PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : جمع بندی چرا در قرآن صراحتا ازخمس بحث نشده است



محمد132
۱۳۹۳/۰۱/۰۳, ۱۵:۲۱
با سلام به علت بسته شدن موضوع خمس در ایات قرآن ناچار به ایجاد موضوع جدید شدم
سوال من این هست که اگر خمس از واجبات و یکی از فروع دین ماست پس چرا در قرآن صراحتا از آن بحث نشده در حالیکه زکاة دادن که یکی از فروع است به کرار در قرآن تاکید شده است
اگر اسنادی از زمان پیامبر رحمت در مورد گرفتن خمس در غیر موارد جنگی هست رو بیان کنید هرچند نبود اینگونه سندها دلیلی بر رد خمس نیست اما خود یک مقوم هست .


با تشکر

حکمت
۱۳۹۳/۰۱/۰۳, ۱۷:۳۵
با نام الله




http://askdin.com/gallery/images/80/1_11.png





:Gol::Gol::Gol::Gol:



کارشناس بحث: استاد یاسین

یاسین
۱۳۹۳/۰۱/۲۰, ۲۱:۳۱
سوال من این هست که اگر خمس از واجبات و یکی از فروع دین ماست پس چرا در قرآن صراحتا از آن بحث نشده در حالیکه زکاة دادن که یکی از فروع است به کرار در قرآن تاکید شده است

بسم الله الرحمن الرحيم
با سلام و احترام

در قرآن موضوع خمس مطرح و بيان شده است:« وَ اعْلَمُواْ أَنَّمَا غَنِمْتُم مِّن شىَ‏ْءٍ فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِى الْقُرْبىَ‏ وَ الْيَتَامَى‏ وَ الْمَسَاكِينِ وَ ابْنِ السَّبِيلِ إِن كُنتُمْ ءَامَنتُم بِاللَّهِ وَ مَا أَنزَلْنَا عَلىَ‏ عَبْدِنَا يَوْمَ الْفُرْقَانِ يَوْمَ الْتَقَى الْجَمْعَانِ وَ اللَّهُ عَلىَ‏ كُلّ‏ِ شىَ‏ْءٍ قَدِير»[1] (http://www.askdin.com/#_ftn1)(بدانيد هر گونه غنيمتى به دست آوريد، خمس آن براى خدا، و براى پيامبر، و براى ذى القربى و يتيمان و مسكينان و واماندگان در راه (از آنها) است، اگر به خدا و آنچه بر بنده خود در روز جدايى حق از باطل، روز درگيرى دو گروه (باايمان و بى ‏ايمان) [روز جنگ بدر] نازل كرديم، ايمان آورده‏ ايد و خداوند بر هر چيزى تواناست).

موضوع مهمي كه در اين آيه بايد مورد بررسى دقيق قرار گيرد و در حقيقت قسمت عمده بحث در آن متمركز مى ‏گردد، اين است كه لفظ" غنيمت" كه در آيه آمده است تنها شامل غنائم جنگى مى ‏شود يا هر گونه در آمدى را در بر مى‏ گيرد؟!.

در صورت اول آيه تنها خمس غنائم جنگى را بيان مى ‏كند و براى خمس در ساير موضوعات بايد از سنت و اخبار و روايات صحيح و معتبر استفاده كرد و هيچ مانعى ندارد كه قرآن به قسمتى از حكم خمس و به تناسب مسائل جهاد اشاره كند و قسمت‏هاى ديگرى در سنت بيان شود.

مثلا در قرآن مجيد نمازهاى پنجگانه روزانه صريحا آمده است، و همچنين به نمازهاى طواف كه از نمازهاى واجبه است اشاره شده، ولى از نماز آيات كه مورد اتفاق تمام مسلمانان اعم از شيعه و سنى است ذكرى به ميان نيامده است، و هيچكس را نمى ‏يابيم كه بگويد چون نماز آيات در قرآن ذكر نشده و تنها در سنت پيامبر آمده نبايد به آن عمل كرد، و يا اينكه چون در قرآن به بعضى از غسل‏ها اشاره شده و سخن از ديگر غسل‏ها به ميان نيامده است بايد از آن صرف نظر كرد، اين منطقى است كه هيچ مسلمانى آن را نمى‏پذيرد.

بنا بر اين هيچ اشكالى ندارد كه قرآن تنها قسمتى از موارد خمس را بيان كرده باشد و بقيه را موكول به سنت نمايد و نظير اين مسئله در فقه اسلام بسيار زياد است.

