PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : خدا چه می کند؟؟



pesar.zamini
۱۳۹۲/۰۳/۲۵, ۰۱:۳۴
سلام
اگر امکان دارد بفرمایید خدا در حوادث و در دنیا چه نقشی دارد؟
زمانی که در سوریه یک کودک شیعه را ذبح می کردند او کجا بود و چطور می گوید که از مادر به ما مهربانتر است؟
خدا از این همه تکرار جنایت خسته نشده است؟
این خدای ما به نجات کودکان شیعه هم نمی رود
؟این چه جور خداییست که اسم جنایت را عزت می نهد و آنهایی را که دوست دارد به بدترین شکل می کشد.




عکس دلخراش/ بچه سیدی که در روستای شیعه نشین "حطله" ذبح شد (18+) (http://www.abna.ir/data.asp?lang=1&id=429420)




ای کاش خدای دیگری داشتی و داشتیم.
ای کاش آنروز ملایک جلوی خلق انسان را می گرفتند تا تو این گونه ذبح نشوی.ا
ی کاش تو یار و یاوری داشتی تا تو را از دست خلایق شر و پست خدا نجات می داد.
چقدر سنگدلی و بی رحمی

مدیر ارجاع سوالات
۱۳۹۲/۰۳/۲۵, ۱۹:۰۷
با نام و یاد دوست









http://askdin.com/gallery/images//80/1_er1.png






کارشناس بحث: استاد رئوف

رئوف
۱۳۹۲/۰۴/۰۵, ۲۲:۰۶
سلام
اگر امکان دارد بفرمایید خدا در حوادث و در دنیا چه نقشی دارد؟
زمانی که در سوریه یک کودک شیعه را ذبح می کردند او کجا بود و چطور می گوید که از مادر به ما مهربانتر است؟
خدا از این همه تکرار جنایت خسته نشده است؟
این خدای ما به نجات کودکان شیعه هم نمی رود
؟این چه جور خداییست که اسم جنایت را عزت می نهد و آنهایی را که دوست دارد به بدترین شکل می کشد.




عکس دلخراش/ بچه سیدی که در روستای شیعه نشین "حطله" ذبح شد (18+) (http://www.abna.ir/data.asp?lang=1&id=429420)




ای کاش خدای دیگری داشتی و داشتیم.
ای کاش آنروز ملایک جلوی خلق انسان را می گرفتند تا تو این گونه ذبح نشوی.ا
ی کاش تو یار و یاوری داشتی تا تو را از دست خلایق شر و پست خدا نجات می داد.
چقدر سنگدلی و بی رحمی

با سلام خدمت شما دوست گرامی

چند مطلب حایز اهمیت است:

- جنایت هایی این چنین، دل هر انسانی را به درد می آورد و اوج سبعیت و خوی حیوانی عده ای را نشان میدهد، عده ای که خود را حق مطلق می دانند و دیگران را باطل و به خود اجازه می دهند چنین جنایاتی را مرتکب شوند.

- این چنین نیست که خداوند از این مسائل مطلع نباشد و یا اینکه قدرت دخالت نداشته باشد و یا اینکه اساسا برایش مهم نباشد. بلکه مطلب مهم دیگری وجود دارد که درک آن نیازمند دقت است.

- هدف از خلقت چیست؟ خداوند انسانها را آفریده و به آنها قدرت انتخاب و اختیار عطا کرده است تا به وسیله آنها به کمال برسند. برای رسیدن به کمال فرد باید با اختیار و قدرت خود راه درست را انتخاب کند و به همین جهت (داشتن اختیار) فرد باید منطقا توانایی انتخاب راه غیر درست را هم داشته باشد(تا بتوان گفت که واقعا مختار بوده است)

- با توجه به این توضیحات، در جهانی که ایجاد شده است تا انسان ها در آن به کمال برسند، نیازمند اختیار هستیم و در چنین فضایی افرادی راه نیک را انتخاب می کنند و افرادی نیز چون چنین جنایتکارانی، راه پلید را بر می گزینند.

- آنچه مهم است این است که خداوند با عدالت با افراد برخورد کند و این مسئله در جهان دیگر اتفاق خواهد افتاد. مطمئنا فردی که چنین جنایتی انجام داده است مورد مواخذه قرار خواهد گرفت و به فردی که هم که مظلومانه شهید شده است جایگاه ویژه ای اعطاء خواهد شد(جایگاهی که رشک بسیاری را بر می انگیزد)

- این جهان، جهان عملکرد انسانهاست و افراد سرنوشت خود را در این دنیا می نویسند. و در جهان دیگر نتیجه اعمال خود را خواهند دید.

- خداوند مهربان است ولی معنا مهربانی این نیست که در هر حادثه ای به سرعت ظالمان را نابود کند. مگر افراد معصوم و والا مقامی وجود نداشتند که با فجیع ترین شرایط شهید شدند (امام حسین (ع)) در آن مورد اولویتی بیشتری برای دخالت مستقیم خداوند وجود داشت، اما مصالحی وجود دارد که به خاطر حفظ آنها خداوند کاری انجام نمی دهد. یکی از آن مصالح حفظ محیط دنیا به عنوان محیطی برای تکامل بشر بر اساس اختیار آنهاست.

موفق باشید

pesar.zamini
۱۳۹۲/۰۴/۰۶, ۰۰:۳۵
با سلام خدمت شما دوست گرامی

چند مطلب حایز اهمیت است:

- جنایت هایی این چنین، دل هر انسانی را به درد می آورد و اوج سبعیت و خوی حیوانی عده ای را نشان میدهد، عده ای که خود را حق مطلق می دانند و دیگران را باطل و به خود اجازه می دهند چنین جنایاتی را مرتکب شوند.

- این چنین نیست که خداوند از این مسائل مطلع نباشد و یا اینکه قدرت دخالت نداشته باشد و یا اینکه اساسا برایش مهم نباشد. بلکه مطلب مهم دیگری وجود دارد که درک آن نیازمند دقت است.

- هدف از خلقت چیست؟ خداوند انسانها را آفریده و به آنها قدرت انتخاب و اختیار عطا کرده است تا به وسیله آنها به کمال برسند. برای رسیدن به کمال فرد باید با اختیار و قدرت خود راه درست را انتخاب کند و به همین جهت (داشتن اختیار) فرد باید منطقا توانایی انتخاب راه غیر درست را هم داشته باشد(تا بتوان گفت که واقعا مختار بوده است)

- با توجه به این توضیحات، در جهانی که ایجاد شده است تا انسان ها در آن به کمال برسند، نیازمند اختیار هستیم و در چنین فضایی افرادی راه نیک را انتخاب می کنند و افرادی نیز چون چنین جنایتکارانی، راه پلید را بر می گزینند.

- آنچه مهم است این است که خداوند با عدالت با افراد برخورد کند و این مسئله در جهان دیگر اتفاق خواهد افتاد. مطمئنا فردی که چنین جنایتی انجام داده است مورد مواخذه قرار خواهد گرفت و به فردی که هم که مظلومانه شهید شده است جایگاه ویژه ای اعطاء خواهد شد(جایگاهی که رشک بسیاری را بر می انگیزد)

- این جهان، جهان عملکرد انسانهاست و افراد سرنوشت خود را در این دنیا می نویسند. و در جهان دیگر نتیجه اعمال خود را خواهند دید.

- خداوند مهربان است ولی معنا مهربانی این نیست که در هر حادثه ای به سرعت ظالمان را نابود کند. مگر افراد معصوم و والا مقامی وجود نداشتند که با فجیع ترین شرایط شهید شدند (امام حسین (ع)) در آن مورد اولویتی بیشتری برای دخالت مستقیم خداوند وجود داشت، اما مصالحی وجود دارد که به خاطر حفظ آنها خداوند کاری انجام نمی دهد. یکی از آن مصالح حفظ محیط دنیا به عنوان محیطی برای تکامل بشر بر اساس اختیار آنهاست.

موفق باشید

سلام
ممنون از پاسخگوییتون.ایا به نظر شما در این جنایت خداوند با عدالت رفتار کرده است؟سکوت خداوند در قبال جنایات بی حد و مرز بشر عدالت محسوب میشود؟ببینید من یه مثال میزنم و بعد یه سوال می پرسم
نمک چیست و چه نوع خصوصیاتی دارد؟نمک ماده ای سفید رنگ و ریز است که طعم ان شور است.حالا ما فهمیدیم که ماهیت نمک چیست و به چه چیزی نمک میگویند.حالا یک سوال انسان چیست و به چه نوع موجودی انسان میگویند؟ماهیت انسان مشخص نیست و نمی توان خصوصیات یک موجود را که به ان انسان گفته میشود نام برد.پس خداوند موجودی را خلق کرده است که ماهیت ان مشخص نیست.اگر ما بخواهیم انسان را توصیف کنیم نمی توانیم ان را شامل همه انسانها بدانیم پس با این حساب مشخص نیست که خداوند چه چیزی افریده است.ایا به موجودی که سر هم نوع خود را به بدترین شکل قطع میکند و هم نوع خود را شکنجه و اذیت میکند و حتی به کودکان هم رحم نمیکند میشود او را یک انسان نامید؟ایا به راستی او یک انسان است؟ایا درست است که ما به موجودی این چنین اختیار دهیم؟ایا افرینش چنین موجودی بیهوده نیست؟ایا افرینش چنین موجودی و دادن اختیار به وی کار درستی است؟ایا چنین خلقتی ظلم اشکار به مخلوق نیست؟ایا به راستی خداوند می تواند خسارت های روحی و جسمی یاران خود را جبران کند؟به نظر شما عجیب نیست که ما از خدا فقط شکنجه و بد بختی و حوادث ناگوار را به ارث بردیم

سجاد 113
۱۳۹۲/۰۴/۰۶, ۰۰:۵۸
به نام خدا
سلام

به نظر شما ، آیا پرسیدن این سوالات کار درستی است؟ :Khandidan!:

قرار نیست تمام عدالت در این دنیا باشه.
به علاوه ، سر اوون رو بریدن ، سر تو رو که نبریدن.
همچنین، اوون قاتله چی؟ اوون که سرش بریده نشده.
در نهایت، انسان ینی همین که می بینی. و این هنر خداوند هست که خیر مطلق، موجودی تولید کرده که هم خیر داره و هم شر و خودش هم انتخاب می کنه.

اغاثاذیمون
۱۳۹۲/۰۴/۰۶, ۱۲:۴۲
من که زمین و زمان رو نفرین میگم از اینکه به دنیا اومدم واقعا بعضی چیزا غیر قابل تحمل شده :geryeh:
به نظرم بزرگترین ظالمان زمین همین پدر مادر هایی هستن که بچه میخوان اگه پدر مادر من بچه نخاسته بودن که البته نمیخواستن من ناخاسته بدنیا اومدم {دیگه بدتر} حالا من نبودم و خلاص.
واقعا دیگه نمیدونم چی بگم فقط سعی میکنم هر طور شده ازدواج نکنم

pesar.zamini
۱۳۹۲/۰۴/۰۶, ۱۳:۴۳
من که زمین و زمان رو نفرین میگم از اینکه به دنیا اومدم واقعا بعضی چیزا غیر قابل تحمل شده :geryeh:
به نظرم بزرگترین ظالمان زمین همین پدر مادر هایی هستن که بچه میخوان اگه پدر مادر من بچه نخاسته بودن که البته نمیخواستن من ناخاسته بدنیا اومدم {دیگه بدتر} حالا من نبودم و خلاص.
واقعا دیگه نمیدونم چی بگم فقط سعی میکنم هر طور شده ازدواج نکنم

کاملا موافقم

mohamad7
۱۳۹۲/۰۴/۰۶, ۱۷:۰۶
اگر امکان دارد بفرمایید خدا در حوادث و در دنیا چه نقشی دارد؟

همه نقش ها به عهده خداست.


مانی که در سوریه یک کودک شیعه را ذبح می کردند او کجا بود و چطور می گوید که از مادر به ما مهربانتر است؟



حکمت خداست. چقدر به خاطر این کودک افراد سلفی و وهابی از عقیده خود دست برداشته اند خود خدا می داند.
خدا خانه خود سه بار معرض تخریب قرار گرفت در دوبار تخریب شد ولی در حمله ابرهه به اذن خدا ابرهه و سپاهیانش نابود شدند.



خدا از این همه تکرار جنایت خسته نشده است؟

ایا در مورد مهدویت چیزی میدانید زمانی که جنایات به اوج برسد مهدی صاحب الزمان خلیفه خدا در زمین قیام خواهد کرد که صد البته نزدیک است

این خدای ما به نجات کودکان شیعه هم نمی رود
؟این چه جور خداییست که اسم جنایت را عزت می نهد و آنهایی را که دوست دارد به بدترین شکل می کشد.

ایا خداوند نمی تواند در قیامت انها را مجازات کند اگر همه مجازات در این دنیا انجام شود قیامت معنی دارد؟؟؟

اگر خداوند در این دنیا مجازات کند دیگر نیازی به عقل و تفکر برای یافتن راه درست نیست.

maes
۱۳۹۲/۰۴/۰۷, ۰۰:۲۰
این خونها طاغوت ها را به زمین خواهد زد.
این امریکای ابله که داره اینطوری از ادم خوارها حمایت می کنه منزوی شده.
نیستی که ببینی امروز این شهروندان امریکا هستند که از خود سوال می کنند چرا !؟
مردم انها به وفور دم از انقلاب می زنند به چند لیل :
1- اقلیت ثروت و قدرت حاکم بر امریکا.
2- استانداردهای دوگانه به صورت بین المللی و حتی داخل خود امریکا.
3- حمایتهای کلان و کور از اسرائیل.
بذار این پیروان یزید و معاویه خودشون را نشون بدن. دوران هزار چرخ می خوره. نوبت ما هم می رسه !

cwar
۱۳۹۲/۰۴/۰۷, ۱۰:۲۰
ایا خداوند نمی تواند در قیامت انها را مجازات کند اگر همه مجازات در این دنیا انجام شود قیامت معنی دارد؟؟؟

اگر خداوند در این دنیا مجازات کند دیگر نیازی به عقل و تفکر برای یافتن راه درست نیست.

موضوع سر همینه !!! که اخه چرا اجازه چنین کاری به انسان داده میشه که ندانسته و ناخواسته یا عمدا این کار را مرتبک شود و اون دنیایی که فقط شنیدیم را مجازات سخت شود

مثلا شنیدیم اگه نماز نخونیم اون دنیا پدر ما را در میارن اگه روزه نگیریم بدترین مجازات نمیدونم این نماز و روزه فقط برای شیعیان است

اون ور دنیا که حتی نمیدونن نماز و روزه چیه داستانشان چی میشه برای چیزی که نمیدونن باید مجازات بشن

یاد یهمطلب افتادم که گفتند !!! پدارن و اجداد ما بت میپرستیدند ماهم میپرستیم

حالا شده موضوع ما !!! پدران و اجداد ما خدا را میپرستیدند ماهم خدا را میپرستیم دریغ از یه نشانه

تا سوالی مکینیم میگن اون دنیا مجازات میشه حکمت نبوده حکمت بوده صبر داشته باش و.... از اینگونه جوابهای تعصبی


پس کی این منتقم فاطمه می اید تا روشن کند ان موضوعات مطرح شده که تمام پاسخها صوری هستن و نقل قول

asad
۱۳۹۲/۰۴/۰۷, ۱۰:۳۷
برادر من خونسردیتو حفظ کن ! اگر خدا قرار بود برای هر اتفاقی که در گوشه ای از جهان میافتاد یکی را سنگ کند و یا از آسمان سنگ بباراند یک نفر دیگه مثل خود شما بلند میشد و سوالاتی را مطرح میکرد که جواب دادنش به مراتب سخت تر از این سوالاتی است که شما پرسیدید!
اگر خدا دائما در نظم جهان دخالت میکرد این سوالات بوجود میامد:
چرا خدا انسان را خلق کرد و قدرت اختیار به او نداد؟ این خلق کردن به چه دردی میخورد که خدا کنترل انسانها را به دست خودش گرفته است و اجازه نمیدهد خودش برای خودش تصمیم بگیرد؟ اگر قرار است هرکس جنایتی کرد در همان لحظه عذاب شود دیگر جهان آخرت چه معنا و مفهومی دارد که خدا آن را خلق کرد؟ اصلا کی گفته این جهان مزرعه ی آخرت است؟ این چه جور مزرعه ای است که هنوز بذر نپاشیدی محصول میدهد؟ آیا خدا نمیتوانست انسان را آزاد و مختار خلق کند و بعدا سزای او را بدهد؟ مگر چه اشکالی داشت که خدا اینکارو میکرد؟ آیا اینکه خدا دائما نظم جهان رو به هم میریزه و یکیو که و در حال جنایت یا دزدیه سنگ میکنه دیگه احتیاجی به تشکیل حکومت و پلیس و یا چمیدونم احکام واجبات و منکرات هست؟ من احساس میکنم چنین خدایی اصلا خدا نیست نگهبانه! حکیم نیست هیچ کدوم از کاراش حکیمانه نیست! کاش یک خدایی داشتیم که یک جهان منظمی رو میآفرید و میگذاشت مردم خودشون راه سعادت و شقاوتشون رو انتخاب کنن و اون دنیا هرکس راه خلاف رفت سزاشو میداد! این که این جهان هیچ نظمی نداره انسان رو دیوونه میکنه! احساس میکنم انسان بی هدف خلق شده ! خدایی که میخواست خودش آدم رو کنترل کنه چرا به اون عقل داد؟
اصلا یک سوال دیگه: آیا اگر خدا دائما افرادی که جنایت میکنن رو به صورت آنی هلاک میکرد کسی دیگه جرعت میکرد نزدیک به خلاف و جنایت بشه؟ اصلا چیزی به نام قتل و خلاف و ظالم و مظلوم معنا و مفهوم داشت ؟ آیا با این وضع احتیاجی به پیامبر و امام بود؟
به این سوالات میتونی جواب منطقی بدی برادر من؟
اما برای سوالات شما بی شمار جواب منطقی وجود داره !
امیدوارم راجب حرفهایی که میزنی بیشتر فکر کنی!
خدافظ

asad
۱۳۹۲/۰۴/۰۷, ۱۰:۵۳
اون ور دنیا که حتی نمیدونن نماز و روزه چیه داستانشان چی میشه برای چیزی که نمیدونن باید مجازات بشن
اولا هرکس به اندازه ی دانایی خودش بازخواست میشود!
دوما هرکس باید در عقاید خودش تحقیق کند چه شیعه باشد چه کافر ! شمایی هم که شیعه هستی حق نداری بدون تحقیق به عقایدت ادامه بدی باید تحقیق کنی ببینی راهی که داری میری صحیح ترین راهه یا نه!

cwar
۱۳۹۲/۰۴/۰۷, ۱۱:۳۶
برادر من خونسردیتو حفظ کن ! اگر خدا قرار بود برای هر اتفاقی که در گوشه ای از جهان میافتاد یکی را سنگ کند و یا از آسمان سنگ بباراند یک نفر دیگه مثل خود شما بلند میشد و سوالاتی را مطرح میکرد که جواب دادنش به مراتب سخت تر از این سوالاتی است که شما پرسیدید!
اگر خدا دائما در نظم جهان دخالت میکرد این سوالات بوجود میامد:
چرا خدا انسان را خلق کرد و قدرت اختیار به او نداد؟ این خلق کردن به چه دردی میخورد که خدا کنترل انسانها را به دست خودش گرفته است و اجازه نمیدهد خودش برای خودش تصمیم بگیرد؟ اگر قرار است هرکس جنایتی کرد در همان لحظه عذاب شود دیگر جهان آخرت چه معنا و مفهومی دارد که خدا آن را خلق کرد؟ اصلا کی گفته این جهان مزرعه ی آخرت است؟ این چه جور مزرعه ای است که هنوز بذر نپاشیدی محصول میدهد؟ آیا خدا نمیتوانست انسان را آزاد و مختار خلق کند و بعدا سزای او را بدهد؟ مگر چه اشکالی داشت که خدا اینکارو میکرد؟ آیا اینکه خدا دائما نظم جهان رو به هم میریزه و یکیو که و در حال جنایت یا دزدیه سنگ میکنه دیگه احتیاجی به تشکیل حکومت و پلیس و یا چمیدونم احکام واجبات و منکرات هست؟ من احساس میکنم چنین خدایی اصلا خدا نیست نگهبانه! حکیم نیست هیچ کدوم از کاراش حکیمانه نیست! کاش یک خدایی داشتیم که یک جهان منظمی رو میآفرید و میگذاشت مردم خودشون راه سعادت و شقاوتشون رو انتخاب کنن و اون دنیا هرکس راه خلاف رفت سزاشو میداد! این که این جهان هیچ نظمی نداره انسان رو دیوونه میکنه! احساس میکنم انسان بی هدف خلق شده ! خدایی که میخواست خودش آدم رو کنترل کنه چرا به اون عقل داد؟
اصلا یک سوال دیگه: آیا اگر خدا دائما افرادی که جنایت میکنن رو به صورت آنی هلاک میکرد کسی دیگه جرعت میکرد نزدیک به خلاف و جنایت بشه؟ اصلا چیزی به نام قتل و خلاف و ظالم و مظلوم معنا و مفهوم داشت ؟ آیا با این وضع احتیاجی به پیامبر و امام بود؟
به این سوالات میتونی جواب منطقی بدی برادر من؟
اما برای سوالات شما بی شمار جواب منطقی وجود داره !
امیدوارم راجب حرفهایی که میزنی بیشتر فکر کنی!
خدافظ

همینه جوابهای صوری !!! سوالات با سوالات پاسخ داده میشه !!! گفته بنده اینه که چرا وجود چنین حسی را در ادم به وجود اورده که انسان مرتبک جنایت بشه !!! حتما جوابش اینه که اون دنیا جهنمی وجود دارد لابد جهنم که نمیشه خالی باشه حتما باید یه تعداد تو جهنم هم باشند دیگه !!! خوب جهنم هم به وجود نمیاورد دیگه !!! اخه بر چه اساسی به انسان اجازه گناه داده میشه که اون دنیا مجازات بشه !!! برای تنوع کاری !!؟؟؟

cwar
۱۳۹۲/۰۴/۰۷, ۱۱:۴۱
اولا هرکس به اندازه ی دانایی خودش بازخواست میشود!
دوما هرکس باید در عقاید خودش تحقیق کند چه شیعه باشد چه کافر ! شمایی هم که شیعه هستی حق نداری بدون تحقیق به عقایدت ادامه بدی باید تحقیق کنی ببینی راهی که داری میری صحیح ترین راهه یا نه!

اخه چه جوری تحقیق کنیم !!! از کی تحقیق کنیم نه میبینیم نه حس میکنیم !!!

سوال !!! خدا کیه ؟

جواب !!! برو وسط دریا در حال غرق شدن باش اون موقع میفهمی خدا کیه

این میشه جواب

مگه قدرت فکر ما چه قدری است کهخ بشه در رابطه به نمیدونم کسی یا چیزی که فقط داریم ازش میشنویم تحقیق کنیم

چه طور میگن هیچ برگی بدون اذن خدا به پایین ریخته نمیشه ولی جنایتها بدون اذن او اتفاق میافته !!! اگه که با اذن او باشد که هیچ و اگر بدون اذن او باشد که اصلا....

هیچ

ای کش امامی داشتیم و سوالات را ازش میپرسیدیم !!! پس کی می ایی

asad
۱۳۹۲/۰۴/۰۷, ۱۲:۴۶
همینه جوابهای صوری !!! سوالات با سوالات پاسخ داده میشه !!! گفته بنده اینه که چرا وجود چنین حسی را در ادم به وجود اورده که انسان مرتبک جنایت بشه !!! حتما جوابش اینه که اون دنیا جهنمی وجود دارد لابد جهنم که نمیشه خالی باشه حتما باید یه تعداد تو جهنم هم باشند دیگه !!! خوب جهنم هم به وجود نمیاورد دیگه !!! اخه بر چه اساسی به انسان اجازه گناه داده میشه که اون دنیا مجازات بشه !!! برای تنوع کاری !!؟؟؟
من سوال رو با سوال پاسخ ندادم! من فرض دوستمون رو به عنوان اصل گرفتم و تصور کردم خدا همونجوری میبود که شما میگید! (یعنی اجازه ی گناه نمیداد) بعد سوالاتی برام پیش اومد! (مثل شما که سوالاتی الان براتون پیش اومده) و شمایی که میگید خدا باید اونطوری رفتار میکرد باید بتونید به سوالات من جواب بدید؟
آیا میتونید؟ بسم الله منتظرم....

اخه چه جوری تحقیق کنیم !!! از کی تحقیق کنیم نه میبینیم نه حس میکنیم
همین سایت یکی از راههای تحقیق است و هر سوال دینی که داشته باشی چه خصوصی و چه در تاپیک میتونی مطرح کنی و جواب بگیری! این همه هم کتاب راجب عقاید شیعه هست! کسی که بشینه سرجاش و بگه چه جوری تحقیق کنم معلومه که نمیتونه چیزی بفهمه! باید خودت بلند بشی و قدم برداری تا به چیزی که میخوای برسی ! حرف باد هواست!
بعدم مگه همه چیز رو باید ببینی و حس کنی؟ من هم عقل شما رو نه میبینیم و نه حس میکنم ! پس نتیجه بگیرم که شما عقل نداری؟ این که منطق نشد! برای اثبات شدن هر موضوعی راههایی هست که انسان رو به یقین میرسونه! بررسی احادیث علومی داره که انسان رو به یقین صددرصدی میرسونه! اگر بشینیم گوشه ی خونه و بگیم هیچیو نمیبینم تا اخز عمر واقعا هیچیو نه میبینیم نه میفهمیم !

cwar
۱۳۹۲/۰۴/۰۷, ۱۳:۰۶
من هم عقل شما رو نه میبینیم و نه حس میکنم ! پس نتیجه بگیرم که شما عقل نداری؟ این که منطق نشد!

از این مثالها زیادن !!! بله !!! با وجود اینکه شما نمیتونید عقل بنده را ببینید ولی اطمینان دارید که بنده عقل دارم از نوشتارم از صحبتهایم از جوابهایم


و یا با وجود اینکه برق درون سیم را نمیبینیم مطمئنیم که برق وجود دارد چون دست زدن باعث مرگ میشود !!!

ولی خدا این همه ظلم و جور را میبیند و مالک اسمانها و زمین خداست ولی هیچ عملی صورت نمیگیرد تمام گناهان کی پاک میشود یا لااقل کم میشود فعلا همه منتظر ظهوریم بنا بر روایتی که از روی چند نسخه خطی و بزرگان داریم میشنویم

امیدوارم اینگونه باشد

و بازم امیدوارم اینگونه سوالاتم به منزله کفر نباشد چون باید جوابی پیدا کرد برای اینکه خدا کیست امام زمانی که قرار بیاد کیست و چرا اینگونه سخت میگیرد زندگی را برای انسان برای انسانی که به گفته خودش عاشقش است از مادر بیشتر

من که با عاشقم این کارها را نمیکنم

یه جا شنیدم!!! جانش را میگیرم و دیه او با من

نمیدونم والله

maes
۱۳۹۲/۰۴/۰۷, ۱۳:۴۱
موضوع سر همینه !!! که اخه چرا اجازه چنین کاری به انسان داده میشه که ندانسته و ناخواسته یا عمدا این کار را مرتبک شود و اون دنیایی که فقط شنیدیم را مجازات سخت شود

مثلا شنیدیم اگه نماز نخونیم اون دنیا پدر ما را در میارن اگه روزه نگیریم بدترین مجازات نمیدونم این نماز و روزه فقط برای شیعیان است

اون ور دنیا که حتی نمیدونن نماز و روزه چیه داستانشان چی میشه برای چیزی که نمیدونن باید مجازات بشن

یاد یهمطلب افتادم که گفتند !!! پدارن و اجداد ما بت میپرستیدند ماهم میپرستیم

حالا شده موضوع ما !!! پدران و اجداد ما خدا را میپرستیدند ماهم خدا را میپرستیم دریغ از یه نشانه

تا سوالی مکینیم میگن اون دنیا مجازات میشه حکمت نبوده حکمت بوده صبر داشته باش و.... از اینگونه جوابهای تعصبی


پس کی این منتقم فاطمه می اید تا روشن کند ان موضوعات مطرح شده که تمام پاسخها صوری هستن و نقل قول
حالا شما اگر مسیحی و سنی بودی این حرف ها را می زدی یه چیزی !
ولی من مکتب فکر و اندیشه و فلسفه را فقط تشیع می بینم. تورات خواندیم مسلمان شدیم و انجیل خواندیم شیعه شدیم. اغراق نمی کنم راست می گم ! من کارم را از شک به خدا شروع کردم !! شما سراغ مکاتب دیگر فکری توی دنیا برید تازه می فهمید که تشیع چقدر منطقی و زلال است.
تمام مشکلات بشریت به خاطر ما ایرانی ها است !!!!
همه ی کره زمین فهمیدند و ما ایرانیها هنوز نفهمیدیم که چه نقشی در سرنوشت بشریت داریم !
خیلی عقبیم. هم از لحاظ مادی و هم از لحاظ معنوی. اگر بر سر حقی که در دستان ماست بایستیم و محکم در بعد مادی و معنوی و بر طبق اموزههای اسلام (نه سرمایهداری در حال سقوط) جلو بریم دنیا تغییر خواهد کرد. ملاک هم رهبری عادل و مدبر است. ما تنها ملتی هستیم بر روی کرهی زمین که رهبری ان اقلیت قدرت و ثروت نیستند. البته اقلیت قدرت و ثروت به دلیل ناکارامدی سیستمهای رسانه ای و اقتصادی و سیاسی با خیال راحت جولان می دهند. اما دست کم رهبری در دستان انها نیست. دریغ اگر قدر خود می دانستیم ! دریغ !!
اگر دردمان می اید باید هر کدام در حد خود چشمان مردم ایران را باز کنیم و بدانیم که کلید مشکلات بشری در دستان ملت ایران است !

cwar
۱۳۹۲/۰۴/۰۷, ۱۴:۰۷
تمام مشکلات بشریت به خاطر ما ایرانی ها است !!!!
همه ی کره زمین فهمیدند و ما ایرانیها هنوز نفهمیدیم که چه نقشی در سرنوشت بشریت داریم !

موافقم!!! دقیقا

آینده
۱۳۹۲/۰۴/۰۷, ۱۵:۰۲
بنام او

باسلام..



اگر امکان دارد بفرمایید خدا در حوادث و در دنیا چه نقشی دارد؟

ببخشید اما من به شخصه برای شما احترام قائل هستم و میدانم که از عشق زیادتان به شیعه و انسانیت چنین فریاد خاموشی را برآوردید و البته من خود کوچکتر از آنم که دراین مورد اطلاعی داشته باشم و اظهار نظری نمایم اما ..؟؟
اما و احتمالا این خواست خود خدا بوده که انسان را از دو ویروس و ضد ویروس گناه و ثواب خلق نموده و بهمین دلیل باید گناه در وجود انسان باشد تا انسان بتواند پا به این دنیا گذارد و حتی برای ادامه حیات هم باید مرتکب گناه شود اما چون از گناه اطلاع چندانی نداریم فکرهای ناپخته وارد مغز و ذهنمان شده و میشوند که این فکرها هم راههای اشتباه را پیش پای ما میگذارند ..





زمانی که در سوریه یک کودک شیعه را ذبح می کردند او کجا بود و چطور می گوید که از مادر به ما مهربانتر است؟


شک نداشته باشیم که او همانجا بود و شاید بر این واقعه هم گریست همچنان که بر هر ظلمی از این دست میگرید و کاری هم به شیعه و سنی و وهابی و غیره ندارد ..


او نیز مادر بود تا مادری را چطور معنا و تفسیر نماییم ..

او مادری ست که خواسته و دانسته قوانینی نوشته و دنیا را طبق آن قوانین به پیش میبرد و کاری به کدام فرزند شیرین تر است ندارد بلکه کاری به این دارد که شیرینی و عزیزی از نظر او چگونه تعبیر شده است .. برای او شاید عزیزی و شیرین بودن به اعمال صالح تعبیر شده باشد و نه دختر و پسر و سن و سال و اینکه کدام داد مادر را بر سینه میزنند و کدام قتل بیشتر میکنند ..
فقط در این بین ما زمان را نیز از یاد برده ایم ..

همین الان که شما دارید این پست را میخوانید آیا همین الان هم من درحال نوشتن میباشم ؟؟ خیر یک نگاه به تاریخ و ساعت و دقیقه بیندازید .. میبینید که کمی یا خیلی زیاد طول کشیده و فاصله میباشد بین نوشتن من و ارسال من و چاپ شدن متن من تا دیدن شما و خواندن شما و حتی نتیجه گیری شما ..
بنابراین اگر کودکی را در سوریه ذبح نمودند .. بدون شک و بدون شک عوارضی خواهد داشت هم برای کنندگان مجرم و هم برای همه شیعیان اما زمان میخواهد تا ما بتوانیم این عوارض را درک نماییم و ببینیم باید صبر کرد همانگونه که شما نیز صبر نمودید تا این صفحه بالا آمد و توانستید آنرا ببینید فقط این صبر شاید برای عده ای کم آید و برای تعدادی نیز زیاد و یا از حوصله ما خارج گردد اما قطعا عوارض آنرا همه خواهیم دید .. هم آنان که کردند و هم آنان که دیدند و هم آنان که تا قیام و قیامت خواهند دید و ..



اما درنهایت این عکس العمل درست و سنجیده ما شیعیان است که تعیین کننده خواهدشد و بنظر من هیچ شیعه ای در هیچ جای جهان نباید به قصد تلافی از چنین خشونتهایی به پاخیزد که در آنصورت نشان دادن این فیلم و تاثیرات مثبت آن دراینترنت و جهان بی اثر خواهندشد یا از ارزش و اعتبار خواهندافتاد که دنیا مارا نیز همانند آن وحشیان گرگ صفت،وحشی و گرگ صفت قلمدادخواهدنمود که گمان میبرند شیعیان {ایرانیان} در صورت داشتن بمب اتم هم،از آن استفاده خواهند نمود..






{باسپاس}

tahoora67
۱۳۹۲/۰۴/۰۷, ۱۶:۱۲
سلام دوست من:Gol:
مدار جهان بر اساس قانونمندی و قانونمداری است و این بخاطر حکیم بودن خالق و مدیر و مدبر آن است. پیامبران هم که مبعوث شدند، آمدند تا جوامع را قانونمند و قانون محور کنند. یعنی مهمترین نقش پیامبران ابلاغ قوانین الهی بود؛ قوانین تشریعی. مهمترین رهاورد و پیامد قانون محوری ایجاد نظم در جامعه و جهان است. ایجاد قوانین بشری نیز برای نیل به همین نظم می باشد. خداوند هم در اداره و تدبیر این عالم دارای یکسری اصول و قوانین (قوانین تکوینی) و به قول قرآن سنتهایی است: سُنَّةَ مَن قَدْ أَرْسَلْنَا قَبْلَكَ مِن رُّسُلِنَا وَلاَ تَجِدُ لِسُنَّتِنَا تَحْوِيلًاسنتى كه همواره در ميان [امتهاى] فرستادگانى كه پيش از تو گسيل داشته‏ايم [جارى] بوده است و براى سنت [و قانون] ما تغييرى نخواهى يافت (۷۷) . لذا برای خداوند ایجاد و اجرای این قوانین از همه چیز مهم تر است. هر چند ممکن است این قوانین به مذاق ما خوش نیاید و یا آنها را مخالف عدل و مساوی ظلم بدانیم. (اصل اصیل جبر و اختیار توأمان در مورد انسانها از این سلک است) اما باید بدانیم خداوند حکیم، آرام و بی سر و صدا و بر اساس تدبیر و حکمت بی بدیل خودش عمل می کند و هر چیز را بر جای خودش می نهد.اینگونه نیست که خداوند با دیدن یک صحنه رقت بار و عکس دلخراش ، پا بر روی اصول و سنتهای خودش بگذارد و از کوره در برود و بلافاصله به جانی و متجاوز از قوانین گوشمالی بدهد. مکافات و مجازات اینان در قاموس الهی نوشته می شود؛ اما خداوند بر اساس همان تدبیر و حکمت نقشه های خودش را یک به یک و مو به مو اجرا می کند. در غیر این صورت آن نظمی که نتیجه قانون محوری است در دنیا برقرار نخواهد شد. اگر هر یک از سیارات و کرات ذره ای ناچیز از مدار خود جابجا شوند، نظم تمام عالم به هم خواهد ریخت.
اما این که جناب رئوف فرمودند عدالت خداوند در جهان دیگر اتفاق خواهد افتاد ، باید گفت که عدالت خداوند در همین جهان نیز شامل حال ستمکاران و جانیان خواهد شد. همانگونه که دست انتقام خداوند برای مکافات جانیان کربلا از آستین مختار ثقفی بیرون آمد. این جانیان در همین دنیا به عقوبت دردناک جنایات خود خواهند رسید ؛ اما مکافات بالاتر در عالم قیامت و در پیشگاه عدل الهی خواهد بود.لذا شما دوست عزیز در پاسخ به سؤال دردمندانه خودتون باید به سه نکته زیر دقت کنین:
1- اداره و تدبیر جهان بر اساس سنتهایی است که خداوند هرگز از آنها عدول نمی کند هرچند ما را خوش نیاید.
2- عدالت خداوند هم در دنیا و هم در عقبی شامل حال ظالمین و جانیان خواهد شد.
3- اصل اختیار آدمی را نباید از یاد برد که جناب رئوف به خوبی به آن اشاره کردند.
والله المستعان

s@ba
۱۳۹۲/۰۴/۰۷, ۱۷:۳۰
بعضی وقت ها اتفات ناخواسته و بدون دلیل طوری رقم میخوره که فردی که راست را داره میگه دروغگو شناخته شده و آبروش میره
این اتفاق بارها براش افتاده است
ی تفکری هست خدا بعضی از آدمها را آفریده تا موجب شادی و رضایت عده ای دیگه در دنیا باشن و الزاما فقط ی وسیله بدون اختیار هستن
این تفکر چقد درسته؟؟؟

رئوف
۱۳۹۲/۰۴/۰۷, ۲۱:۰۵
سلام
ممنون از پاسخگوییتون.ایا به نظر شما در این جنایت خداوند با عدالت رفتار کرده است؟سکوت خداوند در قبال جنایات بی حد و مرز بشر عدالت محسوب میشود؟ببینید من یه مثال میزنم و بعد یه سوال می پرسم
نمک چیست و چه نوع خصوصیاتی دارد؟نمک ماده ای سفید رنگ و ریز است که طعم ان شور است.حالا ما فهمیدیم که ماهیت نمک چیست و به چه چیزی نمک میگویند.حالا یک سوال انسان چیست و به چه نوع موجودی انسان میگویند؟ماهیت انسان مشخص نیست و نمی توان خصوصیات یک موجود را که به ان انسان گفته میشود نام برد.پس خداوند موجودی را خلق کرده است که ماهیت ان مشخص نیست.اگر ما بخواهیم انسان را توصیف کنیم نمی توانیم ان را شامل همه انسانها بدانیم پس با این حساب مشخص نیست که خداوند چه چیزی افریده است.ایا به موجودی که سر هم نوع خود را به بدترین شکل قطع میکند و هم نوع خود را شکنجه و اذیت میکند و حتی به کودکان هم رحم نمیکند میشود او را یک انسان نامید؟ایا به راستی او یک انسان است؟ایا درست است که ما به موجودی این چنین اختیار دهیم؟ایا افرینش چنین موجودی بیهوده نیست؟ایا افرینش چنین موجودی و دادن اختیار به وی کار درستی است؟ایا چنین خلقتی ظلم اشکار به مخلوق نیست؟ایا به راستی خداوند می تواند خسارت های روحی و جسمی یاران خود را جبران کند؟به نظر شما عجیب نیست که ما از خدا فقط شکنجه و بد بختی و حوادث ناگوار را به ارث بردیم

با سلام خدمت شما دوست گرامی

چند مطلب:

- خداوند عادل است ولی عدالت خداوند تماما در دنیا ظاهر نمی شود. عدالت در مقام داوری که مهم ترین مرحله است، در جهان دیگر اتفاق می افتد. اساسا این دنیا، محل عمل کردن است. فرصتی که هر انسانی دارد تا آنگونه که می خواهد سرنوشت خود را رقم بزند. در این دنیا محاسبه و داوری ای در مورد اعمال نمی شود تا بگوییم عادلانه بوده است یا ظالمانه. اما در جهان دیگر که محل محاسبه اعمال است می توان از عادلانه یا غیر عادلانه بودن قضاوت سخن گفت. اگر خداوند قاتل و مقتول را به یک درجه پاداش یا عذاب داد، (تنها از این جهت) عادلانه نخواهد بود. ما قضاوت خداوند در جهان دیگر را ندیده ایم ولی خود خداوند در قرآن فرموده است که با عدالت با همه رفتار خواهد کرد، فلذا می توانیم مطمئن باشیم که خداوند عادلانه رفتار خواهد کرد.

- اینکه ماهیت موجودی برای ما مشخص نباشد به معنای این نیست که ماهیت ندارد. بنده نمی خواهم تعریف دقیق فلسفی ارائه کنم ولی تعریفی از انسان ارائه می کنم تا بتوانیم بر اساس آن بحث را ادامه دهیم:

- انسان موجودی است که پتناسیل های بسیاری در او نهفته است و دارای اختیار است و از همین رو راه رسیدن به کمال برای او باز است. (رسیدن به کمال تنها در صورتی ممکن است که فرد واقعا دارای اختیار باشد، فردی که مجبور است که کار نیک را انجام دهد، به کمال نمی رسد ، این مسئله بسیار مهم است که معنا رسیدن به کمال و نقش بسیار مهم اختیار در این زمینه را درک کنیم)

- مطلب دیگری که در مورد سوال شما مهم است این است که اگرچه رسیدگی به اعمال بشر در جهان دیگر صورت خواهد گرفت و ظالمان مجازات خواهند شد، اما خداوند در قرآن از مسلمانان خواسته است که خود را برای مبارزه با متجاوزان آماده کنند(وَأَعِدُّواْ لَهُم مَّا اسْتَطَعْتُم مِّن قُوَّةٍ وَمِن رِّبَاطِ الْخَيْلِ تُرْهِبُونَ (1)"و شما (ای مومنان) در مقام مبارزه با آنها خود را مهیا کنید و تا حدی که میتوانید از آذوقه و آلات جنگی و اسبان سواری برای تهدید دشمنان خدا و دشمنان خودتان، فراهم سازید و...") و مجهز به قوی ترین سلاح ها و تجهیزات باشند. به عبارت دیگر مسلمانان باید در شرایطی باشند که هیچ دشمن خارجی جرات حمله به آنها را نداشته باشد. از سوی دیگر این مسئله در مقیاس درون دینی نیز صدق می کند. به این معنا که :

1 مسلمانان باید در جهت رفع کدورت ها بکوشند و رابطه ی برادرانه ای را که پیامبر از مسلمانان خواسته است، اجرا کنند و اجازه ندهند که افراطیون گروه های سنی و شیعه، باعث دشمنی بین مسلمانان و از بین رفتن سرمایه های جهان اسلام شوند.
2 در مورد وهابیت که در واقع دشمن مشترک شیعه و سنی محسوب می شوند نیز باید قدرت دافعه ی ما چنان قوی باشد که زمینه ای برای چنین جنایاتی نباشد.
(ذکر این مطلب از این رو مهم بود که خداوند علاوه بر اینکه به جنایت کاران اختیار داده است، به ما نیز اختیار عطا کرده تا شرایط را به نحوی پیش ببریم که در موضع ضعف نباشیم و بتوانیم از خود دفاع کنیم، توجه به کم کاری خودمان و اینکه مسئولیت ها را تماما متوجه خدا نکنیم، حایز اهمیت است.)

موفق باشید

1. سوره انفال آیه 60

رئوف
۱۳۹۲/۰۴/۰۷, ۲۱:۱۴
بعضی وقت ها اتفات ناخواسته و بدون دلیل طوری رقم میخوره که فردی که راست را داره میگه دروغگو شناخته شده و آبروش میره
این اتفاق بارها براش افتاده است
ی تفکری هست خدا بعضی از آدمها را آفریده تا موجب شادی و رضایت عده ای دیگه در دنیا باشن و الزاما فقط ی وسیله بدون اختیار هستن
این تفکر چقد درسته؟؟؟

با سلام خدمت شما دوست گرامی

از نظر اسلام تمام انسان ها مخلوق خداوند هستند و همگی دارای کرامت هستند، خداوند در قرآن همه انسان ها را چنین توصیف می کند و در این بین تفاوتی بین افراد انسان نیست. وَلَقَدْ كَرَّمْنَا بَنِي آدَمَ وَحَمَلْنَاهُمْ فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ وَرَزَقْنَاهُم مِّنَ الطَّيِّبَاتِ وَفَضَّلْنَاهُمْ عَلَى كَثِيرٍ مِّمَّنْ خَلَقْنَا تَفْضِيلاً (1) ما فرزندان آدم را کرامت بخشيديم و بر دريا و خشکی سوار کرديم و از چيزهای خوش و پاکيزه روزی داديم و بر بسياری از مخلوقات خويش برتريشان نهاديم
با توجه به این مطلب اینکه عده ای از انسان ها وسیله ای برای شادی دیگران باشند و خودشان ارزش ذاتی نداشته باشند، از نظر اسلام صحیح نیست و طبق آیه فوق خداوند به تمام انسان ها کرامت بخشیده است.

موفق باشید

1. اسراء 70

صدای پای آب
۱۳۹۲/۰۴/۰۷, ۲۱:۱۷
واقعاً منم بعضی وقتا حالم از دنیا بهم میخوره واقعاً احساس خفگی میکنم وقتی میبینم این همه مشکلات هست،وقتی میبینم مشکلات داره به مرور ایمان رو از اطرافیانم میگیره،وقتی یأس اطرافیان رو میبینم وهیییییچ کاری نمیتونم بکنم،نه میتونم مشکلشون رو حل کنم ونه میتونم کاری کنم که ایمانشون رو از دست ندن روحیه ام ذره ذره خرد میشه.وقتی میبینم زورمون که به آدما نمیرسه همه ی کاسه کوزه ها رو سر خدا میشکنیم،وقتی مظلومیت خدا رو روی زمین میبینم....
ولی یه جای دلم طرف خداس و میشکنه برا مظلومیت خدا از یه طرف میگم پس خدا کجاس چرا کاری نمیکنه؟؟چرا این همه سکوت.ولی باز اون یکی میگه خدا سکوت نکرده این ماییم که صدای خدا رو نمیشنویم.واقعاً این تیکه ی آخر روچند باری خودم حس کردم،جایی گیر داشتم وقرآن که باز کردم دقیقاً جوابم رو داده باور کنید اینققققققققققققد ذوق میکنم.
پس خدا هست کنار ماست،سکوت نکرده،ماییم که ازز خدا دوریم،بدحور هم دوریم،ماییم که گوشامون روگرفتیم که حرفای خدا رو نمیشنویم.
البته نفس ناجوره کار خودش رو میکنه روحیه ام رو بهم ریخته

منتظر یار
۱۳۹۲/۰۴/۰۷, ۲۲:۰۰
من که زمین و زمان رو نفرین میگم از اینکه به دنیا اومدم واقعا بعضی چیزا غیر قابل تحمل شده
به نظرم بزرگترین ظالمان زمین همین پدر مادر هایی هستن که بچه میخوان اگه پدر مادر من بچه نخاسته بودن که البته نمیخواستن من ناخاسته بدنیا اومدم {دیگه بدتر} حالا من نبودم و خلاص.
واقعا دیگه نمیدونم چی بگم فقط سعی میکنم هر طور شده ازدواج نکنم
این حرف یعنی نا امیدی
که دقیقا هدف این از خدا بی خبراست
واسه اینا که کاری نداره یه بمب بندازن وسط شیعه ها همه رو بکشن اما با این کارا و پخش تصاویر و گزارش هاشون میخوان مردم رو از حق بترسونن و بذر نا امیدی رو تو دل شیعه ها بکارن
این حرف یعنی خسته شدن از جنگ از مبارزه
تازه ما که وسط میدون هم نیستم
اگه آقا بیاد نیاز به یارایی داره که با یه ذره سختی و رنج همه چیز رو زیر سوال نبرن
الان همون دوره ایه که آزمون ها سخت تر و سخت تر میشه تا جایی که فقط یه عده ی اندکی پای ایمان و عقیده اشون میمونن
الانه که باید دو دستی چسبید به خدا و ذره ای شک به دل راه نداد
توی همچین موقعیتی وظیفه ی ما اینه که با امید بیشتر و ایمان قوی تر برای ظهور هرچه زودتر مولا و آقامون دعا کنیم

حامد
۱۳۹۲/۰۴/۰۸, ۰۷:۰۴
سلام
اگر امکان دارد بفرمایید خدا در حوادث و در دنیا چه نقشی دارد؟
زمانی که در سوریه یک کودک شیعه را ذبح می کردند او کجا بود و چطور می گوید که از مادر به ما مهربانتر است؟
خدا از این همه تکرار جنایت خسته نشده است؟
این خدای ما به نجات کودکان شیعه هم نمی رود
؟این چه جور خداییست که اسم جنایت را عزت می نهد و آنهایی را که دوست دارد به بدترین شکل می کشد.



عکس دلخراش/ بچه سیدی که در روستای شیعه نشین "حطله" ذبح شد (18+)



ای کاش خدای دیگری داشتی و داشتیم.
ای کاش آنروز ملایک جلوی خلق انسان را می گرفتند تا تو این گونه ذبح نشوی.ا
ی کاش تو یار و یاوری داشتی تا تو را از دست خلایق شر و پست خدا نجات می داد.
چقدر سنگدلی و بی رحمی
سلام
خداوند به مظلومان عزت ابدی و جاودانگی می دهد و در این راه فدا شدن سر و گرودنی و بدنی که بالاخره باید از بین برود اشکال ندارد
والله البموفق

اللیل والنهار
۱۳۹۲/۰۴/۰۸, ۱۹:۵۶
مکر نه اینکه خوشی در این دنیا مانند آتش در آب پس بودن این گونه جنایات هم یکی از این آتیشهاتست. اگر خیری هست با بودن شر مشخص میشه اگه همه خوب باشند کاری به کار هم نداشته باشند پس بودن خوبی معنی نداره اختیار یعنی همین که می تونی خوب باشی ویا بد این یعنی مشخص شدن میزان رتبه وقتی کسی نخواد بالا بره و در همان سطح حیوانی بمونه پس این کارا ازش سر میزنه در همه حال خدا هست میبنه مثلا این که دوتا بچه بازی می کنند بعد زدخورد دارن همه اینارو مادر میبینه تا وقتی که نیازی نبینه وارد نمیشه ولی میدونه کدوم بچش صبوره کدوم ... پس نباید بودن اینگونه چیزها رو دلیل بر بی توجهی خدا دونست چرا چیزایخوبش رو نبینیم و فقط با دیدن اینها بخوایم اینجوری در مورد خدا قضاوت بکنیم. به خدا سپردمتون که اگه بخواد روشنتون میکنه.
:Doaa:

pesar.zamini
۱۳۹۲/۰۴/۰۸, ۲۳:۱۰
با سلام خدمت شما دوست گرامی

چند مطلب:

- خداوند عادل است ولی عدالت خداوند تماما در دنیا ظاهر نمی شود. عدالت در مقام داوری که مهم ترین مرحله است، در جهان دیگر اتفاق می افتد. اساسا این دنیا، محل عمل کردن است. فرصتی که هر انسانی دارد تا آنگونه که می خواهد سرنوشت خود را رقم بزند. در این دنیا محاسبه و داوری ای در مورد اعمال نمی شود تا بگوییم عادلانه بوده است یا ظالمانه. اما در جهان دیگر که محل محاسبه اعمال است می توان از عادلانه یا غیر عادلانه بودن قضاوت سخن گفت. اگر خداوند قاتل و مقتول را به یک درجه پاداش یا عذاب داد، (تنها از این جهت) عادلانه نخواهد بود. ما قضاوت خداوند در جهان دیگر را ندیده ایم ولی خود خداوند در قرآن فرموده است که با عدالت با همه رفتار خواهد کرد، فلذا می توانیم مطمئن باشیم که خداوند عادلانه رفتار خواهد کرد.

- اینکه ماهیت موجودی برای ما مشخص نباشد به معنای این نیست که ماهیت ندارد. بنده نمی خواهم تعریف دقیق فلسفی ارائه کنم ولی تعریفی از انسان ارائه می کنم تا بتوانیم بر اساس آن بحث را ادامه دهیم:

- انسان موجودی است که پتناسیل های بسیاری در او نهفته است و دارای اختیار است و از همین رو راه رسیدن به کمال برای او باز است. (رسیدن به کمال تنها در صورتی ممکن است که فرد واقعا دارای اختیار باشد، فردی که مجبور است که کار نیک را انجام دهد، به کمال نمی رسد ، این مسئله بسیار مهم است که معنا رسیدن به کمال و نقش بسیار مهم اختیار در این زمینه را درک کنیم)

- مطلب دیگری که در مورد سوال شما مهم است این است که اگرچه رسیدگی به اعمال بشر در جهان دیگر صورت خواهد گرفت و ظالمان مجازات خواهند شد، اما خداوند در قرآن از مسلمانان خواسته است که خود را برای مبارزه با متجاوزان آماده کنند(وَأَعِدُّواْ لَهُم مَّا اسْتَطَعْتُم مِّن قُوَّةٍ وَمِن رِّبَاطِ الْخَيْلِ تُرْهِبُونَ (1)"و شما (ای مومنان) در مقام مبارزه با آنها خود را مهیا کنید و تا حدی که میتوانید از آذوقه و آلات جنگی و اسبان سواری برای تهدید دشمنان خدا و دشمنان خودتان، فراهم سازید و...") و مجهز به قوی ترین سلاح ها و تجهیزات باشند. به عبارت دیگر مسلمانان باید در شرایطی باشند که هیچ دشمن خارجی جرات حمله به آنها را نداشته باشد. از سوی دیگر این مسئله در مقیاس درون دینی نیز صدق می کند. به این معنا که :

1 مسلمانان باید در جهت رفع کدورت ها بکوشند و رابطه ی برادرانه ای را که پیامبر از مسلمانان خواسته است، اجرا کنند و اجازه ندهند که افراطیون گروه های سنی و شیعه، باعث دشمنی بین مسلمانان و از بین رفتن سرمایه های جهان اسلام شوند.
2 در مورد وهابیت که در واقع دشمن مشترک شیعه و سنی محسوب می شوند نیز باید قدرت دافعه ی ما چنان قوی باشد که زمینه ای برای چنین جنایاتی نباشد.
(ذکر این مطلب از این رو مهم بود که خداوند علاوه بر اینکه به جنایت کاران اختیار داده است، به ما نیز اختیار عطا کرده تا شرایط را به نحوی پیش ببریم که در موضع ضعف نباشیم و بتوانیم از خود دفاع کنیم، توجه به کم کاری خودمان و اینکه مسئولیت ها را تماما متوجه خدا نکنیم، حایز اهمیت است.)

موفق باشید

1. سوره انفال آیه 60

سلام پاسخگوی محترم شما به چند سوال من پاسخ ندادین؟


ایا به موجودی که سر هم نوع خود را به بدترین شکل قطع میکند و هم نوع خود را شکنجه و اذیت میکند و حتی به کودکان هم رحم نمیکند میشود او را یک انسان نامید؟ایا به راستی او یک انسان است؟ایا درست است که ما به موجودی این چنین اختیار دهیم؟ایا افرینش چنین موجودی بیهوده نیست؟ایا افرینش چنین موجودی و دادن اختیار به وی کار درستی است؟ایا چنین خلقتی ظلم اشکار به مخلوق نیست؟ایا به راستی خداوند می تواند خسارت های روحی و جسمی یاران خود را جبران کند؟

under taker
۱۳۹۲/۰۴/۰۸, ۲۳:۴۱
سلام

ببخشید که وارد بحث میشم ،


ایا به موجودی که سر هم نوع خود را به بدترین شکل قطع میکند و هم نوع خود را شکنجه و اذیت میکند و حتی به کودکان هم رحم نمیکند میشود او را یک انسان نامید؟

مسلما خیر ، قطعا چنین فردی خارج از دایره انسانیت است .


