PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : اگر خدا عدل دارد چرا بعضی ها کورند و بعضی ها بینا



amirmohammad
۱۳۹۰/۱۲/۱۲, ۱۱:۱۷
:Mohabbat:اگر خدا عدل دارد چرا بعضی ها کورند و بعضی ها با چشم

FTMH_Mohammadi
۱۳۹۰/۱۲/۱۲, ۱۱:۲۲
مرسی که این تاپیک رو بوجود آوردی !!!

رستگاران
۱۳۹۰/۱۲/۱۲, ۱۱:۲۵
اگر خدا عدل دارد چرا بعضی ها کورند و بعضی ها با چشم

سلام

دوست عزیز عدل با مساوات فرق دارد

عدل یعنی بر میزان لیاقت به افراد چیزی داده شود

مثلا نگاه کن
همین کور توانایی دارد که بیا ندارد
یا دارد و ضعیف تر است

این طوری عدالت بر قرار می شود!!!!

ali_tehran
۱۳۹۰/۱۲/۱۲, ۱۶:۳۳
سلام

دوست عزیز عدل با مساوات فرق دارد

عدل یعنی بر میزان لیاقت به افراد چیزی داده شود

مثلا نگاه کن
همین کور توانایی دارد که بیا ندارد
یا دارد و ضعیف تر است

این طوری عدالت بر قرار می شود!!!!


عدل قطعا با مساوات فرق داره ولی این مساله باعث نمیشه که بگیم مساوات عادلانه نیست
دوست عزیز
شما صحبت از شایستگی میکنی در حالیکه شما قبل از ایجادت چیزی نبودی که شایسته چیزی باشی یا نباشی
من دقیقا همون چیزی هستم که آفریده شدم. اگر چشم دارم بخاطر اینه که با چشم آفریده شدم نه اینکه من لایق چشم بودم و بعد چشم دار شدم

من صراحتا اعلام میکنم حاضر با هرکسی که معتقد به عدله بحث کنم
محاله کسی بتونه عدل الهی رو ثابت کنه

البته باید بگم که من قویا معتقدم خلایق هر چه لایق ولی این بعد از آفرینشه نه قبلش [دقت کنید]

abolfazl_atoo
۱۳۹۰/۱۲/۱۳, ۱۵:۲۲
سلام دوست عزیز.
کسی کوره یا کره چه ربطی به عدل خدا داره؟بیشتر این بیماریها در ژنتیک وdnaانسان وجود دارن.بی عدالتی بین مرد و زن است که بی خودی عاشق هم میشن که فردا بچه به دنیا میارن کر وکور میشه.
این بیماریها الان بیشتر شده.چرا؟همین امواج که دنیا را فرا گرفته شاید بتواند عامل تخریب باشد.

باید کوری به دنیا بیاید تا کسی که بینا است قدر خود را بداند.چون ماها سالمیم هیچ وقت شکر گذار نیستیم.غیر اینه؟
بی عدالتی اینه که الان سالمی شکر گذار نیستی واین تاپیک را نوشته اید

abolfazl_atoo
۱۳۹۰/۱۲/۱۳, ۱۵:۵۳
سلام دوست عزیز.
سلام خانم محمدی.معلومه از خدا ترسی نداریا.کجای خدا بی عدالتی نوشته؟چون به بدی فکر میکنی همه چی سراغت میاد به خوشی فکر کن دنیات میشه همون چیزی که میخوای.مستند راز.جاذبه رو نگاه کردی؟
اگه نگاه نکردی اونجا جوابت رو میدن
امیدوارم نگاش کنی وبتونی درک کنی
فیلم مذهبیم نیست که نگاش نکنی.فیلم خوده غربی ها هستش

صدیق
۱۳۹۰/۱۲/۱۷, ۱۸:۰۱
:Mohabbat:اگر خدا عدل دارد چرا بعضی ها کورند و بعضی ها با چشم


با سلام و تشکر:Gol:

در پاسخ به سؤال شما گفتنی است: با بررسي پديده‏هاي استثنائي(کور و کر مادرزاد و ناقص الخلقه ها)، علم امروز توانسته به قسمتي از عوامل آنها دست يابد. دانش بشري در پرتو تجربه، اموري را از قبيل مصرف شراب، مواد مخدر، سيگار، آميزشهاي حرام و تا حد زيادي وراثت، علل اين نوع پديده‏ها معرفي مي‏كند.

البته علل پيدايش اين استثناءها منحصر در عوامل يادشده نيست، به گواه اينكه جهان اسلام كه برخي از اين عوامل در آن كمتر وجود دارد، از چنين آسيبها و استثناهايي مصون نمانده است، از اين لحاظ بايد گفت: يك رشته عوامل ديگري نيز مي‏تواند پديدآورنده اين گونه انسان‏هاي استثنائي باشد. از احاديث اسلامي استفاده مي‏شود، بخش مهمي از اين نقيصه‏ها مربوط به جهل و ناداني والدين نسبت به وظايف خود درباره همسران و نحوه آميزش و كيفيت پرورش فرزندان است. به يك معني، آن نقيصه‏ها و كمبودها، غرامتي است كه پدران و مادران در مقابل جهل و ناداني خود مي‏پردازند(1).

اينك ما به برخي از اين عوامل اشاره گذرا مي‏كنيم:
الف) سوء تغذيه: احاديث اسلامي، سوء تغذيه را مايه پيدايش اين نوع كمبودها دانسته و حسن تغذيه را يك نوع پيشگيري تلقي كرده است: قال رسول اللَّه‏صلي الله عليه وآله: "اَطْعِمُوا السَفَرَجَلَ فَاِنَّهُ يَحْسن اَوْلادكُم"(2) " (به زنان باردار) (به) بخورانيد زيرا اين ميوه مايه زيبايي كودك و حسن خوي او خواهد بود".

ب) وراثت: وراثت، اصلي است كه اسلام آن را كاملاً محترم شمرده و بر آن صحه نهاده است. اگر علم (ژنتيك) در غرب علم نوظهوري است، اما قانون وراثت به صورت كلي در قرآن و احاديث اسلامي وارد شده است.

قال رسول اللَّه‏صلي الله عليه وآله: "لا تنكِحُوا القَرابَةَ القَريبَةَ فَاِنَّ الوَلَدَ يَخْلُقُ ضاويا"(3) "با خويشاوندان نزديك ازدواج نكنيد، زيرا ميوه چنين ازدواج، ناتواني و لاغري فرزندان شما خواهد بود".

اسلام، دختر دادن به جوان شراب‏خوار را به منزله قطع رحم و انهدام نسل شمرده است(4).

ج) آداب آميزش: آميزش زن و مرد اجابت يك درخواست فطري است. در حالي كه اين كار، يك عمل طبيعي و غريزي است، ولي در اسلام آدابي(5) براي آن بيان شده است كه تخلف از آن مايه تباهي فرزند مي‏شود.

در نتیجه در اکثر موارد، نتیجه نقص عضو در نوزاد، نتیجه عملکرد طبیعی و جهل و بی توجهی پدر و مادر به موضوع می باشد، و از آنجا که نظام هستی بر اساس اسباب و مسببات و علت و معلولی است، فشار دادن هر دکمه ای چه عامدانه و چه جاهلانه، نتیجه ای که باید در بر داشته باشد حاصل خواهد شد.

در اينجا ممكن است سؤالي مطرح شود و آن اينكه والدين خبر نداشتند(بعبارتی جاهل بودند) كه اين عمل در فلان شرائط آثار سوئي روي نوزاد مي‏گذارد؟

پاسخ آن است كه دانستن يا ندانستن پدر و مادر در خاصيت طبيعي اشياء اثر ندارد ما اگر ندانيم كه در فلان رشته سيم برق است و دست به آن بگذاريم، برق ما را مي‏كشد، برق صبر نمي‏كند تا ببيند اگر ما بي اطلاعيم به ما كار نداشته باشد. ما اگر ظرف شرابي را به خيال آب بخوريم، مست خواهيم شد. زيرا مست شدن از آثار طبيعي شراب است. خواه خيال كنيم آب است يا چيز ديگر، بنابراين بي تقصيري پدر و مادر به معناي آن است كه گناه عمدي نكرده اما آثار طبيعي و وضعي همچنان در جاي خود محفوظ است(6).

موفق باشید ...:Gol:

پاورقی______________________________________ ______
1- استاد سبحاني، جعفر، پرسشها و پاسخها، انتشارات مؤسسه سيدالشهداء، ص 337، پرسش 52.
2- علامه مجلسي، محمدباقر، بحارالانوار، ج 63، ص 176، ناشر: مؤسسه الوفاء، چاپ بيروت - لبنان.
3- فيض كاشاني، محمدمحسن، المحجة البيضاء، انتشارات المكتبة الشفيعي، ج 3، ص 94، نقل از كتاب پرسش و پاسخ استاد سبحاني.
4- قال امام صادق(ع): مَن زَوَّجَ كَريمَةِ مِن شارِبِ خَمْرٍ فَقَد قَطَعَ رَحْمَها، وسائل الشيعه، ج 14، ناشر: دار احياء التراث العربي، چاپ بيروت - لبنان، باب 29 (كراهت تزويج شارب الخمر).
5- علامه مجلسي، محمدباقر، حليةالمتقين، ناشر: كتابفروشي و چاپخانه محمدعلي علمي، ص 64.
6- قرائتي، محسن، اصول عقايد، نشر سازمان تبليغات اسلامي، چاپ چهارم، ص 97.

FTMH_Mohammadi
۱۳۹۰/۱۲/۱۷, ۲۳:۲۲
در پاسخ به سؤال شما گفتنی است: با بررسي پديده‏هاي استثنائي(کور و کر مادرزاد و ناقص الخلقه ها)، علم امروز توانسته به قسمتي از عوامل آنها دست يابد. دانش بشري در پرتو تجربه، اموري را از قبيل مصرف شراب، مواد مخدر، سيگار، آميزشهاي حرام و تا حد زيادي وراثت، علل اين نوع پديده‏ها معرفي مي‏كند.

البته علل پيدايش اين استثناءها منحصر در عوامل يادشده نيست، به گواه اينكه جهان اسلام كه برخي از اين عوامل در آن كمتر وجود دارد، از چنين آسيبها و استثناهايي مصون نمانده است، از اين لحاظ بايد گفت: يك رشته عوامل ديگري نيز مي‏تواند پديدآورنده اين گونه انسان‏هاي استثنائي باشد. از احاديث اسلامي استفاده مي‏شود، بخش مهمي از اين نقيصه‏ها مربوط به جهل و ناداني والدين نسبت به وظايف خود درباره همسران و نحوه آميزش و كيفيت پرورش فرزندان است. به يك معني، آن نقيصه‏ها و كمبودها، غرامتي است كه پدران و مادران در مقابل جهل و ناداني خود مي‏پردازند(1).

اينك ما به برخي از اين عوامل اشاره گذرا مي‏كنيم:
الف) سوء تغذيه: احاديث اسلامي، سوء تغذيه را مايه پيدايش اين نوع كمبودها دانسته و حسن تغذيه را يك نوع پيشگيري تلقي كرده است: قال رسول اللَّه‏صلي الله عليه وآله: "اَطْعِمُوا السَفَرَجَلَ فَاِنَّهُ يَحْسن اَوْلادكُم"(2) " (به زنان باردار) (به) بخورانيد زيرا اين ميوه مايه زيبايي كودك و حسن خوي او خواهد بود".

ب) وراثت: وراثت، اصلي است كه اسلام آن را كاملاً محترم شمرده و بر آن صحه نهاده است. اگر علم (ژنتيك) در غرب علم نوظهوري است، اما قانون وراثت به صورت كلي در قرآن و احاديث اسلامي وارد شده است.

قال رسول اللَّه‏صلي الله عليه وآله: "لا تنكِحُوا القَرابَةَ القَريبَةَ فَاِنَّ الوَلَدَ يَخْلُقُ ضاويا"(3) "با خويشاوندان نزديك ازدواج نكنيد، زيرا ميوه چنين ازدواج، ناتواني و لاغري فرزندان شما خواهد بود".

اسلام، دختر دادن به جوان شراب‏خوار را به منزله قطع رحم و انهدام نسل شمرده است(4).

ج) آداب آميزش: آميزش زن و مرد اجابت يك درخواست فطري است. در حالي كه اين كار، يك عمل طبيعي و غريزي است، ولي در اسلام آدابي(5) براي آن بيان شده است كه تخلف از آن مايه تباهي فرزند مي‏شود.

در نتیجه در اکثر موارد، نتیجه نقص عضو در نوزاد، نتیجه عملکرد طبیعی و جهل و بی توجهی پدر و مادر به موضوع می باشد، و از آنجا که نظام هستی بر اساس اسباب و مسببات و علت و معلولی است، فشار دادن هر دکمه ای چه عامدانه و چه جاهلانه، نتیجه ای که باید در بر داشته باشد حاصل خواهد شد.

