PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : آیا بازم به خدا اعتماد کنم ؟



صفحه ها : [1] 2

helmon
۱۳۹۱/۰۴/۲۱, ۰۶:۲۰
سلام !
لطفا قبل از جواب کامل بخونید کمی فکر کنید و پاسخ بدین :)
خوب ! من با علم به این نتیجه رسیدم که خدا وجود داره
یعنی این که امکان اتفاقی بودن این جهان هستی خیلی خیلی کم هست
و به احتمال زیاد (99 درصد ) خدا وجود داره !
خوب وجود داشتن خدا ربطی به دین نداره !
الان چند مسئله پیش میاد !
1- خدا جهان رو ساخته ول کرده !
2- خدا جهان رو ساخته و نگهش میداره ولی به ما کاری نداره
3- خدا نمیخواد با ما ارتباز برقرار کنه
4-خدا میخواد با ما ارتباط برقرار کنه
خوب !
این بخش سوم خودش تقسیم میشه به شاخه های زیر !
1- خدا دین و پیامبر فرستاده ولی کلا دستوراتش تحریف شده و از بین رفته و به ما نرسیده
2- خدا هنوز با ما ارتباط برقرار نکرده و در آینده میخواد این کار رو انجام بده
3- خدا پیامبر و دین فرستاده و دستوراتش به طور کامل به ما رسیده
خوب الان چند تا دین داریم !
من خودم تورات و انجیل رو خوندم و واقعا مسخره هستن پس اینا یا تحریف شدن یا از اول اشتباه بودن و دروغ بوده !
قرآن و اسلام هم کمی وضعش از این دوتا بهتره
ولی قرآن هم سوتی زیاد داره
1- خدایی که میخواد ما نفهمیم چی میگه چرا اصلا قرآن فرستاده !
2- دروغ های موجود در قرآن (دقت کنید احادیث منظورم نیست چون که اون وضعش خرابه ...)
خوب من به معنی قرآن رو خوندم
بعضی جاهاش مسخره هست !
مانند اشاره به هفت آسمان :) شاید هم من نفهمیدم
و یک دروغ !
خدا گفته در قرآن که فرزندانتان را از ترس گرسنگی نکشید که آنکه خلق میکند حتما روزیش رو هم میده !
ولی بسیار افراد و کودکانی که از گرسنگی مردن!
همچنین چند شب پیش که نیمه شعبان بود !
حدیث معتبری در تلوزیون دیدم که خدا به ذات خود قسم خورده که در این روز هر کس چیزی از او بخواهد برآورده کند در حالی که به من گفت بیلاخ! این خواسته من هم خواسته ای نبود که مثلا بگم یه برج یا چیز دیگر و به ضرر کسی هم نبود یک خواسته کاملا منطقی !
بعضی افراد تا یک چیزی کشف میشه به قرآن ربط میدن و میگن هوی ببین معجزه !
خوب قرآن کتاب گنگی هست و طوری نوشته شده که میشه کلی برداشت ازش کرد
و این همه افراد با تمام تلاش و انگیزشون میخوان هر طور که شده این مسائل رو به قرآن ربط بدن ! و خوب معلومه که چیز هایی پیدا میشن براش
در ضمن من عدالت خدا هم برام ثابت نشده و هر چی در موردش فکر کردم به بیراهه رسید
خلاصه کلام این که فکر میکنم خدا هست
ولی مطمئن نیستم که اسلام یا دین های دیگه از طرف خدا هست یا نتیجه افکار بعضی ها !
بار ها از خدا خواستم حتی شده در خواب نشانه ای به من نشون بده ولی باز هم نتیجه ای نداشته
با این وضع ادامه اعتقاد به خدا رو حماقت میدانم !
بسیار هم در این موارد تحقیق کردم
اگر پاسخ قانع کننده ای در این موارد دارید مهم نیست از کدام منبع و کدام مرجع بیان کنید
امیدوارم که به نتیجه برسم !
آخر زندگی بدون برخی چیز هایی که در برخی دین ها وعده داده شده (مانند زندگی بعد از مرگ و ... ) واقعا برایم وحشت ناک و تلخ خواهد بود (گرچه الانش هم هست ولی یه باریکه امیدی داریم !)
میترسم دین واقعا به خاطر امید دادن به مردم و کنترل اونها توسز برخی افراد ایجاد شده باشه :|
لطفا صریح و علمی و منطقی پاسخ بدین :Gol:

کارشناس بحث : صدیق

فتا 1
۱۳۹۱/۰۴/۲۱, ۰۷:۵۳
یا بَنِی إِسْرَائِیلَ اذْكُرُوا نِعْمَتِی الَّتِی أَنْعَمْتُ عَلَیكُمْ وَأَوْفُوا بِعَهْدِی أُوفِ بِعَهْدِكُمْ وَإِیای فَارْهَبُونِ«البقرة/40»
ای فرزندان اسرائیل نعمتهایم را که بر شما ارزانی داشتم به یاد آرید و به پیمانم وفا کنید تا به پیمانتان وفا کنم و تنها از من بترسید

خداوند نعمتش را برای همه تمام نموده اگر ما اسرافکاران به هم ظلم میکنیم تقصیر خدا چیست

اما مطلب دوم ایا شما تعهدت را نسبت به خدا انجام داده ای که انتظار داری خواسته ات براورده شود .

helmon
۱۳۹۱/۰۴/۲۱, ۰۸:۰۸
یا بَنِی إِسْرَائِیلَ اذْكُرُوا نِعْمَتِی الَّتِی أَنْعَمْتُ عَلَیكُمْ وَأَوْفُوا بِعَهْدِی أُوفِ بِعَهْدِكُمْ وَإِیای فَارْهَبُونِ«البقرة/40»
ای فرزندان اسرائیل نعمتهایم را که بر شما ارزانی داشتم به یاد آرید و به پیمانم وفا کنید تا به پیمانتان وفا کنم و تنها از من بترسید

خداوند نعمتش را برای همه تمام نموده اگر ما اسرافکاران به هم ظلم میکنیم تقصیر خدا چیست

اما مطلب دوم ایا شما تعهدت را نسبت به خدا انجام داده ای که انتظار داری خواسته ات براورده شود .

سلام دوست عزیز !
راستی یادم رفت بگم من خودم استاد سفسطه و پیچوندن هست
با هر کی اره با ما نه آره :)
اگه قرار به بحث فلسفی هست من در عرض 5 دقیقه میتونم کل آفرینش رو ببرم زیر سوال !
راستی اصراف اینجوری نوشته میشه :)
خوب این جواب فلسفی بود به پاسخ فلسفی شما !
الان بریم سر بحث علمی و عقلانیش !
اگر چیزی قراره به ما نرسه چه فرقی میکنه خدا مانعش بشه یا بنده خدا !
مهم اینه که نرسیده !
مگر خدا توانایی پیشبینی اینو موضوع رو نداشته که کسی مانع خواهد شد !؟!؟!
مگر نمیتوانسته مانع از مانع شدن اون ظالم بشه !؟!
مگر نمیتوانسته از راه دیگری برسونه !؟
بعله انجام دادیم ! :)

sara.tanha
۱۳۹۱/۰۴/۲۱, ۰۸:۲۰
سلام
می فرمایید که تعهدات تونو انجام دادید. چه تعهدی رو چطور انجام دادین؟؟؟؟ مثلا نماز خوندنو مثال بزنم. یکی میاد در عرض 3 سوت و با بی توجهی نمازشو میخونه یکی میاد با کلی توجه و اداب نمازشو می خونه. حالا کدوم درست به تعهدشون عمل کردن؟؟؟؟
اگه قرار بود خدا همه کارا رو واسه انسان انجام بده اونوقت دیگه اسمش انسان نبود. یه حیوان بود که همه چیز براش آماده است!
درضمن اسراف درسته!

helmon
۱۳۹۱/۰۴/۲۱, ۰۸:۲۷
سلام
می فرمایید که تعهدات تونو انجام دادید. چه تعهدی رو چطور انجام دادین؟؟؟؟ مثلا نماز خوندنو مثال بزنم. یکی میاد در عرض 3 سوت و با بی توجهی نمازشو میخونه یکی میاد با کلی توجه و اداب نمازشو می خونه. حالا کدوم درست به تعهدشون عمل کردن؟؟؟؟
اگه قرار بود خدا همه کارا رو واسه انسان انجام بده اونوقت دیگه اسمش انسان نبود. یه حیوان بود که همه چیز براش آماده است!
درضمن اسراف درسته!

تعهدات ؟
من با اینکه یادم نمیاد تعهدی داده باشم ولی اعمال که توسط اسلام بیان شده رو بعله انجام دادم
در ضمن این حدیث مشروط نبود !
حیون همه چیز براش آماده هست ؟!
اسراف و اصراف هر دوش نوشته میشه ولی چون مربوط به مصرف شدن و صرف شدن هست فکر کنم اصراف درست تر باشه شایدم هر دو درسته !

helmon
۱۳۹۱/۰۴/۲۱, ۰۸:۳۱
وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَنِي آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَ أَشْهَدَهُمْ عَلي‏ أَنْفُسِهِمْ أَ لَسْتُ بِرَبِّكُمْ قالُوا بَلي‏ شَهِدْنا أَنْ تَقُولُوا يَوْمَ اَلْقِيامَةِ إِنَّا كُنَّا عَنْ هذا غافِلِينَ أَوْ تَقُولُوا إِنَّما أَشْرَكَ آباؤُنا مِنْ قَبْلُ وَ كُنَّا ذُرِّيَّةً مِنْ بَعْدِهِمْ أَ فَتُهْلِكُنا بِما فَعَلَ اَلْمُبْطِلُونَ‏؛

و چون پروردگارت فرزندان بني آدم را از پشت‏هاي ايشان برگرفت و آنان را بر خودشان گواه گرفت [و پرسيد] آيا پروردگار شما نيستم؟ گفتند: چرا شهادت مي‏دهيم تا مبادا روز قيامت بگوييد ما از اين [حقيقت‏] بي‏خبر بوديم. يا مبادا بگوييد همانا پدران ما در گذشته شرك آورده بودند و ما فرزنداني از پي ايشان بوديم، آيا ما را به خاطر كاري كه باطل انديشان كردند هلاك مي‏كني‏، (اعراف، آيات 172 و 173)
--
قدیم ها مردم فکر میکردن که اسپرم انسان (که بهش تخم میگفتن) از پشت انسان میاد
و قرآن هم این رو اشتباه بیان کرده
یعنی خدا نمیدونسته که اسپرم ها در بیضه ساخته میشن و ربطی به پشت(کمر) ندارن !؟

sara.tanha
۱۳۹۱/۰۴/۲۱, ۰۸:۳۷
من توصیه می کنم شما دیدتون رو وسیع کنید. خیلی سطحی به مسایل نگاه می کنید....
من هرچی بگم شما با سطحی نگری تون اونو اشتباه تلقی می کنید.

helmon
۱۳۹۱/۰۴/۲۱, ۰۸:۴۲
من توصیه می کنم شما دیدتون رو وسیع کنید. خیلی سطحی به مسایل نگاه می کنید....
من هرچی بگم شما با سطحی نگری تون اونو اشتباه تلقی می کنید.

سطحی ؟!
شاید نحوه بیان ساده و کودکانه من موجب شده همچین فکری کنید
نخواستم الکی از الفاط قلمبه سلمه استفاده کنم
--
اگر کسی بخواد میتونه همه چیز رو بخدا ربط بده
اگر هم کسی بخواد میتونه همه جوره خدا رو انکار کنه
من هیچ کدوم این ها رو نمیخوام
جواب منطقی و درست

ناصر یوسف نژاد
۱۳۹۱/۰۴/۲۱, ۰۹:۱۳
سلام !
لطفا قبل از جواب کامل بخونید کمی فکر کنید و پاسخ بدین :)
خوب ! من با علم به این نتیجه رسیدم که خدا وجود داره
یعنی این که امکان اتفاقی بودن این جهان هستی خیلی خیلی کم هست
و به احتمال زیاد (99 درصد ) خدا وجود داره !...
:gol:
شما آخرین کتابی که در زمینه ی خداشناسی مطالعه فرموده اید را می شود نام ببرید؟(بجز تورات و انجیل و قرآن).

شما اشاره به هفت آسمان کردید و فرمودید مسخره است! 1400 سال پیش هم شخصی مثل شما وقتی در قرآن خوند که «ما شما را از سر انگشتانتان باز می شناسیم» فکر کرد که این جمله مسخره است! اما الان مشخص شده که اثر انگشت هیچ دو نفری با هم یکی نیست...

خداوند فرموده است که فرزندان خود را نکشید من به آنها روزی می دهم. اما اگر دیدند آنجا بیماری و قحطی و گرسنگی و ... آزارشان می دهد یا مهاجرت کنند، یا درصدد رفع مشکل برآیند. وقتی نه دنبال سواد می روند، نه دنبال علم، نه تلاش می کنند که بهتر زندگی کنند، مقصر خودشانند که از گرسنگی می میرند. مردن فرزندانشان از گرسنگی نیست، از بی دانشی است، از تنبلی است.

بعدش حدیث معتبری که شما در تلویزیون بهش اشاره کردید کاملا درست است.
آیا خداوند برای برآورده کردن آرزوی شما زمان مشخصی به شما اعلام کرده و بعد خلف وعده کرده؟!
چیزی که شما در آن روز خواسته اید، به شما حتماً داده خواهد شد، اما در زمانی که خداوند صلاح می داند. شما صبر کنید، ان الله مع الصابرین.

سرگشته
۱۳۹۱/۰۴/۲۱, ۰۹:۲۵
سلام دوست عزیز. چند وقت قبل من همچین مشکلی رو تو این انجمن مطرح کردم که جواب های خیلی خوبی گرفتم. صورت سوالم یه کم متفاوت با شماست اما دوستان حرف های خوبی زدن که شاید به درد شما هم بخوره.
ضمن اینکه من هنوز یه مقدار ابهاماتی دارم که فکر میکنم با دنبال کردن تاپیک شما منم بتونم جواب سوالاتم رو بگیرم
http://www.askdin.com/thread13366.html

فتا 1
۱۳۹۱/۰۴/۲۱, ۰۹:۳۱
سلام دوست عزیز !
راستی یادم رفت بگم من خودم استاد سفسطه و پیچوندن هست
با هر کی اره با ما نه آره :)
اگه قرار به بحث فلسفی هست من در عرض 5 دقیقه میتونم کل آفرینش رو ببرم زیر سوال !
راستی اصراف اینجوری نوشته میشه :)
خوب این جواب فلسفی بود به پاسخ فلسفی شما !
الان بریم سر بحث علمی و عقلانیش !
اگر چیزی قراره به ما نرسه چه فرقی میکنه خدا مانعش بشه یا بنده خدا !
مهم اینه که نرسیده !
مگر خدا توانایی پیشبینی اینو موضوع رو نداشته که کسی مانع خواهد شد !؟!؟!
مگر نمیتوانسته مانع از مانع شدن اون ظالم بشه !؟!
مگر نمیتوانسته از راه دیگری برسونه !؟
بعله انجام دادیم ! :)


اسراف
1 - ( مصدر ) گزاف کاری کردن در گذشتن از حد میانه . 2 - تلف کردن مال ولخرجی کردن . 3 - ( اسم ) فراخ روی فراخ رفتاری افراط تبذیر . 4 - ولخرجی تبذیر .
عبد و بنده
اصراف
( مصدر ) 1 - بگردانیدن باز گردانیدن 2 - نزدیک کردن فتح. حرف روی بضمه یا کسره مختلف آوردن حرکت روی .
جمع صرف

خو ب این پاسخ ملا لغتی شما

و اما این ایه قران چه ربطی به فلسفه دارد خداوند میفرماید ای فرزندان یعقوب پیامبر خدا من نعمت را بر شما تمام کرده ام یعنی به اندازه کافی نعمت در روی زمین هست حال این شما هستید که بعنوان خلیفه من باید بین خودتان عدالت را برقرار کنید و اگر نکنید باید پاسخ گو باشید اگر قرار بود خداوند خودش عدالت را بر قرار کند پس صواب و عقاب چه معنی داشت .

چه انجام داده اید انچه انسان موظف به انجام انست اجرای عدالت است شما حتی با خودتان هم صادق نیستید و خدائی را که همه وجود شما انرا تصدیق میکند انکار میکنید و بجای حق جوئی به دنبال بهانه جوئی هستید .

سرگشته
۱۳۹۱/۰۴/۲۱, ۰۹:۴۱
راستی منم یه پیشنهاد میدم: قدری آروم باشید. یعنی به دنبال حل ابهامتون باشید نه مجادله با موضوع. احساس میکنم میخواید برا خودتون ثابت کنید که خدایی با این تعاریف نیست. در صورتیکه به نظر من اگر دیدتون رو مثبت کنید ذهنتون پذیراتر میشه. ذهن پذیرا منطقی و بی طرف درک میکنه. اما وقتی اینجوری حالت تدافعی میگیرین چشمتون روی یه سری حقیقت ها بسته میشه. بی طرف باشید تا ابهام حل بشه. حالا یا به این نتیجه میرسین که چنین خدایی نیست یا اینکه نتیجه میگیرین که هست!

helmon
۱۳۹۱/۰۴/۲۱, ۱۰:۰۹
سلام دوست عزیز. چند وقت قبل من همچین مشکلی رو تو این انجمن مطرح کردم که جواب های خیلی خوبی گرفتم. صورت سوالم یه کم متفاوت با شماست اما دوستان حرف های خوبی زدن که شاید به درد شما هم بخوره.
ضمن اینکه من هنوز یه مقدار ابهاماتی دارم که فکر میکنم با دنبال کردن تاپیک شما منم بتونم جواب سوالاتم رو بگیرم
http://www.askdin.com/thread13366.html

خدا رو شکر بلاخره کسی من رو درک کرد !
قبول دارم که سوالم و حرف هام یکم تهاجمی بود ولی دیگه خسته شدم
الان 3 سال هست هر روز هر روز در مورد خدا فکر میکنم
گاهی باورش میکنم میشم بچه مذهبی نماز و ....
گاهی یه سری سوال بی جواب میاد کلا باورام میپره!
اصلا ثبات نداره اعتقاداتم!
خیلی مطالعه و فکر میکنم ولی بازم خیلی چیزا به بمبست میرسه
اصلا خدا چرا ما رو آفریده ؟
خدا مگر بی عیب نیست ؟ پس چرا مخلوقاتش معیوب هستن ؟
این جهان پر از عیب و ایراد هست
کتاب نهج البلاغه رو تا میخونم از اسلام زده میشم ! اصلا با منطق من جور در نمیاد
خدا اصلا چرا جهان رو خلق کرده
ما رو خلق کرده که چی بشه ؟ عبادت کنیم ؟ مگر خدا نیاز مند هست ؟ اصلا خود خدا چرا باید باشه ؟!
برخی قوانین اسلام هم مسخره هست ! و خیلی از کار ها
خدا چرا عدالت نداره !؟
اون بچه ای که دم تولد از قحطی و گرسنگی میمره نمیتونه مثلا به درجات بالای عرفانی برسه چون بچه بوده و خیلی سوالات دیگه که هیچ کس هم جواب نمیده و میان بحث فلسفی میکنن چون بود هست شد و ... :|
بعد میگن چرا جوانان از دین فرارین !
اصلا چرا خداوند به من عقل نداده تا بفهممش
اگه من بد هستم خدا من رو بد آفریده اگه خوبم خدا من رو خوب آفریده
هر کار خوب و بدی اگه خدا وجود داشته باشه مال خدا میشه
البته شاید زیاد توقع داشتم ! شما هم مثل من انسان هستین ! و کسی که باید پاسخ بده خداس ! :)

ناصر یوسف نژاد
۱۳۹۱/۰۴/۲۱, ۱۰:۴۵
علم بشر محدود هست و هرچه این علم بیشتر پیشرفت کنه، رمز و راز جهان آفرینش رو بیشتر کشف می کنه. اگر در اسلام گفته شده ز گهواره تا گور دانش بجوی به این دلیل است که انسان سریعتر از وادی جهل بیرون بیاید و افرادی امثال بنده یا شما از جهل خودمون رو به کفر نیاریم جانم.

الان اگر یک استاد ریاضی یک مسئله مشکل رو در حضور یک کودک خردسال 1000 بار هم حل کنه، باز هم اون کودک چیزی نمی فهمه. فهم چگونگی حل اون مسئله یه مقدماتی می خواد که اون کودک فرانگرفته. اون کودک باید اون مقدمات رو فرابگیره تا راه حل مسئله رو درک کنه. بعد اگر قانع نشد سؤال کنه.

ما هنوز مثل اون کودک هستیم.

یک جانوری در آب زندگی می کنه نوعی مارمولک. اگر دستش یا پاش قطع بشه، بعد از یه مدت یه دست یا پای کامل در می آره. اما انسان اگر دست یا پاش قطع بشه فعلا عضو جدیدی در نمی یاد جاش.

این عدم علم و آگاهی انسان، باعث میشه از دست یا پا محروم بمونه تا زمانی که اینقدر در این زمینه تحقیق کنه تا راز این که اون حیوان چطور خودش رو ترمیم می کنه رو کشف کنه.
بعد از اون دیگه این مسئله برای انسان یه مشکل محسوب نمی شه.
در مابقی علوم هم همینطور.
شما همین دنیای امروز رو با دنیای گذشتگان مقایسه کنید و ببینید چه خرافاتی وجود داشته و چه کارهای مضری انجام می شده، یا چه کارهای مفیدی انجام نمی شده که به مدد بالارفتن علم بشر امروزه از رفع مضرات و مفاید اونها برخورداریم.

نمیشه که یهو پرده از روی همه ی رازهای آفرینش برای ما برداشته بشه، اونم بدون تلاش و زحمت. اگر قرار بود اینگونه باشه، به نظر من اصلا دلیلی نداشت که از اول خلق بشه.

شما فرض کن کنکور برگزار بشه، یک ساعت که از زمانش گذشت، پاسخنامه رو با جواب بهتون بدن!
این مسخره نیست؟!

helmon
۱۳۹۱/۰۴/۲۱, ۱۰:۵۰
علم بشر محدود هست و هرچه این علم بیشتر پیشرفت کنه، رمز و راز جهان آفرینش رو بیشتر کشف می کنه. اگر در اسلام گفته شده ز گهواره تا گور دانش بجوی به این دلیل است که انسان سریعتر از وادی جهل بیرون بیاید و افرادی امثال بنده یا شما از جهل خودمون رو به کفر نیاریم جانم.

الان اگر یک استاد ریاضی یک مسئله مشکل رو در حضور یک کودک خردسال 1000 بار هم حل کنه، باز هم اون کودک چیزی نمی فهمه. فهم چگونگی حل اون مسئله یه مقدماتی می خواد که اون کودک فرانگرفته. اون کودک باید اون مقدمات رو فرابگیره تا راه حل مسئله رو درک کنه. بعد اگر قانع نشد سؤال کنه.

ما هنوز مثل اون کودک هستیم.

یک جانوری در آب زندگی می کنه نوعی مارمولک. اگر دستش یا پاش قطع بشه، بعد از یه مدت یه دست یا پای کامل در می آره. اما انسان اگر دست یا پاش قطع بشه فعلا عضو جدیدی در نمی یاد جاش.

این عدم علم و آگاهی انسان، باعث میشه از دست یا پا محروم بمونه تا زمانی که اینقدر در این زمینه تحقیق کنه تا راز این که اون حیوان چطور خودش رو ترمیم می کنه رو کشف کنه.
بعد از اون دیگه این مسئله برای انسان یه مشکل محسوب نمی شه.
در مابقی علوم هم همینطور.
شما همین دنیای امروز رو با دنیای گذشتگان مقایسه کنید و ببینید چه خرافاتی وجود داشته و چه کارهای مضری انجام می شده، یا چه کارهای مفیدی انجام نمی شده که به مدد بالارفتن علم بشر امروزه از رفع مضرات و مفاید اونها برخورداریم.

نمیشه که یهو پرده از روی همه ی رازهای آفرینش برای ما برداشته بشه، اونم بدون تلاش و زحمت. اگر قرار بود اینگونه باشه، به نظر من اصلا دلیلی نداشت که از اول خلق بشه.

شما فرض کن کنکور برگزار بشه، یک ساعت که از زمانش گذشت، پاسخنامه رو با جواب بهتون بدن!
این مسخره نیست؟!

خوب خدا به ما عقل و ضرفیت کم داده که ما نمیفهمیم و کفر می ورزیم! پس اگه اینجوری بشه گفت تقصیر خداس !
باقی حرفتون هم مربوط به نقص انسان و مخلوق ناقص خدا داره !
حتی اگر انسان کامل بود و همه چیز رو هم میدونست باز هم مسخره بود
اصلا اساس آفرینش مسخره نیست ؟
چیزی که نیازی به بودنش نیست چرا آفریده شده ؟ :Gig:

سرگشته
۱۳۹۱/۰۴/۲۱, ۱۱:۱۵
خدا رو شکر بلاخره کسی من رو درک کرد !
قبول دارم که سوالم و حرف هام یکم تهاجمی بود ولی دیگه خسته شدم
الان 3 سال هست هر روز هر روز در مورد خدا فکر میکنم
گاهی باورش میکنم میشم بچه مذهبی نماز و ....
گاهی یه سری سوال بی جواب میاد کلا باورام میپره!
اصلا ثبات نداره اعتقاداتم!
خیلی مطالعه و فکر میکنم ولی بازم خیلی چیزا به بمبست میرسه
اصلا خدا چرا ما رو آفریده ؟
خدا مگر بی عیب نیست ؟ پس چرا مخلوقاتش معیوب هستن ؟
این جهان پر از عیب و ایراد هست
کتاب نهج البلاغه رو تا میخونم از اسلام زده میشم ! اصلا با منطق من جور در نمیاد
خدا اصلا چرا جهان رو خلق کرده
ما رو خلق کرده که چی بشه ؟ عبادت کنیم ؟ مگر خدا نیاز مند هست ؟ اصلا خود خدا چرا باید باشه ؟!
برخی قوانین اسلام هم مسخره هست ! و خیلی از کار ها
خدا چرا عدالت نداره !؟
اون بچه ای که دم تولد از قحطی و گرسنگی میمره نمیتونه مثلا به درجات بالای عرفانی برسه چون بچه بوده و خیلی سوالات دیگه که هیچ کس هم جواب نمیده و میان بحث فلسفی میکنن چون بود هست شد و ... :|
بعد میگن چرا جوانان از دین فرارین !
اصلا چرا خداوند به من عقل نداده تا بفهممش
اگه من بد هستم خدا من رو بد آفریده اگه خوبم خدا من رو خوب آفریده
هر کار خوب و بدی اگه خدا وجود داشته باشه مال خدا میشه
البته شاید زیاد توقع داشتم ! شما هم مثل من انسان هستین ! و کسی که باید پاسخ بده خداس ! :)

منم همین مشکل شما رو دارم. یه روز مسلمونم و یه روز به خدا گله میکنم که آخه خدا پس اگه هستی این شک رو از دل من بردار! ولی خب هنوز ناامید نشدم و به دنبال یقین هستم. به قول شما اصلا ثبات اعتقادی ندارم. هر دم یه سری سوال احاطه ام میکنن که حلاوت نماز قشنگ رو ازم میگیرن!
من فکر میکنم شما یه اشتباه تو طرح سوالتون دارین. سوال هاتون رو خورد خورد کنید. همش رو یکجا مطرح میکنید. اینجوری هم اونی که میخواد راهنماییتون کنه رو گیج میکنید و هم به همه ی ابهاماتتون کامل حل نمیشه. هر کی میخواد یه گوشه اش رو حل کنه.
اینجا متخصص هایی هستن که علاوه بر علم بالا ، بینش بالایی هم دارن. به نظر من دونه دونه ابهاماتتون رو پیگیری کنید.

تو یه دفتری، جایی که بعد بتونید مرورش کنید یادداشت کنید. هر کدوم که ابهامتون حل شد رو توش خلاصه بنویسید. اینجوری ممکنه یه تعدادش که حل بشه بطور کامل بقیه هم خود به خود براتون حل بشه.
من فعلا اینجای ماجرا گیرم که :
من به این یقین رسیدم که از بین ادیان موجود، اسلام کامل ترینه. رئوس مفاهیمش هم منطقی و مطابق با خلق و خوهای خود آدمیزاده! شبهات کوچیکی که در خود دین دارم رو گذاشتم برای بعد. فکر میکنم اگه اول ریشه ی ماجرا یعنی اولین سطح ابهاماتم پیرامون خود خدا رو حل کنم، همه چی خل میشه
اولین درد من اینه: نکنه اینهمه دعوت به خدا... در واقع یه کلک روانشناسی باشه! اینکه انسان باید یه هدفی داشته باشه. باید یه نقطه ی امید... یه دستاویز... داشته باشه. نکنه اونچه که در اتباط با خدا به ما میگن مثل همین دعا کردن، در واقع یه چیزی ساخته ی ذهن بشر باشه. بشر باهوشی که میدونه اگر در اعماق ضمیرش معتقد باشه کسی هست که کمکش میکنه، آرامش میگیره. حالا اگه اون کس کمکش کرد که درست دراومده. وگرنه مصلحت بوده!!!!!!! آخه پس چطور کشتی طوفانی دریای زندگیمون رو بسپاریم دست کسی که اگر مصلحت دونست کمکمون میکنه!؟ و اگر ندونست نه! در جواب این سوالم یه گروهی میگن این به اون دلیله که خدا مصلحت ما رو بهترمیدونه.
آخه کدوم مصلحت؟ وقتی من میبینم مثلا اونی که خیلی هم مومنه ولی خدا هیچکدوم از دعاهاش رو مستجاب نکرده. تو دنیا هم به خودش هیچی نمی بینه و می میره! پس چرا خدا مصلحتش رو نشونش نداد؟
حالا دو حالت پیش میاد:
یا مصلحتش فقط در این بوده که بهش نده ------> پس چرا کلیت عمر این فرد با بدبختی و مشکلات بوده؟! خدا اینومیخواسته؟ لااقل یه جا دیگه بهش خوشی می داد!
یا مصلحتش در این بوده که یه جا بهش نده تا یه جا دیگه بهترش رو بدست بیاره! ---------> باز این یه چیزی!

در حالت اول فقط در صورتی می تونیم خودمون رو آروم کنیم که بدونیم دنیای بعدی هست و شاید خدا میخواد اونجا بهترش رو بده! ولی اگه نداد چی؟ اگه جهنمی شد چی؟ نه تو این دنیا بهره برده و نه اون دنیا!
ممکنه بگیم خب میخواست کار خوب انجام بده! باشه. بالاخره تو همین دنیاهم مساوات برقرار نمیشه. بابا آخه خدا جون تو که خودت ما رو خلق کردی و میدونی ما عجولیم. میدونی تو همین دنیا میخوایم. پس دیگه این کارا چیه؟!

میدونی بعدش که این ابهامات پیش میاد که میبینم اگر دعا هم بکنم معلوم نیست خدا بهم بده یا نه... معلوم نیست اصلا چه مصلحتی در کار میبینه و... تصمیم میگیرم سرم رو به اموزه های روانشناسی گرم کنم که آروم شم. مثلا تلقینات مثبت. تابلوهای هدف. میرم سراغ علم مدرن روز! نه خدایی که هر چی بیشتر بهش شک میکنم، بیشتر حس میکنم دوستش دارم...
دیشب قبل خواب از بس فکر کردم، دیگه اشکام ریخت. پیش خودم گفتم بذار فقط همین دوست داشتن خالص باشه. بذار مثل معشوق زمینیم بدون هیییچ انتظاری دوستش داشته باشم. بذار برای همیشه دست از این شک ها بردارم و بگم: چجوری هستی و هستی یا نیستی، من عاشقتم!

سرگشته
۱۳۹۱/۰۴/۲۱, ۱۱:۲۹
علم بشر محدود هست و هرچه این علم بیشتر پیشرفت کنه، رمز و راز جهان آفرینش رو بیشتر کشف می کنه. اگر در اسلام گفته شده ز گهواره تا گور دانش بجوی به این دلیل است که انسان سریعتر از وادی جهل بیرون بیاید و افرادی امثال بنده یا شما از جهل خودمون رو به کفر نیاریم جانم.

الان اگر یک استاد ریاضی یک مسئله مشکل رو در حضور یک کودک خردسال 1000 بار هم حل کنه، باز هم اون کودک چیزی نمی فهمه. فهم چگونگی حل اون مسئله یه مقدماتی می خواد که اون کودک فرانگرفته. اون کودک باید اون مقدمات رو فرابگیره تا راه حل مسئله رو درک کنه. بعد اگر قانع نشد سؤال کنه.

ما هنوز مثل اون کودک هستیم.

یک جانوری در آب زندگی می کنه نوعی مارمولک. اگر دستش یا پاش قطع بشه، بعد از یه مدت یه دست یا پای کامل در می آره. اما انسان اگر دست یا پاش قطع بشه فعلا عضو جدیدی در نمی یاد جاش.

این عدم علم و آگاهی انسان، باعث میشه از دست یا پا محروم بمونه تا زمانی که اینقدر در این زمینه تحقیق کنه تا راز این که اون حیوان چطور خودش رو ترمیم می کنه رو کشف کنه.
بعد از اون دیگه این مسئله برای انسان یه مشکل محسوب نمی شه.
در مابقی علوم هم همینطور.
شما همین دنیای امروز رو با دنیای گذشتگان مقایسه کنید و ببینید چه خرافاتی وجود داشته و چه کارهای مضری انجام می شده، یا چه کارهای مفیدی انجام نمی شده که به مدد بالارفتن علم بشر امروزه از رفع مضرات و مفاید اونها برخورداریم.

نمیشه که یهو پرده از روی همه ی رازهای آفرینش برای ما برداشته بشه، اونم بدون تلاش و زحمت. اگر قرار بود اینگونه باشه، به نظر من اصلا دلیلی نداشت که از اول خلق بشه.

شما فرض کن کنکور برگزار بشه، یک ساعت که از زمانش گذشت، پاسخنامه رو با جواب بهتون بدن!
این مسخره نیست؟!
جوابتون تامل برانگیز و جالب بود. ولی یه چیزی. خب اون مارمولکه میدونه که دست و پاش اگر قطع شد میتونه ترمیم کنه. ما که اصلا نمیدونیم چی؟! فرمایش شما برا یه چیزی که سلسه مراتب داشته باشه کاملا صحیحه. اما ما یه سری سوال بصورت موازی داریم. یعنی تو همون پایه گیریم. در واقع ما در اساس یه موضوع شک هایی داریم که بصورت موازی با هم هستند. آقا اول یقین پیدا کنیم. اون مراتب بعدی رو میپذیریم.

ناصر یوسف نژاد
۱۳۹۱/۰۴/۲۱, ۱۱:۳۰
...آخه پس چطور کشتی طوفانی دریای زندگیمون رو بسپاریم دست کسی که اگر مصلحت دونست کمکمون میکنه!؟ و اگر ندونست نه! در جواب این سوالم یه گروهی میگن این به اون دلیله که خدا مصلحت ما رو بهترمیدونه. ...!

بازهم جواب شما به کم دانشی برمی گرده. مثل کودک نوپایی که تلاش می کند به کتری آب جوش دست بزند اما وقتی والدین مقاومت می کنند، فریاد می زند و با خود فکر می کند که کتری که چیز بدی نیست، چرا نمی گذارند من دست بزنم؟!
شما مثل دانش آموز کلاس اول دبستان می مانید که حوصله ندارید مثلا تا کلاس دوم دبیرستان درس بخوانید، و یک معادله درجه دوم روبروتون گذاشتید و با خودتون گمان می کنید مدت زیادی است که روی آن فکر می کنید! و اینکه نتوانسته اید آنرا حل کنید، حتماً مسئله ایراد دارد! پس به این نتیجه می رسید که اصلا چرا صورت مسئله را پاک نکنم!
اصلا مسئله ای وجود نداشته باشد، ناتوانی شما از درک مسئله پوشیده می ماند!

ناصر یوسف نژاد
۱۳۹۱/۰۴/۲۱, ۱۱:۴۲
جوابتون تامل برانگیز و جالب بود. ولی یه چیزی. خب اون مارمولکه میدونه که دست و پاش اگر قطع شد میتونه ترمیم کنه. ما که اصلا نمیدونیم چی؟! فرمایش شما برا یه چیزی که سلسه مراتب داشته باشه کاملا صحیحه. اما ما یه سری سوال بصورت موازی داریم. یعنی تو همون پایه گیریم. در واقع ما در اساس یه موضوع شک هایی داریم که بصورت موازی با هم هستند. آقا اول یقین پیدا کنیم. اون مراتب بعدی رو میپذیریم.

ای دل بکوش که صاحب خبر شوی...
زگهواره تا گور دانش بجوی...
توانا بود هرکه دانا بود...
...

اینهمه گفته شده که علم کلید حل معماهاست، باز هم می پرسید چکار کنیم؟
دنبال علم برید، تحقیق کنید تا به جواب برسید.
اینهمه اختراع و اکتشاف در اثر تحقیق بوجود آمده، نه یک جا نشستن.

به راه بادیه رفتن به از نشستن باطل*که گر مراد نیابم به قدر وسع بکوشم

شما همین که قدم در راه تحقیق گذاشتید، حالا با هر امکاناتی، به همون مقدار هم نتیجه می گیرید.
هرقدر بیشتر تحقیق و آزمایش کنید، به جواب های بیشتری دست پیدا می کنید.
فقط سؤال کردن شما را به جایی نمی رساند.

این دنیا یه سؤال هوش بزرگ است. شما تا آخر عمر خود فرصت دارید آنرا حل کنید.

Mohammad2db
۱۳۹۱/۰۴/۲۱, ۱۲:۲۱
[color=green]سلام !
لطفا قبل از جواب کامل بخونید کمی فکر کنید و پاسخ بدین :)
خوب ! من با علم به این نتیجه رسیدم که خدا وجود داره
یعنی این که امکان اتفاقی بودن این جهان هستی خیلی خیلی کم هست
و به احتمال زیاد (99 درصد ) خدا وجود داره !
خوب وجود داشتن خدا ربطی به دین نداره !
میترسم دین واقعا به خاطر امید دادن به مردم و کنترل اونها توسز برخی افراد ایجاد شده باشه :|
لطفا صریح و علمی و منطقی پاسخ بدین
هوالشافي
کفر گفتي خيلي زياد !
با کفر گويي گرماي صدات ! گرمي دلت ! صفاي وجودت محو ميشه ! و با اين رفتار و گفتار ارتباطت حتي با خانواده ات بهم ميخوره و قطع ميشه ! ديگه خدا که جاي خود داره !!!!

خدا رو در قلب ادما جستجو کن !!!

بله به قول همه بزرگان و بعضي مغرضان خدا در قلب انسانهاست !!!


اما در قلبي پاک !!!!

در تمام قلوب حي و حاضر اما در قلب پاک ظاهر
ميشه


خلاصه کلام
خدا به حد ظرف وجودت بهت داده و ميده !!!
اگر گرفتي و نفهميدي يا فهميدي و حال و روزت بدتر شد بدون که ظرف وجودت . دلت يا قلبت کثيف و ناپاک بوده و هست !
وقتي دست ها رو پياله ميکني که خدا ساقي گري کنه!
بايد حواست باشه که پياله ات تميز باشه ! چون خدا بي برو برگرد به حد پياله وجودت سيرابت ميکنه !!!!!!!! اگر پياله ات کثيفه مشکل از خدا نيست مشکل از توست !

منبعد بايد ظرف وجودت رو تميز کني و بهش جلا بدي !!!

helmon
۱۳۹۱/۰۴/۲۱, ۱۳:۱۳
با علم ! وجود خدا ثابت میشود !
چیز های دیگر نه !
با چه چیز علم من عدالت را ثابت کنم ؟!
قبل از پاسخ نامل میکردید بد نبود :|
از راه علمی نمیشه به دین رسید ! بلکه میشه به خدا رسید اونم به وجود خدا اونم نه 100 در صد :)
در ضمن همونطور که گفتم خیلی چیز های این دین هایی که الان هست با علم جور در نمیاد !
کسی که با علم به دینی نرسه اطاعت از اون دین مسخره و بیهوده نیست ؟
کفر اصلا یعنی چی ؟
یعنی نه این که مثل گوسفند چشم و گوش بسته بری دنبال دینی که پدر مادرت یا جامعه دارن !؟
یعنی این که پی خدا بودن از طریق علمی و خواستن اثبات منطقیش و اثبات این که اسلام از طرف خداست نه کس دیگری ؟!
فکر کنم اگر خدا واقعا وجود داشته باشه و اسلام هم دین حقیقی باشه کفر من رو بیشتر از ایمان خیلی ها دوست داره !
در ضمن من درسته که گفتم مطمئن نیستم که اسلام یا دین دیگه از طرف خدا هست
ولی همیشه سعی میکنم کار های خوب انجام بدم (انسان خوب و بد بودن به دین ربطی نداره)
این که دزدی نکنی مال کسی رو نخوری پشت سر کسی حرف نزنی و دروغ نگی و ... اینا که کار های خوب هستن و عقل میپذیرتشون رو انجام میدم ولی خیلی احکام دیگه که توی دین ها هست عقلی و منطقی نیست :|
تا سوالی هم میکنی جاهل و ... میچسبونین رو آدم !

helmon
۱۳۹۱/۰۴/۲۱, ۱۳:۱۴
با علم ! وجود خدا ثابت میشود !
چیز های دیگر نه !
با چه چیز علم من عدالت را ثابت کنم ؟!
قبل از پاسخ نامل میکردید بد نبود :|
از راه علمی نمیشه به دین رسید ! بلکه میشه به خدا رسید اونم به وجود خدا اونم نه 100 در صد :)
در ضمن همونطور که گفتم خیلی چیز های این دین هایی که الان هست با علم جور در نمیاد !
کسی که با علم به دینی نرسه اطاعت از اون دین مسخره و بیهوده نیست ؟
کفر اصلا یعنی چی ؟
یعنی نه این که مثل گوسفند چشم و گوش بسته بری دنبال دینی که پدر مادرت یا جامعه دارن !؟
یعنی این که پی خدا بودن از طریق علمی و خواستن اثبات منطقیش و اثبات این که اسلام از طرف خداست نه کس دیگری ؟!
فکر کنم اگر خدا واقعا وجود داشته باشه و اسلام هم دین حقیقی باشه کفر من رو بیشتر از ایمان خیلی ها دوست داره !
در ضمن من درسته که گفتم مطمئن نیستم که اسلام یا دین دیگه از طرف خدا هست
ولی همیشه سعی میکنم کار های خوب انجام بدم (انسان خوب و بد بودن به دین ربطی نداره)
این که دزدی نکنی مال کسی رو نخوری پشت سر کسی حرف نزنی و دروغ نگی و ... اینا که کار های خوب هستن و عقل میپذیرتشون رو انجام میدم ولی خیلی احکام دیگه که توی دین ها هست عقلی و منطقی نیست :|
تا سوالی هم میکنی جاهل و ... میچسبونین رو آدم !

سبزينه ظهور
۱۳۹۱/۰۴/۲۱, ۱۵:۰۵
از راه علمی نمیشه به دین رسید ! بلکه میشه به خدا رسید اونم به وجود خدا اونم نه 100 در صد :)
در ضمن همونطور که گفتم خیلی چیز های این دین هایی که الان هست با علم جور در نمیاد !
کسی که با علم به دینی نرسه اطاعت از اون دین مسخره و بیهوده نیست ؟
کفر اصلا یعنی چی ؟
یعنی نه این که مثل گوسفند چشم و گوش بسته بری دنبال دینی که پدر مادرت یا جامعه دارن !؟
یعنی این که پی خدا بودن از طریق علمی و خواستن اثبات منطقیش و اثبات این که اسلام از طرف خداست نه کس دیگری ؟!
فکر کنم اگر خدا واقعا وجود داشته باشه و اسلام هم دین حقیقی باشه کفر من رو بیشتر از ایمان خیلی ها دوست داره !
در ضمن من درسته که گفتم مطمئن نیستم که اسلام یا دین دیگه از طرف خدا هست
ولی همیشه سعی میکنم کار های خوب انجام بدم (انسان خوب و بد بودن به دین ربطی نداره)
این که دزدی نکنی مال کسی رو نخوری پشت سر کسی حرف نزنی و دروغ نگی و ... اینا که کار های خوب هستن و عقل میپذیرتشون رو انجام میدم ولی خیلی احکام دیگه که توی دین ها هست عقلی و منطقی نیست :|
تا سوالی هم میکنی جاهل و ... میچسبونین رو آدم !منم با شما موافقم..... واقعا بدون علم داشتن،عبادت کنیم،نوعی کفره....
اما دین رو باعلم میشه اثبات کرد..

البته نه اثبات!!

چون دین فرضیه نیست!!

بلکه میشه دین روبا علم شرح داد...بازش کرد.....وبا تامل وتفکرواختیارخودمون وبا چشم وگوش باز عباداتش روانجام بدیم..

شمادرمورد دین وارتباط آن با علم تحقیق کردین...

من به کمک دوستانم7سال روی این موضوع کارکردیم...

خوشحال میشم با کمک دوستان این علم ودین روباهم توضیح بدیم...بحث خیلی جالبیه..متشکرم...

شمابحثو ادامه بدید تا بعد منم اگراجازه بدید وارد بحث شوم.

ستايشگر
۱۳۹۱/۰۴/۲۱, ۱۵:۰۶
با علم ! وجود خدا ثابت میشود !
چیز های دیگر نه !
با چه چیز علم من عدالت را ثابت کنم ؟!
قبل از پاسخ نامل میکردید بد نبود :|
از راه علمی نمیشه به دین رسید ! بلکه میشه به خدا رسید اونم به وجود خدا اونم نه 100 در صد :)
در ضمن همونطور که گفتم خیلی چیز های این دین هایی که الان هست با علم جور در نمیاد !
کسی که با علم به دینی نرسه اطاعت از اون دین مسخره و بیهوده نیست ؟
کفر اصلا یعنی چی ؟
یعنی نه این که مثل گوسفند چشم و گوش بسته بری دنبال دینی که پدر مادرت یا جامعه دارن !؟
یعنی این که پی خدا بودن از طریق علمی و خواستن اثبات منطقیش و اثبات این که اسلام از طرف خداست نه کس دیگری ؟!
فکر کنم اگر خدا واقعا وجود داشته باشه و اسلام هم دین حقیقی باشه کفر من رو بیشتر از ایمان خیلی ها دوست داره !
در ضمن من درسته که گفتم مطمئن نیستم که اسلام یا دین دیگه از طرف خدا هست
ولی همیشه سعی میکنم کار های خوب انجام بدم (انسان خوب و بد بودن به دین ربطی نداره)
این که دزدی نکنی مال کسی رو نخوری پشت سر کسی حرف نزنی و دروغ نگی و ... اینا که کار های خوب هستن و عقل میپذیرتشون رو انجام میدم ولی خیلی احکام دیگه که توی دین ها هست عقلی و منطقی نیست :|
تا سوالی هم میکنی جاهل و ... میچسبونین رو آدم !

به نام خدا.

علم داریم و دانش. دانش همینیه که با حواس پنجگانه بدست میاد. در واقع همون علوم تجربی. مسلما این دانش ، نمیتونه از مرز ها فراتر بره. یعنی نمیتونه وجود چیزی فراتر از مواد رو ثابت کنه. بنابراین ، به صرف اعتماد بر دانش نمیشه وجود خدا رو ثابت کرد. فقط میشه به این نتیجه رسید که احتمالا خدایی هست. از اون خدا هیچ چیز رو هم نمیشه فهمید. نمیشه فهمید چی میخواد ، چه جوریه و ... با این علم ها تهش میشه به این نتیجه رسید که دزدی بده و صداقت خوبه. میشه همینجور یه 70 ، 80 سالی زندگی کرد و بعد هم رخ در نقاب خاک کشید.

اما خدا کیه؟ آیا خدا فقط خالقه؟ یا حکیمه؟ اصلا قصد و هدفی داشته ما رو خلق کرده یا نه؟ اینها رو ما به خودی خود نمی تونیم جواب بدیم. به همین دلیل ، خدا پیامبر فرستاده و صفات خودش رو گفته. و گفته که هدفش چی بوده و ... و راه تحقق هدفش برای موجودات رو هم نشون داده. و برای اینکه ثابت بکنه حرفاش رو ، با پیامبراش از عالم امرش ، معجزه فرستاده تا مردم بفهمند که کسی براشون پیغام فرستاده که دنیا رو به دمی خلق کرده.اینجاست که علم میاد وسط. علم ، اون آگاهی که آدم پس از تفکر درباره خدا میاد سراغش. علمه که احتمال وجود خدا رو از 99 درصد دانش ، به 100 درصد کامل تبدیل میکنه.

بله. چگونه خدایی را بپرستم که نمیبینم؟ این رو امیر مومنان(ع) میفرمایند. باید خدا رو با علم دید. نه دانش. خدا با قلب پیدا میشه نه با خط کش و لوله آزمایش. اینها وسیله ای هستند که وزنه رو میندازند به طرف وجود خدا. اما علمه و ایمانه که دل رو محکم میکنه به سمت خدا.

شما هر جور دوست داری زندگی بکن و فکر کن. اما اتفاقی که میوفته اینه که میری اونور و میبینی تفکراتت اشتباه بوده و ضرر کردی. اینجوری خوبه؟

برو دنبال چیزی که خدا میخواد. برو ببین کدوم راه و مسلک حقه و ازش پیروی کن. این رو خدا میگه:"لا اکراه فی الدین" اما عواقب انتخابت رو هم قبول کن.

با تشکر ، ستایشگر :Gol:

قنبر حیدر
۱۳۹۱/۰۴/۲۱, ۱۶:۲۱
كفر نمی دونی چیه بی تربیت ؟ کفر همون حرف های بی سر و ته بیهوده ای که تو زدی بی خرد...

مرصاد
۱۳۹۱/۰۴/۲۱, ۱۶:۳۰
یعنی خدا نمیدونسته که اسپرم ها در بیضه ساخته میشن و ربطی به پشت(کمر) ندارن !؟
اخه استاد فلسفه تو هنوز این موضوع رو نمی دونی که اسپرم از کجا تامین میشه اومدی واسه خدا ایراد می گیری برو بچه یکم تحقیق کن از دکتر و ... بعد اظهار نظر کن خودت رو هم علامه فرض نکن که با چند تا سوال مثلا خدا رو بردی زیر سوال اصلا ارزشی نداره برو

مرصاد
۱۳۹۱/۰۴/۲۱, ۱۶:۳۵
خدا چرا عدالت نداره
از کجا می دونی که خدا عدالت نداره . حتما پسر عموت ماشین انچنانی سوار میشه ولی تو هم مثل من با خط 11 میری
از خدا نخواه که با ما به عدالت رفتار کنه که وضعمون خیلی خیلی خرابه از خدا بخواه با ما از سر مهربانی رفتار کنه

سرود کیهانی
۱۳۹۱/۰۴/۲۱, ۱۸:۱۴
سلام هلمون جان !!!
عاشق گفتارت شدم . جانا سخن از حال ما میگویی ...


حتما پسر عموت ماشین انچنانی سوار میشه ولی تو هم مثل من با خط 11 میری
بابا عارف ... بابا سالک ... آخر شناخت ... ته معرفت ... اگر میخوای مسخرش کنی منم مسخره کن ... ببینم تو که عند شناختی اگر 3 نفر شهادت بدن خدا عادل نیست قبول میکنی که عادل نیست ... 300 نفر چظور ... 30000 نفر چظور .... شاید هم به قول آقا قنبر حیدر بهترین کار اینه که رو این آدما یه برچسب کافر بودن بزنیم و پخ پخ ... شما وضعت خرابه و صبح تا شب قرآن سرت میگیری به ماها بسط نده ... گناه نکن به همین راحتی ...

هلمون جان حیلی باهات حرف دارم ... بزار وقت کردم برات مینویسم ... فعلا ...

عــــلی
۱۳۹۱/۰۴/۲۱, ۱۸:۲۸
بنام خدا.
سلام.

بابا عارف ... بابا سالک ... آخر شناخت ... ته معرفت ... اگر میخوای مسخرش کنی منم مسخره کن ... ببینم تو که عند شناختی اگر 3 نفر شهادت بدن خدا عادل نیست قبول میکنی که عادل نیست ... 300 نفر چظور ... 30000 نفر چظور .... شما وضعت خرابه و صبح تا شب قرآن سرت میگیری به ماها بسط نده ... گناه نکن به همین راحتی ...
اگر همه دنیا شهادت بدهند که خداوند متعال عادل نیست عدل شهادت میدهد که خدا عادل هست.
همه دنیا که شهادت دادند خدا عادل نیست عادل نیستند زیرا هیچکدام مانند عدل از عادل سرچشمه نمی گیرند.
فردای قیامت معلوم میشود که کسانی که دم از بی عدالتی خداوند میزدند چگونه از عدالت خود دفاع خواهند کرد.
موفق و سربلند باشید در پناه حق.

ناصر یوسف نژاد
۱۳۹۱/۰۴/۲۱, ۱۸:۴۶
اشتباهی که امثال این دوستان می کنند، جهان را محصور و منحصر به این دنیای خاکی و مادی می دانند و بس. یعنی هر روزی که از عمرشان سپری می شود، به داشته ها و نداشته های مادی خود نگاه می کنند، اگر دارایی خود را از دیگرانی که به هر علت بیشتر از آنها دارند کمتر ببینند، منکر عدالت خداوند می شوند.
یعنی به زبان ساده، می گویند رفاه بده تا بندگی کنم، کمی فشار و سختی، مشکلات، = با کفر.

اصلا یکی از دلایل آفرینش به عقیده بنده همین است.
که تفاوت انسانها در پذیرش حق، و عمل کردن به آن، در شرایط مختلف آزموده شود.
همین برادر هلمون! که این بحث رو عنوان کردند، اگر مشکلی نداشتند، الان معلوم نبود کجا بودند و به چه کاری مشغول بودند!
هرجا بودند اینجا نبودند.
اما مشکلات گویا باعث خیر شده تا ما از وجود ایشان در این انجمن بهره ببریم.
ایشون احتمالا یه چیزی از خداوند خواستند، مثلا از خدا خواستن که یا به من یه پولی بده که به فرض خونه و ماشین و ... بخرم و برم دنبال زندگیم، یا میرم تو فلان انجمن و میگم تو عادل نیستی!
به احتمال زیاد برای خداوند ضرب الاجل هم تعیین کردند، و یکی دو روز هم احتمالا تمدید کردن، اما وقتی دیدن فایده نداره، دست بکار شدن!
بنده به سهم خود خداوند رو شاکرم که ایشون رو در مضیقه قرار داده، ان شآءالله این امر ادامه داشته باشه تا ما از وجود ایشون بی نصیب نمونیم!
یا علی

سرود کیهانی
۱۳۹۱/۰۴/۲۱, ۱۹:۰۲
سلام دوستان ...
در ارتباط با نظریه علی جان باید بگویم اصفات خداوند 2 گونه هستند یا قایم به ذات هستند مانند ( حی و قیوم ) یا قایم به بندگان هستند مانند ( رحمن و رحیم و عادل بودن ) در مورد صفاتی که قایم به ذات هستند صحبتی نمیشه کرد ... ولی اصفاتی مانند رحمن و رحیم و عادل بودن اصفاتی هستند که یه طرفش خداست یه طرفش من ... البته خداوند میتونه به خودش این اصفات رو نسبت بده و همه هم قبول کنن ... اینم یه راحشه ... در مورد جناب عدل صحبت کردید که میاد وشهادت میده که خداوند عادله ... خوب ایشون الان کجا تشریف دارند ... آدرسی ... نشونی ... چیزی ازشون دارین ما خدمتشون برسیم و ....

آقا ناصر سلام ...
خواهشا این گونه افراد ( خودمم همین جوریم ) با دیده تمسخر نگاه نکنید ... یا بگین ( فلانی ماشین داره ... تو نداری و از این جور جمله ها ) جمله ایشون رو دقت کنین ... چجوری به خدا اعتماد کنم .... من به چه امیدی دلم رو به خدا بدم ... به چه امیدی نماز بخونم و .... صحبتی که بسیاری از انسانها در جواب میدن اینه که هنوز اون دنیا نیومده و عدالت خدا جاری نشده .... از کجا معلوم این دنیا اینجوریه اون دنیا اونجوری نباشه ... من با این حرفتون مخالفم ... در دین ما جاهایی وجود داره که قبل از این که قیامت فرا رسیده باشه خداوند حکم خود رو ( از روی عدالت ) بیان کرده ولی من اونو عدالت نمیبینم .... مثله سوره احزاب که خداوند به محمد دستور میده اینان زنان تو هستند و هر وقت دوست داشتی هر کدوم رو که خواستی به حضور بپذیر و اگر نخواستی به حضور نپذیر .... ( عین بی عدالتی در حق زنان ) ... خوب .... خدا تو اون دنیا میخواد چی کار کنه ... از روی تصمیم ها و احکامی که خدا صادر میکنه میشه پی به عدالتش برد ...

عــــلی
۱۳۹۱/۰۴/۲۱, ۱۹:۱۷
بنام خدا.
سلام.

در ارتباط با نظریه علی جان باید بگویم اصفات خداوند 2 گونه هستند یا قایم به ذات هستند مانند ( حی و قیوم ) یا قایم به بندگان هستند مانند ( رحمن و رحیم و عادل بودن ) در مورد صفاتی که قایم به ذات هستند صحبتی نمیشه کرد ... ولی اصفاتی مانند رحمن و رحیم و عادل بودن اصفاتی هستند که یه طرفش خداست یه طرفش من ... البته خداوند میتونه به خودش این اصفات رو نسبت بده و همه هم قبول کنن ... اینم یه راحشه ... در مورد جناب عدل صحبت کردید که میاد وشهادت میده که خداوند عادله ... خوب ایشون الان کجا تشریف دارند ... آدرسی ... نشونی ... چیزی ازشون دارین ما خدمتشون برسیم و ....
نیمه اول جناب عدل درست وسط مغز شما قرار دارد که بین خوب و بد قضاوت میکند و نیمه دوم جناب عدل در قلب شما وجود دارد که شما قادر استفاده از آن نیستید و کنترل آن دست شما نیست.برای همین نیمه اول شما دارد بجای نیمه دوم قضاوت میکند در صورتی شما و اکثر انسان ها به هیچ عنوان از نیمه دوم استفاده نمیکنید چون ترس از آن دارید که مبادا با عدالت خودتان را زیر سوال ببرید.
لذا از نیمه اول استفاده کرده یعنی آنچه را میبینید و لمس میکنید را باور دارید و از غیب خبر ندارید.و با آنچه که میبینید لمس میکنیدو خداوند را نا عادل می خوانید.
نیمه اول عدل همان جایی است که شیطان در آن خانه دارد.
موفق و سربلند باشید در پناه حق.

سرود کیهانی
۱۳۹۱/۰۴/۲۱, ۱۹:۲۷
نیمه اول جناب عدل درست وسط مغز شما قرار دارد که بین خوب و بد قضاوت میکند و نیمه دوم جناب عدل در قلب شما وجود دارد که شما قادر استفاده از آن نیستید و کنترل آن دست شما نیست.برای همین نیمه اول شما دارد بجای نیمه دوم قضاوت میکند در صورتی شما و اکثر انسان ها به هیچ عنوان از نیمه دوم استفاده نمیکنید چون ترس از آن دارید که مبادا با عدالت خودتان را زیر سوال ببرید.
لذا از نیمه اول استفاده کرده یعنی آنچه را میبینید و لمس میکنید را باور دارید و از غیب خبر ندارید.و با آنچه که میبینید لمس میکنیدو خداوند را نا عادل می خوانید.
نیمه اول عدل همان جایی است که شیطان در آن خانه دارد.
موفق و سربلند باشید در پناه حق.

با سلام ...
بالاخره ... اون قسمت دوم رو میتونم درک کنم یا نه ... در ابتدا خودتون میگید کنترلش دست شما نیست ... در قسمت دوم میگی مشکل کار شما اینه که ازش استفاده نمیکنی !!!!

ناصر یوسف نژاد
۱۳۹۱/۰۴/۲۱, ۱۹:۳۳
سلام دوستان ...

آقا ناصر سلام ...
... در دین ما جاهایی وجود داره که قبل از این که قیامت فرا رسیده باشه خداوند حکم خود رو ( از روی عدالت ) بیان کرده ولی من اونو عدالت نمیبینم .... مثله سوره احزاب که خداوند به محمد دستور میده اینان زنان تو هستند و هر وقت دوست داشتی هر کدوم رو که خواستی به حضور بپذیر و اگر نخواستی به حضور نپذیر .... ( عین بی عدالتی در حق زنان ) ... خوب .... خدا تو اون دنیا میخواد چی کار کنه ... از روی تصمیم ها و احکامی که خدا صادر میکنه میشه پی به عدالتش برد ...

عزیز من! شما خودتون فرمودید که من اونو عدالت نمی بینم!
شما هم که دارید با علم ناقص به سراغ حل معماهای مشکل می رید!
شما تا در اون روزگار و شرایط قرار نگیرید نمی تونید ثابت کنید که این مسئله بی عدالتی بوده.
بعدشم، ایشون خودشون گفتن من یه چیزی از خدا خواستم و نداد! دیگه اعتماد نمی کنم!
و اضافه کنم که این جملاتی که بنده خطاب به این دوستمون گفتم در حد یه مزاح بود. بنده بدتر از اینها رو اینجا شنیدم و بروی خودم نیاوردم، آدم باید در اینجور انجمن ها جنبه داشته باشه.
آره پدرجان

عــــلی
۱۳۹۱/۰۴/۲۱, ۱۹:۳۶
بنام خدا.
سلام.

بالاخره ... اون قسمت دوم رو میتونم درک کنم یا نه ... در ابتدا خودتون میگید کنترلش دست شما نیست ... در قسمت دوم میگی مشکل کار شما اینه که ازش استفاده نمیکنی !!!!
وقتی از چیزی استفاده نکنی کنترلش هم نمیتونی بکنی.

سرود کیهانی
۱۳۹۱/۰۴/۲۱, ۱۹:۴۰
با سلام ... اینجا رو دیگه شرمنده ...
اگر قراره مغزمو تعطیل کنم ... خوب تعطیلش میکنم دیگه ...
اینجوری که نمیشه کاری کرد ... من بر اساس حواس و ادارکاتم باید تصمیم بگیرم ... در غیر این صورت من عادل نیستم ...

سرود کیهانی
۱۳۹۱/۰۴/۲۱, ۱۹:۴۳
وقتی از چیزی استفاده نکنی کنترلش هم نمیتونی بکنی.

ابتدا شما باید از چیزی درکی داشته باشی تا بتونی ازش استفاده کنی یا کنترلش کنی ... وگرنه خیلی راحت هر کی میتونه هر حرفی بزنه ...

عــــلی
۱۳۹۱/۰۴/۲۱, ۲۰:۰۳
بنام خدا.

اگر قراره مغزمو تعطیل کنم ... خوب تعطیلش میکنم دیگه ... اینجوری که نمیشه کاری کرد ... من بر اساس حواس و ادارکاتم باید تصمیم بگیرم ... در غیر این صورت من عادل نیستم ...
برادر شما مارو گرفتی یا متوجه نمیشی؟
من میگم شما از عدالت قلبی استفاده نمیکنی شما میگی اگه از مغزم استفاده نکنم؟

ابتدا شما باید از چیزی درکی داشته باشی تا بتونی ازش استفاده کنی یا کنترلش کنی ... وگرنه خیلی راحت هر کی میتونه هر حرفی بزنه ...
بله بنده هم یبار عرض کردم که شما چون از قلبت استفاده نمیکنی و فکر میکنی خیلی کارت درسته داری عدالت خدارو زیر سوال میبری.
انسانی که قلبش از گناه و سوء ظن و بدگمانی بخدا آلوده باشه شیطان براحتی فکرش رو در بر میگیره.

سرود کیهانی
۱۳۹۱/۰۴/۲۱, ۲۰:۱۴
بله بنده هم یبار عرض کردم که شما چون از قلبت استفاده نمیکنی و فکر میکنی خیلی کارت درسته داری عدالت خدارو زیر سوال میبری.
انسانی که قلبش از گناه و سوء ظن و بدگمانی بخدا آلوده باشه شیطان براحتی فکرش رو در بر میگیره.


با سلام ...
اتفاقا ... اتفاقا ... من اتفاقا عدالت رو کاملا قلبی میبینم ... ولی چون نمیتونم اونجوری ثابت کنم خدا عادل نیست ... دارم از استدلال های منطقی استفاده میکنم ... واقعا ته قلبت احساس میکنی خدا عداله ... یا داری یه جوری خودتو توجیه میکنی ... ( من خودمو زدم به اون راه ... یا شما !!!!)

ستايشگر
۱۳۹۱/۰۴/۲۱, ۲۰:۳۵
به نام خدا.

ببخشید میپرم وسط بحثتون. ولی جناب محسن ، میشه بگید عدل چیه؟ عادل کیه؟ یه تعریفی اگه ممکنه ارایه بدید ممنون میشم.

با تشکر ، ستایشگر :Gol:

سرود کیهانی
۱۳۹۱/۰۴/۲۱, ۲۰:۳۹
من عدالتو خوب می شناسم ...
یه روز 3 نفر اومدن و به من گفتن 10 تا نون داریم و میخوایم بینمون تقسیم کنی ... بهشون گفتم الهی تقسیم کنم یا منطقی ... اونا هم گفتن الهی فسمت کن ... من به یکی 8 تا نون دادم به یکی هم 2 تا و به یکی هم یه پس گردنی ... این عین عدالتی هست که من دیدم و شناختم ... خوب عدالت رو شناختم و خوب اجراش کردم ... نظر شما چیه !!!

ستايشگر
۱۳۹۱/۰۴/۲۱, ۲۰:۵۱
به نام خدا.


من عدالتو خوب می شناسم ...
یه روز 3 نفر اومدن و به من گفتن 10 تا نون داریم و میخوایم بینمون تقسیم کنی ... بهشون گفتم الهی تقسیم کنم یا منطقی ... اونا هم گفتن الهی فسمت کن ... من به یکی 8 تا نون دادم به یکی هم 2 تا و به یکی هم یه پس گردنی ... این عین عدالتی هست که من دیدم و شناختم ... خوب عدالت رو شناختم و خوب اجراش کردم ... نظر شما چیه !!!

نه دیگه! درست حسابی جواب بده. نپیچون. اگر میخوای بپیچونی درست بگو. عدل و عدالت رو تعریف کن.

اتفاقا یه همچین داستانی هم واسه من پیش اومد با یکسری تفاوت. من ده تا نون داشتم و سه تا دوست که خیلی دوستشون میداشتم. براشون از بخشش و تشکر و صبر حرف زدم و اونها هم تایید کردند. به یکی 8 تا نون دادم به یکی 2 تا و به اون یکی هم پسگردنی زدم. همچین تعجب کردن که نگو! ( آخریه شاکی هم شد ). گفتم من برای کارم دلیل دارم. گفتن بگو. گفتم به اولی 8 تا نون دادم تا ببینم به اون دو تا میبخشه یا نه. به دومی 2 تا دادم تا ببینم تشکر میکنه یا نه. و سومی رو زدم تا ببینم صبر میکنه یا نه. حالا هم که نتیجه کارتون رو دیدم با توجه به کاری که بعد از نون دادن من کردید بهتون با سکه طلا پاداش میدم ( تمام بهار آزادی طرح جدید ). و اینجوری شد که من عدل به خرج دادم. چون امتحانشون کردم و متناسب با عکس العمل اونها پاداش دادم نه با تقسیم بر سه. من به توانایی هاشون نمره دادم نه به کمّیت شون.

با تشکر ، ستایشگر :Gol:

helmon
۱۳۹۱/۰۴/۲۱, ۲۰:۵۲
اشتباهی که امثال این دوستان می کنند، جهان را محصور و منحصر به این دنیای خاکی و مادی می دانند و بس. یعنی هر روزی که از عمرشان سپری می شود، به داشته ها و نداشته های مادی خود نگاه می کنند، اگر دارایی خود را از دیگرانی که به هر علت بیشتر از آنها دارند کمتر ببینند، منکر عدالت خداوند می شوند.
یعنی به زبان ساده، می گویند رفاه بده تا بندگی کنم، کمی فشار و سختی، مشکلات، = با کفر.

اصلا یکی از دلایل آفرینش به عقیده بنده همین است.
که تفاوت انسانها در پذیرش حق، و عمل کردن به آن، در شرایط مختلف آزموده شود.
همین برادر هلمون! که این بحث رو عنوان کردند، اگر مشکلی نداشتند، الان معلوم نبود کجا بودند و به چه کاری مشغول بودند!
هرجا بودند اینجا نبودند.
اما مشکلات گویا باعث خیر شده تا ما از وجود ایشان در این انجمن بهره ببریم.
ایشون احتمالا یه چیزی از خداوند خواستند، مثلا از خدا خواستن که یا به من یه پولی بده که به فرض خونه و ماشین و ... بخرم و برم دنبال زندگیم، یا میرم تو فلان انجمن و میگم تو عادل نیستی!
به احتمال زیاد برای خداوند ضرب الاجل هم تعیین کردند، و یکی دو روز هم احتمالا تمدید کردن، اما وقتی دیدن فایده نداره، دست بکار شدن!
بنده به سهم خود خداوند رو شاکرم که ایشون رو در مضیقه قرار داده، ان شآءالله این امر ادامه داشته باشه تا ما از وجود ایشون بی نصیب نمونیم!
یا علی

اتفاقا شما دنبال مادیت و جاودانگی و حوری هستی که میری پی دین !!
من اصلا همچین آدمی نیستم و چیزی هم نمیخواد
فقط دلم عدالت میخواد !
در حالی که در اسلام جبر و زور گویی رو دیدم !
اصلا خدا که نیازی به آفرینش نداشته پس چرا یه سری موجودات ناقص خلق کرده
موجوداتی که هیچ چیز نمیفهمن و کفر میگن
وقتی پیغمبر خدا میگه خدا با این که فبولت دارم ولی باورم نمیشه چجوری بعد مرگ زنده میشی و خدا بهش معجزه نشون میده
وقتی پیغمبر خدا میگه خدا قبولت دارم ولی من چجوری تو این سن بچه دار میشم و خدا بهش معجزه نشون میده
وقتی من بدون دیدن معجزه خدا رو قبول کردم ولی حرفای دین هم گاهی اشتباه در میاد حق ندارم شک کنم ؟
در ضمن احنمال وجود خدا ثابت میشه با علم
چون ممکن نیست این همه چیز اتفاقی باشن پس باید یکی بوده باشه که علم داشته اینا رو درست کرده
ولی وجود خود اون عالم از هیچی و عدن با علم ثابت نمیشه !
خوب این رو چون نمیشه ثابت کرد به این فلسفه که میگه هر پدیده ای علتی داره و .... باشه اینو قبول میکنیم ! خدا هست
خوب ولی خدا دقیقا چی خواسته
اصلا دین فرستاده یا نه
درسته توی قرآن یه چند تا حرف هست که درست در اومده
ولی یه چیز هایی هم هست که اشتباه هست
اگر قرآن هزاران هزار حرفش راست باشه و یکیش اشتباه باید به کلش شک کرد
چون حرف خدا نباید اشتباه باشه
خدایی که من تو تصوراتم دارم برتر و عاقل تر و عادل تر از اینیه که توسط ادیان کنونی معرفی شده !
در ضمن مقایسه نکنید با دانش آموز کلاس اول !
چون فرق داره
میزان عقل من رو خدا داده و اگر نداده تقصیر خداس که عقل نداده تا درکش کنم نه تقصیر من که عقل ندارم تا درکش کنم

سرود کیهانی
۱۳۹۱/۰۴/۲۱, ۲۰:۵۵
نه دیگه! درست حسابی جواب بده. نپیچون. اگر میخوای بپیچونی درست بگو. عدل و عدالت رو تعریف کن.