ایا درست است که ما به موجودی این چنین اختیار دهیم؟ایا افرینش چنین موجودی بیهوده نیست؟ایا افرینش چنین موجودی و دادن اختیار به وی کار درستی است؟ایا چنین خلقتی ظلم اشکار به مخلوق نیست؟ایا به راستی خداوند می تواند خسارت های روحی و جسمی یاران خود را جبران کند؟

فقط یه سوال از شما می پرسم ، اگه همین فرد فردای قیامت بیاد و معترض بشه که چرا خدا به من فرصت نداد تا خودم رو نشون بدم ، شما جوابی دارید بهش بدین ؟

pesar.zamini
۱۳۹۲/۰۴/۰۹, ۰۱:۵۵
سلام

ببخشید که وارد بحث میشم ،



مسلما خیر ، قطعا چنین فردی خارج از دایره انسانیت است .



فقط یه سوال از شما می پرسم ، اگه همین فرد فردای قیامت بیاد و معترض بشه که چرا خدا به من فرصت نداد تا خودم رو نشون بدم ، شما جوابی دارید بهش بدین ؟
این وحشی صفت ها معترض بشن کسی که سر کودکی رو به اسانی می درد از خدا فرصت هم میخواد.چه جوری خودشون رو نشون بده؟واقعا متاسفم برای طرز فکرتون.اره من جوابی دارم بهش بدم میگم عینن سرش رو قظع کنند و به بدترین شکل مجازاتش کنند.اگر من جای خدا بودم دستور پایان دنیای بی بند و بار را میدادم تا هیچ خونی بی گناه نریزد.به دنیای اطرافت دقت کن ببین چه کسانی هم نوع تو هستند
یک مشت موجودات وحشی و بی بند و بار یک مشت هرزه یک مشت شیطان پرست یک مشت هم جنسگرا.کارهای انسانها خجالت اور است ننگ به این انسان که از هر صفت زشتی در او نهفته است.ایا بی تفاوت بودن به سر بریده یک کودک شیعه و شکنجه این کودک برای خدا اتمام حجت نیست.این چه منطقیست که ما باید تاوان انتخاب یکی دیگر را بدهیم.شنیدیم که خداوند غضب هم دارد پس کی غبناک میشود.این غضب خدا کی بر انگیخته میشود ایا سر بریدن کودکی بی گناه غضب اور نیست ایا توهین شنیدن از ادم های وحشی و بی بند و بار چون شاهین نجفی و سلمان رشدی بس نیست.کجاست این غضب خداوند .چرا خدا جان کثیف اینها را به بدترین شکل ممکن نمی گیرد تا مرحمی بر دل زخم خورده یه شیعه باشد.اگر خدا هست از خود نشانی بروز دهد و از سکوت دست بر دارد.اره زمانی که سر کودکی را می درند به خدا صدمه نمی رسد او شکنجه نمی شود او درد نمی کشد او فقط می بیند و در کمال بی تفاوتی از روی ان می گذرد چون می خواهد دنیایش ادامه یابد

Harki
۱۳۹۲/۰۴/۰۹, ۱۳:۱۶
سلام
اینم جواب کسی که پرسید خدا چه می کند:

FTMH_Mohammadi
۱۳۹۲/۰۴/۰۹, ۱۵:۱۶
با سلام خدمت شما دوست گرامی

چند مطلب:

- خداوند عادل است ولی عدالت خداوند تماما در دنیا ظاهر نمی شود. عدالت در مقام داوری که مهم ترین مرحله است، در جهان دیگر اتفاق می افتد. اساسا این دنیا، محل عمل کردن است. فرصتی که هر انسانی دارد تا آنگونه که می خواهد سرنوشت خود را رقم بزند. در این دنیا محاسبه و داوری ای در مورد اعمال نمی شود تا بگوییم عادلانه بوده است یا ظالمانه. اما در جهان دیگر که محل محاسبه اعمال است می توان از عادلانه یا غیر عادلانه بودن قضاوت سخن گفت. اگر خداوند قاتل و مقتول را به یک درجه پاداش یا عذاب داد، (تنها از این جهت) عادلانه نخواهد بود. ما قضاوت خداوند در جهان دیگر را ندیده ایم ولی خود خداوند در قرآن فرموده است که با عدالت با همه رفتار خواهد کرد، فلذا می توانیم مطمئن باشیم که خداوند عادلانه رفتار خواهد کرد.


آیا اینکه میان عمل و جزای عمل میلیاردها سال فاصله هست خودش ظلم نیست !!! شما میفرمایید خدا عادل هست اما تمام عدالت او در دنیا محقق نمیشود !!! این چه استدلالی هست که شما میفرمایید !!! آیا منم میتونم تو اون دنیا ادعا کنم که من هم آدم خوبی بودم ولی تمام خوبی من در دنیا ظاهر نشد !!! وقتی آدما میرن اون دنیا و میفهمن که خدایی وجود داره از خدا میخوان که برگردونتشون دنیا و اعمال خیر انجام بدن !!! ولی خدا قبول نمیکنه ... چون حرف نسیه رو قبول نداره .... چجوری من به خدای عادلی باور داشته باشم که میگه به عدالت نسیه من باور داشته باش .... ولی خودش حاضر نمیشه جنس نسیه بفروشه ....

حامد
۱۳۹۲/۰۴/۰۹, ۱۵:۵۰
چجوری من به خدای عادلی باور داشته باشم که میگه به عدالت نسیه من باور داشته باش .... ولی خودش حاضر نمیشه جنس نسیه بفروشه
سلام
عدالت خدای متعال نقده ما نمیتونیم ببینیم
آخرت از آخر یعنی دیگر یعنی جهانی در آنسوی این ماده نه آنسوی مکانی بلکه آنسوی مقامی
برای دیدنش یک چشم و برای شنیدنش یک گوش لازم داریم یک چشم و گوشی متفاوت
آنوقت است که می بینیم جزا عین عمل و آماده سر سفره وجود خودمان است
و اما عدم بازگشت
خدای متعال می داند بازگشت او به دنیا به تکرار گذشته خواهد انجامید چه اینکه او تمام توش توان خود را در کشف حقیقت آزمود و نیافت آنچه را که از روز روشنتر است
و هوالله العادل الحکیم و هو الغفور الرحیم

javadk1234
۱۳۹۲/۰۴/۰۹, ۱۷:۳۱
فقط یه سوال از شما می پرسم ، اگه همین فرد فردای قیامت بیاد و معترض بشه که چرا خدا به من فرصت نداد تا خودم رو نشون بدم ، شما جوابی دارید بهش بدین ؟
سوال بنده اینه:
این بخش حرف شما رو میخام یک مقدار جابه جا کنم. "همین فرد" رو تو این جمله" اون بچه " بگذارید. سوال و جواب به چه شکل خواهد بود؟

سلمان14
۱۳۹۲/۰۴/۰۹, ۱۸:۵۴
بسم الله الرحمن الرحیم
با سلام و خداقوت


شنیدیم که خداوند غضب هم دارد پس کی غبناک میشود.این غضب خدا کی بر انگیخته میشود ایا سر بریدن کودکی بی گناه غضب اور نیست ایا توهین شنیدن از ادم های وحشی و بی بند و بار چون شاهین نجفی و سلمان رشدی بس نیست.کجاست این غضب خداوند

هر چند خودم خیلی چیزا رو نمی فهمم، اما، به نظرم:
غضب خدا شروع شده، در نوشته های شما و امثال شما.(البته این بخشی از غضب خداست نه همه ی آن)(پناه می بریم به خود خدا)

وقتی انسانها از تواناییهاشون درست استفاده نکنند، انحراف ایجاد میشه، بعضی ها که سالمتر هستند، عصبانی میشن، عصبانی ها موظفند انحراف را سرجای خود برگردانند.

به همین ترتیب اگر عصبانی ها ندانند چطور از این غضبی که در درونشان فعال شده است، استفاده کنند( و یا سرکوب شود و یا با بهانه های مختلف توجیه شود)، موجب یک انحراف دیگری میشه، باز یه عده ای باید یه آسیبی ببینند، تا مجرای کنترل صحیح عصبانیت را پیدا کنند.

وقتی مجرای طبیعی توانایی ها پیدا شد، رحمت خدا بیشتر نمایان می شود.

البته همین غضب خدا هم از رحمت اوست برای برگرداندن همه چیز سرجای خودش.
================================================== ==
به نظرم جا دارد بپرسیم: بعد از اونکه مشکل را درست شناسایی کردیم:
«ما به عنوان انسان در مقابل چنین مشکلاتی چه کاری باید و میتوانیم بکنیم؟»

اللیل والنهار
۱۳۹۲/۰۴/۰۹, ۱۹:۴۳
درد یک شیعه فقط سر بریده این کودک است که با از بین رفتن این افراد مرحمی بر دلمان باشد. بله درست است که این کودک معصوم هست معصوم تر از علی اصغر آقا امام حسین هم هست؟ پس اینگونه باشد باید همان زمان دنیا به پایان میرسید. حکمت و مصلحت الهی چیزی نیست که هر فردی آن را درک کند باید از حیوانیت جدا شد تا به آن رسید. خدا این دنیا را برای این افراد حیوان صفت نیافرید که به خاطر آنها تامش کند هدف از آفرینش انسان رسیدن آن به کمال است. پس نباید نیمه خالی لیوان را دید. اگر فردی دوست ندارد ادامه تحصیل دهد باید مدیر دانشگاه زیر سوال برود! این چنین نیست خود را از این موضوع جدا کرده دوباره به این دنیا نگاه کن به خدامیسپارمت تا روشنت کند.

رئوف
۱۳۹۲/۰۴/۰۹, ۲۱:۴۵
سلام پاسخگوی محترم شما به چند سوال من پاسخ ندادین؟


ایا به موجودی که سر هم نوع خود را به بدترین شکل قطع میکند و هم نوع خود را شکنجه و اذیت میکند و حتی به کودکان هم رحم نمیکند میشود او را یک انسان نامید؟ایا به راستی او یک انسان است؟ایا درست است که ما به موجودی این چنین اختیار دهیم؟ایا افرینش چنین موجودی بیهوده نیست؟ایا افرینش چنین موجودی و دادن اختیار به وی کار درستی است؟ایا چنین خلقتی ظلم اشکار به مخلوق نیست؟ایا به راستی خداوند می تواند خسارت های روحی و جسمی یاران خود را جبران کند؟



با سلام خدمت شما دوست گرامی

دوست گرامی بنده به سوالات شما پاسخ دادم ولی ظاهرا باید توضیح بیشتری عرض می شد.

- این جهان محل آزمایش انسان هاست، آزمایش انسان، متوقف بر داشتن قدرت انتخاب است.
جنایتکارانی این چنین نیز طبق تعریفی که بنده ارائه کردم، زمینه رسیدن به کمال را دارا بوده اند(زیرا اگر راه صحیح را انتخاب می کردند، به افرادی صالح بدل می شدند) فلذا شایستگی داشتن اختیار را داشته اند. اما از آنجایی که ماهیت اختیار چنین است که فرد هم توانایی انتخاب راه درست را دارد و هم توانایی انجام رفتارهای پلید را دارد، نتیجه ی فرد، تابع خواست خود او، خواهد بود.
با توجه به این توضیحات، داشتن اختیار لازمه این جهان است که برای رسیدن به کمال انسان ها ایجاد شده است. فلذا اعطاء اختیار ظلم نیست. ظلم را باید در مقام داوری بین انسان ها جستجو کرد که در آن مقام نیز خداوند کاملا عادلانه با انسان ها رفتار خواهد کرد.

- در مورد قدرت جبران خداوند نیز، تردیدی وجود ندارد. خداوند می تواند سعادت ابدی، رفاه ابدی و آنچه انسان ها به آن علاقه دارند را تا ابد برای آنها فراهم کند. رنج موقت هرچه قدر هم دشوار باشد، با سعادت ابدی، جبران می شود.

موفق باشید

FTMH_Mohammadi
۱۳۹۲/۰۴/۰۹, ۲۳:۰۱
درد یک شیعه فقط سر بریده این کودک است که با از بین رفتن این افراد مرحمی بر دلمان باشد. بله درست است که این کودک معصوم هست معصوم تر از علی اصغر آقا امام حسین هم هست؟ پس اینگونه باشد باید همان زمان دنیا به پایان میرسید. حکمت و مصلحت الهی چیزی نیست که هر فردی آن را درک کند باید از حیوانیت جدا شد تا به به آن رسید. خدا این دنیا را برای این افراد حیوان صفت نیافرید که به خاطر آنها تامش کند هدف از آفرینش انسان رسیدن آن به کمال است. پس نباید نیمه خالی لیوان را دید. اگر فردی دوست ندارد ادامه تحصیل دهد باید مدیر دانشگاه زیر سوال برود! این چنین نیست خود را از این موضوع جدا کرده دوباره به این دنیا نگاه کن به خدامیسپارمت تا روشنت کند.

سلام ...
امیدوارم که خوب باشید ... اجازه بدین یه داستان قشنگ براتون تعریف کنم ...
فیزیک نوین از کجا آغاز شد ... یکم سرتون رو درد میارم ولی نتیجش ارزش داره ...
فرض کنید شما در قطاری که ساکن هست ایستاده اید ... در آنصورت سرعت شما نسبت به زمین صفر است . حال فرض میکنیم شما با سرعت 2 متر بر ثانیه در قطار شروع به حرکت میکنید ... بنابراین سرعت شما میشود 2 متر بر ثانیه نسبت به زمین ...
اجازه بدین مساله رو کمی تغییرش بدیم ... فرض کنید شما در درون قطاری که با سرعت 20 متر بر ثانیه حرکت میکند ایستاده اید و حرکت نمیکنید ... سوال : سرعت شما نسبت به زمین چقدر است : جواب 20 متر بر ثانیه .... چون با اینکه شما در قطار ایستاده اید ولی خود قطار نسبت به زمین با سرعت 20 متر بر ثانیه حرکت میکند .

حالا فرض کنید شخصی بر روی قطاری که با سرعت 20 متر بر ثانیه حرکت میکند ... باسرعت 2 متر برثانیه شروع به حرکت کند : سوال سرعت او نسبت به زمین چقدر میشود : مشخص است 22 متر بر ثانیه اگر همجهت با حرکت قطار حرکت کند و 18 متر بر ثانیه اگر خلاف جهت حرکت قطار شروع به حرکت کند ....

یه روز آقای انیشتن سوار متروی اون زمان میشه ... میگه سرعت قطار 20 متر بر ثانیه هست و این قطار دارای چراغی هست که از خود نوری با سرعت 300 هزار کیلومتر بر ثانیه پخش میکند ... بنابراین باید سرعت نوری که از چراغ مترو ساطع میشود برابر با 300 هزار کیلومتر بر ثانیه + 20 شود ... میره آزمایش میکنه میبینه نشد ...

ایشون با خودش میگه دیوم دیوم ... یه جای فیزیک میلنگه ... قوانین غلطن ... نهایتا یه پتک بر میداره میکوبه رو قوانین اون زمان و قوانین جدیدی رو ابداع میکنه ... اونقدر جدید که معلم های اون دوره زمونه باید میرفتن و دوباره مدرکشون رو Update میکردن ...

حالا شما میگی این بچه مرد که مرد به جهنم ... این اتفاق افتاد که افتاد به جهنم ... و ...
اگر دستوری از سمت خدا باشه ... اگر کاری از سمت خدا باشه ... اگر حرفی از سمت خدا باشه ... حتی یک صدم درصدش هم نباید بلنگه نباید غلط باشه ... و گرنه بدون که یه جای کار ایراد داره ... این چه حرفی هست که باید نیمه پر لیوان رو دید ... مطالب و اتفاق ها و دستوراتی که مربوط به خدا میشن باید 100 درصد درست باشن ... باید لیوان کاملا پر باشه ... و گرنه یه جای کار میلنگه

FTMH_Mohammadi
۱۳۹۲/۰۴/۰۹, ۲۳:۱۷
سلام پسر زمینی ... این رو هم از من داشته باش ...
مساله ای که داری شما مطرح میکنی ... یه مساله کلاسیک هست ... اونقدر این مساله اساسی بوده که حتی فرشتگان هم نسبت بهش به خدا معترض میشن .... به خدا میگن : آیا باز میخواهی بر روی زمین موجوداتی خلق کنی که فساد برپا میکنن ... خون میریزند و قتل ها به پا میکنند ... در حالیکه ما تو را تقدیس میکنیم !!!!

جواب خدا به فرشتگان : من چیزی رو میدونم که شما نمیدونید و نمیفهمید ...

جواب این سوال خیلی سخته .... آنقدر سخت که جبرییل و عزراییل و ... هم نمیتونن درک کنن ... شاید باید از جواب این سوال بگذریم ... همین !!!

نسیم رضوان
۱۳۹۲/۰۴/۰۹, ۲۳:۲۰
و چون پرودگارت به فرشتگان گفت: من برآنم تا در زمين، جانشينى قرار دهم،

فرشتگان گفتند: آيا كسى را در زمين قرار می دهى كه در آن فساد كند و خون‏ها

بريزد؟ در حالى كه ما با حمد و ستايش تو، ترا تنزيه و تقديس می كنيم. خداوند فرمود:

همانا من چيزى می دانم كه شما نمی دانيد.

و شاید اون چیزی که فرشتگان نمی دونستن این بود که گروهی از انسانها، هرچند بسیار کم، با طاعت خداوند به چنان درجه ای رسیدند که تنها، وجود همین عده محدود در دنیا، ارزش این رو داشت که خداوند انسان رو خلق کنه
واقعا حیف نبود که عالم از وجود نورانی معصومین علیهم السلام محروم بشه؟
اگر انسانهای پست حیوان صفت در دنیا زیادند، انسانهای برتر از فرشتگان هم بسیارند

و پایان تمام این جنایات کثیف، ظهور حضرت قائم عجل الله است که در روایات آمده در زمان ظهور ایشان مردم جهان از آمدن منجی ناامید شده اند...

حامد
۱۳۹۲/۰۴/۱۰, ۰۷:۱۵
حالا شما میگی این بچه مرد که مرد به جهنم ... این اتفاق افتاد که افتاد به جهنم ... و ...
اگر دستوری از سمت خدا باشه ... اگر کاری از سمت خدا باشه ... اگر حرفی از سمت خدا باشه ... حتی یک صدم درصدش هم نباید بلنگه نباید غلط باشه ... و گرنه بدون که یه جای کار ایراد داره ... این چه حرفی هست که باید نیمه پر لیوان رو دید ... مطالب و اتفاق ها و دستوراتی که مربوط به خدا میشن باید 100 درصد درست باشن ... باید لیوان کاملا پر باشه ... و گرنه یه جای کار میلنگه
سلام
کار از اون جهت که کار خداست هیچ مشکلی نداره
اول باید از احساسات تند خالی بشی تا بتونی مساله رو خوب درک کنی
ببینید
این عالم تمامش در تحت قدرت الهی است
و او داره برنامه کمال بخش خودش رو پیش میبره
تاکید می کنم : کمال بخش
یک مرحله از کمال بخشی به انسان فعلیت پیدا کردن بعد معنوی اوست
یعنی اینکه انسان از بعد مادی مبری ، جدا یا منصرف بشه و خودش رو در یک حقیقتی معنوی برتر و بالاتر از ماده بیابد
این بطور معمول برای افراد با مرگ تحقق پیدا میکنه یعنی مرگ عامل ارتقاء انسان از بعد مادی به بعد معنوی است
لذا این برنامه به انحاء مختلف و به اسباب گوناگون اتفاق میفته
گاهی تو رختخواب میمره بدون اینکه کسی خبر بشه گاهی وسط خیابون تصادف میکنه و همه صحنه رقت انگیز مرگ اونو میبینن گاهی تو جنگ تیر میخوره و گاهی یک جنایتکار سبب تحقق این مساله است با بریدن گلو
ببین اینها همه اشکال تحقق یک واقعیت است و آن مرگ است و آن انتقال از ماده به معناست . ارتقاء است . حال اینکه نحوه تحققش چه تاثیری بر انسانهایی که شاهد اون هستن میذاره یک مساله دیگه است . ممکنه یک پدر مهربانی 100 سال زندگی کنه و بعد مرگش فرزندان و نوه هاش برای مردنش غش کنن . مردم میگن ای بابا اون عمر خودشو کرده بود . اما نوه ای که پدر بزرگ مهربان رو از دست داده جور دیگه به مساله نگاه میکنه . این نگاههای متفاوت هست و دخلی در اصل قضیه که همان ارتقاء انسان به مرتبه والاتر وجودی است نداره .
و البته این تاثیرگذاریها هم در برنامه جامع کمال بخشی هستند . یعنی تاثر شما از یک ظلم و یک جنایت یک برنامه در کمال بخشی شماست همانطور که نگاه متفاوت آن جنایتکار در برنامه کمال بخشی متناسب با وجود او دخیل است .
و هوالله الموفق

masouddehestani
۱۳۹۲/۰۴/۱۰, ۱۱:۳۸
و بازم امیدوارم اینگونه سوالاتم به منزله کفر نباشد چون باید جوابی پیدا کرد برای اینکه خدا کیست امام زمانی که قرار بیاد کیست و چرا اینگونه سخت میگیرد زندگی را برای انسان برای انسانی که به گفته خودش عاشقش است از مادر بیشتر

من که با عاشقم این کارها را نمیکنم

یه جا شنیدم!!! جانش را میگیرم و دیه او با من

نمیدونم والله
آیا باید عاشقی فقط از طرف خداباشه؟؟؟؟ آیا فقط مابگیم خدایا عاشقتیم بسه؟؟؟؟؟ خداگفته عاشق ماست وامکانات زیادی به ما داده آیا جواب این نعمت هاراباید فقط با استفاده کردن از آن ها بدهیم
آیا یه نمازخواندن کارسختی است؟؟؟؟یه روز ما24ساعته حالا اصلا بگیریم 10ساعت مگه کل نمازهای شبانه روزی چقدر طول میکشه فوقش یه ساعت آیا یع ساعت برای خالقمون زیاده؟؟؟؟؟
میدونم باز برای جوابم یه جوابی میدید من فکر می کنم شما اصلا هیچکدام از جوابهای دوستان رو قبول نمی کنید. وفقط برای هر جوابی یه سوال دیگری دارید!!!که به نظرم باید تو اعتقاداتون کمی تجدید نظر کنید!!!!!!!

masouddehestani
۱۳۹۲/۰۴/۱۰, ۱۱:۴۲
تمام مشکلات بشریت به خاطر ما ایرانی ها است !!!!
همه ی کره زمین فهمیدند و ما ایرانیها هنوز نفهمیدیم که چه نقشی در سرنوشت بشریت داریم !


موافقم!!! دقیقا
!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

asad
۱۳۹۲/۰۴/۱۰, ۱۱:۴۷
ایشون با خودش میگه دیوم دیوم ... یه جای فیزیک میلنگه ... قوانین غلطن ... نهایتا یه پتک بر میداره میکوبه رو قوانین اون زمان و قوانین جدیدی رو ابداع میکنه ... اونقدر جدید که معلم های اون دوره زمونه باید میرفتن و دوباره مدرکشون رو Update میکردن ...
میگم چرا ادامشو نگفتید؟ بعد از قوانین جدیدش وقتی سرعت نور چراغ قطار رو اندازه گرفت آیا درست دراومد؟یعنی سیصد هزار کیلومتر + 20 ؟؟؟؟

اگر دستوری از سمت خدا باشه ... اگر کاری از سمت خدا باشه ... اگر حرفی از سمت خدا باشه ... حتی یک صدم درصدش هم نباید بلنگه نباید غلط باشه .
خب غلط نیست! اگر همه ی مردم به همه ی دستورات خداوند عمل کنند متوجه میشوید که یک هزارم درصدش هم غلط نیست! شما به جای اینکه از بنده های خدا ایراد بگیرید دائما به خدا ایراد میگیرد! در حالی که این بنده های خدا هستند که قوانین الهی را فراموش کردند! وگرنه کارهای خدا هیچ ایرادی ندارد و لیوانش پر پراست!
اگر یک قانون الهی پیدا کردید که یک درصد ایراد داشت حتما به ما هم اطلاع دهید!
والسلام

FTMH_Mohammadi
۱۳۹۲/۰۴/۱۰, ۱۵:۰۴
میگم چرا ادامشو نگفتید؟ بعد از قوانین جدیدش وقتی سرعت نور چراغ قطار رو اندازه گرفت آیا درست دراومد؟یعنی سیصد هزار کیلومتر + 20 ؟؟؟؟

خب غلط نیست! اگر همه ی مردم به همه ی دستورات خداوند عمل کنند متوجه میشوید که یک هزارم درصدش هم غلط نیست! شما به جای اینکه از بنده های خدا ایراد بگیرید دائما به خدا ایراد میگیرد! در حالی که این بنده های خدا هستند که قوانین الهی را فراموش کردند! وگرنه کارهای خدا هیچ ایرادی ندارد و لیوانش پر پراست!
اگر یک قانون الهی پیدا کردید که یک درصد ایراد داشت حتما به ما هم اطلاع دهید!
والسلام

جواب سوال اولتون : خیر نشد 300 هزار کیلومتر بر ساعت + 20 اگر میشد که قوانین درست میبودند ... ایشون پس از تست کردن متوجه شدن سرعت نور ثابت موند ... بعدش گفتن فیزیک بی در و پیکر هست باید یه چیز رو فرض گرفت بعد بر اساس اون قوانین رو جلو برد ... ایشون فرض کرد که سرعت نور ثابت هست ... و کل قوانین نسبیت عام و خاص خودش رو بر مبنای ثابت بودن سرعت نور پایه ریزی کرد ... بدبختی اینه که ثابت شده سرعت نور نیز ثابت نیست ... مثلا در زمان Bigbang سرعت نور خیلی بالاتر از 300 هزار کیلومتر بر ثانیه بوده ...

جواب قسمت دومتون :

اولا من کسی نیستم که از خدا بخوام ایراد بگیرم ...

ثانیا :
1- ببینید وقتی شما دارین قواینی رو تدوین میکنین باید بدونین که اون قوانین رو دارین برای انسان مینویسین ... مثلا الان دولت بیاد تصویب کنه هر کس که درآمدش زیر 100 هزار تومن هست ( دولت بهش برجی 300 هزار تومن میده ) ظاهرا قانون خوبی هست ... تعداد آدم هایی که زیر 100 هزارتومن در ماه در میارن شاید به 10000 نفر هم نرسه و اگر دولت بیاد و به این ها نفری 300 هزار تومن بده فقر تو جامعه ریشه کن میشه .... ولی این قانون مشگل داره ... چون برای انسان نوشته شده ... میلیون ها نفر اونجا جمع میشن و خودشون رو میزنن به بدبختی و بیچارگی و ... و میگن به ما برجی 300 هزارتومن پول بدین .

2- یا در مورد قوانین کمونیستی ... پس از سالیان سال که قوانین کمونیستی در شوروی حکمفرما بود ... سردمداران کمونیستی اعلام کردند که کمونیست روش خوبی برای رسیدن به موققیت و کشور داری هست ولی به درد انسان نمیخوره و فقط بدرد مورچگان میخوره ...


خوب !!! الان خیلی از قوانین و دستوراتی که من دارم میبینم همینجوری هستند ... پدری به فرزند خودش میگه غیبت نکن ... غیبت گناهه ... پدر دیگری به فرزند خودش میگه سر کار ... تو خانواده و تو جمع و ..خیلی وقت ها خیلی ها پشت سرت غیبت میکنن ... تو هم باید راه حل رو بدونی ... باید بدونی چی کار کنی ... اگر کسی پشت سر تو غیبت کرد باید حتما رو در رو کنی ... اگر یک بار تو جمع رو در رو کردی ... هیچ کس از اون جمع یا شرکت یا ... دیگه جرات نمیکنه پشت سرت غیبت کنه ... یا اینکه تو جمع برگردی و بگی من با فلانی خیلی دوست هستم ... هر چی هم که پشت سر من بگه ازش میگذرم ... چون با هم دوستیم { اون شخص اولا آبروش میره ... ثانیا میدونه اگر بازم غیبت شما رو بکنه آبروی خودش رفته } ... بعدش پدر شما میگه بسته به شرایط و طرفت یکی از این دو تا راه حل رو انتخاب کن ... خوب حالا خود شما مقایسه کن ... دستوری که پدر آدم به آدم یاد میده ... با دستوری که پروردگار جلوی آدم میزاره ...

asad
۱۳۹۲/۰۴/۱۰, ۱۸:۲۹
1- ببینید وقتی شما دارین قواینی رو تدوین میکنین باید بدونین که اون قوانین رو دارین برای انسان مینویسین ... مثلا الان دولت بیاد تصویب کنه هر کس که درآمدش زیر 100 هزار تومن هست ( دولت بهش برجی 300 هزار تومن میده ) ظاهرا قانون خوبی هست ... تعداد آدم هایی که زیر 100 هزارتومن در ماه در میارن شاید به 10000 نفر هم نرسه و اگر دولت بیاد و به این ها نفری 300 هزار تومن بده فقر تو جامعه ریشه کن میشه .... ولی این قانون مشگل داره ... چون برای انسان نوشته شده ... میلیون ها نفر اونجا جمع میشن و خودشون رو میزنن به بدبختی و بیچارگی و ... و میگن به ما برجی 300 هزارتومن پول بدین .

2- یا در مورد قوانین کمونیستی ... پس از سالیان سال که قوانین کمونیستی در شوروی حکمفرما بود ... سردمداران کمونیستی اعلام کردند که کمونیست روش خوبی برای رسیدن به موققیت و کشور داری هست ولی به درد انسان نمیخوره و فقط بدرد مورچگان میخوره ...


ببینید وقتی شما دارین قواینی رو تدوین میکنین باید بدونین که اون قوانین رو دارین برای انسان مینویسین
یعنی چی؟:Gig:
یعنی خدا باید قوانین رو جوری طراحی میکرد که همه ی انسان ها خود به خود به همه ی قوانین عمل کنند؟؟؟؟؟ و ملاک شما برای تشخیص قوانین صحیح و خوب از قوانین بد و ایراد دار این است؟ اینکه آیا انسانها به آن قانون عمل میکنند یا نه؟
میتونم ازتون خواهش کنم برام فقط و فقط یک قانون رو از کل جهان (هرکشوری که دوست دارید) مثال بزنید که با این معیار طراحی شده باشه؟ یعنی قانونی رو مثال بزنید که به قول شما برای انسانها تدوین شده باشه و همه ی انسانها هم بدون استثنا با آن عمل کنند! :Gig::Gig:
اگر نتوانید همچین قانونی (که همه به آن عمل کرده باشند) مثال بزنید یعنی اینکه طبق استدلال شما هیچ قانونی وجود ندارد که بشود آن را برای انسان طراحی کرد!


پدری به فرزند خودش میگه غیبت نکن ... غیبت گناهه ... پدر دیگری به فرزند خودش میگه سر کار ... تو خانواده و تو جمع و ..خیلی وقت ها خیلی ها پشت سرت غیبت میکنن ... تو هم باید راه حل رو بدونی ... باید بدونی چی کار کنی ... اگر کسی پشت سر تو غیبت کرد باید حتما رو در رو کنی ... اگر یک بار تو جمع رو در رو کردی ... هیچ کس از اون جمع یا شرکت یا ... دیگه جرات نمیکنه پشت سرت غیبت کنه ... یا اینکه تو جمع برگردی و بگی من با فلانی خیلی دوست هستم ... هر چی هم که پشت سر من بگه ازش میگذرم ... چون با هم دوستیم { اون شخص اولا آبروش میره ... ثانیا میدونه اگر بازم غیبت شما رو بکنه آبروی خودش رفته } ... بعدش پدر شما میگه بسته به شرایط و طرفت یکی از این دو تا راه حل رو انتخاب کن ... خوب حالا خود شما مقایسه کن ... دستوری که پدر آدم به آدم یاد میده ... با دستوری که پروردگار جلوی آدم میزاره ...
خدمت شما عرض کنم که اولا این مقایستون اشتباهه!
شما نوشتید: پدری به فرزندش میگه غیبت نکن چون گناهه (پدر به فرزندش غیبت نکردن رو توصیه میکنه)
بعد نوشتید: پدری به فرزندش میگه اینکارو بکن تا دیگران پشتت غیبت نکنن (پدر به فرزندش راهکار جلوگیری از غیبت دیگران رو نشون میده)
بعد این دو پدر رو با هم مقایسه کردید! در حالی که دو عمل متفاوت دارن انجام میدن!

ثانیا: اینکه پدری فقط به فرزندش بگه پسرم غیبت نکن چون گناه است . ایراد از پدره است که داره اینجوری بچشو نصیحت میکنه نه از خدا! اگه یک پدر بخواد واقعا طبق سیره قران و ائمه فرزندش رو از غیبت منع کنه باید یک سری به روایات بزنه چون خدا ائمه رو برا همین فرستاده:

امام صادق (ع) : غیبت نکن که غیبتت می کنند ( غیبت کسی را نکن که غیبتت می کنند ) برای برادرت چاه مکن که در آن می افتی چون همانطور که برخورد می کنی با تو برخورد میشود. ( هر جوری رفتار کنی همانطور باخودت رفتار می کنند ) بحارالانوار جلد 75 صفحه 248 حدیث 16

حضرت محمد (ص) فرمود : ای اباذر ! بپرهیز از غیبت ، زیرا غیبت از زنا سخت تر و بدتر است . اباذر می گوید گفتم : چرا یا رسول الله ؟ فرمود : چون مرد زنا می کند و توبه می کند ، خدا هم توبه او را می پذیرد ، ولی غیبت بخشوده نمیشود تا اینکه صاحبش ببخشد. وسائل الشیعه جلد 8 صفحه 598 حدیث 9

روايت شده كه روز قيامت نامه‏ ى عمل مرد را بدستش ميدهند پس در آن ثوابهائى می ‏بيند كه نمی ‏شناسد به او گفته می ‏شود اين ثوابها در مقابل غيبت‏هائيست كه مردم از تو كرده ‏اند. ارشاد القلوب جلد 1 صفحه 278

به حسن َبصرى گفتند كه همانا مردى غيبت تو را میکند حسن بصرى هدیه ای براى او فرستاد ، او گفت من ارتباطى با حسن َبصرى ندارم حسن بَصری گفت درست است كه ارتباطى نداريم ولى شنيدم كه تو ثوابهاى خودت را براى من ( با غیبتی که پشت سر من میکنی ) هدیه فرستاده اى من هم دوست داشتم كه تلافى كنم.) و اگر در پيش كسى غيبت مؤمنى را بكنند و او برادر مؤمنش را يارى نكند ( و جلوی غیبت را نگیرد )مسلم نسبت به خدا و رسولش خيانت كرده. ارشاد القلوب جلد 1 صفحه 278

حضرت محمد (ص) : هرکه مرد یا زن مسلمانی را غیبت کند ، خداوند تعالی چهل روز و شب نماز و روزه او را قبول نکند ، مگر اینکه کسی که غیبتش را نموده از وی در گذرد. جامع الاخبار صفحه 109

امام صادق (ع) : غیبت حسنات ( خوبی ها و نیکی ها ) را از بین می برد همانطور که آتش هیزم را از بین می برد. خداوند بزرگ به موسی وحی می فرمود : غیبت کننده اگر توبه کند آخرین کسی است که وارد بهشت میشود و اگر توبه نکند نخستین کسی است که وارد آتش می گردد. بحارالانوار جلد 75 صفحه 257 حدیث 48

مولا علی (ع) : از غیبت بپرهیز که غیبت کردن تو را با خدا و مردم دشمن می کند و اجر و پاداش کارهای تو را از بین می برد. غررالحکم حدیث 2632

امام سجاد (ع) : هر بامداد زبان انسان بر دیگر اعضای بدن توجه می کند و می گوید چگونه هستید ؟ حالتان چطور است ؟ آنها می گویند : اگر تو ما را رها کنی خوبیم(اگر تو با حرف زدن گناه نکنی خوبیم ) خدا را خدا نسبت به ما بیاد آور . و او را به خدا قسم می دهند و می گویند : پاداش و کیفر ما تنها بخاطر توست ( یعنی اگر انسان پاداش کسب کند با استفاده از زبان است و اگرانسان عذابی هم شود بخاطر زبان است ) اصول کافی جلد 3 صفحه

حضرت محمد (ص) : ترک غیبت از ده هزار رکعت نماز مستحبی پیش خدا محبوبتر است. بحارالانوار جلد 75 صفحه 261 حدیث 66

حضرت رسول فرمود: در شب معراج بر گروهى گذشتم كه رويشان را با ناخنها ميكندند از جبرئيل پرسيدم كه اينان چكاره ‏اند؟ گفت: ايشان كسانى هستند كه غيبت مردم را ميكردند. ارشاد القلوب جلد 1 صفحه 279

حضرت محمد (ص) : خداوند زبان را طوری عذاب فرماید که هیچ یک از اعضاء را آنچنان عذاب نکند ، زبان گوید پروردگارا مرا عذابی نمودی که چیز دیگر را عذاب نکردی ، پس به آن گفته میشود از تو کلمه ای خارج شد که به مشارق و مغارب زمین رسید و به وسیله آن سخن ، خون محترم ریخته شد و مال محترم غارت گردید و ناموس محترم دریده شد ، به عزت و جلالم سوگند تو را عذابی کنم که هیچ یک از اعضاء دیگرت را آنچنان عذاب نکرده باشم. اصول کافی جلد 3 باب الصمت و حفظ اللسان حدیث 16 و 17

pesar.zamini
۱۳۹۲/۰۴/۱۱, ۰۱:۳۰
از طرف من به خدا بگین
.تو هیچ وقت لایق پرستش نبودی و نخواهی بود.فقط به اجبار تو را پرستش میکنم .ای کاش فقط یک لحضه به دور از چشم و نگاه تو بودم به دور از تمام حرفات و تمام بازیهات.ای کاش خالق دیگری وجود داشت تا ما را از دست تو نجات دهد و حکومتت را نابود کند تا این گونه ما را شکنجه نکنی.ای کاش خالقی بود قدرتمند تر از تو تا دنیای مسخره یه تو را که به ما ارزانی داشتی تیر و مار میکرد و کودکان معصوم وافراد بی گناه را از دست افریده های شر تو نجات میداد.اما افسوس که تو پادشاه جهانی افسوس افسوس افسوس .از تو و دنیای تو متنفرم ازت بیزارم .دیکتاتور

حب الحسين
۱۳۹۲/۰۴/۱۱, ۰۲:۳۹
از طرف من به خدا بگین
.تو هیچ وقت لایق پرستش نبودی و نخواهی بود.فقط به اجبار تو را پرستش میکنم .ای کاش فقط یک لحضه به دور از چشم و نگاه تو بودم به دور از تمام حرفات و تمام بازیهات.ای کاش خالق دیگری وجود داشت تا ما را از دست تو نجات دهد و حکومتت را نابود کند تا این گونه ما را شکنجه نکنی.ای کاش خالقی بود قدرتمند تر از تو تا دنیای مسخره یه تو را که به ما ارزانی داشتی تیر و مار میکرد و کودکان معصوم وافراد بی گناه را از دست افریده های شر تو نجات میداد.اما افسوس که تو پادشاه جهانی افسوس افسوس افسوس .از تو و دنیای تو متنفرم ازت بیزارم .دیکتاتور



سلام
معلوم كه خيلي ناراحتي
اره بعضي وقتهامعادلات با دودوتاچهارتاهاي ماجوردرنميادميزنيم به سيم اخر
اماهمينكه هنوز ميگي خداويعني ته دلت هنوزباخدا رابطه داري
كجا اومده بزورخداروپرستش كنيد؟؟؟خداي مهربون ماكه تويك عالمه ازاياتش ميگه من نيازي به پرستش هيچكس ندارم
يعني تودوست بزرگوار انقدربرا اون كودكان ناراحتي ولي خدايي كه خلقشون كرد بي تفاوت!!!
ميدونيد اگه خدامهربون نبود اگه يكي ديگه بود ازاين حرفايي كه دربارش ميزنيدتاحالا چه بلاهايي بسرتون ميومد؟؟؟
ميخاي دور ازنگاه خداباشيد؟؟راحت.جواب اين هم راحت كافيه ايه هاي قران درباره ادمايي كه ازچشم خدا افتادن روبخوني.ديگه خداكاربكارت نداره
ماكهميدونيم اين حرفا فقط ازسرعصبانيت ولي فكركنيداگه خداهم ميخاست مثل ما زودازكوره در بره سنگ روسنگ بندنميشه
صبورباشيم بالاخره دست انتقام خدابيرون مياد

نسیم رضوان
۱۳۹۲/۰۴/۱۱, ۰۹:۵۳
سلام
دقیقا!
اگر عقل ناقص ما انسانها به حکمت کارهای خالقمون قد نمیده
اگر بسیاری از قوانین این دنیا با حساب و کتابای ما مخلوقات ناچیز جور درنمیاد
اشکال از خالق این دنیاست یا از ما؟

در دین ما اومده که در ذات خدا تفکر نکنید. چرا؟ چون خدا اونقدر عظیم و بلندمرتبه است که عقل انسان، با اینهمه توانایی که تونسته چنین اکتشافات و اختراعاتی کنه و آسمانها و زمین و دریاها رو به تسخیر خودش دربیاره، اما در برابر عظمت خدا هیچی نیست. هیچی! نمیتونه به ذاتش دست پیدا کنه. و فقط چنین خدایی شایسته پرستشه
پس انتظار نداشته باشیم که بتونیم حکمت های خداوند رو در پیدایش و اداره این دنیا کاملا بفهمیم

asad
۱۳۹۲/۰۴/۱۱, ۱۰:۲۱
از طرف من به خدا بگین
.تو هیچ وقت لایق پرستش نبودی و نخواهی بود.فقط به اجبار تو را پرستش میکنم .ای کاش فقط یک لحضه به دور از چشم و نگاه تو بودم به دور از تمام حرفات و تمام بازیهات.ای کاش خالق دیگری وجود داشت تا ما را از دست تو نجات دهد و حکومتت را نابود کند تا این گونه ما را شکنجه نکنی.ای کاش خالقی بود قدرتمند تر از تو تا دنیای مسخره یه تو را که به ما ارزانی داشتی تیر و مار میکرد و کودکان معصوم وافراد بی گناه را از دست افریده های شر تو نجات میداد.اما افسوس که تو پادشاه جهانی افسوس افسوس افسوس .از تو و دنیای تو متنفرم ازت بیزارم .دیکتاتور

رفتارت منو یاد این داستان انداخت


روزی حضرت موسی علیه السلام برای مناجات با خدا به کوه طور سینا میرفت در راه مردی او را دید و پرسید ای موسی به کجا میروی؟حضرت موسی گفت :برای مناجات با خدا به کوه میروم.آنمرد چون حرف حضرت موسی را شنید با گستاخی گفت:ای موسی حالا که به صحبت با خدا میروی از طرف من هم به خدا بگو من از تو روزی نمیخواهم و عارم میشود که تو خدای منی و نمیخواهم گناهانم را هم ببخشی. حضرت موسی ناراحت شد ولی چیزی نگفت وبه راه خود ادامه داد و به مناجات با خود با خدا پرداخت.هنگام مراجعت فرا رسید و موسی میخواست برگردد ناگهان صدایی از خدا شنید :ای موسی چیزی فراموش نکرده ای؟بارخدایا تو داناتری و من نمیدانم ای موسی چرا پیغام ان مرد را به من نرساندی؟بار الها او مردی نادان بود و به توهین کرد موسی پیغام اورا بگو حضرت موسی حرف های آنمرد را گفت و باز هم صدایی شنید. خدای تبارک به حضرت موسی چنین گفت که ای موسی به بنده ام بگو تو روزی از من بخواهی یا نخواهی من روزی تو را میدهم چون من خلقت کرده ام و تو را روزی دهنده جز من نیست.به بنده ام بگو اگر تو عارت میشود که من خدای تو ام من عارم نمیشود که تو بنده منی به بنده ام بگو اگر تو نخواهی گناهانت را بخشم من بخشنده مهربانم و خواهم بخشید چون دوست ندارم بنده ام را درحالی ببینم که گناه کرده است. حضرت موسی شنید و در راه بازگشت آنمرد را دید.آن مرد پرسید خوب موسی چه شد ؟و حضرت موسی جوابهای خدا را براو بازگو فرمود. آنمرد چون اینها بشنید گفت ای موسی واقعا خدا اینها را گفته؟حضرت موسی گفت بله. در همین حال آنمرد از ته دل آهی کشید و جانش ز تن بیرون شد. نمیدانم شاید از شرم بوده یا شوق دیدار چنین خدایی؟؟؟

بله دوستان ما چنین خدایی داریم و بی خبریم...

حامد
۱۳۹۲/۰۴/۱۱, ۱۰:۳۹
از طرف من به خدا بگین
.تو هیچ وقت لایق پرستش نبودی و نخواهی بود.فقط به اجبار تو را پرستش میکنم .ای کاش فقط یک لحضه به دور از چشم و نگاه تو بودم به دور از تمام حرفات و تمام بازیهات.ای کاش خالق دیگری وجود داشت تا ما را از دست تو نجات دهد و حکومتت را نابود کند تا این گونه ما را شکنجه نکنی.ای کاش خالقی بود قدرتمند تر از تو تا دنیای مسخره یه تو را که به ما ارزانی داشتی تیر و مار میکرد و کودکان معصوم وافراد بی گناه را از دست افریده های شر تو نجات میداد.اما افسوس که تو پادشاه جهانی افسوس افسوس افسوس .از تو و دنیای تو متنفرم ازت بیزارم .دیکتاتور


سلام
حالا کاشکی برای خودت ناراحت بودی اخوی
خوب چرا کاسه داغتر از آش شدی
آنها آفریدگان خدایند و خدا بهتر می داند با آفریدگانش چه کند
دایه مهربانتر از مادر شدید ؟
او که خالق است نمی داند تو می دانی ؟
او که مهربان است نامهربان شده و تو مهربانتر از او ؟
مرگ پایان زندگی است ؟
اگر آن کودک با برخورد اتفاقی یک چاقو کشته می شد برایش فرقی داشت ؟
والله الهادی

FTMH_Mohammadi
۱۳۹۲/۰۴/۱۱, ۲۱:۱۳
از طرف من به خدا بگین
.تو هیچ وقت لایق پرستش نبودی و نخواهی بود.فقط به اجبار تو را پرستش میکنم .ای کاش فقط یک لحضه به دور از چشم و نگاه تو بودم به دور از تمام حرفات و تمام بازیهات.ای کاش خالق دیگری وجود داشت تا ما را از دست تو نجات دهد و حکومتت را نابود کند تا این گونه ما را شکنجه نکنی.ای کاش خالقی بود قدرتمند تر از تو تا دنیای مسخره یه تو را که به ما ارزانی داشتی تیر و مار میکرد و کودکان معصوم وافراد بی گناه را از دست افریده های شر تو نجات میداد.اما افسوس که تو پادشاه جهانی افسوس افسوس افسوس .از تو و دنیای تو متنفرم ازت بیزارم .دیکتاتور




سلام پسر زمینی امیدوارم که خوب باشی ...
من وضعیتم از تو بدتر بود خیلی بدتر ... اینقدر به صفات خدا شک داشتم که نگو و نپرس ... مدت زمان زیادی رو افسردگی داشتم ... هنوز هم هر از چند گاهی افسردگی میاد سراغم ... راهی که داری میری رو میدونم به کجا ختم میشه ... باید طرز فکرت رو عوض کنی ... باید .... تاکید میکنم باید ... حرفایی که میزنی باعث میشه تو یک دوری بیوفتی که روز به روز اوضاع روحی و روانیت بدتر بشه ... روز به روز افسردگیت بیشتر میشه ... بدبختی هم همینه ... اسلام یعنی تسلیم بودن در برابر چنین خدایی ... باید این چیز ها رو قبول کنیم ... میدونم منطقی تو ذهنت داری ... که باهاش نمیتونی پدیده های اطرافت رو تجزیه و تحلیل کنی ... سخته که باور به خدایی ارحم الراحمین داشته باشیم و بعضی چیزها رو ببینیم ...

منم مثله تو بودم سالیان سال ... بیشتر از 10 سال داشتم به عدل خدا فکر میکردم ... هر روز .... هر ساعت ... آخر سر هم نتونستم حلش کنم .. باید مساله رو تمومش میکردم .... تو این 10 سال ... با خیلی ها حرف زدم و خیلی ها هم جواب هایی به من دادند ... راستش کامل قانع نشدم ولی طبق شرایطی تونستم خودم رو قانع کنم ... چند تاش رو برات مینویسم ... و بعدش میگم چجوری با خودم عهد بستم ...

1- یکی به من گفت ... وقتی رضا زاده میره تو میدون و براش وزنه 280 کیلویی میزارن ... آیا خدا در حق رضازاده ظلم کرده ؟؟؟ گفتم نه ... گفت شاید یه روزی تو از خدا خواستی برات وزنه 300 کیلویی بزاره ... و این نوع زندگی و این مقدار سختی خواست خودت بوده ... پس سرت رو بالا بگیر و برو تو میدون .

2- یکی به من گفت تمام چیزهایی که ما داریم خواست خودمون بوده .... گفت تمام زیبایی ... تمام ثروت ... تمام خوشی هامون خواست خودمون بوده ... حتی باهوش بودنمون ...لهش خندیدم ... گفتم همه دوست داشتن زیبا باشن ... همه دوست داشتن مهربان باشن ... همه دوست داشتنن ثروتمند باشن و ... گفت اشتباه میکنی ... بعدها متوجه شدم راست میگه ... وقتی ما یه گناهی میکنیم ... دروغی میگیم ... یا ... زشت میشیم .... شاید دوران و زمانهایی بوده که ما پس از گذشتن از اون دورانها به این دنیا اومدیم و ....

3- یکی به من گفت خدا خیلی مهربونه ... گفتم چطور ... گفت وقتی یک زن و مرد با هم ازدواج میکنن و میخوان بچه ای رو دنیا بیارن .... همیشه ژن خوب ... ژن ضعیف رو پوشش میده .... گفتم چه ربطی داره ... گفت اگر خدای بدی داشتیم ... براش مهم نبود ... ولی خدایی داریم که براش تکامل و بالا رفتن انسانها مهم هست و قوانینی پایه ریزی کرده که انسانها رو به رشد باشن ... اگر خدای بدی داشتیم باید شاهد بی عدالتی در سطح های بسیار وسیع تری میبودیم ... در کهکشانها ... ولی اینجوری نیست ....

4- و آخرین چیز که برای من خیلی خیلی مهم بود ... یه روز که خیلی اعصابم بابت عدل خدا ناراحت بود شروع کردم به خوندن قرآن ... بعضی موقع ها آرومم میکنه ... رسیدم به یه آیه ( الان خاطرم نیست کجا بود ولی خواستی میگردم برات پیداش میکنم ) که خدا تو اون آیه به انسانها گفته ... تفاوت ها تو دنیا برای اینه که انسانها از یکدیگر بازشناخته بشن ... ولی گفته تفاوت تو اون دنیا به قدری وسیع هست که انسانها اصلا نمیتونن تصورش رو بکنن . یا یه همچین چیزی ... خدا یکی رو پولدار میکنه یکی رو فقیر میکنه ... یکی رو زشت و یکی رو زیبا ... فقط به خاطر اینه که اینا از هم بازشناخته بشن ... وگرنه اگر یکی سیاه نبود و یکی سفید نبود ... همه آدما مثله هم میشدن ... ولی خدا گفته چنان فرقی میزارم که ....

5- دیدی وقتی دو دانه رو در خاک میکاریم ظاهرن جفتشون یکی هستن ... ولی یکیش تبدیل به گلی زیبا میشه و یکیش تبدیل به خوار و خاشاک .... این دنیا محلی برای ماست که "ذات دانه" خودمون رو بسازیم ... در نهایت هممون رو تو خاک میکارن ... ولی بعدش یکی تبدیل به گلی زیبا میشه و یکی تبدیل به گلی زشت ....

و قراری که با خودم و خدام گذاشتم ... اگر رفتم اون دنیا و دیدم عدالتی وجود نداره ... و همین جور که تو این دنیا به هر کی دلش خواسته داده و به هر کی دوست نداشته نداده ... قسمش میدم منو تبدیل به خاک کنه ... چونکه دوست ندارم چنین دنیایی رو ببینم ... اگر نکرد خودکشی میکنم .

اینجوری بود که من مساله عدالت خدا رو برای خودم حلش کردم ... هر چند وقت یک بار این مساله منو اذیت میکنه ولی ... من با خودم گفتم سر تعهداتم میمونمم ...

اللیل والنهار
۱۳۹۲/۰۴/۱۱, ۲۲:۲۶
اگر مراحل کمال انسانی را برشماریم یکی از آنها رسیدن به مرتبه رضا و تسلیم است رسیدن به این کمال نفسانی, به بنده آرامش روانی می بخشد و از تلاطم روحی و تشویش و نگرانی می رهاند, چه بسا برخی از امور و اوضاع, نتیجه تنبلی و بیکاری و بی عاری و سهل انگاری باشد, یا برخی از محرومیت ها و ناکامی ها ,پیام ظلم و اجحاف و حق کشی دیگران باشد. اینها را نباید به حساب مقدرات الهی گذاشت و به آنها رضا داد و گامی برای رفع ظلم بر نداشت. ظلم پذیری با رضا به تقدیر الهی فرق دارد. پس بازگشت سخن به آن جاست که وقتی علی رغم همه تلاش ها در محدوده توان خویش وضعی داشت که روشن شد خدا چنین خواسته است به خواسته الهی تن و گله مند نباشد و چون از
همۀ حکمت‌ها و مصلحت‌ها اطلاع ندارد، با دلسپردن به قضای الهی و پذیرش آنچه او خواسته است، به امنیت روانی و طمأنینۀ روحی می‌رسدو این جلوه‌ای از ولایت‌پذیری نسبت به پروردگار است که مولای همه است.در حدیث قدسی آمده است:
«مَنْ لَم یَرض بقضائی و لم یُؤمِن بِقَدَری،فَلْیَلتَمِسْ اِلهاً غیری؛3 هر کس به قضای من راضی نیست و به تقدیر من ایمان ندارد، پس در پی خدایی دیگر غیر از منباشد».آنچه انسان را به این مرحله از «رضا به قضای الهی» می‌رساند، معرفت خداست. هر که خداشناس‌تر باشد، نسبت به خواست او تسلیم‌تر است. امام باقر(ع) در حدیثی به این نکته اشاره می‌فرماید:«اَحَقُّ مَنْ خَلَقَ اللهُ بالتّسلیم لِماقَضَی اللهُ مَنْ عَرَفَ الله؛4 شایسته‌ترین مردم برای تسلیم به آنچه خداوند مقدر کرده و قضای الهی است، کسی است که خدا را بشناسد.
یا حق

pesar.zamini
۱۳۹۲/۰۴/۱۱, ۲۳:۴۳
سلام پسر زمینی امیدوارم که خوب باشی ...
من وضعیتم از تو بدتر بود خیلی بدتر ... اینقدر به صفات خدا شک داشتم که نگو و نپرس ... مدت زمان زیادی رو افسردگی داشتم ... هنوز هم هر از چند گاهی افسردگی میاد سراغم ... راهی که داری میری رو میدونم به کجا ختم میشه ... باید طرز فکرت رو عوض کنی ... باید .... تاکید میکنم باید ... حرفایی که میزنی باعث میشه تو یک دوری بیوفتی که روز به روز اوضاع روحی و روانیت بدتر بشه ... روز به روز افسردگیت بیشتر میشه ... بدبختی هم همینه ... اسلام یعنی تسلیم بودن در برابر چنین خدایی ... باید این چیز ها رو قبول کنیم ... میدونم منطقی تو ذهنت داری ... که باهاش نمیتونی پدیده های اطرافت رو تجزیه و تحلیل کنی ... سخته که باور به خدایی ارحم الراحمین داشته باشیم و بعضی چیزها رو ببینیم ...

