PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : جمع بندی طبق آیات قرآن و روایات صحیح السند، حجاب چهار زن برتر عالم هستی چگونه بوده؟ (صرفا بحث روایی)



האיסלאם
۱۳۹۴/۰۱/۱۰, ۱۹:۳۱
سلام علیکم
بنده تاپیکی قبلا ایجاد کردم در مورد نوع خاصی از حجاب و از آنجا که بحث های متفرقه ای در آن تاپبک مطرح شد و به نتیجه نرسید بنا بر این قصد دارم تک تک و جز به جز به این مسایل بپردازم.
از کاربران هم خواهش می کنم در این تاپیک فقط صرفا بحث روایی انجام گیرد و از درج نظرات فقهی و نظرات شخصی و ... اجتناب شود و ققط بحث از قال الصادق و قال الباقر و اینگونه مسائل باشد
اگر ممکن است طبق آیات و روایات صحیح السند نوع و مقدار حجاب چهار زن برتر عالم هستی یعنی حضرت فاطمه و حضرت خدیجه و حضرت مریم و حضرت آسیه را بررسی کنید.که چگونه بوده؟
البته بیشتر تاکید من روی این قسمت است که آیا طبق روایات صحیح السند (اگر روایتی را ذکر می کنید سندش را هم از جهت صحیح و حسن و موثق و ضعیف بودن بررسی کنید) این افراد حجابی بیشتر از حد واجب داشتند؟ یعنی آیا این چهار نفر هموازه وجه و کفین را هم در مقابل نامحرم می پوشاندند؟ آیا خلاف این مطلب گزارش شده یعنی وجه را در صورتی که مفسده نداشته باشد در برابر نامحرم نپوشیده باشند و نامحرم صورتشان را دیده باشد و یا اینکه مثلا هیج از از اصحاب رسول الله که با این دو نفر نامحرم باشند صورت حضرت خدیجه و حضرت فاطمه را دیده اند یا خیر؟ در مورد حضرت مریم و آسیه چطور؟

مدیر ارجاع سوالات
۱۳۹۴/۰۱/۱۴, ۰۶:۴۰
با نام و یاد دوست





http://askdin.com/gallery/images/80/1_11.png









کارشناس بحث: استاد تذکره

تذکره
۱۳۹۴/۰۱/۱۷, ۰۲:۴۳
حجاب در باورها و ارزش های ما ریشه دارد و رعایت پوشش به ویژه در میان بانوان، ایجاد مصونیت برای جلوگیری از عوارض منفی، مفاسد و ابتذال است. از دیدگاه اسلام، زن، شخصیتی شایسته دارد و می تواند مدارج کمال را بپیماید و به مراتب عالی انسانیت بار یابد. دامن زن، مدرسه بشر است و والایی مردان، بدون زنان ممکن نیست. اصلاح جامعه در گرو پارسایی، حیا و حجاب بانوان خواهد بود. جایگاه والای این گوهر گران بهای آفرینش، می طلبد که در صدف پوشش قرار گیرد تا ارزش هایش حفظ گردد.
به یقین باید گفت و شکی نباید کرد که این حضرات در زمان خویش دارای بهترین پوشش و حجاب بوده اند و من هم راجع به برترین زن دو سرا حضرت زهرا (سلام الله علیها) مطالبی را اشاره می کنم :
حضرت امام حسن علیه السلام در کیفیت حضور حضرت زهرا (سلام الله علیها) در بیرون منزل می فرمایند:
مادرم روسری بر سر نمود و چارقد بلند خود را پوشید ... در حال راه رفتن بگونه ای بود که لباسش به پا گیر می کرد (کنایه از این که پوشش کامل رعایت شده بود.) ... او در میان زنان انصار از خانه خارج شد... همچون حضرت رسول (صلی الله علیه و آله و سلم) با وقار و متانت حرکت می نمود.
در قضیه فدک نیز شکل خاص حجاب حضرت زهرا (سلام الله علیها) را هنگام خروج از منزل این گونه توصیف نموده است :
حضرت زهرا(سلام الله علیها) هنگام خروج از منزل مقنعه را محکم به سر بستند و جلباب (چادر) را به گونه ای که تمام بدن آن حضرت را می پوشاند و گوشه های آن به زمین می رسید به تن کردند و به همراه گروهی از نزدیکان و زنان قوم خود به سوی مسجد حرکت کردند. (1)
پس حجاب و پوشش بیرون از منزل حضرت زهرا (سلام الله علیها) در مواجهه با نامحرمان دقیقا همان دو پوشش معروف بانوان در قرآن یعنی خمار(مقنعه ) و جلباب (چادر) بوده است. بنابراین می توان این دو نوع حجاب و پوشش را حجاب و پوشش قرآنی و فاطمی دانست .
پی نوشت :
1.طبرسی، الاحتجاج ج 1 ص 98

Asal Masal
۱۳۹۴/۰۱/۱۷, ۰۳:۰۸
با سلام و ادب
حضرت زهرا (ع) صورتشونو نمي پوشوندند يا حداقل هميشه نمي پوشوندند.

از اصحاب رسول خدا "سلمان" نقل مي كند:

انّ رسول الله صلی اللَّه علیه و آله مرض مرضه فأتته فاطمة تعوده و هو ناقه من مرضه، فلمّا رأت ما برسول الله صلی اللَّه علیه و آله من الجهد و الضعف خنقتها العبرة حتّی جرت دمعتها علی خدّها

رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم بیمار شد؛ فاطمه علیها السلام نزدش آمد تا او را عیادت کند؛ پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم از شدّت بیماری اش در رنج بود؛ پس وقتی فاطمه علیها السلام رنج و ضعف رسول خدا (ص) را دید بغض گلویش را گرفت تا آنجا که اشک بر گونه اش جاری شد

سند: شیخ طوسی(ره) - أمالی 607

منتظر
۱۳۹۴/۰۱/۱۷, ۰۳:۱۳
بسم الله الرحمن الرحیم

سلام علیکم




انّ رسول الله صلی اللَّه علیه و آله مرض مرضه فأتته فاطمة تعوده و هو ناقه من مرضه، فلمّا رأت ما برسول الله صلی اللَّه علیه و آله من الجهد و الضعف خنقتها العبرة حتّی جرت دمعتها علی خدّها

رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم بیمار شد؛ فاطمه علیها السلام نزدش آمد تا او را عیادت کند؛ پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم از شدّت بیماری اش در رنج بود؛ پس وقتی فاطمه علیها السلام رنج و ضعف رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم را دید بغض گلویش را گرفت تا آنجا که اشک بر گونه اش جاری شد


از کجای این روایت شریف، استفاده کردید که حضرت همیشه نقاب نمی زدند؟

Asal Masal
۱۳۹۴/۰۱/۱۷, ۰۳:۲۳
وما جعل علیکم فی الدّین من حرج-خداوند در دین برشما سختی قرار نداده است

یریدالله آن یخفّفَ عنکم وخُلق الانسانُ ضعیفا -خدا می خواهد تا بارتان راسبک گرداند ومی داند که انسان ناتوان خلق شده است

يريد الله بكم اليسر ولا يريد بكم العسر- خداوند برای شما آسانی می خواهد وبرای شما دشواری نمی خواهد

حجاب فاطمي همون معلوم بودن وجه و كفين بوده. لذا برما روا نیست که آنچه را که خداوند برما آسان گرفته برخود تشدید وسخت كنيم تا مشمول آن گروهی نشویم كه حلال خدارا حرام مي شمارند.(خطاب به كساني كه پوشوندن صورت رو واجب مي دونن)

Asal Masal
۱۳۹۴/۰۱/۱۷, ۰۳:۲۸
از کجای این روایت شریف، استفاده کردید که حضرت همیشه نقاب نمی زدند؟

با سلام

تو اين روايت سلمان اشكهاي حضرت زهراي مرضيه رو ديدند. يعني صورت مباركشون باز بوده.

منتظر
۱۳۹۴/۰۱/۱۷, ۰۶:۰۸
بسم الله الرحمن الرحیم

سلام علیکم

مطلب معلوم نیست به همین سادگی که شما نتیجه گرفته اید باشد:


تو اين روايت سلمان اشكهاي حضرت زهراي مرضيه رو ديدند. يعني صورت مباركشون باز بوده.

نتیجه ای که شما گرفته اید، کار درست و محققانه می طلبد که همه آیات و روایات حول و حوش این موضوع با هم جمع شود و بعد (البته توسط یک شخط عالم مهذب مأنوس با روایات و آیات)، نتیجه نهایی استخراج شود. روایاتی مثل بهترین زن آن است که زنی او را نبیند و او هم مردی را و ....... .

مطلب به این سادگی نیست و نتیجه شما به نظر حقیر، معلوم نیست معتبر باشد.

به عنوان نمونه و برای این که عرضم را برسانم که هزار نکته باریک تر از مو در فهم احادیث شریفه وجود دارد، عرض می کنم؛ مثلا دقت بفرمایید سلمان (البته من از شما نقل می کنم و خودم مراجعه نکرده ام)، جناب سلمان سلام الله علیه می فرمایند که:


حتّی جرت دمعتها علی خدّها

ایشان می گویند که اشک بر گونه مبارک خانم سلام الله علیها جاری شد؛ این لزوماً به معنای دیدن این صحنه نیست که شما نتیجه گرفته اید و گفته اید معلوم می شود صورت مبارک حضرت باز بوده؛

یعنی جناب سلمان نمی فرمایند: رأیت أن الدمعة جرت علی خدّها ......


چه بسا جناب سلمان از قرینه ای و یا .... به جاری شدن اشک علم پیدا کردند.
(البته مجددا این هایی که می گویم فقط برای باز کردن مطلب است که به این راحتی اظهار نظر در خصوص حجاب وجود مقدس حضرت زهرا سلام الله علیها نفرمایید)

ضمناً این که فرموده اید:


تا مشمول آن گروهی نشویم كه حلال خدارا حرام مي شمارند.

حرف سنگین و با عرض پوزش، نادرستی است.

مگر کسی که پوشیه می زند حلال خدا را حرام می شمارد؟! خیر هرگز این گونه نیست؛ بلکه می خواهد بیش از واجب را رعایت کند که البته هر چه زن پوششش بیشتر باشد و در برابر نامحرم پوشیده تر، ارزشمندتر است؛ البته این ارزشمندی و جهت گیری مطلوب، دو حد دارد: واجب و مستحب. لطفا به عرضم دقت فرمایید.

باء
۱۳۹۴/۰۱/۱۷, ۰۷:۴۷
وما جعل علیکم فی الدّین من حرج-خداوند در دین برشما سختی قرار نداده است

یریدالله آن یخفّفَ عنکم وخُلق الانسانُ ضعیفا -خدا می خواهد تا بارتان راسبک گرداند ومی داند که انسان ناتوان خلق شده است

يريد الله بكم اليسر ولا يريد بكم العسر- خداوند برای شما آسانی می خواهد وبرای شما دشواری نمی خواهد

حجاب فاطمي همون معلوم بودن وجه و كفين بوده. لذا برما روا نیست که آنچه را که خداوند برما آسان گرفته برخود تشدید وسخت كنيم تا مشمول آن گروهی نشویم كه حلال خدارا حرام مي شمارند.
سلام علیکم و رحمة الله،
مواردی که بر شمردید همگی درست هستند ولی اکتفا کردن به این موارد در بحث توسط ما و شما کمی خطرناک است ... اینطوری هر مستحبی را باید ترک کرد چون انجام ندادنش ساده‌تر است و خدا هم برای ما ساده را پسندیده است و روا نیست که ما بر خود تشدید و سخت کنیم ... اما همین بیان در مورد شکسته شدن نماز مسافر درست است و آنجا که خدا تخفیف داده است ما جایز نیست باز راه تکلف را در پیش بگیریم و بگوییم در سفر هم می‌خواهم نماز کامل بخوانم ... این مطلبی که شما می‌فرمایید عیناً در روایتی که در مورد شکسته شدن نماز آمده وارد شده است و درست است، ولی هر سخن جایی و هر نکته مکانی دارد ... اینطور نیست که این معیار را دیگر همه جا بشود استفاده کرد ... گاهی مسائل دیگری هم مطرح است ...
در مورد حضرت زهراء سلام‌الله‌علیها فقط می‌توانم بگویم که ایشان حقیقت پوشیدگی هستند و اسمشان هم معنای پوشیده بودن از فهم مردم را می‌دهد دیگر تا چه برسد به ظاهرشان ...
در مورد حرام کردن حلال خدا بر خود هم وقتی اشکال شرعی دارد که برای هوای خود یا دیگران باشد ولی همان اگر برای خدا باشد اگر در تمام موارد نباشد در بسیاری از موارد مشروع است ... حضرت یعقوب علیه‌السلام حلالی را بر خودشان حرام کردند و آن حلال بر تمام بنی‌اسرائیل حرام شد که یعنی مبنای شریعت خدا قرار گرفت، به جای آنکه نامشروع و خلاف و گناه تلقی گردد:

كُلُّ الطَّعَامِ كَانَ حِلًّا لِّبَنِي إِسْرَ‌ائِيلَ إِلَّا مَا حَرَّ‌مَ إِسْرَ‌ائِيلُ عَلَىٰ نَفْسِهِ مِن قَبْلِ أَن تُنَزَّلَ التَّوْرَ‌اةُ ... [آل‌عمران، ۹۳]

چنین چیزی را ما در موضوع نذر هم داریم، مثل اینکه کسی نذر می‌کند که برای رضای خدا (و نه خودش یا همسرش یا غیره) هرگز فلان کار حلال را نکند ... مثل رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله که هرگز از نان گندم نخوردند (البته نمی‌دانم نذر بود یا نبود و فکر هم می‌کنم که نبوده باشد) ... ولی حد را باید نگاه داشت ... برای افرادی مانند ما که عموماً از عوام هستیم چنین نذرهایی امکان دارد که مکروه باشد چون گاهی از طاقتمان خارج است و یا طاقت‌فرساست ...
بنابراین حتی اگر بنا بر فرموده‌ی شما نزدن پوشیه برای یک خانم حلال باشد و آن خانم بخاطر رضایت خدا خود را در حفظ این پوشش به سختی بیاندازد این مسأله از زمین تا آسمان با آن قضیه‌ی «حلال خدا را بر خود حرام نکنید» فرق دارد ... مثال مخاطبان آن دستور الهی در عصر حاضر مثلاً کسانی هستند که خوردن گوشت را تقبیح می‌کنند و سبزیخوار می‌شوند و آنها این کار را برای غیرخدا می‌کنند نه کسانی که برای حفظ دینشان و دین دیگران و برای رضای خدا پوششی سخت‌تر را برای خود انتخاب می‌کنند
یا علی علیه‌السلام

باء
۱۳۹۴/۰۱/۱۷, ۰۸:۰۱
ایشان می گویند که اشک بر گونه مبارک خانم سلام الله علیها جاری شد؛ این لزوماً به معنای دیدن این صحنه نیست که شما نتیجه گرفته اید و گفته اید معلوم می شود صورت مبارک حضرت باز بوده؛

یعنی جناب سلمان نمی فرمایند: رأیت أن الدمعة جرت علی خدّها ......


چه بسا جناب سلمان از قرینه ای و یا .... به جاری شدن اشک علم پیدا کردند.
(البته مجددا این هایی که می گویم فقط برای باز کردن مطلب است که به این راحتی اظهار نظر در خصوص حجاب وجود مقدس حضرت زهرا سلام الله علیها نفرمایید)
سلام علیکم و رحمة الله،
اول اینکه این حرف شما می‌تواند درست باشد (نمی‌گویم حتماً هست همانطور که خودتان هم چنین فرمایشی نکردید)، مثل اینکه کسی که زیاد گریه کند به کنایه هم می‌توان گفت که اشک بر گونه‌هایش جاری شد، اینجا جریان یافتن اشک کنایه از زیاد بودن و شدید بودن گریه است و لزوماً از اندازه‌گیری چشمی مقدار اشک نیست ... می‌تواند برای توصیف شدت گریه‌ باشد ... اما با وجودیکه این احتمال وجود دارد ولی ضعیف است ... چون اگر مثلاً شدت گریه از لرزش‌های شانه‌ها فهمیده شود با همان صورت توصیف می‌شود و اگر از روی صدای هق‌هق گریه باشد باز از روی همان ویژگی توصیف می‌شود، اگر هم از خیس شدن لباس یا گل شدن خاک موضع سجده فهمیده شود باز با همان صورت توصیف می‌شود و در نتیجه معمول این است که اگر گفته می‌شود آنقدر اشک ریختند که اشک بر صورتشان جاری شد شدت گریه را از همین مسأله دیده باشند ...
اما با فرض اینکه صورت حضرت در زمان گریه و ناراحتی شدید باز بوده باشد ترک اولی به حساب نمی‌آید ... این مطلب را می‌توانید در ذیل آیه‌ای از قرآن که در روایتی به چرایی یاد شدن مکه به بکّه در قرآن پرداخته شده است ببینید ... مسجدالحرام تنها مسجدی است که در آن اختلاط زن و مرد را داریم و این اختلاط مشروع است ... در مقدس‌ترین جای زمین یک مسجد است که مختلط است و دلیلش در همین بکاء و گریه و زاری است ... اگر حضرت زهراء سلام‌الله در چنین حالتی که هر کسی از دیدن ایشان اندوهگین می‌شود روی خودشان را باز کنند این بر خلاف احتیاط نیست، خصوصاً که در این روایات عموماً هم آمده که از ناراحتی ایشان تمامی حاضرین هم متأثر می‌شده‌اند ... یعنی مفسده‌ای که در حالت شادی یا حالت معمولی صورت و حال ممکن است به مخاطب دست بدهد در اینجا می‌تواند غایب باشد و ایشان می‌دانستند که چه وقتی در چه کاری رضایت خدا بیشتر هست ...
اما چرا رضایت خدا در حال گریه‌ی ایشان در باز بودن صورتشان باشد؟ فهم این مسأله دیگر سخت نیست ... حضرت رسول صلی‌الله‌علیه‌وآله به عنوان یک معیار برای صحابی و امت خود فرموده بودند که هر کس زهرای مرا بیازارد مرا آزرده است ... پس حضرت زهراء سلام‌الله‌علیها در مقام اتمام حجت باید آزردگی خود را به کمال ابراز کنند ... خداوند خود همیشه حافظ شأن ایشان از چشمان طماع بوده است ... اهل بیت علیهم‌السلام در رضایت خدا حتی در عاشوراء هتک حریم نوامیس هم شده‌اند وقتی مقنعه از سرشان می‌کشیدند ... برای رضای خدا اینکه صورت باز کنند تا دیگران غم و اندوه شدید ایشان را ببینند عجیب نیست ... حضرت زهراء سلام‌الله‌علیها وقتی می‌خواستند آن مردم پست را نفرین کنند تهدیدشان اینطور بود که معجر از سر بازمی‌کشم و موهای خویش را افشان می‌کنم ... آیا پس این یعنی جواز کنار گذاشتن حجاب برای زنان و دختران ما و خوش بودن دختر و پسرها با هم ... سبحان الله ... سبحان الله ...
یا علی علیه‌السلام

rezaee
۱۳۹۴/۰۱/۱۷, ۰۸:۲۷
سلام علیکم و رحمة الله،
اول اینکه این حرف شما می‌تواند درست باشد (نمی‌گویم حتماً هست همانطور که خودتان هم چنین فرمایشی نکردید)، مثل اینکه کسی که زیاد گریه کند به کنایه هم می‌توان گفت که اشک بر گونه‌هایش جاری شد، اینجا جریان یافتن اشک کنایه از زیاد بودن و شدید بودن گریه است و لزوماً از اندازه‌گیری چشمی مقدار اشک نیست ... می‌تواند برای توصیف شدت گریه‌ باشد ... اما با وجودیکه این احتمال وجود دارد ولی ضعیف است ... چون اگر مثلاً شدت گریه از لرزش‌های شانه‌ها فهمیده شود با همان صورت توصیف می‌شود و اگر از روی صدای هق‌هق گریه باشد باز از روی همان ویژگی توصیف می‌شود، اگر هم از خیس شدن لباس یا گل شدن خاک موضع سجده فهمیده شود باز با همان صورت توصیف می‌شود و در نتیجه معمول این است که اگر گفته می‌شود آنقدر اشک ریختند که اشک بر صورتشان جاری شد شدت گریه را از همین مسأله دیده باشند ...
اما با فرض اینکه صورت حضرت در زمان گریه و ناراحتی شدید باز بوده باشد ترک اولی به حساب نمی‌آید ... این مطلب را می‌توانید در ذیل آیه‌ای از قرآن که در روایتی به چرایی یاد شدن مکه به بکّه در قرآن پرداخته شده است ببینید ... مسجدالحرام تنها مسجدی است که در آن اختلاط زن و مرد را داریم و این اختلاط مشروع است ... در مقدس‌ترین جای زمین یک مسجد است که مختلط است و دلیلش در همین بکاء و گریه و زاری است ... اگر حضرت زهراء سلام‌الله در چنین حالتی که هر کسی از دیدن ایشان اندوهگین می‌شود روی خودشان را باز کنند این بر خلاف احتیاط نیست، خصوصاً که در این روایات عموماً هم آمده که از ناراحتی ایشان تمامی حاضرین هم متأثر می‌شده‌اند ... یعنی مفسده‌ای که در حالت شادی یا حالت معمولی صورت و حال ممکن است به مخاطب دست بدهد در اینجا می‌تواند غایب باشد و ایشان می‌دانستند که چه وقتی در چه کاری رضایت خدا بیشتر هست ...
اما چرا رضایت خدا در حال گریه‌ی ایشان در باز بودن صورتشان باشد؟ فهم این مسأله دیگر سخت نیست ... حضرت رسول صلی‌الله‌علیه‌وآله به عنوان یک معیار برای صحابی و امت خود فرموده بودند که هر کس زهرای مرا بیازارد مرا آزرده است ... پس حضرت زهراء سلام‌الله‌علیها در مقام اتمام حجت باید آزردگی خود را به کمال ابراز کنند ... خداوند خود همیشه حافظ شأن ایشان از چشمان طماع بوده است ... اهل بیت علیهم‌السلام در رضایت خدا حتی در عاشوراء هتک حریم نوامیس هم شده‌اند وقتی مقنعه از سرشان می‌کشیدند ... برای رضای خدا اینکه صورت باز کنند تا دیگران غم و اندوه شدید ایشان را ببینند عجیب نیست ... حضرت زهراء سلام‌الله‌علیها وقتی می‌خواستند آن مردم پست را نفرین کنند تهدیدشان اینطور بود که معجر از سر بازمی‌کشم و موهای خویش را افشان می‌کنم ... آیا پس این یعنی جواز کنار گذاشتن حجاب برای زنان و دختران ما و خوش بودن دختر و پسرها با هم ... سبحان الله ... سبحان الله ...
یا علی علیه‌السلام


در مورد اول، شخص میتونه روبنده داشته باشه و در حین گریه دستش رو به صورتش هم بکشه! این نشانه اینه که با دستش داره اشکهاشو که روی گونه هاش سرازیره پاک میکنه و نیاز به علم غیب هم نداره!

در مورد دوم، اتفاقا برداشتن روبنده ی کسی که همیشه با حجاب بوده نه تنها باعث تحریک جماعت به غصه خوردن بیشتر نمیشه، بلکه اصلا فکر خیلی هارو هم مشغول میکنه و ذهن ها و نگاه هارو معطوف به چهره ایشون میکنه و کلی فکر دیگه میاد توی سرشون و بعدشم کلی پچ پچ و حرف درمیاره و خلاصه هیچ نفعی برای موضوع مورد اشاره نداره! بلکه چیزی که در هنگام گریه دل آدم رو میسوزنه صدای گریه و شیون هست و احیانا حرفهایی که با این حال زده میشه!

در مورد سوم اصلا بحث نکنیم بهتره!!

البته اینم نظر من بود و ببخشید اگر کمی تند بود:hamdel:

Asal Masal
۱۳۹۴/۰۱/۱۷, ۰۸:۳۰
با سلام و احترام مجدد
فرموده بودند صرفا بحث روايي پيش برود. از اين بابت معذرت خواهي مي كنم.


چه بسا جناب سلمان از قرینه ای و یا .... به جاری شدن اشک علم پیدا کردند.

بدیهی ترین برداشت ازروايت مذكور همين است يعني هر عقل سالمي با اين روايت روبرو شود همين را متوجه مي شود و تعبير و تفسير براي چيز بديهي نياز نيست. لازمه تفسير و بررسي اينه كه يا تو ظاهر روايت شبهه اي باشه و يا اينكه روايت متضادي وجود داشته باشه.

جرت تو اين روايت اشاره به جاري شدن اشك داره (نه صداي هق هق يا حركت بدن و ...) كه جز با ديدن حاصل نمي شود


البته این ارزشمندی و جهت گیری مطلوب، دو حد دارد: واجب و مستحب.

همه مي دانيم عرضه سیمای غیرواقعی از اسلام صحيح نيست و موجب وهن دين مي شود،" اگر عمل مستحبی یک مسلمان باعث بدبینی جامعه و مردم دیگر ادیان نسبت به دین و یا مذهب شود، این کار را باید ترک کرد؛ زیرا از باب قاعده‌ی اهم و مهم، خدشه­ دار نشدن و تضعیف نشدن دین و مذهب ممهمتر از انجام یک عمل مباح و یا مستحب است" دفع افسد به فاسد سوال2040
مصالح اسلامی به مراتب ازانجام مستحباتي كه شما مي فرماييد مهمتراست هرچند اين حكم مستحبي كه شما فرموديد درست نيست و بلكه حكم آن مباح بودن است به شرط اينكه مصداق لباس شهرت نباشد كه در اين صورت حرام است . نقاب به خودي خود حتي در بعضي جاها حرام مانند حج.

در مورد مطالبي كه مي نويسم ادعاي 100 در100 درست بودنشونو ندارم. هدف تبادل نظره نه بحث و جدل.

منتظر
۱۳۹۴/۰۱/۱۷, ۰۸:۵۹
بسم الله الرحمن الرحیم

سلام علیکم

ببخشید من از ادامه بحث با سر کار خانم انصراف می دهم؛ چرا که فضای غیر حضوری و مکتوب حوصله و وقت نگارش می خواهد و ثانیا اصلا بعضی مواقع به خاطر همین غیر حضوری بودن سبب برخی سوء تفاهم ها و .... می شود و از همه مهم تر این که احساس می کنم فضای ذهنی حقیر آن قدر متفاوت با سر کار خانم است که معلوم نیست در نگارش فایده چندانی باشد.

شاید هم از اول برای کسی مثل من که زیاد این جا به شکل پی گیر نمی نویسد، بهتر بود از ابتدا وارد بحثتان نمی شدم.

فقط عرض می کنم همه در اعتقادات دینی خود خیلی دقت کنیم. دقت. مواظب باشیم تحت تأثیر زمانه و شرق و غرب و ....... قرار نگیریم.

خدای متعال ان شاء الله اول به حقیر و سپس، به همه بزرگواران، اعتقادات صحیح و مورد پسند خودش را عنایت بفرماید.

و در پاسخ به سؤال اصلی عرض می کنم:

به نظر حقیر، از آن جایی که اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام طبق آیات و روایات فراوان سرآمد همه خوبی ها هستند، به اضافه دلیل عقلی، حجاب ایشان حداکثری ترین حجاب بوده است. کما این که در خصوص حجاب و عفت و کیفیت حضور بیرون از منزل دختر و نوه ایشان (حضرت زینب و حضرت سکینه سلام الله علیهما) موارد فوق العاده ای نقل شده است که خود آن وجود مقدس جای خود دارند.

ببخشید و التماس دعا

درستي
۱۳۹۴/۰۱/۱۷, ۰۸:۵۹
اتفاقا برداشتن روبنده ی کسی که همیشه با حجاب بوده.....

ظاهرا حضرت سلمان با نامحرم هاي ديگر فرق داشتند!
همان طوري كه جناب باء در مورد اختلاط در مكه فرمودند!

باء
۱۳۹۴/۰۱/۱۷, ۰۹:۴۴
در مورد اول، شخص میتونه روبنده داشته باشه و در حین گریه دستش رو به صورتش هم بکشه! این نشانه اینه که با دستش داره اشکهاشو که روی گونه هاش سرازیره پاک میکنه و نیاز به علم غیب هم نداره!
سلام علیکم و رحمة الله
حقیر نگفتم که حضرت سلام‌الله‌علیها حتما صورتشان دیده می‌شده است، چون احتمال دیگری به ذهنم نرسید گفتم که اگر گشوده بوده باشد هم اشکالی نداشته چون در حالت شادی و خنده یا در حالت عادی نبوده است و در وضعیتی بوده که همواره با برانگیختن غم و اندوه و ناله در دیگران بوده است ... اگر هم مثلاً در ماجرای آتش زدن خانه‌ی ایشان ناله‌های ایشان در دلهای سنگ اثر نکرده بود ولی آن ملعون‌ها در وضع عادی هم نبودند و خشم و کینه امانشان نمی‌داد که به فکر چشم‌چرانی و غیره باشند ... گرچه در ماجرای خطبه‌ی فدکیه و در ماجرای حمله به خانه‌ی حضرت و غیره صحبتی هم از گشوده بودن روی ایشان نبوده است لااقل تا قبل از حمله به خانه ...
حالا شما احتمال دیگری به ذهنتان رسیده است ... خیلی هم عالی ... به این ترتیب شما هم با جناب منتظر موافق هستید که چنان گزارشی که در حدیث آمده است لزوماً به معنای گشوده بودن صورت حضرت نبوده است ... برای علمی بودن بحث باید تمام امکان‌ها را مدّ نظر قرار داد

در مورد دوم، اتفاقا برداشتن روبنده ی کسی که همیشه با حجاب بوده نه تنها باعث تحریک جماعت به غصه خوردن بیشتر نمیشه، بلکه اصلا فکر خیلی هارو هم مشغول میکنه و ذهن ها و نگاه هارو معطوف به چهره ایشون میکنه و کلی فکر دیگه میاد توی سرشون و بعدشم کلی پچ پچ و حرف درمیاره و خلاصه هیچ نفعی برای موضوع مورد اشاره نداره! بلکه چیزی که در هنگام گریه دل آدم رو میسوزنه صدای گریه و شیون هست و احیانا حرفهایی که با این حال زده میشه!
دو نکته را در نظر بگیرید:
۱. ناظر چه کسی است و جوّ چه چوّی است
۲. خداوند در هر کسی که بخواهد هر طوری که بخواهد تصرف می‌کند

تنها جایی که پناه می‌بریم به خدا از چهره‌ی زیبای زنی از آل‌الله حقیر دیده‌ام یاد کرده باشند در ماجرای شام است (اگر خبر صحت داشته باشد) که آنجا هم ایشان اسیر بودند و آنچه به ایشان رسید از مصائب عظیمشان بوده است و به اختیار خودشان نبوده است ...

در مورد سوم اصلا بحث نکنیم بهتره!!
:Gig: ... :ok::Gol:

البته اینم نظر من بود و ببخشید اگر کمی تند بود:hamdel:
تا باشد از این تندی‌ها ... اینها برای شما تند بود برای ما شیرین‌تر از عسل بود :Gol:
یا علی علیه‌السلام

kavoshgar02
۱۳۹۴/۰۱/۱۷, ۱۲:۱۴
وما جعل علیکم فی الدّین من حرج-خداوند در دین برشما سختی قرار نداده است

یریدالله آن یخفّفَ عنکم وخُلق الانسانُ ضعیفا -خدا می خواهد تا بارتان راسبک گرداند ومی داند که انسان ناتوان خلق شده است

يريد الله بكم اليسر ولا يريد بكم العسر- خداوند برای شما آسانی می خواهد وبرای شما دشواری نمی خواهد

حجاب فاطمي همون معلوم بودن وجه و كفين بوده. لذا برما روا نیست که آنچه را که خداوند برما آسان گرفته برخود تشدید وسخت كنيم تا مشمول آن گروهی نشویم كه حلال خدارا حرام مي شمارند.(خطاب به كساني كه پوشوندن صورت رو واجب مي دونن)

چقدر راحت استدلال میفرمایید...

Asal Masal
۱۳۹۴/۰۱/۱۷, ۱۳:۲۷
پيامبر(ص) به سوی منزل فاطمه (س)روانه شد . من با او بودم. وقتی به در خانه او رسیدیم دستش را روی در گذاشت و آن را کوبید سپس گفت : سلام بر شما . پس فاطمه(س) گفت : علیک السلام ای رسول خدا. پیامبر صلی الله گفت : داخل بشوم؟ فاطمه (س) گفت یا رسول اللَّه وارد شو . پیامبر فرمود : من با کسی که با من است وارد شوم؟ فاطمه(س) گفت : یا رسول اللَّه من مقنعه ندارم. پیامبر فرمود : گوشه لباس خود را مقنعه کن. وقتی فاطمه (س) این کار را انجام داد رسول خدا فرمود : السلام علیکم. فاطمه گفت : وعلیک السلام ای رسول خدا. فرمود : اجازه هست داخل شوم؟ فاطمه(س) گفت : بلي ای رسول خدا وارد شو. فرمود : با این شخص که همراه دارم داخل شوم؟ گفت : بلي شما و کسی که همراه شماست با هم وارد شوید ؛ جابر گوید : پیامبر داخل شد و من هم داخل شدم. صورت مبارک فاطمه علیها السلام مثل شکم ملخ زرد شده بود. رسول خدا صلی الله به او فرمود : چرا صورتت زرد شده ؟؟ گفت : از فرط گرسنگی . پس پیامبر دعا کرد و فرمود، ای خداوندی که گرسنگان را سیر می کنی و سختی و مشقّت را رفع می نمایی فاطمه دختر محمّد را سیركن. جابر گوید: به خدا قسم که خون زیر پوست صورت فاطمه علیها السلام طوری جریان یافت که صورتش قرمز و گلگون شد و پس از آن روز دیگر گرسنه نشد.
الاحتجاج-شيخ احمد طبرسي

درستي
۱۳۹۴/۰۱/۱۷, ۱۳:۵۵
پيامبر(ص) به سوی منزل فاطمه (س)روانه شد . من با او بودم. وقتی به در خانه او رسیدیم دستش را روی در گذاشت و آن را کوبید سپس گفت : سلام بر شما . پس فاطمه(س) گفت : علیک السلام ای رسول خدا. پیامبر صلی الله گفت : داخل بشوم؟ فاطمه (س) گفت یا رسول اللَّه وارد شو . پیامبر فرمود : من با کسی که با من است وارد شوم؟ فاطمه(س) گفت : یا رسول اللَّه من مقنعه ندارم. پیامبر فرمود : گوشه لباس خود را مقنعه کن. وقتی فاطمه (س) این کار را انجام داد رسول خدا فرمود : السلام علیکم. فاطمه گفت : وعلیک السلام ای رسول خدا. فرمود : اجازه هست داخل شوم؟ فاطمه(س) گفت : بلي ای رسول خدا وارد شو. فرمود : با این شخص که همراه دارم داخل شوم؟ گفت : بلي شما و کسی که همراه شماست با هم وارد شوید

الان دارم به اين فكر ميكنم كه حجاب رو و كف پاها چي ميشه
آيا پوشيده بوده؟

kavoshgar02
۱۳۹۴/۰۱/۱۷, ۱۵:۱۷
پيامبر(ص) به سوی منزل فاطمه (س)روانه شد . من با او بودم. وقتی به در خانه او رسیدیم دستش را روی در گذاشت و آن را کوبید سپس گفت : سلام بر شما . پس فاطمه(س) گفت : علیک السلام ای رسول خدا. پیامبر صلی الله گفت : داخل بشوم؟ فاطمه (س) گفت یا رسول اللَّه وارد شو . پیامبر فرمود : من با کسی که با من است وارد شوم؟ فاطمه(س) گفت : یا رسول اللَّه من مقنعه ندارم. پیامبر فرمود : گوشه لباس خود را مقنعه کن. وقتی فاطمه (س) این کار را انجام داد رسول خدا فرمود : السلام علیکم. فاطمه گفت : وعلیک السلام ای رسول خدا. فرمود : اجازه هست داخل شوم؟ فاطمه(س) گفت : بلي ای رسول خدا وارد شو. فرمود : با این شخص که همراه دارم داخل شوم؟ گفت : بلي شما و کسی که همراه شماست با هم وارد شوید ؛ جابر گوید : پیامبر داخل شد و من هم داخل شدم. صورت مبارک فاطمه علیها السلام مثل شکم ملخ زرد شده بود. رسول خدا صلی الله به او فرمود : چرا صورتت زرد شده ؟؟ گفت : از فرط گرسنگی . پس پیامبر دعا کرد و فرمود، ای خداوندی که گرسنگان را سیر می کنی و سختی و مشقّت را رفع می نمایی فاطمه دختر محمّد را سیركن. جابر گوید: به خدا قسم که خون زیر پوست صورت فاطمه علیها السلام طوری جریان یافت که صورتش قرمز و گلگون شد و پس از آن روز دیگر گرسنه نشد.
الاحتجاج-شيخ احمد طبرسي


به نظر شما این گفته ، با بقیه روایاتی که ایشان در کتاب های معتبر با سند های معبتر وحود دارد هماهنگی دارد ؟
لعنت کند خدا کسی که به خدا و پیغمبر و دختر پیغمبرش و علی علیه السلام و اولاد ایشان تا حضرت مهدی عج دروغ و تهمت ناروا میبندد...
قصد توهین ندارم. همانجایی را عرض میکنم که شما ازش کپی می کنید...

kavoshgar02
۱۳۹۴/۰۱/۱۷, ۱۵:۱۹
با سلام و احترام مجدد
فرموده بودند صرفا بحث روايي پيش برود. از اين بابت معذرت خواهي مي كنم.



لطفا به كلمه جرت دقت بفرماييد "حتّی جرت دمعتها علی خدّها"

اشاره به جاري شدن اشك كردن كه جز با ديدن حاصل نمي شود



همه مي دانيم عرضه سیمای غیرواقعی از اسلام صحيح نيست و موجب وهن دين مي شود،" اگر عمل مستحبی یک مسلمان باعث بدبینی جامعه و مردم دیگر ادیان نسبت به دین و یا مذهب شود، این کار را باید ترک کرد؛ زیرا از باب قاعده‌ی اهم و مهم، خدشه­ دار نشدن و تضعیف نشدن دین و مذهب ممهمتر از انجام یک عمل مباح و یا مستحب است" دفع افسد به فاسد سوال2040
مصالح اسلامی به مراتب ازانجام مستحباتي كه شما مي فرماييد مهمتراست هرچند اين حكم مستحبي كه شما فرموديد درست نيست و بلكه حكم آن مباح بودن است به شرط اينكه مصداق لباس شهرت نباشد كه در اين صورت حرام است . نقاب به خودي خود حتي در بعضي جاها حرام مانند حج.

در مورد مطالبي كه مي نويسم ادعاي 100 در100 درست بودنشونو ندارم. هدف تبادل نظره نه بحث و جدل.

میگویم اگر بخواهیم به شما نگاه کنیم - چقدر مفسر شدن آسان است.

بله ببخشید ، اشتباه کردم

اینطور عرض میکنم.
یک سوال : قرار است با این حرف ها چه اتفاقی رخ بدهد ؟

درستي
۱۳۹۴/۰۱/۱۷, ۱۵:۲۷
به نظر شما این گفته ، با بقیه روایاتی که ایشان در کتاب های معتبر با سند های معبتر وحود دارد هماهنگی دارد ؟
لعنت کند خدا کسی که به خدا و پیغمبر و دختر پیغمبرش و علی علیه السلام و اولاد ایشان تا حضرت مهدی عج دروغ و تهمت ناروا میبندد...

سلام

به شما حق ميدم زماني كه برخلاف اعتقاداتي كه داريم يك چيزي را ميبينيم و يا ميشنويم واكنش نشون بديم

Asal Masal
۱۳۹۴/۰۱/۱۷, ۱۵:۳۱
به نظر شما این گفته ، با بقیه روایاتی که ایشان در کتاب های معتبر با سند های معبتر وحود دارد هماهنگی دارد ؟
لعنت کند خدا کسی که به خدا و پیغمبر و دختر پیغمبرش و علی علیه السلام و اولاد ایشان تا حضرت مهدی عج دروغ و تهمت ناروا میبندد...
قصد توهین ندارم. همانجایی را عرض میکنم که شما ازش کپی می کنید...

سلام كاربر گرامي

موافقم لعنت خدا باد بر دشمنان اسلام و اهل بيت

منظور شما از كپي چيه؟؟ خوب روايت رو بايد از جايي گفت نه كه از خودمون بنويسيم. بله من از فايل pdf كتاب كپي كردم. چون اصل كتاب رو ندارم. مشكل شما چيه الان؟؟
شايد قصد توهين نداشته باشيد ولي داريد توهين مي كنيد. پس بهتره يا علمي بحث كنيد يا سكوت اختيار كنيد. (ببخشيدها منم قصد توهين نداشتم)


چقدر راحت استدلال میفرمایید...

مگر شما دچار مشقت و رنج و عذاب ميشيد در هنگام استدلال.

من هم نگفتم همه نظراتم صد در صد درست و بي اشكاله قبلا هم نوشتم كه:

در مورد مطالبي كه مي نويسم ادعاي 100 در100 درست بودنشونو ندارم. هدف تبادل نظره نه بحث و جدل.

کنجکاو بی گناه
۱۳۹۴/۰۱/۱۷, ۱۵:۴۲
پيامبر(ص) به سوی منزل فاطمه (س)روانه شد . من با او بودم. وقتی به در خانه او رسیدیم دستش را روی در گذاشت و آن را کوبید سپس گفت : سلام بر شما . پس فاطمه(س) گفت : علیک السلام ای رسول خدا. پیامبر صلی الله گفت : داخل بشوم؟ فاطمه (س) گفت یا رسول اللَّه وارد شو . پیامبر فرمود : من با کسی که با من است وارد شوم؟ فاطمه(س) گفت : یا رسول اللَّه من مقنعه ندارم. پیامبر فرمود : گوشه لباس خود را مقنعه کن. وقتی فاطمه (س) این کار را انجام داد رسول خدا فرمود : السلام علیکم. فاطمه گفت : وعلیک السلام ای رسول خدا. فرمود : اجازه هست داخل شوم؟ فاطمه(س) گفت : بلي ای رسول خدا وارد شو. فرمود : با این شخص که همراه دارم داخل شوم؟ گفت : بلي شما و کسی که همراه شماست با هم وارد شوید ؛ جابر گوید : پیامبر داخل شد و من هم داخل شدم. صورت مبارک فاطمه علیها السلام مثل شکم ملخ زرد شده بود. رسول خدا صلی الله به او فرمود : چرا صورتت زرد شده ؟؟ گفت : از فرط گرسنگی . پس پیامبر دعا کرد و فرمود، ای خداوندی که گرسنگان را سیر می کنی و سختی و مشقّت را رفع می نمایی فاطمه دختر محمّد را سیركن. جابر گوید: به خدا قسم که خون زیر پوست صورت فاطمه علیها السلام طوری جریان یافت که صورتش قرمز و گلگون شد و پس از آن روز دیگر گرسنه نشد.
الاحتجاج-شيخ احمد طبرسي


سلام چون قرار شد بحث علمی باشه
بهتره سند دیگه ای برای این روایت ذکر کنید
کتاب احتجاج فاقد سند هست و راویان را حذف کرده اند
پس اصلا نمیشه روی این احادیث بحث کرد

האיסלאם
۱۳۹۴/۰۱/۱۷, ۱۶:۰۸
حجاب در باورها و ارزش های ما ریشه دارد و رعایت پوشش به ویژه در میان بانوان، ایجاد مصونیت برای جلوگیری از عوارض منفی، مفاسد و ابتذال است. از دیدگاه اسلام، زن، شخصیتی شایسته دارد و می تواند مدارج کمال را بپیماید و به مراتب عالی انسانیت بار یابد. دامن زن، مدرسه بشر است و والایی مردان، بدون زنان ممکن نیست. اصلاح جامعه در گرو پارسایی، حیا و حجاب بانوان خواهد بود. جایگاه والای این گوهر گران بهای آفرینش، می طلبد که در صدف پوشش قرار گیرد تا ارزش هایش حفظ گردد.
به یقین باید گفت و شکی نباید کرد که این حضرات در زمان خویش دارای بهترین پوشش و حجاب بوده اند و من هم راجع به برترین زن دو سرا حضرت زهرا (سلام الله علیها) مطالبی را اشاره می کنم :
حضرت امام حسن علیه السلام در کیفیت حضور حضرت زهرا (سلام الله علیها) در بیرون منزل می فرمایند:
مادرم روسری بر سر نمود و چارقد بلند خود را پوشید ... در حال راه رفتن بگونه ای بود که لباسش به پا گیر می کرد (کنایه از این که پوشش کامل رعایت شده بود.) ... او در میان زنان انصار از خانه خارج شد... همچون حضرت رسول (صلی الله علیه و آله و سلم) با وقار و متانت حرکت می نمود.
در قضیه فدک نیز شکل خاص حجاب حضرت زهرا (سلام الله علیها) را هنگام خروج از منزل این گونه توصیف نموده است :
حضرت زهرا(سلام الله علیها) هنگام خروج از منزل مقنعه را محکم به سر بستند و جلباب (چادر) را به گونه ای که تمام بدن آن حضرت را می پوشاند و گوشه های آن به زمین می رسید به تن کردند و به همراه گروهی از نزدیکان و زنان قوم خود به سوی مسجد حرکت کردند. (1)
پس حجاب و پوشش بیرون از منزل حضرت زهرا (سلام الله علیها) در مواجهه با نامحرمان دقیقا همان دو پوشش معروف بانوان در قرآن یعنی خمار(مقنعه ) و جلباب (چادر) بوده است. بنابراین می توان این دو نوع حجاب و پوشش را حجاب و پوشش قرآنی و فاطمی دانست .
پی نوشت :
1.طبرسی، الاحتجاج ج 1 ص 98
سلام و تشکر از پاسخ شما کارشناس محترم
بیشتر نظر من روی این موضوع بوده که آیا چهار شخصی که بنده ذکر کردم همواره صورت خود را از نامحرم می پوشاندند یا خیر که شما تنها در مورد حضرت فاطمه صحبت نموده و ذکر کردید که خمار و جلباب پوشش افضل قرآنی بوده و این پوشش فاطمی بوده که این مطلب هم مورد قبول ماست.
در مورد سه شخص دیگر چطور؟ آیا مطلبی در تاریخ یا کتب معتبره ذکر شده؟

האיסלאם
۱۳۹۴/۰۱/۱۷, ۱۶:۱۱
با سلام با کنکاش در منابع حدیثی و تاریخی، به دو گونه روایت در مورد نوع پوشش و حجاب حضرت فاطمه (س) می توان دست یافت:

الف) روایات گونه اوّل
روایاتی وجود دارد که نشان می دهد که ایشان بسیار مراقب بوده تا نامحرم او را نبیند و از دید نامحرمان دور باشد.
به عنوان نمونه:

۱ مرحوم مجلسی به نقل از « قرب الإسناد » از سندی بن محمّد از ابوالبختری از امام صادق علیه السلام از پدرش امام باقر علیه السلام روایت کرده است:

«تقاضی علیّ و فاطمة إلی رسول الله صلی اللَّه علیه و آله فی الخدمة فقضی علی فاطمة بخدمة ما دون الباب، و قضی علی علیّ بما خلفه قال: فقالت فاطمة: فلا یعلم ما داخلنی من السرور إلّا الله بإکفائی رسول الله صلی اللَّه علیه و آله تحمّل رقاب الرجال» (مجلسی،۱۴۰۳ق، ۴۳/۸۱).

[علی و فاطمه از رسول خدا (ص) تقاضا کردند تا برنامه زندگیشان را بر ایشان تعیین کند؛ پس پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم خدمت درون خانه را به عهده فاطمه علیها السلام گذاشت و کارهای خارج از منزل را به علی علیه السلام سپرد؛ پس فاطمه گفت : میزان خوشحالی و شادمانی مرا کسی جز خداوند نمی داند؛ زیرا رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم مرا از تحمل معامله با مردان رها و بی نیاز کرد ].

۲ ابن المغازلی به سندش از علی (ع) روایت کرده است:

«فاطمة بنت رسول الله صلی اللَّه علیه و آله استأذن علیها أعمی فحجبته فقال لها النبیّ: «لم حجبتیه و هو لا یراک؟ فقالت: یا رسول الله إنْ لم یکن یرانی فإنّی أراه و هو یشمّ الریح، فقال النبیّ صلی اللَّه علیه و آله: أشهد أنّک بضعة منّی». ( ابن المغازلی، ۱۳۸۵ ش ،۳۸۱؛ راوندی، بی تا ،۱۳ ۱۴؛ ابن یوسف حلی،۱۴۰۸ ق ،۲۲۴؛ ابن حاتم عاملی، بی تا، ۴۵۷؛ مجلسی،۱۴۰۳ق، ۴۳/۹۱؛ نوری،۱۴۰۸ ق ، ۱۴/۲۸۹؛ بروجردی،۱۳۹۹ ق ، ۲۰/۲۹۹)

[شخصی نابینا از فاطمه دختر رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم اجازه ورود خواست ، پس فاطمه خود را از او پوشاند ؛ پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم به او گفت : «چرا خود را از او پوشاندی در حالی که او تو را نمی بیند ؟ پس گفت : ای رسول خدا اگر او مرا نمی بیند ، من که او را می بینم و او بوی مرا استشمام می کند ؛ پس پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم گفت : گواهی می دهم که تو پاره تن من هستی].

۳ مجلسی به نقل از « نوادر» راوندی روایت کرده است :

« سأل رسول الله صلی اللَّه علیه و آله أصحابه عن المرأة ماهی؟ قالوا: عورة قال: «فمتی تکون أدنی، من ربّها؟ فلم یدروا، فلّما سمعت فاطمة علیهاالسلام ذلک قالت: أدنی ما تکون من ربّها أن تلزم قعر بیتها، فقال رسول الله: إنّ فاطمة بضعة منّی»( مجلسی،۱۴۰۳ق، ۴۳/۹۲ و ۱۰۰/۲۵۰؛ راوندی، بی تا ،۱۱۹؛ ابن مغازلی،۱۳۸۵ ش، ۳۸۱؛ ابن أشعث کوفی، بی تا، ۹۵؛ ترمذی،۱۴۰۳ق، ۳/۴۷۶؛ طبرانی، بی تا ، ۱۰/۱۱۰و۱۱۵و ۱۴۱۵ق، ۳/۱۸۹و ۸/۱۰۱ ؛ هیثمی،۱۴۰۸ ق، ۹/۲۰۲؛ نوری،۱۴۰۸ ق ، ۱۴/۱۸۲).

[رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم از اصحابش پرسید که زن چیست؟ گفتند : عورت است [ : باید از دیدگان نامحرمان پوشیده باشد ] ؛ فرمود : « چه زمانی زن به پروردگارش نزدیک تر است؟»، آنان ندانستند ؛ پس فاطمه علیها السلام آن را شنید و گفت : «زمانی زن به پروردگارش نزدیک تر است که درون خانه بنشیند؛ پس رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم فرمود : همانا فاطمه پاره تن من است ].

۴ از امام علی علیه السلام روایت شده است :

«کنّا جلوساً عند رسول الله صلی اللَّه علیه و آله فقال: أخبرونی أیّ شی ء خیر للنساء فعیینا بذلک کلّنا حتّی تفرّقنا، فرجعت إلی فاطمة فأخبرتها الذی قال لنا رسول الله صلی اللَّه علیه و آله و لیس أحد منّا علمه و لا عرفه فقالت: ولکنی أعرفه، خیر للنساء أن لا یرین الرجال و لا یراهنّ الرجال، فرجعت إلی رسول الله صلی اللَّه علیه و آله فقلت: یا رسول الله سألتنا أیّ شی ء خیر للنساء و خیر لهنّ أن لا یرین الرجال و لا یراهن الرجال، قال: مَن أخبرک و أنت عندی؟ قلت فاطمة: فأعجب ذلک رسول الله صلی اللَّه علیه و آله و قال: إنّ فاطمة بضعة منّی» (مجلسی،۱۴۰۳ق، ۴۳/۵۴) .

[نزد رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم نشسته بودیم ؛ ایشان فرمود : مرا خبر دهید که چه چیز برای زنان بهتر است؟
همگی از جواب درماندیم تا این که در نهایت متفرق شدیم ؛ من به سوی فاطمه بازگشتم و از آنچه رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم به ما گفته بود او را با خبر کردم و گفتم که هیچ کدام از ما جواب آن را نمی دانستیم و از آن شناختی نداشتیم ؛ پس فاطمه گفت : ولی من جواب آن را می دانم؛ برای زنان بهتر این است که مردان را نبینند و مردان نیز آنان را نبینند ؛ پس به سوی رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم بازگشتم و گفتم : از ما درباره این پرسیدی که چه چیز برای زنان بهتر است؟ [ باید بگویم : ] برای زنان بهتر آن است که مردان را نبینند و مردان نیز آنان را نبینند ؛ پیامبر فرمود : چه کسی تو را از این جواب با خبر کرد در حالیکه تو نزد منی ؟ گفتم : فاطمه ؛ پس رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم از این مسأله به شگفت در آمد و گفت : همانا فاطمه پاره تن من است].

نکته :

این روایت معروف با عبارت های گوناگونی که چندان تفاوتی در مضمون با هم ندارند، در منابع پرشماری از کتاب های حدیثی، اخلاقی و تاریخی شیعه و اهل سنت موجود است (نک: هیثمی،۱۴۰۸ ق ، ۴/۲۵۵ و ۹/۲۰۲؛ ذهبی، بی تا، ۴/۶۰؛ ابن جوزی،۱۴۰۵ق، ۳۶؛ ابن صبان، بی تا، ۱۹۱؛ ابن شهر آشوب، بی تا ، ۳/۳۴۱؛ ابن مغازلی،۱۳۸۵ ش، ۳۸۱ ؛ اربلی،۱۴۰۵ ق، ۱/۴۶۶ و ۲/۲۳؛ طبرسی، حسن بن فضل،۱۳۹۲ ق، ۲۶۷؛ متقی هندی،۱۴۰۹ ق، ۸/۳۱۵ و ۱۶/۶۰۱؛ مجلسی،۱۴۰۳ق،۱۰۱/۳۶ و ۱۰۰/۲۳۸ و ۳۷/۶۹ و ۴۳/۸۴؛ حر عاملی،۱۴۰۳ ق ، ۱۴/۴۳؛ مقدس اردبیلی،۱۴۱۴ ق، ۱۲/۴۲۳؛ تستری،۱۳۲۶ق، ۱۰/۲۲۳ و ۲۵۷؛ مسائل الجاهلیه، بی تا، ۴۸؛ مناوی، بی تا،۳۰؛ صالحی شامی،۱۴۱۴ ق، ۱۱/۴۵ و...).

۵ ابن شهر آشوب از أنس بن مالک روایت کرده است:

«سألت أمّی عن صفة فاطمة فقالت: کانت کأنها القمر لیلة البدر أو الشمس کفرت غماماً أو خرجت من السحاب، و کانت بیضاء بضّة»( ابن شهرآشوب، بی تا، ۳/۳۵۶؛ حاکم نیشابوری، بی تا، ۳/۱۶۱؛ طبری، ۱۴۱۳ ق، ۱۵۰؛ مجلسی،۱۴۰۳ق،۴۳/۶؛ زرندی حنفی،۱۳۷۷ق،۱۸۰؛ امینی،۱۳۹۷ ق، ۳/۱۸).

[از مادرم درباره ویژگی فاطمه علیها السلام پرسیدم؛ پس گفت : او مانند ماه شب چهارده بود یا نظیر خورشیدی بود که ابرها او را پوشانده باشند یا خورشیدی که از زیر ابرها خارج شده باشد ؛ رنگ او سفید لطیف و مخصوصی بود ].