اتفاقا یه همچین داستانی هم واسه من پیش اومد با یکسری تفاوت. من ده تا نون داشتم و سه تا دوست که خیلی دوستشون میداشتم. براشون از بخشش و تشکر و ثبر حرف زدم و اونها هم تایید کردند. به یکی 8 تا نون دادم به یکی 2 تا و به اون یکی هم پسگردنی زدم. همچین تعجب کردن که نگو! ( آخریه شاکی هم شد ). گفتم من برای کارم دلیل دارم. گفتن بگو. گفتم به اولی 8 تا نون دادم تا ببینم به اون دو تا میبخشه یا نه. به دومی 2 تا دادم تا ببینم تشکر میکنه یا نه. و سومی رو زدم تا ببینم ثبر میکنه یا نه. حالا هم که نتیجه کارتون رو دیدم با توجه به کاری که بعد از نون دادن من کردید بهتون با سکه طلا پاداش میدم ( تمام بهار آزادی طرح جدید ). و اینجوری شد که من عدل به خرج دادم. چون امتحانشون کردم و متناسب با عکس العمل اونها پاداش دادم نه با تقسیم بر سه. من به توانایی هاشون نمره ادم نه به کمّیت شون.

با تشکر ، ستایشگر

حالا اتفاقا مال من یه جور دیگه ای شد ... به اونی که 8 تا نون دادم خیلی خیلی تشکر کرد و من هم تو اون دنیا بهش 1000 تا سکه طلا دادم و اونی که بهش یه پس گردنی زدم چون شاکی شد و گفت این چه عدالتی هست و رفتش از اونی که بهش 8 تا نون داده بودم یه نصفه نون دزدی کرد انداختمش تو جهنم ....

helmon
۱۳۹۱/۰۴/۲۱, ۲۰:۵۹
حالا اتفاقا مال من یه جور دیگه ای شد ... به اونی که 8 تا نون دادم خیلی خیلی تشکر کرد و من هم تو اون دنیا بهش 1000 تا سکه طلا دادم و اونی که بهش یه پس گردنی زدم چون شاکی شد و گفت این چه عدالتی هست و رفتش از اونی که بهش 8 تا نون داده بودم یه نصفه نون دزدی کرد انداختمش تو جهنم ....

این بحث عدالت خدا قبلا اینجا بیان شده
http://www.askdin.com/thread19268.html
جواب درستی هم بهش داده نشده !

ستايشگر
۱۳۹۱/۰۴/۲۱, ۲۱:۰۰
حالا اتفاقا مال من یه جور دیگه ای شد ... به اونی که 8 تا نون دادم خیلی خیلی تشکر کرد و من هم تو اون دنیا بهش 1000 تا سکه طلا دادم و اونی که بهش یه پس گردنی زدم چون شاکی شد و گفت این چه عدالتی هست و رفتش از اونی که بهش 8 تا نون داده بودم یه نصفه نون دزدی کرد انداختمش تو جهنم ....

به نام خدا.

خوب به لحاظ تعریفی که من از عدالت میدونم ، شما نا عادل وهمچنین ظالم هستید. تبریک میگم.

نگفتی به چی میگی عدل؟ چرا از زیر سوال در میری؟

با تشکر ، ستایشگر :Gol:

ستايشگر
۱۳۹۱/۰۴/۲۱, ۲۱:۰۲
این بحث عدالت خدا قبلا اینجا بیان شده
http://www.askdin.com/thread19268.html
جواب درستی هم بهش داده نشده !

به نام خدا.

آخرین نفر شما باید جواب میدادید که ندادید. تقصیر کیه؟ :Cheshmak:

با تشکر ، ستایشگر :Gol:

سرود کیهانی
۱۳۹۱/۰۴/۲۱, ۲۱:۰۲
عدل !!!
واژه عدل در لغت به معنی قرار دادن هر چیز در جای خود است :khandeh!:

سرود کیهانی
۱۳۹۱/۰۴/۲۱, ۲۱:۰۴
شما مهربانی رو تعریف کن ببینم چجوری تعریف میکنی !!! بغیر از این هست که از روی مصداق هاش اونو میشناسی ... بغیر از این هست که روی یک احساسی که از دیگران میگیری اسم مهربانی یا عدالت میزاری ...

ستايشگر
۱۳۹۱/۰۴/۲۱, ۲۱:۲۲
به نام خدا.

بله بغیر این هست. ممکنه من الان عبارتی برای مهربانی نداشته باشم ولی فعلا برای عدل تعریف دارم و دلیلی نداره که ازش استفاده نکنم.:ok:

خوب. اینی که شما نوشتی تعریف نظمه فکر کنم ( البته از نظر من. ممکنه به نظر شما تعریف عدل این باشه که هرچیزی سر جای خودش).

حالا با این تعریفی که نوشتی ، خدا عادل هست یا نه؟ مثال نقض بیار اگر نیست.

با تشکر ، ستایشگر :Gol:

سرود کیهانی
۱۳۹۱/۰۴/۲۱, ۲۱:۲۶
مثلا یه سوسک که توی توالت هست ... آیا سر جاشه ... درسته مومنین خدا دارن جیش میکنن یک دفعه این موجود کریه و الچهره رو ببینن و خودشونو نجس کنن !!! دیدی هر چیزی سر جای خودش نیست ... میتونست ... مثلا از تو چاه توالت یه بلبل بیاد و برای مومنین آواز بخونه ... و سوسکه هم بره بالای درختا ...

ستايشگر
۱۳۹۱/۰۴/۲۱, ۲۱:۳۵
مثلا یه سوسک که توی توالت هست ... آیا سر جاشه ... دزرسته مومنین خدا دارن جیش میکنن یک دفعه این موجود کریه و الچهره رو ببینن و خودشونو نجس کنن !!! دیدی هر چیزی سر جای خودش نیست ... میتونست ... مثلا از تو چاه توالت یه بلبل بیاد و برای مومنین آواز بخونه ... و سوسکه هم بره بالای درختا ...

به نام خدا.

خدا خیرت بده برادر من! :Khandidan!: یعنی از نظر شما فقط سوسک دستشویی سر جاش نیست؟ کلی خندیدم. دمت گرم. :Khandidan!: فکر نمیکردم پسر ها هم با سوسک مشکل داشته باشند. هرچند که خودم هم زیاد رابطم باهاشون خوب نیست. :Khandidan!:

بریم سر بحث که در مثل مناقشه نیست. بله میتونست. اما جای یک چیز کجاست؟ جای هر چیزی بنا بر خواصش مشخص میشه دیگه. درسته؟ سوسک یک قسمتی از اکوسیستمه که گرچه دوستش نداریم اما مسلما وجودش ضروریه و اگه حذف بشه بالاخره یک جایی یه چیزی خراب میشه. برای اینکه سر جاش کار کنه ، سوسک باید از دسته حشرات باشه و همین شکلی باشه تا کاملا بتونه اهداف رو تامین بکنه ( یعنی استعداد برآوردن هدف رو داشته باشه ). اگر قرار بود بلبل اینکار رو بکنه ، بلبل هم کریه المنظر میشد. بنابراین سوسک سرجاشه. منتها انتظار شما از سوسک برآورده نشده. اونهم برای اینه که شما انتظار داری از چاه بلبل در بیاد برات شعر بخونه بدون اینکه دقت به بقیه موارد مصرفی سوسک نسبت به بلبل داشته باشی.

غیر از سوسک و بلبل ، بقیه همه سرجاشون هستند؟

با تشکر ، ستایشگر :Gol:

پی نوشت : این شکلک گل من رو کی از تو شکلک ها برداشته؟

سرود کیهانی
۱۳۹۱/۰۴/۲۱, ۲۱:۴۶
جناب ستایشگر ... از همصحبتی با شما خوشحال شدم ... من تصمیم گرفتم اعتماد به عدالت خدا بکنم و جلو برم ...
ولی !!! ولی !!!
از خدا خواستم تو اون دنیا اگر ازش بی عدالتی دیدم فقط منو بکشه ... چون اگر خدا همه چی هم بده و هر کاری هم برای من بکنه ولی عادل نباشه ... نمیتونم تحمل کنم ... این خواسه منه و حاظرم بمیرم ولی این اتفاق هایی که به اسم عدالت دارم از خدا میبینم رو نبینم ( مثله خیلی چیزهایی که تو دین اسلام هست و من اسمشو بی عدالتی میزارم ) الان باید جایی برم بعدا وقتی بود با هم حرف میزنیم ... از همفکریتم ممنون ... خیلی ازت چیز یاد گرفتم .... فعلا ...

limbo
۱۳۹۱/۰۴/۲۱, ۲۲:۰۳
علم بشر محدود هست و هرچه این علم بیشتر پیشرفت کنه، رمز و راز جهان آفرینش رو بیشتر کشف می کنه.

چرا وقتی داره . اعجاز های قرآن رو در میاره محدود نیست . یا وقتی داره قرآن رو تفسیر می کنه . یا احکام رو استخراج می کنه .

اما وقتی یه جای دین تناقض داره . دیگه عقل ما معیوب میشه !!؟

limbo
۱۳۹۱/۰۴/۲۱, ۲۲:۰۵
اخه استاد فلسفه تو هنوز این موضوع رو نمی دونی که اسپرم از کجا تامین میشه اومدی واسه خدا ایراد می گیری برو بچه یکم تحقیق کن از دکتر و ... بعد اظهار نظر کن خودت رو هم علامه فرض نکن که با چند تا سوال مثلا خدا رو بردی زیر سوال اصلا ارزشی نداره برو

شما بفرمایید استاد ! می ترسم بگی از تو معده میاد !


مثل شما وقتی در قرآن خوند که «ما شما را از سر انگشتانتان باز می شناسیم» فکر کرد که این جمله مسخره است!

منظورتون بلَىٰ قَادِرِينَ عَلَىٰ أَنْ نُسَوِّيَ بَنَانَهُ﴿4﴾ سوره قیامه هست .
آری قادریم که (حتّی خطوط سر) انگشتان او را موزون و مرتّب کنیم!﴿4﴾

همون طور که می بینید تو پرانتز اومده سر انگشتان . یعنی تقریبا بعد ها که چنین چیزی فهمیده شده یه جورایی سعی شده . این جور نشون بده .
هر چند تو این آیه سخن فقط از انگشتان هست نه اثر انگشتان . به حال اعراب که فرقی نمی کرد . برای ما چنین چیزی اومده . حالا با توجه به این که قرنیه هر انسانی هم خاص هست بهتر نبود به آن اشاره می شد . آیا چشم خیلی پیچیده تر از انگشتان نیست !!

black-black
۱۳۹۱/۰۴/۲۱, ۲۲:۳۵
والا من جوابی ندارم به کسی که اینهمه نشانه های وجود خدا رو میبینه ولی بازم میاد شبهه میندازه که من 99 درصد مطمئنم خداهست.اولن که عزیزم خدا 100 درصد نیست خدا رو هرچقدر هم که فرض کنی خدا بازهم بزگتره(الله اکبر) ثانیا شما همون 99 درصدم فرض کنی که خدا هستن پس اون 1درصدش چی؟اون 1 درصد 1 در صد کفره که اون فرض 99 تایی شما رو تباه میکنه.

بعدشم شما یا چشم ایت بین نداری یا چشماتو به روی ایات خدا بستی.
با اینطور ادم هم اصولن بحث فایده ای نداره.علی الخصوص کسی که اهل فلسفه و این مذخرفات باشه.
شما فک کردی ما خریم؟نصف این شبهه هایی که داری میاری شبهه فلاسفه غربیه مثل دکارت که معتقدن خدا این جهانو ساخته و کوکش کرده و رهاش کرده(خدای ساعت ساز)

ستايشگر
۱۳۹۱/۰۴/۲۱, ۲۲:۴۱
جناب ستایشگر ... از همصحبتی با شما خوشحال شدم ... من تصمیم گرفتم اعتماد به عدالت خدا بکنم و جلو برم ...
ولی !!! ولی !!!
از خدا خواستم تو اون دنیا اگر ازش بی عدالتی دیدم فقط منو بکشه ... چون اگر خدا همه چی هم بده و هر کاری هم برای من بکنه ولی عادل نباشه ... نمیتونم تحمل کنم ... این خواسه منه و حاظرم بمیرم ولی این اتفاق هایی که به اسم عدالت دارم از خدا میبینم رو نبینم ( مثله خیلی چیزهایی که تو دین اسلام هست و من اسمشو بی عدالتی میزارم ) الان باید جایی برم بعدا وقتی بود با هم حرف میزنیم ... از همفکریتم ممنون ... خیلی ازت چیز یاد گرفتم .... فعلا ...



خواهش میکنم.:Gol:

خدمت limbo عارضم:



چرا وقتی داره . اعجاز های قرآن رو در میاره محدود نیست . یا وقتی داره قرآن رو تفسیر می کنه . یا احکام رو استخراج می کنه .

اما وقتی یه جای دین تناقض داره . دیگه عقل ما معیوب میشه !!؟


همه ی احکامی که آدم با عقلش میده ، چه فقهی چه علمی ، ناقصه و با پیشرفت زمان کامل میشه. این اعجاز ها یا تفسیرهایی که ما از قرآن در میاریم به این معنی نیست که منظور خدا همین بوده و چیز دیگری نبوده. بلکه به این معنیه که با علم الان ما اینجور میشه فهمید. مثلا یه روز یکی پیدا میشه میگه تو گوشت خوک یه کرم هایی هست که بده. آیا دلیل حرام بودن گوشت خوک همینه؟ الله اعلم. ممکنه همین باشه ولی اگه یه مسلمون گوشت خوک نمیخوره باید به خاطر این باشه که خدا میگه نخور نه به خاطر اینکه توش کرمه. چون میشه کرم رو در آورد. در آوردیم حلال میشه؟ خیر. چون خدا گفته حلال نمیشه. بقیه چیز ها هم به همین ترتیب.

گرچه علم ما در هر درجه ای ، دلیلی برای آیات خدا پیدا میکنه اما این دلایل قطعی نیستند و نباید بهشون تکیه بشه مگر اینکه این دلایل از طرف خدا بیان بشه.

در برخورد با تناقضات هم باید به همین نکته دقت داشت. یه چیزی رو ما تناقض میبینیم اما وقتی دیدگاهمون بالاتر بره و کامل تر بشه ممکنه اون تناقض بشه توافق و هارمونی. مثلا از بغل که به یه مخروط نگاه کنیم میشه مثلث. از زیر که نگاه کنیم میشه دایره. شد تناقض. اما وقتی علممون بالاتر میره و میفهمیم که مخروط سه بعدیه نه دو بعدی ، متوجه میشیم که مخروط نه دایره و نه مثلثه. بلکه یه چیزی فراتره که دایره رو به مثلث میدوزه.

به نظر بنده ، اساسا یکی از جنبه های اعجاز قرآن اینه که علم ما هراندازه که باشه نمیتونیم به قرآن ایراد علمی (تجربی) بگیریم. روزی که نظریه بطلمیوس رایج بود ، آیات قرآن موافق با نظریه بطلمیوس بود. بعد که نظریه کوپرنیک اومد همون آیات با همون الفاظ نظریه کوپرنیک رو تایید کرد. این نشون میده یه آدم این الفاظ رو کنار هم نگذاشته ، بلکه دست عظیم ترین موجود ، یعنی خود خالق درمیونه.

با آرزوی سلامتی ، ستایشگر :Gol:

helmon
۱۳۹۱/۰۴/۲۱, ۲۳:۱۶
والا من جوابی ندارم به کسی که اینهمه نشانه های وجود خدا رو میبینه ولی بازم میاد شبهه میندازه که من 99 درصد مطمئنم خداهست.اولن که عزیزم خدا 100 درصد نیست خدا رو هرچقدر هم که فرض کنی خدا بازهم بزگتره(الله اکبر) ثانیا شما همون 99 درصدم فرض کنی که خدا هستن پس اون 1درصدش چی؟اون 1 درصد 1 در صد کفره که اون فرض 99 تایی شما رو تباه میکنه.

بعدشم شما یا چشم ایت بین نداری یا چشماتو به روی ایات خدا بستی.
با اینطور ادم هم اصولن بحث فایده ای نداره.علی الخصوص کسی که اهل فلسفه و این مذخرفات باشه.
شما فک کردی ما خریم؟نصف این شبهه هایی که داری میاری شبهه فلاسفه غربیه مثل دکارت که معتقدن خدا این جهانو ساخته و کوکش کرده و رهاش کرده(خدای ساعت ساز)

ببخشید ما اینجا بحث خر بودن کسی رو کردیم ؟
یا به کسی چیزی گفتیم !؟
این شبهاتی که میگی مال فلاسفه غربی هست یا مال هر کس دیگه من خودم با تفکر برام ایجاد شده !
شاید این شبهات برای هر شخص عاقلی پیش میاد !
انسان بی دین و بی خدا در سطح پایینی از علم قرار داره
انسانی که یکم عقل داره و فکر میکنه به خدا پی میبره و فکر میکنه بقیه بی دین ها جاهل هستن
انسانی که کمی بالا تر میره تو دین اشکالاتی میبینه
نمیدونم شاید بعدا دوباره برگرده سر دین !
این فلاسفه و علمای غربی هم بدون تعصب و این که کسی از بچگی چیزی رو تو مخشون فرو کنه به این نتایج رسیدن احتمالا ولی پاسخ شما کاملا از روی تعصب هست !
من پیرو عقل خودم هستم
اگر فهمیدم عمل میکنم اگر نفهمیدم عمل نمیکنم چون ممکنه اشتباه باشه و عمل من حتی درست هم باشه چون از روی نادانی بوده باز هم اشتباه هست !
آیا خدا نمیتونست به انسان ظرفیت و فهم بیشتری بده تا نه از روی پیروی کور کورانه بلکه با علم و دانش خدا رو عبادت کنه ؟!
اگر پاسخ قانع کننده ندارید لازم نیست بحث رو به بیراهه بکشید

helmon
۱۳۹۱/۰۴/۲۱, ۲۳:۲۱
خواهش میکنم.:gol:

خدمت limbo عارضم:



همه ی احکامی که آدم با عقلش میده ، چه فقهی چه علمی ، ناقصه و با پیشرفت زمان کامل میشه. این اعجاز ها یا تفسیرهایی که ما از قرآن در میاریم به این معنی نیست که منظور خدا همین بوده و چیز دیگری نبوده. بلکه به این معنیه که با علم الان ما اینجور میشه فهمید. مثلا یه روز یکی پیدا میشه میگه تو گوشت خوک یه کرم هایی هست که بده. آیا دلیل حرام بودن گوشت خوک همینه؟ الله اعلم. ممکنه همین باشه ولی اگه یه مسلمون گوشت خوک نمیخوره باید به خاطر این باشه که خدا میگه نخور نه به خاطر اینکه توش کرمه. چون میشه کرم رو در آورد. در آوردیم حلال میشه؟ خیر. چون خدا گفته حلال نمیشه. بقیه چیز ها هم به همین ترتیب.

گرچه علم ما در هر درجه ای ، دلیلی برای آیات خدا پیدا میکنه اما این دلایل قطعی نیستند و نباید بهشون تکیه بشه مگر اینکه این دلایل از طرف خدا بیان بشه.

در برخورد با تناقضات هم باید به همین نکته دقت داشت. یه چیزی رو ما تناقض میبینیم اما وقتی دیدگاهمون بالاتر بره و کامل تر بشه ممکنه اون تناقض بشه توافق و هارمونی. مثلا از بغل که به یه مخروط نگاه کنیم میشه مثلث. از زیر که نگاه کنیم میشه دایره. شد تناقض. اما وقتی علممون بالاتر میره و میفهمیم که مخروط سه بعدیه نه دو بعدی ، متوجه میشیم که مخروط نه دایره و نه مثلثه. بلکه یه چیزی فراتره که دایره رو به مثلث میدوزه.

به نظر بنده ، اساسا یکی از جنبه های اعجاز قرآن اینه که علم ما هراندازه که باشه نمیتونیم به قرآن ایراد علمی (تجربی) بگیریم. روزی که نظریه بطلمیوس رایج بود ، آیات قرآن موافق با نظریه بطلمیوس بود. بعد که نظریه کوپرنیک اومد همون آیات با همون الفاظ نظریه کوپرنیک رو تایید کرد. این نشون میده یه آدم این الفاظ رو کنار هم نگذاشته ، بلکه دست عظیم ترین موجود ، یعنی خود خالق درمیونه.

با آرزوی سلامتی ، ستایشگر :gol:

من قبول دارم که عقل و دانش انسان کامل ونیست
ولی این دلیل نمیشه به دین رو بیاری !
از کجا معلوم دین هم نتیجه عقل و دانش گذشتگان نبوده و دقیقا از طرف خداست
این باید ثابت بشه وگر نه عقل خودم رو بر عقل گذشتگان ترجیه میدم :|
در ضمن هر سخنی رو میشه هزار جور تعبیر کرد
اصلا از کجا معلوم این احکامی که با تدبر در قرآن بدست اومده به دلیل عقل و دانش محدود انسان اشتباه نباشن !؟
لطفا عمیق تر بنگرید
من نیومدم این بحث رو اینجا بیان کنم که عده ای رو گمراه کنم که اینگونه حالت تدافعی میگیرید !

Mohammad2db
۱۳۹۱/۰۴/۲۱, ۲۳:۲۴
مثلا یه سوسک که توی توالت هست ... آیا سر جاشه ... درسته مومنین خدا دارن جیش میکنن یک دفعه این موجود کریه و الچهره رو ببینن و خودشونو نجس کنن !!! دیدی هر چیزی سر جای خودش نیست ... میتونست ... مثلا از تو چاه توالت یه بلبل بیاد و برای مومنین آواز بخونه ... و سوسکه هم بره بالای درختا ...منظور ازون شهد و شکري که در قسمت امضا و زير همه پستها نوشتيد

همين سبک کلماتند ؟

شهد و شکر کلام از عفت کلام مياد !

مرصاد
۱۳۹۱/۰۴/۲۱, ۲۳:۲۷
شما بفرمایید استاد ! می ترسم بگی از تو معده میاد !
نه گلم سنت قد نمی ده می گفتم:Khandidan!:

black-black
۱۳۹۱/۰۴/۲۱, ۲۳:۳۸
ببخشید ما اینجا بحث خر بودن کسی رو کردیم ؟
یا به کسی چیزی گفتیم !؟
این شبهاتی که میگی مال فلاسفه غربی هست یا مال هر کس دیگه من خودم با تفکر برام ایجاد شده !
شاید این شبهات برای هر شخص عاقلی پیش میاد !
انسان بی دین و بی خدا در سطح پایینی از علم قرار داره
انسانی که یکم عقل داره و فکر میکنه به خدا پی میبره و فکر میکنه بقیه بی دین ها جاهل هستن
انسانی که کمی بالا تر میره تو دین اشکالاتی میبینه
نمیدونم شاید بعدا دوباره برگرده سر دین !
این فلاسفه و علمای غربی هم بدون تعصب و این که کسی از بچگی چیزی رو تو مخشون فرو کنه به این نتایج رسیدن احتمالا ولی پاسخ شما کاملا از روی تعصب هست !
من پیرو عقل خودم هستم
اگر فهمیدم عمل میکنم اگر نفهمیدم عمل نمیکنم چون ممکنه اشتباه باشه و عمل من حتی درست هم باشه چون از روی نادانی بوده باز هم اشتباه هست !
آیا خدا نمیتونست به انسان ظرفیت و فهم بیشتری بده تا نه از روی پیروی کور کورانه بلکه با علم و دانش خدا رو عبادت کنه ؟!
اگر پاسخ قانع کننده ندارید لازم نیست بحث رو به بیراهه بکشید

خدا خودش قانع کننده ترین پاسخ هارو در قالب آیات توی اشیا موجودات و جانداران به صورت نهفته قرار داده تا شما با تعقل(نه تفکر-کاری که شما میکنید تفکر نه تعقل.عقل حقه ولی فکر میتونه باطل هم باشه)پی به وجود الله جل جلاله و بیهوده نبودن خلقت ببرید.پس اگه تاکنون متوجه نشدین باید شیوه فکر کردنتون رو عوض کنید.خدا دقیقن یه سری جاها شک و شبهه رو ایجاد کرده که شما تلاش کنی شکتو تبدیل کنی به یقین.و این جوری میشه که ایمان ادم بالاتر میره و درجات بهتری نصیبش میشه.

اگه اهل پرسو جو هستید و نه مثل خیلی ها که همینطور الکی دوست دارن با مردم بحث کنن،توجه شما رو جلب میکنم به کتاب توحید مفضل امام صادق و مجموعه سخنرانی ها دکتر حسن عباسی.

helmon
۱۳۹۱/۰۴/۲۱, ۲۳:۳۹
احتمالا مال شما فرق داره :))
شد از اون جواب ها ! حالا من میگم از گوش میاد شما بیا ردش کن ! ردش هم کردی لابد علمت به اون حد نبوده که بفهمی از گوش میاد ! :))
http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A7%D8%B3%D9%BE%D8%B1%D9%85
--
من بحثم سر نبود خدا نیست
همونطور که گفتم به احتمال خیلی قوی خدایی عالم بوده که اسپرم رو از پشت ایجاد نکرده و جای دیگس :) (هر چند با این وجود باز هم آفرینش جهان بی فایده بوده و اشکالات زیادی در عالم و مخلوقات وجود داره و نمیشه خالقش رو کاملا بدون عیب در نظر گرفت که در این صورت مخلوق خالق بی عیب باید بی عیب باشد و بی عیب میشه خدا پس آفرینش بیهوده و اشتباه بوده"از منظر فلسفی")
حالا این رو بیخیال بشیم و بگیم بعله خدایی هست بی عیب هم هست
ولی دین هایی که ادعای از طرف خدا بودن دارند باید ثابت شوند
دوباره برگشتیم سر پست اول !

ستايشگر
۱۳۹۱/۰۴/۲۱, ۲۳:۳۹
به نام خدا.


من قبول دارم که عقل و دانش انسان کامل ونیست
ولی این دلیل نمیشه به دین رو بیاری !
از کجا معلوم دین هم نتیجه عقل و دانش گذشتگان نبوده و دقیقا از طرف خداست
این باید ثابت بشه وگر نه عقل خودم رو بر عقل گذشتگان ترجیه میدم :|
در ضمن هر سخنی رو میشه هزار جور تعبیر کرد
اصلا از کجا معلوم این احکامی که با تدبر در قرآن بدست اومده به دلیل عقل و دانش محدود انسان اشتباه نباشن !؟
لطفا عمیق تر بنگرید
من نیومدم این بحث رو اینجا بیان کنم که عده ای رو گمراه کنم که اینگونه حالت تدافعی میگیرید !

حالت تدافعی؟ البته دوستامون بهمون گفتن بریم تو لاک دفاعی ولی ما گوش نمیدیم. تیمی که گل نزنه گل میخوره.

ما هم نگفتیم شما اومدی دو نفر رو بندازی جهنم کیفش رو ببری. اومدیم دانشمون رو با هم قسمت کنیم تا همگی بریم بالاتر.

به هر حال شما باید به یه طرفی رو بیاری ، باید یک چیزی رو قبول بکنی. یا از عقل و دانش خودت پیروی میکنی یا به عقل و داانش یکی دیگه اعتماد میکنی. کسی هم نیومده به زور دستت رو بگیره بگه بیا از این راه برو. آزاد آزاد. خدایی که شما دستوراتش رو قبول نداری هم این حق رو قائل شده و گفته "لا اکراه فی الدین". برو و تحقیق کن ببین کدوم راه درسته. ببین منشا دین کجاست. عقل پیشینیان یا خدای خالق ( واسه دین اسلام میدونم که ثابت میشه که از جایی بسیار فراتر از عقل اعراب اون زمان اومده. ) اینها باید ثابت بشه.

یعنی چی اشتباه باشند؟ یعنی ازشون بازپرسی نشه که چرا به حکم اشتباه عقلتون عمل کردید؟ چون خودشون گفته اند برید با همین عقلتون برداشت بکنید. هرچی گیرتون اومد عمل کنید ( اون آیه ای که میگه یه عده برن تفقه بکنند در دین ). البته ما شیعه ها معتقدیم که خا همیشه یه راهنما هم کنار کتابش گذاشته به نام امام معصوم (ع) که برداشت عقلی و متناسب با زمان و صحیح رو مشخص میکنه.

بله. عمیق تر بنگریم.

با تشکر ، ستایشگر :Gol:

helmon
۱۳۹۱/۰۴/۲۱, ۲۳:۴۳
خدا خودش قانع کننده ترین پاسخ هارو در قالب آیات توی اشیا موجودات و جانداران به صورت نهفته قرار داده تا شما با تعقل(نه تفکر-کاری که شما میکنید تفکر نه تعقل.عقل حقه ولی فکر میتونه باطل هم باشه)پی به وجود الله جل جلاله و بیهوده نبودن خلقت ببرید.پس اگه تاکنون متوجه نشدین باید شیوه فکر کردنتون رو عوض کنید.خدا دقیقن یه سری جاها شک و شبهه رو ایجاد کرده که شما تلاش کنی شکتو تبدیل کنی به یقین.و این جوری میشه که ایمان ادم بالاتر میره و درجات بهتری نصیبش میشه.

اگه اهل پرسو جو هستید و نه مثل خیلی ها که همینطور الکی دوست دارن با مردم بحث کنن،توجه شما رو جلب میکنم به کتاب توحید مفضل امام صادق و مجموعه سخنرانی ها دکتر حسن عباسی.

منو دوس داری ؟
تو رو جون من قبل جواب دادن کامل بخون !
من میگم با همینا که شما میفرمایید به خدا پی بردم (هر چند 100 در صدی نیست)
پی بردن به خدا به دین ربطی نداره !
سخنانم خیلی گنگ هست ؟
راستی من خودم به شخصه با این سن و عقل کمم کلی ایراد برای آقای حسن عباسی گرفتم و خیلی سخنانشون اشتباه هست میتونن بیان بحث کنیم با هم تا نظرش رو تغیر بدم !
هزاران دلیل برای اثبات خدا و هزاران دلیل برای رد خدا هست از لحاظ فلسفی
از لحاظ علمی هم نه میشه اثبات کرد نه میشه رد کرد
حالا خدا رو هم قبول کنیم ادیان باید از طریق علمی ثابت بشن

black-black
۱۳۹۱/۰۴/۲۲, ۰۰:۰۱
منو دوس داری ؟
تو رو جون من قبل جواب دادن کامل بخون !
من میگم با همینا که شما میفرمایید به خدا پی بردم (هر چند 100 در صدی نیست)
پی بردن به خدا به دین ربطی نداره !
سخنانم خیلی گنگ هست ؟
راستی من خودم به شخصه با این سن و عقل کمم کلی ایراد برای آقای حسن عباسی گرفتم و خیلی سخنانشون اشتباه هست میتونن بیان بحث کنیم با هم تا نظرش رو تغیر بدم !
هزاران دلیل برای اثبات خدا و هزاران دلیل برای رد خدا هست از لحاظ فلسفی
از لحاظ علمی هم نه میشه اثبات کرد نه میشه رد کرد
حالا خدا رو هم قبول کنیم ادیان باید از طریق علمی ثابت بشن

شما حرفات گنگ نیست کلا منتاقضه.
اخر نفهمیدیم چی رو قبول داری چی رو نداری.
کلا این جور طرز فکر شما که میگی من 100 در صد قبول ندارم میشه عین طرز کار شورای امنیت.شما فک کن شورای امنیت 100 تا عضو داره 99 تاشون یه طرحی رو قبول دارن یکیشون که دارای حق وتو هستش میاد طرحو کلا باطل میکنه.حکایت ایمان غیر 100 درصدی به خدا هم دقیقا همونه.همونی که برات شبهه ایجاد کرده باعث این میشه که بقیش هم نابود بشه.
خب شما بشین همون کاری که 2500 ساله فلاسفه غربی انجام میدن رو انجام بده.1000 تا دلیل بیار که خدا هست 1000 تای دیگه هم بیار که خدا نیست.اخرشم میبینی 80-90 سال از عمرت تموم شد اخرم نمیدونی چی باید جواب نکیر و منکر رو بدی.
میخام از کتب شیعه واست دلیل بیارم واسه اثبات هستی خدا میبینم شما خودت رو وجود خدا شک داری پس به پیامبرم شک داری به اماما هم شک داری به حرفهایی هم که زدن هم شک داری دیگه به نظرت ایا چیزی میمونه واسه گفتن؟

helmon
۱۳۹۱/۰۴/۲۲, ۰۰:۲۲
شما حرفات گنگ نیست کلا منتاقضه.
اخر نفهمیدیم چی رو قبول داری چی رو نداری.
کلا این جور طرز فکر شما که میگی من 100 در صد قبول ندارم میشه عین طرز کار شورای امنیت.شما فک کن شورای امنیت 100 تا عضو داره 99 تاشون یه طرحی رو قبول دارن یکیشون که دارای حق وتو هستش میاد طرحو کلا باطل میکنه.حکایت ایمان غیر 100 درصدی به خدا هم دقیقا همونه.همونی که برات شبهه ایجاد کرده باعث این میشه که بقیش هم نابود بشه.
خب شما بشین همون کاری که 2500 ساله فلاسفه غربی انجام میدن رو انجام بده.1000 تا دلیل بیار که خدا هست 1000 تای دیگه هم بیار که خدا نیست.اخرشم میبینی 80-90 سال از عمرت تموم شد اخرم نمیدونی چی باید جواب نکیر و منکر رو بدی.
میخام از کتب شیعه واست دلیل بیارم واسه اثبات هستی خدا میبینم شما خودت رو وجود خدا شک داری پس به پیامبرم شک داری به اماما هم شک داری به حرفهایی هم که زدن هم شک داری دیگه به نظرت ایا چیزی میمونه واسه گفتن؟

شما هم بشین 80-90 سال الکی عبادت کن بعد متوجه شو همش کشک بوده !
باید مطئن بود یا نه
نه به نظرم چیزی نمیمونه واسه گفتن به بعضی ها !

black-black
۱۳۹۱/۰۴/۲۲, ۰۷:۰۷
ببین اخوی بنده مومن گناهکارم .از همین الان هم میدونم خیلی از کارایی که میکنم اصلا ثواب و ارزشی نداره چون خالص برای خدا نبوده بنابر این شما نمیخاد بیای به من همچین چیزی بگی.ولی فرق این ادم با کافر اینه که ادم گناهکار همیشه به رحمت خدا اعتقاد داره.ولی کافر چی؟
چقد حقوق میگیری بیای اینجا بشینی تو دین شبهه ایجاد کنی؟
اصلا اهمیتی نداره که شما خدارو میپرستی یانه.
کل دنیا هم کافر شن هیچ خدشه ای به عرش الهی وارد نمیشه.
یهسری چیز ها رو هم انسان باید ندیده قبول کنه.هنر ندیده خردیدنه.
حالا بیشین اینجا همینطور عمرت داره میگره من هر دلیل واست میارم عوض فک کردن روش بشین چرت و پرت تحویلم بده.

cwar
۱۳۹۱/۰۴/۲۲, ۰۹:۳۰
متاسفانه تمام مشکلات و ابهامات در مورد خدا از زمانی شروع میشود که دعاها مستجاب نمیشه

چون خدا فرموده بخوانید مرا تا اجابت کنم شما را

یا طبق یه حدیث قدسی ای بنده من اندکی از صبح و اندکی از شب به عبادت من بپرداز تا تمام اومور تو را کفایت کنم

یا ..........

حالا خواسته و ارزوها و دعاهای انسان شروع میشه تا خواسته ایی که دوست داره بهش برسه

مثلا میاد 40 شب زیارت عاشورا میخونه یا یه ذکری را مدام تکرار میکنه یا تو شب قدر دعا میکنه یا شب لیله الرغائب ارزویش را از خدا میخواد ولی..... نه جواب نمیگره

دوباره شروع میکنه و هر چی سعی میکنه نه نمیشه

دیگه خسته میشه و شک به دلش می افته که ایا خدایی هست ؟؟
ایا خدا منو دوست نداره ؟؟
ایا خدا منو ول کرده ؟؟
ایا.........

و علتش اینه که از بخت بده ما تو زمونه ایی زندگی میکنیم که از وجود امام و راهنمایی که به ما کمک کنه محرومیم تا گره از مشکل ما باز کنه

در این زمونه وقتی دعایی مستجاب نمیشه سه جواب میدن اونایی که یه خورده بیشتر به دنبال علم بودن
1= حکمت نبوده
2= قسمت نبوده
3= اون دنیا خدا بهت بیشتر میده و تو ارزو میکنی ای کاش هیچکدام از ارزوهایت براورده نمیشد

.........................

نه این جواب براورده شده ارزوی دوستمون نیست

جواب این است که راه حلی داده شود که همه به ارزوهای خوبشون برسن و زندگی زیبایی داشته باشن

و بازم جواب تمام این مسائل زمانی روشن میشد که مهدی فاطمه ظهور کنند

موفق باشید

پس بیاید همه با هم دعا کنیم که اقامون همین امسال ظهور کنند

الهی یا فاطر به حق فاطمه عجل لولیک الفرج

ناصر یوسف نژاد
۱۳۹۱/۰۴/۲۲, ۰۹:۴۴
متاسفانه تمام مشکلات و ابهامات در مورد خدا از زمانی شروع میشود که دعاها مستجاب نمیشه
ون خدا فرموده بخوانید مرا تا اجابت کنم شما را
یا طبق یه حدیث قدسی ای بنده من اندکی از صبح و اندکی از شب به عبادت من بپرداز تا تمام اومور تو را کفایت کنم
یا ..........

دیگه خسته میشه و شک به دلش می افته که ایا خدایی هست ؟؟
ایا خدا منو دوست نداره ؟؟
ایا خدا منو ول کرده ؟؟
ایا.........
در این زمونه وقتی دعایی مستجاب نمیشه سه جواب میدن اونایی که یه خورده بیشتر به دنبال علم بودن
1= حکمت نبوده
2= قسمت نبوده
3= اون دنیا خدا بهت بیشتر میده و تو ارزو میکنی ای کاش هیچکدام از ارزوهایت براورده نمیشد
.........................
نه این جواب براورده شده ارزوی دوستمون نیست ...


این دوستمون ضمن دعا برای رسیدن به یک حاجت دنیوی، چیزهای دیگری نیز از خداوند می خواهند، مثلا می خواهند هرچه خیر است همان بشود، هرچه رضای خدا باشد همان بشود و... .
اینجا فردی مثلا آرزوی رسیدن به دختر مورد علاقه خود را دارد، شما چه می دانید؟ شاید تعداد افراد دیگری نیز آرزوی رسیدن به همان دختر را داشته باشند!
اینجا اگر همه با هم دعا کنند که به آن دختر برسند، تکلیف خدا چیست؟!
آیا می شود همه را به آن دختر برساند؟!
خداوند اینجا تشخیص می دهد که کدام یک از دعا کنندگان بهتر است با آن دختر ازدواج کنند.

یا کسی از خداوند تقاضای رسیدن به شغلی را می کند. خوب اشخاص دیگری هم آرزوی رسیدن به همان شغل را می کنند. خداوند از بین آنان، کسی که بیشتر از همه استحقاق رسیدن به آن شغل را دارد، دعای او را برآورده می سازد.

در بعضی موارد عدم استجابت دعا از دید ما، دقیقا به نفع ماست، اما ما نمی دانیم.
دوستی داشتم که حدود 20 سال پیش برای سفری کاری به اصفهان رفته بود. هنگام برگشت بلیط هواپیما برای ساعت 5 رزرو کرده بود. زمانی که در شهر برای تاکسی گرفتن کنار خیابان ایستاده بود، یک دوست قدیمی را می بیند و او به اصرار وی را به منزل خود می برد. هرچه این دوست بنده می گوید تا لحظاتی دیگر باید به تهران برود و پرواز دارد، دوستش زیربار نمی رود و می گوید بلیطت را برای ساعت 9 شب تغییر می دهم تا بعد از شام بروی.
این دوست بنده وقتی با پرواز 9 شب به تهران می رسد و به خانه می رود، با تعجب می بیند که همه فامیل در خانه جمع شده اند و گریه و زاری می کنند. (آن زمان موبایل نبود تا کسی بتواند با شخصی که بیرون از خانه است تماس بگیرد).
هواپیمایی که ساعت 5 پرواز داشت و بلیط این دوستمون مربوط به همان پرواز بود، سقوط کرده بود و همه مسافران کشته شده بودند.
اینجا این دوست بنده زمانی که کنار خیابان ایستاده بود و با نگرانی از اینکه از پرواز جا بماند، آیا از خداوند نخواسته بود که زود یک تاکسی برای او بفرستد؟!
اگر خداوند دعای او را مستجاب می کرد، الان استخوان های او هم پوسیده بود، اما ایشان همچنان زنده و سرحال است و از آن تاریخ به بعد کلا روحیاتش تغییر کرده و فوق العاده مثبت شده است.

ناصر یوسف نژاد
۱۳۹۱/۰۴/۲۲, ۱۰:۰۰
اتفاقا شما دنبال مادیت و جاودانگی و حوری هستی که میری پی دین !!
من اصلا همچین آدمی نیستم و چیزی هم نمیخواد
فقط دلم عدالت میخواد !
در حالی که در اسلام جبر و زور گویی رو دیدم !
اصلا خدا که نیازی به آفرینش نداشته پس چرا یه سری موجودات ناقص خلق کرده
موجوداتی که هیچ چیز نمیفهمن و کفر میگن
در ضمن مقایسه نکنید با دانش آموز کلاس اول !
چون فرق داره
میزان عقل من رو خدا داده و اگر نداده تقصیر خداس که عقل نداده تا درکش کنم نه تقصیر من که عقل ندارم تا درکش کنم

عزیز برادر، بنده یه تار موی گندیده ی امثال جنابعالی رو با 1000 تا حوری هم عوض نمی کنم!
بگذریم...
اما اینجا شما دقیقاً همان کودک کلاس اول هستید، که اینبار به دانشگاه رفته اید و بی مقدمه به یک کلاس وارد شده اید. می بینید که استاد در حال تدریس ریاضی است. 2 دقیقه ساکت ایستاده و نگاه کرده اید، بعد که چیزی سردرنیاوردید، اول چهل تا سؤال بی ربط مطرح کردید و هنگامی که دیدید همه با تعجب به شما نگاه می کنند پیش خود گمان گمان کردید که در جواب شما درمانده اند، در حالیکه آنان در تعجب از اوج بلاهت شما هستند، و بعد با یک لحن تهاجمی تمام علم ریاضی و استاد و کلاس و دانشگاه و درس و کتاب و سواد و مدرک و ... رو همه رو با هم بردید زیر سؤال!

خدا به شما عقل داده، خودتان استفاده نمی کنید. انسان عاقل زمانی که علمش در حدی نیست که مسئله ای را حل کند، صورت مسئله را پاک نمی کند.
شما اول مشخص کن که آیا خدا را قبول دارید، یا خیر. اگر قبول ندارید بنده بوسیله علم منطق به شما این را اثبات می کنم.
بعد شما بفرمائید بعد از قبول وجود خدا آیا دین را قبول دارید یا خیر؟
اگر دین را قبول ندارید بنده به وسیله علم منطق آن را به شما اثبات می کنم.
بعد بفرمایید که عدل را چرا زیر سؤال برده اید؟ دلایل کافی بیاورید تا روی تک تک آنها بحث کنیم.
سؤالاتتان را یک به یک مطرح کنید، تا جواب بدهم.
شما متأسفانه در بد دامی افتاده اید. شیطان جهل شما را به شما به عنوان دانش نشان می دهد و شما خود را مرکز و کانون تمام کائنات و توجهات عالم می پندارید، مثل شما زیاد آمده اند و رفته اند، نه نامی از خود گذاشتند نه کاری کردند نه حرفی که بدرد بخورد ...

اگر می خواهی ماندگار شوی، حرفی بزن یا کاری بکن که بعد از تو ماندگار باشد.

helmon
۱۳۹۱/۰۴/۲۲, ۱۲:۴۰
من خدا را قبول دارم
خدا وجود دارد
ولی اسلام و دین های دیگر را قبول ندارم !
وجود خدا را با دیده دل و عقل دیده ام و خیلی بیشتر از شما هم باورش دارم !
ولی خدایی که من باورش دارم از خدایی که توسط ادیان کنونی معرفی شده برتر است
بر ادیان اشکالاتی وارد است
وجود خدا روز به روز با پیشرفت علم و دانش و عقل بشر بیشتر ثابت میشود
ولی با گذشت زمان اشکالات بیشتری بر دین وارد میشود !
من این گونه به نتیجه رسیده ام که یا خدا مایل به برقراری ارتباط با ما نیست
یا آنکه دین واقعی دین دیگری است
تورات و انجیل که کاملا مزخرف است ! (شرمنده بخونید میفهمید :) )
در این میان کمی قرآن و قوانین اسلام با عقل جور در می آد
ولی آن هم کامل و بدون ایراد نیست
در حالی که اگر واقعا از طرف خداست نباید اینگونه باشد
فکر کنم الان بهتر تونستم منظورم رو بیان کنم
با خواندن بیشتر قرآن اعتقاد و اطمینانم به اسلام کمتر میشود !
میترسم از این که قرآن اندیشه و فکر انسانی بوده باشد
هر چند این شخص باهوش و دانشمند بوده و دارای فضایل اخلاقی بوده و میخواسته جامعه را اصلاح کند ولی باید اطمینان حاصل شود که اسلام خدایی است
آیه ها و نشانه هایی که قرآن بیان میکند برای اثبات عقلی خداست همین کار را کتاب های علمی نیز انجام میدهند! ولی خود قرآن باید ثابت شود !
ولی با وجود ایرادات و اشتباهات علمی (هر چند که اندک باشد) و مشاهده بیان های مختص زمان و مکان قرآن نمیتوانم بپذیرم که قرآن واقعا از طرف خداست
خدا وجود دارد ولی راهی به سویش نمی یابم و نمیخواهم جاهلانه و از سر تعصب و پیروی از مکتب گذشتگان پیرو دینی شوم !
چه بسا افرادی با این خصوصیات که الان مرا جاهل و کافر خطاب میکنند اگر پدر مادری مسیحی یا یهودی داشتند الان دارای دیگری بودند
امیدوارم متوجه منظورم شده باشید :)

helmon
۱۳۹۱/۰۴/۲۲, ۱۲:۴۰
من خدا را قبول دارم
خدا وجود دارد
ولی اسلام و دین های دیگر را قبول ندارم !
وجود خدا را با دیده دل و عقل دیده ام و خیلی بیشتر از شما هم باورش دارم !
ولی خدایی که من باورش دارم از خدایی که توسط ادیان کنونی معرفی شده برتر است
بر ادیان اشکالاتی وارد است
وجود خدا روز به روز با پیشرفت علم و دانش و عقل بشر بیشتر ثابت میشود
ولی با گذشت زمان اشکالات بیشتری بر دین وارد میشود !
من این گونه به نتیجه رسیده ام که یا خدا مایل به برقراری ارتباط با ما نیست
یا آنکه دین واقعی دین دیگری است
تورات و انجیل که کاملا مزخرف است ! (شرمنده بخونید میفهمید :) )
در این میان کمی قرآن و قوانین اسلام با عقل جور در می آد
ولی آن هم کامل و بدون ایراد نیست
در حالی که اگر واقعا از طرف خداست نباید اینگونه باشد
فکر کنم الان بهتر تونستم منظورم رو بیان کنم
با خواندن بیشتر قرآن اعتقاد و اطمینانم به اسلام کمتر میشود !
میترسم از این که قرآن اندیشه و فکر انسانی بوده باشد
هر چند این شخص باهوش و دانشمند بوده و دارای فضایل اخلاقی بوده و میخواسته جامعه را اصلاح کند ولی باید اطمینان حاصل شود که اسلام خدایی است
آیه ها و نشانه هایی که قرآن بیان میکند برای اثبات عقلی خداست همین کار را کتاب های علمی نیز انجام میدهند! ولی خود قرآن باید ثابت شود !
ولی با وجود ایرادات و اشتباهات علمی (هر چند که اندک باشد) و مشاهده بیان های مختص زمان و مکان قرآن نمیتوانم بپذیرم که قرآن واقعا از طرف خداست
خدا وجود دارد ولی راهی به سویش نمی یابم و نمیخواهم جاهلانه و از سر تعصب و پیروی از مکتب گذشتگان پیرو دینی شوم !
چه بسا افرادی با این خصوصیات که الان مرا جاهل و کافر خطاب میکنند اگر پدر مادری مسیحی یا یهودی داشتند الان دارای دیگری بودند
امیدوارم متوجه منظورم شده باشید :)

limbo
۱۳۹۱/۰۴/۲۲, ۱۳:۲۳
به نظر بنده ، اساسا یکی از جنبه های اعجاز قرآن اینه که علم ما هراندازه که باشه نمیتونیم به قرآن ایراد علمی (تجربی) بگیریم. روزی که نظریه بطلمیوس رایج بود ، آیات قرآن موافق با نظریه بطلمیوس بود. بعد که نظریه کوپرنیک اومد همون آیات با همون الفاظ نظریه کوپرنیک رو تایید کرد. این نشون میده یه آدم این الفاظ رو کنار هم نگذاشته ، بلکه دست عظیم ترین موجود ، یعنی خود خالق درمیونه.

ببخشید ها . اما به نظر من این تا حد زیادی نقطه ضغف هست . اینجوری میشه مثل نوشته های نوستر آداموس که یک سری کلمات گنگ و کلی رو گفته . ( یا نقاشی هاش ) و همین جور برای درست در اومدنش توجیه و تفسیرش می کنن .
به این ترتیب ، شاید بگین مغلطه هست . اما عقل ناقص ما با دانش ناقصش چطور بتونه حتی بفهمه کجا باید به خودش اعتماد کنه و کجا نه . و اصلا اینجور کلیت دین و احکامش زیر سوال می ره . شاید این توجیه و تفسیری که از آیات و روایات می شود . درست نباشد . در حالی که ما دنبال حقیقت هستیم نه اینکه فقط یه چیزی بگن ما هم کور کورانه انجام بدیم !!!!!!!


نه گلم سنت قد نمی ده می گفتم

شما هم چیزی بلد نیستی بهتره ببندی !

limbo
۱۳۹۱/۰۴/۲۲, ۱۳:۳۰
من خدا را قبول دارم خدا وجود دارد ولی اسلام و دین های دیگر را قبول ندارم !

خیلی خوبه تحقیق می کنی . و دنبال حقیقتی . اما جنبه معنوی به نظر من یک بعد انسان هست . پرداختن زیادی به این بعد از جنبه های دیگر تو رو باز می داره . خیلی به خودت سخت نگیر اگر می شد به یک نتیجه محکم و درست رسید تا این زمان این همه دانشمندان و فلاسفه بزرگ تر از ما به یک نتیجه رسیده بودن .

فعلا بهترین کار اینه که چیزهای خوب دین و اخلاق رو بگیری . و رعایت کنی .

helmon
۱۳۹۱/۰۴/۲۲, ۱۴:۰۳
خیلی خوبه تحقیق می کنی . و دنبال حقیقتی . اما جنبه معنوی به نظر من یک بعد انسان هست . پرداختن زیادی به این بعد از جنبه های دیگر تو رو باز می داره . خیلی به خودت سخت نگیر اگر می شد به یک نتیجه محکم و درست رسید تا این زمان این همه دانشمندان و فلاسفه بزرگ تر از ما به یک نتیجه رسیده بودن .

فعلا بهترین کار اینه که چیزهای خوب دین و اخلاق رو بگیری . و رعایت کنی .

من به حظور لححظه لحظه خدا در همه چیز اعتقاد دارم وبا خدا حرف میزنم و ...
ولی به دینی اعتقاد کامل ندارم و برای همین فعلا کارها و عبادات هاصی که توط=سط ادیان بیان شده رو انجام نمیدم !
دقیقا قرآن به دلیل گنگ بودن نمیشه ازش تفسیر درستی ارائه کرد
اینایی که میگن اگر راست میگید کتابی مثل قرآن بیاورید ! احتمالا قرآن رو نخوندن
فرق خاصی با سایر کتاب ها نداره
شما اگه راست میگید یک کتاب مثل مثنوی مولانا یا شاهنامه و بوستان و گلستان یا کتاب های جدید مثل هری پاتر بیاورید !
این کار ها هم شدنی نیست :) ولی دلیل از طرف خدا آمدنشون نمیشه !
معانی کامل قرآن رو تا به حال خوندید ؟ به غیر از ترساندن و این که توصیه به یه سری کار خوب و تمجید و تحسین الله چیز دیگری توش برای اثبات حقانیت این کتاب و دین نیست
حتی اشتباهاتی هم داره
مثلا در قرآن زمین به صورت یک صفحه در نظر گرفته شده نه به صورت گرد و خیلی چیز های دیگه
عقل من میگه که ممکنه شخصی یک سری کار های نیک مثل دروغ نگویید و این ها رو با یه سری عقاید مخلوط کنه تا شما اون عقاید رو باور کنید !
قبل از این که کلاس اولی بودن من رو یاد آوری کنید یک بار معنی کل قرآن رو بخونید بعد بیاید بحث کنیم :)
به نظر من دلیل پیروی کردن خیلی افراد از دین ها نخوندن کتاب هاشون هست !

ستايشگر
۱۳۹۱/۰۴/۲۲, ۱۴:۵۷
من به حظور لححظه لحظه خدا در همه چیز اعتقاد دارم وبا خدا حرف میزنم و ...
ولی به دینی اعتقاد کامل ندارم و برای همین فعلا کارها و عبادات هاصی که توط=سط ادیان بیان شده رو انجام نمیدم !
دقیقا قرآن به دلیل گنگ بودن نمیشه ازش تفسیر درستی ارائه کرد
اینایی که میگن اگر راست میگید کتابی مثل قرآن بیاورید ! احتمالا قرآن رو نخوندن
فرق خاصی با سایر کتاب ها نداره
شما اگه راست میگید یک کتاب مثل مثنوی مولانا یا شاهنامه و بوستان و گلستان یا کتاب های جدید مثل هری پاتر بیاورید !
این کار ها هم شدنی نیست :) ولی دلیل از طرف خدا آمدنشون نمیشه !
معانی کامل قرآن رو تا به حال خوندید ؟ به غیر از ترساندن و این که توصیه به یه سری کار خوب و تمجید و تحسین الله چیز دیگری توش برای اثبات حقانیت این کتاب و دین نیست
حتی اشتباهاتی هم داره
مثلا در قرآن زمین به صورت یک صفحه در نظر گرفته شده نه به صورت گرد و خیلی چیز های دیگه
عقل من میگه که ممکنه شخصی یک سری کار های نیک مثل دروغ نگویید و این ها رو با یه سری عقاید مخلوط کنه تا شما اون عقاید رو باور کنید !
قبل از این که کلاس اولی بودن من رو یاد آوری کنید یک بار معنی کل قرآن رو بخونید بعد بیاید بحث کنیم :)
به نظر من دلیل پیروی کردن خیلی افراد از دین ها نخوندن کتاب هاشون هست !

به نام خدا.

کجا گفته زمین صفحه است؟ عین آیه رو بیار که گفته باشه زمین یک صفحه است. نه اینکه بگید منظورش اینه که زمین صفحه است.

کتاب مثل هری پاتر میخوای؟ ارباب حلقه ها. تازه بسیار بسیار زیبا تر از هری پاتره. اگر قرار باشه بین این دو تا بگیم کدوم از طرف خدا اومده ارباب حلقه ها شایسته تره.

و چرا از سر خودت باز میکنی؟ قرآن با الفاظ روحانیش فرود اومده. میگید از ذهن آدم تراوش شده؟ مسئله ای نیست. شما یک کتاب بیارید مثل این کتاب. اینقدر شگرف باشه و سنت شکن. همیشه به روز باشه. قبوله. از همین الان تا بینهایت دنیا وقت دارید اینکار رو بکنید، با هرکسی هم که دوست دارید عقلتون رو بریزید رو هم و با هم مشورت کنید. 1400 ساله کسی نتونسته اینکار رو بکنه. حرف امروز و دیروز نیست.

قرآن گنگ نیست. اما برای شنیدن صداش یه مقدماتی لازم داره. باید عربی بلد باشی ، فلسفه بدونی و همچنین ( مهمتر از همه ) پیشداوری نکرده باشی. دوست داری از قرآن سر در بیاری؟ بفرما برو مسیری که روحانیون پی گرفتند رو برو تا درک کنی منتها بدون پیش داوری و برای کشف حقیقت برو. اینهایی هم که در باره مخلوط بودن قرآن و غیره میگی ادعاست و شما مدعی هستی و باید ثابت کنی.

خدمت limbo عارضم:



ببخشید ها . اما به نظر من این تا حد زیادی نقطه ضغف هست . اینجوری میشه مثل نوشته های نوستر آداموس که یک سری کلمات گنگ و کلی رو گفته . ( یا نقاشی هاش ) و همین جور برای درست در اومدنش توجیه و تفسیرش می کنن .
به این ترتیب ، شاید بگین مغلطه هست . اما عقل ناقص ما با دانش ناقصش چطور بتونه حتی بفهمه کجا باید به خودش اعتماد کنه و کجا نه . و اصلا اینجور کلیت دین و احکامش زیر سوال می ره . شاید این توجیه و تفسیری که از آیات و روایات می شود . درست نباشد . در حالی که ما دنبال حقیقت هستیم نه اینکه فقط یه چیزی بگن ما هم کور کورانه انجام بدیم !!!!!!!


نظر شما واسه خودتون محترمه.:Gol:

حرف های قرآن گنگ و کلی نیست. مخصوصا تو قسمت کیهان شناسی. قشگ و واضح گفته خورشید به سمت قرارگاهش جاریست. اگر 1400 سال پیش زندگی کنی و دانشمند اون موقع باشی که فکر میکنه خورشید دور زمین میگرده ، این آیه درسته و علمیه. و اگر الان زندگی کنی و دانشمند باشی و بدونی که خورشید داره به سمت مرکز کهکشان حرکت میکنه باز هم این آیه درست و علمیه و اگر 1400 سال بعد زندگی کنی و دانشمند باشی و متوجه شی که خورشید به یه سمت دیگری هم حرکت داره این آیه درست و علمیه. در هیچکدوم از این دوره ها نمیتونی بگی این آیه علمی نیست. بقیه قرآن هم همینجوره.

مشکل اینجاست که اینجور فکر میشه ، که نظریات دانشمندان مسلمان زمان قدیم ، نظر قرآنه. در صورتی که این نظریات برداشت های اون انسان ها از قرآن با توجه به علمشونه. کسی هم اونها رو بخاطر این برداشت هاشون بازخواست نمیکنه. به شرطی که دقیق و درست فکر کرده باشند. چون خود خدا میگه برید تفقه کنید و هرچی گیرتون اومد عمل کنید. نمیگه برید و به اونچه من منظورم هست عمل کنید چون ما هیچوقت نمیتونیم مطمئن بشیم که منظور خدا همین بوده که الان میگیم. اما ممکنه منظورش همین باشه که الان میگیم.

البته همش همین نیست. خدا همراه کتابش یه منبع مطمئن هم فرستاده که بدون شک و تردید برداشت صحیح از کتاب خدا رو بلده. اون شخص (اشخاص) حضرات معصومین هستند که به دلیل بی کفایتی و بی لیاقتی ما ، الان آخرینشون در پس پرده غیبت هستند. اما باز هم این انوار الهی به ما اجازه داده اند که به عالم های عادل و عزیزی که درمیانمون هستند و برداشت تقریبا صحیحی دارند رجوع بکنیم. این تقریبا صحیح رو که میگم ، فقط حضرا معصومین میتونند درک کنند نه ما. ما با نگاه کردن به حکم یک مرجع نمیتونیم بگیم غلطه یا صحیحه چون علم به برداشت صحیح که نداریم هیچ ،بلکه از این حضرات دانش کمتری هم نسبت به قرآن داریم.

با آرزوی سلامتی ، ستایشگر :Gol:

ناصر یوسف نژاد
۱۳۹۱/۰۴/۲۲, ۱۷:۴۶
من خدا را قبول دارم
خدا وجود دارد
ولی اسلام و دین های دیگر را قبول ندارم !
وجود خدا را با دیده دل و عقل دیده ام و خیلی بیشتر از شما هم باورش دارم !
1-ولی خدایی که من باورش دارم از خدایی که توسط ادیان کنونی معرفی شده برتر است
بر ادیان اشکالاتی وارد است
وجود خدا روز به روز با پیشرفت علم و دانش و عقل بشر بیشتر ثابت میشود
2-ولی با گذشت زمان اشکالات بیشتری بر دین وارد میشود !
3-من این گونه به نتیجه رسیده ام که یا خدا مایل به برقراری ارتباط با ما نیست
4-یا آنکه دین واقعی دین دیگری است
5-در این میان کمی قرآن و قوانین اسلام با عقل جور در می آد
6-ولی آن هم کامل و بدون ایراد نیست
7-در حالی که اگر واقعا از طرف خداست نباید اینگونه باشد
8-فکر کنم الان بهتر تونستم منظورم رو بیان کنم
9-با خواندن بیشتر قرآن اعتقاد و اطمینانم به اسلام کمتر میشود !
10-میترسم از این که قرآن اندیشه و فکر انسانی بوده باشد
11-هر چند این شخص باهوش و دانشمند بوده و دارای فضایل اخلاقی بوده و میخواسته جامعه را اصلاح کند ولی باید اطمینان حاصل شود که اسلام خدایی است
12-آیه ها و نشانه هایی که قرآن بیان میکند برای اثبات عقلی خداست همین کار را کتاب های علمی نیز انجام میدهند! ولی خود قرآن باید ثابت شود !
13-ولی با وجود ایرادات و اشتباهات علمی (هر چند که اندک باشد) و مشاهده بیان های مختص زمان و مکان قرآن نمیتوانم بپذیرم که قرآن واقعا از طرف خداست
14-امیدوارم متوجه منظورم شده باشید :)

1-چرا خدایی که شما از خدای ادیان برتر می دانید، تا کنون برتری خود را به خدای ادیان نشان نداده تا بندگانش گمراه نشوند؟!
2-مثال بزنید برای اشکالات. شاید از دید شما اشکال باشد، از دید بنده نه.
3-یعنی همان خدایی که فرمودید از خدای ادیان بالاتر است، مایل نیست با شما یا بطور کل با بشر ارتباط برقرار کند؟!
4-دین واقعی چرا تا کنون برای هدایت بشر نیامده؟! پس کی بشر قرار است هدایت شود؟! قیامت؟!
5-یعنی شما عقل ناقص بشری خود را میزان درستی یا نادرستی احکام قرآن قرار دادید؟!
6-پس با این وجود شما ادعای پیامبری دارید، چون ادعا می کنید که این کتاب کامل، و این دین، دین درستی نیست، خدایی که می شناسید یک خدای دیگر است... !!!
7-ببینم، شما با خداوند خصوصی صحبت کردید؟ یا خداوند خودشان به شما گفته اند که دین به این صورت اگر باشد از طرف من نیست؟!یا ادعای خدایی هم به ادعای پیامبری شما اضافه شده؟!!
8-الان من کامل منظور شما را درک کردم !!!
9-اصلا مبنای آشنایی شما با اسلام چه بوده در ابتدا، که الان با خواندن قرآن اطمینان شما بر اسلام کمتر می شود؟!!!!!!!!
10-کدام اندیشه انسانی را سراغ دارید، که 1400 قبل از کشف یا اختراغ جیزی، از آن خبر داده است؟! (با ذکر مورد دقیق و بدون جای بحث، مثال بیاورید تا مثال بیاورم از قرآن).
11-اگر ثابت شود که قرآن نوشته دست بشر نیست، آیا قبول می کنید که از طرف خداست؟
12-خود قرآن با توجه به علم ناقص بشری قابل اثبات نیست، همانطور که اثبات یک قضیه ریاضی به کودک 5 ساله ای که حتی جدول ضرب هم بلد نیست، غیر ممکن است.
13-شما زمانی می توانید قرآن را زیر سؤال ببرید بوسیله علم، که علم به حد کمال را داشته باشید، نه علم ناقص را.مثال اثر انگشت که در قرآن اشاره شده برای شما کفایت می کند.
14-تا حدود زیادی متوجه منظورتان شدم! شما ادعای پیامبری و خدایی را با هم دارید!حالا کتاب یا جزوه ای هم دارید به ما ارائه کنید؟!

ناصر یوسف نژاد
۱۳۹۱/۰۴/۲۲, ۱۷:۵۸
من به حظور لححظه لحظه خدا در همه چیز اعتقاد دارم وبا خدا حرف میزنم و ...
1-ولی به دینی اعتقاد کامل ندارم و برای همین فعلا کارها و عبادات خاصی که توسط ادیان بیان شده رو انجام نمیدم !
2-اینایی که میگن اگر راست میگید کتابی مثل قرآن بیاورید ! احتمالا قرآن رو نخوندن
فرق خاصی با سایر کتاب ها نداره
3-شما اگه راست میگید یک کتاب مثل مثنوی مولانا یا شاهنامه و بوستان و گلستان یا کتاب های جدید مثل هری پاتر بیاورید
4-معانی کامل قرآن رو تا به حال خوندید ؟ به غیر از ترساندن و این که توصیه به یه سری کار خوب و تمجید و تحسین الله چیز دیگری توش برای اثبات حقانیت این کتاب و دین نیست
حتی اشتباهاتی هم داره
5-مثلا در قرآن زمین به صورت یک صفحه در نظر گرفته شده نه به صورت گرد و خیلی چیز های دیگه

6-به نظر من دلیل پیروی کردن خیلی افراد از دین ها نخوندن کتاب هاشون هست !

1-به عبارت دیگر می فرمایید چون تنبل هستید و زورتان می آید نماز بخوانید، و روزه بگیرید، پس بهتر است این دین و این کتاب از طرف خدا نباشد، و بخاطر انجام ندادن واجبات، تنبیه نشوید! این از حرف شما بر می آید.
2-شما زمانی می توانید این حرف را بگویید که به زبان عربی مسلط باشید، آیا مسلط هستید؟
3-مثل اینها زیاد آمده. خودتون دارید جواب خودتون رو میدید. یا اطلاعاتتون کمه، یا بنده رو اسگول کردید!
4-چیزهای دیگری هم هست. مثلا در مورد خواص بعضی مواد، که امروزه به کمک علم، بعد از 1400 سال خواصشون ثابت شده. شما اعجاز عددی قرآن رو خوندید؟!
5-کجا این گفته شده. دقیقا با سند صحبت کنید. ادعا بدون سند= ...شعر!
6-چرا اتفاقا کتاب خوانده میشه، اما چون احتمالا خوانندگان کتاب در اطراف شما نیستند! شما فکر می کنید که هیچ کس ! قرآن نمی خواند! اینطور نیست؟

خالدبن ولید
۱۳۹۱/۰۴/۲۲, ۱۸:۳۰
و چرا از سر خودت باز میکنی؟ قرآن با الفاظ روحانیش فرود اومده. میگید از ذهن آدم تراوش شده؟ مسئله ای نیست. شما یک کتاب بیارید مثل این کتاب. اینقدر شگرف باشه و سنت شکن. همیشه به روز باشه. قبوله. از همین الان تا بینهایت دنیا وقت دارید اینکار رو بکنید، با هرکسی هم که دوست دارید عقلتون رو بریزید رو هم و با هم مشورت کنید. 1400 ساله کسی نتونسته اینکار رو بکنه. حرف امروز و دیروز نیست.


شاید منظور دوستمون اینه که :

قرآن برداشت پیامبر اسلام از عالم بالاست ! احتمالاً حقیقتی در پس پرده مادیات وجودارد که

فقط کسانی می توانند آنرا ببینند که برای دیدنش تلاش کرده اند . روش دارد ، تکنیک دارد .

شما کتاب ارداویرافنامه را بخوانید . می گوید که با روشی خاص من به معراج رفتم

و در آن عالم چیزهایی دیدم که وقتی او بهوش آمد در کتابش نوشت .

چیزی شبیه : سیاحت غرب " آقا نجفی قوچانی" است .

خب می گید این کتاب کی نوشته شده ؟

جواب : در زمان اردشیر بابکان ! 400 سال قبل از پیامبر اسلام !!
http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A7%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D9%88%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D 9%81%E2%80%8C%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87

نظریه ای است که می گوید :

پیامبر طی سالها معاشرت با خدیجه و پسر عموی او " ورقه بن نوفل " با بسیاری از علوم

و نوشته ها و کتب اهل کتاب (مسیحیت و یهودیت ) آشنا شدند و با ذکاوت و تمایل ذاتی که به این

قبیل امور داشته اند از سن30 تا 40 سالگی نسبت بقیه مردم قریش گوشه نشینی اختیار کرده

و به عمل مراقبه و اعتکاف در غار مشغول بوده و روشهای گفته شده ریاضتی را تمرین

و ممارست می کرده اند !

نبوت و قران حاصل این مکاشفه و مراقبه است .

که اعتقاد به این نظریه چیزی از عظمت کار بزرگی که این یتیم وامین مردم کرده ، کم نمی کند !

helmon
۱۳۹۱/۰۴/۲۲, ۱۹:۱۵
شاید منظور دوستمون اینه که :

قرآن برداشت پیامبر اسلام از عالم بالاست ! احتمالاً حقیقتی در پس پرده مادیات وجودارد که

فقط کسانی می توانند آنرا ببینند که برای دیدنش تلاش کرده اند . روش دارد ، تکنیک دارد .

شما کتاب ارداویرافنامه را بخوانید . می گوید که با روشی خاص من به معراج رفتم

و در آن عالم چیزهایی دیدم که وقتی او بهوش آمد در کتابش نوشت .

چیزی شبیه : سیاحت غرب " آقا نجفی قوچانی" است .

خب می گید این کتاب کی نوشته شده ؟

جواب : در زمان اردشیر بابکان ! 400 سال قبل از پیامبر اسلام !!
http://fa.wikipedia.org/wiki/%d8%a7%d8%b1%d8%af%d8%a7%d9%88%db%8c%d8%b1%d8%a7%d 9%81%e2%80%8c%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87

نظریه ای است که می گوید :

پیامبر طی سالها معاشرت با خدیجه و پسر عموی او " ورقه بن نوفل " با بسیاری از علوم

و نوشته ها و کتب اهل کتاب (مسیحیت و یهودیت ) آشنا شدند و با ذکاوت و تمایل ذاتی که به این

قبیل امور داشته اند از سن30 تا 40 سالگی نسبت بقیه مردم قریش گوشه نشینی اختیار کرده

و به عمل مراقبه و اعتکاف در غار مشغول بوده و روشهای گفته شده ریاضتی را تمرین

و ممارست می کرده اند !

نبوت و قران حاصل این مکاشفه و مراقبه است .

که اعتقاد به این نظریه چیزی از عظمت کار بزرگی که این یتیم وامین مردم کرده ، کم نمی کند !


