PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : جمع بندی امکان بخشش شیطان؟



عروس مقدس
۱۳۹۳/۰۶/۲۹, ۱۱:۴۳
با سلام و درود .

چند مدت پیش به این فکر بودم که شیطان خوبه!!!و کلا ما باید خوشحال باشیم از این که خدا شیطان رو خلق کرده!!!!
احتمالا الان میگین این یارو کافر شده...
نه.من کافر نشدم ولی اگه خدا شیطان رو خلق نمیکرد ما نمیتونستیم کارای خوب بکنیم.و کسی نبود که گولمون بزنه و بعضی ها بهشتی بشن و بعضی ها جهنمی.و این وسط فرق طلا با آهن معلوم نمیشد.
حالا سوال من اینجاست.آیا.آیا امکان داره شیطان در روز قیامت بخشیده بشه؟؟
آیا امکان داره اون دنیا خداوند بگه که من فقط واسه تفکیک کردن شما شیطان رو خلق کردم؟و هیچ کس خبر نداشت جز خودم!!همان گونه که کسی از تاریخ فرج آقا عج و یا روز دقیق قیامت خبر ندارد حتی پیامبر ص.آیا امکان بخشش شیطان وجود دارد؟؟البته حدیث هایی که در مورد شیطان و قسم خوردنش که تا روز قیامت دشمن انسان هستش رو خوندم.که الحمدالله یکی دوتا نیست.
خداوند میگه رحمت من زیاده.شاید بخشیده شد!!!

مدیر ارجاع سوالات
۱۳۹۳/۰۶/۳۰, ۰۵:۳۹
با نام و یاد دوست





http://askdin.com/gallery/images/80/1_11.png









کارشناس بحث: استاد مشکور

مشکور
۱۳۹۳/۰۶/۳۰, ۱۴:۳۶
با سلام و درود .

چند مدت پیش به این فکر بودم که شیطان خوبه!!!و کلا ما باید خوشحال باشیم از این که خدا شیطان رو خلق کرده!!!!
احتمالا الان میگین این یارو کافر شده...
نه.من کافر نشدم ولی اگه خدا شیطان رو خلق نمیکرد ما نمیتونستیم کارای خوب بکنیم.و کسی نبود که گولمون بزنه و بعضی ها بهشتی بشن و بعضی ها جهنمی.و این وسط فرق طلا با آهن معلوم نمیشد.
حالا سوال من اینجاست.آیا.آیا امکان داره شیطان در روز قیامت بخشیده بشه؟؟
آیا امکان داره اون دنیا خداوند بگه که من فقط واسه تفکیک کردن شما شیطان رو خلق کردم؟و هیچ کس خبر نداشت جز خودم!!همان گونه که کسی از تاریخ فرج آقا عج و یا روز دقیق قیامت خبر ندارد حتی پیامبر ص.آیا امکان بخشش شیطان وجود دارد؟؟البته حدیث هایی که در مورد شیطان و قسم خوردنش که تا روز قیامت دشمن انسان هستش رو خوندم.که الحمدالله یکی دوتا نیست.
خداوند میگه رحمت من زیاده.شاید بخشیده شد!!!
سلام علیکم:Gol:

در پاسخ به این سؤال گفتنی است:

وقتی آیات و روایات را بررسی می کنیم گواه گستردگی و غلبه و سبقت رحمت خدا بر غضب و عقاب اوست. چنانکه در روایت آمده: قال الصادق علیه‌السلام: "اذا كان یوم القیامة نشر الله تبارك و تعالى رحمته حتى یطمع ابلیس فى رحمته"؛ "وقتى روز قیامت فرا مى‌رسد خداوند رحمت خود را آنقدر وسعت و گسترش مى‌دهد كه حتى شیطان نیز به رحمتش طمع مى‌نماید." و یا در لسان دعا می خوانیم: "یا من سبقت رحمته غضبه".

اما برخورداری از رحمت الهی و بخشش در قیامت، مستلزم شرایطی است که با بررسی این شرایط، امکان بخشش شیطان و برخورداری وی از رحمت الهی منتفی می گردد:

اولاً: چنانکه گفتیم هر چند عفو و رحمت خداوند زياد است و هر مخلوقي(اعم از جن و انس) هر چند گناهش سنگين باشد مي تواند ببخشد، لكن عفو و رحمت برخي هم چون شيطان و ديگر ايادي و سركردگان كفر و شقاوت با عدالت خداوند منافات دارد، نمي شود خداوند حساب کسانی که عامدانه و اگاهانه کفر ورزیده و طغیان و ظلم كردند را همانند كساني كه ایمان و عمل صالح داشته لکن از سر جهالت و ناآگاهی و یا در اثر فریب شیطان و هوای نفس گناه كرده اند، یکسان حسابرسی کند.

به همين جهت در آيه اي در قرآن كريم آمده است كه آيا ما كساني را كه عمل صالح كرده اند به مانند مفسدين در روي زمين قرار مي دهيم؟! و آيا متقين را به مانند فاجران قرار مي دهيم؟!(1) بنابراين از آنجا كه عفو شيطان با عدالت خداوند منافات دارد چنين چيزي محقق نخواهد شد.

ثانیاً: شرط برخورداری از عفو و بخشش الهی در قیامت توبه است و به دلایلی شیطان موفق به توبه نخواهد شد:

اول) طبق آیات قرآن، تنها توبه کسانی پذیرفته می شود که از روی جهالت، کار زشت انجام دهند. (2) در جاي ديگر فرمود: "پروردگارتان رحمت بر بندگان را بر خود نوشته است كه هر كس از روي ناداني كار زشتي انجام دهد، سپس توبه نمايد و خود را اصلاح كند، او توبه پذير و مهربان است".

البته جهالت در اینجا بمعنای ندانستن نیست بلکه عملی را گویند که از روی پیروی هوی و هوس بوده نه طغیان و سرکشی. و معمولاً آنها که در اثر جهالت گناهی می کنند، پس از فرو نشستن آتش هوی و هوس، پشیمان شده و در صدد جبران آن بر می آیند. بر کسی پوشیده نیست که شیطان، مخالفت امر خدا را از سر طغیان و سرکشی و تکبر و خود بزرگ بینی انجام داده نه جهالت، دلیل این مطلب نیز روشن است، زیرا پس از نافرمانی اولیه و مواجه شدن با قهر الهی و امر به اخراج از درگاه رحمانی خدای متعال، نه تنها متوجه گناه و عصیان خود نشد بلکه با قسم به عزت خدا بر عصیان خود پافشاری نموده و عَلَم مخالفت عمومی تر و آشکارتر با خداوند را برداشته و از تصمیم خود مبنی بر گمراه نمودن همه بندگان خدا پرده برداشت.(3)

از اینرو، شيطان كه از روي طغيان و تمرد، مسیر نافرماني خدا و گمراه کردن بندگان را برای همیشه و تا روز قیامت برگزید و از خدا چنین مهلتی را تقاضا نمود.(4) (گرچه خداوند تا روز مشخصی به او مهلت داد)(5) الی الابد راه توبه را بروي خود بسته است.

دوم) یکی از شرایط پذیرش توبه، جبران گذشته و اصلاح آن است و اين امر براي شيطان قابل اجرا نيست، زيرا گناه او علاوه بر نافرماني خدا، گمراهي بسياري از مردم بوده است. كسي كه ديگري را گمراه كرده، اگر بخواهد توبه كند و توبه اش پذيرفته شود، بايد همه آن ها را هدايت نمايد. و شکی نیست که چنین امری بطور قطع غیر ممکن است. زیرا چگونه شیطان می تواند کسانی که در قرون و اعصار گذشته می زیسته و پس از گمراهی توسط او، نابود شده اند را مجدداً زنده و هدايت كند؟!

ثالثاً: در پاسخ به بخش دیگری از سؤال شما که گفته اید:

آیا امکان داره اون دنیا خداوند بگه که من فقط واسه تفکیک کردن شما شیطان رو خلق کردم؟و هیچ کس خبر نداشت جز خودم!!

لازم بذکر است كه: خداوند از ابتدا شيطان را به عنوان يك موجود پست و اغواگر نيافريد،‌ بلكه شيطان موجودي از موجودات و مخلوقي از مخلوقات مختار خداوند بوده، خلقتش مانند ساير مخلوقات پاك و انحرافش بر اثر سوء اختيار و عصیان و نافرمانی از اوامر الهی بوده است. او ساليان دراز، همنشين ملائكه بود. اما به خاطر كبر و خودخواهي اش از ان منزلت و جایگاه ارزشمند به پايين كشيده شد. امام علي(علیه السلام) در اینباره فرمود: "عبرت گيريد بندگان خدا،‌ به آن چه خداوند در مورد ابليس انجام داد كه اعمال طولاني و كوشش هاي فراوان او را - در حالي كه شش هزار سال عبادت كرده بود - به خاطر يك ساعت تكبر بر باد داد".(6)

بنابر این، خلقت اول او همچون خلقت سایر مخلوقات اعم از جن و انس برای عبودیت و بندگی خدا بوده چنانکه خدای متعال فرمود: "من جن و انس را نیافریدم مگر برای بندگی و عبادت خودم."(7) اما وقتی از امتحان الهی ناکام بیرون آمد و با سوء انتخاب و تشدید مخالفتش با امر الهی از درگاه الهی رانده شد، باختیار و انتخاب خود (8) وسیله ای شد برای امتحان دیگران، نه اینکه مشیت و اراده تکوینی و قطعی خداوند به این تعلق گرفته باشد که از ابتدا خلقت شیطان برای امتحان ابناء بشر هدفگذاری شده باشد.

در نتیجه، شیطان با اختیار کامل و بدلیل تکبر و خودخواهی اش از مسیر بندگی خدا خارج شده، نیز خلقت او از ابتدا برای گمراه کردن و عاملی برای امتحان ابناء بشر نبوده بلکه خود، این مسیر را از سر لجاجت با خدا برگزید. بعلاوه، چون انتخابش آگاهانه و عامدانه و از سر عصیان و نافرمانی و لجاجت حضرت حق بوده، تمایلی به اصلاح و توبه نداشته و از همه اینها که بگذریم امکان و فرصت جبران خطاها و بازگرداندن گمراهان به راه هدایت را نخواهد داشت. و با این حساب، در قیامت نیز، مشمول رحمت و بخشش الهی نخواهد گشت.

موفق باشید ...:Gol:

پاورقی_______________________________
1. أَمْ نَجْعَلُ الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ کَالْمُفْسِدِینَ فِی الْأَرْضِ أَمْ نَجْعَلُ الْمُتَّقِینَ کَالْفُجَّارِ، صاد، آیه 28.
2. انما التوبة علي الله للذين يعملون السوء بجهالة؛ نساء، آيه 17.
3. قَالَ فَبِعِزَّتِكَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ؛ صاد، 82.
4. قَالَ رَبِّ فَأَنظِرْنِي إِلَى يَوْمِ يُبْعَثُونَ. صاد، 79.
5. قَالَ فَإِنَّكَ مِنَ الْمُنظَرِينَ * إِلَى يَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ؛ صاد، 80 و 81.
6. نهج البلاغه (فيض الاسلام) ص 770، خطبه‌234.
7. وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ ، ذاریات، 56.
8. وقتی از سر لجاجت به خدا گفت: همه بندگانت را گمراه می کنم.

لبیک یا علی النقی
۱۳۹۳/۰۶/۳۰, ۱۵:۱۴
سلام
توجه بفرمایید که علاوه بر شیطان رجیم، نفس اماره هم انسان را فریب می دهد. همانگونه که خود شیطان را فریب داد!
همچنین "دنیا" هم یک فریبنده و گمراه کننده ی دیگر است. همانگونه که امام علی علیه السلام در هنگام عبادت خود می گفتند: "ای دنیا! من تو را سه طلاقه کرده ام! نمی توانی مرا فریب دهی! برو دیگری فریب بده!"
بنابراین غیر از ابلیس، دنیا و نفس اماره هم همواره درصدد گمراه کردن آدم هستند.


اگر قرار باشد شیطان به این دلیلی که گفتید بخشیده شود، پس هیتلر هم باید بخشیده شود! زیرا اعمال او سبب ایجاد جراحت های بزرگ در مردم شد و این آسیب ها موجب پیشرفت علوم پزشکی شد!
آمریکا و اسرائیل هم باید بخشیده شوند زیرا تحریم ایران موجب شد که ایران برخی وسایل موردنیازش را به جای وارد کردن، خودش بسازد!

ابلیس، بخشیده نمی شود اما
""عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد""

عروس مقدس
۱۳۹۳/۰۶/۳۰, ۱۶:۲۶
درود.

تشکر از جواب شما .بسیار جواب عالی و عاقلانه ومنطقی بود.من منکر این چیز ها نیستم که شیطان دشمن قسم خورده ی انسان هستش.من میگم بعید نیس بخشیده بشه!!!
وقتی خدا میگه رحمتم زیاده...
از کجا معلوم به خاطر خدا این کارارو نمیکنه؟؟؟
بزارین یه مثال بزنم.شما سیستم اطلاعاتی کشور رو در نظر بگیرید.یه نفر نفوزی رو با اطمینان و با دقت و با اطلاعات میفرستن تو گروه دشمن واسه اطلاعات.حتی اون طرف که نفوزیه شاید آدم هم بکشه جلو طرف مقابل واسه جلب رضایت.اما بعضی ها آخر داستان معلوم میشه نفوزیه بعضی ها هم معلوم نمیشه.
رؤیا را باید باور کرد تا از رؤیا خارج شد...

عروس مقدس
۱۳۹۳/۰۶/۳۰, ۱۶:۲۸
البته ربطی هم به ما نداره ها...[emoji41]
بخواد ببخشه خدا میبخشه...
نخواد ببخشه بازم خدا نمیبخشه....
تورو سه نه نه....[emoji257]

محی الدین
۱۳۹۳/۰۶/۳۰, ۱۷:۳۱
با سلام و درود .

چند مدت پیش به این فکر بودم که شیطان خوبه!!!و کلا ما باید خوشحال باشیم از این که خدا شیطان رو خلق کرده!!!!
احتمالا الان میگین این یارو کافر شده...
نه.من کافر نشدم ولی اگه خدا شیطان رو خلق نمیکرد ما نمیتونستیم کارای خوب بکنیم.و کسی نبود که گولمون بزنه و بعضی ها بهشتی بشن و بعضی ها جهنمی.و این وسط فرق طلا با آهن معلوم نمیشد.
حالا سوال من اینجاست.آیا.آیا امکان داره شیطان در روز قیامت بخشیده بشه؟؟
آیا امکان داره اون دنیا خداوند بگه که من فقط واسه تفکیک کردن شما شیطان رو خلق کردم؟و هیچ کس خبر نداشت جز خودم!!همان گونه که کسی از تاریخ فرج آقا عج و یا روز دقیق قیامت خبر ندارد حتی پیامبر ص.آیا امکان بخشش شیطان وجود دارد؟؟البته حدیث هایی که در مورد شیطان و قسم خوردنش که تا روز قیامت دشمن انسان هستش رو خوندم.که الحمدالله یکی دوتا نیست.
خداوند میگه رحمت من زیاده.شاید بخشیده شد!!!
سلام
درسته که نقاش در یک جای تابلویش رنگ مشکی و یکجا رنگ سفید و جای دیگه رنگ دیگه ای استفاده میکنه و مجموع منظم این رنگها تابلوی زیبایی ایجاد میکنه اما مفهومش این نیست که رنگ مشکی سفیده
پس کارکرد احیانا مفید وجود شیطان در هستی به نقشه کلی جهان برمیگرده و نه خوبی ذاتی او و هر موجود مختاری با نیت و عملش سنجیده میشه و نه کارکردش در مجموعه جهان
البته خدا رحمتش واسعه است اما ابلیس کار خودشو رو ساخته او آتش و آتش ساز است لذا نسبتی با بخشایش نخواهد داشت
یا علیم

shadi 1
۱۳۹۳/۰۶/۳۰, ۱۷:۳۷
بالاخره نباید از این موضوع صرف نظر کرد که شیطان اگر هم باعث تفکیک خوب از بد بشه در هر حال جلوی خدا ایستاد و دستور خدا رو زیر پا گذاشت .
البته من کتابی خونده بودم توش نوشته بود :
زمانی که شیطان بر انسان سجده نکرد خدا اون رو از صف بهشتیان خارج کرد ولی شیطان هنگام خروج از صف به خدا گفت چند خواسته دارم برای اینکه ثابت کنم بنده هایی که تو به وجود آوردی تو در همه شرایط نمیپرستند با یکم اذیت فوری از راه به در می رن . من این خواسته هارو ازت دارم و خدا گفت شاید بعضی از بنده های من اینطور باشن ولی بیشترشون منو در هر شرایطی می پرستن . به همین خاطر به شیطان گفت تا زمانی که تو هستی و زنده ای اون خواسته هاتو می تونی داشته باشی - که یکی گول زدن انسان موقع نماز - آب دادن به انسان هنگام جان دادن و او را بنده خود کردن - دو دل کردن انسان در کار خیر و ..... چند مورد دیگه بود که کامل به یاد نمیارم .:paridan:
:paridan:ولی بازم بهتره جواب خودتونو بگیم ما رو چکار به کار خدا ؟؟؟؟؟!!!!!!؟؟؟؟؟!!!! :Kaf: :khandeh!: :Gol: :offlow::moteajeb: :Labkhand: :tavallod: :paresh: :tavallod:





:Bye::Bye:

احمدمنتظرالمهدی
۱۳۹۳/۰۶/۳۰, ۲۲:۲۴
از کجا معلوم به خاطر خدا این کارارو نمیکنه؟؟؟
بزارین یه مثال بزنم.شما سیستم اطلاعاتی کشور رو در نظر بگیرید.یه نفر نفوزی رو با اطمینان و با دقت و با اطلاعات میفرستن تو گروه دشمن واسه اطلاعات.حتی اون طرف که نفوزیه شاید آدم هم بکشه جلو طرف مقابل واسه جلب رضایت.اما بعضی ها آخر داستان معلوم میشه نفوزیه بعضی ها هم معلوم نمیشه.
رؤیا را باید باور کرد تا از رؤیا خارج شد...
به نظرم مشکل این جاست که اگر شیطان کارمند نفوذی باشه دو تا اشکال داره:اول اینکه اصلا کارمند نیست و اخراجیه.این چه کارمندیه که از دستور مافوق اطاعت نمی کنه.
دوم اینکه اگه بگید اخراج الکی بوده خوب بازم اشکال داره و اشکالش اینه که هم شیطان هم خدای متعال اعلام کردند که کار این کارمند نفوذی چیه!!پس اصلا نفوذی بودن منتفیه و مثال شما اشکال داره.به نظرم اگه قرار به نفوذی بود باید اصلا این اتفاقات نمی افتاد و شیطان بی سر و صدا به کار خود در میان انسان ها ادامه می داد و خدای متعال هم با بیان راه و راهنما حجتش رو تمام می کرد.نیازی نبود حتما اعلام رسمی بشه و اون برنامه ها پیش بیاد.این به نفوذ بیشتر می خوره.این طور نیست؟

مشکور
۱۳۹۳/۰۶/۳۰, ۲۳:۰۳
درود.

