PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : جمع بندی چرا اشخاصی در بدو تولد به عنوان پیامبر شناخته می شود؟بی عدالتی نیست؟



PAN
۱۳۹۲/۱۲/۲۶, ۱۸:۱۴
سلام
بی مقدمه...
چرا عیسی در بدو تولد به عنوان پیامبر شناخته می شود؟
و همینطور ائمه دوازده گانه برای امام شدن امتحان پس نمی دهند؟(اگر غیر اینست تصحیح کنید)

آیا این بی عدالتی نیست که انسان های غیر پیامبر باید امتحان هایی را بگذرانند و به مقامی برسند اما بشر هایی مثل ما (پیامبر) پیامبر به دنیا بیایند؟؟

حکمت
۱۳۹۲/۱۲/۲۶, ۲۲:۰۸
با نام الله





http://askdin.com/gallery/images/80/1_11.png









کارشناس بحث: استاد صدیق

صدیق
۱۳۹۲/۱۲/۲۸, ۰۸:۱۹
باسلام
خداوند متعال زمانی که انسان را آفرید؛
آنگاه بر اساس هدفی که از خلقت داشت، به آنان راه خوب و بد را نشان داد:« فَأَلْهَمَها فُجُورَها وَ تَقْواها».[1] (http://www.askdin.com/#_ftn1)

از آنان خواست که به راه راست تمایل داشته باشند و راه راست را بپیمایند:« وَ أَنَّ هذا صِراطي‏ مُسْتَقيماً فَاتَّبِعُوهُ وَ لا تَتَّبِعُوا السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَنْ سَبيلِهِ ذلِكُمْ وَصَّاكُمْ بِهِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ»[2] (http://www.askdin.com/#_ftn2)

فرمود از پیروی شیطان پرهیز کنند:« يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا ادْخُلُوا فِي السِّلْمِ كَافَّةً وَ لا تَتَّبِعُوا خُطُواتِ الشَّيْطانِ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبينٌ».[3] (http://www.askdin.com/#_ftn3)

این خداوند می داند که چه کسی راه راست را میپیماید و چه کسی شیطان را به رهبری و ولایت خویش انتخاب میکند:« هُوَ الَّذي خَلَقَكُمْ فَمِنْكُمْ كافِرٌ وَ مِنْكُمْ مُؤْمِنٌ وَ اللَّهُ بِما تَعْمَلُونَ بَصيرٌ»[4] (http://www.askdin.com/#_ftn4)

این خداوند که از نگاه های پنهانی و گوشه های چشم که معمولا از دید دیگران پنهان می ماند:« يَعْلَمُ خائِنَةَ الْأَعْيُنِ وَ ما تُخْفِي الصُّدُورُ»[5] (http://www.askdin.com/#_ftn5) و آنچه در فکر خود داریم خبر دارد:« قُلْ إِنْ تُخْفُوا ما في‏ صُدُورِكُمْ أَوْ تُبْدُوهُ يَعْلَمْهُ اللَّهُ وَ يَعْلَمُ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ وَ اللَّهُ عَلى‏ كُلِّ شَيْ‏ءٍ قَديرٌ»[6] (http://www.askdin.com/#_ftn6)، خودش فرموده تنها اوست که می داند چه کسی با اختیار و ایمان خود، نه تنها راه راست را می پیماید، بلکه دیگران را نیز به این راه دعوت می کند:« اللَّهُ أَعْلَمُ حَيْثُ يَجْعَلُ رِسالَتَه»[7] (http://www.askdin.com/#_ftn7)

اوست که عملکرد افرادرا میداند حتی قبل از افرینش آنان و گاه بر اساس همین علمش، فردی را در کودکی به مقامی بر می انگیزد ولی این مقام به واسطه عملکردهایی است که او دارد و خواهد داشت. البته لازم است به این نکته توجه داشته باشیم که این مسئله خودش یکی از آزمایش های الهی نیز میتواند باشد. زیرا قطعا پذیرش رهبری کسی که از نظر سنی از ما کوچکتر است، قطعا برای دیگران سخت تر است تا چه رسد به اینکه این شخص در همان کودکی یا حتی در گهواره دارای این مقام باشد:« فَأَشارَتْ إِلَيْهِ قالُوا كَيْفَ نُكَلِّمُ مَنْ كانَ فِي الْمَهْدِ صَبِيًّا قالَ إِنِّي عَبْدُ اللَّهِ آتانِيَ الْكِتابَ وَ جَعَلَني‏ نَبِيًّا»[8] (http://www.askdin.com/#_ftn8)

بنابراین نتیجه اینکه، این مقام دلبخواهی و بی جهت نیست، بلکه بر اساس لیاقت افراد و عملکرد آنان است، خواه عملکرد قبلی یا عملکرد بعدی و از آنجا که عصمت و مصونیت این افراد، بر اساس اختیار خودشان است نه اجبار و اضطرار، به همین جهت عملکرد آنان نیز عملکردی اختیاری بوده است.




[1] (http://www.askdin.com/#_ftnref1) . سوره شمس، ایه8

[2] (http://www.askdin.com/#_ftnref2) . سوره انعام، ایه153

[3] (http://www.askdin.com/#_ftnref3) . سوره بقره، ایه208

[4] (http://www.askdin.com/#_ftnref4) . سوره تغابن، ایه 2

[5] (http://www.askdin.com/#_ftnref5) . سوره غافر، ایه19

[6] (http://www.askdin.com/#_ftnref6) . سوره آل عمران، ایه29

[7] (http://www.askdin.com/#_ftnref7) . سوره انعام، ایه124

[8] (http://www.askdin.com/#_ftnref8) . سوره مریم، ایه 29 و 30

PAN
۱۳۹۲/۱۲/۲۸, ۱۵:۳۳
آیه مذکور آگاهی خداوند به اعمال انسان را می رساند اما آیه نمی
گوید خداوند بر اساس اعمالی که در آینده انجام خواهید داد آزمایش می کند

و به نظر می رسد که منظور آیه هم آزمایش بعد از عمل اشاره دارد همانطور که در تفسیر نمونه ذیل آیه آمده است:
"و به شما نعمت آزادى و اختيار داد، لذا (گروهى از شما كافر و گروهى مؤ من شدند) (فمنكم كافر و منكم مؤ من ).
و به اين ترتيب بازار امتحان و آزمايش الهى داغ شد و در اين ميان (خداوند نسبت به آنچه انجام مى دهيد بينا است )"


اوست که عملکرد افرادرا میداند حتی قبل از افرینش آنان و گاه بر اساس همین علمش، فردی را در کودکی به مقامی بر می انگیزد ولی این مقام به واسطه عملکردهایی است که او دارد و خواهد داشت.


پس اینکه خداوند شخصی را امتحان کند امری عبث است
پس قیامت و حسابرسی دیگر برای چیست؟


اصلا یک سوال
آیا شخصی که امروز شراب خواری و فساد می کند در قبل از آفرینش هم برای خدا مشخص بود؟

آن انسانی که به دنیا نیامده چه عمل صالحی انجام داده؟


اگر طوری باشد که خداوند بداند در آینده چه کاری انجام می دهیم و ما هم بعدا همان کار را انجام دهیم(و غیر آن نشود) آیا این جبر نیست؟
یا به قول خیام
می خوردن من حق ز ازل میدانست*** گر می نخورم علم خدا جهل بود
این با عدالت خدا چگونه سازگاری دارد؟

خیر البریه
۱۳۹۲/۱۲/۲۹, ۰۷:۲۷
با سلام

عدالت آن چیزی نیست که ما تصور و فکر میکنیم !

هر چه خدا کند عین عدالت است !

وَلَوْ عَلِمَ اللّهُ فِيهِمْ خَيْرًا لَّأسْمَعَهُمْ وَلَوْ أَسْمَعَهُمْ لَتَوَلَّواْ وَّهُم مُّعْرِضُونَ {الأنفال/23}

و اگر خداوند خيرى در آنها مى دانست آنها را شنوا میساخت حتی اگر شنوایشان سازد باز سرپيچى كرده و روگردان مى شوند !!!!

و کاشتن یعضی برای جهنم هم عین عدالتش :

وَلَقَدْ ذَرَأْنَا لِجَهَنَّمَ كَثِيرًا مِّنَ الْجِنِّ وَالإِنسِ لَهُمْ قُلُوبٌ لاَّ يَفْقَهُونَ بِهَا وَلَهُمْ أَعْيُنٌ لاَّ يُبْصِرُونَ بِهَا وَلَهُمْ آذَانٌ لاَّ يَسْمَعُونَ بِهَا أُوْلَئِكَ كَالأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُوْلَئِكَ هُمُ الْغَافِلُونَ {الأعراف/179}

PAN
۱۳۹۲/۱۲/۲۹, ۱۰:۰۳
با عرض سلام

صرف نظر از اینکه فهم این آیه خود جای بحث دارد ...

تفسیر نمونه ذیل آیه:
اين جمله ها درباره كسانى است كه بارها سخنان حق را شنيده اند و آيات روح پرور قرآن به گوش آنها رسيده و محتواى عالى آن را فهميده اند ولى باز بر اثر تعصب و لجاجت در مقام انكار بر آمدند اين چنين افراد شايستگى هدايت را بر اثر اعمالشان از دست داده اند و ديگر خدا و پيامبرش را با آنها كارى نيست .

ammarshia
۱۳۹۲/۱۲/۲۹, ۱۳:۱۹
سلام علیکم خدمت دوستان گرامی و عرض تسلیت ایام فاطمیه
برادر خیر البریه زیبا فرمودند که در کتب علما دیده بودم و واقعیتش جواب جالبی بود

نمی خواهم وارد بحث شوم
ولی در کل یک قاعده را بدانیم :
عدل خداوند وقتی اثبات می شود که شخص سوال کنند مسائل دیگر اسلام را قبول داشته باشد مثلا ما روالمان چنین است :
اول توحید باید ثابت بشه دوم نبوت سوم معاد چهارم امامت پنجم عدل
خوب بر فرض من می خواهم برای کسی ولایت فقیه را اثبات کنم باید چه بکنم ؟؟
اول مسائل دیگر من جمله امامت را ثابت کنم بعد ولایت فقیه را اثبات می کنم
در مورد عدل خداوند
باید مسائل دیگر صفات خدا را شخص قبول داشته و نبوت ومسائل دیگر را قبول داشته باشد تا برای شخصی اثبات شود
از هر کسی می پرسید همین را می گند در مناظرات هم چنین است مناظره برادر علی شریفی با اقای سجودی را ببینید همین مساله مطرح می شود

tadakhol
۱۳۹۲/۱۲/۲۹, ۱۳:۲۳
بسم الله الرحمن الرحیم
با سلام


سلام
بی مقدمه...
چرا عیسی در بدو تولد به عنوان پیامبر شناخته می شود؟
و همینطور ائمه دوازده گانه برای امام شدن امتحان پس نمی دهند؟(اگر غیر اینست تصحیح کنید)

آیا این بی عدالتی نیست که انسان های غیر پیامبر باید امتحان هایی را بگذرانند و به مقامی برسند اما بشر هایی مثل ما (پیامبر) پیامبر به دنیا بیایند؟؟

به نظرم شما اشتباه میکنید
ائمه دوزاده گانه و حضرت عیسی(ع) و .... از ابتدای کودکی به آینده اشراف داشته اند، نه اینکه از اول امام بوده اند
خواهشاً دقت کنید:
آنها میدنسته اند که از امتحان سربلند بیرون می آیند!

شاید درکش برای ما سخت باشه، ولی دانش جویی رو در نظر بگیرید که از بس به مباحث تسلط است میداند 20 میشود، 20 نشود، 19 میشود.

tadakhol
۱۳۹۲/۱۲/۲۹, ۱۳:۲۷
اگر طوری باشد که خداوند بداند در آینده چه کاری انجام می دهیم و ما هم بعدا همان کار را انجام دهیم(و غیر آن نشود) آیا این جبر نیست؟

در مورد این مسایل یه نکته نباید فراموش شود که به نظر حقیر احسنت و تعجب فراوانی دارد آنهم برای خالق!

خداوند، رب العالمین، خالق موجودی به نام انسان است که دو پارامتر دارد؛ 1- عقل 2- اختیار

چطور میشه که خدا خودش ندونه اختیار و عقل انسان چگونه عمل خواهند کرد؟

ما خود اون موجود مختار و عاقل هستیم، ولی او خالق آن اختیار و عقل است

اینطور بگیم؛ سازنده یک دستگاه میدونه چطور کار میکنه،
خالق اختیار هم میدونه، جناب مختار، چه را اختیار میکند

فکر میکنم این حیطه دیگه خارج از علم انسانی است، ولی انسان میتونه کلیتش رو که در بالا عرض شد درک کنه و به نقص خودش پی ببرد.