دقیقا !
راستی بیان قرآن کاملا مغرضانه هست و همش برای یهودیان هست و پاسخی به اونها ! و گویی کتاب های (حالا کتاب های مثلا تحریم شده ) آنان خوانده شده و به آن پاسخ گویی شده و این سودی برای ما ندارد !
++ هر چند وجود دین و ترساند برای جبوگیری از یه سری کار برخی افراد ایده خوبی هست ! و دین اسلام دقیقا داره همین کار رو میکنه !
ولی از طرفی آموزه هاش طوری هست که به راحتی مردم رو به سوی قتل و کشتار ! سوق میده
و این که خیلی ها به راحتی با سو استفاده ازش یه سری افراد رو که اون ها هم فقط پیروی کورکورانه میکنن با استفاده از این دین به راحتی تروریست و قاتل میشه !
اگر این کتاب اینقدر معجزه دارد نمیتوانست دستوراتش طوری باشد که نشود از آنها سوء استفاده کرد !
--
سوره الشمس و اللین که پشت سر هم هستن هر دو حالی گستره و صاف از زمین را نشان میدهند و شب و روز را این گونه معرفی میدارند که کل زمین در هنگام شب توسط شب پوشیده میشود و در روز با آمدن روز کل شب جای خود را به کل روز در زمین میدهد !
در ضمن ارباب حلقه ها با هری پاتر خیلی فرق داره !
منظورم از معرفی این کتاب ها اینه اگه خونده باشید میبینید با وجود بسیار طولانی بودنشون 7000 صفحه بودن هری پاتر حتی یک سوتی و از هم گسستگی توش نیست و به طرز شگفت آوری از اول تا آخر آن هماهنگ هست با وجود این که در طی سالیان طولانی نوشته شده و منظورم این هست که بعضی افراد دارای توانایی ذهنی خاص و بالایی هستند و حافظه بسیار قدرتمند و قوی دارند شاید پیامبر نیز به دلیل داشتن حافظه قوی و هوش بالا قرآن را چنین نوشته است
هر چند قرآن مدام تکرار میشود و زیاد بودن حجم آن بیشتر به خاطر فونت درشت عربی آن است و خواندن تمام ترجمه فارسی آن 3 ساعت بیشتر وقت نمیبرد !

helmon
۱۳۹۱/۰۴/۲۲, ۱۹:۲۴
1-چرا خدایی که شما از خدای ادیان برتر می دانید، تا کنون برتری خود را به خدای ادیان نشان نداده تا بندگانش گمراه نشوند؟!
2-مثال بزنید برای اشکالات. شاید از دید شما اشکال باشد، از دید بنده نه.
3-یعنی همان خدایی که فرمودید از خدای ادیان بالاتر است، مایل نیست با شما یا بطور کل با بشر ارتباط برقرار کند؟!
4-دین واقعی چرا تا کنون برای هدایت بشر نیامده؟! پس کی بشر قرار است هدایت شود؟! قیامت؟!
5-یعنی شما عقل ناقص بشری خود را میزان درستی یا نادرستی احکام قرآن قرار دادید؟!
6-پس با این وجود شما ادعای پیامبری دارید، چون ادعا می کنید که این کتاب کامل، و این دین، دین درستی نیست، خدایی که می شناسید یک خدای دیگر است... !!!
7-ببینم، شما با خداوند خصوصی صحبت کردید؟ یا خداوند خودشان به شما گفته اند که دین به این صورت اگر باشد از طرف من نیست؟!یا ادعای خدایی هم به ادعای پیامبری شما اضافه شده؟!!
8-الان من کامل منظور شما را درک کردم !!!
9-اصلا مبنای آشنایی شما با اسلام چه بوده در ابتدا، که الان با خواندن قرآن اطمینان شما بر اسلام کمتر می شود؟!!!!!!!!
10-کدام اندیشه انسانی را سراغ دارید، که 1400 قبل از کشف یا اختراغ جیزی، از آن خبر داده است؟! (با ذکر مورد دقیق و بدون جای بحث، مثال بیاورید تا مثال بیاورم از قرآن).
11-اگر ثابت شود که قرآن نوشته دست بشر نیست، آیا قبول می کنید که از طرف خداست؟
12-خود قرآن با توجه به علم ناقص بشری قابل اثبات نیست، همانطور که اثبات یک قضیه ریاضی به کودک 5 ساله ای که حتی جدول ضرب هم بلد نیست، غیر ممکن است.
13-شما زمانی می توانید قرآن را زیر سؤال ببرید بوسیله علم، که علم به حد کمال را داشته باشید، نه علم ناقص را.مثال اثر انگشت که در قرآن اشاره شده برای شما کفایت می کند.
14-تا حدود زیادی متوجه منظورتان شدم! شما ادعای پیامبری و خدایی را با هم دارید!حالا کتاب یا جزوه ای هم دارید به ما ارائه کنید؟!
عزیزم هر کتاب و نوشته دیگری رو میشه از طرف خدا دونست و بعد بیم چون ما عقل نداریم و نمیفهمیم این چی میگه ظاهرشو نبین یه چیز دیگه داره بعدا کشف میشه و خودمون رو گول بزنیم !
و اگر انسان بخواد چیزی رو اثبات کنه هزار دلیل براش میاره درست و غلط و غلط هاشم چون علم ما کمه و نمیفهمیم فکر میکنیم علطه پس یعنی ما نمیفهمیم و نمیفهمیم و همین !
شما میتونید یک سوراخ روی دیوار رو هم هزار جور براش نفسیر و دلیل خدایی بودن بیارید و بعد بگید شما نمیفهمید !
اینقدر هم به مثال های الکی اول دبستان گیر ندین که منم میتونم تشبیه های باحال بیارم !

قنبر حیدر
۱۳۹۱/۰۴/۲۲, ۱۹:۲۶
خدا رو شکر بلاخره کسی من رو درک کرد !
قبول دارم که سوالم و حرف هام یکم تهاجمی بود ولی دیگه خسته شدم
الان 3 سال هست هر روز هر روز در مورد خدا فکر میکنم
گاهی باورش میکنم میشم بچه مذهبی نماز و ....
گاهی یه سری سوال بی جواب میاد کلا باورام میپره!
اصلا ثبات نداره اعتقاداتم!
خیلی مطالعه و فکر میکنم ولی بازم خیلی چیزا به بمبست میرسه
اصلا خدا چرا ما رو آفریده ؟
خدا مگر بی عیب نیست ؟ پس چرا مخلوقاتش معیوب هستن ؟
این جهان پر از عیب و ایراد هست
کتاب نهج البلاغه رو تا میخونم از اسلام زده میشم ! اصلا با منطق من جور در نمیاد
خدا اصلا چرا جهان رو خلق کرده
ما رو خلق کرده که چی بشه ؟ عبادت کنیم ؟ مگر خدا نیاز مند هست ؟ اصلا خود خدا چرا باید باشه ؟!
برخی قوانین اسلام هم مسخره هست ! و خیلی از کار ها
خدا چرا عدالت نداره !؟
اون بچه ای که دم تولد از قحطی و گرسنگی میمره نمیتونه مثلا به درجات بالای عرفانی برسه چون بچه بوده و خیلی سوالات دیگه که هیچ کس هم جواب نمیده و میان بحث فلسفی میکنن چون بود هست شد و ... :|
بعد میگن چرا جوانان از دین فرارین !
اصلا چرا خداوند به من عقل نداده تا بفهممش
اگه من بد هستم خدا من رو بد آفریده اگه خوبم خدا من رو خوب آفریده
هر کار خوب و بدی اگه خدا وجود داشته باشه مال خدا میشه
البته شاید زیاد توقع داشتم ! شما هم مثل من انسان هستین ! و کسی که باید پاسخ بده خداس ! :)

ای نخاله صهیونیسم بیش از حد داری به باری تعالی جل جلاله و امیرالمومنین - روحی فداه - دهن کجی می کنید اون دهنتو ببند .... انشاءالله با ابلیس محشور بشی یهودی

ستايشگر
۱۳۹۱/۰۴/۲۲, ۱۹:۳۰
ای نخاله صهیونیسم بیش از حد داری به باری تعالی جل جلاله و امیرالمومنین - روحی فداه - دهن کجی می کنید اون دهنتو ببند .... انشاءالله با ابلیس محشور بشی یهودی

به نام خدا.

جناب قنبر حیدر ، شیوه معصومین (ع) چیز دیگریست. این حرف ها چیه؟ برخورد اینجوری که به دردی نمیخوره. بی ادبی و فحاشی روش معصومین (ع) نیست. امام حسن (ع) بدتر از اینها رو شنید و هیچ نگفت. امام باقر (ع) بدتر از اینها رو شنید و هیچ نگفت.

با تشکر ، ستایشگر :Gol:

سبوی تشنه
۱۳۹۱/۰۴/۲۲, ۱۹:۳۲
عزیزم هر کتاب و نوشته دیگری رو میشه از طرف خدا دونست و بعد بیم چون ما عقل نداریم و نمیفهمیم این چی میگه ظاهرشو نبین یه چیز دیگه داره بعدا کشف میشه و خودمون رو گول بزنیم !
و اگر انسان بخواد چیزی رو اثبات کنه هزار دلیل براش میاره درست و غلط و غلط هاشم چون علم ما کمه و نمیفهمیم فکر میکنیم علطه پس یعنی ما نمیفهمیم و نمیفهمیم و همین !
شما میتونید یک سوراخ روی دیوار رو هم هزار جور براش نفسیر و دلیل خدایی بودن بیارید و بعد بگید شما نمیفهمید !
اینقدر هم به مثال های الکی اول دبستان گیر ندین که منم میتونم تشبیه های باحال بیارم !
دوست من فکر نکنم سوادت از دیپلم بیشتر باشه
همه متفکران دنیا به منحصر به فرد بودن قرآن اعتراف کرده اند حالا یه آدم ناآگاهی مثل شما بیاد به قرآن و خداوند متعال دهن کجی نا بخردانه بکنه چه اهمیتی داره
نمونه هایی از متفکرانی که به عظمت قرآن اعتراف کرده اند
*سر ویلیام موئیس، دانشمند و مورخ انگلیسی(1819- 1905 م)
«قرآن محمد (ص) کتابی است پر از دلائل واضح منطقی و مسایل بی شمار علمی و قوانین قضایی و حقوقی و دستورات عالیه که برای حفظ حیات اجتماعی و مدنی در این کتاب مقدس با عبارات ساده و در عین حال محکم و منظم آنده است که خوانندگان را مجذوب می نماید.»[1]

*فردگیوم، استاد دانشگاه لندن، دانشمند انگلیسی (متولد 1888م )
«قرآن، کتابی است جهانی، که ادبیات خاصی دارد و نمی توان تأثیر آن را در ترجمه حفظ کرد. قرآن آهنگ خاص و زیبایی عجیب و تأثیر عمیقی دارد، که گوش انسان را نوازش می دهد.
بسیاری از مسیحیان عرب، تحت تأثیر شیوه ی ادبی قرآن قرار گرفته اند. قرآن بسیاری از مستشرقین را نیز به خود جلب کرده است، هنگامی که قرآن خوانده می شود ما مسیحیان می بینیم که اثری جادویی دارد که توجه شنونده را به سوی جملات عجیب و اندرزهای عبرت انگیز خود جلب می کند. وجود چنین امتیازاتی این طرز تفکر را می بخشد که قرآن قابل رقابت نیست و حقیقت این است که در ادبیات عربی با آن همه گستردگی که در نثر و شعر دارد چیزی که بتواند مقارنه با قرآن کند یافت نمی شود.»[2]

*پروفسور آرتور آربری، دانشمند و خاورشناس انگلیسی (1905- 1969م )
«زمانی که به پایان ترجمه ی قرآن نزدیک می شدم، سخت در پریشانی به سر می بردم، اما در طول ایام پریشانی قرآن نویسنده را چنان آرامشی می بخشید و چنان حفظ می کرد که برای همیشه رهین منتش گردید.
از این جهت، من سپاس خود را به آن قدرتی که به بشر الهام نمود و به آن پیامبری که نخستین بار این صحیفه را ابلاغ کرد تقدیم می دارم.
... در تمام این مدت که وظیفه ی مطلوب خود را انجام می دهم خاطرات آن شب های رمضان را به یاد می آورم؛ آن هنگامی که در ایوان خانه ی جزیره مانند خود نشسته بودم در حالی که شیفته و فریفته ی الحان خوش قرآن شیخ ریش سفید همسایه بودم که با لذت زیاد و اشتیاق تمام برای مؤمنان و پرهیزکاران قرآن تلاوت می کرد و من در حالی که دیانت اسلام ندارم، قرآن را خواندم تا آن را درک کنم و به تلاوت آن گوش دادم تا مجذوب آهنگ های نافذ و مرتعش کننده اش شوم و تحت تأثیر آهنگ هایش قرار گیرم و با همان کیفیت که مؤمنان نخستین و و اقعی داشتند نزدیک گردم تا آن را بفهمم.
در برابر آن زحمات، این نعمت عظمی که درک قرآن است برایم حاصل شد، لذا این اثر ناقص – یعنی ترجمه خود را به یاد آن خاطرات رؤیا انگیز شب های مصر اهدا می کنم.»[3]

*هربرت جورج ولز، دانشمند و محقق انگلیسی (1866- 1946م )
در پاسخ سؤالی که یکی از مجله های علمی اروپا نموده بود که بزرگ ترین کتابی که از آغاز تاریخ بشر تاکنون بیشتر از سایر کتب در دنیا تأثیر بخشیده و از همه مهم تر به شمار آمده کدام است، چند کتاب را نام برده و در پایان نوشت:
«اما کتاب چهارم که مهم ترین کتاب دنیاست، قرآن است؛ زیرا که این کتاب آسمانی اثری که در دنیا گذارد نظیر آن را هیچ کتابی به خود ندیده است. قرآن کتاب علمی و دینی و اجتماعی و تهذیبی و اخلاقی و تاریخی است. مقررات و قوانین و احکام آن با اصول قوانین و مقررات دنیای امروز تطبیق می کند و برای همیشه قابل پیروی و عمل است هر کس بخواهد دینی اختیار کند که سیر آن با تمدن بشر پیشرفت داشته باشد باید که دین اسلام را اختیار نماید و اگر خواهد که معنی این دین را بیابد به قرآن مراجعه کند. قرآن بهترین راهنمایی یک عقیده قلبی یعنی توحید و اخلاق فاضله است. در قرآن بهترین عبارات و عالی ترین جملات نازل گردیده، اسلوب فصاحت و بلاغت آن به حدی زیباست که عقول عقلا را حیران ساخته است، قرآن کتابی است ابدی و جهانی.»[4]

*ج.م.رود ویل، اسلام شناس انگلیسی
وی در مقدمه ای که بر ترجمه قرآن نوشته و در سال 1876 م به طبع رسیده، چنین نظر داده است:
«باید اعتراف کرد که قرآن، به واسطه ی ارشادات عالیه و نظریات عمیقش سزاوار است که مورد توجه کامل قرار گیرد. این کتاب همان روح قوی می باشد که یک ملت نادان و فقیر را منقلب ساخت و تمدن نیرومندی را که رونقی کامل داشت به وجود آورد. تمدنی که بال های خود را از سمت مغرب تا اسپانیا و از سمت مشرق، به حدود هند گسترش داد و در اندک زمانی امپراطوری بزرگی را تأسیس نمود. قرآن، مقام والایی دارد؛ زیرا نام خداوند و خالق جهان و ستایش او را در میان ملل بت پرست نشر داد و آن را به همه کس اعلام نمود. اروپا باید فراموش نکند که مدیون قرآن است. همان کتابی که آفتاب علم را در میان تاریکی قرون وسطی در اروپا، جلوه گر ساخت.»[5]

*دکتر مارکس، دانشمند انگلیسی(1818- 1883م )
«قرآن، شامل تمام پیام های خدایی است که در تمام کتب مقدس عموماً برای جمیع ملل آمده و آن از جمله مسایلی است که فکر و اندیشه خداشناسی و یگانه پرستی را تأیید نموده، وحدانیت مصدری را تثبیت می کند که راهنمایان بشر و معلمان بزرگ تعلیمات خود را از آن گرفته و از آن استمداد می جویند.
در قران آیاتی موجود است که اختصاص به طلب علم و دانش و تفکر و بحث و تدریس دارد و چاره ای جز این اعتراف ندارم که این کتاب محکم بسیاری از اشتباهات بشر را تصحیح کرد.»[6]

*کینت گریک، استاد دانشگاه کمبریج انگلستان
«من مسلمان نیستم تا بگویم قرآن کلام خدا می باشد. ولی در مدت چهارده قرن که از آمدن قرآن می گذرد هیچ کس نتوانسته است در زبان عربی کلامی بیاورد که با قرآن برابری نماید. قرآن کتابی نیست که برای یک دوره به خصوص آمده باشد، کتابی است جاوید برای تمام اعصار و تا جهان است نوع بشر می تواند (و باید) که قرآن را راهنمای زندگی خود قرار بدهد و بر طبق دستورهای آن رفتار نماید. چرا قرآن برای یک دوره به خصوص نیامده و هرگز کهنه نمی شود و تا روزی که نوع بشر باقی است راهنمای انسان خواهد بود؟ زیرا چیزی وجود ندارد که در قرآن نیامده باشد. هنگامی که قرآن را برای نخستین بار گشودم و تحت تأثیر آن قرار گرفتم، تصور کردم اثری که آن کتاب در من کرده استثنائی است و در سال های بعد که با چندین تن از مترجمان قرآن به زبان های اروپائی مکاتبه کردم و بعضی از آن را نیز دیدم، دریافتم تأثیری که خواندن قرآن در ما اروپاییان می کند همگانی است، اما مشروط بر این که قرآن در متن اصلی خوانده شود و ترجمه قرآن در هیچ یک از زبان های اروپائی تأثیر متن اصلی را ندارد.»[7]

*ویل دورانت، دانشمند محقق و مورخ معروف معاصر (متولد 1885م )
«در قرآن قانون و اخلاق یکی است، رفتار دینی در قرآن شامل رفتار نبوی نیز هست و همه ی امور آن از جانب خدا و به طریق وحی آمده است. قرآن شامل مقرراتی در خصوص ادب و تندرستی و ازدواج و طلاق و رفتار با فرزند و برده و حیوان و تجارت و سیاست و ربا و دین و عقود و وصایا و امور صناعت و مال و جریمه و مجازات و جنگ و صلح است. مدت چهارده قرن قرآن در حافظه ی اطفال مسلمان محفوظ مانده و خاطرشان را تحریک کرده، اخلاقشان را فرم داده و قریحه صدها میلیون مرد را صیقلی کرده است. قرآن در جان های ساده عقایدی آسان و دور از ابهام پدید می آورد که از رسوم و تشریفات ناروا و از قید مراسم بت پرستی و کاهنی آزاد است و ترقی اخلاق و فرهنگ مسلمانان به برکت آن انجام گرفته و اصول نظم اجتماعی و وحدت جمعی را در میان آن ها استوار کرده و به پیروی مقررات بهداشت ترغیبشان کرده، عقولشان را از بسیاری اوهام و خرافات و از ظلم و خشونت رهایی داده است.»[8]

*دکتر فیلیپ.ک.حتی، استاد دانشگاه پرینستون (متولد 1886م )
«قرآن کلام خداست و آخرین کتاب وحی نازل از آسمان است. این کتاب الهی ازلی و غیر مخلوق است. آن چه از قرآن است: از حروف و قراآت و اسالیب لغوی و مجازات کلامی مطابق است بعینه با ام الکتاب یا لوح محفوظ که در سماء علوی ابدالاباد وجود دارد. قرآن از تمام معجزات بزرگ تر است و اگر سراسر اهل عالم جمع بشوند همانا از آوردن مثل آن عاجز خواهند ماند ... مؤثرترین قسمت های قرآن شریف که به اعماق ضمیر و درون نفس انسانی نفوذ می کند آن قسمتی است که از مسئله آخرت و عقبی سخن می گوید ... اوامر و احکام قرآنی منحصر به چند اصل نیست؛ مثلاً قاعده ی احسان یکی از مقررات شریف قرآنی است و مانند دیگر کتب آسمانی که متضمن تعالیم عالیه اخلاقی است در قرآن شریف آیات عدیده که نمونه اعلای مکارم اخلاق است نازل شده.»[9]
*پروفسور مری گلیورد دورمان، دانشمند و خاورشناس
«قرآن لفظ به لفظ به وسیله ی جبرئیل بر محمد (ص) وحی شد و هر یک از الفاظ آن کامل و تمام است. قرآن معجزه ای است جاوید و شاهد بر راست بودن ادعای محمد (ص) قسمتی از جنبه ی اعجاز آن مربوط به سبک و اسلوب انشای آن می باشد، و این سبک و اسلوب به قدری کامل و عظیم و باشکوه است که در حقیقت امر نه جن و نه انس توانائی برآوردن مثل آن را ندارند و نمی توانند کوچکترین سوره ای نظیر و شبیه به آن بیاورند. قسمت دیگر از اعجاز قرآن مربوط به تعلیمات و پیشگویی هایی است که در آن مندرج می باشد و این قرآن به نحو اعجاز دارای اطلاعاتی است که مرد درس نخوانده ای؛ مانند محمد (ص) هیچ گاه قادر نبود شخصاً آن کلمات و الفاظ و اطلاعات را جمع آوری کرده باشد.»[10]

*دکتر جرینه، هنگامی که علت مسلمان شدن او را سؤال کردند، پاسخ داد:
«من در تمام آیات قرآنی که در زمینه ی علوم طبیعی و بهداشتی و طبّی بود مطالعه کردم و آن ها را به خوبی فهمیدم و با علوم جدید منطبق دیدم از این رو مسلمان شدم؛ زیرا یقین کردم که محمد (ص) متجاوز از هزاران سال پیش بدون این که معلم بشری داشته باشد، حق را بیان کرده است اگر هر عالمی آیات مربوط به علم خود را در قرآن مطالعه کند و خود را از غرض دور نگه دارد، بدون تردید مانند من مسلمان خواهد شد.»[11]

*سدیو، مستشرق و نویسنده مشهور فرانسوی (1817- 1893)
«در قرآن چیزی از مقررات اخلاقی و اجتماعی فرو گذار نشده و قوانین آن بر پایه ی علم و اساس آن بر عدل و احسان استوار است و هدف آن نشان راه حق و جلوگیری از باطل و دفع گمراهی و ضلالت و بیرون راندن بشر از تاریکی های ذلت و خواری به سوی نور و فضایل و کمالات انسانیّت است. قرآن توانست مردم عرب را از انواع فجایع و رسوایی ها و ارتکاب گناه بازدارد و آن ها را به راه راست هدایت فرماید، این کتاب مشتمل بر حقایقی است که چشم های عیب جویان را از دیدن و گوش های آن ها را از شنیدن کور و کر کرده است.»[12]

*دکتر موریس فرانسوی
«محققاً قرآن بهترین و برترین کتابی است که قلم صنع و دست هنر ازلی برای بشر، ظاهر ساخته است. قرآن برترین کتابی است که عنایت ازلی به سوی بشر فرستاد و آن کتابی است که شک و ریب در آن راه ندارد. بدون کوچک ترین اغراق یا تعصّب باید گفت از همه جهات معجزه است.»[13]

*پروفسور هانری کربن، اسلام شناس معاصر فرانسوی
«اگر اندیشه محمد (ص) خرافی بود و اگر قرآن او وحی الهی نبود، هرگز جرأت نمی کرد بشر را به علم دعوت کند. هیچ بشری و هیچ طرز فکری به اندازه محمد و قرآن به دانش دعوت نکرده اند تا آن جا که در قرآن نهصد و پنجاه بار از علم و فکر و عقل سخن به میان آورده است.»[14]

قنبر حیدر
۱۳۹۱/۰۴/۲۲, ۱۹:۳۲
شما چتون شده هی به خداوند عز وجل توهین می کنه هیچی نمی گید ... این مردک اصل و نسب نداره .... درضمن لازم نیست به من شیوه ی معصومین- روحی لهم فداه- را یاد بدهید

ناصر یوسف نژاد
۱۳۹۱/۰۴/۲۲, ۱۹:۳۶
عزیزم هر کتاب و نوشته دیگری رو میشه از طرف خدا دونست و بعد بیم چون ما عقل نداریم و نمیفهمیم این چی میگه ظاهرشو نبین یه چیز دیگه داره بعدا کشف میشه و خودمون رو گول بزنیم !
و اگر انسان بخواد چیزی رو اثبات کنه هزار دلیل براش میاره درست و غلط و غلط هاشم چون علم ما کمه و نمیفهمیم فکر میکنیم علطه پس یعنی ما نمیفهمیم و نمیفهمیم و همین !
شما میتونید یک سوراخ روی دیوار رو هم هزار جور براش نفسیر و دلیل خدایی بودن بیارید و بعد بگید شما نمیفهمید !
اینقدر هم به مثال های الکی اول دبستان گیر ندین که منم میتونم تشبیه های باحال بیارم !
شما لطف کنید یک کتاب دیگر را از طرف خدا به بنده معرفی کنید.
اگر چیزی درست باشه، توان اثباتش با ادله هست، اگه درست نباشه با دلایل درست امکان اثباتش وجود نداره. شما بفرمایید کدام دلیل آورده شده رو درست نمی دونید.
منظورتون از سوراخ روی دیوار رو من متوجه نشدم! دوستان اگر کسی متوجه شده گفته ایشون رو برای بنده ترجمه کنه! یا علم بنده ناقصه، یا ایشون دارن رمزی صحبت می کنن، که من متوجه نمی شم! شما که در نظر دارید بنده رو راهنمایی کنید، چرا رمزی صحبت می کنید؟!!
شما همان کودک کلاس اولی هستید، که از ترس صبح بیدار شدن از خواب، به مدرسه نرفته اید، و آخر سال در زمان امتحان برگه سفید تحویل می دهید، و ادعا می کنید که همه این درس ها را بلدم ! اما نمی خواهم بنویسم!!!

ستايشگر
۱۳۹۱/۰۴/۲۲, ۱۹:۳۸
به نام خدا.


شما چتون شده هی به خداوند عز وجل توهین می کنه هیچی نمی گید ... این مردک اصل و نسب نداره .... درضمن لازم نیست به من شیوه ی معصومین- روحی لهم فداه- را یاد بدهید

یکم به اعصابت مسلط باش برادر من. بیا از خر شیطون پایین. برخورد انقلابی کردن اینجوری نیست که شما داری میکنی. میخوای بهمون بگن بی منطق؟ میخوای بگن "ما اشکال هامون رو پرسیدیم ولی اونها با ما برخورد کردند و به ما توهین کردند"؟ میخوای بگن "اینها دینشون بر پایه عقل نیست"؟

بله. ما هم قلبمون به درد میاد که به ذات مقدس پروردگار دروغ می بندن. واسه همین هم اومدیم که به یاری خدا جواب سوالاشون رو بدیم تا مشخص بشه که کی حقه کی باطل. که حجت بر افرادی که این سوال ها رو می خونن تموم بشه.

وقتی بلد نیستی و عمل نمیکنی لازمه یادت بدن و یادآوریت بکنن.

با تشکر ، ستایشگر :Gol:

helmon
۱۳۹۱/۰۴/۲۲, ۱۹:۴۰
شما چتون شده هی به خداوند عز وجل توهین می کنه هیچی نمی گید ... این مردک اصل و نسب نداره .... درضمن لازم نیست به من شیوه ی معصومین- روحی لهم فداه- را یاد بدهید

بحث سر اینه که از کجا بدونیم ادیان از طرف خداست یا نه و باید ثابت بشه با علم و یقین نه با فحش و تحقیر و نه این که هر وقت از دادن جواب درمانده شدید بگید تو نمیفهمی من خیلی از شما بهتر هم میفهمم :)
راستی بدون این که بدونی بحث سر چیه سعی نکن جواب بدی

سبوی تشنه
۱۳۹۱/۰۴/۲۲, ۱۹:۴۳
جناب helmon کمی به وجدان خودت رجوع کن آیا به دنبال حقیقتی یا مثل ابلیس از حقیقت روی گردانی
اگر جواب قبلی بنده به خودت کمی دقت کرده باشی میفهمی که اینجور تفکری شایسته شما نیست
همه دنیا به عظمت قرآن پی برده اند.شما روحیه حقیقت طلبی رو ندارید پس لطف کن با نظرات دور از منطقتون روح برادرانتون رو نیازارید.
یاحق.

ناصر یوسف نژاد
۱۳۹۱/۰۴/۲۲, ۱۹:۴۷
بحث سر اینه که از کجا بدونیم ادیان از طرف خداست یا نه و باید ثابت بشه با علم و یقین نه با فحش و تحقیر و نه این که هر وقت از دادن جواب درمانده شدید بگید تو نمیفهمی من خیلی از شما بهتر هم میفهمم :)
راستی بدون این که بدونی بحث سر چیه سعی نکن جواب بدی
عزیزم سؤالات شما رو بنده جواب دادم. اگه جواب سؤالات بنده رو می دی بمونم، اگه می خوای مثل همان کودک کلاس اول بحث کنی! و غر بزنی من برم شما با جناب قنبر صحبت کن!

قنبر حیدر
۱۳۹۱/۰۴/۲۲, ۱۹:۴۸
بحث سر اینه که از کجا بدونیم ادیان از طرف خداست یا نه و باید ثابت بشه با علم و یقین نه با فحش و تحقیر و نه این که هر وقت از دادن جواب درمانده شدید بگید تو نمیفهمی من خیلی از شما بهتر هم میفهمم :)
راستی بدون این که بدونی بحث سر چیه سعی نکن جواب بدی

جمع کن این بحث مسخرتو .... تو کی هستی می خواهی خدا را بشناسی ؟؟ ها ؟؟ امامی ؟ پیغمبری؟ کی هستی ... خدا مگه به تو محتاجه ؟ اره ؟ بهتره دیگه حرف مفت نزنی

ستايشگر
۱۳۹۱/۰۴/۲۲, ۱۹:۵۵
دقیقا !
راستی بیان قرآن کاملا مغرضانه هست و همش برای یهودیان هست و پاسخی به اونها ! و گویی کتاب های (حالا کتاب های مثلا تحریم شده ) آنان خوانده شده و به آن پاسخ گویی شده و این سودی برای ما ندارد !
++ هر چند وجود دین و ترساند برای جبوگیری از یه سری کار برخی افراد ایده خوبی هست ! و دین اسلام دقیقا داره همین کار رو میکنه !
ولی از طرفی آموزه هاش طوری هست که به راحتی مردم رو به سوی قتل و کشتار ! سوق میده
و این که خیلی ها به راحتی با سو استفاده ازش یه سری افراد رو که اون ها هم فقط پیروی کورکورانه میکنن با استفاده از این دین به راحتی تروریست و قاتل میشه !
اگر این کتاب اینقدر معجزه دارد نمیتوانست دستوراتش طوری باشد که نشود از آنها سوء استفاده کرد !
--
سوره الشمس و اللین که پشت سر هم هستن هر دو حالی گستره و صاف از زمین را نشان میدهند و شب و روز را این گونه معرفی میدارند که کل زمین در هنگام شب توسط شب پوشیده میشود و در روز با آمدن روز کل شب جای خود را به کل روز در زمین میدهد !
در ضمن ارباب حلقه ها با هری پاتر خیلی فرق داره !
منظورم از معرفی این کتاب ها اینه اگه خونده باشید میبینید با وجود بسیار طولانی بودنشون 7000 صفحه بودن هری پاتر حتی یک سوتی و از هم گسستگی توش نیست و به طرز شگفت آوری از اول تا آخر آن هماهنگ هست با وجود این که در طی سالیان طولانی نوشته شده و منظورم این هست که بعضی افراد دارای توانایی ذهنی خاص و بالایی هستند و حافظه بسیار قدرتمند و قوی دارند شاید پیامبر نیز به دلیل داشتن حافظه قوی و هوش بالا قرآن را چنین نوشته است
هر چند قرآن مدام تکرار میشود و زیاد بودن حجم آن بیشتر به خاطر فونت درشت عربی آن است و خواندن تمام ترجمه فارسی آن 3 ساعت بیشتر وقت نمیبرد !

به نام خدا.

سوتی های هری پاتر رو بگم کیف کنی؟ من خودم تونستم سوتی ازش بگیرم.

حالا بحث سر هری پاتر نیست. :khandeh!: قرآن هزار تا ویژگی داره. فقط پیوستگیش نیست که بگیم شاهنامه هم پیوستگی داره. مهمترینش به روز بودن همیشگی اش هست. اون مثال هایی که آوردم رو خوندید انشالله؟ یک کتاب بیارید با این ویژگی همزمان با پیوستگی. تازه این کتاب رو هم بیارید ( اگر گیر آوردید ، نویسنده این کتاب با این ویژگی هاش نابغه است ) باز هم مثل قرآن نیست. قرآن سنت شکنی هم کرده. تو ذهن اعراب زن چیز بینهایت پست و بدبختی بوده که تو قرآن نیست. یعنی نویسنده کتاب تحت تاثیر فرهنگ اعراب نبوده. این ویژگی هم باید در اون کتابی که میخواید بیارید باشه. و همچنین چندین ویژگی دیگه. عرض کردم. برید بنویسید و بیارید بنده قول شرف میدم قبول کنم.

لفظ قرآن با لقظ پیامبر(ص) متفاوته. اون زمان که واسه کنکور کار میکردم ، از روی لحن و کلام احادیث میفهمیدم مال حضرت علی(ع) هست یا مال حضرت پیامبر (ص). اصلا مدل حرف زدن این دو بزرگوار فرق میکرد.( تا حالا دقت کردید؟) مدل جملات پیامبر (ص) و قرآن کریم هم متفاوته (اگر دقت بکنید).

آیه صفحه بودن زمین رو بیارید تا بنده بتونم برم تحقیق کنم.

اینکه میفرمایید وحی اینطور بوده یا نبوده یا ... هم بحثش جداست.

با آرزوی سلامتی ، ستایشگر :Gol:

قنبر حیدر
۱۳۹۱/۰۴/۲۲, ۱۹:۵۵
اميرالمومنين - روحی و ارواح العالمین فداه -با ان جبروت و عظمت کبریایی اش چون به یاد خدا می افتادند صورت مبارکشان زرد می شد خمیده می شدند و می لرزیدند به حدی که اصحاب فکر می کردند که امام از دستشان رفت .... ببینم تو خاک سم اسب مولا هم نیستی می خواهی خدا را بشناسی جمع کن بابا

ناصر یوسف نژاد
۱۳۹۱/۰۴/۲۲, ۲۰:۰۰
دوست عزیز هلمون جان. بنده آدم نادان زیاد دیدم ولی به خدا قسم در هیچ انجمنی از شما نادان تر ندیدم.

دقیقا رفتار شما به این شباهت دارد که با فردی درباره یک مسئله ریاضی بحث کنید، بعد تمام قواعد و فرمول ها را شما تک به تک منکر شوید، و هرجا طرف مقابل شما از یک فرمول که قبلا ثابت شده یا جزو بدیهیات است استفاده می کند، شما آن فرمول را اصل بدیهی را زیر سؤال می برید! و اول می گویید که آن فرمول و اصل بدیهی را برای شما اثبات کند! بعد مسئله را!

مثلا شما منکر جدول ضرب، می شوید، تقسیم را منکر می شوید، اعداد را منکر می شوید ...

به این ترتیب دیگر امکان بحث با شما وجود ندارد.

شما به همه اثبات کردید که سطح اطلاعاتتان زیر دیپلم است و مطالعه ی آزاد هم نداشته اید، این هم که ادعا کرده اید قرآن و انجیل و تورات را خوانده اید من باور نمی کنم! از آدم تنبلی مثل شما برنمی آید این کار را کرده باشید.
شما ممکن است تصادفا صفحاتی از آیات قرآن یا کتب دیگر را خوانده باشید.
در آخر پیامی از سقراط:

خاموش باشی و تو را به سخن گفتن دعوت کنند بهتر است، تا سخن بگویی و تو را دعوت به خاموشی.
یا علی.

سبوی تشنه
۱۳۹۱/۰۴/۲۲, ۲۰:۰۴
اميرالمومنين - روحی و ارواح العالمین فداه -با ان جبروت و عظمت کبریایی اش چون به یاد خدا می افتادند صورت مبارکشان زرد می شد خمیده می شدند و می لرزیدند به حدی که اصحاب فکر می کردند که امام از دستشان رفت .... ببینم تو خاک سم اسب مولا هم نیستی می خواهی خدا را بشناسی جمع کن بابا
دوست من کمی سعه صدر بیشتری داشته باش لابد اگر این آدم الان کنارت بود میزدی تو دهنش در هیچ جای سیره معصومین ما دیده نشده با یک انسان اونهم بی منطق چنین رفتاری کنند اگر اون آقا به خداوند توهین کرد خداوند از شما بهتر میتونه حق خودش رو بگیره شما آنچه بر گردنتون بود رو ادا کردین مطمئن باش خداوند هم راضی به این رفتار نیست
من میتونم احساساتتون رو درک کنم اما اون آقا نمیتونه
یاحق

خالدبن ولید
۱۳۹۱/۰۴/۲۲, ۲۰:۰۸
همه متفکران دنیا به منحصر به فرد بودن قرآن اعتراف کرده اند

قطعاً قران منحصر بفرد است چرا که تنها کتابی است که از طرف پیامبر به پیروانشان ابلاغ شده است .

اگر به شرایط قرن ششم و هفنتم میلادی حجاز برگردیم و در آن عصر زندگی کنیم بسیاری از امور

برایمان روشن می شود و برخی چیزها را درک می کنیم ! نه انکار امور می کنیم و نه شیفته و واله

بسیاری چیزهای دیگر می شویم .

helmon
۱۳۹۱/۰۴/۲۲, ۲۰:۱۲
قران کتاب شیرینی است
تسلی دهنده
ولی در آن دلیل علمی بر اثبات این که از طرف خداست نیافتم
قرآن بیم دهنده و تسلی دهنده و امیدوار کننده هست !
ولی از منظر علمی در آن دلیلی نیافتم
اگه میشه چند دلیل و پیشگویی علمی بیاورید (آیه اش هم ذکر شود)

سبوی تشنه
۱۳۹۱/۰۴/۲۲, ۲۰:۱۶
قران کتاب شیرینی است
تسلی دهنده
ولی در آن دلیل علمی بر اثبات این که از طرف خداست نیافتم
قرآن بیم دهنده و تسلی دهنده و امیدوار کننده هست !
ولی از منظر علمی در آن دلیلی نیافتم
اگه میشه چند دلیل و پیشگویی علمی بیاورید (آیه اش هم ذکر شود)
شما مدعی هستید شما باید دلیل برای حرفتون بیارید هرجا که برات غیر قابل فهم بود رو بگو آیه اش رو هم بنویس

helmon
۱۳۹۱/۰۴/۲۲, ۲۰:۱۹
دوست من کمی سعه صدر بیشتری داشته باش لابد اگر این آدم الان کنارت بود میزدی تو دهنش در هیچ جای سیره معصومین ما دیده نشده با یک انسان اونهم بی منطق چنین رفتاری کنند اگر اون آقا به خداوند توهین کرد خداوند از شما بهتر میتونه حق خودش رو بگیره شما آنچه بر گردنتون بود رو ادا کردین مطمئن باش خداوند هم راضی به این رفتار نیست
من میتونم احساساتتون رو درک کنم اما اون آقا نمیتونه
یاحق

اون آقا هم میدونه !
من خودم خیلی با افراد بی ایمان بحث کردم و سعی کردم بکشمشون سمت دین
خیلی بیشتر از چیزی که فکر کنید !
ولی هیچ وقت کسی رو سرزنش و لهنت نکردم
شاید به دلیل جهل که عمون عدم علم هست و این که خدا به اون شخص دانش و معرفت نداده نمیتونه درک کنه ! پس نباید ازش ناراحت شد و سرزنشش کرد
انگار یک مرغ رو گرفتی و بهش چیزی رو میگی خوب اون نمیفهمه ! و تقصیر تو هست و نباید بزنی بکشیش که چرا نمیفهمه خوب اونجوری خلق شده
این فرق داره با اون کسی که میفهمه و از روی عمد داره برای سود خودش خودش رو به نفهمی میزنه
در ضمن من ترسی از نماز روزه و ... ندارم اتفاقا این ها خیلی شیرینه ولی وقتی بعدش شک میکنی که کاری که کردی درست بوده یا نه و این که واقعا باید همین کار رو میکردی و این که نکنه کارت احمقانه و مسخره بوده شیرینیش به تلخی و پریشونی تبدیل میشه

ستايشگر
۱۳۹۱/۰۴/۲۲, ۲۰:۲۲
به نام خدا.

helmon گرامی ، قبلا داشتی بازیمون میدادی یا الان داری بازیمون میدی؟

با تشکر ، ستایشگر :Gol:

helmon
۱۳۹۱/۰۴/۲۲, ۲۰:۲۳
به نام خدا.

سوتی های هری پاتر رو بگم کیف کنی؟ من خودم تونستم سوتی ازش بگیرم.

حالا بحث سر هری پاتر نیست. :khandeh!: قرآن هزار تا ویژگی داره. فقط پیوستگیش نیست که بگیم شاهنامه هم پیوستگی داره. مهمترینش به روز بودن همیشگی اش هست. اون مثال هایی که آوردم رو خوندید انشالله؟ یک کتاب بیارید با این ویژگی همزمان با پیوستگی. تازه این کتاب رو هم بیارید ( اگر گیر آوردید ، نویسنده این کتاب با این ویژگی هاش نابغه است ) باز هم مثل قرآن نیست. قرآن سنت شکنی هم کرده. تو ذهن اعراب زن چیز بینهایت پست و بدبختی بوده که تو قرآن نیست. یعنی نویسنده کتاب تحت تاثیر فرهنگ اعراب نبوده. این ویژگی هم باید در اون کتابی که میخواید بیارید باشه. و همچنین چندین ویژگی دیگه. عرض کردم. برید بنویسید و بیارید بنده قول شرف میدم قبول کنم.

لفظ قرآن با لقظ پیامبر(ص) متفاوته. اون زمان که واسه کنکور کار میکردم ، از روی لحن و کلام احادیث میفهمیدم مال حضرت علی(ع) هست یا مال حضرت پیامبر (ص). اصلا مدل حرف زدن این دو بزرگوار فرق میکرد.( تا حالا دقت کردید؟) مدل جملات پیامبر (ص) و قرآن کریم هم متفاوته (اگر دقت بکنید).

آیه صفحه بودن زمین رو بیارید تا بنده بتونم برم تحقیق کنم.

اینکه میفرمایید وحی اینطور بوده یا نبوده یا ... هم بحثش جداست.

با آرزوی سلامتی ، ستایشگر :gol:
هری پاتر فرق داره با کتابی که از جانب خداس !
هری پاتر یا هر کتاب دیگه اگه سوتی نداشت دمش گرم !
اگه داشت هم خوب نوشته انسان هست و نمیشه نویسنده و کتاب رو سرزنش کرد
ولی کتاب که از جانب خدا هست نباید سوتی داشته باشه
گفتم که سوره شمس و لیل که پشت سر هم هستن
سوره طارق هم ببینید ! (در مورد زمین نیست ولی به نظر من یه ایرادی توش هست)

سبوی تشنه
۱۳۹۱/۰۴/۲۲, ۲۰:۲۴
اون آقا هم میدونه !
من خودم خیلی با افراد بی ایمان بحث کردم و سعی کردم بکشمشون سمت دین
خیلی بیشتر از چیزی که فکر کنید !
ولی هیچ وقت کسی رو سرزنش و لهنت نکردم
شاید به دلیل جهل که عمون عدم علم هست و این که خدا به اون شخص دانش و معرفت نداده نمیتونه درک کنه ! پس نباید ازش ناراحت شد و سرزنشش کرد
انگار یک مرغ رو گرفتی و بهش چیزی رو میگی خوب اون نمیفهمه ! و تقصیر تو هست و نباید بزنی بکشیش که چرا نمیفهمه خوب اونجوری خلق شده
این فرق داره با اون کسی که میفهمه و از روی عمد داره برای سود خودش خودش رو به نفهمی میزنه
در ضمن من ترسی از نماز روزه و ... ندارم اتفاقا این ها خیلی شیرینه ولی وقتی بعدش شک میکنی که کاری که کردی درست بوده یا نه و این که واقعا باید همین کار رو میکردی و این که نکنه کارت احمقانه و مسخره بوده شیرینیش به تلخی و پریشونی تبدیل میشه
دوست من آقای(غلام قنبر) از بی منطقی و صحبتهای نا آگاهانه شما برآشفت
شما اگر دنبال حقیقت باشی اشکالات و ابهاماتت رو بر مبنای اصول عقلانی بیان میکنی
شما چطور به خودتون اجازه میدید با یکنفر بحث کنید و دلایلتون رو همراه کنید به توهین و استهزاء به مقدسات اون فرد
مشکل از جانب شماست حق هم ندارید کسی رو به خاطر رفتار نادرستتون مؤاخذه کنید
در هر حال اگر اشکالی دارید به منظق درست بگید تا جئابش رو ببینید
یاحق

helmon
۱۳۹۱/۰۴/۲۲, ۲۰:۲۶
به نام خدا.

Helmon گرامی ، قبلا داشتی بازیمون میدادی یا الان داری بازیمون میدی؟

با تشکر ، ستایشگر :gol:

هیچ کدوم !
متوجه نمیشم واضح بیان کنید چرا چنین فکری کردین !؟

helmon
۱۳۹۱/۰۴/۲۲, ۲۰:۲۹
دوست من آقای(غلام قنبر) از بی منطقی و صحبتهای نا آگاهانه شما برآشفت
شما اگر دنبال حقیقت باشی اشکالات و ابهاماتت رو بر مبنای اصول عقلانی بیان میکنی
شما چطور به خودتون اجازه میدید با یکنفر بحث کنید و دلایلتون رو همراه کنید به توهین و استهزاء به مقدسات اون فرد
مشکل از جانب شماست حق هم ندارید کسی رو به خاطر رفتار نادرستتون مؤاخذه کنید
در هر حال اگر اشکالی دارید به منظق درست بگید تا جئابش رو ببینید
یاحق
من به کسی توهینی کردم یا لفظ نامناسبی به کار بردم !؟
من فقط احتمال و شک خودم رو بیان کردم (بدون توهین به هیچ شخصی)
منطق درست چه شکلیه !؟
من میگم شما که قرآن میخونید و مثل من کلاس اول نیستید و میفهمید چند تا دلیل علمی از قرآن برای من نشون بدین تا منم بیام کلاس دوم !:khandeh!:

قنبر حیدر
۱۳۹۱/۰۴/۲۲, ۲۰:۲۹
قران کتاب شیرینی است
تسلی دهنده
ولی در آن دلیل علمی بر اثبات این که از طرف خداست نیافتم
قرآن بیم دهنده و تسلی دهنده و امیدوار کننده هست !
ولی از منظر علمی در آن دلیلی نیافتم
اگه میشه چند دلیل و پیشگویی علمی بیاورید (آیه اش هم ذکر شود)

تو از علم چی فهمیدی ؟؟؟؟؟؟؟ نادان بی معز خل .

اقا با این بحث نکنید این بالکل دیوانه است ولش کنید بره گم شه .... جوابش با امیرالمومنین - روحی فداه-

امام صادق (رئیس مذهب)- روحی فداه-

صحبت کردن با افراد نادان قلب را می میراند (روضه الواعظین )

helmon
۱۳۹۱/۰۴/۲۲, ۲۰:۳۲
تو از علم چی فهمیدی ؟؟؟؟؟؟؟ نادان بی معز خل .

اقا با این بحث نکنید این بالکل دیوانه است ولش کنید بره گم شه .... جوابش با امیرالمومنین - روحی فداه-

امام صادق (رئیس مذهب)- روحی فداه-

صحبت کردن با افراد نادان قلب را می میراند (روضه الواعظین )

عاجقتم دادا
وجود افرادی مثل شما برای مقابله با افراد مثل شما ولی در اون یکی جبهه خیلی لازمه
ولی من از اون افراد نیستم :Cheshmak:

سبوی تشنه
۱۳۹۱/۰۴/۲۲, ۲۰:۳۴
من به کسی توهینی کردم یا لفظ نامناسبی به کار بردم !؟
من فقط احتمال و شک خودم رو بیان کردم (بدون توهین به هیچ شخصی)
منطق درست چه شکلیه !؟
من میگم شما که قرآن میخونید و مثل من کلاس اول نیستید و میفهمید چند تا دلیل علمی از قرآن برای من نشون بدین تا منم بیام کلاس دوم !:khandeh!:
دلیل چی واضحتر حرف بزن مشکلت نسبت به قرآن چیه؟

ستايشگر
۱۳۹۱/۰۴/۲۲, ۲۰:۴۲
هیچ کدوم !
متوجه نمیشم واضح بیان کنید چرا چنین فکری کردین !؟

به نام خدا.

چرا چنین فکری نکنم؟ از اول تاپیک تا الان همه چیز رو بالکل منکر میشدید. حالا میگید قرآن شیرین و تسکین بخشه.

شما خودتون گفتید شاهنامه و بوستان و گلستان و هری پاتر هم مثل قرآن هستند و سوتی ندارند و این نشون میده کتاب بی سوتی نوشتن جوری که کامل ترین در نوع خودش هم باشه ، توسط یک انسان ممکنه. من هم گفتم هم کتاب کاملتر داریم و هم این کتاب ها هم سوتی دارند.

تو قرآنی که الان دستمه نوشته:

والارض و ما طحاها ( و سوگند به زمین و به آن که آنرا بگسترد ) (سوره شمس آیه 6)
و در سوره لیل هم چیزی در مورد صفحه بودن زمین گفته نشده.
حالا کجای این آیه گفته زمین صفحه است؟ گفته زمین گسترده است. از این آیه نمیشه فهمید زمین گرده یا نه. اما آیه ی دیگری داریم که میگه "رب المشرقین و رب المغربین" که اشاره به دو مکان طلوع و غروب خورشید داره. چیزی که تنها با گرد بودن زمین جور درمیاد. یعنی یه جورهایی تایید غیر مستقیم گرد بودن زمین.

برای بار آخر به روز بودن این آیه رو توضیح میدم : 1400 سال پیش که نمیدونستن زمین گرده و فکر میکردن صافه ، این آیه با علم جور در میومد. چون نگفته بود زمین گرده. بلکه گفته زمین را گستراندیم که تو ذهن زمین صاف و صفحه ای به نظر میاد. امروز که فهمیده ایم زمین گرده ، باز هم با این آیه جور در میاد. چون این آیه نگفته زمین شکلش چه جوریه ولی گفته ما زمین رو گستراندیم که معنی دیگری برای ما داره. هموار بودن زمین و نبود بالازدگی و پایین رفتگی در اکثر مناطق زمین (تازه کوه ها و دره ها رو هم حساب کنیم با توجه به شعاع زمین ، زمین تقریبا به طور کامل همواره).

با تشکر ، ستایشگر :Gol:

سرود کیهانی
۱۳۹۱/۰۴/۲۲, ۲۰:۴۳
چرا هیچ کس به هلمون حق نمیده ...
حرفاش رو یه بار درست دقت کنید ... ببینید داره چی میگه ... اینقدر مذهبی شدین که دیگه استدلال ها روتون کار ساز نیست ... یه کتاب ریاضی سال اول دبیرستان دروغ نداره غلط نداره ... چرا هر چقدر که من سمت دین میرم بیشتر میفهمم قدیمی هستن ... قابل اجرا نیستن ... و ...

helmon
۱۳۹۱/۰۴/۲۲, ۲۰:۴۵
دلیل چی واضحتر حرف بزن مشکلت نسبت به قرآن چیه؟

تنها دلیل این که قرآن از سوی خداس اینه که کسی باید یه آیه مثل اون بیاره !؟

سبوی تشنه
۱۳۹۱/۰۴/۲۲, ۲۰:۴۵
من به کسی توهینی کردم یا لفظ نامناسبی به کار بردم !؟
من فقط احتمال و شک خودم رو بیان کردم (بدون توهین به هیچ شخصی)
منطق درست چه شکلیه !؟
من میگم شما که قرآن میخونید و مثل من کلاس اول نیستید و میفهمید چند تا دلیل علمی از قرآن برای من نشون بدین تا منم بیام کلاس دوم !:khandeh!:
اعجاز قرآن در مورد پوست بدن انسان
در يكي از كشورهاي اسلامي كنفرانسي در بارهء اعجاز قرآن كريم بر پا گرديده بود. در اين كنفرانس دانشمندان مشهوري كه به اسلام ايمان نداشتند نيز از اغلب نقاط جهان دعوت شده بودند.



علامه شيخ محمد متولي الشعراوي داستان را اينگونه روايت مي‌كند: پروفيسر تايلندي «تا گاثات تاگاسن» كه از بزرگترين دانشمندان جهان در زمينهء علم تشريح است در اين كنفرانس در بارهء اعصاب انسان سخن مي‌راند. سخنراني او بيشتر روي اين محور متمركز بود كه اعصاب حسي مستقيماً در زير پوست انسان قرار دارند به نحوي كه اگر پوست انسان بسوزد، ديگر احساس درد هم تماماً از بين مي‌رود.

در اين هنگام يكي از دانشمندان قرآن پژوه به پا خاست و آيهء 56 سورهء «نساء» را كه خداوند در آن از عذاب اهل دوزخ سخن مي‌گويد، تلاوت كرد:

]...كُلَّمَا نَضِجَتْ جُلُودُهُمْ بَدَّلْنَاهُمْ جُلُوداً غَيْرَهَا لِيَذُوقُوا الْعَذَابَ

«به زودي كساني را كه به آيات ما كفر ورزيده‌اند، در آتشي سوزان درآوريم كه هر گاه پوستهاي‌شان (بسوزد) و بريان گردد، پوستهاي ديگري را برجايش نهيم تا عذاب را بچشند، آري خداوند توانا و حكيم است»

و سپس گفت: از آنجا كه خداي سبحان مي‌خواهد به ما بگويد كه عذاب دوزخ براي كافران عذاب دائم و مستمرّي است كه هرگز توقف نمي‌پذيرد، و از آنجا كه خداي عليم كه خود آفرينندهء انسان است مي‌داند كه وقتي پوست انسان بسوزد، احساس درد در او از بين مي‌رود، پس در اين آيه ما را به اين حقيقت متنبه ساخته است كه پوست بدن دوزخيان همينكه بسوزد، دوباره به فرمان وي پوست جديد ديگري جانشين آن مي‌گردد تا احساس آنها به عذاب الهي همچنان مستمرّ و پيوسته باقي بماند.

چون اين آيات بر پروفيسر «تاگاثات تاگاسن» تلاوت گرديد، او گفت: آيا به راستي اين سخن چهارده قرن قبل گفته شده است؟ گفتند: آري؛ گفت: آخر اين حقيقتي است كه علم جديداً به آن پي برده است. بنابراين ممكن نيست كه گويندهء آن بشري باشد و يقيناً اين كلام، كلام خداي سبحان است. دانشمندان عزيز! اينك وقت آن فرارسيده كه من در محضر شما به اين حقيقت گواهي دهم كه: خدايي جز معبود يگانه نيست و اينکه محمدrفرستادهء برحق اوست. آنگاه با نداي بلند شهادتين را تكرار كرد:

«أشهد أن لا إلا إلا الله و أشهد أن محمدا رسول الله»

از اين داستان که بگذريم شما تصور كنيد كه اگر خداي عزّوجلّ نحوهء استمرار عذاب دوزخيان را به دقيق‌ترين شيوهء علمي آن براي ما بيان نمي‌كرد، چه اتفاقي مي‌افتاد؟ يعني اگر اين حقيقت علمي كه اعصاب حسّي مستقيماً در زير پوست انسان قرار دارد و چون جلد بسودزد، احساس درد در انسان از بين مي‌رود كشف مي‌شد، اما قرآن كريم براي ما چگونگي استمرار عذاب را بيان نمي‌كرد، آن وقت حتماً كافران مي‌گفتند: اكنون ديگر علم مشكل ما را با عذاب خداي شما حل كرد. چرا كه پوست بدنهاي ما در دوزخ پروردگار شما در كوتاه‌ترين مت مي­سوزد و بعد از آن ديگر ما به هيچ وجه درد و رنجي را احساس نمي‌كنيم! پس (العياذ بالله) همه مباني دين شما بر اساس چنين پندارهايي بنا نهاده شده است! شما تا كنون پي هم از عذاب جاويدان سخن مي­گفتيد و اينك علم آمد و اين جاودانگي شما را ابطال كرد. حالا ديگر ما بي پرواتر از هميشه بر راه كفرمان رهنورديم.

در اينجا بود كه واقعاً ميان قرآن كريم و حقايق علمي تصادم رونما مي‌شد، از آن روي كه پروردگار متعال در آيات 74 و 75 از سورهء «زخرف» مي‌فرمايد:

]إِنَّ الْمُجْرِمِينَ فِي عَذَابِ جَهَنَّمَ خَالِدُونَ، لا يُفَتَّرُ عَنْهُمْ وَهُمْ فِيهِ مُبْلِسُونَ[

«بي گمان مجرمان در عذاب جهنم ماندگار اند. عذاب از آنها تخفيف نمي‌يابد و آنها در آنجا نوميد‌اند»

اما از آنجايي كه قرآن كتاب خداوند است و دين وي حق است، پس آيهء كريمه 56 سورهء «نساء» آمده است تا اين علامات استفهام را براي هميشه از ميان بردارد.

خوب؛ آيا فقط همين يك دليل مادي و علمي بر حقانيت قرآن كريم و بر وجود خالق متعال كافي نيست؟ و هرگاه همين آيهء مباركه توانست يكي از بزرگترين دانشمندان جهان را به اعلام اسلام آن هم در برابر يك كنفرانس بين المللي در حالي وا دارد كه سخت تحت تأثير اعجاز علمي قرآن كريم قرار گرفته بود، پس آيا فقط همين يك آيه، براي قناعت ايماني‌ تمام اهالي روي زمين به پذيرش اسلام بزرگ بسنده نمي­باشد؟!
از این دست دلایل خیلی زیاده اگه دوست داری باز بگم

limbo
۱۳۹۱/۰۴/۲۲, ۲۰:۵۳
ای نخاله صهیونیسم بیش از حد داری به باری تعالی جل جلاله و امیرالمومنین - روحی فداه - دهن کجی می کنید اون دهنتو ببند .... انشاءالله با ابلیس محشور بشی یهودی

صبور باش . شما که اسلام رو با جون و دل قبول کردی . باید منطقی ازش دفاع کنی. اینا واکنشای احساسی هست !!

helmon
۱۳۹۱/۰۴/۲۲, ۲۰:۵۷
اعجاز قرآن در مورد پوست بدن انسان
در يكي از كشورهاي اسلامي كنفرانسي در بارهء اعجاز قرآن كريم بر پا گرديده بود. در اين كنفرانس دانشمندان مشهوري كه به اسلام ايمان نداشتند نيز از اغلب نقاط جهان دعوت شده بودند.



علامه شيخ محمد متولي الشعراوي داستان را اينگونه روايت مي‌كند: پروفيسر تايلندي «تا گاثات تاگاسن» كه از بزرگترين دانشمندان جهان در زمينهء علم تشريح است در اين كنفرانس در بارهء اعصاب انسان سخن مي‌راند. سخنراني او بيشتر روي اين محور متمركز بود كه اعصاب حسي مستقيماً در زير پوست انسان قرار دارند به نحوي كه اگر پوست انسان بسوزد، ديگر احساس درد هم تماماً از بين مي‌رود.

در اين هنگام يكي از دانشمندان قرآن پژوه به پا خاست و آيهء 56 سورهء «نساء» را كه خداوند در آن از عذاب اهل دوزخ سخن مي‌گويد، تلاوت كرد:

]...كُلَّمَا نَضِجَتْ جُلُودُهُمْ بَدَّلْنَاهُمْ جُلُوداً غَيْرَهَا لِيَذُوقُوا الْعَذَابَ

«به زودي كساني را كه به آيات ما كفر ورزيده‌اند، در آتشي سوزان درآوريم كه هر گاه پوستهاي‌شان (بسوزد) و بريان گردد، پوستهاي ديگري را برجايش نهيم تا عذاب را بچشند، آري خداوند توانا و حكيم است»

و سپس گفت: از آنجا كه خداي سبحان مي‌خواهد به ما بگويد كه عذاب دوزخ براي كافران عذاب دائم و مستمرّي است كه هرگز توقف نمي‌پذيرد، و از آنجا كه خداي عليم كه خود آفرينندهء انسان است مي‌داند كه وقتي پوست انسان بسوزد، احساس درد در او از بين مي‌رود، پس در اين آيه ما را به اين حقيقت متنبه ساخته است كه پوست بدن دوزخيان همينكه بسوزد، دوباره به فرمان وي پوست جديد ديگري جانشين آن مي‌گردد تا احساس آنها به عذاب الهي همچنان مستمرّ و پيوسته باقي بماند.

چون اين آيات بر پروفيسر «تاگاثات تاگاسن» تلاوت گرديد، او گفت: آيا به راستي اين سخن چهارده قرن قبل گفته شده است؟ گفتند: آري؛ گفت: آخر اين حقيقتي است كه علم جديداً به آن پي برده است. بنابراين ممكن نيست كه گويندهء آن بشري باشد و يقيناً اين كلام، كلام خداي سبحان است. دانشمندان عزيز! اينك وقت آن فرارسيده كه من در محضر شما به اين حقيقت گواهي دهم كه: خدايي جز معبود يگانه نيست و اينکه محمدrفرستادهء برحق اوست. آنگاه با نداي بلند شهادتين را تكرار كرد:

«أشهد أن لا إلا إلا الله و أشهد أن محمدا رسول الله»

از اين داستان که بگذريم شما تصور كنيد كه اگر خداي عزّوجلّ نحوهء استمرار عذاب دوزخيان را به دقيق‌ترين شيوهء علمي آن براي ما بيان نمي‌كرد، چه اتفاقي مي‌افتاد؟ يعني اگر اين حقيقت علمي كه اعصاب حسّي مستقيماً در زير پوست انسان قرار دارد و چون جلد بسودزد، احساس درد در انسان از بين مي‌رود كشف مي‌شد، اما قرآن كريم براي ما چگونگي استمرار عذاب را بيان نمي‌كرد، آن وقت حتماً كافران مي‌گفتند: اكنون ديگر علم مشكل ما را با عذاب خداي شما حل كرد. چرا كه پوست بدنهاي ما در دوزخ پروردگار شما در كوتاه‌ترين مت مي­سوزد و بعد از آن ديگر ما به هيچ وجه درد و رنجي را احساس نمي‌كنيم! پس (العياذ بالله) همه مباني دين شما بر اساس چنين پندارهايي بنا نهاده شده است! شما تا كنون پي هم از عذاب جاويدان سخن مي­گفتيد و اينك علم آمد و اين جاودانگي شما را ابطال كرد. حالا ديگر ما بي پرواتر از هميشه بر راه كفرمان رهنورديم.

در اينجا بود كه واقعاً ميان قرآن كريم و حقايق علمي تصادم رونما مي‌شد، از آن روي كه پروردگار متعال در آيات 74 و 75 از سورهء «زخرف» مي‌فرمايد:

]إِنَّ الْمُجْرِمِينَ فِي عَذَابِ جَهَنَّمَ خَالِدُونَ، لا يُفَتَّرُ عَنْهُمْ وَهُمْ فِيهِ مُبْلِسُونَ[

«بي گمان مجرمان در عذاب جهنم ماندگار اند. عذاب از آنها تخفيف نمي‌يابد و آنها در آنجا نوميد‌اند»

اما از آنجايي كه قرآن كتاب خداوند است و دين وي حق است، پس آيهء كريمه 56 سورهء «نساء» آمده است تا اين علامات استفهام را براي هميشه از ميان بردارد.

خوب؛ آيا فقط همين يك دليل مادي و علمي بر حقانيت قرآن كريم و بر وجود خالق متعال كافي نيست؟ و هرگاه همين آيهء مباركه توانست يكي از بزرگترين دانشمندان جهان را به اعلام اسلام آن هم در برابر يك كنفرانس بين المللي در حالي وا دارد كه سخت تحت تأثير اعجاز علمي قرآن كريم قرار گرفته بود، پس آيا فقط همين يك آيه، براي قناعت ايماني‌ تمام اهالي روي زمين به پذيرش اسلام بزرگ بسنده نمي­باشد؟!
از این دست دلایل خیلی زیاده اگه دوست داری باز بگم

خوب این شد جواب خوب !
البته نمیتونم بپذیرم فقط با همین یک نشانه !
اگر آیات دیگری دارید بیان کنید (آیه هم ذکر شود)

سرود کیهانی
۱۳۹۱/۰۴/۲۲, ۲۰:۵۸
جناب سبوی تشنه یه سوال هم من از شما میپرسم . من این مطلب رو تو یکی از قسمت های این سایت خوندم ولی برای شما تعریف میکنم .

همکنون داریم تو جامعه ای زندگی میکنیم که سن بلوغ جنسی انسان ها خیلی زودتر از سن ازدواج انسان ها هست یه پسر تو سن 15 سالگی بالغ میشه ولی نمیتونه شرایط ازدواج رو مهیا کنه ... و گاها این فشارها رو تا 30 یا 35 سالگی با خودش حمل میکنه تقریبا 20 سال .... خوب ... ایشون وقت گذاشتن و چندین بار قرآن رو خوندن تا یه راه حل مناسب برای این کار پیدا کنن ( این مشکلی هست که 99 درصد ایرانی ها دارن ...) ایشون میگفت هیچ جواب منطقی تو قران برای این مساله ای که 99 درصد آدم ها باهاش در گیرن نداره ... فقط قرآن 2 جا گفته ( شمایی که میل چنسی بهتون فشار میاره و شرایط ازدواج رو ندارین برین و با اون کنیز هایی که تو جنگ ها صاحب شدین رابطه برقرار کنین ) .... خوب سوال ایشون اینه که این خدایی که قرآن رو فرو فرستاده حواسش نبوده که تو قرن 21 ام کنیز پیدا نمیشه .... چطور این مشکلی رو که همه انسان ها باهاش درگیرن یه جوابی داده که فقط برای 1400 سال پیش میخوره و چطور میشه گفت قرآن میتونه دستور عمل خوبی برای زندگی باشه و ...

نمیدونم ... ولی فکر میکنم اگر منطقی باشین باید به هلمون حق بدین ...

قنبر حیدر
۱۳۹۱/۰۴/۲۲, ۲۱:۰۱
بابا چرا چسبیدید به یک ادم بی دین لاابالی .... ولش کنید بره هر غلط بخواد بکنه .... به تمام مقدسات قسم وقتی توهین های این بی نسب را به جدم امیرالمومنین و خداوند متعال دیدم اشک در چشمانم حلقه زد ... ولش کنید ...

جدم پیامبر و رسول خدا روحی فداه فرموده :


سزاوارتر مردم به حق آن است كه از همگان به حق بيشتر عمل كند و استوارترين مردم آن است كه از جاهلان بگريزد.

helmon
۱۳۹۱/۰۴/۲۲, ۲۱:۰۳
به نام خدا.

چرا چنین فکری نکنم؟ از اول تاپیک تا الان همه چیز رو بالکل منکر میشدید. حالا میگید قرآن شیرین و تسکین بخشه.

شما خودتون گفتید شاهنامه و بوستان و گلستان و هری پاتر هم مثل قرآن هستند و سوتی ندارند و این نشون میده کتاب بی سوتی نوشتن جوری که کامل ترین در نوع خودش هم باشه ، توسط یک انسان ممکنه. من هم گفتم هم کتاب کاملتر داریم و هم این کتاب ها هم سوتی دارند.

تو قرآنی که الان دستمه نوشته:

والارض و ما طحاها ( و سوگند به زمین و به آن که آنرا بگسترد ) (سوره شمس آیه 6)
و در سوره لیل هم چیزی در مورد صفحه بودن زمین گفته نشده.
حالا کجای این آیه گفته زمین صفحه است؟ گفته زمین گسترده است. از این آیه نمیشه فهمید زمین گرده یا نه. اما آیه ی دیگری داریم که میگه "رب المشرقین و رب المغربین" که اشاره به دو مکان طلوع و غروب خورشید داره. چیزی که تنها با گرد بودن زمین جور درمیاد. یعنی یه جورهایی تایید غیر مستقیم گرد بودن زمین.

برای بار آخر به روز بودن این آیه رو توضیح میدم : 1400 سال پیش که نمیدونستن زمین گرده و فکر میکردن صافه ، این آیه با علم جور در میومد. چون نگفته بود زمین گرده. بلکه گفته زمین را گستراندیم که تو ذهن زمین صاف و صفحه ای به نظر میاد. امروز که فهمیده ایم زمین گرده ، باز هم با این آیه جور در میاد. چون این آیه نگفته زمین شکلش چه جوریه ولی گفته ما زمین رو گستراندیم که معنی دیگری برای ما داره. هموار بودن زمین و نبود بالازدگی و پایین رفتگی در اکثر مناطق زمین (تازه کوه ها و دره ها رو هم حساب کنیم با توجه به شعاع زمین ، زمین تقریبا به طور کامل همواره).

با تشکر ، ستایشگر :gol:
و قسم به خورشید خورشیدی که زمین را به سوی خود میکشد
این هم یک آیه زمینی !
این رو هم میشه هزار جور تفسیر کرد
گسترده بودن زمین در آن زمان امری مشهود بوده و میدیدند که زمین صاف و گسترده هست اکثرش و مخصوصا تو عربستان که این امر کاملا مشهود بوده
در مورد سوختن هم شاید کسی قسمتی از بدنش سوخته و بعد متوجه شده که دیگر حسی در آن قسمت بدنش نداره
اگه میشه نشانه ای از قرآن بدهید که تا آن زمان امکان وقوع و اثبات آن وجود نداشته و نتوان با این گونه احتمالات ردش کرد

limbo
۱۳۹۱/۰۴/۲۲, ۲۱:۰۴
خوب؛ آيا فقط همين يك دليل مادي و علمي بر حقانيت قرآن كريم و بر وجود خالق متعال كافي نيست؟

به هیچ وجه . قرآن باید کامل کامل باشد .

بعدشم من که اصلا این مسئله ای رو که گفتین قبول نکردم به عنوان معجزه . هر چند به من بگین دچار عناد شدم !!!

helmon
۱۳۹۱/۰۴/۲۲, ۲۱:۰۶
بابا چرا چسبیدید به یک ادم بی دین لاابالی .... ولش کنید بره هر غلط بخواد بکنه .... به تمام مقدسات قسم وقتی توهین های این بی نسب را به جدم امیرالمومنین و خداوند متعال دیدم اشک در چشمانم حلقه زد ... ولش کنید ...

جدم پیامبر و رسول خدا روحی فداه فرموده :


سزاوارتر مردم به حق آن است كه از همگان به حق بيشتر عمل كند و استوارترين مردم آن است كه از جاهلان بگريزد.


1- افتخار به اجداد جایز نیست !
2- فحش دادن جایز نیست !
3- حدیثتون ممکنه منبع نامعتبر داشته باشه و استناد به حدیث به این آسونی ها نیست !
در ضمن از افراد برای خودتون بت نسازید و بپرستیدشون :) خدا رو بپرستید
عالم را از جاهل چه باک ؟

قنبر حیدر
۱۳۹۱/۰۴/۲۲, ۲۱:۱۰
چرا هیچ کس به هلمون حق نمیده ...
حرفاش رو یه بار درست دقت کنید ... ببینید داره چی میگه ... اینقدر مذهبی شدین که دیگه استدلال ها روتون کار ساز نیست ... یه کتاب ریاضی سال اول دبیرستان دروغ نداره غلط نداره ... چرا هر چقدر که من سمت دین میرم بیشتر میفهمم قدیمی هستن ... قابل اجرا نیستن ... و ...
تو هم بی دین شدی ! مواظب خودت باش که یکهو دست یداللهی امام زمان تو ی بیخ گوشت فرو نیاد

سرود کیهانی
۱۳۹۱/۰۴/۲۲, ۲۱:۱۲
اول بايد به خداوند متعال شکايت کنم از اين تهمت های ناروا ...

