PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : جمع بندی آیا ثوابهای عظیم و عجیب دعاها حقیقت دارد؟



هاله نور
۱۳۹۳/۰۴/۲۹, ۰۱:۳۵
سلام

یه سوال از خدمت تون داشتم ، اون موقع که جون تر از این ها بودم یه زمانی حدیثی رو از امام صادق علیه السلام خوندم که به این صورت بود:

" هر کس سوره نبا را یک سال همه روزه تلاوت نماید، آن سال را به پایان نمی رساند مگر اینکه بیت الله الحرام را زیارت کند. " (مجمع البیان ، ج 10 ، ص 420)

من با توجه به حال و هوای اون زمانم به مدت یک سال و چند روز هر شب این سوره رو تلاوت کردم

اما خب زیارت خانه خدا نصیب ما نشد ولی در عین حال همین خوندن مداوم کلام خدا تاثیر خوبی داشت

به هر حال ، از اون جا که کلام معصومین علیه السلام حق مطلق هست ، امکانش هست یه واکاوی کنید در واقع کجای کارم لنگ میزد ؟

یه موضوعی هم هست من هیچ تلاش عملی ای برای رفتن به خانه خدا نکرده بودم (یعنی با توجه به اینکه شرایطش رو نداشتم ثبت نام نکرده بودم) یعنی در واقع تمام اومیدم به لطف خدا بود

با توجه به متن حدیث نقطه کوری که بنده بهش توجه نکردم به نظر شما مشاور محترم چی میتونه باشه ؟

مدیر ارجاع سوالات
۱۳۹۳/۰۴/۲۹, ۰۵:۵۰
با نام و یاد دوست





http://askdin.com/gallery/images/80/1_11.png









کارشناس بحث: استاد بصیر

بصیر
۱۳۹۳/۰۵/۰۳, ۱۸:۲۲
یه سوال از خدمت تون داشتم ، اون موقع که جون تر از این ها بودم یه زمانی حدیثی رو از امام صادق علیه السلام خوندم که به این صورت بود:

" هر کس سوره نبا را یک سال همه روزه تلاوت نماید، آن سال را به پایان نمی رساند مگر اینکه بیت الله الحرام را زیارت کند. " (مجمع البیان ، ج 10 ، ص 420)

من با توجه به حال و هوای اون زمانم به مدت یک سال و چند روز هر شب این سوره رو تلاوت کردم

اما خب زیارت خانه خدا نصیب ما نشد ولی در عین حال همین خوندن مداوم کلام خدا تاثیر خوبی داشت

به هر حال ، از اون جا که کلام معصومین علیه السلام حق مطلق هست ، امکانش هست یه واکاوی کنید در واقع کجای کارم لنگ میزد ؟

یه موضوعی هم هست من هیچ تلاش عملی ای برای رفتن به خانه خدا نکرده بودم (یعنی با توجه به اینکه شرایطش رو نداشتم ثبت نام نکرده بودم) یعنی در واقع تمام اومیدم به لطف خدا بود