عارف
۱۳۹۲/۱۲/۲۹, ۱۵:۵۸
بی عدالتی یک معنی اصلی دارد:
معنای اول کهمعادل ظلم است:چیزی در جای خود قرار ندادن.یعنی امامت به عهده کسی باشد که ایشان مستحق آن نیست.آیا در مورد آل محمد ص اینچنین بوده؟

عارف
۱۳۹۲/۱۲/۲۹, ۱۶:۰۸
سلام
بی مقدمه...
چرا عیسی در بدو تولد به عنوان پیامبر شناخته می شود؟
و همینطور ائمه دوازده گانه برای امام شدن امتحان پس نمی دهند؟(اگر غیر اینست تصحیح کنید)

آیا این بی عدالتی نیست که انسان های غیر پیامبر باید امتحان هایی را بگذرانند و به مقامی برسند اما بشر هایی مثل ما (پیامبر) پیامبر به دنیا بیایند؟؟

سلام
ببینید ،امامت درست است که یک مقام والایی است ولی در مفهوم خاص این یک مسیولیت بزرگ است.یک مثال.
فرض کنید در یک جامعه تخیلی،یک نماینده مجلس به معنای واقعی کلمه باید نمایندگی کند یعنی هدف آن رسیدن به منافع دنیوی نباشد. بلکه بار امور چند میلیون انسان را به دوش بکشد.
در اینصورت کسی را بدون امتحان وگزینش مقام نمایندگی دادن با آنچه در بطن مفهوم سوال شماست خیلی تفاوت دارد.
از طرفی شما به داسنتان زندگی و وفات ایمه اطهار اگر نظری داشته باشید ملاحظه خواهید کرد که این مقام در واقع برای خود آنها مسیولیتی عظیم وگذشتن از مواهب دنیوی و فدا شدن در راه اسلام ومسلمین است.

PAN
۱۳۹۲/۱۲/۲۹, ۱۹:۱۵
سلام


"به نظرم شما اشتباه میکنید
ائمه دوزاده گانه و حضرت عیسی(ع) و .... از ابتدای کودکی به آینده اشراف داشته اند، نه اینکه از اول امام بوده اند"



حضرت عیسی قبل از به دنیا آمدن قرار است مقرب شود صالح شود و در دنیا و آخرت هم آبرومند و ... !

آل عمران
اذ قالت الملائكة يا مريم ان الله يبشرك بكلمة منه اسمه المسيح عيسى ابن مريم وجيها فى الدنيا و الاخرة و من المقربين (45) و يكلم الناس فى المهد و كهلا و من الصالحين (46)


ترجمه :
45 - (به ياد آوريد) هنگامى را كه فرشتگان گفتند: اى مريم ! خداوند تو را به كلمهاى (وجود با عظمتى ) از طرف خودش بشارت مى دهد كه نامش مسيح ، عيسى پسر مريم است ، در حالى كه در اين جهان و جهان ديگر، صاحب شخصيت خواهد بود، و از مقربان (الهى ) است .


"ولی دانش جویی رو در نظر بگیرید که از بس به مباحث تسلط است میداند 20 میشود،...."

دانشجویی که هنوز به محل تحصیل و شرایطش وارد نشده چطور می داند؟



خوب این تسلط قبل از خلقت از کجا کسب می شود (اصلا توسط چه کسی کسب می شود!!)؟


در مورد عقل و اختیار که گفتید...

"فکر میکنم این حیطه دیگه خارج از علم انسانی است، ولی انسان میتونه کلیتش رو که در بالا عرض شد درک کنه و به نقص خودش پی ببرد."
توضیحاتی دادید اما من سوالم را دوباره مطرح می کنم (چون نتوانستم جوابم را بیابم)


اگر طوری باشد که خداوند بداند در آینده چه کاری انجام می دهیم و ما هم بعدا همان کار را انجام دهیم(و غیر آن نشود) آیا این جبر نیست؟



اینطور هم می شود قضیه را بررسی کرد استادی می داند دانشجویش قبول می شود آیا با این حال باید از امتحان بگیرد؟؟ و همینطور می داند فلانی قبول نمی شود آیا باید از او امتحان گرفته شود؟
مسلما علم خدا جهل نبُوَد، اگر قرار بود قبول شود می شود و اگرنه، نمی شود پس امتحان و آزمودن او چه فائده ای دارد؟

ammarshia
۱۳۹۲/۱۲/۲۹, ۲۰:۲۵
یک مساله شما از کجا می دانید بدون اینکه کاری کرده باشند به این مقام رسیدند می توانید اثبات کنید ؟؟
شما از اون ور می اید ؟؟ما وقتی نمی دانیم نمی توانیم نظر بدهیم من یک مثال می زنم برای شما اصلا اسم بهشت موقتی به گوشمان رسیده است ؟؟
در قضیه حضرت ادم ع ان مکانی که حضرت توقف داشتند بهشت موقتی بوده است ایات بیانگر چنین مساله است
إِنَّ لَكَ أَلَّا تَجُوعَ فِيهَا وَلَا تَعْرَىٰ [٢٠:١١٨]
(امّا تو در بهشت راحت هستی! و مزیّتش) برای تو این است که در آن گرسنه و برهنه نخواهی شد؛
ایه 118 سوره طه
پس در واقع بهشت حضرت ادم ع موقتی بوده است
پس اول شما باید اثبات کنید که کاری نکرده اند و شما می خواید نفی کنید باید دلیل ارائه بدهید
به قول معروف به کسی گفتند حسن و حسین را سرمناره شغال ها پاره پاره کردند شخصی گفت اولا حسن و حسین نبوده و یوسف بوده سر مناره نبوده و چاه بوده و شغال نبوده و گرگ بوده بعدشم از بیخ دروغ بوده است !!
پس ما منتظریم اثبات کنید که ائمه کاری نکردند و این به مقام رسیدند
:Gol::Gol::Gol::Gol::Gol::Gol::Gol::Gol::Gol::Gol: :Gol::Gol:

tadakhol
۱۳۹۳/۰۱/۰۱, ۰۰:۱۳
بسم الله الرحمن الرحیم
با سلام و تبریک سال نو


حضرت عیسی قبل از به دنیا آمدن قرار است مقرب شود صالح شود و در دنیا و آخرت هم آبرومند و ... !
کی گفته مقرب آزموده نمیشود؟


دانشجویی که هنوز به محل تحصیل و شرایطش وارد نشده چطور می داند؟
این مثال ناقصی است
ببینید خیلی ساده تر:
بعضی مردم بعضی قدرتها دارند.
مقربان هم قدرتهایی دارند.
ولی داشتن این قدرتها به معنی آزموده نشدن نیست
اصلاً چرا دور برویم
آیا امام و پیامبر، آزمون ندارند؟!!!!
اگه اینطور باشه، حتی اگر گناه هم بکنند باید محسوب نشود!!!
این چیزهایی که شما ذکر میکنید، اصلاً معیـار قبولی در آزمون نیست
شیطــان هم از مقربان بود ولی بعدش دیگر نبود


اگر طوری باشد که خداوند بداند در آینده چه کاری انجام می دهیم و ما هم بعدا همان کار را انجام دهیم(و غیر آن نشود) آیا این جبر نیست؟
نه چرا باید جبر باشد؟
اتفاقاً معمار یک کامپیوتر میداند که کامپیوتری که ساخته در چه شرایطی هنگ میکند و ....
خالق اختیـار هم میداند موجود محتار چه چیز را اختیار میکند
اما یک موضوع گه به نظرم توی تمام بحقهای اینچنینی مشکل ساز است:

ببینید از مشخصه های انسان این است که:
اگر معلومی باشد آنگاه میتواند به آن علم پیدا کند
ولی خدا از زبان حضرت امیر(ع) اینگونه وصف میشود:
عالم بود، آنگاه كه معلومى نبود، آفريننده بود، آنگاه كه آفريده اى نبود. توانا بود، آنگاه كه چيزى نبود كه تواناييش را با او سنجد. (http://www.aviny.com/Nahj/Chapters/kh000020.aspx#link449)

سخته کلام حضرت رو تفسیر کردن
ولی برداشت حقیر این است که: خدا میداند اما نه مثل انسانها


اینطور هم می شود قضیه را بررسی کرد استادی می داند دانشجویش قبول می شود آیا با این حال باید از امتحان بگیرد؟؟ و همینطور می داند فلانی قبول نمی شود آیا باید از او امتحان گرفته شود؟
مسلما علم خدا جهل نبُوَد، اگر قرار بود قبول شود می شود و اگرنه، نمی شود پس امتحان و آزمودن او چه فائده ای دارد؟
اگـــر همه دانشجویان حرف استــاد را بپذیرند، بله استاد میتواند نگیرد
ولی دانشجوی بهانه گیر اگر استاد امتحان نگیرد، زیر همه چی میزند
هر چند استاد گاهی عشقش همین است که از همان دانشجوی مقبول امتحان بگیرد
کیف میکند و لذت میبرد از جواب پس دادن او

عبدالله موحد
۱۳۹۳/۰۱/۰۱, ۰۹:۰۵
بسم الله الرحمن الرحیم

سلام


آیا این بی عدالتی نیست که انسان های غیر پیامبر باید امتحان هایی را بگذرانند و به مقامی برسند اما بشر هایی مثل ما (پیامبر) پیامبر به دنیا بیایند؟؟

اگر طوری باشد که خداوند بداند در آینده چه کاری انجام می دهیم و ما هم بعدا همان کار را انجام دهیم(و غیر آن نشود) آیا این جبر نیست؟
انسان ها در طول زندگی خود انتخاب های فراوانی دارد؛مسئله انتخاب این است که بین چند راهی که وجود دارد یکی دا برگزینیم؛با انتخاب هریک از این راه ها سرنوشت و عاقبتی متفاوت و معین خواهیم داشت.
خداوند خالق ما و عالم به هر چیزی است.ما با آزمایش های گوناگونی روبرو می شویم و راه های متفاوتی را می توانیم انتخاب کنیم؛خداوند می داند که اگر ما چه راهی را انتخاب کنیم چه عاقبتی خواهیم داشت.او با خصوصیات ذاتی،فطرت و...ما آشنا است و حتی می داند که از بین این راه ها ما کدام یک را انتخاب می کنیم؛ولی حالا آمدیم و اتفاقی عجیب افتاد که راه همیشگی و عادت خودمان را پیش نگرفتیم؛باز مسئله ای نیست،مسئله بداع پیش می آید و تازه خداوند از سرانجام این راه هم خبر دارد.

خداوند از آینده حضرات عیسی،موسی و... آگاهی دارد و می داند که اگر هم پیامبر نشوند بازهم انسان های بسیار خوبی خواهند بود(مثل لقمان و...)پس هیچ تناقضی با عدل خداوند ندارد.

مقربین هم امتحان می شوند حتی سخت تر(بریدن گلوی اسماعیل توسط پدرش ابراهیم). شاعر می فرماید:
هرکه دراین بزم مقرب تر است
جام بلا بیشترش می دهند.

میرشکاک
۱۳۹۳/۰۱/۰۱, ۱۲:۰۹
من هر چقدرمیخواهم عدل وعدالت را برای خودم توجیه کنم نمیتوانم بنظرم خیلی ازشرایط است که انسان اختیاری ندارد یااختیارکامل ندارد خودعقل هم به یک نسبت ویکسان همه برخوردارنیستند درنهایت خودم را اینطورقانع میکنم که خدایی که قادرمطلق وعلمش نامحدود است تمام این شرایط را درنظر میگیرد.

ammarshia
۱۳۹۳/۰۱/۰۱, ۱۲:۱۴
من هر چقدرمیخواهم عدل وعدالت را برای خودم توجیه کنم نمیتوانم
کتاب عدل الهی شهید مطهری از بی نظیرترین کتاب ها است در این زمینه این کتاب را مطالعه بفرمایید بسیاری از شبهات را جواب داده اند

PAN
۱۳۹۳/۰۱/۰۱, ۱۷:۲۰
عرض سلام وتبریک نوروز به همه شرکت کنندگان در بحث


"یک مساله شما از کجا می دانید بدون اینکه کاری کرده باشند به این مقام رسیدند می توانید اثبات کنید ؟؟"

سلام بر دوست قدیمی

خیلی ساده زمانی که نبوده اند نمی توانسته اند هم کاری انجام دهند !
زمانی که مدادی نباشد نمی نویسد
پیامبران و ائمه از قبل قرار بود چنین مقام هایی داشته باشند و سوال من هم همین است که قبل از این که عملی انجام دهند و آزمونی پس دهند چگونه می شود که این مقام ها به آنان داده شود؟
حضرت عیسی قبل از به دنیا آمدن قرار است صاحب شخصيت و و از مقربان (الهى ) شود .