تشکر از جواب شما .بسیار جواب عالی و عاقلانه ومنطقی بود.من منکر این چیز ها نیستم که شیطان دشمن قسم خورده ی انسان هستش.من میگم بعید نیس بخشیده بشه!!!
وقتی خدا میگه رحمتم زیاده...
از کجا معلوم به خاطر خدا این کارارو نمیکنه؟؟؟
بزارین یه مثال بزنم.شما سیستم اطلاعاتی کشور رو در نظر بگیرید.یه نفر نفوزی رو با اطمینان و با دقت و با اطلاعات میفرستن تو گروه دشمن واسه اطلاعات.حتی اون طرف که نفوزیه شاید آدم هم بکشه جلو طرف مقابل واسه جلب رضایت.اما بعضی ها آخر داستان معلوم میشه نفوزیه بعضی ها هم معلوم نمیشه.
رؤیا را باید باور کرد تا از رؤیا خارج شد...
سلام مجدد:Gol:

بنظرم توضیحات و دلایلی که در پست اول پاسخ گفتیم چنانکه خود شما نیز اذعان کردید آنقدر عاقلانه، منطقی و مبتنی بر دلایل نقلی بود که علیرغم رحمت واسعه خدا احتمال بخشودن شیطان را منتفی کند. بعبارتی باید گفت: فاعل بخشش همه چیز تمام است و اینجا فاعلیت فاعل مسأله ی ما نیست بلکه مشکل در قابلیت قابل است، یعنی شیطان، قابلیت بخشیده شدن را ندارد. با توجه به توضیحاتی که گذشت.

موفق باشید ... :Gol:

عروس مقدس
۱۳۹۳/۰۶/۳۰, ۲۳:۱۵
درود.
در جواب شما باید بگم.اول که اگه محترمانه بیرونش میکردن که شما بهش اعتماد نمیکردی.پس باید اخراج میشد!!!
دوما اگه خداوند نمیگفت شیطان بده و شیطان قسم نمیخورد که آدم رو گول بزنه شما هیچ موقه گولشو نمیخوردی.اگرم این اتفاقات نمی افتاد که دیگه اصلا شما به شیطان اعتماد نمیکردی.
تفرقه بینداز حکومت کن!!!
خداوند میگه کان من الکافرین...
یعنی از کافران بود...
اینجا دوباره تناقض پیش میاد که شیطان بد بود خدا هم میدونست ولی چه جوری 6000 سال عبادت کرد؟؟؟
چرا؟
این که یه جور تناقضه؟؟
با این که بد بود چرا این همه خدا بهش لطف کرد؟؟از درخواست هاش بگیر تا بقیه...
من نمیخوام شبهه ای خدای نکرده ایجاد کنم ولی میکم بعید نیست بخشیده بشه.
احتمالا هر کی این مطلب رو بخونه پیش خودش میگه مرغ این یارو یه پا داره...

عروس مقدس
۱۳۹۳/۰۶/۳۰, ۲۳:۳۶
راز درون پرده چه داند فلک خموش
اي مدعي
نزاع تو با پرده دار چيست

سهو و خطاي بنده گرش اعتبار نيست
معني عفو و رحمت آمرزگار چيست

زاهد شراب کوثر و حافظ پياله خواست
تا در ميانه خواسته کردگار چيست

mousavi928
۱۳۹۳/۰۶/۳۰, ۲۳:۴۴
من میگم بعید نیس بخشیده بشه!!!
وقتی خدا میگه رحمتم زیاده...
از کجا معلوم به خاطر خدا این کارارو نمیکنه؟؟؟

سلامرند
بابا این همه انسان که گناه می کنن شیطان تو گناهشون شریکه
مثلاً اگر من یک سنت بد رو جا بندازم همه ی انسان هایی که اون گناه رو مرتکب می شن گناه خودشون رو دارند و من هم تو گناه تک تکشون شریکم
یا پیامبر ص که انقد مقام برجسته ای داره یکیش بخاطره اینه که توی تمام نماز ها و قرآن خواندن های ما و ... با ما شریکه چونکه پیامبر ص این ها رو بعنوان سنت بجا گذاشته واسه ما.
بنابراین شیطان تو همه گناهان شریکه
با این حساب برای بخشیده شدن شیطان ابتدا باید همه انسان ها بخشیده شوند.
با این حساب پس جهنم برای چه آفریده شده؟
چون اگر من فرضاً شخصی رو سیلی بزنم نمیتونم بگم خدایا منو ببخش بلکه باید از خود شخص طلب بخشش کنم.
آیا تعقل نمی کنید؟
یا علی یا مهدی (عج)

مشکور
۱۳۹۳/۰۶/۳۱, ۱۵:۵۴
درود.
در جواب شما باید بگم.اول که اگه محترمانه بیرونش میکردن که شما بهش اعتماد نمیکردی.پس باید اخراج میشد!!!
دوما اگه خداوند نمیگفت شیطان بده و شیطان قسم نمیخورد که آدم رو گول بزنه شما هیچ موقه گولشو نمیخوردی.اگرم این اتفاقات نمی افتاد که دیگه اصلا شما به شیطان اعتماد نمیکردی.
تفرقه بینداز حکومت کن!!!
سلام:Gol:

اتفاقاً بر خلاف تصور شما؛ اگر شیطان تکبر نمی ورزید و از درگاه خدا رانده نمی شد و یا خداوند پیروی از شیطان را بارها و بارها نهی نمی کرد. یا بقول شما، خدا محترمانه بیرونش می کرد ... آنوقت اتفاقاً شاید همه به او اعتماد می کردند چون دلیلی برای بی اعتمادی به شیطان نبود و چه بسا شیطان در فریب آدمی فرصت و توفیق بیشتری داشت ...(دقت کنید)

در اینکه مردم از شیطان پیروی می کنند صحبت اعتماد نیست، بلکه جهل و نادانی و غفلت و تبعیت هوی و هوس است که انسان را در دامهای شیطان قرار می دهد.

اتفاقاً همه این اتفاقات افتاد تا بنی آدم به شیطان اعتماد نکنند بنظر، تحصیل حاصل شده اعتمادی در کار نیست، همو که گفتیم: عمده ی گرفتاری بشر در جهل و غفلت و پیروی هوی و هوس است اگر اینها نبود، شیطان بزرگترین ناکام عالم بود.

موفق باشید ...:Gol:

مشکور
۱۳۹۳/۰۶/۳۱, ۱۶:۱۵
خداوند میگه کان من الکافرین...
یعنی از کافران بود...
اینجا دوباره تناقض پیش میاد که شیطان بد بود خدا هم میدونست ولی چه جوری 6000 سال عبادت کرد؟؟؟
چرا؟
این که یه جور تناقضه؟؟
سلام مجدد:Gol:

مرحوم شیخ صدوق علیه الرحمه در مقدمه کتاب شریف کمال الدین و تمام النعمه (در باب مهدویت) روایتی را در خصوص عبادت های شیطان و جایگاهی که بین فرشتگان داشت بیان می کند. اجمال آن روایت طولانی قریب به این مضمون است: در طول هزاران سال همراهی و همجواری شیطان با ملائکة الله که ظاهراً(ابلیس) مشغول عبادت خدا بود. عبادت های او خالص و برای این نبوده که حق تعالی شایسته عبادت و پرستش است بلکه مطلوبی را در ذهنش دنبال می کرده و آن نوعی سرمایه گزاری برای روزی و هدفی بوده، و آن مطلوب، جانشینی و خلافت خداوند در زمین بوده، خداوند به این منیت شیطان آگاه بوده لکن رازش را فاش نمی کرد.

و شیطان، کماکان ظاهراً در کنار ملائک به پرستش خداوند مشغول بود. تا زمانیکه صحبت از خلافت و جانشینی آدم بر زمین مطرح شد و جریاناتی که تفصیل آن در آیات و روایات ذکر شده است. امر خداوند به ملائکه و شیطان که از جنس جن بود، در حقیقت امتحانی بود برای جدا کردن سره از ناسره؛ بعبارتی مشخص شدن عبودیت و تسلیم و اطاعت ملائکه الهی و عدم اطاعت و تسلیم بودن شیطان و هواخواهی و خودخواهی او.

اینجا بود که در این امتحان سخت و دشوار، شیطان پرده از چهره ی واقعی خود برداشت و تکبر و خودبزرگ بینی و عصیان و نافرمانی اش را در برابر امر الهی، بر همگان آشکار ساخت. و از درگاه خدا رانده شد.

از آنجاییکه خداوند اجر هیچ کسی را ضایع نمی کند،(ان الله لا یضیع اجر من احسن عملاً) گرچه عبادت های شیطان از خلوص لازم برخوردار نبوده که اگر بود کارش به سامان و عاقبت امرش نجات بود. لذا وقتی شیطان از خداوند مهلت خداست خداوند در عوض عبادت های چندین و چند ساله اش (الی یوم وقت معلوم) به او مهلت داد.

برای آگاهی بیشتر رجوع کنید به مقدمه کتاب شریف کمال الدین و تمام النعمه مرحوم شیخ صدوق علیه الرحمه ...:Gol:

حاضر
۱۳۹۳/۰۶/۳۱, ۱۷:۳۳
حاضر:
این سخن را نمی شود قبول کرد؛ زیرا خداوند در آیه «قال الحق و الحق أقول* لأملأن جهنم منک و ممن تبعک منهم أجمعین» (ص: 38/ 84 ـ 85) می فرماید: حق از من است و حق را می گویم. همانا دوزخ را از تو و از هر کس از آنان که از تو پیروی کند، از همگی آنان خواهم انباشت. خداوند این دو جمله را بعد از سخن شیطان فرمود که بنابر نقل قرآن کریم، به خداوند گفت: «قال فبعزتک لأغوینهم أجمعین* إلا عبادک منهم المخلصین» (ص: 38/ 82 ـ 83) یعنی: شیطان گفت پس به عزت تو (خدا) سوگند که همگی را از راه تو به در می کنم، مگر آن بندگان خالص شده تو را. این جمله را شیطان زمانی به خداوند گفت که از درگاه خداوند به خاطر سجده نکردن بر حضرت آدم، رانده شد و از خداوند، اجازه خواست تا زمان قیامت زنده باشد و خداوند به او اجازه داد و شیطان به خداوند این جملات را گفت.
بنابراین، خداوند در این سوره و دیگر سوره ها قسم یاد کرده است که شیطان و پیروان شیطان را وارد دوزخ کند و خداوند از قسم خود برنخواهد گشت. همچنان که در برخی از احادیث آمده است که اولین کسی که وارد جهنم می شود، شیطان است. بنابراین شیطان مورد بخشش خداوند در آن دنیا قرار نمی گیرد. درست است که خداوند به او اجازه داده است که تا قیامت زنده باشد و بندگانش را گمراه کند؛ ولی این به آن معنا نیست که در آن دنیا نیز خداوند با او با چشم لطف و بخشش نگاه می کند، اگر این اجازه را خداوند به او داده است، به خاطر عبادتهای زیادی بوده است (شش هزار سال) که برای خداوند انجام داده بود.
شبیه این آیات ذکر شده در آیه های دیگر هم وجود دارد. خداوند در آیه «قال اخرج منها مذؤوما مدحورا لمن تبعک منهم لأملأن جهنم منکم أجمعین» (اعراف: 7/ 18) و در آیه «قال اذهب فمن تبعک منهم فإن جهنم جزاؤکم جزاء موفوراً» (اسراء: 17/ 63) نیز به همین مطلب و قطعی بودن رفتن شیطان به دوزخ اشاره نموده است.

مشکور
۱۳۹۳/۰۷/۰۲, ۰۸:۲۸
درست است که خداوند به او اجازه داده است که تا قیامت زنده باشد
سلام و تشکر:Gol:

ممنون از مشارکت و پاسخ زیبای شما، لکن لازم بذکر است؛ شیطان از خدای متعال، تقاضای مهلت تا قیامت را نمود اما خداوند تا وقت مشخصی به وی مهلت داد (قال رب فأنظرنی إلی یوم یبعثون * قال فإنک من المنظرین * إلی یوم الوقت المعلوم)(سوره‌ی "ص"، آیه‌ی 79- 81) و طبق روایات، شیطان پس از قیام حضرت مهدی (عج) و در جریان رجعت (قبل از قیامت) کشته خواهد شد. که در همین سایت چگونگی کشته شدن شیطان بحث شده است.

علامه طباطبایی (ره) در اینباره فرموده اند: در روایتهایی كه در باره رجعت هست، آمده كه لشكر امیر المومنین -علیه السلام- با شیطان و ذریّه و یارانش در حوالی بصره می‌جنگند و نزدیك می‌شود كه لشكر امیر مومنان شكست بخورد، ناگاه رسول خدا از آسمان نازل می‌شوند و اینجاست كه شیطان می‌فهمد كه "وقت معلوم" فرا رسیده، لذا به طرف بیت المقدس می‌گریزد، ولی پیغمر اكرم او را تعقیب می‌كند و روی صخره‌ی بیت المقدس -قبله‌ی نخست مسلمانان- ، شیطان را سر می‌بُرد و دنیا پر از خیر و صلاح می‌شود.(بحار الانوار ج53،‌صص 39 و 45؛ بنقل از "در محضر علامه طباطبایی"، محمد حسین رخشاد،‌ص56)

البته روایت هایی هم هست که کشته شدن شیطان را بدست امام زمان عج بیان می کند.

موفق باشید ...:Gol:

اغاثاذیمون
۱۳۹۳/۰۷/۰۲, ۱۰:۲۵
شیطان بد بود خدا هم میدونست ولی چه جوری 6000 سال عبادت کرد؟؟؟

با سلام و عرض ادب

شاید حکمت قضیه این باشه که خدا میخاد بگه به عبادت هایتان مغرور نباشید شیطان 6000 سال عبادت کرد ولی با یه تکبر شیطان شد!!

عروس مقدس
۱۳۹۳/۰۷/۰۲, ۱۰:۳۰
درود بر دوستان.

اگر استاد مقداری اطلاعات هم در رابطه با موجوداتی که قبل از انسان ها زندگی میکردند(نسناس)بنویسند ممنون میشم.

اغاثاذیمون
۱۳۹۳/۰۷/۰۲, ۱۰:۳۲
بسم هو

سلام و عرض ادب خدمت دوستان


بنده در کتابی میخوندم که شیطان وقتی اسم محمد -علی- حسن و حسین و فکر کنم فاطمه رو دید گفت که من خواطرم جمع هست که با این اسامی بخشیده خواهم شد


در یه جای دیگه کتاب خوندم که شیطان یه دعایی میکرد که بخشیده میشد ولی خدا کاری کرده که اون دعا رو فراموش کنه و نتونه بگه

عصران
۱۳۹۳/۰۷/۰۲, ۱۲:۲۸
با سلام
به نظر من هم این ماجرای ابلیس مشکوک و مرموز است.زیرا خداوند به فرشتگان دستور سجده داده بود نه به ابلیس.بعضی یک دلیل غیر منطقی ارائه می دهند که ابلیس جزو فرشتگان حساب می شد.در این صورت ما خدا را مصداق این ضرب المثل دانسته ایم:به شتر مرغ میگویند پرواز کن می گوید من شترم می گوییم بار ببر می گوید من مرغم. که البته در اینجا عکس آن صادق است.
اگر قرار باشد شیطان را شریک گناهان بدانیم باید هاروت و ماروت را هم شریک گناهان اهالی بابل بدانیم.چرا وقتی خضر نبی یک نوجوان را کشت با گفتن اینکه به فرمان خدا بوده است آن را توجیه می کنیم ولی این کار را در مورد ابلیس که خدا به او فرصت و توانایی داده است توجیه نمی کنیم.
بین امام سجاد و محمد حنفیه هم بر سر امامت بنابر باور بسیاری از علما یک دعوای صوری در گرفت.

مشکور
۱۳۹۳/۰۷/۰۲, ۱۵:۴۵
با سلام
به نظر من هم این ماجرای ابلیس مشکوک و مرموز است.زیرا خداوند به فرشتگان دستور سجده داده بود نه به ابلیس.بعضی یک دلیل غیر منطقی ارائه می دهند که ابلیس جزو فرشتگان حساب می شد.در این صورت ما خدا را مصداق این ضرب المثل دانسته ایم:به شتر مرغ میگویند پرواز کن می گوید من شترم می گوییم بار ببر می گوید من مرغم. که البته در اینجا عکس آن صادق است.
اگر قرار باشد شیطان را شریک گناهان بدانیم باید هاروت و ماروت را هم شریک گناهان اهالی بابل بدانیم. چرا وقتی خضر نبی یک نوجوان را کشت با گفتن اینکه به فرمان خدا بوده است آن را توجیه می کنیم ولی این کار را در مورد ابلیس که خدا به او فرصت و توانایی داده است توجیه نمی کنیم.
سلام و ادب:Gol:

در پاسخ اشکال اولتان گفتنی است:



ابلیس، گر چه از جنس ملائکه نبود ولی به لحاظ مقامات در مرتبه مشترکی با آنان قرار داشت. حضرت امیر در خطبه 192 نهج البلاغه در این مورد می فرماید: "و کان قد عبدالله ستة آلاف سنة، لایدری امن سنی الدنیا ام سنی الآخرة. شیطان شش هزار سال خداوند را عبادت کرد آن هم معلوم نیست از سالهای دنیا (365 روز) یا سالهای آخرت ( که هر روز آن برابر با پنجاه هزار سال دنیاست)."


خوب شیطان به واسطه این عبادات طولانی به مقامات عالی معنوی ترقی یافته بود که حتما جزء فرشتگان محسوب شده و احکام او با فرشتگان برابر شده بود. اما بعد از سرپیچی از فرمان خداوند رانده شد.

اجنه گر چه مانند بشر از قدرت انتخاب و اختیار برخوردار هستند اما به لحاظ مرتبه از آدمی پائین تر هستند ابلیس با عبادات شش هزار ساله خود به صف فرشتگان پیوست ولی آدم (ع) محمود ملائکه قرار می گیرد و این بدان جهت است که ظرفیت وجودی و استعداد انسان بیش از این می باشد و در واقع شیطان و ملائکه الله همه مامور بودند که به انسان کامل سجده کنند، و اوست که استعداد وجودی خود را به فعلیت رسانده است و به مقام خلیفة اللهی نائل شده است.(1)

بعضی از دانشمندان از آیه 12 سوره اعراف (قال ما منعک الا تسجد اذ امرتک قال انا خیر منه خلقتنی من نار و خلقته من طین، فرمود: چون تو را به سجده امر کردم چه چیزی تو را بازداشت از اینکه سجده کنی؟ گفت: من از او بهترم مرا از آتش آفریدی و او را از گِل آفریدی- ترجمه فولادوند) استنباط کرده اند که خداوند به شیطان، دستوری جداگانه برای سجده داده است اگر چه آن را به تفصیل بیان نکرده اند چون در این آیه به شیطان یادآوری می شود که چرا وقتی تو را فرمان دادم و امر به سجده کردم نپذیرفتی؟ (امرتک) معلوم می شود شیطان را نیز جداگانه امر فرموده است ولی قرآن در مقام حکایت، امر به ملائکه و شیطان را یکجا آورده است، و اگر یک دستور جداگانه به ابلیس داده نمی شد ابلیس در جواب می توانست بگوید بار خدایا تو به من امر نکردی بلکه امر تو خطاب به ملائکه بود و خودت می دانی که من از ملائکه نیستم بلکه از اجنه می باشم ولی شیطان این استدلال را نکرد و آنچیزی را گفت که در آیه 12 سوره اعراف آمده است و این تاییدی است که خداوند جدای از فرشتگان، شیطان را هم مامور به سجده کرده است.(2)

در خصوص بخش دوم اشکالتان گفتنی است: این تنها شیطان نیست که بخاطر گمراه کردن مردم در گناه و نافرمانی انها شریک است بلکه هر کس سنت و بدعت ناروایی ایجاد کند و موجب انحراف و گمراهی مردم از مسیر هدایت و سعادت شود در آن شریک است. فلذا قرآن در سوره ناس، از مردم می خواهد از خطر وسوسه و گمراهی شیاطین جنی و انسی به خدا پناه ببرند. "قل اعوذ برب الناس ... من الجنة و الناس"(3)

و در خصوص بخش سوم اشکال لازم بذکر است: تفاوت کار خضر با شیطان اگر نگوییم بدیهی از امور قریب به بداهت است. با اندکی تأمل و کسب شناخت از ماهیت دو جریان در می یابیم که؛ اساس جریان خضر نبی، بر مبنای اطاعت از خدا، مأموریت الهی و نیز همه کارهایش به اذن و امر خدا بوده در حالیکه اساس کار شیطان بر مبنای مخالفت و نافرمانی امر خدا و تصمیمش بر گمراه کردن مردم در لجاجت و عناد و دشمنی با خدا و آدم ریشه داشته است. وانگهی خضر از طرف خدا مأموریت به این کار داشت در حالیکه شیطان بر خلاف برنامه های الهی در جریان خلقت، که همانا هدایت و کمال(تکوینی و تشریعی) بشریت است به انتخاب و اختیار خود مسیر خلاف آن را برگزید یعنی گمراه کردن، سقوط و شقاوت آدمی. بعبارتی تفاوت دو جریان از زمین تا آسمان است. (دقت کنید)

هر عقل سلیمی، مادامیکه به وساوس و دسایس شیطانی و شوائب و آفات قلبی دچار نشده، تفاوت این دو جریان را به راحتی و سهولت می فهمد. و قطعاً درک این تفاوت معنایی برای شما نیز دور از دسترس نیست.