منم مثله تو بودم سالیان سال ... بیشتر از 10 سال داشتم به عدل خدا فکر میکردم ... هر روز .... هر ساعت ... آخر سر هم نتونستم حلش کنم .. باید مساله رو تمومش میکردم .... تو این 10 سال ... با خیلی ها حرف زدم و خیلی ها هم جواب هایی به من دادند ... راستش کامل قانع نشدم ولی طبق شرایطی تونستم خودم رو قانع کنم ... چند تاش رو برات مینویسم ... و بعدش میگم چجوری با خودم عهد بستم ...

1- یکی به من گفت ... وقتی رضا زاده میره تو میدون و براش وزنه 280 کیلویی میزارن ... آیا خدا در حق رضازاده ظلم کرده ؟؟؟ گفتم نه ... گفت شاید یه روزی تو از خدا خواستی برات وزنه 300 کیلویی بزاره ... و این نوع زندگی و این مقدار سختی خواست خودت بوده ... پس سرت رو بالا بگیر و برو تو میدون .

2- یکی به من گفت تمام چیزهایی که ما داریم خواست خودمون بوده .... گفت تمام زیبایی ... تمام ثروت ... تمام خوشی هامون خواست خودمون بوده ... حتی باهوش بودنمون ...لهش خندیدم ... گفتم همه دوست داشتن زیبا باشن ... همه دوست داشتن مهربان باشن ... همه دوست داشتنن ثروتمند باشن و ... گفت اشتباه میکنی ... بعدها متوجه شدم راست میگه ... وقتی ما یه گناهی میکنیم ... دروغی میگیم ... یا ... زشت میشیم .... شاید دوران و زمانهایی بوده که ما پس از گذشتن از اون دورانها به این دنیا اومدیم و ....

3- یکی به من گفت خدا خیلی مهربونه ... گفتم چطور ... گفت وقتی یک زن و مرد با هم ازدواج میکنن و میخوان بچه ای رو دنیا بیارن .... همیشه ژن خوب ... ژن ضعیف رو پوشش میده .... گفتم چه ربطی داره ... گفت اگر خدای بدی داشتیم ... براش مهم نبود ... ولی خدایی داریم که براش تکامل و بالا رفتن انسانها مهم هست و قوانینی پایه ریزی کرده که انسانها رو به رشد باشن ... اگر خدای بدی داشتیم باید شاهد بی عدالتی در سطح های بسیار وسیع تری میبودیم ... در کهکشانها ... ولی اینجوری نیست ....

4- و آخرین چیز که برای من خیلی خیلی مهم بود ... یه روز که خیلی اعصابم بابت عدل خدا ناراحت بود شروع کردم به خوندن قرآن ... بعضی موقع ها آرومم میکنه ... رسیدم به یه آیه ( الان خاطرم نیست کجا بود ولی خواستی میگردم برات پیداش میکنم ) که خدا تو اون آیه به انسانها گفته ... تفاوت ها تو دنیا برای اینه که انسانها از یکدیگر بازشناخته بشن ... ولی گفته تفاوت تو اون دنیا به قدری وسیع هست که انسانها اصلا نمیتونن تصورش رو بکنن . یا یه همچین چیزی ... خدا یکی رو پولدار میکنه یکی رو فقیر میکنه ... یکی رو زشت و یکی رو زیبا ... فقط به خاطر اینه که اینا از هم بازشناخته بشن ... وگرنه اگر یکی سیاه نبود و یکی سفید نبود ... همه آدما مثله هم میشدن ... ولی خدا گفته چنان فرقی میزارم که ....

5- دیدی وقتی دو دانه رو در خاک میکاریم ظاهرن جفتشون یکی هستن ... ولی یکیش تبدیل به گلی زیبا میشه و یکیش تبدیل به خوار و خاشاک .... این دنیا محلی برای ماست که "ذات دانه" خودمون رو بسازیم ... در نهایت هممون رو تو خاک میکارن ... ولی بعدش یکی تبدیل به گلی زیبا میشه و یکی تبدیل به گلی زشت ....

و قراری که با خودم و خدام گذاشتم ... اگر رفتم اون دنیا و دیدم عدالتی وجود نداره ... و همین جور که تو این دنیا به هر کی دلش خواسته داده و به هر کی دوست نداشته نداده ... قسمش میدم منو تبدیل به خاک کنه ... چونکه دوست ندارم چنین دنیایی رو ببینم ... اگر نکرد خودکشی میکنم .

اینجوری بود که من مساله عدالت خدا رو برای خودم حلش کردم ... هر چند وقت یک بار این مساله منو اذیت میکنه ولی ... من با خودم گفتم سر تعهداتم میمونمم ...

خوبه که به ارامش رسیدی منم میخوام خدا رو از تموم لحضه های زندگیم خط بزنم .از دیروز حالم بد و بدتر میشه دیگه بریدم میخوام بی خیال این خدا بشم.زندگی کنم و منتظر مرگم باشم.حالم از دین و مذهب و خدا داره به هم میخوره میخوام مذهب و دین رو از زندگیم حذف کنم اینطوری اروم میشم.اگه بتونم وجود خدا رو فراموش کنم بهتر میتونم زندگی کنم و بهتر میتونم با حوادث کنار بیام.میخوام این طور فکر کنم که حوادث دنیا به صورت اتفاقی پیش میاد و حتی منم به طور اتفاقی به این دنیا اومدم.حکم ارتداد و کافر شدنم رو خودم به خودم دادم.میدونم به خاطر حرفام خدا یه روز به حسابم میرسه شاید یه روز من رو هم مثل این کودک سرم و ببرند و یا مثل او دختر سه ساله سوریه ای به زنجیر کنند و جلوی چشام پدر و مادرم رو بکشند ولی خوب مشکلی نیست جان من از جان این کودک شیرینتر نیست خدا خیلی ها رو تو جهنم میسوزونه منم یکیش .به خودم گفتم این خدا برای علی اضغر امام حسین چی بوده برای حضرت فاطمه چی بوده که بخواد برای من و این کودک چی باشه.چنان چه این کودک و هزاران مثل این برای خدا مهم نیستند چرا خدا برای من مهم باشد .من گفتم هان ای خدا من یک کافر و اهل جهنمی به تو حرفی دارم.من تو را به خدایی انتخاب نکردم و نخواهم کرد تو خود به زور خدایم شدی پس تو که به زور خدایم شدی انصاف داشته باش و مرا زیاد شکنجه نکن ای بهترین شکنجه کننده.

FTMH_Mohammadi
۱۳۹۲/۰۴/۱۲, ۰۰:۴۹
خوبه که به ارامش رسیدی منم میخوام خدا رو از تموم لحضه های زندگیم خط بزنم .از دیروز حالم بد و بدتر میشه دیگه بریدم میخوام بی خیال این خدا بشم.زندگی کنم و منتظر مرگم باشم.حالم از دین و مذهب و خدا داره به هم میخوره میخوام مذهب و دین رو از زندگیم حذف کنم اینطوری اروم میشم.اگه بتونم وجود خدا رو فراموش کنم بهتر میتونم زندگی کنم و بهتر میتونم با حوادث کنار بیام.میخوام این طور فکر کنم که حوادث دنیا به صورت اتفاقی پیش میاد و حتی منم به طور اتفاقی به این دنیا اومدم.حکم ارتداد و کافر شدنم رو خودم به خودم دادم.میدونم به خاطر حرفام خدا یه روز به حسابم میرسه شاید یه روز من رو هم مثل این کودک سرم و ببرند و یا مثل او دختر سه ساله سوریه ای به زنجیر کنند و جلوی چشام پدر و مادرم رو بکشند ولی خوب مشکلی نیست جان من از جان این کودک شیرینتر نیست خدا خیلی ها رو تو جهنم میسوزونه منم یکیش .به خودم گفتم این خدا برای علی اضغر امام حسین چی بوده برای حضرت فاطمه چی بوده که بخواد برای من و این کودک چی باشه.چنان چه این کودک و هزاران مثل این برای خدا مهم نیستند چرا خدا برای من مهم باشد .من گفتم هان ای خدا من یک کافر و اهل جهنمی به تو حرفی دارم.من تو را به خدایی انتخاب نکردم و نخواهم کرد تو خود به زور خدایم شدی پس تو که به زور خدایم شدی انصاف داشته باش و مرا زیاد شکنجه نکن ای بهترین شکنجه کننده.

سلام ...
بابا تو مرد هستی ... محکم باش .... پس فردا میخواد زنت بهت تکیه کنه ... باید از الان یاد بگیری ... وگرنه تو زندگی زناشوییت شکست میخوری ها ....
من کوچیک بودم ... بعدش یکی از نزدیکانمون که خیلی هم دوسش داشتم مرد ... وقت شام شد نرفتم شام بخورم ... گفتم من نمیام ... فلانی مرده شما دارین شام میخورین ... مامانم ... گفت ساکت شو یه کاسه پر برنج برام ریخت و ظرفم رو پر جوجه کباب کرد ... گفت بخور و حالش رو ببر ... بعضی جاها آدم باید خودش رو بزنه به بی خیالی ... قرار نیست ما بابت این چیزا اعصابمون رو خورد کنیم که ... من از تو حساس تر بودم ... وقتی پدرم فوت شد من خیلی کوچیک بودم ... عزا داری بابام 40 روز طول کشید ... همه خونمون بودن .... هر روز میزدن تو سرشون ... اینقدر اعصابم خورد شده بود که از اون موقع سر هیچ عزا داری نرفتم .... همشون هم میدونن چون روحیاتم حساس هست نمیرم ...

تا اینکه خالم که خیلی هم دوسم داشت فوت شدند ... خیلی دوسش داشتم ... و باید میرفتم .... ولی میدونستم نباید روحیم رو از دست بدم ... تو مهمونی ها همچین خودم رو گرفتم که حتی یه قطره اشکم ازم نیومد ... چون میدونستم اگر وا بدم چنان افسردگی میاد سراغم که میخوام زمین و زمان رو نفرین کنم ...

پسر زمینی ... نمیتونیم که خدامون رو عوض کنیم ... اگر دست من و تو بود شاید میتونستیم دنیا و زمین و زمان رو یه جور دیگه ای خلق کنیم ... ولی ما که خدا نیستیم ... پس باید بتونیم با شرایط کنار بیایم ... باید بتونیم تو این شرایط به بهترین وجه ممکنه زندگی کنیم ...

و یه چیز دیگه ... این افکار باعث میشن فرصت هات رو از دست بدی ... قدر چیز هایی رو که داری نمیدونی .... نگی نگفتی ها ... بهت گفتم ... داری فرصت هات رو از دست میدی خیلی خوشگل الان برو دو تا زبون برنامه نویسی مثله #c رو یاد بگیر ... یکم هم روی sql وقت بزار ... یکم شیطنت بازی کن و دل یه دختری رو بدست بیار و حال زندگی رو ببر ... همینه زندگی ... فکر کردی چه خبره ...

این افکار هم اومدن سراغت خودت رو بزن به بی خیالی ...

pesar.zamini
۱۳۹۲/۰۴/۱۲, ۰۱:۴۲
سلام ...
بابا تو مرد هستی ... محکم باش .... پس فردا میخواد زنت بهت تکیه کنه ... باید از الان یاد بگیری ... وگرنه تو زندگی زناشوییت شکست میخوری ها ....
من کوچیک بودم ... بعدش یکی از نزدیکانمون که خیلی هم دوسش داشتم مرد ... وقت شام شد نرفتم شام بخورم ... گفتم من نمیام ... فلانی مرده شما دارین شام میخورین ... مامانم ... گفت ساکت شو یه کاسه پر برنج برام ریخت و ظرفم رو پر جوجه کباب کرد ... گفت بخور و حالش رو ببر ... بعضی جاها آدم باید خودش رو بزنه به بی خیالی ... قرار نیست ما بابت این چیزا اعصابمون رو خورد کنیم که ... من از تو حساس تر بودم ... وقتی پدرم فوت شد من خیلی کوچیک بودم ... عزا داری بابام 40 روز طول کشید ... همه خونمون بودن .... هر روز میزدن تو سرشون ... اینقدر اعصابم خورد شده بود که از اون موقع سر هیچ عزا داری نرفتم .... همشون هم میدونن چون روحیاتم حساس هست نمیرم ...

تا اینکه خالم که خیلی هم دوسم داشت فوت شدند ... خیلی دوسش داشتم ... و باید میرفتم .... ولی میدونستم نباید روحیم رو از دست بدم ... تو مهمونی ها همچین خودم رو گرفتم که حتی یه قطره اشکم ازم نیومد ... چون میدونستم اگر وا بدم چنان افسردگی میاد سراغم که میخوام زمین و زمان رو نفرین کنم ...

پسر زمینی ... نمیتونیم که خدامون رو عوض کنیم ... اگر دست من و تو بود شاید میتونستیم دنیا و زمین و زمان رو یه جور دیگه ای خلق کنیم ... ولی ما که خدا نیستیم ... پس باید بتونیم با شرایط کنار بیایم ... باید بتونیم تو این شرایط به بهترین وجه ممکنه زندگی کنیم ...

و یه چیز دیگه ... این افکار باعث میشن فرصت هات رو از دست بدی ... قدر چیز هایی رو که داری نمیدونی .... نگی نگفتی ها ... بهت گفتم ... داری فرصت هات رو از دست میدی خیلی خوشگل الان برو دو تا زبون برنامه نویسی مثله #c رو یاد بگیر ... یکم هم روی sql وقت بزار ... یکم شیطنت بازی کن و دل یه دختری رو بدست بیار و حال زندگی رو ببر ... همینه زندگی ... فکر کردی چه خبره ...

این افکار هم اومدن سراغت خودت رو بزن به بی خیالی ...
ممنون از راهنماییت خیلی استفاده کردم ارزو میکنم همیشه شاد و سلامت باشی .اما من به اخر خط رسیدم اینجا دیگه برام معنایی نداره

reza_i7
۱۳۹۲/۰۴/۱۲, ۰۳:۲۰
سلام ...
بابا تو مرد هستی ... محکم باش .... پس فردا میخواد زنت بهت تکیه کنه ... باید از الان یاد بگیری ... وگرنه تو زندگی زناشوییت شکست میخوری ها ....
من کوچیک بودم ... بعدش یکی از نزدیکانمون که خیلی هم دوسش داشتم مرد ... وقت شام شد نرفتم شام بخورم ... گفتم من نمیام ... فلانی مرده شما دارین شام میخورین ... مامانم ... گفت ساکت شو یه کاسه پر برنج برام ریخت و ظرفم رو پر جوجه کباب کرد ... گفت بخور و حالش رو ببر ... بعضی جاها آدم باید خودش رو بزنه به بی خیالی ... قرار نیست ما بابت این چیزا اعصابمون رو خورد کنیم که ... من از تو حساس تر بودم ... وقتی پدرم فوت شد من خیلی کوچیک بودم ... عزا داری بابام 40 روز طول کشید ... همه خونمون بودن .... هر روز میزدن تو سرشون ... اینقدر اعصابم خورد شده بود که از اون موقع سر هیچ عزا داری نرفتم .... همشون هم میدونن چون روحیاتم حساس هست نمیرم ...

تا اینکه خالم که خیلی هم دوسم داشت فوت شدند ... خیلی دوسش داشتم ... و باید میرفتم .... ولی میدونستم نباید روحیم رو از دست بدم ... تو مهمونی ها همچین خودم رو گرفتم که حتی یه قطره اشکم ازم نیومد ... چون میدونستم اگر وا بدم چنان افسردگی میاد سراغم که میخوام زمین و زمان رو نفرین کنم ...

پسر زمینی ... نمیتونیم که خدامون رو عوض کنیم ... اگر دست من و تو بود شاید میتونستیم دنیا و زمین و زمان رو یه جور دیگه ای خلق کنیم ... ولی ما که خدا نیستیم ... پس باید بتونیم با شرایط کنار بیایم ... باید بتونیم تو این شرایط به بهترین وجه ممکنه زندگی کنیم ...

و یه چیز دیگه ... این افکار باعث میشن فرصت هات رو از دست بدی ... قدر چیز هایی رو که داری نمیدونی .... نگی نگفتی ها ... بهت گفتم ... داری فرصت هات رو از دست میدی خیلی خوشگل الان برو دو تا زبون برنامه نویسی مثله #c رو یاد بگیر ... یکم هم روی sql وقت بزار ... یکم شیطنت بازی کن و دل یه دختری رو بدست بیار و حال زندگی رو ببر ... همینه زندگی ... فکر کردی چه خبره ...

این افکار هم اومدن سراغت خودت رو بزن به بی خیالی ...


ممنون از راهنماییت خیلی استفاده کردم ارزو میکنم همیشه شاد و سلامت باشی .اما من به اخر خط رسیدم اینجا دیگه برام معنایی نداره
دوست عزیز حتما به این پست باز یه سری بزن جوابم رو در این رابطه بخون :
http://www.askdin.com/thread28629.html#post363402

نسیم رضوان
۱۳۹۲/۰۴/۱۲, ۱۰:۴۸
با خوندن پست های پسر زمینی تصمیم گرفته بودم در حدی که میتونم و میدونم، به شبهه هاش جواب بدم
میخواستم بگم این بیت شعر که: هرکه در این بزم مقرب تر است جام بلا بیشترش می دهند کاملا درسته!
اتفاقا هرکس که تو زندگیش خیلی خوشه و مشکلی نداره، یا از مشکلات دیگران رنج نمیبره، به این معناس که خدا به حال خودش رهاش کرده تا تو این دنیا حسابی بهش خوش بگذره، چون تمام زندگی رو این دنیا میدونه
میخواستم بگم علی اصغر و رقیه امام حسین علیه السلام خیلی خیلی برای خدا عزیز بودن که برای زنده نگهداشتن دین حق خداوند قربانی شدن
به گفته خود خداوند، این دنیا پست و حقیره، اما منظور از این پستی اینه که در برابر دنیای باقی بعد از مرگ، بی ارزشه وگرنه، اگر اشتباه نکنم، حدیثی از امام علی علیه السلام با این مضمون اومده که به دنیا بدو بیراه نگید و اون رو زشت نشمارید، از این جهت که همین دنیای پر از ظلم و ستم، پل رسیدن به دنیای جاودانه ی بعد از مرگه...
خیلی چیزای دیگه هم میخواستم بگم اما....
فایده ای نداره پسر زمینی! حداقل الان گفتن این حرفا بی فایده س، چون تصمیم گرفتین بدون خدا زندگی کنین! و این برای شما که به مشکلات دیگران بی اعتنا نیستین و از ظلم و ستم رنج می برین، خیلی سخت تر از زمانیه که خدا رو قبول داشتین...

FTMH_Mohammadi
۱۳۹۲/۰۴/۱۲, ۱۳:۲۸
با خوندن پست های پسر زمینی تصمیم گرفته بودم در حدی که میتونم و میدونم، به شبهه هاش جواب بدم
میخواستم بگم این بیت شعر که: هرکه در این بزم مقرب تر است جام بلا بیشترش می دهند کاملا درسته!
اتفاقا هرکس که تو زندگیش خیلی خوشه و مشکلی نداره، یا از مشکلات دیگران رنج نمیبره، به این معناس که خدا به حال خودش رهاش کرده تا تو این دنیا حسابی بهش خوش بگذره، چون تمام زندگی رو این دنیا میدونه
میخواستم بگم علی اصغر و رقیه امام حسین علیه السلام خیلی خیلی برای خدا عزیز بودن که برای زنده نگهداشتن دین حق خداوند قربانی شدن
به گفته خود خداوند، این دنیا پست و حقیره، اما منظور از این پستی اینه که در برابر دنیای باقی بعد از مرگ، بی ارزشه وگرنه، اگر اشتباه نکنم، حدیثی از امام علی علیه السلام با این مضمون اومده که به دنیا بدو بیراه نگید و اون رو زشت نشمارید، از این جهت که همین دنیای پر از ظلم و ستم، پل رسیدن به دنیای جاودانه ی بعد از مرگه...
خیلی چیزای دیگه هم میخواستم بگم اما....
فایده ای نداره پسر زمینی! حداقل الان گفتن این حرفا بی فایده س، چون تصمیم گرفتین بدون خدا زندگی کنین! و این برای شما که به مشکلات دیگران بی اعتنا نیستین و از ظلم و ستم رنج می برین، خیلی سخت تر از زمانیه که خدا رو قبول داشتین...


سلام ریحانه السادات ...
عیبی نداره عزیزم ... میخوای به من بگو ... مگه شما از خدا تعهدی داری که اگر ایمان داشته باشی ... خوب باشی و نیکو کار ... تو اون دنیا خدا بهت فلان چیز و بهمان چیز رو بده ... خدا تعهد کرده اگر انسان ها ایمان بیارن و اعمال نیکو انجام بدن ... خدا تو اون دنیا بهشون یدونه جنگل میده که از زیرش آب روون رد میشه ... آیا خدا تعهد دیگه ای هم کرده ؟؟؟ شما قولی داری از خدا ؟؟؟ تعهدی داری که تو اون باغ مارهای سمی نباشه ؟؟؟ تعهدی داری که اون جنگل آباد باشه ؟؟؟ تعهدی داری که فقیر نباشی ؟؟؟ تعهدی داری که زیبا باشی ؟؟؟ تعهدی داری که ... هیچ تعهدی خدا نداده ... هیچ تعهدی ...

بعید ندون اون دنیا هم همینجوری باشه ... بریم اون دنیا و تو یه داهات دور افتاده 100 متر زمین بایر بهمون بدن ... از اون طرف هم خیلی ها که زحمتی نکشیدن تو قصرها زندگی کنن .... استدلال کردن هم که آسونه ... برات چنان استدلالی میارن که 4 تا شاخ در بیاری ...


خوب اگر تعهدی از خدا داری که هیچ ... ولی اگر هیچ تعهدی از خدا نداری .... لابد میخوای بهش اعتماد کنی ...لابد چیزی ازش دیدی ... لابد ارحم الراحمین بودنش برات ثابت شده ... لابد عدالتش برات ثابت شده .... لابد رحمان و رحیم بودنش برات ثابت شده ... اگر واقعا تو زندگی عدالت خدا رو دیدی ... اگر مهربون بودنش رو لمس کردی ... حق داری بهش اعتماد کنی ... واقعا حق داری ...

گمنام
۱۳۹۲/۰۴/۱۲, ۱۳:۴۲
سلام ریحانه السادات ...
عیبی نداره عزیزم ... میخوای به من بگو ... مگه شما از خدا تعهدی داری که اگر ایمان داشته باشی ... خوب باشی و نیکو کار ... تو اون دنیا خدا بهت فلان چیز و بهمان چیز رو بده ... خدا تعهد کرده اگر انسان ها ایمان بیارن و اعمال نیکو انجام بدن ... خدا تو اون دنیا بهشون یدونه جنگل میده که از زیرش آب روون رد میشه ... آیا خدا تعهد دیگه ای هم کرده ؟؟؟ شما قولی داری از خدا ؟؟؟ تعهدی داری که تو اون باغ مارهای سمی نباشه ؟؟؟ تعهدی داری که اون جنگل آباد باشه ؟؟؟ تعهدی داری که فقیر نباشی ؟؟؟ تعهدی داری که زیبا باشی ؟؟؟ تعهدی داری که ... هیچ تعهدی خدا نداده ... هیچ تعهدی ...

بعید ندون اون دنیا هم همینجوری باشه ... بریم اون دنیا و تو یه داهات دور افتاده 100 متر زمین بایر بهمون بدن ... از اون طرف هم خیلی ها که زحمتی نکشیدن تو قصرها زندگی کنن .... استدلال کردن هم که آسونه ... برات چنان استدلالی میارن که 4 تا شاخ در بیاری ...


خوب اگر تعهدی از خدا داری که هیچ ... ولی اگر هیچ تعهدی از خدا نداری .... لابد میخوای بهش اعتماد کنی ...لابد چیزی ازش دیدی ... لابد ارحمالراحمین بودنش برات ثابت شده ... لابد عدالتش برات ثابت شده .... لابد رحمن الرحیم بودنش برات ثابت شده ... اگر ثابت شده تردید نکن ...

معناي بهشت آیت الله جوادی آملی بهشت در لغت ريشه‌ي اوستايي دارد و به معناي خوش‌تر ، نيكوتر ، جهان بهتر ( فردوس ، خلد ، جنّت ) . جاي خوش آب و هوا ، فراوان نعمت و آراسته است كه نيكوكاران پس از مرگ در آن جاودان باشند .[1] ويژگي‌هاي بهشت و بهشتيان قرآن كريم در مقام ترسيم چهره و ويژگي‌هاي بهشت و بهشتيان آيات فراواني را اختصاص داده است ؛ مانند: 1ـ باغهاي طرب ‌انگيز كه زير درختان آن نهرها جاري است . اين بيان حدود 70 بار در قرآن آمده است. 2ـ درختان و سايه‌هاي آن مانند ميوه‌هايش هميشگي است : « أكلُها دائِمٌ وَ ظِلُّها » .[2] 3ـ فرشتگان بر بهشتيان وارد مي‌شوند و سلام و تحيّت مي‌گويند .[3] 4ـ لباس ‌هاي آنان از حرير و پرنيان است. 5ـ بر تختها تكيه زده ، نه آفتاب سوزان مي‌بينند و نه سرما. 6ـ سايه درختان بهشتي بر سر بهشتيان و ميوه‌هايش در دسترس آنان است. 7ـ ساقيان زيبارو و حوريان با جام‌هاي سيمين و بلورين بر آنان دور مي‌زنند. 8ـ شراب‌هايي مي‌نوشند كه طبعش چون زنجبيل و عطرآگين است. 9ـ چشمه‌ سلسبيل در آن جاست. 10ـ جهاني است بزرگ و كشوري است پر نعمت. 11ـ لباسشان از استبرق و دست بند هايشان نقره ‌فام است. 12ـ ساقي شرابشان پروردگار ، و شرابشان طاهر و پاك است .[4] 13ـ در رخسارشان شادماني نعمت ‌هاي بهشتي پايدار است. 14ـ شراب ‌شان ناب و سر به مهر و دست نخورده است. 15ـ تركيب طبع آن شراب اين كه به مشك مهر كرده‌اند و از عالم بالا است : « وَ مِزاجُهُ مِنْ تَسْنِيمٍ » [5] تذكر : برخي از چشمه ‌هاي بهشتي خالص و ناب است ، مانند چشمه تسنيم و برخي از چشمه‌ها مزيجي و امتزاجي از تسنيم دارد مانند چشمه ‌ي رَحِيق. 16ـ آب‌هاي بهشت هيچ گاه گنديده نمي‌شود و طعمش تغيير نمي‌كند. 17ـ نهرهايي از شراب ناب كه براي نوشندگان لذت بخش است و چشمه ‌هايي از شير كه طعمش تغيير نيابد و چشمه‌هايي از عسل مصفّا در آن جاست .[6] 18ـ جايگاه امن ، امان و سلامتي است .[7] 19ـ در آن جا براي بهشتيان از همه ‌ي ميوه ‌ها به اضافه لطف و بخشش پروردگارشان هست .[8] و آنچه كه انسان بخواهد و چشم‌ها را به شوق و لذت اندازد مهياست و انسان در آن جاويد باشد : « وَ فِيها ما تَشْتَهِيهِ الْأَنْفُسُ وَ تَلَذُّ الْأَعْيُنُ وَ أَنْتُمْ فِيها خالِدُون » [9] گفتني است قرآن در اوصاف بهشت و همچنين در ويژگي‌هاي جهنم ، به بيان آن دسته از مطالبي كه براي همگان قابل ادراك است پرداخته ، با بيان نمونه‌هايي كه در اين جهان وجود دارد مطلب را نزديك ساخته است و گرنه ، نظام آخرت با نظام دنيايي تفاوت اساسي دارد و واژه‌ ي دنيايي توان تفسير كنه آن را ندارد ؛ آن سان كه جنين در رحم مادر توان درك واقعيت‌ هاي خارج از رحم را ندارد . از اين رو قرآن در موارد زياد به مثال و نمونه اكتفا كرده ، مي‌فرمايد : « مَثَلُ الْجَنَّةِ الَّتِي وُعِدَ الْمُتَّقُونَ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ » [10] و « مثل الجنة الَّتِي وُعِدَ الْمُتَّقُونَ فِيها أَنْهارٌ مِنْ ماءٍ غَيْرِ اسِنٍ … » [11] و گرنه نعمت‌هايي فراهم آورده است كه از دسترس فهم و ادراك بشر خارج و خرد را توان تعقل آنها نيست ، بلكه هيچ كس بر آنها آگاه نيست : « فَلا تَعْلَمُ نَفْسٌ ما أُخْفِيَ لَهُمْ مِنْ قُرَّةِ أَعْيُنٍ جَزاءً بِما كانُوا يَعْمَلُونَ » ؛ [12] هيچ كس نمي‌داند كه پاداش نيكوكاريش چه نعمتها و لذّتهاي روشني بخش دل و ديده است و در عالم غيب براي او چه ذخيره شده است . با اين كه مي‌دانيم قران مقام و مرتبه رضا و خشنودي خداوند را نسبت به بسياري از مقامها برتر به شمار آورده است : « و رِضْوانٌ مِنَ اللَّهِ أَكْبَرُ ذلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيم ُ .» [13] بنابراين، نعمت‌ها و لذت‌هاي بي ‌نهايت كه روشني بخش دل و ديده است به مراتب بايد برتر از مقام رضا باشد. اشاره 1ـ مقام رضا نازل‌تر از مقام تسليم محض است و كمال تسليم برتر از كمال رضاست . البته در اين گونه از مقام‌ها مجالي براي التذاد ، توجه به لذت و مانند آن مطرح نيست ، بلكه زمينه انقطاع از ماسوي الله و برتر از آن ، يعني كمال انقطاع فراهم است كه از محدوده‌ي بحث كنوني بيرون است. 2ـ همان طور كه براي پرهيزكاران كامل مقام‌ هايي است كه اوج آنها نامعلوم است ، براي تبهكاران لَدُود ، عَنُود و كنود دركاتي است كه عمق حفره آنها معلوم نيست و كيفيّت تعذّب نفس پليد آنان در آن حفره معلوم نيست ؛ چنان كه ظاهر جمله‌ي « وَ بَدا لَهُمْ مِنَ اللَّهِ ما لَمْ يَكُونُوا يَحْتَسِبُونَ » ؛ [14] و آنچه تصورّش را نمي‌كردند ، از جانب خدا برايشان آشكار گرديد ، از چنين مكان سحيفي خبر مي‌دهد. جايگاه بهشت انساني كه نشئه‌ي ماده‌ي عنصري زندگي مي‌كند بسياري از داوريها و انتظارات او هم صبغه‌ي عنصري و مادي دارد. او براي هر چيز، جا و مكان مادي تصور مي‌كند و فرآيند همه امور را در راستاي زمان و مكان طبيعي مي‌نگرد. حال اگر از او پرسيده شود جاي مسأله‌ي 4=2+2 كجاست ، يا جاي معادله‌ي 9= x+4 كجاست ؟ خواهد گفت : اين مسأله‌اي رياضي يا معادله‌اي جبري است و نمي‌تواند جايي داشته باشد . امري است كه جنبه‌ي متافيزيكي دارد و خارج از محدوده تاريخ و مكان ، بلكه اساساً علوم و دانش‌هاي بشري ذاتاً مجرّد از ماده است و زمان و مكان ندارد و از جان انسان بيرون نيست . از اين رو با رفتن روح از بدن علوم هم همراه او مي‌شوند . بهشت و جهنّم نيز از محدوده‌ي تاريخ دنيايي و زمان و مكان خارج است و قبل ، بعد ، كِي و كجاي دنيوي بر نمي‌دارد ، و چنانچه ما بخواهيم آنها را تصور كنيم بايد به تعبيرهاي قرآن و احاديث معصومين ـ عليهم السّلام ـ رو آورده بگوييم : بهشت نزد سدرة المنتهي است. در احاديث فراواني « سدرة المنتهي » ، « جنّة المأوي » ، « عرش » ، « كرسي » ، « معراج » و « ملكوت » همه كنار هم قرار گرفته است ؛ يعني همه در آسمان‌ها قرار گرفته است. فراواني روايات در اين زمينه موجب قطع مي‌شود كه معناي محسوس و ظاهري واژه‌هاي عرش و كرسي و مانند آنها مراد نيست . بنابراين ، چه مانع دارد كه از ديدگاه روايات فراوان بهشت و دوزخ را همراه دنيا و بعد از دنيا موجود بدانيم ؛ چنان كه حارثة بن مالك آنها را ديد و از آنها خبر داد و پيامبر اكرم ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ و ائمه طاهرين ـ عليهم السّلام ـ از آن خبر دادند و قرآن مي‌فرمايد : « وَ أُزْلِفَتِ الْجَنَّةُ لِلْمُتَّقِينَ غَيْرَ بَعِيد » ؛ [15] بهشت براي پرهيزكاران نزديك شده و هيچ دور نيست . از اين رو مفسّران گفته‌اند « أٌزلفت » بدان معنا نيست كه در آينده ، نزديك مي‌شود و تعبير از آينده به فعل ماضي براي آن باشد كه مستقبل محقق الوقوع در حكم ماضي است ، بلكه حقيقةًَ موجود و اين موجود خارجي نزديك شده است . همچنين است واژه‌ي « أُعدّت » صالح بن سعيد گويد : بر حضرت ابوالحسن سوم ، امام علي النقي ـ عليه السّلام ـ وارد شدم و عرض كردم : فدايت گردم هدف آنان ( بني عبّاس ) در همه كار ، خاموش ساختن نور شماست . در حق شما كوتاهي مي‌ كنند تا به حدّي كه شما را در كاروان سراي پست و سراي گدايان ( خان الصعاليك ) جاي داده‌اند! ! . امام دهم ـ عليه السّلام ـ فرمود : اي پسر سعيد معرفت تو در حق ما همين اندازه است ؟ ! سپس با دست مبارك اشاره كرد و فرمود: بنگر. وقتي نظر كردم ديدم باغ‌هاي سرسبز، با طراوات و شگفتي‌زا كه در ميان آنها حوريان خوشبو و عطرآگين چونان لؤلؤ، پرندگان، آهوان، جويبارهاي جوشنده و... چنان كه مرا مدهوش ساخت و چشمم خيره ماند. آن گاه فرمود: ما هر جا باشيم اينها برايمان آماده است و در كاروانسراي گدايان نخواهيم بود.[16] مي‌توان گفت امام دهم ، حضرت هادي ـ عليه السّلام ـ در واقع درجه و گوشه‌اي از بهشت را به صالح نموده است و او ملكوت را به مشاهده نشسته و در حالي كه همين بدن عنصري را داشت همراه امام ـ عليه السّلام ـ به آسمان سير معنوي كرد و به «جنّة المأوي» و نزد « سدرة المنتهي » عروج روحي كرده است. قرآن كريم درباره قيامت نيز مي‌فرمايد: « إِنَّهُمْ يَرَوْنَهُ بَعِيداً ـ وَ نَراهُ قَرِيبا ً» ؛ [17] كافران آن را دور ، ولي ما آن را نزديك مي‌بينيم : « اقْتَرَبَتِ السَّاعَةُ » ؛ [18] قيامت نزديك است ؛ چون كافران قيامت را در طول زمان ارزيابي مي‌كردند و مي‌گفتند : اگر راست باشد بعد از زمان دنيا آفريده و برپا خواهد گرديد . قرآن مي‌فرمايد : چنين نيست و اگر صلاح بود مي‌ديدند كه هم اكنون آتش زبانه مي‌كشد و جهنّميان معذّبند ؛ آن گونه كه حارثة بن مالك ديد و از آن خبر داد . [19] بنابراين ديدگاه نبايد بهشت و جهنم و بسياري از معارف قطعي اسلام را در چهارچوب زمان و مكان دنيايي ارزيابي كرد . آنها آسماني است و انديشه‌ي آسماني مي‌طلبد و براي نامحرمان هرگز درهاي آسمان گشوده نخواهد شد ؛ چنان كه قرآن كريم درباره‌ي مكذبان آيات الهي مي‌فرمايد : «إِنَّ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآياتِنا وَ اسْتَكْبَرُوا عَنْها لا تُفَتَّحُ لَهُمْ أَبْوابُ السَّماءِ وَ لا يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ » ؛ [20] آنان كه آيات خدا را تكذيب كنند و از سر تكبر و نخوت بر آنها سر فرود نياورند هرگز درهاي آسمان بر روي آنان گشوده نشود و به بهشت وارد نمي‌شوند. بنابراين ، مراد از آسمان‌ها همان مقام يا مقام‌هاي عالي انسانيت است كه بهشت را در خود جاي داده است ، نه اين فضاي بي‌كران و جاي گردش كهكشان‌ها و اجرام مادي و اگر مراد از آسمان، جهان اجرام باشد، كافران امروزه آن را گشوده و به آن راه يافته‌اند . بنابراين ، ابواب آسمان‌ها ، درهاي ظاهري فضا نيست ، بلكه درهاي فضاي ملكوت است كه بر كافران هيچگاه گشوده نمي‌شود. استاد علامه طباطبايي ـ قدس سره ـ مي‌فرمود: گويا هنوز جامعه بشري به آن درجه از رشد و تكامل نرسيده است كه حقيقت معاد و مسائل مربوط به آن ، مانند بهشت ، جهنم ، كيفيت برزخ ، وجود برزخي ، جسم برزخي ، جسم اخروي را براي آنان بتوان رسماً تدريس كرد . هر مسأله زماني مي‌طلبد .[1] غرض آن كه ، نبايد تصور كرد بهشت و جهنم از انسان جداست ، بلكه به مجرد مردن پرده‌ها كنار مي‌رود و انسان يك باره خود را در بهشتي مي‌بيند كه وسعتش آسمان‌ها و زمين است و براي انسان آماده شده است : « وَ جَنَّةٍ عَرْضُهَا السَّماواتُ وَ الْأَرْضُ أُعِدَّتْ لِلْمُتَّقِينَ ».[2] تذكر : بهشت همراه با انسان به بهشت بزرگ جهان آخرت مرتبط است. اين در حالي است كه هنوز تشيیع كنندگان باخبر نشده‌اند تا بدن مرده را به گورستان بسپارند. گفتني است كه گروهي ، مسائل ياد شده را در آسمان هاي ظاهري و آن هم بر پايه‌ي هيئت بطلميوسي مي‌دانستند . از اين رو در توجيه و تفسير آنها به تكاپو مي‌افتادند و با خرق و التيام روبرو مي‌شدند ؛ زيرا افلاك نه گانه موهوم به آنان اجازه ورود نمي‌داد . پس با افلاك دست و پنجه نرم مي‌كردند ، گاهي مغلوب شده و گاهي چيره مي‌گشتند و توجهي به آسمان معارف نمي‌كردند ؛ گرچه آسمان را از سموّ و رفعت مي‌گرفتند اما كاربرد آن را در فرآيند آسمان‌هاي ظاهري خلاصه مي‌كردند . از اين رو با مشكلات بی ‌شماري روبرو مي‌شدند . شگفتا هنوز در جستجوي راه حل بودند كه سقفِ هيئت بطلميوسي بر سر آنان فرو ريخت و زير آوارهاي فرو ريخته اوهام « ربّ ارجعون » [3] مي‌گفتند. در پايان اين بخش سخن را با حديثي از پيامبر خاتم ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ ختم مي‌كنيم. به نقل امام صادق ـ عليه السّلام ـ پيامبر اكرم ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ فرمود: « ما بين بيتي و منبري روضة من رياض الجنّة و منبري علي تُرعة من ترع الجنّة و قوائم منبري رُبِّت في الجنّة. قال: قلت: «هي روضة اليوم» ؟ قال : « نعم ، لو كشف الغطاء لرأيتم » ؛ [4] ميان خانه من و منبر من باغي از باغ‌هاي بهشت است ... گويند: گفتم: آيا هم اكنون موجود است ؟ فرمود آري اگر پرده برداشته شود خواهيد ديد. بنابراين ، براي بهشت مكاني كه با جهان ماده مزاحم باشد ، نيست .[5] اشاره : اين گونه از ادله نقلي ، تمثل بهشت يا ظهور آن را در زمين خاص و زمان مخصوص ارائه مي‌ كند و چون وجود مثالي از سنخ وجود طبيعي نيست ، بلكه در طول آن است لذا جريان تداخل اجرام ، تزاحم اجسام ، تمانع ابعاد و مانند آن مطرح نخواهد شد. پی نوشتها [1] . لغت نامه‌ي دهخدا، ج3، ص4447. [2] . سوره‌ رعد، آيه‌ 35. [3] . سوره‌ رعد، آيه‌ 23. [4] . سوره‌ دهر، آيات 12 ـ 21. [5] . سوره‌ مطفّفين، آيات 24 ـ 27. [6] . سوره‌ محمد ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ ، آيه‌ 15. [7] . سوره‌ انعام، آيه‌ 127. [8] . سوره‌ محمد ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ ، آيه‌ 15. [9] . سوره‌ زخرف، آيه‌ 71. [10] . سوره‌ رعد، آيه‌ 35. [11] . سوره‌ محمد ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ ، آيه‌ 15. [12] . سوره‌ سجده، آيه‌ 17. [13] . سوره‌ توبه، آيه‌ 72. [14] . سوره‌ زمر، آيه‌ 47. [15] . سوره‌ ق، آيه‌ 31. [16] . بحار، ج50، ص132، ح15، و ص202، ح11. [17] . سوره‌ معارج، آيات 6 ـ 7. [18] . سوره‌ قمر، آيه‌ 1. [19] . بحار، ج22، ص126. [20] . سوره‌ اعراف، آيه‌ 40. [1] . بيان استاد علامه طباطبايي ـ قدس سره ـ. [2] . سوره‌ آل‌عمران، آيه‌ 133. [3] . سوره‌ مؤمنون، آيه‌ 99. [4] . علم اليقين، ج2، ص1217، به نقل از كافي، ج4، ص554، ح3. [5] . همان، ص1210. آيت الله جوادي آملي- با تلخيص از معاد در قرآن، ج5، ص339

pesar.zamini
۱۳۹۲/۰۴/۱۲, ۱۴:۰۳
با خوندن پست های پسر زمینی تصمیم گرفته بودم در حدی که میتونم و میدونم، به شبهه هاش جواب بدم
میخواستم بگم این بیت شعر که: هرکه در این بزم مقرب تر است جام بلا بیشترش می دهند کاملا درسته!
اتفاقا هرکس که تو زندگیش خیلی خوشه و مشکلی نداره، یا از مشکلات دیگران رنج نمیبره، به این معناس که خدا به حال خودش رهاش کرده تا تو این دنیا حسابی بهش خوش بگذره، چون تمام زندگی رو این دنیا میدونه
میخواستم بگم علی اصغر و رقیه امام حسین علیه السلام خیلی خیلی برای خدا عزیز بودن که برای زنده نگهداشتن دین حق خداوند قربانی شدن
به گفته خود خداوند، این دنیا پست و حقیره، اما منظور از این پستی اینه که در برابر دنیای باقی بعد از مرگ، بی ارزشه وگرنه، اگر اشتباه نکنم، حدیثی از امام علی علیه السلام با این مضمون اومده که به دنیا بدو بیراه نگید و اون رو زشت نشمارید، از این جهت که همین دنیای پر از ظلم و ستم، پل رسیدن به دنیای جاودانه ی بعد از مرگه...
خیلی چیزای دیگه هم میخواستم بگم اما....
فایده ای نداره پسر زمینی! حداقل الان گفتن این حرفا بی فایده س، چون تصمیم گرفتین بدون خدا زندگی کنین! و این برای شما که به مشکلات دیگران بی اعتنا نیستین و از ظلم و ستم رنج می برین، خیلی سخت تر از زمانیه که خدا رو قبول داشتین...


فکر کنم خود خدا هم همین رو میخواد .واقعیتش من از بازیهای ناتموم خدا خسته شدم.بودن و یا نبودن خدا هیچ تاثیری تو زندگیم نداره .اگر من و حرفام برای خدا مهم نیستند چطور خدا و حرفاش برام مهم باشند.من نمیدونم خدا چی رو میخواد بهم ثابت کنه و نمی دونم چرا نمی خواد تغیری تو دنیا به وجود بیاره و نمی دونم ایشون کی خسته میشن از این همه جنایت ولی من اعصاب این همه جنایت رو ندارم من کم تحملم .نمی تونم بی خیال باشم .نمی تونم به خدا اعتماد کنم.نمی تونم خدا رو به عنوان موجودی کامل قبولش کنم.البته میدونم حرفام اصلا برای خدا مهم نیست

نسیم رضوان
۱۳۹۲/۰۴/۱۲, ۱۹:۴۱
سلام ریحانه السادات ...
عیبی نداره عزیزم ... میخوای به من بگو ... مگه شما از خدا تعهدی داری که اگر ایمان داشته باشی ... خوب باشی و نیکو کار ... تو اون دنیا خدا بهت فلان چیز و بهمان چیز رو بده ... خدا تعهد کرده اگر انسان ها ایمان بیارن و اعمال نیکو انجام بدن ... خدا تو اون دنیا بهشون یدونه جنگل میده که از زیرش آب روون رد میشه ... آیا خدا تعهد دیگه ای هم کرده ؟؟؟ شما قولی داری از خدا ؟؟؟ تعهدی داری که تو اون باغ مارهای سمی نباشه ؟؟؟ تعهدی داری که اون جنگل آباد باشه ؟؟؟ تعهدی داری که فقیر نباشی ؟؟؟ تعهدی داری که زیبا باشی ؟؟؟ تعهدی داری که ... هیچ تعهدی خدا نداده ... هیچ تعهدی ...

بعید ندون اون دنیا هم همینجوری باشه ... بریم اون دنیا و تو یه داهات دور افتاده 100 متر زمین بایر بهمون بدن ... از اون طرف هم خیلی ها که زحمتی نکشیدن تو قصرها زندگی کنن .... استدلال کردن هم که آسونه ... برات چنان استدلالی میارن که 4 تا شاخ در بیاری ...


خوب اگر تعهدی از خدا داری که هیچ ... ولی اگر هیچ تعهدی از خدا نداری .... لابد میخوای بهش اعتماد کنی ...لابد چیزی ازش دیدی ... لابد ارحم الراحمین بودنش برات ثابت شده ... لابد عدالتش برات ثابت شده .... لابد رحمان و رحیم بودنش برات ثابت شده ... اگر واقعا تو زندگی عدالت خدا رو دیدی ... اگر مهربون بودنش رو لمس کردی ... حق داری بهش اعتماد کنی ... واقعا حق داری ...

سلام
بالاترین تعهدی که وجود داره، قرآنه که کاملا قبولش دارم و میدونم حقه و تمام کلماتش عین حقیقت. این تعهدی رو که شما میگید خدا نداده، اتفاقا در قرآن اومده؛ اینکه در بهشت هیچ گونه سختی و ناملایمات نیست. یه مسلمون اگه به قرآن هم اعتماد کامل نداشته باشه، پس با چه اطمینانی دینداری کنه؟!

البته بحث من درباره بهشت و پاداش و عقاب نبود؛ میخواستم بگم این دنیا رو باید خوب شناخت تا هم با دیدن زشتی ها و سختی هاش سریع ناامید نشیم، و هم زیبایی ها و لذت های مادیش فریبمون نده و پایبندمون نکنه...!
کسی که تصمیم گرفته خدا رو به زندگیش راه نده، تحمل سختی ها و زشتی های این دنیا براش غیرممکن میشه. میتونه ببینه یه بچه سه ساله معصوم رو جلوی چشم پدر و مادرش سر می برن و تحمل کنه؟ وقتی اعتقاد نداره که خدایی هست که جنایتکارها رو به سزای عملشون برسونه؟!

گفتین لابد عدالت خدا رو دیدی؛ بستگی داره چه تعریفی از عدالت داشته باشیم. شاید به نظر منِ انسان، این سکوت خدا عین بی عدالتی باشه اما من به این نتیجه رسیدم که حکمت های خدا با عقل ناقص من جور درنمیاد. از روایات فهمیدم که عدالت خداوند در زمین به این معنایی که ما انتظار داریم، در صورتی جاری می شد که می ذاشتن ائمه معصومین حکومت می کنن. پیامبر اکرم در ضمن حدیثی درباره علائم آخر الزمان فرمودند: وقتی اخیار اهل بیت مرا متابعت نکردند، خداوند اشرار را بر آنها مسلط گرداند و در این هنگام خوبان آنها دعا می کنند ولی مستجاب نمی شود!
پس اینکه ظلم و ستم بر جهان مسلط شده به خاطر بی عدالتی خدا نیست، به نوعی مسببش خود انسانه...

اللیل والنهار
۱۳۹۲/۰۴/۱۲, ۲۱:۱۴
روز ها گذشت و گنجشک با خدا هیچ نگفت. فرشتگان سراغش را از خدا می‌گرفتند و خدا هر بار به فرشتگان این گونه می‌گفت: می آید؛ من تنها گوشی هستم که غصه‌هایش را می‌شنود و یگانه قلبی ام که دردهایش را در خود نگه می‌دارد.و سرانجام گنجشک روی شاخه ای از درخت دنیا نشست. فرشتگان چشم به لب هایش دوختند، گنجشک هیج نگفت. و خدا لب به سخن گشود: با من بگو از آن چه سنگینی سینه توست. گنجشک گفت: “لانه کوچکی داشتم، آرامگاه خستگی هایم بود و سر پناه بی کسی ام. تو همان را هم از من گرفتی. این طوفان بی موقع چه بود؟ چه می خواستی از لانه محقرم؟ کجای دنیا را گرفته بود؟” و سنگینی بغضی راه بر کلامش بست. سکوتی در عرش طنین انداز شد. فرشتگان همه سر به زیر انداختند.خدا گفت: ماری در راه لانه ات بود. خواب بودی. باد را گفتم تا لانه ات را واژگون کند. آن گاه تو از کمین کار پر گشودی. گنجشک خیره در خدایی خدا مانده بود.خدا گفت: و چه بسیار بلاها که به واسطه محبتم از تو دور کردم و تو ندانسته به دشمنی ام برخاستی. اشک در دیدگان گنجشک نشسته بود. ناگاه چیزی در درونش فرو ریخت های گریه هایش ملکوت خدا را پر کرد.

FTMH_Mohammadi
۱۳۹۲/۰۴/۱۲, ۲۲:۲۱
روز ها گذشت و گنجشک با خدا هیچ نگفت. فرشتگان سراغش را از خدا می‌گرفتند و خدا هر بار به فرشتگان این گونه می‌گفت: می آید؛ من تنها گوشی هستم که غصه‌هایش را می‌شنود و یگانه قلبی ام که دردهایش را در خود نگه می‌دارد.و سرانجام گنجشک روی شاخه ای از درخت دنیا نشست. فرشتگان چشم به لب هایش دوختند، گنجشک هیج نگفت. و خدا لب به سخن گشود: با من بگو از آن چه سنگینی سینه توست. گنجشک گفت: “لانه کوچکی داشتم، آرامگاه خستگی هایم بود و سر پناه بی کسی ام. تو همان را هم از من گرفتی. این طوفان بی موقع چه بود؟ چه می خواستی از لانه محقرم؟ کجای دنیا را گرفته بود؟” و سنگینی بغضی راه بر کلامش بست. سکوتی در عرش طنین انداز شد. فرشتگان همه سر به زیر انداختند.خدا گفت: ماری در راه لانه ات بود. خواب بودی. باد را گفتم تا لانه ات را واژگون کند. آن گاه تو از کمین کار پر گشودی. گنجشک خیره در خدایی خدا مانده بود.خدا گفت: و چه بسیار بلاها که به واسطه محبتم از تو دور کردم و تو ندانسته به دشمنی ام برخاستی. اشک در دیدگان گنجشک نشسته بود. ناگاه چیزی در درونش فرو ریخت های گریه هایش ملکوت خدا را پر کرد.

سلام ...
این آقا گنجشگه ...

1- نپرسید ... آیا لازم بود خونم رو خراب کنی ... نمیتونستی یه جوری به مار الهام میکردی از یه مسیر دیگه بره ...
2- نپرسید ... چرا طینت مار رو بد خلق کردی ... چرا صفتی نیکویی به اون ندادی ...
3- نپرسید ... چرا من باید زنده بمونم و گنجشگ دیگه ای توسط این مار صدمه ببینه ...
4- نپرسید ... مار بدبخت چه گناهی کرده که همه ازش فرارین ...
5- نپرسید ...

و هزاران نپرسید دیگه ...

pesar.zamini
۱۳۹۲/۰۴/۱۲, ۲۳:۲۵
سلام ...
این آقا گنجشگه ...

1- نپرسید ... آیا لازم بود خونم رو خراب کنی ... نمیتونستی یه جوری به مار الهام میکردی از یه مسیر دیگه بره ...
2- نپرسید ... چرا طینت مار رو بد خلق کردی ... چرا صفتی نیکویی به اون ندادی ...
3- نپرسید ... چرا من باید زنده بمونم و گنجشگ دیگه ای توسط این مار صدمه ببینه ...
4- نپرسید ... مار بدبخت چه گناهی کرده که همه ازش فرارین ...
5- نپرسید ...

و هزاران نپرسید دیگه ...

بسیار جالب نقدش کردی

reza_i7
۱۳۹۲/۰۴/۱۳, ۰۷:۱۳
سلام ...
این آقا گنجشگه ...

1- نپرسید ... آیا لازم بود خونم رو خراب کنی ... نمیتونستی یه جوری به مار الهام میکردی از یه مسیر دیگه بره ...
2- نپرسید ... چرا طینت مار رو بد خلق کردی ... چرا صفتی نیکویی به اون ندادی ...
3- نپرسید ... چرا من باید زنده بمونم و گنجشگ دیگه ای توسط این مار صدمه ببینه ...
4- نپرسید ... مار بدبخت چه گناهی کرده که همه ازش فرارین ...
5- نپرسید ...

و هزاران نپرسید دیگه ...
دوستان حواسمون باشه حدمون رو نسبت به خدا رعایت کنیم!
در کار خدا می خواییم دخالت کنیم؟
آیا واقعا خدا کار اشتباهی هم انجام میده؟
این چیز ها آخرش به کفر ختم میشه.
همه چیزو با هم قاطی نکنیم
آیا انسان به جایی رسیده یا میتونه برسه که برای قضا و قدر الهی بتونه تصمیم بگیره و درست یا نادرستی اون رو مشخص کنه؟!!!
انسان همه چیزو میدونه یا خدا؟انسان میتونه خلق بکنه یا خدا؟انسان کامله یا خدا؟!
اگر خدا کامله که در این صورت چطور چنین اجازه ای داریم که تا این حد راجع به خدا و کارهاش اظهار نظر کنیم؟؟؟ایمانمان به خدا کجا رفته است؟
قطعا جواب معلومه و اینو بدونید عزیزان اگر یک اپسیلن در نظم و وجود خدا نقضی وجود داشت مطمعن باشید جهان چنین نظمی رو نمیداشت و اون رو حفظ نمیکرد
دلیل هر کار بد و خوبی قطعا اختیاره و این وسط باید تعادل حفظ بشه چون یکی از دلایلی که آمده ایم به دنیا اینه که آزمایش بشیم و در نهایت به خدا برسیم که در غیر این صورت زندگی پوچ می باشد.

pesar.zamini
۱۳۹۲/۰۴/۱۳, ۰۹:۲۵
دوستان حواسمون باشه حدمون رو نسبت به خدا رعایت کنیم!
در کار خدا می خواییم دخالت کنیم؟
آیا واقعا خدا کار اشتباهی هم انجام میده؟
این چیز ها آخرش به کفر ختم میشه.
همه چیزو با هم قاطی نکنیم
آیا انسان به جایی رسیده یا میتونه برسه که برای قضا و قدر الهی بتونه تصمیم بگیره و درست یا نادرستی اون رو مشخص کنه؟!!!
انسان همه چیزو میدونه یا خدا؟انسان میتونه خلق بکنه یا خدا؟انسان کامله یا خدا؟!
اگر خدا کامله که در این صورت چطور چنین اجازه ای داریم که تا این حد راجع به خدا و کارهاش اظهار نظر کنیم؟؟؟ایمانمان به خدا کجا رفته است؟
قطعا جواب معلومه و اینو بدونید عزیزان اگر یک اپسیلن در نظم و وجود خدا نقضی وجود داشت مطمعن باشید جهان چنین نظمی رو نمیداشت و اون رو حفظ نمیکرد
دلیل هر کار بد و خوبی قطعا اختیاره و این وسط باید تعادل حفظ بشه چون یکی از دلایلی که آمده ایم به دنیا اینه که آزمایش بشیم و در نهایت به خدا برسیم که در غیر این صورت زندگی پوچ می باشد.

