PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : نقض عدالت خداوند



1az313
۱۳۹۲/۰۵/۱۶, ۱۴:۳۶
با سلام و احترام
در کتاب کلیات احادیث قدسی تألیف حر عاملی (ره) انتشارات دهقان زمستان 88 صفحه 15 حدیثی را از امام محمد باقر (ع) نقل شده است, که از آوردن کل حدیث معذورم (به دلیل طولانی بودن حدیث و تایپ ضعیف بنده)
تقریباً در اواخر حدیث آورده است: "و یا اینکه مؤمن به کافر نگاه کند به خاطر هدایتی که داده ام به من حمد و سپاس گوید"
سؤال: چرا انسان های (سالم و معیوب) و (غنی و فقیر) لازم و ملزوم یکدیگر ذکر شده اند ولی در مسأله انسان های (مؤمن و کافر) یک طرفه است؟
آیا این ناقض عدالت خداوند نیست؟

مدیر ارجاع سوالات
۱۳۹۲/۰۵/۱۶, ۱۸:۰۹
با نام و یاد دوست








http://askdin.com/gallery/images//80/1_er1.png






کارشناس بحث: استاد صدیق

صدیق
۱۳۹۲/۰۵/۱۷, ۰۰:۳۶
سؤال: چرا انسان های (سالم و معیوب) و (غنی و فقیر) لازم و ملزوم یکدیگر ذکر شده اند ولی در مسأله انسان های (مؤمن و کافر) یک طرفه است؟
آیا این ناقض عدالت خداوند نیست؟




باسلام
حدیثی که مد نظر شماست در کتاب الجواهر السنیه فی الاحادیث القدسیه به شکل ذیل امده است:
إنّما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ‏ ليعبدوني، و خلقت الجنّة لمن عبدني و أطاعني منهم و اتّبع رسلي و لا ابالي، و خلقت النار لمن كفرني و عصاني و لم يتّبع رسلي و لا ابالي، و خلقتك و خلقت ذرّيّتك من غير فاقة بي إليك و إليهم. و إنّما خلقتك و خلقتهم لأبلوك و أبلوهم‏ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا في دار الدنيا في حياتكم و قبل مماتكم، و لذلك خلقت الدنيا و الآخرة، و الحياة و الموت، و الطاعة و المعصية، و الجنّة و النار.

و كذلك أردت في تدبيري و تقديري و بعلمي النافذ فيهم، خالفت بين صورهم و أجسامهم و ألوانهم و أعمارهم و أرزاقهم و طاعتهم و معصيتهم، فجعلت منهم الشقيّ و السعيد، و البصير و الأعمى، و القصير و الطويل، و الجميل و الذميم، و العالم و الجاهل، و الغنيّ و الفقير، و المطيع و العاصي، و الصحيح و السقيم، و من به الزمانة و من لا عاهة به‏؛ فينظر الصحيح إلى من به العاهة فيحمدني على عافيته، و ينظر الذي به العاهة إلى الصحيح فيدعوني و يسألني أن اعافيه، و يصبر على بلائي فاثيبه جزيل عطائي، و ينظر الغنيّ إلى الفقير فيحمدني و يشكرني، و ينظر الفقير إلى الغنيّ فيدعونى و يسألني، و ينظر المؤمن إلى الكافر فيحمدني على ما هديته‏...
همانطور که در این حدیث می بینید، خداوند متعال در صدد بیان این مطلب است که هر کسی به اختیار خود اعمال خوب و بد را انجام دهد، جزای انرا نیز می بیند. جزای نیکوکاران، بهشت الهی است و کیفر بدکاران، جهنم و عقوبت الهی است. حال اگر انسان با اختیار خود، جهنم را برای خودش انتخاب کرد، دیگر نباید کسی را سرزنش نماید.
در مورد طرفینی بودن موارد قبل از کافر ومومن، دلیلش این است که آن موارد مربوط به کسانی است که به ضعف خود و قوت فرد مقابل خود واقف شده اند و با تلاش خود یا با دعا و درخواست از خداوند چیزی که ندارد را از خداوند بخواهد. مثلا فقیر وقتی به ثروتمند نگاه میکند و مثلا فایده مال را در زندگی می بیند از خداوند میخواهد که به او نیز بدهد. یا مریض وقتی به سلامتی افراد سالم نگاه میکند، هم به نقص خود واقف میشود و هم به نعمت بودن ایمان به خداوند اذعان دارد. این شخص قطعا به دنبال کسب سلامتی هست و برای ان دعا نیز میکند. اما کسی که خودش، اسباب گمراهی خود را فراهم نموده است و کافر شده، او هیچ گاه نمیخواهد قبول کند که کفر چه بر سر سعادت او می اورد و بالتبع به برتری مومنان نیز اعتقاد ندارد. بنابراین این شخص خودش با انتخاب و اختیار خودش نمیخواهد که تلاشی داشته باشد وگرنه نیازی به نگاه به مومنان نیست. مومنان تنها نشانه هایی برای ایمان اوردن هستند. ولی حجتهای الهی از درونی(عقل) گرفته تا بیرونی( پیامبران) برای این شخص امده اند ولی او توجهی به این مسائل ندارد و خودش را به تجاهل زده است و به قول معروف کسی که خواب است را میتوان بیدار کرد ولی کسی که خودش را به خواب زده، هرگز نمیتوان بیدار نمود.
بنابراین، این مطلب ربطی به عدالت خداوند ندارد و اتفاقا حکمت الهی اقتضای این را دارد که انسان با اختیار خود راه خودش را انتخاب نماید.