در اينجا ممكن است سؤالي مطرح شود و آن اينكه والدين خبر نداشتند(بعبارتی جاهل بودند) كه اين عمل در فلان شرائط آثار سوئي روي نوزاد مي‏گذارد؟

پاسخ آن است كه دانستن يا ندانستن پدر و مادر در خاصيت طبيعي اشياء اثر ندارد ما اگر ندانيم كه در فلان رشته سيم برق است و دست به آن بگذاريم، برق ما را مي‏كشد، برق صبر نمي‏كند تا ببيند اگر ما بي اطلاعيم به ما كار نداشته باشد. ما اگر ظرف شرابي را به خيال آب بخوريم، مست خواهيم شد. زيرا مست شدن از آثار طبيعي شراب است. خواه خيال كنيم آب است يا چيز ديگر، بنابراين بي تقصيري پدر و مادر به معناي آن است كه گناه عمدي نكرده اما آثار طبيعي و وضعي همچنان در جاي خود محفوظ است(6).

موفق باشید ...:gol:


سلام خسته نباشید ....
الان مثلا تو کشور انگلیس میدونم مردم اکثرا از نوشیدنی های الکلی استفاده میکنند ... اگر شما بری یه رستوران و بگی یه نوشیدنی میخوام بهت نوشیدنی الکل دار میدن اگر بخوای نوشیدنی غیر الکلی بخوری باید تاکید کنی که غیر الکلی اش رو میخوام ... و ... خیلی چیزای دیگه ... اینجوری که شما میگین که همه اینگلیسی ها باید کور دنیا میومدن .... حتی دایم الخمر ها هم بچه های کور دنیا نمیارن ...

ستايشگر
۱۳۹۰/۱۲/۱۸, ۰۰:۰۳
به نام خدا.

عدالت خدا در این نیست که همه رو در شرایط یکسان قرار بده بلکه در اینه که از هر کسی متناسب با شرایطی که توش بوده انتطار داره.

با آرزوی موفقیت ، ستایشگر :Gol:

صدیق
۱۳۹۰/۱۲/۱۸, ۱۰:۳۸
سلام خسته نباشید ....
الان مثلا تو کشور انگلیس میدونم مردم اکثرا از نوشیدنی های الکلی استفاده میکنند ... اگر شما بری یه رستوران و بگی یه نوشیدنی میخوام بهت نوشیدنی الکل دار میدن اگر بخوای نوشیدنی غیر الکلی بخوری باید تاکید کنی که غیر الکلی اش رو میخوام ... و ... خیلی چیزای دیگه ... اینجوری که شما میگین که همه اینگلیسی ها باید کور دنیا میومدن .... حتی دایم الخمر ها هم بچه های کور دنیا نمیارن ...
با سلام و تشکر

جناب ستایشگر

بنظر می رسد به یادداشت ها توجه نمی کنید تنها اگر یکبار مطالب ما را با دقت می خواندید چنین شائبه ای برایتان پیش نمی آمد. ما در جایی گفتیم:


با بررسي پديده‏هاي استثنائي(کور و کر مادرزاد و ناقص الخلقه ها)، علم امروز توانسته به قسمتي از عوامل آنها دست يابد. دانش بشري در پرتو تجربه، اموري را از قبيل مصرف شراب، مواد مخدر، سيگار، آميزشهاي حرام و تا حد زيادي وراثت، علل اين نوع پديده‏ها معرفي مي‏كند.

و اما مطلب را به همین جا تمام شده ندانسته و در ادامه متذکر شدیم که:

البته علل پيدايش اين استثناءها منحصر در عوامل يادشده نيست، به گواه اينكه جهان اسلام كه برخي از اين عوامل در آن كمتر وجود دارد، از چنين آسيبها و استثناهايي مصون نمانده است، از اين لحاظ بايد گفت: يك رشته عوامل ديگري نيز مي‏تواند پديدآورنده اين گونه انسان‏هاي استثنائي باشد.

که در ادامه به برخی از آن عوامل اشاره نمودیم.

موفق باشید ...:Gol:

ابراهیم134959
۱۳۹۰/۱۲/۱۸, ۱۲:۴۷
با سلام خدمت دوستان خودم
اولا صحبت کردن در مورد عدالت خدا به این سادگی نیست و من به شما تاکید میکنم اگر میخواهید جواب کسی را بدهید سعی کنید بدون غرض و تفکر دینی بسته نباشید شما اگر در جایگاهی قرار گرفتید که باید پاسخگو سوالات باشید خیلی باید سعه صدر داشته باشید و سریع به کسی تهمت نزنید که مثلا مگه شما از خدا نمیترسی که این حرف را میزنی اگر قرار بود بی خودی از خدا بترسیم که جرات سوال کردن نداشتیم و سعی کنیم راست حسینی جواب بدیم که رضایت خدا درآن باشد واقعیت را بگو شاید شما خیلی در دین بیراهه رفتی و شدی یک مذهبی خشک دلیلی نداره بقیه رو شاید اعتقاد اون سالم تر از اعتقاد شما باشه که ممکن طوطی وار یک کاری را انجام بدی

ابراهیم134959
۱۳۹۰/۱۲/۱۸, ۱۲:۵۶
حالا من یک سوال دارم مشخصات یک عادل چیست و چطور میشه به یک نفر میگن عادل به یکی دیگه میگن ظالم ؟

ابراهیم134959
۱۳۹۰/۱۲/۱۸, ۱۳:۰۰
:hamdel: من یک ایرانی هستم و مسلمان و شیعه و به همه اینها افتخار مینکم حال میخوام بپرسم چرا خدا توی قرآن گفته ما به هرکسی که دلمان بخواهد ثروت و فرزند میدیم وبه هرکسی که نخواهیم نمیدیم و این برای من سوال است آیا این عدالت است نمیدانم اگه میشود من را راهنمایی کنید فقط منطقی بخاطر اینکه من جوابهای احساساتی و بدون فکر و منطق رو اصلا نمپذیرم

ابراهیم134959
۱۳۹۰/۱۲/۱۸, ۱۴:۰۸
مثلا من یک داستانی شنیدم از معلم دینی در دبیرستان شاید شما هم شنیده باشید که یک نفر از یک جایی رد میشد دید همه بچه ها دارند بازی میکنند ولی یک بچه فلج یک گوشه نشسته و به بازی اینها نگاه میکنه و همان شخص نزد پیامبر رفت و گفت چرا این بچه اینطوریه و پیامبر فرمود حکمت خدا خواسته که اینطوری باشه و آن شخص از پیامبر خواست که آن بچه را شفا دهد ومثل بقیه بچه ها بازی کند و پیامبر دعا کرد و آن بچه شفا پیدا کرد و فردای آن روز همان شخص از کوچه میگذشت و دید همان بچه فلج که شفا پیدا کرده داره بقیه بچه ها رو کتک میزنه و نمیذار بازی بکنند من میخوام بدونم که چرا خدا معاویه و یزید و شمر را این کار نکرد آیا به نظر شما منطقیه ما باید با تمام مسائل منظقی برخورد بکنیم و حوابی ندیم که سوال کننده را از دین فراری بدیم موفق و پیروز باشید

FTMH_Mohammadi
۱۳۹۰/۱۲/۱۸, ۱۴:۵۹
سلام ... خوب و سلامت باشید ...
اصلا نمیدونم خدا چجوری میخواد عدالت رو برقرار کنه : این داستان رو هم از زبون من بشنوید ...
فرض کنید پدری 2 تا دختر داره ... این 2 تا دختر میرن کلاس اول ابتدایی ... پدره دست میکنه تو جیبش و یه خودکار زرنویس ... با رویه طلا میده به یکی از دختراش ... . به یکی دیگه یک خودکاری که هی جوهر پس میده ...
این دختره که هی خودکارش جوهر پس میده رو میکنه و مال خواهرش رو میبینه ... بعدش با خودش میگه چرا مال اون اینجوری هست مال من اینجوری ....با این همه هی سعی میکنه ... هی سعی میکنه ... ولی هرکار میکنه نوشته های اون بهترن ... بعدش از درس زده میشه ... دست خطش ید میشه و بعدشم به مرور زمان اصلا از درس بدش میاد و درس رو میزاره کنار...

اون یکی دختره ... ذوق میکنه ... دستخطش خوب میشه ... باباهه هی میگه به به چه چه ... و دختره میگه لابد من یه کسی هستم و خبر ندارم ... باباهه هم هی قربون صدقش میره ...

سالها میگذره ... یکی از این دخترها میشه دکتر و به هزاران نفر کمک میکنه ... جون خیلی ها رو نجات میده ... و ...
اون یکی کاری نداره ... عاری نداره ... فرصت های خوبی براش پیش نمیاد ... بعدش میوفته به جون مردم و اونا رو بد بحت میکنه ....

این دو تا دختر میمیرن (( اون دنیا پدره میاد و میگه آره راست میگی خودکار تو جوهر میداد ... بیا این 10 تا خودکار زر نویس ... حالا بیا و جواب ظلم هات ... ))
و به اون دختره میگه بله شما جون هزاران نفر رو نجات دادید ... این هم پاداشتون ... راستی یه خودکار زر نویس هم ازش کم کردیم ...

حرفم چی هست :
تفاوت های خیلی کوچیکی که خدا تو زندگی آدم ها میزاره ... تغییرات اساسی میتونه تو زندگیاشون بزاره ... چرا !!! چون این تغییرات کوچیک ... در کنار فرصت های زندگی قرار میگیره ... بعدا خدا اگر بیاد حتی یک میلیون برابر اون تفاوت ها رو به آدم ها بده نمیتونه اون تفاوتی رو که تو اون لحظه خاص باعثش بوده جبران کنه ....

به نظر من هیچ کسی نمیتونه عدالت رو برپا کنه ...

ستايشگر
۱۳۹۰/۱۲/۱۸, ۱۵:۵۰
به نام خدا.

خدمت سرکار یا جناب صدیق عارضم که : من نوشته های شما رو خونده بودم. ولی چشم از این به بعد بیشتر میخونم. :ok:


سلام ... خوب و سلامت باشید ...
اصلا نمیدونم خدا چجوری میخواد عدالت رو برقرار کنه : این داستان رو هم از زبون من بشنوید ...
فرض کنید پدری 2 تا دختر داره ... این 2 تا دختر میرن کلاس اول ابتدایی ... پدره دست میکنه تو جیبش و یه خودکار زرنویس ... با رویه طلا میده به یکی از دختراش ... . به یکی دیگه یک خودکاری که هی جوهر پس میده ...
این دختره که هی خودکارش جوهر پس میده رو میکنه و مال خواهرش رو میبینه ... بعدش با خودش میگه چرا مال اون اینجوری هست مال من اینجوری ....با این همه هی سعی میکنه ... هی سعی میکنه ... ولی هرکار میکنه نوشته های اون بهترن ... بعدش از درس زده میشه ... دست خطش ید میشه و بعدشم به مرور زمان اصلا از درس بدش میاد و درس رو میزاره کنار...

اون یکی دختره ... ذوق میکنه ... دستخطش خوب میشه ... باباهه هی میگه به به چه چه ... و دختره میگه لابد من یه کسی هستم و خبر ندارم ... باباهه هم هی قربون صدقش میره ...

سالها میگذره ... یکی از این دخترها میشه دکتر و به هزاران نفر کمک میکنه ... جون خیلی ها رو نجات میده ... و ...
اون یکی کاری نداره ... عاری نداره ... فرصت های خوبی براش پیش نمیاد ... بعدش میوفته به جون مردم و اونا رو بد بحت میکنه ....

این دو تا دختر میمیرن (( اون دنیا پدره میاد و میگه آره راست میگی خودکار تو جوهر میداد ... بیا این 10 تا خودکار زر نویس ... حالا بیا و جواب ظلم هات ... ))
و به اون دختره میگه بله شما جون هزاران نفر رو نجات دادید ... این هم پاداشتون ... راستی یه خودکار زر نویس هم ازش کم کردیم ...

...

از کجا میگید پدر اینکار رو میکنه؟

با آرزوی موفقیت ، ستایشگر :Gol:

FTMH_Mohammadi
۱۳۹۰/۱۲/۱۸, ۱۹:۱۱
از کجا میگید پدر اینکار رو میکنه؟


من ثقلت موازينه فهو في عيشه راضيه
كسي كه ترازوي اعمالش سنگين است ...



