ها و کلاه برداری ها رو انکار کرد. کما اینکه در همه جای دنیا وجود داره
اما:
1 - نمیشه هم تر و خشک رو با هم سوزوند. افراد دلسوز و امین هم کم نیستند
2 - نمیشه گفت به هیچ کسی نباید اعتماد کرد. بلکه میشه گفت ، باید چشمها رو باز کرد و افراد مطمئن و امین رو پیدا کرد

Reza-D
۱۳۹۴/۰۵/۲۵, ۱۵:۰۱
بیشتر منظور من پستهای جناب با بود که بسیار از تخریب شخصیت و ترسوندن و ارعاب طرف مقابلشون و موارد غیر اخلاقی دیگری
استفاده کرده بودن
حقیقتش پست ایشون رو که خوندم خیلی ناراحت شدم در حدی که لازم دیدم حتی برای این موضوع یک تاپیک بزنم
تا از شک و شبهه در بیام ولی فعلا به همین پست اکتفا کردم شاید یک تاپیک هم زدم
البته این موضوع مربوط به این تاپیک نیست و در جاهای دیگر هم دیده ام
بله خواهر از سیستم پوست کنی شما آگاه هستم :Nishkhand:
متاسفانه چد وقته که از خوندن مطالب شما و پت های مفیدتون محرومم. مشتاقم دوباره بخونم مطالب شما رو و توی تاپیک های شما شرکت کنم

خواهر گرامی دقت بفرمایید پاسخ شما به اون پست هم کمی با عصبانیت بود (از دست جناب "باء") :Nishkhand:
شما تمام دوستان خداباور رو جمع بستید که البته میدونم قصد شما چی بوده و از نیت شما آگاهم. ولی به نظرم اون پست جای ویرایش داره :ok:

Dahim Darni
۱۳۹۴/۰۵/۲۵, ۱۵:۲۴
عزیز چرا دور باطل میزنی؟!
تمام اینهایی که گفتید همون دو صحبت خود من هست. اینکه این آیه مربوط به چیست و نتیجهء اون چه میشه و..... تمامش نهایتاً به این میرسه که در تمام صدقه ها شما آزاد هستید هرجور که دلتون میخواد مال رو خرج کنید (منظور یعنی نیازی نیست به شارع داده بشه)

این قسمت از حرف شما با ظاهر آیه نمی سازه . مخالفشه . چون اونجا تاکید شده که پیامبر ( و به طور عام حاکم شرع ) باید اموال صدقه و زکات رو بگیره .



درمورد احتمال خطا هم که باز در ابتدا بنده تایید کردم که این احتمال وجود داره. لذا شما چیز جدیدی رو به بنده نفرمودید

خوبه . ممنون .


شما حتی اگر دین رو هم کنار بگذارید ، برای اینکه امور کشور رو دست فرد یا افرادی بسپارید ، میگردید و از بین اونها کسی رو که قابل اعتماد می بینید ، انتخاب میکنید. حالا این معیارها در حکومت دینی مقداری متفاوته. اما اصل اینکه شما بالاخره باید به کسی اعتماد کنید پا بر جاست. با استدلال شما که مردم اروپا و آمریکا و..... هیچکدوم نباید مالیات بدن و بگن: آخه مسئولین معصوم نیستن و ما هم به غیر معصوم کلاً اعتماد نداریم!

یه فرقی این وسط هست ، اینجا ما سواستفاده از دین رو شاهدیم ، اما اونجا نه !

احتمالا ماجرای « سلطان شکر ایران » رو شنیده باشید و بدونید به چه کسی گفته میشه ، خب آیا واقعا ( دقت کنید واقعا ) میشه علیه اون شخص تحقیقات رو شروع کرد ؟! و تازه اگر تحقیقات ما به نتیجه رسید و اون ادعا هم ثابت شد ، آیا واقعا ( بازم دقت کنید ، واقعا ) میشه علیه ش اعلام جرم کرد و مجازاتش کرد ؟! نمیشه ، همچین چیزهائی میسر نیست . و علتش هم همون استفاده یا سواستفاده از دین و همون هاله های نور و قداسته !



1 - نمیشه هم تر و خشک رو با هم سوزوند. افراد دلسوز و امین هم کم نیستند
2 - نمیشه گفت به هیچ کسی نباید اعتماد کرد. بلکه میشه گفت ، باید چشمها رو باز کرد و افراد مطمئن و امین رو پیدا کرد


با نفس هر دو جمله موافقم ، گرچه اکثر اوقات تر و خشک باهم سوخته میشن .

اما وضعیت جامعه ما طوری نیست که بشه مورد دوم رو رعایت کرد ! اگرم بخوایم پیگیر شیم سرها بریده بینی ، بی جرم و بی جنایت !


:Gol:

**گلشن**
۱۳۹۴/۰۵/۲۵, ۱۸:۱۳
خواهر گرامی دقت بفرمایید پاسخ شما به اون پست هم کمی با عصبانیت بود (از دست جناب "باء")
شما تمام دوستان خداباور رو جمع بستید که البته میدونم قصد شما چی بوده و از نیت شما آگاهم. ولی به نظرم اون پست جای ویرایش داره

بله درست می فرمایید شاید و حتما هستند دین داران اخلاق مدار
ان پست را ویرایش کردم :Gol:

Reza-D
۱۳۹۴/۰۵/۲۵, ۲۰:۰۳
ان پست را ویرایش کردمتشکر
درمورد جناب "باء" هم انشاالله خودشون توضیح کافی خواهند داد
یاحق

آبـرنـگـ
۱۳۹۴/۰۵/۲۵, ۲۰:۵۰
سلام مجدد.
شما دو رویکرد متفاوت در این تاپیک داشته اید. ایتدا فرمودید پرسش شما در زمینه خداشناسی است و الان به سیاست های سیاست گذاران امروز نقد وارد می کنید که هیچ ربطی به خدا ندارد. این ها دو مقوله جدا هستند. لطفا یک رویه را در بحث پیش بگیرید.
و من الله توفیق
درود جناب شریعت :Gol:
همونطوری که پیشتر گفتم، اینکه بگیم خدای اسلام و ادیان بی نیازه، اما تا پول نگیره بلا رو از ما دفع نمیکنه یا ما رو نمیبخشه، از دید من پوچه. چون با پول رفتار خدا تغییر میکنه (دوستان گفتن: فقط با پول نیست؛ که این سخن پول دوست بودن خدای ادیان رو رد نمیکنه چراکه پول هم جزوشه و من همین موضوع مورد نظرمه).
پس نتیجه باید گرفت: یا خدای ادیان زورگیر و پولدوسته (نه بی نیاز)؛ یا خدایی که میگن بی نیازه، نمیتونه پشت این موضوع باشه؛ بلکه این بخش از ادیان، زمینی هستن و (از دید من) برای چاپیدن مردم هست. که این امر بر میگرده به پیامبران یا سردمداران دین که چنین چیزی رو وارد دین کردن.

آبـرنـگـ
۱۳۹۴/۰۵/۲۵, ۲۰:۵۵
سلام

گرچه نظرات همه گفته شده و الان بحث به اخر رسیده
به نظر حقیر پرداخت صدقه و یا خمس و زکات ابتکار جالبی برای اداره جامعه و کمک به فقراست
حالا اگر عده ای از این پولها سوئ استفاده می کنند تقصیر قانون گذار نیست
بلکه مقصر مجریان قانون هستندیک قانون درست، جلوی استفاده ی دیگران رو باید بگیره.
هرچه زمان میگذره، سو استفاده از قانون و دزدی ها در کشورهای پیشرو کم میشه. ادیان هزاران ساله که این موضوع درشون باعث چپاول مردم شده.
آیا خدا نباید طوری قانون گذاری میکرد که جلوی سواستفاده در این اندازه گسترده رو بگیره؟
آیا این قانون کامله؟

آبـرنـگـ
۱۳۹۴/۰۵/۲۵, ۲۱:۰۷
[COLOR="DarkSlateBlue"][SIZE="2"]
عجب دلایل جالبی دارید واسه نپذیرفتن حق.
حرف اگه محکمه پسند باشه باید پذیرفت. شما هم ۴تا دلیل محکمه پسند واسه ما بیار هرکی نپذیرفت با من.
محکمه پسند یعنی اینکه اگر حرفهای ما رو بردند توی یک محکمه گذاشتن جلوی یک قاضی بپذیره. نتونه رد کنه. دلیلی واسه ردش نباشه . سکوت پیشه کنه ...
شما در جواب ما اینجوری شدی.
ما هنوز در جواب شما هزاران هزار جواب منطقی داریم .
اما شما یک دونشو هم رد نکردی .
و تنها دلیلت برای نپذیرفتن همون دو نقل قول بالاست.....خواهشمندم گفت و گو در مورد شخصیت من رو رها کنید.
من در پی قانع کردن هیچ کسی نیستم؛ تنها سخنم رو میگم. اما شماها نه تنها سخنتون رو میگید، بلکه در پی قانع کردن و آفرین شنیدن هستید.
اینجا هیچ نیازی نیست که کسی حتما قانع بشه؛ تنها داریم گفت و گو میکنیم. شما در نظر بگیر مناظره میکنیم یا هر چیز دیگه ای. پس انقدر در پی قانع کردن من یا هم اندیشان من نباشید که اگر نشدیم، بهمون حمله کنید.
تاثیر این گفت و گو ها در درازمدت هست و به هیچ عنوان هیچ کدوم از دو طرف در کوتاه مدت سخن دیگری رو نمیپذیره.
دلیل های شما، از نظر شما منطقیه و از من نیست.

اگر شماهم به این شخصیت پردازی ادامه بدید، همچون باء و رضا، پاسختون دیگه داده نمیشه. پس هرچه دوست دارید شخصیت من رو مورد کنکاش قرار بدید.:Gol:

شریعت عقلانی
۱۳۹۴/۰۵/۲۵, ۲۱:۲۵
سلام.

چون با پول رفتار خدا تغییر میکنه
خیر با پول رفتار خدا تغییر نمی کنه. بنده در چند پست قبل خدمتتان عرض کردم این پول نیست که رفتار خدا را تغییر می دهد این عشق است. شما ثابت کنید پول بدون عشق رفتار خدا را تغییر می دهد. بنده عرض کردم که گاهی ممکن است یک ریال هم اثر بیشتر و بهتری نسبت به یک میلیارد ایفا کند. در متون دینی هم داریم که صدقات خود را با منت باطل نکنید. یعنی چی؟ یعنی اینکه اگر می خواهی صدقه بدهی با عشق بده و گرنه ندهی بهتر است. پول وسیله و ابزار است.

بلکه این بخش از ادیان، زمینی هستن و (از دید من) برای چاپیدن مردم هست
در زمینی بودن ادیان با شما توافق دارم. ولی در چاپیدن مردم خیر. شارعان مقدس ادیان هیچ کدام قصد جمع آوری پول برای خود را نداشتند. شما مصداقی از تجملگرایی در زندگی این عزیزان ( پیامبر و امامان ) سراغ دارید؟ اگر دارید اسنادش را بیاورید شاید با شما هم نظر شدم.
این قوانینی که وضع شده همین مالیاتی است که امروزه می گیریم. مساله چندان پیچیده ای نیست. منتها بر اساس عرف و آداب و رسوم و سطح استعدادها و توانایی های علمی و عقلی و ابزاری بشر این قوانین وضع شد. مسلما اگر پیامبر امروز ظهور می کرد قوانینی مشابه قوانین مالیاتی امروز دنیا وضع می کرد. به هر حال اگر شما در کسب و کار خود فرار مالیاتی نداشته باشید و مالیات بدهید و سردمداران دولتی هم این پول شما را در راه درست خرج کنند هم دنیای بهتری خواهیم داشت و هم رضایت الهی را جلب خواهیم کرد. آن هفتاد نوع بلا هم همین بلاهای دنیوی هستند که با وضع قوانین مالیاتی زندگی بهتری را برای مردم به همراه دارد و البته رضایت الهی مهمترین مساله از این حیث است.
اگر شما سعی کنید تمام اصطلاحات دینی را تعریف و تفسیر عرفانی کنید فکر نمی کنم دیگر مشکلی برای شما باقی بماند. مفاهیمی چون بلا و رضایت الهی و ..... .

و من الله توفیق

شریعت عقلانی
۱۳۹۴/۰۵/۲۵, ۲۱:۳۴
یک قانون درست، جلوی استفاده ی دیگران رو باید بگیره.
هرچه زمان میگذره، سو استفاده از قانون و دزدی ها در کشورهای پیشرو کم میشه. ادیان هزاران ساله که این موضوع درشون باعث چپاول مردم شده.
آیا خدا نباید طوری قانون گذاری میکرد که جلوی سواستفاده در این اندازه گسترده رو بگیره؟
آیا این قانون کامله؟
سلام مجدد.
شما بیا بهترین قوانین بشری را وضع کن. باز هم بستگی به شرایط فرهنگی جامعه دارد. به خود قانون ربط ندارد. البته قانون درست خلی تاثیر داره ولی تاثیر فرهنگ بشری بیشتره. مثلا در ژاپن سونامی و زلزله اومد و میلیاردها پول به امان خدا رها شده بود. ولی مردم با فرهنگ ژاپن تمام پولها را جمع آوری کرده و به بانک تحویل دادند. خوب شما بفرمایید چه قانونی باعث شد این کار را بکنند؟ حالا فرض کنید برای مردم خودمان آن شرایط پیش بیاید.
به هر حال حقیر این قوانین وضع شده اجتماعی دین را الی یوم القیامه معتبر نمی دانم. چرا که هر قانونی اگر هر یک مدت یک بار بروز نشود زمینه سوء استفاده در آن بوجود می آید.
و من الله توفیق

Dahim Darni
۱۳۹۴/۰۵/۲۵, ۲۱:۳۹
سنگ کج اول را جناب دارنی گذاشتند که خطا کردید و یکی از صحبت‌های خصوصی خود را در کنار چشم و گوش دیگران انجام دادید و در آنجا بیان کردید که با این جماعت حالی به حالی باید وارد بحث نشد و فقط باید گفت و رد شد ...

این حالی به حالی هم داستان شدااا :khandeh!:


جناب باء ! تخریب شخصیت یعنی سناریویی که شما و دوستان همفکرتان به هر دلیل معلوم و نامعلومی برای مخالفانتان می نویسید .


لطفا پیش از آنکه همه تقصیر هارا گردن مخالفین و علی الخصوص دارنیِ بیچاره بیندازید ، کمی به عقب بازگردید .


در اولین تاپیکی که با این نام کاربری ایجاد کردم ( چه کسی موهن بودن ترانه نقی را تشخیص داد ؟! ) به خوبی به یاد دارم که آمدید و در مقابل پست همین داش یزدان ما ( مخلصیم ) ، یک پست آتشین و به دور از ادب نگاشتید که من نمیخوام الان بگم در اون پست چه چیزها که نگفتید !

این تجربه شخصی من بعد از حدود 10 روز عضویت در اسک دین بود . پس این درگیری به دارنی ارتباطی نداره .


در ثانی این انتقاد به شما وارده که متاسفانه یا باید ما بگوئیم از پاسخ های شما قانع شدیم ، و یا آنکه متهم به قتل انبیاء می شویم ! یک بار به این بیندیشید که شاید پاسخ های شما قانع کننده نیست .


باری ، لازم دانستم تا در خصوص این مورد توضیحکی ارائه کنم . به این امید که از این به بعد نه برای قانع کردن دیگران و یا حتی خودتان ، که برای بررسی عقاید خودتان به بحث بنشینید .

موید باشید .

Dahim Darni
۱۳۹۴/۰۵/۲۵, ۲۲:۰۸
سلام بر شریعت عقلانی گرامی


خیر با پول رفتار خدا تغییر نمی کنه. بنده در چند پست قبل خدمتتان عرض کردم این پول نیست که رفتار خدا را تغییر می دهد این عشق است. شما ثابت کنید پول بدون عشق رفتار خدا را تغییر می دهد. بنده عرض کردم که گاهی ممکن است یک ریال هم اثر بیشتر و بهتری نسبت به یک میلیارد ایفا کند. در متون دینی هم داریم که صدقات خود را با منت باطل نکنید. یعنی چی؟ یعنی اینکه اگر می خواهی صدقه بدهی با عشق بده و گرنه ندهی بهتر است. پول وسیله و ابزار است.


خیلی عذر میخوام که وارد بحثتون شدم .



در زمینی بودن ادیان با شما توافق دارم. ولی در چاپیدن مردم خیر. شارعان مقدس ادیان هیچ کدام قصد جمع آوری پول برای خود را نداشتند. شما مصداقی از تجملگرایی در زندگی این عزیزان ( پیامبر و امامان ) سراغ دارید؟ اگر دارید اسنادش را بیاورید شاید با شما هم نظر شدم.

به نظرم دکتر سروش چندسال دیگه زنده بمونه ، به رسالت مبعوث میشه ! من موندم چرا با این همه نقدی که خودش بر مبانی اساسی دین داره ، بازم به این دین پایبنده ! و یکیش هم همین زمینی بودن دین و جوشش وحی از درون شخص محمد هست . این باورها قطعا مخالف مبانی اسلامی است و از همین رو در نامه ای به او گفتند « دکتر سروش به آغوش اسلام بازگردد » . از سروش بگذریم .


اما از امول حضرت رسالت پناه :


1 - وی 15 و یا 13 همسر در طول زندگی به طور رسمی داشته است . همسرانی که همگی از نظر زیبائی و جوانی ذکر و وصفشان در تاریخ هست . ( مورخین معاصر شیعه ، در 40 ساله بودن خدیجه هنگام ازدواج تردید دارند و آنرا دسیسه عائشه برای خودشیرینی! دانسته اند) .

2 - علاوه بر این تعداد از زنان رسمی ، ایشان 11 زن را هم علاوه بر آن 13 زن طلاق داده است و خواستگاری 9 زن دیگر هم ناتمام مانده . بر این تعداد اضافه کنیم تعدادی کنیز هم خوابه را که تعدادشان مشخص نیست .

3 - یک پنجم از غنائمی که در جنگ ها به دست مسلمانان می افتاد از آن ایشان بود ، به اینها اضافه کنید املاکی که از یهودیان برای شخص پیامبر بود ، به علاوه ی حجره هائی که برای همسران خود ساخته بودند و در اختیارشان بوده .

4 - ایشان چند گله شتر ، شتر شیری ، بز شیری ، اسب و استر داشته اند .


اینها تمام آن چیزی نیست که در کتاب ها وارد شده و صرفا با تکیه بر مطالعات قبلی من بوده ، جستجوی بیشتر بر این موارد و اقلام می افزاید . حضرت رسالت پناه از پول نقد بگیرید ، تا ملک و زمین و نخلستان های متعدد و گله های شتر و بز و اسب و نیز تعداد بسیار زیادی برده و کنیز و همسر رسمی ( که نام دیگرش حرمسراست ) بهره داشته اند . تنها درآمد ماهیانه زمین های فدک برای تجهیز یک سپاه کفایت می کرده !


در مورد ائمه ، حسنین در دوران عمر همچون اهل بدر ( آنانکه در بدر حضور داشته اند ) از خلیفه وقت پول نقد دریافت می کرده اند ، دقیق نمی دانم 2000 یا 20.000 درهم در هر ماه . پس از صلح حسن بن علی و معاویه نیز وی ماهیانه مبلغ هنگفتی از بیت المال دریافت می کرده .


راجع به بقیه ائمه نیز آنقدر مردم به ایشان پول نقد می داده اند که مثلا یکی از یاران ایشان ، به خاطر همین پول های هنگفتی که در اختیار داشته ، حاضر می شود مذهب جدیدی به نام واقفیه ایجاد کند ، اما پول را به امام هشتم ندهد ! تازه این پول ها به وکیل امامی داده شده که اکثر عمرش در زندان بوده .


لذا در یک نگاه کلی ، پیامبر ، ائمه و خلفا اموال قابل توجهی داشته اند .

پیروز
۱۳۹۴/۰۵/۲۵, ۲۲:۰۹
یعنی اینکه اگر می خواهی صدقه بدهی با عشق بده و گرنه ندهی بهتر است. پول وسیله و ابزار است.
کاش ادیان، به جای تذکر به صدقات و اشاره به دفع کردن 70 بلا و امثال اینها، درک و اخلاق مریدانش را بالا می برد و به مریدانش معرفت و اخلاق می آموخت.آنوقت، مریدان خودشان درک می کردند که باید صدقه بدهند، با عشق و معرفت.ولی تذکرات دین، به گونه ای است، که مریدان از روی طمع و ترس، صدقه بدهند.

**گلشن**
۱۳۹۴/۰۵/۲۵, ۲۲:۵۳
یک قانون درست، جلوی استفاده ی دیگران رو باید بگیره.
هرچه زمان میگذره، سو استفاده از قانون و دزدی ها در کشورهای پیشرو کم میشه. ادیان هزاران ساله که این موضوع درشون باعث چپاول مردم شده.
آیا خدا نباید طوری قانون گذاری میکرد که جلوی سواستفاده در این اندازه گسترده رو بگیره؟
آیا این قانون کامله؟

اگر خدا طوری قانون گذاری می کرد که احدی نتواند دزدی و اختلاس کند
ایا به نظر شما ادم دزد از غیر دزد شناخته می شد ؟
ایا جلوی اختیار انسان را نگرفته بود ؟

Reza-D
۱۳۹۴/۰۵/۲۵, ۲۲:۵۷
اما از امول حضرت رسالت پناه
.
.
.
لذا در یک نگاه کلی ، پیامبر ، ائمه و خلفا اموال قابل توجهی داشته اندسند؟
ضمناً سؤال این نبود که اونها مالی داشته اند یا نه. یا چند تا زن داشتن یا نه

سؤال این بود که:

شما مصداقی از تجملگرایی در زندگی این عزیزان ( پیامبر و امامان ) سراغ دارید؟ اگر دارید اسنادش را بیاورید شاید با شما هم نظر شدم





البته قانون درست خلی تاثیر داره ولی تاثیر فرهنگ بشری بیشتره

هر قانونی اگر هر یک مدت یک بار بروز نشود زمینه سوء استفاده در آن بوجود می آید.:Kaf: :Kaf: :Kaf: :Kaf:
البته با اجازه اون یک کلمه رو الزامی نمیدونم. من فرهنگ رو (بشری و گره خورده به علم الهی) کاملتر میدونم. اما کلیت حرف شما رو: :Gol:

Reza-D
۱۳۹۴/۰۵/۲۵, ۲۳:۰۱
اگر خدا طوری قانون گذاری می کرد که احدی نتواند دزدی و اختلاس کند
ایا به نظر شما ادم دزد از غیر دزد شناخته می شد ؟
ایا جلوی اختیار انسان را نگرفته بود ؟
اصلاً وضع قوانین برای بشر ، که کلاً جلوی تمام خلاف ها رو بگیره غیر ممکنه. به قول جناب شریعت عقلانی ، تاثیر فرهنگ خیلی بیشتر از قانونه




با دین یا بدون دین انسانهای خوب کار خوب می کنند و انسانهای بد کاربدجسارتاً درمورد امضای شما
تا حدودی من هم این رو قبول دارم. اما تفاوتش اینه که بدون دین ، هر کسی تعریف خودش رو از خوبی و بدی داره
بدون دین ، تعریف خوبی یعنی چیزی که من دوست دارم که ممکنه کار خوبی هم باشه. اما ممکنه کار بدی هم باشه

Reza-D
۱۳۹۴/۰۵/۲۵, ۲۳:۰۹
کاش ادیان، به جای تذکر به صدقات و اشاره به دفع کردن 70 بلا و امثال اینها، درک و اخلاق مریدانش را بالا می برد و به مریدانش معرفت و اخلاق می آموخت.آنوقت، مریدان خودشان درک می کردند که باید صدقه بدهند، با عشق و معرفت.ولی تذکرات دین، به گونه ای است، که مریدان از روی طمع و ترس، صدقه بدهند.
سلام
خیر. اتفاقاً اسلام همین کار رو هم کرده ، اما در حد خودش و به جای خودش. لطفاً توجه بفرمایید که قوانین برای 10 نفر و 100 نفر وضع نمیشن. قوانین برای تمام جامعه هست و در جامعه افراد مختلف با سطح آگاهی مختلف وجود دارن. این صحبت شما مثل اینه که بگیم یه دولت برای خلاف های اجتماعی هیچ مجازاتی قرار نده. نه برای دزدی ، نه برای قتل ، نه......
فقط بیاد و از ارزش خوبی برای مردم صحبت کنه. به نظر شما تمام افراد با این توضیحات به راه راست میان؟

**گلشن**
۱۳۹۴/۰۵/۲۵, ۲۳:۱۷
بدون دین ، تعریف خوبی یعنی چیزی که من دوست دارم که ممکنه کار خوبی هم باشه. اما ممکنه کار بدی هم

باشه

این تعریف و قبول ندارم
تعریف خوبی بدون دین یعنی چیزی که وجدان و اخلاق خوب بودن ان را قبول کند
نه چیزی که من دوست دارم

Reza-D
۱۳۹۴/۰۵/۲۵, ۲۳:۲۷
این تعریف و قبول ندارم
تعریف خوبی بدون دین یعنی چیزی که وجدان و اخلاق خوب بودن ان را قبول کند
نه چیزی که من دوست دارممشکل اینجاست که شما ، همه نیستید
ضمناً ، شما میتونید تعریفی از وجدان و اخلاق خوب ارائه بدید که همه بپسندن؟


از بحث تاپیک دور نشیم :Gol:

آبـرنـگـ
۱۳۹۴/۰۵/۲۶, ۰۰:۱۴
سلام.
خیر با پول رفتار خدا تغییر نمی کنه. بنده در چند پست قبل خدمتتان عرض کردم این پول نیست که رفتار خدا را تغییر می دهد این عشق است.نخست اینکه در متن دینی سخنی از عشق نیومده؛ بلکه سخن از پوله.
دوم: کارشناس گفت و گو، در نوشته ی (فکر کنم) چهارمه که به صراحت فرمودن: «پول صدقه، باعث میشه رحمت اضافی برای بنده ها در نظر گرفته بشه».
سوم: حتی اگه بگیم با عشق رفتار خدا دگرگون می شه؛ بازهم نشون از نیازمندی خدا به عشقه و اونو از بی نیازی در میاره.

