PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : گناه حضرت آدم و مجازات نسل او



Dexter2009
۱۳۹۱/۰۱/۱۱, ۱۵:۱۹
یه موضوعی برام جا نیفتاده, لطفا شفاف سازی کنید.ممنون می شم:Gol:
سوالم اینه:
- حضرت آدم در بهشت بود تا اینکه به خاطر نافرمانی یا اشتباه اون میوه ی ممنوع رو خورد و خدا برای این کارش او و همسزش رو به زمین فرستاد.
-در جایی خواندم که گناه اجداد یک فرد را به پای اون نمی نویسند تا زمانی که با اجدادش مخالف باشد.بنابراین اگر پدری دزدی کرد فقط پدر را محاکمه می کنند و مجازات می کنند اما فرزندانش را که با او همکاری نکردند نه.
حالا سوال من این است : ما که در بهشت با حضرت آدم نبودیم , چرا خداوند حضرت آدم را از بهشت اخراج کرد ما را هم اخراج کرد؟
آیا گناه حضرت آدم بر دوش ما هم هست؟
:please:

رضا
۱۳۹۱/۰۱/۱۱, ۱۵:۴۱
با سلام
این سخن مسیحیان است با عقاید ما سازگاری ندارد

sunstar
۱۳۹۱/۰۱/۱۱, ۱۷:۴۶
سلام
حضرت آدم گناهی مرتکب نشده
سوال باید از صورت مسئله مورد بررسی قرار بگیره
شما خودتون تفسیر کردید که حضرت ادم گناه کرده
درصورتی که گناهی مرتکب نشده

صدرا
۱۳۹۱/۰۱/۱۱, ۱۸:۵۴
یه موضوعی برام جا نیفتاده, لطفا شفاف سازی کنید.ممنون می شم:gol:
سوالم اینه:
- حضرت آدم در بهشت بود تا اینکه به خاطر نافرمانی یا اشتباه اون میوه ی ممنوع رو خورد و خدا برای این کارش او و همسزش رو به زمین فرستاد.
-در جایی خواندم که گناه اجداد یک فرد را به پای اون نمی نویسند تا زمانی که با اجدادش مخالف باشد.بنابراین اگر پدری دزدی کرد فقط پدر را محاکمه می کنند و مجازات می کنند اما فرزندانش را که با او همکاری نکردند نه.
حالا سوال من این است : ما که در بهشت با حضرت آدم نبودیم , چرا خداوند حضرت آدم را از بهشت اخراج کرد ما را هم اخراج کرد؟
آیا گناه حضرت آدم بر دوش ما هم هست؟
:please:


با سلام و عرض ادب
1- نخست باید دانست که مخالفت حضرت آدم علیه السلام در اینکه از میموه ممنوعه تناول نمود گناه نبوده ؛ زیرا عالَمی که حضرت آدم در آن بوده(بهشت برزخی) عالم تکلیف آدم علیه السلام نبوده؛ بلکه دنیا دار تکلیف انسان است.
بخاطر همین امر کار حضرت آدم به ترک اولی و یا مخالفت با نهی ارشادی و نه مولوی تفسیر شده است.
(توضیح: امر ونهی مولوی آن است که مخالفت با آن عقاب دارد و به داعی مولویت صادر شده است، همچون دستورات خداوند متعال که جنبۀ وجوبی و یا تحریمی دارد. اما نهی ارشادی آن است که به داعی ارشاد مکلف صادر شده است مثل دستور پزشک به مریضی که سرما خورده مبنی بر اینکه ترشی نخور. زیرا خوردن آن برای مریض ضرر دارد).

2- محل رشد و تکامل انسان ابتدا در دنیا مقرر شده بود و اینگونه نیست که این مخالفت علت منحصرۀ هبوط و نزول آدم به دنیا بوده باشد. لذا قبل از خلقت مادی او خداوند به فرشتگان می فرماید:«وَ إِذْ قالَ رَبُّكَ لِلْمَلائِكَةِ إِنِّي جاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَة...؛هنگامى كه پروردگار تو به فرشتگان گفت: من در روى زمين جانشين و حاكمى قرار خواهم داد...».(البقرة/30)

3- درست است که ما به وجود مادی در بهشت برزخی همراه حضرت آدم نبودیم ، اما مگر می توان وجود ما را جدای از آن حضرت فرض نمود؟ نسل بشر همه منتهی به آن حضرت است و او پدر همۀ بشر می باشد.
قرآن کریم می فرماید:يا أَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّكُمُ الَّذِي خَلَقَكُمْ مِنْ نَفْسٍ واحِدَةٍ وَ خَلَقَ مِنْها زَوْجَها وَ بَثَّ مِنْهُما رِجالاً كَثِيراً وَ نِساءً ...؛ اى مردم از پروردگارتان بپرهيزيد كه همه شما را از يك انسان آفريد، و همسر او را (نيز) از جنس او آفريد، و از آن دو، مردان و زنان فراوانى (در روى زمين) منتشر ساخت. (النساء/1)

بنابراین خروج آن حضرت از بهشت مساوی است با خروج انسان از بهشت ، البته گفته شد که از اول قرار نبود ه انسان در بهشت برزخی بماند؛ بلکه محل زندگی و تکامل او در دار دنیا قرار داده شده بود.
«قُلْنَا اهْبِطُوا مِنْها جَمِيعاً فَإِمَّا يَأْتِيَنَّكُمْ مِنِّي هُدىً فَمَنْ تَبِعَ هُدايَ فَلا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُون..؛گفتيم همگى از آن (به زمين) فرود آئيد هر گاه هدايتى از طرف من براى شما آمد كسانى كه از آن پيروى كنند نه ترسى بر آنهاست و نه غمگين مى‏شوند.(البقرة/39)
موفق باشید.

رسا
۱۳۹۱/۰۱/۱۱, ۲۳:۴۱
با سلام

از آیه 30 سوره بقره استفاده می شود که آدم(ع) برای سکونت در زمین خلق شده بود.

علامه طباطبایی در این رابطه می نویسد:
«سياق اين سه دسته آيات، و مخصوصا آيه‏اى كه در صدر داستان قرار گرفته، و ميفرمايد:

(إِنِّي جاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً) الخ، اين معنا را دست ميدهد: كه آدم در اصل، و در آغاز براى اين‏ خلق شده بود، كه در زمين زندگى كند، و نيز در زمين بميرد، و اگر خداى تعالى او را (چند روزى) در بهشت منزل داد، براى اين بود كه امتحان خود را بدهند، و در نتيجه آن نافرمانى عورتشان هويدا بگردد، تا بعد از آن بزمين هبوط كنند.

و نيز از سياق آيه سوره طه كه مى‏فرمايد: (فَقُلْنا يا آدَمُ) الخ، و سوره اعراف كه مى‏فرمايد:

(وَ يا آدَمُ اسْكُنْ) الخ، كه داستان بهشت را با داستان سجده ملائكه بصورت يك داستان و متصل بهم آورده، و كوتاه سخن، آنكه اين سياق بخوبى مى‏رساند كه منظور اصلى از خلقت آدم اين بوده كه در زمين سكونت كند، چيزى كه هست راه زمينى شدن آدم همين بوده كه نخست در بهشت منزل گيرد، و برتريش بر ملائكه، و لياقتش براى خلافت اثبات شود، و سپس ملائكه مامور بسجده براى او شوند، و آن گاه در بهشت منزلش دهند، و از نزديكى بان درخت نهيش كنند، و او (بتحريك شيطان) از آن بخورد، و در نتيجه عورتش و نيز از همسرش ظاهر گردد، و در آخر بزمين هبوط كنند.(ترجمه الميزان، ج‏1، ص: 196)

در تفسیر نمونه نیز آمده است:

«از آيات قرآن استفاده مى‏شود كه آدم براى زندگى در روى زمين، همين زمين معمولى آفريده شده بود، ولى در آغاز خداوند او را ساكن بهشت كه يكى از باغهاى سرسبز پر نعمت اين جهان بود ساخت، محيطى كه در آن براى آدم هيچ گونه ناراحتى وجود نداشت.

شايد علت اين جريان آن بوده كه آدم با زندگى كردن روى زمين هيچگونه آشنايى نداشت، و تحمل زحمتهاى آن بدون مقدمه براى او مشكل بود، و از چگونگى كردار و رفتار در زمين بايد اطلاعات بيشترى پيدا كند، بنا بر اين مى‏بايست مدتى كوتاه تعليمات لازم را در محيط بهشت ببيند و بداند زندگى روى زمين توام با برنامه‏ها و تكاليف و مسئوليتها است كه انجام صحيح آنها باعث سعادت و تكامل و بقاى نعمت است، و سرباز زدن از آن سبب رنج و ناراحتى.

و نيز بداند هر چند او آزاد آفريده شده، اما اين آزادى بطور مطلق و نامحدود نيست كه هر چه خواست انجام دهد او مى‏بايست از پاره‏اى از اشياء روى زمين چشم بپوشد.

و نيز لازم بود بداند چنان نيست كه اگر خطا و لغزشى دامنگيرش شود
درهاى سعادت براى هميشه به روى او بسته مى‏شود، نه مى‏تواند بازگشت كند و پيمان به بندد كه بر خلاف دستور خدا عملى انجام نخواهد داد تا دوباره به نعمتهاى الهى باز گردد.

او در اين محيط مى‏بايست تا حدى پخته شود، دوست و دشمن خويش را بشناسد، چگونگى زندگى در زمين را ياد گيرد، آرى اين خود يك سلسله تعليمات لازم بود كه مى‏بايست فرا گيرد، و با داشتن اين آمادگى به روى زمين قدم بگذارد.

اينها مطالبى بود كه هم آدم و هم فرزندان او در زندگى آينده خود به آن احتياج داشتند، بنا بر اين شايد علت اينكه آدم در عين اينكه براى خلافت زمين آفريده شده بود مدتى در بهشت درنگ مى‏كند و دستورهايى به او داده مى‏شود جنبه تمرين و آموزش داشته باشد.( تفسير نمونه، ج‏1، ص: 185)

نکته مهم این است که بهشت آدم(ع) بهشت ابدی و موعود نبوده است.رجوع کنید به:

http://www.askdin.com/thread16546.html (http://www.askdin.com/thread16546.html)

Dexter2009
۱۳۹۱/۰۱/۱۲, ۱۴:۵۳
(إِنِّي جاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً) الخ، اين معنا را دست ميدهد: كه آدم در اصل، و در آغاز براى اين‏ خلق شده بود، كه در زمين زندگى كند، و نيز در زمين بميرد، و اگر خداى تعالى او را (چند روزى) در بهشت منزل داد، براى اين بود كه امتحان خود را بدهند، و در نتيجه آن نافرمانى عورتشان هويدا بگردد، تا بعد از آن بزمين هبوط كنند.
خیــــلی ممنون....فهمیدم...واقعا ممنون
اما یک موضوع دیگری مطرح می شود
آیا می توانیم بگوییم خدا می دانست حضرت آدم تجربه ی فریب خوردن ندارد و با این روش خواست واکسینه اش کند ؟ یعنی خدا چون می دانست حضرت آدم فریب شیطان را می خورد او را اینگونه امتحان کرد؟

habibonline
۱۳۹۱/۰۱/۱۲, ۱۵:۲۰
اون میوه ای که آدم و حوا خوردند باعث میشد که هم انسان به اسفل السافلین برود هم به اعلی علیین و چون شیطان تنها راه گمراه کردن بشر را از طریق همین درخت میدید(چون در بهشت گناه معنایی ندارد)خدا نیز به انسان فرمان داد که از آن میوه نخورد که وظیفه سنگینی بر او تحمیل میشود و بقول شاعر اون وظیفه ای که تمام آفریده های خدا از پذیرفتنش سرباز زدند انسان پذیرفت و باعث شد که به عالم امتحان های الهی یعنی دنیا هبوط کند

BaghiatoSalam
۱۳۹۱/۱۰/۰۷, ۰۰:۱۳
سلام به کارشناسان و دوستان...

