PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : جمع بندی سگ اصحاب کهف به بهشت میره یا نه؟؟



مجنون کربلا
۱۳۹۳/۰۱/۲۵, ۱۱:۲۶
سگ اصحاب کهف به بهشت میره یا نه؟؟؟؟؟؟؟؟؟
و از یاران امام زمان محسوب میشه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

حکمت
۱۳۹۳/۰۱/۲۵, ۱۱:۳۵
با نام الله




http://askdin.com/gallery/images/80/1_11.png








کارشناس بحث: استاد صادق

صادق
۱۳۹۳/۰۱/۲۵, ۱۵:۲۸
سؤال:
آیا سگ اصحاب کهف به بهشت می‌رود و آیا جزو یاران امام زمان(عج)خواهد بود؟


پاسخ:
اين كه حيوانات در قيامت محشور می‌شوند يا نه و اين كه سگ اصحاب كهف وارد بهشت می‌شود يا نه، بين علماء اهل فن اختلاف است، گروهی قائل هستند قيامت، مخصوص جنّ و انس است و حيوانات در قيامت محشور نخواهند شد. ولی مشهور بين بزرگان و مفسران اين است كه حيوانات هم مثل انسان‌ها در قيامت مبعوث خواهند شد. و به اندازه درک و شعورشان جزاء داده خواهند شد و از ظاهر بعضی آيات و روايات اين مطلب فهميده می‌شود.
و صريح‌ترين آيه كه اين منظور را مي رساند، در سوره انعام است: «وَ ما مِنْ دَابَّةٍ فِي الْأَرْضِ وَ لا طائِرٍ يَطِيرُ بِجَناحَيْهِ إِلاَّ أُمَمٌ أَمْثالُكُمْ ما فَرَّطْنا فِي الْكِتابِ مِنْ شَيْ‏ءٍ ثُمَّ إِلى رَبِّهِمْ يُحْشَرُونَ؛ (1) هيچ جنبده‌ای در زمين و هيچ پرنده‌ای كه با دو بال خود پرواز می‌كند نيست، مگر اين كه امت هايي همانند شما هستند، ما هيچ چيز را در اين كتاب فروگذار نكرديم، سپس تمام آنها به سوی خداوند در رستاخيز جمع می‌شوند».
دابّه به معنای همه جنبندگان روي زمين است و طائر به هر گونه پرنده‌ای گفته می شود و به عقيده بيشتر مفسران ضمير «هم» در عبارت «ثم الي ربهم» به انواع و اصناف جنبندگان و پرندگان بر می‌گردد و به اين ترتيب قرآن برای همه موجودات جنبنده قائل به رستاخيز شده است و شامل تمام موجودات زنده است. (2)
در روايات متعددي هم به رستاخيز حيوانات اشاره شده است از جمله:
از ابوذر نقل شده است كه مي گويد، ما خدمت پيامبر (صلی الله علیه و آله) بوديم كه در پيش روي ما دو بُز به يكديگر شاخ زدند، پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) فرمود: مي دانيد چرا اين ها به يكديگر شاخ زدند؟ حاضران عرض كردند: خير! پيامبر (صلی الله علیه و آله) فرمود: ليكن خداوند می‌داند و به زودي در ميان آنها داوری خواهد كرد. (3)
در حديث ديگری از پيامبر (صلی الله علیه و آله) نقل شده است كه فرمود: «استفرهوا ضحاياكم فاِنّها مَطاياكم علي الصراط» ( 4)؛ به حيوانات قرباني (حيواناتی كه در راه خداوند ذبح كرده می‌شوند) نيكي و احسان كنيد؛ زيرا آن‌ها وسيله عبور شما از صراط هستند.
امام صادق (علیه السلام) در حدیث «اَيُّ بعير حج عليه ثلاث حجج يجعل من نعم الجَنّة: (5) فرمود: كسی كه با شتری سه بار حج شرفياب شود مركبش بهشتی خواهد بود.)
امام صادق (علیه السلام) در حدیث «فلا يدخل الجنة من البهائم إلا ثلاثة، حمار بلعم بن باعوراء و ذئب يوسف و كلب أصحاب الكهف» (6) فرمود كه از حيوانات وارد بهشت نمی‌شود مگر سه نفر: الاغ بلعم باعورا و گرگ كه متهم شد حضرت يوسف را خورده و سگ اصحاب كهف‌ است.
بر فرض صحت اسناد اين روايات و اعتبار آنها، در می‌يابيم كه بعضی از حيوانات كه عمل ويژه‌ای در راه خدا از آن‌ها سر زده و يا توسط صاحب خود، در راه خدا به كار گرفته شده‌اند، وارد بهشت می‌شوند، نه همه حيوانات از جمله سگ اصحاب كهف.
در پايان ذكر اين نكته درخور توجه است:
از مطالبی كه از ظاهر آيات و روايات فهميده می‌شود اين است كه اجمالاً می‌توان وجود رستاخيز را برای حيوانات اثبات كرد.
و از آنجا كه قيامت و احوالات آن از دسترس حس و تجربه ما خارج است. به همین دلیل، اظهارنظر كردن در مورد جزئيات قيامت خارج از درک و عقل انسان‌ها است و برای اين منظور، بايد تسليم وحی شد و از اظهارنظر كردن بی‌مورد و احياناً خرافی اجتناب كرد، تا در اخذ معارف دينی دچار لغزش و انحراف نشويم.
در جای نیامده که سگ یاد شده از یاران حضرت باشد .
منابع برای مطالعه بیشتر:
1. مكارم شيرازی، ناصر و همکاران، ج 20، ص 437 و ج 5، ص 224 و ج 26، ص 174.
2. خرازی، سید محسن، بداية المعارف، دفتر انتشارات اسلامی، قم، ج 2، ص 285.
3. عراقچی همدانی، علی، معاد، انتشارات اوج، قم، 1365ش، یکم، درس 26.
منابع:
1. انعام: 6/ 38.
2. مكارم شيرازي ناصر و همکاران، تفسير نمونه، انتشارات دارالكتب الاسلاميه، تهران، چاپ دوازدهم، 1368 ش، ج 5، ص 221.
3. طبرسي، فضل به حسن، مجمع البيان، انتشارات دارالمعرفة، چاپ دوم، ج 2، ص 461.
4. حرّ عاملي، محمد بن حسن، وسائل الشيعه، انتشارات آل البيت، قم، چاپ اول، ج 14، ص 209.
5. صدوق، محمد بن علی، من لا يحضره الفقيه، انتشارات دارالكتب، تهران، ج 2، ص 191، ح 872.
6. قمى، على بن ابراهيم، تفسير قمي، ناشر دار الكتاب، قم، 1367 ش، نوبت چهارم، ج 2، ص 32.