خدا که دروغ نمیگه


راستی هر استدلالی خواستی بیاری بزار کنار این :


به نظر تو ابن ملجم میره بهشت یا میره جهنم :
اونجور که من شنیدم تو اون زمان راه حق از راه گمراهی مشخص نبود حتی شنیدم که مردم میشستن تو مسجد و به اندازه یه تسبیح یکی از امامانمون رو .... میکردند . بعدش یه مرده به نام ابن ملجم با دوستاش میرن و با مغز ناقص و خدادادیشون تحقیق میکنن و مثلا به یه نتیجه ای میرسن که مشکل از ( امام علی (ع) و معاویه و عمر و عاص ) هست . بعد تصمیم میگیرن جونشون رو بگیرن کف دستشون و در مقدس ترین روز خدا این سه نفر رو از بین ببرن. ابن ملجم میدونست بعد از اون کارش میگیرنش ... مطمین بود ... مطمین بود که بعد از اون کارش میگیرن و میکشنش !!! ولی چرا اون کارو کرد !!! مگر غیر از این بود که قصدش قرب الی ال.. بوده ... اگر دلیل بیاری که ابن ملجم میره بهشت با همون دلیلت هممون میریم بهشت ... اگرم دلیل بیاری که میره جهنم با همون دلیلت هممون میریم جهنم ... حتی دزد ها هم خودشون رو توجیه کردن ... که مثلا این حقه که طرف تو خونش کولر گازی داره ... من ...

ستايشگر
۱۳۹۰/۱۲/۱۸, ۲۰:۴۳
من ثقلت موازينه فهو في عيشه راضيه
كسي كه ترازوي اعمالش سنگين است ...



خدا که دروغ نمیگه


راستی هر استدلالی خواستی بیاری بزار کنار این :


به نظر تو ابن ملجم میره بهشت یا میره جهنم :

اونجور که من شنیدم تو اون زمان راه حق از راه گمراهی مشخص نبود حتی شنیدم که مردم میشستن تو مسجد و به اندازه یه تسبیح یکی از امامانمون رو .... میکردند . بعدش یه مرده به نام ابن ملجم با دوستاش میرن و با مغز ناقص و خدادادیشون تحقیق میکنن و مثلا به یه نتیجه ای میرسن که مشکل از ( امام علی (ع) و معاویه و عمر و عاص ) هست . بعد تصمیم میگیرن جونشون رو بگیرن کف دستشون و در مقدس ترین روز خدا این سه نفر رو از بین ببرن. ابن ملجم میدونست بعد از اون کارش میگیرنش ... مطمین بود ... مطمین بود که بعد از اون کارش میگیرن و میکشنش !!! ولی چرا اون کارو کرد !!! مگر غیر از این بود که قصدش قرب الی ال.. بوده ... اگر دلیل بیاری که ابن ملجم میره بهشت با همون دلیلت هممون میریم بهشت ... اگرم دلیل بیاری که میره جهنم با همون دلیلت هممون میریم جهنم ... حتی دزد ها هم خودشون رو توجیه کردن ... که مثلا این حقه که طرف تو خونش کولر گازی داره ... من ...



به نام خدا.

چرا شما نمیگذاری که من جواب بدم و سعی میکنی جواب رو بگذاری تو دهن من؟:khandeh!:

این آیه که شما آوردی میگه هر کی کار خوب بیشتری بکنه اجر و پاداش بیشتری هم میگیره. اما بیشتر از کیش رو که نگفته. در هر شرایطی همیشه یکی هست که نزدیکترین به خواسته های خدا رو انجام میده. اون میشه میزان و بقیه اونهایی که تو اون شرایطن نسبت به اون سنجیده میشن. مثلا زنهایی که زیباییشون رو کردند بهانه برای انجام اعمال فاسدشون ، براشون نمومه ای که میارن، حضرت مریم (س) هستند که در عین زیبایی فقط به خدا دقت داشتند و پاشون رو کج نگذاشتند. یک بچه ای که تو جنگل های آمازون به دنیا اومده رو با شما که تو جامعه مسلمون به دنیا اومدی مقایسه نمی کنند که.

اما در مورد ابن ملجم. قطعا میره جهنم. چون دیدش از دین فراتر از سجده های طولانی و روزه های سخت نبود. چون با جهالتش در دین فکر میکرد ( عملا فکر نمیکرد. گمان هاش رو قبول میکرد) بالفرض که ابن ملجم با عقل خودش به این نتیجه رسید که حضرت علی(ع) مشکل مسلمانانه. آیا حضرت علی (ع) بهشون راه رو نشون نداد و نگفت : " شما خودتون تو جنگ صفین گفتید باید حکم مشخص کنید و خودتون ابوموسی اشعری رو انتخاب کردید. من از اول مخالف این قضیه بودم"(نقل به مضمون)؟ نه. ابن ملجم خودش نمیخواست حرف حق رو بشنوه. واسه همین مجازات میشه.

با آرزوی سلامتی ، ستایشگر :Gol:

FTMH_Mohammadi
۱۳۹۰/۱۲/۱۸, ۲۱:۳۱
ابن ملجم خودش نمیخواست حرف حق رو بشنوه

مثلا من تو قرآن خوندم که خیلی از آدم ها تو اون دنیا به علت عذابهایی که بهشون میدن به خدا میگن " کاشکی ما اصلا دنیا نیومده بودیم "

بابا من نمیخوام نه تو این دنیا باشم نه تو اووون دنیا ... نمیخوام آزمایش بشم ... الانم کارای خوبم بیشتر از کارای بدم هست ( لزومی نداره برم اون دنیا و جواب پس بدم ) ... به کی بگم ... نمیخوام نه تو این دنیا باشم نه تو اووون دنیا ... این حرف حق نیست !!! باید به زور برم جهنم !!! یا باید به زور برم بهشت !!!

رضا
۱۳۹۰/۱۲/۱۸, ۲۲:۰۳
سلام ... خوب و سلامت باشید ...
اصلا نمیدونم خدا چجوری میخواد عدالت رو برقرار کنه :

حرفم چی هست :
تفاوت های خیلی کوچیکی که خدا تو زندگی آدم ها میزاره ... تغییرات اساسی میتونه تو زندگیاشون بزاره ... چرا !!! چون این تغییرات کوچیک ... در کنار فرصت های زندگی قرار میگیره ... بعدا خدا اگر بیاد حتی یک میلیون برابر اون تفاوت ها رو به آدم ها بده نمیتونه اون تفاوتی رو که تو اون لحظه خاص باعثش بوده جبران کنه ....

به نظر من هیچ کسی نمیتونه عدالت رو برپا کنه ...

با سلام
خب دیدی که ما در اینکه شما شیعه را نمیشناسید اشتباه نکردیم !!
شما خودتان تا در کجا فرض کردید که نسبت به خداوند چنین سخنی به زبان می آورد و اسم خودتان هم مسلمان و شیعه میگذارید؟




مثلا من تو قرآن خوندم که خیلی از آدم ها تو اون دنیا به علت عذابهایی که بهشون میدن به خدا میگن " کاشکی ما اصلا دنیا نیومده بودیم "

بابا من نمیخوام نه تو این دنیا باشم نه تو اووون دنیا ... نمیخوام آزمایش بشم ... الانم کارای خوبم بیشتر از کارای بدم هست ( لزومی نداره برم اون دنیا و جواب پس بدم ) ... به کی بگم ... نمیخوام نه تو این دنیا باشم نه تو اووون دنیا ... این حرف حق نیست !!! باید به زور برم جهنم !!! یا باید به زور برم بهشت !!!







خدا که دروغ نمیگه


راستی هر استدلالی خواستی بیاری بزار کنار این :


به نظر تو ابن ملجم میره بهشت یا میره جهنم :
اونجور که من شنیدم تو اون زمان راه حق از راه گمراهی مشخص نبود





ببیبید جملات شما چقدر شبهات با این جملات زیر دارد !!

انسان برای پیشرفت روحانی به علوم نیازی ندارد، همانگونه که شما می دانید نان و آب و تختخواب و خواب و خوراک و آفتاب و ماه و هوا چیست، و همانگونه که بدن شما طبیعت خود را می شناسد، بدینگونه ما می بایست بدون دانش و بدون هر گونه بحث و تفسیر، بلکه به صورت کاملا ساده ای به طبیعت روحانی رجوع نمائیم. برای فهم این نکته شما احتیاجی به هیچ اثبات و اطلاعاتی ندارید، تنها باید بدانید که چگونه هر چه بیشتر و بیشتر خود را درک کنید. به چه وسیله ای؟

بدون دانستن هیچ علمی، بصورت ساده ای شروع به درک تمام مسائل کرده و بیشتر و بیشتر می فهمید در زندگی شما چه می گذرد.
رسیدن به این سلسله مراحل احتیاج به زمان دارد، گاهی احساس ابهام و کدری در درک و احساس پیش می آید، و پس از مدتی دوباره همه چیز روشن می گردد.

و این مراحلی است که باید گذراند، ولیکن می بایست بصورت طبیعی طی شده و برای انسان مطلوب باشد، زیرا در این مسیر شما در باره خودتان مطالعه می کنید
بنابراین شما احتیاجی به شنیدن جملاتی چون "ایمان بالای منطق" و غیره نداشته و بدنبال آنها نمی روید زیرا این جملات چیزی به شما اضافه نمی کند، اگر بگویند "خدای دیگری غیر خدا نیست"، آیا من می فهمم یا می دانم و یا اصلا درک می کنم که در باره چه سخن می گویند؟!
بنابراین از این شعار های زیبا دست بردارید.

این شعارها به راستی درست هستند، حقیقتی اعلا و صحیح، ولیکن در حال حاضر آنها نمی توانند کمکی برای ما باشند.
این حقایق در نهایت بصورت ساده ای دربرابر ما ظاهر خواهد شد.
.

رستگاران
۱۳۹۰/۱۲/۱۸, ۲۲:۲۷
با سلام چرا اخوی کینه است و بغض ,فریب است ما عادت داریم ! اما ای کاش شما در تاپیکها بدون علم اظهار نظر نمیکردید !! اظهار نظر بیجا و حکم بغیر ما انزل الله در مسائل شرعی عاقبتش جهنم است. چنانچه از اهل بیت علیهم السلام روایت شده است که: المفتی علی شفیر جهنم! 1- عن مولانا الصادق علیه السلام: أَنْهَاكَ عَنْ خَصْلَتَيْنِ فِيهِمَا هَلاكُ الرِّجَالِ أَنْهَاكَ أَنْ تَدِينَ الله بِالْبَاطِلِ وَتُفْتِيَ النَّاسَ بِمَا لا تَعْلَمُ. از دو خصلت که هلاک اشخاص در آن است تو را نهی می کنم. یکی اینکه دینداری به باطل کنی و دیگر اینکه به آن چیز که نمی دانی به مردم فتوا بدهی. 2-عنه علیه السلام: إِيَّاكَ وَخَصْلَتَيْنِ فَفِيهِمَا هَلَكَ مَنْ هَلَكَ إِيَّاكَ أَنْ تُفْتِيَ النَّاسَ بِرَأْيِكَ أَوْ تَدِينَ بِمَا لا تَعْلَمُ. از دو خصلت برحذر باش که هر کس هلاک شد از آن جهت بود. بپرهیز که با نظر خودت به مردم فتوا بدهی یا به آنچه نمی دانی دینداری کنی.

سلام

و البته تهمت به مومن و بی ادبی و اصرار بر صغائر گناه کبیره

و حذف پست ها بی دلیل و دروغ گفتن حق الناس!!!

امیدورام شما از ان مبرا باشید!!

magoot
۱۳۹۱/۰۱/۱۱, ۱۸:۱۰
بیشتر این بیماریها در ژنتیک وdnaانسان وجود دارن
آیا خدا توان این رو نداشت که بیماری مادرزاد نباشه؟آیا زور خدا از dna کم تره؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

بی عدالتی بین مرد و زن است که بی خودی عاشق هم میشن
دوست من آدم که به اختیار خودش عاشق نمیشه.این حرفت رو قبول ندارم.

باید کوری به دنیا بیاید تا کسی که بینا است قدر خود را بداند.چون ماها سالمیم هیچ وقت شکر گذار نیستیم.غیر اینه؟
این حرفت حرف خوبی است.ما اصولا تا چیزی از دست ندیم قدرشو نمیدونیم اما گناه اونی که یه عمر از بزرگترین عضو یادگیری محرومه،خیلیا چپ و راست مسخره ش می کنن و کم کم مشکلش فقط کوری نیست و به مشکلات عصبی میرسه چیه؟

magoot
۱۳۹۱/۰۱/۱۱, ۱۸:۱۶
عدالت خدا در این نیست که همه رو در شرایط یکسان قرار بده بلکه در اینه که از هر کسی متناسب با شرایطی که توش بوده انتطار داره.
میشه بگی معیار خدا برای سنجش لیاقت انسان قبل از تولدش چیه؟؟؟؟!!!!

magoot
۱۳۹۱/۰۱/۱۱, ۱۸:۲۰
با سلام و تشکر

جناب ستایشگر

بنظر می رسد به یادداشت ها توجه نمی کنید تنها اگر یکبار مطالب ما را با دقت می خواندید چنین شائبه ای برایتان پیش نمی آمد. ما در جایی گفتیم:


با بررسي پديده‏هاي استثنائي(کور و کر مادرزاد و ناقص الخلقه ها)، علم امروز توانسته به قسمتي از عوامل آنها دست يابد. دانش بشري در پرتو تجربه، اموري را از قبيل مصرف شراب، مواد مخدر، سيگار، آميزشهاي حرام و تا حد زيادي وراثت، علل اين نوع پديده‏ها معرفي مي‏كند.

