PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : دلت پاک باشه !!!!!!



سیدمحسن سیدموسوی
۱۳۹۲/۰۴/۱۱, ۰۱:۵۱
:roz::goleroz:
بهش گفتم: امام زمان (عج) رو دوست داری؟
گفت: آره ! خیلی دوسش دارم

گفتم: امام زمان حجاب رو دوست داره یا نه؟
گفت: آره!

گفتم : پس چرا کاری که آقا دوست داره انجام نمیدی؟
گفت: خب چیزه!…. ولی دوست داشتن امام زمان (عج) به ظاهر نیست ، به دله

گفتم: از این حرف که میگن به ظاهر نیست ، به دله بدم میاد
گفت: چرا؟

براش یه مثال زدم:
گفتم: فرض کن یه نفر بهت خبر بده که شوهرت با یه دختر خانوم دوست شده و الان توی یه رستوران داره باهاش شام می خوره. تو هم سراسیمه میری و می بینی بله!!!! آقا نشسته و داره به دختره دل میده و قلوه میگیره. عصبانی میشی و بهش میگی: ای نامرد! بهم خیانت کردی؟ بعد شوهرت بلند میشه و بهت میگه : عزیزم! من فقط تو رو دوست دارم. بعد تو بهش میگی: اگه منو دوست داری این دختره کیه؟ چرا باهاش دوست شدی؟ چرا آوردیش رستوران؟ اونم بر می گرده میگه: عزیزم ظاهر رو نبین! مهم دلمه! دوست داشتن به دله…

دیدم حالتش عوض شده

بهش گفتم: تو این لحظه به شوهرت نمیگی: مرده شور دلت رو ببرن؟ تو نشستی با یه دختره عشقبازی می کنی بعد میگی من تو دلم تو رو دوست دارم؟ حرف شوهرت رو باور می کنی؟
گفت: معلومه که نه! دارم می بینم که خیانت می کنه ، چطور باور کنم؟ معلومه که دروغ میگه

گفتم: پس حجابت….
اشک تو چشماش جمع شده بود
روسری اش رو کشید جلو
با صدای لرزونش گفت: من جونم رو فدای امام زمانم می کنم ، حجاب که قابلش رو نداره

از فردا دیدم با چادر اومده
گفتم: با یه مانتو مناسب هم میشد حجاب رو رعایت کرد!
خندید و گفت: می دونم ! ولی امام زمانم چــــــادر رو بیشتر دوست داره
می گفت: احساس می کنم آقا داره بهم لبخنــــــــــد می زنه :Gol::Gol::Gol::Gol::Gol:



به اون حسودیم شد چه راحت حق رو قبول کرد ...
نه تنها هوسش رو زد بلکه زمین غرورش رو هم شکست



سخته خیلی !!!

شمس
۱۳۹۲/۰۴/۱۲, ۲۱:۳۴
اون دلش واقعا پاک بوده وگرنه درست نمیشد

مسافر درون
۱۳۹۲/۰۴/۱۲, ۲۱:۵۷
اون دلش واقعا پاک بوده وگرنه درست نمیشد

البته بعضی اوقات انسان بخاطر احساسات یه سری تصمیماتی می گیره ولی باز هم چنین احساساتی رو باید شکر کرد
و مطمعنا ایشون دلی پاک و خدایی داشته که قبول کرده همچین فردی که در مقابل حرف درست و حق کوتاه میاد و غرورشو می زنه زمین می تونه با کمک گرفتن از قران و اهل بیت فردی بسیار موفق در اکثر زمینه ها خصوصا ایمان فردیش باشه

reza_i7
۱۳۹۲/۰۴/۱۲, ۲۲:۰۵
تا وقتی چشم های بعضی از انسان ها نبیند و گوش هایشان نشنود مگر چیزی حل میشود؟
پیغمبر هم نمیتوانسه انسان های زیادی رو به طرف حق بکشونه چون خدا فقط به پیغمبر امر آگاه کردن ملت رو داده بود...جالبه هیچ اجبازی این وسط نیس...اختیار مطلقه.همه چیز به همین اختیار ختم میشه دوستان...
بیایید دعا کنیم خدا همه رو بینا و شنوا کنه
اونوقته که حق براحتی پذیرفته میشه...
یا علی