با توجه به متن حدیث نقطه کوری که بنده بهش توجه نکردم به نظر شما مشاور محترم چی میتونه باشه ؟
باسلام و عرض ادب خدمت شما دوست گرامی
تمام احادیثی که اینگونه است و وعده ای بعد از قرائت آن دعا یا آیه به ما داده شده، همه موقعی محقق خواهد شد که ما به ملزومات آن دعاها و آیات عمل کرده باشیم و فقط به قرائتِ خالی نپرداخته باشیم، به عبارتی مخالفت عملی با مضامین آن آیات و روایات نکرده باشیم. مثلا کسی دعایی برای فرزنددار شدن می خواند، اما کارهایی می کند که اگر هم خدا می خواست به او بچه ای بدهد، آن فرزند سقط می شد. جواب دعا زوری نیست، اینطور نیست که ما دعا را بخوانیم ولو این که با هدف دعا مقابله و مبارزه داشته باشیم آنوقت خدا هم به اجبار به خاطر این که فقط دعا را خوانده ایم، مثلا فرزند را به ما بدهد.
همچنین باید اعتقاد به مضامین آن داشته باشیم. مثلا کسی که سوره نبأ را می خواند باید به قیامت اعتقاد داشته باشد، چون بسیاری از آیات این سوره در مورد قیامت است، کسی که قیامت را قبول ندارد، هر چند این آیه را سالیان سال بخواند مطمئنا حج نصیبش نمی شود.
در آخر این که برای رسیدن به مطلوبِ خود، حتما باید حرکتی هم بکنیم، و دست روی دست نگذاریم، و با اعمال و رفتار خود نشان بدهیم که حج رفتن را علاقه داریم، مثلا اگر می توانیم برای ثبت نام آن، اقدامی بکنیم، در این مسیر اگر گره ای در کار باشد خدا هم عنایت کرده، مشکل گشایی می کند و گره را باز می کند، نمی توان دست روی دست گذاشت تا کسی بیاید درب خانه را بزند و بگوید بفرمایید تشریف ببرید مکه.
هیچ یک از احادیث ما که در مورد توکل بر خدا و دعا کردن سفارش کرده اند، اینگونه بیان نکرده اند که دست روی دست بزارید و ساکت باشید، همه سفارش به حرکت به سمت مطلوب نیز نموده اند. شما اقدامی بکنید اگر ایرادی در کار بود، خدا به خاطر دعا یا توکلی که داشتیم، گره را از سر راه بر می دارد.
در روایاتِ ما، کسانی که فقط دعا می کنند و حرکتی نمی کنند خیلی مذمت شده و این را منافات با توکل می داند.
عربى وارد مسجد پيغمبر شد حضرت بدو گفت شترت را بستى عرضكرد نه توكل‏ بر خدا كردم حضرت فرمود شتر را ببند و توكل بر خدا هم بكن خدا پيغمبر و يارانش را دستور توكل داده در آنجا كه مى‏فرمايد: «خُذُوا حِذْرَكُمْ» سلاح جنگى را با خود برداريد. و يكى از دروغهاى بزرگ اين است كه مرد بگويد توكل بخدا مى‏كنم ولى دلش در جاى ديگر باشد و از خدا خوشنود نباشد زيرا كه توكل تسليم بودن بخدا و قطع ارتباط از غير اوست.(إرشاد القلوب / ترجمه رضايى، ج‏1، ص: 291)

هاله نور
۱۳۹۳/۰۵/۰۳, ۲۲:۳۵
سلام

ممنون از پاسخ جامع تون


باسلام و عرض ادب خدمت شما دوست گرامی
تمام احادیثی که اینگونه است و وعده ای بعد از قرائت آن دعا یا آیه به ما داده شده، همه موقعی محقق خواهد شد که ما به ملزومات آن دعاها و آیات عمل کرده باشیم و فقط به قرائتِ خالی نپرداخته باشیم، به عبارتی مخالفت عملی با مضامین آن آیات و روایات نکرده باشیم. مثلا کسی دعایی برای فرزنددار شدن می خواند، اما کارهایی می کند که اگر هم خدا می خواست به او بچه ای بدهد، آن فرزند سقط می شد. جواب دعا زوری نیست، اینطور نیست که ما دعا را بخوانیم ولو این که با هدف دعا مقابله و مبارزه داشته باشیم آنوقت خدا هم به اجبار به خاطر این که فقط دعا را خوانده ایم، مثلا فرزند را به ما بدهد.
همچنین باید اعتقاد به مضامین آن داشته باشیم. مثلا کسی که سوره نبأ را می خواند باید به قیامت اعتقاد داشته باشد، چون بسیاری از آیات این سوره در مورد قیامت است، کسی که قیامت را قبول ندارد، هر چند این آیه را سالیان سال بخواند مطمئنا حج نصیبش نمی شود.
در آخر این که برای رسیدن به مطلوبِ خود، حتما باید حرکتی هم بکنیم، و دست روی دست نگذاریم، و با اعمال و رفتار خود نشان بدهیم که حج رفتن را علاقه داریم، مثلا اگر می توانیم برای ثبت نام آن، اقدامی بکنیم، در این مسیر اگر گره ای در کار باشد خدا هم عنایت کرده، مشکل گشایی می کند و گره را باز می کند، نمی توان دست روی دست گذاشت تا کسی بیاید درب خانه را بزند و بگوید بفرمایید تشریف ببرید مکه.
هیچ یک از احادیث ما که در مورد توکل بر خدا و دعا کردن سفارش کرده اند، اینگونه بیان نکرده اند که دست روی دست بزارید و ساکت باشید، همه سفارش به حرکت به سمت مطلوب نیز نموده اند. شما اقدامی بکنید اگر ایرادی در کار بود، خدا به خاطر دعا یا توکلی که داشتیم، گره را از سر راه بر می دارد.
در روایاتِ ما، کسانی که فقط دعا می کنند و حرکتی نمی کنند خیلی مذمت شده و این را منافات با توکل می داند.
عربى وارد مسجد پيغمبر شد حضرت بدو گفت شترت را بستى عرضكرد نه توكل‏ بر خدا كردم حضرت فرمود شتر را ببند و توكل بر خدا هم بكن خدا پيغمبر و يارانش را دستور توكل داده در آنجا كه مى‏فرمايد: «خُذُوا حِذْرَكُمْ» سلاح جنگى را با خود برداريد. و يكى از دروغهاى بزرگ اين است كه مرد بگويد توكل بخدا مى‏كنم ولى دلش در جاى ديگر باشد و از خدا خوشنود نباشد زيرا كه توكل تسليم بودن بخدا و قطع ارتباط از غير اوست.(إرشاد القلوب / ترجمه رضايى، ج‏1، ص: 291)