و اما مطلب را به همین جا تمام شده ندانسته و در ادامه متذکر شدیم که:

البته علل پيدايش اين استثناءها منحصر در عوامل يادشده نيست، به گواه اينكه جهان اسلام كه برخي از اين عوامل در آن كمتر وجود دارد، از چنين آسيبها و استثناهايي مصون نمانده است، از اين لحاظ بايد گفت: يك رشته عوامل ديگري نيز مي‏تواند پديدآورنده اين گونه انسان‏هاي استثنائي باشد.

که در ادامه به برخی از آن عوامل اشاره نمودیم.

موفق باشید ...
آن بخشی که به پدر و مادر مربوط بود را قبول دارم اما نه به طور مطلق
یک سوال: این مشکلات را والدین دارند بچه چه گناهی دارد؟؟

behrooz_313
۱۳۹۱/۰۱/۱۱, ۱۸:۲۱
میشه بگی معیار خدا برای سنجش لیاقت انسان قبل از تولدش چیه؟؟؟؟!!!!
خدا تو قرآن میگه از هیچ کس بیشتر از حد توانش انتظار نداره
یکی که ظریب هوشی بالا و توانایی جسمی خوبی داره با کسی که ضعیفه وظیفه یکسانی ندارن

از خدا عادل تر و در عین حال بخشنده تر پیدا نمیتونید کنید!!!

magoot
۱۳۹۱/۰۱/۱۱, ۱۸:۲۳
دید همان بچه فلج که شفا پیدا کرده داره بقیه بچه ها رو کتک میزنه و نمیذار بازی بکنند
به خاطر اینکه اون همه مدتی که فلج بوده حتما مورد تمسخر قرار گرفته.خواسته یه حساب رسی کوتاه کنه.

magoot
۱۳۹۱/۰۱/۱۱, ۱۸:۳۰
خدا تو قرآن میگه از هیچ کس بیشتر از حد توانش انتظار نداره
درست اما بحث من انتظار نیست
بحث من اینکه زرنگ تره و سالم تره زندگیش قطعا بهتر از اون یکیه
این کجاش عدله؟؟؟

behrooz_313
۱۳۹۱/۰۱/۱۱, ۱۸:۴۹
درست اما بحث من انتظار نیست
بحث من اینکه زرنگ تره و سالم تره زندگیش قطعا بهتر از اون یکیه
این کجاش عدله؟؟؟
کی گفته بهتره؟
این ماییم که مرغ همسایه رو غاز میبینیم

الان مثلا خیلیا آرزو میکنن که انیشتین بودن و..
ولی نمیدونن که انیشتین چقدر مجبور بود شبا تا صبح نخوابه و زور بزنه یه فرمولیو اثبات کنه

میگن بنده خدا یه بار زن خودشو خیابون دیده بود بهش گفته بود خانم قایفه شما چقدر اشناس...
حالا راست و دروغشو کار ندارم
ولی بدونید مشکلات واسه همه هستش

البته خب تن سالم یه نعمتیه که باید قدر دونست

ولی خب خیلیا تن سالم و ورزیده ای دارن
ولی آرزوی مرگ میکنن و خود کشی
ولی بعضیا معلول و نا توان جسمی ولی خوشبخت و خوشحال و شاکر خدا

velayat
۱۳۹۱/۰۱/۱۱, ۲۱:۴۵
دا تو قرآن میگه از هیچ کس بیشتر از حد توانش انتظار نداره
یکی که ظریب هوشی بالا و توانایی جسمی خوبی داره با کسی که ضعیفه وظیفه یکسانی ندارن
پاسخ:
بحث ما در مورد عدل خدا برون دینی است
پس شما نمی توانی درون دینی استدلال بیاوری( مانند آیه قران)

behrooz_313
۱۳۹۱/۰۱/۱۲, ۰۰:۰۰
دا تو قرآن میگه از هیچ کس بیشتر از حد توانش انتظار نداره
یکی که ظریب هوشی بالا و توانایی جسمی خوبی داره با کسی که ضعیفه وظیفه یکسانی ندارن
پاسخ:
بحث ما در مورد عدل خدا برون دینی است
پس شما نمی توانی درون دینی استدلال بیاوری( مانند آیه قران)

سلام
دوست عزیز متوجه حرفاتون هستید؟
خود خدا که میاد وسط بحث اعتقادی میشه
چه بخوای چه نخوای
بحث عدل خداس
پس باید ببینی این خدا کیه
چیه
حرفش چیه و..
که حرفشم قرانه
وگرنه اصلا معلومه طرف حساب شما کیه؟

اندیشه
۱۳۹۱/۰۱/۱۲, ۰۴:۳۰
:mohabbat:اگر خدا عدل دارد چرا بعضی ها کورند و بعضی ها با چشم



سلام...

خدا عادل است درست...

ولی صفات دیگه هم داره ، خدا حکمت داره ، خدا بصیرت داره...

اون بهتر میدونه صلاح ما چیه ، بهتر از خود ما میدونه احوالات تمام عمر ما رو....

خدا هیچ کاری رو بی حکمت انجام نمیده ..

ضمننا کورها هیچ امتیازی نسبت به بیناها ندارن و

بیناها هیچ امتیازی نسبت به کورها....

هدف از خلقت پرستش خداست و رشد و تعالی ...

حالا درسته که شاید افراد نابینا نتوننن بسیاری از زیبائیهای دنیائی رو ببینن ، ولی

در عوض بسیاری از زیبائیهای معنوی و روحانی رو میبینن .

خب البته بعضی از بیماریها یا حالات تقصیر خدا نیست ،

مثلا بسیاری از این بیماریها بدلیل ازدواجهای غیر صحیح فامیلی ، یعنی ژنهاشون بهم

نمیخورده و میرن ازدواج میکنن بعد بچه به یک عارضه دچا ر میشه...

خب خیلیهاش مسببش خودمونیم...

بعضیهاش هم حکمت داره که درکش برای ما سخته

مثل حکمت کارهای حضرت خضر ع برای حضرت موسی ع..

هدف1
۱۳۹۱/۰۱/۱۲, ۱۰:۰۲
اما ما نمی تونیم برای کور یا کر قضاوت کنیم.چون ما خودمون مثه اون نیستی.
اونا از نعمت دیدن و شنیدن محرومن .اما ما نه.
یه لحظه فکرشو بکنید.شما تو دنیایی زندگی می کنید که نه میتونید بشنوید ونه می تونید ببینید.وحشتناکه

velayat
۱۳۹۱/۰۱/۱۲, ۱۲:۲۳
سلام
دوست عزیز متوجه حرفاتون هستید؟
خود خدا که میاد وسط بحث اعتقادی میشه
چه بخوای چه نخوای
بحث عدل خداس
پس باید ببینی این خدا کیه
چیه
حرفش چیه و..
که حرفشم قرانه
وگرنه اصلا معلومه طرف حساب شما کیه؟
پاسخ:نه دقت ندارید
ثبات صفات خدا مقدم بر اثبات نبوت و نیاز به نبی و اعجاز قران است
پس شما نمی توانی از قران که خودش متوقف بر اثبات صفات کمالیه خداست برای اثبات عدل خدا کمک بگیری چون دور می شود

اندیشه
۱۳۹۱/۰۱/۱۲, ۱۳:۰۶
اما ما نمی تونیم برای کور یا کر قضاوت کنیم.چون ما خودمون مثه اون نیستی.
اونا از نعمت دیدن و شنیدن محرومن .اما ما نه.
یه لحظه فکرشو بکنید.شما تو دنیایی زندگی می کنید که نه میتونید بشنوید ونه می تونید ببینید.وحشتناکه


وحشتناک نیست....

من خودم نابینائی رو میشناسم که چند بار امامان ما در عالم معنوی گفتن بهش اگه میخوای

بینائیت و بدیم و خودش قبول نکرده و گفته دوست داره حالات الانش رو...

ایشالا چشم دلمون کور نشه ...

خجسته
۱۳۹۱/۰۱/۱۲, ۱۳:۱۲
وحشتناک نیست....

من خودم نابینائی رو میشناسم که چند بار امامان ما در عالم معنوی گفتن بهش اگه میخوای

بینائیت و بدیم و خودش قبول نکرده و گفته دوست داره حالات الانش رو...

ایشالا چشم دلمون کور نشه ...


به حول و قوه الهی مشکل عدل خدا هم حل شد بریم سراغ بقیه مشکلات

اندیشه
۱۳۹۱/۰۱/۱۲, ۱۳:۲۵
مشکل؟؟؟؟

عدل خدا برای امام حسین ع کجا بود؟؟؟؟

عدل خدا کجا بود وقتی تو هیروشیما بمب اتم انداختن؟؟؟

عدل خدا کجا بود وقتی تو حرم امام رضا ع بمب گذاشتن؟؟؟

نه ! بنظرم اینارو نباید با عدل خدا مقایسه کرد ، باید با حکمت خدا مقایسه کرد...

چرا من همیشه وقتی مشکل برام پیش میاد عدل خالقم و ببرم زیر سوال؟؟؟؟

بخداوندی خدا از خودش مهربون تر کسی نیست ، من ندیدم کسی از ته دل بخونش و جواب نگیره ....

من فقط نظر دادم ، ایشالا اهل فهم میان و بهتر و علمی تر توضیح میدن...

هدف1
۱۳۹۱/۰۱/۱۲, ۱۵:۰۷
وحشتناک نیست....

من خودم نابینائی رو میشناسم که چند بار امامان ما در عالم معنوی گفتن بهش اگه میخوای

بینائیت و بدیم و خودش قبول نکرده و گفته دوست داره حالات الانش رو...

ایشالا چشم دلمون کور نشه ...

کاش عیسی همه رو شفا می داد.چون خیلی ها هم هستن که دوس دارن مثه بقیه ببینن و بشنون.پس اونا چی؟

habibonline
۱۳۹۱/۰۱/۱۲, ۱۵:۲۲
خدا همانطور که عادل است جبار و حکیم نیز هست واین شخصیت خدا باعث این موضوع میشود

هدف1
۱۳۹۱/۰۱/۱۲, ۱۵:۲۶
خدا همانطور که عادل است جبار و حکیم نیز هست واین شخصیت خدا باعث این موضوع میشود

میشه بگید حکمتش چیه؟

habibonline
۱۳۹۱/۰۱/۱۲, ۱۵:۳۹
والا سوال سختی پرسیدی اینچیزارو فقط خودش میدونه:Gig:

اندیشه
۱۳۹۱/۰۱/۱۲, ۱۶:۰۴
کاش عیسی همه رو شفا می داد.چون خیلی ها هم هستن که دوس دارن مثه بقیه ببینن و بشنون.پس اونا چی؟


تا نخوایم نمیشه شفا بگیریم ...

واقعا باید خواست از خود خدا و فقط همین....

این واقعیت و بخونین شاید کمک کنه ...

نادرشاه وقتی اومد بره زیارت امام رضا (علیه السلام) (http://blogvelaiat.blogfa.com/post-2.aspx)

گفته اند نادرشاه وقتی اومد بره زیارت امام رضا (علیه السلام) دم حرم آقا دید یه کسی وایستاده گدایی میکنه گفت :اونجا چرا وایستادی؟! گفت :قربان من نابینا هستم و هم شفام از آقا میطلبم و هم اینکه وایستادم اینجا مردم که میان زیارت یه کمکی به من می کنند .!
گفت" چند ساله اینجا هستی ؟
گفت : اِ یه پنج ، شش سالی میشه!
گفت : شش ساله اینجا وایستای و هنوز شفا نگرفتی ؟!
گفت: قربان بالاخره شاید مصلحت نبوده !
گفت : من نمی دونم من برم زیارت و برگردم شفا تو نگرفته باشی دستور می دم سر از بدنت جدا کنن!!!
نادر دیگه دستورش تخلف نداشت.
گفت: مأمورا مواظب این باشید در نره.
آقا این بیچاره افتادبه لرزیدن ، اشک می ریخت مثل ابر بهار متوسّل شد به امام رضا جدّی دیگه .
نقل کردند نادر که برگشت شفا گرفته بود.
گفت : چی شد ؟ گفت تو تا حالا شوخی می کردی از این با امام رضا. شفا نمی خواستی تو اگر مثل این ضجه ای که امروز نیم ساعته زدی چهار سال پیش که وایستاده بودی زده بودی همون روز شفا تو می گرفتی سائل نبودی مشابه السوال کننده بودی!