شما ثابت کنید پول بدون عشق رفتار خدا را تغییر می دهد. از دید من، خدای بی نیاز و مهربان مطلق، رفتارش و مهربانیش، با هیچی نباید دگرگون بشه.
از یک بنده انتظار دارن بدون چشم داشت (و حتی اگه بدی دیدن) خوبی کنه، اما خدایی که بی نهایت مهربانه، وایسته به پول و عشق بنده هاشه و تا خوبی نبینه، خوبی نمیکنه؟ (این بیع بوَد؛ لطف و عطای تو کجاست؟) و یا این شعر عرفانی: «کم مباش ز درخت سایه فکن -- هرکه سنگت زد، ثمر بخشش» از دید عرفانی هم نگاه کنیم، خدا به عشق ما نیاز داره تا رفتارش دگرگون بشه.

شارعان مقدس ادیان هیچ کدام قصد جمع آوری پول برای خود را نداشتند.دوست گرامیمون دارنی (چا) در این زمینه گفتنی ها رو فرمودن.
منم یکی بهش اضافه میکنم: «فدک».
این باغ بزرگ و پر رونق، بدون جنگ تصرف شد و برای همین، محمد اموال باغ رو تنها برای خودش برداشت و اونو میان هیچکدوم از یارانش پخش نکرد؛ که پس از مرگش، فاطمه ادعای به ارث بردن این باغ رو هم کرد.

محمد در کودکی خانواده ش انقدر بی پول بود که ابوطالب اونو بزرگ کرد؛ اما در زمان مرگ، پولدارترین مرد عربستان بود.
آیا مالی برای خودش بر نداشت؟!

شما مصداقی از تجملگرایی در زندگی این عزیزانگرونترین خودرو در عربستان، «شتر سفید» بود که محمد شتری سفید داشت. یه چیزی در حد پورشه یا مازراتی امروزه س.

مسلما اگر پیامبر امروز ظهور می کرد قوانینی مشابه قوانین مالیاتی امروز دنیا وضع می کرد.مشکل از همینجاست.
سخن شما مخالف دین اسلامه؛ چراکه اسلام گفته: «سخن خدا همواره تازگی و شادابی داره و برای همه زمانهاست» و همچنین آیه ی «اکملة لکم دینکم».
اگر اسلام رو برای هزار سال پیش بدونیم، هیچ نیازی نیست اصلا در موردش سخن بگیم چراکه نگرشی پوسیده و منسوخ در نظر گرفته میشه.

شما بیا بهترین قوانین بشری را وضع کن. باز هم بستگی به شرایط فرهنگی جامعه دارد. به خود قانون ربط ندارد. البته قانون درست خلی تاثیر داره ولی تاثیر فرهنگ بشری بیشتره.
قانون و فرهنگ، عین درخت و خاک میمونن؛ اگه خاک خوب نباشه، درخت بار نمیده. پس درجایی که فرهنگ پایین باشه، قانون خوب پیاده نمیشه و در جایی که قانون خوب باشه، فرهنگ پایین نمیتونه باشه.
یه زمانی در ایران گفتن: «حجاب اجباری» چون بیشتر مردم خواهان حجاب بودن، قانونش پیاده شد. اما امروزه هرکاری میکنن، نمیتونن دیگه این قانون رو درست پیاده کنن؛ چون فرهنگ مردم اونو نمیپذیره.

اگر شما سعی کنید تمام اصطلاحات دینی را تعریف و تفسیر عرفانی کنید فکر نمی کنم دیگر مشکلی برای شما باقی بماند. مفاهیمی چون بلا و رضایت الهی و ..... . بله؛ عرفان اسلامی از فقه اسلامی یک پله بالاتره. اما اصل، فقه اسلامیه. چراکه عرفان تفسیری ذوقی (و حتی تحریف شده) از اسلامه.
در عرفان اسلامی، نهایت تقریبا به بی خدایی میرسن (که در منطق الطیر سی مرغ، خودشون میشن خدا و سیمرغ)؛ در عرفان، شیطان برترین آفریده ی خداست؛ جهنمی وجود نداره و نهایت آتش جهنم، آتش عشق به خداست.... و خیلی دیدگاه های دیگه ای که کاملا کفر آمیز هستند.
برای همین عارفان مجبور شدن به رمز سخن بگن که حتی با اینکارشون هم، بازم طرد شدن و تکفیر (سهروردی، حلاج و ...).
من اگرچه دیگه کاری با عرفان اسلامی ندارم، اما هیچ ایراد قابل گفتنی (جز جبر و تقدیر گرایی)در اون نمیبینم.


*****



اگر خدا طوری قانون گذاری می کرد که احدی نتواند دزدی و اختلاس کند
ایا به نظر شما ادم دزد از غیر دزد شناخته می شد ؟
ایا جلوی اختیار انسان را نگرفته بود ؟خب شناخته نشه. مشکلی پیش میاد؟
برای شناخته شدن یک دزد، اینهمه آدم باید فدا بشن؟
کمر این همه آدم عین قرص ماه بشه که خدا یه دزد رو شناسایی بکنه؟

شما در ماشینتون رو باز میذاری تا دزد محلتون رو بشناسی؟! (نه! و حتی ممکنه بخندید به این حرف. چون هیچکس نمیاد خودشو بدبخت کنه تا یه دزدی که شناخته شدن یا نشدنش اهمیتی نداره، شناسایی بشه. اما خدای مهربان که مهرش مطلق هم هست، چطوری تونسته هزاران هزار آدم رو بدبخت کنه تا چن تن رو شناسایی کنه؟).

اگه قانون گذارا دیدگاهی همچون خدای ادیان داشتن، میدونید چه بلایی سر مردم میومد؟
هیچ قانون بازدارنده ای (همچون حسابرسی شرکت های بورسی) نباید وضع میشد؛ تا مجرم شناخته بشه (و در عوض هزاران نفر سرمایه گزار بدبخت بشن).

باء
۱۳۹۴/۰۵/۲۶, ۰۱:۴۰
این حالی به حالی هم داستان شدااا :khandeh!:

بسم الله الرحمن ... الرحیم
داستان بود ... وقتی کسی از نیت خود می‌گوید و بر اساس آن فعالیت‌هایی را سازمان می‌دهد بازیچه‌ی ان نیت شدن داستان دارد ... چرا فکر می‌کنید باید دانسته‌های خود را نادانسته فرض کنیم و وارد بازی شویم که خود مخاطب گفته است قصدم از آن چیزی نیست که اینجا برای شما وانمود می‌کنم؟


جناب باء ! تخریب شخصیت یعنی سناریویی که شما و دوستان همفکرتان به هر دلیل معلوم و نامعلومی برای مخالفانتان می نویسید .

شما و دوستان هم‌فکرتان؟ ... چرا باقی را با بنده جمع زدید؟ اینجا فقط یک نفر چنان لحنی نسبت به جناب آبرنگ و شما داشته است و آن خود بنده بوده‌ام، هیچ کس دیگری چنان موضع‌گیری نداشته است، آیا سعی دارید بخاطر رفتار بنده همه را زیر سؤال ببرید؟ تخریب شخصیت می‌کنید؟ همانطور که سرکار گلشن یک نتیجه‌گیری کلی کردند که معمولاً چنین است یا چنان است و بعد شما در پاسخ ایشان گفتید این چنین و چنان بودن خاص امروز و دیروز هم نیست و سبقه‌ی تاریخی دارد؟ اگر همین چیزها را امثال بنده بگوییم می‌شویم تخریب‌چی و اگر شما بگویید می‌شود ناله‌ی مظلوم در مقابل ظلم ظالم؟ خیر! معیار باید داشت برای تشخیص حقیقت مگرنه اینکه واضح است هر کسی خودش را در موضع حق تصور کرده و الباقی را منحرف می‌داند، خود را متعادل و دیگران را یا افراط‌کار و یا تفریط‌کار می‌داند ...
اینکه به بنده بگویید حمله‌ور به شخصیت دیگران شدن کارم شده است ظاهر فریبنده‌ای دارد اگر فراموش کنیم که قبلاً خودتان در آن پیام داستان‌دار و جناب آبرنگ در بحث‌های مفصلی که با هم خصوصی داشتیم چه مطالبی را فرمودید و فرمودند ... اما اگر آن مسائل را به خاطر داشته باشیم و نگذاریم غبار غفلت بر آن بنشیند آن وقت وضع فرق خواهد کرد و به شخصه تخریب شخصیتی در آن نمی‌بینم ...


لطفا پیش از آنکه همه تقصیر هارا گردن مخالفین و علی الخصوص دارنیِ بیچاره بیندازید ، کمی به عقب بازگردید .

در اولین تاپیکی که با این نام کاربری ایجاد کردم ( چه کسی موهن بودن ترانه نقی را تشخیص داد ؟! ) به خوبی به یاد دارم که آمدید و در مقابل پست همین داش یزدان ما ( مخلصیم ) ، یک پست آتشین و به دور از ادب نگاشتید که من نمیخوام الان بگم در اون پست چه چیزها که نگفتید !

این تجربه شخصی من بعد از حدود 10 روز عضویت در اسک دین بود . پس این درگیری به دارنی ارتباطی نداره .

جناب دارنی ... منافق تا کفرش را مخفی کند وظیفه‌ی شرعی مسلمین است که با او مانند سایر مسلمانان برخورد کنند، اما وقتی مدارک ظاهری از کفر خود به جای بگذارد و کفرش را ولو به گستره‌ی یک یا چند نفر دیگر گسترده کند دیگر اینجا وظایف مسلمین نسبت به ایشان تغییر می‌کند ... تا قبل از آن داستان هم ما مخالف هم بودیم ولی گفتگوهایمان صورت دیگری داشت ... ناراحتی و تنش هم پیش می‌آمد ولی روابط حفظ می‌شدند و تأکید می‌کردیم که این دعواها صرفاً در حیطه‌ی مباحث هستند ... در همان مطلبی که شما می‌گویید بنده به جناب آبرنگ نوشتم و آنرا آتشین و بی‌ادبانه توصیف می‌کنید هم بعدش با جناب آبرنگ در پروفایلشان و شاید هم خصوصی (خاطرم نیست) مفصل بحث را ادامه دادیم و تمام سعیم را کردم که منظورم از طرح آن مسائل برایشان محرز باشد و اینکه ایشان را شخص اول ماجرا قرار داده بودم به ایشان تفهیم شود که از این بابت است که تا شخص توهین را نسبت به خودش و وابستگانش و عزیزانش احساس نکند آنرا سبک می‌شمارد و به اسم آزادی بیان از کنارش رد می‌شود ولی اگر مخاطب توهین‌ها خودش باشد دیگر نمی‌تواند به این راحتی از کنار این توهین‌ها رد شود، بخصوص که بحث تقدسی مطرح شود که فراتر از روابط و بستگی‌های فامیلی و محبت‌های قومی و قبیله‌ای است ... خود جناب آبرنگ هم همین برداشت را کرده بودند چون در اولین برخوردشان گفتند که حدس می‌زنم منظور شما از طرح مسأله به این صورت چنین باشد و نه اینکه واقعاً قصد توهینی داشته باشید ... در ضمن آنکه باید توجه داشت که توهین‌هایی که شما از آنها تحت عنوان بی‌ادبی یاد می‌کنید قبلش در فرض سؤال نسبت به مقدسات اسلام روا داشته شده بود و توهین‌هایی اضافه بر محتوای تاپیک مطرح نشده بود ... بنده هم اگر درست خاطرم باشد در همان پست به ایشان نوشتم که امیدوارم که از این توهین‌ها ناراحت شوید، چون انتظار از هر انسان سالمی اینطور می‌رود که از چنین توهین‌هایی ناراحت شود، اگر نسبت به خودش ناراحت شد آن وقت باید بر آزادی بیانی که نسبت به دیگران وضع می‌کند هم دقت بیشتری نماید ...

با این حساب تغییر رویه‌ی برخورد بنده با شما از همان رویکرد شما نشأت گرفته و تاپیک آخر جناب آبرنگ که با اعترفات خود ایشان در مورد نیت‌هایشان سازگار بود و تقابل ایشان با اسلام را نشان می‌دهد و به بازی گرفتن اعضای سایت و ایمان ایشان را ...
بنده به هیچ وجه اسلام را اینطور نشناخته‌ام که همیشه باید با همه مهربان بود و هر خطایی هر چه که باشد را باید چشم‌پوشی کرد ... بلکه اسلام جمع اضداد بودن را می‌طلبد ... به جایش باید مهربان بود و از خطاها چشم‌پوشی کرد و به جایش باید جدی و قهار بود ... توهین اگر نسبت به شخص بنده باشد باید و در واقع شایسته‌تر است که چشم‌پوشی کنم ولی اگر نسبت به خدا و رسولش باشد دیگر بحث فرق می‌کند ... این بحث‌ها هم درست ریشه در همان بحث‌های تاپیک مربوط به شعر آن ملعون نسبت به امام النقی علیه‌السلام دارد ... آنجا هم برخی سعی داشتند بگویند که این توهین‌ها در راستای آزادی بیان است ... این اختلافات ناشی از فهم ناقص دین است ... دین بر اساس هم حبّ است و هم بغض ... ما هم تولی را تمرین می‌کنیم و هم تبرّی را ... و در این بین بنده تابع مرحوم امام هستم که فرمودند اگر کسی جلوی دین ما بایستد ما مقابل تمام دنیای او خواهیم ایستاد ... و خدای قرآن هم فرموده است که کافران باید غلظت و درشتی را در شما ببینند ... ما افراد ضعیفی و بی‌غیرتی که هر چه به مقدساتمان بگویند ساکت بمانیم نیستیم ... ان شاء الله


در ثانی این انتقاد به شما وارده که متاسفانه یا باید ما بگوئیم از پاسخ های شما قانع شدیم ، و یا آنکه متهم به قتل انبیاء می شویم ! یک بار به این بیندیشید که شاید پاسخ های شما قانع کننده نیست .

کجا از شما خواسته‌ام که بدون دلیل قانع شوید یا زبان به مدح و تشکر باز کنید؟ در آن تاپیک قبلی اگر اعتراضی بود به این بود که این داداش یزدان شما که مخلصشان هستید گفتند قانع نشدم و کلام شما قانع کننده نیست ولی من هم نیازی نمی‌بینم بگویم چرا قانع نشده‌ام ... این پاسخ ایشان وقتی ایراد گردید که از ایشان خواسته شد بگویند چرا قانع نشده‌اند تا ما روی اشکالاتشان فکر کنیم و طور دیگری مطلب را بیان کنیم ولی ایشان صرفاً گفتند که قانع نشده‌ام ...
مگر اینکه پاسخ‌های بنده قانع‌کننده باشد یا نباشد و اصلاً درست باشند یا کامل یا جزئی غلط باشند بحث جدایی است که در آن جدلی سزاوار نیست ...
اتهام به قتل انبیاء هم جزء تعالیم دین ماست ... قتل چند نحوه دارد ... قتل بالألسن یکی از آنهاست که همان هم چند روش دارد، یکی همان کاری است که بنی‌اسرائیل کردند، یکی هم افشای سرّ اهل بیت علیهم‌السلام است و همه‌ی ایشان نهایتاً یک کارکرد دارند و آن حذف نبوت از جامعه است ... هر حذفی لزوماً حذف فیزیکی با قتل فیزیکی نیست، حذف معنوی و فرهنگی و اجتماعی هم قتل است ... در اسلام جنگ سرد با جنگ گرم از نظر بار شرعی تفاوت چندانی ندارد ... اینکه قلم یک نویسنده‌ی منتقد را به صورت کاریکاتور یک هفت‌تیر بکشند در اسلام مفهوم جدیدی نیست بلکه در روایات ما وارد شده است و کسی که این کار را بکند هم چه بسا در قیامت به عنوان قاتل آن هم قاتل انبیاء علیهم‌السلام و اهل بیت علیهم‌السلام و علما و اولیاء الهی محشور گردد ... شاید شما بگویید یک حرف زدن ساده است ولی در اسلام خیلی چیزها هست که ولو اینکه ما آنها را ساده بگیریم آنها ساده نیستند و نمی‌شوند ...

باء
۱۳۹۴/۰۵/۲۶, ۰۲:۰۷
خُذْ مِنْ أَمْوالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَ تُزَكِّيهِمْ بِها وَ صَلِّ عَلَيْهِمْ إِنَّ صَلاتَكَ سَكَنٌ لَهُمْ وَ اللَّهُ سَميعٌ عَليمٌ ( توبه - 103 )

ترجمه ( فولادوند ) : از اموال آنان صدقه‏اى بگير تا به وسيله آن پاك و پاكيزه‏شان سازى، و برايشان دعا كن، زيرا دعاى تو براى آنان آرامشى است، و خدا شنواى داناست.

حالا چه ارتباطی بین پول دادن به حضرت رسالت پناه علیه افضل الصلوات و پاکیزگی هست ، الله سبحانه وتعالی می داند ، اما به هر طریق قرآن به پول دادن توصیه فرموده اند .

بسم الله الرحمن ... الرحیم
۱. محض اطلاع شما صدقه بر رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله و فرزندان ایشان حرام است و نمونه‌هایی از اینکه به ایشان یا فرزندانشان صدقه داده شده و ایشان نپذیرفته‌اند موجود است ...
۲. یافتن اینکه چه ارتباطی بین دادن صدقه و پاکی هست چندان بغرنج نیست ... بستگی دارد نگاه کلان اسلام به خلقت دنیا را بدانیم یا خیر ... مطابق برخی آیات رزق با خداست ولی خداوند به هر که بخواهد رزقش را وسعت می‌بخشد یا بر هر کسی که بخواهد رزقش را تنگ می‌کند ... دکتر عباسی در توضیح این آیه اضافه کرده‌اند که مفهوم رزق اعمّ از ثروت و اموال است و می‌تواند علم یا قدرت جسمانی یا هر نعمت دیگری باشد ... اینکه برخی علمشان بیشتر است و ثروت کمتری دارند و برخی علمشان کمتر است و ثروتشان بیشتر است و مشابه آن در مورد نعمات متفاوت خبر از یک ساز و کار گسترده‌ی توزیع مواهب متعدد در میان مردم می‌دهد ... در مورد هر نعمتی آن کسی که بیشتر از آن بهره برده است به حکمتی این بهره‌ی بیشتر را برده است و به همان صورت آنکه بهره‌ی کمتری دارد هم بنا بر حکمتی در چنان جایگاهی قرار گرفته است ... و اینها اعمّ از نقش خود این افراد در کسب آن مواهب است چرا که رزق بر دو نوع است، رزقی که مقسوم است برای طالب رزق و رزقی که مقسوم است ولو بدون تلاش که از همان راهی به شخص می‌رسد که اجلش از آن راه به او می‌رسد ... خلاصه‌ی مطلب اینکه یکی از حکمت‌های دارا بودن این است که شخص دارا باید واسطه‌ی فیض خدا به ندارها شده و صفت بخشندگی آن فیض را در خود زنده کند و از این نظر بخشی از سهم ندارها در رزق داراها قرار داده می‌شود تا داراها آنها را به صاحبان اصلی‌اشان که ندارها باشند برسانند ... به همین دلیل ندارها ولی نعمت داراها در آن دارایی به حساب می‌آیند ... سپس گفته می‌شود که بر هر چیزی زکات وارد شده است و مثلاً زکات علم بذل آن علم است و زکات مال هم بذل آن به مستحق آن است ... یعنی اگر گفتند زکات در این چند چیز باشد یعنی در آن دارایی‌های خاص به طور خاص برای این ندارهای خاص حقی است که واجب است به ایشان رسانده شود ... در زمان غیبت باقی زکات‌ها جنبه‌ی واجب ندارند و خدا می‌داند که بعد از ظهور وضع به چه منوال باشد ... فعلاً در شکلی از دین که به ما رسیده است باقی زکات‌ها مستحب است ... اما زکات خودش از ماده‌ی ز.ک.ی است که معنای پاکیزگی را دارد ... یعنی اگر حق ندار را از دارایی خود که هر چیزی ممکن است باشد دادید در آن صورت آنچه برایت می‌ماند پاکیزه برای خودت هست، اگر زکاتت را ندهی مال دیگران درش هست و همین حق‌الناس است که سبب می‌شود مالت دیگر پاکیزه نباشد ... از اینجا دیگر باید رابطه‌ی میان صدقه و زکات و خمس با پاک شدن مال و حلال شدن آن مشخص گردد ... مال انسان که پاک شود و لقمه‌اش که حلال شود خودش هم به صورت بالقوه در معرض پاکیزه شدن قرار می‌گیرد


به هر حال اکنون مصداقی ندارد .

وضعیت موقتی کنونی ملاک نیست ... بعد از ظهور حتماً آیات مرتبط با آن چه مطابق با ظاهر آیه و چه مطابق با باطن آن و چه مطابق با هر کدام جداگانه به صورت مصداقی کاربرد خواهند داشت ...


این عدد را از کجا آوردید ؟!

شما آن مقدار خیلی کم را از کجا آوردید؟ منبع بنده رساله‌هاست، منبع شما کدام مفسّر دین و کدام منبع دینی بود؟


آنچه که عیان است ، چه حاجت به بیان است ؟!
آنان هم صرفا مشاهدات خود را گفته اند ، حال شما ندیده اید و یا نخواسته اید ببینید ، بحثش جداست .

عجیب است که برای ما عکس آن عیان است که حاجت به بیانش نیست ... شاید هم شما نخواسته‌اید مطلب درست را ببینید ...


اینها که نام بردید ، همه ادعاست و باید ثابت شود .

اگر ادعا باشد هم تازه می‌شود مانند ادعاهای شما که آنها نیز باید ثابت شوند ...

Dahim Darni
۱۳۹۴/۰۵/۲۶, ۱۰:۴۰
بسم الله الرحمن ... الرحیم
داستان بود ... وقتی کسی از نیت خود می‌گوید و بر اساس آن فعالیت‌هایی را سازمان می‌دهد بازیچه‌ی ان نیت شدن داستان دارد ... چرا فکر می‌کنید باید دانسته‌های خود را نادانسته فرض کنیم و وارد بازی شویم که خود مخاطب گفته است قصدم از آن چیزی نیست که اینجا برای شما وانمود می‌کنم؟

و علیکم السلام


گرامی ، من اصراری ندارم که شما در بحث من یکی شرکت بفرمائید و یا نفرمائید ! خواهی بیا ببخشا ، خواهی برو جفا کن :ok:

شما و دوستان هم‌فکرتان؟ ... چرا باقی را با بنده جمع زدید؟ اینجا فقط یک نفر چنان لحنی نسبت به جناب آبرنگ و شما داشته است و آن خود بنده بوده‌ام، هیچ کس دیگری چنان موضع‌گیری نداشته است، آیا سعی دارید بخاطر رفتار بنده همه را زیر سؤال ببرید؟ تخریب شخصیت می‌کنید؟ همانطور که سرکار گلشن یک نتیجه‌گیری کلی کردند که معمولاً چنین است یا چنان است و بعد شما در پاسخ ایشان گفتید این چنین و چنان بودن خاص امروز و دیروز هم نیست و سبقه‌ی تاریخی دارد؟ اگر همین چیزها را امثال بنده بگوییم می‌شویم تخریب‌چی و اگر شما بگویید می‌شود ناله‌ی مظلوم در مقابل ظلم ظالم؟

شما و همفکرانتان ! بازهم می گویم حضرتعالی و همفکران گرامیتان .