عرض من این است به کارشناسان عزیز :
خداوند به جناب ادم علیه السلام فرمود : فریب شیطان را مخوری که دشمن آشکارت هست و باعث شود از بهشت اخراج شوی.
1-اگر جناب آدم ع از خدا بپرسد که اگر فریب نخورم باز من را بیرون میکنی یا نه , خدا چه پاسخ می دهد ؟
2- اول اینکه جناب صدرا چطور مشخص شد که بهشت برزخی بوده ؟
3- جناب آدم ع یک شخص مستقل است در تصمیم گیری در اعمالشان و بنده و دیگر انسان های هم مستقل هستیم , خطا و ترک اولی و معصیت و هرچیز ایشان چه ارتباطی به ما دارد ؟
4- خداوند بنده را در ان بهشت بگذارد و بگوید فقط به این درخت نزدیک نشو , من قول میدم نزدیک نشم. حال خدا در پاسخ به من چه می گوید ؟

دوستان تاپیک مال خیلی وقت پیش هست واقعا نمیخواستم بالا بیارمش با این حال اگر به جواب برسیم بسیار بسیار مفید است.

با سپاس

طباطبایی
۱۳۹۱/۱۰/۰۷, ۱۶:۰۶
بسم الله الرحمن الرحیم

باعرض سلام به دوستان و کارشناسان محترم و بزرگوار
از آنچه در ای صفحه مطالعه نمودم لازم دیدم که مطالبی را به نظرتان برسانم؛
خداوند متعال میفرماید«هَُوَ الَّذِی خَلَقَ لَکُم مَا فِی الاَرضِ جَمِیعًا ...(29) وَ اِذ قَالَ رَبُّکَ لِلمَلائِکَةِ اِنِّی جَاعِلٌ فِی الاَرضِ خَلِیفَةً..(30)»ترجمه: او(خدا) کسی است که هر آنچه در زمین است را برای شما آفرید...()و (بیاد آور) زمانی را که خداوند به ملائکه فرمود: همانا من میخوهام جانشینی در زمین قرار دهم...()
آیه 29 این را بیان میکند که زمین به امکاناتی آراسته و مزین شد برای زندگی انسان و در آیه 30 به ملائکه میگوید که میخواهم در زمین جانشین قرار دهم.
و این به این معناست که آدم در هر صورت باید در زمین زندگی کند و اصلا برای زندگی در زمین آفریده شد.
اما بحث بهشت که همچنان در آن اختلاف وجود دارد که چه جایی بود باید بگوییم یکی از باغهای سبز و خرم و پر نعمت همین زمینی بود که ما در آن زندگی میکنیم!!
شاید این حرف تعجب بر انگیز باشد ولی در قرآن نمونه آن را داریم!!!
خداوند متعال در سوره کهف میفرماید:«وَ اضرِب لَهُم مَثَلاً رَجُلَینِ جَعَلنَا لِاَحَدِهِمَا جَنَّتَینِ مِن اَعنَابٍ وَ حَفَفنَاهُمَا بِنَخلٍ وَ جَعَلنَا بَینَهُمَا زَرعًا(32)کِلتَا الجَنَّتَینِ آتَت اُکُلَهَا وَ لَم تَظلِم مِنهُ شَیئاً وَ فَجَّرنَا خِلالَهَا نَهرًا(33)»
در دو آیه فوق خداوند متعال به دو باغ دنیایی بهشت گفته و ویژگیهای کلی بهشتِ اصلی را نیز برای آنها قرار داده و بیانشان میکند.
یا در آیه35 همین سوره میفرماید:« وَ دَخَلَ جَنَّتَهُ وَ هُوَ ظالِمٌ لِنَفسِهِ...»؛ بهشت را نام آن باغ پر نعمت دنیایی قرار میدهد.
نمونه دیگر در سوره سبأ است که میفرماید:«لَقَد کَانَ لِسَبَإٍ فَی مَسکَنِهِم آیَةٌ جَنَّتَانِ عَن یَمِینٍ وَ عَن شِمَالٍ کُلُوا مِن رِزقِ رَبِّکُم وَ اشکُرُوا لَهُ بَلدَةٌ طَیِّبَةٌ وَ رَبٌّ غَفُورٌ(15)فَأَعرِضُوا فَأَرسَلنَا عَلَیهِم سَیلَ العَرَمِ وَ بَدَّلنَاهُم بِجَنَّتَیهِم جَنَّتَینِ ذَوَاتَی اُکُلٍ خَمطٍ وَ أَثلٍ وَ شَیءٍ مِن سِدرٍ قَلِیلٍ(16)»
در این آیات نیز خداوند متعال به باغهای پر نعمت دنیا بهشت میگوید لذا از آن جهت که زمین برای زندگی آدم روی آن آفریده شد و خداوند متعال هم به ملائکه میگوید:میخواهم در زمین جانشینی قرار دهم؛ میفهمیم که بهشت آدم(ع) باغی پر نعمت از باغهای زمینی است.
واما گناه آدم؟؟ آیات قرآن در باره حضرت آدم میفرماید« وَ عَصَی آدَمُ رَبَّهُ ...»؛آدم خدا را نافرمانی کرد!خُب خداوند به حضرت آدم فرمود از فلان درخت نخور و آدم خورد! این نافرمانی است، اما آیا این نافرمانی گناه است؟؟
برای روشن شدن پاسخ این سؤال باید دانست که گناه گاهی کناه فردی و از دید خداوند است به این معنی که هر کس در هر زمان و در هر جا، چه در ملأعام و چه در خلوت انجام دهد گناه است و گاهی کاری تنها از دید مردم گناه است ولی از طرف خداوند متعال حرام دانسته نشده است بعنوان مثال مشرکان مکه به پیامبر اسلام(ص) که شعار لاإله إلا الله سر داده و با بتهای آنها مخالفت کرد نسبت گناه داده اند و لذا خداوند در قرآن میفرماید: «... لِیَغفِرَ لَکَ اللهُ مَا تَقَدَّمَ مِن ذَنبِکَ وَ مَا تَأَخَّرَ(سوره فتح آیه 2)»!
عصیان و نافرمانی حضرت آدم گناه نسبی و خارج از شأن کسی بود که قرار است جانشین خدا در زمین باشد؛ وقتی در آیات قرآن مطالعه میکنیم میبنیم که خداوند از دیگر انبیاء خود نیز امتحان گرفت مثلا حضرت ابراهیم را بعد از آزمایشات متعدد امام قرار داد و دیگر انبیاء اولوالعزم نیز به همین گونه بوده اند؛ یعنی خداوند متعال از آدم(ع) امتحانی گرفت تا آدم درجه خلافت و جانشینی خود را بداند که آیا فقط نبی است یا هم نبی ست و هم رسول مثل حضرت لوط و یا هم نبی ست و هم رسول است و هم امام است مثل حضرت ابراهیم؟
خداوند متعال میفرماید:«وَ لَقَد عَهِدنَا اِلَی آدَمَ مِن قَبلُ فَنَسِیَ وَ لَم نَجِد لَهُ عَزمًا(سوره طه آیه115)»؛ یعنی ما با امتحانی که از آدم گرفتیم دانستیم او قدرت و موقعیت رسیدن به مقام امامت و قبل از آن رسالت را ندارد و تنها نبی خدا در زمین میتواند باشد و لذا عصیان حضرت آدم از این نوع بوده و گناهی که موجب عذاب باشد نبود و تنها امتحانی بود که حضرت آدم مثلا از بیست نمره 10 گرفت و به مقام نبوت رسید و اگر 15 میگرفت رسول و اگر 20 میشد به مقام امامت هم نایل میشد«دقت بفرمایید»(این نمره ها فقط جهت مثال بوده و الا من از نمره حضرت آدم علی نبینا و آله و علیه السلام اطلاعی ندارم)
و اینکه بعضی احتمال داده اند که این امتحانی که از حضرت آدم کرفته شد برای این بود که آدم با طریقه زندگی در روی زمین آشنا شود و از این سخنها بنظر صحیح نیست چرا که خداوند متعال میفرماید:«وَ عَلَّمَ آدَمَ الاَسمَاءَ کُلَّهَا...» (سوره بقره آیه 31)
آیه دلالت دارد بر اینکه خداوند علم همه چیزهای لازم را برای زندگی به حضرت آدم آموخت و چیزهای دیگری که موجب حیرت و شگفت ملائکه شد و لذا آدم نیاز به این امور برای یاد کرفتن امور زندگی ندارد.فتأمل جدًا!
و اینکه گفته شود آدم گناه کرد چرا ما از بهشت خارج شدیم؟؟ باید دانست که بعضی کارها عوارض ظاهری و موجود دارند مثلا بعضی چیزهایی که بصورت توارثی از دی ان ای وارد بدن فرزند میشود این یک امر طبیعی بوده که عوارض(آثار) خود را هم دارد و کاریش هم نمیتوان کرد! یا مثلا کسی از شهری به شهر دیگر میرود فرزندان او اهل شهر جدید محسوب میشوند در این حال به اختیار خود میتوانند به شهر اول برگردند که خداوند متعال نیز این وعده را داده و میفرماید:«... فَاِمَّا یَأتِیَنَّکُم مِنِّی هُدیً فَمَن تَبِعَ هُدایَ فَلا خَوفٌ عَلَیهِم وَ لا هُم یَحزَنُونَ»(سوره بقره آیه38) و دیگر آیاتی که در این زمینه موجود است که میگویند انسان عمل صالح انجام دهد به بهشت میرود که از بهشتهای دنیا بهتر است چون آن جاودانه است و بهشت دنیا فنا پذیر.

حامد
۱۳۹۱/۱۰/۰۷, ۱۶:۲۳
حالا سوال من این است : ما که در بهشت با حضرت آدم نبودیم , چرا خداوند حضرت آدم را از بهشت اخراج کرد ما را هم اخراج کرد؟ آیا گناه حضرت آدم بر دوش ما هم هست؟
سلام
اگر کسی پدر گرامی فعلی شما را بیست سال پیش از ایران بیرون می کرد ( حالا به هر دلیلی ) می توانستید بگویید من چه گناهی داشته ام
والله الموفق

BaghiatoSalam
۱۳۹۱/۱۰/۰۷, ۱۶:۳۶
سلام
اگر کسی پدر گرامی فعلی شما را بیست سال پیش از ایران بیرون می کرد ( حالا به هر دلیلی ) می توانستید بگویید من چه گناهی داشته ام
والله الموفق

سلام جناب حامد

دقیقا بله می تواند بگوید گناه من چیست.
اگر بخاطر خطای پدرش این بلا سرش آمده دقیقا می تواند یقه ی پدرش را بگیرد و بگوید تقصیر تو بود که الان اخراج شدیم و اینجا هستیم.
اگرم که پدرش مظلوم بوده و به زور بیرونش کردن که دیگه طرفدار پدر هستیم و بهش ظلم شده.