موفق باشید ...:Gol:

پاورقی______________________________________ ______
1. برای مطالعه بیشتر می توانید به المیزان ج 8 ص 36 به بعد (عربی) و معادل فارسی آن مراجعه فرمائید.
2. ر.ک. اندیشه جاوید، آیت الله سبحانی، ج 2، مسئله 128



3. سوره ناس، آیات 1 -6.

عصران
۱۳۹۳/۰۷/۰۲, ۱۶:۱۶
سلام علیکم


هر عقل سلیمی، مادامیکه به وساوس و دسایس شیطانی و شوائب و آفات قلبی دچار نشده، تفاوت این دو جریان را به راحتی و سهولت می فهمد. و قطعاً درک این تفاوت معنایی برای شما نیز دور از دسترس نیست.
حالا ما یک چیزی گفتیم چرا دیگر توهین می کنید؟
دو اشکال دیگر را هم گفتم یکی هاروت و ماروت بود و دیگری دعوای صوری امام سجاد و محمد حنفیه.این دو را هم جواب بدهید تا انشاءالله پاسخ تمام اشکالات شما را یکجا بدهم.

مشکور
۱۳۹۳/۰۷/۰۲, ۲۱:۵۳
حالا ما یک چیزی گفتیم چرا دیگر توهین می کنید؟
سلام عزیز:Gol:

توهین نکردیم، مطلب روشن است؛ گفتیم: دلهایی که آلوده به وساوس و دسایس و شوائب آلوده نباشد به راحتی می فهمد، نگفتیم که قلب شما آلوده است، دلیل آن، اینکه در انتها گفتم: و چون قلب شما به این خواطر، آلوده نیست خواهید فهمید.(فهم آن برای شما دور از دسترس نیست)

موفق باشید...:Gol:

مشکور
۱۳۹۳/۰۷/۰۲, ۲۲:۱۷
یکی هاروت و ماروت بود
سلام مجدد:Gol:

جریان هاروت و ماروت آنگونه نیست که شما در خلال مطالب تان بیان کردید بلکه بر اساس داستان ایشان در قرآن(1) پس از آنکه در سرزمین بابل، سحر و جادوگرى به اوج خود رسید و باعث ناراحتى و ایذای مردم گردیده بود، خداوند دو فرشته را به صورت انسان مأمور ساخت که عوامل سحر و طریق ابطال آن را به مردم بیاموزند، تا بتوانند خود را از شر ساحران بر کنار دارند. ولى این تعلیمات بالاخره قابل سوء استفاده بود؛ چرا که فرشتگان ناچار بودند براى ابطال سحر ساحران، طرز آن را نیز تشریح کنند، تا مردم بتوانند از این راه به پیشگیرى پردازند، این موضوع سبب شد که گروهى پس از آگاهى از طرز سحر، خود در ردیف ساحران قرار گیرند، با این که آن دو فرشته به مردم هشدار دادند که این یک نوع آزمایش الاهى براى شما است و حتى گفتند: سوء استفاده از این تعلیمات یک نوع کفر است.(2)

بنا بر این؛ مطلبی که به هاروت و ماروت دو فرشته الهی نسبت می دهند ادعا و اتهامی بی اساس و مخالف دیدگاه قرآنی است. زیرا کاری که هاروت و ماروت انجام دادند، تعلیم سحر به انسان های آن زمان برای از بین بردن سحر ساحران بوده و چنین تعلیمی نه گمراه کردن مردم بوده و نه گناه و حرام، تا این شبهه پیش آید که اگر فرشتگان معصوم اند و مرتکب گناه نمی شوند، پس تعلیم سحر توسط هاروت و ماروت چگونه قابل توجیه است؟

موفق باشید ...:Gol:

پاورقی______________________________________ ____________
1. بقره، 102.
2. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج1، ص 369 - 375، دارالکتب الاسلامیة، تهران.

مشکور
۱۳۹۳/۰۷/۰۲, ۲۲:۲۵
دیگری دعوای صوری امام سجاد و محمد حنفیه
سلام:Gol:

این مطلب، خارج از موضوع تایپیک است در صورت تمایل برای بررسی آن، می توانید سؤالتان را در تایپیک مستقلی در بخش تاریخ طرح کرده و منتظر پاسخ توسط کارشناسان محترم تاریخ باشید.

موفق ...:Gol:

mohsen124
۱۳۹۳/۰۷/۰۳, ۰۹:۳۸
با سلام
شرمنده پا برهنه توی بحث زیباتون می یام
دیدگاه شخصیم رو بیان می کنم.
سوال شما برام جالب بود. چندین سال پیش من هم به این موضوع فکر می کردم که خداوند رحمان و صاحب همه چیز حالا این خداوند هیچ موجودی رو بی دلیل خلق نکرده که یا جهنمیش کنه یا بهشتی اصلا از خداوند به دور. بیا یه جور دیگه به مسئله نگاه کنیم:
شیطان هم مثل من و شما عبد خدا بوده من این جوری میگم که این عبد از مقربان خدا بوده ولی برای تقرب بیشتر باید یه تکونی به خودش می داد خداوند در خلقتش بی هدف کار نمی کنه پس ما شدیم وسیله امتحان این موجود مختار ،توی امتحان رد شد بالا که نرفت هیچ اشتباه بعدیش این بود که انسان رو مقصر دونست و گفت خدایا این ها رو من پایین می کشم . می دونی این باعث چی شد ؟یادش رفت که بنده خالقه و خداوندم دورترش کرد حالا جرم بعدیش اینکه باعث می شه آدما از خدا دور بشن وچون خداوند ودود از این هم ناراحت می شه حالا به نظر خودت اگه شیطان از گمراه کردن آدما بادانش کامل لذت ببره چی می شه؟
یه جای خوندم که یه تعدادی از آدما دلشون می خواد از جهنم نیان بیرون به خاطر لجاجت . شیطانم فکر می کنم خودش بخواد که اونجا بمونه. وگرنه لطف خداوند واسعه است.

عصران
۱۳۹۳/۰۷/۰۳, ۰۹:۵۹
با سلام و تشکر و ارادات خالصانه


ابلیس، گر چه از جنس ملائکه نبود ولی به لحاظ مقامات در مرتبه مشترکی با آنان قرار داشت. حضرت امیر در خطبه 192 نهج البلاغه در این مورد می فرماید: "و کان قد عبدالله ستة آلاف سنة، لایدری امن سنی الدنیا ام سنی الآخرة. شیطان شش هزار سال خداوند را عبادت کرد آن هم معلوم نیست از سالهای دنیا (365 روز) یا سالهای آخرت ( که هر روز آن برابر با پنجاه هزار سال دنیاست)."
این چه ربطی به فرشته محسوب شدن ابلیس دارد؟
تنها روایتی که می تواند فرشته محسوب شدن ابلیس را برساند روایتی از امام صادق است که آن هم فقط اثبات می کند ابلیس در نظر فرشتگان فرشته محسوب می شده نه در نظر خدا و خودش.


خوب شیطان به واسطه این عبادات طولانی به مقامات عالی معنوی ترقی یافته بود که حتما جزء فرشتگان محسوب شده و احکام او با فرشتگان برابر شده بود. اما بعد از سرپیچی از فرمان خداوند رانده شد.
فقط در زمینه دستورات فرشته محسوب می شد یا از مزایای آن هم بهره می برد؟ضرب المثل شترمرغ که یادتان هست.


اجنه گر چه مانند بشر از قدرت انتخاب و اختیار برخوردار هستند اما به لحاظ مرتبه از آدمی پائین تر هستند
مصداقتان را در کلمه آدمی مشخص کنید.زیرا خداوند در مورد بعضی انسانها می گوید اولئک کالانعام بلهم اضل.


ابلیس با عبادات شش هزار ساله خود به صف فرشتگان پیوست ولی آدم (ع) محمود ملائکه قرار می گیرد
ابلیس با شش هزار سال عبادت مقام اکتسابی به دست آورده بود ولی آدم یک مقام انتصابی؟آیا این عدالت است؟

سیستم اذیت می کند ادامه دارد...

عصران
۱۳۹۳/۰۷/۰۳, ۱۰:۱۲
اوست که استعداد وجودی خود را به فعلیت رسانده است و به مقام خلیفة اللهی نائل شده است.(1)
هنوز تازه آفریده شده استعداد وجودی اش به فعلیت رسید؟

بعضی از دانشمندان از آیه 12 سوره اعراف
پس حتما بعضی هم این نظر را ندارند.

قال ما منعک الا تسجد اذ امرتک قال انا خیر منه خلقتنی من نار و خلقته من طین، فرمود: چون تو را به سجده امر کردم چه چیزی تو را بازداشت از اینکه سجده کنی؟ گفت: من از او بهترم مرا از آتش آفریدی و او را از گِل آفریدی- ترجمه فولادوند) استنباط کرده اند که خداوند به شیطان، دستوری جداگانه برای سجده داده است اگر چه آن را به تفصیل بیان نکرده اند چون در این آیه به شیطان یادآوری می شود که چرا وقتی تو را فرمان دادم و امر به سجده کردم نپذیرفتی؟ (امرتک) معلوم می شود شیطان را نیز جداگانه امر فرموده است
پاسخش ساده است همان استدلالی که برای آدم و حوا می آورید:ابلیس ترک اولی کرده و دستور ارشادی بوده است.آدم و حوا هبوط کردند ابلیس هم هبوط کرد.


ولی قرآن در مقام حکایت، امر به ملائکه و شیطان را یکجا آورده است،
خب چرا یکجا آورده است؟


اگر یک دستور جداگانه به ابلیس داده نمی شد ابلیس در جواب می توانست بگوید بار خدایا تو به من امر نکردی بلکه امر تو خطاب به ملائکه بود و خودت می دانی که من از ملائکه نیستم بلکه از اجنه می باشم
این را دیگر باید از خود ابلیس بپرسید.شاید هم گفته و در قرآن نیامده است.این را هم می توانست بگوید که من برای غیر خدا سجده نمی کنم.
تا سیستم دوباره همه را پاک نکند این را بفرستم ادامه دارد...

عصران
۱۳۹۳/۰۷/۰۳, ۱۰:۳۲
در خصوص بخش دوم اشکالتان گفتنی است:
بخش دوم اشکال من کدام است؟کدام را می گویید؟

این تنها شیطان نیست که بخاطر گمراه کردن مردم در گناه و نافرمانی انها شریک است بلکه هر کس سنت و بدعت ناروایی ایجاد کند
یک مورد از بدعتهای ابلیس را نام ببرید.

تفاوت کار خضر با شیطان اگر نگوییم بدیهی از امور قریب به بداهت است.
من هم می توانم با مصادره به مطلوب چیزی را بدیهی جلوه بدهم.


اساس جریان خضر نبی، بر مبنای اطاعت از خدا، مأموریت الهی و نیز همه کارهایش به اذن و امر خدا بوده در حالیکه اساس کار شیطان بر مبنای مخالفت و نافرمانی امر خدا و تصمیمش بر گمراه کردن مردم در لجاجت و عناد و دشمنی با خدا و آدم ریشه داشته است. وانگهی خضر از طرف خدا مأموریت به این کار داشت در حالیکه شیطان بر خلاف برنامه های الهی در جریان خلقت، که همانا هدایت و کمال(تکوینی و تشریعی) بشریت است به انتخاب و اختیار خود مسیر خلاف آن را برگزید یعنی گمراه کردن، سقوط و شقاوت آدمی. بعبارتی تفاوت دو جریان از زمین تا آسمان است. (دقت کنید)
لطفا مصادره به مطلوب نکنید هنوز نه اثبات شده که ابلیس بر خلاف برنامه الهی عمل کرده و نه رد شده است.
من می گویم وقتی ضرر رساندن به مال دیگری بدون اجازه او(سوراخ کردن کشتی)و یا قتل نفس (کشتن نوجوان توسط خضر نبی یا قربانی کردن اسماعیل)به فرمان خدا مجاز است دیگر زینت دادن اعمال زشت به اذن خدا که این حرفها را ندارد.


جریان هاروت و ماروت آنگونه نیست که شما در خلال مطالب تان بیان کردید
برادر عزیز من که دارم ابلیس را هم تبرئه می کنم آن وقت شما از کجای سخن من فهمیدید که هاروت و ماروت را گنهکار می دانم.
سخن من این بود که اگر آموزش سحر به فرمان خدا شراکت در گناه محسوب نمی شود زینت دادن اعمال زشت و ایجاد غفلت هم به اذن خدا توجیه می شود.
باز هم این سیستم اذیت می کند ادامه دارد...

عصران
۱۳۹۳/۰۷/۰۳, ۱۰:۳۷
این مطلب، خارج از موضوع تایپیک است در صورت تمایل برای بررسی آن، می توانید سؤالتان را در تایپیک مستقلی در بخش تاریخ طرح کرده و منتظر پاسخ توسط کارشناسان محترم تاریخ باشید.
باشد از آن می گذریم دعوای دو کلاغ جلوی قابیل یا نمایش صوری حضرت ابراهیم جلوی ستاره پرستان هم نمایش صوری به اذن خدا بودند یا اینها هم به بخش تاریخ مربوط می شوند.

موفق ...
موفق باشم یا نباشم(حتما منظورتان از دقت کردن همین بود)

mohsen124
۱۳۹۳/۰۷/۰۳, ۱۰:۵۱
سلام
:farar:البته من جای ندیدم که شیطان تا قیامت مهلت داده شده باشه ،تا زمان مشخص مهلت داره.

عروس مقدس
۱۳۹۳/۰۷/۰۳, ۱۱:۰۲
سلام
:farar:البته من جای ندیدم که شیطان تا قیامت مهلت داده شده باشه ،تا زمان مشخص مهلت داره.
واقعا خسته نباشین....[emoji41] [emoji257]

tah
۱۳۹۳/۰۷/۰۳, ۱۱:۰۴
بعید می دونم شیطان طلب بخشش کنه

چون هیچ جای قران نگفته که شیطان طلب بخشش و یا توبه کنه

و همه جای قرآن شیاطین جزیی از جهنم هستن

mohsen124
۱۳۹۳/۰۷/۰۳, ۱۱:۰۹
با سلام منم چنین حرفی نزدم.فقط این رو می دونم که هر چه که خلق شده مخلوق کسی است که مخلوقش رو خیلی دوست داره و واقعا من نمی تونم با خودم کنار بیام.
یه استدلال شخصی دارم که خیلی وقت گیر اگه خواستی و حوسله داشتی برات می نویسم.

پابوس زوار اربعین
۱۳۹۳/۰۷/۰۳, ۱۱:۴۷
اول باید بگم یکی از شروط رفتن به بهشت خواندن نماز و انجام عمل صالح است.
کدام یک از این 2 را شیطان انجام داده؟؟؟
مثلا الان شبها شیطان میره در خانه فقرا و بهشون کمک مادی میکنه؟؟؟؟

.......

بد نیست ان داستان ابوبکر و شیطان و حضرت علی را بخوانید تا متوجه شوید کینه شیطان از حضرت محمد و حضرت علی تا به چه بوده است.

............

نکته دیگر اینکه مثلا خداوند طلب شفاعت حضرت نوح برای خانواده اش را نپذیرفت.
یا در همین قران خطاب به حضرت محمد میگوید (اگر اشتباه نکنم هفتاد بار) بروی بر سر مزار ان شخص (مثل اینکه ان شخص ادم کشته بود) باز هم من ان فرد را نمیبخشم.
وقتی میبینیم که این عفو الهی شامل حال ان مرده حتی با درخواست حضرت محمد نمیشود
چگونه انتظار دارید که خداوند ان دنیا شیطان را بیامرزد؟؟؟با اینکه در قران به صراحت گفته خواهی دید که جهنم را از تو (منظور شیطان) و اغوا شده هایت پر خواهم کرد.
دوست عزیز یک بار بدون تفسیر به رای فقط ترجمه قران را با دقت از اول تا اخر بخوانید.
بدترین بلا در هنگام قران خواندن تفسیر به رای است.
سعی کنید بدون تفسیر به رای خود ترجمه را بخوانید تا این شبهه از شما زدوده شود.
اگر قرار باشد که شیطان در ان دنیا امرزیده شود که خداوند زیر قولش زده و با اینکه چندین بار در قران شیطان را دشمن اشکاری برای انسان حساب کرده بعد بیاد صاف اورا ببرد بهشت
خوب اینگونه که اصول خلقت و افرینش و همینطور عدالت الهی زیر سوال میرود که.

خود شما هم در زندگی تان پیش میاید برخی انسانها را هر چقدر واسطه میفرستند برای بخششان نمیبخشید
خوب شیطان هم دقیقا خدا را به ان نقطه رسانده که دیگر شیطان را نبخشد.

اولین گناه شیطان در مقابل خدا طغیان بوده .
خداوند شدیدا از طغیان نسبت به مخلوقاتش منزجر است.
چگونه میشود خداوند صفت رحمانیتش انقدر گل کند که دیگر عدالتش زیر سوال برود؟؟؟
تمام اسما الهی همچون زنجیر به هم وصل هستند و هیچ گاه نمیبینید اتفاقی چه در این دنیا چه در ان دنیا خارج از این اسما رخ دهد یا اتفاقی رخ دهد که یک اسم بقدری بارز شود که اسمی دیگر کاملا زیر سوال برود

مشکور
۱۳۹۳/۰۷/۰۳, ۱۳:۱۷
این چه ربطی به فرشته محسوب شدن ابلیس دارد؟
تنها روایتی که می تواند فرشته محسوب شدن ابلیس را برساند روایتی از امام صادق است که آن هم فقط اثبات می کند ابلیس در نظر فرشتگان فرشته محسوب می شده نه در نظر خدا و خودش.
سلام علیکم:Gol:

بزرگوار، ما هم نگفتیم که شیطان فرشته است بلکه گفتیم همجواری و همنشینی با ملائکه وی را در جایگاه و مکانت فرشتگان قرار داده بود. (دقت کنید)


فقط در زمینه دستورات فرشته محسوب می شد یا از مزایای آن هم بهره می برد؟ضرب المثل شترمرغ که یادتان هست.
وقتی می گوییم به مقامات عالیه فرشتگان نائل آمده، یعنی از مزایا هم برخوردار است. در قالب مثال، اگر شخصی عادی بخاطر ویژگی خاصی به بارگاه سلاطین و شاهزادگان راه بیابد، تنها در نوع خدمت و وظیفه در بارگاه سلطان نیست که با شاهزادگان برابر است بلکه در نوع مزایا نیز چنین است مگر خودش، با نافرمانی موقعیت خود را به مخاطره اندازد.