حرف تازه بگو .این حرفا تکراری هستش

asad
۱۳۹۲/۰۴/۱۳, ۰۹:۴۵
سلام ...
این آقا گنجشگه ...

1- نپرسید ... آیا لازم بود خونم رو خراب کنی ... نمیتونستی یه جوری به مار الهام میکردی از یه مسیر دیگه بره ...
2- نپرسید ... چرا طینت مار رو بد خلق کردی ... چرا صفتی نیکویی به اون ندادی ...
3- نپرسید ... چرا من باید زنده بمونم و گنجشگ دیگه ای توسط این مار صدمه ببینه ...
4- نپرسید ... مار بدبخت چه گناهی کرده که همه ازش فرارین ...
5- نپرسید ...

و هزاران نپرسید دیگه ...

بسیار جالب نقدش کردی

خانم قاطمه و پسر زمینی شما دو نفر آدم هایی هستند که هرکس هرچه دلیل برای شما میاورد یا نادیده میگیرید و پاسخش را نمیدهید و یا با حرفهای بی منطق خود مدام برطبل توخالی خود میکوبید! شما به نوعی با این رفتارتان توهین به افرادی میکنید که برای سوالهای شما دلیل میاورند!
هدفتان این نیست که به جواب سوالهایتان برسید! هدفتان این است که حرفتان را به هر نحوی که شده به کرسی بنشانید و هرجا که حرفی را نتوانید جواب دهید مثل آب خوردن از آن عبور میکنید و هرجا هم که حرفی برای گفتن داشته باشید میگویید و این چنین همدیگر را تایید میکنید!
برای شما و برای همه ی انسان های بی منطقی مثل شما متاسفم که با این که دلایل را میشنوید اما چشم ها و گوشهای خود را به کوری و کری زده اید و این چنین به خدا اهانت میکنید و برای او تعیین تکلیف میکنید!
کسی که دنبال جواب سوالی باشد باید تحقیق کند نه اینکه با فکر خودش قضایا و حوادث طبیعت را تحلیل کند و نتیجه بگیرد که تقصیر تمام حوادث طبیعت خداوند است! و از آن بدتر بهشت را هم از روی همین دنیا درون ذهن مشوش خودش تصویر سازی کند و به دیگران هم ارائه کند (بدون کوچکترین تحقیق و دلیل و آیه و روایت)

بنابراین من هم از اینکه بدون هیچ دلیل و منطقی به خدای مهربانم مدام با پست های خود توهین میکنید خسته شده ام! اگر حرفی دارید جواب را که میشنوید پاسخش را بدهید نه اینکه بعد از شنیدن جواب دوباره برگردید سر بحث اولتان!
و اگر هم توان پاسخگویی ندارید حق ندارید بدون دلیل و منطق به پروردگار هستی و خدای خوب و مهربان و عزیز و بی همتای من دهانتان را به توهین باز کنید!
یک بار دوبار و سه بار و چهار بارش قابل تحمل است .. انسان با خود میگوید حتما در جهل هستند ... حتما آمده اند تحقیق کنند و به جواب برسند ... حتما هنوز خیلی مطالب را نمیدانند ...
اما زمانی که دلایل را میشنوید و پاسخ نمیدهید و دوباره حرف خود را میزنید ذهن انسان به سمت دیگری سوق پیدا میکند و تحمل انسان به سر می آید
گرچه خداوند به بندگی شما که هیچ به بندگی هیچ جانداری احتیاج ندارد اما این بنده های خدا هستند که طاقتشان سر میاید!
بنابراین اگر دیدید متن فوق کمی تند و توهین آمیز بود ناراحتی به خود راه ندهید! این متن در برابر توهین هایی که به خدای من کردید هیچ نبود!
والسلام

اللیل والنهار
۱۳۹۲/۰۴/۱۳, ۱۰:۴۶
استاد با اين سوال شاگردانش را به يك چالش ذهني کشاند:آيا خدا هر چيزي که وجود دارد را خلق کرد؟
شاگردي با قاطعيت پاسخ داد:"بله او خلق کرد"
استاد پرسيد: "آيا خدا همه چيز را خلق کرد؟"
شاگرد پاسخ داد: "بله, آقا"
استاد گفت: "اگر خدا همه چيز را خلق کرد, پس او شيطان را نيز خلق کرد. چون شيطان نيز وجود دارد و مطابق قانون که کردار ما نمايانگر صفات ماست , خدا نيز شيطان است!"
شاگرد آرام نشست و پاسخي نداد. استاد با رضايت از خودش خيال کرد بار ديگر توانست ثابت کند که عقيده به مذهب افسانه و خرافه اي بيش نيست.
شاگرد ديگري دستش را بلند کرد و گفت: "استاد ميتوانم از شما سوالي بپرسم؟"
استاد پاسخ داد: "البته"
شاگرد ايستاد و پرسيد: "استاد, سرما وجود دارد؟"
استاد پاسخ داد: "اين چه سوالي است البته که وجود دارد. آيا تا کنون حسش نکرده اي؟ "
شاگردان به سوال مرد جوان خنديدند.
مرد جوان گفت: "در واقع آقا, سرما وجود ندارد. مطابق قانون فيزيک چيزي که ما از آن به سرما ياد مي کنيم در حقيقت نبودن گرماست. هر موجود يا شي را ميتوان مطالعه و آزمايش کرد وقتيکه انرژي داشته باشد يا آنرا انتقال دهد. و گرما چيزي است که باعث ميشود بدن يا هر شي انرژي را انتقال دهد يا آنرا دارا باشد. صفر مطلق نبود کامل گرماست. تمام مواد در اين درجه بدون حيات و بازده ميشوند. سرما وجود ندارد. اين کلمه را بشر براي اينکه از نبودن گرما توصيفي داشته باشد خلق کرد." شاگرد ادامه داد: "استاد تاريکي وجود دارد؟"
استاد پاسخ داد: "البته که وجود دارد"
شاگرد گفت: "دوباره اشتباه کرديد آقا! تاريکي هم وجود ندارد. تاريکي در حقيقت نبودن نور است. نور چيزي است که ميتوان آنرا مطالعه و آزمايش کرد. اما تاريکي را نميتوان. در واقع با استفاده از قانون نيوتن ميتوان نور را به رنگهاي مختلف شکست و طول موج هر رنگ را جداگانه مطالعه کرد. اما شما نمي توانيد تاريکي را اندازه بگيريد. يک پرتو بسيار کوچک نور دنيايي از تاريکي را مي شکند و آنرا روشن مي سازد. شما چطور مي توانيد تعيين کنيد که يک فضاي به خصوص چه ميزان تاريکي دارد؟ تنها کاري که مي کنيد اين است که ميزان وجود نور را در آن فضا اندازه بگيريد. درست است؟ تاريکي واژه اي است که بشر براي توصيف زماني که نور وجود ندارد بکار ببرد."
در آخر مرد جوان از استاد پرسيد: "آقا، شيطان وجود دارد؟"
زياد مطمئن نبود. استاد پاسخ داد: "البته همانطور که قبلا هم گفتم. ما او را هر روز مي بينيم. او هر روز در مثال هايي از رفتارهاي غير انساني بشر به همنوع خود ديده ميشود. او در جنايتها و خشونت هاي بي شماري که در سراسر دنيا اتفاق مي افتد وجود دارد. اينها نمايانگر هيچ چيزي به جز شيطان نيست."
و آن شاگرد پاسخ داد: شيطان وجود ندارد آقا. يا حداقل در نوع خود وجود ندارد. شيطان را به سادگي ميتوان نبود خدا دانست. درست مثل تاريکي و سرما. کلمه اي که بشر خلق کرد تا توصيفي از نبود خدا داشته باشد. خدا شيطان را خلق نکرد. شيطان نتيجه آن چيزي است که وقتي بشر عشق به خدا را در قلب خودش حاضر نبيند. مثل سرما که وقتي اثري از گرما نيست خود به خود مي آيد و تاريکي که در نبود نور مي آيد.

نام مرد جوان يا آن شاگرد تيز هوش چيزي نبود جز ، آلبرت انيشتن

نسیم رضوان
۱۳۹۲/۰۴/۱۳, ۱۲:۱۷
جناب اسد از قضا صبر منم تموم شده!

اگه معتقدن که خدا باید در وقایع جهان مستقیما دخالت کنه و مستقیما جلوی ظلم و ستم رو بگیره، پس وقتی هم که کفران وناشکری بنده هاشو می بینه، باید همون لحظه قدرتش رو نشون بده تا کسی جرأت نکنه به این راحتی به خدای به این بزرگی توهین کنه و او را _ نعوذ بالله _ شکنجه کننده خطاب کنه!!!

reza_i7
۱۳۹۲/۰۴/۱۳, ۱۲:۳۱
جناب اسد از قضا صبر منم تموم شده!

اگه معتقدن که خدا باید در وقایع جهان مستقیما دخالت کنه و مستقیما جلوی ظلم و ستم رو بگیره، پس وقتی هم که کفران وناشکری بنده هاشو می بینه، باید همون لحظه قدرتش رو نشون بده تا کسی جرأت نکنه به این راحتی به خدای به این بزرگی توهین کنه و او را _ نعوذ بالله _ شکنجه کننده خطاب کنه!!!



بسیاز زیبا گفتید دوست گرامی
پسر زمینی شمایی که همه چی بخدا میگی و اینکه در جواب به صورت کلی میگی خدا هیچ کاری نمیتونه بکنه منظورتون اینه که حداقلش اینه که خدا در یک ناحیه ای قدرتی نداره دیگه!امکان نداره این رو اثبات کنی چون کاملا اشتباست!همین قدرت خلق باعث میشه بقیه قدرت ها رو در سلطه ی خود داشته باشه...
قدرت بالا تر از خلق کردن داریم ؟همین نشونه ی نهایته قدرته
اگه خدا اراده کنه میتونه همون طور که این جهان رو به وجود آورد همه جهانو با آدماش نابود کنه.
شما با خودتان هم سر ناسازگاری دارید واسه همین همه چیز رو قاطی میکنید.

بن موسی
۱۳۹۲/۰۴/۱۳, ۱۲:۵۶
به نام خدا
سلام

هر مفهومی که در نظر بگیریم،از پنج حالت خارج نیست:
1-خیر محض باشد.
2-خیرش از شرش بیشتر باشد.
3-خیر و شرش مساوی باشند.
4-خیرش از شرش کمتر باشد.
5-شر محض باشد.
مورد اول که همان حق تعالی است.مورد پنجم هم عدم محض است که ممتنع است و وجود نمی یابد.مورد 4 و 3 نیز وجود ندارند.
بنابراین هر چیزی که هست یا خیر محض است یا خیرش از شرش بیشتر است.لذا در جهان هستی بیشتر خیر داریم تا شر.اما این که چرا شرور وجود دارند بحث دیگری است.

اگر تا اینجا را قبول دارید،می توانیم ادامه دهیم و ببینیم که اساساً چرا شرور وجود دارند.کتاب "عدل الهی" شهید مطهری را هم شدیداً توصیه می کنم.

و من الله توفیق

FTMH_Mohammadi
۱۳۹۲/۰۴/۱۳, ۱۳:۰۷
خانم قاطمه و پسر زمینی شما دو نفر آدم هایی هستند که هرکس هرچه دلیل برای شما میاورد یا نادیده میگیرید و پاسخش را نمیدهید و یا با حرفهای بی منطق خود مدام برطبل توخالی خود میکوبید! شما به نوعی با این رفتارتان توهین به افرادی میکنید که برای سوالهای شما دلیل میاورند!
هدفتان این نیست که به جواب سوالهایتان برسید! هدفتان این است که حرفتان را به هر نحوی که شده به کرسی بنشانید و هرجا که حرفی را نتوانید جواب دهید مثل آب خوردن از آن عبور میکنید و هرجا هم که حرفی برای گفتن داشته باشید میگویید و این چنین همدیگر را تایید میکنید!
برای شما و برای همه ی انسان های بی منطقی مثل شما متاسفم که با این که دلایل را میشنوید اما چشم ها و گوشهای خود را به کوری و کری زده اید و این چنین به خدا اهانت میکنید و برای او تعیین تکلیف میکنید!
کسی که دنبال جواب سوالی باشد باید تحقیق کند نه اینکه با فکر خودش قضایا و حوادث طبیعت را تحلیل کند و نتیجه بگیرد که تقصیر تمام حوادث طبیعت خداوند است! و از آن بدتر بهشت را هم از روی همین دنیا درون ذهن مشوش خودش تصویر سازی کند و به دیگران هم ارائه کند (بدون کوچکترین تحقیق و دلیل و آیه و روایت)

بنابراین من هم از اینکه بدون هیچ دلیل و منطقی به خدای مهربانم مدام با پست های خود توهین میکنید خسته شده ام! اگر حرفی دارید جواب را که میشنوید پاسخش را بدهید نه اینکه بعد از شنیدن جواب دوباره برگردید سر بحث اولتان!
و اگر هم توان پاسخگویی ندارید حق ندارید بدون دلیل و منطق به پروردگار هستی و خدای خوب و مهربان و عزیز و بی همتای من دهانتان را به توهین باز کنید!
یک بار دوبار و سه بار و چهار بارش قابل تحمل است .. انسان با خود میگوید حتما در جهل هستند ... حتما آمده اند تحقیق کنند و به جواب برسند ... حتما هنوز خیلی مطالب را نمیدانند ...
اما زمانی که دلایل را میشنوید و پاسخ نمیدهید و دوباره حرف خود را میزنید ذهن انسان به سمت دیگری سوق پیدا میکند و تحمل انسان به سر می آید
گرچه خداوند به بندگی شما که هیچ به بندگی هیچ جانداری احتیاج ندارد اما این بنده های خدا هستند که طاقتشان سر میاید!
بنابراین اگر دیدید متن فوق کمی تند و توهین آمیز بود ناراحتی به خود راه ندهید! این متن در برابر توهین هایی که به خدای من کردید هیچ نبود!
والسلام

جواب برات دارم ... خیلی ...
ولی هر سال برای ماه رمضون از همین روزها شروع میکنم ... چون از خدا یه چیزی رو میخوام و بهم نمیده ... حیف شد ...
اگر دیروز بود بهت جوابت رو میدادم ... اگر بعد از پایان ماه رمضون عمری بود ...
ادامه میدم ...

pesar.zamini
۱۳۹۲/۰۴/۱۳, ۱۳:۱۴
خانم قاطمه و پسر زمینی شما دو نفر آدم هایی هستند که هرکس هرچه دلیل برای شما میاورد یا نادیده میگیرید و پاسخش را نمیدهید و یا با حرفهای بی منطق خود مدام برطبل توخالی خود میکوبید! شما به نوعی با این رفتارتان توهین به افرادی میکنید که برای سوالهای شما دلیل میاورند!
هدفتان این نیست که به جواب سوالهایتان برسید! هدفتان این است که حرفتان را به هر نحوی که شده به کرسی بنشانید و هرجا که حرفی را نتوانید جواب دهید مثل آب خوردن از آن عبور میکنید و هرجا هم که حرفی برای گفتن داشته باشید میگویید و این چنین همدیگر را تایید میکنید!
برای شما و برای همه ی انسان های بی منطقی مثل شما متاسفم که با این که دلایل را میشنوید اما چشم ها و گوشهای خود را به کوری و کری زده اید و این چنین به خدا اهانت میکنید و برای او تعیین تکلیف میکنید!
کسی که دنبال جواب سوالی باشد باید تحقیق کند نه اینکه با فکر خودش قضایا و حوادث طبیعت را تحلیل کند و نتیجه بگیرد که تقصیر تمام حوادث طبیعت خداوند است! و از آن بدتر بهشت را هم از روی همین دنیا درون ذهن مشوش خودش تصویر سازی کند و به دیگران هم ارائه کند (بدون کوچکترین تحقیق و دلیل و آیه و روایت)

بنابراین من هم از اینکه بدون هیچ دلیل و منطقی به خدای مهربانم مدام با پست های خود توهین میکنید خسته شده ام! اگر حرفی دارید جواب را که میشنوید پاسخش را بدهید نه اینکه بعد از شنیدن جواب دوباره برگردید سر بحث اولتان!
و اگر هم توان پاسخگویی ندارید حق ندارید بدون دلیل و منطق به پروردگار هستی و خدای خوب و مهربان و عزیز و بی همتای من دهانتان را به توهین باز کنید!
یک بار دوبار و سه بار و چهار بارش قابل تحمل است .. انسان با خود میگوید حتما در جهل هستند ... حتما آمده اند تحقیق کنند و به جواب برسند ... حتما هنوز خیلی مطالب را نمیدانند ...
اما زمانی که دلایل را میشنوید و پاسخ نمیدهید و دوباره حرف خود را میزنید ذهن انسان به سمت دیگری سوق پیدا میکند و تحمل انسان به سر می آید
گرچه خداوند به بندگی شما که هیچ به بندگی هیچ جانداری احتیاج ندارد اما این بنده های خدا هستند که طاقتشان سر میاید!
بنابراین اگر دیدید متن فوق کمی تند و توهین آمیز بود ناراحتی به خود راه ندهید! این متن در برابر توهین هایی که به خدای من کردید هیچ نبود!
والسلام

حرفهای ما بی منطق و بی محتواست ؟ ما داریم به خدا توهین میکنیم؟ما جاهلیم؟به اطرافت خوب نگاه کن ببین تو دنیا چه خبره کودکان شیعه رو ذبح میکنند به دختراشون تجاوز میکنند به اعتقاداشون توهین میکنند.چرا ما که پرچم دار دین خدا هستیم باید اینقدر تحقیر و شکنجه بشیم.خدا کجا بود اون موقع که سر کودکی رو می بریدند خدا کجا بود اون موقع که یه دختر سه ساله رو به زنجیر بستند و جلوی چشماش پدر و مادرش رو کشتند .این خدا به چه دردی میخوره فقط بلده نگاه کنه خدا گفته من به مظلوم واقعی کمک میکنم ایا یه کودک سه ساله مظلوم نیست؟اه و گریه این کودک تمام خلقت خدا رو زیر سوال میبره.ما بت پرست نیستیم خداپرست هستیم بت نمی تونه کاری بکنه نه خدا.سکوت خدا عامل اصلی جنایات بشره.چرا دست به خلقت صد درصدی زده که بیش از نود درصد ان پرا از جنایت و کثیفی هستش کجای این خلقت قشنگه.تو چی میگی میگی وقتی سر کودکی رو بریدند بگیم خدایا مصلحتت رو شکر.برای چی باید به این خدا اعتماد کنم در صورتی که میدونم هیچ کاری برای بهبود اوضاع جوامع بشری نمیکنه.شما میگی اختیار رو نمی تونه از انسان صلب کنه پس چطور تو دوره امام زمان این اختیار رو صلب میکنه چطور تو جاهای دیگه میکنه اما اینجا نمی تونه بکنه.هم برای شما متاسفم هم برای خدا.فدای ملایک بشم که اعتراض کردند و گفتند از این خلقت بگذر زنده باد ملایک که به ما رحیم تر و از ما اگاهتر بودند

نسیم رضوان
۱۳۹۲/۰۴/۱۳, ۱۳:۲۸
حرفهای ما بی منطق و بی محتواست ؟ ما داریم به خدا توهین میکنیم؟ما جاهلیم؟به اطرافت خوب نگاه کن ببین تو دنیا چه خبره کودکان شیعه رو ذبح میکنند به دختراشون تجاوز میکنند به اعتقاداشون توهین میکنند.چرا ما که پرچم دار دین خدا هستیم باید اینقدر تحقیر و شکنجه بشیم.خدا کجا بود اون موقع که سر کودکی رو می بریدند خدا کجا بود اون موقع که یه دختر سه ساله رو به زنجیر بستند و جلوی چشماش پدر و مادرش رو کشتند .این خدا به چه دردی میخوره فقط بلده نگاه کنه خدا گفته من به مظلوم واقعی کمک میکنم ایا یه کودک سه ساله مظلوم نیست؟اه و گریه این کودک تمام خلقت خدا رو زیر سوال میبره.ما بت پرست نیستیم خداپرست هستیم بت نمی تونه کاری بکنه نه خدا.سکوت خدا عامل اصلی جنایات بشره.چرا دست به خلقت صد درصدی زده که بیش از نود درصد ان پرا از جنایت و کثیفی هستش کجای این خلقت قشنگه.تو چی میگی میگی وقتی سر کودکی رو بریدند بگیم خدایا مصلحتت رو شکر.برای چی باید به این خدا اعتماد کنم در صورتی که میدونم هیچ کاری برای بهبود اوضاع جوامع بشری نمیکنه.شما میگی اختیار رو نمی تونه از انسان صلب کنه پس چطور تو دوره امام زمان این اختیار رو صلب میکنه چطور تو جاهای دیگه میکنه اما اینجا نمی تونه بکنه.هم برای شما متاسفم هم برای خدا.فدای ملایک بشم که اعتراض کردند و گفتند از این خلقت بگذر زنده باد ملایک که به ما رحیم تر و از ما اگاهتر بودند

عجبا! شما باز هم فقط حرف خودتونو می زنید!!!!
اینهمه دلیل و برهان، اینهمه منطق محکم رو نادیده می گیرید! فکر می کنید فقط خودتون حکمت دنیا رو تشخیص میدید!! یک درصد هم احتمال نمیدید که شاید اشتباه می کنید!!!
در دوره امام زمان هم اختیار انسان سلب نمیشه، فقط حق بر باطل غلبه پیدا می کنه همونطور که الان باطل غلبه کرده. اون زمان هم ظالم وجود داره تا امام رو به شهادت برسونه!
شما مجبور نیستید خدا رو قبول داشته باشید! مختارید! ولی اینجا نیومدید تا فقط حرف خودتون رو بزنید. اگه شما به خدا توهین نمی کنید پس حرفاتون چه معنی میده؟!

pesar.zamini
۱۳۹۲/۰۴/۱۳, ۱۴:۲۴
عجبا! شما باز هم فقط حرف خودتونو می زنید!!!!
اینهمه دلیل و برهان، اینهمه منطق محکم رو نادیده می گیرید! فکر می کنید فقط خودتون حکمت دنیا رو تشخیص میدید!! یک درصد هم احتمال نمیدید که شاید اشتباه می کنید!!!
در دوره امام زمان هم اختیار انسان سلب نمیشه، فقط حق بر باطل غلبه پیدا می کنه همونطور که الان باطل غلبه کرده. اون زمان هم ظالم وجود داره تا امام رو به شهادت برسونه!
شما مجبور نیستید خدا رو قبول داشته باشید! مختارید! ولی اینجا نیومدید تا فقط حرف خودتون رو بزنید. اگه شما به خدا توهین نمی کنید پس حرفاتون چه معنی میده؟!


نه من هیچ حکمتی رو نمی بینم وقتی سر یه کودک شیعه رو میبرند.بی قرار میشم وقتی می بینم یه دختر سه ساله رو به زنجیر بستند و جلوی چشماش پدر و مادرش رو میکشند .من افسرده میشم وقتی می بینم این کودک هیچ یاوری نداشت

نسیم رضوان
۱۳۹۲/۰۴/۱۳, ۱۴:۳۸
قصد ادامه ندارم...
وقتی خیلی به احساسات پروبال می دیم نمیتونیم درست فکر کنیم و نتیجه گیری درستی داشته باشیم....
و منطقی فکر کردن هم هیچوقت به معنای سنگدل و بی تفاوت بودن نیست!

بن موسی
۱۳۹۲/۰۴/۱۳, ۱۶:۱۲
به نام خدا
سلام

لطفاً مشخص کنید که از موضع عقلی و منطقی این اشکالات رو می گیرید یا از موضع احساس.اگر مسئله شما مسئله عقلیه،خیلی راحت قابل حله و علمای دینی درباره این مسائل خیلی بحث کردن.اما اگر که احساسی می خواید برخورد کنید،پس بحثی اساساً در کار نیست.بهتره تاپیک در اینصورت قفل بشه.چون فایده ای نداره.نشستید و مدام از کار خدا عیب می گیرید (اعوذ بالله).آخه مگه ما انسان ها چی هستیم که اولاً علت و حکمت همه کارای خدا رو بفهمیم،ثانیاً بخوایم نظر بدیم و بگیم اگر من خدا بودم اینطور می کردم.سبحان الله.این جهل محضه.بی خردی کامله.
اگر بحث عقلیه،لطفاً پست قبلی من رو بخونید.

و من الله توفیق

asad
۱۳۹۲/۰۴/۱۳, ۱۷:۰۱
جواب برات دارم ... خیلی ...
متن من به شما مال امروز نبود! مال دو سه روز پیش بود (مال وقتی بود که هنوزشروع به اون کاری که میگی نکرده بودید) بنابراین اگر جوابی داشتی قطعا کوتاهی نمکردی! اما به قول شما اگر عمری باقی بود حتما منتظر جوابم هستم!



حرفهای ما بی منطق و بی محتواست ؟
بله حرفهای شخص شما تماما بی منطق است!

خدا کجا بود اون موقع که سر کودکی رو می بریدند خدا کجا بود اون موقع که یه دختر سه ساله رو به زنجیر بستند و جلوی چشماش پدر و مادرش رو کشتند
در جواب این حرف شما من یکی دو هفته پیش همون موقعی که تاپیک رو آغاز کردی بهت جواب دادم اما در عین بی خیالی و بی توجهی از کنار حرف من رد شدی و این است همون بی منطقی که ازش حرف میزنم! اگر بر طبل توخالی خودت نمیکوبیدی همون موقع جوابی قانع کننده به من میدادی! اما اگر یک نفر پست های تورا بخواند جز یک جمله پیدا نمیکند و آن این است:
((خدا زمانی که بچه را سر میبریدند کجا بود؟ ))
برای اینکه دوباره به صفحات قبل برنگردی یک بار دیگه جوابت رو میدم! اما اگر دوباره سوال من رو بی جواب بگذاری میفهمم بچه ای بیش نیستی که تازه به دوران عقولیت رسیده و دارد های و هوی میکند!
من اون موقع در جوابت گفتم:

بیا فرض کنیم خدا اون موقع که سر بچه ای را میبریدند دست به کار میشد و آن شخص را ویا کلا گروهک های سلفی و تکفیری سوریه را سنگ میکرد!
حالا سوالاتی برای من (که بنده ی دیگری از بنده های خدا هستم پیش می آید) و شخصی که باید به سوالات من پاسخ بدهد شخص شخیص شما هستید! چون به جز شما هیچ کسی این نظریه را قبول ندارد! حالا به سوالات من جواب بده و یا دهان مبارکت را از توهین به خدای من ببند!
سوال1: این چه خدایی است که به بنده هایش فرصت توبه نمیدهد؟ اگر آن اشخاص که بدترین جنایات را انجام داده اند قصد توبه داشتند خدا چه جوابی دارد که به آنها بدهد؟ اگر آن دنیا این اشخاص معترض شوند و بگویند مگر در قرانت ننوشته بودی که توبه پذیر هستی؟ پس چرا به ما فرصت توبه ندادی؟؟؟ خدا چه پاسخی دارد که بدهد؟

سوال 2- ملاک شما برای اینکه خدا را عادل ببینید در چیست؟ خداوند باید چه کسانی را عذاب کند؟ آیا فقط هنگامی که سر بچه ای را میبرند باید دست به کار شود یا زمانهای دیگری هم وجود دارد؟ آیا اگر کسی با گلوله شخص دیگری را بکشد هم شامل میشود یا خیر؟ اگر خیر چرا؟
آیا کسانی که قرانش را آتش میزنند را شامل میشود یا خیر اگر خیر چرا؟ بر چه اساس؟ مگر خدا کجاست که نباید از قران خودش دفاع کند؟
آیا کسانی که برای پیامبرش بدترین و توهین آمیزترین فیلمهارا میسازند را هم شامل میشود یا خیر؟
آیا کسانی که از صلاح اتمی استفاده و مردم زیادی را هم زمان (کودک و پیر و جوان ) هلاک میکنند را هم شامل میشود یا خیر؟ اگر خیر بر چه اساس؟
آیا کسانی را هم که به خدا کفر میورزند شامل میشود یا خیر؟ اگر خیر بر چه اساس؟ مگر خدا کجا است که از حق خودش دفاع نمیکند؟
آیا کسانی که به دستورات خدا عمل نمیکنند و در خلوت گناه میکنند را هم شامل میشود یا خیر؟ این خدا کجاست که از قوانینش دفاع نمیکند؟
آیا حیواناتی که به بدترین شکل همدیگر را شکار میکنند را هم شامل میشود یا خیر؟ اگرخیر اون آهوی بیچاره چه گناهی کرده؟
آیا کسانی که لب به اهانت به خدا باز میکنند را هم شامل میشود یا خیر؟ اگر خیر چرا؟ مگر خدا قدرت دفاع از خودش را ندارد؟
آیا....

اگر جواب همه ی این سوالات "بله " است به من پاسخ دهید که هدف از خلقت چیست؟ آیا خداوند حکیم نیست؟ اگر حکیم است و اگر قرار است با این شرایط بالا دنیا را اداره کند به من بفرمایید حکمت خلق این جهان در چیست؟ پاسخی منطقی و قانع کننده به من ارائه دهید!

میدانم در جوابم چه خواهی گفت:

میخواهی بگی اینا همه به کنار خدا اون موقعی که سر بچه ای را میبردیدند کجا بود؟؟؟؟

شما و امثال شما از جنس آدم هایی هستید که تا با چشمانتان معجزه ای از خدا نبینید او را باور نمیکنید! پس بدانید اگر ملاکتان معجزه هم باشد باز هم به خدا کافر میشوید چون نمونه ی شما در تاریخ زیاد بودند که عجیبترین معجزات را با چشم دیدند اما ایمانشان را باد برد!
امیدوارم تمام حرفهایت از روی احساس بوده باشد!
و بهت هشدار میدم که تا زمانی که جواب سوالات من و بقیه دوستان را نداده ای دوباره توهین نکنی ! قرار نیست به بهانه ی اینکه این سایت سایتی آزاد محلیست برای تحقیق بیایی و بدون منطق هرچه از دهانت بیرون میاید بگی وو بری!
حواست را جمع کن!
والسلام

رئوف
۱۳۹۲/۰۴/۱۳, ۱۹:۰۸
با سلام خدمت دوستان گرامی

سوال مورد بحث را می توان از دو جنبه مورد بررسی قرار داد، نگاه نخست نگاهی عقلانی و منطقی است که در پی آن است که تبیینی منطقی برای شروری این چنین بیابد. نگاه دوم از این حیث در پی بحث است که شروری این چنین تاثیر بسیار بدی بر روح و روان انسان میگذارد و از نظر روحی نتایج بسیار بدی دارد (مانند یاس و ناامیدی)ظاهرا تمام دوستان و همچنین پرسشگر اصلی، می پذیرند که بحث از لحاظ منطقی و عقلانی مورد نظر است.

مطالبی که در پست ها بیان شده است، در دو دسته کلی قرار میگیرد، اشکالاتی که ناظر به نگاه دوم هستند، یعنی اشکالاتی که بر اساس مسائل عاطفی و احساسی سعی در ارائه یک تبیین و اخذ نتیجه هستند. از سوی دیگر، مطالبی نیز مطرح شده است که در چارچوب نگاه اول جای می گیرند ولی در این موارد نیز به توضیحاتی که قبلا داده شده است، کمتر توجه شده است. بخشی از پاسخ های قبلی بنده بدین شرح اند:

- این چنین نیست که خداوند از این مسائل مطلع نباشد و یا اینکه قدرت دخالت نداشته باشد و یا اینکه اساسا برایش مهم نباشد. بلکه مطلب مهم دیگری وجود دارد که درک آن نیازمند دقت است.

- هدف از خلقت چیست؟ خداوند انسانها را آفریده و به آنها قدرت انتخاب و اختیار عطا کرده است تا به وسیله آنها به کمال برسند. برای رسیدن به کمال فرد باید با اختیار و قدرت خود راه درست را انتخاب کند و به همین جهت (داشتن اختیار) فرد باید منطقا توانایی انتخاب راه غیر درست را هم داشته باشد(تا بتوان گفت که واقعا مختار بوده است)

- با توجه به این توضیحات، در جهانی که ایجاد شده است تا انسان ها در آن به کمال برسند، نیازمند اختیار هستیم و در چنین فضایی افرادی راه نیک را انتخاب می کنند و افرادی نیز چون چنین جنایتکارانی، راه پلید را بر می گزینند.

- آنچه مهم است این است که خداوند با عدالت با افراد برخورد کند و این مسئله در جهان دیگر اتفاق خواهد افتاد. مطمئنا فردی که چنین جنایتی انجام داده است مورد مواخذه قرار خواهد گرفت و به فردی که هم که مظلومانه شهید شده است جایگاه ویژه ای اعطاء خواهد شد(جایگاهی که رشک بسیاری را بر می انگیزد)

- این جهان، جهان عملکرد انسانهاست و افراد سرنوشت خود را در این دنیا می نویسند. و در جهان دیگر نتیجه اعمال خود را خواهند دید.

- خداوند مهربان است ولی معنا مهربانی این نیست که در هر حادثه ای به سرعت ظالمان را نابود کند. مگر افراد معصوم و والا مقامی وجود نداشتند که با فجیع ترین شرایط شهید شدند (امام حسین (ع)) در آن مورد اولویتی بیشتری برای دخالت مستقیم خداوند وجود داشت، اما مصالحی وجود دارد که به خاطر حفظ آنها خداوند کاری انجام نمی دهد. یکی از آن مصالح حفظ محیط دنیا به عنوان محیطی برای تکامل بشر بر اساس اختیار آنهاست.

- خداوند عادل است ولی عدالت خداوند تماما در دنیا ظاهر نمی شود. عدالت در مقام داوری که مهم ترین مرحله است، در جهان دیگر اتفاق می افتد. اساسا این دنیا، محل عمل کردن است. فرصتی که هر انسانی دارد تا آنگونه که می خواهد سرنوشت خود را رقم بزند. در این دنیا محاسبه و داوری ای در مورد اعمال نمی شود تا بگوییم عادلانه بوده است یا ظالمانه. اما در جهان دیگر که محل محاسبه اعمال است می توان از عادلانه یا غیر عادلانه بودن قضاوت سخن گفت. اگر خداوند قاتل و مقتول را به یک درجه پاداش یا عذاب داد، (تنها از این جهت) عادلانه نخواهد بود. ما قضاوت خداوند در جهان دیگر را ندیده ایم ولی خود خداوند در قرآن فرموده است که با عدالت با همه رفتار خواهد کرد، فلذا می توانیم مطمئن باشیم که خداوند عادلانه رفتار خواهد کرد.

- مطلب دیگری که در مورد سوال شما مهم است این است که اگرچه رسیدگی به اعمال بشر در جهان دیگر صورت خواهد گرفت و ظالمان مجازات خواهند شد، اما خداوند در قرآن از مسلمانان خواسته است که خود را برای مبارزه با متجاوزان آماده کنند(وَأَعِدُّواْ لَهُم مَّا اسْتَطَعْتُم مِّن قُوَّةٍ وَمِن رِّبَاطِ الْخَيْلِ تُرْهِبُونَ (1)"و شما (ای مومنان) در مقام مبارزه با آنها خود را مهیا کنید و تا حدی که میتوانید از آذوقه و آلات جنگی و اسبان سواری برای تهدید دشمنان خدا و دشمنان خودتان، فراهم سازید و...") و مجهز به قوی ترین سلاح ها و تجهیزات باشند. به عبارت دیگر مسلمانان باید در شرایطی باشند که هیچ دشمن خارجی جرات حمله به آنها را نداشته باشد. از سوی دیگر این مسئله در مقیاس درون دینی نیز صدق می کند. به این معنا که :

1 مسلمانان باید در جهت رفع کدورت ها بکوشند و رابطه ی برادرانه ای را که پیامبر از مسلمانان خواسته است، اجرا کنند و اجازه ندهند که افراطیون گروه های سنی و شیعه، باعث دشمنی بین مسلمانان و از بین رفتن سرمایه های جهان اسلام شوند.
2 در مورد وهابیت که در واقع دشمن مشترک شیعه و سنی محسوب می شوند نیز باید قدرت دافعه ی ما چنان قوی باشد که زمینه ای برای چنین جنایاتی نباشد.
(ذکر این مطلب از این رو مهم بود که خداوند علاوه بر اینکه به جنایت کاران اختیار داده است، به ما نیز اختیار عطا کرده تا شرایط را به نحوی پیش ببریم که در موضع ضعف نباشیم و بتوانیم از خود دفاع کنیم، توجه به کم کاری خودمان و اینکه مسئولیت ها را تماما متوجه خدا نکنیم، حایز اهمیت است.)

موفق باشید

1. سوره انفال آیه 60

سلمان14
۱۳۹۲/۰۴/۱۴, ۰۰:۲۶
بسم الله الرحمن الرحیم

در زمینه مشکلات اینچنینی

به نظر حقیر، خیلی حرفها از اساس مشکل دارد،
اگر کسی به خدا اعتقاد داشته باشد، خدا رو اساس همه چیز می داند، حتی منطقش.

بنابراین بی معنی است که با منطق مان از او ایراد بگیریم. امکان ندارد خدا ظلم کند.
البته این هم هست که: در جایی در توحید مفضل خواندم که: «خدا گاهی برای تادیب دیگران، یکی را مبتلا می کند، که اگر صبر کرد و .... در آخرت پاداش ماداش می گیرد.»
در این صورت هم، خدا به ارزش خوب و بد هرچیز بیشتر آگاه است، تا بنده.

حالا این از جنبه ربط داشتن قضایا و مشکلات به خدا بود
اما از جنبه ربط داشتن به دیگر انسانها موضوع بررسی خودش را دارد.


قصد ادامه ندارم...
وقتی خیلی به احساسات پروبال می دیم نمیتونیم درست فکر کنیم و نتیجه گیری درستی داشته باشیم....
و منطقی فکر کردن هم هیچوقت به معنای سنگدل و بی تفاوت بودن نیست!

توهین به ایراد گیرندگان نباشه، اما به نظر میرسد هدف اصلی از این بحث همین است .... و یا در این مسیر هدایت شده است.
بهتر است انسان به جای شیعه شیعه کردن گامی در جهت حل مشکلات شیعه بردارد.
بحث منطقی روش خاص خود را دارد.

pesar.zamini
۱۳۹۲/۰۴/۱۴, ۰۱:۳۷
در جواب این حرف شما من یکی دو هفته پیش همون موقعی که تاپیک رو آغاز کردی بهت جواب دادم اما در عین بی خیالی و بی توجهی از کنار حرف من رد شدی و این است همون بی منطقی که ازش حرف میزنم! اگر بر طبل توخالی خودت نمیکوبیدی همون موقع جوابی قانع کننده به من میدادی! اما اگر یک نفر پست های تورا بخواند جز یک جمله پیدا نمیکند و آن این است:
((خدا زمانی که بچه را سر میبریدند کجا بود؟ ))

برادر من جواب شما منطقی و قابل قبول نبود چون در جوابهای شما منطق عینی وجود ندارد

سوال1: این چه خدایی است که به بنده هایش فرصت توبه نمیدهد؟ اگر آن اشخاص که بدترین جنایات را انجام داده اند قصد توبه داشتند خدا چه جوابی دارد که به آنها بدهد؟ اگر آن دنیا این اشخاص معترض شوند و بگویند مگر در قرانت ننوشته بودی که توبه پذیر هستی؟ پس چرا به ما فرصت توبه ندادی؟؟؟ خدا چه پاسخی دارد که بدهد؟
شما فکر نکنم قران رو تا حالا همراه با تفسیر و معنی خونده باشید حالا من جوابتون رو میدم .......ایه 93 مبارکه سوره نسا ((و هرکس عمدا مومنی را بکشد پس مجازات او جهنم است که همیشه در ان خواهد بود و خدا بر او غضب کرده و از رحمتش دور ساخته)) این یعنی اینکه هر کسی اگر مومنی را به خاطر اعتقادش کشته باشد هیچ راه توبه ای برای او نیست وجهنم برای او اماده است. وحدیثی از امام جعفر صادق که می فرماید جزای کشنده مومن از روی عمد جهنم است و بس او توبه ندارد.دوست عزیز کسی که از روی عمد مومنی را بکشد راه توبه به روی او بسته است و تا ابد در جهنم میسوزد این کلام خود قران است.

حالا به سوالات من جواب بده و یا دهان مبارکت را از توهین به خدای من ببند!
خدای تو!!!!!! شاید فکر میکنی مرا خدای دیگری افریده است

سوال 2- ملاک شما برای اینکه خدا را عادل ببینید در چیست؟ خداوند باید چه کسانی را عذاب کند؟ آیا فقط هنگامی که سر بچه ای را میبرند باید دست به کار شود یا زمانهای دیگری هم وجود دارد؟ آیا اگر کسی با گلوله شخص دیگری را بکشد هم شامل میشود یا خیر؟ اگر خیر چرا؟
آیا کسانی که قرانش را آتش میزنند را شامل میشود یا خیر اگر خیر چرا؟ بر چه اساس؟ مگر خدا کجاست که نباید از قران خودش دفاع کند؟
آیا کسانی که برای پیامبرش بدترین و توهین آمیزترین فیلمهارا میسازند را هم شامل میشود یا خیر؟
آیا کسانی که از صلاح اتمی استفاده و مردم زیادی را هم زمان (کودک و پیر و جوان ) هلاک میکنند را هم شامل میشود یا خیر؟ اگر خیر بر چه اساس؟
آیا کسانی را هم که به خدا کفر میورزند شامل میشود یا خیر؟ اگر خیر بر چه اساس؟ مگر خدا کجا است که از حق خودش دفاع نمیکند؟
آیا کسانی که به دستورات خدا عمل نمیکنند و در خلوت گناه میکنند را هم شامل میشود یا خیر؟ این خدا کجاست که از قوانینش دفاع نمیکند؟
آیا حیواناتی که به بدترین شکل همدیگر را شکار میکنند را هم شامل میشود یا خیر؟ اگرخیر اون آهوی بیچاره چه گناهی کرده؟
آیا کسانی که لب به اهانت به خدا باز میکنند را هم شامل میشود یا خیر؟ اگر خیر چرا؟ مگر خدا قدرت دفاع از خودش را ندارد؟
آیا....

این قدر تند نروید کمی اهسته...
تو میدونی چرا این کودک رو سر بریدند؟به خاطر اینکه فرزند یک مرد شیعه بود.ایا خدا در قران نگفته است که اگر مرا یاری کنید شما را یاری خواهم کرد .ایا بر خدا یاری یاران خود واجب نیست ؟ایا کسی که حامی راه شیطان است باید سر کودکی که حامی راه خداست را ببرد پس عدالت کجا رفت؟اره اگر خدا همون لحظه کسی را که قران را اتش میزد با رعد و برگ عذابش میداد دیگر کسی جرات این کار را نداشت.در مورد توهین به پیامبر من حرفی ندارم چون انها به پیامبر توهین نکردند بلکه شخصیتی را خودشان ساختند و گفتند این پیامبر مسلمانان است.ببین اتفاقات دنیا 6 تا محور داره
خوب-خوبتر-خیلی خوب
بد-بد تر-خیلی بد
سه محور اول رو ما کاری نداریم اما سه محور دوم قابل بحث هستند ببین گزینه بد و بدتر میتونه نشانه اختیاری باشه که خدا به ما داده اما گزینه خیلی بدتر میتونه همه چیز رو یه جا عوض کنه که الان داره میکنه.منطق عینی میگه که نباید گذاشت گزینه خیلی بد اتفاق بیافته چون این گزینه میتونه بسیار مخرب باشه و عامل اصلی انحراف.گناه با قتل فجیه در یک جا قابل مقایسه نیستند و یادتون باشه کسی که زنا میکنه با کسی که ادم ذبح میکنه یکی نیست

اگر جواب همه ی این سوالات "بله " است به من پاسخ دهید که هدف از خلقت چیست؟ آیا خداوند حکیم نیست؟ اگر حکیم است و اگر قرار است با این شرایط بالا دنیا را اداره کند به من بفرمایید حکمت خلق این جهان در چیست؟ پاسخی منطقی و قانع کننده به من ارائه دهید!

جواب همه سوالات شما بله نیست.

شما و امثال شما از جنس آدم هایی هستید که تا با چشمانتان معجزه ای از خدا نبینید او را باور نمیکنید! پس بدانید اگر ملاکتان معجزه هم باشد باز هم به خدا کافر میشوید چون نمونه ی شما در تاریخ زیاد بودند که عجیبترین معجزات را با چشم دیدند اما ایمانشان را باد برد!
نمونه من در تارخ اصلا وجود نداره.من از خدا معجزه نمی خوام عدالت میخوام و چون می دونم خدا وجود داره پس کافر نیستم

و بهت هشدار میدم که تا زمانی که جواب سوالات من و بقیه دوستان را نداده ای دوباره توهین نکنی ! قرار نیست به بهانه ی اینکه این سایت سایتی آزاد محلیست برای تحقیق بیایی و بدون منطق هرچه از دهانت بیرون میاید بگی وو بری!
گفتم که کمی اهسته تر زیاد تند نرو چون خدا در قران گفته سوءظن کار شیطان است .من نیت بدی ندارم

حواست را جمع کن!
والسلام
نوع حرف زدنتون بسار عذاب اوره . کمی ارامش داشته باشید خدا موجود دست بسته ای نیست که شما بخواهید از ان حمایت کنید

pesar.zamini
۱۳۹۲/۰۴/۱۴, ۰۱:۵۳
اگر کسی به خدا اعتقاد داشته باشد، خدا رو اساس همه چیز می داند، حتی منطقش.

بنابراین بی معنی است که با منطق مان از او ایراد بگیریم. امکان ندارد خدا ظلم کند.

من به خدا اعتقاد دارم چون یقین دارم موجودی ما را افریده است و اسم او خداست.من از خدا ایراد نمی گیرم میخواهم صفاتی را که در باره او میگویند با چیزهایی که دارم می بینم و خدا هم در قران فرموده تطبیق بدم.من نگفتم خدا ظالم است

توهین به ایراد گیرندگان نباشه، اما به نظر میرسد هدف اصلی از این بحث همین است .... و یا در این مسیر هدایت شده است.
هدف اصلی بحث شناخت واقعی خداست نه توهم.

بهتر است انسان به جای شیعه شیعه کردن گامی در جهت حل مشکلات شیعه بردارد.
منظور من از شیعه همون ادم هاییست که پرچم دار دین خدا هستند .اگر راه حلی برای پایان ذبح کردن شیعیان دارید بفرمایید.من عقلم به جایی نمی رسد

بحث منطقی روش خاص خود را دارد.
منظورتان از بحث واقعی همان منطقیست که شما هر چه گفتید بدون اینکه قانع شم بگویم شما راست میگویید.

asad
۱۳۹۲/۰۴/۱۴, ۱۰:۴۸
ایه 93 مبارکه سوره نسا ((و هرکس عمدا مومنی را بکشد پس مجازات او جهنم است که همیشه در ان خواهد بود و خدا بر او غضب کرده و از رحمتش دور ساخته)) این یعنی اینکه هر کسی اگر مومنی را به خاطر اعتقادش کشته باشد هیچ راه توبه ای برای او نیست وجهنم برای او اماده است

حرف از تفسیر قران زدی! رفتم و تفسیر همین آیه را برایت آوردم! البته قسمتی از آن را که بهش نیاز داریم پس خوب و بادقت بخوان:

تفسير نمونه ج : 4ص :69


سؤال ديگرى نيز در اينجا مطرح مى‏شود كه اصولا قتل عمد آيا قابل توبه مى‏باشد ؟ ! جمعى از مفسران ، صريحا پاسخ منفى به اين سوال مى‏دهند و مى‏گويند : قتل نفس طبق آيه فوق اصلا قابل توبه نيست ، و در پاره‏اى از روايات كه در ذيل آيه وارد شده است نيز اشاره به اين معنى گرديده كه لا توبة له .


ولى آنچه از روح تعليمات اسلام و روايات پيشوايان بزرگ دينى و فلسفه توبه كه پايه تربيت و حفظ از گناه در آينده زندگى است استفاده مى‏شود اين است كه هيچ گناهى نيست كه قابل توبه نباشد ، اگر چه توبه پاره‏اى از گناهان ، بسيار سخت و شرائط سنگين دارد ، قرآن مجيد مى‏گويد : ان الله لا يغفر ان يشرك به و يغفر ما دون ذلك لمن يشاء ( نساء - 47 ) : خداوند تنها گناه شرك را نمى‏بخشد اما غير آن را براى هر كس بخواهد و صلاح ببيند خواهد بخشيد حتى سابقا ذيل همين آيه اشاره كرديم كه اين آيه درباره آمرزش گناهان از طريق شفاعت و مانند آن سخن مى‏گويد و الا گناه شرك نيز با توبه كردن و بازگشت به سوى توحيد و اسلام قابل بخشش است ، همانطور كه بيشتر مسلمانان صدر اسلام ، در آغاز مشرك بودند و سپس توبه كردند ، و خداوند گناه آنها را بخشيد ، بنا بر اين شرك تنها گناهى است كه بدون توبه بخشيده نمى‏شود و اما با توبه كردن همه گناهان حتى شرك قابل بخشش است چنانكه در سوره زمر آيه 53 و 54 مى‏خوانيم : ... ان الله يغفر الذنوب جميعا انه هو الغفور الرحيم و انيبوا الى ربكم و اسلموا له : ... خداوند همه گناهان را مى‏بخشد ، زيرا او بخشنده مهربان است و بازگشت به سوى خدا كنيد و توبه نمائيد و تسليم فرمان او باشيد .

پس خوب شما انگار نمیدانی که حتی قاتلان امام حسین هم به رحمت خداوند طمع داشتند و اگر توبه میکردند خدا آنها را میبخشید! این را تا به حال نشنیده بودی نه؟ اینکه کسانی که حجت خدا روی زمین را به بدترین و فجیع ترین شکل ممکن کشتند و به جنازه ی بی جان او هم رحم نکردند هم اگر توبه میکردند بخشیده میشدند! برایت عجیب است نه؟ پس این روایتش رو هم خوب بخوان:

یزید بن معاویه بعد از حادثه کربلا به علی بن الحسین علیه‌ السلام گفت: اگر من توبه کنم، قبول می‌شود؟ امام فرمود: بله؛ اگر واقعاً توبه کنی قبول می‌شود.

وحدیثی از امام جعفر صادق که می فرماید جزای کشنده مومن از روی عمد جهنم است و بس او توبه ندارد.
آدرس و سند این روایت رو هم بده تا بررسی کنیم! آخر این روایت نوشتی (توبه ندارد) در حالی که مخالف نص صریح قران است و خود امام صادق فرمودند اگر میخوایید بدونید حدیثی از ما است یا نه آن را بر قران منطبق کنید و اگر مخالف با قران بود به دیوار بکوبید!

خدای تو!!!!!! شاید فکر میکنی مرا خدای دیگری افریده است
تو که او را به خدایی قبول نداری پسرم! و ننگت میشود که او خدای توست و روی همین حساب از این لفظ استفاده کردم!



این قدر تند نروید کمی اهسته...
ببین کی داره این حرفو میزنه... کسی که از خدا هم جلو زده داره به ما میگه تند نرید

ایا خدا در قران نگفته است که اگر مرا یاری کنید شما را یاری خواهم کرد
آیا گفته است که شما را فقط در همین دنیا یاری خواهم کرد؟ اگر گفته حتما آدرس آیشو به منم بدید و اگر نگفته بی خودی برای توجیه حرفهایت آیه قران نیار!

یا بر خدا یاری یاران خود واجب نیست ؟
مگر اینکه شما بر خدا واجب کنی! وگرنه فکر نکنم هیچ چیز بر خدا واجب باشه!

ایا کسی که حامی راه شیطان است باید سر کودکی که حامی راه خداست را ببرد پس عدالت کجا رفت؟
اگر آخرتی وجود نداشت حرف شما صحیح بود! عدالت وجود نداشت! اما با این وجود حرفتان بی منطق است! دوما خب کسانی که حامی راه خدا بودند (مختار) هم سر کسانی که حامی راه شیطان(شمر) بودند را بریدند! پس خدا در اینجا هم باید از آسمان برای مختار مرغ بریان میفرستاد تا عدالتش را نشان دهد نه؟


ببین اتفاقات دنیا 6 تا محور داره
خوب-خوبتر-خیلی خوب
بد-بد تر-خیلی بد
سه محور اول رو ما کاری نداریم اما سه محور دوم قابل بحث هستند ببین گزینه بد و بدتر میتونه نشانه اختیاری باشه که خدا به ما داده اما گزینه خیلی بدتر میتونه همه چیز رو یه جا عوض کنه که الان داره میکنه.
این استدلالات شما در جای خودش محترم است اما ارزش علمی چندانی در آن نمیبینم! چون هیچ جور نمیشه اتفاقات دنیا را در این بازه ها قرار داد! هیچ مبنایی وجود ندارد که بشود قتل با چاقو را از قتل با گلوله بدتر دانست! هیچ قاعده ای نیست که به ما نشان دهد مردن بوسیله ی مواد رادیواکتیو سخت تر از مردم با چاقو نیست یا هست!
اصلا ممکن است مرگ یک نفر که با قرص سیانور به قتل میرسد بسیار سخت تر از مرگ همان بچه که با چاقو کشته میشود باشد ! چون قبض کننده ی روح از بدن خداست و اوست که میداند به سختی جان انسان را بگیرد یا به راحتی هرچه تمام تر! و این چشم های ماست که خوب و بد ظاهری را به چاقو و گلوله و بمب ربط میدهد!
بنابراین اگر شما بگویید سر بریدن با چاقو جزو بدترین ها است من به مخالفت بلند میشوم و میگویم کشته شدن با گلوله هم بدتر است و شما هیچ دلیل و استدلالی ندارید که به من ثابت کنید چاقو بدتر از گلوله است!
بنابراین این تقسیم بندی شما کاملا قابل رد و اشتباه است! اگر حرف و منطق قانع کننده ترید دارید ارائه دهید!

نمونه من در تارخ اصلا وجود نداره.من از خدا معجزه نمی خوام عدالت میخوام و چون می دونم خدا وجود داره پس کافر نیستم
اشتباه نکن ! تو از خدا عدالت در همین دنیا را میخوای! که به جز معجزه هیچ چیز نمیتواند آن را عملی کند! اگر از خدا عدالت میخواستی منتظر آخرت مینشستی و عدالت خدا را نظاره میکردی!
اما من بهت پیشنهاد میکنم که از خدا عدالت نخوای چون اگر بخواد به عدل خودش با مارفتار کنه دهن هممون سرویسه!