ای بابا...

BaghiatoSalam
۱۳۹۱/۱۰/۰۷, ۱۶:۴۵
بسم الله الرحمن الرحیم


میفهمیم که بهشت آدم(ع) باغی پر نعمت از باغهای بهشتی است.

[/font][/color][/b]

سلام به شما

فکر کنم اینجا اشتباه نوشتید " باغهای بهشتی " منظورتون باغ های زمینی یا دنیایی بوده فکر می کنم.

دوم اینکه ما این بحث را مفصل کردیم قبلا در تاپیک " آیا حضرت ادم ع معصیت کرد یا نکرد ؟ "

اگر زمین و باغ های دنیایی بوده پس دقیقا دنیا بوده و تکلیف بوده و ظالمین هم یک صفت بد هست.
پس هم دستور خدا مستقیم بوده و هم شریعت بوده و نافرمانی هم گناه هست.
ضمن اینکه لاتقربا نشان از فاجعه ی اون شجره داره که خدا دیگه می خواد برسونه اون شجره چه فاجعی هست که اصلا فکر نزدیک شدن بهش نکن.

به هر حال آیات مربوط به حضرت ادم ع خیلی روشن تر از حد معمول هست و هرگز ترک اولی نمیشه به حساب بیاد.

موفق باشید

حامد
۱۳۹۱/۱۰/۱۱, ۰۹:۴۰
سلام جناب حامد دقیقا بله می تواند بگوید گناه من چیست. اگر بخاطر خطای پدرش این بلا سرش آمده دقیقا می تواند یقه ی پدرش را بگیرد و بگوید تقصیر تو بود که الان اخراج شدیم و اینجا هستیم. اگرم که پدرش مظلوم بوده و به زور بیرونش کردن که دیگه طرفدار پدر هستیم و بهش ظلم شده. ای بابا...
سلام
اینکه کاری را می توان کرد مفهومش منطقی بودن آن نیست .
آنچه که در دیدگاه شما باید اصلاح شود استقلال برای موجودات عالم نسبت به یکدیگر است . یعنی در جهان اصلا موجود مستقل ( بجز حقیقت هستی که موجد آنست ) وجود ندارد بلکه همه در هم تنیده ، مرتبط و وابسته به یکدیگرند . اگر به عینیت خارج هم نگاه کنید همین طور است
و اما آن پدر به پسرش بطور منطقی می گوید :
بگو ببینم آیا تو مستقل از منی ؟
اگر بگوید بله می گوید
اگر مستقل از منی پس چرا در سرنوشت تابع من شده ای
اگر بگوید مستقل نیستم
جواب می دهد پس تابع منی و گریزی از سرنوشت خود متصلت به من نداشته و نداری
اگر بگوید سرزنشت می کنم
می گوید سرزنش سخن است و من هم گاهی خودم را سرزنش می کنم اشکالی ندارد سرزنشم کن نهایتش از تو عذرخواهی می کنم همچنانکه که از خودم
والله الموفق

BaghiatoSalam
۱۳۹۱/۱۰/۱۱, ۱۰:۵۷
سلام
اینکه کاری را می توان کرد مفهومش منطقی بودن آن نیست .
آنچه که در دیدگاه شما باید اصلاح شود استقلال برای موجودات عالم نسبت به یکدیگر است . یعنی در جهان اصلا موجود مستقل ( بجز حقیقت هستی که موجد آنست ) وجود ندارد بلکه همه در هم تنیده ، مرتبط و وابسته به یکدیگرند . اگر به عینیت خارج هم نگاه کنید همین طور است
و اما آن پدر به پسرش بطور منطقی می گوید :
بگو ببینم آیا تو مستقل از منی ؟
اگر بگوید بله می گوید
اگر مستقل از منی پس چرا در سرنوشت تابع من شده ای
اگر بگوید مستقل نیستم
جواب می دهد پس تابع منی و گریزی از سرنوشت خود متصلت به من نداشته و نداری
اگر بگوید سرزنشت می کنم
می گوید سرزنش سخن است و من هم گاهی خودم را سرزنش می کنم اشکالی ندارد سرزنشم کن نهایتش از تو عذرخواهی می کنم همچنانکه که از خودم
والله الموفق

سلام به شما

جناب حامد معلوم هست که انسان ها و کارهاشون در زندگی مرتبط به هم هست و روی هم تاثیر می گذارند دیگه.
اصلا نیاز نیست اینقدر هزینه کنیم , خیلی روشن هست مطلب :
ما 4 نفر رو میذارند توی یک کاخ
بعد بهمون میگند هر خطایی از هر کدومتون سر زد , همتون اخراج می شید
وقتی از یکیشون خطایی سر زد همه اخراج می شند
اون 3 نفر می تونند دقیقا یقه ی اون 1 نفر رو بگیرند و بگند ما بخاطر خطای تو اخراج شدیم.
به عنوان مثال ولدالزنا نمی توانند فقیه و امام جماعت بشود چرا ؟
چون پدرشو مادرش لذت بردند خوش گذروندند زنا کردن و حالا ایشون باید محرومیت بکشند.
خوب این دقیقا میتونه از پدر و مادرش متنفر باشه بگه تقصیر شماها بود من الان باید این محرومیت رو بکشم.
(واسه همینه که من شخصا تا الان ولد زنا رو با فرزند حلال زاده کاملا یکی میدونم و قبلا هم بحث کردم و جوابی دریافت نشد از کارشناسان).

مسئله کاملا روشن هست. و اگر جناب آدم در مکانی بوده و باعث شده تمامی انسان ها وارد زمین بشن با این همه بدبختی , همه میتونند از حضرت آدم ع گله کنند.
که البته من معتقد هستم گله بی مورد هست چون جناب آدم 100% روی کره زمین بوده.

موفق باشید

B-neshan
۱۳۹۱/۱۰/۱۱, ۱۲:۲۸
با سلام

به نظر من در اینجا بحث در مورد این هست که آیا خداوند حق داشته به خاطر خطای حضرت آدم ما رو مجازات کنه یا نه.

روی سخن بیشتر با خداست تا حضرت آدم
--------------------------
اگر حکومت سرزمینی به خاطر عبور پدری از چراغ قرمز ، چشمهای فرزند اون پدر رو در بیاره، درسته که پدر مرتکب خطا شده و باید سرزنشش کرد؛ اما جرم اصلی رو حکومت انجام داده.
--------------------------
موضوع هم در اینجا شبیه همینه. درسته که آدم خطا کرد و میوه را خورد و عورتش رو آشکار. اما آیا مجازات همه فرزندان اون بخاطر گناه نکرده درسته یا خیر.

آیا گرفتن لطفی که خدا به انسان کرده بوده، یعنی زندگی در بهشت، به واسطه خطای آدم عادلانه است؟؟

جواب این سوال زیاد سخت نیست

موفق باشید

حامد
۱۳۹۱/۱۰/۱۱, ۱۵:۵۰
جناب حامد معلوم هست که انسان ها و کارهاشون در زندگی مرتبط به هم هست و روی هم تاثیر می گذارند دیگه. اصلا نیاز نیست اینقدر هزینه کنیم , خیلی روشن هست مطلب : ما 4 نفر رو میذارند توی یک کاخ بعد بهمون میگند هر خطایی از هر کدومتون سر زد , همتون اخراج می شید وقتی از یکیشون خطایی سر زد همه اخراج می شند اون 3 نفر می تونند دقیقا یقه ی اون 1 نفر رو بگیرند و بگند ما بخاطر خطای تو اخراج شدیم. به عنوان مثال ولدالزنا نمی توانند فقیه و امام جماعت بشود چرا ؟ چون پدرشو مادرش لذت بردند خوش گذروندند زنا کردن و حالا ایشون باید محرومیت بکشند. خوب این دقیقا میتونه از پدر و مادرش متنفر باشه بگه تقصیر شماها بود من الان باید این محرومیت رو بکشم. (واسه همینه که من شخصا تا الان ولد زنا رو با فرزند حلال زاده کاملا یکی میدونم و قبلا هم بحث کردم و جوابی دریافت نشد از کارشناسان). مسئله کاملا روشن هست. و اگر جناب آدم در مکانی بوده و باعث شده تمامی انسان ها وارد زمین بشن با این همه بدبختی , همه میتونند از حضرت آدم ع گله کنند. که البته من معتقد هستم گله بی مورد هست چون جناب آدم 100% روی کره زمین بوده.
سلام
مثال شما مناسب نیست چون این چهار نفر رابطه تکوینی از لحاظ عمل ندارند درحالیکه پدر و فرزند از لحاظ تکوینی و وجودی به هم مرتبط اند چون فرزند اصل وجودش را از والدین می گیرد اما این چهارنفری که شما فرمودید چه ارتباط تکوینی و وجودی با هم دارند ؟ هیچ لذا آن قانون هم عین قرار ناعادلانه ای بیش نیست .

به نظر من در اینجا بحث در مورد این هست که آیا خداوند حق داشته به خاطر خطای حضرت آدم ما رو مجازات کنه یا نه. روی سخن بیشتر با خداست تا حضرت آدم -------------------------- اگر حکومت سرزمینی به خاطر عبور پدری از چراغ قرمز ، چشمهای فرزند اون پدر رو در بیاره، درسته که پدر مرتکب خطا شده و باید سرزنشش کرد؛ اما جرم اصلی رو حکومت انجام داده. -------------------------- موضوع هم در اینجا شبیه همینه. درسته که آدم خطا کرد و میوه را خورد و عورتش رو آشکار. اما آیا مجازات همه فرزندان اون بخاطر گناه نکرده درسته یا خیر. آیا گرفتن لطفی که خدا به انسان کرده بوده، یعنی زندگی در بهشت، به واسطه خطای آدم عادلانه است؟؟
سلام
بنای این عالم بر علیت و معلولیت است لذا قرار نیست هرجا که به نفع ما بود آنرا تایید و هرجا به ضررمان بود ردش کنیم همانطور که بدی والدین در فرزند موثرند خوبیشان هم موثر است و این را فراموش نکنیم که بدیها عارضی اند و در عالم تکوین بالاخره مانند پوستی کنار زده می شوند و خوبیها که از اصل وجودند باقی می مانند . باید آخر شاهنامه هستی را بود و خواند
والله الهادی الموفق

طباطبایی
۱۳۹۱/۱۰/۱۱, ۱۵:۵۶
[b]
سلام به شما

فکر کنم اینجا اشتباه نوشتید " باغهای بهشتی " منظورتون باغ های زمینی یا دنیایی بوده فکر می کنم.