مصداقتان را در کلمه آدمی مشخص کنید.زیرا خداوند در مورد بعضی انسانها می گوید اولئک کالانعام بلهم اضل.
این برتری در آیات نورانی قرآن مورد اشاره قرار گرفته: انسان از تمام موجودات، از جن و ملک و ... برتري دارد، به جهت اينکه انسان تنها موجودي است که خليفه خدا در روي زمين است(بقره(2)، آيه 30) و مخزن اسرار الهي است(بقره(2)، آيات 31-33). و به همين جهت به ملائکه و ابليس که رئيس جنيان است دستور داده شد که بر آدم سجده نمايند(بقره(2)، آيه 34) و همين طور انسان تنها امانت دار الهي است(احزاب، آيه 72). و قرآن صريحا به برتري و کرامت انسان بر بسياري از موجودات ديگر را بيان نموده است. (اسراء(17)، آيه 70).

البته ناگفته نماند: برتری همه انسانها بالقوه و بالاستعداد است يعني همگي اين زمينه و شايستگي را بالقوه دارند که با بهره مندی از عقل و اختیار، به عالی ترین درجات قرب، فراتر از ملائکه برسند. حال اگر از آن استفاده نکنند، و با نافرمانی و گناه سقوط نمايند، بعبارتی بشوند "کالانعام" مربوط به خودشان است». (تفسير نمونه، مکارم شیرازی، ج 12، ص 200، با کمی تغییر و تصرف).


ابلیس با شش هزار سال عبادت مقام اکتسابی به دست آورده بود ولی آدم یک مقام انتصابی؟آیا این عدالت است؟
اولاً تبعیضی صورت نگرفته که بی عدالتی باشد بلکه تفاوت در نوع خلقت و استعدادهاست، امر تفاوت، لازمه خلقت عالم هستی است. بین ملائکه و جن و آدم و حیوان و نبات، تفاوت امری ضروری است. این تفاوت استعدادهای ایشان است که موجب فضیلت و برتری بالقوه و بالاستعداد آدمی است. نه برتری و فضیلت بالفعل و نهایی شده.(دقت کنید) چنانکه گفتیم: همین انسان با توجه به این استعداد می تواند از ملائک پیشی گیرد و در صورت غفلت و طغیان، نه تنها از اجنه که از حیوانات هم پست تر خواهد شد.

ثانیاً: برتری و فضیلت، به عبادت زیاد نیست که اگر چنین باشد، نمی بایست ابلیس با 6000 سال عبادت به جایگاه رفیع ملائک دست یابد و جزو ملائک مقرب الهی باشد، بلکه فضیلت و برتری به اطاعت است(توحید در اطاعت) آنهم با وجود دارا بودن عقل و اختیار، خداوند به علم ازلی و ابدی خود می دانست که انسان، این قابلیت و ظرفیت را دارد که با بهره مندی از عقل و اختیار، در برابر اوامر الهی جانب اطاعت خداوند را برگزیند. همان مسأله ای که شیطان (جن) فاقد آن بود و در برابر امر و امتحان الهی به سجده آدم، بدلیل حسادت و خود بزرگ بینی مخالفت امر خدا کرده مردود شد.

آیا اینهمه دلیل، (موارد پیش گفته و اخیر)، برای برتری انسان کفایت نمی کند.

موفق باشید ...:Gol:

عصران
۱۳۹۳/۰۷/۰۳, ۱۳:۳۷
سلام علیکم

بزرگوار، ما هم نگفتیم که شیطان فرشته است بلکه گفتیم همجواری و همنشینی با ملائکه وی را در جایگاه و مکانت فرشتگان قرار داده بود. (دقت کنید)
سلام علیکم
لطفا اگر می خواهید به ادامه اشکالات من پاسخ بدهید یک ادامه دارد بزنید و اگر نمی خواهید جواب بدهید یک اشاره ای بکنید. متشکرم.

مشکور
۱۳۹۳/۰۷/۰۳, ۱۴:۳۹
هنوز تازه آفریده شده استعداد وجودی اش به فعلیت رسید؟
سلام:Gol:

سجده فرشتگان بر انسان کامل و خلیفة الله بر زمین بوده، در علم ازلی و ابدی و مطلق الهی است که آدم (ع) و بسیاری از فرزندان او این استعداد وجودی را به فعلیت می رسانند و شایسته مقام خلیفة اللهی اند در علم ذاتی خدا مرزها و فاصله ها برداشته می شود، زمان و مکان مطرح نیست، مرزی بین بالاستعداد و بالفعل مطرح نیست. این فاصله ها و مرزهای زمانی و مکانی مربوط به موجودات امکانی است.


پس حتما بعضی هم این نظر را ندارند.
ممکن است ...


پاسخش ساده است همان استدلالی که برای آدم و حوا می آورید:ابلیس ترک اولی کرده و دستور ارشادی بوده است.آدم و حوا هبوط کردند ابلیس هم هبوط کرد.
این مغالطه ای آشکار است ...

گفتیم که ابلیس بدلیل عبادت 6000 ساله به مکانت و جایگاه فرشتگان مقرب رسیده بود و احکام ملائکه بر وی جاری می شد و از مزایای ایشان برخوردار بود، بنا بر این، عالم ملکوت که عالم ملائکة الله است، دیگر جای حکم و دستور ارشادی نیست بلکه هر چه است امر مولوی است و تخلف آن، عقوبت تکوینی و آنی دارد مثل رانده شدن و سقوط از جایگاه و مقامی که دارند، مانند جریان نافرمانی ابلیس که از جایگاه بلند فرشتگان هبوط کرد.

اما بهشتی که آدم و حوا در آن بودند بطور قطع و یقین، بهشت عدن و خلد و در ملکوت نبوده بلکه یا بنا بقول برخی مفسرین باغی آسمانی بوده(1) عده ای دیگر معتقدند بهشت دنیایی بوده (2) و گروهی نظیر علامه طباطبایی قائلند بهشت برزخی بوده است.(3) در هر صورت، چون هنوز تکلیفی بر ایشان ابلاغ نشده بود امر خدا از نزدیک نشدن به میوه آن درخت، نهی ارشادی بوده نه نهی مولوی.

پاورقی______________________________________ ___
1. مکارم شیرازى ناصر، تفسیر نمونه، ج‏1، ص: 186، دارالکتب الإسلامیه، تهران، چاپ اول، 1374 ش.
2. على بن ابراهیم قمى در تفسیر خود می‌نگارد: از امام جعفر صادق علیه‌السّلام راجع به بهشت حضرت آدم جویا شدند: آیا از بهشت‏هاى دنیا یا از بهشت‏هاى آخرت بوده، فرمود: از بهشت‏هاى دنیا بود که خورشید و ماه در آن طلوع می‌کرد، اگر از بهشت‏هاى آخرت ‏بود، هیچ گاه حضرت آدم از آن خارج نمی شد. (ترجمه تفسیر المیزان، ج‏1، ص 212، دفتر انتشارات اسلامى جامعه‏ مدرسین حوزه علمیه قم، قم، 1374 ش.)
3. آیت‌الله جوادی، تفسیر تسنیم، ج 3، ص 337 نشر موسسه اسراء، قم


خب چرا یکجا آورده است؟
در مقام تمثیل، (البته بلا تشبیه) نظیر اینکه فردی چند فرزند داشته بعلاوه سرپرستی کودکی را نیز قبول کرده(که وی نیز بنوعی فرزند خوانده وی محسوب می شود) برای ایجاد نظم در خانه، قوانین و برنامه های خانه را به فرزندان خودش گوشزد می کند و جداگانه به کودکی که مورد سرپرستی قرار گرفته نیز یادآور می شود. در اطاعت از برنامه ها و قوانین توسط فرزند خوانده تخطی صورت می گیرد. برای رسیدگی به تخلف فرزندخوانده، پدر همه بزرگان و وابستگان را جمع کرده و در مقام گزارش دهی می گوید: همه فرزندانم (اعم از فرزندان حقیقی و فرزند خوانده) را به رعایت قوانین امر کردم همه اطاعت کردند بجز فرزندخوانده ام ...

حکایت ابلیس در جمع ملائکه، نظیر تمثیل بالاست و مشکلی پیشامد نمی کند که همه را یکجا بیاورد. "فَسَجَدَ الْمَلائِكَةُ كُلُّهُمْ أَجْمَعُونَ إِلاَّ إِبْلِيسَ أَبى‏ أَنْ يَكُونَ مَعَ السَّاجِدِينَ" (حجر، 29 - 30)


این را دیگر باید از خود ابلیس بپرسید.شاید هم گفته و در قرآن نیامده است.این را هم می توانست بگوید که من برای غیر خدا سجده نمی کنم.
این دیگر از آن حرفهاست، اولاً اتهام کاستی و تحریف در قرآن که دیگر قرار ما در بحث علمی بیان سخنان "هباء منثوراً" نبود. ثانیاً چنین استدلالی از شیطان و احدی پذیرفته نیست، زیرا مهم در بندگی، اطاعت اوامر خداست نه آنچه که میل و خوشایند ماست. در جایی شیطان در برابر امر خدا بگوید: من جز بر تو سجده نمی کنم و بگوییم عجب استدلال درستی؟ چقدر شیطان تعبد داشته؟ و یا دیگران در برابر اوامر خدا مبنی بر کم و کیف نماز یا اعمال حج بگویند: من چون سجده بر خدا را خیلی دوست دارم در هر رکعت، دوست دارم چهار سجده بجای آورم و یا دوست دارم بجای دو رکعت نماز صبح، چهار رکعت بخوانم و یا بجای هفت دور طواف، ده بار طواف کنم و نظائر آن ...

خودتان قضاوت کنید آیا استدلال شیطان وارد است؟

موفق باشید ...:Gol:

مشکور
۱۳۹۳/۰۷/۰۳, ۱۵:۱۵
بخش دوم اشکال من کدام است؟کدام را می گویید؟
سلام مجدد

بخش دوم اشکالتان در باره هاروت و ماروت بود گفته بودید: اگر قرار باشد شیطان را شریک گناهان بدانیم باید هاروت و ماروت را هم شریک گناهان اهالی بابل بدانیم.


برادر عزیز من که دارم ابلیس را هم تبرئه می کنم آن وقت شما از کجای سخن من فهمیدید که هاروت و ماروت را گنهکار می دانم.
سخن من این بود که اگر آموزش سحر به فرمان خدا شراکت در گناه محسوب نمی شود زینت دادن اعمال زشت و ایجاد غفلت هم به اذن خدا توجیه می شود.

شما بدون مبنا و به صورتی غیرمنطقی بدنبال تبرئه شیطان هستید و بدون اینکه به رسالت کار هاروت و ماروت توجه داشته باشید می خواهید اگر در تبرئه شیطان موفق نشدید، هاروت و ماروت را هم با شیطان پایین بکشید و آنها را هم شریک در گناه اهل بابل کنید. در حالیکه نوع موضوع شیطان و هاروت و ماروت یک تفاوت اساسی و ماهوی دارد. شیطان با مخالفت و عناد و لجبازی با خدا می خواست کارش را در گمراهی مردم پیش ببرد و هاروت و ماروت به امر خدا برای حفظ مردم از خطر سحر و جادوی ساحران از طرف خدا مأموریت داشته اند. (دقت کنید)


یک مورد از بدعتهای ابلیس را نام ببرید. اولین بدعت شیطان، همان استدلالی است که برای تعبد شیطان بر مخالفت سجده بر آدم بکار بردید. و بدعت تکبر و خودبزرگ بینی و استفاده از قیاس، که من از آتشم و آدم از خاک، آتش از خاک برتر است لذا سجده نمی کنم. و نیز بدعت لجاجت و حسد ورزی و ...


من هم می توانم با مصادره به مطلوب چیزی را بدیهی جلوه بدهم.
شما می توانید حتی امور بدیهی نظیر تفاوت ماهوی کار خضر نبی (ع) را با مخالفت شیطان با امر خدا را نپذیرید، منعی ندارد. لکن ثمره عدم پذیرش بدیهیات، که همانا آلودگی قلب به وساوس و دسایس شیطان و شوائب نفس اماره است را توهین به خود قلمداد نکنید.


لطفا مصادره به مطلوب نکنید هنوز نه اثبات شده که ابلیس بر خلاف برنامه الهی عمل کرده و نه رد شده است.
من می گویم وقتی ضرر رساندن به مال دیگری بدون اجازه او(سوراخ کردن کشتی)و یا قتل نفس (کشتن نوجوان توسط خضر نبی یا قربانی کردن اسماعیل)به فرمان خدا مجاز است دیگر زینت دادن اعمال زشت به اذن خدا که این حرفها را ندارد.
بزرگوار، چطور اثبات نشده وقتی خداوند شیطان و عمل او را تقبیح نموده و وی را مطرود درگاه خود می سازد و عاقبت او و پیروانش را آتش جهنم یاد می کند؟ آیا این مصادره به مطلوب است؟ یا قول خدای کریم؟

حکمت سوراخ کردن کشتی و قتل نفس آن جوان اولاً بامر خدا بوده و ثانیاً بنا به علم باطن خضر نبی (ع) برای تعلیم و رشد حضرت موسی (ع) رخداده، خدای حکیم فرمانروای مطلق عالم هستی است و او از اسرار و حکمت های این امور بهتر آگاه است، همه کائنات در ید قدرت اوست و روزانه هزاران اتفاق و حادثه که حکمت و باطنی در پس آن وجود دارد در جهان اتفاق می افتد که کسی از سِرّ آن مطلع نمی شود. چه ایرادی دارد که در حکایت موسی و خضر (ع) خداوند باطن و حکمتی از اسرارش را برای تعلیم به پیامبرش موسی (ع) توسط خضر نبی اعمال و اجرا کند؟

حکمت قربانی کردن اسماعیل (ع) نیز معلوم است برای امتحان سطح و میزان اطاعت مندی ابراهیم (ع) بوده، و وقتی ابراهیم (ع) از این امتحان، سرافراز بیرون آمد به امر خدا قوچی جایگزین شد تا با این قربانی، ابراهیم (ع) سنت شکرگزاری به درگاه خدا را به دیگر بندگان بیاموزد.

اینها که گفتیم؛ همه به فرمان خدا بوده، شما چگونه اینها را با عمل شیطان، یعنی (زینت دادن عمل بندگان) مقایسه می کنید؟ تفاوت ایندو از زمین تا آسمان است. عمل شیطان از روح مخالفت و عناد و تکبر و خودبزرگ بینی و لجاجتش نشأت می گیرد و عمل خضر نبی (ع) و ابراهیم (ع) از اطاعت ورزی و عبودیت خدا. (دقت کنید)

موفق باشید ...:Gol:

مشکور
۱۳۹۳/۰۷/۰۳, ۱۵:۱۸
لطفا اگر می خواهید به ادامه اشکالات من پاسخ بدهید یک ادامه دارد بزنید و اگر نمی خواهید جواب بدهید یک اشاره ای بکنید. متشکرم.
سلام مجدد:Gol:

اگر حوصله بخرج دهید ان شاء الله؛ بعون الله تعالی، به همه سؤالات و اشکالات جدیدی که قبلاً پاسخ داده نشده، پاسخ خواهیم داد. موفق باشید ... :Gol:

عروس مقدس
۱۳۹۳/۰۷/۰۳, ۱۸:۴۸
با سلام بر دوستان و اساتید.یه سوال دیگه.

ما جن کافر داریم و جن شیعه.
جن کافر و جن شیعه هم شیطان و نفس دارند؟
اگر دارند آیا همدیگر را میبینند؟؟چون ما که اجنه را نمیبینیم.
اگر دارند آن دنیا حساب کتابشان چگونه است؟؟؟

عصران
۱۳۹۳/۰۷/۰۳, ۱۹:۰۸
درود بر دوستان.

اگر استاد مقداری اطلاعات هم در رابطه با موجوداتی که قبل از انسان ها زندگی میکردند(نسناس)بنویسند ممنون میشم.
حضرت علی (ع) می فرمایند: وقتى كه خداى متعال اراده كرد كه خلقتى را به دست قدرت خود ایجاد كند، و این امر بعد از گذشت هفت هزار سال از خلقت جنّ و نسناس در زمین بود، آنگاه خداوند از طبقات آسمانها پرده برداشت و به ملائكه فرمود: به زمین بنگرید و اهل آن از جنّ و انس را ببینید، پس وقتى كه نگاه كردند و اعمال معصیت آمیز آنها را دیدند، بر ایشان بسیار دشوار بود، آن وقت گفتند: پروردگارا تو عزیز و قادرى و اینها خلق ضعیف تو هستند كه با روزى تو زندگى مى‏كنند ولى تو را نافرمانى و معصیت مى‏ نمایند و تو از آنها انتقام نمى ‏گیرى، وقتى كه پروردگار سخن آنان را شنید فرمود: من مى‏خواهم در زمین جانشینى قرار دهم كه حجت من در زمین من باشد، ملائكه گفتند: تو منزّهى از اینكه در زمین موجودى را بیافرینى كه همان طور كه جنّیان در زمین فساد مى‏ كردند، در آن فساد و و خونریزى كنند، پس این خلیفه را از ما قرار بده چون ما تو را معصیت و نافرمانى نكرده و تو را به ستایشت تسبیح مى‏گوئیم و تقدیس مى‏ نمائیم، آنگاه خداى عزّ و جل فرمود: همانا من چیزى را مى‏ دانم كه شما نمى‏ دانید، اراده كرده ‏ام كه به دست قدرت خود خلقى را بیافرینم، و از ذریّه او پیامبران و بندگان صالح و امامان هدایت یافته ‏اى قرار دهم و آنها را جانشینان خود بر خلقم در زمین قرار دهم و زمین خود را از لوث نسناس پاكیزه سازم و جنّیان عصیانگر را منتقل كرده و آنها را در هوا و در اقطار زمین سكونت دهم و بین آنها و خلقم حجابى قرار دهم.(علل الشرائع، ج‏۱، ص: ۱۰۵.)

پابوس زوار اربعین
۱۳۹۳/۰۷/۰۳, ۲۰:۳۱
هنوز تازه آفریده شده استعداد وجودی اش به فعلیت رسید؟





دوست عزیز در نظر قبلیم از شما خواستم قران را یک بار فقط ترجمه اش را بخوانید .
درا نجا به اولین هنر انسان اشاره میشود و انسان یک طورایی عرضه اندام میکند جلوی فرشتگان .
بعد از ان است که فرشتگان قبول میکنند برای انسان سجده کنند

tamahdi69
۱۳۹۳/۰۷/۰۳, ۲۰:۴۴
چند مدت پیش به این فکر بودم که شیطان خوبه!!!و کلا ما باید خوشحال باشیم از این که خدا شیطان رو خلق کرده!!!!
احتمالا الان میگین این یارو کافر شده...
نه.من کافر نشدم ولی اگه خدا شیطان رو خلق نمیکرد ما نمیتونستیم کارای خوب بکنیم.و کسی نبود که گولمون بزنه و بعضی ها بهشتی بشن و بعضی ها جهنمی.و این وسط فرق طلا با آهن معلوم نمیشد.
پس طبق فرمایش شما صدام هم خوبه !!! اوباما هم خوبه !!! اصلا همه جنایتکاران عالم خوبن !!! یزید هم خوبه چون باعث شهادت امام حسین شد ...

عصران
۱۳۹۳/۰۷/۰۳, ۲۱:۱۹
درود بر دوستان.