کم نیستید ، اگر خواستید اسم تک تک حضرات صاحب فضل و ادب را می برم .


گو اینکه با دشمن طرفید ، که البته ضمنی ما را کفار خطاب کردید و انشاءالله بر ما شدید خواهید بود !!

مشکلی نیست ، شدید باشید ، اما بدانید من به فعالیتم ادامه خواهم داد . :ok:

جناب دارنی ... منافق تا کفرش را مخفی کند وظیفه‌ی شرعی مسلمین است که با او مانند سایر مسلمانان برخورد کنند، اما وقتی مدارک ظاهری از کفر خود به جای بگذارد و کفرش را ولو به گستره‌ی یک یا چند نفر دیگر گسترده کند دیگر اینجا وظایف مسلمین نسبت به ایشان تغییر می‌کند

دید محدود و خیلی بسته ای دارید ، طبقه بندی های پوچ و باطل ، الفاظ سخیف و بی معنی . الحق که اسلام آمده و دلها دگرگون شده .


خدای قرآن هم فرموده است که کافران باید غلظت و درشتی را در شما ببینند ... ما افراد ضعیفی و بی‌غیرتی که هر چه به مقدساتمان بگویند ساکت بمانیم نیستیم ... ان شاء الله

مقدساتتان اگر ارزش احترام داشته باشند ، قطعا محترم شمرده می شوند . در ضمن تا دلتان می خواهد غلیظ و درشت باشید . :khandeh!:

کجا از شما خواسته‌ام که بدون دلیل قانع شوید یا زبان به مدح و تشکر باز کنید؟ در آن تاپیک قبلی اگر اعتراضی بود به این بود که این داداش یزدان شما که مخلصشان هستید گفتند قانع نشدم و کلام شما قانع کننده نیست ولی من هم نیازی نمی‌بینم بگویم چرا قانع نشده‌ام

چاکرشان هم هستم :ok:

کلامشان کاملا صحیح بوده ، من از شما سوالی می پرسم ، جوابی میدهید ، گفتگوئی شکل می گیرد ، نهایتا یا قانع می شوم ، یا قانع نمی شوم . هیچ دلیلی ندارد که به شما توضیح بدهم . ( ولا تجسسوا ) شما اگر به عنوان پاسخگو وارد بحث می شوید ، فقط باید به پاسخ دادن بپردازید و بس . زیاده از آن پرگوئی می شود . بررسی پاسخ های شما بر عهده من است ، اما انا شاکرا اما کفورا . موضوعی کاملا بدیهی است . در بدیهیات بحث نفرمائید .

پیروز
۱۳۹۴/۰۵/۲۶, ۱۴:۱۲
سلام
خیر. اتفاقاً اسلام همین کار رو هم کرده ، اما در حد خودش و به جای خودش. لطفاً توجه بفرمایید که قوانین برای 10 نفر و 100 نفر وضع نمیشن. قوانین برای تمام جامعه هست و در جامعه افراد مختلف با سطح آگاهی مختلف وجود دارن. این صحبت شما مثل اینه که بگیم یه دولت برای خلاف های اجتماعی هیچ مجازاتی قرار نده. نه برای دزدی ، نه برای قتل ، نه......
فقط بیاد و از ارزش خوبی برای مردم صحبت کنه. به نظر شما تمام افراد با این توضیحات به راه راست میان؟
سلام.من احساس می کنم برای پاسخ به شبهه و یا نقد خرد بنده متوصل به مقایسه ای اشتباه شدید.به فرض نقد من صحیح بود.شما قصد دارید با مقایسه، خدا ورا به مانند قاضی شهر فرض گرفته، نقد مرا توجیه و رفع کنید.متاسفانه اینگونه پاسخ ها، خدا را در حد یک موجودی بشر که محدود و محصور به این دنیا و نظام و ساختارش است، پایین می کشاند.و اصلا توجه نمی شود که خدا خودش اول و آخر است و محدود نیست و خودش هستی بخش و اول و آخر است. و انقدر ازاد است بوده و هست که می توانسته اصلا انسان را خلق نکند!!!!دیگر این مقایسه ها چیه.پس ابدا حرف من مثل این نمی مونه که بخواهیم بگیم، دولت برای خلاف های اجتمایی هیچ مجازاتی قرار نده، نه دزدی، نه قتل و نه... چون خدا مقایسه بردار نیست با قاضی شهر و محدود نیست به این دنیا.خدا به قولی یک ندا بده، کوه زیر و رو می شن، دیگه این جور مقایسه ها چیه!!!و اگر این مقایسه ها انجام نگیره، اونوقت، دیگه بیان نمی شه که خدا تنها بیاد، از ارزش خوبی برای مردم صحبت کنه!!!یعنی خدا رو محدود کردیم، قدرتش رو در حد قدرت یک قاضی و حاکم شهر!!امیدوارم منظورم رو درست رسونده باشم.

فقط بیاد و از ارزش خوبی برای مردم صحبت کنه. به نظر شما تمام افراد با این توضیحات به راه راست میان؟
گیرم مردم به راه راست، نیایند...واجبه که همه به راه راست بیان.به راه راست اومدن، مردم با زور نزول بلا و دفع بلا و بهشت و جهنم، چه سودی داره؟اصلا راه راست از نظر شما چیه.اینکه مردم از روی ترس کار به ظاهر پسندیده انجام بدن؟
مثلا ما مکاتبی داریم که اینا به تناسخ اعتقاد دارند.ببینید چه جالب که در این مکتب ها، حرفی از بهشت و جهنم، حق الناس و حوری و شراب و میوه نیست!!مثلا گفته می شه فرد از جسمی به جسم دیگه می ره و انقدر این امر تکرار می شه، که خود فرد درک و معرفتش و نورانیتش زیاد بشه.هیچ تهدیدی نیست.اون قوانین اجتمایی هم.مثلا حبس برای دزدی، کسی را اخلاق مدار نمی کنه.به کسی معرفت نمی ده.تنها افراد رو مجبور می کنه که به دیگران آسیب نزنند.و این راه حتی اگر مفسده باشد.مفسده ای هست که مفسده های بزرگتر رو می پوشونه.اشکال نداره.
حالا چه معنی داره که خدا از راه ترس و طمع.افراد رو مجاب کنه که صدقه بدهند وبه دیگران کمک کنند.خدا که اشاره کردم محدود محصور نیست و اصلا قابل مقایسه با دولت و حاکم شهر نیست.کمکی که باید از روی وظیفه و مسئولیت و حس اخلاق و انسانیت، انجام بگیره. واینجا حرف از صدقه مستحبی بیشتر منظور است.حالا ما با ترس و طمع مردم رو به این راه بکشانیم که صدقه بدهند!!!!!!که چه شود، که به راه راست بیاییند!!!!راه راست این است که با ترس و طمع به دیگران صدقه بدهیم.؟؟؟؟این که اتفاقا، گرفتن معرفت از افراد است.زایل کردن عقل افراد است.افراد یاد می گیرند که با طمع و ترس کار پیش ببرند.یکی از نتیجه هایش هم می شود، مشکلی که جامعه ما دارد.یک مامور دولت کافیست که برای لحظه ای بهشت و جهنم را رها کند و یا به وجود خدا شک کند، تا این موقعیت حاصل شود که پول های میلیاردی را به جیب بزند و رشوه بگیرد و چه و چه و بعد به ریش مردم کوچه بازار بخندد.ولی اگر آن فرد معرفت و وجدان داشته باشد.محال است که از این دست اعمال انجام دهد.از این دست خیانت ها انجام دهد

**گلشن**
۱۳۹۴/۰۵/۲۶, ۱۴:۳۲
خب شناخته نشه. مشکلی پیش میاد؟
برای شناخته شدن یک دزد، اینهمه آدم باید فدا بشن؟
کمر این همه آدم عین قرص ماه بشه که خدا یه دزد رو شناسایی بکنه؟

اولا قرار نیست فقط یک دزد شناسایی بشه بلکه قراره میلیونها انسان در معرض امتحان و شناسایی قرار بگیرند
و شناسایی خوب از بد هم برای دادن پاداش به انهاست
اگر انسانها هیچ راه فراری برای انجام کار بد نداشته باشند که فلسفه بهشت و جهنم هم زیر سوال می ره
در ضمن اختیار انسان هم زیر سوال می ره




شما در ماشینتون رو باز میذاری تا دزد محلتون رو بشناسی؟! (نه! و حتی ممکنه بخندید به این حرف. چون هیچکس نمیاد خودشو بدبخت کنه تا یه دزدی که شناخته شدن یا نشدنش اهمیتی نداره، شناسایی بشه. اما خدای مهربان که مهرش مطلق هم هست، چطوری تونسته هزاران هزار آدم رو بدبخت کنه تا چن تن رو شناسایی کنه؟).

بله ممکنه برای به دام انداختن دزد محل از ماشین بعنوان طعمه استفاده بشه و هیچ اشکالی نداره و ادم بدبخت هم نمیشه چون با شناسایی دزد
یک عمر با اسایش در محل زندگی می کنیم

Reza-D
۱۳۹۴/۰۵/۲۶, ۱۵:۲۲
سلام.من احساس می کنم برای پاسخ به شبهه و یا نقد خرد بنده متوصل به مقایسه ای اشتباه شدید.به فرض نقد من صحیح بود.شما قصد دارید با مقایسه، خدا ورا به مانند قاضی شهر فرض گرفته، نقد مرا توجیه و رفع کنید.متاسفانه اینگونه پاسخ ها، خدا را در حد یک موجودی بشر که محدود و محصور به این دنیا و نظام و ساختارش است، پایین می کشاند.و اصلا توجه نمی شود که خدا خودش اول و آخر است و محدود نیست و خودش هستی بخش و اول و آخر است. و انقدر ازاد است بوده و هست که می توانسته اصلا انسان را خلق نکند!!!!دیگر این مقایسه ها چیه.پس ابدا حرف من مثل این نمی مونه که بخواهیم بگیم، دولت برای خلاف های اجتمایی هیچ مجازاتی قرار نده، نه دزدی، نه قتل و نه... چون خدا مقایسه بردار نیست با قاضی شهر و محدود نیست به این دنیا.خدا به قولی یک ندا بده، کوه زیر و رو می شن، دیگه این جور مقایسه ها چیه!!!و اگر این مقایسه ها انجام نگیره، اونوقت، دیگه بیان نمی شه که خدا تنها بیاد، از ارزش خوبی برای مردم صحبت کنه!!!یعنی خدا رو محدود کردیم، قدرتش رو در حد قدرت یک قاضی و حاکم شهر!!امیدوارم منظورم رو درست رسونده باشمسلام
خیر دوست عزیز اشتباه برداشت کردید. من خدا رو با قاضی مقایسه نکردم. بلکه قاون رو با قانون مقایسه کردم. قوانین دینی و الهی ، با قوانین اجتماعی بشری
در بخش بعدی توضیحش میدم




گیرم مردم به راه راست، نیایند...واجبه که همه به راه راست بیاناین صحبت شما نقض حرف قبلی شماست
کاش ادیان، به جای تذکر به صدقات و اشاره به دفع کردن 70 بلا و امثال اینها
درک و اخلاق مریدانش را بالا می برد و به مریدانش معرفت و اخلاق می آموخت"درک و اخلاق" از نظر شما همون "راه راستی" است که انتظار دارید دین اون رو به مریدانش یاد بده
لذا جملهء اول شما ، پاسخ به جملهء دوم شما میشه:
چرا باید ادیان چنین کاری کنن؟
گیرم که همهء مردم درک و اخلاقشون بالا نره (به راه راست نیان) ، مگه واجبه که همه درک و اخلاق داشته باشن؟ (به راه راست بیان؟)
البته من این حرف رو قبول ندارم. صرفاً دیدگاه خودتون رو گفتم




اصلا راه راست از نظر شما چیه.اینکه مردم از روی ترس کار به ظاهر پسندیده انجام بدن؟خلط مبحث میکنید برادر. مگه در قوانین و احکام دینی ، فقط از تهدید و جهنم و دفع بلا و... صحبت شده؟
(کاری به زیاده یا کم گویی متولیان دین ندارم ، اصل دین رو عرض میکنم)




حالا چه معنی داره که خدا از راه ترس و طمعچند نکته:



1 - عرض شد که سطح معلومات و آگاهی مردم یکسان نیست. شما به خودتون نگاه نکنید که با دید عرفانی به موضوع نگاه میکنید. برای هر سطح از افراد توضیح متفاوتی داده شده و این توضیحات هر کدوم مقدمه و پله ای برای رشد هستن. شما کودک دبستانی رو باید با هزار وعده بفرستید سر کلاس درس ، اما وقتی سنش و درکش بالاتر رفت ، اون موقع با اشتیاق به دنبال درس میره



2 - گاهی معنی واژه ها متفاوت از اون چیزیه که در کلام میاد. شما میفرمایید ترس و طمع ، در حالیکه در اکثر اوقات واژه درست اینه که بگیم هشدار و بشارت
مثال:
من به شما میگم اگر کمربند ایمنی نبدید ، جان شما به خطر میفته. اسم این کار هشدار دادنه ، نه تهدید
یا پدری به بچه ش میگه اگر درس بخونی میتونی یه شغل خوب پیدا کنی با حقوق خوب. اسم این صحبت پدر میشه بشارت دادن ، نه طمع کار کردن بچه
چرا فکر میکنید بلایی که خداوند میفرماید ، لزوماً اینه که ماشین قراره شما رو بزنه ، اما اگه صدقه بدی دیگه نمیزنه (البته ایرادی نداره که شامل این هم بشه)
چرا بلا رو اینطور معنا نمیکنید:
اگر صدقه بدهید هفتاد نوع بلا از شما دور میشه. چه بلاهایی:
1 - بلای خودخواهی ، که به واسطهء از خود گذشتگی که با دادن صدقه انجام میدید ، دفع میشه
2 - بلای فقر جامعه ، که بخاطر صدقه هایی که مردم میدن خطرش کمتر میشه
3 - بلای تربیت غلط فرزند ، که بخاطر یادگیری دست و دلبازی از شما ، یک حرکت انسانی و خداپسندانه رو یاد میگیره
4 - بلای محروم ماندن خودتان در وقت تنگ دستی ، که وقتی به دیگران کمک کنید ، روتون میشه در هنگام مشکل از دیگران کمک بخواین
و.........

البته من نمیگم که تمامش همین هاست. اما حقیقتاً برخی از بلاهای مورد نظر شامل این موارد میشه



3 - این رو هم در نظر بگیرید که یکی از قوانین مهم این دنیا ، وجود اسباب و علل هست. شما برای رفع گرسنگی باید غذا بخورید. یعنی اسباب رفع گرسنگی شما غذا و خوردن اون هست. یعنی شما اگر میخواید سیر بشید ، باید غذا بخورید. برای رفع برخی از بلاها هم باید صدقه بدید. بحث اینکه فلسفه ش چیه رو هم میشه جدا صحبت کرد ، اما فعلاً منظور ما مطرح کردن بحث اسباب و علل هست



4 - در وضع قوانین ، صرفاً خود شخص درنظر گرفته نمیشه. بلکه کل جامعه در نظر گرفته میشه. بدون شک ایده آل همون چیزیه که شما فرمودید ، یعنی اینکه هر کسی خودش داوطلبانه به دیگران کمک کنه. اما باید حقیقت روزگار رو در نظر بگیریم و میدونیم که در دنیای واقعی احتمالش خیلی کمه (هرچند که ناراحت کننده ست). لذا با در نظر گرفتن این حقیقت ، وقتی در جامعه فقیر داریم ، چاره ای نیست جز اینکه عده ای رو با تهدید وادار به اجرای قانون و کمک به دیگران کنیم. یعنی در اینجا هدف فقط خود شخص صدقه دهنده نیست ، بلکه شخص صدقه گیرنده هم مد نظره



ببخشید صحبتم خیلی طولانی شد. عذرخواهم :Gol:

پیروز
۱۳۹۴/۰۵/۲۶, ۱۶:۰۹
1 - عرض شد که سطح معلومات و آگاهی مردم یکسان نیست. شما به خودتون نگاه نکنید که با دید عرفانی به موضوع نگاه میکنید. برای هر سطح از افراد توضیح متفاوتی داده شده و این توضیحات هر کدوم مقدمه و پله ای برای رشد هستن. شما کودک دبستانی رو باید با هزار وعده بفرستید سر کلاس درس ، اما وقتی سنش و درکش بالاتر رفت ، اون موقع با اشتیاق به دنبال درس میره
ببینید اینجا باز خدا را محدود و محصور و در حد یک مادر و یا والدین پایین آوردید.خدا انسان را با طمع و ترس می خواهد فریب دهد که بعد چه بسا در آینده، با معرفت شود!!!!؟؟؟؟ببینید، شاید پدر مادر، مجبور و محصور در این دنیا کاری غیر از فریب دادن نداشته باشند و چاره ای نداشته باشند.مثلا بچه را فریب دهند به بهانه، آبمیوه به مدرسه برود تا در مدرسه اخلاف و رفتار و آداب اجتمایی یاد بگیرد.ولی خدا که محدود و مجبور نیست.و اینطور نیست که راهی جز فریب دادن نداشته باشد.انسان ها را با ترس و طمع فریب می دهند که بعد ها مثلا با اشتیاق گام بر دارند و دیگر با ترس و طمع کاری نکنند!!!!!؟؟یعنی راهی جز ترس و طمع را خدا نمی تواند برگزیند؟؟حرف شما این است؟؟خوب آیا شما اینجا خدا را محدود و محصور نکرده اید؟؟
از طرفی، مشکل اینجاست که همین عبادت و صدقه از روی طمع و ترس همه مقبول می افتد و پاداش هایی دارد!!!!
از ثانی در اینجا من که احساس می کنم صدقه از روی ترس و طمع به معرفت افراد کمک نمی کند هیچ.بلکه عقل آنها را زایل تر می کند.و آنها را مشغول می کند که از روی ترس و طمع رفتار کنند و آنها را به این امر عادت می دهد.
از طرفی خوب این می شود اجبار.خوب از همان اول خدا همه را معصوم و با فضیلت و امام می آفرید دیگر.حالا افراد را از روی ترس و طمع به سویی کشاندن، می شود، اجبار دیگر.حالا یکباره فرد را امام بیافرینید.دیگر.که نیازی نباشد با ترس و طمع مجبور کنید افراد را!!!!!


یا پدری به بچه ش میگه اگر درس بخونی میتونی یه شغل خوب پیدا کنی با حقوق خوب. اسم این صحبت پدر میشه بشارت دادن ، نه طمع کار کردن بچه
متاسفانه شما همچنان خدا را با بشر و پدر و قاضی مقایسه می کنید.بله اگر درس بخونی به شغل خوب پیدا می کنی و به فرض اسم این می شه بشارت.ولی اگر همه شغل ها دست پدر بود.و پدر شرط بگذارد که تنها در صورتی که درس بخوانی یکی از شغل ها را به تو می دهم، این هم می شود بشارت؟و یا اجبار بچه با ترس و طمع به درس خوندن توسط پدر؟؟.حالا شما خدا را در حد بشر و پدر پایین می آورید.قافل از اینکه خود خداست که اول و آخر است و همه شغل ها دست اوست و خود خداست که شغل ها را سازماندهی و تعیین و مشخص کرده و همه را اندازه و مقرر کرده،شما با این مثال ها و مقایسه ها ، همانطور که اشاره کردم خدا را در حد پدر قاضی و بشر پایین می آورید و خدا را محصور به ابزار و توانایی ها و داشته ما و محدود به دنیا می کنید.

اگر صدقه بدهید هفتاد نوع بلا از شما دور میشه. چه بلاهایی:
1 - بلای خودخواهی ، که به واسطهء از خود گذشتگی که با دادن صدقه انجام میدید ، دفع میشه
2 - بلای فقر جامعه ، که بخاطر صدقه هایی که مردم میدن خطرش کمتر میشه
3 - بلای تربیت غلط فرزند ، که بخاطر یادگیری دست و دلبازی از شما ، یک حرکت انسانی و خداپسندانه رو یاد میگیره
4 - بلای محروم ماندن خودتان در وقت تنگ دستی ، که وقتی به دیگران کمک کنید ، روتون میشه در هنگام مشکل از دیگران کمک بخواین
اول منظور از بلا ها، بلای خود خواهی و امثال اینها نیست.بحث افزایش طول عمر و اینهاست.می توانید یک سند نشان دهید که منظور از بلا، بلای خود خواهیست!!!!!؟؟؟! و کدام بنده وقتی می خواند که روی صندوق صدفات نوشته دور کننده هقتاد بلا، منظور از بلا، خود خواهیست و امثال اینهاست!!!؟؟؟؟طرف می خواهد مسافرت برود.خوب، ممکن است تصادف پیش بیاید.حاج آقا گفته صدقه، هقتاد بلا را دفع می کند.من صدقه بندازم که بلا یعنی تصادف از من دور شود.اتفاقا این امر عقل و اخلاق مرا زایل کرده و مرا خود خواه تر می کند.برای حفظ جان خود کمک و صدقه می کنم.!!!!!!

3 - این رو هم در نظر بگیرید که یکی از قوانین مهم این دنیا ، وجود اسباب و علل هست. شما برای رفع گرسنگی باید غذا بخورید. یعنی اسباب رفع گرسنگی شما غذا و خوردن اون هست. یعنی شما اگر میخواید سیر بشید ، باید غذا بخورید. برای رفع برخی از بلاها هم باید صدقه بدید. بحث اینکه فلسفه ش چیه رو هم میشه جدا صحبت کرد ، اما فعلاً منظور ما مطرح کردن بحث اسباب و علل هست
ببینید.در تک نک حرف های شما رد پایی از محصور و محدود کردن خدا هست.خدا را محدود می کنید به این که مثلا بشریست که به اسباب و علل توجه کند.در حالی که خدا خود اسباب و علل می سازد.خدا می توانست صدقه دادن به همنوع را علت سیری و رفع گرسنگی قرار دهدوخدا می توانست، دست زدن به آتش را علت سیراب شدن بدن در نظر بگیرد.منظور اینکه خدا خود این اسباب و علت و اندازه ها را مقدر کرده.به این نکته توجه کنید.

لذا با در نظر گرفتن این حقیقت ، وقتی در جامعه فقیر داریم ، چاره ای نیست جز اینکه عده ای رو با تهدید وادار به اجرای قانون و کمک به دیگران کنیم. یعنی در اینجا هدف فقط خود شخص صدقه دهنده نیست ، بلکه شخص صدقه گیرنده هم مد نظره
خیر راه دیگری هم هست.اگر خدا را محدود نکنیم.اگر خدا را به معنای واقعی اول و آخر فرض بگیرم.مثال خیلی دم دستی و ساده اش این است که خدا اگر فقیری دید که نیاز به آب و غذا دارد.فرشته ای را مامور کند که به او اب و نان برساند که مجبور نشود، شخصی تنها از روی ترس و طمع به داد او برسد.!!حالا این یک مثال بود که شاید ایراد های زیادی بر آن وارد باشد.من تنها مثال زدم که توجه داشته باشیم که خدا دستش باز است.خدا می توانست و می تواند دنیا را زیر و رو کند.و اگر این راه پسندیده نیست.و منطقی نیست.نباید خدا محدود کنیم و بگوییم خوب چاره چیست!!!خیر خدا از زیر سنگ هم شده نظامی احسن و نیکو می آفریند که نیازی به این دست امور و حرف و حدیث ها و مجبور کردن مردم که از روی ترس و طمع کاری انجام دهند نیست.پس جنس پاسخ ها شما، از آن جنس پاسخ هایی است که خدا را محدود و محصور می کند و مثلا اینطور بر می آید که خوب، خدا چاره ای ندارد، حالا برای برقراری عدالت مثلا اگر ترس و طمع مفسده همه باشد، اشکال ندارد مفسده ای بکند.دیگر راه چاره چیست!!!!خیر خدا از سنگ، چاره می آفریند!

این صحبت شما نقض حرف قبلی شماست
بله.من هم همچنان می گویم، چه اجباریست که مردم به را ه راست بیایند و من متوجه تناقض در حرف هایم نشدم.