دوم اینکه ما این بحث را مفصل کردیم قبلا در تاپیک " آیا حضرت ادم ع معصیت کرد یا نکرد ؟ "

اگر زمین و باغ های دنیایی بوده پس دقیقا دنیا بوده و تکلیف بوده و ظالمین هم یک صفت بد هست.
پس هم دستور خدا مستقیم بوده و هم شریعت بوده و نافرمانی هم گناه هست.
ضمن اینکه لاتقربا نشان از فاجعه ی اون شجره داره که خدا دیگه می خواد برسونه اون شجره چه فاجعی هست که اصلا فکر نزدیک شدن بهش نکن.

به هر حال آیات مربوط به حضرت ادم ع خیلی روشن تر از حد معمول هست و هرگز ترک اولی نمیشه به حساب بیاد.

موفق باشید


و سلام به شما دوست عزیز

بله! حق با شماست؛ این را اشتباه تایپ کردم! متشکریم از دقتتون؛ آن را اصلاح کردم.


دوم اینکه ما این بحث را مفصل کردیم قبلا در تاپیک " آیا حضرت آدم ع معصیت کرد یا نکرد ؟ "
من آن تاپیک را مطالعه نکردم؛ نظرات و دلایل خود را نوشتم؛ آن تاپیک را در فرصت مناسب مطالعه خواهم کرد انشاءالله.

اگر زمین و باغ های دنیایی بوده پس دقیقا دنیا بوده و تکلیف بوده و ظالمین هم یک صفت بد هست.
به نظر بنده که دلایلم را مطالعه نمودید باغی از باغهای دنیا بوده اما اینکه تکلیف بوده یا نه و این که کاری گناه است یا نیست؟کار من و شما نیست و این را باید بدانیم که دین بصورت تدریجی برای بشر می آمد تا به دین اسلام رسید که با بیان عمومات دینی ثابت و دائمی شده که در هر زمانی ما با تطبیق موضوعات بر عمومات حکم شرعی آن موضوع را بدست می آریم؛ البته این حرفم به این معنا نیست که در دیگر ادیان بیان عمومات نبوده و لذا دین جدیدی باید می آمد؛دلیل اینکه دین بعد از دین می آمد تحریف دین گذشته و پیشرف علمی جامعه بوده مثلا در مورد تحریف میتوان به دین مسیحیت اشاره کرد که حتی در زمان خود حضرت عیسی علیه السلام مردم قایل به تثلیث بودند(به سوره مائده آیه 116 مراجعه کنید.) و دلیل بر پیشرفتهای علمی وجود معجزه های گوناگون است مثلا در زمان پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله پیشرفت و نبوغ علمی خاصی در بین مردم بوجود آمده و لذا قرآن در مقابل این پیشرفت نازل شده و معجزه جاویدان پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله است و تا به امروز کسی نتوانست مانندی برای آن بیاورد.
و لذا برای اینکه بفهمیم آیا کار حضرت آدم علیه السلام گناه بوده یا نه باید به متون دینی مراجعه کرد که صحیتر از قرآن وجود ندارد و ما با محوریت آیات قرآن گفتگو را ادامه خواهیم داد.
اما ظالمین؛
منصانه نیست با همین یک آیه و یک کلمه قضاوت بفرمایید! «ظالمین» را از منظر آیات بررسی میکنیم تا ببینیم آیا دلالت بر این دارد که حضرت آدم گناه کرده است یا نه؟؟؟
هر کسی به هر نوعی ظلم کند ولو به خود ظلم کند در قرآن با کلمه «ظلم» آمده مثل آنجا که فرمود:«... و دخل جنته و هو ظالم لنفسه...(سوره کهف آیه 35)» و یا ظلم گروهی باشد مثل آنجا که در سوره ابراهیم راجع به کفار سخن میگوید؛ میفرماید:«... لنهلکن الظالمین(آیه 13)» اما بانظری گسترده به آیات قرآن حقیقت روشن میشود!!؟
به آیات زیر که کلکه «ظالمین» در آن آمده است توجه بفرمایید:
1. «... و الله لا یهدی القوم الظالمین»سوره بقره آیه 258 و سوره ابراهیم آیه 86 و ...؛ در این آیه خداوند متعال میفرماید خدا «ظالمین» را هدایت نمیکند!
2. «انی ارید ان تبوء باثمی و اثمک فتکون من اصحاب النار و ذلک جزاء الظالمین» سوره مائده آیه 29؛ در این آیه خداوند از «اثم» یعنی گناه سخن گفته و میگوید «نار» یعنی جهنم سزای «ظالمین» است!
3. «لهم من جهنم مهاد و من فوقهم غواش و کذالک نجزی الظالمین» سوره اعراف آیه 41؛ در این آیه خداوند پاداش «ظالمین» را جهنم میداند!
4. «... الا لعنة الله علی الظالمین» سوره هود آیه 18؛ در این آیه خداوند «ظالمین» را لعن و ار رحمت خود دور دانسته است!( لعن یعنی طرد شدن و دور شدن از خیر. الصحاح؛لغت «لعن»)!
5. «... فاوحی الیهم ربهم لنهلکن الظالمین» سوره ابراهیم آیه 13؛ در این آیه خداوند میفرمایدمسلما «ظالمین» را هلاک خواهیم کرد!
6. «... ان الظالمین لهم عذاب الیم»سوره ابراهیم آیه 22؛ در این آیه خداوند میفرماید عذاب دردناک برای «ظالمین» است!
7.«... و یضل الله الظالمین...» سوره ابراهیم آیه 27؛ در این آیه خداوند میفرماید خدا «ظالمین» را در گمراهی خود رها میکند!
و آیات دیگر...
در باره اینکه دنیا بوده و تکلیف وجود دارد که گفتیم وجود تکلیف را ما مشخص نمیکنیم، خداوند متعال مشخص میکند و اما کلمه ظالمین که فرمودید؛ ویژگی های کلی ظالمین را در قرآن دیدیم و اینک حضرت آدم را با آنها مقایسه کوتاهی میکنیم باشد که کافی باشد؛
در آیات فوق خواندیم خداوند ظالمین را هدایت نمیکند و جهنم را جزای ظالمین قرار داده و آنه را لعن فرموده و آنها را در گمراهی خود رها میگذارد ولی در مورد حضرت آدم میخوانیم؛
1. «فتلقی آدم من ربه کلمات فتاب علیه...»سوره بقره ایه 37؛میفرماید آدم از جانب خدا کلماتی را دریافت کرد و توبه کرد و خدا توبه او را پذیرفت.
و این به این معنیست که خداوند برای هدایت حضرت آدم برنامه دارد در حالی که خواندیم خدا ظالمین را هدایت نمیکند.
2. « ثم اجتباه ربه فتاب علیه و هدی» سوره طه آیه 122؛در این آیه میخوانیم که خداوند حضرت آدم را نه تنها از رحمت خود دور نکرد بلکه او را ( برای نبوت) بر گزید و او را هدایت کرد در حالی که در ایات گذشته خواندیم ظالمین از رحمت خدا دورند و خدا ظالمین را هدایت نمیکند.
3. « ان الله اصطفی آدم و نوحا و ءال ابراهیم و ءال عمران علی العالمین» سوره آل عمران آیه 33؛ در این آیه میخوانیم که خداون حضرت آدم و نوح و آل ابراهیم و آل عمران را بر جهانیان برگزید در ضورتی که خواندیم خدا ظالمین را هدایت نمیکند و از رحمت خود دورشان کرده است.
از آنچه گفته شد روشن میشود که منظور از «ظالمین» که در مورد حضرت آدم آمده معنای دیگری داشته و به معنای گناه نیست و الا حضرت آدم نیز باید از رحمت خدا دور میماند و ... که خود آیات قرآن این را رد میکنند.فتأمل!

پس هم دستور خدا مستقیم بوده و هم شریعت بوده و نافرمانی هم گناه هست.
در اینکه دستور خدا مستقیم بوده شکی نیست و این مطلب را آیات قرآن بصراحت بیان میکنند لکن اینکه این دستور گناه باشد یا نباشد بستگی به نوع حکم و تکلیف دارد که حرام وگناه است یا مکروه و یا ترک اولی ایی که در واقع بنوعی همان مکروه است؟؟؟ که نوع حکم را خداوند متعال معین میفرماید و در کل مطالب گذشته به آن اشاره شد انشاءلله!
در مورد شریعت هم در همین تاپبک مختصرا مطالبی گفتم باز هم میگویم دین تدریجی برای بشر نازل میشود.

ضمن اینکه لاتقربا نشان از فاجعه ی اون شجره داره که خدا دیگه می خواد برسونه اون شجره چه فاجعی هست که اصلا فکر نزدیک شدن بهش نکن.
این کلمه و کلمات نشان دهنده این است که دستور، دستور مستقیم است و برای کسی که باید امتحان شود تا مقام خلافت و جانشینی خود را بداند موضوع مهمی است چرا که جانشینی و خلیفه الهی شدن کار ساده و کم ارزشی نیست!؟


به هر حال آیات مربوط به حضرت ادم ع خیلی روشن تر از حد معمول هست و هرگز ترک اولی نمیشه به حساب بیاد.
آیات وجود دارند و به برخی از آنان که در موضوع گفتگو دخیل بودند اشاره شد و بنده حرفی از اینکه کار آدم ترک اولی بوده نزدم.فتأمل و اغتنم!!!


موفق باشید

BaghiatoSalam
۱۳۹۱/۱۰/۱۱, ۱۷:۰۲
سلام
مثال شما مناسب نیست چون این چهار نفر رابطه تکوینی از لحاظ عمل ندارند درحالیکه پدر و فرزند از لحاظ تکوینی و وجودی به هم مرتبط اند چون فرزند اصل وجودش را از والدین می گیرد اما این چهارنفری که شما فرمودید چه ارتباط تکوینی و وجودی با هم دارند ؟ هیچ لذا آن قانون هم عین قرار ناعادلانه ای بیش نیست .

سلام
مثالم مشکلی نداشت - هر کس در گروِ کاری هست که انجام میده.
شما تصور کنید فرزندی 7 ماهه هست و در شکم مادر هست و مادر همچین خطایی می کنه و اخراج میشه.
شما فرض کن من فرزند 13 ساله هستم. در اون کاخ در خوشی هستم. بخاطر خطای مادرم اخراجمون میکنند. من میتونم از مادرم ناراحت باشم و گله کنم.
جناب حامد مسئله روشن هست و کاملا مشخص هست منظور من چیست.
دقت بفرمایید...

طباطبایی
۱۳۹۱/۱۰/۱۱, ۱۷:۱۲
سلام جناب حامد

دقیقا بله می تواند بگوید گناه من چیست.
اگر بخاطر خطای پدرش این بلا سرش آمده دقیقا می تواند یقه ی پدرش را بگیرد و بگوید تقصیر تو بود که الان اخراج شدیم و اینجا هستیم.
اگرم که پدرش مظلوم بوده و به زور بیرونش کردن که دیگه طرفدار پدر هستیم و بهش ظلم شده.

ای بابا...


با سلام

به نظر من در اینجا بحث در مورد این هست که آیا خداوند حق داشته به خاطر خطای حضرت آدم ما رو مجازات کنه یا نه.