ولى با اين حال بايد ببينيم كه" غنيمت" در لغت و در نظر عرف چه معنى مى‏دهد؟! آيا راستى منحصر به غنائم جنگى است و يا هر گونه در آمدى را شامل مى ‏شود؟

آنچه از كتب لغت استفاده مى‏شود، اين است كه در ريشه معنى لغوى اين كلمه عنوان جنگ و آنچه از دشمن به دست مى‏آيد، نيفتاده است، بلكه هر در آمدى را شامل مى ‏شود، به عنوان شاهد به چند قسمت از كتب معروف و مشهور لغت كه مورد استناد دانشمندان و ادباى عرب است اشاره مى‏ كنيم:

«غنم» يعنى دسترسى يافتن به چيزى بدون مشقت، و" غنم" و" غنيمت" و" مغنم" به معنى فى‏ء است (فى‏ء را نيز در لغت به معنى چيزهايى كه بدون زحمت به انسان مى‏ رسد ذكر كرده ‏اند ...)[2] (http://www.askdin.com/#_ftn2)

[1] (http://www.askdin.com/#_ftnref1) - سوره انفال،آيه41.

[2] (http://www.askdin.com/#_ftnref2) - تفسير نمونه،آيت الله مكارم شيرازي،ج‏7، ص: 175.

manmehdiam
۱۳۹۳/۰۱/۲۱, ۰۳:۰۶
در صورت اول آيه تنها خمس غنائم جنگى را بيان مى ‏كند و براى خمس در ساير موضوعات بايد از سنت و اخبار و روايات صحيح و معتبر استفاده كرد
بنابراین آیا روایت صحیحی مبنی بر اخذ خمس در زمان پیامبر به غیر از غنایم جنگی وارد شده است؟؟

یاسین
۱۳۹۳/۰۱/۲۱, ۱۷:۰۹
سوال من این هست که اگر خمس از واجبات و یکی از فروع دین ماست پس چرا در قرآن صراحتا از آن بحث نشده در حالیکه زکاة دادن که یکی از فروع است به کرار در قرآن تاکید شده است

بسم الله الرحمن الرحيم

مساله زكات در قرآن به دو صورت زكات واجب و مستحب مطرح است. گاهي از صدقات مستحبي تعبير به زكات مي شود و گاهي منظور از زكات صدقه واجب است.مثلا قرآن مي فرمايد:« وَ الَّذِينَ فىِ أَمْوَالهِِمْ حَقٌّ مَّعْلُومٌ(24)ِّلسَّائلِ وَ الْمَحْرُومِ(25)»[1] (http://www.askdin.com/#_ftn1) (و آنها كه در اموالشان حق معلومى است براى تقاضاكننده و محروم).

بعضى از مفسران معتقدند كه منظور از" حق معلوم" در اينجا همان" زكات" است كه مقدار معينى دارد، و از مصارف آن" سائل" و" محروم" است، در حالى كه مى‏دانيم اين سوره مكى است و حكم زكات در مكه نازل نشده بود، يا اگر نازل شده بود مقدار معين نداشت، لذا بعضى ديگر معتقدند: مراد از" حق معلوم" چيزى غير از زكات است كه انسان بر خود لازم مى ‏شمرد كه به نيازمندان دهد شاهد اين تفسير حديثى است كه از امام صادق ع نقل شده كه وقتى از تفسير اين آيه سؤال كردند كه آيا اين چيزى غير از زكات است؟ فرمود:

هو الرجل يؤتيه اللَّه الثروة من المال، فيخرج منه الالف و الالفين و الثلاثة آلاف و الاقل و الاكثر، فيصل به رحمه، و يحمل به الكل عن قومه:
" آرى اين درباره كسى است كه خداوند ثروت و مالى به او مى‏بخشد و او به مقدار هزار يا دو هزار يا سه هزار يا بيشتر و كمتر از آن جدا كرده و با آن صله رحم مى ‏كند و مشقت از قوم خود بر مى‏ دارد".[2] (http://www.askdin.com/#_ftn2)

زكات واجب بر چند چيز تعلق ميگيرد كه عبارتند از: طلا و نقره و شتر و گاو و گوسفند و گندم و جو و خرما و كشمش.[3] (http://www.askdin.com/#_ftn3)

اما زكات مستحب مورد خاصي ندارد و انسان مي تواند از هر كدام از اموالش در راه خداوند صدقه بدهد.