در ضمن اين هم راه حل (ازدواج موقت*)
مَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُن‏
و هنگامی که از انان بهره برديد اجرت انها را بدهيد



خدا شفات بده

قنبر حیدر
۱۳۹۱/۰۴/۲۲, ۲۱:۱۴
ايلخاني ميگی برن زنا کنن ؟؟؟؟؟؟؟ اره ؟؟؟ پس اینهمه کتاب راجع به جهاد النفس نوشته شده الکی ؟؟؟؟ تو اصلا دین را فهمیدی ؟؟؟ جوان های پانزده ساله با نفس خویش جهاد کنن

helmon
۱۳۹۱/۰۴/۲۲, ۲۱:۲۳
ايلخاني ميگی برن زنا کنن ؟؟؟؟؟؟؟ اره ؟؟؟ پس اینهمه کتاب راجع به جهاد النفس نوشته شده الکی ؟؟؟؟ تو اصلا دین را فهمیدی ؟؟؟ جوان های پانزده ساله با نفس خویش جهاد کنن

همین پیامبر و امام علی که از اجداد شما هستن
چندین همسر داشتن
امام علی از کنیزانش بچه هم داشته
بعد به یک نوجوان 15 ساله میگویید برو جهاد کن
بخدا خنده داره :))

helmon
۱۳۹۱/۰۴/۲۲, ۲۱:۲۹
الان میری تو خیابون هزار تا دختر زیبا با هزار جور آرایش
اون زمان جمعیت اینقدر نبوده و وسایل آرایش اینقدر نبوده و جذابیت دختران و زنان اینقدر نبوده
تلوزیون ماهواره تلفن اینترنت فیلم و خیلی چیز های دیگر
اون زمان این همه عامل تجریک کننده نبوده ولی باز هم نمیتونستن نفس خودشون رو نگه دارن
به نظر شما زمانی که زنان خودشون رو میپوشوندن و با اون ظاهر بیشتر تحریک کننده تر بودن یا الان ؟!
در حالی که الان امکان ازدواج هم کمتر شده
البته بحث ما سر این نیست میتونید برید تایپک دیگه
اگر هم در جامعه کم کاری شده در مورد ازدواج تقصیر دولت هست که فرهنگ سازی درست حسابی نکرده
فقط گاه گاهی الکی میگه زود ازدواج کنید

limbo
۱۳۹۱/۰۴/۲۲, ۲۱:۵۵
یک مثال کوچک :

وَمِن كُلِّ شَيْءٍ خَلَقْنَا زَوْجَيْنِ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُ‌ونَ ﴿الذاريات: ٤٩﴾
و از هر چیزی دو گونه [:جفت یکدیگر] آفریدیم، شاید شما یاد کنید. (۴۹ (http://tanzil.ir/#trans/fa.sadeqi/51:49))

دستگاه تولید مثل
کرم خاکی تک جنسی است و در هر کرم اندامهای جنسی نر و ماده در قسمت شکمی جای دارد. کرمهای خاکی در بیشتر سال ، تولید مثل می‌کنند، ولی حداکثر فعالیت تکثیری آنها در هوای گرم و مرطوب است. جفتگیری در شب صورت گرفته. دو کرم خود را از سوراخ بیرون کشیده، سطح شکمی قدامی‌شان را نزدیک هم می‌آورند، بطوری که انتهای قدامی‌شان در دو جفت مخالف هم قرار دارد. در هر کرم یک جفت شیار اسپرمی تشکیل می‌شود که در طول آنها توده‌های اسپرم به منظور دخول در جایگاه اسپرمی دیگری عبور می‌کند. پس از این عمل ، کرمها از هم جدا می‌شوند. بنابراین عمل لقاح دو جانبه و متقابل است.


بعدشم باید ببینیم منظور از هر چیزی چیست . آیا شامل باکتریها ، قارچ ها ، جلبک ها ، موجودات دریایی ، ... می شود !؟


( فقط جان خودتون با کلمات بازی نکنین )


و helmon (http://www.askdin.com/member13937.html) و بقیه دوستان دقت کردین . خیلی از این شاخه به اون شاخه می پرین . لطفا رو یه مطلب تمرکز کنید . مثلا همین بحث قرآن و احکام .

ستايشگر
۱۳۹۱/۰۴/۲۲, ۲۲:۰۹
و قسم به خورشید خورشیدی که زمین را به سوی خود میکشد
این هم یک آیه زمینی !
این رو هم میشه هزار جور تفسیر کرد
گسترده بودن زمین در آن زمان امری مشهود بوده و میدیدند که زمین صاف و گسترده هست اکثرش و مخصوصا تو عربستان که این امر کاملا مشهود بوده
در مورد سوختن هم شاید کسی قسمتی از بدنش سوخته و بعد متوجه شده که دیگر حسی در آن قسمت بدنش نداره
اگه میشه نشانه ای از قرآن بدهید که تا آن زمان امکان وقوع و اثبات آن وجود نداشته و نتوان با این گونه احتمالات ردش کرد

به نام خدا.

این جمله تون با علم 1400 سال پیش جور در نمیاد. نمیتونه هماوردی بکنه با قرآن.

مراحل رشد جنین که در قرآن آمده پاسخگوی سوال شماست. همچنین دو دریایی که با هم مخلوط نمیشن.

من حرفم رو زدم و تا اونجایی که علم و دانشم قد میداد براتون دلیل آوردم که قرآن کتاب خداست. ولی چیزی که میبینم اینه که نه من حرف دیگری دارم بزنم و نه شما. دیگه هر جور راحتید. من مسئول نگهداری شما در دین نیستم.

با آرزوی سلامتی ، ستایشگر :Gol:

helmon
۱۳۹۱/۰۴/۲۲, ۲۲:۱۰
بازم خوبه limbo جان شما حرف دل ما رو میفهمی
فکر میکنم کم کم داره سوء تفاهمات سوال من رفع میشه و تازه میرسیم به خود سوال

سبوی تشنه
۱۳۹۱/۰۴/۲۲, ۲۲:۱۴
بازم خوبه limbo جان شما حرف دل ما رو میفهمی
فکر میکنم کم کم داره سوء تفاهمات سوال من رفع میشه و تازه میرسیم به خود سوال
دوست من اگر تو اینترنت بگردی صدها از اعجازهای قرآن رو میتونی ببینی
اما چرا راه دوری بریم
خود خداوند در پاسخ کسانی که بهش اشکال کردن خودت میدونی چی گفته
هروقت یه آیه مثلش آوردی بیا در باره مسائل دیگش بحث کنیم ما که از خداوند بالاتر نیستیم

سبوی تشنه
۱۳۹۱/۰۴/۲۲, ۲۲:۱۶
جناب سبوی تشنه یه سوال هم من از شما میپرسم . من این مطلب رو تو یکی از قسمت های این سایت خوندم ولی برای شما تعریف میکنم .

همکنون داریم تو جامعه ای زندگی میکنیم که سن بلوغ جنسی انسان ها خیلی زودتر از سن ازدواج انسان ها هست یه پسر تو سن 15 سالگی بالغ میشه ولی نمیتونه شرایط ازدواج رو مهیا کنه ... و گاها این فشارها رو تا 30 یا 35 سالگی با خودش حمل میکنه تقریبا 20 سال .... خوب ... ایشون وقت گذاشتن و چندین بار قرآن رو خوندن تا یه راه حل مناسب برای این کار پیدا کنن ( این مشکلی هست که 99 درصد ایرانی ها دارن ...) ایشون میگفت هیچ جواب منطقی تو قران برای این مساله ای که 99 درصد آدم ها باهاش در گیرن نداره ... فقط قرآن 2 جا گفته ( شمایی که میل چنسی بهتون فشار میاره و شرایط ازدواج رو ندارین برین و با اون کنیز هایی که تو جنگ ها صاحب شدین رابطه برقرار کنین ) .... خوب سوال ایشون اینه که این خدایی که قرآن رو فرو فرستاده حواسش نبوده که تو قرن 21 ام کنیز پیدا نمیشه .... چطور این مشکلی رو که همه انسان ها باهاش درگیرن یه جوابی داده که فقط برای 1400 سال پیش میخوره و چطور میشه گفت قرآن میتونه دستور عمل خوبی برای زندگی باشه و ...

نمیدونم ... ولی فکر میکنم اگر منطقی باشین باید به هلمون حق بدین ...
دوست من مشکل شما اینه که فکر میکنی باید همه چیز دنیا ریز و درشتش تو قرآن باشه اصلا شما فاسفه نازل شدن قرآن رو میدونی چیه
کمی تحقیق کن برادر.
یاحق

helmon
۱۳۹۱/۰۴/۲۲, ۲۲:۱۶
به نام خدا.

این جمله تون با علم 1400 سال پیش جور در نمیاد. نمیتونه هماوردی بکنه با قرآن.

مراحل رشد جنین که در قرآن آمده پاسخگوی سوال شماست. همچنین دو دریایی که با هم مخلوط نمیشن.

من حرفم رو زدم و تا اونجایی که علم و دانشم قد میداد براتون دلیل آوردم که قرآن کتاب خداست. ولی چیزی که میبینم اینه که نه من حرف دیگری دارم بزنم و نه شما. دیگه هر جور راحتید. من مسئول نگهداری شما در دین نیستم.

با آرزوی سلامتی ، ستایشگر :gol:

قرآن هرچند دارای نشانه هایی هست
ولی همه نشانه هایی که قرآن بیان داشته در اون زمان فهمیدنشون از طریق علم و مشاهده کار سختی نبوده
علاوه بر اون حتی قرآن ادعا میکند از جانب خداست باید بی نقص باشد در حالی که اینگونه نیست
مثلا همین بحث رشد جنین که شما بیان داشتید قبل قرآن هم میدونستن :)
و حتی اشاره قرآن به نحوه تولد انسان در قرآن عاری از اشکال نیست در حالی که خدا از اشکال و ایراد مبراست !
با این اوصاف اگر اسلام را بپذیرم باید نقص و جهل خدا را هم بپذیرم ! در حالی که خود اسلام نیز خدا را عاری از هر عیبی میداند
من نمیدونم با این دوگانگی چکار کنم !
شما مسئول ایمان من نیستید خواستم بحث کنیم شاید کسی تونست من رو قانع کنه
من فطرتم در برخی موارد بالاتر از چیزیست که اسلام بیان میکنه !
مگر عقل و فطرت را خدا به ما نداده ؟ پس چرا با دینش سازگار نمیشود :|

helmon
۱۳۹۱/۰۴/۲۲, ۲۲:۲۴
دوست من اگر تو اینترنت بگردی صدها از اعجازهای قرآن رو میتونی ببینی
اما چرا راه دوری بریم
خود خداوند در پاسخ کسانی که بهش اشکال کردن خودت میدونی چی گفته
هروقت یه آیه مثلش آوردی بیا در باره مسائل دیگش بحث کنیم ما که از خداوند بالاتر نیستیم

اگر تو اینترنت بگردی صدها ایراد و شبهه وارد بر اسلام پیدا میکنی که جواب نداده شدن
بابت آیه هم حتی اگر آیه ای آورده بشه کسی قبول نخواهد کرد
شما هم یک کتاب مثل مثنوی مولوی تونستی بیار !
تازه اگر هم کسی بتونه چیزی در این سطح بنویسه باز هم قبول نمیکنن و میگن نه مال مولانا فرق داره !
اگر قرار داره همون باشه خوب خودشو رو دوباره مینویسیم
به نظر من منطق اشتباهی هست :|

limbo
۱۳۹۱/۰۴/۲۲, ۲۲:۲۶
مراحل رشد جنین که در قرآن آمده پاسخگوی سوال شماست. همچنین دو دریایی که با هم مخلوط نمیشن. من حرفم رو زدم و تا اونجایی که علم و دانشم قد میداد براتون دلیل آوردم که قرآن کتاب خداست. ولی چیزی که میبینم اینه که نه من حرف دیگری دارم بزنم و نه شما. دیگه هر جور راحتید. من مسئول نگهداری شما در دین نیستم.

خب مشکل اینجاست که وقتی می خواهیم معجزات را اثبات کنیم از علم استفاده می کنیم و اینجا قابل اعتماد هست . اما وقتی پاسخی نداریم همین علم را محکوم به بشری بودن می کنیم .
نکته بعد اینکه کتاب های بشری هم شامل نقاط قوت هستن . اما در مورد نقاط ضعف و اشتباه چه . کتاب آسمانی نباید هیچ اشتباهی داشته باشد . هیچ .
و در نهایت مشاهده می شه که در بسیاری از جا ها به دلخواه معنی کلمات ویا تفسیر آنها را گسترش می دهیم. مانند آیه خمس که کاملا واضح هست در مورد غنایم جنگی هست اما به کل درآمد ها گسترش داده شده .



با این اوصاف اگر اسلام را بپذیرم باید نقص و جهل خدا را هم بپذیرم !

دوست عزیز . اینقد تند نرین . شما هنوز دارین تحقیق می کنین . و ممکنه عقاید رو بپذیرید ( که اگه این طور نیست بحث بی فایده اس ) . لطفا سوال دقیق بپرسین و دعوا نکنید !!!


همه چیز دنیا ریز و درشتش تو قرآن باشه اصلا شما فاسفه نازل شدن قرآن رو میدونی چیه

خب بفرمایید . ما منتظریم . بله اما میدونین بعضی از مفاهیم و آیه ها چند بار در قرآن تکرار شده اند . بهتر نبود بجای این تکرار ها یک بار خودش خوب توضیح می داد . تا اینقد تفسیر نشه . مثلا تو قرآن چندین بار شاید حدود 40 بار به اینکه خداوند آسمانها ( حتی گفته هفت طبقه ) و زمین رو خلق کرده . و مدام تکرار شده . انگار چیزی نمی خواسته اضافه بگه .

ستايشگر
۱۳۹۱/۰۴/۲۲, ۲۲:۲۸
قرآن هرچند دارای نشانه هایی هست
ولی همه نشانه هایی که قرآن بیان داشته در اون زمان فهمیدنشون از طریق علم و مشاهده کار سختی نبوده
علاوه بر اون حتی قرآن ادعا میکند از جانب خداست باید بی نقص باشد در حالی که اینگونه نیست
مثلا همین بحث رشد جنین که شما بیان داشتید قبل قرآن هم میدونستن :)
و حتی اشاره قرآن به نحوه تولد انسان در قرآن عاری از اشکال نیست در حالی که خدا از اشکال و ایراد مبراست !
با این اوصاف اگر اسلام را بپذیرم باید نقص و جهل خدا را هم بپذیرم ! در حالی که خود اسلام نیز خدا را عاری از هر عیبی میداند
من نمیدونم با این دوگانگی چکار کنم !
شما مسئول ایمان من نیستید خواستم بحث کنیم شاید کسی تونست من رو قانع کنه
من فطرتم در برخی موارد بالاتر از چیزیست که اسلام بیان میکنه !
مگر عقل و فطرت را خدا به ما نداده ؟ پس چرا با دینش سازگار نمیشود :|

به نام خدا.

چون شما دنبال سازگاری نیستی ، دنبال این هستی که دین بیاد حرف هات رو تایید کنه.

شما که فقط ادعای اشکال میکنی. اشکال بیار تا توضیحش بدیم. لازم نیست نقص و جهل خدا رو بپذیری. کافیه که نقص عقل خودت رو بپذیری.

این لینک رو ببینید شاید به دردتون بخوره : مراحل خلقت جنین (http://quran.roshd.ir/portal/Home/ShowPage.aspx?Object=Paper&CategoryID=713d5597-151f-4481-9c7a-0ded99b81567&LayoutID=ef341383-01e1-4c3a-9c83-45f99745f525&ID=15e1ecc2-dd38-462a-a1af-b771a17ee37f) زیرش منابعش رو هم نوشته. اینها رو هم میدونستند اون موقع؟

قرآن باید به گونه ای باشه که 80درصدش 1400 سال پیش درک بشه. وگرنه راه برای انتقاد افراد باز میشه. همچنین این 80 درصد در آینده هم باید درک بشه که میشه. 20 درصد بقیش هم که داره ذره ذره تایید میشه. حالا مشکل شما کجاست؟ فکر کنم خودتون هم ندونید.

به هر حال ، انشاالله که جواب های درست رو پیدا کنید.

با تشکر ، ستایشگر :Gol:

helmon
۱۳۹۱/۰۴/۲۲, ۲۲:۳۹
به نام خدا.

چون شما دنبال سازگاری نیستی ، دنبال این هستی که دین بیاد حرف هات رو تایید کنه.

شما که فقط ادعای اشکال میکنی. اشکال بیار تا توضیحش بدیم. لازم نیست نقص و جهل خدا رو بپذیری. کافیه که نقص عقل خودت رو بپذیری.

این لینک رو ببینید شاید به دردتون بخوره : مراحل خلقت جنین (http://quran.roshd.ir/portal/home/showpage.aspx?object=paper&categoryid=713d5597-151f-4481-9c7a-0ded99b81567&layoutid=ef341383-01e1-4c3a-9c83-45f99745f525&id=15e1ecc2-dd38-462a-a1af-b771a17ee37f) زیرش منابعش رو هم نوشته. اینها رو هم میدونستند اون موقع؟

قرآن باید به گونه ای باشه که 80درصدش 1400 سال پیش درک بشه. وگرنه راه برای انتقاد افراد باز میشه. همچنین این 80 درصد در آینده هم باید درک بشه که میشه. 20 درصد بقیش هم که داره ذره ذره تایید میشه. حالا مشکل شما کجاست؟ فکر کنم خودتون هم ندونید.

به هر حال ، انشاالله که جواب های درست رو پیدا کنید.

با تشکر ، ستایشگر :gol:

این 80 درصد که گفتید از کجا آوردین ؟
چرا از خودتون تعبیر و تفسیر الکی میکنید !
در ضمن 1400 سال پیش انسان اونقدر ها که شما فکر میکنید احمق نبوده
2500 سال پیش دانشمندانی بودن که میدونستن اتم چیه
جراحی های مغز و چشم وجود داشته
وهزار تا چیز دیگه !
شما فکر میکنید مردم 1400 سال پی اندازه گاو هم نمیفهمیدن و قرآن اومده و معجزه کرده
درسته که قرآن کتاب ارزشمند و والایی بوده برای اون زمان ولی نه در اون حد که شما میگید
شاید پیامبر هم انسان بسیار خردمند و دانشمندی بوده
همونطور که قبل از اون نیز همچین انسان های بودند و باز هم خواهند آمد
من بهتون میگم چرا نمیتونید پاسخ درستی بدین
چون بدون علم دینتون رو پذیرفتین
برای همین نمیتونید از طریق علم به کس دیگری توضیحش بدین
بهتره گاهی هم به عقل ها خودتون شک کنید

ستايشگر
۱۳۹۱/۰۴/۲۲, ۲۲:۵۸
این 80 درصد که گفتید از کجا آوردین ؟
چرا از خودتون تعبیر و تفسیر الکی میکنید !
در ضمن 1400 سال پیش انسان اونقدر ها که شما فکر میکنید احمق نبوده
2500 سال پیش دانشمندانی بودن که میدونستن اتم چیه
جراحی های مغز و چشم وجود داشته
وهزار تا چیز دیگه !
شما فکر میکنید مردم 1400 سال پی اندازه گاو هم نمیفهمیدن و قرآن اومده و معجزه کرده
درسته که قرآن کتاب ارزشمند و والایی بوده برای اون زمان ولی نه در اون حد که شما میگید
شاید پیامبر هم انسان بسیار خردمند و دانشمندی بوده
همونطور که قبل از اون نیز همچین انسان های بودند و باز هم خواهند آمد
من بهتون میگم چرا نمیتونید پاسخ درستی بدین
چون بدون علم دینتون رو پذیرفتین
برای همین نمیتونید از طریق علم به کس دیگری توضیحش بدین
بهتره گاهی هم به عقل ها خودتون شک کنید

به نام خدا.

80 کنایه از اکثر بود. فکر میکردم متوجه میشن منظورم رو.

میدونستند اتم چیه؟ نه نمی دونستند. یه نظریه ای یک فیلسوفی داده بود که میگفت هر چیزی ریزترین جزء تشکیل دهنده داره که خواص جسم رو حمل میکنه. میگفت اتم مایع نرمه و اتم جامد سخته. این با تصویری که الان از اتم و الکترون و ... داریم کاملا متفاوته. دو حالت در مورد اجسام وجود داره : یا ریزترین جزء دارند یا ندارند. دموکریتوس گفته دارند ، ارسطو گفته ندارند. حالا کدومشون تونستند حرفشون رو اثبات کنند؟ هیچکدوم. همینجوری یه چیزی گفتند بدون اثبات. یعنی نمیدونستند که کدوم ستون درسته. هرکدوم رو ستون خودشون یه بنایی ساختند.

در ضمن 1400 سال پیش که گفتم همه رو نگفتم. مردم مکه و مدینه رو گفتم که قرار بود با شنیدن قرآن اولین مومنان رو تشکیل بدهند. قرآن باید به عقل اونها درست در میومده که اومده. تا حالا نشنیدم که کسی اون موقع ایراد علمی بگیره. اصلا عرب های اون موقع تو این وادی ها نبودن.

با آرزوی سلامتی ، ستایشگر :Gol:

پی نوشت : از نصایحتون تشکر میکنم. بله. من هم بعضی وقت ها سوال برام درست میشه ، اما سعی میکنم بدون عینک برم سر مشکلاتم.

قنبر حیدر
۱۳۹۱/۰۴/۲۲, ۲۳:۰۰
به امام زمان - روحی فداه- همین الان از یکی از علما استفتا کردم و صحبت های این بی اصل و نسب یهودی زاده را به او گفتم بخصوص این غلط خوری اخریش ایشون فرمودند : خواندن حرف های این کافر حرام است . خدا لعنتش کند . حالا خود دانید .

helmon
۱۳۹۱/۰۴/۲۲, ۲۳:۰۹
به امام زمان - روحی فداه- همین الان از یکی از علما استفتا کردم و صحبت های این بی اصل و نسب یهودی زاده را به او گفتم بخصوص این غلط خوری اخریش ایشون فرمودند : خواندن حرف های این کافر حرام است . خدا لعنتش کند . حالا خود دانید .

حکم ارتداد ندادن احیانا ؟:Khandidan!:
اولا به نظر من شما کافر هستین ولی نمیخوام بحث کنم باهاتون !
اگر از دیدگاه اسلامی بنگریم
ما برای تکامل امام زمان و ایشان برای تکامل ما هستند
و این روحی فداه که مدام میگی کفر هست !
شما نشنیدی این جمله رو که
خلق را عجله بر باد داد ؟
پس چرا اینقدر عجولانه قضاوت میکنی
مواظب باش بر باد نری
--
در ضمن اسلام کاری به اصل و نسب نداره !
2- عقلا این که انسان یهودی باشه یا هر چیز دیگری فرقی نداره و همه انسان و برابر هستن (هرچند بنده یهودی نیستم!)

helmon
۱۳۹۱/۰۴/۲۲, ۲۳:۱۳
به نام خدا.

80 کنایه از اکثر بود. فکر میکردم متوجه میشن منظورم رو.

میدونستند اتم چیه؟ نه نمی دونستند. یه نظریه ای یک فیلسوفی داده بود که میگفت هر چیزی ریزترین جزء تشکیل دهنده داره که خواص جسم رو حمل میکنه. میگفت اتم مایع نرمه و اتم جامد سخته. این با تصویری که الان از اتم و الکترون و ... داریم کاملا متفاوته. دو حالت در مورد اجسام وجود داره : یا ریزترین جزء دارند یا ندارند. دموکریتوس گفته دارند ، ارسطو گفته ندارند. حالا کدومشون تونستند حرفشون رو اثبات کنند؟ هیچکدوم. همینجوری یه چیزی گفتند بدون اثبات. یعنی نمیدونستند که کدوم ستون درسته. هرکدوم رو ستون خودشون یه بنایی ساختند.

در ضمن 1400 سال پیش که گفتم همه رو نگفتم. مردم مکه و مدینه رو گفتم که قرار بود با شنیدن قرآن اولین مومنان رو تشکیل بدهند. قرآن باید به عقل اونها درست در میومده که اومده. تا حالا نشنیدم که کسی اون موقع ایراد علمی بگیره. اصلا عرب های اون موقع تو این وادی ها نبودن.

با آرزوی سلامتی ، ستایشگر :gol:

پی نوشت : از نصایحتون تشکر میکنم. بله. من هم بعضی وقت ها سوال برام درست میشه ، اما سعی میکنم بدون عینک برم سر مشکلاتم.

دوست عزیز !
حسن نیت شما بر من پوشیده نیست !
حال چه به خاطر نوع دوستی و این که میخواهید من هم هدایت شوم چه بخاطر اجر خودتان به هر حال از شما ممنونم !
ولی من دلم رضایت کامل نمیدهد و خواستار دلایل و براهین قوی تری برای اثبانت حقانیت اسلام هستم
خود شما چی شد که اسلام رو پذیرفتین (نمیگم چگونه به خدا پی بردین از کجا فهمیدین اسلان دین حق خداست ممکنه بیان کنید ممکنه نظر ما رو هم تغیر بده)

سرود کیهانی
۱۳۹۱/۰۴/۲۲, ۲۳:۳۳
به امام زمان - روحی فداه- همین الان از یکی از علما استفتا کردم و صحبت های این بی اصل و نسب یهودی زاده را به او گفتم بخصوص این غلط خوری اخریش ایشون فرمودند : خواندن حرف های این کافر حرام است . خدا لعنتش کند . حالا خود دانید .

منبع قرآن :
یه روز یه مرده میره پیشه حضرت سلیمون و به ایشون میگه برادر من 99 تا گوسفند داره و منو مجبور میکنه که این یه دونه گوسفندم رو هم که دارم به ایشون بفروشم ... حضرت سلیمون میگه ایشون اشتباه میکنه ( حکم ارتداد ندادند ) تا این حرف رو میزنن یک دفعه متوجه میشن این یک امتحان از سمت خداوند بوده که چگونه قبل از آنکه ایشان تمام حرف های برادر ایشان را بشنوند حکم را صادر کردند و روزها توبه و ابراز ندامت میکنند تا خداوند ایشان را ببخشد ...

ایشون میخواد اعتقاد درستی داشته باشه ... اعتقاد درست هم از کفر شروع میشه ... من هیچ عناد ورزی هم از ایشون ندیدم ... جواب قانع کننده ای هم میدادند ایشان قبول میکرد مانند پستی که اشاره با رویش مجدد پوست بر بدن شده بود و ایشون قبول کردند و ....

helmon
۱۳۹۱/۰۴/۲۲, ۲۳:۵۲
خدا خداس
خدااااااااااااااااااااااا ااااااااااااااااااااااااا اااااااااا
مشکل همه شما اینه که نمیفهمید خدا چیه !!!!!!!!!!!
خدا خداس
اگه قرآن از طرف خدا بود باید بدون ایراد میبود !
خدا نمیتواند کتابی بنویسد که آهنگ آن در تمامی ترجمه هایی که در زبان های قبل و نزول و بعد از قرآن وجود داشته و خواهند داشت آهنگ خود را حفظ کند ؟!
اگه خدا خداس که میتواند !
http://www.askdin.com/thread11491.html
خیلی سخته که قرآن رو به خدا نسبت بدیم
حرف من اینه که درسته که قرآن کتاب خوب و والایی هست ولی نه در حد خدا !

limbo
۱۳۹۱/۰۴/۲۳, ۰۰:۲۴
منبع قرآن : یه روز یه مرده میره پیشه حضرت سلیمون و به ایشون میگه برادر من 99 تا گوسفند داره و منو مجبور میکنه که این یه دونه گوسفندم رو هم که دارم به ایشون بفروشم ... حضرت سلیمون میگه ایشون اشتباه میکنه ( حکم ارتداد ندادند ) تا این حرف رو میزنن یک دفعه متوجه میشن این یک امتحان از سمت خداوند بوده که چگونه قبل از آنکه ایشان تمام حرف های برادر ایشان را بشنوند حکم را صادر کردند و روزها توبه و ابراز ندامت میکنند تا خداوند ایشان را ببخشد ...

لطف کنید وقتی چیزی از قرآن می گید . آدرس بدید ! در ضمن ادبیاتتون جالب نیست . خب بگو سلیمان . به عقاید طرف مقابلت احترام بذار . این شیوه درست بحث کردن نیست !

پرنس کوچولو
۱۳۹۱/۰۴/۲۳, ۰۰:۳۹
خدا خداس
خدااااااااااااااااااااااا ااااااااااااااااااااااااا اااااااااا
مشکل همه شما اینه که نمیفهمید خدا چیه !!!!!!!!!!!
خدا خداس
اگه قرآن از طرف خدا بود باید بدون ایراد میبود !
خدا نمیتواند کتابی بنویسد که آهنگ آن در تمامی ترجمه هایی که در زبان های قبل و نزول و بعد از قرآن وجود داشته و خواهند داشت آهنگ خود را حفظ کند ؟!
اگه خدا خداس که میتواند !
رد کردن معجزات قران(كارشناس:ياسين) (http://www.askdin.com/thread11491.html)
خیلی سخته که قرآن رو به خدا نسبت بدیم
حرف من اینه که درسته که قرآن کتاب خوب و والایی هست ولی نه در حد خدا !

سلام

قرآن، قرآن هست... منتهی ما فقط به صورت نوشته اون می نگریم نه سیرت واقعی اون اما در عالم ملکوت این جملات توسط خدا گفته شده و سپس توسط جبرییل به عالم ماده آورده شده!

منظور این هست که در عالم ملکوت و اونجایی که عرش عظیم و تخت پادشاهی خدا و دربار بزرگ قرار دارد چیزی به صورت کلمه وجود ندارد و چیزی هم به صورت حروف الفبا نیز بی معنی هست!

مثلا حرف ص نام چشمه ای گوارا از شهد بهشتی هست که منشا آن از ستونی بسیار بزرگ و معطر و نورانی که از ستونهای کاخ عظیم عرش کبریایی هست گرفته شده که ملائک هم از آن آب می نوشند و ترجمه آن در عالم پایین یعنی ماده (عالم بیرون) به صورت پایین ترین درجه تنزل (در حد انسان) دیده میشه (یعنی حروف)

این درباره نام امام حسین هم صدق می کنه!(امام حسین خودش گفت نام من در عرش به صورت ستون هایی از نور عرش دیده میشود که ملائک به دور آن می گردند)

حالا شما که می دونستی اما جوونای بی سوادی مثل من و دودل می کنی برادر!

helmon
۱۳۹۱/۰۴/۲۳, ۰۸:۰۶
سلام

قرآن، قرآن هست... منتهی ما فقط به صورت نوشته اون می نگریم نه سیرت واقعی اون اما در عالم ملکوت این جملات توسط خدا گفته شده و سپس توسط جبرییل به عالم ماده آورده شده!

منظور این هست که در عالم ملکوت و اونجایی که عرش عظیم و تخت پادشاهی خدا و دربار بزرگ قرار دارد چیزی به صورت کلمه وجود ندارد و چیزی هم به صورت حروف الفبا نیز بی معنی هست!

مثلا حرف ص نام چشمه ای گوارا از شهد بهشتی هست که منشا آن از ستونی بسیار بزرگ و معطر و نورانی که از ستونهای کاخ عظیم عرش کبریایی هست گرفته شده که ملائک هم از آن آب می نوشند و ترجمه آن در عالم پایین یعنی ماده (عالم بیرون) به صورت پایین ترین درجه تنزل (در حد انسان) دیده میشه (یعنی حروف)

این درباره نام امام حسین هم صدق می کنه!(امام حسین خودش گفت نام من در عرش به صورت ستون هایی از نور عرش دیده میشود که ملائک به دور آن می گردند)

حالا شما که می دونستی اما جوونای بی سوادی مثل من و دودل می کنی برادر!

اثبات عقلی میتونید بکنید !؟
از کجا معلوم این حرف ها راست باشه
حرف های شما تقریبا اینجوریه
http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%82%D9%88%D8%B1%DB%8C_%DA%86%D8%A7%DB%8C_%D8%B1 %D8%A7%D8%B3%D9%84
خوب ! باید یه نشونه هایی باشه تا خدایی بودن قرآن ثابت بشه
بعد چیز های که نمیفهمیم و گنگ هست رو میشیه اینگونه توجیه کرد
ولی من هنوز قرآن برام ثابت نشده که از طرف خداست
شما خودتون به غیر از این که یک عده اومدن گفتن قرآن معجزه داره خودتون معجزه و عقلانیت خاصی ازش دیدین ؟
لطفا اون ها رو به من هم نشون بدین !

bossm
۱۳۹۱/۰۴/۲۳, ۰۹:۱۸
این اندیشه دادارباوری تقریبا یه سال پیش ذهن خودمو خیلی مشغول کرده بود .... اما اخرش این شد بر فرض قبول کنیم خدا دنیا رو به حال خودش گذاشته تا مرگمون فرا برسه و .... که یعنی این همه پیامبر از ابراهیم و اسماعیل و سلیمان و عیسی و موسی و شایدم زرتشت و بودا و تا پیام بر خودمون و .... همه محض خنده یسری قوانین اووردن و همه چی زاده خیال توده ها بوده اما بازم خدا وجود داره و تو دنیا دخل و تصرفی نداره اصلا همین ادیان نبودن خیلی از مردم بی خدا می موندن !

helmon
۱۳۹۱/۰۴/۲۳, ۱۰:۰۶
این اندیشه دادارباوری تقریبا یه سال پیش ذهن خودمو خیلی مشغول کرده بود .... اما اخرش این شد بر فرض قبول کنیم خدا دنیا رو به حال خودش گذاشته تا مرگمون فرا برسه و .... که یعنی این همه پیامبر از ابراهیم و اسماعیل و سلیمان و عیسی و موسی و شایدم زرتشت و بودا و تا پیام بر خودمون و .... همه محض خنده یسری قوانین اووردن و همه چی زاده خیال توده ها بوده اما بازم خدا وجود داره و تو دنیا دخل و تصرفی نداره اصلا همین ادیان نبودن خیلی از مردم بی خدا می موندن !

من اینطور متوجه میشم که شما چون چیز بهتری از ادیان فعلی پیدا نکردین از سوی محافظه کاری رفتین سمت دین !
والا همین الانشم هستن یه سری افراد که ادعای پیامبری میکنن و خیلیا هم خودشون هم باورشون شده !
انسان همیشه میخواسته یه چیزی پیدا کنه بپرسته از چوب و گاو آتش تا چیزای دیگه !
حالا چون ادیان ابراهیمی کمی عقلانی تر و منطقی تر به نظر میرسه خیلیا رفتن سراغ اون ها
ولی باز هم دلیل پیروی من از اون ها نمیشه

سبوی تشنه
۱۳۹۱/۰۴/۲۳, ۱۰:۳۳
اگر تو اینترنت بگردی صدها ایراد و شبهه وارد بر اسلام پیدا میکنی که جواب نداده شدن
بابت آیه هم حتی اگر آیه ای آورده بشه کسی قبول نخواهد کرد
شما هم یک کتاب مثل مثنوی مولوی تونستی بیار !
تازه اگر هم کسی بتونه چیزی در این سطح بنویسه باز هم قبول نمیکنن و میگن نه مال مولانا فرق داره !
اگر قرار داره همون باشه خوب خودشو رو دوباره مینویسیم
به نظر من منطق اشتباهی هست :|
میدونی مشکل تو چیه تو اصلا فلسه اینکه خداوند گفته مانند قرآن رو بیاورید نمیدونی چیه
آیا میتوان مثل قرآن آورد؟ ادعای خود قرآن اینست که اگر تمام جن و انس جمع شوند آیه ای مثل قرآن نمیتوانند آورند.در این مورد توجهتان را به توضیحات دوستان جلب میکنم:
همه ی متکلمان قرآن اعم از شیعه و سنی در این زمینه که اعجاز لفظی قرآن(سوره ای بیاورید) اتفاق نظر ندارن.
دو دیدگاه وجود دارد :
۱.دیدگاه صرفه : اعجاز لفظی قرآن محدود است به بیست وسه سال یعنی فاصله بعثت تا وقت وفات پیغمبر در این زمان و فاصله کسی نتوانست سوره ای به مانند قرآن اورد و کسی نتوانست با قرآن برابری کند و نوشته ای همانند و همسنگ با قرآن بیاورد .
۲.دیدگاه اعجاز لفظی قرآن و قرآن معجزه ای جاویدان :این دیدگاه بیان میدارد که صرف اینکه قرآن در فصاحت وبلاغت در زمان پیغمبر هماوردی نبوده محصور به انزمان نبوده چونکه در قرآن از اخبار گذشته گان و ایندگان اسرار اسمانها و زمین پرده برداشته که بعد از صده ها به ان پی برده اند از این دیدگاه کسی نمیتواند سوره ای همانند قرآن بیاورد که علاوه بر فصاحت وبلاغت دارای معجزات علمی و خبر از اینده نیز باشد

مثلا ملا نصیر الدین طوسی معتقد است که این ممکن است که سوره به فصاحت وبلاغت قرآن بیان شود و همچون ملا عبدالرزاق لاهیجی نظریاتی را بیان و نظریاتی را بررسی میکنند.


اشاره به این نظریات در اینجا ضروری است که هریک دلیل بر اعجاز قرآن است
۲. نظریه فصاحت وبلاغت مقابل نظریه صرفه است ۳. نظریه اسلوب ویژه ۴.نظریه اخبار از غیب ۵.نظریه راست گفتاری ۶. نظریه وجود معرف حیرت انگیز در قرآن ۷.نظریه اتفاق معانی قرآن ۸.اعجاز در نظام قانون گذاری تشریع قرآن ۹.نظریه وجود اسرار افرینش و معجزات علمی قرآن



حال آیا کسی قادر است سوره ای یا کتابی اورد که از نظر فصاحت وبلاغت و سلامت واژه ها از غرابت ، و خالی بودن کلام از تنافر حروف ، ضعف تالیف و تعقید لفظی و معنوی، و اسلوب ویژه در ان رعایت شده باشد یعنی در قرآن نه نظم در معنی دقیق کلمه بکار رفته است ونه نثر و نه سجع بلکه قرآن خود دارای سبک خاصی است و اینکه قرآن خبر از غیب داده یعنی از رویداد های گذشته و اینده خبر داده است و یعنی ۱- از عالم غیب که سراسر قرآن از خدا و رستاخیز و دوزخ و بهشت و بعثت و غیره سخن در میان است
۲-از ما فی الضمایر که در قرآن از رازهای نهفته و جاهای آن خبر دارد چنانکه از «بیم واندیشه فرار دو طایفه مسلمانان در جنگ بدر خبر داده و یادآور شده است که خداوند با قدرت خود مسلمانان را در این جنگ با کمک فرشتگانش بر کافران چیره خواهد کرد» (که تعداد مسلمانان بسیار کمتر از کفار بوده)ال عمران ۱۲۲و۱۲۳
دوستان مستحضر هستند که این دو آیه قبل از جنگ بدر نازل شده است و نیز «از آگاهی خداوند بر سوگند های دروغ منافقان و اطلاع خدا از پندار و کردار آنان خبر و به مسلمانان هشدار میدهد» داین صورت نیز نوشته ای مانند قرآن نیست
۳.از رویداد های گذشته از داستانهای پیامبران پیشین و داستان فراعنه (که در تاریخ امروز ثابت شده اند) گواهی بر اعجاز قرآن دانسته اند
۴. خبر از اینده که در قرآن بسیاری از رویدادهای قرآن پیش بینی شده است از جمله « پیش بینی پیروزی مسلمانان بر کفار علی رغم نامیدی مسلمانان در جنگ بدر » انفال7قمر۴۵ و « پیش بینی پیروزی رومیان بر ایرانیان (علی رغم پیروزیهای پیاپی ایرانیان درآنزمان) سوره روم
اما وجود معارف در قرآن :: طبق این دیدگاه معارفی در این کتاب وجود دارد که خرد بزرگان دانش را حیران میسازد دانشهایی که از سوی مردی امی طرح شده محال است ابن میثم بحرانی از این دانشها به دانشهای شریف تعبیر میکند و انرا با فصاحت و اسلوب ویژه سبب اعجاز قرآن میداند دانشهایی چون اشاره به یکتایی خداوند اشاره به تاریخ اخلاق و سیاست این دانشها از دیدگاه بعضی متکلمان چون ملا محسن فیض کاشانی مهمترین وجه اعجاز قرآن بشمار میاید
و بعد از ان "اتفاق معانی" در قرآن است یعنی انچه در قرآن مورد بحث قرار گرفته اعم از مسایل فلسفی اجتماعی و تاریخی و غیره در نهایت استواری و اتقان است یعنی حقایقی ایست ثابت که نه قابل تقد است نه باطل میشود و نه فساد میپذیرد و این نیز دلیل اعجاز قرآن است
و اینکه در قرآن " به نظام قانون گذاری " اشاره شده نظامی که بت برستی را به توحید مبدل میسازد جهل و رذایل اعراب را به علم و فضایل مبدل میکند برخی قوانین و اصول قرآن بدین شرح است :توصیه به عدل و میانروی در همه جا (نحل۹) توصیه به صبر در برابر سختیها / توصیه به تحصیل دانش همراه با تقوا فرمان به وفای بعهد و از مهمترین فرماین قرآن توصیه به وحدت است که رمز پیروزی در برابر کفار دانسته است و تعیین پرهیزگاری و دانایی به عنوان معیار برتری است که این نیز دلیلی بر اعجاز قرآن دانسته اند

و اما تاکید قرآن وخبر از " اسرار آفرینش" یا به عبارتی دقیق تر طرح نظریات علمی قرآنی است مثلا اشاره به حرکت خورشید اشاره به حرکت زمین اشاره به انبساط و سپس انقباض جهان اشاره به نابودی کرات اسمانی اشاره به خاموش شدن ستارگان اشاره به خاموش شدن خورشید طرح مساله گرد افشانی توسط باد
خورشید بسوی جایگاهش در حرکت است اینست تقدیر خداوند شکست ناپذیر ودانا : خورشید بسوی ستاره وگا باسرعت نوزده کیلو متر در ثانیه در حرکت است بعبارتی ۶۰۰ میلیون کیلومتر در سال ستاره وگا در صورت فلکی علی رکبتیه

تا زمان انیشتین تصور میشد که جهان ایستا است و در بینظمی بسر میبرد و هیچگونه انبساطی دران نیست نتيجه عجيبی كه هابل اعلام كرد، اين بود كه اين سرخ گرايى (انبساط جهان) كهكشان ها تابع نظم و قاعده خاصى است، به طورى كه هر چه فاصله كهكشان ها از ما بيشتر باشد، انتقال به سرخى در طيف آنها بيشتر مى شود و اين حكايت از اين مطلب دارد كه «هرچه فاصله كهكشان ها از ما بيشتر باشد، سرعت گريز و فرار آنها از ما بيشتر مى شود»
خداوند متعال
«و ما آسمان را با قدرت بنا كرديم تاوقت معین همواره آن را وسعت مى دهيم
نشان مى دهد كه انبساط جهان، تقريباً از ۱۵ ميليارد سال پيش در اثر انفجار بزرگ يا بيگ بانگ (مهبانگ) شروع شده و هنوز هم ادامه دارد. آيه اى از قرآن كريم ناظر بر اين واقعيت است: «آيا كافرانمیدانند كه آسمان ها و زمين به هم پيوسته بودند و ما آنها را از يكديگر باز كرديم و هر چيز زنده اى را از آب قرار داديم. پس چرا ایمان نماورند


وقتى ستاره اى در عرض ميليون ها سال سوخت خود را مصرف مى كند وزن ستاره درحجم كوچكى متراكم شده و سپس منفجر مى شود. در اثر اين انفجار گاز هاى هليم و هيدروژن باقيمانده از ستاره قبلى در مركز جمع مى شود و در مدار قرار گرفتن خاكسترهاى باقيمانده از انفجار، به دور آن منظومه اى مشابه منظومه شمسى ما پديد مى آيد.. خورشيد تا ۲ ميليارد سال ديگر سوخت لازم براى نور افشانى دارد. ولى بعد از آن عمر خورشيد به پايان خواهد رسيد. تصوير همه اين واقعيت هاى علمى در آيات متعدد از قرآن كريم ترسيم شده است. «در آن هنگام كه خورشيد در هم پيچيده شود و در آن هنگام كه ستارگان بى فروغ شوند»
«در آن هنگام كه آسمان (كرات آسمانى) از هم شكافته شود و در آن زمان كه ستارگان پراكنده شوند و فرو ريزند
در آن روز كه آسمان را چون تومارى در هم مى پيچيم (پس) همان گونه كه آفرينش را آغاز كرديم آن را باز مى گردانيم، اين وعده اى است بر ما و قطعاً آن را انجام خواهيم داد
این ایه چگونه هم به افرینش نخست اشاره میکند طومار را در نظر بگیرید وقتی طومار قدیمی را میبندی چگون میشود دراینجا قرآن به زیبایی به انقباض جهان و انبساط جهان اشاره کرده است
حالا آیا کسی قادر است چنین کتابی بیاورد؟

معجزات علمی قرآن زیاد است از این
سایت (http://www.quranology.com/farsi/jav.htm) دیدن فرمایید و بد نیست از مطالبش استفاده کنید.
ممکن است بگویند داستانهای قرآن کپی شده از روی تورات و انجیل است اما داستانهایی وجود دارد که در انجیل وتورات نیست

یا بعضی مسایل مثل بحث علقه و غیره

تفسیر المیزان (http://www.ghadeer.org/qoran/almizan/almizan.html) یکی از زیباترین و جامعترین تفسیرهاست دررابطه با شان نزول ایات و معجزات.

در هر حال بسیاری از علما معتقدند که اعجاز قرآن فقط مربوط به ۲۳ سال نیست بلکه تا ابد چنین است و نمیشود مثل قرآن آورد.


چگونه این ادعا ثابت میشود؟

اثبات این امر چندان سخت نیست. وقتی ما پذیرفتیم که قرآن کتابیست از سوی خدا، پس این کتاب از منبع علم و دانشی مطلق و بی عیب نازل شده و مایی که علم و دانشمان (چنانچه در بحث نبوت ثابت میکنیم) دارای نقص نسبی(ناقص بودن دانش امروز نسبت به فردا) و نقص مطلق(یعنی چیزهایی هستند که برای انسان امکان فهمیدنشان نیست مثل "حقیقت روح" یا "حیات پس از مرگ") میباشد قادر نیستیم چیزی برابر با جمله ای بگوییم که از دانش مطلق صادر شده است.





آیا ما نمیتوانیم یک جملۀ حکیمانه را حرفی مثل قرآن بنامیم؟

پاسخ منفی است!! توجه کنید که قرآن میفرماید آیه ای مثل قرآن و نیز شرایط خاصی در آیات مربوط به این بحث برای این مسابقه مطرح میکند. شما باید ابتدا آن شرطها و خواص را بشناسید بعد جمله ای مثل قرآن بیاورید. حالا با چند مورد از این شروط آشنا میشویم:

۱.اگر دقت کنید. قرآن در آیاتی که این ادعا را میکند میگوید مخلوقات قادر به نوشتن چیزی مثل قرآن نیستند نه خدا و مخلوقات!! شاید عجیب باشد ولی وقتی کسی آیۀ اول سورۀ مؤمنون(قد افلح المؤمنون) را به شکل «قد افلح الصالحون» تغییر دهد. نمیتوان اینرا آیه ای مثل قرآن دانست زیرا کاملا" مشهود است که از آیات خود خدا استفاده کرده است و این قابل قبول نیست ؛ زیرا خداوند فرموده:«اگر جن و انس جمع شوند نمیتوانند مثل قرآن بیاورند.» نه اینکه ما از حرف خود خدا استفاده کنیم.اگر از آیات قرآن استفاده کنیم اسمش نمیشود آیه ای مثل قرآن میشود تقلیدی از قرآن.

۲.قرآن کتابیست که سعادت دنیا و آخرت انسانهای صالح را تضمین میکند(درست بودن این ادعای قرآن را در بحث نبوت و معجزه بودن قرآن اثبات میکنیم.)پس هر کس بخواهد چیزی مثل قرآن بیاورد باید چیزی بیاورد که سعادت اخروی فرد نیز تضمین شود واینجاست که همان نقص مطلق دانش بشر مطرح میشود.

۳.قرآن یک اثر ادبی فوق العادۀ جهان عرب است. ابتدا آنرا شعر نامیدند و شعرای عرب سعی در رقابت با آن کردند و نتوانستند لذا آنرا جادو خواندند! این امر در میان عرب که در شعر و شاعری سری بلند در بین ملل داشت ، نشانگر معجزه بودن قرآن است. اکنون هم اگر کسی بخواهد مثل قرآن بیاورد باید جملاتی را نقل کند که به لحاظ ادبی اقلا" کم نظیر باشد.

۴.سخنان قرآن سخنان خداست. این سخنان را یا خدا برای اولین بار آورده است یا اینکه قبلا" خودش در کتب آسمانی پیشین آنها را بیان داشته است.اگر کسی بخواهد مثل قرآن بیاورد باید هر چه میگوید از خود بگوید ، نه اینکه از افراد دیگر یا بحثهای فلسفی و حقوقی روز استفاده کند.

۵.حرفهای خدا در هر زمانی کاربرد دارد و به غیر از یک گروه که به دنبال فساد هستند و برای رسیدنم به این هدف وجود خدا را نفی میکنند این را قبول دارند. سخنان قرآن هرگز به لحاظ علمی و کلامی قابل رد کردن نیست. پس هر کس بخواهد مثل قرآن بیاورد باید سخنانی «منطقی» و خلل ناپذیر بیاورد.

۶.قرآن به زبان «عربی» نازل شده است و گنجایش بالای زبان عربی خود باعث این شده است که کلام خدا در بهترین وجه به دست ما برسد. خداوند نیز بر «عربی» نازل کردن قرآن تأکید دارد. پس هر کس که بخواهد مثل قرآن بیاورد باید متنی عربی بیاورد. این شرط برای مردم غیر عرب خیلی سحت است! چنانکه وقتی یکبار اسرائیل سعی کرد قرآن را تحریف کند فقط در یک صفحه پنجاه غلط املایی پیدا شد! راجع به تحریف ناپذیری قرآن هم بعدا" سخن میرانیم.

تذکر:اگر شروط بالا را در نظر نگیریم میتوانیم قانون سوم نیوتن را بنویسیم و بگوییم بفرمایید این هم چیزی مثل قرآن!

helmon
۱۳۹۱/۰۴/۲۳, ۱۱:۰۵
http://www.quranology.com/farsi/jav.htm
این سایت که معرفی کردین !
شاید خیلی زیبا باشد !
پس احتمالا حضرت علی (ع) از درک قرآن عاجز بودند که در نهج البلاغه در باب آفرینش میخوانیم که
در آسمان سوم خداوند ستارگان را زینت بخش آسمان و خورشید و ماه را همچون چراغانی قرار داد
قرآن تشابهی میان خورشید و ستارگان قائل نیست و از منظر قرآنی خورشید ستاره نیست !
در سوره طارق یکی از سیارات را در خیلی از تفاسر به ستاره تشبیه کردند که با علم امروزی کاملا جاهلانه است
اگر 7 طبقه آسمان را لایه های جو در نظر بگیریم ! چون در جو ستاره ای موجود نیست !!
آوردن آیه ای مانند قرآن غیر ممکن است !
چون یا باید خود قرآن باشد تا قبول کنید یا حتی اگر بدون تقلید از قرآن باشد چون خود قرآن نیست به هیچ وجه نمیتوان همانند آن شدنش را اثبات کرد !
در کل نمیتوان نوشته ای مانند هیچ نوشته دیگر با این توضیحات شما آورد و این امر در صورت این گونه نگرش برای تمامی نوشته ها و کتاب ها صادق است نه تنها برای قرآن
سوال دیگر این است که مگر نه این که آیات بر پیامبر وحی میشده
و پس از رحلت ایشان این آیات جمع آوری شده و قرآن تشکیل شده است
پس یعنی در زمان نزول آیات قرآن کتاب نبوده ! در حالی که قرآن در جا های مختلفی خود را کتاب معرفی میکند ! این امر نیز این شبهه را به وجود می آورد که ممکن است بعدا این کلمات در هنگام جمع بندی و تالیف و به صورت کتاب در آوردن آیات به قرآن اضافه شده باشند
در ضمن آفرینش و جدا کردن آسمان از زمین در اسطوره هایی قبل از پیامبر بیان شده بودند و این آیه ممکن است به آن اشاره کند !
اسطوره ای قدیمی وجود دارد که در ابتدا آسمان به هم چسبیده بود و دو خدای آب شور و شیرین وجود داشتند که بخشی بخار شده و آسمان را به وجود آورده و بخشی باقی مانده و زمین را به وجود آورده شاید قرآن به این امر اشاره میکند !؟
در ضمن بسیاری تفاسیر قرآن اینگونه است
شما در آیه ای کلمه شمس را مشاهده میکنید
توضیح خاصی هم در آن نیست
وقتی به تفاسیر مراجعه میکنید همه کشفیاتی که تا کنون در باره خورشید انجام شده را به پیشگویی قرآن نسبت میدهند و میگویند قرآن قبلا گفته بود که خورشید وجود دارد !!!
همچنین روایتی شنیدم که روزی حضرت علی (ع) نزد پیامبر شیر و نان میبرند که ناگاه شهابی در آسمان درخشیدن میگیرد
حضرت از رسول میپرسند این چه بود
و پیامبر میفرماید ستاره ای بود که انداختندش !
در حالی که امروزه میدانیم شهاب سنگ ها ستاره نیستند
--
شما برید پشت بام و از طلوع خورشید تا غروب خورشید را نظاره گر باشید !
حرکت خورشید را به چشم خواهید دید ! و این چیزی نیست که در آن زمان قابل رویت و فهم نبوده باشد که میگویید قرآن به حرکت خورشید اشاره کرده !!

helmon
۱۳۹۱/۰۴/۲۳, ۱۱:۲۰
احساس میکنم نیاز به مطالعه بیشتری در این مورد دارم که طول میکشد
باید قرآن را بهتر برسی کنم و مطالب بیشتری در این ضمینه بخوانم !
فقط اگر میشود از مرجع تقلیدی بپرسید
شخصی که نه از روی عناد بلکه از طریق علمی هنوز به حقانیت قرآن پی نبرده ولی وجود خدا را قبول دارد این شخص از منظر اسلام چگونه است ؟
اگر سوال یا مشکلی پیش اومد همین جا مطرح میکنم

helmon
۱۳۹۱/۰۴/۲۳, ۱۱:۲۰
احساس میکنم نیاز به مطالعه بیشتری در این مورد دارم که طول میکشد
باید قرآن را بهتر برسی کنم و مطالب بیشتری در این ضمینه بخوانم !
فقط اگر میشود از مرجع تقلیدی بپرسید
شخصی که نه از روی عناد بلکه از طریق علمی هنوز به حقانیت قرآن پی نبرده ولی وجود خدا را قبول دارد این شخص از منظر اسلام چگونه است ؟
اگر سوال یا مشکلی پیش اومد همین جا مطرح میکنم

سبوی تشنه
۱۳۹۱/۰۴/۲۳, ۱۱:۵۳
کجای سخن علی اب ابیطالب(ع) با قرآن در تضاده؟

پس احتمالا حضرت علی (ع) از درک قرآن عاجز بودند که در نهج البلاغه در باب آفرینش میخوانیم که در آسمان سوم خداوند ستارگان را زینت بخش آسمان و خورشید و ماه را همچون چراغانی قرار داد
درباره خلقت ستارگان و کواکب موجود در آسمان فرودين که از بارزترين آنها خورشيد و ماه است، امام علي (ع)در اوّلين خطبه نهج البلاغه مي فرمايند:
«سپس(آسمان)را به زيور ستارگان و نور کوکبها بياراست و در آن چراغي فروزان و روشن(خورشيد)و ماهي تابان در چرخ گردان و سقف چرخان و لوح متحرّک به گردش برخاست.»
اين قطعه از کلام، علي رغم ايجازش، دلالت برتعدادي از حقايق مي کند؛ از جمله:
1ـ اينکه ستارگاني ثاقب در آسمان موجود است؛ يعني ستارگاني که از خود نور ساطع مي کنند. همچنان که ستارگاني غير نوراني هم وجود دارد که از نور ديگر ستارگان بهره مي گيرند(سپس آسمان را به زيور ستارگان و نور و روشنايي ستارگان روشن و تابان بياراست).
2ـ خورشيد، چراغي نور افکن است؛ يعني نور را با قدرتي عظيم، منتشر مي کند. در حالي که ماه، روشن کننده است؛ يعني نوري را که از ديگري دريافت کرده، منعکس مي کند؛ و اين شبيه قول خداوند متعال است که مي فرمايد:«او کسي است که خورشيد را روشنايي دهنده و ماه را روشن ساخت.»(1)
3ـ خورشيد و ماه مانند ساير اجرام در حرکت هستند و در آسمان هيچ ستاره ثابت و بي حرکتي وجود ندارد، و اين مطلب در اين کلام امام عليه السلام است که مي فرمايد:«در فلکي متحرّک و گردون»و اين مصداق قول خداوند است که مي فرمايد:«هر آنچه در فلک است، در مدراي شناورند.»(2)
در حقيقت، خورشيد داراي دو حرکت است:حرکتي ظاهري که همان حرکت نسبي است و ما آن را از سطح زمين مي بينيم. به اين شکل که خورشيد از شرق به سمت غرب مي چرخد و از اين چرخش شب و روز پديد مي آيد. حرکت دوم، حرکت ذاتي است که خورشيد همراه با مجموعه خود حرکتي دوراني به شکل حلزوم دارد.
4ـ ديگر اينکه ، قول امام عليه السلام که مي فرمايند:«و سقفي گردان و لوحي متحرّک»دلالت برآن است که اين حرکت در بيش از يک نظام اتّفاق مي افتد. ستاره اي که در مجموعه خود حرکتي شبه دوراني دارد، با مجموعه ستاره اي خود در جريان حرکتي ديگر به دور کهکشانش مي گردد و کهکشانها با دوران خود، به دور محور فضا و هستي در گردشند. هر يک برحسب آنچه که از موقعيّت و سرعت برايش تعيين شده است(چنين گردش را دارد).
5ـ همانا در سخن امام عليه السلام که مي فرمايند:«سقف گردان»،دو اشاره لطيف علمي است. اوّل اينکه ستارگان آسمان در فضا به شکل کروي يا نامنظّم پراکنده نشده اند؛ بلکه اين ستارگان برطبق کهکشانهايي که شکل قرصي مسطّح به خود گرفته اند و ما از آنها با کلمه سقف ياد مي کنيم، پراکنده شده اند. دوم اينکه اين کهکشانها علاوه برحرکت دوراني خود در فضا، برطبق آنچه که درباره امتداد خاصّ فضا و گسترش آن بيان کرديم نيز در حال حرکت و صعود هستند و اين همان چيزي است که امام عليه السلام با لفظ «سقف گردان»از آن ياد مي کند.
در سوره طارق یکی از سیارات را در خیلی از تفاسر به ستاره تشبیه کردند که با علم امروزی کاملا جاهلانه است اگر 7 طبقه آسمان را لایه های جو در نظر بگیریم ! چون در جو ستاره ای موجود نیست !!
http://www.quranology.com/ayat/setaregan/mavagheeh--nojoom--vagheeh75--77.GIF
فـاصـلـه ستارگان
«به فواصل ستارگان سوگند یاد می کنمــ سوگندی که وقتی فواصل را دانستید سوگند بسیار بسیاربزرگی خواهد بود ــ که این قرآن قرآنِ پرباری است».
(اگر «لا» بر سر فعل اُقـسِمُ برای نفی باشد شاید به این خاطرباشد کـه ستارگان در آن جائی که ما آنها را می بینیم نیستند بلکه بر اثر کج شدن مسیر نور تحت تأثیر نیرویجاذبه، ما آنها را درجای دیگری می بینیم. و هـمینطور به این خاطرکه برخی از ستارگانی که آنها را می بینیم فعلاً وجود ندارند بلکه هزاران و میلیونها سال پیش مرده اند و ما فقط نور آنـهـا را می بینیم. ولی «لا» ظاهـرا حرفتأکید است).
نکات آیات: 1ــ فواصل میان ستارگان سرسامآور است. 2ــ روزی انسان فواصل ستارگان را اندازه خواهد گرفت و آنها را خواهد دانست. 3ــ قرآن کتاب پرباری است.
به ادامه مطلب بروید
1ــ فواصل میانستارگان سرسام آور است:
در زمان محمد انسان میدانسته که ستارگان خیلی از ما دورهستند. ولی اینکه فـاصلهآنها بسیار بسیار زیاد است (یعنی سرسام آور است) طبعاً کسی چیزی نمیدانسته است. (بسیار بسیار بزرگ بودن سوگند در آیه، بمعنی: بسیار بسیار دوربودن ستاره ها است).http://www.quranology.com/t-ketab/setaregan/faseleh-setaregan--farsi.JPG
ـــــ فاصله خورشـید تا نزدیکترین ستاره تقـریباً 4 سال و 4 ماه نوری است. یعنینور که 300000 کیلو متر در ثانیه میرود، 4 سال و4 ماه طول میکشد تابهآن ستاره برسد.
ـــــ سیروس کـه یکـی ازنزدیکترین ستاره ها به خورشید است 8،7 سال نوری دور است. نوری کهما از آن می بینیم تقریباً 9 سال پیش آنستاره را ترک کرده است.
مواقع نجوم بمعنی فاصله ستاره ها نسبت به همدیگر نیز هست. چنانکه در تصویرمیبینیم ما آنها را نزدیک بهم می بینیم، درحالیکه اینطور نیستند.بلکه فاصله های سرسام آوری از هم دارند.
2ــ روزی انسان فواصلستارگان را اندازهخواهد گرفت و آنها را خواهد دانست:
فعلاً انسان فواصل ستارگان رااندازه گیری می کندو آنها را می داند.
3ــ قرآن کتاب پرباری است:
تا اینجا بخشی از پرباری آنرا دیدیم ودر ادامه بیشتر خواهیم دید.
شلیک شدن یا شلیککردن ستاره
http://www.quranology.com/ayat/setaregan/shellik-sodaneh-setare--molk5.GIF
« وآسماننزدیک (نزدیکترین آسمان) رابا ستارگان آراسته نمودیم وهمینطور آنها را شلیکیبه شیطانها قرار دادیم».
نکات آیه:
1ـــ آسمانی کهمی بینیم آسمان نزدیک به ما است:
در عـلـم نـجـوم زمان محمد سـتـارگـانی کـه بـا چـشـم دیـده می شدند نهایت مرز هستی بودند. در حالیکه قرآن ستارگانی که میبینیم را در آسمان نزدیک به ما قرار می دهد. واین به معنیاست که هـسـتی خـیلی فـراتـر از آنچهکـه ما آنـرا با چشم می بینیم هست. و این نیز چیزی است که امروزه در عصر تـلـسکـوپدرستی آن به اثبات رسیده است.
2ـــ ستارگان به شیطانها شلیک می شوند:
http://www.quranology.com/t-ketab/setaregan/enfejare-setare.GIF
در رابـطـه با شیطانهایمورد نظر آیه ما فعلاً چیزی نمی دانیم ولی دررابطه با اینکه آیـه می گوید:ستارگان شلیک می شوند" درست است. انسان فعلاً با تلسکوپ عکسهائی ازستارگان گرفـته که: منفجر وشلیک می شوند، یا در بخشی از آنها انفجاری رخمی دهد و توده های گازو مواد مذاب دیگر از آنها شلیک می شوند.
سال 1987 ستاره شناسان انفجاریک ستاره در یکی از کهکشانها را مشاهده کردند (تصویر). این ستاره 170000سال پیش منفجر شده.تصویری کهمی بینیم نیز مربوط به وضعیتآن در چند سال پس از انفجار آن است.
سقوط ستارهدر چاله
http://www.quranology.com/ayat/setaregan/soghoote--setareh--dar--chaleh--najm1.GIF
« سوگند به ستارهوقتیکه از بالا به گودال فرو می افتد (یا فرو می ریزد)».
«هَوی» فعل گذشته از مصدر هُوِیّ است. «هُویّ»: بمعنی:فرو افتادن یا فرو ریختن از بالای زمین یا از روی زمین به درون زمین است. یعنی افتادن به درون گودال و چاله و چاه و غیره. («خُرُور» بمعنی: فرو افتادن با سر یا پیشانی است ـ «حَطّ» بمعنی: فرود آمدن یا فرود آوردن یا فرو نهادن است (مانند فرود آمدن هواپیما و پرنده) ـ «هُبُوط» بمعنی: دچار اشکال و ایراد شدن و از بالا به زمین فرو افتادن یا سرنگون شدن است. برخی اشتباهاً از این واژه برای فرود آمدن هواپیما استفاده می کنند. برای بیان فرود آمدن هواپیمامیایست از جمله از واژه حَطّ استفاده شود) ـ « سقوط» بمعنی: فرو افتادن چیز بدرد نخور یا چیزِ بحال خود رها و ول می شود است. مانند: سرنگون شدن یک رژیم بدرد نخور یا میوه خراب شده ـ نزول بمعنی: پائین آمدن است ـ و اِنهیار بمعنی: فرو ریختن ناشی از پوکی است).
نکته آیه "فرو افتادن یا فرو ریختن ستاره در چاله" است:
وقـتی ستاره ای خیلی بزرگ باشد، (بیش از 100000 برابرزمین باشد) نیروی جاذبهو فـشار درستاره نوترونی آنقـدر زیاد می شود که نـوترونها تحت فـشـار خرد می شوند و ماده در هم می شود وبه چاله تبدیل می شوند. (نوترون ذره بدون بار الکتریکی استکه جرم آن تقریباً مساوی پروتون است و در کلیه هـسته های اتمی بجز هستههیدروژن وجود دارد).
http://www.quranology.com/t-ketab/setaregan/seyah--chaleh1.JPG
چاله ها چنان نیرویجاذبه قـوی دارند که حتینور نـیـز نمی تواند آنهـا راترک کند. به این خاطر دیده نمی شوند و چاله سـیاهنامیده شده اند، (آدم می تواند آنها راهنگامی که گاز مارپیچ (به شکل تصویر) به درون آنها سقوط می کند آنها را ببیند. چون گاز هنگامی که داغ می شود تشعشعات پردرخشش زیادی از خود ایجاد می کند). این چاله ها ستارگان اطراف را به طرف خود می مکند یامی بلعند و در خود فـرو می برند. و به این شکل به تعبیر قـرآن ستاره در چاله سقوط می کند.
(علت اینکه قرآن «مکیدهشدن یا بلعیده شدن ستاره توسـط چاله سـیاه» را«فرو افتادن ستاره در گودال» تعبیر کرده این است که سمت فرو افتادن (یعنی سمت پائین) سمت کشش نیروی جاذبه است، وسمتی که ستاره توسط نیرویِ جاذبه چاله سیاه کشیده می شود نیز همان سمت پائین می شود.به این دلیل «مکیده شدن ستاره» توسط چاله سیاه را «فرو افتادن یا فرو ریختن ستاره در چاله» نامیدهاست).
مخفی های پاککننده فضا
http://www.quranology.com/ayat/setaregan/khonnas--konnas--takvir15--16.GIF
«سوگند یاد می کنم به آنکه در هم شکسته و پنهان می شود ـــ آنکه سطح را پاک میکند».
«خُنُوس» بمعنی: پنهان شدن (ناپدید شدن) ناشی از خواری یا شکست یا در هم شکستن یا احساس کوچکی در برابر کسی است.(«اِختفاء» بمعنی: پنهان شدن بمعنی ناشناخته بودن جای چیزی است ـ «غَیب» بمعنی: پنهان شدن از دسترس دیدِ چشم ـ «غُرُوب» بمعنی: پنهان شدن از دید در دوردست است ـ « تواری (توارا)» بمعنی: پنهان شدن ناشی از شرم نمودن است ـ و «اُفُول» بمعنی: آغاز به پنهان شدن نمودن است).
http://www.quranology.com/t-ketab/setaregan/seyah--chaleh2.JPG
«کَنس»: بمعنی رُفتن و جارو نمودن است، و کُنَّس بمعنی چیزی است زیاد می روبد و جارو می کند.

«خُنّس» چیزی است که درهم شکسته و پنهان می شود. و آنچه در هم شکسته و پنهان می شود و پیرامون خود راجارو میکند (می مکد) ستاره هائی هستند که در هم شکسته میشوند و به سیاه چاله تبدیل می شوند و پیش از این نیز به آنها پرداختیم. این چاله ها با بلعیدن یا مکیدن هرآنچه از نزدیکیهای آنها رد بشود (چنانکه در آیه مطرح شده) با جارو نمودن آنها، سطح فضا را پاک می کنند.
(در زبان علمیهم پاک کننده نامیده میشوند. Super giant vacuum cleanes )
ستارگان نیزتابع قانون هستند
http://www.quranology.com/ayat/setaregan/nojoom--masakherat--nahl12.GIF
«همینطورستارگان نیز به فرمان او تابع قوانینهستند».
در زمان پیامبر کسی نمیدانست که ستارگان نیز تابع قوانین طبیعت هستند.ستارگان نیزمدار دارند، نیروی جاذبه دارند، متولد می شوند و می میرند. و این ازعلوم عصر ما است.
صدای تکتک ستاره
http://www.quranology.com/ayat/setaregan/va--samae--va--taregh--taregh1--3.GIF
« سوگند به فضا و به آنچه تک تک می کند ـــ چه می دانی آنچه تکتک می کند چیست؟ ــــ آن ستاره پر درخشش است».
انسان به کمک رادیو تلسکوپ می تواندصدای منقطع: بیب.. بیب.. و تک.. تک.. بشوند کهصدای امواج آمده از ستارگان هستند. صدای تک.. تک..مربوط به ستاره های پر درخشش یا در مرحله پر درخشش است یعنی همان چیزیکه قرآن گفته است.

آوردن آیه ای مانند قرآن غیر ممکن است ! چون یا باید خود قرآن باشد تا قبول کنید یا حتی اگر بدون تقلید از قرآن باشد چون خود قرآن نیست به هیچ وجه نمیتوان همانند آن شدنش را اثبات کرد !
یه بار دیگه جوابتو دادم برو به جوابهای قبلی مراجعه کن سخن متفکران و دانشمندان رو هم فراموش نکن
آلبرت انيشتاين بزرگترين متفکر و فيزيکدان:
قرآن کتاب جبر يا هندسه يا حساب نيست , بلکه مجموعه اي از قوانين است که بشر را به راه راست , راهي که بزرگترين فلاسفه دنيا از تعريف و تعيين آن عاجزند , هدايت مي کند.

فردريش ديتريشي اسلام شناس
همين علوم و معارف مسلمين بود که اروپا را در قرن دهم ميلادي جلو برد همان علومي که سرچشمه آن ها قرآن کريم بود و اروپا از اين حيث به اسلام مديون است.

سر ويليام موئيس دانشمند و مورخ انگليسي
قرآن محمد صلي الله عليه وآله کتابي است پر از دلايل واضح و مسائل بي شمار علمي و قوانين قضايي و حقوقي و دستورات عاليه که براي حفظ حيات اجتماعي و مدني در اين کتاب مقدس با عبارات ساده و درعينِ حال محکم و منظم آوده است که خوانندگان را مجذوب مي نمايد.

فيليپ.ك.حِتّى دانشمند معاصر و استاد دانشگاه پرينستون آمريكا كه در باره تاريخ عرب تحقيقات ارزندهاى كرده و چندين كتاب در اين زمينه نوشته است، در يكى از كتب خود به نام «تاريخ عرب» مى نويسد: قرآن از تمام معجزات بزرگتر است و اگر سراسر اهل عالم جمع بشوند بى ترديد از آوردن مثل آن عاجز خواهند بود.


ناپلئون بناپارت مي گويد:
قرآن به تنهايى عهده دار سعادت بشر است.

ارنست رنان فرانسوى:
در كتابخانه شخصى من هزاران جلد كتاب سياسى، اجتماعى، ادبى و غيره وجود دارد كه همه آن ها را بيشتر از يك بار مطالعه نكرده ام و چه بسا كتاب هايى كه فقط زينت كتابخانه من مى باشند ولى يك جلد كتاب است كه هميشه مونس من است و هر وقت خسته مى شوم و مى خواهم درهايى از معانى و كمال بر روى من باز شود آن را مطالعه مى كنم و از مطالعه زياد آن خسته و ملول نمى شوم.اين كتاب، قرآن كتاب آسمانى مسلمين است.


هـ .ج .ولز دانشمند و مورخ انگليسى
در قرآن بهترين عبارات و عاليترين جملات نازل گرديده و اسلوب فصاحت و بلاغت آن به حدّى زيباست كه عقول عقلا را حيران ساخته است.قرآن كتابى است ابدى و جهانى.
دكتر «مارديس» به دستور وزارت خارجه و وزارت فرهنگ فرانسه 63 سوره از قرآن را در مدت نُهْ سال با رنج و زحمت متوالى به زبان فرانسه ترجمه كرد كه در سال 1926 منتشر شد.وى در مقدمه اش مى نويسد:
سبك قرآن بى گمان سبك كلام خداوند است، زيرا اين سبك كه مشتمل بر كنه وجودى است كه از آن صادر شده، محال است كه جز سبك و روش خداوندى باشد...از كارهاى بيهوده و كوششهاى بىنتيجه است كه انسان در صدد باشد تأثير فوقالعاده اين نثر بى مانند را به زبان ديگر ادا كند، مخصوصاً به فرانسه كه دامنه اش بسيار محدود است.