خجسته
۱۳۹۱/۰۱/۱۲, ۱۶:۰۷
نادرشاه وقتی اومد بره زیارت امام رضا (علیه السلام) (http://blogvelaiat.blogfa.com/post-2.aspx)

گفته اند نادرشاه وقتی اومد بره زیارت امام رضا (علیه السلام) دم حرم آقا دید یه کسی وایستاده گدایی میکنه گفت :اونجا چرا وایستادی؟! گفت :قربان من نابینا هستم و هم شفام از آقا میطلبم و هم اینکه وایستادم اینجا مردم که میان زیارت یه کمکی به من می کنند .!
گفت" چند ساله اینجا هستی ؟
گفت : اِ یه پنج ، شش سالی میشه!
گفت : شش ساله اینجا وایستای و هنوز شفا نگرفتی ؟!
گفت: قربان بالاخره شاید مصلحت نبوده !
گفت : من نمی دونم من برم زیارت و برگردم شفا تو نگرفته باشی دستور می دم سر از بدنت جدا کنن!!!
نادر دیگه دستورش تخلف نداشت.
گفت: مأمورا مواظب این باشید در نره.
آقا این بیچاره افتادبه لرزیدن ، اشک می ریخت مثل ابر بهار متوسّل شد به امام رضا جدّی دیگه .
نقل کردند نادر که برگشت شفا گرفته بود.
گفت : چی شد ؟ گفت تو تا حالا شوخی می کردی از این با امام رضا. شفا نمی خواستی تو اگر مثل این ضجه ای که امروز نیم ساعته زدی چهار سال پیش که وایستاده بودی زده بودی همون روز شفا تو می گرفتی سائل نبودی مشابه السوال کننده بودی!

چرته ... امتحان کردیم ... چرته ...

magoot
۱۳۹۱/۰۱/۱۲, ۱۶:۱۰
من خودم نابینائی رو میشناسم که چند بار امامان ما در عالم معنوی گفتن بهش اگه میخوای

بینائیت و بدیم و خودش قبول نکرده و گفته دوست داره حالات الانش رو...
چرا دور و بر ما از اینا نیست؟
اصلا مطمئنی از نظر روانی سالمه؟

اندیشه
۱۳۹۱/۰۱/۱۲, ۱۶:۱۴
چرته ... امتحان کردیم ... چرته ...

نمیدونم ، من یک بار ضجه زدم گرفتم به خدائیه خدا و نمیتونم این داستان و اینجا قرار بدم

بخدا یکبار اینجوری تو حرم گریه کردم امام رضا بهم داد یک چیزی رو که اصلا فکرم نمیرسید بهش..

به وجودم قسم هنوزم داستانش ادامه داره برام ...

مثل یک رویا !!!!

اصراری ندارم باور کنید ...

بلاخره شما خودتون عقل و منطقتون از من بیشتره

ببخشید :Gol:،

اندیشه
۱۳۹۱/۰۱/۱۲, ۱۶:۱۶
چرا دور و بر ما از اینا نیست؟
اصلا مطمئنی از نظر روانی سالمه؟


ایشون جانباز جنگ تحمیلی هستن ...

کور کورانه بخاطر خدا قضاوت نکنید...

ببخشید.

magoot
۱۳۹۱/۰۱/۱۲, ۱۶:۲۸
ایشون جانباز جنگ تحمیلی هستن ...

کور کورانه بخاطر خدا قضاوت نکنید...

ببخشید.
خواهش میکنم.به هرحال من موضوع این دوست شما رو نمیتونم باور کنم

اندیشه
۱۳۹۱/۰۱/۱۲, ۱۶:۳۱
خواهش میکنم.به هرحال من موضوع این دوست شما رو نمیتونم باور کنم

میتونم ادرسشون بهتون بدم و ببرمتون در خونشون ...

البته اگه حاضرین برای کشف حقیقت وقت بزارین ...

حقیقت روزی اشکار خواهد شد...

خدا کنه باورمون اشتباه نباشه ...

خجسته
۱۳۹۱/۰۱/۱۲, ۱۶:۳۶
جناب اندیشه
اینا بازی های فکر و خیاله ... اینقدر فکر کرده اینقدر تو خودش رفته ... که اینجوری شده ...
تو کاری نداشته باشی به غیر از دین . روزی 24 ساعتت بشه امام حسین و ...
نمیخوای خوابش رو ببینی .

فتا 1
۱۳۹۱/۰۱/۱۲, ۱۶:۴۰
یا أَیهَا النَّاسُ إِنْ كُنْتُمْ فِی رَیبٍ مِنَ الْبَعْثِ فَإِنَّا خَلَقْنَاكُمْ مِنْ تُرَابٍ ثُمَّ مِنْ نُطْفَةٍ ثُمَّ مِنْ عَلَقَةٍ ثُمَّ مِنْ مُضْغَةٍ مُخَلَّقَةٍ وَغَیرِ مُخَلَّقَةٍ لِنُبَینَ لَكُمْ وَنُقِرُّ فِی الْأَرْحَامِ مَا نَشَاءُ إِلَى أَجَلٍ مُسَمًّى ثُمَّ نُخْرِجُكُمْ طِفْلًا ثُمَّ لِتَبْلُغُوا أَشُدَّكُمْ وَمِنْكُمْ مَنْ یتَوَفَّى وَمِنْكُمْ مَنْ یرَدُّ إِلَى أَرْذَلِ الْعُمُرِ لِكَیلَا یعْلَمَ مِنْ بَعْدِ عِلْمٍ شَیئًا وَتَرَى الْأَرْضَ هَامِدَةً فَإِذَا أَنْزَلْنَا عَلَیهَا الْمَاءَ اهْتَزَّتْ وَرَبَتْ وَأَنْبَتَتْ مِنْ كُلِّ زَوْجٍ بَهِیجٍ«الحج/5»
ای مردم اگر در باره برانگیخته شدن در شکید پس [بدانید] که ما شما را از خاک آفریده‏ایم سپس از نطفه سپس از علقه آنگاه از مضغه دارای خلقت کامل و [احیانا] خلقت ناقص تا [قدرت خود را] بر شما روشن گردانیم و آنچه را اراده می‏کنیم تا مدتی معین در رحمها قرار می‏دهیم آنگاه شما را [به صورت] کودک برون می‏آوریم سپس [حیات شما را ادامه می‏دهیم] تا به حد رشدتان برسید و برخی از شما [زودرس] می‏میرد و برخی از شما به غایت پیری می‏رسد به گونه‏ای که پس از دانستن [بسی چیزها] چیزی نمی‏داند و زمین را خشکیده می‏بینی و[لی] چون آب بر آن فرود آوریم به جنبش درمی‏آید و نمو می‏کند و از هر نوع [رستنیهای] نیکو می‏رویاند

سلام

اگر به نص صریح قران کریم توجه نمایید خلقت میتواند کامل باشد یا ناقص این قانون خداست حال به فرض هم که کامل باشد از سن 40 سالگی پیری اغاز میگردد اول باسفید شدن و ریختن موی سر سپس با کم سو شدن چشمها امراض چون قند رماتیسم و ارتروز و ....... و شاید مرگ زود رس انان که خدا شناسند هیچ اعتراضی ندارند و راضی اند به رضای خدا و نیک میدانند اینها فریب دنیاست تا مورد آزمایش قرار گیرند و زندگی ابدی قابل مقایسه با عمر کوتاه بشر نیست و انان که خدا را نمیشناسند را چکار با این مصلحت ها انان که اصلش را قبول ندارند !

اندیشه
۱۳۹۱/۰۱/۱۲, ۱۶:۴۷
جناب اندیشه
اینا بازی های فکر و خیاله ... اینقدر فکر کرده اینقدر تو خودش رفته ... که اینجوری شده ...
تو کاری نداشته باشی به غیر از دین . روزی 24 ساعتت بشه امام حسین و ...
نمیخوای خوابش رو ببینی .




باور کنید نه ...

من ادرس این مرد خدا رو بهتون میدم ،

من خودم باور نمیکردم تا اینکه رفتم خونشون ....

درسته دروغ زیاد شده ولی خب هنوز تمام حقیقت از بین نرفته ،

دروغ زیاد شده رو قبول دارم ، اما بی انصافی نیست اگه بگیم حقیقت بکل نیست؟؟؟؟

فتا 1
۱۳۹۱/۰۱/۱۲, ۱۷:۱۰
حكمت نامه پيامبر اعظم صلى الله عليه و آله و سلم(فارسى) ،ج‏3،ص:217
5/ 3 خير مؤمن‏
1565. پيامبر خدا صلى اللّه عليه و آله: در همه قضاهاى خداوند عز و جل براى مؤمن، خير است.
1566. پيامبر خدا صلى اللّه عليه و آله: اين كه خداوند براى بنده چيزى را كه براى او ناخوشايند است، برگزيند، بهتر است از اين كه بنده براى خودش چيزى را كه مسرورش مى‏سازد، برگزيند.
1567. پيامبر خدا صلى اللّه عليه و آله: شگفتا از مؤمن، كه خداوند درباره او حكمى نمى‏كند، جز اين كه برايش خير است، چه خشنودش نمايد و چه ناراحتش سازد! اگر گرفتارش كند، پاك كننده گناهانش مى‏گردد، و اگر به او بدهد و اكرامش نمايد، از او حمايت و دفاع كرده است.
1568. پيامبر خدا صلى اللّه عليه و آله: از مؤمن در شگفتم كه خداوند، درباره او حكمى نمى‏كند، جز اين كه برايش خير است.
1569. پيامبر خدا صلى اللّه عليه و آله: شگفتا [از حكم خداوند] درباره كار مؤمن، كه همه كارهاى او خير است و اين، براى كسى جز مؤمن نيست. اگر ناز و نعمت نصيبش گردد، سپاس مى‏گزارد كه براى او خير است، و اگر سختى گريبانگيرش شود، شكيبايى مى‏ورزد، كه پس [باز هم‏] براى او خير است.
1570. پيامبر خدا صلى اللّه عليه و آله: در هر چيزى كه براى مؤمن است، خير است و اين، براى كسى جز مؤمن نيست. اگر آسايش دامنگيرش شود، سپاس مى‏گزارد كه براى او پاداشى است، و اگر سختى گريبانگيرش گردد، شكيب مى‏ورزد، كه [باز هم‏] براى او پاداشى است. بنا بر اين، همه حكم‏هاى خداوند براى مسلمانان، خير است.
1571. المعجم الكبير به نقل از صهيب: يكى از دو نماز مغرب و عشا را با پيامبر خدا به جا آوردم. وقتى از نماز فارغ شد، خنديد و به ما رو كرد و فرمود:" آيا از من‏ نمى‏پرسيد كه چرا خنديدم؟".
گفتند: خدا و پيامبرش داناترند.
فرمود:" از قضاى خداوند براى بنده مسلمان در شگفتم! [زيرا] همه قضاهاى خداى متعال براى او، خيرند و كسى نيست كه همه قضاهاى خدا برايش خير باشد، جز بنده مسلمان".
1572. مسند ابن حنبل به نقل از صهيب: پيامبر خدا با يارانش نشسته بود كه ناگهان خنديد و فرمود:" آيا از من نمى‏پرسيد كه چرا خنديدم؟".
گفتند: اى پيامبر خدا! چرا خنديدى؟
فرمود:" از كار مؤمن در شگفتم! [زيرا] همه كارهايش خير است. اگر چيز مورد علاقه‏اش نصيبش گردد، خدا را مى‏ستايد، كه اين برايش خير است، و اگر ناخوشايندى گريبانگيرش شود، شكيبايى مى‏ورزد، كه [باز هم‏] برايش خير است. و چنين نيست كه كسى همه كارهايش برايش خير باشد، جز مؤمن".
1573. التوحيد به نقل از عبد اللّه بن مسعود: در محضر پيامبر خدا بوديم كه ناگهان تبسّم نمود. گفتم: اى پيامبر خدا! چه شد؟
فرمود:" از مؤمن و ناله او از بيمارى‏اش در شگفتم! [زيرا] اگر مى‏دانست كه در بيمارى، برايش چه ثوابى است، بى‏ترديد، دوست داشت پيوسته بيمار باشد تا اين كه پروردگارش را ملاقات نمايد".
1574. امام زين العابدين عليه السلام: روزى، پيامبر خدا چنان خنديد كه دندان‏هايش هويدا شد. آن گاه فرمود:" آيا از من نمى‏پرسيد كه چرا خنديدم؟".
گفتند: چرا، اى پيامبر خدا! فرمود:" براى مسلمان در شگفتم! [زيرا] هيچ حُكمى از سوى خداوند عز و جلنيست، جز اين كه در سرانجام كارش براى او خير است".
1575. پيامبر خدا صلى اللّه عليه و آله: مؤمن، در هر حال، همراه خير است. او در حالى كه جان از تنش كَنْده مى‏شود، خدا را مى‏ستايد.
1576. پيامبر خدا صلى اللّه عليه و آله: همانا بنده مؤمن، در تكاپوى رياست و تجارت مى‏افتد. هنگامى كه در آستانه رسيدن به خواسته‏هاى خود قرار مى‏گيرد، خداوند، فرشته‏اى را مى‏فرستد و به او مى‏گويد:" بنده‏ام را از كارى كه اگر به آن دست يابد، او را به جهنّم مى‏افكند، باز دار و جلوى او را بگير".
آن گاه، فرشته مى‏رود و او را به لطف خداوند، [از آن كار] باز مى‏دارد. اين جاست كه مى‏گويد: در حقّ من، خدعه [و خيانت‏] شده است. هر كه به من نيرنگ زده، خداوند با او همان كند. و نمى‏داند كه خداوند برايش بدان گونه نظر داشت و چنانچه آن را به چنگ مى‏آورد، داخل جهنّمش مى‏كرد.
1577. پيامبر خدا صلى اللّه عليه و آله: خداوند عز و جل فرمود:" همانا برخى از بندگان مؤمن من، بندگانى هستند كه كار دينشان جز با ثروت و رفاه و سلامت بدن، سامان نمى‏گيرد. بدين خاطر، آنان را با [دادنِ‏] ثروت و رفاه و سلامت مى‏آزمايم. اين‏چنين است كه دينشان درست مى‏شود.
و برخى از بندگان مؤمن من، بندگانى هستند كه كار دينشان، جز به فقر و تنگ‏دستى و بيمارى، سامان نمى‏گيرد. بدين خاطر، آنان را با فقر و تنگ‏دستى و بيمارى مى‏آزمايم. اين‏چنين است كه دينشان سامان مى‏يابد".
1578. پيامبر خدا صلى اللّه عليه و آله به نقل از جبرئيل: خداوند تبارك وتعالى فرمود:" هر كس دوست مرا خوار كند، همانا، با من به جنگ برخاسته است، و در چيزى كه من انجام دهنده آن باشم، ترديد نمى‏كنم، همانند گرفتن جان مؤمن كه در آن ترديد مى‏كنم. او مرگ را نمى‏پسندد و من، بدىِ او را نمى‏پسندم؛ ولى براى او از آن چاره‏اى‏نيست (مرگ او حتمى است).
و بنده من، به مانند اداى فريضه‏اى كه بر عهده‏اش گذاشته‏ام، به من نزديك نمى‏گردد. بنده من، پيوسته نافله انجام مى‏دهد تا او را دوست بدارم، و هر گاه او را دوست داشتم، من براى او گوش و چشم و دست و تأييد كننده‏ام. اگر مرا بخواند، اجابتش مى‏كنم، و اگر از من چيزى بخواهد، عطايش مى‏نمايم.
برخى از بندگان مؤمن من، كسانى‏اند كه مى‏خواهند از راه عبادت، به درگاه من وارد شوند؛ ولى من مانع مى‏شوم، به خاطر اين كه خودپسندى در آنان به وجود نيايد تا فاسدشان كند.
برخى از بندگان مؤمن من، كسانى‏اند كه ايمانشان جز با فقر، درست نمى‏شود، كه اگر بى‏نيازشان كنم، هر آينه فاسدشان مى‏كند.
برخى از بندگان مؤمن من، كسانى‏اند كه ايمانشان جز با ثروتمندى درست نمى‏شود كه اگر نيازمندشان كنم، فاسدشان مى‏كند.
برخى از بندگان مؤمن من، كسانى‏اند كه ايمانشان جز به بيمارى، سامان نمى‏گيرد، كه اگر جسمشان را سالم كنم، فاسدشان مى‏كند.
و برخى از بندگان مؤمن من، كسانى‏اند كه ايمانشان جز با تن‏درستى، سامان نمى‏گيرد كه اگر بيمارشان كنم، فاسدشان مى‏كند. همانا من، بندگانم را از روى آگاهى‏ام به دل‏هايشان اداره مى‏نمايم؛ چرا كه من، داناىِ آگاهم".