شریعت عقلانی
۱۳۹۴/۰۵/۲۶, ۱۶:۵۸
نخست اینکه در متن دینی سخنی از عشق نیومده؛ بلکه سخن از پوله.
دوم: کارشناس گفت و گو، در نوشته ی (فکر کنم) چهارمه که به صراحت فرمودن: «پول صدقه، باعث میشه رحمت اضافی برای بنده ها در نظر گرفته بشه».
سوم: حتی اگه بگیم با عشق رفتار خدا دگرگون می شه؛ بازهم نشون از نیازمندی خدا به عشقه و اونو از بی نیازی در میاره.
با سلام.
نخست اینکه در متون دینی اقوال گوناگونی از خلوص نیت شده است و اینکه نیت خود را در هر کاری برای خدا خالص کنید. اگر این معنای عشق نداشته باشد پس معنایش پیست. قرار نیست برای هر قولی و هر حکمی کنارش کلمه عشق بیاید.
دوم اینکه بنده نظر کارشناس را مطالعه نکردم به هر حال نظر خودشان به خودشان مربوط است.
سوم اینکه این مساله در جای خودش می تونه پاسخهایی داشته باشه که مربوط به این تاپیک نیست. موارد فقط مربوط به صدقه نیست. اینکه خدا با رفتار بندگانش خوشحال می شود یا ناراحت می شود یا عصبانی می شود و .... همه اینها را تعبیرهای فلسفی برایش درست کردند ولی موضوع تاپیک یک مساله جزیی است. هر چیز در جای خودش باید بررسی بشه.

از دید من، خدای بی نیاز و مهربان مطلق، رفتارش و مهربانیش، با هیچی نباید دگرگون بشه.
از یک بنده انتظار دارن بدون چشم داشت (و حتی اگه بدی دیدن) خوبی کنه، اما خدایی که بی نهایت مهربانه، وایسته به پول و عشق بنده هاشه و تا خوبی نبینه، خوبی نمیکنه؟ (این بیع بوَد؛ لطف و عطای تو کجاست؟) و یا این شعر عرفانی: «کم مباش ز درخت سایه فکن -- هرکه سنگت زد، ثمر بخشش» از دید عرفانی هم نگاه کنیم، خدا به عشق ما نیاز داره تا رفتارش دگرگون بشه.
اینها همه تعابیر فلسفی عرفانی دارد. خوب پیامبر این طوری در قرآن بیانش کرد تا عامه فهم باشد. وگرنه در اینکه لطف خدا دایم و ثابت و لایتغیر است شکی نیست. تغییر مورد نظر در فرستنده نیست. در گیرنده است. شما یک تیکه منشور را به شکلهای مختلف در مقابل نور خورشید بگیر خوب مسلما خروجی اش تغییر می کند. لذا وقتی می گوید صدقه هفتاد نوع بلا را برطرف می کند اولا لازمه اش خلوص نیت است. در واقع کیفیت کار مهم است نه کمیتش. ثانیا این خلوص نیت باعث می شود که روح و روان انسان پرورده بشود. گذشت چنین خاصیتی دارد. روح انسان را سبک می کند. فلسفه صدقه این است که تو ببخشی از آن چه که دوست دارد بگذری. این باعث می شود که نفست را بهتر بتوانی در کنترل خود بگیری.

محمد در کودکی خانواده ش انقدر بی پول بود که ابوطالب اونو بزرگ کرد؛ اما در زمان مرگ، پولدارترین مرد عربستان بود.
شما ایشان را با پادشاهانی که فتوحات گسترده ای داشتند مقایسه کن. آیا ایشان برای خود کاخ ساخت؟ مانند پادشاهان؟
تا آنجا که بنده اطلاع دارم غیر از فدک حتی سکه ای هم از خود به ارث نگذاشت. حال سوال اینجاست اینهمه مال و سکه و صدقه و ثروت را چه کرد؟
مگر یک انسان چقدر می تواند بخورد؟ عواید فدک چه شد؟ همه اش را محمد ص خورد؟ اگر عواید مالی داشت سوال اینجاست عواید مالی اش در طول زندگی پیامبر خرج چه شد؟ خرج کاخ ها؟

گرونترین خودرو در عربستان، «شتر سفید» بود که محمد شتری سفید داشت. یه چیزی در حد پورشه یا مازراتی امروزه س.
قبول ندارم. هر چقدر هم شترها گران باشند اختلاف آنها با شترهای معمولی در آن زمان فکر نمی کنم در حد مقایسه ای باشد که ذکر کردید. مازراتی بالای یک میلیارد داریم که قیمت 20 میلیونی پراید در مقابل اون یعنی صفر. حالا شترهای اعراب دیگر به مانند پراید است در مقابل مازراتی؟؟

همچنین آیه ی «اکملة لکم دینکم».
به واژه لکم دقت کنید. مخاطب اصلی اعراب همان زمان هستند. در ضمن کامل بودن دلیل بر جامع بودن نیست. مثلا آن زمان ارابه و درشکه و شتر و اسب ابزارهای کاملی بودند برای تردد کردن. ولی آیا امروزه کامل هستند. مسلما خیر. هر زمان اقتضائاتی دارد. بحث کامل بودن و جامعیت دین مبحث گسترده و مجزایی است که بحث در مورد آن بحث صدقه را به انحراف می کشد.

بله؛ عرفان اسلامی از فقه اسلامی یک پله بالاتره. اما اصل، فقه اسلامیه. چراکه عرفان تفسیری ذوقی (و حتی تحریف شده) از اسلامه
عرفان تفسیر باطنی دین و فقه تفسیر ظاهری دینه. فکر کنم باطن بر ظاهر ارجحیت داره.
در تایید این مساله همین بس که عرفان با گذشت زمان کهنه نمیشه ولی فقه می شه.
و من الله توفیق

Reza-D
۱۳۹۴/۰۵/۲۶, ۱۷:۱۰
ببینید اینجا باز خدا را محدود و محصور و در حد یک مادر و یا والدین پایین آوردید

متاسفانه شما همچنان خدا را با بشر و پدر و قاضی مقایسه می کنید

در تک نک حرف های شما رد پایی از محصور و محدود کردن خدا هست

گر خدا را به معنای واقعی اول و آخر فرض بگیرم.مثال خیلی دم دستی و ساده اش این است که خدا اگر فقیری دید که نیاز به آب و غذا دارد.فرشته ای را مامور کند که به او اب و نان برساند که مجبور نشود، شخصی تنها از روی ترس و طمع به داد او برسد.!چه ارتباطی به محدود کردن خدا داره؟! http://www.askdin.com/gallery/images/smilies/Small/Gig.gif
متاسفانه همچنان دارید خلط مبحث میکنید. شما غذا میخورید؟ خدا شما را اینطور آفریده که تا غذا نخورید سیر نشوید؟ وای!!! شما الان خدا را محدود کردید!
چون خدا میتونست شما رو جوری خلق کنه که اصلاً گرسنه نشید که نیاز به غذا پیدا کنید. اما شما خدا رو در حد غذا خوردن پایین آوردید

دوست عزیز ، من درمورد محدودیت جهان مادی حرف میزنم ، شما میگید خدا رو محدود کردی
درمورد نیاز این جهان به اسباب و علل صحبت میکنم ، باز میفرمایید خدا رو محدود کردی

مورد بعد اینکه مثال رو با قیاس مخاوط میکنید! مثال پدر زدن یا مثال کمربند ایمنی ، به معنای قیاس خدا با پدر و کمربند نیست
مثال برای بیان بهتر موضوع و تصور پیدا کردن واضح تر از یک گفتاره. کما اینکه شما خودتون هم مثال زدید و در ادامه هم تاگید کردید که یک مثاله:

مثال خیلی دم دستی و ساده اش این است که خدا اگر فقیری دید که نیاز به آب و غذا دارد.فرشته ای را مامور کند که به او اب و نان برساند که مجبور نشود، شخصی تنها از روی ترس و طمع به داد او برسد.!!حالا این یک مثال بود که شاید ایراد های زیادی بر آن وارد باشد. من تنها مثال زدمآیا درسته که من بیام و مثال شما رو حمل بر قیاس کنم؟!




دا می توانست، دست زدن به آتش را علت سیراب شدن بدن در نظر بگیرد.منظور اینکه خدا خود این اسباب و علت و اندازه ها را مقدر کرده.به این نکته توجه کنیداتفاقاً برادر ، من از شما میخوام که توجه کنید. اگر خداوند اونطور که شما گفتید ، دست زدن به آتش رو علت سیراب شدن قرار میداد ، در اون صورت:
آتش میشد علت رفع تشنگی
و دست زدن به آتش میشد اسباب رفع تشنگی
یعنی شما با این مثال حرف بنده رو تایید کردید برادر. خدا برای هر چیزی اسباب و عللی تعیین کرده
اسباب رفع گرسنگی = غذا خوردن
اسباب رفع خستگی = استراحت
اسباب قرار گرفتن زمان = شب و روز
اسباب ایجاد مهر و الفت = خویشاوندی ، ازدواج و....
اسباب ادامهء نسل = ارتباط جنسی و بارداری
اسباب رفع بلا = صدقه (یکی از اسباب)

و عرض شد که درمورد چرایی اینها میشه در جای دیگری بحث کرد که به قول شما چرا باید آب اسباب رفع تشنگی باشه و چرا آتش نه؟
اما فعلاً صحبت بر سر اصل وجود اسباب و علل هست




پدر شرط بگذارد که تنها در صورتی که درس بخوانی یکی از شغل ها را به تو می دهم، این هم می شود بشارت؟مثال عزیز ، مثال باید با موضوع همخونی داشته باشه. مثالی که من زدم تاکیدم بر روی بشارت دادن بود ، نه شغل!!
اگر مشکل شما با مثاله!!! پس مثال رو جور دیگه ای برای شما بیان میکنم. دقیقاً طبق همین چیزی که شما فرمودید:

پدر به پسرش میگه:
تنها در صورتی که تحصیلِ علم کنی ، فردی فهمیده و با سواد خواهی شد

در اینجا پدر تنها راه با سواد شدن رو تحصیل علم معرفی کرده و هیچ نشانه ای هم از ترس در اون نیست و عین بشارت هم هست

خیلی طولانی شد. بقیش رو در پست بعدی مینویسم

پیروز
۱۳۹۴/۰۵/۲۶, ۱۷:۳۲
درمورد نیاز این جهان به اسباب و علل صحبت میکنم ، باز میفرمایید خدا رو محدود کردی
شما با مثال هایی و مقایسه هایی که داشتید.اینگونه بیان می کردید که اسباب و عللی در این دنیا هست که خدا مجاب است و مجبور است که تنها از آنها پیروی کند.همانطور که قاضی شهر مجبور و محدود است.در حالی که خدا خود مقرر می کند.زمانی آتش برای شخصی سرد شود
مثلا، شما در مورد نیاز این جهان به اسباب و علل صحبت می کنید.و با آوردن این مثال که:
یا پدری به بچه ش میگه اگر درس بخونی میتونی یه شغل خوب پیدا کنی با حقوق خوب. اسم این صحبت پدر میشه بشارت دادن ، نه طمع کار کردن بچه

خوب می خواهید با این مثال چه چیز را نشان دهید.تنها نشان دهید که نظام اسباب و علل در این دنیا هست؟؟خوب این که فکر می کنم از بدیهیات است و اصلا جای گفتن ندارد.شما باید بروید سر اصل مطلب و به همانطور که اشاره کردید:

و عرض شد که درمورد چرایی اینها میشه در جای دیگری بحث کرد

مهم همین چرایی است دیگر!!اصلا پاسخ این تاپیک همین چرایی است.حالا شما می فرمایید که در مورد این چرایی جای دیگر می توان بحث کرد!!؟؟ اصلا چیزی که باید گفته شود.همین چرایی است.بقیه عوام فریبی است.
شما با مثال ها و مقایسه ها مکر.مثلا از والدینی که فرزندشان را به مدرسه می برند.اینگونه القا می کردید که خدا هم به مانند والدین، محدود و محصور در دنیایست که گو خالق و پیمانکارش، کسی دیگریست و خدا به مانند والدین، مجبور است که در این نظام اسباب و علت رفتار کند!!!خواهشن به مثال و مقایسه ها که داشتید، توجه داشته باشید.حداقل در ظاهر اینگونه می نمایانند.
و باز تکرار می کنم.اصل مطلب و مهم و آنچه گفنی است آن چراییست که شما می فرمایید در جای دیگری می تواند بحث شود!!!

مثال رو نقد میفرمایید؟! عجب!
اگر مشکل شما با مثاله!!! پس مثال رو جور دیگه ای برای شما بیان میکنم. دقیقاً طبق همین چیزی که شما فرمودید:

پدر به پسرش میگه:
تنها در صورتی که تحصیلِ علم کنی ، فردی فهمیده و با سواد خواهی شد
خیر.مشکل بنده با مثال نیست و گویا شما با مثال من مشکل دارید و بنده باید مثال دیگری بزنم.شما گفتید که:
یا پدری به بچه ش میگه اگر درس بخونی میتونی یه شغل خوب پیدا کنی با حقوق خوب. اسم این صحبت پدر میشه بشارت دادن ، نه طمع کار کردن بچه

خوب شما مثال بالا را از چه رو زدید؟؟غیر از این است که می خواستید اشاره کنید که خدا هم مانند آن پدر تنها بشارت دهنده است؟؟خوب بنده با مثال زدن این که:
پدر شرط بگذارد که تنها در صورتی که درس بخوانی یکی از شغل ها را به تو می دهم، این هم می شود بشارت؟
خواستم بگویم، که خدا تنها بشارت دهنده نیست.آیا شما عتقاد دارید که خدا تنها به مانند مثالی که زدید یک بشارت دهنده است؟؟گو یک نفر یک موجودی، آمده دنیا را خلق کرده با تمام علت و معلول ها، بعد خدا حالا آمده، تنها بشارت می دهد؟؟؟خوب آیا از مثال شما این برداشت نمی شد؟؟و شما اینگونه اعتقادی دارید؟؟؟

Reza-D
۱۳۹۴/۰۵/۲۶, ۱۸:۳۹
می توانید یک سند نشان دهید که منظور از بلا، بلای خود خواهیست!!!!!؟؟؟! کدام بنده وقتی می خواند که روی صندوق صدفات نوشته دور کننده هقتاد بلا، منظور از بلا، خود خواهیست و امثال اینهاست!!!؟؟؟؟همان بنده ای که درک ، منطق و معرفت بیشتری داره. همون چیزی که شما روی اون تاکید دارید. بندهء عادی ، فقط افزایش طول عمر و جلوگیری از تصادف رو می بینه ، اما بنده ای که معرفت بیشتری پیدا کرده ، فراتر از اینها رو می بینه. لازم نیست خداوند یا ائمه(ع) این رو بگن چون این چیزیه که بنده باید با معرفت بهش برسه. به نکات زیر توجه بفرمایید:



1 - دلیلی بر اینکه گفته های دین و قرآن بطون مختلف دارن که هر کسی به اندازهء معرفت خودش برداشت میکنه

اسراء - 82
وَ نُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ مَا هُوَ شِفَاءٌ وَرَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِینَ وَ لَا یزِیدُ الظَّالِمِینَ إِلَّا خَسَارًا
و از قرآن نازل کردیم ، آنچه شفا و رحمت است برای مؤمنان ؛ و ستمگران را جز زیان نمی‌افزاید
(هر چه عالِم تر باشی ، شفا و رحمت بیشتری در قرآن پیدا میکنی)



2 - دلیلی روایی بر اینکه درک حقیقت الهی پله ها و مرتبه های مختلف داره

امام علی(ع):
گروهی خدا را از روی ترس عبادت میکنند که این عبادت بردگان است
گروهی خدا را به امید بخشش پرستش میکنند که این پرستش بازرگانان است
گروهی خدا را از روی سپاسگذاری میپرستند که این پرستش آزادگان است
(هدف اینه که همه از گروه سوم باشن. اما هر کسی به فراخور درک و تفکر خودش ، در این پله ها پیشرفت میکنه)



3 - دلیلی بر اینکه هدف از دادن صدقه ، لزوماً کوتاهی عمر یا تصادف نیستن (گر چه شامل اینها هم هست)

پیامبر(ص):
آيا شما را از چيزى خبر ندهم كه اگر به آن عمل كنيد ، شيطان از شما دور شود ، چندان كه مشرق از مغرب دور است؟
عرض كردند: چرا
فرمودند: روزه روى شيطان را سياه مى‏ كند ، صدقه پشت او را مى ‏شكند ، دوست داشتن براى خدا و هميارى در كار نيك ، ريشه او را مى ‏كند و استغفار شاه رگش را مى ‏زند
کافی(ط-الاسلامیه) ج 4 ، ص 62 ، ح 2
(صدقه باعث دور شدن وسوسهء شیطان میشه ، چون دوری از تکبره)

امام علی(ع):
صدقه برترین چیزی است كه موجب تقرب و نزدیكی انسان به خدا می شود
غررالحكم، ص 395، ح 9127
(صدقه کارکرد بالاتری بجز رفع بیماری و.... داره که امام علی ع به اون اشاره میکنن)

پیامبر(ص):
به درستی که صدقه باعث آبادانی شهرها میشود
بحار، ج 69، ص 130
(پس هدف صرفاً دفع بلا نیست ، بلکه کارکرد اجتماعی هم مد نظره)

پیامبر(ص):
بخوريد و بنوشيد و صدقه دهيد و بپوشيد اما بدون اسراف و تکبر
مفاتیح - 2182

(پس صدقهء همراه با تکبر بی فایده ست. در نتیجه ما برای پذیرش صدقه ، باید تکبر رو از خودمون دور کنیم)

پیامبر(ص):
برترین صدقه آن است که در راه خدا صدقه بدهی ، در حالی كه سالم و تندرست هستی
بحار الانوار، ج 93، ص 178
(یعنی دنبال شفا و این مسائل نباشی. این صدقه بالاتر از صدقه ای هست که برای دفع بلاست)

ع 110
۱۳۹۴/۰۵/۲۶, ۱۹:۰۷
چرا تا زمانی که من به خدا (یا در راه خدا) پول ندم، بلاها از من دفع نمی‌شن؟
بعضی از ما به خاطر گناهان مان مستحق نا ملایمت های دنیوی هستیم. صدقه علاوه بر ثواب اخروی اش یک نفع دنیایی هم دارد و آن رفع بعضی از بلاهاست. به عبارتی نوعی جبران گذشته است نه باج دادن. در باج دادن بی دلیل باید پول بدیم در جبران، آثار بد اشتباه مان رو پاک می کنیم.

Reza-D
۱۳۹۴/۰۵/۲۶, ۱۹:۴۵
شما با مثال هایی و مقایسه هایی که داشتید. اینگونه بیان می کردید که اسباب و عللی در این دنیا هست که خدا مجاب است و مجبور است که تنها از آنها پیروی کندنقل قول از اولین پست بنده که در پاسخ به شما بود. شما گفتید که کاش ادیان معرفت را به مریدانشان یاد میدادند. پاسخ من:
اتفاقاً اسلام همین کار رو هم کرده ، اما در حد خودش و به جای خودش. لطفاً توجه بفرمایید که قوانین برای 10 نفر و 100 نفر وضع نمیشن. قوانین برای تمام جامعه هست و در جامعه افراد مختلف با سطح آگاهی مختلف وجود دارنبه این وضوح گفتم که دین اسلام ، بخش معرفتی و همراه با درک بالا رو هم گفته. اما چون در جامعه افراد از سطح آگاهی متفاوتی برخوردار هستن ، لذا دستورات دینی هم طوری عنوان شده که سطوح مختلف رو در بر بگیره و با هر کسی به زبان خودش صحبت شده. اینکه خداوند سطح اگاهی همه رو در نظر بگیره ، یعنی خداوند مجبور است که تنها از یک روش پیروی کند؟!!!




مهم همین چرایی است دیگر!! اصلا پاسخ این تاپیک همین چرایی است. حالا شما می فرمایید که در مورد این چرایی جای دیگر می توان بحث کرد!!؟؟خیر!
چرا صحبت من رو کامل نقل قول نمیکنید؟! چرایی تاپیک با چرایی که من صحبت کردم زمین تا آسمون متفاوته
من گفتم که:
درمورد چرایی اینها میشه در جای دیگری بحث کرد که به قول شما چرا باید آب اسباب رفع تشنگی باشه و چرا آتش نه؟ اما مگه استارتر تاپیک پرسیدن که:
چرا صدقه باید اسباب دفع بلا باشه و چیزهای دیگر نه؟
آیا این رو پرسیدن؟
سؤال تاپیک این بود که: آیا خداوند به پول ما احتیاج داره؟
این دو چه ارتباطی به هم دارن؟!!!




اینگونه القا می کردید که خدا هم به مانند والدین، محدود و محصور در دنیایستبیش از 10 بار (تقریبی ، خواهشاً به عدد 10 گیر ندید!) برای شما توضیح دادم منظورم از اسباب و علل ماهیت دنیاست ، نه محدودیت خدا!!! مدام هم همین کلمه رو تکرار میکنید
یک سؤال:
میفرمایید خدا محدود نیست؟ پس پاسخ بدید چرا شما همچنان با خوردن غذا سیر میشید؟




یا پدری به بچه ش میگه اگر درس بخونی میتونی یه شغل خوب پیدا کنی با حقوق خوب. اسم این صحبت پدر میشه بشارت دادن ، نه طمع کار کردن بچه
خوب شما مثال بالا را از چه رو زدید؟؟ غیر از این است که می خواستید اشاره کنید که خدا هم مانند آن پدر تنها بشارت دهنده است؟بله غیر از اینه!
تعجب میکنم ، یعنی شما پست بنده رو نخوندید؟! من 4 مورد رو برای شما توضیح دادم ، نه 1 مورد که بفرمایید منظور من این بوده که خداوند تنها همین هدف رو داشته
پست شماره 90 + لینک:
http://www.askdin.com/thread49763-9.html#post720410

نقل قول:


1 - عرض شد که سطح معلومات و آگاهی مردم یکسان نیست.....

2 - گاهی معنی واژه ها متفاوت از اون چیزیه که در کلام میاد. شما میفرمایید ترس و طمع ، در حالیکه در اکثر اوقات واژه درست اینه که بگیم هشدار و بشارت....
البته من نمیگم که تمامش همین هاست. اما حقیقتاً برخی از بلاهای مورد نظر شامل این موارد میشه

3 - این رو هم در نظر بگیرید که یکی از قوانین مهم این دنیا ، وجود اسباب و علل هست.....

4 - در وضع قوانین ، صرفاً خود شخص درنظر گرفته نمیشه. بلکه کل جامعه در نظر گرفته میشه. بدون شک ایده آل همون چیزیه که شما فرمودید ، یعنی اینکه هر کسی خودش داوطلبانه به دیگران کمک کنه. اما باید حقیقت روزگار رو در نظر بگیریم و میدونیم که در دنیای واقعی احتمالش خیلی کمه.....


به نظرم فقط صحبت های قبلی داره تکرار میشه. من توضیحاتم رو عرض کردم شما هم نظر خودتون رو فرمودید
صحبت ها تا همینجا برای نتیجه گیری کافی هستن. جدای از هر گونه اختلاف نظر ، از هم کلامی با شما خوشحال شدم دوست عزیز. موفق باشید :Gol:

ع 110
۱۳۹۴/۰۵/۲۶, ۱۹:۴۶
آیا این‌کار خدا، نوعی زورگیری نیست؟
بعضی از کارها هم اثر این دنیایی دارند و هم اثر آن دنیایی. به این مثال دقت شود! خودکشی کردن. اثرش در این دنیا پایان زندگی است و در آن دنیا عذاب جهنم. فحشاء نیز هم فقر می آورد و مرگ ناگهانی و هم عذاب اخروی و ... صدقه هم همین است یک اثر مثبت دنیایی دارد و یک اثر مثبت اخروی. درست مثل نظافت کردن و آراستگی که موجب دور شدن بلا(بیماری) می شود. اثر دنیایی صدقه هم همین طور است.
به عبارتی: دفع بلا در صدقه یک اثر تکوینی و وجودی است نه یک قرار داد و اعتبار و رفتار متقابل(منظورم قرار دادی است که منجر به رفتاری تکوینی می شود.). توضیح: گاهی شما به یک پزشک پول می دهید که در عوض شما را مداوا کند و یا به یک باج گیر پول می دهید که با شما کاری نداشته باشد و چوب مشتعل را به سمت شما نیاورد و شما را آتش نزند. در این جا شما با یک پول موجب شده اید که پزشک یا زورگیر برای تان کار خوبی انجام دهند یا کار بدی در حق تان مرتکب نشوند. یعنی پرداخت پول شروع قول و قرار دادی است. گاهی شما با خوردن یک دارو که اثر تکوینی و طبیعی اش رفع بیماری است یا با ریختن آب بر روی آتش چوب همان بلاء را از خود دور می کنید. اثر دنیایی صدقه نیز همین طور است. ما با صدقه به خدا پول نمی دهیم که او متقابلاً برای ما کاری کند بلکه نفس پرداخت صدقه مثل ریختن آب بر آتش اثری وجودی و تکوینی در از بین بردن بلاء و شر دارد. درست مثل کسی که دل درد دارد و به خدا می گوید: چه کنم؟ و او ـ مثلاـ می گوید: عرق آویشن بخور! در دفع بلاء هم خدا می گوید: صدقه بده که مثل آویشن دل درد را دور کند.