اگر استاد مقداری اطلاعات هم در رابطه با موجوداتی که قبل از انسان ها زندگی میکردند(نسناس)بنویسند ممنون میشم.

امام على(ع) در پاسخ کسى که درباره مخلوقات قبل از آدم سؤال کرده بود، فرمود: «بله، خداوند در آسمان و زمین، مخلوقاتى داشت که او را تسبیح مى‏کردند. سپس ملائکه روحانى را خلق نمود، و آن گاه جنّیان روحانى را که داراى بال بودند، آفرید که از ملائکه پایین‏تر بودند... و بعد مخلوقاتى را پایین‏تر از جن آفرید که ابدان و ارواح داشتند؛ ولى بى بال بودند. این‏ها که مى‏خورند و مى‏آشامند، نسناس‏اند و به خلق جنّ شباهت دارند و در عین حال از انس به شمار نمى‏آیند...». این حدیث هم نمى‏تواند بر واقعیت دار بودن نسناس (انسان نما) دلالت بکند؛ زیرا اوّلاً خود حضرت در کلامشان فرمودند که اینها از طایفه انس محسوب نمى‏شوند. ثانیاً: نهایت امرى که این حدیث بر آن دلالت دارد، این است که نسناس طایفه‏اى از جن بودند که بر خلاف جنّیان پیشین، قدرت پرواز نداشتند و خداوند به سبب فساد آنها را نابود کرد، (بحارالانوار، ج 54، ص 323).

عصران
۱۳۹۳/۰۷/۰۳, ۲۱:۲۵
دوست عزیز در نظر قبلیم از شما خواستم قران را یک بار فقط ترجمه اش را بخوانید .
درا نجا به اولین هنر انسان اشاره میشود و انسان یک طورایی عرضه اندام میکند جلوی فرشتگان .
بعد از ان است که فرشتگان قبول میکنند برای انسان سجده کنند
سلام دوست عزیز
مشکل اینجا است که ابلیس شش هزار سال زحمت کشید ولی خدا سروری را یکدفعه به یک تازه به دوران رسیده داد.
اگر شما در اداره ای بیست سال زحمت کشیده باشی و یکدفعه یک تازه وارد بشود رئیست ناراحت نمی شوی؟

پابوس زوار اربعین
۱۳۹۳/۰۷/۰۳, ۲۱:۳۹
سلام دوست عزیز
مشکل اینجا است که ابلیس شش هزار سال زحمت کشید ولی خدا سروری را یکدفعه به یک تازه به دوران رسیده داد.
اگر شما در اداره ای بیست سال زحمت کشیده باشی و یکدفعه یک تازه وارد بشود رئیست ناراحت نمی شوی؟

خوب است شماها پیامبر نشدید وگرنه به خدا اعتراض میکردید که چرا حضرت عیسی را در کودکی پیامبر کردی و مرا از کودکی پیامبر نکردی
دوست عزیز خوب است خداوند در قران با قاطعیت به این مضمون صحبت میکنند که عالم هستند که چه خلق کرده اند . همان کاری که خدا از حضرت ادم بعد از خلقت خواستند و حضرت انجام دادند بسیار فرشتگان را متعجب کرده بود طوری که انگار چنین صحنه ای ندیده اند .
باز تاکید میکنم به دور از هر خواطر و تفسیر رایی فقط یک بار ترجمه قران را بخوانید

مشکور
۱۳۹۳/۰۷/۰۳, ۲۳:۴۴
با سلام بر دوستان و اساتید.یه سوال دیگه.

ما جن کافر داریم و جن شیعه.
جن کافر و جن شیعه هم شیطان و نفس دارند؟
اگر دارند آیا همدیگر را میبینند؟؟چون ما که اجنه را نمیبینیم.
اگر دارند آن دنیا حساب کتابشان چگونه است؟؟؟
سلام:Gol:

مطلق جن وسوسه گر نیست، بلکه وسوسه کار ابلیس است که از نوع جنیان و رییس شیاطین است، ولی در کارهای وسوسه برانگیز تنها عمل نمی کند، زیرا شیطان در گمراهی بشر تنها نیست، بلکه یارانی دارد. بنا بر این، نسل شیطان گرچه همانند او از نوع جن اند، ولی همه جنیان از نسل شیطان نیستند. میان جنیان، مذاهب و فرقه های مختلف وجود دارد.

برخی شیعه و مسلمان اند. از آیات معلوم می‌شود که جنیان مؤمن و کافر دارند. «وَأَنَّا مِنَّا الصَّالِحُونَ وَمِنَّا دُونَ ذَلِکَ کُنَّا طَرَائِقَ قِدَدًا؛(1) از میان ما برخى درستکارند .برخى غیر آن. ما فرقه‏ هایى گوناگونیم». در جای دیگر قرآن از قول جن نقل کرده : «وَأَنَّا مِنَّا الْمُسْلِمُونَ وَمِنَّا الْقَاسِطُونَ فَمَنْ أَسْلَمَ فَأُوْلَئِکَ تَحَرَّوْا رَشَدًا؛(2) از میان ما برخى فرمانبردار و برخى از ما منحرفند. پس کسانى که به فرمانند، آنان در جستجوى راه درستند».

بنا بر این با توجه به اینکه اجنه نیز دارای اختیار و تکلیف هستند دارای نفس بوده و با توجه به اینکه در بین شان مؤمن و کافر و صالح و فاسق هست نتیجه می شود که آنها نیز تحت تأثیر نفس و شیطان هستند.

گرچه در باره محل زندگی و سایر جزییات زندگی جن اطلاع زیاد در دست نیست، ولی در برخی روایات در بارة نحوة زندگی آنان مطالبی آمده است : روزی رسول خدا در جایی با اصحاب نشسته بود که گرد و غباری از دور پدیدار شد و به سوی حضرت آمد تا نزدیک او رسید. شخصی از میان غبار بر حضرت سلام کرد و عرض نمود : فرستاده ای از سوی قوم خود هستم که مؤمن هستیم،‌ ولی عده‌ای از اقوام دیگر از جنیان بر ما ظلم کرده، کسی را همراه ما بفرستید تا میان ما داوری کند و ما را از ستم آنان نجات دهد، حضرت از اسم او پرسید و از قوم و قبیله او سؤال کرد، او خود را «عرفطه» معرفی کرد و نام و قبیله خود را نیز گفت: بعد حضرت خطاب به امیر المؤمنین فرمود: همراه او برو و میان آن ها قضاوت کن، حضرت همراه او رفت و بر اساس حق‌بین جنیان قضاوت نمود و برگشت.(3)

با توجه به اینکه جنس اجنه و شیاطین یکی است قطعاً آنها یکدیگر را می بینند، چنانکه ما انسانها همدیگر را می بینیم. حساب و کتاب اجنه نیز در قیامت، همچون حساب و کتاب انسانهاست. چنانکه در آیات قرآن بدان اشاره شده و از قول اجنه می گوید: «و از میان ما برخى فرمانبردار و برخى منحرفند ، پس كسانى كه به فرمانند ، آنان در جستجوى راه درستند ، ولى منحرفان هیزم جهنم خواهند بود».(4)

موفق باشید ...:Gol:

پاورقی______________________________________ ________
1. جن (72) آیه 11.
2. همان، آیه 14.
3. سید حیدر آملی، تفسیر المحیط الاعظم،نشر وزارت ارشاد اسلامی 1416ق. ج 2، ص 104 (پاورقی).
4. جن ، 14 و 15.

عروس مقدس
۱۳۹۳/۰۷/۰۴, ۰۰:۱۳
سلام:Gol:

مطلق جن وسوسه گر نیست، بلکه وسوسه کار ابلیس است که از نوع جنیان و رییس شیاطین است، ولی در کارهای وسوسه برانگیز تنها عمل نمی کند، زیرا شیطان در گمراهی بشر تنها نیست، بلکه یارانی دارد. بنا بر این، نسل شیطان گرچه همانند او از نوع جن اند، ولی همه جنیان از نسل شیطان نیستند. میان جنیان، مذاهب و فرقه های مختلف وجود دارد.

برخی شیعه و مسلمان اند. از آیات معلوم می‌شود که جنیان مؤمن و کافر دارند. «وَأَنَّا مِنَّا الصَّالِحُونَ وَمِنَّا دُونَ ذَلِکَ کُنَّا طَرَائِقَ قِدَدًا؛(1) از میان ما برخى درستکارند .برخى غیر آن. ما فرقه‏ هایى گوناگونیم». در جای دیگر قرآن از قول جن نقل کرده : «وَأَنَّا مِنَّا الْمُسْلِمُونَ وَمِنَّا الْقَاسِطُونَ فَمَنْ أَسْلَمَ فَأُوْلَئِکَ تَحَرَّوْا رَشَدًا؛(2) از میان ما برخى فرمانبردار و برخى از ما منحرفند. پس کسانى که به فرمانند، آنان در جستجوى راه درستند».

بنا بر این با توجه به اینکه اجنه نیز دارای اختیار و تکلیف هستند دارای نفس بوده و با توجه به اینکه در بین شان مؤمن و کافر و صالح و فاسق هست نتیجه می شود که آنها نیز تحت تأثیر نفس و شیطان هستند.

گرچه در باره محل زندگی و سایر جزییات زندگی جن اطلاع زیاد در دست نیست، ولی در برخی روایات در بارة نحوة زندگی آنان مطالبی آمده است : روزی رسول خدا در جایی با اصحاب نشسته بود که گرد و غباری از دور پدیدار شد و به سوی حضرت آمد تا نزدیک او رسید. شخصی از میان غبار بر حضرت سلام کرد و عرض نمود : فرستاده ای از سوی قوم خود هستم که مؤمن هستیم،‌ ولی عده‌ای از اقوام دیگر از جنیان بر ما ظلم کرده، کسی را همراه ما بفرستید تا میان ما داوری کند و ما را از ستم آنان نجات دهد، حضرت از اسم او پرسید و از قوم و قبیله او سؤال کرد، او خود را «عرفطه» معرفی کرد و نام و قبیله خود را نیز گفت: بعد حضرت خطاب به امیر المؤمنین فرمود: همراه او برو و میان آن ها قضاوت کن، حضرت همراه او رفت و بر اساس حق‌بین جنیان قضاوت نمود و برگشت.(3)

با توجه به اینکه جنس اجنه و شیاطین یکی است قطعاً آنها یکدیگر را می بینند، چنانکه ما انسانها همدیگر را می بینیم. حساب و کتاب اجنه نیز در قیامت، همچون حساب و کتاب انسانهاست. چنانکه در آیات قرآن بدان اشاره شده و از قول اجنه می گوید: «و از میان ما برخى فرمانبردار و برخى منحرفند ، پس كسانى كه به فرمانند ، آنان در جستجوى راه درستند ، ولى منحرفان هیزم جهنم خواهند بود».(4)

موفق باشید ...:Gol:

پاورقی______________________________________ ________
1. جن (72) آیه 11.
2. همان، آیه 14.
3. سید حیدر آملی، تفسیر المحیط الاعظم،نشر وزارت ارشاد اسلامی 1416ق. ج 2، ص 104 (پاورقی).
4. جن ، 14 و 15.

درود.
ممنون از جوابتون.این داستان که حضرت علی ع را میفرستند چندین سال پیش خوانده ام و بسیار زیبا بود.و به خودم افتخار کردم با داشتن چنین مولایی.اگر بتوانید اینجا برای دوستان هم بنویسید عالی ست.
یا علی

عصران
۱۳۹۳/۰۷/۰۴, ۰۶:۴۵
درود.
ممنون از جوابتون.این داستان که حضرت علی ع را میفرستند چندین سال پیش خوانده ام و بسیار زیبا بود.و به خودم افتخار کردم با داشتن چنین مولایی.اگر بتوانید اینجا برای دوستان هم بنویسید عالی ست.
یا علی
سلام
اصل این که حضرت علی پیش جنیان رفت درست است ولی آن داستانی که شما خوانده اید به احتمال زیاد غیرمعتبر بوده است و تحریفات زیادی در آن شده است.

عصران
۱۳۹۳/۰۷/۰۴, ۰۸:۱۸
سلام علیکم


خوب است شماها پیامبر نشدید وگرنه به خدا اعتراض میکردید که چرا حضرت عیسی را در کودکی پیامبر کردی و مرا از کودکی پیامبر نکردی
دوست عزیز وقتی حضرت ابراهیم از خدا پرسید چگونه مردگان را زنده می کنی خدا پاسخش را با معجزه داد و نیز وقتی بنی اسرائیل نزد حضرت موسی آمدند و گفتند می خواهیم خدا را ببینیم خدا پاسخشان راداد فکر نمی کنم اگر پیامبر بودم این سوال شما را از خدا می پرسیدم آن را بی جواب می گذاشت.


دوست عزیز خوب است خداوند در قران با قاطعیت به این مضمون صحبت میکنند که عالم هستند که چه خلق کرده اند
مگر من گفتم خدا جاهل است.


همان کاری که خدا از حضرت ادم بعد از خلقت خواستند و حضرت انجام دادند بسیار فرشتگان را متعجب کرده بود طوری که انگار چنین صحنه ای ندیده اند .
آن علم را آدم با جبر به دست آورده بود ولی شش هزار سال ابلیس خدا را با اختیار عبادت کرد.یک مثال دیگر می زنم اگر در یک مسابقه دو ومیدانی شما صد کیلومتر دویده باشی و یکدفعه داور رقیب شما را با ماشین از خط پایان رد کند شما آن را ناعادلانه نمی دانی؟


باز تاکید میکنم به دور از هر خواطر و تفسیر رایی فقط یک بار ترجمه قران را بخوانید
فرمایشتان را اجرا کردم ولی در بسیاری از آیات انسان را به تعقل و تفکر در قرآن دعوت کرده است نه بسنده کردن به ترجمه صرف.من هم شما را به خواندن قرآن با تفکر توصیه می کنم.

یک توصیه دیگر هیچوقت قرآن الهی قمشه ای را نخوان.

باء
۱۳۹۳/۰۷/۰۴, ۱۰:۵۶
با سلام و درود .

چند مدت پیش به این فکر بودم که شیطان خوبه!!!و کلا ما باید خوشحال باشیم از این که خدا شیطان رو خلق کرده!!!!
احتمالا الان میگین این یارو کافر شده...
نه.من کافر نشدم ولی اگه خدا شیطان رو خلق نمیکرد ما نمیتونستیم کارای خوب بکنیم.و کسی نبود که گولمون بزنه و بعضی ها بهشتی بشن و بعضی ها جهنمی.و این وسط فرق طلا با آهن معلوم نمیشد.
حالا سوال من اینجاست.آیا.آیا امکان داره شیطان در روز قیامت بخشیده بشه؟؟
آیا امکان داره اون دنیا خداوند بگه که من فقط واسه تفکیک کردن شما شیطان رو خلق کردم؟و هیچ کس خبر نداشت جز خودم!!همان گونه که کسی از تاریخ فرج آقا عج و یا روز دقیق قیامت خبر ندارد حتی پیامبر ص.آیا امکان بخشش شیطان وجود دارد؟؟البته حدیث هایی که در مورد شیطان و قسم خوردنش که تا روز قیامت دشمن انسان هستش رو خوندم.که الحمدالله یکی دوتا نیست.
خداوند میگه رحمت من زیاده.شاید بخشیده شد!!!

سلام علیکم،
بله این امکان وجود دارد که بخشیده شود، مثلاً حدیث زیر در کتاب شریف خصال را ببینید:

حَدَّثَنَا أَبِي رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنَا سَعْدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْحَمِيدِ الْعَطَّارِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ رَاشِدٍ الْبَرْمَكِيِّ عَنْ عُمَرَ بْنِ سَهْلٍ الْأَسَدِيِّ عَنْ سُهَيْلِ بْنِ غَزْوَانَ‏ الْبَصْرِيِّ «1» قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع يَقُولُ إِنَّ امْرَأَةً مِنَ الْجِنِّ كَانَ يُقَالُ لَهَا عَفْرَاءُ وَ كَانَتْ تَأْتِي النَّبِيَّ ص فَتَسْمَعُ مِنْ كَلَامِهِ فَتَأْتِي صَالِحِي الْجِنِّ فَيُسْلِمُونَ عَلَى يَدَيْهَا وَ إِنَّهَا فَقَدَهَا النَّبِيُّ ص فَسَأَلَ عَنْهَا جَبْرَئِيلَ ع فَقَالَ إِنَّهَا زادت [زَارَتْ‏] أُخْتاً لَهَا تُحِبُّهَا فِي اللَّهِ فَقَالَ النَّبِيُّ ص طُوبَى لِلْمُتَحَابِّينَ فِي اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى خَلَقَ فِي الْجَنَّةِ عَمُوداً مِنْ يَاقُوتَةٍ حَمْرَاءَ عَلَيْهِ سَبْعُونَ أَلْفَ قَصْرٍ فِي كُلِّ قَصْرٍ سَبْعُونَ أَلْفَ غُرْفَةٍ خَلَقَهَا اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لِلْمُتَحَابِّينَ وَ الْمُتَزَاوِرِينَ [ِإِلَى أَنْ ذَكَرَ أَنَّهَا جَاءَتْ فَقَالَ لَهَا] يَا عَفْرَاءُ أَيَّ شَيْ‏ءٍ رَأَيْتِ قَالَتْ رَأَيْتُ عَجَائِبَ كَثِيرَةً قَالَ فَأَعْجَبُ مَا رَأَيْتِ قَالَتْ رَأَيْتُ إِبْلِيسَ فِي الْبَحْرِ الْأَخْضَرِ عَلَى صَخْرَةٍ بَيْضَاءَ مَادّاً يَدَيْهِ إِلَى السَّمَاءِ وَ هُوَ يَقُولُ إِلَهِي إِذَا بَرَرْتَ قَسَمَكَ وَ أَدْخَلْتَنِي نَارَ جَهَنَّمَ فَأَسْأَلُكَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ عَلِيٍّ وَ فَاطِمَةَ وَ الْحَسَنِ وَ الْحُسَيْنِ إِلَّا خَلَّصْتَنِي مِنْهَا وَ حَشَرْتَنِي مَعَهُمْ فَقُلْتُ يَا حَارِثُ مَا هَذِهِ الْأَسْمَاءُ الَّتِي تَدْعُو بِهَا قَالَ لِي رَأَيْتُهَا عَلَى سَاقِ الْعَرْشِ مِنْ قَبْلِ أَنْ يَخْلُقَ اللَّهُ آدَمَ بِسَبْعَةِ آلَافِ سَنَةٍ فَعَلِمْتُ أَنَّهَا أَكْرَمُ الْخَلْقِ عَلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَأَنَا أَسْأَلُهُ بِحَقِّهِمْ فَقَالَ النَّبِيُّ ص وَ اللَّهِ لَوْ أَقْسَمَ أَهْلُ الْأَرْضِ بِهَذِهِ الْأَسْمَاءِ لَأَجَابَهُمْ. [الخصال، ج‏2، ص: ۶۳۸ و ۶۳۹]

که به طور خلاصه مضمونش این است که خانم مؤمنی از اهل جن پیش رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله رسید و گفت که مطلب عجیبی دیدم و آن اینکه ابلیس را دیدم در دریای سبز بر صخره‌ای سفید دستانش را رو به آسمان بلند کرده و می‌گفت خدای من آن هنگام که قسمت را در مورد من انجام دادی و مرا داخل در آتش جهنم نمودی پس از تو می‌خواهم بحق محمد و علی و فاطمة و حسن و حسین که هرآینه از آن خلاصی‌ام دهی و مرا با ایشان جمع گردانی! بعد آن خانم از ابلیس می‌پرسد که این نام‌ها که برشمردی کیستند؟ جواب داد که نام ایشان را بر ساق عرش دیدم ۷۰۰۰ سال قبل از آنکه آدم خلق گردد و دانستم که ایشان گرامی‌ترین خلق نزد خداوند هستند و بحق ایشان او را می‌خوانم. پس رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله فرمودند که قسم به خداوند که اگر اهل زمین به این نامها قسم یاد کنند اجابت می‌شوند ...