האיסלאם
۱۳۹۴/۰۱/۱۷, ۱۶:۱۲
تحلیل روایات

از میان پنج روایت بیان شده، پاره ای صراحت داشت که ایشان به شدت مواظبت می نموده و تا حد ممکن مراقب بوده تا نامحرم او را نبیند؛ :Sham::Sham::Sham:
صریح تر از همه این ها روایت أنس است وقتی که درباره ویژگی زهرا (س) و شمایل ایشان از مادرش می پرسد؛ أنس کسی است که در طول حیات پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم در مدینه به او خدمت کرده است؛ اگر او فاطمه، صورت او و شمایل او را دیده بود، پس مجالی برای پرسش از مادرش درباره ویژگی ایشان باقی نمی ماند!؛
پس ظاهرا صورت حضرت را ندیده است.:Sham::Sham:

نکته ای که درباره روایت چهارم دارای اهمیت است آن است که ظاهرا پرسش رسول خدا(ص) برای اظهار عظمت مقام حضرت فاطمه (س ) بوده، و از این رو امام علی (ع) پاسخ پرسش را در مجلس بیان نکرده است.

ب) روایات گونه دوم
دسته دوم از این روایات ، روایت جابر بن عبداللَّه انصاری و عمران بن حصین و دیگران است که حکایت از آن دارد که آنها حضرت فاطمه صدیقه (س) و حتی زردی سیمای او را که بر اثر گرسنگی ایجاد شده بوده، دیده اند .:Sham:

۱ کلینی از « عدّة » از برقی از اسماعیل بن مهران از عبید بن معاویه از معاویة بن شریح از سیف بن عمیرة از عمرو بن شمر از جابر از ابوجعفر امام باقر علیه السلام از جابر بن عبداللَّه انصاری روایت کرده است :
«خرج رسول الله صلی اللَّه علیه و آله یرید فاطمة و أنا معه، فلمّا انتهینا إلی الباب وضع یده علیه فدفعه ثمّ قال: السلام علیکم، فقالت فاطمة علیهاالسلام: علیک السلام یا رسول الله، قال: أدخل؟ قالت: ادخل یا رسول الله. قال: أدخل أنا و مَن معی؟ فقالت: یا رسول الله لیس علیّ قناع، فقال: یا فاطمة خذی فضل ملحفتک، فقنّعی به رأسک ففعلت ثمّ قال: السلام علیکم، فقالت: و علیک السلام یا رسول الله قال: أدخل؟ قالت: نعم ادخل یا رسول الله قال: أنا و مَن معی؟ قالت : أنت و من معک، قال جابر: فدخل رسول الله و دخلت أنا و إذا وجه فاطمة أصفر کأنّه بطن جرادة، فقال رسول الله: مالی أری وجهک أصفر؟ قالت: یا رسول الله الجوع، فقال: اللهمّ مُشبع الجوعة و رافع الضیعة، أشبع فاطمة بنت محمد، فقال جابر: فو الله فنظرت إلی الدم ینحدر من قصاصها حتّی عادت وجهها أحمر، فما جاعت بعد ذلک الیوم» ( کلینی،۱۳۶۳ش ، ۵/۲۲۸؛ مجلسی،۱۴۰۳ق، ۴۳ / ۶۲؛ حر عاملی،۱۴۰۳ ق، ۱۴/۱۵۸و ۲۳/۵۵؛ نراقی،۱۴۱۹ ق، ۱۶/۴۷؛ نوری،۱۴۰۸ ق، ۸/۳۶۸و ۱۴/۲۸۲؛ طبرسی،علی، ۱۴۱۸ ق، ۳۴۳).

[رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم به سوی فاطمه (س) خارج شد ؛ من با او بودم؛ وقتی به درب خانه او رسیدیم دستش را روی درب گذاشت و آن را کوبید سپس گفت : سلام بر شما ؛ پس فاطمه گفت : علیک السلام ای رسول خدا؛ پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم گفت : داخل شوم؟ فاطمه علیها السلام گفت یا رسول اللَّه وارد شو ،
پیامبر فرمود : من با کسی که با من است وارد شوم؟
فاطمه گفت : یا رسول اللَّه من مقنعه ندارم ، پیامبر فرمود : گوشه لباس خود را مقنعه کن ؛ وقتی فاطمه علیها السلام این کار را کرد رسول خدا فرمود : السلام علیکم؛ فاطمه گفت : وعلیک السلام، ای رسول خدا! فرمود : اجازه هست که داخل شوم؟ فاطمه گفت : آری ای رسول خدا وارد شو؛ فرمود : با این شخص که همراه دارم داخل شوم؟ گفت : آری شما و کسی که همراه شماست با هم وارد شوید ؛ جابر گوید : پیامبر داخل شد و من هم داخل شدم؛ صورت مبارک فاطمه علیها السلام مثل شکم ملخ زرد شده بود؛ :Sham::Sham:
رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم به او فرمود : چرا صورتت زرد شده است؟!
گفت : از شدّت گرسنگی ؛ پس پیامبر دعا کرد و گفت : ای خداوندی که گرسنگان را سیر می کنی و سختی و مشقّت را رفع می نمایی! فاطمه دختر محمّد را سیر گردان؛ جابر گوید: به خدا قسم که خون زیر پوست صورت فاطمه علیها السلام طوری جریان یافت که صورتش قرمز و گلگون شد و پس از آن روز دیگر گرسنه نشد ].:Sham::Sham:

نکته:
طبری آملی و ابو نعیم اصفهانی نیز حدیث « عیادت » را روایت کرده اند با این تفاوت که آن دو از علی علیه السلام و جابر بن سمرة روایت کرده اند ولی مضمون روایتشان نزدیک به مضمون روایت کلینی است؛ طبری این روایت را به سندش از زید بن علی از پدرانش از علی علیه السلام این گونه روایت کرده است :

«فاطمة بنت محمد نبیّ الله صلی اللَّه علیه و آله مرضت فی عهد رسول الله فأتاها نبیّ الله عائداً لها فی نفر من أصحابه فاستأذن فقالت: یا أبة لا تقدر علی الدخول علیّ، إنّ علیّ عباءة إذا غطّیت بها رأسی انکشفت رجلای و إذا غطّیت بها رجلای انکشف رأسی، فلفّ رسول الله ثوبه و ألقاه إلیها فتستّرت به...». (طبری آملی، بی تا، ۲۴۶.)

[فاطمه دختر رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم در دوران حیات رسول اللَّه صلی الله علیه وآله وسلم بیمار شد ؛ پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم همراه با گروهی از اصحابش به عیادت او آمد و اذن ورود خواست ؛ پس فاطمه گفت : ای پدرم! نمی توانی بر من وارد شوی زیرا عبایی بر تن دارم که هرگاه سرم را با آن بپوشانم دو پایم آشکار می گردد و هرگاه دو پایم را با آن بپوشانم سرم پیدا می شود؛ پس رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم لباس خود را پیچید و آن را سوی او انداخت و فاطمه علیها السلام خود را با آن پوشاند... ].:Sham::Sham:

ابو نعیم نیز این روایت را در « حلیة الأولیاء » به سندش از جابر بن سمرة این گونه روایت کرده است :

«جاء نبیّ الله صلی اللَّه علیه و آله فجلس فقال: «إنّ فاطمة وجعة فقال القوم: لو عدناها، فقام مشی حتّی انتهی إلی الباب، و الباب علیها مصفق قال: فنادی: شدّی علیک ثیابک فإنّ القوم جاؤوا یعودونک فقالت: یا نبیّ الله ما علیّ إلّا عباءة قال: فأخذ رداءه فرمی به إلیها من وراء الباب فقال: شدّی بهذا رأسک فدخل و دخل القوم...». (ابونعیم،۱۴۰۷ق، ۲/۴۲)

[ پیامبر خدا صلی الله علیه وآله وسلم آمد و نشست و گفت : فاطمه نا خوش است و کسالت دارد؛ ای کاش از او عیادت می کردیم؛ پس برخاست و رفت تا این که به درب خانه او رسید ؛ روی درب کوبه ای بود؛ رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم ندا سر داد : با لباسهایت خوب خودت را بپوش زیرا این قوم آمده اند تا عیادتت کنند؛
پس گفت : ای پیامبر خدا! من فقط عبایی بر تن دارم ؛ پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم ردای خود را گرفت و آن را از پشت درب به سوی او انداخت و گفت : با این سرت را خوب بپوش ؛ پس پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم وارد شد و سپس قوم آن وارد شدند... ].:Sham::Sham:

האיסלאם
۱۳۹۴/۰۱/۱۷, ۱۶:۱۳
خوارزمی نیز این روایت را از عمران بن حصین روایت کرده و در آن آمده است :

«فقالت: یا أبتاه فوالله ما علیّ إلّا عباءة فقال لها: اصنع بها کذا اصنعی بها کذا، و علمها کیف تسترها فقالت: و الله ما علی رأسی من خمار فأخذ خلق ملاءة کانت علیه فقال: اختمری بها» (خوارزمی، بی تا، ۳/۷۹)

[پس فاطمه علیها السلام گفت : ای پدرم! به خدا سوگند که جز عبایی بر تن ندارم ؛ پس پیامبر صلی الله علیه وآله به او فرمود : این طوری که من نشانت می دهم خودت را بپوش ؛ پیامبر صلی الله علیه وآله به فاطمه علیها السلام یاد داد که چگونه خود را بپوشاند ؛ پس فاطمه گفت : من مقنعه بر سر ندارم؛ پس پیامبر صلی الله علیه وآله ملحفه کهنه ای را که به خود بسته بود گرفت و به او داد و گفت : این را مقنعه خودت قرار بده ].

غزالی نیز این روایت را در إحیاء العلوم نقل کرده به گونه ای که در فرازی از آن آمده است :

« فقالت: هذا جسدی قد واریته فکیف برأسی فألقی إلیها ملاءة کانت علیه خلقه، فقال: شدّی بها رأسک...» (غزالی،۱۴۱۲ ق، ۴/۱۱۷)

[پس فاطمه گفت : من بدنم را پوشاندم، پس سرم را چگونه بپوشانم؟ پس پیامبر صلی الله علیه وآله ملحفه کهنه ای را که به خود بسته بود گرفت و به سوی او انداخت و گفت : با این سرت را خوب بپوش... ].

۲ از عمران بن حصین نقل شده است :

«إنّی لجالس عند النبیّ إذا أقبلت فاطمة فقامت بحذاء النبیّ صلی اللَّه علیه و آله مقابله فقال: «ادنی یا فاطمة، فدنت دنوّه ثمّ قال: ادنی یا فاطمة، فدنت دنوّه ثمّ قال: ادنی یا فاطمة فدنت دنوّه حتّی قامت بین یدیه، قال عمران: فرأیت صفرة قد ظهرت علی وجهها و ذهب الدم، فبسط رسول الله صلی اللَّه علیه و آله بین أصابعه ثمّ وضع کفّه بین ترائبها فرفع رأسه قال: اللهمّ مشبع الجوعة و قاضی الحاجة و رافع الوضعة لا تجع فاطمة بنت محمد، فرأیت صفرة الجوع قد ذهبت عن وجهها و ظهر الدم، ثمّ سألتها بعد ذلک فقالت: ما جعت بعد ذلک یا عمران». (هیثمی،۱۴۰۸ ق، ۹/۲۰۴؛ ؛ زرندی،۱۳۷۷ق، ۱۹۱؛ ابن یوسف حلی،۱۴۰۸ ق، ۲۵۵)

[من نزد پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم نشسته بودم که فاطمه آمد و مقابل پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم ایستاد؛ پس پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم گفت : « ای فاطمه! نزدیک بیا پس نزدیک او شد؛ سپس گفت : ای فاطمه! [ باز هم ] نزدیک بیا، پس نزدیک او شد؛ سپس گفت : ای فاطمه! [ باز هم ] نزدیک بیا؛ پس نزدیک شد تا این که مقابل پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم ایستاد؛ عمران گوید : دیدم که زردی ای در صورت او نمایان گشته و کم خون شده است؛ :Sham::Sham:
پس رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم میان انگشتان خود را باز کرد و سپس کف دستش را میان سینه او گذاشت و سرش را بلند کرد و گفت : خداوندا! ای سیر کننده گرسنه و ای روا کننده حاجت و ای برطرف کننده مشکلات و زداینده خواری و پستی ! فاطمه دختر محمّد را گرسنه نگذار ! پس دیدم که زردی گرسنگی از صورت او رفت و خون در زیر پوست صورتش هویدا شد [ و کم خونی اش بر طرف گردید ] ؛ سپس از فاطمه علیها السلام بعد از آن قضیه پرسیدم و او گفت : ای عمران ! پس از آن روز دیگر گرسنه نماندم ].

نکته:

همین روایت در بحارالانوار نقل شده و در فراز ابتدایی آن این گونه آمده:

«إذا أقبلت فاطمة و قد تغیّر وجهها من الجوع...»( مجلسی،۱۴۰۳ق، ۴۳/۲۷).

[وقتی فاطمه آمد(س)، درحالی که رنگ صورتش از شدّت گرسنگی تغییر کرده بود...].

۳ مرحوم مجلسی به نقل از « مهج الدعوات » از عبداللَّه بن سلمان فارسی از پدرش (سلمان فارسی) نقل کرده است :

«خرجت من منزلی یوماً بعد وفاة رسول الله صلی اللَّه علیه و آله بعشرة فلقینی علیّ بن أبی طالب علیه السلام ابن عمّ الرسول محمد فقال لی: «یا سلمان جفوتنا بعد رسول الله صلی اللَّه علیه و آله فقلت: حبیبی أباالحسن مثلکم لا یُجفی غیر أنَّ حزنی علی رسول الله صلی اللَّه علیه و آله طال، فهو الذی منعنی من زیارتکم فقال علیه السلام: یا سلمان ائت منزل فاطمة بنت رسول الله صلی اللَّه علیه و آله فإنها إلیک مشتاقة ترید أن تتحفک بتحفة قد أتحفت بها من الجنّة، قلت لعلی علیه السلام: قد أتحفت فاطمة علیهاالسلام بشی ء من الجنّة بعد وفاة رسول الله صلی اللَّه علیه و آله؟ قال: نعم، بالأمس. قال سلمان الفارسی: فهرولت إلی منزل فاطمة علیهاالسلام بنت محمد فإذا هی جالسة و علیها قطعة عباء إذا خمرّت رأسها انجلی ساقها، و إذا غطّت ساقها انکشف رأسها، فلما نظرت إلیّ اعتجرت ثمّ قالت...» ( مجلسی،۱۴۰۳ق، ۴۳/۶۶ و ۹۲/۳۷)

[ ده روز پس از وفات رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم از منزل خارج شدم؛ علی بن ابیطالب پسر عموی رسول خدا حضرت محمّد صلی الله علیه وآله وسلم مرا دید و گفت : ای سلمان! تو پس از وفات رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم به ما جفا کردی! گفتم : ای حبیب من ! ای اباالحسن ! درباره شما جفا نشده ، چیزی که مرا از زیارت شما محروم نموده غم و اندوه طولانی من به خاطر رحلت رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم می باشد، علی علیه السلام گفت : ای سلمان! بیا به منزل فاطمه دختر رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم چرا که او مشتاق دیدار توست و می خواهد از آن تحفه ای که از بهشت برایش آمده به تو عطا کند؛ به علی علیه السلام گفتم : آیا پس از رحلت رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم برای فاطمه از بهشت تحفه ای آمده است؟ گفت : بله دیروز آمده ؛ سلمان فارسی گوید : به سوی منزل فاطمه دختر محمّد صلی الله علیه وآله وسلم دویدم ؛ پس از ورود دیدم که فاطمه نشسته و عبایی بر تن دارد و هرگاه آن را روی سر خود می کشد پاهایش پیدا می شوند و هرگاه پای خود را به وسیله آن می پوشاند سر مبارکش پیدا می شود؛ وقتی چشم او به من افتاد ، آن عبا را به سر خود پیچیده و گفت...].

האיסלאם
۱۳۹۴/۰۱/۱۷, ۱۶:۱۳
از محمود بن لبید نقل شده است :

«لما قبض رسول الله صلی اللَّه علیه و آله کانت فاطمة تأتی قبور الشهداء و تأنی قبر حمزة و تبکی هناک...» (خزاز قمی،۱۴۰۱ق، ۱۹۸)

[وقتی رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم از دنیا رحلت فرمود، فاطمه نزد قبور شهیدان می آمد و در کنار قبر حمزه (رضی اللَّه عنه ) درنگی می کرد و در آنجا می گریست... ].

نکته:

شبیه همین روایت را نیز مجلسی آورده که می گوید:

«ایشان هر هفته، روزهای شنبه به سوی مزار شهدای احد می شتافت و برای حمزه علیه السلام و دیگر شهدای احد طلب آمرزش و علو درجات می نمود»(مجلسی،۱۴۰۳ق، ۴۳/۹).

۵ شیخ صدوق به سندش از ابو ایوب انصاری روایت کرده است ::Sham:

«إنّ رسول الله صلی اللَّه علیه و آله مرض مرضه فأتته فاطمة تعوده و هو ناقه من مرضه، فلمّا رأت ما برسول الله صلی اللَّه علیه و آله من الجهد و الضعف خنقتها العبرة حتّی جرت دمعتها علی خدّها فقال النبیّ صلی اللَّه علیه و آله: لها یا فاطمة...». ( مجلسی،۱۴۰۳ق، ۴۳/۹۸؛ بحرانی،۱۳۹۷ ق، ۱/۴۱۳)

[رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم بیمار گشت؛ فاطمه علیها السلام نزدش آمد تا او را عیادت کند؛ پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم از شدّت بیماری اش رنج می برد ؛ پس وقتی فاطمه علیها السلام رنج و مشقت و ضعف رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم را دید بغض گلویش را گرفت تا آنجا که اشکش بر گونه اش جاری شد؛ پس پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم به او گفت : ای فاطمه! ...].

تحلیل روایات

مضمون این دسته روایات آن است که پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم به فاطمه (س) دستور داده تا مقنعه بپوشد و سرش را بپوشاند تا او و اصحابش از او عیادت کنند؛ بی شک مقنعه یا روسری تنها سر را می پوشاند نه صورت را؛:Sham::Sham::Sham::Sham:

باید خوب توجه داشت که پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم نگفته : « استری وجهک » [ : صورتت را بپوشان ]:Sham:
بلکه گفته : «خذی فضل ملحفتک فقنّعی به رأسک » [: دنباله اضافی ملحفه ات را بگیر و سرت را با آن بپوشان و آن را مقنعه ات کن]؛ این مطلب از روایت « جابر بن عبداللَّه »، روایت « عمران بن حصین » و روایت « جابر بن سمرة » بر می آید، به طوری که رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم دستور داده تا فاطمه (س)، با ردای او، خوب سرش را بپوشاند، پس از آن که فاطمه گفت : من فقط عبایی بر تن دارم.
در این صورت اگر چیزی بیش از مقنعه بر سر کردن و معجر [ : نوعی پوشش سر برای زنان عرب ] پوشیدن بر فاطمه علیها السلام واجب بود حتماً پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم به این امر دستور می داد و او بیش از آن خود را می پوشاند به طوری که حتّی صورتش هم آشکار نباشد.:Sham:
نیز از این دسته روایات برداشت می شود که اصحاب پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم وقتی بر فاطمه علیها السلام وارد شدند به او و صورتش نگاه کردند در حالی که صورت او بر اثر گرسنگی زرد گشته بود که این مساله در روایت «جابر بن عبداللَّه » و « عمران » به صراحت آمده است.

جمع بندی دو گونه روایت

به نظرمی رسد این گونه می توان بین این دو دسته روایت جمع نمود که حضرت فاطمه صلی الله علیه وآله وسلم از نمایان گشتن میان مردان به شدّت دوری و پرهیز می نموده است، همچنان که وقتی پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم او را از انجام کارهای بیرون خانه معاف می دارد ، بسیار شادمان می گردد واز سویی وقتی مردی نابینا از او اجازه ورود می خواهد، خود را از آن نابینا می پوشاند و این از آن روست که ایشان این حالت را برای خود گناه می شمرد هر چند برای دیگران گناهی محسوب نگردد ؛ این مسأله از باب قاعده « حسنات الأبرار سیّئات المقرّبین » [ : نیکی های نیکوکاران، گناهان مقرّبان است ] می باشد.
پس در این صورت مراد از عبارت « برای زنان بهتر آن است که مردان را نبینند و مردان نیز آنان را نبینند » که در متن حدیث منقول از امام علی(ع)، نظر با « ریبه» [ : نگاه با لذت ] همچنان که برخی احتمال داده اند نیست چرا که وقتی شخص نابینا از فاطمه علیها السلام اجازه ورود خواست ، ایشان به این جمله استشهاد کرد و باید گفت آن شخص نابینا از مصادیق کسانی نبوده است که او را می بینند.
امّا آنچه فهم این مساله را آسان می گرداند این است که حضرت فاطمه علیها السلام بر وجوب این کار استدلال نکرده بلکه سؤال پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم را این گونه جواب داده است: «این کار برای زن بهتر است»؛ زیرا پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم نگفت : « أیُّ شیٍ یجب علی النساء؟ » [ : چه چیزی بر زنان واجب می باشد؟ ] ، بلکه فرموده است : « أیُّ شیٍ خیر للنساء » [ : چه چیز برای زن بهتر است ]؛ پس این عبارت، وجوب را نمی رساند.
افزون بر حجاب زن که همان پوشش است، بر اوست که از رفت و آمد و ارتباط با شخص بیگانه و نامحرم پرهیز کند همچنان که فاطمه علیها السلام این کار را کرده و گفته است که این گونه بودن برای زن بهتر است ؛ این مسأله به جهت رعایت حال زن و حفظ کرامت و بزرگواری و ارزش اوست ، هر چند بر او واجب نمی باشد.

האיסלאם
۱۳۹۴/۰۱/۱۷, ۱۶:۱۳
در این صورت از روایات دسته اول، وجوب پوشاندن صورت برداشت نمی گردد ؛
:Sham::Sham:
با توجه به روایات دسته دوم، عدم وجوب پوشاندن صورت به هنگام رویارویی با شخص بیگانه – قابل برداشت است، همچنان که عملکرد حضرت زهرا علیها السلام از نظر گذشت.
پس می توان نتیجه گرفت که به احتمال فراوان، حجاب حضرت فاطمه علیها السلام علاوه بر پوشاندن بدن، پوشاندن سر توسط روسری یا مقنعه به اندازه مورد نیاز و ضروری بوده، نه پوشاندن سر به همراه صورت؛ پس ایشان صورت خویش را نمی پوشانده است.:Sham::Sham::Sham::Sham:
در مورد روایت انس نیز باید گفت که درخواست انس از مادرش این نبوده که مادرش صورت حضرت زهراء(س) را توصیف کند تا گفته شود که انس صورت حضرت را اصلا ندیده است، بلکه درخواستش از مادرش این بوده که ویژگی حضرت زهراء (س) چگونه بوده است. مادر انس نیز ویژگی ظاهری حضرت را توضیح داده و در ضمن آن، صورتش را نیز توصیف نموده است.
بیان شکل و رنگ صورت حضرت زهراء (س) توسط مادر انس، مانع از این نیست که گفته شود انس صورت حضرت را دیده است چراکه صورت حضرت آن قدر نورانی و ملکوتی بوده که مادر انس دوست داشته تا آن را توصیف کند با این که می دانسته که انس صورت حضرت را دیده است و او از باب تاکید این گونه حضرت را توصیف کرده است. این یک ویژگی زنانه است که وقتی می خواهند دختر یا زنی را توصیف کنند، ابتدا شکل و رنگ صورت او و میزان زیبایی اش را توصیف می کنند. از سوی دیگر مردان مومن، اگر زن یا دختری را که نامحرم است بشناسند، به گونه اجمالی او را می شناسند یعنی به محض دیدن او متوجه می شوند که فلان زن یا فلان دختر است ولی در ظرافتهای صورت او خیلی دقت نمی کنند چراکه آن اندازه اجمالی از شناخت صورت را برای شناخت آن فرد کافی می دانند و در صورت او خیلی دقت نمی کنند تا خدای ناکرده شیطان آنها را بفریبد و از این رو در صورت آن زن مستقیم نگاه نمی کنند و سعی می کنند حیا در نگاه را داشته باشند. از این رو می توان گفت که انس صورت حضرت را به گونه اجمالی می شناخته و مادرش دقیق تر برای او توضیح داده است ولی باید توجه داشت که این توصیف دقیق صورت حضرت، درخواست انس از مادرش نبوده است.

نکته:Sham::Sham::Sham::Sham:

اگر گفته شود که ایشان حتی از ناحیه صورت هم پوشیده بوده ،
پاسخ آن است که چگونه امکان دارد که عمر بن خطاب هنگام رفتن به سوی دار الخلافه ابوبکر، حضرت فاطمه(س) را که از دارالخلافه باز می گشته در راه بشناسد؟!
زنی که صورت خود را هم پوشانده ، اگر شوهرش یا یکی از محارمش با او روبرو گردد گاهی او را نخواهند شناخت، از این رو چگونه ممکن است که شخصی بیگانه او را بشناسد؟!
وقتی فاطمه علیها السلام وضع و حالت پدرش را دید و به گریه افتاد، چگونه «ابو ایوب انصاری» جاری شدن اشک فاطمه علیها السلام را بر رخسارش دیده است؟ «جابربن عبدالله انصاری» و «عمران بن حصین» از کجا و چگونه خبر از زرد شدن صورت فاطمه علیها السلام داده اند؟
از سوی دیگر در آیه «و قل للمؤمنات یغضضن من ابصارهن و یحفظن فروجهن و لایبدین زینتهن إلا ما ظهر منها و لیضربن بخمرهن علی جیوبهن و لایبدین زینتهن الا لبعولتهن او آبائهن او آباء بعولتهن او ابنائهن او ابناء بعولتهن او اخوانهن او بنی اخوانهن او بنی اخواتهن او نسائهن او ما ملکت ایمانهن او التابعین غیر أولی الإربة من الرجال او الطفل الذین لم یظهروا علی عورات النساء و لایضربن بارجلهن لیعلم ما یخفین من زینتهن و توبوا الی الله جمیعا ایها المؤمنون لعلکم تفلحون»(نور،۳۱) ، فراز « لیضربن بخمرهن علی جیوبهن » [باید روسری های خود را بر گردن خویش فرو اندازند] که ویژه طرح چگونگی حجاب سر تا گردن است، نشان می دهد که پوشش صورت واجب نیست، زیرا اگر پوشش صورت واجب بود لازم بود آن را نیز ذکر می کرد؛ فقها برای تبیین عدم ضرورت پوشاندن صورت در مقابل نامحرم به این فراز استناد کرده اند. به عنوان نمونه مقدس اردبیلی می نویسد:
«لیضربن بخمرهن علی جیوبهن» بر عدم وجوب پوشش صورت دلالت دارد (مقدس اردبیلی، بی تا، ۵۴۴)
از سوی دیگر در روایات منقول از ائمه اطهار (ع) نیز آمده که پوشاندن صورت لزومی ندارد؛ به عنوان نمونه در کتاب شریف کافی آمده::Sham::Sham::Sham::Sham:
«عن ابی عبد الله (ع) قال قلت له ما یحلّ للرجلِ أن یری من المرأة إذا لم یکن محرماً قال الوجه و الکفان و القدمان » (کلینی،۱۳۶۳ش ، ۵/۵۲۱)
[راوی می¬گوید: از امام صادق (ع) پرسیدم کدام قسمت از بدن زن را مرد نامحرم می¬تواند ببیند؟ فرمود: صورت، دو دست و دوپا].
نکته بسیار مهم در مورد روایت اول، سوم و چهارم از گونه اول آن است که ماندن زن در خانه یک اصل است و از باب احتیاط مطرح شده است، یعنی بر اساس نوع به کارگیری واژه توسط حضرت فاطمه (س) «خیر للنساء» در روایت چهارم از گونه اول، زن باید حتی الامکان در منزل باشد تا از دید نامحرمان مصون باشد؛ سیره ی مذکور یک رجحان و مزیت است؛ فاطمه (س) در مقام بیان یک امر ایده آلی و ترجیحی می باشند؛ ولی باید دانست که زن نیز می تواند با حفظ حجاب در جامعه ظاهر شود و کارهای مورد نیاز و ضروری را انجام دهد و حتی اشتغال به کاری خاص داشته باشد، همچنانکه حضرت زهرا (س) اینگونه عمل کرده و بر اساس روایات گونه دوم، ایشان در بیرون از خانه نیز با حفظ حجاب برای کاری خاص ظاهر گشته است
. نکته آن است که اگر در آن زمان نیز شرایط و عرف جامعه عرب طوری بود که نیاز بود زنان مسلمان بیرون از خانه کار می کردند، حتما با حفظ حجاب همین کار را انجام می دادند، اما از آنجا که هر عصری اقتضایی دارد پس باید به اقتضاءات هر عصر و نسل توجه نمود تا به دام افراط و تفریط نیفتاد.
برخی با کوته نگری و افراط غیر معقولانه تلاش دارند تا با استناد به روایات دسته اول اثبات کنند که زن باید در منزل باشد و به هیچ وجه از منزل خارج نشود؛ اما باید توجه داشت که رفتار معصومین (ع) برای ما حجت و دلیل عملی است و نباید به هر گونه افراط یا تفریط وقعی نهاد.

האיסלאם
۱۳۹۴/۰۱/۱۷, ۱۶:۱۳
حجاب حضرت فاطمه (س) بیرون از خانه

ایشان وقتی می خواست برای دیدار رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم یا عیادت ایشان یا دیگر کارها به خارج از خانه برود، جامه ای گشاد به نام «جلباب»( طریحی، ۱۳۳۹ ش، ۱۰۳) که آن را دور سرش می پیچد و ادامه اش تا کمرش می آمد، همراه با لباسی که پایین تنه او را می پوشاند و نامش «شمله» ( طریحی،۱۳۳۹ ش ، ۴۴۱) بود می پوشید؛ ذکر این دو جامه ایشان، در مصادر و منابع گوناگون آمده است و بیشتر اخبار منقول در این مورد، نصی واحد دارند؛ به عنوان نمونه:

۱ در خبر آمده::Sham::Sham:

« لما نزلت هذه الآیة علی النبی(ص): ( وإن جهنم لموعدهم أجمعین) بکی النبی(ص) بکاءً شدیدًا وبکت صحابته لبکائه...فانطلق بعض أصحابه إلی باب بیتها...أخبرها بخبر النبی(ص) وبکاءه؛ فنهضت والتفت بشملة لها قد خیطت فی اثنی عشر مکانًا بسعف النخیل... »(مجلسی،۱۴۰۳ق، ۴۳/۸۸).
[وقتی آیه « وَ إِنَّ جَهَنَّمَ لَمَوْعِدُهُمْ أَجْمَعِینَ » [ : جهنم وعده گاه همه آنان است... ](حجر،۴۳) نازل شد پیامبر به شدت گریست واصحاب آن حضرت هم برای گریه او گریان شدند...، یکی از اصحاب پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم به سوی درب خانه فاطمه علیها السلام رفت...و از گریه پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم ایشان را آگاه کرد ، پس او از جای برخاست و لباس مندرس خود را که از دوازده موضع با شاخه درخت خرما دوخته شده بود پوشید...].

۲ طبرسی در « احتجاج » از عبداللَّه بن حسن به سندش از پدرانش روایت کرده است :
« انه لما أجمع أبو بکر وعمر علی منع فاطمة ( علیها السلام ) فدکا وبلغها ذلک لاثت خمارها علی رأسها ، واشتملت بجلبابها واقبلت فی لمة من حفدتها ونساء قومها تطأ ذیولها ...»( طبرسی، احمد بن علی، بی تا، ۱/۱۳۱).
[وقتی ابوبکر و عمر بر منع فدک از فاطمه علیها السلام هم نظر شدند و خبر این مطلب به حضرت فاطمه علیها السلام رسید، مقنعه خود را سر کرد و لباس خود را پوشید و با گروهی از زنان خدمتکار و بانوان خویشاوندش حرکت کرد، هنگام راه رفتن لباس حضرت به زمین کشیده می شد و پایین لباس زیر پایش می رفت...].

نتیجه

بنابر آنچه بیان شد می توان دریافت که بر اساس آنچه در آیات و روایات و اخبار تاریخی و سیره حضرت زهرا(س) آمده، ایشان در مقابل نامحرم صورت خود را نمی پوشانده است.:Sham::Sham:
این یک الگوی مهم برای زنان مسلمان و همه اقتداگران به سیره معصومین(ع) می باشد که می خواهند هر فعل معصوم را بدون افراط و تفریط انجام دهند، چراکه اصل دینداری، حفظ راه میانه و وسط است و در کلام امیر المؤمنین(ع) آمده :«الیمین و الشمال مضلة، والطریق الوسطی هی الجاده»[راست و چپ، مایه گمراهی است و راه میانه، جاده اصلی است].
نپوشاندن صورت توسط حضرت زهرا(س) و از سویی، پوشاندن تمام بدن توسط «جلباب» و «شمله» به عنوان پوشش در مقابل فرد نامحرم و نیز در بیرون از خانه، از این حکایت دارد که ایشان راه میانه را اتخاذ نموده و سیره عملی ایشان، حاکی از حجاب و عفاف ایشان است.
پس زن نیز می تواند با حفظ حجاب و عفاف در بیرون از منزل ظاهر شود و به فعالیتهای گوناگون بپردازد.

منابع
۱. قرآن کریم
۲. آلوسی، سید محمود، شرح مسائل الجاهلیه، تحقیق:علی بن أحمد ، قاهره: مطبعه السلفیه، بی تا
۳. آمرتسری، عبید الله، ارجح المطالب فی عد مناقب اسدالله الغالب، لاهور: بی نا، بی تا
۴. ابن أشعث کوفی، محمد بن محمد؛ الجعفریات ( الأشعثیات )، طهران: مکتبة نینوی، بی تا
۵. ابن المغازلی،علی بن محمد؛ مناقب اهل البیت؛ تحقیق محمد کاظم محمودی، چ ۱، تهران: مجمع تقریب مذاهب اسلامی، ۱۳۸۵ ش
۶. ابن جوزی، عبد الرحمن بن ابی الحسن بن علی، احکام النساء، بیروت: دار الکتب العلمیه، ۱۴۰۵ق
۷. ابن حاتم عاملی، یوسف؛ الدر النظیم؛ قم: مؤسسة النشر الإسلامی التابعة لجماعة المدرسین، بی تا
۸. ابن شهر آشوب، محمد بن علی؛ مناقب آل ابی طالب؛ بی جا: منشورات العلامه، بی تا
۹. ابن صبان، محمد؛ اسعاف الراغبین فی سیرة المصطفی بهامش نور الابصار، مصر: بی نا، بی تا
۱۰. ابن یوسف حلی، علی؛ العدد القویه؛ تحقیق : سید مهدی رجائی؛ چ ۱، بی جا: مکتبة آیة الله المرعشی العامة، ۱۴۰۸ ق
۱۱. ابو نعیم اصفهانی، احمد بن عبدالله؛ حلیه الاولیاء و طبقات الاصفیا ؛ اعده و قدم له: کمال یوسف الحوت؛ بیروت: دار الکتاب العربی، ۱۴۰۷ق
۱۲. اربلی، عیل بن عیسی بن ابی الفتح؛ کشف الغمه فی معرفة الائمة؛ چ۲، بیروت: دار الأضواء، ۱۴۰۵ ق
۱۳. امینی، سید عبدالحسین احمد؛ الغدیر فی الکتاب و السنة و الادب؛ چ۴، بیروت: دار الکتاب العربی، ۱۳۹۷ ق
۱۴. بحرانی، سید هاشم؛ حلیه الابرار؛ قم: دار الکتب العلمیه، ۱۳۹۷ ق
۱۵. بروجردی، سید حسین؛ جامع احادیث الشیعه؛ چ ۱، قم: المطبعة العلمیة، ۱۳۹۹ ق
۱۶. ترمذی، محمد بن عیسی بن سورة؛ سنن الترمذی؛ تحقیق وتصحیح : عبد الوهاب عبد اللطیف؛ چ ۲، بیروت: دار الفکر للطباعة والنشر والتوزیع، ۱۴۰۳ق
۱۷. تستری، نورالله بن شریف الدین؛ احقاق الحق؛ تصحیح و مقدمه نویس: حسن شیخ دخیل؛ بی جا: حسن شیخ دخیل، ۱۳۲۶ق
۱۸. حاکم نیشابوری، محمد بن عبدالله بن محمد؛ المستدرک علی الصحیحین؛ إشراف : یوسف عبد الرحمن المرعشلی؛ بی جا: بی نا، بی تا
۱۹. حر عاملی، محمد بن حسن؛ وسائل الشیعة الی تحصیل مسائل الشریعه؛ تحقیق وتصحیح وتذییل : شیخ عبد الرحیم ربانی شیرازی؛ چ۵، بیروت: دار إحیاء التراث العربی، ۱۴۰۳ ق
۲۰. خزاز قمی، علی بن محمد بن علی؛ کفایه الاثر فی النص علی الائمه الاثنی عشر؛ تحقیق : عبداللطیف حسینی کوه کمری خوئی، قم: بیدار، ۱۴۰۱ق
۲۱. خوارزمی، ،مناقب؛ بی جا: مکتبه نینوی، بی تا
۲۲. ذهبی، محمد بن احمد؛ تذکره الحفاظ؛ بیروت: دار إحیاء التراث العربی؛ بی تا
۲۳. راوندی، فضل الله بن علی؛ النوادر؛ تحقیق : سعید رضا علی عسکری؛ چ ۱، قم : مؤسسة دار الحدیث الثقافیة، بی تا
۲۴. زرندی حنفی، محمد بن یوسف؛ نظم درر السمطین فی فضائل المصطفی و المرتضی و البتول و السبطین؛ چ۱، بی جا: بی نا، ۱۳۷۷ق
۲۵. صالحی شامی، محمد بن یوسف؛ سبل الهدی والرشاد، تحقیق وتعلیق : شیخ عادل أحمد عبد الموجود ، شیخ علی محمد معوض؛ چ۱، بیروت: دار الکتب العلمیة، ۱۴۱۴ ق
۲۶. طبرانی، سلیمان بن احمد؛ المعجم الکبیر؛ تحقیق وتخریج : حمدی عبد المجید السلفی؛ چ۲، بی جا : دار إحیاء التراث العربی، بی تا
۲۷. طبرانی، سلیمان بن احمد؛ المعجم الاوسط؛ تحقیق : قسم التحقیق بدار الحرمین؛ بی جا: دار الحرمین للطباعة والنشر والتوزیع، ۱۴۱۵ ق
۲۸. طبرسی ، حسن بن فضل؛ مکارم الاخلاق؛ چ۶، بی جا: منشورات الشریف الرضی،۱۳۹۲ ق
۲۹. طبرسی، علی؛ مشکاة الأنوار؛ تحقیق مهدی هوشمند؛ چ۱، بی جا: دار الحدیث، ۱۴۱۸ ق
۳۰. طبرسی، احمد بن علی؛ احتجاج؛ بی جا: منشورات دارالنعمان، بی تا
۳۱. طبری آملی، محمد بن محمد؛ بشارة المصطفی؛ بی جا: مطبعة الحیدریة، بی تا
۳۲. طبری، محمد بن جریر بن رستم؛ دلائل الامامه؛ قم : مؤسسة البعثة ، ۱۴۱۳ ق
۳۳. طریحی، فخرالدین؛ مجمع البحرین؛ تهران: مصطفوی، ۱۳۳۹ ش
۳۴. طوسی، محمد بن حسن، تهذیب الاحکام، بیروت: دار صعب، بی تا
۳۵. غزالی، محمد بن محمد ؛ إحیاء علوم الدین؛ چ۲، بیروت: دارالکتب العلمیه، ۱۴۱۲ ق
۳۶. فیروز آبادی، سید مرتضی بن محمد؛ فضائل الخمسة من الصحاح الستة؛ قم: المجمع العالمی لاهل البیت(ع)،۱۴۲۲ ق
۳۷. کلینی، محمد بن یعقوب؛ الکافی، تصحیح و تعلیق : علی أکبر الغفاری؛ چ۵، تهران: دار الکتب الإسلامیة، ۱۳۶۳ش‏
۳۸. متقی هندی، علی بن حسام الدین؛ کنزالعمال فی سنن الاقوال و الافعال؛ ضبط وتفسیر : شیخ بکری حیانی / تصحیح وفهرسة : شیخ صفوة السقا؛ بیروت: مؤسسة الرسالة، ۱۴۰۹ ق
۳۹. مجلسی، محمد باقر بن محمد تقی؛ بحار الأنوار الجامعه لدرر اخبار الائمة الاطهار؛ چ ۲، بیروت: مؤسسة الوفاء، ۱۴۰۳ق
۴۰. مفید، محمد بن محمد بن نعمان؛ الاختصاص؛ تحقیق : علی أکبر غفاری و سید محمود زرندی؛ چ۲، بیروت: دار المفید للطباعة والنشر والتوزیع، ۱۴۱۴ق
۴۱. مقدس اردبیلی، احمد؛ زبدة البیان فی أحکام القرآن؛ چ۱، تهران: المکتبة الجعفریة لإحیاء الآثار الجعفریة، بی‌تا
۴۲. مقدس اردبیلی، احمد؛ مجمع الفائدة و البرهان فی شرح ارشاد الاذهان، چ ۱، قم: مؤسسة النشر الاسلامی، ۱۴۱۴ ق
۴۳. مناوی شافعی ، محمد عبدالرؤوف بن علی بن زین العابدین؛ اتحاف السائل بما لفاطمه من المناقب و الفضائل، قاهره: مکتبه القرآن، بی تا
۴۴. نراقی، احمد بن محمد مهدی؛ مستند الشیعة فی احکام الشریعة؛ تحقیق: مؤسسة آل البیت علیهم السلام لإحیاء التراث؛ چ۱، قم: مؤسسة آل البیت علیهم السلام لإحیاء التراث، ۱۴۱۹ ق
۴۵. نوری، حسین بن محمد تقی؛ مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل؛ تحقیق: مؤسسة آل البیت علیهم السلام لإحیاء التراث؛ چ ۱، بیروت: مؤسسة آل البیت علیهم السلام لإحیاء التراث، ۱۴۰۸ ق
۴۶. هیثمی، علی بن ابی بکر؛ مجمع الزوائد؛ بیروت: دار الکتب العلمیة ؛ ۱۴۰۸ ق

بانوي بهاري
۱۳۹۴/۰۱/۱۷, ۱۶:۱۶
سلام چون قرار شد بحث علمی باشه
بهتره سند دیگه ای برای این روایت ذکر کنید
کتاب احتجاج فاقد سند هست و راویان را حذف کرده اند
پس اصلا نمیشه روی این احادیث بحث کرد

سلام كجاوه

از عمران بن حصین نقل شده است: من نزد پیامبر(ص) نشسته بودم که فاطمه آمد و مقابل پیامبر ایستاد؛ پس پیامبر فرمود: «ای فاطمه! نزدیک بیا!» پس حضرت فاطمه نزدیک آن حضرت شد تا این‌که مقابل پیامبر ایستاد؛ عمران گوید: دیدم که زردی‌ای در صورت او نمایان گشته و کم‌خون شده است؛ پس رسول خدا(ص) برای او دعا کرد: «خدایا! ای سیر کننده گرسنه و ای روا کننده حاجت و ای برطرف کننده مشکلات و زداینده خواری و پستی! فاطمه دختر محمّد را گرسنه نگذار!» پس دیدم که زردی گرسنگی از صورت او رفت و خون در زیر پوست صورتش هویدا شد و کم‌خونی‌اش بر طرف گردید؛ سپس از فاطمه بعد از آن قضیه پرسیدم و او فرمود: «ای عمران! پس از آن روز دیگر گرسنه نماندم».
أبو القاسم طبرانی، سلیمان بن أحمد، المعجم الأوسط، ج 4، ص 210، دار الحرمین، قاهره، بی‌تا؛ قوام السنة اصفهانی، إسماعیل بن محمد، کتاب دلائل النبوة، محقق: محمد الحداد، محمد، ص 229، دار طیبة، ریاض، چاپ اول، 1409ق.

بانوي بهاري
۱۳۹۴/۰۱/۱۷, ۱۶:۲۸
میگویم اگر بخواهیم به شما نگاه کنیم - چقدر مفسر شدن آسان است.


مگر هر كسي نظرش رو بگه ادعاي تفسير مي كنه؟

Asal Masal
۱۳۹۴/۰۱/۱۷, ۱۷:۱۱
سلام چون قرار شد بحث علمی باشه
بهتره سند دیگه ای برای این روایت ذکر کنید
کتاب احتجاج فاقد سند هست و راویان را حذف کرده اند
پس اصلا نمیشه روی این احادیث بحث کرد

سلام
ممنون كه سعي مي كنيد با دليل بحث كنيد. اما اگر دقت مي كرديد مي ديديد كه كارشناس محترم هم تو پست اولشون به مطلبي از اين كتاب استناد كردند. (1.طبرسي،الاحتجاج ج 1 ص 98 )

پس نمي تونين به راحتي اين روايت رو كنار بذارين. با اين وجود همين روايت در اين منبع هم وجود داره. هر چند استارتر موضوع ديگه جاي بحث باقي نذاشتند.

تو كتاب الخرائج و الجرائح-قطب الدين راوندي -جلد 1 ص52

האיסלאם
۱۳۹۴/۰۱/۱۷, ۱۸:۱۱
اول اینکه این حرف شما می‌تواند درست باشد (نمی‌گویم حتماً هست همانطور که خودتان هم چنین فرمایشی نکردید)، مثل اینکه کسی که زیاد گریه کند به کنایه هم می‌توان گفت که اشک بر گونه‌هایش جاری شد، اینجا جریان یافتن اشک کنایه از زیاد بودن و شدید بودن گریه است و لزوماً از اندازه‌گیری چشمی مقدار اشک نیست ... می‌تواند برای توصیف شدت گریه‌ باشد ... اما با وجودیکه این احتمال وجود دارد ولی ضعیف است ... چون اگر مثلاً شدت گریه از لرزش‌های شانه‌ها فهمیده شود با همان صورت توصیف می‌شود و اگر از روی صدای هق‌هق گریه باشد باز از روی همان ویژگی توصیف می‌شود، اگر هم از خیس شدن لباس یا گل شدن خاک موضع سجده فهمیده شود باز با همان صورت توصیف می‌شود و در نتیجه معمول این است که اگر گفته می‌شود آنقدر اشک ریختند که اشک بر صورتشان جاری شد شدت گریه را از همین مسأله دیده باشند ...

ایشان می گویند که اشک بر گونه مبارک خانم سلام الله علیها جاری شد؛ این لزوماً به معنای دیدن این صحنه نیست که شما نتیجه گرفته اید و گفته اید معلوم می شود صورت مبارک حضرت باز بوده؛یعنی جناب سلمان نمی فرمایند: رأیت أن الدمعة جرت علی خدّها ......چه بسا جناب سلمان از قرینه ای و یا .... به جاری شدن اشک علم پیدا کردند.(البته مجددا این هایی که می گویم فقط برای باز کردن مطلب است که به این راحتی اظهار نظر در خصوص حجاب وجود مقدس حضرت زهرا سلام الله علیها نفرمایید)

در مورد اول، شخص میتونه روبنده داشته باشه و در حین گریه دستش رو به صورتش هم بکشه! این نشانه اینه که با دستش داره اشکهاشو که روی گونه هاش سرازیره پاک میکنه و نیاز به علم غیب هم نداره!
روایت واضح است اگر به روایت دقت کنید بسیار واضح توضیح داده شده که سلمان نقل می کند که پیامبر بیمار بود و من و برخی از اهل بیتش و جمعی از از اصحاب نزد رسول خدا بودیم ،حضرت فاطمه عليها السلام به عيادت او آمد و چون حال پيامبر و ضعف او را مشاهده نمود بغض گلویش را گرفت تا آنجا که قطره‏ هاى اشك بر گونه او جاری شد.
حال خوانندگان قضاوت می کنند که از چه قرینه ای می توان فهمید زنی که پوشیه دارد و کسی صورتش را نمی بیند بغض گلویش را گرفته و قطره های اشک بر گونه او جاری شده است.
اصلا نه شدت گریه ای در کار است که گفته شود از صداق گریه یا ... فهمیده شده نه اشک آنچنان جاری شده که پوشیه خیس شود که اگر اینگونه بود سلمان نمی فرمود اشک بر گونه ها جاری شد بلکه اگر می گفت از شدت گریه پوشیه حضرت خیس شد هم شدت گریه بهتر مشخص می شود و هم مطابق واقع می باشد علاوه بر این و تیر خلاص به توجیه های شما آنکه در علم اصول بحثی وارد شده به اسم اصاله الظهور یا همان اصل عدم اعتنا به معانی محتمله در ظواهر که حجیت آن بر می گردد به اصل عدم ( بی اعتنایی عقلاء به احتمالات خلاف بر می گردد به اصل عدم که امری عقلی- فطری در آنهاست بلکه ما معتقدیم که تمام اصول لفظیه بر می گردد به همین اصل عدم به جز اصالة الحقیقة ) ظاهر ( جمع آن ظواهر ) : عبارت و لفظی است که معنای آن نزد متکلم ظهور دارد ( معنایش روشنست و اگر چه مخاطب احتمال خلاف هم می دهد ولی بازهم حجة است چون ظهور فطرتا نزد عقلا همان حکم نص را دارد ) بنا بر این آنکه که از اینکه اشک بر گونه هایش جاری شد ظاهرش مورد قبول و حجت بوده و به مطالبی که خلاف این ظاهر ظهور دارد توجهی نمی شود.

kavoshgar02
۱۳۹۴/۰۱/۱۷, ۱۸:۱۵
سلام

به شما حق ميدم زماني كه برخلاف اعتقاداتي كه داريم يك چيزي را ميبينيم و يا ميشنويم واكنش نشون بديم

مگر نباید این باشد...
بستگی به واکنشش دارد ، باید واکنش صحیح صورت بگیرد.
لعنتی که من کردم ، دین هم کرده است.



مگر هر كسي نظرش رو بگه ادعاي تفسير مي كنه؟

این تمسخر نیست. دقت کنید . نکته است. کلام است. ادبیاتمان با هم فرق میکند.


سلام كاربر گرامي

موافقم لعنت خدا باد بر دشمنان اسلام و اهل بيت

منظور شما از كپي چيه؟؟ خوب روايت رو بايد از جايي گفت نه كه از خودمون بنويسيم. بله من از فايل pdf كتاب كپي كردم. چون اصل كتاب رو ندارم. مشكل شما چيه الان؟؟
شايد قصد توهين نداشته باشيد ولي داريد توهين مي كنيد. پس بهتره يا علمي بحث كنيد يا سكوت اختيار كنيد. (ببخشيدها منم قصد توهين نداشتم)

دقیقا بحث بنده هم همین است. بحث علمی اینقدر ساده انگارانه نیست ...
راستی بحث علمی یعنی چطور؟
مشخصات بحث علمی چیست؟




مگر شما دچار مشقت و رنج و عذاب ميشيد در هنگام استدلال.

من هم نگفتم همه نظراتم صد در صد درست و بي اشكاله قبلا هم نوشتم كه:


اگر استدلال کردن کاری راحت بود ، اینقدر مردم ازش گریزان نبودند...
راستی مگر قرار چه چیزی در نتیجه ی اینها حاصل شود ؟ مگر نه این است که باید راه را متناسب با هدف تنظیم کرد؟
هدف چیست؟

باء
۱۳۹۴/۰۱/۱۷, ۱۸:۳۱
به نظر شما این گفته ، با بقیه روایاتی که ایشان در کتاب های معتبر با سند های معبتر وحود دارد هماهنگی دارد ؟
لعنت کند خدا کسی که به خدا و پیغمبر و دختر پیغمبرش و علی علیه السلام و اولاد ایشان تا حضرت مهدی عج دروغ و تهمت ناروا میبندد...
قصد توهین ندارم. همانجایی را عرض میکنم که شما ازش کپی می کنید...
سلام علیکم،
اگر نقدی به آن روایت که سرکار عسل‌مسل بیان کردند دارید بفرمایید، برخورد اینگونه شاید چندان صحیح نباشد، شما هم به همین سادگی دارید یک روایت را به کنار می‌گذارید در حالی که شاید همین روایت هم روایتی صحیح باشد و تنها نیاز داشته باشد که درکی صحیح از آن حاصل گردد ... اگر قرار باشد هر کسی با تصور ذهنی خودش برخی روایات را بپذیرد و برخی را رد کند معیار سنجش از دست می‌رود و سست می‌شود ... یادمان باشد که اهل بیت علیهم‌السلام میزان هستند و فعل و قولشان حجت است و قرار نیست که ما به کارهای ایشان نمره دهیم و اگر کاری از کارهایشان یا حرفی از حرفهایشان بر خلاف تصور ما از ایشان بود بگوییم نه آنها اینطور نبوده‌اند و باید طور دیگری می‌بودند ... دقت داشته باشید که آن روایت را تأیید نکردم و باور معنای ظاهری آن هم ساده نیست، ولی اگر کسی بخواهد آنرا رد کند هم باید از راه خودش وارد شود. اینها را فقط بخاطر جمله‌ی آخرتان گفتم مگرنه با جمله‌ی اولتان موافقم و در پاسخ به آن باید کمی درنگ کرد.
یا علی علیه‌السلام

kavoshgar02
۱۳۹۴/۰۱/۱۷, ۱۸:۴۸
سلام علیکم،
اگر نقدی به آن روایت که سرکار عسل‌مسل بیان کردند دارید بفرمایید، برخورد اینگونه شاید چندان صحیح نباشد، شما هم به همین سادگی دارید یک روایت را به کنار می‌گذارید در حالی که شاید همین روایت هم روایتی صحیح باشد و تنها نیاز داشته باشد که درکی صحیح از آن حاصل گردد ... اگر قرار باشد هر کسی با تصور ذهنی خودش برخی روایات را بپذیرد و برخی را رد کند معیار سنجش از دست می‌رود و سست می‌شود ... یادمان باشد که اهل بیت علیهم‌السلام میزان هستند و فعل و قولشان حجت است و قرار نیست که ما به کارهای ایشان نمره دهیم و اگر کاری از کارهایشان یا حرفی از حرفهایشان بر خلاف تصور ما از ایشان بود بگوییم نه آنها اینطور نبوده‌اند و باید طور دیگری می‌بودند ... دقت داشته باشید که آن روایت را تأیید نکردم و باور معنای ظاهری آن هم ساده نیست، ولی اگر کسی بخواهد آنرا رد کند هم باید از راه خودش وارد شود. اینها را فقط بخاطر جمله‌ی آخرتان گفتم مگرنه با جمله‌ی اولتان موافقم و در پاسخ به آن باید کمی درنگ کرد.
یا علی علیه‌السلام
مگر بر ایشان چیزی گفتم ؟ من که گفتم توهین نمی کنم.
ولی بازهم از ایشان و بقیه معذرت خواهی میکنم. بهتر بود قبل مقداری بیشتر توضیح میدادم و بعد لعنت میکردم.

راستی آیا واقعا چنین است که حضرت زهرا (س) همیشه وقتی از خانه خارج می شدند ،با اینکه ایشان حجاب صد در صدی داشتند (صورت و دست را نمی دانم) زنانی گرداگرد ایشان به حرکت در می آمدند و این اضافه بر موضوع بوده است؟
راستی آیا انتظار می رود که ائمه و حضرت زهرا (س) پیامبر چیزی بیش از بقیه مردم در عهده شان بوده است ؟
و راستی چگونه چنین دختری با چنین حد حجب و حیا که اگر صحیح باشد ، جلوی نابینا حجاب صد در صد می کردند ، بعد آنچنان کاری را نیز میکنند؟
دختری که حجاب را هم از جهت نگا و هم از جهت بوی بدن احتمام می کنند و حتی جلوی نابینا...