روی سخن بیشتر با خداست تا حضرت آدم
--------------------------
اگر حکومت سرزمینی به خاطر عبور پدری از چراغ قرمز ، چشمهای فرزند اون پدر رو در بیاره، درسته که پدر مرتکب خطا شده و باید سرزنشش کرد؛ اما جرم اصلی رو حکومت انجام داده.
--------------------------
موضوع هم در اینجا شبیه همینه. درسته که آدم خطا کرد و میوه را خورد و عورتش رو آشکار. اما آیا مجازات همه فرزندان اون بخاطر گناه نکرده درسته یا خیر.

آیا گرفتن لطفی که خدا به انسان کرده بوده، یعنی زندگی در بهشت، به واسطه خطای آدم عادلانه است؟؟

جواب این سوال زیاد سخت نیست

موفق باشید



سلام
بنای این عالم بر علیت و معلولیت است لذا قرار نیست هرجا که به نفع ما بود آنرا تایید و هرجا به ضررمان بود ردش کنیم همانطور که بدی والدین در فرزند موثرند خوبیشان هم موثر است و این را فراموش نکنیم که بدیها عارضی اند و در عالم تکوین بالاخره مانند پوستی کنار زده می شوند و خوبیها که از اصل وجودند باقی می مانند . باید آخر شاهنامه هستی را بود و خواند
والله الهادی الموفق

با سلام؛
اولا باید به این مسئله توجه داشت که هنگامی که مثلا برای استخدام در جایی به شما میگویند اگر از قوانین تخطی کنی اخراج خواهی شد! در اینجا اگر شما بخاطر نقض قوانین اخراج شوید مقصر شماییدنه رئیس و مدیر آن اداره و شرکت؛ چون مسئولین شرکت با شما اتمام حجت کردند و لذا مقر خود شمایید نه آنه!
این مثال در مورد بحث ما هم وارد است؛ در داستان حضرت آدم میخوانیم که خداوند به آدم میگوید مگر من به تو نگفته بودم که شیطان دشمن آشکار توست( پس مواضبش باش)؟!(سوره اعراف آیه 22) و لذا کار حضرت آدم بعد از اتمام حجت بود نه قبل از آن که بخواهیم خداوند متعال را مقصر بدانیم.دقت کن عزیز!
دوما باید متذکر این مسئله شوم که گمان نشود انسان در همه کارهای خود مختار است!
(((لا جبر و لا تفویض بل امر بین الامرین)))«حدیث از امام رضا علیه السلام»
نه جبر در دین اسلام است به این معنا که انسان در هیچ کاری از خود اختیار نداشته باشد و تنها وسیله ای باشد که خداوند از آن استفاده کند و نه تفویض در اسلام است به این معنا که انسان در همه کارهای خود آزاد باشد که هر گونه میخواهد زندگی کند بلکه امری بین جبر و تفویض است به این معنا که که انسان در بخشی از کارهای خود(امور تکوینی؛ مثل ولادت و مرگ، مثل وجود قدرت در انسان و مثل وجود فطرت و غریزه و ...؛آن هم نه به این معنا که انسان مطلقا در هیچ یک از این امور دخالتی نداشته باشد؛نه! مثلا انسان میتواند با ورزش و تمرین قدرت خود را چند برابر کند یا مثلا با خودکشی که از گناهان کبیره است مرگ خود را جلو بیندازد.)و در بخش دیگری از کارها مختار است( امور تشریعی؛ مثل کمک به دیگران یا ظلم به دیگران یا مثلابا ورزش و تمرین قدرت خود را چند برابر کند یابا خودکشی که از گناهان کبیره است مرگ خود را جلو بیندازد) و اینکه انسان در ابتدای امر در کجا زندگی کند مثل نوزادی که هنوز حتی قادر به حرف زدن نیست؛ این نوزاد قدرت تصمیم گیری برای اینکه کجا زندگی کند را ندارد و در این امر تابع پدر خودش است و لی وقتی بالغ شد و قادر به تصمیم گیری شد میتواند به اختیار خود جایی را برای زندگی انتخاب کند!
هر چند در پستهای قبل گفتم که بهشت حضرت آدم باغی از باغهای همین زمینی بود که ما در حال حاضر روی آن زندگی میکنیم!
هوشیار باشید.
آقای حامد عزیز اگر بخواهیم بر اساس اینکه بنای این عالم بر علیت و معلولیت است جواب این مسئله را پیدا کنیم که جواب میشود که علت خروج آدم از بهشت و در نتیجه گرفتار شدن فرزندان آدم در دنیا؛ کاری بود که حضرت آدم انجام داد!!!
ولی همانطور که قبلا هم گفتم آدم در بهشتی که ظاهرا شما فکر میکنید نبود بلکه در باغی از باغهای دنیا که پر نعمت بود زندگی میکرد؛ این نمونه باغهای که به آنها بهشت گفته شود در قرآن هم نمونه های دیکری دارد مثل آنچه در داستان قوم سبا است.
و در مورد خروج فرزندان آدم در ابتدای همین تاپیک توضیح دادم.دقت کنید.

B-neshan
۱۳۹۱/۱۰/۱۱, ۱۸:۴۷
سلام
بنای این عالم بر علیت و معلولیت است لذا قرار نیست هرجا که به نفع ما بود آنرا تایید و هرجا به ضررمان بود ردش کنیم همانطور که بدی والدین در فرزند موثرند خوبیشان هم موثر است و [color=red]این را فراموش نکنیم که بدیها عارضی اند و در عالم تکوین بالاخره مانند پوستی کنار زده می شوند و خوبیها که از اصل وجودند باقی می مانند . باید آخر شاهنامه هستی را بود و خواند
والله الهادی الموفق

سلام دوست گرامی. فرمایش شما صحیح است و عالم بر علیت و معلولیت بنا شده.

سخن من این است که آیا خداوند قادر نمیتوانستند آدم ع را به گونه ای مجازات نمایند که ذریه ی او دچار این عذاب نشوند؟

اگر نمیشد، چه چیز مانع از این بوده؟

BaghiatoSalam
۱۳۹۱/۱۰/۱۱, ۱۹:۱۶
و سلام به شما دوست عزیز

و لذا برای اینکه بفهمیم آیا کار حضرت آدم علیه السلام گناه بوده یا نه باید به متون دینی مراجعه کرد که صحیتر از قرآن وجود ندارد و ما با محوریت آیات قرآن گفتگو را ادامه خواهیم داد.
اما ظالمین؛
منصانه نیست با همین یک آیه و یک کلمه قضاوت بفرمایید! «ظالمین» را از منظر آیات بررسی میکنیم تا ببینیم آیا دلالت بر این دارد که حضرت آدم گناه کرده است یا نه؟؟؟


سلام به شما
از اینکه راهنمایی فرمودید واقعا سپاسگذارم...
و اما پاسخ :
دقیقا منصفانه نیست.
و من هم اصلا فقط همین صفت ظالمین رو در نظر نگرفتم که بگویم اینجا ظالمین آمده پس کار تمام هست. خیر تمامی آیات قران و ایات مربوط به عصمت و صفت ظالمین عصیان خاسرین و غیره را برسی کردم. انشالله ادامه می دهیم.



هر کسی به هر نوعی ظلم کند ولو به خود ظلم کند در قرآن با کلمه «ظلم» آمده .


دقیقا همینطور هست.




به آیات زیر که کلکه «ظالمین» در آن آمده است توجه بفرمایید:
1. «... و الله لا یهدی القوم الظالمین»سوره بقره آیه 258 و سوره ابراهیم آیه 86 و ...؛ در این آیه خداوند متعال میفرماید خدا «ظالمین» را هدایت نمیکند!
2. «انی ارید ان تبوء باثمی و اثمک فتکون من اصحاب النار و ذلک جزاء الظالمین» سوره مائده آیه 29؛ در این آیه خداوند از «اثم» یعنی گناه سخن گفته و میگوید «نار» یعنی جهنم سزای «ظالمین» است!
3. «لهم من جهنم مهاد و من فوقهم غواش و کذالک نجزی الظالمین» سوره اعراف آیه 41؛ در این آیه خداوند پاداش «ظالمین» را جهنم میداند!
4. «... الا لعنة الله علی الظالمین» سوره هود آیه 18؛ در این آیه خداوند «ظالمین» را لعن و ار رحمت خود دور دانسته است!( لعن یعنی طرد شدن و دور شدن از خیر. الصحاح؛لغت «لعن»)!
5. «... فاوحی الیهم ربهم لنهلکن الظالمین» سوره ابراهیم آیه 13؛ در این آیه خداوند میفرمایدمسلما «ظالمین» را هلاک خواهیم کرد!
6. «... ان الظالمین لهم عذاب الیم»سوره ابراهیم آیه 22؛ در این آیه خداوند میفرماید عذاب دردناک برای «ظالمین» است!
7.«... و یضل الله الظالمین...» سوره ابراهیم آیه 27؛ در این آیه خداوند میفرماید خدا «ظالمین» را در گمراهی خود رها میکند!
و آیات دیگر...


درست و صحیح است.




در باره اینکه دنیا بوده و تکلیف وجود دارد که گفتیم وجود تکلیف را ما مشخص نمیکنیم، خداوند متعال مشخص میکند و اما کلمه ظالمین که فرمودید؛ ویژگی های کلی ظالمین را در قرآن دیدیم و اینک حضرت آدم را با آنها مقایسه کوتاهی میکنیم باشد که کافی باشد؛
در آیات فوق خواندیم خداوند ظالمین را هدایت نمیکند و جهنم را جزای ظالمین قرار داده و آنها را لعن فرموده و آنها را در گمراهی خود رها میگذارد ولی در مورد حضرت آدم میخوانیم؛
1. «فتلقی آدم من ربه کلمات فتاب علیه...»سوره بقره ایه 37؛میفرماید آدم از جانب خدا کلماتی را دریافت کرد و توبه کرد و خدا توبه او را پذیرفت.
و این به این معنیست که خداوند برای هدایت حضرت آدم برنامه دارد در حالی که خواندیم خدا ظالمین را هدایت نمیکند.
2. « ثم اجتباه ربه فتاب علیه و هدی» سوره طه آیه 122؛در این آیه میخوانیم که خداوند حضرت آدم را نه تنها از رحمت خود دور نکرد بلکه او را ( برای نبوت) بر گزید و او را هدایت کرد در حالی که در ایات گذشته خواندیم ظالمین از رحمت خدا دورند و خدا ظالمین را هدایت نمیکند.