1az313
۱۳۹۲/۰۵/۱۸, ۱۱:۳۵
با سلام و احترام
از پاسخ گويي شما سپاسگزارم
إنّما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ‏ ليعبدوني، و خلقت الجنّة لمن عبدني و أطاعني منهم و اتّبع رسلي و لا ابالي، و خلقت النار لمن كفرني و عصاني و لم يتّبع رسلي و لا ابالي، و خلقتك و خلقت ذرّيّتك من غير فاقة بي إليك و إليهم. و إنّما خلقتك و خلقتهم لأبلوك و أبلوهم‏ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا في دار الدنيا في حياتكم و قبل مماتكم، و لذلك خلقت الدنيا و الآخرة، و الحياة و الموت، و الطاعة و المعصية، و الجنّة و النار. و كذلك أردت في تدبيري و تقديري و بعلمي النافذ فيهم، خالفت بين صورهم و أجسامهم و ألوانهم و أعمارهم و أرزاقهم و طاعتهم و معصيتهم، فجعلت منهم الشقيّ و السعيد، و البصير و الأعمى، و القصير و الطويل، و الجميل و الذميم، و العالم و الجاهل، و الغنيّ و الفقير، و المطيع و العاصي، و الصحيح و السقيم، و من به الزمانة و من لا عاهة به‏؛ فينظر الصحيح إلى من به العاهة فيحمدني على عافيته، و ينظر الذي به العاهة إلى الصحيح فيدعوني و يسألني أن اعافيه، و يصبر على بلائي فاثيبه جزيل عطائي، و ينظر الغنيّ إلى الفقير فيحمدني و يشكرني، و ينظر الفقير إلى الغنيّ فيدعونى و يسألني، و ينظر المؤمن إلى الكافر فيحمدني على ما هديته‏... استاد عزيز شما كه زحمت نقل حديث رو كشيديد اي كاش كامل ذكر مي فرموديد منظورم اين قسمت است (فكذلك خلقتهم لأبلوهم في السراء و الضراء، و فيما عافيتهم، و فيما ابتليتهم، و فيما أعطيتهم، و فيما منعتهم) كه در واقع شبهه مطرح شده به همين قسمت از حديث وارد است، كه خداوند مي فرمايد: "من خودم اينچنين خلق كردم" اگر خداوند جل جلاله انساني را كافر خلق ميكند (طبق نص حديث) چگونه او را عذاب مي دهد؟
اما کسی که خودش، اسباب گمراهی خود را فراهم نموده است و کافر شده، او هیچ گاه نمیخواهد قبول کند که کفر چه بر سر سعادت او می اورد و بالتبع به برتری مومنان نیز اعتقاد ندارد. طبق نص صريح حديث خود خداوند انسان كافر را اينگونه خلق نموده.
بنابراین این شخص خودش با انتخاب و اختیار خودش نمیخواهد که تلاشی داشته باشد وگرنه نیازی به نگاه به مومنان نیست. مومنان تنها نشانه هایی برای ایمان اوردن هستند. ولی حجتهای الهی از درونی(عقل) گرفته تا بیرونی( پیامبران) برای این شخص امده اند ولی او توجهی به این مسائل ندارد و خودش را به تجاهل زده است و به قول معروف کسی که خواب است را میتوان بیدار کرد ولی کسی که خودش را به خواب زده، هرگز نمیتوان بیدار نمود.در تاريخ نمونه هاي زيادي داريم كه كافران با ديدن مؤمنان ايمان آورده اند.
بنابراین، این مطلب ربطی به عدالت خداوند ندارد و اتفاقا حکمت الهی اقتضای این را دارد که انسان با اختیار خود راه خودش را انتخاب نماید.در حكمت خداوند شكي نيست، اما اين مطلب دقيقاً مربوط به عدالت اوست.
قبلاً از حسن توجه شما به پاسخ گويي سؤالات حقير سپاسگزارم.