و راستی چیزی دیگر...
منابع معتبر تر حدیث و روایات کدامند ؟
مگر بحار با آن همه سندیت ، چند حدیث صحیح دارد ؟

اگر بخواهیم بحث کنیم که بسیار کتاب است و بسیار منبع و عمر محدود...
بحث عاقلانه چیزی به انسان اضافه میکند...

rezaee
۱۳۹۴/۰۱/۱۷, ۱۸:۴۹
روایت واضح است اگر به روایت دقت کنید بسیار واضح توضیح داده شده که سلمان نقل می کند که پیامبر بیمار بود و من و برخی از اهل بیتش و جمعی از از اصحاب نزد رسول خدا بودیم ،حضرت فاطمه عليها السلام به عيادت او آمد و چون حال پيامبر و ضعف او را مشاهده نمود بغض گلویش را گرفت تا آنجا که قطره‏ هاى اشك بر گونه او جاری شد.
حال خوانندگان قضاوت می کنند که از چه قرینه ای می توان فهمید زنی که پوشیه دارد و کسی صورتش را نمی بیند بغض گلویش را گرفته و قطره های اشک بر گونه او جاری شده است.
اصلا نه شدت گریه ای در کار است که گفته شود از صداق گریه یا ... فهمیده شده نه اشک آنچنان جاری شده که پوشیه خیس شود که اگر اینگونه بود سلمان نمی فرمود اشک بر گونه ها جاری شد بلکه اگر می گفت از شدت گریه پوشیه حضرت خیس شد هم شدت گریه بهتر مشخص می شود و هم مطابق واقع می باشد علاوه بر این و تیر خلاص به توجیه های شما آنکه در علم اصول بحثی وارد شده به اسم اصاله الظهور یا همان اصل عدم اعتنا به معانی محتمله در ظواهر که حجیت آن بر می گردد به اصل عدم ( بی اعتنایی عقلاء به احتمالات خلاف بر می گردد به اصل عدم که امری عقلی- فطری در آنهاست بلکه ما معتقدیم که تمام اصول لفظیه بر می گردد به همین اصل عدم به جز اصالة الحقیقة ) ظاهر ( جمع آن ظواهر ) : عبارت و لفظی است که معنای آن نزد متکلم ظهور دارد ( معنایش روشنست و اگر چه مخاطب احتمال خلاف هم می دهد ولی بازهم حجة است چون ظهور فطرتا نزد عقلا همان حکم نص را دارد ) بنا بر این آنکه که از اینکه اشک بر گونه هایش جاری شد ظاهرش مورد قبول و حجت بوده و به مطالبی که خلاف این ظاهر ظهور دارد توجهی نمی شود.


چرا مطلب من رو نقل قول کردید؟ درحالیکه در دلایلتان به رد آن نپرداختید!
چرا اینقدر اصرار دارید به بانویی که حتی مقابل فرد نابینا حجاب کامل دارد، نسبت برداشتن پوشیه بدهید؟؟
اگر شخصی مقابل شما با زانو به زمین بخورد و پس از ایستادن لکه های خون روی زمین مشاهده کنید(در حالی که زانو یا پای خونی فرد رو ندیده اید) ،آیا میگویید "دیدم که خون از زاتو یا پایش جاری شد" ، یا میگویید "دیدم قطرات خون روی زمین بود؟". انصافا کدوم رو میگید؟

האיסלאם
۱۳۹۴/۰۱/۱۷, ۱۸:۵۷
چرا مطلب من رو نقل قول کردید؟ درحالیکه در دلایلتان به رد آن نپرداختید!
اگر دقت می کردید دلایل ذکر شد که قرار بر حمل روایت بر خلاف ظاهر نیست اگر شما ادعا دارید که بغض گلوی حضرت را گرفته و اشک بر گونه وی جاری شده از روی حدس و گمان بوده یا ... بوده و می خواهید روایت را بر خلاف ظاهر حمل کنید باید دلیل محمکم ارائه دهید و صرف احتمال چیزی را ثابت نمی کند.

چرا اینقدر اصرار دارید به بانویی که حتی مقابل فرد نابینا حجاب کامل دارد، نسبت برداشتن پوشیه بدهید؟؟
متاسفانه همان روایت را هم بد فهمیده اید.
در آن روایت مردی که می آید و نابینا بوده حضرت پرده ای حائل قرار می دهد تا او را نبیند و پدرش دلیل را سوال می کند می گوید او من را نمی بیند ولی من او را می بینم و او بوی من را ممکن است استشمام کند یعنی حضرت می خواهد برای اینکه به نامحرم نگاه نکند پرده قرار می دهد که حرمت دیدن نامحرم فقط مربوط به مرد نیست بلکه شامل زن هم می شود.
آن روایت اصلا مربوط به حجاب نیست که آن روایت را بد می فهمند و بد هم ترجمه می کنند بلکه مربوط به حرمت دیدن مرد توسط زن و کنترل نگاه زن از دیدن مرد است و حرمت استشمام بوی معطر زن.
ثانیا ما اصراری بر این نداریم بلکه مستفاد روایات این است که حضرت از پوشیه همیشه استفاده نمی کرده و ادله هم ذکر شد.

اگر شخصی مقابل شما با زانو به زمین بخورد و پس از ایستادن لکه های خون روی زمین مشاهده کنید(در حالی که زانو یا پای خونی فرد رو ندیده اید) ،آیا میگویید "دیدم که خون از زاتو یا پایش جاری شد" ، یا میگویید "دیدم قطرات خون روی زمین بود؟". انصافا کدوم رو میگید؟
همین سخن شما هم تایید کننده نظر ماست چراکه هیچوقت نمی گویم دیدم روی پایش زخم بود در حالی که پایش را ندیده ام(بغض گلویش را گرفته بود که در روایت آمده) و خون از پایش در حال جاری شدن بود بلکه می گویم خونی که ظاهرا از بدن او آمده بود را روی زمین دیدم.

باء
۱۳۹۴/۰۱/۱۷, ۱۹:۲۲
مگر بر ایشان چیزی گفتم ؟ من که گفتم توهین نمی کنم.
ولی بازهم از ایشان و بقیه معذرت خواهی میکنم. بهتر بود قبل مقداری بیشتر توضیح میدادم و بعد لعنت میکردم.

راستی آیا واقعا چنین است که حضرت زهرا (س) همیشه وقتی از خانه خارج می شدند ،با اینکه ایشان حجاب صد در صدی داشتند (صورت و دست را نمی دانم) زنانی گرداگرد ایشان به حرکت در می آمدند و این اضافه بر موضوع بوده است؟
راستی آیا انتظار می رود که ائمه و حضرت زهرا (س) پیامبر چیزی بیش از بقیه مردم در عهده شان بوده است ؟
و راستی چگونه چنین دختری با چنین حد حجب و حیا که اگر صحیح باشد ، جلوی نابینا حجاب صد در صد می کردند ، بعد آنچنان کاری را نیز میکنند؟
دختری که حجاب را هم از جهت نگا و هم از جهت بوی بدن احتمام می کنند و حتی جلوی نابینا...

و راستی چیزی دیگر...
منابع معتبر تر حدیث و روایات کدامند ؟
مگر بحار با آن همه سندیت ، چند حدیث صحیح دارد ؟

اگر بخواهیم بحث کنیم که بسیار کتاب است و بسیار منبع و عمر محدود...
بحث عاقلانه چیزی به انسان اضافه میکند...
سلام علیکم برادر عزیزم و رحمة الله،
خیر شما توهینی نکردید و قصدش را هم نداشتید، ولی همانطور که خودتان هم قبول دارید بهتر بود کمی قبلش توضیح بیشتر می‌دادید چون با بیان فعلی احتمال سوء تفاهم می‌رفت ... و شکر خدا مشکل بزرگی پیش نیامده و هر دو طرف با بزرگواری و متانت به بحث می‌پردازند ... به قول شما می‌توان امید داشت که از این بحث چیزی به انسان اضافه شود ...
با تشکر از هر دو کاربر بزرگوار :Gol:

اما در مورد مطالبی که در مورد اهل بیت علیهم‌السلام فرمودید ...
از یک طرف بله، بر ایشان گاهی چیزهایی واجب بوده که بر باقی مردم نباشد، البته در واقع قضیه حول رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله است که مثلاً نماز شب تنها بر ایشان واجب بود و یا تنها همسران ایشان بعد از رحلت یا شهادت جنابشان بر سایر مردهای مسلمان حرام باقی ماندند و یا اینکه بعد از حضرت علی علیه‌السلام هیچ کسی با حضرت زهراء سلام‌الله‌علیها کفویت نداشته و نه اینکه ازدواجشان خیلی خوب نباشد که اصلاً چه بسا اگر به خطا نرفته باشم حرام می‌بود ... حص حرام بودن صدقه بر ایشان هم بحث دیگری است ... پس امکان دارد که بخاطر مثلاً مصالح خاصی از جمله رعایت شأن پیامبر خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله برخی احکام پوشش مثلاً همسران و دختر پیامبر خدا متفاوت بوده باشد ...
در مورد باقی موارد که فرمودید حقیر با شما موافقم، ولی ... ولی تعجب‌براگیز بودن یک مطلب در بحث علمی دلیل بر غلط بودن آن نیست ... انسان ابتدا نمی‌داند و قرار است که بداند و اولین مواجهه با چیزی که نمی‌دانیم و قرار است که بدانیم معمولاً عجیب و ریب است که البته بستگی به شدن ندانستن ما هم دارد :Nishkhand: اما اینها هیچ کدام دلیل نمی‌شود که ما دیگر هر چیز عجیبی را بگوییم باید پذیرفت و اولش عجیب است و بعد عادی می‌شود، ما باید به دنبال حقیقت باشیم و در راه کسب آن هم باید با عقل و احتیاط عقلایی جلو برویم ... مثلاً خوب است که هیچ کسی راحت از مواضع خودش کوتاه نیاید و در چهارچوب انصاف و تعقل تا می‌تواند از تفکر خودش دفاع کند ... این خودش سیره‌ی عقلاست که اگر خلاف آن باشد نشان از تفکری سطحی و حزب باد بودن می‌دهد ... ولی چهارچوب انصاف و تعقل را هم باید رعایت کرد تا مانند جاهلانی دیگر هم نشویم ان شاء الله.
شما تمام سعیتان را بکنید که از آنچه که تا کنون به آن باور داشته‌اید دفاع کنید ... اگر در چهارچوب انصاف و تعقل باشد که از شما هم خلاف آن انتظار نمی‌رود این کار دیگر تعصب نخواهد بود و می‌شود جهادی علمی :ok:
البته اینکه حقیر در جبهه‌ی جناب کاوشگر هستم و داریم بحث درون‌تیمی :khandeh!: می‌کنیم یک بحث حقیقی است و نه حقوقی! :Gol:
یا علی علیه‌السلام

kavoshgar02
۱۳۹۴/۰۱/۱۷, ۱۹:۲۳
ثانیا ما اصراری بر این نداریم بلکه مستفاد روایات این است که حضرت از پوشیه همیشه استفاده نمی کرده و ادله هم ذکر شد.

شما سند شناسی روایاتی که مطرح کردید را به صورت دقیق اطلاع بدهید لطفا...
سند شناسی یعنی نه اینکه در فلان کتاب آمده است ها...
سند شناسی به این معنی که میزان اعتبار این روایات را با بررسی تمام احادیث و روایات ، بررسی سلسه رجال و اعتبار تک تک آن ها ، بررسی انطباق ، بررسی پراکندگی و .... انجام دهید تا بعد تازه مشخص شود که اصلا این روایت لیاقت مورد بحث قرار گرفتن را دارد یا نه...


یادم می آید روزی از صبح تا شب سر یک موضوع سیاسی بحث کردم و بسیار هم کتک خوردم ( جالب بود ، حرف میزدم و جای جواب کتک می خوردم) آخر شب فهمیدیم که اصلا آن جریان دروغ بوده و اتفاق نیوفتاده است ما تازه چقدر از خودمان تفسیر سر هم کرده بودیم و سعی میکردیم که مفاهیم با جوری با بقیه مفاهیم هماهنگ کنیم ...

عقل حکم میکند که قبل از استفاده از روایاتی یا احادیثی برای مقاصدی خاص اولین قدم و لازم ترین قدیم این است که اول روایات و احادیث سند شناسی شوند و روشن شود که اصلا بحث سر آن ها کاری بیهوده نباشد.

اینجا در این تایپیک من از کسی ندیدم که سند شناسی انجام داده باشد.

حال این سوال را دوباره می پرسم. بحث علمی چه ویژگی هایی دارد ؟؟؟؟

یارب
۱۳۹۴/۰۱/۱۷, ۱۹:۲۴
اگر دقت می کردید دلایل ذکر شد که قرار بر حمل روایت بر خلاف ظاهر نیست

سلام علیکم
با تشکر از شما کاربر گرامی

کاربرمحترم האיסלאם

با توجه به مباحث قبلی شما در این تاپیک http://www.askdin.com/thread47806-2.html
شما معتقد هستید که اکنون استفاده از پوشیه افراط و وهن مذهب و حرام است!!( مطالبی که در آن تاپیک به صراحت بیان فرمودید) و اکنون نیز اصرار بر این دارید که اثبات بفرمایید که حضرت زهرا(س) از پوشیه استفاده نمیکردند پس اکنون اگر خانمها از پوشیه استفاده میکنند افراط است و وهن مذهب است و حرام است،درست است؟(اگر غیر از این مد نظرتان است و بنده اشتباه میکنم بفرمایید!)

و اما اکنون بنده سوالی از محضر شما دارم

قطعا ان شاءالله با کتاب من لایحضر الفقیه کامل آشنایی دارید!
اين كتاب گرانسنگ معروف ترين اثر مرحوم صدوق است كه نام آن را از كتاب من لايحضره الطبيب زكرياى رازى اقتباس كرده و يكى از چهار كتاب پايه و مرجع شيعه است كه از نظر اتقان و اعتبار، پس از كتاب الكافى، صحيح ترين و استوارترين كتابها به شمار مى آيد و در عين اختصار، يك دوره كامل احكام دين بر مبناى مكتب اهل بيت(ع) ارائه كرده است.

اين اثر به پيشنهاد شريف الدين ابوعبداللّه محمد بن حسن بن اسحاق، معروف به نعمت، نگاشته شده است. اصل كتاب چهار مجلد و مشتمل بر 593 حديث است در موضوع فقه، حلال، حرام، شرايع و احكام كه مؤلف آن را در 62 سالگى تأليف كرده است و دويست و چهل و ششمين كتاب وى به شمار مى رود. ترجمه كتاب ياد شده توسط آقاى محمد جواد غفارى زير نظر استاد على اكبر غفارى به انجام رسيده است

به حدیث زیر توجه بفرمایید!!

من لا يحضره الفقيه / ترجمه غفارى، على اكبر ومحمد جواد و بلاغى، صدر ؛ ج‏4 ؛ ص84
على بن يقطين از امام هفتم عليه السّلام روايت كرده كه فرمود:
باكى نيست به شهادت دادن بر اقرار زن در حالى كه روى پوشيده ولى شناخته شده است، يا مردى كه با او محرم است و او را مى‏شناسد حضور داشته باشد و بداند كه اين همان زنى است كه در باره‏اش شهادت داده مى‏شود، ولى فقهاء عامّه قبول ندارند زنى كه روى پوشيده است در باره اقرارش شهادت دهند جز اينكه روى بگشايد و او را ببينند.
3347- محمّد بن حسن صفّار- رضى اللَّه عنه- به امام عسكرى عليه السّلام نوشت كه: مردى مى‏خواهد در باره زنى كه به او محرم نيست شهادت دهد در حالى كه زن پوشيده و در پرده است، ولى كلامش را مى‏شنود و دو تن شاهد عادل هم شهادت مى‏دهند كه او دختر فلان كس است كه اقرار مى‏كند و اين كلام خود اوست آيا شهادت بر اقرارش جايز است يا نه و بايد روى خود را بگشايد تا با چشم او را شناسائى كند؟ امام عليه السّلام در جواب نوشت «نقابى افكند و با نقاب‏ نزد شهود حاضر شود بيارى خداوند» و اين توقيع «دستخط» كه به خطّ مبارك امام مى‏باشد اكنون نزد من موجود است.

"ابن بابويه، محمد بن على، ترجمه من لا يحضره الفقيه، 6جلد، نشر صدوق - تهران، چاپ: اول، 1367ش."

خب حال صحبت بنده این است:
تفسیر و ترجمع احادیث و برداشت حکم از آنان کاری نیست که همه بتوانیم انجام دهیم !! وگرنه دیگر نیازی به مراجع تقلید نداشتیم ! پس اینکه بیاییم از احادیث یک حکم قطعی استخراج کنیم به نظر بنده کار صحیحی نیست

و اما اکنون بنده میخواهم به روش شما عمل کنم وخودم حدیث را تنفسیر نمایم! و از شما این سوال را دارم
اولا جایی که امام معصوم (ع) برای امری به این مهمی(شهادت) به زن معمولی که معصوم هم نبوده توصیه نمودند که دربرابر نامحرم نقاب بزند!! ( میتوانستند بفرمایند مگر زدن نقاب الزامی است!! خوب نزن!!) آنوقت به نظر شما حضرت زهرا صدیقه (س) از این زن معمولی در برابر نامحرمان کوچه و بازار کمتر رعایت میکردند؟!

در ثانی آیا قول معصوم برای ما حجت نیست؟آیا با توجه به این روایت که امام امر به زدن پوشه نمودند نمیشود جواز و حتی افضل بودن پوشیه را برداشت کرد؟!

یا زهرا(س)

درستي
۱۳۹۴/۰۱/۱۷, ۱۹:۲۹
دختری که حجاب را هم از جهت نگا و هم از جهت بوی بدن احتمام می کنند و حتی جلوی نابینا...

آيا لباسي كه نزد مرد نامحرم باشد و بدونه مال كدام زن نامحرمي است باز اين حرمت وجود خواهد داشت؟

rezaee
۱۳۹۴/۰۱/۱۷, ۱۹:۳۳
بلکه می گویم خونی که ظاهرا از بدن او آمده بود را روی زمین دیدم.



این تیکه دیگه واقعا آخر خوش انصافی بود!
امیدوارم در بحث با سایر دوستان به حقیقت امر دست پیدا کنید.

kavoshgar02
۱۳۹۴/۰۱/۱۷, ۱۹:۳۹
آيا لباسي كه نزد مرد نامحرم باشد و بدونه مال كدام زن نامحرمي است باز اين حرمت وجود خواهد داشت؟

ببخشید متوجه فرموده شما نمی شوم. لطفا زیاد توضیح دهید...

درستي
۱۳۹۴/۰۱/۱۷, ۱۹:۴۵
ببخشید متوجه فرموده شما نمی شوم. لطفا زیاد توضیح دهید...

شما از بو و استشمام گفتين كه حضرت فاطمه جلو نابينا رعايت ميكرد
حالا اگر زني خواست لباسش را به مرد غريبه بدهد باز بايد اين حرمت را رعايت كند و لباس شخصيش رو به نامحرم نده تا خداي ناكرده فكرهاي ناجور نزنه به سرش؟

rezaee
۱۳۹۴/۰۱/۱۷, ۱۹:۴۵
متاسفانه همان روایت را هم بد فهمیده اید.
در آن روایت مردی که می آید و نابینا بوده حضرت پرده ای حائل قرار می دهد تا او را نبیند و پدرش دلیل را سوال می کند می گوید او من را نمی بیند ولی من او را می بینم و او بوی من را ممکن است استشمام کند یعنی حضرت می خواهد برای اینکه به نامحرم نگاه نکند پرده قرار می دهد که حرمت دیدن نامحرم فقط مربوط به مرد نیست بلکه شامل زن هم می شود.
آن روایت اصلا مربوط به حجاب نیست که آن روایت را بد می فهمند و بد هم ترجمه می کنند بلکه مربوط به حرمت دیدن مرد توسط زن و کنترل نگاه زن از دیدن مرد است و حرمت استشمام بوی معطر زن.
ثانیا ما اصراری بر این نداریم بلکه مستفاد روایات این است که حضرت از پوشیه همیشه استفاده نمی کرده و ادله هم ذکر شد.




ببخشید یک روایت دیگری هم هست که حضرت زهرا سلام الله علیها وصیت میکنند که بعد از فوت(شهادت)شان، به یک ملحفه عادی کفایت نکرده و برایشان تابوتی بسازند که بدن را کاملا فراگرفته و حتی شکل کلی جسم بی جانشان هم از زیر پارچه دیده نشود!!

بعد ما داریم اینجا راجع به چی بحث میکنیم!!
شاید این روایت را هم بد فهمیده ام و نیاز به تفسیر شما دارد!!

باء
۱۳۹۴/۰۱/۱۷, ۱۹:۴۶
و تیر خلاص به توجیه های شما آنکه در علم اصول بحثی وارد شده به اسم اصاله الظهور یا همان اصل عدم اعتنا به معانی محتمله در ظواهر که حجیت آن بر می گردد به اصل عدم ( بی اعتنایی عقلاء به احتمالات خلاف بر می گردد به اصل عدم که امری عقلی- فطری در آنهاست بلکه ما معتقدیم که تمام اصول لفظیه بر می گردد به همین اصل عدم به جز اصالة الحقیقة ) ظاهر ( جمع آن ظواهر ) : عبارت و لفظی است که معنای آن نزد متکلم ظهور دارد ( معنایش روشنست و اگر چه مخاطب احتمال خلاف هم می دهد ولی بازهم حجة است چون ظهور فطرتا نزد عقلا همان حکم نص را دارد ) بنا بر این آنکه که از اینکه اشک بر گونه هایش جاری شد ظاهرش مورد قبول و حجت بوده و به مطالبی که خلاف این ظاهر ظهور دارد توجهی نمی شود.
سلام علیکم برادر عزیزم و رحمة الله،
این تیر خلاص در علم اصول اگرچه اسمی دهان‌پرکن دارد ولی یقین بدانید که ان شاء الله هیچ کدام از ما وسواس فکری نداریم و در عمل به آن پایبند هستیم، اگرچه اسمش را هم ندانیم ... در واقع این نزدیک به بدیهی است که تا وقتی که دلیلی محکم بر خلاف ظاهر نداشته باشیم باید به همان ظاهر پایبند شد ... این به نوعی همان اصل حمار است که تا می‌شود خط مستقیم را رفت نباید لقمه را دور سر پیچاند ...
اما موضوع اینجاست که برخی از ما این روایت را در تناقض با روایاتی دیگر می‌دانیم و اینجا تضاد در دو ظاهر پیش می‌آید ... در اینجا دیگر آن تیر خلاص مدّ نظر شما اعتبار خود را از دست می‌دهد چون یا باید اثبات شود که یکی از دو ظاهر از نظر سندی اشکال دارند یا محتوای یکی خلاف قرآن است، و یا اینکه پا را از ظاهر فراتر گذاشته و یک قدم به سمت باطن بالا رفته تا این کثرت به ظاهر خودمتناقض را دو روی یک سکه بدانیم و به نوعی تناقض ظاهری با گذر به باطن برطرف گردد ...
البته شما در پست‌هایی که نوشتید تلاش کردید به این تناقضات ظاهری بپردازید و توضیحی برای رفع آنها بدهید ولی آن توضیحات دیگر یک تفسیر بدیهی نبوده و قابل تدقیق و بررسی بیشتر هستند و چه بسا به این راحتی‌ها روی تفاسیر مدّ نظر شما به توافق هم نرسیم ... با به کار بردن اصطلاحاتی که حقیر باید سه‌رقم‌سه‌رقم از سمت راست بشمرم و بخوانم تا بفهمم یعنی چی عملاً حقیر را در سه کنجی قرار می‌دهید که فکر می‌کنم اگر مخالفت کنم جلوی تمام علمای علم اصول ایستاده‌ام :khandeh!: برادر رحمی کنید :ok: (شوخی کردم هم رحم کردید که خودتان آن اصطلاح را توضیح دادید و هم لطف کردید که بالأخره ما هم این آخر شبی چیزی یاد بگیریم :Gol:)
یا علی علیه‌السلام

باء
۱۳۹۴/۰۱/۱۸, ۰۵:۲۳
سلام علیکم و رحمة الله و برکاته،
با توجه به اینکه آغازگر تاپیک تعداد قابل توجهی حدیث مطرح کردند و بعد تفسیری بر روی آن ارائه دادند که دو دسته تفسیر به ظاهر متناقض را بتوانند با هم جمع نمایند به نظر می‌رسد فعلاً بهتر است به همین تحلیل ایشان از روایات پرداخته شود که از این حیث هم بهتر است اولین بررسی جدّی را از کارشناس تاپیک بخواهیم که انجام دهند ... در واقع احادیثی که جناب האיסלאם (اگر اسمشان را درست نوشته باشم، تلفظ که اصلاً نشد که بکنم :Nishkhand:) مطرح کردند گردنه‌ی مناسبی برای پیگیری مسیر اصلی تاپیک است و اگر بحث به همین منوالی که الآن دارد طی می‌شود پیگیری شود نکات اصلی بحث کم‌رنگ‌تر می‌گردند ... این است که شاید اگر تحلیل و بررسی مذکور انجام شود بسیاری از موضوعات حاشیه‌ای دیگر که توسط حقیر و دوستان دیگر مطرح می‌شود خودبخود برطرف گردند ... یا از نظر سندی یکی از این دو دسته احادیث اشکال دارند و یا اگر هر دو معتبر هستند باید به بررسی محتوایی آنها پرداخت و به همین دلیل حقیر تا رسیدن کارشناس محترم تاپیک را بستم که رشته‌ی بحث از دست در نرود و به بیماری حاشیه‌زدگی مبتلا نشود ... از جناب تذکره هم درخواست کردم که ان شاء الله تا بحث سرد نشده است تشریف بیاورند تا در حضور ایشان و زیر نظر ایشان بحث را ادامه دهیم ... پس لطفاً کانال خودتان را عوض نکنید و همچنان حضور گرم و علمی‌اتان در بحث را حفظ کنید :ok::Gol:
البته همانطور که آغازگر تاپیک فرمودند این تاپیک به جنبه‌ی فقهی قضیه نمی‌خواهد وارد شود وگرنه از نظر فقهی امروز پوشیه در حالت کلی واجب نیست و تنها در شرایط خاصی ممکن است موافق احتیاط بوده و یا در مواردی واجب گردد، اما حرام یا مکروه هم نیست و مصداق لباس شهرت هم نیست (لباسی که انسان را به پاکدامنی و عفاف و صفات عالی انسانی مشهور کند آن لباس شهرت حرام نیست، در واقع صرف لباسی که جلب توجه کند حرام نیست بلکه مهم است که در آن لباس از چه جهتی برای انسان شهرت فراهم می‌شود) ... از نظر شرعی همه مطابق با فتاوای مراجع خودشان وظیفه‌اشان را می‌دانند، بلکه در عوض اینجا یک بحث علمی دایر است که ان شاء الله در آن درکمان از دینمان و متون دینی‌امان بالاتر برود ... بحث واجب و حرام نیست بلکه بحث استحباب آن و میزان آن است و اینکه در چه شرایطی نداشتن آن ترک اولی است و در چه شرایطی نیست ... بماند که بحث اصلی این تاپیک محدود به پوشیه هم نبوده و در واقع خاص پوشش در اسلام هم نیست و مربوط به پوشش خاص ۴ و تنها ۴ زن برگزیده است که می‌توانند در کنار رعایت احکام شرعی الگوی مناسبی برای خانم‌ها به حساب بیایند ...
با تشکر
یا علی علیه‌السلام

تذکره
۱۳۹۴/۰۱/۱۸, ۱۸:۴۴
خیلی از مباحثی را بیان کردید صرف بیان احتمال است ولی آن چه محرز است آن است که گفتیم حضرت زهرا(سلام الله علیها) هنگام خروج از منزل مقنعه را محکم به سر بستند و جلباب (چادر) را به گونه ای که تمام بدن آن حضرت را می پوشاند و گوشه های آن به زمین می رسید به تن کردند و به همراه گروهی از نزدیکان و زنان قوم خود به سوی مسجد حرکت کردند.
و همچنین امام علی (ع) می فرماید: خدمت پیامبر اسلام (ص) بودیم، آن حضرت پرسید: چه چیزی برای زنان نیکو و رواست؟ حضرت فاطمه (س) در پاسخ فرمود: «خیرٌ للنساءِ انْ لا یریْن الرّجال و لا یراهنّ الرّجالٌ ؛ بهترین (حالت) برای زنان این است (که بدون ضرورت) مردان نامحرم را نبینند و نامحرمان نیز آنان را ننگرند».

پیامبر اکرم آنچنان از این سخن عمیق و رسا به وجه آمد که فرمود: «انّها منّی، براستی فاطمه از من (پاره تن من) است (که چنین سخن سنجیده و عمیق می گوید)
منبع:
مجله پاسدار اسلام-تیرماه1385 شماره 295 ص 19

باء
۱۳۹۴/۰۱/۱۹, ۱۷:۴۵
سلام علیکم و رحمة الله و برکاته،
از صبر و تحملی که به خرج دادید ممنونم،
حالا که استاد نظرشان را دادند ممنون می‌شوم (خودم :Nishkhand:) و دوستان پیرامون موضوع اصلی تاپیک اگر نظری دارند بفرمایند ...
مثلاً روایاتی که برادرمان آوردند را آیا به طور خاص می‌توان طور دیگری هم تحلیل کرد؟
در مورد پوشش سه بانوی برتر دیگر چه ایا اطلاعی در دسترس داریم؟
با تشکر
یا علی علیه‌السلام

האיסלאם
۱۳۹۴/۰۱/۱۹, ۱۸:۰۸
اینجا در این تایپیک من از کسی ندیدم که سند شناسی انجام داده باشد.
سلام
تشکر از شما که دنبال بحث علمی هستید.
بنده قبلا در یکی دیگر از تاپیک ها ادعا کرده و می کنم که یک روایت صحیح که بگوید حضرت فاطمه صورت خود را که از نامحرم پوشاند وجود ندارد و تمام روایات مرتبط با این موضوع ضعیف بوده همین جا هم از همه خوانندگان در خواست می کنم که اگر روایت صحیحی دارید که حضرت فاطمه صورتش را از نامحرم می پوشاند بیاورند و سند روایت را بررسی کنند اما در مورد روایاتی که ما به آنها استدلال کردیم فقط به توضیح یکی از آنها می پردازم و بقیه را به دوستان واگذار می کنم.
« انه لما أجمع أبو بکر وعمر علی منع فاطمة ( علیها السلام ) فدکا وبلغها ذلک لاثت خمارها علی رأسها ، واشتملت بجلبابها واقبلت فی لمة من حفدتها ونساء قومها تطأ ذیولها ...»( طبرسی، احمد بن علی، بی تا، ۱/۱۳۱).
[وقتی ابوبکر و عمر بر منع فدک از فاطمه علیها السلام هم نظر شدند و خبر این مطلب به حضرت فاطمه علیها السلام رسید، مقنعه خود را سر کرد و لباس خود را پوشید و با گروهی از زنان خدمتکار و بانوان خویشاوندش حرکت کرد، هنگام راه رفتن لباس حضرت به زمین کشیده می شد و پایین لباس زیر پایش می رفت...].
این روایت مربوط به خطبه فدکیه مشهور هست که این خطبه فقط در کتاب دلایل الامامه با هشت سلسله سند ذکر شده حالا کتب دیگر که اصلا نیازی نباشد توضیح دهیم که بسیار مشهور بوده و هیچ خدشه ای از لحاظ سند به آن وارد نیست و حتی اهل سنت هم خطبه فدکیه را نقل کرده است که در آن اشاره شده که حضرت از خمار و جلباب که همان پوشش افضل قرآنی است استفاده کردند آنهم در اوج حضور در جامعه چون ما خطبه فدکیه را یکی از مصادیق حضور زنان در اجتماع می دانیم که حضرت در این شرایط از خمار و جلباب استفاده کردند و حتی در یکی از طریق های خطبه فدکیه نیامده که ایشان صورتش را پوشانده باشد و فکر هم نکنم کسی باشد بتواند کوچکترین ایرادی به سند خطبه فدکیه بگیرد.
بنابر آنچه بیان شد می توان دریافت که بر اساس آنچه در آیات و روایات و اخبار تاریخی و سیره حضرت زهرا(س) آمده، ایشان در مقابل نامحرم صورت خود را نمی پوشانده است.
این یک الگوی مهم برای زنان مسلمان و همه اقتداگران به سیره معصومین(ع) می باشد که می خواهند هر فعل معصوم را بدون افراط و تفریط انجام دهند، چراکه اصل دینداری، حفظ راه میانه و وسط است و در کلام امیر المؤمنین(ع) آمده :«الیمین و الشمال مضلة، والطریق الوسطی هی الجاده»[راست و چپ، مایه گمراهی است و راه میانه، جاده اصلی است].
نپوشاندن صورت توسط حضرت زهرا(س) و از سویی، پوشاندن تمام بدن توسط «جلباب» و «شمله» به عنوان پوشش در مقابل فرد نامحرم و نیز در بیرون از خانه، از این حکایت دارد که ایشان راه میانه را اتخاذ نموده و سیره عملی ایشان، حاکی از حجاب و عفاف ایشان است.

האיסלאם
۱۳۹۴/۰۱/۱۹, ۱۸:۰۹
اولا جایی که امام معصوم (ع) برای امری به این مهمی(شهادت) به زن معمولی که معصوم هم نبوده توصیه نمودند که دربرابر نامحرم نقاب بزند!! ( میتوانستند بفرمایند مگر زدن نقاب الزامی است!! خوب نزن!!) آنوقت به نظر شما حضرت زهرا صدیقه (س) از این زن معمولی در برابر نامحرمان کوچه و بازار کمتر رعایت میکردند؟!
در ثانی آیا قول معصوم برای ما حجت نیست؟آیا با توجه به این روایت که امام امر به زدن پوشه نمودند نمیشود جواز و حتی افضل بودن پوشیه را برداشت کرد؟!

اولا روایت مربوط به نقاب است و نه پوشیه و در نقاب چشم و اطراف آن و پیشانی معلوم بوده پس ارتباطی به پوشیه ندارد و همچنین سخن ما این بود که روایتی بیاورید که آن چهار زن افضل از پوشیه استفاده می کردند که شما اشاره نکردید

ثانیا بهتر است روایت دقیق مورد بحث قرار بگیرد
محمد بن حسن صفار گويد: درنامه اى به امام، از مردى كه مى خواهد عليه زن نامحرمى شهادت دهد، سوال كردم: آيا بدون ديدن صورت زن و از پشت پرده كه صداى او را مى شنود ودو شاهد عادل هم شهادت مى دهند: اين زن همان فلانى دختر فلانى است كه اينجا حاضر واين هم صداى اوست، مى تواند نسبت به آن زن شهادت دهد؟ يا اين كه زن خود را نشان داده ومرد اورا با چشم خود ببيند؟ امام در پاسخ نوشتند: زن نقاب مى زند و براى شهود ظاهر مى شود، ان شاء لله. اين استدلال ، ضعيف است، زيرا زنى كه در اين قضيه آمده است،از نشان دادن خود نزد شاهد، سرباز مى زند ،و ربط ى به اين حكم شرعى نداردكه آيا پوشیه زدن وجب است یا مستحب است یا ... به همين علت به صحبت از پشت پرده اكتفا نموده و از پشت آن خارج نمى شود. لذا سوال كننده پرسيد: آيا شنيدن سخن او از پشت پرده درصحت شهادت كافى است يا خير؟ امام پاسخ فرمود: زمانى كه با نقاب از پشت پرده بيرون بيايد، شهادت صحيح مى باشد. مثل اين كه پرسشگر شاهد از كمترين مرتبه حمل شهادت دراين حالت، سوال مى نمايد كه آياشنيدن صدا است يا خارج شدن از پشت پرده يا نگاه كردن به صورت زن، امام پاسخ مى دهد: باخارج شدن از پشت پرده. اين سخن توجيه معقولى درباره روایت بوده است. همين توجيه به تنهايى براى نقض استدلال كافى است، اگر چه اثبات نشود و به عنوان احتمال مطرح گردد.چون با اين احتمال،استدلال به صحيحه بر وجوب یا حتی استحباب نقاب، ناتمام مى ماند..

ثانیا امر به تنقب در روايت معلوم نيست امر وجوبى یا استحبابی باشد، بلكه ممكن است امر ترخيصى باشد، امرى كه در مقام توهم حظر مى باشد دلالت بر وجوب و حتی استحباب ندارد، چون زنی که در روایت وجود دارد از كشف وجه خوددارى مى كند، هر چند جايز است وجه کشف، و در مقام شهادت نياز به كشف وجه - فى الجمله - وجود دارد، امام عليه السلام دستور داده اند كه با نقاب ظاهر شوند كه هم رعايت جانب زن كه كشف وجه بر وى دشوار است، شده باشد و هم مسأله شهادت حل شده است

ثالثا اگر هم ما امر در روايت را امر ترخيصى نگيريم، بلكه امر الزامى بدانيم، ولى نه امر الزامى تعيينى بلكه از باب احد مصاديق الواجب باشد، مثلاً در باب كفاره برخى از محرمات احرام در پاره اى از روايات مى خوانيم: «عليه شاة»، اين امر، الزامى است و نسبت به مراتب كمتر از گوسفند همچون مرغ و خروس تعيينى است، ولى نسبت به مراتب بالاتر ظهور در عدم كفايت ندارد و از آن فهميده نمى شود كه اگر گاو و يا شتر بكشد، كافى نيست.
پس اگر روايتى به طور مطلق گفته باشد: «عليه دم» منافاتى با اين روايت ندارد، بلكه شاة به اقلّ مصاديق واجب تفسير مى گردد.
در مانحن فيه هم از امر به نقاب مى فهميم كه پوشيدن برقع كه تمام صورت را بپوشاند در مقام شهادت جايز نيست، ولى از آن فهميده نمى شود كه اگر زن اصلاً نقاب هم نزند و با روى باز در حضور شهود حاضر شود، اشكال دارد یا کراهت دارد و یا حتی خلاف استحباب است؛ بلكه چون آن زن اصرار بر عدم نمایش صورت خود دارد كه در مقام شهادت صحيح نيست، اقلّ مراتبى كه زن بايد آشكار كند، مقدارى است كه از نقاب بيرون مى ماند ولى از آن استفاده حرمت یا کراهت آشكار كردن مراتب بيشتریا استحباب پوشش استفاده نمى گردد.

رابعا روايت خود از ادله جواز كشف وجه است، زيرا از روايات معتبره ديگر ثابت شده است كه شهادت شاهدين بر اين كه مشهود عليه فلان زن است، كفايت ميكند و لازم نيست كه زن حتماً ظاهر شود، پس هيچ ضرورتى در كار نيست كه زن قسمتى از روى خود را كه نقاب نمى پوشاند (چشم و اطراف آن) آشكار سازد،که امام دستور به زدن نقاب می دهد که چشم و پیشانی در نقاب آشکار است یعنی دستور به آشکار سازی چشم و پیشانی و اطراف آن در حال غیر ضرورت پس جواز بلکه امر كشف اين مقدار در حال عدم ضرورت توسط امام دليل بر عدم حرمت ذاتى كشف وعدم استحباب ذاتی پوشاندن آن مى باشد و از آن درمى يابيم كه فى الجمله زن مى تواند قسمتى از صورت خود را آشكار سازد.

دلایل دیگری هم وجود دارد که نیازی نیست گفته شود و همین مقدار کفایت می کند بنده به مطالب حاشیه ای شما به هیچ وجه پاسخ نمی دهم (منظور از مطالب حاشیه ای بحث فقهی و ... بوده که ارتباطی به موضوع تاپیک ندارد و از شما هم درخواست می شود صرفا روایات معتبر و صحیح را ذکر کنید که حجاب چهار زن افضل چگونه بوده است و مباحث دیگر را مطرح نفرمایید تا بحث روال منطقی خودش را پی گیرد)

האיסלאם
۱۳۹۴/۰۱/۱۹, ۱۸:۱۰
این تیکه دیگه واقعا آخر خوش انصافی بود!
امیدوارم در بحث با سایر دوستان به حقیقت امر دست پیدا کنید.
سلام
لطف بفرمایید روایتی با سند صحیح بیاورید و تک تک راویان آن را هم ذکر کنید که ایا ثقه هستند یاخیر که 4 زن افضل حجاب آنها چگونه بوده و آیا صورت خود را همیشه از نامحرم می پوشانده اند یا خیر؟
خوش انصافی و بد انصاف بودن هم ارتباطی به اصل موضوع ندارد.

ببخشید یک روایت دیگری هم هست که حضرت زهرا سلام الله علیها وصیت میکنند که بعد از فوت(شهادت)شان، به یک ملحفه عادی کفایت نکرده و برایشان تابوتی بسازند که بدن را کاملا فراگرفته و حتی شکل کلی جسم بی جانشان هم از زیر پارچه دیده نشود!!
بعد ما داریم اینجا راجع به چی بحث میکنیم!!
شاید این روایت را هم بد فهمیده ام و نیاز به تفسیر شما دارد!!
مگر ما پناه بر خدا گفته ایم که ایشان لباسی می پوشیدند که شکل کلی جسم مشخص بوده؟
ما گفتیم حجاب ایشان حجاب افضل قرآنی یعنی خمار و جلباب بوده اما برخی اصرار دارند که بگویند خیر ایشان از قرآن هم حجاب بیشتری داشته و صورت را هم پوشانده است که طبق روایاتی که وجود دارد ایشان همواره صورت خود را نمی پوشاندند و منافاتی هم با روایتی که شما ذکر کردید ندارد.

האיסלאם
۱۳۹۴/۰۱/۱۹, ۱۸:۱۰
ما موضوع اینجاست که برخی از ما این روایت را در تناقض با روایاتی دیگر می‌دانیم و اینجا تضاد در دو ظاهر پیش می‌آید ... در اینجا دیگر آن تیر خلاص مدّ نظر شما اعتبار خود را از دست می‌دهد چون یا باید اثبات شود که یکی از دو ظاهر از نظر سندی اشکال دارند یا محتوای یکی خلاف قرآن است، و یا اینکه پا را از ظاهر فراتر گذاشته و یک قدم به سمت باطن بالا رفته تا این کثرت به ظاهر خودمتناقض را دو روی یک سکه بدانیم و به نوعی تناقض ظاهری با گذر به باطن برطرف گردد ...
سلام
شما ابتدا بفرمایید یکی از این روایات متناقض دسته اول را که سند قوی دارد ذکر کنید.
قبلا بنده در بحث با یکی دیگر از کاربران که به همین روایات استناد می کرد یکی یکی ضعف سند تمام آنها را ثابت کردم که تمام آنها ضعیف بوده و اعتبار حدیثی ندارند بنا بر این شما هم لطفا بفرمایید روایاتی که مدعی صحت آنها هستید رابررسی سندی بفرمایید و اگر صحیح هستند به ما بفرمایید تا من هم مجددا سند روایت را نگاه کنم و به شما علت ضعف سند آن را بگویم.
ما روایت معتبر فدکیه را مورد استناد قرار دادیم که پوشش ایشان خمار و جلباب بوده و به هیچ وجه در آن روایت اشاره ای به این نشده که ایشان پوشیه داشتند با اینکه جزئیات دقیق حجاب حضرت در آن خطبه مشهور که از لحاظ سند و متن هیچ اشکالی ندارد و بین شیعه و سنی مطرح شده وجود ندارد.
ثانیا روایات ما مطابق با قرآن و بوده در قرآن خداوند می فرماید:
يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُل لِّأَزْوَاجِكَ وَبَنَاتِكَ وَنِسَاءِ الْمُؤْمِنِينَ يُدْنِينَ عَلَيْهِنَّ مِن جَلَابِيبِهِنَّ
ای پیامبر! به همسران و دخترانت و زنان مؤمنان بگو: «جلبابها خود را بر خویش فروافکنند،
خداوند به پیامبر دستور می دهد که به دخترش بفرماید که از جلباب استفاده نماید و جلباب حجاب افضل قرآنی معرفی شده و سخنی از پوشیه و ... به میان نیامده و مطابق پوشش حضرت در زمان خواندن خطبه فدکیه هم بوده.
ثالثا بر فرض هم ثابت شود طبق روایات دسته اول که ایشان در برخی از شرایط صورت خود را می پوشانده و ما این روایات را هم از روی تسامح بپذیریم و روایات دسته دوم هم دلالت دارد بر اینکه ایشان در مواقعی صورت خود را نمی پوشانده که این دو تعارضی ندارند که بخواهیم یکی را رد کنیم بلکه می گوییم در آن شرایطی که پوشاندن صورت واجب بوده مثلا نپوشاندن صورت مفسده داشته ایشان صورت خود را می پوشانده اما در حالت عادی نمی پوشانده و راه جمع بین دو روایات بر فرض صحت روایات دسته اول هم وجود دارد و تعارضی با هم ندارند.

האיסלאם
۱۳۹۴/۰۱/۱۹, ۱۸:۱۱
خیلی از مباحثی را بیان کردید صرف بیان احتمال است ولی آن چه محرز است آن است که گفتیم حضرت زهرا(سلام الله علیها) هنگام خروج از منزل مقنعه را محکم به سر بستند و جلباب (چادر) را به گونه ای که تمام بدن آن حضرت را می پوشاند و گوشه های آن به زمین می رسید به تن کردند و به همراه گروهی از نزدیکان و زنان قوم خود به سوی مسجد حرکت کردند.
و همچنین امام علی (ع) می فرماید: خدمت پیامبر اسلام (ص) بودیم، آن حضرت پرسید: چه چیزی برای زنان نیکو و رواست؟ حضرت فاطمه (س) در پاسخ فرمود: «خیرٌ للنساءِ انْ لا یریْن الرّجال و لا یراهنّ الرّجالٌ ؛ بهترین (حالت) برای زنان این است (که بدون ضرورت) مردان نامحرم را نبینند و نامحرمان نیز آنان را ننگرند».

پیامبر اکرم آنچنان از این سخن عمیق و رسا به وجه آمد که فرمود: «انّها منّی، براستی فاطمه از من (پاره تن من) است (که چنین سخن سنجیده و عمیق می گوید)
منبع:
مجله پاسدار اسلام-تیرماه1385 شماره 295 ص 19
سلام
پس سخنی از پوشاندن صورت در میان نیست.
آن روایتی هم که ذکر کردید که خیرٌ للنساءِ انْ لا یریْن الرّجال و لا یراهنّ الرّجالٌ از نظر سند ضعیف بوده و قابل اعتنا نمی باشد لطفا دقت کنید که بنده گفتم روایات صحیح را ذکر بفرمایید
اين روايت از لحاظ سندى به طور مرسل نقل گرديده و سلسله راويان آن معلوم نيست. در ضمن در كتب اربعه حديثى نيز ثبت نشده است.
علامه مجلسى علاوه بر نقل فوق از مصباح‏الانوار اين حديث را به شرح زير از كشف‏الغمه اربلى به نقل از اخبار فاطمه(س) از ابن‏بابويه به طور مرسل نقل كرده است:
امام على(ع) فرمود: روزى در محضر رسول خدا بوديم و حضرت از ما سؤال كرد: مرا خبر دهيد كه بهترين چيز براى زنان كدام است؟ [جواب‏هاى ما مورد قبول واقع نشد ]و از دادن جواب [صحيح ]عاجز شديم. جمع متفرق شد [بدون اينكه جواب روشن گردد ]و من به خانه آمدم و جريان را به فاطمه(س) خبر دادم. ايشان فرمود: «لكن من مى‏دانم: خير للنساء ان لا يَرين الرجالَ و لا يراهنّ الرجالُ»؛ با شنيدن اين جواب به محضر رسول خدا بازگشتم و جواب را به سمع حضرتش رساندم.
حضرت فرمود: تو در جمع و نزد من كه بودى جواب را نمى‏دانستى، چه كسى تو را از جواب آگاه كرد؟ گفتم: فاطمه. حضرت متعجب و شادمان فرمود: فاطمه پاره تن من است
بنا بر اين از لحاظ سندي روايت ضعيف است زيرا راويان آن تا معصوم معلوم نيستند.
و لطفا در مورد سه زن دیگر که درابتدای تاپیک سوال شد هم توضیح دهید

یارب
۱۳۹۴/۰۱/۱۹, ۱۸:۵۰
اولا روایت مربوط به نقاب است و نه پوشیه و در نقاب چشم و اطراف آن و پیشانی معلوم بوده پس ارتباطی به پوشیه ندارد و همچنین سخن ما این بود که روایتی بیاورید که آن چهار زن افضل از پوشیه استفاده می کردند که شما اشاره نکردید

سلام علیکم
اولا که پوشیه انواع دارد! و اکثر خانمهایی که پوشیه میزنند چشمهایشان پیداست!!

ثانیا و ثالثا بنده اصلا این استدلالهای شمارا قبول ندارم!!!قول معصوم برای ما حجت است!! اگر زدن نقاب بد بود امام معصوم (ع) حتما ایشان را نهی میفرمودند نه این که ایشان را تشویق کنند! پس هرکس میتواند به نوعی روایات را تفسیر نماید ،شما اینگونه از حدیث استدلال میفرمایید بنده به گونه ای دیگر!! اشکالی دارد؟ بنده با استلالی که از این حدیث دارم میتوانم جواز نقاب را از آن استخراج نمایم!
رابعا بنده برداشتم این است که روایت خود از ادله جواز پوشاندن صورت ا است و امر امام (ع) به زدن نقاب عدم حرمت ذاتی جهت پوشاندن صورت است و درمیابیم که فی الجمله زن میتواند قسمتی از صورت خودرا پنهان نماید!!




دلایل دیگری هم وجود دارد که نیازی نیست گفته شود و همین مقدار کفایت می کند بنده به مطالب حاشیه ای شما به هیچ وجه پاسخ نمی دهم (منظور از مطالب حاشیه ای بحث فقهی و ... بوده که ارتباطی به موضوع تاپیک ندارد و از شما هم درخواست می شود صرفا روایات معتبر و صحیح را ذکر کنید که حجاب چهار زن افضل چگونه بوده است و مباحث دیگر را مطرح نفرمایید تا بحث روال منطقی خودش را پی گیرد)
بله حق باشماست و بنده لازم است از شما عذرخواهی کنم،شما در سوال فرموده بودید مباحث فقهی مطرح نگردد اما بنده حقیر رست به سوال شما دقت نکردم و مباحث فقهی را مطرح کردم که اشتباه از بنده بوده است ،به همین دلیل پستم را ویرایش کردم

اما کاربر محترم اینکه خواستید مباحث فقهی نشود آیا نمیتواند به این علت باشد که شما نتوانستید در این زمینه افراد را قانع بفرمایید!! چون هرچه باشد علمایی که یک عمر در زمینه احادیث تحقیق و پژوهش دارند قطعا بهتر از شما و بنده حقیر و دیگران به حجاب حضرت زهرا(س) آگاه بوده اند و هستند و اگر یک درصد احتمال میدادند این نوع حجاب مشکل دارد آن را جایز و حتی مستحب نمیدانستد ، بنده حقیر ان شاءالله اگر عمری باقی بود در این زمینه تاپیکی ایجاد میکنم تا از نظر فقهی کاملا این موضوع بررسی شود !چون با استدلالهای شما اینگونه برداشت میشود که روایات با فتوای مراجع و نظر علمای دین در تضاد است!!!

یازهرا(س)

تذکره
۱۳۹۴/۰۱/۱۹, ۱۹:۴۱
این جمله درست است :
اين روايت از لحاظ سندى به طور مرسل نقل گرديده و سلسله راويان آن معلوم نيست. در ضمن در كتب اربعه حديثى نيز ثبت نشده است.
علامه مجلسى علاوه بر نقل فوق از مصباح‏الانوار (1)، اين حديث را به شرح زير از كشف‏ الغمه اربلى به نقل از اخبار فاطمه(س) از ابن‏بابويه به طور مرسل نقل كرده است:
امام على(ع) فرمود: روزى در محضر رسول خدا بوديم و حضرت از ما سؤال كرد: مرا خبر دهيد كه بهترين چيز براى زنان كدام است؟ [جواب‏هاى ما مورد قبول واقع نشد ]و از دادن جواب [صحيح ]عاجز شديم. جمع متفرق شد [بدون اينكه جواب روشن گردد ]و من به خانه آمدم و جريان را به فاطمه(س) خبر دادم. ايشان فرمود: «لكن من مى‏دانم: خير للنساء ان لا يَرين الرجالَ و لا يراهنّ الرجالُ»؛ با شنيدن اين جواب به محضر رسول خدا بازگشتم و جواب را به سمع حضرتش رساندم.
حضرت فرمود: تو در جمع و نزد من كه بودى جواب را نمى‏دانستى، چه كسى تو را از جواب آگاه كرد؟ گفتم: فاطمه. حضرت متعجب و شادمان فرمود: فاطمه پاره تن من است.(2)
بنا بر اين از لحاظ سندي روايت ضعيف است زيرا راويان آن تا معصوم معلوم نيستند.
اما توجه کنید:
اين نوع روايات چون مربوط به احكام حلال و حرام نيست، عالمان شیعی در سند آنها دقت و كنكاش نكرده اند و آنها را پذيرفته اند. زيرا با مبنايي از مباني قرآني و روايي و عقلي تعارض نداشته و ندارند.
پي نوشت ها:
1. مجلسي، بحارالانوار، بيروت، الوفا، 1403 ق، ج‏100، ص‏238 به نقل از مصباح‏الانوار.
2. همان، ج‏43، ص‏54 به نقل از كشف‏الغمه.

یارب
۱۳۹۴/۰۱/۱۹, ۱۹:۵۵
سلام علیکم

در کتاب روضة الواعظين آمده است:

همه مردم مدينه بانگ شيون برداشتند و زنان مدينه در خانه فاطمه جمع شدند و چنان بانگ شيون برداشتند كه نزديك بود مدينه به لرزه درآيد، و مى‏گفتند:
اى بانوى ما، اى دختر رسول خدا! و مردان هم همچون موهاى يال اسب كه بر گردن آن جمع است به حضور على رسيدند كه نشسته بود و حسن و حسين هم جلو پدر نشسته بودند و مى‏گريستند و مردم از گريه آن دو مى‏گريستند. در اين هنگام ام كلثوم در حالى كه روبند بر چهره افكنده بود و ردايى بر خود پوشانده و دامن آن بر خاك كشيده میشد بيرون آمد و....

(روضة الواعظين / ترجمه مهدوى دامغانى ؛ ؛ ص253
فتال نيشابورى، محمد بن احمد، روضة الواعظين / ترجمه مهدوى دامغانى، 1جلد، نشر نى - تهران، چاپ: اول، 1366 ش.)

کتاب شناسی:
كتاب روضة الواعظين از زمان تأليف، مورد توجه و استناد قرار گرفته است. اين كتاب يكى از منابع بحارالانوار به شمار می‏رود. مؤلف تأكيد می‌‏كند كه هيچ روايتى در اين كتاب نياورده مگر اينكه معناى صحيح و مطابق دیدگاه شيعه براى آن داشته است.
منابع اين كتاب عبارتند از: کافی از محمد بن یعقوب کلینی، كتب متعدد شیخ صدوق مانند امالی، خصال، عیون اخبار الرضا، کمال الدین، و معانى الاخبار، كتب شيخ مفيد بخصوص امالى و ارشاد، كتب شيخ طوسى كه در غالب موارد، عبارات آنان آمده و در مواردى تلخيص يا تلفيق شده است.


یازهرا(س)

یارب
۱۳۹۴/۰۱/۱۹, ۲۰:۰۶
ام كلثوم، دختر امير المؤمنين (ع) كه حاضر بود گفت: من به نيابت از تو اين كار را انجام مى‏دهم كه از تو در اين باره آگاهترم. ام كلثوم جامه پوشيد و روبند انداخت و پوشيده همراه تنى چند از كنيزكان خود كه آنان هم روبند زده بودند به صورت ناشناس به مجلس آنان در آمد و نشست و چون سبكى و سفلگى آنان را بديد، نقاب از چهره گشود و گفت: اگر اكنون تو و خواهرت [عايشه‏] بر امير المؤمنين (ع) ستيزه مى‏كنيد، قبلا هم نسبت به برادرش يعنى رسول خدا ستيزه كرديد و خداوند درباره شما آن آيات را نازل فرمود «1» و خداوند در قبال اين ستيز شما او [على‏] را يارى مى‏كند. حفصه اظهار شرمسارى كرد و گفت: اين زنان و كودكان از نادانى و سفلگى چنين مى‏كنند و همان دم آنان را پراكنده كرد.