""این مثال ناقصی است
ببینید خیلی ساده تر:
بعضی مردم بعضی قدرتها دارند.
مقربان هم قدرتهایی دارند.
ولی داشتن این قدرتها به معنی آزموده نشدن نیست
اصلاً چرا دور برویم
آیا امام و پیامبر، آزمون ندارند؟!!!!
اگه اینطور باشه، حتی اگر گناه هم بکنند باید محسوب نشود!!!
این چیزهایی که شما ذکر میکنید، اصلاً معیـار قبولی در آزمون نیست
شیطــان هم از مقربان بود ولی بعدش دیگر نبود""


مثال شیطان نمی تواند آیه مربوطه را توجیه کند چراکه در آیه مذکور این قید آورده شده" وجيها فى الدنيا و الاخرة"
او چه آزموده شود چه نشود از مقربان و صاحب شخصیت در دنیا و آخرت است ، پس آزمایش ارزشی ندارد!


" اگـــر همه دانشجویان حرف استــاد را بپذیرند، بله استاد میتواند نگیرد
ولی دانشجوی بهانه گیر اگر استاد امتحان نگیرد، زیر همه چی میزند
هر چند استاد گاهی عشقش همین است که از همان دانشجوی مقبول امتحان بگیرد
کیف میکند و لذت میبرد از جواب پس دادن او"

پس هدف از آزمودن دانشجو آزمودن دانشجو نیست!
چیزی که دقیقا نفهمیدم اینست آیا آنها واقعا آزمون دارند یا خیر؟


" مقربین هم امتحان می شوند حتی سخت تر(بریدن گلوی اسماعیل توسط پدرش ابراهیم).... "
حضرت عیسی هنوز به دنیا نیامده ، قرار است مقرب شود (و دارای شخصیت در دنیا و آخرت).
و این به نظر من
کل آن امتحان را زیر سوال می برد طوری که یک درصد هم امکان ندارد او از جلسه امتحان ناموفق بیرون آید و مقرب نشود وقتی که نتیجه از پیش تعین شده باشد دیگر امتحان معنایی ندارد.

ammarshia
۱۳۹۳/۰۱/۰۱, ۱۷:۳۵
سلام بر دوست قدیمی

خیلی ساده زمانی که نبوده اند نمی توانسته اند هم کاری انجام دهند !
زمانی که مدادی نباشد نمی نویسد
پیامبران و ائمه از قبل قرار بود چنین مقام هایی داشته باشند و سوال من هم همین است که قبل از این که عملی انجام دهند و آزمونی پس دهند چگونه می شود که این مقام ها به آنان داده شود؟
حضرت عیسی قبل از به دنیا آمدن قرار است صاحب شخصيت و و از مقربان (الهى ) شود
علیکم السلام بر شما دوست قدیمی ما از حضو دوباره تان خوشحال هستم ..
برادر نه نه چنین نیست بنده ثابت کردم بهشت موقتی بوده است از کجا معلوم چیز دیگری نباشد
شاید در وقتی که به دنیا نیامده باشند در دنیایی دیگر بودند ، حضرت ادم ع وقتی که ان معصیت را می کند به حضرت محمد قسم می خورد فاصله حضرت محمد ص تا حضرت چند سال است ؟؟چه شکلیه حضرت حق که چیزی نفرموده بود حضرت ادمم که معصومه پس ما مسائلی را نمی دانیم که شاید ان ها دیده باشند
برادر عزیز مثال نقضی نزدم اقا از کجا معلوم فرزند شیر خواره ازموده نشده است مگر نداریم فرزند ابن عربی که شیر خواره بوده است حرف زد ؟؟
چه شکلیه ما فقط انسان های عادی را مثال می زنیم و حضرت عیسی در طفولگی به نبوت رسید تضادی نیست

حضرت عیسی قبل از به دنیا آمدن قرار است صاحب شخصيت و و از مقربان (الهى ) شود .
اقا سلمنا ما میگیم حضرت عیسی ع ازموده شده است و به این مقام رسیده است
ازموده شده است و به این مقام رسیده است مساله ساده است
شما اثبات کنید ازموده نشده است اقا از دیدگاه من وشما که نباید باشه از دیدگاه انسان بسیاری از چیز ها اشتباه است علوم جاخالی می دهد دوست عزیز خدایی چند تا نظریه در مورد الکترون و اتم داریم همه جاخالی داده اند .شما اثبات کنید ازموده نشده اند دلیل بیارید از قران و روایات و اجماع ...

tadakhol
۱۳۹۳/۰۱/۰۱, ۱۷:۵۲
بسم الله الرحمن الرحیم

با سلام

مثال شیطان نمی تواند آیه مربوطه را توجیه کند چراکه در آیه مذکور این قید آورده شده" وجيها فى الدنيا و الاخرة"
او چه آزموده شود چه نشود از مقربان و صاحب شخصیت در دنیا و آخرت است ، پس آزمایش ارزشی ندارد!
اینها همه خبر است
نگفته که آزموده نمیشوند
یا بدون آزمون وجیهاً میشوند


پس هدف از آزمودن دانشجو آزمودن دانشجو نیست!
چیزی که دقیقا نفهمیدم اینست آیا آنها واقعا آزمون دارند یا خیر؟
چرا ندارند اتفاقاً خوبشم دارند


کل آن امتحان را زیر سوال می برد طوری که یک درصد هم امکان ندارد او از جلسه امتحان ناموفق بیرون آید و مقرب نشود وقتی که نتیجه از پیش تعین شده باشد دیگر امتحان معنایی ندارد.
نتیجه از پیش تعیین شده نیست که کسی آن را به آزمون نسبت داده باشد
نتیجه از پیش معین است که میداند آزمون چگونه است
به سبب همان اختلافی که علم خدا با علم انسانی دارد

عبدالله موحد
۱۳۹۳/۰۱/۰۳, ۰۷:۵۸
بسم الله الرحمن الرحبم
سلام

یک درصد هم امکان ندارد او از جلسه امتحان ناموفق بیرون آید

چه کسی گفته که اگر شخصی قرار است و احتمال می رود مقرب شود حتما مقرب خواهد شد؟
مسئولین ما آیا آزمون نمی دهند؟!آیا همگی سربلند بیرون می آیند؟!
مقربین درگاه خداوند هم همینگونه است بسیاری از افرادی در طول تاریخ داشتیم که سریع الاجابة بودند ولی به جهنم افتادند.

شما فرض کنید استادی که صد دانشجو دارد و در مورد قبولی دانشجوهایش به خاطر شناختی که دارد حدس می زند؛ بعد از امتحان شاید تنها یکی الی دوتا از پیش بینی هایش اشتباه باشد شاید هم هیچ اشتباهی نداشته باشد؛
افرادی که قبول نشدند و احتمال می رفت قبول نشوند آیا می توانند بگویند که استاد مقصر است؟!
حال خداوند کمال علم و عالم بودن است.

خودتان مقایسه کنید.

PAN
۱۳۹۳/۰۱/۰۳, ۱۱:۴۲
سلام


چه کسی گفته که اگر شخصی قرار است و احتمال می رود مقرب شود حتما مقرب خواهد شد؟


اذ قالت الملائكة يا مريم ان الله يبشرك بكلمة منه اسمه المسيح عيسى ابن مريم وجيها فى الدنيا و الاخرة و من المقربين =آل عمران45

می گوید عیسی که هنوز به دنیا نیامده، در دنیا و آخرت صاحب وجهه و آبرو مند و از مقربین خواهد شد این کلام خداست پس یک درصد هم امکان ندارد مقرب نشود

صدیق
۱۳۹۳/۰۱/۰۴, ۰۷:۲۹
باسلام
خوشحالم از پیگیری شما و دقت نظر شما
اما در مورد مطالبی که نوشته بودید

آیه مذکور آگاهی خداوند به اعمال انسان را می رساند اما آیه نمی
گوید خداوند بر اساس اعمالی که در آینده انجام خواهید داد آزمایش می کند
دوست عزیز، آزمایش اصطلاح اشتباهی است که در بین مردم و گاه در ترجمه اشتباه در کتابها رواج یافته است.
آزمایش چی؟ برای چی؟
خداوند برای چه ازمایش بکند؟
برای اینکه خودش بداند و بفهمد یا اینکه به ما بفهماند؟
اگر برای خودش است، یعنی خودش نمیدانسته، این با ایات وروایات بسیار زیاد و ادله عقلی که بیان میکند، علم خداوند محدود و زمان مند نیست در تعارض است.
اگر هم برای ما است، این فهمیدن چه فایده ای برای من دارد؟
من که کار اشتباه یا درستی را انجام دادم، غالبا از خودم خبر دارم، نیازی به این ندارم که بفهمم چند مرده حلاجم.
بنابراین، یک تحلیل کوچیک نشون میده که کلمه آزمایش اشتباه است و به خاطر همین اشتباه است که این اشکالات را به دنبالش می آورد.
آنچه در ادله نقلی داریم و با ادله نقلی سازگار است، ابتلا است. خداوند متعال، انسان ها را در طول زندگی مبتلا به اموری میکند و به آنها راه درست و باطل را نشان میدهد و از آنان میخواهد که فقط راه او را بروند.
این ابتلائات، باعث کامل شدن روح آنان و مقرب شدنشان یا سیر قهقرایی آنان میشود و برای خودشان فایده دارد.



پس اینکه خداوند شخصی را امتحان کند امری عبث است
پس قیامت و حسابرسی دیگر برای چیست؟
بر اساس مطالبی که بیان شد، ابتلائاتی که برای انسان در طول زندگی اش پیش می آید، او را کامل یا ناقص میکند. از سوی دیگر، اینکه خداوند میداند انسان مشخصی در زمان و مکان مشخص و با شرایط مشخصی چه کاری را انجام میدهد یا چه کاری را ترک میکند، هیچ اجباری برای انسان ایجاد نمی کند؛ زیرا او میداند که آن انسان در چه شرایطی چه کاری با اختیار خود یا با اکراه و نارضایتی یا حتی با اجبار از سوی یک عامل خارجی انجام میدهد.
بنابراین او به کار انسان با تمام شرایط و قیودش علم دارد و یکی از این شرایط و قیدها، اختیار یا عدم اختیار انسان است.

صدیق
۱۳۹۳/۰۱/۰۴, ۰۷:۳۰
اصلا یک سوال
آیا شخصی که امروز شراب خواری و فساد می کند در قبل از آفرینش هم برای خدا مشخص بود؟
آن انسانی که به دنیا نیامده چه عمل صالحی انجام داده؟
آری برای خداوند مشخص بوده زیرا زمان و مکان برای خداوند معنا ندارد.
خدایی که مجرد ازماده و مشخصات مادی است، نمیتواند در زمان و مکان قرار بگیرد و به همین جهت، علم او هم بدون زمان ومکان است.
علم او نامحدود است به این معنا که همه چیز نزد او از ازل مشخص است و او از ازل میداند که چه چیزی در چه زمانی تحت چه شرایطی ایجاد میشود.




اگر طوری باشد که خداوند بداند در آینده چه کاری انجام می دهیم و ما هم بعدا همان کار را انجام دهیم(و غیر آن نشود) آیا این جبر نیست؟
یا به قول خیام
می خوردن من حق ز ازل میدانست*** گر می نخورم علم خدا جهل بود
این با عدالت خدا چگونه سازگاری دارد؟
خدا میداند که چه چیزی در چه زمانی توسط فلان شخص انجام میشود یا ترک میشود، اما علم او به این صورت است که میداند ان شخص به چه صورتی آن را انجام میدهد در چه شرایطی آن کار را انجام میدهد و در چه شرایطی ترک میکند. ایا از خود اراده ای در ان کار دارد یا ندارد؟
بنابراین، علم خداوند به کاری که ان شخص انجام میدهد تعلق میگیرد. کاری که آن شخص خودش انجام میدهد، با اختیار و اراده خودش یا به اجبار یک عامل خارجی.
مثلا میداند که فلان شخص در یک ساعت خاص در شرایط خاصی، نماز میخواند یا نه و حتی میداند این نماز خواندش به رضایت خودش بوده یا رضایتی به این کار نداشته است یا حتی برای خوش آمد دیگران خوانده است.