دانشمند معروف آنتروپولوژى -انسان شناسى-، استاد دانشگاه ايالت پنسلوانيا «كارلتون اس كون» آمريكايى در كتاب خود به نام كاروان مى نويسد:
يكى از مزاياى عظيم قرآن بلاغت آن است. قرآن هنگامى كه درست تلاوت شود چه شنونده و به لغت عرب آشنايى داشته باشد و آن را بفهمد يا نداشته باشد و آن را نفهمد تأثير شديدى در او گذاشته در ذهنش جاگير مى شود. اين مزيت بلاغتى قرآن ترجمه شدنى نيست

تئودور نولد دانشمند و خاورشناس –
قرآن با منطقي علمى و روش اطمينان بخش و قانع كنندهايى كه دارد دلهاى شنوندگان خود را به سوى خويش توجه داده و آنها را طرف خطاب قرار ميدهد، و همواره بر دلهاى كسانى كه از دور با آن مخالفت ميورزند تسلط يافته و آنها را به خود ميپيوندد فضيلت قرآن با داشتن سادگى و بلاغت خاص خود به اوج كمال رسيده است .
اين كتاب توانست از مردمى وحشى و بى تربيت ، ملتى متمدن ايجاد كند كه تعاليم و تربيت دنياى خويش را برعهده گرفتند .


كوسن دوپر سوال مى گويد:
مردم شرق عموماً اعتراف دارند كه فكر بشر از آوردن مانند قرآن از حيث لفظ و معنا ناتوان خواهد بود، و آن آياتى است كه وقتى جعفر بن ابى طالب آن را براى نجاشى خواند اشك از ديدگان پادشاه حبشه سرازير گرديد، خردها به شگفتى مى افتد كه چگونه اين آيات روشن حكمت آميز از زبان مردى درس نخوانده بيرون آمده باشد.

بلر،. - خاور شناس معروف آلمانى
لغت قرآن فصيحترين لغات عرب و اسلوب بلاغت آن طورى است كه افكار را بسوى خود جذب ميكند قرآن داراى مواعظى آشكار است و به زودى براى هميشه بى معارض خواهد بود، هر كس كه از اين كتاب به خوبى پيروى كند زندگى آرام و گوارائى خواهد داشت

آلبرت اينشتين- در رساله ي پاياني عمر خود با عنوان: "دي ارکلرونگ" Die Erklärung - von: Albert Einstein – 1954 يعني:"بيانيه" که در سال 1954 آن را در امريکا و به آلماني نوشته است - اسلام را بر تمامي اديان جهان ترجيح ميدهد و آن را کاملترين و معقولترين دين مي داند.اين رساله در حقيقت همان نامه نگاري محرمانه اينشتين با آيت الله بروجردي- است که توسط مترجمين برگزيده ي شاه ايران محرمانه صورت پذيرفته است. اينشتين در اين رساله "نظريه ي نسبيت" خود را با آياتي از قرآن کريم و احاديثي از-نهج البلاغه- وبيش از همه -بحارالانوار- علامه ي مجلسي -که از عربي به انگليسي توسط حميد رضا پهلوي- و... ترجمه و تحت نظر آيت الله بروجردي شرح مي شده- تطبيق داده و مينويسد که :هيچ جا درهيچ مذهبي چنين احاديث پر مغزي يافت نمي شود و تنها اين مذهب شيعه است که احاديث پيشوايان آن نظريه ي پيچيده ي "نسبيت" را ارائه داده / ولي اکثر دانشمندان نفهميده اند. از آنجمله حديثي است که علامه ي مجلسي در مورد معراج جسماني رسول اکرم-ص- نقل ميکند که: هنگام برخاستن از زمين،دامن يا پاي مبارک پيامبر به ظرف آبي ميخورد و آن ظرف واژگون ميشود؛اما پس از اينکه پيامبراکرم-ص- از معراج جسماني باز ميگردند مشاهده ميکنندکه پس از گذشت اين همه زمان- هنوز آب آن ظرف در حال ريختن روي زمين است... اينشتين اين حديث را از گرانبهاترين بيانات علمي پيشوايان شيعه در زمينه ي "نِسبيت زمان" دانسته و شرح فيزيکي مفصلي بر آن مينويسد... همچنين اينشتين در اين رساله "معاد جسماني" را از راه فيزيکي اثبات ميکند-علاوه براثبات آن از راه قانون سوم نيوتون= عمل وعکس العمل-. او فرمول رياضي معادجسماني را عکس فرمول معروف"نسبيت ماده و انرژي"مي داند:

2
E = M . C
2
M = E : C

يعني اگر حتي بدن ما تبديل به انرژي شده باشد دوباره عينا" به ماده تبديل شده و زنده خواهد شد.
او همچنين در همين رساله عقيده به "وحدت وجود" را از خرافه هاي شايع شده توسط ملا صدرا تلقي کرده و آن را از ديدگاه "فيزيک کلاسيک" و "فيزيک نسبيتي" به شدت مورد حمله قرار مي دهد... بطور خلاصه:او ميگويد: هر موجودي داراي حيطه و مرز فيزيکي خاص خود -حيز وجودي- است / که امکان ندارد با موجود يا وجود ديگري اتحاد يا وحدت داشته و يا بيابد. در رابطه با "عقل" نيز - با کمال شگفتي - اينشتين نظريه اخباريون شيعه را -که عقل را نسبي ميدانند و در حريم شرع و دين آن را بکار نميبرند- صحيح دانسته و ميگويد که حق با اخباري هاي شما بوده و هنوز زود است که مردم اين را بفهمند ...در ادامه نيز فرمول رياضي خاصي براي"عقل نظري بشر"ارائه داده و "نسبيت" آن را اثبات ميکند ...اينشتين در اين کتاب همواره از آيت الله بروجردي با احترام و به لفظ "بروجردي بزرگ"ياد کرده و از شادروان پروفسور حسابي نيز بارها با لفظ"حسابي عزيز"... ياد مينمايد. 3000000 دلار بهاي خريد اين رساله توسط پروفسورابراهيم مهدوي -مقيم لندن-با کمک برخي از اعضاء شرکت اتومبيل" بنز" و ... از يک عتيقه فروش يهودي بوده و دستخط اينشتين در تمامي صفحات اين کتابچه - توسط خط شناسي رايانه اي -چک شده و تاييد گشته که او اين رساله را مدتي قبل از مرگ و به دست خود نوشته است... هم اکنون اين کتاب ارزشمند در حال ترجمه از آلماني به پارسي -توسط دکتر عيسي مهدوي- برادر دکتر ابراهيم مهدوي-- و توأم با تحقيق و ارائه ي منابع اشاره شده و يا مذکور در متن ميباشد و بسياري از متن آن ترجمه و تحقيق فني شده است... اصل نسخه ي اين رساله اکنون -جهت مسائل امنيتي- در صندوق امانات سري لندن/ بخش امانات پروفسورابراهيم مهدوي/ با شماره ي رمز زير نگاهداري ميشود:

B - 12 - D.E

-----------------
V. A .E – 17

2 E = M . C 3000000 دلار بهاي خريد اين رساله توسط پروفسورابراهيم مهدوي

سديو مورخ معروف فرانسوي :
قرآن کتابي است جامع که خواننده را متخلق به فضائل انساني و متصف به کلمات روحاني مي نمايد. اين کتاب شامل تمام اصول مذهبي است، احکام استوار ان ديدگان انتقاد کنندگان را کور ، زبان غيب جويان را لال ، گوش مغرضين را کر و در عوض قلب بشر را به حقيقت اسلام روشن کرده است.
شارل فرانسيس دانشمند بزرگ ميگويد :
انجيل کتابي است که در آمريکا کسي آن را نمي شناسد ولي قرآن کتابي است که هر مسلمان به آن آشناست و اين ادعاي گزاف نيست بلکه واقعيت است ولي بايد گفت نشناختن انجيل از خوش شانسي مذهب مسيحيت است.

گاندي شاعر معروف هند:
من يقين دارم که زور شمشير نبود که براي اسلام جا باز کرد و آنرا ترقي داد بلکه سادگي محکم و فروتني شخص پيامبر اسلام در امر عدالت و محبت و احترام حضرتش به رفتار و پيروان ونيز جذابيت او بود که چنين امري را به انجام مي رسانيد.

مستر سبريل رئيس دانشکده حقوق دين :
بشريت به وجود محمد (ص- افتخار ميکند که با درس ناخواندگيش توانست در چهارده قرن قبل قانوني بياورد که ما اروپائيان سعادتمند خواهيم بود اگر پس از دو هزار سال به اهميت آن پي ببريم.

لامارتين نويسنده بزرگ جهان :
محمد(ص)- شخصيتي است مافوق بشر و مادون خدا پس بي شک فرستاده خداست.

کارل مارکس رهبر سوسياليستهاي جهان :
محمد (ص)- را نه تنها بايد در رديف مردان بزرگ برجسته تاريخ بر شمرد بلکه سزاوار است که به پيامبري او اعتراف کنيم و از دل و جان بگوئيم که او پيامبر خدا بوده است.

جان ناس مورخ معروف اديان مي‌گويد:
قرآن مكمل و متمم حقايقي است كه به طور ناقص در مذاهب و اديان سلف وجود داشته است
جان ديون پورت درباره قرآن مي گويد:
قرآن محسنات زيادي دارد و دو نکته آن بسيار مهم است. اول تکريم وتعظيم نسبت به خداوند و منزه دانستن او از صفات نقص و جنبه هاي اغراض نفساني. دوم، وارستگي قرآن از بيان و انديشه مخالف تقوا، حيا و عفت. در حالي که اين نواقص در کتب يهود زياد ديده مي شود

كينت گريك(دانشمند كمبريج انگلستان)-:
مسلمان نيستم تا بگويم قرآن كلام خدا است، ولي در مدت چهارده قرن كه از آمدن آن مي‌گذرد، هيچ كس نتوانسته است در زبان عربي كلامي بياورد كه با قرآن برابري كند، قرآن كتابي نيست كه براي يك دوره به خصوص آمده باشد، كتابي است جاويد براي تمام اعصار و تا جهان است نوع بشر مي‌تواند(و بايد- قرآن را در متن زندگي خود قرار بدهد و بر طبق دستورهاي آن رفتار نمايد، چرا كه قرآن براي يك دوره به خصوص نيامده و هرگز كهنه نمي‌شود و تا روزي كه نوع بشر باقي است راهنماي انسان خواهد بود زيرا چيزي وجود ندارد كه در قرآن نيامده باشد، من هنگامي كه قرآن را براي نخستين بار گشودم و تحت تأثير آن قرار گرفتم، تصوّر كردم اثري كه آن كتاب در من داشته، استثنائي است و در سالهاي بعد كه با چندين تن از مترجمان قرآن مكاتبه كردم و بعضي را حضوري ديدم، دريافتم تأثيري كه خواندن قرآن در ما اروپاييان مي‌گذارد، همگاني است، اما مشروط بر اينكه به همان زباني كه نازل شده خوانده شود و ترجمه قرآن به هيچ يك از زبانهاي اروپايي تأثير متن اصلي را ندارد.
پروفسور آرتور آربرى که يکى از مترجمان مشهور قرآن به زبان انگليسى است، مى‏گويد:
« زمانى که به پايان ترجمه قرآن نزديک مى‏شدم، سخت در پريشانى به سر مى‏بردم؛ اما قرآن آنچنان آرامش خاطرى به من مى‏بخشيد که براى هميشه به خاطر خواهم داشت. من در حالى که مسلمان نيستم، قرآن را خواندم تا آن را درک کنم و به تلاوت آن گوش دادم تا مجذوب آهنگ‏هاى نافذ و مرتعش کننده‏اش شوم و تحت تأثير آهنگش قرار گيرم و به کيفيتى که مسلمانان واقعى و نخستين داشتند، نزديک گردم تا آن را بفهمم » .

دکتر هانرى کُربن، اسلام شناس معروف فرانسوى، سخن جالبى درباره قرآن دارد. وى مى‏گويد:
«اگر قرآن خرافى بود و از جانب خداوند نبود، هرگز جرأت نمى‏کرد که بشر را به علم و تعقل و تفکر دعوت کند. هيچ انديشه‏اى به اندازه قرآن محمّد(ص- انسان را به دانش فرا نخوانده است تاآن جا که نزديک به نه صد و پنجاه بار در قرآن، از علم و عقل و فکر سخن رفته است».

پروفسور ژاک برک (شرق شناس فرانسوي-/ باز خواني قرآن / ترجمه : افتخارزاده / تهران . نشرروزگار . ۱۳۷۹ خورشيدي . در معرفي اين کتاب آمده است :
" مجموعه۴ سخنراني و تحقيق در فهم و شناخت قرآن مجيد است. ژاك برك كه محققي لائيك است سعي دارد با احساسي صادقانه و متعهدانه به فهم اعجاز نظم، زمان و حكمت در قرآن بپردازد. در قسمت اول به ساختار ظاهري قرآن مي‏پردازد. وي معتقد است گرچه قرآن در نظر ابتدايي پراكنده و بي‏نظم جلوه مي‏كند، اما در پرتو يك نظم شگفت‏انگيز معنايي و باطني سير مي‏كند. قرآن در حقيقت مجموعه چند ضلعي است كه يك هسته مركزي - يكتايي خداوند - آن را در برگرفته و تكرارهاي قرآن نه تنها زائد نيست، بلكه داراي نظمي تركيبي و متقارن است. پديده‏شناسي زمان در قرآن و تحليل مترادفات آن بخش دوم سخنان وي را تشكيل مي‏دهد. اين بحث حاكي از اين است كه زمان از نظر قرآن ممتد نيست و هر پديده‏اي داراي اجل معيني است. زمان كهكشاني است كه از لحظه‏ها شكل گرفته است و وحي انسان را در متن اين جريان قرار مي‏دهد. شاهد اين مطلب قصه خواب اصحاب كهف و احساسي است كه آنها از زمان داشتند. نويسنده در قسمت سوم با تحليل معني حكمت در قرآن به اين نتيجه مي‏رسد كه شريعت و حقوق اسلامي از ويژگي‏هاي خاصي از جمله واقع‏گرايي و داشتن ابزار اجتهاد بهره مي‏جويد و در نهايت، ويژگي‏هاي بياني و اعجازي زبان قرآن را بررسي مي‏كند

"مولف، نخست مكاتب "لائيسم"، "ماترياليسم"، "اگزيستانسياليزم "و انديشه برآمده از رنسانس و تمدن معاصر را به نقد مي‌كشد، سپس با تبيين مقوله "شرع و شريعت"، مبحث حقوق را از منظر قرآن، تورات و انجيل بررسي و ارزيابي مي‌كند و در پي آن، نشان مي‌دهد قرآن با ديدي واقع‌گرايانه مقوله حقوق و احكام را تبيين كرده است . وي دعوت قرآن به تعقل، تامل، تفكر و تدبر در هستي و پديده‌ها آن را مباني دعوت از انسان به ابتكار و اجتهاد مي‌داند و خداوند اسلام را با استناد به قرآن، خدايي مهربان و بخشنده معرفي مي‌كند چراكه در آغاز هر سوره‌اي خود را رحمان و رحيم معرفي نموده است .كتاب با اشارتي به ارتباط قرآن و زبان عربي به پايان مي‌رسد ".

دكتر گرينيه» فرانسوى:
من آيات قرآن را كه به علوم پزشكى و بهداشتى و طبيعى ارتباط داشت دنبال كردم و از كودكى آنها را فراگرفتم و كاملاً به آن آگاه بودم.بنابراين دريافتم كه اين آيات از هر نظر با معارف و علوم جهانى منطبق است...هر كس دست اندركار هنر يا علم باشد و آيات قرآن را با هنر و علمى كه آموخته است مقايسه كند به همان صورت كه من مقايسه كردم بدون ترديد به اسلام خواهد گرويد، البته اگر صاحب عقلى سليم و بى غرض باشد.
«تنورد» خاورشناس آلمانى: قرآن با نيروى برهان خود شنونده را مجذوب و شيفته خود مىسازد و قلوب را تسخير مي كند.همين قرآن بود كه ملّت وحشى عرب را معلّم جهانيان كرد.

«ارنست رنان» فرانسوى:
در كتابخانه شخصى من هزاران جلد كتاب سياسى، اجتماعى، ادبى و غيره وجود دارد كه همه آن ها را بيشتر از يك بار مطالعه نكرده ام و چه بسا كتاب هايى كه فقط زينت كتابخانه من مى باشند ولى يك جلد كتاب است كه هميشه مونس من است و هر وقت خسته مى شوم و مى خواهم درهايى از معانى و كمال بر روى من باز شود آن را مطالعه مى كنم و از مطالعه زياد آن خسته و ملول نمى شوم.اين كتاب، قرآن كتاب آسمانى مسلمين است.


«هـ .ج .ولز» دانشمند و مورخ انگليسى
در قرآن بهترين عبارات و عاليترين جملات نازل گرديده و اسلوب فصاحت و بلاغت آن به حدّى زيباست كه عقول عقلا را حيران ساخته است.قرآن كتابى است ابدى و جهانى.

نون گرونبوم استاد معاصر:
قرآن معجزه بديهى محمد (ص- است، اعجاز و انحصار كتاب از جهات مختلفى جلوه ميكند. پيش بينى آينده ، اطلاعات درباره وقايع مجهول گذشته، ناتوانى مردم از آوردن مشابه آن با وجود مبارزه طلبيهاى مكرر و بالاخره زيبائى بى سابقه و فصاحت مافوق اعلاى انشاء آن.

ژوزف هور دويچ دانشمند و خاورشناس
قرآن، عامل بسيار شگرفى در بالا بردن فكر مسلمانان بود.قرآن، آنان را به تحقيقات علمى و پديد آوردن انديشه ها سوق داد. قرآن، موجب و انگيزه پيشروى مسلمانان، در سرزمينهاى اروپا گرديد در آنجا هنگامى كه تاريكى ها همه جا را فرا گرفته بود اينان مشعلهاى انسانيّت را بر افروختند و به آستان علم، خدماتى شايان كردند. علوم گذشتگان را دگربار نيرو بخشيدند و به شرق و غرب، فلسفه، پزشكى، ستاره شناسى و معمارى آموختند و ما را در مسير نهضت جديد علمى قرار دادند. از اين رو ما هر بار كه سقوط غرناطه (پايتخت مسلمانان اسپانيا- را به خاطر مي آوريم، نمي توانيم از ريختن اشك، خوددارى كنيم...

اگر در اينترنت جمله "افزايش گرايش به اسلام" را جستجو کنيم نشريه هاي خارجي به افزايش گرايش به اسلام در غرب، آمريکا و اسرائيل اذعان داشته اند و با توجه به اعترافات دانشمندان و شخصيت هاي مهم جهان درباره اعجاز قرآن به حقانيت قران و اسلام پي مي ببريم

سوال دیگر این است که مگر نه این که آیات بر پیامبر وحی میشده و پس از رحلت ایشان این آیات جمع آوری شده و قرآن تشکیل شده است پس یعنی در زمان نزول آیات قرآن کتاب نبوده ! در حالی که قرآن در جا های مختلفی خود را کتاب معرفی میکند ! این امر نیز این شبهه را به وجود می آورد که ممکن است بعدا این کلمات در هنگام جمع بندی و تالیف و به صورت کتاب در آوردن آیات به قرآن اضافه شده باشند
ر پاسخ این سؤال باید گفت: اوّلاً:

قرآن، گر چه نامش کتاب است، ولى همچون کتاب هاى تألیفى انسان ها نمى باشد که: بنشینند، موضوعى را در نظر بگیرند، فصول و ابوابش را تنظیم کنند، و به رشته تحریر در آورند،
بلکه کتابى است که: با حوادث عصر خود، یعنى با بیست و سه سال دوران نبوت پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله) با رویدادهایش پیوند و ارتباط ناگسستنى دارد.
چگونه ممکن است: کتابى که با حوادث بیست و سه سال در ارتباط بوده یکجا و در یک روز نازل شود؟! مگر ممکن است: همه حوادث 23 سال را در یک روز جمع آورى کرد، تا مسائل مربوط به آن یکجا در قرآن نازل شود؟!
فى المثل قسمت هاى زیادى در قرآن در رابطه با غزوات اسلامى است، و بخش هائى درباره عملکردهاى منافقان. و مسائلى در مورد هیئت هائى که از اقوام مختلف نزد پیامبر(صلى الله علیه وآله) مى آمدند، و پیامبر(صلى الله علیه وآله) به فرمان (http://www.tebyan-zn.ir/tags/%d9%81%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86.html) الهى در برابر آنها اقدام هائى به عمل مى آورد، مى باشد. آیا ممکن است: همه اینها روز اول نوشته شود؟
ثانیاً:

قرآن کتابى است که: تنها جنبه تعلیمى ندارد، بلکه حتماً مى بایست هر آیه آن، پس از نزول (http://www.tebyan-zn.ir/tags/%d9%86%d8%b2%d9%88%d9%84.html) اجرا گردد، اگر همه قرآن یکجا نازل مى شد، باید یکجا هم اجرا بشود، و مى دانیم یکجا اجرا شدن امرى محال بوده است;
چرا که اصلاح یک جامعه سر تا پا فاسد را در یک روز نمى توان انجام داد، و کودک بیسوادى را نمى توان یک روزه از کلاس اول به دوران دکترا کشاند.
به همین دلیل قرآن تدریجاً نازل شد، تا به خوبى اجرا گردد، و به اصطلاح کاملاً جا بیفتد، دچار هیچ گونه تزلزل نگردد و جامعه نیز، قدرت جذب، پذیرش و حفظ آن را داشته باشد.
ثالثاً

خود پیامبر که رهبر این انقلاب بزرگ بود، بدون شک، اگر مى خواست فکر خود را در اجراى کل قرآن پخش کند، تا در اجراى جزء، جزء، دومى براى او قدرت و آمادگى بیشترى ایجاد مى کرد،
درست است که: او فرستاده خدا و صاحب عقل و توانائى بى نظیرى بود، ولى با همه اینها، پذیرش تدریجى قرآن و اجراى تدریجى آن، به صورت کامل ترى انجام مى گرفت.
رابعاً

نزول (http://www.tebyan-zn.ir/tags/%d9%86%d8%b2%d9%88%d9%84.html) تدریجى، مفهومش ارتباط دائمى پیامبر(صلى الله علیه وآله) با مبدأ وحى بود ولى، نزول (http://www.tebyan-zn.ir/tags/%d9%86%d8%b2%d9%88%d9%84.html) دفعى ارتباط پیامبر(صلى الله علیه وآله) را بیش از یک بار تضمین نمى کرد.(1)
بقیه حرفات هم بی سند بودن نیازی در جواب دادنشون نمیبینم

شخصی که نه از روی عناد بلکه از طریق علمی هنوز به حقانیت قرآن پی نبرده ولی وجود خدا را قبول دارد این شخص از منظر اسلام چگونه است ؟
در ضمن یک مسلمان عقیده داره که قرآن از طرف خداوند هست چون اگر این را قبول تداشته باشه دیگه پیامبر بودن حضرت محمد(ص) چه مفهومی داره
اگر به قرآن اعتقاد نداری مسلمان نیستی این اقل حرفیه که میتونم بهت بگم.
یا حق

سرود کیهانی
۱۳۹۱/۰۴/۲۳, ۱۳:۳۶
لطف کنید وقتی چیزی از قرآن می گید . آدرس بدید ! در ضمن ادبیاتتون جالب نیست . خب بگو سلیمان . به عقاید طرف مقابلت احترام بذار . این شیوه درست بحث کردن نیست !



با سلام ...
حدود 8 سال پیش بود که یک بار قرآن رو خوندم ... و داستان ها و صحبت هایی که توش بود رو یک بار مرور کردم ... اینی که آدرسش رو نمیدونستم بخاطر این بود که هدفم استفاده از اون مطالب توی بحث ها نبود ... به هر حال ( سوره صاد آیات 16 تا 25 ) البته یه اشتباهی هم که من کردم این بود که این آزمایش حضرت داوود بود نه حضرت سلیمان....

در مورد قسمت دوم صحبتتون ... خدمتتون عرض کنم هر شخصی ممکنه از یک نوع ادبیات گفتاری لذت ببره ... چون این مساله داستانی بود ترجیح دادم لحن داستانی براش انتخاب کنم . به هر حال متوجه شدم که شما لذت نبردید ....

در مورد قسمت سوم صحبت هاتون ... به نظر خودم بهترین شیوه برای استدلال آوری اینه که مخاطب شما دیدگاه خودش رو بیان کنه و شما هم دیدگاه خودتون رو بیان کنین ... با این عمل هیچ یک به مشاجره لفظی نپرداختین ... به قول معروف زمانیکه میخواهید به کسی بگید سیاهی چیست ... سفیدی رو بهش نشون بدین ... نه اینکه با مخاطبت مشاجره کنی و مساله رو حل شده در نظر بگیری و از الفاظی مانند ( به عقاید طرف مقابلت احترام بذار . این شیوه درست بحث کردن نیست !) استفاده کنی ... به بیان دیگه ... وقتی مخاطب شما به شما میگه این سفیدی هست من چاره ای ندارم بغیر از اینکه سفیدی رو از دیدگاه خودم بهش نشون بدم ... ( این عمل عدم احترام به عقاید طرف مقابلم نیست ) ...

در مورد قسمت چهارم صحبت هاتون ( این شیوه درست بحث کردن نیست !) ... روش صحیح از دید شما چی هست ... ( قصد مشاجره یا مواخذه به هیچ وجه دارم ) شاید شما روش بهتری سراغ داشته باشین ...

ممنون ...

پرنس کوچولو
۱۳۹۱/۰۴/۲۳, ۱۳:۳۷
همچنین روایتی شنیدم که روزی حضرت علی (ع) نزد پیامبر شیر و نان میبرند که ناگاه شهابی در آسمان درخشیدن میگیرد
حضرت از رسول میپرسند این چه بود
و پیامبر میفرماید ستاره ای بود که انداختندش !
در حالی که امروزه میدانیم شهاب سنگ ها ستاره نیستندسلام

دوست عزیز شما مثل اینکه خیلی کنجکاوی ...آفرین!

اما این ستاره ای که نزول کرد در ظاهر شهاب سنگ بود اما منظور، پیامبری در سیاره ای در آسمان های دیگر بود که شهیدش کردند و پیامبر این گونه گفتند!(چون تمام اتفاقات این چند لایه خلقت باید نسبت به لایه پایین تر تناظر داشته باشد!)

امام زمان هم جمله ای دارند که میگن: مسئول امنیت کره زمین من هستم و ستاره های دیگر (پیامبران یا امامان دیگر) مسئول امنیت آسمان های دیگر هستند!

ما هنو خیلی مونده دید بینهایت عمیق پیامبر و عظمت جملات ایشان را درک کنیم.(امام رضا نمی تونست!)

موفق باشید

سرود کیهانی
۱۳۹۱/۰۴/۲۳, ۱۴:۰۸
دوست من مشکل شما اینه که فکر میکنی باید همه چیز دنیا ریز و درشتش تو قرآن باشه اصلا شما فاسفه نازل شدن قرآن رو میدونی چیه
کمی تحقیق کن برادر.
یاحق

با سلام خدمت برادر بزرگوارم جناب سبوی تشنه ...
جناب سبوی تشنه زمانی هست که قرآن در مورد مطلبی صحبت نمیکنه ... خوب میشه استدلال کرد که این مطلب رو بر عهده عقل و فهم و یا سیره امامان گذاشته ... مانند کیفیت نماز خوندن ... (که در قرآن نیست) ... ولی زمانی هست که قرآن نسخه ای برای یک معزل بیان میکنه ولی این راه حل در زمانه ما راه حل کارامدی نیست و در سیره امامان نیز روش مناسبی پیدا نمیکنی و سیره و راه و روش امامان طوری بوده که مختض زمانه خودشون بوده و فقط در اون زمان کارایی داشته ....

مثالش رو خدمتتون گفتم : تو اون زمان هر کس مشکلات سکسوالیتی داشت خیلی راحت میرفت یه برده میخرید و باهاش رابطه برقرار میکرد ... گاها بعضی ها هم 3 تا 4 تا برده جنسی داشتن ... از طرفی قرآن هم روابطی مانند زنا ... رابطه با جنس مخالف ... گفتن و خندیدن و بی حجابی و .... رو حرام کرده بود ... الان شرایط جامعه تغییر کزده ولی قوانین خدا قوانین هستن ... خوب پس من میتونم بگم خدا او اون زمان که داشت این قوانین رو مینوشت حواسش به من نبوده ...

سبوی تشنه
۱۳۹۱/۰۴/۲۳, ۱۴:۴۰
با سلام خدمت برادر بزرگوارم جناب سبوی تشنه ...
جناب سبوی تشنه زمانی هست که قرآن در مورد مطلبی صحبت نمیکنه ... خوب میشه استدلال کرد که این مطلب رو بر عهده عقل و فهم و یا سیره امامان گذاشته ... مانند کیفیت نماز خوندن ... (که در قرآن نیست) ... ولی زمانی هست که قرآن نسخه ای برای یک معزل بیان میکنه ولی این راه حل در زمانه ما راه حل کارامدی نیست و در سیره امامان نیز روش مناسبی پیدا نمیکنی و سیره و راه و روش امامان طوری بوده که مختض زمانه خودشون بوده و فقط در اون زمان کارایی داشته ....

مثالش رو خدمتتون گفتم : تو اون زمان هر کس مشکلات سکسوالیتی داشت خیلی راحت میرفت یه برده میخرید و باهاش رابطه برقرار میکرد ... گاها بعضی ها هم 3 تا 4 تا برده جنسی داشتن ... از طرفی قرآن هم روابطی مانند زنا ... رابطه با جنس مخالف ... گفتن و خندیدن و بی حجابی و .... رو حرام کرده بود ... الان شرایط جامعه تغییر کزده ولی قوانین خدا قوانین هستن ... خوب پس من میتونم بگم خدا او اون زمان که داشت این قوانین رو مینوشت حواسش به من نبوده ...
ممنون دوست عزیز سوالت کاملا منطقیه

اما دستورات قرآن مختص زمان خاصی نیست متاسفانه الان در زمانه ما با چالشهای یادی در این زمینه مواجهیم قرآن بهترین نوع آزادی جنسی را برای انسان قرار داده که ازدواج هست اما برای جوانانی مثل من و تو راهی زیبا و پاک قرار داده:

وَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ النِّسَاء إِلاَّ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ كِتَابَ اللّهِ عَلَيْكُمْ وَأُحِلَّ لَكُم مَّا وَرَاء ذَلِكُمْ أَن تَبْتَغُواْ بِأَمْوَالِكُم مُّحْصِنِينَ غَيْرَ مُسَافِحِينَ فَمَا اسْتَمْتَعْتُم بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِيضَةً وَلاَ جُنَاحَ عَلَيْكُمْ فِيمَا تَرَاضَيْتُم بِهِ مِن بَعْدِ الْفَرِيضَةِ إِنَّ اللّهَ كَانَ عَلِيمًا حَكِيمًا﴿۲۴﴾ سوره: 4 , آیه: 24
و زنان شوهردار [نيز بر شما حرام شده است] به استثناى زنانى كه مالك آنان شده‏ايد [اين] فريضه الهى است كه بر شما مقرر گرديده است و غير از اين [زنان نامبرده] براى شما حلال است كه [زنان ديگر را] به وسيله اموال خود طلب كنيد در صورتى كه پاكدامن باشيد و زناكار نباشيد
و زنانى را كه متعه كرده‏ايد مهرشان را به عنوان فريضه‏اى به آنان بدهيد و بر شما گناهى نيست كه پس از مقرر با يكديگر توافق كنيد مسلما خداوند داناى حكيم است
(۲۴)
این آیه قرآن در مورد متعه هست
اما متاسفانه خلیفه ثانی این حکم الهی رو نقض کرد
اگر الان تمام جامعه اسلامی تمام مسلمانان دنیا به این ایه عمل میکردن آیا الان این عمل تا این حد نزد بیشتر مسلمانان جهان حتی ما ایرانی های شیعه متروک میموند آیا ناهنجاری هی جنسی تا این حد به انحراف کشیده میشد دوست من خداوند دستوراتش رو برای راحتی و در عین حال تکامل انسان نازل کرده چون خداوند بهتر از ما میدونه صلاح ما در چیه و همچنین بیشتر ازما خیر و صلاح مارو میخواد
این ما هستیم که از مسیر درستش فاصله گرفتیم.

سرود کیهانی
۱۳۹۱/۰۴/۲۳, ۱۴:۵۰
با سلام ...
خدمت برادر عزیز ...
وقتی انسان از راه و روشی برای بیان استدلال هاش استفاده میکنه باید توانایی قبول اون رو برای خودش رو هم داشته باشه ... یادم هست یه روز یه شخصی همین پاسخ رو به من دادند ... و من در جواب به ایشون گفتم حاضری با خواهر خودت هم همینگونه رفتار بشه ... در ضمن اگر استدلال شما هم درست باشه هیچ ایرادی به انسان هایی که گوشه خیابون نوامیس ما رو سوار میکنن و در ازای پول با اون ها رابطه برقرار میکنن نمیشه گرفت .

براى شما حلال است كه [زنان ديگر را] به وسيله اموال خود طلب كنيد در صورتى كه پاكدامن باشيد و زناكار نباشيد

نمیدونم ... ولی فکر میکنم تمدن غرب برای این مساله راه حل بهتری رو پیدا کرده تا ( ...)

سبوی تشنه
۱۳۹۱/۰۴/۲۳, ۱۵:۰۰
با سلام ...
خدمت برادر عزیز ...
وقتی انسان از راه و روشی برای بیان استدلال هاش استفاده میکنه باید توانایی قبول اون رو برای خودش رو هم داشته باشه ... یادم هست یه روز یه شخصی همین پاسخ رو به من دادند ... و من در جواب به ایشون گفتم حاضری با خواهر خودت هم همینگونه رفتار بشه ... در ضمن اگر استدلال شما هم درست باشه هیچ ایرادی به انسان هایی که گوشه خیابون نوامیس ما رو سوار میکنن و در ازای پول با اون ها رابطه برقرار میکنن نمیشه گرفت .

براى شما حلال است كه [زنان ديگر را] به وسيله اموال خود طلب كنيد در صورتى كه پاكدامن باشيد و زناكار نباشيد

نمیدونم ... ولی فکر میکنم تمدن غرب برای این مساله راه حل بهتری رو پیدا کرده تا ( ...)

ببین دوست من دیگه بحث این نیست که کی خوشش میاد یه روز یه نفر به من گفت من خدارو دوست دارم اما نمیخوام نماز بخونم نمیتونم
یا یه نفر عاشق اینه که گوشت خوک رو کباب کنه بخوره چرا یه مسلمان نمیتونه؟ خداوند چیزی رو گفته رضایت خداوند ارجحیت داره یا شما
من خیلی کس هارو میشناسم که شرایط صیغه شدن رو دارن و هم از نظر جنسی و هم مالی نیاز دارن اما به خاطر حرف مردم به گناه پنهانی رو آوردن
در ضمن یک دختر مجرد تحت قانون صیغه موقت قرار نمیگیره تا خودش و ولیش راضی نباشن کسانی هم که تو گوشه خیابون ناموس مردم رو میبرن واسه رضای خدا که صیغه هست نیست بلکه واسه زنا یا شبه اون این کار رو میکنن
این چیزهایی که الان توی غرب هست چیز تازه ای نیست همیشه بوده
هرچیزی که خداوند حرام کرده یا حلال کرده جنبه جبر مانند داره حالا شما بگو چه دلیلی داره شاید هیچوقت دانش بشر به جایی نرسه که بتونه دلیلش رو درک کنه آیا باید چیزی که خداوند گفته باید باشه رو نقض کرد
فرق یک مؤمن در همینه که آنچه خداوند گفته رو قبول و عمل میکنه و گرنه این چیزهایی که در غرب میبینی سرابی بیش نیستن برای کسی که با دل و قلبش به خداوند و دستوراتش ایمان آورده

سرود کیهانی
۱۳۹۱/۰۴/۲۳, ۱۵:۰۴
پس یه سوال :
آیا اگر من کنار خیابون دختری رو سوارش کنم و ببرمش و .... میشه ازم ایراد گرفت یا نه !!!
یا دختری که کنار خیابون سوار ماشین ها میشه و برای اون عمل پول میگیره چی !!!

سبوی تشنه
۱۳۹۱/۰۴/۲۳, ۱۵:۱۶
پس یه سوال :
آیا اگر من کنار خیابون دختری رو سوارش کنم و ببرمش و .... میشه ازم ایراد گرفت یا نه !!!
یا دختری که کنار خیابون سوار ماشین ها میشه و برای اون عمل پول میگیره چی !!!
ببین دوست من اول ازهمه یک چیزی رو باید روشن کنم یک دختر و پسر که میخوان ازدواج کنن یه خواندن یه صیغه دائم باعث میشه زن و شوهر شرعی بشن اما نه قانونی باید برن محضر و ثبتش کنن فردا جایی بهشون گیر ندن هرچند که پیش خداوند همون صیغه اول ملاکه
در صیغه موقت هم همین امر حاکمه تا اگر مشکلی پیش اومد نگن عمل زنا مرتکب شدن که مشکل ما هم همینجاست که این کار جا نیفتاده مردم ازش فرارین
اما اگر یه نفر زنی رو همینجوری ببره سوار ماشین کنه و که میشه همون زنا پس فرقش چیه فرقهای زیادی دارن:

بعضی از فرق های ازدواج موقت با زنا :




1 - در ازدواج موقت رضایت زن شرط اصلی است اما می توان زنی را مجبور به زنا کرد .


2 - در ازدواج موقت امکان آمیزش جنسی دسته جمعی نیست ، اما در زنا هر تعداد پسر می توانند با یک دختر آمیزش کنند و بر عکس .



3 - در ازدواج موقت اگر فرزندی متولد شود حلال زاده است در صورتی که در زنا اگر فرزندی به دنیا بیاید حرام زاده است.


4 - در ازدواج موقت پس از پایان زمان مقرر زن و مرد به هم نا محرم می شوند اما در زنا زن و مرد می توانند تا ابد به هم محرم باشند.


5 - در ازدواج موقت مهریه باید پرداخته شود اما در زنا مرد می تواند بدون پرداخت مهریه به کار خود مشغول شود .


6 - در ازدواج موقت در صورتی که نزدیکی صورت بگیرد ، پس از تمام شدن مدت ، زن بایدچهل و پنج روز و یا به اندازه دو حیض کامل ، عده نگه دارد ( از ازدواج با مردان دیگر پرهیز نماید ) اما در زنا زن پس از اتمام نزدیکی می تواند با مرد دیگری نزدیکی کند .


7 - در ازدواج موقت ، صیغه ی عقد بین زن و مرد خوانده می شود ، که نشاندهنده تسلیم بودنآنها در برابر خداوند است ، اما در زنا عشوه گری و چشم چرانی مقدمه کار است.


8 - در ازدواج موقت دختران باکره زیر 9 سال ( نابالغ ) و دختران باکره دیوانه ، نیاز به اجازه پدر یا جد پدری است ، اما در زنا دختران دیوانه و نابالغ به راحتی راضی به همبستری مخفیانه می شوند.


9 – ازدواج موقت در بعضی از موارد ، زمینه ازدواج دائم می شود ، اما یک مرد هیچ گاه حاضر نیست با زنی که زنا کرده است ، پیمان وفاداری ببندد و بر عکس .


10 – کسی که ازدواج موقت می کند ، هم ثواب می کند و هم خود را از گناه نجات می دهد ، اما کسی که زنا می کند ، زشتی گناه از چشم او می افتد و نفس او برای پذیرش گناهان دیگر نیز آماده می شود

سرود کیهانی
۱۳۹۱/۰۴/۲۳, ۱۵:۳۷
با سلام مجدد ...
این قوانین اولا مال اسلام یا قرآن نیست ... مال حکومت هست ...

مثالش :
1- امام خمینی شرط اجازه پدری یا جد پدری ( اجازه ولی ) رو تو جاری شدن صیغه شرط نمیدونن ... میتونین مراجعه کنین ...

2- در یکی از سایت های مذهبی بود ... یه مطلبی خوندم که ... چرا باید ازدواج موقت جایی ثبت بشه !!! این عمل رو خدا گذاشته برای اینکه شرایط رو برای انسان ها راحت کنه ... و آقایی در پاسخ 100 تا دلیل آورده بودند به فلان دلیل و به بهمان دلیل ... تا اینکه جدیدا مجلس تصویب کرده برای ازدواج موقت نیازی نیست که در جایی ثبت بشه ... جالب اینه که این فرمایش آقا رو از روی سایت برداشتن ...

و یه پیشنهاد ... بپا سرت کلاه نره ...


ولی موضوع بحث اینه .... آیا این دستورات ... دستورات درست و همه جانبه ای هستند که بشه اجراشون کرد ... آیا این روش ها قابل اجرا هستند و ....

سبوی تشنه
۱۳۹۱/۰۴/۲۳, ۱۵:۴۷
با سلام مجدد ...
این قوانین اولا مال اسلام یا قرآن نیست ... مال حکومت هست ...

مثالش :
1- امام خمینی شرط اجازه پدری یا جد پدری ( اجازه ولی ) رو تو جاری شدن صیغه شرط نمیدونن ... میتونین مراجعه کنین ...

2- در یکی از سایت های مذهبی بود ... یه مطلبی خوندم که ... چرا باید ازدواج موقت جایی ثبت بشه !!! این عمل رو خدا گذاشته برای اینکه شرایط رو برای انسان ها راحت کنه ... و آقایی در پاسخ 100 تا دلیل آورده بودند به فلان دلیل و به بهمان دلیل ... تا اینکه جدیدا مجلس تصویب کرده برای ازدواج موقت نیازی نیست که در جایی ثبت بشه ... جالب اینه که این فرمایش آقا رو از روی سایت برداشتن ...

و یه پیشنهاد ... بپا سرت کلاه نره ...
دوست من کمی ناامید شدم شما اصلا تحقیق نمیکنید یعنی چی امام خمینی خودش گفته همه اینها از شرع گرفته شدن و یکی از عقاید ما تشیع عمل به سیره معصومین(علیهم السلام) هست که فکر نکنم در این باره اشکالی داشته باشی
برو به یه سنی بگو چرا به متعه عمل نمیکنی؟ میگه چون خلیفه ثانی اون رو برداشت
حدیث اهل سنت در مورد متعه که عمر گفت:دو متعه در زمان رسول خدا حلال بود که من آنها را حرام کردم و هرکس مخالفت کند، مجازات خواهد شد
اولا این حدیث نشان میده که متعه تا قبل از خلافت عمر و در زمان پیامبر رایج بوده
حالا عمر به چه حقی این عمل رو منع کرده الله اعلم(با توجه به حدیث متواتر پیامبر: حرام محمد تا روز قیامت حرام است و حلال او تا روز قیامت حلال است؟ آیا این موضوع بدعت نیست؟
بگذریم
اما اینی که میگی سند نیاز نداره مگه من چی گفتم؟اون آقا اشتباه کرده ما برای استناد به حرف خداوند به قرآن مراجعه میکنیم در هیچ جای قرآن نیامده که سند باید داشته باشه من هم گفتم سند نیاز نداره اما باز مردم میترسن چون اگه فانون کاریشون نداشته باشه با حرفهای مردم چه کار کنن این یه معذل اجتماعیه نه دینی
یاحق

سرود کیهانی
۱۳۹۱/۰۴/۲۳, ۱۵:۵۶
دوست من کمی ناامید شدم شما اصلا تحقیق نمیکنید یعنی چی امام خمینی خودش گفته همه اینها از شرع گرفته شدن و یکی از عقاید ما تشیع عمل به سیره معصومین(علیهم السلام) هست که فکر نکنم در این باره اشکالی داشته باشی


تحقیق در این دوره و زمانه بسیار راحت شده در گوگل سرچ بفرمایید " امام خمینی + صیغه + ازدواج موقت + اذن پدر " به راحتی جواب خود را میگیرید و ....

سبوی تشنه
۱۳۹۱/۰۴/۲۳, ۱۶:۰۰
تحقیق در این دوره و زمانه بسیار راحت شده در گوگل سرچ بفرمایید " امام خمینی + صیغه + ازدواج موقت + اذن پدر " به راحتی جواب خود را میگیرید و ....
دوست من منظور من حرف اولتون بود که گفته بودید

این قوانین اولا مال اسلام یا قرآن نیست ... مال حکومت هست ... مثالش : 1- امام خمینی شرط اجازه پدری یا جد پدری ( اجازه ولی ) رو تو جاری شدن صیغه شرط نمیدونن ... میتونین مراجعه کنین ...
امام خمینی(ره) که چیزی از خودشون نگفتن همش رو از شرع گرفتن
یاحق

سرود کیهانی
۱۳۹۱/۰۴/۲۳, ۱۷:۲۸
از بحث کردن با شما هیچ چیزی عایدم نمیشه ... از فرم حرف هاتون هم میشه به راحتی فهمید انسانی نیستین که بخواین به هدفی برسین .... به عنوان مثال این آزمایش برای حضرت داوود اتفاق افتاده بود یا حضرت سلیمان ... چه تفاوتی در اصل بحث میکرد .

و اینی که میگین دیگران نیز از صحبت های من لذت نبردند ... حداقل 2 تایید زیر اون پست شما میتونید ببینید ... ولی پستی که شما منو مورد خطاب قرار دادید و منو بابت اینکه حضرت سلیمان رو حضرت سلیمون خطاب کردم و شما اینو برابر با فحش به پدر دونستین نه زیبا بود و نه تاییدی در زیر آن دیده میشد .

شما احتمالا فکر میکنید افکار خودتان بسیار زیبا و دقیق هستند و افکار دیگران پست و فرومایه ... راستش با هر کس باید به گونه خودش برخورد کرد ... افکار شما هم از نظر من پست و فرومایه هستند و اررش خواندن را ندارند ...

دستمم خسته میشه ... راستش از مباحثه با شما هیچ نتیجه ای نمیگیرم ... پس ... لطف کنین در مورد پست های من نظر ندین ... منم همین کار رو میکنم .

limbo
۱۳۹۱/۰۴/۲۳, ۱۷:۵۱
فـاصـلـه ستارگان «به فواصل ستارگان سوگند یاد می کنمــ سوگندی که وقتی فواصل را دانستید سوگند بسیار بسیاربزرگی خواهد بود ــ که این قرآن قرآنِ پرباری است».

باز هم تغییر معانی و برداشت از کلمات !!!
معنی : سوگند به جایگاه ستارگان (و محل طلوع و غروب آنها)! (۷۵ (http://tanzil.ir/#trans/fa.makarem/56:75)) و این سوگندی است بسیار بزرگ، اگر بدانید! (۷۶ (http://tanzil.ir/#trans/fa.makarem/56:76))

با این تفاسیر شاید بتونیم حتی آیه وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّـهِ را به نظریه ریسمان ربط بدهیم . هر چند چون هنوز ثابت نشده ، ممکنه بعدا که به اثبات رسید این اتفاق بیافته .


إِلَّا مَنْ خَطِفَ الْخَطْفَةَ فَأَتْبَعَهُ شِهَابٌ ثَاقِبٌ ﴿الصافات: ١٠﴾
مگر آنها که در لحظه‌ای کوتاه برای استراق سمع به آسمان نزدیک شوند، که «شهاب ثاقب» آنها را تعقیب می‌کند! (۱۰ (http://tanzil.ir/#trans/fa.makarem/37:10))

وَلَقَدْ جَعَلْنَا فِي السَّمَاءِ بُرُ‌وجًا وَزَيَّنَّاهَا لِلنَّاظِرِ‌ينَ ﴿١٦ (http://tanzil.ir/#15:16)﴾ وَحَفِظْنَاهَا مِن كُلِّ شَيْطَانٍ رَّ‌جِيمٍ ﴿١٧ (http://tanzil.ir/#15:17)﴾ إِلَّا مَنِ اسْتَرَ‌قَ السَّمْعَ فَأَتْبَعَهُ شِهَابٌ مُّبِينٌ ﴿١٨ (http://tanzil.ir/#15:18)﴾ سورة الحجر
ما در آسمان برجهایی قرار دادیم؛ و آن را برای بینندگان آراستیم. (۱۶ (http://tanzil.ir/#trans/fa.makarem/15:16)) و آن را از هر شیطان رانده شده‌ای حفظ کردیم؛ (۱۷ (http://tanzil.ir/#trans/fa.makarem/15:17)) مگر آن کس که استراق سمع کند (و دزدانه گوش فرا دهد) که «شهاب مبین» او را تعقیب می‌کند (و می‌راند) (۱۸ (http://tanzil.ir/#trans/fa.makarem/15:18))


اینجا شهاب به عنوان دور کننده شیاطین استراق سمع کننده آورده شده !!!



یا در سوره بقره آیه بیست و نهم آمده است

هُوَ الَّذِي خَلَقَ لَكُم مَّا في الأَرْضِ جَمِيعاً ثُمَّ استَوَي إِلي السمَاءِ
اوست آن كسى كه آنچه در زمين است، همه را براى شما آفريد سپس به [آفرينش‏] آسمان پرداخت.

در سوره نازعات هم آمده است

ءَ أَنتُمْ أَشدُّ خَلْقاً أَمِ السمَاءُ بَنَاهَا(27) رَفَعَ سمْكَهَا فَسوَّاهَا(28) وَ أَغْطش لَيْلَهَا وَ أَخْرَجَ ضحَاهَا(29) وَ
الأَرْض بَعْدَ ذَلِك دَحَاهَا(30)
آيا آفرينش شما دشوارتر است يا آسمانى كه [او] آن را برپا كرده است؟ (27
سقفش را برافراشت و آن را [به اندازه معين‏] درست كرد، (28)
و شَبَش را تيره و روزش را آشكار گردانيد، (29)
و زمین را پس از آن بگسترانید (30)

اللَّـهُ الَّذِي رَ‌فَعَ السَّمَاوَاتِ بِغَيْرِ‌ عَمَدٍ تَرَ‌وْنَهَا ۖ ثُمَّ اسْتَوَىٰ عَلَى الْعَرْ‌شِ ۖ وَسَخَّرَ‌ الشَّمْسَ وَالْقَمَرَ‌ ۖ كُلٌّ يَجْرِ‌ي لِأَجَلٍ مُّسَمًّى ۚ يُدَبِّرُ‌ الْأَمْرَ‌ يُفَصِّلُ الْآيَاتِ لَعَلَّكُم بِلِقَاءِ رَ‌بِّكُمْ تُوقِنُونَ ﴿٢ (http://tanzil.ir/#13:2)﴾سورة الرعد
خدا [همان‌] كسى است كه آسمانها را بدون ستونهايى كه آنها را ببينيد برافراشت، آنگاه بر عرش استيلا يافت و خورشيد و ماه را رام گردانيد؛ هر كدام براى مدّتى معيّن به سير خود ادامه مى‌دهند. [خداوند] در كار [آفرينش‌] تدبير مى‌كند، و آيات [خود] را به روشنى بيان مى‌نمايد، اميد كه شما به لقاى پروردگارتان يقين حاصل كنيد. (۲ (http://tanzil.ir/#trans/fa.fooladvand/13:2))


حال با توجه به این که در قرآن از هفت آسمان سخن گفته شده و سخن از سقف و بر افراشتن هست آن هم بدون ستون . و اینکه ماه و خورشید پس از استیلای بر آسمان رام شده اند ! و اینکه خدا وند پس از خلقت زمین به آسمان پرداخته (چیزی مانند ساختمان چند طبقه ) .
چه برداشتی می شود کرد. برداشت علمی !؟

با این تحلیل ها حتی برای اشعار برخی شاعران مانند خیام ( یادم نیست کدوم شاعر بود اما یه مقاله خوندم ) هم یک سری حقایق علمی استخراج کرده اند که اصلا معقول نیست . حالا اگر آن را هم بپذیریم باید بگوییم خیام پیامبر بوده .


یه بار دیگه جوابتو دادم برو به جوابهای قبلی مراجعه کن سخن متفکران و دانشمندان رو هم فراموش نکن آلبرت انيشتاين بزرگترين متفکر و فيزيکدان:

خب چرا خودشون مسلمون نشدن . تعداد فلاسفه و دانشمندان غیر مذهبی و حتی ضد دین هم کم نیست . می خواین منم مثال بیارم . نمی دونم واقعا خودتون هم به چیزهایی که می گویید اعتقاد راسخ دارید و قبول می کنید . یا فقط کپی میکنید .

سبوی تشنه
۱۳۹۱/۰۴/۲۳, ۱۸:۰۲
دوست من مخاطب من شما نبودید شما کامنت های قبلی رو مشاهده نکردین حرفاتونهم کاملا بی ربطه

خب چرا خودشون مسلمون نشدن . تعداد فلاسفه و دانشمندان غیر مذهبی و حتی ضد دین هم کم نیست . می خواین منم مثال بیارم . نمی دونم واقعا خودتون هم به چیزهایی که می گویید اعتقاد راسخ دارید و قبول می کنید . یا فقط کپی میکنید .
هدف از آوردن این نظرات اثبات بی نقص بودن قرآن بود نه چیز دیگه لطف کن فرافکنی نکن اینی که میگی مبحث دیگست
در این مبحث دلایل زیادی آورده شد هم از طرف من و هم بقیه دوستان شما تازه رسیدین لطف کن همه نظرات رو از اول بشین بخون
فکر نکنم دیگه کسی علاقه مند باشه این بحث رو ادامه بده چون همه نطرات داده شده
موفق باشی
یاحق

limbo
۱۳۹۱/۰۴/۲۳, ۱۸:۰۹
هدف از آوردن این نظرات اثبات بینقص بودن قرآن بود نه چیز دیگه لطف کن فرافمنی نکن اینی که میگی مبحث دیگست در این مبحث دلایل زیادی آورده شد هم از طرف من و هم بقیه دوستان شما تازه رسیدین لطف کن همه نظرات رو از اول بشین بخون فکر نکنم دیگه کسی علاقه مند باشه این بحث رو ادامه بده چون همه نطرات داده شده موفق باشی

متاسفانه از هر دست آویزی استفاده می کنیم . خب که چی 2 نفر تمجید کردن . چی ثابت شد .

روی سخنت با هر کی بود . منم توضیح دادم . این تاپیک مال من نیست . اما از اونجایی که پاسخگویان محترم انگار دنبال بحث های منطقی نیستن و در پست های من شرکت نمی کنن . مجبور شدم اینجا پست بذارم . تا حالا هیچی هم نصیبم نشده فقط می خوام وظیفه ام که تحقیق هست انجام بدم .

اگه پاسخی داشتین بفرمایین . من تمام پست ها رو خوندم تازه نرسیدم شما در جریان نیستید .

کدوم بحثو کسی دوست نداره انجام بده . بحث اصلی بر سر همینه . helmon می گفت می تونه خدا رو بپذیره اما نمی تونه بپذیره خدا قرآن رو فرستاده .

بفرمایین بحث سر چی هست!!!؟؟؟

سبوی تشنه
۱۳۹۱/۰۴/۲۳, ۱۸:۲۲
متاسفانه از هر دست آویزی استفاده می کنیم . خب که چی 2 نفر تمجید کردن . چی ثابت شد .

روی سخنت با هر کی بود . منم توضیح دادم . این تاپیک مال من نیست . اما از اونجایی که پاسخگویان محترم انگار دنبال بحث های منطقی نیستن و در پست های من شرکت نمی کنن . مجبور شدم اینجا پست بذارم . تا حالا هیچی هم نصیبم نشده فقط می خوام وظیفه ام که تحقیق هست انجام بدم .

اگه پاسخی داشتین بفرمایین . من تمام پست ها رو خوندم تازه نرسیدم شما در جریان نیستید .

کدوم بحثو کسی دوست نداره انجام بده . بحث اصلی بر سر همینه . helmon می گفت می تونه خدا رو بپذیره اما نمی تونه بپذیره خدا قرآن رو فرستاده .

بفرمایین بحث سر چی هست . یا فقط می خواین اینجا کل کل کنین .
دوست من متاسفانه شما ذاتا با همه دوستان انگار مشکل دارید
با همه از ادبیات نادرستی استفاده میکنید
به همه کامنتهای بنده اگر دقت کنید میبینید که اولا دوستان رو به صحبتهای منطقی دعوت کردم نه کل کل کردن
در ثانی بیشتر جوابهای بنده به آقای helmon بود تاجایی که خودشون گفتن باید برن بیشتر تحقیق کنن
الانم اصلا نمیدونم شما حرفت چیه اون دوست عزیز سوالاتی از من پرسیدن من هم در حد توانم پاسخ دادم اینجا که نسخه برای بشریت نمی پیچیم
بله الان بحث تمام شده بهتره به همه سوال و جوابها دقت کنین
لطفا از کل کل کرده هم پرهیز کنین چون دوستمون آقای محسن علی خانی فکر کنم از نحوه رفتار شما رنجیده خاطر شدن
دیگه نیازی نمیبینم به این بحث ادامه بدم
یاحق

limbo
۱۳۹۱/۰۴/۲۳, ۱۸:۲۷
با همه از ادبیات نادرستی استفاده میکنید

:khaneh: فقط همین


در ثانی بیشتر جوابهای بنده به آقای helmon بود

عزیزم فقط helmon نمیاد اینجا که . احساس کردم . پاسخی داده باشم بد نیست .


الانم اصلا نمیدونم شما حرفت چیه
می خوام شما یا یکی دیگه پاسخ بهم بده


له الان بحث تمام شده بهتره به همه سوال و جوابها دقت کنین
فکر نمی کنم تمام شده باشه . اما شما هم مجبور نیستی پاسخ بدین . چطور پاسخ محسن ایلخانی رو میدین تموم نشده . اما یک بار هم به سوالات منطقی من پاسخ ندادین.


دوستمون آقای محسن علی خانی فکر کنم از نحوه رفتار شما رنجیده خاطر شدن

من حرفمو زدم همون طور که ایشون حرفشو زد . شاید من هم برداشت نادرستی از حرفش کردم نمی دونم .
یکی از دوستان مذهبی هم اینجا هم ناراحت شد و بد ترین چیزا رو گفت .

منم اینجا از هر کسی ازم دلگیر شده عذر می خوام . :Gol:

ناصر یوسف نژاد
۱۳۹۱/۰۴/۲۴, ۰۸:۴۵
یکی از نتایج جالب این بحث اثبات یکی دیگر از آیات قران بود که قرآن رو خداوند فرقان نامیده، یعنی جدا کننده حق و باطل.
همانطور که مشاهده کردید، دوستان در میانه قرار نگرفتند، یا به همراه جمعیت مدافع قرآن بودند، یا مخالف.
بعد از ارائه اینهمه دلیل غیرقابل رد، اگر کسی بازهم در اعجاز قرآن شک کند، کافر است.

کافر در لغت عرب یعنی پنهان کننده. به کشاورز در زبان عربی کافر می گویند چون دانه را زیر خاک پنهان می کند.
این فرد کافر، هلمون، دیدید که تمام آیات و نشانه ها و دلایل غیر قابل ردی را که دوستان به روشنی و با حوصله در جواب، به ایشان ارائه می دادند، پنهان می کرد،

این مرد نمونه یک انسان کافر است، چه خوشمان بیاید، چه نیاید. نه از روی تعصب می گویم، نه دشمنی.
قرار نیست که همه ایمان بیاورند. دوستان تلاش بیشتر نکنید که : آب در هاون کوفتن است.


چندین چراغ دارد و بیراهه می رود*بگذار تا بیفتد و بیند سزای خویش

جناب هلمون، شما کافر هستید و تا اینجا حداقل به بنده کفر خود را اثبات کردید.

شما تظاهر به سؤال می کنید، اما هنگام شنیدن جواب تجاهل می کنید. کاملا مشخص است که توان رد دلایل را ندارید، اما سعی می کنید که به مخاطبین القاء کنید انسان ساده ای هستید و دلایل قانع کننده نیست.
اگر می گفتید نمی فهمم در کفر شما شک می کردم، اما چون می گویید که می فهمم اما قبول ندارم، کفر شما را باور می کنم.
ادامه بحث با این فرد از نظر شرعی ایراد دارد دوستان.
یا علی.

helmon
۱۳۹۱/۰۴/۲۴, ۰۹:۲۶
یکی از نتایج جالب این بحث اثبات یکی دیگر از آیات قران بود که قرآن رو خداوند فرقان نامیده، یعنی جدا کننده حق و باطل.
همانطور که مشاهده کردید، دوستان در میانه قرار نگرفتند، یا به همراه جمعیت مدافع قرآن بودند، یا مخالف.
بعد از ارائه اینهمه دلیل غیرقابل رد، اگر کسی بازهم در اعجاز قرآن شک کند، کافر است.

کافر در لغت عرب یعنی پنهان کننده. به کشاورز در زبان عربی کافر می گویند چون دانه را زیر خاک پنهان می کند.
این فرد کافر، هلمون، دیدید که تمام آیات و نشانه ها و دلایل غیر قابل ردی را که دوستان به روشنی و با حوصله در جواب، به ایشان ارائه می دادند، پنهان می کرد،

این مرد نمونه یک انسان کافر است، چه خوشمان بیاید، چه نیاید. نه از روی تعصب می گویم، نه دشمنی.
قرار نیست که همه ایمان بیاورند. دوستان تلاش بیشتر نکنید که : آب در هاون کوفتن است.


چندین چراغ دارد و بیراهه می رود*بگذار تا بیفتد و بیند سزای خویش

جناب هلمون، شما کافر هستید و تا اینجا حداقل به بنده کفر خود را اثبات کردید.

شما تظاهر به سؤال می کنید، اما هنگام شنیدن جواب تجاهل می کنید. کاملا مشخص است که توان رد دلایل را ندارید، اما سعی می کنید که به مخاطبین القاء کنید انسان ساده ای هستید و دلایل قانع کننده نیست.
اگر می گفتید نمی فهمم در کفر شما شک می کردم، اما چون می گویید که می فهمم اما قبول ندارم، کفر شما را باور می کنم.
ادامه بحث با این فرد از نظر شرعی ایراد دارد دوستان.
یا علی.

تو چی میدونی از من که دهنت رو باز میکنی تهمت میزنی
شما که ادعای مسلمون بودن میکنید حداقل آموزه های اسلام رو خودتون رعایت کنید بعد بیاید بحث کنید !
هر کجا کم آوردید ایراد دارد و خداحافظ !
اگر من چیزی را نمیپذیرم به خاطر اینه که دلم رضایت نمیدهد ! نه از روی عمد
اگر هم به خاطر کافر بودنم رضایت نمیدهد ! پس خدا من رو از همون اول خودش کافر آفریده !
اصلا شما نفهمیدی ما چی گفتیم چی شد اومدی اینجا ادای افراد باهوش و با فضیلت در میاری !
من گفتم که هر چند آموزه های اسلام اعلب برای انسان مفید هست و اغلب خوب و زیبا هستن ولی از کجا معلوم از طرف خدا باشند و نه گفتار یک انسان نیک اندیش
با همان منطقی که میشود برخی سخنان قرآن را معجزه انگاشت میشود آن ها را رد هم کرد !
شما اعصابت از جای دیگه ناراحت هست میای سر بقیه خالی میکنی چرا
اصلا من کافر من خود شیطان ! شما راضی شدی ؟ کیف کن !
تو عنوان تایپک بنویسید افرادی که دینشون ناقص و نصف و نمیه هست وارد اینجا نشن چون ممکنه کافر بشن !
همین نداشتن ریشه های قوی برای پذیرش دین هست که باعث میشه با چند تا سخن مخالف و سوال شما دینت رو از دست بدی !
اگر دینت ریشه قوی نداره نیا اینجا

limbo
۱۳۹۱/۰۴/۲۴, ۱۱:۴۴
دوست من متاسفانه شما ذاتا با همه دوستان انگار مشکل دارید با همه از ادبیات نادرستی استفاده میکنید
حالا نمونه سازگاری شما !

این مرد نمونه یک انسان کافر است، چه خوشمان بیاید
این فرد کافر، هلمون، دیدید که تمام آیات و نشانه ها و دلایل غیر قابل ردی را که دوستان به روشنی و با حوصله در جواب، به ایشان ارائه می دادند

الانم اصلا نمیدونم شما حرفت چیه

چون شما دنبال سازگاری نیستی

همین الان از یکی از علما استفتا کردم و صحبت های این بی اصل و نسب یهودی زاده را به او گفتم بخصوص این غلط خوری اخریش

حالا

اشکال بیار تا توضیحش بدیم.

من که 2 تا اشکال آوردم . شما توضیح ندادی .


اما هنگام شنیدن جواب تجاهل می کنید.

هر چند روی سخنت با من نیست . اما برای سوالات خودم که جوابی نشنیدم . شما مشکلتون این هست . که فکر می کنین ما حقوق بگیر فلان جا و فلان جا هستیم و اومدیم اینجا دین مردم خراب کنیم . مطمئن باشین شخص بنده از گذاشتن چنین مطالبی در اینترنت راضی نیستم . چون می ترسم باعث گمراهی دیگری بشم . از طرفی ریسک مطرح کردن این سوالات تو یه سایت ایرانی رو هم پذیرفتم که حالا توضیحش بماند . خودتون می دونید .

ما هم روزی بسیار اعتقاد داشتیم و حتی همین الان هم دوست دارم همه نظرات شما درست باشه . اما الان که به بسیاری از مسائل نگاه می کنم . غیر قابل باور هست . بسیاری از سوالات برای شخص بنده پیش اومده نه این که لزوما در کتاب های مخالف خونده باشم ، در کل شما دست خودتون رو تو بحث خیلی باز گذاشتین . حتی برای پایانش .


ادامه بحث با این فرد از نظر شرعی ایراد دارد دوستان.

ستايشگر
۱۳۹۱/۰۴/۲۴, ۱۲:۲۰
من که 2 تا اشکال آوردم . شما توضیح ندادی .



به نام خدا.

زیاد بحث کردن ، دل آدم رو میزنه و مغز آدم رو خسته میکنه. یکم وقت تنفس بدید ، چشم در خدمتتون هستم.

با تشکر ، ستایشگر :Gol:

hoorshid
۱۳۹۱/۰۴/۲۴, ۱۵:۵۵
- خدا جهان رو ساخته ول کرده ! 2- خدا جهان رو ساخته و نگهش میداره ولی به ما کاری نداره 3- خدا نمیخواد با ما ارتباز برقرار کنه 4-خدا میخواد با ما ارتباط برقرار کنه

شما یه ادم به من نشون بده بیهدف یه کاریو انجام بده!!اون موقع من میپذیرم خدا دنیا رو همینجوری افریده!!به قول خود شما ول کرده!!!اونم دنیایی با این عظمت!!این همه پیچیدگی تو خلقت!!که خدایی ادم یه جاهای یه چیزایی میبینه که کف میکنه از این خلقت!!!
بعدم من فرق گزینه 1و2تو نمی فهمم خداییش!!
هر ادم عاقل و با انصافی می فهمه خدا این دنیارو با این عظمت بیخودی نیافریده!
بعد هم اگه ما ادما به یه دلیلی افریده شدیم و یه اتفاقی بالاخره باید ته زندگی ما یا ته خلقت این عالم یه اتفاقی بیافتد پس یه مکتبو روشی لازمه واسه رسیدن به اون!!حالا هر چی دوس داری اسمشو بذار!!
دین،ایین،مکتب،مسلک....
بعد هم از این همه مکتب و روشی که تو این دنیا وجود داره که بعضی هاشون متضاد که هیچی ناقض همند معلومه که بالاخره یکی از این مکاتب درسته یا حداقل بعضی تیکه ها از هر کدوم درسته!!و باز همین مکاتب مختلف و متضاد نشون میده که عقل ما برای پیدا کردن کامل درستی کمه!!!و اگر ما باید به یه جایی و یه هدفی برسیم و اگه قرار باشه راه رسیدن به اونو نداشته باشیم (چون عقل ناکافیه) انصافا شما تو حکمت و علم همچین خدایی شک نمیکنی!پس ما به یه چیز غیر عقل نیاز داریم!!چون خدایی که علمش ناقص باشه یعنی یه چیزی هست که اون نمیدونه پس او نیافریده،پس واحد نیست!!!
از اینجا یعنی دین هست!بعد هم اگه قرار باشه هر چی خدا به ما گفته از بین رفته باشه خوب پس ماها چطور باید راه درستو پیدا کنیم؟!!مگه خدا خودش نمیدونسته از چه راهی ادما رو هدایت کنه تا دینش بمونه!!اگه نمیتونسته این کارو بکنه پس این چه خداییه!!؟؟از همین راه ادم میفهمه قران نباید تحرف میشده و نباید تا قیامت هم تحریف بشه!!!

hoorshid
۱۳۹۱/۰۴/۲۴, ۱۶:۲۱
از طرف دیگه وقتی یه معجزه علمی تو قران میبینی میفهمی این یه کتاب عادی نیس!اما برای اینکه خیالت راحت بشه به نظر من حتما کتاب اقای جوادی عاملی رو بخون!!در باره ی همین دلایل نزاهت قران از تحریفه!!شیوه بحث ایشون عالیه!!من باور نمیکنم کسی با نگاه منصفانه اونو بخونه و قانع نشه!سطح کتابم خیلی بالا نیست!

ناصر یوسف نژاد
۱۳۹۱/۰۴/۲۴, ۱۶:۳۱
حالا نمونه سازگاری شما !

ما هم روزی بسیار اعتقاد داشتیم و حتی همین الان هم دوست دارم همه نظرات شما درست باشه . اما الان که به بسیاری از مسائل نگاه می کنم . غیر قابل باور هست . بسیاری از سوالات برای شخص بنده پیش اومده نه این که لزوما در کتاب های مخالف خونده باشم ، در کل شما دست خودتون رو تو بحث خیلی باز گذاشتین . حتی برای پایانش .

دوست عزیز.
بنده اصلا منظورم به شما نبود، چون اصلا با شما بحثی نداشته ام.
این کافر که دیدید، ابتدا با بیش از 20 سؤال که به طعنه مطرح کرد، وارد بحث شد.
بنده با حوصله به تمام 20 سؤال ایشان در حد بضاعت خودم جواب دادم، ایشان اگر دنبال جواب بود، روی جواب های بنده با من بحث می کرد. اما ایشان بار دیگر همان سؤالات را البته ترتیب آنها را به هم زد و کمی در شکل تفاوت داد و دوباره مطرح کرد. هر خیرخواهی که به ایشان جواب داد، ایشان بدون توجه به جواب دوباره ترتیب سؤالات را به هم زد و باز همان را بصورت دیگری مطرح کرد، انگار جوابی نشنیده!
از صفحات 12 یا 13 به بعد، ایشان جواب ها را شنید، اما می گوید: «دلم راضی نمی شود آن را قبول کنم!»
همین یعنی عقل او پذیرفته، اما دل او که معدن هوی و هوس نفسانی است، منکر است.
بنده هم دقیقاً همین را می گویم.
مگر کافر یا مشرک شاخ یا دم دارد پدرجان؟!
نص قرآن صریحا می فرماید اشداء علی الکفار، یعنی با کفار با شدت برخورد کنید.
این باعث می شود از دور و بر شما بروند و در اطراف شما به سمپاشی نپردازند.
اگر شما بحث را با این کافر ادامه دهید، چند جوان کم تجربه شاهد این بحث باشند، اگر به دین آنان ضربه خورد مقصر شمایی هستید که بحث را ادامه دادید.
این آدم خودش عنوان کرده دلم راضی نمی شود قبول کنم! پس شما باید اینقدر دلیل بیاورید و این احمق آنقدر به خدا و قرآن و ائمه تهمت و دروغ و افترا و کذب و سب ببندد تا دلش راضی شود!
بعد هم مظلوم نمایی کند که آقاجان! اینجا طاقت شنیدن حرف حق ندارند! یا از جواب کم می آورند و به انسان تهمت کفر می زنند!
این کافر خودش به کفر خودش اعتراف کرد زمانی که گفت : « من دلم راضی نمی شود قبول کنم». این یعنی عقلم پذیرفته، اما دلم قبول نمی کند، پس این قبول داشتن را پنهان می کنم و پنهان کردن حق = کفر.
یا علی.