اما خمس تنها سالي يك مرتبه واجب مي شود و اموالي كه يك مرتبه خمس آنها پرداخته شد، ديگر خمس بر آنها واجب نيست.بنابراين موارد استعمال و كاربرد زكات در قران بسيار بيشتر است.


[1] (http://www.askdin.com/#_ftnref1) - سوره معارج،آيه24-25.

[2] (http://www.askdin.com/#_ftnref2) - آيت الله مكارم شيرازي،تفسير نمونه، ج‏25، ص: 31-32.

[3] (http://www.askdin.com/#_ftnref3) - علامه طباطبايي،ترجمه الميزان، ج‏9، ص: 522

یاسین
۱۳۹۶/۰۹/۰۶, ۰۹:۰۲
سوال:اگر خمس از واجبات و یکی از فروع دین ماست پس چرا در قرآن صراحتا از آن بحث نشده در حالیکه زکاة دادن که یکی از فروع است به کرار در قرآن تاکید شده است.

پاسخ:

بسم الله الرحمن الرحیم

با سلام و احترام

در قرآن موضوع خمس مطرح و بيان شده است:«وَ اعْلَمُوا أَنَّما غَنِمْتُمْ مِنْ شَيْ‏ءٍ فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِي الْقُرْبى‏ وَ الْيَتامى‏ وَ الْمَساكِينِ وَ ابْنِ السَّبِيلِ إِنْ كُنْتُمْ آمَنْتُمْ بِاللَّهِ وَ ما أَنْزَلْنا عَلى‏ عَبْدِنا يَوْمَ الْفُرْقانِ يَوْمَ الْتَقَى الْجَمْعانِ وَ اللَّهُ عَلى‏ كُلِّ شَيْ‏ءٍ قَدِيرٌ»[1] (http://www.askdin.com/#_ftn1) (بدانيد هر گونه غنيمتى به دست آوريد، خمس آن براى خدا، و براى پيامبر، و براى ذى القربى و يتيمان و مسكينان و واماندگان در راه (از آنها) است، اگر به خدا و آنچه بر بنده خود در روز جدايى حق از باطل، روز درگيرى دو گروه (باايمان و بى ‏ايمان) [روز جنگ بدر] نازل كرديم، ايمان آورده‏ ايد و خداوند بر هر چيزى تواناست).


موضوع مهمي كه در اين آيه بايد مورد بررسى دقيق قرار گيرد و در حقيقت قسمت عمده بحث در آن متمركز مى ‏گردد، اين است كه لفظ" غنيمت" كه در آيه آمده است تنها شامل غنائم جنگى مى ‏شود يا هر گونه در آمدى را در بر مى‏ گيرد؟
در صورت اول آيه تنها خمس غنائم جنگى را بيان مى ‏كند و براى خمس در ساير موضوعات بايد از سنت و اخبار و روايات صحيح و معتبر استفاده كرد و هيچ مانعى ندارد كه قرآن به قسمتى از حكم خمس و به تناسب مسائل جهاد اشاره كند و قسمت‏هاى ديگرى در سنت بيان شود.

مثلا در قرآن مجيد نمازهاى پنجگانه روزانه صريحا آمده است، و همچنين به نمازهاى طواف كه از نمازهاى واجبه است اشاره شده، ولى از نماز آيات كه مورد اتفاق تمام مسلمانان اعم از شيعه و سنى است ذكرى به ميان نيامده است، و هيچكس را نمى ‏يابيم كه بگويد چون نماز آيات در قرآن ذكر نشده و تنها در سنت پيامبر آمده نبايد به آن عمل كرد، و يا اينكه چون در قرآن به بعضى از غسل‏ها اشاره شده و سخن از ديگر غسل‏ها به ميان نيامده است بايد از آن صرف نظر كرد، اين منطقى است كه هيچ مسلمانى آن را نمى‏پذيرد.
بنا بر اين هيچ اشكالى ندارد كه قرآن تنها قسمتى از موارد خمس را بيان كرده باشد و بقيه را موكول به سنت نمايد و نظير اين مسئله در فقه اسلام بسيار زياد است.