صدیق
۱۳۹۳/۰۱/۰۴, ۰۷:۳۹
باسلام

هر چه خدا کند عین عدالت است !
وَلَوْ عَلِمَ اللّهُ فِيهِمْ خَيْرًا لَّأسْمَعَهُمْ وَلَوْ أَسْمَعَهُمْ لَتَوَلَّواْ وَّهُم مُّعْرِضُونَ {الأنفال/23}
و اگر خداوند خيرى در آنها مى دانست آنها را شنوا میساخت حتی اگر شنوایشان سازد باز سرپيچى كرده و روگردان مى شوند !!!!
این تصوری که شما از عدالت دارید، تصوری است اشتباه و در طول تاریخ کلام اسلامی اشاعره مروج آن بودندو ائمه با آن مخالفت داشتند.
اشاعره معتقد بودند که ما انسان ها نمیتوانیم بفهمیم که عدالت چیست و ظلم چه هست. به همین جهت هر آنچه خدا انجام دهد، عین عدالت است.
این دقیقا نقطه اشتباه آنان بود.
مسئله حسن و قبح عقلی یکی از مسائل مبنایی خداشناسی است و اگر کسی معتقد باشد که حسن و قبح عقلی نیست و انسان توان فهم آنرا ندارد، خیلی از مسائل اساسی دین قابل اثبات نیست و خیلی از شبهات ایجاد میشود.
برخلاف نظر انان، اسلام دین تعقل است و انسان تا زمانی که عقلش توان درک مباحث را دارد، باید در مسائل بنادین اعتقادی خود فکر کند.
البته واضح است که بعد از اثبات مسائل اساسی دین، خیلی از مسائل جزیی، از توان درک عقل انسان خارج است و به همین جهت، باید به سراغ تعالیمی رفت که در مرتبه قبل اساس آنها را عقل اثبات کرده است و قابل اعتماد هستند.

PAN
۱۳۹۳/۰۱/۰۴, ۱۱:۳۴
با سلام و تشکر از شما




بر اساس مطالبی که بیان شد، ابتلائاتی که برای انسان در طول زندگی اش پیش می آید، او را کامل یا ناقص میکند.

بنظرم این نوع ابتلا و آزمایش عادلانه است اما باز هم حضرت عیسی قبل از این که به دنیا آید صاحب آن مقامات شد و اینجاست که سوال پیش میاید که اویی که هنوز زندگی نکرده چطور باید ابتلا شده باشد و مقرب شود.

(شاید جوابش مطلب پایین باشد)



علم او نامحدود است به این معنا که همه چیز نزد او از ازل مشخص است و او از ازل میداند که چه چیزی در چه زمانی تحت چه شرایطی ایجاد میشود.



اگر اینطور باشد باز هم ابتلا فائده ای ای ندارد چراکه خدا از ازل می دانست که فلانی که اگر در این شرایط قرار گیرد مقرب خواهد شد
و باز هم ابتلا عبث خواهد بود



خدا میداند که چه چیزی در چه زمانی توسط فلان شخص انجام میشود یا ترک میشود، اما علم او به این صورت است که میداند ان شخص به چه صورتی آن را انجام میدهد در چه شرایطی آن کار را انجام میدهد و در چه شرایطی ترک میکند. ایا از خود اراده ای در ان کار دارد یا ندارد؟

در هر صورت خداوند تمام کار ها و اعمال انسان را می داند (و می دانست) یعنی انسانی که امروز متولد شده کارهایش از ازل برای خدا مشخص بود که چه می شود یا نمی شود این انسان 20سال بعد برای استخدام وارد اداره ای می شود ، یا استخدام می شود یا نمی شود خب بلاخره خدا از نتیجه آگاه است و بود آیا ممکن است آنچه خدا می داند نشود ؟!
با این حساب آن فرد فقط همان کاری را می کند که از ازل مشخص بود و راه دیگری برایش نیست

اگر منظورتان از مطلب زیر اینست که بستگی به خود شخص و شرایط دارد و ...


ان شخص به چه صورتی آن را انجام میدهد در چه شرایطی آن کار را انجام میدهد و در چه شرایطی ترک میکند. ایا از خود اراده ای در ان کار دارد یا ندارد؟

می گویم به هر حال خدا نتیجه نهایی را می داند همان نتیجه ای که از ازل مشخص بوده و غیر آن نمی شود و بنظرم این جبر است.

با تشکر

نفرنفر
۱۳۹۳/۰۱/۰۴, ۱۲:۰۷
سلام خانوم زیبا ...
این استدلالی که برات میخوام بکنم کمی نیاز به دیده Physical و Mathematical داره ...

چگونه بعد ساخته میشود :
فرض کن شما یک مورچه هستی ... و شما تنها میتوانی بر رویه یک مداد حرکت کنی ... این نوع حرکت خارج از هر گونه بعدی میباشد ... مورچه تنها میتواند جلو و عقب حرکت کند ... حال سوال این است : چگونه مورچه میتواند تصوری از عرض و طول دشاته باشد ...اگر این مورچه بتواند تصور کند میلیاردها مداد در کنار هم قرار دارند ... در اینصورت میتواند فضایی دو بعدی را در درون ذهن خود تصور کند .

فرض کن شما یک مورچه هستی که بر رویه یک صفحه کاغذ زندگی میکنی ... چگونه شما میتوانی درکی از فضای سه بعدی که شامل ارتفاع هم باشد داشته باشی ... شما میتوانی در ذهن خود میلیاردها صفحه کاغذ رو در درون ذهنت و به موازات هم تصور کنی ... که میتوانی با حرکت کردن بر رویه آنها تصوری از فضایی سه بعدی داشته باشی ...

در حقیقت از کنار هم قرار دادن بعدهایی که میشناسیم در کنار و موازات یکدیگر ما میتوانی بعدی جدید رو تعریف کنیم ... روده انسان در فضایی تقرییا 10 *10 سانتی متری جای گرفته ... اما طول روده انسان تقریبا 10 متر میباشد !!! چگونه امکان دارد !!! چون روده انسان تقریبا موجودی دو بعدی هست و در درون فضایی 3 بعدی جای گرفته است ...

نکته ای که میخوام برات توضیح بدم مهم هست :
فرض کن من انگلی باشم که در درون روده زندگی میکنم و از ابتدای معده انسان قصده حرکت کردن به انتهای روده رو داشته باشم ... در اینصورت من باید مسیری در حدود 10 متر را طی کنم ... چون من انگل هستم و تنها دارای دیدی 2 بعدی میباشم و زندگی کردن در فضایی خارج از این ابعاد را نمیتوان تصور کنم ...
حال اگر انگلی باهوش وجود داشته باشد ... میتواند تخیل کند که به موازات همین مسیری که در درون روده طی میکنم ... مسیری دیگر نیز وجود دارد ... و به جایه اینکه مسیری 10 متری رو طی کنم ... میتوانم با حرکت در اون ابعاد مسیر مذکور را در 10 سانت طی کنم ...

چنین تئوریهایی وجود دارند ...

حال برمیگردیم به صورته سوال شما ...
مساله این نیست که انسان مجبور هست ... انسان میتوانند در هر لحظه انتخاب های خودش را داشته باشند ... انسان مجبور هست در درون مسیری به نام زمان با آهنگ بخصوصی جلو برود ... اما چیزی نمیتواند خداوند را محدود کند ... خداوند در درون صفحه زمان میتواند به راحتی حرکت کند و آینده و گذشته و حال ما را همزمان ببیند ...

فرض کن شما خالق فضایی 3 بعدی برای موجودی 2 بعدی باشی ... مثلا فرض کن شما یک آکواریوم درست میکنی و در درون آن هزاران مورچه میریزی ... مورچه ها شروع به ساختن لانه میکنند ... 10 ها روز زحمت میکشند و رگه هایی رو در درون خاک میکنند ... ( مورچه موجودی 2 بعدی و آکواریوم فضایه زندگی 3 بعدی ) ... روزها میگذرد و هر روز لانه سازی این مورچه جلو و جلوتر میرود ... هر مورچه در هر زمان تصمیم بخصوص خودش را میگیرد و خانه را به فرم بخصوصی جلو میبرد ... بعد از 10 روز شما یک نگاه به آکواریوم میکنید ... در همان لحظه شما تمام پیچیدیگی هایی که در بعد ارتفاع خانه سازی موچه ها وجود دارد را درک میکنید ... ولی یک مورچه چنین درکی رو ندارد ... علت چیست !!! ساختن دنیایی 3 بعدی برای موجودی 2 بعدی ...

خداوند ما رو در درون فضایی N بعدی خلق کرده و ما تنها قادر به درک ابعاده بخصوصی هستیم ... مثلا نمیتوانیم درکی از بعد در مبنای زمان داشته باشیم ... ولی خداوند میتواند یک نگاه به آکواریم زندگی ما بکند و حال و آینده و گذشته ما رو همزمان ببیند ...

PAN
۱۳۹۳/۰۱/۰۴, ۲۱:۲۴
سلام عرض می کنم خدمتون

اول اینکه من مرد هستم

و ممنونم از اینکه وقت گذاشتید و نظرتون رو ارائه دادید

اما به نظرم درست متوجه پست قبلیم نشدید ، اگر با مطالعه مجدد پست قبلی فکر می کنید توضیحاتم ناقصه و نیاز باز کردن بیشتر داره بگید تا بتونم منظورم رو برسونم

با تشکر

باء
۱۳۹۳/۰۱/۰۴, ۲۲:۴۶
سلام
بی مقدمه...
چرا عیسی در بدو تولد به عنوان پیامبر شناخته می شود؟
و همینطور ائمه دوازده گانه برای امام شدن امتحان پس نمی دهند؟(اگر غیر اینست تصحیح کنید)

آیا این بی عدالتی نیست که انسان های غیر پیامبر باید امتحان هایی را بگذرانند و به مقامی برسند اما بشر هایی مثل ما (پیامبر) پیامبر به دنیا بیایند؟؟


سلام علیکم،
حدیث داریم از معصوم علیه‌السلام که اینطور نیست که چون خداوند پیامبران را انتخاب کرد آنها اطاعت خداوند را کرده باشند بلکه چون می‌دانست که آنها اطاعت او را خواهند کرد ایشان را انتخاب نمود. علم خداوند ازلی و ابدی است و اگرچه ایشان را در کودکی انتخاب نماید ولی در تمام دوران حیاتشان امتحان‌های سنگین و ابتلائات سنگین نموده است که احد دیگری را ننموده است و آنها بر آنها صبر کرده‌اند، هر پیامبری را هم مثل هم آزمایش نکرده است زیرا می‌دانسته که ظرفیت ایشان همگی یکسان نبوده است: هر که در این بزم مقرب‌تر است جام بلا بیشترش می‌دهند

صدیق
۱۳۹۳/۰۱/۰۵, ۰۶:۱۴
باسلام

اگر اینطور باشد باز هم ابتلا فائده ای ای ندارد چراکه خدا از ازل می دانست که فلانی که اگر در این شرایط قرار گیرد مقرب خواهد شد
و باز هم ابتلا عبث خواهد بود
همانطور که در پست اول بیان شد، نبوت و امامت به خودی به خود کرامت نیست بلکه مسئولیت است. مسئولیت بسیار سنگینی در قبال اجتماع و مردم و خودش نوعی ابتلاء است. البته مسئولیتی که به جهت سنگینی غیر قابل تصورش به هر کسی واگذارنمیشود و خداوند است که با علم لایزالش میداند چه کسی لیاقت این کار را دارد و از عهده آن بر می آید. اوست که میداند چه کسی با عباداتهای حتی هزاران ساله اش لگد به بخت خود میزند و قرب الهی را با غرور و کبرش کنار میگذارد و چه کسی حتی اگر هزاران سال نیز زندگی کند، لحظه ای به او پشت نخواهد کرد.
اما این مقام، خود به خود تقرب و قرب ایجاد نمیکند. به همین علت خداوند به رسول خاتم که نور دیده عالم و محمود نزد اوست، می فرماید اگر حتی یک کلمه از وحی مرا جابجا کنی، رگ گردن تو را می زنم و تو را از حیات دنیوی محروم و هیچ کسی نمیتواند مانع این کار شود:
«وَ لَوْ تَقَوَّلَ عَلَيْنا بَعْضَ الْأَقاويلِ (44) لَأَخَذْنا مِنْهُ بِالْيَمينِ (45) ثُمَّ لَقَطَعْنا مِنْهُ الْوَتينَ (46) فَما مِنْكُمْ مِنْ أَحَدٍ عَنْهُ حاجِزينَ (47»(سوره حاقه، ایه46)

این مسئله به خوبی نشان میدهد که نبوت به خودی خود، جایگاه و مقامی نیست بلکه خودش مسئولیت و ابتلایی سنگین و فوق تصور است و اینکه چرا مثلا غیر از این افراد، کس دیگری به این مقام برگزیده نشده است، مربوط به لیاقت افراد است و هر کسی از خودش آگاه است که چه کاره است و چند مرده حلاج.