ناصر یوسف نژاد
۱۳۹۱/۰۴/۲۴, ۱۶:۴۴
تو چی میدونی از من که دهنت رو باز میکنی تهمت میزنی
شما که ادعای مسلمون بودن میکنید حداقل آموزه های اسلام رو خودتون رعایت کنید بعد بیاید بحث کنید !
هر کجا کم آوردید ایراد دارد و خداحافظ !
اگر من چیزی را نمیپذیرم به خاطر اینه که دلم رضایت نمیدهد ! نه از روی عمد
اگر هم به خاطر کافر بودنم رضایت نمیدهد ! پس خدا من رو از همون اول خودش کافر آفریده !
اصلا شما نفهمیدی ما چی گفتیم چی شد اومدی اینجا ادای افراد باهوش و با فضیلت در میاری !
من گفتم که هر چند آموزه های اسلام اعلب برای انسان مفید هست و اغلب خوب و زیبا هستن ولی از کجا معلوم از طرف خدا باشند و نه گفتار یک انسان نیک اندیش
با همان منطقی که میشود برخی سخنان قرآن را معجزه انگاشت میشود آن ها را رد هم کرد !
شما اعصابت از جای دیگه ناراحت هست میای سر بقیه خالی میکنی چرا
اصلا من کافر من خود شیطان ! شما راضی شدی ؟ کیف کن !
تو عنوان تایپک بنویسید افرادی که دینشون ناقص و نصف و نمیه هست وارد اینجا نشن چون ممکنه کافر بشن !
همین نداشتن ریشه های قوی برای پذیرش دین هست که باعث میشه با چند تا سخن مخالف و سوال شما دینت رو از دست بدی !
اگر دینت ریشه قوی نداره نیا اینجا

آموزه های اسلام می فرماید اشداء علی الکفار.
این هم دلیل کفر این کافر، می گوید دلم قبول نمی کند، یعنی عقلم پذیرفته، اما دلم راضی به قبول نیست و حق را پنهان می کند
مثل ابوبکر و عمر و ... .
نمونه هایی از کفر او نسبت به خدا، قرآن و اینکه قرآن از جانب انسان است نه خدا، و خدا من را کافر آفریده، ووو در ارسال این کافر نمایان است.

تا جاییکه این کافر مشغول سؤال کردن بود، بله، جواب دادن وظیفه ما بود، اما این کافر الان مشغول تبلیغ کفر شده، به صراحت می گوید وتبلیغ می کند که قرآن از جانب انسان باهوشی آورده شده نه از طرف خدا !!! این کفر نیست؟!
گوش دادن به کفر خلاف دستور دین است. هرجا بر خدا و قرآن و پیامبر (ص) کفر ببندند، جایز نیست گوش دادن.
یا علی.

کاظمی
۱۳۹۱/۰۴/۲۴, ۱۹:۲۴
این هم دلیل کفر این کافر
به نظر من ما حق نداریم زود انگه کافر شدن رو روی هرکسی بذاریم.ایشون هم مثل خیلی از جوونای دیگه شبهه به جونش افتاده وباید دنبال جوابش بره چون شیطون تا کافرش نکنه دست بردار نیست.برای ماها هم ممکنه از این اتفاقا بیفته.منم به ایشون میگم که منتظر نباش ماها که خودمون کلی سواله بی جواب توی ذهنمون هست جوابتون رو بدیم بلکه باید از اهلش بپرسی.ببینید برای بعضی چیزا در دین استدلال عقلی وجود داره.پس باید دنبالش رفت.و باید اصول دین(توحید،معاد،نبوت،عدل،ا امت)رو خوب یاد بگیریم تا برای اون چیزایی که عقل آدمیزاد بهش نمیرسه تسلیم فرمان الهی باشیم.هیچ چیزی بدون علت نیست در این دنیا چون هر معلولی علتی دارد.منتها چیزایی هست که انسان عقلش قد نمیده،اونایی که دلیل داره رو باید از اهلش بپرسیم.تا برامون حل بشه.اینکه ما بگیم درسته اما دلم نمیپذیره،اسمش وسواس و وسوسه وشیطان است.مثل این میمونه که بگیم میدونم الان اینجا نشستما،اما شایدم ننشسته باشم....!!!!!

bossm
۱۳۹۱/۰۴/۲۴, ۱۹:۵۵
من اینطور متوجه میشم که شما چون چیز بهتری از ادیان فعلی پیدا نکردین از سوی محافظه کاری رفتین سمت دین !
والا همین الانشم هستن یه سری افراد که ادعای پیامبری میکنن و خیلیا هم خودشون هم باورشون شده !
انسان همیشه میخواسته یه چیزی پیدا کنه بپرسته از چوب و گاو آتش تا چیزای دیگه !
حالا چون ادیان ابراهیمی کمی عقلانی تر و منطقی تر به نظر میرسه خیلیا رفتن سراغ اون ها
ولی باز هم دلیل پیروی من از اون ها نمیشه
محافظه کاری نه !!!
یجورایی شبیه به شرط بندی پاسکال اما در مورد دین ....
در مورد ادیان نوین هم من میگم کار استکباره ....شما بگید نیست !
حس پرستش هم خدایی بوده و درون انسان گذاشته تا الکی دین بسازن و ....!

ناصر یوسف نژاد
۱۳۹۱/۰۴/۲۴, ۲۰:۲۰
به نظر من ما حق نداریم زود انگه کافر شدن رو روی هرکسی بذاریم.

شما بر روی کسی که مرتکب این کارها شود چه اسمی می گذارید؟!

طرف ادعا می کند که قرآن از طرف خدا نازل نشده، بلکه انسان هوشمندی قرآن را ساخته!

بعد این کافر می گوید اسلام از طرف خدا نیست، کلا دین را قبول ندارد از طرف خدا باشد!

به صراحت می گوید خدا عادل نیست!

ببینید، زود بر اساس مظلوم نمایی این کافر در موردش قضاوت نکنید.

شک و شبهه در دل همه می افتد. من و شما هم روزی همین شک و شبهه در دلمان افتاده 100% اگر بگویید در دل شما نیفتاده دروغ می گویید.
اما بنده وقتی محقق هستم و شبهه در دلم است، وقتی بی غرض و مرض دنبال جواب می گردم، اگر توجیه عقلانی بر چیزی آورده شود، و عقل آنرا قبول کند، قبول می کنم و ایمان می آورم.
قرآن و دین اسلام آنقدر کامل و بدون ایراد و غیرقابل بحث می باشد که باهوشترین انسان ها در تاریخ به درستی آن اذعان کرده و پیرو آن بوده اند، چه عرب چه ایرانی چه اروپایی ، چه در قدیم، چه در حال ...
حالا شما می فرمایید دلایل ما برای این کافر قانع کننده نبوده و ایمان نیاورده و قانع نشده.
تا اینجا هم هیچ مشکلی نیست، چون ایمان زورکی نیست.

اما از لحظه ای که این کافر ادعا کرد، دلم قبول نمی کند، یعنی عقلش این را پذیرفته،
یعنی دارد حرف حق را پنهان می کند و کفر در لغت عرب یعنی پنهانکاری.
شاید نادانسته دارد مرتکب می شود، اما باید بداند که مرتکب کفر دارد می شود.

این کافر می گوید که من قبول ندارم قرآن از جانب خداست. تا اینجا کاری با او نداریم.
می گوییم آقا دلایل ما تو را قانع نکرد اشکالی ندارد، بی دین باش و آزاده لااقل.
اما این نامرد می گوید قرآن را انسان باهوشی درست کرده!

این حرف چرند که از دهان او در می آید هم مرتکب کفر شده هم شرک!
دیگر کفر و شرک چه شکلی است؟!
بعد، شما توجه کن ما اینقدر ها هم که شما سعی کردید سیاه نمایی کنید بی حوصله نبودیم!
فقط بیش از 10 ارسال در جواب این کافر نادان بنده ارائه کردم و او را کافر خطاب نکردم.الان در هجدهمین صفحه در مورد موضوع قرار داریم. همین نشانه امید ما برای روشن شدن نور ایمان در دل این جوان بود.
ایشان در مرحله شک حق ندارد فتوی صادر کند که یک خدا نداریم و دو خدا داریم!
ایشان در مرحله شک و تحقیق حق ندارد فتوی صادر کند که قرآن از جانب خدا نیست و انسان هوشمندی آنرا نوشته!
ایشان در مقام تحقیق حق سؤال دارد نه فتوی!
کدام یک از گفته هایش را می تواند اثبات کند؟!

اما شما که از یک کافر دفاع می کنید، اسیر مظلوم نمایی کسی نشوید. یکبار از ابتدا این پست را مطالعه کنید، بی طرف و بی غرض.
ببینید کم برایش توضیح داده شد؟
اگر قانع شد که شد. اگر هم نشد خدا نگهدار. دیگر توهین به مقدسات را تحمل نمی کنیم به اسم سؤال.

خطاب به هلمون:اگر سؤال داری مثل آدم مطرح کن. اگر قانع نشدی با دلیل بحث کن. فتوی کفر صادر کنی بچه شیعه تو دهنت می زند.

helmon
۱۳۹۱/۰۴/۲۵, ۰۱:۵۶
شما بر روی کسی که مرتکب این کارها شود چه اسمی می گذارید؟!

طرف ادعا می کند که قرآن از طرف خدا نازل نشده، بلکه انسان هوشمندی قرآن را ساخته!

بعد این کافر می گوید اسلام از طرف خدا نیست، کلا دین را قبول ندارد از طرف خدا باشد!

به صراحت می گوید خدا عادل نیست!

ببینید، زود بر اساس مظلوم نمایی این کافر در موردش قضاوت نکنید.

شک و شبهه در دل همه می افتد. من و شما هم روزی همین شک و شبهه در دلمان افتاده 100% اگر بگویید در دل شما نیفتاده دروغ می گویید.
اما بنده وقتی محقق هستم و شبهه در دلم است، وقتی بی غرض و مرض دنبال جواب می گردم، اگر توجیه عقلانی بر چیزی آورده شود، و عقل آنرا قبول کند، قبول می کنم و ایمان می آورم.
قرآن و دین اسلام آنقدر کامل و بدون ایراد و غیرقابل بحث می باشد که باهوشترین انسان ها در تاریخ به درستی آن اذعان کرده و پیرو آن بوده اند، چه عرب چه ایرانی چه اروپایی ، چه در قدیم، چه در حال ...
حالا شما می فرمایید دلایل ما برای این کافر قانع کننده نبوده و ایمان نیاورده و قانع نشده.
تا اینجا هم هیچ مشکلی نیست، چون ایمان زورکی نیست.

اما از لحظه ای که این کافر ادعا کرد، دلم قبول نمی کند، یعنی عقلش این را پذیرفته،
یعنی دارد حرف حق را پنهان می کند و کفر در لغت عرب یعنی پنهانکاری.
شاید نادانسته دارد مرتکب می شود، اما باید بداند که مرتکب کفر دارد می شود.

این کافر می گوید که من قبول ندارم قرآن از جانب خداست. تا اینجا کاری با او نداریم.
می گوییم آقا دلایل ما تو را قانع نکرد اشکالی ندارد، بی دین باش و آزاده لااقل.
اما این نامرد می گوید قرآن را انسان باهوشی درست کرده!

این حرف چرند که از دهان او در می آید هم مرتکب کفر شده هم شرک!
دیگر کفر و شرک چه شکلی است؟!
بعد، شما توجه کن ما اینقدر ها هم که شما سعی کردید سیاه نمایی کنید بی حوصله نبودیم!
فقط بیش از 10 ارسال در جواب این کافر نادان بنده ارائه کردم و او را کافر خطاب نکردم.الان در هجدهمین صفحه در مورد موضوع قرار داریم. همین نشانه امید ما برای روشن شدن نور ایمان در دل این جوان بود.
ایشان در مرحله شک حق ندارد فتوی صادر کند که یک خدا نداریم و دو خدا داریم!
ایشان در مرحله شک و تحقیق حق ندارد فتوی صادر کند که قرآن از جانب خدا نیست و انسان هوشمندی آنرا نوشته!
ایشان در مقام تحقیق حق سؤال دارد نه فتوی!
کدام یک از گفته هایش را می تواند اثبات کند؟!

اما شما که از یک کافر دفاع می کنید، اسیر مظلوم نمایی کسی نشوید. یکبار از ابتدا این پست را مطالعه کنید، بی طرف و بی غرض.
ببینید کم برایش توضیح داده شد؟
اگر قانع شد که شد. اگر هم نشد خدا نگهدار. دیگر توهین به مقدسات را تحمل نمی کنیم به اسم سؤال.

خطاب به هلمون:اگر سؤال داری مثل آدم مطرح کن. اگر قانع نشدی با دلیل بحث کن. فتوی کفر صادر کنی بچه شیعه تو دهنت می زند.
اگر مردی پاشو برو فلسطین از انسان های بی گناه دفاع کن نشستی شکمتو گنده کردی به من میگی کافر ؟! (شرمنده ولی من درست مانند خود دوستان بهشون جواب میدم)
این تایپک رو ببین جناب
سه نفر دیگه (به قول شما کافر) هم سوال مشابهی رو مطرح کردن ! حداقلش من به وجود خدا باور دارم !
http://www.askdin.com/thread20476.html#post242507
به نظر شما این که جوانان با این مشکلات روبرو میشن چیه
در ضمن من نیومدم اینجا تبلیغ چیزی رو بکنم
اونی که میخواد تبلیغ کنه با تلوزیون و ماهواره چندین ملیون آدمو گول میزنه نه این که بیاد اینجا پیش شما که فش بخوره
در ضمن شما میتونی پاسخ ندی و اصلا وارد این تایپک نشی !
یکی از شبهات قرآن هم همینه ! که میگه در دین اجباری نیست بعد میگه هر جا کافر دیدی بکشیدش ! از خدا بعیده این چیز ها !!
در ضمن اسم من محمد هست :)

ناصر یوسف نژاد
۱۳۹۱/۰۴/۲۵, ۰۷:۲۰
اگر مردی پاشو برو فلسطین از انسان های بی گناه دفاع کن نشستی شکمتو گنده کردی به من میگی کافر ؟! (شرمنده ولی من درست مانند خود دوستان بهشون جواب میدم)
این تایپک رو ببین جناب
سه نفر دیگه (به قول شما کافر) هم سوال مشابهی رو مطرح کردن ! حداقلش من به وجود خدا باور دارم !
http://www.askdin.com/thread20476.html#post242507
به نظر شما این که جوانان با این مشکلات روبرو میشن چیه
در ضمن من نیومدم اینجا تبلیغ چیزی رو بکنم
اونی که میخواد تبلیغ کنه با تلوزیون و ماهواره چندین ملیون آدمو گول میزنه نه این که بیاد اینجا پیش شما که فش بخوره
در ضمن شما میتونی پاسخ ندی و اصلا وارد این تایپک نشی !
یکی از شبهات قرآن هم همینه ! که میگه در دین اجباری نیست بعد میگه هر جا کافر دیدی بکشیدش ! از خدا بعیده این چیز ها !!
در ضمن اسم من محمد هست :)

اولاما دوست داریم برویم، اما ولایت فقیه اجازه صادر نکردند تا الان.بنده تابع ولایت هستم. سرخود کاری نمی کنم.
بنده زمانی که این رباعی رو نوشتم:


دروازه ی قدس را نشانم بدهید* یک اسلحه و دو قرض نانم بدهید
ای اهل عراق، جان مولا اینبار* من عازم غزه ام امانم بدهید

به من خرده گرفتند که از ولایت فقیه جلو نزن، ما هم گفتیم چشم.

ثانیاً،کی همچین غلطی کرده که من اگر دیدم به اسلام و قرآن توهین شد نباید وارد این تاپیک بشم؟!
صحبت سر اعتقادات و اسلام باشه، به اعتقادات و اسلام توهین بشه، منِ شیعه ببینم و چیزی نگم؟!
من هرگز همچین اشتباهی نمی کنم، تو هم دیگه از این غلطا نکن.
ما هرجا علیه اسلام عزیز، علیه قرآن، علیه اهل بیت (ع)، علیه ولایت فقیه، و باقی مقدسات اسلام عزیز تهاجمی ببینیم، دهن مهاجم رو پاره می کنیم.
این طرز فکر که هر کس هرچه دوست دارد به مقدسات بگوید از مغز آن شیخ نادان تراوش کرد و این تساهل و تسامح هم که امروز از عده ای می بینیم که به ناحق در حق اسلام عزیز روا می دارند، از تفکر گندیده ی همان شیخ نادان تراوش کرد که امروزه ارتباطش با صهیونیست ها مثل روز روشن شده و هم کیشانش در صف معاندان نظام هر روز علیه اسلام و نظام و ولایت تبلیغ می کنند.
بنده در مورد مسائلی که به اسلام مربوط می شود هیچ تساهل و تسامحی ندارم مردک.
هرجا کفر بگی تو دهنت می زنم.

اگر توهینی که این ابله کافر به اسلام و قرآن کرده بود، در یک شبکه کافر مخالف اسلام بود، مجریان شبکه حرف او را قطع می کردند و به او تذکر می دادند که به مقدسات مسلمین توهین نکند و کفر نگوید،
بنده از مدیران انجمنی که نام گفتگوی دینی را یدک می کشد تعجب می کنم که توهین آشکار به ساحت مقدس اسلام و قرآن و خداوند تبارک و تعالی را اینهمه تحمل می کنند.
عنوان این تاپیک شبهه انگیز و موهن، ایجاد کننده تاپیک کافر و مبلغ علیه خدا و پیامبر (ص) و ائمه طاهرین (ع) و قرآن، این بیشتر شبیه گفتگوی بی دینان است، تا گفتگوی دینی!
بخدا بابت این بی تفاوتی ها مسئولید همه.

helmon
۱۳۹۱/۰۴/۲۵, ۰۷:۴۱
اولاما دوست داریم برویم، اما ولایت فقیه اجازه صادر نکردند تا الان.بنده تابع ولایت هستم. سرخود کاری نمی کنم.
بنده زمانی که این رباعی رو نوشتم:


دروازه ی قدس را نشانم بدهید* یک اسلحه و دو قرض نانم بدهید
ای اهل عراق، جان مولا اینبار* من عازم غزه ام امانم بدهید

به من خرده گرفتند که از ولایت فقیه جلو نزن، ما هم گفتیم چشم.

ثانیاً،کی همچین غلطی کرده که من اگر دیدم به اسلام و قرآن توهین شد نباید وارد این تاپیک بشم؟!
صحبت سر اعتقادات و اسلام باشه، به اعتقادات و اسلام توهین بشه، منِ شیعه ببینم و چیزی نگم؟!
من هرگز همچین اشتباهی نمی کنم، تو هم دیگه از این غلطا نکن.
ما هرجا علیه اسلام عزیز، علیه قرآن، علیه اهل بیت (ع)، علیه ولایت فقیه، و باقی مقدسات اسلام عزیز تهاجمی ببینیم، دهن مهاجم رو پاره می کنیم.
این طرز فکر که هر کس هرچه دوست دارد به مقدسات بگوید از مغز آن شیخ نادان تراوش کرد و این تساهل و تسامح هم که امروز از عده ای می بینیم که به ناحق در حق اسلام عزیز روا می دارند، از تفکر گندیده ی همان شیخ نادان تراوش کرد که امروزه ارتباطش با صهیونیست ها مثل روز روشن شده و هم کیشانش در صف معاندان نظام هر روز علیه اسلام و نظام و ولایت تبلیغ می کنند.
بنده در مورد مسائلی که به اسلام مربوط می شود هیچ تساهل و تسامحی ندارم مردک.
هرجا کفر بگی تو دهنت می زنم.

اگر توهینی که این ابله کافر به اسلام و قرآن کرده بود، در یک شبکه کافر مخالف اسلام بود، مجریان شبکه حرف او را قطع می کردند و به او تذکر می دادند که به مقدسات مسلمین توهین نکند و کفر نگوید،
بنده از مدیران انجمنی که نام گفتگوی دینی را یدک می کشد تعجب می کنم که توهین آشکار به ساحت مقدس اسلام و قرآن و خداوند تبارک و تعالی را اینهمه تحمل می کنند.
عنوان این تاپیک شبهه انگیز و موهن، ایجاد کننده تاپیک کافر و مبلغ علیه خدا و پیامبر (ص) و ائمه طاهرین (ع) و قرآن، این بیشتر شبیه گفتگوی بی دینان است، تا گفتگوی دینی!
بخدا بابت این بی تفاوتی ها مسئولید همه.
من توهین نکردم !
احتمالات را بیان کردم
نآدم های احمق مثل شما بسیار خطرناک هستند
که هر چیز را بدون دلیل و از ترس و جهلشان بلافاصبه میپذیرند
اون تروریست قاتل جانی و وهابی ها هم دقیقا از افرادی مثل تو تشکیل شدن
فقط فرقشون این بوده که بدبختا بد جایی بدنیا اومدن
و افکار اشتباه رو کردن تو مخشون
شما فکر میکنی این تروریست ها و قاتل ها چی فکر میکنن
اون هایی که میگن 7 نفر بکش برو بهشت
اونها هم کاملا مطمئن هستن و بری بگی این فکرتون شاید نادرسته میکشنت !
شما هم داری عین اون ها رفتار میکنی
حالا که از پاسخ علمی درست حسابی درماندی چرا دیوانه میشی !
واقعا خوش شانسی که تو پاکستان بدنیا نیومدی وگر نه الان خودت و یه عده بدبخت دیگه رو با بمب فرستاده بودی رو هوا
اون آدمی که مدفوع میخوره به امید شفا یافتن با شما فرقی نداره
چون هر دو شما بدون علم به انجام کاری میپردازین
من هیچوقت کاری رو که نفهمم انجام نمیدم و نخواهم داد
الان هم به جای بیشتر نشان دادن شخصیت خودت اگر پاسخ علمی و منطقی (نه تعصبی) داری بفرما ما سراپا گوشیم وگر نه همانطور که من اینجا نه به شما نه به کس دیگر توهین نکردم شما هم توهین نکن
غرور ازت میباره عزیز دلم ! غرور هم از نظر عقلایی هم از نظر دینی که پذیرفتیش کار ناپسندیه ! خودت رو اصلاح کن :)

helmon
۱۳۹۱/۰۴/۲۵, ۰۷:۴۳
اولاما دوست داریم برویم، اما ولایت فقیه اجازه صادر نکردند تا الان.بنده تابع ولایت هستم. سرخود کاری نمی کنم.
بنده زمانی که این رباعی رو نوشتم:


دروازه ی قدس را نشانم بدهید* یک اسلحه و دو قرض نانم بدهید
ای اهل عراق، جان مولا اینبار* من عازم غزه ام امانم بدهید

به من خرده گرفتند که از ولایت فقیه جلو نزن، ما هم گفتیم چشم.

ثانیاً،کی همچین غلطی کرده که من اگر دیدم به اسلام و قرآن توهین شد نباید وارد این تاپیک بشم؟!
صحبت سر اعتقادات و اسلام باشه، به اعتقادات و اسلام توهین بشه، منِ شیعه ببینم و چیزی نگم؟!
من هرگز همچین اشتباهی نمی کنم، تو هم دیگه از این غلطا نکن.
ما هرجا علیه اسلام عزیز، علیه قرآن، علیه اهل بیت (ع)، علیه ولایت فقیه، و باقی مقدسات اسلام عزیز تهاجمی ببینیم، دهن مهاجم رو پاره می کنیم.
این طرز فکر که هر کس هرچه دوست دارد به مقدسات بگوید از مغز آن شیخ نادان تراوش کرد و این تساهل و تسامح هم که امروز از عده ای می بینیم که به ناحق در حق اسلام عزیز روا می دارند، از تفکر گندیده ی همان شیخ نادان تراوش کرد که امروزه ارتباطش با صهیونیست ها مثل روز روشن شده و هم کیشانش در صف معاندان نظام هر روز علیه اسلام و نظام و ولایت تبلیغ می کنند.
بنده در مورد مسائلی که به اسلام مربوط می شود هیچ تساهل و تسامحی ندارم مردک.
هرجا کفر بگی تو دهنت می زنم.

اگر توهینی که این ابله کافر به اسلام و قرآن کرده بود، در یک شبکه کافر مخالف اسلام بود، مجریان شبکه حرف او را قطع می کردند و به او تذکر می دادند که به مقدسات مسلمین توهین نکند و کفر نگوید،
بنده از مدیران انجمنی که نام گفتگوی دینی را یدک می کشد تعجب می کنم که توهین آشکار به ساحت مقدس اسلام و قرآن و خداوند تبارک و تعالی را اینهمه تحمل می کنند.
عنوان این تاپیک شبهه انگیز و موهن، ایجاد کننده تاپیک کافر و مبلغ علیه خدا و پیامبر (ص) و ائمه طاهرین (ع) و قرآن، این بیشتر شبیه گفتگوی بی دینان است، تا گفتگوی دینی!
بخدا بابت این بی تفاوتی ها مسئولید همه.
شما که نوشته های من رو بلود و رنگی میکنی و جواب های رنگا وارنگ میدی اون توهین ها من رو هم بلود کن ببینم من کی توهین کردم ؟!

ناصر یوسف نژاد
۱۳۹۱/۰۴/۲۵, ۰۸:۳۳
من توهین نکردم !
احتمالات را بیان کردم
نآدم های احمق مثل شما بسیار خطرناک هستند
که هر چیز را بدون دلیل و از ترس و جهلشان بلافاصبه میپذیرند
اون تروریست قاتل جانی و وهابی ها هم دقیقا از افرادی مثل تو تشکیل شدن
فقط فرقشون این بوده که بدبختا بد جایی بدنیا اومدن
و افکار اشتباه رو کردن تو مخشون
شما فکر میکنی این تروریست ها و قاتل ها چی فکر میکنن
اون هایی که میگن 7 نفر بکش برو بهشت
اونها هم کاملا مطمئن هستن و بری بگی این فکرتون شاید نادرسته میکشنت !
شما هم داری عین اون ها رفتار میکنی
حالا که از پاسخ علمی درست حسابی درماندی چرا دیوانه میشی !
واقعا خوش شانسی که تو پاکستان بدنیا نیومدی وگر نه الان خودت و یه عده بدبخت دیگه رو با بمب فرستاده بودی رو هوا
اون آدمی که مدفوع میخوره به امید شفا یافتن با شما فرقی نداره
چون هر دو شما بدون علم به انجام کاری میپردازین
من هیچوقت کاری رو که نفهمم انجام نمیدم و نخواهم داد
الان هم به جای بیشتر نشان دادن شخصیت خودت اگر پاسخ علمی و منطقی (نه تعصبی) داری بفرما ما سراپا گوشیم وگر نه همانطور که من اینجا نه به شما نه به کس دیگر توهین نکردم شما هم توهین نکن
غرور ازت میباره عزیز دلم ! غرور هم از نظر عقلایی هم از نظر دینی که پذیرفتیش کار ناپسندیه ! خودت رو اصلاح کن :)

اینهم دلیل دیگر بر تفرعن و کفر این کافر. خودش آشکارا اعلام کرد کاری رو که نفهمم انجام نمی دم و نخواهم داد. یعنی اتمام حجت کرد در آینده هم انجام نمیده.
در ماجرای طالوت و جالوت، زمانی که طالوت با سپاهیانش برای جنگ با جالوت عازم شد،

پس از چندی لشكری متشكل آراسته شد و سربازانی منظم و سپاهی مقتدر در مقابل او آماده شد، اما طالوت چون دید برخی سران و افراد سپاه در كار ریاست او شك و تردید دارند و در مورد سلطنت او اعتراض دارند تصمیم گرفت موقعیت خود را بررسی و آنها را امتحان كند تا مبادا به هنگام نبرد و برافراشته شدن پرچمها دست از وی بردارند و او را رها سازند و از صحنه نبرد فرار كنند، لذا گفت: به زودی به نهر آبی می رسیم، هر كس بردبار است و اطاعت مرا می نماید، باید فقط یك كف آب بیاشامد تا صداقت و صمیمیت خود را به من نشان دهد. ولی هر كس كه بیش از این مقدار آب نوشید از دستور من تجاوز كرده و از من نیست. چون لشكر به نهر آب رسید، آنچه طالوت از آن بیم داشت، تحقق یافت، زیرا به جز تعداد انگشت شماری، بقیه سپاهیان بیش از حد آب نوشیدند و این عده معدود، بردباران مؤمن و دوستان صادق و بی ریای طالوت بودند. به این ترتیب سربازان طالوت به دو دسته تقسیم شدند، گروه كثیری بی اراده و سست عنصر و گروه اندكی مقتدر و مصمم، ولی طالوت دوستان بی ریای خود را برای جنگ آماده كرد و با افراد سست عنصر سخنی نگفت و به اتفاق مجاهدین خالص برای مبارزه با دشمن و جنگ در راه خدا آماده شد.
ارزش سرباز به فرمانبرداری اوست.

اینجا سربازان طالوت که بیش از حد آب خوردند هم مثل این کافر گفتند تا دلیل نخوردن آب را ندانیم آب می خوریم.
شیطان هم که به انسان سجده نکرد دنبال دلیل این بود که چرا باید در مقابل انسان سجده کند و از رانده شدگان شد.
این کافر هم فردا اگر مملکت دچار جنگ شود، اگر خوشبینانه نگاه کنیم، اگر به سپاه دشمن ملحق نشود، در گوشه ای قایم می شود و می گوید دیدید که اینها دروغ می گفتند و حق با من بود!
این جماعت نه ولایت پذیرند نه تابع حق نه تابع اسلام و قرآن. به زبان اعتراف به کفر می کنند و به مسلمین و اعتقادات مسلمین توهین می کنند، تمام اعتقادات ما را خرافات می پندارند و تمام جهل خود را علم می دانند.
شیطان کارهای زشت اینان را در نظرشان زیبا جلوه می دهد و کسانی که در دل با اینان هم صدا هستند، در مجادله ی بین این بی دینان و حق باوران سکوت می کنند.

لعنة الله علی القوم الکافرین.

helmon
۱۳۹۱/۰۴/۲۵, ۰۹:۰۷
اینهم دلیل دیگر بر تفرعن و کفر این کافر. خودش آشکارا اعلام کرد کاری رو که نفهمم انجام نمی دم و نخواهم داد. یعنی اتمام حجت کرد در آینده هم انجام نمیده.
در ماجرای طالوت و جالوت، زمانی که طالوت با سپاهیانش برای جنگ با جالوت عازم شد،

پس از چندی لشكری متشكل آراسته شد و سربازانی منظم و سپاهی مقتدر در مقابل او آماده شد، اما طالوت چون دید برخی سران و افراد سپاه در كار ریاست او شك و تردید دارند و در مورد سلطنت او اعتراض دارند تصمیم گرفت موقعیت خود را بررسی و آنها را امتحان كند تا مبادا به هنگام نبرد و برافراشته شدن پرچمها دست از وی بردارند و او را رها سازند و از صحنه نبرد فرار كنند، لذا گفت: به زودی به نهر آبی می رسیم، هر كس بردبار است و اطاعت مرا می نماید، باید فقط یك كف آب بیاشامد تا صداقت و صمیمیت خود را به من نشان دهد. ولی هر كس كه بیش از این مقدار آب نوشید از دستور من تجاوز كرده و از من نیست. چون لشكر به نهر آب رسید، آنچه طالوت از آن بیم داشت، تحقق یافت، زیرا به جز تعداد انگشت شماری، بقیه سپاهیان بیش از حد آب نوشیدند و این عده معدود، بردباران مؤمن و دوستان صادق و بی ریای طالوت بودند. به این ترتیب سربازان طالوت به دو دسته تقسیم شدند، گروه كثیری بی اراده و سست عنصر و گروه اندكی مقتدر و مصمم، ولی طالوت دوستان بی ریای خود را برای جنگ آماده كرد و با افراد سست عنصر سخنی نگفت و به اتفاق مجاهدین خالص برای مبارزه با دشمن و جنگ در راه خدا آماده شد.
ارزش سرباز به فرمانبرداری اوست.

اینجا سربازان طالوت که بیش از حد آب خوردند هم مثل این کافر گفتند تا دلیل نخوردن آب را ندانیم آب می خوریم.
شیطان هم که به انسان سجده نکرد دنبال دلیل این بود که چرا باید در مقابل انسان سجده کند و از رانده شدگان شد.
این کافر هم فردا اگر مملکت دچار جنگ شود، اگر خوشبینانه نگاه کنیم، اگر به سپاه دشمن ملحق نشود، در گوشه ای قایم می شود و می گوید دیدید که اینها دروغ می گفتند و حق با من بود!
این جماعت نه ولایت پذیرند نه تابع حق نه تابع اسلام و قرآن. به زبان اعتراف به کفر می کنند و به مسلمین و اعتقادات مسلمین توهین می کنند، تمام اعتقادات ما را خرافات می پندارند و تمام جهل خود را علم می دانند.
شیطان کارهای زشت اینان را در نظرشان زیبا جلوه می دهد و کسانی که در دل با اینان هم صدا هستند، در مجادله ی بین این بی دینان و حق باوران سکوت می کنند.

لعنة الله علی القوم الکافرین.

لعنت بر هر چی نفهم هست
اگر انسان بدون فهم از چیزی پیروی کنه نتیجش میشه همون بهایی ها که میبینی !
چون نفهمیده اطاعت کردن
حق یعنی چی !؟ یعنی چیزی که بهش مطمئن نشدم رو انجام بدم !؟
شما به طور کل بحث رو به انحراف کشیدی از روی نمیدونم چی !
من تابع حق و عقل هستم
من اول بحث هم گفتم به توصیه های خوب اسلام
مانند دروغ نگفتن و دزدی نکردن و آدم کثیف و مغرور نبودن (مثل شما) و تهمت نزدن و هر چیز دیگری که با عقل سازگار است و زیباست اعتقاد دارم
ولی سوال چیز دیگری بود که شما نفهمیدی
شما میخوای بگی که ذات من کافر هست و ای مردم از من دوری کنید و ...
اسلام چه حقیقتا از سوی خدا باشد چه زاده ذهن بشر شما مسلمان نیستی !
---------------------------------------------------------------------------------------
تا این جا که سخنان ابلهانه شما رو خوندم چنین برداشتی از ذهنیت شما بدست آوردم !
شما فکر میکنی که خداوند دو گروه انسان آفریده
انسان های خوب و پاک
و انسان های کافر
و انسان های کافر بذات کافر هستند و درست شدنی نیستند !
این زهنیت شما کاملا آمیخته با ظلم و بی عدالتی است !
چگونه است که خداوند برخی را بذات کافر بیافریند بعد آنها را سرزنش کند !؟
در این صورت سرزنش باید متوجه خالق شود که چنین مخلوقی آفریده !
-----
از کجا معلوم خود شما جهلت را علم نمیپنداری !؟ آیا علم و یقین شما تضمین شده ؟
ارزش سرباز به فرمانبرداری اوست.
بعله دیگه این افرادی که به خودشون بمب میبندن هم سرباز و مطیع یک فرماندهی هستن پس خیلی آدم های شریف و عاقلی هستند !
------------
بعد میگویید چرا وقتی سوالی برایتان ایجاد میشود نمیپرسید بیا این هم پرسش !
بخدا دست ایشون به من میرسید یا از همچین آدم احمقی سوال حظوری بپرسی معلوم نیست چه بلایی سرت بیاره !
---
در ضمن احترام خودت رو نگه دار اینقدر این کافر این کافر میکنی من هیچی نمیگم باز هم بی احترامی میکنی
از کجا معلوم فردا که دشمن حمله کرد خودت اولین نفر نباشی که فرار کنی !؟
دفاع از ناموس و وطن هم از اون کار های پسندیده هست
====================================
در مورد اون باب ولایت پذیری که فرمودی !
اول باید حقانیت ولی ثابت شود بعد اگر دستوری مطابق فهم ما نبود ولی انجامش هم میدهیم !
آن هایی که پیرو خلفا شدن هم ولایت پذیر بودن ولی مثل شما احمق بودن (از منظر اسلامی)
--
نتونستی از من توهینی به اسلام پیدا کنی که اومدی اینا رو نوشتی نه ؟!
چرا دروغ میگی !؟ یک بار میگی اومدی توهین کردی ! اگر راست میگی توهین من رو نشونم بده تو که بلدی متن رو رنگی و گنده کنی
اگر دروغ گفتی هم نمیخواد بیای بگی دروغ گفتم و شرمنده ! همین که به توهین هات ادامه ندی برای من کافیه

عــــلی
۱۳۹۱/۰۴/۲۵, ۰۹:۴۶
بسم الله الرحمن الرحیم.
سلام.
برادر helmon بنظر میاید مطالب و شبه در پست های شما بزرگواران گم شده است.من با خواندن پست های اخیر اصلاً متوجه نشدم که مشکل کجاست.بنظر مشکلات شخصی میامد.
من توصیه میکنم شما یبار مشکل خود را بیان کنید و تا آنجایی که نتوانستید به پاسخ سوالات خود برسید را تایپ کنید انشالله اگر خداوند توفیق دهد ما هم تایپی کنیم.
موفق و سربلند باشید در پناه حق.

helmon
۱۳۹۱/۰۴/۲۵, ۰۹:۵۸
بسم الله الرحمن الرحیم.
سلام.
برادر helmon بنظر میاید مطالب و شبه در پست های شما بزرگواران گم شده است.من با خواندن پست های اخیر اصلاً متوجه نشدم که مشکل کجاست.بنظر مشکلات شخصی میامد.
من توصیه میکنم شما یبار مشکل خود را بیان کنید و تا آنجایی که نتوانستید به پاسخ سوالات خود برسید را تایپ کنید انشالله اگر خداوند توفیق دهد ما هم تایپی کنیم.
موفق و سربلند باشید در پناه حق.

من از کجا بدانم که واقعا اسلام از طرف خداوند هست !؟
تمام چیز هایی که به عنوان معجزه در قرآن مطرح میشوند یا اغلب به دلیل ربط دادن الکی و زوری این مسائل به قرآن هست !
همانطور که آیه و ما همه چیز را ذوج آفریدیم رو یه زمانی با افتخار به پروتون و الکترون ربط میدادن الان معلوم شده که خود اینا از هزار تا ماده ریز تر ساخته شده !
و برخی مسائل که اشتباه هست و دوستان میگن که ظاهرش این شکلیه و باطنش یه چیز دیگر هست !
من میدونم که اسلام از میان تمام ادیان و مکاتب بهترین و کاملترین اون هاست ولی بهترین بودن نسبت به دیگران دلیل از جانب خدا بودن نمیشه
من اسلام را از لحاظ عقلی و منطقی خواستم برایم ثابت کنید
که دوستان کم لطفی نکردن با کافر هستی و لعن و فلان بهمان جواب دادن !
اشتباهاتی نیز در قرآن یافتم
هر چند اندک
ولی کلام خدا از نظر من نباید حتی کوچکترین اشتباهی داشته باشد
تنها منطقی هم که دوستان آن را مطرح میکنند این است که تو نمیفهمی و جور دیگه ای هست !
اگر قرار بود نفهمم که قرآن برای چه آمده
برای آن که نفهمم !؟
من نمیخوام به صورت کورکورانه چیزی رو پیروی کنم
باید مطمئن باشم نه اینکه پیرو بقیه بشم
قرآن اسلام هرچند در اغلب موارد انسان رو به خوبی و خوشبختی سوق میده
ولی یک کتاب روانشناسی و یا اخلاق هم همین کار رو میکنه !
پس من از کجا مطمئن باشم که گفته های قرآن دقیقا مال خداس و نه یک انسان خردمند و نیک اندیش که برای خوشبختی دنیوی مردم این ها رو گفته باشه !
بعد دوستان بیان میکنن که کتابی مانند قرآن بیار !
در حالی که به طور کلی نمیشه کتابی مانند کتاب های دیگر هم آورد !
اگر هم بیاوری باز هم قبول نمیکنند
در ضمن برای اثبات حقانیت قرآن باید خودش را ثابت کند نه این که عدم توانایی من در آوردن آیه همانند آن دلیل حقانیت قرآن بشود
لپ کلام این که حقانیت اسلام و قرآن رو از طریق علمی و منطقی ثابت کنید

ناصر یوسف نژاد
۱۳۹۱/۰۴/۲۵, ۱۰:۱۳
لعنت بر هر چی نفهم هست
اگر انسان بدون فهم از چیزی پیروی کنه نتیجش میشه همون بهایی ها که میبینی !
چون نفهمیده اطاعت کردن
حق یعنی چی !؟ یعنی چیزی که بهش مطمئن نشدم رو انجام بدم !؟
شما به طور کل بحث رو به انحراف کشیدی از روی نمیدونم چی !
من تابع حق و عقل هستم
من اول بحث هم گفتم به توصیه های خوب اسلام
مانند دروغ نگفتن و دزدی نکردن و آدم کثیف و مغرور نبودن (مثل شما) و تهمت نزدن و هر چیز دیگری که با عقل سازگار است و زیباست اعتقاد دارم
ولی سوال چیز دیگری بود که شما نفهمیدی
شما میخوای بگی که ذات من کافر هست و ای مردم از من دوری کنید و ...
اسلام چه حقیقتا از سوی خدا باشد چه زاده ذهن بشر شما مسلمان نیستی !
---------------------------------------------------------------------------------------
تا این جا که سخنان ابلهانه شما رو خوندم چنین برداشتی از ذهنیت شما بدست آوردم !
شما فکر میکنی که خداوند دو گروه انسان آفریده
انسان های خوب و پاک
و انسان های کافر
و انسان های کافر بذات کافر هستند و درست شدنی نیستند !
این زهنیت شما کاملا آمیخته با ظلم و بی عدالتی است !
چگونه است که خداوند برخی را بذات کافر بیافریند بعد آنها را سرزنش کند !؟
در این صورت سرزنش باید متوجه خالق شود که چنین مخلوقی آفریده !
-----
از کجا معلوم خود شما جهلت را علم نمیپنداری !؟ آیا علم و یقین شما تضمین شده ؟
ارزش سرباز به فرمانبرداری اوست.
بعله دیگه این افرادی که به خودشون بمب میبندن هم سرباز و مطیع یک فرماندهی هستن پس خیلی آدم های شریف و عاقلی هستند !
------------
بعد میگویید چرا وقتی سوالی برایتان ایجاد میشود نمیپرسید بیا این هم پرسش !
بخدا دست ایشون به من میرسید یا از همچین آدم احمقی سوال حظوری بپرسی معلوم نیست چه بلایی سرت بیاره !
---
در ضمن احترام خودت رو نگه دار اینقدر این کافر این کافر میکنی من هیچی نمیگم باز هم بی احترامی میکنی
از کجا معلوم فردا که دشمن حمله کرد خودت اولین نفر نباشی که فرار کنی !؟
دفاع از ناموس و وطن هم از اون کار های پسندیده هست
====================================
در مورد اون باب ولایت پذیری که فرمودی !
اول باید حقانیت ولی ثابت شود بعد اگر دستوری مطابق فهم ما نبود ولی انجامش هم میدهیم !
آن هایی که پیرو خلفا شدن هم ولایت پذیر بودن ولی مثل شما احمق بودن (از منظر اسلامی)
--
نتونستی از من توهینی به اسلام پیدا کنی که اومدی اینا رو نوشتی نه ؟!
چرا دروغ میگی !؟ یک بار میگی اومدی توهین کردی ! اگر راست میگی توهین من رو نشونم بده تو که بلدی متن رو رنگی و گنده کنی
اگر دروغ گفتی هم نمیخواد بیای بگی دروغ گفتم و شرمنده ! همین که به توهین هات ادامه ندی برای من کافیه

آقایانی که تا الان در کفر و بی دینی و مخالفت و معاندت این فرد با اسلام و ولایت فقیه شک داشته اند، به وضوح ببینند که این کافر چه راحت به کفر خود و عدم التزام عملی به ولایت فقیه اعتراف کرد.
پس دیدید دوستان،
امثال این کفار، همیشه و همه جا بوده اند. تشخیص آنان خیلی راحت است.
زمانی که شخصی از خطوط قرمز اسلام و تشیع خارج شد، کفر او ثابت است.
این کافر بارها و بارها این کار را کرد و تشخیص کفر ایشان بصیرت آنچنانی نمی خواهد.
این ابله آنقدر از این حرف ها تکرار کرده که قبح اراجیفی که می گوید کاملا برایش از بین رفته است.
چندین بار عنوان کرده خدا عادل نیست نعوذ بالله!
چندین بار با صراحت اعلام کرده قرآن از جانب خداوند نیست و نوشته انسان است استغفرلله!
منکر نبوت پیامبر مکرم اسلام شده صراحتا!
مسلمین و مجاهدین و انقلابیون و شهدا و جانبازان و رزمندگان و ایثارگران را احمق می نامد!
بعد می گوید من به مسلمانان یا اسلام بی احترامی نکردم!
این ملعون و امثال اون، از اون خرهایی هستند که خدا بهشان شاخ نداده!
همین امثال اینها قبل از انقلاب عضو ساواک بودند و در زندانهای ساواک همین حرفها از زبان بازجویان در می آمد.
دقیقا همین حرفها.
می گفتند برای چه خود را به خاطر هیچ و پوچ از بین می برید!
قرآن که نوشته دست بشر است!
خدا چرا به داد شما نمی رسد؟!
از این چرندیات می گفتند، امروز هم حرامزاده ای مثل این پایش را جای پای همان بی ناموس ها گذاشته.
تف بر شرفت که در پناه ولایت فقیه نفس می کشی و تابعیت نمی کنی و توهین می کنی.

ناصر یوسف نژاد
۱۳۹۱/۰۴/۲۵, ۱۰:۲۵
من از کجا بدانم که واقعا اسلام از طرف خداوند هست !؟
تمام چیز هایی که به عنوان معجزه در قرآن مطرح میشوند یا اغلب به دلیل ربط دادن الکی و زوری این مسائل به قرآن هست !
همانطور که آیه و ما همه چیز را ذوج آفریدیم رو یه زمانی با افتخار به پروتون و الکترون ربط میدادن الان معلوم شده که خود اینا از هزار تا ماده ریز تر ساخته شده !
و برخی مسائل که اشتباه هست و دوستان میگن که ظاهرش این شکلیه و باطنش یه چیز دیگر هست !
من میدونم که اسلام از میان تمام ادیان و مکاتب بهترین و کاملترین اون هاست ولی بهترین بودن نسبت به دیگران دلیل از جانب خدا بودن نمیشه
من اسلام را از لحاظ عقلی و منطقی خواستم برایم ثابت کنید
که دوستان کم لطفی نکردن با کافر هستی و لعن و فلان بهمان جواب دادن !
اشتباهاتی نیز در قرآن یافتم
هر چند اندک
ولی کلام خدا از نظر من نباید حتی کوچکترین اشتباهی داشته باشد
تنها منطقی هم که دوستان آن را مطرح میکنند این است که تو نمیفهمی و جور دیگه ای هست !
اگر قرار بود نفهمم که قرآن برای چه آمده
برای آن که نفهمم !؟
من نمیخوام به صورت کورکورانه چیزی رو پیروی کنم
باید مطمئن باشم نه اینکه پیرو بقیه بشم
قرآن اسلام هرچند در اغلب موارد انسان رو به خوبی و خوشبختی سوق میده
ولی یک کتاب روانشناسی و یا اخلاق هم همین کار رو میکنه !
پس من از کجا مطمئن باشم که گفته های قرآن دقیقا مال خداس و نه یک انسان خردمند و نیک اندیش که برای خوشبختی دنیوی مردم این ها رو گفته باشه !
بعد دوستان بیان میکنن که کتابی مانند قرآن بیار !
در حالی که به طور کلی نمیشه کتابی مانند کتاب های دیگر هم آورد !
اگر هم بیاوری باز هم قبول نمیکنند
در ضمن برای اثبات حقانیت قرآن باید خودش را ثابت کند نه این که عدم توانایی من در آوردن آیه همانند آن دلیل حقانیت قرآن بشود
لپ کلام این که حقانیت اسلام و قرآن رو از طریق علمی و منطقی ثابت کنید

آیا اینها دلیل کفر نیست؟
برادرانی که سکوت کرده اید!
در بین حق و باطل خداوند جایگاهی نیافریده.
سکوت و بی تفاوتی در بین حق و باطل ایمان شما را سست می کند.
اینکه می گوید اشتباهاتی در قرآن یافتم، دلیل کفر نیست؟!
سکوت شما چه معنایی دارد؟!

helmon
۱۳۹۱/۰۴/۲۵, ۱۰:۲۶
آقایانی که تا الان در کفر و بی دینی و مخالفت و معاندت این فرد با اسلام و ولایت فقیه شک داشته اند، به وضوح ببینند که این کافر چه راحت به کفر خود و عدم التزام عملی به ولایت فقیه اعتراف کرد.
پس دیدید دوستان،
امثال این کفار، همیشه و همه جا بوده اند. تشخیص آنان خیلی راحت است.
زمانی که شخصی از خطوط قرمز اسلام و تشیع خارج شد، کفر او ثابت است.
این کافر بارها و بارها این کار را کرد و تشخیص کفر ایشان بصیرت آنچنانی نمی خواهد.
این ابله آنقدر از این حرف ها تکرار کرده که قبح اراجیفی که می گوید کاملا برایش از بین رفته است.
چندین بار عنوان کرده خدا عادل نیست نعوذ بالله!
چندین بار با صراحت اعلام کرده قرآن از جانب خداوند نیست و نوشته انسان است استغفرلله!
منکر نبوت پیامبر مکرم اسلام شده صراحتا!
مسلمین و مجاهدین و انقلابیون و شهدا و جانبازان و رزمندگان و ایثارگران را احمق می نامد!
بعد می گوید من به مسلمانان یا اسلام بی احترامی نکردم!
این ملعون و امثال اون، از اون خرهایی هستند که خدا بهشان شاخ نداده!
همین امثال اینها قبل از انقلاب عضو ساواک بودند و در زندانهای ساواک همین حرفها از زبان بازجویان در می آمد.
دقیقا همین حرفها.
می گفتند برای چه خود را به خاطر هیچ و پوچ از بین می برید!
قرآن که نوشته دست بشر است!
خدا چرا به داد شما نمی رسد؟!
از این چرندیات می گفتند، امروز هم حرامزاده ای مثل این پایش را جای پای همان بی ناموس ها گذاشته.
تف بر شرفت که در پناه ولایت فقیه نفس می کشی و تابعیت نمی کنی و توهین می کنی.
فقط بدون نمیبخشمت

عــــلی
۱۳۹۱/۰۴/۲۵, ۱۰:۴۳
بنام خدا.

من از کجا بدانم که واقعا اسلام از طرف خداوند هست !؟ تمام چیز هایی که به عنوان معجزه در قرآن مطرح میشوند یا اغلب به دلیل ربط دادن الکی و زوری این مسائل به قرآن هست ! همانطور که آیه و ما همه چیز را ذوج آفریدیم رو یه زمانی با افتخار به پروتون و الکترون ربط میدادن الان معلوم شده که خود اینا از هزار تا ماده ریز تر ساخته شده ! و برخی مسائل که اشتباه هست و دوستان میگن که ظاهرش این شکلیه و باطنش یه چیز دیگر هست ! من میدونم که اسلام از میان تمام ادیان و مکاتب بهترین و کاملترین اون هاست ولی بهترین بودن نسبت به دیگران دلیل از جانب خدا بودن نمیشه من اسلام را از لحاظ عقلی و منطقی خواستم برایم ثابت کنید که دوستان کم لطفی نکردن با کافر هستی و لعن و فلان بهمان جواب دادن ! اشتباهاتی نیز در قرآن یافتم هر چند اندک ولی کلام خدا از نظر من نباید حتی کوچکترین اشتباهی داشته باشد تنها منطقی هم که دوستان آن را مطرح میکنند این است که تو نمیفهمی و جور دیگه ای هست ! اگر قرار بود نفهمم که قرآن برای چه آمده برای آن که نفهمم !؟ من نمیخوام به صورت کورکورانه چیزی رو پیروی کنم باید مطمئن باشم نه اینکه پیرو بقیه بشم قرآن اسلام هرچند در اغلب موارد انسان رو به خوبی و خوشبختی سوق میده ولی یک کتاب روانشناسی و یا اخلاق هم همین کار رو میکنه ! پس من از کجا مطمئن باشم که گفته های قرآن دقیقا مال خداس و نه یک انسان خردمند و نیک اندیش که برای خوشبختی دنیوی مردم این ها رو گفته باشه ! بعد دوستان بیان میکنن که کتابی مانند قرآن بیار ! در حالی که به طور کلی نمیشه کتابی مانند کتاب های دیگر هم آورد ! اگر هم بیاوری باز هم قبول نمیکنند در ضمن برای اثبات حقانیت قرآن باید خودش را ثابت کند نه این که عدم توانایی من در آوردن آیه همانند آن دلیل حقانیت قرآن بشود لپ کلام این که حقانیت اسلام و قرآن رو از طریق علمی و منطقی ثابت کنید
در کلام شما چندتا مورد یافتم که دوست دارم آنها را بررسی کنیم.
گفتید مشکلاتی در قرآن پیدا کردید.میخواهم آنها را بدانم.
بهتر است موضوعاتی که مطرح کردید را یکی یکی بررسی کنیم تا به جواب برسیم اگر کلی صحبت کنیم ممکن است از بحث خارج شویم.

قرآن اسلام هرچند در اغلب موارد انسان رو به خوبی و خوشبختی سوق میده ولی یک کتاب روانشناسی و یا اخلاق هم همین کار رو میکنه !
خوب آیا یک کتاب روانشناختی خبر از آخرت و واقعه بزرگی مثل قیامت میدهد؟به نظر شما دلیل اینکه اکثر مردم دین اسلام را باور میکنند تعقل نمیکنند؟البته این فقط یک سوال بود.
مثلاً چطور چندین پیامبر بزرگ میتوانند بیایند و دروغی بزرگ بگویند و در کتابشان بنویسند.به قول یکی از دوستان چطور اینگونه باشد که آنگاه هیچکس پیدا نشود که آنها را به حقانیت انکار کند و بگوید آنها دروغی بزرگ هستند در صورتی که بسیار بسیار انسان به آن ایمان دارند پس این دروغ میدانید چقدر بزرگ است؟
به اندازه گمراهی 4 میلیارد مسلمان.بین این 4 میلیارد کسی نیامده است که دینش را انکار کند؟اگر آمده است آیا موفق شده است؟
چگونه 4 میلیارد انسان پیدا کنیم که به یک کتاب روانشناسی ایمان داشته باشند که یک انسان نوشته باشد؟قرآن برای 1400 سال پیش است.
پس باید این موضوع را در نظر بگیریم که این کتاب بزرگ ساخته دست انسان نیست که اینهمه طرفدار دارد.:Gol:

helmon
۱۳۹۱/۰۴/۲۵, ۱۱:۰۰
بنام خدا.

در کلام شما چندتا مورد یافتم که دوست دارم آنها را بررسی کنیم.
گفتید مشکلاتی در قرآن پیدا کردید.میخواهم آنها را بدانم.
بهتر است موضوعاتی که مطرح کردید را یکی یکی بررسی کنیم تا به جواب برسیم اگر کلی صحبت کنیم ممکن است از بحث خارج شویم.

خوب آیا یک کتاب روانشناختی خبر از آخرت و واقعه بزرگی مثل قیامت میدهد؟به نظر شما دلیل اینکه اکثر مردم دین اسلام را باور میکنند تعقل نمیکنند؟البته این فقط یک سوال بود.
مثلاً چطور چندین پیامبر بزرگ میتوانند بیایند و دروغی بزرگ بگویند و در کتابشان بنویسند.به قول یکی از دوستان چطور اینگونه باشد که آنگاه هیچکس پیدا نشود که آنها را به حقانیت انکار کند و بگوید آنها دروغی بزرگ هستند در صورتی که بسیار بسیار انسان به آن ایمان دارند پس این دروغ میدانید چقدر بزرگ است؟
به اندازه گمراهی 4 میلیارد مسلمان.بین این 4 میلیارد کسی نیامده است که دینش را انکار کند؟اگر آمده است آیا موفق شده است؟
چگونه 4 میلیارد انسان پیدا کنیم که به یک کتاب روانشناسی ایمان داشته باشند که یک انسان نوشته باشد؟قرآن برای 1400 سال پیش است.
پس باید این موضوع را در نظر بگیریم که این کتاب بزرگ ساخته دست انسان نیست که اینهمه طرفدار دارد.:gol:

1- تعداد افراد مسیحی بیشتر از تعداد افراد مسلمان است
2- تعداد افراد مسلمان فکر کنم حدود 1 میلیار یا یک میلیارد و نیم باشه
3- تعداد پیروان یک چیزی دلیل صحتش نمیشه !
4- من نگفتم که قرآن فقط بعد روانسناسی دارد گفتم هر چند قرآن اغلب انسان ها رو به کار های نیک سفارش میکند ولی این امر دلیل خدایی بودنش نمیشود چنانکه کتاب های دیگری هم هستند (تمثیل بود)
5- از نظر من کلام خدا باید بدون ایراد و اشکال باشد
6- پس از این که کلام بدون ایراد و اشکال بود باید اثبات شوند که خدایی هست از طریق معجزه
7- اغلب مطالبی که به عنوان ایجاز معرفی میشوند به دلیل اصرار افرادی برای ربط دادن این موارد بوده که چه بسا بساری هم اشتباه بودند و با علم امروز سازگار نیستند
8- در مواردی که چیز علمی جدیدی یافت میشود به زور سعی در ربط دادن آن به هر طریق به قرآن را دارند در حالی که وقتی آشکار ترین معنی ظاهری قرآن با علم همخوانی ندارد میگویند حتما منظور چیز دیگری بوده
-----------------------------
تا جایی که خودم به شحصه مطالعه کردم قرآن رو !
ربط دادن اسپرم مرد به کمر و سینه !
برابر ندانستن برده با آزاد و زن با مرد ! (چیزی که عقل آن را رد میکند)
و موارد دیگر
پس من چگونه به قرآن مطمئن شوم

عــــلی
۱۳۹۱/۰۴/۲۵, ۱۱:۱۲
بنام خدا.
سلام.

1- تعداد افراد مسیحی بیشتر از تعداد افراد مسلمان است 2- تعداد افراد مسلمان فکر کنم حدود 1 میلیار یا یک میلیارد و نیم باشه
اینجا را مطالعه کنید. (http://www.payam-aftab.com/fa/news/16881/)

3- تعداد پیروان یک چیزی دلیل صحتش نمیشه !
بله دلیل نمیشود.
اما شما پیرو چه چیزی هستید؟این عمر گران و از دست رفته آخرش چه میشود؟
آیا همانقدر که قرآن را کتاب الهی نمیدانید.میخواهم بدانم تفکر شما بعد از مرگ چیست.آیا بنظر شما بعد از مرگ زندگی چگونه خواهد بود؟

ربط دادن اسپرم مرد به کمر و سینه !

برابر ندانستن برده با آزاد و زن با مرد ! (چیزی که عقل آن را رد میکند)
لطفاً اگر میشود آیه های قرآن را هم بیاورید و استدلال و توضیحاتتان را بیشتر کنید تا من هم بدانم که در فکر شما فقط همین دو جمله نیست بلکه فکر عمیقی است که باعث ایجاد شبه ای شده که آنرا اینجا بیان کرده و دنبال پیدا کردن پاسخ پرسش هستید.

7- اغلب مطالبی که به عنوان ایجاز معرفی میشوند به دلیل اصرار افرادی برای ربط دادن این موارد بوده که چه بسا بساری هم اشتباه بودند و با علم امروز سازگار نیستند
8- در مواردی که چیز علمی جدیدی یافت میشود به زور سعی در ربط دادن آن به هر طریق به قرآن را دارند در حالی که وقتی آشکار ترین معنی ظاهری قرآن با علم همخوانی ندارد میگویند حتما منظور چیز دیگری بوده
من به شخصه اولین بارم است که اینها را میشنوم بزرگوار.کمی بیشتر توضیح دهید.


پس من چگونه به قرآن مطمئن شوم
شما یک درصد هم اعتمال دهید که در فکر شما سوء ظن پیش آمده و عجله نکنید.
:Gol:

ناصر یوسف نژاد
۱۳۹۱/۰۴/۲۵, ۱۱:۱۵
فقط بدون نمیبخشمت

من به بخشش تو نیازی ندارم

اما تو به بخشش خداوند متعال محتاجی

توبه کن به درگاه خدا، استغفار کن، خداوند مهربان و آمرزنده است.

helmon
۱۳۹۱/۰۴/۲۵, ۱۱:۳۱
بنام خدا.
سلام.

اینجا را مطالعه کنید. (http://www.payam-aftab.com/fa/news/16881/)

بله دلیل نمیشود.
اما شما پیرو چه چیزی هستید؟این عمر گران و از دست رفته آخرش چه میشود؟
آیا همانقدر که قرآن را کتاب الهی نمیدانید.میخواهم بدانم تفکر شما بعد از مرگ چیست.آیا بنظر شما بعد از مرگ زندگی چگونه خواهد بود؟


لطفاً اگر میشود آیه های قرآن را هم بیاورید و استدلال و توضیحاتتان را بیشتر کنید تا من هم بدانم که در فکر شما فقط همین دو جمله نیست بلکه فکر عمیقی است که باعث ایجاد شبه ای شده که آنرا اینجا بیان کرده و دنبال پیدا کردن پاسخ پرسش هستید.

من به شخصه اولین بارم است که اینها را میشنوم بزرگوار.کمی بیشتر توضیح دهید.


شما یک درصد هم اعتمال دهید که در فکر شما سوء ظن پیش آمده و عجله نکنید.
:gol:
چند پست ابتدای تایپک را مشاهده کنید اصل موضوع رو میفهمید
من پیرو عقلم هستم
با عقل و درک خودم و با توجه به آفرینش و موجودات و جهان هستی این که خدایی وجود داره و این ها رو مدیریت میکنه رو قبول دارم
تازه از این ها هم که بگذریم ! هدف از آفرینش انسان (و کل موجودات) بیهوده به نظرم میاد !
و اگر اینها نباشن هم خدا نیز وجودش غیر ضروری است
اصلا دلیل بودن خدا و مخلوقات رو درک نمیکنم

عــــلی
۱۳۹۱/۰۴/۲۵, ۱۲:۱۵
بنام خدا.

و چون پروردگارت فرزندان بني آدم را از پشت‏هاي ايشان برگرفت و آنان را بر خودشان گواه گرفت [و پرسيد] آيا پروردگار شما نيستم؟ گفتند: چرا شهادت مي‏دهيم تا مبادا روز قيامت بگوييد ما از اين [حقيقت‏] بي‏خبر بوديم. يا مبادا بگوييد همانا پدران ما در گذشته شرك آورده بودند و ما فرزنداني از پي ايشان بوديم، آيا ما را به خاطر كاري كه باطل انديشان كردند هلاك مي‏كني‏، (اعراف، آيات 172 و 173) -- قدیم ها مردم فکر میکردن که اسپرم انسان (که بهش تخم میگفتن) از پشت انسان میاد و قرآن هم این رو اشتباه بیان کرده یعنی خدا نمیدونسته که اسپرم ها در بیضه ساخته میشن و ربطی به پشت(کمر) ندارن !؟
دوست بزرگوار همونطور که متوجه شدم شما دچار سوء ظن شدید و معنی آیه را متوجه نشدید.
منظور از ظهر و ذریه در آیه بالا که به معنی پشت برگرفته شده.به معنای این است که نسل ها پشت سر هم ویکی پس از دیگری هستند و اینطور نیست که یک فرزند دو پدر داشته باشد.اما شما آنرا با کمر اشتباه گرفتید!
به تفسیر زیر دقت کنید:
معناى اخذ ذريه بنى آدم از ظهور آنان و گواه گرفتن (اشهاد) آنان بر خودشان
و اذ اخذ ربك من بنى آدم من ظهورهم ذريتهم و اشهدهم على انفسهم آلست بربكم قالوا بلى شهدنا
اخذ چيزى از چيزى ديگر مستلزم اين است كه اولى جدا و به نحوى از انحاء مستقل از دومى باشد، و اين جدايى و استقلال بحسب اختلاف عناياتى كه متعلق اخذ مى شود و نيز به اختلاف عباراتى كه در آن لحاظ مى گردد مختلف مى شود، مثلا اخذ لقمه از سفره و اخذ جرعه از قدح آب يك نوع اخذ است ، و اخذ مال و اثاث از دزدى كه آن را غصب كرده يك نحو ديگر اخذ است ، و اخذ مال از فروشنده و يا بخشنده و يا كسى كه چيز به عاريه مى دهد نحو ديگر و يا انحاء مختلف ديگر اخذ، و همچنين گرفتن علم از عالم و اخذ هبه و گرفتن حظ از ملاقات دوستان يك نحو اخذ است ، و گرفتن فرزند از پدرش تربيت را، نوع ديگر اخذ است ، و... پس هر جا كه ديديم صحبت از اخذ به ميان آمد نمى توانيم بفهميم كه نوع آن كداميك از اين انواع مختلف است ، مگر اينكه بيان زائدى در كار باشد، به همين جهت در آيه مورد بحث خداى تعالى بعد از جمله (و اذ اخذ ربك من بنى آدم ) كه تنها جدايى ماءخوذ را از ماءخوذ منه مى رساند جمله (من ظهورهم ) را اضافه كرد تا دلالت كند بر نوع جدايى آن دو، و اينكه اين جدايى و اين اخذ از نوع اخذ مقدارى از ماده بوده ، بطورى كه چيزى از صورت ما بقى ماده ناقص نشده ، و نيز استقلال و تماميت خود را از دست نداده ، و پس از اخذ آن مقدار ماءخوذ را هم موجود و مستقل و تمام عيارى از نوع ماءخوذ منه كرده ، فرزند را از پشت پدر و مادر گرفته ، و آن را كه تا - كنون جزئى از ماده پدر و مادر بوده موجودى مستقل و انسانى تمام عيار گردانيده و از پشت اين فرزند نيز فرزند ديگر اخذ كرده و همچنين تا آنجا كه اخذ تمام شود، و هر جزئى از هر موجودى كه بايد جدا گردد، و افراد و انسانها موجود گشته و منتشر شوند، و هر يك از ديگرى مستقل شده و براى هر فردى نفسى مستقل درست شود، تا سود و زيانش عايد خودش گردد، اين آن مفادى است كه از جمله (و اذ اخذ ربك من بنى آدم من ظهورهم ذريتهم ) استفاده مى شود، و اگر فرموده بود: (و اذ اخذ ربك من بنى آدم ذريتهم ) و يا مى فرمود: (اذ نشر بنى آدم ) معناى كلام مبهم مى ماند.

ترجمه آیت الله مکارم شیرازی:

وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَني آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَ أَشْهَدَهُمْ عَلى أَنْفُسِهِمْ أَ لَسْتُ بِرَبِّكُمْ قالُوا بَلى شَهِدْنا أَنْ تَقُولُوا يَوْمَ الْقِيامَةِ إِنّا كُنّا عَنْ هذا غافِلينَ (007 | اعراف - 172)
و (به خاطر بياور) زمانى را كه پروردگارت از صلب فرزندان آدم، ذريّه آنها را برگرفت; و آنها را بر خودشان گواه ساخت; (و فرمود:) «آيا من پروردگار شما نيستم؟» گفتند: «آرى، گواهى مى دهيم.» (خداوند چنين فرمود، مبادا) روز رستاخيز بگوييد: «مااز اين، غافل بوديم; (و از پيمان فطرى بى خبر مانديم)».

قسمتی از تفسیر آیه:

«ذُرِّيَّة» چنان كه دانشمندان لغت گفته اند، در اصل به معنى «فرزندان كوچك و كم سن و سال» است. ولى غالباً به همه فرزندان گفته مى شود، گاهى به معنى مفرد و گاهى به معنى جمع استعمال مى گردد اما در اصل، معنى جمعى دارد.
درباره ريشه اصلى اين لغت احتمالات متعددى داده شده است: بعضى آن را از «ذَرْء» (بر وزن زرع) به معنى آفرينش مى دانند بنابراين مفهوم اصلى «ذُرِّيَّة» با مفهوم مخلوق و آفريده شده برابر است.
و بعضى آن را از «ذَرّ» (بر وزن شرّ) كه به معنى موجودات بسيار كوچك همانند ذرات غبار و مورچه هاى بسيار ريز مى باشد دانسته اند، از اين نظر كه فرزندان انسان نيز در ابتداء از نطفه بسيار كوچكى آغاز حيات مى كنند.
سومين احتمال كه درباره آن داده شده، اين است كه: از ماده «ذَرْو» (بر وزن مرو) به معنى پراكنده ساختن گرفته شده و اين كه فرزندان انسان را ذريّه گفته اند به خاطر آن است كه آنها پس از تكثير مثل، به هر سو در روى زمين پراكنده مى شوند.

limbo
۱۳۹۱/۰۴/۲۵, ۱۲:۲۳
منظور از ذریه در آیه بالا که به معنی پشت برگرفته شده.ذریه به معنی جد و پدران و نسل های ایشان است نه پشت و کمر. ترجمه آیت الله مکارم شیرازی: وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَني آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَ أَشْهَدَهُمْ عَلى أَنْفُسِهِمْ أَ لَسْتُ بِرَبِّكُمْ قالُوا بَلى شَهِدْنا أَنْ تَقُولُوا يَوْمَ الْقِيامَةِ إِنّا كُنّا عَنْ هذا غافِلينَ (007 | اعراف - 172) و (به خاطر بياور) زمانى را كه پروردگارت از صلب فرزندان آدم، ذريّه آنها را برگرفت; و آنها را بر خودشان گواه ساخت; (و فرمود:) «آيا من پروردگار شما نيستم؟» گفتند: «آرى، گواهى مى دهيم.» (خداوند چنين فرمود، مبادا) روز رستاخيز بگوييد: «مااز اين، غافل بوديم; (و از پيمان فطرى بى خبر مانديم)».

فَلْيَنظُرِ الْإِنسَانُ مِمَّ خُلِقَ (طارق/5) انسان بايد نگاه كند كه از چه چيز آفريده شده؟!
خُلِقَ مِن مَّاء دَافِقٍ (طارق/6) از آب جهنده‏اى خلق شده.
يَخْرُجُ مِن بَيْنِ الصُّلْبِ وَالتَّرَائِبِ (طارق) كه از ميانه پشت(کمر) و سينه‏ها بيرون آيد.

با کمی تعقل در اینجا مشخص می‌گردد که منظور از آب جهنده تنها و تنها منی مرد است و در مورد زن آب جهنده معنائی ندارد . خب حالا این پشت به چه معناست و چه ربطی به سینه دارد . اگر منظور منی و اسپرم باشد که اشتباه است و اگر نه چرا فقط گفته یخرج . و باز اگر بپذیریم تخمدان های زن در شکم قرار دارد نه سینه .

عــــلی
۱۳۹۱/۰۴/۲۵, ۱۲:۲۶
بنام خدا.