CELLAR
۱۳۹۲/۰۴/۱۲, ۲۳:۰۶
به اون حسودیم شد چه راحت حق رو قبول کرد ...
نه تنها هوسش رو زد بلکه زمین غرورش رو هم شکست
سخته خیلی !!!کاش همه آدما مثه این خانوم بودن

حق دوست
۱۳۹۲/۰۴/۱۳, ۰۲:۴۶
بهش گفتم: امام زمان (عج) رو دوست داری؟
گفت: آره ! خیلی دوسش دارم

قبل از رسیدن نوروز به دوستان (فعلی و دوره لیسانس و...) اسمس تبریکی فرستادم یه رباعی بود :
صدمبارک به تو آن عیدکه فردا باشد
نـوروز نـوید وصـل دلـها بـاشـد

امـیـد که با فضل خداوند جـلـیّ
سـال فـرج مـهـدی زهـرا باشـد

وقتی جواب ها میومد به گونه ای شاد میشدم اما وقتی جواب یکی اومد

"باشه بشین تا بیاد":Shekastan Del:

برای اینکه یه وقت دروغ نشه یه چیزی بگم:
الان مطمین نیستم عین عبارتش همین بوده باشه (چون اسمسش را پاک کردم) ولی معنیش همین بود



گفتم الان میگین ربطش به موضوع چی بود و اسپمه پاک میشه .
ربطش اینه که مسایلا خیلی ساده میبینید.
در جواب سوال اول متاسفانه طرف میگه امام زمان کیه (البته اگه نعوذ بالله بدتر جواب نده)

حق دوست
۱۳۹۲/۰۴/۱۳, ۰۳:۰۶
داشتم تو پیاده رو میرفتم دو تا دختر نشسته بودن (یکیشون بد حجاب بود یکشیون اسما چادری ولی رسما نه) تا از بغلشون رد شدم شنیدم که بد حجابه به دوستش داشت میگفت تو برای چی چادر سرت میکنی ..... بقیه اش را نشنیدم و رد شدم .
نکتات اخلاقی، آموزشی
شیطان همیشه لازم نیست خودش اقدام کنه خیلی وقتا انسانها شیطان را درس میدن.
به دلیل تاثیر گذاری زیاد دوستان بر هم دیگه در انتخاب دوست دقت کنیم.
انسان ها را میشه از نزدیکانی که باهاشون صمیمی هستن شناخت. پس یکی از راههای شناخت در ازدواج تحقیق درباره دوستان صمیمی طرف هست.

بی نظیر
۱۳۹۲/۰۴/۱۳, ۰۷:۱۴
اما حیف که این داستانها واقعی نیست و فقط تو فکر انسانها ساخته می شه

reza_i7
۱۳۹۲/۰۴/۱۳, ۰۷:۱۶
اما حیف که این داستانها واقعی نیست و فقط تو فکر انسانها ساخته می شه
دوست عزیز مهم درس عبرت گرفتنه که مهمه
انسان همیشه اصل رو باید بچسبه

SH!SH-GoOoSHe*
۱۳۹۲/۱۰/۰۲, ۲۰:۰۶
نمیدونم شاید نوشتن چیزی که میخوام بگم درست نباشه
اما الان یه مطلب و همینجا میخوندم که چرا افراد بی حجاب بی حجابن... بیان دلیلشو بگن..یه عده هم زیرش نوشته بودن اصلا افراد بی حجاب تو این سایتا نمیان که بخوان جوابتو بدن...
از این نظر میگم شاید درست نباشه گفتنش چون تا اونجایی که من با دوستان اشنا شدن... اکثرا اینجا یا چادری اند یا حجاب و با مانتو هم شده رعایت میکنن طبق گفته هاشون..
و من احتمالا جز معدود بی حجابای اینجام...
امام زمان و دوس دارم... حجابم دوس دارم.... ولی خب یه سری چیزا تو جامعه هست که واقعا جلو گیره...اونم تا یه سن و رسیدن به یه شعوری..