(نبرد جمل / ترجمه الجمل و النصرة لسيد العترة في حرب البصرة ؛ ؛ ص169
مفيد، محمد بن محمد، نبرد جمل / ترجمه الجمل و النصرة لسيد العترة في حرب البصرة، 1جلد، نشر نى - تهران، چاپ: اول، 1383 ش)

کتابشناسی:
ألجَمَل وَ النُّصرة لِسیّد العترَة فی حَربِ البَصرَة تألیف عالم برجسته شیعه محمد بن محمد نعمان عکبری بغدادی معروف به شیخ مفید (متوفای 413 ق) است. این کتاب یکی از متون کهن کلامی - تاریخی شیعه می باشد که مؤلف در آن به واقعه جنگ جمل، فتنه ها، ابهامات و آرا و عقاید مسلمانان نسبت به آن پرداخته است.
نويسنده كتاب يكى از عالمان بزرگ شيعه است لذا كتاب از استحكام و اعتبار والايى برخوردار است خصوصا اين كه از آخرين تاليفات شيخ مفيد است و در دوران غناى فكر و انديشه وى نگاشته شده است.

یازهرا(س)

یارب
۱۳۹۴/۰۱/۱۹, ۲۰:۱۶
"و به اسانيد صحيحه منقولست از حلبى و بسند صحيح از عبد اللَّه منقول است كه گفتند سؤال كرديم از حضرت امام جعفر صادق صلوات اللَّه عليه كه آيا مى‏تواند مردى قرائت كند در نماز و دهانش بسته باشد چنانكه متعارف عربست دهن بند؟ حضرت فرمودند كه باكى نيست و در تتمه روايت حلبى حضرت فرمودند كه اگر همهمه را بشنود و همهمه آنست كه صدايى بشنود و تمييز حروف نكند و خواهد آمد كه اقل مرتبه اخفات آنست كه خود بشنود آن چه را قرائت كند و چون دهنش بسته است و همهمه را مى‏شنود پس اگر دهان بند را بر دارد البته صحيحا خواهد شنيد و در روايت عبد اللَّه كه اين قيد نيست نيز محمول است بر روايت حلبى كه قيد دارد چون در واجبات مطلق حمل بر مقيد مى‏كنند و صحيحه محمد بن مسلم گذشت كه نهى وارد شده است از لثام هر گاه سوار نباشد و آن نهى محمولست بر كراهت از جهت اين دو حديث اگر چه ممكن است كه حمل كنيم اينها را بر حالت سوارى و ليكن اظهر جواز است با كراهت اگر مانع قرائت نباشد.
چنانكه در موثق كالصحيح از سماعه منقولست كه گفت از حضرت امام جعفر صادق صلوات اللَّه عليه سؤال كردم از شخصى كه نماز كند و دهان بسته قرائت كند حضرت فرمودند كه باكى نيست هر چند دهن بسته باشد در حالت قرائت.
و در روايت ديگر سماعه از حضرت منقولست كه باكى نيست و اگر در حالت قرائت بگشايد بهتر است و سماعه گفت كه ديگر سؤال كردم از آن حضرت صلوات اللَّه عليه زنى كه نقاب‏ بسته باشد حضرت فرمودند كه اگر موضع سجده او باز باشد كه برسد به چيزى كه سجده بر آن توان كرد باكى نيست و اگر نقاب‏ را از رو بر دارد افضل است هر گاه نامحرمى نباشد و اگر نامحرم‏ باشد نقاب انداختن اولى است."
(لوامع صاحبقرانى مشهور به شرح فقيه ؛ ج‏3 ؛ ص427)
مجلسى، محمدتقى بن مقصودعلى، لوامع صاحبقرانى مشهور به شرح فقيه، 8جلد، مؤسسه اسماعيليان - قم، چاپ: دوم، 1414 ق.


و به اسانيد صحيحه منقولست كه حضرت امام جعفر صادق صلوات اللَّه عليه فرمودند كه زن برقع‏ را بر رو مى‏آويزد از بالا تا گود گردن هر گاه سوار باشد يعنى بر شتر تا او را نتوانند ديدن و احاديث سابقه را حمل مى‏توان كرد بر حالت پياده مثل حالت طواف يا بترتيب كه تا سر بينى هر گاه پياده باشد و بر مانند اسب و استر تا ذقن يا دهن و بر الاغ تا ذقن، و ظاهر جمع آنست كه سواره بر هر چه باشد تا نحر و پياده بحسب فضيلت باشد هر چند كمتر باشد بهتر باشد و جمعى گفته‏اند كه مى‏بايد بر روى او نخورد چنانكه از مو مى‏بافند و هميشه زنان عرب بر رو مى‏بندند و اين احوط است.
(و روى عبد اللَّه بن ميمون عن الصّادق عن ابيه صلوات اللَّه عليهما قال المحرمة لا تتنقّب لأنّ احرام المرأة فى وجهها و احرام الرّجل فى رأسه.)
و در حسن كالصحيح منقولست كه آن حضرت فرمودند كه زنى كه احرام گرفته باشد نقاب نمى‏اندازد زيرا كه احرام زن در روى اوست و احرام مرد در سر اوست و ظاهرا بر سبيل كراهت باشد، و يا آن كه آن چه بر روى بندند نقاب باشد و هر چه را آويزند نقاب نگويند و اين وجهى است در جمع و ليكن ظاهرا تعليل خلاف اين وجهست، و اينها در وقت رفتن است و در منزل قصور ندارد.
چنانكه در صحيح از زراره منقولست كه گفت عرض نمودم به حضرت‏ امام جعفر صادق صلوات اللَّه عليه كه مردى كه محرم باشد در وقت خواب روى خود را مى‏تواند پوشيد كه مگس او را آزار ندهد حضرت فرمودند كه بلى و ليكن سر را نپوشاند و باكى نيست كه زن محرمه در وقت خواب روى خود را به پوشاند و ممكن است كه از جهة ضرورت باشد چون ضرر پشه و مگس نيز عظيم است.

(لوامع صاحبقرانى مشهور به شرح فقيه ؛ ج‏7 ؛ ص572
مجلسى، محمدتقى بن مقصودعلى، لوامع صاحبقرانى مشهور به شرح فقيه، 8جلد، مؤسسه اسماعيليان - قم، چاپ: دوم، 1414 ق.)

با توجه به احادیث بالا میتوان جواز و حتی اهمیت پوشیه را اثبات کرد!
در حدیثی که در باب سجده آمده که امام معصوم(ع) به صراحت فرموده انداگر نامحرم‏ باشد نقاب انداختن اولى است
و در احایث بعدی نشان میدهد که پوشاندن صورت در آن زمان رایج بوده تا حدی که زنان معمولی هم پوشیه و نقاب داشتند ،حال دو سوال ایجاد میشود ،اولا اگر نقاب داشتن جایز نبوده چرا معصومین افراد را نهی نکرده اند (فقط در احرام نهی کردند) و ثانیا مگر میشود زنان معمولی تا این حد رعایت میکردند آنوقت حضرت زهرا(س) رعایت نمیکردند؟!

و اما از حدیث بعدی می توان اینگونه برداشت کردامام معصوم (ع) میفرمایند زن محرمه در وقت خواب روى خود را به پوشاند و ممكن است كه از جهة ضرورت باشد چون ضرر پشه و مگس نيز عظيم است.
در اینجا با اینکه در احرام زنان نباید صورت را بپوشانند چونکه ضرر پشه و مگس عظیم است امام اینجا در وقت خواب اجازه داده اند ،حال بنده سوالم این است آیا به نظر شما ضرر بعضی مردان مریض دل و هوسران امروزی کمتر از پشه و مگس است ؟!! آیا واقعا در جامعه کنونی بعضا حتی پوشیه زدن لازم و ضروری نمیشود؟!

یازهرا(س)

یارب
۱۳۹۴/۰۱/۱۹, ۲۰:۲۲
کاربر گرامی و محترم האיסלאם

در تمام روایات و دلایلی که شما آوردید فقط میتوانید عدم وجوب پوشیه را اثبات بفرمایید(که صحیح هم است زیرا زدن پوشیه واجب نیست و اکثر مراجع و علما هم میفرمایند واجب نیست!)

اما نمیتوانید از این روایات و مطالبی که فرموده اید دو چیز را اثبات کنید
1- اینکه حضرت زهرا(س) هرگز پوشیه نمیزدند !
2- پوشیه زدن در جامعه امروزی جایز نیست یا حرام است!

باتشکر
یازهرا(س)

Asal Masal
۱۳۹۴/۰۱/۱۹, ۲۳:۱۳
سلام عرض مي كنم خدمت همه

با احترام به فرمايشاتتون خواستم مطلبي عرض كنم:


حضرت امام جعفر صادق صلوات اللَّه عليه فرمودند كه زن برقع‏ را بر رو مى‏آويزد از بالا تا گود گردن هر گاه سوار باشد

. "استفاده ازبرقع تنها به زنان اختصاص نداشت مردان نيزاستفاده مي كردن. حتى براى پوشاندن صورت چارپايان هم به كار مى رفت. اين پوشش بيشتر در هنگام گرد و غبار و طوفا نهاى شن و... استفاده مى شده نه به خاطر اعتقاد به حجاب و پوشش وهمان زنان در مواقع ديگري بدون حجاب ظاهر مى شدند و تقيدى نداشتند " . 5. خليل بن احمد فراهيدى، كتاب العين، ج1 ص 1



نشان میدهد که پوشاندن صورت در آن زمان رایج بوده تا حدی که زنان معمولی هم پوشیه و نقاب داشتند

همونطور كه خود شما هم اشاره كردين پوشاندن صورت در آن زمان( در زمان امام صادق(ع)) رايج بوده تا حدي كه زنان معمولي هم نقاب مي زدند پس اين يك مساله عرفي بوده(اقليمي و رسومي) نه شرعي

زيرا امام صادق خود فرمودند : فخيرلباس كل زمان لباس اهله- بهترين لباس هر زمان لباس مردم آن زمان است.(الكافي- به نقل ازحمادبن عثمان)

الإمامُ الرِّضا عليه السلام : إنّ أهلَ الضَّعفِ مِن مَوالِيَّ يُحِبّونَ أن أجلِسَ علَى اللُّبُودِ و ألبَسَ الخَشِنَ ، و لَيس يَتَحَمّلُ الزَّمانُ ذلكَ .
امام رضا عليه السلام : دوستداران كوته انديش من دوست دارند كه من روى نمد بنشينم و لباس درشت بپوشم، در حالى كه زمانه (ما )اين را نمى پذيرد.(ميزان الحكمه جلد 10)


سلمان فارسی گوید : به سوی منزل فاطمه دختر محمّد صلی الله علیه وآله وسلم دویدم ؛ پس از ورود دیدم که فاطمه نشسته و عبایی بر تن دارد و هرگاه آن را روی سر خود می کشد پاهایش پیدا می شوند و هرگاه پای خود را به وسیله آن می پوشاند سر مبارکش پیدا می شود؛ وقتی چشم او به من افتاد ، آن عبا را به سر خود پیچیده و گفت...].

همان طور كه در متن روايت آمد لباس حضرت فاطمه، صورتش را تحت پوشش قرار نمي داد! گويا حضرت لزومي به ستر صورت نميديدند زيرا مي توانست هنگام اذن دخول سلمان، پارچه اي در داخل خانه بيابد و آن را بر صورت خود آويزان كنند و يا ديدار را به وقت ديگري موكول كند.اين روايت نيز گواه اكتفاء حضرت در رعايت حجاب سرو سترِ اندام دارد.


اين روايت از لحاظ سندى به طور مرسل نقل گرديده و سلسله راويان آن معلوم نيست. در ضمن در كتب اربعه حديثى نيز ثبت نشده است.
علامه مجلسى علاوه بر نقل فوق از مصباح‏الانوار (1)، اين حديث را به شرح زير از كشف‏ الغمه اربلى به نقل از اخبار فاطمه(س) از ابن‏بابويه به طور مرسل نقل كرده است:
امام على(ع) فرمود: روزى در محضر رسول خدا بوديم و حضرت از ما سؤال كرد: مرا خبر دهيد كه بهترين چيز براى زنان كدام است؟ [جواب‏هاى ما مورد قبول واقع نشد ]و از دادن جواب [صحيح ]عاجز شديم. جمع متفرق شد [بدون اينكه جواب روشن گردد ]و من به خانه آمدم و جريان را به فاطمه(س) خبر دادم. ايشان فرمود: «لكن من مى‏دانم: خير للنساء ان لا يَرين الرجالَ و لا يراهنّ الرجالُ»؛ با شنيدن اين جواب به محضر رسول خدا بازگشتم و جواب را به سمع حضرتش رساندم.
حضرت فرمود: تو در جمع و نزد من كه بودى جواب را نمى‏دانستى، چه كسى تو را از جواب آگاه كرد؟ گفتم: فاطمه. حضرت متعجب و شادمان فرمود: فاطمه پاره تن من است.(2)
بنا بر اين از لحاظ سندي روايت ضعيف است زيرا راويان آن تا معصوم معلوم نيستند.
اما توجه کنید:
اين نوع روايات چون مربوط به احكام حلال و حرام نيست، عالمان شیعی در سند آنها دقت و كنكاش نكرده اند و آنها را پذيرفته اند. زيرا با مبنايي از مباني قرآني و روايي و عقلي تعارض نداشته و ندارند.
همونطور كه كارشناس محترم فرمودند اين روايت سند ضعيفي دارد و خواستم مطلبي اضافه كنم. اين كلام عمربن خطاب است كه مي گفت:( اگر در مورد شما زنان از من اطاعت ميشد هيچ چشمي شما را نمي ديد.) بعدها افراطيون حجاب براي اينكه از قافله تغليظ عقب نمانند آنرا به شخصيت مورد علاقه خود نسبت دادند. اين گونه روايات با هدف اثبات پرده نشيني ،كه عمر بر آن مصرّبود و پيامبر مخالف آن بود، ساخته شده است. حديث سازان براي تأييد پرده نشينيِ فاطمه، حتّي تا جايي پيش رفتند كه از جانب وي گفتند: نزديكترين جاي تقرب زن به خداوند،حضور پيوسته اش در قعر خانه است. قالت:...ان ادني ما تكون من ربها ان تلزم قعر بيتها" مستدرك الوسائل 16450{ الجعفريات}

منتظر
۱۳۹۴/۰۱/۲۰, ۰۳:۲۷
بسم الله الرحمن الرحیم

سلام علیکم

السلام علیک یا سیدة نساء العالمین

درود خدا بر شما بانوی بزرگ که امروز وجود مقدس شما و حجاب شما در برابر امواجی از شبهات است که (به نظر حقیر)، ریشه بسیاری از آن برخورد تمدنی ما با تمدن نمای منحط و
آلوده غرب است و این ریشه بسیاری از شبهات و مشکلات است. اللهم عجل لولیک الفرج.



لاثت خمارها علی رأسها ، واشتملت بجلبابها


بزرگوار؛ احتمال بدهید که در همین جمله که نقل کرده اید، پوشش صد در صدی بدن و صورت و .... تأمین شده است. معنای جلباب را بررسی فرمایید.

التماس دعا

باء
۱۳۹۴/۰۱/۲۰, ۰۵:۳۱
ما روایت معتبر فدکیه را مورد استناد قرار دادیم که پوشش ایشان خمار و جلباب بوده و به هیچ وجه در آن روایت اشاره ای به این نشده که ایشان پوشیه داشتند با اینکه جزئیات دقیق حجاب حضرت در آن خطبه مشهور که از لحاظ سند و متن هیچ اشکالی ندارد و بین شیعه و سنی مطرح شده وجود ندارد.
سلام علیکم و رحمة الله،

حقیر علم رجال ندارم ...

اما پیرامون واژه‌ی خمر کمی تحقیق کردم و دیدم گاهی به صورت پوششی که کل سر از جمله صورت را می‌پوشاند هم ترجمه شده است ... اینکه به شراب گفته می‌شود «خمر» به این دلیل است که عقل را می‌پوشاند و یا شاید هم چون از تخمیر به دست می‌آید، ظاهراً در دنیا منظور از خمر هر دو باشد ولی در آخرت خمر بهشتی که عقل را ضایع نمیکند تنها مورد دوم را برساند. با این وجود خمر را به معنای ستر و پوشش ترجمه کرده‌اند و خمار زنان هم می‌شود پوشش زنان که از اینکه ادامه‌اش را بر گریبان بیاندازند معلوم می‌شود این پوشش یک پوشش سرتاسری مانند چادر نبوده است و برای پوشاندن سر از آن استفاده می‌شده است، چنانکه امروز هم در همین معنا آنرا ترجمه می‌کنند، اما جایی هم درش نیامده که این پوشش حتماً مانند مقنعه‌های امروزی بوده باشد که برای صورت هیچ پوششی نتواند داشته باشد ... در قدیم که مردها دستار به سر داشتند هر وقت می‌خواستند ناشناس باشند ادامه‌ی دستارشان را مقابل صورتشان آورده و با همان صورتشان را می‌پوشاندند و این کار هم برای پوشش از شناخته شدن بوده است و هم به دلایل دیگر از جمله در مقابل گرد و خاک و برای وارد نشدن جانوران موذی صحرا به دهانشان و غیره و غیره ... همین کاربرد را خمار هم می‌توانسته برای زنان داشته باشد. به این ترتیب که جلوی نامحرمان آنرا بیاندازند، در سر نماز و یا در زمان طواف (و شاید فقط طواف و نه از مثلاً اقامتگاه خود در اطراف مسجد و در بازار تا برسند به مسجدالحرام و موضع طواف که چند متر دور خانه‌ی کعبه است) آنرا بردارند ... به این ترتیب می‌توان نتیجه گرفت که تمام زنان این امکان را داشته‌اند که با همان پوشش خماری که بر سر داشته‌اند در صورت تمایل یا لزوم رویشان را بگیرند و یا در حالات دیگر این کار را نکنند ...

توجه داشته باشید که در قرآن به زنان پیامبر حتی دستور پرده‌نشینی داده شده است و آن برای وقتی بود که اصحاب از ایشان چیزی درخواست کنند که باید از پس پرده باشد و این برای حفظ شأن پیامبر خدا بود، صلی‌الله‌علیه‌وآله ... آیا به نظر شما حفظ آن زنان از نگاه اغیار بخاطر شأن رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله و حفظ حضرت زهراء سلام‌الله‌علیها از نگار اغیار بخاطر شأن خودشان و پدرشان و همسرشان مطلب عجیبی است وقتی اتحاد نفسانی حضرت رسول و حضرت امیر علیهما‌السلام برایمان جا افتاده باشد؟

اینکه زنان برای مسافرت در کجاوه می‌نشستند که کاملاً محصور بوده است آیا این محصور بودن دلیلی هم داشته است یا صرفاً بخاطر زیبایی بوده است؟

یا علی علیه‌السلام

باء
۱۳۹۴/۰۱/۲۰, ۰۵:۳۸
سلام عرض مي كنم خدمت همه
...
همونطور كه خود شما هم اشاره كردين پوشاندن صورت در آن زمان( در زمان امام صادق(ع)) رايج بوده تا حدي كه زنان معمولي هم نقاب مي زدند پس اين يك مساله عرفي بوده(اقليمي و رسومي) نه شرعي

زيرا امام صادق خود فرمودند : فخيرلباس كل زمان لباس اهله- بهترين لباس هر زمان لباس مردم آن زمان است.(الكافي- به نقل ازحمادبن عثمان)

الإمامُ الرِّضا عليه السلام : إنّ أهلَ الضَّعفِ مِن مَوالِيَّ يُحِبّونَ أن أجلِسَ علَى اللُّبُودِ و ألبَسَ الخَشِنَ ، و لَيس يَتَحَمّلُ الزَّمانُ ذلكَ .
امام رضا عليه السلام : دوستداران كوته انديش من دوست دارند كه من روى نمد بنشينم و لباس درشت بپوشم، در حالى كه زمانه (ما )اين را نمى پذيرد.(ميزان الحكمه جلد 10)

سلام علیکم و رحمة الله،
در روایتی که فرمودید واضح است که بهترین لباس هر زمان از نظر میزان پوشش نیست که مدّ نظر است بلکه از نظر جنس و مدل و غیره می‌تواند مطرح شود، چه آنکه پوشیدگی و ستر جلوی نامحرمان یک امتیاز و فضیلت است برای زن که باطن مرد است ...

اين كلام عمربن خطاب است كه مي گفت:( اگر در مورد شما زنان از من اطاعت ميشد هيچ چشمي شما را نمي ديد.) بعدها افراطيون حجاب براي اينكه از قافله تغليظ عقب نمانند آنرا به شخصيت مورد علاقه خود نسبت دادند. اين گونه روايات با هدف اثبات پرده نشيني ،كه عمر بر آن مصرّبود و پيامبر مخالف آن بود، ساخته شده است. حديث سازان براي تأييد پرده نشينيِ فاطمه، حتّي تا جايي پيش رفتند كه از جانب وي گفتند: نزديكترين جاي تقرب زن به خداوند،حضور پيوسته اش در قعر خانه است. قالت:...ان ادني ما تكون من ربها ان تلزم قعر بيتها" مستدرك الوسائل 16450{ الجعفريات}
لطفاً سند مخالفت رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله با پرده‌نشینی را نه به عنوان واجب (چون واجب نیست) که به عنوان مستحب یا مباح بیان نمایید
یا علی علیه‌السلام

Asal Masal
۱۳۹۴/۰۱/۲۰, ۰۸:۰۸
سلام جناب با و خسته نباشيد


در روایتی که فرمودید واضح است که بهترین لباس هر زمان از نظر میزان پوشش نیست که مدّ نظر است بلکه از نظر جنس و مدل و غیره می‌تواند مطرح شود، چه آنکه پوشیدگی و ستر جلوی نامحرمان یک امتیاز و فضیلت است برای زن که باطن مرد است ...

من در اين مورد با شما موافق نيستم.(هر چند كه نظر شما و كارشناسان ارجح تره از نظرات ما بي سوادها) زيرا به نظر من حقير منظورايشان توجه به عرف جامعه از تمامي جهات بوده. (عرف قشر مذهبي جامعه) و جامعه بايد ظرفيت پذيرش نوع پوشش رو داشته باشه.


لطفاً سند مخالفت رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله با پرده‌نشینی را نه به عنوان واجب (چون واجب نیست) که به عنوان مستحب یا مباح بیان نمایید
یا علی علیه‌السلام
من دقيقا متوجه مطلب شما نشدم چون تا جايي كه مي دونم از حكم واجب و مستحب و مباح حرفي به ميان نياوردم.( به نظرم رسيد شما از لابلاي پستهاي بنده مواز ماست مي كشيد:Kaf:) . بنده عرض كردم پرده نشيني به معناي ماندن هميشگي زنان در خانه و عدم حضور در اجتماع از اهداف عمر بن خطاب بود كه بر آن مصر بود (يعني هدفش عدم حضور زنان در جامعه بود) و پيامبر مخالف آن.(مخالف آن خواست عمر-مخالف عدم حضور زنان در جامعه). اميدوارم تونسته باشم منظورم رو برسونم. پيامبر بزرگوارنه تنها ساير زنان را بلكه همسران و دختران خود را نيز از حضور در اجتماع منع نمي كردند و به نظر ايشون حجاب به معناي پرده نشيني نبوده، بلکه به معناي پوششي معقول براي جلوگيري از فساد، و حفظ کرامت زن بوده. به دلايل زير:

1-. در بسیاری از جنگ های پیامبر(ص) همیشه عده ای از زنان حاضر بودند که به آب رسانی و پرستاری از زخمی ها می پرداختند؛ریاحین الشریعة، ج 5، ص 595

2-در روایتی آمده است که رسول خدا(ص) به زنان جوان اجازه می داد تا در مراسم عید فطر و قربان از منازل خود خارج شوند و برای تهیه روزی بساط بگسترانند. التهذیب، ج 3، ص 287.

3-"«ام عطیه» و «ام‌سلمه» نیز در غزوات متعددی شرکت داشتند و از مجروحان پرستاری می کردند." المیزان، ج 4، ص 69.

4-«حولاء»، زنی عطر فروش بود که پیامبر(ص) او را موعظه می‌کرد و می‌فرمود: «هرگاه عطر می‌فروشی، جنس سالم و با قیمت مناسب تحویل مردم بده و هرگز در جنس خود تقلب روا مدار؛ زیرا معامله سالم پاک‌تر است و سبب خیر و برکت می‌شود»فروع‌کافی، ج 5، ص 151.

5-«سمراء»، دختر نهیک، هم از کسانی بود که متصدی امر به معروف و نهی از منکر در بازار بود و جزء محتسبین (مأموران انتظامی) به حساب می آمد. 32. معجم الکبیر طبرانی، ج 24، ص 311.

6- اشتغال زنان در فعالیت های اقتصادی و اجتماعی در زمان رسول خدا(ص) حضور آنان را در عرصه های مختلف اقتصادی و اجتماعی در سطح جامعه نشان می ده. برای مثال حضرت خدیجه(س) ، خود تاجری ثروتمند بود که به تجارت می پرداخت

7- شخص پيامبر(ص) دست فاطمه(س) را گرفت، و به ميان مردم آمد و خطاب به مردم فرمود: «هر کس که فاطمه(س) را شناخت که شناخت، و هر کس که او را نشناخته بداند که فاطمه(س) دختر محمّد(ص) است. او پاره تن من است. او قلب و جان من است. هر کس او را بيازارد مرا آزرده، و هر کس مرا بيازارد، قطعا خدا را آزرده است» علاّمه علی بن عیسی اِرْبِلی، کشف الغمّه، ج2، ص 24

بنابراين، حجاب در سيره رسول الله پرده نشيني نيست.(البته باز اگر درخواست براي سند و سند شناسي روايات بالا نشه:Ghamgin:) اگر اين چنين بود هرگز حضرت زهرا(س) از پشت پرده حجاب بیرون نمی‏آمد و در مسجد النبي ايراد خطبه نمي فرمود و...

باء
۱۳۹۴/۰۱/۲۰, ۰۹:۵۲
سلام جناب با و خسته نباشيد

من در اين مورد با شما موافق نيستم.(هر چند كه نظر شما و كارشناسان ارجح تره از نظرات ما بي سوادها) زيرا به نظر من حقير منظورايشان توجه به عرف جامعه از تمامي جهات بوده. (عرف قشر مذهبي جامعه) و جامعه بايد ظرفيت پذيرش نوع پوشش رو داشته باشه.
سلام علیکم و رحمة الله
اینکه کارشناس‌ها باسواد باشند طبیعیه چون تحصیلات و شغلشان همین است، ولی حقیر را چرا قاطی ایشان کردید؟ :Gig: امضایم را هم یک نگاه بکنید، حضور حقیر در اینجا صرفاً در جهت هم‌فکریه ... نه سوادش را دارم و نه ادعایش را ... اما هر چیزی را هم قبول نمی‌کنم به چندین و چند دلیل و در نتیجه اینطور نیست که کسی بگوید اگر سواد نداری بیا و حرف من را بپذیر :ok:
اما اینکه به جای عرف جامعه گفتید عرف متدینین قضیه را عوض کرد، الآن حقیر تا حدود زیادی می‌توانم با شما موافق باشم و البته همین حرف درستتان هم تبصره‌ای خواهد داشت. تبصره‌اش هم این است که ایمان مراتب دارد و هر مرتبه‌ای هم عرف خودش را دارد، مثل اینکه مثلاً در روایات از برخی کارها به عنوان سنت انبیاء علیهم‌السلام یاد می‌شود، سنت هم بی‌ارتباط با عرف نیست، اشتباه می‌کنم؟ با این حساب برخی عرف‌ها عمومی هستند در یک جامعه، برخی عرف‌ها عمومی هستند برای گروه متدینین، برخی عرف‌ها هم عمومی هستند ولی برای گروه‌های خاص‌تری از مردم، همانطور که هر پیشه و کسبی هم در مواردی عرف خودشان را دارند ...
این را داشته باشید، حالا برسیم به آن که گفتم الآن دیگر با شما تا حدود زیادی موافق هستم ... و آن اینکه الآن که عرف را به عرف مؤمنین ترجمه کردید یعنی میزان پوشش را برایش یک حداقل قرار دادید ... حرف حقیر هم همین بود خواهر گرامی ... پس شما هم با حقیر موافق هستید :ok:

من دقيقا متوجه مطلب شما نشدم چون تا جايي كه مي دونم از حكم واجب و مستحب و مباح حرفي به ميان نياوردم.( به نظرم رسيد شما از لابلاي پستهاي بنده مواز ماست مي كشيد:Kaf:) . بنده عرض كردم پرده نشيني به معناي ماندن هميشگي زنان در خانه و عدم حضور در اجتماع از اهداف عمر بن خطاب بود كه بر آن مصر بود (يعني هدفش عدم حضور زنان در جامعه بود) و پيامبر مخالف آن.(مخالف آن خواست عمر-مخالف عدم حضور زنان در جامعه). اميدوارم تونسته باشم منظورم رو برسونم. پيامبر بزرگوارنه تنها ساير زنان را بلكه همسران و دختران خود را نيز از حضور در اجتماع منع نمي كردند و به نظر ايشون حجاب به معناي پرده نشيني نبوده، بلکه به معناي پوششي معقول براي جلوگيري از فساد، و حفظ کرامت زن بوده.
أحسنت ... بله منظور حقیر هم همین است که توجه نمایید که ما هم صحبتی از واجب بودن نکرده بودیم که شما بخواهید بر علیهش آن مطلب را بگویید ... صحبت ما سر بهتر و بدتر بود، صحبتمان سر پوشش الگوی زنان بود ... اگر صحبتمان سر این مسائل باشد و بعد شما بگویید رسول خدا مخالف استحباب و مباح بودن این پوشش‌ها بوده‌اند و عمر روی آنها اصرار داشته است در این صورت ما حق داریم از شما سند بخواهیم ... و ظاهراً خودتان هم موافق هستید که پیامبر خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله با حرام بودن حضور زنان در جامعه و داشتن حجاب حداقلی مخالف بودند نه اینکه اصل بیشتر حضور داشتن زنان و حداقلی بودن حجاب زنان برایشان پسندیده‌تر و خوشایندتر باشد
به دلايل زير:

1-. در بسیاری از جنگ های پیامبر(ص) همیشه عده ای از زنان حاضر بودند که به آب رسانی و پرستاری از زخمی ها می پرداختند؛ریاحین الشریعة، ج 5، ص 595

2-در روایتی آمده است که رسول خدا(ص) به زنان جوان اجازه می داد تا در مراسم عید فطر و قربان از منازل خود خارج شوند و برای تهیه روزی بساط بگسترانند. التهذیب، ج 3، ص 287.

3-"«ام عطیه» و «ام‌سلمه» نیز در غزوات متعددی شرکت داشتند و از مجروحان پرستاری می کردند." المیزان، ج 4، ص 69.

4-«حولاء»، زنی عطر فروش بود که پیامبر(ص) او را موعظه می‌کرد و می‌فرمود: «هرگاه عطر می‌فروشی، جنس سالم و با قیمت مناسب تحویل مردم بده و هرگز در جنس خود تقلب روا مدار؛ زیرا معامله سالم پاک‌تر است و سبب خیر و برکت می‌شود»فروع‌کافی، ج 5، ص 151.

5-«سمراء»، دختر نهیک، هم از کسانی بود که متصدی امر به معروف و نهی از منکر در بازار بود و جزء محتسبین (مأموران انتظامی) به حساب می آمد. 32. معجم الکبیر طبرانی، ج 24، ص 311.
حقیر بر پایه‌ی اعتماد به شما می‌توانم این روایات را بپذیرم ولی خودم سوادش را ندانم که چک کنم که صحیح هستند یا نه و البته برایم عجیب هم نیستند که نخواهم بپذیریمشان

6- اشتغال زنان در فعالیت های اقتصادی و اجتماعی در زمان رسول خدا(ص) حضور آنان را در عرصه های مختلف اقتصادی و اجتماعی در سطح جامعه نشان می ده. برای مثال حضرت خدیجه(س) ، خود تاجری ثروتمند بود که به تجارت می پرداخت
حضرت خدیجه سلام‌الله‌علیها از آنجا که یکی از زنان برگزیده بوده‌اند می‌شود بیشتر روی پوشش ایشان بحث کرد، مرتبط با تاپیک هم هست ...
برای مثال حضور ایشان در شغل تجارت چگونه بوده است ... آیا ارتباطی با نامحرم داشته‌اند یا مثلاً از طریق محارمشان به کارها رسیدگی می‌کردند ... پوششان چطور بوده است بخصوص بعد از به رسالت رسیدن همسرشان ...
حقیر فقط روایتی درباره‌ی مادر پیامبر خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله خوانده بودم که اگر درست خاطرم باشد تا قبل از ازدواج پرده‌نشین بودند و از خانه بیرون نیامده بودند یا چیزی قریب به این مضمون و کسی هم ایشان را ندیده بود

7- شخص پيامبر(ص) دست فاطمه(س) را گرفت، و به ميان مردم آمد و خطاب به مردم فرمود: «هر کس که فاطمه(س) را شناخت که شناخت، و هر کس که او را نشناخته بداند که فاطمه(س) دختر محمّد(ص) است. او پاره تن من است. او قلب و جان من است. هر کس او را بيازارد مرا آزرده، و هر کس مرا بيازارد، قطعا خدا را آزرده است» علاّمه علی بن عیسی اِرْبِلی، کشف الغمّه، ج2، ص 24

آن زمان شاید حضرت زهراء سلام‌الله‌علیها کودک بودند، باید بررسی شود ... شاید هم جهت اتمام حجت بوده ... شاید هم توجیهاتی دیگری بشود برایش داد ... حقیر فعلاً نظری در این مورد ندارم


بنابراين، حجاب در سيره رسول الله پرده نشيني نيست.(البته باز اگر درخواست براي سند و سند شناسي روايات بالا نشه:Ghamgin:) اگر اين چنين بود هرگز حضرت زهرا(س) از پشت پرده حجاب بیرون نمی‏آمد و در مسجد النبي ايراد خطبه نمي فرمود و...
تا جایی که به خاطرم هست ایشان که به مسجد رفتند تا خطبه‌اشان را قرائت کنند پرده‌ای بین ایشان و مردان زده شد ...
یا علی علیه‌السلام

Asal Masal
۱۳۹۴/۰۱/۲۰, ۱۰:۱۲
أحسنت ... بله منظور حقیر هم همین است که توجه نمایید که ما هم صحبتی از واجب بودن نکرده بودیم که شما بخواهید بر علیهش آن مطلب را بگویید ...

بنده بر عليه اش مطلب نگفتم بلكه بالعكس در تاييد مطلب كارشناس محترم اين مطلب را افزودم. هدف من فقط تاكيد بر ضعيف بودن سند روايت مورد بحث بود و نه چيز ديگه...:Gol:

(چون اين روايت سر زبون همه است و هر روز مي شنويم.)



توجه داشته باشید که در قرآن به زنان پیامبر حتی دستور پرده‌نشینی داده شده است و آن برای وقتی بود که اصحاب از ایشان چیزی درخواست کنند که باید از پس پرده باشد

"مرتضي مطهري: در قران كريم درباره زنان پيغمبر دستورهاي خاصي وارد شده است... در اين جهت بيشتر منظورهاي سياسي در كار بوده است. اسلام مي خواسته است امهات المومنين كه خواه ناخواه احترام زيادي در بين مسلمانان داشتند از احترام خود سواستفاده نكنند ، و احيانا ابزار عناصر خودخواه و ماجراجو در مسائل سياسي و اجتماعي واقع نشوند. سر اين كه زنان پيغمبر ممنوع شدند از اين كه بعد از آن حضرت با شخص ديگري ازدواج كنند به نظر من همين است. يعني شوهر بعدي از شهرت و احترام زنش سوء استفاده مي كرد و ماجراها ميآفريد و بنابراين اگر در باره زنان پيغمبر دستور اكيدتر و شديدتري وجود داشته باشد بدين جهت است." مساله حجاب ص80 -81

تا جایی که به خاطرم هست ایشان که به مسجد رفتند تا خطبه‌اشان را قرائت کنند پرده‌ای بین ایشان و مردان زده شد ...

در جواب بايد عرض كنم:


حضرت امام حسن علیه السلام در کیفیت حضور حضرت زهرا (سلام الله علیها) در بیرون منزل می فرمایند:
مادرم روسری بر سر نمود و چارقد بلند خود را پوشید ... در حال راه رفتن بگونه ای بود که لباسش به پا گیر می کرد (کنایه از این که پوشش کامل رعایت شده بود.) ... او در میان زنان انصار از خانه خارج شد... همچون حضرت رسول (صلی الله علیه و آله و سلم) با وقار و متانت حرکت می نمود.
در قضیه فدک نیز شکل خاص حجاب حضرت زهرا (سلام الله علیها) را هنگام خروج از منزل این گونه توصیف نموده است :
حضرت زهرا(سلام الله علیها) هنگام خروج از منزل مقنعه را محکم به سر بستند و جلباب (چادر) را به گونه ای که تمام بدن آن حضرت را می پوشاند و گوشه های آن به زمین می رسید به تن کردند و به همراه گروهی از نزدیکان و زنان قوم خود به سوی مسجد حرکت کردند. (1)
پس حجاب و پوشش بیرون از منزل حضرت زهرا (سلام الله علیها) در مواجهه با نامحرمان دقیقا همان دو پوشش معروف بانوان در قرآن یعنی خمار(مقنعه ) و جلباب (چادر) بوده است. بنابراین می توان این دو نوع حجاب و پوشش را حجاب و پوشش قرآنی و فاطمی دانست .

پس مسير منزل تا مسجد النبي چگونه توجيه مي شود؟

ببخشيد كه تنبلي كردم و نقل قول كردم.


آن زمان شاید حضرت زهراء سلام‌الله‌علیها کودک بودند، باید بررسی شود ... شاید هم جهت اتمام حجت بوده ... شاید هم توجیهاتی دیگری بشود برایش داد ... حقیر فعلاً نظری در این مورد ندارم

موافقم با جنابعالي شايد دليل ديگري بوده.

האיסלאם
۱۳۹۴/۰۱/۲۰, ۱۰:۴۵
اما توجه کنید:
اين نوع روايات چون مربوط به احكام حلال و حرام نيست، عالمان شیعی در سند آنها دقت و كنكاش نكرده اند و آنها را پذيرفته اند. زيرا با مبنايي از مباني قرآني و روايي و عقلي تعارض نداشته و ندارند.
سلام
اولا بحث ما در این تاپیک اثبات واقعه ی تاریخی می باشد و اگر اثبات مطالب تاریخی سخت تر از اثبات حلال و حرام نباشد کمتر نیست بنا بر این نمی توان برای اثبات وقایع تاریخی به روایت ضعیف استناد کرد.
ثانیا این روایت از عقاید یهود بوده و وارد دین اسلام شده است چنانچه شهید مطهری در کتاب مسئله حجاب می فرماید گرچه پوشش، در بین عرب مرسوم نبود و اسلام، آن را به وجود آورد، ولی در ملل غیر عرب، به شدید ترین شکل، رواج داشت. در ایران و در بین یهود و مللی که از فکر یهود پیروی می کردند، حجاب، به مراتب شدیدتر از آنچه اسلام می خواست وجود داشت. در بین این ملت ها وجه و کفّین (= صورت و کف دست ها) هم پوشیده می شد. حتی در بعضی از ملت ها سخن از پوشیدن زن و چهره زن نبود، بلکه سخن از قایم کردن زن بود و این فکر را به صورت یک عادتِ سفت و سخت درآورده بودند»
ثالثا این روایت که بهترین حالت برای زن آنست که نه مردی را ببیند و نه مردی او را ببیند هم خلاف قرآن است و هم خلاف روایات و هم معارض با ادله عقلی
چند مورد از مطالبی که خلاف قرآن بودن آن را نشان می دهد را ذکر می کنم
دختران شعيب در صحنه كار و اجتماع قرآن كريم از دختران شعيب در حال انجام فعاليت اقتصادي- اجتماعي ياد مي كند و سخنی از خانه نشین شدن آنها و اینکه نه آنها مردی را ببینند و ... توسط پیامبر الهی شعیب در کار نیست:
«وَلَمَّا وَرَدَ مَاء مَدْيَنَ وَجَدَ عَلَيْهِ أُمَّةً مِّنَ النَّاسِ يَسْقُونَ وَوَجَدَ مِن دُونِهِمُ امْرَأتَيْنِ تَذُودَانِ قَالَ مَا خَطْبُكُمَا قَالَتَا لَا نَسْقِي حَتَّى يُصْدِرَ الرِّعَاء وَأَبُونَا شَيْخٌ كَبِيرٌ* فَسَقَى لَهُمَا ثُمَّ تَوَلَّى إِلَى الظِّلِّ فَقَالَ رَبِّ إِنِّي لِمَا أَنزَلْتَ إِلَيَّ مِنْ خَيْرٍ فَقِيرٌ* فَجَاءتْهُ إِحْدَاهُمَا تَمْشِي عَلَى اسْتِحْيَاء قَالَتْ إِنَّ أَبِي يَدْعُوكَ لِيَجْزِيَكَ أَجْرَ مَا سَقَيْتَ لَنَا فَلَمَّا جَاءهُ وَقَصَّ عَلَيْهِ الْقَصَصَ قَالَ لَا تَخَفْ نَجَوْتَ مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ* قَالَتْ إِحْدَاهُمَا يَا أَبَتِ اسْتَأْجِرْهُ إِنَّ خَيْرَ مَنِ اسْتَأْجَرْتَ الْقَوِيُّ الْأَمِينُ» (قصص،26-23).
«چون به آب مدين رسيد، گروهي از مردم را بر آن يافت كه(دام هاي خود را) آب مي دادند و پشت سرشان دو زن را يافت كه(گوسفندان خود را) دور مي كردند.(موسي) گفت: «منظورتان(از اين كار) چيست؟» گفتند:(ما به گوسفندان خود) آب نمي دهيم تا شبانان(همگي گوسفندانشان را) برگردانند و پدر ما پيري سالخورده است». پس براي آن دو،(گوسفندان را) آب داده، آن گاه به سوي سايه برگشت و گفت: «پروردگارا، من به هر چيزي كه سويم بفرستي سخت نيازمندم». پس يكي از آن دو زن- در حالي كه به آزرم گام بر مي داشت، نزد وي آمد(و) گفت: «پدرم تو را مي طلبد تا تو را به پاداش آب دادن(گوسفندان) براي ما، مزد دهد» و چون(موسي) نزد او آمد و سرگذشت(خود) را بر او حكايت كرد،(وي) گفت: «اي پدر، او را استخدام كن، چرا كه بهترين كسي است كه استخدام مي كني. هم نيرومند(و هم) در خور اعتماد است».
آيات مزبور، به برخي از فعاليت ها و رفتارهاي اجتماعي زنان اشاره دارد؛ زيرا رفتن به بيايان، شباني و چوپاني، آب دادن به گوسفندان در كنار مردان و سخن گفتن با موسي (مرد بيگانه)، جايز دانسته شده است.

مادر و خواهر موسي(علیه السلام)نزديك كاخ فرعون
از جمله زنان نمونه كه در برابر سخت ترين حوادث، مقاومت شگفت انگيزي داشتند مادر موسي(علیه السلام)به نام يوكابد» و خواهر موسي(علیه السلام)به نام «كلثمه» يا «كليمه» بودند. (محمدي اشتهاردي، 52) قرآن كريم، ماجراي مادر موسي(علیه السلام)را در هنگام حاملگي وي از موسي آغاز مي كند؛ زماني كه فرعون تصميم به قتل فرزندان پسر مي گيرد و با دريا انداختن موسي ادامه مي يابد و در اين جا تلاش هاي خواهر موسي براي رساندن او به مادرش آغاز مي شود. در قرآن درباره خواهر موسي چنين آمده است:
«وَقَالَتْ لِأُخْتِهِ قُصِّيهِ فَبَصُرَتْ بِهِ عَن جُنُبٍ وَهُمْ لَا يَشْعُرُونَ» (قصص، 11) «مادرش به او گفت: « از پي او برو» پس او را از دور ديد، در حالي كه آنان متوجه نبودند».

حضور زن در مباهله
« فَمَنْ حَآجَّكَ فِيهِ مِن بَعْدِ مَا جَاءكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْاْ نَدْعُ أَبْنَاءنَا وَأَبْنَاءكُمْ وَنِسَاءنَا وَنِسَاءكُمْ وَأَنفُسَنَا وأَنفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَل لَّعْنَةُ اللّهِ عَلَى الْكَاذِبِينَ» (آل عمران، 61) «پس هر كه در اين (باره) پس از دانشي كه تو را (حاصل) آمده، با تو محاجه كند، بگو: بياييد پسرانمان و پسرانتان و زنانمان و زنانتان و ما خويشان نزديك و شما خويشان نزديك خود را فراخوانيم، سپس مباهله كنيم و لعنت خدا را بر دروغگويان قرار دهيم».
در اين آيه، مباهله به عنوان يك عمل مذهبي- اجتماعي مطرح است. قرآن مردان و زنان را با هم در اين فعاليت سهيم مي داند.
همگي اتفاق دارند كه مراد از «نساءنا»، فاطمه(سلام اله علیه) است. به دليل اينكه جز او زني در مباهله شركت نكرد و آيه نيز دليل بر فضيلت او بر همه زنان جهان است. (طباطبايي، 4 /102)

دعوت خداوند برای حضور زنان در مباهله می تواند به راحتی ثابت کند که اگر مطلوب زن آن است که نه او مردی را ببیند و نه مردی او را ببیند پس چگونه خداوند زنان را برای مباهله آنهم در جمعی که یک عده ای از موافقین و مخالفین اسلام حضور دارند دعوت می کند آنهم برای لعنت بر کاذبین؟!

علاوه بر آنکه این مطالب وارده از یهود خلاف سیره حضرت فاطمه در روایات صحیحه و نه ضعیفه هم می باشد که نیازی به توضیح بیشتر نبوده.

האיסלאם
۱۳۹۴/۰۱/۲۰, ۱۰:۴۷
اولا که پوشیه انواع دارد! و اکثر خانمهایی که پوشیه میزنند چشمهایشان پیداست!!
سلام
وقتی که ما صحبت از واژگان می کنیم واژگان زمان صدور روایت مد نظر ماست به عنوان مثال وقتی بنده از چادری که در روایات صحبت می کنم منظورم چادری است که زمان صدور روایات رواج داشته و اینکه شما بیایید مثلا با معرفی چادر ملی و دانشجویی و چادر شال دار و انواع و اقسام چادر هایی که امروزه وجود دارد را مثال بزنید که نمی شود.
در روایات دو لفظ داریم یکی برقع و یکی نقاب که به برقع در زبان فارسی پوشیه گفته می شود و به نقاب همان نقاب حال اگر امروزه به نقاب هم پوشیه گفته شود بنده اطلاعی ندارم بنده به چیزی پوشیه یا برقع می گویم که چشم از فاصله خیلی نزدیک در برخی از انواع آن به سختی مشخص است اما نقاب برای چشم و اطراف آن پوششی ولو نازک هم ندارد و کاملا چشم و اطراف آن باز است.



ثانیا و ثالثا بنده اصلا این استدلالهای شمارا قبول ندارم!!!قول معصوم برای ما حجت است!! اگر زدن نقاب بد بود امام معصوم (ع) حتما ایشان را نهی میفرمودند نه این که ایشان را تشویق کنند!
اینکه شما قبول ندارید باید دلیل هم بیاورید وگرنه شما بگویید من استدلالهای شما را قبول ندارم بدون دلیل و شما هم بگویید استدلال من را قبول ندارید بدول دلیل که بحث علمی نمی شود.
قبلا توضیح دادیم که اصلا تشویقی در کار نیست و امر ترخیصی بوده و نه امر وجوبی و یا حتی استحبابی به دلایلی که ذکر شد که دیگر بیش از این دوباره تکرار نمی کنم دوباره همانها را بخوانید و اگر می توانید نقد کنید.


رابعا بنده برداشتم این است که روایت خود از ادله جواز پوشاندن صورت ا است و امر امام (ع) به زدن نقاب عدم حرمت ذاتی جهت پوشاندن صورت است و درمیابیم که فی الجمله زن میتواند قسمتی از صورت خودرا پنهان نماید!!
بحث ما در این تاپیک جواز یا عدم جواز نیست،(بنده پیرامون احکام تاپیک مفصلی خواهم زد اما پله پله باید بحث شود اول بحث تاریخی آن انجام می شود که آیا حضرت فاطمه از پوشیه استفاده می کرده یا خیر و بعد در مورد سه فرد دیگری که بنده درخواست کردم بررسی می شود و بعد مباحث دیگری را به طور جداگانه مطرح خواهم کرد و در انتها هم به بحث فقهی آن خواهم رسید) اما فرضا که جواز هم ثابت باشد (که ما مشکلی با جواز آن ممکن است نداشته باشیم) چه ارتباطی دارد به اینکه آن چهار زن از پوشیه استفاده می کرده اند یا خیر؟ من از این جهت به استدلال شما پاسخ دادم که اگر امر امام در آن روایت وجوبی می بود ممکن بود استدلال کنید که چون واجب است پس آن چهار زن هم انجام داده اند که ما از این جهت به سخن شما جواب دادیم و حتی استحباب برداشت شده از آن روایت هم پاسخ دادیم اما در مورد جواز بحثی نمی کنیم چون ارتباطی به موضوع ندارد.
مگر هر چیزی جواز دارد دلیل بر این است که آن افراد آن امور را انجام داده اند؟
بنا بر این بهتر است که ما این بحث را بیش از این ادامه ندهیم چون این بحث حاشیه ای بوده و ارتباطی به روایات مورد سوال در ابتدای تاپیک ندارد و بهتر است به روایات پرداخته شود که در مورد چهار زن مورد اشاره حجاب آنها در چه حدی بوده و جواز یا عدم جواز پوشیه از باب لباس شهرت و ... پرداخته نشود.

האיסלאם
۱۳۹۴/۰۱/۲۰, ۱۰:۴۷
همه مردم مدينه بانگ شيون برداشتند و زنان مدينه در خانه فاطمه جمع شدند و چنان بانگ شيون برداشتند كه نزديك بود مدينه به لرزه درآيد، و مى‏گفتند:
اى بانوى ما، اى دختر رسول خدا! و مردان هم همچون موهاى يال اسب كه بر گردن آن جمع است به حضور على رسيدند كه نشسته بود و حسن و حسين هم جلو پدر نشسته بودند و مى‏گريستند و مردم از گريه آن دو مى‏گريستند. در اين هنگام ام كلثوم در حالى كه روبند بر چهره افكنده بود و ردايى بر خود پوشانده و دامن آن بر خاك كشيده میشد بيرون آمد و....

(روضة الواعظين / ترجمه مهدوى دامغانى ؛ ؛ ص253
فتال نيشابورى، محمد بن احمد، روضة الواعظين / ترجمه مهدوى دامغانى، 1جلد، نشر نى - تهران، چاپ: اول، 1366 ش.)

اولا روایت راجع به ام کلثوم است و سخن ما در مورد چهار زنی بود که در ابتدای تاپیک ذکر شد.
ثانیا قبلا علت ضعف سند آن را برای شما توضیح دادم اما دوباره تکرار می کنم که روایت با لفظ مجهول و روی ذکر شده که سند آن مرسل بوده و علما اصلا بر مراسیل مطلقا اعتماد نمی‌کنند.


ام كلثوم، دختر امير المؤمنين (ع) كه حاضر بود گفت: من به نيابت از تو اين كار را انجام مى‏دهم كه از تو در اين باره آگاهترم. ام كلثوم جامه پوشيد و روبند انداخت و پوشيده همراه تنى چند از كنيزكان خود كه آنان هم روبند زده بودند به صورت ناشناس به مجلس آنان در آمد و نشست و چون سبكى و سفلگى آنان را بديد، نقاب از چهره گشود و گفت: اگر اكنون تو و خواهرت [عايشه‏] بر امير المؤمنين (ع) ستيزه مى‏كنيد، قبلا هم نسبت به برادرش يعنى رسول خدا ستيزه كرديد و خداوند درباره شما آن آيات را نازل فرمود «1» و خداوند در قبال اين ستيز شما او [على‏] را يارى مى‏كند. حفصه اظهار شرمسارى كرد و گفت: اين زنان و كودكان از نادانى و سفلگى چنين مى‏كنند و همان دم آنان را پراكنده كرد.
(نبرد جمل / ترجمه الجمل و النصرة لسيد العترة في حرب البصرة ؛ ؛ ص169
مفيد، محمد بن محمد، نبرد جمل / ترجمه الجمل و النصرة لسيد العترة في حرب البصرة، 1جلد، نشر نى - تهران، چاپ: اول، 1383 ش)
همان اشکال قبلی وجود دارد که اولا روایت راجع به ام کلثوم است و سخن ما در مورد چهار زنی بود که در ابتدای تاپیک ذکر شد.
ثانیا اصلا این روایت مستند نیست و برای آن سندی ذکر نشده است و در واقع سندها حذف شده است بنا بر این به عنوان یک نقل تاریخی برای یک مطلب نمی توان بدان اعتماد نمود.

האיסלאם
۱۳۹۴/۰۱/۲۰, ۱۰:۴۸
و در روايت ديگر سماعه از حضرت منقولست كه باكى نيست و اگر در حالت قرائت بگشايد بهتر است و سماعه گفت كه ديگر سؤال كردم از آن حضرت صلوات اللَّه عليه زنى كه نقاب‏ بسته باشد حضرت فرمودند كه اگر موضع سجده او باز باشد كه برسد به چيزى كه سجده بر آن توان كرد باكى نيست و اگر نقاب‏ را از رو بر دارد افضل است هر گاه نامحرمى نباشد و اگر نامحرم‏ باشد نقاب انداختن اولى است."
(لوامع صاحبقرانى مشهور به شرح فقيه ؛ ج‏3 ؛ ص427)
لطف بفرمایید وقتی مطلبی را می آورید عین روایات را به زبان عربی نقل کنید این مطلب شما شرح بر روایت می باشد و خود نویسنده بر روایت این سخن را اضافه کرده که اگر نامحرم باشد نقاب انداختن اولی است اما در اصل روایت نیامده بنا بر این اصلا نیازی نیست من آن را نقد کنم چون سخن معصوم نیست و برداشت نویسنده کتاب و اضافات اوست اصل روایت بدون تحریف اینگونه آمده
الْحُسَيْنُ بْنُ سَعِيدٍ عَنِ الْحَسَنِ عَنْ زُرْعَةَ عَنْ سَمَاعَةَ قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الرَّجُلِ يُصَلِّي فَيَتْلُو الْقُرْآنَ وَ هُوَ مُتَلَثِّمٌ فَقَالَ لَا بَأْسَ بِهِ وَ إِنْ كَشَفَ عَنْ فِيهِ فَهُوَ أَفْضَلُ قَالَ وَ سَأَلْتُهُ عَنِ الْمَرْأَةِ تُصَلِّي مُتَنَقِّبَةً قَالَ إِذَا كَشَفَتْ عَنْ مَوْضِعِ السُّجُودِ فَلَا بَأْسَ بِهِ وَ إِنْ أَسْفَرَتْ فَهُوَ أَفْضَلُ.
سماعه از حضرت نقل کرده كه باكى نيست و اگر در حالت قرائت بگشايد بهتر است و سماعه گفت كه ديگر سؤال كردم از آن حضرت صلوات اللَّه عليه زنى كه نقاب‏ بسته باشد حضرت فرمودند كه اگر موضع سجده او باز باشد كه برسد به چيزى كه سجده بر آن توان كرد باكى نيست و اگر نقاب‏ را از رو بر دارد افضل است.