چند پست ابتدای تایپک را مشاهده کنید اصل موضوع رو میفهمید من پیرو عقلم هستم با عقل و درک خودم و با توجه به آفرینش و موجودات و جهان هستی این که خدایی وجود داره و این ها رو مدیریت میکنه رو قبول دارم تازه از این ها هم که بگذریم ! هدف از آفرینش انسان (و کل موجودات) بیهوده به نظرم میاد ! و اگر اینها نباشن هم خدا نیز وجودش غیر ضروری است اصلا دلیل بودن خدا و مخلوقات رو درک نمیکنم
لطفاً آیه دوم را بیان کنید من آنرا پیدا نکردم.
این نظر شخصی شماست که آفرینش انسان بیهوده بنظر میاید.
بنظر بنده این جهان هستی نیاز به وجود مخلوقاتی داشته تا وجود خداوند متعال را اثبات کنند.وگرنه اگر خداوند موجودی را خلق نمیکرد نیازی هم نبود خود را اثبات کند و بگوید من وجود دارم.
شما چگونه دلیل بر تایپ کردن مطالب و ایجاد سوال پیدا میکنید اما دلیل بر وجود داشتن خودتان نمیبینید.همین که حرکتی میکنید،سوالی میکنید،نگاهی میکنید،فکری میکنید،حرفی میزنید،گوش میدهید و ... خودش دلیل بر این است که شما نیازمند وجود داشتن هستید و نمیتوانید خودتان را انکار کنید بگوید دلیل ندارد که وجود داشته باشم.چون تا زمانی که وجود نداشتید قادر نبودید بگویید چرا من وجود ندارم.
موفق و پیروز باشید در پناه حق.

سبوی تشنه
۱۳۹۱/۰۴/۲۵, ۱۲:۳۵
فَلْيَنظُرِ الْإِنسَانُ مِمَّ خُلِقَ (طارق/5) انسان بايد نگاه كند كه از چه چيز آفريده شده؟!
خُلِقَ مِن مَّاء دَافِقٍ (طارق/6) از آب جهنده‏اى خلق شده.
يَخْرُجُ مِن بَيْنِ الصُّلْبِ وَالتَّرَائِبِ (طارق) كه از ميانه پشت(کمر) و سينه‏ها بيرون آيد.

با کمی تعقل در اینجا مشخص می‌گردد که منظور از آب جهنده تنها و تنها منی مرد است و در مورد زن آب جهنده معنائی ندارد . خب حالا این پشت به چه معناست و چه ربطی به سینه دارد . اگر منظور منی باشد که اشتباه است و اگر نه چرا فقط گفته یخرج . و باز اگر بپذیریم تخمدان های زن در شکم قرار دارد نه سینه .
سؤال: منظور از «الصُّلْبِ وَ التَّرائِبِ» در آيه 7 سوره «طارق» چيست؟

جواب: خداى متعال در آيه 7 سوره «طارق» مى فرمايد: «خارج مى شود از ميان صلب و ترائب» (يَخْرُجُ مِنْ بَيْنِ الصُّلْبِ وَ التَّرائِبِ).
«صُلْب» به معنى پشت است، و اما «تَرائِب» جمع «تريبه» بنا بر مشهور ميان علماى لغت استخوان هاى بالاى سينه است، همانجا كه گردن بند روى آن قرار مى گيرد، چنان كه «ابن منظور» در «لسان العرب» مى گويد: «قالَ أَهْلُ اللُّغَةِ أَجْمَعُونَ مَوْضِعُ الْقِلادَةِ مِنَ الصَّدْرِ».
در عين حال، معانى متعدد ديگرى نيز براى آن ذكر كرده است، از جمله اين كه: «تَرائِب» به معنى قسمت پيش روى انسان است (در مقابل صلب كه پشت انسان است)، يا اين كه «تَرائِب» به معنى دست ها، پاها و چشم ها است، يا اين كه مجموعه استخوان هاى سينه، و يا چهار دنده از طرف راست و چهار دنده از طرف چپ است.
به هر حال، در اين كه منظور از «صلب» و «ترائب» در اين آيه شريفه چيست؟ در ميان مفسران گفتگوى بسيار است و تفسيرهاى فراوانى براى آن گفته اند از جمله:
1 ـ «صلب» اشاره به خود مردان و «ترائب» اشاره به زنان است; چرا كه مردان مظهر صلابت، و زنان مظهر لطافت و زينتند، بنابراين، آيه اشاره به تركيب نطفه انسان از نطفه مرد و زن مى كند، كه در اصطلاح امروز «اسپرم» و «اوول» ناميده مى شود.
2 ـ «صلب» اشاره به پشت مرد، و «ترائب» اشاره به سينه و قسمت هاى جلو بدن او است، بنابراين، منظور نطفه مرد است كه از قسمت هاى درون شكم كه در ميان پشت و قسمت جلو قرار دارد خارج مى شود.
3 ـ منظور خروج جنين است از رحم زن، كه ميان پشت و قسمت هاى جلو بدن او قرار گرفته است.
4 ـ بعضى گفته اند: اين آيه، اشاره به يك نكته دقيق علمى است كه اكتشافات اخير از روى آن پرده برداشته، و در عصر نزول قرآن مسلماً از همه پنهان بود، و آن اين كه: نطفه از «بيضه» مرد و «تخمدان» زن گرفته مى شود، و مطالعات دانشمندان جنين شناسى نشان مى دهد: اين دو در ابتداى امر كه در جنين ظاهر مى شوند، در مجاورت كليه ها قرار دارد، و تقريباً مقابل وسط ستون فقرات در ميان صلب (پشت) و ترائب (پائين ترين دنده هاى انسان) قرار گرفته، سپس با گذشت زمان و نمو اين دو عضو تدريجاً از آن محل پائين مى آيند، و هر كدام در موضع فعلى خود جاى مى گيرد، و از آنجا كه پيدايش انسان از تركيب نطفه زن و مرد است، و محل اصلى اين دو در آغاز در ميان «صلب» و «ترائب» قرار دارد، قرآن چنين تعبيرى را انتخاب كرده، تعبيرى كه در آن روز براى هيچ كس شناخته شده نبود، و علم جنين شناسى جديد پرده از روى آن برداشته است.
به تعبير روشن تر، بيضه مرد و تخمدان زن در آغاز پيدايش، يعنى در آن هنگام كه مرد و زن خود در عالم جنين بودند در پشت آنها، تقريباً محاذى وسط ستون فقرات بود، به طورى كه مى توان گفت: دستگاه نطفه ساز مرد و دستگاه نطفه ساز زن هر دو بين صلب و ترائب بودند، ولى تدريجاً كه خلقت مرد و زن در شكم مادر كامل مى شود، از آنجا جدا شده و تدريجاً به پائين مى آيند، به طورى كه هنگام تولد، بيضه مرد به خارج از شكم و در كنار آلت تناسلى قرار مى گيرد، و تخمدان زن در مجاورت رحم.
ولى، اشكال مهم اين تفسير اين است كه: قرآن مى گويد: آن آب جهنده از ميان صلب و ترائب خارج مى شود، يعنى به هنگام خروج، آب از ميان اين دو مى گذرد ، در حالى كه طبق اين تفسير، در حال خروج، آب نطفه چنين نيست، بلكه دستگاه نطفه ساز در آن موقعى كه خود در شكم مادر بود ميان صلب و ترائب قرار داشت، از اين گذشته، تفسير «ترائب» به آخرين دنده پائين، خود خالى از بحث و گفتگو نيست.
5 ـ منظور از اين جمله اين است كه: «منى» در حقيقت از تمام اجزاى بدن انسان گرفته مى شود، و لذا به هنگام خروج توأم با هيجان كلى بدن، و بعد از آن همراه با سستى تمام بدن است، بنابراين، «صلب» و «ترائب» اشاره به تمام پشت و تمام پيش روى انسان مى باشد.
6 ـ بعضى نيز گفته اند: عمده ترين عامل پيدايش منى «نخاع شوكى» است كه در پشت مرد و سپس قلب و كبد است، كه يكى زير استخوان هاى سينه و ديگرى در ميان اين دو قرار دارد، و همين سبب شده كه تعبير ما بين «صلب» و «ترائب» براى آن انتخاب گردد.
ولى، قبل از هر چيز، بايد به اين نكته مهم براى حل مشكل توجه داشت كه: در آيات فوق، تنها سخن از نطفه مرد در ميان است; زيرا تعبير به «ماء دافِق» (آب جهنده) درباره نطفه مرد صادق است نه زن، و همان است كه ضمير «يَخْرُجُ» در آيه بعد به آن باز مى گردد، و مى گويد: «اين آب جهنده از ميان صلب و ترائب بيرون مى آيد».
روى اين حساب، شركت دادن زن در اين بحث قرآنى مناسب به نظر نمى رسد، بلكه مناسب ترين تعبير، همان
صفحه 68
است كه گفته شود: قرآن به يكى از دو جزء اصلى نطفه كه همان نطفه مرد است، و براى همه محسوس مى باشد، اشاره كرده، و منظور از «صلب» و «ترائب» قسمت پشت و پيش روى انسان است; چرا كه آب نطفه مرد از ميان اين دو خارج مى شود.
اين، تفسيرى است روشن، خالى از هرگونه پيچيدگى و هماهنگ با آنچه در كتب لغت در معنى اين دو واژه آمده است، در عين حال ممكن است حقيقت مهم ترى در اين آيه نيز نهفته باشد، كه در حد علم امروز براى ما كشف نشده و اكتشافات دانشمندان در آينده پرده از روى آن برخواهد داشت.(1)
1.تفسير نمونه، جلد 26، صفحه 377.

فتا 1
۱۳۹۱/۰۴/۲۵, ۱۲:۴۴
فَلْيَنظُرِ الْإِنسَانُ مِمَّ خُلِقَ (طارق/5) انسان بايد نگاه كند كه از چه چيز آفريده شده؟!
خُلِقَ مِن مَّاء دَافِقٍ (طارق/6) از آب جهنده‏اى خلق شده.
يَخْرُجُ مِن بَيْنِ الصُّلْبِ وَالتَّرَائِبِ (طارق) كه از ميانه پشت(کمر) و سينه‏ها بيرون آيد.

با کمی تعقل در اینجا مشخص می‌گردد که منظور از آب جهنده تنها و تنها منی مرد است و در مورد زن آب جهنده معنائی ندارد . خب حالا این پشت به چه معناست و چه ربطی به سینه دارد . اگر منظور منی باشد که اشتباه است و اگر نه چرا فقط گفته یخرج . و باز اگر بپذیریم تخمدان های زن در شکم قرار دارد نه سینه .

ترائب‏
4: «فَلْيَنْظُرِ الْإِنْسانُ مِمَّ خُلِقَ، خُلِقَ مِنْ ماءٍ دافِقٍ يَخْرُجُ مِنْ بَيْنِ الصُّلْبِ وَ التَّرائِبِ» طارق: 7 راغب گويد:
ترائب دنده‏هاى سينه است و واحد آن تريبه است. مجمع البيان در ذيل اللغة گويد: ترائب اطراف سينه و مفرد آن تريبه است و در المعنى در ضمن نقل چند قول از عطا نقل كرده صلب مرد و ترائب زن، زيرا كه فرزند از دو آب بوجود ميآيد و در آخر فرموده: مشهور در كلام عرب، ترائب استخوانهاى سينه و بالاى آنهاست. و همين طور است در صحاح و قاموس و اقرب الموارد، در قاموس معانى ديگر نيز احتمال داده است.
زمخشرى نيز آنرا استخوانهاى سينه گفته و مثل عطا صلب مرد و ترائب زن گفته است. بيضاوى نيز مثل عطا و زمخشرى گفته و در ذيل قول خود مطلب ديگرى آورده است.
صلب، در لغت هر چيز سخت و محكم و نفوذ ناپذير است در نهج- البلاغة در صفت مؤمن آمده «نفسه اصلب من الصّلد» حكمت: 333 نفس مؤمن از سنگ سختر است و در اصطلاح بمهره‏هاى پشت و مجارى نطفه مرد گفته شده وَ حَلائِلُ أَبْنائِكُمُ الَّذِينَ مِنْ أَصْلابِكُمْ نساء:
23.
ناگفته نماند: قول عطا و زمخشرى و بيضاوى كه صلب را از مرد و ترائب را از زن گرفته‏اند بكلّى باطل و بى اساس است و در آيه شريفه نطفه زن مطرح نيست.
زيرا در آيه ما قبل ميگويد: انسان از آب جهنده كه از ميان صلب و ترائب بيرون ميايد آفريده شده است. آب جهنده (ماء دافق) فقط از مرد است نه زن وانگهى.
مقاربت، فقط سبب نزول نطفه مرد است و ربطى بنطفه زن ندارد.
نطفه زن در حدود پنج روز پس از قاعدگى از تخمدان جدا شده و وارد لوله زهدان ميگردد و در حدود پنج و شش روز در آنجا زنده مى‏ماند اگر در عرض اين مدت مقاربت اتفاق افتاد يكى از سلّولّهاى نطفه مرد (اسپرماتوزئيد) وارد نطفه زن (اوول) ميگردد و رشد آن شروع ميشود، انزال زن و لذّت او در حين مقاربت راجع بانزال نطفه او نيست بر خلاف مرد.
و خلاصه: آيه شريفه راجع بنطفه مرد است و صلب و ترائب را بايد در وجود مرد جستجو نمود. و آنكه مثل ابن كثير و غيره در باره ترائب زن صحبت و نقل اقوال كرده‏اند از خود آيه غفلت نموده‏اند و گرنه از زن صحبتى بميان نمياوردند.
احتمال قوى در آيه شريفه آنست كه مراد از صلب، قسمت آخر ستون فقرات مرد مقابل استخوانهاى عانه و مراد از ترائب استخوانهاى عانه و خاصره باشد در تفسير پرتوى از قرآن ميگويد: مجراى منى از بيضه امتداد يافته و از راه مجراى معيّنى كه در امتداد كشاله ران است بطرف داخل شكم ميرود و بطرف مثانه كه در پشت استخوان عانه است بر ميگردد و در زير مثانه از ميان پروستات (غدّه ايست كه در محل خروج ادار قرار دارد و مجراى ناقل منى از وسط آن عبور ميكند) رد شده وارد مجراى ادرار ميشود قسمتى از اين مجرا كه داخل شكم است اطرافش حلقه استخوانى است كه در جلو استخوان عانه و در طرفين و عقب استخوان خاصره و در پشت، ستون مهره و استخوان خارجى ميباشد (تمام شد) على هذا مقصود از صلب قسمت آخر ستون مهره و از ترائب استخوانهاى ديگر است كه منى از ميان آنها گذشته وارد مجراى ادرار ميشود و اين است معناى يَخْرُجُ مِنْ بَيْنِ الصُّلْبِ وَ التَّرائِبِ.
اگر گويند: تمام لغت نويسان و مفسّرين ترائب را استخوانهاى سينه و دنده‏ها و نحو آن معنى كرده‏اند و در مجمع البيان و غيره از اشعار عرب شاهد آورده كه تريب استخوان سينه است مثلا در صحّاح هست «اشرف ثدياها على- التريب» يعنى پستانهايش بر سينه مشرف است در اين صورت چگونه ممكن است ترائب را استخوانهاى عانه و خاصره بدانيم؟!! گوئيم: تريبه و ترائب در اصل لغت بمعنى استخوان سينه نيست و معناى اوّلى (تراب) در آن معتبر است و استخوانهاى سينه را از آنجهت ترائب گفته‏اند كه مثل خاك بسهولت حركت ميكنند طبرسى فرموده: چون استخوانهاى سينه مانند خاك بآسانى حركت ميكنند از آنجهت ترائب گفته‏اند.
در اين صورت چه مانعى دارد كه بگوئيم استخوانهاى عانه و خاصره را از جهت نرم بودن و خاك مانند بودن تريبه گفته‏اند. اگر مفسّران گذشته در اين عصر بوده و مجراى طبيعى منى را ميدانستند، ترائب را استخوانهاى عانه و خاصره معنى ميكردند.
در پرتوى از قرآن گويد:
ترائب كه جمع تريبه است در اصل لغت بمعناى چيز نرم و نفوذ پذير ...
و خاك مانند است. اين عبارت مبالغه آميز است زيرا مادّه اوّلى كه تراب است بمعنى خاك ميباشد اگر مطلب آنطور بود امثال صحاح و قاموس مينوشتند. كه تراب بمعنى نرمى است و خاك را از جهت نرم بودن تراب گويند. حال آنكه چنين ننوشته‏اند.

ديندار
۱۳۹۱/۰۴/۲۵, ۱۳:۲۳
ترائب جمع تربیه، بنابر مشهور از میان علمای لغت به معنی استخوان های سینه است، همانجا که گردنبند روی آن قرار می گیرد (5) نیز برای ترائب معانی دیگری بیان نموده اند، از جمله این که ترائب یعنی پیش روی انسان در مقابل صلب که به معنی پشت است، و نیز به معنی چهاردنده از طرف راست و چهار دنده از طرف چپ است

مناسب ترین اقوال این است که صلب به معنی پشت مرد، و ترائب به معنی پیش روی او است، چرا که آب نطفه مرد از میان این دو خارج می شود

فتا 1
۱۳۹۱/۰۴/۲۵, ۱۳:۲۴
توبه کن به درگاه خدا، استغفار کن، خداوند مهربان و آمرزنده است.

لطف کنید به هرکسی نگوئید استغفار کن از کجا معلوم طرف شما شیطان نباشد و البته شیطان استغفار کردن بلد نیست چون اگر میدانست در همان اغاز توبه میکرد و دچار این منجلاب نمیشد .

helmon
۱۳۹۱/۰۴/۲۵, ۱۴:۱۲
لطف کنید به هرکسی نگوئید استغفار کن از کجا معلوم طرف شما شیطان نباشد و البته شیطان استغفار کردن بلد نیست چون اگر میدانست در همان اغاز توبه میکرد و دچار این منجلاب نمیشد .
فکر میکنم خودشان بیشتر نیاز به استغفار دارند !
خیلی ممنون همین یه مورد تشبیه به شیطان مونده بود که اونم زحمتش افتاد گردن شما
فکر میکنم باید خودم فکر کنم و به پاسخ برسم
از همه کسایی که قصدشان راهنمایی بنده بود ممنونم :Gol:

فتا 1
۱۳۹۱/۰۴/۲۵, ۱۴:۱۸
وَكَذَلِكَ جَعَلْنَا لِكُلِّ نَبِی عَدُوًّا شَیاطِینَ الْإِنْسِ وَالْجِنِّ یوحِی بَعْضُهُمْ إِلَى بَعْضٍ زُخْرُفَ الْقَوْلِ غُرُورًا وَلَوْ شَاءَ رَبُّكَ مَا فَعَلُوهُ فَذَرْهُمْ وَمَا یفْتَرُونَ«الأنعام/112»
و بدین گونه برای هر پیامبری دشمنی از شیطانهای انس و جن برگماشتیم بعضی از آنها به بعضی برای فریب [یکدیگر] سخنان آراسته القا می‏کنند و اگر پروردگار تو می‏خواست چنین نمی‏کردند پس آنان را با آنچه به دروغ می‏سازند واگذار

limbo
۱۳۹۱/۰۴/۲۵, ۱۴:۵۰
ترائب جمع تربیه، بنابر مشهور از میان علمای لغت به معنی استخوان های سینه است، همانجا که گردنبند روی آن قرار می گیرد (5) نیز برای ترائب معانی دیگری بیان نموده اند، از جمله این که ترائب یعنی پیش روی انسان در مقابل صلب که به معنی پشت است، و نیز به معنی چهاردنده از طرف راست و چهار دنده از طرف چپ است مناسب ترین اقوال این است که صلب به معنی پشت مرد، و ترائب به معنی پیش روی او است، چرا که آب نطفه مرد از میان این دو خارج می شود

می ترسم اگر فردا ثابت شد اسپرم ها کف پا تولید می شوند بگید ترائب معنی کف پا هم می دهد . مثل اینکه معلم از من بپرسه قلب کجاست منم بگم داخل بدن و معلم هم تحسینم کنه !

حالا منم می گم زکات هم به معنی صدقه هست . پس در کل قرآن به معنی صدقه بوده کی می خواد جلو من رو بگیره !

من امروز ادعا می کنم نظریه ریسمان هم در قرآن بوده چه کسی می خواد جلو من رو بگیره .

وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّـهِ . اشاره دارد به نظریه ریسمان


بازی با کلماتتون خیلی خوب هست . خیلی راحت آیه خمس را که در مورد غنیمت گرفتن هست به همه چیز متصل می کنید :

[سوره الأنفال (8): آيه 41]
وَ اعْلَمُوا أَنَّما غَنِمْتُمْ مِنْ شَيْ‏ءٍ فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِي الْقُرْبى‏ وَ الْيَتامى‏ وَ الْمَساكِينِ وَ ابْنِ السَّبِيلِ إِنْ كُنْتُمْ آمَنْتُمْ بِاللَّهِ وَ ما أَنْزَلْنا عَلى‏ عَبْدِنا يَوْمَ الْفُرْقانِ يَوْمَ الْتَقَى الْجَمْعانِ وَ اللَّهُ عَلى‏ كُلِّ شَيْ‏ءٍ قَدِير.و بدانيد آنچه غنيمت گرفتيد پنج يك آن مخصوص بخدا و رسول او و خويشان پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و يتيمان و بيچارگان و راه گذران است...


و خیلی راحت مفهوم تناقض بار این ایه رو جمع جور می کنید :

حـَتـى إِذَا بـَلَغَ مـَغـْرِب الشـمْسِ وَجَدَهَا تَغْرُب فى عَيْنٍ حَمِئَةٍ وَ وَجَدَ عِندَهَا قَوْماً قُلْنَا يَذَا الْقَرْنَينِ إِمَّا أَن تُعَذِّب وَ إِمَّا أَن تَتَّخِذَ فِيهِمْ حُسناً(86 كهف)
تـا به غروبگاه آفتاب رسيد (در آنجا) احساس كرد كه خورشيد در چشمه (يا دريا) ى - تـيـره و گـل آلودى فرو مى رود، و در آنجا قومى را يافت ، ما گفتيم اى ذو القرنين ! آيا مى خواهى مجازات كنى و يا پاداش نيكوئى را در باره آنها انتخاب نمائى (مکارم)

تا آن‌گاه كه به غروبگاه خورشيد رسيد، به نظرش آمد كه خورشيد در چشمه‌اى گل‌آلود و سياه غروب مى‌كند، و نزديك آن قومى را يافت. گفتيم: اى ذو القرنين! يا [اينان را] عقوبت مى‌كنى يا ميانشان [روش‌] نيكويى پيش مى‌گيرى [اختيار با توست‌] (۸۶ (http://tanzil.ir/#trans/fa.bahrampour/18:86)) بهرام پور

ا به غروبگاه خورشيد رسيد. ديد كه در چشمه‌اى گِل‌آلود و سياه غروب مى‌كند و در آنجا مردمى يافت. گفتيم: اى ذوالقرنين، مى‌خواهى عقوبتشان كن و مى‌خواهى با آنها به نيكى رفتار كن. (۸۶ (http://tanzil.ir/#trans/fa.ayati/18:86)) آیتی


و بعد بیان می کنند که وجد به معنای احساس کردن بوده . یعنی فعل احساس کردن نبوده !!؟؟
و این با کجای علم سازگار است در مورد خورشید و غروب و ...

سبوی تشنه
۱۳۹۱/۰۴/۲۵, ۱۵:۱۴
می ترسم اگر فردا ثابت شد اسپرم ها کف پا تولید می شوند بگید ترائب معنی کف پا هم می دهد . مثل اینکه معلم از من بپرسه قلب کجاست منم بگم داخل بدن و معلم هم تحسینم کنه !

حالا منم می گم زکات هم به معنی صدقه هست . پس در کل قرآن به معنی صدقه بوده کی می خواد جلو من رو بگیره !

من امروز ادعا می کنم نظریه ریسمان هم در قرآن بوده چه کسی می خواد جلو من رو بگیره .

وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّـهِ . اشاره دارد به نظریه ریسمان


بازی با کلماتتون خیلی خوب هست . خیلی راحت آیه خمس را که در مورد غنیمت گرفتن هست به همه چیز متصل می کنید :

[سوره الأنفال (8): آيه 41]
وَ اعْلَمُوا أَنَّما غَنِمْتُمْ مِنْ شَيْ‏ءٍ فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِي الْقُرْبى‏ وَ الْيَتامى‏ وَ الْمَساكِينِ وَ ابْنِ السَّبِيلِ إِنْ كُنْتُمْ آمَنْتُمْ بِاللَّهِ وَ ما أَنْزَلْنا عَلى‏ عَبْدِنا يَوْمَ الْفُرْقانِ يَوْمَ الْتَقَى الْجَمْعانِ وَ اللَّهُ عَلى‏ كُلِّ شَيْ‏ءٍ قَدِير.و بدانيد آنچه غنيمت گرفتيد پنج يك آن مخصوص بخدا و رسول او و خويشان پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و يتيمان و بيچارگان و راه گذران است...


و خیلی راحت مفهوم تناقض بار این ایه رو جمع جور می کنید :

حـَتـى إِذَا بـَلَغَ مـَغـْرِب الشـمْسِ وَجَدَهَا تَغْرُب فى عَيْنٍ حَمِئَةٍ وَ وَجَدَ عِندَهَا قَوْماً قُلْنَا يَذَا الْقَرْنَينِ إِمَّا أَن تُعَذِّب وَ إِمَّا أَن تَتَّخِذَ فِيهِمْ حُسناً(86 كهف)
تـا به غروبگاه آفتاب رسيد (در آنجا) احساس كرد كه خورشيد در چشمه (يا دريا) ى - تـيـره و گـل آلودى فرو مى رود، و در آنجا قومى را يافت ، ما گفتيم اى ذو القرنين ! آيا مى خواهى مجازات كنى و يا پاداش نيكوئى را در باره آنها انتخاب نمائى (مکارم)

تا آن‌گاه كه به غروبگاه خورشيد رسيد، به نظرش آمد كه خورشيد در چشمه‌اى گل‌آلود و سياه غروب مى‌كند، و نزديك آن قومى را يافت. گفتيم: اى ذو القرنين! يا [اينان را] عقوبت مى‌كنى يا ميانشان [روش‌] نيكويى پيش مى‌گيرى [اختيار با توست‌] (۸۶ (http://tanzil.ir/#trans/fa.bahrampour/18:86)) بهرام پور

ا به غروبگاه خورشيد رسيد. ديد كه در چشمه‌اى گِل‌آلود و سياه غروب مى‌كند و در آنجا مردمى يافت. گفتيم: اى ذوالقرنين، مى‌خواهى عقوبتشان كن و مى‌خواهى با آنها به نيكى رفتار كن. (۸۶ (http://tanzil.ir/#trans/fa.ayati/18:86)) آیتی


و بعد بیان می کنند که وجد به معنای احساس کردن بوده . یعنی فعل احساس کردن نبوده !!؟؟
و این با کجای علم سازگار است در مورد خورشید و غروب و ...
بدبختی تو اینه که میخوای تمام جزئیات عالم تو قرآن باشه همه اینها از جهل و عدم درک شما از چرایی نازل شدن قرآن هست.اگر تو قرآن میومد که دودوتا میشه چهارتا شما الان میگفتی چرا نمیشه پنج تا یعنی تو نمیتونی درک کنی منظور از ریسمان چیه اینقدر سطح علمیت پایینه که فکر میکنی باید یه طناب از زمین به آسمون وصل باشه و تو بتونی ببینیش

من امروز ادعا می کنم نظریه ریسمان هم در قرآن بوده چه کسی می خواد جلو من رو بگیره . وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّـهِ . اشاره دارد به نظریه ریسمان
متن عربی آیه : وَاعْتَصِمُواْ بِحَبْلِ اللّهِ جَمِيعًا وَلاَ تَفَرَّقُواْ وَاذْكُرُواْ نِعْمَةَ اللّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ كُنتُمْ أَعْدَاء فَأَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِكُمْ فَأَصْبَحْتُم بِنِعْمَتِهِ إِخْوَانًا وَكُنتُمْ عَلَىَ شَفَا حُفْرَةٍ مِّنَ النَّارِ فَأَنقَذَكُم مِّنْهَا كَذَلِكَ يُبَيِّنُ اللّهُ لَكُمْ آيَاتِهِ لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ
. و همگى به ريسمان خدا چنگ زنيد، و پراكنده نشويد؛ و نعمت [گران‏] خداو را بر خويشتن به ياد آوريد؛ آنگاه كه دشمنان [يكديگر ]بوديد، پس [خدا] دلهايتان را به هم پيوند داد و به [لطف و] نعمت او برادران هم شديد؛ و شما بر لبه گودالى از آتش بوديد كه [خدا ]شمار را از آن رهايى بخشيد. خدا نشانه‏هاى [مهر و قدرت ]خود را ااين‏گونه براى شما بروشنى مى‏نماياند؛ باشد كه راه يابيد.

شان نزول آیه
در دوران جاهليت دو قبيله بزرگ در مدينه به نام "اوس" و "خزرج" وجود داشتند كه بيش از يكصد سال! جنگ و خون‏ريزى و اختلاف در ميان آن دو جريان داشت، و هر چند وقت ناگهان به جان يكديگر مى‏افتادند و خسارات جانى و مالى فراوانى به يكديگر وارد مى‏كردند. يكى از موفقيتهاى بزرگ پيامبر (صلي الله عليه و آله) پس از هجرت به مدينه، اين بود كه به وسيله اسلام صلح و صفا در ميان آن دو ايجاد كرد، و با اتحاد آنها، جبهه نيرومندى در مدينه به وجود آمد. اما از آنجا كه ريشه‏هاى اختلاف فوق العاده زياد و نيرومند و اتحاد تازه‏ و جوان بود، گاه بيگاه، بر اثر عواملى، اختلافات فراموش شده شعله‏ور مى‏شد، كه بزودى در پرتو تعليمات اسلام و تدبير پيامبر (صلي الله عليه و آله) خاموش مى‏گشت. مى‏گويند: روزى دو نفر از قبيله "اوس" و" خزرج" به نام "ثعلبة بن غنم" و" اسعد بن زراره" در برابر يكديگر قرار گرفتند، و هر كدام افتخاراتى را كه بعد از اسلام نصيب قبيله او شده بود برمى‏شمرد. "ثعلبه" گفت: خزيمة بن ثابت (ذو الشهادتين) و حنظله (غسيل الملائكه) كه هر كدام از افتخارات مسلمانانند، از ما هستند، و همچنين عاصم بن ثابت، و سعد بن معاذ از ما مى‏باشند. در برابر او "اسعد بن زراره" كه از طايفه خزرج بود گفت: چهار نفر از قبيله ما در راه نشر و تعليم قرآن خدمت بزرگى انجام دادند: ابى بن كعب، و معاذ بن جبل، و زيد بن ثابت، و ابو زيد، به علاوه "سعد بن عباده" رئيس و خطيب مردم مدينه از ما است. كم كم كار بجاى باريك كشيد، و قبيله دو طرف از جريان آگاه شدند، و دست به اسلحه كرده، در برابر يكديگر قرار گرفتند، بيم آن مى‏رفت كه بار ديگر آتش جنگ بين آنها شعله‏ور گردد و زمين از خون آنها رنگين شود! خبر به پيامبر رسيد، حضرت فورا به محل حادثه آمد، و با بيان و تدبير خاص خود به آن وضع خطرناك پايان داد، و صلح و صفا را در ميان آنها بر قرار نمود. اين آيات در اينجا نازل گرديد و به صورت يك حكم عمومى همه مسلمانان را با بيان مؤثر و مؤكدى دعوت به اتحاد نمود.




بازی با کلماتتون خیلی خوب هست . خیلی راحت آیه خمس را که در مورد غنیمت گرفتن هست به همه چیز متصل می کنید : [سوره الأنفال (8): آيه 41] وَ اعْلَمُوا أَنَّما غَنِمْتُمْ مِنْ شَيْ‏ءٍ فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِي الْقُرْبى‏ وَ الْيَتامى‏ وَ الْمَساكِينِ وَ ابْنِ السَّبِيلِ إِنْ كُنْتُمْ آمَنْتُمْ بِاللَّهِ وَ ما أَنْزَلْنا عَلى‏ عَبْدِنا يَوْمَ الْفُرْقانِ يَوْمَ الْتَقَى الْجَمْعانِ وَ اللَّهُ عَلى‏ كُلِّ شَيْ‏ءٍ قَدِير.و بدانيد آنچه غنيمت گرفتيد پنج يك آن مخصوص بخدا و رسول او و خويشان پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و يتيمان و بيچارگان و راه گذران است...
1- در مورد خمس فقط يک آيه وجود دارد درحالي که براي زکات آيات متعددي نازل شده است بنابراين زکات مهمتر از خمس است.
2- شأن نزول آيه خمس در مورد غنائم جنگي است و معناي لغوي غنائم هم به غنائم جنگي اختصاص دارد
اختصاص يک آيه بر حکمي از احکام الهي و در مقابل اختصاص آيات متعددي بر حکمي ديگر از احکام خداي متعال دليل بر اهميت ذاتي کمتر حکم اول و اهميت بيشتر حکم دوم نسبت به حکم اول ندارد.
دليل نقضي :
احکام ديگري وجود دارد که از اهميت زيادي برخوردارند. ولي در قرآن چند آيه محدود به آنها اختصاص يافته است. مانند حج و روزه.
اين احکام نيز به نسبت به احکامي مانند نماز و زکات که از آيات بيشتري برخوردارند ، آيات کمتري و محدودتري را به خود اختصاص داده اند. ولي کمي آيات مربوط به آنها دليل بر کم اهميت بودن آنها نسبت به احکام با آيات بيشتر، نيست.
همچنين احکامي در شرع مقدس اسلام وجود دارد که هيچ کدام آنها در قرآن نيامده اند ولي مسلمانان وجوب آنها و احکام عمل کردن به آنها را از سنت پيامبر دريافت کرده و شکي در وجوب آن ندارند.
مانند نماز آيات و برخي از غسلها و موارد ديگر.
جواب حلّي :
اختصاص آياتي کمتر به حکمي از احکام نسبت به احکامي ديگر و همين طور اختصاص آيات بيشتر به حکمي نسبت به احکامي ديگر به فراخور شمول زماني ، آماري و جمعيتي آنها مي باشد.
به عنوان مثال اگر زکات از آيات بيشتري برخوردار است به علت اين است که زکات دايره شمول جمعيتي بيشتر از خمس دارد. زکات حکمي است که دايره و مساحت شمول آن تمام افراد جامعه اسلامي ( و حتي در برخي از موارد غير مسلمانان ) مي باشند که اگر دچار مشکل اقتصادي و عسرت مالي شدند بتوانند از اين امکان استفاده کنند.
ولي دائره شمول خمس محدودتر از زکات مي باشد و شامل همه افراد جامعه اسلامي نمي شود. بلکه در مقابل زکات که براي بني هاشم ( خاندان رسول الله در زمان ما ) حرام مي باشد و آنها حق استفاده از آن را ندارند ، براي فقرا و مستمندان از آنان اختصاص دارد و نيز سهمي از آن مخصوص حاکم جامعه اسلامي است براي رفع مايحتاج هاي مخصوص امور حکومتي که از ديدگاه شيعه در زمان پيامبر ، حاکم اسلامي پيامبر است و در زمان ائمه ، ائمه اطهار عليهم السلام.
«عن مجاهد، قال كان النبي ص و أهل بيته لا تحل لهم الصدقة فجعل لهم الخمس‏» (1)
"مجاهد مي گويد : صدقه ( زکات واجب و غير واجب ) بر پيامبر و اهل بيت ايشان عليهم الصلاه و السلام حلال نمي باشد. پس خمس براي آنها قرارداده شده است."
اما فلسفه اينکه چرا زکات براي خاندان پيامبر اکرم حرام شده است و در مقابل اين ممنوعيت حکمي مانند خمس تشريع شده است ؟ مساله اي است که بايد در جايگاه خود بحث شود.
نکته دوم :
هرچند که اين آيه در مورد نحوه تقسيم غنائمي که در جنگ به دست آمده است نازل شده است ولي نزول يک آيه در موردي خاص ، دليل بر اختصاص آن آيه در آن مورد خاص نمي شود. چرا که در آن صورت اکثريت قريب به اتفاق آيات قرآن به همان مواردي که آيات در آن موارد خاص نازل شده اند محدود مي شد و ديگر در موارد ديگر قابل بهره برداري و استتناد نبود.
به عبارت روشن‏تر هيچ مانعى ندارد كه مفهوم آيه يك معنى كلى و عمومى باشد و در عين حال مورد نزول آيه غنائم جنگى كه يكى از موارد اين حكم كلى است بوده باشد و اين گونه احكام در قرآن و سنت فراوان است كه حكم كلى است و مصداق جزئى است:
مثلا در آيه 7 سوره حشر مى‏خوانيم ما آتاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ ما نَهاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا":" هر چه پيامبر براى شما مى‏آورد بگيريد و هر چه از آن نهى مى‏كند خود دارى كنيد".
اين آيه يك حكم كلى در باره لزوم پيروى از فرمانهاى پيامبر (ص) بيان مى‏كند در حالى كه مورد نزول آن اموالى است كه از دشمنان بدون جنگ به دست مسلمانان مى‏افتد (و اصطلاحا به آن" فى‏ء" گفته مى‏شود).
و نيز در آيه 233 سوره بقره يك قانون كلى به صورت" لا تُكَلَّفُ نَفْسٌ إِلَّا وُسْعَها":" هيچ كس بيش از آنچه قدرت دارد تكليف نمى‏شود" بيان شده در حالى كه مورد آيه در باره اجرت زنان شيرده است و به پدر نوزاد دستور داده شده است به اندازه توانايى خود به آنها اجرت بدهد، ولى آيا ورود آيه در چنين مورد خاصى مى‏تواند جلو عموميت اين قانون (عدم تكليف به ما لا يطاق) را بگيرد؟! خلاصه اينكه: آيه در ضمن آيات جهاد وارد شده ولى مى‏گويد: هر در آمدى از هر موردى عايد شما شود كه يكى از آنها غنائم جنگى است خمس آن را بپردازيد مخصوصا" ما" موصوله و" شي‏ء" كه دو كلمه عام و بدون هيچ گونه قيد و شرطند اين موضوع را تاييد مى‏كنند.
حال بايد ببينيم كه" غنيمت" در لغت و در نظر عرف چه معنى مى‏دهد؟! آيا راستى منحصر به غنائم جنگى است و يا هر گونه در آمدى را شامل مى‏شود؟
آنچه از كتب لغت استفاده مى‏شود، اين است كه در معنى ريشه لغوى اين كلمه عنوان جنگ و آنچه از دشمن به دست مى‏آيد، نيامده است، بلكه هر در آمدى را شامل مى‏شود، به عنوان شاهد به چند قسمت از كتب معروف و مشهور لغت كه مورد استناد دانشمندان و ادباى عرب است اشاره مى‏كنيم:
در كتاب" لسان العرب" جلد دوازدهم مى‏خوانيم" و الغنم الفوز بالشى‏ء من غير مشقة ... و الغنم، الغنيمة و المغنم الفي‏ء ... و فى الحديث الرهن لمن رهنه له غنمه و عليه غرمه، غنمه زيادته و نمائه و فاضل قيمته ... و غنم الشي‏ء فاز به ...
:" غنم يعنى دسترسى يافتن به چيزى بدون مشقت، و" غنم" و" غنيمت" و" مغنم" به معنى فى‏ء است (فى‏ء را نيز در لغت به معنى چيزهايى كه بدون زحمت به انسان مى‏رسد ذكر كرده‏اند ...)
و در حديث وارد شده كه گروگان در اختيار كسى است كه آن را به گرو گرفته، غنيمت و منافعش براى اوست و غرامت و زيانش نيز متوجه اوست و نيز غنم به معنى زيادى و نمو و اضافه قيمت است، و فلان چيز را به غنيمت گرفت يعنى به او دست‏رسى پيدا كرد."
و در كتاب" تاج العروس" جلد نهم مى‏خوانيم" و الغنم الفوز بالشي‏ء بلا مشقة":" غنيمت آن است كه انسان بدون زحمت به چيزى دست يابد".
در كتاب" قاموس" نيز غنيمت بهمان معنى فوق ذكر شده است.
و در كتاب" مفردات راغب" مى‏خوانيم غنيمت از ريشه" غنم" به معنى" گوسفند" گرفته شده و سپس مى‏گويد" ثم استعملوا فى كل مظفور به من جهة العدى و غيره" يعنى:" سپس در هر چيزى كه انسان از دشمن و يا غير دشمن به دست مى‏آورد به كار رفته است." حتى كسانى كه يكى از معانى غنيمت را غنائم جنگى ذكر كرده‏اند انكار نمى‏كنند كه معنى اصلى آن معنى وسيعى است كه به هر گونه خيرى كه انسان بدون مشقت به آن دست يابد گفته مى‏شود.
در استعمالات معمولى نيز" غنيمت" در برابر" غرامت" ذكر مى‏شود، همان طور كه معنى" غرامت" معنى وسيعى است و هر گونه غرامت را شامل مى‏شود" غنيمت" نيز معنى وسيعى دارد و به هر گونه در آمد قابل ملاحظه‏اى گفته مى‏شود اين كلمه" در نهج البلاغه" در موارد زيادى به همين معنى آمده است، در خطبه 76 مى‏خوانيم" اغتنم المهل":" فرصت‏ها و مهلت‏ها را غنيمت بشماريد".
و در خطبه 120 مى‏فرمايد"
من اخذها لحق و غنم‏
":" كسى كه به آئين خدا عمل كند به سر منزل مقصود مى‏رسد و بهره مى‏برد" در نامه 53 به مالك اشتر مى‏فرمايد:"
و لا تكونن عليهم سبعا ضاريا تغتنم اكلهم‏
": در برابر مردم مصر همچون حيوان درنده‏اى مباش كه خوردن آنها را غنيمت و در آمدى براى خود فرض كنى".
و در نامه 45 به عثمان بن حنيف مى‏فرمايد:"
فو اللَّه ما كنزت من دنياكم تبرا و لا ادخرت من غنائمها وفرا
":" به خدا سوگند از دنياى شما طلايى نياندوختم و از غنائم و در آمدهاى آن اندوخته‏اى فراهم نكردم".
و در كلمات قصار، در جمله 331 مى‏فرمايد
ان اللَّه جعل الطاعة غنيمة الاكياس‏
:" خداوند اطاعت را غنيمت و بهره هوشمندان قرار داده است".
و در نامه 41 مى‏خوانيم"
و اغتنم من استقرضك فى حال غناك‏
":" هر كس در حال بى‏نيازيت از تو قرضى بخواهد غنيمت بشمار."
و نظير اين تعبيرات بسيار فراوان است كه همگى نشان مى‏دهد" غنيمت" منحصر به غنائم جنگى نيست.

پیش فرض نقل نمایش پست ها نوشته اصلی توسط : ديندار ترائب جمع تربیه، بنابر مشهور از میان علمای لغت به معنی استخوان های سینه است، همانجا که گردنبند روی آن قرار می گیرد (5) نیز برای ترائب معانی دیگری بیان نموده اند، از جمله این که ترائب یعنی پیش روی انسان در مقابل صلب که به معنی پشت است، و نیز به معنی چهاردنده از طرف راست و چهار دنده از طرف چپ است مناسب ترین اقوال این است که صلب به معنی پشت مرد، و ترائب به معنی پیش روی او است، چرا که آب نطفه مرد از میان این دو خارج می شود می ترسم اگر فردا ثابت شد اسپرم ها کف پا تولید می شوند بگید ترائب معنی کف پا هم می دهد . مثل اینکه معلم از من بپرسه قلب کجاست منم بگم داخل بدن و معلم هم تحسینم کنه ! حالا منم می گم زکات هم به معنی صدقه هست . پس در کل قرآن به معنی صدقه بوده کی می خواد جلو من رو بگیره ! من امروز ادعا می کنم نظریه ریسمان هم در قرآن بوده چه کسی می خواد جلو من رو بگیره . وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّـهِ . اشاره دارد به نظریه ریسمان بازی با کلماتتون خیلی خوب هست . خیلی راحت آیه خمس را که در مورد غنیمت گرفتن هست به همه چیز متصل می کنید : [سوره الأنفال (8): آيه 41] وَ اعْلَمُوا أَنَّما غَنِمْتُمْ مِنْ شَيْ‏ءٍ فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِي الْقُرْبى‏ وَ الْيَتامى‏ وَ الْمَساكِينِ وَ ابْنِ السَّبِيلِ إِنْ كُنْتُمْ آمَنْتُمْ بِاللَّهِ وَ ما أَنْزَلْنا عَلى‏ عَبْدِنا يَوْمَ الْفُرْقانِ يَوْمَ الْتَقَى الْجَمْعانِ وَ اللَّهُ عَلى‏ كُلِّ شَيْ‏ءٍ قَدِير.و بدانيد آنچه غنيمت گرفتيد پنج يك آن مخصوص بخدا و رسول او و خويشان پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و يتيمان و بيچارگان و راه گذران است... و خیلی راحت مفهوم تناقض بار این ایه رو جمع جور می کنید : حـَتـى إِذَا بـَلَغَ مـَغـْرِب الشـمْسِ وَجَدَهَا تَغْرُب فى عَيْنٍ حَمِئَةٍ وَ وَجَدَ عِندَهَا قَوْماً قُلْنَا يَذَا الْقَرْنَينِ إِمَّا أَن تُعَذِّب وَ إِمَّا أَن تَتَّخِذَ فِيهِمْ حُسناً(86 كهف) تـا به غروبگاه آفتاب رسيد (در آنجا) احساس كرد كه خورشيد در چشمه (يا دريا) ى - تـيـره و گـل آلودى فرو مى رود، و در آنجا قومى را يافت ، ما گفتيم اى ذو القرنين ! آيا مى خواهى مجازات كنى و يا پاداش نيكوئى را در باره آنها انتخاب نمائى (مکارم)
و بعد بیان می کنند که وجد به معنای احساس کردن بوده . یعنی فعل احساس کردن نبوده !!؟؟ و این با کجای علم سازگار است در مورد خورشید و غروب و ...
خداوند متعال می فرماید: « حَتَّى إِذا بَلَغَ مَغْرِبَ الشَّمْسِ وَجَدَها تَغْرُبُ فی‏ عَیْنٍ حَمِئَهٍ وَ وَجَدَ عِنْدَها قَوْماً قُلْنا یا ذَا الْقَرْنَیْنِ إِمَّا أَنْ تُعَذِّبَ وَ إِمَّا أَنْ تَتَّخِذَ فیهِمْ حُسْناً ـــ چون به غروبگاه آفتاب رسید چنین یافت که در چشمه‏اى گل‏آلود (تیره) فرو مى‏رود و نزدیک چشمه گروهى را یافت. گفتیم اى ذو القرنین یا عذاب مى‏کنى یا میان آنها طریقه‏اى نیکو پیش مى‏گیرى.»
علّامه ی طباطبایی در تفسیر آیه ی شریفه فرموده اند:
« کلمه «حتى» دلالت مى‏کند بر اینکه فعلى در تقدیر است و تقدیر کلام « فسار حتى اذا بلغ ـــ و سیر کرد تا به مغرب آفتاب رسید » مى‏باشد. و مراد از مغرب آفتاب، آخر آبادی آن روز از ناحیه ی غرب است ، به دلیل اینکه مى‏فرماید: « نزد آن مردمى را یافت ».
مفسرین گفته‏اند: منظور از « عین حمئه » چشمه‏اى داراى گل سیاه یعنى لجن است، چون حماه به معناى گل سیاه است و مقصود از عین دریا است ، چون در زبان عرب ، بسیار مى‏شود که این کلمه به دریا هم اطلاق مى‏گردد. و مقصود از اینکه فرمود: « آفتاب را یافت که در دریایى لجن‏دار غروب مى‏کرد.» این است که به ساحل دریایى رسید که دیگر ماوراى آن خشکى امید نمى‏رفت ، و چنین به نظر مى‏رسید که آفتاب در دریا غروب می کند ؛ چون انتهاى افق بر دریا منطبق است. بعضى هم گفته‏اند: چنین چشمه ی لجن‏دارى با دریاى محیط ، یعنى اقیانوس غربى (اطلس) ، که جزائر خالدات در آن بوده منطبق است و جزائر مذکور همان جزائرى هستند که در هیأت و جغرافیاى قدیم مبدأ طول به شمار مى‏رفتند ، و بعدها غرق شده و فعلاً اثرى از آنها نمانده است.
جمله « فِی عَیْنٍ حَمِئَهٍ » به صورت « عین حامیه » یعنى حارّه (گرم) نیز قرائت شده و اگر این قرائت صحیح باشد دریاى حارّ با قسمت استوایى اقیانوس کبیر که مجاور آفریقا است منطبق مى‏گردد، و بعید نیست که ذو القرنین در مسافرت غربی اش به سواحل آفریقا رسیده باشد. » ( ترجمه المیزان، ج‏13، ص: 499)
محی الدین ابن عربی نیز برای این آیه تفسیری انفسی ارائه داده که حاصل چنین است:
حَتَّى إِذا بَلَغَ مَغْرِبَ الشَّمْسِ ؛ یعنی چون رسید به مکان غروب خورشید روح ، وَجَدَها تَغْرُبُ فِی عَیْنٍ حَمِئَهٍ ، یعنی ذوالفرنین آن خورشید فروزان روح را یافت که در چشمه ی مخلوط با گل غروب می کند و آن چشمه ی مخلوط با گل ، بدن مادّی است که از خاک و آب می باشد. وَ وَجَدَ عِنْدَها قَوْماً ، یعنی وی قوای نفسانی و بدنی روح را در آن بدن مشاهده نمود. قُلْنا یا ذَا الْقَرْنَیْنِ إِمَّا أَنْ تُعَذِّبَ . خدا گفت: ای ذوالقرنین یا آن قوا را با ریاضت و قهر و کشتن عذاب کن! ؛ وَ إِمَّا أَنْ تَتَّخِذَ فِیهِمْ حُسْناً ، یا با آنها از راه تعدیل و دادن حظّ هر کدام به وی به نیکویی رفتار نما!.
سخن نهایی:
1ـ مراد از عین (چشمه) دریاست ؛ چرا که اوّلاً عرب از دریا تعبیر به عین می کند. ثانیاً در روایات اهل بیت (ع) نیز کلمه ی عین در این آیه تفسیر به دریا شده. ثالثاً چشمه گفتن به دریا در این آیه ، می تواند نوعی تعظیم برای ذوالقرنین باشد ؛ یعنی در برابر عظمت ذوالقرنین ، که کلّ زمین را به قدرت الهی گشته بود ، دریا همچون چشمه می نمود.
2ـ این دریا چنان بوده که همیشه یا هنگام غروب آفتاب ، گل آلود یا تیره رنگ بوده است.
3ـ از کلمه ی مغرب الشمس ، استفاده می شود که این دریا در مغرب زمین بوده است امّا بر خلاف آنچه برخی مفسّرین فرموده اند ، از این استفاده نمی شود که آن دریا ، حتماً در انتهای مغرب زمین بوده است. پس آن دریا یا دریای سیاه بوده در بالای ترکیّه یا دریای مدیترانه بوده یا اقیانوس اطلس. و به احتمال زیاد آن دریا ، دریای سیاه باشد ؛ چرا که با علائم داده شده در آیه تطابق بیشتری دارد. اگر واژه ی دریای سیاه را در گوگل جستجو بفرمایید عکسهای ماهواره ای آن را می یابید که مثل قیر سیاه می نماید.
4ـ منظور از کلمه ی « وجدها » یافتن و مشاهده ی حسّی است نه یافتن حقیقی و علمی ؛ یعنی ذوالقرنین آفتاب را با چشم دید که گویی در دریا فرو می رود ؛ همانگونه که ما مشاهده می کنیم که خورشید در پشت کوه غروب می کند. شاهد این که منظور از « وجدها » مشاهده با چشم بوده ، این است که چند کلمه بعد فرمود: « وَجَدَ عِنْدَها قَوْماً ــ نزدیک آن چشمه مردمی را یافت» ، که بی شکّ منظور از یافتن مردم ، مشاهده ی آنها با چشم است.
شاید تو بیشتر از علامه بفهمی!!
یاحق.

helmon
۱۳۹۱/۰۴/۲۵, ۱۵:۲۴
چگونه از خدا نشانه ای بخواهم
مثلا نشانه ای در خواب یا بیداری
من هر چی از خدا میخوام نشانه ای بدهد هیچی نمیشود !

ناصر یوسف نژاد
۱۳۹۱/۰۴/۲۵, ۱۶:۲۴
لطف کنید به هرکسی نگوئید استغفار کن از کجا معلوم طرف شما شیطان نباشد و البته شیطان استغفار کردن بلد نیست چون اگر میدانست در همان اغاز توبه میکرد و دچار این منجلاب نمیشد .


منع توصیه به استغفار از دید جناب بهلول

جناب بهلول در انجمن گفتگوی دینی فرمودند: به هرکسی نگویید استغفار کن، از کجا معلوم طرف شما شیطان نباشد!


و اما:


توصیه به استغفار از دید اسلام


امام صادق (ع ) از پدرانش (عليهم السلام ) نقل مى نمايد كه رسول خدا (ص ) فرمود: هر كس داراى اين چهار چيز باشد، در بزرگترين نور خداوند به سر مى برد:
1 - نگهدار امرش شهادت به اين باشد كه خدايى جز خداوند يگانه نيست و همانا من رسول خدايم ؛
2 - و به هنگام رسيدن مصيبتى بگويد: انا لله و انا اليه راجعون (ما از خداييم و به سوى او باز مى گرديم )؛
3 - و هنگامى كه به خيرى برسد بگويد: الحمد لله (همه ثناها مخصوص ‍ خداست )؛
4 - هنگامى كه گناهى مرتكب شود، بگويد: استغفر الله و اتوب اليه (از خداوند آمرزش خواسته و به سوى او باز مى گردم ).


استغفار در هر روز از ماه شعبان


رسول خدا (ص ) فرمود: كسى كه در هر روز از ماه شعبان هفتاد بار بگويد: استغفر الله الذى لا اله الا هو الرحمن الرحيم الحى القيوم و اتوب اليه (از خداوندى كه هيچ خدايى جز او نيست ، بخشنده و مهربان است ، زنده و قيوم (ازلى و قائم به ذات خويش ) است ، آمرزش مى طلبم و به درگاه او توبه مى كنم )، در افق مبين نوشته مى شود.

رسول خدا (ص ) فرمود: بهترين عبادت ها استغفار است و اين است قول خداى عزوجل در قرآن كريم : فاعلم انه لا اله الا الله و استغفر لذنبك . (و بدان كه راستش اين است كه نيست شايسته پرستشى جز خدا و آمرزش ‍ بخواه از گناه خود).

امام باقر (ع ) فرمود: هر كه دنبال نماز واجب پيش از آن كه دو پاى خود تا كند سه بار بگويد: استغفر الله الذى لا اله الا هو الحى القيوم ذوالجلال و الاكرام و اتوب اليه (آمرزش مى خواهم از خدايى كه نيست شايسته ستايشى جز او، زنده و پاينده است ، صاحب جلالت و اكرام است ، و به او باز گردم )، خداوند عزوجل گناهانش را بيامرزد، گرچه مانند كف دريا باشند.

رسول خدا (صلى الله عليه وآله وسلم) در سخن پربارى مى فرمايند:
أَكْثَرُوا مِنَ الإِسْتِغْفارِ ، فى بُيوتِكُمْ وَ فى مَجالِسِكُمْ وَ عَلى مَوائِدِكُمْ وَ فى أَسْواقِكُمْ وَ فى طُرُقِكُمْ وَ أَيْنَما كُنْتُمْ فَاِنَّكُمْ لاتَدْرُونَ مَتى تَنْزِلُ الْمَغْفِرَةُ . (1)
زياد استغفار كنيد ، در خانه ها و مجالستان ، سر سفره ها و در بازارهايتان ، و در مسير رفت و آمدهايتان و هر جا كه بوديد ( استغفار نماييد ) . چرا كه شما نمى دانيد آمرزش خداوند چه زمانى نازل مى شود .

اميرالمؤمنين (عليه السلام) اضافه بر اين ، از آن به عنوان پربركت ترين دعا در دنيا و آخرت ، ياد فرموده اند:
أَىُّ دُعاء أَفْضَلُ مِنَ الإِسْتِغْفار وَ أَعْظَمُ بَرَكَةً مِنْهُ فِى الدُّنْيا وَالآخِرَةِ . (4)
چه دعايى از استغفار ، با فضيلت تر ، و بركت آن در دنيا و آخرت از طلب آمرزش ، بزرگتر و بيشتر است .

ناصر یوسف نژاد
۱۳۹۱/۰۴/۲۵, ۱۶:۳۸
فکر میکنم خودشان بیشتر نیاز به استغفار دارند !
خیلی ممنون همین یه مورد تشبیه به شیطان مونده بود که اونم زحمتش افتاد گردن شما
فکر میکنم باید خودم فکر کنم و به پاسخ برسم
از همه کسایی که قصدشان راهنمایی بنده بود ممنونم :gol:

آفرین. حرف خوب بزنی تشویق میشی.

همه به استغفار نیاز داریم.

کسی از این قاعده مستثنی نیست.

نه من نه شما نه جناب بهلول.

ناصر یوسف نژاد
۱۳۹۱/۰۴/۲۵, ۱۶:۵۰
و خیلی راحت مفهوم تناقض بار این ایه رو جمع جور می کنید :

حـَتـى إِذَا بـَلَغَ مـَغـْرِب الشـمْسِ وَجَدَهَا تَغْرُب فى عَيْنٍ حَمِئَةٍ وَ وَجَدَ عِندَهَا قَوْماً قُلْنَا يَذَا الْقَرْنَينِ إِمَّا أَن تُعَذِّب وَ إِمَّا أَن تَتَّخِذَ فِيهِمْ حُسناً(86 كهف)
تـا به غروبگاه آفتاب رسيد (در آنجا) احساس كرد كه خورشيد در چشمه (يا دريا) ى - تـيـره و گـل آلودى فرو مى رود، و در آنجا قومى را يافت ، ما گفتيم اى ذو القرنين ! آيا مى خواهى مجازات كنى و يا پاداش نيكوئى را در باره آنها انتخاب نمائى (مکارم)

تا آن‌گاه كه به غروبگاه خورشيد رسيد، به نظرش آمد كه خورشيد در چشمه‌اى گل‌آلود و سياه غروب مى‌كند، و نزديك آن قومى را يافت. گفتيم: اى ذو القرنين! يا [اينان را] عقوبت مى‌كنى يا ميانشان [روش‌] نيكويى پيش مى‌گيرى [اختيار با توست‌] (۸۶ (http://tanzil.ir/#trans/fa.bahrampour/18:86)) بهرام پور

ا به غروبگاه خورشيد رسيد. ديد كه در چشمه‌اى گِل‌آلود و سياه غروب مى‌كند و در آنجا مردمى يافت. گفتيم: اى ذوالقرنين، مى‌خواهى عقوبتشان كن و مى‌خواهى با آنها به نيكى رفتار كن. (۸۶ (http://tanzil.ir/#trans/fa.ayati/18:86)) آیتی


و بعد بیان می کنند که وجد به معنای احساس کردن بوده . یعنی فعل احساس کردن نبوده !!؟؟
و این با کجای علم سازگار است در مورد خورشید و غروب و ...

هنگام غروب خورشید در دریا .آیا به نظر نمی آید که خورشید در دریا فرو می رود؟
یا غروب خورشید در پشت کوه.آیا خورشید در پشت کوه قرار می گیرد؟ در صورتی که هربیننده ای میگوید خورشید به پشت کوه رفت. ولی میدانیم خورشید بسیار بزرگتر از زمین است چه برسد به اینکه به پشت یکی از کوههای زمین برود!
اینها همه مشاهدات عینی بیننده است.
در مورد غروبگاه خورشید در یک آبگیر یا دریاچه و یا دریا و یا اقیانوس ، که احتمالا آب آن گل آلود بوده یا به خاطر غروب آفتاب رنگ آن به تیرگی گراییده است: این ادبیات قرآن است برای بیان داستان با استعاره و تعبیرات منحصر بفرد و زیبا.



فَلَا أُقْسِمُ بِرَبِّ الْمَشَارِقِ وَالْمَغَارِبِ إِنَّا لَقَادِرُونَ ﴿40﴾
سوگند به پروردگار مشرقها و مغربها كه ما قادريم. (40)

ناصر یوسف نژاد
۱۳۹۱/۰۴/۲۵, ۱۷:۴۱
سوره آل عمران
176 وَلاَ يَحْزُنكَ الَّذِينَ يُسَارِعُونَ فِي الْكُفْرِ إِنَّهُمْ لَن يَضُرُّواْ اللّهَ شَيْئاً يُرِيدُ اللّهُ أَلاَّ يَجْعَلَ لَهُمْ حَظًّا فِي الآخِرَةِ وَلَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ
177 إِنَّ الَّذِينَ اشْتَرَوُاْ الْكُفْرَ بِالإِيمَانِ لَن يَضُرُّواْ اللّهَ شَيْئًا وَلهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ
178 وَلاَ يَحْسَبَنَّ الَّذِينَ كَفَرُواْ أَنَّمَا نُمْلِي لَهُمْ خَيْرٌ لِّأَنفُسِهِمْ إِنَّمَا نُمْلِي لَهُمْ لِيَزْدَادُواْ إِثْمًا وَلَهْمُ عَذَابٌ مُّهِينٌ
179 مَّا كَانَ اللّهُ لِيَذَرَ الْمُؤْمِنِينَ عَلَى مَآ أَنتُمْ عَلَيْهِ حَتَّىَ يَمِيزَ الْخَبِيثَ مِنَ الطَّيِّبِ وَمَا كَانَ اللّهُ لِيُطْلِعَكُمْ عَلَى الْغَيْبِ وَلَكِنَّ اللّهَ يَجْتَبِي مِن رُّسُلِهِ مَن يَشَاء فَآمِنُواْ بِاللّهِ وَرُسُلِهِ وَإِن تُؤْمِنُواْ وَتَتَّقُواْ فَلَكُمْ أَجْرٌ عَظِيمٌ
176 آنان که به کفر می شتابند تو را غمگين نسازند اينان هيچ زيانی به ، خدانمی رسانند خدا می خواهد آنها را در آخرت بی بهره گرداند ، و برايشان عذابی است بزرگ
177 هر آينه آنان که ايمان دادند و کفر خريدند ، هيچ زيانی به خدا نمی رسانند و برايشان عذابی دردناک است
178 کافران مپندارند که در مهلتی که به آنها می دهيم خير آنهاست به آنها مهلت می دهيم تا بيشتر به گناهانشان بيفزايند ، و برای آنهاست عذابی خوار کننده
179 خدا بر آن نيست که شما مؤمنان را بدين حال که اکنون هستيد رها کند، می آزمايد تا ناپاک را از پاک جدا سازد و خدا بر آن نيست که شما را ازغيب بياگاهاند ، ولی برخی از پيامبرانش را که خود بخواهد بر می گزيند پس به خدا و پيامبرانش ايمان بياوريد و اگر ايمان بياوريد و پرهيزگاری کنيد ، اجری عظيم يابيد

سوره انبیا
76 وَنُوحًا إِذْ نَادَى مِن قَبْلُ فَاسْتَجَبْنَا لَهُ فَنَجَّيْنَاهُ وَأَهْلَهُ مِنَ الْكَرْبِ الْعَظِيمِ
77 وَنَصَرْنَاهُ مِنَ الْقَوْمِ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا إِنَّهُمْ كَانُوا قَوْمَ سَوْءٍ فَأَغْرَقْنَاهُمْ أَجْمَعِينَ

76 و نوح را، ياد کن که پيش از آن ما را ندا داد و ما به او پاسخ داديم و او و خاندانش را از محنتی بزرگ رهانيديم
77 و او را بر مردمی که آيات ما را تکذيب می کردند پيروزی داديم آنان بد مردمی بودند و ما همه را غرقه ساختيم

فتا 1
۱۳۹۱/۰۴/۲۵, ۱۷:۴۴
منع توصیه به استغفار از دید جناب بهلول

جناب بهلول در انجمن گفتگوی دینی فرمودند: به هرکسی نگویید استغفار کن، از کجا معلوم طرف شما شیطان نباشد!

فَتَلَقَّى آدَمُ مِنْ رَبِّهِ كَلِمَاتٍ فَتَابَ عَلَیهِ إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِیمُ«البقرة/37»
سپس آدم از پروردگارش کلماتی را دریافت نمود و [خدا] بر او ببخشود آری او[ست که] توبه‏پذیر مهربان است

حرف شما متین ولی به شرطی که بفرمایید چرا خدا به شیطان نیاموخت که چگونه استغفار کند ؟

ناصر یوسف نژاد
۱۳۹۱/۰۴/۲۵, ۱۷:۵۸
فَتَلَقَّى آدَمُ مِنْ رَبِّهِ كَلِمَاتٍ فَتَابَ عَلَیهِ إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِیمُ«البقرة/37»
سپس آدم از پروردگارش کلماتی را دریافت نمود و [خدا] بر او ببخشود آری او[ست که] توبه‏پذیر مهربان است

حرف شما متین ولی به شرطی که بفرمایید چرا خدا به شیطان نیاموخت که چگونه استغفار کند ؟

سوال – چه نسبتی بین نفس ، شیطان و ابلیس وجود دارد ؟
پاسخ – ابلیس یکی از شیاطین است . شیاطین به دو دسته تبدیل می شوند . در لغت عرب برای شیطان دو وجه گفته اند : یکی شطن به معنای دوری و فاصله گرفت از حق و به هر موجودی که از حق دور است و سعی می کند دیگران را هم از حق دور کند شیطان گفته می شود. پس یک دسته انسانهایی که از حق دور هستند و انسانها را به دوری از حق دعوت می کنند و یک دسته اجنه هایی که این حالت را دارند . معنای دیگر از شیط به معنای نابودی و بطلان است یعنی هر موجودی که باطل است و دیگران را به سوی باطل دعوت می کند شیطان گفته می شود که احتمال آن کم است. ابلیس یکی از شیاطین جن است . ابلیس همان است که بر آدم سجده نکرد . خود ابلیس یاران و اعوانی دارد که یاران و اعوان او گروهی در بین اجنه هستند و گروهی هم در بین انسانها هستند . ابلیس نام خودش نبوده است و خدا بعدا این نام را به او داده است . کلمه ی ابلیس از بلس است به معنای یاس و ناامیدی. چون ابلیس تمرد کرد از رحمت خداوند ناامید شد . بخاطر همان به او ابلیس یعنی موجودی که امید به رحمت خدا ندارد گفته می شود. پس شیطان یک اسم عام است و شامل هر موجودی است که در مسیر باطل است و دیگران را هم به باطل دعوت می کند. خود ا ینها دو دسته هستند . یکی شیاطین انس یعنی انسانهایی که این حالت را دارند و اجنه ای که این حالت را دارند . رئیس این شیاطین یکی از اجنه ، ابلیس است که در برابر آدم سجده نکرد .
در این مبارزه نفس درونی با وسوسه های شیطان هماهنگ می شوند و شما می توانید نفس را بعنوان یک گماشته ی درونی تلقی کنید . نفس خواسته های انسانی را تزیین می کند و شیطان برون هم با تزیین و وسوسه باهم همآهنگ می شوند تا بتوانند انسان را به مرحله ی سقوط و ضلالت ببرند .
سوال – آیا امکان دارد که ابلیس توبه کند ؟ اگر خدا این توبه را قبول کند عدل خدا چه می شود ؟ اگر خدا توبه ابلیس را بپذیرد بقیه ی خلقت نیروی تضاد را از دست می دهند و همه اهل سعادت می شوند ؟
پاسخ – آنچه قرآن به ما می گوید این است که شیطان سودای توبه در سر ندارد. توبه ی شیطان یک راه داشت و آن هم این بود که به انسان سجده کند . داریم که شیطان به خدا گفت که هر کاری بخواهی می کنم ولی ازاین کار من را معاف بدارد . خدا فرمود : اگر بنده هستی باید بندگی کنی . به آنچه که دستور می دهم عمل کنی . این برای ما یک درس عبرت است که ما در برابر فرامین خدا توجیه نکنیم . پس توبه ی شیطان یک فرض است . به فرض ابلیس توبه کرد و خدا توبه ی او را پذیرفت . آنهایی که در مقابل شیطان مقاومت کردند ثواب شان را می برند و آنهایی که با اختیارخودشان فریب خوردند و سقوط کردند عذاب شان را می بینند. از آن به بعد دیگران گرفتار نفس اماره هستند . نفس در درون ما هست . مواد آزمون موجود است و باز آزمایشگاه سرپاست . تا مواد آزمون موجوداست انسان برسر دوراهی است . یکی از عواملی که انسان را بر سر دو راهی می برد از زندگی بیرون می رود ولی نفس هست. کسانی که در امتحان با شیطان برنده شده اند ثواب بیشتری می برند زیرا امتحان سخت تری داده اند . ( اینها همه فرض است .)
ابلیس توبه نخواهد کرد ولی اگر توبه بکند و خدا هم توبه او را بپذیرد ، کسانی که فریب شیطان را خوردند در روز قیامت یقه ی شیطان را می گیرند و می گویند که تو باعث شدی که ما جهنمی بشویم . شیطان می گوید : من فقط شما را دعوت کردم و شما می خواستی قبول نکنی . پس کسانی که دعوت شیطان را پذیرفته اند با اختیارخودشان این کار را کردند . یکی از شیاطین بنام ابلیس توبه کرده است. در عالم میلیون ها شیطان وجود دارد از اجنه و شیاطین .تا وقتی این موجودات دارای اختیار دارند یک عده را اشتباه را انتخاب می کنند و عده ای را وسوسه می کنند . بنابراین شیطان و هوای نفس هست . اگر تعدادی از آنها توبه بکنند بقیه هنوز هستند .
در سوره ناس می خوانیم : خناسان از جن و ناس هستند . اگر ابلیس از صحنه بیرون برود باز خناسانی که بر اثر پیروی از نفس و گرایش به جاذبه های دنیا درون خود را تیره کرده اند و خودشان را شیطان مجسم کرده اند حضور دارند و وسوسه را خواهند داشت .

منبع:آقای دکتر نجارزادگان و آقای رضا برنج کار

فتا 1
۱۳۹۱/۰۴/۲۵, ۱۸:۰۷
پاسخ – آنچه قرآن به ما می گوید این است که شیطان سودای توبه در سر ندارد. توبه ی شیطان یک راه داشت و آن هم این بود که به انسان سجده کند . داریم که شیطان به خدا گفت که هر کاری بخواهی می کنم ولی ازاین کار من را معاف بدارد .

در سوره ناس می خوانیم : خناسان از جن و ناس هستند . اگر ابلیس از صحنه بیرون برود باز خناسانی که بر اثر پیروی از نفس و گرایش به جاذبه های دنیا درون خود را تیره کرده اند و خودشان را شیطان مجسم کرده اند حضور دارند و وسوسه را خواهند داشت .
پاسخ – ابلیس یکی از شیاطین است . شیاطین به دو دسته تبدیل می شوند . در لغت عرب برای شیطان دو وجه گفته اند : یکی شطن به معنای دوری و فاصله گرفت از حق و به هر موجودی که از حق دور است و سعی می کند دیگران را هم از حق دور کند شیطان گفته می شود. پس یک دسته انسانهایی که از حق دور هستند و انسانها را به دوری از حق دعوت می کنند و یک دسته اجنه هایی که این حالت را دارند . معنای دیگر از شیط به معنای نابودی و بطلان است یعنی هر موجودی که باطل است و دیگران را به سوی باطل دعوت می کند شیطان گفته می شود

انکه خواب است را میشود بیدار کرد ولی انکه خود را به خواب زده هرگز

ناصر یوسف نژاد
۱۳۹۱/۰۴/۲۵, ۱۸:۱۰
انکه خواب است را میشود بیدار کرد ولی انکه خود را به خواب زده هرگز

مصداق این جمله را مشخص کنید. اگر من مصداق این جمله هستم، به بنده ثابت کنید خود را به خواب زدم. اگر شخص دیگری منظور شماست، روشن بیان کنید.

یا علی.

فتا 1
۱۳۹۱/۰۴/۲۵, ۱۸:۲۷
مصداق این جمله را مشخص کنید. اگر من مصداق این جمله هستم، به بنده ثابت کنید خود را به خواب زدم. اگر شخص دیگری منظور شماست، روشن بیان کنید.