خوب. نکته ای که اینجا باید مورد توجه قرار دهید و بسیار مهم است این است که حضرت آدم فرمود :
قَالاَ رَبَّنَا ظَلَمْنَا أَنفُسَنَا وَإِن لَّمْ تَغْفِرْ لَنَا وَتَرْحَمْنَا لَنَكُونَنَّ مِنَ الْخَاسِرِينَ (23 اعراف)
یعنی دقیقا حضرت ادم بلافاصله بعد از ان عمل انگشت ندامت به دهان گرفتند و رو به سوی خدا کردند و اعتراف کردند که خطا کردند و از خدا درخواست و طلب عف و بخشش کردند.
دقیقا نکته همینجاست.
کاری که جناب ابلیس نکرد.
لطفا حتما و قطعا اگر وقت می کنید تاپیک زیر و نوشته های من در آنجا را بخوانید :
آیا حضرت آدم علیه السلام معصیت کرد یا نکرد ؟
http://www.askdin.com/thread24729-17.html#post304350

تمامی صفاتی که برای ظالمین گفتید , در حد فاصل خطای حضرت ادم ع تا زمان توبه ایشان دقیقا صدق می کند و هیچ فرقی نمی کند. و دقیقا خداوند قوم ظالمین را هدایت نمی کند. و لعنت خدا بر ظالمین است. اما نا آن دسته ای که سریعا توبه کردند و برگشتند , زیرا خداوند توبه کنندگان را دوست دارد و صورت مسئله عوض می شود. ظالمین کسانی هستند که روی عقیده ی ظلم بمانند و بمیرند نه آنها که برگردند.
در طول تاریخ ابوذر مشرک بود و شرک ظلم عظیم هست اما بعد به اسلام آمد و رسول خدا فرمود آسمان كبود سايه نيفكنده بر سر كسى كه راستگوتر از ابوذر باشد و در مقام بالا از کلام امام صادق ع رسید.
ما دقیقا گفتیم جناب آدم علیه السلام توبه نمی کردند کارشان تمام بود بدون شوخی.
تمامی ظلم ها , ظلم به نفس هم می شود.
من به خودم ظلم کنم - ظلم به نفسم است.
به دیگری ظلم کنم - ظلم به نفس خودم هست و به دیگری.
در حق خدا ظلم کنم - ظلم به خودم کردم .
و اساسا هر سه مدل ظلم , ظلم به نفس هست.
و اما ظالمین در هر کجای قران که به کار رفته و مربوط به دستور خدا و نافرمانی و تمرد و هرچیزی که به خدا متصل باشد , حرام و گناه می باشد.
که فقط در مورد پیامبران این ظلم در صورتی که دستور خدا و قانون خدا بوده , سنی و شیعه ( و به طور خاص و فوق العاده شیعه - منم شیعه هستم) معتقد هستند که ترک اولی بوده و نه مکروه حتی.
یعنی بین خوب و خوب تر , خوب انتخاب شده.

ما این را می گوییم.




3. « ان الله اصطفی آدم و نوحا و ءال ابراهیم و ءال عمران علی العالمین» سوره آل عمران آیه 33؛ در این آیه میخوانیم که خداون حضرت آدم و نوح و آل ابراهیم و آل عمران را بر جهانیان برگزید در ضورتی که خواندیم خدا ظالمین را هدایت نمیکند و از رحمت خود دورشان کرده است.
از آنچه گفته شد روشن میشود که منظور از «ظالمین» که در مورد حضرت آدم آمده معنای دیگری داشته و به معنای گناه نیست و الا حضرت آدم نیز باید از رحمت خدا دور میماند و ... که خود آیات قرآن این را رد میکنند.فتأمل!



دقیقا وقتی که انسان توبه کند , صورت مسئله متحول می شود , کرم ابریشم که از پیله در آمد دیگر نامش کرم نیست و پروانه است.
پس آیات هیچ گونه تناقضی ابدا با هم ندارند. و برعکس اگر عصمت مطلق در نظر گرفته شود تناقض در قران سر به فلک می کشد.




در مورد شریعت هم در همین تاپبک مختصرا مطالبی گفتم باز هم میگویم دین تدریجی برای بشر نازل میشود.
این کلمه(لاتقربا) و کلمات نشان دهنده این است که دستور، دستور مستقیم است و برای کسی که باید امتحان شود تا مقام خلافت و جانشینی خود را بداند موضوع مهمی است چرا که جانشینی و خلیفه الهی شدن کار ساده و کم ارزشی نیست!؟


به هر حال می بایست دستوراتی که در قران به کار رفته مورد توجه قرار بگیرد.
و من در تاپیکی که لینکش رو دادم بالا 10 آیه ای که در قران آمده هست را آوردم که " لا تقرب " استفاده شده. و فقط یک مورد از این 10 تا مربوط به گفته ی جناب یوسف ع به برادران هست که به ما مربوط نیست و ما منظورمون دستور خداست.
9 مورد دیگر 2 تاش مروبط به ماجرای حضرت آدم ع هست .
می ماند 7 تای دیگر که این 7 مورد در قران فاجعه هستند.
این 7 مورد به موضوعات زیر تقسیم میشه :
1- مال یتیم
2-مستی در حال نماز (و شاید جنابت ) 43 سوره نسا
3-رابطه ی جنسی
4- فواحش
5- زنا

بگذریم...

به هر حال هرچه که باشد , " لاتقربا " نشان از این است که مسئله به شدت مهم و حاد هست که حتی انسان فکر نزدیک شدن هم نباید بکند. و شاید واقعا در صورت نزدیک شدن صفتی بهتر از ظالمین نشود برایش ذکر کرد.

و اما...

شریعت یک کتاب یا یک جمله یا یک آیه یا یک دستور از جانب خدا باشد می شود شریعت.
و شریعت و دین به مرور از جانب خداوند کامل گردید.



بنده حرفی از اینکه کار آدم ترک اولی بوده نزدم.فتأمل و اغتنم!!!

موفق باشید

درست است. اگر می شود نظر و عقیده تان را بفرمایید تا بدانیم :Gol:
اون تاپیک هم اگر بتونید بخونید خیلی خوب هست.
موفق باشید

حامد
۱۳۹۱/۱۰/۱۲, ۰۹:۳۴
سلام مثالم مشکلی نداشت - هر کس در گروِ کاری هست که انجام میده. شما تصور کنید فرزندی 7 ماهه هست و در شکم مادر هست و مادر همچین خطایی می کنه و اخراج میشه. شما فرض کن من فرزند 13 ساله هستم. در اون کاخ در خوشی هستم. بخاطر خطای مادرم اخراجمون میکنند. من میتونم از مادرم ناراحت باشم و گله کنم. جناب حامد مسئله روشن هست و کاملا مشخص هست منظور من چیست. دقت بفرمایید...
سلام
در مباحثه علمی اگر دقت نداشته باشید اصلا نتیجه نمی گیرید این آسمان ریسمان کردنها فایده ای ندارد
والله الهادی الموفق

BaghiatoSalam
۱۳۹۱/۱۰/۱۲, ۱۰:۱۹
سلام
در مباحثه علمی اگر دقت نداشته باشید اصلا نتیجه نمی گیرید این آسمان ریسمان کردنها فایده ای ندارد
والله الهادی الموفق

سلام به شما جناب حامد بزرگوار

عجب نَبوَد گر از قران نصیبش نیست جز نقشی
که از خورشید جز گرمی نبیند چشم نابینا

من کدام قسمت آخر دقت نداشته ام ؟
از هر دو مدل مثال مرتبط زدم و شما هر دو رو رد کردید...
دیگه نمیدونم...

موفق باشید

حامد
۱۳۹۱/۱۰/۱۲, ۱۰:۴۲
جب نَبوَد گر از قران نصیبش نیست جز نقشی که از خورشید جز گرمی نبیند چشم نابینا
سلام
باشه ما کور و شما بینا
والله الهادی

BaghiatoSalam
۱۳۹۱/۱۰/۱۲, ۱۱:۱۶
سلام
باشه ما کور و شما بینا
والله الهادی

سلام به شما

جناب حامد سو تفاهم نشود
منظورم از این بیت این بود که یک نابینا از خورشید فقط گرماش رو متوجه می شود و نمی تونه اونو ببینه و این چیزه عجیبی نیست.
حال خدا کنه همه ی ما نسبتمون به قران مثل نابینا و خورشید نباشه که فقط گرمیشو حس کنیم.
با خودمم بودم و شعر کلی بود...

به هر حال من معذرت می خوام. ببخشید :Gol:

طباطبایی
۱۳۹۱/۱۰/۱۲, ۱۵:۱۴
سلام به شما
از اینکه راهنمایی فرمودید واقعا سپاسگذارم...
و اما پاسخ :
دقیقا منصفانه نیست.
و من هم اصلا فقط همین صفت ظالمین رو در نظر نگرفتم که بگویم اینجا ظالمین آمده پس کار تمام هست. خیر تمامی آیات قران و ایات مربوط به عصمت و صفت ظالمین عصیان خاسرین و غیره را برسی کردم. انشالله ادامه می دهیم.

با سلام مجدد به دوست عزیز
من از آنچه نوشته بودید استفاده کردم!
هرچه فرمودید من جواب و در واقع نظرات خود را دادم؛ فرمودید تکلیف بوده و دستور خدا هم مستقیم بود؛ گفتم اینکه تکلیف باشد و آن تکلیف چه باشد را خداوند مشخص میکند.
بعد فرمودید: ظالمین هم صفت بدی است؛ آیات قرآن را که ویژگیهای ظالمین را بیان کرده بود را نوشتم و آنگاه آدم را با آن مقایسه کرده تا ببینیم ظالمینی که در داستان آدم آمده به چه معناست؟که گفته شد.

خوب. نکته ای که اینجا باید مورد توجه قرار دهید و بسیار مهم است این است که حضرت آدم فرمود :
قَالاَ رَبَّنَا ظَلَمْنَا أَنفُسَنَا وَإِن لَّمْ تَغْفِرْ لَنَا وَتَرْحَمْنَا لَنَكُونَنَّ مِنَ الْخَاسِرِينَ (23 اعراف)
یعنی دقیقا حضرت ادم بلافاصله بعد از ان عمل انگشت ندامت به دهان گرفتند و رو به سوی خدا کردند و اعتراف کردند که خطا کردند و از خدا درخواست و طلب عف و بخشش کردند.
دقیقا نکته همینجاست.
کاری که جناب ابلیس نکرد.
اینکه بگوییم حضرت آدم اعتراف به گناه کرد و این نشان دهنده گناه او باشد، صحیح نیست که با یک دید این را بگوییم!
در داستان حضرت آدم صراحتا حرفی از گناه(ذنب) نیامده ولی در سوره فتح خدا به پیامبر اسلام میفرماید: تا خدا گناهان گذشته و اخیر تو را ببخشد! با اینکه صراحتا ذنب در آیه آمده ولی منظور گناهی بود که مشرکان میگفتند گناه است نه اینکه پیامبر اسلام گناه کرده باشد.
یا در داستان حضرت موسی در سوره قصص میخوانیم که حضرت موسی مثل حضرت آدم اعتراف میکند که پروردگار من، من به خودم ظلم کردم و حال آنکه حضرت آدم کسی را به قتل رساند که مشرک بوده و در حال جنگ با مؤمن بود و این گناه نیست!