میخوام بگم داشتن حجاب به این آسونی که بالا نوشتی نیست....لااقل واسه یه عده....چرا واسه کسی که توی خانواده ای باشه که هی بگن چادر بپوش... اینجوری بگرد...آی مقنعه ات ...آی روسریت...شاید تو اینجور خانواده ای داشتن حجاب خیلی آسون باشه ، چون تشویق میشی از اول ، حتی اونقدر که گاهی دلسرد میشی و پنجاه درصد نتیجه اشم چادری های بزک کرده که میبینین و نوشتین درباره شون از آب در میان....
چادری هایی میشه نتیجه اش که من بی حجاب از دیدنشون خجالت میکشم...ولی اون میشینه و بی حجابی منو عقده میخونه...

بحثم رو اینه....
آدم بی حجاب بین همین آدما زندگی میکنه....منی که تا دیروز خب به این درک الان نبودم....مثه ادمایی زندگی میکردم که بینشون بودم...
تو بچه گی با شرت و زیرپوش میگشتم تو خونه....
تا سن بلوغ و رسیدن به سن تکلیف بی حجاب...
تو راهنمایی یا رفیق بوده ... یا آشنا ... تا اونجایی هم که یادمه فقط حرف مد روز بود.... چی بپوشم چی نپوشم...
آره به من تو این اجتماع و مدرسه و درس و کتابا فقط گفتن امامت از نظر غائبه....
( حتی تو زندگی خود معلم دینی من امام زمانم غائب بود....)
هیشکی نگفت امام زمان اینجوری دوست داره....
فقط گفتن گناهه... نکن..

اینا یعنی تا همین چند سال پیش هیچ کمکی واسه حجاب به منی که تو یه خانواده ی مذهبی و سخت گیر نبودم نشده.... ( البته درسته مذهبی نبودن خانواده ام... اما بی قید و بندم نبودن....دوست ندارم تصور بدی بیاد تو ذهن کسی ... چون منظورم اینه....اگرچه این که الان عاشق چادر سر کردن شدم ریشه از خانواده نداره....اما لقمه ی حلال....حجاب کامل مادرم با مانتو باعث پشتگرمیم بوده همیشه...درسته هیچوقت نگفت چادر بپوش...اما همیشه گفت جوری که جلب توجه کنی نباش....یعنی آزادی خونه ام مثه الان بعضی ها با بی قید و بندی یکی نبود)

آره من بی حجاب اگه ازم بپرسی چرا حجاب و رعایت نمیکنی میگم چون عشق امام زمان فقط لق لقه ی زبونمه....چیزی که بهم یاد دادن...
نمیگم چون نمیدونم... نمیگم چون دوست دارم زیبا باشم....نه.
اما خیلی از همین بی حجابها اینیو بهت میگن که من تو یه سنی میگفتم....
چون تو جامعه ای زندگی میکنم که از دوست و اشنا و فامیل و همکار و مدرسه و دانشگاه و هرکی دورو برته نود درصد لحظه هاشو بی توجه به امام و توجه خدا به اعمالش میگذرونه ...
چون بین ادمایی ام که بیحجاب و بی توجه بودن...( نگین جامعه ی اسلامیه...... خودتونم خوب میدونن وقتی حتی مدیر مدرسه که تو بدترین سن من واسه تاثیرپذیری حجاب بیرون مدرسه اش با تو مدرسه فرق میکنه توجه به حرفاش سخته...قبول حرفای زنگ کلاسش و از روی وظیفه اش سخته...بین این همه مد گرا...عاشق چادر شدن....سخته...)