یا علی.

البته برای شما نیست بلکه برای کسانی است که سعی در انحراف دیگران دارند پس فعلشان شیطانی است و در واقع ذریه شیطانند و برای این افراد استغفار طلبیدن کاری بیهوده است چون خواب نیستند تا بیدارشان کنید بلکه دانسته عمل میکنند و سعی در پوشاندن نیتشان میکنند شما که استادید باید زودتر از این متوجه میشدید .

ناصر یوسف نژاد
۱۳۹۱/۰۴/۲۵, ۱۸:۳۱
البته برای شما نیست بلکه برای کسانی است که سعی در انحراف دیگران دارند پس فعلشان شیطانی است و در واقع ذریه شیطانند و برای این افراد استغفار طلبیدن کاری بیهوده است چون خواب نیستند تا بیدارشان کنید بلکه دانسته عمل میکنند و سعی در پوشاندن نیتشان میکنند شما که استادید باید زودتر از این متوجه میشدید .

برای خوانندگانی که بعداً این مطلب را می خوانند ممکن بود شبهه بوجود بیاید.

بازهم مصداق را روشن نکردید که منظورتان دقیقاً چه کسی بود.

اما جدای از اینها خیلی تعجب کردم از رفتار بعضی اهالی انجمن. خیلی تعجب کردم!
پای کفر صلوات می گذارند به نشانه ی تأیید! بعد حتما در روز محشر از امام زمان (عج) طلب شفاعت هم دارند!
جوری حق و باطل به هم آمیخته که امکان تعیین حد و مرز با کفر برای بعضی جوانان از بین رفته است!
روی سخنم با همه ی خیرخواهان اسلام و شیعه است:
یک بار دیگر تمام آموخته هایتان را مرور کنید!
حداقل قرآن را یک بار دیگر به هر زبانی که آنرا می فهمید بخوانید!
بعد بعضی موضوعات این انجمن و عباراتی که در آن بکار می رود را نه با گفته های من خطاکار، بلکه با دستورات خداوند در قرآن بسنجید.
بعد خودتان قضاوت کنید در چه زاویه ای از حق و باطل قرار دارید!
یا علی.

فتا 1
۱۳۹۱/۰۴/۲۵, ۱۸:۳۷
برای خوانندگانی که بعداً این مطلب را می خوانند ممکن بود شبهه بوجود بیاید.

بازهم مصداق را روشن نکردید که منظورتان دقیقاً چه کسی بود.

برای همان کسانی است که شما انان را دعوت به استغفار فرمودید تاپیکهای 202 و 203 و ماقبل ان

اگر شما روزی شیطان را ببینید به او میگوئید استغفار کن یا از او دوری میکنید .

بنده اگر روزی شیطان را ببینم از او به خدا پناه میبرم .

limbo
۱۳۹۱/۰۴/۲۵, ۲۱:۳۵
بدبختی تو اینه که میخوای تمام جزئیات عالم تو قرآن باشه همه اینها از جهل و عدم درک شما از چرایی نازل شدن قرآن هست.اگر تو قرآن میومد که دودوتا میشه چهارتا شما الان میگفتی چرا نمیشه پنج تا یعنی تو نمیتونی درک کنی منظور از ریسمان چیه اینقدر سطح علمیت پایینه که فکر میکنی باید یه طناب از زمین به آسمون وصل باشه و تو بتونی ببینیش
پروفسور تا بحال به هیچ کتابی گیر ندادم چرا 2+2 =4 می شود . اما در مورد دوم خواستم مثالی بزنم در زمینه تحیلی هایی که از قرآن می کنید نه اینکه انتظار دارم ریسمانی از فضا رو زمین باشد . گفتم لابد فردا هم این آیه را دستاویز کرده و به نظریه ریسمان مرتبط می دانید . در مورد نظریه ریسمان سرچ بزن منظورم اون بود .


در مورد خمس فقط يک آيه وجود دارد درحالي که براي زکات آيات متعددي نازل شده است بنابراين زکات مهمتر از خمس است.
با توجه به اینکه خمس چندین برابر زکات درآمد دارد چرا اهمیتش کمتر است . این فتوای شماست . در این زمینه به تاپیک من مراجعه کنید اینجا فعلا بحث نکنیم . فقط می دونم که عربا خودشون هم چنین بداشتی از آیاتشون نمی کنن که ما می کنیم !

http://www.askdin.com/thread20262-3.html


مفسرین گفته‏اند: منظور از « عین حمئه » چشمه‏اى داراى گل سیاه یعنى لجن است، چون حماه به معناى گل سیاه است و مقصود از عین دریا است

مراد از عین (چشمه) دریاست ؛ چرا که اوّلاً عرب از دریا تعبیر به عین می کند.

واژه بحر در قرآن 40 بار آمده خدا همین جا می خواست مثال بزنه . کجای قرآن عین به معنای دریا اومده . حتما تو بهشتم دریا زیر درختان جاریه !



خداوند متعال می فرماید: « حَتَّى إِذا بَلَغَ مَغْرِبَ الشَّمْسِ وَجَدَها تَغْرُبُ فی‏ عَیْنٍ حَمِئَهٍ وَ وَجَدَ عِنْدَها قَوْماً قُلْنا یا ذَا الْقَرْنَیْنِ إِمَّا أَنْ تُعَذِّبَ وَ إِمَّا أَنْ تَتَّخِذَ فیهِمْ حُسْناً ـــ چون به غروبگاه آفتاب رسید چنین یافت که در چشمه‏اى گل‏آلود (تیره) فرو مى‏رود و نزدیک چشمه گروهى را یافت. گفتیم اى ذو القرنین یا عذاب مى‏کنى یا میان آنها طریقه‏اى نیکو پیش مى‏گیرى.»

خب من حالا بهتر بیانش می کنم : وقتی به سمت مغرب رفت به سرزمینی رسید . و در آنجا با مردمی برخورد کرد ...
این بهتره یا این که اون به غروبگاه خورشید رسید... خورشید اینجا چه نقش مثبتی ایفا می کند . غروب خورشید هم مانند سراب هست چطور می توانیم به آن برسیم . و اینجا معنای نزدیک آن نزدیک چیست !؟
از نظر سایر بعد های این داستان یک لینک می دم نمی خوام کپی کنم . ببینید مفسران چه چیزهایی حتی از زبان امامان بیان کردن و سالها هم به عنوان مسائل دینی به ما عرضه شد .
http://ghesasolanbiya.mihanblog.com/post/22


از کلمه ی مغرب الشمس ، استفاده می شود که این دریا در مغرب زمین بوده است امّا بر خلاف آنچه برخی مفسّرین فرموده اند ، از این استفاده نمی شود که آن دریا ، حتماً در انتهای مغرب زمین بوده است. پس آن دریا یا دریای سیاه بوده در بالای ترکیّه یا دریای مدیترانه بوده یا اقیانوس اطلس. و به احتمال زیاد آن دریا ، دریای سیاه باشد ؛ چرا که با علائم داده شده در آیه تطابق بیشتری دارد. اگر واژه ی دریای سیاه را در گوگل جستجو بفرمایید عکسهای ماهواره ای آن را می یابید که مثل قیر سیاه می نماید.

یعنی پیامبر خدا اینقد سواد نداشته بفهمه خورشید تو دریا نمی ره . واینکه مثلا ما در فارسی هم داریم "یافتم" یعنی پیدا کردم یا فهمیدم . اگر در جمله جسمی یا مکانی باشد معنی پیدا کردن و اگر مفهومی یا درکی باشد معنی فهمیدن می دهد !!! واقعا الان حوصله ندارم وگر نه توضیح می دادم !!!


شاید تو بیشتر از علامه بفهمی!!

امّا بر خلاف آنچه برخی مفسّرین فرموده اند ، از این استفاده نمی شود

خودتون جواب خودتون رو دادید . علامه شما هم جز همین مفسرین هست و اعتمادی بهش نیست !

limbo
۱۳۹۱/۰۴/۲۵, ۲۱:۳۷
برای همان کسانی است که شما انان را دعوت به استغفار فرمودید تاپیکهای 202 و 203 و ماقبل ان اگر شما روزی شیطان را ببینید به او میگوئید استغفار کن یا از او دوری میکنید . بنده اگر روزی شیطان را ببینم از او به خدا پناه میبرم .
دوستان با هم در گیر نشین . ما گوشمون پر هست . اصلا ما جهنمی دلتون برای ما نسوزه ! من که به بحثای شما دقت ندارم . بهتره به هم گیر ندید !

عــــلی
۱۳۹۱/۰۴/۲۵, ۲۲:۰۱
بنام خدا.
سلام.

اما جدای از اینها خیلی تعجب کردم از رفتار بعضی اهالی انجمن. خیلی تعجب کردم! پای کفر صلوات می گذارند به نشانه ی تأیید! بعد حتما در روز محشر از امام زمان (عج) طلب شفاعت هم دارند! جوری حق و باطل به هم آمیخته که امکان تعیین حد و مرز با کفر برای بعضی جوانان از بین رفته است!
دوست عزیز.خیلی جلوی خودم رو گرفتم و میگیرم که حرفی نزنم پس اگر حرفی نمیزنم لطفاً سکوت کنید یا اینکه با کلمه بعضی ها که به شدت مرا آزار میدهد مرا صدا نکنید.بنده اسم دارم.بفرمایید جناب علی.اگر جیگرش را ندارید چیزی بیان نکنید.
در این تاپیک آنچنان به بنده های خدا ننگ میزنید که انگار نائب امام زمان علیه سلام هستید.هرکس باشند کافر هم باشند بنگان شما نیستند بندگان خدا هستند.
بنده هم سعی در راهنمایی ایشان دارم و عقلم خوب میداند چه چیز حق است و چه چیز باطل.پس لطفاً از بیان جملاتی که هیچ فایده ای ندارد وارد بحث نشوید.
بنده مدارا را با این بزرگواران ترجیح میدهم.دوست ندارم چیزی بگویم که کسی ناراحت شود.پس لطفاً رعایت کنید.
یا علی.

عــــلی
۱۳۹۱/۰۴/۲۵, ۲۲:۰۵
بنام خدا.
سلام.
بنظر میاید مشکل برادر helmon برطرف شده باشد.دوست داریم نظر ایشان را بدانیم.
اما جناب لیمبو.
بنده متوجه مشکل شما نمیشوم.بنظر میاید شبه شما هم نوعی سوء ظن باشد.
لطفاً مشکل خود را یکی یکی بیان کنید تا به آن به نحو بهتر بپردازیم و وارد حاشیه نشویم.
با تشکر:Gol:

سبوی تشنه
۱۳۹۱/۰۴/۲۵, ۲۲:۱۲
پروفسور تا بحال به هیچ کتابی گیر ندادم چرا 2+2 =4 می شود . اما در مورد دوم خواستم مثالی بزنم در زمینه تحیلی هایی که از قرآن می کنید نه اینکه انتظار دارم ریسمانی از فضا رو زمین باشد . گفتم لابد فردا هم این آیه را دستاویز کرده و به نظریه ریسمان مرتبط می دانید . در مورد نظریه ریسمان سرچ بزن منظورم اون بود .


با توجه به اینکه خمس چندین برابر زکات درآمد دارد چرا اهمیتش کمتر است . این فتوای شماست . در این زمینه به تاپیک من مراجعه کنید اینجا فعلا بحث نکنیم . فقط می دونم که عربا خودشون هم چنین بداشتی از آیاتشون نمی کنن که ما می کنیم !

http://www.askdin.com/thread20262-3.html




واژه بحر در قرآن 40 بار آمده خدا همین جا می خواست مثال بزنه .




خب من حالا بهتر بیانش می کنم : وقتی به سمت مغرب رفت به سرزمینی رسید . و در آنجا با مردمی برخورد کرد ...
این بهتره یا این که اون به غروبگاه خورشید رسید... خورشید اینجا چه نقش مثبتی ایفا می کند . غروب خورشید هم مانند سراب هست چطور می توانیم به آن برسیم . و اینجا معنای نزدیک آن نزدیک چیست !؟
از نظر سایر بعد های این داستان یک لینک می دم نمی خوام کپی کنم . ببینید مفسران چه چیزهایی حتی از زبان امامان بیان کردن و سالها هم به عنوان مسائل دینی به ما عرضه شد .
http://ghesasolanbiya.mihanblog.com/post/22



یعنی پیامبر خدا اینقد سواد نداشته بفهمه خورشید تو دریا نمی ره . واینکه مثلا ما در فارسی هم داریم "یافتم" یعنی پیدا کردم یا فهمیدم . اگر در جمله جسمی یا مکانی باشد معنی پیدا کردن و اگر مفهومی یا درکی باشد معنی فهمیدن می دهد !!! واقعا الان حوصله ندارم وگر نه توضیح می دادم !!!




خودتون جواب خودتون رو دادید . علامه شما هم جز همین مفسرین هست و اعتمادی بهش نیست !
خداشاهده دلم برات میسوزه
نه به عنوان یک دشمن به عنوان یک انسان که گمراهی انسان دیگر رو میبینه و هرکاری میکنه و هر دلیلی میاره باز قبول نمیکنه مثل تو در تاریخ زیاد بودن این دنیا لیاقت هیچ انسانی نیست حیف به درجاتی از دنیا پست تر نزول کنیم.
نمیخوام از آیه یا چیز دیگری استفاده کنم از خودم ناراحتم که هرکاری میکنم سخن حق در تو کارگر نیست
بهتره این بحث رو تموم کنیم چون تواصلا به دنبال حقیقت نیستی
نمیدونم شاید دارم اشتباه میکنم اما برداشت من از همه نظراتت تا حالا این بود که اصلا به خدا اعتقاد نداری
پس صورت مسئله پاک میشه.
خداوند همه مارو به راه رستگاری هدایت کنه.
یاحق

limbo
۱۳۹۱/۰۴/۲۵, ۲۲:۴۴
لطفاً مشکل خود را یکی یکی بیان کنید تا به آن به نحو بهتر بپردازیم و وارد حاشیه نشویم.

جناب helmon را که فراری دادین ( منظورم شما نیستید ) کلا منم کم کم دارم فراری میشم . دلیلی اینکه این همه سال دنبال تحقیق در دین نبودم همین امور بود . همین کسانی که جای خدا نشستن وقضاوت می کنن همین هایی که با کپی کردن چند تا مطلب فکر میکنن تحلیل قوی و متقن ارائه دادن و حرفای ما همش چرند و بی مغزیه . اگه امثال اینا زمان پیامبر بودن 90 درصد جمعیت جهان رو نابود می کردن فکر کنم .



خداشاهده دلم برات میسوزه
دلت نسوزه ! جواب بده . از مغز خودت یا هر کسی ...


بهتره این بحث رو تموم کنیم چون تواصلا به دنبال حقیقت نیستی
هر وقت این حرف رو می زنید . فکر می کنم کم آوردین .

سبوی تشنه
۱۳۹۱/۰۴/۲۵, ۲۳:۰۰
جناب helmon را که فراری دادین ( منظورم شما نیستید ) کلا منم کم کم دارم فراری میشم . دلیلی اینکه این همه سال دنبال تحقیق در دین نبودم همین امور بود . همین کسانی که جای خدا نشستن وقضاوت می کنن همین هایی که با کپی کردن چند تا مطلب فکر میکنن تحلیل قوی و متقن ارائه دادن و حرفای ما همش چرند و بی مغزیه . اگه امثال اینا زمان پیامبر بودن 90 درصد جمعیت جهان رو نابود می کردن فکر کنم .



دلت نسوزه ! جواب بده . از مغز خودت یا هر کسی ...


هر وقت این حرف رو می زنید . فکر می کنم کم آوردین .
جواب چی رو بدم؟
سوالت منطقیت! تو باید از خداشناسی شروع کنی مثل دوستت helmon فهمید هنوز خدارو نشناخته

چگونه از خدا نشانه ای بخواهم مثلا نشانه ای در خواب یا بیداری من هر چی از خدا میخوام نشانه ای بدهد هیچی نمیشود
ا
هر وقت این حرف رو می زنید . فکر می کنم کم آوردین .
اینجو فکری نکن امیدی به نتیجه گرفتن بحث با تو نیست
یک چیز رو هیچوقت فراموش نکن
ما راهمون رو پیدا کردیم این تو هستی که سرگردانی
خودت رو از این سرگردانی نجات بده نه با مخالفت با حق و آنچه که شاید عقلت نتونه درک کنه.
یاحق

limbo
۱۳۹۱/۰۴/۲۵, ۲۳:۵۳
لطفاً مشکل خود را یکی یکی بیان کنید تا به آن به نحو بهتر بپردازیم و وارد حاشیه نشویم.

داشتیم در مورد قرآن صحبت می کردیم . در مورد تناقضاتش ( هر چند در ظاهر ) و اینکه چرا با تفسیر سعی می کنیم آن را درست جلوه دهیم و قرآن را با معجزه نشان دهیم . معانی قرآن در گذشته یک چیز دیگر بود . حالا با بازی با کلمات سعی می کنیم معانی آن را عوض کنیم و داستان های خود را عوض کنیم .

بگذریم .


ما راهمون رو پیدا کردیم این تو هستی که سرگردانی

تو هم خیال می کنی . راهت رو پیدا کردی . مغزت داره فریبت می ده زیادی بهش تکیه کردی ! تو این جهان صدها مذهب وجود داره و هر کدوم فکر می کنه راهشون رو پیدا کرده . تو هم روشون . همچنان برای خودت توجیه کن .
به هر حال امثال تو نمی تونن منو خسته کنن یا بترسونن .


ـ مراد از عین (چشمه) دریاست ؛ چرا که اوّلاً عرب از دریا تعبیر به عین می کند. ثانیاً در روایات اهل بیت (ع) نیز کلمه ی عین در این آیه تفسیر به دریا شده. ثالثاً چشمه گفتن به دریا در این آیه ، می تواند نوعی تعظیم برای ذوالقرنین باشد ؛ یعنی در برابر عظمت ذوالقرنین ، که کلّ زمین را به قدرت الهی گشته بود ، دریا همچون چشمه می نمود.

واژه بحر در قرآن 40 بار آمده خدا همین جا می خواست مثال بزنه . کجای قرآن عین به معنای دریا اومده . حتما تو بهشتم دریا زیر درختان جاریه !

نمونه اش : الکی تفسیر نکن . کی می گه کجای قرآن مثال هست و کجا نیست . شاید نماز و روزه هم در قرآن مثاله ! همه چی به دلخواه شماها هر جا خواستین مثاله و هر جا خواستین واقعی .


فَلَا أُقْسِمُ بِرَبِّ الْمَشَارِقِ وَالْمَغَارِبِ إِنَّا لَقَادِرُونَ ﴿40﴾ سوگند به پروردگار مشرقها و مغربها كه ما قادريم. (40)

شما هم ثابت کن این آیه چیزی در بر داره با توجه به

رَ‌بُّ الْمَشْرِ‌قَيْنِ وَرَ‌بُّ الْمَغْرِ‌بَيْنِ ﴿١٧ (http://tanzil.ir/#55:17)﴾
او پروردگار دو مشرق و پروردگار دو مغرب است! (۱۷ (http://tanzil.ir/#trans/fa.makarem/55:17))




شاید دیگه این آخرین پستم تو این سایت باشه .

سبوی تشنه
۱۳۹۱/۰۴/۲۶, ۰۰:۰۸
نمونه اش : الکی تفسیر نکن . کی می گه کجای قرآن مثال هست و کجا نیست . شاید نماز و روزه هم در قرآن مثاله ! همه چی به دلخواه شماها هر جا خواستین مثاله و هر جا خواستین واقعی .
مطمئن باش هیچ کس از خودش قرآن رو تفسیر نمیکنه همه از معصومین نقل شده
اگر هم با نظرات معصومین(علیهم السلام) مشکل داری زیاد عجیب نیست
چه فرقی میکنه مهم اینه که هرکسی به مسیری که میره ایمان داشته باشه مسیر تو چیه؟
کسی نمیخواد تورو بترسونه خواستیم آنچه که درسته رو به تو نشون بدیم
باز هم میگم اینجا نظر دادن با تو فایده نداره یه پست جدید باز کن در مورد رد کرد وجود خدا حرف بزن چون حقانیت قرآن رو با دلایل پوچ رد میکنی اونجا شاید یه فرجی بشه؟
یاحق

helmon
۱۳۹۱/۰۴/۲۶, ۰۳:۳۵
بنام خدا.
سلام.
بنظر میاید مشکل برادر helmon برطرف شده باشد.دوست داریم نظر ایشان را بدانیم.
اما جناب لیمبو.
بنده متوجه مشکل شما نمیشوم.بنظر میاید شبه شما هم نوعی سوء ظن باشد.
لطفاً مشکل خود را یکی یکی بیان کنید تا به آن به نحو بهتر بپردازیم و وارد حاشیه نشویم.
با تشکر:Gol:

من به اسلام و به این که خدا اصلا با ما ارتباط برقرار میکند و دینی فرستاده شک کردم !
دعا هایی در اسلام هست که مثلا میگوید هر کس در این روز فلان دعا را بخواند و آرزویی بکند حتما براورده میشود
در حالی که من این کار رو انجام دادم هیچی هم نشد فقط داشتم خل میشدم!
و خدا به ذات خود قسم خورده بود که هر که هر چیز بخواهد را بدهد در حالی که نداد !
بعد اسلام میگوید هر کس به خاطر ترس از گناه ازدواج کند بر خدا واجب است روزی او را بدهد !
من با توجه به تجربه قبلی الان چجوری به این یکی اعتماد کنم و ازدواج کنم !
قرآن میفرماید فرزندانتان را نکشید که خدا روزی دهنده آن هاست !
بعد من به چشم میبینم افرادی که از گرسنگی میمیرند !
من فکر میکنم خدا یه سری قوانین طبیعت رو آفریده و دیگه ولمون کرده !
و با ما ارتباطی برقرار نمیکنه !
در ضمن مسالی از نقض حقوق بشر و برابر ندانستن انسان ها با هم در قرآن (من اینگونه برداشت کردم)
http://img4up.com/up2/96637958741949379244.png (http://img4up.com/)

helmon
۱۳۹۱/۰۴/۲۶, ۰۳:۵۱
به نظر من آیه زیر بی عدالتی هست !
خدا خود ناقص و جاهل می آفریند
خود یکی را برتر میدارد و یکی را پست !
اصلا قابل درک نیست
http://img4up.com/up2/17633487232398103963.png (http://img4up.com/)

ناصر یوسف نژاد
۱۳۹۱/۰۴/۲۶, ۰۸:۱۱
بنام خدا.
سلام.

دوست عزیز.خیلی جلوی خودم رو گرفتم و میگیرم که حرفی نزنم پس اگر حرفی نمیزنم لطفاً سکوت کنید یا اینکه با کلمه بعضی ها که به شدت مرا آزار میدهد مرا صدا نکنید.بنده اسم دارم.بفرمایید جناب علی.اگر جیگرش را ندارید چیزی بیان نکنید.
در این تاپیک آنچنان به بنده های خدا ننگ میزنید که انگار نائب امام زمان علیه سلام هستید.هرکس باشند کافر هم باشند بنگان شما نیستند بندگان خدا هستند.
بنده هم سعی در راهنمایی ایشان دارم و عقلم خوب میداند چه چیز حق است و چه چیز باطل.پس لطفاً از بیان جملاتی که هیچ فایده ای ندارد وارد بحث نشوید.
بنده مدارا را با این بزرگواران ترجیح میدهم.دوست ندارم چیزی بگویم که کسی ناراحت شود.پس لطفاً رعایت کنید.
یا علی.

اگر حرفی بزنید، اگر حق باشد از شما تشکر می کنم و اگر باطل باشد جوابی درخور تقدیم می نمایم!
اینکه می فرمایید لطفا سکوت کنید، نه شما و نه تمامی دوستان و دوست داران کفار، اگر روی هم جمع شوند، بنده در مقابل کفر با شدت مقابله می کنم و سکوت نمی کنم، پس لطفا در مورد چیزی که هیچ ارتباطی به شما ندارد صحبت نکنید.

من بنده ی شما نیستم، بنده خدا هستم و روز قیامت در مقابل این آیات که به آن ایمان آورده ام مسئولم:

اینان که شما فرمودید بندگان خدا، خداوند در موردشان بهتر می داند و صریحاً در قرآن کریم فرموده است که کسانی که آیات کتاب خدا را به سخره گیرند، و به آن کافر شوند، ادامه اش را از قرآن بگویم :

سوره فرقان، آیات 4 تا 6

4 وَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا إِنْ هَذَا إِلَّا إِفْكٌ افْتَرَاهُ وَأَعَانَهُ عَلَيْهِ قَوْمٌ آخَرُونَ فَقَدْ جَاؤُوا ظُلْمًا وَزُورًا
5 وَقَالُوا أَسَاطِيرُ الْأَوَّلِينَ اكْتَتَبَهَا فَهِيَ تُمْلَى عَلَيْهِ بُكْرَةً وَأَصِيلًا
6 قُلْ أَنزَلَهُ الَّذِي يَعْلَمُ السِّرَّ فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ إِنَّهُ كَانَ غَفُورًا رَّحِيمًا

4 و کافران گفتند که اين جز دروغی که خود بافته است و گروهی ديگر او را بر آن ياری داده اند ، هيچ نيست حقا آنچه می گويند ستم و باطل است
5 و گفتند : اين اساطير پيشينيان است که هر صبح و شام بر او املا می شود و، او می نويسدش
6 بگو : اين کتاب را کسی نازل کرده است که نهان آسمانها و زمين را می داند و آمرزنده و مهربان است



سوره ی نمل، آیات 79 تا 85

79 فَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ إِنَّكَ عَلَى الْحَقِّ الْمُبِينِ
80 إِنَّكَ لَا تُسْمِعُ الْمَوْتَى وَلَا تُسْمِعُ الصُّمَّ الدُّعَاء إِذَا وَلَّوْا مُدْبِرِينَ
81 وَمَا أَنتَ بِهَادِي الْعُمْيِ عَن ضَلَالَتِهِمْ إِن تُسْمِعُ إِلَّا مَن يُؤْمِنُ بِآيَاتِنَا فَهُم مُّسْلِمُونَ
82 وَإِذَا وَقَعَ الْقَوْلُ عَلَيْهِمْ أَخْرَجْنَا لَهُمْ دَابَّةً مِّنَ الْأَرْضِ تُكَلِّمُهُمْ أَنَّ النَّاسَ كَانُوا بِآيَاتِنَا لَا يُوقِنُونَ
83 وَيَوْمَ نَحْشُرُ مِن كُلِّ أُمَّةٍ فَوْجًا مِّمَّن يُكَذِّبُ بِآيَاتِنَا فَهُمْ يُوزَعُونَ
84 حَتَّى إِذَا جَاؤُوا قَالَ أَكَذَّبْتُم بِآيَاتِي وَلَمْ تُحِيطُوا بِهَا عِلْمًا أَمَّاذَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ
85 وَوَقَعَ الْقَوْلُ عَلَيْهِم بِمَا ظَلَمُوا فَهُمْ لَا يَنطِقُونَ

79 پس بر خدا توکل کن که تو همراه با حقيقتی روشن هستی
80 تو نمی توانی مردگان را شنوا سازی و آواز خود را به گوش کرانی که از توروی بر می گردانند برسانی
81 تو نمی توانی کوران را از گمراهيشان راه نمايی آواز خود را تنها به گوش کسانی توانی رساند که به آيات ما ايمان آورده اند و مسلمان هستند
82 چون فرمان قيامت مقرر گردد، برايشان جنبنده ای از زمين بيرون می ، آوريم که با آنان سخن بگويد که اين مردم به آيات ما يقين نمی آوردند
83 روزی که از هر ملتی فوجی از آنان که آيات ما را تکذيب می کردند گرد می آوريم و آنان را به صف برانند ،
84 تا چون به محشر برسند ، گويد : آيا شما آيات مرا تکذيب می کرديد و حال آنکه دانش شما بدان احاطه نيافته بود ? آن چه کاری بود که می کرديد ?
85 به کيفر ستمی که می کردند حکم عذاب بر آنها مقرر شود بی آنکه هيچ سخنی بگويند

سوره توبه، آیه 73

73 يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ جَاهِدِ الْكُفَّارَ وَالْمُنَافِقِينَ وَاغْلُظْ عَلَيْهِمْ وَمَأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ وَبِئْسَ الْمَصِيرُ

73 ای پيامبر ، با کافران و منافقان بجنگ و با آنان به شدت رفتار کن ،، جايگاهشان جهنم است که بد سرانجامی است

سوره احزاب، آیات 1، 6 و 7

1 يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ اتَّقِ اللَّهَ وَلَا تُطِعِ الْكَافِرِينَ وَالْمُنَافِقِينَ إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلِيمًا حَكِيمًا
6 وَمِنَ النَّاسِ مَن يَشْتَرِي لَهْوَ الْحَدِيثِ لِيُضِلَّ عَن سَبِيلِ اللَّهِ بِغَيْرِ عِلْمٍ وَيَتَّخِذَهَا هُزُوًا أُولَئِكَ لَهُمْ عَذَابٌ مُّهِينٌ
7 وَإِذَا تُتْلَى عَلَيْهِ آيَاتُنَا وَلَّى مُسْتَكْبِرًا كَأَن لَّمْ يَسْمَعْهَا كَأَنَّ فِي أُذُنَيْهِ وَقْرًا فَبَشِّرْهُ بِعَذَابٍ أَلِيمٍ

1 ای پيامبر ، از خدا بترس و از کافران و، منافقان اطاعت مکن زيرا خداداناو حکيم است
6 بعضی ، از مردم خريدار سخنان بيهوده اند ، تا به نادانی مردم را از راه خدا گمراه کنند و قرآن را به مسخره می گيرند نصيب اينان عذابی است خوارکننده
7 و چون آيات ما بر آنها خوانده شود ، با خود پسندی روی برگردانند ، چنان که گويی نشنيده اند يا همانند کسی که گوشهايش سنگين شده باشد او رابه عذابی دردآور بشارت ده


3 دسته انسان وجود دارند:
1-آنهایی که اول فکر می کنند بعد حرف می زنند.
2-آنهایی که اول حرف می زنند و بعد فکر می کنند.
3-آنهایی که اول حرف می زنند و بعد فکر نمی کنند.
شما از دسته سوم هستید متأسفانه.

بعد این قضیه «جیگرش را ندارید» را برای من توضیح دهید!

ناصر یوسف نژاد
۱۳۹۱/۰۴/۲۶, ۰۸:۳۵
بنام خدا.
سلام.
بنظر میاید مشکل برادر helmon برطرف شده باشد.دوست داریم نظر ایشان را بدانیم.
اما جناب لیمبو.
بنده متوجه مشکل شما نمیشوم.بنظر میاید شبه شما هم نوعی سوء ظن باشد.
لطفاً مشکل خود را یکی یکی بیان کنید تا به آن به نحو بهتر بپردازیم و وارد حاشیه نشویم.
با تشکر:gol:


من به اسلام و به این که خدا اصلا با ما ارتباط برقرار میکند و دینی فرستاده شک کردم !
دعا هایی در اسلام هست که مثلا میگوید هر کس در این روز فلان دعا را بخواند و آرزویی بکند حتما براورده میشود
در حالی که من این کار رو انجام دادم هیچی هم نشد فقط داشتم خل میشدم!
و خدا به ذات خود قسم خورده بود که هر که هر چیز بخواهد را بدهد در حالی که نداد !
بعد اسلام میگوید هر کس به خاطر ترس از گناه ازدواج کند بر خدا واجب است روزی او را بدهد !
من با توجه به تجربه قبلی الان چجوری به این یکی اعتماد کنم و ازدواج کنم !
قرآن میفرماید فرزندانتان را نکشید که خدا روزی دهنده آن هاست !
بعد من به چشم میبینم افرادی که از گرسنگی میمیرند !
من فکر میکنم خدا یه سری قوانین طبیعت رو آفریده و دیگه ولمون کرده !
و با ما ارتباطی برقرار نمیکنه !
در ضمن مسالی از نقض حقوق بشر و برابر ندانستن انسان ها با هم در قرآن (من اینگونه برداشت کردم)
http://img4up.com/up2/96637958741949379244.png (http://img4up.com/)


به نظر من آیه زیر بی عدالتی هست !
خدا خود ناقص و جاهل می آفریند
خود یکی را برتر میدارد و یکی را پست !
اصلا قابل درک نیست
http://img4up.com/up2/17633487232398103963.png (http://img4up.com/)


قبل از ارشاد شما جناب برادر علی، این دوستمون هلمون درجه ی کفرشون کمتر بود!
از وقتی مورد ارشاد شما قرار گرفتن خیلی زیورآلات دیگر هم به تزئینات کفر ایشون اضافه شده و کفر آراسته تری رو نشون میدن!
همیشه همینجوری مشکل حل می کنید؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!

helmon
۱۳۹۱/۰۴/۲۶, ۰۸:۵۰
اصلا ما کافر !
چرا گیر دادین !
اگر میتونید ما رو از این کفر در بیاری که بفرما
اگر نمیتونی شما رو به خیر ما رو به سلامت ! اجباری در پاسخ به سوالات ما نداری
من به اسلام یقین ندارم
خواستم با مطالعه بیشتر قرآن یقین پیدا کنم بدتر شد !
قرآن فقط آدم رو میترسونه :| الان من کاملا گیج شدم
امیدوارم هممون هدایت بشیم !
حداقلش اینه که من میدونم راهم رو گم کردم و پی راهم هستم
ولی ممکنه شما بیراهه بری و فکر کنی درست در مسیری ! که این خیلی خطرناک تر و سخت تره !
آنکس که نداند که نداند که نداند تا ابد در جهل بماند :)

ناصر یوسف نژاد
۱۳۹۱/۰۴/۲۶, ۰۸:۵۹
اصلا ما کافر !
چرا گیر دادین !
اگر میتونید ما رو از این کفر در بیاری که بفرما
اگر نمیتونی شما رو به خیر ما رو به سلامت ! اجباری در پاسخ به سوالات ما نداری
من به اسلام یقین ندارم
خواستم با مطالعه بیشتر قرآن یقین پیدا کنم بدتر شد !
قرآن فقط آدم رو میترسونه :| الان من کاملا گیج شدم
امیدوارم هممون هدایت بشیم !
حداقلش اینه که من میدونم راهم رو گم کردم و پی راهم هستم
ولی ممکنه شما بیراهه بری و فکر کنی درست در مسیری ! که این خیلی خطرناک تر و سخت تره !
آنکس که نداند که نداند که نداند تا ابد در جهل بماند :)


دوست عزیز سؤال با استهزاء تفاوت دارد.
بنده در همین تابیک تا صفحه 12 به سؤالات شما در حد بضاعت و اطلاعات خودم جواب می دادم، درسته؟
آیا به شما گفتم کافر؟
سؤال کردن که عیب نیست. همین سؤالات را هر روزه هزاران و میلیونها نفر می پرسند، یا جواب قانع کننده دریافت می کنند، یا نمی کنند و تا اینجا مشکلی نیست و کسی کافر نیست درست؟
اما کسی که از جواب قانع نشد، آیا حق دارد به استهزاء مقدسات طرف مقابل بپردازد؟
آیا جایز است که عقاید و مقدسات طرف مقابل را مورد توهین قرار داده و لگد مال کند؟
شما علناً گفتید که در قرآن اشکالاتی دیدم!
حق ندارید همچین چرندی بگویید در یک انجمنی که مخاطبانش به بی اشکال بودن قرآن اعتقاد دارند.
شما به صراحت می فرمایید خدا عادل نیست!
حق ندارید از این اراجیف بگویید در انجمنی که انسان موحد در آنجا حضور دارد.
سؤال پرسیدی، جواب داده شد در حد اطلاعات و دانش اعضای انجمن.
اگر قانع شدی فبها. اگر نشدی برو به سلامت. از یک منبع دیگر بپرس، جای دیگر تحقیق کن، اما اجازه اینکه در اینجا سمپاشی کنی و کفر و شرک تبلیغ کنی نداری!
سؤال کنی اشکال ندارد، فتوی کفر و شرک صادر کنی تو دهنت می زنم کافر.

helmon
۱۳۹۱/۰۴/۲۶, ۰۹:۱۶
دوست عزیز سؤال با استهزاء تفاوت دارد.
بنده در همین تابیک تا صفحه 12 به سؤالات شما در حد بضاعت و اطلاعات خودم جواب می دادم، درسته؟
آیا به شما گفتم کافر؟
سؤال کردن که عیب نیست. همین سؤالات را هر روزه هزاران و میلیونها نفر می پرسند، یا جواب قانع کننده دریافت می کنند، یا نمی کنند و تا اینجا مشکلی نیست و کسی کافر نیست درست؟
اما کسی که از جواب قانع نشد، آیا حق دارد به استهزاء مقدسات طرف مقابل بپردازد؟
آیا جایز است که عقاید و مقدسات طرف مقابل را مورد توهین قرار داده و لگد مال کند؟
شما علناً گفتید که در قرآن اشکالاتی دیدم!
حق ندارید همچین چرندی بگویید در یک انجمنی که مخاطبانش به بی اشکال بودن قرآن اعتقاد دارند.
شما به صراحت می فرمایید خدا عادل نیست!
حق ندارید از این اراجیف بگویید در انجمنی که انسان موحد در آنجا حضور دارد.
سؤال پرسیدی، جواب داده شد در حد اطلاعات و دانش اعضای انجمن.
اگر قانع شدی فبها. اگر نشدی برو به سلامت. از یک منبع دیگر بپرس، جای دیگر تحقیق کن، اما اجازه اینکه در اینجا سمپاشی کنی و کفر و شرک تبلیغ کنی نداری!
سؤال کنی اشکال ندارد، فتوی کفر و شرک صادر کنی تو دهنت می زنم کافر.
من توهین نکردم ! سوال کردم !
ولی شما توهین کردید و میکنید !
دینی که با حرف های یه بچه 17-18 ساله قراره سمپاشی بشه رو شما چجوری بهش اعتقاد داری !
شما که همچین رفتاری دارید که از یک انسان عاقل بعید است چگ.نه حرف هایتان را صحیح بدانم
اکثر پاسخ های شما هم سفسطه و مغالطه گونه هست و قابل رد کردن
--
یعد جالب هست افرادی مثل شما ادعا میکنند که چرا یک مسیحی یا یهودی به اسام روی نمی آورند !
خوب آنها هم اعتقادی همچین شما دارند
و به خود حتی اجازه سوال کردن هم نمیدهند
و تا کسی حرفی زد کافر میشود و از ترسش کمتر کسی دینش را تغیر میدهد !
آنها هم ولایت پذیر و پیرو پاپ ها و کشیش ها و خاخان هایشان هستند !
و چون عقل خودشان را تعطیل کردن و اختیارشان را دادن دست افراد دیگر و کورکورانه و بدون علت پیروی میکنند در همان دین خودشان باقی میمانند و چه بسا مسلمان را هم کافر بدانند !
برای این که به پاسخ درستی رسید باید تعصبات را کنار گذاشت و عقلانی و منطقی به قضیه نگاه کرد
وگر نه هر کس اعتقادی دارد و به اعتقادش به همان اندازه شما پایبند است !
شما میزان علاقه خودتان را به دینتان دلیل حق بودنش میدانید !
شیعه خودش را حق میداند
سنی خودش را حق میداند
مسیحی و یهودی هم همینطور
و دین های دیگر !
و تا زمانی که مردم با عقل و منطق پی چیزی نباشند هیچوقت اینها با هم یکی و واحد نمیشود
شما اگر دلایل منطقی بیاورید بقیه به حقانیت شما پی خواهند برد
وگر نه ادعا و تو دهنت میزنم رو هر کسی میتونه بگه

عــــلی
۱۳۹۱/۰۴/۲۶, ۰۹:۴۳
بنام خدا.
سلام.

قبل از ارشاد شما جناب برادر علی، این دوستمون هلمون درجه ی کفرشون کمتر بود! از وقتی مورد ارشاد شما قرار گرفتن خیلی زیورآلات دیگر هم به تزئینات کفر ایشون اضافه شده و کفر آراسته تری رو نشون میدن! همیشه همینجوری مشکل حل می کنید؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!
برادر بزرگوار شما اگر تا سالها بنشینید اینجا و به شخصی بگویید شما کافری شما مجترمی شما ....
اگر کمی فکر کنید میبینید این فرد هرگز با اینکار هدایت پیدا نمیکند.
کلام قرآن را بشنوید:
معمولاً به‌ندرت اتفاق می­افتاد که پیامبر(ص) پس از پیروزی در صدد انتقام برآید؛ بلکه با رحمت الهی و با اخلاق پسندیده و رفتار سازنده­اش آنها را می­بخشید و این­گونه سبب جذب بسیاری به اسلام می­شد. قرآن کریم، مدارای پیامبر را این‌گونه می­ستاید:



«فبما رحمه من الله لنت لهم و لوکنت فظاً غلیظ القلب لانفضوا من حولک فاعف عنهم و استغفر لهم و شاورهم فی الامر، فاذا عزمت فتوکل علی الله ان الله یحب المتوکلین.»[14] (http://www.pajoohe.com/fa/index.php?Page=definition&UID=37638#_ftn14)


«به برکت رحمت الهی در برابر آنان نرم شدی و اگر خشن و سنگدل بودی، از اطراف تو پراکنده می‌شدند. پس آنها را ببخشای و برای آنها آمرزش بطلب و در کارها با آنان مشورت کن؛ اماهنگامی که تصمیم گرفتی، بر خدا توکل کن؛ زیرا خداوند متوکلان را دوست دارد.»

عــــلی
۱۳۹۱/۰۴/۲۶, ۰۹:۵۰
بنام خدا.

خواستم با مطالعه بیشتر قرآن یقین پیدا کنم بدتر شد ! قرآن فقط آدم رو میترسونه :| الان من کاملا گیج شدم امیدوارم هممون هدایت بشیم !
برادر helmon ماکه سوء ظن شمارا نسبت به آیه مورد نظر شما گفتیم.باز چه جایی مشکل دارید؟لطفاً مشکلات خود را و جاهایی که گیج کننده است یا اینکه نمیتوانید آنها را درک کنید برای ما بیان کنید.
اینگونه بحث کردن شمارا به جایی نمیرساند و باعث ناراحت کردن افرادی میشود که پست های شمارا میخوانند.شما هنوز بسیار جوان هستید و اطلاعات کافی در مورد اسلام و قرآن ندارید.لذا من به شما پیشنهاد میکنم قبل از اینکه همیشه بیایید بگویید من قرآن رو قبول ندارم و اینجا مشکل داره و دین اسلام این مشکل رو داره و اونو نمیپذیرم.بیایید آنرا بیان کنید چراکه اسلام راه درست است و چیزهایی که شمارا ناراحت میکند از اسلام نیست.همش سوء ظن و برداشت های اشتباه خودتان است که با عجله قضاوت میکنید.
من پیشنهاد میکنم قبل از اینکه قضاوت کنید آنرا به صورت سوال و مساله برای خود و دیگران مطرح کنید تا با مشورت آنرا را برطرف و انشالله شما و خودمان را به حقیقت هدایت کنیم.
با تشکر.

ناصر یوسف نژاد
۱۳۹۱/۰۴/۲۶, ۱۰:۴۱
من توهین نکردم ! سوال کردم !
ولی شما توهین کردید و میکنید !
دینی که با حرف های یه بچه 17-18 ساله قراره سمپاشی بشه رو شما چجوری بهش اعتقاد داری !
شما که همچین رفتاری دارید که از یک انسان عاقل بعید است چگ.نه حرف هایتان را صحیح بدانم
اکثر پاسخ های شما هم سفسطه و مغالطه گونه هست و قابل رد کردن
--
یعد جالب هست افرادی مثل شما ادعا میکنند که چرا یک مسیحی یا یهودی به اسام روی نمی آورند !
خوب آنها هم اعتقادی همچین شما دارند
و به خود حتی اجازه سوال کردن هم نمیدهند
و تا کسی حرفی زد کافر میشود و از ترسش کمتر کسی دینش را تغیر میدهد !
آنها هم ولایت پذیر و پیرو پاپ ها و کشیش ها و خاخان هایشان هستند !
و چون عقل خودشان را تعطیل کردن و اختیارشان را دادن دست افراد دیگر و کورکورانه و بدون علت پیروی میکنند در همان دین خودشان باقی میمانند و چه بسا مسلمان را هم کافر بدانند !
برای این که به پاسخ درستی رسید باید تعصبات را کنار گذاشت و عقلانی و منطقی به قضیه نگاه کرد
وگر نه هر کس اعتقادی دارد و به اعتقادش به همان اندازه شما پایبند است !
شما میزان علاقه خودتان را به دینتان دلیل حق بودنش میدانید !
شیعه خودش را حق میداند
سنی خودش را حق میداند
مسیحی و یهودی هم همینطور
و دین های دیگر !
و تا زمانی که مردم با عقل و منطق پی چیزی نباشند هیچوقت اینها با هم یکی و واحد نمیشود
شما اگر دلایل منطقی بیاورید بقیه به حقانیت شما پی خواهند برد
وگر نه ادعا و تو دهنت میزنم رو هر کسی میتونه بگه

خوب بی شعور، احمق، ابله، خرفت، من بیشتر از 10 تا پست بدون اینکه بی احترامی به شما بکنم، به سؤالات شما جواب دادم، دلایل غیر قابل رد آوردم، توضیح دادم.
بعد از شما پرسیدم روی هر کدام از آنها که قانع نشدی و مایل به بحث هستی بیا بحث کنیم، شما من را قانع کن که نادرست است، یادت می آید یا نه؟!

3 پست فقط ارسال کردم و از شما خواستم که بیا روی جوابهایی که به شما داده ام بحث کنیم و بگو چرا نادرست است، با دلیل و منطق.
اصلا جواب ندادی. جناب قنبر به شما با شدت برخورد کرد، من مخالفت کردم و از برخورد تند با شما ناراحت شدم. اما بعد دیدم که خیلی احمقی.
بی شعور، تو که دم از منطق می زنی، این بحث وارد صفحه بیست و چهارم شد و هنوز جواب صفحه ده را به من ندادی!
برو دلایلی را که برایت آوردم، بخوان در حضور جمع بحث کنیم، هرچه جمع تصمیم گرفت، اگر گفتند دلایل بنده اشکال دارد، هرچه تو بگویی من هستم، اگر گفتند که دلایل محکم است و تو سفسطه می کنی، آنوقت چکار کنیم؟!
اگر برای گرفتن جواب آمده ای، بسم الله.
برگرد به 15 صفحه قبل، جواب شما را داده ام، هرکدام را ناصحیح می دانی، بیا روی آن بحث کنیم، شاید توانستی من را قانع کنی و من هم دست از دین خود کشیدم!
اما اینکه در مقابل استدلال و برهان بنده فقط پشت سر هم ادعا می کنی و اعتراف می کنی که:
من دلم نمی آید قبول کنم!!!

آقا قضاوت با اعضای انجمن: آیا در بحث یا مجادله، این دلیل می شود که من بگویم دلم نمی آید قبول کنم!
خودت را به خریت زدی و مظلوم نمایی می کنی، در صفوف مسلمین و برادران دینی تفرقه انداختی، روی شیطان را سفید کردی. اگر وارد بحث منطقی شدی ، شدی
اگر به چرند گویی بدون سند و مدرک ادامه بدهی اوضاع را برایت سخت تر می کنم.

limbo
۱۳۹۱/۰۴/۲۶, ۱۲:۲۷
من توهین نکردم ! سوال کردم ! ولی شما توهین کردید و میکنید !

بی خیال مثل اینکه اینجا جاش نیست . اما بادید ادامه داد شاید جای دیگه به جوابت برسی .


شما هنوز بسیار جوان هستید و اطلاعات کافی در مورد اسلام و قرآن ندارید.لذا من به شما پیشنهاد میکنم قبل از اینکه همیشه بیایید بگویید من قرآن رو قبول ندارم و اینجا مشکل داره و دین اسلام این مشکل رو داره و اونو نمیپذیرم

ببین دوست عزیز اگه 20 سال تحقیق کنم بعد دین بگه آتش دست رو نمی سوزونه من قبول نمی کنم که نمی کنم اسمشو هر چی می خوای بذار .


3 پست فقط ارسال کردم و از شما خواستم که بیا روی جوابهایی که به شما داده ام بحث کنیم و بگو چرا نادرست است، با دلیل و منطق.

چه چیزی باعث می شه شما فکر کنی جوابات محکم هست . معیارت مغز کیه خودت یا ما . در ضمن همیشه در لحظه ای که جوابی ندارید بحث رو به جدل می کشید و فتوا صادر می کنید !!


خوب بی شعور، احمق، ابله، خرفت، من بیشتر از 10 تا پست بدون اینکه بی احترامی به شما بکنم، به سؤالات شما جواب دادم، دلایل غیر قابل رد آوردم، توضیح دادم. بعد از شما پرسیدم روی هر کدام از آنها که قانع نشدی و مایل به بحث هستی بیا بحث کنیم، شما من را قانع کن که نادرست است، یادت می آید یا نه؟!

خب تو گوسفندی تو گاوی .

.
.
.
.
.
.
.
.
اوه ببخشید حرفمو تفسیر نکردم . برداشت بد که نکردی!؟

منظورم این بود که تو مانند این حیوانات مفید هستی و به جامعه سود می رسانی . فقط یه مثال و از این جور چیزا .

تفسیر رو حال کردی .

ناصر یوسف نژاد
۱۳۹۱/۰۴/۲۶, ۱۲:۲۸
بنام خدا.
سلام.


کلام قرآن را بشنوید:
معمولاً به‌ندرت اتفاق می­افتاد که پیامبر(ص) پس از پیروزی در صدد انتقام برآید؛ بلکه با رحمت الهی و با اخلاق پسندیده و رفتار سازنده­اش آنها را می­بخشید و این­گونه سبب جذب بسیاری به اسلام می­شد. قرآن کریم، مدارای پیامبر را این‌گونه می­ستاید:



«فبما رحمه من الله لنت لهم و لوکنت فظاً غلیظ القلب لانفضوا من حولک فاعف عنهم و استغفر لهم و شاورهم فی الامر، فاذا عزمت فتوکل علی الله ان الله یحب المتوکلین.»[14] (http://www.pajoohe.com/fa/index.php?page=definition&uid=37638#_ftn14)




«به برکت رحمت الهی در برابر آنان نرم شدی و اگر خشن و سنگدل بودی، از اطراف تو پراکنده می‌شدند. پس آنها را ببخشای و برای آنها آمرزش بطلب و در کارها با آنان مشورت کن؛ اماهنگامی که تصمیم گرفتی، بر خدا توکل کن؛ زیرا خداوند متوکلان را دوست دارد.»




این که شما می فرمایید در علم منطق به آن می گویند استنتاج باطل از حق.

این هم اثباتش که گفته شما باطل است:

آیا شما می فرمایید این آیه در شأن کسانی نازل شده که می گویند قرآن اشکال دارد؟!
یا می گویند استغفرالله خداوند عادل نیست؟!!!
از کجای این آیه همچین چیزی برمی آید دوست عزیز ؟!!!!
لطفا به من نشان بدهید!!!
شما معنای این آیه را دقیقاً برعکس متوجه شده اید!!!
اگر خوشبینانه نگاه کنیم و سوءنیتی در کار نباشد!!!
این آیه 159 سوره آل عمران است که خدا درباره کسانیکه به خدا و قرآن و پیامبر (ص) ایمان داشتند، اما ترسیدند و نجنگیدند، نازل کرده است. نجنگیدند و کافر شدند، اما خداوند آنها را آمرزید و فرصت دوباره داد. این افراد دقیقا به جنگ کسانی قرار بود بروند که قرآن و رسول اکرم (ص) را قبول نداشتند!!! یعنی ابوسفیان و طایفه اش! مثل هلمون کافر!
یعنی این عده ای که خداوند در آیه 159 کفرشان را بخشیده و آمرزید، همان کسانی بودن که به جهت نجنگیدن با کفار و مشرکین، دچار کفر شده بودند!!!

دوست گرامی
قبل از ارسال پست کمی تحقیق بفرمایید که اینگونه برایتان مشکل درست نشود!
شما خودتان به خودتان دارید جواب می دهید!

156 ای کسانی که ايمان آورده ايد ، همانند آن کافران مباشيد که در باره ، برادران خود که به سفر يا به جنگ رفته بودند ، می گفتند : اگر نزد ما مانده بودند نمی مردند يا کشته نمی شدند خدا اين پندار را چون حسرتی در دل آنها نهاد و خداست که زنده می کند و می ميراند و اوست که اعمال شما رامی بيند
157 اگر در راه خدا کشته شويد يا بميريد ، آمرزش و رحمت خدا از آنچه در اين جهان گرد می آوريد بهتر است
158 و اگر بميريد يا کشته شويد هر آينه در پيشگاه خداوند محشور می شويد،
159 به سبب رحمت خداست که تو با آنها اينچنين خوشخوی و مهربان هستی اگرتند خو و سخت دل می بودی از گرد تو پراکنده می شدند پس بر آنها ببخشای و برايشان آمرزش بخواه و در کارها با ايشان مشورت کن و چون قصد کاری کنی بر خدای توکل کن ، که خدا توکل کنندگان را دوست دارد
یا علی

ناصر یوسف نژاد
۱۳۹۱/۰۴/۲۶, ۱۲:۳۷
بی خیال مثل اینکه اینجا جاش نیست . اما بادید ادامه داد شاید جای دیگه به جوابت برسی .

ببین دوست عزیز اگه 20 سال تحقیق کنم بعد دین بگه آتش دست رو نمی سوزونه من قبول نمی کنم که نمی کنم اسمشو هر چی می خوای بذار .

چه چیزی باعث می شه شما فکر کنی جوابات محکم هست . معیارت مغز کیه خودت یا ما . در ضمن همیشه در لحظه ای که جوابی ندارید بحث رو به جدل می کشید و فتوا صادر می کنید !!

خب تو گوسفندی تو گاوی .

اوه ببخشید حرفمو تفسیر نکردم . برداشت بد که نکردی!؟

منظورم این بود که تو مانند این حیوانات مفید هستی و به جامعه سود می رسانی . فقط یه مثال و از این جور چیزا .
تفسیر رو حال کردی .

روزی مولانا بر راهی می گذشت
دید دو نفر با یکدیگر بگو مگو می کنند و شنید که یکی به دیگری می گفت: اگر یکی به من گویی هزار بشنوی!
مولانا پیش رفت و به آن دیگری گفت: هرچه خواهی به من گوی که اگر هزار گویی، یکی هم نشنوی.
ببین پسرجان، بنده دعوای شخصی با کسی ندارم اینجا. تا الان هم هلمون کافر هرچه بدو بیراه گفته یک کلمه جوابشو ندادم. جواب شما رو هم نمی دم.
اما در مورد توهین به مقدسات نمی تونم سکوت کنم.

خدا هدایت کنه شما رو.

عــــلی
۱۳۹۱/۰۴/۲۶, ۱۲:۳۷
بنام خدا.
سلام.

ببین دوست عزیز اگه 20 سال تحقیق کنم بعد دین بگه آتش دست رو نمی سوزونه من قبول نمی کنم که نمی کنم اسمشو هر چی می خوای بذار .
قربون شکلت برم برادر گلم.اون موقع که کوچیک بودی یادته؟اون موقع بابا مامانت همش بهت میگفتن آتیش داغه ولی تو مگه گوش میکردی؟چون نمیدونستی داغی چیه.اما وقتی بزرگ شدی و متوجه شدی که آتیش داغه دیگه به اون دست نمیزنی.
حالا هم اگه متوجه بشی که دین و قرآن و خدا و اسلام چقدر زیباست این حرفا رو نمیزنی.
من بهتون دوباره پیشنهاد میکنم که مشکلتون رو بیان کنید.
این فقط یک سوء ظن هست.

جناب یوسف نژاد بخاطر احترام بازم سکوت میکنم و جوابتان را باهمان قران و احادیث در پروفایلتان دادم فکر کنم تا هفت نسلتان بس باشد.
موفق و سربلند باشید در پناه حق.

helmon
۱۳۹۱/۰۴/۲۶, ۱۲:۳۹
این که شما می فرمایید در علم منطق به آن می گویند استنتاج باطل از حق.

این هم اثباتش که گفته شما باطل است:

آیا شما می فرمایید این آیه در شأن کسانی نازل شده که می گویند قرآن اشکال دارد؟!
یا می گویند استغفرالله خداوند عادل نیست؟!!!
از کجای این آیه همچین چیزی برمی آید دوست عزیز ؟!!!!
لطفا به من نشان بدهید!!!
شما معنای این آیه را دقیقاً برعکس متوجه شده اید!!!
اگر خوشبینانه نگاه کنیم و سوءنیتی در کار نباشد!!!
این آیه 159 سوره آل عمران است که خدا درباره کسانیکه به خدا و قرآن و پیامبر (ص) ایمان داشتند، اما ترسیدند و نجنگیدند، نازل کرده است. نجنگیدند و کافر شدند، اما خداوند آنها را آمرزید و فرصت دوباره داد. این افراد دقیقا به جنگ کسانی قرار بود بروند که قرآن و رسول اکرم (ص) را قبول نداشتند!!! یعنی ابوسفیان و طایفه اش! مثل هلمون کافر!
یعنی این عده ای که خداوند در آیه 159 کفرشان را بخشیده و آمرزید، همان کسانی بودن که به جهت نجنگیدن با کفار و مشرکین، دچار کفر شده بودند!!!

دوست گرامی
قبل از ارسال پست کمی تحقیق بفرمایید که اینگونه برایتان مشکل درست نشود!
شما خودتان به خودتان دارید جواب می دهید!

156 ای کسانی که ايمان آورده ايد ، همانند آن کافران مباشيد که در باره ، برادران خود که به سفر يا به جنگ رفته بودند ، می گفتند : اگر نزد ما مانده بودند نمی مردند يا کشته نمی شدند خدا اين پندار را چون حسرتی در دل آنها نهاد و خداست که زنده می کند و می ميراند و اوست که اعمال شما رامی بيند
157 اگر در راه خدا کشته شويد يا بميريد ، آمرزش و رحمت خدا از آنچه در اين جهان گرد می آوريد بهتر است
158 و اگر بميريد يا کشته شويد هر آينه در پيشگاه خداوند محشور می شويد،
159 به سبب رحمت خداست که تو با آنها اينچنين خوشخوی و مهربان هستی اگرتند خو و سخت دل می بودی از گرد تو پراکنده می شدند پس بر آنها ببخشای و برايشان آمرزش بخواه و در کارها با ايشان مشورت کن و چون قصد کاری کنی بر خدای توکل کن ، که خدا توکل کنندگان را دوست دارد
یا علی
شما انگاری با یکی دیگه بحث کردی با من اشتباه گرفتی !
فقط یادم میاد یه جایی گفتی که خری هستی که شاخ نداری !
الان این بهم به طور منطقی ثابت شد !
تو خری هستی که شاخ نداره وگر نه ما رو شاخ میزدی ولی الان داری با آواز زیبات میری رو مخمون !
اینقدر هم به بقیه توهین نکن هر کسی تا یه حدی میتونه جوابت رو نده !
طوری حرف میزنی انگار رفتی رو منبر اینجا هم هزار نفر وایسادن دارن گوش میدن !
عقده منبر رفتن داری برو جای دیگه خالی کن
من فکر نمیکنم بتونم از طریق این تایپک به پاسخ برسم پس بحث رو دیگه ادامه نمیدم شما هم کمتر آواز بخون برای حنجره ات خوب نیست ما فهمیدیم شما چه موجودی هستی !
موفق باشی (در امر آواز خواندن)

limbo
۱۳۹۱/۰۴/۲۶, ۱۲:۴۰
دعا هایی در اسلام هست که مثلا میگوید هر کس در این روز فلان دعا را بخواند و آرزویی بکند حتما براورده میشود در حالی که من این کار رو انجام دادم هیچی هم نشد فقط داشتم خل میشدم!

به نظر مناین دعا ها خیلی هاش من در آوردی هست . اما تو هم نباید انتظار داشته باشی اگه هر دعایی کردی مستجاب بشه . اگه این طوره همه مردم مثل غول چراغ جادو دعا می کردن و همه چیز فراهم می شد .


اما در کل فکر می کنم دعا ، توکل ، نذر ، .... همه جنبه روانی داره . اینجور هم نیست که مخصوص ما باشه بلکه همه ادیان دارن . مثلا من به تو یک کتاب شعر می دم میگم برو بخون مشکلت حل می شه حالا تو این کار رو می کنی . سه حالت پیش میاد :

1- مشکلت حل میشه : نتیجه این که کتاب اثر کرده

2- مشکلت حل نمی شه : با دقت و اون جور که بهت گفتم نخوندی

3- دوباره با دقت می خونی : بازم مشکل حل نمی شه : نتیجه قسمتت نبوده .

پس دیدی که کتابی هم که من به تو می دم . همون تاثیر دعا رو داره . حالا کسانی که مرحله 1 براشون اتفاق میافته بخصوص اگر این امر تکرار بشه به کتاب من معتقد می شه و بقیه شاید نه .

helmon
۱۳۹۱/۰۴/۲۶, ۱۲:۴۲
http://www.aparat.com/v/1b8fe47f83f41b3b08c282427e83295b257622
من این رو میبینم از خدا متنفر میشم !
بعد هم قرآن میگه این انسان با یک انسان عاقل که کار خوب انجام داده و ... برابر نیست
این ظلمه و من قبولش نمیکنمممممممممممممممممممم مممممممم

limbo
۱۳۹۱/۰۴/۲۶, ۱۲:۵۱
من این رو میبینم از خدا متنفر میشم ! بعد هم قرآن میگه این انسان با یک انسان عاقل که کار خوب انجام داده و ... برابر نیست این ظلمه و من قبولش نمیکنمممممممممممممممممممم مممممممم

من این رو شاید ظلم نبینم و بپذیرم چون گفته می شه از هر کس به اندازه توانایی هاش و شرایطش انتظار میره و دوم اینکه به میزان رنجی که در دنیا می کشیم از بار گناهنمون کاسته میشه !!!! اگه این افراد هم این توانایی رو داشته باشن که بخاطر شرایطشون به درجات بالای قرب الهی برسن من می پذیرم . مثلا ما شرایطش رو داریم اما خیلیا این شرایط رو ندارن که بخوان تو دین پیشرفت کنن . چون یا دین نبوده یا بهشون نرسیده .

اما با اینکه بعضیا فکر می کنن میلیلاردها سال پیدایش جهان و زمین برای این بوده که اسلام به اونها برسه و اونا محب امامان بشن و به اقتضای این کارشون به طبقات بالای بهشت برن ( حتی با چند قطره اشک ) مخالفم . یه جای دیگه هم این بحث رو کردم .

http://www.askdin.com/thread20236.html

helmon
۱۳۹۱/۰۴/۲۶, ۱۲:۵۶
دقیقا !
من به عدالت خدا باور ندارم!
چطور میتونم مکتبی که میگه خدا عادل نیست رو بپذیرم !
چرا قرآن بیانش اینجوریه
خدا لعنت کن
خدا آنها را گمراه میسازد
مرگ خدا بر آنها باد
و...
مگر خدا با مخلوقش دشمن هست ×!
تازه وقتی خدا میگه مرگ خدا بر آنها باد مسخره نیست !
چرا عملی نمیکنه و از خودش تقاضا میکنه ! عجیب نیست !

limbo
۱۳۹۱/۰۴/۲۶, ۱۲:۵۹
قربون شکلت برم برادر گلم.اون موقع که کوچیک بودی یادته؟اون موقع بابا مامانت همش بهت میگفتن آتیش داغه ولی تو مگه گوش میکردی؟چون نمیدونستی داغی چیه.اما وقتی بزرگ شدی و متوجه شدی که آتیش داغه دیگه به اون دست نمیزنی. حالا هم اگه متوجه بشی که دین و قرآن و خدا و اسلام چقدر زیباست این حرفا رو نمیزنی.

بله اما با یک بار تجربه الان اینو فهمیدم که دیگه اینقد کودک هم نیستم . در ثانی من که فقط به دانش ناقص خودم تکیه نمی کنم . به کل دانش بشری تکیه می کنم . در زمینه هایی که الان قطعیتی مناسب وجود داره .

حالا شما بگو من الان بهتر می تونم دین رو بشناسم یا وقتی 14 سالم بود . اگه دین با تحقیق هست فکر می کنی مغز آدم 14 ساله در چه حده . اگه با تحقیق نیست چرا باید سالها طوطی وار کارهایی انجام بدیم عقایدی بهمون تزریق بشه و شاید تعصب پیدا کنیم اون وقت دیگه تحقیق آزادانه معنایی نداره .


من بهتون دوباره پیشنهاد میکنم که مشکلتون رو بیان کنید.

والله داشتیم در مورد قرآن بحث می کردیم که دوستان لطف کردن بحثو قطع کردن و حکم کفر و ارتداد صادر کردن . متاسفانه حوزه فکری ما با این آقایون فرق داره اونا همه چیز رو درون دینی می بینن و ما می خوایم از بیرون بهش نگاه کنیم . اگه یه غیر مسلمون بخواد اسلام رو بپذیره که نباید حدیث از امامان براشون بیاریم مگه اون قبولشون داره . و در نهایت از حوصله و تحمل شما سپاس گذارم :Gol:

عــــلی
۱۳۹۱/۰۴/۲۶, ۱۳:۰۱
بنام خدا.
سلام.
میبینم که جوانان بزرگوار هر کدام برای خودشان فیلسوف قرآنی و خداشناسی شده و به یکدیگر درس میدهند.
آفرین.
خوب منم به نکاتی که اشاره کردید جملاتی اضافه میکنم.

اما در کل فکر می کنم دعا ، توکل ، نذر ، .... همه جنبه روانی داره . اینجور هم نیست که مخصوص ما باشه بلکه همه ادیان دارن . مثلا من به تو یک کتاب شعر می دم میگم برو بخون مشکلت حل می شه حالا تو این کار رو می کنی . سه حالت پیش میاد :
برادر من دعا وقتی اجابت میشه که ایمان به اجابت داشته باشی و مهمتر از همه عمل به اجابتش کنی.
برای مثال شخصی سر نماز میگه خدایا منکه میدونم دعام مستجاب نمیشه ولی دعا میکنم.بقول حجت السلام حدائق که میگه دعا نکن که من میگم مستجاب نمیشه.
خداوند از ته قلبت باخبره.وچندتا چیز رو توی استجابتش در نظر میگیره که یکی از مهمترینش مصلحت شماست.برای مثال بابات بهت یه میلیون پول میده و تو میتونی بری باهاش ازدواج کنی یا اسباب زنا برای خودت فراهم کنی.
اما پدرت نمیدونه که تو قراره با این پول چیکار کنی.اما خدا میدونه لذا اگر آنچه بتو نمیده بر خلاف نفع تو باشه به تو نمیرسونه.و آنگاه که حقایق رو بر همه آشکار کرد همه چیزو بهت میگه اونوقت دلت میشکنه و حسرت میخوری و عاشق خدا میشی که اونوقت دیگه دیر شده برای عاشق شدن.کسی که اینهمه دوستت داشته و چقدر باهاش بد کردی نمیتونی خودتو ببخشی.
دعا و توسل و نذر کشک نیست.بشرطی که یقین داشته باشی و بخاطر استجابت نشدن دعات پا فشاری کنی و نا امید نشی.نا امید شدن همون چیزی هست که باعث استجابت نشدن دعا میشه.

helmon
۱۳۹۱/۰۴/۲۶, ۱۳:۲۵
بنام خدا.
سلام.
میبینم که جوانان بزرگوار هر کدام برای خودشان فیلسوف قرآنی و خداشناسی شده و به یکدیگر درس میدهند.
آفرین.
خوب منم به نکاتی که اشاره کردید جملاتی اضافه میکنم.

برادر من دعا وقتی اجابت میشه که ایمان به اجابت داشته باشی و مهمتر از همه عمل به اجابتش کنی.
برای مثال شخصی سر نماز میگه خدایا منکه میدونم دعام مستجاب نمیشه ولی دعا میکنم.بقول حجت السلام حدائق که میگه دعا نکن که من میگم مستجاب نمیشه.
خداوند از ته قلبت باخبره.وچندتا چیز رو توی استجابتش در نظر میگیره که یکی از مهمترینش مصلحت شماست.برای مثال بابات بهت یه میلیون پول میده و تو میتونی بری باهاش ازدواج کنی یا اسباب زنا برای خودت فراهم کنی.
اما پدرت نمیدونه که تو قراره با این پول چیکار کنی.اما خدا میدونه لذا اگر آنچه بتو نمیده بر خلاف نفع تو باشه به تو نمیرسونه.و آنگاه که حقایق رو بر همه آشکار کرد همه چیزو بهت میگه اونوقت دلت میشکنه و حسرت میخوری و عاشق خدا میشی که اونوقت دیگه دیر شده برای عاشق شدن.کسی که اینهمه دوستت داشته و چقدر باهاش بد کردی نمیتونی خودتو ببخشی.
دعا و توسل و نذر کشک نیست.بشرطی که یقین داشته باشی و بخاطر استجابت نشدن دعات پا فشاری کنی و نا امید نشی.نا امید شدن همون چیزی هست که باعث استجابت نشدن دعا میشه.

این دو تا موضوعی که من ایجاد کردم
کسی هم جواب قانع کننده نداده
این ها رو ببین علی جان میفهمی منظور من چی هست
http://www.askdin.com/thread19268.html
http://www.askdin.com/thread19210.html

عــــلی
۱۳۹۱/۰۴/۲۶, ۱۳:۴۲
بنام خدا.
سلام.

این دو تا موضوعی که من ایجاد کردم کسی هم جواب قانع کننده نداده این ها رو ببین علی جان میفهمی منظور من چی هست خدا ما رو گول نمیزنه !؟؟ خوبی اینها از خودشون نیست و بدی ما هم از خودمون نیست
دوست خوبم.
هدف از آفرینش ستایش خداوند هست.از مگس و پشه گرفته تا آن ویدئو ها و عکس هایی که نشان دادید همه و همه تفاوت های زیادی با هم دارند اما در یک چیز میتوانند مشترک باشند و آن هم این است که به خداوند متعال خود ایمان داشته باشند.
وقتی اون ویدئویی که درمورد اون بچه که دوتا دست و یه پا نداشت رو دیدم از ظاهر مادی ای که خدا بهش داده متاثر نشدم.چون خداست و کارش خلق کردن هست.این دنیا هم دنیای ماده هست.
اما درسی که داره اینه که قلب منو به آتیش میکشه.
وای بر اون روزی که آن جوان که ناقص خلق شد خداوند را انچنان ستایش کند که منی که سالم هستم نتوانم خداوند را ستایش کنم.
خلقت خداوند همش درس هست بمن به شما.که ببین بنده من....بنده ای را هیچ دست و پا ندادم اما شکمش را سیر کرده ام.آیا تو که شکمت گرسنه نمیماند و بدنی سالم به تو عطا کردم چگونه مرا میستایی؟آیا با این حال که او مرا لایق ستایش میبیند تو میبینی؟
آیا زشت نیست فردای قیامت یک مگس رو از ما سرتر بدونن بگن این مگس روزی یکبار خدارو شکر میکرد اما ما روزی یکبار هم خدارو شاکر نبودیم که هیچ کافر هم بودیم؟
این انصاف هست که ما اشرف مخلوقات....خداوندی را ایراد بگیریم که هفت آسمان را طوری خلق کرد که انتهایش معلوم نیست و انقدر موجودات ریز و ذره ای خلق کرد که نمیتوان دید.
آیا میشود با این نقایص که نوعی تفکر بر ما برمی انگیزد خداوند را با آنهمه بزرگی و لیاقت ستایشی که دارد کوچک شماریم؟
آیا عدالت را در مادیات،جسم،جان و ... میبینیم؟
آیا فکر میکنید آنکه دیوانه است خدا را نمیشناسد؟سخت در اشتباهید.
خداوند هیچ بنده ای را خلق نمیکند مگر برای اینکه اورا ستایش کند.