باء
۱۳۹۴/۰۵/۲۷, ۲۳:۱۹
و علیکم السلام

و علیکم السلام


شما و همفکرانتان ! بازهم می گویم حضرتعالی و همفکران گرامیتان .
کم نیستید ، اگر خواستید اسم تک تک حضرات صاحب فضل و ادب را می برم .

ممنون که اسم نمی‌برید، شاید دوست نداشته باشند و بترسند که ریا شود


گو اینکه با دشمن طرفید ، که البته ضمنی ما را کفار خطاب کردید و انشاءالله بر ما شدید خواهید بود !!

دشمن نیستید؟ اگر دشمن نیستید چرا دشمنی می‌کنید؟
نگاه نکنید همه بجز بنده با تواضع با شما برخورد می‌کنند، بسیاری از همین ایشان هر هفته در نماز جمعه شعارشان مرگ بر ضدّ ولایت فقیه است ...
اگر قبول ندارید نداشته باشید، با شما بحث می‌کنیم و به دنبال این هم نیستیم که قانعتان کنیم، بحث می‌کنیم همین، ولی اگر بنا را بر این گذاشتید که با اسلام مبارزه کنید دیگر وضع فرق می‌کند ... و تشخیص بنده این است که شما بنا را بر مبارزه گذاشته‌اید ... اشتباه تشخیص داده‌ام؟ دلایلی که بنده را به این نتیجه رسیده است را در پست‌های قبلی نوشته‌ام، اگر پاسخی دارید بگویید تا رفع سوء تفاهم شود و معذرت‌خواهی کنم ...


مشکلی نیست ، شدید باشید ، اما بدانید من به فعالیتم ادامه خواهم داد . :ok:

شما به فعالیتتان ادامه می‌دهید تا جایی که خدا اجازه دهد نفستان پایین رود و بالا بیاید ... بعد مرگی فرا می‌رسد که از آن چاره‌ای نخواهید داشت ... آنجا دیگر نه یاوری خواهید داشت و نه عذرخواهی‌اتان پذیرفته می‌شود ... ما هم برای آنکه به مشابه آن سرنوشت دچار نشویم و برای اینکه زمین را فساد برندارد تا جایی که بتوانیم مقابل شما می‌ایستیم ...
وا حسرة علی العباد ...


دید محدود و خیلی بسته ای دارید ، طبقه بندی های پوچ و باطل ، الفاظ سخیف و بی معنی . الحق که اسلام آمده و دلها دگرگون شده .

الفاظ سخیف مانند چی؟ مانند کافر؟ مانند منافق؟ مانند فاسق؟
بله اسلام یک نقطه‌ی عطف بود و همچنان هست که در آن دل‌ها دگرگون شد، دلهایی به یاد خدا آرام گرفت و دلهایی در دشمنی با دین خدا سیاه شدند ...


مقدساتتان اگر ارزش احترام داشته باشند ، قطعا محترم شمرده می شوند . در ضمن تا دلتان می خواهد غلیظ و درشت باشید . :khandeh!:

مشکل اینجاست که معیار تشخیص احترام داشتن یا نداشتن را هم خودتان می‌دانید با این افکار منحطی که دارید ...
تشخیص‌های اشتباه شما را زیاد دیده‌ایم ...


کلامشان کاملا صحیح بوده ، من از شما سوالی می پرسم ، جوابی میدهید ، گفتگوئی شکل می گیرد ، نهایتا یا قانع می شوم ، یا قانع نمی شوم . هیچ دلیلی ندارد که به شما توضیح بدهم . ( ولا تجسسوا ) شما اگر به عنوان پاسخگو وارد بحث می شوید ، فقط باید به پاسخ دادن بپردازید و بس . زیاده از آن پرگوئی می شود . بررسی پاسخ های شما بر عهده من است ، اما انا شاکرا اما کفورا . موضوعی کاملا بدیهی است . در بدیهیات بحث نفرمائید .
کجا هستند جناب استوار که بیایند و بگویند اینجا مغلطه‌ی روباه و دمش را مرتکب شده‌اید؟
باز هم اشتباه کرده‌اید ... نه «ولاتجسسوا» ربطی به اینجا دارد و نه اینکه اگر نخواهید بحث کنید لازم است بگویید قانع نشدید ... برای چه می‌گویند قانع نشدم؟ برای اینکه طرف مقابل بداند استدلال‌هایش برای پرسشگر کافی نبوده است و هر دو طرف پرسشگر و پاسخگو باید بیشتر تلاش کنند تا مفاهمه رخ دهد یا نزدیک‌تر شود، مگرنه اینکه یک نفر بگوید قانع نشدم و بعد بگوید نیازی نمی‌بینم توضیح دهم که چرا قانع نشدم نشان می‌دهد که دوست هم ندارد قانع شود و روی‌هم‌رفته هم نشان می‌دهد که اصلاً از ابتدا هم قصد قانع شدن را نداشته است و وقتی چنین شخصی در اینجای کار سؤال خود را به صورت یک اعتراض اثبات شده که جوابی برایش نیست بیان کند دیگر بر همگان واضح و مبرهن خواهد بود که ریگی به کفش داشته و قلبش مریض است ...
سفسطه کردن برای شما حکم بحث‌های بدیهی را پیدا کرده است ...
بررسی پاسخ‌های ما با شما، بررسی پرسش‌های شما هم با ما، شما فهمیدید که ما جوابی برای سؤالات غنی شما نداریم و ما فهمیدیم که شما مدعی روشن‌فکری و در حقیقت کوردل هستید که علم مبارزه با دین خدا را برداشته‌اید و در کوس شیاطین غربی می‌دمید و ندای هل‌من‌مبارزی می‌دهید که یارای مقابله‌ی تن‌به‌تن و جوانمردانه‌اش در میدان جنگ را ندارید و در عوض مدام با این سفسطه‌ها مقابل خود سپر گرفته و با پشتیبانی کردن از همدیگر به هم روحیه می‌دهید و با مظلوم‌نمایی و گفتن اینکه ای وای به ما جسارت شده است و حقوق انسانی ما مراعات نشده است سعی در جلب توجه کسانی دارید که ... بماند ...
با ادعای اینکه علوم تجربی با دین تقابل دارند سعی کردید فتنه‌سازی کنید ... ولی در همان میدان هم ضعیف بودید و به بیراهه رفتید ... حالا بنا را گذاشته‌اید که خدا را نیازمند یا دین را ساخته‌ی ذهن علما معرفی کنید ... خدابخواهد در تمامی فتنه‌ها رسوا شوید گرچه عده‌ای هم با فتنه‌های شما گمراه شوند ... اما رسوایی قیامت بسیار شدیدتر است اگر متذکر می‌شوید ... در قیامت کسانی که نسبت به عبادت خدا استکبار بورزند با حقارت وارد جهنم می‌شوند ...

باء
۱۳۹۴/۰۵/۲۸, ۰۰:۱۴
سابقا با کارشناسان مخالفت می کردید . کنون با آیات .

جز در یک مورد تحدی در مورد دیگری با کارشناسان مخالفت جدی نمی‌کنم، مخالفت‌های جزئی هم لازمه‌ی یک بحث علمی است که کمک می‌کند بهتر از علوم ایشان استفاده کنم ... در مورد تحدی هم که مخالفت جدی داشتم را چندین بار گفته‌ام که دلیلش احتمالاً این است که معمولاً هیچ کدام از علما و مؤمنین با تحدی به حقانیت قرآن ایمان نیاورده‌اند و به همین دلیل زیاد دنبال چون و چرای آن نبوده‌اند، شاید هم بوده‌اند و قضاوتم اشتباه است، لیکن بنده چون خودم بعد از دوری از دین و مذهب برای یقین پیدا کردن به حقانیت اسلام و قران و رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌واله از این راه وارد شدم ادعا دارم که برداشتم از تحدی درست‌تر باشد ... علمای دین و مؤمنین دلشان پاک است و بدون نیاز به تحدی هم می‌توانند به چنان یقینی برسند ولی بنده که خیلی تردیدگرا بودم جز از این راه قانع نشدم ... نقدی هم از طرف شما و هم‌فکرانتان ندیدم که بتوانید آن نظر را رد کنید ... نهایتش این بود که همین را بگویید که نظر بنده نظر مورد قبول علمای اسلام نیست
اما در مورد آیات ... با هیچ کدامشان مخالفتی ندارم ... لیکن این بدان معنی نیست که هر تفسیر اشتباهی هم که شما یا دوستانتان از آیات بکنید را هم باید بپذیرم چون استناد شما به قرآن است ... قرآن درست است ولی استناد شما غلط است ...


گر حرام است ، چرا الله جل جلاله می فرماید « خذ = بگیر » ؟! نکند الله سبحانه وتعالی بر حرام امر فرموده ؟!

خداوند گفته است که بگیر و نگفته است که بگذار در جیب خودت با آن خوش بگذران که اگر می‌گفت هم اشکالی نداشت ... چنانکه معصوم علیه‌السلام فرمود اگر دنیا به خودی خود خوب و مطلوب و خواستنی بود چه کسی بیش از اولیاء خدا در استفاده‌ی از آن اولی‌تر بودند؟ ولی اینطور نیست و اولیاء خدا در دنیا زهد پیشه می‌کنند و دنیا را جیفه‌ای معرفی می‌کنند که جز به مقدار ضرورت نباید از آن خورد ...


وارد وادی توجیه شدید ، با این توجیهات شب روز ، و روز شب می شود .

شما هم وارد انکار شدید ... انکار فله‌ای ... این همه مطلب نوشتم می‌توانستید مغلطه‌هایم را پیدا کرده و نشان دهید ولی شما هم به تبعیت از جناب آبرنگ که مخلص و چاکرشان هستید فقط گفتید توجیه است و لابد غلط است ... بله شما هم وارد فاز انکار شده‌اید ... با این انکارها هم روز را می‌گویید شب است و شب را می‌خواهید جای روز جا بزنید


محض اطلاعتان عرض کنم که نفرمود « اموالشان پاک شود » ، فرموده « خودشان پاک و پاکیزه می شوند » ، مرجع ضمیر « هم » به انسان ها باز می گردد ، نه اموال .

محض اطلاعتان در همان پست نوشتم که چرا فرمود خودشان هم پاک می‌شوند ...


از اینجا دیگر باید رابطه‌ی میان صدقه و زکات و خمس با پاک شدن مال و حلال شدن آن مشخص گردد ... مال انسان که پاک شود و لقمه‌اش که حلال شود خودش هم به صورت بالقوه در معرض پاکیزه شدن قرار می‌گیرد

شاید شما فکر می‌کنید پاک شدن یعنی استفاده از آب و صابون و شامپو ... خیر ... انسان فقط همین بدن نیست که از آلودگی‌های ظاهری پاک شود گفته شود پاک شد ...


کدام مفسر و مرجعی گفته 50 درصد از سهم امام را ندهید ؟! البینه علی المدعی .

جناب رضا گفتند:

دو بخش داره که بخشی سهم ساداته و بخشی سهم امام که با مشورت با مرجع تقلید ، میتونید سهم امام رو در جایی که فکر میکنید مفید هست خرج کنید

و شما گفتید:

نع خیر ! « بخشی » از سهم امام ، اونهم با اجازه از فقیه ! نه اینکه سرخود پول ندید ! خیر اسلام این حق را به شما ندادَ . مراد از بخشی هم یه قسمت بسیار کوچولو هست ، تازه اگر فقیه و مرجع رضایت بدن !

و بنده گفتم:

برخی از علما اجازه داده‌اند و مراد از بخشی هم ۵۰٪ است و نه قسمت بسیار کوچولو

با این حساب بله حق با شماست، بنده اشتباه کردم که گفتم پنجاه درصد از سهم امام، منظورم این بود که بگویم پنجاه درصد از کل خمس ... یعنی تمام سهم امام ... این هم منابعش:
نظر آیت‌الله بهجت:
خمس اموال را به چه كسى بايد پرداخت كرد و در كجا بايد مصرف شود؟ ج. خمس را بايد دو قسمت كنند. يك قسمت آن سهم سادات است كه بنابر احتياط واجب بايد با اذن مجتهد جامع الشرايط به سيد فقير يا سيد يتيم، يا به سيدى كه در راه درمانده شده بدهند و نصف ديگر آن سهم امام است كه در اين زمان بايد به مجتهد جامع الشرايط بدهند و در صورت عدم مطالبه مجتهد، به مصرفى كه او اجازه مى‌دهد برسانند.
منبع: اینجا (http://www.bahjat.org/index.php/ahkam/esteftahat/111-2011-09-06-09-21-52.html)


تازه جناب رضا فقط اشاره به سهم امام داشتند مگرنه بعضاً مراجع اجازه می‌دهند که نیم دیگر که سهم سادات هست را هم خودمان به سادات نیازمند برسانیم.


مطابق با مسئله 1567 از رساله مکارم شیرازی ، تنها تصرف در « بخشی » از سهم امام آنهم با کسب اجازه از مرجع جایز است . بخشی را شما پنجاه درصد معنا می کنید ؟!! در استعمالات روزمره بخشی به جزئی اندک اطلاق می شود و معنا نیز همین است . تجربه آشنایان هم نشان می دهد تا کنون مرجع تقلید بیش از 15 درصد را معاف نفرموده است .

نظر برخی مراجع دیگر:
فتاوای مراجع عظام تقلید به ترتیب زیر بیان می شود:
امام خمینی (ره): باید به مرجع تقلید خود یا مجتهدی که مانند او از نظر کمیت و کیفیت به مصرف می رساند، بپردازد و نیز می تواند در جایی مصرف کند که مرجع تقلیدش اجازه می دهد.[1] (http://www.islamquest.net/fa/archive/question/fa737#)
آیت الله العظمی خامنه ای: باید خمس را به ولی امر مسلمانان یا وکیل او بدهد و اگر به فتوای مرجع تقلید خود نیز عمل کند، موجب برائت ذمه می شود.[2] (http://www.islamquest.net/fa/archive/question/fa737#)
آیات عظام فاضل (ره)، نوری، مکارم، بهجت و وحید: باید سهم امام را به مرجع تقلید خود یا مجتهدی که مانند او از نظر کمیت و کیفیت به مصرف می رساند، بدهد و نیز می تواند در جایی مصرف کند که مرجع تقلیدش اجازه می دهد و سهم سادات را بنابر احتیاط واجب، باید به مرجع تقلید خود و یا با اجازه او به سادات بدهد.[3] (http://www.islamquest.net/fa/archive/question/fa737#)
آیت الله العظمی تبریزی: باید سهم امام را به مرجع تقلید خود یا به مصرفی که او اجازه می دهد، برساند و چنانچه بخواهد به مجتهد دیگری بدهد، بنابر احتیاط واجب باید از مرجع تقلید خود اجازه بگیرد و سهم سادات را می توان به خود آنان داد.[4] (http://www.islamquest.net/fa/archive/question/fa737#)
آیت الله العظمی سیستانی: باید سهم امام را به مرجع تقلید خود یا به مصرفی که او اجازه می دهد، برسانند و احتیاط واجب آن است که او مرجع اعلم و آگاه بر جهات عامه باشد و سهم سادات را می توان به خود آنان داد.[5] (http://www.islamquest.net/fa/archive/question/fa737#)
آیت الله العظمی صافی: باید سهم امام را به مرجع تقلید خود یا مجتهدی که مانند او از نظر کمیت و کیفیت به مصرف می رساند، بدهد و نیز می تواند در جایی مصرف کند که مرجع تقلیدش اجازه می دهد و سهم سادات را نیز می توان به خود آنان داد.[6] (http://www.islamquest.net/fa/archive/question/fa737#)
منبع: اینجا (http://www.islamquest.net/fa/archive/question/fa737)

نظر مراجع را آوردم ... در هیچ کدام هم لفظ «بخشی» و «مقداری» نیامده که بعد شما بروید سراغ استعمالات روزمره‌ و ادبیات فارسی، بعد هم بنا بر تجربه‌ی آشنایان خودتان بگویید بخشی یعنی ۱۵٪ ...


قبلا هم گفتم این فرزندان اشراف ، نوه های اعیان و نتیجه های رهبران که ما فقط عکس های وضع و زندگیشان را میبینیم ، اینها با کدام عرق جبین به اینجا رسیده اند ؟!

وثیقه آزادی آقازاده ها چندصد میلیاردی است ، اینها از کجا آمده ؟!

سلطان شکر دروغ بود ؟! آن آخوند عراقی که آمد و گفت مراجع عراقی از آمریکا پول گرفته اند دروغ بود ؟! داماد سیستانی دروغ است ؟!

کمی منصف باشید لطفا .
بخشی از آن اخبار که به به شما رسیده است دروغ است ... مثل آن مهملاتی که مخملباف در مورد حضرت آقا به هم بافته بود و به عنوان واقعیات منتشر کرد و دشمنان دین و انقلاب هم با آنکه کمترین سند و مدرکی درش نبود پررنگش کردند و مانند وحی منزل روی درستی آن پافشاری می‌کردند ...
بخشی از اخبار هم راست است که در این صورت ما هم مدعی هستیم ولی شبکه‌ای که این مافیای منافق دارند تا کنون اجازه نداده زیاد با آنها برخورد جدی شود ... کوتاهی‌های نظارتی هم هست که ما بیش از شما به آن معترضیم ... تفاوتمان این است که اجازه نمی‌دهیم یک مشکل عامل ایجاد مشکلات بزرگتری شود و بهانه به دست دشمنان نمی‌دهیم
بر علیه برخی از این آقازاده‌ها بسیجیان و مذهبیان اعتراض‌های علنی هم داشته‌اند ...
در مورد سلطان شکر و موارد دیگری که گفتید اطلاعی ندارم، اما احتمالاً این بحث‌ها هم در این سایت مجاز نباشد و بالاتر از آن این بحث‌ها اصلاً ربطی به اسلام و قوانین آن ندارد ... برخی دارند از قوانین الهی سوء استفاده می‌کنند ... برخی منافق هستند و برخی هم فاسق هستند و برخی هم فریب‌خورده هستند و شاید برخی دیگر هم باشند ... ولی بحث ما بحث مسلمین نیست بلکه بحث اسلام است ...


عرض کردم که تعداد امامزاده ها و صندوق صدقات و سایر مکان های جمع نذورات و صدقات رو جمع کنید ، و در 100 تا تک تومنی ضرب کنید . ( فقط 100 تومن ) . درآمد روزانه از همین مکان ها سر به فلک می کشد . اینها به کجا می رود ؟!
به کجا می‌رود را نمی‌دانم، گرچه بعضاً خیلی خیلی هم بی‌اطلاع نیستم، ولی مشخص است که لیست مخارج را به شما نشان نداده‌اند ... باید می‌دادند؟

فاتح
۱۳۹۴/۰۵/۲۸, ۰۷:۲۲
سلام علیکم و رحمه الله

1 - آموزه های تربیتی و اخلاقی یکی از شاخه های متعدد آموزه های اسلامی است که به مسلمانان توصیه هایی دارد و رعایت آن فضیلت محسوب میشود کسانی هم که بطور کلی از اسلام دوری میکنند روش اخلاق و گفتمان اخلاقی اسلامی را یا به زبان آورده می ستایند ویا اینکه اگر بر سر عناد باشند جراتی برای مخالفت علنی با آن ندارند.

2 - اسلام همچون آئینه است که کافر و مسلمان با نگاه به آن زیبائی صفت و سیرت یا زشتی آن را ببینند و اگر عالم و عاقل باشند عیب را درست دیدند پس در پی اصلاح می روند .

3 - لا اکراه فی الدین . جهل جاهل , کفر کافر و نفاق منافق سود و ضررش ابتداعا بر خود اوست و بعد بر دیگران پس اگر کافر عاقل هستید اینبار درست خودخواهی کنید و شاید بتوانید جلوی ضرر را بگیرید .

عارف
۱۳۹۴/۰۵/۲۸, ۱۰:۱۳
سلام بر دوستان خدا
سوال اول ما رو که مخالفان صدقه جواب ندادن, ما هم فرض رو بر این میذاریم که وقت ندارند,:Cheshmak:
حالا عزیزانی میفرمایند خدا محتاج صدقه است و این یک نوع کلاهبرداری حاکمان دینی است, بفرمایند که آیا کسی که شارلاتانه و داره مردم رو سرکیسه میکنه,چرا باید براش مهم باشه که ایشون چه نیتی تو دل داره؟؟؟؟
مگه نه فقط اینه که باید پول براش مهم باشه.
مثلا یه دزدی که سر گردنه داره مردم رو سرکیسه می کنه , چه اهمیتی داره که مردم بیچاره چه فکری می کنن, راضی هستن؟ راضی نیستن؟از ترس جونشون میدن؟ از آقای دزد خوششون اومده و با کمل میل میدن؟...برای چی باید براشون مهم باشه.
از طرفی اگر کسی که واقعا دزد باشه و بخواد مردم رو بترسونه, چرا باید بگه یا پول بدید یا می کشمتون, در ضمن باید با اخلاص پول بدهید.....
به نظر شما وقتی یک قیدی برای پول گرفتنش بذاره, بیشتر پول گیرش میاد یا بدون قید اخلاص؟؟؟
مثلا میگه اگه خالصانه پول ندید و برای ریا پول بدید, باز هم میشکمتون ...اینجا بیشتر پول گیرش میاد یا اگر بگه:پول بدید در امانید حالا به هر نیتی که باشه مهم نیست....
این مقدمه را عرض کردم که حالا شما که میفرمائید, صدقه یک نوع باج گیری هستش, بفرمائید , این آیه نشان از باج گیری هستش یا نشان از امتحان مومنین؟
چه دلیلی داره خدا بفرماید که اگر برای ریا پول بدید, انگار که نداده اید و بالز هم در آخرت زیانکارید؟؟؟!!!
خوب حالا دوستان خوب و منطقی بفرمایند نظرشان را, مخصوصا جناب وایسل ....:Cheshmak:
لطفا با دقت بخوانید و تفکر کنید, بلکه اثر کند, البته بعید می دانم!!!
1- سوره بقره آیه 264


ترجمه فولادوند
اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد، صدقه‏هاى خود را با منّت و آزار، باطل مكنيد، مانند كسى كه مالش را براى خودنمايى به مردم، انفاق مى‏كند و به خدا و روز بازپسين ايمان ندارد. پس مَثَلِ او همچون مَثَلِ سنگ خارايى است كه بر روى آن، خاكى [نشسته‏] است، و رگبارى به آن رسيده و آن [سنگ‏] را سخت و صاف بر جاى نهاده است. آنان [رياكاران‏] نيز از آنچه به دست آورده‏اند، بهره‏اى نمى‏برند و خداوند، گروه كافران را هدايت نمى‏كند.

2- آیه 265


ترجمه فولادوند
و مَثَل [صدقات‏] كسانى كه اموال خويش را براى طلب خشنودى خدا و استوارى روحشان انفاق مى‏كنند، همچون مَثَلِ باغى است كه بر فراز پشته‏اى قرار دارد [كه اگر] رگبارى بر آن برسد، دو چندان محصول برآورد، و اگر رگبارى هم بر آن نرسد، بارانِ ريزى [براى آن بس است‏]، و خداوند به آنچه انجام مى‏دهيد بيناست.

3- آیه 266


ترجمه فولادوند
آيا كسى از شما دوست دارد كه باغى از درختان خرما و انگور داشته باشد كه از زير آنها نهرها روان است، و براى او در آن [باغ‏] از هر گونه ميوه‏اى [فراهم‏] باشد، و در حالى كه او را پيرى رسيده و فرزندانى خردسال دارد، [ناگهان‏] گردبادى آتشين بر آن [باغ‏] زند و [باغ يكسر] بسوزد؟ اين گونه، خداوند آيات [خود] را براى شما روشن مى‏گرداند، باشد كه شما بينديشيد. {منظور کسی است که از روی ریا صدقه دهد , گویا که به باغ خود آتش زده}

جناب آبرنگ به این دلیله که جناب شریعت میفرماید در اسلام از روی عشق باید انفاق شود...و شما هم مخالفید.
فک کنم لازمه که مثال ساده ای بزنم که قشنگ موضوع جابیفته.
مثلا آقایی یک انگشتر از یاقوت و الماس مثلا به قیمت 100 میلیون تومان برای نامزدش میگیره و نامزدش میفهمه که اینو از روی چشم رو هم چشمی گرفته و نه از روی عشق...به خاطر همین به خواستکگارش میگه این انگشتر با یک تکه آهن زنگ زده برای من فرق نمیکنه چونکه اون رو به خاطر من ندادی و هدفت چیز دیگه ای بوده...البته هستند خانمهائی که فقط همون الماس براشون مهمه و نه نیت اون آقا...ولی اینطور خانمها اصلا به خواستگارشون نمیگن که این ارزشی نداره بلکه خیلی هم به به و چه چه می کنن.