بیایی و بدون منطق هرچه از دهانت بیرون میاید بگی وو بری!
گفتم که کمی اهسته تر زیاد تند نرو چون خدا در قران گفته سوءظن کار شیطان است .من نیت بدی ندارم
اگر نیتت تحقیق است بدون توهین هم میشود این کار را کرد! توهین نکن تا فکر بد نکنم! هرکس برای خود مقدساتی دارد و اینکه تو این قدر راحت به خدا توهین میکنی من را خسته کرده!
خداوند گفته حتی به دشمنانتون هم توهین نکنین بعد تو به خدا توهین میکنی؟

نوع حرف زدنتون بسار عذاب اوره . کمی ارامش داشته باشید خدا موجود دست بسته ای نیست که شما بخواهید از ان حمایت کنید
بله خودم هم گفتم خدا به بندگی هیچ موجودی احتیاج ندارد این بنده های خدا هستند که طاقتشان تمام میشود!
والسلام

سلمان14
۱۳۹۲/۰۴/۱۴, ۱۱:۰۹
بسم الله الرحمن الرحیم
با سلام و خداقوت


منظورتان از بحث واقعی همان منطقیست که شما هر چه گفتید بدون اینکه قانع شم بگویم شما راست میگویید.
بزرگوار، اینجانب همچین حرفی نزدم، شما یه موضوع مطرح می کنی، جواب داده می شه، دوباره همون رو مطرح می کنی، می گی خدا چرا کاری نمی کنه، می گن چون خدا به انسانها اختیار داده و قرار است آزمایش بشوند، دیگه بهتر از این؟
حقیر هم اضافه می کنم، چون قرار است انسانها به کمال برسند، یه عده این وسط از نادانی دیگران(نه از سوی خدا) یه آسیبهایی می بینند، تا اونایی که می فهمند دردشون بیاد و کاری بکنند و از طریق این کاری کردنها خودشون و تمام جامعه رو به کمال برسونند.

اما چرا کاری غیر از این مکانیزمهایی که در نهاد انسانها قرار دارد نمی کند؟
چون تمام اولیای خدا را کشتیم !!!!!!!!
مگر همین انسانها نیستیم که می دانند پیغمبر قرار است بیاید و وقتی آمد با او می جنگند؟
مگر همینها نیستیم که اما حسین (ع) را دعوت می کنیم و بعد زیر همه چیز می زنیم؟
بزرگوار، تا زمانیکه این مشکلات حل نشوند، خدا کاری نمی کند(برداشتم همین است نه اینکه زبانم لال از پیش خودش آمده باشم.)
یه نفر اومد گفتن کو دلیلت؟ معجزه بیار، معجزه آورد، گفتن ساحری.

تا وقتی که اختلاف امام و غیرامام، اختلاف خدا و توهم، اختلاف معجزه و سحر، اختلاف انسان درست و نادرستکار، اختلاف دنیا و آخرت،را نفهمیم به نظر حقیر خدا کاری نمی کند.
چون اعتبارمان برای خرج کردن بهترینهایش تمام شده.

اگر اشتباه می گم، شما درستش رو بگید.
اما معتقد به این هم نیستم که خودمان موجب این دردها شویم تا به کمال برسیم.


منظور من از شیعه همون ادم هاییست که پرچم دار دین خدا هستند .اگر راه حلی برای پایان ذبح کردن شیعیان دارید بفرمایید.من عقلم به جایی نمی رسد
اگر منظورتان این است که بزرگان دین کاری بکنند، به حرفهایشان توجه کنید، کاری می کنند، اما انتظار نداشته باشید، برای شهادت یک انسان(که جانش هم خیلی عزیز است) جان میلیاردها نفر دیگر و برنامه کمال انسانیت به خطر بیفتد. از کجا معلوم این شهادت و مرگ یک عده، دامی نباشد برای قربانی کردن میلیونها نفر دیگه، حق بدید که این بزرگواران با حوصله و با تشخیص مصالح تصمیم بگیرند،

ضمناً این احتمال قوی را هم بدهید که اینجور کارها برای تحریک احساسات یک قوم بر علیه قوم دیگر باشد(اینجاست که مجدداً به نظر می رسد کار شما در این مسیر هدایت شده است)!!!!!

هر کاری حساب و کتاب دارد.
ولی اگر شما پیشنهادی مد نطرتان است، بفرمایید، شاید خدا از طریق شما راه حلی را به همه ارائه دهد. مگر قرار است همه ی مشکلات را بزرگان دین حل کنند؟
کندن خندق را کی پیشنهاد داد به پیفمبر(ص)؟
مگر پیغمبر با مشکلات پیچیده مواجه نشدن؟

در مورد قانع شدن هم، چرا قانع نمی شوید؟
اشتباه گفتم بفرمایید تا تصحیح کنیم(اگر بدانم).

pesar.zamini
۱۳۹۲/۰۴/۱۴, ۱۵:۴۳
پس خوب شما انگار نمیدانی که حتی قاتلان امام حسین هم به رحمت خداوند طمع داشتند و اگر توبه میکردند خدا آنها را میبخشید! این را تا به حال نشنیده بودی نه؟ اینکه کسانی که حجت خدا روی زمین را به بدترین و فجیع ترین شکل ممکن کشتند و به جنازه ی بی جان او هم رحم نکردند هم اگر توبه میکردند بخشیده میشدند! برایت عجیب است نه؟ پس این روایتش رو هم خوب بخوان:

یزید بن معاویه بعد از حادثه کربلا به علی بن الحسین علیه‌ السلام گفت: اگر من توبه کنم، قبول می‌شود؟ امام فرمود: بله؛ اگر واقعاً توبه کنی قبول می‌شود.

ببین قاتلان امام حسین هیچ وقت نمی توانستند توبه کنند چون توبه گرگ مرگ است.من سه سال تحقیق کردم و بعد از سه سال به این نتیجه رسیدم که اگر کسی به عمد مومنی را بکشد جای او تا ابد در جهنم است و دیگر توبه از او قبول نیست لطفا با دفتر مقام معظم رهبری در این مورد تماس حاصل فرمایید تا روشنتان کنند.توبه شرایط خاص خود را دارد و برای هر عملی توبه قابل قبول نیست توبه برای زمانیست که حق الله باشد نه حق الناس.به خاطر همین خدا قصاص را گذاشته .شما این طور میگی اگر در جایی یکی یکی را کشت نباید قصاصش کنند چون امکان دارد او توبه کند.در صورتی که همین حرف تضاد با دین اسلام است.اما چون در این حادثه عاملان تروریست و غیر قابل دسترس هستند پس باید خدا قصاصشان کند.شما برو یه تحقیق در باره قصاص بکن.و این رو بدون توبه فقط برای حق الله است.

بنا بر اين شرك تنها گناهى است كه بدون توبه بخشيده نمى‏شود
گفتم که شرک حق الله است و قتل نفس حق الناس. انگار شما همه چی رو با هم قاطی میکنید

یزید بن معاویه بعد از حادثه کربلا به علی بن الحسین علیه‌ السلام گفت: اگر من توبه کنم، قبول می‌شود؟ امام فرمود: بله؛ اگر واقعاً توبه کنی قبول می‌شود.
حتی امام حسین هم نمی تواند از خون خود بگذرد و بگوید من تو را بخشیدم جون من نبخشیدم

آدرس و سند این روایت رو هم بده تا بررسی کنیم! آخر این روایت نوشتی (توبه ندارد) در حالی که مخالف نص صریح قران است و خود امام صادق فرمودند اگر میخوایید بدونید حدیثی از ما است یا نه آن را بر قران منطبق کنید و اگر مخالف با قران بود به دیوار بکوبید!
تهذیب الااحکام جلد دهم صفحه 165حدیث 658

تو که او را به خدایی قبول نداری پسرم! و ننگت میشود که او خدای توست و روی همین حساب از این لفظ استفاده کردم!
منظور من از قبول نداشتن صفاتی بود که به خدا می گفتید نه خود خدا

ببین کی داره این حرفو میزنه... کسی که از خدا هم جلو زده داره به ما میگه تند نرید
من کی خدا رو جلو زدم!!!!

آیا گفته است که شما را فقط در همین دنیا یاری خواهم کرد؟ اگر گفته حتما آدرس آیشو به منم بدید و اگر نگفته بی خودی برای توجیه حرفهایت آیه قران نیار!
:khaneh:خوب اره منظور خدا همین دنیا بوده دیگه مگه تو قیامت جنگ هست که خدا بخواد ما رو یاری کنه اون دنیا برای حساب کتابه نه یاری یا می بخشه یا نمی بخشه.حرفات این رو میگه که تو اصلا از حرف های قران چیزی حالیت نیست

مگر اینکه شما بر خدا واجب کنی! وگرنه فکر نکنم هیچ چیز بر خدا واجب باشه!
یه کم قران بخون بعد تفسیر المیزان رو هم بخون ببین چه چیزها برای خدا واجب است.تو برو یه کم در باره خود خدا تحقیق کن خیلی چیزها هست که برای خدا واجبه .خیلی اماتور بحث میکنی

گر آخرتی وجود نداشت حرف شما صحیح بود! عدالت وجود نداشت! اما با این وجود حرفتان بی منطق است! دوما خب کسانی که حامی راه خدا بودند (مختار) هم سر کسانی که حامی راه شیطان(شمر) بودند را بریدند! پس خدا در اینجا هم باید از آسمان برای مختار مرغ بریان میفرستاد تا عدالتش را نشان دهد نه؟
اخه چرا حرف های بی منطق میزنی پس این قصاص خداوند برای چیست که گفته اگر کسی کسی را کشت قصاصش کنید و اورا بکشید.شما خیلی افراط میکنی

این استدلالات شما در جای خودش محترم است اما ارزش علمی چندانی در آن نمیبینم!
ببین چیزی که بدهیست نیاز به اثبات علمی نداره شما اگه میتونی یه گزینه دیگه به این اضافه کن

اصلا ممکن است مرگ یک نفر که با قرص سیانور به قتل میرسد بسیار سخت تر از مرگ همان بچه که با چاقو کشته میشود باشد ! چون قبض کننده ی روح از بدن خداست و اوست که میداند به سختی جان انسان را بگیرد یا به راحتی هرچه تمام تر! و این چشم های ماست که خوب و بد ظاهری را به چاقو و گلوله و بمب ربط میدهد!
ببین شما با این جوابتون ماهیت همه چیز رو زیر سوال می برین ماهیت شمشیر با ماهیت تفنگ خیلی فرق داره.یعنی به نظر شما کسی که با سر بریده در راه خدا شهید شده با کسی که با گلوله در راه خدا شهید شده خدا هیچ فرقی بین انها قایل نیست.سخت در اشتباه هستین

اشتباه نکن ! تو از خدا عدالت در همین دنیا را میخوای! که به جز معجزه هیچ چیز نمیتواند آن را عملی کند! اگر از خدا عدالت میخواستی منتظر آخرت مینشستی و عدالت خدا را نظاره میکردی!
اما من بهت پیشنهاد میکنم که از خدا عدالت نخوای چون اگر بخواد به عدل خودش با مارفتار کنه دهن هممون سرویسه!
شما برو اول در مورد کل این دنیا و کلمه عدالت یه تحقیق بکن

اگر نیتت تحقیق است بدون توهین هم میشود این کار را کرد! توهین نکن تا فکر بد نکنم! هرکس برای خود مقدساتی دارد و اینکه تو این قدر راحت به خدا توهین میکنی من را خسته کرده!
خداوند گفته حتی به دشمنانتون هم توهین نکنین بعد تو به خدا توهین میکنی؟
من کجا به خدا توهین کردم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ؟؟؟؟؟؟؟؟

pesar.zamini
۱۳۹۲/۰۴/۱۴, ۱۵:۵۶
بزرگوار، اینجانب همچین حرفی نزدم، شما یه موضوع مطرح می کنی، جواب داده می شه، دوباره همون رو مطرح می کنی، می گی خدا چرا کاری نمی کنه، می گن چون خدا به انسانها اختیار داده و قرار است آزمایش بشوند، دیگه بهتر از این؟
اخه این سوال من هیچ ربطی به اختیار و ازمایش نداره.بابا یکی از حامیان شیطان یکی از حامین خدا رو صرفا برای اینکه او به خدا و امام و پیامبرش اعتقاد دارد ذبح کرده این چه ربطی به ازمایش و اختیار دارد.خود خدا دستور به قصاص داده و حتما این که خدا به شما زنگ زده و گفته این یه ازمایشه

اما چرا کاری غیر از این مکانیزمهایی که در نهاد انسانها قرار دارد نمی کند؟
چون تمام اولیای خدا را کشتیم !!!!!!!!
مگر همین انسانها نیستیم که می دانند پیغمبر قرار است بیاید و وقتی آمد با او می جنگند؟
مگر همینها نیستیم که اما حسین (ع) را دعوت می کنیم و بعد زیر همه چیز می زنیم؟
بزرگوار، تا زمانیکه این مشکلات حل نشوند، خدا کاری نمی کند(برداشتم همین است نه اینکه زبانم لال از پیش خودش آمده باشم.)
یه نفر اومد گفتن کو دلیلت؟ معجزه بیار، معجزه آورد، گفتن ساحری.
اعمال گذشتگان ابله و نادان هیچ ربطی به ما و این کودک ذبح شده ندارد نه ما با پیامبر جنگیدیم ونه ما به امام حسین نامه نوشتیم.کدام مشکلات حل نشود.ما که به کسی نگفتیم تو ساحری

تا وقتی که اختلاف امام و غیرامام، اختلاف خدا و توهم، اختلاف معجزه و سحر، اختلاف انسان درست و نادرستکار، اختلاف دنیا و آخرت،را نفهمیم به نظر حقیر خدا کاری نمی کند.
چون اعتبارمان برای خرج کردن بهترینهایش تمام شده.
این عجب خداییست که میگوید چوب گذشتگان را شما بخورید

اگر منظورتان این است که بزرگان دین کاری بکنند، به حرفهایشان توجه کنید، کاری می کنند، اما انتظار نداشته باشید، برای شهادت یک انسان(که جانش هم خیلی عزیز است) جان میلیاردها نفر دیگر و برنامه کمال انسانیت به خطر بیفتد. از کجا معلوم این شهادت و مرگ یک عده، دامی نباشد برای قربانی کردن میلیونها نفر دیگه، حق بدید که این بزرگواران با حوصله و با تشخیص مصالح تصمیم بگیرند،

ضمناً این احتمال قوی را هم بدهید که اینجور کارها برای تحریک احساسات یک قوم بر علیه قوم دیگر باشد(اینجاست که مجدداً به نظر می رسد کار شما در این مسیر هدایت شده است)!!!!!

هر کاری حساب و کتاب دارد.
ولی اگر شما پیشنهادی مد نطرتان است، بفرمایید، شاید خدا از طریق شما راه حلی را به همه ارائه دهد. مگر قرار است همه ی مشکلات را بزرگان دین حل کنند؟
کندن خندق را کی پیشنهاد داد به پیفمبر(ص)؟
مگر پیغمبر با مشکلات پیچیده مواجه نشدن؟

در مورد قانع شدن هم، چرا قانع نمی شوید؟
اشتباه گفتم بفرمایید تا تصحیح کنیم(اگر بدانم).
ببین دوست عزیز الان ما در اقلیت به سر میبریم و دشمن در اکثریت ما ضعیف و انها قدرتمند هستند.پس با این حساب فعلا نمی توانیم کاری انجام دهیم چون نابودمان میکنند.الان فقط خدا می تواند کاری انجام دهد

سلمان14
۱۳۹۲/۰۴/۱۴, ۱۶:۱۶
اخه این سوال من هیچ ربطی به اختیار و ازمایش نداره.بابا یکی از حامیان شیطان یکی از حامین خدا رو صرفا برای اینکه او به خدا و امام و پیامبرش اعتقاد دارد ذبح کرده این چه ربطی به ازمایش و اختیار دارد.خود خدا دستور به قصاص داده و حتما این که خدا به شما زنگ زده و گفته این یه ازمایشه

این موضوع(شهادت یک کودک) را از نظر خودتان به صورتی بنویسید که به اختیار و آزمایش ربط داشته باشد، تا بتونیم با مسئله ای که الان طرح کردید و به قول خودتان به اختیار و آزمایش ربط ندارد، مقایسه اش کنیم.


اعمال گذشتگان ابله و نادان هیچ ربطی به ما و این کودک ذبح شده ندارد نه ما با پیامبر جنگیدیم ونه ما به امام حسین نامه نوشتیم.کدام مشکلات حل نشود.ما که به کسی نگفتیم تو ساحری

این عجب خداییست که میگوید چوب گذشتگان را شما بخورید

انشاءا.. ما مثل اونها نباشیم، اما فکر نمی کنم تضمینی باشد، همین اعتراضاتمان نامه برای خداست، نیست؟؟؟!!!!
قضیه چوبخوردن نیست، قضیه فهمیدن است، تاوقتی که نمی دانیم، هیچ اختلافی با اونها نداریم - به واژه ای که استفاده کردید دقت کنید
ما فعلاً بین خودمون یکی میاد تحقیق میکنه، میگه سحر چیه، جادو چیه، امام کیه، و ..... هزارتا انگ کفر و نجس و ... بهش می زنیم، بعد بیایم ادعا کنیم، میفهمیم!!!!!
(این حرفها کلی است، توهین به کسی نباشد)

ببین دوست عزیز الان ما در اقلیت به سر میبریم و دشمن در اکثریت ما ضعیف و انها قدرتمند هستند.پس با این حساب فعلا نمی توانیم کاری انجام دهیم چون نابودمان میکنند.الان فقط خدا می تواند کاری انجام دهد
شما شهادت یک نفر را به نابودی همه تعبیر میکنید. خودتان قضاوت کنید.
اگر ضعیف به آن معنا بودیم، این کارها رو نمی کردن.


هدف اصلی بحث شناخت واقعی خداست نه توهم.
اگر واقعاً بدنبال شناختید، راهش این است:


1-خیر محض باشد.
2-خیرش از شرش بیشتر باشد.
3-خیر و شرش مساوی باشند.
4-خیرش از شرش کمتر باشد.
5-شر محض باشد.
مورد اول که همان حق تعالی است.مورد پنجم هم عدم محض است که ممتنع است و وجود نمی یابد.مورد 4 و 3 نیز وجود ندارند.
بنابراین هر چیزی که هست یا خیر محض است یا خیرش از شرش بیشتر است.لذا در جهان هستی بیشتر خیر داریم تا شر.اما این که چرا شرور وجود دارند بحث دیگری است.

اگر تا اینجا را قبول دارید،می توانیم ادامه دهیم و ببینیم که اساساً چرا شرور وجود دارند.کتاب "عدل الهی" شهید مطهری را هم شدیداً توصیه می کنم.

اشکالات اینها را بگیرید. هزاران فیلسوف و مغز متفکر و ... در طول 14 قرن شاید هم بیشتر به اینها اندیشیده اند.

اللیل والنهار
۱۳۹۲/۰۴/۱۴, ۱۹:۳۴
داستان موسی و خضر (ع)
از داستان‎های جالب زندگی موسی ـ علیه السلام ـ ماجرای شیرین او با حضرت خضر ـ علیه السلام ـ است كه در قرآن سوره كهف آمده و دارای نكات و درسهای آموزنده گوناگونی است، در این راستا نظر شما به فرازهایی زیر از آن داستان جلب می‎كنیم.
سخنرانی موسی ـ علیه السلام ـ و ترك اولی او
هنگامی كه فرعون و فرعونیان در دریای نیل غرق شده و به هلاكت رسیدند، بنی‎اسرائیل به رهبری حضرت موسی ـ علیه السلام ـ پس از سالها مبارزه، پیروز شدند و زمام امور رهبری به دست موسی ـ علیه السلام ـ افتاد.
او در یك اجتماع بسیار بزرگ (كه می‎توان آن را به عنوان جشن پیروزی نامید) در حضور بنی‎اسرائیل سخنرانی كرد، مجلس بسیار باشكوه بود، ناگاه یك نفر از موسی ـ علیه السلام ـ پرسید: «آیا كسی را می‎شناسی كه نسبت به تو اعلم (عالم‎تر) باشد؟»
موسی ـ علیه السلام ـ در پاسخ گفت: نه.
و مطابق بعضی از روایات، پس از نزول تورات و سخن گفتن مستقیم خدا با موسی ـ علیه السلام ـ، موسی در ذهن خود به خودش گفت: «خداوند هیچكس را عالم‎تر از من نیافریده است.» در این هنگام خداوند به جبرئیل وحی كرد موسی را دریاب كه در وادی هلاكت افتاده. (یعنی براثر حالتی شبیه خودخواهی، در سراشیبی نزول از مقامات عالیه معنوی قرار گرفته، به یاریش بشتاب تا اصلاح شود. جبرئیل به سراغ موسی آمد...)
خداوند همان‎دم به موسی ـ علیه السلام ـ وحی كرد: آری داناتر از تو عبد و بنده ما خضر ـ علیه السلام ـ است، او اكنون در تنگه دو دریا،[1] (http://www.andisheqom.com/Files/quranqesas.php?idVeiw=2817&&level=4&subid=2817#_ftn1) در كنار سنگی عظیم است.
موسی ـ علیه السلام ـ عرض كرد: «چگونه به حضور او نایل شوم؟»
خداوند فرمود: «یك عدد ماهی بگیر و در میان زنبیل خود بگذار، و به سوی آن تنگه دو دریا برو، در هر جا كه آن ماهی را گم كردی، آن عالم در همانجا است.»[2] (http://www.andisheqom.com/Files/quranqesas.php?idVeiw=2817&&level=4&subid=2817#_ftn2)
موسی‎ ـ علیه السلام ـ در جستجوی استاد
موسی ـ علیه السلام ـ كه دانش‎دوست بود، گفت: من دست از جستجو برنمی‎دارم تا به محل آن تنگه دو دریا برسم، هرچند مدّت طولانی به راه خود ادامه دهم.
موسی دوست و همسفری برای خود انتخاب كرد كه همان مرد رشید و شجاع و با ایمان بنی‎اسرائیل به نام یوشع بن نون بود، موسی یك عدد ماهی در میان زنبیل نهاد و اندكی زاد و توشه راه‎ برداشت و همراه یوشع به سوی تنگه دو دریا حركت كردند. هنگامی كه به آنجا رسیدند در كنار صخره‎ای اندكی استراحت كردند، در همان‎جا موسی و یوشع، ماهی‎ای را به همراه داشتند، فراموش كردند. بعد معلوم شد كه ماهی براثر رسیدن قطرات آب به طور معجزه‎آسایی خود را در همان تنگه به دریا افكنده و ناپدید �یا آمدند و در آنجا سوار كشتی شدند آن كشتی پر از مسافر بود، در عین حال صاحبان كشتی آنها را سوار كردند. پس از آنكه كشتی مقداری حركت كرد، خضر ـ علیه السلام ـ برخاست و گوشه‎ای از كشتی را سوراخ كرد و آن قسمت را شكست و سپس آن قسمت ویران شده را با پارچه و گل محكم نمود كه آب وارد كشتی نشود.
موسی ـ علیه السلام ـ وقتی این منظره نامناسب را كه موجب خطر جان مسافران می‎شد دید، بسیار خشمگین شد و به خضر گفت: «آیا كشتی را سوراخ كردی كه اهلش را غرق كنی، راستی چه كار بدی انجام دادی؟»
حضرت خضر ـ علیه السلام ـ گفت: «آیا نگفتم كه تو نمی‎توانی همراه من صبر و تحمّل كنی؟!»
موسی گفت: مرا به خاطر این فراموشكاری، بازخواست نكن و بر من به خاطر این اعتراض سخت نگیر.
از آنجا گذشتند و از كشتی پیاده شدند به راه خود ادامه دادند، در مسیر راه خضر ـ علیه السلام ـ كودكی را دید كه همراه خردسالان بازی می‎كرد، خضر به سوی او حمله كرد و او را گرفت و كشت.
موسی ـ علیه السلام ـ با دیدن این منظره وحشتناك تاب نیاورد و با خشم به خضر ـ علیه السلام ـ گفت: «آیا انسان پاك را بی‎آنكه قتلی كرده باشد كشتی؟ به راستی كار زشتی انجام دادی.» حتّی موسی ـ علیه السلام ـ بر اثر شدّت ناراحتی به خضر ـ علیه السلام ـ حمله كرد و او را گرفت و به زمین كوبید كه چرا این كار را كردی؟
خضر گفت: به تو نگفتم تو هرگز توانایی نداری با من صبر كنی؟
موسی ـ علیه السلام ـ گفت: اگر بعد از این از تو درباره چیزی سؤال كنم، دیگر با من مصاحبت نكن، چرا كه از ناحیه من معذور خواهی بود.
از آنجا حركت كردند تا اینكه شب به قریه‎ای به نام ناصره رسیدند، آنها از مردم آنجا غذا و آب خواستند، مردم ناصره، غذایی به آنها ندادند و آنها را مهمان خود ننمودند، در این هنگام خضر ـ علیه السلام ـ به دیواری كه در حال ویران شدن بوشده است.
موسی و همسفرش از آن محل گذشتند، طولانی بودن راه و سفر موجب خستگی و گرسنگی آنها گردید، در این هنگام موسی ـ علیه السلام ـ به خاطرش آمد كه غذایی به همراه خود آورده‎اند، به یوشع گفت: «غذای ما را بیاور كه از این سفر سخت خسته شده‎ایم.»
یوشع گفت: آیا به خاطر داری هنگامی كه ما به كنار آن صخره پناه بردیم، من در آنجا فراموش كردم كه ماجرای ماهی را بازگو كنم، و این شیطان بود كه یاد آن را از خاطر من ربود، و ماهی راهش را به طرز شگفت‎انگیز در دریا پیش گرفت و ناپدید شد.
و از آنجا كه این موضوع به صورت نشانه‎ای برای موسی ـ علیه السلام ـ در رابطه با پیدا كردن عالِم، بیان شده بود موسی ـ علیه السلام ـ مطلب را دریافت و گفت: این همان چیزی است كه ما می‎خواستیم و به دنبال آن می‎گشتیم. در این هنگام از همانجا بازگشتند و به جستجوی آن عالِم پرداختند، وقتی كه به تنگه رسیدند حضرت خضر ـ علیه السلام ـ را در آنجا دیدند.[3] (http://www.andisheqom.com/Files/quranqesas.php?idVeiw=2817&&level=4&subid=2817#_ftn3) پس از احوالپرسی، موسی ـ علیه السلام ـ به او گفت:
«آیا من از تو پیروی كنم تا از آنچه به تو تعلیم داده شده است و مایه رشد و صلاح است به من بیاموزی؟»
خضر: تو هرگز نمیغتوانی همراه من صبر و تحمّل كنی، و چگونه می‎توانی در مورد رموز و اسراری كه به آن آگاهی نداری شكیبا باشی؟
موسی: به خواست خدا مرا شكیبا خواهی یافت، و در هیچ كاری مخالفت فرمان تو را نخواهم كرد.
خضر: پس اگر می‎خواهی به دنبال من بیایی از هیچ چیز سؤال نكن، تا خودم به موقع، آن را برای تو بازگو كنم.
موسی ـ علیه السلام ـ مجدّداً این تعهّد را داد كه با صبر و تحمّل همراه استاد حركت كند و به این ترتیب همراه خضر ـ علیه السلام ـ به راه افتاد.[4] (http://www.andisheqom.com/Files/quranqesas.php?idVeiw=2817&&level=4&subid=2817#_ftn4)
دیدار موسی از سه حادثه عجیب
موسی و یوشع و خضر ـ علیه السلام ـ با هم به كنار در� نگاه كرد و به موسی ـ علیه السلام ـ گفت: به اذن خدا برخیز تا این دیوار را تعمیر و استوار كنیم تا خراب نشود. خضر ـ علیه السلام ـ مشغول تعمیر شد.
موسی ـ علیه السلام ـ كه خسته و كوفته و گرسنه بود، و از همه مهمتر احساس می‎كرد شخصیت والای او و استادش به خاطر عمل نامناسب اهل آن آبادی سخت جریحه‎دار شده و در عین حال خضر ـ علیه السلام ـ به تعمیر دیوار آن آبادی می‎پردازد، بار دیگر تعهّد خود را به كلّی فراموش كرد و زبان به اعتراض گشود، اما اعتراضی سبكتر و ملایمتر از گذشته، گفت: «می‎خواستی در مقابل این كار اجرتی بگیری؟» اینجا بود كه خضر ـ علیه السلام ـ به موسی ـ علیه السلام ـ گفت:
«هذا فِراقُ بَینِی وَ بَینِكَ...؛ اینك وقت جدایی من و تو است، اما به زودی راز آنچه را كه نتوانستی بر آن صبر كنی، برای تو بازگو می‎كنم.»[5] (http://www.andisheqom.com/Files/quranqesas.php?idVeiw=2817&&level=4&subid=2817#_ftn5)
موسی ـ علیه السلام ـ سخنی نگفت، و دریافت كه نمی‎تواند همراه خضر ـ علیه السلام ـ باشد و دربرابر كارهای عجیب او صبر و تحمّل داشته باشد.
توضیحات خضر ـ علیه السلام ـ در مورد سه حادثه عجیب
حضرت خضر ـ علیه السلام ـ راز سه حادثه شگفت‎انگیز فوق را برای موسی ـ علیه السلام ـ چنین توضیح داد:
اما آن كشتی مال گروهی از مستمندان بود كه با آن در دریا كار می‎كردند، و من خواستم آن را معیوب كنم و به این وسیله آن كشتی را از غصب ستمگر زمان برهانم. چرا كه پشت سرشان پادشاه ستمگری بود كه هر كشتی سالمی را به زور می‎گرفت. معیوب كردن من، برای نگهداری كشتی برای صاحبانش بود.
و امّا آن نوجوان، پدر و مادرش با ایمان بودند و بیم داشتیم كه آنان را به طغیان و كفر وادارد، از این رو خواستیم كه پروردگارشان به جای او فرزندی پاك‎سرشت و با محبّت به آن دو بدهد.[6] (http://www.andisheqom.com/Files/quranqesas.php?idVeiw=2817&&level=4&subid=2817#_ftn6)
و امّا آن دیوار از آنِ دو نوجوان یتیم در آن شهر بود، گنجی متعلّق به آن یتیمان در زیر دیوار وجد داشت، و پدرشان مرد صالحی بود، و پروردگار تو می‎خواست آنها به حدّ بلوغ برسند و گنجشان را استخراج كنند. این رحمتی از پروردگار تو بود، من آن كارها را انجام دادم تا زیر دیوار محفوظ بماند و آن گنج خارج نشود و به دست بیگانه نیفتد، من این كارها را خودسرانه انجام ندادم. این بود راز كارهایی كه نتوانستی در برابر آنها تحمّل كنی.[7] (http://www.andisheqom.com/Files/quranqesas.php?idVeiw=2817&&level=4&subid=2817#_ftn7)
موسی ـ علیه السلام ـ از توضیحات حضرت خضر ـ علیه السلام ـ قانع شد.
توصیه خضر ـ علیه السلام ـ و نوشته لوح گنج
هنگام جدایی خضر ـ علیه السلام ـ از موسی ـ علیه السلام ـ، موسی به او گفت: مرا سفارش و موعظه كن، خضر مطالبی فرمود از جمله گفت: «از سه چیز بپرهیز و دوری كن: 1. لجاجت 2. و از راه رفتن بی‎هدف و بدون نیاز 3. و از خنده بدون تعجّب، خطاهایت را بیاد بیاور و از تجسّس در خطاهای مردم پرهیز كن.»
از حضرت رضا ـ علیه السلام ـ نقل شده آن گنجی كه زیر دیوار مخفی بود، لوح طلایی بود كه در آن چنین نوشته شده بود:
«بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیم، مُحَمَّدٌ رَسولُ اللهِ، عَجِبْتُ لِمَنْ اَیقَنَ بِالمَوْتِ كَیفَ یفْرَحُ، عَجِبْتُ لِمَنْ اَیقَنَ بِالْقَدَرِ كَیفَ یحْزَنُ؟ و عَجِبْتُ لِمَنْ رأی الدُّنیا و تَقَلُّبَها بِاَهْلِها كیفَ یرْكَنُ اِلَیها، و ینْبَغِی لِمَنْ غَفَلَ عَنِ اللهِ اَلّا یتَّهَمَ اللهُ تَبارَكَ و تَعالی فی قَضائِهِ و لا یسْتَبْطِئَهُ فِی رِزْقِهِ؛ به نام خداوند بخشنده مهربان ـ تعجّب می‎كنم برای كسی كه یقین به مرگ دارد چگونه شادی مستانه می‎كند؟ تعجّب می‎كنم برای كسی كه یقین به قضا و قدر الهی دارد، چگونه اندوهگین می‎شود، تعجّب می‎كنم برای كسی كه دنیا و دگرگونیهای آن را با اهلش می‎نگرد، چگونه بر آن اعتماد می‎كند؟ و سزاوار است آن كسی كه از خداوند غافل می‎گردد، خداوند متعال را در قضاوتش متّهم نكند، و در رزق و روزی رساندن او را به كندی و تأخیر یاد ننماید.»[8] (http://www.andisheqom.com/Files/quranqesas.php?idVeiw=2817&&level=4&subid=2817#_ftn8)


[1] (http://www.andisheqom.com/Files/quranqesas.php?idVeiw=2817&&level=4&subid=2817#_ftnref1) . به گفته اكثر مفسّران، منظور از این تنگه دو دریا، محل اتّصال خلیج عقبه با خلیج سوئز است.
[2] (http://www.andisheqom.com/Files/quranqesas.php?idVeiw=2817&&level=4&subid=2817#_ftnref2) . بحارالانوار، ج 13، ص 278.
[3] (http://www.andisheqom.com/Files/quranqesas.php?idVeiw=2817&&level=4&subid=2817#_ftnref3) . در حدیثی از پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ نقل شده فرمود: هنگامی كه موسی ـ علیه السلام ـ با خضر ـ علیه السلام ـ در كنار دریا ملاقات كرد، پرنده‎ای در برابر آن دو ظاهر شد، قطره‎ای آب دریا با منقارش برداشت، خضر به موسی ـ علیه السلام ـ گفت: «آیا می‎دانی این پرنده چه می‎گوید؟ موسی گفت: چه می‎گوید؟
خضر گفت: می‎گوید «وَ رَبِّ السَّماواتِ و الاَرضِ وَ رَبِّ الْبَحْرِ ما عِلْمُكُما مِنْ عِلْمِ اللهِ اِلّا قَدْرَ ما اَخَذْتُ بِمِنْقارِی مِنْ هذَا الْبَحْرِ؛ و سوگند به پروردگار آسمانها و زمین و پروردگار دریا، دانش شما دو نفر (موسی و خضر) در مقایسه با علم خدا نیست مگر به اندازه آنچه از آب در منقارم گرفته‎ام نسبت به این دریا» (بحارالانوار، ج 13، ص 302).
و در روایت دیگر آمده: «این پرنده كوچكتر از گنجشك بود و از نوع پرستو بود و گفت: «علم شما در مقابل علم محمّد و آل محمّد ـ صلی الله علیه و آله ـ به اندازه مقدار آبی است كه به منقار گرفته‎ام نسبت به دریا.» (همان مدرك؛ پاورقی).
[4] (http://www.andisheqom.com/Files/quranqesas.php?idVeiw=2817&&level=4&subid=2817#_ftnref4) . مضمون آیات 60 تا 70 سوره كهف.
[5] (http://www.andisheqom.com/Files/quranqesas.php?idVeiw=2817&&level=4&subid=2817#_ftnref5) . كهف، 71 تا 78؛ بحارالانوار، ج 13، ص 280. روایت شده: پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ فرمود: «خدا برادرم موسی ـ علیه السلام ـ را رحمت كند، اگر تحمّل می‎كرد، عجیبترین شگفتیها را (از دست خضر) می‎دید و نیز فرمود: اگر صبر می‎كرد، هزار شگفتی می‎دید. (نورالثقلین، ج 3، ص 282) و از امام باقر ـ علیه السلام ـ یا امام صادق ـ علیه السلام ـ نقل شده فرمود: «لَوْ صَبَرَ مُوسی لَاَراهُ الْعالِمُ سَبْعِینَ اُعْجُوبَهٍ؛ اگر موسی ـ علیه السلام ـ صبر و تحمّل می‎كرد، آن عالِم (خضر) هفتاد حادثه عجیب به موسی ـ علیه السلام ـ نشان می‎داد.» (بحارالانوار، ج 13، ص 284 و 301).
نیز روایت شده: از موسی ـ علیه السلام ـ پرسیدند: سخت‎ترین حادثه زندگی تو چه بود؟ موسی ـ علیه السلام ـ در پاسخ گفت: «هیچیك از آن همه مشكلات (عصر فرعون و عصر حكومت بنی‎اسرائیل با آن همه رنجها) همانند گفتار خضر ـ علیه السلام ـ برایم رنج‎آور نبود كه خبر از فراق و جدایی خود از من داد و مرا از علوم خود محروم ساخت.» (تفسیر ابوالفتوح رازی، ذیل آیه 78 كهف).
[6] (http://www.andisheqom.com/Files/quranqesas.php?idVeiw=2817&&level=4&subid=2817#_ftnref6) . كارهای خضر ـ علیه السلام ـ به خصوص كشتن نوجوان گرچه ظاهری بسیار زننده داشت، ولی باید توجّه داشت كه فرق است بین نظام تشریع و تكوین، خداوند حاكم بر هر دو نظام است، در این صورت هیچ مانعی ندارد كه خداوند گروهی مانند موسی ـ علیه السلام ـ را مأمور اجرای نظام تشریع كند، و گروهی یا شخصی (مانند خضر) را مأمور اجرای نظام تكوین، از نظر نظام تكوین، هیچ مانعی ندارد كه خداوند حتّی كودك نابالغی را دچار حادثه‎ای كند كه جان بسپارد، چرا كه وجودش ممكن است در آینده موجب خطرهای عظیم گردد، مانند اینكه پزشك دست یا پای كسی را قطع می‎كند تا میكرب سرطان از آن به سایر اعضاء سرایت ننماید.
كارهای حضرت خضر ـ علیه السلام ـ در ماجرای فوق در محدوده نظام تكوین بوده، ولی حضرت موسی ـ علیه السلام ـ مأمور كارها در محدوده تشریع بود، از این رو مقام موسی ـ علیه السلام ـ در این راستا از حضرت خضر ـ علیه السلام ـ بالاتر بود، اگرچه در محدوده نظام تكوین، مقام خضر ـ علیه السلام ـ بالاتر بود.
از سوی دیگر این كار خضر ـ علیه السلام ـ از نشانه‎های رحمت الهی و پاداش او به پدر و مادر با ایمان بود، خضر به دستور خدا آن كودك كافر را ـ كه اگر می‎ماند موجب كفر و انحراف پدر و مادر می‎شد، كشت، ولی به جای آن كودك، خداوند دختری به آن پدر و مادر مرحمت فرمود، كه كانون ایمان و تقوا بود و به فرموده امام صادق ـ علیه السلام ـ از نسل او هفتاد پیامبر، به وجود آمد. (تفسیر نورالثقلین، ج 3، ص 286).
[7] (http://www.andisheqom.com/Files/quranqesas.php?idVeiw=2817&&level=4&subid=2817#_ftnref7) . كهف، 79 تا 83.
[8] (http://www.andisheqom.com/Files/quranqesas.php?idVeiw=2817&&level=4&subid=2817#_ftnref8) . بحارالانوار، ج 13، ص 294.

نسیم رضوان
۱۳۹۲/۰۴/۱۴, ۲۲:۵۶
من کجا به خدا توهین کردم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ؟؟؟؟؟؟؟؟


خوبه که به ارامش رسیدی منم میخوام خدا رو از تموم لحضه های زندگیم خط بزنم .از دیروز حالم بد و بدتر میشه دیگه بریدم میخوام بی خیال این خدا بشم.زندگی کنم و منتظر مرگم باشم.حالم از دین و مذهب و خدا داره به هم میخورهمیخوام مذهب و دین رو از زندگیم حذف کنم اینطوری اروم میشم.اگه بتونم وجود خدا رو فراموش کنم بهتر میتونم زندگی کنم و بهتر میتونم با حوادث کنار بیام.میخوام این طور فکر کنم که حوادث دنیا به صورت اتفاقی پیش میاد و حتی منم به طور اتفاقی به این دنیا اومدم.حکم ارتداد و کافر شدنم رو خودم به خودم دادم.میدونم به خاطر حرفام خدا یه روز به حسابم میرسه شاید یه روز من رو هم مثل این کودک سرم و ببرند و یا مثل او دختر سه ساله سوریه ای به زنجیر کنند و جلوی چشام پدر و مادرم رو بکشند ولی خوب مشکلی نیست جان من از جان این کودک شیرینتر نیست خدا خیلی ها رو تو جهنم میسوزونه منم یکیش .به خودم گفتم این خدا برای علی اضغر امام حسین چی بوده برای حضرت فاطمه چی بوده که بخواد برای من و این کودک چی باشه.چنان چه این کودک و هزاران مثل این برای خدا مهم نیستند چرا خدا برای من مهم باشد .من گفتم هان ای خدا من یک کافر و اهل جهنمی به تو حرفی دارم.من تو را به خدایی انتخاب نکردم و نخواهم کرد تو خود به زور خدایم شدی پس تو که به زور خدایم شدی انصاف داشته باش و مرا زیاد شکنجه نکن ای بهترین شکنجه کننده.

لطفا برای ما توضیح بفرمایید اگر این جملات توهین به خدا نیست پس چیه؟!

pesar.zamini
۱۳۹۲/۰۴/۱۵, ۰۰:۲۷
این موضوع(شهادت یک کودک) را از نظر خودتان به صورتی بنویسید که به اختیار و آزمایش ربط داشته باشد، تا بتونیم با مسئله ای که الان طرح کردید و به قول خودتان به اختیار و آزمایش ربط ندارد، مقایسه اش کنیم.




انشاءا.. ما مثل اونها نباشیم، اما فکر نمی کنم تضمینی باشد، همین اعتراضاتمان نامه برای خداست، نیست؟؟؟!!!!
قضیه چوبخوردن نیست، قضیه فهمیدن است، تاوقتی که نمی دانیم، هیچ اختلافی با اونها نداریم - به واژه ای که استفاده کردید دقت کنید
ما فعلاً بین خودمون یکی میاد تحقیق میکنه، میگه سحر چیه، جادو چیه، امام کیه، و ..... هزارتا انگ کفر و نجس و ... بهش می زنیم، بعد بیایم ادعا کنیم، میفهمیم!!!!!
(این حرفها کلی است، توهین به کسی نباشد)

شما شهادت یک نفر را به نابودی همه تعبیر میکنید. خودتان قضاوت کنید.
اگر ضعیف به آن معنا بودیم، این کارها رو نمی کردن.


اگر واقعاً بدنبال شناختید، راهش این است:



اشکالات اینها را بگیرید. هزاران فیلسوف و مغز متفکر و ... در طول 14 قرن شاید هم بیشتر به اینها اندیشیده اند.

داداش من اینا اخه چه ربطی به حادثه مد نظر ما دارن.من میگم چرا خداوند به یک کودک شیعه هیچ کمکی نکرد و من میگم ایا بهتر نیست گزینه خیلی بدتر در جهان اتفاق نیافته شما میگین اختیار و ازمایش شر و خیر

pesar.zamini
۱۳۹۲/۰۴/۱۵, ۰۰:۴۲
میخوام بی خیال این خدا بشم.
کجای این حرف توهینه.من گفتم بی خیال این خدا بشم یعنی اینکه دیگه ازش هیچ انتظاری تو هیچ حادثه ای ندارم.در کل حوادث روزمره بشری منظور اینجانب بود

حالم از دین و مذهب و خدا داره به هم میخوره
ببینید تنها چیزی که کل دنیا بر سر اون میجنگند عامل اصلیش دین و مذهبه چون این عامل یعنی دین و مذهب باعث خون و خونریزی های شدیده.و چون خداوند در قبال جنایات بشری سکوت اختیار کرده و اجازه داده بشر هر غلطی که خواست بکند دنیای ما به چنین وضعی افتاده پس من از عامل جنگ و سکوت خدا حالم بهم میخوره و این توهین نیست فقط نقده

این خدا برای علی اضغر امام حسین چی بوده برای حضرت فاطمه چی بوده که بخواد برای من و این کودک چی باشه
قبول دارم اینجا رو تند رفتم و من از همتون معذرت میخوام هم از حضرت فاطمه و هم از علی اصغر

تو خود به زور خدایم شدی
این واقعیت محضه و با توهین خیلی فرق داره چون امدن من به این دنیا با اختیار خودم نبوده با وجود اینکه ان زمان خودم هم وجود نداشتم

ای بهترین شکنجه کننده.
به نظرتون این توهینه خودش این رو تو جای جایه قران اورده

آرامش
۱۳۹۲/۰۴/۱۵, ۰۱:۰۱
سلام
ببخشید من نظرات همه رو نخوندم
اما به نظرم میرسه که این اعمال زشت برای ما انسان ها ظاهری زشت و دردناک دارن!!!
نمیدونم چطوری منظورمو برسونم
ما هیچ وقت نمیتونیم حکمت های خدارو بفهمیم
همین اتفاقاتی که داره تو دنیا پیش میاد و ما بهشون میگیم ظلم همشون حکمت های خداست
و مطمئنا به این معنا نیست که خدا این ظلما و شکنجه ها رو دوست داره و عدالت نداره و ...

بهتره با دید وسیع تری به این مسائل نگاه کنیم
این موضوع اصلا عدالت خداوند رو زیر سوال نمیبره!!

یکی از حکمت هاش اینه که شما این مسئله ذهنتونو درگیر کنه براتون سوال پیش بیاد
بعد بیاید تو این سایت یه تاپیک ایجاد کنید ذهنه یه عده رو هم مشغول کنین
حالا یا به نتیجه میرسین یا نه!!!!:Gig:

asad
۱۳۹۲/۰۴/۱۵, ۱۰:۱۸
سلام!
عزیزم من حرفی رو از خودم نزدم! من تفسیر نمونه برات گذاشتم! و همینطور روایت برایت گذاشتم! تعجب میکنم که خودتو از علما و امام سجاد هم بالاتر میدونی چون اونا میگن میشه توبه کرد شما با وقاحت هرچه تمام تر میگی نمیشه! (به نظرم شما همچنان از خدا و ائمه و علما جلو زدی)


ببین قاتلان امام حسین هیچ وقت نمی توانستند توبه کنند چون توبه گرگ مرگ است.من سه سال تحقیق کردم و بعد از سه سال به این نتیجه رسیدم که اگر کسی به عمد مومنی را بکشد جای او تا ابد در جهنم است و دیگر توبه از او قبول نیست لطفا با دفتر مقام معظم رهبری در این مورد تماس حاصل فرمایید تا روشنتان کنند.توبه شرایط خاص خود را دارد و برای هر عملی توبه قابل قبول نیست توبه برای زمانیست که حق الله باشد نه حق الناس.به خاطر همین خدا قصاص را گذاشته .شما این طور میگی اگر در جایی یکی یکی را کشت نباید قصاصش کنند چون امکان دارد او توبه کند.در صورتی که همین حرف تضاد با دین اسلام است.اما چون در این حادثه عاملان تروریست و غیر قابل دسترس هستند پس باید خدا قصاصشان کند.شما برو یه تحقیق در باره قصاص بکن.و این رو بدون توبه فقط برای حق الله است.

برفرض هم که حرف شما درست باشد و قتل حق الناس هم باشد! حالا یک سوال ازت میپرسم دوست دارم صریح جواب بدی!
آیا در آخرت جزای کسی که انسانی را میکشد و بعد شدیدا پشیمان میشود و توبه میکند و انسان خوبی میشود با جزای کسی که انسانی را میکشد و بعد از کشتن او به آن افتخار میکند و از کار خود پشیمان نیست یکی است یا خیر؟
اگر بگویی یکی است که بی سوادی خودت را اثبات کرده ای
اگر بگویی یکسان نیست به سوال زیر جواب بده:
زمانی که آن مرد بچه را سر میبرید اگر خدا او را سنگ میکرد و به او فرصت توبه نمیداد آیا آن مرد در آخرت به خدا نمیگفت چرا به من فرصت توبه ندادی تا جزای کارم آسان تر شود؟؟؟؟؟؟؟؟؟
امیدوارم در جوابی که میدهی خوب دقت کنی پسرک!

حتی امام حسین هم نمی تواند از خون خود بگذرد و بگوید من تو را بخشیدم جون من نبخشیدم
خندیدیم
پس حر هم جهنمی است چون امام حسین او را بخشید اما شما به نظرم هنوز نبخشیدیش! :khaneh:

تهذیب الااحکام جلد دهم صفحه 165حدیث 658
این هم متن روایت:
الحسين بن سعيد عن حماد بن عيسى عن ابي السفاتج عن ابي عبد الله عليه السلام في قول الله عز وجل " ومن يقتل مؤمنا متعمدا فجزاؤه جهنم
و این هم ترجمه جنابعالی:
وحدیثی از امام جعفر صادق که می فرماید جزای کشنده مومن از روی عمد جهنم است و بس او توبه ندارد.
و حالا به من جواب بده کجای متن روایت نوشته شده که توبه ندارد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ؟؟
برای به کرسی نشاندن حرفهای مضحکت روایات رو هم تحریف میکنی؟

منظور من از قبول نداشتن صفاتی بود که به خدا می گفتید نه خود خدا
عجب ! پس شما برای خود خدایی را برگزیدید که عادل نیست! این هم از عجایب روزگار است!

من کی خدا رو جلو زدم!!!!
همین شاه میبخشه شاه قلی نمیبخشه دیگه! خدا در برابر جنایت اون سر بریده شدن صبر کرده شما تقاضای محاکمه دارید! این یعنی از خدا جلو زدید پسرم!


خوب اره منظور خدا همین دنیا بوده دیگه مگه تو قیامت جنگ هست که خدا بخواد ما رو یاری کنه
مگه یاری کردن فقط در جنگ هست عزیزم؟ مثلا وقتی من میگم خدایا منو تو کنکور یاری کن خدا منو یاری نمیکنه؟ چون جنگ نیست؟ یا وقتی میگم خدایا منو یاری کن تا زندگی موفقی داشته باشم خدا یاری نمیکنه دیگه نه؟ چون میدون جنگ وجود نداره! میگم شما چرا مفسر نشدی؟

اون دنیا برای حساب کتابه نه یاری یا می بخشه یا نمی بخشه.
اینکه اون دنیا خداوند بنده ی گناهکار رو با رحمت خودش مورد عنایت قرار بده آیا یاری رسوندن نیست؟ پس چیه؟ اگر نخواد یاری کنه و با عدلش رفتار کنه که میره جهنم اون بنده ی گناهکار؟


حرفات این رو میگه که تو اصلا از حرف های قران چیزی حالیت نیست
شما که حالیته چرا آدرس آیشو ندادی تا بررسی کنم؟ یادت رفت برات نوشتم حتما آدرس آیشو بده؟ اگر یادت رفت یادآوری کنم؟ بیا اینم یادآوری:


آیا گفته است که شما را فقط در همین دنیا یاری خواهم کرد؟ اگر گفته حتما آدرس آیشو به منم بدید و اگر نگفته بی خودی برای توجیه حرفهایت آیه قران نیار!

یه کم قران بخون بعد تفسیر المیزان رو هم بخون ببین چه چیزها برای خدا واجب است.تو برو یه کم در باره خود خدا تحقیق کن خیلی چیزها هست که برای خدا واجبه
اون چیزهایی که تو ازش حرف میزنی رو خود خدا بر خودش مقرر ساخته نه اینکه کسی بر او واجب کرده باشد! و کل هستی در ید قدرت خداوند است و میتواند در یک آن همه را نابود کند تا این واجباتی که شما ازش حرف میزنی هم از بین بره! اکی؟


اخه چرا حرف های بی منطق میزنی پس این قصاص خداوند برای چیست که گفته اگر کسی کسی را کشت قصاصش کنید و اورا بکشید.شما خیلی افراط میکنی
بی منطق کسی است که وجود حکم این قصاص در دنیا را را علت عادل نبودن خدا و علت وجود نداشتن آخرت و علت ناتوانی خدا میپندارد!
برادر من اگر قرار بود همه ی قاتلان در این دنیا قصاص بشوند پس آخرت کیلو چند است؟
کسانی که در این دنیا قصاص شوند خوش به حالشان است که طعم قصاص دنیوی را چشیده اند! و آخرت هم برای این است که اگر کسی از قصاص در این دنیا در رفت آن دنیا دهانش مسواک شود! مفهوم شد؟

ببین چیزی که بدهیست نیاز به اثبات علمی نداره شما اگه میتونی یه گزینه دیگه به این اضافه کن
ههه من میتونم ده ها گزینه ی دیگه به این اضافه کنم!
خیلی خوب
خوب
متوسط به بالا
متوسط
متوسط به پایین
یکم بد
بد
خیلی بد
خیلی خیلی بد
وحشتناک بد
بی نهایت بد
و بگیر برو

ببین شما با این جوابتون ماهیت همه چیز رو زیر سوال می برین ماهیت شمشیر با ماهیت تفنگ خیلی فرق داره.یعنی به نظر شما کسی که با سر بریده در راه خدا شهید شده با کسی که با گلوله در راه خدا شهید شده خدا هیچ فرقی بین انها قایل نیست.سخت در اشتباه هستین
چر ا فرق هست اما شما متوجه عرض بنده نشدی! بنده عرض کردم فرقش رو من و شما نمیفهمیم چون من و شما ظاهر قضیه رو میبینیم ! فرقش رو اونی رو که روح رو از بدن جدا میکنه میفهمه!
اون میفهمه که کی سخت تر جون کنده و کی آسون تر ! و ربطی به چاقو و تبر نداره

شما برو اول در مورد کل این دنیا و کلمه عدالت یه تحقیق بکن
:Nishkhand:

من کجا به خدا توهین کردم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ؟؟؟؟؟؟؟؟
هیچ جا ! فقط دیگران دارن توهین میکنن! شما فقط تحسین کردی


پس من از عامل جنگ و سکوت خدا حالم بهم میخوره و این توهین نیست فقط نقده
اگر توهین نیست پس لطفا ناراحت نشوید چون قصد دارم کمی شما را نقد کنم:
من حالم از این تفکراتت به هم میخوره پسر زمینی

سلمان14
۱۳۹۲/۰۴/۱۵, ۱۱:۱۲
بسم الله الرحمن الرحیم
با سلام و خداقوت


داداش من اینا اخه چه ربطی به حادثه مد نظر ما دارن.من میگم چرا خداوند به یک کودک شیعه هیچ کمکی نکرد و من میگم ایا بهتر نیست گزینه خیلی بدتر در جهان اتفاق نیافته شما میگین اختیار و ازمایش شر و خیر

جا برای جبران یا قصاص دارد، قصاص هم یا این دنیا توسط دیگر مومنین یا اون دنیا که خیلی هم بدتر خواهد بود.

«خدایا دلیلش رو بهش نشون بده».
بنای حقیر بر این است که منطق ما نمی تواند مشکلی در کار خدا(نه انسانها) پیدا کند، اگر جایی گیر به خدا دادیم اشتباه فهمیده ایم.(حتی اگر اشتباه کننده خودم باشم)


ببینید تنها چیزی که کل دنیا بر سر اون میجنگند عامل اصلیش دین و مذهبه چون این عامل یعنی دین و مذهب باعث خون و خونریزی های شدیده. و چون خداوند در قبال جنایات بشری سکوت اختیار کرده و اجازه داده بشر هر غلطی که خواست بکند دنیای ما به چنین وضعی افتاده پس من از عامل جنگ و سکوت خدا حالم بهم میخوره و این توهین نیست فقط نقده

- بله برای اینکه انسان نمی تواند بدون دین و مذهب باشد، پس ضرورت دارد که دین و مذهب درستی اخذ کند. نه اینکه هیچ دین و مذهبی نداشته باشد.
- به نظر حقیر ما باید از عامل جنگ، سکوت خود انسانها، حالمون بهم بخوره، کسی که میشنوه و میتواند و کاری نمیکند در خطر دور شدن از انسانیت است، چه بسا دور هم شده باشد.
-اجازه داده چون قراره آزمایش شوند و ببینند که با اختیارشون چه کردند. اجازه با اینکه توصیه کرده باشه: «همدیگر را لت و پار کنید» و یا مثل تماشاچی یک جا باشد، فرق دارد.
- شما اول باید چگونه عمل کردن خدا را تعریف کنید، تا بتوانید سکوتش را هم دریابید، بدون اون نمیشه سکوت رو تعریف کرد.
- کجا سکوت کرده؟ کم تو کتاباش گفته همدیگر رو نکشید؟ حق هم رو نخورید؟
امید که موفق به شناخت خدا بگردید.