اگر اینطور باشد باز هم ابتلا فائده ای ای ندارد چراکه خدا از ازل می دانست که فلانی که اگر در این شرایط قرار گیرد مقرب خواهد شد
دوست عزیز، ابتلا با ازمایش فرق دارد.
ازمایش برای دانستن است ولی ابتلاء برای اینکه شخص نتیجه ای را ببیند.
شبیه پدری که فرزندش را به کاری وادار میکند و می داند که این کار برای او سخت است ولی به این جهت که این کار او را برای مشکلات و سختی های زندگی اماده میکند و به قول معروف او را مرد به بار می آورد، او را بر سر ان کار میگمارد و ان کار را به او میسپارد.
اینجا بحث این نیست که پدر بخواهد بفهمد بچه اش میتواند ان کار را انجام دهد یا نه، بلکه پدر قصد دارد با این کار، فرزندش را قوی بار بیاورد.
در مسئله ابتلائات الهی نیز چیزی شبیه این مثال در جریان است.
خداوند در ابتلائات به دنبال دانستن چیزی نیست، بلکه میخواهد با این کارها، نفس انسان تراشیده شود و جواهر وجودش درخشان تر شود.


می گویم به هر حال خدا نتیجه نهایی را می داند همان نتیجه ای که از ازل مشخص بوده و غیر آن نمی شود و بنظرم این جبر است.
دقت نکردید،
عرض کردم خداوند میداند که فلان شخص در شرایط مشخص با اراده خود چه کاری را انجام میدهد. با اراده خود.
این یعنی چه خداوند علم داشته باشد چه نداشته باشد، من نوعی هستم که کاری را انجام میدهم و خدا به این کار من علم دارد که قرار است در زمان و مکان مشخص و در شرایط خاصی با اراده خودم انجام دهم. یعنی علم خدا به نتیجه کار من است.

PAN
۱۳۹۳/۰۱/۰۵, ۱۱:۵۹
با سلام دوباره
فرض کنید برای شخصa دونوع موقعيت و شرايط وشیوه زندگی وجود دارد اگر به موقعیت "1" برود رستگار میشود اگر به
موقعیت" 2" رود به هلاکت می رسد !
شما می گویید به اختیار شخص است که اگر به "1" برود رستگار شود
خب
خداوند از ازل می دانست که a در زندگی برایش دو موقعیت پیش می آید که او دومی را انتخاب می کند (تاکید می کنم می دانست دومی را انتخاب می کند)

با این حساب رستگار شدن یا هلاک شدن aچه معنایی می تواند داشته باشد؟

tadakhol
۱۳۹۳/۰۱/۰۵, ۱۲:۰۳
بسم الله الرحمن الرحیم
با سلام و عرض ادب

جناب ویوازیبا، یک سوال:

شما معتقدید: خداوند از آیند خبر دارد اگروتنهااگر انسان مجبور است
چرا این گزاره رو درست میدانید؟

نفرنفر
۱۳۹۳/۰۱/۰۵, ۲۲:۲۸
جناب ویوازیبا ... سلام ...
امیدوارم که خوب و سلامت باشی ...
نیاز به دیدی Electrical . Mathematical , Mechanical داریم ... امیدوارم که بحثم برات ارزشمند باشه ...

در صنعت نوعی عکس به نام پانورما داریم ... برخی از گوشی های موبایل هم چنین عکس هایی رو میگیرن ... روش کار به این نحو هستش که شما محیطی رو انتخاب میکنی ... و دوربین رو 360 درجه در آن محیط میچرخونی ... دوربین هر نیم ثانیه عکسی از محیط میگیره ... سپس به صورته خودکار عکس ها به هم چسبیده میشه و یک عکس به شما تحویل داده میشه ... در حقیقت شما با یک نگاه به چنین عکس هایی میتوانی منظره خودت رو به صورت کامل ببنی ... عکس زیر یک عکس پانورما از صحن امام رضا هستش ... عکاس در زاویه هایه مختلف ایستاده ... عکسی گرفته و سپس عکس ها رو توسط نرم افزار فتوشاپ به هم چسبونده شده ...



http://askdin.com/gallery/images/32543/1_1117.jpg



عکس های پانوما کاربرد بسیار وسیعی در صنعت رباتیک دارند ... مثلا سابقا در مسابقات روباتیک یک رباط در مرکز زمین میایستاد و مرتب به دور خود میپرخید و در زوایایه مشخص از محیط مسابقه عکس میگرفت ... در نهایت عکس ها توسط الگوریتم های کامپیوتری در کنار هم قرار میگرفتند و محل دقیق توپ توسط مختصات قطبی به رباط ها مخابره میشد ... عکس های پانورما در درون صنایع نظامی نیز کاربرد فراوانی داره ... ما دو نوع رادار داریم ... راداهای Detector که مرتب به دور خود میگردند و عکسی پانورما از محیط میگیرند و راداهای Luncher که وظیفه شلیک کردن موشک به اهداف رو بر عهده دارند ... در حقیقت رادارهای Detector وظیفه گرفتن عکس پارنورما رو بر عهده دارند . این عکس فضا را از حالت 3 بعدی به حالت 2 بعدی بدل میکنند ... نرم افزار به راحتی با یک بار نگاه کردن به عکس پانورما میتواند محل دقیق هدف رو شناسایی کنه و رادار Luncher موشک رو به سمتش شلیک کنه ....در همین مثال ... آیا یک موشک لزوما و بالاجبار باید از مسیری خاص شلیک شود تا رادار Luncher بتواند آنرا شناسایی کند ... خیر ... چون رادار Detector دائما و تحت زوایای متفاوت از محیط عکس میگیرد و عکسی پانورما را در اختیار آن قرار میدهد و رادار Luncher با یک پردازش تصویر به راحتی میتواند زاویه پرتابه ... ارتفاع موشک و ... را در مختصات کروی محاسبه کند ... در حقیقت شما اگر از هر زاویه ای موشک پرتاب کنی ... در عکس پانورما موشک ظاهر میشود ...

برای خداوند بعد زمان وجود ندارد ... چشم خداوند از زندگی ما عکس پانورما میگیرد ... گذشته و حال و آینده مار را با هم میبیند ... و شما اگر هر گونه عمل کنی ... در عکس پانورما ظاهر میشود ... همانگونه که اگر هر موشکی از هر زاویه ای شلیک شود در درون عکس پانورما ظاهر میشود ... اگر ما هر نوع عملی را در هر زمانی انجام دهیم توسط عکس پانورمایی که خدا از زندگی ما میگیرد ظاهر میشود ...

سوال : آیا چون چنین عکس پانورمایی وجود دارد ... من در چنگال جبر اسیر هستم ...
جواب :خیر ... چون خداوند تنها عکس میگیرد ... همانگونه که هر نوع موشکی با هر زاویه ای که شلیک شود (اختیار ) در درون عکس پانورمای رادار Detector اسیر میشود ... ما هر گونه که زندگی کنیم در درون عکس پانورمایی که خدا از زندگی ما میگیرد اسیر میشود .

tadakhol
۱۳۹۳/۰۱/۰۵, ۲۲:۴۵
بسم الله الرحمن الرحیم
با سلام

یه رابطه مشخص اینه که:
موجود محدود به زمان، وقایع زمانی را تنهابه صورت مرتب مشاهده میکند
همینطور موجودی که وقایع زمانی را تنها به صورت مرتب مشاهده کند، محدود به زمان است.

پس میشه گفت:

برای هر موجود مثل x
x محدود به زمان است اگروتنهااگر وقایع را تنها به صورت مرتب مشاهده میکند
هم ارز:
x محدود به زمان نیست اگروتنهااگر وقایع را نه اینکه تنها به صورت مرتب مشاهده میکند

پس خداوند که محدود به زمان نیست، میتواندبه وقایع به صورت نامرتب علم پیدا کند. یعنی لازم نیست اول ما را خلق کند و بعد در اثر مشاهده افعال ما بداند چه میکنیم.

PAN
۱۳۹۳/۰۱/۰۶, ۱۳:۴۲
با سلام و تشکر از دوستان
به نظرم حل مسئله زیر راهگشاست

خداوند از ازل به صورت قطعی از آینده انسان خبر داشت(از آنچه قراربود رخ دهد)
محال است که آینده انسان خلاف آنچه شود که خدا می دانست.
برای انسان همان اتفاقی رخ می دهد که از ازل مشخص بود و جز آن نشود.

اشتباه کجاست؟

u17r480y
۱۳۹۳/۰۱/۰۶, ۱۴:۴۵
ممنون از شبهه ای که برای vivaziba ی عزیز پیش اومده و به سادگی بیانش کردن
به نظرم می بایست برای همه روشن باشه که هدف خلقت چیزی جز عبادت خدا و کمال انسان نبوده.
جناب صدیق می فرماید


نبوت و امامت به خودی به خود کرامت نیست بلکه مسئولیت است. مسئولیت بسیار سنگینی در قبال اجتماع و مردم و خودش نوعی ابتلاء است. البته مسئولیتی که به جهت سنگینی غیر قابل تصورش به هر کسی واگذارنمیشود و خداوند است که با علم لایزالش میداند چه کسی لیاقت این کار را دارد و از عهده آن بر می آید.

این مسئله به خوبی نشان میدهد که نبوت به خودی خود، جایگاه و مقامی نیست بلکه خودش مسئولیت و ابتلایی سنگین و فوق تصور است و اینکه چرا مثلا غیر از این افراد، کس دیگری به این مقام برگزیده نشده است، مربوط به لیاقت افراد است و هر کسی از خودش آگاه است که چه کاره است و چند مرده حلاج.


شما با این بیان تنها یک سوال جدید ایجاد کردید. اینکه آیا عدالت خدا بر این هست که به قول شما افراد با لیاقت و ظرفیت متفاوت خلق شوند؟
یک آدم نوئی در آخرت ادعا خواهد کرد که چرا این حد لیاقت به من اعطا نشده که ضمن این لیاقت (به قول شما) به مسئولیت بسیار سنگین نبوت یا امامت دست پیدا کنم؟!
اینکه شما ادعا کنید که "نه! منظور از آزمایش انسان، این چیزی نیست که ما تصور می کنیم" تا حدی قبول.
ولی آیا قبل از خلقت آدمیان و ائمه و انبیا، همه لیاقت رسیدن به یک سطح کمال را داشتیم یا خیر؟!
آیا افرادی که دچار بیماری های روانی یا عقب ماندگی های ذهنی هستند، به سطح کمال ائمه و انبیا خواهند رسید؟
اگر ارزش روح منحصر به فرد من و شما و انبیا از دیدگاه پروردگار یکسان بوده، پس چرا به گفته ی شما، این "لیاقت" و ظرفیت در افراد مختلف باهم یکسان نیست؟

صدیق
۱۳۹۳/۰۱/۰۷, ۰۵:۴۶
باسلام

خداوند از ازل می دانست که a در زندگی برایش دو موقعیت پیش می آید که او دومی را انتخاب می کند (تاکید می کنم می دانست دومی را انتخاب می کند)

دو مسئله را از هم تفکیک کنید.
اینکه علم خدا جلوی اختیار فرد را میگیرد یا نه؟
و اینکه سعادت او چه میشود؟
اما مسئله اول، همانطور که چند بار عرض شد، خداوند میداند که آن شخص خاص چه کاری را انجام خواهد داد و این کار همراه با شرایط و زمینه هایی خواهد بود که یکی از انها اختیار آن فرد است و علم خداوند به آن کار خاص با تمام شرایط و لواحق و زمینه هایش است.
اما مسئله دوم:


با این حساب رستگار شدن یا هلاک شدن aچه معنایی می تواند داشته باشد؟
این سوال شما دو احتمال میتواند داشته باشد.
احتمال اول: اگر خدا میداند پس او مجبور است که مطابق آن کار را انجام دهد، اصلا اجبار در کار نیست بلکه اضطرار در کار است درست همانند درختان که درست بر اساس همان برنامه ای که خداوند در برنامه زندگی آنان قرار داده است، حرکت میکنند و اصلا تخطی از آن نمیکنند.
احتمال دوم: اگر خدا میداند، سعادت یا شقاوت به دنبال آن حتما خواهد بود و احتمال تخطی نیز نخواهد بود. پس چه نیازی به زندگی ان فرد و ابتلائات است؟ اگر علم به سعادتمندی اوست که پس سعادتمند میشود و اگر نه که نمیشود.
حال مراد شما چیست؟
اگر منظور، احتمال اول است، همان جوابهای قبلی در اینجا نیز داده خواهد شد، خداوند میداند ولی علم او صرفا به خود کار آن فرد به تنهایی نیست بلکه به یک بسته کامل است که آن فرد در چه شرایطی چه کاری را انجام میدهد.
اما اگر منظور، احتمال دوم است، جوابش این است که علم خداوند ربطی به عملکرد آن فرد ندارد بلکه علم خداوند، صرفا آگاهی او از این پدیده است نه اینکه عملکرد و کنشی نیز وجود داشته باشد و علم باعث امری بشود. به عبارت دیگر، علم خداوند به نتیجه عمل آن فرد خواهد بود ولی آن فرد باید زندگی بکندو آن اعمال را انجام بدهد.
ممکن است بپرسید چه نیازی به ابتلاء و زندگی آن فرد است، خب جواب این است که این ابتلائات به خاطر آزمایش ان فرد که نیست بلکه جنبه آماده سازی روحی او و تراش و سیقل داده شدن روحش است تا آماده مقامات بالا و رسیدن به موقعیت های بهتر را پیدا کند. موقعیت هایی که رسیدن به آنها نیازمند یک سری شرایط روحی مساعد و مشخص واقعی است که شخص باید با اعمال خود آنها را به دست بیاورد.