اخبار دیگری هم وجود دارد که در آن ابلیس از اینکه از بارگاه قدس الهی رانده شده گریه‌ها داشته و حزن شدیدی داشته و پیامبر خدا (از قول سه پیامبر این مطلب را دیده‌ام اگر درست خاطرم باشد، علیهم‌السلام‌أجمعین) به او فرمودند که توبه کن، مشتاق شد که می‌کنم، فرمودند به آدم سجده نکردی رانده شدی اکنون اگر بر قبر او سجده کنی توبه‌ات پذیرفته می‌شود، و ابلیس رفت و در حال رسیدن به قبر فرزندان و لشگریانش آمدند و به او گفتند که تو بزرگتر مایی و تو بر زنده‌ی او سجده نکردی آیا می‌خواهی بر استخوان‌های او سجده کنی؟ و ابلیس را از این کار منصرف کردند ... در روایت دیگری هست که از معصوم علیه‌السلام پرسیدند که آیا اگر ابلیس با این همه گناه که کرده است و فتنه‌ها که ایجاد کرده است و ظلم‌هایی را که به راه انداخته است توبه کند توبه‌ی او هم پذیرفته خواهد شد؟ معصوم علیه‌السلام فرمودند که بله ولی او هرگز توفیق توبه پیدا نخواهد کرد. که مثال چنین سلب توفیقی را در داستان بالایی به وضوح می‌توانید ببینید، وقتی که انصار او و فرزندانش که تبعات اعمال خود او هستند مانع از توبه‌ی او می‌شوند و او اینچنین گرفتار خودش است.

از طرف دیگر خداوند قسم جلاله یاد کرده است که شیطان را و هر کسی را که از او تبعیت کند به جهنم خواهد انداخت و این خود خبری از غیب است که شیطان هرگز توفیق توبه نخواهد یافت، توبه کند پذیرفته می‌شود ولی موفق به توبه نخواهد شد، در قیامت هم بخشیده نخواهد شد و در جهنم آخرت گرفتار می‌گردد ... اما ممکن است نهایتاً از جهنم بیرون آورده شود، چنانکه در آن حدیث فوق دیدیم که خدا را به حق پنج تن آل عبا علیهم‌السلام بر این مطلب قسم داد، یا اینکه از روایات زیادی اینطور به نظر می‌رسد که او حق را شناخته و خود متمایل به حق است و خدا را دوست دارد و تنها تکبرش مانع از رسیدن او به حق و چنگ زدن در ریسمان محکم الهی شده است، حتی در روایتی رو به حضرت علی علیه‌السلام که قصد او را کرده بودند می‌گوید که من تو (یعنی امیر مؤمنان علیه‌السلام) را دوست دارم و در نطفه‌ی کسی که از شیعیان تو باشند شریک نمی‌شوم و طبیعی است که هر کسی که اهل بیت علیهم‌السلام را دوست داشته باشد هرگز در جهنم به صورت ابدی گرفتار نخواهد شد، اگرچه در جهنم وارد می‌شود ولی نهایتاً زمانی می‌رسد که از جهنم به بهشت بیرون برده شود.

تنها اشکالی که در این نظر آخری دیده‌ام این است که در روایتی دیدم که ابلیس مبغوض‌ترین خلق به خود را اهل بیت علیهم‌السلام معرفی کرد و اعلام کرد که کینه‌ی ایشان را در دل دارد، این روایت با مجموع روایاتی که در بالا آورده شد یا مضمونشان مورد استفاده قرار گرفت در تضاد است، اگر آنها درست نباشند و این درست باشد آنگاه ابلیس هم برای ابد در جهنم گرفتار خواهد شد چنانکه جهنم ابدی جایگاه دشمنان اهل بیت علیهم‌السلام است، من أبغضهم فقد أبغض الله، یعنی هر کس که ایشان را دشمن بدارد خدا را دشمن داشته است.

یا علی

mohsen124
۱۳۹۳/۰۷/۰۵, ۰۹:۰۹
سلام
متنتون خیلی جالب بود . به دلم نشست خدا بهتون اجر خیر بده.

عروس مقدس
۱۳۹۳/۰۷/۰۵, ۱۰:۴۰
سلام و درود بر دوستان و اساتید.
خداوند فرموده خلق نکردیم جن و انس را فقط برای عبادت....
سوال اینجاست که اول جن خلق شده یا انس؟
آیا همراه هم خلق شدن یا جدا از هم؟
اگر جدا از هم چند سال اختلاف داشته اند خلقتشان؟
اول جن خلق شد یا نسناس؟؟
خدا نسناس نسلشان را منقرض کرد اما جرا نسل جن را منقرض نکرد؟؟

عصران
۱۳۹۳/۰۷/۰۵, ۱۰:۵۸
خداوند فرموده خلق نکردیم جن و انس را فقط برای عبادت....
سوال اینجاست که اول جن خلق شده یا انس؟
آیا همراه هم خلق شدن یا جدا از هم؟
اگر جدا از هم چند سال اختلاف داشته اند خلقتشان؟
اول جن خلق شد یا نسناس؟؟
سلام
پس آن احادیثی که برای شما آوردم کشک بودند.


خدا نسناس نسلشان را منقرض کرد اما جرا نسل جن را منقرض نکرد؟؟
شما اول بگو چرا خداوند نسل دایناسورها را منقرض کرد ولی نسل پستانداران را منقرض نکرد؟

پابوس زوار اربعین
۱۳۹۳/۰۷/۰۵, ۱۵:۵۷
دوست عزیز وقتی حضرت ابراهیم از خدا پرسید چگونه مردگان را زنده می کنی خدا پاسخش را با معجزه داد و نیز وقتی بنی اسرائیل نزد حضرت موسی آمدند و گفتند می خواهیم خدا را ببینیم خدا پاسخشان راداد فکر نمی کنم اگر پیامبر بودم این سوال شما را از خدا می پرسیدم آن را بی جواب می گذاشت.

ان سوال کجا و این سوال شما کجا ؟؟؟کمکتان بدهم برا همین جوابتان مشابه همین بحث را پیامبر با خدا کرد و سوره انشراح نازل شد ولی هیچ گاه هیچ پیامبری نگفت چرا حضرت عیسی از طفولیت پیامبر شد.
اگر این سوال شما به ذهن خود شیطان خطور نکرد زیرا قبل از امر خدا همه دیدن انسان چه حرکت شگرفی(برای همین میگویم سوره بقره فقط ترجمه اش را بخوانید) انجام داد. مشکل شیطان سر جنس انسان بود میگفت من از اتشم و انسان از خاک و علقه است.پس من برترم وگرنه احساس برتری بابت ان همه عبادتش نداشت

مگر من گفتم خدا جاهل است.
خوب خدا دارد به صراحت میگوید من میدانم چه خلق کرده ام و ملایک هیچ اعتراضی نمیکنند.
مگر شما به مخازن حکمت الهی دسترسی پیدا کرده اید ؟؟؟ که از الان میگوید نسل انسان در اخر کاری خواهد کرد که خدا پشیمون بشود؟؟؟
مثلا پیامبر از قبل از پیامبریش بارها مورد لطف خدا گرفته
یا در مورد حضرت موسی که خداوند یک طورایی قبل از نبوتش چه در قضیه ان قتل چه در صحرا یاریش میدهد.
این بحث شما در حالت خوش بینانه اش میرود به سمت بحث هدایت افعالی که جبر الهی و اختیار انسانی پایش در هدایت است.


آن علم را آدم با جبر به دست آورده بود ولی شش هزار سال ابلیس خدا را با اختیار عبادت کرد.یک مثال دیگر می زنم اگر در یک مسابقه دو ومیدانی شما صد کیلومتر دویده باشی و یکدفعه داور رقیب شما را با ماشین از خط پایان رد کند شما آن را ناعادلانه نمی دانی؟

اصلا این یک سنت الهی است برا همین بارها پیش امد پیامبر جوانان را فرمانده نبردهایش قرار داد.
نکته دیگر این است که جبر خدا خودش درش حکمتی است تا عبدش ( چه انسان چ جن چه فرشته) بفهمد که خدا او را به امان رها نکرده .
مثال این صحبت این است که یک گوسفند پس از تولد مستقیم از گوسفندی که مادرش است شیر میخورد و حتی به سمت سایر گوسفندها هم نمیرود.و اینکه چطور این مادر را میشناسد بسیار جای تعجب دارد.
خوب اید گفت چرا خدا این حالت را به گوسفند داده؟؟؟
اگر نمیداد که یا ان مخلوقش میمرد یا اگر زنده میماند وخودش راهش را پیدا میکرد پس فردا معترض میشد که خدا چرا کمکم نکردی؟؟؟
و وقتی ادم خلق شد در سن شش سالگی نبوده که بگیم بعدا یواش یواش علم بهش اضافه میشه و معلم براش میگیریم تدریسش کنند.
وجوب بوده که سبب شده ادم با یک دانش که خداوند بهش داده خلق میشده و خداوند از روح خودش به او و بعدها سایر انسانها بدمد وگرنه که این ادم میخواست از کجا زندگی را شروع کند؟؟؟
هم ادم هم شیطان بعد از تخلف از امر خدا رانده شدند اما ادم توبه کرد و مجددا رحمت خدا شامل حالش شد اما شیطان حاضر نشد بعد از تخلف از امر خدا توبه کند و برای همیشه رانده شد.

شیطان که سهل همین الان انسانهایی هستند که کلی دب دبه دارند و دارن خودشان را برای روزهای سخت اماده میکنند اما به محضی که روز سخت میرسد جا میزنند و در میروند.
پس شش هزار سال عبادت شیطان بخوره تو سرش وقتی که امر خدا را نپذیرفت.
فکر کردید خدا محتاج ان همه سال عبادت است در حالی که این همه حدیث و روایت در باب نماز است که اگر از بین این همه نمازتان فقط 2 رکعت نماز مورد پذیرش خدا قرار بگیرد میروید بهشت؟؟؟


فرمایشتان را اجرا کردم ولی در بسیاری از آیات انسان را به تعقل و تفکر در قرآن دعوت کرده است نه بسنده کردن به ترجمه صرف.من هم شما را به خواندن قرآن با تفکر توصیه می کنم.

من نگفتم با تدبر نخوانید گفتم یک دفعه(بهتر است همان دفعه اول باشد) فقط ترجمه را بخوانید و در موارد بعدی به تدبر خود عمق دهید . درست مثل درس خوندن برای کنکورها و درست مثل کسی که دفعه اولش دعای کمیل میخواند اول ترجمه اش را میخواند بعد متن دعا را .

یک توصیه دیگر هیچوقت قرآن الهی قمشه ای را نخوان.[/quote]

مشکور
۱۳۹۳/۰۷/۰۵, ۱۶:۲۶
آن علم را آدم با جبر به دست آورده بود ولی شش هزار سال ابلیس خدا را با اختیار عبادت کرد.یک مثال دیگر می زنم اگر در یک مسابقه دو ومیدانی شما صد کیلومتر دویده باشی و یکدفعه داور رقیب شما را با ماشین از خط پایان رد کند شما آن را ناعادلانه نمی دانی؟
سلام :Gol:

دوست عزیز

علاوه بر اینکه پاسخ اشکال شما در فراز آخر پست شماره 37 داده شد، بمنظور تکمیل پاسخ به چند نکته دیگر هم اشاره می کنیم:

اولاً: باید بدانیم که خداوند خالق و مالک و صاحب حق و اختیار همه کائنات و موجودات است، کسی بر خداوند مستقیماً و بالابتداء حقی ندارد که در هنگامه اعطاء تواناییها و ظرفیت ها به موجودات مختلف عالم هستی، به خدا اعتراض کند که چرا به فلان موجود چنین دادی و به من چنان؟ و از این طریق به عدالت خداوند اعتراض کند و خدای حکیم را به بی عدالتی و تبعیض محکوم سازد.

ثانیاً: گفتیم که تفاوت در نوع خلقت ها امری ضروری و لازمه هستی است، اگر این تفاوت ها و به عبارتی همان اصل تضاد بر همه ارکان و ابعاد نظام خلقت، حاکم نباشد، وضعیت جهان به یک تراژدی غمناک و یا یک حادثه به غایت بیهوده و سخره آمیز تبدیل می شد که تحمل آن برای احدی امکان پذیر نبود، بعلاوه اینکه؛ از لابلای این تفاوتها و تضادهاست که ارزشها و ضدارزشها؛ زیبایی ها و زشتی ها؛ کمال و نقصان ها؛ صراط مستقیم و کجی ها؛ عدالت و بی عدالتی ها؛ خیرات و شرور و ده ها و صدها گزاره معنادار دیگر برای انسان مکشوف می شود و از لابلای اینهمه است که مسئله امتحان الهی و انتخاب مسیر کمال و سعادت و یا نقصان و شقاوت آشکار می شود.

ثالثاً: بر اساس علم و حکمت مطلقه الهی (که در یکی از پستها مورد اعتراف خود شما نیز بود) او خود بهتر می داند که چه کسی شایسته مقام خلیفة اللهی بر زمین و خزانه داری علم و اسرار الهی است. و تنها او می داند که آدم (ع) واجد چه استعدادها و ظرفیت های منحصربفردی هست بر اساس رسالت خاصی که در زمین بر دوش وی نهاده شده است. فلذا وقتی مورد سؤال از طرف ملائکه قرار می گیرد. هر دو را مورد آزمون قرار می دهد. گرچه اگر این آزمون هم واقع نمی شد گَرد و غباری بر عدالت مطلق خداوند نمی نشست. «سپس علم اسماء [علم اسرار آفرينش و نامگذاري موجودات] را همگي به آدم آموخت بعد آنها را به فرشتگان عرضه داشت و فرمود اگر راست مي گوييد اسامي اينها را برشماريد، فرشتگان عرض کردند: منزهي تو! ما چيزي جز آنچه به ما تعليم داده اي نمي دانيم تو دانا و حکيمي. فرمود اي آدم آنها را از (اسامي و اسرار) اين موجودات آگاه کن که آنها را آگاه کرد خداوند فرمود: نگفتم من غيب آسمان ها و زمين را مي دانم، و نيز مي دانم آنچه را شما آشکار مي کنيد يا پنهان مي داشتيد». (بقره(2)، آيات 31-33).

رابعاً: همه نفوس بشری، اعم از اندیشمند و غیراندیشمند، به این معنا معترفند که توان شناختی انسان در کشف همه اسرار و حکمت های عالم محدود و دسترسی اش به همه دانش های هستی عملاً غیرممکن است. بسیاری از اشتباهات و خطاهای انسان ناشی از این محدودیت هاست، بسیاری از ظلمها و تعدیات و بی عدالتی هایی که در گوشه گوشه زندگی بشری دیده می شود یا ناشی از جهل آدمی، یا فقدان قدرت و طمع افزایش آن و یا بمنظور رفع نیازها و ثمره روح زیاده خواهی انسان است. بعبارتی باید ریشه در یک انگیزه و غرض درونی باشد. در حالیکه در جای خود ثابت شده است که خدای هستی بخش (واجب الوجود لذاته) واجد همه کمالات آنهم در حد اطلاق و مبرا از همه نقصها و کاستی هاست، در نهایت علم، قدرت، حکمت، سمع و بصر، اراده و بی نیازی و خیرخواهی مطلق است، کاستی و نیازی ندارد.(الله الصمد است) که بخواهد با بی عدالتی و ظلم خلاء و نقصانی را در خود جبران کند. پس بی عدالتی بطور مطلق در باره خدای متعال منتفی بوده و چنین گزاره هایی، ناشی از عدم شناخت صحیح حضرت ربوبی است.

خامساً: دو روحیه و خصلت "ظلوم و جهول" که در قرآن به انسان نسبت داده شده، اگر آزاد و رها گذاشته شده و توسط دو بازوی عقل و ایمان مهار نشود، انسانی را از اوج کمال و سعادت به قعر دره های سقوط و هلاکت خواهد کشاند. وقتی انسان می تواند با بهره مندی از استعدادها و سرمایه های وجودی اش(عقل و اختیار و ...) و قاعده لطف و هدایت الهی و بر اساس سنت نوید بخش (لایکلف الله نفساً الا وسعها) مسیر کمال را بپیماید اما بدون توجه به این فرصت ها و سرمایه ها بدنبال بهانه جویی و اشکال تراشی باشد، گاهی در نوع خلقتش ایراد می کند که چرا اینگونه؟ گاهی در محیط زندگی اش؟ گاهی در زمان خلقتش؟ گاهی در تفاوت های موجود با دیگران؟ با جن و انس و ملائکه؟ گاهی در عصمت انبیاء و اولیاء الهی؟ گاهی می پرسد اگر ملائکه بودم چنان می بودم؟ و مقایسه هایی از این دست ... که تمام شدنی نیست، همه اینها یا ریشه در جهالت آدمی دارد و یا برای فرار از تکلیف و مسئولیت، ریشه در ظلم و تباهی بدلیل نادیده گرفتن داشته ها و سرمایه ها و فرصت های بیدریغ خدادادی است.

در نتیجه با توجه به نکاتی که گفتیم؛ اشکال شما در قالب مثال دو و میدانی و تقلب داور در حق رقیب شما، مبنی بر اثبات بی عدالتی خدای متعال در حق شیطان، از اساس باطل و مردود است.

موفق باشید ...:Gol:

عصران
۱۳۹۳/۰۷/۰۵, ۱۹:۲۸
سلام علیکم و رحمت من ربکم


علاوه بر اینکه پاسخ اشکال شما در فراز آخر پست شماره 37 داده شد، بمنظور تکمیل پاسخ به چند نکته دیگر هم اشاره می کنیم
تند نرو استاد من آن مطلب را در پاسخ دوست دیگرمان گفته بودم بگذار اول جواب مطالب قبلی شما را بدهم.(من که مثل شما اینترنت پرسرعت ندارم)
اول به یک نکته اشاره کنم :من در پی اثبات چیزی نیستم و فقط دارم احتمالات را تقویت می کنم. احتمال من این است که ابلیس دارای ماموریت الهی است و دعوای او و خدا یک نمایش صوری بوده است مانند نمایش حضرت ابراهیم جلوی ستاره پرستان.


بزرگوار، ما هم نگفتیم که شیطان فرشته است بلکه گفتیم همجواری و همنشینی با ملائکه وی را در جایگاه و مکانت فرشتگان قرار داده بود. (دقت کنید)
من هم نگفتم که شما گفتید که ابلیس فرشته بوده است.شما ادعا کرده بودید ابلیس در زمینه دستورات و جایگاه فرشته محسوب می شده پس باید ادعای خود را با استدلال یا قرآن ثابت کنید که تاکنون هیچیک را ارائه ندادید.


وقتی می گوییم به مقامات عالیه فرشتگان نائل آمده، یعنی از مزایا هم برخوردار است.
پس چرا وقتی فرشتگان قیاس باطل درباره آدم کردند خداوند آنها را بیرون نکرد ولی ابلیس را به خاطر قیاسش بدون اینکه دلیل آن را مانند فرشتگان به او نشان دهد بیرون کرد؟


این برتری در آیات نورانی قرآن مورد اشاره قرار گرفته: انسان از تمام موجودات، از جن و ملک و ... برتري دارد، به جهت اينکه انسان تنها موجودي است که خليفه خدا در روي زمين است(بقره(2)، آيه 30) و مخزن اسرار الهي است(بقره(2)، آيات 31-33). و به همين جهت به ملائکه و ابليس که رئيس جنيان است دستور داده شد که بر آدم سجده نمايند(بقره(2)، آيه 34) و همين طور انسان تنها امانت دار الهي است(احزاب، آيه 72).
اثبات شی نفی ماعدا نمی کند.