ولى با اين حال بايد ببينيم كه" غنيمت" در لغت و در نظر عرف چه معنى مى‏دهد؟! آيا راستى منحصر به غنائم جنگى است و يا هر گونه در آمدى را شامل مى ‏شود؟
آنچه از كتب لغت استفاده مى‏شود، اين است كه در ريشه معنى لغوى اين كلمه عنوان جنگ و آنچه از دشمن به دست مى‏آيد، نيفتاده است، بلكه هر در آمدى را شامل مى ‏شود، به عنوان شاهد به چند قسمت از كتب معروف و مشهور لغت كه مورد استناد دانشمندان و ادباى عرب است اشاره مى‏ كنيم:
«غنم» يعنى دسترسى يافتن به چيزى بدون مشقت، و" غنم" و" غنيمت" و" مغنم" به معنى فى‏ء است «فى‏ء» را نيز در لغت به معنى چيزهايى كه بدون زحمت به انسان مى‏ رسد ذكر كرده ‏اند.[2] (http://www.askdin.com/#_ftn2)


اختصاص آياتي کمتر به حکمي از احکام نسبت به احکامي ديگر و همين طور اختصاص آيات بيشتر به حکمي نسبت به احکامي ديگر به فراخور شمول زماني ، آماري و جمعيتي آنها مي باشد.

به عنوان مثال اگر زکات از آيات بيشتري برخوردار است به علت اين است که زکات دايره شمول جمعيتي بيشتر از خمس دارد. زکات حکمي است که دايره و مساحت شمول آن تمام افراد جامعه اسلامي ( و حتي در برخي از موارد غير مسلمانان ) مي باشند که اگر دچار مشکل اقتصادي و عسرت مالي شدند بتوانند از اين امکان استفاده کنند.
ولي دائره شمول خمس محدودتر از زکات مي باشد و شامل همه افراد جامعه اسلامي نمي شود. بلکه در مقابل زکات که براي بني هاشم ( خاندان رسول الله در زمان ما ) حرام مي باشد و آنها حق استفاده از آن را ندارند ، براي فقرا و مستمندان از آنان اختصاص دارد و نيز سهمي از آن مخصوص حاکم جامعه اسلامي است براي رفع مايحتاج هاي مخصوص امور حکومتي که از ديدگاه شيعه در زمان پيامبر ، حاکم اسلامي پيامبر است و در زمان ائمه ، ائمه اطهار عليهم السلام.
مجاهد مي گويد : صدقه ( زکات واجب و غير واجب ) بر پيامبر و اهل بيت ايشان عليهم الصلاه و السلام حلال نمي باشد. پس خمس براي آنها قرارداده شده است.[3] (http://www.askdin.com/#_ftn3)


كلمه" غنم" و" غنيمت" به معناى رسيدن به در آمد از راه تجارت و يا صنعت و يا جنگ است، و ليكن در اين آيه بملاحظه مورد نزولش تنها با غنيمت جنگى منطبق است.

راغب مى‏گويد:" غنم"- به دو فتحه- معنايش معروف است، خداى تعالى فرموده:" وَ مِنَ الْبَقَرِ وَ الْغَنَمِ حَرَّمْنا عَلَيْهِمْ شُحُومَهُما- و از گاو و گوسفند پيه آن دو را بر ايشان حرام كرديم" و" غنم"- به ضمه حرف اول و سكون حرف دوم- به معناى رسيدن و دست يافتن به فائده است، و ليكن در هر درآمدى كه از راه جنگ و از ناحيه دشمنان و غير ايشان به دست آيد استعمال شده، و به اين معنا است آيه‏" وَ اعْلَمُوا أَنَّما غَنِمْتُمْ مِنْ شَيْ‏ءٍ" و آيه‏" فَكُلُوا مِمَّا غَنِمْتُمْ حَلالًا طَيِّباً". و كلمه" مغنم" به معناى هر چيزى است كه به غنيمت درآيد و جمع آن" مغانم" مى‏باشد[4] (http://www.askdin.com/#_ftn4) مانند:" فَعِنْدَ اللَّهِ مَغانِمُ كَثِيرَةٌ".[5] (http://www.askdin.com/#_ftn5)

__________________________________________________ __
[1] (http://www.askdin.com/#_ftnref1) .الانفال: 8/ 41.

[2] (http://www.askdin.com/#_ftnref2) .مکارم شیرازی، ناصر،تفسير نمونه،ج‏7، ص: 175.
[3] (http://www.askdin.com/#_ftnref3) . http://www.pasokhgoo.ir/node/24126.
[4] (http://www.askdin.com/#_ftnref4) . ترجمه تفسير الميزان، ج‏9، ص117-118.
[5] (http://www.askdin.com/#_ftnref5) .النساء: 4/ 94.