صدیق
۱۳۹۳/۰۱/۰۷, ۰۶:۰۵
باسلام

اگر ارزش روح منحصر به فرد من و شما و انبیا از دیدگاه پروردگار یکسان بوده، پس چرا به گفته ی شما، این "لیاقت" و ظرفیت در افراد مختلف باهم یکسان نیست؟
دوست عزیز، همانطور که در پستهای قبلی نیز بیان شد، این لیاقت، خدادادی نیست بلکه امری است کاملا اکتسابی که فرد با اعمال خود به دست می آورد.
اما گاهی کار و وظیفه ای که فرد قرار است بر اساس لیاقت و اعمال اختیاری خود به دست بیاورد، بر اساس مصالحی که خداوند خودش میداند، زودتر بر دوش او گذارده میشود. البته در این موارد نیز صرفا لیاقت بر اساس اعمال اختیاری به دست می اید ولی خداوند که میداند او چه اعمالی را انجام میدهد، لیاقتش را میداند و بر اساس آن، چنین وظیفه ای را بر دوش او میگذارد.


ولی آیا قبل از خلقت آدمیان و ائمه و انبیا، همه لیاقت رسیدن به یک سطح کمال را داشتیم یا خیر؟!
آیا افرادی که دچار بیماری های روانی یا عقب ماندگی های ذهنی هستند، به سطح کمال ائمه و انبیا خواهند رسید؟
سطح کمال آن افراد در اثر کارهای اختیاری به دست آمده نه اینکه خدادادی باشد.
البته به نظرم شما و برخی دوستان خیال میکنند که امامت و نبوت خود به خود امری است که باعث کمال میشود، خیر، اینها منصبی از جانب خداوند و وظیفه ای سنگین است که بر اساس کمال فرد و لیاقتش بر دوش او گذارده شده است. لیاقتی که با اعمال اختیاری به دست آورده است.

u17r480y
۱۳۹۳/۰۱/۰۷, ۰۹:۴۸
خوشبختانه امکان نقل قول، کمک زیادی برای یادآوری فرمایشات شما کرده.
من حس می کنم تمام جواب های شما از روی یک جزوه هردفعه تنها کپی میشود و به نظر من اگر واقعا قصد شما رفع شبهه و توجیه مخاطب باشد، مطمئنا اینطور به نتیجه نمیرسید.
شما می فرمایید

و خداوند است که با علم لایزالش میداند چه کسی لیاقت این کار را دارد و از عهده آن بر می آید.
و اینکه آیا معصومیت بالفطره ی ائمه امری اکتسابی بوده؟!
یا اینکه در سوره آل عمران (46) قبل از تولد عیسی، او را جزو صالحین شمرده اند، آیا اکتسابی بوده و با اعمال قبل از تولدش به این زمینه ی کمال رسیده؟!؟!

به قول شما "بر اساس مصالح خداوند، این لیاقت زودتر به انسان داده می شود". ولی مگر نه اینکه "مصالح خداوند" هم شامل این عدالت خداوند می شود؟!

شما با سخن از "مصالح خداوند" تنها سوال جدیدی ایجاد کرده اید که چطور میتوانید توجیه کنید مصالح خداوند بر اساس عدل اوست؟!

سوال من و دوستم vivaziba به شکلی دیگر، این بود که آیا اگر یک انسان بدکاره در موقعیت یک امام معصوم قرار میگرفت، و ظرفیت آن جایگاه امامی نصیب او می شد، باز هم سرنوشت آن انسان بدکاره آتش جهنم بود؟!
مطمئنا جواب شما مثبت خواهد بود. یعنی سزای انسان بدکاره حتی در جایگاه امام هم آتش جهنم است.
ولی چطور ممکن است انسانی در جایگاه معصومیت(امام) و صالحیت(عیسی) باشد ولی جهنمی شود؟!
آیا در تاریخ معصومی داشته ایم که به ابتذال کشیده شده؟!

پس به نظر بنده "مصالح خدا" بر اساس عدالت دارای شبهه است.

آیا می توانید این شبهه را رفع کنید؟

صدیق
۱۳۹۳/۰۱/۱۷, ۰۶:۳۷
و اینکه آیا معصومیت بالفطره ی ائمه امری اکتسابی بوده؟!
یا اینکه در سوره آل عمران (46) قبل از تولد عیسی، او را جزو صالحین شمرده اند، آیا اکتسابی بوده و با اعمال قبل از تولدش به این زمینه ی کمال رسیده؟!؟!

به قول شما "بر اساس مصالح خداوند، این لیاقت زودتر به انسان داده می شود". ولی مگر نه اینکه "مصالح خداوند" هم شامل این عدالت خداوند می شود؟!

شما با سخن از "مصالح خداوند" تنها سوال جدیدی ایجاد کرده اید که چطور میتوانید توجیه کنید مصالح خداوند بر اساس عدل اوست؟!

سوال من و دوستم vivaziba به شکلی دیگر، این بود که آیا اگر یک انسان بدکاره در موقعیت یک امام معصوم قرار میگرفت، و ظرفیت آن جایگاه امامی نصیب او می شد، باز هم سرنوشت آن انسان بدکاره آتش جهنم بود؟!
مطمئنا جواب شما مثبت خواهد بود. یعنی سزای انسان بدکاره حتی در جایگاه امام هم آتش جهنم است.
ولی چطور ممکن است انسانی در جایگاه معصومیت(امام) و صالحیت(عیسی) باشد ولی جهنمی شود؟!
آیا در تاریخ معصومی داشته ایم که به ابتذال کشیده شده؟!

پس به نظر بنده "مصالح خدا" بر اساس عدالت دارای شبهه است.

آیا می توانید این شبهه را رفع کنید؟
باسلام
با عرض معذرت شما از انتها به قضیه نگاه میکنید. به همین جهت، فکر میکنید که اینکه خداوند می فرماید کسی صالح خواهد بود و مقرب، به این معناست که او به واسطه همین خبر خداوند یا همین علم خداوند، توان کار دیگری را ندارد و اختیاری از خود ندارد.
اگر اینطور فکر میکنید، خب این مسئله منحصر به معصومین نیست. این مسئله در مورد تمام انسانها جاری است.
خداوند متعال با علم لایزال خود، تمام وقایع را تا انتهای عالم میداند. چون علم او لایتناهی است و انتهایی ندارد.
اینجا دقیقا محور اشتباه شما و کسانی است که گمان می کنند علم خداوند و قضای الهی موجب مجبور شدن انسان میشود.
درحالیکه علم خداوند همانطور که در پستهای قبل نیز توضیح دادم، وقتی متعلق به افعال انسان است، به یک بسته تعلق میگیرد یک بسته ای که شرایط و لواحق و مقدمات یک کار در ان دخیل است و اراده انسان جزء اخیر آن شرایط است.
بنابراین وقتی خداوند کسی را به صالح بودن یا مقرب بودن توصیف میکند، به این معناست که او بعدا در اثر کارهایی که انجام میدهد ، به این مقام خواهد رسید.
البته توجه به یک نکته مهم است و آن اینکه، تقرب و رسیدن به کمال، گرچه مسئله ای اکتسابی و نتیجه اعمال و رفتار اختیاری انسان است ولی وابسته به کمیت آن نیست بلکه کیفیت از کمیت مهم تر است. یعنی گاه یک عمل در یک موقعیت خاص، کارکردش به اندازه چندین سال است. مثلا شخصی که در یک موقعیت حساس از یک خواسته خود میگذرد و برای دفاع از دین خدا اقدام میکند، گاه نتیجه این فعلش از یک عمر عبادتش بیشتر است. همانطور که ضربه حضرت علی ع در روز جنگ احزاب به عمرو بن عبدود، از عبادت جن و انس والاتر دانسته شد.
بنابراین گاه یک انسان در یک سال چنان به کمال میرسد که یک پیرمرد به آن نمیرسد. ولی علم این مسئله در اختیار خداوند است که چه کاری چه کیفیتی دارد و چه میزان در کمال انسان نقش دارد.

u17r480y
۱۳۹۳/۰۱/۲۲, ۰۰:۱۶
ممنون از جواب
با عرض معذرت، به جز سه خط آخر (که به نظرم هیچ ربطی به سوال من یا حتی به موضوع نداشت) بازهم تکرار پست های گذشته کردید.
من از ابتدای بحث در جریان جواب های شما بودم پس لطفا با انشای جدید تکرار نکنید.
انتظار جواب به سوالهای اخیرم داشتم. ولی بگذارید سوال را جور دیگری مطرح کنم.
همانطور که میدانیم، با توجه به آیه 61 سوره انعام و داستان حضرت خضر و کشتن بدون ارتکاب جرم، دیدیم که خداوند بخاطر در خطر نیافتادن ایمان پدر و مادر آن جوان، با علم به اینکه او پدر و مادر خود را از کمال به ضلالت خواهد کشاند، جان یک فرد را گرفت.

شما میگویید که این فکر اشتباه است که :

کسی صالح خواهد بود و مقرب، به این معناست که او به واسطه همین خبر خداوند یا همین علم خداوند، توان کار دیگری را ندارد و اختیاری از خود ندارد.
پس همینطور، میگویید که انسان اختیار هرکاری را (بدون در نظر گرفتن علم خدا) دارد. پس چرا این اختیار از آن جوان گرفته شد؟
میدانیم که مطمئنا خداوند او را بخاطر عمل انجام نداده، در آخرت مجازات نخواهد کرد. اما اگر آن جوان ادعا کند اگر به او هم مثل بقیه فرصت داده میشد، به کمال میرسید. خداوند در مقابل آن ادعا چه جوابی خواهد داد؟
شاید در جواب بگویید "چون علم خداوند بی شک دقیق است و مسلما آن جوان راه ذلالت را پیش میگرفت، پس هیچوقت نمیتوانست به کمال برسد."
پس اگر اینطور باشد، چرا خداوند این لطف را در حق باقی گمراهان نکرده؟
پس خلقت آن جوان (با توجه به اینکه هدف خلقت، کمال انسان و عبادت و ... است) چطور هدفمند بوده؟

از طرف دیگر، می بینیم که اگر آن جوان زنده می ماند، مطمئنا مادر و پدر خود را به گمراهی می کشاند و حال که او مرده، دیگر اینطور نخواهد شد و آنها راه سعادت را پیش گرفتند.
پس این چه اختیاریست که آن دو داشته اند؟؟

اگر دقیقه به دقیقه زمان زندگی خود را در حال انتخاب دو راهی های مختلف باشیم، که بعضی از این راه ها به ضلالت و بعضی دیگر به سعادت منتهی شود، می توان منطقی انگاشت که انسان با اختیار خود می تواند پیش رود.
ولی وقتی که در این مسیر، خداوند راه های ضلالت را ببندد و در مقابل افرادی ، فقط راه سعادت را پیش پای گذارد، این چه اختیاریست که آن افراد دارند؟
به نظر بنده، معصومیت یکی از همین امکانات هست که به بنده های خاص خدا داده شده که مانند پدر و مادر آن جوان، تنها باعث می شود که راه سعادت را پیش بگیرند.
وقتی خداوند ابزار گناه را بوسیله ی خاصیت معصومیت از فرد بگیرد، مگر نه اینکه بر آن فرد راه ضلالت را بسته؟!

سوال بنده این بود که مگر نه اینکه بر اساس عدل الهی همه ی انسان ها حق رسیدن به کمال را دارند؟ با قبول این نکته که تمام ارواح انسان ها قبل از خلقت و سکنی گزیدن در کالبد تن و زمان و مکان در یک رتبه بوده اند، پس چه چیز باعث می شود که یکی زنا زاده به دنیا بیاید، یکی در زمان جهل، دختر بدنیا بیاید که باعث شود او را زنده به گور کنند، یکی عقب مانده ی ذهنی بدنیا بیاید، و یکی دیگر هم قبل از به دنیا آمدنش، بشارت داده شود که او از صالحین خواهد بود؟!
آیا همه ی آنها با قدرت اختیار خود می توانند به یک سطح از کمال، در مجاور سعادتی که نصیب ائمه و اولیا شده، برسند؟!