قرآن صريحا به برتري و کرامت انسان بر بسياري از موجودات ديگر را بيان نموده است. (اسراء(17)، آيه 70).
در آن آیه آمده است که بر بیشتر موجودات نه همه آنها.

ثانیاً: برتری و فضیلت، به عبادت زیاد نیست
معیار برتری تقوا است و تقوا هم نوعی عبادت و بندگی است. تقوای ابلیس تا آن موقع بیشتر بود یا تقوای آدم؟


فضیلت و برتری به اطاعت است(توحید در اطاعت)
عبادت نمود اطاعت است.

مسأله ای که شیطان (جن) فاقد آن بود و در برابر امر و امتحان الهی به سجده آدم، بدلیل حسادت و خود بزرگ بینی مخالفت امر خدا کرده مردود شد.
به من که توهین کردید به عزازیل خدا هم توهین می کنید.(مزاح کردم)


زمان و مکان مطرح نیست، مرزی بین بالاستعداد و بالفعل مطرح نیست. این فاصله ها و مرزهای زمانی و مکانی مربوط به موجودات امکانی است.
اگر فاصله زمانی مطرح نیست پس چرا خداوند ابلیس را که بالقوه طغیانگر بود همان اول بیرون نکرد و فقط این تفاوت برای خلافت آدم مطرح است.


شیطان با مخالفت و عناد و لجبازی با خدا می خواست کارش را در گمراهی مردم پیش ببرد و هاروت و ماروت به امر خدا برای حفظ مردم از خطر سحر و جادوی ساحران از طرف خدا مأموریت داشته اند. (دقت کنید)
در احتمال من ابلیس هم مامور الهی است. خداوند در قرآن می گوید هرکس را بخواهم هدایت می کنم و هرکس را بخواهم گمراه میکنم.این هدایت و گمراهی با واسطه صورت می گیرد واسطه هدایت عقل و فرشتگان و پیامبران و واسطه گمراهی چیست؟

ادامه دارد...

عصران
۱۳۹۳/۰۷/۰۵, ۲۰:۱۶
گفتیم که ابلیس بدلیل عبادت 6000 ساله به مکانت و جایگاه فرشتگان مقرب رسیده بود و احکام ملائکه بر وی جاری می شد و از مزایای ایشان برخوردار بود، بنا بر این، عالم ملکوت که عالم ملائکة الله است، دیگر جای حکم و دستور ارشادی نیست بلکه هر چه است امر مولوی است و تخلف آن، عقوبت تکوینی و آنی دارد مثل رانده شدن و سقوط از جایگاه و مقامی که دارند، مانند جریان نافرمانی ابلیس که از جایگاه بلند فرشتگان هبوط کرد.
چه کسی گفته که در آنجا دستور ارشادی نمی توند باشد؟استدلال یا آیه قرآن بیاورید.

اما بهشتی که آدم و حوا در آن بودند بطور قطع و یقین، بهشت عدن و خلد و در ملکوت نبوده بلکه یا بنا بقول برخی مفسرین باغی آسمانی بوده(1) عده ای دیگر معتقدند بهشت دنیایی بوده (2) و گروهی نظیر علامه طباطبایی قائلند بهشت برزخی بوده است.(3) در هر صورت، چون هنوز تکلیفی بر ایشان ابلاغ نشده بود امر خدا از نزدیک نشدن به میوه آن درخت، نهی ارشادی بوده نه نهی مولوی.
اینکه بهشت کجا بوده است چه ربطی به بحث ترک اولی دارد؟

این مغالطه ای آشکار است ...
این استدلال علما برای تبرئه آدم و حوا است مال بد بیخ ریش صاحبش(در ضرب المثل مناقشه نیست)


همه فرزندانم (اعم از فرزندان حقیقی و فرزند خوانده) را به رعایت قوانین امر کردم همه اطاعت کردند بجز فرزندخوانده ام ...
می شود بگویید که کجاآمده است که ابلیس فرشته خوانده محسوب می شد؟


در مقام تمثیل،
حکمت این تمثیل چیست.؟(ماموریت مخفی؟)


این دیگر از آن حرفهاست، اولاً اتهام کاستی و تحریف در قرآن که دیگر قرار ما در بحث علمی بیان سخنان "هباء منثوراً" نبود
استاد اعظم من کی گفتم از قرآن کم شده است.همانگونه که شما می گویید خدا به ابلیس فرمان جداگانه داده است و در قرآن نیامده است من هم می گویم شاید ابلیس آن را گفته و در قرآن نیامده است.و بعد اینکه ما که دقیقا نمی دانیم آن دستور جداگانه چیست.

ثانیاً چنین استدلالی از شیطان و احدی پذیرفته نیست، زیرا مهم در بندگی، اطاعت اوامر خداست نه آنچه که میل و خوشایند ماست. در جایی شیطان در برابر امر خدا بگوید: من جز بر تو سجده نمی کنم و بگوییم عجب استدلال درستی؟ چقدر شیطان تعبد داشته؟ و یا دیگران در برابر اوامر خدا مبنی بر کم و کیف نماز یا اعمال حج بگویند: من چون سجده بر خدا را خیلی دوست دارم در هر رکعت، دوست دارم چهار سجده بجای آورم و یا دوست دارم بجای دو رکعت نماز صبح، چهار رکعت بخوانم و یا بجای هفت دور طواف، ده بار طواف کنم و نظائر آن ...
پس چرا فرشتگان به دستور خدا که گفته بود اسامی را به من بگویید عمل نکردند.آنها گفتند تو منزهی ما نمی دانیم و او هم می توانسته بگوید که تو منزهی و فقط به تو سجده می کنم.


اولین بدعت شیطان، همان استدلالی است که برای تعبد شیطان بر مخالفت سجده بر آدم بکار بردید. و بدعت تکبر و خودبزرگ بینی و استفاده از قیاس، که من از آتشم و آدم از خاک، آتش از خاک برتر است لذا سجده نمی کنم. و نیز بدعت لجاجت و حسد ورزی
شما از کجا می دانید که قبل از ابلیس کسی این کارها را نکرده است و از کجا میدانید که کسانی که این کارها را کردند از ابلیس الگو گرفتند؟

سیستم اذیت می کند ادامه دارد...

عصران
۱۳۹۳/۰۷/۰۵, ۲۰:۲۹
بزرگوار، چطور اثبات نشده
اگر اثبات شده پس می شود بفرمایید ما الان داریم سر چه بحث می کنیم؟


وقتی خداوند شیطان و عمل او را تقبیح نموده و وی را مطرود درگاه خود می سازد
خداوند عمل حضرت آدم را هم تقبیح کرد و او را از بهشت راند.


عاقبت او و پیروانش را آتش جهنم یاد می کند؟
اولا از کجا معلوم که جهنم برای ابلیس هم ناپسند است و ثانیا فرض ما این است که ابلیس مامور الهی است پس هنوز هم بنا به قول شما احکام فرشتگان را دارد .مگر نوزده فرشته نگهبان جهنم نیستند ابلیس هم یکی از آنها.


حکمت سوراخ کردن کشتی و قتل نفس آن جوان اولاً بامر خدا بوده و ثانیاً بنا به علم باطن خضر نبی (ع) برای تعلیم و رشد حضرت موسی (ع) رخداده، خدای حکیم فرمانروای مطلق عالم هستی است و او از اسرار و حکمت های این امور بهتر آگاه است، همه کائنات در ید قدرت اوست و روزانه هزاران اتفاق و حادثه که حکمت و باطنی در پس آن وجود دارد در جهان اتفاق می افتد که کسی از سِرّ آن مطلع نمی شود. چه ایرادی دارد که در حکایت موسی و خضر (ع) خداوند باطن و حکمتی از اسرارش را برای تعلیم به پیامبرش موسی (ع) توسط خضر نبی اعمال و اجرا کند؟

حکمت قربانی کردن اسماعیل (ع) نیز معلوم است برای امتحان سطح و میزان اطاعت مندی ابراهیم (ع) بوده، و وقتی ابراهیم (ع) از این امتحان، سرافراز بیرون آمد به امر خدا قوچی جایگزین شد تا با این قربانی، ابراهیم (ع) سنت شکرگزاری به درگاه خدا را به دیگر بندگان بیاموزد.
این ها را من برای ابلیس هم می توانم بگویم شما چگونه می توانید آن را رد کنید؟
حکمت رانده شدن ابلیس برای امتحان سطح و میزان اطاعت مندی انسانها بوده است.


اینها که گفتیم؛ همه به فرمان خدا بوده، شما چگونه اینها را با عمل شیطان، یعنی (زینت دادن عمل بندگان) مقایسه می کنید؟
مگر خدا به ابلیس اذن و مهلت نداده است.

مشکور
۱۳۹۳/۰۷/۰۷, ۱۵:۵۶
فقط دارم احتمالات را تقویت می کنم. احتمال من این است که ابلیس دارای ماموریت الهی است و دعوای او و خدا یک نمایش صوری بوده است مانند نمایش حضرت ابراهیم جلوی ستاره پرستان.
سلام:Gol:

این مثال و مقایسه وارد نیست چون در قضیه شیطان، لازم بذکر است؛ این چگونه مأموریتی است که خدا خود بصورت قهری ابلیس را گمراه کند و آنگاه فرموده باشد جهنم را از تو و پیروانت پر خواهم کرد. ضمن آنکه اگر بپذیریم ابلیس واقعاً مأموریت داشته در روز قیامت در پیشگاه خدا عذر خواهد داشت و این درحالی است که عامل گمراهی بسیاری از ابناء بشر بوده، اگر او معذور باشد دیگران نیز معذور خواهند بود. در حالیکه صریح آیه قرآن در باره شیطان و پیروانش، خلاف این فرض را بیان می کند. قال الحکیم:" لأملأن جهنم منك وممن تبعك منهم أجمعين"(صاد، 85)

جریان ابراهیم (ع) و ستاره پرستان با جریان ابلیس بسیار متفاوت است، ابراهیم پیامبر خدا و مأمور هدایت مردم بود. انتخاب این شیوه نیز توسط وی برای هدایت ستاره پرستان بود. اقدام وی در راستای فلسفه و هدف آفرینش جهان و انسان بود اما در جریان شیطان، اگر مأموریتی برای ابلیس از طرف خدا قائل شویم، درست بر خلاف فلسفه و هدف آفرینش و سنت های الهی است. بنا بر این، فرض مطروحه شما باطل است.


شما ادعا کرده بودید ابلیس در زمینه دستورات و جایگاه فرشته محسوب می شده پس باید ادعای خود را با استدلال یا قرآن ثابت کنید که تاکنون هیچیک را ارائه ندادید. پاسخ واضح و روشن است، ابهام شما وارد نیست، زیرا اولاً حضور شیطان در کنار ملائکه ی مقرب الهی خود دلیلی روشن بر اثبات مدعی است و ثانیاً امر به سجده بر آدم و الزام تبعیت از فرمان حق تعالی برای هر دو، گواه آنست که ابلیس هم در مکانت و جایگاه ملائکه قرار دارد و هم ملزم به تبعیت از دستورات الهی است. و اگر جز این بود نمی بایست همسان با ملائکه مورد خطاب خدا قرار گیرد، امر به سجده شود و بدلیل عدم اجرای فرمان خداوند از مقام و منزلتش هبوط کند.


اثبات شی نفی ماعدا نمی کند. خداوند در آیاتش بصراحت به برتری انسان بر سایر مخلوقات اشاره کرده، آیاتی که مورد اشاره قرار گرفت، برتری انسان بر جن و ملک و سایر موجودات عالم در قرآن ثابت شده،(بسته به شرایطی که گذشت) مقصودتان از "ماعدا" روشن نیست. مگر مخلوقات دیگری در عالم باشند که در وحی از آنها صحبت نشده باشد؟؟؟


معیار برتری تقوا است و تقوا هم نوعی عبادت و بندگی است. تقوای ابلیس تا آن موقع بیشتر بود یا تقوای آدم؟ بر اساس علم الهی آدم بر اساس داشته ها، سرمایه ها، توانایی ها و مسئولیتهایش می تواند بر جن و ملک فضیلت و برتری داشته باشد، ضمن آنکه پیشتر گفتیم: شیطان در عبادت هایش هم خالص نبود بلکه با شائبه ی خلافت و جانشینی و به شرط مزد، عبادت می کرده و اگر شیطان 6000 سال اهل تقوا بوده چگونه تقوایش او را به نجات و هدایت رهنمون نشد و از آن امتحان، خلاصی نبخشید. در حالیکه خداوند به متقین وعده هدایت و نجات و خلاصی از بن بست ها و تشخیص دوراهی ها و فرقان داده.


عبادت نمود اطاعت است. دامنه و دایره توحید در اطاعت به مراتب، وسیع تر از دامنه ی توحید در عبادت است. بعبارتی عبادت و پرستش خدا هم بخشی از دامنه اطاعت است، اما نه همه آن. توحید در اطاعت یعنی: اطاعت بی چون و چرا از خداوند در همه شئون بندگی و مطیع محض بودن در برابر همه اوامر و دستورات الهی. در حالیکه توحید در عبادت یعنی: کسی جز الله سزاوار پرستش نیست و معبودی جز او وجود ندارد. بعبارتی تنها او شایسته پرستش و عبادت است.

و در یک کلمه می توان گفت: توحید در عبادت یعنی: تنها خدای یکتا را عبادت کنیم. و توحید در اطاعت یعنی: عبودیت و بندگی حضرت باریتعالی در همه شئون بندگی.


اگر فاصله زمانی مطرح نیست پس چرا خداوند ابلیس را که بالقوه طغیانگر بود همان اول بیرون نکرد و فقط این تفاوت برای خلافت آدم مطرح است.
در عوالم دیگر، غیر از عالم ماده حرکت و تغیر وجود ندارد که زمان و مکان مطرح باشد. زمان و مکان در عوالم دیگر از جمله عالم ملکوت که فوق ماده اند وجود ندارد. برای این منظور می توانید به منابع فلسفی که مبحث زمان و مکان و ثابت و متغیر و یا حرکت را مورد بررسی قرار می دهند مراجعه کنید. (اموزش فلسفه، ج 2، آیت الله مصباح یزدی)


خداوند در قرآن می گوید هرکس را بخواهم هدایت می کنم و هرکس را بخواهم گمراه میکنم.این هدایت و گمراهی با واسطه صورت می گیرد واسطه هدایت عقل و فرشتگان و پیامبران و واسطه گمراهی چیست؟
اینکه بگوییم هدایت و ضلالت الهی، از طریق واسطه و عوامل مختلفی صورت می گیرد مطلب درستی است، برخی از واسطه ها و عوامل هدایت را اشاره کردید که البته بعضی از طرف خدا مأموریت دارند مانند پیامبران، امامان، فرشتگان و ... و بعضی واسطه ها و عوامل، مأموریت ندارند بلکه تکویناً نقش واسطه و عامل را بازی می کنند مانند عقل، نفس لوامه، فطرت و ...

اما موضوع ضلالت و گمراهی تا حدود زیادی فرق می کند، خداوند برای گمراهی اقوام و افراد، به کسی مأموریت مستقیم نمی دهد چون این برخلاف سنت های الهی و هدف آفرینش اوست که همانا هدایت و نجات انسانهاست. آنچه در این مرحله صورت می گیرد، با توجه به خواست اولیه و سوء انتخاب و اختیار خود افراد و اقوام، عوامل و واسطه های گمراهی خیلی سهل الوصول تر در اختیارشان قرار می گیرد که ارتباط صمیمی و نزدیک با شیطان و اعوان و انصارش و نیز متأثر بودن از هوای نفس و دلبستگی دنیا از مصادیق و نمونه های آنست.

موفق باشید ...:Gol:

مشکور
۱۳۹۳/۰۷/۰۷, ۱۶:۰۶
اگر اثبات شده پس می شود بفرمایید ما الان داریم سر چه بحث می کنیم؟


خداوند عمل حضرت آدم را هم تقبیح کرد و او را از بهشت راند.


اولا از کجا معلوم که جهنم برای ابلیس هم ناپسند است و ثانیا فرض ما این است که ابلیس مامور الهی است پس هنوز هم بنا به قول شما احکام فرشتگان را دارد .مگر نوزده فرشته نگهبان جهنم نیستند ابلیس هم یکی از آنها.


این ها را من برای ابلیس هم می توانم بگویم شما چگونه می توانید آن را رد کنید؟
حکمت رانده شدن ابلیس برای امتحان سطح و میزان اطاعت مندی انسانها بوده است.


مگر خدا به ابلیس اذن و مهلت نداده است.
سلام مجدد:Gol:

ضمن تشکر از همه دوستان، بنظر می رسد سؤال اصلی و سؤالات فرعی بسیاری که پیرامون آن مطرح گردید در خلال بحث و در پست های مختلف، مورد بررسی و پاسخ دهی قرار گرفت. مطالبی که در پست های آخر مطرح می شود معمولاً یا تکراری است، یا ادبیات سؤال فرق کرده و یا از حالت سؤال خارج شده و بصورت خیلی جزئی، به طرح ابهامات و نقدهای غیروارد می پردازد.

در صورتیکه دوستان عزیز، سؤال مشخص و اساسی مرتبط با بحث و یا مطلبی در تکمیل گفتمان ندارند، طبق برنامه، در فرصت مقتضی، اقدام به جمعبندی بحث کنیم. با تشکر :Gol:

tik tak
۱۳۹۳/۰۷/۰۷, ۱۶:۱۸
سلام من یه جا شنیدم که شیطان می خواسته توبه کنه ولی اولی نذاشته و گفته حیفه(!) می خواستم ببینم درسته یا نه؟ البته می دونم شاید اصلا ربطی به موضوع نداشته باشه ولی آخه از زبون یکی از بزرگان شنیدم. و برام تعجب آور بود!! ممنون میشم جوابمو بدید.

گمنام
۱۳۹۳/۰۷/۰۷, ۱۶:۳۲
آیا شیطان می تواند توبه کند؟ (http://www.askdin.com/showthread.php?t=13419)

عصران
۱۳۹۳/۰۷/۰۷, ۱۶:۴۱
پس چرا وقتی فرشتگان قیاس باطل درباره آدم کردند خداوند آنها را بیرون نکرد ولی ابلیس را به خاطر قیاسش بدون اینکه دلیل آن را مانند فرشتگان به او نشان دهد بیرون کرد؟


در آن آیه آمده است که بر بیشتر موجودات نه همه آنها.