صدیق
۱۳۹۲/۰۵/۲۰, ۰۷:۴۰
استاد عزيز شما كه زحمت نقل حديث رو كشيديد اي كاش كامل ذكر مي فرموديد منظورم اين قسمت است (فكذلك خلقتهم لأبلوهم في السراء و الضراء، و فيما عافيتهم، و فيما ابتليتهم، و فيما أعطيتهم، و فيما منعتهم) كه در واقع شبهه مطرح شده به همين قسمت از حديث وارد است، كه خداوند مي فرمايد: "من خودم اينچنين خلق كردم" اگر خداوند جل جلاله انساني را كافر خلق ميكند (طبق نص حديث) چگونه او را عذاب مي دهد؟
باسلام
هر کلام که بیان میشود، گاهی ظهور در مقصود متکلم دارد و گاه صراحت دارد. تعابیری که در متون دینی وارد میشود نیز از این قاعده مستثنا نیست. توجه به این نکته در فهم مقصود ازتعابیر به کار رفته در این متون بسیار ضروری و مهم است. در مورد تعبیری که در این حدیث به کار رفته نیز باید دید با تعابیر دیگر دینی و عقلی منافات اگر نداشته باشد، انگاه میتوان ادعا کرد که مدعای شما از فهم مورد نظرتان صحیح است. این جمله تنها بیان میکند که من انها را اینچنین خلق کرده ام، اما به شرایط و مقدمات دیگر ان اشاره ای ندارد. ممکن است این مخلوق جبرا اینگونه خلق شده باشد و ممکن است که با اختیار خود، راه خودش را انتخاب کرده باشد و خودش اینطور خواسته باشد و خداوند متعال نیز او را آنگونه خلق کرده باشد. این بحث، مبجث مهم و معروف قضا و قدر است که بر دو قسم قضا و قدر علمی و عینی است. در ان مبحث بیان شده که انچه خداوند معین میکند در علم خودش و انچه که بوجود می اورد، در دایره موجودات مخلوقات مختار، مقید به اختیار و اراده انان است. یعنی تقدیر انان را به صورتی رقم میزند که خودشان میخواسته اند.




در تاريخ نمونه هاي زيادي داريم كه كافران با ديدن مؤمنان ايمان آورده اند.
بله، همانطور که عرض شد، وجود مومنان نیز از جمله ایات ونشانه هایی است که انسانها میتوانند با الگو گرفتن از انها مومن شوند. به همین جهت همیشه در جهان مومنان وجود داشته و دارند و همیشه انسان کامل در کنار دیگر انسانها وجود دارد و زندگی می کند. حدیث نیز منافاتی با این مطلب ندارد.

!WARNING!
۱۳۹۲/۰۵/۲۰, ۰۹:۱۰
بسم رب الحسین .. .

نظر شخصی منه!! ممکنه درست نباشه :

اگر درست برداشت کرده باشم از سوال شما!

خوب اون موارد دو طرفه که ذکر کردید مثل معلوم و سالم ، مثل غنی و فقیر و .. .، دو طرفه است
فکر میکنم چون این روابط راه دیگری براشون نیست! مثلا یه معلول نمیتونه سالم بشه!! پس باید دو طرفه باشه!
ولی یه کافر به راحتی میتونه مومن بشه!!