پ ن : تقاضایی که از پاسخ دهنده داشتم این بود که اگر واقعا پست را کامل میخوانند، باید متوجه شده باشند که اولا لزومی ندارد که افراد را روان کاوی کنند که سوال کننده چطور به قضیه نگاه میکند و چطور فکر میکند! تقاضای من، جواب دادن به سوال است.
ثانیا فکر نکنم سوال های بنده، یک جواب کلی را در بر داشته باشد. پس لطفا با حوصله ی بیشتری جواب دهید.
اگر هم این درخواست ها مقدور نیست، لطف کنید بفرمایید تا وقت شما و خود را نگیرم.

صدیق
۱۳۹۳/۰۱/۲۳, ۰۸:۳۸
پس همینطور، میگویید که انسان اختیار هرکاری را (بدون در نظر گرفتن علم خدا) دارد. پس چرا این اختیار از آن جوان گرفته شد؟
میدانیم که مطمئنا خداوند او را بخاطر عمل انجام نداده، در آخرت مجازات نخواهد کرد. اما اگر آن جوان ادعا کند اگر به او هم مثل بقیه فرصت داده میشد، به کمال میرسید. خداوند در مقابل آن ادعا چه جوابی خواهد داد؟
قضیه مربوط به آن جوان حالتی استثنایی بوده است و در مورد برخورد با قضایا، حالات استثنایی در نظر گرفته نمیشود. شاید خداوند به خاطر مصالحی که خود در نظر داشته است، آن دستور را داده است. بحث در مورد این مسئله و حکمت این دستور و رابطه آن باعدالت خداوند در تاپیک مورد نظر به صورت کامل آمده است.


پس اگر اینطور باشد، چرا خداوند این لطف را در حق باقی گمراهان نکرده؟
پس خلقت آن جوان (با توجه به اینکه هدف خلقت، کمال انسان و عبادت و ... است) چطور هدفمند بوده؟
اینکه چرا خدا این کار را در رابطه با سایر گمراهان انجام نمیدهد، برفرض درست باشد، مربوط به هدف او از خلقت است و اگر صلاح بداند این کار را انجام میدهد.
هدفمند بودن خلقت خداوند به این معنا نیست که صرفا خلقت هر موجودی یک بعدی است، بلکه جنبه های مختلفی دارد و هر موجودی بر اساس ربوبیت خداوند در یک پازل قرار میگیرد که هر قطعه از این پازل در جایگاه خاص خود قرار داده شده است.
بنابراین، هر انسانی که افریده میشود، بر اساس قاعده عقلی هدفمند بودن خلقت دارای هدفی است. هدفی که هم مربوط به خود ان انسان است و هم در رابطه با سایر جانداران.




از طرف دیگر، می بینیم که اگر آن جوان زنده می ماند، مطمئنا مادر و پدر خود را به گمراهی می کشاند و حال که او مرده، دیگر اینطور نخواهد شد و آنها راه سعادت را پیش گرفتند.
پس این چه اختیاریست که آن دو داشته اند؟؟


ولی وقتی که در این مسیر، خداوند راه های ضلالت را ببندد و در مقابل افرادی ، فقط راه سعادت را پیش پای گذارد، این چه اختیاریست که آن افراد دارند؟
بله اگر تمام راه های گمراهی از جلوی انها برداشته شود، آنگاه به راحتی میتوان ادعا کرد که اصلا ازمایش برای آنها معنا ندارد و انها صرفا مسیر سعادت را طی میکنند و نمیتوانند راه دیگری را بروند. اما،
مگر با کشته شدن ان جوان، تمام اسباب ازمایش پدر و مادرش از بین رفته است.
این تنها یک مورد از اسباب ازمایش است. موارد بسیار زیادی در زندگی انسان است که به واسطه انها ابتلاء صورت میگیرد. پول، مقام، مسائل جنسی و .... در این زندگی وسایل ابتلاء و ازمایش انسان است.
اینکه چرا این وسیله خاص ازمایش آنها از بین رفته است، مصلحتش را خداوند میداند.



به نظر بنده، معصومیت یکی از همین امکانات هست که به بنده های خاص خدا داده شده که مانند پدر و مادر آن جوان، تنها باعث می شود که راه سعادت را پیش بگیرند.
وقتی خداوند ابزار گناه را بوسیله ی خاصیت معصومیت از فرد بگیرد، مگر نه اینکه بر آن فرد راه ضلالت را بسته؟!
معصومیت اکتسابی و اعطایی نیست، به دست آوردنی است.


سوال بنده این بود که مگر نه اینکه بر اساس عدل الهی همه ی انسان ها حق رسیدن به کمال را دارند؟ با قبول این نکته که تمام ارواح انسان ها قبل از خلقت و سکنی گزیدن در کالبد تن و زمان و مکان در یک رتبه بوده اند، پس چه چیز باعث می شود که یکی زنا زاده به دنیا بیاید، یکی در زمان جهل، دختر بدنیا بیاید که باعث شود او را زنده به گور کنند، یکی عقب مانده ی ذهنی بدنیا بیاید، و یکی دیگر هم قبل از به دنیا آمدنش، بشارت داده شود که او از صالحین خواهد بود؟!
آیا همه ی آنها با قدرت اختیار خود می توانند به یک سطح از کمال، در مجاور سعادتی که نصیب ائمه و اولیا شده، برسند؟!
قرار نیست در یک تاپیک تمام شبهات و سوالهای عالم را جوابگو باشیم زیرا این نحوه بحث، به هیچ وجه به ثمر نمیرسد.
اما به صورت کلی جواب این سوالها این است که هیچ یک از این موارد، اختیار فرد را از بین نمیرود، و مواردی که به واسطه ظلم دیگران و شر اخلاقی انسانهای دیگر به وجود آمده است، برای افراد مظلوم توسط خداوند جبران میشود.
اگر در این موارد هم جواب جزیی میخواهید، هر یک را در تاپیک مستقل مطرح کنید.
این تاپیک مربوط به عصمت معصومین در سنین کودکی است.

u17r480y
۱۳۹۳/۰۱/۳۰, ۱۲:۱۵
قضیه مربوط به آن جوان حالتی استثنایی بوده است و در مورد برخورد با قضایا، حالات استثنایی در نظر گرفته نمیشود. شاید خداوند به خاطر مصالحی که خود در نظر داشته است، آن دستور را داده است.
شما این قضیه را مستثنی می بینید ولی آیا بالاخره جزو عدالت خداوند هست یا خیر؟! شما قرار بوده مصالح خداوند را بر اساس عدل اثبات کنید.

اینکه موضوع به فرع کشیده می شود بخاطر جوابهای شماست که باعث شبهات بزرگتر می شود.
شما می فرمایید اینکه معصومیت به ائمه داده شده و بشارت صالح بودن به عیسی داده شده، بخاطر علم خداوند بر عملکردهایی است که آنها خواهند داشت!! یعنی اگر یک فرد در مقام ائمه می بود، این عملکرد خوب امام را در آن مقام نمی داشت.
سوال بنده این بود چه چیزی باعث می شود که عملکرد دو فرد (یکی امام و دیگری یک فرد عام) در مقام عصمت متفاوت شود؟
حال جواب شما هرچه باشد، دوباره سوال می شود چه چیزی باعث می شود که «جواب شما» در بین افراد متفاوت شود؟
(بطور مثال شاید شما جواب دهید که «راه هایی که این دوفرد در ابتلائات انتخاب میکنند» باعث عملکرد متفاوت آن دو در مقام عصمت باشد.
حال دوباره سوال می شودکه چه چیزی باعث می شود که «راه هایی که این دوفرد در ابتلائات انتخاب میکنند» در بین این دوفرد متفاوت شود؟!)
می خواهم با این سوال به این نکته برسم که چیزی که باعث تفاوت این دو می شود، جبری بوده که خدا در صفات این دوفرد نهاده. یعنی آن جبر باعث شده که فردی در مقام معصومیت قرار داده شود، و فردی دیگر قرار داده نشود.

هنوز هم اگر فکر می کنید سوالات بی ربط با موضوع پرسیده می شود، بفرمایید تا از مدیر انجمن درخواست کارشناس جدید کنیم.

صدیق
۱۳۹۳/۰۱/۳۱, ۰۷:۳۶
سوال بنده این بود چه چیزی باعث می شود که عملکرد دو فرد (یکی امام و دیگری یک فرد عام) در مقام عصمت متفاوت شود؟
حال جواب شما هرچه باشد، دوباره سوال می شود چه چیزی باعث می شود که «جواب شما» در بین افراد متفاوت شود؟

(بطور مثال شاید شما جواب دهید که «راه هایی که این دوفرد در ابتلائات انتخاب میکنند» باعث عملکرد متفاوت آن دو در مقام عصمت باشد.
حال دوباره سوال می شودکه چه چیزی باعث می شود که «راه هایی که این دوفرد در ابتلائات انتخاب میکنند» در بین این دوفرد متفاوت شود؟!)
خیر راه ها متفاوت نیست بلکه عملکرد افراد که بر اساس اختیار و اراده افراد است متفاوت شده است. به عبارت دیگر اختیار این دو نفر باعث میشود دو نوع عملکرد در موقعیت مشابه یکدیگر داشته باشند و همین باعث معصومیت یکی و گناه دیگری میشود. هیچ جبری در کار نیست.


هنوز هم اگر فکر می کنید سوالات بی ربط با موضوع پرسیده می شود، بفرمایید تا از مدیر انجمن درخواست کارشناس جدید کنیم.
اگر جوابها قانعتان نمیکند مختار هستید.

u17r480y
۱۳۹۳/۰۲/۰۹, ۱۵:۵۴
چه چیزی باعث می شود که عملکرد دو فرد متفاوت شود؟

اختیار این دو نفر باعث میشود دو نوع عملکرد در موقعیت مشابه یکدیگر داشته باشند
چه چیزی باعث می شود که این دو نفر اختیار یکسانی نداشته باشند؟!

عبدالله موحد
۱۳۹۳/۰۲/۰۹, ۱۸:۳۶
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام

می بینم که در این بحث از تمامی مباحث(قدیم و حادث،جبر و اختیار،...)صحبت به میان آمد ولی از بحث بداع که بسیاری از این مشکلات را حل می کند حرفی زده نشد.

علاوه بر این چه لزومی است که بیان کنیم که آینده بینی و دانستن آینده ی کسی با انتخاب فرد مغایرت دارد؟(پدر یا معلم میداند که فرزند یا دانش آموزش در این آزمایش زندگی یا امتحان چه عکس العملی انجام می دهد و در 90% اوقات هم اینگونه می شود و هیچ مغایرتی با اختیار فرد ندارد(حال که بحث دربارۀ خداوند است).)

صدیق
۱۳۹۳/۰۳/۰۳, ۰۷:۱۲
چه چیزی باعث می شود که این دو نفر اختیار یکسانی نداشته باشند؟!
باسلام خدمت تمامی دوستان
مدتی به جهت رسیدگی به برخی کارهای تحصیلی در خدمت نبودم.
اما در مورد سوالی که شما پرسیدید.
اختیار انسان معلول یک سری شرایط و اسباب درونی و بیرونی است.
آنچه در درون انسان است به این صورت است که انسان برای انجام یک کار، ابتدا آنرا تصور میکند.
بعد از اینکه تصور کرد، خوب بودن یا بد بودن آن برای خودش را تصور میکند.
مرحله بعد، تصدیق کردن این چیزهایی است که تصور کرده بود.
بعد از اینکه تصدیق کرد، بستگی به میزان علاقمندی هایش، به سمت آن کار میل پیدا میکند.
وقتی میل و اشتیاق او زیاد شد(شوق اکید یافت) و عزم جدی بر انجام آن کار در وجودش ایجاد شد، حالتی در او ایجاد میشود که به آن اراده گفته میشود. در این زمان مغزش به عضلات بدنش دستور میدهد، عکس العمل مناسب جهت انجام آن کار را نشان دهد.
این فرایند انجام یک کار اختیاری بود.
البته گاه این مراحل، در عرض یک ثانیه یا حتی کمتر از آن صورت میگیرد و گاهی نیز این مراحل به صورت ناآگاهانه در وجود انسان شکل میگیرد.