باء
۱۳۹۴/۰۵/۲۸, ۱۸:۴۶
تلقی به دشمنی شده .
بسم الله الرحمن ... الرحیم
یعنی دشمنی نبوده و صرفاً اینطور برداشت شده است؟ تا دشمنی به چه گفته شود ... و البته دشمنی کردن مراتبی دارد و بنده شما را هم‌سنگ فرعون و نمرود و سران صهیونیسم ندانستم، بلکه شما را آماده در خدمت ایشان شمردم ... مثل سرباز صفری که دشمنی سنگینی ندارد و صرفاً تابع اوامر مولای خودش هست ... و البته خواهید گفت که گردن ما مقابل هیچ کسی خم نیست و ما آدم خودمان هستیم ولی در جنگ نرم فرمان‌پذیری سربازان هم به صورت نرم ایجاد می‌گردد، آنچنان که ایشان سربازی کنند و فکر کنند که به تشخیص خود عمل کرده‌اند و آدم کسی نیستند ...

واقعا مرسی از این همه تواضع ،
قبلاً در سایت‌های پرسش و پاسخ انگلیسی مسیحیان و یهودیان که از همه جای دنیا درش بحث می‌کردند فعالیت داشتم، به جرأت می‌گویم اگر کسی فعالیتی مانند برخی فعالیت‌های شما را داشت سریعاً می‌گفتند اینها توهین است و اول چند بار اخطار می‌دادند و اگر طرف خودش را کنترل نمی‌کرد اخراج موقتش می‌کردند و اگر باز هم کار خودش را می‌کرد به طور کامل اخراجش می‌کردند و IP اش را می‌بستند نه اینکه فقط نام کاربری‌اش بسته شود ... در همان زمان که آنجا فعالیت می‌کردم پسر جوانی از هند که دانشجوی دکتری بود و از شیعه‌ی اسماعیلی تغییر مذهب داده بود به وهابیت آنقدر سماجت کرد که به یهودیان از کتاب‌های خودشان اثبات کند که حضرت موسی علیه‌السلام مسلمان بوده که اخراجش کردند، اگرچه مطالعات خوبی داشت ولی مانند شما از صنعت تلقین و اصرار و مرغ‌یک‌پادارد و اینها استفاده می‌کرد ... آنها پاسخ تواضع را با تواضع می‌دادند، در مقابل شما و جناب آبرنگ آنچه از کارشناس و دوستان در این تاپیک و تاپیک‌های مشابه دیدم تواضع فوق‌العاده زیاد ایشان بوده است، مگرنه هر روز یا هر چند روز باید برای شما اخطار یا حکم تعلیق بیاید، و بالاتر از آن اگر این سایت هم مانند نرم سایر سایت‌های پرسش و پاسخ بین‌المللی بود باید با معلوم شدن اینکه به چه قصدی در این سایت فعالیت می‌کنید همان موقع کاربری شما برای همیشه حذف می‌شد ... اما ظاهراً جناب مدیر یا از این مسائل که پیش آمده مطلع نیستند و یا بنا را بر مدارا گذاشته‌اند ...

پس هر چه کردید به کمی تواضع دیگر دوستان اعتراض نکنید که رفتار آنها در قبال عملکر شما رفتاری کاملاً مداراتی بوده است ... ظاهراً دارند تقیه می‌کنند ...

آن جماعتی که می فرمائید قشر کوچکی از جامعه هستند ، اکثریت مخالف طرز فکر آنان اند .
بله آنها که همیشه این شعار ورد زبانشان هست قشر خیلی بزرگی از جامعه نیستند، اما کسانی که مانند شما دست به مبارزه بزنند ولو به زبان یا به قلم و اذهان عمومی را مشوش کنند هم قشر کوچک‌تری از جامعه هستند ... الباقی مردم اگر دلشان نیاید همینطوری ضد ولایت فقیه را نفرین نمایند در شرایط خاصی که امثال شما کشور را به آشوب می‌کشند به صحنه می‌آیند و حماسه‌های مانند ۹ دی را خلق می‌کنند که در آن صریحاً امثال این شعار را با حرارت و از عمق وجود فریاد می‌زنند ...
اما همان بدنه‌ی اصلی مردم که دین‌مدار هم هستند اگر به این آیه‌ی قرآن توجه کنند که خداوند فرموده شما ایشان را دوست دارید ولی ایشان با شما دشمن هستند و اگر بر شما قدرت یابند ملاحظه‌اتان را نمی‌کنند، در این صورت آنها هم شاید در رفتارشان نسبت به آن قشر کوچکتر ضد ولایت فقیه عوض شود ... و مقابل رفتارهایی مشابه رفتارهای اخیر شما و جناب آبرنگ هم موضع‌گیری‌ها صریح‌تر می‌گردد ...

اشتباه تشخیص داده اید . ما جز سوال پرسیدن و بحث کردن کار دیگری نکرده ایم ، و البته ما بر عقاید خود استواریم ، لاکن دلیل نمی شود که آنها را آماج حملات شما قرار ندهیم .
کار شما مانند همان کاری است که تحت عنوان «آزادی‌های یواشکی» کردند، ظاهراً فقط بحث می‌کنید ولی بذر شبهه در ذهن‌ها می‌کارید و با بحث‌های اشتباهتان آنها را در اذهان سست‌باوران آبیاری می‌کنید تا مگر برای خود سیاهی‌لشگری جمع نمایید ... خود می‌دانید که به دنبال پاسخ نیستید وقتی که بحث می‌کنید و تظاهر می‌کنید که به دنبال پاسخ هستید ... آنجا که گفتید با این جماعت نباید بحث کرد و باید حرفمان را بزنیم و رد شویم منظورتان چیز دیگری بود؟ ... آنجا که جناب آبرنگ گفتند من هرگز مسلمان نخواهم شد و فقط می‌خواهم هموطنانم که فریب مسلمین را خورده‌اند آگاه کنم منظورشان چیز دیگری بود؟ ... و اینها مبارزه کردن نیست؟ ... آیا مبارزه کردن جز از دشمنی نشأت می‌گیرد که می‌گویید صرفاً تلقی دشمنی شده است و دشمنی نیست و نبوده است؟ ... بله شما با این بحث‌هایتان دارید قبح لحن‌های سخیف سخن گفتن علیه مقدسات را می‌شکنید ... سعی در متزلزل کردن جایگاه روحانیت دارید ... سعی در تخریب وجهه‌ی مشروعیت و مقبولیت نظام جمهوری اسلامی دارید ... حتی اگر کاری به نیتتان که بیان کرده‌اید هم نداشته باشیم باز اصرار بر این کارتان بعد از آنکه به شما تذکر داده شد اشتباه است ...
اینکه خود را نقدپذیر معرفی می‌کنید خوب است اگر باشید ... اما آیا تمام حضورتان در این سایت در همین راستاست که نظرات و تفکرات شما در آماج نقدهای معتقدین به اسلام (لابد در کنار نقد معتقدین به هر دین و مکتبی دیگر) قرار بگیرند و شما بتوانید از این مباحثات تفکرات خودتان را غنا ببخشید و اصلاح کرده و تکمیل نمایید؟ ... دوست دارم از شما بپذیرم ولی آن دو نقل قولی که در بالا از شما کردم مانعم می‌شود ... توضیحی دارید که آنها را هم برایم در همین راستا که مدعی‌اش هستید قابل قبول نماید؟

نمیدانم از کی عضو سایت شده اید ، اما زمانی که من حضور داشتم از وجود امجد ابجد اشرفتان بی نصیب بودیم ، آن زمان هنوز « طلوع ستاره ها ، الیل والنهار نشده بودند ، باغ بهشت ها رنگی نشده بودند ، و البته فکر میکنم از همه شان قدیمی تر بودم !!! مدتی گذشت و من نبودم اما از آن زمان تا همین الان فایلی را ذخیره کرده ام ، با عنوان « آنچه از اسک دین آموخته ام » ، از آیه و روایت و استدلال هرچه که فکر می کنم به درد بخورد را جمع کرده ام . اقلا باید این وقتی که اینجا میگذاریم ارزشی داشته باشد ، نه ؟!!
خیلی خوب است که چنان کاری می‌کنید اگر در راستای حقیقت‌جویی باشد و نه در راستای جمع کردن مطالب بر علیه اسلام برای آنکه بعداً در بحث‌های بعدی با قوت بیشتری بر علیه آن بتازید ... گرچه اگر تمام مردم هم بر علیه حقیقت قیام کنند بر خدا پیروز نمی‌توانند بشوند و خداوند شکست‌ناپذیر و عزیز است ... الأعمال بالنیات، اگر برای دانستن حقیقت چنان کاری کرده‌اید ان شاء الله به آنچه به دنبالش هستید برسید ... قضاوتم باشد بعد از توضیح دو عبارتی که در قسمت قبل در بالا از شما و جناب آبرنگ نقل قول کردم و به رنگ آبی و قرمز نوشتم

پس اگر می خواهید بحث کنید ، تا می توانید بتازید و هجوم بیاورید ، منتهی نه به شخصیت من و دوستان ، به استدلال ها و دلایلمان . اما اگر همچنان می پندارید که ما می خواهیم با دین شما دشمنی کنیم ، همینجا عرض میکنم که دیگر با شما گرامی ، هیچ گونه بحثی نخواهم داشت .( گرچه تایید می کنم که سوالات و بحث های من اصلا به دین روی خوش نشان نمی دهد ، اما متاسفانه شما به جای استدلال هایمان به خود ما روی خوش نشان نمی دهید )
دلیلی برای تاختن به شخصیت شما نداریم مگرآنکه خودتان شرایط را طوری رقم بزنید که اشکال کار در جایی در میدان بحث پیدا نشود مگر در شخصیت شما ... اگر مبنای بحث دلیل و روش بحث تواضع و احترام باشد چنین مشکلاتی پیش نمی‌آید ... اما رفتار دور از حسن نیست چندین بار از شما دیده شده است ... مگرنه بیش از یکسال با جناب آبرنگ بحث داشتم و همیشه به ایشان می‌گفتم که ادب و حقیقت‌طلبی ایشان برایم قابل احترام است، مگرنه همان موقع هم واضح بود که عقایدمان بسیار متفاوت است، ولی الأن در دو راهی قرار گرفته‌ام که ظاهر متواضعانه و مؤدب شما را نگاه کنم یا آنچه از نیاتتان خود به آنها اعتراف کرده‌اید؟ می‌گویید حق سبحانه و تعالی، می‌گویید حضرت رسالت‌پناه، می‌گویید و مؤدبانه هم می‌گویید ولی به احترام می‌گویید یا به تمسخر؟ برای ادب مباحثه می‌گویید یا برای آنکه در پس این ادب بتوانید اهداف خود را پیش ببرید می‌گویید؟ برای آنکه در مقابل انظار خوانندگان تاپیک مجبور به ادب متقابل کنید اینها را می‌گویید تا خاموش شوم یا می‌گویید چون همیشه اینطور مؤدبانه بحث می‌کرده‌اید؟ به نظر می‌رسد در این تاپیک که مدام هم اخلاق و ادب خود را بالاتر از اخلاق و ادب بنده می‌شمرید بیش از همیشه از الفاظ مؤدبانه استفاده می‌کنید ... آیا این رفتار صرفاً یک واکنش طبیعی به اختلافات و دعواهای ایجاد شده در این تاپیک است که به طور غیرارادی می‌خواهید خود را از موضع بالاتر نشان دهید یا در آن از خود اعمال اراده کرده‌اید؟ ... چطور انتظار دارید که چشم بر آنچه خود به آن اذعان کرده‌اید ببندیم و بگوییم ان شاء الله گربه بوده است و غرضی در پس آن نیست؟ جایی که احتمال وارد شود استدلال باطل است، اما جایی که استدلال باشد دیگر نباید متوسل به احتمالات شد ... مگر اینکه آن دو نقل قول رنگی قسمت قبل در بالا را توضیح دهید تا بفهمم سوء برداشت بنده از غرایض شما بوده است ... بی‌صبرانه منتظر توضیحات شما هستم ...

گویند که دوزخی بود عاشق و مست ...
این را در مورد دنیای دوزخی می‌گویند ... یعنی برای وقتی که هنوز جسمش وارد دوزخ نشده باشد ... عاشق بودنش نشان از خودشیفتگی و نفس‌پرستی دارد و مستی او هم توصیف سرمستی و غفلتش از حقایق است ... در مجموع شخص عاشق عقلش در حجاب است و بهشت در مقابل عقل داده می‌شوپ، پس بله با شما موافقم که دوزخی در دنیا عاشق و مست است ... حیران است ... هم خودش و هم شعرایی که چنین جملات قصاری را در ستایش دوزخی بودن می‌سرایند:

وَالشُّعَرَ‌اءُ يَتَّبِعُهُمُ الْغَاوُونَ ﴿٢٢٤ (http://tanzil.net/#26:224)﴾ أَلَمْ تَرَ‌ أَنَّهُمْ فِي كُلِّ وَادٍ يَهِيمُونَ ﴿٢٢٥ (http://tanzil.net/#26:225)﴾ وَأَنَّهُمْ يَقُولُونَ مَا لَا يَفْعَلُونَ ﴿٢٢٦ (http://tanzil.net/#26:226)﴾ [الشعراء]
و شاعران را [که حقایق را هجو می کنند، و با مطالب بی اساس به واقعیات می تازند] گمراهان، پیروی می کنند. * آیا ندانسته ای که آنان در هر وادی [باطلی] حیران و سرگردانند؟ * و مطالبی می گویند که خود عمل نمی کنند

همه الفاظ سخیف هستند ، طبقه بندی که بر اساس دین و مذهب انجام بگیرد ، امروز جواب نمیدهد ، دنیا تغییر کرده ، چه شما بخواهید جلوی این تغییر بایستید و راهش را به دوزخ ترسیم کنید و چه همراه آن تغییر کنید ، آن مسیر خود را خواهد رفت .
به چه کسی قرار است جواب دهد؟ این تقسیم‌بندی‌ها برای چه کارهایی است که برای آن کارها جواب بدهد یا ندهد ... بله در اسلام رابطه‌ی ترتیب و افضلیت بین انسان‌ها با رابطه‌اش با خدا و با تقوایش مشخص می‌گردد، با انسانیتش مشخص می‌گردد ... حالا معنای انسانیت را تغییر بدهید و بگویید این معیار بهتر است، بگویید سرمایه‌داری، بگویید ضریب هوشی، بگویید قوت جسمانی، بگویید مدارک بیشتر و بالاتر دانشگاه‌های معتبرتر، بگویید تعداد مقالات و کتاب‌های منتشر شده‌ی بیشتر، ... این معیارها امروز شاید جواب دهند ولی فردا جوابگو نیست ... آینده را هم تضمین کنند عاقبت را پشتیبانی نمی‌کنند ... و العاقبة للمتقین

دیر یا زود خواهیم فهمید که انحطاط سرانجام کدام فکر می شود ، نسل های دیگری هم در راه هستند ، گرچه همین نسل نشان داده مایل به کدام تفکر است ، اما به قول آن پیر فرزانه!!! امید من به طفل های در گهواره !!!
دیر یا زود؟ نهایتش چقدر دیر خواهیم فهمید؟ آخرین لحظات قبل از مرگ اگر با بلافاصله بعد از مرگ معیارها ۱۸۰ درجه عوض شدند فهم شما هم قابلیت همراهی کردن با شرایط را خواهد یافت؟

وَقَالُوا آمَنَّا بِهِ وَأَنَّىٰ لَهُمُ التَّنَاوُشُ مِن مَّكَانٍ بَعِيدٍ [سبأ، ۵۲]
و می گویند به آن ایمان آوردیم و چگونه می توانند دسترسی داشته باشند از فاصله‌ای بسیار دور

یعنی امید دارید که طفلان گهواره و نسل‌ها بعدی از دین خدا دور شوند و به مکاتب فکری جاهلی درآیند؟ و باز مدعی هستید که در مبارزه نیستید و دشمنی ندارید؟

دعوتشان کنید تا بیایند و ببینند حق با کیست .
گیرم که طرف شما را گرفتند و مانند خیلی دیگر از دوستان بنده را بی‌ادب تشخیص دادند، چه باک؟ اگر قرار باشد نگران باشم باید از حکمیت و قضاوت کس دیگری نگران باشم اگر ایمانی به او دارم ... در اینجا اگر یادی از ایشان کردم به این خاطر بود که نسبت به مغلطه‌نویسی حساسیت دارند ... از قول ایشان گفتم مرتکب مغلطه‌ی روباه و دمش شدید ... چرا جناب آبرنگ در موضع حق هستند چون جناب دارنی ایشان را تأیید کردند ... اگر بپرسیم چرا شما مورد تأيید هستید و گفته شود که چون جناب آبرنگ ایشان را تأیید کرده‌اند علاوه بر یک مغلطه‌ی روباه و دمش دیگر مرتکب دور هم خواهید شد ...

من هم آن بحث را دنبال کرده ام ، حق با برادر و دوست عزیز منه ، حتی گفتند که نمایندگان مجلس هم وقتی قانع نمی شوند ، نمی گویند چرا قانع نشده اند !

میدانید چرا ؟! چون آنها سوال می پرسند و آن دولتی بیچاره باید جواب بدهد . نکند نمایندگان مجلس هم ریگی به کفش دارند و قلوبشان مریض است ؟!
و در همان تاپیک به ایشان پاسخ داده شد که چرا بحث نمایندگان مجلس بی‌تناسب به بحث ما بوده است ... نمایندگان مجلس کارشان نظارت و در صورت نیاز استیضاح است و ایشان باید قانع شوند چون نماینده‌ی مردم هستند و در واقع مردم باید قانع شوند، پس وزیر مربوطه باید تمام تلاشش را بکند که طوری توضیح دهد که مردم و در واقع نمایندگان مردم قانع شوند، اگر نتوانست باید باز سعیش را کند و اگر نتوانست چه بسا نمایندگان رأیی که به او داده‌اند را پس بگیرند ... وزارء رأی اعتماد و در نتیجه بخشی از مشروعیت یا مقبولیت خود را از نمایندگان گرفته‌اند و در نتیجه در قبال ایشان مسؤول هستند که یعنی می‌دانند مورد سؤال واقع خواهند شد و باید پاسخگو باشند ... علاوه بر اینکه ایشان نسبت به عملکرد خودشان و وزارت‌خانه‌ی متبوعشان پاسخگو هستند و نه در مورد مسائل شخص ثالث و مسائل اعتقادی و علمی و از این قبیل ... نمایندگان هم اگر می‌گویند قانع نشدیم به این معنا نیست که پس ما راه خود را برویم و شما راه خود را بروید، اینجا قانع شدن نمایندگان خودش موضوعیت دارد ...
حال آنکه در آن تاپیک کسانی که هیچ مسؤولیتی برای پاسخگویی به شبهات ذهنی و سؤالات علمی یا اعتقادی کسی ندارند وقت می‌گذارند تا شبهات ایشان رفع شود، پس دارند لطف می‌کنند، حداقل احترام و تواضع آغازگر تاپیک و پرسنده‌ی سؤال این است که اگر قانع نشد بگوید کجایش را اشکال دارد تا آنها یا مشکل را رفع کنند و یا در خودشان اشکالی بیابند و بگویند ما اشتباه می‌کردیم که شما متوجه نمی‌شدید و اشکال از شما نبود ... این می‌شود حداقل تواضع و احترام متقابل مورد نیاز در یک مباحثه ... اما جناب آبرنگ در آن تاپیک صرفاً با تکبر گفتند قانع نشدم، بعد با تکبر بیشتر مثال نمایندگان مجلس را آوردند انگار که ما موظف به پاسخ دادن به سؤالات ایشان هستیم و ایشان نیازی نیست که هیچ توضیحی به ما بدهند همانطور که نمایندگان نیازی نیست به وزارء پاسخگو باشند ... این نگاه رئیس و مرئوسی و مافوق و مادونی که ایشان به کسانی دارند که بر ایشان منت گذاشته‌اند و سعی در پاسخ دادن به ایشان کرده‌اند به دور از انسانیت و انصاف و اخلاق و ادب است ... دست آخر هم صرفاً به این دلیل که با جواب‌های داده شده هنوز سؤالشان برقرار است و قانع نشده‌اند یک طرفه نتیجه‌ی عکس مورد نظر و دلخواه خودشان را گرفتند همینطور که در این تاپیک نهایتاً نتیجه‌ی خودشان را گرفتند که خدای اسلام نعوذبالله فلان است و بهمان است ... حال آنکه اگر در صورت سؤال خودشان از ابتدا شک و تردیدی داشتند با جواب ندادن ۱۰ نفر در یک جهت مورد سؤال در جهت عکس هم ثابت نشده است و برای نتیجه‌گیری منصفانه باید عکس آن ثابت شود ... اما ایشان صرفاً از شیوه‌ی تلقین و قبح‌شکنی استفاده کردند ... و بعد گفتند نیازی نیست با کسی بحث را ادامه دهند و نتیجه‌اشان از این تاپیک را گرفته‌اند ...

آیا ما را بچه فرض کرده‌اید که باید گول ظاهر مؤدب حرفهایتان را بخوریم؟ که شما بگویید به ما توهین شده و ما مؤدب‌تر از آن هستیم که چنین بحثی را ادامه دهیم یا هم‌صحبت با شما باشیم؟ مؤمن قرار هست که حسن ظن به مخاطبش داشته باشد ولی دیگر احمق که قرار نیست باشد ... :ok:

بار قبل هم عرض کردم ، اگر به عنوان پاسخگو وارد می شوید ، تا جائی قدرت مانور دارید که سوالی مطرح شود ، در غیر اینصورت نمی توانید تجسس کنید که چرا قانع نشده ! و تشخیص اینکه جواب شما قانع کننده هست یا نیست ، بر عهده خودتان نمی باشد !!
به رفتار و مانورهایی که پرسشگر هم از خودش نشان می‌دهد نیز بستگی خواهد داشت که چطور در تاپیک با ایشان برخورد شود ...
تجسسی در کار نیست، نگویند که قانع نشده‌اند اگر نمی‌خواهند بحث را ادامه دهند، ولی اینکه بگویند قانع نشدم و بعد تظاهر کنند که جوابی برای این سؤالم نیست و مسلمین کورکورانه مسلمان شده‌اند خیر در این زمینه‌ها تجسس هم بکنیم اشکالی ندارد ... سپاه اسلام هم می‌تواند ستون پنجم داشته باشد ... در مبارزه اخلاق و رفتار مبارزه حاکم است و نه اخلاق و رفتار صلح ... نشان دهید در مبارزه نیستید تا ما هم رفتارمان عوض شود، ان شاء الله
بنده هم نگفتم تشخیص اینکه کسی باید با پاسخ بنده قانع شود یا نشود با خودم باشد، با خود ایشان است، ولی رفتار ایشان در بحث می‌تواند مورد تفسیر قرار گرفته و در نحوه‌ی برخورد با ایشان اثر بگذارد ..

حتی در این نقل قولی که از جانب ما کردید ، بازهم ما مودب تریم !!!
این نقل قول معنوی بود و نه نقل قول عینی ... هر دو قسمتش را خودم نوشتم ... از بخش مربوط به شما سریع رد شدم و بخش مربوط به خودمان را بسط دادم ... نتیجه‌گیری شما از چنین مطلبی بی‌معنی است ...

ما عقده ی جلب توجه نداریم ، احترام به عقایدمان را نیز گدائی نمی کنیم ، بلکه برعکس ، تا می توانید بر عقاید ما بتازید . ببینیم در این واپسین دم چه در چنته دارید ؟!؟!

شما احترام به عقایدتان را گدایی نمی‌کنید بلکه تحمیل می‌کنید، تلقین می‌کنید، از طریق وسوسه کردن و ایجاد شبهه و تبلیغ تردیدگرایی احترام به مکتب خودتان را می‌خرید ... این کارها شرافتمندانه است؟ ... صد رحمت به گدایی ...

بر عقاید شما در سایت‌های دیگر هم‌فکرانتان می‌تازیم ... اینجا جای شبهه‌پراکنی شما نیست که ما منتظر بمانیم چه از شما صادر می‌شود تا پاسخگو باشیم و بر آنها بتازیم ...

اما در عین حال نمی توانیم بپذیریم که به شخصیتمان توهین کنید . مثل همین جا که مارا کوردل خطاب کردید ! اشکالی ندارد ، عفاالله عنک .
توهین مگر مطابق آزادی بیانی که به آن اعتقاد دارید اشکالی دارد؟
توهین از ماده‌ی وهن می‌اید و توهین یعنی سبک معرفی کردن چیزی که سنگین است ... آدمی را خر گفتن توهین است اگر توصیف نباشد ... کوردل گفتن هم توهین است اگر توصیف صحیحی نباشد ... دین خدا را باید فهمید ... این برخورد شما با آموزه‌های دینی قشری است و البته واضح است که قصد بهره‌برداری از اعتقادات ما برای خودتان را دارید مگرنه در این همه تاپیک برای رد کردن همین اعتقاداتی فعالیت دارید که اینجا در مبارزه‌اتان با بنده به آنها استناد می‌کنید ...