و به اسانيد صحيحه منقولست كه حضرت امام جعفر صادق صلوات اللَّه عليه فرمودند كه زن برقع‏ را بر رو مى‏آويزد از بالا تا گود گردن هر گاه سوار باشد
لطفا متن عربی را بیاورید بنده با متن فارسی آنهم شرح کتاب نمی توانم متن عربی را پیدا کنم البته همانطور که سرکار Asal Masal هم فرمودند مربوط به زدن ماسک است زمانی که طوفان باشد به این ترجمه توجه کنید:
به ابو جعفر باقر (ع) گفتم: اگر كسى دهان و بينى خود را با نقاب‏ بپوشد، مى‏تواند نماز بخواند؟ ابو جعفر گفت: اگر بر روى زمين نماز بخواند؟ نبايد نقاب بزند، اما اگر بر روى چار پا باشد، مانعى ندارد كه نقاب بزند تا از گرد و غبار جاده محفوظ بماند.
گزيده كافى، ج‏2، ص: 319

مثل اینکه بپرسند زدن ماسک در هنگان نماز چه اشکالی دارد امام می گوید اگر سوار بر حیوانی نیست که گرد و غبار زیاد باشد نباید استفاده کند اما اگر نماز مستحبی روی حیوان می خواند اشکالی ندارد که نقاب بزند.(واضح است چون ضرر گرد و غبار برای بدن زیاد است بنا بر این استفاده از ماسک یا روبنده طبق قاعده لا ضرر جایز می شود) پس از این روایت شما حتی نمی شود جواز پوشیه را برداشت کرد بلکه می توان جواز آن در حالت اضطرار را برداشت کرد که حتی خوردن گوشت خوک در حالت اضطرار مانعی ندارد.(باز هم تاکید می کنم بحث ما در این تاپیک جواز پوشیه نیست بلکه مربوط به این است که آیا چهار زنی که اول تاپیک پرسیدم از پوشیه استفاده می کنند یا خیر؟چون شما این مسائل را مطرح می کنید بنده مجبور به جواب می شوم وگرنه این بحث جواز خارج از بحث است و ما با جواز آن در حکم اولیه مشکلی نداریم)


و در حسن كالصحيح منقولست كه آن حضرت فرمودند كه زنى كه احرام گرفته باشد نقاب نمى‏اندازد زيرا كه احرام زن در روى اوست و احرام مرد در سر اوست و ظاهرا بر سبيل كراهت باشد، و يا آن كه آن چه بر روى بندند نقاب باشد و هر چه را آويزند نقاب نگويند و اين وجهى است در جمع و ليكن ظاهرا تعليل خلاف اين وجهست، و اينها در وقت رفتن است و در منزل قصور ندارد.
چنانكه در صحيح از زراره منقولست كه گفت عرض نمودم به حضرت‏ امام جعفر صادق صلوات اللَّه عليه كه مردى كه محرم باشد در وقت خواب روى خود را مى‏تواند پوشيد كه مگس او را آزار ندهد حضرت فرمودند كه بلى و ليكن سر را نپوشاند و باكى نيست كه زن محرمه در وقت خواب روى خود را به پوشاند و ممكن است كه از جهة ضرورت باشد چون ضرر پشه و مگس نيز عظيم است.
از این روایات شما هیچ استفاده ای در بحث ما نمی توانید انجام دهید اولا این مطالبی که چون ضرر پشه و مگس عظیم است و مطالب مشابه در اصل روایت نیست و جز اضافات مترجم بوده اصل روایت را بیاورید و نه کتاب شرح حدیث که روایات تغییر پیدا کرده اند.
ثانیا اصل روایت چنین آمده که بنده از خارج فقه آیت الله مکارم سخن ایشان را نقل می کنم
عَنْ مُوسَى بْنِ الْحَسَنِ وَ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيٍّ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ هِلَالٍ وَ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي عُمَيْرٍ وَ أُمَيَّةَ بْنِ عَلِيٍّ الْقَيْسِيِّ عَنْ عَلِيِّ بْنِ عَطِيَّةَ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَحَدِهِمَا ع فِي الْمُحْرِمِ قَالَ لَهُ أَنْ‏ يُغَطِّيَ رَأْسَهُ وَ وَجْهَهُ إِذَا أَرَادَ أَنْ يَنَامَ در سند بعضی از رجال سند خالی از اشکال نیستند. بعضی به سراغ جمع دلالی رفتند و گفتند این روایت به حالت اضطرار حمل می شود. مثلا فردی به سبب اذیت مگس و غیره مجبور شده است سرش را بپوشاند.

نقول: اگر جمع دلالی هم صحیح نباشد. این روایت به سبب معرض عنهای اصحاب بودن کنار گذاشته می شود. اگر کار به تعارض نیز کشیده شود ترجیح با روایات مشهور است که فتوا هم مطابق آنها است.

האיסלאם
۱۳۹۴/۰۱/۲۰, ۱۰:۴۹
و در احایث بعدی نشان میدهد که پوشاندن صورت در آن زمان رایج بوده تا حدی که زنان معمولی هم پوشیه و نقاب داشتند ،حال دو سوال ایجاد میشود ،اولا اگر نقاب داشتن جایز نبوده چرا معصومین افراد را نهی نکرده اند (فقط در احرام نهی کردند) و ثانیا مگر میشود زنان معمولی تا این حد رعایت میکردند آنوقت حضرت زهرا(س) رعایت نمیکردند؟!
مطلب اول که مربوط به جواز پوشیه است خارج از موضوع تاپیک است و ما تمام روایات مورد استناد شما را یا تضعیف سندی کردیم که اعتبار سندی نداشت یا اگر سند معتبر بود ارتباطی با موضوع نداشت و یا خلاف نظر شما برداشت می شد و یا اضافاتی در ترجمه داشت که در متن اصلی نبود.
اما در مورد سوال شما که تمسک به سیره کرده اید که سیره زنان در ان زمان چنین بوده از چند جهت قابل جواب دادن است
سيره چيزی نيست كه به سهولت بتوان از آن چشم پوشيد . اگر واقعا سيره‏ مسلمين از صدر اسلام تاكنون به طور مستمر و پيگير اين باشد كه پوشش وجه و كفين را لازم بشمارند دليل روشنی است كه اين درسی بوده كه مسلمانان از پيغمبر اكرم و ائمه اطهار آموخته‏ اند . اصطلاحا می‏گويند "سيره مستمره مسلمين،‏ كشف از سيره پيغمبر صلی الله عليه و آله می‏كند" و سيره پيغمبر البته حجت‏ است.

در بسياری از موارد، فقهاء در اثبات احكام به سيره تمسك می‏جويند
مثلا در مورد ريش تراشی می‏گويند محكم ترين دليل حرمت آن ، سيره مسلمين است كه ريش را نتراشند. ( البته در اينجا مناقشه شده كه از نتراشيدن ريش كه بين مسلمين متداول است می‏توان‏ استنتاج كرد كه ريش گذاشتن حرام نيست. ولی اينكه ريش گذاشتن واجب‏ باشد ، استنباط نمی‏شود، زيرا ممكن است مستحب و يا مباح باشد ). در مسأله پوشش وجه و كفين نيز به سيره مسلمين تمسك شده است .
در جواب اين استدلال بايد يك نكته تاريخی و اجتماعی را مورد دقت قرار دهيم . آن نكته اين است كه اگر چه پوشش در بين عرب مرسوم نبود و اسلام آن‏ را به وجود آورد ولی در ملل غير عرب به شديدترين شكل رواج داشت. در ايران و در بين يهود و مللی كه از فكر يهود پيروی می‏كردند، حجاب‏ به مراتب شديدتر از آن چه اسلام می‏خواست وجود داشت. در بين اين ملت ها وجه و كفين هم پوشيده می‏شد، بلكه در بعضی از ملت ها فقط سخن از پوشيدن زينت‏ زن و چهره زن نبود بلکه سخن از پنهان كردن زن و به اصطلاح " قايم " كردن زن‏ بود و اين فكر به صورت عادت سفت و سختی در آمده بود . اسلام گرچه‏ پوشانيدن وجه و كفين را واجب نكرد ولی تحريم هم نكرد ، يعنی اسلام عليه‏ پوشانيدن چهره قيام نكرد و باز گذاشتن را واجب ننمود و در نتيجه ملتهای‏ غير عرب كه مسلمان شدند از همان عادت و رسم ديرين خود تبعيت كردند.
اسلام با رسم پوشيدن چهره جز در مورد احرام مخالفت نداشت بلكه همانطور كه قبلا تذكر داديم ، استثناء وجه و كفين يك رخصت تسهيلی است . عليهذا فرضا سيره‏ای وجود داشته باشد، دليل بر وجوب و یا حتی استحباب پوشيدن وجه و كفين نمی‏شود.

به علاوه، چنين سيره ای در زمان پيغمبر و صحابه و در زمان ائمه اطهار وجود نداشته است. آن چه از زوايای تاريخ به دست می‏آيد اين است كه سيره مسلمين‏ در قرون اوليه اسلام با سيره آنها در قرون بعدی ، مخصوصا پس از اختلاط ملت عرب با ملت های ديگر و بالاخص پس از تأثر از رسوم و عادات‏ امپراطوری روم شرقی از يك طرف و رسوم ايرانی از طرف ديگر بسيار متفاوت بوده است، تا آنجا كه برای بسياری از مورخان غربی كه از متون‏ اسلامی اطلاع صحيحی ندارند ، اين توهم پيش آمده كه اساسا اسلام دستوری‏ درباره پوشش نداده است و همه اينها از خارج دنيای اسلام به ميان مسلمين‏ سرايت كرده است . و البته اين سخن ، ياوه ‏ای بيش نيست . اسلام‏ دستورهای اكيد درباره پوشش دارد و فلسفه خاصی را هم در نظر گرفته است .

پس، اولا، چنين سيره مستمره‏ای وجود نداشته است ، و ثانيا فرضا چنين‏ سيره‏ای در ميان مسلمين وجود می‏داشت دليل نبود ، مگر آنكه ثابت شود عمل‏ خود معصومين هم بر همين منوال بوده كه البته آن هم ثابت نيست ، بلكه از بعضی از روايات گذشته معلوم شد كه عمل معصومين نيز با آن چه در قرون اخير اسلامی رائج شده است موافقت ندارد .

تمسك به سيره مسلمين يك تتبع تاريخی عميقی می‏خواهد . هزاران تغييرات‏ تدريجی و آرام عملا در رفتار ملتها پيدا می‏شود كه چون توأم با يك حادثه‏ پر سرو صدا نيست تاريخ از ضبط آنها سكوت می‏كند . در مورد انواع به اصطلاح " مد " های لباس‏ مردانه در طول قرون آن قدر تغييرات پيدا شده كه قابل احصاء نيست .

بدین ترتیب که ما سیره را توجیه کردیم دیگر نمی توان آن را کاشف از سیره نبوی و درسی از پیغمبر اکرم ( ص ) دانست و حجت نخواهد بود . اگر ما بتوانیم وجود چنین سیره و روشی را از شخص پیغمبر اکرم ( ص ) نیز اثبات کنیم باز هم دلیل بر وجوب و یا استحباب نخواهد شد ، فقط دلیل بر جواز است .

شهید ثانی رضوان الله علیه در "مسالک" ضمن بحث از ادله این مسأله ، در پاسخ استدلال به سیره و اتفاق مسلمین چنین می گوید :
" ودعوی اتفاق المسلمین علیه معارض بمثله ولو ثم لم یلزم منه تحریم هذا المقدار لجواز استناد منعهن الی المروه و الغیره بل هو الا ظهر ، او علی وجه الافضلیه اذ لاشک فیها " ..ادعای اتفاق مسلمین بر جلوگیری از بازگذاشتن چهره و دو دست مردود است . اولا به دلیل اینکه ضد چنین اتفاقی نیز نقل شده است ؛ یعنی نقل شده که سیرۀ مسلمین همواره این چنین بوده است که زنان چهره و دو دست را باز می گذاشته اند .

قبلا ایشان یکی از ادلۀ موافقین بازگذاشتن چهره و دودست را چنین بیان کرده اند :
" لا طباق الناس فی کل عصر علی خروج النساء علی وجه یحصل منه بدو ذلک من غیر نکیر " . یعنی : " عمل مردم عموما در همه اعصار بر اين بوده است كه زنان به‏ نحوی از خانه بيرون می ‏آمده‏اند كه چهره آنها نمايان بوده است و كسی اين‏ عمل را منكر نمی‏شمرده است ".

ثانيا بر فرض كه قبول كنيم سيره مسلمين بر جلوگيری از كشف وجه و كفين‏ است ، باز دليل نمی‏شود ، زيرا سيره وقتی دليل می‏شود كه ريشه ‏ای جز قبول‏ فرمان پيغمبر در كار نباشد تا دليل بر فرمان پيغمبر بشود ، ولی در اينجا احتمال می‏رود كه ريشه اين سيره حس غيرت و مردانگی افراد باشد نه اطاعت‏ از دستور پيغمبر ، و ظاهر هم همين است كه ريشه اين سيره حس غيرت و مردانگی مردم است .

האיסלאם
۱۳۹۴/۰۱/۲۰, ۱۰:۴۹
در تمام روایات و دلایلی که شما آوردید فقط میتوانید عدم وجوب پوشیه را اثبات بفرمایید(که صحیح هم است زیرا زدن پوشیه واجب نیست و اکثر مراجع و علما هم میفرمایند واجب نیست!)
اما نمیتوانید از این روایات و مطالبی که فرموده اید دو چیز را اثبات کنید
1- اینکه حضرت زهرا(س) هرگز پوشیه نمیزدند !
2- پوشیه زدن در جامعه امروزی جایز نیست یا حرام است!
در روایاتی که ما آوردیم ثابت شده که ایشان صوت خود را از نامحرم در مواقع معمول نمی پوشانده مثل زمانی که خطبه فدکیه را قرائت کردند و یا مطالب دیگر و ما صحبتی از جواز یا عدم جواز نداریم فقط بحث ما نوع حجاب حضرت بوده که آیا ایشان و سه بانوی دیگر صورت خود را می پوشاندند یا خیر
روایات مورد اشاره شما یا به طور کلی خارج از بحث بود و یا سند ضعیف داشت و یا دلالت لازم را نداشت که به آنها پاسخ دادیم.

האיסלאם
۱۳۹۴/۰۱/۲۰, ۱۰:۵۰
اما پیرامون واژه‌ی خمر کمی تحقیق کردم و دیدم گاهی به صورت پوششی که کل سر از جمله صورت را می‌پوشاند هم ترجمه شده است ... اینکه به شراب گفته می‌شود «خمر» به این دلیل است که عقل را می‌پوشاند و یا شاید هم چون از تخمیر به دست می‌آید، ظاهراً در دنیا منظور از خمر هر دو باشد ولی در آخرت خمر بهشتی که عقل را ضایع نمیکند تنها مورد دوم را برساند. با این وجود خمر را به معنای ستر و پوشش ترجمه کرده‌اند و خمار زنان هم می‌شود پوشش زنان که از اینکه ادامه‌اش را بر گریبان بیاندازند معلوم می‌شود این پوشش یک پوشش سرتاسری مانند چادر نبوده است و برای پوشاندن سر از آن استفاده می‌شده است، چنانکه امروز هم در همین معنا آنرا ترجمه می‌کنند، اما جایی هم درش نیامده که این پوشش حتماً مانند مقنعه‌های امروزی بوده باشد که برای صورت هیچ پوششی نتواند داشته باشد ... در قدیم که مردها دستار به سر داشتند هر وقت می‌خواستند ناشناس باشند ادامه‌ی دستارشان را مقابل صورتشان آورده و با همان صورتشان را می‌پوشاندند و این کار هم برای پوشش از شناخته شدن بوده است و هم به دلایل دیگر از جمله در مقابل گرد و خاک و برای وارد نشدن جانوران موذی صحرا به دهانشان و غیره و غیره ... همین کاربرد را خمار هم می‌توانسته برای زنان داشته باشد. به این ترتیب که جلوی نامحرمان آنرا بیاندازند، در سر نماز و یا در زمان طواف (و شاید فقط طواف و نه از مثلاً اقامتگاه خود در اطراف مسجد و در بازار تا برسند به مسجدالحرام و موضع طواف که چند متر دور خانه‌ی کعبه است) آنرا بردارند ... به این ترتیب می‌توان نتیجه گرفت که تمام زنان این امکان را داشته‌اند که با همان پوشش خماری که بر سر داشته‌اند در صورت تمایل یا لزوم رویشان را بگیرند و یا در حالات دیگر این کار را نکنند ...

بزرگوار؛ احتمال بدهید که در همین جمله که نقل کرده اید، پوشش صد در صدی بدن و صورت و .... تأمین شده است. معنای جلباب را بررسی فرمایید.
ببینید در بحث علمی اصل بر بی طرفی باید باشد تا بحث به نتیجه برسد اینکه شما بیایید اصل را بر این بگیرید که حضرت صورت را می پوشانده و بعد ما هر چه دلیل بیاوریم شما بخواهید با توجیه مطالب را رد کنید شامل بحث علمی نمی شود.
اینکه خمار و جلباب صورت را نمی پوشانده چندین دلیل دارد که برخی از آنها را بیان خواهم کرد:
1.در جاهليت گردن و سينه‏ ى زنان باز بود و گوشه های خمار را به پشت می انداختند اما قرآن فرمود فلیضربن بخمرهن علی جیوبهن یعنی خمار ها را بر روی سینه ها بیندازند و اگر ستر صورت در کار بود باید می فرمود لیضربن بخمرهن علی وجوههن.
2.راغب ذيل واژه خمار مي نويسد:«اصل الخمر ستر الشيء و يقال لما يستر به خمار و لكن الخمار صار في التعارف اسما لما تغطي الامرائه رأسها»؛ «خمار در اصل به معناي پوشاندن چيزي است و در اصطلاح پارچه اي كه زن سرش را با آن مي پوشاند اطلاق مي شود.» (راغب اصفهاني، 210) (پوشش سر مطرح است و نه وجه و صورت)
بنابراين مي توان گفت كه «خمار» به معناي چارقد و مقنعه است و از آن جهت به آن خمار مي گويند كه سر را مي پوشاند، امّا نكته اي كه قابل توجه است اين است كه كاركرد مقنعه فقط پوشاندن سر نيست؛ بلكه بايد گريبان را نيز بپوشاند و اين معنا از كلمه «جيوب» فهميده مي شود .
صاحب «التحقيق» در تعريف «جيوب» آورده است:
«ماينفتح علي النحر، والجمع اجياب و جيوب و جابه يجوبه» (مصطفوي، 2/157)
«يعني قسمتي از پيراهن كه براي داخل شدن سر به آن باز مي باشد، پس جيب به معناي گريبان است.»
در اين آيه شريفه خداي متعال طرز پوشيدن خمار را به زنان آموزش مي دهد و به زنان مؤمن دستور مي دهد كه از پوششي استفاده كنند كه علاوه بر سر، گريبان آنها را هم بپوشاند، چون تا آن زمان خانم ها از روسري استفاده مي كردند و غالبا پشت گوش مي انداختند و چون يقه لباس آنها باز بود، پوشش كافي نداشتند و گردن و گريبان آنها در معرض ديد بود تا وقتي كه اين آيه نازل شد و امر به پوشاندن اين اعضا داد. (زمخشري، 3/235)
3.جوهری در صحاح‌ اللغه که یکی از کتب لغت بسیار معتبر است، آمده است که: «جلباب به معنای مِلحفه است». که مِلحفه همان چیزی است که ما در عرف به آن «لحاف» می‌گوییم و لحاف همان چیزی است که به هنگام خواب، همه‌ی بدن انسان را می‌پوشاند.بنا بر این ستر صورت با چیزی مثل جلباب به آن زخامت ممکن نیست.

به همین دلیل می بینیم که ما علاوه بر خمار و جلباب در روایات به برقع و نقاب هم اشاره شده و اگر جلباب و خمار کارکرد پوشاندن صورت را داشت دیگر لزومی به استفاده از برقع و نقاب نبود.

دلیل معتبر دیگری هم که وجود دارد آنست که در احرام پوشاندن صورت زن حرام است اما در روایات تاکید شده که زن نباید با برقع و نقاب صورت خود را بپوشاند که خود همین روایات دلالت دارد بر اینکه جلباب و خمار صورت را نمی پوشاند.

و در خطبه فدکیه هم آمده
لاثت خمارها علی رأسها ، واشتملت بجلبابها
با خمار سر را پوشاند (می گوید راس و نمی گوید وجه یعنی صورت) و جلباب را هم روی آن پوشید.


توجه داشته باشید که در قرآن به زنان پیامبر حتی دستور پرده‌نشینی داده شده است و آن برای وقتی بود که اصحاب از ایشان چیزی درخواست کنند که باید از پس پرده باشد و این برای حفظ شأن پیامبر خدا بود، صلی‌الله‌علیه‌وآله ... آیا به نظر شما حفظ آن زنان از نگاه اغیار بخاطر شأن رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله و حفظ حضرت زهراء سلام‌الله‌علیها از نگار اغیار بخاطر شأن خودشان و پدرشان و همسرشان مطلب عجیبی است وقتی اتحاد نفسانی حضرت رسول و حضرت امیر علیهما‌السلام برایمان جا افتاده باشد؟
این مطلب صرفا مخصوص زنان پیامبر است حتی ازدواج با همسران پیامبر هم بعد از وفات پیامبر حرام است اما از این مطلب نمی توان برداشت نمود که ازدواج با همسر افرادی که مرده اند پس از گذشتن عده حرام است یا کراهت دارد در مورد این مسئله هم همینطور و شما نمی توانید حکم گروه خاص را با قیاس به دیگران هم تسری دهید همان کاری که فقه اهل سنت دچار به آن شده است زیرا دین با قیاس بدست نمی آید.
البته شاید علت این مسئله آن باشد که از آنجا که پیامبر همسران متعددی داشتند و این همسران هم منزل های متعددی داشتند و بعضا پیامبر به جنگ هم می رفتند تمام همسران را با خود نمی بردند و برای همین شایسته نیست مردان غریبه بیاییند از همسران پیامبر متاعی را درخواست کنند به همین جهت ممکن است این حکم نازل شده باشد.
البته این مطلب هم فقط در مورد درخواست چیزی از همسران است که باید از پشت پرده باشد اما در سایر موارد چنین حکمی وجود نداشته که همیشه همسران پیامبر باید در پشت پرده باشند.
در قران كريم درباره زنان پيغمبر دستورهاي خاصي وارد شده است... در اين جهت بيشتر منظورهاي سياسي در كار بوده است. اسلام مي خواسته است امهات المومنين كه خواه ناخواه احترام زيادي در بين مسلمانان داشتند از احترام خود سواستفاده نكنند ، و احيانا ابزار عناصر خودخواه و ماجراجو در مسائل سياسي و اجتماعي واقع نشوند. سر اين كه زنان پيغمبر ممنوع شدند از اين كه بعد از آن حضرت با شخص ديگري ازدواج كنند به نظر من همين است. يعني شوهر بعدي از شهرت و احترام زنش سوء استفاده مي كرد و ماجراها ميآفريد و بنابراين اگر در باره زنان پيغمبر دستور اكيدتر و شديدتري وجود داشته باشد بدين جهت است.

اینکه زنان برای مسافرت در کجاوه می‌نشستند که کاملاً محصور بوده است آیا این محصور بودن دلیلی هم داشته است یا صرفاً بخاطر زیبایی بوده است؟
اگر می خواهید با توجه به سیره دیگر زنان این حجاب را برای حضرت ثابت کنید که ما در جواب جناب یارب توضیح دادیم که نمی توان با سیره چنین مطلبی را ثابت نمود و در کجاوه بودن هر دلیل داشته باشد اگر همین مطلب طبق روایتی برای حضرت ثابت شود،می توان برداشت نمود که ایشان در برخی موارد اینجنین بودند.

یارب
۱۳۹۴/۰۱/۲۰, ۱۵:۱۲
لطف بفرمایید وقتی مطلبی را می آورید عین روایات را به زبان عربی نقل کنید این مطلب شما شرح بر روایت می باشد و خود نویسنده بر روایت این سخن را اضافه کرده که اگر نامحرم باشد نقاب انداختن اولی است اما در اصل روایت نیامده بنا بر این اصلا نیازی نیست من آن را نقد کنم چون سخن معصوم نیست و برداشت نویسنده کتاب و اضافات اوست اصل روایت بدون تحریف اینگونه آمده
الْحُسَيْنُ بْنُ سَعِيدٍ عَنِ الْحَسَنِ عَنْ زُرْعَةَ عَنْ سَمَاعَةَ قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الرَّجُلِ يُصَلِّي فَيَتْلُو الْقُرْآنَ وَ هُوَ مُتَلَثِّمٌ فَقَالَ لَا بَأْسَ بِهِ وَ إِنْ كَشَفَ عَنْ فِيهِ فَهُوَ أَفْضَلُ قَالَ وَ سَأَلْتُهُ عَنِ الْمَرْأَةِ تُصَلِّي مُتَنَقِّبَةً قَالَ إِذَا كَشَفَتْ عَنْ مَوْضِعِ السُّجُودِ فَلَا بَأْسَ بِهِ وَ إِنْ أَسْفَرَتْ فَهُوَ أَفْضَلُ.

سلام علیکم
1-لطفا سند حدیث را بفرمایید


ین مطلب شما شرح بر روایت می باشد و خود نویسنده بر روایت این سخن را اضافه کرده که اگر نامحرم باشد نقاب انداختن اولی است اما در اصل روایت نیامده بنا بر این اصلا نیازی نیست من آن را نقد کنم چون سخن معصوم نیست و برداشت نویسنده کتاب و اضافات اوست

ببخشید میشود دقیق نام نویسنده ای که این سخن را اضافه نموده را بیان بفرمایید؟ و بفرمایید به چه علت این سحن را اضافه نموده است؟

یازهرا(س)

یارب
۱۳۹۴/۰۱/۲۰, ۱۵:۲۵
روایت با لفظ مجهول و روی ذکر شده که سند آن مرسل بوده و علما اصلا بر مراسیل مطلقا اعتماد نمی‌کنند.

با تشکر از شما میشود لطف بفرمایید دقیقا سسله رجال این حدیث را بیان بفرمایید تا بنده متوجه شوم کجا حدیث قطع میشود و مرسل میشود؟


ثانیا اصلا این روایت مستند نیست و برای آن سندی ذکر نشده است و در واقع سندها حذف شده است بنا بر این به عنوان یک نقل تاریخی برای یک مطلب نمی توان بدان اعتماد نمود.

ببخشید یعنی کتاب الجمل و النصره لسید فی حرب البصره یک کتاب غیر قابل اعتماد است؟
یازهرا(س)

باء
۱۳۹۴/۰۱/۲۰, ۱۵:۳۷
سلام علیکم،
فقط خواستم از دوستان بابت اینکه فضای بحث را علمی نگاه داشته و بدون تعصب به بحث می‌پردازید تشکر کنم :Gol:
ان شاء الله همگی در پناه خدا و موفق باشید و ان شاء الله این بحث به جایی برسد که برای همه‌ی ما و دوستان دیگر نیز به کار بیاید
یا علی علیه‌السلام

یارب
۱۳۹۴/۰۱/۲۰, ۱۶:۰۸
بنده پیرامون احکام تاپیک مفصلی خواهم زد اما پله پله باید بحث شود اول بحث تاریخی آن انجام می شود که آیا حضرت فاطمه از پوشیه استفاده می کرده یا خیر و بعد در مورد سه فرد دیگری که بنده درخواست کردم بررسی می شود و بعد مباحث دیگری را به طور جداگانه مطرح خواهم کرد و در انتها هم به بحث فقهی آن خواهم رسید

با این حساب شما چندین پله اول را بدون بررسی رد کرده اید!!
شما با این حساب که فرمودید(که بسیار هم کار خوبی است ) باید به عقب برگردید! شما باید در پله اول ابتدا برروی اصل حجاب بحث بفرمایید که چرا و چگونه باید در مقابل نامحرم حجاب داشته باشیم (باید از تمام زوایای آن بررسی شود) پله بعد بفرمایید که علما و رجال حدیث چگونه از احادیث حرمت ؛اباحه،استحباب و غیره را استخراج میکردند و برای اینکه امری را مستحب یا افضل بدانند چگونه استناد میکردند؟ آیا در تمام مواردی که امری را مستحب یا افضل دانسته اند دقیقا در روایا به افضل بودن آن امر اشاره شده یا اینکه نه وقتی مجموعه ای از احایث را کنار همدیگر قرار میدهند افضل بودن امری را از آن استخراج میککند



اما فرضا که جواز هم ثابت باشد (که ما مشکلی با جواز آن ممکن است نداشته باشیم) چه ارتباطی دارد به اینکه آن چهار زن از پوشیه استفاده می کرده اند یا خیر؟

وقتی امری حرام نیست،و حرام نبودن آن اثبات میشود میتواند آن امر یا واجب باشد،یا مکروه ،یا مستحب،یامباح
حال شما بفرمایید روش علمای دین برای اینکه بفرمایند امری مستحب است یا مکروه است یا مباح چیست؟

شما میفرمایید ما به بحث فقهی قضیه کاری نداریم! اما از اول بحث دارید مستحب نبودن و افضل نبودن این امر را اثبات میکنید!!! اگر بنا بر جواز باشد که که این کار جایز است! کاری هم که جایز باشد انجام دادنش افراط و تفریط نیست پس الان دقیقا مشکل شما کجاست؟!!

چون شما هیچ حدیثی تا کنون نیاورده اید که زدن پوشیه را نهی کرده باشد در حالی که پوشیه در آن زمان یک امر مرسوم بوده است(اگر لطف بفرمایید یک حدیث بیاورید که حضرت زهرا(س) یا دیگر امامان معصوم (ع) با زنانی که آن زمان پوشیه میزدند مخالفت نموده باشند ممنون میشوم!!)

با توجه به سوالتان (حجاب این چهار بزگورار)میشود بفرمایید حضرت زهرا(س) هنگام خروج از خانه و قرار گرفتن درجمع نامحرمان چگونه بوده اند؟(چون همانگونه که میدانید حجاب فقط پوشه نیست ! حجاب تعریف گسترده ای دارد به همین دلیل گفتم چند پله را رد کردید!) چون بنده شنیده ام که ایشان بین زنان حرکت میکردند تا دیده نشوند یا در جریان مباهله پیامبر(ص) و امام حسن (ع) و امام حسین(ع) و امام (ع) دورتادور ایشان را احاطه کرده بودند و ایشان بین این بزرگوران حرکت میکردند تا نامحرمان ایشان را نبینند
اگر اینگونه باشد که ما خانمها و آقایان اکنون خیلی دچار تفریط هستیم!! چون زنان که راحت در خیابانها عبور میکنند مردان هم نمی آیند هنگام خروج زنان از خانه جند نفر مرد محرم شوند و دورتا دروشان را احاطه کنند!! جال سوال بنده از شما این است که بنده به عنوان یک خانم اگر بخواهم به روش و سیره حضرت زهرا(س) عمل نمایم چگونه باید درمقابل نامحرم ظاهر شوم؟ آیا باید چادر بپوشم ،صورتم را هم باز بگذارم،بعد بگویم پدر و برادر و عمو دایی ام دور تا دورم را بگیرند و وارد خیابان شوم؟
اگر لطف کنید این موضوع را توضیح بفرمایید سپاسگزار خواهم بود

یازهرا(س)

یارب
۱۳۹۴/۰۱/۲۰, ۱۷:۳۳
سلمان فارسی گوید : به سوی منزل فاطمه دختر محمّد صلی الله علیه وآله وسلم دویدم ؛ پس از ورود دیدم که فاطمه نشسته و عبایی بر تن دارد و هرگاه آن را روی سر خود می کشد پاهایش پیدا می شوند و هرگاه پای خود را به وسیله آن می پوشاند سر مبارکش پیدا می شود؛ وقتی چشم او به من افتاد ، آن عبا را به سر خود پیچیده و گفت...].

ببخشید از محضر شما سوالی دارم
1- آیا جناب سلمان قبل از ورود به خانه از حضرت زهرا(س) اجازه نمیگرفتند ؟یعنی سرزده وارد میشدند؟
2- با این حدیثی که نقل فرمودید مشخص میشود که جناب سلمان موی سر حضرت زهرا(س) را دیده اند!!! چون اگر ایشان موی سرشان پوشیده بوده دیگر نیازی نبوده عبا را روی سر خود بکشند(بنا بر تفسیر شما که حضرت فقط سرشان را میپوشاندندو صورت خود را از نامحرم نمیپوشاندند!)
دیدن موی سر توسط نامحرم حرام است ! حال برایم سوال شده این واقعه چگونه اتفاق افتاده است؟
3- در این حدیث مشخص است که قبل از ورود جناب سلمان مردی در خانه نبوده است! پس حضرت برای چه داشتند سعی میکردند سر یا پای خود را بپوشانند؟!!!
4- اگر حضرت عبارا برسر مبارک پوشاندند پس پاهایشان برهنه بوه است؟!! یعنی جناب سلمان پاهای ایشان را دیه اند؟
5- جناب سلمان از معتمدین خانه حضرت بوده اند،پس چگونه است به محض اینکه دیده اند حضرت حجاب لازم را ندارند برنگشتند و آنقدر ایستاده اند تا حضرت زهرا(س) متوجه ایشان شده اند؟

یازهرا(س)

یارب
۱۳۹۴/۰۱/۲۰, ۱۸:۰۰
[رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم از اصحابش پرسید که زن چیست؟ گفتند : عورت است [ : باید از دیدگان نامحرمان پوشیده باشد ] ؛ فرمود : « چه زمانی زن به پروردگارش نزدیک تر است؟»، آنان ندانستند ؛ پس فاطمه علیها السلام آن را شنید و گفت : «زمانی زن به پروردگارش نزدیک تر است که درون خانه بنشیند؛ پس رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم فرمود : همانا فاطمه پاره تن من است ].

از میان پنج روایت بیان شده، پاره ای صراحت داشت که ایشان به شدت مواظبت می نموده و تا حد ممکن مراقب بوده تا نامحرم او را نبیند؛
صریح تر از همه این ها روایت أنس است وقتی که درباره ویژگی زهرا (س) و شمایل ایشان از مادرش می پرسد؛ أنس کسی است که در طول حیات پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم در مدینه به او خدمت کرده است؛ اگر او فاطمه، صورت او و شمایل او را دیده بود، پس مجالی برای پرسش از مادرش درباره ویژگی ایشان باقی نمی ماند!؛
پس ظاهرا صورت حضرت را ندیده است.

.

ببخشید سوالی از محضر شما دارم،آیا نمیشود از احادیث بالا اهمیت افضل بودن پوشاندن چهره از نامحرم را اثبات کرد؟!


با توجه به روایات دسته دوم، عدم وجوب پوشاندن صورت به هنگام رویارویی با شخص بیگانه – قابل برداشت است، همچنان که عملکرد حضرت زهرا علیها السلام از نظر گذشت.
پس می توان نتیجه گرفت که به احتمال فراوان، حجاب حضرت فاطمه علیها السلام علاوه بر پوشاندن بدن، پوشاندن سر توسط روسری یا مقنعه به اندازه مورد نیاز و ضروری بوده، نه پوشاندن سر به همراه صورت؛ پس ایشان صورت خویش را نمی پوشانده است.
در مورد روایت انس نیز باید گفت که درخواست انس از مادرش این نبوده که مادرش صورت حضرت زهراء(س) را توصیف کند تا گفته شود که انس صورت حضرت را اصلا ندیده است، بلکه درخواستش از مادرش این بوده که ویژگی حضرت زهراء (س) چگونه بوده است. مادر انس نیز ویژگی ظاهری حضرت را توضیح داده و در ضمن آن، صورتش را نیز توصیف نموده است.
بیان شکل و رنگ صورت حضرت زهراء (س) توسط مادر انس، مانع از این نیست که گفته شود انس صورت حضرت را دیده است چراکه صورت حضرت آن قدر نورانی و ملکوتی بوده که مادر انس دوست داشته تا آن را توصیف کند با این که می دانسته که انس صورت حضرت را دیده است و او از باب تاکید این گونه حضرت را توصیف کرده است. این یک ویژگی زنانه است که وقتی می خواهند دختر یا زنی را توصیف کنند، ابتدا شکل و رنگ صورت او و میزان زیبایی اش را توصیف می کنند. از سوی دیگر مردان مومن، اگر زن یا دختری را که نامحرم است بشناسند، به گونه اجمالی او را می شناسند یعنی به محض دیدن او متوجه می شوند که فلان زن یا فلان دختر است ولی در ظرافتهای صورت او خیلی دقت نمی کنند چراکه آن اندازه اجمالی از شناخت صورت را برای شناخت آن فرد کافی می دانند و در صورت او خیلی دقت نمی کنند تا خدای ناکرده شیطان آنها را بفریبد و از این رو در صورت آن زن مستقیم نگاه نمی کنند و سعی می کنند حیا در نگاه را داشته باشند. از این رو می توان گفت که انس صورت حضرت را به گونه اجمالی می شناخته و مادرش دقیق تر برای او توضیح داده است ولی باید توجه داشت که این توصیف دقیق صورت حضرت، درخواست انس از مادرش نبوده است.

اما اینها که شما فرموردید تماما برداشتهای شخصی خود شماست!!
بنده برداشتم اینگونه است که انس چهره حضرت زهرا(س) را ندیده است!! و چهره ایشان پوشیده بوده است
درثانی ،وقتی یک زن دارد اینگونه از زیبایی چهره یک خانم صحبت میکند معلوم است که ایشان خیلی زیبا بوده اند!!

او مانند ماه شب چهارده بود یا نظیر خورشیدی بود که ابرها او را پوشانده باشند یا خورشیدی که از زیر ابرها خارج شده باشد ؛ رنگ او سفید لطیف و مخصوصی بود ].
حال برای بنده حقیر سوال شده است الف) همانگونه که میدانید اگر در وجه کفین زیبایی خاصی باشد باید از نامحرم پوشیه شود
ب) وقتی چهره حضرت (س) اینگونه یک زن را مبهوت خود کرده آیا نمیتواند برای یک مرد جلب توجه کند؟ آیا حضرت (س) نسبت به این موضوع بی اطلاع هستند و با وجودی که میدانند چنین جذابیتی دارند چهره خود را در برابر نامحرمان همیشه باز میگذاشتند؟!! چون فرض هم که انس فر با تقوایی بوده و اجمالی ایشان را دیده است آیا همه مردان عرب در آن زمان افراد با تقوایی بودند و به حضرت اینگونه نگاه میکردند؟!!
یازهرا(س)

یارب
۱۳۹۴/۰۱/۲۰, ۱۸:۱۷
با توجه به روایات دسته دوم، عدم وجوب پوشاندن صورت به هنگام رویارویی با شخص بیگانه – قابل برداشت است، همچنان که عملکرد حضرت زهرا علیها السلام از نظر گذشت.
پس می توان نتیجه گرفت که به احتمال فراوان، حجاب حضرت فاطمه علیها السلام علاوه بر پوشاندن بدن، پوشاندن سر توسط روسری یا مقنعه به اندازه مورد نیاز و ضروری بوده، نه پوشاندن سر به همراه صورت؛ پس ایشان صورت خویش را نمی پوشانده است.

چرا نفرموده اید به یقیین،حتما،صددرصد و...حضرت زهرا(س) چهره خودر را نمی پوشاندند و فرمودید به احتمال فراوان اینگونه بوده است؟!! مگراز نظر شما احتمال دیگری هم وجود دارد؟!! اگر از نظر شما احتمال دیگری وجود دارد لطفا با دلیل بفرمایید!!

و اما سوالی داشتم
تفاوت قناع،خمار ،نقاب ،برقع چیست؟


یازهرا(س)

تذکره
۱۳۹۴/۰۱/۲۱, ۱۴:۳۷
چند نکته در جواب شما حایز اهمیت است :
1- این جمله از بنده یا حضرتعالی نیست که حضرتعالی مخالفت کردید :
اين نوع روايات چون مربوط به احكام حلال و حرام نيست، عالمان شیعی در سند آنها دقت و كنكاش نكرده اند و آنها را پذيرفته اند
2-این که می فرمایید این روایت از یهود وارد دین ما شده است خودش دلیل می خواهد
3-داستان زمان پیامبران دیگر نمی تواند دلیل رد کلام شیعه و حضرت زهرا باشد
4- کلام حضرت زهرا ولو سند قوی نداشته باشد ولی جمله ای غلط نیست بلکه بالاترین پوشش برای یک زن است
5- سخنرانی های حضرت زهرا و حضور ایشان در برخی مناسباتی چون مباهله یا پشت در قرار گرفتنش و...در دفاع از ولایت و با پوشش کامل صورت گرفته است بد نیست در این زمینه تاریخ را بیشتر مطالعه بفرمایید.

האיסלאם
۱۳۹۴/۰۱/۲۱, ۱۷:۱۱
1-لطفا سند حدیث را بفرمایید
موثقه سماعه در تهذيب الأحكام ، ج‏2، ص: 230

ببخشید میشود دقیق نام نویسنده ای که این سخن را اضافه نموده را بیان بفرمایید؟ و بفرمایید به چه علت این سحن را اضافه نموده است؟
در اصل روایت آن اضافات وجود ندارد و منبع و سند روایت را هم برای شما ذکر کردم می توانید نگاه کنید حالا کسی که این سخن را اضافه کرده از روی اشتباه بوده و یا فتوای خودش را خواسته بگوید یا هر دلیل دیگری داشته در اصل روایت وجود ندارد و قول معصوم نبوده و برای بنده حجیتی ندارد.

با تشکر از شما میشود لطف بفرمایید دقیقا سسله رجال این حدیث را بیان بفرمایید تا بنده متوجه شوم کجا حدیث قطع میشود و مرسل میشود؟
قرار نیست بنده اینجا علم رجال را هم توضیح دهم اما مختصرا بگویم که مرسل انواع مختلفی دارد و یکی از انواع آن این است که سند ذکر نشود و با لفظ مجهول روی روایت را ذکر کنند که به آن روایت مرسل می گویند و روایت مرسل اعتبار لازم برای اثبات واقعیت تاریخی را ندارد.

ببخشید یعنی کتاب الجمل و النصره لسید فی حرب البصره یک کتاب غیر قابل اعتماد است؟
ما یک اعتبار کتاب داریم و یک اعتبار روایت ممکن است کتابی معتبر باشد اما روایتی که در آن روایت است به دلیل ضعف سند آن اعتبار لازم را نداشته باشد مثلا کتاب علل الشرایع کتاب معتبری است اما هر روایتی که در آن باشد اعتبار ندارد.
در ضمن اعتبار کتاب به این معناست که انتساب کتاب به نویسنده ثابت است اما اینکه انتساب روایتی که در آن روایت است به معصوم ثابت باشد معلوم نیست و باید بررسی شود.

با این حساب شما چندین پله اول را بدون بررسی رد کرده اید!!
شما با این حساب که فرمودید(که بسیار هم کار خوبی است ) باید به عقب برگردید! شما باید در پله اول ابتدا برروی اصل حجاب بحث بفرمایید که چرا و چگونه باید در مقابل نامحرم حجاب داشته باشیم (باید از تمام زوایای آن بررسی شود) پله بعد بفرمایید که علما و رجال حدیث چگونه از احادیث حرمت ؛اباحه،استحباب و غیره را استخراج میکردند و برای اینکه امری را مستحب یا افضل بدانند چگونه استناد میکردند؟ آیا در تمام مواردی که امری را مستحب یا افضل دانسته اند دقیقا در روایا به افضل بودن آن امر اشاره شده یا اینکه نه وقتی مجموعه ای از احایث را کنار همدیگر قرار میدهند افضل بودن امری را از آن استخراج میککند
بحث بنده در این تاپیک صرفا تاریخی است و بحث تاریخی مستقل از تمام موارد دیگر بررسی می شود و نیازی به پیش زمینه ندارد بلکه بحث تاریخی می تواند پیش زمینه دیگر مباحث شود

وقتی امری حرام نیست،و حرام نبودن آن اثبات میشود میتواند آن امر یا واجب باشد،یا مکروه ،یا مستحب،یامباح
حال شما بفرمایید روش علمای دین برای اینکه بفرمایند امری مستحب است یا مکروه است یا مباح چیست؟
بنده از بعد فقهی نمی خواهم این مسئله را بررسی کنم بلکه از بعد تاریخی بررسی می شود که آیا چهار زن برتر صورت خود را می پوشاندند یا خیر

شما میفرمایید ما به بحث فقهی قضیه کاری نداریم! اما از اول بحث دارید مستحب نبودن و افضل نبودن این امر را اثبات میکنید!!! اگر بنا بر جواز باشد که که این کار جایز است! کاری هم که جایز باشد انجام دادنش افراط و تفریط نیست پس الان دقیقا مشکل شما کجاست؟!!
من کاری به قضیه فقهی ندارم از ابتدای تاپیک هم تاکید کردم اما چون شما مطالب خارج از موضوع می گویید مثلا روایتی را می آوردید و جواز و یا افضلیت پوشیه را می خواهید از آن ثابت کنید بنده مجبور به جواب می شوم البته بسیاری از مطالب را که مستند به روایات نبود هم جواب ندادم فقط آن مطالبی را که با روایت استدلال کردید جواب دادم و رد نمودم.

در حالی که پوشیه در آن زمان یک امر مرسوم بوده است
قبلا توضیح دادیم که بر خلاف ادعای شما شهید ثانی از علمای بزرگ شیعه ادعا می کند که خلاف مطلب شما نقل شده و سیره مسلمین در آن زمان بر عدم پوشاندن وجه و کفین بوده همچنین شهید مطهری هم پس از نقل سخن شهید ثانی همین سخن را تایید می کند و معتقد است که سیره مستمره بر عدم پوشاندن وجه و کفین بوده.
تمسك به سيره مسلمين يك تتبع تاريخی عميقی می‏خواهد . هزاران تغييرات‏ تدريجی و آرام عملا در رفتار ملتها پيدا می‏شود كه چون توأم با يك حادثه‏ پر سرو صدا نيست تاريخ از ضبط آنها سكوت می‏كند . در مورد انواع به اصطلاح " مد " های لباس‏ مردانه در طول قرون آن قدر تغييرات پيدا شده كه قابل احصاء نيست .

بدین ترتیب که ما سیره را توجیه کردیم دیگر نمی توان آن را کاشف از سیره نبوی و درسی از پیغمبر اکرم ( ص ) دانست و حجت نخواهد بود . اگر ما بتوانیم وجود چنین سیره و روشی را از شخص پیغمبر اکرم ( ص ) نیز اثبات کنیم باز هم دلیل بر وجوب و یا استحباب نخواهد شد ، فقط دلیل بر جواز است .

شهید ثانی رضوان الله علیه در "مسالک" ضمن بحث از ادله این مسأله ، در پاسخ استدلال به سیره و اتفاق مسلمین چنین می گوید :
" ودعوی اتفاق المسلمین علیه معارض بمثله ولو ثم لم یلزم منه تحریم هذا المقدار لجواز استناد منعهن الی المروه و الغیره بل هو الا ظهر ، او علی وجه الافضلیه اذ لاشک فیها " ..ادعای اتفاق مسلمین بر جلوگیری از بازگذاشتن چهره و دو دست مردود است . اولا به دلیل اینکه ضد چنین اتفاقی نیز نقل شده است ؛ یعنی نقل شده که سیرۀ مسلمین همواره این چنین بوده است که زنان چهره و دو دست را باز می گذاشته اند .

قبلا ایشان یکی از ادلۀ موافقین بازگذاشتن چهره و دودست را چنین بیان کرده اند :
" لا طباق الناس فی کل عصر علی خروج النساء علی وجه یحصل منه بدو ذلک من غیر نکیر " . یعنی : " عمل مردم عموما در همه اعصار بر اين بوده است كه زنان به‏ نحوی از خانه بيرون می ‏آمده ‏اند كه چهره آنها نمايان بوده است و كسی اين‏ عمل را منكر نمی‏شمرده است ".

ثانيا بر فرض كه قبول كنيم سيره مسلمين بر جلوگيری از كشف وجه و كفين‏ است ، باز دليل نمی‏شود ، زيرا سيره وقتی دليل می‏شود كه ريشه ‏ای جز قبول‏ فرمان پيغمبر در كار نباشد تا دليل بر فرمان پيغمبر بشود ، ولی در اينجا احتمال می‏رود كه ريشه اين سيره حس غيرت و مردانگی افراد باشد نه اطاعت‏ از دستور پيغمبر ، و ظاهر هم همين است كه ريشه اين سيره حس غيرت و مردانگی مردم است .

چون بنده شنیده ام که ایشان بین زنان حرکت میکردند تا دیده نشوند یا در جریان مباهله پیامبر(ص) و امام حسن (ع) و امام حسین(ع) و امام (ع) دورتادور ایشان را احاطه کرده بودند و ایشان بین این بزرگوران حرکت میکردند تا نامحرمان ایشان را نبینند
مورد اول که ذکر کردید عذر بدتر از گناه است یعنی حضرت فاطمه برای اینکه کسی ایشان را نبیند زنان دیگری را مانع قرار داده که آن زنان دیده شوند اما حضرت خودش دیده نشود!!! اینکه نقض غرض است و از معصوم چنین کاری بعید است.
مورد دوم در مورد مباهله اولا مباهله در سال هشت هجری وقوع یافت و امام حسن متولد سال 3 هجری و امام حسین متولد سال 4 هجری می باشد یعنی امام حسن یک خردسال پنج ساله و امام حسین یک کودک سه ساله بودند حال چگونه ادعا می کنند که امام حسین و امام حسن دور حضرت فاطمه بودند تا کسی ایشان را نبیند باید از نشر دهنده این مطالب پرسید حتی در برخی از نقل ها آمده که امام حسین در آغوش پیامبر بود در روز مباهله
ثانیا نقل شده اسقف نصارا به مسیحیان گفت :«اى گروه نصارا،من چهره‏ هايى را مى‏بينم كه اگر خداوند بخواهد كوهى را به خاطر آنان از جا میكند،با آنان مباهله نكنيد كه به هلاكت مى‏رسيد»...و در اين مورد هم دلالت دارد که اسقف چهره هر پنج نفر را دیده برخلاف حدیثی که نقل می کنند که برای زن بهتر است که نه مردی او را ببینید و نه او مردی را اما خداوند از حضرت فاطمه زهرا برای شرکت در مباهله با نزول آیه قرآن دعوت میکند و اسقف هم می گوید چهره هایی می بینم که ...

- آیا جناب سلمان قبل از ورود به خانه از حضرت زهرا(س) اجازه نمیگرفتند ؟یعنی سرزده وارد میشدند؟
2- با این حدیثی که نقل فرمودید مشخص میشود که جناب سلمان موی سر حضرت زهرا(س) را دیده اند!!! چون اگر ایشان موی سرشان پوشیده بوده دیگر نیازی نبوده عبا را روی سر خود بکشند(بنا بر تفسیر شما که حضرت فقط سرشان را میپوشاندندو صورت خود را از نامحرم نمیپوشاندند!)
دیدن موی سر توسط نامحرم حرام است ! حال برایم سوال شده این واقعه چگونه اتفاق افتاده است؟
3- در این حدیث مشخص است که قبل از ورود جناب سلمان مردی در خانه نبوده است! پس حضرت برای چه داشتند سعی میکردند سر یا پای خود را بپوشانند؟!!!
4- اگر حضرت عبارا برسر مبارک پوشاندند پس پاهایشان برهنه بوه است؟!! یعنی جناب سلمان پاهای ایشان را دیه اند؟
5- جناب سلمان از معتمدین خانه حضرت بوده اند،پس چگونه است به محض اینکه دیده اند حضرت حجاب لازم را ندارند برنگشتند و آنقدر ایستاده اند تا حضرت زهرا(س) متوجه ایشان شده اند؟
البته بنده از بین روایات ذکر شده دسته دوم این روایت را قبول ندارم به دلایلی که نیای به ذکر آنها نیست اما موقع ارسال فراموش کردم این روایت را نفرستم اما به هر جال همین روایت هم قابل توجیه است ایشان در روایت پوشش کاملی داشتند و سرشان را با خمار پوشانده بودند و همچنین اگر نگاهی دقیق به سیره نقل شده در منابع حدیثی و تاریخی پیرامون شکل حجاب و پوشش حضرت زهرا(س) شود، می‌توان به این نتیجه رسید که ایشان در هر موقعیتی و نزد هر نامحرمی حجاب و عفاف کامل را داشتند، ولی حد متعادل حجاب را رعایت می‌کرده و این برای زنان مسلمان یک الگوی عملی و کاربردی است. با توجه به این نکته، درباره آن قسمت از روایت که می‌گوید: «فاطمه نشسته و یک قطعه عبا در بر دارد ولى هر گاه آن‌را روى سرش می‌کشد پاهایش بیرون‏ می‌ماند، و هر گاه پاهایش را می‌پوشاند سرش نمایان می‌شود» باید گفت: سلمان به یک بیان توصیف چنین لباسی را می‌کند که نشان از سادگی لباس حضرت فاطمه(س) دارد. نه این‌که واقعاً ساق پای حضرت فاطمه برهنه باشد که از چنین خیالی باید به خدا پناه برد. به علاوه؛ روایاتی تصریح دارد که برخی از زنان عادی و متدیّن آن موقع در زیر عبایی که داشتند، شلواری می‌پوشیدند که تمام پای آنها را می‌پوشاند مانند آنچه امروزه در زیر لباس‌هایی مانند مانتو شلوار می‌پوشند، پیامبر اسلام(ص) فرمود: «خداوند رحمت کند زنانى که پاى خود را با پوشیدن شلوار درست می‌پوشانند»،(من لا یحضره الفقیه، ج ‏3، ص 467) با این وصف، چگونه ممکن است که حضرت فاطمه(س) با مقام عصمت و عفت و حیایی که داشتند، چنین لباسی در زیر این عبای کوتاه نداشته باشند؟! بنابر این، آن‌حضرت نیز در زیر این عبای کوتاه پوششی داشتند اما سیره حضرت چنین بوده که علاوه بر پوششی کاملی که داشتند که فقط وجه ظاهرا آشکار بوده یک عبا هم استفاده می کردند که در این روایت این عبا یک مقداری کوتاه بوده.

ببخشید سوالی از محضر شما دارم،آیا نمیشود از احادیث بالا اهمیت افضل بودن پوشاندن چهره از نامحرم را اثبات کرد؟!
بنده عرض کردم تمام روایات دسته اول یا ضعیف بوده یا دلالتی بر پوشاندن وجه ندارند اگر روایت صحیحی سراغ دارید که دلالت دارد حضرت صورت خود را می پوشانده با تصحیح سندی ارسال کنید تا جواب شما را بدهم.

اما اینها که شما فرموردید تماما برداشتهای شخصی خود شماست!!
بنده برداشتم اینگونه است که انس چهره حضرت زهرا(س) را ندیده است!! و چهره ایشان پوشیده بوده است
شما باید برای برداشت خود دلیل بیاورید زیرا سخن ما مبتنی بر دلیل بود که بیان شکل و رنگ صورت حضرت زهراء (س) توسط مادر انس، مانع از این نیست که گفته شود انس صورت حضرت را دیده است چراکه صورت حضرت آن قدر نورانی و ملکوتی بوده که مادر انس دوست داشته تا آن را توصیف کند با این که می دانسته که انس صورت حضرت را دیده است و او از باب تاکید این گونه حضرت را توصیف کرده است. این یک ویژگی زنانه است که وقتی می خواهند دختر یا زنی را توصیف کنند، ابتدا شکل و رنگ صورت او و میزان زیبایی اش را توصیف می کنند. از سوی دیگر مردان مومن، اگر زن یا دختری را که نامحرم است بشناسند، به گونه اجمالی او را می شناسند یعنی به محض دیدن او متوجه می شوند که فلان زن یا فلان دختر است ولی در ظرافتهای صورت او خیلی دقت نمی کنند چراکه آن اندازه اجمالی از شناخت صورت را برای شناخت آن فرد کافی می دانند و در صورت او خیلی دقت نمی کنند تا خدای ناکرده شیطان آنها را بفریبد و از این رو در صورت آن زن مستقیم نگاه نمی کنند و سعی می کنند حیا در نگاه را داشته باشند. از این رو می توان گفت که انس صورت حضرت را به گونه اجمالی می شناخته و مادرش دقیق تر برای او توضیح داده است ولی باید توجه داشت که این توصیف دقیق صورت حضرت، درخواست انس از مادرش نبوده است.