نسیم رضوان
۱۳۹۲/۰۴/۱۵, ۱۲:۲۵
بله شما تند رفتید و از روی عصبانیت یا ناراحتی خیلی چیزا گفتید
«تو به زور خدای ما شدی» یعنی حالا که ما را به زور آفریدی بدون اینکه از ما نظر بخوای، پس حق طبیعی منه که بی خیال تو بشم! یا اگرم قبولت داشته باشم، حداقل به برخی صفات تو ایراد بگیرم چون نمیفهمم تو چه جوری این صفات رو به خودت نسبت میدی. چه جوری میگی عادلی، در حالی که من از تو هیچ عدالتی نمی بینم!
ببینید، من نه قصد دارم شما رو به چالش بکشم نه اینکه یه بحث بی فایده رو ادامه بدم. فقط میگم قبول کنید نمیتونید به اسم انتقاد، هرچی میخواید بگید

pesar.zamini
۱۳۹۲/۰۴/۱۵, ۱۵:۳۳
عزیزم من حرفی رو از خودم نزدم! من تفسیر نمونه برات گذاشتم! و همینطور روایت برایت گذاشتم! تعجب میکنم که خودتو از علما و امام سجاد هم بالاتر میدونی چون اونا میگن میشه توبه کرد شما با وقاحت هرچه تمام تر میگی نمیشه! (به نظرم شما همچنان از خدا و ائمه و علما جلو زدی)
ايه ۹۳ :‌ اگر هر كس مومني را به عمد بكشد پس سزايش جاودانه دوزخ است و خدا بر او خشم مي گيرد ولعنتش مي كند وبراي اوعذابي بزرگ مهيا كرده است . سوره نسا
خوب گوش کن..خداوند در قران احکام قتل را به دو قسمت تقسیم کرده است کرده است 1-قتل عمد 2-قتل غیر عمد. در قتل غیر عمد مومن بودن یا کافر بودن مقتول و قاتل مهم است که هر کدام احکام مخصوص به خود را دارد اما در قتل عمد اگر فرد قاتل به خاطر ایمان فردی او را بکشد توبه ندارد و خداوند قتل عمد را طبقه بندی نکرده است و سزای او طبق گفته خود قران جهنم همیشگیست.ببین من ایه از قران میارم اگر شما ایه ای دارید بیاورید که قران خلاف این را گفته باشد.و خداوند دستور به قتل کافران را داده است چون توبه از انان قبول نیست.
نقد حادثه اتفاق افتاده
گروه النصره.این گروه کل شیعیان را کافر میدانند و ریختن خون شیعه را حلال میدانند و طبق فتوای این گروه باید همه شیعیان علی را کشت و سر هر شیعه به معنی بهشت جاویدان است.این گروه حساسیت خاصی به لباس سید ها دارند و میگویند هر گاه مردی را با این لباس دیدید بدون یک لحظه درنگ او را بکشید.
حالا این گروه سر یک کودک را که پدرش سید بوده و شیعه علی (ع) بوده است را بریدند چرا چون میگفتند شما شیعیان کافر هستید و خونتان حلال است.البته این گروه 235 نفر از شیعیان را فقط در سوریه ذبح کردند که 134 نفر از انان کودک و زن بودند.حالا با این حساب ایا از این گروه توبه پذیرفته میشود اگر بله که نا عدالتی بزرگیست در حق شیعیان و انان که کشته شده اند.و این ناعدالتیست که خداوند از کسانی توبه پذیرد که شمشیر بر علیه اسلام حقیقی کشیدند .و خداوند نمی تواند حق الناس را ببخشد.شما کوچکترین اطلاعاتی در باره گروه های تروریست سوری ندارید و بر طبل تو خالی خودتان می کوبید.چون نمی دانید و نمی فهمید که بریدن سر یک کودک چقدر شکننده و چقدر ناراحت کننده است.شما نمی فهمید واقعا نمی فهمید در سوریه چه خبر است نمی دانید با شیعیان چه میکنند.

آیا در آخرت جزای کسی که انسانی را میکشد و بعد شدیدا پشیمان میشود و توبه میکند و انسان خوبی میشود با جزای کسی که انسانی را میکشد و بعد از کشتن او به آن افتخار میکند و از کار خود پشیمان نیست یکی است یا خیر؟
داداش اگر کسی انسانی را بکشد قصاص میشود چه توبه کند و جه نکند.باید کشته شود چرا چون کس دیگری را کشته.مگر اینکه رضایت طر فش را بگیرد.ایا یک تروریست سوری دنبال رضایت گرفتن از خانواده مقتول است؟

زمانی که آن مرد بچه را سر میبرید اگر خدا او را سنگ میکرد و به او فرصت توبه نمیداد آیا آن مرد در آخرت به خدا نمیگفت چرا به من فرصت توبه ندادی تا جزای کارم آسان تر شود؟؟؟؟؟؟؟؟؟
امیدوارم در جوابی که میدهی خوب دقت کنی پسرک!
تو چرا درک نمی کنی حادثه رو .بابا این یارو کافره و کشتن شیعه رو حلال میدونه.خود خدا میگه هر جا کافری رو دیدید بکشید پس باید اونها هم به خدا اعتراض کنند و بگند چرا دستور قتل ما رو میدادی شاید ما توبه میکردیم.ببین یارو ادم کشته چرا جون طرف شیعه بوده.

خندیدیم
پس حر هم جهنمی است چون امام حسین او را بخشید اما شما به نظرم هنوز نبخشیدیش!
حر که شهید شد!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

این هم متن روایت:
الحسين بن سعيد عن حماد بن عيسى عن ابي السفاتج عن ابي عبد الله عليه السلام في قول الله عز وجل " ومن يقتل مؤمنا متعمدا فجزاؤه جهنم
و این هم ترجمه جنابعالی:
وحدیثی از امام جعفر صادق که می فرماید جزای کشنده مومن از روی عمد جهنم است و بس او توبه ندارد.
و حالا به من جواب بده کجای متن روایت نوشته شده که توبه ندارد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ؟؟
برای به کرسی نشاندن حرفهای مضحکت روایات رو هم تحریف میکنی؟
برو به این ادرس
ماهنامه قرانی بشیر شماره 18 الی 21 چاپ اوقاف صفحه 187 شرح ایه 93 سوره نساء
منبع مطلب من این ادرسه ..این عین همون مطلبی هست که من اون رو خواندم.شما اصلا درست صحبت نمی کنید

عجب ! پس شما برای خود خدایی را برگزیدید که عادل نیست! این هم از عجایب روزگار است!
من مثل شما نیستم که هر چیزی رو همین طوری قبول کنم باید اول درکش کنم بعد قبولش کنم.شما ببخشید

همین شاه میبخشه شاه قلی نمیبخشه دیگه! خدا در برابر جنایت اون سر بریده شدن صبر کرده شما تقاضای محاکمه دارید! این یعنی از خدا جلو زدید پسرم!
تو دنیا فقط خدا نیست که احساس داره ما کلنگ نیستیم ما هم احساس داریم صبر خدا زیاده صبر ما زیاد نیست

مگه یاری کردن فقط در جنگ هست عزیزم؟ مثلا وقتی من میگم خدایا منو تو کنکور یاری کن خدا منو یاری نمیکنه؟ چون جنگ نیست؟ یا وقتی میگم خدایا منو یاری کن تا زندگی موفقی داشته باشم خدا یاری نمیکنه دیگه نه؟ چون میدون جنگ وجود نداره! میگم شما چرا مفسر نشدی؟
اخه یاری کردن در کنکور چه ربطی به اخرت داره

اینکه اون دنیا خداوند بنده ی گناهکار رو با رحمت خودش مورد عنایت قرار بده آیا یاری رسوندن نیست؟ پس چیه؟ اگر نخواد یاری کنه و با عدلش رفتار کنه که میره جهنم اون بنده ی گناهکار؟
:khaneh:

اون چیزهایی که تو ازش حرف میزنی رو خود خدا بر خودش مقرر ساخته نه اینکه کسی بر او واجب کرده باشد! و کل هستی در ید قدرت خداوند است و میتواند در یک آن همه را نابود کند تا این واجباتی که شما ازش حرف میزنی هم از بین بره! اکی؟
خوب چه فرقی داره همه چیز رو خدا واجب کرده هم واسه خودش هم واسه ما

بی منطق کسی است که وجود حکم این قصاص در دنیا را را علت عادل نبودن خدا و علت وجود نداشتن آخرت و علت ناتوانی خدا میپندارد!
برادر من اگر قرار بود همه ی قاتلان در این دنیا قصاص بشوند پس آخرت کیلو چند است؟
کسانی که در این دنیا قصاص شوند خوش به حالشان است که طعم قصاص دنیوی را چشیده اند! و آخرت هم برای این است که اگر کسی از قصاص در این دنیا در رفت آن دنیا دهانش مسواک شود! مفهوم شد؟
!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! !!!!!!!!!!!

ههه من میتونم ده ها گزینه ی دیگه به این اضافه کنم!
:khaneh::khaneh::khaneh::khaneh::khaneh::khaneh::k haneh::khaneh::khaneh:

اگر توهین نیست پس لطفا ناراحت نشوید چون قصد دارم کمی شما را نقد کنم:
من حالم از این تفکراتت به هم میخوره پسر زمینی
منم از سکوت حالم به هم میخوره فرقی نداره هر کی که میخواد باشه.حالم از این همه شعا ر و حرف بهم میخوره.حالم از این همه بی مهری بهم میخوره.حالم از تموم دنیا که توش پر از کثافت و جنایته بهم
میخوره.حالم از زندگی اجباری به هم میخوره .حالم از خودم هم داره به هم میخوره.حالم از این همه انتظار به هم میخوره.شما که رابطه ات با خدا این همه خوبه به خدا بگو پسر زمینی میگه از وجب وجب دنیات متنفرم متنفر

pesar.zamini
۱۳۹۲/۰۴/۱۵, ۱۵:۳۸
بله شما تند رفتید و از روی عصبانیت یا ناراحتی خیلی چیزا گفتید
«تو به زور خدای ما شدی» یعنی حالا که ما را به زور آفریدی بدون اینکه از ما نظر بخوای، پس حق طبیعی منه که بی خیال تو بشم! یا اگرم قبولت داشته باشم، حداقل به برخی صفات تو ایراد بگیرم چون نمیفهمم تو چه جوری این صفات رو به خودت نسبت میدی. چه جوری میگی عادلی، در حالی که من از تو هیچ عدالتی نمی بینم!
ببینید، من نه قصد دارم شما رو به چالش بکشم نه اینکه یه بحث بی فایده رو ادامه بدم. فقط میگم قبول کنید نمیتونید به اسم انتقاد، هرچی میخواید بگید

من مثل شما و با دید شما خدا رو نشناختم. و تا زمانی که برام روشن نشه خدای ما واقعا چه صفاتی دارد از صفاتی که در این دنیا نمی بینمش تابع نخواهم بود

pesar.zamini
۱۳۹۲/۰۴/۱۵, ۱۵:۴۷
بسم الله الرحمن الرحیم
با سلام و خداقوت



جا برای جبران یا قصاص دارد، قصاص هم یا این دنیا توسط دیگر مومنین یا اون دنیا که خیلی هم بدتر خواهد بود.

«خدایا دلیلش رو بهش نشون بده».
بنای حقیر بر این است که منطق ما نمی تواند مشکلی در کار خدا(نه انسانها) پیدا کند، اگر جایی گیر به خدا دادیم اشتباه فهمیده ایم.(حتی اگر اشتباه کننده خودم باشم)



- بله برای اینکه انسان نمی تواند بدون دین و مذهب باشد، پس ضرورت دارد که دین و مذهب درستی اخذ کند. نه اینکه هیچ دین و مذهبی نداشته باشد.
- به نظر حقیر ما باید از عامل جنگ، سکوت خود انسانها، حالمون بهم بخوره، کسی که میشنوه و میتواند و کاری نمیکند در خطر دور شدن از انسانیت است، چه بسا دور هم شده باشد.
-اجازه داده چون قراره آزمایش شوند و ببینند که با اختیارشون چه کردند. اجازه با اینکه توصیه کرده باشه: «همدیگر را لت و پار کنید» و یا مثل تماشاچی یک جا باشد، فرق دارد.
- شما اول باید چگونه عمل کردن خدا را تعریف کنید، تا بتوانید سکوتش را هم دریابید، بدون اون نمیشه سکوت رو تعریف کرد.
- کجا سکوت کرده؟ کم تو کتاباش گفته همدیگر رو نکشید؟ حق هم رو نخورید؟
امید که موفق به شناخت خدا بگردید.
خدا خیلی وقته که سکوت کرده و هیچ حادثه کوبنده ای رو به بشر نشون نداده.این سکوت عامل بدبختی ماست

سلمان14
۱۳۹۲/۰۴/۱۵, ۱۶:۳۳
خدا خیلی وقته که سکوت کرده و هیچ حادثه کوبنده ای رو به بشر نشون نداده.این سکوت عامل بدبختی ماست

دیگه امامی و پیغمبری نیست تا معجزه ای و حادثه کوبنده ای باشد، ولی دلیلش عرض شد خدمتتان، گفتم دیگه اعتبارمان پیش خدا تمام شده.

اما یه چیز، شما خدا را همانطوری که بوجودش پی بردید باید صفاتش رو هم بشناسید.

شما یه تعریفی از عدالت خدا بکن، ببینیم اصلاً عدالت از نظر حضرتعالی چی هست و چی نیست؟

asad
۱۳۹۲/۰۴/۱۵, ۱۷:۰۹
در قتل عمد اگر فرد قاتل به خاطر ایمان فردی او را بکشد توبه ندارد و خداوند قتل عمد را طبقه بندی نکرده است و سزای او طبق گفته خود قران جهنم همیشگیست.
برام مهمه که بدونم اون کلمه ای رو که درشت کردم از کجای اون آیه برداشت کردی؟؟؟؟ خداوند گفته :

وَ مَن يَقْتُلْ مُؤْمِناً مُّتَعَمِّداً فَجَزَاؤُهُ جَهَنَّمُ خَلِداً فِيهَا وَ غَضِب اللَّهُ عَلَيْهِ وَ لَعَنَهُ وَ أَعَدَّ لَهُ عَذَاباً عَظِيماً(93)


ترجمه:


93 -و هر كسى فرد با ايمانى را از روى عمد به قتل برساند مجازات او دوزخ است كه جاودانه در آن مى‏ماند و خداوند بر او غضب مى‏كند و از رحمتش او را دور مى‏سازد و عذاب عظيمى براى او آماده ساخته است .

در کجای این آیه نوشته شده است که این فرد قاتل حق توبه کردن ندارد؟؟؟؟ دوست دارم یا به من نشان دهی یا حرفت را تصحیح کنی برادر من! چرا قران رو تفسیر به رای میکنی؟
ببین حق توبه نداشتن یک بحث است و توفیق توبه پیدا نکردن یک بحث دیگر! که کاملا با هم متفاوت است!
شاید شما منظورت این است که این فرد توفیق توبه پیدا نخواهد کرد! اما اگر بگی حق توبه کردن ندارد من با آیات مختلفی جلوی شما می ایستم. مثل این آیات: سوره زمر:
پسر زمینی ازت خواهش میکنم تفسیر این آیه رو با دقت بخون:

قُلْ يَعِبَادِى الَّذِينَ أَسرَفُوا عَلى أَنفُسِهِمْ لا تَقْنَطوا مِن رَّحْمَةِ اللَّهِإِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوب جَمِيعاًإِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ‏(53)
وَ أَنِيبُوا إِلى رَبِّكُمْ وَ أَسلِمُوا لَهُ مِن قَبْلِ أَن يَأْتِيَكُمُ الْعَذَاب ثُمَّ لا تُنصرُونَ‏(54)

تفسیر نمونه ج۱۹ ص۴۹۸
دقت در تعبيرات اين آيه نشان مى‏دهد كه از اميدبخش‏ترين آيات قرآن مجيد نسبت به همه گنهكاران است ، شمول و گستردگى آن به حدى است كه طبق روايتى امير مؤمنان على (عليه‏السلام‏) فرمود : در تمام قرآن آيه‏اى وسيعتر از اين آيه نيست ( ما فى القرآن آية اوسع من يا عبادى الذين اسرفوا...).

دليل آن نيز روشن است زيرا:
1 -تعبير به يا عبادى ( اى بندگان من ! ) آغازگر لطفى است از ناحيه پروردگار .
2 -تعبير به اسراف به جاى ظلم و گناه و جنايت نيز لطف ديگرى است.
3 -تعبير به على انفسهم كه نشان مى‏دهد گناهان آدمى همه به خود او باز مى‏گردد نشانه ديگرى از محبت پروردگار است همانگونه كه يك پدر دلسوز به فرزند خويش مى‏گويد اينهمه بر خود ستم مكن!
4 -تعبير به لا تقنطوا ( مايوس نشويد ) با توجه به اينكه قنوط در اصل به معنى مايوس شدن از خير است به تنهائى دليل بر اين است كه گنهكاران نبايد از لطف الهى نوميد گردند.
5 -تعبير من رحمة الله بعد از جمله لا تقنطوا تاكيد بيشترى بر اين
خير و محبت مى‏باشد.
۶ -هنگامى كه به جمله ان الله يغفر الذنوب مى‏رسيم كه با حرف تاكيد آغاز شده و كلمه الذنوب ( جمع با الف و لام ) همه گناهان را بدون استثنا در بر مى‏گيرد سخن اوج مى‏گيرد و درياى رحمت مواج مى‏شود.
7 -هنگامى كه جميعا به عنوان تاكيد ديگرى بر آن افزوده مى‏شود اميدوارى به آخرين مرحله مى‏رسد.
8 و 9 - توصيف خداوند به غفور و رحيم كه دو وصف از اوصاف اميد بخش پروردگار است در پايان آيه جائى براى كمترين ياس و نوميدى باقى نمى‏گذارد.

آرى به همين دليل آيه فوقگسترده‏ترين آيات قرآن است كه شمول آن هر گونه گناه را در بر مى‏گيرد ، و نيز به همين دليل از اميدبخش‏ترين آيات قرآن مجيد محسوب مى‏شود.
و به راستى از كسى كه درياى لطفش بيكران و شعاع فيضش نامحدود است جز اين انتظارى نمى‏توان داشت.
از كسى كه رحمتش بر غضبش پيشى گرفته و بندگان را براى رحمت آفريده ، نه براى خشم و عذاب ، غير از اين چشم‏داشتى نيست.
چه خداوند رحيم و مهربانى و چه پروردگار پر مهر و محبتى ! ! در اينجا دو مساله فكر مفسران را به خود مشغول ساخته كه اتفاقا راه حل آن در خود آيه و آيات بعد نهفته است.
نخست اينكه : آيا عموميت آيه همه گناهان حتى شرك و گناهان كبيره ديگر را فرا مى‏گيرد ؟ اگر چنين است پس چرا در آيه 48 سوره نساء شرك از گناهان قابل بخشش استثناء شده است ؟ ان الله لا يغفر أن يشرك به و يغفر ما دون ذلك لمن يشاء : خداوند شرك را نمى‏بخشد ، اما كمتر از آن را براى هر كس كه بخواهد مى‏بخشد.
ديگر اينكه : آيا اين وعده غفران كه در آيه مورد بحث آمده است مطلق است يا مشروط به توبه و مانند آن ؟ البته اين دو سؤال به هم مربوط است.
و پاسخ آن را در آيات بعد به خوبى مى‏توانيافت زيرا سه دستور در آيات بعد داده شده كه همه چيز را روشن مى‏سازد : انيبوا الى ربكم ( به سوى پروردگارتان باز گرديد ) و اسلموا له ( در برابر فرمان او تسليم شويد ) و اتبعوا احسن ما انزل اليكم من ربكم ( پيروى كنيد از بهترين دستوراتى كه از سوى پروردگارتان بر شما نازل شده).
اين دستورهاى سه‏گانه مى‏گويد درهاى غفران و رحمت به روى همه بندگان بدون استثنا گشوده است مشروط بر اينكه بعد از ارتكاب گناه به خود آيند ، و تغيير مسير دهند ، رو به سوى درگاه خدا آورند ، در برابر فرمانش تسليم باشند و با عمل ، صداقت خود را در اين توبه و انابه نشان دهند ، به اين ترتيب نه شرك از آن مستثناست و نه غير آن ، و نيز مشروط بودن اين عفو عمومى و رحمت واسعه به شرائطى غير قابل انكار است .
و اگر مى‏بينيم در آيه 48 سوره نساء بخشش و عفو مشركان را استثنا كرده در مورد مشركانى است كه در حالت شرك از دنيا بروند ، نه آنها كه بيدار شوند و راه حق پيش گيرند ، چرا كه اكثريت قريب به اتفاق مسلمانان صدر اسلام چنين بوده‏اند.
اگر حال بسيارى از مجرمان را در نظر بگيريم كه بعد از انجام گناهان كبيره چنان ناراحت و پشيمان مى‏شوند كه باور نمى‏كنند راه بازگشتى به روى آنها باز باشد و آنچنان خود را آلوده مى‏دانند كه با هيچ آبى قابل شستشو نيستند مى‏پرسند آيا به راستى گناهان ما قابل بخشش است ؟






.ببین من ایه از قران میارم اگر شما ایه ای دارید بیاورید که قران خلاف این را گفته باشد.و خداوند دستور به قتل کافران را داده است چون توبه از انان قبول نیست.
من هم آیه از قران آوردم ! در ضمن آیه شما را هم رد کردم! در آیه ای که شما آوردی گفته نشده اگر شخص توبه کرد توبه اش پذیرفته نمیشود! اصلا حرفی از توبه نزده! مجازات قتل رو گفته ! اما شما از آیه ات برای توبه استفاده کرده ای! اما در آیه ای که من در بالا آوردم خداوند صریحا گفته اگر توبه کنید تمام گناهان را میبخشم! تمام گناهان! یعنی قتل هم شامل آن میشود!

داداش اگر کسی انسانی را بکشد قصاص میشود چه توبه کند و جه نکند.باید کشته شود چرا چون کس دیگری را کشته.مگر اینکه رضایت طر فش را بگیرد.ایا یک تروریست سوری دنبال رضایت گرفتن از خانواده مقتول است؟
با این جوابی که دادی فهمیدم خیلی اطلاعاتت سطح پایین است و هرچی میخوام یک چیزی بهت نگم نمیشه!
ببین پسر جان اگر کسی انسانی را بکشد و به کشتنش افتخار کند و او را در این دنیا قصاص کنند در آن دنیا هم خداوند او را شکنجه خواهد کرد (چون توبه نکرده است)
اما اگر کسی انسانی را بکشد و بعد توبه کند و پشیمان شود و بندگی خدا را بکند و با این حال او را در این دنیا قصاص کنند خداوند او را در آن دنیا خواهد بخشید و دیگر خداوند او را عذاب نمیکند!
صحیح؟؟؟ آیا تا اینجای حرفهایم را قبول دارید ؟ یا اصلا به جهان آخرت اعتقاد ندارید؟ با از دید شما در جهان آخرت قاتل پشیمان و قاتل متکبر به یک شکل مجازات میشوند؟ هان؟
دیگه از این واضح تر نمیتونستم منظورم رو برسونم! اگر نفهمیدی دیگه بی خیالت میشم!

تو چرا درک نمی کنی حادثه رو .بابا این یارو کافره و کشتن شیعه رو حلال میدونه.خود خدا میگه هر جا کافری رو دیدید بکشید پس باید اونها هم به خدا اعتراض کنند و بگند چرا دستور قتل ما رو میدادی شاید ما توبه میکردیم.ببین یارو ادم کشته چرا جون طرف شیعه بوده.
ههه دستور قتل دادن با سنگ کردن کلی فرق میکنه! اینکه سنگشون کنه هیچ راهی براشون نمیمونه که بعد از خطاشون توبه کنند! اما اینکه خدا گفته کافر را بکشید فقط یک دستوره و اونها فرصت دارند ایمان بیاورند تا کشته نشوند!
ثانیا خدا نگفته هرکافری رو هرجا دیدید سریع شمشیر بردارید و بکشید!

برو به این ادرس
ماهنامه قرانی بشیر شماره 18 الی 21 چاپ اوقاف صفحه 187 شرح ایه 93 سوره نساء
منبع مطلب من این ادرسه ..این عین همون مطلبی هست که من اون رو خواندم
منبع حرفهای من هم در پست قبلیم نوشته شده! تفسیر نمونه! برو بخون!
در ضمن چرا جواب سوالم را ندادی؟ در کجای اون روایت نوشته شده که حق توبه ندارد؟ چرا از خودت به روایت چیزی اضافه کردی؟

تو دنیا فقط خدا نیست که احساس داره ما کلنگ نیستیم ما هم احساس داریم صبر خدا زیاده صبر ما زیاد نیست
خب شما که میدونی صبر خدا زیاده چرا به خدا گله میکنی پسر خوب؟ اگر قرار بود که خدا هم مثل بنده های کم صبر باشه که سنگ روی سنگ بند نمیومد! خودت جواب همه ی سوالات خودت را دادی! اینکه احساسی شوی یک بحث است اما اینکه به خاطر اینکه صبر خدا زیاد است او را متهم به بی عدالتی کنی بحث دیگری است!
پس قبول دارید که اگر صبر خدا تمام شود عدالت را برقرار میکند؟

اخه یاری کردن در کنکور چه ربطی به اخرت داره
اول تو ربطشو به میدان جنگ بگو تا منم ربطشو به آخرت بگم! :Cheshmak:

:khaneh::khaneh::khaneh::khaneh::khaneh:
دیدی جز تمسخر هیچ حرفی برای دفاع از نظریه علمی ات نداشتی!؟؟؟؟!!! اگر علمی بحث میکنی جواب بده وگرنه همچنان بخند... موفق باشی:Cheshmak:

منم از سکوت حالم به هم میخوره فرقی نداره هر کی که میخواد باشه.حالم از این همه شعا ر و حرف بهم میخوره.حالم از این همه بی مهری بهم میخوره.حالم از تموم دنیا که توش پر از کثافت و جنایته بهم
میخوره.حالم از زندگی اجباری به هم میخوره .حالم از خودم هم داره به هم میخوره.حالم از این همه انتظار به هم میخوره.شما که رابطه ات با خدا این همه خوبه به خدا بگو پسر زمینی میگه از وجب وجب دنیات متنفرم متنفر
نگفتم بعد از این همه بحث دوباره حرف خودت را میزنی؟؟؟؟ این را همه فهمیده اند لذا بحث از این بیشتر با تو فایده نداره پسرک! امیدوارم به اشتباه خودت پی برده باشی و این حرفها همه از روی لجبازی ات بوده باشد!

FTMH_Mohammadi
۱۳۹۲/۰۴/۱۵, ۱۷:۳۶
دیگه امامی و پیغمبری نیست تا معجزه ای و حادثه کوبنده ای باشد، ولی دلیلش عرض شد خدمتتان، گفتم دیگه اعتبارمان پیش خدا تمام شده.

اما یه چیز، شما خدا را همانطوری که بوجودش پی بردید باید صفاتش رو هم بشناسید.

شما یه تعریفی از عدالت خدا بکن، ببینیم اصلاً عدالت از نظر حضرتعالی چی هست و چی نیست؟

سلام جناب سلمان 14 نمیخوام بحث و جدل بکنم ... امکانش هست شما تعریفی از ظلم ارایه کنید ؟؟؟
و اینکه اصلا ظلم قابل جبران هست ؟؟؟ و چگونه ؟؟؟

مثلا فرض کنید شخصی بچه شخص دیگری را میکشد ... بعدش میگه به جاش یه میلیون تومن میدم ... به جاش 100 تا حوری میدم ... به جاش زمین و زمان و میدم ... آیا به نظر شما میتونه جبران کنه یا نمیتونه ؟؟؟ بر چه مبنایی میخواد جبران کنه ؟؟؟ تراز چیست ؟؟؟ اگر آن شخص آن تراز رو قبول نداشته باشه چی ؟؟؟

به نام الله
۱۳۹۲/۰۴/۱۵, ۱۷:۵۲
الحسين بن سعيد عن حماد بن عيسى عن ابي السفاتج عن ابي عبد الله عليه السلام في قول الله عز وجل " ومن يقتل مؤمنا متعمدا فجزاؤه جهنم

بسم الله الرحمن الرحیم

عزیز یه نکته ای رو باید بگم اونم اینکه اینی که نوشتین آیۀ قرآن است نه روایت. که معنیش این است که:حسین بن سعید از حمادبن عیسی از ابی السفاتج از ابی عبدالله (ع) در سخن خداوند عزو جل « و من یقتل ...»
اولش رو با اسمها بیان کردین اما وقتی به جای حساس رسیدین فقط آیۀ قرآن را عنوان کردین نه متن روایت را.

بنده مراجعه کردم چنین روایتی هست.

میبخشین که اینو عرض میکنم شماها بهتر است در بحث ها اصول بحث را مراعات کنید نه اینکه همدیگه رو با صفات زشت بخوانید و بحث را به جدل تبدیل کنید. خدا دستور می دهد که از قول احسن استفاده کنید.

نسیم رضوان
۱۳۹۲/۰۴/۱۵, ۱۷:۵۷
ببین حق توبه نداشتن یک بحث است و توفیق توبه پیدا نکردن یک بحث دیگر! که کاملا با هم متفاوت است!


روزی یزید لعنة الله علیه نزد امام سجاد علیه السلام آمد و گفت: من از کشتن پدر تو پشیمانم، آیا برای من هم راه توبه هست؟ امام فرمودند: اگر دو رکعت نماز غفیله بخوانی توبه ات قبول می شود. حضرت زینب سلام الله علیها وقتی این را شنیدند ناراحت شده و به امام فرمودند: چه کسی توبه کند؟ کسی که پدرت را کشته است؟! امام به حضرت زینب فرمود: عمه جان او هیچ گاه موفق نمی شود این نماز را بخواند!

پس راه توبه حتی برای یزید لعنة الله علیه و امثال او هم باز است اما چنین کسی اصلا توفیق توبه کردن پیدا نمی کند.

CELLAR
۱۳۹۲/۰۴/۱۵, ۱۸:۰۴
روزی یزید لعنة الله علیه نزد امام سجاد علیه السلام آمد و گفت: من از کشتن پدر تو پشیمانم، آیا برای من هم راه توبه هست؟ امام فرمودند: اگر دو رکعت نماز غفیله بخوانی توبه ات قبول می شود. حضرت زینب سلام الله علیها وقتی این را شنیدند ناراحت شده و به امام فرمودند: چه کسی توبه کند؟ کسی که پدرت را کشته است؟ امام به حضرت زینب فرمود: عمه جان او هیچ گاه موفق نمی شود این نماز را بخواند!منبع این حدیث رو ارائه میکنید لطفا؟

به نام الله
۱۳۹۲/۰۴/۱۵, ۱۸:۰۶
قُلْ يَعِبَادِى الَّذِينَ أَسرَفُوا عَلى أَنفُسِهِمْ لا تَقْنَطوا مِن رَّحْمَةِ اللَّهِإِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوب جَمِيعاًإِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ‏(53)
وَ أَنِيبُوا إِلى رَبِّكُمْ وَ أَسلِمُوا لَهُ مِن قَبْلِ أَن يَأْتِيَكُمُ الْعَذَاب ثُمَّ لا تُنصرُونَ‏(54)
عزیز بنده نمیخوام تفسیر تخصصی قرآن را پیش بکشم اما اون چیزی که شما ازش یاد میکنین یه دایرۀ وسیعی است که همه چیز را در بر میگیرد اما وقتی جمیع آیات را کنار هم قرار می دهیم انکاتی از این دایره مشمول نمی شوند طبق حرف شما که میگین آیه رو رد کردین چنین چیزی وجود ندارد. تمامی آیات قرآن یکدیگر را نقض نمی کنند این یکی از نشانه های اعجاز قرآن است، شما چجور آیه ای را رد میکنین؟ همۀ این آیات باهم در بردارندل مفهوم هستند. وقتی خدا میگه تمامی گناهان را می آمرزد بعد اشاره میکند که اگه کسی فرد مومنی را بخاطر ایمانش بکشد جزایش جهنم همیشگی است وقتی چیزی همیشگی باشد ینی عملش جبران پذیر نیست و این فرد از جزو بندگان خارج و عملش از جزو گناهان مورد نظر خارج می شود.
خواهشا در قرآن بیشتر تحقیق و تفحص کنین و از کپی پیست ها جدا خود داری کنین.

حرفهایی که به قرآن نسبت می دهید شاید با حقیقت فرسنگها فاصله داشته باشد.هیچ آیه ای نه رد شدنی است و نه طبق نظرات افراد تفسیر می شوند. آیات قرآن موید یکدیگر و کامل کنندۀ هم هستند. خواهشا دقت شود

asad
۱۳۹۲/۰۴/۱۵, ۱۸:۰۷
بسم الله الرحمن الرحیم

عزیز یه نکته ای رو باید بگم اونم اینکه اینی که نوشتین آیۀ قرآن است نه روایت. که معنیش این است که:حسین بن سعید از حمادبن عیسی از ابی السفاتج از ابی عبدالله (ع) در سخن خداوند عزو جل « و من یقتل ...»
اولش رو با اسمها بیان کردین اما وقتی به جای حساس رسیدین فقط آیۀ قرآن را عنوان کردین نه متن روایت را.
آدرسی که دوستمون پسر زمینی داد این بود:


تهذیب الااحکام جلد دهم صفحه 165حدیث 658
من هم به همین آدرس رفتم اما جز این نیافتم: اینم عکسش:

http://upload7.ir/images/85774269086303203108.png (http://upload7.ir/)



بنده مراجعه کردم چنین روایتی هست.
شما به همون ادرس مراجعه کردی؟ بعد در آخر روایت امام صادق نوشته: توبه ندارد؟؟؟
لطفا متن روایت و سندی که مراجعه کردی رو بده!

میبخشین که اینو عرض میکنم شماها بهتر است در بحث ها اصول بحث را مراعات کنید نه اینکه همدیگه رو با صفات زشت بخوانید و بحث را به جدل تبدیل کنید. خدا دستور می دهد که از قول احسن استفاده کنید.
اره حق با شماست

asad
۱۳۹۲/۰۴/۱۵, ۱۸:۱۷
وقتی خدا میگه تمامی گناهان را می آمرزد بعد اشاره میکند که اگه کسی فرد مومنی را بخاطر ایمانش بکشد جزایش جهنم همیشگی است وقتی چیزی همیشگی باشد ینی عملش جبران پذیر نیست و این فرد از جزو بندگان خارج و عملش از جزو گناهان مورد نظر خارج می شود
اولا این دو حرف در دو آیه متفاوت گفته شده است نه پشت سرهم!
دوما در تفسیر آمده است خداوند به شرطی همه ی گناهان را میبخشد که به سوی او بازگردند و توبه کنند!
سوما در آیه ای که گفته شده سزایش جهنم همیشگی هست سزای فردی را گفته است که به خدا کافر است و شخص با ایمانی را میکشد!
کسی که به خدا کافر است بله سزایش جهنم همیشگی است!
اما اگر همین شخص به خدا ایمان بیاورد و از قتلش هم پشیمان شود آیا خداوند او را نمیبخشد؟
بر چه اساس؟
از کجای آیات تشخیص داده اید که خداوند به چنین بنده ای فرصت و اجازه توبه نمیدهد؟
من از آیه ای که آورده ام مشخص کردم هرکس هرگناهی کرده باشد اگر توبه کند بخشوده میشود!
شما بر چه اساس میگویید اگر قاتل عامد کافری مسلمان شود و توبه کند خدا او را نمیبخشد؟

به نام الله
۱۳۹۲/۰۴/۱۵, ۱۸:۱۷
پس راه توبه حتی برای یزید لعنة الله علیه و امثال او هم باز است اما چنین کسی اصلا توفیق توبه کردن پیدا نمی کند.

ببینین عزیزان بحث را به جاهای دیگه ای کشیده اند؛ وقتی یکی بخاطر شیعه بودن یا همان مومن بودن کسی او را شهید می کند چنین کسی جایگاهش جهنم همیشگی است و این را خدا فرموده؛ این بین حق توبه دادن یا ندادن مهم نیس. مهم این است که دستور خدا چیست.
این نشان دهندۀ عزت مومن است نمی شود که شیطان و طاغوت افرادشان را بشورانند تا مومنین را بکشند و خدا از مومن خودش دفاع نکند. وقتی یکی شیعه رو سر می برد اگر همین فرد کشته شود دیگر نمی توانیم بگوییم اختایارش سلب شده.

هیچ فردی نمی تواند دلیلی برای این بیاورد که گناه بچه چی بوده و هیچ کسی نمی تواند بگوید که چون خدا نخواست اختیارش را بگیرد او را نکشت، بشر از جواب دادن به این سوال عاجز است اما چون اصول دین را با تحقیق قبول کرده معتقد است که خدا عالم و عادل و ... است پس یک علتی وجود دارد که بنده از درکش عاجز هستم و بنا به صفاتی که خدا دارد من به خودش رجوع می دهم.

نمیدونم عزیزان می خواهند سوالی را جواب بدهند که خودشان نمی دانند؟ حکمتش را جز خدا و حجتش چه کسی می داند؟ آیا این جواب است که بگوییم اختیارش سلب می شود؟این چه دلایلی است که ارائه می دهید و باعث رانده شدن جماعت از خدا می شود. خواهشا در ارائۀ نظرات دقت کنید. البته سیده این پستم برا شما نیستا برا همۀ عزیزانی است که نظر دادن

به نام الله
۱۳۹۲/۰۴/۱۵, ۱۸:۲۷
شما بر چه اساس میگویید اگر قاتل عامد کافری مسلمان شود و توبه کند خدا او را نمیبخشد؟

بنده بحث ندارم؛ اما آیا هر عملی جبران پذیر است؟

ما انسانها اگر بدانیم که خیلی از اعمال جبران پذیر نیستن دست به خیلی کارها نمی زنیم. با این کارمون مجوز خطا رو می دهیم

خدا وقتی می خواهد امید بدهد به بندگان خطاکارش می دهد اما وقتی که خطاکار حضور ندارد می گوید جهنم دائمی است.

شما در برابر شیعه هایی که داغدار هستند میگین چنین فردی احتمال دارد خدا ببخشدش، با احساسات شیعه بازی می شود.ینی خون شیعه و بچه ها هیچ؟ بچه به اون شکل سربریده می شود، پدر و مادری جلوی فرزندشان بخاطر شیعه بودن تکه تکه می شوند و... در مورد چنین افرادی حرف از بخشش می زنند؟ وقتی کسی بحثی را در این مورد شروع کرد می گویند ما هم نفرت داریم از عملشان، اما چون حکمت و عدالت و... خدا ایمان داریم ساکتیم تا خدا جواب بدهد. اگه چنین بحثهایی که جواب قاطع ندارند ادامه پیدا کند شک و شبهه زیاد می شود و اون عزیزانی که طبل مخالفت می زنند بیشر به سمت سقوط حرکت میکنن. چنین افرادی بیشتر به سمت شناخت حقیقی نیاز دارند حرکت کنند نه تفسیر و دفاع از قاتلینی که لیاقت توبه پذیری ندارند

asad
۱۳۹۲/۰۴/۱۵, ۱۸:۲۸
ببینین عزیزان بحث را به جاهای دیگه ای کشیده اند؛ وقتی یکی بخاطر شیعه بودن یا همان مومن بودن کسی او را شهید می کند چنین کسی جایگاهش جهنم همیشگی است و این را خدا فرموده؛ این بین حق توبه دادن یا ندادن مهم نیس. مهم این است که دستور خدا چیست
چرا توبه مهم نیست؟ این نظر شخصی شماست دوست عزیز! از نظر ما توبه مهم است!
چون:
من در جواب دوستمون پسر زمینی که پرسید چرا خدا آن مرد را در همان لحظه ی سربردین عذاب نکرد جواب دادم:
چون فردای قیامت آن شخص بلند میشود و معترض میشود و میگوید ای خدا اگر به من فرصت میدادی من توبه میکردم و مسلمان میشدم و پشیمان میشدم و تو به من فرصت ندادی پس حق نداری من را به جهنم بی اندازی!
و خدا چه پاسخی به آن شخص خواهد داد؟

اتفاقا مهم است که بدانیم خدا به چنین افرادی هم فرصت توبه و حق توبه کردن داده است اما آنها روی کفر خود پافشاری کرده اند و به خاطر همین هم است که عذابشان دائمی و همیشگی است !
مسلما اگر همین شخص مسلمان و شیعه شود و توبه کند و پشیمان شود عذابی هم اگر داشته باشد دائمی و همیشگی نخواهد بود!
شما بر چه اساس حق توبه کردن را از بنده های خدا گرفته اید؟ بر اساس همان آیه که اصلا حرفی از توبه نزده است؟

این نشان دهندۀ عزت مومن است نمی شود که شیطان و طاغوت افرادشان را بشورانند تا مومنین را بکشند و خدا از مومن خودش دفاع نکند. وقتی یکی شیعه رو سر می برد اگر همین فرد کشته شود دیگر نمی توانیم بگوییم اختایارش سلب شده
چرا نمیتوانیم بگوییم اختیاراتش سلب شده؟

به نام الله
۱۳۹۲/۰۴/۱۵, ۱۸:۳۱
من هم به همین آدرس رفتم اما جز این نیافتم: اینم عکسش:

خب عزیز به ادامۀ همین کتابی که عکس گرفتی توجه کن. توضیح عربی میده ینی از اول آیه شروع کرده ؛میبینی که نوشته 1- .... بعد نوشته فقال: ان کان قتله لایمانه فلا توبه له ... «پس فرمود: همانا کسی که بکشد او را بخاطر ایمانش پس توبه ای برای او نیست»

همون عکسی که گرفتین هست

به نام الله
۱۳۹۲/۰۴/۱۵, ۱۸:۳۶
چرا نمیتوانیم بگوییم اختیاراتش سلب شده؟

چون دفاع از یاور و مظلوم حق است و در این بین اختیاری وجود ندارد چون تجاوزگر است. مولا امام جعفر صادق هم فرمودند توبه ندارد

asad
۱۳۹۲/۰۴/۱۵, ۱۸:۳۶
بنده بحث ندارم؛ ا
وقتی بحثی را نقد میکنید باید بحث داشته باشید برادر من

اما آیا هر عملی جبران پذیر است؟
طبق آیه ای که آوردم هر عملی اگر عامل آن توبه کند جبران پذیر است


خدا وقتی می خواهد امید بدهد به بندگان خطاکارش می دهد اما وقتی که خطاکار حضور ندارد می گوید جهنم دائمی است.
متوجه منظورتون از این حرف نشدم

شما در برابر شیعه هایی که داغدار هستند میگین چنین فردی احتمال دارد خدا ببخشدش، با احساسات شیعه بازی می شود.ینی خون شیعه و بچه ها هیچ؟ بچه به اون شکل سربریده می شود، پدر و مادری جلوی فرزندشان بخاطر شیعه بودن تکه تکه می شوند و... در مورد چنین افرادی حرف از بخشش می زنند؟
اگر بحث صرفا از روی احساسات باشد بله حق باشماست و این حرفها بی معنی است! اما زمانی که این دوستمون هرچی از دهانش درمیاید به خدا نسبت میدهد یعنی اینکه او هم دارد به مقدسات و احساس ما لطمه میزند ! پس نباید با چنین شخصی بحث را از روی احساس پیش برد ! باید واقعیت را به او گفت! و من فقط یکی از دلایل منطقی و عقلانی را که چرا خدا سکوت کرد را به او گفتم! گفتم اگر خدا دست به کار میشد عواقبی دارد که یکی از عواقبش این است که ان شخص طبق نص صریح قران در آخرت معترض میشود و میگوید چرا به من فرصت توبه ندادی!

asad
۱۳۹۲/۰۴/۱۵, ۱۸:۴۳
خب عزیز به ادامۀ همین کتابی که عکس گرفتی توجه کن. توضیح عربی میده ینی از اول آیه شروع کرده ؛میبینی که نوشته 1- .... بعد نوشته فقال: ان کان قتله لایمانه فلا توبه له ... «پس فرمود: همانا کسی که بکشد او را بخاطر ایمانش پس توبه ای برای او نیست»

همون عکسی که گرفتین هست
پس اولا اشکال از پسر زمینی بود که گفته بود روایت شماره 658 اما اگر در عکس دقت کنی اونی که شما میگی رفته تو 659 نوشته!
دوما پس دوحالت در پیش رو است! یا منظور امام این بوده که توفق توبه به چنین شخصی داده نمیشود و یا این روایت مخالف با نص قران است و خود امام صادق فرمودند هر روایتی که با قران مخالف بود به دیوار بکوبید!

سلمان14
۱۳۹۲/۰۴/۱۵, ۱۸:۴۴
نقل قول نوشته اصلی توسط سلمان14 نمایش پست ها

شما یه تعریفی از عدالت خدا بکن، ببینیم اصلاً عدالت از نظر حضرتعالی چی هست و چی نیست؟

سلام جناب سلمان 14 نمیخوام بحث و جدل بکنم ... امکانش هست شما تعریفی از ظلم ارایه کنید ؟؟؟
و اینکه اصلا ظلم قابل جبران هست ؟؟؟ و چگونه ؟؟؟

مثلا فرض کنید شخصی بچه شخص دیگری را میکشد ... بعدش میگه به جاش یه میلیون تومن میدم ... به جاش 100 تا حوری میدم ... به جاش زمین و زمان و میدم ... آیا به نظر شما میتونه جبران کنه یا نمیتونه ؟؟؟ بر چه مبنایی میخواد جبران کنه ؟؟؟ تراز چیست ؟؟؟ اگر آن شخص آن تراز رو قبول نداشته باشه چی ؟؟؟

سلام

ربط سوالتون به بحث حقیر چیه؟

asad
۱۳۹۲/۰۴/۱۵, ۱۸:۴۸
چون دفاع از یاور و مظلوم حق است و در این بین اختیاری وجود ندارد چون تجاوزگر است. مولا امام جعفر صادق هم فرمودند توبه ندارد
اگر این حق را بنده های خدا انجام دهند حرف شما صحیح است اما اگر خود خدا در دنیا این حق را اجرا کند این بنده در آخرت به او گله میکند که چرا اختیار را از من گرفتی!
مولا امام سجاد هم میفرمایند: یزید هم میتواند توبه کند اما توفیقش را نمیابد!

FTMH_Mohammadi
۱۳۹۲/۰۴/۱۵, ۱۸:۵۱
خوب !!!
اگر تعریف شما از عدالت این هست که هر فعلی که خدا انجام میده عین عدالت هست !!! پس چرا میخواد بهشت و دوزخ رو برپا کنه !!!
میخواد جبران کنه ؟؟؟ چی رو !!! ما که هر چی میبینیم عدالته ...

asad
۱۳۹۲/۰۴/۱۵, ۱۸:۵۴
حتی شیطان هم به رحمت خدا طمع دارد... چه رسد به آن کافر قاتل سلفی تکفیری!


نقل است: روزي شيطان نزد حضرت موسي (عليه السلام) آمد و گفت: تو پيامبر خدايي و من از مخلوقات گنهکار خدا مي باشم و مي خواهم توبه کنم، تو از خدا بخواه تا توبه ام را بپذيرد. موسي پذيرفت و براي او دعا کرد، خداوند فرمود: اي موسي، شفاعت تو را در حق او مي پذيريم، به او بگو که بر قبر حضرت آدم (عليه السلام) سجده کند تا توبه اش را بپذيرم. موسي (عليه السلام) با شيطان ملاقات کرد و گفت: با سجده بر قبر آدم توبه ات پذيرفته مي شود.

شيطان گفت: من بر آدم، در وقتي که زنده بود سجده نکردم اينک چطور بر قبر او که مرده است سجده کنم، هرگز چنين نخواهم کرد.

برگرفته از کتاب يکصد موضوع پانصد داستان، اثر علي اکبر صداقت.

میبینید که توفیق توبه پیدا نکردن یک امر است و حق توبه نداشتن امری دگر!
من هم قبول دارم که آن شخص سلفی هیچ وقت توفیق توبه پیدا نمیکند اما این را قبول ندارم که خداوند حق توبه کردن را از او گرفته است!

به علاوه شاید منظور شما از اینکه توبه ندارد چیز دیگریست ومتوجه منظور من نشده اید!
منظور من از اینکه این شخص حق توبه کردن دارد این است که این شخص دو حق را ضایع کرده است! حق الله و حق الناس
اگر شخص توبه کند خداوند از حق خودش میگذرد و او را فقط به خاطر حق الناسی که برگردن دارد مجازات میکند و این عذاب همیشگی نخواهد داشت
اما اگر شخص توبه نکند و بعد از فتل به کفرش ادامه دهد همچنان دو حق را ضایع کرده است! حق الناس و حق الله که این شخص شامل آن آیه شده و عذاب همیشگی خواهد داشت!

FTMH_Mohammadi
۱۳۹۲/۰۴/۱۵, ۱۹:۰۰
حتی شیطان هم به رحمت خدا طمع دارد... چه رسد به آن کافر قاتل سلفی تکفیری!


شيطان گفت: من بر آدم، در وقتي که زنده بود سجده نکردم اينک چطور بر قبر او که مرده است سجده کنم، هرگز چنين نخواهم کرد.


شیطان حقش رو میخواد !!! توبه کنه !!! از چی !!!
شیطان 6000 سال عبادت خدا رو کرد ... یه نماز 2 رکعتی شیطان 1500 سال به طول انجامید یه سجده ایشون 200 سال به طول انجامید .... بعدش خداوند بدون اینکه از انسان آزمایشی بگیره ... در کالبد او از روح خود دمید ... و گفت بر او سجده کنید .... شیطان اعتراض کرد ... و گفت اگر کسی لایق آن جایگاه باشد ... من هستم ... نه او ... شیطان هم گفت من اینقدر پرستشت کردم ... ولی بهت ثابت میکنم انسان لایق سجده کردن نیست ....

شیطان داره حرفش رو ثابت میکنه .... ایشون حقش رو میخواد ....

asad
۱۳۹۲/۰۴/۱۵, ۱۹:۰۷
شیطان حقش رو میخواد !!! توبه کنه !!! از چی !!!
شیطان 6000 سال عبادت خدا رو کرد ... یه نماز 2 رکعتی شیطان 1500 سال به طول انجامید یه سجده ایشون 200 سال به طول انجامید .... بعدش خداوند بدون اینکه از انسان آزمایشی بگیره ... در کالبد او از روح خود دمید ... و گفت بر او سجده کنید .... شیطان اعتراض کرد ... و گفت اگر کسی لایق آن جایگاه باشد ... من هستم ... نه او ... شیطان هم گفت من اینقدر پرستشت کردم ... ولی بهت ثابت میکنم انسان لایق سجده کردن نیست ....

شیطان داره حرفش رو ثابت میکنه .... ایشون حقش رو میخواد ....
با شما تا زمانی که جواب سوالات قبلیم رو ندید بحثی ندارم!
اما همینقدر بدونید که این مثال رو زدم که عظمت رحمت خداوند رو نشون بدم نه اینکه درباره ی شیطان و خلق انسان بحث کنیم!
همه میدانیم آن شخص سلفی از شیطان گناهکار تر نیست! وقتی چنین موجودی (شیطان) حق توبه داشته باشد چرا آن شخص حق توبه نداشته باشد! این حرفها برای شما نیست برای پسر زمینی و اون دوست جدیدمون به (نام الله) است

شاپرک
۱۳۹۲/۰۴/۱۵, ۱۹:۰۸
کاملا موافقمبه نظر من این شهادت ناجوان مردانه کودک بزرگترین دلیل حکمت خداوند است. مگر داستان حضرت موسی وحضرت خضر رو نشنیدین.وقتی اون کودک رو حضرت خضر کشتند,دلیلشون این بود که که اون کودک در آینده دلیل کفر پدر ومادرش خواهد بود,من مطمئنم که این کودک سردمدار حکمت خداوندی است, این کودک نشان از حق دارد ,این کودک به تمام جهان حقانیت یوسف زهرا را ثابت خواهد کرد,به نظر من اتفاقا خداوند داره همه چیزو روشن میکنه,خوشا بحال اون کودک که مامور خاص خداوند است.

به نام الله
۱۳۹۲/۰۴/۱۵, ۱۹:۱۰
اگر این حق را بنده های خدا انجام دهند حرف شما صحیح است اما اگر خود خدا در دنیا این حق را اجرا کند این بنده در آخرت به او گله میکند که چرا اختیار را از من گرفتی!
مولا امام سجاد هم میفرمایند: یزید هم میتواند توبه کند اما توفیقش را نمیابد!

بله درسته توفیقی پیدا نمیکنند عزیز

به نام الله
۱۳۹۲/۰۴/۱۵, ۱۹:۱۴
همه میدانیم آن شخص سلفی از شیطان گناهکار تر نیست

چرا چنین فردی از شیطان هم پست تر است. شیطان وسوسه میکند اما اون فرد کارش از وسوسه گذشته و به عمل تبدیل شده اونم همنوعش را

نسیم رضوان
۱۳۹۲/۰۴/۱۵, ۱۹:۱۶
منبع این حدیث رو ارائه میکنید لطفا؟

سلام
البته من منبع دقیق این روایت رو نمیدونم و از یک عالم شنیده بودم. در سایتی دیدم که آیت الله مجتهدی رحمة الله علیه هم این روایت رو نقل کردن
فکر نمی کنم این روایت مغایرتی با آیات قرآن داشته باشه که بخوایم معتبر ندونیمش. توضیحات جناب اسد در خصوص آیه ای که دوستان بهش استناد کردن به نظر من که کاملا صحیح بود. ضمن اینکه چرا کاربر محترم «به نام الله» فکر می کنند این توفیق پیدا نکردن بر توبه، به معنای سلب اختیاره؟
مثلا من به خاطر انجام گناهی تا مدتها توفیق خواندن دعا و قرآن رو پیدا نمی کنم. معنیش این نیست که اختیار ندارم و نمیتونم قرآن بخونم. بلکه به خاطر سیاه شدن دلم، رغبتی به خواندن دعا و قرآن پیدا نمی کنم.
کسی که مومنی را به عمد می کشد در جهنم جاودانه است چون این آدم با ریختن خون یک مومن، دیگه نمیتونه به سمت خدا بره و توبه کنه تا رحمت خدا شامل حالش بشه

FTMH_Mohammadi
۱۳۹۲/۰۴/۱۵, ۱۹:۱۶
به نظر من این شهادت ناجوان مردانه کودک بزرگترین دلیل حکمت خداوند است. مگر داستان حضرت موسی وحضرت خضر رو نشنیدین.وقتی اون کودک رو حضرت خضر کشتند,دلیلشون این بود که که اون کودک در آینده دلیل کفر پدر ومادرش خواهد بود,من مطمئنم که این کودک سردمدار حکمت خداوندی است, این کودک نشان از حق دارد ,این کودک به تمام جهان حقانیت یوسف زهرا را ثابت خواهد کرد,به نظر من اتفاقا خداوند داره همه چیزو روشن میکنه,خوشا بحال اون کودک که مامور خاص خداوند است.

بله ... هر بار هم که این کارها رو می کرد ... موسی اعتراض میکرد .... و باید هم اعتراض میکرد ... و به نظر من اگر این داستان 1000 بار دیگر هم اتفاق میافتاد 1000 بار دیگر موسی اعتراض میکرد ...

به نام الله
۱۳۹۲/۰۴/۱۵, ۱۹:۲۳
اگر این حق را بنده های خدا انجام دهند حرف شما صحیح است اما اگر خود خدا در دنیا این حق را اجرا کند این بنده در آخرت به او گله میکند که چرا اختیار را از من گرفتی
احکام خدا برای چیست؟ برای این است که اختیار در اونجا معنی ندارد با عملش مستحق گرفته شدن اختیارش شده است چه خدا این کارو بکند و چه خدا به وسیلۀ بنده هاش این کارو بکند؛ اما چون دلایل خدا بجز اختیار در وسط است چنین فردی زنده می ماند.