پس چرا فرشتگان به دستور خدا که گفته بود اسامی را به من بگویید عمل نکردند.آنها گفتند تو منزهی ما نمی دانیم و او هم می توانسته بگوید که تو منزهی و فقط به تو سجده می کنم.
سلم علیکم
با زرنگی از جواب دادن به اینها طفره رفتید.
من که حق الوکاله خود را تمام و کمال از ابلیس گرفتم و دیگر وکیل مدافع او نیستم . قضاوت را به هیئت منصفه وامیگذارم.
بدرود

پابوس زوار اربعین
۱۳۹۳/۰۷/۰۷, ۲۱:۴۷
سلام و درود بر دوستان و اساتید.
خداوند فرموده خلق نکردیم جن و انس را فقط برای عبادت....
سوال اینجاست که اول جن خلق شده یا انس؟
آیا همراه هم خلق شدن یا جدا از هم؟
اگر جدا از هم چند سال اختلاف داشته اند خلقتشان؟
اول جن خلق شد یا نسناس؟؟
خدا نسناس نسلشان را منقرض کرد اما جرا نسل جن را منقرض نکرد؟؟

برای این جوابتان به اشاراتی که امام صادق راجع به جن و شیطان داشته مراجعه کنید.
در یک جمله بگویم امام میفرمایند فکر نکنید اولین و اخرین بنی بشر همین انسان بوده

مشکور
۱۳۹۳/۰۷/۲۱, ۲۱:۳۱
پس چرا وقتی فرشتگان قیاس باطل درباره آدم کردند خداوند آنها را بیرون نکرد ولی ابلیس را به خاطر قیاسش بدون اینکه دلیل آن را مانند فرشتگان به او نشان دهد بیرون کرد؟
سلام و ادب:Gol:

فرشتگان قیاس باطل نکردند بلکه بر اساس واقعیتی که دیده بودند اینکه مخلوقات دوره های قبل از خلقت آدم بر زمین، گرفتار فساد و تباهی شدند از خداوند خواستند که خدایا ما تو را تسبیح و تحمید می کنیم چه نیازی که موجوداتی را خلق کنی که مجدداً بر زمین فساد و خونریزی کنند. "وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلاَئِكَةِ إِنِّي جَاعِلٌ فِي الأَرْضِ خَلِيفَةً قَالُواْ أَتَجْعَلُ فِيهَا مَن يُفْسِدُ فِيهَا وَيَسْفِكُ الدِّمَاء وَنَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَنُقَدِّسُ لَكَ قَالَ إِنِّي أَعْلَمُ مَا لاَ تَعْلَمُونَ ؛ و چون پروردگارت به فرشتگان گفت : من در زمين خليفه ای می آفرينم ،، گفتند : آيا کسی را می آفرينی که در آنجا فساد کند و خونها بريزد ، و حال آنکه ما به ستايش تو تسبيح می گوييم و تو را تقديس می کنيم ? گفت : آنچه من می دانم شما نمی دانيد.(بقره، آیه 30)

در علت پرسش و تقاضای فرشتگان از خدا مفسران و دین پژوهان، نظریاتی گفته اند که از ان جمله است:

1. بسيارى از مفسّران برآنند كه: پيش از آدم و نسل او، موجوداتى چون جنّيان روى زمين زندگى مى‏ كردند و مرتكب گناه و تباهى مى‏ شدند، و خداى آنان را ازطريق فرشتگان راند؛ و اينك با اين سابقه ذهنى است كه مى‏ پرسند: آيا نسل آدم نيز بسان آنها به تباهى و خونريزى دست مى‏ زند؟

2. گروهى نيز گفته‏ اند كه پرسش آنان، تنها براى دريافت حقيقت بود، نه اينكه در انديشه چون و چرا باشند.

3. ابن عبّاس مى‏ گويد: خدا به فرشتگان فرموده بود كه از نسل اين آدم، كسانى خواهند آمد كه دست به تباهى و خونريزى خواهند زد. و پس از آفرينش آدم، فرشتگان پرسيدند: آيا اين همان آدم است؟

4. پاره‏ اى از قرآن‏ پژوهان نيز گفته‏ اند: در اين آيه شريفه، فرازى در تقدير است و اصل آن اينگونه است: من در زمين جانشينى پديد خواهم آورد [و مى‏ دانم كه از نسل او كسانى خواهند بود كه دست به تبهكارى و خونريزى خواهند زد]. و آنگاه بود كه فرشتگان پرسيدند: آيا ما كه جز عبادت و تقديس پروردگار خويش، به چيزى نمى‏ انديشيم، زيبنده آن نيستيم كه در روى زمين جانشين باشيم؟(تفسیر مجمع البیان، ذیل آیه 30 بقره)

در حالیکه شیطان، بطور مستقیم و بدون هیچ دلیلی و تنها به صرف طمع دستیابی به مقام جانشینی و خلیفة اللهی و حسادت ورزی به آدم (ع) بین خود و آدم (ع) قیاس باطل نمود و خلقت خود را برتر از خلقت آدم شمرد، و به خداوند فرمود: "قَالَ أَنَا خَيْرٌ مِّنْهُ خَلَقْتَنِي مِن نَّارٍ وَخَلَقْتَهُ مِن طِينٍ"(ص، 76) از اینرو از سجده بر آدم (ع) که در حقیقت، اطاعت امر الهی بود امتناع ورزیده و گرفتار کبر و خودپرستی گردید.

موفق باشید ...:Gol:

مشکور
۱۳۹۳/۱۰/۰۸, ۱۰:۰۷
بنام خدا

سلام و ادب:Gol:

با تشکر از مشارکت همه دوستان، در جمعبندی و نتیجه گیری مبحث "امکان بخشش شیطان" توجه به چند نکته حائز اهمیت است:

اول. گرچه بررسی آیات و روایات، گواه گستردگی و غلبه و سبقت رحمت خدا بر غضب و عقاب اوست، اما برخورداری از رحمت الهی و بخشش در قیامت، مستلزم شرایطی است که با بررسی این شرایط، امکان بخشش شیطان و برخورداری وی از رحمت الهی منتفی می گردد. زیرا اولاً: عفو و رحمت برخي هم چون شيطان و ديگر ايادي و سركردگان كفر و شقاوت با عدالت خداوند سازگاری ندارد. ثانیاً: شرط برخورداری از عفو و بخشش الهی در قیامت توبه است و به دلایلی شیطان موفق به توبه نخواهد شد.(پست 3)

دوم. خلقت اولیه شیطان، از ابتدا پست و اغواگر نبوده، بلکه همچون خلقت سایر مخلوقات اعم از جن و انس، دارای اختیار و برای عبودیت و بندگی خدا بوده چنانکه خدای متعال فرمود: "من جن و انس را نیافریدم مگر برای بندگی و عبادت خودم." اما وقتی از امتحان الهی ناکام بیرون آمد و با سوء انتخاب و تشدید مخالفتش با امر الهی از درگاه الهی رانده شد، باختیار و انتخاب خود، وسیله ای شد برای امتحان دیگران.

سوم. اگر اشکال کننده ای بگوید: علت سرپیچی شیطان و قسم به انحراف بشریت، اخراج و تحقیر وی بود در پاسخ می گوییم: اگر شیطان تکبر نمی ورزید و از درگاه خدا رانده نمی شد و یا خداوند پیروی از شیطان را بارها و بارها نهی نمی کرد.بعبارتی خدا محترمانه بیرونش می کرد ... آنوقت اتفاقاً شاید همه به او اعتماد می کردند چون دلیلی برای بی اعتمادی به شیطان نبود و چه بسا شیطان در فریب آدمی فرصت و توفیق بیشتری داشت و این خلاف برهان لطف الهی در هدایت و سعادت یابی بشریت است.

چهارم. عبادت 6000 ساله شیطان در کنار ملائکه از همان ابتدا خالص و برای خدا نبوده بلکه هدفی (جنشینی خدا بر زمین) را در نظر داشته، از انجاییکه که با خلافت انسان بر زمین، ناکام ماند بدلیل حسد و کبر از امر الهی سرپیچی نموده و رانده شد.

پنجم. شیطان از خدای متعال، تقاضای مهلت تا قیامت را نمود اما خداوند تا وقت مشخصی به وی مهلت داد (قال رب فأنظرنی إلی یوم یبعثون * قال فإنک من المنظرین * إلی یوم الوقت المعلوم)(سوره‌ی "ص"، آیه‌ی 79- 81) و طبق روایات، شیطان پس از قیام حضرت مهدی (عج) و در جریان رجعت (قبل از قیامت) کشته خواهد شد.(رجوع شود به پست 17)

ششم. اگر اشکال شود که شیطان جزو ملائکه نبود و از امر به سجده مستثنی می شود، گفتنی است: شیطان به واسطه این عبادات طولانی به مقامات عالی معنوی ترقی یافته بود که حتما از لحاظ مکانت، جزء فرشتگان محسوب شده و احکام او با فرشتگان برابر شده بود. اما بعد از سرپیچی از فرمان خداوند رانده شد. مثلاً: اگر شخصی عادی بخاطر ویژگی خاصی به بارگاه سلاطین و شاهزادگان راه بیابد، تنها در نوع خدمت و وظیفه در بارگاه سلطان نیست که با شاهزادگان برابر است بلکه در نوع مزایا نیز چنین است مگر خودش، با نافرمانی موقعیت خود را به مخاطره اندازد.

ضمن آنکه بعضی از دانشمندان از آیه 12 سوره اعراف (قال ما منعک الا تسجد اذ امرتک قال انا خیر منه خلقتنی من نار و خلقته من طین، فرمود: چون تو را به سجده امر کردم چه چیزی تو را بازداشت از اینکه سجده کنی؟ گفت: من از او بهترم مرا از آتش آفریدی و او را از گِل آفریدی) استنباط کرده اند که خداوند به شیطان، دستوری جداگانه برای سجده داده است اگر چه آن را به تفصیل بیان نکرده ، چون در این آیه به شیطان یادآوری می شود که چرا وقتی تو را فرمان دادم و امر به سجده کردم نپذیرفتی؟

هفتم. در پاسخ اشکال شیطان در گمراهی انسان، تنها نیست. گفتنی است: این تنها شیطان نیست که بخاطر گمراه کردن مردم در گناه و نافرمانی انها شریک است بلکه هر کس سنت و بدعت ناروایی ایجاد کند و موجب انحراف و گمراهی مردم از مسیر هدایت و سعادت شود در آن شریک است.

هشتم. در پاسخ به قیاس اقدامات خضرنبی (ع) با اقدامات شیطان گفتنی است: تفاوت کار خضر با شیطان اگر نگوییم بدیهی از امور قریب به بداهت است. اساس جریان خضر نبی، بر مبنای اطاعت از خدا، مأموریت الهی و نیز همه کارهایش به اذن و امر خدا بوده در حالیکه اساس کار شیطان بر مبنای مخالفت و نافرمانی امر خدا و تصمیمش بر گمراه کردن مردم در لجاجت و عناد و دشمنی با خدا و آدم ریشه داشته است. (پست 22)

نهم. مطلبی که به هاروت و ماروت دو فرشته الهی در قیاس با کار شیطان، نسبت می دهند ادعا و اتهامی بی اساس و مخالف دیدگاه قرآنی است. زیرا کاری که هاروت و ماروت انجام دادند، تعلیم سحر به انسان های آن زمان برای از بین بردن سحر ساحران بوده و چنین تعلیمی نه گمراه کردن مردم بوده و نه گناه و حرام، تا این شبهه پیش آید که اگر فرشتگان معصوم اند و مرتکب گناه نمی شوند، پس تعلیم سحر توسط هاروت و ماروت چگونه قابل توجیه است؟

دهم. اگر گفته شود، ابلیس با شش هزار سال عبادت، مقام اکتسابی به دست آورده بود ولی آدم یک مقام انتصابی؟ آیا این عدالت است؟ در پاسخ گفتنی است: اولاً تبعیضی صورت نگرفته که بی عدالتی باشد بلکه تفاوت در نوع خلقت و استعدادهاست، امر تفاوت، لازمه خلقت عالم هستی است. ثانیاً: برتری و فضیلت، به عبادت زیاد، بلکه فضیلت و برتری به اطاعت است(توحید در اطاعت) آنهم با وجود دارا بودن عقل و اختیار، خداوند به علم ازلی و ابدی خود می دانست که انسان کامل، این قابلیت و ظرفیت را دارد که با بهره مندی از عقل و اختیار، در برابر اوامر الهی جانب اطاعت خداوند را برگزیند.

ادامه دارد ...:Gol:

مشکور
۱۳۹۳/۱۰/۰۸, ۱۰:۱۰
سلام و ادب

ادامه جمعبندی ...

یازدهم. اگر گفته شود حکم آن مقطع چنانکه در توجیه مخالفت آدم و حوا گفته می شود، حکم ارشادی بوده نه مولوی گفتنی است: گفتیم که ابلیس بدلیل عبادت 6000 ساله به مکانت و جایگاه فرشتگان مقرب رسیده بود و احکام ملائکه بر وی جاری می شد و از مزایای ایشان برخوردار بود، بنا بر این، عالم ملکوت که عالم ملائکة الله است، دیگر جای حکم و دستور ارشادی نیست بلکه هر چه است امر مولوی است و تخلف آن، عقوبت تکوینی و آنی دارد مثل رانده شدن و سقوط از جایگاه و مقامی که دارند، مانند جریان نافرمانی ابلیس که از جایگاه بلند فرشتگان هبوط کرد. اما بهشتی که ادم و حوا در آن بودند دار تکلیف نبوده از اینرو، امر خدا از نزدیک نشدن به میوه آن درخت، نهی ارشادی بوده نه نهی مولوی.

اگر گفته شود چرا یکجا آورده است، گفتنی است: در مقام تمثیل، (البته بلا تشبیه) نظیر اینکه فردی چند فرزند داشته بعلاوه سرپرستی کودکی را نیز قبول کرده(که وی نیز بنوعی فرزند خوانده وی محسوب می شود) برای ایجاد نظم در خانه، قوانین و برنامه های خانه را به فرزندان خودش گوشزد می کند و جداگانه به کودکی که مورد سرپرستی قرار گرفته نیز یادآور می شود.(رجوع شود به پست 39)

دوازدهم. در باب برخی بدعت های شیطان گفتنی است: اولین بدعت شیطان، همان استدلالی است که برای تعبد شیطان بر مخالفت سجده بر آدم بکار بردید.(اینکه شیطان بر غیرخدا سجده نمی کند) و بدعت تکبر و خودبزرگ بینی و استفاده از قیاس، که من از آتشم و آدم از خاک، آتش از خاک برتر است لذا سجده نمی کنم. و نیز بدعت لجاجت و حسد ورزی و ...

سیزدهم. ممکن است کسی اشکال کند که هنوز اثبات نشده که ابلیس بر خلاف برنامه الهی عمل کرده چنانکه رد نشده است، در پاسخ گفتنی است: چطور اثبات نشده وقتی خداوند شیطان و عمل او را تقبیح نموده و وی را مطرود درگاه خود می سازد و عاقبت او و پیروانش را آتش جهنم یاد می کند؟

چهاردهم. در باره جن که شیطان از جنس جن است گفتنی است: مطلق جن وسوسه گر نیست، بلکه وسوسه کار ابلیس است که از نوع جنیان و رییس شیاطین است، ولی در کارهای وسوسه برانگیز تنها عمل نمی کند، زیرا شیطان در گمراهی بشر تنها نیست، بلکه یارانی دارد. بنا بر این، نسل شیطان گرچه همانند او از نوع جن اند، ولی همه جنیان از نسل شیطان نیستند. میان جنیان، مذاهب و فرقه های مختلف وجود دارد. برخی شیعه و مسلمان اند. از آیات معلوم می‌شود که جنیان مؤمن و کافر نیز دارند. با توجه به اینکه جنس اجنه و شیاطین یکی است قطعاً آنها یکدیگر را می بینند، چنانکه ما انسانها همدیگر را می بینیم. حساب و کتاب اجنه نیز در قیامت، همچون حساب و کتاب انسانهاست. ( پست 49)

پانزدهم. در پاسخ به اشکال بی عدالتی خداوند در دادن امتیازات ویژه به آدم در بدو خلقتش نسبت به شیطان که شش هزار سال عبادت کرده گفتنی است: در پست 37 و 58 مفصل به این مطلب پرداختیم. اولاً: کسی بر خداوند مستقیماً و بالابتداء حقی ندارد که در هنگامه اعطاء تواناییها و ظرفیت ها به موجودات مختلف عالم هستی، به خدا اعتراض کند. ثانیاً: گفتیم که تفاوت در نوع خلقت ها امری ضروری و لازمه هستی است. ثالثاً: بر اساس علم و حکمت مطلقه الهی، او خود بهتر می داند که چه کسی شایسته مقام خلیفة اللهی بر زمین و خزانه داری علم و اسرار الهی است. پس دیگر چه جای تبعیض و بی عدالتی و اعتراض به خدای هستی بخش؟

شانزدهم. اگر گفته شود که شیاطین هم گرفتار قیاس شدند و به خدا در خلقت آدم اعتراض کردند پس چرا تنها شیطان مطرود الهی شد؟ گفتنی است: فرشتگان قیاس باطل نکردند بلکه بر اساس واقعیتی که دیده بودند اینکه مخلوقات دوره های قبل از خلقت آدم بر زمین، گرفتار فساد و تباهی شدند از خداوند خواستند که خدایا ما تو را تسبیح و تحمید می کنیم چه نیازی که موجوداتی را خلق کنی که مجدداً بر زمین فساد و خونریزی کنند. در حالیکه شیطان، بطور مستقیم و بدون هیچ دلیلی و تنها به صرف طمع دستیابی به مقام جانشینی و خلیفة اللهی و حسادت ورزی به آدم (ع) بین خود و آدم (ع) قیاس باطل نمود و خلقت خود را برتر از خلقت آدم شمرد.(پست 68)

بنابراین، بر اساس همه انچه گفتیم: این فرض که شیطان از طرف خدا مأموریت داشته فرض نادرستی است. زیرا این چگونه مأموریتی است که خدا خود بصورت قهری ابلیس را گمراه کند و آنگاه فرموده باشد جهنم را از تو و پیروانت پر خواهم کرد. ضمن آنکه اگر بپذیریم ابلیس واقعاً مأموریت داشته در روز قیامت در پیشگاه خدا عذر خواهد داشت و این درحالی است که عامل گمراهی بسیاری از ابناء بشر بوده، اگر او معذور باشد دیگران نیز معذور خواهند بود. ضمن آنکه صریح آیات قرآن خلاف این مطلب را گواهی می دهند.

بعلاوه دامنه و دایره توحید در اطاعت به مراتب، وسیع تر از دامنه ی توحید در عبادت است. بعبارتی عبادت و پرستش خدا هم بخشی از دامنه اطاعت است، اما نه همه آن. توحید در اطاعت یعنی: اطاعت بی چون و چرا از خداوند در همه شئون بندگی و مطیع محض بودن در برابر همه اوامر و دستورات الهی. در حالیکه توحید در عبادت یعنی: کسی جز الله سزاوار پرستش نیست و معبودی جز او وجود ندارد. بعبارتی تنها او شایسته پرستش و عبادت است. شیطان گرچه توحید در عبادت داشت اما در توحید در اطاعت نمره قبولی نگرفت.

در پایان گفتنی است: اینکه بگوییم هدایت و ضلالت الهی، از طریق واسطه و عوامل مختلفی صورت می گیرد مطلب درستی است، برخی از واسطه ها و عوامل هدایت مورد اشاره قرار گرفت: که البته بعضی از طرف خدا مأموریت دارند مانند پیامبران، امامان، فرشتگان و ... و بعضی واسطه ها و عوامل، مأموریت ندارند بلکه تکویناً نقش واسطه و عامل را بازی می کنند مانند عقل، نفس لوامه، فطرت و ... اما موضوع ضلالت و گمراهی تا حدود زیادی فرق می کند، خداوند برای گمراهی اقوام و افراد، به کسی مأموریت مستقیم نمی دهد چون این برخلاف سنت های الهی و هدف آفرینش اوست که همانا هدایت و نجات انسانهاست. (پست 62)

در نتیجه در پذیرش توبه شیطان، فاعل بخشش که خدای متعال است، همه چیز تمام است و اینجا فاعلیت فاعل مسأله ی ما نیست بلکه مشکل در قابلیت قابل است، یعنی شیطان، قابلیت بخشیده شدن را با توجه به مطالب پیش گفته ندارد.

موفق باشید ...