اینا تازه مال وقتیه که هم جهت جریان آب باشی .... مشکل اصلی از اونجا شروع میشه که منی که تا دیروزجوری رفتار میکردم که همه رفتار میکردن....جوری میگشتم که بهم یاد میدادن.... منی که تا دیروز بغل موهامو میتراشیدم ...
امروز فقط واسه سرکار رفتن یه هد...یه هد بند ساده زدم...
رفیقم میگه...جایی رفتی نگی رفیق مایی...
آشناها منو دیدن...
إإ قیافه رو... جمع کن بابا اینا به تو نمیاد...
اون یکی دیگه ....
من موندم تو به کی رفتی حاج خانوم...
خیلی زشت شدی.... شبیه امل ها و جوادا شدی...
نکنه توبه کردی...حاج خانوم التماس دعا...
تازه با احترامش این بود...
_ چه خبر شده هد زدین؟؟
اونقدر حاج خانوم حاج خانوم کردن که از شنیدن این واژه حالم بد میشه....
اینا دلیل بی حجابیه خیلی از دخترایی که تو سن منن....
جوری رفتار کردن با من که میترسم چادر سرم کنم....که اگه یه جا منو باز بی چادر دیدن شروع کنن به مسخره کردن....
جوری رفتار کردن که به شوهرم گفتم هرکی حرف زد بگو من مجبورش کردم چادر سرش کنه....
آی دوستی که میگی بی حجابه چون دوست داره به چشم بیاد....بی حجابه چون نمیدونه خودشم دلیلشو.... بی حجابه چون تو سنیه که میخواد ازش تعریف کنن..
عاشق چادر شدن شخصه من فقط واسه چادر خاکیه یه نفر بود....
همه ی این دلیل بی حجابیاتو برد زیر سوال...!!!
نشین و با چادرت دلیل واسه بی حجابیه این و اون بتراش....
درسته من خودم تصمیم قطعی واسه چادر پوشیدن گرفتم....حتی اگه همه مسخره ام کنن...ولی همین من یا خیلی های دیگه....واسه پوشیدنش دلیل دارم....چیزی که خیلی از همین قاضی هایی که منو عقده ای میخونن ندارن.... همینایی که اس ام اس میدن چادر از سرشون میفته....!!!!زیادن ...نگاه کنی میبینی...

فقط دوس داشتم بگم چون تو بعضی نوشته ها بی عدالتی دیدم...
با حجاب شدن به این آسونی نیست....
عشق امام زمانم به این راحتی نمیاد.... اگه میومد سیصد و سیزده نفر فقط یار امام زمان نبودن....
بی حجابی همیشه بی دلیل نیست...
باور کن خیلی از با حجابی ها هم بی دلیلن... خیلی هاشون...

Maneli
۱۳۹۲/۱۰/۰۲, ۲۱:۵۱
یا الله*

سلاممم...


...
امام زمان و دوس دارم... حجابم دوس دارم.... ولی خب یه سری چیزا تو جامعه هست که واقعا جلو گیره...اونم تا یه سن و رسیدن به یه شعوری..

میخوام بگم داشتن حجاب به این آسونی که بالا نوشتی نیست....لااقل واسه یه عده....

...

آره به من تو این اجتماع و مدرسه و درس و کتابا فقط گفتن امامت از نظر غائبه....
( حتی تو زندگی خود معلم دینی من امام زمانم غائب بود....)
هیشکی نگفت امام زمان اینجوری دوست داره....
فقط گفتن گناهه... نکن..

اینا یعنی تا همین چند سال پیش هیچ کمکی واسه حجاب به منی که تو یه خانواده ی مذهبی و سخت گیر نبودم نشده.... ( البته درسته مذهبی نبودن خانواده ام... اما بی قید و بندم نبودن....دوست ندارم تصور بدی بیاد تو ذهن کسی ... چون منظورم اینه....اگرچه این که الان عاشق چادر سر کردن شدم ریشه از خانواده نداره....اما لقمه ی حلال....حجاب کامل مادرم باعث پشتگرمیم بوده همیشه...)

