PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : طبقه بندي نام هاي سوره های قرآن



rea1362
۱۳۹۲/۱۱/۱۹, ۲۲:۳۱
ـدرنام گذاري سوره هاي قرآن كريم شيوه هاي متعدد و متنوعي به كار گرفته شده و كوششي حكيمانه اعمال گشته است به نحوي كه مي توان ساز و كار نام گذاري سوره ها را فرآيندي هدف مند براي نمودن « مضامين اصلي قرآن كريم » در « پيكره ي نام سوره ها » به حساب آورد. اين شيوه ها را در 20 عنوان به شرح ذيل طبقه بندي كرده ايم:
1ـ ناميدن سوره به نامي كه بيان گر مكان سوره در قرآن كريم است، نظير «فاتحه».
2ـ ناميدن سوره به نامي كه در سرتاسر قرآن كريم، اختصاصاً در همان سوره آمده و اين ويژگي، شاخص ممتازي براي تمييز و تشخيص آن سوره است، مانند « انفال » و « قريش » .
3 ـ ناميدن سوره به نامي كه بيانگر بخشي از محتواي سوره واز قبيل ناميدن كل به جزء است، مانند « توبه» و « مريم » .
4 ـ ناميدن سوره به كلمه اي كه نماد پديده يا رخدادي اعجازآميز يا ملكوتي و صرفاً در همان سوره ذكر شده است، مانند: « مائده» و « كهف».
5ـ ناميدنسوره به اسمي كه آيه هاي سوره، پاك در عنان آن عنوان روان اند، مانند « يوسف » و « نوح » .
6ـ ناميدن سوره به ساختاري صرفي، برگرفته از صيغه اي از يك فعل كه آن صيغه ي فعل، صرفاً در همان سوره آمده و در جاي ديگري از قرآن نيامده است، مانند : « إسراء » و « إنفطار».
7ـ ناميدن سوره به حرف يا حروف مقطعه ي مرموز در آغاز سوره ها كه گاه به تنهايي آيه اي هستند و گاه جزيي از يك آيه، مانند: « طه » و « ص» .
8ـ ناميدن سوره به نامي كه عنوان جامع مصداق هاي فراواني در سوره محسوب مي گردد، مانند: « أنبياء».
9ـ ناميده سوره به نامي نمايان گر روح روان در سوره، مانند « مؤمنون» و « فتح » .
10ـ ناميدن سوره به كلمه ي رديف در آيه ي نخست، مانند: «كوثر» و « فلق» .
11ـ ناميدن سوره به كلمه ي رديف در آيه ي دوم، مانند : « روم » و « علق ».
12ـ ناميدن سوره به كلمه ي رديف در آيه ي پاياني مانند: « ماعون » و « مَسَد» .
13 ـ ناميدن سوره به كلمه ي رديف در 2 يا در چندآيه، مانند : « قدر» و « ناس» .
14 ـ ناميدن سوره به كليد واژه اي از آيه ي نخست، مانند : « نساء » و « هُمَزه».
15 ـ ناميدن سوره به كليد واژه اي از آيه هاي ديگر سوره ، مانند: « أنعام» و « حُجُرات » .
16 ـ ناميدن سوره به فعلْ واژه اي از آيه ي نخست، مانند: « فُصِّلَت » و « عَبَس ».
17ـ ناميدن سوره به نامي كه به تنهايي آيه ي نخست سوره محسوب مي گردد، مانند « رحمان » و « قارعه » .
18 ـ ناميدن سوره به « مقسم به » در آيه ي نخست، پس از حذف حرف سوگند، مانند: « طور » و «تين».
19 ـ ناميدن سوره به نامي كه در آن سوره با مصداق و تأويل خاصّ ، از نظايرش در سوره هاي ديگر ممتاز گشته است، مانند: « صافات » و « دُخان».
20ـ ناميدن سوره به كليد واژه اي جغرافيايي مربوط به روايتي تاريخي كه به طور اختصاصي در همان سوره روايت شده است، مانند: « سَبَأ » و « أحقاف» .