حال برای بنده حقیر سوال شده است الف) همانگونه که میدانید اگر در وجه کفین زیبایی خاصی باشد باید از نامحرم پوشیه شود
ب) وقتی چهره حضرت (س) اینگونه یک زن را مبهوت خود کرده آیا نمیتواند برای یک مرد جلب توجه کند؟ آیا حضرت (س) نسبت به این موضوع بی اطلاع هستند و با وجودی که میدانند چنین جذابیتی دارند چهره خود را در برابر نامحرمان همیشه باز میگذاشتند؟!! چون فرض هم که انس فر با تقوایی بوده و اجمالی ایشان را دیده است آیا همه مردان عرب در آن زمان افراد با تقوایی بودند و به حضرت اینگونه نگاه میکردند؟!!
چنین چیزی وجود ندارد و نظر مشهور فقهای شیعه بر این است که پوشاندن صورت در صورتی که زن چهره زیبایی دارد و نامحرم به او نگاه می کند واجب نیست بپوشاند بلکه مردان نباید نگاه حرام کنند و هیچ روایتی در اینمورد وجود ندارد جز احتیاط های برخی معدود از مراجع! (آیات عظام امام، سیستانی، فاضل، مکارم و نوری: اگر باعث مفسده نشود، پوشاندن چهره بر او واجب نیست؛ ولی مردان وظیفه دارند به او نگاه نکنند.)
برخی به قول شهید مطهری از ترس اینکه فتوا بدهند جایز است یک احوط در فتوا می زنند که بگویند بنا بر احتیاط واجب جایز نیست تا خود را از فتوا دادن راحت کنند و عذاب وجدان نگیرند!!!!!!
و یا خود شهید مطهری می گوید من با یک داستان در کتاب داستان راستان آورم که از آن جواز حضور زن در اجتماع برداشت می شد اما علما به من گفتند هر چند که درست است آن داستانها اما آن را از کتابت حذف کن تا مورد سوء استفاده کسانی که می گویند زن می تواند از منزل خارج شود قرار نگیرد!!!!!
یعنی آقایان اینقدر به حضور زن و مسئله زن حساس هستند!!!
عین متن شهدی مطهری:
روی همین حساب در این مسأله عملا دو جريان مخالف به وجود آمده است. يكی اينكه صاحبان فتوا در عصر اخير با مشاهده اوضاع و احوال موجود، سخت‏ در عمق وجدان خود می‏ترسند كه فتوا به عدم وجوب ستر وجه و كفين و عدم‏ حرمت نظر بر وجه و كفين بدهند، لهذا طريق سلامت می‏پويند و با يك " الاحوط" خود را نجات می‏دهند.
جريان دوم اين است كه بعضی ديگر را عقيده اين شده كه هر چند از نظر حقيقت و واقع، مطلب همين است ولی با ملاحظات عصر و زمان كه مردم‏ دنبال بهانه می‏ گردند كه قيود عفاف را به هر شكل و به هر صورت دور بريزند بايد قسمتی از واقعيات را كتمان كرد كه موجب بهانه نشود. درست است كه اسلام پوشش چهره و دو دست را واجب نكرده است، ولی‏ نبايد اين را به مردم گفت، زيرا با شنيدن اين مطلب نه تنها چهره و دست ها را نمی‏پوشند، سر و سينه و پاها تا بالای زانو را هم نخواهند پوشيد.
اينجاست كه "فلسفه كتمان" و محافظه كاری پا به ميان می‏ نهد. فلسفه كتمان اختصاص به اين مسأله ندارد، عده‏ ای نظير اين عقيده‏ را در باب استماع اخبار راديو و خريد و فروش آن نيز داشتند.
پس از انتشار كتاب داستان راستان، يكی از علمای خوزستان نامه‏ ای به‏ من نوشت. اين مرد عالم ضمن اينكه از اين كتاب تجليل كرده آن را بسيار سودمند تشخيص داده بود و اعتراف كرده بود كه همه داستانها را با اصل‏ تطبيق كرده درست يافته است پيشنهاد كرده بود كه دو تا از داستان ها را بردارم زيرا مورد سوء استفاده واقع می‏ شود. يكی داستان تقسيم كار كه مربوط به جريان تقسيم كردن رسول خدا كارهای‏ خانه را ميان حضرت امير عليه السلام و حضرت زهرا عليها السلام است.
رسول اكرم صلی الله عليه و آله و سلم كارهای بيرون را به علی و كارهای‏ داخلی را به زهرا واگذار می‏كند و حضرت زهرا در نبودن حضرت امير بعضی از كارهای خارجی آن حضرت را به عهده می‏گيرد.
يكی ديگر داستان "حتی برده فروش" كه جمله‏ ای دارد رسول خدا در مذمت برده ‏فروشی.
اين مرد عالم به من توصيه كرده بود اين دو داستان را در عين اينكه اصل‏ و اساس دارد از آن كتاب بردارم، زيرا داستان اولی موجب سوء استفاده‏ كسانی می‏شود كه معتقدند زن می‏تواند از منزل بيرون برود و داستان دوم مورد سوء استفاده مخالفان بردگی می‏ شود.
اتمام.

چرا نفرموده اید به یقیین،حتما،صددرصد و...حضرت زهرا(س) چهره خودر را نمی پوشاندند و فرمودید به احتمال فراوان اینگونه بوده است؟!! مگراز نظر شما احتمال دیگری هم وجود دارد؟!! اگر از نظر شما احتمال دیگری وجود دارد لطفا با دلیل بفرمایید!!
ما چون محافظه کاری آقایان به ما هم سرایت کرده یک احتمال فراوان می آوریم که اگر اینگونه نبود دروغ نگفته باشیم و احتمالات خود را از روایات بیان کرده باشیم و اینکه چون روایات ضعیفی در اینمورد وجود دارد که احتمال ناچیزی به صحت آنها هم می دهیم.

تفاوت قناع،خمار ،نقاب ،برقع چیست؟
قناع و خمار تقریبا معادل مقنعه بوده و هر دو دو سر را می پوشانند اما صورت را نمی پوشانند با یک تفاوت کوچکی که با هم دارند و نقاب و برقع هم هر دو صورت را می پوشانند با یک تفاوت کوچکی که با هم دارند اگر روایتی مد نظر شماست بفرمایید تا پاسخ داده شود.

האיסלאם
۱۳۹۴/۰۱/۲۱, ۱۷:۱۲
1- این جمله از بنده یا حضرتعالی نیست که حضرتعالی مخالفت کردید :
اين نوع روايات چون مربوط به احكام حلال و حرام نيست، عالمان شیعی در سند آنها دقت و كنكاش نكرده اند و آنها را پذيرفته اند
سلام
اولا این مطلب از هر کسی که باشد اگر غیر معصوم باشد قابل نقد است
ثانیا روایت داریم که انظر الی ما قال و لا تنظر الی من قال
ثالثا بحث م مسئله اخلاقی و ... نیست و بحث تاریخی بوده که آیا حضرت صورت خود را می پوشانده یا خیر که بحث های تاریخی نیاز به سند محکم دارند.

2-این که می فرمایید این روایت از یهود وارد دین ما شده است خودش دلیل می خواهد
دلیل را از کلام شهید مطهری ذکر نمودم که ایشان فرمودند در ايران و در بين يهود و مللي كه از فكر يهود پيروي مي كردند، حجاب به مراتب شديدتر از آنچه اسلام مي خواست وجود داشت. در بين اين ملتها وجه و كفين هم پوشيده مي شد، بلكه در بعضي از ملتها سخن از پوشيدن زينت زن و چهره زن نبود سخن از پنهان كردن زن و به اصطلاح " قايم " كردن زن بود و اين فكر به صورت عادت سفت و سختي در آمده بود.
علاوه بر انکه روایت ضعیف بوده و سند معتبری ندارد بلکه چه بسا که روایت از جعلیات نواصب هم باشد چرا که در روایت آمده پیامبر سوال پرسید برای زن چه چیزی بهتر است و حضرت علی و اصحابی که آنجا بودند جواب های اشتباهی می دادند و حضرت علی سوال را از حضرت فاطمه پرسید و حضرت جواب درست را به حضرت علی می گوید و حضرت علی هم به پیامبر می گوید یعنی علم حضرت فاطمه بیشتر از امام علی است در حالی که پیامبر می گوید انا مدینه العم و علی بابها و طبق روایت حضرت علی نتوانست به سوال پیامبر جواب دهد اما حضرت فاطمه جواب داد که خود این طعن بر حضرت علی هست و احتمال جعلی بودن روایت را افزایش می دهد!
علاوه بر آنکه روایت خلاف قرآن هم بود و ما دلایل را ذکر کردیم.

3-داستان زمان پیامبران دیگر نمی تواند دلیل رد کلام شیعه و حضرت زهرا باشد
یعنی شما می فرمایید نعوذ بالله خداوند داستانهای زمان پیامبران دیگر را برای تفریح تعریف می کند؟
خداوند می فرماید در قرآن هدایت است هدی للمتقین علاوه بر آنکه بر عمل دختران شعیب سه تقریر وجود دارد یکی تقریر حضرت شعیب یکی تقریر حضرت موسی و یکی هم تقریر خداوند در قرآن که داستان آنها را ذکر می کند برای هدایت مردم بنا بر این عمل انها حجت بوده و می تواند اعتبار آن روایت ضعیف را بیش از بیش زیر سوال ببرد.

4- کلام حضرت زهرا ولو سند قوی نداشته باشد ولی جمله ای غلط نیست بلکه بالاترین پوشش برای یک زن است
اولا سیره حضرت زهرا خلاف آن روایت بوده پس روایت از ایشان صادر نشده و حضرت خانه نشین نبودند چنانچه روایت تصریح به این می کند که نهایت خوبی برای زن آن است که کسی او را نبیند و او کسی را نبیند ویا نهایت قرب زن در کنج خانه بودن است اما یکی از بزرگترین فضایل حضرت زهرا حضور در مباهله و خارج از خانه بودن است بر خلاف آن روایت ضعیف.
ثانیا آموزه های قرآنی خلاف این روایت است یکی داستان دختران شعیب یکی هم داستان مادر و خواهر موسی و همچنین بلقیس ملکه صبا و دیگر داستان های قرآنی که حضور زن در اجتماع را تایید می کند.
ثالثا بالاترین پوشش برای زن همان جلباب و خمار که پوشش افضل قرآنی بوده می باشد و نه خانه نشینی و پوشاندن صورت و امثالهم
رابعا ...

5- سخنرانی های حضرت زهرا و حضور ایشان در برخی مناسباتی چون مباهله یا پشت در قرار گرفتنش و...در دفاع از ولایت و با پوشش کامل صورت گرفته است بد نیست در این زمینه تاریخ را بیشتر مطالعه بفرمایید.
دقیقا بحث تاپیک همین مورد است اگر شما مطالعاتی داشته اید ما را هم مستفیض بنمایید که آیا حضرت صورت خود را از نامحرم می پوشانده اند یا خیر؟
در مورد سه زن دیگری هم که سوال شد توضیح دهید.

تذکره
۱۳۹۴/۰۱/۲۱, ۱۸:۵۲
شهید مطهری در کجا می فرماید ؟

تذکره
۱۳۹۴/۰۱/۲۱, ۱۸:۵۵
کسی نمی گوید حضرت زهرا خانه نشین بوده است که این عیب و تحجر است بلکه حضرت دور از نگاه مردم نامحرم قرار می گرفت و این خانه نشینی نیست و در حد ضرورت در بین نامحرمان قرار می گرفت آن هم با پوشش

تذکره
۱۳۹۴/۰۱/۲۱, ۱۸:۵۹
منظورم از داستان زمان پیامبران دیگر که نمی تواند دلیل رد کلام شیعه و حضرت زهرا باشد این بود شاید حجاب زمان آنها متفاوت بوده و شرعیت حجاب و پوشش فرق می کرده و این حد لزومی و الزامی وجود نداشته است

تذکره
۱۳۹۴/۰۱/۲۱, ۱۹:۰۳
این که گفتید روایت داریم که انظر الی ما قال و لا تنظر الی من قال در جواب باید گفت که منظور ائمه نیستند بلکه مراد افراد غیر معصوم است
و اینکه گفتید بحث های تاریخی نیاز به سند محکم دارند ما کاملا رد نمی کنیم زیرا همه چیز نیازمند سندند اما فقط در مسائل فقهی و شرعی باید سند حتما وجود داشته باشد ولی در غیر امور فقهی ولو سند ضعیف باشد اما مضمونش درست باشد یا مضمونش با آیات روایات دیگر مطابقت داشته باشد قابلیت استناد را دادرد

Asal Masal
۱۳۹۴/۰۱/۲۱, ۱۹:۰۴
شهید مطهری در کجا می فرماید ؟

سلام استاد بزرگوار
بنده هم اين مطلب را خوانده ام .شهیدمطهری، مسأله حجاب، در بحث ادله مخالف- سيره مسلمين
با احترام

האיסלאם
۱۳۹۴/۰۱/۲۱, ۱۹:۳۷
شهید مطهری در کجا می فرماید ؟
سلام
شهید مطهری در کتاب مسئله حجاب،ص:186 طبق چاپی که در دست بنده می باشد اما اگر بخواهید از عنوان کتاب هم آن را پیدا کنید در قسمت سیره مسلمین آن را مطرح کرده است.

کسی نمی گوید حضرت زهرا خانه نشین بوده است که این عیب و تحجر است بلکه حضرت دور از نگاه مردم نامحرم قرار می گرفت و این خانه نشینی نیست و در حد ضرورت در بین نامحرمان قرار می گرفت آن هم با پوشش
بله ما تا اینجا اختلافی نداریم فقط در میزان پوشش ممکن است اختلاف داشته باشیم که ما با توجه به روایات ذکر شده معتقدیم ایشان صورت خود را از نامحرم نمی پوشاند.

منظورم از داستان زمان پیامبران دیگر که نمی تواند دلیل رد کلام شیعه و حضرت زهرا باشد این بود شاید حجاب زمان آنها متفاوت بوده و شرعیت حجاب و پوشش فرق می کرده و این حد لزومی و الزامی وجود نداشته است
اگر وجود حکمی در شریعت سابقه ثابت شد و در بقاء آن شک کردیم، استصحاب در آن حکم، جاری می‌شود و اصل بر عدم نسخ گذاشته می شود و اگر شما مدعی نسخ هستید باید دلیل ارائه کنید که دلیل محکمی وجود ندارد و یقینا روایت ضعیف قادر به اثبات نسخ آن نخواهد بود.

این که گفتید روایت داریم که انظر الی ما قال و لا تنظر الی من قال در جواب باید گفت که منظور ائمه نیستند بلکه مراد افراد غیر معصوم است
ما هم برای افراد غیر معصوم آن را به کار بردیم شما فرمودید این جمله از بنده یا حضرتعالی نیست که حضرتعالی مخالفت کردید و بنده در جواب عرض کردم که این قول (که قول اصولیون بوده) قابل نقد است.

ما کاملا رد نمی کنیم زیرا همه چیز نیازمند سندند اما فقط در مسائل فقهی و شرعی باید سند حتما وجود داشته باشد ولی در غیر امور فقهی ولو سند ضعیف باشد اما مضمونش درست باشد یا مضمونش با آیات روایات دیگر مطابقت داشته باشد قابلیت استناد را دادرد
بنده هم عرض کردم که آن مواردی که می گویند سند نمی خواهد اخلاقیات و مستحبات و مکروهات است که با تسامح در ادله سنن در صورت عدم مخالفت با ادله دیگر به آن بعضا فتوا می دهند که یک بحث مبنایی است که بنده همان مبنا را هم قبول ندارم که فرصت بحث پیرامون آن مبنا نیست اما صرف نظر از آن مبنا که ارتباطی به مباحث تاریخی ندارد، مطالب تاریخی تماما نیازمند سند بوده و مطالب بی سند اعتبار لازم را برای اثبات واقعه تاریخی را ندارند.

یارب
۱۳۹۴/۰۱/۲۱, ۱۹:۵۵
سلام علیکم
برایم نوع استلال کردن های شما عجیب و جالب است!! شما فقط دنبال اثبات مطلب خود هستید !
بنده دو حدیث را ذکر کردم ،یکی این حدیث بود

من لا يحضره الفقيه / ترجمه غفارى، على اكبر ومحمد جواد و بلاغى، صدر ؛ ج‏4 ؛ ص84
على بن يقطين از امام هفتم عليه السّلام روايت كرده كه فرمود:
باكى نيست به شهادت دادن بر اقرار زن در حالى كه روى پوشيده ولى شناخته شده است، يا مردى كه با او محرم است و او را مى‏شناسد حضور داشته باشد و بداند كه اين همان زنى است كه در باره‏اش شهادت داده مى‏شود، ولى فقهاء عامّه قبول ندارند زنى كه روى پوشيده است در باره اقرارش شهادت دهند جز اينكه روى بگشايد و او را ببينند.
3347- محمّد بن حسن صفّار- رضى اللَّه عنه- به امام عسكرى عليه السّلام نوشت كه: مردى مى‏خواهد در باره زنى كه به او محرم نيست شهادت دهد در حالى كه زن پوشيده و در پرده است، ولى كلامش را مى‏شنود و دو تن شاهد عادل هم شهادت مى‏دهند كه او دختر فلان كس است كه اقرار مى‏كند و اين كلام خود اوست آيا شهادت بر اقرارش جايز است يا نه و بايد روى خود را بگشايد تا با چشم او را شناسائى كند؟ امام عليه السّلام در جواب نوشت «نقابى افكند و با نقاب‏ نزد شهود حاضر شود بيارى خداوند» و اين توقيع «دستخط» كه به خطّ مبارك امام مى‏باشد اكنون نزد من موجود است.

شما چهار دلیل آوردید و آن را رد کردید!! در حالی که در اصل حدیث به صراحت امام امر به زدن پوشیه نموده اند!
اما ما کاری به استدلالهای شما نداریم ،اصل آنچه در حدیث آمده برایمان مهم است،!!چونکه اگر اینگونه باشد ما میتوانیم حدیثی را که شما مبنی اینکه حضرت مقنعه و چادر پوشیدند را استدلال کنیم و بگوییم شما ازکجا میدانید که مقنعه حضرت قسمتی را نداشته که صورتشان را میپوشانده است؟ یا از کجا میدانید جلبابی که بر روی آن سر میکردند قسمتی نداشته که چهره را میپوشانده است؟( اگر به چادرهای عربی دقت کنید از کنار صورت یک تکه پارچه اضافه دارد که به بر روی صورت کشیده میشود و به سمت دیگر صورت وصل میشود یعنی وقتی چادر را میپوشیم فقط چشمهایمان پیدا است،حال از کجا میتوانید ثابت کنید چادری که حضرت میپوشیدندو با آن در حضور نامحرمان حاضر میشدند اینگونه نبوده است؟!)

حدیث دیگری آوردم که:

"و به اسانيد صحيحه منقولست از حلبى و بسند صحيح از عبد اللَّه منقول است كه گفتند سؤال كرديم از حضرت امام جعفر صادق صلوات اللَّه عليه كه آيا مى‏تواند مردى قرائت كند در نماز و دهانش بسته باشد چنانكه متعارف عربست دهن بند؟ حضرت فرمودند كه باكى نيست و در تتمه روايت حلبى حضرت فرمودند كه اگر همهمه را بشنود و همهمه آنست كه صدايى بشنود و تمييز حروف نكند و خواهد آمد كه اقل مرتبه اخفات آنست كه خود بشنود آن چه را قرائت كند و چون دهنش بسته است و همهمه را مى‏شنود پس اگر دهان بند را بر دارد البته صحيحا خواهد شنيد و در روايت عبد اللَّه كه اين قيد نيست نيز محمول است بر روايت حلبى كه قيد دارد چون در واجبات مطلق حمل بر مقيد مى‏كنند و صحيحه محمد بن مسلم گذشت كه نهى وارد شده است از لثام هر گاه سوار نباشد و آن نهى محمولست بر كراهت از جهت اين دو حديث اگر چه ممكن است كه حمل كنيم اينها را بر حالت سوارى و ليكن اظهر جواز است با كراهت اگر مانع قرائت نباشد.
چنانكه در موثق كالصحيح از سماعه منقولست كه گفت از حضرت امام جعفر صادق صلوات اللَّه عليه سؤال كردم از شخصى كه نماز كند و دهان بسته قرائت كند حضرت فرمودند كه باكى نيست هر چند دهن بسته باشد در حالت قرائت.
و در روايت ديگر سماعه از حضرت منقولست كه باكى نيست و اگر در حالت قرائت بگشايد بهتر است و سماعه گفت كه ديگر سؤال كردم از آن حضرت صلوات اللَّه عليه زنى كه نقاب‏ بسته باشد حضرت فرمودند كه اگر موضع سجده او باز باشد كه برسد به چيزى كه سجده بر آن توان كرد باكى نيست و اگر نقاب‏ را از رو بر دارد افضل است هر گاه نامحرمى نباشد و اگر نامحرم‏ باشد نقاب انداختن اولى است."
(لوامع صاحبقرانى مشهور به شرح فقيه ؛ ج‏3 ؛ ص427)
مجلسى، محمدتقى بن مقصودعلى، لوامع صاحبقرانى مشهور به شرح فقيه، 8جلد، مؤسسه اسماعيليان - قم، چاپ: دوم، 1414 ق.

شما فرمودید اصل حدیث این نیست و اضافات دارد،بنده از شما پرسیدم چه کسی به آن اضافخ نموده است؟ حال سوالم این است
1-آیا جز نویسنده کتاب کس دیگری به آن مطلبی اضافه میکند؟!
2- شما اصلا برسی نموده اید ببینید این حدیث در کتب دیگر به همین صورت(با اضافه) نقل شده است یا نه؟

جال اگر فرض بگیریم علامه مجلسی این مطلب را اضافه نموده اند سوال بنده از شما این است،علامه مجلسی (که دیگر نیازی به وصف ایشان نیست) توجیه و استدلالهایشان صحیح تر است یا شما؟!! ایشان اینگونه از حدیث استلال کرده اند شما به نوع دیگر!! حال بنده بین استدلال ایشان و شما باید کدام یک را بپذیرم!!!!! (ان شاءالله که مدعی نیستید که از علامه مجلسی تشخیصتان بهتر است!!)



البته بنده از بین روایات ذکر شده دسته دوم این روایت را قبول ندارم به دلایلی که نیای به ذکر آنها نیست اما موقع ارسال فراموش کردم این روایت را نفرستم اما به هر جال همین روایت هم قابل توجیه است ایشان در روایت پوشش کاملی داشتند و سرشان را با خمار پوشانده بودند و همچنین اگر نگاهی دقیق به سیره نقل شده در منابع حدیثی و تاریخی پیرامون شکل حجاب و پوشش حضرت زهرا(س) شود، می‌توان به این نتیجه رسید که ایشان در هر موقعیتی و نزد هر نامحرمی حجاب و عفاف کامل را داشتند، ولی حد متعادل حجاب را رعایت می‌کرده و این برای زنان مسلمان یک الگوی عملی و کاربردی است. با توجه به این نکته، درباره آن قسمت از روایت که می‌گوید: «فاطمه نشسته و یک قطعه عبا در بر دارد ولى هر گاه آن‌را روى سرش می‌کشد پاهایش بیرون‏ می‌ماند، و هر گاه پاهایش را می‌پوشاند سرش نمایان می‌شود» باید گفت: سلمان به یک بیان توصیف چنین لباسی را می‌کند که نشان از سادگی لباس حضرت فاطمه(س) دارد. نه این‌که واقعاً ساق پای حضرت فاطمه برهنه باشد که از چنین خیالی باید به خدا پناه برد. به علاوه؛ روایاتی تصریح دارد که برخی از زنان عادی و متدیّن آن موقع در زیر عبایی که داشتند، شلواری می‌پوشیدند که تمام پای آنها را می‌پوشاند مانند آنچه امروزه در زیر لباس‌هایی مانند مانتو شلوار می‌پوشند، پیامبر اسلام(ص) فرمود: «خداوند رحمت کند زنانى که پاى خود را با پوشیدن شلوار درست می‌پوشانند»،(من لا یحضره الفقیه، ج ‏3، ص 467) با این وصف، چگونه ممکن است که حضرت فاطمه(س) با مقام عصمت و عفت و حیایی که داشتند، چنین لباسی در زیر این عبای کوتاه نداشته باشند؟! بنابر این، آن‌حضرت نیز در زیر این عبای کوتاه پوششی داشتند اما سیره حضرت چنین بوده که علاوه بر پوششی کاملی که داشتند که فقط وجه ظاهرا آشکار بوده یک عبا هم استفاده می کردند که در این روایت این عبا یک مقداری کوتاه بوده.

برای چه این حدیث را قبول ندارید؟!
و جالب است که میفرمایید قبول ندارم اما دارید توجیه میکنید!! (این یعنی میخواهید حرفتان را ثابت کنید به هر طریقی که شده ولو اینکه دارید اشتباه میکنید!!)
ولی این دلایل شما اصلا قابل قبول نیست و دلیل نمیشود که انس چهره حضرت را دیده است!!


مردان مومن، اگر زن یا دختری را که نامحرم است بشناسند، به گونه اجمالی او را می شناسند یعنی به محض دیدن او متوجه می شوند که فلان زن یا فلان دختر است ولی در ظرافتهای صورت او خیلی دقت نمی کنند چراکه آن اندازه اجمالی از شناخت صورت را برای شناخت آن فرد کافی می دانند و در صورت او خیلی دقت نمی کنند تا خدای ناکرده شیطان آنها را بفریبد و از این رو در صورت آن زن مستقیم نگاه نمی کنند و سعی می کنند حیا در نگاه را داشته باشند. از این رو می توان گفت که انس صورت حضرت را به گونه اجمالی می شناخته و مادرش دقیق تر برای او توضیح داده است

عجب ! پس تمام مردان عرب مانند جناب انس در زمان حضرت (س) مردان مومنی بودند که تا این حد مراقبت نفس دقت داشتند!! چه مردمان با تقوایی بوده اند ،بنده فقط مانده ام پس آن مردانی که حضرات معصومین را به شهادت رساندن از کجا آمدند!! احتمالا عرب نبودند !!

شما دیگر میدانید که چهره را تا زمانی میتوان نپوشاند که مفسده نداشته باشد!! حال سوال بنده از شما این است که تشخیص مقسده با کیست؟!! آیا حضرت(س) به تمام مردان عرب آن زمان یقیین کامل داشتند که همه مانند جناب انس با تقوی هستند و نگاه نمیکنند!!!!


آیات عظام امام، سیستانی، فاضل، مکارم و نوری: اگر باعث مفسده نشود، پوشاندن چهره بر او واجب نیست؛ ولی مردان وظیفه دارند به او نگاه نکنند.
این تشخیص مفسده با کیست و چگونه یک خانم باید یقیین کند؟!!! اگر خانمی یقین داشته باشد مردانی هستند که وظیفه خودشان عمل نمیکنند و با مفسده به چهره او نگاه میکنند باز هم باید چهره اش را باز بگذارد؟!!


ثانیا روایت داریم که انظر الی ما قال و لا تنظر الی من قال
از پیامبر(ص) و معصومین(ع) وارد شده مبنی بر اینکه احادیثی که از ما نقل می شود باید به قرآن عرضه شوند، که اگر موافق قرآن باشد به آن اخذ و عمل شود و اگر مخالف قرآن باشد، باید رد شود
خداوند درقرآن امر به حجاب کرده است، اما نگفته که اگر بیشتر رعایت کردید و تمام بدن را هم از نامحرم پوشاندید اشکال دارد!!
حال سوال بنده از شما این است کجای قرآن آمده است که حق ندارید زیاد در برابر نامحرم رعایت کنید و بیشتر و بیشتر از حدشرعی خق نداری دربرابر نامحرم حجاب داشته باشید؟!

خداوند در قرآن اشاره میکند که یک عده فی قلوبهم مرض هستند! حال آیا روایاتی که شما فرمودید ضعیف هستند را اگر برقرآن عرضه کنیم تضادی در آن به وجود می آید؟ آیا احتمال افرادی که فی قلوبهم مرض باشند درزمان حضرت (س) نبوده است؟!!

بنده از حجاب حضرت ام کلثوم (س) حدیث آوردم فرمودید ضعیف است(درحالی که نویسنده کتاب از راویان معتبر حدیثی است!!) و فرمودید ربطی ندارد
درحالی که وقتی دختر حضرت زهرا(س) با پوشیه بیرون رفتند یعنی اینگونه افضل است ،حال به نظر شما فعل ایشان برای ما کمتراز حضرت آسیه (س) ارزش دارد؟!

شما یک حدیث صحیح نتوانستید بیاورید که به صراحت پوشاندن وجه و کفین نهی شده باشد یا اینکه آن را افراط بدانند و هرگز نمیتوانید به یقین بنویسید حضرت زهرا(س) هیچگاه دربرابر نامحرم چهره خود را نمیپوشاندند ،پس چرااینقدر اصرار به اثبات این امر دارید؟
تمام احادیثی که تا کنون شما آوردیدو به آنها استناد کردید فقط دارد واجب نبودن این امر را میرساند(که این موضوع بدیهی بود!) اما هرگز اینها نمیتواند ادله ای باشد برای اینکه پوشاندن وجه و کفین مستحب نیست یا حتی مکروه است یا افراط است!!!

حتی اینکه حضرت(س) فرمودند بهترین زنان کسانی هستند که مردان آنان را نبینند میتواند یکی از مصادیق رعایت حد اکثری حجاب دربرابر نامحرم باشد،چون ایشان درجامعه حضور پیدا میکردند اما به گونه ای که هیچ نامحرمی نتواند از ایشان کوچکترین سوءاستفاده ای را ببرد
در ضمن هیچکس نمیگوید زنان در جامعه حضور پیدا نکنند !! اما شما یک حدیث بیاورید که حضرت زهرا(س) وقتی میخواستند درجمع مردان حاضر شوند تنها رفته باشند!! (درمیان جمع و همراه گروه زنان یا مردان محارم نباشند!!)

در مورد حدیث جناب سلمان خودتان استدلال کردید که

اما سیره حضرت چنین بوده که علاوه بر پوششی کاملی که داشتند که فقط وجه ظاهرا آشکار بوده یک عبا هم استفاده می کردند که در این روایت این عبا یک مقداری کوتاه بوده.

در حالی که اگر بخواهیم بهانه بگیریم میتوانیم بگوییم وقتی حضرت پوشش کاملی داشتند چه دلیلی داشته که مجددا عبا بپوشند؟! این که میشود افراط درحجاب!! مگر اینکه حضرت میخواستند با آن صورت خود را هم بپوشانند یا بیشتر از ح حجاب شرعی رعایت کنند و این یعنی رعایت بیشتر از حد شرعی افضل است!!

یازهرا(س)

یارب
۱۳۹۴/۰۱/۲۱, ۲۰:۵۶
«قناع»؛ به معانی گوناگونی آمده است:
أ. چیزى که بالاى مِقنَعَه می‌پوشند که سر و روى را کاملاً بپوشاند.(1)
ب. پوشیدن مقنعه؛ تقنّعتِ المرأةُ بِالقِناع‏؛ یعنی آن زن مقنعه پوشید.(2)
ج. آن چیزی که زن با آن سرش را می‌پوشاند، روسری.(3) برخی گفته‌اند مقنعه به معنای چیزی است که سر را می‌پوشاند، و قناع دارای معنایی گسترده‌تر از مقنعه دارد،(4)
.1- مفردات ألفاظ القرآن، ص 686. 2-فرهنگ ابجدی عربی-فارسی، ص 249؛ حمیرى، نشوان بن سعید، شمس العلوم، ج 8، ص 5653، دمشق، دار الفکر، چاپ اول.

3- مطرزى، ناصر بن عبدالسید، المغرب فى ترتیب المعرب‏، ج ‏1، ص 267، مکتبة اسامه بن زید، حلب، چاپ اول؛ موسى، حسین یوسف‏، الإفصاح‏، ج ‏1، ص 373، قم، مکتب الاعلام الاسلامی‏، چاپ چهارم؛ فرهنگ فارسی معین، واژه «قناع».

4-شمس العلوم، ج 8، ص 5639؛ فیروز آبادى، محمد بن یعقوب، القاموس المحیط، ج ‏3، ص 99، بیروت، دار الکتب العلمیة، چاپ اول.




«خرج رسول الله صلی اللَّه علیه و آله یرید فاطمة و أنا معه، فلمّا انتهینا إلی الباب وضع یده علیه فدفعه ثمّ قال: السلام علیکم، فقالت فاطمة علیهاالسلام: علیک السلام یا رسول الله، قال: أدخل؟ قالت: ادخل یا رسول الله. قال: أدخل أنا و مَن معی؟ فقالت: یا رسول الله لیس علیّ قناع، فقال: یا فاطمة خذی فضل ملحفتک، فقنّعی به رأسک ففعلت ثمّ قال: السلام علیکم، فقالت: و علیک السلام یا رسول الله قال: أدخل؟ قالت: نعم ادخل یا رسول الله قال: أنا و مَن معی؟ قالت : أنت و من معک، قال جابر: فدخل رسول الله و دخلت أنا و إذا وجه فاطمة أصفر کأنّه بطن جرادة، فقال رسول الله: مالی أری وجهک أصفر؟ قالت: یا رسول الله الجوع، فقال: اللهمّ مُشبع الجوعة و رافع الضیعة، أشبع فاطمة بنت محمد، فقال جابر: فو الله فنظرت إلی الدم ینحدر من قصاصها حتّی عادت وجهها أحمر، فما جاعت بعد ذلک الیوم»


چرا در این حدیث حضرت میفرمایندیا رسول الله لیس علیّ قناع
چرا از کلمه خمار استفاده نکرده اند؟

یازهرا(س)

Asal Masal
۱۳۹۴/۰۱/۲۱, ۲۱:۳۴
با سلام و ادب خانم يارب عزيز
با عرض پوزش از اينكه وارد بحث شما مي شم:


شما اصلا برسی نموده اید ببینید این حدیث در کتب دیگر به همین صورت(با اضافه) نقل شده است یا نه؟

بنده شخصا چك كردم و در منابع ذيل پيدا كردم و قسمت آخر كه شما فرموديد وجود نداشت.

تهذيب الاحكام جلد 2 بخش كِتَابُ الصَّلَاة‏
الوسائل – بخش لباس المصلي.
الكافي- باب الصلاه
وسائل الشيعة ج 4 ص 423



حتی اینکه حضرت(س) فرمودند بهترین زنان کسانی هستند که مردان آنان را نبینند میتواند یکی از مصادیق رعایت حد اکثری حجاب دربرابر نامحرم باشد

قبلا هم بحث شد كه اين روايت از لحاظ سندي ضعيف است زيرا راويان آن تا معصوم معلوم نيستند.


در حالی که اگر بخواهیم بهانه بگیریم میتوانیم بگوییم وقتی حضرت پوشش کاملی داشتند چه دلیلی داشته که مجددا عبا بپوشند؟! این که میشود افراط درحجاب!! مگر اینکه حضرت میخواستند با آن صورت خود را هم بپوشانند یا بیشتر از ح حجاب شرعی رعایت کنند و این یعنی رعایت بیشتر از حد شرعی افضل است!!

مساله موضع و محل پوششه نه تعداد لباس. تا كنون شنيده ايد به كسي كه در زمستان 4 تا بلوز بپوشه بگن افراط در حجاب كرده؟



در ضمن هیچکس نمیگوید زنان در جامعه حضور پیدا نکنند !! اما شما یک حدیث بیاورید که حضرت زهرا(س) وقتی میخواستند درجمع مردان حاضر شوند تنها رفته باشند!! (درمیان جمع و همراه گروه زنان یا مردان محارم نباشند!!)

آيا نبود چنين روايتي دليلي است بر استحباب پوشيه؟


چون شما هیچ حدیثی تا کنون نیاورده اید که زدن پوشیه را نهی کرده باشد در حالی که پوشیه در آن زمان یک امر مرسوم بوده است(اگر لطف بفرمایید یک حدیث بیاورید که حضرت زهرا(س) یا دیگر امامان معصوم (ع) با زنانی که آن زمان پوشیه میزدند مخالفت نموده باشند ممنون میشوم!!)

آيا مي شود از چيزي كه پيغمبر(ص) يا امامان معصوم در عصر خودشون باهاش مخالفت نكردند حكم استحباب استخراج كرد؟ اگر همانطور كه فرموديد عملي در زمان پيامبر مرسوم بوده (گويا خودتان هم قبول داريد كه اين مساله از روي آداب و رسوم بوده ) پيامبر به خاطر احترامي كه به عرف جامعه قائل بودند با رسومي كه مغايرت با احكام اسلامي نداشت مخالفت نمي كردند.

یارب
۱۳۹۴/۰۱/۲۱, ۲۲:۴۰
با سلام و ادب خانم يارب عزيز
با عرض پوزش از اينكه وارد بحث شما مي شم:
سلام علیکم خواهر محترم
بحث ما نیست!! اینجا یک مباحثه گروهی است و هرچه افراد بیشتر شرکت کنند بهتر میتوانیم با یکدیگر همفکری کرده و مباحثه کنیم ،و از شرکت شما در بحث نیز سپاسگزارم

بنده شخصا چك كردم و در منابع ذيل پيدا كردم و قسمت آخر كه شما فرموديد وجود نداشت.

تهذيب الاحكام جلد 2 بخش كِتَابُ الصَّلَاة‏
الوسائل – بخش لباس المصلي.
الكافي- باب الصلاه
وسائل الشيعة ج 4 ص 423

از اینکه لطف نمودید و بررسی کردید سپاسگزارم،پس با این حساب نویسنده اضافه نموده اند که بنده همانجا به پرسشگر محترم گفتم جال اگر فرض بگیریم علامه مجلسی این مطلب را اضافه نموده اند سوال بنده از شما این است،علامه مجلسی (که دیگر نیازی به وصف ایشان نیست) توجیه و استدلالهایشان صحیح تر است یا شما؟!! ایشان اینگونه از حدیث استلال کرده اند شما به نوع دیگر!! حال بنده بین استدلال ایشان و شما باید کدام یک را بپذیرم!!!!! (ان شاءالله که مدعی نیستید که از علامه مجلسی تشخیصتان بهتر است!!)


قبلا هم بحث شد كه اين روايت از لحاظ سندي ضعيف است زيرا راويان آن تا معصوم معلوم نيستند.
بنده هم پاسخ دادم که :

از پیامبر(ص) و معصومین(ع) وارد شده مبنی بر اینکه احادیثی که از ما نقل می شود باید به قرآن عرضه شوند، که اگر موافق قرآن باشد به آن اخذ و عمل شود و اگر مخالف قرآن باشد، باید رد شود
خداوند درقرآن امر به حجاب کرده است، اما نگفته که اگر بیشتر رعایت کردید و تمام بدن را هم از نامحرم پوشاندید اشکال دارد!!
حال سوال بنده از شما این است کجای قرآن آمده است که حق ندارید زیاد در برابر نامحرم رعایت کنید و بیشتر و بیشتر از حدشرعی خق نداری دربرابر نامحرم حجاب داشته باشید؟!

خداوند در قرآن اشاره میکند که یک عده فی قلوبهم مرض هستند! حال آیا روایاتی که شما فرمودید ضعیف هستند را اگر برقرآن عرضه کنیم تضادی در آن به وجود می آید؟ آیا احتمال افرادی که فی قلوبهم مرض باشند درزمان حضرت (س) نبوده است؟!!

و همچنین استاد هم فرمودند که
"فقط در مسائل فقهی و شرعی باید سند حتما وجود داشته باشد ولی در غیر امور فقهی ولو سند ضعیف باشد اما مضمونش درست باشد یا مضمونش با آیات روایات دیگر مطابقت داشته باشد قابلیت استناد را دادرد"


مساله موضع و محل پوششه نه تعداد لباس. تا كنون شنيده ايد به كسي كه در زمستان 4 تا بلوز بپوشه بگن افراط در حجاب كرده؟
احسنت مثال خوبی زدید!! به نظر شما اگر خانمی سراسر زمستان را برای اینکه سرما نخورد پوشیه بزند و سراسر تابستان را برای اینکه آفتاب صورتش را نسوزاند پوشیه بزند کسی میگوید افراط کرده است؟!! اگر نمیگویند افراط است به چه دلیل است؟!
اما در موزد این حدیث حضرت کاملا پوشیده بوده اند پس نیازی نبوده بیشتر از این خود را بپوشانند!! مگر اینکه میخواستند احتیاط کنند(سردشان که نبوده بگوییم میخواستند چند تا بپوشند،!!! پس چه دلیلی داشته با وجود پوشش کامل سعی داشتند بیشتر خود را بپوشانند؟!



آيا نبود چنين روايتي دليلي است بر استحباب پوشيه؟

نبود چنین روایاتی دلیلی میشود برای جواز زدن پوشیه !! چیزی که جایز است میتواند مکروه باشد یا مستحب!(که حال باید بنشینیم به صورت فقهی بحث کنیم که آیا زدن پوشیه مکروه است یا مستحب ! چون هیچ روایاتی مبنی بر حرمت پوشیه نیامده است!! در حالی که روایاتی ولو ضعیف آمده که بیان گر افضل بودن پوشیه است!!!اما حتی یک روایت ولو ضعیف هم نیامده که نشان دهد زدن پوشیه جایز نیست و حرام است!!!)


آيا مي شود از چيزي كه پيغمبر(ص) يا امامان معصوم در عصر خودشون باهاش مخالفت نكردند حكم استحباب استخراج كرد؟

بله میشود!! بنده به همین دلیل به پرسشگر محترم گفتم چند پله را رد کردید اما ایشان میفرمایند فعلا به مباحث فقهی کاری نداریم!!! بنده حقیر نیز به درخواست ایشان احترام میگذارم و فعلا در این خصوص بحث نمیکنم


اگر همانطور كه فرموديد عملي در زمان پيامبر مرسوم بوده (گويا خودتان هم قبول داريد كه اين مساله از روي آداب و رسوم بوده ) پيامبر به خاطر احترامي كه به عرف جامعه قائل بودند با رسومي كه مغايرت با احكام اسلامي نداشت مخالفت نمي كردند.
اگر مغایرت داشت که میگفتم خیر نمیشود !! چون اگر این امر حرام بود حتما پیامبر (ص) یا دیگر امامان معصوم (ع) ولو یک بار هم که شده با آن مخالفت میکردند ،خیلی چیزها در زمان عرب مرسوم بود ،مانند زنده به گور کردن دختران و غیره! و یکی از رسالتهای پیامبر (ص) همین مقابله با رسومات غلط زمان جاهلیت بوده است،و یقینا اگر پوشاندن چهره نیز یک امر غلط یا افراطی بود پیامبر(ص) یا معصومین افراد را از آن کار نهی میکردند
اما وقتی چیزی با احکام اسلامی مغایرت ندارد (مانند پوشیه ) دو حالت دارد یا مکروه است یا مستحب!! (که فعلا در این موضوع بحث نداریم)
بنده میگویم مرسوم بوده است یعنی چیزی نبوده که وجود نداشته باشد و قطعا زنان عرب از روبند و نقاب استفاده میکردند و با توجه به احادیثی که وجود دارد(ولو ضعیف) حضرت (س) و فرزندانشان نیز استفاده میکردند،چنانچه در لهوف نیز در هنگامی که حضرت زینب(س) دارند صحبت میکنند به این نکته اشاره میکنند و معترض میشوند که دشمن پرده از چهره آنان برداشته است

یازهرا(س)

خیر البریه
۱۳۹۴/۰۱/۲۲, ۰۳:۲۰
http://ketaab.iec-md.org/AHKAAM/fiqh_pooshesh_baanovaan_kalaantari_02.html

Asal Masal
۱۳۹۴/۰۱/۲۲, ۰۴:۳۶
پس با این حساب نویسنده اضافه نموده اند که بنده همانجا به پرسشگر محترم گفتم جال اگر فرض بگیریم علامه مجلسی این مطلب را اضافه نموده اند سوال بنده از شما این است،علامه مجلسی (که دیگر نیازی به وصف ایشان نیست) توجیه و استدلالهایشان صحیح تر است یا شما؟!! ایشان اینگونه از حدیث استلال کرده اند شما به نوع دیگر!! حال بنده بین استدلال ایشان و شما باید کدام یک را بپذیرم!!!!! (ان شاءالله که مدعی نیستید که از علامه مجلسی تشخیصتان بهتر است!!)

دليلي ندارد ما در مورد مطلبي كه مجلسي(غير معصوم) از خودشون به حديث اضافه كردند استدلال بياوريم. زيرا دربسياري منابع موثق كه اشاره شد اين قسمت وجود نداشت. پس بهتره بپرسيم كليني و حر عاملي و چند تن ديگر استدلالشان صحيح تر بوده يا مجلسي؟؟ كه در اين صورت هم جواب مشخص است زيرا اين قسمت فقط در كتاب مجلسي بوده و در ساير كتابها اين عبارت وجود ندارد و چيزي را كه وجود ندارد دليلي براي استدلالش هم وجود ندارد.



احسنت مثال خوبی زدید!! به نظر شما اگر خانمی سراسر زمستان را برای اینکه سرما نخورد پوشیه بزند و سراسر تابستان را برای اینکه آفتاب صورتش را نسوزاند پوشیه بزند کسی میگوید افراط کرده است؟!! اگر نمیگویند افراط است به چه دلیل است؟!

به نظر من اگر مخالف عرف جامعه باشد افراط كرده است ولو اينكه براي پيشگيري از آفتاب يا سرما باشد.


اما در موزد این حدیث حضرت کاملا پوشیده بوده اند پس نیازی نبوده بیشتر از این خود را بپوشانند!! مگر اینکه میخواستند احتیاط کنند(سردشان که نبوده بگوییم میخواستند چند تا بپوشند،!!! پس چه دلیلی داشته با وجود پوشش کامل سعی داشتند بیشتر خود را بپوشانند؟!

قبلا هم عرض كردم حتي اگر احتياط هم مي كردند در مورد موضعي بوده كه پوشاندنش جز واجبات است (ساق پا). نه پوشاندن صورت.


اگر مغایرت داشت که میگفتم خیر نمیشود !! چون اگر این امر حرام بود حتما پیامبر (ص) یا دیگر امامان معصوم (ع) ولو یک بار هم که شده با آن مخالفت میکردند ،خیلی چیزها در زمان عرب مرسوم بود ،مانند زنده به گور کردن دختران و غیره! و یکی از رسالتهای پیامبر (ص) همین مقابله با رسومات غلط زمان جاهلیت بوده است،و یقینا اگر پوشاندن چهره نیز یک امر غلط یا افراطی بود پیامبر(ص) یا معصومین افراد را از آن کار نهی میکردند

بنده هم عرض نكردم مغايرت داشت.
قبلا هم عرض كردم دليل مخالفت نكردنشان اين بود كه نقاب زدن از آداب و رسومي بوده كه با احكام اسلام مغايرتي نداشته و ايشان به خاطر احترام به عرف جامعه با اين نوع آداب و رسوم مخالفت نمي كردند، اما اين مخالفت نكردن دليلي بر استحباب نقاب نيست.


نبود چنین روایاتی دلیلی میشود برای جواز زدن پوشیه !! چیزی که جایز است میتواند مکروه باشد یا مستحب!
بله صرفا مي تواند دليلي باشد بر جواز . همين چيزي كه جايز است در بعضي موارد حرام هم مي تواند باشد.


با توجه به احادیثی که وجود دارد(ولو ضعیف) حضرت (س) و فرزندانشان نیز استفاده میکردند،چنانچه در لهوف نیز در هنگامی که حضرت زینب(س) دارند صحبت میکنند به این نکته اشاره میکنند و معترض میشوند که دشمن پرده از چهره آنان برداشته است

و همچنین استاد هم فرمودند که
"فقط در مسائل فقهی و شرعی باید سند حتما وجود داشته باشد ولی در غیر امور فقهی ولو سند ضعیف باشد اما مضمونش درست باشد یا مضمونش با آیات روایات دیگر مطابقت داشته باشد قابلیت استناد را دادرد"


روايات متعددي و قوي السندي هم اشاره به اين دارند كه ايشان از نقاب استفاده نمي كردند.متاسفانه ماها در بسياري موارد روايات معتبر متعدد ي را كنار مي گذاريم و به يكي دو مورد روايت ضعيف و به احتمال زياد جعلي كه از تفكرات افراطيون نشات گرفته استناد مي كنيم. چرا؟ چون دوست داريم معصومين طوري باشند كه ما تصورشان مي كنيم. چشمها را بايد شست جور ديگر بايد ديد. (كلي عرض كردم نه خطاب به شما)

یارب
۱۳۹۴/۰۱/۲۲, ۰۷:۵۷
باتشکر از شما

دليلي ندارد ما در مورد مطلبي كه علامه مجلسي(غير معصوم) از خودشون به حديث اضافه كردند استدلال بياوريم. زيرا دربسياري منابع موثق كه اشاره شد اين قسمت وجود نداشت. پس بهتره بپرسيم كليني و حر عاملي و چند تن ديگر استدلالشان صحيح تر بوده يا مجلسي؟؟ كه در اين صورت هم جواب مشخص است زيرا اين قسمت فقط در كتاب مجلسي بوده و در ساير كتابها اين عبارت وجود ندارد و چيزي را كه وجود ندارد دليلي براي استدلالش هم وجود ندارد.


خواهر محترم و بزرگوار؛کاربر محترم האיסלאם فرمودند این حدیث اضافات دارد،بنده هم گفتم این اضافات استدلال علامه است ،کاربر محترمהאיסלאם از این حدیث به گونه ای دیگر استدلال میکنند و علامه مجلسی اینگونه استدلال نموده اندو طبیعی است که بنده بین استدلال کاربر محترم و استدلال علامه مجلسی ،استدلال علامه را میپذیرم! (بزگواران دیگر هم که فرمودید در این مورد استدلالی ننوشته اند که بنده بخواهم بین استدلال علامه مجلسی و آنان دیگری را انتخاب کنم!)


به نظر من اگر مخالف عرف جامعه باشد افراط كرده است ولو اينكه براي پيشگيري از آفتاب يا سرما باشد.
عجب !! افراط است!! اگر نخالف عرف باشد افراط است؟!! بلکه عرف خیلی جیزها را نپسند!! یعنی در عرف اگر کسی صورتش را بخاطر جلوگیری از سرما یا گرما بپوشاند افراط است؟! این حرف را نفرمایید خواهر بزگوار!! با این حساب کسانی که حساسیت دارند و ماسک هم میزنند افرادی افراطی هستد! کسانی هم عینک آفتابی میزنند و چشمهایشان پیدا نیست افرادی افراطی هستند!!! (بنده دربرابر این صحبت شما فقط میتوانم چیزی نگویم اگر واقعا شما آن را افراط بدانید!!!)


اما اين مخالفت نكردن دليلي بر استحباب نقاب نيست.
این مخالفت نکردن دلیل بر حرام نبودن امر است ،و از طرفی دلیل بر واجب نبودن این امر است،امری که واجب نیست ،حرام هم نیست، میتواند مکروه یا مستحب باشد


همين چيزي كه جايز است در بعضي موارد حرام هم مي تواند باشد.
در فقه وقتی امری جایز است دیگر حرام نیست!! مگر اینکه استثنا به وجود آید یا احکام دیگری بر آن بار شود


وايات متعددي و قوي السندي هم اشاره به اين دارند كه ايشان از نقاب استفاده نمي كردند.متاسفانه ماها در بسياري موارد روايات معتبر متعدد ي را كنار مي گذاريم و به يكي دو مورد روايت ضعيف و به احتمال زياد جعلي كه از تفكرات افراطيون نشات گرفته استناد مي كنيم. چرا؟ چون دوست داريم معصومين طوري باشند كه ما تصورشان مي كنيم. چشمها را بايد شست جور ديگر بايد ديد. (كلي عرض كردم نه خطاب به شما)
خواهر محترم ،طبق احادیث آمده واجب نبودن این امر اثبات میشود ،نه حرام بودن آن !! برای واجب یا حرام بودن باید از روایات قوی استفاده کرد،اما برای غیر آن میتوان به روایات ضعیفی که مخالف شرعیت و قرآن نباشد هم استناد کرد ،در ضمن اینگونه نیست که در استنادها هر حدیثی که ضعیف است کلا آن را کنار بگذارند ،حدیث ضعیف انواع دارد
اکثر علمای دین و مراجع میفرمایند پوشیه جایز و حتی افضل است!،که اگر بنا بود افراطی عمل نمایند در تمام احکام افراطی عمل مینمودند نه فقط این مورد!!!
بنده واقعا ماندم کجای پوشاندن چهره از نامحرم مشکل دارد که اینقدر شما بزرگوران دارید در برابرش موضع میگیردید!!!

حدیث ضعیف
حدیث ضعیف روایتی که شروط یکی از اقسام «صحیح، حسن، موثق» در آن جمع نباشد. یعنی اگر حتی یک راوی (در صورتی که تنها یک راوی در آن طبقه باشد) شرایط اطمینان آور را از دست بدهد، آن روایت ضعیف خواهد بودگاهی ضعیف بر روایت مجروح نیز اطلاق شده است.

ضعیف به اصطلاح اهل سنت، حدیثی است که صحیح و حسن نباشد.

تغییر معیار حدیث ضعیف در نزد قدما و متاخران

باید دانست که برخی از احادیثی که قدما آنها را صحیح به شمار می‌آوردند،‌ طبق اصطلاح محدثان متأخر (عالمان قرن هفتم به بعد) ضعیف به حساب می‌آیند؛ زیرا قدما ملاک صحت را وثوق و اعتماد به صدور حدیث از معصوم می‌دانستند و برخی روایات با اینکه در سند قابل خدشه هستند ولی با وجود قرائن متنی یا خارجی اطمینان به صدور آنها از معصوم ایجاد می‌شده، چرا که قدما در زمانی می‌زیستند که به عصر معصومان نزدیکتر بوده و به کتابهای روایی اصحاب ائمه دسترسی بیشتری داشتند و یکسری قرینه‌هایی در اختیار آنها بود که از آنها اطمینان به صدور روایت از معصوم پیدا می‌کردند ولی این قرینه‌ها در اختیار عالمان قرن‌های متأخر قرار نگرفت.

رویگردانی قدما از یک حدیث هرچند سند آن اشکالی نداشته باشد از عوامل ضعف روایت محسوب می‌شود.