...

آی دوستی که میگی بی حجابه چون دوست داره به چشم بیاد....بی حجابه چون نمیدونه خودشم دلیلشو.... بی حجابه چون تو سنیه که میخواد ازش تعریف کنن..


عاشق چادر شدن شخصه من فقط واسه چادر خاکیه یه نفر بود....


همه ی این دلیل بی حجابیاتو برد زیر سوال...!!!
نشین و با چادرت دلیل واسه بی حجابیه این و اون بتراش....
درسته من خودم تصمیم قطعی واسه چادر پوشیدن گرفتم....حتی اگه همه مسخره ام کنن...ولی همین من یا خیلی های دیگه....واسه پوشیدنش دلیل دارم....چیزی که خیلی از همین قاضی هایی که منو عقده ای میخونن ندارن.... همینایی که اس ام اس میدن چادر از سرشون میفته....!!!!زیادن ...نگاه کنی میبینی...

فقط دوس داشتم بگم چون تو بعضی نوشته ها بی عدالتی دیدم...
با حجاب شدن به این آسونی نیست....
عشق امام زمانم به این راحتی نمیاد.... اگه میومد سیصد و سیزده نفر فقط یار امام زمان نبودن....
بی حجابی همیشه بی دلیل نیست...
باور کن خیلی از با حجابی ها هم بی دلیلن... خیلی هاشون...
آخیییییشششششش بالاخره یکی جز خواهرِ خودم* پیدا شد اینجا ک مثله خودم باشه و باهاش احساس نزدیکی قلبی کنم...

احساس نزدیکی قلبی چون مثه منی، چون منم چنین مراحلی رو حالا با یه سری تفاوت پشت سر گذاشتم!...

اونجایی ک از معلم و مدیر و ... گفتی حرفِ دل بود!

یادمه مدیر مدرسه راهنمایی مون میگفت:
اینجا حجابتونو رعایت کنین، بیرون هرطور دوس داشتین باشین!! والا متوجه منظورش نشدم تا اینکه یه روز دیدمش تو خیابون! بقیه شو خودتون حدس بزنین ک چی دیدم!...



اونجایی ک از فامیل گفتی و.........

درسته که من برام الان مهم نیست که کی چی میگه؟!!

ک دخترعموم و شوهرش بهم میگن "خواهرِ زینب" !

یا مثلا دختر13 ساله ی دخترعموم که البته خیلی م دوسم داره و با کلی اختلاف سن و با تمااامِ تفاوت هایی ک همیشه داشتیم باهم! با منو خواهرم با اعتمادِ تمااام دردو دل میکنه و از ریزِ زندگیش میگه و این اعتمادو به هیشکی نداره تو فامیل!!! اما پشتِ سرمون میگه: "بی پرستیژ" و اُمل" و "جواد" و...

ک زن عموم میگه: مانلی این همه خوشگلی داری، قایمش کردی برای چی!!! این چیه سرت کردی!!! برا چی نمیری برقصی(تو عروسی مختلطِ پسرش!)؟!!!

یا به خواهرم میگه: ستسوکو بلده باید چکار کنه!! ستسوکو نون به نرخ روز میخوره!!! از وقتی رفته دانشگاه ظاهرشو عوض کرده!!!

ک اون یکی زن عموم ک مثلا مذهبیه و نوحه خون! میگه: این دوتا خواهر تا تونستن هرچی دوس داشتن پوشیدن و بعداز خوش گذرونی چادر به سر شدن اونم تا این حد حجاب!!!

حالا جالبیش اینه ک ما هرچی دوس داشتیم نپوشیدیم!!! ما فقط مانتو می پوشیدیم و به ظاهر چادر سر نمی کردیم!!!

آره ما موهامون پیدا بود اما دروغ نمی گفتیم!!!

نوحه بلد نبودیم بخونیم اما تهمت و غیبت هم بلد نبودیم!!