بله ، دقیقا همین طوره

اون موقع این طوری فکر نمیکردم ولی بعد ها متوجه این موضوع شدم

اگه من یه جا بشینم ، بگم : خدا ، خدا ...

که نمیشه ...

خدا برای عالم یه قوانینی قرار داده ...

خدا که نمیاد برای من قوانین عالم رو تغییر بده ...

اون چیزی که من متوجه شدم دقیقا شبیه یه پازل هست

یه قسمت پازل اینه که من با تمام وجودم تلاش بکنم

یه قسمت دیکه اش توکل

یه قسمت اش هم دعا

...

این ها باید کنار هم باشند تا پازل ام درست بشه

از اونجا که پازل ام نصف و نیمه بود امتیاز کامل اش رو بهم ندادند ...

بال
۱۳۹۳/۰۵/۰۳, ۲۳:۴۴
عربى وارد مسجد پيغمبر شد حضرت بدو گفت شترت را بستى عرضكرد نه توكل‏ بر خدا كردم حضرت فرمود شتر را ببند و توكل بر خدا هم بكن خدا پيغمبر و يارانش را دستور توكل داده در آنجا كه مى‏فرمايد: «خُذُوا حِذْرَكُمْ» سلاح جنگى را با خود برداريد. و يكى از دروغهاى بزرگ اين است كه مرد بگويد توكل بخدا مى‏كنم ولى دلش در جاى ديگر باشد و از خدا خوشنود نباشد زيرا كه توكل تسليم بودن بخدا و قطع ارتباط از غير اوست.

سلام و عرض ادب

ببخشید استاد میشه لطفا این قسمت حدیث ( قطع ارتباط از غیر اوست ) رو توضیح بفرمایید؟

یعنی چی؟ چه ارتباطی منظور هست؟

خداخیرتون بده

بصیر
۱۳۹۳/۰۵/۰۴, ۱۱:۰۵
ببخشید استاد میشه لطفا این قسمت حدیث ( قطع ارتباط از غیر اوست ) رو توضیح بفرمایید؟

یعنی چی؟ چه ارتباطی منظور هست؟
باسلام و احترام
از آنجایی که بحث در مورد توکل است، و توکل یعنی امید بستن به خدا و قطع امید از دیگران؛ از این رو «قطع ارتباط از غیر خدا» بدین معناست که به این باور برسیم که همه کاره خداست و دیگران فقط می توانند وسیله باشند که خداوند متعال آنها را ایجاد کرده و در مسیر ما قرار داده است، پس منظور از قطع ارتباط، یعنی امید به غیر نداشتن، وسیله دانستن دیگران و دل نبستن به آنهاست.