اقسام خبر ضعیف عبارتند از:
مجهول

حدیث مجهول حدیثی است که یک یا چند راوی آن ناشناخته باشند یا در منابع رجالی (که راویان را معرفی می‌کنند) اظهار نظری که وثاقت یا ضعف او را ثابت نکند بیان نشده باشد.
مُهمَل

حدیث مُهمَل، یک نوع از خبر مجهول است؛ یعنی خبری که حداقل یک راوی مجهول و ناشناخته دارد که نامی از او در کتابهای رجالی نیامده یا آمدو ولی بیانی از روش، عقیده و مرام او نشده باشد
موضوع

حدیث موضوع یا حدیث مجعول حدیثی است که راوی به دروغ مطلبی را به معصوم نسبت داده باشد
مشترک

خبری است که راوی یا راویان آن بین ثقه و ضعیف، مشترک باشد و ما دلیلی در دست نداشته باشیم که منظور از آن، فرد ضعیف است یا موثق. این گونه، اخبار در مقام استنباط از اعتبار برخوردار نیست.
شاذ

حدیثی که راوی آن متهم به کم حافظه بودن در سراسر عمرش باشد.
مُختلِط

حدیثی که راوی متهم به کم حافظه بودن در پیری یا اوقات خاصی باشد.
مُنکَر

حدیثی که یکی از راویان آن متهم به کثرت خطای در نقل باشد.
متروک

حدیثی که یکی از راویان آن متهم به دروغگویی یا بدعت باشد، چه این روایت را به دروغ نقل کرده باشد یا خیر.
مطروح

خبری است که مضمون آن مخالف دلیل قطعی باشد و هیچ گونه تأویلی در مورد آن ممکن نباشد.
مُعَلَّل

خبری است که در سند یا متن آن خدشه‌ای است که صحت خبر را زیر سؤال می‌برد.
مُضطَرِب

خبری است که به دو گونه روایت شده باشد. مثلا در یک روایت، راوی با واسطه و در روایت دیگر بدون واسطه از کسی نقل حدیث کرده باشد که این اضطراب، اضطراب در سند نامیده می‌شود. گاهی اضطراب در متن حدیث است، به این گونه که راوی، حدیث را به دو شکل و با دو معنای متفاوت نقل کرده باشد که از این گونه حدیث به مختلف النسخه نیز تعبیر شده است.
مَقلوب

خبری است که در سند یا متن آن قلبی (جابجایی) صورت گرفته باشد. قلب در سند، مانند این که محمد بن الحسین، حسین بن محمد ذکر شده باشد، و معلوم نباشد کدامیک صحیح است. قلب در متن، یعنی کلمات در دو متن جابجا نقل شده باشند.
مُصَحَّف

خبری است که در عبارت متن یا سند آن نقطه‌هایی جا به جا شده باشد، ولی این جا به جایی ضرری به حدیث وارد نیاورد، که معمولا این گونه جا به جایی از تصحیف و نسخه برداری و تألیف پدید می‌آید. مانند «ابن مراجم» که در برخی نوشته‌ها «ابن مزاحم» ضبط شده است. این گونه روایات اگر مطابق موازین علم رجال و درایه دارای شرایط قبولی باشد مورد استفاده قرار می‌گیرند و گر نه نمی‌توان آنها را در مقام استنباط مورد استناد قرار دارد
مؤتلف و مختلف

حدیثی که در سلسله سند آن اسم کسی نقل شود که به دو گونه ممکن است خوانده شود ولی در کتابت یکسان نوشته می‌شود. این قسم از انواع مُصحف است.
مُدَلَّس

خبری است که تلاش شده عیب سند در آن مخفی شود به گونه‌ای که حدیث مقبول جلوه داده شود.
مُدَرَّج

خبری است که راوی در میان روایت، کلامی را از خود افزوده باشد به طوری که معلوم نباشد کدام کلام امام است و کدام کلام راوی.
مُعضَل یا مشکل

به دو معنا به کار می‌رود: یا حدیثی که فهم معنای آن دشوار است، و یا حدیثی که در سلسله سند آن دو راوی یا بیشتر حذف شده باشد


یازهرا(س)

האיסלאם
۱۳۹۴/۰۱/۲۲, ۰۸:۱۸
برایم نوع استلال کردن های شما عجیب و جالب است!! شما فقط دنبال اثبات مطلب خود هستید !
سلام
سعی کنید کمتر مطالب حاشیه ای را عنوان کنید تا سلامت بحث حفظ شود خوانندگان قضاوت می کنند که چه کسی برای سخنان خود متوسل به استدلال است و چه کسی به قول شما دنبال اثبات مطلب خود است.

بنده دو حدیث را ذکر کردم ،یکی این حدیث بود شما چهار دلیل آوردید و آن را رد کردید!! در حالی که در اصل حدیث به صراحت امام امر به زدن پوشیه نموده اند!
اما ما کاری به استدلالهای شما نداریم ،اصل آنچه در حدیث آمده برایمان مهم است،!!
بنده همان دو حدیث را هم با استدلال رد نمودم اما شما بدون نقد استدلال بنده مدام سخن خود را تکرار کرده و بر عقاید خود پافشاری می کنید
جواب دادیم که امر در آن روایت نه می تواند وجوب را اثبات کند و نه استحباب را به دلایل زیر
اولا بهتر است روایت دقیق مورد بحث قرار بگیرد
محمد بن حسن صفار گويد: درنامه اى به امام، از مردى كه مى خواهد عليه زن نامحرمى شهادت دهد، سوال كردم: آيا بدون ديدن صورت زن و از پشت پرده كه صداى او را مى شنود ودو شاهد عادل هم شهادت مى دهند: اين زن همان فلانى دختر فلانى است كه اينجا حاضر واين هم صداى اوست، مى تواند نسبت به آن زن شهادت دهد؟ يا اين كه زن خود را نشان داده ومرد اورا با چشم خود ببيند؟ امام در پاسخ نوشتند: زن نقاب مى زند و براى شهود ظاهر مى شود، ان شاء لله. اين استدلال ، ضعيف است، زيرا زنى كه در اين قضيه آمده است،از نشان دادن خود نزد شاهد، سرباز مى زند ،و ربط ى به اين حكم شرعى نداردكه آيا پوشیه زدن وجب است یا مستحب است یا ... به همين علت به صحبت از پشت پرده اكتفا نموده و از پشت آن خارج نمى شود. لذا سوال كننده پرسيد: آيا شنيدن سخن او از پشت پرده درصحت شهادت كافى است يا خير؟ امام پاسخ فرمود: زمانى كه با نقاب از پشت پرده بيرون بيايد، شهادت صحيح مى باشد. مثل اين كه پرسشگر شاهد از كمترين مرتبه حمل شهادت دراين حالت، سوال مى نمايد كه آياشنيدن صدا است يا خارج شدن از پشت پرده يا نگاه كردن به صورت زن، امام پاسخ مى دهد: باخارج شدن از پشت پرده. اين سخن توجيه معقولى درباره روایت بوده است. همين توجيه به تنهايى براى نقض استدلال كافى است، اگر چه اثبات نشود و به عنوان احتمال مطرح گردد.چون با اين احتمال،استدلال به صحيحه بر وجوب یا حتی استحباب نقاب، ناتمام مى ماند..

ثانیا امر به تنقب در روايت معلوم نيست امر وجوبى یا استحبابی باشد، بلكه ممكن است امر ترخيصى باشد، امرى كه در مقام توهم حظر مى باشد دلالت بر وجوب و حتی استحباب ندارد، چون زنی که در روایت وجود دارد از كشف وجه خوددارى مى كند، هر چند جايز است وجه کشف، و در مقام شهادت نياز به كشف وجه - فى الجمله - وجود دارد، امام عليه السلام دستور داده اند كه با نقاب ظاهر شوند كه هم رعايت جانب زن كه كشف وجه بر وى دشوار است، شده باشد و هم مسأله شهادت حل شده است

ثالثا اگر هم ما امر در روايت را امر ترخيصى نگيريم، بلكه امر الزامى بدانيم، ولى نه امر الزامى تعيينى بلكه از باب احد مصاديق الواجب باشد، مثلاً در باب كفاره برخى از محرمات احرام در پاره اى از روايات مى خوانيم: «عليه شاة»، اين امر، الزامى است و نسبت به مراتب كمتر از گوسفند همچون مرغ و خروس تعيينى است، ولى نسبت به مراتب بالاتر ظهور در عدم كفايت ندارد و از آن فهميده نمى شود كه اگر گاو و يا شتر بكشد، كافى نيست.
پس اگر روايتى به طور مطلق گفته باشد: «عليه دم» منافاتى با اين روايت ندارد، بلكه شاة به اقلّ مصاديق واجب تفسير مى گردد.
در مانحن فيه هم از امر به نقاب مى فهميم كه پوشيدن برقع كه تمام صورت را بپوشاند در مقام شهادت جايز نيست، ولى از آن فهميده نمى شود كه اگر زن اصلاً نقاب هم نزند و با روى باز در حضور شهود حاضر شود، اشكال دارد یا کراهت دارد و یا حتی خلاف استحباب است؛ بلكه چون آن زن اصرار بر عدم نمایش صورت خود دارد كه در مقام شهادت صحيح نيست، اقلّ مراتبى كه زن بايد آشكار كند، مقدارى است كه از نقاب بيرون مى ماند ولى از آن استفاده حرمت یا کراهت آشكار كردن مراتب بيشتریا استحباب پوشش استفاده نمى گردد.

رابعا روايت خود از ادله جواز كشف وجه است، زيرا از روايات معتبره ديگر ثابت شده است كه شهادت شاهدين بر اين كه مشهود عليه فلان زن است، كفايت ميكند و لازم نيست كه زن حتماً ظاهر شود، پس هيچ ضرورتى در كار نيست كه زن قسمتى از روى خود را كه نقاب نمى پوشاند (چشم و اطراف آن) آشكار سازد،که امام دستور به زدن نقاب می دهد که چشم و پیشانی در نقاب آشکار است یعنی دستور به آشکار سازی چشم و پیشانی و اطراف آن در حال غیر ضرورت پس جواز بلکه امر كشف اين مقدار در حال عدم ضرورت توسط امام دليل بر عدم حرمت ذاتى كشف وعدم استحباب ذاتی پوشاندن آن مى باشد و از آن درمى يابيم كه فى الجمله زن مى تواند قسمتى از صورت خود را آشكار سازد.

چونکه اگر اینگونه باشد ما میتوانیم حدیثی را که شما مبنی اینکه حضرت مقنعه و چادر پوشیدند را استدلال کنیم و بگوییم شما ازکجا میدانید که مقنعه حضرت قسمتی را نداشته که صورتشان را میپوشانده است؟
ما دلیل می آوریم که خمار صورت را نمی پوشانده زیرا در قرآن کریم داریم وليضربن بخمرهن على جيوبهن
اولاً: در اين‏جا كلمه خمار به كار رفته نه كلمه جلباب و چنان كه در جاى خود گفتیم: خمار، روسرى كوچك است و جلباب، روسرى بزرگ (ويا چادر) و روسرى كوچك را نمى‏توان به حدى جلو كشيد و مانند پرده آويزان كرد كه چهره و دورگردن و سينه را بپوشاند و در عينن حال، سر و پشت گردن و موها نيز پوشيده بماند.
ثانياً: مفاد آيه آن است كه زنان با همان روسرى‏ هاى خود، چنين عملى را انجام دهند. بديهى است اگر آن روسرى‏ ها را بدان شكل روى چهره مى‏ آويختند، جلوى پاى خود را نمى‏ ديدند و راه رفتن برايشان غير ممكن مى‏شد؛ زيرا كه روسرى‏ هاى آن زمان، به صورت مشبك و تورى نبود كه براى اين منظور، مفيد باشد.
ثالثاً: تركيب ماده «ضرب» و «على» مفهوم آويختن را نمى‏ رساند، بلكه اين دو تعبير، مفيد اين معنا است كه چيزى بر روى چيزى به صورت حائل قرار داده شود، چنان كه معناى فضربنا على آذانهم اين است كه بر روى گوش‏هاى آنان، حائلى قرار داديم. بنابراين بايد گفت: مفاد فراز نورانى وليضربن بخمرهن على جيوبهن؛ اين است كه زنان بايد با روسرى‏ها، بر روى سينه و گريبان خود، حائلى قرار دهند.
رابعاً: چنان كه به لحاظ تاريخى مسلم است، زنان پيش از نزول آيات پوشش، بنابر عادات آن روز عرب، چهره خود را نمى‏پوشيدند، بلكه روسرى را از پشت گوش‏ها رد كرده و اطراف آن را به پشت خود مى‏انداختند و در نتيجه، گوش‏ها، گوشواره‏ ها، چهره، گردن و گريبان آنها نمايان بوده است. وقتى در چنين زمينه‏اى، دستور داده شد، روسرى را بر گريبان بزنند، معنايش اين بودكه دو طرف روسرى را از جانب راست و چپ به جلو آورده، بر گريبان بزنند. به كارگيرى اين دستور، موجب مى‏شود گوش‏ ها و گوشواره ‏ها و گردن و گريبان، پوشيده شود و چهره باز بماند.
خامساً: اگر خمار و جلباب عمل پوشاندن صورت را انجام می داد استفاده بزخی از زنان از نقاب و برقع که در روایت اشاره شده بی معنا بود.
سادساً:جز محرمات حج آن است که پوشاندن صورت برای زن حرام است و چیزی که به آن اشاره شده نقاب و برقع است و اگر خمار و جلباب عموما صورت را می پوشاند نیازی به ذکر نقاب و برقع نبود.

جال اگر فرض بگیریم علامه مجلسی این مطلب را اضافه نموده اند سوال بنده از شما این است،علامه مجلسی (که دیگر نیازی به وصف ایشان نیست) توجیه و استدلالهایشان صحیح تر است یا شما؟!! ایشان اینگونه از حدیث استلال کرده اند شما به نوع دیگر!! حال بنده بین استدلال ایشان و شما باید کدام یک را بپذیرم!!!!! (ان شاءالله که مدعی نیستید که از علامه مجلسی تشخیصتان بهتر است!!)
خیلی جالب است شما هنوز فرق محمد باقر مجلسی و محمد تقی مجلسی را نمی دانید آنوقت می خواهید برای بنده که مدتها در علوم قرآن و حدیث کار نموده ام روایات را توضیح دهید نویسنده کتاب مورد اشاره شما محمد تقی مجلسی بوده و کسی که ملقب به علامه مجلسی می باشد محمد باقر مجلسی است این از این.
ثانیا شما دلیل درست بودن یک گزاره را این می دانید که شخصی دیگر آن را درست می‌دانند. خود یک شخص یک دلیل منطقی برای اثبات یک گزاره نیست اما دلیل‌هایی که آن شخص برای اثبات آن گزاره آورده‌است، ممکن است دلیل‌هایی منطقی باشند و درصورت ارائه، این دلیل‌ها باید بررسی شوند.
ثالثا گفته شد در روایت این مطالب وجود ندارد و از اضافات نویسنده بوده و برای بنده حجیتی ندارد و چه بسا محمد تقی مجلسی اشتباه نموده و مطالب را اضافه کرده است اما چیزی که در مجامع علمی اعتبار دارد منبع سخن اوست که این اضافات را از کجا نقل کرده.
رابعا چنانچه می دانیم ایشان از دنیا رفته و بنا بر قول مشهور تقلید از میت جایز نیست بنا بر این نمی توانید به سخن وی از باب تقلید استناد کنید.همچنین ایشان استدلالی برای جمله خودشان هم نیاورده اند که حتی بتوانید از آن استدلال استفاده کنید بنا بر این هیچ اعتباری سخن ایشان ندارد نه از جهت تقلید و نه از جهت استدلال

ولی این دلایل شما اصلا قابل قبول نیست و دلیل نمیشود که انس چهره حضرت را دیده است!!
اینکه بگویید دلیل نمی شود نمی توانید با این جمله خلاف سخن بنده را اثبات کنید چون سخن بنده حاوی استدلال می باشد بر خلاف سخن شما که بدون آوردن استدلال می گویید دلایل بنده مورد قبول نیست باز هم تکرار می کنم که به مطالب ما رجوع کنید و به جای اینکه سعی کنید با ما مخالفت کنید سعی بر فهم درست مطالب داشته باشید.

عجب ! پس تمام مردان عرب مانند جناب انس در زمان حضرت (س) مردان مومنی بودند که تا این حد مراقبت نفس دقت داشتند!! چه مردمان با تقوایی بوده اند ،بنده فقط مانده ام پس آن مردانی که حضرات معصومین را به شهادت رساندن از کجا آمدند!! احتمالا عرب نبودند !!
شما هنوز در جریان بحث نیستید که آن سخن برای چه بود از این جهت اشکال بی مورد می گیرید ما نگفتیم که همه چون انس هستند از استدلال مخالفین بود که چون مادر انس چهره حضرت را تعریف می کند پس انس چهره حضرت را ندیده که سخن ما این بود که به قول شما جناب انس مراقبت نفس داشته و صورت حضرت را با دقت ندیده و نه اینکه به کلی صورت حضرت را ندیده باشد.
در مورد روایت انس نیز باید گفت که درخواست انس از مادرش این نبوده که مادرش صورت حضرت زهراء(س) را توصیف کند تا گفته شود که انس صورت حضرت را اصلا ندیده است، بلکه درخواستش از مادرش این بوده که ویژگی حضرت زهراء (س) چگونه بوده است. مادر انس نیز ویژگی ظاهری حضرت را توضیح داده و در ضمن آن، صورتش را نیز توصیف نموده است.
بیان شکل و رنگ صورت حضرت زهراء (س) توسط مادر انس، مانع از این نیست که گفته شود انس صورت حضرت را دیده است چراکه صورت حضرت آن قدر نورانی و ملکوتی بوده که مادر انس دوست داشته تا آن را توصیف کند با این که می دانسته که انس صورت حضرت را دیده است و او از باب تاکید این گونه حضرت را توصیف کرده است. این یک ویژگی زنانه است که وقتی می خواهند دختر یا زنی را توصیف کنند، ابتدا شکل و رنگ صورت او و میزان زیبایی اش را توصیف می کنند. از سوی دیگر مردان مومن، اگر زن یا دختری را که نامحرم است بشناسند، به گونه اجمالی او را می شناسند یعنی به محض دیدن او متوجه می شوند که فلان زن یا فلان دختر است ولی در ظرافتهای صورت او خیلی دقت نمی کنند چراکه آن اندازه اجمالی از شناخت صورت را برای شناخت آن فرد کافی می دانند و در صورت او خیلی دقت نمی کنند تا خدای ناکرده شیطان آنها را بفریبد و از این رو در صورت آن زن مستقیم نگاه نمی کنند و سعی می کنند حیا در نگاه را داشته باشند. از این رو می توان گفت که انس صورت حضرت را به گونه اجمالی می شناخته و مادرش دقیق تر برای او توضیح داده است ولی باید توجه داشت که این توصیف دقیق صورت حضرت، درخواست انس از مادرش نبوده است.

این تشخیص مفسده با کیست و چگونه یک خانم باید یقیین کند؟!!! اگر خانمی یقین داشته باشد مردانی هستند که وظیفه خودشان عمل نمیکنند و با مفسده به چهره او نگاه میکنند باز هم باید چهره اش را باز بگذارد؟!!
متاسفانه شما از این بحث به آن بحث می پرید که شاید به طریقی بتوانید خلاف گفته ما را ثابت کنید سخن شما این بود که کسی که چهره زیبایی دارد باید صورتش را بپوشاند که ما آن را رد کردیم اما شما از جهت الغريق يتشبث بکل حشيش از این شاخه متمسک به آن شاخه می شوید تا راه نجاتی برای خود پیدا کنید.بنده مدام تاکید می کنم که بحث فقهی را ادامه ندهید مدام شما از شاخه های فقهی سوال می کنید و بحث تاریخی را به بحث فقهی سوق می دهید تا شاید از پاسخ به روایات ما طفره روید اما بنده به هیچ وجه به مطالب فقهی شما پاسخ نخواهم داد.
اگر دلیل تاریخی دارید که حضرت صورت خود را می پوشاند ارائه کنید و دلایل ما را هم نقد کنید.

آیا حضرت(س) به تمام مردان عرب آن زمان یقیین کامل داشتند که همه مانند جناب انس با تقوی هستند و نگاه نمیکنند!!!!
اصل بر برائت است نیاز بر این نیست که کسی یقین حاصل شود که کسی نگاه حرام نمی کند حتی اگر مردی به زنی نگاه کند زن حق ندارد این نگاه او را به حرام تاویل کند بلکه حتی باید عمل او را توجیه هم بنماید نه اینکه هر کسی نگاه کرد بگوید نگاهش حرام است مگر آنکه یقین صد درصدی حاصل شود که نگاه شخصی حرام است که چنین یقینی هم اکثرا حاصل نمی شود زیرا خداوند می فرماید که یعلم خائنه الاعین و ما تخفی الصدور خداوند است که چشم های خیانت کار را می داند و آنچه که در سینه مخفی است و از همین آیه استفاده می شود که جز خداوند کسی نمی تواند بگوید شخصی که به دیگری نگاه می کند نگاهش حرام است جز خدا.(قرائنی مثل قرار گرفتن خائنه الاعین در کنار تخفی الصدور و ...)
روایات هم در اینمورد زیاد آمده است

«ضع امر اخيك علي أحسنه حتّي يأتيك منه ما يغلبك و لا تظنّن بكلمة خرجت من اخيك سوءً و انت تجدلها في الخير محملاً.»
كار برادرت را نيك تصوّر كن تا زماني كه چيزي از او به تو رسد كه نظرت را عوض كند و نسبت به سخني كه برادرت مي‌گويد، بدگمان مباش و محملي از خير برايش قرار ده.

«اطلب لأخيك عذراً فان لم تجدله عذراً فالتمس له عذراً.»
براي كارهاي برادرت دنبال عذر و بهانه باش و اگر عذري نيافتي، باز تلاش كن تا عذر و دليل بيابي.

بنا بر این حتی اگر مردی به زنی نگاه می کند زن نباید به مرد نسبت انجام حرام بدهد بلکه باید عذری بیابد که نگاهش از روی غرض نبوده و یا ... که این اخلاق اسلامی است اما شما بر خلاف اخلاق اسلامی می گویید زن باید مطمئن شود که هیچ کس به او نگاه نمی کند تا صورتش را نپوشاند!!!!
در حالی که اصل بر این است که همه نگاه ها پاک است و اگر هم به کسی مشکوک می شود باید فعل او را بر خیر تفسیر کند طبق روایات رسیده

يا عبيد السوء تلومون النّاس علي الظّنّ و لا تلومون انفسكم علي اليقين.»
اي بندگان بد! مردم را به گمان خودتان از انجام کاری، ملامت مي‌كنيد، ولي خود را به يقين سرزنش نمي‌كنيد.

«شرّ النّاس من لا يثق بأحد لسوء ظنّه و لا يثق به احد لسوء‌ ظنّه.»
بدترين مردم كسي است كه به خاطر بدگمانيش، به كسي اعتماد نداشته باشد و هيچ كس هم به خاطر بدگمانيش، نسبت به خود او اطمينان نداشته باشد.

«الشّرير لا يظنّ بأحد خيراً، لاّنه لا يراه الاّ بطبع نفسه.»
انسان بدكار به هيچ‌كس گمان نيك نمي‌برد، زيرا آنها را جز مانند خود نمي‌بيند.

«جعلت فداك. الرّجل من اخواني يبلغني عند الشيء الذي اكراه، فاسأله عنه، فينكر ذلك، و قد اخبرني عنه قوم ثقات؟
فقال لي: يا محمد كذب سمعك و بصرك عن اخيك، فان شهد عندك خمسون قسامة و قال لك قولاً و قال لك لم اقله، فصدّقه و كذّبهم، و لا تذيّعن عليه شيئاً تشينه به و تهدم، به مروّته، فتكون من الذين قال الله عزّوجّل: (انّ الذين يحبّون ان تشيع الفاحشة في الذين ءامنوا... )122
فدايت شوم، مردي از برادرانم چيزي از او به من رسيده كه آن را زشت مي‌پندارم، پس از او در اين مورد سؤال كردم، اما او منكر آن شد. در حالي كه افراد مورد اطمينان، مرا از اين امر خبر داده‌اند؟
حضرت به من فرمود: اي محمد، ديده و شنيده‌ات را در مورد برادرت دروغ بدان، چه اگر در مورد او پنجاه بار نزد تو سوگند خورده باشند كه چنين سخني گفته است،‌ ولي او خود بگويد كه من نگفته‌ام، پس سخن او را، راست بدان و باقي را دروغ پندار، و هيچ‌چيز بر عليه او پخش و منتشر نكن كه موجب رسوائيش شود و جوانمرديش را از بين ببرد. پس از كساني مباش كه خداوند عزّوجّل مي‌فرمايد: «آنان كه دوست مي‌دارند كه در ميان اهل ايمان، كار منكري را اشاعه و شهرت دهند... »

بنا بر این طبق روایت اسلامی اصل بر گمان نیک به مردم است و نمی توان با گمان بد که مردم نگاه حرام می کنند و ... حکمی صادر نمود.

از پیامبر(ص) و معصومین(ع) وارد شده مبنی بر اینکه احادیثی که از ما نقل می شود باید به قرآن عرضه شوند، که اگر موافق قرآن باشد به آن اخذ و عمل شود و اگر مخالف قرآن باشد، باید رد شود
ما یک بحث رجال داریم و یک بحث درایه که هر دو روش اخذ روایات است و رجال به سند حدیث می پردازد و درایه به متن حدیث که مخالف قرآن هست یا موافق بنا بر این باید هر دو شرط با هم وجود داشته باشند تا روایت اعتبار لازم را داشته باشد و یکی از این شروط کفایت نمی کند که روایات شما بر فرض مخالفتی با قرآن نداشته باشد سند معتبری ندارند بنا بر این اعتبار لازم برای اثبات وقایع تاریخی را ندارند.
اگر شما یا کارشناس یا هر کس دیگری معتقد است که می توان با روایات باطل و ضعیف مطلب تاریخی را ثابت نمود دلیل بیاورید.

بنده از حجاب حضرت ام کلثوم (س) حدیث آوردم فرمودید ضعیف است(درحالی که نویسنده کتاب از راویان معتبر حدیثی است!!) و فرمودید ربطی ندارد
قبلا در مورد تفاوت اعتبار کتاب و اعتبار حدیث توضیح دادیم اگر شما علم لازم برای بحث را ندارید لزومی ندارد چندین بار همان مطالب را دوباره تکرار کنید و نه وقت بنده را تلف می کنید و نه وقت خودتان را از این به بعد بنده نه به مطالب فقهی که صرفا برای این است که در موضوع اصلی حرفی برای گفتن ندارید پاسخ می دهم و نه مطالبی که قبلا تکرار کرده اید و پاسخ داده ام.
چون مطالب شما دارد تکرار مکررات می شود.

در حالی که اگر بخواهیم بهانه بگیریم میتوانیم بگوییم وقتی حضرت پوشش کاملی داشتند چه دلیلی داشته که مجددا عبا بپوشند؟
گفتیم حجاب ایشان حجاب افضل قرآنی یعنی خمار و جلباب بوده اما در این روایت ایشان جلباب نداشتند و از عبا به جای جلباب استفاده کرده اند.

چرا در این حدیث حضرت میفرمایندیا رسول الله لیس علیّ قناع
قناع دقیقا همان مقنعه است ریشه قناع قنع بوده و ریشه مقنعه هم قنع می باشد و بین عرب هیچ تفاوتی بین قناع و مقنعه وجود ندارد همان‌طور که ازهری در «تهذیب اللغة» به آن اشاره کرده؛ نزد عرب فرقی میان قناع و مقنعه نیست و هر دو مثل لحاف و ملحفه می‌مانند که می‌توان با آن سر را پوشاند.(ازهرى، محمد بن احمد، تهذیب اللغة، ج ‏1، ص 173، بیروت، دار احیاء التراث العربی‏، چاپ اول.)
و در همین روایت هم وقتی حضرت می گوید من قناع ندارم (مقنعه ندارم) حضرت رسول فرمود خذى فضل ملحفتك فقنعى به رأسك این را بگیر و سرت را با آن بپوش که نشان می دهد قناع پوشش سر می باشد نه صورت.
به فرموده امام باقر (عليه السلام)، جابر بن عبداللّه بن انصارى گفت: رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم)، به قصد ديدار با فاطمه بيرون شد در حالى كه من همراه آن حضرت بودم؛ چون به در خانه بانو رسيديم، پيامبر، دست خود را بر درب نهاده فشار داد، سپس فرمود: السلام عليكم!فاطمه پاسخ داد: و عليك السلام اى رسول خدا!- داخل شوم؟- داخل شو اى پيامبر خدا!- با شخص همراهم وارد شوم؟- پوششى بر سر ندارم.پيامبر فرمود: اى فاطمه! زيادى چادر خود را بگير و سرت را با آن بپوشان!فاطمه نيز چنين كرد؛ سپس پيامبر، استعلام مجدد نموده فرمود:- السلام عليك!- و عليك السلام اى رسول خدا!- داخل شوم؟- آرى اى رسول خدا!- با شخص همراهم؟- آرى.جابر مى‏افزايد: پس از اين‏كه به خانه فاطمه وارد شديم، مشاهده كردم رخسار فاطمه، به سان شكم ملخ، زرد است. پيامبر خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) به فاطمه فرمود: چرا چهره‏ات را زرد مى‏بينم؟ دختر پيامبر پاسخ داد: اثر گرسنگى است! حضرت با شنيدن اين سخن، دعا كرد و عرضه داشت: اى خدايى كه گرسنگى را رفع و كاستى را دفع مى‏كنى، فاطمه دختر پيامبر را سير نما! جابر مى‏گويد: به خدا سوگند پس از دعاى حضرت ديدم خون از قسمت پيشانى فاطمه، به جريان افتاد و چهره او گلگون گرديد و پس از آن روز ديگر گرسنه نشد.

علاوه بر آنکه اين روايت به وضوح، دلالت بر عدم پوشانيدن چهره دارد، چرا كه بر اساس اين روايت، رخداد مزبور، در حضور پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم) واقع شده وآن حضرت نيز پس از اطلاع يافتن از پوشيده نبودن فاطمه عليها السلام، كارى جز پوشانيدن سر را از او تقاضا ننموده، بديهى است اگر پوشانيدن چهره نیاز بود، آن هر دو بزرگوار، درباره ‏اش اهمال نمى‏ كردند.

Asal Masal
۱۳۹۴/۰۱/۲۲, ۰۸:۳۶
کاربر محترم האיסלאם فرمودند این حدیث اضافات دارد،بنده هم گفتم این اضافات استدلال علامه است ،کاربر محترمהאיסלאם از این حدیث به گونه ای دیگر استدلال میکنند و مجلسی اینگونه استدلال نموده اندو طبیعی است که بنده بین استدلال کاربر محترم و استدلال علامه مجلسی ،استدلال علامه را میپذیرم! (بزگواران دیگر هم که فرمودید در این مورد استدلالی ننوشته اند که بنده بخواهم بین استدلال علامه مجلسی و آنان دیگری را انتخاب کنم!)

روايتي كه شما فرموده بوديد اين بود:


و در روايت ديگر سماعه از حضرت منقولست كه باكى نيست و اگر در حالت قرائت بگشايد بهتر است و سماعه گفت كه ديگر سؤال كردم از آن حضرت صلوات اللَّه عليه زنى كه نقاب‏ بسته باشد حضرت فرمودند كه اگر موضع سجده او باز باشد كه برسد به چيزى كه سجده بر آن توان كرد باكى نيست و اگر نقاب‏ را از رو بر دارد افضل است هر گاه نامحرمى نباشد و اگر نامحرم‏ باشد نقاب انداختن اولى است."
(لوامع صاحبقرانى مشهور به شرح فقيه ؛ ج‏3 ؛ ص427)
اونطوري كه از مطلب بالا به نظر مي رسه گويا اين قسمت هم جز فرموده حضرت بوده ، در حاليكه نيست. بنده يا هر خواننده ديگري اينطور به نظرش نمي رسد كه اين استدلال مجلسي باشد بلكه گويا ادامه كلام معصوم است. و ايشان به هر دليلي كه اين قسمت را اضافه كنند باز تغييري در اصل مطلب بوجود نمياد. چه بسا اشتباها اضافه كرده يا فتواي خودش بوده. ولي در اصل روايت وجود ندارد. و ديگر بزرگواران هم در كتابهايشان توضيحاتي ارائه فرموده اند(مي توانيد خودتان مطالعه بفرماييد) اما چنين استدلالي وجود نداشت.


عجب !! افراط است!! اگر نخالف عرف باشد افراط است؟!! بلکه عرف خیلی جیزها را نپسند!! یعنی در عرف اگر کسی صورتش را بخاطر جلوگیری از سرما یا گرما بپوشاند افراط است؟! این حرف را نفرمایید خواهر بزگوار!! با این حساب کسانی که حساسیت دارند و ماسک هم میزنند افرادی افراطی هستد! کسانی هم عینک آفتابی میزنند و چشمهایشان پیدا نیست افرادی افراطی هستند!!! (بنده دربرابر این صحبت شما فقط میتوانم چیزی نگویم اگر واقعا شما آن را افراط بدانید!!!)

لطفا پستها رو با دقت بيشتري بخونيد. و حرفهاي بنده را عوض نكنيد. شما نظر پرسيده بوديد در جواب عرض شد : "به نظر من اگر مخالف عرف جامعه باشد افراط كرده است ولو اينكه براي پيشگيري از آفتاب يا سرما باشد. "

حالا فرقي نمي كند عينك باشد يا ماسك ميني ماوس يا نقاب، عرف بايد بپذيرد. و تا آنجايي كه بنده مي دانم ديد عرف(افراد مذهبي جامعه) نسبت به عينك و ماسك بهداشتي با پوشيه قابل قياس نيست. وگرنه موضوع جنجالي بحث ها نمي شد.


در فقه وقتی امری جایز است دیگر حرام نیست!! مگر اینکه استثنا به وجود آید یا احکام دیگری بر آن بار شود

بله بنده هم همين را گفتم .مگر هر چيزي جايز باشد دليل است كه آن حضرت آن را انجام داده است؟

یارب
۱۳۹۴/۰۱/۲۲, ۰۹:۳۱
سلام علیکم

بنده همان دو حدیث را هم با استدلال رد نمودم اما شما بدون نقد استدلال بنده مدام سخن خود را تکرار کرده و بر عقاید خود پافشاری می کنید
کاربر محترم و بزرگوار، بنده نه میخواهم تکرار مکررات کنم ته چیزی را که وجود ندارد اثبات کنم!! بنده با استدلال های شما قانع نمیشوم، هردفعه هم که سوال میکنم شما باز همان دلایل را می آورید!!!
وقتی برای ینده حقیر دلایل شما قابل قبول نیست و میشود به گونه دیگر نیز استدلال کرد میفرمایید چکار کنم؟! اگر برایم قانع کننده بود که سوال نمیکردم!!


اگر خمار و جلباب عمل پوشاندن صورت را انجام می داد استفاده بزخی از زنان از نقاب و برقع که در روایت اشاره شده بی معنا بود.

چرا پیامبر (ص) یا معصومین(ع) این بعضی را از این کار نهی نفرموده اند؟!



خیلی جالب است شما هنوز فرق محمد باقر مجلسی و محمد تقی مجلسی را نمی دانید آنوقت می خواهید برای بنده که مدتها در علوم قرآن و حدیث کار نموده ام روایات را توضیح دهید نویسنده کتاب مورد اشاره شما محمد تقی مجلسی بوده و کسی که ملقب به علامه مجلسی می باشد محمد باقر مجلسی است این از این

بزرگوار! بنده هیچ ادعایی در این زمینه ندارم، و علمم بسیار اندک و محدود است که از این جهت کاملا با شما موافق هستم، اما تا این حد را میدانم که ایشان محمد تقی مجلسی هستند نه محمد باقر مجلسی! و در ذکر سند نیز بیان نموده ام


مجلسى، محمدتقى بن مقصودعلى، لوامع صاحبقرانى مشهور به شرح فقيه، 8جلد، مؤسسه اسماعيليان - قم، چاپ: دوم، 1414 ق.)


باز هم تکرار می کنم که به مطالب ما رجوع کنید و به جای اینکه سعی کنید با ما مخالفت کنید سعی بر فهم درست مطالب داشته باشید.

بنده بارها مطالب شمارا خواندم!! اما هرچه فکر کردم نتوانستم کراهت داشتن یا مستحب نبودن پوشیه ای که خانمها اکنون می زنند را از آن بفهمم!! شما لطف نمودید و تاکنون این همه توضیح دادید اما هیچکدام به معنای کراهت پوشیه یا مستحب نبودن آن نیست!!


گفتیم حجاب ایشان حجاب افضل قرآنی یعنی خمار و جلباب بوده اما در این روایت ایشان جلباب نداشتند و از عبا به جای جلباب استفاده کرده اند.
خمار و جلباب حجاب لازم قرآنی است نه حجاب افضل!!!
این پوشش حد واجب قرآن است نه افضل !شما که سالهاست در زمینه علوم قرآن و حدیث کار میکنید میشود یک دلیل قرآنی یا روایی بیاورید که خداوند فرموده باشد از این حد حق ندارید بیشتر رعایت کنید یا اینکه فرموده باشد بیشتر از این حد افراط است!!! یک دلیل بیاورید که اگر خانمی بخواهد کاملا خود رااز نامحرم بپوشاند خطا کرده در حالی که حضرت زهرا(س) نیز میفرمایند بهترین زنان کسانی هستند که نه آنان مردان را ببینند نه مردان آنان را!!


یازهرا(س)

یارب
۱۳۹۴/۰۱/۲۲, ۰۹:۳۶
لطفا پستها رو با دقت بيشتري بخونيد. و حرفهاي بنده را عوض نكنيد. شما نظر پرسيده بوديد در جواب عرض شد : "به نظر من اگر مخالف عرف جامعه باشد افراط كرده ا فرقي نمي كند عينك باشد يا ماسك ميني ماوس يا نقاب، عرف بايد بپذيرد. و تا آنجايي كه بنده مي دانم ديد عرف(افراد مذهبي جامعه) نسبت به عينك و ماسك بهداشتي با پوشيه قابل قياس نيست. وگرنه موضوع جنجالي بحث ها نمي شد.

خواهر محترم،بنده مطلب شمارا دقیق خواندم! اما این حرف اصلا منطقی نیست!! فرض کنید کسی آفتاب و سرما برایش ضرر دارد و با پارچه ای چهر را میپوشاند ،یا ماسک میزند ،حال اگر عرف بگوید این کار را نمیپسندم باید از این کار اجتناب کند ولو اینکه به سلامتیش لطمه بخورد؟!
بنده واقعا نمیدانم در پاسخ شما کاربر خوب و بزگوار دیگر چه باید عرض کنم!!

التماس دعا
یازهرا(س)

Asal Masal
۱۳۹۴/۰۱/۲۲, ۰۹:۴۶
فرض کنید کسی آفتاب و سرما برایش ضرر دارد و با پارچه ای چهر را میپوشاند ،یا ماسک میزند ،حال اگر عرف بگوید این کار را نمیپسندم باید از این کار اجتناب کند ولو اینکه به سلامتیش لطمه بخورد؟!

منظور بنده اين نبود كه برود و بميرد اما ماسك نزند. متاسفانه شما بحث را به انحراف مي كشانيد تا نظر خودتونو اثبات كنيد. بنده عرض كردم كه به طور كلي بايد به نظر عرف احترام گذاشت و از پوششهايي كه عرف ظرفيت پذيرشش را ندارد تا حد امكان اجتناب كرد.(اميدوارم تند صحبت نكرده باشم چون چنين قصدي ندارم) :Gol:

یارب
۱۳۹۴/۰۱/۲۲, ۱۰:۳۳
منظور بنده اين نبود كه برود و بميرد اما ماسك نزند. بحث پوشيه بود نه ماسك. بنده نظرم رو عرض كردم كه به طور كلي بايد به نظر عرف احترام گذاشت و از پوششهايي كه عرف ظرفيت پذيرشش را ندارد تا حد امكان اجتناب كرد.

خواهر محترم،بنده یک سوال از شما دارم
اگر خانمی زیبا باشد ،آقایی به او بگوید چهر شما باعث به گناه افتادن میشود لطفا آن را بپوشانید! (اینجا این خانم یقین به مفسده دارد) باید بپوشاند یا ببیند عرف خوشش می آید یا نمی آید بعد تصمیم بگیرد بپوشاند یا نپوشاند؟
چه کسی گفته عرف ظرفیت پذیرش پوشیه را ندارد؟
این همه در قم خانمهای پوشیه ای هستند مشکلی به وجود آمده؟ عرف را بنده و شما دیگری ساختیم!!

سوالی ذهن بنده را مشغول کرده است،اگر یک زمانی همه خانمها،با اختیار خودشان ،نه از سر اکراه به این نتیجه برسند که بهتر است چهره خود را از نامحرم بپوشانند و این کار را هم انجام دهند به نظر شما و دیگر بزرگواران که مخالف مخالف پوشیه هستید ،آیا فساد در جامعه بیشتر میشود یا کمتر؟!!
اگر خانمی چهره اش آرایش دارد و بنا بر دستورات دین چهره دارای آرایش نباید نمایان باشد و این خانم به خاطر عمل به دین اسلام پوشیه بزند چه اشکالی دارد؟!! اگر بزند آیا مخالف سیره حضرت زهرا(س) عمل نموده است؟!
اگر خانمی چهره خیلی زیبایی داشته باشد و احتمال مفسده بدهد و بیاید احتیاط را رعایت کند و چهر ه اش را از مردان بپوشاند چه اشکالی دارد؟!! آیا مخالف سیره حضرت زهرا(س) عمل نموده است؟
اگر خانمی دوست نداشته باشد مردان اورا ببینند به همین دلیل برای حضور در اجتماع چهره خود را بپوشاند چه اشکالی دارد؟!! آیا مخالف سیره حضرت زهرا (س) عمل نموده است؟!!

آیا در تمام مواردی که در بالا بیان نمودم خلاف سیره و روش حضرت زهرا(س) عمل نموده یا مطابق آن؟!!
همه مشکلات اینجاست که ما فراموش کردیم اصل حجاب برای چه بوده است و جامعه کنونی چگونه است....مشکل اینجاست که اینجا دارد تک بعدی به خیلی از مسائل نگاه میشود ،کافیست دقیق سیره حضرت زهرا(س) بررسی شود ،سیره معصومین (ع) برسی شود،ااز تمام ابعاد آن ،آن هم بدون هرگونه تعصب! آنوقت نمیدانم باز هم اینقدر در برابر پوشیه مخالفت میشود یا نه....

اما برایم در تمام این مباحث یک جمله خیلی جالب بود!! و آن این جمله بود

آنوقت می خواهید برای بنده که مدتها در علوم قرآن و حدیث کار نموده ام روایات را توضیح دهید
حال بنده مانده ام آیت الله بهجت (ره) نه به عنوان یک مرجع بلکه به عنوان یک عالم در دین که سالها در تمام علوم دینی عمر خود را صرف نموده اند(نه فقط علوم قرآن و حدیث!!) ،یا آیت الله خویی ،یا امام خامنه ای (روحی فداه ) و غیره... یا علمای دیگری که سالها عمر خود را در این مسیر سپری نمودند و پوشیه را جایز و حتی بعضی از همین علما آن را احتیاط واجب یا مستحب میدانند،بزگان دینی که پوشیه را افضل میدانند اگر اکنون در برابر این استدلالها و دلایل قرار میگرفتند آیا باز هم این کاربر محترم میتوانستند این ادعاهای خود را در برابر آنان نیز بیان کنند و مدعی شوند که پوشیه افراط است؟!!

ان شاءالله خداوند علم همراه با حکمت و بصیرت به همه ما عطا بفرماید
خداوند عاقبت همه مارا ختم به خیر بگرداند
یازهرا(س)

یارب
۱۳۹۴/۰۱/۲۲, ۱۲:۱۵
اصل بر برائت است نیاز بر این نیست که کسی یقین حاصل شود که کسی نگاه حرام نمی کند حتی اگر مردی به زنی نگاه کند زن حق ندارد این نگاه او را به حرام تاویل کند بلکه حتی باید عمل او را توجیه هم بنماید نه اینکه هر کسی نگاه کرد بگوید نگاهش حرام است مگر آنکه یقین صد درصدی حاصل شود که نگاه شخصی حرام است که چنین یقینی هم اکثرا حاصل نمی شود زیرا خداوند می فرماید که یعلم خائنه الاعین و ما تخفی الصدور خداوند است که چشم های خیانت کار را می داند و آنچه که در سینه مخفی است و از همین آیه استفاده می شود که جز خداوند کسی نمی تواند بگوید شخصی که به دیگری نگاه می کند نگاهش حرام است جز خدا.(قرائنی مثل قرار گرفتن خائنه الاعین در کنار تخفی الصدور و ...)

متاسفانه شما از این بحث به آن بحث می پرید که شاید به طریقی بتوانید خلاف گفته ما را ثابت کنید سخن شما این بود که کسی که چهره زیبایی دارد باید صورتش را بپوشاند که ما آن را رد کردیم اما شما از جهت الغريق يتشبث بکل حشيش از این شاخه متمسک به آن شاخه می شوید تا راه نجاتی برای خود پیدا کنید

بنا بر این حتی اگر مردی به زنی نگاه می کند زن نباید به مرد نسبت انجام حرام بدهد بلکه باید عذری بیابد که نگاهش از روی غرض نبوده و یا ... که این اخلاق اسلامی است اما شما بر خلاف اخلاق اسلامی می گویید زن باید مطمئن شود که هیچ کس به او نگاه نمی کند تا صورتش را نپوشاند!!!!
بنده نگفتم مطمئن شود هیچکس به او نگاه نمیکند!! حرف بنده این است اگر خانمی احتمال مفسده بدهد و احتمال این را بدهد که نگاه های حرامی در بین نگاه ها وجود دارد آیا اشکال دارد چهره خود را بپوشاند؟
در حالی که اصل بر این است که همه نگاه ها پاک است و اگر هم به کسی مشکوک می شود باید فعل او را بر خیر تفسیر کند طبق روایات رسیده

داشتم کتابی را که کاربر محترم خیر البریه معرفی کردند مطالعه میکردم که سوالات زیادی برایم ایجاد شده است
در این کتابی حدیثی آمده که
ان امرأة من خثعم استفتت رسول اللّه (صلى الله عليه و آله و سلم) فى حجة الوداع و الفضل بن عباس رديف رسول اللّه (صلى الله عليه و آله و سلم) فقالت: يا رسول اللّه! ان فريضة اللّه فى الحج أدركت أبى شيخاً كبيراً لا يستطيع أن يستوى على الراحلة، فهل يقضى عنه أن أحج عنه؟ فقال لها رسول اللّه (صلى الله عليه و آله و سلم): نعم، فأخذ الفضل بن عباس يلتفت اليها و كانت امرأة حسناء. فأخذ رسول اللّه (صلى الله عليه و آله و سلم) الفضل فحول وجهه من الشق الآخر؛ (77) (http://ketaab.iec-md.org/AHKAAM/fiqh_pooshesh_baanovaan_kalaantari_peyneveshthaa.h tml#77)
در سفر حجة الوداع، زنى از قبيله خثعم، جهت استفتاء مسئله‏اى، خدمت رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) رسيد و اين در حالى بود كه فضل بن عباس نيز پشت سر آن حضرت، سوار بود. آن زن، از پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم) پرسيد: فريضه حج بر پدرم واجب شده، ولى او به سبب كهولت سن توانايى سفر ندارد؛ اگر خود، از سويش حج كنم، تكليف او انجام گرفته؟ پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم) فرموده (صلى الله عليه و آله و سلم) فرمود: آرى.
در اين هنگام، توجه و نگاه فضل به او كه زنى زيبا بود، جلب شده بود و همين امر به واكنش پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم) انجاميد، حضرت صورت فضل را به جانب ديگر چرخانيد.
ما اين روايت را با متن مذكور، از مسنداحمد نقل كرديم، ولى بر طبق نقل شيخ طوسى در مبسوط، پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم)، پس از برگرداندن چهره فضل، فرمود:
مرد، جوان، زن هم جوان، ترسيدم شيطان ميان آن دو وارد شود

چرا این حدیث با مطلبی که شما فرمودید همه نگاه ها پاک است و غیره همخوانی ندارد؟ !میشود توضیح بفرمایید؟
و سوال دیگر چرا خداوند درقرآن میفرماید یک عده فی قلوبهم مرض هستند؟ در برابر اینها طبق سیره معصومین(ع) باید چگونه برخورد کرد؟ باید با خودمان بگوییم ان شاءالله که منظوری ندارند؟


یازهرا(س)

یارب
۱۳۹۴/۰۱/۲۲, ۱۳:۰۷
بنده که مدتها در علوم قرآن و حدیث کار نموده ام

ببخشید شما که الحمدلله در زمینه احادیث و روایات علم فراوانی دارید میشود در مورد این چند سوال بنده را راهنمایی بفرمایید؟
1-چنانچه نپوشاندن صورت و دست‌ها تا مچ، برای برخی از زنان در جامعه فسادی را به دنبال داشته باشد،یعنی مورد آزار و اذیت مردان نااهل قرار بگیرند،اگر بخواهند طبق سیره خانم فاطمه زهرا(س) عمل نمایند در چنین موقعیتی باید چکار کنند؟

2-اگر خانمهایی باشند که در مسیر رشد و کمال الهی هستند و از طرفی به خاطر چهره های زیبایشان وقتی در جامعه حضور پیدا میکنند خیلی زیاد مورد توجه و نگاه مردان و پسران جوان قرار میگیرند و نگاه های زیای را به سمت خود جلب میکنند،این خانمها اگر بخواهند مطابق سیره حضرت زهرا(س) عمل نمایند باید در این مواقع چکار کنند؟

3- خانمهای جوانی که شوهر دارند ،زیبایی خاصی هم ندارند اماشوهرشان میگویدهرچقدر میخواهی در جامعه حضور داشته باش اما راضی نیستم هیچ مرد نامحرمی چهره تورا ببیند،این خانمها اگر بخواهند به سیره و روش حضرت زهرا(س) عمل نمایند باید چکار کنند؟

باتشکر
یازهرا(س)

האיסלאם
۱۳۹۴/۰۱/۲۲, ۱۴:۱۵
بنده با استدلال های شما قانع نمیشوم، هردفعه هم که سوال میکنم شما باز همان دلایل را می آورید!!!وقتی برای ینده حقیر دلایل شما قابل قبول نیست و میشود به گونه دیگر نیز استدلال کرد میفرمایید چکار کنم؟! اگر برایم قانع کننده بود که سوال نمیکردم!!
گاهی پرسش از طرف سوال کننده برای بدست اوردن اگاهی و روشن شدن مطلبی می باشد که این نوع سوال کنندگان وقتی جواب مناسب و استدلالی را می شنوند قبول می کنند.
ولی گاهی پرسش برای فهمیدن مطلب نیست بلکه به خاطر تعصبی است که نسبت به موضوعی دارند لذا هر چند جواب منطقی باشد باز اشکال بی مورد دیگری می گیرد و هر چه هم استدلال بیاورید نمی توان آن را رد کند اما در عین حال می گوید قانع نشدم.زیرا او مبنایش بر قبول نکردن و اشکال بر اصل موضوع است.برای چنین افرادی اگر صدها دلیل بیاوری قبول نمی کنند . همانطوری که برای انسان کور اگر هزاران لامپ و نورافکن و یا خورشید باشد باز می گوید تاریک است . ندیدن انسان کور تقصیر خورشید نیست بلکه نقص و عیب از خود اوست.

بزرگوار! بنده هیچ ادعایی در این زمینه ندارم، و علمم بسیار اندک و محدود است که از این جهت کاملا با شما موافق هستم، اما تا این حد را میدانم که ایشان محمد تقی مجلسی هستند نه محمد باقر مجلسی! و در ذکر سند نیز بیان نموده ام
جناب یارب بسیار خوب است که انسان معترف باشد که علم محدودی دارد اما باید عملا هم معتقد به چنین چیزی باشد و چیزی را که اطلاع ندارد اصرار بر آن موضوع نکند و خارج از موضوع هم صجبت نکند!
اما در مورد محمد تقی که فرمودید تا این حد را می دانید اما قول شما هم خلاف این مطلب را ثابت می کند شما گفتید
جال اگر فرض بگیریم علامه مجلسی این مطلب را اضافه نمودهدرحالی که به محمد تقی مجلسی،علامه نمی گویند و به مجلسی اول کفایت می کنند و منظور از علامه مجلسی مجلسی ثانی یا همان محمد باقر مجلسی است بهتر بود اینجا هم تواضع(!) قبلی را تکرار می کردید و اعتراف می کردید اشتباه گفته اید تا اینکه بیایید بگویید من علم محدودی دارم اما می دانم علامه مجلسی کیست که بخواهید با این مطالب طعن بر بنده وارد کنید که بنده این موضوع را نمی دانم اما شما با علم محدود خود آن را می دانید!!!!!

بنده بارها مطالب شمارا خواندم!! اما هرچه فکر کردم نتوانستم کراهت داشتن یا مستحب نبودن پوشیه ای که خانمها اکنون می زنند را از آن بفهمم!! شما لطف نمودید و تاکنون این همه توضیح دادید اما هیچکدام به معنای کراهت پوشیه یا مستحب نبودن آن نیست!!
اگر همانطور که گفته اید بار ها مطالب ما را خوانده بودید باید بار ها و بارها می دیدید که بنده از ابتدای تاپیک تا اینجا تاکید بر این مطلب کردم که بحث فقهی نمی کنم و بحث ما تاریخی است اما شما مدام از مستحب و مکروه سخن می گویید و هربار که من تذکر می دهم شما دوباره در نوبت بعد که مطلب را ارسال می کنید از افضل یا مستحب بودن پوشیه صحبت می کنید در حالی که اصلا بحث من این نیست سخن ما این است که آیا حضرت از پوشیه استفاده می کرده اند یا خیر!
بنده قبلا در تاپیکی گفتم که برخی می آیند در تاپیک ها و بحث های غیر مرتبط مطرح می کنند بنا بر این پیشنهادی دادم که خود شما گفتید:
خب یکی از محاسن این تاپیک ها همین قابل گفتگو بودن برای اعضا است که مزیت های زیادی را دارد (البته اگر همه ما کاربران قوانین را رعایت کنیم و مبحث را از مسیر اصلی خارج نکنیم و غیره..)اما نمی دانم چرا که به گفته خود عمل نمی کنید من مدام درخواست می کنم بحث فقهی را مطرح نکنید بحث ما در این تاپیک مستحب بودن یا افضل بودن پوشیه نیست اما شما مدام همان را تکرار می کنید.
بنده سوالم صرفا تاریخی و از پوشش چهر با نوی افضل است و نه چیز دیگر

خمار و جلباب حجاب لازم قرآنی است نه حجاب افضل!!!
حجاب لازم آن است که بدن سر به جز وجه و کفین پوشیده بماند با هر چه باشد هر چند مانتو اما حجاب افضل قرآنی علاوه بر این نوع پوشش یک جلباب هم دارد پس جلباب یا چادر حجاب واجب نیست و اگر با مانتو بدن و سر به جز وجه و کفین پوشیده شود حد لازم حجاب رعایت شده اما افضل آن است که از جلباب هم استفاده شود.
پس خمار و جلباب پوشش افضل قرآنی هستند.

شما که سالهاست در زمینه علوم قرآن و حدیث کار میکنید میشود یک دلیل قرآنی

حال بنده مانده ام آیت الله بهجت (ره) نه به عنوان یک مرجع بلکه به عنوان یک عالم در دین که سالها در تمام علوم دینی عمر خود را صرف نموده اند(نه فقط علوم قرآن و حدیث!!)

ببخشید شما که الحمدلله در زمینه احادیث و روایات علم فراوانی دارید میشود در مورد این چند سوال بنده را راهنمایی بفرمایید؟
متاسفانه شما مدام با تاکید بر گفته بنده در مورد علوم قرآن و حدیث و ذکر آن به هر مناسبتی دارید خلاف اخلاق مباحثه رفتار می نمایید همچنین تمام سوالاتی که مطرح نمودید مربوط به حکم فقهی بوده و سوال بنده چیز دیگری است و بنده وارد این وادی در این تاپیک نخواهم شد شما هزار سوال فقهی هم بپرسید بنده جواب نمی دهم چون اهداف شما را می دانم بحث ما صرفا تاریخی است.

همين امر به واكنش پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم) انجاميد، حضرت صورت فضل را به جانب ديگر چرخانيد.
فرضا روایت صحیح هم باشد همان نظر ما را تایید می کند و خلاف نظر شماست چون شما گفتید در این شرایط زن باید خود را بپوشاند و ما گفتیم مرد نباید نگاه حرام کند و اینکه پیامبر به زن دستور نداد خود را بپوشاند بلکه صورت فضل را به جانب دیگر چرخاند و عمل پیامبر حجت است خلاف مطالب شماست.