خوب. نکته ای که اینجا باید مورد توجه قرار دهید و بسیار مهم است این است که حضرت آدم فرمود :
قَالاَ رَبَّنَا ظَلَمْنَا أَنفُسَنَا وَإِن لَّمْ تَغْفِرْ لَنَا وَتَرْحَمْنَا لَنَكُونَنَّ مِنَ الْخَاسِرِينَ (23 اعراف)
یعنی دقیقا حضرت ادم بلافاصله بعد از ان عمل انگشت ندامت به دهان گرفتند و رو به سوی خدا کردند و اعتراف کردند که خطا کردند و از خدا درخواست و طلب عف و بخشش کردند.
دقیقا نکته همینجاست.
کاری که جناب ابلیس نکرد.
تمامی صفاتی که برای ظالمین گفتید , در حد فاصل خطای حضرت ادم ع تا زمان توبه ایشان دقیقا صدق می کند و هیچ فرقی نمی کند. و دقیقا خداوند قوم ظالمین را هدایت نمی کند.

در مطالب من ظاهرا به این نکته توجه نکردید که خداوند متعال میفرماید:
«فتقی آدم من ربه کلمات فتاب علیه...»در این آیه این را بیان میکند که خداوند آدم را بسوی توبه حرکت داد و بعد آدم توبه کرد.

لطفا حتما و قطعا اگر وقت می کنید تاپیک زیر و نوشته های من در آنجا را بخوانید :
آیا حضرت آدم علیه السلام معصیت کرد یا نکرد ؟
فرصت نشد ولی چون شما فرمودید بخشی از آن را مطالعه نمودم و مطالب خوبی هم داشت برخی از عزیزان مطالب خوبی ارئه نمودند لکن برخی از دوستان بحث را به حاشیه برده و بعضی با این نظر که پیامبران همه معصومند(نه اینکه نیستند)دنبال جواب دادن به سوال مورد نظر هسند در صورتی که جدای از مباحث عقلی عصمت انبیاء برای روشن شدن مطلب باید انبیاء را مانند خود ما حساب کنیم چنانکه خداوند میفرماید«قل انما انا بشر مثلکم»
انشاءالله که فرصت شود آن را کامل مطالعه نموده و به برخی مطالب آن هم پاسخی بدهیم و انشاءالله که پاسخی مناسب باشد.

ما دقیقا گفتیم جناب آدم علیه السلام توبه نمی کردند کارشان تمام بود بدون شوخی.
تمامی ظلم ها , ظلم به نفس هم می شود.
بنظرم این حرف صحیح نیست چرا که در آـیات قرآن میخوانیم که خداوند میفرماید: خدا کلماتی به آدم آموخت تا با آنها توبه کند (سوره بقره آیه 37)و سپس آمد را برگزید و بعد از اینکه او را برکزید توبعه او را نیز پذیرفت(سوره طه آیه122)
اتینها یعنی خداوند برای آدم برنامه ای خاص داشته بود!؟دقت بفرمایید.


دقیقا وقتی که انسان توبه کند , صورت مسئله متحول می شود , کرم ابریشم که از پیله در آمد دیگر نامش کرم نیست و پروانه است.
پس آیات هیچ گونه تناقضی ابدا با هم ندارند. و برعکس اگر عصمت مطلق در نظر گرفته شود تناقض در قران سر به فلک می کشد.
در مورد توبه بالا گفتیم.
اگر آیات قرآن را به تنهخایی و یا موضوع به موضوع مد نظر داشته باشیم که تناقض در قرآن وجود خواهد داشت لکن اگر مجموع ذآیات قرآن را با نکات تفسیری که از خود قران فهمیده میشوند مد نظر داشته باشیم تناقضی در قرآن وجود نخواهد داشت.
در مورد ادامه مطالب هم در اولین فرسا انشاءالله توضیخ خواهم داد؛ از اینکه باید گفتگو را به زمان دیگری موکول کنم عذر خواهی میکنم.

BaghiatoSalam
۱۳۹۱/۱۰/۱۲, ۱۸:۳۵
با سلام مجدد به دوست عزیز
اینکه بگوییم حضرت آدم اعتراف به گناه کرد و این نشان دهنده گناه او باشد، صحیح نیست که با یک دید این را بگوییم!
1-در داستان حضرت آدم صراحتا حرفی از گناه(ذنب) نیامده ولی در سوره فتح خدا به پیامبر اسلام میفرماید: تا خدا گناهان گذشته و اخیر تو را ببخشد! با اینکه صراحتا ذنب در آیه آمده ولی منظور گناهی بود که مشرکان میگفتند گناه است نه اینکه پیامبر اسلام گناه کرده باشد.

2-یا در داستان حضرت موسی در سوره قصص میخوانیم که حضرت موسی مثل حضرت آدم اعتراف میکند که پروردگار من، من به خودم ظلم کردم و حال آنکه حضرت موسی کسی را به قتل رساند که مشرک بوده و در حال جنگ با مؤمن بود و این گناه نیست!


سلام به شما ممنون
من دیگه مطالب تکراری رو عرض نمی کنم خواهش می کنم به شدت دقت کنید :

در ماجرای جناب ادم در قران چشم ما به این موارد می خورد :
الف = اغوا شدن ادم
ب = فریب خوردن آدم از دشمن اشکارش شیطان که خدا باهاش عهد کرده بود فریبش نخوری.
ج = نافرمانی از خداوند و پشت گوش انداختن امر او به فراموشی سپردن دستور خدا.
د = ظالمین شدن آدم و واژه عصیان که نافرمانی بود.
ه = و اگر بخشش خدا نبود و توبه نمیکرد از خاسرین و زیانکاران می شد.
خوب آیا من برای اینکه مثلا نشان دهم کافر هستم لازم است حتما به زبان بگویم ؟
خیر. با عملم و شراب خواری و زنا و قتل و غیره نشان می دهم که کافر که خوبه بدتر از اون هستم.

اگر چه تمام این مواردی که گفتم همش گناه هست , اما شما منتظر این هستید که خداوند بگوید ذنب یا فاحشه یا غیره ؟
مگر همین موارد کم چیزی هست ؟
مگر اطاعت از دشمن خود و خدا و اغوا شدن و ظالمین شدن کم چیزی هست ؟
دیگه بدتر از این مگر هست ؟

پس اصلا بی انصافی نکردم.
بیایم خدارو بشناسیم , بابا خدای ما ارحمن الرحیم هستو واسه یه ترک اولی و مکروه این جوری بنده ی خودش رو توی قران اونم پیامبرش به قول معروف نمی کوبه.
تصور بفرمایید به شما بگویند :
العیاذبالله
حضرت محمد ص با همسرشان در فلان باغ فریب شیطان را خوردند یهو لخت شدن و با بدن لخت دویدند در باغ واسه اینکه خودشون رو بپوشونند با برگ درخت.
این چه وجهه ای میتونه داشته باشه ؟؟
قران صراحتا داره اینو میگه و میگه شیطان هر دو لباس ظاهری و لباس تقوا را از این دو کند.

ما برای دفاع از پیامبران دیگه داریم جلوی قران می ایستیم بدونه اینکه متوجه باشیم.
کاسه داغ تر از آش دقیقا همینه.

و اما پاسخ مورد 1 :

لِيَغْفِرَ لَكَ اللَّهُ مَا تَقَدَّمَ مِن ذَنبِكَ وَمَا تَأَخَّرَ وَيُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَيْكَ وَيَهْدِيَكَ صِرَاطًا مُّسْتَقِيمًا ﴿۲ فتح﴾
تا خداوند از گناه گذشته و اخیر تو درگذرد و نعمت‏خود را بر تو تمام گرداند و تو را به راهى راست هدايت كند.

من هم تفسیر این آیه را خواندم و احتمالا شما هم خوانده اید که می گویید منظور مشرکان هستند.
این که دقیقا می گم آیات رو واسه اینکه نمیتونیم تصور کنیم خداوند با پیامبر هست نابود می کنیم همینه.
دیگه ایه از این روشن تر وجود داره ؟؟؟؟؟

( لَكَ -- ذَنبِكَ ) برای تو(مالِ تو) - گناه تو.
دیگه کاملا روشن هست خداوند با شخص پیامبر هست . اینکه بگید مشرکان یعنی خداوند الیاذبالله نمیدونم بگیم جرات نداشته بگه گناه مشرکین یا بگیم بلد نبوده جمله بندی کنه... الیاذبالله...
خوب دیگه همینه دیگه
وقتی من میگم آیات بر باد میره همینه...
خدا هر زبونی در این قران می گفت اینا گناه کردند بی فایده است...
چه بگه فاحشه - چه بگه عصیان - چه بگه اغوا - چه بگه ظالمین - چه بگه خاسرین - چه بگه ذنب - چه بگه فراموش کرد - چه بگه خاسرین....
هرچی خداوند بگه اصلا دیگه فایده نداره...
چون وقتی من اصلا تصور نمی کنم خداوند راجعبه پیامبر اینو بگه , حتی اگر بگه هم میگیم منظور خداوند چیزه دیگه ای هست.
لطفا اگر دنبال حقیقت هستید , شما که به من زیاد توصیه می کنید دیگر ایات رو هم بخونم , من هم به شما همین توصیه را واقعا می کنم... در تمام زمینه ها و مخصوصا در این زمینه راه نجات قران هست.

پاسخ مورد 2 :

ای داده بیداد... اینم دقیقا شد مثل مورد قبلی...
مومن و مشرک ؟؟؟؟
این دو را شما از کجای آیه در آوردید ؟؟؟؟
این داستان که دیگه واقعا نوبره...
وَدَخَلَ الْمَدِينَةَ عَلَى حِينِ غَفْلَةٍ مِّنْ أَهْلِهَا فَوَجَدَ فِيهَا رَجُلَيْنِ يَقْتَتِلَانِ هَذَا مِن شِيعَتِهِ وَهَذَا مِنْ عَدُوِّهِ فَاسْتَغَاثَهُ الَّذِي مِن شِيعَتِهِ عَلَى الَّذِي مِنْ عَدُوِّهِ فَوَكَزَهُ مُوسَى فَقَضَى عَلَيْهِ قَالَ هَذَا مِنْ عَمَلِ الشَّيْطَانِ إِنَّهُ عَدُوٌّ مُّضِلٌّ مُّبِينٌ ﴿۱۵ قصص﴾
و داخل شهر شد بى‏آنكه مردمش متوجه باشند پس دو مرد را با هم در زد و خورد يافت‏يكى از پيروان او و ديگرى از دشمنانش [بود] آن كس كه از پيروانش بود بر ضد كسى كه دشمن وى بود از او يارى خواست پس موسى مشتى بدو زد و او را كشت گفت اين كار شيطان است چرا كه او دشمنى گمراه‏كننده [و] آشكار است.

اول اینکه نه اسمی از مشرک امد و نه از مومن بلکه یکی از پیروان موسی بود ( دوستش بود اونو می شناخت جناب موسی که رفت کمکش ) یکی از دشمناش بود و جناب موسی دقیقا این مسئله رو تشخیص داد طبق آیه.
یقتتلان یعنی :
این میزد اون میزد این میکشید زیر صورت اون اون یه مشت میزد به این . - یعنی بزن بکوب بوده. دو طرفه.

بعد این پیروان جناب موسی ع از حضرت موسی کمک می خواد در مقابل اون یکی.
بعد جناب موسی وارد ماجرا میشه و یه مشت محکم حالا چه از روی قصد و چه غیر عمدی میزنه و اون طرف رو میکشه.
بلافاصله بعد از این کار میگه :
هَذَا مِنْ عَمَلِ الشَّيْطَانِ إِنَّهُ عَدُوٌّ مُّضِلٌّ مُّبِينٌ
اين كار شيطان بود، كه او دشمن و گمراه‏كننده‏اى آشكار است (مکارم).