فرد تجاوزکار نمی تواند اعتراض کند که چرا اختیارم سلب شده؟ بی منطقی است. خدا خودش گفته اختیارش را سلب کنید ینی حکم خدا این را نشون میده هرچند ما خودمان اجرا کنیم باز با حکم خدا اجرا میکنیم اون فرد باز می تواند بگوید چرا دستور دادی اختیارم را سلب کنند؟ اما چون چنین چیزی را نمی تواند بپرسد خدا حکمش را از قبل صادر کرده. جان می گیرد شوخی نیس. عمل کوچکی نیس که بگه میذاشتی من جان و اختیار دیگران را بگیرم اما جان و اختیار خودم باقی می ماند. اما حرف و حکمت خدا بر سر اختیار نیست بلکه آزمایش بشر و شیعه ها و ظهور و ... که ماها ازش بیخبریم توش دخیل است

نسیم رضوان
۱۳۹۲/۰۴/۱۵, ۱۹:۲۳
نمیدونم عزیزان می خواهند سوالی را جواب بدهند که خودشان نمی دانند؟ حکمتش را جز خدا و حجتش چه کسی می داند؟ آیا این جواب است که بگوییم اختیارش سلب می شود؟این چه دلایلی است که ارائه می دهید و باعث رانده شدن جماعت از خدا می شود. خواهشا در ارائۀ نظرات دقت کنید.


من البته به ناقص بودن اطلاعاتم در زمینه دین کاملا اذعان دارم، ولی الحمدلله مطمئنم تا امروز، بدون فکر کردن حرفی رو نزدم که احتمال بدم باعث رانده شدن جماعت از خدا بشه! اگر هم به نظر خودم و با توجه به دانسته های خودم، کوچکترین شکی به مضمون این روایت داشتم به خودم این حق رو نمی دادم که اونو نقل کنم...
ممنون از توصیه شما دوست گرامی، اما حداقل به نحوی بیان نکنید که درک ما از اهمیت مسائل دینی رو زیر سوال ببرین!

به نام الله
۱۳۹۲/۰۴/۱۵, ۱۹:۲۶
ضمن اینکه چرا کاربر محترم «به نام الله» فکر می کنند این توفیق پیدا نکردن بر توبه، به معنای سلب اختیاره؟

بنده چنین چیزی را عنوان کرده ام؟

کی و کجا؟

به نام الله
۱۳۹۲/۰۴/۱۵, ۱۹:۳۰
ممنون از توصیه شما دوست گرامی، اما حداقل به نحوی بیان نکنید که درک ما از اهمیت مسائل دینی رو زیر سوال ببرین!

نه سیده سوءتفاهم شده؛ هیچ بشری قادر به جوابگویی به این مسائل نیست. ماها نمی توانیم از چیزی که حکمتش را نمی دانیم خبر کامل بدهیم. حجت خدا را می طلبد. شما از یه عالم بپرسین که گناه بچه چی بوده؟ اون عالم به شما می گویند که به این مسائل نمی توانند جواب بدهند. از عالم دینی پرسیده شده و همین جواب رو داده اند.

حکمتش را خدا می داند ما بشر در اون حد نیستیم

CELLAR
۱۳۹۲/۰۴/۱۵, ۱۹:۳۱
فکر نمی کنم این روایت مغایرتی با آیات قرآن داشته باشهبله و شرمنده از بقیه که من این مطلب رو ادامه میدم.

گرامی، دقت کنید درین حدیث زینب سلام الله علیها ام المصائب ارواحنا فداه حرفی میزند که بوی مغایرت با حرف امام زمانش را میدهد. که مطمئنا اینطور نیست، بهرحال حالا میشه آدرس سایت آیت الله مجتهدی رو ذکر کنید که این حدیثو آورده؟ ممنون

asad
۱۳۹۲/۰۴/۱۵, ۱۹:۳۲
چرا چنین فردی از شیطان هم پست تر است. شیطان وسوسه میکند اما اون فرد کارش از وسوسه گذشته و به عمل تبدیل شده اونم همنوعش را
شیطان کسی است که باعث شد ۱۴حجت خدا از روی زمین شهید شوند!
و شیطان آن شخص سلفی را گول زد!
اگر شیطان نبود آن شخص هم منحرف نمیشد!
آیا باز هم میگید شیطان بهتر از آن شخص است؟ مثل این میماند که بگید اوباما که فرمان قتل این همه آدم را میدهد بهتر از سرباز جزئی است که یک نفر را در جنگ میکشد!
درسته که خود اوباما شخصا اسلحه دستش نگرفته اما عامل این جنایات او است و گناهش بزرگتر!


احکام خدا برای چیست؟ برای این است که اختیار در اونجا معنی ندارد با عملش مستحق گرفته شدن اختیارش شده است چه خدا این کارو بکند و چه خدا به وسیلۀ بنده هاش این کارو بکند؛
عجب حرفی میفرمایید! زمانی که انسان بخواهد آن فرد قاتل را بکشد آن فرد میتواند از خودش دفاع کند! فرار کند! و یا حتی توبه کند و پشیمان شود... و هر عمل دیگری که به اختیار خودش انجام دهد! اما زمانی که خدا بلافاصله او را سنگ کند آن شخص اختیار انجام هیچ کاری را ندارد!
زمانی که خدا گفته چنین شخصی را بکشید اگر قرار بود بین کشتن خودش و کشتن مردم فرقی وجود نداشته باشد خودش او را سنگ میکرد! اما دوتا از حکمت های آن این است که:
۱- اختیار از او سلب نشود ۲-آن شخص در آخرت جای هیچ گله ای نداشته باشد
و ممکن است به قول شما حکمت های دیگری هم داشته باشد!

نسیم رضوان
۱۳۹۲/۰۴/۱۵, ۱۹:۳۷
نه سیده سوءتفاهم شده؛ هیچ بشری قادر به جوابگویی به این مسائل نیست. ماها نمی توانیم از چیزی که حکمتش را نمی دانیم خبر کامل بدهیم. حجت خدا را می طلبد. شما از یه عالم بپرسین که گناه بچه چی بوده؟ اون عالم به شما می گویند که به این مسائل نمی توانند جواب بدهند. از عالم دینی پرسیده شده و همین جواب رو داده اند.

حکمتش را خدا می داند ما بشر در اون حد نیستیم

من هم در پستی عرض کرده بودم که عقل ناقص بشر به حکمت های خداوند قد نمیده!
چون در پستتون از من نقل قول کرده بودین فکر کردم منظورتون اینه. انگار سوء تفاهم شد. :Gig:

نسیم رضوان
۱۳۹۲/۰۴/۱۵, ۱۹:۳۸
بله و شرمنده از بقیه که من این مطلب رو ادامه میدم.

گرامی، دقت کنید درین حدیث زینب سلام الله علیها ام المصائب ارواحنا فداه حرفی میزند که بوی مغایرت با حرف امام زمانش را میدهد. که مطمئنا اینطور نیست، بهرحال حالا میشه آدرس سایت آیت الله مجتهدی رو ذکر کنید که این حدیثو آورده؟ ممنون

سایتی که من دیدم این بود:
http://www.ghatreh.com/news/nn10652053/

asad
۱۳۹۲/۰۴/۱۵, ۱۹:۴۸
بله درسته توفیقی پیدا نمیکنند عزیز
اگر درسته که پس چرا این همه بحث میکنید؟ همه ی بحث من هم بر سر همین است!
زمانی که خدا بلافاصله آن شخص قاتل را سنگ کند در آخرت آن شخص میگوید: چرا به من فرصت توبه ندادی ای خدا؟؟؟؟
آن دنیا خدا نمیتواند به آن شخص بگوید اگر سنگت هم نمیکردم توفیق توبه پیدا نمیکردی! (چون سندی از اوندارد که برایش نمایش دهد)
اما زمانی که به او در این دنیا فرصت دهد و آن شخص توبه نکند در اخرت خدا به او میگوید توفیق توبه پیدا نکردی (این هم سندش : بعد اعمالش را بعد از قتل جلویش نمایش میدهد تا دهان آن شخص به طور کامل بسته شود)

به نام الله
۱۳۹۲/۰۴/۱۵, ۱۹:۵۲
شیطان کسی است که باعث شد ۱۴حجت خدا از روی زمین شهید شوند!
و شیطان آن شخص سلفی را گول زد!
اگر شیطان نبود آن شخص هم منحرف نمیشد!
آیا باز هم میگید شیطان بهتر از آن شخص است؟ مثل این میماند که بگید اوباما که فرمان قتل این همه آدم را میدهد بهتر از سرباز جزئی است که یک نفر را در جنگ میکشد!
درسته که خود اوباما شخصا اسلحه دستش نگرفته اما عامل این جنایات او است و گناهش بزرگتر!

نه عزیز شیطان فقط وسوسه میکند، دستوری که نشود ازش خارج شد را نمی دهد، شیطان حتی فکرشو نمیتونست بکنه که در کربلا به اون صورت خاندان رسول الله را تکه تکه میکنند. این نفس بشر است که دست به چنین کارهای زشت و قبیحی می زند که حتی شیطان را متعجب میکند. خدا در قرآن به شیطان میگه زینت می دهد اما به نفس میگه به شدت به بدی امر میکند. پس دستور دهنده شیطان نیست بلکه نفس انسان است که به شدت به بدی امر می کند مثه اوباما، شیطان در اون حد نیست




عجب حرفی میفرمایید! زمانی که انسان بخواهد آن فرد قاتل را بکشد آن فرد میتواند از خودش دفاع کند! فرار کند! و یا حتی توبه کند و پشیمان شود... و هر عمل دیگری که به اختیار خودش انجام دهد! اما زمانی که خدا بلافاصله او را سنگ کند آن شخص اختیار انجام هیچ کاری را ندارد!

حکم خدا چیست؟ بکشید؛ خدا دربارۀ کافران چه می فرماید؟ هر کجا یافتید بکشید. عزیز مسألۀ اختیار سلب کردن در اونجا منتفی است. چون خدا خودش دستور قتل او را می دهد.این بدیهی است. شما عزیزان توبه را خیلی راحت می یارین میذارین بغل کافری که مومن را بخاطر ایمانش می کشد


زمانی که خدا گفته چنین شخصی را بکشید اگر قرار بود بین کشتن خودش و کشتن مردم فرقی وجود نداشته باشد خودش او را سنگ میکرد!
نه عزیز اگه خدا دستور قتل را صادر کرده بخاطر این است که دنیا بر اساس اسباب می چرخد بعد حکمت های بسیاری وجود دارد که بشر از آن مطلع نیست، خدا چه خودش بکشد و چه دشتور قتل بدهد هر دو به معنی سلب اختیار است. خودش بر اساس حکمتهایی این کار رو نمیکند. این فرد شاید زنده بماند و باعث نزول بعضی عذاب در مناطق باشد یا بدست این گروه افراد ظالم دیگری را از بین ببرد و... . شما ارزش مومن را کم گرفتین؛ ارزش یک فرد مومن در پیش خدا اصلا با هیچ چیزی قابل قیاس نیست

خدا به پیامبرش می فرماید که اگر کسی مومنی را مورد تمسخر قرار داد حتی اگر تو 70 مرتبه برایش طلب آمرزش کنی باز نمی بخشمش؛ چه برسه به قتل مومن، استغفار پیامبر در مورد فردی که مومن را مسخره کرده قابل قبول نیس چه برسه به ...
خودتان قضاوت کنید

به نام الله
۱۳۹۲/۰۴/۱۵, ۱۹:۵۴
سایتی که من دیدم این بود:
http://www.ghatreh.com/news/nn10652053/
روایتی که سیده آوردن درسته ،بنده هم شنیده ام معتبر است، از عالمان هم نقل میکنند اما منبعش یادم نیست

به نام الله
۱۳۹۲/۰۴/۱۵, ۱۹:۵۸
من هم در پستی عرض کرده بودم که عقل ناقص بشر به حکمت های خداوند قد نمیده!
چون در پستتون از من نقل قول کرده بودین فکر کردم منظورتون اینه. انگار سوء تفاهم شد. :Gig:

آخر همون نقل قول عنوان کردم که به شما نمیگم. البته بنده از شما عذر میخوام که باعث سوءتفاهم شدم باید در پست جداگانه مینوشتم و اشکال از بنده هست. ما ارادتمند سید و سیده ها هستیم. ماها بخاطر همین سید و سیده ها لیاقت پیدا کردیم تا شیعه و بندگان خدا باشیم.خوش به حالتون که سیده هستین.انشاالله که خطای مارو به بزرگواریتون میبخشین.

asad
۱۳۹۲/۰۴/۱۵, ۲۰:۰۶
حکم خدا چیست؟ بکشید؛ خدا دربارۀ کافران چه می فرماید؟ هر کجا یافتید بکشید. عزیز مسألۀ اختیار سلب کردن در اونجا منتفی است. چون خدا خودش دستور قتل او را می دهد.این بدیهی است
عزیز چرا به مطلب من جواب نمیدی و دوباره حرف خودت رو میزنی؟ من دارم میگم اگر مردم بخواهند او را بکشند هیچ اختیاری از او سلب نمیشود! چون مردم دستور دارند که کافر را بکشند !‌حال اگر این شخص قبل از اینکه توسط مردم کشته شود به خدا ایمان بیاورد آیا مردم باز دستور دارند او را بکشند؟ مسلما خیر!
آیا صرف یک دستور سلب اختیار میکند؟ چه سلب اختیاری؟ مثلا صرف اینکه خدا دستور داده است کافران را بکشید آیا دست و پای آن کافر بسته میشود و نمیتواند هیچ عملی را انجام دهد؟؟؟؟ آیا نمیتواند از خود دفاع کند و فرار کند؟ این ها اگر اختیار نیست پس چیست؟
و برعکس اگر خدا بخواهد او را بکشد در آن واحد او کشته میشود و فرصت انجام هیچ کاری را ندارد و این میشود سلب اختیار


شما ارزش مومن را کم گرفتین؛ ارزش یک فرد مومن در پیش خدا اصلا با هیچ چیزی قابل قیاس نیست

خدا به پیامبرش می فرماید که اگر کسی مومنی را مورد تمسخر قرار داد حتی اگر تو 70 مرتبه برایش طلب آمرزش کنی باز نمی بخشمش؛ چه برسه به قتل مومن، ایتغفار پیامبر در مورد فردی که مومن را مسخره کرده قابل قبول نیس چه برسه به ...
خودتان قضاوت کنید
شما هم خلط مبحث میکنید! ارزش مومن و شدت گناه اون قاتل یک بحث است و حق توبه کردن برای تمام موجودات یک بحث دیگر! و همچنین توفیق توبه پیدا نکردن هم یک بحث دیگر!
شما بیشتر از اینکه در رابطه با موضوع مورد بحث ما (حق توبه کردن ) بحث کنید در مورد این بحث میکنید که این شخص خیلی کار بدی انجام داده!
خب بابا من هم ادمم و میدونم این شخص بدترین کار ممکن رو انجام داده و مستحق بدترین عذابها است! اما این را نمیپذیرم که علت سکوت خدا در برابر همچین شخصی بی عدالتی آن است و از همین رو برای اینکه به پسر زمینی نشان دهم این بی عدالتی نیست دلیلی برایش ارائه کردم (حق توبه)
و اینکه شما مدام میگویید دلیلش را فقط خدا میداند برای کسی که دنبال جواب است قابل قبول نیست!
یا لااقل در همان اوایل تاپیک اگر شخصی به او میگفت ما دلیلی نداریم و دلیلش را فقط خدا میداند عمرا اگر پسر زمینی قبول میکرد! اما الان ممکنه چون شما طرفدارشی حرفهاتو قبول کنه!

بنابراین ما دلیل داریم اما ممکن است دلیل دیگری هم داشته باشد!
پس لطفا بفهمید که علت اینکه توبه را در کنار عمل زشت این فرد قرار میدهم دلیلش این نیست که طرفدار این عمل هستم! دلیلش این است که نمیخواهم بی خود و بی جهت خدایم رابه بی عدالتی متهم کنند! همین!

شاپرک
۱۳۹۲/۰۴/۱۵, ۲۰:۱۰
ممنون از راهنماییت خیلی استفاده کردم ارزو میکنم همیشه شاد و سلامت باشی .اما من به اخر خط رسیدم اینجا دیگه برام معنایی نداره

سلام.من الآن شاید حدود یک ماهه که آزاد شدم. ازمین افکارو میگم خیلی بد بود حدود یک سال به همه چیز شک کرده بودم.شاید شب هایی بود که تا سحر گریه میکردم ولی درکی حاصل نمیشد,باره وباره روبروی گنبد طلا ایستادم از محضر آقا امام رضا درخواست کمک کردم.آقا امام رضا بایه عالمه مهربونب دعوتم کردن 3شبانه روز مهمونشون باشم,ازبین 86هزار نفر من منو با4هزار نفر دیگه انتخاب کردن.اونجا بود که معنی عشقو فهمیدم.توراه که داشتم میرفتم به خدا گفتم یه نشونه,دررب ورودی مسجد گوهرشاد کسی رودیدم که امام زمان رو به من شناسوند,سرتونو درد نیارم از یه کارشناس اونجا که بودم پرسیدم چرا اینطوری شده خواستم کمکم کنه,بهم گفت خوشابحالت که شیطون دیده نمیتونه با چیزای دیگه اذیتت کنه,داره اساسی کار میکنه.

به نام الله
۱۳۹۲/۰۴/۱۵, ۲۰:۳۰
شما هم خلط مبحث میکنید! ارزش مومن و شدت گناه اون قاتل یک بحث است و حق توبه کردن برای تمام موجودات یک بحث دیگر

ببینین عزیز اون آیه و حدیث مولا امام جعفر صادق(ع) و این متن زیر جواب توبه پذیر بودن یا نبودن را می رساند و باز می گوییم که اینها همش بحث است و کار اصلی را خدا انجام می دهد و خدا خودش خبر دارد. عالمان دینی هم گفته اند که بعضی چیزارو نمی شود جواب داد چون بشر از جوابگویی به بعضی مسائل عاجز است

خدا به پیامبرش می فرماید که اگر کسی مومنی را مورد تمسخر قرار داد حتی اگر تو 70 مرتبه برایش طلب آمرزش کنی باز نمی بخشمش

حالا بحثتان چی هست ادامه بدین اما حق توبه کردن موضوع بحثتان نیست که موضوع بحثتان اینه که خدا چرا اون فرد را نمی کشد؟ خدا چیکار می کند؟ گناه بچه چیست؟

شماها خودتون به حق توبه و ... کشونده اید که با توجه به روایت و آیه و موضوع تمسخر؛ می شود به این نکته رسید که قبول توبۀ چنین فردی تقریبا غیر ممکن است.حق توبه برا هر قاتلی وجود نداره باید شرایط باشد، که وقتی پای شرایط وسط میاد عنوان توفیق توبه خودبخود وسط میاد و... پس اینا به هم مربوط هستند.

وقتی معصومی می فرماید توبه ندارد یعنی بعضی اعمال توبه ندارند و حق توبه کردن گرفته شده. و این کاملا واضح است.

pesar.zamini
۱۳۹۲/۰۴/۱۵, ۲۰:۴۵
اگر درسته که پس چرا این همه بحث میکنید؟ همه ی بحث من هم بر سر همین است!
زمانی که خدا بلافاصله آن شخص قاتل را سنگ کند در آخرت آن شخص میگوید: چرا به من فرصت توبه ندادی ای خدا؟؟؟؟
آن دنیا خدا نمیتواند به آن شخص بگوید اگر سنگت هم نمیکردم توفیق توبه پیدا نمیکردی! (چون سندی از اوندارد که برایش نمایش دهد)
اما زمانی که به او در این دنیا فرصت دهد و آن شخص توبه نکند در اخرت خدا به او میگوید توفیق توبه پیدا نکردی (این هم سندش : بعد اعمالش را بعد از قتل جلویش نمایش میدهد تا دهان آن شخص به طور کامل بسته شود)
همین کارهای خداست که دنیا را به جهنمی همه کاره تبدیل کرده است.افریده شر و جانی و کثیف خود را نمی کشد و او را به بدترین شکل شکنجه نمی کند تا تنها به یارو اثبات کند که تو توفیق توبه نداشتی.به یک هیولا بیشتر فرصت میدهد تا بیشتر خون بریزد نه توبه کند.
این دو چیز برای نا عادل بودن خدا کافیست
1-به اجبار زندگی میدهد و حق انتخاب را برای انان که نمی خواهند در دنیای کثیفی مثل این دنیا زندگی کنند می گیرد.اگر راستش را می گفت خود کشی را حرام نمی کرد و اجازه میداد هر کسی که بخواهد بتواند خودکشی کنند
2-با وجود این که میدانست بیشتر افریده هایش اهل جهنم و دوزخ هستند باز دست به خلقت این چنینی زد .حالا خدایا من از تو می پرسم ایا خلقت این چنینی که شرش از خیرش بیشتر است نا عدالتی نیست؟
خدایا من نمی دانم تو با خلقت ما به چه چیزی رسیدی!!!
خدایا تو کیستی
تو کیستی که بیشتر افریده هایت شر و فاسدند
تو کیستی که بیشتر افریده هایت از تو دین تو در فرارند
اگر تو افریده هایت را از مادرشان بیشتر دوست داری پس چرا بیشتر افریده هایت تو و راه تو را دوست ندارند
خدایا چه جوری ظلم را می بینی اما سکوت می کنی
خدایا چگونه دلت نمی شکند وقتی می بینی کودکی را جلوی چشم مادرش سر می برند
چگونه صدای جیغ کودکان معصوم و بی گناه را می شنوی ولی به یارییشان نمی روی
خدایا تو واقعا عادلی؟
من دیگه حرفی برای گفتن ندارم چون گوش اگر گوش تو ناله اگر ناله من انچه البته به جایی نرسد فریاد است
و ببین یاران و پیروان دینت هیچ جوابی را برای کارهایت ندارند
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
خوب دوستان به نظر من ادامه بحث بی فایده است چون سخنان شما هیچ ربطی به سر بریده ان کودک سوری ندارد .و من بیشتر از این که قانع شوم کفرم بیشتر شد

اللیل والنهار
۱۳۹۲/۰۴/۱۵, ۲۱:۴۵
با سلام. همه انسانها برای به این دنیا آمدنشان اختیار داشتند قبل از به دنیا آمدنشان از همه آنها پرسیده شده و شرایط این دنیا به آنها گفته شده و به خواسته خود به این دنیا آمده اند. حال اگر بگویید چرا خلق کرد که اختیار دهد آن را خود میداند. هر چند بار ها و بارها گفته این دنیا را برای امسال این انسان های حیوان صفت نیافریده. شر را قرار داد تا خیر معنی پیدا کند. حال این گوی این میدان راهنما می خواهی پیامبران, قرآن, امامان. به همه اختیار داد تا محک بزند پاداش دهد.آیا این فرد اختیار داشته که این کودک را بکشد یا نه؟اگر اختیار نداشته پس چگونه کشته؟ داشته و این گونه انتخاب کرده حال به هر دلیل حال اگر کافر است؟ که هیچ کاری به کار حکم خدا ندارد.اگر نه پس حکم خدا چه ما بخواهیم و چه نخواهیم در موردش اجرا میشود. قصاص باز به گردنش هست اگر این دنیا هم قصاص نشود و به مرگ طبیعی بمیرد باز او میداند و خدایش و آن کودک و خانواده اش. در همه حال خدا با آفریده خود بوده و هست چه او بخواهد چه نخواهد. لطفا شما که شروع کننده این صحبتها هستید یک راهکار ارائه دهید.باید چه کرد؟:soal::soal:
هدف از این همه سوال برای چه بود؟
یقین به یک چیز به این سادگی بدست نمی آید. باید تلاش کرد. این حرف نه برای شما بلکه برای خودم نیز هست.خدایا خود به وسیله ای روشنامان کن یا حق

رئوف
۱۳۹۲/۰۴/۱۵, ۲۱:۵۵
با سلام خدمت دوستان گرامی

دو مطلب:

- برخی از دوستان مطالبی را مطرح می کنند که خارج از موضوع اصلی ماست، لطفا در بیان نظرات خود به چارچوب کلی بحث دقت کنید.

- با توجه به بحث های مفصل صورت گرفته، به نظر می رسد که طرفین نظرات خود را بیان کرده اند. دوستان اگر حرف جدیدی دارند، بیان کنند و لطفا از تکرار مکررات بپرهیزند.

موفق باشید

TAHOOR
۱۳۹۲/۰۴/۱۵, ۲۳:۵۸
به نام خدا


سلام علیکم


http://askdin.com/gallery/images/80/1_er2.png

pesar.zamini
۱۳۹۲/۰۴/۱۶, ۰۱:۴۵
بهتره تاپیک بسته شه چون شما و خود خدا هم هیچ جوابی برای کارهای صورت گرفته ندارید.اما چنین بحثی برای من بد نشد چون به خیلی چیزها رسیدم تونستم نگاه پیروان و حامیان دین خدا را نسبت به دنیا بدونم و بیشتر اینکه دانستم برای خدا و یارانش سر بریده کسی مهم نیست شکنجه کودکان و صدای اه و ناله انان مهم نیست.احساسات و خواسته های کسی برای خدا مهم نیست.ای کاش می شد فقط چند لحضه احساس مادری را که پسرش را ذبح کردند تجربه کنی ای کاش می شد وحشت کودکی را که می خواستند سرش را ببرند تجربه کنی ای کاش می شد شکستن و خرد شدن را تجربه کنی ای کاش می شد درد و رنج را تجربه کنی ای کاش می شد احساس نیاز را تجربه کنی ای کاش می شد مثل همون دختر بچه سه ساله که به زنجیر بستند و جلوی چشماش پدر و مادرش را کشتند و داشتند از او عکس و فیلم می گرفتند تو هم چنین دردی را تجربه کنی ولی افسوس که جای تو بی خطر و گرم و نرم است افسوس که تو نه دردت می اید و نه رنج می کشی افسوس که تو از همه چیز بی نیازی چون تو خدایی.اره همه دادگاه ها و شکنجه ها و رنج ها برای ماست.تو فقط دستور می دهی و از قدرت بی انتهایت لذت می بری.حرف هایم چقدر عجیب است.من کی ام که دارم با تو چنین حرف میزنم .من همانم که مرا در کتابت گمراه و احمق خواندی من همانم که مرا از کثیف ترین چیز افریدی من همان نیازمند همیشگی ام من همانم که خودت افریدی من یک انسانم همان که درد را می فهمد و تجربه میکند من همانم که خدایم غنی و ثروتمند است من همانم که با وجود اینکه خدایم بی نیاز و ثروتمند است اما همیشه در رنج و عذابم.از من دلگیر نشو چون اولین بار مادرم از تو با من حرف زد او چیزهایی گفت و گفت هر چیزی را از خدا بخواه و تنها به او تکیه کن.در سختی ها او را فریاد بزن او به تو جواب خواهد داد .اما انگار مادرم تو را نمی گفت.
حرف اخر
شاید امام زمان هم در این سایت عضو باشد و شاید همین تاپیک مرا هم بخواند.
یا مهدی اگر خودت هستی و داری پست من رو میخونی به درد دل یه پسر 26 ساله گوش کن
نمی دانم ایا طاقت تو هم تموم شده یا نه اما من که از بس قتل و جنایت شنیدم و دیدم بریدم.بریدم از این زمان اخر الزمانی .از بس نبودی خسته شدم از این همه پست ارسالی تو انجمن ها تو باید به سوالاتم جواب دهی نه جامعه.اگر کسی سراغ در خانه حضرت علی می رفت دست خالی بر نمی گشت چه اتفاقی افتاده که ما همیشه از در خانه تو دست خالی بر میگردیم.از همه پرسیدم خانه ات کجاست همه گفتند تو بگو او می شنود ولی به خدایت قسم من می گم ولی انگار کسی نمی شنود.من الان جوانم و پر نیرو الان نیازت دارم .می گویند تو از حال ما با خبری ولی انگار حال خرابم را نمی بینی.ببین من به کجا رسیدم.می گویند هر دوشنبه اعمال ما را می بینی از خودت نمی پرسی این پسر چرا چنین اعمالی مرتکب میشود.مردم گذشتگان از امام هایشان خیلی سود بردند.پس ما چی ما چه چیز از گذشتگان کم داریم
که باید این چنین از تو دور باشیم.من درد دل زیاد دارم اما همه انها را با ادرس ایمیلم در یک نامه نوشتم و به حرم حضرت معصومه انداختم امیدوارم نامه ام رو بخونی.ممنون

FTMH_Mohammadi
۱۳۹۲/۰۴/۱۶, ۰۲:۱۸
سلام ...
این سوال سوالی است به وسعت تمام لحظات زندگی منن ... سوالی هست به وسعت تمام اشک ها و حسرت هایم ...
خدایا ... با شما هستم .... وقتی در کنار کوه عظمت یا دریای جلال تو قرار میگیرم خودم را به یکباره فراموش میکنم .......
وقتی ستارگانت را میبینم خودم را از یاد میبرم ... من کیستم !!! خودم را هیچ کس میدانم ...

سوالم را مستند میکنم ...
خدایا ...
1- من اعتراضی به این مساله ندارم که چرا دیگری را مهربانتر و زیباتر از من خلق کردی ...
2- من اعتراضی به این مساله ندارم که چرا دیگری را باهوش تر و عاقل تر از من خلق کردی ...
3- من اعتراضی به این مساله ندارم که چرا من رو زن و دیگری رو مرد خلق کردی ... و مردان را برتر از من قرار دادی ...
4- من اعتراضی به این مساله ندارم که چرا دیگران را خوش اخلاق تر و جذاب تر از من خلق کردی ....
5- من اعتراضی به این مساله ندارم که چرا کسی را در اوج ثروت خلق کردی ...

خدایا گله ام به تو این است :
1- چرا مهربانی و زیبایی در ذات است و با سعی و کوشش بدست نمیاید ...
2-چرا باهوش بودن و عاقل بودن به ذات هست و با سعی و کوشش بدست نمیاید ...
3-چرا زن و مرد بودن به ذات است و با سعی و کوشش بدست نمیاید ...
4-چرا خوش اخلاق و جذاب بودن به ذات است و با سعی و کوشش بدست نمیاید ...
5-چرا ثروتمند بودن و مرفه بودن به ذات است و با سعی و کوشش بدست نمیاید ...

خدایا هیچ نعمتی بدست من ساخته نمیشود ...
با خود میگفتم سعی میکنم ... تلاش میکنم ... و از تو درخواست میکنم که همین نعمت ها را در دنیایی دیگر به من بدهی ...
که بعدا فهمیدم ... نمیشود ... ماه نمیتواند درخواست خورشید بودن کند .... زن نمیتواند درخواست مرد بودن بکند ....

خدایا ... نعمت های بهشتی ات بدرد من نمیخورد ... نعمت به ذات است ... نه به زواید .... من آرامش بهشتت را نمیخواهم ... من جنگلی که از زیر آن آب روان رد شود را نمیخواهم .... من میخواهم آن کسی که میخواهم باشم ... میخواهم بتوانم در ذات خود اثر گذار باشم ... نمیخواهم آنچنان که شیطان به خاطر ذاتش مجبور شد به انسان سجده کند ... به انسان دیگری سجده کنم ... من میخواهم توانایی رشد کردن را داشته باشم ... اگر شیطان هم هستم میخواهم بتوانم آنقدر سعی و تلاش بکنم تا به مقام انسان برسم ... میخواهم بتوانم خودم را تغییر بدهم ....

خدایا نعمت های بهشتی ات نعمت نیستند ... نعمت آن چیزی است که در ذات به موجودات عطا میکنی ... که هیچ ربطی هم به سعی و تلاش و خواسته شخص ندارد ...


از این قسمت به بعد ویرایش شده است :
دوستان در پست های بعدی تونستن به من بقبولونن که فکرم اشتباه بوده ... انسان با قدرت اختیارش میتواند به بالاترین درجات بهشتی دسترسی پیدا کند .

بن موسی
۱۳۹۲/۰۴/۱۶, ۰۲:۳۹
به نام خدا
سلام
متاسفانه دوستان عدل و ظلم و خیر و شر را تعریف نکرده اند و وجود ظلم و شر را بدیهی گرفته اند.شما اول بفرمایید عدل به چه معناست.بعد سر این می توانیم بحث کنیم که در جهان فعلی عدل هست یا نه!
تا وقتی تعریفی ارائه نداده باشید،طبیعی است که مدام بگویید فقط ظلم داریم.
و من الله توفیق

بن موسی
۱۳۹۲/۰۴/۱۶, ۰۲:۵۰
به نام خدا
سلام

1- چرا مهربانی و زیبایی در ذات است و با سعی و کوشش بدست نمیاید ...
صحیح نیست.شما یعنی از این چیزی که هستید مهربان تر نمی توانید بشوید؟
زیبایی ظاهری و باطنی را هم می شود تقویت و اضافه کرد.پس این ها ذاتی نیستند.بلکه اکتسابی هستند.



2-چرا باهوش بودن و عاقل بودن به ذات هست و با سعی و کوشش بدست نمیاید ...
عقل و هوش هم قابل تغییر است.آیا عقل و هوش شما با زمان نوزادی شما یکی است؟!



3-چرا زن و مرد بودن به ذات است و با سعی و کوشش بدست نمیاید ...
این مورد با توجه به یک تعریف صحیح از عدالت روشن خواهد شد.




4-چرا خوش اخلاق و جذاب بودن به ذات است و با سعی و کوشش بدست نمیاید ...
صحیح نیست.یک بداخلاق می تواند خود را خوش اخلاق کند.پس ذاتی نیست.جذاب بودن هم همینطور است.



5-چرا ثروتمند بودن و مرفه بودن به ذات است و با سعی و کوشش بدست نمیاید ...
این هم شکی نیست که اکتسابی است.این همه انسان که وضعیت مالی متوسط یا ضعیفی داشته اند و سپس ثروتمند شده اند.

تمامی این ها بستگی دارد ما از عدالت چه تعریفی کنیم.اگر آن تعریف حقیقی و صحیح از عدالت شود،هیچ کدام از تفاوت ها منافاتی با عدالت ندارند.



خدایا هیچ نعمتی بدست من ساخته نمیشود ...
همه نعمت ها توسط خداوند خلق شده اند.اما بهره بردن از هر نعمتی توسط شما صورت می گیرد.




با خود میگفتم سعی میکنم ... تلاش میکنم ... و از تو درخواست میکنم که همین نعمت ها را در دنیایی دیگر به من بدهی ...
که بعدا فهمیدم ... نمیشود ... ماه نمیتواند درخواست خورشید بودن کند .... زن نمیتواند درخواست مرد بودن بکند ....
خداوند برای زندگی ما هدفی تعیین کرده است.آیا شما با زن بودن نمی توانید به این هدف برسید؟




خدایا ... نعمت های بهشتی ات بدرد من نمیخورد ... نعمت به ذات است ... نه به زواید .... من آرامش بهشتت را نمیخواهم ... من جنگلی که از زیر آن آب روان رد شود را نمیخواهم .... من میخواهم آن کسی که میخواهم باشم ... میخواهم بتوانم در ذات خود اثر گذار باشم ... نمیخواهم آنچنان که شیطان به خاطر ذاتش مجبور شد به انسان سجده کند ... به انسان دیگری سجده کنم ... من میخواهم توانایی رشد کردن را داشته باشم ... اگر شیطان هم هستم میخواهم بتوانم آنقدر سعی و تلاش بکنم تا به مقام انسان برسم ... میخواهم بتوانم خودم را تغییر بدهم ....
چرا نعمت فقط به ذات است؟!
یعنی هر چه خارج از ذات شماست،نعمت نیست؟
برای مثال غذایی که می خوری،آبی که می نوشی،نعمت نیست؟
اسم این احیاناً کفران نعمت نیست؟



خدایا نعمت های بهشتی ات نعمت نیستند ... نعمت آن چیزی است که در ذات به موجودات عطا میکنی ... که هیچ ربطی هم به سعی و تلاش و خواسته شخص ندارد ...
بهتر است سعی نکنیم برای خدا تعیین تکلیف کنیم.این یک نوع کفران نعمت است.هر چیزی که در اطراف ماست نعمت خداست.

شما با این دستگاه فکری،از صراط مستقیم دور می شوید.وقتی انسان خدا را قبول ندارد چرا نماز بخواند و روزه بگیرد؟!
سعی کنید بجای بحث های احساسی،بحث عقلی کنید.قطعاً اگر از احساسات دست بکشید،مشکل شما حل می شود.

و من الله توفیق

FTMH_Mohammadi
۱۳۹۲/۰۴/۱۶, ۰۳:۰۴
سلام ...
فرض کنیم ... شما صبح تا شب سعی و تلاش کردین ... کوشش کردین ... خداتون رو پرستش کردین ... صدقه دادین ... و ...
بعدشم رفتین بهشت ... خدا بهتون آرامش داد و یه محل خوب برای زندگی داد ... (آنچنانکه وعده اون رو داده) ... بعدش آدمهایی رو میبینین که پرواز میکنن . عالم هستند . نهایت زیبایی و عقل و فرهیختگی رو دارند . نور از وجود اونها ساتع میشه .همیشه لبخند برچهره دارند و همگان دوست دارند از بودن در کنار انها لذت ببرند .... شما از خدا میپرسین اینها مگه چی کار کردن ... و خداوند در جواب میگه اینا همون کارای تو رو کردند شاید هم کمتر از تو زحمت کشیدند ... ولی اینا ذاتشون با تو فرق داشت ... من اینا رو بهتر از تو خلق کردم !!! بعدش میگه تو هم میتونی بپری ... هزاران سال سعی و تلاش میکنی بعدش میبینی تونستی 5 سانتی متر پرواز کنی .... از دیدن این چیزا شماشاکی نمیشی !!!

حق دوست
۱۳۹۲/۰۴/۱۶, ۰۳:۱۳
سلام ...
فرض کنیم ... شما صبح تا شب سعی و تلاش کردین ... کوشش کردین ... خداتون رو پرستش کردین ... صدقه دادین ... و ...
بعدشم رفتین بهشت ... خدا بهتون آرامش داد ... یه محل خوب برای زندگی داد ... بعدش آدمهایی رو میبینین که پرواز میکنن ... عالم هستند ... نهایت زیبایی و عقل و فرهیختگی رو دارند ... شما از خدا میپرسین اینها مگه چی کار کردن ... و خدا در جواب میگه اینا همون کارای تو رو کردن ولی اینا ذاتشون با تو فرق داشت ... من اینا رو بهتر از تو خلق کردم !!! تو شاکی نمیشی !!!

بنده پست های قبلی را مطالعه نکردم اما

1- انسان همیشه اونقدر به خدا بدهکار هست و خدا از روی رحمت باهاش برخورد میکنه که نتونه از خدا طلبی داشته باشه.
2- تا اونجایی که اطلاع دارم صفت حسد و افسوس در بهشت در انسان ها وجود ندارد و همه از اونچه دارند راضی هستن.

FTMH_Mohammadi
۱۳۹۲/۰۴/۱۶, ۰۳:۲۰
بنده پست های قبلی را مطالعه نکردم اما

1- انسان همیشه اونقدر به خدا بدهکار هست و خدا از روی رحمت باهاش برخورد میکنه که نتونه از خدا طلبی داشته باشه.
2- تا اونجایی که اطلاع دارم صفت حسد و افسوس در بهشت در انسان ها وجود ندارد و همه از اونچه دارند راضی هستن.

سلام ...
جواب قسمت اول : خوب این که بازم میشه مثله همین دنیا ... مگه من از خدا طلبکار بودم که بهم دست و پا داده ... هر چی هم که بهم داده از سرم زیادی بوده ... ولی من نمیخوام دنیایی رو ببینم که به یکی پرادو میده و به یکی ویلچر ... تازه اون ویلچریه خیلی هم بیشتر برای راه رفتن زحمت میکشه ...

جواب قسمت دوم : اسمش رو من حسد نمیزارم ... کمال طلبی میزارم ... مگه میشه انسان کمال طلب نباشه ....

سلمان14
۱۳۹۲/۰۴/۱۶, ۰۸:۵۸
بسم الله الرحمن الرحیم
با سلام و خداقوت

یکی از چیزهای دیدنی در این دنیا ویلچریهایی است که خدا را بنده اند.

دیدنی تر زمانیست که متوجه میشوی اونا قانع تر و شکرگذارتر از مردمی هستند که چیزهای بیشتری دارند.

به نظر حقیر این یکی از زیباترین صحنه های دنیا است.

asad
۱۳۹۲/۰۴/۱۶, ۰۹:۳۸
ببینین عزیز اون آیه و حدیث مولا امام جعفر صادق(ع) و این متن زیر جواب توبه پذیر بودن یا نبودن را می رساند و باز می گوییم که اینها همش بحث است و کار اصلی را خدا انجام می دهد و خدا خودش خبر دارد. عالمان دینی هم گفته اند که بعضی چیزارو نمی شود جواب داد چون بشر از جوابگویی به بعضی مسائل عاجز است
عزیز اگر شما روایت و آیه آوردی من هم دقیقا همین کار رو کردم! بلکه مستند تر!
چرا که در آیه شما هیچ حرفی از توبه زده نشده فقط گفته سزای چنین قاتل کافری جهنم ابدی است! (اما نگفته چنین شخصی حق توبه ندارد) بلکه در آیه ای دگر گفته است همه ی گناهان را در صورت توبه میبخشم!
از این واضح تر وجود ندارد! و
و همچنین همه میدانیم کاری که یزید با امام حسین کرد از این بدتر بود اما امام سجاد گفت اگر نماز غفیله بخواند توبه اش قبول است اما توفیق نماز به او نمیرسد!
بنابراین برادر من اگر خدا از روی رحمتش راه رو برای بعضی ها باز میگذاره از روی حکمتش توفیق اون رو ازشون میگیره! مثلا در روایات هست که هربار یزید میومد نماز غفیله بخونه دلدرد شدیدی میشد و نمیشد بخونه! بنابراین راه بازگشت برای اون فردی که مورد بحث ما هست باز بوده و اگر خدا در جا او را سنگ میکرد اولا:
نباید در او خلاصه میشد و باید خیلی ها را در این دنیا سنگ میکرد و نظم جهان به کلی به هم میریخت
دوما آن شخص در آخرت معترض میشد و مدعی میشد که میتوانسته توبه کند اما خدا فرصت به او نداده
ثالثا ده ها دلیل و حکمت دیگر که من فقط به این اشاره کردم!
رابعا بر فرض که به قول شما اصلا و ابدا حق توبه برای چنین افرادی وجود نداشته باشد! یک سوال از شما میپرسم ! پسر زمینی به سوال من جواب نداد! یعنی اگر جواب میداد همه ی تفکراتش پنبه میشد به همین دلیل جواب نداد! از شما میپرسم امیدوارم صادقانه جواب من را بدهید!
انسان اول شخص مومنی را میکشد و بعد به این گناهش افتخار میکند و همچنان کافر و متکبر به زندگی خود ادامه میدهد
انسان دوم شخص مومنی را میکشد و بعد (گرچه حق توبه ندارد) اما با این حال توبه میکند و به شدت پشیمان میشود و خودش مومن و مسلمان میشود و از این به بعد به دستورات خدا عمل میکند

روز قیامت میشود! این دو شخص را نزد خداوند میاورند تا محاکمه کنند:
سوال من اینجاست:
آیا خداوند این دو نفر را به یک شکل و در یک جا و مثل هم محاکمه میکند یا خیر؟
اگر بلی ! چرا؟ مگر خدا عادل نیست؟ مگر بین این دونفر فرق نیست؟
و اگر خیر! باز چرا؟ مگر نمیگویید توبه تاثیری ندارد و حق توبه ندارد؟ پس چرا مجازات این دو شخص را یکسان نمیدانید؟

پس حتی اگر فرض کنیم فردی که حق توبه ندارد اگر توبه کند در مجازاتش خداوند تخفیف میدهد باز استدلال من به قوت خود باقی میماند و آن استدلال این است:

اگر خداوند در لحظه ی سر بریدن بلا فاصله آن شخص را سنگ میکرد آن شخص در آخرت به خداوند معترض میشد و میگفت چرا به من فرصت توبه ندادی تا در مجازاتم تخفیف بگیرم؟؟؟؟
بنابراین خداوند صبر کرد تا او را همچنان بیازماید!


و این همان سوالی است که پسر زمینی از آن فرار کرد! امیدوارم شما و فاطمه محمدی از آن فرار نکنند!
والسلام

asad
۱۳۹۲/۰۴/۱۶, ۱۰:۳۲
خدایا چگونه دلت نمی شکند وقتی می بینی کودکی را جلوی چشم مادرش سر می برند
برای اینکه بهت اثبات کنم که جز تکرار حرفهایت چیزی برای گفتن نداری و برای اینکه بهت اثبات کنم که خودت قبلا با دستهای خودت جواب این سوالت را نوشتی پست خودت را در جوابت میاورم

تو دنیا فقط خدا نیست که احساس داره ما کلنگ نیستیم ما هم احساس داریم صبر خدا زیاده صبر ما زیاد نیست
پسر زمینی شما وقتی برای حرف خودت هم ارزش قائل نیستی بیشتر از این هم ازت انتظار نیست مشخص است که برای حرفهای این همه آدم :





- خداوند مهربان است ولی معنا مهربانی این نیست که در هر حادثه ای به سرعت ظالمان را نابود کند. مگر افراد معصوم و والا مقامی وجود نداشتند که با فجیع ترین شرایط شهید شدند (امام حسین (ع)) در آن مورد اولویتی بیشتری برای دخالت مستقیم خداوند وجود داشت، اما مصالحی وجود دارد که به خاطر حفظ آنها خداوند کاری انجام نمی دهد. یکی از آن مصالح حفظ محیط دنیا به عنوان محیطی برای تکامل بشر بر اساس اختیار آنهاست
قرار نیست تمام عدالت در این دنیا باشه.

حکمت خداست. چقدر به خاطر این کودک افراد سلفی و وهابی از عقیده خود دست برداشته اند خود خدا می داند.

این خونها طاغوت ها را به زمین خواهد زد.
اگر کودکی را در سوریه ذبح نمودند .. بدون شک و بدون شک عوارضی خواهد داشت هم برای کنندگان مجرم و هم برای همه شیعیان اما زمان میخواهد تا ما بتوانیم این عوارض را درک نماییم و ببینیم باید صبر کرد همانگونه که شما نیز صبر نمودید تا این صفحه بالا آمد و توانستید آنرا ببینید فقط این صبر شاید برای عده ای کم آید و برای تعدادی نیز زیاد و یا از حوصله ما خارج گردد اما قطعا عوارض آنرا همه خواهیم دید .. هم آنان که کردند و هم آنان که دیدند و هم آنان که تا قیام و قیامت خواهند دید و

خداوند هم در اداره و تدبیر این عالم دارای یکسری اصول و قوانین (قوانین تکوینی) و به قول قرآن سنتهایی است: سُنَّةَ مَن قَدْ أَرْسَلْنَا قَبْلَكَ مِن رُّسُلِنَا وَلاَ تَجِدُ لِسُنَّتِنَا تَحْوِيلًاسنتى كه همواره در ميان [امتهاى] فرستادگانى كه پيش از تو گسيل داشته‏ايم [جارى] بوده است و براى سنت [و قانون] ما تغييرى نخواهى يافت (۷۷) . لذا برای خداوند ایجاد و اجرای این قوانین از همه چیز مهم تر است. هر چند ممکن است این قوانین به مذاق ما خوش نیاید و یا آنها را مخالف عدل و مساوی ظلم بدانیم.

این حرف یعنی نا امیدی
که دقیقا هدف این از خدا بی خبراست
واسه اینا که کاری نداره یه بمب بندازن وسط شیعه ها همه رو بکشن اما با این کارا و پخش تصاویر و گزارش هاشون میخوان مردم رو از حق بترسونن و بذر نا امیدی رو تو دل شیعه ها بکارن

سلام
خداوند به مظلومان عزت ابدی و جاودانگی می دهد و در این راه فدا شدن سر و گرودنی و بدنی که بالاخره باید از بین برود اشکال ندارد
والله البموفق

فقط یه سوال از شما می پرسم ، اگه همین فرد فردای قیامت بیاد و معترض بشه که چرا خدا به من فرصت نداد تا خودم رو نشون بدم ، شما جوابی دارید بهش بدین ؟

درد یک شیعه فقط سر بریده این کودک است که با از بین رفتن این افراد مرحمی بر دلمان باشد. بله درست است که این کودک معصوم هست معصوم تر از علی اصغر آقا امام حسین هم هست؟ پس اینگونه باشد باید همان زمان دنیا به پایان میرسید. حکمت و مصلحت الهی چیزی نیست که هر فردی آن را درک کند باید از حیوانیت جدا شد تا به آن رسید. خدا این دنیا را برای این افراد حیوان صفت نیافرید که به خاطر آنها تامش کند هدف از آفرینش انسان رسیدن آن به کمال است.

- این جهان محل آزمایش انسان هاست، آزمایش انسان، متوقف بر داشتن قدرت انتخاب است.
جنایتکارانی این چنین نیز طبق تعریفی که بنده ارائه کردم، زمینه رسیدن به کمال را دارا بوده اند(زیرا اگر راه صحیح را انتخاب می کردند، به افرادی صالح بدل می شدند) فلذا شایستگی داشتن اختیار را داشته اند. اما از آنجایی که ماهیت اختیار چنین است که فرد هم توانایی انتخاب راه درست را دارد و هم توانایی انجام رفتارهای پلید را دارد، نتیجه ی فرد، تابع خواست خود او، خواهد بود.
با توجه به این توضیحات، داشتن اختیار لازمه این جهان است که برای رسیدن به کمال انسان ها ایجاد شده است. فلذا اعطاء اختیار ظلم نیست. ظلم را باید در مقام داوری بین انسان ها جستجو کرد که در آن مقام نیز خداوند کاملا عادلانه با انسان ها رفتار خواهد کرد.
اگر عقل ناقص ما انسانها به حکمت کارهای خالقمون قد نمیده
اگر بسیاری از قوانین این دنیا با حساب و کتابای ما مخلوقات ناچیز جور درنمیاد
اشکال از خالق این دنیاست یا از ما؟

اگر مراحل کمال انسانی را برشماریم یکی از آنها رسیدن به مرتبه رضا و تسلیم است رسیدن به این کمال نفسانی, به بنده آرامش روانی می بخشد و از تلاطم روحی و تشویش و نگرانی می رهاند, چه بسا برخی از امور و اوضاع, نتیجه تنبلی و بیکاری و بی عاری و سهل انگاری باشد, یا برخی از محرومیت ها و ناکامی ها ,پیام ظلم و اجحاف و حق کشی دیگران باشد. اینها را نباید به حساب مقدرات الهی گذاشت و به آنها رضا داد و گامی برای رفع ظلم بر نداشت. ظلم پذیری با رضا به تقدیر الهی فرق دارد. پس بازگشت سخن به آن جاست که وقتی علی رغم همه تلاش ها در محدوده توان خویش وضعی داشت که روشن شد خدا چنین خواسته است به خواسته الهی تن و گله مند نباشد و چون از
همۀ حکمت‌ها و مصلحت‌ها اطلاع ندارد، با دلسپردن به قضای الهی و پذیرش آنچه او خواسته است، به امنیت روانی و طمأنینۀ روحی می‌رسدو این جلوه‌ای از ولایت‌پذیری نسبت به پروردگار است که مولای همه است.در حدیث قدسی آمده است:
«مَنْ لَم یَرض بقضائی و لم یُؤمِن بِقَدَری،فَلْیَلتَمِسْ اِلهاً غیری؛3 هر کس به قضای من راضی نیست و به تقدیر من ایمان ندارد، پس در پی خدایی دیگر غیر از منباشد».آنچه انسان را به این مرحله از «رضا به قضای الهی» می‌رساند، معرفت خداست. هر که خداشناس‌تر باشد، نسبت به خواست او تسلیم‌تر است. امام باقر(ع) در حدیثی به این نکته اشاره می‌فرماید:«اَحَقُّ مَنْ خَلَقَ اللهُ بالتّسلیم لِماقَضَی اللهُ مَنْ عَرَفَ الله؛4 شایسته‌ترین مردم برای تسلیم به آنچه خداوند مقدر کرده و قضای الهی است، کسی است که خدا را بشناسد.
یا حق


آیا انسان به جایی رسیده یا میتونه برسه که برای قضا و قدر الهی بتونه تصمیم بگیره و درست یا نادرستی اون رو مشخص کنه؟!!!
انسان همه چیزو میدونه یا خدا؟انسان میتونه خلق بکنه یا خدا؟انسان کامله یا خدا؟!
اگر خدا کامله که در این صورت چطور چنین اجازه ای داریم که تا این حد راجع به خدا و کارهاش اظهار نظر کنیم؟؟؟ایمانمان به خدا کجا رفته است؟
قطعا جواب معلومه و اینو بدونید عزیزان اگر یک اپسیلن در نظم و وجود خدا نقضی وجود داشت مطمعن باشید جهان چنین نظمی رو نمیداشت و اون رو حفظ نمیکرد
دلیل هر کار بد و خوبی قطعا اختیاره و این وسط باید تعادل حفظ بشه چون یکی از دلایلی که آمده ایم به دنیا اینه که آزمایش بشیم و در نهایت به خدا برسیم که در غیر این صورت زندگی پوچ می باشد.

به نام خدا
سلام

هر مفهومی که در نظر بگیریم،از پنج حالت خارج نیست:
1-خیر محض باشد.
2-خیرش از شرش بیشتر باشد.
3-خیر و شرش مساوی باشند.
4-خیرش از شرش کمتر باشد.
5-شر محض باشد.
مورد اول که همان حق تعالی است.مورد پنجم هم عدم محض است که ممتنع است و وجود نمی یابد.مورد 4 و 3 نیز وجود ندارند.
بنابراین هر چیزی که هست یا خیر محض است یا خیرش از شرش بیشتر است.لذا در جهان هستی بیشتر خیر داریم تا شر.اما این که چرا شرور وجود دارند بحث دیگری است.

اگر تا اینجا را قبول دارید،می توانیم ادامه دهیم و ببینیم که اساساً چرا شرور وجود دارند.کتاب "عدل الهی" شهید مطهری را هم شدیداً توصیه می کنم.

و من الله توفیق
در زمینه مشکلات اینچنینی

به نظر حقیر، خیلی حرفها از اساس مشکل دارد،
اگر کسی به خدا اعتقاد داشته باشد، خدا رو اساس همه چیز می داند، حتی منطقش.

بنابراین بی معنی است که با منطق مان از او ایراد بگیریم. امکان ندارد خدا ظلم کند.
البته این هم هست که: در جایی در توحید مفضل خواندم که: «خدا گاهی برای تادیب دیگران، یکی را مبتلا می کند، که اگر صبر کرد و .... در آخرت پاداش ماداش می گیرد.»
در این صورت هم، خدا به ارزش خوب و بد هرچیز بیشتر آگاه است، تا بنده.
مشخص است که برای اینها هم ارزشی قائل نمیشوی و در آن تفکر نمیکنی و مدام آ عکس آن بچه را در ذهنت میپرورانی و حرفهای بی منطقت را تکرار میکنی و این هم نتیجه اش:


من بیشتر از این که قانع شوم کفرم بیشتر شد
کسی که خودش را به خواب زده را هرگز نمیشود بیدار کرد پسر زمینی!
موفق باشی!
خداحافظ

آینده
۱۳۹۲/۰۴/۱۶, ۱۱:۴۰
بنام او

باسلام..


بافرصت کوتاهی که مسئول محترم گذاشتند وقتی برای پاسخ دادن به خیلی از نقل قولها فراهم نمیشود .. بنابراین ..