1az313
۱۳۹۲/۰۵/۲۱, ۱۲:۳۶
این جمله تنها بیان میکند که من انها را اینچنین خلق کرده ام، اما به شرایط و مقدمات دیگر ان اشاره ای ندارد. ممکن است این مخلوق جبرا اینگونه خلق شده باشد و ممکن است که با اختیار خود، راه خودش را انتخاب کرده باشد و خودش اینطور خواسته باشد و خداوند متعال نیز او را آنگونه خلق کرده باشد. این بحث، مبجث مهم و معروف قضا و قدر است که بر دو قسم قضا و قدر علمی و عینی است. در ان مبحث بیان شده که انچه خداوند معین میکند در علم خودش و انچه که بوجود می اورد، در دایره موجودات مخلوقات مختار، مقید به اختیار و اراده انان است. یعنی تقدیر انان را به صورتی رقم میزند که خودشان میخواسته اند.
استاد محترم از پاسخ گویی شما سپاسگزارم
نظر بنده هم دقیقاً همین است منظورم از طرح شبهه این بود که حدیث مورد بحث توضیح کاملی از شرایط خلقت ندارد
و خواهش بنده از شما این است که احادیث و یا آیاتی را که مربوط به این حدیث می باشد و توضیح کاملی در باره خلقت و و چگونگی اختیار انسان دارد بیان بفرمایید.
با تشکر

1az313
۱۳۹۲/۰۵/۲۲, ۱۶:۳۱
استاد خواهش حقیر را اجابت نمی فرمایید؟

صدیق
۱۳۹۲/۰۵/۲۹, ۰۹:۳۲
استاد محترم از پاسخ گویی شما سپاسگزارم
نظر بنده هم دقیقاً همین است منظورم از طرح شبهه این بود که حدیث مورد بحث توضیح کاملی از شرایط خلقت ندارد و خواهش بنده از شما این است که احادیث و یا آیاتی را که مربوط به این حدیث می باشد و توضیح کاملی در باره خلقت و و چگونگی اختیار انسان دارد بیان بفرمایید.

در نگاه اولی، آیات مربوط به اختيار انسان، با یکدیگر تعارض دارند؛ سیاق برخی چنان است که برخی را به توهم انداخته نظریه جبر، نظر صحیح و مورد تآیید کتاب الهی است. اما بر خلاف ظاهر این آیات، آیات زیادی وجود دارد که گاه به صورت مستقیم و گاهی به صورت غیر مستقیم بر این مطلب تکیه دارد که انسان در افعال خود مختار است. خداوند اگرچه قدرت دارد که همه انسانها را مومن قرار دا ده و به بهشت ببرد: «وَ لَوْ شِئْنا لَآتَيْنا كُلَّ نَفْسٍ هُداها وَ لكِنْ حَقَّ الْقَوْلُ مِنِّي لَأَمْلَأَنَّ جَهَنَّمَ مِنَ الْجِنَّةِ وَ النَّاسِ أَجْمَعينَ» (سجده، 13)). اما این ایمان که از طریق اجبار و الزام صورت می پذیرفت، هیچ ارزش ندارد. بنابراین او را مختار قرار داد. راه را واضح و روشن نمود.:«ثُمَّ السَّبيلَ يَسَّرَهُ »(عبس، 20) «إِنَّا هَدَيْناهُ السَّبيلَ إِمَّا شاكِراً وَ إِمَّا كَفُور»( انسان، 3) تا راه عذر و بهانه بسته شود:«يا مَعْشَرَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ أَ لَمْ يَأْتِكُمْ رُسُلٌ مِنْكُمْ يَقُصُّونَ عَلَيْكُمْ آياتي‏ وَ يُنْذِرُونَكُمْ لِقاءَ يَوْمِكُمْ هذا قالُوا شَهِدْنا عَلى‏ أَنْفُسِنا وَ غَرَّتْهُمُ الْحَياةُ الدُّنْيا وَ شَهِدُوا عَلى‏ أَنْفُسِهِمْ أَنَّهُمْ كانُوا كافِرين»(انعام، 130)و بر اساس کردار انسانها ، عده ای را که اطاعت ننموده اند را به جهنم ببرد و این امر، مطلبی حتمی است.(سجده، 13)
به همین جهت در قرآن کریم، بر مسأله اراده و مشیت انسان تکیه زیادی شده است:«ذلِكَ الْيَوْمُ الْحَقُّ فَمَنْ شاءَ اتَّخَذَ إِلى‏ رَبِّهِ مَآب» (نبأ،39 ) «وَ قُلِ الْحَقُّ مِنْ رَبِّكُمْ فَمَنْ شاءَ فَلْيُؤْمِنْ وَ مَنْ شاءَ فَلْيَكْفُرْ»( کهف، 29)هرچند اختیار انسان به تنهایی در تحقق پدیده ها کافی نیست و اگر خواست خداوند و اذن او نباشد هیچ اتفاقی در عالم، توسط هیچ موجودی روی نمی­دهد(آموزش عقائد، ص 199) و انتخاب راه و ایمان آوردن که مطلوبترین کارها نزد خداوند است نیز مانند سایر حوادث عالم بدون استناد تکوینی به خدا و توفیق از ناحیه او ممکن نیست.(تفسیر المنیر، ج 29 ص 309):«وَ ما كانَ لِنَفْسٍ أَنْ تُؤْمِنَ إِلاَّ بِإِذْنِ اللَّهِ وَ يَجْعَلُ الرِّجْسَ عَلَى الَّذينَ لا يَعْقِلُون»(یونس، 100)
در این میان شیطان نیز، به کمک عوامل خود که زمینه انحراف و معصیت را در انسان ایجاد می نماید، فقط انسان را به سوی گناه و فجور دعوت میکند.:«قالَ رَبِّ بِما أَغْوَيْتَني‏ لَأُزَيِّنَنَّ لَهُمْ فِي الْأَرْضِ وَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعين»(حجر، 39) ولی هیچ تسطی بر او ندارد و انسانها، در برابر اغواگری و سلطه طلبی او، آزاد و مختار هستند و با ایمان به خدا و توکل بر او می توانند از خواسته­های اوسرپیچی کنند.(التبيان في تفسير القران، ج6 ص 425؛ فی ظلال القران، ج4 ص 2142):«إِنَّهُ لَيْسَ لَهُ سُلْطانٌ عَلَى الَّذينَ آمَنُوا وَ عَلى‏ رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ »(نحل، 99)