پس اگر کاره جناب موسی خوب بوده دیگه این جمله چیست ؟؟؟
ببینید من تفاسیر این ماجرا را کاملا خوانده ام. یعنی میدانم شما الان میای میگی منظور موسی از این عمل کار شیطان بود , دعوای اون دو نفر است نه قتل. ( این بازی هایی هست که سره ایه با این روشنی در میارند).
اما باشه هیچ مشکلی نداره قبول. با اینکه ظلم در حق آیه هست اما قبول منظور دعوای آن دو نفر هست.
و اما بعد...

قَالَ رَبِّ إِنِّي ظَلَمْتُ نَفْسِي فَاغْفِرْ لِي فَغَفَرَ لَهُ إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ ﴿۱۶﴾
گفت پروردگارا من بر خويشتن ستم كردم مرا ببخش پس خدا او را بخشید چرا که او آمرزنده مهربان است. غفور و رحیم است.

اول اینکه عجب...
این جمله ی جناب موسی دیگر چیست ؟؟
اول اینکه کاره خوبی کرده مشرک رو کشته - دوم اینکه اون جمله ی بالا هم گفتیم منظورش دعوا هست. خوب...
این دیگه چیه ؟؟
و جالب تر اینکه الیاذبالله خداوند هم بخاطر هیچ خطایی و بلکه بخاطر یک عمل خوب حضرت موسی رو می بخشه و بعد میگوید دلیل بخشش این هست که : هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ .
یعنی خداوند الیاذبالله هنر کرده است بخاطر یک عمل خوب بخشیده و بعد هم میگه چون غفور و رحیم هستم.( یعنی از آب گل آلود خداوند ماهی گرفته تو این ماجرا).
الیاذبالله وافعا معذرت می خوام خدا.

و ادامه داستان خیلی جالب تر...

فَأَصْبَحَ فِي الْمَدِينَةِ خَائِفًا يَتَرَقَّبُ فَإِذَا الَّذِي اسْتَنصَرَهُ بِالْأَمْسِ يَسْتَصْرِخُهُ قَالَ لَهُ مُوسَى إِنَّكَ لَغَوِيٌّ مُّبِينٌ ﴿قصص ۱۸﴾
سپس ترسان و نگران در شهر مى‏گشت، ناگهان همان كسى كه ديروز از او يارى خواسته بود،با فرياد از او يارى خواست موسى [برآشفت و] به او گفت تو (واقعا) آشكارا انسان گمراهي هستی.

با زبان خودمونی این آیه یکی از باحال ترین ایه های قران هست( یه تصویر خنده دار رو بعد از اون موضوع از ماجرا تداعی می کنه برامون).

بگذریم...

جناب موسی با ترس و لرز از کاره انجام شده ی دیروز که مبادا بگیرندش و غیره در شهر در حال گشتن هست.
بعد دقیقا همون کسی که دیروز ازش کمک خواسته بود , باز در حال دعوا بود و باز هم ازش کمک خواست.
بعد جناب موسی بهش گفت : (اِ اِ اِ باز که تویی؟؟؟) تو مثل اینکه واقعا آشکارا گمراهی.

خوب سوال :

اول که ماجرا دقیقا مثل روز قبل هست.دعوا شده و باز پیروانش کمک ازش خواسته.
بعد این دفعه جناب موسی بهش می گوید : تو آشکارا گمراه هستی ؟
چرا اینو گفت جناب موسی ؟؟؟؟
اگر ایشون مظلوم هست و به حق هست , دیگه گمراه نیست و داره بهش ظلم میشه و باید کمکش کرد.
اگرم که حق باهاش نیست و گمراه هست پس دیگه دوستت هم باشه و پیروانت نباید کمکش کنی و باید به عدالت بینشون قضاوت کنی.

آیه زیر را دقت کنید :

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ كُونُواْ قَوَّامِينَ لِلّهِ شُهَدَاء بِالْقِسْطِ وَلاَ يَجْرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلَى أَلاَّ تَعْدِلُواْ اعْدِلُواْ هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى وَاتَّقُواْ اللّهَ إِنَّ اللّهَ خَبِيرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ ﴿۸ مائده﴾
اي كساني كه ايمان آورده‏ايد همواره براي خدا قيام كنيد و از روي عدالت گواهي دهيد، دشمني با جمعيتي شما را به گناه ترك عدالت نكشاند، عدالت كنيد كه به پرهيزكاري نزديكتر است و از خدا بپرهيزيد كه از آنچه انجام مي‏دهيد آگاه است.

دقیقا در این داستان جناب موسی چون یکی پیروانش بود و یکی دشمنش بود و بدونه اینکه بدونه اصلا ماجرا چی هست و حق با کی هست رفت وسط میدان و اون رو کشت.
و باز روز بعد هم نزدیک بود این عمل باز تکرار بشه که دقیقا اون شخص دشمن " جمله ای که ما دنبالش هستیم و قران هم می فرماید را گفت " :
قَالَ يَا مُوسَى أَتُرِيدُ أَن تَقْتُلَنِي كَمَا قَتَلْتَ نَفْسًا بِالْأَمْسِ إِن تُرِيدُ إِلَّا أَن تَكُونَ جَبَّارًا فِي الْأَرْضِ وَمَا تُرِيدُ أَن تَكُونَ مِنَ الْمُصْلِحِينَ ﴿۱۹﴾
گفت اى موسى آيا مى‏خواهى مرا بكشى چنانكه ديروز شخصى را كشتى تو مى‏خواهى در اين سرزمين فقط زورگو باشى و نمى‏خواهى از اصلاحگران باشى.

دقیقا و دقیقا برداشتی که ممکن بود دیگران از عمل موسی کنند رو ایشون گفت.
یعنی همینطوری هی می خوای آدم بکشی فقط...
و بعد یکی از دور موسی را صدا زد و موسی از شهر بیرون شد.

آیات خیلی روشن و زیبا با انسان صحبت می کنه.
امیدوارم با دقت تمام و بدون تعصب بی مورد بحث رو دنبال کنیم.
بنا نداشتم از موضوع تاپیک خارج شم اما این موارد لازم بود.
(من در مورد عصمت انبیا تمام آیات قران رو مطالعه و تفاسیر رو خوانده ام و در کله قران برسی کردم مطالب مرتبط رو. )





در مطالب من ظاهرا به این نکته توجه نکردید که خداوند متعال میفرماید:
«فتقی آدم من ربه کلمات فتاب علیه...»در این آیه این را بیان میکند که خداوند آدم را بسوی توبه حرکت داد و بعد آدم توبه کرد.


جناب طباطبایی من دقیقا توجه کردم اما ظاهرا بر عکس شما الطفات کافی رو ننمودید به گفته ی من :
این آیه چه می گوید :
فَتَلَقَّى آدَمُ مِن رَّبِّهِ كَلِمَاتٍ فَتَابَ عَلَيْهِ إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ ﴿۳۷ بقره﴾
سپس آدم از پروردگارش كلماتى را دريافت نمود و [خدا] بر او ببخشود آرى او[ست كه] توبه‏پذير مهربان است.
این جمله مربوط به بعد از اهْبِطُواْ هست. در حالی که ما گفتیم آدم علیه السلام قبل از اهبطو و بلافاصله بازگشت و گفت :
قَالاَ رَبَّنَا ظَلَمْنَا أَنفُسَنَا وَإِن لَّمْ تَغْفِرْ لَنَا وَتَرْحَمْنَا لَنَكُونَنَّ مِنَ الْخَاسِرِينَ.

اصلا این بازی هست که شما میگید و الا این آیه بیشتر اشاره به توبه ی جناب آدم دارد.
و خدا گفت حالا که قصد برگشت داری با این کلمات مثلا توبه کن. این مدلی توبه کن. ( که بعد میگند کلمات همون قسم به 5 تن علیهم السلام میدهند خداوند را و غیره که کار نداریم).

شما میگویید آدم گناه کرده بعد توبه نکرده بعد خدا گفته بیا توبه کن ؟؟
یا اینکه میگید آدم گناه نکرده و بعد خدا گفته بیا توبه کن ؟؟

روشن هست جناب طباطبایی.
واقعا نیاز نیست اینقدر هزینه کنیم ایات واضح هست خودش.





بنظرم این حرف صحیح نیست چرا که در آـیات قرآن میخوانیم که خداوند میفرماید: خدا کلماتی به آدم آموخت تا با آنها توبه کند (سوره بقره آیه 37)و سپس آمد را برگزید و بعد از اینکه او را برکزید توبعه او را نیز پذیرفت(سوره طه آیه122)
اتینها یعنی خداوند برای آدم برنامه ای خاص داشته بود!؟دقت بفرمایید.

عرض شد. جناب آدم بلافاصله بعد از عمل و خوردن از آن درخت فهمید که نه فرشته شدن در کار بود و نه هیچی - بعد خدا خطاب کرد مگه نگفتم این دشمن آشکارتون هست فریبش رو نخورید به این درخت نزدیک نشید ؟
بعد آدم گفت به خودمون ظلم کردیم خدا مارو ببخش.

و بعد خدا هم گفت فرود بیاید و اگر هدایتی از من براتون اومد (و این دفعه) از اون پیروی کردید فَلاَ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلاَ هُمْ يَحْزَنُونَ.

تمام شد رفت.
چه معجزه ای اتفاق افتاد الان ؟


در مورد توبه بالا گفتیم.
اگر آیات قرآن را به تنهخایی و یا موضوع به موضوع مد نظر داشته باشیم که تناقض در قرآن وجود خواهد داشت لکن اگر مجموع ذآیات قرآن را با نکات تفسیری که از خود قران فهمیده میشوند مد نظر داشته باشیم تناقضی در قرآن وجود نخواهد داشت.



به چه قیمتی کاری کنیم تناقض به وجود نیاد ؟؟
به این قیمت که مثل دو موردی که ذکر کردید آیات رو جادو کنیم و بگیم چیزی نشده و همش رو توجیح کنیم و قران رو نابود کنیم ؟
بله با این قیمت تناقض به وجود نمیاد , چون قران رو دور میزنیم.
اونم دوری که فقط مربوط به ماجرای پیامبران هست.

موفق باشید

مؤمن
۱۳۹۱/۱۰/۱۲, ۲۳:۰۵
با سلام.

ضمن تشکر از بحث آموزنده و مفید همه دوستان در این تاپیک به عنوان یک خواننده با صحبت های جناب بقیه السلام موافقم. امیدوارم همه دوستان در درگاه الهی مأجور باشند. :Gol:

samen
۱۳۹۱/۱۰/۱۳, ۲۱:۱۰
خداوند بنده را در ان بهشت بگذارد و بگوید فقط به این درخت نزدیک نشو , من قول میدم نزدیک نشم. حال خدا در پاسخ به من چه می گوید ؟

دوستان تاپیک مال خیلی وقت پیش هست واقعا نمیخواستم بالا بیارمش با این حال اگر به جواب برسیم بسیار بسیار مفید است.

با سپاس