velayat
۱۳۹۱/۰۱/۱۳, ۱۹:۳۶
سلام


مشکل؟؟؟؟
عدل خدا برای امام حسین ع کجا بود؟؟؟؟
عدل خدا کجا بود وقتی تو هیروشیما بمب اتم انداختن؟؟؟
عدل خدا کجا بود وقتی تو حرم امام رضا ع بمب گذاشتن؟؟؟
نه ! بنظرم اینارو نباید با عدل خدا مقایسه کرد ، باید با حکمت خدا مقایسه کرد...
چرا من همیشه وقتی مشکل برام پیش میاد عدل خالقم و ببرم زیر سوال؟؟؟؟
بخداوندی خدا از خودش مهربون تر کسی نیست ، من ندیدم کسی از ته دل بخونش و جواب نگیره ....
من فقط نظر دادم ، ایشالا اهل فهم میان و بهتر و علمی تر توضیح میدن...

پاسخ:نباید عدل را جدا از حکمت دید
خدا در عین حکیم بودن عادل هم هست
یعنی حکمتش در چارچوب عدالتش است
وعقلا نباید تخلف کند
بعد برای ناقص بودن جواب حکمت در مورد مباحث عدل خدا شما را ارجاع می دهم به کتاب شهید مطهری مبحث تبعیض ها و چون می دانم نمی روید مراجعه کنید خودم در این جا می زارم:
ایراد تبعیضها
ايراد تبعيض اين بود كه با اينكه موجودات با ذات حق نسبت متساوی‏ دارند ، چرا مختلف و متفاوت آفريده شده‏اند ؟ چرا يكی سياه است و ديگری‏ سفيد ؟ يكی زشت است و ديگری زيبا ؟ يكی كامل است و ديگری ناقص ؟ چرا يكی فرشته است و ديگری انسان و سومی حيوان و چهارمی نبات و پنجمی جماد ؟ چرا به عكس نشد ؟ چرا حيوان ، فرشته ، و فرشته حيوان نشد ؟ چرا در ميان مخلوقات فقط انسان ، انسان آفريده شد كه مستعد تكليف و ثواب و عقاب باشد اما ساير موجودات چنين نيستند ؟ اگر خوب است چرا همه‏ اينچنين نيستند ؟ و اگر بد است چرا انسان اينچنين آفريده شده است ؟
پاسخ این پرسش:
پاسخ اين پرسشها دو نحو است : اجمالی و تفصيلی .
پاسخ اجمالی آن است‏ كه قبلا آنجا كه راهها و مسلكها را شرح می‏داديم به آن اشاره كرديم ، گفتيم‏ معمولا اهل ايمان با يك بيان اجمالی ، ذهن خود را قانع می‏سازند ، آنها می‏گويند : اين سؤالها طرح يك سلسله مجهولات است نه ايراد يك سلسله‏ نقضها . حداكثر اين است كه بگوييم نمی‏دانيم
ما خدا را به صفات عليم ، حكيم ، غنی ، كامل ، عادل ، جواد شناخته ايم‏ و چون او را با اين صفات شناخته‏ايم می‏دانيم آنچه واقع می‏شود مبنی بر " حكمت " و " مصلحت " است هر چند ما نمی‏توانيم همه آن حكمتها و مصلحتها را درك كنيم . ما به اصطلاح از " سر قدر " آگاه نيستيم .
بسيار خود خواهی و پرمدعايی است‏ برای بشر كه با مساعی جمعی چند هزار ساله خود هنوز از اسرار بدن محسوس‏ خود نتوانسته آگاهی كاملی بدست آورد اما می‏خواهد از " راز هستی " و " سر قدر " سردرآورد . بشر پس از آنكه در نظام هستی اينهمه حكمت و تدبير كه عقل او را حيران می‏گرداند می‏بيند ، بايد اعتراف كند كه آنجا كه حكمت‏ يك امر بر او مجهول است از قصور و نقصان درك او است نه از خلقت
اين گروه هرگز خود را با اين چون و چراها سرگرم نمی‏كنند ، بجای آنكه‏ وقت خود را صرف در اين مسائل كنند صرف تحقيق در مسائلی می‏كنند كه از طرفی آنها را می‏فهمند و از طرف ديگر مبنای عمل قرار می‏گيرد
نظر مرحوم مطهری در مورد جواب اجمالی :
شك نيست كه اين جواب ، جواب صحيحی است ، افراد با ايمان موظف‏ نيستند كه در جزئيات اين مسائل ، غور كنند ، و حتی عامه مردم استعداد ورود در اين مسائل را ندارند بلكه از ورود در اين مسائل منع شده اند ، و در حقيقت اين خود نوعی استدلال است كه از طريق علت و كمال علت به كمال‏ معلول اذعان نماييم
ولی در اينجا مطلبی ديگر هست و آن اينكه غالب مردم ، خداوند را از راه آثار ، يعنی از راه نظام جهان می‏شناسند ، تكيه‏گاه معرفت آنها جهان‏ است . اينچنين معرفت ، معرفت ناقصی خواهد بود . طبعا وقتی به مجهولاتی‏ در همان تكيه گاه معرفت خويش بر می‏خورند كم و بيش مضطرب می‏گردند و حل‏ اشكالشان جز از طريق بررسی موارد اشكال ميسر نيست . آنها خدا را مستقل‏ از جهان نشناخته‏اند تا معرفت خدا به عنوان كمال مطلق و غنای مطلق و زيبايی مطلق ، آنها را با جهان به عنوان زيباترين اثر از زيباترين مؤثر ، و كامل ترين اثر از كامل ترين مؤثر آشنا كند . آنها با جهان ، تنها از يك راه ارتباط دارند و بس كه همان راه عادی و معمولی حواس است . آنها خدا را در آيينه جهان می‏بينند ، ناچار لكه‏ای كه در سطح آيينه به چشمشان‏ می‏خورد ، در ديد آنها نسبت به مرئی اثر می‏گذارد ، اگر می‏توانستند جهان‏ را در آيينه خدا ببينند ، و به عبارت ديگر اگر می‏توانستند جهان را از بالا ببينند تمام نقصها و نازيباييهايی كه از پايين به نظر می‏رسيد همه محو و نابود می‏شد و معلوم می‏گشت از نوع خطای ديد ناقص است . اين نوع نظر همان است كه گفتيم حافظ ، آن را " نظر پير طريقت " می‏خواند : پير ما گفت خطا بر قلم صنع نرفت آفرين بر نظر پاك خطا پوشش باد مردمی كه تكيه‏ گاه معرفتشان منحصرا جهان است ، خدا را و حكيم و عليم و عادل و غنی و كامل بودن خدا را در آيينه جهان ديده‏اند و بس ، خواه‏ ناخواه مجهولاتی كه در اين زمينه در جهان پيدا می‏كنند لكه‏ای بر چهره آيينه‏ شان می‏شود و مانع نشان دادن صحيح می‏گردد
از طرف ديگر در عصر و زمان ما - بالخصوص از طرف گرايش دارندگان به‏ ماديگری - اين ايراد و اشكال ها زياد در گفته‏ها و نوشته‏ها طرح می‏شود
اين بنده با افرادی كه چنين سؤالاتی را طرح می‏كنند زياد مواجه می‏شوم . اين‏ سؤال كنندگان يا اساسا به خدا معتقد نيستند و يا اعتقادشان آنقدر محكم‏ نيست كه به تصديق اجمالی به حكمت و مصلحت قناعت كنند . از اينرو لازم‏ است برخی مسائل كه با ريشه اين سؤالات سر و كار دارد طرح شود تا مشكلات‏ حل گردد
اشکال مهم
مطلب ديگر اينكه يك اشكال مهم در مورد " حكمتها " و " مصلحتها " هست كه كمتر طرح می‏شود و اگر اين اشكال مرتفع نگردد جواب اجمالی بالا ارزش خود را از دست می‏دهد . حل آن اشكال موقوف به اين است كه ما يك‏ اصل اساسی را كه پايه جواب تفصيلی آينده است و حكما بيشتر به آن جواب‏ تكيه می‏كنند پايه ريزی كنيم ، و تنها با اتكاء به آن اصل است كه هم‏ جواب اجمالی گذشته ارزش پيدا می‏كند و هم جواب تفصيلی آينده . آن اشكال‏ اين است : آيا اساسا در مورد خداوند ، " مصلحت " و " حكمت " می‏تواند معنی و مفهوم داشته باشد ؟ آيا می‏توان گفت خداوند فلان كار را به خاطر فلان‏ مصلحت كرده است و يا حكمت فلان كار خداوند اين است و آن است ؟ و آيا اين نوع انديشه‏ها درباره خداوند ناشی از قياس گرفتن خداوند به مخلوقات‏ نيست ؟
ممكن است كسی ادعا كند كه اساسا درباره خداوند ، " حكمت " و " مصلحت " مفهوم و معنی ندارد و همه اينها از قياس گرفتن خالق به مخلوق‏ پيدا شده است ، زيرا معنی اينكه مصلحت چنين اقتضا می‏كند ، اين است كه‏ برای رسيدن به فلان مقصد بايد از فلان وسيله استفاده شود ، انتخاب آن‏ وسيله مصلحت است زيرا به فلان مقصد می‏رساند ، و انتخاب فلان وسيله ديگر مصلحت نيست زيرا از آن مقصد دور می‏كند ، مثلا می‏گوييم مصلحت اقتضا كرده‏ است كه درد و رنج باشد تا لذت ، معنی و مفهوم داشته باشد ، حكمت‏ ايجاب كرده كه ما در پستان داشته باشد تا فرزند غذای آماده‏ای داشته باشد ، حكمت و مصلحت ايجاب كرده كه فلان حيوان شاخ داشته باشد تا در برابر هجوم دشمن از خود دفاع كند
آيا نمی‏توان گفت كه : همه اينها قياس گرفتن خداوند است با بشر و ساير موجودات ناقص ديگر ؟
برای بشر و هر موجود ناقص ديگر ، مصلحت و حكمت ، معنی و مفهوم دارد ، زيرا بشر و يا يك موجود ناقص ديگر ، در داخل نظامی قرار گرفته كه آن‏ نظام به هر حال از يك سلسله اسباب و مسببات تشكيل شده است . آن موجود برای اينكه به مسبب برسد چاره‏ای ندارد جز اينكه به سبب متوسل شود
چنين موجودی آنگاه كه می‏خواهد به يك مقصدی برسد ، اگر آن چيزی كه به‏ عنوان وسيله انتخاب می‏كند همان چيزی باشد كه در نظام عالم ، سبب آن‏ مقصد قرار داده شده است كاری بر وفق مصلحت و حكمت انجام داده است ، و الا بر خلاف مصلحت و حكمت عمل كرده است
مصلحت و حكمت درباره موجودی صادق است كه جزئی از نظام موجود و دارای‏ قدرتی محدود است و چاره‏ای ندارد جز اينكه نظام موجود را به رسميت‏ بشناسد . محدود بودن قدرت ، جزئی از مفهوم مصلحت و حكمت است
اما موجودی كه فوق اين نظام است و خود پديد آورنده اين نظام است ، برای او حكمت و مصلحت چه معنی و مفهومی می‏تواند داشته باشد ؟ او چه‏ نيازی دارد كه برای رسيدن به يك مقصد ، متوسل به اسباب شود تا گفته شود فلان كارش حكيمانه بود و فلان كارش غير حكيمانه . عليهذا صحيح نيست كه‏ بگوييم خداوند مثلا درد و رنج را آفريد تا لذت ، معنی و مفهوم داشته باشد ، پستان مادر را آفريد تا بچه بی غذا نماند . خداوند می‏تواند بدون اينكه‏ بچه به شير و پستان مادر نياز داشته باشد او را سير گرداند و بدون آنكه‏ به انسان رنج برساند مفهوم و معنی لذت را به او بفهماند
نظام اسباب و مسببات ، از نظر ما يك امر جدی است ، ولی از نظر خداوند يك امر تشريفاتی بيش نيست . عليهذا ما می‏توانيم حكيم باشيم نه‏ خدا ، فعل ما می‏تواند حكيمانه باشد - يعنی منطبق بر نظام موجود باشد - نه‏ فعل خدا كه عين نظام است . خود نظام بر وفق نظام ديگری آفريده نشده است‏ . خداوند ، خالق نظامی است كه در مرتبه بعد از خلقت آن نظام و بر قراری‏ آن ، اگر كسی آن نظام را بشناسد و عمل خود را بر آن تطبيق دهد كار حكيمانه‏ای انجام داده است
اگر گفته شود خداوند ، عالم را منظم و بر اساس علل و اسباب ، و مقدمات و نتايج قرار داده تا علم و حكمت خود را بر بندگانش روشن‏ گرداند و وسيله‏ای برای معرفت آنها قرار دهد ، زيرا اگر نظم و اتقانی‏ نبود ، يعنی اگر گزاف و صدفه در كار بود و به دنبال هر مقدمه‏ای هر گونه‏ نتيجه‏ای انتظار می‏رفت ، راهی برای معرفت خدا نبود ، جواب اين است كه‏ خود اين مطلب ، كه حصول معرفت برای بندگان ، مبتنی است بر مطالعه نظام‏ حكيمانه خلقت ، به معنی اين است كه نظامی قطعی و ضروری بر عالم‏ حكمفرماست ، و حال آنكه بنابر اصل فوق ، توسل به اسباب برای حصول نتايج‏ ، شأن بندگان است نه شأن خداوند ، برای خداوند ممكن است كه همان معرفتها را برای بندگان ايجاد كند بدون اينكه از اين راه استفاده شود
بنابراين بيان ، ممكن است بر منطق كسانی كه شرور و تبعيضها را بر اساس " حكمت " و " مصلحت " توجيه می‏كنند ايراد گرفته شود كه : تبعيضها و بديها را بر اساس " حكمت " و " مصلحت " نمی‏شود توجيه‏ كرد ، زيرا خداوند می‏توانست همه آن آثار و فوائدی را كه برای تبعيضها و بديها هست بيافريند بدون آنكه چنين وسائل ناراحت كننده‏ای در كار باشد
اين است اشكال بزرگی كه بايد قبلا حل شود تا نوبت به طرح مسأله " مصلحت " در جواب اشكال برسد
-ایشان بعد از طرح این مبحث جواب تفصیلی به مبحث عدل خدا را می دهند :Gol:-