1az313
۱۳۹۲/۰۵/۲۹, ۱۲:۰۲
استاد بزرگوار بسیار سپاسگزارم
مفید واقع شد
در پناه حق

حامد
۱۳۹۲/۰۶/۱۱, ۰۶:۲۴
سؤال: چرا انسان های (سالم و معیوب) و (غنی و فقیر) لازم و ملزوم یکدیگر ذکر شده اند ولی در مسأله انسان های (مؤمن و کافر) یک طرفه است؟
آیا این ناقض عدالت خداوند نیست؟
سلام
قرآن می فرماید:
و اتاکم من کل ما سالتموه
یا می فرماید:
کلا نمد هولاء و هولاء من عطاء ربک
پس ایمان و کفر به اقتضای جهت گیریها و درخواستها و انتظارات کلی ما از هستی است
و پس از این او عطا می کند
لذا اگر تبعیضی هست ما آنرا طلب کردیم
و خدای متعال بخاطر عطاء و کرامتش جز شایسته حمد نیست
والله الموفق

صدیق
۱۳۹۲/۰۶/۲۵, ۱۷:۴۴
نقض عدالت خداوند

سوال: در کتاب کلیات احادیث قدسی حر عاملی (ره) حدیثی را از امام محمد باقر (ع) نقل شده است. در اواخر حدیث آورده است: "و یا اینکه مؤمن به کافر نگاه کند به خاطر هدایتی که داده ام به من حمد و سپاس گوید"
حالا سوال ما این است که چرا انسان های (سالم و معیوب) و (غنی و فقیر) لازم و ملزوم یکدیگر ذکر شده اند ولی در مسأله انسان های (مؤمن و کافر) یک طرفه است؟ آیا این ناقض عدالت خداوند نیست؟


پاسخ:
حدیثی که مد نظر شماست در کتاب الجواهر السنیه فی الاحادیث القدسیه به شکل ذیل امده است:

إنّما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ‏ ليعبدوني، و خلقت الجنّة لمن عبدني و أطاعني منهم و اتّبع رسلي و لا ابالي، و خلقت النار لمن كفرني و عصاني و لم يتّبع رسلي و لا ابالي، و خلقتك و خلقت ذرّيّتك من غير فاقة بي إليك و إليهم. و إنّما خلقتك و خلقتهم لأبلوك و أبلوهم‏ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا في دار الدنيا في حياتكم و قبل مماتكم، و لذلك خلقت الدنيا و الآخرة، و الحياة و الموت، و الطاعة و المعصية، و الجنّة و النار.