نمازهامون یکی در میون بود اما با زخم زبون دلِ کسی رو ب درد نیاوردیم!!! تیکه ب کسی ننداختیم و تو کارِ کسی دخالت نکردیم!!!

همه رو با همون ظاهری ک بودن پذیرفتیم و بهشون و ب نظرشون احترام گذاشتیم، بدون اینکه توهین کنیم!!!


ما اینجوری بودیم و این آدما رو می دیدیم و میگفتیم درسته حجابِ درست و حسابی نداریم، اما برای کارمون دلیل داریم، اونم اینه ک یه باحجابِ اونجوری بهتره یا یه بدحجابِ اینجوری؟؟؟


آروم آروم برامون یه اتفاقایی افتاد ک درست شبیهِ داستان هاست!!! ک زیاده و اینجا نمیشه گفت، اما اگه بگم هم سخت باور میشه، خودمم نمیتونم درست باور کنم ک این اتفاقا برای منِ پرگناه افتاده؟؟؟....

میدونی اینکه میگن فلانی مگه عاشق چشم و ابرومونه؟؟ من فکر میکنم درموردِ خدا* صدق میکنه... من فکر میکنم خدا عاشق چشم و ابرومونه...


خببب گذشت و گذشت تا .................. و ما با رَه بَر مون آشنا شدیم و...

یه شعری هست درموردِ آقا* که این دو بیتشه:

چَشمِ منو امرِ ولی* جانِ منو سید علی*
ای مقتدایم چشمانِ تو* مومن شدم بر ایمانِ تو* .....

تمااامِ زندگی مو مدیونِ ایشونیم و حضرتِ زهرا س و شلمچه و شهید برونسی و حاج همت...

ک اگه نبودن......


اما الان من دیگه برام مهم نیست اینا چی میگن

مهم نیست برام چون خدا*م یه چیزای دیگه ای گفته، فکر میکنم خدا*م جوابِ اینا رو داده ک گفته:

صدبار اگر توبه شکستی بازآ !!

من فکر میکنم این ینی تو هر سنی اگه توبه کردی قبوله دیگه!

اگه شرطِ سن بود ک خدا بهتر از هرکسی میتونست تعیین تکلیف کنه!...


آره، موافقم، با حجاب شدن به این آسونی نیست، اما همین سختیش و تیکه هاش اگه نباشه اصلا نمیچسبه انگاری شیرینیِ حجاب!!



از حضورتون خوشحالم:)

پایدار باشید و سلامت

در پناه الله*

میرعلمدار
۱۳۹۲/۱۱/۰۳, ۱۸:۲۶
چرا؟شاید هم ولی بعضیا دلشون می خواد ..........من بی حجاب نیستما .......

عروس مقدس
۱۳۹۲/۱۱/۰۸, ۲۱:۴۶
به نظر من مشکل اینه که ما انسان ها خیلی زود تغییر شخصیت میدیم.مخصوصا از نظر منفی.و مشکل اصلی و مشکل اصلی اینه که به خاطر ناراحت نشدن بعضی ها یا برنخوردن به بعضی ها کارای اشتباه و گناه شدیدی مرتکب میشیم.به عنوان مثال:شب عروسی فلانیه بابا یه شب هزار شب نمیشه!! میری باغ با رفقا:نه فلانی اینجان خلاف اولی رو بکن مشکل نداره آخه اگه انجام ندی زشته و....
ملت و مردم برامون مهم هستن ولی خدا نه!!!
پس علی وار باید باشیم.مثل شلاق زدن ولید...
و من الله توفیق

لبخندخدا
۱۳۹۲/۱۱/۰۸, ۲۲:۰۰
فقط دلت پاک باشه...خدا به حجابت نیاز نداره...
از کوزه همان برون تراود که در اوست!
دل پاک نشونه های خودش رو داره ، یکی از نشونه هاش حفظ حجاب برای رضای خداست...

Ghamari
۱۳۹۲/۱۱/۰۸, ۲۲:۰۶
و سلام نام خداست!