بصیر
۱۳۹۵/۱۰/۰۴, ۰۸:۲۷
سوال از خدمت تون داشتم ، اون موقع که جوان تر از این ها بودم یه زمانی حدیثی رو از امام صادق علیه السلام خوندم که به این صورت بود:

" هر کس سوره نبا را یک سال همه روزه تلاوت نماید، آن سال را به پایان نمی رساند مگر اینکه بیت الله الحرام را زیارت کند. " (مجمع البیان ، ج 10 ، ص 420)

من با توجه به حال و هوای اون زمانم به مدت یک سال و چند روز هر شب این سوره رو تلاوت کردم

اما خب زیارت خانه خدا نصیب ما نشد ولی در عین حال همین خوندن مداوم کلام خدا تاثیر خوبی داشت

به هر حال ، از اون جا که کلام معصومین علیه السلام حق مطلق هست ، امکانش هست یه واکاوی کنید در واقع کجای کارم لنگ میزد ؟

یه موضوعی هم هست من هیچ تلاش عملی ای برای رفتن به خانه خدا نکرده بودم (یعنی با توجه به اینکه شرایطش رو نداشتم ثبت نام نکرده بودم) یعنی در واقع تمام اومیدم به لطف خدا بود

با توجه به متن حدیث نقطه کوری که بنده بهش توجه نکردم به نظر شما مشاور محترم چی میتونه باشه ؟


باسلام و عرض ادب خدمت شما دوست گرامی
تمام احادیثی که اینگونه است و وعده ای بعد از قرائت آن دعا یا آیه به ما داده شده، همه موقعی محقق خواهد شد که ما به ملزومات آن دعاها و آیات عمل کرده باشیم و فقط به قرائتِ خالی نپرداخته باشیم، به عبارتی مخالفت عملی با مضامین آن آیات و روایات نکرده باشیم. مثلا کسی دعایی برای فرزنددار شدن می خواند، اما کارهایی می کند که اگر هم خدا می خواست به او بچه ای بدهد، آن فرزند سقط می شد. جواب دعا زوری نیست، اینطور نیست که ما دعا را بخوانیم ولو این که با هدف دعا مقابله و مبارزه داشته باشیم آنوقت خدا هم به اجبار به خاطر این که فقط دعا را خوانده ایم، مثلا فرزند را به ما بدهد.
همچنین باید اعتقاد به مضامین آن داشته باشیم. مثلا کسی که سوره نبأ را می خواند باید به قیامت اعتقاد داشته باشد، چون بسیاری از آیات این سوره در مورد قیامت است، کسی که قیامت را قبول ندارد، هر چند این آیه را سالیان سال بخواند مطمئنا حج نصیبش نمی شود.
در آخر این که برای رسیدن به مطلوبِ خود، حتما باید حرکتی هم بکنیم، و دست روی دست نگذاریم، و با اعمال و رفتار خود نشان بدهیم که حج رفتن را علاقه داریم، مثلا اگر می توانیم برای ثبت نام آن، اقدامی بکنیم، در این مسیر اگر گره ای در کار باشد خدا هم عنایت کرده، مشکل گشایی می کند و گره را باز می کند، نمی توان دست روی دست گذاشت تا کسی بیاید درب خانه را بزند و بگوید بفرمایید تشریف ببرید مکه.
هیچ یک از احادیث ما که در مورد توکل بر خدا و دعا کردن سفارش کرده اند، اینگونه بیان نکرده اند که دست روی دست بزارید و ساکت باشید، همه سفارش به حرکت به سمت مطلوب نیز نموده اند. شما اقدامی بکنید اگر ایرادی در کار بود، خدا به خاطر دعا یا توکلی که داشتیم، گره را از سر راه بر می دارد.
در روایاتِ ما، کسانی که فقط دعا می کنند و حرکتی نمی کنند خیلی مذمت شده و این را منافات با توکل می داند.
عربى وارد مسجد پيغمبر شد حضرت بدو گفت شترت را بستى عرضكرد نه توكل‏ بر خدا كردم حضرت فرمود شتر را ببند و توكل بر خدا هم بكن خدا پيغمبر و يارانش را دستور توكل داده در آنجا كه مى‏فرمايد: «خُذُوا حِذْرَكُمْ» سلاح جنگى را با خود برداريد. و يكى از دروغهاى بزرگ اين است كه مرد بگويد توكل بخدا مى‏كنم ولى دلش در جاى ديگر باشد و از خدا خوشنود نباشد زيرا كه توكل تسليم بودن بخدا و قطع ارتباط از غير اوست.(إرشاد القلوب / ترجمه رضايى، ج‏1، ص: 291)