اینجا فتنه ، اونجا فتنه ، همه جا فتنه ... هه .
بله ... زیادی فتنه‌ها نباید انسان را در فتنه‌بودنشان به تردید بیاندازد ... همانطور که بزرگی دروغ نباید انسان را در پذیرش دروغ بودن آن دچار تردید کند بعد از آنکه تردیدهایش به کنار رفتند ...
شما بخندید ... خنده‌ای از روی تمسخر ... شاید دل شما کوچک است که بزرگی فتنه‌ها را متوجه نمی‌شوید ... شاید گنجایش شنیدن این همه اخبار فجایع که هر روز هم‌فکران و در واقع فرماندهان شما در سرتاسر جهان انجام می‌دهند را ندارید ... شاید بعد از چند روز که دیدید هر روز اخبار قتل چندین و چند نفر توسط مدعیان تمدن و مدعیان حقوق بشر و مدعیان آزادی عقیده و مدعیان صرفاً مدعی اعلام می‌شود دیگر تحملتان تمام شود و پیش خود بگویید اینها الکی است مگر می‌شود اینقدر رذالت و اینقدر پستی و سنگدلی ... بعد دلتان خوش بشود به ظاهر تمدن‌هایشان و مظاهر صنعت و فن‌آوری‌هایشان و به حرف‌های فریبنده‌اشان ... بعد هم به دیگران بگویید که شما توهم توطئه دارید، شما توهم فتنه دارید ... و نهایتاً بگویید هههههههه ...
چه انتظار بعیدی که بخواهیم شما این مسائل را بتوانید درک کنید ...

تا وقتی در بهشتی هستیم که دستهایمان آنرا ساخته اند ، وارد جهنمی نخواهیم شد که ذهن هایتان سازنده آن اند ... ولو کره المومنون .
تا وقتی که در بهشتی هستید که دستهایتان ساخته‌اند وارد جهنمی نمی‌شوید که ذهن‌هایتان ساخته‌اند، بعد وارد جهنمی می‌شوید که خدایتان ساخته و بر بهشت‌هایی حسرت می‌خورید که دستانتان ساخته بودند و خود را نفرین می‌کنید که این بهشت‌های فرومایه ارزش گرفتاری به غضب خدا را نداشت ... ولو کره المشرکون ...
...
و البته کافران در همین دنیا هم در جهنم هستند، روحشان در جهنم است، در قیامت تنها بدن به روح ملحق می‌شود ... «یصلونها» که در قرآن آمده یعنی وصل شدن و منظور رسیدن بدن‌هایشان به آن جهنم‌هایی است که پیشتر هم ایشان را در خود احاطه کرده بوده است ... لیکن در دنیا حجاب غفلت و جهالت مانع از توجه کردن به عذاب‌هایی می‌شود که کافران برای خود فراهم کرده‌اند و چه بسا ایشان در جهنم باشند و توهم ساختن بهشت به دست خود را داشته باشند ... و خدا آرامش را در بهشت قرار داد و مردم آن را در دنیا می‌جویند و هرگز آنرا نخواهند یافت ...

آبـرنـگـ
۱۳۹۴/۰۵/۲۸, ۱۹:۰۳
سپاس از دوستان، به ویژه دوست خوبم دارنی (ب ؛ چا) :Gol:


شما ایشان را با پادشاهانی که فتوحات گسترده ای داشتند مقایسه کن. آیا ایشان برای خود کاخ ساخت؟ مانند پادشاهان؟
خب من ایشون رو با چنگیز مقایسه میکنم، و میبینم هیچکدوم کاخی نداشتن. تیمور لنگ هم هیچ کاخی نداشت و از زندگی شهری بدش میومد.
عربی که حتی توالت نداشته، به زندگی صحرایی خو گرفته و این معیاری درستی نیست که بگیم چون کاخ نداشته، آدم خوبی بوده. چراکه تیمور و چنگیز هم (به خاطر خو به زندگی صحرایی) کاخی نداشتن.

تا آنجا که بنده اطلاع دارم غیر از فدک حتی سکه ای هم از خود به ارث نگذاشت. حال سوال اینجاست اینهمه مال و سکه و صدقه و ثروت را چه کرد؟ شما تاریخ صدر اسلام رو خوندید؟!!

مگر یک انسان چقدر می تواند بخورد؟ عواید فدک چه شد؟ همه اش را محمد ص خورد؟ اگر عواید مالی داشت سوال اینجاست عواید مالی اش در طول زندگی پیامبر خرج چه شد؟ خرج کاخ ها؟ برادر گرامی!
مجرد که نبود! طبق تاریخ، محمد یه گله شتر داشته، که شیر شتراش پس نمیوفتاده و همه ش خوراک عیال ها و کنیز های محمد میشده.
میگن: طرف هفت سر عائله داره؛ محمد از اینم رد کرده بود.
بعدم این همه آدم پولدار، پولشونو در طول زندگی خرج میکنن تموم میشه؟

قبول ندارم. هر چقدر هم شترها گران باشند اختلاف آنها با شترهای معمولی در آن زمان فکر نمی کنم در حد مقایسه ای باشد که ذکر کردید. مازراتی بالای یک میلیارد داریم که قیمت 20 میلیونی پراید در مقابل اون یعنی صفر. حالا شترهای اعراب دیگر به مانند پراید است در مقابل مازراتی؟؟من گفتم گرونترین؛ دیگه چیزی با کلاس تر از اون نبوده پس.
بعدم در اون زمان خود شتر یه کالای لوکس بوده. محمد نخستین استر عربستان رو سوار شد؛ سه اسب داشت، یه گله شتر + یک شتر سفید (های کلاس). که اینا مشتی از خرواره البته.

به واژه لکم دقت کنید. مخاطب اصلی اعراب همان زمان هستند. در ضمن کامل بودن دلیل بر جامع بودن نیست.به گفته ی دوستمون دارنی، شمام عین دکتر سروش به دین نقدهایی وارد میکنید که اونو کامل رد میکنه، اما همچنان بهش باور دارید.
اگه مخاطب دین اعرابه، پس ما چکاره ایم؟

الان من نمیدونم شما دارید دین رو نقد میکنید، یا ازش دفاع میکنید؟!!

عرفان تفسیر باطنی دین و فقه تفسیر ظاهری دینه. فکر کنم باطن بر ظاهر ارجحیت داره.
در تایید این مساله همین بس که عرفان با گذشت زمان کهنه نمیشه ولی فقه می شه.
و من الله توفیقفقه هم کهنه نشده. اگرچه روشنفکران فقهی داریم.
عرفان هم کهنه نشده ولی روشنفکران عرفانی داریم که مردم امروزه هم خیلی به سوی عرفان های حلقه و به اصطلاح نو ظهور میرن.

باء
۱۳۹۴/۰۵/۲۸, ۲۰:۰۹
کسی که باید شما را در زمینه تحدی نقد کند ، من نیستم ، علمای اسلام و مسلمین باید شما را متوجه اشتباهتان کنند .
بسم الله الرحمن ... الرحیم
ان شاء الله که نقد کنند، نقد شدن در پاره‌ای از مسائل یکی از اصلی‌ترین دلایلم برای عضویت در این سایت بود و گرچه مطالب زیادی در این سایت یاد گرفتم ولی به این یک هدفم زیاد نتوانستم برسم ...
اما شمایی که همه جای صدایتان به اعتراض و نقد بلند هست هم اگر توانسته بودید از نقدش کم نمی‌گذاشتید و تمام تلاشتان را می‌کردید ... اینکه نتوانستید میگویید به ما ربطی ندارد و دیگران باید جوابگو باشند هم برای خودش داستانی است ...

عجب !!! بگیر را شما چگونه معنا میکنید ؟!! بگیر و تماشایش کن ؟!! شأن نزول آیه را می دانید ؟!! به تفسیر مجمع البیان رجوع کنید تا از علت نزول آیه مورد بحث آگاه شوید . آن وقت بیایید و شان نزولش را به همه ما یاد بدهید .
بله حق با شماست، بسنده کردن به ظاهر قرآن کفایت نمی‌کند، به لطف خدا رفتم خواندم و شکر خدا که مطالب جدیدی یاد گرفتم:


أطيب البيان في تفسير القرآن، ج‏6، ص: ۳۰۵ و ۲۰۶
خُذْ مِنْ أَمْوالِهِمْ صَدَقَةً بعضى گفتند مراد زكاة است و بر طبقش خبرى از كافى از حضرت صادق عليه السّلام نقل ميكنند كه پس از نزول اين آيه حضرت فرستاد منادى ندا كند بتكليف زكاة، و بعضى گفتند مراد صدقات مندوبه است چنانچه اخبار بسيارى داريم كه ائمه عليهم السلام در موارد صدقات مندوبه تمسك باين آيه فرموده‏اند، و بعضى گفتند مراد صدقه كسانيست كه در آيه قبل فرموده خَلَطُوا عَمَلًا صالِحاً وَ آخَرَ سَيِّئاً لكن تحقيق اينست كه مراد جميع و مطلق صدقات است بقرينه من اموالهم كه جمع مضاف است شامل جميع اموال ميشود خصوص اموال زكوى و تفسير بزكوة يا بعض صدقات خاصه بيان مصداق است، بناء على هذا امر خذ مطلق الامر است اعمّ از امر وجوبى يا ندبى در صدقات واجبه واجب و در مندوبه مستحبّ و اين امر اختصاص برسول اكرم صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ندارد بلكه بعد از آن حضرت در ائمه عليهم السلام هم جاريست بنص اخبار بلكه در نواب ائمه خاصه و عامه بتنقيح مناط قطعى هم جاريست و مسئله زكاة و صدقات مندوبه و كفارات و مطلق انفاقات را در مجلد اول در ذيل آيه شريفه وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ يُنْفِقُونَ مفصلا بيان كرديم مراجعه فرمائيد تُطَهِّرُهُمْ از معاصى كه زكاة و ساير صدقات كفاره گناهان است و اخبار در هر موردى بسيار داريم كه در محال خود بيان شده وَ تُزَكِّيهِمْ از اخلاق رذيله مخصوصا صفت خبيثه بخل كه فرمود
(اسخى الناس من ادّى زكاة ماله)
بها يعنى بدادن صدقه هم از معاصى پاك ميشوند و هم از اخلاق رذيله تزكيه پيدا ميكنند وَ صَلِّ عَلَيْهِمْ صلوة از جانب حق نزول رحمت است و از طرف بنده طلب رحمت است و از طرف ملائكه ايصال رحمت است إِنَّ اللَّهَ وَ مَلائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَ سَلِّمُوا تَسْلِيماً احزاب آيه 56 [اللهمّ صلّ و سلّم على محمّد و آله‏] إِنَّ صَلاتَكَ سَكَنٌ لَهُمْ چون مسلّما دعاء نبى مستجاب است و شفاعت او مقبول و طلب مغفرت او غفران است لذا باعث اطمينان و سكونت نفس ميشود وَ اللَّهُ سَمِيعٌ گفتيم اطلاق سميع بر خداوند دو معنى دارد يكى عالم بمسموعات و يكى ترتيب اثر بر عرائض و دعاء بنده‏گان و در اينجا مناسب معناى دومى است عليم بافعال بندگان از دادن زكوات و صدقات و انفاقات بلكه بدست او ميرسد چنانچه در آيه بعد ميفرمايد
[سوره التوبة (9): آيه 104]
أَ لَمْ يَعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ هُوَ يَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبادِهِ وَ يَأْخُذُ الصَّدَقاتِ وَ أَنَّ اللَّهَ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ (104)
آيا نميدانند اينكه خداوند تبارك و تعالى قبول ميفرمايد توبه را از بندگان خود و ميگيرد صدقات را و محققا خداوند تواب است بسيار قبول توبه ميكند و مورد رحمت خود قرار ميدهد.


اما کمک به بحث شما نمی‌کند ... شأن نزولش در مورد زکات هم که باشد زکات و صدقه‌ی مستحبی متفاوت است و صدقه بر ایشان حرام است و باز خلاف قول شماست که فکر می‌کردید صدقه بر ایشان حرام نیست ... اینجا این صدقه خمس را هم شامل می‌شود که بخشی از آن سهم رسول خدا و امام علیهم‌السلام است ...

اما فرمودید اگر هم میگفت اشکالی نداشت ! اولا که گفته ، اما ...

بله از نظر شما اشکالی ندارد ، اما از نظر ما دارد ، این ثابت می کند که سران دین و مذهب با استفاده از همین دین و مذهب و البته جهل و احساسات مردم ، اموالشان را با عناوین زیبای خدایی و الهی و ... به چنگ می آورند .

البته سواستفاده از دین و جهل مردم به بعد مالی منتهی نمی شود ، در احادیث متعددی حضرت رسالت پناه می فرمایند « اگر چنانچه به کسی فحشی دادم که مستحق آن فحش نبود ، خدا آن فحش من را برایش زکات قرار می دهد !!!! »

و یا آن زمان که دشمنش رو به حمله آورده ، برای آنکه ساده دلان را ترغیب به نبرد کند ، بهشت و همخوابی با حورالعیون را وعده می دهد و الا ماشاء الله از این ماجراها فراوان است .
از نظر شما اشکال دارد ولی از نظر ما ندارد ... چنان چیزی هیچ چیزی را هم ثابت نمی‌کند ...
پادشاهی بود که درویشی که معروف بود به قناعت را دعوت کرد به شام ... درویش پذیرفت ... شاه سر سفره به درویش گفت ابتدا شما شروع کنید که در قناعت بسیار توانا هستید ... درویش گفت نخیر! من قانع نیستم ... قانع شما هستید که به این متاع قلیل دنیا قانع شده‌اید مگرنه من به دو سرا قانع نمی‌شوم ...

اشتباه به عرضتان رسیده است یا اشتباه متوجه شده‌اید ... در قرآن بارها آمده که متاع دنیا قلیل است آن را رها کنید تا متاعی به شما بدهند که قابل مقایسه‌ی با آن نیست ... نگفته‌اند هیچ نخواهید بلکه گفته‌اند کم نخواهید ... از خدای کریم باید زیاد خواست ... باید هم دنیا را خواست و هم آخرت را همچنانکه در قرآن وارد شده است «آتنا فی الدنیا حسناً و فی الأخرة حسنا» ... باید جمیع خیر الدنیا و جمیع خیر الأخرة را خواست همچنانکه در ادعیه‌امان وارد شده است ... آنچه نهی شده است قرار دادن دنیا در دل است ... دل حرم خداست ... دل را باید برای خدا خلوت کرد و پاکیزه نگاه داشت ...
اگر دنیا ارزشی داشت و متاعش متاع غرور نبود که یعنی فریب و سراب، در این صورت سزاوارتر از مؤمنین به استفاده‌ی از آن نیستند ... ولی متاع دنیا از جنس غفلت است ... از جنس سرگردانی است ... از جنس لهو و لعب است ... اگر نبود ما برای رسیدن به آن از شما پیشدستی می‌کردیم ...
آن ساده‌دلان که می‌گویید هم آنقدر ایمان دارند که وعده‌ی خدا راست است و حلبی نقد را رها می‌کنند به امید طلای نسیه ... همینقدر که به خدا ایمان دارند هم باز یعنی بهره‌ای از ایمان برده‌اند و آنچه امیدش را از کریم دارند ان شاء الله در نزد او خواهند یافت ... ولی کسی که به دنبا دل بسته است و از آخرت غافل است دست خود را آنجا خالی خواهد یافت ...

و باز اشتباه فهمیده‌اید که همخوابی با زنان و لذت زنان را پست می‌دانید ... این حلال خدا نعمت است و بسیار ارزشمند ... آنچه از آن نهی شده‌ایم حرامی است که جایگزین این حلال خدا شود و امروز غرب از این حرام شیطانی پر شده است و فرزندان حرام‌زاده داعیه‌ی سلطه بر جهان را دارند در طرح نوین جهانی ...

نقدهایتان به دین نقدهای قشری است که فقط ساده‌باوران را می‌توانید با آنها به سوی خود جذب نمایید ...

نه گرامی ، نبوده که بخورند ، وگرنه آن زمان که غذا و خوردنی یافت می شده ، خوب هم مصرف می کردند . مگر همین رسول الله نیستند که میهمانی ترتیب می دهند و دسته دسته از مومنین می آیند و می خورند و بعد هم می روند ؟!! مگر همین رسول الله صاحب فدکی نمی شود که با درآمد یک ماهش میشده یک سپاه را مجهز کرد ؟!!! خمس غنایمی که از بی شمار کاروان زنی و غزوه و سریه نصیب حضرتشان می شود کجا می رود ؟!! اگر همه را می بخشید ، دیگر یک فقیر در مدینه باقی نمی ماند ... پس ماجرا چیز دیگریست ، به هر حال داشتن 13 و بیشمار کنیز و برده خرج داشته !!!!
آنها که خاک را به نظر کیمیا کنند چه نیازی دارند که باشد تا داشته باشند، نباشد هم از خاک طلا و جواهر درست می‌کنند ... و البته این علوم را شما انکار خواهید کرد تا در آمریکا کسی در آزمایشگاه به آن نرسد ...
کسانی که واسطه‌ی فیض الهی به کل عالم وجود از انسان و جن و ملک و حیوان و نبات و جماد هستند را چه نیاز به متاع قلیلی که دسترنج ما باشد؟ همان رزق دسترنجمان هم به واسطه‌ی ایشان به ما می‌رسد و می‌توانند در آن کم و زیاد بکنند ...
پس ماجرا چیز دیگری است ولی نفس شما نمی‌گذارد مسائل را درست متوجه شوید ... و امان از سوء ظن شما به اولیاء الهی و اعتماد کورکورانه‌اتان به دشمنان خدا

نه فقط مخلص و چاکر که عبد من عبیده نیز هستم ... :ok:
ان شاء‌الله با هم محشور شوید و با باقی اولیائتان ... اینکه دیگر این دعا یک دعای خیر باشد یا نفرین به عهده‌ی خودتان است

می فرمائید با پول دادن به حضرت رسالت پناه مال مان پاک می شود ، خب ایراد هم همینجاست .

به شیخی گفتند چگونه است که خدا می گوید « شما را از گل آفریدیم » و حال آنکه اسپرم و تخمک از گل و خاک نیامده اند .
شیخ فرمود در اسپرم چیزهائی هست که نظیر آن نیز در خاک وجود دارد و شروع کرد به توجیه کردن تا آنکه بالاخره اسپرم را به خاک مرتبط کرد !!!
جوانکی در آن مجلس برخاست و گفت : اگر این دلیلش است چرا خدا نفرمود شما را از سنگ آفریدیم ؟!! چرا که خاک خود از فرسایش سنگ ها می آید !!!!
شیخ دردم جان داده و مریدان ضمن انجام اعمالی سر به بیابان نهادند ...

حکایت جعلی! و من درآوردی فوق از این نظر که نشان دهنده توجیهات قشر مذهبی است قابل تامل است ، انسانی که برای زندگی اش هزار و یک جور زحمت و سختی کشیده ، هزار رنج و زجر را تحمل کرده تا به پول و مالی برسد ، مالش پاک نیست مگر آنکه آنرا به جیب پیامبر و امام و ملا بریزد ؟!!! اینطوری پاک می شود ؟!!

عجب منطق قوی و استدلالی دارید شما .
سنگ و خاک یکی است ... این از بی‌سوادی آن شیخ بوده است و از نادانی آن جواب که چنان سؤال بی‌ربطی را پرسیدند و درش واماندند ...
و دست آخر مثالی بی‌ربط بود برای توجیه اینکه نباید خمس و زکات داد چون دسترنج خودمان است ... اما یادتان رفته که همین دسترنج را خدا روزی‌اتان کرده است:

أَوَلَمْ يَرَ‌وْا أَنَّا خَلَقْنَا لَهُم مِّمَّا عَمِلَتْ أَيْدِينَا أَنْعَامًا فَهُمْ لَهَا مَالِكُونَ [یس، ۷۱]
آیا و ندیدند که همانا خلق کردیم از آنچه به دست قدرت خود به عمل آوردیم چهارپایانی را پس ایشان خود را مالک آنها دانستند؟

و اگر خدا آبتان را در زمین فرو کند نه آبی خواهید یافت و نه غذایی و نه چیز دیگر ...
عجیب است که در مقابل خدایی می‌ایستید که رزقتان و زندگی عزیزانتان و زندگی خودتان به دست اوست و اگر اراده کند یک لحظه توان ادامه‌ی حیات از طرف خودتان را نخواهید یافت ...
این خدای بی‌نیاز و اولیائی که نیازشان را جز از خدا طلب نمی‌کنند اگر چیزی به انسان بگویند یا چیزی از او بخواهند برای خود اوست و این گزاره استوار بر مبانی دینی است که اگر شما نمی‌دانید بروید در آن مبانی غور کنید شاید دانستید ... مگرنه اینکه ظاهر امر اینطور است پس حتماً چنان است اشتباه است ... اولین قیاس را ابلیس انجام داد که خودش را با آدم علیه‌السلام مقایسه کرد، اینک قیاس کار شماست که خدا و رسولش را با نشانه‌ی آشکار از طرف خداوند به سوی ما آمده است را با انسان‌های دنیاطلب و هوسران مقایسه می‌کنید ... و چه سنگین است آنچه بر زبان جاری می‌کنید و خود درکی از زشتی آن ندارید ...

واقعا لطف می کنند .
اگر آنقدر که گفتید پول‌طلب بودند دلیل نداشت بگویند خودتان هم می‌توانید بدهید، می‌توانستند بگویند آن را هم بدهید ما به او بدهیم ...
و البته بله امکان دارد عالمی هم در مالی که نزد اوست خیانت کند ... کل فرقه‌ی ضاله‌ی واقفیه بر همین منوال تأسیس شد و گروهی از شیعیان از همین طریق منحرف و گمراه شدند ... اما این امکان یک امکان است، یک ابتلاء است و آزمایش برای آن عالم که باید در امانتداری کوشا باشد و امانت را به اهلش برساند ...
آنها لطف نمی‌کنند چون وظیفه‌اشان هست ولی همین که این کار را می‌کنند خودش بطلانی است بر اتهامات بی‌اساس شما و هم‌فکرانتان

لطف کنید به یک کتابفروشی مراجعه کنید و مسئله 1567 مکارم شیرازی را بخوانید . این یک .
مراجعه کردم، در رساله ننوشته بود و در مسأله‌ای اشاره‌ای شده بود ولی در حین اجازه گرفتن از مجتهد ایشان ممکن است گاهی اجازه‌ی تمام مبلغ را بدهند و گاهی بخشی از آن را، از یک نفر که جویا شدم گفتند به ایشان اجازه‌ی پرداخت شخصی ۳۰٪ را به جاهای دیگر داده‌اند و به هر حال همین مقدار هم از ۱۵٪ شما بیشتر است ... بماند که چیزی را هم ثابت نمی‌کند و به هر حال ۳۰٪ هم که می‌شود ۱۵٪ کل خمس عدد ناچیزی نیست اگر مقدار خمس زیاد باشد ...


2 - اصلا چه معنائی دارد که یک مرجع دینی راجع به پولی که خودمان با زحمت به دست آورده ایم بخواهد نظر بدهد ؟! این امام چه حقی در زحمت کشیدن من دارد ؟! چه سهمی ؟! که حالا سهمش را کنار بگذاریم ؟! شریک من بوده ؟! سرمایه گذار بوده ؟! کار کرده ؟!!! چه نقشی در پولی که من به دست آورده ام داشته تا حالا سهمش را هم بدهم؟؟؟؟
دلیلش را نوشتم ... امام واسطه‌ی فیض وجود و هر نعمتی است که به هر کسی ممکن است برسد ... امام بقیة الله است، امام حقیقت زمان و زمانه است ... نیازی به مال ما ندارد ولی این سلسله مراتب به دلایل زیادی باید مراعات شوند ... هم سرمایه از امام است و هم موفق شدن به انجام کار اگر کار حلال باشد از امام است ... و البته این بحث‌ها طولانی است ... نه شما به دنبال دانستن آنها هستید و نه بنده وقت کافی برای نوشتن دارم، اگر از خوانندگان کسی تمایل داشت در تاپیک‌های جدید از کارشناسان بپرسد تا ایشان پاسخگو باشند ...

مطابق کدام سند می گوئید مهملات ؟!! کدام مرجع و نهاد حق نظارت بر اموال رهبر و بیت و ... را دارد ؟!!!!
مطابق سند قرآن که وقتی فاسقی به شما خبری بر علیه یک مؤمن داد بلافاصله بگویید دروغ است ...