در طی این مراحل، آن بخشهایی که مربوط به قبل از عزم جدی قرار دارد، خودش معلول یک سری عوامل بیرونی همانند نوع تربیت خانوادگی، جو اجتماعی، شرایط زندگی و یک سری عوامل دیگر است. و تفاوت انسانها در انجام کارها، تا حدزیادی ناشی از این عوامل بیرونی است. اما مرحله آخر که عزم جدی است، در اختیار انسان است و تا ان مرحله آخر که به منزله امضای نهایی است توسط او انجام نگیرد، کاری انجام نمیشود.
به عبارت دیگر، گاه مراحل قبل از انسان کاری را میخواهند ولی در مرحله آخر انسان کار دیگری را انجام میدهد.
مثلا فرض کنید، شخصی که در روز گرم تابستان روزه گرفته است. او گاه میشود که آنقدر تشنه است که خوردن یک لیوان اب را گواراترین لحظه زندگی خود به شمار می آورد. پس تمام عوامل دست به دست هم میدهد که او این لیوان اب را بخورد.
تصور و تصدیق به خوب بودن آب خوردن برای بدن خود را دارد.میل شدید نیز دارد ولی با این حال، خیلی افراد به واسطه نیرویی درونی، در مقابل این خواسته ها می ایستند و اب را نمی نوشند.

البته تفاوت انتخاب افراد، به غیر از عوامل تربیتی و اموزشی به خاطر حالتهای درونی انسان نیز هست. نفس انسان در اثر خود مراقبتی گاه کارهایی میکند که در حالتهای عدم مراقبت آن کار را نمیکند.
یک انسان با یک نوع تربیت و سابقه اموزشی مساوی، گاه در دو موقعیت مشابه، دو نوع عملکرد متفاوت دارد.

u17r480y
۱۳۹۳/۰۳/۰۶, ۲۳:۰۶
خوش آمدید. جالب است. اگر بعد از ده روز نتوانیم جوابی بفرستیم، موضوع را می بندید و به سلیقه خودتان جمع بندی می کنید اما خودتان اگر یک ماه هم نباشید، کسی پاسخگو نیست.

اختیار انسان معلول یک سری شرایط و اسباب درونی و بیرونی است.

عوامل بیرونی همانند نوع تربیت خانوادگی، جو اجتماعی، شرایط زندگی و یک سری عوامل دیگر است
مطمئنا که فکر نمی کنم خداوند بخواهد بندگان را بدلیل عوامل بیرونی که شما می فرمایید سرزنش کند. این عوامل جزو جبریات محسوب می شوند و در حیطه بحث نیست.


گویا شما هنوز متوجه منظور اصلی سوالات نشده اید. بالاخره بر اثر کار یا کارهایی انسان های متفاوت کارهای متفاوتی انجام می دهند. حال می خواهیم بدانیم که آن کارهایی که باعث تفاوت نتیجه در افراد مختلف شده است، جبری بوده یا اختیاری؟

بعد از اینکه تصور کرد، خوب بودن یا بد بودن آن برای خودش را تصور میکند.

مرحله آخر که عزم جدی است، در اختیار انسان است و تا ان مرحله آخر که به منزله امضای نهایی است توسط او انجام نگیرد، کاری انجام نمیشود.

البته تفاوت انتخاب افراد، به غیر از عوامل تربیتی و اموزشی به خاطر حالتهای درونی انسان نیز هست

نفس انسان در اثر خود مراقبتی
چه چیزی باعث می شود افراد مختلف، خوب یا بد بودن کارها را متفاوت تصور کنند؟
چه چیزی باعث می شود افراد دارای "عزم جدی" متفاوت باشند؟
چه چیزی باعث می شود بعضی افراد "خود مراقبتی" پیشه گیرند و بعضی دیگر نه؟

صدیق
۱۳۹۳/۰۳/۰۷, ۰۸:۵۶
خوش آمدید. جالب است. اگر بعد از ده روز نتوانیم جوابی بفرستیم، موضوع را می بندید و به سلیقه خودتان جمع بندی می کنید اما خودتان اگر یک ماه هم نباشید، کسی پاسخگو نیست.
باسلام و ممنون از لطف شما. تا هر موقع دوست دارید بحث کنید. البته به شرط اینکه حرف جدیدی در کار باشد نه تکرار حرفهای قبل.



مطمئنا که فکر نمی کنم خداوند بخواهد بندگان را بدلیل عوامل بیرونی که شما می فرمایید سرزنش کند. این عوامل جزو جبریات محسوب می شوند و در حیطه بحث نیست.
کاملا درست است.

گویا شما هنوز متوجه منظور اصلی سوالات نشده اید. بالاخره بر اثر کار یا کارهایی انسان های متفاوت کارهای متفاوتی انجام می دهند. حال می خواهیم بدانیم که آن کارهایی که باعث تفاوت نتیجه در افراد مختلف شده است، جبری بوده یا اختیاری؟
سوال به این کلی ای، جوابی کلی دارد و فایده ای ندارد.
هر کدام از این عوامل با دیگری تفاوت دارد.
برخی اختیاری است و برخی غیر اختیاری.
در بین غیر اختیاری ها نیز برخی به هیچ وجه انسان در ان نقش نداشته است و برخی دیگر، به صورت غیر مستقیم در آن موثر بوده است، هرچند اکنون دیگر اختیاری در آن ندارد.
به هر حال، باید عوامل را به صورت موردی بررسی کرد.


چه چیزی باعث می شود افراد مختلف، خوب یا بد بودن کارها را متفاوت تصور کنند؟
همانطور که گفتم، گاه تصور و تصدیق برخی کارها و فایده داشتن انها و حتی اشتیاق اولیه به آنها در اختیار فرد نباشد و به صورت ناخودآگاه در ذهن انسان خطور کند. ولی این تصورات ناخودآگاه و میل هایی که در درون انسان ایجاد می شود، گاه خود انسان هیچ نقشی در ان ندارد و گاه به واسطه عملکردهای قبلی خودش است که در اعمال بعدی او نیز تاثیر میگذارد. کسی که به گناهی عادت کرده یا در مقابل به کار خوبی عادت کرده است، دیگر برای انجام کار خوب یا بد دیگری، به صورت ناخودآگاه آنرا تصور و به خوب بودن آن اذعان میکند. در این مرحله او نقش مستقیمی ندارد ولی اعمال قبلی او است که باعث این عادتش شده است.


چه چیزی باعث می شود افراد دارای "عزم جدی" متفاوت باشند؟
این مسئله دقیقا سخت ترین بخش بحث ماست. فکر نمیکنم کسی بتواند ادعا کند دقیقا متوجه شده که این عزم جدی و اراده در انسان معلول چیست. به همین جهت است که انسان، موجودی غیر قابل پیش بینی است تا جایی که فلاسفه اگزیستانس، معتقدند ماهیت انسان زمانی شکل میگیرد که او به دنیا بیاید و اعمال اختیاری را انجام بدهد. این، یعنی حتی ماهیت او بعد از انجام اعمال اوست که شکل میگیرد. یک فرد با یک تربیت و نوع بینش کلی، در دو موقعیت متفاوت دو نوع کار انجام میدهد. خب منشأ این تفاوت چیست؟ واقعا کسی نمیداند. خود شما گاه در یک موقعیتی کار خوبی را انجام میدهید ولی در زمان دیگری در موقعیتی مشابه، کار متفاوتی. به تعبیر روایات، قلب انسان ادبار و اقبالهایی دارد. گاه انسان میل به کار خوب دارد و گاه دوست ندارد. اما اینکه چرا گاه انسان دوست دارد کار خوب انجام بدهد و گاهی نه، برای ما که قابل درک نیست.


چه چیزی باعث می شود بعضی افراد "خود مراقبتی" پیشه گیرند و بعضی دیگر نه؟
البته این کار نوعی کار اختیاری است و از محل بحث خارج.
بحثهای قبل در مورد مبادی اختیار بود و این، یکی از کارهای اختیاری.
هر موقع بخش قبل مشخص شد، میتوان در مورد تک تک کارهای ارادی صحبت کرد.

صدیق
۱۳۹۳/۰۳/۱۶, ۱۲:۰۷
پرسش:
چرا حضرت عیسی در بدو تولد به عنوان پیامبر شناخته می شود؟ و همین طور ائمه دوازده گانه برای امام شدن امتحان پس نمی دهند؟ آیا این بی عدالتی نیست که انسان های غیر پیامبر باید امتحان هایی را بگذرانند و به مقامی برسند اما بشر هایی مثل ما (پیامبر) پیامبر به دنیا بیایند.؟

پاسخ:
خداوند متعال زمانی که انسان را آفرید؛ آن گاه بر اساس هدفی که از خلقت داشت، به آنان راه خوب و بد را نشان داد: «فَأَلْهَمَها فُجُورَها وَ تَقْواها».(1)

از آنان خواست که به راه راست تمایل داشته باشند و راه راست را بپیمایند: «وَ أَنَّ هذا صِراطي‏ مُسْتَقيماً فَاتَّبِعُوهُ وَ لا تَتَّبِعُوا السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَنْ سَبيلِهِ ذلِكُمْ وَصَّاكُمْ بِهِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ».(2)

فرمود از پیروی شیطان پرهیز کنند: «يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا ادْخُلُوا فِي السِّلْمِ كَافَّةً وَ لا تَتَّبِعُوا خُطُواتِ الشَّيْطانِ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبينٌ».(3)

این خداوند می داند که چه کسی راه راست را می پیماید و چه کسی شیطان را به رهبری و ولایت خویش انتخاب می کند: «هُوَ الَّذي خَلَقَكُمْ فَمِنْكُمْ كافِرٌ وَ مِنْكُمْ مُؤْمِنٌ وَ اللَّهُ بِما تَعْمَلُونَ بَصيرٌ».(4)

این خداوند که از نگاه های پنهانی و گوشه های چشم که معمولا از دید دیگران پنهان می ماند: «يَعْلَمُ خائِنَةَ الْأَعْيُنِ وَ ما تُخْفِي الصُّدُورُ».(5) و آن چه در فکر خود داریم خبر دارد: «قُلْ إِنْ تُخْفُوا ما في‏ صُدُورِكُمْ أَوْ تُبْدُوهُ يَعْلَمْهُ اللَّهُ وَ يَعْلَمُ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ وَ اللَّهُ عَلى‏ كُلِّ شَيْ‏ءٍ قَديرٌ».(6)، خودش فرموده تنها اوست که می داند چه کسی با اختیار و ایمان خود، نه تنها راه راست را می پیماید، بلکه دیگران را نیز به این راه دعوت می کند: «اللَّهُ أَعْلَمُ حَيْثُ يَجْعَلُ رِسالَتَه».(7)

اوست که عملکرد افراد را می داند حتی قبل از آفرینش آنان و گاه بر اساس همین علمش، فردی را در کودکی به مقامی بر می انگیزد ولی این مقام به واسطه عملکردهایی است که او دارد و خواهد داشت. البته لازم است به این نکته توجه داشته باشیم که این مسئله خودش یکی از آزمایش های الهی نیز می تواند باشد. زیرا قطعا پذیرش رهبری کسی که از نظر سنی از ما کوچک تر است، قطعا برای دیگران سخت تر است تا چه رسد به این که این شخص در همان کودکی یا حتی در گهواره دارای این مقام باشد: «فَأَشارَتْ إِلَيْهِ قالُوا كَيْفَ نُكَلِّمُ مَنْ كانَ فِي الْمَهْدِ صَبِيًّا قالَ إِنِّي عَبْدُ اللَّهِ آتانِيَ الْكِتابَ وَ جَعَلَني‏ نَبِيًّا».(8)

بنا بر این نتیجه این که، این مقام دل بخواهی و بی جهت نیست، بلکه بر اساس لیاقت افراد و عملکرد آنان است، خواه عملکرد قبلی یا عملکرد بعدی و از آن جا که عصمت و مصونیت این افراد، بر اساس اختیار خودشان است نه اجبار و اضطرار، به همین جهت عملکرد آنان نیز عملکردی اختیاری بوده است.

اما این که چطور برخی افراد از کودکی به این مقام می رسند باید عرض شود که خداوند قبل از تولد انسان نیز می داندکه او با اختیار خود چه کارهایی را انجام خواهد داد و آیا او شایسته انجام مسئولیت هدایت و رهبری مردم هست یا نه. به همین جهت در سن کودکی به او این جایگاه داده می شود. ولی این جایگاه خود به خود باعث کمال افراد نیست بلکه خودش مسئولیتی سنگین است که در صورت موفقیت در آن وظیفه است که شخص به کمال می رسد. در طول زندگی این بزرگان و پیشوایان دین، ابتلائاتی پیش می آید که در آن شرایط این افراد با اختیار خود به صورتی عمل می کنند که به مقامات بالاتر می رسند.

_______
(1) شمس/ 8.
(2) انعام/ 153.
(3) بقره/ 208.
(4) تغابن/ 2.
(5) غافر/ 19.
(6) آل عمران/ 29.
(7) انعام/ 124.
(8) مریم/ 29 و 30.