و كذلك أردت في تدبيري و تقديري و بعلمي النافذ فيهم، خالفت بين صورهم و أجسامهم و ألوانهم و أعمارهم و أرزاقهم و طاعتهم و معصيتهم، فجعلت منهم الشقيّ و السعيد، و البصير و الأعمى، و القصير و الطويل، و الجميل و الذميم، و العالم و الجاهل، و الغنيّ و الفقير، و المطيع و العاصي، و الصحيح و السقيم، و من به الزمانة و من لا عاهة به‏؛ فينظر الصحيح إلى من به العاهة فيحمدني على عافيته، و ينظر الذي به العاهة إلى الصحيح فيدعوني و يسألني أن اعافيه، و يصبر على بلائي فاثيبه جزيل عطائي، و ينظر الغنيّ إلى الفقير فيحمدني و يشكرني، و ينظر الفقير إلى الغنيّ فيدعونى و يسألني، و ينظر المؤمن إلى الكافر فيحمدني على ما هديته‏...[1] (http://www.askdin.com/thread29710-2.html#_ftn1)

همانطور که در این حدیث می بینید، خداوند متعال در صدد بیان این مطلب است که هر کسی به اختیار خود اعمال خوب و بد را انجام دهد، جزای انرا نیز می بیند. جزای نیکوکاران، بهشت الهی است و کیفر بدکاران، جهنم و عقوبت الهی است. حال اگر انسان با اختیار خود، جهنم را برای خودش انتخاب کرد، دیگر نباید کسی را سرزنش نماید.
در مورد طرفینی بودن موارد قبل از کافر ومومن، دلیلش این است که آن موارد مربوط به کسانی است که به ضعف خود و قوت فرد مقابل خود واقف شده اند و با تلاش خود یا با دعا و درخواست از خداوند چیزی که ندارد را از خداوند بخواهد. مثلا فقیر وقتی به ثروتمند نگاه میکند و مثلا فایده مال را در زندگی می بیند از خداوند میخواهد که به او نیز بدهد. یا مریض وقتی به سلامتی افراد سالم نگاه میکند، هم به نقص خود واقف میشود و هم به نعمت بودن ایمان به خداوند اذعان دارد. این شخص قطعا به دنبال کسب سلامتی هست و برای ان دعا نیز میکند. اما کسی که خودش، اسباب گمراهی خود را فراهم نموده است و کافر شده، او هیچ گاه نمیخواهد قبول کند که کفر چه بر سر سعادت او می اورد و بالتبع به برتری مومنان نیز اعتقاد ندارد. بنابراین این شخص خودش با انتخاب و اختیار خودش نمیخواهد که تلاشی داشته باشد وگرنه نیازی به نگاه به مومنان نیست. مومنان تنها نشانه هایی برای ایمان اوردن هستند. ولی حجتهای الهی از درونی(عقل) گرفته تا بیرونی( پیامبران) برای این شخص امده اند ولی او توجهی به این مسائل ندارد و خودش را به تجاهل زده است و به قول معروف کسی که خواب است را میتوان بیدار کرد ولی کسی که خودش را به خواب زده، هرگز نمیتوان بیدار نمود. بنابراین، این مطلب ربطی به عدالت خداوند ندارد و اتفاقا حکمت الهی اقتضای این را دارد که انسان با اختیار خود راه خودش را انتخاب نماید.
ممکن است گفته شود، خود خداوند در این حدیث فرموده فكذلك خلقتهم لأبلوهم في السراء و الضراء، و فيما عافيتهم، و فيما ابتليتهم، و فيما أعطيتهم، و فيما منعتهم. خداوند مي فرمايد: "من خودم آنان را اينچنين خلق كردم. اگر خداوند جل جلاله انساني را كافر خلق ميكند، پس تقصیر کافران چیست؟ و خداوند چگونه آنان را عذاب مي دهد؟
پاسخ این اشکال نیز این است که این جمله تنها بیان میکند که من انها را اینچنین خلق کرده ام، اما به شرایط و مقدمات دیگر ان اشاره ای ندارد. ممکن است این مخلوق جبرا اینگونه خلق شده باشد و ممکن است که با اختیار خود، راه خودش را انتخاب کرده باشد و خودش اینطور خواسته باشد و خداوند متعال نیز او را آنگونه خلق کرده باشد. این بحث، مبجث مهم و معروف قضا و قدر است که بر دو قسم قضا و قدر علمی و عینی است. در ان مبحث بیان شده که انچه خداوند معین میکند در علم خودش و انچه که بوجود می اورد، در دایره موجودات مخلوقات مختار، مقید به اختیار و اراده انان است. یعنی تقدیر انان را به صورتی رقم میزند که خودشان میخواسته اند.


[1] (http://www.askdin.com/thread29710-2.html#_ftnref1) . جواهر السنیه فی الاحادیث القدسیه، ص 14. شبیه این روایت در الوافی ج4 ص 42 نیز امده است.