اندیشه
۱۳۹۱/۰۱/۱۳, ۲۱:۲۵
سلام

پاسخ:نباید عدل را جدا از حکمت دید
خدا در عین حکیم بودن عادل هم هست
یعنی حکمتش در چارچوب عدالتش است
وعقلا نباید تخلف کند
بعد برای ناقص بودن جواب حکمت در مورد مباحث عدل خدا شما را ارجاع می دهم به کتاب شهید مطهری مبحث تبعیض ها و چون می دانم نمی روید مراجعه کنید خودم در این جا می زارم:
ایراد تبعیضها
ايراد تبعيض اين بود كه با اينكه موجودات با ذات حق نسبت متساوی‏ دارند ، چرا مختلف و متفاوت آفريده شده‏اند ؟ چرا يكی سياه است و ديگری‏ سفيد ؟ يكی زشت است و ديگری زيبا ؟ يكی كامل است و ديگری ناقص ؟ چرا يكی فرشته است و ديگری انسان و سومی حيوان و چهارمی نبات و پنجمی جماد ؟ چرا به عكس نشد ؟ چرا حيوان ، فرشته ، و فرشته حيوان نشد ؟ چرا در ميان مخلوقات فقط انسان ، انسان آفريده شد كه مستعد تكليف و ثواب و عقاب باشد اما ساير موجودات چنين نيستند ؟ اگر خوب است چرا همه‏ اينچنين نيستند ؟ و اگر بد است چرا انسان اينچنين آفريده شده است ؟
پاسخ این پرسش:
پاسخ اين پرسشها دو نحو است : اجمالی و تفصيلی .
پاسخ اجمالی آن است‏ كه قبلا آنجا كه راهها و مسلكها را شرح می‏داديم به آن اشاره كرديم ، گفتيم‏ معمولا اهل ايمان با يك بيان اجمالی ، ذهن خود را قانع می‏سازند ، آنها می‏گويند : اين سؤالها طرح يك سلسله مجهولات است نه ايراد يك سلسله‏ نقضها . حداكثر اين است كه بگوييم نمی‏دانيم
ما خدا را به صفات عليم ، حكيم ، غنی ، كامل ، عادل ، جواد شناخته ايم‏ و چون او را با اين صفات شناخته‏ايم می‏دانيم آنچه واقع می‏شود مبنی بر " حكمت " و " مصلحت " است هر چند ما نمی‏توانيم همه آن حكمتها و مصلحتها را درك كنيم . ما به اصطلاح از " سر قدر " آگاه نيستيم .
بسيار خود خواهی و پرمدعايی است‏ برای بشر كه با مساعی جمعی چند هزار ساله خود هنوز از اسرار بدن محسوس‏ خود نتوانسته آگاهی كاملی بدست آورد اما می‏خواهد از " راز هستی " و " سر قدر " سردرآورد . بشر پس از آنكه در نظام هستی اينهمه حكمت و تدبير كه عقل او را حيران می‏گرداند می‏بيند ، بايد اعتراف كند كه آنجا كه حكمت‏ يك امر بر او مجهول است از قصور و نقصان درك او است نه از خلقت
اين گروه هرگز خود را با اين چون و چراها سرگرم نمی‏كنند ، بجای آنكه‏ وقت خود را صرف در اين مسائل كنند صرف تحقيق در مسائلی می‏كنند كه از طرفی آنها را می‏فهمند و از طرف ديگر مبنای عمل قرار می‏گيرد
نظر مرحوم مطهری در مورد جواب اجمالی :
شك نيست كه اين جواب ، جواب صحيحی است ، افراد با ايمان موظف‏ نيستند كه در جزئيات اين مسائل ، غور كنند ، و حتی عامه مردم استعداد ورود در اين مسائل را ندارند بلكه از ورود در اين مسائل منع شده اند ، و در حقيقت اين خود نوعی استدلال است كه از طريق علت و كمال علت به كمال‏ معلول اذعان نماييم
ولی در اينجا مطلبی ديگر هست و آن اينكه غالب مردم ، خداوند را از راه آثار ، يعنی از راه نظام جهان می‏شناسند ، تكيه‏گاه معرفت آنها جهان‏ است . اينچنين معرفت ، معرفت ناقصی خواهد بود . طبعا وقتی به مجهولاتی‏ در همان تكيه گاه معرفت خويش بر می‏خورند كم و بيش مضطرب می‏گردند و حل‏ اشكالشان جز از طريق بررسی موارد اشكال ميسر نيست . آنها خدا را مستقل‏ از جهان نشناخته‏اند تا معرفت خدا به عنوان كمال مطلق و غنای مطلق و زيبايی مطلق ، آنها را با جهان به عنوان زيباترين اثر از زيباترين مؤثر ، و كامل ترين اثر از كامل ترين مؤثر آشنا كند . آنها با جهان ، تنها از يك راه ارتباط دارند و بس كه همان راه عادی و معمولی حواس است . آنها خدا را در آيينه جهان می‏بينند ، ناچار لكه‏ای كه در سطح آيينه به چشمشان‏ می‏خورد ، در ديد آنها نسبت به مرئی اثر می‏گذارد ، اگر می‏توانستند جهان‏ را در آيينه خدا ببينند ، و به عبارت ديگر اگر می‏توانستند جهان را از بالا ببينند تمام نقصها و نازيباييهايی كه از پايين به نظر می‏رسيد همه محو و نابود می‏شد و معلوم می‏گشت از نوع خطای ديد ناقص است . اين نوع نظر همان است كه گفتيم حافظ ، آن را " نظر پير طريقت " می‏خواند : پير ما گفت خطا بر قلم صنع نرفت آفرين بر نظر پاك خطا پوشش باد مردمی كه تكيه‏ گاه معرفتشان منحصرا جهان است ، خدا را و حكيم و عليم و عادل و غنی و كامل بودن خدا را در آيينه جهان ديده‏اند و بس ، خواه‏ ناخواه مجهولاتی كه در اين زمينه در جهان پيدا می‏كنند لكه‏ای بر چهره آيينه‏ شان می‏شود و مانع نشان دادن صحيح می‏گردد
از طرف ديگر در عصر و زمان ما - بالخصوص از طرف گرايش دارندگان به‏ ماديگری - اين ايراد و اشكال ها زياد در گفته‏ها و نوشته‏ها طرح می‏شود
اين بنده با افرادی كه چنين سؤالاتی را طرح می‏كنند زياد مواجه می‏شوم . اين‏ سؤال كنندگان يا اساسا به خدا معتقد نيستند و يا اعتقادشان آنقدر محكم‏ نيست كه به تصديق اجمالی به حكمت و مصلحت قناعت كنند . از اينرو لازم‏ است برخی مسائل كه با ريشه اين سؤالات سر و كار دارد طرح شود تا مشكلات‏ حل گردد
اشکال مهم
مطلب ديگر اينكه يك اشكال مهم در مورد " حكمتها " و " مصلحتها " هست كه كمتر طرح می‏شود و اگر اين اشكال مرتفع نگردد جواب اجمالی بالا ارزش خود را از دست می‏دهد . حل آن اشكال موقوف به اين است كه ما يك‏ اصل اساسی را كه پايه جواب تفصيلی آينده است و حكما بيشتر به آن جواب‏ تكيه می‏كنند پايه ريزی كنيم ، و تنها با اتكاء به آن اصل است كه هم‏ جواب اجمالی گذشته ارزش پيدا می‏كند و هم جواب تفصيلی آينده . آن اشكال‏ اين است : آيا اساسا در مورد خداوند ، " مصلحت " و " حكمت " می‏تواند معنی و مفهوم داشته باشد ؟ آيا می‏توان گفت خداوند فلان كار را به خاطر فلان‏ مصلحت كرده است و يا حكمت فلان كار خداوند اين است و آن است ؟ و آيا اين نوع انديشه‏ها درباره خداوند ناشی از قياس گرفتن خداوند به مخلوقات‏ نيست ؟
ممكن است كسی ادعا كند كه اساسا درباره خداوند ، " حكمت " و " مصلحت " مفهوم و معنی ندارد و همه اينها از قياس گرفتن خالق به مخلوق‏ پيدا شده است ، زيرا معنی اينكه مصلحت چنين اقتضا می‏كند ، اين است كه‏ برای رسيدن به فلان مقصد بايد از فلان وسيله استفاده شود ، انتخاب آن‏ وسيله مصلحت است زيرا به فلان مقصد می‏رساند ، و انتخاب فلان وسيله ديگر مصلحت نيست زيرا از آن مقصد دور می‏كند ، مثلا می‏گوييم مصلحت اقتضا كرده‏ است كه درد و رنج باشد تا لذت ، معنی و مفهوم داشته باشد ، حكمت‏ ايجاب كرده كه ما در پستان داشته باشد تا فرزند غذای آماده‏ای داشته باشد ، حكمت و مصلحت ايجاب كرده كه فلان حيوان شاخ داشته باشد تا در برابر هجوم دشمن از خود دفاع كند
آيا نمی‏توان گفت كه : همه اينها قياس گرفتن خداوند است با بشر و ساير موجودات ناقص ديگر ؟
برای بشر و هر موجود ناقص ديگر ، مصلحت و حكمت ، معنی و مفهوم دارد ، زيرا بشر و يا يك موجود ناقص ديگر ، در داخل نظامی قرار گرفته كه آن‏ نظام به هر حال از يك سلسله اسباب و مسببات تشكيل شده است . آن موجود برای اينكه به مسبب برسد چاره‏ای ندارد جز اينكه به سبب متوسل شود
چنين موجودی آنگاه كه می‏خواهد به يك مقصدی برسد ، اگر آن چيزی كه به‏ عنوان وسيله انتخاب می‏كند همان چيزی باشد كه در نظام عالم ، سبب آن‏ مقصد قرار داده شده است كاری بر وفق مصلحت و حكمت انجام داده است ، و الا بر خلاف مصلحت و حكمت عمل كرده است
مصلحت و حكمت درباره موجودی صادق است كه جزئی از نظام موجود و دارای‏ قدرتی محدود است و چاره‏ای ندارد جز اينكه نظام موجود را به رسميت‏ بشناسد . محدود بودن قدرت ، جزئی از مفهوم مصلحت و حكمت است
اما موجودی كه فوق اين نظام است و خود پديد آورنده اين نظام است ، برای او حكمت و مصلحت چه معنی و مفهومی می‏تواند داشته باشد ؟ او چه‏ نيازی دارد كه برای رسيدن به يك مقصد ، متوسل به اسباب شود تا گفته شود فلان كارش حكيمانه بود و فلان كارش غير حكيمانه . عليهذا صحيح نيست كه‏ بگوييم خداوند مثلا درد و رنج را آفريد تا لذت ، معنی و مفهوم داشته باشد ، پستان مادر را آفريد تا بچه بی غذا نماند . خداوند می‏تواند بدون اينكه‏ بچه به شير و پستان مادر نياز داشته باشد او را سير گرداند و بدون آنكه‏ به انسان رنج برساند مفهوم و معنی لذت را به او بفهماند
نظام اسباب و مسببات ، از نظر ما يك امر جدی است ، ولی از نظر خداوند يك امر تشريفاتی بيش نيست . عليهذا ما می‏توانيم حكيم باشيم نه‏ خدا ، فعل ما می‏تواند حكيمانه باشد - يعنی منطبق بر نظام موجود باشد - نه‏ فعل خدا كه عين نظام است . خود نظام بر وفق نظام ديگری آفريده نشده است‏ . خداوند ، خالق نظامی است كه در مرتبه بعد از خلقت آن نظام و بر قراری‏ آن ، اگر كسی آن نظام را بشناسد و عمل خود را بر آن تطبيق دهد كار حكيمانه‏ای انجام داده است
اگر گفته شود خداوند ، عالم را منظم و بر اساس علل و اسباب ، و مقدمات و نتايج قرار داده تا علم و حكمت خود را بر بندگانش روشن‏ گرداند و وسيله‏ای برای معرفت آنها قرار دهد ، زيرا اگر نظم و اتقانی‏ نبود ، يعنی اگر گزاف و صدفه در كار بود و به دنبال هر مقدمه‏ای هر گونه‏ نتيجه‏ای انتظار می‏رفت ، راهی برای معرفت خدا نبود ، جواب اين است كه‏ خود اين مطلب ، كه حصول معرفت برای بندگان ، مبتنی است بر مطالعه نظام‏ حكيمانه خلقت ، به معنی اين است كه نظامی قطعی و ضروری بر عالم‏ حكمفرماست ، و حال آنكه بنابر اصل فوق ، توسل به اسباب برای حصول نتايج‏ ، شأن بندگان است نه شأن خداوند ، برای خداوند ممكن است كه همان معرفتها را برای بندگان ايجاد كند بدون اينكه از اين راه استفاده شود
بنابراين بيان ، ممكن است بر منطق كسانی كه شرور و تبعيضها را بر اساس " حكمت " و " مصلحت " توجيه می‏كنند ايراد گرفته شود كه : تبعيضها و بديها را بر اساس " حكمت " و " مصلحت " نمی‏شود توجيه‏ كرد ، زيرا خداوند می‏توانست همه آن آثار و فوائدی را كه برای تبعيضها و بديها هست بيافريند بدون آنكه چنين وسائل ناراحت كننده‏ای در كار باشد
اين است اشكال بزرگی كه بايد قبلا حل شود تا نوبت به طرح مسأله " مصلحت " در جواب اشكال برسد
-ایشان بعد از طرح این مبحث جواب تفصیلی به مبحث عدل خدا را می دهند :Gol:-

سلام ، من قبول دارم ...

تو نوشتار فکر کنم منظورم و بد رسوندم...

ممنونم:Gol:

magoot
۱۳۹۱/۰۱/۱۳, ۲۲:۳۲
میتونم ادرسشون بهتون بدم و ببرمتون در خونشون ...
ممنون که به فکر من هستید.اولا من تو شهرستان زندگی میکنم
دوما حتی اگرهم برم پیش ایشون از کجا به واقعی بودن ادعای ایشون میشه پی برد؟

اندیشه
۱۳۹۱/۰۱/۱۳, ۲۲:۵۰
ممنون که به فکر من هستید.اولا من تو شهرستان زندگی میکنم
دوما حتی اگرهم برم پیش ایشون از کجا به واقعی بودن ادعای ایشون میشه پی برد؟


سلام ، بله درسته دوست عزیز...

حالا اگه بشه و بعد برین پیشش و ببینین قانع میشید...

اگه نشدید هم باز حتما دلایلی دارید ،

و دلایلتونم قابل احترامه برام..

ما باید به عقاید هم احترام بزاریم ، و منم به عقاید شما احترام میزارم...

:Gol:

سرود کیهانی
۱۳۹۱/۰۱/۱۳, ۲۳:۳۹
اگر به نص صریح قران کریم توجه نمایید خلقت میتواند کامل باشد یا ناقص این قانون خداست حال به فرض هم که کامل باشد از سن 40 سالگی پیری اغاز میگردد اول باسفید شدن و ریختن موی سر سپس با کم سو شدن چشمها امراض چون قند رماتیسم و ارتروز و ....... و شاید مرگ زود رس انان که خدا شناسند هیچ اعتراضی ندارند و راضی اند به رضای خدا و نیک میدانند اینها فریب دنیاست تا مورد آزمایش قرار گیرند و زندگی ابدی قابل مقایسه با عمر کوتاه بشر نیست و انان که خدا را نمیشناسند را چکار با این مصلحت ها انان که اصلش را قبول ندارند !جناب بهلول با حرفاتون مخالفم ...
جناب بهلول آدمایی که به عدالت خدا شک دارن 2 حالت هستند .
یا خودشون باهاش درگیر هستن . یا فکر میکنن باهاش درگیرن .
بعضی ها از جمله خود من میگفتم عدل چیه . عریان به دنیا اومدم . عریان هم از دنیا میخوام برم . خدا جونمم بخواد بهش میدم . ولی به مرور زمان فهمیدم چقدر ساده فکر میکردم .
آدمایی رو میشناسم که حاضرن بمیرن ولی بی عدالتی نبینن . خیلی پیچیده تر از اونی هست که بتونی تصور کنی ...

من به چه دلهره از باغچه همسایه ......
سیب را دزدیدم ...............................
باغبان در پی من تند دوید .................
سیب را دست تو دید .......................
غضب آلوده به من کرد نگاه ................
سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاک
و تو رفتی ......................................
و هنوز ..........................................
خش خش گام تو تکرار کنان ..............
میدهد آزارم ...................................
و من اندیشه کنان غرق در این افکارم ...
که چرا باغچه خانه ما سیب نداد..........

فتا 1
۱۳۹۱/۰۱/۱۴, ۰۸:۱۹
جناب بهلول با حرفاتون مخالفم ...
جناب بهلول آدمایی که به عدالت خدا شک دارن 2 حالت هستند .
یا خودشون باهاش درگیر هستن . یا فکر میکنن باهاش درگیرن .
بعضی ها از جمله خود من میگفتم عدل چیه . عریان به دنیا اومدم . عریان هم از دنیا میخوام برم . خدا جونمم بخواد بهش میدم . ولی به مرور زمان فهمیدم چقدر ساده فکر میکردم .
آدمایی رو میشناسم که حاضرن بمیرن ولی بی عدالتی نبینن . خیلی پیچیده تر از اونی هست که بتونی تصور کنی ...

من به چه دلهره از باغچه همسایه ......
سیب را دزدیدم ...............................
باغبان در پی من تند دوید .................
سیب را دست تو دید .......................
غضب آلوده به من کرد نگاه ................
سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاک
و تو رفتی ......................................
و هنوز ..........................................
خش خش گام تو تکرار کنان ..............
میدهد آزارم ...................................
و من اندیشه کنان غرق در این افکارم ...
که چرا باغچه خانه ما سیب نداد..........

سلام

عدالت چیست ایا اینکه همه به یک اندازه داشته باشند عدالت است این مساوات است نه عدالت عدالت در قیامت مشخص میشود و اصل قیامت است که برای همیشه است و دنیا مایه فریب پس هرکس فقط به دنیا بنگرد لاجرم خدا را نشناخته و هرکس خدا نشناخته باشد چه انتظاری نسبت به مساوات یا به زعم او عدالت دارد .

magoot
۱۳۹۱/۰۱/۱۴, ۲۱:۴۶
عدالت نیاز به معیاری برای سنجش دارد که هرکس حقش را نه کم نه زیاد بگیرد قبول
اما کسی که متولد نشده معیارش چیست؟
وقتی معیاری نباشد عدالت همان مساوات میشود.که سوال ماست خداوند چرا رعایت نکرده؟!

فتا 1
۱۳۹۱/۰۱/۱۴, ۲۲:۰۰
عدالت نیاز به معیاری برای سنجش دارد که هرکس حقش را نه کم نه زیاد بگیرد قبول
اما کسی که متولد نشده معیارش چیست؟
وقتی معیاری نباشد عدالت همان مساوات میشود.که سوال ماست خداوند چرا رعایت نکرده؟!

سلام

اشکال شما اینحاست که زندگی را اصل میدانی و در نتیجه به این مشکل بر میخوری و مومن به خدا دنیای بی زمان را اصل میداند و زندگی را فریب در این دنیا زمان وجود دارد و مرگ حتمی است و در دنیای دیگر زمان مطرح نیست و مرگی هم نیست .

مطاع کفر و دین بی مشتری نیست در این دنیا گروهی این گروهی آن پسندند .

magoot
۱۳۹۱/۰۱/۱۶, ۲۱:۲۴
اشکال شما اینحاست که زندگی را اصل میدانی و در نتیجه به این مشکل بر میخوری و مومن به خدا دنیای بی زمان را اصل میداند و زندگی را فریب
سلام دوست من
ما از وجود این دنیا مطمئنیم اما هیچ دلیلی نیست که بگوییم دنیای دیگری هست
حالا شما اصل را آنچه که مطمئن نیستی در نظر بگیر.من هم آنچه را با تمام وجود حس میکنم.