با پسر زمینی {و البته نه همه سخنانشان} و به نام الله و همفکرانی چنین موافق هستم که نباید از خون یک بچه شیعه بی گناه که آنهم به آن شکل وحشیانه صورت پذیرفت {یا حسن شجاته} و آنهم براحتی درگذشت اما ..؟؟

اما پاسخهای مخالفان این عزیزان مانند اسد یا همفکران گرامیشان هم معلوم بود که با این گذشت موافق نبوده و نیستند و بلکه فقط دلایلی را عرض کردند که توبه درهرصورت یا درشرایطی خاص پذیرفته خواهدشد یا خیر .. {البته اگر جانیانی مانند این وهابیون تندرو توفقیقی برای توبه پیدا نمایند} .. اما ..؟؟

اما بحث من سر مسئله ای دیگراست که متاسفانه روحانیت و مفسرین علوم قرآنی {چه شیعه و چه اهل سنت} هنوز نتوانسته اند یک تعریف خوب و درست از کفر و کافری یا بهشت و جهنم که مد نظر خدا و قرآن بوده ارائه دهند که همه گیر هم شود که اگر ارائه داده بودند و همه گیر هم شده بود ، پس این تاپیک با این طول و عرض و آنهم با اینهمه دلیل و مدرک چه میخواهد..؟؟



بگذریم فقط دارم به این آتش میگیرم که چه راحت از خون یک کودک شیعی و به این راحتی ها میگذریم و چه راحت فریب شیطان درونمان را خورده و میخوریم که در دشمن شناسی هم راه را اشتباه رفتیم که متاسفانه تاریخ بما ایرانیان و شیعیان ثابت خواهدنمود که دشمنان واقعی ما چه کسانی اند که فقط میتوانم بگویم هرکه هستند فعلا اروپائیان مسیحی مذهب با فرهنگ و شعورتر از وهابیت ضد شیعه نیستند که اگر بودند امروز که تمام دنیا زیر نگین قدرت آنان است چنین جنایات وحشیانه و وحشتناکی را با همه شیعیان میکردند اما یادمان نرود که شیعیان عراقی را هم همین نژاد و همین مذهب از چنگال صدام و وهابیون آزاد نمودند .. خداییش کمی منصف باشیم .. دشمنی سیاسی بکنار اما مطمئنیم که خداهم از این بی انصافی ما راضی و خشنود است ..؟؟


چه بسا جناب پسر زمینی و جناب بنام الله و سرکار ... یکی از حکمتهای خدا همین بوده که بما شیعیان و ایرانیان بفهماند کمی هم انصاف و عدالت و طرف حق بودن خوب است اگردنیا هم اکنون در دستان وهابیت بود بجای دیگران ..؟؟ شما چه میکردید ..؟؟
{واقعا که صحرای کرب و بلا و مظلومیت حسین ها و زینب ها .. هزاران که نه .. بلکه میلیونها بار تکرارمیشد ..؟؟}{شک داریم}


بنظر حقیر ازاین فکرها بیاییم بیرون و بفکردشمن شناسی درست تری باشیم که این نمونه دشمن تراشی فعلی فقط کار شیطان است در درون ذهن ما و دیگرهیچ ..

{لطفا کسی نقل نفرماید چون وقت پاسخگویی باتوجه به موعد مقررشده نخواهدبود فقط هرکس حرف دلی دارد بصورت خلاصه بیان نماید که پست دارد جمع بندی و بسته میشود که باتوجه به پست 145 وقتی هم برای نقل قول نخواهدماند..}





{درپناه او.باسپاس}

FTMH_Mohammadi
۱۳۹۲/۰۴/۱۶, ۱۱:۴۷
سلام پسر زمینی ...
این هم آخرین پست من در این موضوع هست و دیگر دوست ندارم در مورد این موضوع بحث کنم ... پیشنهادی کاملا خواهرانه هست ...

1- من چندین سال پیش در مورد هیتلر تحقیق میکردم ... و در مورد روش های جنگی که ایشون انتخاب میکردن ... اون روزها با عکسی برخورد کردم که منظورش رو نفهمیدم ... ولی بعدا منظور اون عکس رو درک کردم و فهمیدم که چقدر درسته ... این عکسی بود که به فرمان ایشون در اردوگاههای جنگی نصب میشده ... حالا عکس چی بوده ....

عکس یه سرباز آلمانی بوده که تفنگی رو به صورت بی رحمانه به سمت پسر بچه ای تقریبا 8 ساله نشانه روی کرده .... و زیرش نوشته بود : اگر قرار بود یکی از این دو انسان بودی .... دوست داشتی کدوم یکی بودی !!!

اون روزها نفهمیدم منظور از این صحبت چی هست ... وقتی بزرگتر شدم فهمیدم که ... باید انتخاب کنیم ... یا این طرف تفنگ ... یا اونطرف تفنگ ... گریه و زاری هم نداره ... دنیا اینجوری خلق شده ...

اگر بخوای اینجوری فکر کنی تو زندگیت شکست میخوری ... انتخاب کن ... یا این طرف تفنگ ... یا اونطرف تفنگ ... مطمین باش که حد وسط هم نداره .... تو زندگیت ... تو تعاملات اجتماعیت ... تو اتفاق هایی که میوفته به این حرفم میرسی ...

خوش باشی ...

سلمان14
۱۳۹۲/۰۴/۱۶, ۱۱:۵۹
بسم الله الرحمن الرحیم
با سلام مجدد

اگر بخوای اینجوری فکر کنی تو زندگیت شکست میخوری ... انتخاب کن ... یا این طرف تفنگ ... یا اونطرف تفنگ ... مطمین باش که حد وسط هم نداره .... تو زندگیت ... تو تعاملات اجتماعیت ... تو اتفاق هایی که میوفته به این حرفم میرسی ...

یا این تفنگ یا اون تفنگ خیلی فرق داره.
همه چیز جنگ نیست.
اینکه انسان از انسانیت دفاع بکند تفاوت دارد با اینکه برای قدرت بجنگد تا شکست نخورد.

«تلک الدار الآخرة نجعلها للذین لا یریدون علوا فی الارض و لا فسادا و العاقبة للمتقین » (سوره قصص - آیه 83)
سرای آخرت را قرار دادیم برای آنان که برتری و گردن فرازی و همچنین فساد و تبهکاری در زمین را نمی...

اونهایی که اینطوری هستند، شایسته احترام و عزت و پیروی اند.

نسیم رضوان
۱۳۹۲/۰۴/۱۶, ۱۲:۲۹
کلام آخر من:
اینکه به انتظار فرج حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه باشیم تا ظلمی که اینچنین بر جهان مسلط شده رو نابود کنن، به معنای راضی شدن به ظلم و ستم و بی اهمیت دانستن ریختن خون شیعیان بی گناه نیست!
به این دلیل منتظر ظهور هستیم که فقط در زمان حکومت معصوم علیه السلام، عدالتی که مد نظر ماست در زمین اجرا میشه!
اگر با روایات بیشتر عجین باشیم ریشه همه مشکلات رو درک می کنیم. در روایات متعددی اومده که هیچ خونی در روی زمین ریخته نمیشه مگر اینکه گناهش به گردن کسانی است که حق معصومین علیهم السلام رو غصب کردند! اون وقته که معلوم میشه چرا شیعه در جهان اینقدر مظلومه!
این حرف آخر من بود و لطفا کسانی که در صحت قسمت آخرش شک دارن خودشون در تفسیر شیعی البرهان و تفسیر بحار جستجو کنن چون در این تاپیک مجالی برای پرداختن بهش نیست!
امیدوارم هممون راه حق رو تشخیص بدیم و پاسخ شبهه های بی شماری که از آفات غیبت امام معصوم هست رو پیدا کنیم.

بن موسی
۱۳۹۲/۰۴/۱۶, ۱۳:۱۵
به نام خدا
سلام


فرض کنیم ... شما صبح تا شب سعی و تلاش کردین ... کوشش کردین ... خداتون رو پرستش کردین ... صدقه دادین ... و ...
بعدشم رفتین بهشت ... خدا بهتون آرامش داد و یه محل خوب برای زندگی داد ... (آنچنانکه وعده اون رو داده) ... بعدش آدمهایی رو میبینین که پرواز میکنن . عالم هستند . نهایت زیبایی و عقل و فرهیختگی رو دارند . نور از وجود اونها ساتع میشه .همیشه لبخند برچهره دارند و همگان دوست دارند از بودن در کنار انها لذت ببرند .... شما از خدا میپرسین اینها مگه چی کار کردن ... و خداوند در جواب میگه اینا همون کارای تو رو کردند شاید هم کمتر از تو زحمت کشیدند ... ولی اینا ذاتشون با تو فرق داشت ... من اینا رو بهتر از تو خلق کردم !!! بعدش میگه تو هم میتونی بپری ... هزاران سال سعی و تلاش میکنی بعدش میبینی تونستی 5 سانتی متر پرواز کنی .... از دیدن این چیزا شماشاکی نمیشی !!!

این چه برداشتی است که شما از دین دارید؟
اولاً مگر شما عالم غیب هستید که می گویید وقتی رفتیم بهشت لابد این اتفاق می افتد؟!
ثانیاً طبق روایات و احادیث حتی عصمت معصومین (ع) اکتسابی بوده است نه ذاتی.

«خلق الله الجنّة لمن أطاعه و أحسن و لو کان عبداً حبشیاً و خلق النار لمن عصاه و لو کان ولداً قرشیاً»
خداوند بهشت را برای کسی آفرید که او را فرمان برد و کار نیک انجام دهد هر چند بنده ای حبشی - و دور از خویشی با پیامبر(ص) باشد - و جهنم را آفرید برای کسی که او را معصیت نماید هر چند قریشی زاده - و خویشاوند پیامبر(ص) - باشد.
بحار الانوار، ج46، ص82.

پس ورود به بهشت مشروط بر پذیرش فرمان الهی و البته پذیرش ولایت معصومین (ع) است.

«یا جابر! بلّغ شیعتی عنّی السلام و أعلمهم أنّه لا قرابة بیننا و بین‌الله عزّوجلّ و لا یتقرّب إلیه إلاّبالطّاعة له، یا جابر! من أطاع الله و أحبّنا فهو ولینا و من عصی الله لم ینفعه حبّنا»
ای جابر! سلام مرا به پیروانم برسان و به آنها خبر ده که همانا هیچ قرابتی میان ما و خداوند متعال نیست و نمی‌توان به او نزدیک شد جز به واسطه فرمانبرداری از او، ای جابر! هر که خدا را اطاعت کند و ما را نیز دوست بدارد پس او دوست ماست و هر که خدا را معصیت کند دوستی ما هیچ سودی برای او نخواهد داشت
بحار الانوار، ج68، ص179.

پس معصومین (ع) هم ورود به بهشت را کسب کرده اند با فرمانبرداری از خداوند.

«وَسِيقَ الَّذِينَ اتَّقَوْا رَبَّهُمْ إِلَى الْجَنَّةِ زُمَرًا حَتَّى إِذَا جَاؤُوهَا وَفُتِحَتْ أَبْوَابُهَا وَقَالَ لَهُمْ خَزَنَتُهَا سَلَامٌ عَلَيْكُمْ طِبْتُمْ فَادْخُلُوهَا خَالِدِينَ»
و آنان را که از پروردگارشان ترسيده اند گروه گروه به بهشت می برند چون به بهشت برسند درهايش گشوده شود و خازنان بهشت گويندشان : سلام برشما ، بهشتتان خوش باد ، به درون بياييد ، همواره در اينجا خواهيد بود.
سوره : الزمر آیه : 73
«إِنَّ الْمُتَّقِینَ فِی جَنَّاتٍ وَ نَهَرٍ * فِی مَقْعَدِ صِدْقٍ عِنْدَ مَلِیكٍ مُقْتَدِر»ٍ
یقیناً متقیان در باغها و نهرها (ی بهشتی) جای دارند، در جایگاه صدق، نزد پادشاه مقتدر.
قمر (54)، آیات 54 ـ 55.

بنابراین ملاک ورود افراد به بهشت تقوای الهی است.نه ذات!

«الَّذِينَ تَتَوَفَّاهُمُ الْمَلَائِكَةُ طَيِّبِينَ ۙ يَقُولُونَ سَلَامٌ عَلَيْكُمُ ادْخُلُوا الْجَنَّةَ بِمَا كُنْتُمْ تَعْمَلُون»
آنان در حالى كه [از آلودگى‏هاى عملى و اخلاقى] پاك و پاكيزه‏اند ، فرشتگانْ جانشان را مى‏گيرند ، به آنان مى‏گويند : سلام بر شما ، [اكنون] به پاداش آنچه همواره انجام مى‏داديد ، به بهشت درآييد.
سوره:النحل آیه:32
پس ملاک ورود به بهشت برزخی هم عمل است.نه ذات!


«يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُم مِّن ذَكَرٍ وَأُنثَى وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِندَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ»
اي مردم! ما شما را از يك مرد و زن آفريديم، و تيره‏ها و قبيله‏ها قرار داديم، تا يكديگر را بشناسيد، ولي گراميترين شما نزد خداوند باتقواترين شماست، خداوند دانا و خبير است.
سوره:الحجرات آیه:13
پس ملاک در اسلام تقوا و پروای الهی است.هر چه که تقوا و پروا بیشتر باشد،انسان نزد خداوند گرامی تر و مقامش بالاتر است.


روزی مردی به امام‌رضا(ع) گفت: به خدا سوگند در روی زمین از نظر نیاكان و نسب، كسی از تو شریف‌تر نیست.
امام(ع) به آن مرد فرمود: «تقوا، این شرف را به آنان داد و اطاعت خداوند، ایشان را بدان بهره‌مند گردانید.»
دیگری عرض كرد: به خدا سوگند، تو بهترین مردم هستی.
امام(ع) فرمود: «ای مرد! سوگند مخور؛ بهتر از من كسی است كه از من تقوایش نسبت به خداوند متعال بیشتر است و اطاعتش افزون‌تر. به خدا سوگند، این آیه منسوخ نشده است كه خداوند فرمود:
«...وَ جَعَلناكُم شُعُوباً وَ قَبائِلَ لِتَعارَفُوا اِنَّ اَكرَمَكُم عِندَ اللّهِ اَتقاكُم...»؛ ما شما را قبائل مختلف قرار دادیم تا شناخته شوید به آن نام‌ها، لكن گرامی‌ترین شما نزد خداوند، متقی‌ترین و پرهیزگارترین شماست».
عیون اخبارالرضا(ع)، ج2، ص576

بنابر سخن معصوم تقوا با اطاعت از خداوند کسب می شود و این اطاعت،عمل شماست.پس تقوا و عمل شما ارتباط نزدیکی با هم دارند.بنابراین ملاک در اسلام به هیچ وجه من الوجوه به ذات نیست!بلکه به تقوا و ایمان و عمل صالح است.که تقوا هم با اطاعت و عمل بدست می آید.لذا اکتسابی است.



«لا یَنْفَعُ الایمانُ بِغَیرِ تَقْوی»
ایمان بدون تقوا سود نمی دهد.
شرح غررالحکم،ج 6، ص 412.

پس ایمان و تقوا باید با هم باشند.

پس ملاک برتری در اسلام تقواست و این تقوا با اطاعت و عمل بدست می آید و اکتسابی است.ورود به بهشت هم مشروط به متقی بودن است.بنابراین ورود به بهشت هم اکتسابی است.نه ذاتی.هیچ مرتبه ای از بهشت نیست که بر اساس ذات انسان ها در آنجا باشند!
مگر شهید بالذات شهید است؟!
صدیق الذات صدیق است؟!


درباره ائمه هم نشان داده شد که ائمه هم خود این را کسب کرده اند.

در آخر:
«اِنَّما یخشَی اللهَ مِنْ عبادِهِ الْعُلماءُ»
تنها بندگان عالم خدا از او می ترسند.
فاطر (35)، آیه 28.

و من الله توفیق

FTMH_Mohammadi
۱۳۹۲/۰۴/۱۶, ۱۳:۳۳
جناب Albus سلام ...
خدا موجودی رو شیر خلق میکنه و موجودی رو خر ... شیره هر چقدر هم که موجود بدی باشه ... شیر میمونه .... و خره هم هر چقدر هم که خوب باشه ... نهایتا خر میمونه ...
خدا نمیاد خر رو بخاطر کارهای خوبش تبدیل به شیر کنه ... همچنانکه شیر رو به خاطر کارهای بدش تبدیل به خر نمیکنه ...
نهایتا شیره شیر میمونه و خره خر ....


همچنانکه محور صحبتاتتون این آیه بود

«يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُم مِّن ذَكَرٍ وَأُنثَى وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِندَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ»
اي مردم! ما شما را از يك مرد و زن آفريديم، و تيره‏ها و قبيله‏ها قرار داديم، تا يكديگر را بشناسيد، ولي گراميترين شما نزد خداوند باتقواترين شماست، خداوند دانا و خبير است.
سوره:الحجرات آیه:13


کسی که خلقتش "خر" هست نهایتا میتونه "خر گرامی" نزد خدا باشه .... ولی تبدیل به شیر نمیشه ... چون خدا دوست داشته اونو "خر" خلقت کنه ...

امیدوارم که منظورم رو درک کرده باشین .

بن موسی
۱۳۹۲/۰۴/۱۶, ۱۴:۰۵
به نام خدا
سلام

کسی که خلقتش "خر" هست نهایتا میتونه "خر گرامی" نزد خدا باشه .... ولی تبدیل به شیر نمیشه ... چون خدا دوست داشته اونو "خر" خلقت کنه ...

امیدوارم که منظورم رو درک کرده باشین .
شکی نیست که خدا من و شما و همه انسان های دیگر را انسان خلق کرده.آیا شما دوست ندارید انسان باشید و می خواهید یک چیز دیگر باشید؟!
مگر خداوند نگفته که انسان اشرف مخلوقات است؟
پس هر عاقلی دوست دارد انسان بماند.قیاس شما مع الفارق است از نظر منطقی.
شما مشخص کنید،یا در این مشکل دارید که دوست ندارید ذاتتان انسان باشد و می خواهید ذات دیگری داشته باشید.که در اینصورت زیان کارید.چون مقام اشرف مخلوقات بودن را نمی خواهید.یا این که معتقدید ذات انسان ها با هم فرق می کند و دوست دارید ذات یک انسان دیگر را داشته باشید که حقیر در پست قبلی ثابت کردم انسان با هر ذات انسانی می تواند به عالی ترین مراتبی که خداوند برایش در نظر گرفته برسد.پس ادعای شما در هر دو صورت باطل است.

یک کلمه از شما می پرسم.حرف حساب شما چیست؟چطور این مسائل را مطرح می کنید و بعد آواتارتان را آیه ای از قرآن قرار می دهید؟
اصول دین تقلیدی با اصول دین تحقیقی خیلی فرق می کند.انشاء الله خداوند همه ما را به سمت تحقیق درباره اصول دین هدایت کند.

و من الله توفیق

FTMH_Mohammadi
۱۳۹۲/۰۴/۱۶, ۱۵:۱۵
به نام خدا
سلام

شکی نیست که خدا من و شما و همه انسان های دیگر را انسان خلق کرده.آیا شما دوست ندارید انسان باشید و می خواهید یک چیز دیگر باشید؟!
مگر خداوند نگفته که انسان اشرف مخلوقات است؟
پس هر عاقلی دوست دارد انسان بماند.قیاس شما مع الفارق است از نظر منطقی.
شما مشخص کنید،یا در این مشکل دارید که دوست ندارید ذاتتان انسان باشد و می خواهید ذات دیگری داشته باشید.که در اینصورت زیان کارید.چون مقام اشرف مخلوقات بودن را نمی خواهید.یا این که معتقدید ذات انسان ها با هم فرق می کند و دوست دارید ذات یک انسان دیگر را داشته باشید که حقیر در پست قبلی ثابت کردم انسان با هر ذات انسانی می تواند به عالی ترین مراتبی که خداوند برایش در نظر گرفته برسد.پس ادعای شما در هر دو صورت باطل است.

یک کلمه از شما می پرسم.حرف حساب شما چیست؟چطور این مسائل را مطرح می کنید و بعد آواتارتان را آیه ای از قرآن قرار می دهید؟
اصول دین تقلیدی با اصول دین تحقیقی خیلی فرق می کند.انشاء الله خداوند همه ما را به سمت تحقیق درباره اصول دین هدایت کند.

و من الله توفیق

سلام ...
بحثی سر این نیست که من و شما انسان هستیم .... و ذاتمان از جهت انسان بودن یکی است .
هدف از بیان مثال {شیر و خر} اغراق در مساله بود تا برای شما قابل درک شود و گرنه انسانها فی الذات با یکدیگر تفاوتهای بسیاری دارند ...
برای شما مثالهای زیادی زدم که شما ناجوانمردانه گفتید آنها تفاوت در ذات نیست و انسانها به صورت اکتسابی میتوانند آنها را بدست آورند ...

1- مثال زیبایی و مهربانی رو براتون زدم
2- مثال ثروت و داریی رو براتون زدم .
3- مثال جنسیت زن و مرد رو براتو زدم .
4- مثال عقل و هوش رو براتون زدم .

و گفتم اینها نعمت هستند ... و خداوند این امور رو به هر کی دلش بخواد میده و به هر کی دلش نخواد نمیده و اکتسابی هم نیستند ...
شما پاسخی زیبا به من دادید :
{
حقیر در پست قبلی ثابت کردم انسان با هر ذات انسانی می تواند به عالی ترین مراتبی که
خداوند برایش در نظر گرفته
برسد.}

خوب !!!
نهایت نردبان من به سقف خونمون میرسه ... نهایت نردبان شما به خورشید میرسه ... آیا این به ذات است یا اکتسابی !!!
نهایت زیبایی و مهربانی من به 3 میرسد و نهایت زیبایی و مهربانی شما به 99.999999 ... آیا این به ذات است یا اکتسابی !!!
نهایت نورانیت من ... سوسوی کرم شبتابی است و نهایت نورانیت شما تابش آفتات .... آیا این به ذات است یا اکتسابی !!!
نهایت عقل و هوش من ... درک کردن چهار سوی خانه مان و نهایت عقل و هوش شما درک کردن فضاهایی خارج از فضای مکان و ماده !!!

اگر با سعی و کوشش و اراده و خواست میتوانستم به این چیزها برسم ... صحبت شما رو میتونستم قبول کنم ... ولی ... الان نمیتونم قبول کنم .

در مورد سوالتان :
من شکی در وجود خدا ندارم . شکی هم در معاد و نبوت حضرت محمد ندارم ... فقط شاکی هستم از اینکه دنیا به این صورت خلق شده ...
اگر اراده انسان میتوانست تعیین کننده جایگاه او باشد عدالت اجرا میشد ... نه وجود ساختاری مانند "ذات" در وجود انسانها ...

بن موسی
۱۳۹۲/۰۴/۱۶, ۱۵:۴۲
به نام خدا
سلام

عالی ترین مرتبه ای که خداوند برای همه ما در نظر گرفته یکی است.

نهایت نردبان من به سقف خونمون میرسه ... نهایت نردبان شما به خورشید میرسه ... آیا این به ذات است یا اکتسابی !!!
ببینید مشکل اینجاست که شما فکر می کنید خداوند یک سقفی برای همه در نظر گرفته که یکسان است.اما نردبان هایی که داده متفاوت اند.به بعضی نردبان هایی داده که تا بالا برسند،به بعضی نردبان هایی داده که یک قدم بیشتر نروند.این صحیح نیست.اولاً نردبان ها همگی به سقف می رسند.ممکن است فاصله بین پله های آن ها فقط فرق بکند،اما همه به سقف می توانند برسند.به شرطی که انسانی که قرار است نردبان را طی کند،حاضر به حرکت شود.



نهایت زیبایی و مهربانی من به 3 میرسد و نهایت زیبایی و مهربانی شما به 99.999999 ... آیا این به ذات است یا اکتسابی !!!
این صحیح نیست.همه انسان ها می توانند به سمت آن صد در صد بروند.اما این رفتن اکتسابی است.



نهایت نورانیت من ... سوسوی کرم شبتابی است و نهایت نورانیت شما تابش آفتات .... آیا این به ذات است یا اکتسابی !!!
نهایت عقل و هوش من ... درک کردن چهار سوی خانه مان و نهایت عقل و هوش شما درک کردن فضاهایی خارج از فضای مکان و ماده !!!
باز هم به همان دلایل قبلی درست نیست.شما از کدام آیه برداشت کرده اید که خداوند یک حدی برای همه انسان ها در تقرب به سوی خودش در نظر می گیرد؟!




من شکی در وجود خدا ندارم . شکی هم در معاد و نبوت حضرت محمد ندارم ... فقط شاکی هستم از اینکه دنیا به این صورت خلق شده ...
اگر اراده انسان میتوانست تعیین کننده جایگاه او باشد عدالت اجرا میشد ... نه وجود ساختاری مانند "ذات" در وجود انسانها ...
ببینید،شما الان در هیبت کسی ظاهر شدید که مسائلی را مطرح می کند.خرده می گیرد به عدالت خدا و سر حرف خودش باقی می ماند.اما اگر شما بدون موضع گیری و با این نیت وارد شوید که به عنوان مخلوق،حکمت خالق را بشناسید،مطمئن باشید پاسخ سوال خودتان را می گیرید و می بینید که این دنیا،نظام احسن است.اما در حالت اول،شما مدام روی حرف خود باقی می مانید و به نتیجه درستی نمی رسید.سعی کنید شیوه دوم را در پیش بگیرید.یعنی این ها را سوال بدانید برای خودتان.نه این که بگویید نه من مطمئنم که حرفی که می زنم درست است.
اراده و عمل انسان جایگاه او را تعیین می کند.شک نکنید.

و من الله توفیق

شاپرک
۱۳۹۲/۰۴/۱۶, ۱۶:۲۸
خوب !!!
نهایت نردبان من به سقف خونمون میرسه ... نهایت نردبان شما به خورشید میرسه ... آیا این به ذات است یا اکتسابی !!!
نهایت زیبایی و مهربانی من به 3 میرسد و نهایت زیبایی و مهربانی شما به 99.999999 ... آیا این به ذات است یا اکتسابی !!!
نهایت نورانیت من ... سوسوی کرم شبتابی است و نهایت نورانیت شما تابش آفتات .... آیا این به ذات است یا اکتسابی !!!
نهایت عقل و هوش من ... درک کردن چهار سوی خانه مان و نهایت عقل و هوش شما درک کردن فضاهایی خارج از فضای مکان و ماده !!!

سلام ببخشید که خودم رو تو بحثتون دخالت میدم.اما من فکر میکنم شما با تلاش بیشتر میتونید به پله های نردبام خونتون اضافه کنید,شما باخوندن قرآن میتونید اخلاق خوش وبا خوندن نماز شب روی خوش داشته باشید,باز باخوندن قرآن میتونید نور معنویتونو بالا ببرید,با قرآن حافظتون تقویت میشه و میتونید قوه ی منطتقون رو تقویت کنید.به نظر شما اینطور نیست,یا اصلا کلا موضوع یه چیز دیگس!!!!!

به نام الله
۱۳۹۲/۰۴/۱۶, ۱۸:۴۱
عزیز اگر شما روایت و آیه آوردی من هم دقیقا همین کار رو کردم! بلکه مستند تر!
چرا که در آیه شما هیچ حرفی از توبه زده نشده فقط گفته سزای چنین قاتل کافری جهنم ابدی است! (اما نگفته چنین شخصی حق توبه ندارد) بلکه در آیه ای دگر گفته است همه ی گناهان را در صورت توبه میبخشم!

مومن خدا تفسیر معصوم خدارو رها کردین؟ چه استنادی بالاتر از تفسیر معصوم؟

چه استنادی بالاتر از اینکه خدا حتی اگه کسی تمسخر کند مومنی را با وجود استغفار 70 مرتبۀ برترین مرد از آدم تا خاتم باز نمی آمرزدش؛ چه برسه به قتل مومن.

نمی دونم شما چجور اینارو رد میکنی. خیلی خیلی وضوح دارد. آیۀ قرآن رد نمی شود. آیۀ قرآن همدیگه رو تفسیر میکنند. ما هرچی میگیم باز شما میگین مستندتر آوردیم و...

شما دنبال علم هستین یا میخواهین حرف خودتونو با وجود تفسیر معصوم اثبات کنین؟ وقتی برهانی اینچنینی داریم نمی دونم شما چجور حرف از توبه و .. در برابر این گرگهای وحشی صفت و خونخوار و پست میزنین. اینها جزو بدیهیات است.

شما دربرابر اینها حق و باطل را قاطی میکنین و باعث ایجاد شبهه ای تازه میشین. حق توبه در برابر انسانها حق است و توبۀ اینان باطل، شما این دو را قاطی هم میکنین و این همان ایجاد شبهه ای تازه و زیر سوال بردن عدالت است. اینان یک نفر را نکشته اند بلکه کارشان شیعه کشی است. حالا بگذریم که کارشان چیست و مبنارا بر این بگذاریم که این فرد فقط یک نفر است و فقط یک نفر را کشته است باز مولا امام جعفر صادق(ع) در تفسیرش
آیۀ 93 سورۀ مبارکۀ نساء می فرمایند توبه ندارد. رک و صریح تر از این؟

اینان شیعه را می کشند دلها را داغدار می کنند، به مقدسات توهین می کنند هر چی بر دهان کثیفشان می آید می گویند و... باز حرف از سلب اختیار و توبه در برابر این گرگها میزنید؟ جای تعجب است. افرادی که شیعیان و... را چنین قتل و عام میکنن چجور توبه آنها مقبول است؟ عدالت خدا را با این حرفها زیر سوال نبرید.
ماها تاوان انتخابمان را می دهیم، تاوان این را می دهیم که حجت خدا و خاندان رسول الله را از زندگیمان بیرون کردیم حکمت های زیادی در زنده ماندن چنین گرگهای وحشی وجود دارد اما آن چیزی که مسلم است وجود ندارد حق توبه و سلب اختیار است.

چنین افرادی که هر کاری میکنند و بشر و شیعه را قتل و عام میکنند چجور می توانند بگویند از ما سلب اختیار شد و ما میتونستیم برگردیم؟ چنین ادعایی واقعا خنده دار خواهد بود. یک بچه هم می تواند جواب اینان را بدهد اگر چنین ادعای مضحکی بکنند.

به نام الله
۱۳۹۲/۰۴/۱۶, ۱۸:۵۶
خدایا گله ام به تو این است :
1- چرا مهربانی و زیبایی در ذات است و با سعی و کوشش بدست نمیاید ...
2-چرا باهوش بودن و عاقل بودن به ذات هست و با سعی و کوشش بدست نمیاید ...
3-چرا زن و مرد بودن به ذات است و با سعی و کوشش بدست نمیاید ...
4-چرا خوش اخلاق و جذاب بودن به ذات است و با سعی و کوشش بدست نمیاید ...
5-چرا ثروتمند بودن و مرفه بودن به ذات است و با سعی و کوشش بدست نمیاید ...

همۀ اینایی که گفتین کسب کردنی است، میشه کسب کرد. بجز مرد و زن که البته زن بودن یه افتخاری است که نصیب شماها شده. مادر حضرت مریم وقتی باردار بود از خدا میخواست که فرزندش پسر باشد تا راه خدا را برود و... اما وقتی متولد شد دید که دختر است، دست به دعا برداشت که خدایا دعای من مستجاب نشده؟ این دختر است، خدا فرمود که در راهی که تو در نظر داشتی دختر برتر از پسر است.

واقعا فکر میکنی مرد بر تو برتری دارد؟ قرآن می فرماید دارد اما چه برتری؟ این برتری بخاطر چیست؟ اون تفکر برتر بودن بین مرد و زن وجود ندارد. دید اشتباهی است که مرد را برتر از زن در همۀ مسائل بدونیم که اسلام همچین چیزی نگفته.

مولاتی فاطمه الزهرا سلام الله علیها زن بودند ؛ با وجود حضور پیامبر صلی الله علیه و آله در زیر کسا ، وقتی جبرئیل از خدا می پرسند چه کسی زیر کسا هست خدا چجور پنج تن را معرفی میکند؟ به حدیث کسا رجوع کنین میبینین که خدا می فرماید: ایشان فاطمه و پدر فاطمه و شوهر فاطمه و دو پسر فاطمه هستند. همۀ پنج تن را با نام مولاتی معرفی میکند در حالی که بقیۀ 5 تن مرد بودند اونم مردانی که همتا نداشتند. به زن بودنت افتخار کن.

اگه یه کم دقت کنی به این نتیجه میرسی که مردها در اختیار زنها هستند و برا زنها کار می کنند تا آآسایش این موجود نازنین را فراهم کنند. افتخار کنین که زن آفریده شدین. بقیه چیزها هم راحت کسب می شود.

asad
۱۳۹۲/۰۴/۱۶, ۱۹:۲۲
سلام به نام الله!
یادته نوشته بودم :

بر فرض که به قول شما اصلا و ابدا حق توبه برای چنین افرادی وجود نداشته باشد! یک سوال از شما میپرسم ! پسر زمینی به سوال من جواب نداد! یعنی اگر جواب میداد همه ی تفکراتش پنبه میشد به همین دلیل جواب نداد! از شما میپرسم امیدوارم صادقانه جواب من را بدهید!
شما هم که جواب ندادی مومن؟ اگر جوابش را میدادی جواب تمام حرفهایت را میگرفتی!
دوباره سوال را میاورم! لطفا بهش جواب بده:


بر فرض که به قول شما اصلا و ابدا حق توبه برای چنین افرادی وجود نداشته باشد! یک سوال از شما میپرسم ! پسر زمینی به سوال من جواب نداد! یعنی اگر جواب میداد همه ی تفکراتش پنبه میشد به همین دلیل جواب نداد! از شما میپرسم امیدوارم صادقانه جواب من را بدهید!
انسان اول شخص مومنی را میکشد و بعد به این گناهش افتخار میکند و همچنان کافر و متکبر به زندگی خود ادامه میدهد
انسان دوم شخص مومنی را میکشد و بعد (گرچه حق توبه ندارد) اما با این حال توبه میکند و به شدت پشیمان میشود و خودش مومن و مسلمان میشود و از این به بعد به دستورات خدا عمل میکند

روز قیامت میشود! این دو شخص را نزد خداوند میاورند تا محاکمه کنند:
سوال من اینجاست:
آیا خداوند این دو نفر را به یک شکل و در یک جا و مثل هم محاکمه میکند یا خیر؟
اگر بلی ! چرا؟ مگر خدا عادل نیست؟ مگر بین این دونفر فرق نیست؟
و اگر خیر! باز چرا؟ مگر نمیگویید توبه تاثیری ندارد و حق توبه ندارد؟ پس چرا مجازات این دو شخص را یکسان نمیدانید؟



مومن خدا تفسیر معصوم خدارو رها کردین؟ چه استنادی بالاتر از تفسیر معصوم؟
اولا عزیز همون موقع هم گفتم منظور توفیق توبه بوده است نه حق توبه!
چون این یک امر بدیهی است که هر انسانی هرچقدر هم شقی باشد حق توبه کردن برای او هم وجود دارد!
ثانیا اگر شما میگویید منظور امام صادق حق توبه بوده است و آن شخص اصلا حق توبه کردن ندارد و اگر مدعی هستید که آیات و روایات هم را تفسیر میکنند به من بگو این دو آیه و این دو روایت چطور هم را تفسیر میکنند؟
روایت امام سجاد که گفت اگر یزید توبه کند توبه اش قبول میشود و روایت امام صادق که گفته حق توبه کردن برای این شخص وجود ندارد
و آیه ای که گفته جهنم ابدی و آیه ای که گفته همه ی گناهان بخشوده میشود!

من نظرم را راجب این چهارتا گفتم! گفتم با توجه به آیه ای که گفته همه ی گناهان در صورت توبه بخشیده میشود و با توجه به اینکه امام سجاد به یزید گفت توبه اش قبول میشود و توفیقش را نمیابد به دست میآید که شخص مورد نظر در آن آیه شما و روایت امام صادق توفیق توبه پیدا نمیکند!
حال شما که میگی منظور توفیق توبه نیست به من بگو این چهار تا روایت و آیه چطور هم را تفسیر میکنند!


چه استنادی بالاتر از اینکه خدا حتی اگه کسی تمسخر کند مومنی را با وجود استغفار 70 مرتبۀ برترین مرد از آدم تا خاتم باز نمی آمرزدش؛ چه برسه به قتل مومن
خداوند در این دنیا از صد درجه رحمتش با یک صدم آن با انسانها برخورد میکند و در قیامت با همه ی صد درجه رحمت خود با انسان ها برخورد میکند! و این روایت هرگز دلیل بر این نمیشه که حق توبه کردن از کسی سلب بشه!

شما دنبال علم هستین یا میخواهین حرف خودتونو با وجود تفسیر معصوم اثبات کنین؟ وقتی برهانی اینچنینی داریم نمی دونم شما چجور حرف از توبه و .. در برابر این گرگهای وحشی صفت و خونخوار و پست میزنین. اینها جزو بدیهیات است.

شما دربرابر اینها حق و باطل را قاطی میکنین و باعث ایجاد شبهه ای تازه میشین. حق توبه در برابر انسانها حق است و توبۀ اینان باطل، شما این دو را قاطی هم میکنین و این همان ایجاد شبهه ای تازه و زیر سوال بردن عدالت است. اینان یک نفر را نکشته اند بلکه کارشان شیعه کشی است. حالا بگذریم که کارشان چیست و مبنارا بر این بگذاریم که این فرد فقط یک نفر است و فقط یک نفر را کشته است باز مولا امام جعفر صادق(ع) در تفسی می فرمایند توبه ندارد. رک و صریح تر از این؟

اینان شیعه را می کشند دلها را داغدار می کنند، به مقدسات توهین می کنند هر چی بر دهان کثیفشان می آید می گویند و... باز حرف از سلب اختیار و توبه در برابر این گرگها میزنید؟ جای تعجب است. افرادی که شیعیان و... را چنین قتل و عام میکنن چجور توبه آنها مقبول است؟ عدالت خدا را با این حرفها زیر سوال نبرید.
ماها تاوان انتخابمان را می دهیم، تاوان این را می دهیم که حجت خدا و خاندان رسول الله را از زندگیمان بیرون کردیم حکمت های زیادی در زنده ماندن چنین گرگهای وحشی وجود دارد اما آن چیزی که مسلم است وجود ندارد حق توبه و سلب اختیار است.

چنین افرادی که هر کاری میکنند و بشر و شیعه را قتل و عام میکنند چجور می توانند بگویند از ما سلب اختیار شد و ما میتونستیم برگردیم؟ چنین ادعایی واقعا خنده دار خواهد بو. یک بچه هم می تواند جواب اینان را بدهد اگر چنین ادعای مضحکی بکنند.
اما به نظرم شما و پسر زمینی و فاطمه خانم بیشتر از اینکه دنبال منطق باشید دنبال احساس هاتون هستید! بله اگر من هم بخوام از روی احساس بحث کنم همه ی حرفهای شما رو قبول دارم! اما چیزی که از نظر منطق (نه احساس) بدیهی است دیگر جای شک ندارد و با احساسات شما از بین نمیرود! اینکه همه حق پشیمان شدن از کارهای قبلی خود را دارند یک امر بدیهی است!
نمیدانم شما به چه حقی این حق را از انسانها سلب میکنند! اینکه فرد جنایاتی کرده درست! یزید هم جنایاتی کرده بود! پس چرا امام سجاد اونطوری جوابشو داد؟
یکم روی همین فکر کنید به نتیجه میرسید! امام سجاد هم اونجا واقعیت رو گفت (با اینکه حضرت زینب ناراحت شد) اما باز واقعیت رو گفت!
من هم با اینکه میدانم شما ناراحت میشوید اما واقعیت رو میگم و از روی احساس نمینویسم!
بیشتر فکر کنید و حتما به سوال بالایم جواب دهید!

من که هرچه فکر میکنم میبینیم هرگز و تحت هیچ شرایطی هیچ کسی نمیتواند مدعی شود که انسانی حق پشیمانی از کارهایش را ندارد! حتی اگر روایتی صریح به من نشان دهید که بگوید انسان های اینچنینی حق ندارند پشیمان شوند من قبول نمیکنم (نه اینکه حرف امام را قبول نکنم به سندش شک میکنم) چون مخالف خلقت انسان است چون خدا به انسان قدرت اختیار داده است! هم به مومن ها داده است هم به شقی ترین افراد!
همه ی این انسان ها میتوانند بعد از کارهایش خلاف از کرده ی خود پشیمان شوند! (اینکه آیا پشیمان شوند یا خیر بحث من نیست) بحث من بر سر این است که حق دارند پشیمان شوند! اختیار خودشان را دارند! حال کسانی پیدا شده اند که میگویند این انسان اختیار خودش را ندارد و حق پشیمانی ندارد! نمیدانم بر چه اساس همچین حرف بی منطقی میزنید و روی آن پافشاری میکنید! اما همین قدر میدانم که آن انسان اگر بعد از انجام عملش به اندازه ی ذره ای به اندازه ی مثقالی پشیمان شود خداوند اینقدر عادل است که در قیامت در مجازاتش به همان اندازه تخفیف دهد!
حال شماها آمده اید و میگویید این چنین خدایی باید آن انسان را در همان لحظه سنگ میکرد و میکشت! نمیدانم چه طور در مغز خود مسائل را تحلیل کرده اید !
اما بدانید خدا به او فرصت داد تا آن دنیا حجت بر او تمام باشد و نتواند بگوید شاید من پشیمان میشدم!
دیگه از این بیشتر نمیتونم توضیح بدم دوستان!
واقعا نمیتونم! برید از کارشناس بپرسید حرف من درسته یا نه! اگر گفت نه علتش را هم به من بگید!
والسلام

FTMH_Mohammadi
۱۳۹۲/۰۴/۱۶, ۱۹:۴۷
سلام ...
راستش خواستم چند تا دلیل درست و حسابی براتون از قرآن و احادیث بیارم بیارم ... ولی هرچقدر بیشتر تحقیق کردم به اشتباه بودن نظریاتم بیشتر پی بردم ... مخصوصا چند تا حدیثی که از حضرت محمد و امام صادق در این راتباط خوندم ...

به هر حال حرفام رو پس میگیرم . قانع شدم !!! :Gol:

و اون چیزی که فهمیدم این بود که ما با ایمان و اعمالی که داریم انجام میدیم ... درحقیقت داریم "ذات" خودمون رو بهبود میبخشیم ... ممنون از دوستان .

بن موسی
۱۳۹۲/۰۴/۱۶, ۱۹:۵۲
به نام خدا
سلام

سلام ...
راستش خواستم چند تا دلیل درست و حسابی براتون از قرآن و احادیث بیارم بیارم ... ولی هرچقدر بیشتر تحقیق کردم به اشتباه بودن نظریاتم بیشتر پی بردم ... مخصوصا چند تا حدیثی که از حضرت محمد و امام صادق در این راتباط خوندم ...

به هر حال حرفام رو پس میگیرم . قانع شدم !!!

و اون چیزی که فهمیدم این بود که ما با ایمان و اعمالی که داریم انجام میدیم ... درحقیقت داریم "ذات" خودمون رو بهبود میبخشیم ... ممنون از دوستان .
الحمد لله.ولی در هر صورت اگر هنوز شکی دارید یا کامل قانع نشدید،به تحقیق ادامه بدید.به هر حال شک یک چیزی مثل ویرانیه.توی این دنیا برای این که چیزی آباد بشه باید از مرحله ویرانی عبور کنه.پس شک میتونه مقدمه یقین باشه.البته می تونه مقدمه گمراهی هم باشه.
و من الله توفیق

آینده
۱۳۹۲/۰۴/۱۶, ۲۱:۰۸
بنام او

باسلام..

البته سرکار خانم ؟؟..؟؟ من داشتم قانع میشدم و بلکه قانع بودم که نظرشما دراین رابطه تاحدودبسیارزیادی هم درست بوده و بلکه انسانها برای خودشان کمترین کاری نمیتوانند انجام دهند اما شما که گفتارخودتان را پس گرفتید ازیک جهت خوب کاری کردید ولی ازجهاتی دیگر که راه فکروتحقیق بیشتر را بنوعی مسدودنمودید که همچون گذشته خودمان را فریب دهیم که برای خود همه کاره خواهیم بود خیر و بلکه ما انسانها باید بدانیم که برای امروزخودمان بیشترین کاری هم که بتوانیم انجام دهیم گول خوردن خودمان یا گول زدن خودمان است و بلکه بگمانم ما انسانها فقط درمجموع و جمع است که همه کاره ایم اما در فردگرایی .. کمترازهیچ ..؟؟ {قسمت سرنوشت انسان و داستان فقر در وبلاگ متن امضا شما را به این امر رهنمون خواهدنمود که ما انسانها چه اقداماتی در جهت تغییر سرنوشت خود میتوانیم انجام دهیم که شاهد چنین بحثها و اتفاقات ناگواری برای شیعه و ایرانی نباشیم که درغیراینصورت ما تسلیم شدگانی خواهیم بود که گمان داریم برای امروزخود خیلی مختار خواهیم بود که متاسفانه چنین نیست و چنین هم نخواهدبود}


{ واین پاسخ کوتاه را لاجرم و مجبوربودم که درهمین لحظه بدهم که چه افرادی که همفکرشما بودیم که ازمسیر شاید درست تر منحرف هم شده و میشدیم که فقط تقاضایم این است بنابدلایلی و ازجمله بی ارتباطی به این بحث و تاپیک و مسدودشدن ناگهانی تاپیک،لطفادراینجا دیگرنقل قول نفرمایید و هرچه سوال احتمالی هست ازطرق دیگر و مانند پیغام خصوصی دراین انجمن یا وبلاگ اقدام گردد بهتراست و فرصت بیشتر}




{باسپاس}

pesar.zamini
۱۳۹۲/۰۴/۱۷, ۰۰:۰۸
بر فرض که به قول شما اصلا و ابدا حق توبه برای چنین افرادی وجود نداشته باشد! یک سوال از شما میپرسم ! پسر زمینی به سوال من جواب نداد! یعنی اگر جواب میداد همه ی تفکراتش پنبه میشد به همین دلیل جواب نداد! از شما میپرسم امیدوارم صادقانه جواب من را بدهید!
انسان اول شخص مومنی را میکشد و بعد به این گناهش افتخار میکند و همچنان کافر و متکبر به زندگی خود ادامه میدهد
انسان دوم شخص مومنی را میکشد و بعد (گرچه حق توبه ندارد) اما با این حال توبه میکند و به شدت پشیمان میشود و خودش مومن و مسلمان میشود و از این به بعد به دستورات خدا عمل میکند

روز قیامت میشود! این دو شخص را نزد خداوند میاورند تا محاکمه کنند:
سوال من اینجاست:
آیا خداوند این دو نفر را به یک شکل و در یک جا و مثل هم محاکمه میکند یا خیر؟
اگر بلی ! چرا؟ مگر خدا عادل نیست؟ مگر بین این دونفر فرق نیست؟
و اگر خیر! باز چرا؟ مگر نمیگویید توبه تاثیری ندارد و حق توبه ندارد؟ پس چرا مجازات این دو شخص را یکسان نمیدانید؟
دوست عزیز شما ها را با هو اشتباه گرفتید اصلا نمی دانید در مورد چه چیزی ما داریم بحث می کنیم من سوال پرسیدم که چرا خداوند به یک کودک شیعه مصب کمک نمی کند چرا ؟من نگفتم که خدا حتما باید اون تکفیری رو بکشه هزار تا راه است که خدا می توانست ان کودک را نجات دهد اما انقدر کور کورکورانه به سوال من جواب دادید که ماهیت همه چیز را زیر سوال بردین.
حالا جوابت رو میدم
ببین اگر کافری یکی را به خاطر ایمانش بکشد و بعد بتواند توبه کند و پشیمان شود باز هم توبه وی نمی تواند جانش را نجات دهد چون یکی را کشته و دستور اسلام این است که چون یکی را کشتی باید قصاص شوی فرقی ندارد چه توبه کنی و چه نکنی .

انسان اول شخص مومنی را میکشد و بعد به این گناهش افتخار میکند و همچنان کافر و متکبر به زندگی خود ادامه میدهد
انسان دوم شخص مومنی را میکشد و بعد (گرچه حق توبه ندارد) اما با این حال توبه میکند و به شدت پشیمان میشود و خودش مومن و مسلمان میشود و از این به بعد به دستورات خدا عمل میکند
اخه برادر عزیز مگه ما از حساب کتاب قیامت داریم حرف میزنیم که شما حرف قیامت رو پیش می کشید.ببین چه شخص اولی و چه شخص دوومی چون هر دو ادم کشتند باید قصاص شوند.چه اون شخص توبه کرده باشد و چه نکرده باشد قران دو نوع تاوان برای اشتباه انسانها بیان کرده تاوان دنیوی تاوان اخروی.بحث ما بر سر تاوان دنیوی است.چون این شخص یک کودک را به طرز فجیعی کشته است پس باید در این دنیا قصاص شود تا حق کودک و پدر و مادرش ضایع نگردد.و این هیچ ربطی به چیزی که شما می گویید ندارد.
من سوال پرسیدم چرا خداوند و عدالت خداوند اجازه میدهد یک کافر وحشی سر یک کودک معصوم و بی گناه مسلمان را بدرد؟چرا خداوند به این کودک یاری نرساند تا از دست این وحشی در امان باشد؟ایا این کودک در روز قیانت به خدا اعتراض نمی کند که چرا فلان افریده وحشی ات سر مرا برید به چه جرمی مرا کشت؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ؟
جوابهای شما برادران بی مفهوم و غیر مرتبط با بحث بنده بود و سوالهایتان بدتر.من با دفتر ایت الله خامنه ای تماس گرفته ام و انها به من گفتند که خداوند توبه کسی را که مومنی را از روی عمد و به خاطر ایمانش بکشد نمی پذیرد. حرف شما بیهوده است چون به یقین مراجع علمی از شما بیشتر می فهمند .شما خودتان با حرف هایتان خیلی بدتر عدالت خداوند را زیر سوال مبرید

رئوف
۱۳۹۲/۰۴/۱۹, ۲۱:۴۱
سوال:
در برابر ظلم های بزرگی که در جهان اتفاق می افتد، خدا چه می کند؟

پاسخ:
سوال مورد بحث را می توان از دو جنبه مورد بررسی قرار داد، نگاه نخست نگاهی عقلانی و منطقی است که در پی آن است که تبیینی منطقی برای شروری این چنین بیابد. نگاه دوم از این حیث در پی بحث است که شروری این چنین تاثیر بسیار بدی بر روح و روان انسان میگذارد و از نظر روحی نتایج بسیار بدی دارد (مانند یاس و ناامیدی)ظاهرا تمام دوستان و همچنین پرسشگر اصلی، می پذیرند که بحث از لحاظ منطقی و عقلانی مورد نظر است.

مطالبی که در پست ها بیان شده است، در دو دسته کلی قرار میگیرد، اشکالاتی که ناظر به نگاه دوم هستند، یعنی اشکالاتی که بر اساس مسائل عاطفی و احساسی سعی در ارائه یک تبیین و اخذ نتیجه هستند. از سوی دیگر، مطالبی نیز مطرح شده است که در چارچوب نگاه اول جای می گیرند ولی در این موارد نیز به توضیحاتی که قبلا داده شده است، کمتر توجه شده است. بخشی از پاسخ های قبلی بنده بدین شرح اند:

- این چنین نیست که خداوند از این مسائل مطلع نباشد و یا اینکه قدرت دخالت نداشته باشد و یا اینکه اساسا برایش مهم نباشد. بلکه مطلب مهم دیگری وجود دارد که درک آن نیازمند دقت است.

- هدف از خلقت چیست؟ خداوند انسانها را آفریده و به آنها قدرت انتخاب و اختیار عطا کرده است تا به وسیله آنها به کمال برسند. برای رسیدن به کمال فرد باید با اختیار و قدرت خود راه درست را انتخاب کند و به همین جهت (داشتن اختیار) فرد باید منطقا توانایی انتخاب راه غیر درست را هم داشته باشد(تا بتوان گفت که واقعا مختار بوده است)

- با توجه به این توضیحات، در جهانی که ایجاد شده است تا انسان ها در آن به کمال برسند، نیازمند اختیار هستیم و در چنین فضایی افرادی راه نیک را انتخاب می کنند و افرادی نیز چون چنین جنایتکارانی، راه پلید را بر می گزینند.

- آنچه مهم است این است که خداوند با عدالت با افراد برخورد کند و این مسئله در جهان دیگر اتفاق خواهد افتاد. مطمئنا فردی که چنین جنایتی انجام داده است مورد مواخذه قرار خواهد گرفت و به فردی که هم که مظلومانه شهید شده است جایگاه ویژه ای اعطاء خواهد شد(جایگاهی که رشک بسیاری را بر می انگیزد)

- این جهان، جهان عملکرد انسانهاست و افراد سرنوشت خود را در این دنیا می نویسند. و در جهان دیگر نتیجه اعمال خود را خواهند دید.

- خداوند مهربان است ولی معنا مهربانی این نیست که در هر حادثه ای به سرعت ظالمان را نابود کند. مگر افراد معصوم و والا مقامی وجود نداشتند که با فجیع ترین شرایط شهید شدند (امام حسین (ع)) در آن مورد اولویتی بیشتری برای دخالت مستقیم خداوند وجود داشت، اما مصالحی وجود دارد که به خاطر حفظ آنها خداوند کاری انجام نمی دهد. یکی از آن مصالح حفظ محیط دنیا به عنوان محیطی برای تکامل بشر بر اساس اختیار آنهاست.

- خداوند عادل است ولی عدالت خداوند تماما در دنیا ظاهر نمی شود. عدالت در مقام داوری که مهم ترین مرحله است، در جهان دیگر اتفاق می افتد. اساسا این دنیا، محل عمل کردن است. فرصتی که هر انسانی دارد تا آنگونه که می خواهد سرنوشت خود را رقم بزند. در این دنیا محاسبه و داوری ای در مورد اعمال نمی شود تا بگوییم عادلانه بوده است یا ظالمانه. اما در جهان دیگر که محل محاسبه اعمال است می توان از عادلانه یا غیر عادلانه بودن قضاوت سخن گفت. اگر خداوند قاتل و مقتول را به یک درجه پاداش یا عذاب داد، (تنها از این جهت) عادلانه نخواهد بود. ما قضاوت خداوند در جهان دیگر را ندیده ایم ولی خود خداوند در قرآن فرموده است که با عدالت با همه رفتار خواهد کرد، فلذا می توانیم مطمئن باشیم که خداوند عادلانه رفتار خواهد کرد.

- مطلب دیگری که در مورد سوال شما مهم است این است که اگرچه رسیدگی به اعمال بشر در جهان دیگر صورت خواهد گرفت و ظالمان مجازات خواهند شد، اما خداوند در قرآن از مسلمانان خواسته است که خود را برای مبارزه با متجاوزان آماده کنند(وَأَعِدُّواْ لَهُم مَّا اسْتَطَعْتُم مِّن قُوَّةٍ وَمِن رِّبَاطِ الْخَيْلِ تُرْهِبُونَ (1)"و شما (ای مومنان) در مقام مبارزه با آنها خود را مهیا کنید و تا حدی که میتوانید از آذوقه و آلات جنگی و اسبان سواری برای تهدید دشمنان خدا و دشمنان خودتان، فراهم سازید و...") و مجهز به قوی ترین سلاح ها و تجهیزات باشند. به عبارت دیگر مسلمانان باید در شرایطی باشند که هیچ دشمن خارجی جرات حمله به آنها را نداشته باشد. از سوی دیگر این مسئله در مقیاس درون دینی نیز صدق می کند. به این معنا که :

1 مسلمانان باید در جهت رفع کدورت ها بکوشند و رابطه ی برادرانه ای را که پیامبر از مسلمانان خواسته است، اجرا کنند و اجازه ندهند که افراطیون گروه های سنی و شیعه، باعث دشمنی بین مسلمانان و از بین رفتن سرمایه های جهان اسلام شوند.
2 در مورد وهابیت که در واقع دشمن مشترک شیعه و سنی محسوب می شوند نیز باید قدرت دافعه ی ما چنان قوی باشد که زمینه ای برای چنین جنایاتی نباشد.
(ذکر این مطلب از این رو مهم بود که خداوند علاوه بر اینکه به جنایت کاران اختیار داده است، به ما نیز اختیار عطا کرده تا شرایط را به نحوی پیش ببریم که در موضع ضعف نباشیم و بتوانیم از خود دفاع کنیم، توجه به کم کاری خودمان و اینکه مسئولیت ها را تماما متوجه خدا نکنیم، حایز اهمیت است.)

موفق باشید

1. سوره انفال آیه 60