یارب
۱۳۹۴/۰۱/۲۲, ۱۴:۳۵
جناب یارب بسیار خوب است که انسان معترف باشد که علم محدودی دارد اما باید عملا هم معتقد به چنین چیزی باشد و چیزی را که اطلاع ندارد اصرار بر آن موضوع نکند و خارج از موضوع هم صجبت نکند!
اما در مورد محمد تقی که فرمودید تا این حد را می دانید اما قول شما هم خلاف این مطلب را ثابت می کند شما گفتید
نقل قول نوشته اصلی توسط یارب نمایش پست ها
جال اگر فرض بگیریم علامه مجلسی این مطلب را اضافه نموده
درحالی که به محمد تقی مجلسی،علامه نمی گویند و به مجلسی اول کفایت می کنند و منظور از علامه مجلسی مجلسی ثانی یا همان محمد باقر مجلسی است بهتر بود اینجا هم تواضع(!) قبلی را تکرار می کردید و اعتراف می کردید اشتباه گفته اید تا اینکه بیایید بگویید من علم محدودی دارم اما می دانم علامه مجلسی کیست که بخواهید با این مطالب طعن بر بنده وارد کنید که بنده این موضوع را نمی دانم اما شما با علم محدود خود آن را می دانید!!!!!
نقل قول نوشته اصلی توسط یارب نمایش پست ها

خداوند مرا ببخشد اگر اینجا قصد طعنه داشتم!! بنده واقعا فرق این دو بزرگوار را میدانستم! (در کتاب درسنامه علم حدیث از علی نصیری که چند ترم پیش گذرانده بودم با این بزرگوران بیشتر از گذشته آشنا شدم)
اگر گفتم علامه از جهت تکریم بود یعنی کسی که صاحب علم است،چون میدانستم شما با سندی که دادم متوجه میشوید منظور حقیر کدام مجلسی است!!
اگر گفتم علمم محدود است واقعا در زمینه حدیثی محدود است و تمام آنچه تا کنون پرسیدم واقعا برایم سوال بوده که پرسیدم و حتی این تاپیک انگیزه ای شد که بند بروم در اولین فرصت (ان شاءالله ) بر روی تمام مباحث شما یک تحقیق گسترده ای داشته باشم




اما نمی دانم چرا که به گفته خود عمل نمی کنید من مدام درخواست می کنم بحث فقهی را مطرح نکنید بحث ما در این تاپیک مستحب بودن یا افضل بودن پوشیه نیست اما شما مدام همان را تکرار می کنید.
بنده گیج شدم!! مگر شما نمیخواهید افضل نبودن پوشیه را اثبات کنید؟! خب امر افضل میشود مستحب ،اگر فقه و تاریخ و روایات ارتباط تنگاتنگ دارند و به هم گره خورده اند دیگر تقصیر از بنده حقیر نیست!




همچنین تمام سوالاتی که مطرح نمودید مربوط به حکم فقهی بوده و سوال بنده چیز دیگری است و بنده وارد این وادی در این تاپیک نخواهم شد شما هزار سوال فقهی هم بپرسید بنده جواب نمی دهم چون اهداف شما را می دانم بحث ما صرفا تاریخی است.

بنده هرگز از شما ر سوالاتی که پرسیدم دلیل فقهی نمیخواهم ! دلیل روایی میخواهم ،اگر لطف کنید و طبق روایات پاسخ هید سپاسگزار خواهم بود


ولی گاهی پرسش برای فهمیدن مطلب نیست بلکه به خاطر تعصبی است که نسبت به موضوعی دارند لذا هر چند جواب منطقی باشد باز اشکال بی مورد دیگری می گیرد و هر چه هم استدلال بیاورید نمی توان آن را رد کند اما در عین حال می گوید قانع نشدم.زیرا او مبنایش بر قبول نکردن و اشکال بر اصل موضوع است.برای چنین افرادی اگر صدها دلیل بیاوری قبول نمی کنند . همانطوری که برای انسان کور اگر هزاران لامپ و نورافکن و یا خورشید باشد باز می گوید تاریک است . ندیدن انسان کور تقصیر خورشید نیست بلکه نقص و عیب از خود اوست.

کاربر محترم و بزرگوار،بنده احادیثی که آوردید را قبول دارم، استنادها و دلایلی که میفرمایید را مبنی برواجب نبودن پوشیه قبول دارم،اما خداوند را شاهد میگیرم برایم جا نمی افتد که چگونه میشود با اینها اثبات کرد حضرت (س) همیشه بدون پوشش صورت بوده اند!! برای قابل قبول نیست چگونه دز مطالب اول همین تاپیک شما با کنار هم چیدن این مطالب فرموردید زدن پوشیه افراط است ،این مطلب به دلایل زیادی که اگر مطرح کنم باز میفرمایید فقهی است برایم اصلا قابل قبول نیست ! نه اینکه روایات قابل قبول نباشد، صغری و کبری که چیده اید برایم قابل قبول است اما نتیجه ای که میگیرید برای قابل قبول نیست و هرچه کنار هم میچینم چنین نتیجه ای نمیدهد!!

یازهرا(س)

باء
۱۳۹۴/۰۱/۲۲, ۱۴:۳۶
خمار و جلباب حجاب لازم قرآنی است نه حجاب افضل!!!
این پوشش حد واجب قرآن است نه افضل !شما که سالهاست در زمینه علوم قرآن و حدیث کار میکنید میشود یک دلیل قرآنی یا روایی بیاورید که خداوند فرموده باشد از این حد حق ندارید بیشتر رعایت کنید یا اینکه فرموده باشد بیشتر از این حد افراط است!!! یک دلیل بیاورید که اگر خانمی بخواهد کاملا خود رااز نامحرم بپوشاند خطا کرده در حالی که حضرت زهرا(س) نیز میفرمایند بهترین زنان کسانی هستند که نه آنان مردان را ببینند نه مردان آنان را!!
سلام علیکم و رحمة الله و برکاته،

تاپیک در انجمن تاریخ است (البته ظاهراً دیگر نیست! :Nishkhand:) و بحث هم قرار است که تاریخی با مبنای ترجیحاً روایی باشد، ولی اینجا صحبت بر سر «حوادث تاریخی» نیست، بلکه سر الگوهای تاریخی است، اگر به تفاوتش دقت کنید می‌بینید که بحث لازم نیست صرفاً سر پوشش باشد، بلکه می‌توان از مجموع روایات مرتبط یا ظاهراً نامرتبط نظر اهل بیت علیهم‌السلام و خطوط فکری ایشان را متوجه شد و از روی آنها در مورد سایر افعال و اقوال و نیات ایشان هم اظهار نظرهایی داشت ...

به نظر حقیر اینکه زن هر چه پوشیده‌تر باشد بهتر است از نظر عقلایی چیزی در حدّ بدیهی است ... یعنی در نظام اعتقادی‌ام و در ایدئولوژی که از اسلام گرفته‌ام چنین مطلبی جایگاه یافته است و با هیچ چیزی از قران و حدیث هم تا کنون منافات نداشته است، از مجموع برداشت‌های فلسفی و عرفانی‌ام در دین اسلام این مطلب را حذف کنم شاید لازم باشد تغییرات اساسی در انها بدهم ... از اینکه نام حضرت فاطمه است که مردم از درک ایشان عاجزند گرفته تا اینکه ایشان نور هستند که مطابق روایت امام رضا علیه‌السلام نور همه چیز را نشان می‌دهد ولی خودش دیده نمی‌شود گرفته تا اینکه ایشان حقیقت شب قدر هستند تا اینکه احتمالاً ایشان حقیقت اسم مستأنسه‌ی خدا باشند تا اینکه در روایت معصوم علیه‌السلام وارد شده که زن از باطن مرد خلق شد و به همین جهت باید خودش را بپوشاند ... مادر بودن که از بالاترین جلوه‌های حقیقت نشریه‌ی زن در عالم ناسوت است (در مقابل حقیقت لفّیّه‌ی مرد) هم بسیاری از این ویژگی‌های اثرگذار بودن مثلاً در موفقیت فرزندان ولی دیده نشدن و غیره را دارد ... بودن و اثرگذار بودن و دیده نشدن و پنهان بودن از ویژگی‌های زن است ... زنی که در تمام مراتب وجودی‌اش اهمیت والا دارد ولی مخفی بوده و پنهان است اگر بگویند در عالم جسمانی هم هر چه پوشیده‌تر باشد بهتر است برای حقیر کاملاً پذیرفتنی است اگرچه اصلاً چنین چیزی از معصوم علیه‌السلام صادر نشده باشد ... تا چه برسد به اینکه روایتش موجود هم باشد و فقط سندش ضعیف باشد ... بسیاری از مسائل دیگری که حقیر را به این درک رسانده است از معصوم علیه‌السلام واصل شده است و یا در قرآن آمده است ... اینکه برای ظاهر شدن زن باید محرمیت یا حلال بودن برقرار گردد در راستای همان حقیقت است که اهلیت پیدا کردن با حضرت زهراء سلام‌الله‌علیها امان از جهنم است و اینکه بهشت از نور حضرتش خلق شده است به سادگی مرز بهشت و جهنم را حریم حضرت زهراء سلام‌الله‌علیها تعریف می‌کند، همانکه وقتی دیوار بین ایشان واقع می‌شود داخلش رحمت است و بیرونش عذاب ... اینکه دیدن نعمات بهشی بر جهنمیان حرام است و اینکه اگر یک جهنمی چشمش بر یک نعمت بهشتی بیافتد بهشت بر او واجب می‌شود ... و غیره و غیره ... بحث محرمیت و بحث پوشش معانی فوق دنیایی دارد ... اینکه حضرت بایستی تا می‌شود و تا امکان دارد از چشم اغیار پوشیده باشند برای حقیر در حدّ بداهت است ... حالا سلمان اشک ایشان را ببینند می‌توان اینطور توضیح داد که علتش این است که فرمودند «سلمان منّا اهل البیت» ... به همین دلیل اگر روایتی بیاید که ایشان در فلان موضع حجابشان کامل نبوده و یا حتی بالاتر از آن حتی حجاب واجب را هم نداشتند حقیر نیازمند توضیح می‌دانم و اینکه حتماً ضرورتی ایجاب کرده و یا خارج از اراده‌ی خودشان بوده چنانکه در مطلب حمله به خانه‌ی حضرت در روایت سلمان در کتاب سلیم آمده که ایشان آن زمان خمار هم بر سر نداشتند ... ضرورت هم در مورد ایشان می‌تواند بخاطر مثلاً تمام کردن حجت باشد یا مسائلی دیگر ... در مورد روایت انس هم آغازگر تاپیک نظرشان را آوردند که البته نظرشان محترم است چون ایشان مطابق علم خودشان صحبت می‌کنند و نه از روی تعصب جاهلانه، این قابل تقدیر است، ولی سناریوی مدّ نظر ایشان از نظر حقیر یک سناریو از میان چندین سناریوی ممکنی است که اگر کسی فکر بنشیند فکر کند به ذهنش متبادر می‌شود ... و دست آخر هر کسی آن سناریویی را اختیار می‌کند که به ساختار ذهنی‌ و دانسته‌های دیگرش نزدیک‌تر و با آنها سازگارتر است ... به همین دلیل حقیر نظر ایشان را نمی‌پذیرم و البته ایشان هم حق دارند که نظر حقیر را نپذیرند ...

به هر حال نتیجه‌گیری حقیر این است که پوشیدگی برای زن نهایت ندارد، سقف بالا ندارد، حدّ یقف ندارد، تا پوشیدگی برای خدا باشد برای زن از بالاترین امتیازهاست چون موافق با اصل خلقت اوست ... اما حجاب یک حدّ پایین دارد که مقدار واجب آن است ... کسی که این مقدار کمینه را داشته باشد به اندازه‌ی واجب به الگوی وضع شده برای خودش که حضرت زهراء سلام‌الله‌علیها هستند تأسی کرده است و اگر بخواهد ظرف وجودی‌اش بیشتر از رحمت خدا پر شود می‌تواند خود را شبیه‌تر به ایشان بگرداند ... نه به این معنی که مثلاً یک نفر مانند حضرت سلمان علیه‌الرحمة را پیدا کند که جلوی او بگرید تا او اشکش را ببیند، بلکه در اصل پوشیدگی از ایشان تأسی بگیرد ... اینکه در خانه بماند تا نه کسی او را ببیند نه او کسی را ببیند می‌تواند نهایت این پوشیدگی باشد ... این بیان وجه عقلایی دارد اگر سند قوی نداشته باشد ... اما واضح است که استلزامی هم در آن نیست و حتی بستگی به ظرفیت افراد ممکن است برای برخی کراهت هم داشته باشد، چون هر کسی نمی‌تواند اینطور باشد و چنین چیزی برای برخی افراد طاقت‌فرساست و به جای نزدیک‌تر کردنش به خدا ممکن است سبب ایجاد بیماری‌های روحی در او شود و مثلاً منجر به افسردگی بشود ... بنابراین برای هر کسی بهتر است که در ابتدای کار از همان پوشش واجب شروع کند و بعد هر چقدر که ظرفیتش اجازه می‌داد سعی کند اثرگذارتر و ناپیداتر شود ... گمنامی و پوشیده بودن و پنهان بودن و دیده نشدن تنها صفت پسندیده برای زنان نیست که حتی برای مردان هم صفت مناسبی است که البته برای مردان حکمتش می‌تواند از جهاتی متفاوت باشد ... ولی برای زنان می‌تواند همان حکمت مناسب بودن پوشیدگی مردان را داشته باشد و حکمت‌های خاص پوشیدگی زنان را هم داشته باشد ...

باز تکرار می‌کنم که اگر بحث واجب و حرام بود باید و الزاماً باید مطابق فرمایش آغازگر محترم تاپیک که معلوم است دانش بالایی هم دارند تنها به روایات صحیح از نظر رجال و درایه پرداخته می‌شد (گرچه منابع فقه شیعه فقط قرآن و روایت نیست، بلکه اصلش قرآن و روایت است و بعد از آن اجماع و عقل را هم داریم) اما اینجا بحث واجب و حرام نیست ... هر دو طرف و در واقع تمامی دوستانی که تا کنون در این تاپیک شرکت کرده‌اند متفق‌القول هستند که حجاب قرآنی حجاب واجب است (که البته در میزان وجوبش بین علما گاهی اختلاف بوده است در سابق ولی علمای متأخر گمان کنم اختلاف زیادی در این زمینه نداشته باشند) و کمتر از آن حرام است ولی اضافه بر آن حرام نیست ... بحث تاپیک بر سر الگوها هم بحث روی همان الگو بودن آن چهار زن برگزیده است که چون بحث واجب و حرام نیست می‌شود بحث افضلیت واولویت و ترک اولی یا کراهت و مباح بودن ... هر بحثی هم می‌تواند از بالا به پایین باشد و یا از پایین به بالا ... یعنی می‌توان از نگاهی از بالا به پایین هم ویژگی‌های حضرت فاطمه سلام‌الله‌علیها را بررسی کرد و به جای آنکه بخواهیم تنها از ظاهر پوشش ایشان که روایات اندکی در موردش داریم که صحیح باشند از باطن ایشان و سیره‌ی فکری و عملی ایشان و سایر اهل بیت علیهم‌السلام کمک بگیریم و به کمک انها در مورد ظاهر ایشان هم قضاوت داشته باشیم ... اهمیت این مطلب از آن جهت است که اگر مطلبی خلاف آنچه تصورش را داشتیم دیدیم سریع آن مطلب خلاف را یک سنگ بنای عقایدمان قرار نمی‌دهیم و بنایمان را تخریب و از نو اقدام به ساختنش نمی‌کنیم، بلکه احتمال اینکه این مطلب نیاز به توضیح یا تأویل داشته باشد را هم می‌دهیم در نگاهی جامع‌تر که به عقایدمان می‌اندازیم

... در پایان یادآور می‌شوم که اینجا بحثمان اگرچه قرار است تاریخی باشد ولی آنقدرها هم مانند داستان‌ها و حوادیث تاریخی تنها جنبه‌ی تاریخی صرف ندارد و از جهات زیادی به ابعاد متفاوتی از علوم دیگر گره می‌خورد که آنها را هم می‌توان و گاهی باید برای رسیدن به نتیجه‌ی قابل اتکا مدّ نظر قرار داد ...

اگر آغازگر محترم تاپیک اصرار داشته باشند بحث فقط با روایات با سند کاملاً صحیح ادامه پیدا کند حقیر به نظر ایشان احترام می‌گذارم ولی اعلام می‌کنم که نتیجه‌ای که از این بحث گرفته شود اگرچه از نظر همین احادیث کامل باشد ولی در یک نگاه کلی ناقص است و چه بسا در یک نگاه کلی بشود آن را به کناری گذاشت و تمامی آنها را نیازمند تأویل یا توضیح دانست و البته چه بسا می‌توان توجیهاتی هم برایشان یافت که با نگاه کلی که داریم سازگار باشند.

ببخشید از پرانتز نسبتاً بزرگی که وسط بحث دوستان اندیشمند و دانشمندم باز کردم ... طول این مطلب نتیجه‌ی چند روز سکوتم در تاپیک بود :Nishkhand::Gol:
در پناه خداوند باشید ان شاء الله و ان شاء الله با همین روحیه‌ی حق‌جویی و علم‌مدارانه و با همین متانت و انصاف و ادب به بحث ادامه دهید :Gol:
یا علی علیه‌السلام

یارب
۱۳۹۴/۰۱/۲۲, ۱۵:۳۵
به نظر حقیر اینکه زن هر چه پوشیده‌تر باشد بهتر است از نظر عقلایی چیزی در حدّ بدیهی است ... یعنی در نظام اعتقادی‌ام و در ایدئولوژی که از اسلام گرفته‌ام چنین مطلبی جایگاه یافته است و با هیچ چیزی از قران و حدیث هم تا کنون منافات نداشته است، از مجموع برداشت‌های فلسفی و عرفانی‌ام در دین اسلام این مطلب را حذف کنم شاید لازم باشد تغییرات اساسی در انها بدهم ... از اینکه نام حضرت فاطمه است که مردم از درک ایشان عاجزند گرفته تا اینکه ایشان نور هستند که مطابق روایت امام رضا علیه‌السلام نور همه چیز را نشان می‌دهد ولی خودش دیده نمی‌شود گرفته تا اینکه ایشان حقیقت شب قدر هستند تا اینکه احتمالاً ایشان حقیقت اسم مستأنسه‌ی خدا باشند تا اینکه در روایت معصوم علیه‌السلام وارد شده که زن از باطن مرد خلق شد و به همین جهت باید خودش را بپوشاند ... مادر بودن که از بالاترین جلوه‌های حقیقت نشریه‌ی زن در عالم ناسوت است (در مقابل حقیقت لفّیّه‌ی مرد) هم بسیاری از این ویژگی‌های اثرگذار بودن مثلاً در موفقیت فرزندان ولی دیده نشدن و غیره را دارد ... بودن و اثرگذار بودن و دیده نشدن و پنهان بودن از ویژگی‌های زن است ... زنی که در تمام مراتب وجودی‌اش اهمیت والا دارد ولی مخفی بوده و پنهان است اگر بگویند در عالم جسمانی هم هر چه پوشیده‌تر باشد بهتر است برای حقیر کاملاً پذیرفتنی است اگرچه اصلاً چنین چیزی از معصوم علیه‌السلام صادر نشده باشد ... تا چه برسد به اینکه روایتش موجود هم باشد و فقط سندش ضعیف باشد ... بسیاری از مسائل دیگری که حقیر را به این درک رسانده است از معصوم علیه‌السلام واصل شده است و یا در قرآن آمده است ... اینکه برای ظاهر شدن زن باید محرمیت یا حلال بودن برقرار گردد در راستای همان حقیقت است که اهلیت پیدا کردن با حضرت زهراء سلام‌الله‌علیها امان از جهنم است و اینکه بهشت از نور حضرتش خلق شده است به سادگی مرز بهشت و جهنم را حریم حضرت زهراء سلام‌الله‌علیها تعریف می‌کند، همانکه وقتی دیوار بین ایشان واقع می‌شود داخلش رحمت است و بیرونش عذاب ... اینکه دیدن نعمات بهشی بر جهنمیان حرام است و اینکه اگر یک جهنمی چشمش بر یک نعمت بهشتی بیافتد بهشت بر او واجب می‌شود ... و غیره و غیره ... بحث محرمیت و بحث پوشش معانی فوق دنیایی دارد ... اینکه حضرت بایستی تا می‌شود و تا امکان دارد از چشم اغیار پوشیده باشند برای حقیر در حدّ بداهت است ... حالا سلمان اشک ایشان را ببینند می‌توان اینطور توضیح داد که علتش این است که فرمودند «سلمان منّا اهل البیت» ... به همین دلیل اگر روایتی بیاید که ایشان در فلان موضع حجابشان کامل نبوده و یا حتی بالاتر از آن حتی حجاب واجب را هم نداشتند حقیر نیازمند توضیح می‌دانم و اینکه حتماً ضرورتی ایجاب کرده و یا خارج از اراده‌ی خودشان بوده چنانکه در مطلب حمله به خانه‌ی حضرت در روایت سلمان در کتاب سلیم آمده که ایشان آن زمان خمار هم بر سر نداشتند ... ضرورت هم در مورد ایشان می‌تواند بخاطر مثلاً تمام کردن حجت باشد یا مسائلی دیگر ... در مورد روایت انس هم آغازگر تاپیک نظرشان را آوردند که البته نظرشان محترم است چون ایشان مطابق علم خودشان صحبت می‌کنند و نه از روی تعصب جاهلانه، این قابل تقدیر است، ولی سناریوی مدّ نظر ایشان از نظر حقیر یک سناریو از میان چندین سناریوی ممکنی است که اگر کسی فکر بنشیند فکر کند به ذهنش متبادر می‌شود ... و دست آخر هر کسی آن سناریویی را اختیار می‌کند که به ساختار ذهنی‌ و دانسته‌های دیگرش نزدیک‌تر و با آنها سازگارتر است ... به همین دلیل حقیر نظر ایشان را نمی‌پذیرم و البته ایشان هم حق دارند که نظر حقیر را نپذیرند ...

به هر حال نتیجه‌گیری حقیر این است که پوشیدگی برای زن نهایت ندارد، سقف بالا ندارد، حدّ یقف ندارد، تا پوشیدگی برای خدا باشد برای زن از بالاترین امتیازهاست چون موافق با اصل خلقت اوست ... اما حجاب یک حدّ پایین دارد که مقدار واجب آن است ... کسی که این مقدار کمینه را داشته باشد به اندازه‌ی واجب به الگوی وضع شده برای خودش که حضرت زهراء سلام‌الله‌علیها هستند تأسی کرده است و اگر بخواهد ظرف وجودی‌اش بیشتر از رحمت خدا پر شود می‌تواند خود را شبیه‌تر به ایشان بگرداند ... نه به این معنی که مثلاً یک نفر مانند حضرت سلمان علیه‌الرحمة را پیدا کند که جلوی او بگرید تا او اشکش را ببیند، بلکه در اصل پوشیدگی از ایشان تأسی بگیرد ... اینکه در خانه بماند تا نه کسی او را ببیند نه او کسی را ببیند می‌تواند نهایت این پوشیدگی باشد ... این بیان وجه عقلایی دارد اگر سند قوی نداشته باشد ... اما واضح است که استلزامی هم در آن نیست و حتی بستگی به ظرفیت افراد ممکن است برای برخی کراهت هم داشته باشد، چون هر کسی نمی‌تواند اینطور باشد و چنین چیزی برای برخی افراد طاقت‌فرساست و به جای نزدیک‌تر کردنش به خدا ممکن است سبب ایجاد بیماری‌های روحی در او شود و مثلاً منجر به افسردگی بشود ... بنابراین برای هر کسی بهتر است که در ابتدای کار از همان پوشش واجب شروع کند و بعد هر چقدر که ظرفیتش اجازه می‌داد سعی کند اثرگذارتر و ناپیداتر شود ... گمنامی و پوشیده بودن و پنهان بودن و دیده نشدن تنها صفت پسندیده برای زنان نیست که حتی برای مردان هم صفت مناسبی است که البته برای مردان حکمتش می‌تواند از جهاتی متفاوت باشد ... ولی برای زنان می‌تواند همان حکمت مناسب بودن پوشیدگی مردان را داشته باشد و حکمت‌های خاص پوشیدگی زنان را هم داشته باشد ...

باز تکرار می‌کنم که اگر بحث واجب و حرام بود باید و الزاماً باید مطابق فرمایش آغازگر محترم تاپیک که معلوم است دانش بالایی هم دارند تنها به روایات صحیح از نظر رجال و درایه پرداخته می‌شد (گرچه منابع فقه شیعه فقط قرآن و روایت نیست، بلکه اصلش قرآن و روایت است و بعد از آن اجماع و عقل را هم داریم) اما اینجا بحث واجب و حرام نیست ... هر دو طرف و در واقع تمامی دوستانی که تا کنون در این تاپیک شرکت کرده‌اند متفق‌القول هستند که حجاب قرآنی حجاب واجب است (که البته در میزان وجوبش بین علما گاهی اختلاف بوده است در سابق ولی علمای متأخر گمان کنم اختلاف زیادی در این زمینه نداشته باشند) و کمتر از آن حرام است ولی اضافه بر آن حرام نیست ... بحث تاپیک بر سر الگوها هم بحث روی همان الگو بودن آن چهار زن برگزیده است که چون بحث واجب و حرام نیست می‌شود بحث افضلیت واولویت و ترک اولی یا کراهت و مباح بودن ... هر بحثی هم می‌تواند از بالا به پایین باشد و یا از پایین به بالا ... یعنی می‌توان از نگاهی از بالا به پایین هم ویژگی‌های حضرت فاطمه سلام‌الله‌علیها را بررسی کرد و به جای آنکه بخواهیم تنها از ظاهر پوشش ایشان که روایات اندکی در موردش داریم که صحیح باشند از باطن ایشان و سیره‌ی فکری و عملی ایشان و سایر اهل بیت علیهم‌السلام کمک بگیریم و به کمک انها در مورد ظاهر ایشان هم قضاوت داشته باشیم ... اهمیت این مطلب از آن جهت است که اگر مطلبی خلاف آنچه تصورش را داشتیم دیدیم سریع آن مطلب خلاف را یک سنگ بنای عقایدمان قرار نمی‌دهیم و بنایمان را تخریب و از نو اقدام به ساختنش نمی‌کنیم، بلکه احتمال اینکه این مطلب نیاز به توضیح یا تأویل داشته باشد را هم می‌دهیم در نگاهی جامع‌تر که به عقایدمان می‌اندازیم

... در پایان یادآور می‌شوم که اینجا بحثمان اگرچه قرار است تاریخی باشد ولی آنقدرها هم مانند داستان‌ها و حوادیث تاریخی تنها جنبه‌ی تاریخی صرف ندارد و از جهات زیادی به ابعاد متفاوتی از علوم دیگر گره می‌خورد که آنها را هم می‌توان و گاهی باید برای رسیدن به نتیجه‌ی قابل اتکا مدّ نظر قرار داد ...

اگر آغازگر محترم تاپیک اصرار داشته باشند بحث فقط با روایات با سند کاملاً صحیح ادامه پیدا کند حقیر به نظر ایشان احترام می‌گذارم ولی اعلام می‌کنم که نتیجه‌ای که از این بحث گرفته شود اگرچه از نظر همین احادیث کامل باشد ولی در یک نگاه کلی ناقص است و چه بسا در یک نگاه کلی بشود آن را به کناری گذاشت و تمامی آنها را نیازمند تأویل یا توضیح دانست و البته چه بسا می‌توان توجیهاتی هم برایشان یافت که با نگاه کلی که داریم سازگار باشند.

سلام علیکم
بسیار از شما سپاسگزارم،اجرکم عندالله

دقیقا حرف دل بنده حقیر را زدید،بنده تمام مطالب شما را تایید میکنم و علتی که استدلالهای کاربر گرامی و محترم האיסלאם برایم قابل قبول نبوده و نیست همین است ! اما نمیتوانستم کامل توضیح دهم چون امکان داشت با اخطار شروع کننده محترم تاپیک مبنی بر خارج شدن از بحث اصلی تاپیک مواجه شوم (البته بعضا اشاره کردم،و حتی گفتم باید چند پله به عقب برگردید اما باز نتوانستم کامل مساله را تبیین نمایم)

خداوند عاقبت همه مارا ختم به خیربگرداند
یازهرا(س)

.مجتبی
۱۳۹۴/۰۱/۲۲, ۱۶:۳۰
سلام


«إنّ رسول الله صلی اللَّه علیه و آله مرض مرضه فأتته فاطمة تعوده و هو ناقه من مرضه، فلمّا رأت ما برسول الله صلی اللَّه علیه و آله من الجهد و الضعف خنقتها العبرة حتّی جرت دمعتها علی خدّها فقال النبیّ صلی اللَّه علیه و آله: لها یا فاطمة...». ( مجلسی،۱۴۰۳ق، ۴۳/۹۸؛ بحرانی،۱۳۹۷ ق، ۱/۴۱۳)

[رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم بیمار گشت؛ فاطمه علیها السلام نزدش آمد تا او را عیادت کند؛ پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم از شدّت بیماری اش رنج می برد ؛ پس وقتی فاطمه علیها السلام رنج و مشقت و ضعف رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم را دید بغض گلویش را گرفت تا آنجا که اشکش بر گونه اش جاری شد؛ پس پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم به او گفت : ای فاطمه! ...].

وقتی حضرت فاطمه الزهرا سلام الله علیها برای عیادت پیامبر(پدر بزرگوارشان) رفتن باید حجاب کامل سر کنن؟:Gig:همونطور که بیرون حجاب میکردن؟!!!
نمیتونن حجابشونو بردارن جلوی پدرشون؟!!!
اما برای شما سوال پیش میاد و میگید پس حضرت سلمان اینجا چی کارست؟

خیلی سادست،حضرت سلمان میتونه، نمیگم نیست،ولی میتونه در اینجا نه به عنوان شاهد ماجرا بلکه به عنوان راوی مطرح باشه،حتی ممکنه با ده تا واسطه توسط اصحاب رسول الله ص به گوش این بزرگوار رسیده باشه،

لازمم نیست حتما شخص سومی رو در نظر بگیریم،
خود حضرت فاطمه س و یا خود پیامبرص میتونن به عنوان اولین روایت کننده مطرح باشن و یا اصلا نه
میتونه شخص سومی که محرم بوده در جمع حضور داشته باشه

در این دو صورته که اصلا لازم نیست بریم رو بحث اینکه گریه و بغض حضرت فاطمه سلام الله علیها رو کسی دیده یا نه!!!


این چیزی که گفتم جزو بدیهیات بود(مثلا حضرت سلمان روایت میکنه از حضرت رسول ع یا...)
(من دارم فقط یه بعدی طبق روش استدلال خودتون دارم بحث میکنم وگرنه صحبت در مورد اصل روایت و مورد مصرفی فقهی و رواییش کار علمای این رشتست)
حالا شما میتونید بیاید بگید که این حرفت درست، ولی بقیه چی،؟!

همه میدونن که از نظر علما، روکش پارچه ای،برای صورت زن، به شکل های مختلف در حالت عادی واجب نیست،
حالا چرا تلاش بیهوده میکنیم زیراب حداکثر رو میخایم بزنیم اونم بدون دلیل موجه واقعا جای سوال داره(از کلیات بحث این حرفو میزنم)
به قول خودتون همه ی اینها فقط تکراره و بس.
فقط جمله ها و نقش کلمات و ادبیات نوشتاری یکم تغییر میکنن


یا مثلا به این روایت دقت کنین،من فقط یه احتمال که بدیهیه و به قول منطقیون فی البداهه به ذهن میاد رو دارم میگم:


[من نزد پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم نشسته بودم که فاطمه آمد و مقابل پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم ایستاد؛ پس پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم گفت : « ای فاطمه! نزدیک بیا پس نزدیک او شد؛ سپس گفت : ای فاطمه! [ باز هم ] نزدیک بیا، پس نزدیک او شد؛ سپس گفت : ای فاطمه! [ باز هم ] نزدیک بیا؛ پس نزدیک شد تا این که مقابل پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم ایستاد؛ عمران گوید : دیدم که زردی ای در صورت او نمایان گشته و کم خون شده است؛

ببینید دوستان
کسی که اینقدر دچار مشکل جسمی شده و اینقدر ناتوانه از نظر جسمی(خطاب به حضرت فاطمه س)از فاصله دور ضعفش مشخصه:ok:چرا حضرت محمد ص نتونستن از فاصله چند متری تشخیص بدن ؟؟!!(جای سوال جدی داره)(ایا مانعی برای رویت چهره ی حضرت فاطمه وجود داشت؟)
میتونید خودتون ببنید که این حرفم نسبت به اطرافیانتون درسته یا نه!

حالا نکته اینجاست که حضرت محمد ص سه بار به دختر بزرگوارشون گفتن بیان جلو و تو مرتبه سوم که حضرت فاطمه س در کمترین فاصله نسبت به پیامبر قرار گرفت،پیامبر تونستن تشخیص بدن که حضرت فاطمه س دچار زردی شده،این نمیتونه حکایت این موضوع باشه که حضرت فاطمه س پوششی بر روی صورتشون بود و فقط قسمت چشم و زیر چشم تا حدودی مشخص بود تا اینکه پیامبر ص و اطرافیان او، در نزدیک ترین فاصله تونستن تشخیص بدن کم خونی حضرت فاطمه رو؟!
حضرت فاطمه پوشش صورت داشتن به خاطر وجود فرد نامحرمی که همراه پیامبر بود،شما که تموم احتمالات دور و نزدیک رو با هم ادغام میکنید و یکجا به رخ میکشین چرا این بدیهیات رو جا گذاشتین؟
عمدی جا گذاشتین یا غیر عمدی؟:Gig:
اگه عمدی جا گذاشتین که تکلیف مشخصه !

و اگه غیر عمدی جا گذاشتین که الان فهمیدین و حتما متوجه شدین که حتی تو نگاه به قول خودتون تاریخی و تک بعدی هم پیمودن مسیر بدون استاد و بدون تجربه و اگاهی و علم کافی و وافی خطرناکه

یا حدیث دیگه:


سلمان فارسی گوید : به سوی منزل فاطمه دختر محمّد صلی الله علیه وآله وسلم دویدم ؛ پس از ورود دیدم که فاطمه نشسته و عبایی بر تن دارد و هرگاه آن را روی سر خود می کشد پاهایش پیدا می شوند و هرگاه پای خود را به وسیله آن می پوشاند سر مبارکش پیدا می شود؛ وقتی چشم او به من افتاد ، آن عبا را به سر خود پیچیده و گفت...].


تو این روایت مستقیما میگه :
حضرت سلمان میفرماید که پس از ورود دیدم...
خب من اگه بخام تک بعدی به قضیه نگاه کنم که نتیجش فاجعه باره، این میشه که:
حضرت سلمان بدون اجازه وارد شدن،چرا که حضرت فاطمه س هنوز اون طوری که دلش میخاست پوشش نداشت و این یعنی اوج فاجعه >>>
در صورتی که میدونید همتون
تاکید اسلام بر اینه که میگه وقتی تو منزل شخصی کسی میرید چند بار بگید(یا الله)اونم بلند تا اگه کسی هست جواب بده و شما رو در صورت لزوم دعوت کنه و یا اینکه معطل کنه تا خودشو مرتب کنه و یا چیزی رو از مهمان که لزومی نداره بدونه پنهان کنه
یا تو روایتی در مورد امام حسین علیه السلام (شنیدم) که در بیرون خانه(مثل حیات منزل) بودن وفردی که از خیابون رد میشد به داخل منزل حضرت سرک کشید و امام حسین ع با پای پیاده شمشیرشو از قلاف دراورد و تعقیبش کرد ولی بهش نرسید و بلند فرباد زد به خدا قسم اگه میگرفتمت سر از بدنت جدا میکردم

حالا اینم احتیاج به تفسیر داره،شاید امام حسین از عمد سرعتشو کم کرد و یا دهها احتما دیگه که اهل فن باید بیان نظر بدن،اونایی که مجتهدن در ترکیبی از علوم مختلف اسلامی
حالا شما فکر کنید که حضرت سلمان مثلا بدون اجازه وارد خانه حضرت شده باشن
دهها احتمال بی جا که نه تنها با عقل جور در نمیاد بلکه حتی توهین به بزرگوران هم محسوب میشه رو میشه مطرح کرد،خب میگیم سند هم درست باشه،اصلا اصل این مطلب یعنی چی؟!
اینجاست که بزگواران مجتهدین علوم حدیث که عمرشون رو وقف این راه کردن باید بیان نظر بدن،اونم نه همشون،فقط مجتهیدن واقعی که به تموم زوایای این احادیث اگاهی دارن

حالا با این همه بدیهیات شما نتیجه گیری میکنید که:


نتیجه

بنابر آنچه بیان شد می توان دریافت که بر اساس آنچه در آیات و روایات و اخبار تاریخی و سیره حضرت زهرا(س) آمده، ایشان در مقابل نامحرم صورت خود را نمی پوشانده است.

عجب،با کدوم منطق :reading:



حالا جالبه که حدود چهل تا منبعی که یکی دو صفحه میشه رو هم ذکر کردین ولی چه فایده!


منم دارم از متن برداشت میکنمم،دقیقا مثل خودتون،نمیخام بگم که درسته،چرا که تا تشخیص درستی و یا نادرستی روایت، راهی دراز در پیشه که کار اهل فنه نه من بی اطلاع در این زمینه.
پایان بحث اول


اما مشکلات اصلی بحث که به خاطر تدریجی بودن زیاد به چشم نمیومد:

کاربر یا رب، از شما شروع کننده تاپیک درخواست کرده بودن که علم رجال و سلسله سند و محتوای کامل تا نتیجه گیری خودتون رو پیاده کنید بر روی روایات ولی شما در عوض جوابی ندادین!!!(بزرگترین مشکل همین بود که البته فکر نکنم چت روم ظرفیت مباحثه در این ابعاد گسترده رو داشته باشه!!!)

این مشکل کل بحث بود،چرا که اصل تاپیک باید از همون اول در علم رجال یه امتحانی پس میداد و بعد راجع بهش صحبت میشد در صورتی که شروع کننده تاپیک فقط حرف از مرسل و غیر مرسل میزدن اونم بدون طی کردن مسیر اصلی

من نمیخام بگم شما وارد هستین یا نیستین،میخام بگم که محتوای تاپیک همچین چیزی رو میطلبید و در خواست کاربر یارب در این باره کاملا به جا بود

علم رجال که فقط در دو کلمه (مرسل و غیر مرسل)خلاصه نشده

هر چند که درمورد همین دو تا کلمه هم میشه ساعت ها بحث کرد،ولی علم رجال که مثل دو ضربدر دو ساده نیست،اینم احتیاج به اجتهاد و خوندن دهها کتاب ،اونم با پیش زمینه ی کافی و وافی داره و سالها رنج و زحمت بی وقفه برای رسیدن به نوک قله این علم که هر کسی هم به این راحتی قادر نیست به این اوج برسه(مثل بعضی علمای طراز اول در این علم)

شما در ابتدا تاکید زیادی میکردین که احتمالات خارج از متن و دور از ذهن رو اینجا مطرح نکنید ولی وقتی کاربر یارب در مورد دیدار حضرت فاطمه س و حضرت سلمان ع دلیل منطقی اورد شما نه تنها نگفتین که حرف شما درسته و با عقل هم سازگاره،بلکه مستقیم و بدون هیچ دلیلی دست به توجیهاتی زدید که نه تنها ضعیفه بلکه خیلی دوره،

نکته بعدی هم اینه که تاریخی که در قرآن ازش یاد شده در بعضی مواقع مختص به زمان خودشه و در بعضی از مواقع مختص به عموم و کل زمانهاست
ولی اینکه شما داستان و ماجرای اب دادن گوسفندان توسط دو دختر شعیب ع که قران ازشون یاد کرده رو بیان کردین و از این طریق اختلاط بین زن و مرد و پوشیده نبودن صورتشون رو برداشت کردین و در نتیجه به اینجا منتهی کردین که این حکم (هر پوششی که داشتن)مختص به تموم زمانهاست که این صد درصد غلطه
به چند دلیل اشتباهه:

اولا که تموم فرزندان پیامبران و بزرگواران معصوم نیستن
دوما که قران به عنوان صحنه ای تاریخی ازش یاد کرده و نمیدونم شما چطور برداشت فقهی ازش کردین؟(در صوررتی که خودتون هم مخالف برداشت فقهی از مباحث تاریحخی بودین؟)
مثلا(فرض) من میگم حضرت حوا تو ماجرای تبعید از بهشت طبق اونچیزی که من از متن قرآن فهمیدم فقط عورتین خودشو پوشوند پس برای تموم دوره ها همینه!!!
اخه این حرف با منطق جور در میاد؟!،شما باید مورد مصرفی هر حادثه ی تاریخی رو مد نظر بگیرید و با هزار و یک چیز معلوم تطابق بدین
چه نسخی بالاتر از امدن دین مبین اسلام،اسلام و دستورات اسلام حجتی شرعی هست برای همه ی انسان ها

شاید هزاران مولفه و حکم در طول تارخ زندگی پیامبران توسط خدا تغییر کرده باشه تا به مرتبه اعلای خودش که دین مبین اسلام باشه برسه و هیچکسی نمیتونه منکر همچین قضیه ای بشه، حالا من این وسط بیام یه حادثه تاریخی رو که شاید حکمش با حکم اسلام فرق داشته باشه رو بچسبونم به فقه اسلام، این کار درستیه؟!

-راجع به ای قضیه اینه که منم میتونم بگم که فرزند حضرت نوح اینطوری بود پس بدای جامعه ما هم دقیقا باید مثل پسر حضرت نوح ع بد باشن،اگه مثل پسر نوح ع نباشن پس بد نیستن(خوب هستن)!!! یا میگم پوشش یه زن باید مثل پوشش حضرت حوا باشه،این چه استدلالیه؟!

و اما اخرین نکته و شاید مهم ترین:

شما از همون اول اشاره کردین که بحث صرفا روایی،در صورتی که خودتون بهتر میدونید یک از بعد های روایی و تاریخی و همچنین بالعکس یکی از بعدهای فقهی با هم یکی هستن و نقطه مشترک جدا نشدنی دارن
یعنی اینکه یکی از منابع فقهی بحث تاریخی و قول و فعل معصوم علیهم السلام هست که در نتیجه در واقع اگه از این بعد، بحث فقهی مطرح بشه اشکالی نداره که هیچ،بلکه واضح تر هم میشه برای شاهد مثالهایی که زده میشه
با این حال و با این توضیحات تقریبا کل مباحث شما بحث فقهی بود یعنی همشون ،و تموم شاهد مثال هایی که اوردین از بحث های فقهی کنده شده و به اینجا منتقل شده بود
تقریبا کل توضیحات شما در مورد روایات هم بحث فقهی بود ولی با این وجود وقتی کاربر یارب بحث روایی مطرح میکردن سریع میگفتین که بحث فقهی ممنوعه در صورتی که کاملا روایتاشون به جا بود و در ادامه صحبت های شما خیلی مناسب بود(در واقع اگه قرار نبود اینجا حرف از بحث فقهی بشه ،یعنی تاپیک شما باید پاک میشد چرا که مشترک بود بحثشون،شما که در مورد جنگ و تعداد کشته ها که صحبت نمیکردین،بحث دینی میکردین،دقت کنید .
در کل اگه بیشتر رو متن ها وقت گذاشته بشه خیلی اشکالات فراوون هستن که خارج از حوصله ی منه،همینجوریش کمرم درد گرفت:khaneh:(در بعضی از توجیهات طولانی خواسته یا ناخواسته از شیوه های عملیات روانی استفاده شده بود و مباحثی که موضوعیت نداشت بزور و دور از چشم مخاطب به موضوع ربط داده میشد)


یا رب دعای خسته دلان مستجاب کن:Gol:

kavoshgar02
۱۳۹۴/۰۱/۲۲, ۱۸:۰۵
سلام
تشکر از شما که دنبال بحث علمی هستید.
(شماره 1) بنده قبلا در یکی دیگر از تاپیک ها ادعا کرده و می کنم که یک روایت صحیح که بگوید حضرت فاطمه صورت خود را که از نامحرم پوشاند وجود ندارد و تمام روایات مرتبط با این موضوع ضعیف بوده همین جا هم از همه خوانندگان در خواست می کنم که اگر روایت صحیحی دارید که حضرت فاطمه صورتش را از نامحرم می پوشاند بیاورند و سند روایت را بررسی کنند (شماره 2) اما در مورد روایاتی که ما به آنها استدلال کردیم فقط به توضیح یکی از آنها می پردازم و بقیه را به دوستان واگذار می کنم.
« انه لما أجمع أبو بکر وعمر علی منع فاطمة ( علیها السلام ) فدکا وبلغها ذلک لاثت خمارها علی رأسها ، واشتملت بجلبابها واقبلت فی لمة من حفدتها ونساء قومها تطأ ذیولها ...»( طبرسی، احمد بن علی، بی تا، ۱/۱۳۱).
[وقتی ابوبکر و عمر بر منع فدک از فاطمه علیها السلام هم نظر شدند و خبر این مطلب به حضرت فاطمه علیها السلام رسید، مقنعه خود را سر کرد و لباس خود را پوشید و با گروهی از زنان خدمتکار و بانوان خویشاوندش حرکت کرد، هنگام راه رفتن لباس حضرت به زمین کشیده می شد و پایین لباس زیر پایش می رفت...].
این روایت مربوط به خطبه فدکیه مشهور هست که این خطبه فقط در کتاب دلایل الامامه با هشت سلسله سند ذکر شده حالا کتب دیگر که اصلا نیازی نباشد توضیح دهیم که بسیار مشهور بوده و هیچ خدشه ای از لحاظ سند به آن وارد نیست و حتی اهل سنت هم خطبه فدکیه را نقل کرده است که در آن اشاره شده که حضرت از خمار و جلباب که همان پوشش افضل قرآنی است استفاده کردند آنهم در اوج حضور در جامعه چون (شماره 3) ما خطبه فدکیه را یکی از مصادیق حضور زنان در اجتماع می دانیم که حضرت در این شرایط از خمار و جلباب استفاده کردند و حتی در یکی از طریق های خطبه فدکیه نیامده که ایشان صورتش را پوشانده باشد و فکر هم نکنم کسی باشد بتواند کوچکترین ایرادی به سند خطبه فدکیه بگیرد.
(شماره 4) بنابر آنچه بیان شد می توان دریافت که بر اساس آنچه در آیات و روایات و اخبار تاریخی و سیره حضرت زهرا(س) آمده، ایشان در مقابل نامحرم صورت خود را نمی پوشانده است.
(شماره 5) این یک الگوی مهم برای زنان مسلمان و همه اقتداگران به سیره معصومین(ع) می باشد که می خواهند هر فعل معصوم را بدون افراط و تفریط انجام دهند، چراکه اصل دینداری، حفظ راه میانه و وسط است و در کلام امیر المؤمنین(ع) آمده :«الیمین و الشمال مضلة، والطریق الوسطی هی الجاده»[راست و چپ، مایه گمراهی است و راه میانه، جاده اصلی است].
(شماره 6) نپوشاندن صورت توسط حضرت زهرا(س) و از سویی، پوشاندن تمام بدن توسط «جلباب» و «شمله» به عنوان پوشش در مقابل فرد نامحرم و نیز در بیرون از خانه، از این حکایت دارد که ایشان راه میانه را اتخاذ نموده و سیره عملی ایشان، حاکی از حجاب و عفاف ایشان است.

دوست خوبم سلام

ببینید سند شناسی یعنی مثلا چطور ؟ من اطلاع خاصی ندارم که دقیقا چکار میکنند ولی کاری که فکر میکنم عاقلانه باشد یک چنین کاری است:

حدیثی روایت شده از فلان امام علیه السلام:
متن حدیث یا روایت:
متن متن متن متن متن متن متن متن متن متن متن متن متن متن متن متن متن متن متن

منبع روایت : فلان کتاب ، فلان جاش

خوب طرز علمی برخورد با این قضیه :

1- این حدیث با واسطه هایی به معصوم بر میگردد ، ابتدا باید نگاه کرد که اگر واقعا در آن کتاب همچین حدیثی بود و اینکه در کتاب بحار مجلسی قید شده باشد ( چون انگیزه اصلی نوشتن این کتاب این بود که تمام احادیث و روایات از تمام منابع چه دروغ و چه درست جمع شود تا دیگه حدیث و روایتی به منابع ما اضافه نشود و امکان جعل حدیث جدید حداقل از تاریخ تحریر کتاب بحار به این طرف وجود نداشته باشد و البته این کتاب از لحاظ سندیت اصلا خوب نیست.) و تک تک واسطه ها چه کسانی هستند و از زمینه هایی بررسی شده باشند:

1-1- سابقه زندگی این شخص و مقبولیت آن از دیدگاه های مختلف و از بیان قشر ها و شخصیت های مختلف
2-1- افراد نزدیک به آن ها و سابقه آنها
3-1- رابطه این شخص و دوستان وی با ائمه علیه السلام و کیفیت آن از تمام جهات
4-1- بقیه حدیث هایی که از این شخص صادر شده و کیفیت آن ها از لحاظ انتطباق با منابع قرانی ، بقیه حدیث های قطعی و ...
5-1- و ...


2- بعد از بررسی سند و منبع ارائه روایت ، برای بررسی انطباق این حدیث با قران و دیگر احادیث قطعی ، از آنجایی که چهارده معصوم علیهم السلام خود قران بودند و معدن و جلوه علم و خرد و عقل پس نمی شود احایث ایشان را بدون علم لغت شناسی درخور ، بررسی کرد و البته باید اطلاع بسیاری از بقیه حوزه ها از ققه گرفته تا اطلاع از بقیه احادیث و ... داشت پس این که ما بشینیم متن روایات را بخوانیم و از خودمان تفسیر بزنیم آن هم بدون علم از این ها و بررسی این ها انگار صحیح نیست.

3- بعد از بررسی سند از جهت شخصیت ها و همچنین میزان انطباق با منابع درست از جمله قران و احادیث قطعی تازه معلوم می شود که آیا این حدیث ارزش رویش فکر کردن را دارد یا نه ، فکر رویش سبب هدایت است یا گمراهی (به فرض نبود مرض قلب) ، ازش احکام بگیریم یا نگیریم و ...
و البته تمام این سه مرحله و مخصوصا آخر نیازمند عاقلانه فکر کردن و رفتار کردن ما است که این خود نیاز به منطق و سلامت فکر و ... دارد و این خودش یه دنیا جریان دارد...

خوب با این اوصاف آیا در این تایپیک سند شناسی صورت گرفته ؟ آیا برخود علمی با موضوع صورت گرفته ؟ یا اصلا اگه اینکه گفتم اشتباه است و عاقلانه نیست که به شیوه ای که عرض کردم ( یا چیزی شبیه به این که عرض کردم ، چرا که فکر میکنم در واقعیت حدیث شناس ها بسیار پیچیده تر و غنی تر از نموداری که ترسیم کردم با قضیه برخورد می کنند) با موضوع برخورد شود ، چرا عاقلانه نیست و روش علمی و عاقلانه اش چطور است ؟

خوب درمورد متن شما:
شماره 1:
خوب شما کدوم حدیث ها را به شیوه ای که عرض کردم اعبار سنجی کردید و ضعف آن ها با بحث علمی به نمایش گذاشتید؟
شماره 2:
شما به این روایط استدلال کردید که البته به شکلی که گفتم با آن علمی برخورد نکردید ولی خوب اگر از این مراحل هم بگذریم ، چون صریحا عبارت صورتش را پوشانده بود در عبارت نیست پس نپوشانده بودند ؟ مثل حدیث است که دروغ گو مثلا میرود جهنم و اشاره ای به شراب خور نشده ، یعنی شراب حلال شد ؟
قبل از این شما باید نیز باید ثابت می کردید که آن پوشش ها که در عبارت عرض شده با آن اسم ها ، صورت را حتما شامل نمی شود و صورت آزاد است. ( راستی حد و حدود صورت را هم باید مشخص کرده باشید . صورت چقدر است در نظر شما و در نظر آنجایی که می خواهید در مورد صورت ازش استدلالی بیاورید - دو چشم است ؟ دو چشم و حوالی آن ؟ دماغ را شامل می شود ؟ دهن چطور ؟ چانه ؟ زیر چانه تا شروع گردن ؟ از بالا ابرو چطور؟ پیشانی چطور ؟
شماره 3:
ما این روایت را مصداق بارز حضور زن در اجتماع میدانیم ؟ شما میدانید؟ چطور ؟ مگر زن باید برود در مسجد و سخنرانی کند تا در جامعه حضور داشته باشد؟ آیا حضرت زهرا (س) از این جهت با بقیه متفاوتند ؟
شماره 4:
فکر نمی کنید برای این نتیجه گیری بسیار زود است؟ شما حداقل صفحه ها و فصل ها و کتابها باید بحث را به نمایش میگذاشتید بعد تازه شاید بشود یک نظر شخصی داد... به سرعت نظر قاطع می دهید؟
شماره 5:
ولی بنده فکر میکنم برای کسانی که از ائمه علیهم السلام می خواهند الگو بگیرند و به سیره معصومین عمل کنند دو راه دارند ، یا بروند مرجع تقلید شوند و یا از مرجع تقلید شیعه مناسب و صحیح تقلید کنند.
شماره 6:
راه میانه چیست ؟ یعنی عفاف زیادیش هم خوب نیست ؟ حیا زیادیش هم خوب نیست؟ خدا زیادیش هم خوب نیست؟ اصلا میانه روی یعنی چه؟ سوال بسیار مهمی است.

راستی در مورد بقیه چطور؟ حضرت زینت (س) ، حضرت معصومه (س) ؟

تذکره
۱۳۹۵/۰۳/۰۲, ۱۹:۲۳
جمع بندی
پرسش :
طبق آیات قرآن و روایات صحیح السند، حجاب چهار زن برتر عالم هستی چگونه بوده است؟ (صرفا بحث روایی)
پاسخ :
حجاب در باورها و ارزش های ما ریشه دارد و رعایت پوشش به ویژه در میان بانوان، ایجاد مصونیت برای جلوگیری از عوارض منفی، مفاسد و ابتذال است. از دیدگاه اسلام، زن، شخصیتی شایسته دارد و می تواند مدارج کمال را بپیماید و به مراتب عالی انسانیت بار یابد. دامن زن، مدرسه بشر است و والایی مردان، بدون زنان ممکن نیست. اصلاح جامعه در گرو پارسایی، حیا و حجاب بانوان خواهد بود. جایگاه والای این گوهر گران بهای آفرینش، می طلبد که در صدف پوشش قرار گیرد تا ارزش هایش حفظ گردد.
به یقین باید گفت و شکی نباید کرد که این حضرات در زمان خویش دارای بهترین پوشش و حجاب بوده اند ولی مباحث کاملی راجع به سه نفر از چهار نفر در دسترس نیست لذا راجع به برترین زن دو سرا حضرت زهرا (سلام الله علیها) مطالبی را اشاره می کنم :
حضرت امام حسن علیه السلام در کیفیت حضور حضرت زهرا (سلام الله علیها) در بیرون منزل می فرمایند:
مادرم روسری بر سر نمود و چارقد بلند خود را پوشید ... در حال راه رفتن بگونه ای بود که لباسش به پا گیر می کرد (کنایه از این که پوشش کامل رعایت شده بود.) ... او در میان زنان انصار از خانه خارج شد... همچون حضرت رسول (صلی الله علیه و آله و سلم) با وقار و متانت حرکت می نمود.
در قضیه فدک نیز شکل خاص حجاب حضرت زهرا (سلام الله علیها) را هنگام خروج از منزل این گونه توصیف نموده است :
حضرت زهرا(سلام الله علیها) هنگام خروج از منزل مقنعه را محکم به سر بستند و جلباب (چادر) را به گونه ای که تمام بدن آن حضرت را می پوشاند و گوشه های آن به زمین می رسید به تن کردند و به همراه گروهی از نزدیکان و زنان قوم خود به سوی مسجد حرکت کردند. (1)
پس حجاب و پوشش بیرون از منزل حضرت زهرا (سلام الله علیها) در مواجهه با نامحرمان دقیقا همان دو پوشش معروف بانوان در قرآن یعنی خمار(مقنعه ) و جلباب (چادر) بوده است. بنابراین می توان این دو نوع حجاب و پوشش را حجاب و پوشش قرآنی و فاطمی دانست .
پی نوشت :
1.طبرسی، الاحتجاج ج 1 ص 98