لَّوْلَا إِذْ سَمِعْتُمُوهُ ظَنَّ الْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بِأَنفُسِهِمْ خَيْرً‌ا وَقَالُوا هَـٰذَا إِفْكٌ مُّبِينٌ [النور، ۱۲]
چرا هنگامی که آن [تهمت بزرگ] را شنیدید، مردان و زنان مؤمن به خودشان گمان نیک نبردند و نگفتند: این تهمتی آشکار [از سوی منافقان] است؟! [که می خواهند در میان اهل ایمان فتنه و آشوب و بدبینی ایجاد کنند]

اگر بخواهیم می‌شود و چه بسا باید بعد دست به تحقیق زد تا کراهتی در دل باقی نماند، اما مطابق باز آیات قران منافق دروغگو است حتی اگر راستش را بگوید:

بِسْمِ اللَّـهِ الرَّ‌حْمَـٰنِ الرَّ‌حِيمِ إِذَا جَاءَكَ الْمُنَافِقُونَ قَالُوا نَشْهَدُ إِنَّكَ لَرَ‌سُولُ اللَّـهِ ۗ وَاللَّـهُ يَعْلَمُ إِنَّكَ لَرَ‌سُولُهُ وَاللَّـهُ يَشْهَدُ إِنَّ الْمُنَافِقِينَ لَكَاذِبُونَ [المنافقون، ۱]

بسم الله الرحمن الرحيم چون منافقان نزد تو آیند، می گویند: گواهی می دهیم که تو بی تردید فرستاده خدایی. و خدا می داند که تو بی تردید فرستاده اویی، و خدا گواهی می دهد که یقیناً منافقان دروغگویند.


و در نتیجه با دروغگو و مهمل‌باف خواندن مخملباف خود مرتکب دروغ و تهمتی نشده‌ام ...
پس بنده هم ابتدا گفتم دروغ و مهمل است و بعد از راه‌های غیرمستقیم تحقیق کردم و برایم مسجل شد آنها مهملات بوده‌اند ...

یعنی خود پیامبر اسلام هم به همین راحتی به افراد نسبت نفاق نمی داد که شما اینطوری به هر کسی می رسی یه منافق بهش میچسبونی !!! باید از کارشناس احکام بپرسیم ببینیم حکم این طور صحبت کردنای شما چیه ، بلکه عبرت بگیرید .
اگر تاپیکی اخلاقی یا احکامی برای رسیدگی به روند اخلاقی و احکامی بنده در این تاپیک نسبت به خودتان و جناب آبرنگ باز کردید حتماً لینکش را بهم بدهید تا ان شاء الله اشتباهات احتمالی خود را بشناسم، اگر قابل جبران بود جبران و اصلاح کنم و اگر نبود توبه و اصلاح کنم. تا زنده هستم فرصت برای انسان بهتری شدن دارم بحمدالله ... چند سال دیگر می‌رسد زمانی که نه روی این زمین راه خواهم رفت و نه از اطعمه و اشربه‌ی ان می‌خورم و نه کسی به یادم می‌آورد و هزاران سال و شاید میلیون‌ها سال همینطور خواهد بود ...

عجب دینی دارید شما !!!
از داعش و طالبان و القاعده و بوکوحرام بگیر تا اخوان و مصر و لیبی و عربستان و ایران و افغانستان همگی مدعی آن هستند ، اما وقتی کار به جای باریک می کشد هم صدا باهم می گویند : اسلام به خودی خود عیبی ندارد ، هرچه هست از نامسلمانی ماست [ گریه ی حضار ]

میشه شما بگید این اسلام ناب الان دقیقا کجاست ؟!!!
اسلام ناب یعنی اسلام با تعریف قران و تفسیر ثقلین ... حدیث ثقلین را همه می‌دانند ولی فقط شیعه به آن پایبند است ... و البته شیعه‌ی ناب بودن از خود قران هم قابل اثبات است ...
اسلام ناب در حکومت الهی اسلام خواهد بود، زمانی که وعده‌ی ظهره علی الدین کله تحقق پیدا کند ...
حالا شما بگویید این حقوق بشر و تمدن که به دنبالش هستید کجا تحقق کامل دارد؟ در لازمان و لامکان؟

مزاح می فرمائید ؟!! ما چه حقی داریم که چیزی را بدانیم ؟!! به قول مصباح یزدی مردم دیگه کین ؟!! مردم چه کاره ن ؟!!! اصل ولی فقیههََََ . [ تعجب حضار ]
مزاح که بود بله، خوشحالم که متوجه شدید ... از نظر حضرت علامه‌ی مصباح جایی که خدا و رسولش باشد هیچ کسی عددی نیست و جای که خدا باشد حتی رسول خدا هم عددی نیستند ... و اینها شامل خودشان هم می‌شود ... نه اینکه بگویند مردم دیگه کین و منظورشان این باشد که ولی من خلی کی هستم! کلام شما بار شیطنت‌آمیزی دارد که اینطور القاء می‌کند که ایشان از جهت تکبر گفته باشند مردم که هستند که منظورشان این باشد که من و امثال من همه کاره هستم در حالیکه منظور ایشان این بود که خودشان هم کاره‌ای نیستند و همه کار خداست و خلیفه‌ی خدا و خلیفه‌ی خلیفه‌ی خدا ... این نظر همه‌ی ماست و همه‌ی علما ...
برایم دعا نمی‌کنید با حضرت علامه و با مقام عظمای ولایت و امامان معصوم و رسول خدا محشور شوم همانطور که برایتان دعا کردم با جناب آبرنگ و سایر اولیائتان محشور شوید؟

شریعت عقلانی
۱۳۹۴/۰۵/۲۸, ۲۳:۵۳
درود بر جناب آبرنگ.
حقیقتش بنده اطلاعات تاریخی ام چندان زیاد نیست. فکر نمی کنم چندان به سوال اصلی تاپیک که در ابتدا آورده شده ربطی داشته باشد.
ترجیح می دهم از حاشیه به اصل بازگردیم.
شما فرمودی صدقه دلالت بر پولکی بودن خدا داره و بنده هم آن را نقد کردم. ولی شما بحث را به حاشیه کشاندی.
حالا حتی اگر ثابت بشه خود پیامبر هم از آن سوء استفاده کرده باز اصل قضیه زیر سوال نمی ره. اصل قضیه مساله درستی است. چه در ظاهر و چه در باطن. ظاهر اینه که می توان از این پتانسیل پولی که جمع می شود در راه آبادانی و کاهش فقر در مملکت استفاده کرد. باطنش هم اینه که انسان با گذشت از مالی که دوست دارد روحش را پرورش می دهد.
حال اگر نقدی تا اینجا دارید بفرمایید.


الان من نمیدونم شما دارید دین رو نقد میکنید، یا ازش دفاع میکنید؟!!
بنده خود را مدافع دین می دانم.

به گفته ی دوستمون دارنی، شمام عین دکتر سروش به دین نقدهایی وارد میکنید که اونو کامل رد میکنه،
بنده چه نقدهایی به دین وارد کردم؟ مگر می شود امری را که محقق شده و دینی را که شکل گرفته انکار کرد؟ بنده فقط در ماهیت دین ایراد وارد کردم. ولی هیچ وقت نه دین را امری منفی قلمداد کرده ام نه آن را غیر مفید برای بشر دانستم. نقد بنده به اصل دین نیست. به تفسیرهای غلط از دین است.
و من الله توفیق

مدیر ارجاع سوالات
۱۳۹۴/۰۶/۰۵, ۰۸:۳۴
با سلام

تا زمان حضور کارشناس، موضوع بسته می شود

با تشکر

شعیب
۱۳۹۴/۰۶/۱۴, ۱۸:۲۹
درود
من طبق روال هرماه، به دستان پرتوان مدیر سایت بازم -نمیدونم چرا- اخراج شدم!
برای همین دیر خدمت کارشناس گرامی رسیدم.
با سلام
همین دیر آمدن شما باعث طولانی شدن روند تاپیک و بدون کارشناس ماندن آن می شود مثل همین تاپیک که این قدر بدون کارشناس پست خورده است.




کارشناس گرامی!
گفت و گو بر سر «پول گرفتن» هست. اگر طرف نمیاد جلو خورشید، نیاد ما کاری به اینجاش نداریم خورشید هم کاری بهش نداره.
اما وقتی خدای ادیان میگن هرکی که مخالف منه بهم پول نده، در آینده سرب داغ به خوردش میدم و در کل شکنجه‌ش میدم و ... ، رفتارش خدایی نیست و حتی در حد یک خورشید یا یک مادر هم بخشنده نیست.
پس لطفا دقت فرمایید.
کسی که خودش را از رحمت محروم کند(این رحمت از یک منبع عادی فاقد حیات مانند خورشید باشد یا یک رحمت کننده عالی مانند خدا) در هر دو صورت او باید تبعات ممنوعیتش را بپذیرد اگر کسی خود را ممنوع از نور خورشید کند بدنش مریض می گردد و کسی که خود را محروم از رحمت الهی کند روح و حتی جسمش خراب می شود.
در مورد رحمت خورشید چون فاقد حیات است هیچ تقاضایی برای تدارکش نیست اما رحمت الهی چون خدا دارای حیات و به بندگان خود مهربان است دائم از آن طرف تقاضای تدارکش را دارد و برای مانعین (که خود را با دست خویش محروم می کنند) وعید هایی مقرر می دارد و در واقع اثرات ممانعتشان از این رحمت را در قالب عذاب و آتش به آنها معرفی می کند که بدان که مثلا خوردن مال یتیم کهیک نوع دوری از رحمت الهی است در واقع آتشی است که در درون خود افروخته ای و در روز قیامت حقیقت آن را خواهی یافت.
و اگر صدقه را برای رهایی از برخی از این دور ماندن ها از رحمت الهی به عنوان علاج و تدارک بیان فرموده است از روی مهربانی به بندگانش و روزنه ای است برای آنان که دیوار اعمال بدشان را در برابر نور رحمت الهی کشیده اند.



منم همین رو میگم. چرا رحمت خدا رو میشه با پول خرید؟
و بهتر بگم: چرا خود خدا رو میشه با پول خرید؟
این پول مبلغی به حساب صاحب رحمت که نیست که بگوییم با پول رحمت الهی را خریده ایم بلکه در نظام اجتماعی انسانی عده ای لا جرم دارای ضعف مادی خواهند بود یا به خاطر ضعیف بودن بنیه خانوادگی یا به خاطر ضعف در توانایی ها و معلولیت ها و یا ... که این ها از لوازم یک اجتماع و یک زندگی مادی است که برخی در این میان ضعیف و برخی قوی باشند و این ضعف و قوت می شود دست مایه امتحان الهی که برخی بدان امتحان شوند چه فقیر و چه غنی . فقیر در عفت ورزیدن در فقر خود و غنی در بخشیدن و عطا کردن مازاد درآمد خود.
و این که خدا در قبال برخی از این بخشش ها رحمت خویش را ارزانی می دارد به خاطر سربلندی فرد در امتحان خویش است نه این که خدا فقیر باشد و برای دادن رحمت خود نیاز به پول آنها داشته باشد بلکه این طرق باعث رشد معنوی فرد و ایجاد ظرفیت های وجودی در روح فرد می شود و رحمت الهی را جلب می کند.
نظام عالی خلقت گتره نیست که هر کس با هر ظرفیتی بتواند هر رحمتی را جلب کند انسان بخیل که اصلا خیرش به همنوعش نمی رسد با انسان سخی که که دائم در فکر هم نوع است و روحی کریم دارد هر دو یک نوع رحمت را جلب کنند این گونه نیست بلکه هر چیزی حساب و کتاب خاص خود را دارد همان گونه که انسان سخی در جامعه انسانی جایگاه والاتری دارد در پیش خدا نیز منزلتش والاست و مختص به رحم الهی خواهد بود.



اتفاقا خدایی که شما گزارشش رو دادید نمیتونه خدا باشه. چرا که اگه بهش پول بدن، مهربون‌تر میشه و اگه بهش پول ندن، خشم‌گین میشه.
این دقیقا شبیه رفتار «زورگیرهای» زمینی هست نه خدای آسمانی که گفته میشه همه چی داره و بی نیازه.

کسی که بی نیازه، رفتارش وابسته به پول دیگرانه؟
خشم و مهرش به پول بستگی داره؟
ما قرآن و روایات را به عنوان منابع معرفی دین خدا قبول داریم این منابع امر به انفاق و رسیدگی به امور فقرا می کنند و بدون هیچ شکی انفاق و صدقه از دستورات دینی است حال اگر بنا بر نگرش ما این کار اشتباه است باید نگرش خویش را اصلاح کنیم.
در زمان رسول خدا نیز برخی از مخالفان از منافقان و کفار و مشرکین با این دستور خدا به مقابله برخواستند و گفتند که خدا که رحیم است اگر می خواست فقرا را غنی قرار می داد پس نباید به آنها صدقه داد . این نگرش را خدا در قرآن ذکر می کند و آن را رد می کند
در سوره یس " و اذا قیل لهم انفقوا مما رزقکم الله قال الذین کفروا للذین آمنوا انطعم من لو یشاء الله اطعمه ان انتم الا فی ضلال مبین "
پس از این که خدا در جای جای قرآن امر به تصدق و انفاق کرده و در جای دیگر فرموده که والله هو الغنی و انتم الفقراء نشان می دهد که نگرش شما به این مساله که صدقه باج است یک تفکر اشتباه است که باید آن را اصلاح کنید.

شعیب
۱۳۹۴/۰۶/۱۴, ۱۹:۱۴
نتیجه بدست اومده برای من اینه که: «در این حکم اسلام، خدای بی نیازی دیده نمیشه؛ بلکه انسانهای سودجوی زمینی، به نام خدا در پی پول گرفتن از مردم هستن».
این سودجویی، به سود مبلغان دینی است؛ مبلغانی که همواره جزو پولدارترین قشر جامعه هستن؛ از سردم داران بت خانه ها گرفته، تا کلیسا و حوزه.
این قشر جامعه جز با گرفتن چنین پول هایی -که از راه تبلیغ ترس و وحشت انجام میشه- کار دیگه ای انجام نمیدن؛ اما همواره جزو پولدارترین ها هستن (آخوندها حتی در زمان پهلوی نیز، جزو زمین داران بزرگ بودن و هنوزم هستن).
با سلام
جمله ابتدایی شما متناقض است

در این حکم اسلام، خدای بی نیازی دیده نمیشه؛ بلکه انسانهای سودجوی زمینی، به نام خدا در پی پول گرفتن از مردم هستن».
بلاخره خدا بی نیاز نیست یا انسان هایی که از این پول ها استفاده می کنند؟



این سودجویی، به سود مبلغان دینی است؛ مبلغانی که همواره جزو پولدارترین قشر جامعه هستن؛ از سردم داران بت خانه ها گرفته، تا کلیسا و حوزه.
این نشان می دهد که اصلا درباره صدقات و جایگاه آن در دین اسلام هیچ اطلاعی ندارید
مگر صدقه ها به مبلغان دینی می رسد؟؟
این را کم اطلاع ترین افراد در باب دین هم می دانند که

إِنَّمَا الصَّدَقَاتُ لِلْفُقَرَاء وَالْمَسَاكِينِ وَالْعَامِلِينَ عَلَيْهَا وَالْمُؤَلَّفَةِ قُلُوبُهُمْ وَفِي الرِّقَابِ وَالْغَارِمِينَ وَفِي سَبِيلِ اللّهِ وَابْنِ السَّبِيلِ فَرِيضَةً مِّنَ اللّهِ وَاللّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ(توبه60)

گفتن این جملات از طرف شما نشان می دهد که یا واقعا از دین اسلام چیزی نمی دانید و یا در پی مخلوط کردن مباحث با هم هستید که امید وارم که از نوع اول باشد.



همون چیزی که نوچه های زورگیرها میگن: «اگه سر کیسه رو شل کنی، در امونی».
و باز تکرار اشکالی که حل آن گذشت.
این صدقات نفعی به صاحب رحمت نمی رساند که باج گیری باشد.

شعیب
۱۳۹۴/۰۶/۱۴, ۲۰:۵۷
در یک جمله اگر بخواهیم مباحث گذشته را در پاسخ به سوال دوست گرامی "آبرنگ " بدهیم این که:
ایشان قانون صدقات در اسلام را به باج گیری زورگویان تشبیه کردند و در توضیح وجه شبه گفتند که زور گیران باج می گیرند که امنیت را تامین کنند خدا هم صدقه می گیرد تا انسان را محافظت کند.
جواب این که :
وجه شبه در تشبیه شما از جهاتی دارای خلل است:
یکی این که زورگیر ها باج می گیرند برای خود و منافع خود اما خدا صدقه را برای خود نمی گیرد بلکه برای فقرا و درماندگان و ضعفا قرار داده است
دوم این که زورگیر ها برای رفع شرشان از سر دیگران باج می گیرند و خدا برای رفع شری که افراد خود ایجاد کرده اند صدقه را قرار داده است
سوم این که زورگیرها هیچ مالکیتی به اموال و جان دیگران ندارند و فقط برای تامین منافع خودشان آنها را مجبور به تمکین می کنند در صورتی که خدا مالک جان ها و اموال و نفوس مخلوقات است و برای کمال آنها در این ملک خود تصرف می کند
چهارم این که خدا غنی علی الاطلاق عالم کل و قادر و حکیم است و اگر دستوری می دهد بنا بر حکمت است و هیچ نیازی به دیگران ندارد و هیچ نقصی ندارد که بخواهد با ظلم بر دیگران آن را جبران کند.

وقتی وجه شبه باطل شد (حتی به یکی از وجوه یاد شده) تشبیه باطل خواهد بود
والسلام

شعیب
۱۳۹۵/۰۸/۰۳, ۱۱:۴۴
سوال:
اگرچه نفس «زکات» و «صدقه» کار بسیار پسندیده‌ای هست؛ اما موضوعی ذهن منو درگیر کرده:
«صدقه هفتاد بلا را دفع میکند».چرا تا زمانی که من به خدا (یا در راه خدا) پول ندم، بلاها از من دفع نمی‌شن؟
آیا این‌کار خدا، نوعی زورگیری نیست؟
یه باج‌گیر میگه: «بهم پول بده تا در امان باشی؛ وگرنه بلا سرت میارم». خدا هم میگه: «صدقه بده تا در امان باشی و گرنه ...». آیا این باج گیری نیست؟ آیا این خدا، خدایی نیازمند جیب بنده‌هاش نیست؟

جواب:
صدقه از نظر اسلام داراى دامنه گسترده‏ اى است كه شامل هر گونه انجام كار خیر و مساعدت به دیگران و برداشتن گامى در جهت خدمت به مردم است؛ گاهى ارشاد یا گفتن كلمه خیرى از كمك مالى ارزشمندتر و ماندگارتر است. ممكن است براى شهر یا خانواده ما بلا و مصیبتى رقم خورده باشد ولى ما با صدقه مى توانیم آن را تغییر دهیم. صدقه موجب دفع بلا و طولانى شدن عمر مى گردد، چنانچه پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم)فرمودند : الصَّدَقَةُ تَدْفَعُ الْبَلَاءَ وَ هِیَ أَنْجَحُ دَوَاءً وَ تَدْفَعُ الْقَضَاءَ وَ قَدْ أُبْرِمَ إِبْرَاماً وَ لَا یَذْهَبُ بِالْأَدْوَاءِ إِلَّا الدُّعَاءُ وَ الصَّدَقَة(بحارالأنوار، ج 93، ص 137، ح71.)؛ صدقه بلا را برطرف مى‏ كند و مۆثرترینِ داروست. همچنین، قضاى حتمى را برمى‏ گرداند و درد و بیمارى‏ ها را چیزى جز دعا و صدقه از بین نمى ‏برد.امام باقر (علیه السلام): اَلبِرُّ وَ الصَّدَقَةُ یَنفیانِ الفَقرَ وَ یَزیدانِ فِى العُمرِ وَ یَدفَعانِ عَن صاحِبِهِما سَبعینَ میتَةَ سوءٍ ؛(من لا یحضره الفقیه، ج 2 ، ص 66 ، ح 1729.) كار خیر و صدقه، فقر را مى‏ بَرند، بر عمر مى‏ افزایند و هفتاد مرگ بد را از صاحب خود دور مى‏ كنند.رسول خدا (صلی الله علیه و آله): هر که سه مرتبه بگوید: « به نام خداوند بخشنده مهربان، هیچ نیرو و قدرتی جز با خدای والا و بلند مرتبه نیست»، خداوند متعال او را از نود و نه بلا کفایت کند که آسان ترین آن خفگی است(الکافی، ج 2، ص 276 ،ح 31.)

این روایات نشان می دهد که خدا به واسطه صدقه بلا ها را از بندگان دور می کند
نکته مهم این است که آنچه که خدا از بندگان دفع می کند بلاها و مصائبی است که خود آنها موجب به وجود آمدنش بوده اند و خود باعث آن اند نه این که خدا بدون دلیل بخواهد به آنها مصیبتی وارد کند و بگوبد پول بدهید تا آن را به شما نرسانم.
قرآن می فرماید آنچه که از بدی ها به شما می رسد دست پرورده خود شماست ما اصابكم من مصيبة فبما كسبت ايديكم
پس اولا این صدقه ای که ما می دهیم منحصر در پول و کمک مالی نیست
ثانیا این صدقه نفعی به خدا نمی رساند که خدا بخواهد از بندگانش باج بگیرد
ثالثا این صدقه وسیله ای است برای بندگان برای دفع بلاهایی که خود سبب آن شده اند
و رابعا خدا این راه را به بندگان برای رفع این مصائب نشان داده است.
امام صادق (علیه السلام ) نقل كرده است كه روزى مردى یهودى بر حضرت رسول (صلى الله علیه و آله) گذشت و گفت: (السام علیک ؛ مرگ بر تو ) حضرت در پاسخ فرمود: (السام علیك؛ مرگ بر خودت ) اصحاب گفتند: یا رسول الله (صلى الله علیه و آله ) این مرد یهودى بر شما، مرگ طلبید. فرمود: من نیز همان را به سوى خودش باز گردانیدم. امروز او را مارى مى گزد و مى میرد. مرد یهودى هیزم شكن بود، از همان جا به صحرا رفت و هیزم خود را گرد آورد و بر پشت گرفت و بازگشت. حضرت رسول (صلى الله علیه و آله ) او را دید و به شگفت در آمد. فرمود: هیزم را به زمین بگذار. وقتى مرد یهودى، هیزم را به زمین گذاشت، مارى از میان هیزم ها بیرون خزید كه چوبى میان دندانش گیر كرده بود. حضرت فرمود: امروز چه كرده اى؟ یهودى گفت: دو گرده نان داشتم، یكى را به فقیرى دادم و یكى را خودم خوردم. حضرت فرمود: خداوند با همان صدقه، بلا را از تو دفع فرموده و چوب در دهان مار، گیر كرده است، سپس فرمود: صدقه مرگ بد را دفع مى كند.(محمد باقر مجلسى ، عین الحیاه ؛ فروع كافى ، ج 4، ص 7، ح 1.)
و نکته پایانی این که در عالم اسباب و وسائلی در کار است که برخی از آنها امور و اسباب مادی و برخی معنوی هستند خدا از روی فضل و کرم این اسباب را برای رسیدن به مقصود قرار داده است که یکی از مهمترین آنها صدقه است.

اما مطلب مهم درباره تمثیلی که ذکر شد:
در این سوال قانون صدقات در اسلام را به باج گیری زورگویان تشبیه شده است و در توضیح وجه شبه گفتند که زور گیران باج می گیرند که امنیت را تامین کنند خدا هم صدقه می گیرد تا انسان را محافظت کند.
جواب این که :
وجه شبه در تشبیه شما از جهاتی دارای خلل است:
یکی این که زورگیر ها باج می گیرند برای خود و منافع خود اما خدا صدقه را برای خود نمی گیرد بلکه برای فقرا و درماندگان و ضعفا قرار داده است
دوم این که زورگیر ها برای رفع شرشان از سر دیگران باج می گیرند و خدا برای رفع شری که افراد خود ایجاد کرده اند صدقه را قرار داده است
سوم این که زورگیرها هیچ مالکیتی به اموال و جان دیگران ندارند و فقط برای تامین منافع خودشان آنها را مجبور به تمکین می کنند در صورتی که خدا مالک جان ها و اموال و نفوس مخلوقات است و برای کمال آنها در این ملک خود تصرف می کند
چهارم این که خدا غنی علی الاطلاق عالم کل و قادر و حکیم است و اگر دستوری می دهد بنا بر حکمت است و هیچ نیازی به دیگران ندارد و هیچ نقصی ندارد که بخواهد با ظلم بر دیگران آن را جبران کند.
وقتی وجه شبه باطل شد (حتی به یکی از وجوه یاد شده) تشبیه باطل خواهد بود