فقط دلت پاک باشه...خدا به حجابت نیاز نداره...
موضوع تکراری ست!!! :ok:
این تاپیک را مطالعه و بعد کرسی آزاداندیشی و نظریه پردازی برپا کنید! :Narahat az:

(http://www.askdin.com/thread7386.html)http://www.askdin.com/thread7386.html

http://www.askquran.ir/thread20663.html

حاج آقا قرائتی مثالی زدند…
می‌ فرمودند: اگر تخم کدو یا تخم هندوانه رو پوست بکنی و مغزش رو بکاری هیچ وقت نتیجه نمیده و سبز نمیشه!
بلکه باید با پوست کاشته بشه و پوستش هم در نتیجه دادنش مهمه.
به همین خاطر هم در اسلام:
کسی که باطنش خوب باشد و ظاهرش خوب نباشد = فاسق است.
کسی که باطنش خوب نباشد و ظاهرش خوب باشد = منافق است.
مؤمن کسی است که هم باطنش خوب باشد و هم ظاهرش.

مه حنانه
۱۳۹۲/۱۱/۰۸, ۲۲:۱۶
از کوزه همان برون تراود که در اوست!
دل پاک نشونه های خودش رو داره ، یکی از نشونه هاش حفظ حجاب برای رضای خداست...

سلام.. منم با نظر این دوستمون موافقم ...احسنت:ok:

fatemeh_tala1993
۱۳۹۲/۱۱/۰۹, ۲۲:۲۰
خودم خیلی بدحجاب بودم میدونستم که حجابم شاید جوونای مردمو به گناه بکشونه اما اون موقع ها برام مهم نبود حتی از شنیدن حرف در مورد دین اصابمو خورد میکرد حوصله شنیدن نداشتم تا تو زندگیم یه زلزله چند ریشتری اتفاق افتاد شروع کردم به نماز خوندن شاید نمازم باعث شد که حقیقت رو بپذیرم رفتم سمت حجاب اول یه مانتویی باحجاب شدم بعد یه چادری
لطف خدا شامل حالم شد

Maneli
۱۳۹۲/۱۱/۱۰, ۱۹:۱۵
یا الله*

سلام

از کوزه همان برون تراود که در اوست!
دل پاک نشونه های خودش رو داره ، یکی از نشونه هاش حفظ حجاب برای رضای خداست...
:Moteajeb!:دوستِ من!
این نظر شما خیلی کلی و به دور از واقعیته! نباید همه رو با هم یه جور دونست! :Narahat az::ok:
همونطوری ک نمیشه گفت کسی که ظاهرش خوبه و باحجابه حتما آدم خوبیه، برعکسش که میشه این جمله ی شما، هم درست نیست!!!
لطفا انقدر کل نگر نباشید و کمی جزءنگری داشته باشید!!

لبخندخدا
۱۳۹۲/۱۱/۱۰, ۱۹:۴۸
سلام خواهر گلم:Gol:

دوستِ من!
این نظر شما خیلی کلی و به دور از واقعیته! نباید همه رو با هم یه جور دونست!
همونطوری ک نمیشه گفت کسی که ظاهرش خوبه و باحجابه حتما آدم خوبیه، برعکسش که میشه این جمله ی شما، هم درست نیست!!!
لطفا انقدر کل نگر نباشید و کمی جزءنگری داشته باشید!!
من حکم کلی صادر نکردم فقط خواستم به ایشون بگم ظاهر و باطن خیلی از هم سوا نیستند و صرفا دل پاک ملاک نیست!
حرفم هم اصلا دور از واقعیت نیست ، رفتار ادما از افکارشون نشئت میگیره، سبک پوشش ادما هم همینطور، بنابراین شما با پوشش تون سبک تفکر وشخصیتتون رو نشون میدد!
و حالا به من بگید چیزی درونی تر از تفکر سراغ دارید؟! پس بین ظاهر و باطن ارتباط خیلی نزدیکی وجود داره...:ok:
در پناه حق:Gol:

Maneli
۱۳۹۲/۱۱/۱۰, ۲۰:۱۸
سلام خواهر گلم:Gol:

من حکم کلی صادر نکردم فقط خواستم به ایشون بگم ظاهر و باطن خیلی از هم سوا نیستند و صرفا دل پاک ملاک نیست!
حرفم هم اصلا دور از واقعیت نیست ، رفتار ادما از افکارشون نشئت میگیره، سبک پوشش ادما هم همینطور، بنابراین شما با پوشش تون سبک تفکر وشخصیتتون رو نشون میدد!
و حالا به من بگید چیزی درونی تر از تفکر سراغ دارید؟! پس بین ظاهر و باطن ارتباط خیلی نزدیکی وجود داره...:ok:
در پناه حق:Gol:

موافقم با اینکه چیزی درونی تر از تفکر نیست! اما با این موافق نیستم که شخص با نوع پوششِش، داره تفکرش رو نشون میده!! چرا که شاید ظاهرش چیزی نباشه که داره تو قلبش می گذره!...
میتونن این دو مورد جدا و متفاوت با هم باشن..:ok:
اینو میگم چون تجربه ش کردم! باهاش زندگی کردم...
ظاهرم چیزی نبود که باید می بود، اما خودمم ته دلم می دونستم درست نیست و راضی نبودم از خودم!! اما عمل کردن به فکرم سخت بود! به نظرم نشدنی بود، راهش رو بلد نبودم!
پس میشه گفت همه ش از سر ناآگاهی بود، همه ش از سر عادت بود، عادت به محیطی که توش بزرگ شده بودم و آدمای اطرافم!...
فکرم اما هیچ قرابتی با ظاهرم نداشت!...

نمیدونم! شاید حرفام براتون قابل درک نباشه و نتونید باور کنید!
اما باید بگم: این دقیقا چیزیه که بود... و الانم من براتون خودمو مثال زدم تا بتونم ملموس تر حرف یزنم...

همین...

در پناه الله*

لبخندخدا
۱۳۹۲/۱۱/۱۰, ۲۰:۴۳
موافقم با اینکه چیزی درونی تر از تفکر نیست! اما با این موافق نیستم که شخص با نوع پوششِش، داره تفکرش رو نشون میده!! چرا که شاید ظاهرش چیزی نباشه که داره تو قلبش می گذره!...
میتونن این دو مورد جدا و متفاوت با هم باشن..
ببخشید منم با این قسمت مخالفم نوع رنگی که انتخاب میکنید نوع پوشش... با شخصیت مرتبطه، حالا اگه کسی یه جوری فک میکنه ولی یه جور دیگه عمل میکنه نشون دهنده تناقض در اون فرده، نه اینکه این رابطه نقض بشه...:ok:



اینو میگم چون تجربه ش کردم! باهاش زندگی کردم...
ظاهرم چیزی نبود که باید می بود، اما خودمم ته دلم می دونستم درست نیست و راضی نبودم از خودم!! اما عمل کردن به فکرم سخت بود! به نظرم نشدنی بود، راهش رو بلد نبودم!
پس میشه گفت همه ش از سر ناآگاهی بود، همه ش از سر عادت بود، عادت به محیطی که توش بزرگ شده بودم و آدمای اطرافم!...
فکرم اما هیچ قرابتی با ظاهرم نداشت!...
میدونم که رد شدن از این دوگانگی کار خیلی سختیه، چون اکثر مون به نوعی تو این شرایط بودیم واز این یک بوم و دو هوا بودن رنج بردیم منم از این قاعده مستثنا نیستم، به هر حال تبریک میگم بهتون که تونستید با موفقیت این روزا رو پشت سر بذارید،
وقتی به ارامش میرسیم که طبق اعتقادات و باورامون زندگی کنیم، پس ارامشی که به دست اوردین گوارای وجودتون...
در پناه حق:Gol: